141

مشخصات کتاب

مختصر
روش نماز پيامبر ج




تألیف:

محدث عصر علامه محمّد ناصر الدین آلبانى


ترجمه:

حسین تاجى گله دارى


مراجعه و تصحیح:

اسحاق دبیری رحمه الله

آشنایی با مؤلف

علامه محدث محمّد ناصر الدین آلبانی در سال ۱۳۳۳هـ.ق مطابق با ۱۹۱۴م در شهر «آشکو دره» پایتخت حکومت آلبانی در خانواده‌ای فقیر، متدین و اهل علم دیده به جهان گشود.

پدرش «نوح نجاتی» بعد از اینکه دروس دینی را در مدارس دینی آستانۀ قدیم «استانبول» امروزی، پایتخت دولت عثمانی فرا گرفت، برای خدمت دین و آموزش مردم به سرزمینش آلبانی برگشت، و مردم برای یادگرفتن امور شرعی به وی مراجعه می‌کردند.

مهاجرت به شام

دیری نگذشت که حکومت آلبانی را فردی لائیک بنام احمد زوغو بدست گرفت، و مسلمانان تحت فشار شدیدی قرار گرفتند، او کشف حجاب و پوشیدن لباسهای غربی را اجباری نمود، همین مسأله باعث شد تا پدر شیخ و عدّۀ کثیری برای حفظ دین و ایمان و آیندۀ فرزندان به فکر هجرت بیفتند. و شهر دمشق را که در سرزمین شام قرار دارد انتخاب نمودند. آنهم بخاطر فضائلی که سرزمین شام از آن برخوردار است و دعایی که از رسول الله جدر حق آن سرزمین روایت شده است.

آغاز زندگی علمی

محمّد ناصر الدین کودکی ۹ ساله بود که همراه پدرش به شام هجرت نمود. و برای اولین بار به مدرسه ابتدائی «اسعاف خیری» در دمشق پا گذاشت، امّا چون پدرش نظام آموزشی مدرسه را برای فرزندش کافی و کامل نمی‌دانست، پس از پایان دوره ابتدائی وی را از مدرسه بیرون نمود، و خودش با یک برنامه‌ریزی دقیق، علمی و فشرده به آموزش وی همت گماشت، و قرآن، تجوید، نحو و صرف و فقه مذهب حنفی به وی آموخت.

همچنین محمّد ناصر الدین بعضی از علوم دینی و عربی را نزد بعضی از دوستان پدرش مثل شیخ «سعید برهانی» فرا گرفت.

هنگامیکه علامۀ حلب در آن زمان شیخ «راغب طباخ» از نبوغ و علاقۀ وی به علم حدیث مطلع گردید برای بزرگداشت و اعتراف به فضل و بزرگی‌اش اجازه روایت حدیث به وی اعطا فرمود.

شیخ هنوز بیست بهار از عمر مبارکش نگذشته بود که پس از مطالعۀ مجلّه «المنار» به قلم شیخ رشید رضا، بسوی علم حدیث روی آورد. از زبان خود شیخ بشنویم که می‌گوید: روزی در یکی از کتابفروشیها یک شماره از مجلۀ «المنار» را دیدم، که در آن سید رشید رضا، دربارۀ کتاب احیاء علوم الدین غزالی، و خوبیها و اشکالاتی که در این کتاب وجود دارد بحثی علمی نموده بود، من برای اولین بار چنین نقد علمی را می‌دیدم، همین مسأله باعث شد تا تمام مجله را بخوانم، و آنگاه تخریج حافظ «عراقی» را بر کتاب «احیاء علوم» مطالعه و بررسی کنم، و چون برای خریدن کتاب پول نداشتم آن را به عاریت گرفتم و خواندم، وقتیکه آن تخریج دقیق را دیدم، تصمیم گرفتم از آن کتاب نسخه‌برداری کنم، و گمان می‌کنم این کوشش و تلاشی که در این راه صرف نمودم مرا تشویق کرد، و به ادامه این کار علاقه‌مند ساخت.

شیخ اولین کار علمی خود را بر کتاب حافظ «عراقی» (المغني عن حمل الأسفار، تخریج إحیاء علوم) آغاز نمود. و بعدها می‌فرمود: «از لطف و مرحمت خداوند در این کتاب فوایدی بسیار پیدا کردم.»

شیخ ناصر حرفه ساعت سازی را از پدر آموخت و در این فن استادی ماهر گردید، و از این راه امرار معاش می‌نمود.

و نیز شیخ می‌گفت: «نعمت‌های خداوند بر من بیشمار است، شاید مهمترین آنها دو تا باشد: هجرت پدرم به شام و آموزش حرفه ساعت‌سازی به من».

شیخ هر چه بزرگتر می‌شد، و معلومات وی افزوده می‌گردید، به همان اندازه عطش علمی او افزایش می‌یافت و به کتاب و مطالعه گرایش بیشتری پیدا می‌کرد، و برای رفع این عطش علمی راه مطالعه را در پیش گرفت، چون کتابهای مورد احتیاج خود را نمی‌توانست خریداری نماید، و نیز در میان کتابهای پدرش یافت نمی‌شد، به بزرگترین کتابخانۀ شام یعنی؛ «کتابخانه ظاهریه» روی آورد، در آن کتابخانه علاوه از کتابهای چاپی هزاران جلد از نسخه‌های خطی و نادر وجود داشت. و شیخ مانند یک کارمند کتابخانه در تابستان و زمستان روزانه شش تا هفت ساعت برای مطالعه و نسخه‌برداری در آنجا می‌نشست و با همتی خستگى‌ناپذیر مشغول مطالعه و جستجو و نکته‌برداری می‌کرد، بطوری که ساعت کار کارمندان کتابخانه تمام می‌شد ولی شیخ همچنان سرگرم مطالعه و بحث بود. بعد از مدتی کلید کتابخانه به ایشان داده و اتاقی به وی اختصاص داده شد، آنگاه قبل از کارمندان به کتابخانه می‌آمد و بعد از آنها بیرون می‌رفت، و گاهی آنقدر سرگرم بحث و مطالعه می‌شد که غذا خوردن را فراموش می‌کرد، و بعضی وقتها دکان ساعت‌سازی را می‌بست و به کتابخانه می‌رفت و بیش از دوازده ساعت پی در پی به بحث و مطالعه می‌پرداخت، نتیجه این مطالعات و تحقیقات در تألیفات گرانبهای شیخ و در فهرست نمودن کتابهای حدیث که برای کتابخانۀ ظاهریه تهیه نموده بخوبی هویدا و آشکار است. حدیث و کلام رسول الله جبرای راهنمایی و ارشاد شیخ آلبانی به حدّی مؤثر بود، و به وی کمک نمود تا راه و روش سلف را انتخاب نماید، و پرچم یگانه پرستی را بدوش بگیرد، و با خرافات و شطحات صوفیگری به مبارزه برخیزد و با پیروان آنها جدال و مناقشه نماید.

شیخ با برگزارکردن جلسه‌های علمی در مساجد و منازل، و همچنین مسافرت به شهرهای دیگر مانند «حلب»، «لاذقیه»، «حمص»، «حماه» و غیره، توانست مردم را بسوی این دو اصل مهم قرآن و سنّت به روش سلف دعوت دهد، و روح تحقیق و پژوهش در علم روایت و درایت بین جوانان بار دیگر زنده نماید.

دعوت شیخ تنها در داخل کشور سوریه محدود نمی‌شد بلکه به کشورهای هم جوار و همسایه آن مانند «اردن» و«لبنان» نیز تأثیر گذاشت.

شیخ در دانشگاه اسلامی مدینه

هنگامی که آوازه و شهرت شیخ در آفاق پیچید، و علم و معرفت ایشان دربارۀ علم حدیث بر سر زبانها افتاد، برای تدریس و استادی کرسی حدیث در دانشگاه اسلامی مدینه فراخوانده شد و مدت ۳ سال در آن دیار مقدس تدریس نمود.

ولی حاسدین و حاقدین و درباریان و کسانی که با گسترش علم و آگاهی مخصوصا علم حدیث و بررسی اسانید، ـ که شیخ از احیاء کننده‌گان آن بود ـ منافع خود را در خطر می‌دیدند آرام ننشستند، و با حیله و نیرنگ و دروغ و بهتان و تقرّب به حکام، توانستند بیشتر از شش ماه شیخ را به زندان بیاندازند، و شیخ قبل از این هم در سال ۱۹۶۷م به مدت یکماه زندانی شده بود.

شیخ از خلوت زندان استفاده نمود. از آن جمله «صحیح مسلم» را مختصر نمود، قابل ذکر است که این غیر از آن مختصری که امام منذری انجام داد، که شیخ آن را نیز تحقیق نموده است.

زندان هرگز باعث نشد تا شیخ راه دعوت و مبارزه را رها نماید، بلکه در زندان هم زندانیها را بسوی قرآن و سنّت دعوت می‌کرد، و در زندان نماز جمعه و جماعت بر پا می‌نمود.

شیخ آلبانی، بعد از آزادی از زندان مسیر دعوت و مبارزه را ادامه داد، تا اینکه اهل بدعت و درباریان عرصه را بر شیخ تنگ کردند تا آنجائی که شیخ مجبور به مهاجرت شد، آنگاه از سوریه به اردن هجرت نمود، و بعد دوباره به سوریه برگشت، و از آنجا به بیروت، سپس به امّارات، و در نهایت به اردن هجرت کردند و در شهر «عَمَّان» پایتخت اردن مسکن گزید.

تألیفات و تحقیقات

شیخ کتابهای بسیاری را تحقیق و تخریج نموده، و کتابهای متعددی نیز تألیف نموده است، و بیشتر کتابهای شیخ تا بحال چاپ نشده است، فقط در حدود چهل کتاب تا بحال چاپ گردیده است.

و در سال ۱۹۹۹میلادی جایزه بین المللی ملک فیصل بخاطر خدمات ارزنده‌ى وی درباره کتابهای حدیث و سنّت پیغمبر اکرم جبه وی تعلق گرفت.

برخی از کتابهای شیخ عبارتند از:

۱ـ صلاة العیدین، ۲ـ مناسک الحج، ۳ـ فهرس مسند الامام أحمد، ۴ ـ نقد نصوص حدیثیة في الثقافة الإسلامیة، ۵ ـ الحدیث حجة بنفسه في العقائد والأحکام، ۶ ـ منزلة السنة في الإسلام، ۷ ـ سلسلة الأحادیث الصحیحة في الإسلام، ۸ ـ سلسلة الأحادیـث الضعیفة، ۹ ـ خطبة الحاجـة، ۱۰ ـ صفـة صـلاة النبي ج، ۱۱- إرواء الغلیل، ۱۲ـ تمام المنَّة في التعلیق علی فقه السنَّة، ۱۳ ـ ظلال الجنَّة، ۱۴ ـ نیل المرام، ۱۵ ـ صحیح الجامع الصغیر وزیادته، ۱۶ ـ نصب المجانیق. و دهها کتاب دیگر.

شاگردان شیخ

شیخ شاگردان بسیاری را تربیت نموده و عده‌ای بیشمار از محضر ایشان کسب فیض نمودند که ما برخی از معروف‌ترین آنها را ذکر می‌کنیم:

۱- حمدی عبدالمجید.

۲- عبدالرحمن عبدالخالق.

۳- دکتر عمر سلیمان الأشقر.

۴- خیرالدین وائلی.

۵- محمّد عید عباسی.

۶- محمّد ابراهیم شقره.

۷- عبدالرحمن عبدالصمد.

۸- مقبل بن هادی الوادعی.

۹- زهیر الشاویش.

۱۰- علی خشان.

۱۱- محمّد جمیل زینو.

۱۲- علی حسن عبدالحمید.

۱۳- أبو إسحاق الحوینی.

۱۴- محمّد إبراهیم الشیبانی.

۱۵- دکتر عاصم القریوتی.

بیماری و وفات

شیخ در اواخر حیاتش دچار بیماریهای سختی شدند بحدّی که در روز وفات وزن ایشان کمتر از ۳۰ کیلوگرم شده بود، ولی با این وجود از فضل و کرم خداوند عقل و حافظه و ذهنش سالم بود و کسانی که به عیادتش می‌آمدند برخی را با نام و برخی دیگر را با شکل و قیافه می‌شناخت. در ایام بیماری هرگاه احساس می‌کرد که کمی حالش بهتر است به بحث و جستجو و مطالعه مشغول می‌شد و اگر توانایی نداشت به یکی از فرزندان و یا کسانی که اطراف او بودند دستور می‌داد که فلان کتاب را بیاورید و برایم بخوانید.

و اینچنین شیخ بزرگوار ۶۰ سال از عمر مبارکش را در خدمت قرآن و سنّت رسول الله جسپری نمود تا اینکه قبل از غروب آفتاب روز شنبه در ۲۲ جمادی اول ۱۴۲۰هـ.ق مطابق با ۲/۱۰/۱۹۹۹م در سن ۸۵ سالگی دعوت حق را لبیک گفت، و دار فانی را بسوی سرای باقی شتافت. روحش شاد و راهش پُر رهرو باد.

«مترجم»

مقدمه مولف

إن الحمد لله نحمده ونستعینه ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سیئات أعمالنا، من یهده الله فلا مضل له، ومن یضلل فلا هادي له، وأشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شریک له وأشهد أنَّ محمّداً عبده ورسوله امّا بعد:

پس از اینکه چند نفر از دوستان و برادران پیشنهاد نمودند که کتابم «صفة صلاة النبی جمن التکبیر إلی التسلیم کأنَّک تراها»را تلخیص نمایم، بگونه‌ای که خلاصه‌وار و قابل فهم برای عامۀ مردم باشد.

این پیشنهاد را مبارک و میمون دیدم و آن را هم راستا با درون خویش یافتم؛ چرا که مدت زمان زیادی بود چنین فکری را داشتم و موقعیکه چنین پیشنهادی را از برادر و دوستی شنیدم مرا بر آن داشت که بطور موقت، مقداری از اوقاتم که بسیار به امور علمی مستغرق است بکاهم و به آن اختصاص دهم، پس به تحقق این پیشنهاد بر حسب طاقت و توانم پرداختم به امید اینکه خداوند مولی ـ سبحانه وتعالی ـ آن را خالصانه برای درگاه کریمش قرار دهد و برادران مسلمانم از آن بهره و سود برند.

در آن بعضی فوائد زائد را بر (صفت «نماز») بخاطر یادآوری افزودم و بیان صفت را در بین تلخیص ویرایش و آراسته نمودم همچنانکه توجه خاصی را به شرح بعضی از الفاظ وارده در بعضی جملات حدیث یا اذکار داده‌اند.

در آن سر فصل‌ها و عنوان‌های اصلی را قرار داده‌ام و شامل عنوان‌های فرعی زیادی که جنبه‌ توضیحی دارند می‌باشد، و در زیر آن مسائلِ کتاب را با شماره‌های ترتیبی آورده‌ام، هر مسأله‌ای که حکم آن رکن یا واجب است، به صراحت حکم آن را بیان نموده‌ام، و در مواردی که از بیان حکم آن سکوت شده بیانگر این است که از زمرۀ سنّت‌ها می‌باشد، و در بعضی از این موارد احتمال قول به واجب بودن هست، و جزمیت به واجب بودن یا سنّت بودن آن با تحقیق‌ علمی منافات دارد.

رکن: چیزی است که بوسیلۀ آن، شیئی که در آن است کامل می‌شود، و عدم وجودش باعث بطلان «و عدم» چیزی می‌شود که جزء رکن آن است، مانند رکوع در نماز که رکن نماز است، و عدم رکن در نماز باعث باطل شدن نماز است [۱].

شرط: همانند رکن است با این تفاوت که شرط خارج از ماهیت مشروط است، همانند وضو در نماز که نماز بدون وضو صحیح نیست۲.

واجب: امر به واجب بودن در قرآن و سنّت ثابت شده و دلیلی بر رکن بودن یا شرط بودن آن وجود ندارد، و فاعلش ثواب می‌برد، و تارکش مستوجب عقاب و عذاب است، بجز در حالت عذر.

واجب همانند فرض است، و تفاوت آنها اصطلاحی است که بوجود آمده و هیچ گونه دلیلی بر آن نیست.

سنّت: آن است که پیامبر جبر عبادات بطور دائم یا غالب مواظبت داشته و «عمل نموده است»، بر آن امر ایجابی نفرموده و فاعلش ثواب می‌برد، و تارکش دچار عقاب و عتاب نمی‌شود.

امّا حدیثی که بعضی از مقلدین آن را بیان می‌کنند «و بدان استناد می‌کنند» و آن را به پیامبر جنسبت می‌دهند که: «من ترک سنّتي لم تنله شفاعتي»(هر کس سنّت مرا ترک گوید، شفاعتم شامل او نمی‌شود.) این حدیث هیچ اصلی مبنی به اینکه از پیامبر جباشد، ندارد. در این حالت جایز نیست نسبت این سخن به پیامبر جاز ترس «ممنوع و حرام بودن» نسبت دادن سخنانی که شخص از خود در آورده و به پیامبر جنسبت داده است؛ چرا که رسول الله جمی‌فرماید: «من قال عليَّ ما لم أقل فلیتبوأ مقعده من النار».(هر کس بر من سخنی را نسبت دهد که آن را نگفته‌ام، جایگاهش را برای آتش امّاده نماید).

نکته قابل ذکر و مهم این است که من خود را در اصل ملتزم به هیچ یک از مذاهب اربعۀ رایج و پیروی شده، نکرده‌ام و «در این زمینه» مسلک اهل حدیث را پیموده‌ام؛ راه کسانیکه هر چیزی را که از پیامبر جاز حدیث ثابت شده، اخذ کرده‌اند و بدین خاطر مذهب و راه آنان از مذاهب دیگر قوی‌تر است، بگونه‌ای که منصفانه هر مذهبی بدان شهادت داده‌اند، از جملۀ آنان علامه ابوالحسنات لکنوی حنفی است که گفته است: «چگونه آنان مردودند در حالیکه آنان وارثان به حق پیامبر ج، و جانشینان بر صدق شریعتش هستند، خداوند ما را از زمرۀ آنان محشور فرماید و ما را بر محبت و راه و روش آنان بمیراند».

و امام احمد بن حنبل ـ خداوند او را رحمت فرماید ـ گفته است:

دین النبي محمّد أخبار
نعم العطیة للفتی آثارُ
لا ترغبن عن الحدیث وآله ۰
فالرأي لیل والحدیث نهار
ولَربما جهل الفتى أثر الهدی
والشمس بازغة لها أنوارُ

۱- دین پیامبر محمّد جحدیث است، احادیث و آثار پیامبر جخوب هدیه‌ایست برای جوانمردان.

۲- از حدیث و پیروانش پرهیز مکن؛ چرا که رأی و نظر همانند شب است و حدیث همانند روز.

۳- چه بسا جهل شخصی نسبت به تأثیر سنّت نبوی همانند خورشید تابانی است که نورافشانی می‌کند (ولی باز اشخاصی با این وجود آن را نمی‌بینند).

دمشق ۲۶ صفر ۱۳۹۲

محمّد ناصرالدین آلبانی

***

[۱] و ۲- رکن جزء ماهیت شیء است، ولی شرط خارج از ماهیت شیء است، و عدم هر دو باعث عدم شیء، و وجودشان باعث وجود می‌شود. (مترجم).

۱- رو به قبله کردن

• ای مسلمان! هرگاه برای نماز برخاستی، در هر جا که هستی، در نمازهای فرض و سنّت بسوی کعبه روی آور، و رو کردن بسوی قبله رکنی از ارکان نماز است که بدون بجای آوردن این رکن نماز درست نخواهد بود.

• ولی در میدان جنگ و ترس، رو به قبله نمودن ساقط می‌گردد.

• هچنین (رو کردن به قبله) از کسی که توانایی آن را نداشته باشد مثل: بیمار، و کسی که سوار بر کشتی، ماشین و یا هواپیما است و بیم آن می‌رود که وقت نمازش فوت گردد، ساقط می‌شود.

• و کسی که سوار و مسافر در ماشین بود و نماز نفل یا وتر می‌خواند رو به قبله ایستادن از وی ساقط می‌گردد. ولی هنگام تکبیر اول رو به قبله نماید مستحب است، سپس به هر سمتی که مسیرش هست، برود بلا مانع است.

• و هر کسی که کعبه (بیت الله) را می‌بیند بر وی واجب است که بسوی آن رخ نماید و امّا اگر کعبه را نمی‌بیند رو کردن به جهت آن کافی است.

حکم اشتباه در نماز خواندن بطرف غیر قبله

• اگر کسى به علت ابری بودن هوا یا علت دیگری بعد از تلاش و جستجو به سمت غیر قبله نماز خواند، نمازش درست است، و بر وی اعاده لازم نیست.

• اگر کسی در حال نماز خواندن اشتباه کرده بود و شخصی که به وی اعتماد دارد، آمد و او را از جهت قبله آگاه ساخت در این صورت بر وی لازم است که بى‌تردید به سمت قبله روی نماید، و نمازش درست است.

۲- بر پا ایستادن

بر نمازگزار واجب است که ایستاده نماز بخواند، زیرا قیام رکن نماز است مگر برای افراد زیر:

• کسی که نماز خوف در حالت جنگ مى‌خواند، برای وی جایز است سواره نماز بخواند.

• بیماری که توانایی ایستادن ندارد، در صورتیکه توانایی نشستن دارد، نشسته نماز بخواند و اگرنه بر پهلو خوابیده نماز بخواند.

• کسی که نماز نفل(سنّت) مى‌خواند، برایش جایز است که سواره نماز بخواند، همچنین مى‌تواند نشسته نماز بخواند، با اشارۀ سر، رکوع و سجده نماید، چناچنه بیمار هم همینطور نماز مى‌خواند، البته در اشارۀ سجده، سرش را بیشتر از اشارۀ رکوعش پایین آورد.

• برای شخصی که نشسته نماز مى‌خواند جایز نیست که چیزی بر روی زمین بگذارد و بر آن سجده کند، بلکه اشارۀ سجده‌اش را پایین‌تر از اشارۀ رکوعش قرار دهد چنانچه ذکر شد. و این هنگامی است که نتواند مستقیماً پیشانی خود را بر زمین بگذارد.

نمازخواندن در کشتی و هواپیما

• خواندن نماز فرض در کشتی و همچنین در هواپیما جایز است.

• اگر از افتادن بیم داشته باشد، مى‌تواند در کشتی و هواپیما نشسته نماز بخواند.

• برای نمازگزار جایز است که به علت پیری یا ضعف بدنش در هنگام قیام بر ستون یا چوبدستی (عصا) تکیه دهد.

جمع نمودن میان ایستادن و نشستن

• انسان مى‌تواند نماز شب (تهجّد) را ایستاده یا نشسته بخواند، و یا میان ایستادن و نشستن جمع نماید، بدینصورت که نماز را نشسته آغاز کند، مقداری بخواند و اندکی قبل از رکوع بلند شود و چند آیه‌ای ایستاده بخواند. و بعد از آن رکوع و سجده نماید، سپس در رکعت دوم همین طور عمل کند.

• هرگاه نشسته نماز خواند چهار زانو بنشیند، یا هر طوری که برایش راحت باشد.

نماز خواند با کفش

• پای برهنه و همچنین با کفش نماز خواندن جایز است.

• بهتر اینست که هر طور برایش میسّر شد، گاهی بدون کفش و گاهی با کفش نماز بخواند، و خود را برای پوشیدن و بیرون کردن کفش در نماز به سختی نیاندازد، بلکه اگر پای برهنه باشد، با پای برهنه نماز بخواند، و اگر کفش پوشیده باشد، با کفش نماز بخواند، مگر اینکه مانعی وجود داشته باشد.

• اگر کفشهایش را بیرون آورد نباید در سمت راستش بگذارد، در صورتی که سمت چپش شخص نمازگزار نباشد در سمت چپ خود بگذارد، وگرنه آن را بین پاهایش [۲]بگذارد، این دستور و فرمان از پیامبر جبه صحت رسیده است.

[۲] در این مسأله اشاره لطیفی است به اینکه کفشهایش را جلوی خود نگذارد، و این ادبی است که بیشتر نمازگزاران نسبت به آن بى‌توجهی مى‌کنند و چه بسا مشاهده مى‌کنیم که بسوی کفشهایشان نماز مى‌گزارند!.

نماز خواندن بر منبر

• برای آموزش مردم جایز است که امام بر مکانی بلند همچون منبر بایستد و نماز بخواند، پس بر آن تکبیر گوید، قرائت کند، و رکوع نماید، و در حالی که به عقب برگردد پایین بیاید تا اینکه بتواند بر زمین (در کنار منبر) سجده نماید. آنگاه به جای خودش برگردد و در رکعت دومی نیز همان کارهایی را انجام بدهد که در رکعت اولی انجام داد.

نماز خواندن به سوی ستره [۳]و نزدیک شدن به آن واجب است

نماز خواندن به طرف ستره واجب است، در مسأله ستره مسجد و غیر مسجد و بزرگ و کوچک بودن مسجد تفاوتی نمى‌کند؛ زیرا رسول الله جمى‌فرماید: «لا تصلِّ إلاَّ إلی سترة ولا تدع أحداً یمر بین یدیك، فإنَّ أبی فلتقاتله فإنَّ معه القرین» عمومیت دارد.

یعنی؛ فقط بسوی ستره نماز بخوان، و هرگز نگذار کسی از جلویت عبور کند، پس اگر کسی اصرار ورزید با وی گلاویز شو (بجنگ)؛ زیرا شیطان همراه وی است.

• نزدیک شدن به ستره واجب است؛ زیرا رسول اکرم جبه آن امر نموده است.

• فاصلۀ جایی که پیامبر جسجده مى‌نمود تا دیواری که بطرف آن نماز مى‌خواند به اندازه عبور یک گوسفند بود. پس کسی که اینچنین عمل نماید به آن واجب عمل نموده است [۴].

[۳] چیزی که نمازگزار در جلو خودش قرار مى‌دهد تا کسی از سجدگاهش عبور نکند. [۴] بنابراین آنچه مردم در تمام مساجدی که دیده‌ام در سوریه و غیره انجام مى‌دهند، بطوریکه به دور از دیوار و وسط مسجد نماز مى‌خوانند، چیزی جز غفلت از این دستور و فعل پیامبر جنیست.

طول ستره

واجب است ستره به اندازۀ یک یا دو وجب از زمین بلند باشد؛ زیرا رسول الله جفرموده است: «إذا وضع أحدكم بین یدیه مثل مؤخرة الرحل [۵]فلیُصلِّ ولا یبالي مَنْ مَرَّ مِن وراء ذلك».

هرگاه یکی از شما جلوی خودش چیزی مانند آخر پالان شتر گذاشت، آنگاه نماز بخواند، و پشت آن اگر کسی عبور نمود، هیچ اشکالی ندارد.

• مستقیم در برابر ستره قرار گیرد؛ زیرا ظاهر دستور نماز بسوی ستره همین را مى‌رساند، امّا اینکه مقداری سمت چپ یا راست ستره قرار گیرد بطوری که مستقیم و برابرش نباشد، به ثبوت نرسیده است.

• نماز خواندن بسوی درخت و ستون، و عصا و هر چیزی مانند آن که در زمین نصب شده باشد، جایز است.

• همچنین اگر فرد بسوی همسرش که بر تخت خوابیده در حالی که زیر لحاف است، نماز بخواند، اشکالی ندارد، و همچنین نماز خواندن بسوی حیوان اگر چه شتر باشد، درست است.

[۵] آن چوبی است که در آخر پالان شتر است، و رحل (پالان) برای شتر مانند زین برای اسب مى‌باشد. و حدیث اشاره به این دارد که خط کشیدن روی زمین کافی نیست، و حدیثی که در این زمینه روایت شده ضعیف مى‌باشد.

نماز خواندن بسوی قبر (گور) حرام است

نماز خواندن بسوی قبر مطلقاً جایز نیست، فرقی نمى‌کند که قبر پیامبران (علیهم السلام) باشد، یا قبر دیگران.

عبور کردن از جلوی نمازگزار حرام است، اگر چه در مسجد الحرام باشد

هرگاه جلوی نمازگزار ستره وجود داشته باشد، عبور کردن از میان وی و ستره‌اش جایز نیست، در این مورد مسجد الحرام و مساجد دیگر با هم فرقی نمى‌کنند. زیرا سخن پیامبر ج: «کسی که از جلوی نمازگزار عبور مى‌کند اگر مى‌دانست چه گناهی بر وی مى‌باشد، هر آئینه چهل (چهل روز یا سال ...) مى‌ایستاد برایش بهتر بود از اینکه از جلویش عبور کند» [۶]، شامل همه مساجد مى‌شود.

[۶] اما حدیث نماز پیامبر جدر کنار مطاف بدون ستره در حالی که مردم در جلویش عبور مى‌کردند، صحیح نیست. ضمنا در آن ذکر نیست که مردم از میان ایشان و محل سجده‌اش عبور مى‌کردند.

بر نمازگزار واجب است که نگذارد کسی در جلویش عبور کند، اگر چه در مسجد الحرام باشد

• برای کسی که بسوی ستره نماز مى‌خواند، جایز نیست بگذارد کسی از جلویش عبور کند، بخاطر حدیث سابق: «... هرگز نگذار کسی از جلویت عبور کند...).

و فرمان پیامبر ج: «هرگاه یکی از شما بسوی چیزی (ستره‌ای) نماز خواند و کسی خواست از جلویش بگذرد، باید با زدن به سینه‌اش او را منع نماید، و تا مى‌تواند او را برگرداند. و در روایتی آمده: «دوبار او را منع نماید». پس اگر آن شخص خودداری نکرد در اینصورت با وی بجنگد؛ زیرا که او شیطان است».

جلو رفتن برای مانع شدن از عبور

• برای جلوگیری از عبور غیر مکلف مانند حیوان (چارپا)، یا کودک از جلوی نمازش، جایز است که یک قدم یا بیشتر به جلو برود، تا اینکه از پشت سر وی عبور کند.

آنچه نماز را قطع مى‌نماید

• اهمیت ستره در نماز برای شخصی که بسوی آن نماز مى‌خواند در اینست که از فاسد شدن نماز وی در صورتیکه از جلویش عبور شود، جلوگیری مى‌کند، بر خلاف کسی که ستره نگذاشته است، که در این صورت اگر جلویش زنی بالغ، و همچنین الاغ یا سگی سیاه عبور کند نمازش قطع (باطل) مى‌شود.

***

۳- نیّت

• بر نمازگزار لازم است آن نمازی را که برای آن برخاسته نیّت نماید، و با قلبش آن را معیّن کند. به عنوان مثال: فرض ظهر یا عصر یا سنّت ظهر یا سنّت عصر. در واقع نیت شرط یا رکن مى‌باشد، و امّا تلفظ نمودن نیت با زبان بدعت و مخالف سنّت است، و هیچ یک از ائمه چهارگانه این را نگفته‌اند.

۴- تکبیرة الإحرام «تحریمه»

پس با گفتن: «الله اکبر» که رکن است، نماز را آغاز نماید؛ زیرا که رسول الله جفرمود: «پاکیزگی و طهارت کلید نماز است، و تکبیر سبب تحریم آن، و سلام سبب تحلیل آن است» [۷].

• در تمام نمازها با صدای بلند تکبیر نگوید مگر اینکه امام باشد.

• هرگاه نیاز باشد مثل بیمار بودن امام، و آهسته بودن صدایش، یا بسیار بودن جماعت نمازگزاران، جایز است که مؤذن تکبیر امام را به مردم برساند.

• پیرو تکبیر نگوید مگر بعد از اینکه تکبیر امام تمام و کامل شود.

[۷] یعنی: تحریم آن افعالی که خداوند حرام گردانده و همچنین تحلیل آن، یعنی؛ تحلیل آن چه که در بیرون از نماز حلال گردانده است. و مقصود از تحریم و تحلیل: محرم (حرام شده) و محلل (حلال شده) مى‌باشد.

بلند کردن دستها و چگونگی آن

همزمان با تکبیر، یا قبل از آن، و یا بعد از آن، دستهایش را بلند نماید، همه اینها در سنّت به ثبوت رسیده است.

• در حالی که انگشتان کشیده شده، دستهایش را بلند کند.

• دو کف دستش را برابر شانه‌هایش قرار دهد، و گاهی در بلند نمودن دستها مبالغه نماید بطوریکه نزدیک گوشهایش برساند [۸].

[۸] اما با انگشتان ابهام نرمه‌گوش را دست زدن و گرفتن، در سنت هیچ اصلی ندارد، بلکه نزد من این کار ریشه در وسوسه دارد.

دست بستن و چگونگی آن

• بعد از تکبیر دست راستش را بر دست چپ بگذارد، و این از سنّت پیامبران مى‌باشد و رسـول الله جیارانش را به آن امر نموده است، پس باز گذاشتن آن جایز نیست.

• دست راستش را بر پشت کف چپش و بر مچ آن بگذارد.

• گاهی با دست راست، دست چپ را بگیرد [۹].

[۹] اما جمع کردن میان گذاشتن دست و گرفتن بطور همزمان که بعضی از متأخرین آن‌را پسندیده‌اند در سنت اصلی ندارد.

جای گذاشتن

• دستهایش را فقط روی سینه‌اش بگذارد و در این مورد زن و مرد یکسان مى‌باشند [۱۰].

• گذاشتن دست راست بر پهلو جایز نیست.

[۱۰] دست را بر غیر سینه گذاشتن یا ضعیف است و یا اصلی ندارد.

خشوع و نگاه کردن به جای سجده

• بر نمازگذار لازم است که در نمازش خشوع و فروتنی نماید، و از نقش و نگارها و هر آنچه که او را از نماز بخود مشغول مى‌سازد، اجتناب و دوری کند و هنگام حاضر شدن غذایی که اشتهای خوردن آن را دارد، و همچنین هنگامی که ادرار و مدفوع به وی فشار آورده است (احتیاج به دستشویی رفتن دارد) نباید در این حال نماز بخواند.

• در حالت قیام به سجده‌گاهش نگاه کند.

• نباید گردن یا سینه به چپ و راستش حرکت کند؛ زیرا این نوعی دزدی است که شیطان از نماز بنده مى‌رباید.

• همینطور بلند کردن چشم بسوی آسمان جایز نیست.

دعای استفتاح

• سپس قرائت را با برخی از دعاهای ثابت شده از رسول الله جآغاز نماید، و دعاهای استفتاح بسیارند که مشهورترین آنها: «سبحانك اللهم وبحمدك وتبارك اسمك وتعالی جدّك، ولا إله غیرك» [۱۱]، مى‌باشد.

سفارش رسول الله جبه خواندن دعای استفتاح به ثبوت رسیده است، در نتیجه شایسته است که همیشه آن را بخواند [۱۲].

[۱۱] پروردگارا تو را به پاکی یاد مى‌کنم و تو را ستایش مى‌گویم، و با برکت است نام تو، و بلندمرتبه است بزرگواری تو، و بجز تو معبودی بحق نیست. [۱۲] کسانی که مایلند بر بقیه ادعیه استفتاح اطلاع یابند به کتاب «صفة الصلاة» (ص۷۲ ـ۷۳) چاپ دهم یا یازدهم، و ترجمه فارسى آن از انتشارات حرمین ـ زاهدان، مراجعه نمایند.

۵- قرائت

• سپس واجب است که به خدا پناه ببرد «أعوذ بالله» بگوید و ترک آن گناه محسوب مى‌شود.

• سنّت است که گاهی: «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، من همزه ونفخه ونفثه» بگوید. و نفث در اینجا بمعنای شعر مذموم مى‌باشد.

• گاهی نیز: «أعوذ بالله السمیع العلیم، من الشیطان الرجیم» بگوید.

• آنگاه در نمازهای جهری و سری(نهفته)، با صدای آهسته «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوید.

خواندن فاتحه

• سپس سورۀ فاتحه را کاملاً بخواند و «بسم الله الرحمن الرحیم» نیز جزء آن است. باید دانست که خواندن فاتحه رکن نماز است و بدون آن نماز صحیح نمى‌شود، پس حفظ نمودن آن برای کسانی که زبانشان عربی نیست واجب است.

• کسی که توانایی حفظ فاتحه را ندارد، کافی است که بگوید: «سبحان الله، والحمد لله، ولا إله إلاَّ الله، الله أكبر، ولا حول ولا قوة إلاَّ بالله».

• سنّت است که آن را آیه آیه بخواند، یعنی بر آخر هر آیه‌ای توقف کند، به این صورت که: ﴿بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِبگوید سپس وقف کند، آنگاه بگوید: ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَسپس وقف نماید، آنگاه بگوید: ﴿ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِسپس وقف کند، آنگاه بگوید: ﴿مَٰلِكِ يَوۡمِ ٱلدِّينِسپس وقف کند، و تا آخر اینچنین بخواند.

تمام قرائت پیامبر جاینچنین بود، و بر هر آیه‌ای وقف مى‌نمود، و آن را با آیه بعدی وصل نمى‌نمود، گرچه از نظر معنا به آن وابسته باشد.

• و «مالک»، «مَلِک» خواندن هر دو جایز مى‌باشد.

خواندن سوره فاتحه برای مقتدی (پیرو)

بر مقتدی واجب است که در نمازهای سری پشت سر امام سورۀ فاتحه را بخواند، و همچنین در نمازهای جهری در صورتی که قرائت امام را نشنود، یا اگر امام بعد از خواندن آن سکوت نمود بطوری که مقتدی بتواند سورۀ فاتحه را بخواند، اگر چه این سکوت در سنّت به نظر ما ثابت نیست [۱۳].

[۱۳] در کتاب سلسله أحادیث ضعیفه (شماره ۵۴۶ و ۵۴۷) مستند کسانی که به آن قائل هستند و پاسخ به آنها را ذکر نموده‌ام.

بعد از فاتحه خواندن

• سنّت است که بعد از خواندن سورۀ فاتحه در دو رکعت اولی یک سوره، یا چند آیه بخواند، همچنین در نماز جنازه.

• گاهی بعد از فاتحه قرائت چند آیه را طولانی نماید، و گاهی هم بخاطر مشکلاتی چون سفر، سرفه، بیماری، یا گریۀ کودک قرائت را کوتاه نماید.

• قرائت قرآن در نماز چند صورت دارد: مثلاً: قرائت در نماز صبح طولانى‌تر از بقیه‌ی نمازهای پنجگانه است، و به ترتیب بعد از آن نماز ظهر، نماز عصر، عشاء، و در پایان نماز مغرب در غالب اوقات.

• قرائت در نماز شب از قرائت همۀ نمازها طولانى‌تر است.

• در سنّت معلوم است که قرائت رکعت اول طولانى‌تر از قرائت رکعت دوم می‌باشد.

• و قرائت در دو رکعت آخر به اندازۀ نصف قرائت در دو رکعت اول کوتاهتر نماید [۱۴].

[۱۴] تفصیل این مسأله را مى‌توانید در کتاب «صفة الصلاة» (ص۸۳) چاپ یازدهم بخوانید، همچنین به نسخه فارسی آن در سایت عقیده www.aqeedeh.com مراجعه کنید.

در هر رکعت فاتحه خواندن

• خواندن فاتحه در هر رکعت واجب است.

• همچنین سنّت است که احیاناً در دو رکعت آخر چیزی غیر از فاتحه بخواند.

• برای امام جایز نیست بیشتر از آن مقداری که در سنّت وارد شده، نماز را طولانی نماید؛ زیرا با اینکار برای کسانی که پشت سر وی هستند کار را دشوار مى‌نماید، شاید مرد بزرگسالی یا بیماری، یا زنی که کودک شیرخوار دارد و یا شخصی که کاری ضروری دارد پشت سرش باشد.

بلند و آهسته خواندن

• خواندن فاتحه و برخی از آیات قرآن را در نماز صبح، جمعه، نماز عید، استسقاء(طلب باران)، کسوف(ماه گرفتگی) و دو رکعت اول از نماز مغرب و عشاء با صدای بلند بخواند.

• امّا در نماز ظهر، عصر، رکعت سوم نماز مغرب و دو رکعت آخر نماز عشاء با صدای آهسته بخواند.

• برای امام جایز است که گاهی در نمازهای سری آیه‌ای بلند بخواند و پیروان آن را بشنوند.

• امّا نماز شب و وتر را گاهی آهسته، و گاهی با صدای بلند بخواند، و در بلند نمودن آواز اعتدال را رعایت نماید.

خواندن قرآن با ترتیل (تجوید)

• سنّت است که قرآن را با تجوید و ترتیل بخواند، نه یک نفس و با عجله، بلکه طورى بخواند که همه حروف آشکار شود، و صدایش به قرائت قرآن زینت بخشد، و با نوای خوب طبق آن احکامی که نزد اهل علم به تجوید معروف است، تلاوت نماید، نه با نواهای اختراعی و قوانین موسیقی معروف.

یادآوری به امام

• هرگاه قرائت برای امام دشوار گردد یا در اشتباه افتد، برای مأموم جایز است که امام را یادآوری کند.

۶- رکوع

• پس هنگامی که از قرائت فارغ شود، به اندازه‌ای که به نفسش برگردد، سکوت نماید.

• سپس همچنانکه در تکبیرة الإحرام ذکر شد دستهایش را بلند کند.

و تکبیر بگوید، و این تکبیر واجب است.

• آنگاه رکوع نماید، به اندازه‌ای که مفصلهایش استقرار پیدا کند، و هر عضوی بجای خودش برگردد، و این رکن است.

چگونگی رکوع

• دستهایش را بر زانوهایش گذاشته، و زانوهایش را محکم بگیرد، و انگشتانش را باز بگذارد، اینها همه واجب است.

• و پشت خود را پهن و دراز نماید ـ بطوری که اگر بر پشتش آب ریخته شود آنجا بماند ـ و این واجب مى‌باشد.

• و سرش را پائین و یا بالا نگیرد، بلکه برابر با پشتش قرار دهد.

• دو آرنجش را از پهلویش دور نگه دارد.

• و در رکوعش سه مرتبه یا بیشتر، «سبحان ربي العظیم» [۱۵]بگوید.

[۱۵] اذکار دیگری برای گفتن در رکوع نیز وارد شده، برخی از آنها طولانی و برخی متوسط و برخی دیگر کوتاه مى‌باشند، به صفة صلاة النبی جص ۱۱۳ چاپ یازدهم، و ترجمه فارسى آن در سایت عقیده مراجعه شود.

برابر و یکسان قرار دادن ارکان با هم

• یکسان قرار دادن ارکان در طولانی بودن، سنّت است. پس رکوعش، و بلند شدنش بعد از رکوع، و سجودش، و نشستنش بین دو سجده، از نظر طولانی بودن باید یکسان باشند.

• قرآن خواندن در رکوع یا در سجده جایز نیست.

راست شدن (اعتدال) از رکوع

• سپس پشت خود را از حالت رکوع بلند کند، و این رکن است.

• در اثنای اعتدال (راست شدن) «سمع الله لمن حمده» بگوید. و این واجب است.

• به کیفیت‌هایی که گذشت، دستهایش را در اعتدال بلند نماید.

• سپس معتدل و مطمئن بایستد تا اینکه هر استخوانی جای خودش را بگیرد، و این رکن است.

• و در این حالت «ربنا ولک الحمد» [۱۶]بگوید، و گفتن آن بر هر نمازگزاری واجب است، اگر چه پشت سر امام هم باشد [۱۷]؛ زیرا که این ورد مخصوص قیام است، امّا «سمع الله لمن حمده» ورد اعتدال مى‌باشد.

• این قیام و رکوع را به یک اندازه طولانی نماید، همچنانکه گذشت.

۱- [۱۶. ذکار دیگری نیز هست که در این رکن گفته مىشود، به صفه صلاه النبی ج(ص: ۱۱۶) چاپ یازدهم مراجعه نمایید. ۲- [۱۷. ر این قیام چون دست بستن وارد نشده است، مشروع نیست، جهت توضیح بیشتر به اصل کتاب صفة صلاة النبیّ جدر سایت عقیده مراجعه نمایید.

۷- سجود

سجده کردن بر زمین

• سپس «الله اکبر» بگوید و این واجب است.

• گاهی دستهایش را بلند نماید.

بر دستها به زمین رفتن

• سپس برای سجده کردن بر دستهایش به زمین رود، و آن را قبل از زانوهایش بر زمین بگذارد؛ چون رسول الله جچنین امر نموده، و همچنین از عمل آنحضرت جثابت مى‌باشد، و ایشان جنمازگزاران را از زانو زدن مانند شتر نهی کرده است، و شتر بر دو زانوئی که در دستهایش است، زانو مى‌زند.

• پس هنگامی که سجده کرد، ـ و این رکنی از رکنهای نماز است ـ بر دو کف دستش تکیه نماید و آنها را باز کند.

• انگشتانش را به هم بچسباند.

• آنها را به سوی قبله بگذارد.

• دو کفهایش را برابر شانه‌هایش قرار دهد.

• گاهی برابر گوش‌هایش بگذارد.

• واجب است که ساعدش را از زمین بلند کند، و آنطور که سگ دستهایش بر زمین مى‌گذارد بر زمین نگذارد.

• بینی و پیشانیش را محکم روی زمین بگذارد، و این از ارکان نماز است.

• همچنین زانوهایش را محکم روی زمین بگذارد.

• همچنین سر انگشتان پاهایش را محکم بر زمین بگذارد.

• پاهایش را راست و ایستاده بگیرد، همۀ اینها واجب است.

• سر انگشتان پاهایش را به سمت قبله قرار دهد.

• و عقب (پاشنه) پاهایش را به هم نزدیک کند و بچسباند.

اعتدال (آرام گرفتن) در سجده

• بر نمازگزار واجب است که در سجده‌اش اعتدال داشته باشد، به این معنا که بر تمام اعضای سجده‌اش بطور مساوی و یکسان تکیه کند، و اعضای سجده عبارتند از: پیشانی و بینی، و دو کف دست، و دو زانو، و سر انگشتان دو پا.

• اگر کسی به این کیفیت در سجده‌اش اعتدال را رعایت نمود، همانا بطور یقین اطمینان و آرام گرفته است، و همچنین اطمینان و آرام گرفتن در سجده از ارکان نماز است.

• در سجده‌اش سه بار یا بیشتر: «سبحان ربي الأعلی» [۱۸]بگوید.

• و مستحب است که در سجده بسیار دعا کند؛ زیرا که امید اجابت است.

• همچنانکه گذشت سجده‌اش را به اندازۀ رکوعش طولانی نماید.

• سجده بر زمین، و همچنین بر چیزهایی مانند: لباس، فرش، حصیر، و مانند اینها، که بین زمین و پیشانی، مانع باشند جایز است.

• در سجده خواندن قرآن جایز نیست.

[۱۸] و اذکار دیگری نیز وجود دارد که برای اطلاع از آنها مى‌توانید به صفة صلاة النبی ج(ص۲۷) چاپ عربی، و ترجمه فارسى آن در سایت عقیده مراجعه نمایید. www.aqeedeh.com

افتراش و نشستن میان دو سجده

• سپس با گفتن «الله أکبر» سرش را بلند کند، و این واجب است.

• در بعضی اوقات دستهایش بلند نماید.

• آنگاه مطمئن و آرام بنشیند تا اینکه هر استخوانی در جای خودش قرار گیرد، و این از ارکان نماز است.

• و پای چپش را بگستراند (پهن کند) سپس بر آن بنشیند، و این واجب است.

• و پای راستش را ایستاده نگه دارد.

• و انگشتانش را بسوی قبله نگه دارد.

• و گاهی نشستن به صورت اقعاء [۱۹]جایز است، و اقعاء بمعنای این است که بر پاشنه و سینه قدمهایش بنشیند.

• و در این جلسه: «اللهم اغفر لي، وارحمني، واجبرني، وارفعني، وعافني، وارزقني»بگوید.

• و اگر خواست: «رب اغفر لي، رب اغفر لي»بگوید.

• و این جلسه را تقریبا به اندازۀ سجده‌اش طولانی نماید.

[۱۹]ـ اقعاء: این است که دو پاى خویش را بر زمین نهاده بطورى که بدن او روى کف پاهاى او قرار گیرد.

سجدۀ دوم

• سپس «الله أکبر» بگوید، و این واجب است. و بعضی اوقات با این تکبیر دستهایش را بلند نماید.

• و سجدۀ دوم را انجام دهد، و این سجده نیز از ارکان نماز است.

• و کارهایی را که در سجدۀ اول انجام داد، در این سجده نیز انجام دهد.

جلسۀ استراحت

• سپس وقتی که سرش را از سجدۀ دوم بلند نمود، و خواست برای رکعت دوم بلند شود، تکبیر بگوید، و این تکبیر واجب است.

• و گاهی دستهایش را بلند کند.

• و چند لحظه معتدل و آرام بر پای چپش بنشیند، تا اینکه هر استخوانی به جای خودش برگردد.

رکعت دوم

• سپس با دستهای مشت کرده همانطور که شخص خمیر کننده مشت مى‌کند، بر زمین تکیه کند، و برای رکعت دوم برخیزد، و این رکعت دوم از ارکان نماز است.

• و همان کارهایی که در رکعت اول انجام داد در رکعت دوم نیز انجام دهد.

• دعاء استفتاح را در رکعت دوم نخواند.

• رکعت دوم را از رکعت اول کمی کوتاهتر کند.

نشستن برای تشهّد

• پس از اینکه از رکعت دوم فارغ شد، برای تشهّد بنشیند، و این واجب است.

• و به حالت افتراش، بنشیند چنانچه در جلسۀ (نشستن) میان دو سجده گذشت.

• امّا در تشهّد جایز نیست که بصورت اقعاء بنشیند.

• و کف دست راستش را بر ران و زانوی راست، بگذارد، و آخر آرنج راستش را بر رانش بگذارد، و از آن دور ننماید.

• و کف دست چپش را بر ران و زانوی چپش بگستراند.

• و جایز نیست بر دستش تکیه زده و بنشیند، مخصوصاً بر دست چپ.

حرکت دادن انگشت، و نگاه بسوی آن

• گاهی همۀ انگشتان دست راستش را مشت کند، و انگشت ابهام را بر انگشت وسطی بگذارد.

• گاهی انگشت ابهام را با وسطی حلقه نماید.

• با انگشت سبّابه (شهاده) بسوی قبله اشاره کند.

• و به انگشتش نگاه کند.

• و از اول تشهّد تا آخرش آن را حرکت دهد و با آن دعا نماید.

• و با انگشت دست چپش اشاره نکند.

• و همۀ اینهایی که گفته شد در هر تشهّد انجام دهد.

لفظ تشهّد و دعا خواندن بعد از آن

• تشهّد واجب است، و اگر فراموش نمود سجده سهو بجای آورد.

• تشهّد را آهسته بخواند.

• و لفظ آن: «التَّحِيَّاتُ ِللهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ، السَّلاَمُ علی النبي [۲۰]وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاَتُهُ، السَّلاَمُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِيْنَ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ محمّداً عَبْدُهُ وَرَسُوْلُهُ»می‌باشد.

و بعد از آن بر پیامبر جدرود بفرستد، و چنین بگوید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى محمّد وَعَلَى آلِ محمّد، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلى آلِ إِبْرَاهِيْمَ، إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ، اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى محمّد وَعَلَى آلِ محمّد، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيْمَ، إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ» [۲۱].

و اگر خواستی که مختصر بخوانی، بگو: «اللهم صل علی محمّد، وعلی آل محمّد، وبارك علی محمّد وعلی آل محمّد، كما صلیت وباركت علی إبراهیم، وعلی آل إبراهیم، إنك حمید مجید».

• سپس از دعاهای وارد شده هر دعایی که مورد پسند وی است، انتخاب نموده و در این تشهّد، با آن دعاها خداوند را بخواند.

[۲۰] واین لفظ (یعنی: علی النبی) بعد از وفات پیامبر جمشروع و جایز است؛ زیرا این لفظ در تشهد ابن مسعود و عائشه و ابن زبیر و ابن عباس نبه ثبوت رسیده است، و کسی که خواهان تفصیل این مسأله است به کتاب صفة صلاة النبیّ عربی (ص۱۴۲) و ترجمه فارسی آن در سایت عقیده مراجعه نماید. [۲۱] در کتابم الفاظ ثابت دیگر تشهد وجود دارد، و آنچه در اینجا ذکر کرده‌ام صحیح‌ترین آنها مى‌باشد.

رکعت سوم و چهارم

• سپس تکبیر بگوید، و این تکبیر واجب است، و سنّت این چنین است که در حالی که هنوز نشسته است تکبیر بگوید.

• و گاهی دستهایش را بلند کند.

• سپس برای رکعت سوم بلند شود، و این رکعت مانند رکعت بعدی (چهارمی) رکن نماز است.

• و هنگام برخاستن برای رکعت چهارم همین کارها را انجام مى‌دهد.

• مگر قبل از اینکه برای رکعت چهارم بلند شود، آرام و معتدل بر پای چپش بنشیند (جلسۀ استراحت) تا اینکه هر استخوانی بجای خودش برگردد.

• آنگاه با تکیه کردن بر دستهایش بلند شود، همچنانکه در برخاستن به رکعت دوم انجام داد.

• سپس در هر یک از رکعت سوم و چهارم واجب است سورۀ فاتحه را بخواند.

• و گاهی یک آیه یا بیشتر بعد از فاتحه بخواند.

قنوت

قنوت نازله

• برای نمازگزار سنّت است بخاطر مصیبتی که بر مسلمانان وارد شده قنوت بخواند و برای آنها دعا نماید.

• و جای خواندن قنوت بعد از برخاستن از رکوع و گفتن «ربنا لک الحمد» مى‌باشد.

• دعای مخصوصی ندارد، بلکه دعاهایی را که با آن مشکل و مصیبت مناسبت دارد بخواند.

• و در این دعای قنوت دستهایش را بلند مى‌کند.

• و اگر امام است دعای قنوت را با صدای بلند بخواند.

• و کسانی که مأموم هستند آمین بگویند.

• و هنگامیکه از دعا فارغ شد تکبیر گفته و سجده نماید.

قنوت وتر و جای خواندن آن

• خواندن دعای قنوت در وتر گاهی اوقات مشروع و جایز است.

• و جای آن قبل از رکوع است، بر خلاف قنوت نازله.

• و در آن این دعا را بخواند: «اللَّهُمَّ اهْدِنِيْ فِيْمَنْ هَدَيْتَ، وَعَافِنِيْ فِيْمَنْ عَافَيْتَ، وَتَوَلَّنِيْ فِيْمَنْ تَوَلَّيْتَ، وَبَارِكْ لِيْ فِيْمَا أَعْطَيْتَ، وَقِنِيْ شَرَّ مَا قَضَيْتَ، فَإِنَّكَ تَقْضِيْ وَلاَ يُقْضَى عَلَيْكَ، إِنَّهُ لاَ يَذِلُّ مَنْ وَالَيْتَ وَلاَ يَعِزُّ مَنْ عَادَيْتَ، تَبَارَكْتَ رَبَّنَا وَتَعَالَيْتَ».

• رسول الله جاین دعا را به اصحابش (رضی الله عنهم) آموزش داد، پس نباید چیزی بر آن افزود، مگر درود و صلوات بر پیامبر جکه بخاطر ثابت بودنش از اصحاب نجایز است.

• سپس رکوع و دو بار سجده کند، چنانکه گذشت.

تشهد آخر

تشهّد آخر، و نشستن به حالت تَوَرُّک [۲۲]

• سپس برای تشهّد آخر بنشیند، و هر دو تشهّد واجب است.

• و کارهایی را که در تشهّد اول انجام داد در این تشهّد هم انجام دهد.

• بجز اینکه در این تشهّد بحالت تورّک بنشیند، به این کیفیت که سرین چپش را بر زمین گذاشته، و هر دو قدمش را از یک سمت بیرون بیاورد، و پای چپ را زیر ساق پای راستش قرار دهد.

• و قدم راستش را نصب کند.

• و گاهی پهن کردن آن نیز جایز است.

• و با کف دست چپش زانویش را بگیرد و بر آن تکیه زند.

[۲۲]ـ متورک به این معنى: طورى دو زانو بنشیند که پشت پاى چپ، روى کف پاى راست قرار بگیرد.

واجب بودن درود بر پیامبر جو از چهار چیز پناه خواستن

• بر نمازگزار واجب است در این تشهّد بر پیامبر جدرود بفرستد، و ما بعضی از درود را در تشهّد اول ذکر نمودیم.

• و همچنین بر نمازگزار واجب است از چهار چیز، به خداوند پناه برد و بگوید: « اللَّهُمَّ إِنِّيْ أَعُوْذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَحْيَا وَالْمَمَاتِ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَسِيْحِ الدَّجَّالِ» [۲۳].

[۲۳] فِتْنَةِ الْمَحْيَا : فتنه‌هایی که در زندگی انسان بر اثر دنیا و شهواتش برای وی اتفاق مى‌افتد، و فِتْنَةِ الممات: عبارت است از فتنۀ قبر و سؤال دو فرشته، و فتنۀ مسیح دجال: آن کارهای خارق العاده‌ای که به دستش آشکار مى‌شود، و با آن بسیاری از مردم را گمراه مى‌سازد، و با ادعای الوهیت او را پیروی مى‌نمایند.

دعا نمودن قبل از سلام

• سپس با انتخاب خودش از آن دعاهایی که در کتاب و سنّت به ثبوت رسیده است برای خودش دعا نماید. و این دعاها بسیارند و دعاهای خوبی هستند، امّا اگر چیزی از این دعاها نمى‌دانست، آنچه برایش میسر است، و در دین و دنیا به وی فایده مى‌رساند، دعا کند.

سلام دادن و انواع آن

• سپس بطرف راستش «السلام علیکم ورحمة الله» گوید، و آنقدر صورتش را بچرخاند تا اینکه سفیدی رخسارش دیده شود، و سلام از ارکان نماز است.

• و پس از آن بطرف چپش سلام دهد تا اینکه سفیدی رخسار چپش دیده شود، اگر چه در نماز جنازه باشد.

• امام برای سلام دادن صدای خودش را بلند مى‌کند، مگر در نماز جنازه که با صدای آهسته سلام دهد.

• و سلام دادن انواعی دارد:

اول: بطرف راستش: «السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته».

و بطرف چپش: «السلام علیکم رحمة الله»، بگوید.

دوم: مانند سلام اول سلام بگوید بدون اینکه: «وبرکاته» بگوید.

سوم: بطرف راستش: «السلام علیکم ورحمة الله»، وبطرف چپش: «السلام علیکم» بگوید.

چهارم: روبروی خود یک سلام مى‌دهد، و در وقت سلام کمی به طرف راستش مایل مى‌شود.

***

ای برادر مسلمان! این فرصت برایم پیدا شد تا روش نماز پیامبرجرا مختصر نمایم. کوشش نمودم تا چگونگی نماز را برای شما نزدیک نمایم تا برای شما واضح و روشن گردیده و در ذهن شما مجسم گردد و بطوریکه گویا نماز رسول الله جرا در برابر چشمانت مى‌بینی، پس اگر تو چنانچه من نماز پیامبر جرا توصیف نمودم، نماز بخوانی، امیدوارم خداوند از تو بپذیرد؛ زیرا در اینصورت تو به قول پیامبر ج: «صلّوا كما رأیتموني أصلي» [۲۴]جامه عمل پوشیدی.

سپس بعد از اینها بر شما لازم است که اهمیت حضور قلب، خشوع و فروتنی در نماز را فراموش نکنید؛ زیرا که حضور قلب و خشوع مقصود بزرگ و اصلی ایستادن بنده در جلوی پروردگارش مى‌باشد، و هر اندازه که با خشوع و فروتنی بیشتر نماز بخوانی، و نمازت به چگونگی و کیفیت نماز رسول الله جنزدیکتر باشد، از آن نتیجه و ثمره‌ای که پروردگارمان به آن اشاره نموده: ﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ[العنكبوت: ۴۵] [۲۵]بیشتر برخوردار خواهی شد.

و در پایان از خداوند بزرگ مسألت دارم که نمازها و بقیۀ اعمالمان را بپذیرد، و ثواب و پاداش آنها را برای روزی که ملاقاتش مى‌نمائیم، ذخیره نماید. ﴿يَوۡمَ لَا يَنفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ٨٨ إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلۡبٖ سَلِيمٖ٨٩[الشعراء: ۸۸-۸۹] [۲۶].

﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ

پایان ترجمه۲۳ رمضان ۱۴۲۰هـ.ق

[۲۴] آنگونه که مرا مى‌بینید نماز مى‌خوانم، نماز بخوانید. [۲۵] همانا نماز، انسان را از کارهای زشت و منکر باز مى‌دارد. [۲۶] روزی که مال و فرزندان به آدمی زاد فائده نمى‌رسانند، مگر کسی که با دلی پاک و خالی از شرک در درگاه الهی حاضر شود.