كنيد مطلع مي‌سازد ( و پاداش و پادافره اعمال و اقوال شما را مي‌دهد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قُلْ » : فعل ( قُلْ ) عطف بر فعل ( خُذْ ) در آيه 103 است . « فَسَيَرَي اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ » : خدا از كارتان آگاه است ، چون حاضر در همه‌جا و ناظر بر همه‌چيز است . پيغمبر و مؤمنان هم از كارتان مطلع مي‌شوند ، چرا كه انسان هر عملي را انجام دهد - خواه ناخواه - ظاهر خواهد شد . اعمالتان از ديد خدا پنهان نمي‌ماند و در روز قيامت پيغمبر و مؤمنان هم از كردارتان باخبر مي‌گردند ( نگا : آل‌عمران / 179 ، اعراف / 188 ، توبه / 94 ، نمل / 65 ، احقاف / 9 ، حاقّه / 18 ، الطارق / 9 ، العاديات / 10 ) .‏
 آيه  119
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَنَذِيراً وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما تو را همراه با حقائق يقيني فرستاديم تا مژدهرسان ( مؤمنان ) و بيمدهنده ( كافران ) باشي . و از تو درباره ( عدم ايمان ) دوزخيان پرسيده نميشود ( بلكه بر رسولان پيام باشد و بس ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِالْحَقِّ » : همراه با حق . مؤيّد با حق . مراد از ( حق ) قرآن يا اسلام است ( نگا : نساء / 170 ، بقره / 190 ) . « بَشِيراً » : مژدهرسان . « نَذِيراً » : ترساننده . بيمدهنده . « الْجَحيمِ » : آتش برافروخته و فروزان . اسمي از اسماء دوزخ است .‏
 آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و گروه ديگري ( از متخلّفان از جهاد ) هستند كه به فرمان خدا واگذار گرديده‌اند ( و مردم بايد در انتظار بمانند تا ببينند كه دستور خدا درباره اين دسته كه بدون عذر از جهاد بازپس مانده‌اند چه باشد ) يا خدا ايشان را به گناه خود مي‌گيرد و يا بر آنان مي‌بخشايد . خداوند آگاه ( از احوال و نيّات آنان بوده و ) حكيم است ( و برابر حكمت خود ، بندگان را ثواب يا عقاب مي‌دهد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَاخَرُونَ » : دسته ديگري كه غير از دسته مذكور در آيه 102 مي‌باشند كه بدون عذر از جهاد واپس كشيدند و بعدها پشيمان گشتند و عذرتراشي هم ننمودند و به فرمان پيغمبر از همنشيني و گفتگوي با اصحاب و حتّي نزديكي با زنان خود محروم شدند ، تا فرمان خدا در آيه 118 در رسيد و ايشان را بخشيد . « مُرْجَوْنَ » : به تأخير انداخته‌شدگان . واگذارشدگان . جمع ( مُرْجي ) است كه اسم مفعول است و از مصدر ( إرجاء ) . اصل آن ( رجو ) يا ( رجا ) مي‌باشد ( نگا : اعراف / 11 و احزاب / 51 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1572.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:1573.txt">آيه  108</a><a class="text" href="w:text:1574.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:1575.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:1576.txt">آيه  111</a></body></html>آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِداً ضِرَاراً وَكُفْراً وَتَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَاداً لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( از ميان منافقان ) كساني هستند كه مسجدي را بنا كردند و منظورشان از آن ، زيان ( به مؤمنان ) و كفرورزي ( در آن ) و تفرقه‌اندازي ميان مؤمنان ( و درهم كوبيدن صفوف مسلمانان ) و كمينگاه ساختن براي كسي بود كه قبلاً با خدا و پيغمبرش جنگيده بود و ( علم طغيان برافراشته بود ) سوگند هم مي‌خوردند كه نظري جز نيكي نداشته‌اند ( و تنها مرادشان خدمت به مردمان و اقامه نماز در آن بوده و بس ) امّا خداوند گواهي مي‌دهد كه آنان ( در سوگند خود ) دروغ مي‌گويند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الَّذِينَ . . . » : عطف بر ماسبق است و تقدير آن چنين است : وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً . « ضِراراً » : زيان رساندن . مفعول‌له است . « إِرْصَاداً » : در كمين نشستن . « الْحُسْنَيا » : كار نيك . علّت تأنيث آن اين است كه در اصل ( ألْخَصْلَة الْحُسْنَيا ) بوده و موصوف حذف شده و صفت به جاي آن نشسته است . آيه مذكور درباره گروهي از منافقان است كه وقتي مسجد قبا در مدينه ساخته شد ، ابوعامر نامي ايشان را بر آن داشت كه منافقان براي چشم هم چشمي با كساني كه مسجد قباء را ساختند ، و براي گردهمائي و رايزني عليه اسلام و مؤمنان ، مسجدي بسازند . بعد از اتمام آن از پيغمبر درخواست كردند كه در چنين مسجدي كه بعدها مسجد ضرار نام گرفت نماز بخواند . امّا وحي آسمان نقاب از چهره آنان برداشت و پيغمبر چه رسد به اين كه در آن نماز نخواند ، دستور داد كه آن را بسوزانند و زباله‌دانش نمايند .‏
 
آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) هرگز در آن ( مسجد ضرار ) نايست و نماز مگذار . مسجدي ( مانند مسجد قبا ) كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا گرديده است ( و مراد سازندگان آن تنها رضاي الله بوده است ) سزاوار آن است كه در آن برپاي ايستي و نماز بگزاري . در آنجا كساني هستند كه مي‌خواهند ( جسم و روح ) خود را ( با اداي عبادتِ درست ) پاكيزه دارند و خداوند هم پاكيزگان را دوست مي‌دارد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تَقُمْ فيهِ . . . » : در آن به عبادت نايست . در آن نماز مخوان ( نگا : نساء / 102 ) . اصلاً در آن توقّف مكن و ممان . « أَحَقُّ » : اين واژه گرچه افعل التفضيل است ولي در اينجا مراد مقايسه ميان ( شايسته ) و ( شايسته‌تر ) نيست‌ ؛ بلكه مقايسه ميان ( شايسته ) و ( ناشايسته ) است‌ ؛ لذا در اينجا ( أَحَقُّ ) به معني شايسته است‌ ؛ نه شايسته‌تر ( نگا : فرقان / 24 ) .‏
 

آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا كسي كه شالوده آن ( مسجد ) را بر پايه تقوا و پرهيز از ( مخالفت فرمان ) خدا و ( جلب ) خوشنودي ( او ) بنياد نهاده است ،  ( كارش ) بهتر است يا كسي كه شالوده آن را بر لبه پرتگاه شكافته و فرو تپيده‌اي بنياد نهاده است و ( هر آن با فرو ريختن خود ) او را به آتش دوزخ فرو مي‌اندازد ؟ خداوند مردمان ستم‌پيشه را ( به چيزي كه خير و صلاح ايشان در آن باشد ) هدايت نمي‌كند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بُنْيَان‌ » : پايه . شالوده . مصدر است و به معني اسم مفعول به كار رفته است . يعني بناء به معني مبني . « بُنْيَانَهُ » : شالوده مسجد . شالوده دين خود . « شَفا » : لبه . كناره ( نگا : آل‌عمران / 103 ) . « جُرُفٍ » : گودال . پرتگاه . « هَارٍ » : شكافته و مشرف به سقوط ، از ماده ( هور ) و در آن قلب‌المكان شده است و لام‌الفعل و عين‌الفعل به جاي همديگر به كار رفته است . 