ه ( به هنگام نماز ) چهرههايتان را به جانب مشرِق و مغرب كنيد ، نيكي ( تنها همين ) نيست ( و يا ذاتاً روكردن به خاور و باختر ، نيكي بشمار نميآيد ) . بلكه نيكي ( كردار ) كسي است كه به خدا و روز واپسين و فرشتگان و كتاب ( آسماني ) و پيغمبران ايمان آورده باشد ، و مال ( خود ) را با وجود علاقهاي كه بدان دارد ( و يا به سبب دوست داشت خدا ، و يا با طيب خاطر ) به خويشاوندان و يتيمان و درماندگان و واماندگان در راه و گدايان دهد ، و در راه آزادسازي بردگان صرف كند ، و نماز را برپا دارد ، و زكات را بپردازد ، و ( نيكي كردار كساني است كه ) وفاكنندگان به پيمان خود بوده هنگامي كه پيمان بندند ، و ( به ويژه كساني نيكند و شايسته ستايشند كه ) در برابر فقر ( و محروميّتها ) و بيماري ( و زيان و ضررها ) و به هنگام نبرد ، شكيبايند ( و استقامت ميورزند ) . اينان كساني هستند كه راست ميگويند ( در ادّعاي ايمان راستين و پيجوئي اعمال نيك ) و به راستي پرهيزكاران ( از عذاب خدا با دوري گرفتن از معاصي و امتثال اوامر الهي ) اينانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَيْسَ الْبِرَّ . . . » : واژه ( بِرَّ ) خبر مقدم ( لَيْسَ ) و ( أَن تُوَلُّوا ) اسم مؤخّر آن است . « الْبِرَّ » : واژهاي است كه در برگيرنده همه صفات نيك است . خير فراوان . « قِبَل » : جهت . سو . « لكِنَّ الْبِرَّ » : واژه ( بِرّ ) اسم لكِنَّ است و ( بِرُّ ) دوم محذوف ، خبر آن است كه تقدير چنين ميشود : لكِنَّ الْبِرَّ بِرُّ مَنْ . برخي ( بِرَّ ) را اسم لكِنَّ و ( مَنْ ) را خبر آن گرفتهاند . « الْكِتَابِ » : جنس كتاب ، يعني همه كتابهاي آسماني مراد است ( نگا : بقره / 121 ) . « عَلَيا حُبِّهِ » : با وجود دوست داشت خدا . با عشق به كارِ صدقه و احسان . مرجع ضمير ( ه ) را خدا و مال و مصدر مفهوم از فعل ، يعني نفس عمل گرفتهاند . « ذَوِي الْقُرْبَيا » : خويشاوندان . « الْمَسَاكِينَ » : نيازمنداني كه چيزي از كسي درخواست نميكنند ( نگا : بقره / 273 ) . « إبْنَ الْسَّبِيلِ » : مسافر نيازمند به سبب دوري از خانواده . « السَّآئِلِينَ » : گدايان . « فِي الرِّقَابِ » : در راه آزادكردن بندگان . در اينجا مراد از ( رِقَاب ) جمع رَقَبَة ، به معني گردن ، خودِ اشخاص است . « الْمُوفُونَ » : وفاكنندگان . عطف بر ( مَنْ ءَامَنَ ) است ، يا خبر مبتداي محذوف است كه تقدير آن چنين است : وَهُمُ الْمُوفُونَ . « عَاهَدُوا » : عهد بستند . « الْصَّابِرِينَ » : شكيبايان . منصوب است به ( أَخُصُّ ) يا ( أَمْدَحُ ) . « الْبَأْسَآءِ » : بلا و مصيبت خارج از جسم شخص . از قبيل : تنگدستي ، زيان مالي ، مرگ فرزندان . « الْضَّرَّآءِ » : بلا و مصيبت مربوط به جسم شخص . از قبيل : بيماري ، رنجوري . « حِينَ » : زمان . وقت . « الْبَأْسِ » : جنگ . جهاد با دشمنان ( نگا : احزاب / 18 ) .‏
 
سوره نحل آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَ لَمْ يَرَوْاْ إِلَى مَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلاَلُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالْشَّمَآئِلِ سُجَّداً لِلّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا آنان به چيزهائي كه خدا آفريده است نمي‌نگرند و درباره آنها نمي‌انديشند كه چگونه سايه‌هايشان از راست و چپ منتقل مي‌گردند ( و گاهي بدين سو و گاهي بدان سو امتداد مي‌يابند ) و فروتنانه خداي را سجده مي‌برند ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَتَفَيَّأُ » : برمي‌گردد . منتقل مي‌شود . در رسم‌الخطّ قرآني ( يَتَفَيَّؤُا ) است و الف زائدي در آخر دارد . « ظِلالُهُ » : سايه‌هاي آن ( نگا : رعد / 15 ) . « سُجَّداً » : سجده‌كنان . حال ( ظلال ) است . « دَاخِرُونَ » : خاضعان و فروتنان . از مصدر ( دُخُور ) به معني خواري و كوچكي است . « وَهُمْ دَاخِرُونَ » : حال دوم ( ظلال ) است .‏
 
سوره نحل آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنچه در آسمانها و آنچه در زمين جنبنده وجود دارد ، خداي را سجده مي‌برند و كرنش مي‌كنند ، و فرشتگان نيز خداي را سجده مي‌برند و تكبّر نمي‌ورزند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دَآبَّةٍ » : جنبنده . رونده ( نگا : بقره‌ / 164 ، هود / 6 و 56 ) . « مِن دَآبَّةٍ » : برخي اين قيد را براي ( مَا فِي‌الأرْضِ ) مي‌دانند ، ولي به دليل آيه‌هاي ديگر مربوط به ( مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الأرْضِ ) به طور كلّي است ( نگا : شوري‌ / 29 ، حجّ‌ / 18 ) . « الْمَلآئِكَة » : ذكر خاصّ فرشتگان با وجود دخول در واژه عام ( ما ) براي بزرگداشت فرشتگان و اين كه آنان نوعي از آفريدگانند كه در ماهيّت جداي از جنبندگانند .‏
 
سوره نحل آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏فرشتگان از پروردگار خود كه حاكم بر آنان است مي‌ترسند و آنچه بدانان دستور داده شود ( به خوبي و بدون چون و چرا ) انجام مي‌دهند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِن فَوْقِهِمْ » : مراد بالا بودن حسّي و مكاني نيست ، بلكه مراد برتري و والائي مقامي است ( نگا : أنعام‌ / 61 ، أعراف‌ / 127 ) . « يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ » :  ( نگا : تحريم‌ / 6 ) .‏
 
سوره نحل آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإيَّايَ فَارْهَبُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا گفته است كه دو معبود دوگانه براي خود برنگزينيد ، بلكه خدا معبود يگانه‌اي است ( كه منم آفريدگار كائناتم ) و تنها و تنها از من بترسيد و بس .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَالَ » : مراد از گفتن ، دستور دادن است . « إِلهَيْنِ » : دو معبود . مراد اين است كه دوگانه‌پرستي غلط است تا چه رسد به پرستش معبودهاي متعدّد . يا اين كه همه معبودهاي دروغين يكي و باطل بشمارند و در مقابل معبود حق كه تنها او آفريننده جهان و منشأ خير و بركت و نعمت است قرار دارند . « إِثْنَيْنِ » : دوگانه . صفت است و در برابر ( واحِدٌ ) يعني يگانه كه آن هم صفت است قرار دارد . ذكر اين دو وصف براي تأكيد يكتاپرستي ، و نهي از دوگانه و چندگانه پرستي است . « فَارْهَبُونِ » :  ( نگا : بقره‌ / 40 ) .‏
 
سوره نحل آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَهُ مَا فِي الْسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِباً أَفَغَيْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنچه در آسمانها و زمين است از آن او است ، و همواره ( تعيين نحوه ) دينداري و ( كار ) قانونگذاري حق او ، و اطاعت و انقياد از وي واجب و لازم است . پس ( وقتي كه عالَم هستي از آنِ خدا و قوانين تكويني و تشريعي و اطاعت و انقياد همه چيز و همگان از او است ) آيا از غير خدا مي‌ترسيد ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الدِّينُ » : دين و شريعت . قوانين و سنن . اطاعت و انقياد . « وَاصِباً » : هميشه و همواره ( نگا : صافّات‌ / 9 ) . واجب و لازم . خالصانه . اين واژه حال ( الدّينُ ) است .‏
 
سوره نحل آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنچه از 