دواج نموده‌اند ) و هيچ پيغمبري را نرسيده است كه معجزه‌اي جز با اجازه خدا بياورد ( و به مردم ارائه دهد ) . هر زماني داراي نوعي معجزه است ( كه شايسته آن و حكمت و مصلحت در آن است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَايَةٍ » : معجزه . مراد معجزاتي است كه مشركان و يهوديان پيشنهاد مي‌كردند و انجام آنها را درخواست مي‌نمودند ( نگا : إِسراء / 90 - 93 ، فرقان‌ / 7 و 8 ) أ « أَجَلٍ » : مدّت . زمان . « كِتَابٌ » : كار حتمي و امر معيّن . مصدر است و به معني اسم مفعول ، يعني ( مكتوب ) به معني محتوم است . در اينجا مراد حكم معيّن و معجزه مشخّص و كار مقدّر است . « لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ » : هر زماني معجزه مربوط به خود دارد . هر زماني داراي حكم معيّن و كار مقدّري است كه جز آن در آن انجام نمي‌گيرد ( نگا : انعام‌ / 67 ) .‏
 
آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند هرچه را كه بخواهد ( و مصلحت بداند ، از نشانه‌هاي كتاب ديدني جهاني و از آيه‌هاي كتاب خواندني آسماني ) از ميان برمي‌دارد ، و هرچه را ( از قوانين هستي و از شرائع الهي كه حكمتش اقتضاء كند و مناسب با زمان باشد ) برجاي مي‌دارد و ( جايگزين مي‌سازد . و همه اينها ) در علم خدا ثابت و مقرّر است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَمْحُو » : از ميان برمي‌دارد . زائل مي‌گرداند . در رسم‌الخطّ قرآني الف زائدي در آخر دارد . « يُثْبِتُ » : بر جاي مي‌دارد . ثابت و استوار مي‌سازد . مراد از محو و اثبات در اينجا ، عبارت است از : 1 - تصرّفات خداوندي در نظام هستي ، از قبيل : زنده‌گرداندن و ميراندن ، پديد آوردن و نابود كردن ، كاستن و افزودن ، روياندن و پژمراندن ، نيرو دادن و نيرو زدودن ، و . . . 2 - تصرّفات خداوندي در آيات و احكام كتابهاي آسماني ، از قبيل : اقامه ديني و ازاله آئيني ، منسوخ‌كردن آيات و احكامي و لازم گرداندن مقرّرات و قوانيني ، و . . . « أُمُّ » : اصل . مركز . « الْكِتَابِ » : علم خدا . لوح محفوظ . يعني حوادث كَوْني و انساني ، و آيات و احكام آئين آسماني ، خاضع علم ثابت خدا و مشيّت تغييرناپذير او بوده كه در لوح محفوظ ضبط و منعكس است . آيه فوق را مي‌توان چنين هم معني كرد : خداوند هر قانون و شريعتي را كه بخواهد از ميان برمي‌دارد ، و هر قانون و شريعتي را كه بخواهد برجاي مي‌دارد ؛ و يا آئين پسين را جايگزين آئين پيشين مي‌گرداند ، و قوانين و شرائع اصولي همچون توحيد و نبوّت و معاد و تحريم رذائل و تحسين فضائل ، ثابت و تغييرناپذير مي‌مانند .‏
 
آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) اگر ( تو را زنده بداريم و ) برخي از چيزهائي را به تو بنمائيم كه به آنان وعده مي‌دهيم ، و يا اين كه تو را بميرانيم ( و شكست و مصيبت كافران و پيروزي و نعمت مؤمنان را نشانت ندهيم مسأله‌اي نيست . چرا كه ) بر تو تنها ابلاغ ( رسالت ) است ، و بر ما حساب و كتاب .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْبَلاغُ » : تبليغ . ابلاغ رسالت ( نگا : آل‌عمران‌ / 20 ، مائده‌ / 92 و 99 ) . « الْحِسَابُ » : محاسبه . بازپرسي . « وَ إِن مَّا نُرِيَنَّكَ . . . » :  ( نگا : زخرف‌ / 41 و 42 ) .‏
 
آيه  158
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بيگمان ( دو كوه ) صفا و مروه ( و هفت بار سعي ميان آن دو ) از نشانههاي ( دين ) خدا و عبادات الله هستند . پس هر كه ( ميخواهد فريضه ) حجّ بيت ( اللهالحرام ) يا عمره را به جاي آورد ، بر او گناهي نخواهد بود كه آن دو ( كوه ) را بارها طواف كند ( و سعي ميان صفا و مروه را به جاي آورد ) . هر كه به دلخواه كار نيكي را انجام دهد ( و بيش از واجبات ، به طاعت و عبادت پردازد ، خدا پاداش او را ميدهد ، چه ) بيگمان خدا سپاسگزار و آگاه ( از اعمال و نيّات عبادتكنندگان ) است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الصَّفَا » : اسم كوهي است . « الْمَرْوَةَ » : اسم كوهي است . « شَعَآئِرِ » : جمع شَعيرَة ، علامتها . نشانهها . در اينجا شعائر بر امكنه عبادت اطلاق شده است . « حَجَّ الْبَيْتَ » : قصد كعبه براي اداي مناسك در موسم حجّ كرد . « إعْتَمَرَ » : قصد عُمره كرد . « جُنَاحَ » : گناه . « يَطَّوَّفَ » : طواف كند . سعي كند . فعل مضارع باب تفعّل است و اصل آن ( يَتَطَوَّفَ ) ميباشد . « تَطَوَّعَ » : آزادانه و راغبانه به عهده گرفت . « خَيْراً » : كار نيكو . خوبي . اعم از حجّ و عمره و طواف و . . . « شَاكِرٌ » : سپاسگزار . اين واژه بيانگر مبالغه احسان خدا در حق بندگان است و براي خدا معني جزا دهنده طاعت و كردار شايسته را دارد .‏
آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مگر ( اين كافران مغرور و لجوج ) نمي‌دانند كه ما به زمين مي‌آئيم ( و ) از اطراف آن مي‌كاهيم‌ ؟  ( از سرزمين اينان مي‌كاهيم و بر سرزمين آنان مي‌افزائيم ، و اقوام و تمدنها و حكومتهائي را نابود مي‌كنيم و اقوام و تمدنها و حكومتهاي ديگري را جايگزين آنها مي‌سازيم . آيا اين قانون هميشگي و ساري و جاري در همه سرزمينها و جامعه‌هاي بشري ، براي بيدار شدن مردمان كافي نيست‌ ؟ ) . خداوند فرمان مي‌راند و فرمانش هيچ گونه رادع و مانعي ندارد .  ( اصلاً چه كسي يا چه چيزي ياراي جلوگيري از اجرا فرمان او را دارد ؟ ! ) و ( از آنجا كه خدا آگاه از هر چيزي و گواهان آماده و دلائل مهيّا است ) او سريع‌الحساب است ( و در روز قيامت نيازي به طول زمان جهت رسيدگي به حساب مردمان نيست ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أوَلمْ يَرَوْا » : آيا نمي‌دانند . مراد از ديدن ، دانستن است . « الأرْضَ » : مراد سرزمين ظالمان و كافران است ( نگا : انعام‌ / 6 ) . يا اين كه مضاف محذوف است و مراد اهل آن است . مراد خود كره زمين نيز مي‌تواند باشد . « أَطْرَافِ » : دَور و بَر . نواحي . « نَنقُصُ مِنْ أطْرَافِهَا » : از اطراف آن مي‌كاهيم . اين كاهش ممكن است اشاره به فتوحات اسلامي يا اين كه تخريب ممالك ستمگران و هلاك كردن ملحدان و مشركان باشد . و شايد اشاره به اين كشف علمي‌باشد كه مي‌گويد : سرعت گردش زمين به دور محور خود ، و نيروي گريز از مركز ، سبب شده‌اند كه در دو قطب از برآمدگي كره زمين كاسته شود . يا اشاره به اين نكته دانش جديد باشد كه مي‌گويد : هرگاه سرعت انطلاق بخشي از گازهائي كه همچون غلافي كره زمين را احاطه كرده‌اند ، از قوّه جاذبه‌اي كه زمين نسبت بدانها دارد افزونتر باشد ، مقداري از آن گازها از جو زمين خارج و راهي پهنه هستي مي‌گردند . اين انطلاق كه نوعي كاهش از اطراف كره زمين بشمار است ، هر روزه به طور م