ی‌کشند، او آنان را به بهشت فرا می‌خواند و آنها او را به جهنم فرا می‌خوانند»(6) . 
و پیامبر (ص) گروه قاتل عمار را شورشی نامیده است و آنها را کافر قرار نداده است، آیا شما از پیامبر (ص) حساس‌تر هستید و پیامبر را به خاطر آن که گروهی را که عمار را می‌کشد کافر ننامیده است تخطئه می‌کنید، و ابو الغاویه را کافر می‌نامید؟! 
تجاوز یک گروه به گروهی دیگر آنان را از دایرة اسلام بیرون نمی‌کند چنان که خداوند متعال می‌فرماید: (وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي)(حجرات: 9).
«هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پرداختند در میان آنان صلح برقرار سازید اگر یکی از آنان در حق دیگری ستم کند و تعدی ورزد با آن دسته‌ای که ستم می‌کند و تعدی می‌ورزد بجنگید».
سپس می‌فرماید:  (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ)(حجرات: 10). «مؤمنان برادران همدیگرند پس میان برادران خود صلح و صفا برقرار کنید و از خدا بترسید تا به شما رحم شود».
می‌بینیم که خداوند مؤمنانی را که با یکدیگر می‌جنگند با اینکه یک گروه را به تعدی و ستم وصف نموده برادر می‌نامد و آنها را برادران ایمانی خوانده است ولی فرموده که با کسی که تعدی می‌ورزد بجنگید. 
و کسی که مؤمنی را از روی عمد به قتل برساند به جهنم تهدید شده است در صورتی که او در این مورد شبهه‌ای نداشته باشد. و کسانی که با علی (رض) جنگیدند چنین اظهار می‌داشتند که خواستار گرفتن خون خلیفة راشد عثمان (رض) هستند که مظلومانه به شهادت رسیده بود، پس اگر درون آنها همانند ظاهر آنها بوده است آنها کار خود را موجه می‌دانسته‌اند، و ما فقط از روی ظاهر می‌توانیم حکم کنیم و امور درونی را خداوند می‌داند. 
کیاطبری می‌گوید: (جنگ‌هایی که بین آنها رخ داد اموری بود که منشأ آن اجتهاد بود)(7) . 
شوکانی در آن جا که از جنگ‌های اصحاب با یکدیگر سخن می‌گوید، آن دسته از معتزله و شیعه را که می‌گویند: اصحاب همه عادل هستند به جز کسانی که با علی جنگیده‌اند رد می نماید و می‌گوید: (شبهاتی که اصحاب با تمسک به آن اقدام به جنگ نمودند نشانگر آن است که آنها از روی بی‌اعتنایی به خدا و دین او به این کار اقدام ننمودند. و جایگاه صحبت و همراهی پیامبر جایگاه بزرگی است پس هر کسی که به برخی از اصحاب توهین می‌کند در گردابی افتاده که از آن جان سالم به در نخواهد برد)(8) . 
----------------------------------------------------------------------
1) بخاری (4263). 
2) البداية والنهاية (6/322). 
3) بخاری (4339). 
4) الفتاوی (28/254) و اعلام الموقعین (1/83). 
5) مسلم (96). 
6) بخاری (442). 
7) شوکانی در ارشاد الفحول (ص 127) از او نقل کرده است. 
8) ارشاد الفحول (ص 128).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:48.txt">41-ادعای مخالفت صحابه با احکام قطعی و ارتکاب محرمات</a><a class="text" href="w:text:49.txt">42-ادعای خروج علیه امام (حاکم) زمان خود</a><a class="text" href="w:text:50.txt">43-حدیث: «أصحابي کالنجوم»</a><a class="text" href="w:text:51.txt">44-مرض قلبها از دیدگاه قرآن</a><a class="text" href="w:text:52.txt">45-اقرار به اینکه در میان صحابه عادلانی وجود داشته اند</a><a class="text" href="w:text:53.txt">46و47-ادعای اینکه: امهات المؤمنین هیچ فضلی ندارند!</a><a class="text" href="w:text:54.txt">48و49-تفسیر این آیه (وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ...) از دیدگاه علمای اهل سنت</a><a class="text" href="w:text:55.txt">50-نظر علمای اهل سنت در مورد عدالت صحابه</a><a class="text" href="w:text:56.txt">51-نظر تفتازانی در مورد عدالت صحابه</a><a class="text" href="w:text:57.txt">52-نقل نظر علماء در مورد عدالت صحابه از دیدگاه غزالی</a><a class="text" href="w:text:58.txt">53-نظر اهل سنت در مورد عصمت صحابه</a><a class="text" href="w:text:59.txt">54-رد نظریة پیروی از تمام صحابه توسط ابن حزم</a><a class="text" href="w:text:60.txt">55و56-نقل کلام مازری توسط ابن عقیل</a><a class="text" href="w:text:61.txt">57-نظر ذهبی در مورد اهمیت تأویل در افعال صحابه</a><a class="text" href="w:text:62.txt">58-نسبت دادن قول دنیاطلبی به ابوبکر (رض)</a><a class="text" href="w:text:63.txt">59-نظر ابن خلدون در مورد اینکه صحابه اهل فتوا نبوده اند!</a><a class="text" href="w:text:64.txt">60-نظر طه حسین در مورد فتنه هایی که میان صحابه واقع شد.</a></body></html>41- شما در (ص 8) گفته‌اید: (آیا مخالفت اصحاب را با احکام قطعی می‌توان تحت نام اجتهاد توجیه کرد و گفت که آنها در ارتکاب هر کار حرام و ترک هر امر واجبی مجاز هستند). 
در پاسخ می‌گویم: 
اول: اینکه، این سخن شما عجیب و شگفت‌آور است که می‌گوید: (آنها در ارتکاب هر کار حرام و ترک هر واجب...)! از این تعمیم به این شیوه‌ای که شما بیان می‌دارید چنین بر می‌آید که آنها گروهی فاسق بوده‌اند که دین را از زیر پا گذاشته و مرتکب امور حرام و ناجایز شده‌اند، و ما در صدد توجیه کارهای آنها هستیم. 
به راستی که چنین اندیشه‌ای نتیجة روایات باطل و پوچی است که شیعه در پرتو آن تربیت شده‌اند، و اگر خداوند دل‌های آنان را برای پذیرفتن حق نگشاید تردیدی نیست که در خطر بزرگی قرار دارند. 
دوم: اینکه، اصحاب (رض) کسانی اند که خداوند در ده‌ها آیه آنان را ستوده است، و خداوند آنها را برای همراهی و صحبت پیامبرش (ص) برگزیده است، و آنها بودند که دین را یاری کردند و آن را به ما رساندند، و هر خیری که امت از آن بهره‌مند است امت در آن مدیون تلاش‌های آنان است، و اگر کارهایی از آنان براساس اجتهاد سر زده است ان شاء الله خداوند آنها را می‌آمرزد. 
پیامبر (ص) در تفسیر آخرین آیه سوره بقره که خداوند به مؤمنین آموزش می دهد که بگویند:(رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا )(بقره: 286). «پروردگارا، اگر فراموش کرده و یا اشتباه کرده‌ایم ما را مواخذه نکن». (پیامبر) می فرماید: خداوند می‌فرماید: (چنین کرده‌ام)(1) . یعنی: خداوند از خطاهای آنان در گذر نموده و آنها را مواخذه نمی‌کند.
و علت تصورات اشتباهی که در مورد آنها می‌شود روایاتی است که در طی قرن‌ها انباشته شده‌اند و برترین و بهترین نسل بشریت را به صورتی بد و کافر و فاسق ارائه می‌دهند، حال شیعیان آمادگی این را داشته باشند که در روز قیامت جوابگوی آنها باشند. 
اما ما می‌گوییم: خداوند از اصحاب راضی باد، و آنان را می‌ستاییم همان طور که پروردگارشان آنها را ستوده است، و از خدا می‌خواهیم که به آنها به خاطر پاسداری از دین و یاری کردن پیامبر (ص) پاداش بدهد، و از خداوند می‌خواهیم که خطاهای آنان را بیامرزد، چنان که خداوند متعال می‌فرماید: (وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ)(حشر: 10).
«کسانی که پس از مهاجرین و انصار به دنیا می‌آیند می‌گویند: 