نی. و گفتة ابن خلکان را آورده‌ای که می‌گوید: او در دینش متهم بود و در خانه‌اش برای مادرش کنیسه‌ای ساخته بود)(1) . 
در پاسخ می‌گویم: اگر دوست نداشتم که شبهاتی را که در ذهن شما جای گرفته بیرون کنم، از چنین سخنی روی‌گردانی می‌کردم، شایستة شما نیست که روایات تاریخی که سند ندارند را انتخاب کنید تا از آن علیه حیثیت و عقاید مردم استدلال کنید، این شیوه ایست که خودم و شما را از آن برحذر می‌دارم.
کتاب الأغانی؟!! شما که استاد دانشگاه هستید و راه و روش به دیگران یاد داده و یک نسل را راهنمایی می‌کنید، آیا شایسته است که تا این حد خودتان را کوچک کرده و پایین بیایید؟! به خدا سوگند من به خاطر چنین رویکردی متأسفم.
وقتی کتابهای حدیث شما که به پیامبر (ص) یا به ائمه‌تان نسبت می‌دهد، و علما به آن اهتمام ورزیده، و تألیفاتی در مورد آن نوشته‌اند، و با سند آن را ذکر کرده‌اند، دروغ و تحریف در آن وجود دارد، پس در مورد داستانهای تاریخی چه فکر می‌کنید و چه انتظاری دارید؟! 
-----------------------------------------------------------
1) الأغانی (21/25). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:120.txt">121و122-انکار ثقه بودن عمران بن حطان توسط ابومهدی</a><a class="text" href="w:text:121.txt">123-چگونه به کسی که علی را لعن می کند می توان اعتماد کرد؟!</a><a class="text" href="w:text:122.txt">124و125-حدیث: «أیُسب رسول الله (ص) علی رؤوس الأشهاد».</a><a class="text" href="w:text:123.txt">126-ایراد ابومهدی بر ابن کثیر در ضعیف دانستن احادیث.</a><a class="text" href="w:text:124.txt">127-نظر ابومهدی در مورد تفاوتهای علی و ابوبکر و عمر؟!</a><a class="text" href="w:text:125.txt">128-نظر علمای اهل سنت در مورد اینکه هر کس به یک صحابی عیب و نقص وارد کند زندیق است.</a><a class="text" href="w:text:126.txt">129-نقل از حموی: لعن علی (رض) بر منابر!</a><a class="text" href="w:text:127.txt">130-بعضی از اهل سنت نقل کرده اند که علی (رض) در زمان بنی امیه لعن می شد.</a><a class="text" href="w:text:128.txt">131-حدیث: رد سعد بر معاویه که علی را دشنام داده بود.</a><a class="text" href="w:text:129.txt">132-تفاوت قاتلان عثمان با قاتلان علی در چیست؟!</a><a class="text" href="w:text:130.txt">133-روایتی از مروان بن حکم در مورد ضرورت سب و دشنام دادن به علی(رض)</a><a class="text" href="w:text:131.txt">134-حدیث: «أنا مدينة العلم وعلي بابها» (من شهر علم هستم وعلی درب آن است).</a><a class="text" href="w:text:132.txt">135-حدیث: «أنت تبین لأمتی..» (شما تبیین می کنید برای امت من...)</a><a class="text" href="w:text:133.txt">136-آیه: ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ﴾ در مورد علی (رض)</a><a class="text" href="w:text:134.txt">137-سخن عمر (رض): (أقرؤنا أُبيَّ، وأقضانا عليّ). يعني: قاری‌ترین ما ابی (بن کعب) است، و برترین‌ ما در قضاوت علی است.</a><a class="text" href="w:text:135.txt">138و139-روایت «سلونی» (از من بپرسید) از علی، و نظر ابن عباس در مورد علم او.</a><a class="text" href="w:text:136.txt">140-(لولا علي لهلک عمر) روایتی که عمر در آن به خدا پناه میبرد از مشکلی که کمک علی در آن نباشد.</a></body></html>پاسخ به آیه ﴿وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ ﴾ و وفق دادن بین این آیه، و آیه خیانت زن نوح و لوط -علیهما السلام-: 
خداوند می‌فرماید: (الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِکَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِيمٌ)(نور: 26). «زنان ناپاک از آنِ مردان ناپاکند، و مردان ناپاک از آنِ زنان ناپاکند و زنان پاک متعلق به مردان پاکند و مردان پاک متعلق به زنان پاکند. آنان از نسبت‌های ناموسی ناروائی که بدانان داده می‌شود مبرا و منزه هستند. ایشان از مغفرت الهی برخوردارند و دارای روزی ارزشمندند».
تأملاتی در این آیه: 
1- آیه برای تبرئه کردن عایشه -رضی الله عنها- از آنچه بدان متهم شده بود نازل شده است، و خداوند خبر داده که زنان ناپاک از آنِ مردان ناپاکند و .... تا بر این دلالت کند که خداوند هرگز چنین نمی‌کند که زنی ناپاک همسر پاک‌ترین مردها، پیامبر خدا باشد. و منظور از ناپاکی زنا است، اما زن‌های نوح و لوط -علیهما السلام- کافر بودند و ازدواج با زن کافر در شریعت ما جایز نیست (اما در شریعت آنها شاید جایز بوده باشد) و فقط ازدواج با زن اهل کتاب که پاکدامن باشد جایز است. اما ازدواج با زن زناکار در شریعت ما جایز نیست گرچه آن زن مسلمان باشد؛ چون ازدواج با زن زناکار منجر به مفاسدی می‌شود و سبب اختلاط انساب می‌گردد، چنان که خداوند متعال می‌فرماید: (وَالزَّانِيَةُ لَا يَنکِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذَلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ)(نور: 3). «و زن زناکار حق ندارد جز با مرد زنا پیشه و یا با مرد مشرک ازدواج کند. چرا که چنین (ازدواجی) بر مؤمنان حرام شده است».
پس فرق واضح است. 
2- آیه کریمه عایشه -رضی الله عنها- را مبرا نموده و او را به آمرزش و روزی ارزشمندی وعده داده است، پس آیه دلالت می‌کند که عایشه با ایمان می‌میرد چون حکم خدا تغییر نمی‌کند. 121) شما گفته‌اید: (عمران بن حطان از رجال و راویان بخاری و ابوداود و نسائی است، عجلی می‌گوید: «او بصری و ثقه است». و ابوداود می‌گوید: «در میان هواپرستان حدیث هیچ گروهی صحیح از حدیث خوارج نیست». سپس این عمران و غیره را نام برده است... با اینکه عقیلی تصریح کرده که عمران بن حطان از خوارج بوده است، و او ابن ملجم را می‌ستاید...).
پاسخ:
اول: اینکه مذهب اهل سنت این است که حق را اگر کافر یا فاسقی هم گفته باشد ترک کرده نمی‌شود، و قرآن کریم بر این تأکید کرده است.
خداوند متعال از بلقیس یمن حکایت می‌کند که گفت:  ﴿قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً﴾ [النمل: 34]. 
«و گفت پادشاهان وقتی وارد شهری شوند آن را خراب می‌کنند و افراد با عزت آن را خوار می‌گردانند».
ابن عباس رضی الله عنهما می گوید: این سخن حقی است که یک زن کافر آن را می‌گوید. خداوند متعال (بعد از سخنان بلقیس) می‌فرماید: ﴿وَكَذَلِكَ يَفْعَلُونَ﴾ [النمل: 34]. (آری) کار آنها همین گونه است(1) . 
و خداوند در مورد فاسق می‌گوید:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ)(حجرات: 6).
«ای مومنان! اگر فرد فاسقی برای شما خبری آورد در مورد آن تحقیق کنید تا از روی نادانی به قومی آسیب نرسانید و آنگاه بر آنچه کرده‌اید پشیمان شوید».
خداوند به تحقیق و بازجویی امر نمود، و نگفته خبر او را ترک کنید. 
دوم: اینکه، برای علما راستگویی خوارج ثابت شده است، آنها مرتکب گناه کبیره را کافر می‌نامند، و بنابر این، از آنها روایت کرده‌اند، و از رافضی‌ها هم روایت کرده‌اند در حالی که رافضی‌ها دروغ را دیانت می‌دانند و آن را «تقیه» می‌نامند، حتى از جعفر صادق روایت کرده‌اند که او گفت: (نُه دهم دین در تقیه است، و هر کس تقیه نکند دین ندارد).
و ا