 صفا و صميميّت مي‌گردد ) . اين گونه ( كافي و وافي و واضح ) خداوند آيه‌ها ( ي احكام محكمه و شرائع مبرمه خود ) را برايتان توضيح مي‌دهد و تبيين مي‌كند تا اين كه ( بينديشيد و در پرتو خرد ، احكام و مواعظ مندرج در آيات را ) بفهميد ( و بدانها عمل كنيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَرَجٌ » : گناه ( نگا : توبه‌ / 91 ، احزاب‌ / 38 ) . « بُيُوتِكُمْ » : خانه‌هاي خود . مراد خانه فرزندان است . چرا كه به فرموده پيغمبر ، فراچنگ آورده اولاد فرا چنگ آورده پدر بشمار است : الف ) اِنَّ أَطْيَبَ ما يَأْكُلُ الْمَرْءُ مِنْ كَسْبِهِ ، وَ إِنَّ وَلَدَهُ مِنْ كَسْبِهِ . ب ) أَنْتَ وَ مالُكَ لأبِيكَ .  ( نگا : تفسير آلوسي ) . « لَيْسَ عَلي الأعْمي . . . » : طبق برخي از روايات ، اهل مدينه پيش از آن كه اسلام را پذيرا شوند ، افراد نابينا و شل و بيمار را از حضور بر سر سفره غذا منع مي‌كردند و با آنان هم‌غذا نمي‌شدند . اسلام اين عمل را نكوهش فرمود . « مَفَاتِحَ » : جمع مِفْتَح ، كليدها ( نگا : انعام‌ / 59 ) . « مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ » : خانه‌هائي كه كليدهاي آنها در اختيار شما است . مراد خانه‌هائي است كه نگاهباني و مواظبت آنها به شما واگذار شده و شما را مراقب و متصرّف در آنها نموده‌اند . « أَن تَأْكُلُوا جِميعاً أَوْ اَشْتَاتاً » : اين كه گروهي يا تنها غذا بخوريد . برخي از اعراب مانند قبيله كنانه ، و جمعي از مسلمانان در آغاز اسلام از غذا خوردن تنهائي ، ابا داشتند ، قرآن بدانان تعليم مي‌دهد كه غذا خوردن به صورت جمعي و فردي هر دو مجاز است . « فَسَلِّمُوا عَلي أَنفُسِكُمْ » : بر خودتان سلام كنيد . مراد از « خودتان‌ » ،  « همديگر » است ( نگا : بقره‌ / 54 ) و در اصل منظور ساكنان منازل است ، اعم از بيگانگان يا خويشان و اهل خانواده . از قبيل : پدر و مادر و برادر و خواهر و همسر و پسر و دختر ( نگا : آل‌عمران‌ / 61 ) . اگر هم به هنگام ورود به خانه‌اي ، كسي در آنجا نباشد ، بايد بر خويشتن سلام كرد و گفت : أَلسَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلي عِبَادِ اللهِ الصَّالِحينَ . « مِنْ عِندِاللهِ » : از سوي خدا مقرّر است و برنامه اسلامي است . « تَحِيَّةً » : درود و سلام . مفعول مطلق است براي ( سَلِّمُوا ) از غير لفظ خود ، همچون قَعَدْتُ جُلُوساً . « طَيِّبَةً » : پاك . مايه خوشحالي و سرور .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3245.txt">آيه  62</a><a class="text" href="w:text:3246.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:3247.txt"> آيه  64</a><a class="text" href="w:text:3248.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:3249.txt"> آيه  2</a></body></html>سوره نور آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مؤمنان واقعي كساني هستند كه به خدا و پيغمبرش ايمان دارند و هنگامي كه در كار مهمّي ( چون جهاد ) با او باشند ، بدون اجازه وي ( به جائي ) نمي‌روند ( و تك و تنها رهايش نمي‌كنند ) . كساني كه از تو اجازه مي‌گيرند آنان واقعاً به خدا و پيغمبرش ايمان دارند . پس هرگاه از تو براي انجام بعضي از كارهاي خود اجازه خواستند ، به هركس از ايشان كه مي‌خواهي ( و صلاح مي‌بيني ) اجازه بده ، و از خدا براي آنان آمرزش بخواه . بي‌گمان خدا بخشايشگر و مهربان است ( و با مغفرت و رحمت خود ، اجازه خواستن و به دنبال مصالح خويش رفتن ايشان را كه نوعي قصور در چنين اوقات بشمار است مي‌بخشد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْرٍ جَامِعٍ » : كار مهمّي كه مردمان براي مشورت و يا شركت در آن گرد مي‌آيند ، از قبيل جهاد و جمعه و جماعت و عيدين . « إسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللهَ » : مراد طلب بخشش قصور آنان در تشخيص مهمّ و مهمّتر است .‏
 
سوره نور آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضاً قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذاً فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي مؤمنان ! ) دعوت پيغمبر را در ميان خويش ( براي اجتماع و شركت در كارهاي مهمّ ) همسان دعوت برخي از برخي از خود بشمار نياوريد ( چرا كه فرمانش فرمان خدا و دعوتش دعوت پروردگار است ) . خداوند آگاه از كساني است كه در ميان شما خويشتن را مي‌دزدند و پشت سر ديگران خود را پنهان مي‌دارند ( تا پيغمبر آنان را نبيند و از انصراف و گريز ايشان نپرسد و كاري بدانان حوالت نكند ) . آنان كه با فرمان او مخالفت مي‌كنند ، بايد از اين بترسند كه بلائي ( در برابر عصياني كه مي‌ورزند ) گريبانگيرشان گردد ، يا اين كه عذاب دردناكي دچارشان شود ( اعم از قحطي و زلزله و ديگر مصائب دنيوي ، و دوزخ و ديگر شكنجه‌هاي اخروي ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« دُعَآءَ » : دعوت . فراخواندن براي كار مهمّي . « يَتَسَلَّلُونَ » : خود را مي‌دزدند . خويشتن را كنار مي‌كشند و پشت ديوار و پشت سر مردم خويش را پنهان مي‌سازند . آهسته و پنهاني راه خود را در پيش مي‌گيرند . « لِوَاذاً » : پناه بردن . يكي در پشت ديگري خويشتن را قائم كردن . مصدر باب مفاعله است و حال بوده و به معني ( مُلاوِذينَ ) است .‏
 
سوره نور آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هان !  ( اي مردمان ! ) آنچه در آسمانها و زمين است متعلّق به خدا است . او آگاه است از آنچه شما ( هم اينك ) بر آن هستيد ( و چه نوع عقيده و هدف و روشي داريد ) و آگاه است از آن روزي كه انسانها در آن به سوي او بازمي‌گردند ، و ايشان را از اعمالي كه انجام داده‌اند آگاه مي‌سازد ( و جزا و سزا و پاداش و پادافره كردار و رفتار و گفتارشان را مي‌دهد ) و خداوند از هر چيزي آگاه است ( و احوال و اوضاع و موافقت و مخالفت و اخلاص و نفاق كسي بر او پنهان نمي‌ماند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَدْ يَعْلَمُ » : حتماً مي‌داند . حرف ( قَدْ ) در اينجا براي تحقيق است ( نگا : تفسير آلوسي ) . « يَوْمَ » : مفعول به و عطف بر ( ما ) است ، و يا عطف بر ( أَلآنَ ) مقدّر است و تقدير چنين است : مَآ أَنتُمْ عَلَيهِ الآنَ وَ يَوْمَ . و يا اين كه ظرف است و معني چنين مي‌شود : خداوند آگاه است از آنچه شما بر آن هستيد ، و در روزي كه انسانها به سوي او باز مي‌گردند ، ايشان را از آنچه كرده‌اند باخبر مي‌سازد . يادآوري : در اين آيه سه بار بر روي علم خدا نسبت به اعمال انسانها تكيه شده است ، تا ما متوجّه باشيم كه خدا ب