ان و پیشوایانی که بدانها اقتدا باید کرد نشده است. 
پس هرگز جایز نیست کسی از مردمان را در مقام و رتبة پیامبر اکرم (ص) قرار داد، و هیچ یک از صحابة کرام نیز بصورت کامل بر دین احاطه و شمولیت ندارند که بگوییم: تنها و تنها باید از او دین را آموخت، بلکه ما از همة ایشان دین را فرا می گیریم.
----------------------------------------------------------
1) تفسیر رازی (1/205، 207). 165) گفته اید: (حاکم از ام سلمه آورده که ایشان گفتند: از پیامبر اکرم (ص) شنیدم که فرمودند: «علی با قرآن است، و قرآن با اوست، این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا بر حوض کوثر پیش من حاضر شوند». سپس حاکم گفت: این حدیث درست است. و نام ابو سعید تمیمی، عقیص است که او مردی ثقه و قابل اعتماد می باشد که این حدیث را بخاری و مسلم در کتابهایشان نیاورده اند.
پاسخ:
در اسناد این حدیث اسم ابوثابت خدمتگذار ابوذر آمده، که کتابهای رجال نامی از او ذکر نکرده اند، و حکم استشهادی او روشن نیست.
و همچنان در اسناد این حدیث نام ابوسعید تمیمی آمده است که: ذهبی می گوید: گفته اند: نامش دینار است که مردی شیعه بود، و دارقطنی از او روایت نمی کند و او را ترک کرده است. جوزجانی می گوید: ثقه و قابل اعتماد نیست. ابن معین می گوید: رشید، مذهب هجری که مذهب بسیار بدی است، داشت، و عقیص از او بدتر بود. 
و در اسناد آن هاشم بن برید است، که ذهبی در مورد او می‌گوید: (ابن معین و غیره او را ثقه قرار داده‌اند، اما او رافضی بوده است)(1). 
و همچنین در اسناد این روایت پسرش علی بن هاشم قرار دارد که ذهبی می‌گوید: (ابن معین و غیره او را ثقه دانسته‌اند، و ابو داود می‌گوید: ثابت شده که او اهل تشیع بوده است. و بخاری می‌گوید: او و پدرش در مذهب خود غلو و افراط می‌کردند. و ابن حبان می‌گوید: او در تشیع افراط می‌کند، و احادیث منکری را از افراد معروف روایت کرده است).
ذهبی می‌گوید: (به خاطر غلو و افراطش بخاری روایت او را ذکر نکرده است، چون بخاری خیلی از روافض پرهیز می‌کرد، گویا از این می‌ترسید که تقیه دین آنهاست). و ابن نمیر در مورد او می‌گوید: (او در تشیع افراط می‌کرد و منکر الحدیث بود) . 
پس چنین حدیثی صحت ندارد، و حاکم - همان طور که معروف است- گرایش به تشیع دارد، و در تصحیح تسامح می‌کند، به خصوص در تصحیح روایاتی که مذهب او را تقویت می‌کنند، چنان که نمونه هایی از آن را ذکر کردیم.
----------------------------------------------------------
1) المیزان (4/288). عباراتی از کتاب‌های خمینی که در آن به پیامبر ص طعن زده و به ایشان اهانت کرده است. (1)
1- خمينی می گوید: (آنکه ممکن بود در صورتیکه امام را در قرآن ثبت میکردند آنهائیکه جز برای دنیا و ریاست با اسلام و قرآن سرو کار نداشتند و قرآن را وسیلة اجرای نیات فاسدة خود کرده بودند آن آیات را از قرآن بردارند وکتاب آسمانی را تحریف کنند و براي هميشه از نظر جهانيان بيندازند و تا روز قيامت اين ننگ براي مسلمانها و قرآن آنها بماند...) . (2)
2- (روشن و واضح است که اگر امر امامت آنطور که خدا دستور داده بود و پیغمبر تبلیغ کرده بود و کوشش دربارة آن کرده بود جریان پیدا کرده بود اینهمه اختلافات در مملکت اسلامی و جنگها و خونریزی ها اتفاق نمی افتاد....) . (3)
3- (همه پیامبران برای تحکیم پایه‌های عدالت در جهان آمدند؛ اما آنها موفق نشدند و حتی محمد خاتم پیامبران که برای اصلاح بشریت و اجرای عدالت و تربیت انسان‌ها آمد در این زمینه موفق نشد) . (4)
4- (پيغمبر از اینکه امام را با اسم و رسم در قرآن ذکر کند ميترسيد که مبادا پس از خودش قرآن را دست بزنند يا اختلاف بين مسلمانها شديد شود و يکسره کار اسلام تمام شود) . (5)
استاد محمد! می‌بینی که عقیدة شیعه به کجا می‌رسد!! و سرانجام چنین عقیده ای چیست!!
اتهام صحابه به پنهان کردن آیات کلام الله مجید ... آیا انسانی می‌تواند چیزی را از کتابی پنهان کند که خداوند حفاظت از آن را به عهده گرفته است، آیا این طعنه زدن به خداوند نیست؟! 
و می‌بینی که او بعد از متهم کردن اصحاب، پیامبر ص را نیز متهم می‌کند که ایشان آنگونه که خدا به او فرمان داده بود رسالت را به مردم نرساند!! 
آیا پس از این ایمانی برای رسول خدا ص می ماند، کسی که به ادعای آقای خمینی دستور پروردگارش را زیر پا نهاد؟!
آیا متوجه شدید که در میزان و ترازوی آقای خمینی، پیامبر اکرم ص و سایر پیامبران الهی همه مردود شدند؟!
این نتیجة افکار و اندیشه های باطلی است که طرفداران آن هدفی را در نظر می گیرند، سپس پروردگار عالمیان و پیامبر و فرستاده او را مورد محاکمه قرار می دهند.
اگر شما سخنان خمینی را بررسی کنید در می یابید که او خداوند متعال را تعظیم نمی‌کند، و بدون هیچ تعظیمی از خدای تعالی اسم می‌برد و در بیشتر صفحات کشف الاسرار، فقط می‌گوید: (خدا گفته است). 
و همچنین پیامبرص را تعظیم نمی‌کند و فقط می‌گوید: (محمد گفته است) و درود بر پیامبر نمی‌فرستد، اما وقتی فردی از اهل بیت را نام می‌برد بر او درود و صلوات می فرستد!! 
بار خدایا! من از این عبارات خمینی به تو پناه می‌برم. و از اینکه این عبارات را نقل کرده‌ام از سردار بشریت، خلیل و محبوب پروردگار جهانیان، پیامبرت محمدص، معذرت می‌خواهم و نیز از سروران و بزرگان مؤمنان، خلفای راشدین به خاطر نوشتن این عبارات عذر می‌خواهم. 
«والله الهادی إلی سواء السبیل».
پایان پاسخ اول
--------------------------------------------
1) در پایان نامه سخنانی از خمینی را آورده بودم که به پیامبر اکرم ص توهین کرده بود. متأسفانه ابومهدی از آن چشم پوشی کرده، نه قبول فرموده اند و نه رد کرده اند!! 
2) کشف الأسرار (فارسی) ص 114، انتشارات حجر، ناصر خسرو، ایران. 
3) کشف الأسرار ص 135. 
4) نهج خمینی ص 46. 
5) کشف الاسرار ص 130. 166) گفته‌اید: (امیدوارم جناب عالی با دید انصاف به سخنان ابن تیمیه در مورد این روایت نگاه کنید، ابن تیمیه در رد علامه می‌گوید: (حدیث علی با حق است، و حق با علی است، هر کجا علی برود حق به همان سو می‌رود، و از همدیگر جدا نمی‌شوند تا اینکه بر حوض نزد من می‌آیند). این روایت دروغ و جهالت است، و این حدیث را هیچ کسی نه با سند صحیح و نه با سند ضعیف از پیامبر ص روایت نکرده است. شما بعد از آنچه ما گفتیم به ارزش سخن ابن تیمیه پی می‌برید، مگر اینکه بگویید: علی بن ابی طالب (رض) و عایشه و ام سلمه و سعد بن ابی وقاص از صحابه نبوده‌اند، و هیثمی و حاکم و ابن کثیر رازی از علما نیستند).
می گویم: پاسخ آن به چندین وجه:
اول: فعلاً ابن تیمیه را بگذارید، قبل از پرداختن به اسناد حدیث به مفاهیم آن فکر کنیم. 
در این حدیث چهار مسئله ذکر شده است:
مسئله اول: اینکه علی (رض) در همه چیز با حق همراه است، و هیچ اشتباهی در کارهای او وجود ندارد، نه در زمان پیامبر ص و نه بعد از پیامبر ص. 
و این با حقیقت مخالف است، چون علی انسانی چون دیگر انسان‌ها بوده است، و همانند دیگر انسان‌ها هم کارهای اشتباهی از او سر می‌زده، هم کارهای درستی می‌کرده است، گرچه اشتباهات او از دیگر مردم کمتر بوده ‌است،