رَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ کَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا)(تحریم: 10).
«خداوند از میان کافران زن نوح و لوط را مثل زده است، آنان در حباله نکاح دو تن از بندگان خوب ما بودند و به آن دو خیانت کردند».
مجلسی در تفسیر این آیه از قمی روایت می‌کند که گفت: سوگند به خدا که منظورش از ﴿فَخَانَتَاهُمَا﴾ «یعنی به آن دو خیانت کردند» عمل منافی عفت (فاحشه) است، و حد باید بر فلانه بخاطر آنچه در راه بصره کرد اجرا می‌شد، و فلانی او را دوست می‌داشت، پس وقتی فلانه خواست به بصره برود فلانی به او گفت: برای تو جایز نیست که این گونه بدون محرم بیرون بروی آنگاه او با فلانی ازدواج کرد(2) . 
منظور از فلانه عایشه رضی الله عنهاست و منظور از فلانی طلحه (رض) می‌باشد!! 
خداوند به سزای طعنه‌ای که به ناموس و شرافت پیامبر (ص) زده‌اند آنها را نابود و رسوا کند!! 
و مجلسی بعد از ذکر آیه سابق می‌گوید: (برای فرد هوشیار و بینا پوشیده نیست که در این آیات به نفاق و کفر عائشه حفصه اشاره شده است). 
خداوند متعال می‌فرماید:(إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِّنکُمْ)(نور: 11).
«کسانی که این تهمت بزرگ را (دربارة عایشه، ام المؤمنین) پرداخته و سرهم کرده‌اند».
تا اینکه می‌فرماید:(الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِکَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِيمٌ)(نور: 26).
«زنان ناپاک از آنِ مردان ناپاکند و مردان ناپاک از آنِ زنان ناپاکند و زنان پاک متعلق به مردان پاکند، و مردان پاک متعلق به زنان پاکند. آنان از نسبت‌های ناموسی ناروائی که بدانان داده می‌شود مبرا و منزه هستند. (و به همین دلیل) ایشان از مغفرت الهی برخوردارند و دارای روزی ارزشمندند».
خداوند بعد از آن که پاکی عایشه -رضی الله عنها- را بیان کرده است و اثبات نموده که او مؤمن است او را به مغفرت و روزی ارزشمند وعده داده است، پس آیا خداوند فردی را به چیزی وعده می‌دهد و سپس وعده‌اش متحقق نمی‌شود؟! و آیا برای مسلمانی جایز است که وعدة خداوند را مقید و مشروط کند و بگوید: (اگر از فردی که وعده داده شده چیزی برخلاف آن سر نزده باشد) یعنی اینکه خداوند آینده را نمی‌داند؟!!! 
سپس چگونه عایشه با فلانی ازدواج کرد و حال آن که او و فلانی و علی بن ابی طالب و همه صحابه می‌دانستند که همسران پیامبر مادران مؤمنان هستند و ازدواج با آنها حرام است، و هیچ یک از اصحاب نه علی و نه دیگران به این کار اعتراض نکردند؟! اگر عایشه آشکارا ازدواج کرده است پس چرا به او اعتراض نشد؟! 
و اگر به صورت پنهانی ازدواج کرده است چگونه شما از آن آگاه شده‌اید؟! 
خداوند دروغ را و کسانی را که ناموس و دامان پیامبر (ص) را با چنین اتهاماتی آلوده می‌کنند نابود کند. بار خدایا از تو عافیت را می‌جوییم. 
اما دیگر امهات المؤمنین، همانند دیگر اصحاب نگفته‌اند که علی (رض) امام است، و از دیدگاه شما هر کس به ولایت علی معتقد نباشد یا کافر است یا فاسق. مفید امامی (متوفای سال 413 هـ) می‌گوید: (امامیه و بسیاری از زیدیه بر این اتفاق کرده‌اند که کسانی که بر امیر المؤمنین مقدم داشته شده‌اند گمراه و فاسق هستند، و آنها با دور کردن امیر المؤمنین علی(ع)  از جانشینی پیامبر گناهکار و ستمگرند و در جهنم برای همیشه می‌مانند)(3) . 
و همچنین مفید در کتابی دیگر گفته است: (ظاهر مذهب امامیه این است که کسانی که علیه امیر المؤمنین قیام کرده‌اند و با او جنگیده‌اند کافر هستند، چون فرقه و گروه اهل حق بر این اجماع کرده‌اند ... و انکار امامت مانند انکار نبوت است چون پیامبر (ص) فرموده است: (هر کسی بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته است به مرگ جاهلی مرده است)(4) . 
می‌گویم: ظاهر این حدیث دروغ است، و در دیوان‌ها و مجموعه های حدیث معروف اسلام وجود ندارد؟! 
و خمینی می‌گوید: (ما با شیخین کار نداریم و مخالفتهای آنها با قرآن و بازیچه قرار دادن احکام خدا و حلال و حرام کردن از پیش خود و ستمهائی که بفاطمه دختر پیامبر (ص)  و اولاد او کردند ...)(5) . 
و همچنین او می‌گوید: (آنکه فرضاً قرآن اسم امام را تعيين ميکرد از کجا که خلاف بين مسلمانها واقع نميشد، آنهاييکه سالها در طمع رياست خود را بدین و پيغمبر چسبانده بودند و دسته بنديها ميکردند ممکن نبود بگفتة قرآن از کار خود دست بردارند..)(6) . 
پس آنها با احکام خدا بازی می‌کردند و خود را به دین چسبانده بودند و از اهل دین نیستند!! 
این بود عقیدة امامیه در مورد پیامبر (ص) و همسران و اصحابش، اگر حدیث دروغین گذشته اجرا شود آنها اولین کسانی هستند که مستحق این حکم می‌باشند.
فرض کنید به شخصی بدون زمینة ذهنی قبلی گفته شود نظر شما در مورد شخصیتی با این صفات چیست؟:
دوستان او پلید، منافق یا کافر و فاسق هستند. همسرانش نیز  منافق یا کافرند.
او در تربیت پیروانش که بیش از ده هزار نفر بوده‌اند شکست خورده است و موفق شده از این تعداد فقط چهار نفر را تربیت کند!!
توقع دارید این شخص چه جوابی بدهد!!! 
------------------------------------------------------------------------
1) کشف الأسرار (ص 135). 
2) بحار الانوار (22/240)، در تفسیر قمی آمده است، اما قمی جرأت نکرده که بعضی کلمات را آن گونه که به صراحت مجلسی گفته صراحتاً بگوید. تفسیر قمی (2/377). 
3) اوائل المقالات (1/41). 
4) الاقتصاد فی الاعتقاد (ص 358). 
5) کشف الاسرار (ص 110- 111). و کتابش پر است از تناقض گوئی، چه بسا که در جایی چیزی را ثابت می کند و در جای دیگر همان چیز را انکار می کند.
6) کشف الاسرار (ص 113- 114). 80- گفته عاملی را آورده‌اید که می‌گوید: (در مذهب شیعه دشنام دادن به اصحاب واجب نیست...). تا اینکه می‌گوید: (اگر فردی هزار سال زندگی کند و به مذهب اهل بیت پایبند باشد و آنها را دوست بدارد و از دشمنانش اظهار بیزاری کند و هرگز در طی این هزار سال صحابه را دشنام نداده باشد؛ خطا کار نیست و در ایمان او کوتاهی نیست). [المناظرات لمقاتل بن عطیة، تحقیق الوردانی (ص 77)]. 
می‌گویم: شیعه بازی با کلمات را خوب بلدند، و گمان می‌برند که اهل سنت فریب این نیرنگ را می‌خورند. 
کلمات او این را تأکید می‌کنند که اهل بیت دشمنانی دارند. و منظور واضح است، یعنی کسانی که بعد از پیامبر (ص) علی (رض) را خلیفه نکرده‌اند، یعنی همه اصحاب به جز چهار نفر چنان که ادعا می‌کنند؛ پس از دیدگاه شیعه اینها دشمنان اهل بیت هستند. پس اظهار بیزاری از آنها برای اثبات ایمان کافی است، مثل اینکه ما می‌گوییم: اگر هزار سال زندگی کنیم و شیطان و فرعون و ابو لهب و ابو جهل را دشنام ندهیم و ناسزا نگوییم ایمان ما کامل است؛ اما باید از آنها اظهار بیزاری کرد. به نظر شما این با آنچه شما نقل کرده‌اید چه فرقی دارد؟! 
مسئله بر می‌گردد به آنچه بحرانی شیعه گفته است که: (یا باید ا