2086

مشخصات کتاب

مختصر تفسیر قرآن کریم




تألیف:

گروهی از مفسّران


ترجمه:

مجموعه موحدین


تحت نظارت:

مرکز پژوهشهای قرآنی تفسیر

مقدمۀ چاپ سوم

تمام شکر و سپاسها مخصوص پروردگاری است که قرآن را بر بندهاش نازل کرد و هیچ نوع کجی و انحرافی در آن ننهاد. و درود و سلام بر پیامبرمان؛ محمّد مصطفی ج و بر خاندان و اصحابش و پیروان نیک‎شان تا روز قیامت باد.

با یاری و توفیق الله متعال، تلاش مفسّران برای تفسیر و بیان معانی کلام الهی، در هر دورهای رو به پیشرفت بوده و از همان قرون نخستین اسلامی، یکی از اهداف دانشمندان در نگارش تفاسیر، نزدیک ساختن مفاهیم آیات قرآن به ذهن عموم خوانندگان؛ با دوری از تفصیل و اطالهای که مانع اتمام شود و نیز پرهیز از آوردن عبارات دشوار که مخاطبان را از رسیدن به معنا باز دارد، بوده است. این نیاز، پیوسته با تجدید زندگی مردم و تنوّع سطوح فرهنگی، دستخوش تغییر و تجدید شده و هر مفسّری در راستای تحقق این هدف، قصد داشته که تفسیرش را متناسب با شرایط مردم زمانۀ خویش بنگارد و نیازهای آنها را پاسخ گوید و نیز با زبان و معارف آنها هماهنگ باشد و تلاش نموده به اندازۀ اجتهاد و علم خویش، اشتباهات و کوتاهیهای پیشینیان را در بیان یک عبارت یا ترجیح برخی معانی و یا توضیح نوعی ابهام، جبران و اصلاح کند. برخی از مفسّران، چنان در اختصارنویسی مبالغه نمودهاند، که تفاسیرشان نیاز به شروح و حواشی دارد و در مقابل، گروهی از آنها، در بیان مطالبی که هیچ ارتباطی با تفسیر نداشته، زیادهروی نموده و تفاسیری بسیار طولانی نوشتهاند. هر یک از این تفاسیر، محاسن و رویکردهایی دارد که سبب روی آوردن به آن شده است.

از دیدگاه «مرکزُ تفسیرِ لِلدّراساتِ القرآنیةِ؛ مرکز پژوهشهای قرآنی تفسیر»، امروزه نیز مردم به تفسیر مختصری با ویژگیهای زیر نیاز دارند:

وضوح و سادگی عبارت؛

- اکتفا بر تفسیر و بیان معانی آیات بدون ورود در مسائل مربوط به قرائت‎ها، إعراب، فقه و امثال آنها؛

- شرح واژگان کمیاب و ناآشنای قرآنی در لابلای تفسیر و – در حدّ توان- مشخص نمودن این توضیحات با رنگی متمایز تا دسترسی بر آنها برای جویندگان، آسان باشد؛

- پیروی از روش سلف صالح در ارایۀ تفسیر- بهویژه در بیان معانی آیات مربوط به صفات الهی- بر اساس قرآن و سنّت و دوری از تأویل و تحریف؛

- در صورت اختلاف، تحقیق و تعیین معنای ارجح با رعایت شروط تفسیر و قوانین ترجیح؛

- بیان برخی از فواید و آموزههای آیات با عنوان «برخی فواید آیات» در پایین هر صفحه؛ تا کمکی برای تدبّر بیشتر و استفادۀ کامل از آنها باشد؛

- آوردن مقدّمهای در ابتدای هر سوره برای بیان زمان نزول - مکّی یا مدنی بودن- و نیز بیان مختصر مهمترین اهداف و مقاصد سوره؛

- جمعآوری کل مطالب قبلی و نگارش آنها در حاشیۀ مصحف شریف؛ در این چاپ- سوم-، بر آخرین چاپ از مصحف مدینۀ نبوی که «انجمن ملک فهد برای چاپ قرآن کریم در مدینۀ منوّره»، آن را صادر کرده، تکیه داریم؛ تا خوانندۀ قرآن بتواند با آسانترین روش، کلام الهی را بفهمد.

«مرکز پژوهشهای قرآنی تفسیر»، شیخ سیّد محمّد بن محمّد مختار شنقیطی را مسؤول نگارش متن اولیۀ تفسیر نمود؛ چنانکه نگارش فواید و راهنماییهای آیات نیز به او و استاد دکتر زید بن عمر عیص – استاد سابق پژوهشهای قرآنی در دانشگاه ملک سعود- سپرده شد و آن دو نفر مشترکاً در این زمینه شرکت داشتند. همچنین نوشتن مقاصد و اهداف سورهها، به شیخ دکتر محمّد بن عبدالله ربیعه – دانشیار گروه علوم قرآنی در دانشگاه قصیم- سپرده شد.

سپس مرکز مذکور، گروهی از مفسّرانِ مورد اعتماد و شایسته در این زمینه را از کشورهای مختلف اسلامی، برای بازبینی، اصلاح تفسیر و تکمیل صحتش، در طول نگارش و مرحله به مرحله، انتخاب نمود و هر یک از آنها، اجزای جداگانۀ این تفسیر را بررسی و تأیید نمودند تا کامل گردید که شامل افراد زیر بودند:

۱- استاد دکتر احمد خالد شکری (دانشگاه اردن: اردن)؛

۲- استاد دکتر احمد سعد خطیب (دانشگاه الأزهر: مصر)؛

۳- استاد دکتر احمد بزوی ضاوی (دانشگاه شعیب دکالی: مغرب)؛

۴- دکتر حسین بن علی حربی (دانشگاه جازان: عربستان سعودی)؛

۵- دکتر خالد بن عثمان السّبت (دانشگاه دمّام: عربستان سعودی)؛

۶- استاد دکتر سعید فلّاح (دانشگاه زیتونیّه: تونس)؛

۷- استاد دکتر صالح بن یحیی صواب (دانشگاه صنعاء: یمن)؛

۸- استاد دکتر غانم قدوری حمد (دانشگاه تکریت: عراق)؛

۹- دکتر محمّد بن عبدالله قحطانی (دانشگاه ملک خالد: عربستان سعودی).

وظیفۀ نظارت علمی بر این پروژه و پیگیری آن در تمامی مراحل، بر عهدۀ کمیتهای علمی و متشکّل از افراد زیر بود:

۱- استاد دکتر مساعد بن سلیمان طیّار؛ استاد دانشگاه ملک سعود؛

۲- استاد دکتر عبدالرّحمان بن مَعاضه شهری؛ استاد دانشگاه ملک سعود؛

۳- دکتر احمد بن محمّد بریدی؛ دانشیار دانشگاه قصیم؛

۴- دکتر ناصر بن محمّد ماجد؛ دانشیار دانشگاه اسلامی امام محمّد بن سعود.

بهعلاوه، «مرکز پژوهشهای قرآنی تفسیر» سه نفر از استادان متخصّص در حوزۀ عقیده را مسؤول بازبینی این تفسیر از جنبۀ اعتقادی نمود تا اشتباهاتی در این زمینه، روی ندهد. این سه نفر عبارت بودند از: استاد دکتر سهل بن رفاع عتیبی؛ استاد رشتۀ عقیده و فرقههای معاصر در دانشگاه ملک سعود، استاد دکتر عبدالعزیز بن محمّد آل عبداللّطیف؛ استاد رشتۀ عقیده و فرقههای معاصر در دانشگاه اسلامی امام محمّد بن سعود و دکتر عبدالله بن عبدالعزیز عنقری؛ دانشیار رشتۀ عقیده در دانشگاه ملک سعود. هر یک از این افراد، به صورت جداگانه، تمامی تفسیر حاضر را بررسی و بازبینی نمودند و یادداشتها و اصلاحات ارزشمندی ارایه دادند. الله متعال به تمامی آنها جزای خیر دهد.

مرکز مذکور، بازبینی نهایی و کامل مختصر حاضر را به استاد دکتر مساعد بن سلیمان بن ناصر طیّار سپرد تا نظرها و پیشنهادهای رسیده از طرف خوانندگانِ چاپ اول و دوم تفسیر را بررسی نماید. وی با انتخاب و کمک گروهی از دانشجویان برجسته و ماهر خویش، تکتک صفحات را مطالعه نموده و تمامی نظرات را مشاهده و بررسی کردند و درجاییکه نیاز به اصلاح بود، جملات و اسلوب بیان را اصلاح نمودند و در درجۀ اول، از سبک و روش امام ابن جریر طبری بهره بردند. در صورت نیاز، روش بیان مقاصد سورهها و فواید نیز اصلاح شده و در اغلب موارد، به ذکر سه فایده در هر صفحه اکتفا شده است.

در صورت اختلاف در تفسیر، کمیتۀ مذکور بر تفسیر امامِ مفسّران، ابن جریر طبری تکیه نموده است؛ زیرا روش صحیحی در پیش گرفته و بسیار بر تفسیر منقول از پیامبر ج، صحابه ش و تابعین و پیروان آنها تکیه داشته است.

در نگارش مختصر پیش‎رو، علاوه بر ویژگیهای مذکور، این نکته رعایت شده که صلاحیت ترجمه به زبانهای دیگر دنیا را داشته باشد و از اشتباهات و موانعی که در بسیاری از ترجمههای منتشرشده دربارۀ معانی واژگان و عبارات قرآن کریم، وجود دارد نیز مصون و محفوظ بماند. تحقیق در مورد این طرح، صورت گرفته و گامهای اولیه برداشته شده و امید است که إن شاء الله خیلی زود، نتیجه دهد.

افرادی شریف و بزرگوار و خیّر، این پروژه را حمایت کرده و هزینههای مادّی آن را پرداخت نمودند که الله متعال مزد و پاداش بخشش و احسان‎شان را به آنها عطا فرماید.

در پایان، لازم به ذکر است که هدف مرکز از چاپ سوم این تفسیر، آسان سازی فهم قرآن کریم و جستجوی حقیقت به اندازۀ توان و تلاش برای رسیدن به کمال بوده است. درجاییکه به حقیقت رسیده، فضل و توفیق الهی بوده و اگر اشتباهی روی داده، از طرف ما سر زده است و از الله تعالی درخواست داریم لغزشهایمان را ببخشاید و این مختصر را مفید و مقبول گرداند؛ زیرا او گرامیترین کسی است که می‎توان از وی درخواست کرد و بزرگترین ذاتی است که میتوان به او امید بست.

تعدادی از مطالب علمی و فنّی موجود در چاپ اول و دوم را اصلاح نمودیم و بهترین نظرها و پیشنهادهای خوانندگان را اجرا کردیم و عنوانی جدید با عبارت «المختصر فی تفسیر القرآن الکریم» را به جای عنوان «المختصر فی التّفسیر» بنا به پیشنهاد تعدادی از اندیشمندان، انتخاب نمودیم تا برای عموم خوانندگان، روشن و واضح گردد.

از تمامی کسانیکه در اصلاح و تصحیح این مختصر تلاش نمودهاند، تشکّر میکنیم. امید است که نظرها و پیشنهادهای خود را از طریق پست الکترونیکی [email protected] یا از طریق تلفن مخصوص این پروژه به شمارۀ ۰۵۳۶۳۶۵۵۵۵ در میان بگذارید.

دکتر صالح بن عبدالله بن حمید

سرپرست هیئت مدیرۀ مرکز پژوهشهای قرآنی تفسیر

امام و خطیب مسجد الحرام و عضو شورای علمای عالیرتبه (هیئت کبار العلماء)

سورة الفاتحة (مکّی)

﴿بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ١ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ٣ مَٰلِكِ يَوۡمِ ٱلدِّينِ٤ إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ٥ ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ٦ صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِمۡ غَيۡرِ ٱلۡمَغۡضُوبِ عَلَيۡهِمۡ وَلَا ٱلضَّآلِّينَ٧ [الفاتحة: ۱-۷].

برخی مقاصد سوره:

رویآوردن حقیقی و عملی به‏سوی الله، در کنار بندگی خالص برای او تعالی.

تفسیر:

وجه تسمیۀ سورۀ فاتحه آن است که کتاب الله با آن آغاز میشود و چون تمام موضوعات قرآن مانند توحید برای الله، عبادت، اشاره به قصص و سایر موضوعات را دربردارد، أم القرآن نیز نامیده میشود. این سوره، ارزشمندترین سورۀ قرآن و سَبعِ مَثانی است.

(۱) قرائت قرآن با نام الله آغاز میشود تا از او تعالی یاری و استعانت طلبیده شود و به ذکر نام او تبرک جسته شود. بسمله[۱]، سه مورد از اسماء نیکوی الله را دربردارد:

۱ـ «الله»؛ یعنی: معبود برحق. الله، برترین اسم او تعالی است و غیر ذات پاکش، به این اسم نامیده نمیشود.

۲ـ «الرّحمن»؛ یعنی: دارای رحمت گسترده؛ زیرا او تعالی، در ذات خویش بخشنده و مهربان است.

۳ـ «الرّحیم»؛ یعنی دارای رحمت پیدرپی و همیشگی؛ زیرا او تعالی، از روی رحمت و مهربانی خویش، به هر یک از مخلوقاتش که بخواهد، از جمله بندگان مؤمنش، رحم مینماید.

(۲) تمام انواع مدح و ستایش از صفات جلال و کمال، تنها برای او تعالی است؛ زیرا فقط او، پروردگار، آفریدگار و تدبیرکنندۀ همهچیز است. «العالمین» جمع «العالَم»، تمام آنچه غیر الله تعالی باشد را شامل میشود.

(۳) ثناگویی الله متعال، پس از ستودن او در آیۀ قبلی است.

(۴) بزرگ شمردن الله متعال است به اینکه او مالک همهچیز در روز قیامت است، روزیکه هیچکس نسبت به دیگری مالک ذرهای نیست. بنابراین «یوم الدین»: روز جزا و حسابرسی است.

(۵) تمام انواع عبادت و طاعت را فقط به تو اختصاص میدهیم؛ یعنی دیگران را با تو شریک نمیگردانیم و در تمام کارها فقط از تو یاری میجوییم؛ زیرا تمام خیر به دست توست و یاوری جز تو نیست.

(۶) ما را به راه راست راهنمایی بفرما، ما را در آن قرار بده و در آن پایدار بدار و بر هدایت ما بیفزا. «الصراط المستقیم» همان راه روشنی است که هیچ کژی و انحرافی ندارد، یعنی همان اسلام که الله، محمد ج را با آن فرستاد.

(۷) راه کسانی از بندگانت که با هدایت‎شان به آنها نعمت دادی؛ مانند پیامبران ، و صدیقان و شهدا و صالحان، و اینها چه نیکو رفیقانی هستند؛ نه راه کسانیکه بر آنها خشم گرفته شده است، همان کسانیکه حق را شناختند و هرگز از آن پیروی نکردند، مانند یهود؛ و نه راه گمراهان از حق، کسانیکه به دلیل کوتاهی در جستجوی حق و هدایت جستن به آن، به‏سوی حق هدایت نشدند، مانند نصاری.

برخی فواید آیات:

• الله متعال، کتابش را با بسمله آغاز کرد؛ تا اینگونه بندگانش را راهنمایی کند که اعمال و اقوال خویش را برای طلب یاری و توفیق او تعالی، با این کلمه شروع کنند.

• بندگان صالح الله، دعای خویش را با ستایش و بزرگ شمردن الله سبحانه آغاز میکنند، سپس خواستۀ خویش را میطلبند.

• هشدار به مسلمانان از اینکه مبادا مانند مسیحیان گمراه، در طلب حقیقت کوتاهی کنند، یا مانند یهودیان و کسانیکه مورد خشم قرار گرفتند، پس از آنکه حق را شناختند بدان عمل نکنند.

• این سوره دلالت دارد بر اینکه ایمان کامل با اخلاص عبادت برای الله متعال و طلب یاری از او به تنهایی و بدون مددخواهی از دیگران محقق میشود.

[۱] گفتن یا نوشتن بسم الله الرحمن الرحیم را بسمله می‌گویند. مترجم

سورة البقرة (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓمٓ١ ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا رَيۡبَۛ فِيهِۛ هُدٗى لِّلۡمُتَّقِينَ٢ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡغَيۡبِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ٣ وَٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبۡلِكَ وَبِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ يُوقِنُونَ٤ أُوْلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٥ [البقرة: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

آماده ساختن امت برای آبادانی زمین و برپایی دین الله، بیان اقسام مردم، بیان اصول ایمان و کلیات شریعت اسلامی.

تفسیر:

وجه تسمیۀ سورۀ بقره، ورود قصۀ گاو بنیاسرائیل در این سوره است که در آن به وجوب اجرای هرچه سریعتر و بیدرنگ احکام الله، اشاره شده است؛ چنانکه یهودیان حکم الله را با درنگ و تأخیر اجرا کردند.

(۱) ﴿الٓمٓ از جمله حروفی است که بعضی سورههای قرآن با آنها آغاز میشود. این حروف، از حروف هجائیه (الفبا) است که اگر به صورت دانه دانه (أ، ب، ت، ...) بیاید به خودی خود معنایی ندارد. اما این حروف، حکمت و مفهومی دارند؛ زیرا چیزی بدون حکمت در قرآن یافت نمیشود. از جمله مهمترین حکمتهای این حروف، اشاره به تَحَدّی با قرآن است که از همین حروف تشکیل یافته که مردم آنها را میشناسند و با آنها سخن میگویند؛ از این رو اغلب پس از این حروف، مانند همین سوره، یادی از قرآن کریم شده است.

(۲)هیچ تردیدی در این قرآن عظیم راه ندارد؛ نه از نظر وحی و نه از نظر لفظ و معنا. این کتاب، کلام الله است که پرهیزگاران را به راه رسیدن به او تعالی راهنمایی میکند.

(۳)(۴) آن کسانیکه به غیب ایمان میآورند. غیب تمام مواردی است که با حواس درک نمیشود و از نظر ما پنهان است، مانند روز قیامت که الله یا رسولش ج از آنها خبر دادهاند؛ و نماز را همانگونه که الله تشریع فرموده است با شروط، ارکان، واجبات و سنتهای آن برپا میدارند و از آنچه الله به آنها روزی داده است، با پرداخت واجبی مانند زکات یا غیر واجبی مانند صدقۀ نفلی، به امید کسب ثواب الله، انفاق میکنند؛ و به وحیی که الله بر تو- ای پیامبر- و وحیی که بر سایر پیامبران قبل از تو نازل فرمود بدون تفکیک و استثناء، ایمان میآورند و به آخرت و ثواب و عقاب آن ایمان قطعی دارند.

(۵) کسانیکه صفات مذکور را دارند، در راه هدایت قرار میگیرند و در دنیا و آخرت، با رسیدن به آنچه امید دارند و نجات از آنچه میترسند، رستگار هستند.

برخی فواید آیات:

• نفی تردید با اعتماد کامل، دلیلی است بر اینکه قرآن از جانب الله است؛ زیرا هیچ مخلوقی نمیتواند در مورد کلام خویش چنین ادعایی مطرح کند.

• فقط کسانیکه تقوای الهی را پیشه میکنند و او تعالی را بزرگ میشمارند، از راهنماییهای بسیار ارزشمند قرآن کریم بهره میبرند.

• از بزرگترین مراتب ایمان، ایمان به غیب است؛ زیرا دربردارندۀ پذیرش تمام امور غیبی است که الله متعال، علم آن را به خودش اختصاص داده است، و نیز پذیرش امور غیبیای که از آن به رسولش ج خبر داده است.

• الله متعال، در موارد زیادی، نماز و زکات را در کنار یکدیگر آورده است؛ زیرا نماز، اخلاص برای معبود و زکات، نیکی برای بندگان است و این دو، رمز رستگاری و نجات هستند.

• ایمان به الله متعال و اعمال صالح، هدایت و توفیق در دنیا، و پیروزی و کامیابی در آخرت را به ارمغان میآورند.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ ءَأَنذَرۡتَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تُنذِرۡهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٦ خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡۖ وَعَلَىٰٓ أَبۡصَٰرِهِمۡ غِشَٰوَةٞۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ٧ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَمَا هُم بِمُؤۡمِنِينَ٨ يُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَمَا يَخۡدَعُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا يَشۡعُرُونَ٩ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمُۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡذِبُونَ١٠ وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ لَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ قَالُوٓاْ إِنَّمَا نَحۡنُ مُصۡلِحُونَ١١ أَلَآ إِنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡمُفۡسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا يَشۡعُرُونَ١٢ وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ ءَامِنُواْ كَمَآ ءَامَنَ ٱلنَّاسُ قَالُوٓاْ أَنُؤۡمِنُ كَمَآ ءَامَنَ ٱلسُّفَهَآءُۗ أَلَآ إِنَّهُمۡ هُمُ ٱلسُّفَهَآءُ وَلَٰكِن لَّا يَعۡلَمُونَ١٣ وَإِذَا لَقُواْ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوۡاْ إِلَىٰ شَيَٰطِينِهِمۡ قَالُوٓاْ إِنَّا مَعَكُمۡ إِنَّمَا نَحۡنُ مُسۡتَهۡزِءُونَ١٤ ٱللَّهُ يَسۡتَهۡزِئُ بِهِمۡ وَيَمُدُّهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ١٥ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشۡتَرَوُاْ ٱلضَّلَٰلَةَ بِٱلۡهُدَىٰ فَمَا رَبِحَت تِّجَٰرَتُهُمۡ وَمَا كَانُواْ مُهۡتَدِينَ١٦ [البقرة: ۶-۱۶].

الله متعال پس از بیان صفات مؤمنان پرهیزگار که ظاهر و باطن درستی دارند، صفات کافران را بیان میفرماید که ظاهر و باطن فاسدی دارند:

(۶) کسانیکه کفر ورزیدند، پیوسته در گمراهی و دشمنی قرار دارند، و چه آنها را بترسانی یا نترسانی، برای‏شان یکسان است.

(۷) زیرا الله بر دلهای آنها مُهر زده است و دلهای‎شان را بر باطل موجود در آن بسته است، و بر گوشهای‎شان مُهر زده است به‎طوریکه حق را آنگونه که باید بپذیرند و بدان گردن نهند نمیشنوند، و بر چشمان‎شان پوششی قرار داده است؛ چنانکه حق را با وجود وضوحش نمیبینند و عذاب بزرگی در آخرت برای‏شان است.

الله پس از بیان صفات کافران که ظاهر و باطن فاسدی دارند، صفات منافقان را که باطن‎شان فاسد و ظاهرشان در نظر مردم درست است بیان میفرماید:

(۸) گروهی از مردم ادعا میکنند که مؤمن هستند، این سخن را از ترس خونها و اموال‎شان بر زبان جاری میکنند، اما در باطن کافر هستند.

(۹) منافقان- به گمان خودشان- با اظهار ایمان و پنهانکردن کفر، الله و مؤمنان را فریب میدهند. آنها در حقیقت فقط خودشان را میفریبند اما این را درک نمیکنند؛ زیرا الله متعال رازها و پنهانترین امور را میداند و مؤمنان را از صفات و احوال منافقان آگاه فرموده است.

(۱۰) سبب این امر آن است که در دلهای‎شان تردیدی وجود دارد و الله بر این تردیدشان افزوده است؛ زیرا جزا از جنس عمل است. به‏سبب دروغگویی بر الله و بر مردم و تکذیب آنچه محمد ج آورد، عذاب دردناکی در طبقۀ زیرین جهنم برای منافقان است.

(۱۱) منافقان وقتی از برپایی فساد در زمین با انجام اموری مانند کفر و گناهان و ... نهی میشوند، انکار میکنند و مدعی هستند که اصحاب صلاح و اصلاح هستند.

(۱۲) حقیقت این است که آنها اصحاب فساد هستند، اما این را نمیفهمند و درنمییابند که کارشان، عین فساد است.

(۱۳) وقتی به آنها امر میشود که مانند اصحاب محمد ج ایمان بیاورند، از روی اعتراض و استهزا چنین پاسخ میدهند: آیا ایمانی مانند سَبُکسرها بیاوریم؟! در واقع، خودشان نادان هستند اما این را نمیدانند.

(۱۴) هنگام ملاقات با مؤمنان، میگویند: آنچه شما به آن ایمان دارید پذیرفتیم، این سخن را از ترس مؤمنان میگویند، و زمانی که از نزد مؤمنان برمیگردند و با رؤسای خویش خلوت میکنند، برای تأکید بر پایداری در پیروی از آنها میگویند: ما همراه شما و در راه شما قرار داریم، اما برای تمسخر مؤمنان، در ظاهر با آنها موافقت میکنیم.

(۱۵) الله در مقابله با منافقان که مؤمنان را مسخره میکنند، آنها را مسخره میکند تا جزایی از جنس عمل‎شان به آنها داده باشد؛ از این رو احکام مسلمانان در دنیا را بر آنها اجرا میکند، اما در آخرت آنها را به‏سبب کفر و نفاق‎شان مورد مجازات قرار میدهد. اینچنین به آنها مهلت میدهد به گمراهی و ستم خویش ادامه دهند تا سرگشته و مضطرب بمانند.

(۱۶) منافقان نابخردانند که کفر را به ایمان تبدیل کردند و تجارت‎شان سودی نداشت؛ زیرا ایمان به الله را از دست دادند و به‎سوی حق هدایت نشدند.

برخی فواید آیات:

• کسانی که الله به‏سبب دشمنی و تکذیب آنها، بر دلهای‎شان مُهر بزند، آیات با وجود بزرگی به آنها سودی نمیرساند.

• مهلتدادن الله متعال به ستمگران تکذیبکننده، هرگز به دلیل غفلت یا ناتوانی در برابر آنها نیست، بلکه برای این است تا بیشتر گناه کنند و در نتیجه، مجازات‎شان بیشتر شود.

﴿مَثَلُهُمۡ كَمَثَلِ ٱلَّذِي ٱسۡتَوۡقَدَ نَارٗا فَلَمَّآ أَضَآءَتۡ مَا حَوۡلَهُۥ ذَهَبَ ٱللَّهُ بِنُورِهِمۡ وَتَرَكَهُمۡ فِي ظُلُمَٰتٖ لَّا يُبۡصِرُونَ١٧ صُمُّۢ بُكۡمٌ عُمۡيٞ فَهُمۡ لَا يَرۡجِعُونَ١٨ أَوۡ كَصَيِّبٖ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فِيهِ ظُلُمَٰتٞ وَرَعۡدٞ وَبَرۡقٞ يَجۡعَلُونَ أَصَٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِم مِّنَ ٱلصَّوَٰعِقِ حَذَرَ ٱلۡمَوۡتِۚ وَٱللَّهُ مُحِيطُۢ بِٱلۡكَٰفِرِينَ١٩ يَكَادُ ٱلۡبَرۡقُ يَخۡطَفُ أَبۡصَٰرَهُمۡۖ كُلَّمَآ أَضَآءَ لَهُم مَّشَوۡاْ فِيهِ وَإِذَآ أَظۡلَمَ عَلَيۡهِمۡ قَامُواْۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمۡعِهِمۡ وَأَبۡصَٰرِهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٢٠ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱعۡبُدُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ٢١ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ فِرَٰشٗا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءٗ وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزۡقٗا لَّكُمۡۖ فَلَا تَجۡعَلُواْ لِلَّهِ أَندَادٗا وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٢٢ وَإِن كُنتُمۡ فِي رَيۡبٖ مِّمَّا نَزَّلۡنَا عَلَىٰ عَبۡدِنَا فَأۡتُواْ بِسُورَةٖ مِّن مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواْ شُهَدَآءَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٢٣ فَإِن لَّمۡ تَفۡعَلُواْ وَلَن تَفۡعَلُواْ فَٱتَّقُواْ ٱلنَّارَ ٱلَّتِي وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُۖ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ٢٤ [البقرة: ۱۷-۲۴].

(۱۷) الله برای این منافقان، دو مثال آورد: یک مثال آتشی و یک مثال آبی. مثال آتشی آنها به این قرار است: آنها مانند کسی هستند که آتشی برمیافروزد تا از آن روشنایی برگیرد، اما وقتی نور آتش بالا میآید و گمان میکند که از روشنایی آن بهره میبرد، خاموش میشود؛ به این ترتیب، نورافشانی آتش از بین میرود و سوزاندنش باقی میماند؛ در نتیجه اصحاب آتش در تاریکیهایی که هیچ چیز نمیبینند میمانند و هیچ راهی نمییابند.

(۱۸) بنابراین، منافقان کرانی هستند که حق را به نیت پذیرش نمیشنوند، گنگانی هستند که حق را به زبان نمیآورند، کورانی هستند که آن را نمیبینند؛ و از گمراهی خویش بازنمیگردند.

(۱۹) اما مثال آبی منافقان چنین است: مثال‎شان مانند باران زیادی از ابری دارای تاریکیهای متراکم و رعد و برق است که بر گروهی فرو میریزد و ترس شدیدی بر آنها وارد میسازد. آنها از ترس مرگ به‏سبب شدتِ صدای صاعقهها با سر انگشتان خویش گوشهای‏شان را میبندند، درحالیکه الله بر کافران احاطه دارد و نمیتوانند از زیر قدرت او فرار کنند.

(۲۰) نزدیک است که برق به‎خاطر تابش و پرتوافکنی زیاد، چشمان‎شان را برباید. هرگاه برق، کمی برای‏شان بدرخشد و روشنایی بدهد پیش میروند و هرگاه نورافشانی نکند در تاریکی میمانند و نمیتوانند حرکت کنند. به‎خاطر رویگردانی آنها از حق، اگر الله بخواهد با قدرت خویش که همهچیز را دربردارد، گوشها و چشمهای‎شان را از بین میبرد و دیگر به آنها بازنمیگردد.

بنابراین، باران، مثالی برای قرآن، صدای صاعقهها مثالی برای منعکنندههای موجود در قرآن و درخشیدن برق، مثالی برای آشکار شدن حق است که گاهگاهی بر آنها میتابد. بستن گوشها از شدت صاعقهها، مثالی برای رویگردانی آنها از حقیقت و ندادن پاسخ مثبت به آن است. وجه تشابه میان منافقان و اصحاب دو مثال مذکور، بهره نبردن است؛ چنانکه در مثال آتشی، روشن کنندۀ آتش بهرهای جز تاریکی و سوختن نمیبرد و در مثال آبی، اصحاب باران جز ترسیدن و بیقراری از رعد و برق، نصیبی ندارند و به همین ترتیب، منافقان چیزی جز سختگیری و دشواری در اسلام نمییابند.

وقتی الله دستههای مختلف مردم از مؤمنان، کافران و منافقان را نام برد، همۀ آنها را به عبادت خالص خویش فرا میخواند و میگوید:

(۲۱) ای مردم، با امتثالِ اوامر و ترکِ نواهی پروردگارتان، تنها او را عبادت کنید[۲]؛ زیرا اوست که[۳] شما و امتهای قبل از شما را آفرید. امید است که این عبادت، سپری میان شما و عذاب او تعالی باشد.

(۲۲) او کسی است که زمین را برای شما فرشی هموار مهیا کرد و بالای آن، آسمان را به‎صورت بنیانی محکم قرار دارد، او با فروفرستادن باران نعمت میبخشد، بهگونهای که بر اثر باران، میوههای مختلفی از زمین میروید تا رزق و روزی باشد، پس شریکان و همانندهایی برای الله قرار ندهید، درحالیکه شما میدانید آفرینندهای جز الله متعال وجود ندارد.

(۲۳) - ای مردم- اگر نسبت به قرآنِ نازلشده بر بندۀ ما محمد ج تردید دارید، شما را به مبارزه میطلبیم که یک سوره همانند آن، حتی همانند کوچکترین سورۀ آن، بیاورید و برای این کار هر تعداد از یاران‎تان را که میتوانید فراخوانید، اگر در ادعای خویش راستگو هستید.

(۲۴) اگر این کار را نکردید- که هرگز قادر بر انجام آن نیستید- از آتشی بترسید که مردمِ سزاوار عذاب و انواع سنگهایی که آن را عبادت میکردند و ... را میسوزاند. الله این آتش را برای کافران آماده و مهیا ساخته است.

برخی فواید آیات:

• الله متعال، منافقان را به جزای نفاق و رویگردانی از هدایت، در دشوارترین شرایط که بیشترین نیاز را به کمک دارند، تنها میگذارد و آنها را یاری نمیدهد.

• از بزرگترین دلایل بر وجوب یگانگی الله در عبادت، این است که او تعالی است که تمام آنچه در جهان هستی است را برای ما آفریده و در تسخیر ما قرار داده است.

• ناتوانی مردم از آوردن مانند یک سوره از قرآن کریم، بر این امر دلالت دارد که قرآن از جانب حکیمی بسیار دانا نازل شده است.

﴿وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنۡهَا مِن ثَمَرَةٖ رِّزۡقٗا قَالُواْ هَٰذَا ٱلَّذِي رُزِقۡنَا مِن قَبۡلُۖ وَأُتُواْ بِهِۦ مُتَشَٰبِهٗاۖ وَلَهُمۡ فِيهَآ أَزۡوَٰجٞ مُّطَهَّرَةٞۖ وَهُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢٥ ۞إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَسۡتَحۡيِۦٓ أَن يَضۡرِبَ مَثَلٗا مَّا بَعُوضَةٗ فَمَا فَوۡقَهَاۚ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فَيَعۡلَمُونَ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّهِمۡۖ وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗاۘ يُضِلُّ بِهِۦ كَثِيرٗا وَيَهۡدِي بِهِۦ كَثِيرٗاۚ وَمَا يُضِلُّ بِهِۦٓ إِلَّا ٱلۡفَٰسِقِينَ٢٦ ٱلَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهۡدَ ٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ مِيثَٰقِهِۦ وَيَقۡطَعُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ وَيُفۡسِدُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ٢٧ كَيۡفَ تَكۡفُرُونَ بِٱللَّهِ وَكُنتُمۡ أَمۡوَٰتٗا فَأَحۡيَٰكُمۡۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يُحۡيِيكُمۡ ثُمَّ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٢٨ هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَسَوَّىٰهُنَّ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖۚ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ٢٩ [البقرة: ۲۵-۲۹].

(۲۵) چون تهدید قبلی برای کافران بود؛ پس- ای پیامبر- برای شادمانی مؤمنان به الله که اعمال صالح انجام میدهند بهشتهایی را بشارت بده که از زیر کاخها و درختهای‏شان رودها جاری است و هرگاه از میوههای پاک آنها روزی داده میشوند، به دلیل شباهت زیاد به میوههای دنیا میگویند: این میوهها، مانند میوههایی است که قبلاً به ما روزی داده شده بود، و میوههای متشابهی از نظر شکل و نام به آنها تقدیم میشود که با شناخت قبلی، به آنها روی میآورند، اما طعم و مزۀ متفاوتی دارند. همچنین در بهشت همسرانی پاک و بری از هر آنچه نفس از آن بیزار است و سرشت آن را ناپسند میداند، از آنچه که در وجود اهل دنیا متصور است، برای‏شان است، و آنها در نعمتهایی همیشگی و پایانناپذیر قرار دارند، برخلاف نعمتهای دنیا که موقتی و گذراست.

(۲۶) الله شرم نمیکند از اینکه به هر چه بخواهد مثال بزند، چنانکه به پشه، یا بالاتر از آن از نظر بزرگی یا پایینتر از آن از نظر کوچکی، مثال میزند. مردم در برابر این امثال، دو نوع هستند: مؤمنان و کافران؛ مؤمنان میپذیرند و میدانند که در ورای مثلزدن به این موارد، حکمتی نهفته است، اما کافران از روی استهزاء، در مورد سبب مثال آوردن این مخلوقات کوچک مانند پشهها، مگسها، عنکبوت و... از جانب الله از یکدیگر میپرسند. الله اینگونه پاسخ میدهد: در این مثالها، هدایتها و راهنماییها و آزمایش مردم وجود دارد؛ زیرا الله با این مثالها، بسیاری از مردم را که از تدبر در آنها خودداری میکنند، گمراه میکند، و فقط کسانی را که سزاوار گمراهی هستند گمراه میسازد، و آنها کسانی هستند که او تعالی را فرمانبرداری نمیکنند، مانند منافقان.

(۲۷) کسانیکه پیمان الله را که از آنها عهد گرفت که فقط او را عبادت کنند و از رسولش ج که رسولان پیش از او از آن خبر داده بودند، پیروی کنند، شکستند. اینان که پیمانهای الله را انکار میکنند، اینگونه توصیف میشوند که آنچه را الله به برقراری آن فرمان داده مانند برقراری رابطۀ خویشاوندی، قطع میکنند و با انجام گناهان، برای انتشار فساد بر روی زمین میکوشند، در نتیجه سهم ناقصی در دنیا و آخرت دارند.

(۲۸) - ای کافران- کارتان بسیار شگفت است! چگونه به الله کفر میورزید، درحالیکه دلایل قدرت او را در وجود خودتان مشاهده میکنید؛ چنانکه شما را از عدم، ایجاد و زنده گردانید، سپس برای بار دوم شما را میمیراند، سپس برای بار دوم زنده میگرداند، سپس شما را به‎سوی خویش بازمیگرداند تا شما را بر اساس اعمال‎تان مورد محاسبه قرار دهد.

(۲۹) الله یگانه همان کسی است که تمام آنچه را در زمین است و قابل شمارش نیست مانند نهرها و درختها را به تنهایی آفرید و آنها را در تسخیر شما درآورد که از آن استفاده میکنید و بهره میبرید، سپس به‎سوی آسمان متوجه شد و هفت آسمان بیعیب و آراسته آفرید، و علم او تعالی بر همهچیز احاطه دارد.

برخی فواید آیات:

• از کمال نعمتهای بهشتی آن است که هیچ نوع تلخیای، لذتهایش را ناگوار نمیکند و هیچ رنجش و پریشانی با آنها آمیخته نیست.

• فقط مؤمنان، از مثالهایی که الله متعال میزند بهره میبرند؛ زیرا آنها کسانی هستند که به راستی خواهان هدایت هستند و حقیقتاً، آن را جستجو میکنند.

• از بارزترین صفات فاسقان، نقض پیمان در برابر الله و مردم، قطعکردن آنچه الله به برقراری آن فرمان داده و تلاش برای ایجاد فساد در زمین است.

• اصل در اشیاء، مباح بودن و طهارت است؛ زیرا الله متعال، تمام آنچه در زمین است را برای بندگانش آفریده و به آنها بخشیده است.

﴿وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ خَلِيفَةٗۖ قَالُوٓاْ أَتَجۡعَلُ فِيهَا مَن يُفۡسِدُ فِيهَا وَيَسۡفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحۡنُ نُسَبِّحُ بِحَمۡدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَۖ قَالَ إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ٣٠ وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلۡأَسۡمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمۡ عَلَى ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ فَقَالَ أَنۢبِ‍ُٔونِي بِأَسۡمَآءِ هَٰٓؤُلَآءِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٣١ قَالُواْ سُبۡحَٰنَكَ لَا عِلۡمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمۡتَنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ٣٢ قَالَ يَٰٓـَٔادَمُ أَنۢبِئۡهُم بِأَسۡمَآئِهِمۡۖ فَلَمَّآ أَنۢبَأَهُم بِأَسۡمَآئِهِمۡ قَالَ أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ إِنِّيٓ أَعۡلَمُ غَيۡبَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَأَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا كُنتُمۡ تَكۡتُمُونَ٣٣ وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰ وَٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٣٤ وَقُلۡنَا يَٰٓـَٔادَمُ ٱسۡكُنۡ أَنتَ وَزَوۡجُكَ ٱلۡجَنَّةَ وَكُلَا مِنۡهَا رَغَدًا حَيۡثُ شِئۡتُمَا وَلَا تَقۡرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ٣٥ فَأَزَلَّهُمَا ٱلشَّيۡطَٰنُ عَنۡهَا فَأَخۡرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِۖ وَقُلۡنَا ٱهۡبِطُواْ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوّٞۖ وَلَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُسۡتَقَرّٞ وَمَتَٰعٌ إِلَىٰ حِينٖ٣٦ فَتَلَقَّىٰٓ ءَادَمُ مِن رَّبِّهِۦ كَلِمَٰتٖ فَتَابَ عَلَيۡهِۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ٣٧ [البقرة: ۳۰-۳۷].

(۳۰) الله متعال خبر میدهد که خطاب به فرشتگان فرمود: او تعالی در زمین بشری قرار خواهد داد که از پی یکدیگر خواهند آمد، تا با طاعت الله زمین را آباد کنند؛ آنگاه فرشتگان- برای کسب راهنمایی و آگاهی- در مورد حکمتِ قراردادن فرزندان آدم به عنوان جانشینان در زمین، درحالیکه در آن فساد خواهند کرد و از روی ستم، خون میریزند، اینگونه از پروردگارشان پرسیدند: ما که از تو فرمانبرداری میکنیم، با ستایش تو و بزرگداشت جلال و کمالت، تو را پاک و منزه میشماریم و هرگز از این کار سست و ناتوان نمیشویم؟ الله چنین به فرشتگان پاسخ داد: همانا من از حکمتهای شگفتآور آفرینش انسانها و اهداف بزرگ جانشین قرار دادن آنها که شما نمیدانید آگاه هستم.

(۳۱) برای بیان منزلت آدم، الله متعال، الفاظ و معانی نامهای تمام حیوانات و جمادات را به او آموخت؛ سپس آن نامیده شدهها را بر فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر در این گفته که میگویید شما از این مخلوق، گرامیتر و بهتر هستید، راستگو هستید، نامهای اینها را به من خبر دهید.

(۳۲) فرشتگان- با اعتراف به نقص خویش و بازگرداندن فضیلت به الله– گفتند: ای پروردگار ما! تو را از اعتراض بر حُکم و شرعِ تو مُنَزَّه و بزرگ میشماریم؛ زیرا ما فقط چیزی را میدانیم که علمش را به ما روزی دادهای؛ همانا تو دانایی هستی که هیچچیز از تو پنهان نمیماند، حکیمی هستی که به قدر و شرع خویش، هر امری را در جای خودش قرار میدهی.

(۳۳) آنگاه الله متعال خطاب به آدم فرمود: آنها را از نامهای این نامیده شدهها آگاه کن. وقتی که آدم، همانگونه که پروردگارش به او آموخته بود، فرشتگان را آگاه کرد، الله خطاب به فرشتگان فرمود: آیا به شما نگفتم که من از آنچه در آسمانها و در زمین پنهان است آگاه هستم و آنچه از احوال‏تان را که آشکار میکنید و آنچه را که با خویش نجوا میکنید میدانم.

(۳۴) الله متعال بیان میفرماید که به فرشتگان دستور داد سجدۀ تقدیر و احترام در برابر آدم بگزارند. آنها نیز برای اجرای فرمان الله، به سرعت به سجده افتادند، جز ابلیس که از جن بود، و برای اعتراض به اینکه الله او را به این سجده فرمان داد و تکبر ورزیدن بر آدم، از این کار خودداری کرد و با اینکار از کافران به الله متعال گردید.

(۳۵) و گفتیم: ای آدم تو و همسرت- حواء- در بهشت سکونت کن، و در همهجای آن [از نعمتهای] گوارا و فراوان، بدون هیچ ممانعت و سختیای بخورید و مبادا به این درخت که شما را از خوردن از آن نهی کردم نزدیک شوید که به‏سبب سرپیچی از فرمان من از ستمگران خواهید شد.

(۳۶) اما شیطان پیوسته آدم و همسرش را وسوسه میکرد و برای‏شان میآراست؛ تا اینکه آن دو را در لغزش و گناهِ خوردن از آن درخت که الله آن دو را از خوردن از آن نهی کرده بود قرار داد؛ و جزای‏شان این بود که الله آنها را از بهشتی که در آن بودند بیرون کرد و خطاب به آن دو و شیطان فرمود: به زمین فرود آیید درحالیکه دشمن یکدیگر خواهید بود و در آن زمین برای شما، استقرار و بقا و بهره جستن از خیرات آن است تا اینکه عمرهای‏تان سپری شود و قیامت برپا گردد.

(۳۷) آنگاه آدم کلماتی را که الله به او القا کرد فراگرفت و الله بر او الهام کرد که با آنها دعا کند. این کلمات در آیۀ ۲۳ سورۀ اعراف ﴿قَالَا رَبَّنَا ظَلَمۡنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّمۡ تَغۡفِرۡ لَنَا وَتَرۡحَمۡنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٢٣ [الأعراف: ۲۳]؛ «(آن دو) گفتند: «پروردگارا! ما به خود ستم کردیم، و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی، مسلّماً از زیانکاران خواهیم بود».» آمده است. الله توبۀ آدم را پذیرفت و او را بخشید؛ زیرا او سبحانه نسبت به بندگانش بسیار توبهپذیر و مهربان است.

برخی فواید آیات:

• بر مؤمن واجب است که اگر حکمت الله در بعضی مخلوقات و فرامینش بر او پوشیده است، در مقابل آفرینش و امر الله تسلیم باشد.

• قرآن کریم، جایگاه والایی برای علم قائل شده و آن را یکی از اسباب برتری مردم بر یکدیگر قرار داده است.

• کبر و غرور، در رأس گناهان قرار دارد و اساس تمام بلایایی است که بر مردم نازل میشود و نخستین معصیتی است که الله با آن نافرمانی شد.

﴿قُلۡنَا ٱهۡبِطُواْ مِنۡهَا جَمِيعٗاۖ فَإِمَّا يَأۡتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدٗى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٣٨ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٣٩ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتِيَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ وَأَوۡفُواْ بِعَهۡدِيٓ أُوفِ بِعَهۡدِكُمۡ وَإِيَّٰيَ فَٱرۡهَبُونِ٤٠ وَءَامِنُواْ بِمَآ أَنزَلۡتُ مُصَدِّقٗا لِّمَا مَعَكُمۡ وَلَا تَكُونُوٓاْ أَوَّلَ كَافِرِۢ بِهِۦۖ وَلَا تَشۡتَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِي ثَمَنٗا قَلِيلٗا وَإِيَّٰيَ فَٱتَّقُونِ٤١ وَلَا تَلۡبِسُواْ ٱلۡحَقَّ بِٱلۡبَٰطِلِ وَتَكۡتُمُواْ ٱلۡحَقَّ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٤٢ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱرۡكَعُواْ مَعَ ٱلرَّٰكِعِينَ٤٣ ۞أَتَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبِرِّ وَتَنسَوۡنَ أَنفُسَكُمۡ وَأَنتُمۡ تَتۡلُونَ ٱلۡكِتَٰبَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ٤٤ وَٱسۡتَعِينُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلۡخَٰشِعِينَ٤٥ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُواْ رَبِّهِمۡ وَأَنَّهُمۡ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ٤٦ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتِيَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ وَأَنِّي فَضَّلۡتُكُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٧ وَٱتَّقُواْ يَوۡمٗا لَّا تَجۡزِي نَفۡسٌ عَن نَّفۡسٖ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يُقۡبَلُ مِنۡهَا شَفَٰعَةٞ وَلَا يُؤۡخَذُ مِنۡهَا عَدۡلٞ وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ٤٨ [البقرة: ۳۸-۴۸].

(۳۸) به آنها گفتیم: همگی از بهشت به‎سوی زمین فرود آیید؛ پس اگر هدایتی توسط رسولانم به شما رسید، کسانیکه از آن پیروی کنند و به فرستادگانم ایمان بیاورند، هیچ بیمی در آخرت بر آنها نیست و بر هر آنچه که از دنیا از دست بدهند غمگین نخواهند شد.

(۳۹) اما کسانیکه کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند؛ آنها اهل آتش هستند که همواره در آن خواهند بود.

(۴۰) ای فرزندان پیامبر الله، یعقوب ÷، نعمتهای پیاپی الله بر خودتان را به یاد آورید و شکرشان را به جای گزارید، و به پیمان من در قبال شما مبنی بر ایمان به من و رسولانم و عمل به احکامم وفادار باشید، که اگر به این پیمان وفا کردید، من به پیمان خویش که زندگی پاک در دنیا و پاداش نیکو در آخرت میباشد به شما وفا میکنم. فقط از من بترسید و پیمانم را نقض نکنید.

(۴۱) و به قرآن که آن را بر محمد ج نازل کردیم و در مورد توحید الله و نبوت محمد ج با تورات قبل از اینکه تحریف شود سازگار است، ایمان بیاورید و بپرهیزید از اینکه اولین گروهی باشید که به قرآن کفر میورزند، و آیاتم را که نازل کردم به بهای ناچیزی از مقام و ریاست مبادله نکنید و از خشم و عذاب من بترسید.

(۴۲) و حق را- که آن را بر رسولانم نازل کردم- با اکاذیبی که افترا میبندید درنیامیزید، و حقیقتی را که در کتابهای‏تان در توصیف محمد ج آمده است پنهان مکنید، درحالیکه نسبت به آن علم و یقین دارید.

(۴۳) و نماز را به‎صورت کامل با ارکان و واجبات و سنتهایش ادا کنید، و زکات اموال‏تان را که الله آنها را در اختیار شما قرار داد بپردازید، و با امت محمد ج که در برابر الله خضوع میکنند، در برابر الله خضوع کنید.

(۴۴) بسیار ناپسند است که دیگران را به ایمان و کار نیک امر میکنید اما خودتان را فراموش کرده و از این کار روی میگردانید، درحالیکه تورات را میخوانید و از فرمان پیروی از دین الله و تصدیق رسولانش آگاه هستید، پس آیا از عقل و خرد خودتان بهره نمیبرید؟!

(۴۵) و در تمام احوال دینی و دنیوی خویش، از شکیبایی و نماز که شما را به الله نزدیک میکند و به او میرساند، یاری بجویید تا شما را یاری و محافظت کند و آسیبهای‏تان را برطرف سازد، و بهراستیکه نماز دشوار و سنگین است مگر برای کسانیکه در برابر پروردگارشان خضوع میکنند.

(۴۶) زیرا آنها یقین دارند که در روز قیامت نزد پروردگارشان درمیآیند و با او دیدار میکنند، و به‎سوی او بازمیگردند تا آنها را بر اساس اعمال‎شان جزا دهد.

(۴۷) ای فرزندانِ پیامبرِ الله، یعقوب ÷، نعمتهای دینی و دنیوی مرا که بر شما بخشیدم یاد کنید و به یاد آورید که من شما را با پیامبری و پادشاهی، بر مردم زمانه و معاصرتان برتری دادم.

(۴۸) و با اجرای اوامر و ترک نواهی، سپری میان خود و عذاب روز قیامت قرار دهید، زیرا در آن روز، هیچکس ذرهای دیگری را بینیاز نمیسازد و در آن روز شفاعت هیچکس جهت دفع ضرر یا جلب منفعت پذیرفته نمیشود مگر به اجازه الله، و هیچ فدیهای گرفته نمیشود حتی اگر زمین از طلا پر شود، و در آن روز هیچ یاوری برای‏شان نیست؛ پس آنگاه که هیچ شفاعتگری نفعی نمیرساند و هیچ فدیه و یاوری وجود ندارد، گریزگاه کجاست؟!

برخی فواید آیات:

• بزرگترین ذلت و خواری، آن است که انسان دیگران را به نیکی فراخواند اما خودش را فراموش کند.

• شکیبایی و نماز از بزرگترین مواردی است که در تمام امور به بنده یاری میرسانند.

• در روز قیامت، نه شفیعان و نه فداء، عذاب را از انسان دفع نمیکنند و فقط عمل صالح خودش به او نفع میرساند.

﴿وَإِذۡ نَجَّيۡنَٰكُم مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَسُومُونَكُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبۡنَآءَكُمۡ وَيَسۡتَحۡيُونَ نِسَآءَكُمۡۚ وَفِي ذَٰلِكُم بَلَآءٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَظِيمٞ٤٩ وَإِذۡ فَرَقۡنَا بِكُمُ ٱلۡبَحۡرَ فَأَنجَيۡنَٰكُمۡ وَأَغۡرَقۡنَآ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ٥٠ وَإِذۡ وَٰعَدۡنَا مُوسَىٰٓ أَرۡبَعِينَ لَيۡلَةٗ ثُمَّ ٱتَّخَذۡتُمُ ٱلۡعِجۡلَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَنتُمۡ ظَٰلِمُونَ٥١ ثُمَّ عَفَوۡنَا عَنكُم مِّنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٥٢ وَإِذۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡفُرۡقَانَ لَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ٥٣ وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦ يَٰقَوۡمِ إِنَّكُمۡ ظَلَمۡتُمۡ أَنفُسَكُم بِٱتِّخَاذِكُمُ ٱلۡعِجۡلَ فَتُوبُوٓاْ إِلَىٰ بَارِئِكُمۡ فَٱقۡتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ عِندَ بَارِئِكُمۡ فَتَابَ عَلَيۡكُمۡۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ٥٤ وَإِذۡ قُلۡتُمۡ يَٰمُوسَىٰ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ نَرَى ٱللَّهَ جَهۡرَةٗ فَأَخَذَتۡكُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ٥٥ ثُمَّ بَعَثۡنَٰكُم مِّنۢ بَعۡدِ مَوۡتِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٥٦ وَظَلَّلۡنَا عَلَيۡكُمُ ٱلۡغَمَامَ وَأَنزَلۡنَا عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَنَّ وَٱلسَّلۡوَىٰۖ كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡۚ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ٥٧ [البقرة: ۴۹-۵۷].

(۴۹) و ای بنیاسرائیل به یاد آورید آنگاه که شما را از پیروان فرعون نجات دادیم، کسانیکه برای خوارساختن و تحقیر شما، انواع عذابها را به شما میچشاندند؛ چنانکه پسران‏تان را با سربریدن میکشتند تا بقایی نداشته باشید، و دختران‎تان را زنده نگه میداشتند تا هنگامیکه زن شدند به آنها خدمت کنند. در رهانیدن شما از زیر شکنجۀ فرعون و پیروانش، آزمایش بزرگی از جانب پروردگارتان است؛ باشد که شکرگزار باشید.

(۵۰) و از نعمتهای ما بر شما به یاد آورید که با شکافتن دریا برای شما، آن را راه خشکی قرار دادیم که در آن حرکت کنید و به این ترتیب، شما را نجات دادیم و دشمن‎تان، فرعون و پیروانش را در برابر دیدگان شما و درحالیکه به آنها نگاه میکردید غرق ساختیم.

(۵۱) و از جمله نعمتهای ما به یاد آورید که چهل شب با موسی ÷ قرار گذاشتیم تا نزول تورات به عنوان نور و هدایت در این مدت کامل شود، سپس شما در این مدت فقط گوساله را عبادت کردید و با اینکارتان ستمکار بودید.

(۵۲) سپس، بعد از توبهتان از شما درگذشتیم و شما را مؤاخذه نکردیم تا شاید با عبادت و طاعت نیکوی الله، شکر او را به جای آورید.

(۵۳) و از جملۀ این نعمتها به یاد آورید که تورات را به عنوان جداکنندۀ میان حق و باطل و وسیله تشخیص بین هدایت و گمراهی به موسی ÷ عطا کردیم؛ شاید با آن به‎سوی حق رهنمون شوید.

(۵۴) و یکی دیگر از این نعمتها را به یاد آورید که الله توفیق توبه از عبادت گوساله را به شما داد، آنجا که موسی ÷ به شما گفت: همانا شما با گرفتن گوساله به عنوان معبودی که آن را عبادت میکنید به خودتان ستم کردید، پس توبه کنید و به‎سوی خالق و آفرینندهتان بازگردید، بهگونهای که یکدیگر را بکشید؛ و اینگونه توبه، از مداومت کردن بر کفر که به جاودانگی در آتش منجر میشود، برای‏تان بهتر است؛ آنگاه به توفیق و یاری الله چنین توبهای کردید و او توبۀ شما را پذیرفت؛ زیرا نسبت به بندگان خویش بسیار توبهپذیر و مهربان است.

(۵۵) و به یاد آورید هنگامی را که پدران‎تان با گستاخی خطاب به موسی ÷ گفتند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد مگر زمانیکه الله را آشکارا و بدون هیچ حایلی به ما بنمایانی، آنگاه آتش سوزاننده شما را فراگرفت و شما را کُشت، درحالیکه به یکدیگر نگاه میکردید.

(۵۶) سپس شما را پس از مرگ‎تان زنده گردانیدیم؛ شاید از الله به‎خاطر این نعمتی که بر شما ارزانی داشت شکرگزاری کنید.

(۵۷) از دیگر نعمتهای ما بر شما این است آنگاه که در زمین حیران بودید ابر را بر شما فرستادیم تا در برابر گرمای خورشید بر شما سایه بیفکند، و از نعمتهای خویش، شرابی شیرین مانند عسل و پرندهای کوچک با گوشتی گوارا و پاک شبیه سُمانی [مرغ بلدرچین] بر شما نازل کردیم و به شما گفتیم: از غذاهای پاکیزهای که به شما روزی دادهایم بخورید. آنها با انکار و ناسپاسی این نعمتها، ذرهای نقصان بر ما وارد نکردند، بلکه با کاهش سهم خویش از ثواب و قراردادن خویش در معرض عذاب، به خودشان ستم روا داشتند.

برخی فواید آیات:

• بزرگی و فراوانی نعمتهای الله بر بنیاسرائیل، فقط بر تکبر و دشمنی آنها افزود.

• بردباری و بخشش و رحمت گستردۀ الله نسبت به بندگانش، هر چند گناهان‎شان بزرگ باشد.

• معیار داوری میان حق و باطل، وحی است.

﴿وَإِذۡ قُلۡنَا ٱدۡخُلُواْ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةَ فَكُلُواْ مِنۡهَا حَيۡثُ شِئۡتُمۡ رَغَدٗا وَٱدۡخُلُواْ ٱلۡبَابَ سُجَّدٗا وَقُولُواْ حِطَّةٞ نَّغۡفِرۡ لَكُمۡ خَطَٰيَٰكُمۡۚ وَسَنَزِيدُ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٥٨ فَبَدَّلَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوۡلًا غَيۡرَ ٱلَّذِي قِيلَ لَهُمۡ فَأَنزَلۡنَا عَلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجۡزٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ٥٩ ۞وَإِذِ ٱسۡتَسۡقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦ فَقُلۡنَا ٱضۡرِب بِّعَصَاكَ ٱلۡحَجَرَۖ فَٱنفَجَرَتۡ مِنۡهُ ٱثۡنَتَا عَشۡرَةَ عَيۡنٗاۖ قَدۡ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٖ مَّشۡرَبَهُمۡۖ كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ مِن رِّزۡقِ ٱللَّهِ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ٦٠ وَإِذۡ قُلۡتُمۡ يَٰمُوسَىٰ لَن نَّصۡبِرَ عَلَىٰ طَعَامٖ وَٰحِدٖ فَٱدۡعُ لَنَا رَبَّكَ يُخۡرِجۡ لَنَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلۡأَرۡضُ مِنۢ بَقۡلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَاۖ قَالَ أَتَسۡتَبۡدِلُونَ ٱلَّذِي هُوَ أَدۡنَىٰ بِٱلَّذِي هُوَ خَيۡرٌۚ ٱهۡبِطُواْ مِصۡرٗا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلۡتُمۡۗ وَضُرِبَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلذِّلَّةُ وَٱلۡمَسۡكَنَةُ وَبَآءُو بِغَضَبٖ مِّنَ ٱللَّهِۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَانُواْ يَكۡفُرُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقۡتُلُونَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّۗ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعۡتَدُونَ٦١ [البقرة: ۵۸-۶۱].

(۵۸) و نیز از نعمتهای الله بر خودتان به یاد آورید هنگامیکه به شما گفتیم: به بیت المقدس وارد شوید، و از غذاهای پاکیزۀ آن از هر مکانی که میخواهید، گوارا و فراوان بخورید و در لحظۀ ورود به شهر، در حال رکوع و فروتن برای الله باشید و اینگونه از الله تقاضا کنید: پرورگار ما! گناهانمان را از ما بریز، تا شما را اجابت کنیم، و کسانیکه اعمال نیکو انجام دادند، بر ثواب نیکوکاری‏شان خواهیم افزود.

(۵۹) اما ستمکاران‎شان، کاری نکردند جز اینکه عمل را تبدیل و سخن را تحریف کردند، پس درحالیکه بر نشیمنگاههای‏شان میخزیدند وارد شدند و برای تمسخر فرمان الهی گفتند: حَبَّةٌ فی شَعرَةٍ؛ دانهای در جویی. بنابراین، جزای‎شان این بود که الله بر افراد ستمکارشان، به‏سبب خروج‏شان از حد شرع و مخالفت فرمان، عذابی از آسمان فرو فرستاد.

(۶۰) و از نعمتهای الله بر خودتان به یاد آورید آنگاه که سرگشته و حیران بودید و تشنگی شدیدی شما را فراگرفت تا اینکه موسی ÷ به درگاه پروردگارش تضرع و زاری کرد و از او تعالی برای شما تقاضای آب کرد؛ آنگاه به او فرمان دادیم که عصایش را به سنگ بزند؛ و هنگامیکه موسی ÷ عصایش را به سنگ زد، به تعداد قبایل‎تان، دوازده چشمه از آن جوشید و آب از آنها برآمد، و مکان مخصوص نوشیدن هر قبیله را برایش مشخص کردیم تا نزاعی میان‎شان واقع نشود؛ و به شما گفتیم: از روزی الله که بدون تلاش و عملی از جانب‎تان به شما روانه کرد بخورید و بیاشامید و برای ایجاد فساد در زمین مکوشید.

(۶۱) همچنین به یاد آورید هنگامیکه در برابر نعمت پروردگارتان ناسپاسی کردید و از خوردن منّ و سلوی که الله برای‏تان نازل فرمود، احساس دلتنگی و بیزاری کردید و گفتید: هرگز بر غذای واحد و تغییرناپذیری صبر نخواهیم کرد. آنگاه از موسی ÷ خواستید که از الله بخواهد از گیاهان زمین، مانند محصولات کشاورزی و سبزی و قثاء [شبیه خیار اما بزرگتر از آن] و حبوبات و عدس و پیاز به عنوان غذا برای‏تان برویاند؛ آنگاه موسی ÷- برای ناپسند نشان دادن درخواست شما که منّ و سلوی را که بهتر و گرامیتر است و بدون رنج و سختی به شما رسیده بود به آنچه که کمتر و پستتر است تبدیل کردید- گفت: از این سرزمین به هر آبادیای فرود آیید و آنچه درخواست کردید در کشتزارها و بازارهای آن خواهید یافت. و به‏سبب پیروی آنها از شهوات و رویگردانیهای مکرر از آنچه الله برای‏شان برگزیده بود، خواری و فقر و بدبختی، همنشین‎شان شد و به خشمی از جانب الله بازگشتند؛ زیرا از دین الله روی گرداندند، به آیاتش کفر ورزیدند و از روی ستم و دشمنی، پیامبرانش را به قتل رساندند؛ تمام این عذابها، به این سبب بود که آنها از الله نافرمانی و از حدودش تجاوز کردند.

برخی فواید آیات:

• هرکس در نصوص شرع دستکاری و آن را تحریف کند، همانند یهود است و مورد تهدید عذاب الله متعال قرار دارد.

• بزرگی فضل و بخشش الله متعال بر بنیاسرائیل، و در مقابل آن، انکار و دشمنی شدید و رویگردانی آنها از الله و شریعت او تعالی.

• از جمله آثار شوم گناهان و تجاوز از حدود الله، ذلت و خواری انسان و تسلط دشمنان بر اوست.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَادُواْ وَٱلنَّصَٰرَىٰ وَٱلصَّٰبِ‍ِٔينَ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَلَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ وَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٦٢ وَإِذۡ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَكُمۡ وَرَفَعۡنَا فَوۡقَكُمُ ٱلطُّورَ خُذُواْ مَآ ءَاتَيۡنَٰكُم بِقُوَّةٖ وَٱذۡكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ٦٣ ثُمَّ تَوَلَّيۡتُم مِّنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَۖ فَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ لَكُنتُم مِّنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٦٤ وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلَّذِينَ ٱعۡتَدَوۡاْ مِنكُمۡ فِي ٱلسَّبۡتِ فَقُلۡنَا لَهُمۡ كُونُواْ قِرَدَةً خَٰسِ‍ِٔينَ٦٥ فَجَعَلۡنَٰهَا نَكَٰلٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهَا وَمَا خَلۡفَهَا وَمَوۡعِظَةٗ لِّلۡمُتَّقِينَ٦٦ وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُكُمۡ أَن تَذۡبَحُواْ بَقَرَةٗۖ قَالُوٓاْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوٗاۖ قَالَ أَعُوذُ بِٱللَّهِ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡجَٰهِلِينَ٦٧ قَالُواْ ٱدۡعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَۚ قَالَ إِنَّهُۥ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٞ لَّا فَارِضٞ وَلَا بِكۡرٌ عَوَانُۢ بَيۡنَ ذَٰلِكَۖ فَٱفۡعَلُواْ مَا تُؤۡمَرُونَ٦٨ قَالُواْ ٱدۡعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوۡنُهَاۚ قَالَ إِنَّهُۥ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٞ صَفۡرَآءُ فَاقِعٞ لَّوۡنُهَا تَسُرُّ ٱلنَّٰظِرِينَ٦٩ [البقرة: ۶۲-۶۹].

(۶۲) همانا کسانی از این امت و نیز کسانی از امتهای پیشین، قبل از بعثت محمد ج از یهود و نصاری و صابئان- گروهی از پیروان برخی پیامبران که ایمان به الله و روز آخرت در آنها تحقق یافت- ایمان آوردند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است، و نسبت به آنچه در آخرت پیش رو دارند هیچ بیمی بر آنها نیست و بر آنچه از دنیا از دست میدهند غمگین نمیشوند.

(۶۳) و به یاد آورید پیمان محکمی را که در مورد ایمان به الله و رسولانش از شما گرفتیم، و برای ترساندن و برحذر داشتن شما از عمل نکردن به این پیمان، کوه را بر بالای سرتان برافراشتیم، درحالیکه به شما امر کردیم آنچه را در تورات نازل کردیم با جد و تلاش و بدون تنبلی و سستی برگیرید و محتوایش را حفظ کنید و در آن تدبر نمایید؛ شاید با انجام این کار، از عذاب الله متعال پرهیز کنید.

(۶۴) اما پس از گرفتن پیمان محکم از شما، رویگردان شدید و نافرمانی کردید و اگر بخشایش الله بر شما نبود که از شما درگذشت و نیز اگر رحمت او بر پذیرش توبۀ شما نبود، به‏سبب این رویگردانی و نافرمانی، به‏طور قطع از زیانکاران بودید.

(۶۵) و در مورد پیشینیان‎تان از روی علم و بدون هیچ ابهامی باخبر شدهاید؛ آنجا که با شکار در روز شنبه که شکار در این روز بر آنها حرام شده بود تجاوز کردند، چنانکه با نصب تور قبل از روز شنبه و بیرون آوردن آن در روز یکشنبه، در اینکار حیله به کار بردند؛ بنابراین، الله برای مجازات این مکاران به جرم حیله و مکرشان، آنها را بوزینگانی منفور و طردشده قرار داد.

(۶۶) به این ترتیب، ساکنان این شهر متجاوز را عبرتی برای ساکنان آبادیهای مجاور و برای کسانیکه پس از آنها میآیند قرار دادیم؛ تا مرتکب عملی مانند عمل آنها نشوند که مستحق عذاب آنها خواهند شد؛ و آن را اندرزی برای پرهیزگاران قرار دادیم، کسانیکه از عذاب و انتقام الله در برابر کسانیکه از حدودش تجاوز میکنند، میترسند.

(۶۷) و از اخبار پیشینیان‎تان به یاد آورید آنچه را که میان آنها و موسی ÷ جاری شد؛ آنجا که آنها را از این فرمان الله آگاه کرد که یک مادهگاوی از میان گاوها را قربانی کنند، اما آنها به جای اجرای سریع این امر، جهت رساندن آزار و اذیت گفتند: آیا ما را مسخره و استهزا میکنی! آنگاه موسی ÷ در پاسخ گفت: به الله پناه میبرم از اینکه از کسانی باشم که بر الله دروغ میبندند و مردم را مسخره میکنند.

(۶۸) به موسی ÷ گفتند: از پروردگارت بخواه تا صفت این ماده گاوی را که ما را به ذبحش فرمان داده، روشن سازد، موسی ÷ به آنها گفت: الله میفرماید: این مادهگاو، نه پیر است و نه خردسال، بلکه بین این دو [میانسالی] است، پس بر اجرای امر پروردگارتان مبادرت ورزید.

(۶۹) آنها با مداومت بر جدال و آزاررسانی، به موسی ÷ گفتند: از پروردگارت بخواه برای ما مشخص کند این ماده گاو چه رنگی داشته باشد، موسی ÷ در پاسخ به آنها گفت: الله میفرماید: گاوی بسیار زردرنگ است، که هر بینندهای را به وجد میآورد.

برخی فواید آیات:

• حکم مذکور در آیۀ اولی، برای قبل از بعثت پیامبر ج است، اما پس از بعثت پیامبر ج، دین موردپسند نزد الله، فقط اسلام است و غیر اسلام را نمیپذیرد؛ چنانکه میفرماید: ﴿وَمَن يَبۡتَغِ غَيۡرَ ٱلۡإِسۡلَٰمِ دِينٗا فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡهُ [آل عمران: ۸۵]؛ «و هرکس، دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد».

• الله عذاب برخی گناهان را قبل از آخرت، در دنیا به تعجیل میاندازد؛ تا تذکری باشد که مردم را با آن پند دهد تا از مخالفت با فرمان الله متعال بپرهیزند.

• هرکس آنچه را که در شریعت گنجایش دارد، بر خود تنگ و سخت بگیرد، احتمال دارد با سخت گرفتن بر آن مجازات شود.

﴿قَالُواْ ٱدۡعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ إِنَّ ٱلۡبَقَرَ تَشَٰبَهَ عَلَيۡنَا وَإِنَّآ إِن شَآءَ ٱللَّهُ لَمُهۡتَدُونَ٧٠ قَالَ إِنَّهُۥ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٞ لَّا ذَلُولٞ تُثِيرُ ٱلۡأَرۡضَ وَلَا تَسۡقِي ٱلۡحَرۡثَ مُسَلَّمَةٞ لَّا شِيَةَ فِيهَاۚ قَالُواْ ٱلۡـَٰٔنَ جِئۡتَ بِٱلۡحَقِّۚ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُواْ يَفۡعَلُونَ٧١ وَإِذۡ قَتَلۡتُمۡ نَفۡسٗا فَٱدَّٰرَٰٔتُمۡ فِيهَاۖ وَٱللَّهُ مُخۡرِجٞ مَّا كُنتُمۡ تَكۡتُمُونَ٧٢ فَقُلۡنَا ٱضۡرِبُوهُ بِبَعۡضِهَاۚ كَذَٰلِكَ يُحۡيِ ٱللَّهُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَيُرِيكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ٧٣ ثُمَّ قَسَتۡ قُلُوبُكُم مِّنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ فَهِيَ كَٱلۡحِجَارَةِ أَوۡ أَشَدُّ قَسۡوَةٗۚ وَإِنَّ مِنَ ٱلۡحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنۡهُ ٱلۡأَنۡهَٰرُۚ وَإِنَّ مِنۡهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخۡرُجُ مِنۡهُ ٱلۡمَآءُۚ وَإِنَّ مِنۡهَا لَمَا يَهۡبِطُ مِنۡ خَشۡيَةِ ٱللَّهِۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ٧٤ ۞أَفَتَطۡمَعُونَ أَن يُؤۡمِنُواْ لَكُمۡ وَقَدۡ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡهُمۡ يَسۡمَعُونَ كَلَٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُۥ مِنۢ بَعۡدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ٧٥ وَإِذَا لَقُواْ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٖ قَالُوٓاْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ لِيُحَآجُّوكُم بِهِۦ عِندَ رَبِّكُمۡۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ٧٦ [البقرة: ۷۰-۷۶].

(۷۰) سپس با مداومت بر آزاررسانیدن، گفتند: از پروردگارت بخواه تا صفات بیشتری از این گاو برای ما روشن سازد؛ زیرا گاوهای زیادی صفات مذکور را دارند و ما نمیتوانیم از میان آنها یکی را تعیین کنیم. درحالیکه تأکید میکردند- اگر الله بخواهد- به مادهگاوی که ذبحش مَدّ نظر است هدایت خواهند شد.

(۷۱) موسی ÷ به آنها گفت: الله میفرماید: صفت این مادهگاو، آن است که نه برای کشاورزی و نه برای آبیاری زمین رام است، بیعیب است و غیر از رنگ زرد هیچ نشانهای از رنگی دیگر در آن نیست. آنگاه گفتند: اکنون توصیف دقیقی را که گاو را به صورت کامل مشخص میکند آوردی، و آن را ذبح کردند درحالیکه نزدیک بود به‏سبب جدال و آزاررسانی، آن را ذبح نکنند.

(۷۲) و به یاد آورید آنگاه که یکی از خودتان را کشتید و هر یک از شما اتهام قتل را از خود دفع میکرد و دیگری را به آن متهم میساخت تا اینکه با یکدیگر نزاع کردید، حال آنکه الله قتل آن بیگناه را که پنهان میکردید آشکار کرد.

(۷۳) آنگاه به شما گفتیم: بخشی از آن مادهگاو را که به ذبحش امر شدید به مقتول بزنید؛ که الله او را زنده خواهد گردانید تا خبر دهد قاتل کیست! آنها نیز چنین کردند و مقتول آنها را از قاتل آگاه کرد. همانند زندهگردانیدن این میت، الله مردگان را در روز قیامت زنده میگرداند و دلایل آشکار قدرت خویش را به شما نشان میدهد تا شاید در آنها بیندیشید و به صورت واقعی به الله متعال ایمان بیاورید.

(۷۴) سپس، دلهای‏تان پس از این پندهای رسا و معجزات روشن، سخت گردید تا اینکه مثل سنگ شد، بلکه سختتر از سنگ؛ زیرا حال دلهای‏تان هرگز تغییر نمیکند، اما سنگها دچار تغییر و تحول میشوند؛ چنانکه از برخی سنگها جویها روان میشود و برخی از سنگها میشکافد و آب چشمههای جاری در زمین از آنها میجوشد، که انسانها و حیوانات از آن استفاده میکنند، و برخی از سنگها از ترس و خشیت الهی از بالای کوهها فرو میریزد. اما دلهای‏تان چنین نیست و الله از آنچه انجام میدهید غافل نیست، بلکه از اعمال‎تان آگاه است و شما را بر اساس اعمال‎تان جزا خواهد داد.

(۷۵) - ای مؤمنان- پس از اینکه از حقیقت حال یهود و دشمنی‏شان آگاه شدید، آیا باز هم امید دارید که ایمان بیاورند و به شما پاسخ مثبت دهند؟! درحالیکه گروهی از علمای‎شان کلام الله را که در تورات بر آنها نازل شد میشنیدند، سپس الفاظ و معانی آن را بعد از آنکه آن را میفهمیدند و میشناختند، تغییر میدادند، درحالیکه به بزرگی گناه خویش آگاه بودند.

(۷۶) یکی از تناقضات و مکرهای یهودیان این است که وقتی برخی از آنها با مؤمنان روبرو میشوند، به راستی و صحت رسالت پیامبر محمد ج و اینکه تورات به او گواهی میدهد اعتراف میکنند، اما وقتی با خودشان خلوت میکنند یکدیگر را به‏سبب این اعترافات سرزنش میکنند؛ زیرا مسلمانان اعتراف آنها به صدق نبوت را به عنوان دلیل علیه آنها اقامه میکنند.

برخی فواید آیات:

• دلهای برخی بندگان، سختتر از سنگهای سخت است؛ از این رو، با پند و اندرز، نرم و مهربان نمیشوند.

• تا زمانیکه دل، در برابر الله تسلیم و فروتن نباشد، دلایل و بینات- هر چند بزرگ باشند- سودی نمیرسانند.

• آیات، حقیقت آنچه را در ذات یهودیان قرار دارد کشف کردهاند، از این جهت که نادانی و فریب و بازی کردن با دین را از یکدیگر به ارث میبرند.

﴿أَوَ لَا يَعۡلَمُونَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ٧٧ وَمِنۡهُمۡ أُمِّيُّونَ لَا يَعۡلَمُونَ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّآ أَمَانِيَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ٧٨ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ يَكۡتُبُونَ ٱلۡكِتَٰبَ بِأَيۡدِيهِمۡ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ لِيَشۡتَرُواْ بِهِۦ ثَمَنٗا قَلِيلٗاۖ فَوَيۡلٞ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتۡ أَيۡدِيهِمۡ وَوَيۡلٞ لَّهُم مِّمَّا يَكۡسِبُونَ٧٩ وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا ٱلنَّارُ إِلَّآ أَيَّامٗا مَّعۡدُودَةٗۚ قُلۡ أَتَّخَذۡتُمۡ عِندَ ٱللَّهِ عَهۡدٗا فَلَن يُخۡلِفَ ٱللَّهُ عَهۡدَهُۥٓۖ أَمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ٨٠ بَلَىٰۚ مَن كَسَبَ سَيِّئَةٗ وَأَحَٰطَتۡ بِهِۦ خَطِيٓ‍َٔتُهُۥ فَأُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٨١ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٨٢ وَإِذۡ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ لَا تَعۡبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَانٗا وَذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسۡنٗا وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ ثُمَّ تَوَلَّيۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا مِّنكُمۡ وَأَنتُم مُّعۡرِضُونَ٨٣ [البقرة: ۷۷-۸۳].

(۷۷) یهودیان این رفتار معیوب و رسوا کننده را ادامه میدهند و گویی غافلند از اینکه الله از اقوال و افعال پنهانی و آشکار آنها آگاه است و آن را بر بندگانش آشکار خواهد کرد و آنها را رسوا میسازد.

(۷۸) گروهی از یهودیان هستند که از تورات چیزی جز تلاوت آن نمیدانند و مدلول آن را درک نمیکنند و چیزی جز دروغهایی که از بزرگان‏شان گرفتهاند ندارند و گمان میکنند که این دروغها، همان توراتی است که الله آن را نازل فرموده است.

(۷۹) پس نابودی و عذاب سختی در انتظار آنهایی است که کتاب را با دستان خود مینویسند، سپس- به دروغ- میگویند: این از جانب الله است؛ تا حق و پیروی از هدایت را با بهای بیارزشی در دنیا مانند مال و ریاست تبدیل کنند، پس نابودی و عذاب شدیدی بر آنها است به‏سبب آنچه دستهای‎شان نوشته و آنها را به دروغ به الله نسبت میدهند، و نابودی و عذاب شدیدی بر آنها است به‏سبب مال و ریاستی که از این طریق به دست میآورند.

(۸۰) - به دروغ و از روی غرور- گفتند: آتش جهنم به ما نخواهد رسید و وارد آن نمیشویم مگر روزهای اندکی؛ - ای پیامبر- به آنها بگو: آیا بر این امر، وعدۀ محکمی از الله گرفتهاید؟ که اگر چنین پیمانی گرفته باشید، الله پیمانش را نقض نمیکند، یا اینکه- به دروغ و ناحق- آنچه را که نمیدانید به الله نسبت میدهید؟

(۸۱) امر اینگونه که آنها میپندارند نیست؛ زیرا الله هرکس را که مرتکب گناه کفر شود و گناهانش از هر طرف او را احاطه کنند، عذاب میدهد و آنها را با دخول در آتش و جاودانه بودن در آن، بهگونهای که برای همیشه در آن خواهند ماند، مجازات میکند.

(۸۲) کسانیکه به الله و رسولش ج ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، ثواب شان نزد الله، ورود به بهشت و جاودانه بودن در آن است، و برای همیشه در آن ماندگار خواهند ماند.

(۸۳) - ای بنیاسرائیل- همچنین به یاد آورید پیمان محکمی را که از شما گرفتیم مبنی بر اینکه الله را یگانه بدانید و دیگران را همراه او نپرستید، و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مساکین نیازمند نیکی کنید، و هنگام امر به معروف و نهی از منکر خشونت و شدت به کار نبرید و به نیکویی با مردم سخن بگویید، و نماز کامل را به نحوی که بدان امر شدهاید ادا کنید، و زکات را با هزینۀ آن برای مستحقانش که با آن خودتان را پاکیزه میگردانید بپردازید، اما پس از این پیمان، تنها کاری که کردید این بود که با خودداری از وفا به مفاد پیمانی که از شما گرفته شد، روی گردانیدید.

برخی فواید آیات:

• برخی از اهل کتاب مدعی هستند که به آنچه الله نازل فرموده است علم دارند، اما در حقیقت، هیچ علمی به آن ندارند و این ادعا، فقط توَهم و نادانی است.

• بزرگترین گناهکاران، کسانی هستند که بر الله متعال و رسولش ج دروغ میبندند؛ یعنی آنچه را از جانب الله و رسولش ج نیست به آن دو نسبت میدهند.

• با وجود پیمانهای بزرگی که الله متعال با تأکید زیاد از یهودیان گرفت، جز بر رویگردانی و رهاکردن این پیمانها توسط آنها نیفزود.

﴿وَإِذۡ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَكُمۡ لَا تَسۡفِكُونَ دِمَآءَكُمۡ وَلَا تُخۡرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ ثُمَّ أَقۡرَرۡتُمۡ وَأَنتُمۡ تَشۡهَدُونَ٨٤ ثُمَّ أَنتُمۡ هَٰٓؤُلَآءِ تَقۡتُلُونَ أَنفُسَكُمۡ وَتُخۡرِجُونَ فَرِيقٗا مِّنكُم مِّن دِيَٰرِهِمۡ تَظَٰهَرُونَ عَلَيۡهِم بِٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِ وَإِن يَأۡتُوكُمۡ أُسَٰرَىٰ تُفَٰدُوهُمۡ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيۡكُمۡ إِخۡرَاجُهُمۡۚ أَفَتُؤۡمِنُونَ بِبَعۡضِ ٱلۡكِتَٰبِ وَتَكۡفُرُونَ بِبَعۡضٖۚ فَمَا جَزَآءُ مَن يَفۡعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمۡ إِلَّا خِزۡيٞ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰٓ أَشَدِّ ٱلۡعَذَابِۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ٨٥ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشۡتَرَوُاْ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا بِٱلۡأٓخِرَةِۖ فَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابُ وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ٨٦ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ وَقَفَّيۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِۦ بِٱلرُّسُلِۖ وَءَاتَيۡنَا عِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَيَّدۡنَٰهُ بِرُوحِ ٱلۡقُدُسِۗ أَفَكُلَّمَا جَآءَكُمۡ رَسُولُۢ بِمَا لَا تَهۡوَىٰٓ أَنفُسُكُمُ ٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ فَفَرِيقٗا كَذَّبۡتُمۡ وَفَرِيقٗا تَقۡتُلُونَ٨٧ وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلۡفُۢۚ بَل لَّعَنَهُمُ ٱللَّهُ بِكُفۡرِهِمۡ فَقَلِيلٗا مَّا يُؤۡمِنُونَ٨٨ [البقرة: ۸۴-۸۸].

(۸۴) و به یاد آورید پیمان محکمی را که در تورات از شما گرفتیم مبنی بر تحریم اینکه خون یکدیگر را بریزید و تحریم اینکه یکدیگر را از سرزمین خود بیرون کنید، سپس به این پیمان که از شما گرفتیم اعتراف کردید و خودتان بر صحت این پیمان گواه هستید.

(۸۵) اما با این پیمان مخالفت میکنید؛ چنانکه یکدیگر را میکشید و از روی ستم و تجاوز، گروهی از خودتان را از سرزمین‎شان بیرون میکنید تا با آنها در برابر دشمنان‎تان یاری بجویید، و هنگامیکه به عنوان اسیران در دست دشمنان نزد شما میآیند، تلاش میکنید تا با پرداخت فدیه آنها را از اسارت درآورید، با وجود اینکه بیرون کردن آنها از سرزمین‎شان برای‏تان حرام است. چگونه به بخشی از تورات در مورد وجوب رهاسازی اسرا ایمان میآورید و به بخشی از آن در مورد صیانت خون و منع اخراج یکدیگر از سرزمین‎شان کفر میورزید؟! بنابراین، کسیکه چنین عملی مرتکب شود، جزایی ندارد جز خواری و تحقیر در دنیا و در آخرت نیز به شدیدترین عذاب برگردانده میشود و الله از آنچه که انجام میدهید غافل نیست، بلکه از اعمال‎تان آگاه است و شما را در قبال آن مجازات خواهد کرد.

(۸۶) آنها کسانی هستند که با ترجیح فانی بر باقی، آخرت را با زندگی دنیا عوض کردند، پس عذاب‎شان در آخرت تخفیف داده نمیشود و در آن روز هیچ یاوری ندارند که به آنها یاری برساند.

(۸۷) همانا به موسی ÷ تورات را دادیم و در پی او، رسولانی فرستادیم، و به عیسی ÷ پسر مریم آیات آشکار و روشنی مانند زندهگردانیدن مردگان و شفابخشیدن کور مادرزاد و بیمار مبتلا به پیسی، برای [اثباتِ] راستگوییاش عطا کردیم و او را با فرشته جبرئیل ÷ تقویت کردیم، پس- ای بنیاسرائیل- چرا هرگاه رسولی چیزی را آورد که موافق خواهشات شما نبود، بر حق تکبر ورزیدید و بر رسولان الله برتری جستید، چنانکه گروهی از آنها را تکذیب کردید و گروهی دیگر را به قتل رساندید؟!

(۸۸) در حقیقت، دلیل یهود بر پیروینکردن از محمد ج این بود که میگفتند: همانا دلهایمان در غلاف است و چیزی از سخنان تو به دلهایمان نمیرسد و آن را نمیفهمند، اما وضعیت چنین که آنها ادعا کردند نبود، بلکه به‏سبب کفرشان، الله آنها را از خود راند و به همین سبب، جز به مقدار اندکی از آنچه الله نازل فرمود، ایمان نمیآورند.

برخی فواید آیات:

• از بزرگترین انواع کفر: ایمان به بخشی از آنچه الله نازل فرموده است و کفر به بخشی دیگر از آن است؛ زیرا کسیکه مرتکب چنین کاری شود، هوای نفسش را معبود خویش قرار داده است.

• دشمنی زیاد و پیروی از هوای نفس و بازی کردن با آنچه الله متعال نازل فرموده است، توسط یهودیان.

• بخشش و رحمت الله متعال به مخلوقاتش، آنگاه که رسولان را پیاپی بر آنها فرستاد و کتابها را برای هدایت‎شان به راه راست و رستگاری نازل فرمود.

• الله کسانی را که از هدایت روی میگردانند و با اوامرش به ستیز میپردازند، با زدن مُهر بر دلهای‏شان مجازات میکند و آنها را از رحمت خویش میراند؛ در نتیجه، به حق هدایت نمیشوند و به آن عمل نمیکنند.

﴿وَلَمَّا جَآءَهُمۡ كِتَٰبٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٞ لِّمَا مَعَهُمۡ وَكَانُواْ مِن قَبۡلُ يَسۡتَفۡتِحُونَ عَلَى ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَآءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِۦۚ فَلَعۡنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٨٩ بِئۡسَمَا ٱشۡتَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡ أَن يَكۡفُرُواْ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بَغۡيًا أَن يُنَزِّلَ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۖ فَبَآءُو بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٖۚ وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٞ مُّهِينٞ٩٠ وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ ءَامِنُواْ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُواْ نُؤۡمِنُ بِمَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا وَيَكۡفُرُونَ بِمَا وَرَآءَهُۥ وَهُوَ ٱلۡحَقُّ مُصَدِّقٗا لِّمَا مَعَهُمۡۗ قُلۡ فَلِمَ تَقۡتُلُونَ أَنۢبِيَآءَ ٱللَّهِ مِن قَبۡلُ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٩١ ۞وَلَقَدۡ جَآءَكُم مُّوسَىٰ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ ثُمَّ ٱتَّخَذۡتُمُ ٱلۡعِجۡلَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَنتُمۡ ظَٰلِمُونَ٩٢ وَإِذۡ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَكُمۡ وَرَفَعۡنَا فَوۡقَكُمُ ٱلطُّورَ خُذُواْ مَآ ءَاتَيۡنَٰكُم بِقُوَّةٖ وَٱسۡمَعُواْۖ قَالُواْ سَمِعۡنَا وَعَصَيۡنَا وَأُشۡرِبُواْ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلۡعِجۡلَ بِكُفۡرِهِمۡۚ قُلۡ بِئۡسَمَا يَأۡمُرُكُم بِهِۦٓ إِيمَٰنُكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٩٣ [البقرة: ۸۹-۹۳].

(۸۹) و هنگامی قرآن کریم که در اصول عمومی صحیح، با تورات و انجیل موافق است، از جانب الله برای‏شان آمد و قبل از نزول آن میگفتند: هنگامیکه پیامبری مبعوث شود، بر مشرکان پیروز خواهیم شد و برایمان گشایش حاصل خواهد شد، پس به او ایمان میآوریم و از او پیروی میکنیم. اما هنگامیکه قرآن و محمد ج طبق صفتی که آن را میشناختند و حقیقتی که آن را میدانستند، نزدشان آمد، به آن کفر ورزیدند؛ پس لعنت الله بر کافران به الله و رسولش ج باد.

(۹۰) سهم خویش از ایمان به الله و رسولش ج را به بهای بدی عوض کردند؛ که از روی ستم و حسادت به‏سبب نزول نبوت و قرآن بر محمد ج، به آنچه الله نازل کرده بود کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند، پس به‏سبب کفر به محمد ج و تحریف تورات از قبل، به خشمی دوچندان از جانب الله متعال سزاوار شدند. و برای کافران به نبوت محمد ج، عذاب خفتآوری در روز قیامت وجود دارد.

(۹۱) و هنگامیکه به این یهودیان گفته میشود: به حق و هدایتی که الله بر رسولش ج نازل کرده ایمان بیاورید، میگویند: به آنچه که بر پیامبران خودمان نازل شده است ایمان میآوریم، و به غیر آن از آنچه بر محمد ج نازل شده است کفر میورزند، درحالیکه این قرآن، همان حقیقتی است که موافق چیزی است که از جانب الله همراه آنها است، و اگر به آنچه بر آنها نازل شده است، ایمان واقعی آورده بودند، به‏طور قطع، به قرآن نیز ایمان میآوردند.- ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: اگر واقعاً به حقی که برای‏تان آمد ایمان داشتید، پس چرا پیش از این، پیامبران الله را میکشتید؟!

(۹۲) و به‏طور قطع، رسول شما، موسی ÷، آیات آشکاری دال بر راستگویی خویش آورد، سپس، بعد از اینکه موسی ÷ برای دیدار با پروردگارش رفت، آن گوساله را معبود قرار دادید و عبادت کردید، و با قراردادن شریک برای الله، ستمکار شدید، درحالیکه الله، سزاوار به یگانگی و بدون شریک عبادت شدن است.

(۹۳) و به یاد آورید هنگامیکه پیمان محکمی مبنی بر پیروی از موسی ÷ و قبول آنچه از نزد الله آورده بود از شما گرفتیم و برای ترساندن شما، کوه را بر فرازتان بالا بردیم، و به شما گفتیم: با تلاش و کوشش بسیار، آنچه را از تورات به شما دادیم برگیرید و به نیت پذیرش و فرمانبرداری بشنوید و گرنه کوه را بر سر شما فرو میریزیم، آنگاه گفتید: با گوشهایمان شنیدیم و با اعمال‏مان نافرمانی کردیم، و به‏سبب کفرشان، عبادت گوساله در دلهای‏شان جای گرفت. – ای پیامبر- بگو: چه بد است کفر به الله که این ایمان شما را به آن امر میکند اگر مؤمن هستید؛ زیرا کفر همراه ایمان واقعی وجود ندارد.

برخی فواید آیات:

• یهودیان، حسودترین مردمان هستند؛ زیرا به‏سبب اینکه رسول ج از آنها نبود، حسادت، آنها را به کفر به الله و نپذیرفتن آنچه نازل کرد، واداشت.

• ایمان واقعی به الله متعال، تصدیق تمام کتابهایی را که الله نازل فرموده و تمام رسولانی را که فرستاده است میطلبد.

• از بزرگترین ستمها، رویگردانی از حقیقت و هدایت، پس از شناخت آن و قیام ادله بر آن است.

• یکی از عادتهای یهودیان، شکستن عهد و پیمانهاست و تا امروز دین‎شان اینگونه بوده است.

﴿قُلۡ إِن كَانَتۡ لَكُمُ ٱلدَّارُ ٱلۡأٓخِرَةُ عِندَ ٱللَّهِ خَالِصَةٗ مِّن دُونِ ٱلنَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ ٱلۡمَوۡتَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٩٤ وَلَن يَتَمَنَّوۡهُ أَبَدَۢا بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ٩٥ وَلَتَجِدَنَّهُمۡ أَحۡرَصَ ٱلنَّاسِ عَلَىٰ حَيَوٰةٖ وَمِنَ ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواْۚ يَوَدُّ أَحَدُهُمۡ لَوۡ يُعَمَّرُ أَلۡفَ سَنَةٖ وَمَا هُوَ بِمُزَحۡزِحِهِۦ مِنَ ٱلۡعَذَابِ أَن يُعَمَّرَۗ وَٱللَّهُ بَصِيرُۢ بِمَا يَعۡمَلُونَ٩٦ قُلۡ مَن كَانَ عَدُوّٗا لِّـجِبۡرِيلَ فَإِنَّهُۥ نَزَّلَهُۥ عَلَىٰ قَلۡبِكَ بِإِذۡنِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ وَهُدٗى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ٩٧ مَن كَانَ عَدُوّٗا لِّلَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَرُسُلِهِۦ وَجِبۡرِيلَ وَمِيكَىٰلَ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَدُوّٞ لِّلۡكَٰفِرِينَ٩٨ وَلَقَدۡ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖۖ وَمَا يَكۡفُرُ بِهَآ إِلَّا ٱلۡفَٰسِقُونَ٩٩ أَوَ كُلَّمَا عَٰهَدُواْ عَهۡدٗا نَّبَذَهُۥ فَرِيقٞ مِّنۡهُمۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ١٠٠ وَلَمَّا جَآءَهُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٞ لِّمَا مَعَهُمۡ نَبَذَ فَرِيقٞ مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ كِتَٰبَ ٱللَّهِ وَرَآءَ ظُهُورِهِمۡ كَأَنَّهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ١٠١ [البقرة: ۹۴-۱۰۱].

(۹۴)- ای پیامبر- بگو: - ای یهود- اگر بهشت در سرای آخرت فقط برای شماست و مردم دیگر در آن وارد نمیشوند؛ پس مرگ را آرزو کنید و آن را بطلبید؛ تا به سرعت به این جایگاه دست یابید و از دشواریها و غم و اندوههای زندگی دنیا راحت شوید، اگر در این ادعای خویش راستگو هستید.

(۹۵) اما به‏سبب کفر به الله و تکذیب رسولانش و تحریف کتابهایش که در زندگی خویش آنها را مرتکب شدهاند، هرگز مرگ را آرزو نخواهند کرد، و الله نسبت به ستمکارانِ یهود و غیر یهود آگاه هست و هرکس را به‏سبب عملش جزا خواهد داد.

(۹۶) - ای پیامبر- به‏طور قطع، یهود را حریصترین مردم به زندگی خواهی یافت، هر چند این زندگی پست و خوار باشد، بلکه آنها از مشرکان که به روز رستاخیز و حساب ایمان ندارند، حریصتر هستند، درحالیکه آنها اهل کتاب هستند و به روز رستاخیز و حساب ایمان دارند؛ چنانکه هر یک از آنها دوست دارد هزار سال عمر کند، درحالیکه درازی عمرش به هر اندازه که برسد او را از عذاب الله دور نمیسازد و الله نسبت به اعمال آنها آگاه و بیناست و ذرهای از اعمال‎شان بر او پوشیده نمیماند و آنها را در قبال اعمال‎شان جزا خواهد داد.

(۹۷) - ای پیامبر- به هر یک از یهودیان که میگوید: «همانا از میان فرشتگان، جبرئیل ÷ دشمن ماست» بگو: هرکس دشمن جبرئیل ÷ است، (باید بداند که) جبرئیل ÷ همان کسی است که به اذن الله قرآن را بر قلبت نازل کرد، درحالیکه قرآن مؤید کتابهای پیشین الهی مانند تورات و انجیل و راهنما به‎سوی خیر و بشارتدهنده برای مؤمنان است به نعمتهایی که الله برای‏شان مهیا فرموده است، پس هرکس دشمن کسی با این صفت و عمل باشد، از گمراهان است.

(۹۸) هرکس دشمن الله و فرشتگانش و رسولانش و دشمن دو فرشتۀ مقرب- جبرئیل ÷ و میکائیل ÷- باشد؛ (باید بداند که) الله دشمن کافران شما و غیر شماست و هرکس که الله دشمن او باشد، به‏طور قطع به زیانِ آشکاری بازگشته است.

(۹۹) و- ای پیامبر- نشانههای روشنی بر راستگویی تو در نبوت و وحیی که آوردی نازل کردیم، و با وجود وضوح و آشکاربودنشان، کسی جز برگشتگان از دین الله آنها را انکار نمیکند.

(۱۰۰) از بدحالی یهودیان این است که هرگاه پیمانی از آنها گرفته شد- از جمله ایمان به نبوت محمد ج که تورات بر آن دلالت دارد- گروهی از آنها آن را شکستند، بلکه اکثر این یهودیان به آنچه الله متعال نازل فرموده است ایمان واقعی نمیآورند؛ زیرا ایمان، بر وفای به عهد حمل میشود.

(۱۰۱) و هنگامیکه محمد ج به عنوان رسولی از جانب الله نزدشان آمد درحالیکه موافق صفت او در تورات بود، گروهی از آنها از آنچه که تورات بر آن دلالت میکرد روی گرداندند و بدون اعتنا به آن، آن را پشت سر خویش افکندند، همانند حال جاهلی که حق و هدایت موجود در آن به او سودی نمیرساند، پس بدان اعتنا نمیکند.

برخی فواید آیات:

• مؤمن واقعی به نعمتهای همیشگی الله امیدوار است و به همین منظور، به دیدار الله مشتاق است و از مرگ نمیهراسد.

• حرص یهود بر زندگی دنیا، حتی اگر زندگی پست و خفتآوری باشد.

• هرکس با دوستان مقرب الله دشمنی کند، در واقع با الله متعال دشمنی کرده است.

• رویگردانی یهودیان از نبوت محمد ج، پس از آنکه درستی آن را بر اساس کتابهایی که در دست داشتند شناختند.

• هرکس از علم خویش بهره نبرد، سزاوار است که به جهل و نادانی توصیف شود؛ زیرا جاهل در جهل خویش با او شبیه است.

﴿وَٱتَّبَعُواْ مَا تَتۡلُواْ ٱلشَّيَٰطِينُ عَلَىٰ مُلۡكِ سُلَيۡمَٰنَۖ وَمَا كَفَرَ سُلَيۡمَٰنُ وَلَٰكِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحۡرَ وَمَآ أُنزِلَ عَلَى ٱلۡمَلَكَيۡنِ بِبَابِلَ هَٰرُوتَ وَمَٰرُوتَۚ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنۡ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَآ إِنَّمَا نَحۡنُ فِتۡنَةٞ فَلَا تَكۡفُرۡۖ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنۡهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَزَوۡجِهِۦۚ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنۡ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡۚ وَلَقَدۡ عَلِمُواْ لَمَنِ ٱشۡتَرَىٰهُ مَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنۡ خَلَٰقٖۚ وَلَبِئۡسَ مَا شَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ١٠٢ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ ءَامَنُواْ وَٱتَّقَوۡاْ لَمَثُوبَةٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ خَيۡرٞۚ لَّوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ١٠٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقُولُواْ رَٰعِنَا وَقُولُواْ ٱنظُرۡنَا وَٱسۡمَعُواْۗ وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٞ١٠٤ مَّا يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَلَا ٱلۡمُشۡرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ خَيۡرٖ مِّن رَّبِّكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَخۡتَصُّ بِرَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ١٠٥ [البقرة: ۱۰۲-۱۰۵].

(۱۰۲) و چون دین الله را رها کردند، به جای آن، آنچه را که شیاطین به دروغ به سلطنت سلیمان ÷ نسبت دادند پیروی کردند، آنجا که ادعا کردند سلیمان ÷ پادشاهی خویش را با سحر استوار کرده است، حال آنکه سلیمان با اشتغال به سحر کفر نورزید- آنگونه که یهودیان ادعا کردند- بلکه شیاطین کفر ورزیدند که سحر را به مردم آموزش میدادند و سحری را که بر دو فرشته – هاروت و ماروت- در شهر بابل عراق برای امتحان و آزمایش مردم نازل شده بود به مردم میآموختند، و این دو فرشته، به هیچکس سحر نمیآموختند جز اینکه او را برحذر میداشتند و با این سخن امر را برایش روشن میکردند: بهراستیکه ما آزمایش و امتحانی برای مردم هستیم، پس با فراگرفتن سحر کفر نورز؛ پس هرکس نصیحت آن دو را نمیپذیرفت، از آن دو سحر میآموخت. یک نوع از آن سحر، با ایجاد نفرت بین مرد و همسرش، میان آن دو جدایی میاندازد. هر چند آن ساحران به هیچکس آسیبی نمیرساندند مگر به اذن و ارادۀ الله؛ و چیزی میآموختند که به آنها زیان میرساند و نفعی برای‏شان نداشت، و آن یهودیان دریافته بودند که هرکس سحر را جایگزین کتاب الله کند، در آخرت هیچ سهم و نصیبی ندارد و چه بد بود آنچه که به جان خریدند، آنجا که سحر را با وحی و شریعت الله جایگزین کردند، و اگر میدانستند که چه چیزی به آنها نفع میرساند، هرگز بر انجام این عمل رسوا کننده و گمراهی آشکار اقدام نمیکردند.

(۱۰۳) و اگر یهودیان ایمان واقعی به الله آورده بودند و با انجام طاعت و ترک معصیت الله، تقوای او را پیشه میکردند، به‏طور قطع، ثواب الله برای‏شان بهتر بود از آنچه که بر آن بودند، اگر میدانستند که چه چیزی به آنها نفع میرساند.

(۱۰۴) الله برای متوجه ساختن مؤمنان به انتخاب الفاظ نیکو، به آنها چنین میفرماید: ای کسانیکه ایمان آوردهاید کلمۀ  ﯘ یعنی «رعایت حال ما را بکن» را نگویید؛ زیرا یهود آن را دستکاری کردند و پیامبر ج را با آن مورد خطاب قرار دادند و معنای فاسدی که رعونة (کودنی و نادانی) است را از آن قصد کردند، پس الله برای بستن این باب، از گفتن این کلمه نهی فرمود و به بندگانش فرمان داد که به جای آن بگویند  ﯚ ؛ یعنی به ما مهلت بده تا بفهمیم چه میگویی، و این کلمه، معنا را بدون اِشکال میرساند. و برای کافران به الله، عذاب دردناک و رنجآوری است.

(۱۰۵) کفار- از هر نوع که باشند: چه اهل کتاب یا مشرکان- دوست ندارند که هیچ خیری- کم یا زیاد- از جانب پروردگارتان بر شما نازل شود، درحالیکه الله نبوت و وحی و ایمان را به هر یک از بندگانش که بخواهد اختصاص میدهد و الله صاحب فضل و بخشش بزرگی است؛ پس هیچ خیری به هیچیک از مردم نمیرسد مگر اینکه از جانب الله است و فرستادن رسول و نزول کتاب از فضل و بخشش اوست.

برخی فواید آیات:

• بیادبی یهودیان به پیامبران الله، آنجا که اشتغال به سحر را به سلیمان نسبت دادند، اما الله او را از این کار تبرئه و ادعای یهودیان را تکذیب کرد.

• سحر، حقیقت دارد و در عقل و بدن تأثیر میگذارد، ساحر کافر است و حکمش قتل است.

• در پادشاهی الله متعال، هیچ خیر و شری جز به اِذن و علم او تعالی واقع نمیشود.

• سد ذرائع، از مقاصد شریعت است؛ پس باید از هر گفتار یا رفتاری که امور فاسدی از آن متصور است، پرهیز و دوری کرد.

• فضیلت به دست الله متعال است و او کسی است که رحمت و حکمت خویش را به هرکس بخواهد اختصاص میدهد.

﴿۞مَا نَنسَخۡ مِنۡ ءَايَةٍ أَوۡ نُنسِهَا نَأۡتِ بِخَيۡرٖ مِّنۡهَآ أَوۡ مِثۡلِهَآۗ أَلَمۡ تَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ١٠٦ أَلَمۡ تَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۗ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ١٠٧ أَمۡ تُرِيدُونَ أَن تَسۡ‍َٔلُواْ رَسُولَكُمۡ كَمَا سُئِلَ مُوسَىٰ مِن قَبۡلُۗ وَمَن يَتَبَدَّلِ ٱلۡكُفۡرَ بِٱلۡإِيمَٰنِ فَقَدۡ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ١٠٨ وَدَّ كَثِيرٞ مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ لَوۡ يَرُدُّونَكُم مِّنۢ بَعۡدِ إِيمَٰنِكُمۡ كُفَّارًا حَسَدٗا مِّنۡ عِندِ أَنفُسِهِم مِّنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلۡحَقُّۖ فَٱعۡفُواْ وَٱصۡفَحُواْ حَتَّىٰ يَأۡتِيَ ٱللَّهُ بِأَمۡرِهِۦٓۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١٠٩ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَۚ وَمَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُم مِّنۡ خَيۡرٖ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ١١٠ وَقَالُواْ لَن يَدۡخُلَ ٱلۡجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰۗ تِلۡكَ أَمَانِيُّهُمۡۗ قُلۡ هَاتُواْ بُرۡهَٰنَكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١١١ بَلَىٰۚ مَنۡ أَسۡلَمَ وَجۡهَهُۥ لِلَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٞ فَلَهُۥٓ أَجۡرُهُۥ عِندَ رَبِّهِۦ وَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ١١٢ [البقرة: ۱۰۶-۱۱۲].

(۱۰۶) الله متعال بیان میفرماید که هرگاه حکم یا لفظ آیهای از قرآن را برمیدارد، مردم آن را فراموش میکنند و او سبحانه زود یا دیر سودمندتر از آن یا همانند آن را میآورد، و این امر به علم و حکمت الله است و تو- ای پیامبر- میدانی که الله بر هر چیزی تواناست، پس هرچه بخواهد انجام میدهد و هر حکمی که بخواهد صادر میفرماید.

(۱۰۷) - ای پیامبر- تو دانستهای که الله، مالک آسمانها و زمین است، به هرچه بخواهد حکم میدهد، پس بندگانش را به هرچه بخواهد فرمان میدهد و آنها را از هرچه بخواهد نهی میکند، هرچه از احکام شرع بخواهد مقرر میدارد و هرچه بخواهد نسخ میکند، و پس از الله، هیچ کارسازی ندارید که امورتان را حمایت و پشتیبانی کند و هیچ یاوری ندارید که آسیب را از شما دفع کند، بلکه فقط الله، کارساز و حامی تمام این امور است و بر این کار تواناست.

(۱۰۸) - ای مؤمنان- در شأن شما نیست که- از روی اعتراض و آزار رساندن- از رسول‎تان سوال کنید، چنانکه قبلاً قوم موسی ÷ از پیامبرشان سوال کردند؛ مثل اینکه گفتند: ﴿أَرِنَا ٱللَّهَ جَهۡرَةٗ [النساء: ۱۵۳]؛ «الله را آشکارا به ما نشان بده». و هرکس ایمان را با کفر عوض کند، به‏طور قطع از راه میانه که همان صراط مستقیم است گمراه شده است.

(۱۰۹) بسیاری از یهودیان و مسیحیان، پس از آنکه برای‏شان مشخص شد که آنچه محمد ج آورده، حقیقتی از جانب الله است، به‏سبب حسادتی که در وجودشان است، آرزو میکنند که شما را پس از ایمان‏تان به کفر بازگردانند، چنانکه قبلاً بتها را عبادت میکردید، پس- ای مؤمنان- کارهای آنها را ببخشید و از جهل و بدیای که در وجودشان است درگذرید، تا اینکه حکم الله در مورد آنها بیاید- و این امر و حکم الله آمده است، چنانکه کافر میان انتخاب اسلام یا پرداخت جزیه یا قتال مخیر است- همانا الله بر هر چیزی تواناست و نمیتوانند از عذاب او فرار کنند.

الله متعال، پس از اینکه مؤمنان را به شکیبایی در برابر آزار و اذیتها امر فرمود، آنها را به ایستادگی در دین‎شان و تقویت ایمان‎شان فرمان داد و فرمود:

(۱۱۰) نماز را با ارکان و واجبات و سنن آن، به شکلی کامل برپا دارید، و زکات اموال‎تان را به مستحقانش بپردازید، و هر عمل صالحی را که در زندگی‎تان انجام دهید و آن را قبل از مرگ به عنوان ذخیره برای خودتان پیش فرستید، در روز قیامت ثوابش را نزد پروردگارتان مییابید و جزای آن را به شما میدهد؛ زیرا الله اعمال شما را میبیند و هرکس را بر اساس عملش جزا میدهد.

(۱۱۱) هر گروه از یهود و نصارا گفتند: همانا بهشت مخصوص آنها است؛ چنانکه یهودیان گفتند: هرگز به بهشت داخل نمیشود مگر کسیکه یهودی باشد، و مسیحیان گفتند: هرگز کسی وارد بهشت نمیشود مگر اینکه نصرانی باشد؛ این سخنان، آرزوهای باطل و توهمات فاسد آنها است، - ای پیامبر- در پاسخ‎شان بگو: اگر راست میگویید و در ادعای خویش صادق هستید، دلیل ادعای‏تان را بیاورید.

(۱۱۲) تنها کسی وارد بهشت میشود که با روی آوردن به‎سوی الله، خودش را برای الله خالص گرداند و –در کنار اخلاص- عبادت خویش را با پیروی از آنچه رسول ج آورده است به نیکویی برپا دارد، چنین کسی وارد بهشت میشود از هر گروهی که باشد و ثواب او نزد پروردگارش است، و در آنچه از آخرت در پیش رو دارند بیمی بر آنها نیست و بر آنچه از دنیا از دست‎شان میرود غمگین نمیشوند. این اوصاف، پس از آمدن پیامبر محمد ج، فقط در وجود مسلمانان محقق میگردد.

برخی فواید آیات:

• تمام امور برای الله است، پس هرچه از احکام و شرایعش را که بخواهد عوض میکند و هرچه از آن را که بخواهد باقی میگذارد، و تمام این امور، از روی علم و حکمت او انجام میشود.

• حسادت بسیاری از اهل کتاب با امت اسلام، بدین سبب است که الله، مسلمانان را به ایمان و پیروی رسول ج خاص گردانید، بهگونهای که بازگشت مسلمانان به کفر را، چنانکه قبلاً بر آن بودند، آرزو میکنند.

﴿وَقَالُواْ لَن يَدۡخُلَ ٱلۡجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰۗ تِلۡكَ أَمَانِيُّهُمۡۗ قُلۡ هَاتُواْ بُرۡهَٰنَكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١١١ بَلَىٰۚ مَنۡ أَسۡلَمَ وَجۡهَهُۥ لِلَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٞ فَلَهُۥٓ أَجۡرُهُۥ عِندَ رَبِّهِۦ وَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ١١٢ وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ لَيۡسَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَقَالَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ لَيۡسَتِ ٱلۡيَهُودُ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَهُمۡ يَتۡلُونَ ٱلۡكِتَٰبَۗ كَذَٰلِكَ قَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ مِثۡلَ قَوۡلِهِمۡۚ فَٱللَّهُ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ١١٣ وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ أَن يُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ وَسَعَىٰ فِي خَرَابِهَآۚ أُوْلَٰٓئِكَ مَا كَانَ لَهُمۡ أَن يَدۡخُلُوهَآ إِلَّا خَآئِفِينَۚ لَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا خِزۡيٞ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٞ١١٤ وَلِلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُۚ فَأَيۡنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ١١٥ وَقَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗاۗ سُبۡحَٰنَهُۥۖ بَل لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ كُلّٞ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ١١٦ بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَإِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ١١٧ وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ لَوۡلَا يُكَلِّمُنَا ٱللَّهُ أَوۡ تَأۡتِينَآ ءَايَةٞۗ كَذَٰلِكَ قَالَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِم مِّثۡلَ قَوۡلِهِمۡۘ تَشَٰبَهَتۡ قُلُوبُهُمۡۗ قَدۡ بَيَّنَّا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يُوقِنُونَ١١٨ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗاۖ وَلَا تُسۡ‍َٔلُ عَنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡجَحِيمِ١١٩ [البقرة: ۱۱۱-۱۱۹].

(۱۱۳) و یهودیان گفتند: مسیحیان بر دین صحیحی نیستند، و مسیحیان گفتند: یهودیان بر دین صحیحی نیستند، درحالیکه همگی‏شان کتابهایی را که الله بر آنها نازل کرده و امر به ایمان به تمام پیامبران بدون گذاشتن تفاوت را که در این کتابها آمده است میخوانند، این کارشان، شبیه سخن کسانی از مشرکان است که نمیدانند؛ چون تمام رسولان و کتابهایی را که بر آنها فرو فرستاده شده بود تکذیب کردند؛ از این رو، الله در روز قیامت میان اختلافکنندگان داوری میکند، با حکم عدالت خویش که بندگانش را از آن آگاه فرموده است: به اینکه هیچ رستگاریای جز با ایمان به تمام آنچه الله متعال نازل فرموده است، به دست نمیآید.

(۱۱۴) هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که نگذارد نام الله در مساجدش برده شود، یعنی از نماز و ذکر و تلاوت قرآن در آن جلوگیری کند، و با تخریب مساجد یا منع از ادای نماز در آن، در ویرانی و فاسدکردن آن بکوشد و اقدام کند؛ برای آنها که در ویرانی مساجد میکوشند، سزاوار نیست که در مساجد الله وارد شوند مگر ترسان که دلهای‏شان میلرزد؛ چون کفر ورزیدند و از مساجد الله جلوگیری کردند. برای آنها، در دنیا ذلت و خواری بر دستان مؤمنان و در آخرت، عذاب بزرگی است به این سبب که مردم را از مساجد الله بازداشتند.

(۱۱۵) فرمانروایی مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است مخصوص الله است، بندگانش را به هر چه بخواهد امر میکند، به هر سو که متوجه شوید، به‎سوی الله متعال روی آوردهاید؛ پس اگر شما را به روی آوردن به‎سوی بیتالمقدس یا کعبه امر کرد یا در قبله اشتباه کردید یا روی آوردن به آن بر شما دشوار شد، گناهی بر شما نیست؛ زیرا تمام جهات برای الله متعال است، همانا الله واسع است که رحمت و گشایش خویش را بر تمام مخلوقاتش میگسترداند، و از نیات و افعال‎شان آگاه است.

(۱۱۶) و یهودیان و مسیحیان و مشرکان گفتند: الله فرزندی برای خودش برگزیده است! او تعالی از این امر پاک و مقدس است؛ زیرا از مخلوقاتش بینیاز است و کسی فرزندی انتخاب میکند که به او نیاز داشته باشد؛ حال آنکه هرچه در آسمانها و زمین است از آنِ او تعالی است، تمام مخلوقات، بندگان او سبحانه و در برابر او فروتن هستند و به هر نحو که بخواهد در موردشان عمل میکند.

(۱۱۷) الله سبحانه، آسمانها و زمین و هرچه در آن دو وجود دارد را بدون نمونۀ قبلی پدید آورد، و هرگاه چیزی را انتخاب و اراده کند، فقط به آن چیز میفرماید: ﴿كُن ؛ باش؛ بهناگاه همانگونه که الله اراده کرده بود موجود میشود و هیچچیز نمیتواند فرمان و حکم او را بازگرداند.

(۱۱۸) و افراد نادان از اهل کتاب و مشرکان برای ستیز با حق گفتند: چرا الله بدون واسطه با ما سخن نمیگوید، یا نشانهای حسّی و مخصوص برای ما نمیفرستد؟ و همانند این سخن‎شان را قبلاً امتهایی که رسولان‎شان را تکذیب کردند نیز گفتند، هر چند زمان و مکان‎شان با یکدیگر متفاوت است. ما نشانهها را بر گروهی که به حق یقین دارند آشکار کردهایم، هنگامیکه برای‎شان آشکار شد، هیچ تردیدی آنها را دربرنگرفت و هیچ ستیزی مانع‎شان نشد.

(۱۱۹) - ای پیامبر- ما تو را با دین بر حقی که هیچ تردیدی در آن نیست فرستادیم؛ تا مؤمنان را به بهشت بشارت و کافران را از آتش انذار دهی، و جز ابلاغ واضح چیزی بر عهدۀ تو نیست، و الله هرگز تو را به خاطر جهنمیان که به تو ایمان نیاوردهاند مورد بازخواست قرار نمیدهد.

برخی فواید آیات:

• تمام اقسام کفر، ملت واحدی است؛ هر چند نوع و اماکن پیروانش متفاوت باشد؛ زیرا آنها در کفر و نسبت دادن سخن بدون علم به الله همانند یکدیگر هستند.

• جنایتکارترین و گناهکارترین مردم کسانی هستند که از راه الله بازمیدارند و مانع کسانی میشوند که میخواهند کار خیر انجام دهند.

• منزهدانستن الله متعال از همنشین و فرزند؛ زیرا او سبحانه به مخلوقاتش نیازی ندارد.

﴿وَلَن تَرۡضَىٰ عَنكَ ٱلۡيَهُودُ وَلَا ٱلنَّصَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمۡۗ قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰۗ وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم بَعۡدَ ٱلَّذِي جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ١٢٠ ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَتۡلُونَهُۥ حَقَّ تِلَاوَتِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۗ وَمَن يَكۡفُرۡ بِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ١٢١ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتِيَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ وَأَنِّي فَضَّلۡتُكُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ١٢٢ وَٱتَّقُواْ يَوۡمٗا لَّا تَجۡزِي نَفۡسٌ عَن نَّفۡسٖ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يُقۡبَلُ مِنۡهَا عَدۡلٞ وَلَا تَنفَعُهَا شَفَٰعَةٞ وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ١٢٣ ۞وَإِذِ ٱبۡتَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ رَبُّهُۥ بِكَلِمَٰتٖ فَأَتَمَّهُنَّۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامٗاۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِيۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهۡدِي ٱلظَّٰلِمِينَ١٢٤ وَإِذۡ جَعَلۡنَا ٱلۡبَيۡتَ مَثَابَةٗ لِّلنَّاسِ وَأَمۡنٗا وَٱتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ مُصَلّٗىۖ وَعَهِدۡنَآ إِلَىٰٓ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيۡتِيَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلۡعَٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ١٢٥ وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا بَلَدًا ءَامِنٗا وَٱرۡزُقۡ أَهۡلَهُۥ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ مَنۡ ءَامَنَ مِنۡهُم بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُۥ قَلِيلٗا ثُمَّ أَضۡطَرُّهُۥٓ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلنَّارِۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ١٢٦ [البقرة: ۱۲۰-۱۲۶].

(۱۲۰) الله متعال، برای آگاهسازی و ترساندن پیامبرش اینگونه او را مورد خطاب قرار میدهد: یهودیان و مسیحیان هرگز از تو راضی نخواهند شد مگر زمانیکه اسلام را رها و از باورهای‏شان پیروی کنی، و اگر پس از حقیقت روشنی که نزد تو آمد، چنین عملی از تو یا یکی از پیروانت سرزند، هیچ کمکی از جانب الله نخواهی یافت. این امر، جهت بیان خطر زیاد ترک حق و همراهی با پیروان باطل است.

(۱۲۱) قرآن کریم در مورد گروهی از اهل کتاب سخن میگوید که به آنچه از کتاب‎های نازلشده که در دست‎شان قرار دارد عمل میکنند و چنانکه باید از آن پیروی میکنند؛ این گروه، در این کتابها، نشانههای دلالتکننده بر راستگویی پیامبر محمد ج را مییابند و به همین دلیل، به شتاب به آن ایمان آوردند، و گروهی دیگر، بر کفر خویش اصرار ورزیدند و زیانکار شدند.

(۱۲۲) ای بنیاسرائیل، نعمتهای دینی و دنیوی مرا که به شما ارزانی داشتم یاد کنید و نیز به یاد آورید که شما را با نبوت و پادشاهی بر مردمِ زمان خودتان برتری دادم.

(۱۲۳) و با پیروی از اوامر الله و پرهیز از نواهی او تعالی، میان خودتان و میان عذاب روز قیامت سپری قرار دهید؛ زیرا ـ در آن‎روز ـ هیچکس، شخص دیگری را ذرهای بینیاز نمیسازد، و هیچ فدائی هر چند بزرگ باشد از او پذیرفته نمیشود، و شفاعت هیچکس هر چند جایگاه بزرگی داشته باشد، در مورد او پذیرفته نمیشود و هیچ یاوری ندارد که به جای الله به او یاری رساند.

(۱۲۴) و به یادآور هنگامی را که الله ابراهیم ÷ را با احکام و تکالیفی که به او امر کرد بیازمود، و ابراهیم ÷ به کاملترین وجه آنها را انجام داد، الله به پیامبرش ابراهیم ÷ گفت: من تو را پیشوای مردم قرار دادم تا در افعال و اخلاقت به تو اقتدا شود، ابراهیم ÷ گفت: ـ پروردگارا ـ از نسلم نیز پیشوایانی قرار بده تا مردم به آنها اقتدا کنند؛ الله در پاسخ به او فرمود: پیمان من به تو در مورد امامت در دین، به افراد ستمکار از نسل تو نمیرسد.

(۱۲۵) و به یادآور هنگامی را که الله بیت الحرام را جای بازگشت مردم که دلهای‎شان به آن وابسته است قرار داد، هرگاه از آنجا کوچ کنند، دوباره به آن بازمی‎گردند، و آن را محل امنی برای‏شان قرار داد که در آنجا بر آنها تجاوز نمیشود. و به مردم فرمود: از حجر ـ که ابراهیم ÷ هنگام ساخت کعبه بر روی آن میایستاد ـ مکانی برای ادای نماز انتخاب کنید؛ و ابراهیم ÷ و پسرش اسماعیل ÷ را به پاکیزه ساختن بیتالحرام از پلیدیها و بتها و آماده ساختن آن برای کسانیکه با طواف و اعتکاف و نماز و سایر مناسک قصد دارند در آن عبادت کنند، سفارش کردیم.

(۱۲۶) ـ ای پیامبر ـ همچنین به یادآور هنگامی را که ابراهیم ÷ در حال خواندن پروردگارش گفت: پروردگارا مکه را شهری امن قرار بده که در آن آسیبی متوجه هیچکس نشود و به مردمانش از انواع میوهها روزی بده و آن را رزق و روزیای خاص، برای مؤمنان به خودت و روز آخرت قرار ده. الله متعال فرمود: هرکس از آنها که کفر ورزد، با متاع اندکی در دنیا که به او روزی میرسانم بهرهمندش میسازم، سپس در آخرت او را به‎زور به عذاب آتش میافکنم و چه بازگشتگاه بدی است که در روز قیامت بدان بازگردانده میشود.

برخی فواید آیات:

• یهودیان و مسیحیان از هر کار خیری که مسلمانان برای‏شان انجام دهند، هرگز راضی نخواهند شد مگر زمانیکه مسلمانان را از دین‎شان بیرون برانند و پیرو گمراهی خویش کنند.

• امامت در دین جز با یقین صحیح و شکیبایی بر انجام فرمان الله متعال به دست نمیآید.

• برکت دعای ابراهیم ÷ بر مکۀ مکرّمه، از این جهت که الله آنجا را مکانی امن برای مردم قرار داد و با انواع روزیها، آن را برای ساکنانش برگزید.

﴿وَإِذۡ يَرۡفَعُ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ ٱلۡقَوَاعِدَ مِنَ ٱلۡبَيۡتِ وَإِسۡمَٰعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلۡ مِنَّآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ١٢٧ رَبَّنَا وَٱجۡعَلۡنَا مُسۡلِمَيۡنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَآ أُمَّةٗ مُّسۡلِمَةٗ لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبۡ عَلَيۡنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ١٢٨ رَبَّنَا وَٱبۡعَثۡ فِيهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَيُزَكِّيهِمۡۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ١٢٩ وَمَن يَرۡغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفۡسَهُۥۚ وَلَقَدِ ٱصۡطَفَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١٣٠ إِذۡ قَالَ لَهُۥ رَبُّهُۥٓ أَسۡلِمۡۖ قَالَ أَسۡلَمۡتُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٣١ وَوَصَّىٰ بِهَآ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ بَنِيهِ وَيَعۡقُوبُ يَٰبَنِيَّ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰ لَكُمُ ٱلدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسۡلِمُونَ١٣٢ أَمۡ كُنتُمۡ شُهَدَآءَ إِذۡ حَضَرَ يَعۡقُوبَ ٱلۡمَوۡتُ إِذۡ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعۡبُدُونَ مِنۢ بَعۡدِيۖ قَالُواْ نَعۡبُدُ إِلَٰهَكَ وَإِلَٰهَ ءَابَآئِكَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ إِلَٰهٗا وَٰحِدٗا وَنَحۡنُ لَهُۥ مُسۡلِمُونَ١٣٣ تِلۡكَ أُمَّةٞ قَدۡ خَلَتۡۖ لَهَا مَا كَسَبَتۡ وَلَكُم مَّا كَسَبۡتُمۡۖ وَلَا تُسۡ‍َٔلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٣٤ [البقرة: ۱۲۷-۱۳۴].

(۱۲۷) و به یادآور ـ ای پیامبر ـ هنگامی را که ابراهیم ÷ و اسماعیل ÷ پایههای کعبه را بالا میبردند و ـ با خضوع و فروتنی ـ میگفتند: پروردگارا اعمال‎مان- از جمله بنای این خانه- را از ما بپذیر که همانا تو دعای ما را اجابت میکنی و از نیّات و اعمال ما آگاه هستی.

(۱۲۸) پروردگارا ما را فرمان‏بردار امر خویش، فروتن در برابر خودت قرار بده، که احدی را با تو شریک قرار ندهیم و از نسل ما امتی فرمان‏بردار خودت برگزین، چگونگی عبادت خویش را برای ما نشان بده، و از گناهان و کوتاهیِمان در طاعتت بگذر؛ که همانا تو نسبت به بندگان توبهکارَت، بسیار توبهپذیر و مهربان هستی.

(۱۲۹) پروردگارا از میان آنها رسولی از خودشان از نسل اسماعیل برانگیز تا آیات نازل شدۀ تو را بر آنها بخواند و قرآن و سنت به آنها بیاموزانَد و آنها را از شرک و فرومایگیها پاکیزه گرداند؛ زیرا تو توانا و چیرهای و در افعال و احکامت بسیار دانا هستی.

(۱۳۰) هیچکس از دین ابراهیم ÷ به‎سوی ادیان دیگر نمیگراید مگر کسیکه با سبکسری و سوء تدبیرش در ترک حق و رویآوردن به گمراهی، به خودش ستم روا دارد و به ذلت خویش راضی شود. همانا ما او را در دنیا به‎عنوان رسول و خلیل برگزیدیم و در آخرت نیز از صالحان خواهد بود، همان کسانیکه آنچه الله بر آنها واجب گردانده بود انجام دادند و بدین ترتیب به بالاترین درجات دست یافتند.

(۱۳۱) الله ابراهیم ÷ را برگزید، چون به سرعت به اسلام روی آورد، آنگاه که پروردگارش به او فرمود: عبادت را برای من خالص گردان و با طاعت در برابر من فروتن باش، پس ابراهیم ÷ در پاسخ پروردگارش گفت: به الله، آفریدگار، روزیدهنده و تدبیرکنندۀ امور بندگان تسلیم شدم.

(۱۳۲) و ابراهیم ÷ پسرانش را به این کلمه ﴿أَسۡلَمۡتُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ سفارش کرد و یعقوب ÷ نیز پسرانش را به همین کلمه سفارش کرد؛ آن دو خطاب به پسران‎شان گفتند: همانا الله دین اسلام را برای‏تان برگزید، پس به آن چنگ بزنید تا زمانیکه مرگ شما را فراگیرد، درحالیکه در ظاهر و باطن تسلیم الله هستید.

(۱۳۳) آیا شاهد خبر یعقوب ÷ هنگامیکه مرگ او را فراگرفت بودید، آنگاه که از پسرانش پرسید: پس از مرگ من چه چیزی را عبادت میکنید؟ آنها در پاسخ به سوال او گفتند: معبود تو و معبود پدرانت ابراهیم ÷ و اسماعیل ÷ و اسحاق ÷ را عبادت میکنیم، معبودی یگانه را که هیچ شریکی ندارد، و ما تنها تسلیم و فرمان‏بردار او هستیم.

(۱۳۴) آن امت در میان امتهایی که قبل از شما بودند، درگذشتند، و به اعمالی که پیش فرستادند رسیدند، پس هر عمل نیک یا بدی که کردند برای خودشان است و آنچه شما کسب میکنید نیز برای خودتان است و در مورد اعمال آنها، شما بازخواست نمیشوید و در مورد اعمال شما از آنها سوال نمیشود، و هیچ کس به گناه دیگری مؤاخذه نمیشود؛ بلکه هرکس به خاطر آنچه پیش فرستاده است جزا داده میشود، پس عمل پیشینیان‎تان، شما را از نظر در عمل خودتان باز ندارد؛ زیرا به هیچکس پس از رحمت الله، مگر عمل صالح خودش سودی نمیرساند.

برخی فواید آیات:

• مؤمن پرهیزگار، به اعمال صالح خویش فریب نمیخورد، بلکه از اینکه این اعمال به خودش بازگردد و از او پذیرفته نشود، میترسد؛ به همین دلیل، بسیار از الله میخواهد که اعمالش را بپذیرد.

• برکت دعای پدر پیامبران ، ابراهیم ÷؛ آنجا که الله دعایش را اجابت کرد و خاتم پیامبران و برترین رسولانش را از اهالی مکه برگزید.

• دین ابراهیم ÷، همان آیین پاک و سازگار با فطرت است؛ کسی آن را رها نمیکند و از آن کناره نمیگیرد مگر جاهل که مخالف فطرتش است.

• مشروعیت سفارش فرزندان به پیروی از هدایت و گرفتن پیمان از آنها بر تمسک به حق و پایداری در آن.

﴿وَقَالُواْ كُونُواْ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰ تَهۡتَدُواْۗ قُلۡ بَلۡ مِلَّةَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ حَنِيفٗاۖ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١٣٥ قُولُوٓاْ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡنَا وَمَآ أُنزِلَ إِلَىٰٓ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَٱلۡأَسۡبَاطِ وَمَآ أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَمَآ أُوتِيَ ٱلنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمۡ لَا نُفَرِّقُ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّنۡهُمۡ وَنَحۡنُ لَهُۥ مُسۡلِمُونَ١٣٦ فَإِنۡ ءَامَنُواْ بِمِثۡلِ مَآ ءَامَنتُم بِهِۦ فَقَدِ ٱهۡتَدَواْۖ وَّإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّمَا هُمۡ فِي شِقَاقٖۖ فَسَيَكۡفِيكَهُمُ ٱللَّهُۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ١٣٧ صِبۡغَةَ ٱللَّهِ وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ صِبۡغَةٗۖ وَنَحۡنُ لَهُۥ عَٰبِدُونَ١٣٨ قُلۡ أَتُحَآجُّونَنَا فِي ٱللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمۡ وَلَنَآ أَعۡمَٰلُنَا وَلَكُمۡ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَنَحۡنُ لَهُۥ مُخۡلِصُونَ١٣٩ أَمۡ تَقُولُونَ إِنَّ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَٱلۡأَسۡبَاطَ كَانُواْ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰۗ قُلۡ ءَأَنتُمۡ أَعۡلَمُ أَمِ ٱللَّهُۗ وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَٰدَةً عِندَهُۥ مِنَ ٱللَّهِۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ١٤٠ تِلۡكَ أُمَّةٞ قَدۡ خَلَتۡۖ لَهَا مَا كَسَبَتۡ وَلَكُم مَّا كَسَبۡتُمۡۖ وَلَا تُسۡ‍َٔلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٤١ [البقرة: ۱۳۵-۱۴۱].

(۱۳۵) یهودیان به این امت گفتند: یهودی باشید تا راه هدایت را بپیمایید، و نصاری گفتند: نصرانی باشید تا راه هدایت را بپیمایید. – ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: بلکه از دین ابراهیم ÷ پیروی میکنیم، همان کسی که از ادیان باطل به‎سوی دین حق روی آورد و هرگز از کسانیکه همراه الله کسی را شریک قرار دادند نبود.

(۱۳۶) - ای مؤمنان- به یهودیان و مسیحیانی که پیرو این ادعای باطل هستند بگویید: به الله و به قرآن که بر ما نازل شده ایمان آوردیم و به آنچه بر ابراهیم ÷ و پسرانش اسماعیل ÷ و اسحاق ÷ و یعقوب ÷ نازل شده ایمان آوردیم و به آنچه بر پیامبران از نسل یعقوب ÷ نازل شده ایمان آوردیم و به تورات که الله آن را به موسی ÷ و انجیل که الله آن را به عیسی ÷ عطا فرمود ایمان آوردیم و به کتابهایی که الله به تمام پیامبران داد ایمان آوردیم، میان هیچ یک از آنها تفاوت نمیگذاریم به این نحو که به برخی ایمان بیاوریم و برخی دیگر را انکار کنیم، بلکه به تمام آنها ایمان داریم و فقط تسلیم و فرمان‏بردار الله سبحانه هستیم.

(۱۳۷) پس اگر یهود و مسیحیان و سایر کفار، ایمانی مانند ایمان شما بیاورند؛ به تحقیق به راه راستی که الله آن را پسندید ایمان آوردهاند، و اگر از ایمان روی بگردانند به این ترتیب که تمام یا برخی از پیامبران را تکذیب کنند، همانا در اختلاف و دشمنی هستند، پس- ای پیامبر- اندوه مدار، که الله در برابر آزارهای آنها برای تو کافی است و شرشان را از تو باز میدارد و در برابرشان به تو یاری میرساند؛ زیرا او نسبت به اقوال‎شان شنواست و از نیات و افعال‎شان آگاه است.

(۱۳۸) به دین الله که شما را در ظاهر و باطن بر اساس آن آفرید پایبند باشید، پس هیچ دینی نیکوتر از دین الله نیست؛ زیرا با فطرت شما سازگار است، مصالح را جلب میکند و مفاسد را باز میدارد، و بگویید: ما تنها الله را عبادت میکنیم و دیگران را با او شریک نمیگردانیم.

(۱۳۹) - ای پیامبر- بگو: - ای اهل کتاب- آیا با ما مجادله میکنید در اینکه شما نسبت به الله و دین او از ما برتر هستید؛ به این دلیل که دین و کتاب شما قدیمیتر است. این امر به شما سودی نمیرساند؛ زیرا الله پروردگار همۀ ما است و به شما اختصاص ندارد، و اعمال ما برای خود ماست و از شما در مورد آنها سوال نمیشود و اعمال شما برای خودتان است و از ما در مورد آنها سوال نمیشود، و هرکس در برابر عمل خودش مجازات میشود و ما در عبادت و طاعت به الله اخلاص میورزیم و هیچچیز را با او شریک نمیگردانیم.

(۱۴۰) یا - ای اهل کتاب- میگویید: ابراهیم ÷ و اسماعیل ÷ و اسحاق ÷ و یعقوب ÷ و پیامبران از نسل یعقوب ÷، بر آیین یهودیت یا نصرانیت بودند؟ - ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: آیا شما بهتر میدانید یا الله؟! پس اگر ادعا میکنند که این پیامبران بر آیین آنها بودند، به تحقیق که دروغ میگویند؛ زیرا مبعث و مرگ پیامبران مذکور، قبل از نزول تورات و انجیل بود! و به این ترتیب دانسته میشود که سخنان‎شان، دروغ بر الله و رسولانش است؛ و حقیقتی را که بر آنها نازل شده است کتمان کردند، و هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که شهادتی را که برایش ثابت است از نزد الله آمده است کتمان کند، مانند عمل اهل کتاب؛ و الله از اعمال شما غافل نیست و شما را بر اساس اعمال‎تان مجازات خواهد کرد.

(۱۴۱) آن امت قبل از شما درگذشتند، و به اعمالی که پیش فرستادند رسیدند، پس برای آنها اعمالی است که کسب کردند و برای شماست آنچه که کسب کردید و شما به خاطر اعمال آنها بازخواست نمیشوید و آنها نیز به خاطر اعمال شما بازخواست نمیشوند؛ زیرا هیچکس به خاطر گناه دیگری مؤاخذه نمیشود و از عمل دیگری سود نمیبرد، بلکه هرکس بر اساس چیزیکه فرستاده است جزا داده میشود.

برخی فواید آیات:

• ادعای اهل کتاب مبنی بر اینکه آنها بر حق هستند، سودی به آنها نمیرساند، درحالیکه به آنچه الله بر پیامبرش محمد ج نازل فرمود کفر میورزند.

• دین، صبغه (رنگ) نامیده شده است زیرا تأثیر و علامت آن بر مسلمان آشکار میشود؛ چنانکه اثر رنگ در لباس آشکار میگردد.

• الله متعال، اقرار به ربوبیت و الوهیت خویش را در فطرت تمام مخلوقاتش تثبیت کرده است و شیطان و دستیارانش آنها را از این اقرار گمراه میکنند.

﴿۞سَيَقُولُ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَ ٱلنَّاسِ مَا وَلَّىٰهُمۡ عَن قِبۡلَتِهِمُ ٱلَّتِي كَانُواْ عَلَيۡهَاۚ قُل لِّلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُۚ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ١٤٢ وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَٰكُمۡ أُمَّةٗ وَسَطٗا لِّتَكُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيۡكُمۡ شَهِيدٗاۗ وَمَا جَعَلۡنَا ٱلۡقِبۡلَةَ ٱلَّتِي كُنتَ عَلَيۡهَآ إِلَّا لِنَعۡلَمَ مَن يَتَّبِعُ ٱلرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِۚ وَإِن كَانَتۡ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۗ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَٰنَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِٱلنَّاسِ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ١٤٣ قَدۡ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجۡهِكَ فِي ٱلسَّمَآءِۖ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبۡلَةٗ تَرۡضَىٰهَاۚ فَوَلِّ وَجۡهَكَ شَطۡرَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۚ وَحَيۡثُ مَا كُنتُمۡ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمۡ شَطۡرَهُۥۗ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ لَيَعۡلَمُونَ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّهِمۡۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ١٤٤ وَلَئِنۡ أَتَيۡتَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ بِكُلِّ ءَايَةٖ مَّا تَبِعُواْ قِبۡلَتَكَۚ وَمَآ أَنتَ بِتَابِعٖ قِبۡلَتَهُمۡۚ وَمَا بَعۡضُهُم بِتَابِعٖ قِبۡلَةَ بَعۡضٖۚ وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم مِّنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ إِنَّكَ إِذٗا لَّمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٤٥ [البقرة: ۱۴۲-۱۴۵].

(۱۴۲) بهزودی یهودیان نادان و کمخرد و منافقانی که همانند آنها هستند خواهند گفت: چهچیز مسلمانان را از قبلۀ بیتالمقدس که قبلاً قبلهشان بود برگرداند؟! – ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: مالکیت مشرق و مغرب و سایر جهات فقط از آنِ الله است، صورت هر یک از بندگانش را به هر جهتی که بخواهد میگرداند، او سبحانه هر یک از بندگانش را که بخواهد به راه راستی که هیچ کجی و انحرافی در آن نیست هدایت میکند.

(۱۴۳) و همچنانکه قبلهای برای شما قرار دادیم و آن را برای‏تان برگزیدیم؛ شما را امتی برگزیده و منصف، میانه در میان تمام امتها، در عقاید و عبادات و معاملات قرار دادیم؛ تا در روز قیامت گواهانی برای رسولان الله باشید که آنها آنچه را الله برای‏شان امر کرده بود به امتهای‎شان تبلیغ کنند ابلاغ کردند، و رسول محمد ج نیز گواه بر شما باشد که آنچه را با آن به‎سوی شما فرستاده شد به شما ابلاغ کرد. و تغییر قبلهای را که به آن روی میآوردی- یعنی بیت المقدس- را مقرر نکردیم مگر برای اینکه - به علم آشکارکنندهای که جزا بر آن مترتب میشود- معلوم کنیم چه کسی به آنچه الله تشریع کرده راضی است و در برابر آن فروتن و فرمان‏بردار است، در نتیجه از رسول پیروی میکند؛ و چه کسی از دینش بازمیگردد و از هوای نفسش پیروی میکند، در نتیجه در برابر آنچه الله تشریع کرده است فروتن و فرمان‏بردار نیست. امر تغییر قبلۀ نخستین سخت و دشوار است مگر بر کسانیکه الله آنها را به ایمان به خودش هدایت کرده است، و به این ترتیب که آنچه برای بندگانش تشریع میکند، در واقع بر اساس حکمتهای فراگیر تشریع میفرماید. و الله بر آن نبود که ایمان شما به الله، از جمله نمازهایی را که قبل از تغییر قبله ادا کردهاید تباه کند؛ زیرا الله نسبت به مردم بسیار مهربان است، پس بر آنها سخت نمیگیرد و ثواب اعمال‎شان را تباه نمیسازد.

(۱۴۴) - ای پیامبر- براستی که ما برگردانیدن صورت و نگاهت به‎سوی آسمان را میبینیم که در انتظار و جستجوی نزول وحی در مورد قبله و تغییر آن به‎سویی که دوست داری هستی، پس چهرهات را به جای بیت المقدس که اکنون به آن روی میآوری به‎سوی قبلهای که تو را خشنود میکند و آن را دوست داری- یعنی بیت الله الحرام- میگردانیم، پس رویت را به‎سوی بیت الله الحرام در مکۀ مکرمه بگردان، و – ای مؤمنان- هرجا باشید هنگام ادای نماز صورتهای‎تان را به‎سوی بیت الله بگردانید. و همانا کسانی از یهودیان و نصاری که به آنها کتاب داده شده است، نیک میدانند که تغییر قبله، همان حقیقت فروفرستادهشده از جانب آفریدگار و تدبیرکنندۀ امرشان است؛ زیرا این امر در کتابهای‎شان با دلیل و برهان ثابت شده است، و الله از اعمال این رویگردانان از حق غافل نیست؛ بلکه اللهِ سبحان، از اعمال‎شان آگاه است و آنها را بر اساس آن جزا خواهد داد.

(۱۴۵) سوگند به الله! – ای پیامبر- اگر برای اهل کتاب، چه یهودیان و چه نصاری، معجزهای با آیات و براهین کامل بیاوری که تغییر قبله حقیقت است، به‎خاطر دشمنی با آنچه آوردهای و تکبر بر پیروی از حق، به‎سوی قبلۀ تو روی نمیآورند، و تو نیز پس از اینکه الله چهرۀ تو را از قبلۀشان بازگرداند به‎سوی آن روی نمیآوری، و آنها نیز به قبلۀ یکدیگر روی نمیآورند؛ زیرا هر گروه از آنها، دیگری را انکار میکند، و اگر پس از اینکه علم صحیح و بدون تردیدی نزد تو آمد، از خواهشات نفسانی آنها در مورد قبله و سایر شرایع و احکام پیروی کنی، در این صورت، با ترک هدایت و پیروی از هوای نفس، از ستمکاران خواهی بود. این خطاب به پیامبر، بر زشتیِ پیروی از اهل کتاب دلالت دارد و گرنه، الله پیامبرش را از این امر پاک داشته است؛ پس این خطاب تحذیری برای امت پیامبر پس از مرگ ایشان است.

برخی فواید آیات:

• اعتراض بر احکام و شریعت الله و غفلتورزیدن از مقاصد آن، بر نادانی و کمخردی دلالت دارد.

• فضیلت و برتری امت اسلام؛ چون الله این امت را ستوده و به امت میانه در میان سایر امتها توصیف فرموده است.

• برحذرداشتن از پیروی خواهشات نفسانی اهل کتاب؛ زیرا آنها پس از اینکه حق را شناختند از آن روی گرداندند.

• جواز نسخ احکام شرعی در اسلام در زمان نزول وحی؛ زیرا رویآوردن به‎سوی بیت المقدس نسخ شد و رویآوردن به‎سوی مسجد الحرام به جای آن آمد.

﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمۡۖ وَإِنَّ فَرِيقٗا مِّنۡهُمۡ لَيَكۡتُمُونَ ٱلۡحَقَّ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ١٤٦ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ١٤٧ وَلِكُلّٖ وِجۡهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَاۖ فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَيۡرَٰتِۚ أَيۡنَ مَا تَكُونُواْ يَأۡتِ بِكُمُ ٱللَّهُ جَمِيعًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١٤٨ وَمِنۡ حَيۡثُ خَرَجۡتَ فَوَلِّ وَجۡهَكَ شَطۡرَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۖ وَإِنَّهُۥ لَلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ١٤٩ وَمِنۡ حَيۡثُ خَرَجۡتَ فَوَلِّ وَجۡهَكَ شَطۡرَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۚ وَحَيۡثُ مَا كُنتُمۡ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمۡ شَطۡرَهُۥ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيۡكُمۡ حُجَّةٌ إِلَّا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡهُمۡ فَلَا تَخۡشَوۡهُمۡ وَٱخۡشَوۡنِي وَلِأُتِمَّ نِعۡمَتِي عَلَيۡكُمۡ وَلَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ١٥٠ كَمَآ أَرۡسَلۡنَا فِيكُمۡ رَسُولٗا مِّنكُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِنَا وَيُزَكِّيكُمۡ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمۡ تَكُونُواْ تَعۡلَمُونَ١٥١ فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لِي وَلَا تَكۡفُرُونِ١٥٢ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱسۡتَعِينُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ١٥٣ [البقرة: ۱۴۶-۱۵۳].

(۱۴۶) کسانی از علمای یهود و نصاری که کتاب به آنها داده شده است، امر تغییر قبله را که یکی از نشانههای نبوت محمد ج نزدشان است میشناسند، همانگونه که فرزندان‎شان را میشناسند و آنها را از دیگران تشخیص میدهند؛ با این وجود، گروهی از آنها به‎خاطر حسادتی که دارند حقیقتی را که نزدشان آمد کتمان میکنند، درحالیکه میدانند حقیقت است.

(۱۴۷) این امر، حقیقت از جانب پروردگارت است؛ پس- ای رسول- از تردیدکنندگان در صحت آن مباش.

(۱۴۸) و هر یک از امتها خط مشی حسی یا معنوی دارد که به آن روی میآورد، از این جمله اختلاف امتها در قبلهشان و آنچه الله برای‏شان تشریع کرده است میباشد؛ پس تنوع روش آنها اگر به امر و شریعت الله باشد آسیبی نمیرساند؛ پس شما- ای مؤمنان- بر انجام نیکیهایی که بر انجام آن فرمان یافتهاید از یکدیگر سبقت بگیرید، و الله از هر مکانی که در آن باشید شما را در روز قیامت یکجا میگرداند؛ تا شما را بر اساس اعمال‎تان جزا دهد، که الله بر هر چیزی تواناست؛ پس گردآوری و مجازات شما، خارج از توان او نیست.

(۱۴۹) و - ای پیامبر- از هر مکانی که بیرون آمدی و هرجا تو و پیروانت بودید و قصد ادای نماز کردی، به‎سوی مسجدالحرام روی‎آور؛ زیرا حقیقتی است که از جانب پروردگارت بر تو وحی شده است، و الله از آنچه انجام میدهید غافل نیست، بلکه از اعمال شما آگاه است و شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۱۵۰) و از هر مکانی که خارج شدی- ای پیامبر- و قصد نماز کردی، به‎سوی مسجدالحرام روی آور، و – ای مؤمنان- در هر مکانی که بودید هنگام ارادۀ نماز صورتهایتانرا به‎سوی آن بگردانید؛ تا حجتی بر مردم نباشد که با آن علیه شما استدلال کنند؛ مگر کسانی از آنها که ستم کردند؛ زیرا آنها بر دشمنی‏شان خواهند ماند و با واهیترین دلایل علیه شما استدلال میکنند؛ پس از آنها نترسید و فقط از پروردگارتان با اجرای اوامر او و پرهیز از نواهیاش بترسید؛ زیرا الله، روی آوردن به کعبه را به این خاطر تشریع فرمود تا با متمایز کردن شما از سایر امتها و به‎خاطر هدایت شما به برترین قبلۀ مردم، نعمتش را بر شما کامل گرداند.

(۱۵۱) همانگونه که نعمت دیگری برای شما ارزانی داشتیم؛ که رسولی از میان خودتان به‎سوی شما فرستادیم که آیات ما را برای‏تان میخواند و شما را با امر به فضیلتها و کارهای نیک و نهی از امور پست و ناپسند، پاک میگرداند و قرآن و سنت به شما میآموزاند، و آنچه از امور دین و دنیای‎تان را که نمیدانید به شما میآموزاند.

(۱۵۲) پس با دلها و تمام اعضای بدن‎تان مرا یاد کنید تا شما را با ستایش و محافظت یاد کنم؛ زیرا جزا از جنس عمل است، و شکر نعمتهایم را که بر شما ارزانی داشتم به جای آورید و با انکار آنها و بهکار بردن‎شان در آنچه بر شما حرام شده است مرا ناسپاسی نکنید.

(۱۵۳) ای کسانیکه ایمان آوردهاید بر انجام طاعت و تسلیم در برابر امر من از شکیبایی و نماز کمک بگیرید؛ زیرا الله همراه شکیبایان است که آنها را هدایت میگرداند و یاری میرساند.

برخی فواید آیات:

• طولانی کردن سخن در مورد تغییر قبله؛ زیرا بر نبوت محمد ج دلالت دارد.

• ترک جدال و پرداختن به طاعات و شتافتن به‎سوی الله، برای مؤمن نزد پروردگارش در روز قیامت سودمندتر است.

• اعمال صالح رساننده به‎سوی الله، متعدد و گوناگون است و هیچ ایرادی ندارد که مؤمن هر کدام از این اعمال که را که به آن تمایل دارد و مناسب حالش است برگزیند.

• مقام والای ذکر الله جَلَّ وَ عَلا، از این نظر که ثوابش، ذکر بنده در ملأ اعلی (گروه فرشتگان در عالم بالا) است.

﴿وَلَا تَقُولُواْ لِمَن يُقۡتَلُ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتُۢۚ بَلۡ أَحۡيَآءٞ وَلَٰكِن لَّا تَشۡعُرُونَ١٥٤ وَلَنَبۡلُوَنَّكُم بِشَيۡءٖ مِّنَ ٱلۡخَوۡفِ وَٱلۡجُوعِ وَنَقۡصٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِينَ١٥٥ ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِيبَةٞ قَالُوٓاْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ١٥٦ أُوْلَٰٓئِكَ عَلَيۡهِمۡ صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَرَحۡمَةٞۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُهۡتَدُونَ١٥٧ ۞إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلۡمَرۡوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِۖ فَمَنۡ حَجَّ ٱلۡبَيۡتَ أَوِ ٱعۡتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَاۚ وَمَن تَطَوَّعَ خَيۡرٗا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ١٥٨ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡتُمُونَ مَآ أَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلۡهُدَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا بَيَّنَّٰهُ لِلنَّاسِ فِي ٱلۡكِتَٰبِ أُوْلَٰٓئِكَ يَلۡعَنُهُمُ ٱللَّهُ وَيَلۡعَنُهُمُ ٱللَّٰعِنُونَ١٥٩ إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ وَأَصۡلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَٰٓئِكَ أَتُوبُ عَلَيۡهِمۡ وَأَنَا ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ١٦٠ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمۡ كُفَّارٌ أُوْلَٰٓئِكَ عَلَيۡهِمۡ لَعۡنَةُ ٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ١٦١ خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابُ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ١٦٢ وَإِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلرَّحِيمُ١٦٣ [البقرة: ۱۵۴-۱۶۳].

(۱۵۴) - ای مؤمنان- در مورد کسانیکه در جهاد در راه الله کشته میشوند نگویید که: آنها مردگانی هستند همانگونه که دیگران میمیرند، بلکه آنها نزد پروردگارشان زنده هستند اما شما زندگی آنها را درک نمیکنید؛ زیرا زندگی ویژهای است که برای شناخت آن، راهی جز وحی از جانب الله متعال وجود ندارد.

(۱۵۵) و شما را با انواع مصیبتها به چیزی مانند ترس از دشمنان‎تان و گرسنگی به‎سبب کمبود غذا و نقص در اموال از طریق نابودی آن یا دشواری در کسب آن و نقص در جانهای‎تان به‏سبب آفاتی که مردم را نابود میسازد یا با شهادت در راه الله و نقص در میوههایی که زمین آنها را میرویاند میآزماییم، و- ای پیامبر- شکیبایان در برابر این مصیبتها را به آنچه در دنیا و آخرت برای‎شان فراهم میآید بشارت ده.

(۱۵۶) همان کسانیکه وقتی یکی از این مصیبتها به آنها میرسد از روی رضایت و تسلیم میگویند: همانا ما از آنِ الله هستیم که هرگونه که بخواهد در ما تصرف میکند و در روز قیامت به‎سوی او باز میگردیم؛ زیرا او ما را آفرید و با نعمتهای گوناگون بر ما نیکی کرد و بازگشت و سرانجامِ کار ما به‎سوی اوست.

(۱۵۷) برای آنها که به این صفت متصف هستند، در گروه فرشتگان عالم بالا، ستایشی از جانب الله و رحمتی است که بر آنها نازل میشود و آنها همان هدایت یافتگان به راه حق هستند.

(۱۵۸) همانا دو کوه معروف صفا و مروه در نزدیکی کعبه، از نشانههای ظاهری شریعت هستند؛ پس هرکس قصد این خانه را برای ادای مناسک حج یا مناسک عمره کند؛ بر او گناهی نیست که سعی میان این دو را به‎جای آورد. نفی گناه در اینجا، آرامشی است برای مسلمانانی که با این باور که سعی بین صفا و مروه از کارهای جاهلیت است، از انجام این کار احساس تنگی و مضیقه میکردند؛ اما الله متعال بیان فرمود که این کار از مناسک حج است. و هرکس طاعات مستحبی را داوطلبانه و مخلصانه انجام دهد، همانا الله سپاسگزار اوست، از او میپذیرد و جزایش را به او میدهد، او تعالی میداند که چه کسانی کار خیر انجام میدهند و مستحق ثواب هستند.

(۱۵۹) همانا یهودیان و مسیحیانی که نشانههایی را که برای صدق پیامبر و آنچه آورد نازل کردیم، پس از آنکه آنها را برای مردم در کتابهای‎شان آشکار کردیم پنهان میکنند، الله آنها را از رحمت خویش میراند و فرشتگان و پیامبران و تمام مردم دعای دوری از رحمت الله علیه آنها میکنند.

(۱۶۰) مگر کسانیکه با پشیمانی از کتمان آن آیات روشن، به‎سوی الله بازگشتند و اعمال ظاهری و باطنی خویش را اصلاح کردند و حق و هدایت را که کتمان کرده بودند آشکار گردانیدند؛ بازگشت آنها به طاعت خویش را میپذیرم و من نسبت به بندگان توبهکار، بسیار توبهپذیر و مهربان هستم.

(۱۶۱) کسانیکه کفر ورزیدند و در حالت کفر و قبل از اینکه از آن توبه کنند مردند، لعنت الله بر آنها است به اینگونه که آنها را از رحمت خویش دور میکند و دعای تمام فرشتگان و مردم برای راندن و دوری از رحمت الله بر آنها است.

(۱۶۲) پیوسته با این لعنت هستند؛ عذاب آنها تخفیف داده نمیشود، حتی یک روز، و در روز قیامت به آنها مهلت داده نمیشود.

(۱۶۳) - ای مردم- معبود حقیقی شما، در ذات و صفات خویش واحد و یگانه است، معبود برحقّی جز او نیست، و او بخشایندۀ دارای رحمت گسترده و نسبت به بندگانش مهربان است؛ چون نعمتهایی را بر آنها ارزانی داشته است که غیر قابل شمارش است.

برخی فواید آیات:

• آزمایش و ابتلا سنت الله متعال در میان بندگانش است؛ و به شکیبایان در برابر این آزمایش، بزرگترین پاداشها و گرامیترین جایگاهها وعده داده شده است.

• مشروعیت سعی میان صفا و مروه برای کسانیکه حج یا عمرۀ بیت الله را به جای میآورند.

• از بزرگترین و شدیدترین گناهان از نظر مجازات، پنهان حقیقتی است که الله آن را نازل فرموده است، و تلبیس (بیان یا اظهار خلاف واقع) بر مردم، و گمراه ساختن آنها از هدایتی که رسولان آن را آوردند.

﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱلۡفُلۡكِ ٱلَّتِي تَجۡرِي فِي ٱلۡبَحۡرِ بِمَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن مَّآءٖ فَأَحۡيَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٖ وَتَصۡرِيفِ ٱلرِّيَٰحِ وَٱلسَّحَابِ ٱلۡمُسَخَّرِ بَيۡنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ١٦٤ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَندَادٗا يُحِبُّونَهُمۡ كَحُبِّ ٱللَّهِۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَشَدُّ حُبّٗا لِّلَّهِۗ وَلَوۡ يَرَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ إِذۡ يَرَوۡنَ ٱلۡعَذَابَ أَنَّ ٱلۡقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعٗا وَأَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعَذَابِ١٦٥ إِذۡ تَبَرَّأَ ٱلَّذِينَ ٱتُّبِعُواْ مِنَ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَ وَتَقَطَّعَتۡ بِهِمُ ٱلۡأَسۡبَابُ١٦٦ وَقَالَ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُواْ لَوۡ أَنَّ لَنَا كَرَّةٗ فَنَتَبَرَّأَ مِنۡهُمۡ كَمَا تَبَرَّءُواْ مِنَّاۗ كَذَٰلِكَ يُرِيهِمُ ٱللَّهُ أَعۡمَٰلَهُمۡ حَسَرَٰتٍ عَلَيۡهِمۡۖ وَمَا هُم بِخَٰرِجِينَ مِنَ ٱلنَّارِ١٦٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ حَلَٰلٗا طَيِّبٗا وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٌ١٦٨ إِنَّمَا يَأۡمُرُكُم بِٱلسُّوٓءِ وَٱلۡفَحۡشَآءِ وَأَن تَقُولُواْ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ١٦٩ [البقرة: ۱۶۴-۱۶۹].

(۱۶۴) همانا در آفرینش آسمانها و زمین و شگفتیهای آفرینش آن دو، و در پی هم در آمدن شب و روز، و در کشتیها که بر روی آب دریاها روانند و طعام و لباس و کالاهای تجارتی را که به مردم نفع میرسانند و سایر اقلام مورد نیاز آنها را جابهجا میکنند، و در آبی که الله از آسمان فرستاده و با آن زمین را با کشتزارها و گیاهان و علفهایی که در آن میروید زنده گردانیده، و در موجودات زندهای که در زمین پراکنده ساخته است و در گردانیدن بادها از یک سو به‏سویی دیگر و در ابرهای مسخّر بین آسمان و زمین، در تمام این موارد، دلایل آشکاری بر یگانگی او سبحانه وجود دارد برای کسانیکه در حجتها میاندیشند و دلایل و برهانها را درک میکنند.

(۱۶۵) با وجود این آیات روشن، برخی از مردم هستند که به جای الله، معبودانی برمیگزینند و آنها را همانندهایی برای الله متعال قرار میدهند و همانگونه که الله را دوست دارند آنها را نیز دوست دارند، و کسانیکه ایمان آوردند الله را بیشتر دوست دارند از دوستی آنها نسبت به معبودان‎شان؛ زیرا مؤمنان هیچکس را همراه الله شریک قرار نمیدهند و در آسایش و سختی او را دوست دارند؛ اما آنها فقط در حالت آسایش و راحتی، معبودان‎شان را دوست دارند و در سختی فقط الله را میخوانند. اگر کسانیکه با شرک و ارتکاب گناهان ستم میکنند، از حال خویش در آخرت آنگاه که عذاب را مشاهده میکنند آگاه میشدند، میدانستند که یگانه در تمام قدرتها، فقط الله است و هرکس را که از او نافرمانی کند به شدت عذاب میکند، اگر این امر را میدانستند، هیچکس را همراه الله شریک قرار نمیدادند.

(۱۶۶) و حال آنکه وقتی پیشوایان فرمان‏برداری شده، ترسانندهها و سختیهای روز قیامت را مشاهده میکنند، از ضعیفان که از آنها پیروی کردند بیزاری جویند، و تمام اسباب و وسایل نجات در میان‎شان بریده میشود.

(۱۶۷) و ضعیفان و پیروان میگویند: کاش برایمان بازگشتی به‎سوی دنیا بود تا از رئیسان‎مان بیزاری میجستیم همانگونه که آنها از ما بیزاری میجویند، و همانگونه که الله عذاب سخت در آخرت را به آنها نمایاند، سرانجام پیروی آنها از رئیسان‎شان بر باطل را که مایۀ حسرت و اندوهشان است به آنها مینمایاند، و هرگز از آتش بیرون نمیآیند.

(۱۶۸) ای مردم، از حیوانات و گیاهان و درختانی که در زمین است، از آنچه که به خودی خود کسبش حلال و پاکیزه است بخورید، و از راههای شیطان که با آن به تدریج شما را به‎سوی عذاب میکشاند پیروی نکنید؛ زیرا او دشمن آشکار شماست و برای عاقل جایز نیست که از دشمنی پیروی کند که بر آزار و گمراهیاش مشتاق است!

(۱۶۹) شیطان شما را به خطاهای بد و گناهان بزرگ امر میکند، و به اینکه در عقاید و شرایع، بدون علمی که از جانب الله یا رسولش نزدتان آمده است، چیزی به الله نسبت دهید.

برخی فواید آیات:

• مؤمنان واقعی به الله، بیش از دیگران الله را دوست دارند؛ زیرا آنها در هر حالتی، چه گشایش و چه سختی، از او اطاعت میکنند و هیچکس را با او شریک نمیگردانند.

• در روز قیامت، تمام رابطهها بریده میشود، هر دوستی از دوستش اعلام بیزاری میکند و فقط آن چیزی باقی میماند که خالص برای الله متعال باشد.

• برحذر داشتن از نیرنگ شیطان به دلیل روشهای متنوع و پنهانی و نزدیکی آن به خواهشات نفسانی.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُواْ بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآۚ أَوَلَوۡ كَانَ ءَابَآؤُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ شَيۡ‍ٔٗا وَلَايَهۡتَدُونَ١٧٠ وَمَثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ ٱلَّذِي يَنۡعِقُ بِمَا لَا يَسۡمَعُ إِلَّا دُعَآءٗ وَنِدَآءٗۚ صُمُّۢ بُكۡمٌ عُمۡيٞ فَهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ١٧١ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لِلَّهِ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ١٧٢ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ بِهِۦ لِغَيۡرِ ٱللَّهِۖ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ١٧٣ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡتُمُونَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَيَشۡتَرُونَ بِهِۦ ثَمَنٗا قَلِيلًا أُوْلَٰٓئِكَ مَا يَأۡكُلُونَ فِي بُطُونِهِمۡ إِلَّا ٱلنَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ١٧٤ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشۡتَرَوُاْ ٱلضَّلَٰلَةَ بِٱلۡهُدَىٰ وَٱلۡعَذَابَ بِٱلۡمَغۡفِرَةِۚ فَمَآ أَصۡبَرَهُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ١٧٥ ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ نَزَّلَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّۗ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ ٱخۡتَلَفُواْ فِي ٱلۡكِتَٰبِ لَفِي شِقَاقِۢ بَعِيدٖ١٧٦ [البقرة: ۱۷۰-۱۷۶].

(۱۷۰) و هرگاه به این کفار گفته میشود: هدایت و نوری را که الله نازل فرموده پیروی کنید، از روی دشمنی و ستیز میگویند: بلکه باورها و اعتقادات موروثی و رایجی را که پدرانمان را بر آنها یافتیم پیروی میکنیم، آیا از پدران‎شان پیروی میکنند حتی اگر آنها ذرهای از هدایت و نور نمیدانستهاند و به حقیقتی که الله از آن راضی است هدایت نیافته باشند؟!

(۱۷۱) مثال کسانیکه در پیروی از پدران‎شان کفر ورزیدند، مانند چوپانی است که بر چارپایانش بانگ میزند، که صدایش را میشنوند اما سخنش را نمیفهمند، پس آنها از شنیدن حق آنگونه که از آن بهره ببرند کرند، گنگانی هستند که زبان‎شان از گفتن حق عاجز است، کورانی هستند که حق را نمیبینند، و از این رو، هدایتی را که به‎سوی آن فرا خوانده میشوند در نمییابند.

(۱۷۲) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، از پاکیزههایی که الله برای‏تان روزی و مباح قرار داد بخورید و در ظاهر و باطن به‎خاطر نعمتهایی که الله بر شما ارزانی داشت شکر او تعالی را به‎جای آورید؛ یکی از موارد شکر الله این است که اوامر او را اجرا کنید و از نافرمانیاش بپرهیزید، اگر واقعا فقط او را میپرستید و چیزی را با او شریک قرار نمیدهید.

(۱۷۳) الله از خوردنیها فقط آنچه را که بدون ذبح شرعی مرده است، خون ریخته شده و جاری، گوشت خوک و آنچه که هنگام ذبحش نام غیر الله بر آن برده شده است حرام گردانیده است، اما اگر انسان به خوردن چیزی مضطر شد درحالیکه با خوردن از آن بدون نیاز ستم نمیکند و از حد ضرورت نمیگذرد، گناه و مجازاتی بر او نیست؛ زیرا الله نسبت به بندگان توبهکارش، بسیار توبهپذیر و مهربان است و یکی از موارد رحمت او تعالی این است که از خوردن این محرمات هنگام اضطرار درمیگذرد.

(۱۷۴) کسانیکه کتابهایی را که الله نازل کرده و آنچه در مورد دلالت بر حق و نبوت محمد ج در این کتابها است را پنهان میکنند، چنانکه یهودیان و نصاری این کار را میکنند، و عوض ناچیزی مانند ریاست یا مقام یا مال در برابر این کتمان میخرند، در واقع چیزی در شکمهای‏شان وارد نمیکنند مگر اینکه سببی برای عذاب شان با آتش میشود، و الله در آخرت به آنچه که دوست دارند با آنها سخن نمیگوید، بلکه سخنی به آنها میگوید که غمگین‎شان میکند و آنها را پاکیزه نمیگرداند و ستایش نمیکند و عذاب درد آوری برای‎شان است.

(۱۷۵) آنها که به کتمان علمی که مردم به آن نیاز دارند متصف هستند، همان کسانی هستند که هدایت را در برابر گمراهی عوض کردند آنگاه که علم حقیقی را کتمان کردند و آمرزش الله را با عذاب او عوض کردند، پس بر انجام آنچه که سبب ورودشان به آتش است بسیار شکیبا هستند، گویی به عذابی که در آن هستند هیچ اهمیتی نمیدهند چون بر آن شکیبایی میکنند.

(۱۷۶) این مجازات بر کتمان حق و هدایت، به این سبب است که الله کتابهای الهی را به حق نازل فرمود و این امر میطلبد که آشکار گردد و پنهان نشود. همانا کسانیکه در کتابهای الهی اختلاف کردند بدین نحو که به بخشی از آن ایمان آوردند و بخشی از آن را پنهان کردند، در جانب دوری از حقیقت هستند.

برخی فواید آیات:

• بیشتر گمراهی مردم، به‏سبب فرو گذاشتن عقل و پیروی از پیشینیان در گمراهی و تقلید از آنها بدون آگاهی است.

• بهره نبردن انسان از نعمت عقل و شنوایی و بینایی که الله به او بخشیده است، او را مانند کسی قرار میدهد که از این نعمتها محروم است.

• سختترین مجازات در روز قیامت برای مردمی است که علمی را که الله نازل فرموده و هدایتی را که رسولان او تعالی آوردهاند پنهان میکند.

• یکی از نعمتهای الله متعال بر بندگان مؤمنش این است که محرمات را اندک و محدود قرار داده است، درحالیکه مباحات، بسیار و نامحدود هستند.

﴿۞لَّيۡسَ ٱلۡبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمۡ قِبَلَ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ وَلَٰكِنَّ ٱلۡبِرَّ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلۡكِتَٰبِ وَٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَءَاتَى ٱلۡمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ ذَوِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ وَٱلسَّآئِلِينَ وَفِي ٱلرِّقَابِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلۡمُوفُونَ بِعَهۡدِهِمۡ إِذَا عَٰهَدُواْۖ وَٱلصَّٰبِرِينَ فِي ٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَحِينَ ٱلۡبَأۡسِۗ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ١٧٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡقِصَاصُ فِي ٱلۡقَتۡلَىۖ ٱلۡحُرُّ بِٱلۡحُرِّ وَٱلۡعَبۡدُ بِٱلۡعَبۡدِ وَٱلۡأُنثَىٰ بِٱلۡأُنثَىٰۚ فَمَنۡ عُفِيَ لَهُۥ مِنۡ أَخِيهِ شَيۡءٞ فَٱتِّبَاعُۢ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَأَدَآءٌ إِلَيۡهِ بِإِحۡسَٰنٖۗ ذَٰلِكَ تَخۡفِيفٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَرَحۡمَةٞۗ فَمَنِ ٱعۡتَدَىٰ بَعۡدَ ذَٰلِكَ فَلَهُۥ عَذَابٌ أَلِيمٞ١٧٨ وَلَكُمۡ فِي ٱلۡقِصَاصِ حَيَوٰةٞ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ١٧٩ كُتِبَ عَلَيۡكُمۡ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ إِن تَرَكَ خَيۡرًا ٱلۡوَصِيَّةُ لِلۡوَٰلِدَيۡنِ وَٱلۡأَقۡرَبِينَ بِٱلۡمَعۡرُوفِۖ حَقًّا عَلَى ٱلۡمُتَّقِينَ١٨٠ فَمَنۢ بَدَّلَهُۥ بَعۡدَ مَا سَمِعَهُۥ فَإِنَّمَآ إِثۡمُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ١٨١ [البقرة: ۱۷۷-۱۸۱].

(۱۷۷) خیر مورد پسند الله، روی آوردن صِرف به‏سوی مشرق یا مغرب و اختلاف در این مورد نیست، بلکه خیر کامل در کسانی است که به الله به عنوان معبودی یگانه، روز قیامت، تمام فرشتگان و تمام کتابهای نازل شده و تمام پیامبران بدون گذاشتن تفاوت میان آنها، ایمان آورند و مال را با وجود دوستداشتنش و علاقۀ زیاد به آن، به خویشاوندان و کسیکه در کمتر از سن بلوغ پدرش را از دست داده است و نیازمندان و غریبی که در سفر از خانواده و وطنش جدا شده است، و کسانیکه به‏سبب نیاز مجبور به گدایی از مردم میشوند انفاق کنند و مال را در راه آزادی بردگان و اسیران هزینه کنند، و نماز را به صورت کامل بر طبق آنچه الله فرمان داده است برپا دارند، و زکات واجب را میپردازد، و کسانیکه چون عهد بندند به عهد خویش وفا کنند، و کسانیکه در برابر فقر و سختی و بیماری شکیبایی کنند و در هنگام شدت قتال فرار نکنند؛ کسانیکه چنین صفاتی دارند همان کسانی هستند که در ایمان و اعمال‏شان با الله صادق بودند و همان پرهیزگارانی هستند که آنچه را الله آنها را به آن فرمان داده بود اجرا کردند و از آنچه که آنها را از آن نهی کرده بود پرهیز کردند.

(۱۷۸) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، در مورد کسانیکه دیگران را از روی عمد و دشمنی میکشند، مجازات قاتل مانند جنایتش، بر شما فرض شده است که آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده و زن در برابر زن کشته میشد؛ پس اگر مقتول قبل از مرگش گذشت کرد یا ولی مقتول در برابر دیه- مقدار مالی است که قاتل آن را در برابر عفوی که او را کردهاند میپردازد- پس کسیکه عفو میکند باید به نیکی دیه را از قاتل طلب کند نه با منت و آزار؛ و قاتل نیز باید به نیکی و بدون سهل انگاری و امروز و فردا کردن، دیه را بپردازد؛ این عفو و گرفتن دیه، تخفیفی از جانب پروردگارتان برای شما و رحمتی برای این امت است؛ پس هرکس پس از عفو و قبول دیه، بر قاتل تجاوز بکند، عذاب دردناکی نزد الله متعال دارد.

(۱۷۹) و در قصاص که الله تشریع فرمود، برای شما زندگانی است؛ زیرا از ریخته شدن خون شما جلوگیری میگردد و تجاوز از میان شما برداشته میشود؛ این امر را خردمندان که از الله با گردن نهادن به شریعتش و عمل به اوامرش میترسند، درک میکنند.

(۱۸۰) بر شما فرض شده است که هرگاه نشانهها و اسباب مرگ یکی از شما مشاهده شد، اگر مال زیادی به جای میگذارد، برای پدر و مادر و خویشاوندان به آن مقدار که شریعت مشخص کرده، یعنی از یک سوم مال بیشتر نشود، وصیت کند و انجام این کار، حق مؤکّدی بر کسانی است که از الله متعال میترسند. این حکم، قبل از آیات میراث بوده است و با نزول آیات میراث، وارثان میت و سهم ارث‏شان مشخص شد.

(۱۸۱) پس هرکس که وصیت را با زیاده یا نقصان یا منع تغییر دهد پس از اینکه از وصیت آگاه شد؛ گناه این تغییر و تبدیل، فقط بر عهدۀ تغییر دهندگان است نه وصیت کننده؛ زیرا الله سخنان بندگانش را میشنود، از اعمال آنها آگاه است و ذرهای از احوال آنها از او تعالی پنهان نمیماند.

برخی فواید آیات:

• نیکی مورد پسند و محبت الله، با تحقق ایمان و عمل صالح به دست میآید، اما تمسک به ظواهر به تنهایی، نزد الله متعال کافی نیست.

• از بزرگترین مواردی که سبب حفظ افراد و مانع تعدی و ستم میشود؛ اجرای بنیاد قصاص است که الله آن را در قتل نفس و کمتر از آن تشریع فرموده است.

• اهمیت زیاد وصیت، به خصوص کسیکه چیزی دارد تا بدان وصیت کند؛ و بزرگی گناه کسیکه در وصیت میت تغییری ایجاد کند و مفاد آن را با چیز دیگری عوض گرداند.

﴿فَمَنۡ خَافَ مِن مُّوصٖ جَنَفًا أَوۡ إِثۡمٗا فَأَصۡلَحَ بَيۡنَهُمۡ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١٨٢ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ١٨٣ أَيَّامٗا مَّعۡدُودَٰتٖۚ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَۚ وَعَلَى ٱلَّذِينَ يُطِيقُونَهُۥ فِدۡيَةٞ طَعَامُ مِسۡكِينٖۖ فَمَن تَطَوَّعَ خَيۡرٗا فَهُوَ خَيۡرٞ لَّهُۥۚ وَأَن تَصُومُواْ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ١٨٤ شَهۡرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ فِيهِ ٱلۡقُرۡءَانُ هُدٗى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَٰتٖ مِّنَ ٱلۡهُدَىٰ وَٱلۡفُرۡقَانِۚ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ ٱلشَّهۡرَ فَلۡيَصُمۡهُۖ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَۗ يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلۡيُسۡرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلۡعُسۡرَ وَلِتُكۡمِلُواْ ٱلۡعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَىٰكُمۡ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ١٨٥ وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌۖ أُجِيبُ دَعۡوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِۖ فَلۡيَسۡتَجِيبُواْ لِي وَلۡيُؤۡمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمۡ يَرۡشُدُونَ١٨٦ [البقرة: ۱۸۲-۱۸۶].

(۱۸۲) پس کسیکه از انحرافی از حق یا ستمی در وصیت از سوی وصیت کننده آگاه باشد؛ آنگاه از روی خیرخواهی، فساد وصیت کننده را اصلاح کند و میان اختلاف کنندگان بر وصیت سازش ایجاد کند، گناهی بر او نیست؛ بلکه به‏خاطر اصلاحش پاداش داده میشود؛ زیرا الله نسبت به بندگان توبهکارش، بسیار بخشنده و مهربان است.

(۱۸۳) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، روزه از جانب پروردگارتان بر شما فرض شده است همانگونه که بر امتهای قبل از شما فرض شده بود؛ تا با انجام اعمال صالح که روزه از بزرگترین آنهاست، با قرار دادن سپری میان خود و عذاب الله، تقوای الهی را پیشه کنید.

(۱۸۴) روزۀ فرضشده بر شما این است که ایام اندکی از سال را روزه بگیرید، پس اگر کسی از شما چنان بیمار بود که روزه بر او دشوار میشد، یا مسافر بود؛ میتواند افطار کند، سپس بر اوست که به تعداد روزههایی که خورده است روزه بدارد. و بر کسانیکه نمیتوانند روزه بگیرند، فدیهای است اگر افطار کردند، و این فدیه، غذا دادن یک مسکین در ازای هر روزی است که افطار میکند. اگر فضیلت روزه را بدانید، روزۀ شما از افطار و پرداخت فدیه برای‏تان بهتر است. این اولین حکمی است که الله در مورد روزه صادر فرمود، یعنی هرکس دوست دارد روزه بگیرد و هرکس دوست دارد افطار کند و طعام بدهد، پس از آن، الله روزه را بر هر انسان بالغ و توانایی واجب و فرض گردانید.

(۱۸۵) ماه رمضان، همان ماهی است که در آن نزول قرآن بر پیامبر ج در شب قدر آغاز شد که الله برای هدایت مردم آن را نازل فرمود، و در آن دلایل روشنی از هدایت و جدا کنندۀ میان حق و باطل وجود دارد، پس هرکس درحالیکه مقیم و سالم است ماه رمضان را دریابد بر او واجب است که روزه بگیرد، و هرکس چنان مریض باشد که روزه گرفتن بر او دشوار باشد یا مسافر باشد، میتواند روزه را افطار کند، و اگر افطار کرد، باید به تعداد روزهایی که افطار کرده است روزۀ قضایی بگیرد؛ الله با تشریع احکام بر شما میخواهد که شما را در راه آسانی و نه سختی قرار دهد، و تا شما روزۀ تمام ماه را کامل کنید، و پس از پایان ماه رمضان و روز عید، الله را به بزرگی یاد کنید که به شما توفیق داد ماه رمضان را روزه بدارید و به شما یاری رساند که آن را تکمیل کنید؛ باشد که الله را به‏خاطر هدایت شما بر این دین که آن را برای‏تان برگزید شکرگزاری کنید.

(۱۸۶)- ای پیامبر- هنگامیکه بندگان من در مورد نزدیکی من و اجابت دعای‏شان از جانب من، از تو میپرسند؛ همانا من به آنها نزدیک هستم، به این صورت که از احوال‏شان آگاه هستم، دعای‏شان را میشنوم، پس به واسطهها و بلند کردن صدای‏شان نیازی ندارند؛ دعای دعا کننده را هنگامیکه مرا در دعای خویش خالصانه بخواند اجابت میکنم، پس باید فرمان‏بردار من و اوامرم باشند و بر ایمان‏شان پایداری ورزند؛ زیرا این کار، سودمندترین وسیله برای اجابت من است؛ باشد که از این طریق، راه هدایت به امور دینی و دنیوی‏شان را بپیمایند.

برخی فواید آیات:

• الله ماه رمضان را اینگونه برتری بخشید که با نزول قرآن در این ماه، آن را ماه روزه قرار داد، پس ماه قرآن است؛ به همین منظور، پیامبر ج در ماه رمضان قرآن را با جبرئیل میخواند و در این ماه چنان تلاش میکرد که در ماههای دیگر آنگونه تلاش نمیکرد.

• اصول و فروع شریعت اسلام بر آسانی و رفع تنگنا استوار است؛ زیرا الله هیچ تنگنا و دشواریای در دین برای ما قرار نداده است.

• نزدیکی الله متعال به بندگانش و احاطۀ او تعالی بر آنها و علم کامل او به احوال‏شان؛ بنابراین، دعای‏شان را میشنود و به درخواست آنها پاسخ می‏دهد.

﴿أُحِلَّ لَكُمۡ لَيۡلَةَ ٱلصِّيَامِ ٱلرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَآئِكُمۡۚ هُنَّ لِبَاسٞ لَّكُمۡ وَأَنتُمۡ لِبَاسٞ لَّهُنَّۗ عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَخۡتَانُونَ أَنفُسَكُمۡ فَتَابَ عَلَيۡكُمۡ وَعَفَا عَنكُمۡۖ فَٱلۡـَٰٔنَ بَٰشِرُوهُنَّ وَٱبۡتَغُواْ مَا كَتَبَ ٱللَّهُ لَكُمۡۚ وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ ٱلۡخَيۡطُ ٱلۡأَبۡيَضُ مِنَ ٱلۡخَيۡطِ ٱلۡأَسۡوَدِ مِنَ ٱلۡفَجۡرِۖ ثُمَّ أَتِمُّواْ ٱلصِّيَامَ إِلَى ٱلَّيۡلِۚ وَلَا تُبَٰشِرُوهُنَّ وَأَنتُمۡ عَٰكِفُونَ فِي ٱلۡمَسَٰجِدِۗ تِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ فَلَا تَقۡرَبُوهَاۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ ءَايَٰتِهِۦ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ١٨٧ وَلَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَكُم بَيۡنَكُم بِٱلۡبَٰطِلِ وَتُدۡلُواْ بِهَآ إِلَى ٱلۡحُكَّامِ لِتَأۡكُلُواْ فَرِيقٗا مِّنۡ أَمۡوَٰلِ ٱلنَّاسِ بِٱلۡإِثۡمِ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ١٨٨ ۞يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡأَهِلَّةِۖ قُلۡ هِيَ مَوَٰقِيتُ لِلنَّاسِ وَٱلۡحَجِّۗ وَلَيۡسَ ٱلۡبِرُّ بِأَن تَأۡتُواْ ٱلۡبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَٰكِنَّ ٱلۡبِرَّ مَنِ ٱتَّقَىٰۗ وَأۡتُواْ ٱلۡبُيُوتَ مِنۡ أَبۡوَٰبِهَاۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ١٨٩ وَقَٰتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ يُقَٰتِلُونَكُمۡ وَلَا تَعۡتَدُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ١٩٠ [البقرة: ۱۸۷-۱۹۰].

(۱۸۷) در ابتدای امر، بر مرد حرام بوده است که اگر در شبِ روزه بخوابد و قبل از فجر بیدار شود، چیزی بخورد یا با همسرش نزدیکی کند، سپس الله این حکم را نسخ کرد و – ای مؤمنان- الله به شما اجازه داد که در شبهای رمضان با زنان‏تان آمیزش کنید؛ زیرا آنها پوشش و سبب پاکدامنی شما هستند و شما پوشش و سبب پاکدامنی آنها هستید، و از یکدیگر بینیاز نیستید، الله میدانست که شما با انجام کاری که از آن نهی شده بودید بر خودتان خیانت میکردید، از این رو بر شما رحم کرد و توبۀ شما را پذیرفت و بر شما آسان گرفت. پس اکنون با زنان‏تان آمیزش کنید و فرزندانی را که الله برای شما مقدر فرموده است بطلبید و در تمام طول شب بخورید و بیاشامید تا با سپیدی صبح و جدایی آن از تاریکی شب، طلوع فجر صادق بر شما آشکار شود، سپس با خودداری از شکنندههای روزه از طلوع فجر تا غروب خورشید روزه را کامل کنید، و درحالیکه در مساجد به اعتکاف نشستهاید با زنان آمیزش نکنید؛ زیرا این کار، اعتکاف را باطل میکند. این احکام مذکور، مرزهای الله میان حلال و حرام هستند پس هرگز به آنها نزدیک نشوید؛ زیرا هرکس به حدود الله نزدیک شود، نزدیک است که در حرام بیفتد، و همانند این بیان واضح و آشکار برای این احکام، الله آیاتش را برای مردم بیان میکند باشد که با انجام اوامر و ترک نواهی تقوای او تعالی را پیشه کنند.

(۱۸۸) و مال یکدیگر را به روش غیر مشروع مانند دزدی و غصب و فریب نخورید، و در این مورد نزد حاکمان دادخواهی نکنید تا بخشی از اموال مردم را با ارتکاب گناه بگیرید، درحالیکه میدانید الله این کار را حرام کرده است؛ زیرا انجام گناه با وجود علم به تحریم آن، بیشترین قباحت و بزرگترین مجازات را دارد.

(۱۸۹) - ای رسول- در مورد ایجاد هلالهای ماه و تغییر احوالش از تو میپرسند، در پاسخ به آنها در مورد حکمت این امر بگو: هلالها، وعدهگاههایی برای مردم هستند که زمان عبادتهای‏شان مانند ماههای حج، ماه رمضان و تکمیل سال برای پرداخت زکات و اوقات معاملات‏شان مانند تعیین مدتهای دیهها و دیون‏شان را می‏شناسند. و خیر و نیکی این نیست که هنگام احرام به حج یا عمره از پشت خانهها وارد شوید- چنانکه در جاهلیت گمان میکردید- بلکه نیکی واقعی، نیکی کسی است که در ظاهر و باطن از الله بترسد، و ورود به خانهها از درها، برای شما آسان‏تر است و مشقّتی درآن نیست؛ زیرا الله شما را به آنچه دشواری و مشقت بر شما داشته باشد مکلف نکرده است، و میان خود و عذاب الله، سپری از اعمال صالح قرار دهید؛ باشد که با دستیابی به آنچه به آن تمایل دارید و نجات از آنچه میترسید، رستگار گردید.

(۱۹۰) و- برای بالا بردن کلام الله- با کافرانی که با شما میجنگند تا شما را از دین الله باز دارند پیکار کنید، اما با کشتار کودکان و زنان و پیران یا مثلهکردن کشتگان و مانند آن از حدود الله نگذرید؛ زیرا الله متجاوزان از حدودش را در آنچه تشریع و حکم کرده است دوست ندارد.

برخی فواید آیات:

• مشروعیت اعتکاف، که ماندن در مسجد برای عبادت است؛ از این‏رو، از هرچه که با هدف اعتکاف مخالف باشد مانند نزدیکی با زن نهی میشود.

• نهی از خوردن اموال مردم به باطل و تحریم هر وسیله و روشی مانند رشوه که در این راه به‏کار گرفته شود.

• تحریم و نهی از تجاوز؛ زیرا دین اسلام بر عدالت و نیکوکاری استوار است.

﴿وَٱقۡتُلُوهُمۡ حَيۡثُ ثَقِفۡتُمُوهُمۡ وَأَخۡرِجُوهُم مِّنۡ حَيۡثُ أَخۡرَجُوكُمۡۚ وَٱلۡفِتۡنَةُ أَشَدُّ مِنَ ٱلۡقَتۡلِۚ وَلَا تُقَٰتِلُوهُمۡ عِندَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ حَتَّىٰ يُقَٰتِلُوكُمۡ فِيهِۖ فَإِن قَٰتَلُوكُمۡ فَٱقۡتُلُوهُمۡۗ كَذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلۡكَٰفِرِينَ١٩١ فَإِنِ ٱنتَهَوۡاْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١٩٢ وَقَٰتِلُوهُمۡ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتۡنَةٞ وَيَكُونَ ٱلدِّينُ لِلَّهِۖ فَإِنِ ٱنتَهَوۡاْ فَلَا عُدۡوَٰنَ إِلَّا عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ١٩٣ ٱلشَّهۡرُ ٱلۡحَرَامُ بِٱلشَّهۡرِ ٱلۡحَرَامِ وَٱلۡحُرُمَٰتُ قِصَاصٞۚ فَمَنِ ٱعۡتَدَىٰ عَلَيۡكُمۡ فَٱعۡتَدُواْ عَلَيۡهِ بِمِثۡلِ مَا ٱعۡتَدَىٰ عَلَيۡكُمۡۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ١٩٤ وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ وَأَحۡسِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٩٥ وَأَتِمُّواْ ٱلۡحَجَّ وَٱلۡعُمۡرَةَ لِلَّهِۚ فَإِنۡ أُحۡصِرۡتُمۡ فَمَا ٱسۡتَيۡسَرَ مِنَ ٱلۡهَدۡيِۖ وَلَا تَحۡلِقُواْ رُءُوسَكُمۡ حَتَّىٰ يَبۡلُغَ ٱلۡهَدۡيُ مَحِلَّهُۥۚ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوۡ بِهِۦٓ أَذٗى مِّن رَّأۡسِهِۦ فَفِدۡيَةٞ مِّن صِيَامٍ أَوۡ صَدَقَةٍ أَوۡ نُسُكٖۚ فَإِذَآ أَمِنتُمۡ فَمَن تَمَتَّعَ بِٱلۡعُمۡرَةِ إِلَى ٱلۡحَجِّ فَمَا ٱسۡتَيۡسَرَ مِنَ ٱلۡهَدۡيِۚ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٖ فِي ٱلۡحَجِّ وَسَبۡعَةٍ إِذَا رَجَعۡتُمۡۗ تِلۡكَ عَشَرَةٞ كَامِلَةٞۗ ذَٰلِكَ لِمَن لَّمۡ يَكُنۡ أَهۡلُهُۥ حَاضِرِي ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ١٩٦ [البقرة: ۱۹۱-۱۹۶].

(۱۹۱) و هرجا با آنها روبرو شدید آنها را بکُشید و از مکانی که شما را بیرون راندند، یعنی مکه، آنها را بیرون برانید، و فتنۀ حاصل از بازداشتن مؤمن از دینش و بازگشت او به کفر، از قتل بدتر است. به‏خاطر بزرگ داشت مسجدالحرام، در آنجا آغازگر جنگ با کافران مباشید مگر اینکه آنها در آنجا با شما جنگ را آغاز کنند، پس اگر در مسجدالحرام با شما جنگیدند، آنها را بکشید، و مانند این مجازات- یعنی کشتار آنها اگر در مسجدالحرام تجاوز کردند- مجازات کافران است.

(۱۹۲) اما اگر از جنگ با شما و کفرشان باز ایستادند، از آنها دست بکشید؛ زیرا الله نسبت به توبهکاران بخشنده است و آنها را به‏خاطر گناهان گذشتۀشان مؤاخذه نمی‏کند و با آنها مهربان است که در مجازات‏شان تعجیل نمیکند.

(۱۹۳) و با کفار بجنگید تا شرک و باز داشتن مردم از راه الله و کفر از جانب آنها نباشد و دین آشکار، دین الله باشد، پس اگر از کفر و باز داشتن از راه الله باز ایستادند، از جنگ با آنها دست بکشید؛ زیرا تجاوز جز بر ستمکاران به‏سبب کفر و باز داشتن از راه الله نیست.

(۱۹۴) این ماه حرام در سال هفتم که الله در آن به شما این امکان را داد که به حرم درآیید و عمره بگزارید، در عوض آن ماه حرامی است که مشرکان شما را در سال ششم از حرم بازداشتند، و در حرمتها- مانند حرمت سرزمین حرام و ماه حرام و إحرام- قصاص متجاوزان جاری میشود؛ پس هرکس در این حرمتها بر شما تجاوز کرد با او مقابله به مثل کنید و بیش از مقدار تجاوز، قصاص نکنید؛ زیرا الله متجاوزان از حدودش را دوست ندارد، و در آنچه از مقابله با تجاوز، به شما اذن داده شده است از الله بترسید و بدانید که الله کسانی را که تقوای او تعالی را پیشه میکنند توفیق داده و تقویت میکند.

(۱۹۵) و در طاعت الله مانند جهاد و سایر طاعتها، مال انفاق کنید و خودتان را به دست خویش به نابودی نیندازید، به این نحو که جهاد و بخشش در راه آن را رها کنید، یا خودتان را در چیزی قرار دهید که سبب نابودی شماست، و عبادات و معاملات و اخلاق‏تان را نیکو گردانید؛ زیرا الله نیکوکاران در تمام امورشان را دوست دارد؛ چنانکه ثواب زیادی به آنها میدهد و آنها را در یافتن راه راست موفق میگرداند.

(۱۹۶) و حج و عمره را در طلب خشنودی الله متعال به‏صورت کامل ادا کنید، پس اگر از اتمام این دو به‏سبب بیماری یا دشمن بازداشته شدید، باید هرچه از هَدی- شتر یا گاو یا گوسفند- که برای‏تان میسر شد ذبح کنید تا از احرام درآیید. و موی سرتان را نتراشید یا کوتاه نکنید تا اینکه هَدی به محلی که ذبحش در آنجا حلال می‏شود برسد، پس اگر از حرم بازداشته شده بود باید همانجا که بازداشته شده است ذبح کند، و اگر از حرم بازداشته نشده بود، باید در روز قربانی و بعد آن در ایام تشریق هَدی را در حرم ذبح کند. هر یک از شما که بیمار بود یا در موی سرش ناراحتیای مانند شپش داشت، اگر به‏سبب این امر سرش را بتراشد، گناهی بر او نیست و باید به‏خاطر این کار فدیه بدهد به این نحو که: یا سه روز روزه بگیرد یا شش تن از مساکین حرم را طعام بدهد یا گوسفندی ذبح و گوشت آن را در میان فقرای حرم توزیع کند؛ اما وقتی ترسی بر شما نبود، هرکس از شما که در ماههای حج از ادای عمره برخوردار شد و در همان سال از ممنوعات احرام که بر او حرام شده است خودداری کرد تا اینکه به حج مُحرم شد، باید آنچه بر او میسر میشود از گوسفند یا اینکه هفت نفر در ذبح شتر یا گاوی شریک شوند ذبح کند، اما اگر توان هدی را نیافت باید به جای آن، سه روز از ایام مناسک را روزه بگیرد و هفت روز نیز پس از بازگشت به خانهاش روزه بگیرد تا ده روز کامل شود؛ این تمتع با وجوب هَدی یا روزه برای آن ناتوان از هَدی است که از ساکنان حرم و مقیم نزدیک حرم نباشد؛ زیرا آنها نیازی به این تمتع ندارند، چون به دلیل وجود آنها در حرم، صِرف طواف از میان اعمال تمتّع با عمره تا فرارسیدن حج، برای‏شان کفایت میکند، و با پیروی آنچه الله تشریع کرده و بزرگداشت حدودش، از او تعالی بترسید و بدانید که الله نسبت به کسانیکه با اوامرش مخالفت میکنند، سختکیفر است.

برخی فواید آیات:

• هدف و غایت جهاد، حاکم نمودن قوانین الله متعال و برطرف ساختن آنچه که مردم را از شنیدن حق و درآمدن در آن باز میدارد، است.

• ترک جهاد و باز ماندن از آن، از اسباب نابودی امت است؛ زیرا به ضعف امت و طمع دشمن در آن منجر میشود.

• وجوب کامل کردن حج و عمره برای کسیکه این دو را آغاز کرده است، و جواز حلال شدن از این دو با ذبح هَدی برای کسیکه از حرم بازداشته شده است.

﴿ٱلۡحَجُّ أَشۡهُرٞ مَّعۡلُومَٰتٞۚ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ ٱلۡحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي ٱلۡحَجِّۗ وَمَا تَفۡعَلُواْ مِنۡ خَيۡرٖ يَعۡلَمۡهُ ٱللَّهُۗ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيۡرَ ٱلزَّادِ ٱلتَّقۡوَىٰۖ وَٱتَّقُونِ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ١٩٧ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَبۡتَغُواْ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّكُمۡۚ فَإِذَآ أَفَضۡتُم مِّنۡ عَرَفَٰتٖ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ عِندَ ٱلۡمَشۡعَرِ ٱلۡحَرَامِۖ وَٱذۡكُرُوهُ كَمَا هَدَىٰكُمۡ وَإِن كُنتُم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمِنَ ٱلضَّآلِّينَ١٩٨ ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنۡ حَيۡثُ أَفَاضَ ٱلنَّاسُ وَٱسۡتَغۡفِرُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١٩٩ فَإِذَا قَضَيۡتُم مَّنَٰسِكَكُمۡ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَذِكۡرِكُمۡ ءَابَآءَكُمۡ أَوۡ أَشَدَّ ذِكۡرٗاۗ فَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا وَمَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنۡ خَلَٰقٖ٢٠٠ وَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ٢٠١ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ نَصِيبٞ مِّمَّا كَسَبُواْۚ وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ٢٠٢ [البقرة: ۱۹۷-۲۰۲].

(۱۹۷) زمان حج، ماههای مشخصی است که از ماه شوال آغاز میشود و با دهم ماه ذوالحجه پایان مییابد، پس هرکس حج در این ماهها را بر خود واجب گردانَد و احرام حج ببندد، به‏سبب بزرگی زمان و مکان، همبستری و مقدمات آن بر او حرام میشود، و حرمت خروج از طاعت الله با ارتکاب گناهان در حقش تشدید میگردد، و جدال منجر به خشم و دشمنی بر او حرام میشود؛ و هر خیری را که انجام میدهید الله آن را میداند و پاداش آن را به شما میدهد. برای ادای حج از اقلام مورد نیاز خوردنی و نوشیدنی کمک بگیرید و بدانید بهترین چیزیکه در تمام امورتان از آن یاری می‏گیرید، تقوای الله متعال است؛ پس ای صاحبان عقل سلیم، با اجرای اوامر و ترک نواهی من، از من بترسید.

(۱۹۸) بر شما گناهی نیست که در اثنای حج، با تجارت و غیر آن روزی حلال بجویید، پس هنگامیکه در روز نهم، پس از وقوف در عرفات، از آنجا کوچ کردید و در شب دهم ماه ذوالحجه به‏سوی مزدلفه روی آوردید؛ با تسبیح و تهلیل و دعا نزد مشعرالحرام در مزدلفه الله را یاد کنید، و الله را یاد کنید که شما را به نشانههای دینش و مناسک حج خانهاش هدایت فرمود؛ که قبل از آن نسبت به شریعت الله از غافلان بودهاید.

(۱۹۹) سپس از عرفات کوچ کنید همانگونه که مردمِ پیرو ابراهیم ÷ این کار را میکنند، نه مانند کسانی از اهل جاهلیت که در آن وقوف نمیکردند، و برای کوتاهی در انجام آنچه الله تشریع کرده از او تعالی آمرزش بطلبید؛ زیرا الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار بخشنده و مهربان است.

(۲۰۰) پس هنگامیکه اعمال حج را تمام کردید و از آن فارغ شدید، الله را یاد کنید و او را بسیار ستایش کنید، چنانکه به پدران‏تان فخر فروشی میکنید و آنها را می‏ستایید، یا الله را بیشتر از یاد پدران‏تان یاد کنید؛ زیرا تمام نعمتهایی که از آنها بهره میبرید از جانب او تعالی است؛ و مردم مختلف هستند، برخی از آنها کافران مشرکی هستند که فقط به زندگی دنیا ایمان دارند؛ از این رو، فقط نعمت و زینت دنیا از سلامتی و مال و فرزند را از پروردگارشان میخواهند و به‏سبب تمایل به دنیا و رویگردانی از آخرت، در آنچه که الله برای بندگان مؤمنش در آخرت مهیا کرده است هیچ سهمی ندارند.

(۲۰۱) و گروهی از مردم به الله و آخرت ایمان دارند؛ پس نعمتهای دنیا و عمل صالح در آن را از پروردگارشان میخواهند، همانگونه که دستیابی به بهشت و محافظت از عذاب آتش را از او میطلبند.

(۲۰۲) برای آنها که خیر دنیا و آخرت را میخواهند، سهمی از ثواب بزرگ به‏سبب اعمال صالحی که در دنیا انجام دادند وجود دارد و الله اعمال را زود محاسبه میکند.

برخی فواید آیات:

• مؤمن باید در سفر دنیا و سفر آخرت توشه برگیرد؛ به همین منظور، الله بیان فرمود که بهترین توشه، تقواست.

• مشروعیت یاد بسیار الله هنگام اتمام مناسک حج.

• اختلاف اهداف مردم؛ زیرا غم و اندوه برخی از مردم، دنیاست و غیر آن را از پروردگارشان نمیخواهند و برخی دیگر خیر دنیا و آخرت را میطلبند که همین گروه توفیق یافتگانند.

﴿۞وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ فِيٓ أَيَّامٖ مَّعۡدُودَٰتٖۚ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوۡمَيۡنِ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِۖ لِمَنِ ٱتَّقَىٰۗ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّكُمۡ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٢٠٣ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ٢٠٤ وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَۚ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ٢٠٥ وَإِذَا قِيلَ لَهُ ٱتَّقِ ٱللَّهَ أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِۚ فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ٢٠٦ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡرِي نَفۡسَهُ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ٢٠٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱدۡخُلُواْ فِي ٱلسِّلۡمِ كَآفَّةٗ وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ٢٠٨ فَإِن زَلَلۡتُم مِّنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡكُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ فَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ٢٠٩ هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّآ أَن يَأۡتِيَهُمُ ٱللَّهُ فِي ظُلَلٖ مِّنَ ٱلۡغَمَامِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ٢١٠ [البقرة: ۲۰۳-۲۱۰].

(۲۰۳) و الله را با تکبیر و تهلیل در روزهای اندکی که همان یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ماه ذوالحجه است یاد کنید؛ پس هرکس عجله کند و پس از رمی در روز دوازدهم از مِنا خارج شود این حق را دارد و گناهی بر او نیست؛ زیرا الله از او درگذشته است، و هرکس تا روز سیزدهم تأخیر کند تا رمی را انجام دهد او نیز میتواند چنین کند و ایرادی بر او نیست و کار کاملتر را انجام داده و از کار پیامبر ج پیروی کرده است؛ هر دوی این امر برای کسی است که در حج خویش از الله بترسد و همانگونه که الله فرمان داده است حج بگزارد، و از الله با انجام اوامرش و ترک نواهیاش بترسید، و یقین داشته باشید که فقط به‏سوی او باز گردانیده و کشانیده میشوید و شما را در قبال اعمال‏تان جزا خواهد داد.

(۲۰۴) - ای پیامبر- از میان مردم، منافقی است که سخنش در این دنیا تو را به شگفت میآورد، بهگونهای که او را تا جایی خوش گفتار میبینی که به راستی و خیرخواهیاش گمان میکنی، درحالیکه هدف او، فقط حفظ جان و مالش است و- درحالیکه دروغ میگوید- الله را بر ایمان و خیر قلبیاش گواه میگیرد، حال آنکه دشمنی و عداوت شدیدی نسبت به مسلمانان دارد.

(۲۰۵) و هنگامیکه به تو پشت کند و از تو جدا شود، در زمین بسیار میکوشد تا با انجام گناهان فساد برپا کند، و کشت را نابود سازد، و چارپایان را بکشد، و الله فساد در روی زمین و کسانی را که در زمین فساد برپا میکنند، دوست ندارد.

(۲۰۶) و هنگامیکه به این مفسد- از باب خیرخواهی- گفته میشود: با بزرگداشت حدود الهی و پرهیز از نواهیاش، تقوای الهی داشته باش، غرور و تکبر او را از بازگشت به حق باز میدارد و به گناه ادامه میدهد، پس مجازات او ورود به جهنم است که برایش کافی است و جهنم مکان و جایگاه بسیار بدی برای ساکنانش است.

(۲۰۷) و از میان مردم، مؤمنی است که جان خودش را میفروشد و آن را در طاعت پروردگارش و جهاد در راه او و طلب خشنودیاش به کار میگیرد، و الله نسبت به بندگانش دارای رحمت گسترده و بسیار مهربان است.

(۲۰۸) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، به‏طور کامل در اسلام درآیید و ذرهای از آن را رها نکنید، آنگونه که اهل کتاب به بخشی از کتاب ایمان آوردند و به بخشی دیگر از آن کفر ورزیدند، و راههای شیطان را دنبال نکنید؛ زیرا او دشمن واضحی برای شماست که دشمنیاش را آشکار کرده است.

(۲۰۹) پس اگر بعد از اینکه دلایل آشکار که هیچ شبههای در آنها نیست نزد شما آمد، لغزش و انحرافی از شما سر بزند، بدانید که الله در قدرت و قهر خویش شکستناپذیر است، و در تدبیر و تشریع خویش بسیار داناست؛ پس از او بترسید و او را بزرگ شمارید.

(۲۱۰) اینان که راههای شیطان را دنبال میکنند و از راه حق منحرف هستند، در انتظار چیزی نیستند جز اینکه الله در روز قیامت چنانکه سزاوار عظمت او سبحانه است در سایههایی از ابر نزدشان بیاید تا میان آنها داوری کند و فرشتگان درحالی نزدشان بیایند که آنها را از هر سو احاطه کردهاند و در این هنگام، فرمان الله در مورد آنها اجرا و تمام میشود، و امور و احوال مخلوقات، فقط به‏سوی الله سبحانه بازگردانیده میشود.

برخی فواید آیات:

• تقوای حقیقی، فقط به اعمال زیاد نیست؛ بلکه به پیروی از هدایت شریعت و پایبندی به آن است.

• داوری در مورد مردم، به صِرف ظاهر و سخنان‏شان نیست، بلکه به باطن اعمال‏شان است که بر امور پنهان دلهای‏شان دلالت دارد.

• برپا کردن فساد در زمین از هر نوعی که باشد، از صفات متکبران است که از آنها جدا نمیگردد و الله متعال فساد و فسادکاران را دوست ندارد.

• انسان، مسلمان حقیقی به الله متعال نمیشود مگر زمانیکه به تمام دین اسلام گردن نهد و در ظاهر و باطن، آن را بپذیرد.

﴿سَلۡ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ كَمۡ ءَاتَيۡنَٰهُم مِّنۡ ءَايَةِۢ بَيِّنَةٖۗ وَمَن يُبَدِّلۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٢١١ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا وَيَسۡخَرُونَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۘ وَٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ وَٱللَّهُ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ٢١٢ كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ فِيمَا ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِۚ وَمَا ٱخۡتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۖ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَا ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ ٱلۡحَقِّ بِإِذۡنِهِۦۗ وَٱللَّهُ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٍ٢١٣ أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَأۡتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُمۖ مَّسَّتۡهُمُ ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلۡزِلُواْ حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ مَتَىٰ نَصۡرُ ٱللَّهِۗ أَلَآ إِنَّ نَصۡرَ ٱللَّهِ قَرِيبٞ٢١٤ يَسۡ‍َٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَۖ قُلۡ مَآ أَنفَقۡتُم مِّنۡ خَيۡرٖ فَلِلۡوَٰلِدَيۡنِ وَٱلۡأَقۡرَبِينَ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِۗ وَمَا تَفۡعَلُواْ مِنۡ خَيۡرٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٞ٢١٥ [البقرة: ۲۱۱-۲۱۵].

(۲۱۱) - ای پیامبر- برای توبیخ بنیاسرائیل، از آنها بپرس: الله متعال چه تعداد نشانههای روشنی دال بر راستگویی رسولان برای‏تان بیان فرمود! اما شما آنها را تکذیب کردید و از آنها روی گردانیدید، و هرکس نعمت الله را پس از اینکه آن را شناخت و برایش آشکار شد، به کفر و تکذیب تبدیل کند؛ (باید بداند که) الله نسبت به کافران تکذیب کننده، سختکیفر است.

(۲۱۲) زندگی دنیا و کالاهای فانی و لذتهای موقتی آن، برای کسانیکه به الله کفر ورزیدند آراسته شده است، و مؤمنان به الله و روز آخرت را به تسمخر میگیرند، اما کسانیکه با انجام اوامر الله و ترک نواهیاش، تقوای او را پیشه کردند، در آخرت بالاتر و برتر از این کافران هستند، چون الله آنها را در بهشتهای جاویدان ساکن میکند و الله برای هر یک از مخلوقاتش که بخواهد، بدون شمارش و محاسبه میدهد.

(۲۱۳) مردم امتی یگانه و متحد بر هدایت، بر دین پدرشان آدم بودند، تا اینکه شیاطین آنها را گمراه ساختند، و برخی مؤمن و برخی دیگر کافر شدند؛ از این رو، الله رسولان را بشارت دهندۀ مؤمنان و فرمان‏برداران، به آنچه الله با رحمت خویش برای‏شان مهیا کرده است، و انذار دهندۀ کافران به عذاب شدیدی که الله به آنها وعده داده است برانگیخت، و همراه رسولانش، کتابهایی نازل فرمود که شامل حقیقتی است که تردیدی در آن راه ندارد؛ تا در اختلافات میان مردم داوری کنند. و کسی در تورات اختلاف نکرد مگر یهودیانی که علم تورات به آنها داده شد پس از آنکه دلایل الله بر اینکه تورات، حقی از جانب او تعالی است نزدشان آمد، پس نباید در آن اختلاف کنند، این اختلاف از جانب آنها ستمکارانه روی داد؛ و الله به اذن و ارادۀ خویش، مؤمنان را به شناخت هدایت از گمراهی توفیق داد، و الله هرکس را که بخواهد به راه راستی که هیچ انحرافی ندارد هدایت میکند و این راه راست، همان راه ایمان است.

(۲۱۴) - ای مؤمنان- آیا گمان کردید که وارد بهشت میشوید درحالیکه هنوز مانند مردم قبل از شما که گذشتند آزمایش نشدهاید، آنگاه که به فقر و بیماری شدید مبتلا شدند و ترس و دلهرهها آنها را لرزاند، آزمایش آنها تا آنجا رسید که خواستار تعجیل در یاری الله شدند، آنگاه که رسول و مؤمنان همراهش گفتند: یاری الله چه زمانی فرا میرسد؟ بدانید که یاری الله به مؤمنان و توکلکنندگان به او نزدیک است.

(۲۱۵)- ای پیامبر- یارانت از تو میپرسند: از اموال گوناگون خویش چه چیزی و در چه موردی انفاق کنند؟ در پاسخ به آنها بگو: آنچه از خیر- یعنی حلال پاکیزه- انفاق کنید باید برای پدر و مادر و خویشاوندان نزدیک شما بر اساس نیاز و یتیمان نیازمند و تنگدستانی که هیچ ثروتی ندارند و مسافری که سفر او را از خانواده و وطنش جدا کرده است هزینه شود، و- ای مؤمنان- الله از هر کار خیر کم یا زیادی که انجام میدهید آگاه است و ذرهای از آن بر او تعالی پنهان نمیماند و پاداش آن را به شما خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• ترک شکرگزاری الله متعال به خاطر نعمتهایش و به کار نبردن این نعمتها در طاعت او تعالی، آنها را در معرض زوال و نابودی قرار میدهد و باعث تبدیل آن به مصیبت بر صاحب نعمت میشود.

• اصل این است که الله بندگانش را بر اساس فطرت توحید و ایمان به آن آفرید، و ابلیس و دستیارانش آنها را از این فطرت به‏سوی شرک به او تعالی برگردانیدند.

• بزرگترین خواری و درماندگی که منجر به شکست میشود این است که امت در کتاب و شریعت خویش اختلاف کنند، به این نحو که به تکفیر و لعنت یکدیگر بپردازند.

• هدایت به‏سوی حقی که مردم در آن اختلاف دارند و شناخت جانب صحیح، به دست الله است و ایمان و گردن نهادن به آن از او تعالی طلبیده میشود.

• ابتلا و آزمایش، سنت الله متعال در مورد دوستانش است؛ یعنی آنها را به اندازۀ ایمان و توکلی که در دلهای‏شان به او تعالی دارند مورد آزمایش قرار میدهد.

• از بزرگترین مواردی که بر شکیبایی هنگام نزول مصیبت یاری میرساند، اقتدا به نیکوکاران و الگوگیری از آنها است.

﴿كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡقِتَالُ وَهُوَ كُرۡهٞ لَّكُمۡۖ وَعَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡ‍ٔٗا وَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۖ وَعَسَىٰٓ أَن تُحِبُّواْ شَيۡ‍ٔٗا وَهُوَ شَرّٞ لَّكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ٢١٦ يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهۡرِ ٱلۡحَرَامِ قِتَالٖ فِيهِۖ قُلۡ قِتَالٞ فِيهِ كَبِيرٞۚ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفۡرُۢ بِهِۦ وَٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَإِخۡرَاجُ أَهۡلِهِۦ مِنۡهُ أَكۡبَرُ عِندَ ٱللَّهِۚ وَٱلۡفِتۡنَةُ أَكۡبَرُ مِنَ ٱلۡقَتۡلِۗ وَلَا يَزَالُونَ يُقَٰتِلُونَكُمۡ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمۡ عَن دِينِكُمۡ إِنِ ٱسۡتَطَٰعُواْۚ وَمَن يَرۡتَدِدۡ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتۡ وَهُوَ كَافِرٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢١٧ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ يَرۡجُونَ رَحۡمَتَ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٢١٨ ۞يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡخَمۡرِ وَٱلۡمَيۡسِرِۖ قُلۡ فِيهِمَآ إِثۡمٞ كَبِيرٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثۡمُهُمَآ أَكۡبَرُ مِن نَّفۡعِهِمَاۗ وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَۖ قُلِ ٱلۡعَفۡوَۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَتَفَكَّرُونَ٢١٩ [البقرة: ۲۱۶-۲۱۹].

(۲۱۶) - ای مؤمنان- پیکار در راه الله بر شما فرض گردانیده شده است درحالیکه طبیعت نفس آن را نمیپسندد؛ زیرا مال و جان در آن هزینه میشود، و شاید شما چیزی را دوست ندارید درحالیکه آن چیز در واقع برای شما خیر و منفعت باشد؛ مانند پیکار در راه الله، که افزون بر ثواب زیادش، دربردارندۀ پیروزی بر دشمنان و بالا بردن سخن الله است، و شاید شما چیزی را دوست دارید درحالیکه شر و دارای پایان غمانگیزی برای شماست؛ مانند بازماندن از جهاد که سبب درماندگی و تسلط دشمنان است، و الله به‏طور کامل نسبت به خیر و شر امور داناست و شما آن را نمیدانید، پس به فرمان او پاسخ مثبت دهید که خیر شما در آن است.

(۲۱۷) - ای پیامبر- مردم در مورد حکم کارزار در ماههای حرام: ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب از تو میپرسند، در پاسخ به آنها بگو: کارزار در این ماهها، گناه بزرگ و ناپسندی نزد الله است، همانگونه که بازداشتن از راه الله که مشرکان انجام میدهند نیز زشت است، و نزد الله، بازداشتن مؤمنان از مسجدالحرام و بیرونراندن اهالی مسجد الحرام از آن، گناهی بزرگتر از پیکار در ماه حرام است، و شرکی که در آن قرار دارند، بزرگتر از قتل است. و – ای مؤمنان- مشرکان پیوسته ستمکارانه با شما میجنگند که اگر راهی بیابند شما را از دین برحقّ‏تان به دین باطل‏شان بکشانند، و هر یک از شما که از دینش بازگردد و در حال کفر بر الله بمیرد، به‏طور قطع اعمال صالح خویش را باطل کرده است و سرانجامِ او در آخرت، ورود به آتش و جاودانه بودن در آن است.

(۲۱۸) همانا کسانیکه به الله و رسولش ایمان آوردند و کسانیکه سرزمینهای‏شان را برای هجرت به‏سوی الله و رسولش رها کردند و جنگیدند تا سخن الله، برتر باشد، آن‏ها به رحمت و آمرزش الله امیدوارند و الله گناهان بندگانش را میبخشد و نسبت به آنها مهربان است.

(۲۱۹)- ای پیامبر- اصحابت در مورد خمر (هرچه که عقل را بپوشاند و از بین ببرد)، از تو میپرسند که نوشیدن و فروش و خرید آن چه حکمی دارد؟ و در مورد حکم قِمار (مالی که از طریق مسابقاتی که عوضی از جانب دو طرف حاضر در مسابقه در آن وجود دارد) از تو میپرسند؟ در پاسخ به آنها بگو: در این دو، زیانها و مفاسد دینی و دنیوی زیادی است، مانند نابودی عقل و مال و افتادن در دشمنی و کینه، و منافع اندکی مانند درآمدهای مالی در آنها وجود دارد، و ضرر و گناه حاصل از این دو، از سودشان بزرگتر است و عاقل باید از هرچه که ضررش بیشتر از سودش باشد بپرهیزد. این فرمودۀ الله متعال، زمینهسازی برای تحریم خمر است. و – ای پیامبر- اصحابت از تو میپرسند که چه اندازه از اموال‏شان را به‏صورت داوطلبانه و به میل خویش انفاق کنند؟ در پاسخ به آنها بگو: از آن اموال‏تان که مازاد بر نیاز شماست انفاق کنید (این حکم در ابتدای امر بود، اما پس از آن، الله زکات واجب را در اموالی مخصوص و نصابی معین تشریع فرمود)، و الله مانند همین بیان واضح و بدون ابهام، احکام شریعت را برای‏تان بیان میفرماید باشد که بیندیشید.

برخی فواید آیات:

• جهل به سرانجامِ کارها، گاهی باعث میشود که انسان آنچه به نفعش است را نپسندد و آنچه به ضررش است را دوست بدارد، بنابراین انسان باید هدایت به راه راست را از الله تقاضا کند.

• اسلام، حرامها را بزرگ شمرد و از تجاوز بر آن نهی فرمود و از بزرگترین حرام‏ها، بازداشتن مردم از راه الله متعال است.

• کفار برای همیشه در حال جنگ علیه اسلام و پیروانش هستند تا آنها را از دین‏شان خارج کنند و الله نیرنگ کافران را ناتوان میسازد.

• ایمان به الله متعال، هجرت و جهاد در راه او تعالی؛ بزرگترین لوازمی است که شخص به وسیله آن به رحمت و مغفرت الله دست مییابد.

• شریعت برای رعایت مصلحت بندگان، تمام آنچه را که ضررش غالب است حرام قرار داده است هر چند برخی منافع در آن موجود باشد.

﴿فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۗ وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡيَتَٰمَىٰۖ قُلۡ إِصۡلَاحٞ لَّهُمۡ خَيۡرٞۖ وَإِن تُخَالِطُوهُمۡ فَإِخۡوَٰنُكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ ٱلۡمُفۡسِدَ مِنَ ٱلۡمُصۡلِحِۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَعۡنَتَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٢٢٠ وَلَا تَنكِحُواْ ٱلۡمُشۡرِكَٰتِ حَتَّىٰ يُؤۡمِنَّۚ وَلَأَمَةٞ مُّؤۡمِنَةٌ خَيۡرٞ مِّن مُّشۡرِكَةٖ وَلَوۡ أَعۡجَبَتۡكُمۡۗ وَلَا تُنكِحُواْ ٱلۡمُشۡرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤۡمِنُواْۚ وَلَعَبۡدٞ مُّؤۡمِنٌ خَيۡرٞ مِّن مُّشۡرِكٖ وَلَوۡ أَعۡجَبَكُمۡۗ أُوْلَٰٓئِكَ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلنَّارِۖ وَٱللَّهُ يَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ وَٱلۡمَغۡفِرَةِ بِإِذۡنِهِۦۖ وَيُبَيِّنُ ءَايَٰتِهِۦ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ٢٢١ وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡمَحِيضِۖ قُلۡ هُوَ أَذٗى فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ وَلَا تَقۡرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطۡهُرۡنَۖ فَإِذَا تَطَهَّرۡنَ فَأۡتُوهُنَّ مِنۡ حَيۡثُ أَمَرَكُمُ ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلتَّوَّٰبِينَ وَيُحِبُّ ٱلۡمُتَطَهِّرِينَ٢٢٢ نِسَآؤُكُمۡ حَرۡثٞ لَّكُمۡ فَأۡتُواْ حَرۡثَكُمۡ أَنَّىٰ شِئۡتُمۡۖ وَقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُمۡۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّكُم مُّلَٰقُوهُۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٢٢٣ وَلَا تَجۡعَلُواْ ٱللَّهَ عُرۡضَةٗ لِّأَيۡمَٰنِكُمۡ أَن تَبَرُّواْ وَتَتَّقُواْ وَتُصۡلِحُواْ بَيۡنَ ٱلنَّاسِۚ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ٢٢٤ [البقرة: ۲۲۰-۲۲۴].

(۲۲۰) این حکم را تشریع فرمود تا در آنچه در دنیا و آخرت به شما سود میرساند بیندیشید. و – ای پیامبر- اصحابت در مورد اجرای سرپرستی‏شان بر یتیمان از تو می‏پرسند که چگونه با آنها رفتار کنند؟ و آیا اموال‏شان را در نفقه و غذاخوردن و سکونت با آنها درآمیزند؟ در پاسخ به آنها بگو: بخشش شما به آنها با اصلاح اموال‏شان بدون عوض یا در آمیختن در اموال‏شان، نزد الله برای‏تان بهتر است و پاداش بیشتری دارد، و این کار برای آنها در اموال‏شان بهتر است؛ چون باعث حفظ اموال‏شان برای آنها میشود، و اگر با جمع کردن اموال‏شان با اموال‏تان در معاش و مسکن و مانند آن با آنها مشارکت کردید، ایرادی در این کار نیست؛ زیرا آنها برادران دینی شما هستند و برادران به یکدیگر یاری میرسانند و کارهای یکدیگر را انجام میدهند، و الله آن گروه از سرپرستان را که با مشارکت یتیمان در اموال‏شان قصد فساد دارند از آن گروه که از این کار قصد اصلاح دارند میشناسد، و اگر بخواهد در مورد یتیمان بر شما سخت بگیرد به‏طور قطع این کار را میکرد، اما او تعالی در روش رفتار با یتیمان بر شما آسان گرفته است؛ زیرا شریعت او بر آسانی استوار است، و الله شکست ناپذیر است که هیچ چیز بر او چیره نمیشود و در آفرینش و تدبیر و تشریع خویش بسیار داناست.

(۲۲۱)- ای مؤمنان- با زنان مشرک به الله ازدواج نکنید تا اینکه فقط به الله ایمان بیاورند و در دین اسلام درآیند، و همانا کنیز مؤمن به الله و رسولش از زن آزادِ بتپرست بهتر است هر چند آن زن آزاد با زیبایی و مالش مورد پسند شما واقع شود، و زنان مسلمان را به ازدواج مردان مشرک درنیاورید و به‏طور قطع، بردۀ مملوک مؤمن به الله و رسولش، از مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند آن مرد آزاد مورد پسند شما واقع شود؛ آنها که متصف به شرک هستند- چه مرد و چه زن- با گفتار و رفتارشان به آنچه که سبب ورود به آتش میگردد فرامیخوانند، و الله شما را به‏سوی اعمال صالح که به اذن و بخشش او، به ورود به بهشت و آمرزش از گناهان میکشاند فرا میخواند، و آیاتش را برای مردم بیان میکند باشد که از راهنماییهای آیات پند بگیرند و بر اساس آنها عمل کنند.

(۲۲۲) و - ای پیامبر- در مورد حیض (خون طبیعیای که از رحم زن در زمانهای مخصوصی خارج میشود) از تو میپرسند؟ در پاسخ به آنها بگو: حیض سبب اذیت مرد و زن است، پس در زمان حیض با زنان درنیامیزید و با آنها نزدیکی نکنید تا اینکه خون از آنها قطع شود و با انجام غُسل از آن پاک شوند؛ پس هنگامیکه خون قطع شد و خود را از آن پاکیزه کردند، به نحوی که به شما اجازه داده شده است- یعنی درحالیکه قُبُل (اندام پیش) آنها پاک است- با آنها آمیزش کنید، همانا الله کسانی را که از گناهان، بسیار توبه میکنند و در پاکیزگی از پلیدیها بسیار میکوشند دوست دارد.

(۲۲۳) همسران‏تان کشتزار شما هستند که فرزندان را برای شما متولد میکنند؛ مانند زمین که میوه میدهد، پس به محل کشت‏تان – یعنی قُبُل (اندام پیش زن)- از هر جهتی که دوست دارید و به هر نحوی که میخواهید به شرط آنکه از اندام پیش باشد درآیید، و با انجام نیکیها، چیزی برای خود از پیش بفرستید، از جمله اینکه مرد به قصد تقرب به الله و آرزوی فرزندانی صالح با همسرش آمیزش کند، و با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از جمله مواردی که در مورد زنان بر شما حکم کرد، تقوای او تعالی را پیشه کنید، و بدانید که شما در روز قیامت با او دیدار میکنید، درحالیکه در برابر او ایستاده هستید و جزای اعمال‏تان به شما داده میشود، و – ای پیامبر- مؤمنان را به نعمتهای همیشگی و نظر به چهرۀ گرامی او تعالی که هنگام لقای پروردگارشان برای آنها فراهم آمده است، مژده بده.

(۲۲۴) و سوگند به الله را حجتی بازدارنده از انجام نیکی و تقوا و اصلاح میان مردم قرار ندهید، بلکه اگر بر ترک نیکی سوگند یاد کردید، نیکی را انجام دهید و کفارۀ سوگندتان را بپردازید، و الله سخنان شما را میشنود و نسبت به اعمال شما داناست و شما را در قبال آنها جزا میدهد.

برخی فواید آیات:

• تحریم نکاح میان مسلمانان و مشرکان، چون میان شرک و ایمان فاصلۀ زیادی است.

• آیه بر شرطبودن وجود ولی هنگام عقد نکاح دلالت دارد؛ زیرا الله متعال، اولیا را با نهی از به ازدواج درآوردن زنان به عقد مشرکان مورد خطاب قرار داد.

• شریعت بر طهارت حسّی از نجاستها و پلیدیها و طهارت معنوی از شرک و گناهان تشویق کرده است.

• ترغیب مؤمن در اینکه توجه وی در اعمالش – حتی لذتها و خوشیها- به سرای آخرت باشد، یعنی چیزی برای خودش از پیش بفرستد که در آخرت به او فایده برساند.

﴿لَّا يُؤَاخِذُكُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغۡوِ فِيٓ أَيۡمَٰنِكُمۡ وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتۡ قُلُوبُكُمۡۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٞ٢٢٥ لِّلَّذِينَ يُؤۡلُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ تَرَبُّصُ أَرۡبَعَةِ أَشۡهُرٖۖ فَإِن فَآءُو فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٢٢٦ وَإِنۡ عَزَمُواْ ٱلطَّلَٰقَ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ٢٢٧ وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖۚ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكۡتُمۡنَ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ فِيٓ أَرۡحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤۡمِنَّ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَٰلِكَ إِنۡ أَرَادُوٓاْ إِصۡلَٰحٗاۚ وَلَهُنَّ مِثۡلُ ٱلَّذِي عَلَيۡهِنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ وَلِلرِّجَالِ عَلَيۡهِنَّ دَرَجَةٞۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ٢٢٨ ٱلطَّلَٰقُ مَرَّتَانِۖ فَإِمۡسَاكُۢ بِمَعۡرُوفٍ أَوۡ تَسۡرِيحُۢ بِإِحۡسَٰنٖۗ وَلَا يَحِلُّ لَكُمۡ أَن تَأۡخُذُواْ مِمَّآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ شَيۡ‍ًٔا إِلَّآ أَن يَخَافَآ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِۖ فَإِنۡ خِفۡتُمۡ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَا فِيمَا ٱفۡتَدَتۡ بِهِۦۗ تِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ فَلَا تَعۡتَدُوهَاۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٢٢٩ فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدُ حَتَّىٰ تَنكِحَ زَوۡجًا غَيۡرَهُۥۗ فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَآ أَن يَتَرَاجَعَآ إِن ظَنَّآ أَن يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِۗ وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ٢٣٠ [البقرة: ۲۲۵-۲۳۰].

(۲۲۵) الله شما را به‏سبب سوگندهایی که بدون قصد بر زبانهای‏تان جاری می‏شود مورد محاسبه قرار نمیدهد؛ مانند اینکه یکی از شما میگوید: نه والله، بله والله، پس نه کفارهای بر اینگونه سوگندها مترتب میشود و نه مجازاتی، اما شما را به خاطر سوگندهایی که از روی قصد یاد میکنید مؤاخذه میکند، و الله نسبت به گناهان بندگانش آمرزنده و بردبار است بهگونهای که کیفرشان را به تعجیل نمیاندازد.

(۲۲۶) برای کسانیکه بر ترک آمیزش با زنان‏شان سوگند میخورند، از آغاز سوگندشان به مدتی که از چهار ماه تجاوز نمیکند انتظار است، که به نام ایلاء شناخته میشود، پس اگر بعد از سوگند بر ترک آمیزش، در مدت چهار ماه یا کمتر، به آمیزش زنان‏شان رجوع کردند؛ الله آمرزنده است و آنچه از آنها سرزده است را میبخشد، و نسبت به آنها مهربان است چون برای خروج از چنین سوگندی، کفاره برای‏شان تشریع کرده است.

(۲۲۷) و اگر با استمرار بر ترک آمیزش با زنان‏شان و عدم رجوع به آمیزش، طلاق را قصد کردند؛ همانا الله سخنان‏شان از جمله طلاق را میشنود و از احوال و اهداف‏شان آگاه است و آنها را به‏خاطر آن جزا خواهد داد.

(۲۲۸) و زنان طلاق داده شده باید به مدت سه حیض انتظار بکشند و در این مدت ازدواج نکنند، و بر آنها جایز نیست که حملی را که الله در رحمهای‏شان آفریده است پنهان کنند، اگر در ایمان به الله و روز آخرت صادق هستند، و شوهران‏شان که آنها را طلاق دادهاند به بازگرداندن آنها در مدت عده از دیگران سزاوارترند، اگر قصد بازگشت با الفت و از بین بردن آنچه به‏سبب طلاق واقع شده است را دارند، و برای همسران حقوق و وظایفی است همانگونه که برای شوهران‏شان حقوقی بر عهدۀ آنها است بر اساس آنچه که میان مردم رایج است، و مردان درجۀ برتری از سرپرستی و امر طلاق بر آنها دارند، و الله شکستناپذیری است که هیچچیز او را مغلوب نمیسازد و در شرع و تدبیرش بسیار داناست.

(۲۲۹) طلاقی که شوهر در آن حق رجوع دارد دو مرتبه است؛ به این نحو که طلاق دهد، سپس رجوع کند، سپس طلاق دهد، سپس رجوع کند، بعد از این دو طلاق یا باید زن را در عهدۀ خود با روش نیکو نگه دارد، یا با نیکی به او و پرداخت حقوقش او را برای بار سوم طلاق دهد، و – ای شوهران- برای شما حلال نیست که ذرهای از مهریهای که برای همسران‏تان پرداخت کردهاید بگیرید، مگر اینکه زن شوهرش را به‏سبب اخلاق یا خلقتش دوست نداشته باشد و زوجین به‏سبب این ناخوشایندی، وفا نکردن به حقوقی که بر عهدۀ آنها است را پیشبینی کنند، که در این صورت باید کار خویش را به کسیکه با آنها پیوند خویشاوندی یا غیر آن دارد عرضه کنند، پس اگر اولیا، از انجام ندادن حقوق زناشویی میان آن دو ترسیدند، گناهی بر آن دو نیست که زن خودش را در برابر مالی که به شوهر خویش در مقابل طلاقش میپردازد خُلع کند. این احکام شرعی، فاصلۀ میان حلال و حرام است، پس از آنها تجاوز نکنید و کسانیکه از حدود الله میان حلال و حرام تجاوز کنند، بر خودشان ستم کردهاند چون خود را در موارد نابودی و در معرض خشم و مجازات الله قرار دادهاند.

(۲۳۰) و اگر شوهر زن، او را برای بار سوم طلاق داد، بر شوهر حلال نیست که به نکاح جدید او را به ازدواج خویش درآورد مگر اینکه مردی غیر از شوهر به صورت ازدواج صحیح و از روی رغبت، نه به قصد تحلیل[۴] با او ازدواج و در این نکاح با او آمیزش کند؛ پس اگر شوهر دوم او را طلاق داد یا در عقد او فوت کرد، گناهی بر زن و شوهر اولش نیست که به عقد و مهر جدید به یکدیگر بازگردند، اگر ظن غالب دارند بر اینکه احکام شرعی را که به آن ملزم هستند به پا میدارند، و الله این احکام شرعی را برای مردمی که احکام و حدودش را میدانند بیان میکند؛ چون آنها هستند که از آن بهره میبرند.

برخی فواید آیات:

• الله متعال، احکام نکاح و طلاق را به‏صورت کامل بیان فرمود تا مردم حدود حلال و حرام را بشناسند و از آن تجاوز نکنند.

• الله، نکاح را بسیار مهم برشمرد و بازیچه قراردادن آن با الفاظ را حرام کرد، چون آن را الزامآور قرار داد و بازی با طلاق زیاد و رجوع را ملغی کرد به گونه‏ای که با دو طلاق رجعی حدی برایش قرار داد سپس آن را حرام گردانید مگر اینکه شوهری غیر از شوهر اول با زن ازدواج کند سپس او را طلاق دهد.

• معاشرت زناشویی به نیکویی است، پس اگر این امر ممکن نبود ایرادی در طلاق نیست و گناهی بر یکی از زوجین نیست که آن را طلب کند.

﴿وَإِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمۡسِكُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٍ أَوۡ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٖۚ وَلَا تُمۡسِكُوهُنَّ ضِرَارٗا لِّتَعۡتَدُواْۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ فَقَدۡ ظَلَمَ نَفۡسَهُۥۚ وَلَا تَتَّخِذُوٓاْ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗاۚ وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَمَآ أَنزَلَ عَلَيۡكُم مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡحِكۡمَةِ يَعِظُكُم بِهِۦۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ٢٣١ وَإِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعۡضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحۡنَ أَزۡوَٰجَهُنَّ إِذَا تَرَٰضَوۡاْ بَيۡنَهُم بِٱلۡمَعۡرُوفِۗ ذَٰلِكَ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ مِنكُمۡ يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۗ ذَٰلِكُمۡ أَزۡكَىٰ لَكُمۡ وَأَطۡهَرُۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ٢٣٢ ۞وَٱلۡوَٰلِدَٰتُ يُرۡضِعۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ حَوۡلَيۡنِ كَامِلَيۡنِۖ لِمَنۡ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَۚ وَعَلَى ٱلۡمَوۡلُودِ لَهُۥ رِزۡقُهُنَّ وَكِسۡوَتُهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ لَا تُكَلَّفُ نَفۡسٌ إِلَّا وُسۡعَهَاۚ لَا تُضَآرَّ وَٰلِدَةُۢ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوۡلُودٞ لَّهُۥ بِوَلَدِهِۦۚ وَعَلَى ٱلۡوَارِثِ مِثۡلُ ذَٰلِكَۗ فَإِنۡ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٖ مِّنۡهُمَا وَتَشَاوُرٖ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَاۗ وَإِنۡ أَرَدتُّمۡ أَن تَسۡتَرۡضِعُوٓاْ أَوۡلَٰدَكُمۡ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِذَا سَلَّمۡتُم مَّآ ءَاتَيۡتُم بِٱلۡمَعۡرُوفِۗ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ٢٣٣ [البقرة: ۲۳۱-۲۳۳].

(۲۳۱) و چون زنان‏تان را طلاق دادید و به پایان عدۀ خویش نزدیک شدند، حق دارید که به آنها رجوع کنید یا به خوبی بدون رجوع آنها را رها کنید تا عدۀشان سپری شود، و به آنها رجوع نکنید به این خاطر که بخواهید به آنها تجاوز کنید و آزار برسانید چنانکه این کار در جاهلیت انجام میشد، و هرکس این کار را به قصد آزار رساندن به آنها انجام دهد، به‏طور قطع با قرار دادن نفس خویش در گناه و مجازات، بر خویشتن ستم کرده است، و آیات الله را با بازی و گستاخی بر آن، به سخره نگیرید، و نعمتهای الله بر خویشتن را به یاد آورید که بزرگترین این نعمتها، قرآن و سنت است که بر شما نازل فرمود و با آن با تشویق و ترساندن به شما تذکر میدهد. با فرمان‏برداری ازاوامر الله و اجتناب از نواهیاش، خداترس باشید و بدانید که الله به هر چیزی داناست و هیچچیز بر او پنهان نمیماند و شما را در قبال اعمال‏تان جزا خواهد داد.

(۲۳۲) و هنگامیکه زنان‏تان را کمتر از سه مرتبه، طلاق دادید و عدۀ آنها سپری شد، - ای اولیا- در این هنگام آنها را از بازگشت به شوهران‏شان با عقد و نکاح جدید اگر تمایل داشتند و با شوهران‏شان بر این امر سازش کردند، بازندارید، هر یک از شما که به الله و روز آخرت ایمان دارد، به این حکم که دربردارندۀ نهی از بازداشتن زنان است پند داده میشود. این امر برای شما خیر بیشتری دارد و برای آبرو و اعمال شما پاکیزهتر از ناپاکیهاست، و الله حقایق و سرانجامِ کارها را میداند اما شما آن را نمی‏دانید.

(۲۳۳) و مادران دو سال کامل فرزندان‏شان را شیر دهند، این تعیین دو سال، برای کسی است که قصد دارد مدت شیرخوارگی را کامل کند، و نفقه و لباس مادران شیردهِ مطلقه بر اساس عرف مردم، به شرط آنکه مخالف شریعت نباشد بر عهدۀ پدر کودک است، الله هیچکس را بیشتر از وسع و توانش مکلف نمیکند، و هیچیک از پدر و مادر این حق را ندارد که فرزند را وسیلهای برای آزار رساندن دیگری قرار دهد، و اگر کودک پدر نداشت و مالی هم نداشت، مانند همان حقوقی که بر عهدۀ پدر است بر عهدۀ وارث طفل است. پس اگر پدر و مادر خواستند قبل از دو سال کودک را از شیر بگیرند گناهی بر آن دو در این امر نیست، به شرط آنکه پس از مشورت و تراضی دو طرف بر آنچه که مصلحت فرزند است باشد، و اگر خواستید زنان شیردهی غیر از مادران، برای فرزندان‏تان بجویید، گناهی بر شما نیست اگر مزدی را که با دایه بر آن توافق کردهاید بدون کاستی و امروز و فردا کردن به او بپردازید، و با اجرای اوامر و ترک نواهی الله، تقوای او تعالی را پیشه کنید، و بدانید که الله اعمال شما را میبیند به گونهای که ذرهای از آن بر او پنهان نمیماند و شما را در قبال اعمالی که انجام داده‏اید جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• نهی مردان از ستم بر زنان، چه از طریق منع زن تحت سرپرستی از ازدواج باشد یا اجبار او بر آنچه که دوست ندارد.

• شریعت، حق شیردادن را برای مادر محفوظ داشته است، هر چند شوهرش او را طلاق داده باشد، و شوهر باید نفقۀ زن را تا زمانی که فرزندش را شیر می‏دهد بپردازد.

• الله متعال زوجین را از این امر نهی فرمود که هر یک از آنها فرزندان را وسیلهای برای آزار رساندن به دیگری قرار دهد.

• تشویق بر اینکه تمام امور مربوط به زندگی زناشویی بر اساس مشورت و توافق زوجین باشد.

﴿وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوۡنَ مِنكُمۡ وَيَذَرُونَ أَزۡوَٰجٗا يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرۡبَعَةَ أَشۡهُرٖ وَعَشۡرٗاۖ فَإِذَا بَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِيمَا فَعَلۡنَ فِيٓ أَنفُسِهِنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ٢٣٤ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِيمَا عَرَّضۡتُم بِهِۦ مِنۡ خِطۡبَةِ ٱلنِّسَآءِ أَوۡ أَكۡنَنتُمۡ فِيٓ أَنفُسِكُمۡۚ عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمۡ سَتَذۡكُرُونَهُنَّ وَلَٰكِن لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّآ أَن تَقُولُواْ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗاۚ وَلَا تَعۡزِمُواْ عُقۡدَةَ ٱلنِّكَاحِ حَتَّىٰ يَبۡلُغَ ٱلۡكِتَٰبُ أَجَلَهُۥۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ فَٱحۡذَرُوهُۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٞ٢٣٥ لَّا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ مَا لَمۡ تَمَسُّوهُنَّ أَوۡ تَفۡرِضُواْ لَهُنَّ فَرِيضَةٗۚ وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى ٱلۡمُوسِعِ قَدَرُهُۥ وَعَلَى ٱلۡمُقۡتِرِ قَدَرُهُۥ مَتَٰعَۢا بِٱلۡمَعۡرُوفِۖ حَقًّا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ٢٣٦ وَإِن طَلَّقۡتُمُوهُنَّ مِن قَبۡلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدۡ فَرَضۡتُمۡ لَهُنَّ فَرِيضَةٗ فَنِصۡفُ مَا فَرَضۡتُمۡ إِلَّآ أَن يَعۡفُونَ أَوۡ يَعۡفُوَاْ ٱلَّذِي بِيَدِهِۦ عُقۡدَةُ ٱلنِّكَاحِۚ وَأَن تَعۡفُوٓاْ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَىٰۚ وَلَا تَنسَوُاْ ٱلۡفَضۡلَ بَيۡنَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ٢٣٧ [البقرة: ۲۳۴-۲۳۷].

(۲۳۴) و کسانیکه میمیرند و پس از خویش همسرانی غیر باردار به جای می‏گذارند، بر این زنان واجب است که مدت چهار ماه و ده روز به انتظار بنشینند و در این مدت از خروج از خانۀ شوهر و آرایش و ازدواج خودداری کنند، و هرگاه این مدت سپری شد، - ای اولیا- گناهی بر شما نیست که آنچه را در این مدت بر آنها ممنوع بود، به‏صورت معروف شرعی و عرفی در مورد خویشتن انجام دهند، و الله نسبت به اعمال شما داناست و ذرهای از ظاهر و باطن شما بر او پنهان نمیماند و شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۲۳۵) و گناهی بر شما نیست که به‏صورت کنایه و سربسته و بدون تصریح در خواستگاری زنی که در عدۀ وفات یا طلاق بائن قرار دارد ابراز تمایل کنید؛ مثل اینکه گفته شود: هرگاه عدۀ تو به پایان رسید به من خبر بده، و گناهی بر شما نیست در آنچه که در دلهای‏تان از تمایل به نکاح زن معتده پس از سپریشدن عدهاش پنهان دارید، الله میدانست که شما به خاطر تمایل زیاد به آنها، به یادشان خواهید افتاد، پس به شما اجازۀ کنایه و نه تصریح داد، و بپرهیزید از اینکه درحالیکه آنها در زمان عده هستند، به صورت پنهانی با آنها وعدۀ نکاح ببندید، مگر طبق سخن نیکو که همان کنایه است، و در زمان عده عقد نکاح نبدید، و بدانید که الله از آنچه که برای‏تان اجازه داد و بر شما حرام کرد و در دلهای‏تان پنهان میدارید آگاه است، پس بپرهیزید و با اوامر او مخالفت نکنید، و بدانید که الله بندگان توبهکار خویش را می‏بخشد و بردبار است و مجازات را به تعجیل نمیاندازد.

(۲۳۶) و گناهی بر شما نیست اگر زنان‏تان را که با آنها عقد نکاح بستهاید پیش از آنکه به آنها نزدیکی کنید و پیش از آنکه مهر مشخصی برای‏شان قرار دهید طلاق دهید، پس اگر آنها را در این حالت طلاق دادید، مهریهای برای آنها بر عهدۀ شما نیست و فقط بر شما واجب است که بر اساس توانایی، چه شخص گشادهدست و دارای ثروت زیاد باشد یا تنگدست و دارای ثروت اندک، با پرداخت چیزی آنها را بهرهمند گردانید و دلشکستگی آنها را جبران کنید، این پرداخت، حق ثابتی بر نیکوکاران در افعال و رفتارشان است.

(۲۳۷) و اگر زنان‏تان را که قبل از نزدیکی با آنها عقد نکاح بستهاید و مهر مشخصی برای‏شان مقرر کردهاید، طلاق دادید بر شما واجب است که نصف مهرالمسمی را به آنها بپردازید، مگر اینکه بخشی از آن را بر شما ببخشند- اگر رشید بودند- یا شوهران مهریۀ کامل را به آنها ببخشند، و اگر در حقوق میان یکدیگر آسان بگیرید، به خشیت الله و فرمان‏برداری از او تعالی نزدیکتر است، و – ای مردم- برتری برخی از شما بر برخی دیگر، و آسانگیری در حقوق را رها نکنید؛ زیرا الله اعمال شما را میبیند، پس در انجام کار نیک بکوشید تا به ثواب الله دست یابید.

برخی فواید آیات:

• مشروعیت عده برای زنی که شوهرش در عقد او وفات یافته است به اینکه در مدت چهار ماه و ده روز از آرایش و ازدواج خودداری کند.

• وقتی مؤمن بداند که الله از احوال او آگاه است، از الله متعال و باقی ماندن در مرزها و حدود الهی میترسد.

• تشویق بر رفتار نیکو میان زنان و شوهران، و خویشاوندان، و اینکه عفو و آسانگیری، اساس رفتار آنها با یکدیگر باشد.

﴿حَٰفِظُواْ عَلَى ٱلصَّلَوَٰتِ وَٱلصَّلَوٰةِ ٱلۡوُسۡطَىٰ وَقُومُواْ لِلَّهِ قَٰنِتِينَ٢٣٨ فَإِنۡ خِفۡتُمۡ فَرِجَالًا أَوۡ رُكۡبَانٗاۖ فَإِذَآ أَمِنتُمۡ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمۡ تَكُونُواْ تَعۡلَمُونَ٢٣٩ وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوۡنَ مِنكُمۡ وَيَذَرُونَ أَزۡوَٰجٗا وَصِيَّةٗ لِّأَزۡوَٰجِهِم مَّتَٰعًا إِلَى ٱلۡحَوۡلِ غَيۡرَ إِخۡرَاجٖۚ فَإِنۡ خَرَجۡنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِي مَا فَعَلۡنَ فِيٓ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعۡرُوفٖۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٢٤٠ وَلِلۡمُطَلَّقَٰتِ مَتَٰعُۢ بِٱلۡمَعۡرُوفِۖ حَقًّا عَلَى ٱلۡمُتَّقِينَ٢٤١ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ٢٤٢ ۞أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَهُمۡ أُلُوفٌ حَذَرَ ٱلۡمَوۡتِ فَقَالَ لَهُمُ ٱللَّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحۡيَٰهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشۡكُرُونَ٢٤٣ وَقَٰتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ٢٤٤ مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا فَيُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥٓ أَضۡعَافٗا كَثِيرَةٗۚ وَٱللَّهُ يَقۡبِضُ وَيَبۡصُۜطُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٢٤٥ [البقرة: ۲۳۸-۲۴۵].

(۲۳۸) با ادای نمازها به‏صورت کامل آنگونه که الله فرمان داده است، بر آنها مراقبت کنید و بر نماز میانه میان نمازها که نماز عصر است مراقبت ورزید، و با فروتنی و فرمان‏برداری در نماز برای الله به پا خیزید.

(۲۳۹) پس اگر از دشمن و مانند آن ترسیدید و نتوانستید نماز را به‏صورت کامل ادا کنید، پیاده یا سواره بر شتر و اسب و مانند آن یا به هر نحو دیگری که میتوانید نماز بگزارید، و هرگاه ترس از شما برطرف شد، الله را آنگونه که به شما آموخته است یاد کنید، از جمله یاد او در نماز به‏صورت کامل و تمام، و نیز او را یاد کنید که آنچه را از نور و هدایت نمیدانستید به شما آموخت.

(۲۴۰) و کسانی از شما که میمیرند و پس از خود همسرانی به جای میگذارند باید به نفع همسران خود وصیت کنند که یک سال کامل آنها را با سکونت و نفقه بهرهمند سازند و وارثان شما آنها را بیرون نرانند، تا تسکین دلی باشد برای مصیبت آنها و وفاداری به میت، پس اگر آنها خودشان قبل از پایان سال خارج شدند، گناهی بر شما نیست و گناهی بر آنها نیست که خود را آرایش و خوشبو کنند، و الله قدرتمندی است که هیچکس بر او چیره نمیشود و در تدبیر و شرع و تقدیرش بسیار داناست. جمهور مفسران برآنند که حکم این آیه با آیۀ ۲۳۴ سوره بقره منسوخ شده است که میفرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوۡنَ مِنكُمۡ وَيَذَرُونَ أَزۡوَٰجٗا يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرۡبَعَةَ أَشۡهُرٖ وَعَشۡرٗا [البقرة: ۲۳۴]  ؛ «و کسانی از شما که میمیرند و همسرانی باقی میگذارند؛ باید چهار ماه و ده روز انتظار بکشند (و عده نگه دارند)».

(۲۴۱) برای زنان طلاقداده شده، چیزی از لباس یا مال یا مانند آن است که به آن بهرهمند شوند، تا تسکین و آرامشی باشد بر دلهای‏شان که به‏سبب طلاق شکسته است، به روش معروف و مراعات حال شوهر از کمی یا زیادی. این حکم حق ثابتی است بر کسانیکه با اجرای اوامر و ترک نواهی الله، از او تعالی میترسند.

(۲۴۲)- ای مؤمنان- همانند بیان پیشین، الله آیاتش را که مشتمل بر حدود و احکامش است برای‏تان بیان میکند؛ باشد که در آنها بیندیشید و به آنها عمل کنید تا به خیر در دنیا و آخرت دست یابید.

(۲۴۳) - ای پیامبر- آیا خبر گروهی از بنیاسرائیل که جمعیت زیادی بودند و از ترس مرگ به‏سبب بیماری وبا یا غیر آن از خانههای‏شان خارج شدند به تو نرسیده است که الله به آنها فرمود: بمیرید. پس مردند، سپس آنها را زنده گردانید تا برای‏شان روشن گرداند که تمام کارها به دست او سبحانه است و آنها مالک هیچ نفع و ضرری برای خویش نیستند؛ همانا الله دارای عطا و بخشش بر مردم است، اما بیشتر مردم شکر نعمتهای الله را به‏جای نمیآورند.

(۲۴۴)- ای مؤمنان- برای یاری دین الله و بالابردن سخن او، با دشمنان الله بجنگید، و بدانید که الله سخنان شما را میشنود و از نیّات و افعال شما آگاه است و به خاطر آن شما را جزا خواهد داد.

(۲۴۵) کیست که همانند وامدهندهای عمل کند، یعنی با نیت نیک و دلی خشنود، مالش را در راه الله هزینه کند تا چند برابر بر او بازگرداند، و الله از روی حکمت و عدالت خویش، در روزی و سلامتی و غیر آن، تنگی و گشایش میآورد، و در آخرت فقط به‏سوی او بازگردانده میشوید تا شما را بر اساس اعمال‏تان جزا دهد.

برخی فواید آیات:

• تشویق بر مراقبت بر نماز و ادای آن به تمام ارکان و شروط، و اگر این امر بر انسان دشوار بود به هر حالتی که برایش میسر است نماز بگزارد.

• رحمت الله متعال نسبت به بندگانش آشکار است، زیرا آیاتش را به کاملترین نحو بیان فرموده است تا از آن آگاه شوند.

• الله متعال برخی از بندگانش را با تنگدستی در روزی و دیگران را با گشایش در روزی میآزماید، و در این امر، حکمت فراگیری دارد.

﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلۡمَلَإِ مِنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ مِنۢ بَعۡدِ مُوسَىٰٓ إِذۡ قَالُواْ لِنَبِيّٖ لَّهُمُ ٱبۡعَثۡ لَنَا مَلِكٗا نُّقَٰتِلۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ قَالَ هَلۡ عَسَيۡتُمۡ إِن كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡقِتَالُ أَلَّا تُقَٰتِلُواْۖ قَالُواْ وَمَا لَنَآ أَلَّا نُقَٰتِلَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَقَدۡ أُخۡرِجۡنَا مِن دِيَٰرِنَا وَأَبۡنَآئِنَاۖ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقِتَالُ تَوَلَّوۡاْ إِلَّا قَلِيلٗا مِّنۡهُمۡۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ٢٤٦ وَقَالَ لَهُمۡ نَبِيُّهُمۡ إِنَّ ٱللَّهَ قَدۡ بَعَثَ لَكُمۡ طَالُوتَ مَلِكٗاۚ قَالُوٓاْ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ ٱلۡمُلۡكُ عَلَيۡنَا وَنَحۡنُ أَحَقُّ بِٱلۡمُلۡكِ مِنۡهُ وَلَمۡ يُؤۡتَ سَعَةٗ مِّنَ ٱلۡمَالِۚ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰهُ عَلَيۡكُمۡ وَزَادَهُۥ بَسۡطَةٗ فِي ٱلۡعِلۡمِ وَٱلۡجِسۡمِۖ وَٱللَّهُ يُؤۡتِي مُلۡكَهُۥ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ٢٤٧ وَقَالَ لَهُمۡ نَبِيُّهُمۡ إِنَّ ءَايَةَ مُلۡكِهِۦٓ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلتَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَبَقِيَّةٞ مِّمَّا تَرَكَ ءَالُ مُوسَىٰ وَءَالُ هَٰرُونَ تَحۡمِلُهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٢٤٨ [البقرة: ۲۴۶-۲۴۸].

(۲۴۶)- ای پیامبر- آیا از حال اشراف بنیاسرائیل پس از زمان موسی ÷ آگاه نشدهای آنگاه که به پیامبری از خودشان گفتند: پادشاهی برای ما قرار بده تا همراه او در راه الله بجنگیم، و پیامبرشان خطاب به آنها گفت: شاید اگر الله پیکار را بر شما فرض کند در راه الله پیکار نکنید! با انکار گمان پیامبر در مورد آنها، گفتند: درحالیکه آنچه این امر را از ما میطلبد وجود دارد چه مانعی ما را از پیکار در راه الله بازمی‏دارد؟ چون دشمنان‏مان ما را از سرزمینهای‏مان بیرون راندهاند و پسران‏مان را به اسارت بردهاند، پس برای بازگشت به سرزمینهای خویش و آزادی اسیران‏مان باید بجنگیم. اما وقتی که الله پیکار را بر آنها فرض گردانید، روی برگرداندند و جز اندکی از آنها به آنچه وعده داده بودند وفا نکردند، و الله نسبت به ستمکارانی که از امرش روی میگردانند و پیمانش را نقض میکنند داناست و آنها را به این خاطر مجازات خواهد کرد.

(۲۴۷) پیامبرشان به آنها گفت: همانا الله طالوت را به عنوان پادشاه شما گماشته است تا زیر پرچم او پیکار کنید، اشراف آنها با انکار و اعتراض بر این انتخاب گفتند: چگونه او میتواند پادشاه ما باشد درحالیکه ما برای پادشاهی از او سزاوارتر هستیم؛ زیرا او از فرزندان پادشاهان نبوده است و ثروت زیادی به او داده نشده است تا برای پادشاهی از آن استفاده کند؟! پیامبرشان خطاب به آنها گفت: همانا الله او را بر شما برتری داده است و علم زیاد و نیروی بدنی بیشتری نسبت به شما برای او داده است، و الله از روی حکمت و رحمت خویش، پادشاهی خودش را به هرکس بخواهد میدهد و الله دارای فضل و بخشش گسترده است که آن را به هر کس بخواهد میدهد و میداند کدامیک از مخلوقاتش شایستگی آن را دارد.

(۲۴۸) پیامبرشان خطاب به آنها گفت: به راستی که نشانۀ راستیِ پادشاهی او بر شما این است که الله تابوت- صندوقی که مورد احترام بنیاسرائیل بود و از آنها گرفته شده بود- را که در آن آرامش خاطری است در اختیار او میگذارد، و بقایای آنچه خاندان موسی ÷ و هارون ÷ به جا گذاشته بودند، مانند عصا و برخی از الواح در آن قرار دارد، را به شما بازمیگرداند، همانا در این رخداد، نشانۀ آشکاری برای شماست اگر مؤمن واقعی هستید.

برخی فواید آیات:

• آگاهساختن به مهمترین صفات رهبر که برای رهبری مردم گماشته میشود؛ یعنی علم و قدرت بر آنچه تحت رهبری اوست.

• راهنمایی کسیکه عهدهدار رهبری مردم میشود به اینکه فریب سخنان‏شان را نخورد مگر زمانیکه آنها را بیازماید و پس از اقوال‏شان، رفتارشان را آزمایش کند.

• معیارهایی که گاهی در مورد ارزش دیگران و قضاوت در مورد آنها میان مردم مشهور میشود، گاهی معیارهای صحیح نزد الله متعال نیستند، بلکه او سبحانه از روی حکمت و علم خویش هر یک از مخلوقاتش را که بخواهد برمی‏گزیند.

﴿فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِٱلۡجُنُودِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ مُبۡتَلِيكُم بِنَهَرٖ فَمَن شَرِبَ مِنۡهُ فَلَيۡسَ مِنِّي وَمَن لَّمۡ يَطۡعَمۡهُ فَإِنَّهُۥ مِنِّيٓ إِلَّا مَنِ ٱغۡتَرَفَ غُرۡفَةَۢ بِيَدِهِۦۚ فَشَرِبُواْ مِنۡهُ إِلَّا قَلِيلٗا مِّنۡهُمۡۚ فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ قَالُواْ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلۡيَوۡمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦۚ قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُواْ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٖ قَلِيلَةٍ غَلَبَتۡ فِئَةٗ كَثِيرَةَۢ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ٢٤٩ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالُواْ رَبَّنَآ أَفۡرِغۡ عَلَيۡنَا صَبۡرٗا وَثَبِّتۡ أَقۡدَامَنَا وَٱنصُرۡنَا عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ٢٥٠ فَهَزَمُوهُم بِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُۥدُ جَالُوتَ وَءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلۡمُلۡكَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَعَلَّمَهُۥ مِمَّا يَشَآءُۗ وَلَوۡلَا دَفۡعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لَّفَسَدَتِ ٱلۡأَرۡضُ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ ذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٥١ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ نَتۡلُوهَا عَلَيۡكَ بِٱلۡحَقِّۚ وَإِنَّكَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٢٥٢ [البقرة: ۲۴۹-۲۵۲].

(۲۴۹) وقتی طالوت همراه لشکریان از شهر خارج شد به آنها گفت: همانا الله شما را با رودخانهای میآزماید، پس هرکس از آن بنوشد پیرو من نیست و مرا در پیکار همراهی نخواهد کرد، و هرکس از آن ننوشد پیرو من است و مرا در پیکار همراهی می‏کند، مگر کسیکه ناچار شود و به اندازۀ کف دستش از آن بنوشد که ایرادی بر او نیست، اما لشکریان از آن رودخانه نوشیدند جز اندکی از آنها که با وجود عطش شدید شکیبایی کردند و از آن ننوشیدند، هنگامیکه طالوت و مؤمنان همراهش از رودخانه گذشتند، برخی از لشکریانش گفتند: امروزه توان پیکار با جالوت و لشکریانش را نداریم و در این هنگام، کسانیکه به ملاقات پرودگار خویش در روز قیامت یقین داشتند گفتند: چه بسیار گروههای مؤمن اندکی از نظر تعداد افراد که به اذن و یاری الله که بر گروههای کافر بسیاری از نظر تعداد پیروز شدند، پس معیار پیروزی، ایمان است نه کثرت، و الله همراه بندگان شکیبای خویش است، آنها را نیرومند میسازد و پیروز میگرداند.

(۲۵۰) و هنگامیکه با جالوت و لشکریانش روبرو شدند، روی به‏سوی الله آورده و اینگونه دعا کردند: پروردگارا صبر زیادی بر دلهای ما فرو ریز و گامهایمان را استوار ساز تا فرار نکنیم و در برابر دشمن‏مان درهم نشکنیم، و با قدرت و تأیید خویش ما را بر گروه کافران پیروز گردان.

(۲۵۱) آنگاه به اذن الله آنها را شکست دادند و داود، رهبرشان جالوت را کشت و الله پادشاهی و نبوت را به او عطا کرد، و انواع علومی را که میخواست به او آموخت، پس آنچه دنیا و آخرت را اصلاح میکند با هم به او داد. و اگر از سنت الله نباشد که به دست برخی از مردم فساد برخی دیگر را برطرف سازد، به‏طور قطع زمین با تسلط مفسدان در آن فاسد خواهد شد، اما الله بر تمام مخلوقات برتری دارد.

(۲۵۲)- ای پیامبر- این آیات آشکار و روشن را که دارای راستی در اخبار و عدالت در احکام است بر تو میخوانیم و همانا تو از فرستادگان پروردگار جهانیان هستی.

برخی فواید آیات:

• نشانۀ دانایی رهبر است که سربازانش را با انواع آزمایشهایی که لشکریانش با آن شناخته میشوند و ثابتقدمان از دیگران متمایز میگردند بیازماید.

• معیار پیروزی، فقط افراد و تجهیزات زیاد نیست، بلکه یاری و توفیق الله، بزرگترین سبب پیروزی و فتح است.

• هنگام وقوع فتنهها و سختیها فقط کسانی استوار میمانند که دلهای‏شان با یقین به الله آباد است، و چنین افرادی هنگام هر مصیبت و بلایی شکیبایی میکنند و ثابتقدم میمانند.

• اظهار ناتوانی در برابر الله متعال با دلی صادق و وابسته به او تعالی، بهخصوص در میادین کارزار، از بزرگترین اسباب اجابت دعا است.

• یکی از سنتها و حکمتهای الله این است که شر و فساد برخی از مردم در روی زمین را به دست برخی دیگر برطرف میسازد.

﴿۞تِلۡكَ ٱلرُّسُلُ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۘ مِّنۡهُم مَّن كَلَّمَ ٱللَّهُۖ وَرَفَعَ بَعۡضَهُمۡ دَرَجَٰتٖۚ وَءَاتَيۡنَا عِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَيَّدۡنَٰهُ بِرُوحِ ٱلۡقُدُسِۗ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا ٱقۡتَتَلَ ٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِم مِّنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ وَلَٰكِنِ ٱخۡتَلَفُواْ فَمِنۡهُم مَّنۡ ءَامَنَ وَمِنۡهُم مَّن كَفَرَۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا ٱقۡتَتَلُواْ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَفۡعَلُ مَا يُرِيدُ٢٥٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا بَيۡعٞ فِيهِ وَلَا خُلَّةٞ وَلَا شَفَٰعَةٞۗ وَٱلۡكَٰفِرُونَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٢٥٤ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُۚ لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞۚ لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ مَن ذَا ٱلَّذِي يَشۡفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذۡنِهِۦۚ يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيۡءٖ مِّنۡ عِلۡمِهِۦٓ إِلَّا بِمَا شَآءَۚ وَسِعَ كُرۡسِيُّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَۖ وَلَا يَ‍ُٔودُهُۥ حِفۡظُهُمَاۚ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ٢٥٥ لَآ إِكۡرَاهَ فِي ٱلدِّينِۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَيِّۚ فَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلطَّٰغُوتِ وَيُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَاۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ٢٥٦ [البقرة: ۲۵۳-۲۵۶].

(۲۵۳) آن رسولانی را که برایت بیان کردیم، برخی از آنها را بر برخی دیگر در وحی و پیروان و درجات برتری دادیم، از میان آنها کسی بود که الله با او سخن گفت مانند موسی ÷؛ و از آنها کسی بود که الله او را به درجات والایی رساند مانند محمد ج؛ که او را برای تمام مردم فرستاد و نبوت را با او به پایان رسانید و امتش را بر سایر امتها برتری بخشید، و به عیسی ÷ پسر مریم معجزات واضحی دادیم که بر نبوت او دلالت داشتند؛ مانند زندهکردن مردگان و شفای کورِ مادرزاد و بیمار مبتلا به پیسی، و او را برای انجام امر الله متعال با جبرئیل ÷ تقویت کردیم. و اگر الله میخواست کسانیکه پس از رسولان آمدند پس از اینکه معجزات واضح نزدشان آمد، یکدیگر را نمیکشتند، اما اختلاف کردند و به گروههای مختلفی تقسیم شدند؛ برخی از آنها به الله ایمان آوردند و برخی از آنها به الله کفر ورزیدند، و اگر الله میخواست که یکدیگر را نکشند یکدیگر را نمیکشتند، اما الله آنچه را بخواهد انجام میدهد، پس از روی رحمت و فضل خویش هرکس را بخواهد به‏سوی ایمان هدایت میکند و از روی عدالت و حکمت خویش هرکس را که بخواهد گمراه میسازد.

(۲۵۴) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، از اموال گوناگون حلالی که به شما روزی دادهایم انفاق کنید، قبل از اینکه روز آخرت فرا رسد که نه داد و ستدی در آن است تا انسان آنچه را به او سود میرساند کسب کند و نه دوستیای است که در هنگام سختی به او فایده برساند و نه میانجیگریای پذیرفته میشود که آسیبی را برطرف یا سودی را جلب کند مگر بعد از اینکه الله برای هرکس بخواهد و راضی شود اذن دهد، و کافران به‏سبب کفر به الله متعال، ستمکاران واقعی هستند.

(۲۵۵) الله همان یگانه معبود برحقی است که شریکی در عبادت ندارد ، زندهای است که حیات کامل بدون مرگ و نقصی دارد، قائم به ذاتی است که به ذات خویش پابرجاست، پس از تمام مخلوقاتش بینیاز است، و قوام تمام مخلوقات به او وابسته است، بهگونهای که در هیچیک از احوال‏شان از او بینیاز نیستند، به دلیل کمال حیاتش و قائم به ذات بودنش، هیچگونه خواب سبک و سنگینی او را فرانمیگیرد، پادشاهی هرچه در آسمانها و زمین است برای اوست، هیچکس مالک این نیست که در نزد او برای کسی شفاعت بکند مگر پس از اذن و رضایت او؛ تمام کارهای مخلوقاتش را که واقع شده است و در آینده واقع خواهد شد میداند، و به ذرهای از علم او تعالی احاطه پیدا نمیکنند مگر به آنچه بخواهد آنها را از آن آگاه کند، کرسی او – یعنی محل دو گام پروردگار- تمام آسمانها و زمین را با وجود گستردگی و بزرگیاش فراگرفته است، و حفظ آسمانها و زمین بر او سنگین یا دشوار نیست، و در ذات و بزرگی و غلبۀ خویش برتر است و در پادشاهی و قدرت خویش بزرگ است.

(۲۵۶) اجباری برای هیچکس برای ورود در دین اسلام نیست؛ زیرا اسلام دین بر حق و آشکاری است که نیازی ندارد کسی بر آن مجبور گردد، هدایت از گمراهی آشکار شده است، پس هرکس به هرچه به جای الله عبادت میشود کفر ورزد و از آن بیزاری جوید، و فقط به الله ایمان آورد، به مستحکمترین سبب از دین که برای نجات در روز قیامت هرگز گسسته نمیشود چنگ زده است، و الله سخنان بندگانش را می‏شنود، از اعمال‏شان آگاه است و آنها را به‏خاطر آن جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• الله از روی علم و حکمت خویش میان رسولان و پیامبرانش برتری قرار داده است.

• اثبات صفت کلام الله متعال بر اساس آنچه سزاوار شکوه اوست، و اینکه او با برخی از رسولانش مانند موسی ÷ و محمد ج سخن گفته است.

• ایمان و هدایت و کفر و گمراهی، تمام اینها به اراده و تقدیر الله است؛ زیرا حکمت فراگیر از آنِ اوست و اگر بخواهد تمام مخلوقات را هدایت میکند.

• آیة الکرسی، بزرگترین آیه در کتاب الله است، چون ربوبیت و الوهیت و بیان اوصاف الله متعال را دربردارد.

• پیروی از اسلام و ورود به آن، باید با رضایت و پذیرش باشد، زیرا هیچ اجباری در دین الله متعال نیست.

• چنگزدن به کتاب الله و سنت رسولش، بزرگترین وسیله برای سعادت در دنیا و رستگاری در آخرت است.

﴿ٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَوۡلِيَآؤُهُمُ ٱلطَّٰغُوتُ يُخۡرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰتِۗ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢٥٧ أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِي حَآجَّ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ فِي رَبِّهِۦٓ أَنۡ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلۡمُلۡكَ إِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ رَبِّيَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا۠ أُحۡيِۦ وَأُمِيتُۖ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَأۡتِي بِٱلشَّمۡسِ مِنَ ٱلۡمَشۡرِقِ فَأۡتِ بِهَا مِنَ ٱلۡمَغۡرِبِ فَبُهِتَ ٱلَّذِي كَفَرَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ٢٥٨ أَوۡ كَٱلَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرۡيَةٖ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحۡيِۦ هَٰذِهِ ٱللَّهُ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۖ فَأَمَاتَهُ ٱللَّهُ مِاْئَةَ عَامٖ ثُمَّ بَعَثَهُۥۖ قَالَ كَمۡ لَبِثۡتَۖ قَالَ لَبِثۡتُ يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖۖ قَالَ بَل لَّبِثۡتَ مِاْئَةَ عَامٖ فَٱنظُرۡ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمۡ يَتَسَنَّهۡۖ وَٱنظُرۡ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجۡعَلَكَ ءَايَةٗ لِّلنَّاسِۖ وَٱنظُرۡ إِلَى ٱلۡعِظَامِ كَيۡفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكۡسُوهَا لَحۡمٗاۚ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُۥ قَالَ أَعۡلَمُ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٢٥٩ [البقرة: ۲۵۷-۲۵۹].

(۲۵۷) الله حامیِ کسانی است که به او ایمان آوردهاند که آنها را موفق و پیروز می‏گرداند و از تاریکیهای کفر و نادانی به‏سوی نور ایمان و علم بیرون میآورد، و کسانیکه کفر ورزیدند، حامی‏شان همانندها(یی که برای الله قرار دادند) و بتهاست، همانها که کفر را بر آنها آراستند و آنها را از نور ایمان و علم به‏سوی تاریکیهای کفر و نادانی بیرون آوردند، آنها ساکنان آتش هستند که برای همیشه در آن می‏مانند. الله هنگام بیان این دو گروه، دو مثال نیز بر این دو گروه آورد و فرمود:

(۲۵۸)- ای پیامبر- آیا از چیزی شگفتآورتر از گستاخی آن طاغوت که در ربوبیت و توحید الله با ابراهیم ÷ مجادله کرد خبر یافتهای، این امر به این سبب از او سر زد که الله پادشاهی بر او بخشیده بود آنگاه سرکشی کرد، پس ابراهیم ÷ صفات پروردگارش را اینگونه برای او بیان کرد: پروردگار من کسی است که مخلوقات را زنده میگرداند و میمیراند، آن طاغوت از روی دشمنی گفت: من نیز زنده میگردانم و می‏میرانم چنانکه هرکس را بخواهم میکشم و هرکس را بخواهم میبخشم؛ آنگاه ابراهیم ÷ دلیل بزرگتری برایش آورد و به او گفت: همانا پروردگار من که او را می‏پرستم خورشید را از سمت مشرق بیرون میآورد، پس تو آن را از جهت مغرب درآور، آنگاه از آن طاغوت کاری برنیامد جز اینکه متحیر شد و بُرید، و در برابر دلیل قوی مغلوب شد، و الله ستمکاران را به دلیل ستم و طغیان‏شان، بر حرکت در راه خویش موفق نمیگرداند.

(۲۵۹) یا آیا خبر نیافتی از آن کسیکه از شهری که سقفهایش ریخته بود و دیوارهایش ویران شده بود و ساکنانش نابود شده بودند و ترسناک و خرابه شده بود، گذشت. با تعجب گفت: الله چگونه ساکنان این شهر را پس از مرگشان زنده می‏گرداند؟! آنگاه الله او را به مدت صد سال میراند، سپس او را زنده گردانید و از او پرسید: چند سال به صورت مرده بودی؟ در پاسخ گفت: به مدت یک روز یا بخشی از یک روز. به او فرمود: بلکه به مدت صد سال کامل به صورت مرده بودی، پس به غذا و نوشیدنیای که همراه تو بود بنگر، که بر حالت خویش و بدون تغییر باقی است، با وجود اینکه غذا و نوشیدنی، سریعتر از هرچیز دیگری تغییر میکنند، و به درازگوش مردهات بنگر، و تو را برای مردم نشانۀ روشنی برای دلالت بر قدرت الله در برانگیختن آنها قرار میدهیم، پس به استخوانهای درازگوشت که از هم پراکنده و دور شدهاند. بنگر که چگونه آنها را بالا میآوریم و به یکدیگر میچسبانیم، سپس گوشت بر آن پیوند میزنیم، و زندگی را به آن بازمیگردانیم، چون این رخداد را دید، حقیقت امر برایش آشکار شد و به قدرت الله پی برد، آنگاه برای اعتراف این امر گفت: میدانم که الله بر هرچیزی تواناست.

برخی فواید آیات:

• از بزرگترین وجوه تمایز مؤمنان این است که بر خلاف کافران، در تمام امور دینی و دنیوی‏شان بر هدایت و بصیرتی از جانب الله متعال قرار دارند.

• از بزرگترین اسباب ستمکاری، مغرورشدن به زور و قدرت است تا آنجا که انسان از حقیقت حالش غافل میشود.

• مشروعیت مناظره با پیروان باطل برای بیان حقیقت و کشف گمراهی آنها از هدایت.

• بزرگی قدرت الله متعال، چنانکه هیچچیز او را ناتوان نمیگرداند، از جمله زندهکردن مردگان.

﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ رَبِّ أَرِنِي كَيۡفَ تُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰۖ قَالَ أَوَ لَمۡ تُؤۡمِنۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِن لِّيَطۡمَئِنَّ قَلۡبِيۖ قَالَ فَخُذۡ أَرۡبَعَةٗ مِّنَ ٱلطَّيۡرِ فَصُرۡهُنَّ إِلَيۡكَ ثُمَّ ٱجۡعَلۡ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٖ مِّنۡهُنَّ جُزۡءٗا ثُمَّ ٱدۡعُهُنَّ يَأۡتِينَكَ سَعۡيٗاۚ وَٱعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٢٦٠ مَّثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنۢبَتَتۡ سَبۡعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنۢبُلَةٖ مِّاْئَةُ حَبَّةٖۗ وَٱللَّهُ يُضَٰعِفُ لِمَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ٢٦١ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ ثُمَّ لَا يُتۡبِعُونَ مَآ أَنفَقُواْ مَنّٗا وَلَآ أَذٗى لَّهُمۡ أَجۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ وَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٢٦٢ ۞قَوۡلٞ مَّعۡرُوفٞ وَمَغۡفِرَةٌ خَيۡرٞ مِّن صَدَقَةٖ يَتۡبَعُهَآ أَذٗىۗ وَٱللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٞ٢٦٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُبۡطِلُواْ صَدَقَٰتِكُم بِٱلۡمَنِّ وَٱلۡأَذَىٰ كَٱلَّذِي يُنفِقُ مَالَهُۥ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۖ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ صَفۡوَانٍ عَلَيۡهِ تُرَابٞ فَأَصَابَهُۥ وَابِلٞ فَتَرَكَهُۥ صَلۡدٗاۖ لَّا يَقۡدِرُونَ عَلَىٰ شَيۡءٖ مِّمَّا كَسَبُواْۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٢٦٤ [البقرة: ۲۶۰-۲۶۴].

(۲۶۰) و- ای پیامبر- به یاد آور آنگاه که ابراهیم ÷ گفت: پروردگارا چگونگی زندهکردن مردگان را به چشم من نشان بده؟! الله خطاب به او فرمود: آیا به این موضوع ایمان نیاوردهای؟ ابراهیم ÷ گفت: چرا ایمان آوردهام، اما میخواهم که آرامش دلم بیشتر شود، آنگاه الله به او فرمان داد و فرمود: چهار پرنده بگیر، و آنها را با یکدیگر مخلوط و ریز ریز کن، سپس مقداری از آنها را بر روی هر یک از کوههای اطرافت قرار بده، سپس آنها را صدا بزن، آنگاه درحالیکه زندگی به آنها بازگشته است به سرعت به‏سوی تو میآیند. و ای ابراهیم ÷ بدان که الله در فرمانروایی خویش شکستناپذیر است و در امر و شرع و آفرینش خویش بسیار داناست.

(۲۶۱) مثال ثواب مؤمنان که اموال‏شان را در راه الله هزینه میکنند، مانند دانهای است که کشاورز آن را در زمین پاکی مینشاند، سپس هفت خوشه میرویاند که در هر خوشه صد دانه است، و الله ثواب را برای هرکس از بندگانش که بخواهد چندبرابر می‏کند، یعنی بدون محاسبه پاداش آنها را میدهد، و الله دارای فضل و بخشش گسترده است و میداند که چه کسی سزاوار است تا ثوابش چندبرابر شود.

(۲۶۲) کسانیکه اموال‏شان را در فرمان‏برداری و خشنودی الله میبخشند و سپس بخشش خویش را با منت بر مردم با قول یا عمل، که ثوابش را باطل میکند دنبال نمیکنند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است، و به دلیل آسایش و نعمتهای فراوانی که دارند، در هر آنچه که در آینده انجام خواهند داد بیمی بر آنها نیست و بر آنچه که قبلاً انجام دادهاند اندوهگین نیستند.

(۲۶۳) سخنی پسندیده که شادمانی را بر دل مؤمن مینشاند و بخشیدن کسیکه به تو بدی کرده است؛ بهتر از صدقهای است که با منتنهادن بر کسیکه به او صدقه داده شده است آزاری به همراه دارد، و الله از بندگانش بینیاز است و بسیار بردبار است و در عذاب آنها تعجیل نمیکند.

(۲۶۴) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، پاداش صدقات‏تان را با منت بر کسیکه به او صدقه داده شده است و آزار رساندن او، فاسد نکنید، زیرا مثال کسیکه چنین کاری کند مانند کسی است که مالش را به این هدف که مردم او را ببینند و ستایش کنند میبخشد، درحالیکه کافر است و به الله و روز آخرت و پاداش و مجازات آن روز ایمان ندارد، پس مثال چنین شخصی، مانند سنگ صافی است که روی آن خاکی نشسته است، آنگاه باران شدیدی بر روی آن سنگ میبارد و خاک را از سنگ دور میسازد و آن را صاف و بدون اینکه چیزی بر رویش باشد می‏گذارد، ثواب اعمال و نفقات این ریاکاران نیز از بین میرود و ذرهای از آن نزد الله باقی نمیماند، و الله کافران را به‏سوی آنچه که او تعالی را خشنود میسازد و در اعمال و نفقات آنها فایده میرساند هدایت نمیکند.

برخی فواید آیات:

• مراتب ایمان به الله و منازل یقین، متفاوت هستند و مرز مشخصی ندارند، و هرچه بنده در آیات شرعیه و کونیه الله متعال بیشتر توجه کند، بر ایمان و یقین او افزوده میشود.

• برانگیختن مخلوقات پس از مرگ‏شان توسط الله متعال، دلیل آشکاری بر قدرت و بزرگی کامل او سبحانه است.

• فضیلت انفاق در راه الله و بزرگی ثوابش؛ آنگاه که نیت نیکی همراهش باشد و آزار و منتی که عمل را باطل نکند به آن ملحق نشود.

• از بهترین مواردی که انسان میتواند برای مردم ارائه کند، خوشاخلاقی و خوشرفتاری و گذشت از بدکردار است.

﴿وَمَثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمُ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِ وَتَثۡبِيتٗا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ كَمَثَلِ جَنَّةِۢ بِرَبۡوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٞ فَ‍َٔاتَتۡ أُكُلَهَا ضِعۡفَيۡنِ فَإِن لَّمۡ يُصِبۡهَا وَابِلٞ فَطَلّٞۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ٢٦٥ أَيَوَدُّ أَحَدُكُمۡ أَن تَكُونَ لَهُۥ جَنَّةٞ مِّن نَّخِيلٖ وَأَعۡنَابٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ لَهُۥ فِيهَا مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ وَأَصَابَهُ ٱلۡكِبَرُ وَلَهُۥ ذُرِّيَّةٞ ضُعَفَآءُ فَأَصَابَهَآ إِعۡصَارٞ فِيهِ نَارٞ فَٱحۡتَرَقَتۡۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَتَفَكَّرُونَ٢٦٦ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنفِقُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا كَسَبۡتُمۡ وَمِمَّآ أَخۡرَجۡنَا لَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِۖ وَلَا تَيَمَّمُواْ ٱلۡخَبِيثَ مِنۡهُ تُنفِقُونَ وَلَسۡتُم بِ‍َٔاخِذِيهِ إِلَّآ أَن تُغۡمِضُواْ فِيهِۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ٢٦٧ ٱلشَّيۡطَٰنُ يَعِدُكُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَيَأۡمُرُكُم بِٱلۡفَحۡشَآءِۖ وَٱللَّهُ يَعِدُكُم مَّغۡفِرَةٗ مِّنۡهُ وَفَضۡلٗاۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ٢٦٨ يُؤۡتِي ٱلۡحِكۡمَةَ مَن يَشَآءُۚ وَمَن يُؤۡتَ ٱلۡحِكۡمَةَ فَقَدۡ أُوتِيَ خَيۡرٗا كَثِيرٗاۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ٢٦٩ [البقرة: ۲۶۵-۲۶۹].

(۲۶۵) و مثال مؤمنان که اموال‏شان را برای طلب خشنودی الله و آسودهخاطر کردن خودشان با وفا به وعدۀ الله و با رضایت انفاق میکنند، مانند باغی است که بر مکان مرتفع و پاکی قرار دارد، که باران شدیدی به آن برسد، آنگاه چندبرابر میوه بدهد، و اگر باران شدیدی به آن نرسد، باران سبکی هم به آن برسد به دلیل پاکی زمینش کافی است، و همچنین است نفقات مخلصان که الله آن را میپذیرد و ثوابش را چند برابر میگرداند هر چند اندک باشد، و الله نسبت به اعمال شما بیناست، پس ذره‏ای از احوال مخلصان و ریاکاران بر او پوشیده نمیماند و هر کدام را به آنچه که سزاوار است جزا خواهد داد.

سپس الله متعال برای به تصویر کشاندن حال کسیکه مالش را برای ریا انفاق می‏کند مثالی آورده و میفرماید:

(۲۶۶) آیا یکی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که آبهای گوارا در میان آن جاری باشد، و در آن باغ از انواع میوههای پاک برایش باشد، و صاحب باغ چنان پیر و سالخورده شود که توانایی کار و کسب نداشته باشد، و فرزندانی خردسال و ضعیف داشته باشد که نتوانند کار کنند، آنگاه باد بسیار تندی که در آن آتش شدیدی وجود دارد به آن اصابت کند و تمام باغ را بسوزاند، درحالیکه آن شخص به دلیل سالخوردگی خودش و ضعف فرزندانش، بیشترین نیاز را به آن باغ دارد؟! پس حال کسیکه مالش را انفاق میکند تا مردم ببینند مانند این مرد است؛ که در روز قیامت بدون نیکیها نزد الله وارد میشود، در زمانیکه بیشترین نیاز را به نیکیها دارد. همانند این بیان، الله آنچه را که در دنیا و آخرت به شما نفع میرساند بیان می‏کند باشد که در آن بیندیشید.

(۲۶۷) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، از مال حلال و پاکیزهای که به دست آوردهاید انفاق کنید، و از گیاهان زمین که برای‏تان رویاندهایم انفاق کنید، و به دنبال مال ناپاک نروید که از آن انفاق کنید، و اگر به دلیل کراهتی که از آن دارید، به خودتان داده میشد آن را نمیگرفتید مگر با بیمیلی و چشمپوشی؛ پس چگونه آنچه برای خود راضی نمیشوید برای الله راضی میشوید؟! و بدانید که الله از نفقات شما بینیاز است، و در ذات و افعالش ستودهشده است.

الله پس از اینکه مؤمنان را به انفاق پاکیزه فرمان داد، آنها را از نیرنگ و وسوسه‏های شیطان برحذر داشت و فرمود:

(۲۶۸) شیطان شما را از تنگدستی میترساند و بر بخل تشویق میکند، و شما را به ارتکاب گناهان و معاصی فرامیخواند، ولی الله آمرزش بزرگی برای گناهان‏تان و رزقی گسترده وعده میدهد، و الله دارای فضل گسترده، و از احوال بندگانش آگاه است.

(۲۶۹) راستی در گفتار و درستی در عمل را برای هر یک از بندگانش که بخواهد ارزانی میدارد و به هرکس چنین چیزی داده شود به‏طور قطع خیر فراوانی داده شده است و فقط صاحبان عقل کامل که از نور آن روشنایی میگیرند و به هدایتش رهنمون میشوند، از آیات الله پند و اندرز میگیرند.

برخی فواید آیات:

• مؤمنان واقعی به الله متعال، به وعدهها و ثواب الله اطمینان دارند، زیرا اموال‏شان را بدون ترس و اندوه و بدون توجه به وسوسههای شیطان مانند ترساندن از تنگدستی و نیازمندی انفاق و بخشش میکنند.

• اخلاص، از بزرگترین مواردی است که باعث برکت و رشد اعمال میشود.

• زیانکارترین مردم کسی است که عملش را به مردم نشان میدهد؛ زیرا جز مدح و ستایش مردم، ثواب دیگری بر عملش مترتب نمیشود.

﴿وَمَآ أَنفَقۡتُم مِّن نَّفَقَةٍ أَوۡ نَذَرۡتُم مِّن نَّذۡرٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُهُۥۗ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٍ٢٧٠ إِن تُبۡدُواْ ٱلصَّدَقَٰتِ فَنِعِمَّا هِيَۖ وَإِن تُخۡفُوهَا وَتُؤۡتُوهَا ٱلۡفُقَرَآءَ فَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۚ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّ‍َٔاتِكُمۡۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ٢٧١ ۞لَّيۡسَ عَلَيۡكَ هُدَىٰهُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَهۡدِي مَن يَشَآءُۗ وَمَا تُنفِقُواْ مِنۡ خَيۡرٖ فَلِأَنفُسِكُمۡۚ وَمَا تُنفِقُونَ إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ ٱللَّهِۚ وَمَا تُنفِقُواْ مِنۡ خَيۡرٖ يُوَفَّ إِلَيۡكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تُظۡلَمُونَ٢٧٢ لِلۡفُقَرَآءِ ٱلَّذِينَ أُحۡصِرُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ لَا يَسۡتَطِيعُونَ ضَرۡبٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ يَحۡسَبُهُمُ ٱلۡجَاهِلُ أَغۡنِيَآءَ مِنَ ٱلتَّعَفُّفِ تَعۡرِفُهُم بِسِيمَٰهُمۡ لَا يَسۡ‍َٔلُونَ ٱلنَّاسَ إِلۡحَافٗاۗ وَمَا تُنفِقُواْ مِنۡ خَيۡرٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌ٢٧٣ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُم بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ فَلَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ وَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٢٧٤ [البقرة: ۲۷۰-۲۷۴].

(۲۷۰) هر انفاقی که کم یا زیاد برای طلب خشنودی الله کردهاید، یا هر طاعتی که بدان مکلف نشدهاید داوطلبانه برای الله انجام دادهاید، الله از تمام آنها آگاه است و ذرهای از آن نزد او تعالی از بین نمیرود و بهترین پاداش را در قبال آن به شما خواهد داد، و ستمکاران که آنچه بر آنها واجب است را منع میکنند و از حدود الله می‏گذرند، یاورانی ندارند که عذاب روز قیامت را از آنها دفع کنند.

(۲۷۱) اگر صدقههای مالی‏تان را که میبخشید آشکارا انجام دهید، صدقۀ خوبی است، و اگر آن را پنهانی به فقرا بپردازید برای‏تان بهتر از این است که آن را آشکارا انجام دهید؛ زیرا به اخلاص نزدیکتر است. و در صدقات مخلصان، پوشش و مغفرتی برای گناهان‏شان است، و الله نسبت به اعمال‏تان داناست و ذرهای از احوال شما بر او پوشیده نمیماند.

(۲۷۲) - ای پیامبر- هدایت آنها برای قبول حق و گردننهادن بدان و واداشتن آن‏ها به حق، بر عهدۀ تو نیست، بلکه فقط راهنمایی آنها به‏سوی حق و شناساندن حق به آنها بر عهدۀ تو است؛ زیرا توفیق به حق و هدایت به آن، به دست الله است و او هرکس را بخواهد هدایت میکند. و هر خیری که انفاق کنید، نفع آن به خودتان بازمیگردد؛ زیرا الله از آن بینیاز است و انفاق شما باید خالص برای الله باشد؛ زیرا مؤمنان حقیقی فقط برای طلب خشنودی الله انفاق میکنند، و هر خیری که انفاق کنید، کم باشد یا زیاد، ثوابش کامل و بدون کاستی به شما داده خواهد شد؛ زیرا الله بر هیچکس ستم روا نمیدارد.

الله هنگامیکه انفاق در راه خویش و فراخواندن مؤمنان به آن را ذکر فرمود، مصارفی را که در آن انفاق میکنند نیز برای‏شان بیان میفرماید:

(۲۷۳) صدقات را برای فقرایی قرار دهید که جهاد در راه الله آنها را از سفر برای طلب روزی بازداشته است، کسیکه به دلیل خویشتنداری‏شان از گدایی، از حال آنها آگاه نباشد، آنها را ثروتمند میپندارد و کسیکه از حال آنها آگاهی دارد، آنها را از نشانههای‏شان میشناسد، به دلیل نیاز آشکاری که در بدنها و لباسهای‏شان است، و یکی از صفات این افراد آن است که مانند سایر فقرا که با اصرار از مردم گدایی می‏کنند، نیستند، و هر مال یا چیز دیگری که انفاق کنید، الله آن را میداند و بهترین پاداش را به خاطر آن به شما خواهد داد.

(۲۷۴) کسانیکه اموال‏شان را برای طلب خشنودی الله در شب و روز، پنهانی و آشکارا، بدون ریا و طلب شهرت انفاق میکنند، ثواب آنها در روز قیامت نزد پروردگارشان است، و به فضل و نعمت الله، در کارهایی که در آینده انجام خواهند داد ترسی بر آنها نیست و بر آنچه که از دنیا از دست دادهاند اندوهگین نیستند.

برخی فواید آیات:

• اگر مؤمن در نفقات و صدقات خویش خالصانه عمل کند، ایرادی بر او نیست که طبق مصلحت، آنها را آشکار یا پنهان کند؛ هر چند پنهانکاری از این جهت که به اخلاص نزدیکتر است، مزد و ثواب بیشتری دارد.

• دعوت مؤمنان به توجه و التفات به نیازمندانی که خویشتنداری، آنها را از اظهار حال‏شان و درخواست از مردم بازمیدارد.

• مشروعیت و ثواب زیاد انفاق در راه الله متعال در هر وقت و زمانی؛ زیرا الله مزد زیاد در دنیا و آخرت را در قبال آن وعده داده است.

﴿ٱلَّذِينَ يَأۡكُلُونَ ٱلرِّبَوٰاْ لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ ٱلَّذِي يَتَخَبَّطُهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ مِنَ ٱلۡمَسِّۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَالُوٓاْ إِنَّمَا ٱلۡبَيۡعُ مِثۡلُ ٱلرِّبَوٰاْۗ وَأَحَلَّ ٱللَّهُ ٱلۡبَيۡعَ وَحَرَّمَ ٱلرِّبَوٰاْۚ فَمَن جَآءَهُۥ مَوۡعِظَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ فَٱنتَهَىٰ فَلَهُۥ مَا سَلَفَ وَأَمۡرُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِۖ وَمَنۡ عَادَ فَأُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢٧٥ يَمۡحَقُ ٱللَّهُ ٱلرِّبَوٰاْ وَيُرۡبِي ٱلصَّدَقَٰتِۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ٢٧٦ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّكَوٰةَ لَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ وَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٢٧٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ ٱلرِّبَوٰٓاْ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٢٧٨ فَإِن لَّمۡ تَفۡعَلُواْ فَأۡذَنُواْ بِحَرۡبٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۖ وَإِن تُبۡتُمۡ فَلَكُمۡ رُءُوسُ أَمۡوَٰلِكُمۡ لَا تَظۡلِمُونَ وَلَا تُظۡلَمُونَ٢٧٩ وَإِن كَانَ ذُو عُسۡرَةٖ فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيۡسَرَةٖۚ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٢٨٠ وَٱتَّقُواْ يَوۡمٗا تُرۡجَعُونَ فِيهِ إِلَى ٱللَّهِۖ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ٢٨١ [البقرة: ۲۷۵-۲۸۱].

الله متعال پس از تشویق بر انفاق در راه خویش که همکاری و ضمانت متقابل میان مسلمانان را به همراه دارد؛ از ضد آن که ربا است برحذر داشته و میفرماید:

(۲۷۵) کسانیکه به ربا معامله میکنند و آن را میگیرند، در روز قیامت از قبرهای‏شان برنمیخیزند مگر مانند کسیکه شیطان او را مس کرده است؛ که آشفته و حیران از قبرش برمیخیزد مانند کسی که بیماری صرع دارد و در نشست و برخاستش دستپاچه و آشفته است؛ این امر به‏سبب آن است که خوردن ربا را حلال دانستند و میان ربا و درآمدهای داد و ستد که الله آنها را حلال گردانیده است تفاوتی قائل نشدند، پس گفتند: همانا بیع در حلال بودن همانند رباست، یعنی هر یک از آن دو به افزایش و رشد مال منجر میشود، الله قیاس آنها را مردود و باطل و تکذیب کرد و بیان کرد که او تعالی بیع را به دلیل فایدۀ عام و خاصی که در آن است حلال گردانیده است و ربا را به خاطر ستم و خوردن اموال مردم به باطل و بدون عوض حرام قرار داده است، پس هرکس پندی از جانب پروردگارش آمد که در آن نهی و تحذیر از ربا وجود داشت، و از آن بازایستاد و به درگاه الله توبه کرد، پس ربایی که قبلاً گرفته از آنِ اوست و گناهی در آن بر او نیست، و پس از آن، کارش در آنچه در آینده انجام خواهد داد به الله واگذار میشود، و هرکس پس از آنکه نهی از جانب الله به او رسید و حجت بر او اقامه شد، به گرفتن ربا بازگردد، در حقیقت سزاوار ورود به آتش و جاودانگی در آن است.

منظور از این جاودانگی در آتش، ماندن طولانی در آن است؛ زیرا ماندن همیشگی در آتش فقط برای کافران است، اما پیروان توحید برای همیشه در آتش نمیمانند.

الله پس از بیان انفاق در راه او تعالی و گرفتن ربا، برای بیان تفاوت جزای این دو میفرماید:

(۲۷۶) الله، مال ربوی را نابود کرده و از بین میبرد، چه به صورت حسی که آن را تلف میکند یا به نحو دیگری از بین میبرد، یا به صورت معنوی که برکت را از آن برمی‏دارد، و صدقات را با اضافهکردن ثوابش، میافزاید و رشد میدهد، چنانکه نیکی را به ده برابر تا هفتصد برابر آن و حتی تا چندین برابر آن میافزاید، و در اموال صدقهدهندگان برکات میاندازد، و الله هیچ کافر ستیزهجویی را که حرام را حلال میگرداند و در انجام معاصی و گناهان اصرار میورزد دوست ندارد.

(۲۷۷) همانا کسانیکه ایمان آوردند و از رسولش پیروی کردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را به صورت کامل همانگونه که الله حکم کرده است انجام دادند و زکات اموال‏شان را به مستحق آن پرداختند، ثواب آنها نزد پروردگارشان است، و در کارهایی که در آینده انجام خواهند داد ترسی بر آنها نیست و بر آنچه که از دنیا و نعمت‏هایش از دست دادهاند اندوهگین نیستند.

(۲۷۸) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، از الله بترسید به این ترتیب که اوامرش را اجرا کنید و نواهیاش را ترک کنید، و آنچه از اموال ربوی که نزد مردم برای‏تان باقی مانده است را طلب نکنید، اگر واقعاً به الله و به آنچه از ربا که شما را از آن نهی کرده است، ایمان دارید.

(۲۷۹) پس اگر آنچه را به آن فرمان یافتهاید انجام ندادید، به جنگ با الله و رسولش علم و یقین داشته باشید، و اگر به‏سوی الله توبه کردید و ربا را رها کردید، به اندازهای از سرمایهتان که وام دادهاید برای‏تان است، که در این صورت، با گرفتن زیاده بر سرمایهتان بر هیچکس ستم نمیکنید و با کاستن از آن بر شما ستم نمیشود.

(۲۸۰) و اگر کسیکه طلب خود را از او مطالبه میکنید چنان تنگدست است که قادر بر پرداخت بدهیاش نیست، مطالبه از او را به تأخیر اندازید تا مالی به دست آوَرَد و بتواند بدهی خویش را بپردازد، و اگر با مطالبهنکردن وام یا بخشیدن مقداری از آن بر او ببخشید، این کار برای‏تان بهتر است اگر فضیلت این کار را نزد پروردگارتان بدانید.

(۲۸۱) و از عذاب روزی بترسید که در آن روز همگی به‏سوی الله بازگردانده می‏شوید و در برابر او تعالی میایستید، آنگاه هرکس جزای خیر یا شری را که کسب کرده است میگیرد، به گونهای که با کاستن ثواب نیکیهای‏شان و نیز با افزودهشدن مجازات بدیهای‏شان بر آنها ستم نمیشود.

برخی فواید آیات:

• یکی از بزرگترین گناهان کبیره، رباخواری است؛ به همین منظور، الله متعال رباخوار را به جنگ و نابودی در دنیا و حیرانی در آخرت تهدید کرده است.

• پایبندی به احکام شریعت در معاملات مالی، باعث برکت و رشد در مال می‏شود.

• فضیلت صبر در برابر تنگدست و تخفیف بر او با بخشیدن تمام یا بخشی از بدهی او.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيۡنٍ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى فَٱكۡتُبُوهُۚ وَلۡيَكۡتُب بَّيۡنَكُمۡ كَاتِبُۢ بِٱلۡعَدۡلِۚ وَلَا يَأۡبَ كَاتِبٌ أَن يَكۡتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ ٱللَّهُۚ فَلۡيَكۡتُبۡ وَلۡيُمۡلِلِ ٱلَّذِي عَلَيۡهِ ٱلۡحَقُّ وَلۡيَتَّقِ ٱللَّهَ رَبَّهُۥ وَلَا يَبۡخَسۡ مِنۡهُ شَيۡ‍ٔٗاۚ فَإِن كَانَ ٱلَّذِي عَلَيۡهِ ٱلۡحَقُّ سَفِيهًا أَوۡ ضَعِيفًا أَوۡ لَا يَسۡتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلۡيُمۡلِلۡ وَلِيُّهُۥ بِٱلۡعَدۡلِۚ وَٱسۡتَشۡهِدُواْ شَهِيدَيۡنِ مِن رِّجَالِكُمۡۖ فَإِن لَّمۡ يَكُونَا رَجُلَيۡنِ فَرَجُلٞ وَٱمۡرَأَتَانِ مِمَّن تَرۡضَوۡنَ مِنَ ٱلشُّهَدَآءِ أَن تَضِلَّ إِحۡدَىٰهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحۡدَىٰهُمَا ٱلۡأُخۡرَىٰۚ وَلَا يَأۡبَ ٱلشُّهَدَآءُ إِذَا مَا دُعُواْۚ وَلَا تَسۡ‍َٔمُوٓاْ أَن تَكۡتُبُوهُ صَغِيرًا أَوۡ كَبِيرًا إِلَىٰٓ أَجَلِهِۦۚ ذَٰلِكُمۡ أَقۡسَطُ عِندَ ٱللَّهِ وَأَقۡوَمُ لِلشَّهَٰدَةِ وَأَدۡنَىٰٓ أَلَّا تَرۡتَابُوٓاْ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَٰرَةً حَاضِرَةٗ تُدِيرُونَهَا بَيۡنَكُمۡ فَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَلَّا تَكۡتُبُوهَاۗ وَأَشۡهِدُوٓاْ إِذَا تَبَايَعۡتُمۡۚ وَلَا يُضَآرَّ كَاتِبٞ وَلَا شَهِيدٞۚ وَإِن تَفۡعَلُواْ فَإِنَّهُۥ فُسُوقُۢ بِكُمۡۗ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱللَّهُۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ٢٨٢ [البقرة: ۲۸۲].

(۲۸۲) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، هرگاه به وامی معامله کردید، به این صورت که یکی از شما تا مدت مشخصی به دیگری وام داد، آن وام را بنویسید، و باید نویسندهای به حق و انصاف و موافق با شرع میان شما بنویسد، و کاتب نباید از نوشتن وام موافق با آنچه که الله از نوشتن به عدالت به او آموخته است خودداری کند، یعنی باید آنچه را که کسیکه حق بر عهدۀ اوست املا میکند بنویسد، تا این امر اقراری از جانب او باشد، و باید از الله که پروردگار اوست بترسد و ذرهای از اندازه یا نوع یا کیفیت وام نکاهد، پس اگر کسیکه حق بر عهدۀ اوست نتوانست به درستی عمل کند، یا به‏سبب خردسالی یا دیوانگی ضعیف بود، و یا لال و ... بود، قَیِّم او که از جانب او مسؤول است باید به حق و انصاف املا کند. و گواهی دو مرد عاقل و عادل را بطلبید، پس اگر دو مرد را نیافتید، یک مرد و دو زن را که دین و امانت‏شان مورد پسند شماست به گواهی بگیرید، تا اگر یکی از آن دو زن فراموش کرد، دیگری به یاد او آورد، و گواهان نباید هنگامیکه گواهی بر وام از آنها طلب میشود خودداری کنند، و باید هنگامی که برای ادای گواهی فراخوانده میشوند گواهی دهند، و از نوشتن وام، کم باشد یا زیاد تا مدت مشخص آن، تنبلی نکنید، زیرا نوشتن بدهی، در شریعت الله عادلانهتر و برای اقامه و ادای گواهی رساتر است و تردید در نوع و مقدار و مدت وام را بهتر برطرف میسازد، مگر اینکه تجارتی میان شما منعقد شود که کالا و بهای آن حاضر است؛ که در این حالت به دلیل عدم نیاز به نوشتن، گناهی بر شما نیست که ننویسید، و گواهگرفتن برای جلوگیری از اسباب نزاع، برای شما تشریع شده است و ضرررساندن به نویسندگان و شهود جایز نیست و بر آنها نیز جایز نیست که به کسانیکه نوشتن یا شهادت آنها را میطلبند ضرر برسانند، و اگر ضرر رسانیدید، این کار خروج از طاعت الله به نافرمانی او تعالی است. و- ای مؤمنان- از الله بترسید به این نحو که آنچه شما را به آن فرمان داده است اجرا کنید و از آنچه که شما را از آن نهی کرده است دست بکشید. و الله آنچه را که صلاح دنیا و آخرت شما در آن است به شما میآموزاند و الله به هرچیزی داناست و هیچچیز بر او پنهان نمیماند.

برخی فواید آیات:

• مشروعیت ثبتکردن وام و سایر معاملات مالی برای دفع اختلاف و تنازع.

• وجوب بیان مدت در تمام معاملات نسیه و انواع اجارهها.

• ثبوت ولایت بر کسانیکه به‏سبب ناتوانی یا کمعقلی یا خردسالی، ضعیف هستند.

• مشروعیت گواهگرفتن بر اقرار به دیون و حقوق.

• از کمال نوشتن و عدالت در آن این است که نویسنده، موضوع و الفاظ معتبر در هر معاملهای را طبق همان معامله به نیکویی بنویسد.

• ضرررسانیدن به هیچکس به‏سبب ثبت و نوشتن حقوق جایز نیست، نه از سوی صاحبان حقوق و نه از سوی نویسنده و گواه.

﴿۞وَإِن كُنتُمۡ عَلَىٰ سَفَرٖ وَلَمۡ تَجِدُواْ كَاتِبٗا فَرِهَٰنٞ مَّقۡبُوضَةٞۖ فَإِنۡ أَمِنَ بَعۡضُكُم بَعۡضٗا فَلۡيُؤَدِّ ٱلَّذِي ٱؤۡتُمِنَ أَمَٰنَتَهُۥ وَلۡيَتَّقِ ٱللَّهَ رَبَّهُۥۗ وَلَا تَكۡتُمُواْ ٱلشَّهَٰدَةَۚ وَمَن يَكۡتُمۡهَا فَإِنَّهُۥٓ ءَاثِمٞ قَلۡبُهُۥۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ عَلِيمٞ٢٨٣ لِّلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ وَإِن تُبۡدُواْ مَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ أَوۡ تُخۡفُوهُ يُحَاسِبۡكُم بِهِ ٱللَّهُۖ فَيَغۡفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ٢٨٤ ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مِن رَّبِّهِۦ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۚ كُلٌّ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ لَا نُفَرِّقُ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّن رُّسُلِهِۦۚ وَقَالُواْ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۖ غُفۡرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ٢٨٥ لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَاۚ لَهَا مَا كَسَبَتۡ وَعَلَيۡهَا مَا ٱكۡتَسَبَتۡۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ إِن نَّسِينَآ أَوۡ أَخۡطَأۡنَاۚ رَبَّنَا وَلَا تَحۡمِلۡ عَلَيۡنَآ إِصۡرٗا كَمَا حَمَلۡتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِنَاۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلۡنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦۖ وَٱعۡفُ عَنَّا وَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَآۚ أَنتَ مَوۡلَىٰنَا فَٱنصُرۡنَا عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ٢٨٦ [البقرة: ۲۸۳-۲۸۶].

(۲۸۳) و اگر در سفر بودید و نویسندهای نیافتید که سند وام را برای‏تان بنویسد، کافی است کسیکه حق بر عهدۀ اوست رهنی را به صاحب حق تحویل دهد تا ضمانتی برای حقش باشد تا زمانیکه بدهکار بدهیاش را پرداخت کند، پس اگر یکی از شما به دیگری اعتماد کرد و نه نوشتهای گرفت و نه گواه گرفت و نه رهن، و در این صورت، بدهی، در عهدۀ بدهکار امانت بود، باید آن را به طلبکارش بپردازد، و در این امانت از الله بترسد چنانکه ذرهای از آن را انکار نکند، پس اگر انکار کرد، کسیکه شاهد معامله بوده است باید شهادت دهد، و جایز نیست آن را کتمان کند، و هرکس آن را کتمان کند، دلی گناهکار دارد و الله اعمال شما را میبیند، چنانکه ذرهای بر او پنهان نمیماند و شما را در قبال اعمال‏تان جزا خواهد داد.

(۲۸۴) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، چه مخلوقات و چه پادشاهی و تدبیر، فقط از آنِ الله است، و اگر آنچه را در دلهای‏تان است آشکار کنید یا پنهان دارید، الله آن را میداند و شما را در قبال آن محاسبه خواهد کرد، پس از آن، از روی بخشش و رحمت خویش برای هرکس بخواهد میبخشد و از روی عدالت و حکمت خویش هرکس را بخواهد عذاب میکند و الله بر هر چیزی تواناست.

(۲۸۵) محمد ج، رسول الله، به تمام آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورد و مؤمنان نیز ایمان آوردند، تمام آنها به الله ایمان آوردند و به تمام فرشتگان ایمان آوردند و به تمام کتابهای الله که بر پیامبران نازل کرده و تمام رسولانی که فرستاده است، ایمان آوردند؛ و با ایمان به آنها، گفتند: میان هیچیک از رسولان الله تفاوت نمیگذاریم، و گفتند: آنچه را که ما را به آن امر فرمودی و آنچه را که ما را از آن نهی فرمودی شنیدیم، و با انجام آنچه به آن امر فرمودی و ترک آنچه از آن نهی فرمودی از تو فرمان‏برداری کردیم، و از تو تقاضا داریم که ای پروردگار ما، ما را بیامرز؛ زیرا بازگشت تمام امور ما، فقط به‏سوی توست.

(۲۸۶) الله هیچکس را جز به اعمالی که در توانش است مکلف نمیکند؛ زیرا دین الله بر آسانی استوار است و مشقتی در آن نیست، پس هرکس خیری کسب کرده باشد، ثواب عملش بدون اینکه ذرهای از آن کاسته شود برای اوست، و هرکس بدیای کسب کرده باشد، مجازات گناهی که کسب کرده برایش است و دیگری بار گناه او را به دوش نمیکشد. و رسولان و مؤمنان گفتند: پروردگارا اگر بدون قصد، در رفتار یا گفتار فراموش یا اشتباه کردیم، ما را مجازات نکن، پروردگارا ما را به آنچه بر ما دشوار است و توانش را نداریم مکلف نفرما، چنانکه کسانی را که پیش از ما بودند مانند یهودیان، برای مجازات ستم‏شان، آنها را مکلف کردی، و اوامر و نواهیای را که بر ما دشوار است و توانش را نداریم بر ما تحمیل نکن، و از گناهان‏مان درگذر، و ما را بیامرز، و به فضل خویش بر ما رحم فرما، که تو سرپرست و یاور ما هستی، پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان.

برخی فواید آیات:

• جواز دریافت رهن برای ضمانت حقوق در صورت عدم توانایی بر ثبت حق، مگر اینکه معاملهگران به یکدیگر اعتماد کنند.

• حرمت کتمان شهادت و گناه کسیکه آن را پنهان کرده و ادا نکند.

• علم و آگاهی کامل الله متعال بر مخلوقاتش، و قدرت کامل او برای محاسبۀ آنها در قبال اعمالی که انجام دادهاند.

• در آیۀ فوق، ارکان و اصول ایمان بیان شده است.

• دین اسلام بر آسانی و رفع حرج و مشقت از بندگان استوار است، یعنی الله آن‏ها را به آنچه از توان‏شان خارج است مکلف نمیگرداند و در قبال آنچه توانش را ندارند مؤاخذه نمیکند.

[۲] یکی از بزرگترین خطاها در ترجمه قرآن که متاسفانه به شدت رایج است و روافض و صوفی‌ها به عمد از آن سوء استفاده نموده‌اند، ترجمه دو کلمه «عبادت» و «دعا» و مشتقات آن دو، به کلمه «پرستش» است. این درحالی است که عبادت، معنای وسیعی را در برمی‌گیرد. برخی از انواع عبادت عبارتند از: گفتن شهادتین، نماز، زکات، روزه، حج، جهاد در راه الله، امر به معروف، نهی از منکر، دعا و استغاثه (فریادرسی)، توکل، استعانت، قربانی، نذر و ... . مفهومی که خوانندۀ ترجمه از کلمه «پرستش» برداشت می‌کند، در واقع تصویری محدود از «عبادت» است و به هیچ عنوان مفهوم کلمه «عبادت» یا «دعا» را پوشش نمی‌دهد. این جاست که خواننده در استغاثه و دعا و نذر برای غیر الله مفهوم پرستش و شرک را در نیافته و به آن دچار می‌شود. از این رو سعی شده در ترجمه پیش‎رو اشتباه مذکور تصحیح گردد. (مصحح) [۳] نه شریکانی که مشرکان برای الله متعال در نظر می‌گیرند. (مصحح) [۴] ازدواج با زن، دخول و سپس طلاق او، توسط مرد دوم به نیّت حلال کردن زن برای شوهر اول؛ که به این عمل حلاله کردن یا تحلیل می‌گویند و این عمل حرام است؛ به دلیل این حدیث رسول الله ج: «لَعَنَ اللهُ الْمُحَلِّلَ، وَالْمُحَلَّلَ لَهُ»:[سنن ابی داود: ۲۰۷۶ و احمد و نسائی و ترمذی و ابن ماجه]: «الله لعنت کرده است فرد حلال کننده را و نیز آن کسی را که زن برایش حلال کرده شده است». (مصحح)

سورة آل عمران (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓمٓ١ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُ٢ نَزَّلَ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ وَأَنزَلَ ٱلتَّوۡرَىٰةَ وَٱلۡإِنجِيلَ٣ مِن قَبۡلُ هُدٗى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ ٱلۡفُرۡقَانَۗ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٍ٤ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَخۡفَىٰ عَلَيۡهِ شَيۡءٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ٥ هُوَ ٱلَّذِي يُصَوِّرُكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡحَامِ كَيۡفَ يَشَآءُۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٦ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۡهُ ءَايَٰتٞ مُّحۡكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٞۖ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمۡ زَيۡغٞ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنۡهُ ٱبۡتِغَآءَ ٱلۡفِتۡنَةِ وَٱبۡتِغَآءَ تَأۡوِيلِهِۦۖ وَمَا يَعۡلَمُ تَأۡوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُۗ وَٱلرَّٰسِخُونَ فِي ٱلۡعِلۡمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ كُلّٞ مِّنۡ عِندِ رَبِّنَاۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ٧ رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَيۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةًۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ٨ رَبَّنَآ إِنَّكَ جَامِعُ ٱلنَّاسِ لِيَوۡمٖ لَّا رَيۡبَ فِيهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُخۡلِفُ ٱلۡمِيعَادَ٩ [آل عمران: ۱-۹].

برخی مقاصد سوره:

مراقبت بر اسلام پس از تکمیل و بیان آن، و پاسخ به شبهات اهل کتاب، به خصوص نصاری.

تفسیر:

این سوره مدنی است و وجه تسمیۀ آن، بیان آل عمران در آیۀ ۳۳ است.

(۱) الٓمٓ مانند این حرف مقطعه در سورۀ بقره آمد. در حروف مقطعه به ناتوانی عرب از آوردن مانندی برای این قرآن اشاره شده است درحالیکه قرآن از مانند همین حروف که این سوره با آن آغاز شده است تشکیل یافته و آنها نیز کلام‏شان را از همین حروف میسازند.

(۲) الله همان یگانه معبود برحقی است که شریکی در عبادت ندارد، زندهای است که حیات کامل بدون مرگ و نقصی دارد. پابرجایی است که به ذات خویش استوار است و از تمام مخلوقاتش بینیاز است، و تمام مخلوقات قائم به او هستند چنانکه در تمام احوال‏شان به او نیازمند هستند.

(۳) (۴) - ای پیامبر- الله قرآن را با اخبار راست و احکام عادلانه بر تو نازل کرد که موافق کتابهای پیش از خود است و تعارضی میان آنها نیست، و پیش از نزول قرآن بر تو، تورات را بر موسی ÷ و انجیل را بر عیسی ÷ فرو فرستاد، و تمام این کتاب‏های الهی، مایۀ هدایت و راهنمایی مردم به آنچه که صلاح دین و دنیای‏شان است میباشند، و فرقان را که با آن حق از باطل و هدایت از گمراهی شناخته میشود فرو فرستاد. و برای کسانیکه به آیات الله که بر تو فرو فرستاد کفر ورزیدند، عذاب سختی است. و الله شکستناپذیری است که هیچچیز بر او چیره نمیشود و از کسیکه رسولانش را تکذیب کند و با فرمانش مخالفت ورزد، انتقام میگیرد.

(۵) همانا هیچچیز نه در زمین و نه در آسمان بر الله پوشیده نمیماند، و علم او تعالی به ظاهر و باطن تمام اشیا احاطه دارد.

(۶) او کسی است که شما را به صورتهای گوناگونی در شکمهای مادران‏تان به هرگونه که بخواهد، مذکر یا مؤنث، زیبا یا زشت، سفید یا سیاه میآفریند، معبود بر حقی جز او نیست، شکستناپذیری است که مغلوب نمیشود، و در آفرینش و تدبیر و حکمش بسیار داناست.

(۷) - ای پیامبر- او کسی است که قرآن را بر تو فرو فرستاد، که بخشی از آن، آیاتی است که دلالت واضحی دارند و هیچ ابهامی در آنها نیست، آنها اصل و بخش بزرگ کتاب و هنگام اختلاف، مرجع هستند، و بخشی از آن، آیات دیگری است که بیش از یک معنا دارند و معنایش بر اکثر مردم پوشیده است، اما کسانیکه انحراف از حق در دلهای‏شان است، آیات محکم را رها میکنند و آیات متشابه را که بیش از یک معنا دارد میگیرند؛ آنها با این کار، به دنبال شبههافکنی و گمراهساختن مردم و تأویل آیات متشابه بر اساس خواهشات نفسانی‏شان و طبق آنچه موافق مذاهب فاسدشان است میباشند، درحالیکه معانی حقیقی این آیات و سرانجام آن را که به آن تأویل میشود، کسی جز الله نمیداند. و ثابتقدمان در علم که توانایی علمی کسب کردهاند میگویند: به تمام قرآن ایمان آوردیم؛ زیرا تمام آن از جانب پروردگارمان است، و متشابه قرآن را با محکمات آن تفسیر میکنند. و فقط صاحبان عقلِ سلیم پند میگیرند و متذکر میشوند.

(۸) این ثابتقدمان میگویند: پروردگارا پس از اینکه ما را به‏سوی حق هدایت فرمودی، دلهای‏مان را از حق بازنگردان، و ما را از آنچه که منحرفان از حق به آن گرفتار شدند محافظت فرما، و رحمتی گسترده از جانب خویش که با آن دلهای‏مان را هدایت کنی بر ما ببخش، و ما را از گمراهی محافظت بفرما، که – ای پروردگار ما- بسیار بخشنده و عطاکننده هستی.

(۹) پروردگارا تو همۀ مردم را در روزی که هیچ تردیدی در آن نیست، برای محاسبۀ آنها به‏سوی خویش گرد خواهی آورد، آن روز بدون شک میآید، - ای پروردگار ما- به درستی که تو خلاف وعده نمیکنی.

برخی فواید آیات:

• الله با فرستادن رسولان و کتابهایی که به‏سوی حق هدایت میکنند و از باطل بازمیدارند، حجت را بر مردم اقامه کرده است و عذر را از آنها برطرف ساخته است.

• علم و احاطۀ کامل الله متعال به مخلوقاتش؛ چنانکه هیچچیز، چه آشکار و چه نهان، نه در زمین و نه در آسمان، بر او پوشیده نمیماند.

• از اصول اهل ایمان ثابتقدم در علم این است که آیات متشابه را با آیات محکم تفسیر میکنند.

• مشروعیت دعا و تقاضای پایداری بر حق و هدایت در کار از الله متعال، بخصوص هنگام بروز فتنهها و شهوات.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ وَقُودُ ٱلنَّارِ١٠ كَدَأۡبِ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمۡۗ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ١١ قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ سَتُغۡلَبُونَ وَتُحۡشَرُونَ إِلَىٰ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ١٢ قَدۡ كَانَ لَكُمۡ ءَايَةٞ فِي فِئَتَيۡنِ ٱلۡتَقَتَاۖ فِئَةٞ تُقَٰتِلُ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَأُخۡرَىٰ كَافِرَةٞ يَرَوۡنَهُم مِّثۡلَيۡهِمۡ رَأۡيَ ٱلۡعَيۡنِۚ وَٱللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصۡرِهِۦ مَن يَشَآءُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّأُوْلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ١٣ زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلۡبَنِينَ وَٱلۡقَنَٰطِيرِ ٱلۡمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلۡفِضَّةِ وَٱلۡخَيۡلِ ٱلۡمُسَوَّمَةِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ وَٱلۡحَرۡثِۗ ذَٰلِكَ مَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسۡنُ ٱلۡمَ‍َٔابِ١٤ ۞قُلۡ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيۡرٖ مِّن ذَٰلِكُمۡۖ لِلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَأَزۡوَٰجٞ مُّطَهَّرَةٞ وَرِضۡوَٰنٞ مِّنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ بَصِيرُۢ بِٱلۡعِبَادِ١٥ [آل عمران: ۱۰-۱۵].

(۱۰) همانا کسانیکه به الله و رسولش کفر ورزیدند، اموال و فرزندان‏شان، عذاب الله را، نه در دنیا و نه در آخرت از آنها بازنمیدارد، و کسانیکه این صفات را دارند، هیزم جهنمی هستند که در روز قیامت با آن افروخته میشود.

(۱۱) کار این کافران، مانند کار خاندان فرعون و کسانی پیش از آنها است که به الله کفر ورزیدند و آیاتش را تکذیب کردند، آنگاه الله آنها را به‏سبب گناهان‏شان عذاب کرد، و نه اموال‏شان به آنها نفعی رساند و نه فرزندان‏شان؛ و الله برای کسیکه به او کفر ورزد و آیاتش را تکذیب کند، سختکیفر است.

(۱۲)- ای رسول- به کسانیکه با وجود اختلاف ادیان‏شان، کفر ورزیدند بگو: مؤمنان بر شما چیره خواهند شد و در حال کفر میمیرید، و الله شما را در آتش جهنم جمع میکند و جهنم بستر بدی برای شماست.

(۱۳) در رویارویی دو گروه که در روز بدر برای پیکار با هم روبرو شدند، راهنمایی و پندی برای شماست، یک گروه مؤمن بود که رسول الله ج و اصحابش بودند و در راه الله میجنگیدند تا سخن الله برتر باشد و سخن کافران خوار و حقیر شود. و دیگری گروه کافر یعنی کافران مکه بودند که از روی فخرفروشی و ریا و تعصب خارج شدند، که مؤمنان در حقیقت آنها را به چشم دو برابر خود میدیدند، آنگاه الله دوستانش را یاری کرد و او تعالی هرکس را بخواهد با یاری خویش تقویت میکند؛ در این رخداد، پند و اندرزی است برای صاحبان بصیرت، تا بدانند که پیروزی از آنِ پیروان ایمان است هر چند تعدادشان اندک باشد و شکست برای پیروان باطل است هر چند تعدادشان زیاد باشد.

(۱۴) الله متعال خبر میدهد که- برای آزمایش مردم- دوستی شهوات دنیوی را مانند زنان و فرزندان و اموال زیاد گردآوریشده از طلا و نقره و اسبان تربیتشدۀ بسیار زیبا و حیوانات از شتر و گاو و گوسفند و محصولات زمین، برای آنها آراسته است، اینها کالای زندگی دنیاست که مدتی از آن بهرهمند میشوند سپس از بین می‏رود، پس شایسته نیست که مؤمن به آنها دل بندد، و بازگشت نیکو فقط نزد الله است که همان بهشتی است که پهنای آن به وسعت آسمانها و زمین است.

چون شهوات دنیا، موقتی است، الله متعال به آنچه که از آن بهتر است متوجه می‏سازد و میفرماید:

(۱۵) - ای رسول- به آنها بگو: آیا شما را به چیزی بهتر از این شهوات باخبر سازم؟ برای کسانیکه با انجام طاعت و ترک معصیت الله، تقوای او تعالی را پیشه کردند، بهشتهایی است که از زیر کاخها و درختانش، رودهایی جاری است، بدون اینکه مرگ یا زوالی داشته باشند، برای همیشه در آنها میمانند، و همسرانی پاکیزه از هر نوع بدی در خلقت و اخلاق در آنها برای‏شان است، و افزون بر این موارد، رضایت الله بر آنها است بهگونهای که هرگز بر آنها خشم نمیگیرد، و الله به احوال بندگانش بیناست، ذرهای از اعمال آنها بر او پوشیده نمیماند و جزای اعمال‏شان را به آنها خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• غرور کافران به اموال و فرزندان‏شان، آنها را در روز قیامت از عذاب الله متعال آنگاه که بر آنها فرو فرستاده شود بینیاز نمیسازد.

• در حقیقت، پیروزی تنها با تعداد و تجهیزات حاصل نمیشود، بلکه فقط به تأیید و یاری الله متعال است.

• الله متعال، انواع شهوات دنیا را برای مردم آراسته است تا آنها را بیازماید، و کسانی را که در برابر حدودش بازمیایستند از کسانیکه از آن تجاوز میکنند، معلوم کند.

• تمام نعمتها و لذتهای دنیا، اندک و نابودشدنی هستند، و با نعمتهای بزرگ و جاودان آخرت قابل مقایسه نیستند.

﴿ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ إِنَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ١٦ ٱلصَّٰبِرِينَ وَٱلصَّٰدِقِينَ وَٱلۡقَٰنِتِينَ وَٱلۡمُنفِقِينَ وَٱلۡمُسۡتَغۡفِرِينَ بِٱلۡأَسۡحَارِ١٧ شَهِدَ ٱللَّهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَأُوْلُواْ ٱلۡعِلۡمِ قَآئِمَۢا بِٱلۡقِسۡطِۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ١٨ إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلۡإِسۡلَٰمُۗ وَمَا ٱخۡتَلَفَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۗ وَمَن يَكۡفُرۡ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ١٩ فَإِنۡ حَآجُّوكَ فَقُلۡ أَسۡلَمۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِۗ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡأُمِّيِّ‍ۧنَ ءَأَسۡلَمۡتُمۡۚ فَإِنۡ أَسۡلَمُواْ فَقَدِ ٱهۡتَدَواْۖ وَّإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّمَا عَلَيۡكَ ٱلۡبَلَٰغُۗ وَٱللَّهُ بَصِيرُۢ بِٱلۡعِبَادِ٢٠ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡفُرُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقۡتُلُونَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ بِغَيۡرِ حَقّٖ وَيَقۡتُلُونَ ٱلَّذِينَ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡقِسۡطِ مِنَ ٱلنَّاسِ فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ٢١ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ٢٢ [آل عمران: ۱۶-۲۲].

(۱۶) این بهشتیان، همان کسانی هستند که در دعا به درگاه پروردگارشان می‏گویند: پروردگار همانا ما به تو و به آنچه که بر رسولانت فرو فرستادی ایمان آوردیم و از شریعت تو پیروی کردیم؛ پس گناهانی را که مرتکب شدهایم بیامرز و ما را از عذاب آتش دور گردان.

(۱۷) آنها بر انجام طاعات و ترک بدیها و در برابر مصیبتهایی که به آنها می‏رسد شکیبا هستند، و در اقوال و اعمال‏شان راستگو هستند، و به‏صورت کامل از الله اطاعت میکنند و اموال‏شان را در راه الله انفاق میکنند، و در پایان شب آمرزش می‏طلبند؛ زیرا دعا در این هنگام به اجابت نزدیکتر است و دل در شب از مشغلهها خالی است.

(۱۸) الله با اقامۀ آیات شرعیه و کونیه که بر الوهیت او دلالت دارند گواهی میدهد که فقط او معبود بر حق است و فرشتگان بر این امر گواهی میدهند و علما با بیان توحید و دعوت به آن بر این امر گواهی میدهند، که بر بزرگترین امرِ گواهی داده شده که همان توحید الله و قیام او تعالی با عدالت در آفرینش و قوانین شریعت است گواهی میدهند، هیچ معبود برحقی جز او نیست، او شکستناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود و در آفرینش و تدبیر و تشریعش بسیار داناست.

(۱۹) در حقیقت، دین پسندیده نزد الله، همان اسلام است که عبارت است از: تنها از الله فرمان‏برداری کردن با طاعت و تسلیمشدن در برابر او در عبودیت؛ و ایمان به تمام رسولان تا خاتم آنها محمد ج؛ کسیکه الله رسالتها را به او پایان داد، پس شریعتی جز شریعت او پذیرفته نمیشود. و یهودیان و نصاری در دین‏شان اختلاف نکردند و در گروهها و دستهها پراکنده نشدند مگر به‏سبب حسادت و طمعی که بر دنیا داشتند پس از اینکه با علمی که نزدشان آمد حجت بر آنها اقامه شد. و هرکس به آیات الله که بر رسولش فرو فرستاده است کفر ورزد؛ همانا الله برای کسیکه به او کفر ورزد و رسولانش را تکذیب کند، حسابرسی، سریع است.

(۲۰) - ای رسول- اگر در حقیقتی که بر تو نازل شده است با تو جدل کردند، در پاسخ به آنها بگو: من و مؤمنانی که از من پیروی کردند، خود را به الله تسلیم نمودیم، و – ای رسول- به اهل کتاب و مشرکان بگو: آیا مخلصانه و با پیروی از آنچه آوردهام، به الله متعال اسلام آوردهاید؟ پس اگر به الله اسلام آوردند و از شریعت تو پیروی کردند، به‏طور قطع راه هدایت را پیمودهاند، و اگر از اسلام روی برگرداندند، چیزی بر عهدۀ تو نیست جز اینکه آنچه را به آن رسالت یافتهای به آنها برسانی و سروکارشان با الله است، و او تعالی نسبت به بندگانش بیناست و هرکسی را به‏خاطر عملش جزا خواهد داد.

(۲۱) همانا کسانیکه به حجتهای الله که بر آنها فرو فرستاده است کفر میورزند و پیامبرانش را به ناحق و فقط از روی ستم و دشمنی میکشند، و امرکنندگان به معروف و نهیکنندگان از منکر را که به عدالت امر میکنند به قتل میرسانند، این کافران قاتل را به عذابی دردآور بشارت ده.

(۲۲) کسانیکه دارای این صفات هستند، اعمال‏شان باطل شده است، چنانکه نه در دنیا از آن بهرهمند میشوند و نه در آخرت؛ زیرا به الله ایمان ندارند و یاورانی ندارند که عذاب را از آنها دور سازد.

برخی فواید آیات:

• ایمان به الله متعال و پیروی از آنچه رسول آورده است، بزرگترین عامل پوشاندن گناهان و محافظت از عذاب آتش است.

• الوهیت الله متعال بزرگترین گواهی و حقیقت است و به همین دلیل است که الله آن را برای خویش گواهی میدهد و فرشتگان و صاحبان دانش از میان مخلوقات نیز به آن گواهی میدهند.

• ستم و حسادت، از بزرگترین اسباب نزاع و انحراف از حق است.

﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبٗا مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ يُدۡعَوۡنَ إِلَىٰ كِتَٰبِ ٱللَّهِ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٞ مِّنۡهُمۡ وَهُم مُّعۡرِضُونَ٢٣ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَالُواْ لَن تَمَسَّنَا ٱلنَّارُ إِلَّآ أَيَّامٗا مَّعۡدُودَٰتٖۖ وَغَرَّهُمۡ فِي دِينِهِم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ٢٤ فَكَيۡفَ إِذَا جَمَعۡنَٰهُمۡ لِيَوۡمٖ لَّا رَيۡبَ فِيهِ وَوُفِّيَتۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ٢٥ قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُۖ بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٢٦ تُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَتُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِۖ وَتُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَتُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّۖ وَتَرۡزُقُ مَن تَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ٢٧ لَّا يَتَّخِذِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ فَلَيۡسَ مِنَ ٱللَّهِ فِي شَيۡءٍ إِلَّآ أَن تَتَّقُواْ مِنۡهُمۡ تُقَىٰةٗۗ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفۡسَهُۥۗ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ٢٨ قُلۡ إِن تُخۡفُواْ مَا فِي صُدُورِكُمۡ أَوۡ تُبۡدُوهُ يَعۡلَمۡهُ ٱللَّهُۗ وَيَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٢٩ [آل عمران: ۲۳-۲۹].

(۲۳) - ای پیامبر- آیا به حال یهودیان که الله بهرهای از علم تورات و آنچه که بر نبوت تو دلالت دارد به آنها داد ننگریستهای، که به بازگشت به کتاب الله تورات دعوت میشوند تا میان آنها در آنچه اختلاف دارند داور شود، آنگاه گروهی از علما و رؤسای‏شان با اعراض از حکم تورات که موافق شهوات‏شان نیست، رویبرمیگردانند، درحالیکه برای آنها -که مدعی پیروی از تورات هستند- بهتر بود که سریعتر از سایر مردم به داور قرار دادن آن روی میآوردند.

(۲۴) این رویگردانی و اعراض از حق برای آن است که آنها ادعا میکردند در روز قیامت، آتش جز روزهای اندکی به آنها نخواهد رسید، پس این گمان که آن را از سخنان دروغ و باطل ساخته بودند آنها را فریفت و بر الله و دینش گستاخی کردند.

(۲۵) پس حال و پشیمانی آنها چگونه است؟! در نهایتِ بدی خواهد بود، آنگاه که آنها را در روزیکه هیچ تردیدی در آن نیست یعنی روز قیامت، برای حسابرسی گرد آوریم و به هرکس جزای عملش به همان اندازه که سزاوارش است، بدون ستم با کاستن نیکیها یا افزودن بدیها، داده شود.

(۲۶)- ای رسول- برای ستایش و بزرگداشت پروردگارت بگو: بارالها تو مالک تمام فرمانرواییها در دنیا و آخرت هستی، فرمانروایی را برای هر یک از مخلوقاتت بخواهی میدهی، و آن را از هرکس بخواهی بازمیستانی، و به هر یک از آنها که بخواهی عزت میبخشی و هر یک از آنها را که بخواهی خوار میگردانی، تمام این امور به حکمت و عدالت توست، و تمام خیر فقط به دست توست و تو بر هر چیز توانایی.

(۲۷) از مظاهر قدرت تو این است که شب را در روز درمیآوری و زمان روز را طولانی میگردانی و روز را در شب درمیآوری و شب را طولانی میکنی، و زنده را از مرده بیرون میآوری، همانند بازیابی مؤمن از کافر، و کشت از دانه؛ و مرده را از زنده بیرون میآوری، مانند بازیابی کافر از مؤمن و تخم از مرغ؛ و برای هرکس بخواهی بدون محاسبه و شمارش، روزی فراوان میدهی.

(۲۸)- ای مؤمنان- کافران را به دوستی نگیرید چنانکه به‏جای مؤمنان آنها را دوست داشته باشید و یاری رسانید، و هرکس چنین کند، به‏طور قطع از الله بیزاری جسته و الله از او بیزاری جسته است، مگر اینکه بر شما قدرت داشته باشند که از آن‏ها بر خودتان بترسید، که در این صورت گناهی بر شما نیست که با اظهار نرمی در گفتار و رفتار، جلوی آزار آنها را بگیرید، به شرط آنکه دشمنی با آنها را در دل داشته باشید، و الله شما را از خویشتن میترساند، پس از او بترسید و با انجام گناهان، خودتان را در برابر خشم او قرار ندهید، و بازگشت بندگان در روز قیامت، فقط به‏سوی الله است تا آنها را در برابر اعمال‏شان جزا دهد.

(۲۹)- ای پیامبر- بگو: اگر دوستی کافران را که الله شما را از آن نهی کرده است، پنهان دارید یا آن را آشکار کنید، الله آن را میداند و ذرهای از آن بر او پوشیده نیست، و آنچه در آسمانها و زمین است را میداند و الله بر هرچیزی تواناست و هیچچیز خارج از توان او نیست.

برخی فواید آیات:

• توفیق و هدایت از جانب الله متعال است، و علم- هر چند زیاد باشد و شخص به بالاترین مراتب علمی دست یافته باشد- اگر توفیق الله همراه آن نباشد، بهرهای به انسان نمیرساند.

• فرمانروایی از آنِ الله متعال است، پس او اعطاکننده و بازدارنده، عزتبخشنده و خوارکننده است و تمام خیر به دست اوست و تمام امور به او بازمیگردد، از هیچکس جز او تقاضا نمیشود.

• خطر زیاد دوستی با کافران؛ زیرا الله متعال فاعل این کار را به بیزاریِ الله از او و محاسبه در روز قیامت تهدید کرده است.

﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗاۗ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفۡسَهُۥۗ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ٣٠ قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٣١ قُلۡ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَۖ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡكَٰفِرِينَ٣٢ ۞إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰٓ ءَادَمَ وَنُوحٗا وَءَالَ إِبۡرَٰهِيمَ وَءَالَ عِمۡرَٰنَ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ٣٣ ذُرِّيَّةَۢ بَعۡضُهَا مِنۢ بَعۡضٖۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ٣٤ إِذۡ قَالَتِ ٱمۡرَأَتُ عِمۡرَٰنَ رَبِّ إِنِّي نَذَرۡتُ لَكَ مَا فِي بَطۡنِي مُحَرَّرٗا فَتَقَبَّلۡ مِنِّيٓۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٣٥ فَلَمَّا وَضَعَتۡهَا قَالَتۡ رَبِّ إِنِّي وَضَعۡتُهَآ أُنثَىٰ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا وَضَعَتۡ وَلَيۡسَ ٱلذَّكَرُ كَٱلۡأُنثَىٰۖ وَإِنِّي سَمَّيۡتُهَا مَرۡيَمَ وَإِنِّيٓ أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ٣٦ فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٖ وَأَنۢبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنٗا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّاۖ كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيۡهَا زَكَرِيَّا ٱلۡمِحۡرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزۡقٗاۖ قَالَ يَٰمَرۡيَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَاۖ قَالَتۡ هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۖ إِنَّ ٱللَّهَ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٍ٣٧ [آل عمران: ۳۰-۳۷].

(۳۰) در روز قیامت، هرکس با عملش روبرو میشود، چه خیری انجام داده باشد که بدون کاستی به او داده میشود یا عمل بدی انجام داده باشد که آرزو میکند میان او و عمل بدش زمانی طولانی باشد، اما این آرزو چه سودی برایش دارد! و الله شما را از خود میترساند، پس با ارتکاب گناهان، خودتان را در معرض خشم او قرار ندهید و الله نسبت به بندگانش بسیار مهربان است و به همین دلیل، آنها را برحذر میدارد و میترساند.

(۳۱)- ای رسول- بگو: اگر واقعاً الله را دوست دارید، آنچه را آوردهام در ظاهر و باطن پیروی کنید، تا به محبت الله دست یابید و گناهان‏تان را بیامرزد، و الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار بخشنده و مهربان است.

(۳۲)- ای رسول- بگو: با اجرای اوامر و پرهیز از نواهی، از الله و رسولش پیروی کنید؛ پس اگر از این کار روی گرداندند، همانا الله کافران را که با فرمان او و رسولش مخالفت میکنند دوست ندارد.

(۳۳) همانا الله آدم ÷ را برگزید به این ترتیب که فرشتگانش را در برابر او به سجده فرود آورد، و نوح ÷ را برگزید اینگونه که او را به عنوان اولین رسول به‏سوی اهل زمین قرار داد؛ و خاندان ابراهیم ÷ را اینگونه برگزید که نبوت را در میان فرزندانش باقی گذاشت، و آل عمران را برگزید؛ تمام اینان را برگزید و بر مردم زمان‏شان برتری داد.

(۳۴) این پیامبران مذکور و فرزندان‏شان که از راه آنها پیروی کردند، همان نسلی هستند که بعضی از آنها از پی بعضی دیگر در توحید الله و اعمال صالح آمدند و از بعضی از آنها مکارم و فضایل را به ارث میبرد، و الله سخنان بندگانش را میشنود و از اعمال آنها آگاه است؛ به همین دلیل، هر کدام از آنها را بخواهد برمیگزیند و هر کدام از آنها را بخواهد برتری میبخشد.

(۳۵)- ای رسول- به یاد آور آنگاه که زن عمران، مادر مریم گفت: پروردگارا من بر خود واجب کردهام که حملی را که در شکم من است خالص برای خشنودی تو قرار دهم، از هر چیزی آزاد باشد تا برای تو و خانهات خدمت کند، پس آن را از من بپذیر، که تو نسبت به دعای من بسیار شنوا و نسبت به نیّت من بسیار دانا هستی.

(۳۶) آنگاه که زمان بارداریاش تمام شد و آنچه را در شکم داشت زایید، و برای عذرخواهی- چون امیدوار بود که حمل پسر باشد- گفت: پروردگارا من دختر زادهام، و الله به آنچه زادم داناتر است، و پسر که او به آن امید بسته بود مانند دختر که به او بخشیده شده بود، در توان و خلقت نیست. و من آن را مریم نامیدم، و او و فرزندانش را از شیطان راندهشده از رحمت تو، به تو پناه دادم.

(۳۷) الله نذرش را به نیکویی پذیرفت، و او را به نیکویی رشد داد، و دلهای بندگان صالح خویش را به‏سوی او متمایل کرد، و کفالت آن را برای زکریا ÷ قرار داد. هرگاه زکریا ÷ وارد مکان عبادت میشد، رزقی پاک و مهیا نزد مریم مییافت و خطاب به او میگفت: ای مریم، این رزق از کجا برای تو آمده است؟ مریم اینگونه پاسخ میداد: این روزی از جانب الله است، همانا الله برای هرکس بخواهد روزی گستردۀ بیشمار می‏دهد.

برخی فواید آیات:

• بزرگی مقام الله و سختی عذاب او، عاقل را از مخالفت با امر او تعالی برحذر میدارد.

• اثبات محبت حقیقی به الله و رسولش با پیروی از امر و نهی شریعت است، اما ادعای محبت بدون پیروی، هیچ سودی به شخص نمیرساند.

• همانا الله متعال از روی حکمت و رحمت خویش کسانی از بندگانش را که بخواهد برمیگزیند و آنها را با نبوت و عبادت برتری میبخشد، و گاهی نشانه‏های خارقالعادهای به آنها اختصاص میدهد.

﴿هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُۥۖ قَالَ رَبِّ هَبۡ لِي مِن لَّدُنكَ ذُرِّيَّةٗ طَيِّبَةًۖ إِنَّكَ سَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ٣٨ فَنَادَتۡهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٞ يُصَلِّي فِي ٱلۡمِحۡرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحۡيَىٰ مُصَدِّقَۢا بِكَلِمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَسَيِّدٗا وَحَصُورٗا وَنَبِيّٗا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٣٩ قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَٰمٞ وَقَدۡ بَلَغَنِيَ ٱلۡكِبَرُ وَٱمۡرَأَتِي عَاقِرٞۖ قَالَ كَذَٰلِكَ ٱللَّهُ يَفۡعَلُ مَا يَشَآءُ٤٠ قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ وَٱذۡكُر رَّبَّكَ كَثِيرٗا وَسَبِّحۡ بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِبۡكَٰرِ٤١ وَإِذۡ قَالَتِ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَٰمَرۡيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰكِ وَطَهَّرَكِ وَٱصۡطَفَىٰكِ عَلَىٰ نِسَآءِ ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٢ يَٰمَرۡيَمُ ٱقۡنُتِي لِرَبِّكِ وَٱسۡجُدِي وَٱرۡكَعِي مَعَ ٱلرَّٰكِعِينَ٤٣ ذَٰلِكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلۡغَيۡبِ نُوحِيهِ إِلَيۡكَۚ وَمَا كُنتَ لَدَيۡهِمۡ إِذۡ يُلۡقُونَ أَقۡلَٰمَهُمۡ أَيُّهُمۡ يَكۡفُلُ مَرۡيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيۡهِمۡ إِذۡ يَخۡتَصِمُونَ٤٤ إِذۡ قَالَتِ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَٰمَرۡيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٖ مِّنۡهُ ٱسۡمُهُ ٱلۡمَسِيحُ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ وَجِيهٗا فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَمِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ٤٥ [آل عمران: ۳۸-۴۵].

(۳۸) در آن هنگام که زکریا ÷، رزق الله متعال بر مریم دختران عمران را به صورت غیر معمول از سنتهای الله متعال در رزق و روزی دید، آرزو کرد که الله فرزندی به او روزی دهد درحالیکه سن بالایی داشت و زنش نازا بود، از این رو گفت: پروردگارا، فرزندی پاکیزه برایم ببخش، که تو دعای هرکس که تو را بخواند میشنوی و اجابت میکنی.

(۳۹) درحالیکه در قیام نماز در مکان عبادتش بود، فرشتگان خطاب به او اینگونه بر او ندا زدند: همانا الله تو را به فرزندی که برایت متولد میشود و نامش یحیی است مژده میدهد، صفت او این است که تصدیقکنندۀ سخن الله، یعنی عیسی ÷ پسر مریم- زیرا به صورتی ویژه و با سخنی از جانب الله آفریده شد- است و این فرزند، سرور قومش در علم و عبادت است، به منظور فارغشدن برای عبادت پروردگارش، نفس خویش را از شهوات، از جمله نزدیکی با زنان باز میدارد و – نیز- پیامبری از صالحان است.

(۴۰) زکریا ÷ آنگاه که فرشتگان بشارت یحیی ÷ را به او دادند گفت: پروردگارا، پس از اینکه پیر شدم و زنم نازاست و بچه نمیزاید، چگونه فرزندی برایم خواهد بود! الله در پاسخ به سخن او فرمود: مثال آفرینش یحیی با وجود کهنسالی تو و نازایی همسرت، همانند آن است که الله آنچه را که مخالف عادت مرسوم است بخواهد بیافریند؛ زیرا الله بر هر چیزی تواناست و از روی حکمت و علم خویش هرچه که بخواهد انجام میدهد.

(۴۱) زکریا ÷ گفت: پروردگارا، نشانهای برای بارداری همسرم از من برایم قرار بده، الله فرمود: نشانهای که میخواهی این است که: سه شبانهروز نمیتوانی با مردم سخن بگویی جز با اشاره و مانند آن، بدون اینکه عیبی بر تو وارد شود، پس ذکر و تسبیح الله را در آغاز و پایان روز بسیار به جای آور.

(۴۲) و – ای رسول- به یادآور آنگاه که فرشتگان خطاب به مریم گفتند: الله تو را با صفات پسندیده برگزیده است و از کاستیها پاک گردانده است و تو را بر زنان جهانیان زمانت برتری بخشیده است.

(۴۳) ای مریم، قیام در نماز را طولانی گردان، و برای پرورگارت سجده بگذار، و همراه رکوعکنندگان از بندگان صالح او تعالی، برای او رکوع بگذار.

(۴۴)- ای رسول- این خبر مذکور زکریا ÷ و مریم، از اخبار غیب است که آن را به تو وحی میکنیم و نزد آن علما و صالحان نبودی آنگاه که با یکدیگر نزاع کردند در اینکه کدامیک برای تربیت مریم شایستهتر است، تا اینکه به قرعه روی آوردند و قلم‏های‏شان را افکندند و قلم زکریا پیروز شد.

(۴۵)- ای رسول- به یادآور هنگامیکه فرشتگان گفتند: ای مریم، همانا الله فرزندی را که بدون پدر آفریده میشود و با سخنی از جانب الله است، به این ترتیب که به او میگوید: «باش» آنگاه به اذن الله فرزندی موجود میشود، به تو مژده میدهد، و نام این فرزند، عیسی مسیح ÷ پسر مریم است، که مقام بزرگی در دنیا و آخرت دارد و از مقربان به او تعالی است.

برخی فواید آیات:

• عنایت الله متعال به دوستانش؛ چنانکه آنها را از بدی دور میدارد و دعای‏شان را اجابت میکند.

• فضیلت مریم که الله او را بر زنان جهانیان برتری داد و از کاستیها پاک کرد و او را مبارک قرار داد.

• هر اندازه که نعمت الله بر بنده بیشتر شود، شکرگزاری از او تعالی با قنوت و رکوع و سجود و سایر عبادات نیز بیشتر واجب میگردد.

• مشروعیت قرعه هنگام اختلاف در آنچه که نه گواهی بر آن وجود دارد و نه قرینهای که به آن اشاره کند.

﴿وَيُكَلِّمُ ٱلنَّاسَ فِي ٱلۡمَهۡدِ وَكَهۡلٗا وَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٤٦ قَالَتۡ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٞ وَلَمۡ يَمۡسَسۡنِي بَشَرٞۖ قَالَ كَذَٰلِكِ ٱللَّهُ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ٤٧ وَيُعَلِّمُهُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَٱلتَّوۡرَىٰةَ وَٱلۡإِنجِيلَ٤٨ وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ أَنِّي قَدۡ جِئۡتُكُم بِ‍َٔايَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ أَنِّيٓ أَخۡلُقُ لَكُم مِّنَ ٱلطِّينِ كَهَيۡ‍َٔةِ ٱلطَّيۡرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۖ وَأُبۡرِئُ ٱلۡأَكۡمَهَ وَٱلۡأَبۡرَصَ وَأُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۖ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأۡكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٤٩ وَمُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيَّ مِنَ ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعۡضَ ٱلَّذِي حُرِّمَ عَلَيۡكُمۡۚ وَجِئۡتُكُم بِ‍َٔايَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ٥٠ إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ٥١ ۞فَلَمَّآ أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنۡهُمُ ٱلۡكُفۡرَ قَالَ مَنۡ أَنصَارِيٓ إِلَى ٱللَّهِۖ قَالَ ٱلۡحَوَارِيُّونَ نَحۡنُ أَنصَارُ ٱللَّهِ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَٱشۡهَدۡ بِأَنَّا مُسۡلِمُونَ٥٢ [آل عمران: ۴۶-۵۲].

(۴۶) و قبل از هنگام سخنگفتن، درحالیکه طفل خردسالی است، با مردم سخن میگوید، و در کهنسالی که توان و مردانگیاش از بین رفته است با آنها سخن می‏گوید، و آنها را به آنچه که صلاح کار دین و دنیای‏شان در آن است مورد خطاب قرار میدهد، و در گفتار و رفتار از صالحان است.

(۴۷) مریم با تعجب گفت: چگونه فرزندی خواهم داشت درحالیکه هیچ انسانی نه از طریق حلال و نه از طریق حرام تاکنون با من نزدیکی نکرده است؟! فرشته به او گفت: همانگونه که الله فرزندی بدون پدر برایت میآفریند، اگر بخواهد، آنچه را که مخالف عادت و معمول است میآفریند، یعنی وقتی چیزی را اراده کند، به آن میگوید: «باش»، آنگاه آن چیز موجود میشود، پس هیچچیز از توان او خارج نیست.

(۴۸) و نوشتن و درستی و توفیق در گفتار و رفتار را به او میآموزاند، و تورات را که بر موسی ÷ نازل کرد و انجیل را که بر او نازل خواهد کرد به او میآموزاند.

(۴۹) و – نیز- او را رسولی به‏سوی بنیاسرائیل قرار میدهد، که به آنها میگوید: من فرستادۀ الله به‏سوی شما هستم که نشانهای دال بر راستی نبوت خویش برای‏تان آوردهام و آن این است که: من از گِل مانند شکل پرنده برای‏تان میسازم، سپس در آن میدمم آنگاه به اذن الله پرندهای زنده میشود، و کور مادرزاد را شفا میدهم و بینا میگردد، و بیمار مبتلا به پیسی را شفا میدهم و پوست او سالم میشود، و مرده را زنده میگردانم، تمام این امور به اذن الله انجام میگیرد، و شما را از غذایی که به صورت پنهانی در خانههای‏تان میخورید و ذخیره میکنید خبر میدهم، همانا در این امور بزرگی که برای‏تان بیان کردم و انسان قادر بر انجامش نیست؛ نشانهای آشکار وجود دارد بر اینکه من فرستادهای از جانب الله به‏سوی شما هستم، اگر خواهان ایمان هستید و دلایل روشن را میپذیرید.

(۵۰) و – همچنین- نزد شما آمدهام تا تورات را که قبل از من نازل شده است تصدیق کنم، و برای آسانگیری و تخفیف بر شما، بعضی از آنچه را که از قبل برای‏تان حرام گردانیده شده است، حلال کنم، و دلیلی روشن برای صحت آنچه به شما گفتم برای‏تان آوردهام، پس از الله با اجرای اوامرش و ترک نواهیاش بترسید و در آنچه شما را به آن دعوت میدهم از من اطاعت کنید.

(۵۱) این امر به آن خاطر است که الله پروردگار من و شماست، زیرا تنها او شایسته است که از او فرمان‏برداری گردد و تقوای او پیشه شود، پس فقط او را عبادت کنید، که این عبادت و تقوای الله که شما را به آن فرمان میدهم، همان راه راستی است که هیچ کجی و انحرافی ندارد.

(۵۲) اما هنگامیکه عیسی ÷ اصرار بر کفر آنها را دانست، خطاب به بنیاسرائیل گفت: چه کسی مرا در دعوت به‏سوی الله یاری میکند؟ پیروان برگزیده و مخلص او گفتند: ما یاران دین الله هستیم، به الله ایمان آوردیم و از تو پیروی کردیم، و – ای عیسی- گواه باش که ما با توحید و طاعت الله، فرمان‏بردار او هستیم.

برخی فواید آیات:

• عزت و جایگاه والای نوشتن و خط؛ زیرا الله متعال این دو را قبل از سایر موارد بیان فرمود.

• یکی از سنتهای الله متعال این است که رسولانش را با آیاتی که بر راستگویی آنها دلالت دارد و انسان قادر بر انجام آنها نیست تقویت میکند.

• عیسی ÷، تخفیف بر بنیاسرائیل را در آنچه که بر اساس بعضی احکام تورات بر آنها سخت گرفته شده بود آورد، و این امر بر وقوع نسخ میان شرایع دلالت دارد.

﴿رَبَّنَآ ءَامَنَّا بِمَآ أَنزَلۡتَ وَٱتَّبَعۡنَا ٱلرَّسُولَ فَٱكۡتُبۡنَا مَعَ ٱلشَّٰهِدِينَ٥٣ وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ ٱللَّهُۖ وَٱللَّهُ خَيۡرُ ٱلۡمَٰكِرِينَ٥٤ إِذۡ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَىٰٓ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوكَ فَوۡقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِۖ ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡ فِيمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ٥٥ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدٗا فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ٥٦ وَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَيُوَفِّيهِمۡ أُجُورَهُمۡۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ٥٧ ذَٰلِكَ نَتۡلُوهُ عَلَيۡكَ مِنَ ٱلۡأٓيَٰتِ وَٱلذِّكۡرِ ٱلۡحَكِيمِ٥٨ إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَۖ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٖ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ٥٩ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ٦٠ فَمَنۡ حَآجَّكَ فِيهِ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ فَقُلۡ تَعَالَوۡاْ نَدۡعُ أَبۡنَآءَنَا وَأَبۡنَآءَكُمۡ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمۡ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمۡ ثُمَّ نَبۡتَهِلۡ فَنَجۡعَل لَّعۡنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلۡكَٰذِبِينَ٦١ [آل عمران: ۵۳-۶۱].

(۵۳) حواریون همچنین گفتند: پروردگار ما! به انجیل که آن را فرو فرستادی ایمان آوردیم و از عیسی ÷ پیروی کردیم، پس ما را در زمرۀ گواهان به حق، همان کسانیکه به تو و رسولانت ایمان آوردند قرار ده.

(۵۴) و کافران بنیاسرائیل مکر ورزیدند آنگاه که برای کشتن عیسی ÷ کوشیدند، اما الله مکرشان را به خودشان بازگرداند و آنها را در گمراهی‏شان رها کرد، و شباهت عیسی ÷ را بر مردی دیگری افکند و الله بهترین مکرزنندگان است؛ زیرا او شدیدترین مکر را در قبال دشمنانش دارد.

(۵۵) و – همچنین- الله بر آنها مکر زد آنگاه که خطاب به عیسی ÷ فرمود: ای عیسی، همانا من تو را بدون مرگ برمیگیرم و بدن و روح تو را به‏سوی خودم بالا می‏برم، و تو را از پلیدی کسانیکه به تو کفر ورزیدند پاک میگردانم و تو را از آنها دور میسازم، و تا روز قیامت، کسانی را که تو را بر دین حق- که از جملۀ آن، ایمان به محمد ج است- پیروی کردند، از نظر دلیل و عزت، بالاتر از کسانیکه به تو کفر ورزیدند قرار میدهم، سپس بازگشت شما در روز قیامت، فقط به‏سوی من است، آنگاه میان شما بر اساس حقیقتی که در آن اختلاف میکردید داوری میکنم.

(۵۶) اما کسانی را که به تو و به حقیقتی که برای‏شان آوردی کفر ورزیدند، به عذاب سختی در دنیا با کشتن و اسارت و خواری و دیگر عذابها، و در آخرت با عذاب آتش عذاب میدهم، و آنها یاورانی ندارند تا عذاب را از آنها دور کنند.

(۵۷) اما کسانیکه به تو و به حقیقتی که برای‏شان آوردی، ایمان آوردند و اعمال صالح مانند نماز و زکات و روزه و صلۀ رحم و مانند آن انجام دادند؛ الله ثواب اعمال‏شان را بدون ذرهای کاستی میدهد، و این سخن در مورد پیروی از مسیح قبل از بعثت پیامبر محمد ج است که خود مسیح به او بشارت داد، و الله ستمکاران را دوست ندارد، و بزرگترین ستم، شرک به الله متعال و تکذیب رسولانش است.

(۵۸) این خبر عیسی ÷ را که برایت میخوانیم، از نشانههای روشنی است که بر صحت آنچه بر تو نازل شده است دلالت دارد و اندرزی است برای پرهیزگاران، و حکم استواری است که باطل در آن راه ندارد.

(۵۹) همانا مثال آفرینش عیسی ÷ نزد الله، مانند آفرینش آدم از خاک و بدون پدر و مادر است، و الله فقط به او گفت: بشری باش، بلافاصله همانگونه که الله اراده کرده بود وجود یافت، پس چگونه ادعا میکنند که عیسی ÷ به این دلیل که بدون پدر آفریده شده است، معبودی است، درحالیکه اقرار میکنند آدم بشری است، درحالیکه بدون پدر و بدون مادر آفریده شده است؟!

(۶۰) در مورد عیسی ÷، حقیقتی که هیچ شکی در آن نیست، همان است که پروردگارت بر تو نازل کرد، پس از تردیدکنندگان و دودلان نباش، بلکه باید بر حقی که بر آن هستی پایداری ورزی.

(۶۱) پس – ای رسول- اگر کسانی از نصارای نجران، پس از آنکه علم صحیح در مورد عیسی ÷ برایت آمد، در مورد امر عیسی ÷ با تو مجادله کردند با این ادعا که او یکی از بندگان الله نیست، خطاب به آنها بگو: بیایید پسران ما و پسران شما و زنان ما و زنان شما و خود ما و خود شما را به حضور فراخوانیم و همگیمان جمع شویم، سپس با تضرع به درگاه الله دعا کنیم که لعنت خویش را بر دروغگویان از میان ما و شما فرو فرستد.

برخی فواید آیات:

• از کمال قدرت الله متعال این است که هرکس به دین و دوستانش مکر ورزد، مکرشان را به خودشان بازمیگرداند.

• بیان اعتقاد صحیح و واجب در مورد عیسی ÷، و بیان سازگاری آن با عقل از این جهت که امر تازهای در آفرینش نیست؛ چون آفرینش آدم که بدون پدر و بدون مادر آفریده شده است، شگفتآورتر است درحالیکه همگی به انسانبودن او ایمان دارند.

• مشروعیت مباهله میان طرفین منازعه به نحوی که در آیۀ کریمه آمده است.

﴿إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡقَصَصُ ٱلۡحَقُّۚ وَمَا مِنۡ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٦٢ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِٱلۡمُفۡسِدِينَ٦٣ قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ تَعَالَوۡاْ إِلَىٰ كَلِمَةٖ سَوَآءِۢ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمۡ أَلَّا نَعۡبُدَ إِلَّا ٱللَّهَ وَلَا نُشۡرِكَ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَتَّخِذَ بَعۡضُنَا بَعۡضًا أَرۡبَابٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِۚ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُولُواْ ٱشۡهَدُواْ بِأَنَّا مُسۡلِمُونَ٦٤ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لِمَ تُحَآجُّونَ فِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَمَآ أُنزِلَتِ ٱلتَّوۡرَىٰةُ وَٱلۡإِنجِيلُ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِهِۦٓۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ٦٥ هَٰٓأَنتُمۡ هَٰٓؤُلَآءِ حَٰجَجۡتُمۡ فِيمَا لَكُم بِهِۦ عِلۡمٞ فَلِمَ تُحَآجُّونَ فِيمَا لَيۡسَ لَكُم بِهِۦ عِلۡمٞۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ٦٦ مَا كَانَ إِبۡرَٰهِيمُ يَهُودِيّٗا وَلَا نَصۡرَانِيّٗا وَلَٰكِن كَانَ حَنِيفٗا مُّسۡلِمٗا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ٦٧ إِنَّ أَوۡلَى ٱلنَّاسِ بِإِبۡرَٰهِيمَ لَلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ وَهَٰذَا ٱلنَّبِيُّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۗ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٦٨ وَدَّت طَّآئِفَةٞ مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ لَوۡ يُضِلُّونَكُمۡ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا يَشۡعُرُونَ٦٩ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لِمَ تَكۡفُرُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَأَنتُمۡ تَشۡهَدُونَ٧٠ [آل عمران: ۶۲-۷۰].

(۶۲) همانا این سخن را که در مورد عیسی ÷ برایت بیان کردیم، همان خبر حقی است که هیچ دروغ و تردیدی در آن راه ندارد، و هیچ معبود یگانه و برحقی جز الله وجود ندارد، و همانا الله در ملک خویش شکستناپذیر و در تدبیر و امر و خلق خویش بسیار داناست.

(۶۳) پس اگر از آنچه که آوردهای روی گرداندند، و از تو پیروی نکردند، این امر به‏سبب فساد آنها است، و الله نسبت به کسانیکه در روی زمین فساد برپا میکنند داناست و آنها را به‏خاطر این کار مجازات خواهد کرد.

(۶۴)- ای رسول- بگو: ای اهل کتاب، چه یهودیان و چه نصاری، بیایید بر سخن عدلی که همگی ما در آن یکسان هستیم جمع شویم و آن اینکه: فقط الله را عبادت کنیم و هیچکس غیر او را هر چند مقام و جایگاه بالایی داشته باشد همراه او عبادت نکنیم، و برخی از ما برخی دیگر را اربابانی نگیرند که آنها را به‏جای الله عبادت و طاعت کنند، پس اگر از این حقیقت و عدلی که آنها را به‏سوی آن فرامیخوانی روی برگرداندند، پس – ای مؤمنان- به آنها بگویید: گواه باشید که ما با طاعت، تسلیم و فرمان‏بردار الله هستیم.

(۶۵) ای اهل کتاب، چرا در مورد آیین ابراهیم ÷ مجادله میکنید؟! چنانکه یهودیان ادعا میکنند که ابراهیم ÷ یهودی بود و نصرانیها ادعا میکنند که نصرانی بود، درحالیکه شما میدانید یهودیت و نصرانیت پس از مدتی طولانی از مرگ ابراهیم ÷ ظهور یافت، پس آیا با عقل خویش، به بطلان سخن و خطای پندارتان پی‏نمیبرید؟!

(۶۶) هان- ای اهل کتاب- شما در موردی از امور دین‏تان و آنچه بر شما فرو فرستاده شده است با پیامبر مجادله کردید که نسبت به آن دانشی داشتید، پس چرا در مورد امر و دین ابراهیم ÷ که نسبت به آن دانشی ندارید از آنچه که در کتابهای‏تان نیست و پیامبران‏تان آن را نیاوردهاند، مجادله میکنید؟! درحالیکه الله حقایق و باطن امور را میداند و شما نمیدانید.

(۶۷) ابراهیم ÷ نه بر آیین یهودیت بود و نه بر آیین نصرانیت، بلکه از ادیان باطل رویگردان و فقط تسلیم الله متعال بود، و چنانکه مشرکان عرب ادعا میکنند که بر آیین ابراهیم ÷ هستند، از مشرکان نیز نبود.

(۶۸) همانا سزاوارترین مردم برای انتساب به ابراهیم ÷، همان کسانی هستند که آنچه را در زمانش آورد پیروی کردند، و نیز سزاوارترین مردم به آن، این پیامبر، محمد ج است و کسانی از این امت که ایمان آوردند، و الله یاور و محافظ کسانی است که به او ایمان آوردند.

(۶۹)- ای مؤمنان- همانا علمایی از اهل کتاب چه یهودی و چه نصرانی آرزو می‏کنند که شما را از حقی که الله شما را به آن هدایت فرمود گمراه میکردند، اما جز خودشان را گمراه نمیکنند؛ زیرا کوشش آنها در گمراهساختن مؤمنان، بر گمراهی آنها میافزاید و سرانجامِ کارهای‏شان را نمیدانند.

(۷۰) ای اهل کتاب از یهود و نصاری، چرا به آیات الله و دلالت آنها بر نبوت محمد ج، که بر شما نازل فرمود کفر میورزید، درحالیکه گواهی میدهید همان حقیقتی است که کتابهای‏تان بر آن دلالت دارند؟!

برخی فواید آیات:

• تمام رسالتهای الهی بر کلمۀ عدل واحدی اتفاق دارند که عبارت است از: یگانگی الله متعال و نهی از شرک.

• اهمیت علم به تاریخ؛ زیرا گاهی از دلایل قوی برای پاسخ به ادعای پیروان باطل است.

• سزاوارترین مردم به ابراهیم ÷، کسانی هستند که بر آیین و عقیدۀ او باشند، اما مجرد ادعای انتساب به او، با وجود مخالفت با آن، هیچ سودی نمیرساند.

• آیات بر اشتیاق کافران اهل کتاب بر گمراهساختن مؤمنان این امت از روی حسادتی که دارند دلالت دارند.

﴿يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لِمَ تَلۡبِسُونَ ٱلۡحَقَّ بِٱلۡبَٰطِلِ وَتَكۡتُمُونَ ٱلۡحَقَّ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٧١ وَقَالَت طَّآئِفَةٞ مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ ءَامِنُواْ بِٱلَّذِيٓ أُنزِلَ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَجۡهَ ٱلنَّهَارِ وَٱكۡفُرُوٓاْ ءَاخِرَهُۥ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٧٢ وَلَا تُؤۡمِنُوٓاْ إِلَّا لِمَن تَبِعَ دِينَكُمۡ قُلۡ إِنَّ ٱلۡهُدَىٰ هُدَى ٱللَّهِ أَن يُؤۡتَىٰٓ أَحَدٞ مِّثۡلَ مَآ أُوتِيتُمۡ أَوۡ يُحَآجُّوكُمۡ عِندَ رَبِّكُمۡۗ قُلۡ إِنَّ ٱلۡفَضۡلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ٧٣ يَخۡتَصُّ بِرَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ٧٤ ۞وَمِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ مَنۡ إِن تَأۡمَنۡهُ بِقِنطَارٖ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيۡكَ وَمِنۡهُم مَّنۡ إِن تَأۡمَنۡهُ بِدِينَارٖ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيۡكَ إِلَّا مَا دُمۡتَ عَلَيۡهِ قَآئِمٗاۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَالُواْ لَيۡسَ عَلَيۡنَا فِي ٱلۡأُمِّيِّ‍ۧنَ سَبِيلٞ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ٧٥ بَلَىٰۚ مَنۡ أَوۡفَىٰ بِعَهۡدِهِۦ وَٱتَّقَىٰ فَإِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَّقِينَ٧٦ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَشۡتَرُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ وَأَيۡمَٰنِهِمۡ ثَمَنٗا قَلِيلًا أُوْلَٰٓئِكَ لَا خَلَٰقَ لَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيۡهِمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٧٧ [آل عمران: ۷۱-۷۷].

(۷۱) ای اهل کتاب چرا حقیقتی را که در کتابهای‏تان نازل شده است را با باطلی از نزد خودتان درمیآمیزید، و حق و هدایتی را که در کتابهای‏تان است، از جمله صحت نبوت محمد ج، پنهان میکنید، درحالیکه حق را از باطل و هدایت را از گمراهی بازمیشناسید؟!

(۷۲) گروهی از علمای یهود گفتند: در ظاهر به قرآنی که بر مؤمنان نازل شده است در اول روز ایمان بیاورید و آخر روز به آن کفر ورزید، شاید آنها به‏سبب کفر شما به آن پس از اینکه ایمان آوردید، در دین‏شان تردید کنند، آنگاه از آن برگردند و بگویند: آنها که به کتابهای الله از ما داناتر هستند از آن بازگشتهاند.

(۷۳) همچنین گفتند: و ایمان نیاورید و پیروی نکنید مگر از کسانیکه پیرو دین شما باشند، - ای رسول- بگو: بهراستی که هدایت به‏سوی حق، همان هدایت الله متعال است، نه تکذیب و دشمنیای که شما بر آن هستید، از ترس اینکه مبادا مثل فضیلتی که به شما داده شده است به کسی داده شود، یا ترس از اینکه مبادا نزد پروردگارتان در برابر شما استدلال کنند که به آنچه بر آنها نازل شده است اقرار کردید، - ای رسول- بگو: همانا فضیلت به دست الله است و آن را به هرکس از بندگانش بخواهد میدهد، فضل او از میان امتها به یک امت محدود نمیشود، و الله دارای فضل گسترده است و میداند که چه کسانی به آن سزاوار هستند.

(۷۴) رحمت خویش را به هر یک از مخلوقاتش که بخواهد اختصاص میدهد، چنانکه با هدایت و نبوت و انواع دهشها او را فضیلت میدهد و الله دارای بخششی بزرگ و بیاندازه است.

(۷۵) و از اهل کتاب، کسی هست که اگر او را بر مال زیادی امین شماری، آنچه را که به او امانت داده شده است به تو بازمیگرداند، و از آنها کسی است که اگر او را بر مال اندکی امین شماری، آنچه را به او امانت داده شده است به تو بازنمیگرداند، مگر اینکه پیوسته بر مطالبه و درخواست از او اصرار کنی. این امر به‏سبب سخن و گمان فاسدشان است که: در مورد عرب و خوردن اموال‏شان، گناهی بر ما نیست؛ چون الله این کار را به ما اجازه داده است، این دروغ را میگویند درحالیکه میدانند بر الله دروغ میبندند.

(۷۶) امر آنگونه که آنها گمان کردند نیست، بلکه بر آنها گناه است، اما هرکس به پیمان خویش با الله مبنی بر ایمان به او و رسولانش وفا کند و به پیمان خویش با مردم وفا کند و امانت را بازگرداند، و با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او بترسد؛ همانا الله پرهیزگاران را دوست دارد و در قبال این کار، گرامیترین پاداش را به آنها خواهد داد.

(۷۷) همانا کسانیکه سفارش الله به آنها را مبنی بر پیروی از آنچه که در کتابش نازل فرموده و رسولانش را با آن فرستاده است تبدیل کردند، و سوگندهای‏شان مبنی بر وفا به پیمان الله را شکستند، و آن را به بهای ناچیزی از متاع دنیا عوض کردند، سهمی از ثواب آخرت ندارند، و در روز قیامت الله به آنچه که آنها را شاد کند با آنها سخن نمیگوید، و از روی رحمت به آنها نمینگرد، و عذاب دردآوری برای‏شان است.

برخی فواید آیات:

• برخی علمای اهل کتاب، به پیروان دین‏شان نیرنگ میزنند و حقیقتی را که کتابهای‏شان بر آن دلالت میکند و رسولان‏شان آن را آوردهاند به آنها بیان نمیکنند.

• یکی از روشهای کفار، ورود به دین و ایجاد شک در آن از داخل است.

• الله متعال است که بخشنده و احسانکننده است، از روی فضل خویش به هرکس بخواهد میبخشد و از روی عدالت و حکمت خویش، هرکس را بخواهد محروم میکند، و فضل او جز با طاعتش به دست نمیآید.

• هر عوضی در دنیا در برابر ایمان به الله و وفای به پیمان او تعالی- هر چند که بزرگ باشد-، نسبت به ثواب و منازل آخرت، اندک و پست است.

﴿وَإِنَّ مِنۡهُمۡ لَفَرِيقٗا يَلۡوُۥنَ أَلۡسِنَتَهُم بِٱلۡكِتَٰبِ لِتَحۡسَبُوهُ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَمَا هُوَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَمَا هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ٧٨ مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤۡتِيَهُ ٱللَّهُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحُكۡمَ وَٱلنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادٗا لِّي مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَٰكِن كُونُواْ رَبَّٰنِيِّ‍ۧنَ بِمَا كُنتُمۡ تُعَلِّمُونَ ٱلۡكِتَٰبَ وَبِمَا كُنتُمۡ تَدۡرُسُونَ٧٩ وَلَا يَأۡمُرَكُمۡ أَن تَتَّخِذُواْ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ وَٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ أَرۡبَابًاۗ أَيَأۡمُرُكُم بِٱلۡكُفۡرِ بَعۡدَ إِذۡ أَنتُم مُّسۡلِمُونَ٨٠ وَإِذۡ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ لَمَآ ءَاتَيۡتُكُم مِّن كِتَٰبٖ وَحِكۡمَةٖ ثُمَّ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مُّصَدِّقٞ لِّمَا مَعَكُمۡ لَتُؤۡمِنُنَّ بِهِۦ وَلَتَنصُرُنَّهُۥۚ قَالَ ءَأَقۡرَرۡتُمۡ وَأَخَذۡتُمۡ عَلَىٰ ذَٰلِكُمۡ إِصۡرِيۖ قَالُوٓاْ أَقۡرَرۡنَاۚ قَالَ فَٱشۡهَدُواْ وَأَنَا۠ مَعَكُم مِّنَ ٱلشَّٰهِدِينَ٨١ فَمَن تَوَلَّىٰ بَعۡدَ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ٨٢ أَفَغَيۡرَ دِينِ ٱللَّهِ يَبۡغُونَ وَلَهُۥٓ أَسۡلَمَ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ طَوۡعٗا وَكَرۡهٗا وَإِلَيۡهِ يُرۡجَعُونَ٨٣ [آل عمران: ۷۸-۸۳].

(۷۸) و گروهی از یهود هستند که زبانهای‏شان را با بیان آنچه که از توراتِ نازلشده از سوی الله نیست میچرخانند، تا شما گمان کنید که آنها تورات میخوانند، درحالیکه از تورات نیست، بلکه به الله دروغ و افترا میبندند و میگویند: آنچه می‏خوانیم از جانب الله نازل شده است، درحالیکه از جانب الله نیست، و بر الله دروغ میبندند درحالیکه از دروغ‏شان بر الله و رسولانش آگاه هستند.

(۷۹) برای هیچ بشری سزاوار نیست که الله کتابی نازلشده از جانب خود به او بدهد و علم و فهم به او روزی دهد و او را به عنوان پیامبر برگزیند، سپس او به مردم بگوید: به جای الله، عبادت کنندگانِ من باشید، بلکه باید به آنها بگوید: به این سبب که کتاب نازلشده را به مردم تعلیم میدادید و از روی حفظ و فهم آن را به مردم درس میدادید، علمای عامل و تربیتکننده برای مردم و اصلاحکنندۀ امورشان باشید.

(۸۰) و – همچنین- او را نسزد که به شما امر کند فرشتگان و پیامبران را اربابانی بگیرید که به‏جای الله آنها را عبادت کنید، آیا برای او جایز است پس از اینکه به او گردن نهادید و تسلیم او شدید، شما را به کفر به الله فرمان دهد؟!

(۸۱) - ای رسول- به یادآور آنگاه که الله پیمان محکم از انبیا گرفت و به آنها فرمود: هرگاه کتابی که بر شما نازل میکنم و حکمتی که آن را به شما میآموزانم به شما دادم، و یکی از شما به مکانت و جایگاهی رسید، سپس رسولی از جانب من – یعنی محمد ج- نزدتان آمد که کتاب و حکمتی را که با شماست تصدیق کرد؛ حتماً به آنچه آورده است ایمان بیاورید، و حتماً با پیروی از او، به او یاری رسانید، پس – ای پیامبران- آیا بر این امر اقرار دارید، و پیمان محکم من در این مورد را پذیرفتید؟ آنگاه پیامبران پاسخ دادند: به آن اقرار کردیم، الله فرمود: بر خودتان و امتهای‏تان گواهی دهید، و من نیز همراه شما از گواهان بر شما و آنها هستم.

(۸۲) پس هرکس بعد از این پیمان که با گواهی الله و رسولانش محکم شده، روی گرداند، آنها از دین و طاعت الله خارج هستند.

(۸۳) آیا این خارجشدگان از دین و طاعت الله، غیر از دین الله که آن را برای بندگانش برگزید – یعنی اسلام- را طلب میکنند؟! درحالیکه تمام مخلوقات آسمانها و زمین، به دلخواه مانند مؤمنان، یا به اجبار مانند کافران، بر او سبحانه گردن نهادهاند و تسلیم او شدهاند، سپس در روز قیامت تمام مخلوقات برای محاسبه و جزا به‏سوی او تعالی بازمیگردند.

برخی فواید آیات:

• گمراهی و مکر علمای یهود در تحریم کلام الله، و دروغگویی آنها به مردم از این جهت که سخن الله متعال را تغییر دادند.

• هرکس ادعا میکند که بر دین یکی از پیامبران الله است، تا زمانیکه به محمد ج ایمان نیاورده است، پیمان خویش با الله متعال را شکسته است.

• بالاترین مردم از نظر منزلت، علمای ربانی هستند که هم علم دارند وهم عمل و مردم را بر این اساس تربیت میکنند.

• بزرگترین گمراهی، رویگردانی از دین الله متعال است که تمام مخلوقات نیکوکار و بدکردار تسلیم او هستند.

﴿قُلۡ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا وَمَآ أُنزِلَ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَٱلۡأَسۡبَاطِ وَمَآ أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَٱلنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمۡ لَا نُفَرِّقُ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّنۡهُمۡ وَنَحۡنُ لَهُۥ مُسۡلِمُونَ٨٤ وَمَن يَبۡتَغِ غَيۡرَ ٱلۡإِسۡلَٰمِ دِينٗا فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡهُ وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٨٥ كَيۡفَ يَهۡدِي ٱللَّهُ قَوۡمٗا كَفَرُواْ بَعۡدَ إِيمَٰنِهِمۡ وَشَهِدُوٓاْ أَنَّ ٱلرَّسُولَ حَقّٞ وَجَآءَهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُۚ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ٨٦ أُوْلَٰٓئِكَ جَزَآؤُهُمۡ أَنَّ عَلَيۡهِمۡ لَعۡنَةَ ٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ٨٧ خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابُ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ٨٨ إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ وَأَصۡلَحُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ٨٩ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَعۡدَ إِيمَٰنِهِمۡ ثُمَّ ٱزۡدَادُواْ كُفۡرٗا لَّن تُقۡبَلَ تَوۡبَتُهُمۡ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلضَّآلُّونَ٩٠ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمۡ كُفَّارٞ فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡ أَحَدِهِم مِّلۡءُ ٱلۡأَرۡضِ ذَهَبٗا وَلَوِ ٱفۡتَدَىٰ بِهِۦٓۗ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ٩١ [آل عمران: ۸۴-۹۱].

(۸۴)- ای رسول- بگو: به الله به عنوان معبود ایمان آوردیم، و در آنچه که ما را به آن فرمان داده از او اطاعت کردیم، و به وحیی که آن را بر ما نازل فرموده، و به آنچه بر ابراهیم ÷ و اسماعیل ÷ و اسحاق ÷ و یعقوب ÷ و به آنچه بر پیامبران از فرزندان یعقوب ÷، و به کتابها و آیاتی که به موسی ÷ و عیسی ÷ و تمام پیامبران از جانب پروردگارشان داده شده است، ایمان آوردیم، میان آنها تفاوت نمیگذاریم به این نحو که به برخی ایمان بیاوریم و به برخی دیگر کفر ورزیم، و ما فقط فرمان‏بردار و تسلیم الله متعال هستیم.

(۸۵) و هرکس دینی غیر از اسلام که الله آن را برگزیده است بجوید؛ الله هرگز از او نمیپذیرد، و آنها در آخرت با ورود به آتش به خودشان ضرر زدهاند.

(۸۶) گروهیکه پس ایمان آوردن به الله و گواهی دادن به حقانیت آنچه رسول، محمد ج آورد، و دلایل آشکار بر صحت این امر برای‏شان آمد، کفر ورزیدند، الله چگونه آنها را برای ایمان به خود و رسولش توفیق میدهد؟! الله گروه ستمکار را که گمراهی را به‏جای هدایت برگزیدند، برای ایمان به خود توفیق نمیدهد.

(۸۷) همانا جزای آن ستمکاران که باطل را برگزیدند این است که لعنت الله و فرشتگان و تمام مردم بر آنها است، پس آنها از رحمت الله دور و رانده هستند.

(۸۸) در آتش جاودان هستند و از آن خارج نمیشوند، و عذابش از آنها کاسته نمیشود، و به آنها مهلت داده نمیشود تا توبه کنند و عذر بیاورند.

(۸۹) مگر کسانیکه پس از کفر و ستم‏شان به‏سوی الله بازگشتند و عمل صالح انجام دادند؛ زیرا الله برای بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۹۰) همانا کسانیکه پس از ایمان‏شان کفر ورزیدند، و تا زمان مرگ بر کفر خویش ادامه دادند؛ هنگام فرارسیدن مرگ توبه از آنها پذیرفته نمیشود چون زمان توبه گذشته است، و آنها هستند که راه مستقیمِ متصل به الله متعال را گم کردهاند.

(۹۱) همانا کسانیکه کفر ورزیدند و بر کفرشان مردند؛ از هیچیک از آنها به مقدار وزن زمین از جنس طلا پذیرفته نخواهد شد هر چند آن را در برابر آزادی خویش از آتش ارائه کنند، برای آنها عذابی دردآور است، و در روز قیامت یاورانی ندارند تا عذاب را از آنها دور سازد.

برخی فواید آیات:

• ایمان به تمام پیامبرانی که الله متعال آنها را فرستاده است و تمام کتابهایی که بر آنها نازل کرده است، بدون اینکه میان آنها تفاوت گذاشته شود، واجب است.

• پس از بعثت پیامبر، محمد ج، الله جز اسلام که محمد ج آن را آورده است، هیچ دینی را از هیچکس نمیپذیرد.

• هرکس بر گمراهی اصرار کند و به آن ادامه دهد، الله او را با عدم توفیق به توبه و هدایت مجازات میکند.

• درِ توبه تا زمانیکه مرگ فرا نرسیده است، یا خورشید از مغرب طلوع نکرده است، به روی بنده باز است، اما در زمانهای مذکور توبه پذیرفته نمیشود.

• در روز قیامت، فقط عمل صالح انسان، او را از عذاب آتش نجات میدهد، اما مال هر اندازه زیاد باشد که زمین را پر بکند، ذرهای به او فایده نمیرساند.

﴿لَن تَنَالُواْ ٱلۡبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَۚ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيۡءٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٞ٩٢ ۞كُلُّ ٱلطَّعَامِ كَانَ حِلّٗا لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسۡرَٰٓءِيلُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ مِن قَبۡلِ أَن تُنَزَّلَ ٱلتَّوۡرَىٰةُۚ قُلۡ فَأۡتُواْ بِٱلتَّوۡرَىٰةِ فَٱتۡلُوهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٩٣ فَمَنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٩٤ قُلۡ صَدَقَ ٱللَّهُۗ فَٱتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبۡرَٰهِيمَ حَنِيفٗاۖ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ٩٥ إِنَّ أَوَّلَ بَيۡتٖ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكٗا وَهُدٗى لِّلۡعَٰلَمِينَ٩٦ فِيهِ ءَايَٰتُۢ بَيِّنَٰتٞ مَّقَامُ إِبۡرَٰهِيمَۖ وَمَن دَخَلَهُۥ كَانَ ءَامِنٗاۗ وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗاۚ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ ٱلۡعَٰلَمِينَ٩٧ قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لِمَ تَكۡفُرُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا تَعۡمَلُونَ٩٨ قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ تَبۡغُونَهَا عِوَجٗا وَأَنتُمۡ شُهَدَآءُۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ٩٩ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ يَرُدُّوكُم بَعۡدَ إِيمَٰنِكُمۡ كَٰفِرِينَ١٠٠ [آل عمران: ۹۲-۱۰۰].

(۹۲) - ای مؤمنان- هرگز به ثواب و منزلت نیکوکاران دست نمییابید مگر زمانیکه از اموال‏تان که دوست دارید در راه الله انفاق کنید، و هر انفاقی که کنید، کم باشد یا زیاد، همانا الله از نیّات و اعمال شما آگاه است و هرکس را بر اساس عملش جزا می‏دهد.

(۹۳) تمام غذاهای پاکیزه برای بنیاسرائیل حلال بود، و چیزی از آن برای‏شان حرام نشده بود مگر آنچه را که یعقوب ÷ قبل از نزول تورات بر خودش حرام کرده بود، نه چنانکه یهود ادعا میکنند که آن تحریم در تورات بوده است، - ای پیامبر- به آنها بگو: اگر در این ادعا راست میگویید، پس تورات را بیاورید و آن را بخوانید، آنگاه مبهوت ماندند و آن را نیاوردند. این مثال، بر دروغ بستن بر تورات و تحریف مضمون آن توسط یهودیان دلالت میکند.

(۹۴) پس هرکس بعد از ظهور حجت بر الله دروغ ببندد، به اینکه آنچه را یعقوب ÷ بر خود حرام کرده بود، بدون تحریم از جانب الله بود؛ آنها با رهاکردن حق پس از ظهور حجتش بر خود ستم روا داشتهاند.

(۹۵)- ای پیامبر- بگو: الله در آنچه که در مورد یعقوب ÷ خبر داده، و تمام آنچه که نازل فرموده و تشریع کرده است، راست گفت. پس از دین ابراهیم ÷ پیروی کنید، که به راستی از تمام ادیان به‏سوی دین اسلام گرویده بود، و غیر الله را هرگز با او شریک قرار نداده بود.

(۹۶) همانا اولین خانهای که در زمین برای تمام مردم به‏خاطر عبادت الله ساخته شد، همان بیت الله الحرام در مکه است، که خانۀ مبارکی است، و منافع دینی و دنیوی زیادی دارد و در آن هدایتی برای تمام جهانیان است.

(۹۷) در این خانه، نشانههای آشکاری مانند مناسک و مشاعر، بر عزت و فضیلت آن وجود دارد، از جملۀ این نشانهها، سنگی است که ابراهیم ÷ آنگاه که خواست دیوار کعبه را بالا ببرد بر روی آن ایستاد، و یکی دیگر از این نشانهها، این است که هرکس در آن وارد شود، ترس از او برداشته میشود و آسیبی به او نمیرسد. و الله قصد این خانه برای ادای مناسک حج را بر مردمی که توانایی رسیدن به آن را دارند واجب گردانیده است، و هرکس به فریضۀ حج کفر ورزد، همانا الله از این کافر و از تمام جهانیان بینیاز است.

(۹۸)- ای پیامبر- بگو: ای اهل کتاب، چه یهود و چه نصاری، چرا دلایل راستگویی پیامبر از جمله دلایلی را که تورات و انجیل آوردهاند انکار میکنید؟! و الله بر این عمل شما آگاه است و آن را میبیند و به‏خاطر آن شما را مجازات میکند.

(۹۹)- ای پیامبر- بگو: ای اهل کتاب از یهود و نصاری، چرا مردمانی را که به دین الله ایمان میآورند از دین الله بازمیدارید، برای دین الله، انحراف از حق به باطل و برای پیروانش، گمراهی از هدایت را میجویید، درحالیکه شما گواه هستید این دین، همان حقیقتی است که در کتابهای‏تان تصدیق شده است؟! و الله از کفری که به او میورزید و اینکه از راهش بازمیدارید غافل نیست و شما را به‏خاطر آن مجازات خواهد کرد.

(۱۰۰) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، اگر گروهی از اهل کتاب از یهود و نصاری را در آنچه که میگویند پیروی کنید، و نظر آنها را در آنچه که ادعا میکنند بپذیرید، به‏سبب حسادت و گمراهی از هدایت که به آن مبتلا هستند، شما را پس از ایمان به کفر بازمیگردانند.

برخی فواید آیات:

• یهودیان بر الله متعال و پیامبرانش دروغ بستند، از جمله اینکه ادعا کردند تحریم برخی غذاها توسط یعقوب ÷، در تورات نازل شده است.

• بزرگترین و گرامیترین مکان برای عبادت، بیتالحرام است، زیرا اولین خانهای است که برای عبادت الله قرار داده شده و خصوصیتهایی دارد که دیگر اماکن ندارند.

• الله متعال برای تأکید بر وجوب حج، وجوب آن را با شدیدترین الفاظ بیان فرمود.

﴿وَكَيۡفَ تَكۡفُرُونَ وَأَنتُمۡ تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ وَفِيكُمۡ رَسُولُهُۥۗ وَمَن يَعۡتَصِم بِٱللَّهِ فَقَدۡ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ١٠١ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِۦ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسۡلِمُونَ١٠٢ وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ كُنتُمۡ أَعۡدَآءٗ فَأَلَّفَ بَيۡنَ قُلُوبِكُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم بِنِعۡمَتِهِۦٓ إِخۡوَٰنٗا وَكُنتُمۡ عَلَىٰ شَفَا حُفۡرَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنۡهَاۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ١٠٣ وَلۡتَكُن مِّنكُمۡ أُمَّةٞ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَيۡرِ وَيَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ١٠٤ وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَٱخۡتَلَفُواْ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ١٠٥ يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞۚ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ٱسۡوَدَّتۡ وُجُوهُهُمۡ أَكَفَرۡتُم بَعۡدَ إِيمَٰنِكُمۡ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ١٠٦ وَأَمَّا ٱلَّذِينَ ٱبۡيَضَّتۡ وُجُوهُهُمۡ فَفِي رَحۡمَةِ ٱللَّهِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ١٠٧ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ نَتۡلُوهَا عَلَيۡكَ بِٱلۡحَقِّۗ وَمَا ٱللَّهُ يُرِيدُ ظُلۡمٗا لِّلۡعَٰلَمِينَ١٠٨ [آل عمران: ۱۰۱-۱۰۸].

(۱۰۱) و چگونه پس از اینکه به الله ایمان آوردید، به او کفر میورزید، درحالیکه بزرگترین سبب برای پایداری بر ایمان همراه شماست! زیرا آیات الله بر شما خوانده می‏شود، و رسولش محمد ج آن را برای شما توضیح میدهد، و هرکس به کتاب الله و سنت رسولش چنگ بزند، همانا الله او را به راه راستی که هیچ کجی و انحرافی ندارد توفیق داده است.

(۱۰۲) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، آنگونه که سزاوار ترسیدن است از پروردگارتان بترسید، و این امر با پیروی از اوامر او و اجتناب از نواهیاش و شکرگزاری بر نعمتهایش حاصل میشود، و به دین‏تان چنگ بزنید تا زمانیکه مرگ شما را فراگیرد و شما بر آن باشید.

(۱۰۳) و – ای مؤمنان- به قرآن و سنت چنگ زنید، و آنچه را که باعث پراکندگی شما میشود مرتکب نشوید، و به یاد آورید که الله بر شما نعمت بخشید آنگاه که قبل از اسلام با یکدیگر دشمن بودید و به کوچکترین سبب با یکدیگر میجنگیدید، پس با اسلام دلهای شما را با یکدیگر جمع کرد، آنگاه به فضل او، برادران دینی یکدیگر شدید، نسبت به یکدیگر مهربان و خیرخواه شدید، و قبل از آن، به‏سبب کفرتان، در آستانۀ ورود به آتش بودید. آنگاه الله با اسلام شما را از آن نجات داد و شما را به ایمان هدایت فرمود. و همانگونه که الله این امر را برای شما بیان فرمود، آنچه را که سبب اصلاح احوال‏تان در دنیا و آخرت میشود برای‏تان بیان میکند، تا به راه راست هدایت شوید و راه استقامت و پایداری را بپیمایید.

(۱۰۴) و – ای مؤمنان- باید گروهی از شما باشند که به هر خیری که الله دوست دارد دعوت دهند، به معروف که شریعت بر آن راهنمایی میکند و عقل آن را نیکو می‏داند امر کنند، و از منکر که شریعت از آن نهی کرده و عقل آن را قبیح میداند نهی کنند، کسانیکه این صفات را دارند، رستگاران کامل در دنیا و آخرت هستند.

(۱۰۵) و – ای مؤمنان- مانند اهل کتاب نباشید که پراکنده شدند و به احزاب و گروهها تقسیم شدند، و پس از اینکه آیات روشن از جانب الله متعال برای‏شان آمد، در دین‏شان اختلاف ورزیدند، و برای آنها عذاب بزرگی از جانب الله است.

(۱۰۶) این عذاب بزرگ در روز قیامت بر آنها واقع میشود، آنگاه که چهرههای پیروان ایمان از شادی و رستگاری سفید میشود و چهرههای کافران از اندوه و غم سیاه میشود، اما برای توبیخ کسانیکه در آن روز بزرگ چهرههای‏شان سیاه شده است به آنها گفته میشود: آیا به توحید الله و پیمان او که از شما گرفت مبنی بر اینکه هیچچیز را با او شریک نگردانید، پس از آنکه آن را تصدیق و به آن اقرار کردید، کفر ورزیدید؟! پس عذاب الله را که به‏سبب کفرتان برای شما آماده ساخته است بچشید.

(۱۰۷) اما جایگاه کسانیکه چهرههای‏شان سفید شده است، بهشتهای جاویدان است که برای همیشه در آن میمانند، در نعمتهایی که هرگز از بین نمیروند و تبدیل نمیشوند.

(۱۰۸)- ای پیامبر- این آیات که وعدهها و وعیدهای الله را در بردارد، با راستی در اخبار و عدالت در احکام بر تو میخوانیم، و الله هیچ ستمی را برای هیچیک از جهانیان نمیخواهد، بلکه هیچکس را جز به‏سبب آنچه که کسب کرده است عذاب نمیکند.

برخی فواید آیات:

• پیروی از شهوات اهل کتاب، انسان را به‏سوی گمراهی و دوری از دین الله متعال میکشاند.

• چنگزدن به قرآن و سنت و تمسکجستن به هدایت آن دو، بزرگترین وسیله برای پایداری بر حق، و محافظت از گمراهی و پراکندگی است.

• جدایی و اختلاف واقع در امت اسلام در مسائل اعتقادی، شبیه اهل کتاب است که بیان شد.

• وجوب امر به معروف و نهی از منکر؛ زیرا رستگاری امت و سبب تمایز آن را به همراه دارد.

﴿وَلِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ١٠٩ كُنتُمۡ خَيۡرَ أُمَّةٍ أُخۡرِجَتۡ لِلنَّاسِ تَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَتَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَتُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِۗ وَلَوۡ ءَامَنَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۚ مِّنۡهُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ١١٠ لَن يَضُرُّوكُمۡ إِلَّآ أَذٗىۖ وَإِن يُقَٰتِلُوكُمۡ يُوَلُّوكُمُ ٱلۡأَدۡبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ١١١ ضُرِبَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلذِّلَّةُ أَيۡنَ مَا ثُقِفُوٓاْ إِلَّا بِحَبۡلٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَحَبۡلٖ مِّنَ ٱلنَّاسِ وَبَآءُو بِغَضَبٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَضُرِبَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَسۡكَنَةُۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَانُواْ يَكۡفُرُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقۡتُلُونَ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖۚ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعۡتَدُونَ١١٢ ۞لَيۡسُواْ سَوَآءٗۗ مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ أُمَّةٞ قَآئِمَةٞ يَتۡلُونَ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ ءَانَآءَ ٱلَّيۡلِ وَهُمۡ يَسۡجُدُونَ١١٣ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَيَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَيُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡخَيۡرَٰتِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١١٤ وَمَا يَفۡعَلُواْ مِنۡ خَيۡرٖ فَلَن يُكۡفَرُوهُۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلۡمُتَّقِينَ١١٥ [آل عمران: ۱۰۹-۱۱۵].

(۱۰۹) و مالکیت تمام مخلوقات و اموری که در آسمانها و زمین هستند، فقط برای الله متعال است، و سرانجام کار تمام مخلوقاتش به‏سوی او تعالی است، آنگاه هر یک از آنها را به همان اندازه که استحقاقش را دارد جزا میدهد.

(۱۱۰)- ای امت محمد- شما در ایمان و عمل، بهترین امتی هستید که الله برای مردم پدیدار کرد، و سودمندترین مردم نسبت به مردم هستید، که آنها را به کار معروف که شریعت به آن راهنمایی میکند و عقل آن را نیکو میداند امر میکنید، و از منکر که شریعت از آن نهی میکند و عقل آن را ناپسند میداند نهی میکنید، و به الله ایمان قطعی که عمل آن را تصدیق میکند دارید. و اگر اهل کتاب، چه یهود و چه نصاری به محمد ج ایمان آورده بودند، به‏طور قطع برای دنیا و آخرت‏شان بهتر بود. شمار اندکی از اهل کتاب به آنچه محمد ج آورده است ایمان میآورند و اکثر آنها از دین و شریعت الله خارج هستند.

(۱۱۱) و – ای مؤمنان- هر اندازه که با شما دشمنی داشته باشند، جز آزار زبانی مانند اینکه از دین شما عیبجویی کنند و شما را به مسخره بگیرند، هیچ آسیبی نمی‏توانند به دین و جان شما وارد کنند، و اگر با شما بجنگند، شکستخورده از مقابل شما فرار میکنند و هرگز به آنها یاری نمیشود.

(۱۱۲) یهودیان هرجا یافت شوند، خواری و حقارت آنها را احاطه کرده و دربرمی‏گیرد، چنانکه جز به پیمان یا پناهی از جانب الله متعال یا از جانب مردم امنیت نمییابند، و به خشمی از الله بازآمدند و نیاز و بینوایی آنها را به‏صورت کامل دربرگرفته است، این امر بدان سبب است که به آیات الله کفر ورزیدند و پیامبرانش را از روی ستم به قتل رساندند، و – نیز- به این سبب که نافرمانی کردند و از حدود الله گذشتند.

الله پس از بیان حال بیشتر اهل کتاب، حال گروهی از آنها را بیان میفرماید که بر حق قرار دارند و آن را برپا میدارند:

(۱۱۳) اهل کتاب حالت یکسانی ندارند، بلکه گروهی از آنها بر دین الله قرار دارند، امر و نهی او را برپا میدارند، در لحظاتی از شب آیات الله را در نماز قرائت میکنند، این گروه، قبل از بعثت پیامبر محمد ج بوده است و هر یک از آنها که این بعثت را دریافته، اسلام آورده است.

(۱۱۴) به الله و روز آخرت ایمان قاطع دارند، به معروف و نیکی امر میکنند، و از منکر و بدی نهی میکنند، به انجام کارهای خیر مبادرت میورزند، و زمانهای طاعات را غنیمت میشمارند، آن دسته از بندگان الله که این صفات را دارند، نیّات و اعمال‏شان اصلاح شده است.

(۱۱۵) اینها هر خیری که انجام دهند، کم باشد یا زیاد، ثواب آن هرگز برای‏شان تباه نخواهد شد، و از مزدش کاسته نخواهد شد، و الله نسبت به پرهیزگاران داناست، آنها که اوامرش را اجرا و نواهیاش را ترک میکنند، ذرهای از اعمال آنها بر او پوشیده نمیماند، و جزای اعمال‏شان را به آنها میدهد.

برخی فواید آیات:

• بزرگترین وجه تمایز و برتری امت اسلام – پس از ایمان به الله- امر به معروف و نهی از منکر است.

• الله متعال، به‏سبب گناه و رویگردانی اهل کتاب از دین الله و وفا نکردن آنها به پیمانی که از آنها گرفت، به خواری آنها فرمان داده است.

• اهل کتاب حالت یکسانی ندارند؛ زیرا برخی از آنها فرمان الله را اجرا و از دین او تعالی پیروی میکنند و در برابر حدودش بازمیایستند، و آنها بزرگترین مزد و ثواب را دارند. این حالت به زمان قبل از بعثت پیامبر محمد ج برمی‏گردد.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ١١٦ مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِي هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا كَمَثَلِ رِيحٖ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتۡ حَرۡثَ قَوۡمٖ ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَأَهۡلَكَتۡهُۚ وَمَا ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ١١٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ بِطَانَةٗ مِّن دُونِكُمۡ لَا يَأۡلُونَكُمۡ خَبَالٗا وَدُّواْ مَا عَنِتُّمۡ قَدۡ بَدَتِ ٱلۡبَغۡضَآءُ مِنۡ أَفۡوَٰهِهِمۡ وَمَا تُخۡفِي صُدُورُهُمۡ أَكۡبَرُۚ قَدۡ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡقِلُونَ١١٨ هَٰٓأَنتُمۡ أُوْلَآءِ تُحِبُّونَهُمۡ وَلَا يُحِبُّونَكُمۡ وَتُؤۡمِنُونَ بِٱلۡكِتَٰبِ كُلِّهِۦ وَإِذَا لَقُوكُمۡ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوۡاْ عَضُّواْ عَلَيۡكُمُ ٱلۡأَنَامِلَ مِنَ ٱلۡغَيۡظِۚ قُلۡ مُوتُواْ بِغَيۡظِكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ١١٩ إِن تَمۡسَسۡكُمۡ حَسَنَةٞ تَسُؤۡهُمۡ وَإِن تُصِبۡكُمۡ سَيِّئَةٞ يَفۡرَحُواْ بِهَاۖ وَإِن تَصۡبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيۡ‍ًٔاۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا يَعۡمَلُونَ مُحِيطٞ١٢٠ وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ١٢١ [آل عمران: ۱۱۶-۱۲۱].

(۱۱۶) کسانیکه به الله و رسولانش کفر ورزیدند، اموال و فرزندان‏شان ذرهای از عذاب الله از آنها دفع نمیکنند؛ عذاب او تعالی را از آنها بازنخواهند گرداند و رحمتش را برای آنها جلب نخواهند کرد، بلکه بر عذاب و افسوس‏شان خواهند افزود، و آنها ساکنان آتش هستند که در آن جاودان خواهند بود.

(۱۱۷) مثال آنچه این کافران در راههای خیر انفاق میکنند، و ثوابش که در انتظار آن هستند، مانند بادی دارای سرمای شدید است که به کشتزار مردمی که با انجام گناهان و غیر آن بر خود ستم کردهاند بوزد و آن را نابود سازد، درحالیکه خیر زیادی از آن انتظار داشتهاند، پس همانگونه که چنین بادی کشتزار را از بین میبرد و کشتزار هیچ سودی نمیرساند، کفر نیز ثواب اعمال آنها را که به آن امید بسته بودند، از بین میبرد، و الله بر آنها ستم نکرده است- الله برتر از آن است که ستم کند- بلکه آنها خود به‏سبب کفر به الله و تکذیب رسولانش، بر خویشتن ستم روا داشتند.

(۱۱۸) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، از غیر مؤمنان دوست و همراز نگیرید، که آنها را بر اسرار و احوال خصوصی خویش آگاه سازید، زیرا آنها در جستجوی رساندن آسیب به شما و فاسدکردن حال‏تان کوتاهی نمیورزند، آنچه که به شما ضرر میرساند و شما را به سختی میاندازد آرزو میکنند، کراهیت و دشمنی با عیب‏جویی در دین‏تان، و بدگویی میان شما، و افشای اسرارتان، بر زبانهای‏شان آشکار شده است، و نفرتی که دلهای‏شان پنهان میدارد بزرگتر است، - ای مؤمنان- دلایل روشن بر آنچه که مصالح دنیا و آخرت شما در آن است را برای‏تان بیان کردیم، اگر در آنچه که پروردگارتان بر شما فرو فرستاد بیندیشید.

(۱۱۹) هان شما – ای مؤمنان- آن مردمان را دوست میدارید، و آرزوی خیر برای‏شان دارید، درحالیکه آنها شما را دوست ندارند و برای‏تان آرزوی خیر نمی‏کنند، بلکه از شما کینه دارند، و شما به تمام کتابها از جمله کتابهای آنها ایمان دارید، اما آنها به کتابی که الله بر پیامبر شما فرو فرستاد ایمان ندارند، و هرگاه با شما دیدار کنند به زبان میگویند: تصدیق کردیم، اما هرگاه با یکدیگر خلوت کنند، به‏سبب اندوه و خشم از اتحاد و اجتماع کلمه و عزت اسلام که شما بر آن هستید و خواری خودشان، سر انگشتان‏شان را میگزند. – ای پیامبر- به آن مردم بگو: بر آنچه که هستید بمانید تا به‏سبب غم و خشم بمیرید، بهراستی که الله از ایمان و کفر، و خیر و شری که در سینههاست آگاه است.

(۱۲۰) - ای مؤمنان- اگر نعمتی با پیروزی بر دشمن یا افزایش مال و فرزند به شما برسد، آنها دچار غم و اندوه میشوند، و اگر مصیبتی با پیروزی دشمن یا کاهش در مال و فرزند به شما برسد، به آن خرسند میگردند و شما را سرزنش میکنند، و اگر بر اوامر و مقدّرات الله شکیبایی کنید و از خشم او تعالی بر خویشتن بترسید، مکر و آزار آنها زیانی به شما نمیرساند؛ زیرا الله بر نیرنگهای آنها احاطه دارد و نیرنگهای‏شان را درحالیکه ناکام هستند به خودشان بازخواهد گرداند.

(۱۲۱)- ای پیامبر- به یادآور آنگاه که در آغاز روز از مدینه برای پیکار با مشرکان در اُحُد خارج شدی، آنگاه که مؤمنان را در مواضع خود در میدان نبرد قرار دادی، پس موضع هر یک از آنها را برایش مشخص کردی، و الله سخنان شما را میشنود و به اعمال شما داناست.

برخی فواید آیات:

• نهی مؤمنان از دوستی با کافران و انتخاب آنها به‏عنوان دوست و همراز که باعث میشود از احوال و اسرار مؤمنان آگاه شوند.

• یکی از صورتهای دشمنی کافران با مؤمنان این است که اگر مصیبت و نقصانی بر مؤمنان وارد شود شاد میشوند و اگر خیری به آنها برسد به خشم میآیند.

• جلوگیری از مکر و نیرنگ کافران، با شکیبایی و اظهارنکردن ترس؛ سپس تقوای الهی و به کارگیری اسباب قدرت و پیروزی.

﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا وَٱللَّهُ وَلِيُّهُمَاۗ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١٢٢ وَلَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدۡرٖ وَأَنتُمۡ أَذِلَّةٞۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ١٢٣ إِذۡ تَقُولُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ أَلَن يَكۡفِيَكُمۡ أَن يُمِدَّكُمۡ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ١٢٤ بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ١٢٥ وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ لَكُمۡ وَلِتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦۗ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ١٢٦ لِيَقۡطَعَ طَرَفٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَوۡ يَكۡبِتَهُمۡ فَيَنقَلِبُواْ خَآئِبِينَ١٢٧ لَيۡسَ لَكَ مِنَ ٱلۡأَمۡرِ شَيۡءٌ أَوۡ يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡ أَوۡ يُعَذِّبَهُمۡ فَإِنَّهُمۡ ظَٰلِمُونَ١٢٨ وَلِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ يَغۡفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١٢٩ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأۡكُلُواْ ٱلرِّبَوٰٓاْ أَضۡعَٰفٗا مُّضَٰعَفَةٗۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ١٣٠ وَٱتَّقُواْ ٱلنَّارَ ٱلَّتِيٓ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ١٣١ وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ١٣٢ [آل عمران: ۱۲۲-۱۳۲].

(۱۲۲)- ای پیامبر- به یادآور آنچه را که برای دو گروه از مؤمنان بنیسَلِمَه و بنیحارثه رخ داد، آنگاه که سست شدند، و تصمیم گرفتند هنگام بازگشت منافقان، بازگردند، و الله اینها را با پایدارساختن بر پیکار و بازگرداندن از آنچه بر انجامش تصمیم گرفته بودند، یاری رساند و مؤمنان باید در تمام احوال‏شان فقط بر الله تکیه کنند.

(۱۲۳) و به‏طور قطع الله در کارزار بدر شما را بر مشرکان پیروز گرداند، درحالیکه به‏سبب کمبود افراد و ساز و برگ جنگی ضعیف بودید، پس از الله بترسید باشد که شکر نعمتهایی را که بر شما ارزانی داشت به‏جای آورید.

(۱۲۴)- ای پیامبر- به یادآور آنگاه که برای پایدارساختن مؤمنان در کارزار بدر پس از اینکه شنیدند نیروی کمکی برای مشرکان در راه است، به آنها گفتی: آیا برای شما کافی نخواهد بود اگر الله با سه هزار فرشته فرودآمده از جانب او سبحانه شما را برای تقویت در کارزار یاری کند؟!

(۱۲۵) آری، همانا این امر برای‏تان بس است. و بشارتی برای یاریِ دیگری از جانب الله برای‏تان است: اگر در کارزار شکیبایی کنید، و از الله پروا دارید، درحالیکه نیروی کمکی برای دشمن بیاید و بیدرنگ بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته که خودشان و اسبهای‏شان با علامت مشخص، نشانهدار هستند یاری خواهد رساند.

(۱۲۶) و الله این یاری و امداد با فرشتگان را فقط به عنوان خبری شادیآور برای‏تان قرار داد، تا دلهای‏تان به آن آرام گیرد، وگرنه، پیروزی حقیقی فقط با این اسباب ظاهری به دست نمیآید، بلکه پیروزی حقیقی از جانب الله شکستناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در تقدیر و تشریع خویش بسیار داناست.

(۱۲۷) الله با این پیروزی که در غزوۀ بدر برای‏تان به وقوع پیوست، خواست که گروهی از کافران را با قتل نابود کند، و گروهی دیگر را خوار گرداند و با شکست آنها را خشمگین سازد، تا اینکه با زبونی و خواری بازگردند.

(۱۲۸) آنگاه که رسول ج، دعا کرد رؤسای مشرکان نابود شوند پس از آنچه که در اُحد از جانب آنها صورت گرفت، الله خطاب به او فرمود: ذرهای از کار آنها در اختیار تو نیست، بلکه امر در اختیار الله است، پس صبر کن تا اینکه الله میان شما داوری کند، که یا توفیق توبه به آنها دهد و اسلام آورند، یا بر کفر خویش ادامه دهند و الله آنها را عذاب کند؛ زیرا در این صورت، ستمکار و سزاوار عذاب هستند.

(۱۲۹) تمام مخلوقات و تدابیری که در آسمانها و در زمین است از آنِ الله است، از روی رحمت خویش، گناهان هر یک از بندگانش را بخواهد میآمرزد، و از روی عدل خویش، هر یک از آنها را بخواهد عذاب میکند، و الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۱۳۰) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، از گرفتن ربا به این نحو که چندین برابر سرمایهتان را که به قرض دادهاید بگیرید، آنگونه که مردم جاهلیت انجام میدادند، بپرهیزید، و تقوای الهی را با اجرای اوامر و ترک نواهیاش پیشه کنید، باشد که به خیر دنیا و آخرت که آن را میجویید برسید.

(۱۳۱) و با انجام اعمال صالح و ترک محرمات، میان خودتان و آتشی که الله آن را برای کافران به خود آماده کرده است سپری قرار دهید.

(۱۳۲) و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی، از الله و رسولش فرمان‏برداری کنید، باشد که به رحمت دنیا و آخرت دست یابید.

برخی فواید آیات:

• مشروعیت یادآوری نعمتها و کیفرهایی که بر مردم نازل میشود تا شخص از آنها پند و عبرت بگیرد.

• از بزرگترین اسباب نزول یاری و رحمت و لطف الله بر بندگانش: پایبندی به تقوی و شکیبایی بر سختیهای کارزار است.

• تمام امور، از آنِ الله متعال است، به آنچه بخواهد حکم میکند و آنچه را اراده کند انجام میدهد، و مؤمن حقیقی، به امر الله متعال گردن مینهد و از حکمش فرمان‏برداری میکند.

• گناهان – از جمله ربا- از بزرگترین اسباب خواری بنده، بهخصوص در مواضع سخت و دشوار هستند.

• آمدن نهی از ربا در میان آیات غزوۀ احد، شمول و بههمپیوستگی احکام اسلام را میرساند، بهگونهای که در میان سخن از یک حکم به حکمی دیگر اشاره میکند.

﴿۞وَسَارِعُوٓاْ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ١٣٣ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٣٤ وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ ذَكَرُواْ ٱللَّهَ فَٱسۡتَغۡفَرُواْ لِذُنُوبِهِمۡ وَمَن يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ إِلَّا ٱللَّهُ وَلَمۡ يُصِرُّواْ عَلَىٰ مَا فَعَلُواْ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ١٣٥ أُوْلَٰٓئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَجَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ١٣٦ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُمۡ سُنَنٞ فَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ١٣٧ هَٰذَا بَيَانٞ لِّلنَّاسِ وَهُدٗى وَمَوۡعِظَةٞ لِّلۡمُتَّقِينَ١٣٨ وَلَا تَهِنُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ١٣٩ إِن يَمۡسَسۡكُمۡ قَرۡحٞ فَقَدۡ مَسَّ ٱلۡقَوۡمَ قَرۡحٞ مِّثۡلُهُۥۚ وَتِلۡكَ ٱلۡأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيۡنَ ٱلنَّاسِ وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمۡ شُهَدَآءَۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ١٤٠ [آل عمران: ۱۳۳-۱۴۰].

(۱۳۳) و بر انجام کارهای خیر و تقرب به الله با انواع طاعات، مبادرت ورزید و پیشی بگیرید، تا به آمرزشی بزرگ از جانب الله دست یابید، و به بهشتی که پهنای آن به گستردگی آسمانها و زمین است و الله آن را برای بندگان پرهیزگارش آماده ساخته است، وارد شوید.

(۱۳۴) پرهیزگاران همان کسانی هستند که اموال‏شان را در گشایش و تنگدستی در راه الله میبخشند، و با وجود قدرت بر انتقام، خشم خویش را فرومیخورند، و از کسانیکه بر آنها ستم روا دارند درمیگذرند، و الله نیکوکارانی را که دارای این اخلاق هستند دوست دارد.

(۱۳۵) و آنها کسانی هستند که هرگاه گناه کبیرهای مرتکب شوند، یا بهرۀشان را با ارتکاب گناهان صغیره دچار نقصان کنند، الله متعال را یاد میکنند و تهدیدهای او تعالی به گناهکاران و وعدههای او به مؤمنان را به یاد میآورند، آنگاه با پشیمانی، از پروردگارشان تقاضا میکنند که گناهان‏شان را بپوشاند و آنها را به‏سبب گناهان مؤاخذه نکند؛ زیرا فقط الله است که گناهان را میبخشد، و بر گناهان‏شان اصرار نمی‏ورزند، درحالیکه میدانند گناهکار هستند، و الله تمام گناهان را میبخشد.

(۱۳۶) آنها که دارای این صفات نیکو و خصلتهای بسیار خوب هستند، ثواب شان این است که الله گناهان‏شان را میپوشاند، و از آن درمیگذرد، و در آخرت، بهشت‏هایی برای آنها است که از زیر کاخهایش رودها جاری است، و برای همیشه در آن میمانند، و چه پاداش نیکی است برای کسانیکه طاعت الله را به‏جای میآورند.

(۱۳۷) آنگاه که مؤمنان در روز اُحد آسیب دیدند، الله برای تسلیبخشیدن به آنها فرمود: قبل از شما، سنتهای الهی در نابودسازی کافران سپری شده و سرانجام را برای مؤمنان قرار داده است پس از اینکه آسیب دیدند، پس در زمین بگردید و با پند و عبرتگیری ببینید که سرانجام تکذیبکنندگان الله و رسولانش چه بوده است، که خانههای‏شان نابود شد و ملک‏شان از بین رفت.

(۱۳۸) این قرآن کریم، برای تمام مردم، حق را بیان میکند و از باطل بازمیدارد، و به‏سوی هدایت راهنمایی میکند و مؤمنان را بازمیدارد؛ زیرا آنها از هدایت و راهنمایی موجود در قرآن بهره میبرند.

(۱۳۹)- ای مؤمنان- به‏سبب آسیبی که در روز اُحد به شما رسید سست نشوید و اندوه ندارید؛ این کار برای شما شایسته نیست، زیرا شما به‏سبب ایمان‏تان، و به‏سبب یاری الله و امیدواری به پیروزی او، برتر هستید، اگر به الله و وعدههای او برای بندگان پرهیزگارش ایمان دارید.

(۱۴۰)- ای مؤمنان- اگر در روز احد مجروح و کشته شدید، کافران نیز مانند جراحت و قتلی که به شما رسید گرفتار شدهاند، و الله به‏سبب حکمتهای فراگیرش، این روزها را میان مردم مؤمن و کافر به آنچه از پیروزی و شکست که بخواهد به نوبت میگرداند؛ از جمله حکمتهای او تعالی این موارد است که: مؤمنان حقیقی را از منافقان متمایز سازد، و هرکس را میخواهد با شهادت در راه خویش گرامی دارد، و الله کسانی را که با ترک جهاد در راه او، بر خویش ستم کردند دوست ندارد.

برخی فواید آیات:

• تشویق بر انجامدادن سریع اعمال صالح، به‏منظور غنیمتشمردن وقت، و مبادرت به طاعات قبل از اینکه از دست بروند.

• از صفات پرهیزگاران که سزاوار ورود به بهشت هستند: انفاق در هر حالتی، فرونشاندن خشم، گذشت از مردم و نیکی به آنها است.

• نظر در احوال امتهای پیشین، از بزرگترین اسباب عبرت و پندگیری برای کسی است که دلی دارد که با آن میاندیشد.

﴿وَلِيُمَحِّصَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَيَمۡحَقَ ٱلۡكَٰفِرِينَ١٤١ أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ مِنكُمۡ وَيَعۡلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ١٤٢ وَلَقَدۡ كُنتُمۡ تَمَنَّوۡنَ ٱلۡمَوۡتَ مِن قَبۡلِ أَن تَلۡقَوۡهُ فَقَدۡ رَأَيۡتُمُوهُ وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ١٤٣ وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُۚ أَفَإِيْن مَّاتَ أَوۡ قُتِلَ ٱنقَلَبۡتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡۚ وَمَن يَنقَلِبۡ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيۡ‍ٔٗاۗ وَسَيَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلشَّٰكِرِينَ١٤٤ وَمَا كَانَ لِنَفۡسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ كِتَٰبٗا مُّؤَجَّلٗاۗ وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلۡأٓخِرَةِ نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَاۚ وَسَنَجۡزِي ٱلشَّٰكِرِينَ١٤٥ وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيّٖ قَٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٞ فَمَا وَهَنُواْ لِمَآ أَصَابَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا ٱسۡتَكَانُواْۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّٰبِرِينَ١٤٦ وَمَا كَانَ قَوۡلَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواْ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسۡرَافَنَا فِيٓ أَمۡرِنَا وَثَبِّتۡ أَقۡدَامَنَا وَٱنصُرۡنَا عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ١٤٧ فَ‍َٔاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا وَحُسۡنَ ثَوَابِ ٱلۡأٓخِرَةِۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٤٨ [آل عمران: ۱۴۱-۱۴۸].

(۱۴۱) یکی از این حکمتها، پاکیزهساختن مؤمنان از گناهان‏شان، و جداساختن صف آنها از صف منافقان است و برای اینکه کافران را نابود کند و از بین ببرد.

(۱۴۲)- ای مؤمنان- آیا گمان کردید که بدون آزمایش و صبری که مجاهدان حقیقی در راه الله و شکیبایان بر مصیبتی که بر آنها وارد شده است را متمایز می‏سازد، وارد بهشت میشوید؟!

(۱۴۳)- ای مؤمنان- شما رویارویی با کافران را آرزو میکردید تا به شهادت در راه الله دست یابید، همانگونه که برادران‏تان در روز بدر، قبل از اینکه با اسباب و دشواری مرگ روبرو شوند به آن رسیدند، پس هان در روز احد آنچه را که آرزو می‏کردید دیدید و آشکارا به آن مینگریستید.

آنگاه که در روز احد میان مردم شایع شد پیامبر به قتل رسیده است، الله برای سرزنش مؤمنانی که به‏سبب این شایعه از پیکار دست کشیده بودند آیه نازل کرد و فرمود:

(۱۴۴) و محمد ج جز رسولی از جنس رسولان الله که پیش از او بودند و مردند یا کشته شدند نیست، آیا اگر بمیرد یا کشته شود، از دین‏تان بازمیگردید، و جهاد را رها میکنید؟! و هر یک از شما که از دینش برگردد، ذرهای به الله زیان نمیرساند؛ زیرا او تعالی توانا و شکستناپذیر است، بلکه فقط به خودش زیان میرساند چون با این کار خودش را در خسارت دنیا و آخرت انداخته است، و الله به کسانیکه از او شکرگزاری کنند، بهترین پاداش را در برابر پایداری آنها بر دینش و جهادشان در راه او میدهد.

(۱۴۵) هیچ نفسی نمیمیرد مگر به حکم الله، پس از اینکه مدتی را که الله برای او نوشته و آن مدت را طول عمر او قرار داده است، بدون هیچ زیاده و کاستیای سپری کند. و هرکس در قبال عمل خویش ثواب دنیا را بخواهد، به همان اندازه که از دنیا برایش مقدر شده است میدهیم، و سهمی برای او در آخرت نیست، و هر کس در قبال عمل خویش، ثواب الله در آخرت را بخواهد، ثواب آخرت را به او میبخشیم، و به کسانیکه از پروردگارشان شکرگزاری کنند پاداش بزرگی خواهیم داد.

(۱۴۶) و چه بسیار پیامبری از پیامبران الله که گروههایی از پیروان زیاد او در کنارش پیکار کردند، و هنگامیکه قتل یا جراحت در راه الله بر آنها وارد شد، نترسیدند، و از جنگ با دشمن سست نشدند، و در برابر دشمن زانوی تسلیم به زمین نزدند، بلکه شکیبایی و پایداری ورزیدند، و الله کسانی را که در برابر دشواریها و فریبدهندههای آن در راه او تعالی شکیبایی میکنند دوست دارد.

(۱۴۷) و وقتی این بلا بر آنها نازل شد پاسخ این شکیبایان جز این نبود که گفتند: پروردگار ما! گناهان‏مان و گذشتن ما از حدود در کارمان را بیامرز، و گامهای‏مان را هنگام رویارویی با دشمن‏مان استوار ساز و ما را بر گروهیکه به تو کفر میورزند پیروز گردان.

(۱۴۸) پس الله ثواب دنیا را با پیروزی و تسلّط بر دیگران به آنها داد، و ثواب نیکوی آخرت را با رضایت از آنها، و نعمتهای همیشگی در بهشتهای پرنعمت به آن‏ها داد، و الله کسانی را که عبادات و رفتارهای‏شان را به نیکی انجام میدهند دوست دارد.

برخی فواید آیات:

• ابتلای سنت الهی، مجاهدان راستین و شکیبا را از دیگران متمایز میگرداند.

• واجب است که جهاد در راه الله و دعوت به‏سوی آن به هیچ بشری هر چند که دارای ارزش و مقام والایی باشد مربوط نشود.

• عمر و اجل مردم نزد الله متعال ثابت است، حرص بر دنیا بر آن نمیافزاید و دلیری و شجاعت از آن نمیکاهد.

• اهداف و نیتهای مردم با هم مختلف است، برخی از آنها ثواب الله را می‏جویند و برخی از آنها دنیا را میطلبند، و هرکس بر اساس نیت و عمل خویش جزا داده میشود.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن تُطِيعُواْ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَرُدُّوكُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ فَتَنقَلِبُواْ خَٰسِرِينَ١٤٩ بَلِ ٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡۖ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلنَّٰصِرِينَ١٥٠ سَنُلۡقِي فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلرُّعۡبَ بِمَآ أَشۡرَكُواْ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗاۖ وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ وَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلظَّٰلِمِينَ١٥١ وَلَقَدۡ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥٓ إِذۡ تَحُسُّونَهُم بِإِذۡنِهِۦۖ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلۡتُمۡ وَتَنَٰزَعۡتُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِ وَعَصَيۡتُم مِّنۢ بَعۡدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَۚ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنۡيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلۡأٓخِرَةَۚ ثُمَّ صَرَفَكُمۡ عَنۡهُمۡ لِيَبۡتَلِيَكُمۡۖ وَلَقَدۡ عَفَا عَنكُمۡۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٥٢ ۞إِذۡ تُصۡعِدُونَ وَلَا تَلۡوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٖ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ فِيٓ أُخۡرَىٰكُمۡ فَأَثَٰبَكُمۡ غَمَّۢا بِغَمّٖ لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡۗ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٥٣ [آل عمران: ۱۴۹-۱۵۳].

(۱۴۹) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، اگر از یهودیان و مسیحیانی که کفر ورزیدند و مشرکان در آنچه که شما را به گمراهی امر میکنند پیروی کنید، شما را پس از ایمان‏تان بر کفری که بر آن بودید باز میگردانند، آنگاه زیان دیده در دنیا و آخرت میشوید.

(۱۵۰) این کافران اگر از آنها اطاعت کنید، هرگز شما را یاری نخواهند کرد، بلکه الله است که یاور شما در برابر دشمنان‏تان است، پس از او فرمان‏برداری کنید، و او سبحانه بهترینِ یاوران است، زیرا بعد از او به هیچکس نیازی ندارید.

(۱۵۱) بهزودی در دلهای کسانیکه به الله کفر ورزیدند ترس شدیدی میافکنیم، تا نتوانند در پیکار با شما پایداری کنند، زیرا معبودانی را با الله شریک قرار دادند و به پیروی از هوای نفس‏شان آنها را عبادت نمودند، که الله هیچ دلیلی در مورد آن بر آن‏ها نازل نکرده است، و جایگاه آنها که در آخرت به آن بازمیگردند همان آتش است، و آتش جایگاه بسیار بدی برای ستمکاران است.

(۱۵۲) و در حقیقت، الله پیروزی شما بر دشمنان‏تان در روز احد را که به شما وعده داده بود محقق گرداند، آنگاه که به اذن او تعالی، آنها را به‏شدت میکشتید، تا اینکه ترسیدید و در پایداری بر آنچه که رسول ج شما را به آن امر کرده بود سستی ورزیدید، و در میانِ ماندن در مواضع خویش یا ترک آن و جمع غنیمتها اختلاف کردید، و از رسول ج که به شما دستور داده بود در هر حالتی در مواضع خویش بمانید نافرمانی کردید، این امر بعد از آن از شما سر زد که الله پیروزی بر دشمنان‏تان را که دوست دارید به شما نشان داد، برخی از شما غنایم دنیا را میخواهند، و آنها کسانی هستند که مواضع خویش را رها کردند، و برخی از شما ثواب آخرت را میخواهند، و آن‏ها کسانی هستند که با فرمان‏برداری از امر رسول ج در مواضع خویش ماندند، سپس الله آنها را به‏سوی شما متوجه ساخت و آنها را بر شما مسلط کرد؛ تا شما را بیازماید و مؤمن شکیبا در برابر مصیبت از کسیکه گامش میلغزد و نفس ضعیفی دارد متمایز گردد، و الله مخالفت شما با امر رسول ج را بخشیده است و او تعالی نسبت به مؤمنان بسیار بخشنده است، زیرا آنها را به ایمان هدایت کرد، و از بدیهای‏شان درگذشت و آنها را در برابر مصیبتها پاداش داد.

(۱۵۳)- ای مؤمنان- به یاد آورید آنگاه که در روز احد در زمین دور میشدید و میگریختید، آنگاه که به‏سبب مخالفت با امر رسول ج شکست خوردید، و هیچیک از شما به دیگری نمینگریست، و رسول ج از پشت سر شما درحالیکه میان شما و مشرکان قرار داشت شما را اینگونه فرامیخواند: بندگان الله به‏سوی من بشتابید، بندگان الله به‏سوی من بشتابید، پس الله به سزای این کار، با درد و دلتنگی از اینکه پیروزی و غنیمت را از دست داده بودید مجازات کرد، درد و دلتنگی دیگری به دنبال آن آورد، به‏سبب شایعۀ قتل پیامبر ج که میان شما منتشر گشت، و این مصیبت را بر شما فرو فرستاد تا بر پیروزی و غنیمتی که از دست دادید و قتل و جراحتی که برداشتید اندوه مدارید. پس از اینکه دانستید پیامبر ج کشته نشده است، هر مصیبت و دردی بر شما آسان گشت، و الله به آنچه انجام میدهید داناست، ذرهای از احوال قلبها و اعمال اعضای شما بر او پوشیده نمیماند.

برخی فواید آیات:

• برحذرداشتن از طاعت کفار و حرکت بر اساس شهوات آنها؛ زیرا سرانجام این کار، زیان در دنیا و آخرت است.

• افکندن ترس در دلهای دشمنان الله، یکی از اَشکال یاریرساندن الله بر دوستان مؤمن او تعالی است.

• از بزرگترین اسباب شکست در کارزار نبرد، دلبستگی به دنیا و طمع در غنیمتهای آن، و مخالفت با فرمان رهبر لشکر است.

• یکی از دلایل فضیلت صحابه، این است که الله پس از بیان خطای آنها، آمرزش را بیان فرمود.

﴿ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيۡكُم مِّنۢ بَعۡدِ ٱلۡغَمِّ أَمَنَةٗ نُّعَاسٗا يَغۡشَىٰ طَآئِفَةٗ مِّنكُمۡۖ وَطَآئِفَةٞ قَدۡ أَهَمَّتۡهُمۡ أَنفُسُهُمۡ يَظُنُّونَ بِٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ ظَنَّ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِۖ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ مِن شَيۡءٖۗ قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَمۡرَ كُلَّهُۥ لِلَّهِۗ يُخۡفُونَ فِيٓ أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبۡدُونَ لَكَۖ يَقُولُونَ لَوۡ كَانَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ شَيۡءٞ مَّا قُتِلۡنَا هَٰهُنَاۗ قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡۖ وَلِيَبۡتَلِيَ ٱللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمۡ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمۡۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ١٥٤ إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَلَّوۡاْ مِنكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡتَقَى ٱلۡجَمۡعَانِ إِنَّمَا ٱسۡتَزَلَّهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ بِبَعۡضِ مَا كَسَبُواْۖ وَلَقَدۡ عَفَا ٱللَّهُ عَنۡهُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٞ١٥٥ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ إِذَا ضَرَبُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَوۡ كَانُواْ غُزّٗى لَّوۡ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجۡعَلَ ٱللَّهُ ذَٰلِكَ حَسۡرَةٗ فِي قُلُوبِهِمۡۗ وَٱللَّهُ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ١٥٦ وَلَئِن قُتِلۡتُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَوۡ مُتُّمۡ لَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَحۡمَةٌ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ١٥٧ [آل عمران: ۱۵۴-۱۵۷].

(۱۵۴) سپس بعد از این درد و دلتنگی، آرامش و اطمینانی بر شما نازل فرمود، به این صورت که گروهی از شما – که وعدۀ الله را باور داشتند- را به‏سبب اطمینان و آرامشی که در دلهای‏شان بود خواب سبکی در برگرفت، و گروهی دیگر که نه اطمینانی به آنها رسید و نه خوابی سبک، همان منافقان هستند که هیچ اندوهی جز سلامتی خودشان ندارند، پس آنها در اضطراب و ترس به سر میبرند، و به الله گمان بد دارند، این گمان که الله به رسولش یاری نمیرساند و بندگانش را تقویت نمیکند، همانند ظن اهل جاهلیت که الله را آنگونه که شایسته است نشناختند، این منافقان به‏خاطر جهل به الله میگویند: در امر خروج برای پیکار، هیچ حق انتخابی نداریم، و اگر اختیار داشتیم خارج نمیشدیم، - ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: اختیار تمام امور به دست الله است، اوست که هرچه بخواهد مقدر میکند، و هرچه اراده کند حکم میگرداند، و او کسی است که خروج شما را مقدر کرد. و این منافقان، از شک و بدگمانیای که بر تو آشکار نمیکنند بر خویشتن میترسند، چنانکه میگویند: اگر حق انتخابی در خروج داشتیم، در این مکان نمیجنگیدیم، - ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: اگر دور از مواضع قتل و مرگ، در خانههای‏تان بودید، به‏طور قطع کسانی از شما که الله بر قتل آنها حکم کرده است به‏سوی قتل‏گاه خویش خارج میشدند. و الله این حکم را نکرده است مگر برای اینکه نیّات و اهداف قلبی شما را بیازماید، و ایمان و نفاق آن را متمایز سازد، و الله از آنچه در سینههای بندگانش است آگاه است و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.

(۱۵۵) - ای اصحاب محمد- همانا کسانی از شما که در روز رویارویی با گروه مشرکان و گروه مسلمانان در احد گریختند، شیطان آنها را به‏سبب بعضی از گناهانی که کسب کرده بودند لغزاند، و الله از آنها درگذشت و به‏سبب فضل و رحمتی از جانب خویش، آنها را مؤاخذه نکرد، زیرا الله نسبت به توبهکاران آمرزنده است، و بردباری است که در نزول عذاب تعجیل نمیکند.

(۱۵۶) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، مثل منافقان کافر نباشید، که به خویشاوندان خویش آنگاه که برای طلب روزی یا جهاد سفر میکنند و میمیرند یا کشته میشوند میگویند: اگر در کنار ما بودید و خارج نمی‏شدید، و پیکار نمیکردید، نمیمردید و کشته نمیشدید، الله این اعتقاد را در دل‏های‏شان قرار داد تا بر پشیمانی و اندوه دلهای‏شان بیفزازد. فقط الله است که به ارادۀ خویش زنده میگرداند و میمیراند، هیچ نشستنی جلوی تقدیر او را نمیگیرد و هیچ خروجی آن را به تعجیل نمیاندازد، و الله اعمال شما را میبیند. اعمال شما بر او پوشیده نمیماند و جزای آن را به شما خواهد داد.

(۱۵۷)- ای مؤمنان- اگر در راه الله کشته شدید یا مردید، به‏طور قطع، الله با آمرزشی بزرگ شما را میآمرزد، و با رحمتی از جانب خویش بر شما رحم مینماید، این پاداش، از این دنیا و نعمتهای نابودشدنی آن که اهل دنیا جمع میکنند بهتر است.

برخی فواید آیات:

• جهل به الله متعال و صفات او، اعتقاد باطل و اعمال فاسد را به جای می‏گذارد.

• اجلهای بندگان، مشخص و معین است، دلیری و شجاعت آن را به تعجیل نمیاندازد و ترس و حرص در آن تأخیری ایجاد نمیکند.

• یکی از سنتهای الله متعال این است که بندگانش را میآزماید؛ تا ناپاک را از پاک متمایز سازد.

• از بزرگترین و گرامیترین منازل نزد الله متعال، منازل کسانی است که در راه او تعالی شهید میشوند.

﴿وَلَئِن مُّتُّمۡ أَوۡ قُتِلۡتُمۡ لَإِلَى ٱللَّهِ تُحۡشَرُونَ١٥٨ فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡۖ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِكَۖ فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِۖ فَإِذَا عَزَمۡتَ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ١٥٩ إِن يَنصُرۡكُمُ ٱللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمۡۖ وَإِن يَخۡذُلۡكُمۡ فَمَن ذَا ٱلَّذِي يَنصُرُكُم مِّنۢ بَعۡدِهِۦۗ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١٦٠ وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّۚ وَمَن يَغۡلُلۡ يَأۡتِ بِمَا غَلَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ١٦١ أَفَمَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَ ٱللَّهِ كَمَنۢ بَآءَ بِسَخَطٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأۡوَىٰهُ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ١٦٢ هُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ بَصِيرُۢ بِمَا يَعۡمَلُونَ١٦٣ لَقَدۡ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ بَعَثَ فِيهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلُ لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ١٦٤ أَوَلَمَّآ أَصَٰبَتۡكُم مُّصِيبَةٞ قَدۡ أَصَبۡتُم مِّثۡلَيۡهَا قُلۡتُمۡ أَنَّىٰ هَٰذَاۖ قُلۡ هُوَ مِنۡ عِندِ أَنفُسِكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١٦٥ [آل عمران: ۱۵۸-۱۶۵].

(۱۵۸) و اگر در هر حالتی مردید، یا کشته شدید، همگی شما فقط به‏سوی الله بازمیگردید؛ تا جزای اعمال‏تان را به شما بدهد.

(۱۵۹) - ای پیامبر- به‏سبب رحمت بزرگی از جانب الله، با اصحابت نرمخو شدی و اگر سخن و عمل خشن داشتی و سنگدل بودی، به‏طور قطع از اطرافت پراکنده می‏شدند، پس از کوتاهی آنها در حق خویش درگذر، و برای‏شان طلب آمرزش کن، و در اموری که نیاز به مشورت دارد نظر آنها را جویا شو، پس هرگاه بعد از مشورت، تصمیم بر انجام کاری گرفتی، آن را انجام بده، و بر الله توکل کن، زیرا الله کسانی را که بر او توکل کنند دوست دارد، پس آنها را توفیق میدهد و تقویت میکند.

(۱۶۰) اگر الله با یاری و پیروزی از جانب خویش شما را تقویت کند، هیچکس نمی‏تواند بر شما چیره شود، هر چند تمام مردم زمین علیه شما متحد شوند، و اگر الله شما را یاری نکند و شما را به خودتان واگذارد، بعد از او هیچکس نمیتواند شما را پیروز گرداند، زیرا پیروزی فقط به دست اوست، و مؤمنان باید فقط به الله، نه هیچکس دیگری غیر از او تکیه کنند.

(۱۶۱) برای هیچیک از پیامبران نسزد که با گرفتن چیزی از غنیمت، غیر از آنچه الله به او اختصاص داده است، خیانت ورزد، و هر یک از شما با گرفتن چیزی از غنیمت خیانت کند، اینگونه مجازات میشود که در روز قیامت رسوا میگردد، یعنی آنچه را گرفته است در روز قیامت در برابر مردم به دوش میکشد، سپس به هرکس، جزای آنچه که کسب کرده است به‏صورت کامل و بدون کاستی داده میشود، و با افزودن بر بدیهای‏شان و کاستن از نیکیهای‏شان به آنها ستم نمیشود.

(۱۶۲) نزد الله، کسیکه ایمان و عمل صالح که رضایت الله با آن به دست میآید را دنبال میکند، یکسان نیست با کسیکه به الله کفر ورزیده و کارهای بد انجام داده، آنگاه به خشم شدیدی از الله بازگشته، و جایگاهش جهنم است، و جهنم بازگشتگاه و جایگاه بسیار بدی است.

(۱۶۳) آنها در دنیا و آخرت منازل متفاوتی دارند، و الله اعمال آنها را میبیند، ذرهای بر او پوشیده نمیماند، و هرکس را به‏سبب عملش جزا خواهد داد.

(۱۶۴) الله به مؤمنان نعمت بخشیده و به آنها نیکی کرده است، آنگاه که رسولی از جنس خودشان به میان آنها فرستاد، که قرآن را بر آنها میخواند، و آنها را از شرک و اخلاقهای پست پاک میگرداند، و به آنها قرآن و سنت میآموزاند، درحالیکه قبل از بعثت این رسول، در گمراهی آشکاری از هدایت و راه راست قرار داشتند.

(۱۶۵) - ای مؤمنان- آیا آنگاه که در احد مصیبتی بر شما رسید و درهم شکستید، و برخی از شما کشته شدند، درحالیکه دو برابر آن از کشتهشدهها و اسیران را در روز بدر بر دشمن‏تان وارد کردید، گفتید: این مصیبت از کجا بر ما وارد شد درحالیکه مؤمن هستیم، و پیامبر الله در میان ما قرار دارد؟! – ای پیامبر- بگو: این مصیبت به‏سبب اعمال خودتان به شما رسید آنگاه که با یکدیگر به نزاع پرداختید، و از رسول ج نافرمانی کردید، همانا الله بر هر چیزی تواناست؛ پس هرکس را بخواهد پیروز می‏گرداند و هرکس را بخواهد خوار میکند.

برخی فواید آیات:

• پیروزی حقیقی از جانب الله متعال است؛ زیرا او قدرتمندی است که کسی را یارای جنگیدن با او نیست و شکستناپذیری است که هرگز مغلوب نمیشود.

• حال کسیکه از هدایت الله پیروی و به آن عمل کند با حال کسیکه روی گرداند و آن را تکذیب کند در دنیا یکسان نیست، چنانکه در آخرت نیز جایگاه متفاوتی دارند.

• هر مصیبت و بلایی که بر بنده وارد میشود به‏سبب گناهانش است، و گاهی برای آزمایش و بالابردن درجات اوست، و این درحالی است که الله بسیاری از گناهان را میبخشد و از آنها درمیگذرد.

﴿وَمَآ أَصَٰبَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡتَقَى ٱلۡجَمۡعَانِ فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيَعۡلَمَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٦٦ وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ نَافَقُواْۚ وَقِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاْ قَٰتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَوِ ٱدۡفَعُواْۖ قَالُواْ لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡۗ هُمۡ لِلۡكُفۡرِ يَوۡمَئِذٍ أَقۡرَبُ مِنۡهُمۡ لِلۡإِيمَٰنِۚ يَقُولُونَ بِأَفۡوَٰهِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡۚ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يَكۡتُمُونَ١٦٧ ٱلَّذِينَ قَالُواْ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ وَقَعَدُواْ لَوۡ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُواْۗ قُلۡ فَٱدۡرَءُواْ عَنۡ أَنفُسِكُمُ ٱلۡمَوۡتَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٦٨ وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ١٦٩ فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَيَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِينَ لَمۡ يَلۡحَقُواْ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ١٧٠ ۞يَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٧١ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَجَابُواْ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِ مِنۢ بَعۡدِ مَآ أَصَابَهُمُ ٱلۡقَرۡحُۚ لِلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ مِنۡهُمۡ وَٱتَّقَوۡاْ أَجۡرٌ عَظِيمٌ١٧٢ ٱلَّذِينَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواْ لَكُمۡ فَٱخۡشَوۡهُمۡ فَزَادَهُمۡ إِيمَٰنٗا وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ١٧٣ [آل عمران: ۱۶۶-۱۷۳].

(۱۶۶) و قتل و جراحت و شکستی که در روز احد هنگام رویارویی گروه شما و گروه مشرکان بر شما وارد شد، از روی حکمت فراگیری به اذن و تقدیر الله متعال بود؛ تا مؤمنان راستین را آشکار گرداند.

(۱۶۷) و منافقانی را آشکار کند که وقتی به آنها گفته شد: در راه الله پیکار کنید، یا [حداقل] با افزایش تعداد مسلمانان دفاع کنید، گفتند: اگر میدانستیم که پیکاری وجود دارد از شما پیروی میکردیم، اما به نظر ما میان شما و میان آن گروه پیکاری واقع نمیشود. حال‏شان در آن هنگام، به آنچه که دلالت بر کفرشان میکند نزدیکتر بود تا آنچه که بر ایمان‏شان دلالت دارد. آنچه را که در دلهای‏شان نیست بر زبان میرانند، درحالیکه الله از آنچه در سینههای‏شان پنهان میکنند آگاه است و آنها را به‏خاطر آن مجازات خواهد کرد.

(۱۶۸) آنها کسانی هستند که از پیکار تخلف کردند، و به خویشاوندان‏شان که در روز احد آسیب دیدند گفتند: اگر آنها از ما اطاعت میکردند و برای پیکار خارج نمی‏شدند، کشته نمیشدند. - ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: اگر در این ادعا که میگویید اگر آنها از ما اطاعت میکردند کشته نمیشدند و اینکه سبب نجات شما از مرگ، نرفتن به جهاد در راه الله متعال است راستگو هستید، هرگاه مرگ شما را فراگرفت آن را از خودتان دور کنید.

(۱۶۹) و – ای پیامبر- گمان مبر کسانیکه در جهاد در راه الله کشته شدهاند مرده هستند، بلکه آنها زندگی ویژهای نزد پروردگارشان در سرای گرامی او دارند، و از انواع نعمتهایی که جز الله کسی از آنها آگاهی ندارد روزی داده میشوند.

(۱۷۰) سعادت آنها را پوشانیده و شادی آنها را به‏صورت کامل فرا گرفته است، به‏سبب آنچه که الله از فضل خویش بر آنها نعمت بخشیده است. آرزو میکنند و انتظار میکشند که برادران‏شان که در دنیا ماندهاند به آنها بپیوندند، که اگر آنها در جهاد کشته شوند، به فضلی که به آنها داده شد دست مییابند، و در امر آخرت که در پیش‏رو دارند ترسی بر آنها نیست، و بر آنچه که از بهرۀ دنیا از دست دادهاند اندوهگین نیستند.

(۱۷۱) و علاوه بر این، به پاداش بزرگی که از جانب الله انتظار میبرند، و افزودۀ بزرگی بر این ثواب و اینکه او تعالی مزد مؤمنان به خویش را تباه نمیسازد، بلکه مزدهای‏شان را به‏صورت کامل به آنها میدهد و افزون بر آن نیز به آنها میبخشد، شادی میکنند.

(۱۷۲) کسانیکه امر الله و رسولش را اجابت کردند آنگاه که به خروج برای پیکار در راه الله و رویارویی با مشرکان در غزوۀ «حمراء الأسد» که در پی اُحد پس از اینکه جراحتهایی در روز احد به آنها وارد شد، فراخوانده شدند، پس جراحتهای‏شان آن‏ها را از لبیکگفتن به ندای الله و رسولش بازنداشت. کسانی از آنها که اعمال صالح انجام دادند و تقوای الله را با اجرای اوامر و پرهیز از نواهیاش پیشه کردند، مزد بزرگی نزد الله دارند که همان بهشت است.

(۱۷۳) همان کسانیکه برخی از مشرکان به آنها گفتند: همانا قریش با رهبری ابوسفیان گروههای زیادی برای جنگ با شما و نابودی شما گرد آوردهاند، پس بترسید و از رویارویی با آنها بپرهیزید، اما این سخن و ترساندن، بر باور و ایمان آنها به الله و اعتماد به وعدهاش افزود، آنگاه برای رویارویی با قریش خارج شدند درحالیکه می‏گفتند: الله متعال برای ما کافی است، و او بهترین کسی است که کارمان را به او واگذار میکنیم.

برخی فواید آیات:

• یکی از سنتهای الله متعال این است که بندگانش را میآزماید؛ تا مؤمن حقیقی را از منافق متمایز سازد و راستگو را از دروغگو مشخص گرداند.

• بزرگی جایگاه جهاد و شهادت در راه الله و ثواب اهل آن نزد الله متعال که آن‏ها را در بالاترین منازل جای میدهد.

• فضیلت صحابه و بیان جایگاه والای آنها در دنیا و آخرت؛ به این سبب که جان و اموال‏شان را در راه الله متعال بخشیدند.

﴿فَٱنقَلَبُواْ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ لَّمۡ يَمۡسَسۡهُمۡ سُوٓءٞ وَٱتَّبَعُواْ رِضۡوَٰنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَظِيمٍ١٧٤ إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ يُخَوِّفُ أَوۡلِيَآءَهُۥ فَلَا تَخَافُوهُمۡ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ١٧٥ وَلَا يَحۡزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡكُفۡرِۚ إِنَّهُمۡ لَن يَضُرُّواْ ٱللَّهَ شَيۡ‍ٔٗاۗ يُرِيدُ ٱللَّهُ أَلَّا يَجۡعَلَ لَهُمۡ حَظّٗا فِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٌ١٧٦ إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱشۡتَرَوُاْ ٱلۡكُفۡرَ بِٱلۡإِيمَٰنِ لَن يَضُرُّواْ ٱللَّهَ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ١٧٧ وَلَا يَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ خَيۡرٞ لِّأَنفُسِهِمۡۚ إِنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ لِيَزۡدَادُوٓاْ إِثۡمٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ١٧٨ مَّا كَانَ ٱللَّهُ لِيَذَرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ عَلَىٰ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ ٱلۡخَبِيثَ مِنَ ٱلطَّيِّبِۗ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُطۡلِعَكُمۡ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَجۡتَبِي مِن رُّسُلِهِۦ مَن يَشَآءُۖ فَ‍َٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ وَإِن تُؤۡمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَكُمۡ أَجۡرٌ عَظِيمٞ١٧٩ وَلَا يَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ هُوَ خَيۡرٗا لَّهُمۖ بَلۡ هُوَ شَرّٞ لَّهُمۡۖ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواْ بِهِۦ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ١٨٠ [آل عمران: ۱۷۴-۱۸۰].

(۱۷۴) پس از خروج به‏سوی «حمراء الأسد» با پاداش بزرگی از جانب الله، و افزودن در درجات‏شان، و سلامت از دشمن‏شان چنانکه قتل و جراحتی بر آنها وارد نشده بود بازگشتند، و پایبندی به طاعت الله و پرهیز از نافرمانی او که الله را از آنها راضی میگرداند پیروی کردند، و الله دارای فضل بزرگی بر بندگان مؤمن خویش است.

(۱۷۵) همانا شیطان ترسانندۀ شماست و شما را از یاران و دستیارانش میترساند، پس از آنها نترسید؛ زیرا آنها هیچ قدرت و توانی بر شما ندارند، و با طاعت از الله فقط از او بترسید، اگر در حقیقت به او ایمان دارید.

(۱۷۶)- ای رسول- منافقانی که با بازگشت به پشت سرشان، در کفر میکوشند تو را اندوهگین نسازند؛ زیرا آنها هیچ زیانی به الله نخواهند رساند، بلکه با دوری خویش از ایمان به الله و طاعت او، فقط به خودشان زیان میرسانند، الله میخواهد که با یارینرساندن و عدم توفیق آنها، سهمی از نعمتهای آخرت برای‏شان نباشد، و در آخرت برای آنها عذاب بزرگی در آتش است.

(۱۷۷) همانا کسانیکه کفر را با ایمان عوض کردند، ذرهای به الله آسیب نمی‏رسانند، بلکه به خودشان آسیب میرسانند، و عذاب دردآوری در آخرت برای‏شان است.

(۱۷۸) و کسانیکه به پروردگارشان کفر ورزیدند، و با حکم او دشمنی کردند، نباید گمان کنند که مهلتدادن به آنها و طولانیشدن عمرشان بر کفری که بر آن هستند، برای‏شان خوب است. این امر آنگونه که آنها گمان میکنند نیست، بلکه به آنها مهلت میدهیم فقط برای اینکه با گناهان زیاد، بر گناهان خویش بیفزایند و عذاب خوارکنندهای برای‏شان است.

(۱۷۹) - ای مؤمنان- از حکمت الله نیست که شما را بر آنچه که بر آن هستید از اختلاط با منافقان و عدم تمایز شما و مشخصنکردن مؤمنان حقیقی رها کند، تا شما را با انواع تکالیف و آزمایشها متمایز گرداند، تا مؤمن پاک از منافق ناپاک مشخص گردد. و از حکمت الله نیست که شما را از غیب آگاه گرداند تا مؤمن و منافق را از یکدیگر تشخیص دهید، بلکه الله هر یک از رسولانش را که بخواهد برمیگزیند، آنگاه او را بر بخشی از غیب آگاه میگرداند؛ چنانکه پیامبرش محمد ج را بر حال منافقان آگاه گرداند، پس ایمان‏تان به الله و رسولش را عملی کنید، و اگر ایمان حقیقی بیاورید و از الله با اجرای اوامرش و ترک نواهیاش بترسید، پاداش بزرگی نزد الله دارید.

(۱۸۰) و کسانیکه در نعمتهایی که الله از فضل خویش بر آنها ارزانی داشته بخل میورزند و حق الله در آن را بازمیدارند، نباید گمان کنند که این امر برای‏شان خوب است، بلکه این کار برای‏شان بد است؛ زیرا آنچه که به آن بخل ورزیدند، طوقی خواهد شد که در روز قیامت در گردنهای‏شان افکنده میشود و با آن عذاب میگردند، و آن‏چه در آسمانها و زمین است فقط به‏سوی الله بازمیگردد، و او تعالی پس از نابودی تمام مخلوقاتش زنده است، و الله از جزئیات اعمال شما آگاه است، و در قبال آن به شما جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• سزاوار است که مؤمن به ترساندن شیطان که او را با دستیاران و یاران کافرش میترساند توجهی نکند؛ زیرا تمام امور در اختیار الله متعال است.

• سزاوار نیست که بنده به اینکه الله به او مهلت میدهد فریب بخورد، بلکه باید تا زمانیکه مهلت دارد و هنوز مهلتش سپری نشده است، به سرعت توبه کند.

• بخیلی که دیگران را از آنچه الله به او بخشیده است محروم میکند، در حقیقت به خودش ضرر رسانیده است چون خویشتن را از تجارت با اللهِ بسیار گرامی و بخشنده محروم کرده و در برابر عذاب روز قیامت قرار داده است.

﴿لَّقَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ فَقِيرٞ وَنَحۡنُ أَغۡنِيَآءُۘ سَنَكۡتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتۡلَهُمُ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ١٨١ ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيكُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيۡسَ بِظَلَّامٖ لِّلۡعَبِيدِ١٨٢ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ عَهِدَ إِلَيۡنَآ أَلَّا نُؤۡمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىٰ يَأۡتِيَنَا بِقُرۡبَانٖ تَأۡكُلُهُ ٱلنَّارُۗ قُلۡ قَدۡ جَآءَكُمۡ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِي بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَبِٱلَّذِي قُلۡتُمۡ فَلِمَ قَتَلۡتُمُوهُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٨٣ فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدۡ كُذِّبَ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَ جَآءُو بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلزُّبُرِ وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُنِيرِ١٨٤ كُلُّ نَفۡسٖ ذَآئِقَةُ ٱلۡمَوۡتِۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوۡنَ أُجُورَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۖ فَمَن زُحۡزِحَ عَنِ ٱلنَّارِ وَأُدۡخِلَ ٱلۡجَنَّةَ فَقَدۡ فَازَۗ وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ١٨٥ ۞لَتُبۡلَوُنَّ فِيٓ أَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡ وَلَتَسۡمَعُنَّ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكُمۡ وَمِنَ ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُوٓاْ أَذٗى كَثِيرٗاۚ وَإِن تَصۡبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ١٨٦ [آل عمران: ۱۸۱-۱۸۶].

(۱۸۱) بهراستی که الله سخن یهود را شنید آنگاه که گفتند: «الله فقیر است که از ما قرض میخواهد، و ما به‏سبب اموالی که داریم، ثروتمند هستیم»، این بهتان بزرگ و افترا بر پروردگارشان و کشتن پیامبران‏شان به ناحق توسط آنها، را خواهیم نوشت، و به آنها خواهیم گفت: عذاب سوزان در آتش را بچشید.

(۱۸۲)- ای یهود- این عذاب به‏سبب گناهان و رسواییهایی است که از پیش فرستادید و به اینکه الله به هیچیک از بندگانش ستم نمیکند.

(۱۸۳) آنها کسانی هستند که از روی دروغ و افترا گفتند: همانا الله در کتاب‏هایش و بر زبان پیامبرانش به ما سفارش کرده است که به هیچ رسولی ایمان نیاوریم تا اینکه آنچه را که سخنش را تصدیق میکند بیاورد، و آن این است که با صدقهای به‏سوی الله تقرب جوید که آتشی که از آسمان فرود میآید آن را می‏سوزاند، پس در نسبتدادن این سفارش به الله، و در منحصر کردن دلایل راستگویی رسولان به آنچه بیان کردند، بر او تعالی دروغ بستند، و به همین دلیل، الله به پیامبرش محمد ج امر کرد که به آنها بگوید: قبل از من، رسولانی با دلایل آشکار بر راستگوییشان، و با قربانیای که بیان کردید که آتشی از آسمان آن را میسوزاند، آمدهاند، پس چرا آنها را تکذیب کردید و به قتل رساندید، اگر در گفتارتان راستگو هستید؟!

(۱۸۴)- ای پیامبر- اگر تو را تکذیب کردند، اندوه مدار؛ زیرا این کار عادت کافران است؛ که رسولان زیادی قبل از تو که دلایل آشکار، و کتابهایی شامل اندرزها و اسرار و رموز، و کتاب هدایتگر به آنچه از احکام و شرایع در آن است آورده بودند نیز تکذیب شدند.

(۱۸۵) هر نفسی هر مقدار زنده باشد، به ناچار مرگ را میچشد، پس هیچ مخلوقی نباید فریب این دنیا را بخورد، و در روز قیامت مزدهای اعمال‏تان به‏صورت کامل و بدون کاستی به شما داده میشود، پس هرکس که الله او را از آتش دور گرداند و به بهشت درآورد، به تحقیق به خیری که امید دارد رسیده است و از شری که میترسد نجات یافته است، و زندگانی دنیا جز کالایی نابودشدنی نیست، و جز شخص فریبخورده، کسی به آن دل نمیبندد.

(۱۸۶)- ای مؤمنان- به‏طور قطع با ادای حقوق واجب در مال و به آسیبی که بر آن وارد میشود، آزموده خواهید شد، و در خودتان با انجام تکالیف شریعت و مصیبتهای گوناگونی که بر شما فرو فرستاده میشود آزمایش خواهید شد، و به‏طور قطع از کسانیکه قبل از شما به آنها کتابها داده شده است و از کسانیکه شرک ورزیدند، سخنان زیادی خواهید شنید که با عیبجویی از شما و دین‏تان شما را آزار میرساند، و اگر در برابر مصیبتها و آزمایشهای مختلفی که به شما میرسد شکیبایی کنید، و با انجام آنچه که الله به آن امر کرده و ترک آنچه از آن نهی کرده است تقوای او تعالی را پیشه کنید، این کار از اموری است که به اتخاذ تصمیم جدی نیاز دارد و مسابقهدهندگان در این کار مسابقه میدهند.

برخی فواید آیات:

• یکی از اعمال بد و اخلاق ناپسند یهودیان، دشمنی با پیامبران با تکذیب و قتل است.

• هر رستگاریای در دنیا، ناقص است و رستگاری کامل فقط با نجات از آتش و ورود به بهشت در آخرت است.

• یکی از انواع آزمایشها، آسیبی است که در دین و جان مؤمنان از جانب اهل کتاب و مشرکان وارد میشود، و در چنین حالتی، شکیبایی و تقوای الله متعال واجب است.

﴿وَإِذۡ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ لَتُبَيِّنُنَّهُۥ لِلنَّاسِ وَلَا تَكۡتُمُونَهُۥ فَنَبَذُوهُ وَرَآءَ ظُهُورِهِمۡ وَٱشۡتَرَوۡاْ بِهِۦ ثَمَنٗا قَلِيلٗاۖ فَبِئۡسَ مَا يَشۡتَرُونَ١٨٧ لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡرَحُونَ بِمَآ أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحۡمَدُواْ بِمَا لَمۡ يَفۡعَلُواْ فَلَا تَحۡسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٖ مِّنَ ٱلۡعَذَابِۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ١٨٨ وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ١٨٩ إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ١٩٠ ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ١٩١ رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدۡخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدۡ أَخۡزَيۡتَهُۥۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ١٩٢ رَّبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِيٗا يُنَادِي لِلۡإِيمَٰنِ أَنۡ ءَامِنُواْ بِرَبِّكُمۡ فَ‍َٔامَنَّاۚ رَبَّنَا فَٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرۡ عَنَّا سَيِّ‍َٔاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ١٩٣ رَبَّنَا وَءَاتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ وَلَا تُخۡزِنَا يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۖ إِنَّكَ لَا تُخۡلِفُ ٱلۡمِيعَادَ١٩٤ [آل عمران: ۱۸۷-۱۹۴].

(۱۷۸) و – ای پیامبر- به یاد آور آنگاه که الله پیمان محکم از علمای اهل کتاب یهود و نصاری گرفت، که حتماً باید کتاب الله را برای مردم توضیح دهند و هدایت موجود در آن و آنچه را که در آن بر نبوت محمد ج دلالت میکند کتمان نکنند، اما آنها کاری نکردند جز اینکه این پیمان را به دور انداختند، و به آن توجهی نکردند، پس حق را کتمان و باطل را آشکار کردند، و پیمان الله را به بهای ناچیزی مانند مقام و مالی که گاهی به آن میرسند عوض کردند، این بهایی که آن را با پیمان الله عوض کردند بسیار بد است.

(۱۸۸) - ای پیامبر- کسانیکه به اعمال ناپسندی که انجام میدهند شادمانند، و دوست دارند که مردم آنها را به‏سبب خیری که انجام نمیدهند آنها را ستایش کنند، هرگز گمان مبر که آنها از عذاب نجات مییابند و سالم میمانند، بلکه مکان آن‏ها جهنم است و در آنجا برای‏شان عذابی دردناک است.

(۱۸۹) و فرمانروایی آسمانها و زمین و مخلوقات و تدبیری که در آن دو است، بدون داشتن شریک، فقط از آنِ الله است، و الله بر هر چیزی تواناست.

(۱۹۰) همانا در ایجاد آسمانها و زمین از عدم و بدون مثال قبلی، و در از پی یکدیگر آمدن شب و روز، و تفاوت آن دو از نظر طولانی و کوتاهی مدت؛ دلایل آشکاری برای صاحبان عقل سلیم است، که آنها را به آفریدگار هستی که سزاوار است به یگانگی عبادت شود راهنمایی میکند.

(۱۹۱) و آنها کسانی هستند که در هر حالتی، ایستاده، نشسته و به پهلو آرمیده، الله را یاد میکنند، و فکرشان را در آفرینش آسمانها و زمین به کار میگیرند؛ درحالیکه میگویند: ای پروردگار ما! این آفرینش بزرگ را بیهوده نیافریدی، از بیهودگی پاک هستی، پس ما را با توفیق بر انجام اعمال صالح و محافظت از بدیها، از آتش دور گردان.

(۱۹۲) - ای پروردگار ما- زیرا تو اگر هرکس از مخلوقات خویش را بر آتش درآوری، به راستی که او را خوار و رسوا ساختهای، و ستمکاران در روز قیامت یاورانی ندارند که عذاب و مجازات الله را از آنها دفع کند.

(۱۹۳) پروردگار ما! همانا ما ندای دعوتگری به‏سوی ایمان – یعنی پیامبرت محمد ج- را شنیدیم که اینگونه دعوت میداد: به الله پروردگارتان به عنوان معبودی یگانه ایمان آورید، پس به آنچه به‏سوی آن دعوت میداد ایمان آوردیم، و از شریعت او پیروی کردیم، پس گناهان‏مان را بپوشان و ما را رسوا مگردان، و از بدیهای‏مان درگذر و ما را به آن مؤاخذه نکن، و ما را به همراه صالحان با توفیق بر انجام کارهای نیک و ترک بدیها، بمیران.

(۱۹۴) پروردگارا، هدایت و پیروزی در دنیا را که بر زبان رسولانت به ما وعده داده بودی، به ما عطا کن، و در روز قیامت ما را با ورود در آتش رسوا مگردان، زیرا تو – ای پروردگار ما- بخشندهای هستی که در وعدهات خلاف نمیکنی.

برخی فواید آیات:

• از صفات علمای سوء اهل کتاب: کتمان علم، پیروی از هوای نفس، شادمانی به‏سبب ستایش مردم درحالیکه نهانها و افعال بدی دارند، است.

• اندیشیدن در مخلوقات الله متعال، در آسمانها و زمین و از پی هم آمدن زمانها، یقین به عظمت الله و خشوع کامل در برابر او را به جای میگذارد.

• دعا به درگاه الله متعال و فروتنی قلب در برابر او تعالی، از کاملترین مظاهر بندگی است.

﴿فَٱسۡتَجَابَ لَهُمۡ رَبُّهُمۡ أَنِّي لَآ أُضِيعُ عَمَلَ عَٰمِلٖ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰۖ بَعۡضُكُم مِّنۢ بَعۡضٖۖ فَٱلَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخۡرِجُواْ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَٰتَلُواْ وَقُتِلُواْ لَأُكَفِّرَنَّ عَنۡهُمۡ سَيِّ‍َٔاتِهِمۡ وَلَأُدۡخِلَنَّهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ ثَوَابٗا مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسۡنُ ٱلثَّوَابِ١٩٥ لَا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ١٩٦ مَتَٰعٞ قَلِيلٞ ثُمَّ مَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ١٩٧ لَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ رَبَّهُمۡ لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا نُزُلٗا مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِۗ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّلۡأَبۡرَارِ١٩٨ وَإِنَّ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ لَمَن يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُمۡ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِمۡ خَٰشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشۡتَرُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ ثَمَنٗا قَلِيلًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ١٩٩ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱصۡبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٢٠٠ [آل عمران: ۱۹۵-۲۰۰].

(۱۹۵) پس پروردگارشان اینگونه به دعای‏شان پاسخ داد که: من پاداش اعمال‏تان را، کم باشد یا زیاد تباه نمیسازم، فرقی نمیکند که عامل مرد باشد یا زن؛ زیرا حکم شما در آیین یکی است، برای هیچ مردی افزوده نمیشود، و از هیچ زنی کاسته نمی‏شود، پس کسانیکه در راه الله مهاجرت کردند، و کفار آنها را از خانههای‏شان بیرون راندند، و در راه طاعت پروردگارشان آسیب دیدند، و در راه الله جنگیدند و کشته شدند - تا سخن الله برتر باشد- به‏طور قطع در روز قیامت بدیهای‏شان را می‏آمرزم، و از آنها درمیگذرم، و آنها را به بهشتهایی که از زیر کاخهای‏شان رودها جاری است درمیآورم، این پاداشی از جانب الله است، و الله جزای نیکو و بیهمتایی دارد.

(۱۹۶)- ای پیامبر- جابجایی و توانایی کافران در شهرها و تجارتها و ارزاق زیادشان، تو را نفریبد تا از حال آنها غمگین و اندوهزده شوی.

(۱۹۷) زیرا این دنیا، کالای اندکی است که دوامی ندارد، سپس بعد از آن، سرانجام آنها که در روز قیامت به آن بازمیگردند: جهنم است و آتش، بستر بسیار بدی برای‏شان است.

(۱۹۸) اما کسانیکه با اجرای اوامر و ترک نواهی پروردگارشان تقوای او را پیشه کردند، بهشتهایی برای‏شان است که از زیر کاخهای آنها رودها جاری است، برای همیشه در آن میمانند، جزای آمادهای نزد الله متعال دارند، و آنچه که الله برای بندگان نیکوکارش آماده کرده است، بهتر و برتر از لذتهای دنیاست که کافران در آن جابجا میشوند.

(۱۹۹) اهل کتاب یکسان نیستند؛ زیرا گروهی از آنها به الله و حق و هدایتی که بر شما فرو فرستاده شده است، و به آنچه در کتابهای‏شان بر آنها نازل شده است ایمان دارند، میان رسولان الله تفاوت نمیگذارند، درحالیکه در برابر الله فروتن و متواضع هستند، با امید به آنچه نزد الله است، آیات الله را با بهای اندکی از کالای دنیا عوض نمیکنند، آنها که این صفات را دارند، ثواب بزرگی نزد پروردگارشان دارند؛ همانا الله سریع اعمال را مورد محاسبه قرار میدهد و زود جزای آنها را میدهد.

(۲۰۰) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، بر تکالیف شریعت، و مصیبتهای دنیا که به شما میرسد شکیبایی کنید، و در شکیبایی، بر کفار غلبه کنید تا از شما شکیباتر نباشند، و برای جهاد در راه الله به پا خیزید، و با انجام اوامر و اجتناب از نواهی الله، تقوای او تعالی را پیشه کنید، باشد که به مطلوب خویش که رهایی از آتش و ورود به بهشت است دست یابید.

برخی فواید آیات:

• آسیبی که در راه الله بر مؤمن میرسد که او را به هجرت و خروج و جهاد وامیدارد، از بزرگترین اسباب پوشاندن گناهان و افزایش پاداشهاست.

• مال و کالایی که گاهی کافر در دنیا از آن بهرهمند میشود معیار نیست، اگرچه که زیاد باشد؛ زیرا دنیا نابودشدنی است، بلکه معیار حقیقی، سرانجام او در سرای جاویدان آخرت است.

• برخی از اهل کتاب، به حقیقتی که در کتابهای‏شان موجود است گواهی می‏دهند، آنگاه به آنچه بر آنها نازل شده و آنچه بر مؤمنان نازل شده است ایمان میآورند؛ برای آنها مزدشان دوبار است.

• شکیبایی بر حق، و جنگیدن با تکذیب کنندگان حق، و جهاد در راه آن، راه رستگاری در آخرت است.

سورة النساء (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ وَخَلَقَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَبَثَّ مِنۡهُمَا رِجَالٗا كَثِيرٗا وَنِسَآءٗۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِي تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلۡأَرۡحَامَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيۡكُمۡ رَقِيبٗا١ وَءَاتُواْ ٱلۡيَتَٰمَىٰٓ أَمۡوَٰلَهُمۡۖ وَلَا تَتَبَدَّلُواْ ٱلۡخَبِيثَ بِٱلطَّيِّبِۖ وَلَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَهُمۡ إِلَىٰٓ أَمۡوَٰلِكُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ حُوبٗا كَبِيرٗا٢ وَإِنۡ خِفۡتُمۡ أَلَّا تُقۡسِطُواْ فِي ٱلۡيَتَٰمَىٰ فَٱنكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ ٱلنِّسَآءِ مَثۡنَىٰ وَثُلَٰثَ وَرُبَٰعَۖ فَإِنۡ خِفۡتُمۡ أَلَّا تَعۡدِلُواْ فَوَٰحِدَةً أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَلَّا تَعُولُواْ٣ وَءَاتُواْ ٱلنِّسَآءَ صَدُقَٰتِهِنَّ نِحۡلَةٗۚ فَإِن طِبۡنَ لَكُمۡ عَن شَيۡءٖ مِّنۡهُ نَفۡسٗا فَكُلُوهُ هَنِيٓ‍ٔٗا مَّرِيٓ‍ٔٗا٤ وَلَا تُؤۡتُواْ ٱلسُّفَهَآءَ أَمۡوَٰلَكُمُ ٱلَّتِي جَعَلَ ٱللَّهُ لَكُمۡ قِيَٰمٗا وَٱرۡزُقُوهُمۡ فِيهَا وَٱكۡسُوهُمۡ وَقُولُواْ لَهُمۡ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا٥ وَٱبۡتَلُواْ ٱلۡيَتَٰمَىٰ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغُواْ ٱلنِّكَاحَ فَإِنۡ ءَانَسۡتُم مِّنۡهُمۡ رُشۡدٗا فَٱدۡفَعُوٓاْ إِلَيۡهِمۡ أَمۡوَٰلَهُمۡۖ وَلَا تَأۡكُلُوهَآ إِسۡرَافٗا وَبِدَارًا أَن يَكۡبَرُواْۚ وَمَن كَانَ غَنِيّٗا فَلۡيَسۡتَعۡفِفۡۖ وَمَن كَانَ فَقِيرٗا فَلۡيَأۡكُلۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ فَإِذَا دَفَعۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡ أَمۡوَٰلَهُمۡ فَأَشۡهِدُواْ عَلَيۡهِمۡۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِيبٗا٦ [النساء: ۱-۶].

برخی مقاصد سوره:

ساماندهی جامعۀ اسلامی از داخل آن، از طریق حفظ حقوق اجتماعی و مالی، برای برچیدن پسماندههای جاهلیت و تمرکز بر حقوق زنان و ضعیفان.

تفسیر:

وجه تسمیۀ این سوره این است که واژۀ نساء (زنان) و بیان مفصل بسیاری از احکام آنها در آن آمده است.

(۱) ای مردم، از پروردگارتان بترسید، زیرا او کسی است که شما را از یک نفس که همان پدرتان آدم است آفرید، و و از آدم، جفت او حوا مادر شما را آفرید، و از آن دو، در جهات چهارگانۀ زمین، مرد و زنهای زیادی پراکنده ساخت، و از همان الله بترسید که به نام او از یکدیگر درخواست میکنید به این نحو که میگویید: به نام الله از تو می‏خواهم که فلان کار را انجام دهی، و از قطع رابطههای خویشاوندی بترسید که پیوندهای میان شما را برقرار میکند، همانا الله بر شما نگهبان است، چنانکه ذرهای از اعمال شما از دست او بیرون نمیرود، بلکه اعمال‏تان را برمیشمارد و جزای آنها را به شما میدهد.

(۲)- ای مجریان وصیت- وقتی که یتیمان (کسانیکه قبل از سن بلوغ پدران‏شان را از دست دادهاند) بالغ و رشید شدند، اموال‏شان را به‏صورت کامل به آنها بدهید، و حرام را با حلال عوض نکنید؛ به اینکه از اموال خوب و گرانبهای یتیمان بگیرید، و به جای آن از اموال پست و کمارزش خویش بپردازید، و اموال یتیمان را همراه با اموال خودتان مگیرید که این کار، گناه بزرگی نزد الله است.

(۳) و اگر ترسیدید که پس از ازدواج با دختران یتیمی که تحت سرپرستی شما هستند، به دلیل ترس از کاستن از مهریههای واجب آنها، یا بدرفتاری با آنها، عدالت را برقرار نکنید، پس آنها را رها کنید و با زنان پاک دیگر ازدواج کنید، اگر خواستید که با دو یا سه یا چهار زن ازدواج کنید؛ اما اگر ترسیدید که میان آنها عدالت برقرار نکنید به یک زن بسنده کنید، یا از کنیزانی که در ملکیت شما هستند بهره بگیرید؛ زیرا آنها حقوقی مانند حقوق همسران ندارند، این امر که در آیه در مورد یتیمان و اکتفا بر ازدواج با یک زن یا بهرهگیری از کنیزان آمده است، نزدیکتر است به اینکه ستم نکنید و منحرف نشوید.

(۴) و مهریههای زنان را به عنوان هدیهای واجب به آنها بدهید، پس اگر خودشان با رضایت قلبی و بدون اجبار مقداری از مهریه را بر شما بخشیدند، آن را به عنوان مالی گوارا و مباح بخورید.

(۵) و – ای اولیا- اموال را به کسانیکه نمیتوانند در آن به خوبی تصرف کنند ندهید، زیرا الله این اموال را سبب اقامۀ مصالح و امور معاش بندگان قرار داده است، و چنین افرادی صلاحیت تصرف در اموال و حفظ آن را ندارند، و از این اموال بر آنها انفاق کنید و آنها را بپوشانید، و سخنی پاکیزه به آنها بگویید، و به آنها وعدۀ نیکو دهید که وقتی به رشد و تصرف نیکو دست یافتند اموال‏شان را به آنها تقدیم می‏کنید.

(۶) - ای اولیا- یتیمان را وقتی به سن بلوغ رسیدند با دادن بخشی از اموال‏شان که در آن تصرف کنند، بیازمایید، اگر در آن به خوبی تصرف کردند و رشد آنها بر شما آشکار شد، پس اموال‏شان را به‏صورت کامل و بدون کاستی به آنها تحویل بدهید، و بیش از حدی که الله از اموال آنها هنگام نیاز برای شما اجازه داده است از اموال‏شان نخورید، و از ترس اینکه وقتی بالغ شدند اموال‏شان را از شما میگیرند در خوردن آن شتاب مکنید، و هر یک از شما ثروتی دارد که او را بینیاز میگرداند، باید از گرفتن از مال یتیم خودداری کند، و هر یک از شما که فقیر و بدون ثروت است، به مقدار نیازش باید از آن بخورد، و هرگاه پس از بلوغ و تشخیص رشد آنها، اموال‏شان را به آنها تحویل دادید، برای حفظ حقوق و جلوگیری از اسباب اختلاف، برای این تحویل گواه بگیرید، و الله به عنوان گواه بر این کار، و حسابگر بندگانش در قبال اعمال‏شان، کافی است.

برخی فواید آیات:

• اساسی که تمام انسانها به آن بازمیگردند یکی است، پس باید از پروردگارشان که آنها را آفرید بترسند، و به یکدیگر مهربانی کنند.

• الله به نیکوکاری با زنان و یتیمان ضعیف سفارش کرده است، به اینکه رفتار با آنها همراه عدالت و بخشش باشد.

• جواز تعدد همسران تا چهار زن، به شرط برقراری عدالت میان آنها و توانایی بر انجام حقوق واجب آنها است.

• مشروعیت حَجر بر سَفیه (کم خِرَد) که نمیتواند به خوبی در اموالش تصرف کند، به‏خاطر مصلحت خود او و محافظت مال از نابودی است که مصالح دنیا به آن استوار است.

﴿لِّلرِّجَالِ نَصِيبٞ مِّمَّا تَرَكَ ٱلۡوَٰلِدَانِ وَٱلۡأَقۡرَبُونَ وَلِلنِّسَآءِ نَصِيبٞ مِّمَّا تَرَكَ ٱلۡوَٰلِدَانِ وَٱلۡأَقۡرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنۡهُ أَوۡ كَثُرَۚ نَصِيبٗا مَّفۡرُوضٗا٧ وَإِذَا حَضَرَ ٱلۡقِسۡمَةَ أُوْلُواْ ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينُ فَٱرۡزُقُوهُم مِّنۡهُ وَقُولُواْ لَهُمۡ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا٨ وَلۡيَخۡشَ ٱلَّذِينَ لَوۡ تَرَكُواْ مِنۡ خَلۡفِهِمۡ ذُرِّيَّةٗ ضِعَٰفًا خَافُواْ عَلَيۡهِمۡ فَلۡيَتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡيَقُولُواْ قَوۡلٗا سَدِيدًا٩ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَأۡكُلُونَ أَمۡوَٰلَ ٱلۡيَتَٰمَىٰ ظُلۡمًا إِنَّمَا يَأۡكُلُونَ فِي بُطُونِهِمۡ نَارٗاۖ وَسَيَصۡلَوۡنَ سَعِيرٗا١٠ يُوصِيكُمُ ٱللَّهُ فِيٓ أَوۡلَٰدِكُمۡۖ لِلذَّكَرِ مِثۡلُ حَظِّ ٱلۡأُنثَيَيۡنِۚ فَإِن كُنَّ نِسَآءٗ فَوۡقَ ٱثۡنَتَيۡنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَۖ وَإِن كَانَتۡ وَٰحِدَةٗ فَلَهَا ٱلنِّصۡفُۚ وَلِأَبَوَيۡهِ لِكُلِّ وَٰحِدٖ مِّنۡهُمَا ٱلسُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُۥ وَلَدٞۚ فَإِن لَّمۡ يَكُن لَّهُۥ وَلَدٞ وَوَرِثَهُۥٓ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ ٱلثُّلُثُۚ فَإِن كَانَ لَهُۥٓ إِخۡوَةٞ فَلِأُمِّهِ ٱلسُّدُسُۚ مِنۢ بَعۡدِ وَصِيَّةٖ يُوصِي بِهَآ أَوۡ دَيۡنٍۗ ءَابَآؤُكُمۡ وَأَبۡنَآؤُكُمۡ لَا تَدۡرُونَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ لَكُمۡ نَفۡعٗاۚ فَرِيضَةٗ مِّنَ ٱللَّهِۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا١١ [النساء: ۷-۱۱].

(۷) برای مردان از آنچه که پدر و مادر و خویشاوندان مانند برادران و عموها پس از مرگ‏شان به جای میگذارند، کم باشد یا زیاد، سهمی است، و برای زنان نیز از آنچه که این افراد به جای میگذارند سهمی است؛ برخلاف آنچه در زمان جاهلیت وجود داشت که زنان و کودکان از میراث محروم بودند، این سهم، حقی واجب از جانب الله متعال است که مقدار آن مشخص شده است.

(۸) و اگر هنگام تقسیم ترکه، کسانی از خویشاوندان و یتیمان و فقرا که وارث نیستند حاضر بودند؛ - بنا بر استحباب- از این مال قبل از آنکه آن را تقسیم کنید، آنچه را که دلهای‏تان به آن رضایت دارد به آنها بدهید؛ زیرا به‏سوی میراث که بدون رنج به شما رسیده است چشم دارند، و با آنها به نیکویی و پسندیده سخن بگویید.

(۹) باید بترسند کسانیکه اگر بمیرند فرزندانی خردسال و ضعیف از خود برجای میگذارند، بترسند از اینکه فرزندان‏شان تباه شوند، پس باید در مورد یتیمانی که تحت سرپرستی آنها هستند نیز از الله بترسند و به آنها ستم نکنند، تا الله پس از مرگ آنها کسی را برای‏شان قرار دهد تا به فرزندان‏شان نیکی کند همانگونه که آنها نیکی کردند، و باید در حق فرزندان کسیکه در وصیت او حاضر هستند نیکی کنند به اینکه سخنی درست به آنها بگویند به این ترتیب که در وصیت خود به حق ورثهاش پس از مرگ خویش ستم نکند، و خودش را با ترک وصیت از خیر محروم نگرداند.

(۱۰) همانا کسانیکه اموال یتیمان را میگیرند، و از روی ستم و تجاوز در آن تصرف میکنند، آتشی شعلهور در شکمهای‏شان وارد میکنند، و در روز قیامت آنها را خواهد سوزاند.

(۱۱) الله در مورد میراث فرزندان‏تان از شما پیمان میگیرد و به شما امر میکند که میراث چنین میان آنها تقسیم میشود که برای پسر مثل سهم دو دختر است، پس اگر میت دخترانی را بدون داشتن فرزند پسر به جای گذاشت، برای دو دختر یا بیشتر، دو سوم ماتَرَک[۵] است، و اگر یک دختر باشد، نصف ماتَرَک برای اوست، و در صورتیکه میت فرزند پسر یا دختر داشته باشد، برای هر یک از پدر و مادر میت یک ششم ماترک است، و اگر میت فرزندی نداشته باشد و وارثان او فقط پدر و مادر باشند، برای مادر یک سوم و باقیماندۀ میراث برای پدرش است، اگر میت دو یا بیشتر از دو خواهر یا برادر شقیق[۶] یا غیر شقیق داشته باشد، برای مادر او یک ششم از طریق فرض، و باقی میراث از طریق تعصیب[۷] برای پدر است، و خواهران و برادران سهمی ندارند؛ این نحوۀ تقسیم میراث، پس از اجرای وصیتی است که میت بدان وصیت کرده است به شرط آنکه وصیت او از یک سوم مالش تجاوز نکند، و به شرط ادای دِینی است که بر عهدۀ میت بوده است، و الله متعال تقسیم میراث را به این نحو قرار داده است، زیرا شما نمی‏دانید کدامیک از پدران و فرزندان در دنیا و آخرت برای‏تان سودمندتر است، زیرا امکان دارد میت یکی از وارثانش را خوب بپندارد، آنگاه تمام مال را به او بدهد، یا او را بد بداند آنگاه او را از میراث محروم کند، درحالیکه احتمال خلاف این امر نیز میرود، و کسیکه از تمام این امور آگاهی دارد، همان الله است که هیچچیز بر او پوشیده نمیماند، و به همین دلیل، میراث را بنا بر نحوۀ مذکور تقسیم کرد، و آن را فریضهای از جانب خودش بر بندگانش واجب گرداند، همانا الله دانایی است که ذرهای از مصالح بندگانش بر او پوشیده نمیماند و در شرع و تدبیرش حکیم است.

برخی فواید آیات:

• احکام میراث دلالت دارند که شریعت، حقوق مردان و زنان را با درنظرگرفتن عدالت و اجرای مصلحت میان‏شان مقرر کرده است.

• سختگیری شدید در حرمت اموال یتیمان، و نهی از تجاوز بر آن و، نابودی آن به هر نحوی که باشد.

• از آنجا که مال از بیشترین اسباب نزاع میان مردم است، الله متعال تقسیم آن را در احکام میراث بر عهده گرفته است.

﴿۞وَلَكُمۡ نِصۡفُ مَا تَرَكَ أَزۡوَٰجُكُمۡ إِن لَّمۡ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٞۚ فَإِن كَانَ لَهُنَّ وَلَدٞ فَلَكُمُ ٱلرُّبُعُ مِمَّا تَرَكۡنَۚ مِنۢ بَعۡدِ وَصِيَّةٖ يُوصِينَ بِهَآ أَوۡ دَيۡنٖۚ وَلَهُنَّ ٱلرُّبُعُ مِمَّا تَرَكۡتُمۡ إِن لَّمۡ يَكُن لَّكُمۡ وَلَدٞۚ فَإِن كَانَ لَكُمۡ وَلَدٞ فَلَهُنَّ ٱلثُّمُنُ مِمَّا تَرَكۡتُمۚ مِّنۢ بَعۡدِ وَصِيَّةٖ تُوصُونَ بِهَآ أَوۡ دَيۡنٖۗ وَإِن كَانَ رَجُلٞ يُورَثُ كَلَٰلَةً أَوِ ٱمۡرَأَةٞ وَلَهُۥٓ أَخٌ أَوۡ أُخۡتٞ فَلِكُلِّ وَٰحِدٖ مِّنۡهُمَا ٱلسُّدُسُۚ فَإِن كَانُوٓاْ أَكۡثَرَ مِن ذَٰلِكَ فَهُمۡ شُرَكَآءُ فِي ٱلثُّلُثِۚ مِنۢ بَعۡدِ وَصِيَّةٖ يُوصَىٰ بِهَآ أَوۡ دَيۡنٍ غَيۡرَ مُضَآرّٖۚ وَصِيَّةٗ مِّنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٞ١٢ تِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِۚ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ يُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ١٣ وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُۥ يُدۡخِلۡهُ نَارًا خَٰلِدٗا فِيهَا وَلَهُۥ عَذَابٞ مُّهِينٞ١٤ [النساء: ۱۲-۱۴].

(۱۲) و – ای شوهران- نصف ماترک همسران‏تان برای شماست، اگر فرزندی- پسر یا دختر- از شما یا دیگران نداشته باشند، اما اگر فرزندی- پسر یا دختر- داشتند، یک چهارم مالی که بر جای میگذارند برای شماست، که پس از اجرای وصیت آنها و پرداخت دینی که بر عهدۀ آنها است، برای شما تقسیم میشود. و – ای شوهران- برای همسران‏تان، اگر فرزندی – پسر یا دختر- از آنها یا غیر آنها ندارید، یک چهارم ماترک شماست، اما اگر فرزندی- پسر یا دختر- داشتید، یک هشتم ماترک شما برای آنها است که این مقدار پس از اجرای وصیت شما، و پرداخت دِینی که بر عهدۀ شماست به آنها تقسیم میشود. و اگر مردی بدون پدر و مادر و بدون فرزند، یا زنی بدون پدر و مادر و بدون فرزند بمیرد، و یک برادر مادری یا خواهر مادری داشته باشد، برای هر یک از برادر مادری یا خواهر مادری میت، یک ششم از طریق فرض است، اما اگر برادران مادری یا خواهران مادری بیش از یک نفر باشند، برای تمام آنها یک سوم از طریق فرض است که در آن با هم شریک میشوند، و مردان و زنان آنها به‏طور یکسان از آن سهم میبرند، البته این سهم‏شان را پس از اجرای وصیت میت و پرداخت دیون او میگیرند، به شرط اینکه وصیت او به وارثان زیان نرساند؛ مثل اینکه میت به بیشتر از یک سوم مالش وصیت کرده باشد، این حکم که در آیه آمده است، پیمانی از جانب الله بر شماست که آن را بر شما واجب گردانیده است، و الله از آنچه که بندگانش را در دنیا و آخرت اصلاح میکند آگاه است، و بردباری است که مجازات گناهکار را به تعجیل نمیاندازد.

(۱۳) این احکام مذکور در مورد یتیمان و غیر آنها، احکام الله متعال است که برای بندگانش تشریع فرموده است تا به آنها عمل کنند، و کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی و رسولش فرمان‏برداری کنند، الله آنها را به بهشت‏هایی که رودها از زیر کاخهای‏شان جاری است درمیآورد، که همیشه در آن می‏مانند و زوالی آنها را در برنمیگیرد، و این پاداش الهی، همان رستگاری بزرگی است که همانندی ندارد.

(۱۴) و هرکس با تعطیلی احکام الله و عملنکردن به آنها، یا تردید در آنها، از الله و رسولش نافرمانی کند و از حدودی که تشریع کرده است بگذرد، الله او را در آتشی که جاودان در آن میماند درمیآورد، و عذاب خوارکنندهای در آنجا دارد.

برخی فواید آیات:

• اموال میان وارثان تقسیم نمیشود مگر زمانیکه بدهیهای میت از آن پرداخت و وصیت میت که نباید از یک سوم مالش تجاوز کند از آن جدا گردد.

• برحذرداشتن از کوتاهی در تقسیم میراث، زیرا میراث پیمان و سفارش الله به بندگان مؤمن او تعالی است؛ پس رهاکردن یا سهلانگاری در آن جایز نیست.

• اجرای اوامر الله، و بزرگشمردن نواهی او، و بازایستادن در برابر حدود او، از نشانههای ایمان است.

• از عدالت و حکمت الله متعال است که به هرکس از او فرمان‏برداری کند بزرگترین پاداش را وعده داده است و هرکس را که از او نافرمانی کند و از حدودش بگذرد به بزرگترین مجازات تهدید کرده است.

﴿وَٱلَّٰتِي يَأۡتِينَ ٱلۡفَٰحِشَةَ مِن نِّسَآئِكُمۡ فَٱسۡتَشۡهِدُواْ عَلَيۡهِنَّ أَرۡبَعَةٗ مِّنكُمۡۖ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمۡسِكُوهُنَّ فِي ٱلۡبُيُوتِ حَتَّىٰ يَتَوَفَّىٰهُنَّ ٱلۡمَوۡتُ أَوۡ يَجۡعَلَ ٱللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلٗا١٥ وَٱلَّذَانِ يَأۡتِيَٰنِهَا مِنكُمۡ فَ‍َٔاذُوهُمَاۖ فَإِن تَابَا وَأَصۡلَحَا فَأَعۡرِضُواْ عَنۡهُمَآۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ تَوَّابٗا رَّحِيمًا١٦ إِنَّمَا ٱلتَّوۡبَةُ عَلَى ٱللَّهِ لِلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلسُّوٓءَ بِجَهَٰلَةٖ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٖ فَأُوْلَٰٓئِكَ يَتُوبُ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمٗا١٧ وَلَيۡسَتِ ٱلتَّوۡبَةُ لِلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ حَتَّىٰٓ إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ ٱلۡمَوۡتُ قَالَ إِنِّي تُبۡتُ ٱلۡـَٰٔنَ وَلَا ٱلَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمۡ كُفَّارٌۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا١٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَحِلُّ لَكُمۡ أَن تَرِثُواْ ٱلنِّسَآءَ كَرۡهٗاۖ وَلَا تَعۡضُلُوهُنَّ لِتَذۡهَبُواْ بِبَعۡضِ مَآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن يَأۡتِينَ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖۚ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ فَإِن كَرِهۡتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡ‍ٔٗا وَيَجۡعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيۡرٗا كَثِيرٗا١٩ [النساء: ۱۵-۱۹].

(۱۵) و از زنان محصن[۸] و غیر محصن شما که مرتکب گناه زشت زنا میشوند، چهار مرد عادل را بر آنها گواه بگیرید، پس اگر علیه آنها گواهی دادند، آنها را به عنوان مجازات در خانهها زندانی کنید، تا زندگی‏شان با مرگ پایان یابد، یا الله راهی غیر از حبس برای‏شان قرار دهد. سپس الله این راه را بیان فرمود، یعنی صد ضربه شلاق و یک سال تبعید را برای مجازات زن زناکارِ باکره و سنگسار را برای مجازات زن محصنه صادر فرمود.

(۱۶) و آن دو تن از مردان- محصن یا غیر محصن- را که مرتکب عمل زشت زنا میشوند را با زبان و دست به آنچه که باعث تحقیر و بازداشتن میشود مجازات کنید، پس اگر از آنچه که بر آن بودند دست کشیدند، و اعمال‏شان اصلاح شد، از آزار رساندن آنها خودداری کنید؛ زیرا کسیکه از گناه توبه میکند، همانند کسی است که گناهی مرتکب نشده است؛ همانا الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار توبهپذیر و مهربان است.

اکتفا به این نوع مجازات، در ابتدای کار بود، سپس با شلاقزدن و تبعید مرد مجرد و سنگسار مرد محصن نسخ شد.

(۱۷) همانا الله توبۀ کسانی را میپذیرد که از روی جهل به سرانجام و آثار بد گناهان و معاصی، آنها را مرتکب میشوند- این امر در مورد هر کسی است که از روی عمد یا غیرعمد مرتکب گناه میشود- سپس قبل از مشاهدۀ مرگ با رویآوردن به‏سوی پروردگارشان بازمیگردند، آنها هستند که الله توبهشان را میپذیرد و از بدی‏های‏شان درمیگذرد، و الله از احوال مخلوقاتش آگاه است، و در تقدیر و تشریع خویش بسیار داناست.

(۱۸) الله توبه کسانی را نمیپذیرد که بر انجام گناهان اصرار میکنند، و از آن توبه نمیکنند تا اینکه سختیهای مردن را میبینند، آنگاه هر یک از آنها میگوید: اکنون از گناهانی که انجام دادهام توبه میکنم. و الله - همچنین- توبه کسانی را که با اصرار در کفر میمیرند نمیپذیرد، آنها نافرمانانی هستند که بر انجام گناهان اصرار میورزند، و کسانیکه در حال کفرشان میمیرند، عذابی دردآور برای‏شان آماده کردهایم.

(۱۹) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، برای شما جایز نیست که زنان پدرهای‏تان را همانند مال به ارث ببرید، و با آنها ازدواج کنید، یا آنها را به ازدواج کسانیکه دوست دارید درآورید، یا از ازدواج آنها جلوگیری کنید. و برای شما جایز نیست که همسران‏تان را که آنها را دوست ندارید نگه دارید تا به آنها آسیب برسانید، تا اینکه به نفع شما از بخشی از مهریه و غیر آن، که به آنها دادهاید چشمپوشی کنند، مگر اینکه مرتکب گناه زشتی مانند زنا شده باشند، که اگر این چنین کردند، برای شما جایز است که آنها را نگه دارید و بر آنها سخت بگیرید تا آنچه را که به آنها دادهاید به شما بدهند، و به روشی پاکیزه و خودداری از اذیت و آزار و تلاش در نیکوکاری با آنها رفتار کنید، پس اگر به خاطر یک امر دنیوی آنها را نمی‏پسندید در برابر آنها شکیبایی کنید؛ چه بسا الله در آنچه که آن را نمیپسندید، خیر فراوانی در زندگانی دنیا و آخرت قرار میدهد.

برخی فواید آیات:

• ارتکاب عمل فاحشۀ زنا، از بزرگترین گناهانی است که فرد و جامعه را تهدید میکند؛ به همین دلیل، مجازاتهای سنگینی برایش مقرّر شده است.

• لطف و رحمت الله بر بندگانش که درِ توبه را بر روی هر گناهکاری گشود، و اسباب توبه را برایش فراهم کرد و او را بر حرکت در راه توبه یاری رساند.

• هرکس از روی عمد یا غیر عمد از الله متعال نافرمانی کند، نسبت به جایگاه کسیکه از الله نافرمانی کند و آثار و بدشومی گناهان بر خودش، جاهل است.

• از اسباب دوام زندگی زناشویی این است که شوهر دید متعادلی داشته باشد، یعنی دید خود را در آنچه که نمیپسندد محدود نکند، بلکه به خیری که در آن است نیز بنگرد و چه بسا که الله در آن خیر فراوانی قرار داده است.

﴿وَإِنۡ أَرَدتُّمُ ٱسۡتِبۡدَالَ زَوۡجٖ مَّكَانَ زَوۡجٖ وَءَاتَيۡتُمۡ إِحۡدَىٰهُنَّ قِنطَارٗا فَلَا تَأۡخُذُواْ مِنۡهُ شَيۡ‍ًٔاۚ أَتَأۡخُذُونَهُۥ بُهۡتَٰنٗا وَإِثۡمٗا مُّبِينٗا٢٠ وَكَيۡفَ تَأۡخُذُونَهُۥ وَقَدۡ أَفۡضَىٰ بَعۡضُكُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٖ وَأَخَذۡنَ مِنكُم مِّيثَٰقًا غَلِيظٗا٢١ وَلَا تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ ءَابَآؤُكُم مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِلَّا مَا قَدۡ سَلَفَۚ إِنَّهُۥ كَانَ فَٰحِشَةٗ وَمَقۡتٗا وَسَآءَ سَبِيلًا٢٢ حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمۡ أُمَّهَٰتُكُمۡ وَبَنَاتُكُمۡ وَأَخَوَٰتُكُمۡ وَعَمَّٰتُكُمۡ وَخَٰلَٰتُكُمۡ وَبَنَاتُ ٱلۡأَخِ وَبَنَاتُ ٱلۡأُخۡتِ وَأُمَّهَٰتُكُمُ ٱلَّٰتِيٓ أَرۡضَعۡنَكُمۡ وَأَخَوَٰتُكُم مِّنَ ٱلرَّضَٰعَةِ وَأُمَّهَٰتُ نِسَآئِكُمۡ وَرَبَٰٓئِبُكُمُ ٱلَّٰتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ ٱلَّٰتِي دَخَلۡتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمۡ تَكُونُواْ دَخَلۡتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ وَحَلَٰٓئِلُ أَبۡنَآئِكُمُ ٱلَّذِينَ مِنۡ أَصۡلَٰبِكُمۡ وَأَن تَجۡمَعُواْ بَيۡنَ ٱلۡأُخۡتَيۡنِ إِلَّا مَا قَدۡ سَلَفَۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٢٣ [النساء: ۲۰-۲۳].

(۲۰) - ای شوهران- اگر خواستید زنی را طلاق دهید و دیگری را جایگزین او کنید، در این کار گناهی بر شما نیست؛ و اگر به زنی که قصد دارید از او جدا شوید، مال زیادی به عنوان مهریه داده بودید، برای شما جایز نیست که چیزی از آن بگیرید؛ زیرا گرفتن آنچه که به زنان‏تان دادهاید، تهمتی آشکار و گناهی واضح به شمار می‏رود!

(۲۱) و چگونه مهریهای را که به آنها دادهاید بازمیستانید با آنکه میان‏تان علاقه و مودت و بهرهجویی و اطلاع بر اسرار حاصل شده است، زیرا پس از این، طمع در مالی که در دست آنها است، بسیار بد و ناپسند است، درحالیکه آنها پیمانی محکم و سخت از شما گرفتهاند، که همان حلال کردن آنها با سخن و حکم الله متعال است.

(۲۲) و با زنانی که پدران‏تان آنها را به ازدواج خود درآوردهاند ازدواج نکنید؛ زیرا این کار حرام است، مگر آنچه که قبل از اسلام گذشته است که مؤاخذهای بر آن نیست، این امر به آن خاطر است که ازدواج پسران با همسران پدرهایشان، کاری بسیار ناپسند، و سبب خشم الله بر انجامدهندۀ آن، و راه بسیار بدی برای رونده در آن است.

(۲۳) الله نکاح این زنان را بر شما حرام گردانیده است: مادران‏تان و هرچه بالاتر روند؛ یعنی مادر مادر و مادربزرگ پدری یا مادری او، و دختران‏تان و هرچه پایینتر روند؛ یعنی دخترِ دختر و دخترِ دخترِ دختر، همچنین دختران پسر و دختران دختر و هر چه پایینتر روند، خواهران شما از پدر و مادر یا از یکی از آن دو، و عمههایتان، همچنین عمههای پدران‏تان و مادران‏تان و هرچه بالاتر روند، و خالههایتان، و همچنین خالههای مادران و پدران‏تان و هرچه بالاتر روند، و دختران برادر و دختران خواهر، و فرزندان‏شان و هرچه پایینتر روند، و مادرهای‏تان که به شما شیر دادهاند و خوهران رضاعی شما، و مادران همسران‏تان چه با همسران‏تان آمیزش کرده باشید یا با آنها آمیزش نکرده باشید، و دختران همسران‏تان از شوهران دیگر که غالبا در خانههای شما رشد میکنند و پرورش مییابند، و همچنین اگر در خانههای شما پرورش نیافتهاند، اگر با مادران‏شان آمیزش کردهاید، و اما اگر با آنها آمیزش نکردهاید، گناهی بر شما نیست که با دختران‏شان ازدواج کنید، و حرام گردانیده است بر شما، نکاح همسران پسران‏تان را که از پشت خودتان هستند، هر چند با آنها آمیزش نکرده باشند، و همسران پسران رضاعی شما نیز در این حکم داخل هستند، و جمع میان دو خواهر نسبی یا رضاعی را بر شما حرام گردانیده است مگر آنچه که در جاهلیت از این کار گذشته است که الله آن را بخشیده است، همانا الله نسبت به آن دسته از بندگانش که به‏سوی او توبه میکنند آمرزنده و مهربان است. تحریم جمع میان زن و عمه یا خالۀ او نیز از طریق سنت ثابت است.

برخی فواید آیات:

• هرگاه مردی با همسرش آمیزش کند، مهریۀ زن ثابت شده است، و برای مرد جایز نیست که در این مورد ستم کند یا در آن طمع ورزد، اگر جدایی و طلاق زن را بخواهد.

• الله نکاح با همسران پدران را حرام قرار داده است؛ زیرا عمل بسیار زشتی است که عقل صحیح و فطرت سالم از آن نفرت دارد.

• الله متعال به‏صورت مفصل بیان فرمود که ازدواج با چه زنانی حلال و با چه زنانی حرام است، چه به‏سبب نسب یا ازدواج یا شیرخوارگی، تا مقام زن را بزرگ دارد و او را از ستم محافظت کند.

﴿۞وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ إِلَّا مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡۖ كِتَٰبَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡۚ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَآءَ ذَٰلِكُمۡ أَن تَبۡتَغُواْ بِأَمۡوَٰلِكُم مُّحۡصِنِينَ غَيۡرَ مُسَٰفِحِينَۚ فَمَا ٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهِۦ مِنۡهُنَّ فَ‍َٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةٗۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِيمَا تَرَٰضَيۡتُم بِهِۦ مِنۢ بَعۡدِ ٱلۡفَرِيضَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا٢٤ وَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ مِنكُمۡ طَوۡلًا أَن يَنكِحَ ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ فَمِن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم مِّن فَتَيَٰتِكُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِۚ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِإِيمَٰنِكُمۚ بَعۡضُكُم مِّنۢ بَعۡضٖۚ فَٱنكِحُوهُنَّ بِإِذۡنِ أَهۡلِهِنَّ وَءَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِ مُحۡصَنَٰتٍ غَيۡرَ مُسَٰفِحَٰتٖ وَلَا مُتَّخِذَٰتِ أَخۡدَانٖۚ فَإِذَآ أُحۡصِنَّ فَإِنۡ أَتَيۡنَ بِفَٰحِشَةٖ فَعَلَيۡهِنَّ نِصۡفُ مَا عَلَى ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ مِنَ ٱلۡعَذَابِۚ ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ ٱلۡعَنَتَ مِنكُمۡۚ وَأَن تَصۡبِرُواْ خَيۡرٞ لَّكُمۡۗ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٢٥ يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمۡ وَيَهۡدِيَكُمۡ سُنَنَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ وَيَتُوبَ عَلَيۡكُمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٢٦ [النساء: ۲۴-۲۶].

(۲۴) و ازدواج با زنان شوهردار بر شما حرام شده است، مگر آن زنانی که با اسارتگرفتن در جهاد در راه الله مالک آنها میشوید، که پس از استبراء رحم آنها به یک حیض، آمیزش با آنها برای‏تان حلال است، الله این حکم را بر شما فرض گردانید، و الله غیر از این موارد، سایر زنان را بر شما حلال گردانید، که با اموال خود، احصان و پاکدامنی نفسهای‏تان را از طریق حلال و بدون قصد زنا بجویید، پس به زنانی که از طریق نکاح از آنها بهره گرفتهاید، مهریههای‏شان را که الله به عنوان فریضهای بر شما واجب گردانیده است بدهید، و بر شما گناهی نیست که پس از تعیین مهریۀ واجب، با افزودن بر آن یا چشمپوشی از بخشی از آن توافق کنید، همانا الله از مخلوقاتش آگاه است و چیزی از آنها بر او پوشیده نمیماند، و در تدبیر و تشریع خویش بسیار داناست.

(۲۵)- ای مردان- هر یک از شما که به دلیل ثروت اندک نمیتواند با زنان آزاد ازدواج کند، برای او جایز است که با کنیزکان مملوک دیگران ازدواج کند، اگر در آنچه که بر شما آشکار است مؤمن باشند، و الله به حقیقت ایمان و باطن احوال شما داناتر است، و شما و آنها در دین و انسانیت یکسان هستید، پس، از ازدواج با آنها خودداری نکنید، آنها را با اذن مالکان‏شان به ازدواج خویش درآورید، و مهریه‏های‏شان را بدون کاستی یا بدون تأخیر به آنها بدهید. این جواز در صورتی است که آنها پاکدامن باشند، نه اینکه آشکارا زناکار باشند، و نه اینکه دوستانی پنهانی برای زنا با آنها داشته باشند، اما اگر پس از ازدواج، مرتکب فاحشۀ زنا شدند، حد آنها نصف مجازات زنان آزاد است: پنجاه ضربه شلاق، و سنگسار نمیشوند، برخلاف زنان شوهردار آزاد در صورتیکه زنا کنند. این جواز ازدواج با کنیزکان مؤمن و پاکدامن، تخفیفی است برای کسیکه از وقوع خویش در زنا میترسد، و قادر بر ازدواج با زنان آزاد نیست، زیرا شکیبایی از ازدواج با کنیزکان بهتر است؛ تا فرزندان از اینکه به بردگی درآیند محافظت شوند، و الله نسبت به بندگان توبهکارش آمرزنده و مهربان است، و به‏سبب رحمتش است که ازدواج با کنیزکان را در صورت ناتوانی از ازدواج با زنان آزاد، به شرط ترس از ارتکاب زنا تشریع کرده است.

(۲۶) الله سبحانه میخواهد که با تشریع این احکام برای شما، نشانههای شریعت و دینش و آنچه که مصالح شما در دنیا و آخرت در آن است را برای‏تان بیان کند، و شما را به راههای پیامبران قبل از شما در تحلیل و تحریم، و اخلاقهای گرامی آنها، و سنتهای پسندیدهشان راهنمایی کند تا از آنها پیروی کنید، و شما را از نافرمانی خویش به طاعتش بازگرداند، و الله میداند مصلحت بندگانش در چه چیزی است پس همان را برای‏شان تشریع میکند. در تشریع و تدبیر خویش در امور بندگان بسیار داناست.

برخی فواید آیات:

• حرمت ازدواج با زنان شوهردار: آزاد باشند یا کنیز تا اینکه عدۀ آنها به هر سببی که باشد سپری شود.

• مهریۀ زن، پس از آمیزش با او لازم میشود، و جواز اینکه از بخشی از مهریه‏اش بگذرد به شرط آن است که با رضایت قلبی او باشد.

• جواز ازدواج با کنیزان مؤمن در صورت عدم قدرت بر ازدواج با زنان آزاد؛ به شرط آن است که شخص از وقوع خویش در زنا بترسد.

• یکی از مقاصد شریعت، بیان هدایت و گمراهی، و راهنمایی مردم به‏سوی سنت‏های هدایت است که آنها را به‏سوی الله متعال بازمیگرداند.

﴿وَٱللَّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيۡكُمۡ وَيُرِيدُ ٱلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ ٱلشَّهَوَٰتِ أَن تَمِيلُواْ مَيۡلًا عَظِيمٗا٢٧ يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمۡۚ وَخُلِقَ ٱلۡإِنسَٰنُ ضَعِيفٗا٢٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَكُم بَيۡنَكُم بِٱلۡبَٰطِلِ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَٰرَةً عَن تَرَاضٖ مِّنكُمۡۚ وَلَا تَقۡتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُمۡ رَحِيمٗا٢٩ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ عُدۡوَٰنٗا وَظُلۡمٗا فَسَوۡفَ نُصۡلِيهِ نَارٗاۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرًا٣٠ إِن تَجۡتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنۡهَوۡنَ عَنۡهُ نُكَفِّرۡ عَنكُمۡ سَيِّ‍َٔاتِكُمۡ وَنُدۡخِلۡكُم مُّدۡخَلٗا كَرِيمٗا٣١ وَلَا تَتَمَنَّوۡاْ مَا فَضَّلَ ٱللَّهُ بِهِۦ بَعۡضَكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۚ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٞ مِّمَّا ٱكۡتَسَبُواْۖ وَلِلنِّسَآءِ نَصِيبٞ مِّمَّا ٱكۡتَسَبۡنَۚ وَسۡ‍َٔلُواْ ٱللَّهَ مِن فَضۡلِهِۦٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا٣٢ وَلِكُلّٖ جَعَلۡنَا مَوَٰلِيَ مِمَّا تَرَكَ ٱلۡوَٰلِدَانِ وَٱلۡأَقۡرَبُونَۚ وَٱلَّذِينَ عَقَدَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ فَ‍َٔاتُوهُمۡ نَصِيبَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدًا٣٣ [النساء: ۲۷-۳۳].

(۲۷) و الله میخواهد که شما را ببخشد، و از بدیهای‏تان درگذرد، و کسانیکه در پی شهوات‏شان هستند میخواهند که شما از راه استقامت، بسیار دور شوید.

(۲۸) الله میخواهد که در آنچه تشریع میکند بر شما آسان بگیرد، پس شما را به آنچه خارج از توان‏تان است مکلف نمیگرداند؛ زیرا به ضعف خلقتی و اخلاقی انسان آگاه است.

(۲۹) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، مال یکدیگر را به باطل، مانند غصب و دزدی و رشوه و غیر آن نخورید، مگر اینکه این اموال، اموالی تجارتی باشد که با توافق طرفین معامله صادر میشود، که در این صورت خوردن و تصرف در آن برای‏تان حلال است، و یکدیگر را نکشید، و هیچیک از شما خودش را نکشد، و خودش را در نابودی نیفکند، همانا الله نسبت به شما مهربان است و به‏سبب مهربانی خویش، خونها و اموال و آبروی شما را حرام گردانیده است.

(۳۰) و هرکس این مواردی که شما را از آن نهی میکنیم انجام دهد، یعنی مال دیگری را بخورد یا از روی علم و عمد، نه از روی جهل و فراموشی، بر او با کشتن یا طریق دیگری تجاوز کند، الله به زودی در روز قیامت او را در آتش بزرگی که گرمایش رنجآور و عذابش شدید است میافکند، و این کار بر الله آسان است؛ زیرا او تعالی توانایی است که هیچچیز از تحت قدرت او خارج نیست.

(۳۱)- ای مؤمنان- اگر از انجام گناهان بزرگ مانند شرک به الله، نافرمانی از پدر و مادر، قتل نفس، و رباخواری دوری کنید؛ با پوشاندن و محو گناهان صغیرهتان از آنها درمیگذریم، و شما را در مکان گرامیای نزد الله که همان بهشت است درمیآوریم.

(۳۲)- ای مؤمنان- آنچه را که الله با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ تا به خشم و حسد منجر نشود، پس برای زنان شایسته نیست که آنچه را که الله برای مردان اختصاص داده است آرزو کنند؛ زیرا برای هر گروه، سهمی از عملی است که مناسب اوست، و از الله بخواهید که بر عطای خویش به شما بیفزاید؛ همانا الله از هر چیزی آگاه است؛ از این رو، به هر نوع، همان عملی را داده است که مناسب حال اوست.

(۳۳) و برای هر یک از شما، عصبهای قرار دادیم که از میراثی که پدر و مادر و خویشاوندان به جای میگذارند میراث میبرند. و نصیب کسانی را که با آنها سوگندهای محکم بر همپیمانی و نصرت بستهاید بدهید، که الله بر هر چیزی گواه است، از جمله بر این سوگندها و پیمانهای شما؛ ارثبری با همپیمانی در صدر اسلام بود، سپس نسخ شد.

برخی فواید آیات:

• گستردگی رحمت الله بر بندگانش؛ زیرا او سبحانه توبۀ بندگان و آسانگیری از آنها را دوست دارد، اما شهوتپرستان، فقط گمراهی از هدایت را برای خودشان میخواهند.

• شریعت حقوق مردم را حفظ کرده است؛ زیرا ستم بر جانها و اموال و آبروی آنها را حرام گردانیده و بزرگترین مجازاتها را بر انجام این کار مقرر کرده است.

• دوری از گناهان کبیره، سبب ورود به بهشت و آمرزش گناهان صغیره است.

• رضایت به آنچه الله قسمت نموده، و چشمندوختن به آنچه در دست مردم است، انسان را از حسادت و ناخشنودی از تقدیر الله متعال دور میکند.

﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ ٱللَّهُ بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ وَبِمَآ أَنفَقُواْ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡۚ فَٱلصَّٰلِحَٰتُ قَٰنِتَٰتٌ حَٰفِظَٰتٞ لِّلۡغَيۡبِ بِمَا حَفِظَ ٱللَّهُۚ وَٱلَّٰتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَٱهۡجُرُوهُنَّ فِي ٱلۡمَضَاجِعِ وَٱضۡرِبُوهُنَّۖ فَإِنۡ أَطَعۡنَكُمۡ فَلَا تَبۡغُواْ عَلَيۡهِنَّ سَبِيلًاۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيّٗا كَبِيرٗا٣٤ وَإِنۡ خِفۡتُمۡ شِقَاقَ بَيۡنِهِمَا فَٱبۡعَثُواْ حَكَمٗا مِّنۡ أَهۡلِهِۦ وَحَكَمٗا مِّنۡ أَهۡلِهَآ إِن يُرِيدَآ إِصۡلَٰحٗا يُوَفِّقِ ٱللَّهُ بَيۡنَهُمَآۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرٗا٣٥ ۞وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا وَبِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱلۡجَارِ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡجَارِ ٱلۡجُنُبِ وَٱلصَّاحِبِ بِٱلۡجَنۢبِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخۡتَالٗا فَخُورًا٣٦ ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِ وَيَكۡتُمُونَ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦۗ وَأَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٗا مُّهِينٗا٣٧ [النساء: ۳۴-۳۷].

(۳۴) مردان به‏سبب فضیلتی که الله بر آنها اختصاص داده است، و به‏سبب نفقه و مراقبت بر کارهای زنان که بر آنها واجب است، از زنان سرپرستی میکنند، و زنان صالح، فرمان‏بردار پروردگارشان، و فرمان‏بردار شوهران‏شان هستند، به‏سبب توفیقی که الله به آنها داده است، در غیبت شوهران‏شان، نگهبانان آنها هستند، و – ای شوهران- زنانی را که از خودداری آنها از اطاعت شوهران‏شان در قول یا عمل می‏ترسید، ابتدا آنها را اندرز دهید و از الله بترسانید، پس اگر اجابت نکردند در بستر از آنها دوری کنید، به این نحو که مرد پشت خویش را از او کند و با او آمیزش نکند، پس اگر اجابت نکردند، آنها را به گونهای که آزاردهنده نباشد بزنید، پس اگر به فرمان‏برداری بازگشتند، با ستم یا سرزنش بر آنها ستم نکنید، همانا الله بر هر چیزی دارای برتری است، و در ذات و صفاتش بسیار بزرگ است، پس از او بترسید.

(۳۵) و – ای اولیای زن و شوهر- اگر ترسیدید که اختلاف بین آن دو به دشمنی و جدایی منجر شود، پس یک مرد عادل از خانوادۀ شوهر، و یک مرد عادل از خانوادۀ زن بفرستید، تا به آنچه از جدایی یا سازش میان آن دو که در آن مصلحت است حکم کنند، و سازش، دوستداشتنیتر و بهتر است، که اگر دو داور آن را اراده کردند و روش بهتر را به‏سوی آن برداشتند، الله میان زوجین سازش ایجاد میکند، و اختلاف میان آن دو را برمیدارد، همانا چیزی از بندگان الله بر او پوشیده نمیماند، و او به جزئیات آنچه در دلهای‏شان پنهان است آگاهی دارد.

(۳۶) و با تسلیم در برابر الله، فقط او را عبادت کنید، و دیگران را به همراه او عبادت نکنید، و با اکرام و نیکی به پدر و مادر به آن دو نیکی کنید، و به خویشاوندان و یتیمان و فقرا نیکی کنید، و به همسایۀ خویشاوند و همسایهای که خویشاوند نیست نیکی کنید، و به دوست همنشین خود نیکی کنید، و به مسافر بیگانه که راهها بر او قطع شده است نیکی کنید، و به بردگان خود نیکی کنید، همانا الله کسی را که خودبزرگبین و متکبر بر بردگانش است و با فخرفروشی بر مردم خودش را میستاید دوست ندارد.

(۳۷) و الله دوست ندارد کسانی را که از روزی الله که به آنها ارزانی داشته است انفاق نمیکنند، و با سخن و عمل‏شان دیگران را به انفاقنکردن امر میکنند، و روزی و علم و غیر آن را که الله از روی فضل خویش به آنها داده است پنهان میدارند، چنانکه حق را بر مردم آشکار نمیکنند، بلکه آن را میپوشانند، و باطل را آشکار می‏کنند، و این خصلت کافران است، و عذابی خوارکننده برای کافران آماده کردهایم.

برخی فواید آیات:

• ثبوت سرپرستی مردان بر زنان، به‏سبب برتریای است که الله با اختصاص صلاحیتها به آنها داده است، و به‏سبب حقوقی که بر عهدۀ آنها واجب است، و بارزترین این حقوق، نفقه بر همسر است.

• برحذرداشتن از سرکشی و ستم بر زن در تأدیب، با یادآوری قدرت و برتری الله بر بنده.

• برحذرداشتن از خصلتهای اخلاقی ناپسند، مانند تکبر و فخرفروشی و بخل و کتمان علم و آشکارنکردنش برای مردم.

﴿وَٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۗ وَمَن يَكُنِ ٱلشَّيۡطَٰنُ لَهُۥ قَرِينٗا فَسَآءَ قَرِينٗا٣٨ وَمَاذَا عَلَيۡهِمۡ لَوۡ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِهِمۡ عَلِيمًا٣٩ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖۖ وَإِن تَكُ حَسَنَةٗ يُضَٰعِفۡهَا وَيُؤۡتِ مِن لَّدُنۡهُ أَجۡرًا عَظِيمٗا٤٠ فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا٤١ يَوۡمَئِذٖ يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ ٱلرَّسُولَ لَوۡ تُسَوَّىٰ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضُ وَلَا يَكۡتُمُونَ ٱللَّهَ حَدِيثٗا٤٢ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقۡرَبُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنتُمۡ سُكَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَعۡلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىٰ تَغۡتَسِلُواْۚ وَإِن كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوۡ جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا فَٱمۡسَحُواْ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا٤٣ أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبٗا مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ يَشۡتَرُونَ ٱلضَّلَٰلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ ٱلسَّبِيلَ٤٤ [النساء: ۳۸-۴۴].

(۳۸) و همچنین این عذاب را برای کسانی مهیا کردهایم که اموال‏شان را انفاق می‏کنند تا مردم آنها را ببینند و ستایش کنند، درحالیکه به الله و روز قیامت ایمان ندارند؛ این عذاب خوارکننده را برای‏شان آماده ساختهام، و چیزی آنها را گمراه نکرد مگر اینکه از شیطان پیروی کردند، و هرکس شیطان دوست و همنشینش باشد، (باید بداند که) شیطان همنشین بسیار بدی است.

(۳۹) و آنها اگر به الله و روز قیامت ایمان حقیقی میآوردند، و اموال‏شان را در راه الله و خالصانه برای او انفاق میکردند، چه زیانی به آنها میرسید؟! بلکه تمام خیر در این کار است، و الله از آنها آگاه است، به گونهای که حال آنها بر او پوشیده نمیماند، و هرکس را بر اساس عملش جزا میدهد.

(۴۰) همانا الله متعال، عادلی است که ذرهای به بندگانش ستم نمیکند، چنانکه به اندازۀ مورچۀ کوچکی از نیکیهای آنها نمیکاهد، و ذرهای بر بدیهای‏شان نمی‏افزاید، و اگر به وزن ذرهای نیکی باشد، به فضل خویش ثواب آن را دوچندان می‏کند، و علاوه بر آن از جانب خویش ثوابی بزرگ میبخشد.

(۴۱) پس امر در روز قیامت چگونه است آنگاه که پیامبر هر امتی را میآوریم که بر آنچه عمل کردهاند گواهی دهد، و – ای رسول- تو را به عنوان گواه بر امتت می‏آوریم؟!

(۴۲) در آن روز بزرگ، کسانیکه به الله کفر ورزیدند و از رسولش نافرمانی کردند، آرزو میکنند که ای کاش خاک بودند و با زمین یکسان میشدند، و ذرهای از اعمال‏شان را نمیتوانند از الله پنهان کنند؛ زیرا الله بر زبانهای‏شان مُهر میزند تا نتواند صحبت کند، و به اعضای‏شان اذن میدهد تا به اعمال آنها گواهی دهند.

(۴۳) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، در حال مستی نماز نگزارید تا زمانیکه از مستی درآیید و گفتههای‏تان را تشخیص دهید- این حکم، قبل از تحریم خمر به صورت مطلق بود- و در حال جنابت نماز نگزارید، و در این حالت به مساجد وارد نشوید مگر اینکه بدون توقف از آن بگذرید، تا اینکه غسل کنید، و اگر بیماریای به شما رسید که استعمال آب را غیرممکن میکرد، یا مسافر بودید، یا یکی از شما ادرار و یا مدفوع کرد، یا با زنان آمیزش کردید، آنگاه آب نیافتید- خاکی پاک بیابید، آنگاه صورتها و دستهای‏تان را با آن مسح کنید، همانا الله از تقصیر شما می‏گذرد و نسبت به شما آمرزنده است.

(۴۴) - ای رسول- آیا از حال یهودیان آگاه نشدی، کسانیکه الله نصیبی از علم تورات به آنها داد اما آنها گمراهی را با هدایت عوض کردند، و – ای مؤمنان- آنها بر منحرف کردن شما از راه راستی که رسول ج آورده است مشتاقند، تا راه کجشدۀ آنها را بپیمایید؟!

برخی فواید آیات:

• از عدالت کامل و رحمتِ تمامِ الله متعال این است که ذرهای هر چند اندک، بر بندگانش ستم روا نمیدارد، و با افزودن نیکیهای‏شان به آنها لطف میکند.

• از شدت ترس روز قیامت و بزرگی آنچه که در انتظار کافر است، وی آرزو می‏کند که خاک باشد.

• جنابت، از نماز و ماندن در مسجد بازمیدارد، و گذشتن از مسجد بدون توقف در آن ایرادی ندارد.

• الله با مشروعیت تیمم هنگام نبود آب یا عدم قدرت بر استعمال آن، بر بندگانش آسان گرفته است.

﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِأَعۡدَآئِكُمۡۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَلِيّٗا وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ نَصِيرٗا٤٥ مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ ٱلۡكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ وَيَقُولُونَ سَمِعۡنَا وَعَصَيۡنَا وَٱسۡمَعۡ غَيۡرَ مُسۡمَعٖ وَرَٰعِنَا لَيَّۢا بِأَلۡسِنَتِهِمۡ وَطَعۡنٗا فِي ٱلدِّينِۚ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ قَالُواْ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَا وَٱسۡمَعۡ وَٱنظُرۡنَا لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ وَأَقۡوَمَ وَلَٰكِن لَّعَنَهُمُ ٱللَّهُ بِكُفۡرِهِمۡ فَلَا يُؤۡمِنُونَ إِلَّا قَلِيلٗا٤٦ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ ءَامِنُواْ بِمَا نَزَّلۡنَا مُصَدِّقٗا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبۡلِ أَن نَّطۡمِسَ وُجُوهٗا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰٓ أَدۡبَارِهَآ أَوۡ نَلۡعَنَهُمۡ كَمَا لَعَنَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلسَّبۡتِۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولًا٤٧ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغۡفِرُ أَن يُشۡرَكَ بِهِۦ وَيَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَآءُۚ وَمَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱفۡتَرَىٰٓ إِثۡمًا عَظِيمًا٤٨ أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمۚ بَلِ ٱللَّهُ يُزَكِّي مَن يَشَآءُ وَلَا يُظۡلَمُونَ فَتِيلًا٤٩ ٱنظُرۡ كَيۡفَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۖ وَكَفَىٰ بِهِۦٓ إِثۡمٗا مُّبِينًا٥٠ أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبٗا مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡجِبۡتِ وَٱلطَّٰغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَٰٓؤُلَآءِ أَهۡدَىٰ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ سَبِيلًا٥١ [النساء: ۴۵-۵۱].

(۴۵) و – ای مؤمنان- الله به حال دشمنان‏تان، از شما آگاهتر است، پس شما را از آنها باخبر کرد و دشمنی آنها را بر شما آشکار گرداند، و الله به عنوان پشتیبانی که شما را از آسیب آنها محافظت میکند کافی است، و الله به عنوان یاوری که نیرنگ و آزار آنها را از شما بازمیدارد و شما را بر آنها پیروز میگرداند کافی است.

(۴۶) گروه بدی از یهودیان هستند که کلامی را که الله آن را فرو فرستاده است تغییر میدهند، چنانکه آن را به غیر آنچه الله نازل فرموده است تأویل میکنند، و هنگامیکه رسول ج آنها را به امری فرمان میدهد به او میگویند: سخن تو را شنیدیم و با فرمانت مخالفت کردیم، و از روی تسمخر میگویند: بشنو ما چه میگوییم که کاش نشنوی؛ و با گفتن «راعنا» این تصور را ایجاد میکنند که منظورشان چنین است: گوشَت را به ما بسپار، اما در واقع رعونة «کودنی و نادانی» را اراده میکنند؛ زبان‏شان را به آن میپیچانند، با این کار قصد نفرین بر پیامبر ج و طعنهزدن در دین را دارند، و اگر به جای اینکه گفتند: سخنت را شنیدیم، و با فرمانت مخالفت کردیم، می‏گفتند: سخنت را شنیدیم، و از فرمانت اطاعت بردیم، و به جای اینکه گفتند: بشنو که ناشنوا گردی، میگفتند: بشنو، و به جای اینکه گفتند: راعنا، میگفتند: به ما مهلت بده تا سخنت را بفهمیم، به‏طور قطع از آنچه گفتند برای‏شان بهتر و شایستهتر بود؛ زیرا دربردارندۀ حسن ادبی است که سزاوار جناب پیامبر ج است، اما الله آنها را نفرین کرد، و به‏سبب کفرشان آنها را از رحمت خویش دور راند، پس ایمانی نمیآورند که برای‏شان سودمند باشد.

(۴۷) ای یهودیان و مسیحیانی که به شما کتاب داده شده است، به آنچه که بر محمد ج فرو فرستادیم و تصدیقکنندۀ تورات و انجیل که همراه شماست میباشد ایمان بیاورید، پیش از آنکه حواس چهرهها را محو کنیم، و آنها را به پشت‏شان بازگردانیم، یا آنها را از رحمت الله برانیم، چنانکه اصحاب سبت (روز شنبه) را که با شکار در این روز بعد از نهی از آن تجاوز کردند از رحمت الله راندیم، پس الله آنها را به صورت بوزینههایی مسخ کرد، و امر و تقدیر الله، ناگزیر تحقق مییابد.

(۴۸) همانا الله نمیبخشد که چیزی از مخلوقاتش با او شریک قرار داده شود، و به فضل خویش از گناهان پایینتر از شرک و کفر برای هرکس بخواهد درمیگذرد، یا به عدالت خویش هرکس را بخواهد به اندازۀ گناهانش عذاب میکند، و هرکس که غیر الله را با او تعالی شریک گرداند، به‏طور قطع گناه بسیار بزرگی از او سرزده است که هرکس بر آن بمیرد بخشیده نمیشود.

(۴۹) - ای رسول- آیا آگاه نشدی از حال آن کسانیکه برای پاک جلوه دادن خود و اعمال‏شان، خود را میستایند؟ بلکه فقط الله است که هر یک از بندگانش را که بخواهد میستاید و پاک میگرداند؛ زیرا او از نهانهای دلها آگاه است، و ذرهای از پاداش اعمال‏شان، هر چند به اندازۀ نخی که در روی هستۀ خرما است، کاسته نخواهد شد.

(۵۰) ای رسول بنگر که چگونه با ستایش بر خویشتن، بر الله دروغ میبندند! و همین امر به عنوان گناهی بزرگ برای گمراهی آنها کافی است.

(۵۱)- ای رسول- آیا آگاه نشدی و تعجب نکردی از حال یهودیان که الله سهمی از علم را به آنها بخشید، به معبودهایی که به جای الله گرفتهاند ایمان میآورند، و – از روی دوستی و مدارا با مشرکان- میگویند: آنها از اصحاب محمد ج هدایتیافتهترند؟!

برخی فواید آیات:

• کافیبودن الله برای مؤمنان و یاریرساندن او تعالی به آنها، مؤمنان را از غیر الله بینیاز میگرداند.

• بیان جرایم یهود، مانند تحریف کلام الله، و بیادبی آنها به رسولش ج، و دادخواهی کردن به غیر شریعت او سبحانه.

• بیان خطر شرک و کفر، و اینکه اگر شخص در این حالت بمیرد بخشیده نمی‏شود، و اما گناهان پایینتر از آن تحت ارادۀ الله متعال قرار دارد.

﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُۖ وَمَن يَلۡعَنِ ٱللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ نَصِيرًا٥٢ أَمۡ لَهُمۡ نَصِيبٞ مِّنَ ٱلۡمُلۡكِ فَإِذٗا لَّا يُؤۡتُونَ ٱلنَّاسَ نَقِيرًا٥٣ أَمۡ يَحۡسُدُونَ ٱلنَّاسَ عَلَىٰ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦۖ فَقَدۡ ءَاتَيۡنَآ ءَالَ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَءَاتَيۡنَٰهُم مُّلۡكًا عَظِيمٗا٥٤ فَمِنۡهُم مَّنۡ ءَامَنَ بِهِۦ وَمِنۡهُم مَّن صَدَّ عَنۡهُۚ وَكَفَىٰ بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا٥٥ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا سَوۡفَ نُصۡلِيهِمۡ نَارٗا كُلَّمَا نَضِجَتۡ جُلُودُهُم بَدَّلۡنَٰهُمۡ جُلُودًا غَيۡرَهَا لِيَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمٗا٥٦ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَنُدۡخِلُهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ لَّهُمۡ فِيهَآ أَزۡوَٰجٞ مُّطَهَّرَةٞۖ وَنُدۡخِلُهُمۡ ظِلّٗا ظَلِيلًا٥٧ ۞إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُكُمۡ أَن تُؤَدُّواْ ٱلۡأَمَٰنَٰتِ إِلَىٰٓ أَهۡلِهَا وَإِذَا حَكَمۡتُم بَيۡنَ ٱلنَّاسِ أَن تَحۡكُمُواْ بِٱلۡعَدۡلِۚ إِنَّ ٱللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِۦٓۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ سَمِيعَۢا بَصِيرٗا٥٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنكُمۡۖ فَإِن تَنَٰزَعۡتُمۡ فِي شَيۡءٖ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِيلًا٥٩ [النساء: ۵۲-۵۹].

(۵۲) اینان که این اعتقاد فاسد را دارند، همان کسانی هستند که الله آنها را از رحمت خویش رانده است، و هرکس که الله او را براند، هرگز یاوری برای او نخواهی یافت تا حمایتش کند.

(۵۳) آنها سهمی از حکومت ندارند، و اگر چنین سهمی داشته باشند ذرهای از آن به هیچکس نمیدهند، هر چند به اندازۀ نقطهای که در پشت هستۀ خرما قرار دارد باشد.

(۵۴) بلکه به محمد ج و اصحابش به‏خاطر نبوت و ایمان و قدرت و تسلط در زمین که الله به آنها بخشیده است حسادت میورزند. پس چرا به آنها حسادت میورزند درحالیکه بیان شد که ما کتابی نازلشده به فرزندان ابراهیم ÷ بخشیدیم، و آنچه که افزون بر کتاب، بر ابراهیم ÷ وحی کردیم، و به آنها حکومتی گسترده بر مردم بخشیدیم؟!

(۵۵) برخی از اهل کتاب، به آنچه که الله بر ابراهیم ÷ و پیامبرانش از نسل ابراهیم ÷ نازل فرموده است ایمان آوردند و برخی از آنها از ایمان به آن روی گرداندند، و همین موضع را در برابر آنچه که بر پیامبر محمد ج نازل شده است دارند، و برای کسانی از آنها که کفر ورزیدند عذاب آتش کافی است.

(۵۶) همانا کسانیکه به آیات ما کفر ورزیدند، در روز قیامت آنها را در آتشی که آنها را احاطه میکند خواهیم افکند، هرگاه پوستهای‏شان بسوزد، پوستی دیگر جایگزین آن میگردانیم، تا عذاب بر آنها ادامه داشته باشد، همانا الله شکستناپذیری است که چیزی بر او چیره نمیگردد، و در تدبیر و حکم خویش بسیار داناست.

(۵۷) و کسانی را که به الله ایمان آوردند و از رسولانش پیروی کردند، و طاعات را به جا آوردند، در روز قیامت به بهشتهایی درخواهیم آورد که رودها از زیر کاخ‏های‏شان جاری است و برای همیشه در آن میمانند، در این بهشتها همسرانی پاکیزه از هرگونه پلیدی برای‏شان است، و آنها را زیر سایهای گسترده و انبوه که هیچ گرما و سرمایی ندارد درخواهیم آورد.

(۵۸) همانا الله به شما دستور میدهد که تمام آنچه را که به شما امانت داده شده است به صاحبانش بازگردانید، و به شما فرمان میدهد که هرگاه میان مردم داوری کردید، عدالت برقرار کنید و در حکم منحرف نشوید و ستم نکنید، الله شما را به چیز نیکویی پند میدهد و در تمام احوال‏تان شما را به آن راهنمایی میکند، همانا الله سخنان شما را میشنود، و افعال شما را میبیند.

(۵۹) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، با اجرای آنچه بر آن امر شده و اجتناب از آنچه نهی شده است، از الله و از رسولش اطاعت کنید، و از والیان امورتان اطاعت کنید تا زمانیکه به گناهی فرمان ندادهاند، پس اگر در چیزی اختلاف کردید، در آن مورد به کتاب الله و سنت رسولش بازگردید، اگر به الله و روز آخرت ایمان دارید، این بازگشت به کتاب و سنت، از ماندن در خلاف و سخن به رأی برای‏تان بهتر است و سرانجام بهتری برای‏تان دارد.

برخی فواید آیات:

• از بزرگترین اسباب کفر اهل کتاب، حسادت آنها بر مؤمنان بود به‏سبب نبوت و قدرتیافتن در زمین که الله بر مؤمنان ارزانی داشته است.

• امر به اخلاق پسندیدۀ حفظ امانات، و داوری عادلانه.

• وجوب فرمان‏برداری از والیان امر تا زمانیکه به معصیت امر نکردهاند، و بازگشت هنگام تنازع به حکم الله و رسولش برای عملیکردن مفهوم ایمان.

﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ يَزۡعُمُونَ أَنَّهُمۡ ءَامَنُواْ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبۡلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوٓاْ إِلَى ٱلطَّٰغُوتِ وَقَدۡ أُمِرُوٓاْ أَن يَكۡفُرُواْ بِهِۦۖ وَيُرِيدُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَن يُضِلَّهُمۡ ضَلَٰلَۢا بَعِيدٗا٦٠ وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاْ إِلَىٰ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ وَإِلَى ٱلرَّسُولِ رَأَيۡتَ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودٗا٦١ فَكَيۡفَ إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِيبَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ ثُمَّ جَآءُوكَ يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنۡ أَرَدۡنَآ إِلَّآ إِحۡسَٰنٗا وَتَوۡفِيقًا٦٢ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ وَعِظۡهُمۡ وَقُل لَّهُمۡ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ قَوۡلَۢا بَلِيغٗا٦٣ وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ إِذ ظَّلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ جَآءُوكَ فَٱسۡتَغۡفَرُواْ ٱللَّهَ وَٱسۡتَغۡفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُواْ ٱللَّهَ تَوَّابٗا رَّحِيمٗا٦٤ فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤۡمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيۡنَهُمۡ ثُمَّ لَا يَجِدُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَرَجٗا مِّمَّا قَضَيۡتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسۡلِيمٗا٦٥ [النساء: ۶۰-۶۵].

(۶۰) - ای رسول- آیا تناقض منافقان یهود را ندیدهای که به دروغ ادعا میکنند به آنچه بر تو و آنچه بر رسولان قبل از تو نازل شده است ایمان آوردهاند، اما میخواهند داوری در نزاعهای خویش را به جای شریعت الله، به قوانین وضعی بشر ارجاع دهند، درحالیکه فرمان یافتهاند با این کار کافر میشوند. و شیطان میخواهد که آنها را چنان از حق دور گرداند که دیگر راه نیابند.

(۶۱) و هنگامیکه به این منافقان گفته میشود: به‏سوی حکمی که الله در کتابش فرو فرستاده، و به‏سوی رسول ج بیایید تا در خصومتهای میان شما داوری کند، - ای رسول- آنها را میبینی که به صورت کامل از دادخواهی به‏سوی تو روی می‏گردانند و به دیگران روی میآورند.

(۶۲) پس این منافقان چه حالی خواهند داشت آنگاه که به‏سبب گناهانی که مرتکب شدند، بلاها بر آنها وارد شود، آنگاه – ای رسول- برای معذرتخواهی از تو، نزدت میآیند و اینگونه به الله سوگند یاد کنند: با دادخواهی به‏سوی غیر تو، هدفی جز نیکوکاری و ایجاد سازش میان طرفین نزاع نداشتیم؟! درحالیکه دروغ میگویند؛ زیرا نیکوکاری فقط در حکمرانی شریعت الله بر بندگانش است.

(۶۳) آنها کسانی هستند که الله به نفاق و هدف پستی که در دلهای‏شان پنهان میدارند آگاه است، پس – ای رسول- آنها را رها کن و از آنها روی گردان، و برای ترغیب و ترهیب، حکم الله را برای‏شان بیان کن، و سخنی چنان پخته و رسا به آنها بگو که در جان‏شان نفوذ کند.

(۶۴) و هیچ رسولی را نفرستادیم مگر برای اینکه به مشیت و تقدیر الله، در آنچه به آن فرمان میدهد، اطاعت شود، و – ای رسول- اگر آنها آنگاه که با ارتکاب گناهان بر خویشتن ستم کردند، در زمان زندگانی تو نزدت میآمدند و از روی پشیمانی و توبه به آنچه مرتکب شدهاند اقرار میکردند، و از الله طلب آمرزش می‏کردند، و تو برای‏شان طلب آمرزش میکردی، به‏طور قطع الله را نسبت به خویش بسیار توبهپذیر و مهربان مییافتند.

(۶۵) اما امر چنانکه این منافقان ادعا میکنند نیست. سپس الله به ذات خویش سوگند یاد میکند که آنها مؤمنان واقعی نیستند مگر اینکه در تمام اختلافاتی که میان آنها واقع میشود، نزد رسول ج در زمان حیاتش و به شریعت او پس از وفاتش دادخواهی کنند، سپس به حکم رسول ج خشنود باشند، و ناراحتی و تردیدی نسبت به آن حکم در سینههای‏شان نباشد، و در ظاهر و باطن به‏طور کامل بر آن گردن نهند.

برخی فواید آیات:

• داوری به غیر شریعت الله و خشنودی به آن، از بین برنده ایمان به الله متعال است، و ایمان کامل محقق نمیشود مگر با حکمکردن به شریعت، همراه با رضایت قلبی و تسلیم ظاهری و باطنی به آنچه که شریعت به آن حکم می‏کند.

• از بارزترین صفات منافقان، ناخشنودی به شریعت الله، و مُقَدَّم نمودن حکم طاغوتیان بر حکم الله متعال است.

• فراخواندن به رویگردانی از جاهلان و گمراهان، در کنار نصیحت و ترساندن زیاد آنها از الله متعال.

﴿وَلَوۡ أَنَّا كَتَبۡنَا عَلَيۡهِمۡ أَنِ ٱقۡتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ أَوِ ٱخۡرُجُواْ مِن دِيَٰرِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٞ مِّنۡهُمۡۖ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِۦ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ وَأَشَدَّ تَثۡبِيتٗا٦٦ وَإِذٗا لَّأٓتَيۡنَٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجۡرًا عَظِيمٗا٦٧ وَلَهَدَيۡنَٰهُمۡ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا٦٨ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَۚ وَحَسُنَ أُوْلَٰٓئِكَ رَفِيقٗا٦٩ ذَٰلِكَ ٱلۡفَضۡلُ مِنَ ٱللَّهِۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ عَلِيمٗا٧٠ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ خُذُواْ حِذۡرَكُمۡ فَٱنفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ ٱنفِرُواْ جَمِيعٗا٧١ وَإِنَّ مِنكُمۡ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنۡ أَصَٰبَتۡكُم مُّصِيبَةٞ قَالَ قَدۡ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيَّ إِذۡ لَمۡ أَكُن مَّعَهُمۡ شَهِيدٗا٧٢ وَلَئِنۡ أَصَٰبَكُمۡ فَضۡلٞ مِّنَ ٱللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَن لَّمۡ تَكُنۢ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُۥ مَوَدَّةٞ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ مَعَهُمۡ فَأَفُوزَ فَوۡزًا عَظِيمٗا٧٣ ۞فَلۡيُقَٰتِلۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ يَشۡرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا بِٱلۡأٓخِرَةِۚ وَمَن يُقَٰتِلۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيُقۡتَلۡ أَوۡ يَغۡلِبۡ فَسَوۡفَ نُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا٧٤ [النساء: ۶۶-۷۴].

(۶۶)-(۶۷) و اگر بر آنها فرض میکردیم که یکدیگر را بکشند یا از خانههای‏شان درآیند، جز شمار اندکی امر ما را اجرا نمیکردند، پس باید الله را ستایش کنند که آنها را به کاری که برای‏شان دشوار است مکلف نکرده است، و اگر آنها طاعت الله را که به آن پند داده شدند به جای میآوردند، به‏طور قطع از مخالفت برای‏شان بهتر، و برای ایمان‏شان نافذتر بود، و پاداش بزرگی از نزد خود به آنها میدادیم، و آنها را به راهی که به الله و بهشت او میرسد هدایت میکردیم.

(۶۹) و هرکس از الله و رسول فرمان‏برداری کند، همراه کسانی است که الله با ورود به بهشت به آنها نعمت بخشیده است، یعنی همراه پیامبران ، و راستگویانی که باورشان را به آنچه که رسولان آوردند کامل کردند و به آن عمل کردند، و شهیدانی که در راه الله کشته شدند، و نیکوکارانی که به‏سبب اصلاح ظاهر و باطن آنها، اعمال‏شان نیز اصلاح شد، اینها در بهشت چه همنشینان نیکویی هستند!

(۷۰) این ثواب مذکور، لطفی از جانب الله بر بندگانش است، و الله از احوال آنها بسیار آگاه است و هرکس را به‏سبب عملش جزای میدهد.

(۷۱) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، با بهکارگیری اسباب کمکرسان بر جنگ با دشمنان، احتیاط و آمادگی خویش را در برابر آنها به دست آورید، آنگاه به صورت گروههای پیاپی یا به‏صورت جمعی به‏سوی آنها خارج شوید، هر یک از این انواع، بر اساس آن چیزی است که مصلحت شما در آن است و سبب غلبۀ شما بر دشمن میگردد.

(۷۲) و – ای مسلمانان- گروههایی از شما هستند که به دلیل بزدلی، در خروج برای قتال با دشمنان‏تان تأخیر میکنند و دیگران را به تأخیر میاندازند، آنها منافقان و افراد دارای ایمان ضعیف هستند، پس اگر قتل یا شکستی به شما برسد، یکی از آنها از روی شادی به سلامتی خویش میگوید: الله بر من لطف کرد که در قتال، همراه آنها حاضر نشدم تا مصیبت آنها به من هم برسد.

(۷۳) و – ای مسلمانان- اگر بخششی از جانب الله با پیروزی یا غنیمت به شما برسد، این بازمانده از جهاد، گویی از شما نیست و میان شما و او محبت و دوستیای وجود ندارد، خواهد گفت: ای کاش در قتال‏شان همراه آنها بودم تا به پاداش بزرگی از آنچه که آنها به آن دست یافتند میرسیدم.

(۷۴) پس مؤمنان راستین که زندگانی دنیا را با رویگردانی از آن به زندگانی آخرت با رغبت در آن میفروشند، باید در راه الله پیکار کنند تا سخن الله برتر باشد، و هرکس در راه الله بجنگد تا سخن الله برتر باشد و شهید شود، یا بر دشمنش چیره گردد و بر او پیروز شود، الله به زودی پاداش بزرگی که همان بهشت و خشنودی او تعالی است را به او خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• انجام طاعات، از مهمترین اسباب پایداری بر دین است.

• هوشیاری و احتیاط با بهکارگیری تمام اسباب یاریرسان در جنگ با دشمن، نه با نشستن و دست از یاریکشیدن.

• پرهیز از سستی در جهاد و بازداشتن مردم از سستی در جهاد؛ زیرا جهاد از بزرگترین اسباب عزت مسلمانان و منع تسلط دشمن بر آنها است.

﴿وَمَا لَكُمۡ لَا تُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلۡمُسۡتَضۡعَفِينَ مِنَ ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَآءِ وَٱلۡوِلۡدَٰنِ ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِ ٱلظَّالِمِ أَهۡلُهَا وَٱجۡعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيّٗا وَٱجۡعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا٧٥ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱلطَّٰغُوتِ فَقَٰتِلُوٓاْ أَوۡلِيَآءَ ٱلشَّيۡطَٰنِۖ إِنَّ كَيۡدَ ٱلشَّيۡطَٰنِ كَانَ ضَعِيفًا٧٦ أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ قِيلَ لَهُمۡ كُفُّوٓاْ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقِتَالُ إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُمۡ يَخۡشَوۡنَ ٱلنَّاسَ كَخَشۡيَةِ ٱللَّهِ أَوۡ أَشَدَّ خَشۡيَةٗۚ وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبۡتَ عَلَيۡنَا ٱلۡقِتَالَ لَوۡلَآ أَخَّرۡتَنَآ إِلَىٰٓ أَجَلٖ قَرِيبٖۗ قُلۡ مَتَٰعُ ٱلدُّنۡيَا قَلِيلٞ وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لِّمَنِ ٱتَّقَىٰ وَلَا تُظۡلَمُونَ فَتِيلًا٧٧ أَيۡنَمَا تَكُونُواْ يُدۡرِككُّمُ ٱلۡمَوۡتُ وَلَوۡ كُنتُمۡ فِي بُرُوجٖ مُّشَيَّدَةٖۗ وَإِن تُصِبۡهُمۡ حَسَنَةٞ يَقُولُواْ هَٰذِهِۦ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۖ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةٞ يَقُولُواْ هَٰذِهِۦ مِنۡ عِندِكَۚ قُلۡ كُلّٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِۖ فَمَالِ هَٰٓؤُلَآءِ ٱلۡقَوۡمِ لَا يَكَادُونَ يَفۡقَهُونَ حَدِيثٗا٧٨ مَّآ أَصَابَكَ مِنۡ حَسَنَةٖ فَمِنَ ٱللَّهِۖ وَمَآ أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٖ فَمِن نَّفۡسِكَۚ وَأَرۡسَلۡنَٰكَ لِلنَّاسِ رَسُولٗاۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدٗا٧٩ [النساء: ۷۵-۷۹].

(۷۵) و – ای مؤمنان- چهچیز شما را از جهاد در راه الله بازمیدارد برای بالابردن سخن او تعالی، و نجات مردان و زنان و کودکان مستضعف که اینگونه به درگاه الله دعا میکنند: ای پروردگار ما، ما را از مکه به‏سبب ستم ساکنان آن با شرک به الله و ستم بر بندگانش بیرون ببر، و از جانب خود حمایت‏گری برای ما قرار بده تا به ما توجه و از ما محافظت کند، و یاوری قرار بده تا آسیب را از ما دور سازد.

(۷۶) مؤمنان راستین برای بالابردن سخن الله، در راه او تعالی پیکار میکنند، و کافران در راه معبودهای‏شان پیکار میکنند، پس با دستیاران شیطان بجنگید، که اگر با آنها پیکار کنید بر آنها چیره میشوید؛ زیرا تدبیر شیطان چنان ضعیف است که به توکلکنندگان بر الله متعال آسیبی نمیرساند.

(۷۷)- ای رسول- آیا از حال برخی اصحابت آگاه نشدی، آنها که خواستند جهاد بر آنها فرض شود، آنگاه به آنها گفته شد: دست از قتال بکشید، و نماز برپادارید، و زکات بدهید- این فرمان قبل از فرضبودن جهاد بود-، سپس وقتی به مدینه مهاجرت کردند، و اسلام قدرت یافت، و قتال فرض شد، این امر بر برخی از آنها دشوار گردید، پس همانند ترس از الله یا بیشتر از آن، از مردم ترسیدند، و گفتند: ای پروردگار ما، چرا قتال را بر ما فرض کردی؟ کاش آن را تا زمان نزدیکی به تأخیر میانداختی تا از دنیا بهره میبردیم، - ای رسول- به آنها بگو: متاع دنیا هر اندازه هم که باشد، اندک و نابودشدنی است، و آخرت به دلیل جاودانگی نعمتهایش، برای کسیکه تقوای الله متعال را پیشه کند بهتر است، و ذرهای از اعمال صالح شما کاسته نمیشود، هر چند به اندازۀ نخی باشد که در روی هستۀ خرما قرار دارد.

(۷۸) هرجا باشید، وقتی اجل‏تان فرا رسد، مرگ شما را درمییابد، هر چند در برجهای مستحکم و دور از میدان کارزار باشید، و اگر فرزند و روزی زیاد به این منافقان برسد که آنها را شاد میکند، میگویند: این از جانب الله است، و اگر مصیبت در فرزند یا روزی به آنها برسد، به پیامبر ج فال بد میزنند و میگویند: تو سبب این آسیب هستی، - ای رسول- در پاسخ به اینها بگو: تمام گشایشها و سختیها بستگی به قضا و قدر الله دارد، اینها را که این سخن از آنها صادر میشود چه شده است که نمیخواهند سخنی را که به آنها میگویی بفهمند؟!

(۷۹)- ای فرزند آدم- روزی و فرزندی که به تو میرسد و تو را شادمان میکند، از جانب الله است که بر تو لطف میکند، و مصیبتی که در روزی و فرزند بر تو وارد می‏شود و تو را ناراحت میکند، به‏سبب گناهانی که مرتکب شدهای از جانب خود توست. و – ای پیامبر- ما تو را به عنوان رسول از جانب الله برای تمام مردم فرستاده‏ایم تا رسالت پروردگارت را به آنها برسانی، و گواهی الله با ادله و برهانهایی که به تو میدهد بر راستگویی تو در آنچه از جانب او ابلاغ میکنی کافی است.

برخی فواید آیات:

• وجوب قتال برای بالابردن سخن الله و یاریرساندن به مستضعفان، و سرزنش ترس، بزدلی و اعتراض بر احکام الله.

• سرای آخرت بهتر از سرای دنیا و متاع و شهوات آن است برای کسیکه از الله متعال میترسد و از او فرمان‏برداری میکند.

• تمام خیر و شر به تقدیر الله است، و الله گاهی بندگانش را به بعضی بلاها در دنیا به دلیل اسبابی مانند گناهان و نافرمانیهای‏شان مبتلا میکند.

﴿مَّن يُطِعِ ٱلرَّسُولَ فَقَدۡ أَطَاعَ ٱللَّهَۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ عَلَيۡهِمۡ حَفِيظٗا٨٠ وَيَقُولُونَ طَاعَةٞ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنۡ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٞ مِّنۡهُمۡ غَيۡرَ ٱلَّذِي تَقُولُۖ وَٱللَّهُ يَكۡتُبُ مَا يُبَيِّتُونَۖ فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلًا٨١ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ ٱلۡقُرۡءَانَۚ وَلَوۡ كَانَ مِنۡ عِندِ غَيۡرِ ٱللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ ٱخۡتِلَٰفٗا كَثِيرٗا٨٢ وَإِذَا جَآءَهُمۡ أَمۡرٞ مِّنَ ٱلۡأَمۡنِ أَوِ ٱلۡخَوۡفِ أَذَاعُواْ بِهِۦۖ وَلَوۡ رَدُّوهُ إِلَى ٱلرَّسُولِ وَإِلَىٰٓ أُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنۡهُمۡ لَعَلِمَهُ ٱلَّذِينَ يَسۡتَنۢبِطُونَهُۥ مِنۡهُمۡۗ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ لَٱتَّبَعۡتُمُ ٱلشَّيۡطَٰنَ إِلَّا قَلِيلٗا٨٣ فَقَٰتِلۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفۡسَكَۚ وَحَرِّضِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَكُفَّ بَأۡسَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ وَٱللَّهُ أَشَدُّ بَأۡسٗا وَأَشَدُّ تَنكِيلٗا٨٤ مَّن يَشۡفَعۡ شَفَٰعَةً حَسَنَةٗ يَكُن لَّهُۥ نَصِيبٞ مِّنۡهَاۖ وَمَن يَشۡفَعۡ شَفَٰعَةٗ سَيِّئَةٗ يَكُن لَّهُۥ كِفۡلٞ مِّنۡهَاۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ مُّقِيتٗا٨٥ وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٖ فَحَيُّواْ بِأَحۡسَنَ مِنۡهَآ أَوۡ رُدُّوهَآۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَسِيبًا٨٦ [النساء: ۸۰-۸۶].

(۸۰) هرکس از رسول ج با اجرای آنچه بدان امر کرده و پرهیز از آنچه از آن نهی کرده، اطاعت کند؛ به تحقیق فرمان الله را اجابت کرده است، و – ای رسول- هرکس از اطاعت تو روی گرداند، بر او اندوهگین مباش، زیرا ما تو را نگهبان بر او نفرستادهایم تا مواظب اعمالش باشی، بلکه فقط ما هستیم که عملش را برمیشمریم و او را مورد محاسبه قرار میدهیم.

(۸۱) و منافقان با زبانهای‏شان به تو میگویند: از فرمانت اطاعت کردیم و آن را اجرا نمودیم، اما چون از نزد تو بیرون میروند، گروهی از آنها به‏صورت پنهانی، طرحی خلاف آنچه بر تو آشکار کرده بودند میریزند، و الله از طرح و تدبیر آنها آگاه است، و آنها را به خاطر این نیرنگ‏شان مجازات میکند، پس به آنها اهمیت نده؛ زیرا نخواهند توانست ذرهای به تو آسیب برسانند، و کارت را به الله واگذار کن، و بر او اعتماد کن، و کافی است که به الله به عنوان کارساز اعتماد کنی.

(۸۲) چرا اینها در قرآن تأمل نمیکنند و آن را نمیخوانند تا برای‏شان ثابت شود که هیچ اختلاف و اضطرابی در آن یافت نمیشود؟! و تا راستیِ آنچه را که آورده است بدانند، و اگر از جانب غیر الله متعال بود، به‏طور قطع در احکامش آشفتگی و در معانی آن، اختلاف زیادی مییافتند.

(۸۳) و هرگاه خبری مبنی بر امنیت و شادمانی مسلمانان، یا ترس و اندوه آنها به این منافقان برسد، آن را افشا و منتشر میکنند، و اگر تأمل و درنگ کنند و خبر را به رسول الله ج و به صاحبنظران و علما و خیرخواهان بازگردانند؛ اهل رأی و استنباط، آنچه را شایسته است که در این خصوص از نشردادن یا کتمان آن، عمل شود تشخیص میدهند، و – ای مؤمنان- اگر فضل الله با اسلام و رحمت او تعالی با قرآن بر شما نبود که شما را از آنچه این منافقان به آن مبتلا شدند معاف کرد، جز شمار اندکی از شما، از وسوسههای شیطان پیروی میکردید.

(۸۴)- ای رسول- در راه الله پیکار کن تا سخن الله برتر باشد، و در مورد دیگران از تو سؤال نمیشود و به آن ملزم نیستی؛ زیرا تو فقط به واداشتن خودت به قتال مکلف هستی، و مؤمنان را بر قتال ترغیب و تشویق کن، باشد که الله با قتال شما، نیروی کافران را دفع کند، و الله شدیدترین نیرو و سختترین مجازات را دارد.

(۸۵) هرکس برای جلب خیر به دیگران بکوشد، سهمی از پاداش برای اوست، و هرکس برای جلب شر به دیگران بکوشد، سهمی از گناه برایش است، و الله تمام اعمال انسان را میبیند و او را در قبال آن جزا میدهد. پس هرکس از شما در رسیدن خیر نقشی داشته باشد، بهره و نصیبی از آن خیر برایش است، و هرکس در رسیدن شر نقشی داشته باشد، مقداری از آن شر به او میرسد.

(۸۶) و هرگاه کسی بر شما سلام کرد، سلام را بهتر از سلامی که بر شما کرده است به او برگردانید، یا مثل آنچه گفته است به او بازگردانید، و پاسخ با سلامِ نیکوتر، بهتر است، همانا الله نگهبان اعمال شماست و هرکس را در قبال عملش جزا میدهد.

برخی فواید آیات:

• تدبر در قرآن کریم، این یقین را به جای میگذارد که از جانب الله فرو فرستاده شده است؛ چون از اضطراب و آشفتگی مصون است، و احکام بسیار زیادی که در آن وجود دارد آشکار میگردد.

• انتشار اخباری که سبب برهمزدن امنیت مؤمنان یا نفوذ ترس در میان صفوف‏شان میشود جایز نیست.

• سخن گفتن از مسایل مسلمانان و امور عمومی مربوط به آنها باید از جانب علما و والیان امورشان صورت گیرد.

• مشروعیت شفاعت نیکو که گناه و ستم بر حقوق مردم در آن نیست، و تحریم هر شفاعتی که در آن گناه یا ستمی وجود دارد.

﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ لَيَجۡمَعَنَّكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِۗ وَمَنۡ أَصۡدَقُ مِنَ ٱللَّهِ حَدِيثٗا٨٧ ۞فَمَا لَكُمۡ فِي ٱلۡمُنَٰفِقِينَ فِئَتَيۡنِ وَٱللَّهُ أَرۡكَسَهُم بِمَا كَسَبُوٓاْۚ أَتُرِيدُونَ أَن تَهۡدُواْ مَنۡ أَضَلَّ ٱللَّهُۖ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ سَبِيلٗا٨٨ وَدُّواْ لَوۡ تَكۡفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَآءٗۖ فَلَا تَتَّخِذُواْ مِنۡهُمۡ أَوۡلِيَآءَ حَتَّىٰ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۚ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَخُذُوهُمۡ وَٱقۡتُلُوهُمۡ حَيۡثُ وَجَدتُّمُوهُمۡۖ وَلَا تَتَّخِذُواْ مِنۡهُمۡ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرًا٨٩ إِلَّا ٱلَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىٰ قَوۡمِۢ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُم مِّيثَٰقٌ أَوۡ جَآءُوكُمۡ حَصِرَتۡ صُدُورُهُمۡ أَن يُقَٰتِلُوكُمۡ أَوۡ يُقَٰتِلُواْ قَوۡمَهُمۡۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَسَلَّطَهُمۡ عَلَيۡكُمۡ فَلَقَٰتَلُوكُمۡۚ فَإِنِ ٱعۡتَزَلُوكُمۡ فَلَمۡ يُقَٰتِلُوكُمۡ وَأَلۡقَوۡاْ إِلَيۡكُمُ ٱلسَّلَمَ فَمَا جَعَلَ ٱللَّهُ لَكُمۡ عَلَيۡهِمۡ سَبِيلٗا٩٠ سَتَجِدُونَ ءَاخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأۡمَنُوكُمۡ وَيَأۡمَنُواْ قَوۡمَهُمۡ كُلَّ مَا رُدُّوٓاْ إِلَى ٱلۡفِتۡنَةِ أُرۡكِسُواْ فِيهَاۚ فَإِن لَّمۡ يَعۡتَزِلُوكُمۡ وَيُلۡقُوٓاْ إِلَيۡكُمُ ٱلسَّلَمَ وَيَكُفُّوٓاْ أَيۡدِيَهُمۡ فَخُذُوهُمۡ وَٱقۡتُلُوهُمۡ حَيۡثُ ثَقِفۡتُمُوهُمۡۚ وَأُوْلَٰٓئِكُمۡ جَعَلۡنَا لَكُمۡ عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٗا مُّبِينٗا٩١ [النساء: ۸۷-۹۱].

(۸۷) الله که معبود برحقی جز او نیست، اول و آخر (= همگی) شما را در روز قیامت که هیچ تردیدی در آن نیست جمع میکند، تا شما را در قبال اعمال‏تان مجازات کند، و هیچکس راستگوتر از الله نیست.

(۸۸)- ای مؤمنان- شما را چه شده است که در نحوۀ رفتار با منافقان دو گروه مختلف شدهاید: گروهی قائل به پیکار با آنها به‏سبب کفرشان است، و گروهی قائل به ترک پیکار با آنها به‏سبب ایمان‏شان است؟! سزاوار شما نیست که در مورد آنها اختلاف ورزید، درحالیکه الله آنها را به‏سبب اعمال‏شان، به کفر و گمراهی بازگردانده است، آیا میخواهید کسیکه الله به او توفیق نداده است به حق هدایت کنید؟! و هرکس را، الله گمراه سازد، راهی به‏سوی هدایت برایش نخواهی یافت.

(۸۹) منافقان آرزو میکنند که شما به آنچه بر شما نازل شده است کفر ورزید، همانگونه که خودشان کفر ورزیدند، تا در کفر با آنها مساوی باشید، پس به‏سبب دشمنیشان، از آنها دوستانی مگیرید تا اینکه در راه الله از سرزمین شرک به سرزمین اسلام که دلالت بر ایمان‏شان دارد مهاجرت کنند، پس اگر روی برگرداندند و بر حال‏شان ادامه دادند، آنگاه هرجا، آنها را یافتید بگیرید و بکشید، و از آنها دوستی نگیرید تا در امورتان همراه شما باشد، و یاوری از آنها مگیرید که شما را در برابر دشمنان‏تان یاری رساند.

(۹۰) مگر کسانی از آنها که به گروهی که میان شما و آنها پیمان محکمی بر ترک قتال وجود دارد بپیوندند، یا نزد شما بیایند درحالیکه سینههای‏شان به تنگ آمده باشد و قصد قتال با شما و قوم‏شان را نداشته باشند، و اگر الله میخواست به‏طور قطع آنها را بر شما چیره میکرد و با شما میجنگیدند، پس سلامتی را از الله بپذیرید، و با کشتن و اسیرگرفتن بر آنها تعرض نکنید، پس اگر از شما کناره گرفتند و با شما نجنگیدند، و با صلح و ترک قتال تسلیم شما شدند، آنگاه الله راهی برای قتل یا اسارت‏شان بر شما قرار نداده است.

(۹۱)- ای مؤمنان- به زودی گروهی دیگر از منافقان را خواهید یافت که ایمان را بر شما آشکار میکنند تا از امنیت خویش مطمئن باشند، و وقتی به‏سوی کافران قوم خویش بازگردند، کفر را برای‏شان آشکار میکنند تا از آنها در ایمن باشند، هرگاه به کفر و شرک به الله فراخوانده شوند، به شدیدترین حالت در آن میافتند، پس اینان اگر از پیکار با شما دست نکشیدند، و با صلح نزد شما تسلیم نشدند، و دستهای‏شان را از شما بازنداشتند، هرجا آنها را یافتید، بگیرید و بکشید، و در مورد آنها که این صفت را داشته باشند، به دلیل نیرنگ و مکرشان، برای شما دلیلی روشن برای گرفتن و کشتن آنها قرار دادهایم.

برخی فواید آیات:

• پنهان ماندن حال برخی منافقان، باعث اختلاف در حکم رفتار با آنها میان مؤمنان میشود.

• بیان چگونگی تعامل با منافقان براساس احوال‏شان و برطبق مصلحت رفتار با آنها.

• عدالت اسلام در دستکشیدن از منافقانی که آزاری ستمگرانه از جانب آنها واقع نمیشود.

• جهاد در راه الله، منافقان را به‏سبب بازماندن‏شان از جهاد و پوزشخواستن‏های‏شان آشکار میکند.

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤۡمِنٍ أَن يَقۡتُلَ مُؤۡمِنًا إِلَّا خَطَ‍ٔٗاۚ وَمَن قَتَلَ مُؤۡمِنًا خَطَ‍ٔٗا فَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ مُّؤۡمِنَةٖ وَدِيَةٞ مُّسَلَّمَةٌ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦٓ إِلَّآ أَن يَصَّدَّقُواْۚ فَإِن كَانَ مِن قَوۡمٍ عَدُوّٖ لَّكُمۡ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ مُّؤۡمِنَةٖۖ وَإِن كَانَ مِن قَوۡمِۢ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُم مِّيثَٰقٞ فَدِيَةٞ مُّسَلَّمَةٌ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ وَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ مُّؤۡمِنَةٖۖ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ شَهۡرَيۡنِ مُتَتَابِعَيۡنِ تَوۡبَةٗ مِّنَ ٱللَّهِۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمٗا٩٢ وَمَن يَقۡتُلۡ مُؤۡمِنٗا مُّتَعَمِّدٗا فَجَزَآؤُهُۥ جَهَنَّمُ خَٰلِدٗا فِيهَا وَغَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ وَلَعَنَهُۥ وَأَعَدَّ لَهُۥ عَذَابًا عَظِيمٗا٩٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا ضَرَبۡتُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلَا تَقُولُواْ لِمَنۡ أَلۡقَىٰٓ إِلَيۡكُمُ ٱلسَّلَٰمَ لَسۡتَ مُؤۡمِنٗا تَبۡتَغُونَ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا فَعِندَ ٱللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٞۚ كَذَٰلِكَ كُنتُم مِّن قَبۡلُ فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ فَتَبَيَّنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٗا٩٤ [النساء: ۹۲-۹۴].

(۹۲) و هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمنی را بکشد مگر اینکه این کار از روی خطا از او سر زَنَد، و هرکس مؤمنی را از روی خطا بکشد، بر او واجب است که یک بردۀ مؤمن را برای کفارۀ کارش آزاد کند، و بر خویشاوندان قاتل که از او ارث میبرند، دیهای است که باید به وارثان مقتول بدهند، مگر اینکه دیه را ببخشند و ساقط شود، پس اگر مقتول از گروهی است که با شما در جنگ هستند و خود او مؤمن است، بر قاتل واجب است که یک بردۀ مؤمن را آزاد کند و دیهای بر او نیست، و اگر مقتول مؤمن نیست اما از گروهی است که میان شما و آنها، پیمانی برقرار است مانند اهل ذمه، خویشاوندان قاتل که از او ارث میبرند باید دیه را به وارثان مقتول بپردازند، و قاتل باید یک بردۀ مؤمن را به عنوان کفارۀ کارش آزاد کند، اما اگر بردهای نیافت که آن را آزاد کند یا توان پرداخت بهایش را نداشت، باید دو ماه متوالی و بدون فاصله روزه بگیرد، تا الله کار او را ببخشد، و الله از اعمال و نیات بندگانش آگاه، و در تشریع و تدبیرش بسیار داناست.

(۹۳) و هرکس مؤمنی را از روی قصد و بناحق بکشد، مجازاتش ورود به جهنم است که جاویدان در آن میماند، و الله بر او خشم میگیرد و او را از رحمت خویش میراند، و چون مرتکب این گناه بزرگ شده است، عذابی بزرگ برایش آماده ساخته است.

(۹۴) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، هرگاه برای جهاد در راه الله خارج شدید، دربارۀ کسانیکه با آنها میجنگید بررسی کنید، و برای کسیکه آنچه را بر اسلام او دلالت میکند برای‏تان آشکار میکند نگویید: مؤمن نیستی، و ترسی از خون و مالت، تو را به اظهار اسلام واداشته است، آنگاه او را بکشید و با قتل او متاع ناچیز دنیا مانند غنیمت را از او بجویید، زیرا غنیمتهای زیادی نزد الله است که بهتر و بزرگتر از این است، شما نیز قبلاً مانند همین کسی بودید که ایمان خویش را از قومش پنهان میدارد، آنگاه الله با اسلام بر شما منت نهاد، و خون‏های‏تان را محافظت کرد، پس بررسی کنید، زیرا ذرهای از اعمال شما هر چند کوچک باشد بر او پوشیده نمیماند و جزای آن را به شما خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• قرآن کریم، حرمت جان مؤمن را بزرگ شمرده، از تجاوز به آن نهی فرموده و شدیدترین مجازات را برایش مقرر کرده است.

• اعتقاد اهل سنت و جماعت این است که مؤمن قاتل برای همیشه در آتش نمیماند، بلکه مدتی طولانی در آن عذاب میشود، سپس به رحمت الله متعال از آن خارج میشود.

• وجوب بررسی و شناسایی در جهاد، و عجلهنکردن در داوری در این مورد، تا انسان بیگناه مورد تجاوز قرار نگیرد.

﴿لَّا يَسۡتَوِي ٱلۡقَٰعِدُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ غَيۡرُ أُوْلِي ٱلضَّرَرِ وَٱلۡمُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡۚ فَضَّلَ ٱللَّهُ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ عَلَى ٱلۡقَٰعِدِينَ دَرَجَةٗۚ وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ وَفَضَّلَ ٱللَّهُ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ عَلَى ٱلۡقَٰعِدِينَ أَجۡرًا عَظِيمٗا٩٥ دَرَجَٰتٖ مِّنۡهُ وَمَغۡفِرَةٗ وَرَحۡمَةٗۚ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمًا٩٦ إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمۡۖ قَالُواْ كُنَّا مُسۡتَضۡعَفِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ قَالُوٓاْ أَلَمۡ تَكُنۡ أَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٗ فَتُهَاجِرُواْ فِيهَاۚ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَسَآءَتۡ مَصِيرًا٩٧ إِلَّا ٱلۡمُسۡتَضۡعَفِينَ مِنَ ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَآءِ وَٱلۡوِلۡدَٰنِ لَا يَسۡتَطِيعُونَ حِيلَةٗ وَلَا يَهۡتَدُونَ سَبِيلٗا٩٨ فَأُوْلَٰٓئِكَ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَعۡفُوَ عَنۡهُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَفُوًّا غَفُورٗا٩٩ ۞وَمَن يُهَاجِرۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ يَجِدۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُرَٰغَمٗا كَثِيرٗا وَسَعَةٗۚ وَمَن يَخۡرُجۡ مِنۢ بَيۡتِهِۦ مُهَاجِرًا إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ يُدۡرِكۡهُ ٱلۡمَوۡتُ فَقَدۡ وَقَعَ أَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا١٠٠ وَإِذَا ضَرَبۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَقۡصُرُواْ مِنَ ٱلصَّلَوٰةِ إِنۡ خِفۡتُمۡ أَن يَفۡتِنَكُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْۚ إِنَّ ٱلۡكَٰفِرِينَ كَانُواْ لَكُمۡ عَدُوّٗا مُّبِينٗا١٠١ [النساء: ۹۵-۱۰۱].

(۹۵) مؤمنان خانهنشین از جهاد در راه الله غیر از معذوران مانند بیماران و افراد نابینا، با مجاهدان در راه الله با بذل اموال و جانهای‏شان، مساوی نیستند؛ الله مجاهدان با بذل اموال و جانهای‏شان را به درجهای بر خانهنشینان از جهاد برتری داده است، و برای هر یک از مجاهدان و خانهنشینان معذور از جهاد، مزدی است که سزاوارش است، و الله مجاهدان را با اعطای ثوابی بزرگ از جانب خویش، بر خانهنشینان برتری بخشیده است.

(۹۶) این ثواب، مقامهایی است که برخی بالاتر از برخی دیگر است، همراه آمرزش گناهان‏شان و رحمت الله به آنها است، و الله نسبت به بندگانش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۹۷) همانا کسانیکه فرشتگان درحالی جانهای‏شان را میگیرند که با هجرتنکردن از سرزمین کفر به سرزمین اسلام بر خویش ستم کردهاند، فرشتگان از روی توبیخ، هنگام قبض روح‏شان به آنها میگویند: بر چه حالی بودید؟ و با چه چیزی از مشرکان شناخته میشدید؟ اینگونه پاسخی پوزشآمیز میدهند: ما ضعیفانی بودیم که توان و قدرتی نداشتیم که ستم را از خود دفع کنیم، آنگاه فرشتگان از روی توبیخ به آنها میگویند: آیا سرزمینهای الله وسیع نبود که به‏سوی آن خارج شوید تا بر دین و جانهای‏تان از خوارشدن و مقهورشدن در امان بمانید؟! پس آنها که مهاجرت نکردند، جایگاه‏شان که در آن مستقر میشوند، همان آتش است، و آتش بازگشتگاه و محل رجوع بسیاری بدی برای آنها است.

(۹۸) (۹۹) مردان یا زنان یا کودکان ضعیف و دارای عذر، که توانی ندارند با آن ستم و شکست را از خود دور کنند، و راهی برای رهایی از اجباری که در آن هستند نمییابند، از این تهدید مستثنی هستند، پس امید است که الله به رحمت و لطف خویش از آنها درگذرد، و الله نسبت به بندگان خویش بخشنده است و توبهکاران آنها را میآمرزد.

پس از بیان تهدید بر ترک هجرت با وجود قدرت بر آن، به آن تشویق نموده و می‏فرماید:

(۱۰۰) و هرکس در جستجوی خشنودی الله، از سرزمین کفر به‏سوی سرزمین اسلام مهاجرت کند، در سرزمینی که به‏سوی آن مهاجرت کرده است، دگرگونی و سرزمینی غیر از سرزمینش که آن را ترک کرده است خواهد یافت، در آنجا به عزت و روزی گسترده دست مییابد، و هرکس از خانهاش برای مهاجرت به‏سوی الله و رسولش خارج شود، و قبل از رسیدن به مقصد هجرت، مرگ او را فراگیرد، اجر او نزد الله ثبت شده است، و اینکه به مقصد هجرت خویش نرسیده باشد زیانی به او نمیرساند، و الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۱۰۱) و هرگاه در زمین سفر کردید، اگر ترسیدید که امر ناگواری از کافران به شما برسد، بر شما گناهی نیست که نمازهای چهاررکعتی را از چهار رکعت به دو رکعت قصر[۹] کنید؛ همانا دشمنی کافران برای شما، آشکار و واضح است.

برخی فواید آیات:

• فضیلت جهاد در راه الله و اجر بزرگ آن، و اینکه الله مقامهای والایی در بهشت که دیگران به آن دست نمییابند به آنها وعده داده است.

• فریضۀ جهاد از افراد دارای عذر برداشته شده است، با وجود اینکه اگر نیت نیکویی داشته باشند، پاداش دارند.

• فضیلت هجرت به‏سوی سرزمین اسلام، و وجوب آن بر کسیکه قادر بر این کار است به شرط آنکه در سرزمین خویش، در مورد دینش بیمناک باشد.

• مشروعیت قصر نماز در مسافرت.

﴿وَإِذَا كُنتَ فِيهِمۡ فَأَقَمۡتَ لَهُمُ ٱلصَّلَوٰةَ فَلۡتَقُمۡ طَآئِفَةٞ مِّنۡهُم مَّعَكَ وَلۡيَأۡخُذُوٓاْ أَسۡلِحَتَهُمۡۖ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلۡيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمۡ وَلۡتَأۡتِ طَآئِفَةٌ أُخۡرَىٰ لَمۡ يُصَلُّواْ فَلۡيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلۡيَأۡخُذُواْ حِذۡرَهُمۡ وَأَسۡلِحَتَهُمۡۗ وَدَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡ تَغۡفُلُونَ عَنۡ أَسۡلِحَتِكُمۡ وَأَمۡتِعَتِكُمۡ فَيَمِيلُونَ عَلَيۡكُم مَّيۡلَةٗ وَٰحِدَةٗۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن كَانَ بِكُمۡ أَذٗى مِّن مَّطَرٍ أَوۡ كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَن تَضَعُوٓاْ أَسۡلِحَتَكُمۡۖ وَخُذُواْ حِذۡرَكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٗا مُّهِينٗا١٠٢ فَإِذَا قَضَيۡتُمُ ٱلصَّلَوٰةَ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِكُمۡۚ فَإِذَا ٱطۡمَأۡنَنتُمۡ فَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَۚ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا١٠٣ وَلَا تَهِنُواْ فِي ٱبۡتِغَآءِ ٱلۡقَوۡمِۖ إِن تَكُونُواْ تَأۡلَمُونَ فَإِنَّهُمۡ يَأۡلَمُونَ كَمَا تَأۡلَمُونَۖ وَتَرۡجُونَ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا يَرۡجُونَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا١٠٤ إِنَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ لِتَحۡكُمَ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ بِمَآ أَرَىٰكَ ٱللَّهُۚ وَلَا تَكُن لِّلۡخَآئِنِينَ خَصِيمٗا١٠٥ [النساء: ۱۰۲-۱۰۵].

(۱۰۲) و – ای رسول- هرگاه هنگام پیکار با دشمن در میان لشکر بودی، و خواستی برای‏شان نماز برپاداری، لشکر را به دو گروه تقسیم کن: یک گروه از آنها بایستند که همراه تو نماز بگزارند، و باید جنگافزارهای خویش را همراه خویش در نماز برگیرند، و گروه دیگر باید از شما نگهبانی دهند، پس وقتی گروه اول، یک رکعت را با امام گزاردند، خودشان نماز را کامل کنند، و پس از گزاردن نماز، باید در پشت شما در مقابل دشمن قرار بگیرند، و گروهیکه در نگهبانی بودند و نماز نگزاردهاند، بیایند و یک رکعت را همراه امام بگزارند، و پس از اینکه امام سلام داد، ادامۀ نمازشان را کامل کنند، و باید احتیاط خویش را در برابر دشمن‏شان داشته باشند، و جنگافزارهای‏شان را حمل کنند؛ زیرا کافران آرزو میکنند که از جنگافزارها و ابزارتان هنگام نماز غافل شوید، آنگاه یکباره بر شما هجوم آورند، و شما را در حالت غفلت به چنگ آورند، و گناهی بر شما نیست اگر آسیبی به‏سبب باران به شما رسید یا بیمار بودید و مانند آن، که جنگافزارهای‏تان را به زمین بگذارید و حمل نکنید، و هر اندازه که میتوانید در برابر دشمن‏تان مراقب باشید، همانا الله عذابی خوارکننده برای کافران مهیا کرده است.

(۱۰۳)- ای مؤمنان- هرگاه از نماز فارغ شدید، در هر حالتی که هستید، ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده، با تسبیح و تحمید و تهلیل، الله را یاد کنید، پس چون ترس از شما برطرف شد و احساس امنیت کردید، نماز را به‏صورت کامل با ارکان و واجبات و مستحباتش به گونهای که به آن امر شدهاید برپا دارید؛ زیرا نماز در زمانهای مشخص بر مؤمنان فرض شده است، و تأخیر از این زمانها بدون عذر جایز نیست، این حکم در حالت اقامت است، اما در حالت سفر میتوانید جمع[۱۰] و قصر کنید.

(۱۰۴) و – ای مؤمنان- در تعقیب دشمنان کافرتان سستی و تنبلی نکنید؛ اگر شما به‏سبب قتل و جراحتی که به شما رسید رنج میبردید، آنها نیز همانند شما رنج می‏برند، و همانند شما آسیب میبینند، پس نباید صبر آنها از صبر شما بیشتر باشد؛ زیرا شما به پاداش و پیروزی و تقویتی از جانب الله امید دارید که آنها امید ندارند، و الله از احوال بندگانش آگاه است، و در تدبیر و تشریعش بسیار داناست.

(۱۰۵) - ای رسول- بهراستی که ما قرآن را که مشتمل بر حق است بر تو فرو فرستادیم، تا به موجب آنچه که الله به تو آموخته و الهام کرده است و نه براساس هوای نفس و نظر خودت، در تمام امور مردم میان آنها داوری کنی، و مدافع کسانیکه به خودشان و امانت‏شان خیانت کردند مباش که هرکس را که به حق از آنها مطالبه میکند، از آنها بازگردانی.

برخی فواید آیات:

• مشروعیت نماز خوف و بیان احکام و صفت آن.

• امر به بهکارگیری اسباب در تمام حالتها، و اینکه مؤمن در بهکارنگرفتن اسباب معذور نیست حتی هنگام عبادت.

• مشروعیت دوام ذکر الله متعال در هر حالتی، زیرا دلها را زنده و آرام میکند.

• نهی از سستی و تنبلی در هنگام جنگ با دشمن، و امر به صبر در پیکار با او.

﴿وَٱسۡتَغۡفِرِ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورٗا رَّحِيمٗا١٠٦ وَلَا تُجَٰدِلۡ عَنِ ٱلَّذِينَ يَخۡتَانُونَ أَنفُسَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمٗا١٠٧ يَسۡتَخۡفُونَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَلَا يَسۡتَخۡفُونَ مِنَ ٱللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمۡ إِذۡ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرۡضَىٰ مِنَ ٱلۡقَوۡلِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا يَعۡمَلُونَ مُحِيطًا١٠٨ هَٰٓأَنتُمۡ هَٰٓؤُلَآءِ جَٰدَلۡتُمۡ عَنۡهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا فَمَن يُجَٰدِلُ ٱللَّهَ عَنۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيۡهِمۡ وَكِيلٗا١٠٩ وَمَن يَعۡمَلۡ سُوٓءًا أَوۡ يَظۡلِمۡ نَفۡسَهُۥ ثُمَّ يَسۡتَغۡفِرِ ٱللَّهَ يَجِدِ ٱللَّهَ غَفُورٗا رَّحِيمٗا١١٠ وَمَن يَكۡسِبۡ إِثۡمٗا فَإِنَّمَا يَكۡسِبُهُۥ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمٗا١١١ وَمَن يَكۡسِبۡ خَطِيٓ‍َٔةً أَوۡ إِثۡمٗا ثُمَّ يَرۡمِ بِهِۦ بَرِيٓ‍ٔٗا فَقَدِ ٱحۡتَمَلَ بُهۡتَٰنٗا وَإِثۡمٗا مُّبِينٗا١١٢ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكَ وَرَحۡمَتُهُۥ لَهَمَّت طَّآئِفَةٞ مِّنۡهُمۡ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡۖ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيۡءٖۚ وَأَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمۡ تَكُن تَعۡلَمُۚ وَكَانَ فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكَ عَظِيمٗا١١٣ [النساء: ۱۰۶-۱۱۳].

(۱۰۶) و از الله آمرزش و بخشایش بخواه؛ زیرا الله نسبت به بندگانش که به‏سوی او توبه کنند بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۱۰۷) و از هر شخصی که خیانت میکند و در پنهانکردن خیانتش میکوشد دفاع نکن، و الله این خیانتکاران دروغگو را دوست ندارد.

(۱۰۸) هنگام ارتکاب گناه، آن را از روی ترس و حیا از مردم پنهان میکنند، ولی نمیتوانند آن را از الله پنهان کنند که همیشه با آنها است. او تعالی به آنها احاطه دارد، و هیچچیز از آنها بر او پوشیده نیست، وقتی پنهانی سخنانی را که الله از آن خشنود نیست طرح میریزند. مانند دفاع از گناهکار و متهمکردن بیگناه؛ و الله به آنچه پنهانی و آشکارا انجام میدهند آگاهی فراگیر دارد، ذرهای بر او پوشیده نمیماند، و آنها را به خاطر اعمال‏شان مجازات خواهد کرد.

(۱۰۹) هان شما – ای کسانیکه کار اینها که مرتکب جرم میشوند شما را آشفته میکند- در زندگی دنیا از آنها دفاع کردید تا بیگناهی‏شان را ثابت کنید، و مجازات را از آنها دفع کنید، پس چه کسی در روز قیامت در برابر الله از آنها دفاع میکند درحالیکه از حقیقت حال آنها آگاهی یافته است؟! و چه کسی کارساز آنها در آن روز خواهد بود؟! بدون تردید هیچکس را یارای این کار نیست.

(۱۱۰) هرکس عمل بدی مرتکب شود یا با ارتکاب گناهان به خودش ستم کند، سپس با اقرار به گناه خویش و پشیمانی و بریدن از آن از الله آمرزش بخواهد، الله را همیشه برای گناهان خویش، بسیار آمرزنده و مهربان خواهد یافت.

(۱۱۱) و هرکس گناه صغیره و کبیرهای مرتکب شود، همانا مجازات آن فقط بر خودش خواهد بود، و به دیگران سرایت نمیکند، و الله از اعمال بندگان آگاه، و در تدبیر و تشریع خویش بسیار داناست.

(۱۱۲) و هرکس اشتباهی غیر عمدی، یا گناهی عمدی مرتکب شود، سپس انسانی پاک از این گناه را متهم سازد، با این کار، دروغی بزرگ و گناهی آشکار به دوش کشیده است.

(۱۱۳) و – ای رسول- اگر الله به فضل خویش تو را محافظت نکرده بود، گروهی از آنها که به خودشان ستم میکنند تصمیم گرفته بودند که تو را از حق گمراه کنند تا به بیعدالتی داوری کنی، و در حقیقت فقط خودشان را گمراه میسازند؛ زیرا سرانجام، تلاشی را که برای گمراهساختن به کار گرفتند، به خودشان بازمیگردد، و الله قرآن و سنت را بر تو نازل کرد، و هدایت و نوری را به تو آموخت که قبل از آن، نمیدانستی، و الله با نبوت و عصمت، فضل زیادی به تو بخشید.

برخی فواید آیات:

• نهی از دفاعکردن از دروغپردازان و گرفتن جانب آنها؛ زیرا این کار نوعی همکاری بر گناه و ستم است.

• سزاوار است که ترس و حیای مؤمن حقیقی از الله متعال و بزرگداشتن او، بیش از همۀ دیگران باشد.

• رحمت و آمرزش گستردۀ الله برای کسیکه به خودش ستم کرده است، هر اندازه که ستم کرده باشد؛ به شرط اینکه توبۀ راستین بکند، و از گناهش بازگردد.

• برحذرداشتن از ایراد اتهام بر انسان بیگناه و بستن افترای دروغ بر او، و اینکه هرکس چنین کاری انجام دهد، شدیدترین دروغ و گناه را مرتکب شده است.

﴿۞لَّا خَيۡرَ فِي كَثِيرٖ مِّن نَّجۡوَىٰهُمۡ إِلَّا مَنۡ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوۡ مَعۡرُوفٍ أَوۡ إِصۡلَٰحِۢ بَيۡنَ ٱلنَّاسِۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِ فَسَوۡفَ نُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا١١٤ وَمَن يُشَاقِقِ ٱلرَّسُولَ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ ٱلۡهُدَىٰ وَيَتَّبِعۡ غَيۡرَ سَبِيلِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ نُوَلِّهِۦ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصۡلِهِۦ جَهَنَّمَۖ وَسَآءَتۡ مَصِيرًا١١٥ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغۡفِرُ أَن يُشۡرَكَ بِهِۦ وَيَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَآءُۚ وَمَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلَۢا بَعِيدًا١١٦ إِن يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ إِنَٰثٗا وَإِن يَدۡعُونَ إِلَّا شَيۡطَٰنٗا مَّرِيدٗا١١٧ لَّعَنَهُ ٱللَّهُۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنۡ عِبَادِكَ نَصِيبٗا مَّفۡرُوضٗا١١٨ وَلَأُضِلَّنَّهُمۡ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمۡ وَلَأٓمُرَنَّهُمۡ فَلَيُبَتِّكُنَّ ءَاذَانَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ وَلَأٓمُرَنَّهُمۡ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلۡقَ ٱللَّهِۚ وَمَن يَتَّخِذِ ٱلشَّيۡطَٰنَ وَلِيّٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِ فَقَدۡ خَسِرَ خُسۡرَانٗا مُّبِينٗا١١٩ يَعِدُهُمۡ وَيُمَنِّيهِمۡۖ وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا١٢٠ أُوْلَٰٓئِكَ مَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُ وَلَا يَجِدُونَ عَنۡهَا مَحِيصٗا١٢١ [النساء: ۱۱۴-۱۲۱].

(۱۱۴) در بسیار از سخنانی که مردم آن را به‏صورت راز میگویند هیچ خیری نیست، و هیچ سودی از آن به دست نمیآید، مگر اینکه سخن‏شان، امر به صدقه، یا کار نیکی باشد که شریعت آن را آورده باشد و عقل به آن راهنمایی کند، یا دعوتی برای اصلاح میان طرفین نزاع باشد، و هرکس این کار را برای جستجوی خشنودی الله انجام دهد، به زودی پاداش بزرگی به او خواهیم داد.

(۱۱۵) و هرکس پس از آنکه حق برایش روشن شد، با رسول ج دشمنی کند و در آنچه که آورده است با او مخالفت کند، و راهی غیر از راه مؤمنان دنبال کند، او را با آنچه که برای خویشتن برگزیده است رها میکنیم، و چون به عمد از حق روی گردانده است، او را به‏سوی حق توفیق نمیدهیم، و او را به آتش جهنم که گرمای رنجآوری دارد درمیآوریم، و جهنم بازگشتگاه بسیاری بدی برای ساکنانش است.

(۱۱۶) همانا الله نمیبخشاید که به او شرک آورده شود، بلکه مشرک برای همیشه در آتش میماند، و گناهان پایینتر از شرک را برای هرکس بخواهد به رحمت و فضل خویش میبخشاید، و هرکس احدی را با الله شریک قرار دهد بهراستی که از حقیقت گمراه و بسیار دور شده است؛ زیرا خالق و مخلوق را با هم یکسان قرار داده است.

(۱۱۷) این مشرکان فقط بتهای مادینهای را همراه الله عبادت میکنند و به فریاد میخوانند که به نامهای زنان مانند لات و عزی نامیده شدهاند، و هیچ نفع و زیانی ندارند، آنها در حقیقت فقط شیطان را که از طاعت الله خارج شد و هیچ خیری در آن نیست عبادت میکنند؛ زیرا اوست که آنها را به عبادت بتها فرمان میدهد.

(۱۱۸) و به همین منظور، الله او را از رحمتش راند، و این شیطان با ایراد سوگند به پروردگارش گفت: بخشی معلوم از میان بندگانت برای خودم قرار خواهم داد و آنها را از حق گمراه میسازم.

(۱۱۹) و آنها را از راه راست تو بازخواهم داشت، و آنها را به وعدههای دروغینی که گمراهیِ آنها را برای‏شان زیبا جلوه میدهد گرفتار خواهم کرد، و به آنها فرمان خواهم داد تا برای تحریم دامهایی که الله برای‏شان حلال کرده است گوشهای دامها را ببرند، و به آنها فرمان خواهم داد تا در آفرینش و فطرت الله تغییر ایجاد کنند، و هرکس شیطان را به عنوان دوست بگیرد که با او دوستی کند و از او اطاعت کند، به‏سبب دوستی با شیطانِ رانده شده، زیان آشکاری دیده است.

(۱۲۰) شیطان وعدههای دروغین و آرزوهای پوچ به آنها میدهد، و در حقیقت، آن‏ها را جز به باطلی که هیچ حقیقتی ندارد وعده نمیدهد.

(۱۲۱) جایگاه اینها که گامهای شیطان و آرزوهایی را که به آنها میدهد پیروی میکنند، آتش جهنم است که هیچ گریزگاهی از آن نمییابند تا به آن پناه ببرند.

برخی فواید آیات:

• در بسیاری از رازگوییهای مردم خیری نیست، بلکه چه بسا در آن گناه وجود دارد، و اندکی از سخنان آنها که میان‏شان رد و بدل میشود خیر و نیکو است.

• سرانجامِ دشمنی با رسول ج و مخالفت با راه مؤمنان، دوری از الله و ورود به آتش است.

• تمام گناهان، تحت مشیت الله قرار دارند، که شاید برای صاحبش بخشیده شود، جز شرک که الله هرگز آن را نمیبخشاید.

• هدف شیطان، بازگرداندن مردم از عبادت الله متعال است، و از بزرگترین روش‏های او، آراستن باطل با آرزوهای فریبنده و وعدههای دروغین است.

﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَنُدۡخِلُهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٗاۚ وَمَنۡ أَصۡدَقُ مِنَ ٱللَّهِ قِيلٗا١٢٢ لَّيۡسَ بِأَمَانِيِّكُمۡ وَلَآ أَمَانِيِّ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِۗ مَن يَعۡمَلۡ سُوٓءٗا يُجۡزَ بِهِۦ وَلَا يَجِدۡ لَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا١٢٣ وَمَن يَعۡمَلۡ مِنَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ يَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّةَ وَلَا يُظۡلَمُونَ نَقِيرٗا١٢٤ وَمَنۡ أَحۡسَنُ دِينٗا مِّمَّنۡ أَسۡلَمَ وَجۡهَهُۥ لِلَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٞ وَٱتَّبَعَ مِلَّةَ إِبۡرَٰهِيمَ حَنِيفٗاۗ وَٱتَّخَذَ ٱللَّهُ إِبۡرَٰهِيمَ خَلِيلٗا١٢٥ وَلِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٖ مُّحِيطٗا١٢٦ وَيَسۡتَفۡتُونَكَ فِي ٱلنِّسَآءِۖ قُلِ ٱللَّهُ يُفۡتِيكُمۡ فِيهِنَّ وَمَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ فِي يَتَٰمَى ٱلنِّسَآءِ ٱلَّٰتِي لَا تُؤۡتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرۡغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَٱلۡمُسۡتَضۡعَفِينَ مِنَ ٱلۡوِلۡدَٰنِ وَأَن تَقُومُواْ لِلۡيَتَٰمَىٰ بِٱلۡقِسۡطِۚ وَمَا تَفۡعَلُواْ مِنۡ خَيۡرٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِهِۦ عَلِيمٗا١٢٧ [النساء: ۱۲۲-۱۲۷].

الله پس از بیان مجازات پیروان شیطان، پاداش پیروان رسولان را بیان کرده و می‏فرماید:

(۱۲۲) و کسانی را که به الله ایمان آوردند و اعمال صالح نزدیککننده به او تعالی انجام دادند به بهشتهایی درخواهیم آورد که رودها از زیر کاخهایش جاری است و برای همیشه در آنها میمانند، این وعدهای از جانب الله است، و وعدۀ او تعالی حقیقت است، زیرا او در وعده خلاف نمیکند، و هیچکس راستگوتر از الله نیست.

(۱۲۳)- ای مسلمانان- نجات و رستگاری تابع آرزوهای شما یا آرزوهای اهل کتاب نیست، بلکه این امر تابع عمل است، یعنی هرکس از شما که عمل بدی انجام دهد در روز قیامت مجازات آن را خواهد دید، و جز الله برای خود دوستی نمییابد که به او نفع برساند، و هیچ یاوری برای خود نمییابد که ضرر را از او دور سازد.

(۱۲۴) و هرکس اعمال صالح انجام دهد چه مرد باشد یا زن، درحالیکه ایمان حقیقی به الله متعال دارد، آنها که هم ایمان و هم عمل را یکجا داشتهاند وارد بهشت میشوند، و ذرهای از پاداش اعمال‏شان کاسته نمیشود، هر چند مقدار ناچیزی به اندازۀ فرورفتگی پشت هستۀ خرما باشد.

(۱۲۵) و هیچکس دین بهتری ندارد از آن کس که در ظاهر و باطن خودش را تسلیم الله کرده است و نیت خویش را برای او تعالی خالص گردانیده است، و به نیکویی از احکام الله فرمان‏برداری کرده، و از دین ابراهیم ÷ که اساس دین محمد ج است پیروی کرده است، درحالیکه از شرک و کفر، به توحید و ایمان روی آورده است. و الله ابراهیم ÷ را با محبت کامل از میان سایر مخلوقاتش برگزید.

(۱۲۶) و فرمانروایی آنچه در آسمانها و زمین است فقط از آنِ الله است، و الله به هر چیزی از مخلوقاتش، احاطۀ علمی و توانایی و تدبیری دارد.

(۱۲۷) و – ای رسول- از تو در مورد زنان و آنچه که برای آنها و بر آنها واجب است میپرسند، بگو: الله آنچه را که در مورد آن پرسیدید به شما بیان میفرماید و نیز آنچه را که در قرآن بر شما تلاوت میشود، در مورد زنان یتیمی که قَیِّم‏شان هستید و مهریه یا میراث‏شان را که الله برای‏شان مقرر فرموده است نمیدهید، و در ازدواج با آن‏ها تمایل ندارید، و از روی طمع در اموال‏شان، آنها را از ازدواج منع میکنید. و برای‏تان بیان میفرماید آنچه را که در مورد کودکان مستضعف واجب است، از پرداخت حق میراث‏شان به آنها، و اینکه با تسلط بر اموال‏شان بر آنها ستم نکنید، و وجوب انجام عادلانۀ آنچه باعث اصلاح امور یتیمان در دنیا و آخرت میشود را برای‏تان بیان میفرماید، و الله از هر کار خیری که برای یتیمان و غیر آنها انجام دهید، آگاه است و پاداش آن را به شما خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• پاداش نزد الله، به مجرد آرزوها و ادعاها به دست نمیآید، بلکه ایمان و عمل صالح ناگزیر باید وجود داشته باشد.

• جزا از جنس عمل است، یعنی هرکس عمل بدی مرتکب شود، در قبال آن مجازات میشود، و هرکس کار نیکی انجام دهد، پاداشی بهتر از آن به او داده میشود.

• اخلاص و پیروی، مقیاس قبول عمل نزد الله متعال هستند.

• اسلام، حقوق زنان و کودکان ضعیف را بزرگ شمرده است، چنانکه ستم بر آنها را حرام گردانیده و رعایت مصالح‏شان را در پرتو احکامش واجب گردانده است.

﴿وَإِنِ ٱمۡرَأَةٌ خَافَتۡ مِنۢ بَعۡلِهَا نُشُوزًا أَوۡ إِعۡرَاضٗا فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَآ أَن يُصۡلِحَا بَيۡنَهُمَا صُلۡحٗاۚ وَٱلصُّلۡحُ خَيۡرٞۗ وَأُحۡضِرَتِ ٱلۡأَنفُسُ ٱلشُّحَّۚ وَإِن تُحۡسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٗا١٢٨ وَلَن تَسۡتَطِيعُوٓاْ أَن تَعۡدِلُواْ بَيۡنَ ٱلنِّسَآءِ وَلَوۡ حَرَصۡتُمۡۖ فَلَا تَمِيلُواْ كُلَّ ٱلۡمَيۡلِ فَتَذَرُوهَا كَٱلۡمُعَلَّقَةِۚ وَإِن تُصۡلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورٗا رَّحِيمٗا١٢٩ وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغۡنِ ٱللَّهُ كُلّٗا مِّن سَعَتِهِۦۚ وَكَانَ ٱللَّهُ وَٰسِعًا حَكِيمٗا١٣٠ وَلِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ وَلَقَدۡ وَصَّيۡنَا ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكُمۡ وَإِيَّاكُمۡ أَنِ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ وَإِن تَكۡفُرُواْ فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ غَنِيًّا حَمِيدٗا١٣١ وَلِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلًا١٣٢ إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ أَيُّهَا ٱلنَّاسُ وَيَأۡتِ بِ‍َٔاخَرِينَۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ قَدِيرٗا١٣٣ مَّن كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا فَعِندَ ٱللَّهِ ثَوَابُ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ سَمِيعَۢا بَصِيرٗا١٣٤ [النساء: ۱۲۸-۱۳۴].

(۱۲۸) و اگر زنی از شوهرش ترسید که خودش را از او برتر بپندارد و به او تمایل نشان ندهد، بر آن دو گناه نیست که با هم مصالحه کنند، چنانکه زن از برخی حقوق واجب خودش مانند حق نفقه و مبیت (شبگذرانی) کوتاه بیاید، و صلح در اینجا از طلاق برای آن دو بهتر است، درحالیکه نفسها بر حرص و بخل آفریده شدهاند، یعنی در کوتاهآمدن از حقوق خویش کوتاه نمیآیند، پس شایسته است که زن و شوهر این اخلاق را با تربیت نفس بر گذشت و نیکوکاری درمان کنند. و اگر در تمام امورتان نیکی کنید، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله متعال تقوای او را پیشه کنید، همانا الله از اعمال شما آگاه است، ذرهای بر او پوشیده نمیماند، و جزای آن را به شما خواهد داد.

(۱۲۹) و – ای شوهران- به‏سبب اموری که چه بسا خارج از ارادۀ شما هستند، هرگز نخواهید توانست در تمایل قلبی میان همسران عدالت کامل برقرار کنید، هر چند بر این کار مشتاق باشید. پس به صورت کامل از همسری که او را دوست ندارید، متمایل نگردید به این ترتیب که او را رها کنید مانند زنی معلق که شوهری ندارد که حقش را برپا دارد و یا مانند زن بیشوهری که به ازدواج چشم دارد. و اگر میان خود را اصلاح کنید به این نحو که خودتان را به برپایی حق همسر که دوست ندارید آن را انجام دهید وادارید، و در مورد او از الله بترسید؛ بهراستی که الله نسبت به شما بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۱۳۰) و اگر زن و شوهر با طلاق یا خُلع از یکدیگر جدا شوند، الله به فضل گستردۀ خویش، هر یک از آن دو را بینیاز میسازد، چنانکه مرد را با همسری بهتر از همسر سابق بینیاز میسازد، و زن را با شوهری بهتر از شوهر قبلی بینیاز میسازد، و الله دارای فضل و رحمت گسترده است، و در تدبیر و تقدیرش بسیار داناست.

(۱۳۱) و آنچه در آسمانها و زمین و میان این دو است فقط از آنِ الله است. و از اهل کتاب، چه یهود و چه نصاری پیمان گرفتیم، و از شما پیمان گرفتیم که اوامر الله را اجرا کنید و از نواهی او بپرهیزید، و اگر این پیمان را انکار کنید، فقط به خودتان آسیب میرسانید؛ زیرا الله از طاعت شما بینیاز است، و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست، و او از تمام مخلوقاتش بینیاز است و تمام صفات و افعالش ستودهشده است.

(۱۳۲) مالکیت آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است فقط برای الله است، اوست که سزاوار است از او فرمان‏برداری شود، و الله برای اداره و تدبیر تمام امور مخلوقاتش کافی است.

(۱۳۳) - ای مردم- اگر الله بخواهد شما را نابود میسازد و دیگرانی غیر از شما می‏آورد که از او اطاعت کنند و نافرمانی نکنند، و الله بر این کار تواناست.

(۱۳۴)- ای مردم- هرکس از شما فقط پاداش دنیا را در قبال کارش بخواهد، باید بداند که پاداش دنیا و آخرت نزد الله است، پس ثواب هر دو را از او بطلبد، و الله سخنان شما را میشنود، افعال شما را میبیند، و شما را در قبال آن جزا میدهد.

برخی فواید آیات:

• مستحب بودن مصالحه میان زوجین هنگام اختلاف، و ترجیح دادن مصلحت با کوتاه آمدن از بعضی حقوق برای دوام پیمان زناشویی.

• الله متعال، عدالت میان همسران را بهخصوص در امور مادی که در توان شوهران است واجب گرداند، و شریعت بر عدالت در امور معنوی، مانند دوست داشتن و تمایل قلبی که دشوار است آسانگیری کرده است.

• اگر همنشینی زوجین ممکن نباشد، گناهی بر زوجین نیست که از یکدیگر جدا شوند.

• سفارش جامع برای تمام مردم از اولین تا آخرین‏شان، همان امر به تقوای الله متعال با اجرای اوامر و ترک نواهی است.

﴿۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُونُواْ قَوَّٰمِينَ بِٱلۡقِسۡطِ شُهَدَآءَ لِلَّهِ وَلَوۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ أَوِ ٱلۡوَٰلِدَيۡنِ وَٱلۡأَقۡرَبِينَۚ إِن يَكُنۡ غَنِيًّا أَوۡ فَقِيرٗا فَٱللَّهُ أَوۡلَىٰ بِهِمَاۖ فَلَا تَتَّبِعُواْ ٱلۡهَوَىٰٓ أَن تَعۡدِلُواْۚ وَإِن تَلۡوُۥٓاْ أَوۡ تُعۡرِضُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٗا١٣٥ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ ءَامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلَّذِي نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ مِن قَبۡلُۚ وَمَن يَكۡفُرۡ بِٱللَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلَۢا بَعِيدًا١٣٦ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ٱزۡدَادُواْ كُفۡرٗا لَّمۡ يَكُنِ ٱللَّهُ لِيَغۡفِرَ لَهُمۡ وَلَا لِيَهۡدِيَهُمۡ سَبِيلَۢا١٣٧ بَشِّرِ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ بِأَنَّ لَهُمۡ عَذَابًا أَلِيمًا١٣٨ ٱلَّذِينَ يَتَّخِذُونَ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۚ أَيَبۡتَغُونَ عِندَهُمُ ٱلۡعِزَّةَ فَإِنَّ ٱلۡعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعٗا١٣٩ وَقَدۡ نَزَّلَ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ أَنۡ إِذَا سَمِعۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ يُكۡفَرُ بِهَا وَيُسۡتَهۡزَأُ بِهَا فَلَا تَقۡعُدُواْ مَعَهُمۡ حَتَّىٰ يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيۡرِهِۦٓ إِنَّكُمۡ إِذٗا مِّثۡلُهُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ جَامِعُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡكَٰفِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا١٤٠ [النساء: ۱۳۵-۱۴۰].

(۱۳۵) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش ج پیروی کردهاید، در تمام احوال‏تان عدالت را برپا دارید، با هرکسی به حقیقت گواهی دهید، هر چند این امر اقتضا کند که بر زیان خودتان یا پدر و مادرتان یا خویشاوندان‏تان به حقیقت اقرار کنید، و فقر یا ثروت هیچکس شما را بر ادای شهادت یا ترک آن وا ندارد؛ زیرا الله به فقیر و ثروتمندتان از شما سزاوارتر است و مصالح آن دو را میداند، پس در گواهی دادنهای‏تان از شهوات پیروی نکنید تا از حق در آن منحرف نشوید، و اگر گواهی را به غیر وجه آن ادا کردید یا از ادای آن خودداری کردید؛ (بدانید) که الله نسبت به آنچه انجام میدهید بسیار داناست.

(۱۳۶) ای کسانیکه ایمان آوردهاید بر ایمان‏تان به الله و رسولش ج، و به قرآن که آن را بر رسولش ج فرو فرستاد، وبه کتابهایی که قبل از او آنها را بر رسولانش نازل کرد استوار باشید، و هرکس به الله و فرشتگانش و کتابهایش و رسولانش و روز قیامت کفر ورزد، در حقیقت به فاصلۀ زیادی از راه راست دور شده است.

(۱۳۷) همانا کسانی از شما که پس از ایمان، کفر را تکرار کردند، چنانکه در ایمان وارد شدند سپس از آن بازگشتند، سپس در آن داخل شدند، سپس از آن بازگشتند، و بر کفر اصرار کردند و بر آن مردند، الله بر آن نیست که گناهان‏شان را ببخشاید، و بر آن نیست که آنها را به راه راستی که به او تعالی میرسد توفیق دهد.

(۱۳۸)- ای رسول- منافقان را که ایمان را آشکار، و کفر را پنهان میکنند، بشارت بده به اینکه برای‏شان نزد الله عذابی رنجآور در روز قیامت است.

(۱۳۹) این عذاب برای آن است که به جای مؤمنان، کافران را به عنوان یاران و یاوران خویش گرفتند، و بسیار شگفت است آن چیزی که باعث شده آنها را به دوستی بگیرند، آیا عزت و نیرومندی را نزد آنها میجویند تا با آن سربلند شوند؟! همانا تمام عزت و نیرومندی از آنِ الله است.

(۱۴۰) و – ای مؤمنان- الله در قرآن کریم بر شما فرو فرستاده است که هرگاه در مجلسی نشستید و در آن شنیدید که کسی آیات الله را مورد انکار و استهزا قرار میدهد، بر شما واجب است که نشستن با آنها را رها کرده و از مجالس‏شان برگردید، تا سخنی غیر از انکار و ریشخند آیات الله بزنند، زیرا اگر در حال انکار و ریشخند به آیات الله با آنها بنشینید پس از آنکه آن را شنیدید، در مخالفت با فرمان الله، همانند آنها هستید؛ زیرا با نشستنتان، از الله نافرمانی کردید همانگونه که آنها با کفرشان نافرمانی کردند؛ بهراستی که الله منافقان را که اظهار اسلام میکنند و در پنهان کفر میکنند در روز قیامت با کافران در آتش جهنم یکجا جمع خواهد کرد.

برخی فواید آیات:

• وجوب عدالت در داوری میان مردم و هنگام ادای شهادت، هر چند حقیقت به زیان خود شخص یا یکی از خویشاوندانش باشد.

• مؤمن باید در انجام اعمال قلبی و بدنی که بر ایمان میافزاید بکوشد، و آن را در قلبش استوار سازد.

• بزرگی خطر منافقان علیه اسلام و پیروانش؛ به همین منظور، الله آنها را به شدیدترین عذاب در آخرت تهدید کرده است.

• اگر مؤمن نتواند بر کسیکه به آیات و شریعت الله بیاحترامی میکند اعتراض کند، جایز نیست که در این حالت با او بنشیند.

﴿ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمۡ فَإِن كَانَ لَكُمۡ فَتۡحٞ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓاْ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ وَإِن كَانَ لِلۡكَٰفِرِينَ نَصِيبٞ قَالُوٓاْ أَلَمۡ نَسۡتَحۡوِذۡ عَلَيۡكُمۡ وَنَمۡنَعۡكُم مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۚ فَٱللَّهُ يَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ وَلَن يَجۡعَلَ ٱللَّهُ لِلۡكَٰفِرِينَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ سَبِيلًا١٤١ إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ يُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَهُوَ خَٰدِعُهُمۡ وَإِذَا قَامُوٓاْ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ قَامُواْ كُسَالَىٰ يُرَآءُونَ ٱلنَّاسَ وَلَا يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ إِلَّا قَلِيلٗا١٤٢ مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ سَبِيلٗا١٤٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۚ أَتُرِيدُونَ أَن تَجۡعَلُواْ لِلَّهِ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا مُّبِينًا١٤٤ إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ فِي ٱلدَّرۡكِ ٱلۡأَسۡفَلِ مِنَ ٱلنَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمۡ نَصِيرًا١٤٥ إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ وَأَصۡلَحُواْ وَٱعۡتَصَمُواْ بِٱللَّهِ وَأَخۡلَصُواْ دِينَهُمۡ لِلَّهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَسَوۡفَ يُؤۡتِ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَجۡرًا عَظِيمٗا١٤٦ مَّا يَفۡعَلُ ٱللَّهُ بِعَذَابِكُمۡ إِن شَكَرۡتُمۡ وَءَامَنتُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ شَاكِرًا عَلِيمٗا١٤٧ [النساء: ۱۴۱-۱۴۷].

(۱۴۱) همان کسانیکه انتظار میکشند خیر یا شری به شما برسد، پس اگر پیروزی‏ای از جانب الله به دست آورید و غنیمت بگیرید، به شما میگویند: مگر ما با شما نبودیم، به آنچه گواهی میدهید گواهی میدهیم؟! تا به غنیمت دست یابند، و اگر کافران بهرهای ببرند به آنها میگویند: آیا ما امور شما را بر عهده نداشتیم و به‏طور کامل به شما توجه و یاری نرساندیم، و با کمک به شما و دستکشیدن از کمک مؤمنان، شما را در برابر مؤمنان پشتیبانی نکردیم؟! پس الله در روز قیامت میان همگی آنها داوری میکند، آنگاه مؤمنان را با ورود به بهشت و منافقان را با افکندن در پایینترین طبقۀ جهنم جزا میدهد، و الله به فضل خویش هرگز برای کافران تسلطی بر مؤمنان قرار نداده است، بلکه سرانجام (نیکو) را برای مؤمنان قرار خواهد داد.

(۱۴۲) منافقان با اظهار اسلام و پنهاننمودن کفر، به الله نیرنگ میزنند، درحالیکه الله بر آنها نیرنگ میزند؛ زیرا او تعالی خون‏های‏شان را محافظت میکند درحالیکه به کفرشان آگاهی دارد، و شدیدترین مجازات را در آخرت برای‏شان آماده کرده است، و هنگامیکه برای نماز میایستند، با کسالت و اکراه برمیخیزند، و الله را جز اندکی یاد نمیکنند مگر وقتی مؤمنان آنها را میبینند.

(۱۴۳) این منافقان در دودلی سرگشته هستند، یعنی در ظاهر و باطن نه با مؤمنان و نه با کافران هستند بلکه در ظاهر با مؤمنان و در باطن با کافران هستند، و – ای رسول- هرکس که الله او را گمراه کند، راهی برای هدایتش از گمراهی برای او نخواهی یافت.

(۱۴۴) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، کافران به الله را به جای مؤمنان به عنوان دوستانی صمیمی که آنها را دوست دارید نگیرید، آیا با این کارتان میخواهید که الله را حجتی آشکار بر استحقاقتان بر عذاب علیه خودتان قرار دهید؟!

(۱۴۵) همانا الله منافقان را در پایینترین طبقۀ جهنم در روز قیامت قرار خواهد داد، و یاوری برای‏شان نخواهی یافت که عذاب را از آنها دفع کند.

(۱۴۶) مگر کسانیکه با توبه از نفاق‏شان به‏سوی الله بازگشتند، و باطن خویش را اصلاح کردند، و به پیمان الله چنگ زدند، و عمل‏شان را بدون ریا برای الله خالص گرداندند، پس آنها که این صفات را دارند، در دنیا و آخرت همراه مؤمنان هستند، و الله به زودی پاداش بسیار زیادی به مؤمنان خواهد داد.

(۱۴۷) اگر شکر الله را بگزارید و به او ایمان آورید، او تعالی نیازی به عذابدادن شما ندارد، زیرا او تعالی نیکوکار و مهربان است، بلکه شما را فقط به‏سبب گناهان‏تان عذاب میکند؛ پس اگر عمل صالح انجام دهید و شکر او را به خاطر نعمتهایش بگذارید، و در ظاهر و باطن به او ایمان آورید شما را عذاب نخواهد کرد، و الله نسبت به کسیکه به نعمتهایش اعتراف کند شاکر است پس ثواب این کار را برای‏شان زیاد میکند، از ایمان مخلوقاتش آگاه است و هر یک را به‏سبب عملش جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• بیان صفات منافقان؛ از جمله: اشتیاق آنها بر نصیب خودشان، چه همراه مؤمنان باشد یا همراه کافران.

• بزرگترین صفات منافقان دودلی و سرگشتگی و آشفتگی است، زیرا در حقیقت نه با مؤمنان هستند و نه با کافران.

• نهی شدید از انتخاب کافران به عنوان دوست به‏جای مؤمنان.

• بزرگترین سپری که انسان در برابر عذاب الله متعال در آخرت برای خودش میسازد، ایمان و عمل صالح است.

﴿۞لَّا يُحِبُّ ٱللَّهُ ٱلۡجَهۡرَ بِٱلسُّوٓءِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ إِلَّا مَن ظُلِمَۚ وَكَانَ ٱللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا١٤٨ إِن تُبۡدُواْ خَيۡرًا أَوۡ تُخۡفُوهُ أَوۡ تَعۡفُواْ عَن سُوٓءٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَفُوّٗا قَدِيرًا١٤٩ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡفُرُونَ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيۡنَ ٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ وَيَقُولُونَ نُؤۡمِنُ بِبَعۡضٖ وَنَكۡفُرُ بِبَعۡضٖ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيۡنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا١٥٠ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ حَقّٗاۚ وَأَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٗا مُّهِينٗا١٥١ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ وَلَمۡ يُفَرِّقُواْ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّنۡهُمۡ أُوْلَٰٓئِكَ سَوۡفَ يُؤۡتِيهِمۡ أُجُورَهُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا١٥٢ يَسۡ‍َٔلُكَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيۡهِمۡ كِتَٰبٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِۚ فَقَدۡ سَأَلُواْ مُوسَىٰٓ أَكۡبَرَ مِن ذَٰلِكَ فَقَالُوٓاْ أَرِنَا ٱللَّهَ جَهۡرَةٗ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ بِظُلۡمِهِمۡۚ ثُمَّ ٱتَّخَذُواْ ٱلۡعِجۡلَ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ فَعَفَوۡنَا عَن ذَٰلِكَۚ وَءَاتَيۡنَا مُوسَىٰ سُلۡطَٰنٗا مُّبِينٗا١٥٣ وَرَفَعۡنَا فَوۡقَهُمُ ٱلطُّورَ بِمِيثَٰقِهِمۡ وَقُلۡنَا لَهُمُ ٱدۡخُلُواْ ٱلۡبَابَ سُجَّدٗا وَقُلۡنَا لَهُمۡ لَا تَعۡدُواْ فِي ٱلسَّبۡتِ وَأَخَذۡنَا مِنۡهُم مِّيثَٰقًا غَلِيظٗا١٥٤ [النساء: ۱۴۸-۱۵۴].

(۱۴۸) الله بدزبانی با صدای بلند را دوست ندارد، بلکه از آن نفرت دارد و آن را مورد تهدید قرار داده است، اما کسیکه بر او ستم رفته باشد میتواند برای شکایت از ستمکارش و نفرین بر او و مجازات او با مثل سخنش، با صدای بلند بدزبانی کند؛ اما صبر مظلوم از گفتن بدی با صدای بلند بهتر است، و الله سخنان شما را میشنود، از نیات شما آگاه است، پس از سخن یا قصد بد بپرهیزید.

(۱۴۹) اگر هر خیرِ گفتاری یا رفتاری را آشکار کنید، یا آن را بپوشانید، یا از کسانیکه به شما بدی روا داشتهاند درگذرید؛ همانا الله بخشنده و تواناست، پس باید، گذشت در اخلاقِ شما جای داشته باشد، باشد که الله از شما درگذرد.

(۱۵۰) همانا کسانیکه به الله و رسولانش کفر میورزند، و میخواهند میان الله و رسولانش تفاوت بگذارند؛ اینگونه که به الله ایمان میآورند، و رسولانش را تکذیب می‏کنند، و میگویند: به برخی از رسولان ایمان میآوریم، و به برخی دیگر کفر می‏ورزیم، و میخواهند که راهی میان کفر و ایمان برگزینند و تصور میکنند که این راه، نجات‏شان میدهد.

(۱۵۱) کسانیکه این روش را در پیش گرفتهاند، در حقیقت کافر هستند؛ زیرا کسیکه به رسولان یا برخی از آنها کفر ورزد، در حقیقت به الله و رسولش کفر ورزیده است، و عذابی خوارکننده در روز قیامت برای کافران آماده کردهایم، تا به‏سبب سرکشی‏شان از ایمان به الله و رسولانش عذابی بر آنها باشد.

الله پس از بیان مجازات کافران، پاداش مؤمنان را بیان کرده و میفرماید:

(۱۵۲) و کسانیکه به الله ایمان آوردند و او را یگانه دانستند، و هیچکس را با او شریک قرار ندادند، و تمام رسولانش را تصدیق کردند، و همانند کافران میان هیچیک از آنها تفاوت نگذاشتند، بلکه به همگی آنها ایمان آوردند، الله بزودی پاداش بزرگی در قبال ایمان و اعمال صالح آنها که از ایمان سرچشمه میگیرد به آنها خواهد داد، و الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۱۵۳)- ای رسول- یهودیان از تو میخواهند که کتابی به یکباره از آسمان برای‏شان فرود آوری، تا نشانهای بر راستگوییات باشد، چنانکه این درخواست را از موسی ÷ کردند. این درخواست را از آنها بزرگ مشمار؛ زیرا پیشنیان آنها درخواستی فراتر از آنچه اینها از تو میخواهند از موسی ÷ خواستند، آنجا که از او خواستند الله را آشکارا به آنها بنمایاند، پس به مجازات گناهی که مرتکب شدند، صاعقه آنها را دربرگرفت، سپس الله آنها را زنده گردانید، آنگاه پس از اینکه آیات روشن و دلالتکننده بر یگانگی و وحدانیت الله در ربوبیت و الوهیت برای‏شان آمد، گوساله را عبادت کردند، سپس از آنها درگذشتیم، و برای موسی ÷ حجتی آشکار در برابر قومش عطا کردیم.

(۱۵۴) و به‏سبب گرفتن پیمان محکم بر آنها، برای ترساندن، کوه را بالای سرشان برافراشتیم تا به مفاد آن عمل کنند، و پس از برافراشتن کوه به آنها گفتیم: سجدهکنان با خمکردن سرهای‏تان از در بیت المقدس وارد شوید، پس درحالیکه بر نشیمنگاههای‏شان میخزیدند وارد شدند، و به آنها گفتیم: با اقدام به شکار در روز شنبه از حد نگذرید، اما کاری جز بیحرمتی نکردند و شکار کردند، درحالیکه پیمانی محکم و استوار در این مورد از آنها گرفته بودیم، اما پیمانی را که از آنها گرفته شده بود شکستند.

برخی فواید آیات:

• برای مظلوم جایز است که ظلم و ظالم خود را برای کسیکه امید دارد حقش را از ظالم میگیرد بازگو کند، هر چند سخنی بگوید که ظالم را ناراحت می‏کند.

• تشویق مظلوم بر گذشت – حتی زمانیکه قدرت دارد- چنانکه پروردگار – سبحانه- با وجود قدرت خویش، مجازات بندگانش را میبخشد.

• تفاوتگذاشتن میان رسولان با ایمان به برخی از آنها بدون برخی دیگر جایز نیست، بلکه ایمان به همگی آنها واجب است.

﴿فَبِمَا نَقۡضِهِم مِّيثَٰقَهُمۡ وَكُفۡرِهِم بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَقَتۡلِهِمُ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖ وَقَوۡلِهِمۡ قُلُوبُنَا غُلۡفُۢۚ بَلۡ طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَيۡهَا بِكُفۡرِهِمۡ فَلَا يُؤۡمِنُونَ إِلَّا قَلِيلٗا١٥٥ وَبِكُفۡرِهِمۡ وَقَوۡلِهِمۡ عَلَىٰ مَرۡيَمَ بُهۡتَٰنًا عَظِيمٗا١٥٦ وَقَوۡلِهِمۡ إِنَّا قَتَلۡنَا ٱلۡمَسِيحَ عِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ رَسُولَ ٱللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِن شُبِّهَ لَهُمۡۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُۚ مَا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٍ إِلَّا ٱتِّبَاعَ ٱلظَّنِّۚ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينَۢا١٥٧ بَل رَّفَعَهُ ٱللَّهُ إِلَيۡهِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمٗا١٥٨ وَإِن مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ إِلَّا لَيُؤۡمِنَنَّ بِهِۦ قَبۡلَ مَوۡتِهِۦۖ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكُونُ عَلَيۡهِمۡ شَهِيدٗا١٥٩ فَبِظُلۡمٖ مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ طَيِّبَٰتٍ أُحِلَّتۡ لَهُمۡ وَبِصَدِّهِمۡ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ كَثِيرٗا١٦٠ وَأَخۡذِهِمُ ٱلرِّبَوٰاْ وَقَدۡ نُهُواْ عَنۡهُ وَأَكۡلِهِمۡ أَمۡوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡبَٰطِلِۚ وَأَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ مِنۡهُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا١٦١ لَّٰكِنِ ٱلرَّٰسِخُونَ فِي ٱلۡعِلۡمِ مِنۡهُمۡ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ يُؤۡمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبۡلِكَۚ وَٱلۡمُقِيمِينَ ٱلصَّلَوٰةَۚ وَٱلۡمُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ أُوْلَٰٓئِكَ سَنُؤۡتِيهِمۡ أَجۡرًا عَظِيمًا١٦٢ [النساء: ۱۵۵-۱۶۲].

(۱۵۵) پس آنها را از رحمت خویش راندیم به‏سبب اینکه پیمان محکمی را که از آنها گرفته شده بود شکستند، و به‏سبب کفرشان به آیات الله، و جسارت‏شان بر کشتن پیامبران ، و این سخن‏شان که به محمد ج گفتند: دلهای ما در پوشش است، پس سخنانت را درنمییابد، درحالیکه امر آنگونه که میگفتند نبود، بلکه الله بر دل‏های‏شان مُهر زده بود به این سبب خیری به آن نمیرسید، پس جز ایمان کمی که نفعی برای‏شان ندارد ایمان نمیآورند.

(۱۵۶) و به‏سبب کفرشان و به‏سبب اتهام زنا که به ناحق و از روی بهتان به مریم زدند، آنها را از رحمت راندیم.

(۱۵۷) و آنها را لعنت کردیم به‏سبب این سخن دروغ‏شان که با افتخار گفتند: ما عیسی مسیح ÷ پسر مریم، رسول الله را کشتیم. اما آنگونه که ادعا کردند او را نکشتند و به دار نیاویختند، بلکه مردی را کشتند و به دار کشیدند که الله او را شبیه عیسی ÷ درآورد، پس گمان کردند که مقتول همان عیسی ÷ است. و یهودیانی که مدعی قتل او بودند و مسیحیانی که عیسی ÷ را به آنها تسلیم کردند، هر دو گروه در مورد او در حیرت و تردید هستند، آنها هیچ علمی به آن ندارند، و فقط از گمان پیروی میکنند، درحالیکه گمان ذرهای از حق بینیاز نمیگرداند، و به‏طور قطع آنها عیسی ÷ را نکشتند و او را به دار نیاویختند.

(۱۵۸) بلکه الله او را از مکر آنها نجات داد، و جسم و روح او را به‏سوی خودش بالا برد، و الله در فرمانروایی خویش شکستناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمی‏شود، و در تدبیر و حکم و شریعتش بسیار داناست.

(۱۵۹) و از اهل کتاب هیچکس نیست مگر اینکه پس از نزول عیسی ÷ در آخرالزمان و قبل از مرگش به او ایمان خواهد آورد، و عیسی ÷ در روز قیامت بر اعمال آنها، چه اعمالی که موافق شریعت و چه اعمالی که مخالف شریعت هستند، گواه است.

(۱۶۰) پس به‏سبب ستم یهودیان، و به‏سبب بازداشتن خودشان و دیگران از راه الله، تا آنجا که بازداشتن از خیر، خصلت و عادت آنها شد، برخی از خوراکیهای پاکیزه را که برای‏شان حلال بود بر آنها حرام کردیم، پس هر حیوان چنگالداری را، و از گاو و گوسفند پیه آن دو را به استثنای پیههایی که بر پشت آن دو قرار دارد، بر آنها حرام کردیم.

(۱۶۱) و به‏سبب اینکه به ربا داد و ستد کردند پس از آنکه الله آنها را از خوردن ربا نهی کرد، و به‏سبب گرفتن اموال مردم بدون حق شرعی، و عذابی رنجآور برای کافرانِ آنها آماده ساختهایم.

پس از بیان عیوب اهل کتاب، مؤمنانِ آنها را ذکر کرده و میفرماید:

(۱۶۲) اما یهودیان ثابتقدم و توانگر در علم، و مؤمنان به قرآن که الله بر تو- ای رسول- نازل کرده ایمان دارند، و به کتابهایی مانند تورات و انجیل که برای رسولان پیش از تو فروفرستاده است ایمان دارند، و نماز برپا میدارند، و زکات اموال‏شان را می‏پردازند، و به الله به عنوان معبودی یگانه که هیچ شریکی ندارد ایمان دارند، و به روز قیامت ایمان دارند، به آنها که این صفات را دارند، بهزودی پاداشی بزرگ خواهیم داد.

برخی فواید آیات:

• زدن مُهر بر دلها، سبب محرومیت آنها از فهمیدن است.

• بیان دشمنی یهودیان با پیامبر الله عیسی ÷، تا به مرحلۀ تلاش برای قتل او رسیدند.

• بیان جهل و سرگردانی مسیحیان در مسألۀ به دار آویختن عیسی ÷، و برخورد آنها با این مسأله با گمانهای فاسد.

• بیان فضیلت علم؛ زیرا برخی از اهل کتاب تا جایی در علم توانا هستند که سبب ایمان آنها به پیامبر محمد ج میگردد.

﴿۞إِنَّآ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ كَمَآ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ نُوحٖ وَٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَٱلۡأَسۡبَاطِ وَعِيسَىٰ وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَٰرُونَ وَسُلَيۡمَٰنَۚ وَءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ زَبُورٗا١٦٣ وَرُسُلٗا قَدۡ قَصَصۡنَٰهُمۡ عَلَيۡكَ مِن قَبۡلُ وَرُسُلٗا لَّمۡ نَقۡصُصۡهُمۡ عَلَيۡكَۚ وَكَلَّمَ ٱللَّهُ مُوسَىٰ تَكۡلِيمٗا١٦٤ رُّسُلٗا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى ٱللَّهِ حُجَّةُۢ بَعۡدَ ٱلرُّسُلِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمٗا١٦٥ لَّٰكِنِ ٱللَّهُ يَشۡهَدُ بِمَآ أَنزَلَ إِلَيۡكَۖ أَنزَلَهُۥ بِعِلۡمِهِۦۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَشۡهَدُونَۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدًا١٦٦ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ قَدۡ ضَلُّواْ ضَلَٰلَۢا بَعِيدًا١٦٧ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَظَلَمُواْ لَمۡ يَكُنِ ٱللَّهُ لِيَغۡفِرَ لَهُمۡ وَلَا لِيَهۡدِيَهُمۡ طَرِيقًا١٦٨ إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٗا١٦٩ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدۡ جَآءَكُمُ ٱلرَّسُولُ بِٱلۡحَقِّ مِن رَّبِّكُمۡ فَ‍َٔامِنُواْ خَيۡرٗا لَّكُمۡۚ وَإِن تَكۡفُرُواْ فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمٗا١٧٠ [النساء: ۱۶۳-۱۷۰].

(۱۶۳)- ای رسول- همانا ما به تو وحی کردیم همانگونه که به پیامبران پیش از تو وحی کردیم، پس تو مورد تازهای از میان رسولان نیستی، زیرا ما به نوح ÷ و پیامبرانی که پس از او آمدند وحی کردیم، و به ابراهیم ÷ و دو پسرش: اسماعیل ÷ و اسحاق ÷، و به یعقوب ÷ پسر اسحاق ÷، و به اسباط (پیامبران دوازدهگانه از پسران یعقوب ÷ در میان قبائل بنیاسرائیل بودند) وحی کردیم، و به داود ÷ کتابی که همان زبور است عطا کردیم.

(۱۶۴) و رسولانی فرستادیم که قصۀ آنها را در قرآن برایت بیان کردیم، و رسولانی فرستادیم که از روی حکمتی قصۀ آنها را در قرآن برایت بیان نکردیم، و الله برای گرامیداشتن موسی ÷، با او به نبوت- بدون واسطه- به صورت حقیقی صحبت کرد.

(۱۶۵) آنها را بشارتدهنده به پاداش گرامی برای کسانیکه به الله ایمان آورند، و ترساننده برای کسانیکه کفر ورزند از عذاب دردآور فرستادیم، تا پس از ارسال رسولان، حجتی برای مردم در برابر الله نباشد که به آن عذر آورند، و الله در فرمانروایی خویش شکستناپذیر و در حکم خویش بسیار داناست.

(۱۶۶) - ای رسول- اگر یهود به تو کفر میورزند، همانا الله به صحت قرآن که بر تو فرو فرستاده است تو را تصدیق میکند. الله در قرآن (آن بخش از) علمش را که اراده کرده بندگان بر آن آگاهی یابند از جمله آنچه که بسیار دوست دارد و آنچه سبب رضایتش است یا آنچه نمیپسندد و آنچه از آن بیزار است را فرو فرستاده است. و با وجود گواهی الله، فرشتهها نیز به راستی آنچه آوردهای گواهی میدهند، کافی است که الله گواه باشد، زیرا گواهی او تعالی از گواهی دیگران بینیاز میگرداند.

(۱۶۷) همانا کسانیکه به نبوت تو کفر ورزیدند، و مردم را از اسلام بازداشتند از حق بسیار دور گشتهاند.

(۱۶۸) همانا کسانیکه به الله و رسولش کفر ورزیدند، و با ماندن بر کفر بر خودشان ستم کردند، الله بر آن نیست که تا زمانیکه بر کفر اصرار میورزند آنها را ببخشد، و بر آن نیست که آنها را به راهی که از عذاب الله نجات میدهد راهنمایی کند.

(۱۶۹) مگر راهی که به ورود به جهنم منجر میشود که برای همیشه در آن می‏مانند، و این کار برای الله آسان است، زیرا هیچچیز نمیتواند او را ناتوان سازد.

(۱۷۰) ای مردم، رسول محمد ج هدایت و دین حق را از جانب الله متعال برای‏تان آورده است، پس به آنچه که آورده است ایمان بیاورید که در دنیا و آخرت برای‏تان بهتر است، و اگر به الله کفر ورزید همانا الله از ایمان شما بینیاز است، و کفر شما به او زیان نمیرساند، زیرا آنچه در آسمانها، زمین و میان آن دو است، از آنِ او تعالی است، و الله میداند که چه کسی سزاوار هدایت است پس هدایت را برایش فراهم می‏سازد، و میداند چه کسی سزاوار هدایت نیست پس او را نسبت به هدایت کور می‏سازد، در اقوال و افعال و تشریع و تقدیرش بسیار داناست.

برخی فواید آیات:

• اثبات نبوت و رسالت در مورد نوح ÷ و ابراهیم ÷ و سایر پیامبران از نسل آن دو از کسانیکه الله آنها را بیان کرد و پیامبرانی که به‏سبب حکمتی که الله میداند اخبارشان بیان نشده است.

• اثبات صفت کلام الله متعال به گونهای که شایستۀ ذات و جلال اوست، چنانکه الله متعال با پیامبرش موسی ÷ سخن گفته است.

• تسکین پیامبر محمد ج با بیان اینکه الله متعال بر راستی ادعای پیامبری او گواهی میدهد، و همچنین فرشتگان بر این امر گواهی میدهند.

﴿يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لَا تَغۡلُواْ فِي دِينِكُمۡ وَلَا تَقُولُواْ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡحَقَّۚ إِنَّمَا ٱلۡمَسِيحُ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ رَسُولُ ٱللَّهِ وَكَلِمَتُهُۥٓ أَلۡقَىٰهَآ إِلَىٰ مَرۡيَمَ وَرُوحٞ مِّنۡهُۖ فَ‍َٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۖ وَلَا تَقُولُواْ ثَلَٰثَةٌۚ ٱنتَهُواْ خَيۡرٗا لَّكُمۡۚ إِنَّمَا ٱللَّهُ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ سُبۡحَٰنَهُۥٓ أَن يَكُونَ لَهُۥ وَلَدٞۘ لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا١٧١ لَّن يَسۡتَنكِفَ ٱلۡمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبۡدٗا لِّلَّهِ وَلَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ٱلۡمُقَرَّبُونَۚ وَمَن يَسۡتَنكِفۡ عَنۡ عِبَادَتِهِۦ وَيَسۡتَكۡبِرۡ فَسَيَحۡشُرُهُمۡ إِلَيۡهِ جَمِيعٗا١٧٢ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَيُوَفِّيهِمۡ أُجُورَهُمۡ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضۡلِهِۦۖ وَأَمَّا ٱلَّذِينَ ٱسۡتَنكَفُواْ وَٱسۡتَكۡبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا١٧٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدۡ جَآءَكُم بُرۡهَٰنٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكُمۡ نُورٗا مُّبِينٗا١٧٤ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَٱعۡتَصَمُواْ بِهِۦ فَسَيُدۡخِلُهُمۡ فِي رَحۡمَةٖ مِّنۡهُ وَفَضۡلٖ وَيَهۡدِيهِمۡ إِلَيۡهِ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا١٧٥ [النساء: ۱۷۱-۱۷۵].

(۱۷۱)- ای رسول- به نصارای پیرو انجیل بگو: در دین‏تان از حد مگذرید، و در مورد عیسی ÷ جز سخن حق بر الله مبندید، همانا عیسی مسیح ÷ پسر مریم، فرستادۀ الله است که به حق او را فرستاد، الله او را به کلمهای که جبرئیل ÷ آن را نزد مریم آورد آفرید، و این کلمه این است: کُن: باش، آنگاه موجود شد، و آن یک بار دمیدن از جانب الله است که جبرئیل ÷ به امر الله آن را دمید، پس به الله و تمام رسولانش بدون گذاشتن تفاوت میان آنها ایمان بیاورید، و نگویید معبودان، سهگانه هستند، از این سخن دروغ و فاسد بازایستید که بازایستادن از آن در دنیا و آخرت برای‏تان بهتر است. همانا الله، معبودی یگانه است که از شریک و فرزند مُنَزَّه است؛ زیرا او بینیازی است که آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آنِ اوست، و برای آنچه در آسمانها و زمین است همین کافی است که الله سرپرست و تدبیرکنندۀ آنها است.

(۱۷۲) عیسی ÷ پسر مریم ابا ندارد و امتناع نمیورزد از اینکه بندۀ الله باشد، و فرشتگانی که الله آنها را مُقَرَّب خود قرار داده و جایگاه آنها را بالا برده است ابا و امتناع نمیورزند از اینکه بندگان الله باشند، پس چگونه عیسی ÷ را به عنوان معبودی میگیرید؟! و چگونه مشرکان فرشتگان را به عنوان معبودانی میگیرند؟! و هرکس از عبادت الله ابا ورزد، و از آن خودداری کند، همانا الله بهزودی همگی را در روز قیامت به‏سوی خودش گرد خواهد آورد، و هرکس را به آنچه که مستحق است جزا میدهد.

پس از اینکه فرمود الله همگی را به‏سوی خود گرد میآورد، جزای آنها را اینگونه بیان میکند:

(۱۷۳) اما کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و رسولانش را تصدیق کردهاند، و با اخلاص برای الله و طبق آنچه حکم کرده است اعمال صالح انجام دادند، پاداش اعمال‏شان را بدون کاستی خواهد داد، و از فضل و احسان خویش بر آن خواهد افزود، و اما کسانیکه از عبادت و طاعت الله ابا ورزیدهاند و از روی تکبر خودداری کردهاند، به زودی آنها را با عذابی رنجآور عذاب خواهد کرد، و کسی غیر از الله نمییابند که پشتیبانی آنها را به عهده بگیرد تا برای‏شان جلب منفعت کند، و یاوری نمییابند تا ضرر را از آنها دفع کند.

(۱۷۴) ای مردم، از جانب پرودگارتان حجتی آشکار برای‏تان آمده است که عذر را از بین میبرد و شبهه را برطرف میسازد- این حجت محمد ج است-، و نوری آشکار به‏سوی‏تان فرو فرستادیم، که همان قرآن است.

(۱۷۵) اما کسانیکه به الله ایمان آوردند و به قرآن که بر پیامبرشان نازل شده چنگ زدند، الله بهزودی با ورود به بهشت بر آنها رحم خواهد نمود، و بر پاداش و بالابردن درجات‏شان میافزاید، و آنها را به پیمودن راه راستی که هیچ کجی و انحرافی ندارد توفیق میدهد، همان راهی که به بهشتهای جاویدان منتهی میشود.

برخی فواید آیات:

• بیان اینکه مسیح و نیز مادرش انسان هستند، و اینکه مسیحیان گمراه در مورد آن دو تا جایی غلو کردند که آن دو را از حد انسانبودن خارج کردند.

• بیان بطلان شرک مسیحیانی که قائل به تثلیث (قائلبودن به اقنوم سهگانه: پدر، پسر و روحالقدس) هستند، و منزّه شمردن الله متعال از اینکه شریک یا شبیه یا خویشاوند و نزدیکی داشته باشد، و بیان یگانگی او – سبحانه- به وحدانیت در ذات و اسما و صفات.

• اثبات اینکه عیسی ÷ و فرشتگان همگی بندگانی مخلوق هستند که از اعتراف به عبودیت خویش برای الله متعال و اجرای اوامرش خودداری نمی‏کنند، پس چگونه برای‏شان جایز است که به عنوان معبودانی گرفته شوند درحالیکه بندگان الله متعال هستند؟!

• در دین، دلایل و حجتهایی عقلی وجود دارد که شبهات را برطرف میسازد، و نور و هدایتی وجود دارد که سرگردانی و شهوات را دفع میکند.

﴿يَسۡتَفۡتُونَكَ قُلِ ٱللَّهُ يُفۡتِيكُمۡ فِي ٱلۡكَلَٰلَةِۚ إِنِ ٱمۡرُؤٌاْ هَلَكَ لَيۡسَ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَهُۥٓ أُخۡتٞ فَلَهَا نِصۡفُ مَا تَرَكَۚ وَهُوَ يَرِثُهَآ إِن لَّمۡ يَكُن لَّهَا وَلَدٞۚ فَإِن كَانَتَا ٱثۡنَتَيۡنِ فَلَهُمَا ٱلثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَۚ وَإِن كَانُوٓاْ إِخۡوَةٗ رِّجَالٗا وَنِسَآءٗ فَلِلذَّكَرِ مِثۡلُ حَظِّ ٱلۡأُنثَيَيۡنِۗ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ أَن تَضِلُّواْۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُۢ١٧٦ [النساء: ۱۷۶].

(۱۷۶)- ای رسول- از تو میخواهند که در مورد میراث کلاله فتوا دهی، کلاله کسی است که میمیرد و پدر و فرزندی به جای نمیگذارد، بگو الله حکم کلاله را بیان میفرماید: اگر شخصی که پدر و فرزند ندارد بمیرد، و خواهری شقیق[۱۱] یا خواهری پدری داشته باشد، نصف اموال ماترک از طریق فرض برای خواهر است، و برادران شقیق یا پدری، اموال ماترک را به تعصیب[۱۲] میبرند اگر همراه او صاحب فرضی نباشد، اما اگر همراه او صاحب فرضی بود، باقی ماترک را پس از صاحب فرض، ارث میبرد، اما اگر خواهران شقیق یا پدری متعدد بودند- یعنی دو خواهر یا بیشتر بودند- دو سوم را به فرض، ارث میبرند، و اگر خوهران و برادران شقیق یا پدری با هم بودند، به تعصیب و طبق قاعدۀ (لِلذَّکرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ ؛ سهم مرد، برابر سهم دو زن است) ارث می‏برند، یعنی سهم مرد آنها دو برابر سهم زن است. الله حکم کلاله و سایر احکام میراث را برای‏تان بیان میفرماید تا در مورد آن گمراه نشوید، و الله از هر چیزی آگاه است، و ذرهای بر او پوشیده نمیماند.

[۵] ارثیه (مصحح) [۶] از یک پدر و مادر (مصحح) [۷] خویشاوندان پدر را عصبه گویند. (مصحح) [۸] در این‌جا به معنای «دارای همسر» است. (مصحح) [۹] شکسته خواندن نماز (مصحح) [۱۰] میان نمازهای ظهر و عصر و همچنین میان نمازهای مغرب و عشا (مصحح) [۱۱] از یک پدر و مادر (مصحح) [۱۲] خویشاوندان پدر را عصبه گویند. (مصحح)

سورة المائدة (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَوۡفُواْ بِٱلۡعُقُودِۚ أُحِلَّتۡ لَكُم بَهِيمَةُ ٱلۡأَنۡعَٰمِ إِلَّا مَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ غَيۡرَ مُحِلِّي ٱلصَّيۡدِ وَأَنتُمۡ حُرُمٌۗ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ مَا يُرِيدُ١ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُحِلُّواْ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ وَلَا ٱلشَّهۡرَ ٱلۡحَرَامَ وَلَا ٱلۡهَدۡيَ وَلَا ٱلۡقَلَٰٓئِدَ وَلَآ ءَآمِّينَ ٱلۡبَيۡتَ ٱلۡحَرَامَ يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّهِمۡ وَرِضۡوَٰنٗاۚ وَإِذَا حَلَلۡتُمۡ فَٱصۡطَادُواْۚ وَلَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شَنَ‍َٔانُ قَوۡمٍ أَن صَدُّوكُمۡ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ أَن تَعۡتَدُواْۘ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٢ [المائدة: ۱-۲].

برخی مقاصد سوره:

وفا به قراردادها و پایبندی به احکام و حدود و کاملکردن دین.

تفسیر:

(۱) ای کسانیکه ایمان آوردهاید به تمام پیمانهایی که میان شما و آفریدگارتان و میان شما و مخلوقاتش بسته شده است وفا کنید، و الله - برای رحمت به شما- (گوشت) چهارپایان (شتر و گاو و گوسفند) را برای‏تان حلال گردانیده است مگر آنچه که تحریم آن بر شما خوانده میشود، و جز شکار بیابانی که در حال احرام به حج یا عمره بر شما حرام قرار داده شده است، همانا الله بر اساس حکمت خویش به آنچه از تحلیل و تحریم که بخواهد فرمان میدهد، پس هیچ اجبارکنندهای ندارد، و هیچ اعتراضکنندهای بر حکمش نیست.

(۲) ای کسانیکه ایمان آوردهاید حرمتهای الله را که شما را به بزرگداشتن آنها فرمان داده است حلال مشمارید، و از ممنوعات احرام دست بکشید؛ مانند: پوشیدن لباس دوخته، و از محرمات حرم مانند شکار، و در ماههای حرام (ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب) قتال را حلال مشمارید، حیواناتی که به حرم روانه میشوند تا در آنجا برای الله قربانی شوند، با غصب و مانند آن، یا جلوگیری از رسیدن آن به محلش حلال مشمارید، و چهارپایانی را که برای اِشعار[۱۳] به اینکه هَدی هستند گردنبندی از پشم و غیر آن بر آنهاست حلال مشمارید، و کسانی را که در جستجوی سود تجارت و رضایت الله آهنگ سفر به بیت الله الحرام را دارند حلال مشمارید، و هرگاه از احرام به حج یا عمره درآمدید، و از حرم خارج شدید، اگر خواستید شکار کنید، و نباید کینۀ گروهیکه شما را از مسجد الحرام بازداشتند، شما را به ستم و ترک عدالت در مورد آنها وادارد، و – ای مؤمنان- بر انجام آنچه به آن فرمان یافتهاید، و ترک آنچه از آن نهی شدهاید با یکدیگر همکاری کنید، و با پایبندی به طاعت الله و دوری از نافرمانیاش، از او تعالی بترسید، بهراستی که الله نسبت به کسانیکه از او نافرمانی کنند سختکیفر است، پس از عذاب او برحذر باشید.

برخی فواید آیات:

• توجه الله به تمام احوال وارثان در تقسیم میراث میان آنها.

• اصل، حلالبودن خوردن از تمام چهارپایان است، جز آنچه که دلیل خاصی بر تحریم آن وجود داشته باشد، یا شکاری باشد که برای مُحرِم در حج یا عمره عرضه میشود.

• نهی از حلالشمردن محرمات؛ از جمله: ممنوعات احرام، شکار در حرم، قتال در ماههای حرام، حلالشمردن هدی با غصب و مانند آن، یا جلوگیری از رسیدن هدی به محلش.

﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦ وَٱلۡمُنۡخَنِقَةُ وَٱلۡمَوۡقُوذَةُ وَٱلۡمُتَرَدِّيَةُ وَٱلنَّطِيحَةُ وَمَآ أَكَلَ ٱلسَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ وَمَا ذُبِحَ عَلَى ٱلنُّصُبِ وَأَن تَسۡتَقۡسِمُواْ بِٱلۡأَزۡلَٰمِۚ ذَٰلِكُمۡ فِسۡقٌۗ ٱلۡيَوۡمَ يَئِسَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمۡ فَلَا تَخۡشَوۡهُمۡ وَٱخۡشَوۡنِۚ ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗاۚ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ فِي مَخۡمَصَةٍ غَيۡرَ مُتَجَانِفٖ لِّإِثۡمٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٣ يَسۡ‍َٔلُونَكَ مَاذَآ أُحِلَّ لَهُمۡۖ قُلۡ أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّيِّبَٰتُ وَمَا عَلَّمۡتُم مِّنَ ٱلۡجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ ٱللَّهُۖ فَكُلُواْ مِمَّآ أَمۡسَكۡنَ عَلَيۡكُمۡ وَٱذۡكُرُواْ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَيۡهِۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ٤ ٱلۡيَوۡمَ أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّيِّبَٰتُۖ وَطَعَامُ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ حِلّٞ لَّكُمۡ وَطَعَامُكُمۡ حِلّٞ لَّهُمۡۖ وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكُمۡ إِذَآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحۡصِنِينَ غَيۡرَ مُسَٰفِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِيٓ أَخۡدَانٖۗ وَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلۡإِيمَٰنِ فَقَدۡ حَبِطَ عَمَلُهُۥ وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٥ [المائدة: ۳-۵].

(۳) الله این موارد را بر شما حرام قرار داده است: حیواناتی را که بدون ذبح مرده باشند، خون ریختهشده، گوشت خوک، آنچه که نامی غیر از نام الله هنگام ذبح بر آن برده شده باشد، مرده بر اثر خفگی، مرده بر اثر ضربه، مرده بر اثر سقوط از مکانی مرتفع، مرده بر اثر شاخزدن حیوانی دیگر، آنچه که حیوانات درنده مانند شیر و پلنگ و گرگ دریده باشند، مگر اینکه موارد مذکور را زنده دریابید و ذبح کنید، که در این صورت برای‏تان حلال است. و برای شما حرام گردانیده است آنچه را که برای بتان ذبح شده است، و اینکه آنچه را که از غیب با اَقداح (تیرهای قمار) برای‏تان تقسیم شده است بجویید، اَقداح، سنگ یا تیرهایی است که بر روی آن (افعل= انجام بده) (لاتفعل= انجام نده) نوشته شده است که بر اساس آنچه که از آن خارج میشود عمل میشود. انجام این محرّمات مذکور، خروج از طاعت الله است. امروزه کافران چون قدرت اسلام را دیدهاند از بازگشت شما از دین اسلام نومید شدهاند، پس از آنها نترسید و فقط از من بترسید، امروز دین شما را که همان اسلام است برای‏تان کامل کردم، و نعمت آشکار و پنهانم را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را به عنوان دین برای‏تان برگزیدم، پس دینی غیر از آن نمیپذیرم، اما هرکس به‏سبب گرسنگی، بدون اینکه رغبتی به گناه داشته باشد از مُردار بخورد، در این مورد گناهی بر او نیست؛ بهراستی که الله بسیار آمرزنده و مهربان است.

هنگامیکه الله خوردنیهای حرام را نام برد، آنهایی که خوردنش حلال است را نیز نام برد و فرمود:

(۴)- ای رسول- اصحابت از تو میپرسند که الله خوردن چه چیزی را برای‏شان حلال گردانیده است؟ - ای رسول- بگو: الله خوراکیهای پاکیزه، و خوردن آنچه که شکارچیان آموزشدیدۀ نیشدار مانند سگان و یوزپلنگان و چنگالدار مانند شاهینها شکار کردهاند، که شما شکار را از علم به آداب شکار که الله بر شما ارزانی داشت به آن‏ها آموزش دادهاید، تا به حدی رسیدهاند که وقتی به آنها فرمان داده شود فرمان میبرند، و هرگاه بازداشته شوند بازمیایستند، پس از شکاری که آن را نمیخورند بخورید هر چند آن را کشته باشند، و اسم الله را هنگام فرستادن آنها ببرید، و با امتثال اوامر و خودداری از انجام نواهیِ الله متعال، از او تعالی بترسید، که الله اعمال را سریع محاسبه میکند.

(۵) امروز الله خوردن خوارکیهای لذیذ، و ذبیحههای اهل کتاب، چه یهودیان و چه مسیحیان را برای شما حلال قرار داده است، و ذبیحههای شما را برای اهل کتاب حلال قرار داده است، و ازدواج با زنان آزاد مؤمن پاکدامن، و زنان آزاد پاکدامن از یهودیان و مسیحیان که قبل از شما به آنها کتاب داده شده است را برای‏تان حلال گردانیده است به شرط آنکه مهریههای آنها را بپردازید، و خودتان از ارتکاب فاحشه پاک باشید بدون اینکه معشوقههایی بگیرید که با آنها زنا کنید، و هرکس به احکامی که الله برای بندگانش تشریع کرده است کفر ورزد، به‏طور قطع عمل او به دلیل نبودِ شرط آن، که ایمان است باطل گشته است، و در روز قیامت از زیانکاران خواهد بود، چون وارد آتش جهنم میشود و برای همیشه در آن میماند.

برخی فواید آیات:

• تحریم آنچه که بدون ذبح شرعی مرده باشد، خون ریختهشده، گوشت خوک، آنچه که هنگام ذبح، نامی غیر از نام الله بر آن برده شده باشد، هر مرداری که بر اثر خفگی، یا ضربه، یا سقوط از بلندی، یا شاخزدن، یا دریدهشدن به وسیلۀ حیوان وحشی مرده باشد، مگر آنچه که زنده یافت شود و با ذبح شرعی قربانی شود.

• حلالبودن آنچه که حیوانات نیشدار یا چنگالدار آموزشدیده، شکار کرده باشند.

• مباحبودن ذبیحههای اهل کتاب، و ازدواج با زنان آزاد پاکدامن آنها.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قُمۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ وَٱمۡسَحُواْ بِرُءُوسِكُمۡ وَأَرۡجُلَكُمۡ إِلَى ٱلۡكَعۡبَيۡنِۚ وَإِن كُنتُمۡ جُنُبٗا فَٱطَّهَّرُواْۚ وَإِن كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوۡ جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا فَٱمۡسَحُواْ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُم مِّنۡهُۚ مَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيَجۡعَلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ حَرَجٖ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمۡ وَلِيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٦ وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَمِيثَٰقَهُ ٱلَّذِي وَاثَقَكُم بِهِۦٓ إِذۡ قُلۡتُمۡ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُونُواْ قَوَّٰمِينَ لِلَّهِ شُهَدَآءَ بِٱلۡقِسۡطِۖ وَلَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شَنَ‍َٔانُ قَوۡمٍ عَلَىٰٓ أَلَّا تَعۡدِلُواْۚ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَىٰۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ٨ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٌ عَظِيمٞ٩ [المائدة: ۶-۹]

(۶) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، هرگاه خواستید برای ادای نماز برخیزید، و دچار حَدَث اصغر(بیوضویی) بودید، وضو بگیرید به این نحو که صورتهای‏تان را بشویید، و دستهای‏تان را تا آرنج و به همراه آرنج بشویید، و سرهای‏تان را مسح کنید، و پاهای‏تان را به همراه قوزکها که از مفصل ساق برآمده است بشویید، اما اگر به حَدَث اکبر(بیغسلی) دچار بودید غسل کنید، و اگر چنان بیمار بودید که از تشدید بیماری یا تأخیر در بهبودی آن میترسیدید، یا در حال سلامتی مسافر بودید، یا به حَدَث اصغر مانند قضای حاجت دچار بودید، یا به حَدَث اکبر مانند آمیزش با زنان دچار بودید، و پس از جستجو آب نیافتید که با آن خود را پاک کنید، پس آهنگ روی زمین کنید، و دستان‏تان را به آن بزنید، و صورتها و دستان‏تان را از آن مسح کنید، الله بر آن نیست که در احکامش شما را به سختی بیندازد و شما را به استعمال آب که منجر به زیان شما میشود ملزم سازد، بلکه برای اینکه نعمت خویش را بر شما تمام گرداند، هنگام دشواربودن استفاده از آب به‏سبب بیماری یا نبود آب، جایگزین آن را برای‏تان تشریع کرده است، باشد که شکر نعمتهایی را که الله برای‏تان ارزانی داشته است به جای آورید و از آنها ناسپاسی نکنید.

(۷) و نعمت الله را به یاد آورید که شما را به اسلام هدایت کرد، و به یاد آورید عهد او را که براساس آن از شما پیمان گرفت، آنگاه که پیامبر بر شنیدن و فرمانبردن در خوشی و ناخوشی از شما بیعت گرفت و شما گفتید: سخنت را شنیدیم و از فرمانت اطاعت کردیم، و با امتثال اوامر الله - از جمله پیمانهایش- و اجتناب از نواهیاش، از او تعالی بترسید، بهراستی که الله از آنچه در دلهاست آگاه است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.

(۸) ای کسانیکه به الله و رسولش ایمان آوردهاید، در جستجوی خشنودی الله حقوق او بر خودتان را به پا دارید، و به عدالت و نه به ستم گواهی دهید، و کینۀ گروهی شما را به ترک عدالت واندارد، زیرا خواست و مطلوب، با دوست و دشمن، عدالت است، پس با هر دو عدالت را برقرار کنید، زیرا عدالت به ترس از الله، و ستم به گستاخی بر الله نزدیکتر است، و با اجرای اوامر الله و اجتناب از نواهیاش از او تعالی بترسید، که الله چنان از اعمال شما آگاه است که ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند و شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۹)- الله - که هرگز خلف وعده نمیکند- به کسانیکه به الله و رسولش ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند، آمرزش گناهان‏شان و پاداش بزرگ که همان ورود به بهشت است وعده داده است.

برخی فواید آیات:

• اصل در طهارت، استعمال آب با وضو از حَدَث اصغر، و غسل از حَدَث اکبر است.

• در حال دشواربودن دسترسی به آب، یا دشواربودن استعمال آن به دلیل بیماری بازدارنده یا سرمایی سخت، تیمم (با خاک) برای رفع حکم حَدَث (اصغر یا اکبر) تشریع شده است.

• امر به اجرای عدالت و ترک ستم حتی در رفتار با مخالفان.

﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ١٠ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ هَمَّ قَوۡمٌ أَن يَبۡسُطُوٓاْ إِلَيۡكُمۡ أَيۡدِيَهُمۡ فَكَفَّ أَيۡدِيَهُمۡ عَنكُمۡۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١١ ۞وَلَقَدۡ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَبَعَثۡنَا مِنۡهُمُ ٱثۡنَيۡ عَشَرَ نَقِيبٗاۖ وَقَالَ ٱللَّهُ إِنِّي مَعَكُمۡۖ لَئِنۡ أَقَمۡتُمُ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَيۡتُمُ ٱلزَّكَوٰةَ وَءَامَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرۡتُمُوهُمۡ وَأَقۡرَضۡتُمُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمۡ سَيِّ‍َٔاتِكُمۡ وَلَأُدۡخِلَنَّكُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۚ فَمَن كَفَرَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ مِنكُمۡ فَقَدۡ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ١٢ فَبِمَا نَقۡضِهِم مِّيثَٰقَهُمۡ لَعَنَّٰهُمۡ وَجَعَلۡنَا قُلُوبَهُمۡ قَٰسِيَةٗۖ يُحَرِّفُونَ ٱلۡكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ وَنَسُواْ حَظّٗا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِۦۚ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَآئِنَةٖ مِّنۡهُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا مِّنۡهُمۡۖ فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱصۡفَحۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٣ [المائدة: ۱۰-۱۳].

(۱۰) و کسانیکه به الله کفر ورزیدند و آیاتش را تکذیب کردند، همانها ساکنان آتش هستند که به مجازات کفر و تکذیب‏شان در آن درمیآیند، و همیشه در آن می‏مانند چنانکه دوست، همنشین دوستش است.

(۱۱) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، با قلب و زبان به یاد آورید نعمت امنیت و افکندن ترس در دلهای دشمنان‏تان را که بر شما ارزانی داشت آنگاه که قصد کردند دست‏های‏شان را برای مجازات شما دراز کنند و شما را از پای درآورند، اما الله آنها را از شما بازداشت و شما را در برابر آنها محافظت کرد، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، تقوای او تعالی را پیشه کنید، و مؤمنان در تحصیل مصالح دینی و دنیوی‏شان فقط باید به الله تکیه کنند.

(۱۲) در حقیقت الله پیمان محکمی از بنیاسرائیل گرفته است که مفاد آن به زودی بیان میشود، و دوازده رئیس بر آنها قرار داد، که هر رئیسی ناظر بر افراد زیردستش بود، و الله به بنیاسرائیل فرمود: همانا من شما را یاری و تقویت میکنم تا زمانیکه نماز را به کاملترین وجه ادا کنید، و زکات اموال‏تان را بپردازید، و تمام رسولانم را بدون تفاوتگذاشتن تصدیق کنید، و به آنها احترام گذارید، و یاری‏شان کنید، و در راههای خیر انفاق کنید، پس هرگاه تمام این امور را انجام دادید، بدیهایی را که مرتکب شدهاید خواهم پوشاند، و شما را در روز قیامت به بهشتهایی که رودها از زیر کاخهای‏شان جاری است درخواهم آورد، اما هرکس بعد از گرفتن این پیمان محکم کفر ورزد، به‏طور قطع از روی علم و عمد از راه حق گمراه شده است.

(۱۳) آنگاه به این سبب که پیمانی را که از آنها گرفته بودیم شکستند، آنها را از رحمت خویش راندیم، و دلهای‏شان را سخت و سنگی قرار دادیم که خیری به آن نمیرسید، و پندی به آن نفع نمیرساند، کلمات را با تبدیل الفاظش، و با تأویل معانیاش براساس آنچه موافق شهوات‏شان است از مواضع خود تغییر میدهند، و به بعضی از آنچه که به آن اندرز داده شده بودند عمل نکردند، و – ای رسول- همواره خیانت به الله و بندگان مؤمن او از جانب آنها بر تو آشکار میگردد، مگر شمار اندکی از آنها که به پیمانی که از آنها گرفته شده است وفا کردند، پس آنها را ببخشای و مؤاخذه نکن، و از آنها چشمپوشی کن؛ زیرا این کار، نیکوکاری به شمار میرود، و الله نیکوکاران را دوست دارد.

برخی فواید آیات:

• از بزرگترین نعمتهای الله بر پیامبر ج و اصحابش ش این بود که آنها را حمایت کرد و دستها و زیانهای کافران را از آنها بازداشت.

• ایمان به رسولان و یاریرساندن به آنها، برپایی نماز و پرداخت زکات به وجه مطلوب، سببی بزرگ برای حصول همراهی الله متعال، و ایجاد اسباب پیروزی و قدرتیابی و آمرزش و ورود به بهشت است.

• شکستن پیمانهای تعهدآور به طاعت رسولان، سبب خشونت و سختی دلهاست.

• سرزنش روشهای یهودیان در تحریف کتابهای آسمانی که الله بر آنها فرو فرستاده بود.

﴿وَمِنَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّا نَصَٰرَىٰٓ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَهُمۡ فَنَسُواْ حَظّٗا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِۦ فَأَغۡرَيۡنَا بَيۡنَهُمُ ٱلۡعَدَاوَةَ وَٱلۡبَغۡضَآءَ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَسَوۡفَ يُنَبِّئُهُمُ ٱللَّهُ بِمَا كَانُواْ يَصۡنَعُونَ١٤ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ قَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمۡ كَثِيرٗا مِّمَّا كُنتُمۡ تُخۡفُونَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَيَعۡفُواْ عَن كَثِيرٖۚ قَدۡ جَآءَكُم مِّنَ ٱللَّهِ نُورٞ وَكِتَٰبٞ مُّبِينٞ١٥ يَهۡدِي بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَٰمِ وَيُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذۡنِهِۦ وَيَهۡدِيهِمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ١٦ لَّقَدۡ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ مَرۡيَمَۚ قُلۡ فَمَن يَمۡلِكُ مِنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ًٔا إِنۡ أَرَادَ أَن يُهۡلِكَ ٱلۡمَسِيحَ ٱبۡنَ مَرۡيَمَ وَأُمَّهُۥ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗاۗ وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَاۚ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١٧ [المائدة: ۱۴-۱۷].

(۱۴) همانگونه که از یهودیان پیمانی محکم و موثق گرفتیم، از کسانیکه خودشان را تزکیه میکردند به اینکه پیروان عیسی ÷ هستند نیز پیمان گرفتیم، اما به بخشی از آنچه که به آن اندرز داده شده بودند عمل نکردند، چنانکه پیشینیان آنها از یهود چنین کاری انجام دادند، و دشمنی و نفرت شدید تا روز قیامت در میان‏شان افکندیم، پس با یکدیگر به پیکار و کشتار یکدیگر پرداختند و یکدیگر را تکفیر میکنند، و الله به زودی آنها را از آنچه میکردهاند خبر میدهد و آنها را در قبال آن مجازات میکند.

الله پس از بیان اهل کتاب و پیمانهایی که از آنها گرفت، و شکستن پیمانها توسط آنها، آنها را به ایمان به محمد ج امر کرد و فرمود:

(۱۵) ای اهل کتاب، چه یهودیان اصحاب تورات و چه مسیحیان اصحاب انجیل؛ رسول ما محمد ج نزدتان آمده است که بسیاری از آنچه که از کتابی که به شما فرو فرستاده شده است و کتمان میکردید را برای‏تان بیان میکند، و از بسیاری از آنچه که مصلحتی جز رسوایی شما ندارد درمیگذرد، قرآن به عنوان کتابی از جانب الله برای‏تان آمده است، این کتاب نوری است که از آن روشنایی گرفته میشود، و کتابی روشنگر است برای تمام آنچه که مردم در امور دینی و اخروی‏شان به آن نیاز دارند.

(۱۶) الله با این کتاب هرکس را که بخواهد ایمان و عمل صالح را پیروی کند که الله را راضی میسازد، به راههای نجات از عذاب الله راهنمایی میکند، یعنی همان راههایی که به بهشت میرسد، و به اذن خویش آنها را از تاریکیهای کفر و نافرمانی، به نور ایمان و فرمان‏برداری درمیآورد، و آنها را به راه استوار و مستقیمی که همان راه اسلام است توفیق میدهد.

(۱۷) در حقیقت، مسیحیانی که گفتند الله همان عیسی مسیح ÷ پسر مریم است کفر ورزیدند، - ای رسول- به آنها بگو: اگر الله اراده کند که عیسی مسیح ÷ پسر مریم و مادرش، و هرکس را که در روی زمین است نابود سازد، چه کسی میتواند او را از این کار بازدارد؟! حال که هیچکس این قدرت را ندارد که الله را از این کار بازدارد، این امر دلالت دارد بر اینکه هیچ معبودی جز الله نیست، و اینکه همگی: عیسی ÷ پسر مریم و مادرش و سایر مخلوقات، آفریدۀ الله هستند، و آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آنِ الله است، هرچه بخواهد میآفریند، و از جمله مواردی که آفرینشش را خواسته است: عیسی ÷ است، که بنده و رسول او تعالی است، و الله بر هر چیزی تواناست.

برخی فواید آیات:

• عملنکردن به میثاقها و پیمانهای الله، گاهی وقوع دشمنی و گسترش نفرت و بیزاری و پیکار را میان مخالفان امر الله متعال به وجود میآورد.

• پاسخ به مسیحیان که میگویند الله متعال در مسیح ÷ تجسم پیدا کرد، و بیان کفر و گمراهی سخن‏شان.

• یکی از دلایل بطلان الوهیت مسیح ÷ این است که اگر الله متعال بخواهد مسیح ÷ و مادرش و تمام ساکنان زمین را نابود کند، هیچکس نخواهد توانست او را از این کار بازدارد، و این موضوع، یگانگی الله متعال در امر و اینکه معبودی غیر از او نیست را ثابت میکند.

• یکی دیگر از دلایل بطلان الوهیت مسیح این است که الله متعال در مورد خودش فرموده است که ﴿يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُ [آل عمران: ۴۷] ؛ «هرچه بخواهد میآفریند». چنانکه از پدر و مادر میآفریند، و از مادر بدون پدر میآفریند مانند آفرینش عیسی ÷، و از جمادات میآفریند همانند آفرینش مار موسی ÷، و از مرد بدون زن میآفریند همانگونه که حوا را از آدم آفرید.

﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ وَٱلنَّصَٰرَىٰ نَحۡنُ أَبۡنَٰٓؤُاْ ٱللَّهِ وَأَحِبَّٰٓؤُهُۥۚ قُلۡ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُمۖ بَلۡ أَنتُم بَشَرٞ مِّمَّنۡ خَلَقَۚ يَغۡفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُۚ وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَاۖ وَإِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ١٨ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ قَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمۡ عَلَىٰ فَتۡرَةٖ مِّنَ ٱلرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَآءَنَا مِنۢ بَشِيرٖ وَلَا نَذِيرٖۖ فَقَدۡ جَآءَكُم بَشِيرٞ وَنَذِيرٞۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١٩ وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦ يَٰقَوۡمِ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ جَعَلَ فِيكُمۡ أَنۢبِيَآءَ وَجَعَلَكُم مُّلُوكٗا وَءَاتَىٰكُم مَّا لَمۡ يُؤۡتِ أَحَدٗا مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٠ يَٰقَوۡمِ ٱدۡخُلُواْ ٱلۡأَرۡضَ ٱلۡمُقَدَّسَةَ ٱلَّتِي كَتَبَ ٱللَّهُ لَكُمۡ وَلَا تَرۡتَدُّواْ عَلَىٰٓ أَدۡبَارِكُمۡ فَتَنقَلِبُواْ خَٰسِرِينَ٢١ قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّ فِيهَا قَوۡمٗا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدۡخُلَهَا حَتَّىٰ يَخۡرُجُواْ مِنۡهَا فَإِن يَخۡرُجُواْ مِنۡهَا فَإِنَّا دَٰخِلُونَ٢٢ قَالَ رَجُلَانِ مِنَ ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمَا ٱدۡخُلُواْ عَلَيۡهِمُ ٱلۡبَابَ فَإِذَا دَخَلۡتُمُوهُ فَإِنَّكُمۡ غَٰلِبُونَۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاْ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٢٣ [المائدة: ۱۸-۲۳].

(۱۸) هر یک از یهود و نصاری ادعا کردند که پسران و دوستان الله هستند، - ای رسول- در پاسخ به آنها بگو: چرا الله شما را به‏سبب گناهانی که مرتکب میشوید عذاب میکند؟! اگر چنانکه ادعا میکنید دوستان او بودید، شما را با قتل و مسخ در دنیا و با آتش در آخرت عذاب نمیکرد؛ زیرا او تعالی کسی را که دوست دارد عذاب نمیکند، بلکه شما مانند سایر انسانها، انسان هستید، که الله به هرکس از آنها که نیکی کند بهشت را جزا میدهد، و هرکس را که بدی کند با آتش مجازات میکند، پس الله هرکس را بخواهد به فضل خویش میبخشد، و هرکس را بخواهد به عدالت خویش عذاب میکند، و آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، فقط از آنِ الله است، و بازگشتگاه فقط به‏سوی اوست.

(۱۹) ای اهل کتاب، چه یهود و چه نصاری، رسول ما محمد ج پس از انقطاع رسولان و نیاز شدید به ارسال او نزدتان آمده است؛ تا اینگونه عذر نیاورید: رسولی نزد ما نیامد تا ما را به پاداش الله بشارت دهد، و از عذاب او بترساند، در حقیقت محمد ج بشارتدهنده به ثواب الله و ترساننده از مجازات او تعالی نزدتان آمده است، و الله بر هر چیزی تواناست، هیچچیز نمیتواند از زیر قدرت او خارج شود، و از جمله قدرت او، فرستادن رسولان و خاتمهبخشیدن آنها با محمد ج است.

(۲۰) و – ای رسول- به یاد آور آنگاه که موسی ÷ به قومش بنیاسرائیل گفت: ای قوم من، با دل و زبان، نعمت الله بر خودتان را یاد کنید که پیامبرانی در میان شما قرار داد که شما را به هدایت فرامیخوانند، و پس از آنکه مملوکانی بودید که به بردگی گرفته شده بودید شما را پادشاهانی قرار داد که مالک امر خود هستید، و از نعمتهایش چیزهایی به شما بخشید که به هیچیک از جهانیان در زمان شما نداده بود.

(۲۱) موسی ÷ گفت: ای قوم من، به این سرزمین پاک (بیت المقدس و پیرامون آن) که الله ورود به آنها و پیکار با کافرانی که در آن هستند را به شما وعده داده بود درآیید، و از مقابل ستمکاران نگریزید، که در این صورت سرانجام شما، زیان در دنیا و آخرت خواهد بود.

(۲۲) قوم موسی ÷ به او گفتند: ای موسی، در این سرزمین مقدس، گروهی نیرومند و قوی هستند، و این امر مانع از ورود ما به آن میشود، پس تا زمانیکه آنها در آنجا هستند وارد آن نمیشویم، زیرا نیرو و قدرتی برای پیکار با آنها نداریم؛ اما اگر آنها از آن خارج شدند، ما در آن وارد میشویم.

(۲۳) دو مرد از اصحاب موسی ÷ از میان کسانی که خشیت الهی داشتند و از عذابش میترسیدند، و الله توفیق طاعت خویش را به آنها بخشیده بود، اینگونه قوم‏شان را بر اجرای فرمان موسی ÷ تشویق کردند -: از دروازه شهر بر گردن‏کَشان وارد شوید، که اگر از این دروازه هجوم برید و وارد شهر شوید – به اذن الله- با اعتماد به سنت الله مبنی بر مترتبساختن پیروزی بر بهکارگیری اسباب ایمان به الله و آمادهساختن وسائل مادی، بر آنها پیروز خواهید شد و اگر واقعاً مؤمن هستید فقط به الله اعتماد و تکیه کنید؛ زیرا ایمان، مستلزم توکل بر او سبحانه است.

برخی فواید آیات:

• عذاب دادن کافران بنیاسرائیل با مسخ و سایر عذابها توسط الله، ابطال ادعای آنها در اینکه پسران و دوستانِ صمیمیِ الله هستند را میرساند.

• توکل و اعتماد بر الله متعال، سبب فرودآمدن پیروزی است.

• این آیات از اخلاق پستی که بنیاسرائیل بر آن بودند برحذر میدارد.

• ترس از الله، سبب نزول نعمتها بر بنده میشود، که از بزرگترین آنها، نعمت فرمان‏برداری از الله متعال است.

﴿قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّا لَن نَّدۡخُلَهَآ أَبَدٗا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَٱذۡهَبۡ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَٰتِلَآ إِنَّا هَٰهُنَا قَٰعِدُونَ٢٤ قَالَ رَبِّ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ إِلَّا نَفۡسِي وَأَخِيۖ فَٱفۡرُقۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ٢٥ قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيۡهِمۡۛ أَرۡبَعِينَ سَنَةٗۛ يَتِيهُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ فَلَا تَأۡسَ عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ٢٦ ۞وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱبۡنَيۡ ءَادَمَ بِٱلۡحَقِّ إِذۡ قَرَّبَا قُرۡبَانٗا فَتُقُبِّلَ مِنۡ أَحَدِهِمَا وَلَمۡ يُتَقَبَّلۡ مِنَ ٱلۡأٓخَرِ قَالَ لَأَقۡتُلَنَّكَۖ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ٢٧ لَئِنۢ بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقۡتُلَنِي مَآ أَنَا۠ بِبَاسِطٖ يَدِيَ إِلَيۡكَ لِأَقۡتُلَكَۖ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٨ إِنِّيٓ أُرِيدُ أَن تَبُوٓأَ بِإِثۡمِي وَإِثۡمِكَ فَتَكُونَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلنَّارِۚ وَذَٰلِكَ جَزَٰٓؤُاْ ٱلظَّٰلِمِينَ٢٩ فَطَوَّعَتۡ لَهُۥ نَفۡسُهُۥ قَتۡلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُۥ فَأَصۡبَحَ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٣٠ فَبَعَثَ ٱللَّهُ غُرَابٗا يَبۡحَثُ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُرِيَهُۥ كَيۡفَ يُوَٰرِي سَوۡءَةَ أَخِيهِۚ قَالَ يَٰوَيۡلَتَىٰٓ أَعَجَزۡتُ أَنۡ أَكُونَ مِثۡلَ هَٰذَا ٱلۡغُرَابِ فَأُوَٰرِيَ سَوۡءَةَ أَخِيۖ فَأَصۡبَحَ مِنَ ٱلنَّٰدِمِينَ٣١ [المائدة: ۲۴-۳۱].

(۲۴) قوم موسی ÷ از بنیاسرائیل با اصرار بر مخالفت با فرمان پیامبرشان موسی ÷ گفتند: تا زمانیکه آن ستمپیشهها در شهر هستند ما وارد شهر نخواهیم شد، پس – ای موسی- تو و پروردگارت بروید و با آن ستمکاران بجنگید، اما ما با تخلف از پیکار با شما، در مکان خویش ثابت خواهیم ماند.

(۲۵) موسی ÷ خطاب به پروردگارش عرض کرد: پروردگارا بر هیچکس جز خودم و برادرم قدرتی ندارم، پس میان ما و این قوم که از طاعت تو و طاعت رسولت مخالفت میکنند جدایی بینداز.

(۲۶) الله خطاب به پیامبرش موسی ÷ فرمود: همانا الله ورود به سرزمین مقدس را به مدت چهل سال بر بنیاسرائیل حرام کرد، که در این مدت به صورت سرگشته‏گانی که هدایت نمیشوند در این صحرا میمانند، پس – ای موسی- در مورد قوم نافرمان از طاعت الله غمگین مباش؛ زیرا عذابی که به آنها میرسد، به‏سبب نافرمانیها و گناهان‏شان است.

(۲۷) و – ای رسول- به این یهودیان حسود و ستمکار، خبر دو پسر آدم، قابیل و هابیل، را با سخن راستی که هیچ تردیدی در آن نیست، حکایت کن، آنگاه که قربانی پیش آوردند و هر یک از آن دو با قربانی خویش به‏سوی الله سبحانه تقرب جست، اما الله قربانی هابیل را پذیرفت؛ چون از اهل تقوا بود، و قربانی قابیل را نپذیرفت؛ زیرا از اهل تقوا نبود، آنگاه قابیل از روی حسد بر پذیرش قربانی هابیل اعتراض کرد، و گفت: ای هابیل تو را خواهم کشت، هابیل در پاسخ گفت: الله فقط قربانی کسی را میپذیرد که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش از او تعالی بترسد.

(۲۸) اگر دستت را به‏سوی من دراز کنی تا مرا بکُشی، من در برابر تو مقابله به مثل نمیکنم، نه به این سبب که ترسو هستم، بلکه از الله که پروردگار مخلوقات است می‏ترسم.

(۲۹) آنگاه برای ترساندن هابیل به او گفت: همانا من میخواهم که تو با گناه قتل من از روی ستم و تجاوز به گناهان سابق خویش بازگردی، آنگاه در زمرۀ ساکنان آتش قرار گیری که در روز قیامت وارد آن میشوند، این جزا، مجازات ستمکاران است، و من نمیخواهم که به گناه قتل تو بازگردم و از اصحاب آتش باشم.

(۳۰) نفس امرکننده به بدی قابیل، قتل برادرش هابیل از روی ستم را بر او آراست، پس او را کشت، و به این سبب از کسانی شد که نصیب‏شان در دنیا و آخرت را خودشان کم میکنند.

(۳۱) آنگاه الله کلاغی را فرستاد که در برابر قابیل زمین را جستجو میکرد تا کلاغ مردهای را در آن دفن کند؛ تا به او بیاموزد که چگونه جسد برادرش را بپوشاند، آنگاه از حسرتخوردگان شد.

برخی فواید آیات:

• مخالفت با رسولان، عذاب را واجب میگرداند، چنانکه الله بنیاسرائیل را به‏سبب مخالفت‏شان با رسولان با سرگردانی مجازات کرد.

• از قصه دو پسر آدم به نظر میرسد اولین گناهی که در زمین- بر اساس ظاهر قرآن- واقع شد، و به ستم و ریختن خون حرام که موجب زیان است منجر گردید، حسادت و گردنکشی است.

• عاقبت افراد نافرمان، پشیمانی است.

• هرکس سنتی قبیح ایجاد کند یا سنتی قبیح را گسترش دهد و بر آن تشویق کند؛ همانند گناه کسانیکه در این مورد از او پیروی کنند برای او نیز میباشد.

﴿مِنۡ أَجۡلِ ذَٰلِكَ كَتَبۡنَا عَلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ أَنَّهُۥ مَن قَتَلَ نَفۡسَۢا بِغَيۡرِ نَفۡسٍ أَوۡ فَسَادٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعٗا وَمَنۡ أَحۡيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحۡيَا ٱلنَّاسَ جَمِيعٗاۚ وَلَقَدۡ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرٗا مِّنۡهُم بَعۡدَ ذَٰلِكَ فِي ٱلۡأَرۡضِ لَمُسۡرِفُونَ٣٢ إِنَّمَا جَزَٰٓؤُاْ ٱلَّذِينَ يُحَارِبُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَسۡعَوۡنَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوٓاْ أَوۡ يُصَلَّبُوٓاْ أَوۡ تُقَطَّعَ أَيۡدِيهِمۡ وَأَرۡجُلُهُم مِّنۡ خِلَٰفٍ أَوۡ يُنفَوۡاْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِۚ ذَٰلِكَ لَهُمۡ خِزۡيٞ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ٣٣ إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبۡلِ أَن تَقۡدِرُواْ عَلَيۡهِمۡۖ فَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٣٤ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَيۡهِ ٱلۡوَسِيلَةَ وَجَٰهِدُواْ فِي سَبِيلِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٣٥ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡ أَنَّ لَهُم مَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا وَمِثۡلَهُۥ مَعَهُۥ لِيَفۡتَدُواْ بِهِۦ مِنۡ عَذَابِ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنۡهُمۡۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٣٦ [المائدة: ۳۲-۳۶].

(۳۲) به این سبب که قابیل برادرش را کشت، بنیاسرائیل را به این امر آگاه کردیم که هرکس کسی را بدون سبب قصاص یا برپاکردن فساد در زمین با کفر یا محاربه بکشد، گویی تمام مردم را کشته است؛ زیرا او میان بیگناه و جنایتکار تفاوت نگذاشته است. و هرکس از قتل کسیکه الله متعال آن را حرام قرار داده است با اعتقاد به حرمت قتل آن خودداری کند و او را نکشد، گویی تمام انسانها را زنده گردانیده است؛ زیرا در این کار او، سلامتی تمام مردم وجود دارد، و رسولان ما دلایل روشن و برهانهای آشکاری برای بنیاسرائیل آورده بودند، با این وجود بسیاری از آنها با ارتکاب گناهان و مخالفت با رسولان‏شان از حدود الله تجاوز میکنند.

(۳۳) کسانیکه با الله و رسولش میجنگند، و آن را با دشمنی و برپایی فساد در زمین با قتل و ربودن اموال و راهزنی آشکار میکنند، مجازات‏شان جز این نیست که بدون آویخته شدن یا با آویخته شدن بر چوب و مانند آن کشته شوند، یا دست راست هر یک از آنها با پای چپش بریده شود، و اگر دوباره تکرار کرد دست چپ او با پای راستش بریده شود، یا در شهرها تبعید شوند، این مجازات برای رسواسازی آنها در دنیا است، و در آخرت عذابی بزرگ برای‏شان است.

(۳۴) مگر کسانی از این محاربان که – ای اولی الامر- قبل از قدرتیافتن شما بر آن‏ها توبه کنند، پس بدانید که الله پس از توبه، نسبت به آنها آمرزنده و مهربان است، و الله به رحمت خویش عذاب را از آنها ساقط میگرداند.

(۳۵) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، تقوای او را پیشه کنید، و با ادای آنچه به آن فرمان یافتهاید و دوری از آنچه از آن نهی شدهاید نزدیکی به او را بجویید، و در جستجوی رضایت الله با کفار بجنگید، باشد که با انجام این موارد، به آنچه که میطلبید دست یابید، و از آنچه که میترسید نجات یابید.

(۳۶) همانا کسانیکه به الله و رسولانش کفر ورزیدند، اگر مالکیت تمام آنچه در زمین است و همانند آن، برای هر یک از آنها باشد، آنگاه آن را ارائه کنند تا خودشان را از عذاب الله در روز قیامت نجات دهند، این فدا از آنها پذیرفته نمیشود، و عذابی رنجآور برای‏شان است.

برخی فواید آیات:

• حرمت نفس انسان، و اینکه هرکس آن را صیانت کند و زنده گرداند، گویی این کار را برای تمام انسانها انجام داده است، و هرکس به ناحق نفس یک انسان را از بین ببرد یا اذیت کند، گویی این کار را با تمام مردم انجام داده است.

• مجازات کسانیکه با الله و رسولش میجنگند، از کسانیکه با قتل و ربودن اموال و راهزنی، فساد برپا میکنند: قتل بدون آویختهشدن به دار، یا قتل همراه آویختهشدن به دار، یا قطع دست و پا به صورت مخالف، یا تبعید از شهر است، این مجازات بر اساس گناهی است که از آنها سر زده است.

• توبۀ مفسدان محارب و راهزن قبل از یافتن قدرت بر آنها، موجب بخشش است.

﴿يُرِيدُونَ أَن يَخۡرُجُواْ مِنَ ٱلنَّارِ وَمَا هُم بِخَٰرِجِينَ مِنۡهَاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّقِيمٞ٣٧ وَٱلسَّارِقُ وَٱلسَّارِقَةُ فَٱقۡطَعُوٓاْ أَيۡدِيَهُمَا جَزَآءَۢ بِمَا كَسَبَا نَكَٰلٗا مِّنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٣٨ فَمَن تَابَ مِنۢ بَعۡدِ ظُلۡمِهِۦ وَأَصۡلَحَ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَتُوبُ عَلَيۡهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ٣٩ أَلَمۡ تَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَيَغۡفِرُ لِمَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٤٠ ۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ لَا يَحۡزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡكُفۡرِ مِنَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَلَمۡ تُؤۡمِن قُلُوبُهُمۡۛ وَمِنَ ٱلَّذِينَ هَادُواْۛ سَمَّٰعُونَ لِلۡكَذِبِ سَمَّٰعُونَ لِقَوۡمٍ ءَاخَرِينَ لَمۡ يَأۡتُوكَۖ يُحَرِّفُونَ ٱلۡكَلِمَ مِنۢ بَعۡدِ مَوَاضِعِهِۦۖ يَقُولُونَ إِنۡ أُوتِيتُمۡ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمۡ تُؤۡتَوۡهُ فَٱحۡذَرُواْۚ وَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ فِتۡنَتَهُۥ فَلَن تَمۡلِكَ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ًٔاۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمۡۚ لَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا خِزۡيٞۖ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٞ٤١ [المائدة: ۳۷-۴۱].

(۳۷) وقتی که وارد آتش شوند میخواهند که از آن درآیند، اما این امر چه سودی برای‏شان دارد؟! هرگز از آن خارج نخواهند شد، و عذابی همیشگی در آن دارند.

الله پس از بیان حکم کسیکه مال مردم را آشکارا میگیرد، حکم سارق را که مال مردم را به صورت پنهانی برمیگیرد بیان کرده و میفرماید:

(۳۸) و – ای حاکمان- دست راست مرد دزد و زن دزد را به عنوان مجازات آن دو و کیفری از جانب الله بر اینکه مال مردم را به ناحق گرفتهاند، و ترساندن آن دو و دیگران، ببُرید، و الله شکستناپذیری است که هیچچیز بر او چیره نمیشود، و در تقدیر و تشریعش بسیار داناست.

(۳۹) اما هرکس از دزدی به‏سوی الله توبه کند، و عملش را نیکو گرداند، همانا الله به لطف خویش، او را میبخشد؛ زیرا الله گناه بندگان توبهکارش را میبخشد و نسبت به آنها مهربان است، اما اگر امر آنها نزد حکام برده شده باشد، توبه، حد را از آنها ساقط نمیکند.

(۴۰)- ای رسول- در حقیقت تو دانستهای که آسمانها و زمین از آنِ الله است که هرگونه بخواهد در آن دو تصرف میکند، و به عدالت خویش هرکس را بخواهد عذاب میکند، و به فضل خویش هرکس را بخواهد میآمرزد، بهراستی که الله بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز نمیتواند از زیر قدرت او خارج شود.

(۴۱) ای رسول، کسانیکه برای به خشمآوردن تو، در اظهار اعمال کفر شتاب می‏ورزند تو را غمگین نسازند، چه منافقان که اظهار ایمان میکنند و پنهانی کفر میکنند، و چه یهودیان که دروغ بزرگان‏شان را میشنوند و آن را میپذیرند، و از پیشوایان‏شان که بهخاطر رویگردانی از تو نزدت نیامدند تقلید میکنند، آنها سخن الله در تورات را موافق شهوات‏شان تغییر میدهند، و به پیروان‏شان میگویند: اگر حکم محمد ج با شهوات شما موافق بود از آن پیروی کنید، و اگر مخالف شهوات‏تان بود از آن دوری کنید، و – ای رسول- هرکس از مردم را که الله گمراهی او را اراده کند، تو کسی را نخواهی یافت که گمراهی را از او دور سازد و او را به راه حق هدایت کند، آن یهودیان و منافقانی که این صفات را دارند، همان کسانی هستند که الله پاکیزهشدن دلهای‏شان از کفر را اراده نکرده است، برای‏شان در دنیا خواری و ننگ است، و در آخرت عذابی بزرگ؛ که همان عذاب آتش است.

برخی فواید آیات:

• حکمت مشروعیت حد سرقت: برای بازداشتن دزد از تجاوز بر اموال مردم، و ترساندن دیگران از ارتکاب عملی که دزد مرتکب شده است.

• قبول توبۀ سارق تا زمانیکه نزد حاکم برده نشده است و باید مال مسروقه را بازگرداند، اما وقتیکه نزد حاکم برده شد حکم واجب میگردد و آنگاه حد با توبه ساقط نمیشود.

• سزاوار است که دعوتگر به‏سوی الله، به‏سبب کفر و نیرنگ و توطئۀ برخی از مردم، دچار غم و اندوه نشود؛ زیرا الله متعال نیرنگ آنها را باطل میگرداند.

• اشتیاق منافقان بر خشمگین کردن مؤمنان با اظهار اعمال کفر، هر چند ادعای اسلام دارند.

﴿سَمَّٰعُونَ لِلۡكَذِبِ أَكَّٰلُونَ لِلسُّحۡتِۚ فَإِن جَآءُوكَ فَٱحۡكُم بَيۡنَهُمۡ أَوۡ أَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡۖ وَإِن تُعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَإِنۡ حَكَمۡتَ فَٱحۡكُم بَيۡنَهُم بِٱلۡقِسۡطِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ٤٢ وَكَيۡفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ ٱلتَّوۡرَىٰةُ فِيهَا حُكۡمُ ٱللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوۡنَ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَۚ وَمَآ أُوْلَٰٓئِكَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ٤٣ إِنَّآ أَنزَلۡنَا ٱلتَّوۡرَىٰةَ فِيهَا هُدٗى وَنُورٞۚ يَحۡكُمُ بِهَا ٱلنَّبِيُّونَ ٱلَّذِينَ أَسۡلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَٱلرَّبَّٰنِيُّونَ وَٱلۡأَحۡبَارُ بِمَا ٱسۡتُحۡفِظُواْ مِن كِتَٰبِ ٱللَّهِ وَكَانُواْ عَلَيۡهِ شُهَدَآءَۚ فَلَا تَخۡشَوُاْ ٱلنَّاسَ وَٱخۡشَوۡنِ وَلَا تَشۡتَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِي ثَمَنٗا قَلِيلٗاۚ وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ٤٤ وَكَتَبۡنَا عَلَيۡهِمۡ فِيهَآ أَنَّ ٱلنَّفۡسَ بِٱلنَّفۡسِ وَٱلۡعَيۡنَ بِٱلۡعَيۡنِ وَٱلۡأَنفَ بِٱلۡأَنفِ وَٱلۡأُذُنَ بِٱلۡأُذُنِ وَٱلسِّنَّ بِٱلسِّنِّ وَٱلۡجُرُوحَ قِصَاصٞۚ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِۦ فَهُوَ كَفَّارَةٞ لَّهُۥۚ وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٤٥ [المائدة: ۴۲-۴۵].

(۴۲) این یهودیان بسیار به دروغ گوش میدهند، و مال حرام مانند ربا را بسیار می‏خورند، پس – ای رسول- اگر برای دادخواهی نزد تو آمدند، اگر خواستی میان آن‏ها داوری کن، یا اگر خواستی از داوری میان آنها خودداری کن، زیرا تو میان این دو کار مخیر هستی، و اگر میان آنها داوری نکنی نخواهند توانست هیچ زیانی به تو برسانند، و اگر میان‏شان داوری کردی، به عدالت میان آنها حکم کن، هر چند ستمکار و دشمن باشند؛ زیرا الله کسانیکه در حکم‏شان عدالت را رعایت میکنند هر چند طرفین دعوا دشمنان حاکم باشند، را دوست دارد.

(۴۳) کار اینان بسیار شگفت است، چرا که به تو کفر میورزند، اما برای طمع در حکم تو به آنچه که موافق شهوات‏شان است نزد تو دادخواهی میکنند، درحالیکه تورات که ادعای ایمان به آن را دارند نزدشان است و حکم الله در آن وجود دارد، سپس اگر حکم تو موافق شهوات‏شان نباشد به آن پشت میکنند، پس هم به آنچه در کتاب‏شان آمده کفر میورزند و هم به حکم تو پشت میکنند، و کار اینان به کار مؤمنان نمیماند، پس به تو و آنچه که آوردهای مؤمن نیستند.

(۴۴) همانا ما تورات را بر موسی ÷ فرو فرستادیم که در آن راهنمایی و ارشاد بر خیر بود و نوری بود که از آن روشنایی گرفته میشد، و پیامبران بنیاسرائیل که با طاعت تسلیم الله بودند به موجب آن داوری میکردند، و همچنین علما و فقها به موجب آن داوری میکنند، همان کسانیکه به‏سبب اینکه الله آنها را محافظ و امین کتابش قرار داده بود که آن را از تحریف و تبدیل محافظت کنند، و بر آن گواه هستند که حق است، و مردم در مورد آن به آنها رجوع میکنند، بزرگ مردم هستند، پس – ای یهود- از مردم نترسید و فقط از من بترسید، و به جای حکم به آنچه که الله نازل فرموده است، بهای اندکی از ریاست یا مقام یا مال نگیرید، و هرکس به وسیله احکامی که الله به‏صورت وحی نازل کرده است حکم نکند، چه این کار را حلال بداند، یا غیر آن را بر آن ترجیح یا مساویش قرار دهد، آنها در حقیقت کافر هستند.

(۴۵) و در تورات بر یهود مقرر کردیم که هرکس کسی را از روی عمد و به ناحق بکشد در برابر او کشته میشود، و هرکس چشمی را به عمد درآورد چشمش درآورده میشود، و هرکس بینیای را به عمد ببُرد بینیاش بریده میشود، و هرکس گوشی را به عمد قطع کند گوشش قطع میشود، و هرکس دندانی را به عمد برکند دندانش کنده میشود، و بر آنها مقرر کردیم که در جراحات نیز جنایتکار به مانند جنایتش مجازات میشود، و هرکس داوطلبانه جنایتکار را ببخشد، گذشت او کفارۀ گناهانش خواهد بود، زیرا کسی را بخشیده که بر او ستم کرده است، و هرکس به موجب آنچه الله در مورد قصاص و غیر آن نازل فرموده است حکم نکند، متجاوز از حدود الله است.

برخی فواید آیات:

• برشمردن برخی صفات یهود، برای بیان گمراهی آنها و برحذرداشتن از آن؛ مانند دروغ، رباخواری و محبت دادخواهی به غیر شرع.

• بیان حکم عادلانۀ قصاص در نفسها و جراحات، که الله متعال آن را بر کسانیکه قبل از ما بودند فرض کرده بود.

• تشویق بر فضیلت گذشت از قصاص، و بیان اجر بزرگ آن که در پوشاندن گناهان تجسم مییابد.

• ترساندن از داوری به غیر آنچه که الله متعال در مورد قصاص و غیر آن نازل فرموده است.

﴿وَقَفَّيۡنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ مِنَ ٱلتَّوۡرَىٰةِۖ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَ فِيهِ هُدٗى وَنُورٞ وَمُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ مِنَ ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَهُدٗى وَمَوۡعِظَةٗ لِّلۡمُتَّقِينَ٤٦ وَلۡيَحۡكُمۡ أَهۡلُ ٱلۡإِنجِيلِ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فِيهِۚ وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ٤٧ وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَمُهَيۡمِنًا عَلَيۡهِۖ فَٱحۡكُم بَيۡنَهُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُۖ وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡ عَمَّا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡحَقِّۚ لِكُلّٖ جَعَلۡنَا مِنكُمۡ شِرۡعَةٗ وَمِنۡهَاجٗاۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَكُمۡ فِي مَآ ءَاتَىٰكُمۡۖ فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَيۡرَٰتِۚ إِلَى ٱللَّهِ مَرۡجِعُكُمۡ جَمِيعٗا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ٤٨ وَأَنِ ٱحۡكُم بَيۡنَهُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡ وَٱحۡذَرۡهُمۡ أَن يَفۡتِنُوكَ عَنۢ بَعۡضِ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَيۡكَۖ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعۡضِ ذُنُوبِهِمۡۗ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ لَفَٰسِقُونَ٤٩ أَفَحُكۡمَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ يَبۡغُونَۚ وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ٥٠ [المائدة: ۴۶-۵۰].

(۴۶) و به دنبال پیامبران بنیاسرائیل، عیسی ÷ پسر مریم را فرستادیم که به آنچه در تورات بود ایمان داشت و به آن حکم میکرد، و انجیل را به او دادیم که هدایت به‏سوی حق، دلایل برطرف کنندۀ شبهات و حلّ احکام مشکل را دربردارد، و موافق با تورات است که قبل از آن نازل شد مگر در موارد اندکی از احکامش که آنها را نسخ کرده است و انجیل را راهنمایی که با آن هدایت صورت میگیرد، و بازدارندهای از ارتکاب آنچه که بر آنها حرام شده است قرار دادیم.

(۴۷) و نصاری باید به آنچه که الله در انجیل نازل فرموده ایمان بیاورند، و – در سخن راستیکه قبل از بعثت محمد ج برای‏شان آورده است- به آن داوری کنند، و کسانیکه به موجب آنچه الله نازل کرده است داوری نکنند، خارجشدگان از طاعت الله، رهاکنندگان حق، و منحرفان به‏سوی باطل هستند.

الله پس از بیان تورات و انجیل و مدح آن دو، به بیان قرآن و مدح آن پرداخته و میفرماید:

(۴۸) و – ای رسول- ما قرآن را با سخن راستیکه هیچ شک و تردیدی در آن نیست که از جانب الله است بر تو نازل کردیم، که تصدیقکننده و مورد اعتماد کتاب‏هایی است که قبل از آن نازل شده است، و آنچه موافق با آن باشد حق، و هرچه مخالف با آن باشد باطل است، پس به موجب آنچه که الله در قرآن بر تو نازل کرده است میان مردم داوری کن، و از شهوات آنها که بر آن عمل میکنند، تا حقی را که الله بر تو نازل کرده و هیچ تردیدی در آن نیست رها کنند، پیروی مکن. در حقیقت برای هر امتی، شریعتی از احکام عملی و راهی روشن که به آن هدایت میشوند قرار دادهایم، و اگر الله وحدت شرایع را میخواست به‏طور قطع آنها را یکی میکرد، اما برای هر امتی، یک شریعت قرار داد، تا همگان را بیازماید و فرمان‏بردار را از نافرمان آشکار گرداند، پس به انجام نیکیها و ترک بدیها بشتابید، زیرا بازگشت شما در روز قیامت فقط به‏سوی الله است، و به زودی شما را از آنچه که در آن اختلاف دارید آگاه میکند، و جزای اعمالی را که فرستادهاید به شما خواهد داد.

(۴۹) و – ای رسول- به موجب آنچه که الله بر تو نازل کرده است میان آنها داوری کن، و نظرات آنها را که از هواپرستی سرچشمه میگیرد پیروی مکن، برحذر باش از اینکه تو را از بخشی از آنچه که الله بر تو نازل کرده است گمراه سازند، که در این کار هرگز کوتاهی نخواهند کرد، پس اگر از قبول داوری به موجب آنچه که الله بر تو نازل کرده است خودداری کردند، بدان که الله میخواهد آنها را به‏سبب برخی گناهان‏شان در دنیا مجازات کند، و در آخرت آنها را به خاطر تمام گناهان‏شان مجازات میکند، و بهراستی که بسیاری از مردم از طاعت الله خارج هستند.

(۵۰) آیا با رویگردانی از حکم تو، در جستجوی حکم پیروان جاهلیت، یعنی عبادتکنندگانِ تندیسها هستند که با پیروی از هوای نفس‏شان داوری میکنند؟! همانا نزد اهل یقین که از الله آنچه را که بر رسولش نازل کرده است فهمیدهاند، کسی برای داوری از الله بهتر نیست، برخلاف جاهلان و شهوتپرستان که فقط چیزی را می‏پذیرند که موافق هوای نفس‏شان است، هر چند باطل باشد.

برخی فواید آیات:

• پیامبران با وجود بعضی تفاوتها میان شرایع آنها در فروع، در اصول دین با هم متفق هستند.

• وجوب داور قرار دادن شریعت الله و رویگردانی از غیرش (شهوات).

• نکوهش دادخواهی به احکام و عرفهای پیروان جاهلیت.

﴿۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ ٱلۡيَهُودَ وَٱلنَّصَٰرَىٰٓ أَوۡلِيَآءَۘ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمۡ فَإِنَّهُۥ مِنۡهُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ٥١ فَتَرَى ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يُسَٰرِعُونَ فِيهِمۡ يَقُولُونَ نَخۡشَىٰٓ أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٞۚ فَعَسَى ٱللَّهُ أَن يَأۡتِيَ بِٱلۡفَتۡحِ أَوۡ أَمۡرٖ مِّنۡ عِندِهِۦ فَيُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَآ أَسَرُّواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ نَٰدِمِينَ٥٢ وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَهَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقۡسَمُواْ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ إِنَّهُمۡ لَمَعَكُمۡۚ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فَأَصۡبَحُواْ خَٰسِرِينَ٥٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَسَوۡفَ يَأۡتِي ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ يُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوۡمَةَ لَآئِمٖۚ ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ٥٤ إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُمۡ رَٰكِعُونَ٥٥ وَمَن يَتَوَلَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزۡبَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلۡغَٰلِبُونَ٥٦ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ دِينَكُمۡ هُزُوٗا وَلَعِبٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكُمۡ وَٱلۡكُفَّارَ أَوۡلِيَآءَۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٥٧ [المائدة: ۵۱-۵۷].

(۵۱) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، یهود و نصاری را همپیمان و دوست خود نگیرید که آنها را دوست داشته باشید، زیرا یهود فقط پیروان ملت خودشان را دوست دارند، و نصاری نیز فقط پیروان ملت خودشان را دوست دارند، و هر دو گروه در دشمنی با شما متحد هستند، و هرکس از شما که آنها را به دوستی بگیرد، از آنها به شمار میرود، به راستی که الله گروه ستمکاران را به‏سبب دوستی‏شان با کفار هدایت نمیکند.

(۵۲) پس – ای رسول- منافقان ضعیف الایمان را میبینی که به دوستی با یهود و نصاری مبادرت میورزند و میگویند: میترسیم که آنها پیروز شوند، و به قدرت برسند آنگاه امر ناگواری از جانب آنها به ما برسد، امید است که الله برای رسولش و مؤمنان پیروزی قرار دهد، یا امری از جانب خود بیاورد که با آن حملۀ یهودیان و کسانیکه آن‏ها را به دوستی گرفتند دفع کند، آنگاه کسانیکه به دوستی با آنها مبادرت ورزیدند، به‏سبب بطلان اسباب واهیِ نفاق که در دلهای‏شان پنهان میکردند، از آن پشیمان شوند.

(۵۳) و مؤمنان با تعجب از حال این منافقان میگویند: آیا اینان بودند که سوگندهای محکم ایراد میکردند که: - ای مؤمنان- در ایمان و یاری و دوستی با شما هستیم؟! اعمال‏شان تباه شد، پس به‏سبب نابودی هدفشان و عذابی که برای‏شان آماده شده است زیانکار شدند.

(۵۴) ای کسانیکه ایمان آوردهاید هر یک از شما که از دین خود به‏سوی کفر بازگردد، به زودی الله به جای آنها ، گروهی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز به‏سبب پایداری‏شان او را دوست دارند، نسبت به مؤمنان مهربان و در برابر کافران سختگیر هستند؛ با اموال و جانهای‏شان جهاد میکنند تا سخن الله برتر باشد، و از سرزنش کسیکه آنها را سرزنش کند هراسی ندارند؛ چون رضایت الله را بر رضایت مخلوقات ترجیح دادهاند، این بخشش الله است که آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد میدهد، و الله دارای فضل و احسان گسترده است، میداند که چه کسی سزاوار فضل اوست پس به او میبخشد، و چه کسی سزاوار آن نیست پس او را از فضل خویش محروم میگرداند.

الله پس از نهی دوستی با یهود و نصاری و سایر کافران، از کسانی خبر میدهد که دوستی با آنها برای مؤمنان مقرر شده است:

(۵۵) یهود و نصاری و سایر کافران، دوستان شما نیستند، بلکه دوست و یاور شما، الله و رسولش، و مؤمنان هستند که نماز را به صورت کامل برپا میدارند، و زکات اموال‏شان را میپردازند و در برابر الله فروتن و خاضع هستند.

(۵۶) هرکس الله و رسولش و مؤمنان را با یاریکردن دوست خود بگیرد، از حزب الله است، و حزب الله هستند که چیره میشوند؛ زیرا الله یاورشان است.

(۵۷) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، یهودیان و نصاری را که قبل از شما به آنها کتاب داده شد و مشرکان که دین شما را به تمسخر و بازی میگیرند، همپیمان و دوست نگیرید، و با پرهیز از دوستی با آنها که الله شما را از آن نهی میکنند از الله بترسید، اگر به او تعالی، و آنچه که بر شما نازل کرده است ایمان دارید.

برخی فواید آیات:

• آگاه کردن از عقیدۀ ولاء و براء که در موالات و محبت به الله و رسولش و مؤمنان، و انزجار از کافران و پرهیز از محبت آنها خلاصه میشود.

• دوستی با دشمنان الله متعال، از صفات منافقان است.

• یاری ندادن و کوتاهی در یاری دین، گاهی منجر به نابودی کوتاهیکننده و آوردن دیگران شده، و لیاقت یاریکردن دین، از او سلب میشود.

• برحذر داشتن از مسخرهکنندگان دین الله متعال و دوستی با آنها؛ چه کافران و چه منافقان،.

﴿وَإِذَا نَادَيۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ ٱتَّخَذُوهَا هُزُوٗا وَلَعِبٗاۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡقِلُونَ٥٨ قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ هَلۡ تَنقِمُونَ مِنَّآ إِلَّآ أَنۡ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡنَا وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبۡلُ وَأَنَّ أَكۡثَرَكُمۡ فَٰسِقُونَ٥٩ قُلۡ هَلۡ أُنَبِّئُكُم بِشَرّٖ مِّن ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِندَ ٱللَّهِۚ مَن لَّعَنَهُ ٱللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيۡهِ وَجَعَلَ مِنۡهُمُ ٱلۡقِرَدَةَ وَٱلۡخَنَازِيرَ وَعَبَدَ ٱلطَّٰغُوتَۚ أُوْلَٰٓئِكَ شَرّٞ مَّكَانٗا وَأَضَلُّ عَن سَوَآءِ ٱلسَّبِيلِ٦٠ وَإِذَا جَآءُوكُمۡ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا وَقَد دَّخَلُواْ بِٱلۡكُفۡرِ وَهُمۡ قَدۡ خَرَجُواْ بِهِۦۚ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا كَانُواْ يَكۡتُمُونَ٦١ وَتَرَىٰ كَثِيرٗا مِّنۡهُمۡ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِ وَأَكۡلِهِمُ ٱلسُّحۡتَۚ لَبِئۡسَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٦٢ لَوۡلَا يَنۡهَىٰهُمُ ٱلرَّبَّٰنِيُّونَ وَٱلۡأَحۡبَارُ عَن قَوۡلِهِمُ ٱلۡإِثۡمَ وَأَكۡلِهِمُ ٱلسُّحۡتَۚ لَبِئۡسَ مَا كَانُواْ يَصۡنَعُونَ٦٣ وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغۡلُولَةٌۚ غُلَّتۡ أَيۡدِيهِمۡ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْۘ بَلۡ يَدَاهُ مَبۡسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيۡفَ يَشَآءُۚ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرٗا مِّنۡهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ طُغۡيَٰنٗا وَكُفۡرٗاۚ وَأَلۡقَيۡنَا بَيۡنَهُمُ ٱلۡعَدَٰوَةَ وَٱلۡبَغۡضَآءَ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ كُلَّمَآ أَوۡقَدُواْ نَارٗا لِّلۡحَرۡبِ أَطۡفَأَهَا ٱللَّهُۚ وَيَسۡعَوۡنَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَسَادٗاۚ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُفۡسِدِينَ٦٤ [المائدة: ۵۸-۶۴].

(۵۸) و همچنین هنگامیکه برای اعلام نماز که بزرگترین عبادتی است که سبب نزدیکی به الله میشود اذان میگویید، مسخره و شوخی میکنند، این به‏سبب آن است که آنها مردمی هستند که در مورد معانی عبادت الله و احکامش که برای مردم تشریع فرموده است نمیاندیشند.

(۵۹)- ای رسول- به مسخرهکنندگان از اهل کتاب بگو: آیا اینکه به ما ایراد می‏گیرید جز به این خاطر است که به الله و آنچه بر ما نازل فرموده، و آنچه بر افراد پیش از ما نازل فرموده ایمان داریم، و ایمان داریم به اینکه اکثر شما با ترک ایمان و اجرا نکردن اوامر، از طاعت الله خارج هستید؟! پس آنچه را که شما بر ما ایراد می‏گیرید، برای ما پسندیده است و مذموم نیست.

(۶۰)- ای رسول- بگو: آیا شما را به کسانیکه عیبدارتر و دارای عذابی شدیدتر از اینها هستند خبر دهم، آنها پیشینیان‏شان هستند که الله آنها را از رحمت خویش راند و بعد از مسخ به صورت بوزینه و خوک درآورد، و از آنها عبادتکنندگانی برای طاغوت قرار داد، طاغوت هرکسی است که از روی رضایت به جای الله عبادت میشود، اینها در روز قیامت بدترین منزلت را دارند و گمراهترین افراد از راه راست هستند.

(۶۱) و – ای مؤمنان- هرگاه منافقان آنها نزدتان میآیند، از روی نفاق برای‏تان اظهار ایمان میکنند، اما در حقیقت با کفر که از آن جدا نمیشوند وارد میشوند و با کفر خارج میشوند، و اگرچه برای‏تان اظهار ایمان میکنند، الله به کفری که آن را پنهان میدارند داناتر است و به زودی آنها را در قبال این کفر مجازات خواهد کرد.

(۶۲) و – ای رسول- بسیاری از یهودیان و منافقان را میبینی که بر ارتکاب گناهان مانند دروغ و تجاوز بر دیگران با ستم بر آنها و خوردن اموال مردم به حرام، مبادرت میورزند، و چه بد است آنچه را که انجام میدهند.

(۶۳) چرا پیشوایان و علمای‏شان آنها را از سخن دروغ و گواهی بهناحق و خوردن اموال مردم به باطل که در انجام آن میشتابند باز نمیدارند، بهراستی که کار پیشوایان و علمای‏شان بسیار بد است که آنها را از منکر نهی نمیکنند.

(۶۴) یهودیان وقتی به سختی و خشکسالی گرفتار شدند گفتند: دست الله از بخشش خیر و عطا بسته است، و آنچه را که دارد از ما باز میدارد، همانا دستان خودشان از کار خیر و بخشش بازداشته شده است، و به‏سبب این سخن‏شان از رحمت الله رانده شدند، بلکه دو دست الله به خیر و بخشش گشوده است، هرگونه بخواهد انفاق میکند، گشایش یا تنگی میآورد، و هیچ بازدارنده یا اجبار کنندهای ندارد، و – ای رسول- آنچه به‏سوی تو فرو فرستاده شده است، چیزی جز تجاوز از حد و انکار، بر یهود نمیافزاید، این به‏سبب حسادتی است که به آن گرفتارند، و دشمنی و کینه میان قبایل یهود انداختیم، هرگاه برای جنگ گرد هم آمدند، و ساز و برگ جنگی فراهم کردند، یا برای برافروختن جنگ دسیسه کردند، الله جمع آنها را پراکنده ساخت، و نیروی‏شان را از بین برد، و همیشه در ارتکاب تلاش برای ابطال اسلام و نیرنگ علیه آن که فساد در زمین را به بار میآورد میکوشند، و الله فسادکاران را دوست ندارد.

برخی فواید آیات:

• سرزنش عالم به خاطر سکوت او در برابر گناهان قومش و بیان نکردن منکرات آنها و برحذر نداشتن آنها از این منکرات.

• بیادبی یهودیان در برابر الله متعال، زیرا او سبحانه را اینگونه توصیف کردند که دستش بسته است و خیر را منع میکند.

• اثبات صفت دو دست (برای الله متعال)، به وجهی که سزاوار ذات و جلال و قدرت بزرگ او تعالی است.

• اشاره به اینکه مشاجره و اختلاف و دشمنی میان برخی قبایل یهود، نتیجۀ کفر و انحراف آنها از حق است.

﴿وَلَوۡ أَنَّ أَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ ءَامَنُواْ وَٱتَّقَوۡاْ لَكَفَّرۡنَا عَنۡهُمۡ سَيِّ‍َٔاتِهِمۡ وَلَأَدۡخَلۡنَٰهُمۡ جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ٦٥ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ أَقَامُواْ ٱلتَّوۡرَىٰةَ وَٱلۡإِنجِيلَ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِم مِّن رَّبِّهِمۡ لَأَكَلُواْ مِن فَوۡقِهِمۡ وَمِن تَحۡتِ أَرۡجُلِهِمۚ مِّنۡهُمۡ أُمَّةٞ مُّقۡتَصِدَةٞۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ سَآءَ مَا يَعۡمَلُونَ٦٦ ۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۖ وَإِن لَّمۡ تَفۡعَلۡ فَمَا بَلَّغۡتَ رِسَالَتَهُۥۚ وَٱللَّهُ يَعۡصِمُكَ مِنَ ٱلنَّاسِۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٦٧ قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لَسۡتُمۡ عَلَىٰ شَيۡءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُواْ ٱلتَّوۡرَىٰةَ وَٱلۡإِنجِيلَ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُمۡۗ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرٗا مِّنۡهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ طُغۡيَٰنٗا وَكُفۡرٗاۖ فَلَا تَأۡسَ عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ٦٨ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَادُواْ وَٱلصَّٰبِ‍ُٔونَ وَٱلنَّصَٰرَىٰ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٦٩ لَقَدۡ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَأَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمۡ رُسُلٗاۖ كُلَّمَا جَآءَهُمۡ رَسُولُۢ بِمَا لَا تَهۡوَىٰٓ أَنفُسُهُمۡ فَرِيقٗا كَذَّبُواْ وَفَرِيقٗا يَقۡتُلُونَ٧٠ [المائدة: ۶۵-۷۰].

(۶۵) و اگر یهود و نصاری به آنچه که محمد ج آورده است ایمان میآوردند، و با اجتناب از گناهان از الله میترسیدند، به‏طور قطع گناهانی را که مرتکب شده بودند هر چند کبیره بودند میبخشیدیم، و در روز قیامت آنها را به بهشتهایی پرنعمت در می‏آوردیم، که از نعمتهای همیشگی آن بهره میبردند.

(۶۶) و اگر یهود به آنچه در تورات آمده، و نصاری به آنچه در انجیل آمده عمل میکردند، و همگی به قرآن که بر آنها نازل شده است عمل میکردند، به‏طور قطع اسباب روزی، یعنی نزول باران و روییدن گیاهان را برای‏شان فراهم میساختم، برخی از اهل کتاب، میانهرو و در راه حق ثابت هستند، اما بسیاری از آنها به دلیل عدم ایمان‏شان، رفتار بد مرتکب میشوند.

(۶۷) ای رسول، آنچه را که از جانب پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده است به صورت کامل اعلام کن، و ذرهای از آن را پوشیده مدار؛ که اگر ذرهای از آن را کتمان کنی رسالت پروردگارت را ابلاغ نکردهای (رسول الله ج تمام آنچه را که به تبلیغ آن امر شده بود ابلاغ کرده است، پس هرکس خلاف این امر را ادعا میکند به تحقیق که بزرگترین افترا را بر الله بسته است)، و از امروز به بعد الله تو را در برابر مردم حمایت میکند، و هیچ آسیبی به تو نمیتوانند برسانند، پس جز ابلاغ بر تو نیست، و الله کافران را که خواهان هدایت نیستند، به هدایت توفیق نمیدهد.

(۶۸)- ای رسول- بگو: - ای یهودیان و مسیحیان- شما بر هیچ دین معتبری نخواهید بود تا اینکه به آنچه در تورات و انجیل آمده عمل کنید، و به قرآن که ایمان شما جز با ایمان به آن و عمل به مطالب آن صحیح نمیشود و بر شما فرو فرستاده شده است عمل کنید. به‏طور قطع به‏سبب حسدی که دارند، آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است بر طغیانی روی طغیان، و کفری روی کفرِ بسیاری از اهل کتاب خواهد افزود، پس بر حال این کافران افسوس مخور، زیرا در مؤمنانی که از تو پیروی کردند بینیازی و کفایت وجود دارد.

(۶۹) همانا مؤمنان و یهودیان و صابئان که گروهی از پیروان برخی پیامبران بودند و نصاری، هرکس از آنها به الله و روز آخرت ایمان آورد و اعمال صالح انجام دهد، در آنچه که در پیش رو دارند بیمی بر آنها نیست، و بر بهرهای از دنیا که از دست دادهاند غمگین نیستند.

(۷۰) بهراستی که پیمانهای محکمی مبنی بر شنیدن و طاعت از بنیاسرائیل گرفتیم، اما پیمانهایی را که از آنها گرفته شده بود شکستند، و رویگردانی از آنچه که رسولان‏شان آورده بودند و تکذیب برخی و کشتن برخی دیگر از پیامبران را که هوای نفس‏شان به آن تمایل داشت پیروی کردند.

برخی فواید آیات:

• عمل به آنچه که الله متعال نازل کرده است، سبب پوشاندن بدیها و ورود به بهشت و گشایش در روزی است.

• راهنمایی دعوتگران به اینکه آن تبلیغی معتبر به شمار میآید و ذمه را بری میکند، که کامل و بدون کاستی، و در پرتو آنچه که در مورد آن وحی وارد شده است باشد.

• هیچ اعتقادی معتبر نیست و به حساب نمیآید مگر زمانیکه صاحب آن، بر اینکه از جانب الله متعال است دلیلی ارائه کند.

﴿وَحَسِبُوٓاْ أَلَّا تَكُونَ فِتۡنَةٞ فَعَمُواْ وَصَمُّواْ ثُمَّ تَابَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ ثُمَّ عَمُواْ وَصَمُّواْ كَثِيرٞ مِّنۡهُمۡۚ وَٱللَّهُ بَصِيرُۢ بِمَا يَعۡمَلُونَ٧١ لَقَدۡ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ مَرۡيَمَۖ وَقَالَ ٱلۡمَسِيحُ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡۖ إِنَّهُۥ مَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ ٱلۡجَنَّةَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ٧٢ لَّقَدۡ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ ثَالِثُ ثَلَٰثَةٖۘ وَمَا مِنۡ إِلَٰهٍ إِلَّآ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۚ وَإِن لَّمۡ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ٧٣ أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى ٱللَّهِ وَيَسۡتَغۡفِرُونَهُۥۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٧٤ مَّا ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ مَرۡيَمَ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُ وَأُمُّهُۥ صِدِّيقَةٞۖ كَانَا يَأۡكُلَانِ ٱلطَّعَامَۗ ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ ثُمَّ ٱنظُرۡ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ٧٥ قُلۡ أَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗاۚ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٧٦ قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لَا تَغۡلُواْ فِي دِينِكُمۡ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوٓاْ أَهۡوَآءَ قَوۡمٖ قَدۡ ضَلُّواْ مِن قَبۡلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرٗا وَضَلُّواْ عَن سَوَآءِ ٱلسَّبِيلِ٧٧ [المائدة: ۷۱-۷۷].

(۷۱) و گمان کردند که شکستن پیمانها و میثاقها، و تکذیب و کشتن پیامبران که مرتکب شدند، زیانی برای‏شان به همراه ندارد، اما آنچه را که گمان نمیکردند بر این کارشان مترتب شد، پس از دیدن حق کور شدند، و به آن هدایت نیافتند، و از شنیدن حق چنانکه قبول افتد، کَر گشتند، سپس الله برای لطف به آن‏ها، آنها را بخشید، سپس از دیدن حق کور، و از شنیدن آن کر گشتند، این امر برای بسیاری از آنها ایجاد شد، و الله اعمال آنها را میبیند، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند و به زودی آنها را در قبال اعمال‏شان مجازات خواهد کرد.

(۷۲) همانا مسیحیانی که گفتند الله همان عیسی مسیح ÷ پسر مریم است کفر ورزیدند، زیرا الوهیت را به غیر الله نسبت دادند، درحالیکه خود مسیح ÷ پسر مریم به آنها گفت: ای بنیاسرائیل، فقط الله را عبادت کنید، که او پروردگار من و پروردگار شماست، پس در بندگی او یکسان هستیم، زیرا هرکس غیر الله را با او شریک گرداند، به‏طور قطع الله او را از ورود به بهشت برای همیشه محروم میکند، و جایگاهش آتش جهنم است، و هیچ یاور و مددکاری نزد الله ندارد، و هیچ نجاتگری ندارد که او را از عذابی که در انتظارش است نجات دهد.

(۷۳) بهراستی که کافر شدند مسیحیانی که گفتند: همانا الله از سه (شخص) یعنی پدر و پسر و روحالقدس تشکیل شده است، الله از این سخن آنها بسیار برتر است، زیرا الله متعدد نیست، بلکه معبود یگانهای است که شریکی ندارد، و اگر از این سخن زشت و ناپسند باز نایستند، به‏طور قطع عذابی رنجآور به آنها میرسانیم.

(۷۴) آیا اینها از این سخن‏شان با توبه از آن شرکی که به الله مرتکب شدند بازنمی‏گردند؟! و الله توبهکار از هر گناهی که باشد، حتی گناه کفر به او، را میآمرزد و نسبت به مؤمنان مهربان است.

(۷۵) عیسی مسیح ÷ پسر مریم فقط رسولی از میان رسولان است، که همانند آن‏ها مرگ او را نیز فرا میگیرد، و مادرش مریم بسیار راستگو و تصدیق کننده بود، و هر دو غذا میخوردند چون به آن نیاز داشتند. حال با وجود نیاز به غذا چگونه می‏توانند معبود باشند؟! پس – ای رسول- به دقت بنگر که: چگونه آیات دال بر یگانگی و بطلان غلو آنها در نسبت الوهیت به غیر او سبحانه را برای‏شان روشن می‏گردانیم، اما باز هم این آیات را انکار میکنند، پس با دقت بنگر و بنگر که: با وجود این آیات روشن و دلالت کننده بر یگانگی الله، چگونه تا این حد از حق منحرف می‏شوند.

(۷۶)- ای رسول- برای اعتراض بر آنها در اینکه غیر الله را عبادت میکنند بگو: آیا چیزی را عبادت میکنید که هیچ نفعی برای‏تان جلب نمیکند، و هیچ زیانی را از شما دور نمیسازد؟! زیرا او ناتوان است، اما الله از ناتوانی منزه است، و فقط الله سخنان شما را میشنود، و ذرهای از آن بر او پنهان نمیماند، از اعمال شما آگاه است، و ذرهای از آنها بر او پوشیده نمیماند، و به زودی در قبال آن به شما جزا میدهد.

(۷۷)- ای رسول- به نصاری بگو: در پیروی از حق که به آن فرمان یافتهاید از حد مگذرید، و در بزرگداشت کسانی- مانند پیامبران - که به بزرگداشت آنها امر شدهاید غلو نکنید تا جاییکه به الوهیت آنها اعتقاد داشته باشید، چنانکه این کار را به‏سبب پیروی از پیشینیان گمراه خود در مورد عیسی ÷ پسر مریم انجام دادید، همان کسانیکه بسیاری از مردم را گمراه کردند، و از راه حق گمراه گشتند.

برخی فواید آیات:

• بیان کفر نصاری در ادعای آنها به الوهیت مسیح ÷، و بیان بطلان این ادعا، و دعوت به توبه از آن.

• یکی از دلایل انسان بودن مسیح ÷ و مادرش: غذا خوردن آن دو، و انجام آنچه که بر آن مترتب میشود، است.

• ناتوانی بر جلوگیری از ضرر و رساندن فایده، از دلایل آشکار بر عدم استحقاق معبودان غیر از الله، به الوهیت است؛ زیرا آنها ناتوان هستند.

• نهی از غلو و گذشتن از حد در برخورد با مخلوقات صالح الله متعال.

﴿لُعِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ لِسَانِ دَاوُۥدَ وَعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَۚ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعۡتَدُونَ٧٨ كَانُواْ لَا يَتَنَاهَوۡنَ عَن مُّنكَرٖ فَعَلُوهُۚ لَبِئۡسَ مَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ٧٩ تَرَىٰ كَثِيرٗا مِّنۡهُمۡ يَتَوَلَّوۡنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ لَبِئۡسَ مَا قَدَّمَتۡ لَهُمۡ أَنفُسُهُمۡ أَن سَخِطَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَفِي ٱلۡعَذَابِ هُمۡ خَٰلِدُونَ٨٠ وَلَوۡ كَانُواْ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلنَّبِيِّ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَا ٱتَّخَذُوهُمۡ أَوۡلِيَآءَ وَلَٰكِنَّ كَثِيرٗا مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ٨١ ۞لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ ٱلنَّاسِ عَدَٰوَةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلۡيَهُودَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواْۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقۡرَبَهُم مَّوَدَّةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّا نَصَٰرَىٰۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنۡهُمۡ قِسِّيسِينَ وَرُهۡبَانٗا وَأَنَّهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ٨٢ وَإِذَا سَمِعُواْ مَآ أُنزِلَ إِلَى ٱلرَّسُولِ تَرَىٰٓ أَعۡيُنَهُمۡ تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ ٱلۡحَقِّۖ يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱكۡتُبۡنَا مَعَ ٱلشَّٰهِدِينَ٨٣ [المائدة: ۷۸-۸۳].

(۷۸) الله سبحانه خبر میدهد که کافران بنیاسرائیل را در کتابی که بر داود ÷ نازل کرده است یعنی زبور، و در کتابی که بر عیسی ÷ پسر مریم نازل کرده است یعنی انجیل، از رحمت خویش رانده است. این راندن از رحمت، به‏سبب گناهان و تجاوز بر محرّمات الله است که مرتکب شدند.

(۷۹) آنها یکدیگر را از ارتکاب گناه نهی نمیکردند، بلکه گناهکاران آنها، گناهان و منکرات را آشکارا مرتکب میشدند؛ زیرا کسی نبود که بر آنها اعتراض کند. بهراستی بسیار بد بود که نهی از مُنکَر را ترک میکردند.

(۸۰)- ای رسول- بسیاری از کافرانِ این یهودیان را میبینی که کافران را دوست دارند و به‏سوی آنها متمایل میشوند، و با تو و یکتاپرستان دشمنی میکنند، دوستی آنها با کافران بسیار بد است؛ زیرا سبب میشود که الله بر آنها خشم گیرد و آنها را در آتشی درآورد که همیشه در آن میمانند و هرگز از آن خارج نمیشوند.

(۸۱) و اگر این یهودیان، واقعاً به الله و پیامبرش ایمان میآوردند، به جای مؤمنان، مشرکان را به عنوان دوستانی نمیگرفتند که آنها را دوست داشته باشند و به آنها متمایل شوند، زیرا نهی شدهاند از اینکه کافران را به دوستی بگیرند، اما بسیاری از این یهودیان، از طاعت و دوستی الله و دوستی مؤمنان خارج هستند.

(۸۲)- ای رسول- همانا دشمنترین مردم با مؤمنان به خودت و با آنچه که آوردهای را یهودیان مییابی؛ زیرا آنها به کینه و حسادت و غرور، و عبادت نمادها گرفتار هستند، و نیز سایر مشرکان به الله، و نزدیکترین مردم از نظر دوستی به مؤمنان به خودت و آنچه که آوردهای را کسانی مییابی که در مورد خودشان میگویند: نصاری هستند، نزدیکی اینها به مؤمنان از لحاظ محبت به این سبب است که برخی از آنها علما و بندگانی متواضع و غیرمتکبر هستند؛ زیرا خیر به قلب متکبر نمیرسد.

(۸۳) و دلهای اینها – مانند نجاشی و یارانش- نرم است، زیرا هنگام شنیدن قرآن که نازل شده است وقتی دانستند که حق است، از روی خشوع گریه میکنند، چون آنچه را عیسی ÷ آورده است میشناسند، و میگویند: ای پروردگار ما، به آنچه که بر رسولت محمد ج فروفرستادی ایمان آوردیم، پس – ای پروردگار ما- ما را در زمرۀ امت محمد ج که در روز قیامت، بر مردم حجت هستند بنویس.

برخی فواید آیات:

• ترک امر به معروف و نهی از منکر، موجب لعنت و راندهشدن از رحمت الله متعال است.

• از نشانههای ایمان: دوستی به خاطر الله و دشمنی به‏خاطر الله است.

• دوستی با دشمنان الله، موجب خشم الله بر فاعل آن است.

• دشمنی زیاد یهود و مشرکان با مسلمانان؛ و در مقابل، وجود گروههایی از نصاری که محبت با اسلام را برای خود برگزیدهاند؛ چون میدانند که اسلام حق است.

﴿وَمَا لَنَا لَا نُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَمَا جَآءَنَا مِنَ ٱلۡحَقِّ وَنَطۡمَعُ أَن يُدۡخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلصَّٰلِحِينَ٨٤ فَأَثَٰبَهُمُ ٱللَّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٨٥ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ٨٦ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُحَرِّمُواْ طَيِّبَٰتِ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكُمۡ وَلَا تَعۡتَدُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ٨٧ وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلٗا طَيِّبٗاۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِيٓ أَنتُم بِهِۦ مُؤۡمِنُونَ٨٨ لَا يُؤَاخِذُكُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغۡوِ فِيٓ أَيۡمَٰنِكُمۡ وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ ٱلۡأَيۡمَٰنَۖ فَكَفَّٰرَتُهُۥٓ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَٰكِينَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِيكُمۡ أَوۡ كِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِيرُ رَقَبَةٖۖ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٖۚ ذَٰلِكَ كَفَّٰرَةُ أَيۡمَٰنِكُمۡ إِذَا حَلَفۡتُمۡۚ وَٱحۡفَظُوٓاْ أَيۡمَٰنَكُمۡۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٨٩ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّمَا ٱلۡخَمۡرُ وَٱلۡمَيۡسِرُ وَٱلۡأَنصَابُ وَٱلۡأَزۡلَٰمُ رِجۡسٞ مِّنۡ عَمَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَٱجۡتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٩٠ [المائدة: ۸۴-۹۰].

(۸۴) و (میگویند) چه سببی مانع میان ما و ایمان به الله و حقیقتی که محمد ج آورده است میشود؟! درحالیکه به ورود به بهشت همراه پیامبران و پیروان‏شان که فرمان‏بردار الله و ترسان از عذاب او هستند، امید داریم.

(۸۵) پس الله به‏سبب ایمان و اعتراف‏شان به حق، بهشتهایی به آنها پاداش داد که نهرها از زیر کاخها و درختان‏شان جاری است و برای همیشه در آن میمانند، این پاداش نیکوکاران در پیروی آنها از حق و گردن نهادن به آن بدون هیچ قید و شرطی است.

(۸۶) و کسانیکه به الله و رسولش کفر ورزیدند، و آیات الله را که بر رسولش فرو فرستاد انکار کردند، ساکن آتش شعلهور هستند، و هرگز از آن خارج نمیشوند.

(۸۷) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، لذتهای مباح از خوردنیها و نوشیدنیها و ازدواجها را از باب زهد و تعبد حرام نکنید، و در مورد آنچه الله بر شما حرام کرده است از حد مگذرید، زیرا الله متجاوزان از حدودش را دوست ندارد، بلکه از آنها بیزار است.

(۸۸) و از روزیِ الله که برای‏تان فرستاده است حلال و پاکیزۀ آن را بخورید، نه حرام آن مانند مال گرفته شده با غصب یا نجس شده، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، از او تعالی بترسید، زیرا شما به او ایمان دارید، و ایمان شما به او، بر شما واجب میگرداند که از او بترسید.

(۸۹)- ای مؤمنان- الله شما را به موجب سوگندهایی که بدون قصد بر زبانهای‏تان جاری میشود مورد محاسبه قرار نمیدهد، بلکه شما را در قبال سوگندهایی که از روی تصمیم و اراده میخورید و میشکنید مؤاخذه میکند. انجام یکی از سه عمل زیر به‏طور اختیاری، گناه سوگندهایی را که از روی اراده به زبان میآورید و آنها را می‏شکنید، از بین میبَرَد: غذا دادن به ده مسکین از غذای متوسط مردم شهرتان، برای هر مسکین نصف صاع، یا پوشاندن ده مسکین با لباسی که عرف است، یا آزاد کردن بردهای مؤمن؛ اما اگر برای کسیکه میخواهد کفارۀ یمینش را بپردازد هیچیک از این سه مورد مقدور نبود، برای کفارۀ سوگند خویش سه روز روزه بگیرد، - ای مؤمنان- آنچه بیان شد، کفارۀ سوگندهای‏تان است آنگاه که به الله سوگند یاد می‏کنید و آنها را میشکنید، و سوگندهای‏تان را از قسم دروغ به الله، و قسم زیاد به الله و وفا نکردن به قسم زمانیکه وفاکردن به آن خیر باشد محافظت کنید. اما کار خیر را انجام دهید، و کفارۀ سوگندهای‏تان را بپردازید، الله متعال همانند کفارۀ یمین، احکام روشن خویش بر حلال و حرام را نیز برای‏تان بیان میکند، باشد که شکر او را به جای آورید که آنچه را نمیدانستید به شما آموخت.

(۹۰) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، همانا مسکر (مست کننده) که عقل را از بین میبرد، و قماری که دربردارنده عوض از طرفین است، و سنگهایی که مشرکان برای تعظیم آنها در کنارشان قربانی میکنند یا آنها را برای عبادت نصب میکنند، و تیرهایی که با آنها غیبی را که برای‏شان تقسیم شده بود طلب میکردند، تمام این موارد، گناه است که شیطان آن را میآراید، پس از آن دوری کنید باشد که به زندگی گرامی در دنیا و نعمتهای بهشت در آخرت دست یابید.

برخی فواید آیات:

• امر به جستجوی روزیهای پاکیزه و ترک روزیهای ناپاک.

• عدم مؤاخذه بر سوگند بدون تصمیم و ارادۀ قلبی؛ و مؤاخذه بر سوگندهای با تصمیم قلبی که شخص سوگند بخورد کاری انجام دهد یا انجام ندهد.

• بیان اینکه کفارۀ یمین: اطعام ده مسکین، یا پوشاندن آنها، یا آزاد کردن یک بردۀ مؤمن است، و اگر کسیکه میخواهد کفارۀ یمین خود را بپردازد توان انجام هیچیک از امور مذکور را ندارد، برای کفارۀ سوگند خویش سه روز روزه بگیرد.

• ... ﭔ ﭕ ...، آخرین آیهای است که در مورد خمر نازل شده و نص در تحریم خمر است.

﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَن يُوقِعَ بَيۡنَكُمُ ٱلۡعَدَٰوَةَ وَٱلۡبَغۡضَآءَ فِي ٱلۡخَمۡرِ وَٱلۡمَيۡسِرِ وَيَصُدَّكُمۡ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَعَنِ ٱلصَّلَوٰةِۖ فَهَلۡ أَنتُم مُّنتَهُونَ٩١ وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَٱحۡذَرُواْۚ فَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ فَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ٩٢ لَيۡسَ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جُنَاحٞ فِيمَا طَعِمُوٓاْ إِذَا مَا ٱتَّقَواْ وَّءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ ثُمَّ ٱتَّقَواْ وَّءَامَنُواْ ثُمَّ ٱتَّقَواْ وَّأَحۡسَنُواْۚ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٩٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَيَبۡلُوَنَّكُمُ ٱللَّهُ بِشَيۡءٖ مِّنَ ٱلصَّيۡدِ تَنَالُهُۥٓ أَيۡدِيكُمۡ وَرِمَاحُكُمۡ لِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَخَافُهُۥ بِٱلۡغَيۡبِۚ فَمَنِ ٱعۡتَدَىٰ بَعۡدَ ذَٰلِكَ فَلَهُۥ عَذَابٌ أَلِيمٞ٩٤ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقۡتُلُواْ ٱلصَّيۡدَ وَأَنتُمۡ حُرُمٞۚ وَمَن قَتَلَهُۥ مِنكُم مُّتَعَمِّدٗا فَجَزَآءٞ مِّثۡلُ مَا قَتَلَ مِنَ ٱلنَّعَمِ يَحۡكُمُ بِهِۦ ذَوَا عَدۡلٖ مِّنكُمۡ هَدۡيَۢا بَٰلِغَ ٱلۡكَعۡبَةِ أَوۡ كَفَّٰرَةٞ طَعَامُ مَسَٰكِينَ أَوۡ عَدۡلُ ذَٰلِكَ صِيَامٗا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمۡرِهِۦۗ عَفَا ٱللَّهُ عَمَّا سَلَفَۚ وَمَنۡ عَادَ فَيَنتَقِمُ ٱللَّهُ مِنۡهُۚ وَٱللَّهُ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٍ٩٥ [المائدة: ۹۱-۹۵].

(۹۱) همانا هدف شیطان از آراستن مسکر و قمار این است که دشمنی و کینه در دلها بیفکند، و از یاد الله و نماز باز دارد، پس آیا شما – ای مؤمنان- این منکرات را رها میکنید؟ بدون تردید این کار سزاوار شماست، پس دست بکشید.

(۹۲) و با اجرای آنچه شرع به آن فرمان داده و اجتناب از آنچه نهی کرده است، از الله و رسولش فرمان‏برداری کنید، و از مخالفت بپرهیزید، زیرا اگر از این کار خودداری کردید، بدانید که فقط تبلیغ آنچه الله به تبلیغ آن امر کرده، بر عهدۀ رسول ما است، و به یقین، این تبلیغ را انجام داده است، پس اگر هدایت یافتید به نفع خود شماست، و اگر بدی کردید به زیان خود شماست.

پس از نزول تحریم خمر، برخی از مؤمنان آرزو کردند که از حال برادران‏شان که قبل از تحریم خمر بر اسلام مرده بودند آگاه شوند؛ آنگاه آیۀ زیر نازل شد:

(۹۳) کسانیکه به الله ایمان آوردند، و برای تقرب به او اعمال صالح انجام دادند، گناهی بر آنها در خمری که قبل از تحریم آن خوردهاند نیست، به شرط آنکه از محرمات پرهیز کنند، از خشم الله بر خود بترسند، به او ایمان آورند، اعمال صالح انجام دهند، سپس بر ترس خویش از الله چنان بیفزایند که وقتی او را عبادت میکنند گویی او را میبینند، و الله کسانی را که چنین او را عبادت میکنند که گویی او را میبینند دوست دارد؛ زیرا در این نوع عبادت احساس ترس همیشگی از الله وجود دارد، و سبب میشود که مؤمن عمل خویش را به نیکی و کامل انجام دهد.

(۹۴) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، الله شما را درحالیکه مُحرم هستید با فرستادن چیزی از شکار بیابانی به‏سوی شما که کوچک آن در دسترس دستان‏تان و بزرگ آن در دسترس نیزههای‏تان قرار دارد، خواهد آزمود، تا الله - به علم آشکار کنندهای که بندگان را بر اساس آن محاسبه میکند- معلوم دارد که چه کسی به‏سبب ایمان کامل به علم الله، در نهان از او میترسد، و از ترس آفریدگارش که عملش بر او پوشیده نمی‏ماند شکار نمیکند، پس هرکس از حد بگذرد، و در حال احرام به حج یا عمره شکار کند، عذابی رنجآور در روز قیامت دارد؛ زیرا با آنچه الله از آن نهی فرموده، مخالفت ورزیده است.

(۹۵) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، درحالیکه به حج یا عمره مُحرم هستید، شکار بیابانی را نکشید، و هر یک از شما که از روی عمد آن را بکشد همانند شکاری که کشته است، از شتر یا گاو یا گوسفند جزای اوست، که باید دو مرد عادل از میان مسلمانان به این همانندی حکم کنند، و آنچه به آن حکم شده است همانند هَدی به مکه فرستاده شده و در آنجا ذبح میگردد، یا معادل قیمت آن، به فقرای حرم غذا داده میشود. برای هر فقیر نصف صاع، یا در ازای هر نصف صاع از غذا، یک روز روزه گرفتن است. تمام این مجازاتها برای آن است که قاتل شکار، عذاب قتل آن را بچشد. الله قتل شکار حرم و قتل شکار بیابانی توسط مُحرم، قبل از تحریم آن را بخشیده است، و هرکس پس از تحریم به آن بازگردد، الله با عذاب او بر این کار از او انتقام می‏گیرد، و الله نیرومند و شکست ناپذیر است، از قدرت او این است که اگر بخواهد از هرکس از او نافرمانی کند انتقام میگیرد، و هیچچیز نمیتواند مانع او از این کار شود.

برخی فواید آیات:

• مؤاخذه نکردن شخص در قبال آنچه که حرام نگشته یا از تحریم آن آگاه نشده است.

• تحریم شکار بر کسیکه برای حج یا عمره احرام بسته است، و بیان کفارۀ قتل آن.

• یکی از حکمتهای الله در تحریم، آزمایش و خالصسازی بندگانش، و در کفاره، بازداشتن و منع است.

﴿أُحِلَّ لَكُمۡ صَيۡدُ ٱلۡبَحۡرِ وَطَعَامُهُۥ مَتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِلسَّيَّارَةِۖ وَحُرِّمَ عَلَيۡكُمۡ صَيۡدُ ٱلۡبَرِّ مَا دُمۡتُمۡ حُرُمٗاۗ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِيٓ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٩٦ ۞جَعَلَ ٱللَّهُ ٱلۡكَعۡبَةَ ٱلۡبَيۡتَ ٱلۡحَرَامَ قِيَٰمٗا لِّلنَّاسِ وَٱلشَّهۡرَ ٱلۡحَرَامَ وَٱلۡهَدۡيَ وَٱلۡقَلَٰٓئِدَۚ ذَٰلِكَ لِتَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَأَنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ٩٧ ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ وَأَنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٩٨ مَّا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُۗ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا تَكۡتُمُونَ٩٩ قُل لَّا يَسۡتَوِي ٱلۡخَبِيثُ وَٱلطَّيِّبُ وَلَوۡ أَعۡجَبَكَ كَثۡرَةُ ٱلۡخَبِيثِۚ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ١٠٠ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَسۡ‍َٔلُواْ عَنۡ أَشۡيَآءَ إِن تُبۡدَ لَكُمۡ تَسُؤۡكُمۡ وَإِن تَسۡ‍َٔلُواْ عَنۡهَا حِينَ يُنَزَّلُ ٱلۡقُرۡءَانُ تُبۡدَ لَكُمۡ عَفَا ٱللَّهُ عَنۡهَاۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٞ١٠١ قَدۡ سَأَلَهَا قَوۡمٞ مِّن قَبۡلِكُمۡ ثُمَّ أَصۡبَحُواْ بِهَا كَٰفِرِينَ١٠٢ مَا جَعَلَ ٱللَّهُ مِنۢ بَحِيرَةٖ وَلَا سَآئِبَةٖ وَلَا وَصِيلَةٖ وَلَا حَامٖ وَلَٰكِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۖ وَأَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ١٠٣ [المائدة: ۹۶-۱۰۳].

(۹۶) الله شکار حیوانات آبی، و آنچه را که دریا به صورت مرده یا زنده برای‏تان بیرون میدهد برای‏تان حلال قرار داده است تا برای هرکس از شما، چه مقیم و چه مسافر، که از آن توشه برمیگیرد، منفعتی باشد. و شکار بیابان را تا زمانیکه به حج یا عمره مُحرم هستید بر شما حرام قرار داده است، و با امتثال اوامر و اجتناب از نواهی الله، تقوای او را پیشه کنید، زیرا او کسی است که در روز قیامت فقط به‏سوی او باز می‏گردید، آنگاه جزای اعمال‏تان را به شما میدهد.

(۹۷) الله کعبه بیت الحرام را وسیلۀ برپایی (مصالح) مردم قرار داده، که مصالح دینی آنها از نماز، حج و عمره، و مصالح دنیوی آنها با امنیت در حرم و گردآوری ثمرات هر چیزی به آنجا، بر آن استوار است. و ماههای حرام (ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب) را با رهایی دادن مردم در این ماهها از کشتار آنها توسط دیگران، و قربانیهای بینشان و نشانهدار را که به‏سوی حرم روانه میشوند با رهایی دادن صاحبان‏شان از افتادن در معرض خطر، به همین هدف مقرر داشته است. این نعمتها که الله برای‏تان ارزانی داشته است برای این است که بدانید الله هرچه در آسمانها و زمین است را میداند، و از هر چیزی آگاه است؛ زیرا تشریع این حکم از جانب او تعالی- برای جلب مصالح‏تان و دفع زیانها از شما قبل از اینکه ایجاد شوند- بر علم او نسبت به مصالح بندگانش دلالت دارد.

(۹۸)- ای مردم- بدانید که الله نسبت به کسیکه از او نافرمانی کند سختکیفر است، و نسبت به توبهکار بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۹۹) بر عهدۀ رسول جز تبلیغ آنچه الله به تبلیغ آن فرمان داده نیست، پس توفیق مردم به هدایت بر عهدۀ او نیست؛ زیرا این کار فقط به دست الله است، و الله آنچه از هدایت یا گمراهی که آشکار میگردانید یا پنهان میدارید آگاه است، و جزای آن را به شما خواهد داد.

(۱۰۰)- ای رسول- بگو: ناپاک هر چیزی با پاکیزۀ هر چیزی یکسان نیست، هر چند کثرت ناپاک تو را به شگفت آورد؛ زیرا کثرت آن بر فضیلتش دلالت نمیکند، پس- ای خردمندان- با ترک ناپاک و انجام پاکیزه از الله بترسید باشد که به بهشت دست یابید.

(۱۰۱) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، از رسول‏تان در مورد مسائلی که نیازی به آن ندارید و در امر دین‏تان به شما کمکی نمیکند، و اگر برای شما آشکار شود به‏سبب مشقتی که در آنهاست شما را غمگین میسازد نپرسید. و اگر در مورد این مسائل که از سوال در مورد آنها نهی شدهاید، هنگامیکه وحی بر رسول ج نازل میشود بپرسید، برای‏تان بیان میشود، و این کار بر الله آسان است؛ همانا الله از مسائلیکه قرآن در مورد آنها سخنی نگفته است درگذشته است، پس در مورد آنها نپرسید؛ و اگر پرسیدید، تکلیف به حکم آن بر شما نازل میگردد.

(۱۰۲) گروهی قبل از شما در مورد چنین مسائلی میپرسیدند، اما وقتی به این مسائل مکلف شدند، به آن عمل نکردند، و به‏سبب این کار کافر شدند.

(۱۰۳) الله چارپایان را حلال قرار داده است، یعنی چارپایانی را که مشرکان برای بت‏های‏شان بر خود حرام کردهاند حرام قرار نداده است، این چارپایان عبارتند از بَحیره- شتری که وقتی شکمهای مشخصی زائیده باشد، گوشهایش بریده میشود-، سائبه- شتری که وقتی سن مشخصی را سپری کند، برای بتهای‏شان رها میشود، وصیله- شتری که پشت سر هم دو شکم ماده میزاید- و حامی- شتر نری که چند بچه شتر از پشت او متولد شده باشند-، اما کافران از روی دروغ و بهتان ادعا کردند که الله موارد مذکور را حرام گردانیده است، و بیشتر کافران میان حق و باطل و میان حلال و حرام تمایز قائل نمیشوند.

برخی فواید آیات:

• اصل در شعائر الله متعال این است که برای تحقق مصالح دنیوی و اخروی بندگان، و دفع زیانها از آنها آمده است.

• مغرور نشدن به کثرت؛ زیرا کثرت چیزی دلیل بر حلال بودن یا پاک بودن آن نیست، بلکه دلیل فقط در حکم شرعی نهفته است.

• لازمۀ ادب پرسشگر، مقید کردن سوال با حدود مشخص است؛ یعنی در مورد آنچه که نیازی بر آن نیست و هیچ هدفی در آن وجود ندارد سوال نکند.

• سرزنش روشهای مشرکان در آنچه بدعت گذاردند و حرمت برخی چارپایان را ادعا کردند، مانند: بَحیره، سائبه، وصیله و حامی.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاْ إِلَىٰ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ وَإِلَى ٱلرَّسُولِ قَالُواْ حَسۡبُنَا مَا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآۚ أَوَلَوۡ كَانَ ءَابَآؤُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَهۡتَدُونَ١٠٤ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ عَلَيۡكُمۡ أَنفُسَكُمۡۖ لَا يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا ٱهۡتَدَيۡتُمۡۚ إِلَى ٱللَّهِ مَرۡجِعُكُمۡ جَمِيعٗا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ١٠٥ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ شَهَٰدَةُ بَيۡنِكُمۡ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ حِينَ ٱلۡوَصِيَّةِ ٱثۡنَانِ ذَوَا عَدۡلٖ مِّنكُمۡ أَوۡ ءَاخَرَانِ مِنۡ غَيۡرِكُمۡ إِنۡ أَنتُمۡ ضَرَبۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَأَصَٰبَتۡكُم مُّصِيبَةُ ٱلۡمَوۡتِۚ تَحۡبِسُونَهُمَا مِنۢ بَعۡدِ ٱلصَّلَوٰةِ فَيُقۡسِمَانِ بِٱللَّهِ إِنِ ٱرۡتَبۡتُمۡ لَا نَشۡتَرِي بِهِۦ ثَمَنٗا وَلَوۡ كَانَ ذَا قُرۡبَىٰ وَلَا نَكۡتُمُ شَهَٰدَةَ ٱللَّهِ إِنَّآ إِذٗا لَّمِنَ ٱلۡأٓثِمِينَ١٠٦ فَإِنۡ عُثِرَ عَلَىٰٓ أَنَّهُمَا ٱسۡتَحَقَّآ إِثۡمٗا فَ‍َٔاخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ ٱلَّذِينَٱسۡتَحَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَوۡلَيَٰنِ فَيُقۡسِمَانِ بِٱللَّهِ لَشَهَٰدَتُنَآ أَحَقُّ مِن شَهَٰدَتِهِمَا وَمَا ٱعۡتَدَيۡنَآ إِنَّآ إِذٗا لَّمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٠٧ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن يَأۡتُواْ بِٱلشَّهَٰدَةِ عَلَىٰ وَجۡهِهَآ أَوۡ يَخَافُوٓاْ أَن تُرَدَّ أَيۡمَٰنُۢ بَعۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡۗ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱسۡمَعُواْۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ١٠٨ [المائدة: ۱۰۴-۱۰۸].

(۱۰۴) وقتی به اینها که با تحریم بعضی چارپایان بر الله افترا بستند گفته میشود: به آنچه الله از قرآن نازل فرموده، و به سنت رسول ج، روی آورید تا حلال را از حرام بازشناسید، میگویند: اعتقادات و اقوال و افعالی را که از پیشینیان خود گرفته و به ارث بردهایم برایمان کافی است، چگونه این امر برای‏شان کفایت میکند درحالیکه پیشینیان آنها چیزی نمیدانستند، و به‏سوی حق هدایت نیافته بودند؟! پس کسی از آنها پیروی نمیکند مگر اینکه از خودشان نادانتر و گمراهتر باشد، زیرا آنها نادان و گمراه هستند.

(۱۰۵) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، به نفس خودتان بپردازید و آن را به برپایی آنچه به صلاح شماست وادارید، که اگر هدایت یافتید، آنکس که گمراه شده و به شما پاسخ مثبت نداده است زیانی به شما نمیرساند، و لازمۀ هدایت یافتن شما این است که امر به معروف و نهی از منکر کنید، بازگشت شما در روز قیامت فقط به‏سوی الله است، آنگاه شما را از آنچه که در دنیا انجام میدادید با خبر میکند و جزای آن را به شما میدهد.

(۱۰۶) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، هرگاه با ظهور یکی از نشانههای مرگ، مرگ یکی از شما نزدیک شد، باید برای وصیت خویش، دو مسلمان عادل را گواه بگیرید یا اگر در سفر بودید و مرگ‏تان فرا رسید، در صورت نیاز و نبود گواهان مسلمان، دو مرد از کافران را گواه بگیرد، و اگر در گواهی آن دو تردیدی به وجود آمد، آن دو را پس از یکی از نمازها نگه دارید، آنگاه به الله سوگند خورند که: سهم خویش از الله را به هیچ عوضی نمیفروشند، و آن را به هیچ خویشاوندی اختصاص نمیدهند، و گواهی الله نزد خویش را کتمان نمیکنند، و اگر چنین کاری کردند، گناهکار و نافرمان الله خواهند بود.

(۱۰۷) اما اگر پس از سوگند، دروغ آن دو در شهادت یا سوگند روشن شد، یا خیانت‏شان آشکار گشت؛ پس باید به جای آن دو، دو تن از نزدیکترین افراد به میت بر آنچه که حق است گواهی دهند و سوگند بخورند، یعنی باید به الله سوگند بخورند که شهادت ما بر دروغگویی و خیانت آن دو، از شهادت آن دو بر راستگویی و امانتداری‏شان راستتر است، و به ناحق سوگند نخوردهایم، که اگر به ناحق گواهی داده باشیم، از ستمکاران و تجاوزکنندگان از حدود الله خواهیم بود.

(۱۰۸) روش مذکور سوگند دادن دو شاهد بعد از نماز هنگام تردید در گواهی آنها، و برگرداندن گواهی آن دو، نزدیکتر است به اینکه به روش شرعی گواهی دهند، و شهادت را تحریف یا تبدیل یا در آن خیانت نکنند، و نزدیکتر است به اینکه بترسند از اینکه پس از سوگند آن دو، وارثان سوگند بخورند، و خلاف گواهی آنها گواهی دهند، آنگاه رسوا شوند، و با دست کشیدن از دروغ و خیانت در شهادت و سوگند از الله بترسید، و آنچه را به آن فرمان یافتهاید به نیت قبول کردن گوش فرادهید، و الله خارج شدگان از طاعت خویش را توفیق نمیدهد.

برخی فواید آیات:

• هرگاه بنده به حسب توان خویش، خود را به طاعت الله، و امر به معروف و نهی از منکر پایبند کند، پس از آن گمراهی هیچکس به او زیان نمیرساند، و در مورد سایر مردم، بهخصوص گمراهان، از او سوال نمیشود.

• ترغیب در نوشتن وصیت، و حفاظت از آن با گرفتن گواهان عادل.

• بیان صورت شرعی پرسیدن از گواهان در مورد وصیت.

﴿۞يَوۡمَ يَجۡمَعُ ٱللَّهُ ٱلرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَآ أُجِبۡتُمۡۖ قَالُواْ لَا عِلۡمَ لَنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ١٠٩ إِذۡ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ٱذۡكُرۡ نِعۡمَتِي عَلَيۡكَ وَعَلَىٰ وَٰلِدَتِكَ إِذۡ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ ٱلۡقُدُسِ تُكَلِّمُ ٱلنَّاسَ فِي ٱلۡمَهۡدِ وَكَهۡلٗاۖ وَإِذۡ عَلَّمۡتُكَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَٱلتَّوۡرَىٰةَ وَٱلۡإِنجِيلَۖ وَإِذۡ تَخۡلُقُ مِنَ ٱلطِّينِ كَهَيۡ‍َٔةِ ٱلطَّيۡرِ بِإِذۡنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِيۖ وَتُبۡرِئُ ٱلۡأَكۡمَهَ وَٱلۡأَبۡرَصَ بِإِذۡنِيۖ وَإِذۡ تُخۡرِجُ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِيۖ وَإِذۡ كَفَفۡتُ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَنكَ إِذۡ جِئۡتَهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ١١٠ وَإِذۡ أَوۡحَيۡتُ إِلَى ٱلۡحَوَارِيِّ‍ۧنَ أَنۡ ءَامِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوٓاْ ءَامَنَّا وَٱشۡهَدۡ بِأَنَّنَا مُسۡلِمُونَ١١١ إِذۡ قَالَ ٱلۡحَوَارِيُّونَ يَٰعِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ هَلۡ يَسۡتَطِيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيۡنَا مَآئِدَةٗ مِّنَ ٱلسَّمَآءِۖ قَالَ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ١١٢ قَالُواْ نُرِيدُ أَن نَّأۡكُلَ مِنۡهَا وَتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعۡلَمَ أَن قَدۡ صَدَقۡتَنَا وَنَكُونَ عَلَيۡهَا مِنَ ٱلشَّٰهِدِينَ١١٣ [المائدة: ۱۰۹-۱۱۳].

(۱۰۹)- ای مردم- روز قیامت را به یاد آورید که الله تمام رسولان را گرد میآورد، آنگاه به آنها میفرماید: امتهای‏تان که شما را به‏سوی آنها فرستادم، چه پاسخی به شما دادند؟ رسولان با واگذاری پاسخ به الله میگویند: ما هیچ دانشی نداریم، و – ای پروردگار ما- دانش فقط برای توست، به راستی که فقط تو امور غیب را میدانی.

(۱۱۰) و به یاد آور آنگاه که الله خطاب به عیسی ÷ فرمود: ای عیسی پسر مریم، نعمت من بر خویش را به یاد آور آنگاه که تو را بدون پدر آفریدم، و نعمت من بر مادرت مریم را به یاد آور آنگاه که او را بر زنان زمانش برتری دادم، و از جمله نعمت‏های من بر خویش به یاد آور آنگاه که تو را با جبرئیل ÷ تقویت کردم، که - در حال شیرخوارگی- با دعوت به‏سوی الله با مردم سخن میگفتی، و در سالخوردگی به آنچه که تو را با آن به‏سوی مردم بفرستم با آنها سخن میگویی، و از نعمتهای دیگری که به تو دادم این است که به تو خط آموختم و تورات را که بر موسی ÷ فروفرستاده شده و انجیل را که بر تو نازل شده، به تو آموختم، و اسرار و فواید و حکمتهای شریعت را به تو آموختم، و از جمله نعمتهای من بر تو این است که از گِل، تصویری به شکل پرنده میساختی، سپس در آن میدمیدی و پرندهای میشد، و کور مادرزاد را شفا میدادی، و بیمار مبتلا به پیسی را شفا میدادی، آنگاه پوستش سالم میشد، و نزد الله دعا میکردی که مردگان را زنده گرداند و آنها را زنده می‏کردی، تمام این موارد به اذن من بود، و از دیگر نعمتهایی که به تو ارزانی داشتم این بود که آسیب بنیاسرائیل را از تو بازداشتم آنگاه که تصمیم گرفتند تو را بکشند، زمانیکه معجزات آشکار برای‏شان آوردی، و کاری نکردند جز اینکه به این معجزات کفر ورزیدند، و گفتند: آنچه که عیسی ÷ آورده است، چیزی جز سحر آشکار نیست.

(۱۱۱) و از جمله نعمتهایی که به تو ارزانی داشتم به یاد آور که یارانی برایت فراهم آوردم آنگاه که به حواریون الهام کردم به من و به تو ایمان آورند، پس آنها به این امر گردن نهادند و پاسخ دادند، و گفتند: ایمان آوردیم، و – ای پروردگار ما- گواه باش که ما تسلیم و فرمان‏بردار توییم.

(۱۱۲) و به یاد آور آنگاه که حواریون گفتند: اگر از پرودگارت بخواهی، آیا میتواند سفرهای از آسمان فرو فرستد؟ عیسی ÷ با امر آنها به تقوای الهی و طلب نکردن آنچه خواستند به آنها پاسخ داد، که شاید در این درخواست فتنهای برای‏شان باشد، و به آنها گفت: اگر ایمان دارید، در طلب روزی به پروردگارتان توکل کنید.

(۱۱۳) حواریون به عیسی ÷ گفتند: میخواهیم که از این سفره بخوریم، و دل‏هایمان به کمال قدرت الله، و اینکه تو فرستادۀ او هستی، آرام گیرد، و به یقین بدانیم که تو در آنچه که از جانب الله آوردهای راستگو هستی، و برای مردمی که آن را ندیدهاند، بر آن گواه باشیم.

برخی فواید آیات:

• اثبات گردآوری تمام مخلوقات؛ گرانقدر و حقیرشان در روز قیامت توسط الله متعال.

• اثبات انسان بودن مسیح و نشانههای حسی او از زنده گردانیدن مردگان، و شفا دادن کور مادرزاد و پیس که الله آنها را بر دستان او اجرا کرد.

• بیان اینکه نشانههای پیامبران ، استوار سازی پیروان و خاموش گردانیدن مخالفان را با دلیل نشانه میگیرد، و اینکه از جانب خودشان نیست، بلکه به اذن الله متعال میآید.

﴿قَالَ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ ٱللَّهُمَّ رَبَّنَآ أَنزِلۡ عَلَيۡنَا مَآئِدَةٗ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ تَكُونُ لَنَا عِيدٗا لِّأَوَّلِنَا وَءَاخِرِنَا وَءَايَةٗ مِّنكَۖ وَٱرۡزُقۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ١١٤ قَالَ ٱللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيۡكُمۡۖ فَمَن يَكۡفُرۡ بَعۡدُ مِنكُمۡ فَإِنِّيٓ أُعَذِّبُهُۥ عَذَابٗا لَّآ أُعَذِّبُهُۥٓ أَحَدٗا مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ١١٥ وَإِذۡ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ءَأَنتَ قُلۡتَ لِلنَّاسِ ٱتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيۡنِ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ قَالَ سُبۡحَٰنَكَ مَا يَكُونُ لِيٓ أَنۡ أَقُولَ مَا لَيۡسَ لِي بِحَقٍّۚ إِن كُنتُ قُلۡتُهُۥ فَقَدۡ عَلِمۡتَهُۥۚ تَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِي وَلَآ أَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِكَۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ١١٦ مَا قُلۡتُ لَهُمۡ إِلَّا مَآ أَمَرۡتَنِي بِهِۦٓ أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡۚ وَكُنتُ عَلَيۡهِمۡ شَهِيدٗا مَّا دُمۡتُ فِيهِمۡۖ فَلَمَّا تَوَفَّيۡتَنِي كُنتَ أَنتَ ٱلرَّقِيبَ عَلَيۡهِمۡۚ وَأَنتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ١١٧ إِن تُعَذِّبۡهُمۡ فَإِنَّهُمۡ عِبَادُكَۖ وَإِن تَغۡفِرۡ لَهُمۡ فَإِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ١١٨ قَالَ ٱللَّهُ هَٰذَا يَوۡمُ يَنفَعُ ٱلصَّٰدِقِينَ صِدۡقُهُمۡۚ لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ١١٩ لِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا فِيهِنَّۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرُۢ١٢٠ [المائدة: ۱۱۴-۱۲۰].

(۱۱۴) آنگاه عیسی ÷ به درخواست آنها پاسخ داد، و اینگونه الله را فراخواند: پروردگارا سفرۀ غذایی برایمان بفرست تا روز نزول آن را عید بگیریم و به پاس شکرگزاری تو آن را گرامی بداریم، و نشانه و برهانی بر یگانگی تو، و راستی آنچه به آن مبعوث شدهام باشد، و روزیای بر ما ارزانی دار که ما را در عبادت تو یاری رساند، و – ای پروردگار ما- تو بهترین روزیدهندگان هستی.

(۱۱۵) الله دعای عیسی ÷ را اجابت کرد، و فرمود: همانا من این سفرهای که فرو فرستادن آن را خواستهاید میفرستم، اما هرکس پس از فرستادن این سفره، کفر ورزد، کسی جز خودش را سرزنش نکند، که او را چنان عذاب شدیدی کنم که هیچکس را عذاب نکرده باشم؛ زیرا شاهد این نشانه واضح است، و کفر او، از روی ستیزهجویی است، و الله با فروفرستادن این سفره، وعدۀ خویش را بر آنها محقق گردانید.

(۱۱۶) و به یاد آور آنگاه که الله در روز قیامت خطاب به عیسی ÷ پسر مریم می‏گوید: ای عیسی پسر مریم، آیا تو به مردم گفتی: من و مادرم را به عنوان دو معبود به جای الله قرار دهید؟ آنگاه عیسی ÷ با منزهشمردن پروردگارش چنین پاسخ می‏دهد: سزاوار من نیست که جز حق به آنها بگویم، و به فرض اگر این سخن را گفته باشم، به‏طور قطع آن را میدانستی زیرا چیزی بر تو پوشیده نمیماند، آنچه را در نفسم پنهان کنم میدانی، و من آنچه در ذات تو است را نمیدانم، بهراستی که فقط تو از هر غایب و هر نهان و هر آشکاری آگاه هستی.

(۱۱۷) عیسی ÷ به پروردگارش گفت: به مردم چیزی نگفتم جز آنچه مرا به گفتن آن فرمان دادی، که آنها را به یگانهدانستن تو در عبادت امر کنم، و در مدتی که در میان آنها بودم شاهد سخنان‏شان بودم، پس – ای پروردگار- وقتی با بالابردن من به‏صورت زنده به آسمان، زمان ماندنم در میان آنها به پایان رسید تو نگهبان اعمال‏شان بودی، و تو بر هر چیز گواهی، هیچ چیز بر تو پنهان نمیماند، پس آنچه من به آنها گفتم، و آنچه آنها پس از من گفتند، بر تو پوشیده نیست.

(۱۱۸)- پروردگارا- اگر آنها را عذاب کنی، آنها بندگان تو هستند که هر کاری بخواهی در مورد آنها انجام میدهی، و اگر بر کسانی از آنها که ایمان آوردهاند منت بخشی و آنها را بیامرزی هیچ بازدارندهای از این کار برای تو نیست، زیرا تو شکستناپذیری هستی که مغلوب نمیشود، و در تدبیر خویش بسیار دانایی.

(۱۱۹) الله به عیسی ÷ فرمود: این روزی است که راستی کسانیکه نیات و اعمال و سخنان راستی دارند به آنها سود میرساند، برای آنها بهشتهایی است که رودها از زیر کاخها و درختان‏شان جاری است و همیشه در آن میمانند، مرگی آنها را فرانمیگیرد، و الله از آنها راضی شده و هرگز بر آنها خشم نمیگیرد، و آنها نیز به‏سبب نعمتهای پایداری که به آنها رسیده است از الله راضی شدهاند، این پاداش و رضایت از آنها ، رستگاری بزرگی است، که هیچ رستگاریای با آن برابری نمیکند.

(۱۲۰) فرمانروایی آسمانها و زمین فقط از آنِ الله است، زیرا او آفریدگار و تدبیرکنندۀ آنهاست، و فرمانروایی تمام مخلوقاتی که در آسمانها و زمین است برای اوست، و او بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز نمیتواند از دایرۀ قدرت او خارج شود.

برخی فواید آیات:

• الله متعال تمام کسانی را که پس از اقامه دلیل واضح، بر کفر و دشمنی با او اصرار ورزند تهدید کرده است.

• تبرئۀ مسیح ÷ از این ادعای نصاری که مسیح ÷ به آنها ابلاغ کرده که الله یا پسر الله است یا اینکه مدعی ربوبیت یا الوهیت شده است.

• الله متعال در روز قیامت حتی رسولان که بزرگان و پیشوایان مردم هستند را بازخواست میکند، پس کسانیکه در درجات پایینتر از آنها هستند چه حالی خواهند داشت؟

• جایگاه والای راستی، و ستایش راستگویان توسط الله، و بیان رسیدن فایده راستگویی به آنها در روز قیامت.

[۱۳] اطلاع، اعلام (مصحح)

سورة الأنعام (مکّی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَجَعَلَ ٱلظُّلُمَٰتِ وَٱلنُّورَۖ ثُمَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمۡ يَعۡدِلُونَ١ هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٖ ثُمَّ قَضَىٰٓ أَجَلٗاۖ وَأَجَلٞ مُّسَمًّى عِندَهُۥۖ ثُمَّ أَنتُمۡ تَمۡتَرُونَ٢ وَهُوَ ٱللَّهُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ يَعۡلَمُ سِرَّكُمۡ وَجَهۡرَكُمۡ وَيَعۡلَمُ مَا تَكۡسِبُونَ٣ وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ إِلَّا كَانُواْ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ٤ فَقَدۡ كَذَّبُواْ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ فَسَوۡفَ يَأۡتِيهِمۡ أَنۢبَٰٓؤُاْ مَا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٥ أَلَمۡ يَرَوۡاْ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ مَّكَّنَّٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَا لَمۡ نُمَكِّن لَّكُمۡ وَأَرۡسَلۡنَا ٱلسَّمَآءَ عَلَيۡهِم مِّدۡرَارٗا وَجَعَلۡنَا ٱلۡأَنۡهَٰرَ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمۡ فَأَهۡلَكۡنَٰهُم بِذُنُوبِهِمۡ وَأَنشَأۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِمۡ قَرۡنًا ءَاخَرِينَ٦ وَلَوۡ نَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ كِتَٰبٗا فِي قِرۡطَاسٖ فَلَمَسُوهُ بِأَيۡدِيهِمۡ لَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ٧ وَقَالُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ مَلَكٞۖ وَلَوۡ أَنزَلۡنَا مَلَكٗا لَّقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ ثُمَّ لَا يُنظَرُونَ٨ [الأنعام: ۱-۸].

برخی مقاصد سوره:

تثبیتکردن عقیدۀ توحید با دلایل عقلی و نقض اعتقادات شرکآلود.

تفسیر:

(۱) توصیف به کمال مطلق، و ستایش با برترین نیکیها همراه محبت، برای الله ثابت شده است که آسمانها و زمین را بدون نمونۀ قبلی آفرید. و شب و روز را که از پی یکدیگر میآیند، شب را برای تاریکی، و روز را برای روشنایی آفرید، با این وجود، کسانیکه کفر ورزیدند، دیگران را با او تعالی یکسان و شریک قرار میدهند.

(۲)- ای مردم- او سبحانه ذاتی است که شما را از گِل آفرید آنگاه که پدرتان آدم را از این ماده خلق کرد، سپس او سبحانه مدت اقامت شما در زندگی دنیا را تعیین کرد، و سررسیدی دیگر که کسی جز او تعالی نمیداند برای برانگیختن شما در روز قیامت مشخص نمود، با این وجود شما در قدرت او بر برانگیختن تردید میکنید.

(۳) او سبحانه معبود برحق در آسمانها و زمین است، هیچچیز بر او پوشیده نمیماند، زیرا او از نیّات و اقوال و اعمالی که پنهان میدارید و آشکار میکنید آگاه است، و بهزودی جزای آن را به شما خواهد داد.

(۴) و برای مشرکان هیچ دلیلی از جانب پروردگارشان نمیآمد مگر اینکه بدون اهمیت به آن، آن را رها میکردند. دلایل روشن و براهین آشکار و دلالتکننده بر توحید الله، و نشانههای دلالتکننده بر راستگویی رسولانش نزدشان آمده است، با این وجود، بدون اینکه به آنها اهمیتی قائل شوند، از آنها روی برگرداندند.

(۵) و اگر آنها از این دلایل روشن و براهین آشکار روی برگرداندند، از دلایل و براهین روشنتر از آن نیز روی برگرداندهاند، چون قرآن را که محمد ج آورده تکذیب کردهاند، و بهزودی خواهند دانست آنچه را که نزدشان آمد و به تمسخر میگرفتند، همان حق است، آنگاه که در روز قیامت عذاب را مشاهده میکنند.

(۶) آیا این کافران از سنت الله در نابودی امتهای ستمگر آگاه نشدهاند؟! بهراستی که الله قبل از آنها، امتهای زیادی را نابود کرد که از اسباب قدرت و ماندن در زمین مواردی به آنها عطا کرده بود که هرگز به این کافران نداده است، و بارانهایی پیاپی برای‏شان فرو فرستاد، و رودهایی جاری زیر مسکنهای‏شان برای آنها روان ساخت، آنگاه از الله نافرمانی کردند، پس الله آنها را به‏سبب گناهانی که مرتکب شدند نابود کرد، و امتهای دیگری را پس از آنها آفرید.

(۷) - ای رسول- اگر کتابی نوشتهشده در ورقها برایت نازل میکردیم، و آن را به چشم مشاهده میکردند، و از طریق لمسکردن دست به آن یقین پیدا میکردند، باز هم از روی لجاجت و سرسختی به آن ایمان نمیآوردند، و به‏طور قطع میگفتند: آنچه آوردهای چیزی جز سحری آشکار به شمار نمیرود، پس هرگز به آن ایمان نمی‏آوریم.

(۸) و این کافران گفتند: اگر الله فرشتهای همراه محمد ج فرو میفرستاد که با ما سخن میگفت و گواهی میداد که محمد ج رسولی است، ایمان میآوردیم. و اگر فرشتهای با توصیفی که آنها خواستند فرو میفرستادیم و آنها ایمان نمیآوردند، به‏طور قطع آنها را نابود میکردیم، و هنگام نزول فرشته مهلتی برای توبه نمییافتند.

برخی فواید آیات:

• لجاجت و خیرهسری شدید کافران، و بیان پافشاری آنها بر کفر با وجود اقامۀ حجت بر آنها با دلایل حسی.

• اندیشیدن در سنتهای الله متعال در مورد گذشتگان، برای شناخت اسباب نابودی آنها و پرهیز از این اسباب.

• یکی از رحمتهای الله به بندگانش این است که رسولی از فرشتگان بر آنها فرو نفرستاده است، زیرا در صورت نزول فرشته، مهلتی برای توبه نمییافتند.

﴿وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ مَلَكٗا لَّجَعَلۡنَٰهُ رَجُلٗا وَلَلَبَسۡنَا عَلَيۡهِم مَّا يَلۡبِسُونَ٩ وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلٖ مِّن قَبۡلِكَ فَحَاقَ بِٱلَّذِينَ سَخِرُواْ مِنۡهُم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ١٠ قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ ٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ١١ قُل لِّمَن مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ قُل لِّلَّهِۚ كَتَبَ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَۚ لَيَجۡمَعَنَّكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِۚ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ١٢ ۞وَلَهُۥ مَا سَكَنَ فِي ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ١٣ قُلۡ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُۗ قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١٤ قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ١٥ مَّن يُصۡرَفۡ عَنۡهُ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمَهُۥۚ وَذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ١٦ وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١٧ وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡخَبِيرُ١٨ [الأنعام: ۹-۱۸].

(۹) و اگر فرشتهای را به عنوان رسول نزدشان میفرستادیم، به‏طور قطع او را در صورت مردی درمیآوردیم تا بتوانند سخنانش را بشنوند و از او فرابگیرند؛ زیرا از شنیدن و فراگرفتن از فرشته در شکل اصلیاش که الله او را بر آن شکل آفریده است ناتوان هستند، و اگر او را به شکل مردی درمیآوردیم، امرش بر آنها مشتبه میشد.

(۱۰) پس اگر اینها با درخواست نزول فرشته همراه تو، تمسخر میکنند، قبل از تو نیز امتهایی رسولان‏شان را به تمسخر و ریشخند گرفتند، آنگاه عذابی که آن را انکار میکردند و هرگاه از آن ترسانده میشدند به ریشخند میگرفتند، آنها را فراگرفت.

(۱۱) - ای رسول- به این تکذیبکنندگان استهزاکننده بگو: در زمین بگردید، سپس بیندیشید کسانیکه رسولان الله را تکذیب کردند چه سرانجامی داشتهاند، بهراستی پس از آنکه در عزت و نیرومندی بودند، عذاب الله به آنها رسیده است.

(۱۲) - ای رسول- به آنها بگو: مالکیت آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است از آنِ کیست؟ بگو: مالکیت تمام آنها از آنِ الله است. از روی لطف به بندگانش، رحمت را بر خویش واجب گردانیده است، چنانکه در عذاب آنها تعجیل نمیکند، مگر اینکه توبه نکنند. همگی آنها را در روز قیامت گرد خواهد آورد، و هیچ تردیدی در این روز نیست. کسانیکه با کفر به الله به خودشان زیان رساندند، ایمان نمیآورند تا خود را از زیان نجات دهند.

(۱۳) و مالکیت هر چیزیکه در شب و روز استقرار دارد فقط از آنِ الله است، و او تعالی سخنان‏شان را میشنود، از کارهای‏شان آگاه است، و جزای سخنان و کارهای‏شان را به آنها خواهد داد.

(۱۴) - ای رسول- به مشرکان که نمادها[۱۴] و غیر آن را همراه الله عبادت میکنند بگو: آیا عاقلانه است یاوری غیر از الله بگیرم تا کارم را به او بسپارم و از او یاری بخواهم؟! درحالیکه او ذاتی است که آسمانها و زمین را بدون نمونۀ قبلی آفرید، زیرا قبلا بر آفرینش این دو اقدام نکرده بود، و او ذاتی است که هر یک از بندگانش را بخواهد روزی میدهد، و هیچیک از بندگانش به او روزی نمیرساند، زیرا او از بندگانش بینیاز است، و بندگانش به او محتاجند، - ای رسول- بگو: همانا پروردگارم سبحانه به من فرمان داده تا نخستین فرد از این امت باشم که از الله فرمان‏برداری میکند و در برابر او تسلیم و فروتن است، و مرا نهی فرموده از اینکه از کسانی باشم که دیگران را با او شریک میگردانند.

(۱۵) - ای رسول- بگو: من میترسم از اینکه اگر با ارتکاب شرک و غیر آن که الله بر من حرام گردانیده است، یا ترک ایمان و سایر طاعات که مرا به آن فرمان داده است نافرمانی الله را بکنم، در روز قیامت مرا به عذاب بزرگی گرفتار سازد.

(۱۶) هرکس که الله این عذاب روز قیامت را از او دور سازد، بهراستیکه به رحمتی از جانب الله برای خودش دست یافته است، و این نجات از عذاب، همان رستگاری آشکاری است که نظیری ندارد.

(۱۷) - ای فرزند آدم- اگر آسیبی از جانب الله به تو برسد، جز الله هیچکس نمی‏تواند آن را از تو دفع کند، و اگر خیری از جانب او تعالی به تو برسد، هیچکس نمی‏تواند آن را از تو بازدارد، و هیچ بازگردانندهای برای بخشش او وجود ندارد، زیرا او تعالی بر هر چیزی چیره است، و هیچچیز نمیتواند او را ناتوان سازد.

(۱۸) و او تعالی بر بندگانش چیره است و بر آنها غلبه دارد، از هر جانب بر آنها برتر است، بهگونهای که نمیتوانند او را ناتوان سازند، و هیچکس بر او چیره نمیشود، همگی در برابر او فروتن هستند، چنانکه سزاوار او تعالی است بالاتر از بندگانش قرار دارد، و در آفرینش و تدبیر و شَرعش بسیار داناست، و ذات دانایی است که هیچچیز بر او پوشیده نمیماند.

برخی فواید آیات:

• بیان حکمت الله متعال در فرستادن هر رسولی از جنس کسانیکه به‏سوی آن‏ها فرستاده میشد، تا در شنیدن و یادگیری و پذیرفتن از او مؤثرتر باشد.

• دعوت به اندیشیدن در اینکه در مقابل تکرار سنتهای نخستینیان در نافرمانی، تکرار سنتهای الله تعالی در عذاب قرار دارد.

• وجوب ترس از گناه و نتایج گناه.

• هر آسیبی که به انسان میرسد، بازگردانندهای جز الله ندارد، و هر خیری که به او میرسد جز الله هیچ بازدارندهای برایش نیست، پس هیچ بازدارندهای برای بخشش او تعالی، و هیچ مانعی برای نعمت او سبحانه وجود ندارد.

﴿قُلۡ أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗۖ قُلِ ٱللَّهُۖ شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۚ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَۚ أَئِنَّكُمۡ لَتَشۡهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخۡرَىٰۚ قُل لَّآ أَشۡهَدُۚ قُلۡ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ وَإِنَّنِي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ١٩ ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُۘ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٢٠ وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِ‍َٔايَٰتِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ٢١ وَيَوۡمَ نَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشۡرَكُوٓاْ أَيۡنَ شُرَكَآؤُكُمُ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ٢٢ ثُمَّ لَمۡ تَكُن فِتۡنَتُهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواْ وَٱللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشۡرِكِينَ٢٣ ٱنظُرۡ كَيۡفَ كَذَبُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡۚ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ٢٤ وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُ إِلَيۡكَۖ وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗاۚ وَإِن يَرَوۡاْ كُلَّ ءَايَةٖ لَّا يُؤۡمِنُواْ بِهَاۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوكَ يُجَٰدِلُونَكَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ٢٥ وَهُمۡ يَنۡهَوۡنَ عَنۡهُ وَيَنۡ‍َٔوۡنَ عَنۡهُۖ وَإِن يُهۡلِكُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا يَشۡعُرُونَ٢٦ وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواْ عَلَى ٱلنَّارِ فَقَالُواْ يَٰلَيۡتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٢٧ [الأنعام: ۱۹-۲۷].

(۱۹) - ای رسول- به مشرکان که تو را تکذیب میکنند بگو: چه چیزی بزرگترین و برترین گواهی بر راستگویی من است؟ بگو: گواهی الله بزرگترین و برترین دلیل راستگویی من است، او تعالی میان من و شما گواه است، از آنچه نزدتان آوردهام، و از آنچه بهزودی به آن بازگردانده میشوید آگاه است، و الله این قرآن را بر من وحی کرده است تا با آن شما و هرکس از انسانها و جنها که قرآن به او برسد بترسانم، - ای مشرکان- شما اعتقاد دارید که معبودهای دیگری همراه الله وجود دارند. - ای رسول- بگو: به آنچه شما بیان میکنید گواهی نمیدهم چون باطل است، همانا الله، معبودی یگانه است که هیچ شریکی ندارد، و من از تمام آنچه شریک او تعالی قرار می‏دهید بیزارم.

(۲۰) یهودیان که تورات را به آنها دادهایم و نصاری که انجیل را به آنها دادهایم، پیامبر محمد ج را به صورت کامل میشناسند، همانگونه که پسران خودشان را از پسران دیگران تشخیص میدهند، اما آنها کسانی هستند که با واردساختن خویش در آتش، بر خویشتن زیان رساندند، پس ایمان نمیآورند.

(۲۱) هیچکس ستمکارتر از آن کسی نیست که شریکی برای الله نسبت داده، و او را همراه الله متعال عبادت کرده است، یا آیات او تعالی را که بر رسولش فرو فرستاده تکذیب کرده است، همانا ستمکاران با نسبتدادن شریک برای الله و تکذیب آیاتش، اگر توبه نکنند، هرگز رستگار نخواهند شد.

(۲۲) و روز قیامت را به یاد آور آنگاه که همگی آنها را گرد میآوریم، و هیچیک از آنها را به جای نمیگذاریم، سپس برای توبیخ کسانیکه همراه الله دیگران را عبادت کردند به آنها میگوییم: شریکان شما که به دروغ ادعا میکردید شریکان الله هستند، کجایند؟!

(۲۳) سپس عذرخواهی آنها پس از این آزمایش فقط این است که از معبودهای‏شان بیزاری میجویند، و به دروغ میگویند: به الله پروردگار ما سوگند، که در دنیا به تو مشرک نبودیم، بلکه به تو ایمان داشتیم، و تو را یگانه میدانستیم.

(۲۴) - ای محمد- بنگر که اینها چگونه با نفی شرک از خودشان بر خویشتن دروغ میگویند، و شریکانی که در زندگی دنیایی خویش برای الله نسبت داده بودند از آنها پنهان ماندند و به آنها یاری نرساندند؟!

(۲۵)- ای رسول- از مشرکان کسانی هستند که وقتی قرآن تلاوت میکنی به تو گوش میدهند، اما از آنچه که به آن گوش فرا میدهند بهرهای نمیبرند؛ زیرا به‏سبب دشمنی و رویگردانی آنها، ما بر دلهای‏شان پوششهایی نهادهایم که قرآن را درک نکنند، و گوشهای‏شان را از شنیدنِ سودمند کر کردهایم، و هر اندازه دلایل روشن و حجتهای آشکار ببینند به آن ایمان نمیآورند، تا آنجا که وقتی نزدت میآیند و در مورد حق، به باطل با تو جدال میکنند. میگویند: آنچه آوردهای فقط از کتابهای نخستین گرفته و اقتباس شده است.

(۲۶) و آنها مردم را از ایمان به رسول ج نهی میکنند، و از آن دوری میکنند، پس نه میگذارند کسی از آن بهره ببرد، و نه خودشان از آن بهره میبرند، اما با این کار فقط خودشان را نابود میسازند، و نمیدانند آنچه را که انجام میدهند، به نابودی خودشان منجر میگردد.

(۲۷)و – ای رسول- اگر آنگاه که در روز قیامت بر آتش عرضه میشوند ببینی که از روی افسوس میگویند: کاش به زندگی دنیا بازگردیم، و آیات الله را تکذیب نکنیم، و از مؤمنان به الله باشیم- از بدحالی آنها شگفتزده خواهی شد.

برخی فواید آیات:

• بیان حکمت در ارسال پیامبر ج با قرآن، برای ابلاغ و بیان، و اینکه بزرگترین حکمت آن، دعوت به توحید الله است.

• نفی شریک از الله تعالی، و بطلان بهتانهای مشرکان در این خصوص.

• بیان شناخت یهود و نصاری از پیامبر ج، با وجود انکار و کفرشان.

﴿بَلۡ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخۡفُونَ مِن قَبۡلُۖ وَلَوۡ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنۡهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ٢٨ وَقَالُوٓاْ إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا وَمَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ٢٩ وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواْ عَلَىٰ رَبِّهِمۡۚ قَالَ أَلَيۡسَ هَٰذَا بِٱلۡحَقِّۚ قَالُواْ بَلَىٰ وَرَبِّنَاۚ قَالَ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ٣٠ قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَآءِ ٱللَّهِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتۡهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغۡتَةٗ قَالُواْ يَٰحَسۡرَتَنَا عَلَىٰ مَا فَرَّطۡنَا فِيهَا وَهُمۡ يَحۡمِلُونَ أَوۡزَارَهُمۡ عَلَىٰ ظُهُورِهِمۡۚ أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ٣١ وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا لَعِبٞ وَلَهۡوٞۖ وَلَلدَّارُ ٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ٣٢ قَدۡ نَعۡلَمُ إِنَّهُۥ لَيَحۡزُنُكَ ٱلَّذِي يَقُولُونَۖ فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ٣٣ وَلَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَىٰ مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّىٰٓ أَتَىٰهُمۡ نَصۡرُنَاۚ وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِ ٱللَّهِۚ وَلَقَدۡ جَآءَكَ مِن نَّبَإِيْ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٣٤ وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكَ إِعۡرَاضُهُمۡ فَإِنِ ٱسۡتَطَعۡتَ أَن تَبۡتَغِيَ نَفَقٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ أَوۡ سُلَّمٗا فِي ٱلسَّمَآءِ فَتَأۡتِيَهُم بِ‍َٔايَةٖۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَمَعَهُمۡ عَلَى ٱلۡهُدَىٰۚ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡجَٰهِلِينَ٣٥ [الأنعام: ۲۸-۳۵].

(۲۸) امر، آنگونه که آنها میگویند اگر بازگردانده شوند ایمان میآورند نیست، بلکه این سخن‏شان که آن را پنهان میداشتند بر آنها آشکار شده است که: (به الله سوگند ما مشرک نبودیم)، آنگاه که اعضای‏شان علیه آنها گواهی میدهند، و به فرض اگر به دنیا بازگردند، به کفر و شرک، که از آن نهی شدهاند برخواهند گشت، زیرا آنها در این وعده که در صورت بازگشت، ایمان میآورند دروغ میگویند.

(۲۹) و این مشرکان گفتند: زندگیای جز همین زندگی که در آن هستیم وجود ندارد، و برای محاسبه برانگیخته نمیشویم.

(۳۰) و –ای رسول- اگر این منکران رستاخیز را وقتی در برابر پروردگارشان نگه داشته میشوند ببینی، از بدحالی‏شان شگفتزده میشوی. آنگاه که الله به آنها می‏فرماید: آیا این رستاخیز که آن را تکذیب میکردید، حقی ثابت که هیچ شک و تردیدی در آن راه ندارد نیست؟! میگویند: به پروردگارمان که ما را آفرید سوگند می‏خوریم که همان حقیقت ثابتی است که شکی در آن راه ندارد، آنگاه الله خطاب به آنها میفرماید: پس به‏سبب اینکه به این روز کفر میورزیدید عذاب را بچشید؛ زیرا در زندگی دنیا آن را تکذیب میکردید.

(۳۱) کسانیکه رستاخیز روز قیامت را تکذیب کردند و ایستادن در برابر الله را بعید پنداشتند، به‏طور قطع زیان کردهاند؛ تا آنگاه که وقتی قیامت، ناگهانی و بدون آگاهی قبلی آنها را فرا میگیرد با پشیمانی زیاد میگویند: دریغا بر ما و آرزوهای از دست رفتهمان، بهخاطر آنچه که در مورد الله کوتاهی کردیم که به او کفر ورزیدیم و برای روز قیامت آماده نشدیم، درحالیکه بدیهای‏شان را بر پشت خویش حمل میکنند، چه بد است آن بدیها را که به دوش میکشند.

(۳۲) و زندگی دنیا که به آن تکیه میکنند، چیزی نیست جز سرگرمی و مایۀ فریب برای کسیکه در دنیا، آنچه الله را راضی میسازد انجام نمیدهد، و اما سرای آخرت بهتر است برای کسانیکه با انجام ایمان و طاعت که به آن امر شده است، و ترک شرک و معصیت که از آن نهی صورت گرفته است، از الله میترسند. - ای مشرکان- آیا در این امر نمیاندیشید؟! تا ایمان بیاورید و اعمال صالح انجام دهید.

(۳۳) - ای رسول- ما میدانیم که چون آنها تو را در ظاهر تکذیب میکنند تو را غمگین میسازد. بدان که آنها در نفس خویش تو را تکذیب نمیکنند؛ چون به راستگویی و امانت تو آگاه هستند، اما آنها گروه ستمکاری هستند که کار تو را در ظاهر انکار میکنند، حال آنکه در نفس خویش به آن یقین دارند.

(۳۴) و گمان مبر که این تکذیب مخصوص چیزی است که تو آوردهای، زیرا رسولان پیش از تو نیز تکذیب شدند و اقوام‏شان به آنها آزار رساندند، اما آنها با صبر در راه دعوت و جهاد در راه الله با این مسأله برخورد کردند تا یاری الله آنها را فرا گرفت، و برای یاریای که الله آن را فرض گردانیده و رسولانش را به آن وعده داده است هیچ تغییردهندهای نیست، و – ای رسول- قصههای رسولان پیش از تو و آنچه از اقوام‏شان به آنها رسید و پیروزیای که الله در مقابل دشمنان‏شان بر آنها بخشید و دشمنان‏شان را نابود کرد به تو رسیده است.

(۳۵) و –ای رسول- تکذیب و رویگردانی آنها از حقیقتی که برای‏شان آوردهای بر تو دشوار است، پس اگر میتوانی سوراخی در زمین یا پلهکانی به‏سوی آسمان بیابی تا دلیل و برهانی غیر از دلیلی که تو را با آن تقویت کردهایم برای‏شان بیاوری این کار را انجام بده، و اگر الله گردآوری آنها بر هدایتی که آن را آوردهای را میخواست به‏طور قطع آنان را جمع میکرد، اما از روی حکمتی فراگیر این امر را نمیخواهد، پس از جاهلان به آن مباش، تا از حسرت اینکه ایمان نیاوردهاند از بین نروی.

برخی فواید آیات:

• الله تعالی از روی عدالت خویش، عابد و معبود و تابع و متبوع را در میدانهای قیامت گرد میآوَرَد تا علیه یکدیگر گواهی دهند.

• چنین نیست که هرکس به قرآن گوش دهد از آن بهره بگیرد؛ شاید مانعی مانند مُهر دل یا نشنیدن با نیت بهرهبردن یا مانند آن وجود داشته باشد.

• بیان اینکه مشرکان هر چند در ظاهر تکذیب میکنند اما در درون خویش به راستگویی پیامبر ج یقین دارند.

• تسلی و دلداریدادن پیامبر ج با آگاه نمودن او از اینکه این تکذیب فقط در مورد او واقع نشده است، بلکه این امر، روش مشرکان در برخورد با رسولان پیشین است.

﴿۞إِنَّمَا يَسۡتَجِيبُ ٱلَّذِينَ يَسۡمَعُونَۘ وَٱلۡمَوۡتَىٰ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ ثُمَّ إِلَيۡهِ يُرۡجَعُونَ٣٦ وَقَالُواْ لَوۡلَا نُزِّلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦۚ قُلۡ إِنَّ ٱللَّهَ قَادِرٌ عَلَىٰٓ أَن يُنَزِّلَ ءَايَةٗ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٣٧ وَمَا مِن دَآبَّةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا طَٰٓئِرٖ يَطِيرُ بِجَنَاحَيۡهِ إِلَّآ أُمَمٌ أَمۡثَالُكُمۚ مَّا فَرَّطۡنَا فِي ٱلۡكِتَٰبِ مِن شَيۡءٖۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ يُحۡشَرُونَ٣٨ وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا صُمّٞ وَبُكۡمٞ فِي ٱلظُّلُمَٰتِۗ مَن يَشَإِ ٱللَّهُ يُضۡلِلۡهُ وَمَن يَشَأۡ يَجۡعَلۡهُ عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٣٩ قُلۡ أَرَءَيۡتَكُمۡ إِنۡ أَتَىٰكُمۡ عَذَابُ ٱللَّهِ أَوۡ أَتَتۡكُمُ ٱلسَّاعَةُ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَدۡعُونَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٤٠ بَلۡ إِيَّاهُ تَدۡعُونَ فَيَكۡشِفُ مَا تَدۡعُونَ إِلَيۡهِ إِن شَآءَ وَتَنسَوۡنَ مَا تُشۡرِكُونَ٤١ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٖ مِّن قَبۡلِكَ فَأَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمۡ يَتَضَرَّعُونَ٤٢ فَلَوۡلَآ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَٰكِن قَسَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٤٣ فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِۦ فَتَحۡنَا عَلَيۡهِمۡ أَبۡوَٰبَ كُلِّ شَيۡءٍ حَتَّىٰٓ إِذَا فَرِحُواْ بِمَآ أُوتُوٓاْ أَخَذۡنَٰهُم بَغۡتَةٗ فَإِذَا هُم مُّبۡلِسُونَ٤٤ [الأنعام: ۳۶-۴۴].

(۳۶) همانا آنچه را که آوردهای، کسانی اجابت میکنند و میپذیرند که کلام را میشنوند و میفهمند، و کافران، مردگان بیارزشی هستند که دلهای‏شان مرده است، و الله در روز قیامت مردگان را برمیانگیزاند، سپس فقط به‏سوی او بازمیگردند تا جزای آنچه را از پیش فرستادهاند به آنها بدهد.

(۳۷) و مشرکان برای رساندن آزار و پشت گوش انداختن ایمان گفتند: چرا نشانهای شگفت بر محمد نازل نمیشود تا دلیلی از جانب پروردگارش مبنی بر راستگویی او در آنچه که آورده است باشد؟ - ای رسول- بگو: همانا الله میتواند نشانهای را بر اساس آنچه میخواهید فرو فرستد، اما بیشتر این کافران که نزول نشانه را درخواست میکنند نمیدانند که فروفرستادن نشانهها طبق حکمت او تعالی است، نه طبق خواستههای آنها، زیرا اگر نشانه را بر اساس خواست آنها فرو فرستد آنگاه ایمان نیاورند، به‏طور قطع آنها را نابود خواهد ساخت.

(۳۸) و هیچ حیوانی در روی زمین حرکت نمیکند، و هیچ پرندهای در آسمان پرواز نمیکند مگر اینکه – ای فرزندان آدم- گروههایی مانند شما در آفرینش و روزی هستند، هیچچیز را در لوح محفوظ رها نکردیم مگر اینکه آن را ثبت کردهایم، و علم همگی آنها نزد الله است، سپس در روز قیامت فقط به‏سوی پروردگارتان جمع می‏شوید تا میان شما داوری کند، آنگاه هر یک را بر اساس آنچه که سزاوارش است جزا دهد.

(۳۹) و کسانیکه آیات ما را تکذیب کردند، مانند کرانی هستند که نمیشنوند، و گنگانی که سخن نمیگویند، و افزون بر آن، در تاریکیها هستند که نمیبینند، پس کسیکه چنین حالتی دارد چگونه هدایت میشود؟! الله گمراهی هر یک از مردم را بخواهد او را گمراه میسازد، و هدایت هرکس را بخواهد، او را با قرار دادن در راه مستقیمی که هیچ کجی و انحرافی ندارد هدایت میکند.

(۴۰) - ای رسول- به این مشرکان بگو: به من خبر دهید که اگر عذابی از جانب الله یا قیامت که به شما وعده داده شده که خواهد آمد، شما را فراگیرد، آیا در این هنگام غیر الله را میطلبید تا مصیبت و سختیای را که بر شما نازل شده است برطرف سازد، اگر در این ادعا که معبودهای شما نفع میرسانند یا آسیب را برطرف میسازند راستگو هستید؟!

(۴۱) حقیقت آن است که در این هنگام غیر از الله که شما را آفرید در دعا نمی‏خوانید، تا مصیبت را از شما بازگرداند، و آسیب را از شما دور سازد، زیرا او کارساز این امر است و بر آن تواناست، و اما معبودهای‏تان که آنها را شریک الله قرار دادهاید رها میکنید، چون میدانید که آنها نفع و زیانی نمیرسانند.

(۴۲) - ای رسول- به‏طور قطع به‏سوی امتهایی که پیش از تو بودند رسولانی فرستادیم و آنها را تکذیب کردند، و از آنچه که آورده بودند روی گرداندند، آنگاه آن‏ها را با سختیهایی مانند فقر و آسیبهای جسمی مانند بیماری مجازات کردیم تا در برابر پرودگارشان تواضع و فروتنی کنند.

(۴۳) اگر وقتی عذاب ما نزدشان آمد در برابر الله خواری و فروتنی میکردند تا عذاب را از آنها بردارد، به‏طور قطع به آنها رحم میکردیم اما آنها چنین نکردند، بلکه دلهای‏شان سخت شد، پس عبرت و اندرز نگرفتند، و شیطان کفر و گناهانی را که انجام میدادند برای‏شان آراست، پس آنچه را انجام میدادند ادامه دادند.

(۴۴) پس وقتی فقر و بیماری شدید که به وسیله آن اندرز داده شده بودند را نادیده انگاشتند، و به اوامر الله عمل نکردند، با گشودن درهای روزی بر رویشان، و ثروتمند کردن‏شان پس از فقر، آنها را به عذاب نزدیک کردیم، و بدنهای‏شان را پس از بیماری سالم کردیم، تا اینکه ناسپاسی و گردنکشی کردند، و به آنچه از آن بهرهمند شده بودند کاملاً شیفته شدند، عذاب ما ناگهان آنها را فراگرفت، آنگاه سرگشته شده و از آنچه آرزو میکردند ناامید شدند.

برخی فواید آیات:

• تشبیه کافران به مردگان؛ زیرا زندگی حقیقی، همان زنده بودن دل است، آنگاه که حق را بپذیرد و راه هدایت را پیروی کند.

• یکی از حکمتهای الله متعال در آزمایش: فروفرستادن مصیبت بر مخالفان است تا دلهای‏شان نرم شده و به‏سوی پروردگارشان بازگردند.

• وجود نعمتها و اموال در دستان گمراهان، بر محبت الله به آنها دلالت ندارد؛ بلکه فقط سبب نزدیککردن آنها به عذاب و آزمایش آنها و دیگران است.

﴿فَقُطِعَ دَابِرُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْۚ وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٥ قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَخَذَ ٱللَّهُ سَمۡعَكُمۡ وَأَبۡصَٰرَكُمۡ وَخَتَمَ عَلَىٰ قُلُوبِكُم مَّنۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَأۡتِيكُم بِهِۗ ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ ثُمَّ هُمۡ يَصۡدِفُونَ٤٦ قُلۡ أَرَءَيۡتَكُمۡ إِنۡ أَتَىٰكُمۡ عَذَابُ ٱللَّهِ بَغۡتَةً أَوۡ جَهۡرَةً هَلۡ يُهۡلَكُ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٤٧ وَمَا نُرۡسِلُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَۖ فَمَنۡ ءَامَنَ وَأَصۡلَحَ فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٤٨ وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا يَمَسُّهُمُ ٱلۡعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ٤٩ قُل لَّآ أَقُولُ لَكُمۡ عِندِي خَزَآئِنُ ٱللَّهِ وَلَآ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ وَلَآ أَقُولُ لَكُمۡ إِنِّي مَلَكٌۖ إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّۚ قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلۡأَعۡمَىٰ وَٱلۡبَصِيرُۚ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ٥٠ وَأَنذِرۡ بِهِ ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحۡشَرُوٓاْ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ لَيۡسَ لَهُم مِّن دُونِهِۦ وَلِيّٞ وَلَا شَفِيعٞ لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ٥١ وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥۖ مَا عَلَيۡكَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَمَا مِنۡ حِسَابِكَ عَلَيۡهِم مِّن شَيۡءٖ فَتَطۡرُدَهُمۡ فَتَكُونَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ٥٢ [الأنعام: ۴۵-۵۲].

(۴۵) پس پایان کافران با ریشهکنی همگی آنها با نابودی، و پیروزی رسولان الله بریده شد، و شکر و ستایش فقط برای الله، پروردگار جهانیان است که دشمنانش را نابود کرده و دوستانش را پیروز میگرداند.

(۴۶) - ای رسول- به این مشرکان بگو: به من خبر دهید که اگر الله شما را با گرفتن گوشهای‏تان کر کند، و با گرفتن چشمهای‏تان کور گرداند، و بر دلهای‏تان مُهر نهد، آنگاه هیچچیز نفهمید؛ کدام معبود بر حقی است که این موارد را که از دست دادهاید به شما بازگرداند؟ - ای رسول- بیندیش که چگونه دلایل را برای‏شان بیان میکنیم، و براهین گوناگونی میآوریم، سپس آنها از این دلایل و براهین روی میگردانند!

(۴۷) - ای رسول- به آنها بگو: به من خبر دهید که اگر عذاب الله ناگهانی و بدون اینکه آن را احساس کنید یا ظاهر و آشکارا شما را فراگیرد، کسی به این عذاب گرفتار نمیشود مگر کسانیکه با کفر به الله و تکذیب رسولانش ستم کردند.

(۴۸) و رسولانی را فقط برای اطلاع اهل ایمان و اهل طاعت، از نعمتهای ماندگاری که پایان نمیپذیرد و از بین نمیرود و آنها را شاد میکند، و ترساندن کافران و گناهکاران از عذاب شدید ما میفرستیم، پس هرکس به رسولان ایمان آورد، وعملش را اصلاح کند، در آنچه که در آخرت‏شان در پیش دارند ترسی بر آنها نیست، و بر آنچه از سهام دنیوی که از دست دادهاند اندوهگین و حسرتزده نمی‏شوند.

(۴۹) و کسانیکه آیات ما را تکذیب کردند، به‏سبب خروج از طاعت الله، آنها را عذاب فرا میگیرد.

(۵۰) - ای رسول- به این مشرکان بگو: به شما نمیگویم: گنجینههای روزیِ الله نزد من است که هرگونه بخواهم در آن تصرف کنم. و به شما نمیگویم: من غیب می‏دانم، جز آنچه که الله از طریق وحی مرا از آن آگاه میسازد. و به شما نمیگویم: من یکی از فرشتگان هستم، بلکه من فرستادهای از جانب الله هستم، و جز آنچه را که بر من وحی میشود پیروی نمیکنم، آنچه را که ندارم ادعا نمیکنم، - ای رسول- به آنها بگو: آیا کافر که از دیدن حق کور است، و مؤمن که حق را میبیند و به آن ایمان میآورد یکسان هستند؟ - ای مشرکان- آیا با عقلهای‏تان در نشانههایی که پیرامون شما وجود دارد نمیاندیشید.

(۵۱) و –ای رسول- با این قرآن کسانی را بترسان که میترسند در روز قیامت به‏سوی پروردگارشان گرد آورده شوند. هیچ کارسازی غیر از الله برای‏شان نیست که برای‏شان سود برساند، و هیچ شفیعی ندارند که آسیب را از آنها برطرف کند، باشد که آنها با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسند، زیرا اینها هستند که از قرآن بهره میبرند.

(۵۲) و –ای رسول- برای متوجه ساختن بزرگان مشرکان به‏سوی خود، مسلمانان فقیر را که در آغاز و پایان روز همواره مشغول عبادت الله هستند و او تعالی را مخلصانه عبادت میکنند، از خود دور نکن، چیزی از حساب این فقرا بر عهدۀ تو نیست؛ حساب آنها فقط نزد پروردگارشان است، و چیزی از حساب تو نیز بر عهدۀ آنها نیست؛ همانا اگر تو آنها را از مجلس خویش دور سازی، از کسانی خواهی بود که از حدود الله گذشتهاند.

برخی فواید آیات:

• پیامبران انسان هستند، و به‏طور قطع ذرهای از خصوصیات ربوبیّت را ندارند، و وظیفۀ آنها تبلیغ است؛ پس هیچ تصرفی در هستی ندارند، علم غیب نمیدانند، و مالک خزینههای روزی و غیر آن نیستند.

• اهتمام دعوتگر به پیروانش بهخصوص پیروان ضعیفش که چیزی جز حق نمی‏جویند، پس باید به آنها نزدیک شود، و نباید برای راضی نمودن کافران، دوری از آنها را قبول کند.

• اشارۀ آیه به اهمیت عباداتی که در ابتدا و پایان روز انجام میشود.

﴿وَكَذَٰلِكَ فَتَنَّا بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لِّيَقُولُوٓاْ أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنۢ بَيۡنِنَآۗ أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَعۡلَمَ بِٱلشَّٰكِرِينَ٥٣ وَإِذَا جَآءَكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِ‍َٔايَٰتِنَا فَقُلۡ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡۖ كَتَبَ رَبُّكُمۡ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَ أَنَّهُۥ مَنۡ عَمِلَ مِنكُمۡ سُوٓءَۢا بِجَهَٰلَةٖ ثُمَّ تَابَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَصۡلَحَ فَأَنَّهُۥ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٥٤ وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ وَلِتَسۡتَبِينَ سَبِيلُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ٥٥ قُلۡ إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِۚ قُل لَّآ أَتَّبِعُ أَهۡوَآءَكُمۡ قَدۡ ضَلَلۡتُ إِذٗا وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُهۡتَدِينَ٥٦ قُلۡ إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبۡتُم بِهِۦۚ مَا عِندِي مَا تَسۡتَعۡجِلُونَ بِهِۦٓۚ إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِۖ يَقُصُّ ٱلۡحَقَّۖ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡفَٰصِلِينَ٥٧ قُل لَّوۡ أَنَّ عِندِي مَا تَسۡتَعۡجِلُونَ بِهِۦ لَقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۗ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِٱلظَّٰلِمِينَ٥٨ ۞وَعِندَهُۥ مَفَاتِحُ ٱلۡغَيۡبِ لَا يَعۡلَمُهَآ إِلَّا هُوَۚ وَيَعۡلَمُ مَا فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِۚ وَمَا تَسۡقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعۡلَمُهَا وَلَا حَبَّةٖ فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡأَرۡضِ وَلَا رَطۡبٖ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ٥٩ [الأنعام: ۵۳-۵۹].

(۵۳) و اینچنین برخی از آنها را به برخی دیگر آزمودیم، چنانکه در بهره دنیوی‏شان آنها را متفاوت قرار دادیم، تا با این کار آنها را بیازماییم برای اینکه کافران ثروتمند به مؤمنان فقیر بگویند: آیا الله از میان ما، هدایت را برای این فقرا بخشیده است؟! اگر ایمان خیر میبود آنها به آن از ما پیشی نمیگرفتند، زیرا ما اهل پیشیگرفتن هستیم. آیا الله نسبت به شکرگزاران نعمتهایش داناتر نیست، تا آنها را به ایمان توفیق دهد، و نسبت به کافران به خودش داناتر نیست تا دست از یاری‏شان بکشد تا ایمان نیاورند؟! آری الله در مورد آنها داناتر است.

(۵۴) و –ای رسول- وقتی مؤمنان به آیات ما که مدرک راستگویی آنچه آوردهای هستند نزد تو بیایند، برای گرامیداشتن‏شان جواب سلام‏شان را بده، و آنها را به رحمت گستردۀ الله مژده بده، زیرا الله از روی بخشش، رحمت را بر خویشتن واجب گردانیده است، پس هرکس از شما که در حالت جهالت و نادانی مرتکب گناهی شود، سپس بعد از ارتکاب گناه توبه کند، و عملش را اصلاح گرداند، الله گناهی را که مرتکب شده است برایش میآمرزد؛ زیرا الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۵۵) و همانگونه که موارد مذکور را برایت بیان کردیم، دلایل و حجتهایمان را بر پیروان باطل، و برای روشنساختن راه و روش مجرمان نیز بیان میکنیم، تا از آن اجتناب و پرهیز شود.

(۵۶) - ای رسول- بگو: همانا الله مرا از عبادت کسانیکه شما آنها را به جای الله عبادت میکنید نهی فرموده است، - ای رسول- بگو: از هوسهای شما در عبادت غیر الله پیروی نمیکنم، زیرا اگر در این مورد از هوسهای شما پیروی کنم از راه حق گمراه خواهم بود، و به آن هدایت نخواهم شد، و این حالت، شأن هرکسی است که به جای برهانی از جانب الله، از هوس پیروی کند.

(۵۷)- ای رسول- به این مشرکان بگو: همانا من بر دلیل آشکاری از جانب پروردگارم هستم، نه بر هوس؛ و شما این برهان را تکذیب کردید، عذاب و آیات خارقالعادهای که خواستار تعجیل در آن هستید نزد من نیست، بلکه فقط به دست الله است، پس حکم – از جمله آنچه درخواست میکنید- فقط برای الله است، او تعالی حق را میگوید و به آن حکم میکند، و او سبحانه بهترین کسی است که حقدار و دروغپرداز را از یکدیگر مشخص میکند.

(۵۸)- ای رسول- به آنان بگو: اگر عذابی را که خواستار تعجیل آن هستید، پیشِ من و یا در دستِ من بود به‏طور قطع آن را بر شما فرو میفرستادم، و در این صورت کار میان من و شما به پایان میرسید، و الله نسبت به ستمکاران داناتر است که چقدر به آنها مهلت دهد و چه زمانی آنها را مجازات کند.

(۵۹) و گنجینههای غیب فقط نزدِ الله است، و دیگران آن را نمیدانند، و او تعالی از تمام مخلوقات خشکی از حیوانات و گیاهان و جمادات، و از حیوانات و گیاهان موجود در دریاها آگاه است، و هیچ برگی در هیچ مکانی نمیافتد، و هیچ دانۀ پنهانی در زمین یافت نمیشود، و هیچ تریای پیدا نمیشود، و هیچ خشکیای یافت نمی‏گردد، مگر اینکه در کتاب واضحی که همان لوح محفوظ است ثبت شده است.

برخی فواید آیات:

• الله تعالی بعضی از بندگان را سبب آزمایش بعضی دیگر قرار میدهد، چنانکه در روزی و کفر و ایمان به آنها درجات متفاوتی میدهد، و کفر و ایمان، مشروط به گستردگی و تنگی روزی نیست.

• یکی از خصوصیات اخلاقی دعوتگر، گشادهرویی و سلامدادن و خوشحالی و شادمانی با یارانش است.

• دعوتگر باید در عقیده و روش و رفتارش از هوسها بپرهیزد.

• اثبات انحصار علم غیب به الله، به تنهایی و بدون شریک، و علم گستردۀ او تعالی در این مورد، و اینکه ذرهای بر او پوشیده نمیماند و هیچچیز از مخلوقاتش از او پنهان نمیماند مگر اینکه با ریزترین جزئیات نزد او سبحانه ثبت و تدوین شده است.

﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَتَوَفَّىٰكُم بِٱلَّيۡلِ وَيَعۡلَمُ مَا جَرَحۡتُم بِٱلنَّهَارِ ثُمَّ يَبۡعَثُكُمۡ فِيهِ لِيُقۡضَىٰٓ أَجَلٞ مُّسَمّٗىۖ ثُمَّ إِلَيۡهِ مَرۡجِعُكُمۡ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٦٠ وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦۖ وَيُرۡسِلُ عَلَيۡكُمۡ حَفَظَةً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُونَ٦١ ثُمَّ رُدُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ مَوۡلَىٰهُمُ ٱلۡحَقِّۚ أَلَا لَهُ ٱلۡحُكۡمُ وَهُوَ أَسۡرَعُ ٱلۡحَٰسِبِينَ٦٢ قُلۡ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ تَدۡعُونَهُۥ تَضَرُّعٗا وَخُفۡيَةٗ لَّئِنۡ أَنجَىٰنَا مِنۡ هَٰذِهِۦ لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ٦٣ قُلِ ٱللَّهُ يُنَجِّيكُم مِّنۡهَا وَمِن كُلِّ كَرۡبٖ ثُمَّ أَنتُمۡ تُشۡرِكُونَ٦٤ قُلۡ هُوَ ٱلۡقَادِرُ عَلَىٰٓ أَن يَبۡعَثَ عَلَيۡكُمۡ عَذَابٗا مِّن فَوۡقِكُمۡ أَوۡ مِن تَحۡتِ أَرۡجُلِكُمۡ أَوۡ يَلۡبِسَكُمۡ شِيَعٗا وَيُذِيقَ بَعۡضَكُم بَأۡسَ بَعۡضٍۗ ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَفۡقَهُونَ٦٥ وَكَذَّبَ بِهِۦ قَوۡمُكَ وَهُوَ ٱلۡحَقُّۚ قُل لَّسۡتُ عَلَيۡكُم بِوَكِيلٖ٦٦ لِّكُلِّ نَبَإٖ مُّسۡتَقَرّٞۚ وَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٦٧ وَإِذَا رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ يَخُوضُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيۡرِهِۦۚ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَلَا تَقۡعُدۡ بَعۡدَ ٱلذِّكۡرَىٰ مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٦٨ [الأنعام: ۶۰-۶۸].

(۶۰) و الله همان ذاتی است که هنگام خواب ارواح شما را به صورت موقت می‏گیرد، و او ذاتی است که از کارهایی که در روز هنگام فعالیت انجام میدهید آگاه است، سپس پس از اینکه ارواح شما را با خواب گرفت در روز شما را از نو زنده می‏گردانَد تا کارهای‏تان را انجام دهید، تا آنگاه که مهلت از پیش تعیین شده زندگی‏تان نزد الله به پایان رسد، سپس بازگشت‏تان با برانگیخته شدن در روز قیامت فقط به‏سوی اوست، سپس شما را از آنچه که در زندگی دنیایی‏تان انجام میدادید باخبر میسازد و جزای آن را به شما میدهد.

(۶۱) و الله بر بندگانش چیره و غالب است، از هر نظر بر آنها برتر است، ذاتی است که هر چیزی در برابر او فروتنی میکند، آنگونه که شایستۀ شکوه او سبحانه است بالاتر از بندگانش قرار دارد. و –ای مردم- فرشتگانی گرامی بر شما میفرستد که اعمال شما را تا زمانیکه مدت عمر یکی از شما سپری میشود و فرشتۀ مرگ و دستیاران وی روحش را قبض میکنند برمیشمرند، و این فرشتگان در آنچه که به آن فرمان یافتهاند کوتاهی نمیکنند.

(۶۲) سپس تمام کسانیکه ارواح‏شان قبض شده است به‏سوی الله که مالک حقیقی آنها است بازگردانیده میشوند تا آنها را در قبال اعمال‏شان جزا دهد، همان ذاتی که داوری ثمربخش و حکم عادلانه در مورد آنها از آنِ اوست، و او سریعترین کسی است که شما را مورد محاسبه قرار میدهد و اعمال‏تان را برمیشمرد.

(۶۳)- ای رسول- به این مشرکان بگو: چه کسی شما را از نابودکنندههایی که در تاریکیهای خشکی و دریا با آن روبرو میشوید نجات میدهد و سالم نگه میدارد؟ درحالیکه با فروتنی و درماندگی در نهان و آشکارا فقط او را در دعا میخوانید که: اگر پروردگارمان ما را از این حوادث نابودکننده سالم نگه دارد، به‏طور قطع از شکرگزاران نعمتهایش خواهیم بود که به ما ارزانی داشته است، به این نحو که غیر او را عبادت نمیکنیم.

(۶۴)- ای رسول- به آنها بگو: الله همان ذاتی است که شما را از این حوادث نابودکننده نجات میدهد، و شما را از هر اندوهی میرهاند، سپس شما بعد از این امر، در حالت گشایش، دیگران را همراه او شریک قرار میدهید، پس چه ستمی از آنچه که شما انجام میدهید بزرگتر است؟!

(۶۵)- ای رسول- به آنها بگو: الله تواناست که عذابی از بالای سرتان مانند سنگ‏ها و صاعقهها و طوفان، بر شما بفرستد، یا عذابی از زیر پای‏تان مانند زلزلهها و فروبردن در زمین بر شما بفرستد، یا میان دلهای شما اختلاف بیندازد، آنگاه هر یک از شما از هوس خویش پیروی کند، تا اینکه یکدیگر را بکُشید، - ای رسول- بنگر که چگونه دلایل و براهین گوناگون را میآوریم و برای‏شان بیان میکنیم شاید بفهمند که آنچه تو آوردهای حق است، و آنچه خودشان دارند باطل است.

(۶۶) و قوم تو این قرآن را تکذیب کردند، درحالیکه حقی است که بدون تردید از جانب الله آمده است،- ای رسول- به آنها بگو: من بر نگهبانی از شما گماشته نشدهام، بلکه فقط انذاردهندۀ شما در برابر عذابی سخت هستم.

(۶۷) هر خبری زمانی دارد که در آن واقع میشود، و سرانجامی دارد که به آن پایان مییابد، از جمله خبر سرانجام و عاقبت شما، که به زودی، هنگامیکه در روز قیامت برانگیخته میشوید از آن آگاه خواهید شد.

(۶۸) و –ای رسول- هرگاه دیدی مشرکان با تمسخر و استهزا در مورد آیات ما سخن میگویند، از آنها دوری کن تا در سخنی بدون تمسخر و استهزا به آیات ما درآیند، و هرگاه شیطان تو را به فراموشی انداخت و با آنها نشستی، سپس متوجه شدی مجلس آنها را ترک کن و با این متجاوزان منشین.

برخی فواید آیات:

• اثبات اینکه خواب نوعی مرگ است، و ارواح هنگام خواب قبض شده، سپس هنگام بیداری بازگردانده میشوند.

• استدلال با دلیل فطرت بر استحقاق الله تعالی به الوهیت؛ زیرا کافران به الله تعالی ایمان دارند و هنگام اضطرار و وقوع در حوادث نابودکننده، از روی فطرت، بازمیگردند، و فقط از الله تعالی میطلبند.

• الزام مشرکان به مقتضای رفتار خودشان، و اقامۀ دلیل بر انقلاب فطرت‏شان؛ چون هنگام سختی در دریا فقط از الله طلب یاری میکنند، و آنگاه که الله آنها را میرهاند و به خشکی نجات میدهد شرک میورزند.

• عدم جواز نشستن در مجالس پیروان باطل و لغو، و لزوم جدایی از آنها، و بازنگشتن نزدشان مگر در حالتی که از این کار دست بکشند.

﴿وَمَا عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَلَٰكِن ذِكۡرَىٰ لَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ٦٩ وَذَرِ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ دِينَهُمۡ لَعِبٗا وَلَهۡوٗا وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَاۚ وَذَكِّرۡ بِهِۦٓ أَن تُبۡسَلَ نَفۡسُۢ بِمَا كَسَبَتۡ لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيّٞ وَلَا شَفِيعٞ وَإِن تَعۡدِلۡ كُلَّ عَدۡلٖ لَّا يُؤۡخَذۡ مِنۡهَآۗ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أُبۡسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْۖ لَهُمۡ شَرَابٞ مِّنۡ حَمِيمٖ وَعَذَابٌ أَلِيمُۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡفُرُونَ٧٠ قُلۡ أَنَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعۡقَابِنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ كَٱلَّذِي ٱسۡتَهۡوَتۡهُ ٱلشَّيَٰطِينُ فِي ٱلۡأَرۡضِ حَيۡرَانَ لَهُۥٓ أَصۡحَٰبٞ يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى ٱئۡتِنَاۗ قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰۖ وَأُمِرۡنَا لِنُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٧١ وَأَنۡ أَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّقُوهُۚ وَهُوَ ٱلَّذِيٓ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٧٢ وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّۖ وَيَوۡمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُۚ قَوۡلُهُ ٱلۡحَقُّۚ وَلَهُ ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِۚ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡخَبِيرُ٧٣ [الأنعام: ۶۹-۷۳].

(۶۹) و چیزی از حساب این ستمکاران بر عهدۀ کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، تقوای او تعالی را پیشه میکنند نیست، بلکه فقط این امر به عهده آنها است که ستمکاران را از کارهای منکری که مرتکب میشوند نهی کنند، باشد که از الله بترسند، آنگاه اوامرش را اجرا کنند و از نواهی او بپرهیزند.

(۷۰)- ای رسول- این مشرکان را که دین‏شان را مایۀ بازی و سرگرمی قرار دادهاند و آن را به تمسخر و ریشخند میگیرند، و زندگی دنیا با کالاهای نابودشدنی خویش آن‏ها را فریفته است رها کن. - ای پیامبر- مردم را با قرآن اندرز بده تا اینکه کسی به‏سبب گناهانی که انجام میدهد به نابودی نیفتد، درحالیکه غیر از الله هیچ همپیمانی ندارد که از او یاری بجوید، و هیچ واسطهای ندارد که عذاب الله در روز قیامت را از او بازدارد، و اگر هر فدیهای در برابر عذاب الله بدهد از او پذیرفته نمیشود. اینها کسانی هستند که به‏سبب گناهانی که مرتکب شدهاند به نابودی خودشان راضی شدهاند، و به‏سبب کفرشان در روز قیامت نوشیدنیای در نهایت حرارت و عذابی رنجآور دارند.

(۷۱)- ای رسول- به این مشرکان بگو: آیا به جای الله نمادهایی را عبادت کنیم که مالک هیچ نفعی نیستند تا به ما نفع برسانند و مالک هیچ زیانی نیستند که به ما زیانی برسانند، و پس از اینکه الله ما را به ایمان توفیق داد از آن بازگردیم، آنگاه مثل کسی شویم که شیاطین او را گمراه و سرگشته رها کردهاند که هیچ راهی نمییابد، و یارانی بر راه راست دارد که او را به‏سوی حق میخوانند، اما او دعوت آنها را در آنچه او را به آن فرا میخوانند اجابت نمیکند؟ - ای رسول- به آنها بگو: بهراستی هدایت الله، همان هدایت حق است، و الله به ما فرمان داده است که با پایبندی به توحید و عبادت او فقط تسلیم او باشیم، زیرا او پروردگار جهانیان است.

(۷۲) و ما را به برپایی نماز به کاملترین صورت امر کرده است، و ما را به تقوای الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی امر کرده است؛ زیرا او ذاتی است که بندگان در روز قیامت فقط به‏سوی او گرد آورده میشوند تا جزای اعمال‏شان را به آنها بدهد.

(۷۳) و او ذاتی است که آسمانها و زمین را به حق آفرید، و روزی که الله به چیزی میفرماید: باش، ناگهان موجود میشود، آنگاه که در روز قیامت میفرماید، بهپاخیزید، بیدرنگ بهپامیخیزند، سخن او تعالی، سخن راستی است که به‏طور قطع واقع خواهد شد، و فرمانروایی روز قیامت آنگاه که اسرافیل برای بار دوم در صور میدمد فقط برای او تعالی است، هرچه پنهان و آشکار است میداند، و او در آفرینش و تدبیرش بسیار داناست، و چنان آگاهی است که هیچچیز بر او پنهان نمیماند، زیرا امور نهانی نزد او همانند امور آشکار است.

برخی فواید آیات:

• دعوتگر به‏سوی الله تعالی، مسئول محاسبۀ هیچکس نیست، بلکه مسئول تبلیغ و یادآوری است.

• اندرزدادن از بزرگترین وسایل بیداری غافلان و مستکبران است.

• یکی از دلایل توحید چنین است: کسیکه مالک هیچ نفع و ضرر و تصرفی نیست، ناگزیر سزاوار نیست که إله و معبود باشد.

﴿۞وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٧٤ وَكَذَٰلِكَ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ٧٥ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ رَءَا كَوۡكَبٗاۖ قَالَ هَٰذَا رَبِّيۖ فَلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ٧٦ فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا قَالَ هَٰذَا رَبِّيۖ فَلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ٧٧ فَلَمَّا رَءَا ٱلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُۖ فَلَمَّآ أَفَلَتۡ قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ٧٨ إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ حَنِيفٗاۖ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ٧٩ وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِۚ وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡ‍ٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ٨٠ وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗاۚ فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٨١ [الأنعام: ۷۴-۸۱].

(۷۴) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که ابراهیم ÷ به پدر مشرک خویش آزر گفت: ای پدر من، آیا به جای الله، نمادهایی را معبود میگیری و عبادت میکنی؟! بهراستی که من، تو و قومت را که نمادها را عبادت میکنند، به‏سبب اینکه غیر الله را عبادت میکنید در گمراهی آشکار، و سرگشتگی از راه حق میبینم، زیرا او سبحانه معبود برحق است، و غیر او معبودان باطلی هستند.

(۷۵) و همانگونه که گمراهی پدر و قومش را به او نمایاندیم، فرمانروایی گستردۀ آسمانها و زمین را نیز به او نمایاندیم، تا با این فرمانروایی گسترده، بر وحدانیت الله و استحقاق انحصاری او تعالی در عبادت استدلال کند؛ تا از یقینکنندگان باشد که الله ذات واحدی است که هیچ شریکی ندارد، و بر هر چیزی تواناست.

(۷۶) پس آنگاه که شب بر او تاریکی انداخت، ستارهای دید، آنگاه گفت: این پروردگار من است، اما هنگامیکه ستاره ناپدید شد گفت: کسی را که پنهان میشود دوست ندارم؛ زیرا معبود حقیقی، حاضری است که پنهان نمیشود.

(۷۷) و هنگامیکه ماه را در حال طلوع دید گفت: این پروردگار من است، اما هنگامیکه پنهان شد گفت: اگر الله مرا به توحید و عبادت خویش به یگانگی، توفیق نداده بود، به‏طور قطع از گروهی بودم که از دین برحق او دور هستند.

(۷۸) و هنگامیکه خورشید را در حال طلوع دید گفت: این طلوعکننده، پروردگار من است، این طلوعکننده از ستارگان و ماه بزرگتر است، اما هنگامیکه پنهان شد گفت: ای قوم من، همانا من از آنچه با الله شریک قرار میدهید بیزارم.

و هنگامیکه از آنچه که به جای الله عبادت میکردند بیزاری جست، گویی آنها از او پرسیدند، پس چه چیزی عبادت میکنی؟ آنگاه ابراهیم ÷ گفت:

(۷۹) من با بازگشت از شرک به‏سوی توحید خالص، دینم را برای ذاتیکه آسمانها و زمین را بدون نمونۀ قبلی ساخت خالص گردانیدم، و از مشرکان که دیگران را همراه او عبادت میکنند نیستم.

(۸۰) و قوم مشرکش، در توحید الله سبحانه با او به جدال پرداختند، و او را از تمثال‏های‏شان ترساندند. آنگاه ابراهیم ÷ به آنها گفت: آیا در توحید و یگانگی الله در عبادت، با من جدال میکنید، درحالیکه پروردگارم مرا به آن توفیق داده است، و از تمثالهای شما نمیترسم، زیرا آنها مالک هیچ ضرری نیستند که به من ضرر برسانند و مالک هیچ نفعی نیستند که به من نفع برسانند مگر اینکه الله بخواهد، زیرا هرچه الله بخواهد انجام میشود، و علم الله همراه هر چیزی هست. چنانکه هیچچیز نه در زمین و نه در آسمان بر او پوشیده نمیماند، پس –ای قوم من- آیا کفر و شرک به الله که بر آن هستید به یاد نمیآورید تا فقط به الله ایمان آورید؟!

(۸۱) و چگونه از نمادهایی که به جای الله عبادت میکنید بترسم، درحالیکه شما به دلیل شرک‏تان به الله، آنچه را الله آفریده است با او شریک قرار دادید بدون اینکه دلیلی برای این کار داشته باشید؟! پس کدامیک از این دو گروه به امنیت و سلامت سزاوارترند: گروه موحدان یا گروه مشرکان؟ اگر میدانید که کدامیک سزاوارتر هستند پس از آن پیروی کنید، و – بدون تردید- سزاوارترین این دو گروه، همان گروه مؤمنان مُوَحّد است.

برخی فواید آیات:

• استدلال بر ربوبیت با نظر در مخلوقات، روشی قرآنی است.

• دلایل عقلی صریح، ربوبیت الله را ثابت میکند.

﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاْ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ٨٢ وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦۚ نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ٨٣ وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَۚ كُلًّا هَدَيۡنَاۚ وَنُوحًا هَدَيۡنَا مِن قَبۡلُۖ وَمِن ذُرِّيَّتِهِۦ دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰنَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَىٰ وَهَٰرُونَۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ٨٤ وَزَكَرِيَّا وَيَحۡيَىٰ وَعِيسَىٰ وَإِلۡيَاسَۖ كُلّٞ مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٨٥ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَٱلۡيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطٗاۚ وَكُلّٗا فَضَّلۡنَا عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ٨٦ وَمِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ وَإِخۡوَٰنِهِمۡۖ وَٱجۡتَبَيۡنَٰهُمۡ وَهَدَيۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٨٧ ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۚ وَلَوۡ أَشۡرَكُواْ لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٨٨ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحُكۡمَ وَٱلنُّبُوَّةَۚ فَإِن يَكۡفُرۡ بِهَا هَٰٓؤُلَآءِ فَقَدۡ وَكَّلۡنَا بِهَا قَوۡمٗا لَّيۡسُواْ بِهَا بِكَٰفِرِينَ٨٩ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۖ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقۡتَدِهۡۗ قُل لَّآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًاۖ إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰلَمِينَ٩٠ [الأنعام: ۸۲-۹۰].

(۸۲) کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و از احکام او پیروی کردهاند، و ایمان‏شان را با شرک درنیامیختهاند، ایمنی و سلامتی فقط برای آنها است، نه دیگران؛ و آنها توفیقیافتگانند. پروردگارشان آنها را به راه هدایت توفیق داده است.

(۸۳) و این حجت یعنی﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِ ... [الأنعام: ۸۱]. که ابراهیم ÷ با آن بر قومش چیره شد تا اینکه حجت‏شان را قطع کرد، همان حجت ماست که او را به آن توفیق دادیم تا در برابر قومش با آن استدلال کند، و آن را به او عطا کردیم، مراتب هر یک از بندگانمان را که بخواهیم در دنیا و آخرت بالا میبریم، - ای رسول- همانا پروردگار تو در آفرینش و تدبیرش بسیار داناست و نسبت به بندگانش آگاهی کاملی دارد.

(۸۴) و به ابراهیم ÷، پسرش اسحاق ÷ و نوهاش یعقوب ÷ را روزی دادیم، و هر یک از آن دو را به راه راست توفیق دادیم، و قبل از آنها نوح ÷ را توفیق دادیم، و از نسل نوح ÷ هر یک از داود ÷ و پسرش سلیمان ÷ و ایوب ÷ و یوسف ÷ و موسی ÷ و برادرش هارون ÷ را به راه حق توفیق دادیم، و مانند این پاداش که به‏سبب نیکوکاری پیامبران به آنها دادیم، به سایر نیکوکاران نیز به‏سبب نیکوکاری‏شان میدهیم.

(۸۵) و همچنین هر یک از زکریا ÷ و یحیی ÷ و عیسی ÷ پسر مریم و الیاس ÷ را توفیق دادیم، و تمام آنها پیامبرانی از صالحان بودند که الله آنها را به عنوان رسول برگزید.

(۸۶) و همچنین اسماعیل ÷ و یسع ÷ و یونس ÷ و لوط ÷ را توفیق دادیم، و تمام این پیامبران و در رأس آنها پیامبر محمد ج را بر جهانیان برتری بخشیدیم.

(۸۷) و برخی از پدران‏شان و برخی از پسران‏شان و برخی از برادران‏شان را که توفیق‏شان را خواستیم توفیق دادیم، و آنها را برگزیدیم، و آنها را به پیمودن راه مستقیم که همان راه توحید و طاعت الله است توفیق دادیم.

(۸۸) این توفیقی که برای‏شان حاصل شد، همان توفیق الله است که هر یک از بندگانش را که بخواهد به آن هدایت میکند، و اگر غیر الله را همراه او تعالی شریک قرار داده بودند به‏طور قطع عمل‏شان تباه میشد؛ زیرا شرک عمل صالح را تباه می‏سازد.

(۸۹) این پیامبران مذکور، کسانی هستند که به آنها کتابها، حکمت، و نبوت عطا کردیم، پس اگر قوم تو به این موارد سهگانه که به آنها دادهایم کفر ورزند، همانا ما گروهی را بر آن آماده و انتخاب کردهایم که به آن کافر نیستند، بلکه مؤمن هستند و به آن چنگ میزنند، یعنی همان مهاجران و انصار و کسانیکه تا روز قیامت به نیکی از آنها پیروی کنند.

(۹۰) این پیامبران و پدران و پسران و برادران‏شان که همراه آنها بیان شدند، همان‏ها در حقیقت اهل هدایت هستند، پس از آنها پیروی و به آنها اقتدا کن، و –ای رسول- به قومت بگو: در برابر ابلاغ این قرآن پاداشی از شما نمیطلبم، زیرا قرآن چیزی نیست جز اندرزی برای جهانیان، چه انسانها و چه جنها؛ تا با آن به راه مستقیم، و راه صحیح راهنمایی بخواهند.

برخی فواید آیات:

• از فضایل توحید این است که امنیت را برای بنده تضمین میکند، بهخصوص در آخرت که مردم بیقراری میکنند.

• آیات بیان میدارند که تمام پیامبران پیشین، دعوت‏شان را فقط به توفیق الله تعالی و نه به قدرت خودشان ابلاغ کردهاند.

• تمام پیامبران ، با وجود اختلاف احکام عبادیشان، در دعوت به‏سوی توحید الله تعالی مشترک هستند.

• اقتدا به پیامبران ، بهخصوص در اصول توحید، سنتی پسندیده است.

﴿وَمَا قَدَرُواْ ٱللَّهَ حَقَّ قَدۡرِهِۦٓ إِذۡ قَالُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٖ مِّن شَيۡءٖۗ قُلۡ مَنۡ أَنزَلَ ٱلۡكِتَٰبَ ٱلَّذِي جَآءَ بِهِۦ مُوسَىٰ نُورٗا وَهُدٗى لِّلنَّاسِۖ تَجۡعَلُونَهُۥ قَرَاطِيسَ تُبۡدُونَهَا وَتُخۡفُونَ كَثِيرٗاۖ وَعُلِّمۡتُم مَّا لَمۡ تَعۡلَمُوٓاْ أَنتُمۡ وَلَآ ءَابَآؤُكُمۡۖ قُلِ ٱللَّهُۖ ثُمَّ ذَرۡهُمۡ فِي خَوۡضِهِمۡ يَلۡعَبُونَ٩١ وَهَٰذَا كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ مُبَارَكٞ مُّصَدِّقُ ٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ ٱلۡقُرَىٰ وَمَنۡ حَوۡلَهَاۚ وَٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۖ وَهُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ يُحَافِظُونَ٩٢ وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ قَالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمۡ يُوحَ إِلَيۡهِ شَيۡءٞ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثۡلَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُۗ وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓاْ أَيۡدِيهِمۡ أَخۡرِجُوٓاْ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَكُنتُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهِۦ تَسۡتَكۡبِرُونَ٩٣ وَلَقَدۡ جِئۡتُمُونَا فُرَٰدَىٰ كَمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَتَرَكۡتُم مَّا خَوَّلۡنَٰكُمۡ وَرَآءَ ظُهُورِكُمۡۖ وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمۡ شُفَعَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُمۡ أَنَّهُمۡ فِيكُمۡ شُرَكَٰٓؤُاْۚ لَقَد تَّقَطَّعَ بَيۡنَكُمۡ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ٩٤ [الأنعام: ۹۱-۹۴]

(۹۱) و مشرکان آنگونه که سزاوار بزرگی الله است او را بزرگ نشمردند آنگاه که به پیامبرش محمد ج گفتند: الله چیزی از وحی بر هیچ انسانی فرو نفرستاده است، - ای رسول- به آنها بگو: چه کسی تورات را بر موسی ÷ به عنوان نور و هدایت و ارشادی برای قومش فرو فرستاد؟ که یهود آن را در دفاتری قرار میدهند و از آن، آنچه موافق هوسهای‏شان است را آشکار میکنند، و آنچه مانند توصیف محمد ج که مخالف هوسهای‏شان است پنهان میکنند. و –ای عرب- از قرآن چیزی به شما آموخته شد که نه شما و نه پیشینیان شما از قبل آن را نمیدانستید، - ای رسول- به آنها بگو: آن را الله نازل فرموده است، سپس آنها را در جهل و گمراهی‏شان رها کن تا به یقین برسند (مرگشان فرارسد).

(۹۲) و –ای رسول- این قرآن کتابی است که بر تو فرو فرستادیم و کتابی مبارک است که کتابهای آسمانی پیش از خود را تصدیق میکند، تا مردم مکه و سایر مردم در مشارق و مغارب زمین را به آن اِنذار دهی تا هدایت شوند، و کسانی را که به زندگی آخرت و به این قرآن ایمان میآورند، و به مفاد آن عمل میکنند، و بر نمازهای‏شان با انجام ارکان و فرائض و مستحبات آن در اوقات مشخصشدۀ شرعی آن مراقبت می‏کنند.

(۹۳) هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که دروغی بر الله بسازد به این نحو که بگوید: الله هیچچیز بر انسانی فرو نفرستاده است، یا از روی دورغ بگوید: الله به او وحی کرده، درحالیکه هیچچیز بر او وحی نکرده است، یا بگوید: بهزودی مثل قرآن که الله آن را نازل کرده است نازل خواهم کرد، و –ای رسول- اگر ببینی آنگاه که سختیهای جانکندن این ستمکاران را فرا میگیرد، و فرشتگان با عذابدادن و زدن، دستهای‏شان را بر آنها میگشایند، و از روی سرزنش به آنها میگویند: جان‏های‏تان را بیرون دهید، زیرا ما آنها را قبض میکنیم، در این روز به‏سبب ادعای نبوت و وحی و فروفرستادن مانند آنچه الله نازل کرده است بر الله دروغ میبستید، و به‏سبب تکبر شما در ایمان به آیات الله، به عذابی مجازات میشوید که شما را تحقیر و خوار میسازد، اگر این صحنه را ببینی بهراستی که امر هولناکی را دیدهای.

(۹۴) و روز قیامت به آنها گفته میشود: همانگونه که برای بار اول شما را لخت و عریان و ختنهنشده آفریدیم، در این روز به تنهایی، و بدون مال و ریاست نزد ما آمدهاید، و برخلاف میل آنچه را که از مال و ریاست به شما عطا کرده بودیم پشت سرتان در دنیا به جای گذاشتهاید، و امروزه معبودهای‏تان را که گمان میکردید شفیعان شما هستند، و گمان میکردید در استحقاق عبادت، شریکان الله هستند، همراه شما نمی‏بینیم، همانا پیوند میان شما بریده شده، و آنچه در مورد شفاعت آنها گمان می‏کردید، و اینکه میپنداشتید که شریکان الله هستند از دست شما رفته است.

برخی فواید آیات:

• فروفرستادن کتابها بر پیامبران سنت الله در مورد رسولان است، و پیامبر ج یکی از آنها است.

• دروغپردازترین مردم همان کسی است که بر الله تعالی دروغ میبندد، یعنی امری را که دلیل صحیحی بر آن وجود ندارد در حق الله تعالی نسبت میدهد یا نفی یا اثبات میکند.

• هرکسی در روز قیامت به تنهایی و عاری از مناصب و القاب، و با دستان خالی، برانگیخته میشود، و یکه و تنها مورد محاسبه قرار میگیرد.

﴿۞إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلۡحَبِّ وَٱلنَّوَىٰۖ يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَمُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتِ مِنَ ٱلۡحَيِّۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُۖ فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ٩٥ فَالِقُ ٱلۡإِصۡبَاحِ وَجَعَلَ ٱلَّيۡلَ سَكَنٗا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ حُسۡبَانٗاۚ ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ٩٦ وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلنُّجُومَ لِتَهۡتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ٩٧ وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ فَمُسۡتَقَرّٞ وَمُسۡتَوۡدَعٞۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَفۡقَهُونَ٩٨ وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ نَبَاتَ كُلِّ شَيۡءٖ فَأَخۡرَجۡنَا مِنۡهُ خَضِرٗا نُّخۡرِجُ مِنۡهُ حَبّٗا مُّتَرَاكِبٗا وَمِنَ ٱلنَّخۡلِ مِن طَلۡعِهَا قِنۡوَانٞ دَانِيَةٞ وَجَنَّٰتٖ مِّنۡ أَعۡنَابٖ وَٱلزَّيۡتُونَ وَٱلرُّمَّانَ مُشۡتَبِهٗا وَغَيۡرَ مُتَشَٰبِهٍۗ ٱنظُرُوٓاْ إِلَىٰ ثَمَرِهِۦٓ إِذَآ أَثۡمَرَ وَيَنۡعِهِۦٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكُمۡ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٩٩ وَجَعَلُواْ لِلَّهِ شُرَكَآءَ ٱلۡجِنَّ وَخَلَقَهُمۡۖ وَخَرَقُواْ لَهُۥ بَنِينَ وَبَنَٰتِۢ بِغَيۡرِ عِلۡمٖۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ١٠٠ بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ صَٰحِبَةٞۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيۡءٖۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ١٠١ [الأنعام: ۹۵-۱۰۱].

(۹۵) همانا الله، یگانه ذاتی است که دانه را میشکافد و از آن محصولات کشاورزی بیرون میآورد، و هسته را میشکافد و از آن درخت خرما میرویاند، و زنده را از مرده بیرون میآورد؛ چون انسان و سایر موجودات زنده را از نطفه بیرون میآورد، و مرده را از زنده بیرون میآورد؛ زیرا نطفه را از انسان و تخممرغ را از ماکیان درمیآورد، ذاتیکه این کارها را انجام میدهد همان الله است که شما را آفرید، پس –ای مشرکان- چگونه از حق منحرف میشوید درحالیکه آفرینش شگفت آن را مشاهده میکنید؟!

(۹۶) و او تعالی ذاتی است که روشنایی صبح را از تاریکی شب میشکافد، و ذاتی است که شب را برای آرامش مردم قرار داده است که از حرکت برای طلب معاش آرام میگیرند، تا از خستگی در طلب معاش در روز استراحت کنند، و ذاتی است که خورشید و ماه را قرار داده که به حساب اندازهگیری شدهای در جریان هستند، این آفرینش شگفت، تقدیر ذات شکستناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و نسبت به مخلوقاتش و آنچه به صلاح‏شان است بسیار داناست.

(۹۷) و –ای فرزندان آدم- او تعالی ذاتی است که ستارگان را در آسمان برای‏تان آفرید تا اگر در سفرهای‏تان، راههای خشکی و دریا بر شما مشتبه شد راه را با آنها بیابید. دلایل و براهین دلالتکننده بر قدرتمان را برای قومی که در این دلایل و براهین میاندیشند به روشنی بیان کردهایم، تا از آن بهرهمند شوند.

(۹۸) و او تعالی ذاتی است که شما را از نفس واحد یعنی نفس پدرتان آدم آفرید، زیرا آفرینش شما را با آفریدن پدرتان از گِل آغاز کرده است، سپس شما را از او آفریده است، و قرارگاههایی مانند رحمهای مادران‏تان، و امانتنگهدارهایی که در آنها حفاظت میشوید مانند استخوانهای کمرهای پدران‏تان آفرید، بهراستی که ما آیات را برای مردمی که کلام الله را میفهمند به روشنی بیان کردهایم.

(۹۹) و او تعالی ذاتی است که از آسمان آب باران را فرو فرستاد، که با آن تمام اصناف گیاهان را رویاندیم، آنگاه از گیاهان، محصولات کشاورزی و درخت سبز بیرون آوردیم. از آنها دانههایی درمیآوریم که بر روی هم انباشته هستند، و از شکوفۀ درخت خرما، خوشههای پایین آمده که به صورت ایستاده و نشسته به آن دسترسی دارند، و باغهایی از انگور خارج کردیم، و باغهایی از زیتون و انار که برگهای‏شان مانند هم است، اما میوههای مختلفی دارند، بیرون کردیم. - ای مردم- به میوۀ آن بنگرید ابتدا که آشکار میشود، و هنگامی که پخته میشود، - ای مردم- همانا در این امر، دلایل آشکاری بر قدرت الله وجود دارد برای قومی که به الله ایمان دارند، زیرا آن‏ها هستند که از این دلایل و براهین بهره میبرند.

(۱۰۰) و جنهای مشرک، شریکانی برای الله در عبادت قرار دادند آنگاه که اعتقاد داشتند که آنها نفع و ضرر میرسانند، درحالیکه الله آنها را به وجود آورده است، و دیگران آنها را نیافریدهاند، پس او تعالی برای عبادت شدن سزاوارتر است. و به دروغ پسرانی قرار دادند چنانکه یهود به عزیر، و نصاری به عیسی این نسبت را دادند، و دخترانی به دروغ قرار دادند چنانکه مشرکان این نسبت را به فرشتگان دادند، او تعالی از آنچه پیروان باطل، او را به آن توصیف میکنند منزه و پاک است.

(۱۰۱) و او تعالی آفریدگار آسمانها و زمین بدون نمونۀ قبلی است، چگونه میتواند فرزندی داشته باشد درحالیکه هرگز همسری نداشته است؟! حال آنکه او هر چیزی را آفریده است، و از هر چیزی آگاه است، بهگونهای که هیچچیز بر او پوشیده نمیماند.

برخی فواید آیات:

• استدلال به برهان آفرینش و روزی (آفرینش و رشد و تغییر شکل و حجم گیاهان و نزول باران)، و استدلال به برهان حرکت (حرکت افلاک و تنظیم حرکت و نظم افلاک)؛ و هر دو مورد، مَناظر آشکاری – بر یگانگی الله در ربوبیت و استحقاق الوهیت- هستند.

• بیان گمراهی و کمعقلی مشرکان در عبادت جنها توسط آنها.

﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ فَٱعۡبُدُوهُۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ١٠٢ لَّا تُدۡرِكُهُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَهُوَ يُدۡرِكُ ٱلۡأَبۡصَٰرَۖ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ١٠٣ قَدۡ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَنۡ أَبۡصَرَ فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ عَمِيَ فَعَلَيۡهَاۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ١٠٤ وَكَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسۡتَ وَلِنُبَيِّنَهُۥ لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ١٠٥ ٱتَّبِعۡ مَآ أُوحِيَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١٠٦ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَآ أَشۡرَكُواْۗ وَمَا جَعَلۡنَٰكَ عَلَيۡهِمۡ حَفِيظٗاۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٖ١٠٧ وَلَا تَسُبُّواْ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَسُبُّواْ ٱللَّهَ عَدۡوَۢا بِغَيۡرِ عِلۡمٖۗ كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمۡ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرۡجِعُهُمۡ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٠٨ وَأَقۡسَمُواْ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَئِن جَآءَتۡهُمۡ ءَايَةٞ لَّيُؤۡمِنُنَّ بِهَاۚ قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡأٓيَٰتُ عِندَ ٱللَّهِۖ وَمَا يُشۡعِرُكُمۡ أَنَّهَآ إِذَا جَآءَتۡ لَا يُؤۡمِنُونَ١٠٩ وَنُقَلِّبُ أَفۡ‍ِٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواْ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَنَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ١١٠ [الأنعام: ۱۰۲-۱۱۰].

(۱۰۲)- ای مردم- ذات متصف به این صفات، پروردگار شماست، پروردگاری جز او ندارید، و هیچ معبود برحقی جز او نیست، و او همهچیز را به وجود آورده است، پس فقط او را عبادت کنید، زیرا فقط او سزاوار عبادت است، و او تعالی بر هر چیزی مُحافظ است.

(۱۰۳) چشمها بر او احاطه ندارند، و او سبحانه چشمها را زیر نظر و بر آنها احاطه دارد، و نسبت به بندگان نیکوکارش بسیار مهربان و آگاه است.

(۱۰۴)- ای مردم- دلایل روشن و براهین آشکاری از جانب پروردگارتان نزد شما آمده است، پس هرکس در آنها بیندیشد و به آنها گردن نهد، نفع این کار به خودش بازمیگردد، و هرکس به آنها ننگرد، و در آنها نیندیشد، و به آنها گردن ننهد، ضرر این کار فقط به خودش بازمیگردد، و من بر شما نگهبان نیستم، تا اعمال‏تان را برشمرم، بلکه من فقط رسولی از جانب پروردگارم هستم، و او تعالی بر شما نگهبان است.

(۱۰۵) و همانگونه که ادله و براهین گوناگون بر قدرت الله بیان کردیم، در وعد و وعید و اندرز نیز آیات گوناگونی آوردهایم، و بهزودی مشرکان خواهند گفت: این وحی نیست، بلکه آن را از اهل کتاب قبل از خودت آموختهای. و برای اینکه با گوناگونساختن این آیات، حق را برای مردم مؤمن امت محمد ج روشن سازیم، زیرا آنها هستند که حق را میپذیرند، و از آن پیروی میکنند.

(۱۰۶)- ای رسول- از حقی که پروردگارت بر تو وحی میکند پیروی کن، زیرا معبود برحقی جز او سبحانه وجود ندارد، و کافران و دشمنی آنها قلب تو را مشغول نسازد، زیرا کار آنها در اختیار الله است.

(۱۰۷) و اگر الله میخواست که هیچکس بر او شرک نورزد، هیچکس بر او شرک نمیورزید. و –ای رسول- ما تو را نگهبان قرار ندادهایم تا اعمال‏شان را بر آنها بشماری، و سرپرست آنها نیز نیستی، بلکه تو فقط فرستادهای هستی، و جز رسانیدن پیام بر عهدۀ تو نیست.

(۱۰۸) و –ای مؤمنان- نمادهایی را که مشرکان آنها را همراه الله عبادت میکنند دشنام ندهید، هر چند پستترین و سزاوارترین چیز به دشنام باشند؛ تا مشرکان برای بیاحترامی به الله، و نادانی از آنچه سزاواری او سبحانه است، او تعالی را دشنام ندهند، همانگونه که گمراهی اینها برای‏شان آراسته شده است عمل هر امتی، چه خیر و چه شر، را برای‏شان آراستیم، آنگاه هر عملی را که برای‏شان آراستیم انجام دادند، سپس بازگشت آنها در روز قیامت به‏سوی پروردگارشان است، آنگاه آنها را از آنچه در دنیا انجام میدادند آگاه میسازد و در قبال اعمال‏شان به آنها جزا میدهد.

(۱۰۹) و مشرکان با سختترین سوگندهایی که قادر بر ایرادش بودند سوگند خوردند که: اگر محمد ج یکی از آیاتی که آنها پیشنهاد دادهاند بیاورد به‏طور قطع به آن ایمان میآورند، - ای رسول- به آنها بگو: آیات از جانب من نیست تا آن را نازل کنم، بلکه فقط از جانب الله است و هرگاه بخواهد آنها را نازل میکند، و –ای مؤمنان- شما نمیدانید که اگر این آیات طبق پیشنهاد آنها بیاید، ایمان نمیآورند؟ بلکه بر دشمنی و انکارشان، پافشاری میکنند؛ زیرا خواهان هدایت نیستند.

(۱۱۰) و دلها و چشمهای‏شان را با حایل شدن میان آن و هدایتشدن به حق می‏گردانیم، چنانکه نخستین بار به‏سبب دشمنیشان، میان آنها و میان ایمان به قرآن حایل شدیم، و آنها را در گمراهی و نافرمانی‏شان در برابر پروردگارشان، سرگشته رها میکنیم تا به بیراهه بروند.

برخی فواید آیات:

• منزه داشتن الله تعالی از ستمی که عقیدۀ (جبر) آن را تثبیت میکند، و بیان اینکه کفر و شرک بندگان امری است که به اختیار خودشان ایجاد میشود.

• هیچیک از پیامبران نمیتواند از جانب خودش، یا هر زمان که بخواهد، آیهای بیاورد، بلکه این کار به الله بازمیگردد؛ زیرا فقط او قادر بر انجام این کار است، و او ذات دانایی است که نوع آیه و زمان آشکارشدن آن را مشخص می‏کند.

• نهی از دشنامدادن معبودهای مشرکان، برای پرهیز از مفسدۀ بزرگتر که همان تجاوز به دشنام بر جناب پروردگار جهانیان است.

• گاهی الله برای مجازاتِ اختیارکردن کفر توسط بنده، میان او و هدایت حایل قرار میدهد، و چشم و قلبش را به‏سوی غیر طاعت میگرداند.

﴿۞وَلَوۡ أَنَّنَا نَزَّلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَحَشَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ كُلَّ شَيۡءٖ قُبُلٗا مَّا كَانُواْ لِيُؤۡمِنُوٓاْ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ يَجۡهَلُونَ١١١ وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّٗا شَيَٰطِينَ ٱلۡإِنسِ وَٱلۡجِنِّ يُوحِي بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٖ زُخۡرُفَ ٱلۡقَوۡلِ غُرُورٗاۚ وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُۖ فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ١١٢ وَلِتَصۡغَىٰٓ إِلَيۡهِ أَفۡ‍ِٔدَةُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ وَلِيَرۡضَوۡهُ وَلِيَقۡتَرِفُواْ مَا هُم مُّقۡتَرِفُونَ١١٣ أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَبۡتَغِي حَكَمٗا وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ إِلَيۡكُمُ ٱلۡكِتَٰبَ مُفَصَّلٗاۚ وَٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡلَمُونَ أَنَّهُۥ مُنَزَّلٞ مِّن رَّبِّكَ بِٱلۡحَقِّۖ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ١١٤ وَتَمَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدۡقٗا وَعَدۡلٗاۚ لَّا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ١١٥ وَإِن تُطِعۡ أَكۡثَرَ مَن فِي ٱلۡأَرۡضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ١١٦ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِۦۖ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ١١٧ فَكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ ٱسۡمُ ٱللَّهِ عَلَيۡهِ إِن كُنتُم بِ‍َٔايَٰتِهِۦ مُؤۡمِنِينَ١١٨ [الأنعام: ۱۱۱-۱۱۸].

(۱۱۱) و اگر با آوردن آنچه پیشنهاد دادند درخواست آنها را میپذیرفتیم، یعنی فرشتگان را بر آنها فرو میفرستادیم و آنها را میدیدند، و مردگان با آنها سخن می‏گفتند، و آنها را از راستی آنچه تو آوردهای آگاه میکردند، و تمام پیشنهادهای آنها را یکجا میآوردیم و آن را مشاهده میکردند، به آنچه آوردهای ایمان نمیآورند، مگر کسانی از میان آنها که الله هدایت را برای‏شان میخواست، و اما بیشتر آنها نسبت به این امر جاهل هستند، پس به‏سوی الله پناه نمیبرند تا آنها را به هدایت توفیق دهد.

(۱۱۲) و همانگونه که تو را با دشمنی این مشرکان نسبت به تو آزمودیم، تمام پیامبران پیش از تو را نیز آزمودهایم، چنانکه برای هر یک از آنها، دشمنانی از انسان‏های سرکش، و دشمنانی از جنهای سرکش قرار دادیم، که بعضی از آنها بعضی دیگر را وسوسه میکنند و باطل را برای‏شان میآرایند تا آنها را بفریبند، و اگر الله می‏خواست که این کار را انجام ندهند چنین نمیکردند، اما او تعالی این آزمایش را برای‏شان خواست، پس آنها را با کفر و باطلی که به دروغ میبافند رها کن، و از آنها نَرَنج.

(۱۱۳) و برای اینکه دلهای کسانیکه به آخرت ایمان نمیآورند، به‏سوی وسوسه‏هایی که بعضی از آنها بر بعضی دیگر وسوسه میکنند بگراید، و آن را برای خویش بپذیرند و به آن راضی شوند، و برای اینکه معاصی و گناهانی که انجام می‏دهند کسب کنند.

(۱۱۴) - ای رسول- به این مشرکان که غیر الله را همراه او تعالی عبادت میکنند بگو: آیا عاقلانه است که داوری غیر الله را میان خودم و شما بپذیرم؟ درحالیکه الله همان ذاتی است که قرآن را روشنگر و جامع همهچیز بر شما فرو فرستاده است، و یهودیان که تورات را به آنها دادیم، و نصاری که انجیل را به آنها دادیم، میدانند قرآن که بر تو نازل شده، مشتمل بر حق است، زیرا دلیل این امر را در کتابهای‏شان دیدهاند، پس در آنچه که به تو وحی کردیم، از تردیدکنندگان مباش.

(۱۱۵) قرآن در اقوال و اخبار به نهایت راستی رسیده است، و هیچ تغییردهندهای برای کلماتش نیست، و او تعالی سخنان بندگانش را میشنود، و از آن آگاه است، چنانکه ذرهای سخنان‏شان بر او تعالی پوشیده نمیماند، و به زودی هرکس را که در تبدیل کلماتش میکوشد مجازات خواهد کرد.

(۱۱۶) و –ای رسول- اگر به فرض از بیشتر مردم روی زمین اطاعت کنی تو را از دین الله گمراه میسازند، زیرا سنت الله بر این جاری شده است که حق همراه اقلیت باشد، پس بیشتر مردم فقط از ظنی که مستندی ندارد پیروی میکنند؛ چون ادعا کردند که معبودهای‏شان آنها را هرچه بیشتر به الله نزدیک میکند، درحالیکه در این مورد دروغ میگفتند.

(۱۱۷) - ای رسول- همانا پروردگارت به حال مردمی که از راه او منحرف میشوند، و نیز به حال مردمی که به آن هدایت مییابند آگاهتر است، و ذرهای از این امر بر او پوشیده نمیماند.

(۱۱۸) پس –ای مردم- از آنچه که هنگام ذبح، نام الله بر آن برده شده است بخورید، اگر واقعاً به براهین آشکار او تعالی ایمان دارید.

برخی فواید آیات:

• بزرگترین هدف بنده، پیروی از حق است، که آن را از طریق روشهایی که الله روشن ساخته است میجوید، و به آن عمل میکند، و در پیروی از حق به یاری پروردگارش امیدوار است، و به نفس و نیرو و توان خویش تکیه نمیکند.

• از انصاف قرآن کریم این است که در برابر اقلیت مؤمن دنیا، جهل و گمراهی را به اکثر مردم نسبت داد.

• یکی از سنتهای الله تعالی در آفرینش، ظهور دشمنان انسانی و جنی برای پیامبران و پیروان‏شان است؛ زیرا حق با ضد خود یعنی باطل شناخته می‏شود.

• قرآن در اخبارش راستگو، و در احکامش عادل است، چنانکه در اخبارش چیزی خلاف واقع یافت نمیشود، و در احکامش چیزی مخالف حق وجود ندارد.

﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تَأۡكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ ٱسۡمُ ٱللَّهِ عَلَيۡهِ وَقَدۡ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيۡكُمۡ إِلَّا مَا ٱضۡطُرِرۡتُمۡ إِلَيۡهِۗ وَإِنَّ كَثِيرٗا لَّيُضِلُّونَ بِأَهۡوَآئِهِم بِغَيۡرِ عِلۡمٍۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُعۡتَدِينَ١١٩ وَذَرُواْ ظَٰهِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَبَاطِنَهُۥٓۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡسِبُونَ ٱلۡإِثۡمَ سَيُجۡزَوۡنَ بِمَا كَانُواْ يَقۡتَرِفُونَ١٢٠ وَلَا تَأۡكُلُواْ مِمَّا لَمۡ يُذۡكَرِ ٱسۡمُ ٱللَّهِ عَلَيۡهِ وَإِنَّهُۥ لَفِسۡقٞۗ وَإِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِهِمۡ لِيُجَٰدِلُوكُمۡۖ وَإِنۡ أَطَعۡتُمُوهُمۡ إِنَّكُمۡ لَمُشۡرِكُونَ١٢١ أَوَ مَن كَانَ مَيۡتٗا فَأَحۡيَيۡنَٰهُ وَجَعَلۡنَا لَهُۥ نُورٗا يَمۡشِي بِهِۦ فِي ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِي ٱلظُّلُمَٰتِ لَيۡسَ بِخَارِجٖ مِّنۡهَاۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلۡكَٰفِرِينَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٢٢ وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا فِي كُلِّ قَرۡيَةٍ أَكَٰبِرَ مُجۡرِمِيهَا لِيَمۡكُرُواْ فِيهَاۖ وَمَا يَمۡكُرُونَ إِلَّا بِأَنفُسِهِمۡ وَمَا يَشۡعُرُونَ١٢٣ وَإِذَا جَآءَتۡهُمۡ ءَايَةٞ قَالُواْ لَن نُّؤۡمِنَ حَتَّىٰ نُؤۡتَىٰ مِثۡلَ مَآ أُوتِيَ رُسُلُ ٱللَّهِۘ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ حَيۡثُ يَجۡعَلُ رِسَالَتَهُۥۗ سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ ٱللَّهِ وَعَذَابٞ شَدِيدُۢ بِمَا كَانُواْ يَمۡكُرُونَ١٢٤ [الأنعام: ۱۱۹-۱۲۴].

(۱۱۹)- ای مؤمنان- چهچیز مانع شما میشود از اینکه از آنچه نام الله بر آن برده شده است بخورید، درحالیکه الله آنچه را برای شما حرام کرد برای‏تان روشن ساخته است، پس بر شما واجب است که از آنها دست بکشید، مگر اینکه ضرورت شما را به آن بکشاند، زیرا ضرورت ممنوع را مباح میگرداند. و همانا بسیاری از مشرکان به‏سبب آرای فاسد خویش، پیروان‏شان را از روی نادانی از حق دور میسازند، چون مردار و غیر آن را که الله بر آنها حرام گردانیده است حلال میکنند، و بحیره و وصیله و حامی و غیر آن را که الله برای‏شان حلال گردانیده است حرام میکنند، - ای رسول- همانا پروردگار تو به حال متجاوزان از حدود الله آگاهتر است، و بهزودی آنها را به خاطر تجاوز از حدودش مجازات خواهد کرد.

(۱۲۰) و –ای مردم- از ارتکاب گناهان در آشکار و نهان دست بکشید، همانا کسانیکه در نهان یا آشکارا مرتکب گناهان میشوند، به زودی الله آنها را در قبال آنچه که کسب کردهاند مجازات خواهد کرد.

(۱۲۱) و –ای مسلمانان- از آنچه که نام الله بر آن برده نشده است نخورید، چه اسم غیر او تعالی بر آن برده شده باشد یا نه، و بهراستی که خوردن از آن، خروج از طاعت الله به‏سوی نافرمانی اوست، و همانا شیاطین با افکندن شبهات به‏سوی دوستان‏شان وسوسه میکنند تا در خوردن مردار با شما مجادله کنند، و –ای مسلمانان- اگر در شبهاتی که – برای اباحۀ مردار- القا میکنند از آنها اطاعت کنید، شما و آنها در شرک یکسان خواهید بود.

(۱۲۲) آیا کسیکه قبل از اینکه الله او را هدایت کند- به‏سبب کفر و نادانی و گناهانی که در آن قرار داشت- مرده بود، سپس او را با هدایت به ایمان و علم و طاعت زنده گردانیدیم- یکسان است با کسی که در تاریکیهای کفر و نادانی و گناهان قرار دارد و نمیتواند از آنها خارج شود، و راهها بر او مشتبه شده، و مسیرها بر او تاریک گشته است؟! همانگونه که شرک و خوردن مردار و جدال به باطل این مشرکان بر آنها آراسته شده است، گناهانی که کافران نیز انجام میدادند برای‏شان آراسته شده است تا به خاطر آن در روز قیامت با عذاب دردآوری مجازات شوند.

(۱۲۳) و همانند کار مشرکان بزرگ مکه که از راه الله بازداشتند، در هر قریهای رؤسا و بزرگانی گماشتیم که مکر و نیرنگ‏شان را در دعوت به راه شیطان و جنگ با رسولان و پیروان‏شان به کار میگیرند، و در واقع مکر و نیرنگ‏شان فقط به خودشان بازمی‏گردد، اما آنها به‏سبب نادانی و پیروی از هوسهای‏شان این امر را احساس نمی‏کنند.

(۱۲۴) و هرگاه یکی از آیاتی که الله بر پیامبرش ج نازل میکند نزد بزرگان کفار آمد، گفتند: هرگز ایمان نمیآوریم مگر زمانیکه الله مثل نبوت و رسالتی که به پیامبران داده است به ما هم بدهد، اما الله اینگونه به آنها پاسخ داد که او تعالی بهتر میداند چه کسی شایستگی رسالت و انجام سختیهای آن را دارد، پس نبوت و رسالت را به او اختصاص میدهد. بهزودی این سرکشان به‏سبب گردنکشی‏شان بر حق، به ذلت و تحقیر، و به‏سبب مکرشان به عذاب سختی گرفتار میشوند.

برخی فواید آیات:

• اصل در اشیا و طعامها اباحت است، و اینکه تا زمانیکه شریعت به تحریم شئ یا طعامی حکم نداده است، آن چیز بر اباحت باقی است.

• هرکس در دین سخنی بگوید که نمیداند، یا مردم را به چیزی فراخواند که نمیداند آن چیز حق است یا باطل، تجاوزگر و ستمکار بر خویشتن و مردم است، و چنین است حال کسیکه بدون داشتن صلاحیت افتاء، فتوا میدهد.

• منفعت مؤمن، به خودش محدود نمیشود، بلکه به سایر مردم نیز سرایت می‏کند.

﴿فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهۡدِيَهُۥ يَشۡرَحۡ صَدۡرَهُۥ لِلۡإِسۡلَٰمِۖ وَمَن يُرِدۡ أَن يُضِلَّهُۥ يَجۡعَلۡ صَدۡرَهُۥ ضَيِّقًا حَرَجٗا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي ٱلسَّمَآءِۚ كَذَٰلِكَ يَجۡعَلُ ٱللَّهُ ٱلرِّجۡسَ عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ١٢٥ وَهَٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسۡتَقِيمٗاۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَذَّكَّرُونَ١٢٦ ۞لَهُمۡ دَارُ ٱلسَّلَٰمِ عِندَ رَبِّهِمۡۖ وَهُوَ وَلِيُّهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٢٧ وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ قَدِ ٱسۡتَكۡثَرۡتُم مِّنَ ٱلۡإِنسِۖ وَقَالَ أَوۡلِيَآؤُهُم مِّنَ ٱلۡإِنسِ رَبَّنَا ٱسۡتَمۡتَعَ بَعۡضُنَا بِبَعۡضٖ وَبَلَغۡنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِيٓ أَجَّلۡتَ لَنَاۚ قَالَ ٱلنَّارُ مَثۡوَىٰكُمۡ خَٰلِدِينَ فِيهَآ إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ١٢٨ وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعۡضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضَۢا بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ١٢٩ يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَقُصُّونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِي وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَاۚ قَالُواْ شَهِدۡنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَاۖ وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا وَشَهِدُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواْ كَٰفِرِينَ١٣٠ [الأنعام: ۱۲۵-۱۳۰].

(۱۲۵) پس الله هرکس را که بخواهد به راه هدایت توفیق میدهد، سینهاش را می‏گشاید و برای پذیرش اسلام آماده میسازد، و هرکس را بخواهد یاری نکند و به راه هدایت توفیق ندهد، سینهاش را در برابر پذیرش حق بسیار تنگ میگرداند، به گونهای که ورود حق به قلب او، مانند دشواری بالارفتن او به آسمان و ناتوانی او از این کار، بهشخصه دشوار میگردد، و همانگونه که الله، حال این گمراه را در این تنگنای شدید قرار داده است، این عذاب را بر کسانیکه به او ایمان نمیآورند نیز قرار میدهد.

(۱۲۶) و –ای رسول- این دین که برای تو تشریع کردیم، همان راه مستقیم الله است که هیچ کجی و انحرافی در آن نیست، بهراستی که آیات را برای کسیکه بینش و درکی دارد که با آن از الله پند میگیرد بیان کردهایم.

(۱۲۷) برای آنها سرایی است که در آن از هر امر ناگواری در سلامت هستند که همان بهشت است، و به پاداش اعمال صالحی که انجام میدادند، الله یاور و مؤید آنها است.

(۱۲۸) و –ای رسول- به یاد آور روزی را که الله دو گروه انسانها و جنها را گرد میآورد، سپس میفرماید: ای گروه جنها، شما انسانها را بسیار گمراه ساختید و از راه الله بازداشتید، و انسانهای پیرو آنها در پاسخ پروردگارشان میگویند: ای پروردگار ما، هر یک از ما از دیگری بهرهبرداری کرد، چنانکه جنی با فرمان‏برداری انسی از او بهرهبرداری کرد، و انسی با رسیدن به شهواتش بهرهبرداری کرد، و به زمانیکه برایمان معین کردی رسیدیم، که این روز قیامت است. الله میفرماید: آتش قرارگاه شماست که در آن برای همیشه میمانید مگر مدتزمانی را که الله میان برانگیختهشدن شما از قبرهای‏تان تا سرانجام شما به جهنم خواست، که الله این مدت را از جاودانگی شما در آتش استثنا کرده است، - ای رسول- همانا پروردگار تو در تقدیر و تدبیرش بسیار دانا، و از بندگانش آگاه است، و میداند چه کسانی از آنها سزاوار عذاب هستند.

(۱۲۹) و همانگونه که جنیان سرکش را بر برخی مردم گماردیم و مسلط کردیم تا آنها را گمراه سازند، برای هر ستمگری، ستمگری را میگماریم تا او را به‏سوی شر تشویق و تحریک کند، و از خیر متنفر سازد و بازدارد؛ این جزای گناهانی است که انجام میدادند.

(۱۳۰) و روز قیامت به آنها میگوییم: ای گروه انسانها و جنها، آیا رسولانی از جنس خودتان – که انسان بودند- نزدتان نیامدند که آنچه را الله بر آنها نازل کرده است بر شما بخوانند، و از دیدار این روزتان که روز قیامت است شما را بترسانند؟ گفتند: آری، امروز به زیان خود اقرار کردیم که رسولان تو به ما ابلاغ کردهاند، و به دیدار این روز اقرار کردیم، اما رسولانت و دیدار این روز را تکذیب کردیم. و زندگی دنیا با زینت و زیورها و نعمتهای فانیاش آنها را فریفت، و به زیان خویش اقرار کردند که در دنیا به الله و رسولانش کافر بودند، و این اقرار و ایمان به دلیل سپریشدن وقتش هرگز به آنها سودی نخواهد رساند.

برخی فواید آیات:

• سنت الله در گمراهی و هدایت این است که این دو از جانب الله تعالی است، یعنی هدایت و گمراهی را میآفریند و ایجاد میکند، و پس از ارادۀ الله، بنده است که آن را انتخاب میکند.

• دوستی الله با مؤمنان بر اساس اعمال صالح آنها است، یعنی هر اندازه که بر اعمال صالح آنها افزوده شود دوستی او تعالی با آنها نیز بیشتر میشود و عکس این قضیه نیز صادق است.

• یکی از سنتهای الله تعالی این است که برای هر ستمگری، ستمگری مثل خودش میگمارد، که او را به‏سوی شر میکشاند و بر این کار تشویق میکند، و او را از خیر بازمیدارد و از آن متنفر میسازد.

﴿ذَٰلِكَ أَن لَّمۡ يَكُن رَّبُّكَ مُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ بِظُلۡمٖ وَأَهۡلُهَا غَٰفِلُونَ١٣١ وَلِكُلّٖ دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواْۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ١٣٢ وَرَبُّكَ ٱلۡغَنِيُّ ذُو ٱلرَّحۡمَةِۚ إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ وَيَسۡتَخۡلِفۡ مِنۢ بَعۡدِكُم مَّا يَشَآءُ كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوۡمٍ ءَاخَرِينَ١٣٣ إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَأٓتٖۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ١٣٤ قُلۡ يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواْ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ إِنِّي عَامِلٞۖ فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ١٣٥ وَجَعَلُواْ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا فَقَالُواْ هَٰذَا لِلَّهِ بِزَعۡمِهِمۡ وَهَٰذَا لِشُرَكَآئِنَاۖ فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمۡ فَلَا يَصِلُ إِلَى ٱللَّهِۖ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَىٰ شُرَكَآئِهِمۡۗ سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ١٣٦ وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٖ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ قَتۡلَ أَوۡلَٰدِهِمۡ شُرَكَآؤُهُمۡ لِيُرۡدُوهُمۡ وَلِيَلۡبِسُواْ عَلَيۡهِمۡ دِينَهُمۡۖ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا فَعَلُوهُۖ فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ١٣٧ [الأنعام: ۱۳۱-۱۳۷].

(۱۳۱) این اتمام حجت با فرستادن رسولان به‏سوی انسانها و جنها برای این است که هیچکس به‏سبب جنایتی که مرتکب میشود، قبل از اینکه رسولی به‏سوی او فرستاده شود و دعوتی به او رسیده باشد مجازات نشود، زیرا هیچیک از امتها را عذاب نکردهایم مگر پس از اینکه رسولان را به‏سوی آنها فرستادیم.

(۱۳۲) و هر یک از آنها به حسب اعمال‏شان درجاتی دارند، پس کسیکه شر زیادی انجام میدهد با کسیکه شر کمی انجام میدهد، و همچنین تابع با متبوع یکسان نیستند، چنانکه پاداش کسانیکه اعمال صالح انجام میدهند یکسان نیست، و پروردگارت از آنچه که آنها انجام میدادند غافل نیست، بلکه از آن آگاه است، و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال اعمال‏شان جزا خواهد داد.

(۱۳۳) و –ای رسول- پروردگارت همان ذات بینیاز از بندگانش است، که نه به آن‏ها نیاز دارد، و نه به عبادت‏شان؛ و کفر آنها به او زیانی نمیرساند، و با وجود اینکه از آنها بینیاز است اما نسبت به آنها مهربان است.- ای بندگان نافرمان- اگر نابودی شما را بخواهد به عذابی از جانب خودش شما را از بین میبرد، و پس از نابودی شما، هرکس را از کسانیکه به او ایمان میآوردند و از او فرمان‏برداری میکنند به وجود می‏آورد، همانگونه که شما را از نسل مردم دیگری که قبل از شما بودند آفرید.

(۱۳۴)- ای کافران- به‏طور قطع و بدون تردید، برانگیختن و زندهشدن مردگان و حسابرسی و عذاب که به آن وعده داده میشوید آمدنی است، نمیتوانید از چنگ پروردگارتان بگریزید، زیرا او موی جلوی سر شما را میگیرد و به عذابش گرفتار می‏سازد.

(۱۳۵)- ای رسول- بگو: ای قوم من بر راه‏تان و کفر و گمراهیای که بر آن هستید استوار باشید؛ زیرا با ابلاغ آشکار، حجت را بر شما عرضه و تمام کردم، پس به کفر و گمراهی شما اهمیتی نمیدهم، بلکه بر حقی که هستم پایداری خواهم کرد، پس بهزودی خواهید دانست که پیروزی در دنیا برای چه کسی است، و چه کسی زمین را به ارث میبرد، و سرای آخرت برای چه کسی است، همانا مشرکان نه در دنیا رستگار می‏شوند و نه در آخرت، بلکه سرانجام آنها زیان است، هر چند به آنچه که در دنیا برخوردار شدند بهرهمند گردند.

(۱۳۶) و مشرکان امر تازهای برای الله ساختند به این نحو که سهمی از آنچه از کشتها و دامها آفریده است برای الله قرار دادند، و ادعا کردند که برای الله است، و سهمی دیگر را برای نمادها و تمثالهای‏شان قرار دادند، آنگاه آنچه که برای شریکان‏شان اختصاص دادند به مصارفی که الله به هزینه در آنها حکم داده است مانند فقرا و مساکین نمیرسد، و آنچه را که برای الله اختصاص دادند به شریکان آن‏ها از نمادها میرسد که در مصالح آنها هزینه میشود؛ چه بد است حکم و تقسیم آنها.

(۱۳۷) و شیطان همانگونه که این حکم ستمکارانه را برای‏شان آراست، برای بسیاری از مشرکان، شریکان شیاطینِ آنها برای‏شان آراستند که فرزندان‏شان را از ترس فقر بکشند؛ تا آنها را با انداختن در قتل نفس که الله قتل آن را جز به حق حرام کرده است نابود کنند، و دین‏شان را بر آنها مشتبه سازند تا ندانند که چه چیزی مشروع و چه چیزی غیر مشروع است، و اگر الله میخواست که آنها این کار را انجام ندهند چنین نمیکردند، اما این کار را از روی حکمتی فراگیر خواسته است. پس –ای رسول- این مشرکان را با افترای دروغ‏شان که به الله بستند واگذار؛ زیرا این کار زیانی به تو نمیرساند، و کارشان را به الله واگذار.

برخی فواید آیات:

• تفاوت مراتب مردم در عمل به گناهان و طاعات، موجب تفاوت مراتب آنها در درجات عذاب و ثواب میشود.

• الله مشرکان را به هفت صفت سرزنش فرموده است؛ این صفات بدین قرار است: خسران، سفاهت (کمعقلی)، عدم علم، تحریم آنچه الله برای‏شان روزی داده است، افترا بر الله، گمراهی و هدایتنیافتن؛ هر یک از این امور هفتگانه سبب کاملی برای حصول سرزنش است.

• پیروی از شیطان، موجب انحراف فطرت میشود تا آنجا که به نیکو شمردن کار زشت مانند کشتن فرزندان و برابر دانستن نمادهای‏شان با الله تعالی منجر میشود.

﴿وَقَالُواْ هَٰذِهِۦٓ أَنۡعَٰمٞ وَحَرۡثٌ حِجۡرٞ لَّا يَطۡعَمُهَآ إِلَّا مَن نَّشَآءُ بِزَعۡمِهِمۡ وَأَنۡعَٰمٌ حُرِّمَتۡ ظُهُورُهَا وَأَنۡعَٰمٞ لَّا يَذۡكُرُونَ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَيۡهَا ٱفۡتِرَآءً عَلَيۡهِۚ سَيَجۡزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ١٣٨ وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَٰذِهِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ خَالِصَةٞ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِنَاۖ وَإِن يَكُن مَّيۡتَةٗ فَهُمۡ فِيهِ شُرَكَآءُۚ سَيَجۡزِيهِمۡ وَصۡفَهُمۡۚ إِنَّهُۥ حَكِيمٌ عَلِيمٞ١٣٩ قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓاْ أَوۡلَٰدَهُمۡ سَفَهَۢا بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ ٱفۡتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِۚ قَدۡ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهۡتَدِينَ١٤٠ ۞وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَ جَنَّٰتٖ مَّعۡرُوشَٰتٖ وَغَيۡرَ مَعۡرُوشَٰتٖ وَٱلنَّخۡلَ وَٱلزَّرۡعَ مُخۡتَلِفًا أُكُلُهُۥ وَٱلزَّيۡتُونَ وَٱلرُّمَّانَ مُتَشَٰبِهٗا وَغَيۡرَ مُتَشَٰبِهٖۚ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِۦٓ إِذَآ أَثۡمَرَ وَءَاتُواْ حَقَّهُۥ يَوۡمَ حَصَادِهِۦۖ وَلَا تُسۡرِفُوٓاْۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡرِفِينَ١٤١ وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ حَمُولَةٗ وَفَرۡشٗاۚ كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ١٤٢ [الأنعام: ۱۳۸-۱۴۲].

(۱۳۸) و مشرکان گفتند: این دامها و کشتزارها ممنوعه هستند که هیچکس از آنها نمیخورد مگر به ادعا و افترای آنها کسانی از خادمان نمادها و دیگر کسانی که آنها بخواهند، و گفتند: پشت این دامها حرام شده است؛ یعنی کسی سوار آنها نمیشود و باری بر پشت آنها حمل نمیشود. این دامها بحیره و سائبه و حامی بودند، و اینها حیواناتی هستند که هنگام ذبح آنها، نام الله را نمیبردند، بلکه آنها را فقط به نام نمادهای‏شان ذبح میکردند؛ تمام این امور را مرتکب میشدند از روی دروغ بر الله که این کارها از جانب اوست. بهزودی الله به‏سبب آنچه که بر او تعالی افترا میبستند آن‏ها را به عذابش مجازات خواهد کرد.

(۱۳۹) و گفتند: در شکمهای این سائبهها و بحیرهها، حملهایی هستند که اگر زنده متولد شوند بر مردان ما حلال، و بر زنان ما حرام هستند، و اگر حملهایی که در شکمهای‏شان هستند مرده متولد شوند مردان و زنان ما در آنها شریک هستند. بهزودی الله تعالی آنها را به خاطر این سخن‏شان به آنچه که سزاوارشان است مجازات خواهد کرد، بهراستی که او در تشریع و تدبیر خویش در امور مخلوقاتش بسیار دانا، و از آنها آگاه است.

(۱۴۰) کسانیکه فرزندان‏شان را از روی سبکسری و نادانی کشتند، و دامهایی را که الله به آنها روزی داده بود حرام کردند و این کار را به دروغ به الله نسبت دادند به سختی نابود شدهاند، آنها از راه مستقیم دور شدهاند، و به آن هدایت نیافتهاند.

(۱۴۱) و الله سبحانه همان ذاتی است که باغهایی گسترده بر روی زمین بدون ساقه، و برافراشته بر آن با ساقه آفرید، و او ذاتی است که درخت خرما را آفرید، و کشتزارها را که شکل و طعم میوههای‏شان مختلف است آفرید، و همان ذاتی است که زیتون و انار را که برگهایی شبیه به هم اما طعمی متفاوت دارند آفرید، - ای مردم- از میوۀ آن وقتی به ثمر نشست بخورید، و در روز جمعآوری آن زکاتش را بدهید، و در خوردن و انفاق از حدود شرعی نگذرید، زیرا الله کسانی را که از حدود او تعالی در خوردن و انفاق و سایر موارد میگذرند دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم میگیرد، همانا ذاتی که تمام این موارد را آفرید، همان ذاتی است که آنها را بر بندگانش مباح کرد، پس مشرکان نمیتوانند آنها را تحریم کنند.

(۱۴۲) و او ذاتی است که دامهایی برای‏تان آفرید که برخی از آنها مانند شتران بزرگ این قابلیت را دارند که بر آنها بار حمل شود، و برخی از آنها مانند شتران کوچک و گوسفندان این قابلیت را ندارند، - ای مردم- از آنچه که الله به شما روزی داده است از این اشیا که برای‏تان مباح کرده است بخورید، و همانند مشرکان در تحلیل آنچه الله حرام کرده است و تحریم آنچه الله حلال کرده است از گامهای شیطان پیروی نکنید، - ای مردم- همانا شیطان دشمن آشکاری برای شماست؛ چون از شما میخواهد که با این کار از الله نافرمانی کنید.

برخی فواید آیات:

• سبب تحریم آنچه الله حلال گردانیده، و تحلیل آنچه الله حرام گردانیده، هوا و هوس است.

• وجوب زکات در محصولات کشاورزی و میوهها هنگام جمعآوری آنها، با جواز خوردن از آنها قبل از اخراج زکاتش، که این مقدار از زکات به شمار نمیرود.

• بهرهبردن از پاکیزهها با عدم اسراف و تجاوز از حد در خوردن و انفاق.

﴿ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۖ مِّنَ ٱلضَّأۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَمِنَ ٱلۡمَعۡزِ ٱثۡنَيۡنِۗ قُلۡ ءَآلذَّكَرَيۡنِ حَرَّمَ أَمِ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ أَمَّا ٱشۡتَمَلَتۡ عَلَيۡهِ أَرۡحَامُ ٱلۡأُنثَيَيۡنِۖ نَبِّ‍ُٔونِي بِعِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٤٣ وَمِنَ ٱلۡإِبِلِ ٱثۡنَيۡنِ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ ٱثۡنَيۡنِۗ قُلۡ ءَآلذَّكَرَيۡنِ حَرَّمَ أَمِ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ أَمَّا ٱشۡتَمَلَتۡ عَلَيۡهِ أَرۡحَامُ ٱلۡأُنثَيَيۡنِۖ أَمۡ كُنتُمۡ شُهَدَآءَ إِذۡ وَصَّىٰكُمُ ٱللَّهُ بِهَٰذَاۚ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا لِّيُضِلَّ ٱلنَّاسَ بِغَيۡرِ عِلۡمٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٤٤ قُل لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطۡعَمُهُۥٓ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيۡتَةً أَوۡ دَمٗا مَّسۡفُوحًا أَوۡ لَحۡمَ خِنزِيرٖ فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ أَوۡ فِسۡقًا أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦۚ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١٤٥ وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمۡنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٖۖ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ وَٱلۡغَنَمِ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتۡ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلۡحَوَايَآ أَوۡ مَا ٱخۡتَلَطَ بِعَظۡمٖۚ ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِبَغۡيِهِمۡۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ١٤٦ [الأنعام: ۱۴۳-۱۴۶].

(۱۴۳) و هشت صنف برای‏تان آفرید؛ از میش دو تا: نر و ماده، و از بز دو تا، - ای رسول- به مشرکان- بگو: آیا الله نرهای این دو صنف را به علت نر بودن حرام کرده است؟ پس اگر گفتند: بله، به آنها بگو: چرا شما مادهها را حرام میکنید؟ آیا او تعالی مادههای این دو صنف را به علت ماده بودن حرام کرده است؟ اگر گفتند: بله، به آنها بگو: چرا نرها را حرام میکنید؟ یا او تعالی آنچه را که رحمهای مادههای این دو صنف دربردارد به علت اینکه رحم، آنها را دربردارد حرام کرده است؟ اگر گفتند: بله، به آنها بگو: پس چرا گاهی با تحریم نرها و گاهی با تحریم مادهها، میان آنچه که رحمها دربردارند تفاوت میگذارید، - ای مشرکان- اگر در این ادعا که تحریم این موارد از جانب الله است، مرا از سند آن علم صحیح که به آن استناد میکنید، آگاه سازید؟!

(۱۴۴) و سایر اصناف هشتگانه از این قرار است: دو تا شتر، دو تا گاو، - ای رسول- به مشرکان بگو: آیا الله آنچه از آنها را حرام کرده است به خاطر نربودن، یا مادهبودن یا اینکه رحم، آنها را دربردارد حرام کرده است؟ یا –ای مشرکان- به ادعای خودتان- هنگامی که الله به تحریم آنچه از این دامها که حرام میدانید شما را سفارش کرد- حاضر بودید-؟! پس هیچکس ستمکارتر، و جنایتکارتر از کسی نیست که به دروغ بر الله افترا میزند، آنگاه تحریم آنچه را که حرام نکرده است به او نسبت میدهد؛ تا بدون سند علمیای که به آن استناد کند مردم را از راه راست گمراه سازد، همانا الله کسانی را که با افترای دروغ بر او تعالی ستم کردند، به هدایت توفیق نمیدهد.

(۱۴۵) - ای رسول- بگو در آنچه الله بر من نازل کرده است، چیز حرامی نمیبینم مگر آنچه که بدون ذبح شرعی مرده باشد، یا خون ریختهشدهای باشد، یا گوشت خوک باشد که نجس و حرام است، یا از مواردی باشد که بر غیر نام الله ذبح شده باشد مانند حیواناتی که بر نمادهای‏شان ذبح شده است، پس هرکس به‏سبب گرسنگی شدید، ضرورت او را به خوردن این محرمات بکشاند به شرط آنکه نخواهد از خوردن آنها لذت ببرد، و از حد ضرورت نگذرد گناهی در این مورد بر او نیست، - ای رسول- همانا پروردگار تو نسبت به مضطر اگر از این موارد بخورد بسیار آمرزنده و مهربان است.

الله تعالی پس از بیان مواردی که بر امت اسلام حرام کرده است، مواردی را که بر یهودیان حرام کرده بود بیان فرمود؛ تا روشن سازد مشرکان در مورد حیواناتی که آنها را حرام کردند بر آنچه از جانب الله آمده است استناد نکرده بودند، بلکه فقط دیکتهکردن شیطان را در این مورد پیروی میکردند:

(۱۴۶) و بر یهودیان آنچه را که انگشتان‏شان از هم جدا نیست مانند شتر و نعام (شترمرغ) را حرام گردانیدیم، و پیههای گاو و گوسفند را بر آنها حرام کردیم به استثنای پیههایی که بر پشت آن دو چسبیده است، یا رودهها در بردارند، یا به استخوانی مانند دنبه و پهلو درآمیخته است، و آنها را به سزای ستم‏شان با تحریم این موارد بر آنها مجازات کردیم، و همانا ما در تمام آنچه خبر میدهیم راستگو هستیم.

برخی فواید آیات:

• در این آیات، دلیلی بر اثبات مناظره در مسائل علم، و اثبات قول با نظر و قیاس است.

• وحی و آنچه از آن استنباط میشود همان راه شناخت حلال و حرام است.

• نوعی ستم است که کسی در دین فتوا دهد اما هنوز ظن غالب ندارد بر اینکه به قول درستی که الله را خشنود میسازد فتوا میدهد.

• یکی از رحمات الله به بندگانش، اجازه دادن به آنها در خوردن محرمات هنگام اضطرار است.

﴿فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمۡ ذُو رَحۡمَةٖ وَٰسِعَةٖ وَلَا يُرَدُّ بَأۡسُهُۥ عَنِ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ١٤٧ سَيَقُولُ ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواْ لَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَآ أَشۡرَكۡنَا وَلَآ ءَابَآؤُنَا وَلَا حَرَّمۡنَا مِن شَيۡءٖۚ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ حَتَّىٰ ذَاقُواْ بَأۡسَنَاۗ قُلۡ هَلۡ عِندَكُم مِّنۡ عِلۡمٖ فَتُخۡرِجُوهُ لَنَآۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا تَخۡرُصُونَ١٤٨ قُلۡ فَلِلَّهِ ٱلۡحُجَّةُ ٱلۡبَٰلِغَةُۖ فَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ١٤٩ قُلۡ هَلُمَّ شُهَدَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ يَشۡهَدُونَ أَنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَ هَٰذَاۖ فَإِن شَهِدُواْ فَلَا تَشۡهَدۡ مَعَهُمۡۚ وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمۡ يَعۡدِلُونَ١٥٠ ۞قُلۡ تَعَالَوۡاْ أَتۡلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمۡ عَلَيۡكُمۡۖ أَلَّا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗاۖ وَلَا تَقۡتُلُوٓاْ أَوۡلَٰدَكُم مِّنۡ إِمۡلَٰقٖ نَّحۡنُ نَرۡزُقُكُمۡ وَإِيَّاهُمۡۖ وَلَا تَقۡرَبُواْ ٱلۡفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنۡهَا وَمَا بَطَنَۖ وَلَا تَقۡتُلُواْ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّۚ ذَٰلِكُمۡ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ١٥١ [الأنعام: ۱۴۷-۱۵۱].

(۱۴۷) پس –ای رسول- اگر تو را تکذیب کردند و آنچه از جانب پروردگارت آوردهای تصدیق نکردند، برای تشویق آنها بگو: پروردگارتان دارای رحمتی گسترده است، و از جمله رحمت او بر شما این است که به شما مهلت میدهد، و در عذاب شما تعجیل نمیکند، و برای تحذیرشان به آنها بگو: همانا عذاب او تعالی از مردمی که مرتکب معاصی و گناهان میشوند بازگردانده نمیشود.

(۱۴۸) مشرکان بهزودی با استدلال به اراده و تقدیر الله برای اثبات صحت شریک قراردادن‏شان به الله خواهند گفت: اگر الله میخواست که ما و پدرانمان به الله شرک نورزیم به او شرک نمیورزیدیم، و اگر الله میخواست که آنچه را بر خودمان حرام کردهایم حرام نکنیم، آن را حرام نمیکردیم. و مانند این دلیل باطل‏شان، کسانیکه قبل از شما بودند اینگونه رسولان‏شان را تکذیب کردند که گفتند: اگر الله میخواست که آنها را تکذیب نکنیم، آنها را تکذیب نمیکردیم، و بر این تکذیب ادامه دادند تا عذابمان را که بر آنها فرو فرستادیم چشیدند. - ای رسول- به این مشرکان بگو: آیا دلیلی دارید که دلالت کند الله به شما رضایت داده است که به او شرک آورید و آنچه را حرام گردانیده است حلال کنید و آنچه را حلال گردانیده است حرام کنید؟ زیرا صِرفِ وقوع این کار از جانب شما، دلیلی بر رضایت او تعالی از شما نیست، همانا شما در این مورد فقط از ظن پیروی میکنید، درحالیکه ظن ذرهای از حق بینیاز نمی‏سازد، و شما فقط دروغ میگویید.

(۱۴۹)- ای رسول- به مشرکان بگو: اگر دلیلی جز این دلایل واهی ندارید، همانا الله دلیل قاطعی دارد که عذرهایی که شما عرضه میکنید با وجود آن بریده میشود، و شبهاتی که به آن میاندیشید با آن باطل میگردد، پس –ای مشرکان- اگر الله توفیق همگی شما به حق را میخواست به‏طور قطع به آن توفیق‏تان میداد.

(۱۵۰)- ای رسول- به این مشرکان که آنچه را الله حلال گردانیده حرام میکنند، و ادعا میکنند که الله آنها را حرام کرده است، بگو: گواهان‏تان را که گواهی میدهند این اشیاء را که شما حرام کردید الله حرام گردانیده است حاضر کنید، پس –ای رسول- اگر بدون دانشی بر اینکه الله آنها را حرام گردانیده است گواهی دادند، شهادت‏شان را تصدیق نکن؛ زیرا گواهی به ناحق است، و از هوسهای کسانیکه هوس‏های‏شان را حاکم قرار دادند پیروی نکن، بهراستی که آنها آیات ما را تکذیب کردند چون آنچه را که الله حلال گردانیده بود حرام کردند، و از کسانیکه به آخرت ایمان ندارند و به پروردگارشان شرک میآورند و دیگران را با او یکسان قرار میدهند پیروی نکن، و کسیکه چنین تعاملی با پروردگارش داشته باشد چگونه پیروی می‏شود؟!

(۱۵۱)- ای رسول- به مردم بگو: بیایید تا آنچه را الله حرام گردانیده است برای‏تان بخوانم، بر شما حرام گردانیده است که چیزی از مخلوقاتش را با او شریک قرار دهید، و اینکه از پدر و مادرهای‏تان نافرمانی کنید، بلکه نیکی به آنها بر شما واجب است، و اینکه فرزندان‏تان را به‏سبب فقر نکشید، آنگونه که مردم جاهلیت انجام میدادند، ما شما و آنها را روزی میدهیم، و بر شما حرام گردانیده است که به کارهای زشت، چه آشکار باشد و چه پنهانی، نزدیک شوید، و نفسی را که الله حرام گردانیده است جز به حق مانند زنا بعد از ازدواج، و ارتداد پس از اسلام نکشید، شما را به این موارد سفارش کرده است باشد که در اوامر و نواهی الله بیندیشید.

برخی فواید آیات:

• پرهیز از جرایمی که منجر به عذاب الله میشود؛ زیرا عذاب او از قوم جنایتکار، آنگاه که اراده کند بازنمیگردد.

• اعتراض به قضا و قدر پس از اینکه الله تعالی به هر مخلوقی قدرت و ارادهای داد که با آن توان انجام آنچه را به آن مکلف شده است مییابد، ستم محض و دشمنی صِرف است.

• آیات فوق بر این امر دلالت دارند که انجام اوامر الله توسط بنده، بر اساس عقل اوست.

• نهی از نزدیکشدن به کارهای زشت، از نهی از انجام آن کاملتر است؛ زیرا دربردارندۀ نهی از مقدمات و وسائل کارهای زشت است که به آن منجر می‏شود.

﴿وَلَا تَقۡرَبُواْ مَالَ ٱلۡيَتِيمِ إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ حَتَّىٰ يَبۡلُغَ أَشُدَّهُۥۚ وَأَوۡفُواْ ٱلۡكَيۡلَ وَٱلۡمِيزَانَ بِٱلۡقِسۡطِۖ لَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَاۖ وَإِذَا قُلۡتُمۡ فَٱعۡدِلُواْ وَلَوۡ كَانَ ذَا قُرۡبَىٰۖ وَبِعَهۡدِ ٱللَّهِ أَوۡفُواْۚ ذَٰلِكُمۡ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ١٥٢ وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا فَٱتَّبِعُوهُۖ وَلَا تَتَّبِعُواْ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمۡ عَن سَبِيلِهِۦۚ ذَٰلِكُمۡ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ١٥٣ ثُمَّ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ تَمَامًا عَلَى ٱلَّذِيٓ أَحۡسَنَ وَتَفۡصِيلٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٗ لَّعَلَّهُم بِلِقَآءِ رَبِّهِمۡ يُؤۡمِنُونَ١٥٤ وَهَٰذَا كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ مُبَارَكٞ فَٱتَّبِعُوهُ وَٱتَّقُواْ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ١٥٥ أَن تَقُولُوٓاْ إِنَّمَآ أُنزِلَ ٱلۡكِتَٰبُ عَلَىٰ طَآئِفَتَيۡنِ مِن قَبۡلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمۡ لَغَٰفِلِينَ١٥٦ أَوۡ تَقُولُواْ لَوۡ أَنَّآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡكِتَٰبُ لَكُنَّآ أَهۡدَىٰ مِنۡهُمۡۚ فَقَدۡ جَآءَكُم بَيِّنَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞۚ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَصَدَفَ عَنۡهَاۗ سَنَجۡزِي ٱلَّذِينَ يَصۡدِفُونَ عَنۡ ءَايَٰتِنَا سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصۡدِفُونَ١٥٧ [الأنعام: ۱۵۲-۱۵۷].

(۱۵۲) بر شما حرام کرده است که به مال یتیم- کسیکه قبل از بلوغ، پدرش را از دست داده است- تعرض کنید مگر به آنچه که صلاح و نفع او در آن باشد و باعث افزایش مالش شود تا به سن بلوغ برسد و رشد در او یافت شود. و کمپیمودن در پیمانه و ترازو را بر شما حرام کرده است، بلکه عدالت در گرفتن و پرداخت در خرید و فروش بر شما واجب است، هیچکس را جز به اندازه توانش مکلف نمیکنیم، پس در افزایش یا کاهش در پیمانهها و غیر آن که پرهیز از آن ممکن نباشد مواخذهای نیست، و بر شما حرام گردانیده است که در خبر یا گواهی برای یاریدادن خویشاوند یا دوست، غیر از حقیقت بگویید، و نقض پیمان الله را اگر با الله یا با سوگند به الله پیمان بستید بر شما حرام کرده است، بلکه بر شما واجب است که به آن وفا کنید، الله شما را به آنچه ذکر شد به تأکید امر کرده است، به امید آنکه سرانجام کارتان را به یاد آورید.

(۱۵۳) و بر شما حرام گردانیده است که از راهها و طرق گمراهی پیروی کنید، بلکه پیروی از راه مستقیم الله که هیچ انحرافی ندارد بر شما واجب است، و راههای گمراهی، شما را به پراکندگی و دوری از راه حق میرساند، این پیروی از راه مستقیم الله همان راهی است که الله شما را به آن سفارش کرده است، به این امید که با اجرای آنچه به آن امر کرده و اجتناب از آنچه نهی کرده است، تقوای او تعالی را پیشه کنید.

(۱۵۴) سپس بعد از خبردادن به موارد مذکور، خبر میدهیم که تورات را به موسی ÷ عطا کردیم تا به پاداش نیکوکاری او نعمت را کامل کنیم، و بیانی باشد برای هر چیزیکه در دین به آن نیاز است، و دلالتی باشد بر حق، و رحمتی باشد به این امید که به دیدار پروردگارشان در روز قیامت ایمان بیاورند و با عمل صالح برای آن آماده شوند.

(۱۵۵) و این قرآن کتابی است که آن را مایۀ برکت زیاد فرو فرستادیم، زیرا دربردارندۀ منافع دینی و دنیوی است، پس از آنچه در آن نازل شده است پیروی کنید، و از مخالفت با آن بپرهیزید به این امید که مورد تَرَحُّم قرار گیرید.

(۱۵۶)- ای مشرکان عرب- برای اینکه نگویید: همانا الله تورات و انجیل را قبل از ما بر یهود و نصارا فرو فرستاد، و کتابی برای ما نازل نکرده است، درحالیکه ما نمی‏توانیم کتابهای آنها را بخوانیم چون به زبان آنها است، و به زبان ما نیست.

(۱۵۷) و برای اینکه نگویید: اگر الله همانند یهود و نصاری کتابی بر ما نازل میکرد به‏طور قطع از آنها استوارتر میبودیم، کتابی نزدتان آمده است که الله آن را به زبان خودتان بر پیامبرتان محمد ج نازل کرده است، و حجتی آشکار و مایۀ راهنمایی به‏سوی حق و رحمتی برای این امت است، پس عذرهای واهی و دلایل باطل نیاورید، و هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که آیات الله را تکذیب کند و از آنها روی بگرداند، به زودی کسانی را که از آیات ما روی میگردانند به جزای رویگردانی و اعراض‏شان از آیات ما با درآوردن‏شان در آتش جهنم، به عذاب سختی مجازات خواهیم کرد.

برخی فواید آیات:

• تصرف در مال یتیم جز در حدود مصلحتش جایز نیست، و مال یتیم فقط پس از رسیدنش به رشد به او تحویل داده میشود.

• راههای گمراهی زیاد است، و فقط راه الله است که به رهایی از عذاب منجر میشود.

• پیروی علمی و عملی از این کتاب، بزرگترین سبب رسیدن به رحمت الله است.

﴿هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّآ أَن تَأۡتِيَهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَوۡ يَأۡتِيَ رَبُّكَ أَوۡ يَأۡتِيَ بَعۡضُ ءَايَٰتِ رَبِّكَۗ يَوۡمَ يَأۡتِي بَعۡضُ ءَايَٰتِ رَبِّكَ لَا يَنفَعُ نَفۡسًا إِيمَٰنُهَا لَمۡ تَكُنۡ ءَامَنَتۡ مِن قَبۡلُ أَوۡ كَسَبَتۡ فِيٓ إِيمَٰنِهَا خَيۡرٗاۗ قُلِ ٱنتَظِرُوٓاْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ١٥٨ إِنَّ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗا لَّسۡتَ مِنۡهُمۡ فِي شَيۡءٍۚ إِنَّمَآ أَمۡرُهُمۡ إِلَى ٱللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ١٥٩ مَن جَآءَ بِٱلۡحَسَنَةِ فَلَهُۥ عَشۡرُ أَمۡثَالِهَاۖ وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجۡزَىٰٓ إِلَّا مِثۡلَهَا وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ١٦٠ قُلۡ إِنَّنِي هَدَىٰنِي رَبِّيٓ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ دِينٗا قِيَمٗا مِّلَّةَ إِبۡرَٰهِيمَ حَنِيفٗاۚ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١٦١ قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦٢ لَا شَرِيكَ لَهُۥۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرۡتُ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ١٦٣ قُلۡ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَبۡغِي رَبّٗا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيۡءٖۚ وَلَا تَكۡسِبُ كُلُّ نَفۡسٍ إِلَّا عَلَيۡهَاۚ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرۡجِعُكُمۡ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ١٦٤ وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَكُمۡ خَلَٰٓئِفَ ٱلۡأَرۡضِ وَرَفَعَ بَعۡضَكُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ لِّيَبۡلُوَكُمۡ فِي مَآ ءَاتَىٰكُمۡۗ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ ٱلۡعِقَابِ وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٞ رَّحِيمُۢ١٦٥ [الأنعام: ۱۵۸-۱۶۵].

(۱۵۸)- ای رسول- تکذیبکنندگان منتظر چیزی نیستند جز اینکه فرشتۀ مرگ و دستیارانش برای قبض ارواح‏شان در دنیا نزدشان بیایند، یا پروردگارت در روز داوری در آخرت برای داوری نهایی بین آنها بیاید، یا برخی از نشانههای پروردگارت که بر قیامت دلالت دارند بیاید، اما در روزیکه برخی از نشانههای پروردگارت – مانند طلوع خورشید از مغرب- بیاید، ایمان هیچ کافری به او سود نمیرساند، و عمل هیچ مؤمنی که قبل از آن کار خیری انجام نداده باشد به او سود نمیرساند، - ای رسول- به این مشرکان تکذیبکننده بگو: یکی از این امور را انتظار بکشید، ما هم منتظریم.

(۱۵۹) همانا یهودیان و مسیحیانی که دین‏شان را پراکنده ساختند، یعنی بخشی از آن را گرفتند و بخشی دیگر از آن را رها کردند، و گروههای مختلفی شدند، - ای رسول- تو مسؤولیتی در مورد آنها نداری، زیرا از گمراهیای که بر آن هستند بیزاری، و وظیفهای جز انذار آنها نداری، زیرا کارشان به الله واگذار شده است، سپس او تعالی در روز قیامت آنها را از آنچه که در دنیا انجام میدادند باخبر میسازد و جزای اعمال‏شان را به آنها میدهد.

(۱۶۰) هر مؤمنی که در روز قیامت کار نیکی بیاورد، الله آن را به ده نیکی افزایش میدهد، و هرکس کار بدی بیاورد فقط به مانند آن از نظر کوچکی و بزرگی مجازات می‏شود، نه بیشتر از آن، و در روز قیامت نه با کاستن از ثواب نیکیهای‏شان، و نه با افزایش عذاب بدیهای‏شان بر آنها ستم نمیشود.

(۱۶۱) - ای رسول- به این مشرکان تکذیبکننده بگو: همانا پروردگارم مرا به راه راست که همان راه دینی است که مصالح دنیا و آخرت را برپا میدارد، یعنی آیین ابراهیم ÷، طرفدار حق و کسیکه هرگز از مشرکان نبود، هدایت کرده است.

(۱۶۲) - ای رسول- بگو: همانا نماز و ذبح من، برای الله و به نام الله است، نه غیر او، و زندگی و مرگ من، تمام این موارد فقط برای پروردگار مخلوقات است، غیر او هیچ سهمی در آن ندارد.

(۱۶۳) و او سبحانه هیچ شریکی ندارد، و هیچ معبود برحقی جز او نیست، و الله مرا به این توحید خالص و پاک از شرک فرمان داده است، و من از میان این امت، نخستین تسلیمشده به او هستم.

(۱۶۴)- ای رسول- به این مشرکان بگو: آیا غیر از الله را به عنوان پروردگار بجویم درحالیکه او تعالی پروردگار هر چیزی است؟! زیرا او پروردگار معبودهایی است که آن‏ها را به جای او عبادت میکنید، و هیچ انسان پاکی گناه شخص دیگری را به دوش نمیکشد، سپس بازگشت شما در روز قیامت فقط به‏سوی پروردگارتان است. آنگاه شما را به آنچه در دنیا از امر دین‏تان اختلاف میکردید باخبر میسازد.

(۱۶۵) و الله ذاتی است که برای آبادانی زمین شما را جانشین کسانیکه قبل از شما در زمین بودند قرار داد؛ و در آفرینش و روزی و غیر این دو، برخی از شما را بر برخی دیگر به درجاتی برتری داد؛ تا شما را در آنچه که از این موارد به شما داده است بیازماید، - ای رسول- همانا پروردگار تو زودکیفر است، زیرا هرچه که او تعالی آورندۀ آن است نزدیک است، و بهراستی نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

برخی فواید آیات:

• دین به اجتماع و ائتلاف فرمان میدهد، و از پراکندگی و اختلاف نهی میکند.

• از عدالت و احسان کامل او تعالی این است که بدی را با مثل آن مجازات می‏دهد، و نیکی را با ده برابرش، و این کمترین مقداری است که افزوده می‏شود.

• دین حق و استوار، طلب میکند که تمام اعمال و تلاش‏های بنده برای الله به خدمت گرفته شود، یعنی بنده با نماز و عبادت و مناسک و ذبائح و تمام اعمالی که سبب نزدیکی به الله متعال میشود و اعمالش در زندگی و آنچه پس از وفاتش به آن وصیت میکند فقط به او تعالی توجه میکند.

[۱۴] این نمادها که به نام بت معروف شده‌اند می‌توانند از جنس مجسمه، تمثال، ضریح فلزی مردگان و به‏طور کلی هر چیزی باشند که غیر از الله مورد عبادت یعنی دعا و استغاثه (فریادرسی)، نذر، ذبح (قربانی)، توکل، پناه بردن، استعانت (طلب یاری)، خشوع و فروتنی و... قرار می‌گیرند. این نمادها غالباً به یاد انسان‌هایی نیک و صالح بنا شده‌اند تا یاد آن‌ها باقی مانده و به گمان باطل مشرکان، وسیله‌ای برای نزدیک ساختن بندگان با الله باشند. (مصحح)

سورة الأعراف (مکّی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓمٓصٓ١ كِتَٰبٌ أُنزِلَ إِلَيۡكَ فَلَا يَكُن فِي صَدۡرِكَ حَرَجٞ مِّنۡهُ لِتُنذِرَ بِهِۦ وَذِكۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ٢ ٱتَّبِعُواْ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُمۡ وَلَا تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَۗ قَلِيلٗا مَّا تَذَكَّرُونَ٣ وَكَم مِّن قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَا فَجَآءَهَا بَأۡسُنَا بَيَٰتًا أَوۡ هُمۡ قَآئِلُونَ٤ فَمَا كَانَ دَعۡوَىٰهُمۡ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَآ إِلَّآ أَن قَالُوٓاْ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ٥ فَلَنَسۡ‍َٔلَنَّ ٱلَّذِينَ أُرۡسِلَ إِلَيۡهِمۡ وَلَنَسۡ‍َٔلَنَّ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٦ فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيۡهِم بِعِلۡمٖۖ وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ٧ وَٱلۡوَزۡنُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّۚ فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٨ وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا يَظۡلِمُونَ٩ وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَجَعَلۡنَا لَكُمۡ فِيهَا مَعَٰيِشَۗ قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ١٠ وَلَقَدۡ خَلَقۡنَٰكُمۡ ثُمَّ صَوَّرۡنَٰكُمۡ ثُمَّ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ لَمۡ يَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ١١ [الأعراف: ۱-۱۱].

برخی مقاصد سوره:

بیان سنت مبارزه میان ایمان و کفر و سرانجام آن از خلال ارایۀ سرگذشت پیامبران با اقوام‏شان.

تفسیر:

(۱) ﴿الٓمٓصٓ١ در مورد حروف شبیه این حرف، در ابتدای سورۀ بقره صحبت شد.

(۲)- ای رسول- قرآن کریم کتابی است که الله آن را بر تو فرو فرستاده پس تنگی و شکی از آن در سینۀ تو نباشد، آن را به‏سوی تو نازل کرد تا مردم را با آن بترسانی، و حجت با آن اقامه شود، و برای اینکه مؤمنان با آن پند گیرند، زیرا آنها هستند که از پند بهره میبرند.

(۳)- ای مردم- از این کتاب که پروردگارتان بر شما فرو فرستاد، و از سنت پیامبرتان ج پیروی کنید، و از هوسهای کسانی که آنها را دوستان شیاطین یا علمای سوء میبینید، پیروی نکنید، تا به خاطر آنچه که هوسهای آنها بر شما املا میکند، آنچه بر شما نازل شده است را ترک کرده و آنها را به دوستی بگیرید. همانا شما کم پند میپذیرد؛ زیرا اگر پند بگیرید به‏طور قطع غیر حق را بر آن ترجیح نخواهید داد، و از آنچه رسول‏تان ج آورده پیروی و به آن عمل خواهید کرد، و غیر آن را ترک خواهید کرد.

(۴) چه بسیار قریههایی را که وقتی بر کفر و گمراهی خویش پافشاری کردند به عذاب‏مان نابود کردیم، چنانکه عذاب سخت خویش را در حال غفلت آنها در شب یا روز بر آنها فرو فرستادیم، پس نتوانستند عذاب را از خودشان برطرف سازند، و معبودهای ادعایی‏شان نیز عذاب را از آنها برطرف نساختند.

(۵) پس از نزول عذاب کاری نکردند جز اینکه به ستم خویش با کفر به الله علیه خودشان اقرار کردند.

(۶) به‏طور قطع در روز قیامت از امتهایی که رسولان‏مان را به‏سوی‏شان فرستادیم خواهیم پرسید که چه پاسخی به رسولان دادند، و از رسولان در مورد تبلیغ آنچه به تبلیغش فرمان یافته بودند و از پاسخی که امتهای‏شان به آنها دادند خواهیم پرسید.

(۷) به‏طور قطع به تمام مخلوقات، اعمال‏شان را که در دنیا انجام دادند از روی دانشی از جانب خویش بازگو خواهیم کرد، زیرا ما به تمام اعمال آنها آگاه هستیم، و ذرهای از آن بر ما پنهان نمیماند، و در هیچ زمانی از آنها غایب نبودهایم.

(۸) و سنجش اعمال در روز قیامت بر اساس عدالتی است که هیچ جور و ستمی به همراه ندارد، پس هرکس هنگام سنجش، کفۀ نیکیهایش از کفۀ بدیهایش سنگینتر باشد آنها همان کسانی هستند که به مطلوب دست یافته، و از هلاکت و وحشت نجات یافتهاند.

(۹) و هرکس هنگام سنجش، کفۀ بدیهایش از کفۀ نیکیهایش سنگینتر شود، آن‏ها کسانی هستند که به‏سبب انکار آیات الله، با وارد نمودن نفس خویش در عذاب‏های مُهلکِ روز قیامت بر خویشتن زیان رساندهاند.

(۱۰) و –ای فرزندان آدم- در زمین به شما قدرت بخشیدیم، و در آن اسباب زندگی برای‏تان قرار دادیم، پس شما باید به خاطر آن از الله شکرگزاری کنید، اما بسیار کم شکرگزاری میکنید.

(۱۱) و –ای مردم- پدرتان آدم ÷ را به وجود آوردیم، سپس او را در بهترین صورت و بهترین قالب آراستیم، سپس برای گرامیداشتن او فرشتگان را به سجود امر کردیم، آنگاه فرمان‏برداری کردند و به سجده درافتادند، مگر ابلیس که از روی تکبر و دشمنی از گزاردن سجده سر باز زد.

برخی فواید آیات:

• یکی از مقاصد نزول قرآن، انذار کافران و ستیزهجویان، و پنددادن مؤمنان است.

• الله قرآن را به‏سوی مؤمنان فرو فرستاد تا از آن پیروی و به آن عمل کنند، پس اگر این کار را انجام دادند تربیت‏شان کامل شده، و نعمت بر آنها تمام شده است، و به بهترین اعمال و اخلاق هدایت یافتهاند.

• سنجش اعمال بندگان در روز قیامت با عدالت و انصافی است که هیچ جور و ستمی به هیچ وجه در آن نیست.

• الله زمین را برای بهرهگیری انسان از آن آماده ساخته است، به گونهای که میتوانند در آن ساخت و ساز کنند و به کشاورزی بپردازند، و برای بهرهبرداری از معادن زمین آنها را استخراج کنند.

﴿قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسۡجُدَ إِذۡ أَمَرۡتُكَۖ قَالَ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ خَلَقۡتَنِي مِن نَّارٖ وَخَلَقۡتَهُۥ مِن طِينٖ١٢ قَالَ فَٱهۡبِطۡ مِنۡهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَٱخۡرُجۡ إِنَّكَ مِنَ ٱلصَّٰغِرِينَ١٣ قَالَ أَنظِرۡنِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ١٤ قَالَ إِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِينَ١٥ قَالَ فَبِمَآ أَغۡوَيۡتَنِي لَأَقۡعُدَنَّ لَهُمۡ صِرَٰطَكَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ١٦ ثُمَّ لَأٓتِيَنَّهُم مِّنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ وَعَنۡ أَيۡمَٰنِهِمۡ وَعَن شَمَآئِلِهِمۡۖ وَلَا تَجِدُ أَكۡثَرَهُمۡ شَٰكِرِينَ١٧ قَالَ ٱخۡرُجۡ مِنۡهَا مَذۡءُومٗا مَّدۡحُورٗاۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمۡ أَجۡمَعِينَ١٨ وَيَٰٓـَٔادَمُ ٱسۡكُنۡ أَنتَ وَزَوۡجُكَ ٱلۡجَنَّةَ فَكُلَا مِنۡ حَيۡثُ شِئۡتُمَا وَلَا تَقۡرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٩ فَوَسۡوَسَ لَهُمَا ٱلشَّيۡطَٰنُ لِيُبۡدِيَ لَهُمَا مَا وُۥرِيَ عَنۡهُمَا مِن سَوۡءَٰتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنۡ هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيۡنِ أَوۡ تَكُونَا مِنَ ٱلۡخَٰلِدِينَ٢٠ وَقَاسَمَهُمَآ إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ ٱلنَّٰصِحِينَ٢١ فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٖۚ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتۡ لَهُمَا سَوۡءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخۡصِفَانِ عَلَيۡهِمَا مِن وَرَقِ ٱلۡجَنَّةِۖ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمۡ أَنۡهَكُمَا عَن تِلۡكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ لَكُمَا عَدُوّٞ مُّبِينٞ٢٢ [الأعراف: ۱۲-۲۲].

(۱۲) الله از روی توبیخ به ابلیس فرمود: چه چیز تو را از اجرای فرمان من به تو برای سجود بر آدم بازداشت؟ ابلیس در پاسخ به پروردگارش گفت: این امر مرا بازداشت که از او برتر هستم، زیرا مرا از آتش آفریدهای و او را از گِل آفریدی، و آتش از گل برتر است.

(۱۳) الله به او فرمود: از بهشت فرو شو، که تو را نسزد در آن تکبر ورزی؛ زیرا بهشت سرای پاکیزگان و پاکان است، پس نمیتوانی در آن باشی، - ای ابلیس- همانا تو از تحقیرشدگان و خوارشدگان هستی، هر چند خودت را برتر از آدم میدانی.

(۱۴) ابلیس گفت: پرودگارا، تا روز قیامت به من مهلت ده تا مردمانی را که میتوانم گمراه سازم.

(۱۵) الله خطاب به او فرمود: - ای ابلیس- تو از مهلتیافتگان هستی، همان کسانی که در روز دمیدن اول در صور آنگاه که تمام مخلوقات میمیرند، و تنها آفریدگارشان باقی میماند، مرگ را بر آنها مُقَدُّر ساختم.

(۱۶) ابلیس گفت: به‏سبب اینکه مرا گمراه کردی تا اینکه به فرمان تو برای سجود بر آدم ÷ عمل نکردم، بر راه راست تو در کمین فرزندان آدم ÷ خواهم نشست، تا آنها را از آن منحرف و گمراه سازم همانگونه که من از سجود در برابر پدرشان آدم ÷ گمراه شدم.

(۱۷) سپس از تمام جهات با بازداشتن از آخرت، و ترغیب به دنیا، و افکندن شبهات، و آراستن شهوات بر آنها هجوم خواهم برد، و –پروردگارا- به‏سبب اینکه کفر را بر آنها املا میکنم بیشتر آنها را شکرگزار خودت نخواهی یافت.

(۱۸) الله به او فرمود: - ای ابلیس- نکوهیده و راندهشده از رحمت الله از بهشت بیرون شو، و در روز قیامت جهنم را از تو و تمام کسانیکه از تو پیروی و اطاعت کنند و از فرمان پروردگارشان نافرمانی کنند پُرخواهم کرد.

(۱۹) و الله خطاب به آدم ÷ فرمود: ای آدم، تو با جفت خویش حوا در بهشت ساکن شو، و هرچه میخواهید از پاکیزههایی که در آن است بخورید، و از این درخت (درختی که الله برای آن دو مشخص کرد) نخورید پس اگر پس از اینکه شما را از خوردن آن نهی کردم از آن خوردید، از متجاوزان از حدود الله خواهید بود.

(۲۰) پس ابلیس سخنی پنهانی بر آنها افکند؛ تا عورتهای‏شان را که پوشیده بود آشکار سازد، و به آن دو گفت: الله شما را از خوردن این درخت نهی نکرده است مگر برای اینکه دوست ندارد شما دو فرشته شوید، و جز برای اینکه دوست ندارد شما از جاودانگان در بهشت باشید.

(۲۱) و برای آن دو به الله سوگند یاد کرد: - ای آدم و حواء- همانا من در آنچه که شما را به آن توصیه میکنم از خیرخواهان برای شما هستم.

(۲۲) پس با نیرنگ از جانب خویش و غرور آن دو را از جایگاهی که در آن قرار داشتند پایین آورد، آنگاه از آن درخت که از خوردن از آن نهی شده بودند خوردند و عورتهای‏شان آشکار شد، آنگاه به چسبانیدن برگهای بهشت بر خویشتن آغاز کردند، تا عورتهای‏شان را بپوشانند، و پروردگارشان اینگونه بر آنها ندا زد: آیا شما را از خوردن از این درخت بازنداشته بودم، و برای برحذر داشتن‏تان به شما نگفته بودم که: شیطان دشمنی برای شماست که دشمنیاش آشکار شده است؟!

برخی فواید آیات:

• این آیات بر این امر دلالت دارند که هرکس از پروردگارش نافرمانی کند، ذلیل و خوار است.

• شیطان دشمنیاش با فرزندان آدم را آشکار کرده، و تهدید کرده است که با تمام انواع وسایل و روشها، آنها را از راه راست بازمیدارد.

• خطرناکبودن معصیت؛ و اینکه سبب مجازاتهای دنیوی و اخروی الله است.

﴿قَالَا رَبَّنَا ظَلَمۡنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّمۡ تَغۡفِرۡ لَنَا وَتَرۡحَمۡنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٢٣ قَالَ ٱهۡبِطُواْ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوّٞۖ وَلَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُسۡتَقَرّٞ وَمَتَٰعٌ إِلَىٰ حِينٖ٢٤ قَالَ فِيهَا تَحۡيَوۡنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنۡهَا تُخۡرَجُونَ٢٥ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ قَدۡ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكُمۡ لِبَاسٗا يُوَٰرِي سَوۡءَٰتِكُمۡ وَرِيشٗاۖ وَلِبَاسُ ٱلتَّقۡوَىٰ ذَٰلِكَ خَيۡرٞۚ ذَٰلِكَ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ لَعَلَّهُمۡ يَذَّكَّرُونَ٢٦ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ لَا يَفۡتِنَنَّكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ كَمَآ أَخۡرَجَ أَبَوَيۡكُم مِّنَ ٱلۡجَنَّةِ يَنزِعُ عَنۡهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوۡءَٰتِهِمَآۚ إِنَّهُۥ يَرَىٰكُمۡ هُوَ وَقَبِيلُهُۥ مِنۡ حَيۡثُ لَا تَرَوۡنَهُمۡۗ إِنَّا جَعَلۡنَا ٱلشَّيَٰطِينَ أَوۡلِيَآءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ٢٧ وَإِذَا فَعَلُواْ فَٰحِشَةٗ قَالُواْ وَجَدۡنَا عَلَيۡهَآ ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَاۗ قُلۡ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَأۡمُرُ بِٱلۡفَحۡشَآءِۖ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ٢٨ قُلۡ أَمَرَ رَبِّي بِٱلۡقِسۡطِۖ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمۡ عِندَ كُلِّ مَسۡجِدٖ وَٱدۡعُوهُ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَۚ كَمَا بَدَأَكُمۡ تَعُودُونَ٢٩ فَرِيقًا هَدَىٰ وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلضَّلَٰلَةُۚ إِنَّهُمُ ٱتَّخَذُواْ ٱلشَّيَٰطِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ٣٠ [الأعراف: ۲۳-۳۰].

(۲۳) آدم ÷ و حوا گفتند: ای پروردگار ما، با ارتکاب خوردن از آن درخت که ما را از آن نهی کرده بودی بر خویشتن ستم کردیم، و اگر گناهان‏مان را نیامرزی و به رحمت خویش بر ما رحم نکنی، به‏طور قطع با نابودکردن بهره خویش در دنیا و آخرت از زیانکاران خواهیم بود.

(۲۴) الله به آدم ÷ و حوا و ابلیس فرمود: از بهشت به‏سوی زمین فرود آیید، و برخی از شما دشمن برخی دیگر خواهد بود، و در زمین مکان استقراری تا زمانی مشخص و بهرهگیری از آنچه در آن است تا مهلتی معین برای شماست.

(۲۵) الله خطاب به آدم ÷ و حوا و فرزندان آن دو فرمود: در این زمین مدتی که الله برای طول عمرتان مشخص کرده است زندگی میکنید، و در آن میمیرید و دفن میشوید، و برای برانگیختهشدن از قبرهای‏تان خارج میشوید.

(۲۶) ای فرزندان آدم، برای‏تان لباسی ضروری جهت پوشاندن عورتهای‏تان قرار دادیم، و برای‏تان لباسی تشریفاتی و غیر ضروری که در میان مردم خود را با آن می‏آرایید قرار دادیم، و لباس تقوا – اجرای آنچه الله به آن فرمان داده و اجتناب از آنچه الله نهی کرده است- بهتر از این لباس حسی است، این لباس مذکور، از نشانههای الله است که بر قدرت او دلالت دارد. باشد که نعمتهای او بر خودتان را به یاد آوردید و شکر آنها را بگزارید.

(۲۷) ای فرزندان آدم، شیطان شما را با آراستن گناه با ترک لباس حسی برای پوشاندن عورت یا ترک لباس تقوا نفریبد، زیرا او پدر و مادرتان را با آراستن خوردن از آن درخت فریفت تا سرانجام آن دو را از بهشت بیرون کرد، و عورات‏شان را برای‏شان آشکار نمود، همانا شیطان و نسل او شما را میبینند و مشاهده میکنند درحالیکه شما آنها را نمیبینید و مشاهده نمیکنید، پس بر شما لازم است که از او و نسلش بپرهیزید، همانا ما شیاطین را دوستان کسانی قرار دادهایم که به الله ایمان نمیآورند، و اما بر مؤمنان که اعمال صلاح انجام میدهند هیچ تسلطی ندارند.

(۲۸) و مشرکان هرگاه کار بسیار زشتی مانند شرک و طواف پیرامون خانه به صورت عریان و غیر آن مرتکب شدند، چنین بهانه آوردند که پدران‏شان را میدیدند که این کار را مرتکب میشدند، و اینکه الله آنها را به این کار فرمان داده است، - ای محمد- در پاسخ به آنها بگو: همانا الله به انجام گناهان فرمان نمیدهد، بلکه از انجام آنها نهی میکند، پس چگونه این امر را بر او ادعا میکنید؟ - ای مشرکان- آیا از روی دروغ و افترا چیزی را که نمیدانید به الله نسبت میدهید؟!

(۲۹) - ای محمد- به این مشرکان بگو: همانا الله به عدالت امر کرده، و هرگز به فحشا و منکر امر نکرده است، و امر کرده که عبادتها را به صورت عمومی، و به صورت مخصوص در مساجد برای او خالص گردانید، و امر کرده که با اخلاص طاعت برای او، تنها او را در دعا بخوانید، همانگونه که نخستین بار شما را از نیستی آفرید دوباره شما را زنده میگرداند؛ زیرا ذاتیکه بر آفرینش شما از آغاز توانا بوده، بر بازگرداندن و برانگیختن شما نیز تواناست.

(۳۰) و الله مردم را در دو گروه قرار داده است: گروهی از شما را هدایت کرده، و اسباب هدایت را برای‏شان فراهم آورده، و موانع هدایت را از آنها بازداشته است، و بر گروهی دیگر گمراهی از راه حق واجب شده است؛ زیرا آنها شیاطین را دوستانی به جای الله گرفتند، تا آنجا که از روی نادانی از آنها فرمان‏برداری کردند، درحالیکه گمان میکنند هدایتیافتگان به راه راست هستند.

برخی فواید آیات:

• هرکس – پس از ارتکاب گناه- مانند آدم ÷ اعتراف و درخواست آمرزش و پشیمانی و بریدن از گناه پیشه کند، پروردگارش او را برگزیده و هدایت کرده است. و هرکس–وقتی با اصرار و دشمنی، گناه از او سر زند- مانند شیطان عمل کند از الله جز دوری برایش افزوده نمیشود.

• لباس دو نوع است: یکی لباس ظاهری که عورت را میپوشاند، و دیگری لباس باطنی یعنی تقوا است که همیشه با بنده وجود دارد، و زیبایی دل و روح است.

• بسیار از دستیاران شیطان به درآوردن لباس ظاهر فرامیخوانند؛ تا عورتها آشکار گردد، آنگاه انجام کارهای منکر و ارتکاب کارهای زشت بر مردم آسان شود.

• هدایت به فضل و نعمتبخشیدن الله است، و گمراهی به یارینکردن الله به بنده است آنگاه که – از روی جهل و ستم- شیطان را به دوستی میگیرد، و سبب گمراهی برای خودش میشود.

﴿۞يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمۡ عِندَ كُلِّ مَسۡجِدٖ وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ وَلَا تُسۡرِفُوٓاْۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡرِفِينَ٣١ قُلۡ مَنۡ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِيٓ أَخۡرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَٰتِ مِنَ ٱلرِّزۡقِۚ قُلۡ هِيَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا خَالِصَةٗ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ٣٢ قُلۡ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ ٱلۡفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنۡهَا وَمَا بَطَنَ وَٱلۡإِثۡمَ وَٱلۡبَغۡيَ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَأَن تُشۡرِكُواْ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ٣٣ وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٞۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا يَسۡتَأۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ٣٤ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ إِمَّا يَأۡتِيَنَّكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَقُصُّونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِي فَمَنِ ٱتَّقَىٰ وَأَصۡلَحَ فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٣٥ وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَٱسۡتَكۡبَرُواْ عَنۡهَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٣٦ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِ‍َٔايَٰتِهِۦٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ يَنَالُهُمۡ نَصِيبُهُم مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوۡنَهُمۡ قَالُوٓاْ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ قَالُواْ ضَلُّواْ عَنَّا وَشَهِدُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواْ كَٰفِرِينَ٣٧ [الأعراف: ۳۱-۳۷].

(۳۱) ای فرزندان آدم، آنچه را که عورات شما را میپوشاند، و لباس پاکیزه و طاهری که خودتان را با آن میآرایید هنگام نماز و طواف بپوشید، از پاکیزههایی که الله برای‏تان حلال گردانیده است آنچه میخواهید بخورید و بنوشید، و در این مورد از حد اعتدال نگذرید، و از حلال به حرام تجاوز نکنید، همانا الله متجاوزان از حدود اعتدال را دوست ندارد.

(۳۲) - ای رسول- در پاسخ به مشرکان که لباس و خوراکیهای پاکیزه و غیر آن را که الله حلال گردانیده است حرام میکنند بگو: چه کسی لباس را که زینت شماست برای‏تان حرام کرده است؟ و چه کسی خوردنیها و نوشیدنیهای پاکیزه و غیر آن را از آنچه الله برای‏تان روزی داده، حرام کرده است؟ - ای رسول- بگو: این پاکیزهها در زندگی دنیا برای مؤمنان است، و اگر دیگران در دنیا در آن با مؤمنان شریک هستند، اما در روز قیامت مخصوص مؤمنان است، و هیچ کافری در آن با آنها شریک نیست؛ زیرا بهشت بر کافران حرام است. مانند این بیان، نشانهها را برای مردمی که درک می‏کنند بیان میکنیم؛ چون آنها از این نشانهها بهره میبرند.

(۳۳) - ای رسول- به این مشرکان که آنچه الله حلال گردانیده است را حرام می‏کنند بگو: همانا الله فقط فواحش، یعنی گناهان زشت، چه آشکارا و چه پنهانی، را بر بندگانش حرام کرده است، و تمام معاصی، و تجاوز از روی ستم بر خونها و اموال و آبروی مردم را حرام کرده است، و بر آنها حرام گردانیده است که غیر الله را از آنچه که حجتی در آن برای‏شان نیست با الله شریک قرار دهند، و گفتن سخن بدون علم در اسما و صفات و افعال و شرع خویش را بر آنها حرام کرده است.

(۳۴) و برای هر نسل و قرنی، مدت و سررسید مشخصی برای طول عمرشان است، پس هرگاه سررسید مشخص آنها فرار رسد، زمانی هر چند اندک از آن عقب نمیافتند و بر آن پیشی نمیگیرند.

(۳۵) ای فرزندان آدم، هرگاه رسولانی از جانب من از اقوام‏تان نزدتان آمدند که کتاب‏های من را که بر آنها نازل شده است برای‏تان بخوانند از آنها فرمان‏برداری کنید، و از آنچه که آوردند پیروی کنید، زیرا کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه میکنند و اعمال نیک انجام میدهند، در روز قیامت هیچ بیمی بر آنها نیست، و بر آنچه که از بهره دنیا از دست دادهاند غمگین نیستند.

(۳۶) و اما کافران که آیات ما را تکذیب کردند، و به آن ایمان نیاوردند، و از روی تکبر از عمل به آنچه رسولانمان آوردند سر باز زدند، آنها ساکنان همیشگی جهنم هستند که برای همیشه در آن میمانند.

(۳۷) هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که با نسبتدادن شریک به الله تعالی یا نسبتدادن نقص یا سخنی که آن را نفرموده است بر الله دروغ میبندد، یا آیات آشکار و هدایتگر او به راه مستقیم او تعالی را تکذیب میکند. کسانیکه صفات مذکور را دارند بهرهای از خوشیهای دنیا که در لوح محفوظ برای‏شان نوشته شده است به آنها می‏رسد، تا آنگاه که فرشتۀ مرگ و فرشتگان دستیار او برای قبض ارواح‏شان نزد آنها بیایند و از روی توبیخ به آنها بگویند: کجایند معبودانی که آنها را به جای الله عبادت میکردید؟! آنها را به دعا بخوانید تا به شما نفع برسانند، آنگاه مشرکان به فرشتگان میگویند: همانا معبودانی که عبادت میکردیم از دید ما ناپدید و غایب شدند، پس نمی‏دانیم کجا هستند، و بر ضرر خودشان اقرار میکنند که کافر بودند، اما اقرارشان در این زمان، حجتی علیه آنها است، و هرگز سودی برای‏شان نمیرساند.

برخی فواید آیات:

• مؤمن به بزرگداشت شعائر الله از خلال پوشاندن عورت و آراستگی در اثنای نماز و بهخصوص هنگام رفتن به مسجد امر شده است.

• هرکس قرآن را بدون علم تفسیر کند یا بدون علم فتوا یا حکم صادر کند به‏طور قطع بدون علم سخنی را به الله نسبت داده است و این امر از بزرگترین امور حرام است.

• در این آیات دلیلی وجود دارد بر اینکه مؤمنان در روز قیامت نمیترسند و اندوهگین نمیشوند، و وحشت و بیقراری آنها را دربرنمیگیرد، و اگر وحشت و بیقراری آنها را دربرگرفت، سرانجام‏شان امنیت است.

• ستمکارترین مردم کسی است که مراد الله تعالی را از دو جهت انکار کند: اول ابطال آنچه بر مراد او تعالی دلالت میکند، و دوم انداختن مردم در این شبهه که الله چیزی را از آنها خواسته که در واقع الله آن را نمیخواهد.

﴿قَالَ ٱدۡخُلُواْ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ فِي ٱلنَّارِۖ كُلَّمَا دَخَلَتۡ أُمَّةٞ لَّعَنَتۡ أُخۡتَهَاۖ حَتَّىٰٓ إِذَا ٱدَّارَكُواْ فِيهَا جَمِيعٗا قَالَتۡ أُخۡرَىٰهُمۡ لِأُولَىٰهُمۡ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ أَضَلُّونَا فَ‍َٔاتِهِمۡ عَذَابٗا ضِعۡفٗا مِّنَ ٱلنَّارِۖ قَالَ لِكُلّٖ ضِعۡفٞ وَلَٰكِن لَّا تَعۡلَمُونَ٣٨ وَقَالَتۡ أُولَىٰهُمۡ لِأُخۡرَىٰهُمۡ فَمَا كَانَ لَكُمۡ عَلَيۡنَا مِن فَضۡلٖ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡسِبُونَ٣٩ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَٱسۡتَكۡبَرُواْ عَنۡهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمۡ أَبۡوَٰبُ ٱلسَّمَآءِ وَلَا يَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّةَ حَتَّىٰ يَلِجَ ٱلۡجَمَلُ فِي سَمِّ ٱلۡخِيَاطِۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُجۡرِمِينَ٤٠ لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٞ وَمِن فَوۡقِهِمۡ غَوَاشٖۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلظَّٰلِمِينَ٤١ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٤٢ وَنَزَعۡنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنۡ غِلّٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي هَدَىٰنَا لِهَٰذَا وَمَا كُنَّا لِنَهۡتَدِيَ لَوۡلَآ أَنۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُۖ لَقَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُ رَبِّنَا بِٱلۡحَقِّۖ وَنُودُوٓاْ أَن تِلۡكُمُ ٱلۡجَنَّةُ أُورِثۡتُمُوهَا بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٤٣ [الأعراف: ۳۸-۴۳].

(۳۸) فرشتگان به آنها میگویند: - ای مشرکان- در زمرۀ امتهایی از جن و انس که قبل از شما بر کفر و گمراهی گذشتند در آتش درآیید، هرگاه یکی از این امتها وارد آتش شود امت همکیش خود را که زودتر از او وارد آتش شده است لعنت میکند، تا در آن به هم بپیوندند، و همگی اجتماع کنند؛ آنگاه گروهیکه آخر وارد میشوند که همان فرومایگان و پیروان هستند، به کسانیکه ابتدا داخل شدهاند که همان بزرگان و سران هستند میگویند: ای پروردگار ما، این بزرگان هستند که ما را از راه هدایت گمراه کردند، پس به‏سبب اینکه گمراهی را بر ما آراستند آنها را با عذابی دوچندان عذاب کن. الله در پاسخ به آنها میفرماید: برای هر گروه از شما عذابی دوچندان است، اما شما این موضوع را نمیدانید و درک نمیکنید.

(۳۹) سران پیشوا به پیروان‏شان میگویند: - ای پیروان- شما بر ما برتری ندارید تا به‏سبب آن سزاوار تخفیف عذاب باشید، زیرا اعمالیکه کسب کردید مورد سنجش قرار میگیرد، و در پیروی از باطل عذری برای‏تان وجود ندارد، پس –ای پیروان- به‏سبب کفر و گناهانی که انجام میدادید این عذاب را بچشید همانگونه که ما آن را چشیدیم.

(۴۰) همانا کسانیکه نشانههای روشن ما را تکذیب کردند، و از فرمان‏برداری و اذعان به آن تکبر ورزیدند از هر خیری ناامید هستند، زیرا به‏سبب کفرشان درهای آسمان به روی اعمال‏شان گشوده نمیشود، و هرگز به بهشت وارد نمیشوند مگر اینکه شتر- که از بزرگترین حیوانات است- در سوراخ سوزن که از تنگترین منافذ است وارد شود، و این امر محال است، پس آنچه که بر آن معلق شده است یعنی ورود آنها به بهشت نیز محال است، و مانند همین جزا، الله هرکس را که گناهان بزرگی داشته باشد مجازات میکند.

(۴۱) برای این تکذیبکنندگان متکبر فرشهایی از جهنم است که آنها را پهن می‏کنند، و بر فرازشان پوششهایی از آتش برای‏شان است، و مانند این مجازات، کسانی را که با کفر به الله و رویگردانی از او تعالی، از حدود الله بگذرند مجازات می‏کنیم.

(۴۲) و کسانیکه به پروردگارشان ایمان آوردهاند و در حد توان اعمال صالح انجام دادهاند- زیرا الله هیچ نفسی را بیشتر از حد توانش مکلف نمیکند- ساکنان بهشت هستند، در آن وارد میشوند و برای همیشه در آن میمانند.

(۴۳) و از کاملکردن نعمت بر آنها در بهشت این است که الله نفرت و کینهای را که در دلهای‏شان است برکنده، و از زیر پاهای‏شان رودها جاری ساخته، و با اعتراف به اینکه الله به آنها نعمت بخشیده است میگویند: تمام ستایشها از آنِ الله است که ما را به این عمل صالح که ما را به این جایگاه رسانده است توفیق داد، و اگر الله ما را به آن توفیق نداده بود، هرگز از جانب خودمان به آن توفیق نمییافتیم. رسولان پروردگار ما حقیقتی را که هیچ تردیدی در آن نیست و راستی در وعد و وعید را برایمان آوردهاند، و ندادهندهای در میان آنها چنین ندا میدهد: این همان بهشتی است که رسولان ما در دنیا از آن به شما خبر دادند، که الله آن را در قبال اعمال صالحی که به قصد خشنودی او تعالی انجام میدادید، به شما پاداش داد.

برخی فواید آیات:

• مودت موجود میان تکذیبکنندگان در دنیا، در روز قیامت به دشمنی و لعنتکردن یکدیگر تبدیل میشود.

• درهای آسمان به روی ارواح مؤمنان گشوده میشود تا به‏سوی الله صعود کنند، و با نزدیکی به پروردگارشان و بهرهمندی از رضایت او تعالی شادمان گردند.

• درهای آسمان به روی ارواح تکذیبکنندگان رویگردان گشوده نمیشود، و وقتی که مُردند و بالا رفتند اجازه میگیرند اما به آنها اجازه داده نمیشود، و همانگونه که در دنیا به ایمان به الله و شناخت و محبت او بالا نمیرود، پس از مرگ نیز بالا نمیرود؛ زیرا جزا از جنس عمل است.

• بهشتیان با عفو الله از جهنم نجات یافته، و با رحمت الله به بهشت وارد شدهاند، و با اعمال صالح این منازل را که از رحمت الله و بلکه از برترین انواع رحمت او تعالی است برای خود برداشتهاند و به میراث بردهاند.

﴿وَنَادَىٰٓ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ أَن قَدۡ وَجَدۡنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقّٗا فَهَلۡ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمۡ حَقّٗاۖ قَالُواْ نَعَمۡۚ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنُۢ بَيۡنَهُمۡ أَن لَّعۡنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ٤٤ ٱلَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبۡغُونَهَا عِوَجٗا وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ كَٰفِرُونَ٤٥ وَبَيۡنَهُمَا حِجَابٞۚ وَعَلَى ٱلۡأَعۡرَافِ رِجَالٞ يَعۡرِفُونَ كُلَّۢا بِسِيمَىٰهُمۡۚ وَنَادَوۡاْ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ أَن سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡۚ لَمۡ يَدۡخُلُوهَا وَهُمۡ يَطۡمَعُونَ٤٦ ۞وَإِذَا صُرِفَتۡ أَبۡصَٰرُهُمۡ تِلۡقَآءَ أَصۡحَٰبِ ٱلنَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٤٧ وَنَادَىٰٓ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأَعۡرَافِ رِجَالٗا يَعۡرِفُونَهُم بِسِيمَىٰهُمۡ قَالُواْ مَآ أَغۡنَىٰ عَنكُمۡ جَمۡعُكُمۡ وَمَا كُنتُمۡ تَسۡتَكۡبِرُونَ٤٨ أَهَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقۡسَمۡتُمۡ لَا يَنَالُهُمُ ٱللَّهُ بِرَحۡمَةٍۚ ٱدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡكُمۡ وَلَآ أَنتُمۡ تَحۡزَنُونَ٤٩ وَنَادَىٰٓ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ أَنۡ أَفِيضُواْ عَلَيۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ أَوۡ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُۚ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٥٠ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ دِينَهُمۡ لَهۡوٗا وَلَعِبٗا وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَاۚ فَٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰهُمۡ كَمَا نَسُواْ لِقَآءَ يَوۡمِهِمۡ هَٰذَا وَمَا كَانُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ٥١ [الأعراف: ۴۴-۵۱].

(۴۴) و بهشتیان که در آن مستقر شدند خطاب به جهنمیان که در آن مستقر هستند پس از ورود هر یک از این دو گروه به جایگاهی که برایش آماده شده است اینگونه ندا میدهند: همانا بهشت که پروردگارمان به ما وعده داده بود به صورت واقعی و راست و صحیح به ما رسید، و ما را در آن درآورده است، - ای کافران- آیا جهنمی را که الله شما را از آن ترسانده بود به صورت واقعی و راست و صحیح به شما رسید؟ کفار میگویند: آتشی را که از آن ترسانده شده بودیم به صورت حقیقی یافتیم، آنگاه منادیای برای دعا به درگاه الله ندا میزند که ستمکاران از رحمت او تعالی رانده هستند، زیرا درهای رحمتش را به روی آنها گشوده است اما آنها در زندگی دنیا از آن روی گرداندند.

(۴۵) این ستمکاران همان کسانی هستند که خودشان از راه الله روی میگرداندند، و دیگران را نیز به رویگردانی از آن وامیداشتند، و آرزو میکردند تا راه حق، پیچیده و سخت باشد تا مردم آن را نپیمایند، و آنها به آخرت کافرند و خودشان را برای آن آماده نکردهاند.

(۴۶) و میان این دو گروه: یعنی بهشتیان و جهنمیان، مانعی مرتفع به نام اعراف وجود دارد، و روی این مانع مرتفع مردانی هستند که نیکیها و بدیهای‏شان یکسان است، و آنها بهشتیان را با نشانههای‏شان مانند سفیدی چهره، و جهنمیان را با نشانه‏های‏شان مانند سیاهی چهره میشناسند، و این مردان برای تکریم بهشتیان به آنها اینگونه ندا میدهند: سلام بر شما. درحالیکه بهشتیان هنوز وارد بهشت نشدهاند، و آرزو دارند به رحمتی از جانب الله در آن درآیند.

(۴۷) و هنگامیکه دیدگان اعرافیان به‏سوی جهنمیان گردانده میشود، و عذاب سختی را که جهنمیان در آن هستند مشاهده میکنند، برای دعا، به الله اینگونه می‏گویند: ای پروردگار ما، ما را همراه کسانیکه با کفر و شرک به تو ستمکارند قرار مده.

(۴۸) و اعرافیان خطاب به مردانی از کافران جهنمی که آنها را با نشانههای‏شان مانند چهرههای سیاه و چشمان کبودشان میشناسند اینگونه ندا میدهند: زیادنمودن مال و افراد توسط شما هیچ نفعی به شما نرسانده است، و رویگردانی شما از حق از روی تکبر و گردنکشی به شما سودی نرساند.

(۴۹) و الله برای توبیخ کافران میفرماید: آیا اینها هستند که سوگند یاد میکردند الله رحمتی از جانب خودش به آنها نمیرساند؟! و خطاب به مؤمنان میفرماید: - ای مؤمنان- به بهشت درآیید که در آنچه پیش رو دارید هیچ بیمی بر شما نیست، و وقتی نعمتهای پایدار به شما رسید بر بهره دنیایی که از دست دادهاید اندوهگین نیستند.

(۵۰) و جهنمیان با التماس اینگونه به بهشتیان ندا میدهند: - ای بهشتیان- با پاشیدن آب بر ما، یا از طعامی که الله به شما روزی داده است ما را بینیاز گردانید، بهشتیان میگویند: الله این دو را به‏سبب کفر کافران بر آنها حرام گردانیده است، و نیاز شما را با آنچه که الله بر شما حرام کرده است برآورده نمیکنیم.

(۵۱) این کافران همان کسانی هستند که دین‏شان را مایۀ ریشخند و شوخی قرار دادند، و زندگی دنیا با زیور و زینتش آنها را فریفت، پس همانگونه که آنها دیدار روز قیامت را از یاد بردند و برایش تلاش نکردند، و آماده نشدند، و به‏سبب اینکه دلایل و براهین الله را درحالیکه میدانستند حقیقت است انکار کردند، الله نیز آنها را به فراموشی میسپارد، و آنها را رها میکند تا عذاب سختی بکشند.

برخی فواید آیات:

• ایماننداشتن به رستاخیز، سبب مستقیم رویآوردن به شهوات است.

• مردم در روز قیامت تحقق وعدۀ الله به فرمان‏بردارانش، و تحقق وعید او تعالی به کافران را به تحقیق میدانند.

• مردم در روز قیامت دو گروه هستند: گروهی در بهشت و گروهی در جهنم، و گروهی به‏سبب تساوی نیکیها و بدیهای‏شان در مکانی میان این دو گروه قرار دارند، که سرانجام‏شان به‏سوی بهشت است.

• کسانیکه صاحب مال و مقام و پیروان زیاد هستند باید بدانند که تمام این موارد آنها را ذرهای از الله بینیاز نمیگرداند، و آنها را از عذاب الله نجات نخواهد داد.

﴿وَلَقَدۡ جِئۡنَٰهُم بِكِتَٰبٖ فَصَّلۡنَٰهُ عَلَىٰ عِلۡمٍ هُدٗى وَرَحۡمَةٗ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٥٢ هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأۡوِيلَهُۥۚ يَوۡمَ يَأۡتِي تَأۡوِيلُهُۥ يَقُولُ ٱلَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبۡلُ قَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُ رَبِّنَا بِٱلۡحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَآءَ فَيَشۡفَعُواْ لَنَآ أَوۡ نُرَدُّ فَنَعۡمَلَ غَيۡرَ ٱلَّذِي كُنَّا نَعۡمَلُۚ قَدۡ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ٥٣ إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَ يَطۡلُبُهُۥ حَثِيثٗا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ وَٱلنُّجُومَ مُسَخَّرَٰتِۢ بِأَمۡرِهِۦٓۗ أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُۗ تَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٥٤ ٱدۡعُواْ رَبَّكُمۡ تَضَرُّعٗا وَخُفۡيَةًۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ٥٥ وَلَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَا وَٱدۡعُوهُ خَوۡفٗا وَطَمَعًاۚ إِنَّ رَحۡمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبٞ مِّنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٥٦ وَهُوَ ٱلَّذِي يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ بُشۡرَۢا بَيۡنَ يَدَيۡ رَحۡمَتِهِۦۖ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَقَلَّتۡ سَحَابٗا ثِقَالٗا سُقۡنَٰهُ لِبَلَدٖ مَّيِّتٖ فَأَنزَلۡنَا بِهِ ٱلۡمَآءَ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِۚ كَذَٰلِكَ نُخۡرِجُ ٱلۡمَوۡتَىٰ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ٥٧ [الأعراف: ۵۲-۵۷]

(۵۲) و به تحقیق این قرآن را که کتابی نازلشده بر محمد ج است آوردیم، و آن را بر علمی از خودمان به آنچه که بیان میکنیم روشن ساختیم، و راهنمایی برای مؤمنان به راه هدایت و حق است، و به‏سبب اینکه به‏سوی خیر دنیا و آخرت راهنمایی میکند رحمتی برای‏شان است.

(۵۳) کافران در انتظار چیزی نیستند جز وقوع عذاب دردآوری که وقوعش به آن‏ها خبر داده شد و کارشان در آخرت به آن برگردانیده میشود، روزیکه این عذاب که به آن خبر داده شده بودند، و پاداشی که مؤمنان از آن خبر داده شده بودند آورده میشود، کسانیکه در دنیا قرآن را از یاد بردند، و به آنچه در آن آمده عمل نکردند میگویند: به تحقیق که رسولان پروردگار ما حقی را که هیچ تردیدی در آن نیست و هیچ شکی وجود ندارد که از جانب الله است، آوردند. پس ای کاش شفاعت‏گرانی داشتیم که نزد الله شفاعت‏مان را میکردند تا ما را از عذاب معاف کند، یا کاش به زندگی دنیا بازمیگشتیم تا به جای بدیهایی که انجام میدادیم عمل صالح که با آن نجات مییابیم انجام دهیم، این کافران به‏سبب کفرشان، با قراردادن خودشان در ورودیهای نابودی زیان دیدهاند، و کسانیکه آنها را به جای الله عبادت میکردند از نظرشان ناپدید شد، و سودی به آنها نرساند.

(۵۴) - ای مردم- همانا پروردگار شما همان الله است که آسمانها و زمین را بدون نمونۀ قبلی در شش روز آفرید، سپس او سبحانه بهگونهای که سزاوار شکوه اوست و کیفیت آن را درک نمیکنیم بر عرش بالا رفت و ارتفاع گرفت. تاریکی شب را با روشنایی روز، و روشنایی روز را با تاریکی شب از بین میبرد، و هر یک از این دو دیگری را به سرعت میجوید بهگونهای که از آن عقب نمیماند، یعنی هرگاه یکی رفت دیگری وارد میشود، و او سبحانه خورشید و ماه و ستارگان را رام و درخشان آفرید، همانا تمام آفرینش از آنِ الله است، پس چه کسی غیر از او آفریدگار است؟! و تمام امور فقط از آنِ اوست، و خیر او زیاد و احسانش بسیار است، پس او متصف به صفات جلال و کمال، و پروردگار جهانیان است.

(۵۵) - ای مؤمنان- با فروتنی و تواضع تمام به صورت سری و پنهانی، و با اخلاص در دعا بدون ریا و بدون شریکقراردادن دیگران با او سبحانه در دعا، از پروردگارتان بخواهید؛ زیرا او کسانی را که در دعا از حدودش میگذرند دوست ندارد، و از بزرگترین تجاوز از حدود او تعالی در دعا، خواندن غیر او تعالی همراه اوست چنانکه مشرکان این کار را انجام میدهند.

(۵۶) و پس از اینکه الله زمین را با فرستادن رسولان، و آبادانی آن با عبادت خویش به یگانگی، اصلاح کرد، با ارتکاب گناهان در آن فساد برپا نکنید، و با احساس ترس از عذاب او تعالی، و انتظار حصول ثوابش، الله را در دعا به وحدانیت بخوانید، بهراستی که رحمت الله به نیکوکاران نزدیک است، پس از نیکوکاران باشید.

(۵۷) و الله سبحانه همان ذاتی است که بادها را مژدهرسان به باران میفرستد، تا اینکه بادها ابرهای گرانبار به آب را حمل کنند ابر را به‏سوی سرزمین خشک و بی‏گیاه برانیم. آنگاه آب را بر آن زمین فرو فرستیم، سپس بهوسیلۀ آب از تمام انواع میوهها خارج میسازیم، همانند بیرونآوردن میوه به این نحو، مردگان را نیز از قبرهای‏شان زنده بیرون میآوریم، پس –ای مردم- امید است که با این کار قدرت و آفرینش شگفت الله و اینکه او تعالی بر زندهگردانیدن مردگان توانا است را به یاد آورید.

برخی فواید آیات:

• قرآن کریم کتاب هدایت است که آنچه بشریت به آن نیاز دارد در آن بیان شده است، رحمتی از جانب الله است و راهنمایی است برای کسیکه با قلبی راستین به آن روی آورد.

• الله آسمانها و زمین را از روی حکمتی که او سبحانه اراده کرده بود در شش روز آفرید، و اگر میخواست به آنها میفرمود: باش، بیدرنگ موجود می‏شدند.

• این امر بر مؤمنان لازم شده است که با فروتنی و تضرع کامل الله تعالی را در دعا بخوانند تا به فضل خویش دعای‏شان را اجابت کند.

• انجام تمام انواع و اشکال فساد در روی زمین نهی شده است.

﴿وَٱلۡبَلَدُ ٱلطَّيِّبُ يَخۡرُجُ نَبَاتُهُۥ بِإِذۡنِ رَبِّهِۦۖ وَٱلَّذِي خَبُثَ لَا يَخۡرُجُ إِلَّا نَكِدٗاۚ كَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَشۡكُرُونَ٥٨ لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ فَقَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ٥٩ قَالَ ٱلۡمَلَأُ مِن قَوۡمِهِۦٓ إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٦٠ قَالَ يَٰقَوۡمِ لَيۡسَ بِي ضَلَٰلَةٞ وَلَٰكِنِّي رَسُولٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦١ أُبَلِّغُكُمۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّي وَأَنصَحُ لَكُمۡ وَأَعۡلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ٦٢ أَوَعَجِبۡتُمۡ أَن جَآءَكُمۡ ذِكۡرٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنكُمۡ لِيُنذِرَكُمۡ وَلِتَتَّقُواْ وَلَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ٦٣ فَكَذَّبُوهُ فَأَنجَيۡنَٰهُ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ وَأَغۡرَقۡنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَآۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمًا عَمِينَ٦٤ ۞وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمۡ هُودٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓۚ أَفَلَا تَتَّقُونَ٦٥ قَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦٓ إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِي سَفَاهَةٖ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ٦٦ قَالَ يَٰقَوۡمِ لَيۡسَ بِي سَفَاهَةٞ وَلَٰكِنِّي رَسُولٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦٧ [الأعراف: ۵۸-۶۷]

(۵۸) و زمین پاک به اذن الله گیاهش را به نیکی و کامل بیرون میآورد، و به همین ترتیب مؤمن پند را میشنود و از آن بهره میبرد، آنگاه عمل صالح به بار می‏آورد، و زمین شورهزار گیاهش را جز به سختی که خیری در آن نیست بیرون نمی‏آورد، و به همین ترتیب کافر از پند و اندرزها بهره نمیبرد، پس عملی صالح از او صادر نمیشود تا از آن بهره ببرد. مانند این گوناگونیِ بینظیر، براهین و دلایل اثبات حق را برای مردمی که شکر نعمتهای الله را میگزارند گوناگون بیان میکنیم، تا به آنها کفر نورزند، و از پروردگارشان فرمان‏برداری کنند.

(۵۹) نوح ÷ را به عنوان رسولی به‏سوی قومش فرستادیم تا آنها را به توحید الله، و ترک عبادت غیر او دعوت دهد، پس به آنها گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا معبود برحقی جز او ندارید، - ای قوم من- بهراستیکه در حال پافشاری شما بر کفر، من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم.

(۶۰) بزرگان و سران قومش به او گفتند: - ای نوح- همانا ما آشکارا تو را دور از راستی میبینیم.

(۶۱) نوح ÷ به بزرگان قومش گفت: من چنانکه ادعا میکنید، گمراه نیستم، بلکه فقط بر هدایتی از جانب پروردگارم قرار دارم، زیرا فرستادهای از جانب الله که پروردگار من و پروردگار شما و تمام جهانیان است به‏سوی شما هستم.

(۶۲) آنچه را الله مرا با آن فرستاده است و به من وحی میشود به شما میرسانم، و با ترغیب شما به اجرای امر الله و پاداشی که بر آن مُتِرَتّب میگردد، و بیمدادن شما از ارتکاب نواهی او تعالی و عذابیکه بر آن مُتِرَتّب میشود، خیرتان را میخواهم، و از الله سبحانه آنچه را از طریق وحی به من آموخته است چیزی را میدانم که شما نمی‏دانید.

(۶۳) آیا این امر باعث تعجب و شگفتی شما شد که وحی و اندرزی از جانب پروردگارتان بر زبان مردی از خودتان که او را میشناسید نزدتان آمد؟! درحالیکه میان شما رشد کرده، و دروغگو و گمراه نبوده است، و از جنسی دیگر نیست. و نزدتان آمده که اگر او را تکذیب و نافرمانی کردید شما را از عذاب الله بترساند، و برای اینکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، و برای امید به اینکه اگر به او ایمان آورید مورد رَحم قرار گیرید.

(۶۴) اما قومش او را تکذیب کردند، و به او ایمان نیاوردند، بلکه بر کفرشان ادامه دادند، آنگاه علیه آنها دعا کرد که الله آنها را نابود سازد. پس او و مؤمنان همراهش در کشتی را از غرقشدن نجات دادیم، و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند و بر تکذیب خویش ادامه دادند با غرق توسط طوفانی که برای عذاب‏شان نازل شده بود نابود کردیم، زیرا دلهای آنها از دیدن حق کور بود.

(۶۵) و به‏سوی قبیلۀ عاد رسولی از خودشان، یعنی هود ÷، را فرستادیم، گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا معبود برحقی جز او ندارید، آیا با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی تقوای او را پیشه نمیکنید تا از عذابش نجات یابید؟!

(۶۶) بزرگان و سران قوم او که به الله کفر ورزیدند و رسولش را تکذیب کردند گفتند: - ای هود- همانا ما میدانیم که در کمخردی و نادانی قرار داری؛ چون ما را به عبادت الله به یگانگی و ترک عبادت معبودها فرامیخوانی. و در این ادعا که فرستادهشدهای هستی یقین داریم که از دروغگویانی.

(۶۷) هود ÷ در پاسخ قومش گفت: ای قوم من، من کمخرد و نادان نیستم، بلکه فرستادهای از جانب پروردگار جهانیان هستم.

برخی فواید آیات:

• زمین پاک مثالی برای دلهای پاک است آنگاه که وحی که مادۀ حیات است بر آن نازل میشود، چنانکه باران مادۀ حیات است، زیرا وقتی وحی بر دل‏های پاک فرو فرستاده میشود، آن را میپذیرند و فرامیگیرند و بر اساس پاکی اصل خویش رشد میکنند، و فضای‏شان زیبا میشود. عکس این قضیه نیز صادق است.

• پیامبران و فرستادهشدگان، از پدران و مادران مردم برای‏شان دلسوزتر هستند.

• یکی از سنتهای ارسال تمام رسولان از میان قوم خودشان و به زبان‏شان؛ نزدیککردن دلهای کسانی است که فطرت‏شان فاسد نشده است، و نیز آسانگرفتن بر انسانهاست.

• از بزرگترین نادانها کسی است که حق را رد و انکار کند، و از فرمان‏برداری از علما و خیرخواهان سر باز زند، و قلب و کالبد خویش را برای هر شیطان سرکشی تسلیم کند.

﴿أُبَلِّغُكُمۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّي وَأَنَا۠ لَكُمۡ نَاصِحٌ أَمِينٌ٦٨ أَوَعَجِبۡتُمۡ أَن جَآءَكُمۡ ذِكۡرٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنكُمۡ لِيُنذِرَكُمۡۚ وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ جَعَلَكُمۡ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعۡدِ قَوۡمِ نُوحٖ وَزَادَكُمۡ فِي ٱلۡخَلۡقِ بَصۜۡطَةٗۖ فَٱذۡكُرُوٓاْ ءَالَآءَ ٱللَّهِ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٦٩ قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا لِنَعۡبُدَ ٱللَّهَ وَحۡدَهُۥ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٧٠ قَالَ قَدۡ وَقَعَ عَلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُمۡ رِجۡسٞ وَغَضَبٌۖ أَتُجَٰدِلُونَنِي فِيٓ أَسۡمَآءٖ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّا نَزَّلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٖۚ فَٱنتَظِرُوٓاْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُنتَظِرِينَ٧١ فَأَنجَيۡنَٰهُ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥ بِرَحۡمَةٖ مِّنَّا وَقَطَعۡنَا دَابِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَاۖ وَمَا كَانُواْ مُؤۡمِنِينَ٧٢ وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمۡ صَٰلِحٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥۖ قَدۡ جَآءَتۡكُم بَيِّنَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡۖ هَٰذِهِۦ نَاقَةُ ٱللَّهِ لَكُمۡ ءَايَةٗۖ فَذَرُوهَا تَأۡكُلۡ فِيٓ أَرۡضِ ٱللَّهِۖ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٖ فَيَأۡخُذَكُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٧٣ [الأعراف: ۶۸-۷۳].

(۶۸) آنچه را که الله از توحید و شرع خویش مرا به تبلیغ آن به شما فرمان داده است به شما میرسانم، و در آنچه که برای تبلیغ آن فرمان یافتهام خیرخواه شما و امانتدار هستم، بهگونهای که نه در آن میافزایم و نه از آن میکاهم.

(۶۹) آیا این امر باعث تعجب و شگفتی شما شد که اندرزی از جانب پروردگارتان بر زبان مردی از جنس خودتان و نه از جنس فرشتگان یا جنها نزد شما آمده است، تا شما را انذار دهد؟! سپاس و شکرگزاری پروردگارتان را به جای آورید که در زمین به شما قدرت داد، و شما را جانشینان قوم نوح ÷ قرار داد که الله آنها را به‏سبب کفرشان نابود کرد، شکر الله را بگزارید که بدنهای بزرگ و قدرت و نیرومندیِ زیاد را به شما اختصاص داد، ونعمتهای گستردۀ الله بر خودتان را به یاد آورید به امید آنکه به مطلوب دست یابید، و از ترس و وحشت نجات پیدا کنید.

(۷۰) قومش به او گفتند: - ای هود- آیا نزدمان آمدهای که ما را به عبادت الله به یگانگی امر کنی، و آنچه را که پدرانمان عبادت میکردند رها کنیم؟! پس اگر در ادعای خویش راستگو هستی عذابی را که به ما وعده میدهی بیاور.

(۷۱) هود ÷ اینگونه به آنها پاسخ داد: به تحقیق که عذاب و خشم الله بر شما واجب شده است پس بدون تردید بر شما واقع میشود، آیا در مورد نمادهایی با من مجادله میکنید که شما و پدران‏تان آنها را معبودها نامیدهاید، درحالیکه این امر حقیقت ندارد؟! والله هیچ دلیلی نازل نفرموده که بر الوهیت آنها که ادعا میکنید به آن استدلال کنید، پس منتظر عذابی که خواستار تعجیل در آن برای خودتان هستید بمانید، و من نیز همراه شما انتظار میکشم، زیرا واقعشدنی است.

(۷۲) پس به رحمتی از جانب خود، هود ÷ و مؤمنانی را که همراه او بودند نجات دادیم، و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند از ریشه نابود کردیم، و آنها مؤمن نبودند، بلکه تکذیبکننده بودند، پس سزاوار عذاب شدند.

(۷۳) و به تحقیق که به‏سوی قبیلۀ ثمود، برادرشان صالح ÷ را فرستادیم که آنها را به توحید و عبادت الله فراخواند، صالح ÷ به آنها گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا غیر او معبود برحقی که سزاوار عبادت باشد ندارید، بر راستگویی آنچه که برای‏تان آوردهام نشانهای روشن از جانب الله نزدتان آمده است، که در مادهشتری که از سنگ بیرون میآید تجسم پیدا میکند، که زمانی برای نوشیدن دارد، و برای شما نیز روز مشخصی برای نوشیدن است، پس آن را رها کنید تا در زمین الله بچرد، زیرا چیزی از مخارج او بر عهدۀ شما نیست، و به او آزار نرسانید، که به‏سبب آزاررساندن او، به عذابی رنجآور گرفتار میشوید.

برخی فواید آیات:

• آراستهشدن به صبر در دعوت به‏سوی الله به پیروی از پیامبران ÷ شایسته است.

• یکی از اولویتهای دعوت به‏سوی الله، دعوت به عبادت الله به یگانگی که هیچ شریکی ندارد، و ترک و دستکشیدن از شرکآوردن به او تعالی است.

• غرور به نیروی مادی و بدنی، شخص را از پذیرش اوامر و نواهیِ الله بازمی‏دارد.

• پیامبر از جنس قومش است، اما از نظر نسبی شریفترین، از نظر جایگاه برترین، از نظر خانوادگی گرامیترین، و از نظر اخلاقی والاترین آنها است.

• پیامبران و وارثان آنها ، با بردباری در برابر نابخردان مقابله میکنند، و با عفو و گذشت و بخشش از گفتار بد چشم میپوشند.

﴿وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ جَعَلَكُمۡ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعۡدِ عَادٖ وَبَوَّأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورٗا وَتَنۡحِتُونَ ٱلۡجِبَالَ بُيُوتٗاۖ فَٱذۡكُرُوٓاْ ءَالَآءَ ٱللَّهِ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ٧٤ قَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ لِلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ لِمَنۡ ءَامَنَ مِنۡهُمۡ أَتَعۡلَمُونَ أَنَّ صَٰلِحٗا مُّرۡسَلٞ مِّن رَّبِّهِۦۚ قَالُوٓاْ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلَ بِهِۦ مُؤۡمِنُونَ٧٥ قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ إِنَّا بِٱلَّذِيٓ ءَامَنتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ٧٦ فَعَقَرُواْ ٱلنَّاقَةَ وَعَتَوۡاْ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِمۡ وَقَالُواْ يَٰصَٰلِحُ ٱئۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٧٧ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلرَّجۡفَةُ فَأَصۡبَحُواْ فِي دَارِهِمۡ جَٰثِمِينَ٧٨ فَتَوَلَّىٰ عَنۡهُمۡ وَقَالَ يَٰقَوۡمِ لَقَدۡ أَبۡلَغۡتُكُمۡ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحۡتُ لَكُمۡ وَلَٰكِن لَّا تُحِبُّونَ ٱلنَّٰصِحِينَ٧٩ وَلُوطًا إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ أَتَأۡتُونَ ٱلۡفَٰحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنۡ أَحَدٖ مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ٨٠ إِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلرِّجَالَ شَهۡوَةٗ مِّن دُونِ ٱلنِّسَآءِۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ مُّسۡرِفُونَ٨١ [الأعراف: ۷۴-۸۱].

(۷۴) نعمت الله بر خودتان را به یاد آورید آنگاه که جانشین قوم عاد شدید، و شما را در زمین‏تان که از آن بهره میبرید، و خواستههای‏تان را به دست میآورید فرود آورد، این امر پس از نابودی عاد به دنبال اصرارشان بر کفر و تکذیب بود، در زمینهای مسطح کاخها میسازید، و کوهها را میتراشید تا خانههایی برای خودتان بسازید، پس نعمتهای الله بر خودتان را به یاد آورید تا شکر الله را به خاطر آنها بگزارید، و با ترک کفر به الله و گناهان، از تلاش برای فساد در زمین دست بکشید.

(۷۵) بزرگان و سران از میان کسانی از قوم او که تکبر ورزیدند به مؤمنان قوم او که آنها را ناتوان میشمردند گفتند: - ای مؤمنان- آیا به نظر شما واقعاً صالح فرستادهای از جانب الله است؟ مؤمنان مستضعف به آنها پاسخ دادند: ما در برابر آنچه که صالح با آن فرستاده شده است تصدیقکننده و اقرارکننده و تسلیم هستیم، و به شریعت او عمل میکنیم.

(۷۶) مستکبران قوم او گفتند: - ای مؤمنان- ما به آنچه که شما آن را تصدیق می‏کنید کافر هستیم، پس هرگز به آن ایمان نمیآوریم، و هرگز به شریعت او عمل نمی‏کنیم.

(۷۷) پس با سرکشی از اجرای امر الله، مادهشتر را که از رساندن آزار به او نهی شده بودند پی کردند، و با تمسخر و بعید پنداشتن آنچه که صالح ÷ آنها را با آن تهدید کرده بود گفتند: ای صالح، اگر واقعاً از رسولان الله هستی عذاب دردآوری را که به ما وعده میدهی برایمان بیاور.

(۷۸) آنگاه عذابی را که کافران خواستار تعجیل در آن بودند آنها را فراگرفت، بهطوریکه زلزلۀ شدیدی آنها را دربرگرفت، و درحالیکه صورتها و زانوهای‏شان به زمین چسبیده بود بیهوش شدند، و هیچیک از آنها از نابودی رهایی نیافت.

(۷۹) آنگاه صالح ÷ پس از ناامیدی از استجابت قومش از آنها روی برگرداند، و به آنها گفت: ای قوم من، بهراستی که من آنچه را که الله مرا به تبلیغ آن به شما فرمان داد به شما رساندم، و با ترغیب و ترهیب شما خیرتان را خواستم، اما شما کسانی را که خیرخواه و مشتاق بر راهنمایی شما بر خیر و دورکردن شما از شر هستند دوست ندارید.

(۸۰) لوط ÷ را به یاد آور آنگاه که برای اعتراض بر قومش به آنها گفت: آیا کار زشت و قبیحی را که نزدیکی با مردان است انجام میدهید؟! این کاری را که شما ابداع کردید، هیچکس قبل از شما مرتکب نشده بود!

(۸۱) همانا شما برای برآوردهکردن شهوت، به جای زنان که برای این کار آفریده شدهاند، با مردان نزدیکی میکنید، و در این کار هیچ دلیل عقلی و نقلی و فطری را پیروی نمیکنید، بلکه شما با خروج از حد اعتدال بشری و انحراف از اقتضای عقل‏های سلیم، و فطرتهای گرامی، از حدود الله گذشتهاید.

برخی فواید آیات:

• تکبر و خودبزرگبینی، غالبا از مال زیاد و مقام به دست میآید، و مال و مقامِ اندک، غالبا به ایمان و تصدیق و گردننهادن وامیدارد.

• جواز ساختن کاخهای مرتفع و مانند آن؛ زیرا یکی از آثار نعمت: بنای نیک همراه با شکر نعمتدهنده است.

• امر غالب در دعوت پیامبران این است که ضعیفان و فقرا به گوشفرادادن به سخنی حق که پیامبران آوردهاند گوش فرا میدهند، اما سران و بزرگان در برابر آن سرکشی میکنند و تکبر میورزند.

• گاهی الله تمام جامعه را به‏سبب زیادی پلیدی و عدم نکوهش آن عذاب می‏کند.

﴿وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُوٓاْ أَخۡرِجُوهُم مِّن قَرۡيَتِكُمۡۖ إِنَّهُمۡ أُنَاسٞ يَتَطَهَّرُونَ٨٢ فَأَنجَيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ٨٣ وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِم مَّطَرٗاۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ٨٤ وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥۖ قَدۡ جَآءَتۡكُم بَيِّنَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡۖ فَأَوۡفُواْ ٱلۡكَيۡلَ وَٱلۡمِيزَانَ وَلَا تَبۡخَسُواْ ٱلنَّاسَ أَشۡيَآءَهُمۡ وَلَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَاۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٨٥ وَلَا تَقۡعُدُواْ بِكُلِّ صِرَٰطٖ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ بِهِۦ وَتَبۡغُونَهَا عِوَجٗاۚ وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ كُنتُمۡ قَلِيلٗا فَكَثَّرَكُمۡۖ وَٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُفۡسِدِينَ٨٦ وَإِن كَانَ طَآئِفَةٞ مِّنكُمۡ ءَامَنُواْ بِٱلَّذِيٓ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ وَطَآئِفَةٞ لَّمۡ يُؤۡمِنُواْ فَٱصۡبِرُواْ حَتَّىٰ يَحۡكُمَ ٱللَّهُ بَيۡنَنَاۚ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡحَٰكِمِينَ٨٧ [الأعراف: ۸۲-۸۷].

(۸۲) و پاسخ قوم لوط ÷ که این عمل زشت را مرتکب میشدند در برابر اعتراض لوط ÷ به آنها چیزی نبود جز اینکه با رویگردانی از حق گفتند: لوط ÷ و خانواده‏اش را از شهرتان بیرون کنید؛ زیرا آنها مردمی هستند که از این کار شما پاکی میجویند، پس شایستۀ ما نیست که آنها در میان ما باقی بمانند.

(۸۳) پس او و خانوادهاش را نجات دادیم آنگاه که آنها را به خروج شبانه از شهر که عذاب بر آن واقع خواهد شد فرمان دادیم، جز زن او را که همراه قومش از بازماندگان شد، و عذابی که به آنها رسید او را نیز دربرگرفت.

(۸۴) و باران زیادی بر آنها فروریختیم، آنگاه که با سنگهایی از گِل بر سرشان افکندیم، و شهر را زیر و رو کردیم، پس –ای رسول- بیندیش که سرانجام قوم ستمکار لوط ÷ چگونه بود؟ به راستی که سرانجام آنها نابودی و ذلت همیشگی بود.

(۸۵) و به‏سوی قبیلۀ مدین برادرشان شعیب ÷ را فرستادیم، پس به آنها گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا جز او معبودی سزاوار عبادت ندارید، برهانی واضح و دلیلی روشن بر راستگویی آنچه از جانب پروردگارم برای‏تان آوردهام از جانب الله نزدتان آمده است، حقوق مردم را با کاملکردن پیمانه و ترازو بپردازید، و با عیب‏جویی در کالاهای مردم، و بازداشتن از آن، یا فریفتن صاحبانش، حق مردم را کم ندهید، و پس از اصلاح زمین با بعثت پیامبران از قبل، با کفر و ارتکاب گناهان در زمین فساد برپا نکنید، این موارد برای شما بهتر و سودمندتر است اگر ایمان دارید؛ زیرا با این کار گناهان که الله از انجام آنها نهی فرموده است ترک میشوند، و نزدیکیجستن به الله با انجام آنچه به آن فرمان داده است حاصل میگردد.

(۸۶) و بر سر هر راهی منشینید که مردمی را که از آن میگذرند بترسانید تا اموال‏شان را بربایید، و هرکس بخواهد به دین الله راه یابد از آن بازدارید. با این کار می‏خواهید که راه الله دشوار باشد تا مردم آن را نپیمایند. نعمتهای الله بر خودتان را به یاد آورید تا در قبال آنها از الله شکرگزاری کنید، آنگاه که شمارتان اندک بود و شما را زیاد گردانید، و بیندیشید که سرانجام فسادکاران در زمین قبل از شما چگونه بود، بهراستی که سرانجام آنها نابودی و تباهی بوده است.

(۸۷) و –ای تکذیبکنندگان- اگر گروهی از شما به آنچه من از جانب پروردگارم آوردهام ایمان آورده، و گروهی دیگر به آن ایمان نیاورده است، منتظر بمانید تا الله میان شما داوری کند و او بهترین داور و عادلترین قاضی است.

برخی فواید آیات:

• لواط، کار زشتی است که بر وارونگیِ فطرت دلالت دارد، و مناسب است مجازات لواطکاران از جنس عمل‏شان باشد، از این رو الله شهرهای‏شان را بر سرشان فرو ریخت.

• دعوت پیامبران – از جمله شعیب ÷- بر دو اصل استوار است: اصل اول بزرگداشت امر الله، که اقرار به توحید و تصدیق نبوت را دربردارد، و اصل دیگر دلسوزی به مخلوقات الله است، که شامل دستکشیدن از ستم و فساد و تمام انواع آزارهاست.

• برپایی فساد بر روی زمین پس از اصلاح، جنایتی اجتماعی در حق انسانیت است؛ زیرا صلاح زمین با عقیده و اخلاق در آن برای همگی خیر است، و برپایی فساد در زمین تجاوز بر مردم است.

• از بزرگترین و سختترین و زشتترین گناهان، گرفتن مقرریهای مالی که گرفتن آن از نظر شرعی حق نیست، به زور و اجبار است؛ زیرا غصب و جور و ستم بر مردم و انتشار منکر و عمل و استمرار به آن و تأیید این کار است.

﴿۞قَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ لَنُخۡرِجَنَّكَ يَٰشُعَيۡبُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَكَ مِن قَرۡيَتِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَاۚ قَالَ أَوَلَوۡ كُنَّا كَٰرِهِينَ٨٨ قَدِ ٱفۡتَرَيۡنَا عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا إِنۡ عُدۡنَا فِي مِلَّتِكُم بَعۡدَ إِذۡ نَجَّىٰنَا ٱللَّهُ مِنۡهَاۚ وَمَا يَكُونُ لَنَآ أَن نَّعُودَ فِيهَآ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّنَاۚ وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ عَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡنَاۚ رَبَّنَا ٱفۡتَحۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَ قَوۡمِنَا بِٱلۡحَقِّ وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡفَٰتِحِينَ٨٩ وَقَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ لَئِنِ ٱتَّبَعۡتُمۡ شُعَيۡبًا إِنَّكُمۡ إِذٗا لَّخَٰسِرُونَ٩٠ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلرَّجۡفَةُ فَأَصۡبَحُواْ فِي دَارِهِمۡ جَٰثِمِينَ٩١ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيۡبٗا كَأَن لَّمۡ يَغۡنَوۡاْ فِيهَاۚ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيۡبٗا كَانُواْ هُمُ ٱلۡخَٰسِرِينَ٩٢ فَتَوَلَّىٰ عَنۡهُمۡ وَقَالَ يَٰقَوۡمِ لَقَدۡ أَبۡلَغۡتُكُمۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّي وَنَصَحۡتُ لَكُمۡۖ فَكَيۡفَ ءَاسَىٰ عَلَىٰ قَوۡمٖ كَٰفِرِينَ٩٣ وَمَآ أَرۡسَلۡنَا فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّبِيٍّ إِلَّآ أَخَذۡنَآ أَهۡلَهَا بِٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمۡ يَضَّرَّعُونَ٩٤ ثُمَّ بَدَّلۡنَا مَكَانَ ٱلسَّيِّئَةِ ٱلۡحَسَنَةَ حَتَّىٰ عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدۡ مَسَّ ءَابَآءَنَا ٱلضَّرَّآءُ وَٱلسَّرَّآءُ فَأَخَذۡنَٰهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ٩٥ [الأعراف: ۸۸-۹۵].

(۸۸) بزرگان و سران قوم شعیب ÷ که تکبر ورزیدند به شعیب ÷ گفتند: - ای شعیب- یا به دین ما بازگردید یا تو و همراهانت را که تو را تصدیق کردند از این شهرمان بیرون خواهیم کرد. شعیب ÷ با تفکر و تعجب به آنها گفت: آیا شما را در دین و آیین‏تان پیروی کنیم، حتی اگر کراهت داشته باشیم؟! چون از بطلان آنچه که شما بر آن هستید آگاهیم.

(۸۹) اگر به شرک و کفری که شما بر آن هستید پس از اینکه الله ما را به فضل خویش از آن نجات داد ایمان بیاوریم، بهراستی که بر الله دروغ بستهایم. سزاوار و شایستۀ ما نیست که به‏سوی آیین باطل شما بازگردیم مگر اینکه الله پروردگارمان بخواهد، به دلیل مغلوببودن همگی در برابر ارادۀ الله سبحانه، عمل پروردگار ما بر هر چیزی احاطه دارد، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، فقط بر الله تکیه کردیم تا ما را بر راه راست پایدار بدارد، و از راههای جهنم محافظت گرداند. ای پروردگار ما، میان ما و میان قوم کافر ما، به حق داوری کن، پس صاحب حق مظلوم را بر ظالم منحرف پیروز گردان، که –ای پروردگار ما- تو بهترین داوران هستی.

(۹۰) و بزرگان و سران کافر قوم او که دعوت توحید را رها کرده بودند برای برحذرداشتن از شعیب ÷ و دینش گفتند: - ای قوم ما- اگر در دین شعیب ÷ وارد شوید، و دین خودتان و دین پدران‏تان را رها کنید، با این کار نابود شدهاید.

(۹۱) پس زلزلۀ شدیدی آنها را فرا گرفت، آنگاه در خانههای‏شان از پا درآمدند، درحالیکه بر زانوها و صورتهای‏شان افتاده بودند، و در دیارشان مرده و نابود شده بودند.

(۹۲) تمام کسانیکه شعیب ÷ را تکذیب کردند از بین رفتند، و چنان نابود شدند که گویی هرگز در دیارشان سکونت نداشته بودند و در آن بهره نبرده بودند، کسانیکه شعیب ÷ را تکذیب کردند آنها زیانکاران بودند؛ زیرا آنها بر خودشان و آنچه که مالک بودند زیان رساندند، و آنگونه که این کافران تکذیبکننده ادعا کردند مؤمنان قوم او هرگز زیانکار نبودند.

(۹۳) و چون نابود شدند پیامبرشان شعیب ÷ از آنها روی گرداند، و خطاب به آن‏ها گفت: ای قوم من، آنچه را که پروردگارم مرا به ابلاغ آن به شما امر کرد به شما رساندم، و شما را نصیحت کردم اما شما نصیحت مرا نپذیرفتید، و از راهنمایی من اطاعت نکردید، پس چگونه بر قومی که به الله کافر هستند و بر کفرشان اصرار دارند اندوهگین باشم؟!

(۹۴) و در هیچ شهری پیامبری از پیامبران الله را نفرستادیم، و ساکنانش تکذیب نکردند و کفر نورزیدند، مگر اینکه آنها را به سختی و فقر و بیماری دچار کردیم به این امید که برای الله فروتنی کنند و از کفر و استکباری که بر آن هستند دست بردارند. و این هشداری برای قریش و برای هرکسی است که کفر ورزد و خبر سنت الله در امتهای تکذیبکننده را تکذیب کند.

(۹۵) سپس بعد از گرفتاری به سختی و بیماری، خیری فراوان و امنیت را به آنها دادیم تا اینکه افرادشان زیاد شد، و اموال‏شان رشد کرد، و گفتند: شر و خیری که به ما رسید، همان عادت منظمی است که از قبل به پیشینیان ما رسیده است، و درک نکردند که منظور از کیفرهایی که به آنها میرسد عبرتگرفتن است، و نعمتهایی که به آنها میرسد استدراج (نزدیککردن تدریجی به عذاب) است، پس ناگهان و درحالیکه عذاب را احساس نمیکردند و منتظر آن نبودند آنها را به عذاب گرفتیم.

برخی فواید آیات:

• یکی از مظاهر اکرام الله به بندگان صالحش این است که درهای علم را برای روشن نمودن حق از باطل، و نجات مؤمنان، و عذاب کافران برای‏شان گشوده است.

• یکی از سنتهای الله در مورد بندگانش اعطای مهلت است؛ تا از وقایع عبرت بگیرند، و از گناهان و جنایتهایی که مرتکب میشوند دست بکشند.

• شاید افراد زیادی در برابر آزمایش با بلا و مصیبت شکیبایی کنند، و دشواری‏های آن را تحمل کنند، اما شمار اندکی هستند که در برابر آزمایش با ناز و نعمت شکیبایی میکنند.

﴿وَلَوۡ أَنَّ أَهۡلَ ٱلۡقُرَىٰٓ ءَامَنُواْ وَٱتَّقَوۡاْ لَفَتَحۡنَا عَلَيۡهِم بَرَكَٰتٖ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَٰكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذۡنَٰهُم بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٩٦ أَفَأَمِنَ أَهۡلُ ٱلۡقُرَىٰٓ أَن يَأۡتِيَهُم بَأۡسُنَا بَيَٰتٗا وَهُمۡ نَآئِمُونَ٩٧ أَوَ أَمِنَ أَهۡلُ ٱلۡقُرَىٰٓ أَن يَأۡتِيَهُم بَأۡسُنَا ضُحٗى وَهُمۡ يَلۡعَبُونَ٩٨ أَفَأَمِنُواْ مَكۡرَ ٱللَّهِۚ فَلَا يَأۡمَنُ مَكۡرَ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ٩٩ أَوَ لَمۡ يَهۡدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِ أَهۡلِهَآ أَن لَّوۡ نَشَآءُ أَصَبۡنَٰهُم بِذُنُوبِهِمۡۚ وَنَطۡبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ١٠٠ تِلۡكَ ٱلۡقُرَىٰ نَقُصُّ عَلَيۡكَ مِنۡ أَنۢبَآئِهَاۚ وَلَقَدۡ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤۡمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبۡلُۚ كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلۡكَٰفِرِينَ١٠١ وَمَا وَجَدۡنَا لِأَكۡثَرِهِم مِّنۡ عَهۡدٖۖ وَإِن وَجَدۡنَآ أَكۡثَرَهُمۡ لَفَٰسِقِينَ١٠٢ ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِم مُّوسَىٰ بِ‍َٔايَٰتِنَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ فَظَلَمُواْ بِهَاۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُفۡسِدِينَ١٠٣ وَقَالَ مُوسَىٰ يَٰفِرۡعَوۡنُ إِنِّي رَسُولٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٠٤ [الأعراف: ۹۶-۱۰۴].

(۹۶) و اگر ساکنان این شهرهایی که رسولان‏مان را به‏سوی آنها فرستادیم آنچه را که رسولان‏شان آورده بودند تصدیق کرده بودند، و با ترک کفر و گناهان و اجرای اوامر الله تعالی تقوای او را پیشه کرده بودند، به‏طور قطع از هر جهتی درهای خیر را بر روی آنها میگشودیم، اما آنها تصدیق نکردند و تقوا برنگزیدند، بلکه آنچه را رسولان‏شان آورده بودند تکذیب کردند، پس به‏سبب گناهان و جرایمی که انجام میدادند به صورت ناگهانی آنها را به عذاب گرفتیم.

(۹۷) آیا ساکنان تکذیبکنندۀ این شهرها خود را ایمن دانستهاند از اینکه عذاب ما شبانه و درحالیکه غرق در راحتی و آرامش در خواب هستند به آنها برسد؟

(۹۸) آیا خود را ایمن دانستهاند از اینکه عذاب ما در ابتدای روز درحالیکه به دلیل مشغولشدن به دنیا سرگرم و غافل هستند آنها را فرا گیرد؟

(۹۹) بنگرید به مهلتی که الله در اختیار آنها گذاشت، و نیرو و روزی زیادی به آن‏ها ارزانی داشت تا به تدریج آنها را به‏سوی عذاب بکشاند؛ آیا این تکذیبکنندگان ساکن آن شهرها از مکر و تدبیر پنهانی الله خود را ایمن دانستهاند؟ کسی جز قوم نابودشده خود را از مکر الله ایمن نمیداند، اما هدایتیافتگان همان کسانی هستند که از مکر او تعالی میترسند، پس به آنچه که الله بر آنها نعمت بخشیده است فریب نمیخورند، بلکه بخشش و احسان او تعالی بر خودشان را میبینند، و شکر او را به جای میآورند.

(۱۰۰) آیا برای کسانیکه پس از نابودی امتهای قبل از خود به‏سبب گناهان‏شان، در روی زمین جانشین شدند روشن نشده است، سپس از آنچه که به آنها رسیده است عبرت نگرفتهاند، بلکه اعمال‏شان را انجام دادند، آیا برای اینها روشن نشده است که اگر الله میخواست آنها را به‏سبب گناهان‏شان عذاب کند به‏طور قطع این کار را میکرد چنانکه این کار سنت او تعالی است؟ و بر دلهای‏شان مُهر میزد تا هیچ پندی نگیرند، و هیچ اندرزی به آنها سود نرساند.

(۱۰۱) - ای رسول- آن شهرهای سابق- یعنی شهرهای اقوام نوح ÷ و هود ÷ و صالح ÷ و لوط ÷ و شعیب ÷- اخبار و تکذیب و دشمنیای که بر آن بودند و هلاکتی که به آنها رسید را بر تو میخوانیم و تو را از آن باخبر میسازیم؛ تا عبرتی باشد برای هرکس که عبرت میگیرد، و اندرزی باشد برای هرکس که اندرز میپذیرد، و رسولان برای ساکنان این شهرها براهین آشکاری بر راستگویی خویش آوردند، اما آنها کسانی نبودند که هنگام آمدن رسولان ایمان بیاورند چون الله از قبل می‏دانست که آن را تکذیب میکنند. و همانگونه که الله بر دلهای ساکنان این شهرها که رسولان‏شان را تکذیب کردند مُهر نهاد، بر دلهای کافران به محمد ج نیز مُهر می‏نهد، تا به ایمان هدایت نشوند.

(۱۰۲) و در بیشتر امتهایی که رسولان به‏سوی آنها فرستاده شد، وفا و پایبندی به آنچه الله آنها را سفارش کرده بود نیافتیم، و در آنها فرمان‏برداری از اوامر او تعالی ندیدیم، و بیشتر آنها را خارج از طاعت الله دیدیم.

(۱۰۳) سپس بعد از آن رسولان، موسی ÷ را با دلایل و حجتهای آشکار و دلالتکننده بر راستگویی او به‏سوی فرعون و قومش فرستادیم، اما آنها کاری نکردند جز اینکه این آیات را انکار کردند و به آن کفر ورزیدند، پس –ای رسول- بنگر که سرانجام فرعون و قومش چگونه بود، که الله آنها را با غرقشدن نابود کرد، و لعنت در دنیا و آخرت را به آنها رسانید.

(۱۰۴) و موسی ÷ آنگاه که الله او را به‏سوی فرعون فرستاد و نزد او رفت گفت: ای فرعون، همانا من فرستادهای از جانب پروردگار هستم که مالک و تدبیرکنندۀ امور تمام مخلوقات است.

برخی فواید آیات:

• ایمان و عمل صالح سبب سرازیری خیرات و برکات از آسمان و زمین بر امت میشود.

• بیان رابطه محکم میان گشایش روزی و تقوا؛ و اگر الله بر کافران نعمت می‏بخشد برای نزدیککردن تدریجی آنها به عذاب و مکر زدن بر آنها است.

• بنده نباید خود را از عذاب ناگهانی الله که شاید در هر لحظه از شب یا روز بیاید ایمن بداند.

• قرآن اخبار امتهای پیشین را برای استواری مؤمنان و ترساندن کافران حکایت میفرماید.

﴿حَقِيقٌ عَلَىٰٓ أَن لَّآ أَقُولَ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡحَقَّۚ قَدۡ جِئۡتُكُم بِبَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ فَأَرۡسِلۡ مَعِيَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ١٠٥ قَالَ إِن كُنتَ جِئۡتَ بِ‍َٔايَةٖ فَأۡتِ بِهَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ١٠٦ فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ١٠٧ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ١٠٨ قَالَ ٱلۡمَلَأُ مِن قَوۡمِ فِرۡعَوۡنَ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٞ١٠٩ يُرِيدُ أَن يُخۡرِجَكُم مِّنۡ أَرۡضِكُمۡۖ فَمَاذَا تَأۡمُرُونَ١١٠ قَالُوٓاْ أَرۡجِهۡ وَأَخَاهُ وَأَرۡسِلۡ فِي ٱلۡمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ١١١ يَأۡتُوكَ بِكُلِّ سَٰحِرٍ عَلِيمٖ١١٢ وَجَآءَ ٱلسَّحَرَةُ فِرۡعَوۡنَ قَالُوٓاْ إِنَّ لَنَا لَأَجۡرًا إِن كُنَّا نَحۡنُ ٱلۡغَٰلِبِينَ١١٣ قَالَ نَعَمۡ وَإِنَّكُمۡ لَمِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ١١٤ قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلۡقِيَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ نَحۡنُ ٱلۡمُلۡقِينَ١١٥ قَالَ أَلۡقُواْۖ فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاْ سَحَرُوٓاْ أَعۡيُنَ ٱلنَّاسِ وَٱسۡتَرۡهَبُوهُمۡ وَجَآءُو بِسِحۡرٍ عَظِيمٖ١١٦ ۞وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَۖ فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ١١٧ فَوَقَعَ ٱلۡحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١١٨ فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَٱنقَلَبُواْ صَٰغِرِينَ١١٩ وَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ١٢٠ [الأعراف: ۱۰۵-۱۲۰].

(۱۰۵) موسی ÷ گفت: چون فرستادهای از جانب الله هستم، بر من شایسته است که بر او تعالی سخنی جز حق نگویم، همانا حجتی آشکار که بر راستگویی من و اینکه فرستادهشدهای از جانب پروردگارم به‏سوی شما هستم نزدتان آوردهام، پس فرزندان اسرائیل را از اسارت و جبری که هستند همراه من روانه کن.

(۱۰۶) فرعون به موسی ÷ گفت: اگر در این ادعا که میگویی نشانهای آوردهای صادق هستی آن را بیاور.

(۱۰۷) آنگاه موسی ÷ عصایش را افکند که بهناگاه در نظر بیننده به ماری بزرگ و آشکار تبدیل شد.

(۱۰۸) و دستش را خارج کرد و آن را از شکاف پیراهن خویش در کنار سینهاش یا از زیر بغلش، سفید بدون پیسی درآورد، که از شدت سفیدی برای بینندگان می‏درخشید.

(۱۰۹) و بزرگان و سران وقتی تبدیل عصای موسی ÷ به مار و سفیدشدن دستش بدون پیسی را مشاهده کردند گفتند: موسی ÷ نیست مگر ساحری که در علم سحر تواناست.

(۱۱۰) با آنچه که انجام میدهد قصد دارد تا شما را از این سرزمین‏تان، یعنی مصر، بیرون کند. سپس فرعون در مورد موسی ÷ از آنها مشورت خواست و گفت: در مورد او چه نظری به من پیشنهاد میکنید؟

(۱۱۱) به فرعون گفتند: کار موسی ÷ و برادرش هارون ÷ را به تأخیر بینداز، و افرادی را در شهرهای مصر بفرست تا ساحران را گرد آورند.

(۱۱۲) تا این افرادی که آنها را برای گردآوری ساحران در شهرها میفرستی هر ساحر ماهر و زبردستی را نزدت بیاورند.

(۱۱۳) پس فرعون کسانی را برای گردآوری ساحران فرستاد، وقتی ساحران نزد فرعون آمدند از او پرسیدند: آیا اگر با سحرشان بر موسی ÷ غلبه کردند و بر او پیروز شدند پاداشی دارند؟

(۱۱۴) فرعون اینگونه به آنها پاسخ داد: بله، همانا پاداش و مزدی برای‏تان است، و از نظر مقام از مقربان خواهید بود.

(۱۱۵) ساحران از روی تکبر و خودبزرگبینی و با اعتماد بر پیروزی‏شان بر موسی ÷ گفتند: - ای موسی- هر کدام را که میخواهی انتخاب کن که یا تو ابتدا بیفکنی یا ما بیفکنیم.

(۱۱۶) موسی ÷ بدون اهمیت به آنها و با اعتماد به اینکه پروردگارش به او یاری میرساند به آنها پاسخ داد: ریسمانها و عصاهای‏تان را بیفکنید، چون افکندند چشمان مردم را با برگرداندن از ادراک صحیح‏شان سحر کردند، و آنها را ترساندند، و در چشم بینندگان سحری قوی آوردند.

(۱۱۷) و الله به پیامبر و کلیم خویش موسی ÷ چنین وحی کرد: - ای موسی- عصایت را بیفکن، پس موسی ÷ آن را افکند، ناگهان به ماری زنده تبدیل شد که ریسمانها و عصاهای‏شان که در تبدیل حقایق و به اشتباه انداختن مردم به اینکه مارهایی جنبنده هستند به کار میبردند، را بلعید.

(۱۱۸) پس حق آشکار گشت و راستی آنچه موسی ÷ آورده بود روشن شد، و بطلان سحری که ساحران انجام دادند مشخص شد.

(۱۱۹) آنگاه مغلوب شدند و در هم شکستند، و موسی ÷ در آن صحنه بر آنها پیروز شد، و آنها خوار و شکستخورده شدند.

(۱۲۰) ساحران وقتی قدرت عظیم الله را مشاهده کردند، و آیات آشکار را دیدند، کاری نکردند جز اینکه برای الله به سجده درافتادند.

برخی فواید آیات:

• از حکمت و رحمت الله است که نشانۀ هر پیامبری را از مواردی قرار میدهد که قوم او آن را درک میکنند، و گاهی از جنس چیزی است که در آن برتری یافتهاند.

• فرعون بندهای خوار و پست و ناتوان بود، و گرنه برای دفع موسی ÷ به یاریگرفتن از ساحران نیازی نداشت.

• طلب مزد و مقام نزد فرعون از سوی ساحران – درحالیکه به شیاطین متصل هستند که خواستههای‏شان را پاسخ میدهند-، بر ضعف ساحران دلالت دارد.

﴿قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٢١ رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ١٢٢ قَالَ فِرۡعَوۡنُ ءَامَنتُم بِهِۦ قَبۡلَ أَنۡ ءَاذَنَ لَكُمۡۖ إِنَّ هَٰذَا لَمَكۡرٞ مَّكَرۡتُمُوهُ فِي ٱلۡمَدِينَةِ لِتُخۡرِجُواْ مِنۡهَآ أَهۡلَهَاۖ فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ١٢٣ لَأُقَطِّعَنَّ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَرۡجُلَكُم مِّنۡ خِلَٰفٖ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمۡ أَجۡمَعِينَ١٢٤ قَالُوٓاْ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ١٢٥ وَمَا تَنقِمُ مِنَّآ إِلَّآ أَنۡ ءَامَنَّا بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّنَا لَمَّا جَآءَتۡنَاۚ رَبَّنَآ أَفۡرِغۡ عَلَيۡنَا صَبۡرٗا وَتَوَفَّنَا مُسۡلِمِينَ١٢٦ وَقَالَ ٱلۡمَلَأُ مِن قَوۡمِ فِرۡعَوۡنَ أَتَذَرُ مُوسَىٰ وَقَوۡمَهُۥ لِيُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَيَذَرَكَ وَءَالِهَتَكَۚ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبۡنَآءَهُمۡ وَنَسۡتَحۡيِۦ نِسَآءَهُمۡ وَإِنَّا فَوۡقَهُمۡ قَٰهِرُونَ١٢٧ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِ ٱسۡتَعِينُواْ بِٱللَّهِ وَٱصۡبِرُوٓاْۖ إِنَّ ٱلۡأَرۡضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۖ وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ١٢٨ قَالُوٓاْ أُوذِينَا مِن قَبۡلِ أَن تَأۡتِيَنَا وَمِنۢ بَعۡدِ مَا جِئۡتَنَاۚ قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يُهۡلِكَ عَدُوَّكُمۡ وَيَسۡتَخۡلِفَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرَ كَيۡفَ تَعۡمَلُونَ١٢٩ وَلَقَدۡ أَخَذۡنَآ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ بِٱلسِّنِينَ وَنَقۡصٖ مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَذَّكَّرُونَ١٣٠ [الأعراف: ۱۲۱-۱۳۰].

(۱۲۱) ساحران گفتند: به پروردگار تمام مخلوقات ایمان آوردیم.

(۱۲۲) پروردگار موسی ÷ و هارون ÷؛ زیرا تنها او سزاوار عبادتشدن است، نه معبودهای ادعایی غیر او.

(۱۲۳) فرعون پس از ایمانآوردن آنها به یگانگی الله برای تهدید آنها گفت: قبل از اینکه به شما اجازه دهم موسی ÷ را تصدیق کردید؟ بهراستی که ایمان شما به موسی ÷ و تصدیق آنچه که او آورده است از طرف شما، به‏سبب فریب و نیرنگی است که شما و موسی ÷ برای اخراج ساکنان این شهر از آن اندیشیدهاید، پس –ای ساحران- به زودی از عقوبت و عذابی که به شما میرسد آگاه خواهید شد.

(۱۲۴) از هر یک از شما دست راست او و پای چپش یا دست چپ او و پای راستش را قطع خواهم کرد، سپس همگی شما را بر تنههای درخت خرما برای عذاب شما و ترساندن هرکسیکه شما را در این حالت مشاهده میکند خواهم آویخت.

(۱۲۵) ساحران در پاسخ به تهدید فرعون گفتند: بهراستیکه ما فقط به‏سوی پروردگارمان بازمیگردیم، پس به آنچه که تهدید میکنی اهمیتی نمیدهیم.

(۱۲۶) و –ای فرعون- تو ما را عذاب نمیکنی و بر ما سخت نمیگیری جز برای اینکه آیات پروردگارمان را که به دست موسی ÷ نزد ما آمده است تصدیق کردیم، پس اگر این کار گناهی مورد ایراد است پس گناه ماست، سپس با دعا به‏سوی الله متوجه شدند و با فروتنی گفتند: ای پروردگار ما، بر ما شکیبایی فرو ریز تا ما را بپوشاند که بر حق پایداری ورزیم، و ما را درحالیکه تسلیم تو، و فرمان‏بردار امرت، و پیرو رسولت هستیم بمیران.

(۱۲۷) و سران و بزرگان قوم فرعون، برای تحریک فرعون علیه موسی ÷ و مؤمنان همراهش، به او گفتند: - ای فرعون- آیا موسی ÷ و قومش را رها میکنی تا در زمین فساد پخش کنند، و تو و معبودهایت را رها کنند، و به‏سوی عبادت الله به یگانگی فراخوانند؟! فرعون گفت: پسران بنی اسرائیل را خواهیم کشت، و زنان‏شان را برای خدمت نگه میداریم، و با زور و غلبه و قدرت بر آنها چیره هستیم.

(۱۲۸) موسی ÷ به عنوان توصیه به قومش گفت: ای قوم من، در دفع ضرر از خود و جلب فایده به خودتان فقط از الله یاری بخواهید، و در آزمایشی که قرار دارید شکیبایی ورزید، زیرا زمین فقط از آنِ الله است، و نه برای فرعون است و نه غیر او تا در آن حکومت کند، و الله بر اساس ارادۀ خویش آن را میان مردم دست به دست می‏گرداند، و اما سرانجام نیکو در زمین برای مؤمنان است که اوامر پروردگارشان را اجرا میکنند و از نواهی او تعالی اجتناب میکنند، هر چند به امتحانها و آزمایشهایی مبتلا شوند.

(۱۲۹) قوم موسی ÷ که از بنی اسرائیل بودند به موسی ÷ گفتند: ای موسی قبل از آمدن تو، توسط فرعون با کشتن پسران‏مان و باقیگذاشتن زنان‏مان مبتلا بودیم و بعد از آمدن تو نیز مبتلا هستیم. موسی ÷ برای نصحیت آنها و بشارت به گشایش به آنها گفت: امید است که پروردگار شما دشمن‏تان فرعون و قومش را نابود کند، و پس از آنها شما را در زمین قدرت دهد، آنگاه پس از این بنگرد شکر میگزارید یا کفر میورزید.

(۱۳۰) و خاندان فرعون را با خشک‏سالی و قحطی عذاب کردیم، و آنها را با کاهش میوهها و غلات زمین آزمودیم، به این امید که متذکر شوند و پند گیرند که آنچه بر سرشان آمده است عذابی بر آنها به‏سبب کفرشان است، آنگاه به‏سوی الله توبه کنند.

برخی فواید آیات:

• موضع ساحران و اعلام ایمان‏شان با جرأت و صراحت بر این امر دلالت دارد که اگر انسان از هوس خویش خالی شود، و از عقل و فکر سلیم فرمان‏برداری کند، هنگام ظهور دلایل ایمان، به سرعت ایمان میآورد.

• مؤمنان به الله و روز آخرت، در میادین بحران و آزمایش و جنگ، استوارترین و شجاعترین و شکیباترین مردم هستند.

• کسانیکه از سلطه بهره میبرند سلطان را برای مواجهه با مؤمنان تحریک و تهییج میکنند؛ زیرا بقای مصالح آنها در بقای سلطان است.

• یکی از اسباب بازداشتن باران و افزایش قیمتها، ستم و فساد است.

﴿فَإِذَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَٰذِهِۦۖ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةٞ يَطَّيَّرُواْ بِمُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓۗ أَلَآ إِنَّمَا طَٰٓئِرُهُمۡ عِندَ ٱللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ١٣١ وَقَالُواْ مَهۡمَا تَأۡتِنَا بِهِۦ مِنۡ ءَايَةٖ لِّتَسۡحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحۡنُ لَكَ بِمُؤۡمِنِينَ١٣٢ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمُ ٱلطُّوفَانَ وَٱلۡجَرَادَ وَٱلۡقُمَّلَ وَٱلضَّفَادِعَ وَٱلدَّمَ ءَايَٰتٖ مُّفَصَّلَٰتٖ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ وَكَانُواْ قَوۡمٗا مُّجۡرِمِينَ١٣٣ وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيۡهِمُ ٱلرِّجۡزُ قَالُواْ يَٰمُوسَى ٱدۡعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَۖ لَئِن كَشَفۡتَ عَنَّا ٱلرِّجۡزَ لَنُؤۡمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرۡسِلَنَّ مَعَكَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ١٣٤ فَلَمَّا كَشَفۡنَا عَنۡهُمُ ٱلرِّجۡزَ إِلَىٰٓ أَجَلٍ هُم بَٰلِغُوهُ إِذَا هُمۡ يَنكُثُونَ١٣٥ فَٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡ فَأَغۡرَقۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡيَمِّ بِأَنَّهُمۡ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَكَانُواْ عَنۡهَا غَٰفِلِينَ١٣٦ وَأَوۡرَثۡنَا ٱلۡقَوۡمَ ٱلَّذِينَ كَانُواْ يُسۡتَضۡعَفُونَ مَشَٰرِقَ ٱلۡأَرۡضِ وَمَغَٰرِبَهَا ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَاۖ وَتَمَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ ٱلۡحُسۡنَىٰ عَلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ بِمَا صَبَرُواْۖ وَدَمَّرۡنَا مَا كَانَ يَصۡنَعُ فِرۡعَوۡنُ وَقَوۡمُهُۥ وَمَا كَانُواْ يَعۡرِشُونَ١٣٧ [الأعراف: ۱۳۱-۱۳۷].

(۱۳۱) پس هرگاه سال خوش و میوههای نیکو و قیمتهای پایین به خاندان فرعون روی آورد گفتند: اینها به خاطر شایستگی و برتری ما به آنهاست، و اگر مصیبتی از خشکسالی و قحطی و بیماریهای فراوان و سایر پیشآمدهای ناگوار به آنها میرسید به موسی ÷ و کسانی از بنیاسرائیل که همراه او بودند شگون بد میزدند، اما حقیقت آن است که تمام این مصیبتها که به آنها میرسید فقط به تقدیر الله سبحانه بود، و این کار هیچ ربطی نه به آنها داشت نه به موسی ÷ مگر اینکه موسی ÷ علیه آنها دعا کرد، اما بیشتر آنها نمیدانند، از این رو آن را به غیر الله نسبت میدهند.

(۱۳۲) و قوم موسی ÷ از روی دشمنی با حق به موسی ÷ گفتند: هر نشانه و راهنمایی را که برایمان بیاوری، و هر حجتی را بر بطلان آنچه نزد ماست و برای اثبات راستی آنچه آوردهای اقامه کنی تا از آن بازگردیم؛ هرگز تو را تصدیق نخواهیم کرد.

(۱۳۳) پس برای عذاب آنها به خاطر تکذیب و لجاجت‏شان آبی فراوان را بر آنها فرو فرستادیم، که کشتزارها و میوههای‏شان را غرق ساخت، و ملخها را بر آنها فرستادیم که محصولات‏شان را خوردند، و جانور کوچکی به نام شپش بر آنها فرستادیم که به کشت آسیب میرساند یا انسان را در مویش آزار میرساند، و بر آنها قورباغهها را فرو فرستادیم که ظرفهای‏شان را پر کرد، و غذاهای‏شان را فاسد کرد، و آرامش را از آنها گرفت، و خون را بر آنها فرو فرستادیم که آبهای چاهها و رودهای‏شان را به خون تبدیل کرد. تمام این موارد را آیاتی آشکار و پراکنده و در پی یکدیگر فرستادیم، اما با وجود تمام کیفرهایی که به آنها رسید از ایمان به الله و تصدیق آنچه موسی ÷ آورده بود سر باز زدند، و مردمی بودند که مرتکب گناهان می‏شدند، و از باطل دست نمیکشیدند، و به‏سوی حق هدایت نمیشدند.

(۱۳۴) و وقتی با این امور به عذاب گرفتار شدند، به موسی ÷ روی آورده، و به او گفتند: ای موسی، از پروردگارت به نبوتی که آن را به تو اختصاص داده است، و به عهدی که برای برداشتن عذاب با توبه نزد تو دارد برای ما بخواه که عذابی را که بر ما وارد شده است از ما بردارد، پس اگر این عذاب را از ما بردارد به‏طور قطع به تو ایمان میآوریم، و بنیاسرائیل را همراه تو میفرستیم، و آنها را آزاد میسازیم.

(۱۳۵) اما وقتی عذاب را تا سررسید مشخصی قبل از نابودکردن آنها با غرق از آن‏ها برداشتیم ناگهان ایمان و فرستادن بنیاسرائیل را که بر خود عهد بسته بودند شکستند، و بر کفرشان ادامه دادند، و از فرستادن بنیاسرائیل همراه موسی ÷ خودداری کردند.

(۱۳۶) پس وقتی سررسید مشخص برای نابودی آنها فرا رسید، به‏سبب تکذیب آیات الله توسط آنها و رویگردانی‏شان از حقیقتی که بر آن دلالت میکرد و هیچ تردیدی در آن راه ندارد، خشم خویش را با غرقساختن‏شان در دریا بر آنها فرو فرستادیم.

(۱۳۷) و به بنیاسرائیل که فرعون و قومش آنها را خوار میکردند مشارق و مغارب زمین را به میراث عطا کردیم، که منظور از آن سرزمین شام است، این سرزمینی است که الله با بیرونآوردن کشتزارها و میوهها به کاملترین شکل، در آن برکت نهاده، و- ای رسول- سخن نیکوی پروردگارت که در آیۀ: ﴿وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّةٗ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِينَ٥ [القصص: ۵]. «و میخواهیم بر کسانیکه در زمین به استضعاف کشیده شدهاند، منت گذاریم و آنها را پیشوایان سازیم، و آن‏ها را وارثان (زمین) قرار دهیم».(قصص/۵) آمده است تحقق یافت، چنانکه الله به‏سبب صبر آنها در برابر آزارهای فرعون و قومش که به آنها رسید آنها را در زمین قدرت داد، و مزارع و مسکنهایی که فرعون میساخت، و کاخهایی که بنا میکردند را نابود کردیم.

برخی فواید آیات:

• تمام خیر و شر و نیکیها و بدیها به قضا و قَدَر الله است، و ذرهای از این موارد از قضا و قدر او تعالی خارج نیست.

• حالت مردم هنگام محنت و مصائب، پناهآوردن به الله با محرک ندای ایمان فطری است.

• برای مؤمن پسندیده است که در آیات و سنتهای الله در مخلوقات بیندیشد، و در اسباب و آثار آن تدبر کند.

• نیروی افراد و حکومتها در برابر نیروی عظیم الله متلاشی میشود، وایمان به الله، مصدر تمام نیروهاست.

• الله تعالی برای پاداش بندگان مؤمن خویش آنها را پس از اینکه ضعیف شمرده شدند در زمین قدرت میدهد.

﴿وَجَٰوَزۡنَا بِبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡبَحۡرَ فَأَتَوۡاْ عَلَىٰ قَوۡمٖ يَعۡكُفُونَ عَلَىٰٓ أَصۡنَامٖ لَّهُمۡۚ قَالُواْ يَٰمُوسَى ٱجۡعَل لَّنَآ إِلَٰهٗا كَمَا لَهُمۡ ءَالِهَةٞۚ قَالَ إِنَّكُمۡ قَوۡمٞ تَجۡهَلُونَ١٣٨ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ مُتَبَّرٞ مَّا هُمۡ فِيهِ وَبَٰطِلٞ مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٣٩ قَالَ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَبۡغِيكُمۡ إِلَٰهٗا وَهُوَ فَضَّلَكُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ١٤٠ وَإِذۡ أَنجَيۡنَٰكُم مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَسُومُونَكُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبۡنَآءَكُمۡ وَيَسۡتَحۡيُونَ نِسَآءَكُمۡۚ وَفِي ذَٰلِكُم بَلَآءٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَظِيمٞ١٤١ ۞وَوَٰعَدۡنَا مُوسَىٰ ثَلَٰثِينَ لَيۡلَةٗ وَأَتۡمَمۡنَٰهَا بِعَشۡرٖ فَتَمَّ مِيقَٰتُ رَبِّهِۦٓ أَرۡبَعِينَ لَيۡلَةٗۚ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَٰرُونَ ٱخۡلُفۡنِي فِي قَوۡمِي وَأَصۡلِحۡ وَلَا تَتَّبِعۡ سَبِيلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ١٤٢ وَلَمَّا جَآءَ مُوسَىٰ لِمِيقَٰتِنَا وَكَلَّمَهُۥ رَبُّهُۥ قَالَ رَبِّ أَرِنِيٓ أَنظُرۡ إِلَيۡكَۚ قَالَ لَن تَرَىٰنِي وَلَٰكِنِ ٱنظُرۡ إِلَى ٱلۡجَبَلِ فَإِنِ ٱسۡتَقَرَّ مَكَانَهُۥ فَسَوۡفَ تَرَىٰنِيۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُۥ لِلۡجَبَلِ جَعَلَهُۥ دَكّٗا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقٗاۚ فَلَمَّآ أَفَاقَ قَالَ سُبۡحَٰنَكَ تُبۡتُ إِلَيۡكَ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٤٣ [الأعراف: ۱۳۸-۱۴۳].

(۱۳۸) و بنیاسرائیل را از دریا عبور دادیم آنگاه که موسی ÷ عصایش را به دریا زد و دریا از هم شکافت، تا اینکه بر قومی گذشتند که بر عبادت نمادهایی که داشتند مشغول بودند و آنها را به جای الله عبادت میکردند. آنگاه بنیاسرائیل به موسی ÷ گفتند: ای موسی، برای ما نمادی قرار بده تا آن را عبادت کنیم همانگونه که اینها نمادهایی دارند و آنها را به جای الله عبادت میکنند. موسی ÷ به آنها گفت: ای قوم من، همانا شما گروهی هستید که از تعظیم و توحیدی که برای الله واجب است و شرک و عبادت غیر او تعالی که سزاوار الله نیست جاهل هستید.

(۱۳۹) همانا اینها که بر عبادت نمادهای‏شان مشغول هستند، این مشغولیت در عبادت غیر او تعالی نابودشدنی است، و تمام طاعتی را که انجام میدهند به‏سبب اینکه همراه الله، غیر او را در عبادت شریک قرار میدهند باطل است.

(۱۴۰) موسی ÷ به قومش گفت: ای قوم من، چگونه معبودی غیر از الله برای‏تان بجویم که آن را عبادت کنید، درحالیکه آیات بزرگ او تعالی را مشاهده کردهاید، و او سبحانه شما را با نابودی دشمن‏تان، و جانشینساختن و قدرتدادن شما در زمین که به شما ارزانی داشته، بر تمام جهانیان زمان خودتان برتری داده است؟!

(۱۴۱) و –ای بنیاسرائیل- به یاد آورید آنگاه که شما را با رهایی از خوارساختن شما توسط فرعون و قومش نجات دادیم که با کشتن پسران‏تان، و باقیگذاشتن زنان‏تان برای خدمت، انواع ذلتها را به شما میچشاندند، و در نجات شما از فرعون و قومش آزمایش بزرگی است از جانب پروردگارتان که سپاسگزاری از جانب شما را می‏طلبد.

(۱۴۲) و الله با رسولش موسی ÷ سی شب را برای مناجات با او تعالی وعده گذاشت، سپس آن را با افزودن ده شب تکمیل کرد، تا چهل شب کامل شد، و موسی ÷ هنگامیکه قصد داشت برای مناجات با پروردگارش برود به برادرش هارون ÷ گفت: ای هارون، جانشین من در میان قومم باش، و با سیاست نیکو و دلسوزی به آنها کارشان را اصلاح کن، و راه فسادکاران را با ارتکاب گناهان نپیما، و یاور گناهکاران مباش.

(۱۴۳) و هنگامیکه موسی ÷ در موعدی که برایش مشخص شده بود یعنی چهل شب کامل، برای مناجات پروردگارش آمد، و پروردگارش به آنچه که از اوامر و نواهی که لازم بود با او سخن گفت، نفسش شیفتۀ دیدن پروردگارش شد، آنگاه تقاضا کرد که به او تعالی بنگرد، پس الله اینگونه به او پاسخ داد: در زندگی دنیا هرگز مرا نخواهی دید، زیرا توان این کار را نداری، اما به کوه بنگر آنگاه که خود را بر او متجلی میکنم پس اگر در مکان خویش بدون اینکه اثر بپذیرد قرار گرفت تو مرا خواهی دید، و اگر با زمین یکسان شد تو هرگز مرا در دنیا نخواهی دید. پس وقتی الله بر کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان کرد، و موسی ÷ بیهوش افتاد، و هنگامیکه به هوش آمد گفت: - پروردگارا- تو را از هرچه سزاوار تو نیست منزه میدانم، من از دیدن تو در دنیا که از تو درخواست کردم به‏سوی تو توبه کردم، و من نخستین مؤمن از میان قومم هستم.

برخی فواید آیات:

• رویدادها تأکید دارد بر اینکه بنیاسرائیل با وجود اینکه پیامبر الله موسی ÷ در میان‏شان بود از یک گمراهی به گمراهی دیگر منتقل میشدند.

• از مظاهر خواری امت این است که به مجرد نظر و هوس، زشت نیکو شمرده شود، و نیکو زشت به حساب آید.

• اصلاح امت و بستن درهای فساد، هدف والای پیامبران و دعوتگران است.

• الله تعالی حکم کرده است که هیچیک از مخلوقاتش او تعالی را در دنیا نبیند، و هر یک از بندگانش را که دوست دارد با رؤیت خویش در آخرت گرامی خواهد داشت.

﴿قَالَ يَٰمُوسَىٰٓ إِنِّي ٱصۡطَفَيۡتُكَ عَلَى ٱلنَّاسِ بِرِسَٰلَٰتِي وَبِكَلَٰمِي فَخُذۡ مَآ ءَاتَيۡتُكَ وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ١٤٤ وَكَتَبۡنَا لَهُۥ فِي ٱلۡأَلۡوَاحِ مِن كُلِّ شَيۡءٖ مَّوۡعِظَةٗ وَتَفۡصِيلٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ فَخُذۡهَا بِقُوَّةٖ وَأۡمُرۡ قَوۡمَكَ يَأۡخُذُواْ بِأَحۡسَنِهَاۚ سَأُوْرِيكُمۡ دَارَ ٱلۡفَٰسِقِينَ١٤٥ سَأَصۡرِفُ عَنۡ ءَايَٰتِيَ ٱلَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَإِن يَرَوۡاْ كُلَّ ءَايَةٖ لَّا يُؤۡمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوۡاْ سَبِيلَ ٱلرُّشۡدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلٗا وَإِن يَرَوۡاْ سَبِيلَ ٱلۡغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلٗاۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَكَانُواْ عَنۡهَا غَٰفِلِينَ١٤٦ وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَلِقَآءِ ٱلۡأٓخِرَةِ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡۚ هَلۡ يُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٤٧ وَٱتَّخَذَ قَوۡمُ مُوسَىٰ مِنۢ بَعۡدِهِۦ مِنۡ حُلِيِّهِمۡ عِجۡلٗا جَسَدٗا لَّهُۥ خُوَارٌۚ أَلَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّهُۥ لَا يُكَلِّمُهُمۡ وَلَا يَهۡدِيهِمۡ سَبِيلًاۘ ٱتَّخَذُوهُ وَكَانُواْ ظَٰلِمِينَ١٤٨ وَلَمَّا سُقِطَ فِيٓ أَيۡدِيهِمۡ وَرَأَوۡاْ أَنَّهُمۡ قَدۡ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمۡ يَرۡحَمۡنَا رَبُّنَا وَيَغۡفِرۡ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ١٤٩ [الأعراف: ۱۴۴-۱۴۹].

(۱۴۴) الله به موسی ÷ فرمود: ای موسی، من تو را با اِبلاغیههایم برگزیدم و بر مردم برتری دادم آنگاه که تو را به‏سوی آنها فرستادم، و تو را با سخنگفتن من با تو بدون هیچ واسطهای برتری دادم، پس این افتخار گرامی را که به تو عطا کردم بگیر، و بر این عطای بزرگ از شکرگزاران الله باش.

(۱۴۵) و برای موسی ÷ در الواحی از چوب یا غیر آن از تمام آنچه از امور دین و دنیای بنیاسرائیل که به آن نیاز داشتند پندی نوشتیم برای کسانی از آنها که پند بگیرند، و تفصیلی بیان کردیم برای احکامیکه به تفصیل آنها نیاز بود، پس –ای موسی- این تورات را به جد و جهد بگیر، و به قومت بنیاسرائیل فرمان بده بهترین آن را از آنچه که اجرش بزرگتر است مانند انجام اوامر به کاملترین وجه، و مانند شکیبایی و گذشت، بگیرند، بهزودی سرانجام کسی را که با فرمان من مخالفت کند، و از طاعت من خارج شود، و نابودی و هلاکتی که به آن میرسد به شما مینمایانم.

(۱۴۶) به زودی کسانی را که به ناحق بر بندگان الله و بر حق برتری میجویند را از عبرتگیری به نشانههایم در آفاق و جانها و از فهم آیات کتابم رویگردان میسازم، و اگر هر آیهای را ببینند آن را تصدیق نمیکنند؛ زیرا بر آن اعتراض میکنند و از آن روی میگردانند، و چون با الله و رسولش دشمنی دارند، و اگر راه حق را که به رضایت الله ختم میشود ببینند نمیپیمایند، و به آن رغبت نمیکنند، و اگر راه فریب و گمراهی را که به خشم الله منجر میشود ببینند آن را میپیمایند، این مصیبت به آن سبب به آنها رسید که آیات بزرگ الله را که بر راستگویی آنچه رسولان آورده بودند دلالت دارد تکذیب کردند، و از اندیشیدن در آنها غفلت ورزیدند.

(۱۴۷) و کسانیکه آیات ما را که بر راستگویی رسولان‏مان دلالت دارد تکذیب کردند، و دیدار الله در روز قیامت را تکذیب کردند، اعمال‏شان که از جنس طاعات است تباه شده است، زیرا به دلیل نبود شرط آن، که ایمان است پاداش آن را نمی‏گیرند، و در روز قیامت فقط جزای کفر و شرک به الله را که انجام میدادند می‏گیرند، و جزای این کار جاودانگی در آتش است.

(۱۴۸) و قوم موسی ÷ پس از رفتن او برای مناجات با پروردگارش، از زیورهای‏شان تمثال گوسالهای بدون روح و دارای صدا ساختند، آیا آنها ندانستند که این گوساله با آنها سخن نمیگوید، و آنها را به هیچ راه خیری، چه حسی و چه معنوی راهنمایی نمیکند، و نفعی برای‏شان جلب نمیکند یا زیانی از آنها نمیزداید؟ آن را به عنوان معبودی برای خویش گرفتند و با این کار بر خودشان ستم کردند.

(۱۴۹) و هنگامیکه پشیمان و سرگشته شدند و دانستند که با گرفتن گوساله به عنوان معبودی به همراه الله، از راه راست گمراه شدهاند، به‏سوی الله زاری کردند و گفتند: اگر پروردگارمان با توفیق به طاعتش بر ما رحم نکند، و عبادت گوساله را که مرتکب شدیم بر ما نیامرزد، به‏طور قطع از کسانی خواهیم بود که در دنیا و آخرت‏شان زیانکار شدهاند.

برخی فواید آیات:

• بنده باید احسان و بخشش الله بر خود را آشکار کند، زیرا شکر با افزونی همراه است.

• بنده باید بهترین قول و فعل را برگزیند.

• پذیرفتن شریعت باید با استواری و جد و عزم بر طاعت و اجرای صلاح و اصلاح، و منع فساد و برپایی فساد که در آن آمده است باشد.

• بنده باید هرگاه در حق پروردگارش خطا یا کوتاهی کرد به بزرگی گناهی که مرتکب شده، و اینکه برای بخشش لغزش او هیچ پناهگاهی در برابر الله جز به درگاه او تعالی وجود ندارد اعتراف کند.

﴿وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَىٰٓ إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ غَضۡبَٰنَ أَسِفٗا قَالَ بِئۡسَمَا خَلَفۡتُمُونِي مِنۢ بَعۡدِيٓۖ أَعَجِلۡتُمۡ أَمۡرَ رَبِّكُمۡۖ وَأَلۡقَى ٱلۡأَلۡوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأۡسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُۥٓ إِلَيۡهِۚ قَالَ ٱبۡنَ أُمَّ إِنَّ ٱلۡقَوۡمَ ٱسۡتَضۡعَفُونِي وَكَادُواْ يَقۡتُلُونَنِي فَلَا تُشۡمِتۡ بِيَ ٱلۡأَعۡدَآءَ وَلَا تَجۡعَلۡنِي مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ١٥٠ قَالَ رَبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَلِأَخِي وَأَدۡخِلۡنَا فِي رَحۡمَتِكَۖ وَأَنتَ أَرۡحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ١٥١ إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ ٱلۡعِجۡلَ سَيَنَالُهُمۡ غَضَبٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَذِلَّةٞ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُفۡتَرِينَ١٥٢ وَٱلَّذِينَ عَمِلُواْ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ ثُمَّ تَابُواْ مِنۢ بَعۡدِهَا وَءَامَنُوٓاْ إِنَّ رَبَّكَ مِنۢ بَعۡدِهَا لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ١٥٣ وَلَمَّا سَكَتَ عَن مُّوسَى ٱلۡغَضَبُ أَخَذَ ٱلۡأَلۡوَاحَۖ وَفِي نُسۡخَتِهَا هُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّلَّذِينَ هُمۡ لِرَبِّهِمۡ يَرۡهَبُونَ١٥٤ وَٱخۡتَارَ مُوسَىٰ قَوۡمَهُۥ سَبۡعِينَ رَجُلٗا لِّمِيقَٰتِنَاۖ فَلَمَّآ أَخَذَتۡهُمُ ٱلرَّجۡفَةُ قَالَ رَبِّ لَوۡ شِئۡتَ أَهۡلَكۡتَهُم مِّن قَبۡلُ وَإِيَّٰيَۖ أَتُهۡلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَّآۖ إِنۡ هِيَ إِلَّا فِتۡنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَآءُ وَتَهۡدِي مَن تَشَآءُۖ أَنتَ وَلِيُّنَا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَاۖ وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡغَٰفِرِينَ١٥٥ [الأعراف: ۱۵۰-۱۵۵].

(۱۵۰) و هنگامیکه موسی ÷ از مناجات با پروردگارش، به‏سوی قومش به دلیل اینکه آنها را بر عبادت گوساله دیده بود سرشار از خشم و اندوه بازگشت و گفت: - ای قوم من- پس از رفتن من از نزد شما، به چه حالت بدی جانشینی مرا انجام دادید؛ چون به نابودی و بدبختی منجر میشود، آیا از انتظار من خسته شدید، که به عبادت گوساله اقدام کردید؟! و از شدت خشم و اندوهی که او را گرفته بود الواح را افکند، و موی سر و ریش برادرش هارون ÷ را گرفت و به‏سوی خود کشید چون با آنها مانده بود و عبادت گوساله را که آنها را بر آن دیده بود تغییر نداده بود، هارون ÷ برای عذرخواهی و دلجویی از موسی ÷ به او گفت: ای پسر مادرم، همانا این قوم، مرا ضعیف به شمار آوردند و مرا تحقیر کردند، و نزدیک بود که مرا بکشند، پس مرا با کیفری که دشمنانم را شادمان میکند مجازات نکن، و به‏سبب خشمی که بر من داری مرا در شمار ستمکاران قوم به‏سبب اینکه غیر الله را عبادت کردند قرار مده.

(۱۵۱) آنگاه موسی ÷ در دعا اینگونه پروردگارش را خواند: پروردگارا مرا، و برادرم هارون را بیامرز، و ما را در رحمت خویش در آور و آن را از هر سو بر ما فرو ریز، و –ای پروردگار ما- تو نسبت به ما مهربانترین مهربانان هستی.

(۱۵۲) همانا کسانی را که گوساله را برای عبادت به عنوان معبود گرفتند، به زودی آنها را خشمی شدید از جانب پروردگارشان، و ذلتهایی در زندگی دنیا به دلیل اینکه پروردگارشان بر آنها خشم گرفته و آنها را خوار ساخته، فرا خواهد گرفت، و مانند این جزا، کسانی را که بر الله دروغ میبندند مجازات میکنیم.

(۱۵۳) و کسانیکه بدیها، چه شرک به الله و چه انجام گناهان را انجام دادند، سپس به‏سوی الله توبه کردند و به او ایمان آوردند، و از گناهانی که انجام میدادند دست کشیدند، - ای رسول- همانا پروردگار تو پس از این توبه و بازگشت از شرک به‏سوی ایمان، و بازگشت از گناهان به طاعت، با پوشاندن و گذشت، نسبت به آنها بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۱۵۴) و هنگامیکه خشم موسی ÷ فروکش کرد و آرام گرفت، الواحی را که به‏سبب خشم آنها را افکنده بود گرفت، و این الواح هدایت از گمراهی و بیان حق، و رحمت برای کسانیکه از پروردگارشان میترسند، و از عذابش بیم دارند، در برداشت.

(۱۵۵) و موسی ÷ هفتاد مرد از میان بهترین افراد قومش برگزید تا از عبادت گوساله توسط کمخردان‏شان از پروردگارش پوزش بطلبند، و الله زمان مشخصی را برای آنها وعده داد تا در آن حاضر شوند، اما وقتی حاضر شدند بر الله گستاخی کردند، و از موسی ÷ خواستند الله را آشکارا به آنها نشان دهد، پس زلزله آنها را فراگرفت و از ترس آن مدهوش و هلاک شدند، آنگاه موسی ÷ به‏سوی پروردگارش با تضرع دعا کرد و گفت: پروردگارا، اگر نابودی آنها و نابودی من همراه آنها را قبل از آمدن‏شان میخواستی به‏طور قطع آنها را نابود میکردی، آیا به‏سبب آنچه که سبکسران ما مرتکب شدند ما را نابود میکنی؟ عبادت گوساله که قوم من آن را مرتکب شدند چیزی نیست جز ابتلا و آزمایشی که با آن هرکس را بخواهی گمراه می‏سازی و هرکس را بخواهی هدایت میکنی، تو متولی کار ما هستی پس گناهان‏مان را بیامرز، و با رحمت گستردۀ خود بر ما رحم کن، و تو بهترین کسی هستی که گناه را میآمرزد، و از گناه در میگذرد.

برخی فواید آیات:

• در این آیات دلیلی است بر اینکه در صورت آشکار بودن دلایل، خطا در اجتهاد، صاحبش را هنگام اجرای احکام بر او معاف نمیکند، و فقها این امر را تأویل بعید مینامند.

• از آداب دعا این است که دعا کننده ابتدا برای خودش دعا کند، چنانکه موسی ÷ دعای خویش را اینگونه آغاز کرد و برای ادب در برابر الله در خشمی که از او آشکار شده بود برای خودش طلب آمرزش کرد، سپس برای برادرش در اینکه شاید تفریط یا سهل انگاریای در بازداشتن از عبادت گوساله از او سر زده باشد طلب آمرزش کرد.

• برحذرداشتن از خشم و تسلط آن بر عقل شخص، و به همین منظور الله آن را به فعل سکوت توصیف کرد، گویی امرکننده و نهیکننده است.

• ضرورت حفظ کردن خویش از خشم الله، و ترس از مجازات او؛ در این مورد به مقام موسی ÷ نزد پروردگارش، و ترس او از خشم پروردگارش بنگر.

﴿۞وَٱكۡتُبۡ لَنَا فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ إِنَّا هُدۡنَآ إِلَيۡكَۚ قَالَ عَذَابِيٓ أُصِيبُ بِهِۦ مَنۡ أَشَآءُۖ وَرَحۡمَتِي وَسِعَتۡ كُلَّ شَيۡءٖۚ فَسَأَكۡتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلَّذِينَ هُم بِ‍َٔايَٰتِنَا يُؤۡمِنُونَ١٥٦ ٱلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ ٱلرَّسُولَ ٱلنَّبِيَّ ٱلۡأُمِّيَّ ٱلَّذِي يَجِدُونَهُۥ مَكۡتُوبًا عِندَهُمۡ فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَٱلۡإِنجِيلِ يَأۡمُرُهُم بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَىٰهُمۡ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡخَبَٰٓئِثَ وَيَضَعُ عَنۡهُمۡ إِصۡرَهُمۡ وَٱلۡأَغۡلَٰلَ ٱلَّتِي كَانَتۡ عَلَيۡهِمۡۚ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِۦ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَٱتَّبَعُواْ ٱلنُّورَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ مَعَهُۥٓ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ١٥٧ قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنِّي رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيۡكُمۡ جَمِيعًا ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۖ فَ‍َٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِ ٱلنَّبِيِّ ٱلۡأُمِّيِّ ٱلَّذِي يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَكَلِمَٰتِهِۦ وَٱتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ١٥٨ وَمِن قَوۡمِ مُوسَىٰٓ أُمَّةٞ يَهۡدُونَ بِٱلۡحَقِّ وَبِهِۦ يَعۡدِلُونَ١٥٩ [الأعراف: ۱۵۶-۱۵۹].

(۱۵۶) و ما را از کسانی قرار بده که در این دنیا با نعمتها و سلامتی آنها را گرامی داشتی و بر انجام اعمال صالح موفق گرداندی، و کسانی از بندگان صالح تو که بهشت را در آخرت برای‏شان آماده ساختهای، ما با اقرار به تقصیرمان به‏سوی تو توبه کردیم و بازگشتیم، الله تعالی فرمود: عذاب خود را به هرکس از کسانیکه اسباب بدبختی را پدید آورد میرسانم، و رحمتم هر چیزی را در دنیا فرا گرفته است؛ پس هیچ مخلوقی نیست مگر اینکه رحمت الله به او رسیده است، و بخشش و احسان الله او را پوشانده است، پس رحمتم در آخرت را برای کسانی خواهم نوشت که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی میترسند، و زکات اموال‏شان را به مستحقانش میدهند، و آن‏ها که به آیات ما ایمان دارند.

(۱۵۷) همان کسانیکه از محمد ج پیروی میکنند، همان پیامبر امی که خواندن و نوشتن بلد نیست، و فقط پروردگارش به او وحی میکند، و او همان کسی است که اسم و صفاتش و آنچه را که به او وحی شده است در تورات نازل شده بر موسی ÷، و انجیل نازل شده بر عیسی ÷ مییابند. آنها را به آنچه خوبی و صلاحش شناخته شده است فرمان میدهد، و از آنچه زشتیاش در عقلهای سالم و فطرتهای صحیح شناخته شده است بازمیدارد، و لذتهای بیضرر مثل غذاها و نوشیدنیها و ازدواجها را برای‏شان مباح میگرداند، و تبهکاریهای آنها را برای‏شان حرام میکند، و تکالیف شاق مانند وجوب قتل قاتل، چه قتل عمدی و چه خطایی، را که به آن مکلف شده بودند از آنها برطرف میسازد، پس کسانی از بنیاسرائیل و دیگران که به او ایمان آوردند، و او را گرامی و بزرگ داشتند، و او را در برابری کفاری که با او دشمنی می‏کنند یاری رساندند، و از قرآن که مانند نوری هدایتگر بر او نازل شده است پیروی کردند؛ آنها همان رستگاران هستند که به آنچه میطلبند میرسند، و از آنچه که میترسند دور نگه داشته میشوند.

(۱۵۸) - ای رسول- بگو: ای مردم، همانا من فرستادۀ الله به‏سوی همۀ شما، چه عرب و چه عجم، هستم. همان ذاتی که فرمانروایی آسمانها و زمین فقط از آنِ اوست، معبودی بهحق، جز او سبحانه وجود ندارد، مردگان را زنده میگرداند، و زندگان را می‏میراند، پس –ای مردم- به الله ایمان آورید، و به محمد ج رسولش و پیامبری که خواندن و نوشتن بلد نیست ایمان بیاورید، و بهراستی که وحیی را آورده است که پروردگارش به او وحی میکند، او کسی است که به الله ایمان دارد، و به آنچه به او نازل شده، و آنچه به پیامبران قبل از او نازل شده بدون گذاشتن تفاوت ایمان دارد. در آنچه از جانب پروردگارش آورده است از او پیروی کنید؛ امید است که به آنچه مصلحت شما در دنیا و آخرت در آن است هدایت شوید. الله سبحانه پس از بیان عبادت گوساله توسط بنیاسرائیل بیان کرد که از میان آنها گروهی مخالف کار کسانیکه گوساله را عبادت کردند هستند، و فرمود:

(۱۵۹) و از قوم موسی ÷ از میان بنیاسرائیل ، گروهی درستکار بر دین صحیح هستند، که مردم را بر آن راهنمایی میکنند، و به عدالت حکم میکنند و ستم روا نمی‏دارند.

برخی فواید آیات:

• تورات و انجیل دلایل آشکاری بر بعثت و راستگویی محمد ج دارند.

• رحمت الله هر چیزی را فرا گرفته است، اما رحمت او تعالی برای بندگانش دارای مراتب متفاوتی است، که به حسب ایمان و عمل صالح متفاوت است.

• دعا حسب احوال گاهی مجمل و گاهی مفصل است، و موسی ÷ در این مقام دعایش را به صورت اجمال بیان کرد.

• یکی از صورتهای عدالت الله، انصاف او تعالی برای اقلیت مؤمن است، چنانکه صفات بنیاسرائیل را که منافی کمال و مناقض هدایت است بیان کرد، شاید کسی چنین توهم بزند که این امر تمام آنها را دربرمیگیرد، از این رو الله تعالی فرمود گروهی از آنها به راه راست و هدایتگر و هدایت شده هستند.

﴿وَقَطَّعۡنَٰهُمُ ٱثۡنَتَيۡ عَشۡرَةَ أَسۡبَاطًا أُمَمٗاۚ وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ إِذِ ٱسۡتَسۡقَىٰهُ قَوۡمُهُۥٓ أَنِ ٱضۡرِب بِّعَصَاكَ ٱلۡحَجَرَۖ فَٱنۢبَجَسَتۡ مِنۡهُ ٱثۡنَتَا عَشۡرَةَ عَيۡنٗاۖ قَدۡ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٖ مَّشۡرَبَهُمۡۚ وَظَلَّلۡنَا عَلَيۡهِمُ ٱلۡغَمَٰمَ وَأَنزَلۡنَا عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَنَّ وَٱلسَّلۡوَىٰۖ كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡۚ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ١٦٠ وَإِذۡ قِيلَ لَهُمُ ٱسۡكُنُواْ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةَ وَكُلُواْ مِنۡهَا حَيۡثُ شِئۡتُمۡ وَقُولُواْ حِطَّةٞ وَٱدۡخُلُواْ ٱلۡبَابَ سُجَّدٗا نَّغۡفِرۡ لَكُمۡ خَطِيٓـَٰٔتِكُمۡۚ سَنَزِيدُ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٦١ فَبَدَّلَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡهُمۡ قَوۡلًا غَيۡرَ ٱلَّذِي قِيلَ لَهُمۡ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِجۡزٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ بِمَا كَانُواْ يَظۡلِمُونَ١٦٢ وَسۡ‍َٔلۡهُمۡ عَنِ ٱلۡقَرۡيَةِ ٱلَّتِي كَانَتۡ حَاضِرَةَ ٱلۡبَحۡرِ إِذۡ يَعۡدُونَ فِي ٱلسَّبۡتِ إِذۡ تَأۡتِيهِمۡ حِيتَانُهُمۡ يَوۡمَ سَبۡتِهِمۡ شُرَّعٗا وَيَوۡمَ لَا يَسۡبِتُونَ لَا تَأۡتِيهِمۡۚ كَذَٰلِكَ نَبۡلُوهُم بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ١٦٣ [الأعراف: ۱۶۰-۱۶۳].

(۱۶۰) و بنیاسرائیل را به دوازده قبیله تقسیم کردیم، و هنگامیکه قوم موسی ÷ از او خواستند که از الله بخواهد به آنها آب بدهد وحی کردیم که: - ای موسی- عصایت را به سنگ بزن، پس موسی ÷ آن را زد، آنگاه دوازده چشمه به تعداد قبایل دوازدهگانۀ آنها از سنگ جوشید، بهگونهای که هر قبیله از آنها آبخوری مخصوص خودش را میشناخت، و قبیلهای دیگر در آن آبخور، با آن قبیله شریک نبود، و ابر را بر فرازشان سایبان کردیم که با حرکت آنها حرکت میکرد، و با توقف آنها میایستاد، و از نعمتهایمان نوشیدنیِ شیرینی مانند عسل و پرندهای کوچک و با گوشتی لذیذ شبیه مرغ بلدرچین بر آنها نازل کردیم، و به آنها گفتیم: از پاکیزههایی که به شما روزی دادیم بخورید، و ما ذرهای از این نعمتها را به‏سبب ستم و کفران و ندانستن قدر نعمتها که از آنها سر زد نکاستیم، بلکه آنها خودشان با کاستن بهره خودشان بر خویشتن ستم میکردند آنگاه که به‏سبب مخالفت با امر الله و انکار نعمتهای او تعالی، لوازم نابودی‏شان را فراهم آوردند.

(۱۶۱) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که الله به بنیاسرائیل گفت: به بیت المقدس وارد شوید، و از میوههای قریۀ آن از هر مکانی از آن و در هر زمانی که خواستید بخورید، و بگویید: ای پروردگار ما، گناهانمان را از ما فرو ریز، و با رکوع و فروتنی در برابر پروردگارتان از در وارد شوید؛ که اگر چنین کردید از گناهان‏تان درمیگذریم، و از خیر دنیا و آخرت بر نیکوکاران میافزاییم.

(۱۶۲) اما ستمکارانِ آنها سخنی را که به آن فرمان یافته بودند تغییر دادند و به جای طلب آمرزش که به گفتن آن فرمان یافته بودند گفتند: حبة فی شعیرة: دانهای در جویی؛ و کاری را که بر انجام آن فرمان یافته بودند تغییر دادند، چنانکه به جای ورود با فروتنی برای الله و پایین آوردن سرهای‏شان، درحالیکه بر نشیمنگاههای خویش میخزیدند وارد شدند، پس به‏سبب ستم‏شان عذابی از آسمان بر آنها فرو فرستادیم.

(۱۶۳) و –ای رسول- برای یاد آوری آنچه الله با آن، پیشینیان یهود را عذاب داد از آنها در مورد قریهای که نزدیک دریا بود بپرس آنگاه که با شکار در روز شنبه پس از اینکه از این کار نهی شدند از حدود الله میگذشتند، چنانکه ماهیها در روز شنبه آشکارا بر روی دریا نزدشان میآمدند، و در سایر روزها نزدشان نمیآمدند، الله آنها را به‏سبب خروج‏شان از طاعت و ارتکاب گناهان با این امر آزمایش کرد، پس برای شکار آن فرود آمدند به این نحو که تورهای‏شان را نصب، و گودالهای‏شان را حفر کردند، پس ماهیها در روز شنبه در آنها میافتادند، و در روز یکشنبه آنها را میگرفتند و میخوردند.

برخی فواید آیات:

• انکار و کفران، سبب محرومیت از نعمتهاست.

• یکی از اسباب فرا رسیدن کیفر و نزول عذاب، حیله زدن بر شریعت است؛ زیرا ستم و گذشتن از حدود الله است.

• الله خواری و بیچارگی را بر بنیاسرائیل نوشت، و اعلام کرد که به‏سبب ستم و انحراف‏شان هر مدتی کسی را بر آنها میفرستد که عذاب را بر آنها می‏چشاند.

﴿وَإِذۡ قَالَتۡ أُمَّةٞ مِّنۡهُمۡ لِمَ تَعِظُونَ قَوۡمًا ٱللَّهُ مُهۡلِكُهُمۡ أَوۡ مُعَذِّبُهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدٗاۖ قَالُواْ مَعۡذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَلَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ١٦٤ فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِۦٓ أَنجَيۡنَا ٱلَّذِينَ يَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلسُّوٓءِ وَأَخَذۡنَا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابِۢ بَ‍ِٔيسِۢ بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ١٦٥ فَلَمَّا عَتَوۡاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنۡهُ قُلۡنَا لَهُمۡ كُونُواْ قِرَدَةً خَٰسِ‍ِٔينَ١٦٦ وَإِذۡ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبۡعَثَنَّ عَلَيۡهِمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَن يَسُومُهُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِۗ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ ٱلۡعِقَابِ وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ١٦٧ وَقَطَّعۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ أُمَمٗاۖ مِّنۡهُمُ ٱلصَّٰلِحُونَ وَمِنۡهُمۡ دُونَ ذَٰلِكَۖ وَبَلَوۡنَٰهُم بِٱلۡحَسَنَٰتِ وَٱلسَّيِّ‍َٔاتِ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ١٦٨ فَخَلَفَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ خَلۡفٞ وَرِثُواْ ٱلۡكِتَٰبَ يَأۡخُذُونَ عَرَضَ هَٰذَا ٱلۡأَدۡنَىٰ وَيَقُولُونَ سَيُغۡفَرُ لَنَا وَإِن يَأۡتِهِمۡ عَرَضٞ مِّثۡلُهُۥ يَأۡخُذُوهُۚ أَلَمۡ يُؤۡخَذۡ عَلَيۡهِم مِّيثَٰقُ ٱلۡكِتَٰبِ أَن لَّا يَقُولُواْ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡحَقَّ وَدَرَسُواْ مَا فِيهِۗ وَٱلدَّارُ ٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ١٦٩ وَٱلَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِٱلۡكِتَٰبِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُصۡلِحِينَ١٧٠ [الأعراف: ۱۶۴-۱۷۰].

(۱۶۴) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که گروهی از خودشان، آنها را از این منکر نهی میکردند و برحذر میداشتند، و گروهی دیگر به آنها گفتند: چرا گروهی را نصیحت میکنید که به‏سبب گناهانی که مرتکب شدهاند الله آنها را در دنیا نابود می‏کند، یا در روز قیامت به عذابی سخت آنها را کیفر میدهد؟ نصیحتکنندگان گفتند: نصیحت ما برای آنها ، آوردن عذری نزد الله بر انجام امر به معروف و نهی از منکر است که به آن فرمان داده تا ما را به ترک آن مؤاخذه نکند، و امید است که از اندرز بهره بگیرند، و از گناهی که در آن هستند دست بردارند.

(۱۶۵) پس هنگامیکه نافرمانان از آنچه که اندرز دهندگان به آنها یاد آوری کردند روی گرداندند، و دست نکشیدند، کسانی را که از منکَر نهی کردند از عذاب نجات دادیم، و کسانی را که با شکار روز شنبه بیحرمتی کردند به‏سبب خروج‏شان از طاعت الله و اصرارشان بر معصیت به عذابی سخت گرفتیم.

(۱۶۶) پس هنگامیکه از روی تکبر و لجاجت در نافرمانی الله از حد گذشتند، و پند نگرفتند، به آنها گفتیم: ای نافرمانان، بوزینگانی ذلیل و خوار باشید، بهناگاه آنگونه که اراده کردیم شدند، همانا امر ما به چیزی هنگامیکه آن را اراده کنیم چنین است که به او میگوییم: باش، بهناگاه موجود میشود.

(۱۶۷) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که الله به‏طور صریح و بدون هیچ ابهامی اعلام کرد که به‏طور قطع کسانی را بر یهود مسلط میسازد که آنها را در زندگی دنیایی آنها تا روز قیامت خوار و ذلیل میگرداند، - ای رسول- همانا پروردگارت برای کسیکه از او نافرمانی کند زود کیفر است، حتی گاهی عذابش را در دنیا به تعجیل می‏اندازد و همانا او تعالی نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۱۶۸) و آنها را در زمین پراکنده ساختیم، و پس از اینکه مجتمع بودند آنها را در زمین به طایفههای پراکنده قرار دادیم، برخی از آنها نیکوکار و برپادارندۀ حقوق الله و حقوق بندگانش هستند، و برخی از آنها میانهرو هستند، و برخی از آنها با گناهان بر خویشتن زیاده روی میکنند، و آنها را با گشایش و سختی آزمودیم به این امید که از آنچه در آن هستند بازگردند.

(۱۶۹) آنگاه پس از اینها، بدکارانی آمدند و جانشین آنها شدند، تورات را از پیشینیان‏شان گرفتند، آن را میخوانند و به آنچه در آن است عمل نمیکنند. کالای پست دنیا را به عنوان رشوه میگیرند تا کتاب الله را تحریف کنند، و به غیر آنچه در آن نازل شده است حکم دهند، و به خودشان امید میدهند که الله گناهان‏شان را بر آنها خواهد بخشید، و اگر متاع ناچیز دنیوی نزدشان بیاید آن را پیوسته میگیرند، آیا الله عهد و پیمانها از اینها نگرفته است که جز حق بدون تحریف یا تبدیل چیزی بر الله نگویند؟! و عمل نکردن آنها به کتاب از روی جهل نبود، بلکه از روی علم بود، زیرا آنچه در آن است را خواندند و دانستند، پس گناه‏شان شدیدتر است. و سرای آخرت و نعمتهای همیشگی در سرای آخرت برای کسانی که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تعالی از او میترسند از آن کالای نابودشدنی بهتر است. آیا اینها که این کالای ناچیز را میگیرند نمیاندیشند که آنچه الله در آخرت برای پرهیزگاران آماده ساخته است بهتر و ماندگارتر است؟!

(۱۷۰) و کسانیکه به کتاب چنگ میزنند، و به آنچه در آن است عمل میکنند و نماز را با محافظت بر اوقات و شروط و واجبات و سنن آن برپا میدارند، بهزودی الله جزای اعمال‏شان را به آنها میدهد، زیرا الله مزد کسی را که عملش صالح باشد تباه نمیسازد.

برخی فواید آیات:

• هنگامیکه عذاب الله بر مردمی به‏سبب گناهان‏شان نازل شود، کسانی از میان آنها که امر به معروف و نهی از منکر میکردند از این عذاب نجات مییابند.

• ترسیدن از عذاب الله واجب است؛ زیرا گاهی مایۀ ترس در دنیا است، چنانکه الله سبحانه در مورد طائفهای از بنیاسرائیل انجام داد آنگاه که آنها را به‏سبب سرکشی‏شان به صورت بوزینههایی درآورد.

• نعمتهای دنیا هر چند به نظر رسد که بزرگ است اما در برابر نعمتهای همیشگی آخرت بسیار اندک و ناچیز است.

• برترین اعمال بنده پس از ایمان، برپایی نماز است؛ زیرا ستون این کار است.

﴿۞وَإِذۡ نَتَقۡنَا ٱلۡجَبَلَ فَوۡقَهُمۡ كَأَنَّهُۥ ظُلَّةٞ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُۥ وَاقِعُۢ بِهِمۡ خُذُواْ مَآ ءَاتَيۡنَٰكُم بِقُوَّةٖ وَٱذۡكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ١٧١ وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَأَشۡهَدَهُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡۖ قَالُواْ بَلَىٰ شَهِدۡنَآۚ أَن تَقُولُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنۡ هَٰذَا غَٰفِلِينَ١٧٢ أَوۡ تَقُولُوٓاْ إِنَّمَآ أَشۡرَكَ ءَابَآؤُنَا مِن قَبۡلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةٗ مِّنۢ بَعۡدِهِمۡۖ أَفَتُهۡلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلۡمُبۡطِلُونَ١٧٣ وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ وَلَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ١٧٤ وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱلَّذِيٓ ءَاتَيۡنَٰهُ ءَايَٰتِنَا فَٱنسَلَخَ مِنۡهَا فَأَتۡبَعَهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡغَاوِينَ١٧٥ وَلَوۡ شِئۡنَالَرَفَعۡنَٰهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُۥٓ أَخۡلَدَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُۚ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ ٱلۡكَلۡبِ إِن تَحۡمِلۡ عَلَيۡهِ يَلۡهَثۡ أَوۡ تَتۡرُكۡهُ يَلۡهَثۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَاۚ فَٱقۡصُصِ ٱلۡقَصَصَ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ١٧٦ سَآءَ مَثَلًا ٱلۡقَوۡمُ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَأَنفُسَهُمۡ كَانُواْ يَظۡلِمُونَ١٧٧ مَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِيۖ وَمَن يُضۡلِلۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ١٧٨ [الأعراف: ۱۷۱-۱۷۸].

(۱۷۱) و –ای محمد- به یاد آور آنگاه که کوه را برکندیم و بر فراز بنیاسرائیل براَفراشتیم. آنگاه که از قبول آنچه در تورات است خودداری کردند، پس کوه مانند ابری شد که بر روی سرشان سایه میانداخت و یقین پیدا کردند که بر آنها سقوط می‏کند، و به آنها گفته شد: آنچه را به شما دادیم با جد و جهد و اراده برگیرید، و احکامش را که الله بر شما تشریع کرده است به یاد آورید و فراموش نکنید، امید است که وقتی این کار را کردید از الله بترسید.

(۱۷۲) و –ای محمد- به یاد آور آنگاه که پروردگارت از پشت فرزندان آدم نسل آن‏ها را در آورد، و از آنها به اثبات ربوبیت او تعالی به آنچه که در فطرت‏شان به ودیعه گذاشته است اقرار گرفت که او تعالی آفریدگار و پروردگار آنها است و فرمود: آیا پروردگارتان نیستم؟ همگی گفتند: آری تو پروردگار ما هستی، فرمود: فقط برای این شما را آزمودیم و از شما پیمان گرفتیم تا در روز قیامت حجت الله بر خودتان را انکار نکنید، و نگویید که به آن علم ندارید.

(۱۷۳) یا چنین اعتراض کنید که پدران‏تان بودند که پیمان را شکستند و به الله شرک آوردند، و شما مقلد پدران‏تان بودید در شرکی که از آنها دیدید، آنگاه بگویید: - ای پرودگار ما- آیا به‏سبب کار پدرانمان که اعمال‏شان را با شرک باطل کردند ما را مؤاخذه و عذاب میکنی؟ ما که گناهی نداریم؛ چون جاهل بودیم و از پدرانمان تقلید میکردیم.

(۱۷۴) و همانگونه که آیات را در سرانجام امتهای تکذیب کننده بیان کردیم، آنها را برای اینها نیز بیان میکنیم؛ به این امید که از شرک که در آن هستند به توحید و عبادت الله به یگانگی بازگردند؛ چنانکه در عهدی که در برابر الله به آن تعهد نمودند آمده است.

(۱۷۵) و –ای رسول- بر بنیاسرائیل خبر مردی از آنها را بخوان که آیات‏مان را به او عطا کردیم پس آنها را دانست و حقی را که بر آن دلالت میکرد درک کرد، اما به آن عمل نکرد، بلکه آن را رها کرد و از آن درآمد، آنگاه شیطان به او پیوست، و همنشینش شد، پس بعد از اینکه از هدایت یافتگان نجات یابنده بود از گمراهان نابود شده قرار گرفت.

(۱۷۶) و اگر نفع او با این آیات را میخواستیم به‏طور قطع او را با آنها بالا میبردیم به این نحو که او را به عمل به آنها توفیق میدادیم و در دنیا و آخرت بالا میرفت، اما آنچه که به درماندگیاش منجر میشد را انتخاب کرد آنگاه که با ترجیح دنیای خویش بر آخرتش به‏سوی شهوات دنیا گرایید، و باطلی را که نفسش به آن گرایش داشت پیروی کرد، پس مثال او در حرص زیاد بر دنیا مانند سگ است که همیشه و در هر حالی زبانش را در میآورد، چه به بند کشیده شده باشد و چه رها شود، این مَثَل مذکور مَثَل قومی است که به‏سبب تکذیب آیات ما گمراه شدند، پس –ای رسول- این قصه را بر آنها حکایت کن؛ امید است که بیندیشیند آنگاه از تکذیب و گمراهیای که در آن هستند دست بکشند.

(۱۷۷) بدتر از قومی که دلایل و براهین ما را تکذیب کردند و هرگز آن را تصدیق نکردند وجود ندارد، و آنها با این کار با فراهم آوردن لوازم نابودی به خویشتن ستم میکنند.

(۱۷۸) کسیکه الله او را به هدایت بر راه راست خویش توفیق داد، هدایت یافتۀ واقعی، اوست، و هرکس که الله او را از راه راست دور کند، در واقع آنها کسانی هستند که از بهره خویش میکاهند، همان کسانیکه در روز قیامت به خودشان و پیروان‏شان زیان میرسانند، بدانید که آن همان زیان آشکار است.

برخی فواید آیات:

• هدف از فرو فرستادن کتابهای آسمانی، عمل به مقتضای آنهاست نه فقط تلاوت و ترتیل آنها با زبان؛ زیرا این کار ترک آن کتابها به شمار میرود.

• الله هنگام آفرینش انسان، قدرت درک دلایل وحدانیت را در او آفریده است، پس اگر فطرت سالم باشد، و چیزی که آن را فاسد میکند در آن وارد نشده باشد این دلایل را درک میکند، و به مقتضای آنها عمل میکند.

• در این آیات، پندی است برای کسانیکه به عمل بر آیات قرآن توفیق یافتهاند، تا از بخشش الله بر خودشان که آنها را بر عمل به آن توفیق داد آگاه شوند، و خودشان را تزکیه کنند.

• در این آیات، آموزشی است بر مسلمانان برای روی آوردن به‏سوی الله تعالی با طلب هدایت از او و مصون ماندن از لغزشگاههای گمراهی.

﴿وَلَقَدۡ ذَرَأۡنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ لَهُمۡ قُلُوبٞ لَّا يَفۡقَهُونَ بِهَا وَلَهُمۡ أَعۡيُنٞ لَّا يُبۡصِرُونَ بِهَا وَلَهُمۡ ءَاذَانٞ لَّا يَسۡمَعُونَ بِهَآۚ أُوْلَٰٓئِكَ كَٱلۡأَنۡعَٰمِ بَلۡ هُمۡ أَضَلُّۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡغَٰفِلُونَ١٧٩ وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ فَٱدۡعُوهُ بِهَاۖ وَذَرُواْ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ أَسۡمَٰٓئِهِۦۚ سَيُجۡزَوۡنَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٨٠ وَمِمَّنۡ خَلَقۡنَآ أُمَّةٞ يَهۡدُونَ بِٱلۡحَقِّ وَبِهِۦ يَعۡدِلُونَ١٨١ وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ١٨٢ وَأُمۡلِي لَهُمۡۚ إِنَّ كَيۡدِي مَتِينٌ١٨٣ أَوَلَمۡ يَتَفَكَّرُواْۗ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٌ١٨٤ أَوَلَمۡ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٖ وَأَنۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَدِ ٱقۡتَرَبَ أَجَلُهُمۡۖ فَبِأَيِّ حَدِيثِۢ بَعۡدَهُۥ يُؤۡمِنُونَ١٨٥ مَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُۥۚ وَيَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ١٨٦ يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَۚ ثَقُلَتۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَا تَأۡتِيكُمۡ إِلَّا بَغۡتَةٗۗ يَسۡ‍َٔلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنۡهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ١٨٧ [الأعراف: ۱۷۹-۱۸۷].

(۱۷۹) و بسیاری از جنها و انسانها را برای جهنم آفریدهایم؛ زیرا میدانیم که آن‏ها عمل جهنمیان را انجام خواهند داد، آنها دلهایی دارند که با آنها نه آنچه را به آنها نفع میرساند درک میکنند و نه آنچه به آنها ضرر میرساند، و چشمهایی دارند که با آنها آیات الله در جانها و آفاق را نمیبینند تا از آنها پند و اندرز بگیرند، و گوشهایی دارند که آیات الله را با آن نمیشنوند تا در آنچه در آن است بیندیشند، آنها که این صفات را دارند در نداشتن عقل مانند چهارپایان هستند، بلکه از چهارپایان هم گمراهترند، آنها همان غافلان از ایمان به الله و روز آخرت هستند.

(۱۸۰) و الله – سبحانه- اسمهای نیکویی دارد که بر جلال و کمال او تعالی دلالت میکنند، پس در طلب آنچه میخواهید، با آنها به الله متوسل شوید، و او تعالی را با آنها بستایید، و کسانی را که در مورد این اسمها از حق منحرف میشوند به این نحو که آنها را برای غیر الله قرار میدهند، یا آنها را از او تعالی نفی میکنند، یا معنای این اسمها را تحریف میکنند یا با این اسامی غیر الله را با او تعالی همانند میکنند رها کنید، بهزودی آنها را که به جای حق به این کارها روی میآورند، به‏سبب کارهایی که انجام میدادند با عذابی رنجآور مجازات خواهیم کرد.

(۱۸۱) و از میان کسانیکه آفریدیم گروهی هستند که خودشان به حق هدایت می‏شوند، و دیگران را نیز به حق دعوت میکنند و آنها نیز هدایت میشوند، و با عدالت به حق حکم میکنند و ستم روا نمیدارند.

(۱۸۲) و کسانیکه آیات ما را تکذیب کردند و به آنها ایمان نیاوردند، بلکه آنها را انکار کردند، بهزودی درهای روزی را نه از باب گرامی داشتن‏شان، بلکه برای نزدیک کردن تدریجی آنها به‏سوی عذاب بر روی‏شان میگشاییم تا در گمراهی خویش بمانند، سپس عذاب ما به صورت ناگهانی آنها را فرا میگیرد و غافلگیر میکند.

(۱۸۳) و کیفر آنها را به تأخیر میاندازم تا گمان کنند مجازات نمیشوند، آنگاه به تکذیب و کفرشان ادامه دهند تا عذاب‏شان دو چندان شود، همانا تدبیر من قوی است، چنانکه احسان را برای‏شان آشکار میکنم، درحالیکه اراده من یاری نکردن آنها است.

(۱۸۴) آیا این تکذیب کنندگان آیات الله و رسولش نیندیشیدهاند، تا عقلهای‏شان به کار بیفتد و برای‏شان روشن شود که محمد ج مجنون نیست، بلکه فقط فرستادهای از جانب الله است که او را برای ترساندنی آشکار از عذاب الله برانگیخته است.

(۱۸۵) آیا آنها برای اندرزگیری به فرمانروایی الله در آسمانها و زمین، و حیوانات و گیاهان و سایر مخلوقاتی که الله در آسمانها و زمین آفریده است ننگریستهاند، و آیا در مدت عمرهای‏شان توجه نکردهاند که شاید پایانش نزدیک باشد آنگاه قبل از آنکه فرصت از دست برود توبه کنند. اگر به قرآن و وعد و وعیدهایی که در آن است ایمان نمیآورند، پس به کدام کتاب دیگری ایمان میآورند؟!

(۱۸۶) هرکس که الله او را در هدایت به حق یاری نکند، و او را از راه راست گمراه سازد، هیچ هدایتگری برایش نیست که او را به حق هدایت کند، و الله آنها را چنان سرگشته در گمراهی و کفرشان رها میکند که به هیچ چیزی هدایت نمیشوند.

(۱۸۷) این تکذیب کنندگان لجوج، از تو در مورد قیامت میپرسند: چه موقع رخ می‏دهد و علم به آن کامل میشود؟ - ای محمد- بگو: علم آن نه نزد من است و نه نزد دیگری، بلکه علم آن فقط نزد الله است، و جز الله هیچکس آن را برای وقتیکه برایش معین شده است آشکار نمیگرداند، امر ظهور قیامت بر ساکنان آسمانها و زمین پوشیده است، و فقط به صورت ناگهانی نزدشان میآید، از تو در مورد قیامت میپرسند گویی تو بر علم به آن حریص هستی، و نمیدانند که تو به‏سبب کمال علمی که به پروردگارت داری در مورد آن از او تعالی نمیپرسی، - ای محمد- به آنها بگو: همانا علم قیامت فقط نزد الله است، اما بیشتر مردم از این امر آگاه نیستند.

برخی فواید آیات:

• الله ابزار ادراک و علم – قلبها، چشمها و گوشها- را برای کسب منافع و دفع ضررها آفرید.

• دعا با اسمهای نیکوی الله یکی از اسباب اجابت دعاست، پس در هر خواسته‏ای نامی را که مناسب آن خواسته است میطلبد، مانند: «اللهم تب عَلَیَّ یا تواب»؛ بارالها ای بسیار توبه پذیر، توبهام را بپذیر.

• تفکر در بزرگی آسمانها و زمین، و منجرشدن این تفکر به اینکه فقط الله تعالی مستحق الوهیت است نه دیگران، زیرا او، تنها آفریننده است.

﴿قُل لَّآ أَمۡلِكُ لِنَفۡسِي نَفۡعٗا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُۚ وَلَوۡ كُنتُ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ لَٱسۡتَكۡثَرۡتُ مِنَ ٱلۡخَيۡرِ وَمَا مَسَّنِيَ ٱلسُّوٓءُۚ إِنۡ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ وَبَشِيرٞ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ١٨٨ ۞هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ وَجَعَلَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا لِيَسۡكُنَ إِلَيۡهَاۖ فَلَمَّا تَغَشَّىٰهَا حَمَلَتۡ حَمۡلًا خَفِيفٗا فَمَرَّتۡ بِهِۦۖ فَلَمَّآ أَثۡقَلَت دَّعَوَا ٱللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنۡ ءَاتَيۡتَنَا صَٰلِحٗا لَّنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ١٨٩ فَلَمَّآ ءَاتَىٰهُمَا صَٰلِحٗا جَعَلَا لَهُۥ شُرَكَآءَ فِيمَآ ءَاتَىٰهُمَاۚ فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ عَمَّا يُشۡرِكُونَ١٩٠ أَيُشۡرِكُونَ مَا لَا يَخۡلُقُ شَيۡ‍ٔٗا وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ١٩١ وَلَا يَسۡتَطِيعُونَ لَهُمۡ نَصۡرٗا وَلَآ أَنفُسَهُمۡ يَنصُرُونَ١٩٢ وَإِن تَدۡعُوهُمۡ إِلَى ٱلۡهُدَىٰ لَا يَتَّبِعُوكُمۡۚ سَوَآءٌ عَلَيۡكُمۡ أَدَعَوۡتُمُوهُمۡ أَمۡ أَنتُمۡ صَٰمِتُونَ١٩٣ إِنَّ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ عِبَادٌ أَمۡثَالُكُمۡۖ فَٱدۡعُوهُمۡ فَلۡيَسۡتَجِيبُواْ لَكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٩٤ أَلَهُمۡ أَرۡجُلٞ يَمۡشُونَ بِهَآۖ أَمۡ لَهُمۡ أَيۡدٖ يَبۡطِشُونَ بِهَآۖ أَمۡ لَهُمۡ أَعۡيُنٞ يُبۡصِرُونَ بِهَآۖ أَمۡ لَهُمۡ ءَاذَانٞ يَسۡمَعُونَ بِهَاۗ قُلِ ٱدۡعُواْ شُرَكَآءَكُمۡ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنظِرُونِ١٩٥ [الأعراف: ۱۸۸-۱۹۵].

(۱۸۸) - ای محمد- بگو: جز آنچه الله بخواهد نمیتوانم هیچ خیری برای خودم جلب کنم، و هیچ شری را از خودم دفع کنم، و این کار فقط به الله باز میگردد، و جز آنچه که الله به من آموخته است چیزی نمیدانم، پس غیب نمیدانم، و اگر غیب می‏دانستم، اسبابی را فراهم میآوردم که میدانم برای من جلب مصالح میکند، و مفاسد را از من دور میسازد؛ زیرا به اشیا قبل از اینکه ایجاد شوند و به آنچه که به آن میانجامد آگاهی داشتم. من جز فرستادهای از جانب الله نیستم، از عذاب دردآور او میترسم، و مردمی را که ایمان دارند که من رسولی از جانب او تعالی هستم و آنچه را آوردهام تصدیق میکنند به پاداش گرامی او تعالی بشارت میدهم.

(۱۸۹) - ای مردان و زنان- او ذاتی است که شما را از یک شخص یعنی آدم ÷ آفرید، و از آدم ÷ همسرش حوا را آفرید، حوا را از دندۀ آدم ÷ آفرید تا به آن انس گیرد، و با آن آرام یابد، پس وقتی شوهری با همسرش آمیزش کند به حَملی سبک که آن را احساس نمیکند باردار میشود، چون در آغاز کارش است، و بر این حَملش به انجام نیازهایش ادامه میدهد و احساس سنگینی نمیکند، اما هنگامیکه حمل در شکم مادر، بزرگ شد و مادر به آن سنگینبار شد، زن و شوهر اینگونه نزد پروردگارشان دعا میکنند: - ای پروردگار ما- اگر فرزندی صالح و با خلقت کامل به ما عطا کنی به‏طور قطع از شکرگزاران نعمت تو خواهیم بود.

(۱۹۰) اما وقتی الله دعای آن دو را اجابت کرد، و همانگونه که دعا کرده بودند فرزندی صالح به آنها عطا فرمود در آنچه که الله برای‏شان بخشیده بود شریکانی برای الله قرار دادند و فرزندشان را بندۀ غیر او تعالی کردند، و او را عبدالحارث نامیدند، اما الله از هر شریکی برتر و منزه است، زیرا او در ربوبیت و الوهیت یگانه است.

(۱۹۱) آیا این نمادها و غیر آنها را شریکانی برای الله در عبادت قرار میدهند، درحالیکه میدانند آنها چیزی را نمیآفرینند تا سزاوار عبادت باشند، بلکه خودشان مخلوق هستند، پس چگونه آنها را شریکانی برای الله قرار میدهند؟!

(۱۹۲) و این معبودها نمیتوانند عبادتگزارانشان را یاری کنند، و قادر بر یاری خودشان نیز نیستند، پس چگونه آنها را عبادت میکنند؟!

(۱۹۳) و –ای مشرکان- اگر این نمادها را که معبودهایی به جای الله گرفتهاید در دعا به‏سوی هدایت فراخوانید در آنچه که آنها را در دعا به‏سوی آن میخوانید به شما پاسخ نمیدهند و از شما پیروی نمیکنند، پس چه آنها را در دعای‏تان فراخوانید و چه سکوت کنید نزد آنها یکسان است؛ زیرا آنها جمادات خالصی هستند، که نه میاندیشند، نه میشنوند، و نه سخن میگویند.

(۱۹۴) - ای مشرکان- همانا کسانیکه شما آنها را به جای الله عبادت میکنید مخلوقها و مملوکهای الله هستند، پس آنها در این امر مانند شما هستند، بهعلاوه حال شما از آنها بهتر است؛ زیرا شما زندگانی هستید که سخن میگویید و راه می‏روید و میشنوید و میبینید، اما نمادهای شما اینگونه نیستند، پس آنها را در دعا بخوانید و آنها باید پاسخ شما را بازگردانند اگر در آنچه که برای آنها ادعا میکنید راست میگویید.

(۱۹۵) آیا این نمادها که آنها را به عنوان معبودهایی گرفتهاید: پاهایی دارند که با آن راه روند تا در برآورده ساختن حوائج شما بکوشند؟ آیا دستانی دارند تا با آنها با قدرت از شما دفاع کنند؟ آیا چشمانی دارند که با آنها آنچه را از شما پنهان است ببینند و شما را با خبر سازند؟ آیا گوشهایی دارند که با آنها آنچه را بر شما پوشیده است بشنوند و شما را از آن آگاه سازند؟ اگر فاقد تمام این اعضا هستند پس چگونه آن‏ها را به امید جلب منفعت یا دفع ضرر عبادت میکنید؟! –ای رسول- به این مشرکان بگو: کسانی را که با الله برابر میدانید در دعا فراخوانید، آنگاه برای رساندن آسیب بر من بکوشید، و به من مهلت ندهید.

برخی فواید آیات:

• در این آیات، جهل کسیکه به‏سوی پیامبر ج روی میآورد و او را برای کسب منفعت یا دفع ضرر در دعا میخواند بیان شده است؛ زیرا منفعت فقط از جهتِ بشارت یا انذاری که با آن فرستاده شده است کسب میشود.

• الله به احسان و بخشش خویش، جفت مرد را از نوع خودش قرار داد؛ تا با آن انس گیرد و از آن رویگردان نشود و با آن آرام گیرد؛ تا حکمت الهی در زاد و ولد محقق گردد.

• برای برترین و کاملترین و شریفترین مخلوق یعنی انسان سزاوار نیست که به عبادت پستترین و حقیرترین معبودهای دروغین مانند سنگ و چوب و غیر آن مشغول شود.

• تکلیف عاقل، عبادت الله تعالی است؛ زیرا او تعالی ذاتی است که منافع دین را با فرو فرستادن کتابی که مشتمل بر علوم گران‏بهای دینی است برایش محقق می‏سازد، و منافع دنیا را با حمایت از بندگان صالحش و محافظت و یاری کردن آنها بهگونهای که دشمنی کسیکه با آنها دشمنی کند آسیبی به آنها نمیرساند محقق میسازد.

﴿إِنَّ وَلِـِّۧيَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡكِتَٰبَۖ وَهُوَ يَتَوَلَّى ٱلصَّٰلِحِينَ١٩٦ وَٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا يَسۡتَطِيعُونَ نَصۡرَكُمۡ وَلَآ أَنفُسَهُمۡ يَنصُرُونَ١٩٧ وَإِن تَدۡعُوهُمۡ إِلَى ٱلۡهُدَىٰ لَا يَسۡمَعُواْۖ وَتَرَىٰهُمۡ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ وَهُمۡ لَا يُبۡصِرُونَ١٩٨ خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ١٩٩ وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ نَزۡغٞ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٌ عَلِيمٌ٢٠٠ إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ إِذَا مَسَّهُمۡ طَٰٓئِفٞ مِّنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبۡصِرُونَ٢٠١ وَإِخۡوَٰنُهُمۡ يَمُدُّونَهُمۡ فِي ٱلۡغَيِّ ثُمَّ لَا يُقۡصِرُونَ٢٠٢ وَإِذَا لَمۡ تَأۡتِهِم بِ‍َٔايَةٖ قَالُواْ لَوۡلَا ٱجۡتَبَيۡتَهَاۚ قُلۡ إِنَّمَآ أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ مِن رَّبِّيۚ هَٰذَا بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٢٠٣ وَإِذَا قُرِئَ ٱلۡقُرۡءَانُ فَٱسۡتَمِعُواْ لَهُۥ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ٢٠٤ وَٱذۡكُر رَّبَّكَ فِي نَفۡسِكَ تَضَرُّعٗا وَخِيفَةٗ وَدُونَ ٱلۡجَهۡرِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡغَٰفِلِينَ٢٠٥ إِنَّ ٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِهِۦ وَيُسَبِّحُونَهُۥ وَلَهُۥ يَسۡجُدُونَۤ۩٢٠٦ [الأعراف: ۱۹۶-۲۰۶].

(۱۹۶) همانا یار و یاور من الله است که مرا محافظت میکند، پس به غیر او تعالی امید ندارم، و ذرهای از نمادهای شما نمیترسم، زیرا الله ذاتی است که قرآن را مایۀ هدایت مردم بر من نازل کرد، و کار بندگان صالح خویش را بر عهده گرفته است، پس آنها را محافظت میکند و یاری میرساند.

(۱۹۷) و –ای مشرکان- این نمادها که آنها را در دعا میخوانید قادر بر یاری شما نیستند، و خودشان را نیز نمیتوانند یاری کنند، زیرا آنها ناتوان هستند، پس چگونه آنها را به جای الله در دعا میخوانید؟!

(۱۹۸) و –ای مشرکان- اگر نمادهای‏تان را که آنها را به جای الله عبادت میکنید، در دعا به‏سوی استقامت فراخوانید دعای شما را نمیشنوند، و آنها را میبینی که با چشمانی نقّاشی شده به تو مینگرند، درحالیکه جماداتی هستند که نمیبینند، در حقیقت تمثالهایی به شکل بنیآدم یا حیوانات میساختند، و دستها و پاها و چشمهایی داشتند، اما بیجان و بدون روح و بدون حرکت بودند.

(۱۹۹) - ای رسول- از مردم اعمال و اخلاقی را که نفس‏شان به آنها اجازه می‏دهد، و بر آنها آسان است بپذیر، و آنها را به آنچه که طبیعت‏شان اجازه نمیدهد مکلف نکن؛ زیرا این کار آنها را رویگردان میکند، و به هر سخن زیبا و کار نیکویی امر کن، و از جاهلان روی گردان، و در برابر جهل آنها مقابله به مثل نکن، پس هرکس تو را اذیت کرد او را اذیت نکن، و هرکس تو را محروم ساخت او را محروم نکن.

(۲۰۰) و –ای رسول- هرگاه احساس کردی شیطان وسوسهای به تو رساند یا تو را از انجام کار خیر بازداشت به‏سوی الله پناه ببر، و به او مُتِمَسّک شو؛ زیرا او آنچه را که میگویی میشنود، از پناه آوردن تو آگاه است، پس تو را در برابر شیطان حمایت خواهد کرد.

(۲۰۱) همانا کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه کردند، هرگاه وسوسهای از جانب شیطان به آنها برسد و مرتکب گناه شوند؛ بزرگی الله و کیفر او برای نافرمانان و ثوابش برای فرمان‏برداران را به یاد میآورند، آنگاه از گناه‏شان توبه میکنند، و به‏سوی پروردگارشان باز میگردند، بهناگاه بر حق استقامت میورزند، و از آنچه که بر آن بودند به هوش میآیند، و دست میکشند.

(۲۰۲) و برادران شیاطین، چه بدکاران و چه کافران؛ همواره شیاطین با گناهان پیاپی بر گمراهی آنها میافزایند، و نه شیاطین از فریب دادن و گمراه ساختن باز می‏ایستند، و نه انسانهای بدکار از فرمان‏برداری و انجام شر.

(۲۰۳) و –ای رسول- اگر آیهای بیاوری تو را تکذیب میکنند و از آن روی می‏گردانند، و اگر آیهای برای‏شان نیاوری میگویند: چرا آیهای از جانب خودت اختراع نمیکنی و نمیسازی، - ای رسول- به آنها بگو: من نمیتوانم آیهای از نزد خودم بیاورم، و جز از آنچه که الله به من وحی میکند پیروی نمیکنم، این قرآن که آن را برای‏تان میخوانم حجتها و دلایلی است از جانب الله پروردگار و تدبیر کنندۀ امورتان، و مایۀ راهنمایی و رحمتی برای بندگان مؤمن او تعالی است، و اما بندگان غیر مؤمن گمراهان و بدبختان هستند.

(۲۰۴) و هنگامیکه قرآن خوانده شود به قرائت آن گوش فرادهید، و سخن نگویید، و به غیر آن مشغول نشوید؛ امید است که الله بر شما رحم کند.

(۲۰۵) و –ای رسول- الله پروردگارت را با خواری و فروتنی و ترسان یاد کن، و میان صدای بلند و آهسته در آغاز و پایان روز به دلیل فضیلت این دو وقت دعا کن، و از غافلان از یاد الله تعالی نباش.

(۲۰۶) - ای رسول- همانا فرشتگان نزد پروردگارت از عبادت او سبحانه تکبر نمی‏ورزند، بلکه بدون اینکه سستی ورزند با فروتنی به عبادت او تعالی گردن مینهند، و آنها شب و روز الله را از آنچه که شایستۀ او نیست منزه میدانند، و فقط برای او سبحانه سجده میگزارند.

برخی فواید آیات:

• در این آیات بشارتی است برای مسلمانان درستکاری که بر راه پیامبرشان ج قرار دارند به اینکه الله همانگونه که پیامبران و دوستانش را یاری کرد به آن‏ها نیز یاری میرساند.

• در این آیات خصلتهای اخلاقی یکجا آمده است، یعنی بنده باید کسی را که بر او ستم کرده است ببخشد، به کسیکه او را محروم کرده عطا کند، و با کسیکه از او بریده ارتباط برقرار کند.

• بنده باید هرگاه شری از شیطان به او برسد- اگر کار حرامی انجام دهد، یا واجبی را ترک کند- از الله تعالی طلب آمرزش کند، و با توبۀ نصوح و نیکیهای محو کننده، آنچه را که از دستش رفته جبران کند.

سورة الأنفال (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡأَنفَالِۖ قُلِ ٱلۡأَنفَالُ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَصۡلِحُواْ ذَاتَ بَيۡنِكُمۡۖ وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ١ إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَإِذَا تُلِيَتۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُهُۥ زَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ٢ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ٣ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ حَقّٗاۚ لَّهُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ رَبِّهِمۡ وَمَغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ٤ كَمَآ أَخۡرَجَكَ رَبُّكَ مِنۢ بَيۡتِكَ بِٱلۡحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ لَكَٰرِهُونَ٥ يُجَٰدِلُونَكَ فِي ٱلۡحَقِّ بَعۡدَ مَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى ٱلۡمَوۡتِ وَهُمۡ يَنظُرُونَ٦ وَإِذۡ يَعِدُكُمُ ٱللَّهُ إِحۡدَى ٱلطَّآئِفَتَيۡنِ أَنَّهَا لَكُمۡ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيۡرَ ذَاتِ ٱلشَّوۡكَةِ تَكُونُ لَكُمۡ وَيُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُحِقَّ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَيَقۡطَعَ دَابِرَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٧ لِيُحِقَّ ٱلۡحَقَّ وَيُبۡطِلَ ٱلۡبَٰطِلَ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ٨ [الأنفال: ۱-۸].

برخی مقاصد سوره:

بیان احکام جهاد و عوامل پیروزی و شکست از خلال غزوۀ بدر.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- اصحابت در مورد غنیمتها از تو میپرسند، که چگونه تقسیم می‏شود؟ و میان چه کسانی تقسیم میشود؟ - ای رسول- در پاسخ به سؤال آنها بگو: غنیمتها به الله و رسولش اختصاص دارد، و حکم آن در تصرف و توزیع، از آنِ الله و رسولش است، پس شما وظیفهای جز فرمان‏برداری و تسلیم شدن ندارید، پس –ای مؤمنان- با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیِ الله، تقوای او تعالی را پیشه کنید، و دشمنیها و جداییهای میان یکدیگر را با محبت و پیوستگی و خوش اخلاقی و گذشت اصلاح کنید، و به فرمان‏برداری از الله و فرمان‏برداری از رسولش پایبند باشید اگر واقعا مؤمن هستید؛ زیرا ایمان، شخص را بر طاعت و دوری از معصیت برمی‏انگیزاند. این سؤال پس از رخداد بدر واقع شد.

(۲) همانا مؤمنان واقعی کسانی هستند که وقتی الله یاد شود دلهای‏شان بترسد؛ آنگاه دلها و بدنهای‏شان به انجام طاعت جهتدهی میشود، و هرگاه آیات الله بر آن‏ها خوانده شود در آن میاندیشند، آنگاه ایمانی بر ایمان‏شان افزوده میشود، و برای جلب مصالح و دفع مفاسدشان فقط به پروردگارشان اعتماد میکنند.

(۳) همان کسانیکه بر ادای نماز با صفت کامل آن در اوقاتش مداومت میکنند، و از آنچه که به آنها روزی دادهایم نفقات واجب و مستحب را بیرون میکنند.

(۴) آنها که این صفات را دارند، همان مؤمنان واقعی هستند؛ زیرا ویژگیهای ایمان و اسلام آشکار را با هم دارند، و پاداش آنها منازلی عالی نزد پرودگارشان، و آمرزشی برای گناهان‏شان و روزیای گرامی، و نعمتهایی است که الله برای‏شان آماده ساخته است.

(۵) همانگونه که الله پس از آنکه در تقسیم غنائم با یکدیگر اختلاف و تنازع کردید تقسیم غنائم را از شما گرفت، و آن را به الله و رسولش اختصاص داد، - ای رسول- پروردگارت با وحیی که بر تو نازل کرده است به خروج از مدینه برای رویارویی با مشرکان به تو فرمان داد، درحالیکه گروهی از مؤمنان از این کار خوش‏شان نمی‏آمد.

(۶) - ای رسول- این گروه از مؤمنان در مورد قتال با مشرکان پس از اینکه به روشنی دانستند واقع میشود با تو مجادله میکنند، گویی به‏سوی مرگ کشانده می‏شوند و واقعا دارند آن را میبینند. این امر به‏سبب آن است که برای خروج به هدف قتال، به شدت ناخشنود هستند؛ زیرا آنها برای قتال آماده نشدهاند، و خودشان را تجهیز نکردهاند.

(۷) - ای مؤمنان مجادله کننده- به یاد آورید آنگاه که الله به شما وعده داد که به یکی از دو گروه مشرکان دست خواهید یافت، یعنی کاروان تجاری و اموالی که حمل میکند تا آنها را به عنوان غنیمت بگیرید، یا گروه جنگی که با آنها بجنگید و بر آن‏ها پیروز شوید، و شما دوست داشتید که کاروان تجاری به‏سبب سهولت و آسانیِ تسلط به آن بدون قتال، از شما باشد، اما الله میخواست که با فرمان دادن به شما به قتال، حق را محقق گرداند؛ تا بزرگان مشرکان را بکشید، و بسیاری از آنها را به اسارت بگیرید تا قدرت اسلام آشکار شود.

(۸) برای اینکه الله حق را با پیروزی اسلام و پیروانش محقق گردانَد، و این امر با شواهدی که صدق آن را آشکار میسازد محقق میگردد، و برای اینکه او سبحانه باطل را با دلایلی که بطلانش را آشکار میسازد باطل گردانَد، هر چند مشرکان این امر را نپسندند، اما الله آن را آشکار میسازد.

برخی فواید آیات:

• سزاوار است که بنده بر ایمان خود مواظبت کند و آن را رشد دهد؛ زیرا ایمان کم و زیاد میشود، یعنی با انجام طاعت زیاد و با ضد آن کم میشود.

• محل و فایدۀ جدل هنگام مشتبه شدن حق و التباس امر است، اما وقتی حق آشکار و واضح شد، راهی جز فرمان‏برداری و تسلیم شدن وجود ندارد.

• امر تقسیم غنیمتها به رسول واگذار شده است، و مرجع احکام به‏سوی الله تعالی و رسولش است نه غیر آن دو.

• ارادۀ تحقق پیروزی الهی برای مؤمنان؛ برای احقاق حق و ابطال باطل.

﴿إِذۡ تَسۡتَغِيثُونَ رَبَّكُمۡ فَٱسۡتَجَابَ لَكُمۡ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلۡفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُرۡدِفِينَ٩ وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ وَلِتَطۡمَئِنَّ بِهِۦ قُلُوبُكُمۡۚ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ١٠ إِذۡ يُغَشِّيكُمُ ٱلنُّعَاسَ أَمَنَةٗ مِّنۡهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيۡكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ لِّيُطَهِّرَكُم بِهِۦ وَيُذۡهِبَ عَنكُمۡ رِجۡزَ ٱلشَّيۡطَٰنِ وَلِيَرۡبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمۡ وَيُثَبِّتَ بِهِ ٱلۡأَقۡدَامَ١١ إِذۡ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمۡ فَثَبِّتُواْ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۚ سَأُلۡقِي فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلرُّعۡبَ فَٱضۡرِبُواْ فَوۡقَ ٱلۡأَعۡنَاقِ وَٱضۡرِبُواْ مِنۡهُمۡ كُلَّ بَنَانٖ١٢ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ شَآقُّواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۚ وَمَن يُشَاقِقِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ١٣ ذَٰلِكُمۡ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابَ ٱلنَّارِ١٤ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ زَحۡفٗا فَلَا تُوَلُّوهُمُ ٱلۡأَدۡبَارَ١٥ وَمَن يُوَلِّهِمۡ يَوۡمَئِذٖ دُبُرَهُۥٓ إِلَّا مُتَحَرِّفٗا لِّقِتَالٍ أَوۡ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٖ فَقَدۡ بَآءَ بِغَضَبٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأۡوَىٰهُ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ١٦ [الأنفال: ۹-۱۶].

(۹) و روز بدر را به یاد آوردید آنگاه که برای پیروزی بر دشمن‏تان از الله یاری می‏طلبیدید، پس الله درخواست شما را اجابت کرد به این ترتیب که (فرمود): – ای مؤمنان- من با هزار فرشته پیاپی که از پی یکدیگر میآیند یاور و مددکار شما هستم.

(۱۰) و –ای مؤمنان- الله یاری دادن با فرشتگان را قرار نداده است جز بشارتی برای شما به اینکه او تعالی یاور شما در برابر دشمن‏تان است، و برای اینکه دل‏های‏تان با یقین بر پیروزی آرام یابد. و پیروزی به افراد زیاد و تجهیزات فراوان نیست، بلکه پیروزی فقط از جانب الله سبحانه است. همانا الله در فرمانروایی خویش شکست ناپذیر است، هیچکس بر او چیره نمیشود، و در شرع و تقدیرش بسیار داناست.

(۱۱) - ای مؤمنان- به یاد آورید آنگاه که الله خواب سبکی بر شما افکند تا ترسی را که از دشمن بر شما حاصل شده بود به آرامش تبدیل کند، و بارانی از آسمان بر شما بارید؛ تا شما را از حَدَثها پاک گرداند، و وسوسههای شیطان را از شما برطرف کند، و با آن، دلهای‏تان را استوار سازد تا بدنهای‏تان هنگام رویارویی استوار گردند، و با آن، گامها را با سِفتشدن زمین ماسهای استوار سازد تا گامها در آن فرو نرود.

(۱۲) - ای پیامبر- آنگاه که پروردگارت به فرشتگانی که الله با آنها مؤمنان را در بدر یاری رساند وحی میکرد: - ای فرشتگان- همانا من با نصر و تأیید با شما هستم، پس ارادههای مؤمنان را بر قتال با دشمن‏شان تقویت کنید، در دلهای کسانیکه کفر ورزیدند ترس شدید خواهم افکند؛ پس –ای مؤمنان- گردنهای کافران را بزنید تا بمیرند، و مفاصل و اعضای‏شان را بزنید تا از پیکار با شما بازایستند.

(۱۳) سبب این قتل و زدن اعضای کافران که بر آنها واقع شد آن است که آنها با الله و رسولش مخالفت کردند و از آنچه به آن فرمان یافته بودند فرمان‏برداری نکردند، و از آنچه نهی شده بودند دست نکشیدند، و هرکس در این مورد با الله و رسولش مخالفت کند همانا الله او را در دنیا با قتل و اسارت و در آخرت با آتش، سخت کیفر میکند.

(۱۴) - ای مخالفان الله و رسولش- این عذاب مذکور برای شماست پس آن را که در دنیا برای‏تان به تعجیل افتاده است بچشید، و اگر بر کفر و دشمنی‏تان بمیرید در آخرت عذاب آتش برای‏تان است.

(۱۵) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، هرگاه مشرکان در قتال به شما روی آوردند و نزدیک شدند از آنها نگریزید، و برای فرار به آن‏ها پشت نکنید، بلکه در برابر آنها پایداری ورزید، و در رویارویی با آنها شکیبایی کنید، زیرا الله با نصر و تأیید خویش با شماست.

(۱۶) و هرکس برای فرار از آنها به آنها پشت کند به خشمی از الله بازگشته است، و استحقاق این عذاب را دارد، و جایگاه او در آخرت، جهنم است، و چه سرانجام و بازگشتگاه بدی دارد؛ مگر اینکه به هدف بازگشتن به قتال با آنها باشد به این ترتیب که برای فریب دادن‏شان به آنها نشان دهد که فرار میکند، اما در واقع میخواهد دوباره به آنها هجوم آورد، یا مگر اینکه برای پیوستن به گروهی از مسلمانان که آنجا حضور دارند، باشد تا از آنها کمک بگیرد.

برخی فواید آیات:

• در این آیات، توجه زیاد الله به حال بندگان مؤمنش، و فراهم سازی اسبابی که با آن ایمان‏شان ثابت میشود، و گامهای‏شان استوار میگردد، و شر و وسوسه‏های شیطانی از آنها برطرف میگردد وجود دارد.

• همانا پیروزی به دست الله و از جانب او سبحانه است، و نه به فراوانی افراد و تجهیزات؛ هر چند این آماده سازی اهمیت دارد.

• فرار از دشمن بدون عذر، از بزرگترین گناهان کبیره است.

• در این آیات قواعد قتال جنگی مانند فرمان‏برداری از الله و رسول ج، و پایداری در برابر دشمنان، و شکیبایی هنگام رویارویی با دشمنان، و یاد و ذکر زیادِ الله به مؤمنان آموزش داده میشود.

﴿فَلَمۡ تَقۡتُلُوهُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ قَتَلَهُمۡۚ وَمَا رَمَيۡتَ إِذۡ رَمَيۡتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ رَمَىٰ وَلِيُبۡلِيَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡهُ بَلَآءً حَسَنًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ١٧ ذَٰلِكُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُوهِنُ كَيۡدِ ٱلۡكَٰفِرِينَ١٨ إِن تَسۡتَفۡتِحُواْ فَقَدۡ جَآءَكُمُ ٱلۡفَتۡحُۖ وَإِن تَنتَهُواْ فَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۖ وَإِن تَعُودُواْ نَعُدۡ وَلَن تُغۡنِيَ عَنكُمۡ فِئَتُكُمۡ شَيۡ‍ٔٗا وَلَوۡ كَثُرَتۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٩ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَا تَوَلَّوۡاْ عَنۡهُ وَأَنتُمۡ تَسۡمَعُونَ٢٠ وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ قَالُواْ سَمِعۡنَا وَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ٢١ ۞إِنَّ شَرَّ ٱلدَّوَآبِّ عِندَ ٱللَّهِ ٱلصُّمُّ ٱلۡبُكۡمُ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡقِلُونَ٢٢ وَلَوۡ عَلِمَ ٱللَّهُ فِيهِمۡ خَيۡرٗا لَّأَسۡمَعَهُمۡۖ وَلَوۡ أَسۡمَعَهُمۡ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعۡرِضُونَ٢٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱسۡتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمۡ لِمَا يُحۡيِيكُمۡۖ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَحُولُ بَيۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَقَلۡبِهِۦ وَأَنَّهُۥٓ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٢٤ وَٱتَّقُواْ فِتۡنَةٗ لَّا تُصِيبَنَّ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمۡ خَآصَّةٗۖ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٢٥ [الأنفال: ۱۷-۲۵].

(۱۷) - ای مؤمنان- در روز بدر شما با قدرت و نیروی خودتان مشرکان را نکشتید، بلکه الله شما را در این کار یاری کرد، و –ای پیامبر- آنگاه که به‏سوی مشرکان افکندی تو نیفکندی، بلکه الله همان ذاتی است که به‏سوی آنها افکند آنگاه که افکندن تو را به آنها رساند، و برای اینکه مؤمنان با پیروزی بر دشمن‏شان که الله بر آنها بخشید درحالیکه افراد و تجهیزات کمی داشتند آزمایش شوند تا شکر او تعالی را به جای آورند. همانا الله دعا و سخنان شما را میشنود، و از اعمال‏تان و آنچه که صلاح شما در آن است آگاه است.

(۱۸) این قتل مشرکان و افکندن به‏سوی آنها تا اینکه شکست خوردند و برای فرار پشت کردند، و نعمتبخشیدن به مؤمنان با پیروز گرداندن آنها بر دشمن‏شان، از جانب الله است، و الله نیرنگ کافران را آنگاه که علیه اسلام نیرنگ میزنند ناتوان می‏سازد.

(۱۹) - ای مشرکان- اگر میخواهید که الله عذاب و خشمش را بر ستمکاران تجاوزکار واقع سازد الله آنچه را که خواستید بر شما واقع کرده است، یعنی آنچه را که عذابی برای شما و عبرتی برای پرهیزکاران است بر شما فرو فرستاده است، و اگر از درخواست آن دست بردارید برای‏تان بهتر است، پس چه بسا به شما مهلت دهد و انتقام خویش از شما را به تعجیل نیندازد، اما اگر دوباره آن را بخواهید و به قتال با مؤمنان باز گردید ما هم با افکندن عذاب بر شما و پیروزی مؤمنان باز میگردیم، و نه جماعت شما و نه یاران‏تان شما را بینیاز نمیسازند هر چند با وجود کم بودن مؤمنان، افراد و تجهیزات زیادی داشته باشید، و همانا الله با نصر و تأیید با مؤمنان است، و هرکس که الله با او باشد هیچکس بر او چیره نمیگردد.

(۲۰) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید با اجرای فرمان و اجتناب از نهی الله از او تعالی و رسولش فرمان‏برداری کنید، و با مخالفت امر و انجام نهی الله از او تعالی روی نگردانید، درحالیکه آیات الله را که بر شما خوانده میشود میشنوید.

(۲۱) و –ای مؤمنان- مانند منافقان و مشرکان نباشید که وقتی آیات الله بر آنها خوانده شد گفتند: آنچه از قرآن بر ما تلاوت میشود را با گوشهایمان شنیدیم، درحالیکه آنگونه که بیندیشند و پند بگیرند تا از آنچه میشنوند بهره بگیرند گوش نمیکنند.

(۲۲) همانا نزد الله بدترین مخلوقاتی که بر روی زمین میجنبند همان کرانی هستند که حق را به نیت قبول کردن نمیشنوند، گنگانی هستند که سخن نمیگویند، پس آنها کسانی هستند که اوامر و نواهی الله را درک نمیکنند.

(۲۳) و اگر الله در این مشرکان تکذیب کننده خیری مییافت به‏طور قطع آنها را آنگونه که از شنیدن بهرهمند شوند و هنگام شنیدن در دلایل و برهانها بیندیشند شنوا میساخت، اما او تعالی میدانست که خیری در آنها نیست، و اگر – بنابر سبیل فرض و تقدیر- او سبحانه آنها را شنوا میساخت به‏طور قطع از روی دشمنی به ایمان پشت میکردند، درحالیکه رویگردان بودند.

(۲۴) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، هرگاه الله و رسولش شما را به حقی که زندگی شما در آن است فراخواندند با انجام آنچه به آن امر کردهاند و پرهیز از آنچه نهی کردهاند، اجابت کنید، و به یقین بدانید که الله بر هر چیزی تواناست؛ زیرا او قادر است که میان شما و گردننهادن به حق حایل ایجاد کند، آنگاه که پس از رهانمودن و نپذیرفتن حق، دوباره آن را اراده کردید و به‏سوی آن شتافتید. و به یقین بدانید که در روز قیامت فقط به‏سوی الله گرد آورده میشوید، آنگاه شما را با اعمالیکه در دنیا انجام دادید جزا میدهد.

(۲۵) و –ای مؤمنان- از عذابی که فقط به گناهکاران شما نمیرسد، بلکه گناهکار و غیر گناهکار را با هم دربرمیگیرد بترسید، و این امر زمانی است که ستم آشکار گردد اما تغییر داده نشود، و به یقین بدانید که الله در برابر کسیکه از او نافرمانی کند سخت کیفر است؛ پس از نافرمانی او تعالی بترسید.

برخی فواید آیات:

• هرکس که الله با او باشد پیروز است هر چند ضعیف و دارای افراد کمی باشد، و این همراهی، بستگی به اعمال ایمان دارد که مؤمنان انجام میدهند.

• از مؤمن خواسته شده است که اسباب مادی را به کار گیرد، و تکلیفی را که الله او را به آن مکلف کرده است انجام دهد، آنگاه بر الله توکل کند، و کارش را به او تعالی واگذارد، اما تحقق نتایج و اهداف به الله واگذار شده است.

• در این آیات دلایلی وجود دارد بر اینکه الله تعالی ایمان و خیر را از کسی منع نمیکند مگر از کسیکه خیری در او نیست، و ایمان نزد چنین شخصی رشد نمیکند و ثمر نمیبخشد.

• بنده باید این دعا را زیاد تکرار کند: یا مُقلِّب القلوب ثبت قلبی علی دینک، و یا مُصرِّف القلوب اصرف قلبی إلی طاعتک؛ ای زیر و رو کنندۀ دلها، دلم را بر دینت استوار ساز، و ای گردانندۀ دلها، دلم را به‏سوی طاعت خویش بگردان.

• الله به مؤمنان فرمان داده که در برابر منکری که در میان آنها انجام میشود سکوت نکنند که اگر چنین کردند عذاب همۀ آنها را دربرمیگیرد.

﴿وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ أَنتُمۡ قَلِيلٞ مُّسۡتَضۡعَفُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ ٱلنَّاسُ فَ‍َٔاوَىٰكُمۡ وَأَيَّدَكُم بِنَصۡرِهِۦ وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٢٦ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَخُونُواْ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ وَتَخُونُوٓاْ أَمَٰنَٰتِكُمۡ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٢٧ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَأَوۡلَٰدُكُمۡ فِتۡنَةٞ وَأَنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِيمٞ٢٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن تَتَّقُواْ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّكُمۡ فُرۡقَانٗا وَيُكَفِّرۡ عَنكُمۡ سَيِّ‍َٔاتِكُمۡ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡۗ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ٢٩ وَإِذۡ يَمۡكُرُ بِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثۡبِتُوكَ أَوۡ يَقۡتُلُوكَ أَوۡ يُخۡرِجُوكَۚ وَيَمۡكُرُونَ وَيَمۡكُرُ ٱللَّهُۖ وَٱللَّهُ خَيۡرُ ٱلۡمَٰكِرِينَ٣٠ وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا قَالُواْ قَدۡ سَمِعۡنَا لَوۡ نَشَآءُ لَقُلۡنَا مِثۡلَ هَٰذَآ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ٣١ وَإِذۡ قَالُواْ ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا هُوَ ٱلۡحَقَّ مِنۡ عِندِكَ فَأَمۡطِرۡ عَلَيۡنَا حِجَارَةٗ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئۡتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٖ٣٢ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمۡ وَأَنتَ فِيهِمۡۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ مُعَذِّبَهُمۡ وَهُمۡ يَسۡتَغۡفِرُونَ٣٣ [الأنفال: ۲۶-۳۳].

(۲۶) و –ای مؤمنان- به یاد آورید آنگاه که در مکه کم تعداد بودید، و ساکنان آن شما را ناتوان میشمردند و بر شما چیره میشدند. میترسیدید که دشمنان‏تان شما را به سرعت بربایند، آنگاه الله شما را به پناهگاهی که به آن پناه میبرید یعنی مدینه کشاند، و شما را با پیروزی بر دشمنان‏تان در میادین جنگ از جمله بدر نیرومند گردانید، و از پاکیزهها مانند غنیمتهایی که از دشمنان‏تان گرفتید به شما روزی داد، باشد که نعمتهای الله را شکرگزاری کنید، تا از آن بر شما بیفزاید، و از نعمتهای او تعالی ناسپاسی نکنید که اگر چنین کردید آن را از شما میگیرد، و شما را عذاب می‏کند.

(۲۷) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، با اجرا نکردن اوامر و پرهیز نکردن از نواهی، به الله و رسولش خیانت نکنید، و بر وام و سایر امانتهایی که نزد شما به امانت گذارده شده است خیانت نکنید، درحالیکه میدانید کاری که انجام میدهید خیانت است؛ که در این صورت از خیانتکاران خواهید بود.

چون محبت اموال و فرزندان، بنده را به خیانت میکشانند الله خبر داده که این دو فتنه هستند و میفرماید:

(۲۸) و –ای مؤمنان- بدانید که اموال‏تان و فرزندان‏تان فقط آزمایش و امتحانی از جانب الله برای شما هستند، که شما را از عمل برای آخرت باز میدارند، و به خیانت میکشانند، و بدانید که پاداش بزرگ نزد الله است، پس این پاداش را به‏سبب رعایت حال اموال و فرزندان‏تان و خیانت به خاطر آنها ، از دست ندهید.

(۲۹) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، بدانید که اگر با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه کنید، نیروی تشخیص تفاوت میان حق و باطل را برای شما قرار میدهد، و این دو بر شما مشتبه نمیشود، و گناهانی که کسب کردهاید را از شما میزداید، و گناهان‏تان را برای‏تان میآمرزد، و الله دارای بخششی بزرگ است، و از جمله بخشش بزرگ او بهشتش است که آن را برای بندگان پرهیزکارش آماده ساخته است.

(۳۰) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که مشرکان علیه تو به یکدیگر کمک کردند که برای زندانی کردن یا کشتن یا تبعید از سرزمین خودت به سرزمینی دیگر برایت نیرنگ زدند، و این کار را کردند و الله نیرنگ‏شان را به خودشان بازگرداند، و الله بهترین تدبیر کنندگان است.

(۳۱) و هنگامیکه آیات ما برای‏شان خوانده شود از روی دشمنی و تکبر بر حق می‏گویند: قبلا مانند این را شنیدهایم، و اگر بخواهیم مانند این قرآن بگوییم به‏طور قطع خواهیم گفت، این قرآن را که شنیدیم چیزی جز دروغهای پیشینیان نیست؛ پس به آن ایمان نمیآوریم.

(۳۲) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که مشرکان گفتند: بارالها اگر آنچه که محمد ج آورده حق است پس سنگهایی از آسمان برایمان فرو ریز تا ما را نابود کند، یا عذابی سخت بر ما فرود آور. این سخن را از روی زیادهروی در انکار و اعتراض گفتند.

(۳۳) و –ای محمد- تا زمانیکه تو در میان امتت هستی، الله بر آن نیست که آنها را- چه کسانی از آنها که از امت استجابت هستند یا از امت دعوت- به عذابی که آن‏ها را ریشهکن کند عذاب گرداند، زیرا وجود تو در میان آنها ، امانی از عذاب برای‏شان است، و تا زمانیکه از گناهانِ خویش از الله طلب آمرزش میکنند، الله عذاب کنندۀ آنها نیست.

برخی فواید آیات:

• شکر، نعمتی بزرگ است که با آن بخشش الله تعالی افزوده میشود، و هنگام غافل شدن از آن نعمت الله تعالی کم میشود.

• امانتداری اهمیت زیادی در استقامت احوال مسلمانان دارد، تا زمانیکه بر آن پایداری کنند و به آن آراسته باشند، و نیز دلیل پاکی نفس و اعتدال اعمال نفس است.

• پاداشی که برای بازداشتن نفس از امور نهی شده نزد الله وجود دارد، بهتر از منافعی است که از ارتکاب امور ممنوعه به خاطر اموال و فرزندان کسب می‏شود.

• در آیات فوق، کمعقلی رویگردانان بیان شده است؛ زیرا آنها نمیگفتند: بارالها اگر این امر حق از جانب توست ما را به آن هدایت کن.

• در این آیات، فضیلت و برکت استغفار و اینکه یکی از موانع وقوع عذاب است بیان شده است.

﴿وَمَا لَهُمۡ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ ٱللَّهُ وَهُمۡ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَمَا كَانُوٓاْ أَوۡلِيَآءَهُۥٓۚ إِنۡ أَوۡلِيَآؤُهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُتَّقُونَ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٣٤ وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمۡ عِندَ ٱلۡبَيۡتِ إِلَّا مُكَآءٗ وَتَصۡدِيَةٗۚ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ٣٥ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيۡهِمۡ حَسۡرَةٗ ثُمَّ يُغۡلَبُونَۗ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ يُحۡشَرُونَ٣٦ لِيَمِيزَ ٱللَّهُ ٱلۡخَبِيثَ مِنَ ٱلطَّيِّبِ وَيَجۡعَلَ ٱلۡخَبِيثَ بَعۡضَهُۥ عَلَىٰ بَعۡضٖ فَيَرۡكُمَهُۥ جَمِيعٗا فَيَجۡعَلَهُۥ فِي جَهَنَّمَۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ٣٧ قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِن يَنتَهُواْ يُغۡفَرۡ لَهُم مَّا قَدۡ سَلَفَ وَإِن يَعُودُواْ فَقَدۡ مَضَتۡ سُنَّتُ ٱلۡأَوَّلِينَ٣٨ وَقَٰتِلُوهُمۡ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتۡنَةٞ وَيَكُونَ ٱلدِّينُ كُلُّهُۥ لِلَّهِۚ فَإِنِ ٱنتَهَوۡاْ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِمَا يَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ٣٩ وَإِن تَوَلَّوۡاْ فَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَوۡلَىٰكُمۡۚ نِعۡمَ ٱلۡمَوۡلَىٰ وَنِعۡمَ ٱلنَّصِيرُ٤٠ [الأنفال: ۳۴-۴۰].

(۳۴) و چه چیزی جلوی عذاب آنها را میگیرد درحالیکه آنچه موجب عذاب‏شان میشود یعنی بازداشتن مردم از مسجدالحرام که پیرامون آن طواف کنند یا در آن نماز گزارند، را مرتکب شدهاند؟ و مشرکان دوستان الله نبودند، زیرا دوستان الله فقط پرهیزکاران هستند که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، از او تعالی می‏ترسند، اما بیشتر مشرکان درحالیکه نمیدانستند که دوستان او تعالی نیستند، ادعا کردند که دوستان الله هستند.

(۳۵) و نماز مشرکان در مسجدالحرام جز سوت کشیدن و کف زدن نبود، پس –ای مشرکان- عذاب با قتل و اسارت در روز بدر را به‏سبب اینکه به الله کفر ورزیدید و رسولش را تکذیب کردید بچشید.

(۳۶) همانا کسانیکه به الله کفر ورزیدند اموال‏شان را برای بازداشتن مردم از دین الله انفاق میکنند، پس اموال‏شان را انفاق خواهند کرد و آنچه را اراده کردند هرگز برای‏شان محقق نخواهد شد، سپس سرانجام انفاق اموال‏شان توسط آنها پشیمانی است؛ زیرا هم اموال‏شان از دست میرود و هم هدفی که از انفاق اموال دنبال میکنند، سپس با پیروزی مؤمنان بر آنها ، مغلوب میشوند، و کسانیکه به الله کفر ورزیدند در روز قیامت به‏سوی جهنم کشانده میشوند، آنگاه برای همیشه در جهنم داخل می‏شوند و جاویدان در آن میمانند.

(۳۷) این کافران که اموال‏شان را برای بازداشتن از راه الله انفاق میکنند به‏سوی آتش جهنم کشانده میشوند تا الله گروه پلید کفار را از گروه پاک مؤمنان جدا کند، و برای اینکه اشخاص و اعمال و اموال پلید را به صورت متراکم و انباشته روی هم قرار دهد، آنگاه آنها را در آتش جهنم قرار دهد، اینها همان زیانکاران هستند؛ زیرا در روز قیامت به خودشان و اهل‏شان زیان وارد کردند.

(۳۸) - ای رسول- به کسانی از قومت که به الله و رسولش کفر ورزیدند بگو: اگر از کفرشان به الله و رسولش، و نیز از بازداشتن مؤمنان از راه الله، دست بکشند، الله گناهان گذشتۀ آنها را میآمرزد؛ زیرا اسلامآوردن، گناهان قبل از آن را از بین میبرد، و اگر به کفرشان بازگردند بهراستیکه سنت الله در مورد پیشینیان ذکر شد که وقتی تکذیب کردند و بر کفرشان ادامه دادند کیفرشان را به تعجیل انداخت.

(۳۹) و –ای مؤمنان- با دشمنان کافرتان بجنگید تا شرک و بازداشتن مسلمانان از دین الله از بین برود، و دین و طاعت فقط برای الله و بدون شریکی برای او باشد، پس اگر کافران از شرک و بازداشتن از راه الله دست کشیدند آنها را رها کنید، زیرا الله بر اعمال‏شان آگاه است، و هیچ امر پنهانی بر او پوشیده نمیماند.

(۴۰) و اگر از پایان دادن به کفر و بازداشتن از راه الله که به آن فرمان یافتهاند روی برگرداندند، پس –ای مؤمنان- بدانید که الله یاور شما در برابر آنها است، او تعالی چه دوست نیکویی است برای کسیکه او را دوست بدارد، و نیکو یاوری است برای کسیکه به او یاری کند، زیرا هرکس که الله تعالی او را دوست بدارد رستگار شده است، و هرکس که الله تعالی او را حمایت کند به پیروزی دست یافته است.

برخی فواید آیات:

• بازداشتن از مسجدالحرام جرم بزرگی است که انجام دهندۀ آن سزاوار عذاب دنیا قبل از عذاب آخرت است.

• آبادانی و نگهداری مسجدالحرام افتخاری است که فقط دوستان پرهیزکار الله شایستگی کسب آن را دارند.

• در این آیات کافران انذار شدهاند از اینکه از انفاق اموال‏شان در راه باطل هیچ نفعی کسب نمیکنند، و بهزودی گرفتار حسرت و پشیمانی بزرگی میشوند.

• دعوت کافران از سوی الله تعالی به توبه و ایمان، برخلاف استمرار دشمنی آن‏ها، دعوتی است که بر روی آنها باز است.

• هرکس الله دوستدار و یاورش باشد بیمی بر او نیست، و هرکس الله دشمنش باشد هیچ عزتی ندارد.

﴿۞وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا غَنِمۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُۥ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ إِن كُنتُمۡ ءَامَنتُم بِٱللَّهِ وَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَىٰ عَبۡدِنَا يَوۡمَ ٱلۡفُرۡقَانِ يَوۡمَ ٱلۡتَقَى ٱلۡجَمۡعَانِۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ٤١ إِذۡ أَنتُم بِٱلۡعُدۡوَةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُم بِٱلۡعُدۡوَةِ ٱلۡقُصۡوَىٰ وَٱلرَّكۡبُ أَسۡفَلَ مِنكُمۡۚ وَلَوۡ تَوَاعَدتُّمۡ لَٱخۡتَلَفۡتُمۡ فِي ٱلۡمِيعَٰدِ وَلَٰكِن لِّيَقۡضِيَ ٱللَّهُ أَمۡرٗا كَانَ مَفۡعُولٗا لِّيَهۡلِكَ مَنۡ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٖ وَيَحۡيَىٰ مَنۡ حَيَّ عَنۢ بَيِّنَةٖۗ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ٤٢ إِذۡ يُرِيكَهُمُ ٱللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلٗاۖ وَلَوۡ أَرَىٰكَهُمۡ كَثِيرٗا لَّفَشِلۡتُمۡ وَلَتَنَٰزَعۡتُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ سَلَّمَۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٤٣ وَإِذۡ يُرِيكُمُوهُمۡ إِذِ ٱلۡتَقَيۡتُمۡ فِيٓ أَعۡيُنِكُمۡ قَلِيلٗا وَيُقَلِّلُكُمۡ فِيٓ أَعۡيُنِهِمۡ لِيَقۡضِيَ ٱللَّهُ أَمۡرٗا كَانَ مَفۡعُولٗاۗ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ٤٤ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا لَقِيتُمۡ فِئَةٗ فَٱثۡبُتُواْ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٤٥ [الأنفال: ۴۱-۴۵].

(۴۱) و –ای مؤمنان- بدانید هر چیزی را که از کفار در جهاد در راه الله به زور گرفتید به پنج قسمت تقسیم میشود، که چهار پنجم آن میان مجاهدان تقسیم می‏شود، و یک پنجم باقیمانده به پنج قسمت تقسیم میگردد: یک قسمت آن برای الله و رسولش است که در راه مصارف عمومی مسلمانان هزینه میشود، یک قسمت برای نزدیکان پیامبر، چه بنیهاشم و چه بنیالمطلب است، یک قسمت برای یتیمان، یک قسمت برای فقرا و مساکین، و یک قسمت برای مسافرانی است که راهها بر آنها قطع شده است، اگر به الله، و به آنچه بر بندۀمان محمد ج در روز بدر نازل کردیم که الله میان حق و باطل جدایی انداخت آنگاه که شما را بر دشمنان‏تان پیروز گرداند ایمان دارید. و الله که شما را پیروز گرداند بر هر چیزی تواناست.

(۴۲) و به یاد آورید آنگاه که شما در سمت نزدیکتر دره به طرف مدینه، و مشرکان در سمت دورتر دره به طرف مکه بودند، و کاروان تجاری در مکانی پایینتر از شما به سمت ساحل دریای سرخ بود، و اگر شما و مشرکان با یکدیگر وعده می‏گذاشتید که در بدر با یکدیگر روبرو شوید به‏طور قطع از وعدهتان با یکدیگر سرپیچی میکردید، اما او سبحانه شما و مشرکان را بدون اینکه میان‏تان وعدهای باشد در بدر گرد آورد؛ تا پیروزی مؤمنان و خواری مشرکان و سرافرازی دینش و خوارساختن شرک را که انجام شدنی بود کامل گرداند؛ تا با پیروزی مؤمنان بر مشرکان با وجود کمیِ افراد و تجهیزات اندکشان، هرکس از مشرکان که بمیرد پس از اقامۀ حجت بر او بمیرد؛ و هرکس از آنها که زنده بماند با بینه و حجتی که الله برایش آشکار ساخته است زنده بماند. آنگاه برای هیچیک از آنها حجتی در برابر الله نباشد که با آن اعتراض کند، و الله سخنان همگی را میشنود، و از اعمال‏شان آگاه است، ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، و آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۴۳) - ای رسول- از جمله نعمتهای الله بر خودت و بر مؤمنان به یاد آور آنگاه که الله مشرکان را در خوابت کم تعداد به تو نشان داد، آنگاه مؤمنان را از این امر آگاه کردی تا بر این کار فال نیک زنند، و ارادههای‏شان برای رویارویی و پیکار با دشمن‏شان تقویت شود، و اگر او سبحانه مشرکان را در خوابت، به تو زیاد نشان داده بود به‏طور قطع ارادههای اصحابت سست میشد، و از پیکار میترسیدند، اما او تعالی آنها را از این کار به سلامت داشت، و از شکست محافظت کرد، پس مشرکان را در چشم رسولش ج اندک نشان داد، همانا او به آنچه قلبها دربردارند و به آنچه جان‏ها پنهان میکنند آگاه است.

(۴۴) و –ای مؤمنان- به یاد آورید که الله مشرکان را آنگاه که با آنها روبهرو شدید به شما اندک نشان داد، پس بر اقدام بر پیکار با آنها جرأت پیدا کردید، و شما را در چشمان آنها اندک نشان داد تا بر پیکار با شما پیش آیند بدون اینکه به بازگشت فکر کنند، تا الله کاری را که انجام شدنی بود با انتقام از مشرکان با قتل و اسارت، و نعمتبخشیدن به مؤمنان با یاری و پیروزی بر دشمنان تحقق بخشد، و امور فقط به‏سوی الله بازگردانده میشود. آنگاه گناهکار را به خاطر گناهش، و نیکوکار را به خاطر نیکوکاریاش جزا میدهد.

(۴۵) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید، هرگاه با گروهی از کافران روبرو شدید، در رویارویی با آنها پایداری ورزید و نترسید، الله را زیاد یاد کنید و در دعا بخوانید، زیرا او بر پیروزی شما در برابر آنها تواناست، امید است که آنچه را میطلبید به شما برسد، و آنچه که از آن میترسید از شما دور شود.

برخی فواید آیات:

• غنیمتها از آنِ الله است که هرجا و به هر نحوی که بخواهد آن را قرار می‏دهد، پس این کار به هیچکس ربطی ندارد.

• از اسباب پیروزی، آمادهکردن مؤمنان توسط الله به آنچه که آنها را بر پیروزی یاری میکند، و صبر و پایداری و افزودن بر یاد الله است.

• حکم الله نافذ و حکمت او تعالی فراگیر است، و این امر برای بندگان الله و تمام امت خیر است.

﴿وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَا تَنَٰزَعُواْ فَتَفۡشَلُواْ وَتَذۡهَبَ رِيحُكُمۡۖ وَٱصۡبِرُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ٤٦ وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَٰرِهِم بَطَرٗا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ بِمَا يَعۡمَلُونَ مُحِيطٞ٤٧ وَإِذۡ زَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ ٱلۡيَوۡمَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَإِنِّي جَارٞ لَّكُمۡۖ فَلَمَّا تَرَآءَتِ ٱلۡفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكُمۡ إِنِّيٓ أَرَىٰ مَا لَا تَرَوۡنَ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَۚ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٤٨ إِذۡ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَٰٓؤُلَآءِ دِينُهُمۡۗ وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٤٩ وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ يَتَوَفَّى ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَٰرَهُمۡ وَذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ٥٠ ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيكُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيۡسَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ٥١ كَدَأۡبِ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيّٞ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٥٢ [الأنفال: ۴۶-۵۲].

(۴۶) و در سخنان و رفتار و تمام احوال‏تان بر طاعت الله و طاعت رسولش پایبند باشید، و در رأی اختلاف نکنید؛ زیرا اختلاف سبب سستی و ترس شما، و از بینرفتن نیروی‏تان است، و هنگام رویارویی با دشمن شکیبایی کنید، همانا الله با پیروزی و تأیید و کمک، همراه شکیبایان است، و هرکس که الله همراه او باشد، بدون تردید چیره و پیروز است.

(۴۷) و مانند مشرکان نباشید که از روی غرور و نمایش به مردم از مکه خارج شدند، و مردم را از دین الله بازمیدارند، و آنها را از ورود به دین الله منع میکنند، و الله به آنچه انجام میدهند احاطه دارد، و ذرهای از اعمال‏شان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال اعمال‏شان مجازات خواهد کرد.

(۴۸) و –ای مؤمنان- از نعمتهای الله بر خودتان به یاد آورید که شیطان اعمال مشرکان را برای‏شان آراست، آنگاه آنها را برای رویارویی و پیکار با مسلمانان تشویق کرد و به آنها گفت: امروز هیچکس بر شما پیروز نخواهد شد، و من یاورتان، و پناهگاه شما در برابر دشمن‏تان هستم، اما هنگامیکه دو گروه با هم روبرو شدند: یعنی گروه مؤمنان که فرشتگان همراهشان بودن و آنها را یاری میکردند، و گروه مشرکان که شیطان همراه‏شان بود که دست از یاری آنها کشید؛ شیطان برای فرار پشت کرد، و به مشرکان گفت: همانا من از شما بیزارم، همانا فرشتگانی را میبینم که برای یاری مؤمنان آمدهاند، میترسم که الله مرا نابود کند، و الله سختکیفر است، پس هیچکس نمیتواند کیفر او را تحمل کند.

(۴۹) و به یاد آورید آنگاه که منافقان و افراد دارای ایمان ضعیف گفتند: این مسلمانان را دین‏شان فریفته است که آنها را به پیروزی بر دشمنان‏شان با وجود افراد اندک و تجهیزات ضعیف، و افراد زیاد و تجهیزات قوی دشمنانشان، وعده میدهد. و اینها درک نکردند که هرکس فقط بر الله اعتماد کند و به پیروزیای که به او وعده داده است اطمینان کند الله یاور اوست، و هر چند ضعیف باشد او را خوار نمیسازد، و الله ذات شکستناپذیری است که هیچکس بر او پیروز نمیشود، و در تقدیر و شرعش بسیار داناست.

(۵۰) و –ای رسول- اگر کسانی را که به الله و رسولش کفر ورزیدند ببینی، آنگاه که فرشتگان ارواح‏شان را قبض میکنند، و برمیکنند درحالیکه وقتی روی میآورند بر صورتهای‏شان میزنند، و وقتی در حال فرار پشت میکنند بر پشت آنها میزنند، و به آنها میگویند: - ای کافران- عذاب سوزاننده را بچشید. اگر این امر را ببینی، به‏طور قطع امری بزرگ دیدهای.

(۵۱) - ای کافران- سبب این عذاب دردآور هنگام قبض ارواحتان، و عذاب سوزاننده در قبرهای‏تان و در آخرت، چیزی است که دستان‏تان در دنیا کسب کرده است، زیرا الله بر مردم ستم نمیکند، بلکه فقط به عدالت میان آنها داوری میکند زیرا او داوری عادل است.

(۵۲) و این عذاب نازلشده به این کافران مخصوص آنها نیست، بلکه سنت الله است که در هر زمان و مکانی بر کافران گذشته است، چنانکه به خاندان فرعون و امتهای قبل از آنها رسیده است، آنگاه که به آیات الله سبحانه کفر ورزیدند. پس الله آنها را به‏سبب گناهان‏شان، به شیوهای مقتدرانه و شکستناپذیر گرفت، و عذابش را بر آنها فرو فرستاد. همانا الله ذات توانایی است که کسی بر او پیروز و چیره نمی‏شود، و نسبت به کسانیکه از او نافرمانی کنند سختکیفر است.

برخی فواید آیات:

• ناسپاسی، بیماری خطرناکی است که بافت شخصیت انسان را میپوساند، و متلاشیشدن هویت صاحبش را به تعجیل میاندازد.

• شکیبایی بر تحمل رنجها و سختیها کمک میکند، و منفعتی الهی دارد، که همان یاری الله برای کسی است که برای اجرای امرش شکیبایی کند، و این امر در رفتارهای زندگی قابل مشاهده است.

• تنازع و اختلاف از اسباب پراکندگی امت است، و خطر شکست و برگشتن به عقب، و از بینرفتن نیرو و یاری و دولت را در پی دارد.

• ایمان موجب میشود که مؤمن بر انجام امور ترسناکی که لشکرهای بزرگ بر انجام آن پیش نمیروند اقدام کند.

﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ لَمۡ يَكُ مُغَيِّرٗا نِّعۡمَةً أَنۡعَمَهَا عَلَىٰ قَوۡمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ٥٣ كَدَأۡبِ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ فَأَهۡلَكۡنَٰهُم بِذُنُوبِهِمۡ وَأَغۡرَقۡنَآ ءَالَ فِرۡعَوۡنَۚ وَكُلّٞ كَانُواْ ظَٰلِمِينَ٥٤ إِنَّ شَرَّ ٱلدَّوَآبِّ عِندَ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٥٥ ٱلَّذِينَ عَٰهَدتَّ مِنۡهُمۡ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهۡدَهُمۡ فِي كُلِّ مَرَّةٖ وَهُمۡ لَا يَتَّقُونَ٥٦ فَإِمَّا تَثۡقَفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡحَرۡبِ فَشَرِّدۡ بِهِم مَّنۡ خَلۡفَهُمۡ لَعَلَّهُمۡ يَذَّكَّرُونَ٥٧ وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوۡمٍ خِيَانَةٗ فَٱنۢبِذۡ إِلَيۡهِمۡ عَلَىٰ سَوَآءٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡخَآئِنِينَ٥٨ وَلَا يَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ سَبَقُوٓاْۚ إِنَّهُمۡ لَا يُعۡجِزُونَ٥٩ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةٖ وَمِن رِّبَاطِ ٱلۡخَيۡلِ تُرۡهِبُونَ بِهِۦ عَدُوَّ ٱللَّهِ وَعَدُوَّكُمۡ وَءَاخَرِينَ مِن دُونِهِمۡ لَا تَعۡلَمُونَهُمُ ٱللَّهُ يَعۡلَمُهُمۡۚ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيۡءٖ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ يُوَفَّ إِلَيۡكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تُظۡلَمُونَ٦٠ ۞وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلۡمِ فَٱجۡنَحۡ لَهَا وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٦١ [الأنفال: ۵۳-۶۱].

(۵۳) این کیفر سخت به‏سبب آن است که هرگاه الله نعمتی از جانب خودش به قومی ارزانی دارد آن نعمت را از آنها نمیگیرد مگر آنکه نفس‏شان را از حال پاکش، یعنی از ایمان و استقامت و شکر نعمتها به حال بدش، یعنی کفر به الله و نافرمانی او و کفران نعمت او تعالی تغییر دهند، و الله سخنان بندگانش را میشنود، و از افعال‏شان آگاه است، چنانکه ذرهای از آنها بر او پوشیده نمیماند.

(۵۴) حال این کافران همانند حال دیگرانی است که به الله کفر ورزیدند مانند خاندان فرعون و امتهای تکذیب کنندۀ قبل از آنها، که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند، پس الله آنها را به‏سبب گناهانی که مرتکب شده بودند نابود کرد، و هم خاندان فرعون و هم امتهای قبل از آنها به‏سبب کفر و شرکشان به الله ستمکار بودند، پس به این سبب، کیفر او سبحانه بر آنها واجب شد، آنگاه کیفرش را بر آنها واقع ساخت.

(۵۵) همانا بدترین جنبندگان روی زمین کسانی هستند که به الله و رسولانش کفر ورزیدند، زیرا آنها به‏سبب پافشاری بر کفر ایمان نمیآورند هر چند تمام آیات نزدشان بیاید؛ همانا وسایل هدایت، چه عقل و چه گوش و چه چشم در آنها از کار افتاده است.

(۵۶) همان کسانی- مانند بنیقریظه- که از آنها پیمانها و میثاقها گرفتی، سپس آنچه از آنها بر آن پیمان گرفتی هربار شکستند، و آنها از الله نمیترسند، پس به پیمانهای‏شان وفا نمیکنند، و به میثاقهایی که از آنها گرفته میشود پایبند نیستند.

(۵۷) - ای رسول- اگر با اینها که پیمانهای‏شان را شکستند در جنگ روبهرو شدی شدیدترین بلا را بر آنها وارد آور تا دیگران آن را بشنوند، شاید از حال آنها عبرت بگیرند، آنگاه از پیکار با تو و یاری دشمنانت علیه تو بترسند.

(۵۸) و –ای رسول- اگر از قومی که با آنها پیمان بستهای از روی نشانهای که بر تو آشکار میشود ترسیدی که خیانت و نقض پیمان بکنند، دور انداختن پیمان‏شان را بر آنها اعلام کن تا در آگاهی از این امر با تو یکسان باشند، و قبل از اینکه بر آنها اعلام کنی ناگهان بر آنها وارد نشو، زیرا غافلگیرکردن آنها قبل از اینکه به آنها اعلام شود خیانت است، و الله خیانتکاران را دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم می‏گیرد، پس تو هم از خیانت برحذر باش.

(۵۹) و کسانیکه کفر ورزیدند گمان نکنند که آنها از عذاب الله فرار کرده و رهایی پیدا کردهاند، همانا آنها نمیتوانند از چنگ او تعالی فرار کنند و نمیتوانند از کیفرش رهایی پیدا کنند، بلکه او تعالی مراقب آنها است و به آنها دست مییابد.

(۶۰) و –ای مؤمنان- آنچه بر آماده سازی آن، چه افراد و چه تجهیزات؛ مانند تیراندازی در توان دارید آماده سازید، و آنچه از اسبهایی که در راه الله نگه داشتهاید آماده سازید، تا دشمنان الله و دشمنان خودتان از کافران را که منتظر رسیدن بلاها بر شما هستند بترسانید، و با آن قومی دیگر را که شما آنها را نمیشناسید، و از دشمنی‏ای که برای‏تان پنهان میکنند آگاهی ندارید بترسانید، بلکه فقط الله آنها را میشناسد، و از آنچه در نفسهای‏شان پنهان میکنند آگاه است. و هر مالی، چه کم و چه زیاد، که انفاق کنید الله مانند آن را در دنیا به شما میدهد، و پاداش آن را به صورت کامل و بدون هیچ کاستی در آخرت برای‏تان عطا میکند، پس بر انفاق در راه او تعالی اقدام کنید.

(۶۱) و اگر به صلح و ترک قتال تمایل نشان دادند، پس –ای رسول- تو نیز به صلح روی بیاور، و با آنها پیمان ببند، و بر الله توکل کن، و بر او اعتماد کن، زیرا او هرگز تو را خوار نمیسازد، همانا او سخنان‏شان را میشنود، و از نیات و افعال‏شان آگاه است.

برخی فواید آیات:

• یکی از فواید کیفرها و حدود مترتب بر گناهان این است که سبب بازداشتن کسیکه این گناهان را انجام نداده میشود؛ چنانکه کسیکه این گناهان را انجام داده را نیز از اینکه دوباره مرتکب آنها شود بازمیدارد.

• از اخلاق مؤمنان، وفای به پیمان با معاهدان است، مگر اینکه اثبات شود خیانتی از آنها سرزده است.

• بر مسلمانان واجب است که تمام اصناف اسلحه و رأی و سیاست را که سبب ترساندن دشمن میشود آماده کنند.

• جواز صلح با دشمن در صورتیکه صلح مصلحتی برای مسلمانان داشته باشد.

﴿وَإِن يُرِيدُوٓاْ أَن يَخۡدَعُوكَ فَإِنَّ حَسۡبَكَ ٱللَّهُۚ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَيَّدَكَ بِنَصۡرِهِۦ وَبِٱلۡمُؤۡمِنِينَ٦٢ وَأَلَّفَ بَيۡنَ قُلُوبِهِمۡۚ لَوۡ أَنفَقۡتَ مَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا مَّآ أَلَّفۡتَ بَيۡنَ قُلُوبِهِمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ أَلَّفَ بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّهُۥ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٦٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ حَسۡبُكَ ٱللَّهُ وَمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٦٤ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ حَرِّضِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ عَلَى ٱلۡقِتَالِۚ إِن يَكُن مِّنكُمۡ عِشۡرُونَ صَٰبِرُونَ يَغۡلِبُواْ مِاْئَتَيۡنِۚ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّاْئَةٞ يَغۡلِبُوٓاْ أَلۡفٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ٦٥ ٱلۡـَٰٔنَ خَفَّفَ ٱللَّهُ عَنكُمۡ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمۡ ضَعۡفٗاۚ فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّاْئَةٞ صَابِرَةٞ يَغۡلِبُواْ مِاْئَتَيۡنِۚ وَإِن يَكُن مِّنكُمۡ أَلۡفٞ يَغۡلِبُوٓاْ أَلۡفَيۡنِ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ٦٦ مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُۥٓ أَسۡرَىٰ حَتَّىٰ يُثۡخِنَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ تُرِيدُونَ عَرَضَ ٱلدُّنۡيَا وَٱللَّهُ يُرِيدُ ٱلۡأٓخِرَةَۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٦٧ لَّوۡلَا كِتَٰبٞ مِّنَ ٱللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمۡ فِيمَآ أَخَذۡتُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ٦٨ فَكُلُواْ مِمَّا غَنِمۡتُمۡ حَلَٰلٗا طَيِّبٗاۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٦٩ [الأنفال: ۶۲-۶۹].

(۶۲) و –ای رسول- اگر با گرایش به صلح و ترک قتال قصد داشتند با این کار به تو نیرنگ بزنند تا برای قتال با تو آماده شوند، همانا الله در مقابل مکر و نیرنگ آنها برایت کافی است، او ذاتی است که با یاریاش تو را نیرومند ساخت، و با یاری مؤمنان به تو، چه مهاجران و چه انصار، تو را قدرت داد.

(۶۳) و میان دلهای مؤمنانی که تو را با آنها یاری کرد پس از آنکه پراکنده بودند الفت ایجاد کرد. اگر تمام اموال روی زمین را خرج میکردی تا میان دلهای پراکندۀ آنها الفت ایجاد کنی نمیتوانستی میان دلهای‏شان الفت ایجاد کنی، اما الله به تنهایی میان دلهای‏شان الفت ایجاد کرد، همانا او در فرمانروایی خویش ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در تقدیر و تدبیر و شرعش بسیار داناست.

(۶۴) ای پیامبر همانا الله در برابر شر دشمنانت برای تو و مؤمنانی که همراه تو هستند کافی است، پس بر الله اعتماد و تکیه کن.

(۶۵) ای پیامبر مؤمنان را بر قتال تشویق کن، و آنها را با آنچه که ارادههای‏شان را قوی میگرداند و همتهای‏شان را فعال میکند بر قتال برانگیز، - ای مؤمنان- اگر از شما بیست نفر شکیبا بر پیکار با کفار باشند بر دویست نفر از کفار پیروز میشوند، و اگر از شما صد نفر شکیبا باشند بر هزار نفر از کافران پیروز میشوند؛ زیرا کافران مردمی هستند که سنت الله در پیروزی دوستانش، و سرکوب دشمنانش را نمیفهند، و هدف از قتال را درک نمیکنند، زیرا آنها برای برتری در دنیا میجنگند.

(۶۶) - ای مؤمنان- اکنون الله به‏سبب ضعفی که از شما معلوم داشته، از روی لطفی از جانب خویش، بر شما تخفیف داده، پس بر یک نفر از شما واجب گردانیده که به جای ده نفر از کافران، در برابر دو تن از آنها پایداری کند. پس اگر صد نفر شکیبا از شما برای قتال با کافران باشند بر دویست نفر پیروز میشوند، و اگر هزار نفر شکیبا از شما باشند بر دو هزار نفر از کفار به اذن الله پیروز میشوند، و الله با تأیید و یاری و پیروزی، همراهِ مؤمنان شکیبا است.

(۶۷) برای هیچ پیامبری شایسته نیست که (در ابتدای امر) از کافرانی که با او می‏جنگند اسیر بگیرد تا اینکه از آنها بسیار بکشد؛ تا وحشت را در دلهای‏شان بیفکند که به قتال با او بازنگردند، - ای مؤمنان- شما با گرفتن اسیران بدر، دریافت فدیه را میخواهید، حال آنکه الله آخرت را که با یاری و گرامی داشتن دینش به دست میآید میخواهد، و الله در ذات و صفات و غلبۀ خویش شکست ناپذیر است، که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در تقدیر و شرعش بسیار داناست.

(۶۸) اگر نوشتهای از جانب الله نبود که قضا و قدرش بر آن رفته است که او تعالی غنیمتها را بر شما حلال، و فدیه گرفتن از اسیران را برای‏تان مباح کرده است، به‏طور قطع به‏سبب گرفتن غنیمت و فدیه از اسیران قبل از اینکه وحیی از جانب الله مبنی بر اباحۀ این کار نازل شده باشد، عذابی سخت از جانب الله به شما میرسید.

(۶۹) پس –ای مؤمنان- غنیمتی را که از کفار گرفتهاید بخورید که بر شما حلال است، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، همانا الله نسبت به بندگان مؤمن خویش بسیار آمرزنده و مهربان است.

برخی فواید آیات:

• در این آیات، الله برای بندگان مؤمنش به یاری و پیروزی بر دشمنان وعده داده است.

• پایداری مقابل دشمن، بر مسلمانان فرضی است که در آن اختیاری ندارند، تا زمانیکه چیزی رخ ندهد که خلاف آن را برای‏شان اجازه دهد.

• الله امور والا را برای بندگانش میخواهد، و امور پست را از آنها نمیپسندد، از این رو آنها را به طلب پاداش ماندگار و همیشگی آخرت تشویق میفرماید.

• آزاد کردن اسیران در برابر فدیه یا منت گذاشتن بر آنها با آزاد کردن آنها، فقط پس از غلبه گسترده و تسلط بر دشمنان، و آشکار شدن شکوه و عظمت دولت در نظر دیگران است.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّمَن فِيٓ أَيۡدِيكُم مِّنَ ٱلۡأَسۡرَىٰٓ إِن يَعۡلَمِ ٱللَّهُ فِي قُلُوبِكُمۡ خَيۡرٗا يُؤۡتِكُمۡ خَيۡرٗا مِّمَّآ أُخِذَ مِنكُمۡ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٧٠ وَإِن يُرِيدُواْ خِيَانَتَكَ فَقَدۡ خَانُواْ ٱللَّهَ مِن قَبۡلُ فَأَمۡكَنَ مِنۡهُمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ٧١ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَواْ وَّنَصَرُوٓاْ أُوْلَٰٓئِكَ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۚ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمۡ يُهَاجِرُواْ مَا لَكُم مِّن وَلَٰيَتِهِم مِّن شَيۡءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُواْۚ وَإِنِ ٱسۡتَنصَرُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ فَعَلَيۡكُمُ ٱلنَّصۡرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوۡمِۢ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُم مِّيثَٰقٞۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ٧٢ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٍۚ إِلَّا تَفۡعَلُوهُ تَكُن فِتۡنَةٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَفَسَادٞ كَبِيرٞ٧٣ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَواْ وَّنَصَرُوٓاْ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ حَقّٗاۚ لَّهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ٧٤ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنۢ بَعۡدُ وَهَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ مَعَكُمۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ مِنكُمۡۚ وَأُوْلُواْ ٱلۡأَرۡحَامِ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلَىٰ بِبَعۡضٖ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُۢ٧٥ [الأنفال: ۷۰-۷۵].

(۷۰) ای پیامبر، به اسیران مشرک که در روز بدر آنها را به اسارت گرفتید بگو: اگر الله قصد خیر و صلاح نیت را در دلهای‏تان سراغ داشته باشد، بهتر از فدیهای که از شما گرفته شده است به شما میدهد، پس بر فدیهای که از شما گرفته شده است غمگین نباشید، و گناهان‏تان را میآمرزد، و الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است، و وعدۀ الله برای عباس عموی پیامبر ج و سایر کسانیکه اسلام آوردند تحقق یافته است.

(۷۱) و –ای محمد- اگر بخواهند با سخنانی که برایت آشکار میکنند به تو خیانت کنند، پیش از این نیز بر الله خیانت کردهاند، و الله تو را بر آنها پیروز گردانده است، پس کسانی از آنها که باید کشته میشدند کشته شدند و کسانی از آنها که باید اسیر میشدند اسیر شدند، پس اگر بازگشتند مانند همین امر را باید انتظار بکشند، و الله نسبت به مخلوقاتش و آنچه که آنها را اصلاح میکند آگاه است، و در تدبیرش بسیار داناست.

(۷۲) همانا کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و رسولش را تصدیق کردهاند و به شریعت او تعالی عمل کردهاند، و از سرزمین کفر به سرزمین اسلام، یا به مکانی که در آنجا با امنیت، الله را عبادت کنند مهاجرت کردهاند، و با بخشش اموال و جان‏های‏شان برای بالا بردن سخن الله جهاد کردهاند، و کسانیکه آنها را در منازل‏شان ساکن کردهاند، و آنها را یاری رساندهاند- آن مهاجران و کسانی از اهل مدینه که آنها را یاری رساندند در یاری و همکاری دوستان یکدیگر هستند، و –ای مؤمنان- کسانیکه به الله ایمان آوردهاند اما از سرزمین کفر به سرزمین اسلام مهاجرت نکردهاند برعهدۀ شما نیست که به آنها یاری رسانید و آنها را حمایت کنید مگر اینکه در راه الله مهاجرت کنند، و اگر کفار بر آنها ستم کردند آنگاه از شما درخواست یاری کردند آنها را در برابر دشمن‏شان یاری کنید، مگر اینکه میان شما و دشمن آنها، پیمانی باشد که آن را نقض نکرده باشند، و الله آنچه را انجام میدهید میبیند، و ذرهای از اعمال شما بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی جزای آن را به شما خواهد داد.

(۷۳) و کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند کفر آنها را گرد میآورد، پس به یکدیگر یاری میرسانند، پس مؤمن با آنها دوستی نمیکند، که اگر مؤمنان با یکدیگر دوستی نکنند و کافران را به دشمنی نگیرند، فتنهای برای مؤمنان پدید خواهد آمد که هیچکس از برادران دینی‏شان را نخواهند یافت که به آنها یاری رساند، و فسادی بزرگ با بازداشتن از راه الله در زمین به پا خواهد شد.

(۷۴) و کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و در راهش مهاجرت کردهاند، و کسانیکه مهاجران را در راه الله پناه دادهاند و به آنها یاری رساندهاند، اینها همان مُتَّصِفان به صفت ایمان حقیقی هستند، و پاداش آنها از جانب الله آمرزش گناهانشان، و روزیای گرامی از جانب او تعالی یعنی همان بهشت است.

(۷۵) و کسانیکه پس از ایمان پیشی گیرندگان به اسلام، یعنی مهاجران و انصار، ایمان آوردهاند، و از سرزمین کفر به سرزمین اسلام مهاجرت کردهاند، و در راه الله جنگیدهاند تا سخن الله برتر باشد و سخن کسانیکه کفر ورزیدند پایینتر باشد، - ای مؤمنان- اینها از شما هستند، حقوقی را که شما دارید آنها نیز دارند، و وظایفی که برعهدۀ شماست برعهدۀ آنها نیز است، و در حکم الله، خویشاوندان برای ارث بردن از یکدیگر سزاوارترند از ارث بردن به ایمان و هجرت که قبلاً موجود بود. همانا الله به هر چیزی داناست، و هیچچیز بر او پوشیده نمیماند، پس او میداند که چه چیزی به صلاح بندگانش است، پس همان را برای‏شان تشریع میفرماید.

برخی فواید آیات:

• بر مؤمنان واجب است که اسیران را به ایمان تشویق کنند.

• آیات فوق، بشارت مؤمنان به استمرار پیروزی بر مشرکان را دربردارد تا زمانیکه اسباب مادی و معنویِ پیروزی را بهکار گیرند.

• اگر مسلمانان ید واحدی در برابر کافران نباشند، شوکت‏شان آشکار نمیشود، و با آن کار فساد بزرگی بهپا میشود.

• فضیلت وفا به عهد و پیمانها در شریعت اسلام؛ هر چند این کار با مصلحت برخی مسلمانان در تعارض باشد.

سورة التوبة (مدنی)

﴿بَرَآءَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلَّذِينَ عَٰهَدتُّم مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١ فَسِيحُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَرۡبَعَةَ أَشۡهُرٖ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّكُمۡ غَيۡرُ مُعۡجِزِي ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُخۡزِي ٱلۡكَٰفِرِينَ٢ وَأَذَٰنٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلنَّاسِ يَوۡمَ ٱلۡحَجِّ ٱلۡأَكۡبَرِ أَنَّ ٱللَّهَ بَرِيٓءٞ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ وَرَسُولُهُۥۚ فَإِن تُبۡتُمۡ فَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۖ وَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ فَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّكُمۡ غَيۡرُ مُعۡجِزِي ٱللَّهِۗ وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ٣ إِلَّا ٱلَّذِينَ عَٰهَدتُّم مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ثُمَّ لَمۡ يَنقُصُوكُمۡ شَيۡ‍ٔٗا وَلَمۡ يُظَٰهِرُواْ عَلَيۡكُمۡ أَحَدٗا فَأَتِمُّوٓاْ إِلَيۡهِمۡ عَهۡدَهُمۡ إِلَىٰ مُدَّتِهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَّقِينَ٤ فَإِذَا ٱنسَلَخَ ٱلۡأَشۡهُرُ ٱلۡحُرُمُ فَٱقۡتُلُواْ ٱلۡمُشۡرِكِينَ حَيۡثُ وَجَدتُّمُوهُمۡ وَخُذُوهُمۡ وَٱحۡصُرُوهُمۡ وَٱقۡعُدُواْ لَهُمۡ كُلَّ مَرۡصَدٖۚ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّكَوٰةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٥ وَإِنۡ أَحَدٞ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٱسۡتَجَارَكَ فَأَجِرۡهُ حَتَّىٰ يَسۡمَعَ كَلَٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ أَبۡلِغۡهُ مَأۡمَنَهُۥۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡلَمُونَ٦ [التوبة: ۱-۶].

برخی مقاصد سوره:

کشف احوال گروههای مردم، با جداسازی کافران، و رسواسازی منافقان، و مشخص کردن مؤمنان.

تفسیر:

(۱) این آیات اعلام بیزاری از جانب الله و رسولش، و اعلان پایان پیمانهایی است که –ای مسلمانان- با مشرکان جزیرة العرب بستهاید.

(۲)پس –ای مشرکان- مدت چهار ماه با امنیت در زمین بگردید، و پس از آن هیچ پیمان و امانی برای شما نیست، و بدانید که اگر بر کفر به الله ادامه دهید هرگز نخواهید توانست از عذاب و کیفر الله رهایی پیدا کنید، و بدانید که الله خوارکنندۀ کافران با قتل و اسارت در دنیا، و با ورود به آتش در روز قیامت است. این حکم شامل کسانی میشود که پیمان‏شان را شکستند، و کسانیکه پیمان‏شان مطلق و همیشگی است، اما کسیکه پیمان موقتی دارد هر چند بیشتر از چهار ماه باشد پیمان او تا پایان مدت آن برایش کامل میشود.

(۳) و اعلامی است از جانب الله، و اعلامی است از جانب رسولش ج به تمام مردم در روز عید قربان که الله سبحانه از مشرکان بیزار است، و رسولش ج نیز از آنها بیزار است، پس – ای مشرکان- اگر از شِرکِ‏تان توبه کنید توبۀ شما برای‏تان بهتر است، و اگر از توبه روی گردانید بدانید که هرگز نمیتوانید از الله پیشی بگیرید، و هرگز نمیتوانید از کیفرش رهایی پیدا کنید، و –ای رسول- کسانی را که به الله کفر ورزیدند به آنچه که آنها را به ستوه میآورد، یعنی عذاب رنج آوری که منتظرشان است خبر بده.

(۴) مگر مشرکانی که با شما پیمان بستند، و به پیمان‏شان وفا کردند، و ذرهای از آن را نقض نکردند، که آنها از حکم سابق استثنا هستند، پس وفا به پیمان‏شان را برای آنها کامل کنید تا وقتیکه مدتش سپری شود، همانا الله کسانیکه با اجرای اوامرش از جمله وفا به پیمان و اجتناب از نواهیاش از جمله خیانت، تقوا پیشه می‏کنند را دوست دارد.

(۵) پس وقتی ماههای حرام که در آنها دشمنان‏تان را در امان قرار دادید سپری شد، مشرکان را در هرجا که با آنها روبهرو شدید بکشید، و آنها را در پایگاههای‏شان محاصره کنید، و در راههای‏شان به کمین آنها بنشینید، پس اگر از شرک به‏سوی الله توبه کردند، و نماز را برپا داشتند، و زکات اموال‏شان را پرداختند؛ برادران اسلامی شما شدهاند، پس از قتال با آنها دست بکشید، همانا الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۶) و –ای رسول- اگر یکی از مشرکان که خون و مالش مباح است وارد شد و از تو درخواست پناهندگی کرد درخواست او را اجابت کن تا قرآن را بشنود، آنگاه او را به مکانی که برایش امن باشد برسان، زیرا کافران مردمی هستند که حقایق این دین را نمیدانند، پس وقتی حقایق را از طریق شنیدن قرائت قرآن دانستند شاید هدایت یافتند.

برخی فواید آیات:

• آیات فوق دلالت آشکاری دارند بر اشتیاق اسلام بر یکسانسازی روابط خارجی با دشمنان براساس صلح و امنیت و تفاهم.

• اسلام بهای زیادی به پیمانها میدهد، و وفا به آنها را واجب میداند، و حفظ آن را برخاسته از ایمان و پشتوانۀ تقوای الله تعالی قرار میدهد.

• برپایی نماز و پرداخت زکات دلیلی بر اسلام است، و خون و مال را حفظ می‏کنند، و برای کسیکه این دو را ادا کند حقوق مسلمانان را از حفظ خون و مالش جز به حق اسلام مانند ارتکاب قتل شخص بیگناه که موجب قتل است، و زنای زناکار دارای همسر، و بازگشتن به کفر پس از ایمان، موجب میگرداند.

• مشروعیت امان؛ یعنی: جوازِ در امان قرار دادن کافر حربی، آنگاه که آن را از مسلمانان درخواست کند؛ تا آنچه را که بر صحت اسلام دلالت دارد بشنود، و در این امر، عفو و گرامی داشتن در رفتار با کفار، و نیز دلیلی بر ترجیح دادن صلح است.

﴿كَيۡفَ يَكُونُ لِلۡمُشۡرِكِينَ عَهۡدٌ عِندَ ٱللَّهِ وَعِندَ رَسُولِهِۦٓ إِلَّا ٱلَّذِينَ عَٰهَدتُّمۡ عِندَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۖ فَمَا ٱسۡتَقَٰمُواْ لَكُمۡ فَٱسۡتَقِيمُواْ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَّقِينَ٧ كَيۡفَ وَإِن يَظۡهَرُواْ عَلَيۡكُمۡ لَا يَرۡقُبُواْ فِيكُمۡ إِلّٗا وَلَا ذِمَّةٗۚ يُرۡضُونَكُم بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَتَأۡبَىٰ قُلُوبُهُمۡ وَأَكۡثَرُهُمۡ فَٰسِقُونَ٨ ٱشۡتَرَوۡاْ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ ثَمَنٗا قَلِيلٗا فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِهِۦٓۚ إِنَّهُمۡ سَآءَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٩ لَا يَرۡقُبُونَ فِي مُؤۡمِنٍ إِلّٗا وَلَا ذِمَّةٗۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُعۡتَدُونَ١٠ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّكَوٰةَ فَإِخۡوَٰنُكُمۡ فِي ٱلدِّينِۗ وَنُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ١١ وَإِن نَّكَثُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُم مِّنۢ بَعۡدِ عَهۡدِهِمۡ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمۡ فَقَٰتِلُوٓاْ أَئِمَّةَ ٱلۡكُفۡرِ إِنَّهُمۡ لَآ أَيۡمَٰنَ لَهُمۡ لَعَلَّهُمۡ يَنتَهُونَ١٢ أَلَا تُقَٰتِلُونَ قَوۡمٗا نَّكَثُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُمۡ وَهَمُّواْ بِإِخۡرَاجِ ٱلرَّسُولِ وَهُم بَدَءُوكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٍۚ أَتَخۡشَوۡنَهُمۡۚ فَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخۡشَوۡهُ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ١٣ [التوبة: ۷-۱۳].

(۷) ای مسلمانان- صحیح نیست که برای مشرکان به الله، پیمان و امانی نزد الله و نزد رسولش باشد مگر پیمان آن مشرکانی که کنار مسجدالحرام در صلح حدیبیه با آنها پیمان بستید، پس تا زمانیکه بر این پیمان که میان شما و آنها است پایدار ماندند و آن را نقض نکردند، شما هم بر آن پایدار بمانید و آن را نقض نکنید، همانا الله بندگان پرهیزکارش را که اوامرش را اجرا میکنند، و از نواهی او تعالی اجتناب میکنند دوست دارد.

(۸) چگونه برای‏شان عهد و امانی است درحالیکه دشمنان شما هستند، و اگر بر شما دست یابند در مورد شما نه مراعات الله را میکنند و نه مراعات خویشاوندی، و نه رعایت پیمانی را؛ بلکه شما را به بدترین عذاب شکنجه میکنند؟! با سخن نیکی که زبانهای‏شان جاری میسازند شما را خشنود میکنند، اما دلهای‏شان از زبان‏های‏شان فرمان نمیبرد، پس به آنچه میگویند وفا نمیکنند، و بیشتر آنها به خاطر نقض پیمان‏شان، از فرمان‏برداری الله خارج هستند.

(۹) پیروی از آیات الله از جمله وفا به پیمانها را با بهایی ناچیز از بهره دنیا که با آن به شهوات و هوسهای‏شان میرسند عوض و تبدیل کردند، پس خودشان را از پیروی از حق بازداشتند، و از آن روی گرداندند، و دیگران را نیز از حق بازداشتند، بهراستی که عمل بسیاری بدی انجام میدادند.

(۱۰) به‏سبب دشمنیای که دارند، در مورد هیچ مؤمنی نه مراعات الله را میکنند و نه مراعات خویشاوندی و نه پیمانی را؛ پس آنها به‏سبب ظلم و عداوتی که مرتکب می‏شوند، تجاوزکاران از حدود الله هستند.

(۱۱) پس اگر از کفرشان به‏سوی الله توبه کنند، و شهادتین را بر زبان جاری سازند، و نماز را برپا دارند، و زکات اموال‏شان را بپردازند- به تحقیق که مسلمان شدهاند، و برادران دینی شما هستند، و حقوق و تکالیفی که شما دارید آنها نیز دارند، و پیکار با آنها برای شما حلال نیست؛ زیرا اسلام آنها، از خونها و اموال و نوامیس‏شان محافظت میکند، و این آیات را برای مردمی که به دنبال علم و دانش هستند بیان می‏کنیم و توضیح میدهیم، زیرا آنها هستند که از این آیات بهره میبرند و به دیگران نیز بهره میرسانند.

(۱۲) و اگر این مشرکانی که بر ترک قتال برای مدت مشخصی با آنها پیمان دارید، عهد و پیمانهای‏شان را شکستند، و بر دین شما ایراد گرفتند و از منزلت آن کاستند پس با آنها بجنگید، که آنها پیشوایان و رهبران کفر هستند، و عهد و پیمانهایی ندارند که خون‏شان را حفظ کند، با آنها بجنگید. امید است که از کفر و شکستن پیمانها و کاستن از منزلت دین دست بکشند.

(۱۳) - ای مؤمنان- چرا با قومی نمیجنگید که عهد و پیمانهای‏شان را شکستند، و در اجتماع خویش در دارُالنَّدوه، تلاش به اخراج رسول ج از مکه نمودند. آنها بودند که نخستین بار جنگ را با شما آغاز کردند آنگاه که همپیمان قریش یعنی (طایفه) بَکر را در برابرِ همپیمان رسولع یعنی (طایفه) خُزاعه یاری کردند. آیا از آنها می‏ترسید، که برای پیکار با آنها پیش نمیآیید؟! همانا الله سبحانه سزاوارتر است که از او بترسید اگر واقعاً مؤمن هستید.

برخی فواید آیات:

• این آیات بر این امر دلالت دارند که اسباب قتال با مشرکان پیمانشکن زیاد بود که مهمترین این اسباب: شکستن پیمان توسط آنها بود.

• در این آیات دلیلی است بر اینکه هرکس از ادای نماز یا زکات خودداری کند با او جنگیده میشود تا اینکه این دو را ادا کند، آنگونه که ابوبکر چنین کرد.

• برخی از علما با استناد به این فرمودۀ الله تعالی ﴿وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمۡ بر وجوب قتل هرکس که از روی عمد و برای استهزا، در دین طعنه بزند استدلال کردهاند.

• در این آیات دلالتی است بر اینکه مؤمن که فقط از الله میترسد باید شجاعترین و جسورترین مردم بر قتال باشد.

﴿قَٰتِلُوهُمۡ يُعَذِّبۡهُمُ ٱللَّهُ بِأَيۡدِيكُمۡ وَيُخۡزِهِمۡ وَيَنصُرۡكُمۡ عَلَيۡهِمۡ وَيَشۡفِ صُدُورَ قَوۡمٖ مُّؤۡمِنِينَ١٤ وَيُذۡهِبۡ غَيۡظَ قُلُوبِهِمۡۗ وَيَتُوبُ ٱللَّهُ عَلَىٰ مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ١٥ أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تُتۡرَكُواْ وَلَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ مِنكُمۡ وَلَمۡ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَا رَسُولِهِۦ وَلَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَلِيجَةٗۚ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٦ مَا كَانَ لِلۡمُشۡرِكِينَ أَن يَعۡمُرُواْ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ شَٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلۡكُفۡرِۚ أُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ وَفِي ٱلنَّارِ هُمۡ خَٰلِدُونَ١٧ إِنَّمَا يَعۡمُرُ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَلَمۡ يَخۡشَ إِلَّا ٱللَّهَۖ فَعَسَىٰٓ أُوْلَٰٓئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُهۡتَدِينَ١٨ ۞أَجَعَلۡتُمۡ سِقَايَةَ ٱلۡحَآجِّ وَعِمَارَةَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ كَمَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَجَٰهَدَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۚ لَا يَسۡتَوُۥنَ عِندَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٩ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَٰهَدُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ أَعۡظَمُ دَرَجَةً عِندَ ٱللَّهِۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ٢٠ [التوبة: ۱۴-۲۰].

(۱۴) - ای مؤمنان- با این مشرکان بجنگید، زیرا اگر با آنها بجنگید الله آنها را به دستان شما عذاب میکند، و اینکار با کشتن آنها توسط شما صورت میگیرد، و آنها را با شکست و اسارت خوار میسازد، و با قراردادن پیروزی برایتان، شما را در برابر آن‏ها یاری میرساند، و درد سینههای گروه مؤمنانی را که در پیکار حاضر نبودهاند با قتل و اسارت و شکست که برای دشمن‏شان حاصل شد و پیروزی مؤمنان بر آنها شفا میدهد.

(۱۵) و خشم را از دلهای بندگان مؤمنش به‏سبب پیروزیای که به آنها رسید می‏زداید، و الله توبۀ هر یک از این معاندان را که بخواهد، اگر توبه کنند میپذیرد. چنانکه برخی ساکنان مکه در روز فتح توبه کردند، و الله به راستی نسبت به توبهکار از میان آنها آگاه است، و در آفرینش و تدبیر و تشریعش بسیار داناست.

(۱۶) - ای مؤمنان- آیا گمان کردید که الله شما را بدون آزمایش رها میکند؟! آزمایش یکی از سنتهای او تعالی است، الله بهزودی شما را آزمایش خواهد کرد تا با علمی عیان و آشکار، بندگان مجاهد از میان شما را که با اخلاص برای الله میجنگند معلوم کند، همان کسانیکه به جای الله و رسولش و مؤمنان هیچ دوست پنهانی از کفار نگرفتهاند که آنها را دوست بدارند، و هیچ دوست باوفایی از میان آنها نگرفتهاند که با آنها مهرورزی کنند، و الله به آنچه انجام میدهید داناست، ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال اعمال‏تان جزا خواهد داد.

(۱۷) مشرکان را نسزد که مساجد الله را با عبادت و انواع طاعت آباد کنند، درحالیکه به کفر خویش به آنچه از آن آشکار میکنند اقرار میکنند. اعمال مشرکان به دلیل نبودِ شرط قبولِ آن که ایمان است تباه شده است، و در روز قیامت وارد آتش جهنم خواهند شد و برای همیشه در آن میمانند مگر اینکه قبل از مرگ‏شان از شرک توبه کنند.

(۱۸) فقط کسی شایستگی آبادانی مساجد را دارد و حق آن را برپا میدارد که فقط به الله ایمان آورده، و هیچکس را با او شریک نگردانیده، و به روز قیامت ایمان آورده، و نماز برپا داشته، و زکات مالش را داده است، و از هیچکس جز الله سبحانه نترسیده است، پس اینها همان کسانی هستند که امید است از هدایت یافتگان به راه راست باشند، و اما مشرکان دورترین اشخاص، از راه راست هستند.

(۱۹) - ای مشرکان- آیا کسانی را که آب دادن حاجیان و آبادانی مسجدالحرام را انجام میدهند مانند کسی قرار دادید که به الله ایمان آورده، و هیچکس را با او شریک نگردانیده، و به روز قیامت ایمان آورده، و با جان و مالش جهاد کرده تا سخن الله برتر باشد و سخن کسانیکه کفر ورزیدند پایینتر باشد؛ آیا آنها را در فضل از جانب الله یکسان قرار دادهاید؟! هرگز نزد الله یکسان نیستند، و الله ستمکاران به‏سبب شرک را توفیق نمیدهد، هر چند اعمال خیری مانند آب دادن حاجیان انجام میدادند.

(۲۰) کسانیکه ایمان به الله و هجرت از سرزمین کفر به سرزمین اسلام، و جهاد در راه الله با اموال و جانها را با هم داشتند، رتبۀ بالاتری از دیگران نزد الله دارند، و این‏ها که به این صفات مُتَّصِف هستند دست یافتگان به بهشت هستند.

برخی فواید آیات:

• در این آیات دلالتی است بر محبت الله نسبت به بندگان مؤمنش و توجه او تعالی به احوال‏شان، تا جاییکه او تعالی درمان آنچه در سینههای‏شان است و از بین بردن خشم‏شان را از جمله مقاصد شرعی قرار داده است.

• الله جهاد را تشریع فرمود تا این هدف برتر با آن به دست آید، یعنی راستان را که فقط از دین الله حمایت میکنند از دروغگویان که ادعای ایمان میکنند بازشناخته شوند.

• آبادگران حقیقی مساجد همان کسانی هستند که به ایمان صادق، و انجام اعمال صالح که ریشۀ آنها نماز و زکات است، و ترس از الله که اصل هر خیری است توصیف شدهاند.

• جهاد و ایمان به الله از آب دادن حاجیان و آبادانی مسجد الحرام به درجات زیادی برتر است؛ زیرا ایمان اصل دین است، اما جهاد در راه الله قلۀ کوه دین است.

﴿يُبَشِّرُهُمۡ رَبُّهُم بِرَحۡمَةٖ مِّنۡهُ وَرِضۡوَٰنٖ وَجَنَّٰتٖ لَّهُمۡ فِيهَا نَعِيمٞ مُّقِيمٌ٢١ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِيمٞ٢٢ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُوٓاْ ءَابَآءَكُمۡ وَإِخۡوَٰنَكُمۡ أَوۡلِيَآءَ إِنِ ٱسۡتَحَبُّواْ ٱلۡكُفۡرَ عَلَى ٱلۡإِيمَٰنِۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٢٣ قُلۡ إِن كَانَ ءَابَآؤُكُمۡ وَأَبۡنَآؤُكُمۡ وَإِخۡوَٰنُكُمۡ وَأَزۡوَٰجُكُمۡ وَعَشِيرَتُكُمۡ وَأَمۡوَٰلٌ ٱقۡتَرَفۡتُمُوهَا وَتِجَٰرَةٞ تَخۡشَوۡنَ كَسَادَهَا وَمَسَٰكِنُ تَرۡضَوۡنَهَآ أَحَبَّ إِلَيۡكُم مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَجِهَادٖ فِي سَبِيلِهِۦ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّىٰ يَأۡتِيَ ٱللَّهُ بِأَمۡرِهِۦۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ٢٤ لَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٖ وَيَوۡمَ حُنَيۡنٍ إِذۡ أَعۡجَبَتۡكُمۡ كَثۡرَتُكُمۡ فَلَمۡ تُغۡنِ عَنكُمۡ شَيۡ‍ٔٗا وَضَاقَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ ثُمَّ وَلَّيۡتُم مُّدۡبِرِينَ٢٥ ثُمَّ أَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودٗا لَّمۡ تَرَوۡهَا وَعَذَّبَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلۡكَٰفِرِينَ٢٦ [التوبة: ۲۱-۲۶].

(۲۱) پروردگارشان الله، آنها را مژده میدهد به رحمت خویش که آنها را شادمان میسازد، و واجب گردانیدن خشنودیاش از آنها، بهگونهای که هرگز بر آنها خشم نمیگیرد، و ورود به بهشتهایی که در آنها برای‏شان نعمتهایی همیشگی است که هرگز قطع نمیشود.

(۲۲) در این بهشتها، جاودانه و برای همیشه میمانند. این پاداش آنها است در قبال اعمال صالحی که در دنیا انجام میدادند. همانا الله ذاتی است که نزد او پاداش بزرگی وجود دارد برای کسیکه برای خالص گردانیدن دین برای او تعالی، اوامرش را اجرا کند و از نواهیاش بپرهیزد.

(۲۳) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و از آنچه که رسولش آورده پیروی کردهاید، اگر پدران و برادران نَسَبی‏تان و سایر خویشاوندان‏تان، کفر را بر ایمان به یگانکی الله ترجیح دهند، آنها را به عنوان دوستان برگزیده نگیرید که برای افشای اَسرار مؤمنان به‏سوی آنها ، و مشورت کردن با آنها ، با آنها دوستی کنید، و هرکس با آنها با وجود ماندن‏شان بر کفر دوستی کند، و مودت به آنها را آشکار کند به تحقیق از الله نافرمانی کرده است، و با قراردادن خویش در معرض نابودی به‏سبب معصیت، بر خود ستم کرده است.

(۲۴) - ای رسول- بگو: - ای مؤمنان- اگر پدران‏تان، و پسران‏تان و برادران‏تان و همسران‏تان و خویشاوندان‏تان، و اموال‏تان که کسب کردهاید، و تجارت‏تان که رواج آن را دوست دارید، و از کسادش میترسید، و خانههای‏تان که به اقامت در آن دلخوش هستید- اگر تمام این موارد نزد شما از الله و رسولش، و جهاد در راه الله دوست داشتنیتر است پس منتظر کیفر و عذابی بمانید که الله بر شما نازل میکند، و الله کسانی را که از طاعت او تعالی و عمل به آنچه او را راضی میسازد خارج میشوند توفیق نمیدهد.

(۲۵) - ای مؤمنان- الله در غزوههای زیادی شما را با وجود تعداد اندک‏تان و ضعف تجهیزات‏تان آنگاه که بر الله توکل کردید و اسباب را به کار گرفتید، و از کثرت‏تان به شگفت نیامدید، بر دشمنان مشرک‏تان پیروز گردانده است، پس کثرت سبب پیروزی شما بر آنها نبوده است، اما در روز حنین آنگاه که کثرت‏تان شما را به شگفت آورد، و گفتید: امروزه از هیچ گروه اندکی مغلوب نخواهیم شد، اما کثرت‏تان که شما را به شگفت آورد ذرهای به شما نفع نرساند، آنگاه دشمن‏تان بر شما پیروز شد، و زمین با تمام گستردگیاش بر شما تنگ آمد، سپس فراری و شکست خورده از دشمنان‏تان روی گرداندید.

(۲۶) سپس الله بعد از فرارتان از دشمن‏تان، بر رسولش و بر مؤمنان آرامش فرو فرستاد، آنگاه بر قتال پایداری کردید، و فرشتگانی که آنها را نمیدیدید فرو فرستاد، و کسانی را که کفر ورزیدند با قتل و اسارت و گرفتن اموال و به اسارت درآوردن فرزندان عذاب کرد. و این مجازات که با آن جزا داده شدند همان مجازات کافرانی است که رسول‏شان را تکذیب کنند و از آنچه آورده است روی گردانند.

برخی فواید آیات:

• مراتب فضل مجاهدان زیاد است، زیرا آنها بزرگترین درجه را از هر صاحب درجهای نزد الله دارند. آنها مزیت و مرتبۀ والایی دارند، و رستگاران و فاتحان و نجات یافتگانند، و هم آنها هستند که پروردگارشان آنها را به نعمتها بشارت میدهد.

• در این آیات بزرگترین دلیل بر وجوب محبت الله و رسولش، و مُقَدّم نمودن این محبت بر محبت هر چیز دیگری است.

• بیان روز حنین به‏طور خاص از میان روزهای جنگها؛ به‏سبب عبرتی است که با حصول پیروزی هنگام اجرای امر الله و رسولش و حصول شکست هنگام ترجیحِ بهره دنیا بر اطاعت است.

• فضیلت نزول سکینه و آرامش؛ زیرا آرامش رسول ج، آرامشِ اطمینانبخشی بر مسلمانان همراهش و اعتماد بر پیروزی است، و آرامش مؤمنان، آرامش پایداری و شجاعت پس از بیقراری و ترس است.

﴿ثُمَّ يَتُوبُ ٱللَّهُ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ عَلَىٰ مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٢٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّمَا ٱلۡمُشۡرِكُونَ نَجَسٞ فَلَا يَقۡرَبُواْ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ بَعۡدَ عَامِهِمۡ هَٰذَاۚ وَإِنۡ خِفۡتُمۡ عَيۡلَةٗ فَسَوۡفَ يُغۡنِيكُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦٓ إِن شَآءَۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٢٨ قَٰتِلُواْ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ ٱلۡحَقِّ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ حَتَّىٰ يُعۡطُواْ ٱلۡجِزۡيَةَ عَن يَدٖ وَهُمۡ صَٰغِرُونَ٢٩ وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ عُزَيۡرٌ ٱبۡنُ ٱللَّهِ وَقَالَتِ ٱلنَّصَٰرَى ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ ٱللَّهِۖ ذَٰلِكَ قَوۡلُهُم بِأَفۡوَٰهِهِمۡۖ يُضَٰهِ‍ُٔونَ قَوۡلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبۡلُۚ قَٰتَلَهُمُ ٱللَّهُۖ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ٣٠ ٱتَّخَذُوٓاْ أَحۡبَارَهُمۡ وَرُهۡبَٰنَهُمۡ أَرۡبَابٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسِيحَ ٱبۡنَ مَرۡيَمَ وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُوٓاْ إِلَٰهٗا وَٰحِدٗاۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ سُبۡحَٰنَهُۥ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٣١ [التوبة: ۲۷-۳۱].

(۲۷) سپس بعد از این عذاب اگر کسی از کفر و گمراهیاش توبه کند همانا الله او را میبخشد، و توبهاش را میپذیرد، و الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است، چون توبۀ آنها را پس از کفر و ارتکاب گناهان میپذیرد.

(۲۸) ای کسانیکه به الله و رسولش ایمان آوردهاید و از آنچه که برای‏تان تشریع کرده است پیروی کردهاید، همانا مشرکان به‏سبب کفر و ستم و اخلاق ناشایست و عادتهای بدی که دارند نجس هستند، پس نباید پس از این سال یعنی سال نهم هجری به حرم مکی – از جملۀ آن مسجدالحرام- وارد شوند، حتی اگر حاجی یا عمره‏گذار باشند، و –ای مؤمنان- اگر از قطع شدن طعامها و تجارتهای مختلفی که به‏سوی شما میکشاندند ترسیدید پس بدانید که الله اگر بخواهد شما را به فضل خویش بینیاز خواهد گرداند، همانا الله به حالی که دارید آگاه است، و در آنچه که برای شما تدبیر میکند بسیار داناست.

(۲۹) - ای مؤمنان- با کافران، چه یهود و چه نصاری، که به الله به عنوان معبودی که هیچ شریکی ندارد و به روز قیامت، ایمان نمیآورند، و از مردار و گوشت خوک و خمر و ربا که الله و رسولش بر آنها حرام گردانیده است پرهیز نمیکنند، و در برابر آنچه الله تشریع کرده است فروتنی نمیکنند، بجنگید تا جزیه را درحالیکه خوار و شکست خورده هستند با دستان‏شان بپردازند.

(۳۰) همانا هر یک از یهود و نصاری مشرک هستند، زیرا یهود به الله شرک ورزیدند آنگاه که ادعا کردند عُزیر پسر الله است، و نصاری به الله شرک ورزیدند آنگاه که ادعا کردند عیسی پسر الله است، این سخن که آن را افترا بستند بدون اثبات کردن، بر زبان جاری نمودند، و این سخن آنها به سخن مشرکان قبل از آنها شباهت دارد که گفتند: فرشتگان دختران الله هستند، الله از این سخن بسیار برتر است، الله آنها را نابود سازَد، چگونه از حق آشکار به باطل برمیگردند؟!

(۳۱) یهودیان علمای‏شان، و نصاری راهبان‏شان را اربابانی به جای الله گرفتند، که برای آنها آنچه را الله برای‏شان حرام کرده است حلال میکنند، و آنچه را الله برای آنها حلال کرده برای‏شان حرام میکنند، و نصاری عیسی مسیح ÷ پسر مریم را معبودی همراه الله گرفتند، درحالیکه الله به علمای یهود و راهبان مسیحی و عزیر ÷ و عیسی ÷ پسر مریم فرمان نداده بود جز اینکه تنها او تعالی را عبادت کنند، و هیچچیز را با او شریک نگردانند، زیرا او سبحانه معبود یگانه است، و هیچ معبود برحقی جز او نیست، او سبحانه پاک و منزه است از اینکه شریکی داشته باشد آنگونه که این مشرکان و دیگر مشرکان میگویند.

برخی فواید آیات:

• در این آیات دلیلی است بر اینکه تعلق قلب به اسباب روزی جایز است، و با توکل منافات ندارد.

• در این آیات دلیلی است بر اینکه روزی به تلاش زیاد نیست، بلکه فقط بخششی است از جانب الله تعالی که تقسیم آن را به عهده گرفته است.

• جزیه، یکی از اختیارات سهگانهای است که اسلام آن را بر دشمنان ارائه می‏کند، و این هدف را از آن دنبال میکند که با برکندن شوکت کافران، تمام امور برای مسلمانان باشد.

• یهودیان چنان پلید و شر هستند که آنها را به آنجا کشاند که بر الله گستاخی کنند، و عظمت او سبحانه را کم جلوه دهند.

﴿يُرِيدُونَ أَن يُطۡفِ‍ُٔواْ نُورَ ٱللَّهِ بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَيَأۡبَى ٱللَّهُ إِلَّآ أَن يُتِمَّ نُورَهُۥ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَٰفِرُونَ٣٢ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ وَدِينِ ٱلۡحَقِّ لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُشۡرِكُونَ٣٣ ۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡأَحۡبَارِ وَٱلرُّهۡبَانِ لَيَأۡكُلُونَ أَمۡوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡبَٰطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۗ وَٱلَّذِينَ يَكۡنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلۡفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٖ٣٤ يَوۡمَ يُحۡمَىٰ عَلَيۡهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكۡوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمۡ وَجُنُوبُهُمۡ وَظُهُورُهُمۡۖ هَٰذَا مَا كَنَزۡتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمۡ تَكۡنِزُونَ٣٥ إِنَّ عِدَّةَ ٱلشُّهُورِ عِندَ ٱللَّهِ ٱثۡنَا عَشَرَ شَهۡرٗا فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ يَوۡمَ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ مِنۡهَآ أَرۡبَعَةٌ حُرُمٞۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُۚ فَلَا تَظۡلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمۡۚ وَقَٰتِلُواْ ٱلۡمُشۡرِكِينَ كَآفَّةٗ كَمَا يُقَٰتِلُونَكُمۡ كَآفَّةٗۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ٣٦ [التوبة: ۳۲-۳۶].

(۳۲) این کافران و دیگران از کسانیکه بر یکی از ملتهای کفر هستند با این افترای‏شان و تکذیب آنچه محمد ج آورده است میخواهند که اسلام را از بین ببرند و تباه کنند، و دلایل آشکار و براهین روشن بر توحید الله را که در آن آمده است تباه کنند، درحالیکه آنچه رسولش آورده است حق است، اما الله نمیخواهد جز اینکه دینش را کامل کند و آشکار سازد، و آن را بر سایر دینها برتری دهد، هر چند کافران کامل کردن و اظهار و برتری دین او تعالی را نخواهند، همانا الله کامل کننده و آشکار کننده و برتری دهندۀ دینش است، و هرگاه الله امری را اراده کرد ارادۀ دیگران بی‏نتیجه ماند.

(۳۳) و الله سبحانه همان ذاتی است که رسولش محمد ج را با قرآن که مایۀ هدایت مردم است، و دین حقی که همان دین اسلام است فرستاد تا آن را با حجتها و دلایل و احکامی که دارد بر سایر ادیان برتری دهد، هر چند مشرکان این امر را نپسندند.

(۳۴) ای کسانیکه ایمان آوردهاید، و به آنچه که الله برای‏تان تشریع کرده است عمل کردهاید، همانا بسیاری از علمای یهود، و بسیاری از راهبان مسیحی، اموال مردم را به غیر حق شرعی میگیرند، آنها این اموال را با رشوه و غیر آن میگیرند، و مردم را از ورود به دین الله بازمیدارند. و - ای رسول- کسانیکه طلا و نقره جمع میکنند، و زکاتش را که بر آنها واجب است نمیپردازند، آنها را به عذابی رنجآور در روز قیامت که آنها را عذاب میدهد خبر ده.

(۳۵) در روز قیامت آنچه را که جمع کردند و حقش را نپرداختند در آتش جهنم میسوزد، آنگاه وقتی که حرارتش شدت یافت بر پیشانی و پهلو و پشت‏شان قرار داده میشود، و از روی توبیخ به آنها گفته میشود: این همان اموال‏تان است که جمع کردید و حقوق واجب در آن را نپرداختید، پس پایان غمانگیز و سرانجامِ بدِ آنچه را که جمع میکردید و حقوقش را نمیپرداختید بچشید.

(۳۶) در حقیقت تعداد ماههای سال در حکم و قضای الله، در آنچه که الله در آغاز آفرینش آسمانها و زمین در لوح محفوظ ثبت کرده است دوازده ماه است، در این دوازده ماه، چهار ماه است که الله قتال در آنها را حرام کرده است، که عبارتند از سه ماه پیاپی: (ذوالقعده، ذوالحجه، و محرم) و یک ماه جدا (رجب). این تعداد ماههای سال، و تحریم چهار ماه از آنها، که بیان شد، همان دینِ درست است، پس در این ماه‏های حرام با واقع ساختن قتال در آنها و هتک حرمت آنها، به خودتان ستم نکنید، و همگی، با مشرکان بجنگید چنانکه آنها همگی با شما میجنگند، و بدانید که الله با یاری و پایدارسازی، همراه کسانی است که با اجرای آنچه به آن فرمان داده و اجتناب از آنچه نهی کرده از او میترسند، و هرکس الله همراهش باشد هیچکس بر او پیروز نخواهد شد.

برخی فواید آیات:

• دین الله آشکار و پیروز است هرچند دشمنانش از روی حسدی از جانب خودشان برای ضربهزدن به آن بکوشند.

• تحریم خوردن اموال مردم به باطل، و بازداشتن از راه الله تعالی.

• تحریم گردآوردن مال بدون انفاق آن در راه الله.

• اشتیاق بر تقوای الله در نهان و آشکارا، بهخصوص هنگام قتال با کافران؛ زیرا مؤمن در تمام احوالش از الله میترسد.

﴿إِنَّمَا ٱلنَّسِيٓءُ زِيَادَةٞ فِي ٱلۡكُفۡرِۖ يُضَلُّ بِهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلُّونَهُۥ عَامٗا وَيُحَرِّمُونَهُۥ عَامٗا لِّيُوَاطِ‍ُٔواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُۚ زُيِّنَ لَهُمۡ سُوٓءُ أَعۡمَٰلِهِمۡۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٣٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَا لَكُمۡ إِذَا قِيلَ لَكُمُ ٱنفِرُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱثَّاقَلۡتُمۡ إِلَى ٱلۡأَرۡضِۚ أَرَضِيتُم بِٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا مِنَ ٱلۡأٓخِرَةِۚ فَمَا مَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا فِي ٱلۡأٓخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ٣٨ إِلَّا تَنفِرُواْ يُعَذِّبۡكُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا وَيَسۡتَبۡدِلۡ قَوۡمًا غَيۡرَكُمۡ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيۡ‍ٔٗاۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ٣٩ إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدۡ نَصَرَهُ ٱللَّهُ إِذۡ أَخۡرَجَهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ ٱثۡنَيۡنِ إِذۡ هُمَا فِي ٱلۡغَارِ إِذۡ يَقُولُ لِصَٰحِبِهِۦ لَا تَحۡزَنۡ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَاۖ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَيۡهِ وَأَيَّدَهُۥ بِجُنُودٖ لَّمۡ تَرَوۡهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلسُّفۡلَىٰۗ وَكَلِمَةُ ٱللَّهِ هِيَ ٱلۡعُلۡيَاۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ٤٠ [التوبة: ۳۷-۴۰].

(۳۷) بهراستیکه به تأخیر انداختن حرمت ماهی حرام به ماهی غیر حرام و قراردادن آن در مکانش- آنگونه که عرب در جاهلیت انجام میداد- افزودن در کفرشان به الله است؛ چون به حکم او تعالی در مورد ماههای حرام کفر ورزیدند، شیطان با این کار، کسانی را که به الله کفر ورزیدند گمراه میسازد آنگاه که این سنت بد را برای‏شان قرار داد، که یک سال ماه حرام را با تبدیلکردن آن به یکی از ماههای حلال حلال میکنند، و یک سال آن را بر تحریمش باقی میگذارند تا با تعداد ماههایی که الله حرام کرده است موافقت کنند هر چند با عین آن ماهها مخالفت ورزند. پس ماهی را حلال نمیکنند مگر اینکه یک ماه را به جای آن حرام گردانند، با این کار آنچه را الله از ماههای حرام، حرام قرار داده است حلال میکنند، و با حکم او مخالفت میورزند، شیطان این اعمال بد از جمله به تأخیر انداختن را که ابداع کردند برای‏شان آراست پس آن را انجام دادند، و الله کافران را که بر کفرشان اصرار میورزند توفیق نمیدهد.

(۳۸) ای کسانیکه به الله و رسولش ایمان آوردهاید و به آنچه برای‏تان تشریع فرموده است عمل کردهاید، چرا وقتی به جهاد در راه الله برای قتال با دشمن‏تان فراخوانده میشوید سستی میکنید، و به ماندن در مسکنهای‏تان روی میآورید؟! آیا به جای نعمتهای همیشگی آخرت که الله برای مجاهدان در راه خویش آماده ساخته است به کالای نابودشدنی زندگی دنیا و خوشیهای موقتی آن راضی شدهاید؟! درحالیکه کالای زندگی دنیا در کنار آخرت، جز چیزی خوار و کوچک نیست. پس عاقل چگونه فانی را بر باقی، و خوار و کوچک را بر بزرگ ترجیح میدهد؟!

(۳۹) - ای مؤمنان- اگر برای جهاد در راه الله جهت قتال با دشمن‏تان خارج نشوید الله شما را با به زانو درآوردن و خوارساختن و غیر آن کیفر میدهد، و به جای شما مردمی فرمان‏بردار الله قرار میدهد که وقتی به جهاد فراخوانده شوند به‏سوی آن بشتابند، و شما با مخالفت با امر او تعالی، ذرهای به او آسیب نمیرسانید، زیرا او از شما بینیاز است، و شما به او نیازمند هستید، و الله بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد، زیرا او تعالی بدون شما بر پیروزی دین و پیامبرش تواناست.

(۴۰) - ای مؤمنان- اگر رسول الله ج را یاری نکنید، و دعوت او برای جهاد در راه الله را اجابت نکنید، در حقیقت الله او را بدون اینکه شما با او باشید یاری کرده است. آنگاه که مشرکان، او ج و ابوبکر را بیرون کردند، بدون اینکه نفر سومی با آنها باشد و در غار ثور از کافرانی که در جستجوی آن دو بودند پنهان بودند، رسول الله ج به یارش ابوبکر صدیق که نگران رسولالله ج بود که مشرکان بر او دست یابند گفت: اندوهگین نباش که الله با تأیید و یاریِ خویش با ماست. آنگاه الله بر دل رسولش ج آرامش افکند، و لشکریانی بر او فرو فرستاد که شما آنها را نمیبینید و آن فرشتگان او را تقویت میکردند. و سخن مشرکان را پستتر گرداند، و سخن الله همان سخن برتر است آنگاه که اسلام را برتر قرار داد، و الله در ذات و قهر و فرمانروایی خویش ذات شکستناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در تدبیر و تقدیر و شرعش بسیار داناست.

برخی فواید آیات:

• عادتهای مخالف شریعت با استمرار بر آن بدون اینکه مورد اعتراض قرار گیرند، قُبح آن را از وجود انسانها برمیدارد، و چه بسا به نظر، عادتهایی نیکو بیایند.

• نرفتن به جهاد هنگام بسیجکردن برای این کار، از گناهان کبیرهای است که موجب سختترین عذاب میشود، چون ضرر و زیان شدیدی دارد.

• فضیلت سکینه و آرامش؛ و اینکه سکینه، کمالِ نعمت الله بر بنده در اوقات سختی و هولناکی است که دلها در آن میلرزد. سکینه براساس شناخت بنده از پروردگارش، و اعتماد بنده به وعدۀ راستین او تعالی، و براساس ایمان و شجاعت بنده نازل میشود.

• حُزن و اندوه گاهی بر بندگان خاص و دوست الله، بهخصوص هنگام بیم بر از دسترفتن مصلحت عمومی عارض میشود.

﴿ٱنفِرُواْ خِفَافٗا وَثِقَالٗا وَجَٰهِدُواْ بِأَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٤١ لَوۡ كَانَ عَرَضٗا قَرِيبٗا وَسَفَرٗا قَاصِدٗا لَّٱتَّبَعُوكَ وَلَٰكِنۢ بَعُدَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلشُّقَّةُۚ وَسَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَوِ ٱسۡتَطَعۡنَا لَخَرَجۡنَا مَعَكُمۡ يُهۡلِكُونَ أَنفُسَهُمۡ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ٤٢ عَفَا ٱللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعۡلَمَ ٱلۡكَٰذِبِينَ٤٣ لَا يَسۡتَ‍ٔۡذِنُكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ أَن يُجَٰهِدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلۡمُتَّقِينَ٤٤ إِنَّمَا يَسۡتَ‍ٔۡذِنُكَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَٱرۡتَابَتۡ قُلُوبُهُمۡ فَهُمۡ فِي رَيۡبِهِمۡ يَتَرَدَّدُونَ٤٥ ۞وَلَوۡ أَرَادُواْ ٱلۡخُرُوجَ لَأَعَدُّواْ لَهُۥ عُدَّةٗ وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ فَثَبَّطَهُمۡ وَقِيلَ ٱقۡعُدُواْ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ٤٦ لَوۡ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمۡ إِلَّا خَبَالٗا وَلَأَوۡضَعُواْ خِلَٰلَكُمۡ يَبۡغُونَكُمُ ٱلۡفِتۡنَةَ وَفِيكُمۡ سَمَّٰعُونَ لَهُمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ٤٧ [التوبة: ۴۱-۴۷].

(۴۱) - ای مؤمنان- برای جهاد در راه الله در سختی و گشایش، در جوانی و پیری سفر کنید، و با اموال و جانهای‏تان جهاد کنید، زیرا این خروج و جهاد با اموال و جان‏ها از نشستن و دلبستگی به سلامت اموال و جانها، نفع بیشتری در زندگی دنیا و آخرت دارد. اگر به این امر آگاه هستید پس بر آن اشتیاق ورزید.

(۴۲) - ای پیامبر- منافقانی که از تو اجازۀ تخلف از جهاد را میخواهند اگر آنچه که به آن فراخوانده میشوند غنیمتی آسان و سفری بدون مشقت بود، به‏طور قطع از تو پیروی میکردند، اما مسافتی که آنها را برای پیمودن آن به‏سوی دشمن فراخواندی برای‏شان دور مینماید، پس تخلف ورزیدند. و آنگاه که به‏سوی‏شان بازگردی، بهزودی این منافقانِ اجازهگیرنده در تخلف، به الله سوگند خواهند خورد که: اگر توانایی خروج به جهاد همراه شما را داشتیم به‏طور قطع خارج میشدیم، جان‏های‏شان را با قراردادن آن در برابر کیفر الله به‏سبب تخلف‏شان و به‏سبب این سوگندهای دروغین نابود میکنند، و الله میداند که آنها در ادعای خویش و این سوگندهای‏شان دروغ میگویند.

(۴۳) - ای رسول- الله تو را در این اجتهادت که اجازه تخلف را به آنها دادی ببخشد، چرا این اجازه را به آنها دادی؟ پیش از آنکه راستگویان در عذرهای‏شان که پیش میکنند، و دروغگویان آنها برایت آشکار شوند، آنگاه به راستگویان آنها، نه دروغگویان اجازه دهی.

(۴۴) - ای رسول- در شأن مؤمنان راستین به الله و روز قیامت نیست که اجازه تخلف از جهاد در راه الله با اموال و جانهای‏شان را از تو بخواهند، بلکه سزاوار است که هرگاه برای جهاد فراخوانده شدند شتابان به‏سوی آن بروند، و با اموال و جان‏های‏شان جهاد کنند. و الله از بندگان پرهیزکارش که از تو اجازه نمیخواهند جز به‏سبب عذرهایی که آنها را از خروج همراه تو منع میکند آگاه است.

(۴۵) - ای رسول- همانا کسانیکه از تو در تخلف از جهاد در راه الله اجازه می‏خواهند همان منافقانی هستند که به الله و روز آخرت ایمان ندارند، و شک در دین الله بر دلهای‏شان اصابت کرده است، پس آنها در شک خویش سرگشته و دو دِل هستند و به حق هدایت نمیشوند.

(۴۶) و اگر در این ادعا که خروج همراه تو برای جهاد در راه الله را میخواهند راستگو بودند به‏طور قطع با آمادهکردن تجهیزات، برای پیکار آماده میشدند، اما الله خروج آنها همراه تو را نپسندید. پس خروج بر آنها سنگینی کرد تا اینکه نشستن در خانههای‏شان را ترجیح دادند.

و چون شاید بازماندن اینها مؤمنان را اندوهگین سازد، الله به آنها اطمینان داد که خروج این منافقان ضرر بیشتری از تخلف‏شان دارد:

(۴۷) بهتر است که این منافقان همراه شما خارج نشوند، زیرا اگر همراه شما خارج شوند به‏سبب سستی و نجنگیدن و افکندن شبهات، جز فساد برای‏تان نمیافزایند، و برای پراکندگی شما به نشر خبرچینی در میان صفهای‏تان خواهند کوشید، و –ای مؤمنان- در میان شما کسانی هستند که به دروغی که آنها ترویج میدهند گوش میدهند، آنگاه آن را میپذیرند و منتشر میکنند، پس اختلاف میان شما ایجاد میشود، و الله از حال منافقان ستمکار که دسیسهها و تردیدها را میان مؤمنان میافکنند آگاه است.

برخی فواید آیات:

• وجوب جهاد با جان و مال هرگاه که نیاز ایجاب کند.

• سوگندهای دروغین موجب هلاکت است.

• وجوب پرهیز از عجله، و وجوب استواری و تأمل، و ترک فریبخوردن به ظواهر امور، و ترک مبالغه در تفحص و تنبلیکردن در حرکت.

• از عنایت الله به مؤمنان، بازداشتن و منع منافقان از خروج همراه بندگان مؤمنش است، از روی رحمتی به مؤمنان و لطفی از اینکه کسی را وارد آنها کند که به آنها نفع نمیرساند بلکه به آنها ضرر میرساند.

﴿لَقَدِ ٱبۡتَغَوُاْ ٱلۡفِتۡنَةَ مِن قَبۡلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ ٱلۡأُمُورَ حَتَّىٰ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَظَهَرَ أَمۡرُ ٱللَّهِ وَهُمۡ كَٰرِهُونَ٤٨ وَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ ٱئۡذَن لِّي وَلَا تَفۡتِنِّيٓۚ أَلَا فِي ٱلۡفِتۡنَةِ سَقَطُواْۗ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُۢ بِٱلۡكَٰفِرِينَ٤٩ إِن تُصِبۡكَ حَسَنَةٞ تَسُؤۡهُمۡۖ وَإِن تُصِبۡكَ مُصِيبَةٞ يَقُولُواْ قَدۡ أَخَذۡنَآ أَمۡرَنَا مِن قَبۡلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمۡ فَرِحُونَ٥٠ قُل لَّن يُصِيبَنَآ إِلَّا مَا كَتَبَ ٱللَّهُ لَنَا هُوَ مَوۡلَىٰنَاۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ٥١ قُلۡ هَلۡ تَرَبَّصُونَ بِنَآ إِلَّآ إِحۡدَى ٱلۡحُسۡنَيَيۡنِۖ وَنَحۡنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمۡ أَن يُصِيبَكُمُ ٱللَّهُ بِعَذَابٖ مِّنۡ عِندِهِۦٓ أَوۡ بِأَيۡدِينَاۖ فَتَرَبَّصُوٓاْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ٥٢ قُلۡ أَنفِقُواْ طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهٗا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمۡ إِنَّكُمۡ كُنتُمۡ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ٥٣ وَمَا مَنَعَهُمۡ أَن تُقۡبَلَ مِنۡهُمۡ نَفَقَٰتُهُمۡ إِلَّآ أَنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَبِرَسُولِهِۦ وَلَا يَأۡتُونَ ٱلصَّلَوٰةَ إِلَّا وَهُمۡ كُسَالَىٰ وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمۡ كَٰرِهُونَ٥٤ [التوبة: ۴۸-۵۴].

(۴۸) این منافقان بر فاسدکردن با پراکندهساختن سخن مؤمنان، و پراکندهکردن جمع آنها قبل از غزوۀ تبوک حریص بودند، و –ای رسول- امور گوناگونی را برای تدبیر حیلهها برایت بهکار گرفتند، که شاید حیلههای‏شان در عزم تو بر جهاد مؤثر افتد، تا اینکه یاری و تأیید الله برایت آمد، و الله دینش را نیرو بخشید و دشمنانش را مغلوب کرد، درحالیکه از این کار اکراه داشتند؛ چون آنها در پیروزساختن باطل بر حق میکوشیدند.

(۴۹) از منافقان کسی است که عذرهای مختلفی میآورد و میگوید: ای رسول الله، در تخلف از جهاد به من اجازه بده، و مرا بر خروج همراه خود وادار نکن تا به‏سبب فتنۀ زنان دشمن – روم- وقتی آنها را ببینم گناهی بر من وارد نشود. بدانید در فتنه‏ای بزرگتر از آنچه که گمان کردند افتادهاند، که همان فتنۀ نفاق، و فتنۀ تخلف است، همانا جهنم در روز قیامت به کافران احاطه دارد، و هیچیک از آنها از جهنم رهایی نمییابد، و گریزگاهی از آن نمییابند.

(۵۰) - ای رسول الله- اگر نعمت پیروزی یا غنیمتی از جانب الله به تو برسد که تو را خشنود میسازد، آنها آن را نمیپسندد، و به خاطر آن اندوهگین میشوند، و اگر مصیبت حمله یا پیروزی دشمن به تو برسد این منافقان میگویند: ما به نفع خویش احتیاط و دوراندیشی کردهایم و آنگونه که مؤمنان خارج شدند برای قتال خارج نشدیم، به این ترتیب مؤمنان کشته و اسیر شدند. سپس این منافقان با خوشحالی از سلامت به‏سوی خانوادههای‏شان بازمیگردند.

(۵۱) - ای رسول- به این منافقان بگو: هیچچیز به ما نمیسد مگر آنچه که الله برایمان نوشته است؛ زیرا او سبحانه سرور و پناهگاه ماست که به او پناه میبریم، و در کارهای‏مان به او توکل میکنیم، و مؤمنان کارهای‏شان را فقط به او واگذار میکنند، زیرا او تعالی برای‏شان کافی، و نیکو نگهبانی است.

(۵۲) - ای رسول- به آنها بگو: آیا منتظر هستید که چیزی جز پیروزی یا شهادت بر ما واقع شود؟! درحالیکه ما منتظر هستیم الله عذابی از جانب خودش بر شما نازل کند که شما را به دستان ما با قتل یا اسیرکردن‏تان نابود یا عذاب کند، آنگاه که به ما اجازه قتال با شما را بدهد. پس منتظر سرانجام ما باشید، که ما منتظر سرانجام شما هستیم.

(۵۳) - ای رسول- به آنها بگو: آنچه از اموال‏تان را چه به رغبت و چه به اکراه بذل و بخشش میکنید هزینه کنید، به‏سبب کفر و خروجتان از طاعت الله آنچه را از اموال‏تان انفاق کنید هرگز از شما پذیرفته نمیشود.

(۵۴) و چیزی مانع قبول انفاق‏شان نشد مگر سه امر: کفرشان به الله و رسولش، کسالت و سنگینی‏شان هنگامیکه نماز میخوانند، و اینکه اموال‏شان را به رغبت انفاق نمیکنند، بلکه فقط از روی اکراه آن را انفاق میکنند؛ زیرا نه در نمازشان، و نه در انفاقشان امید ثواب ندارند.

برخی فواید آیات:

• عادت منافقان، تلاش برای آزار رساندن به مسلمانها از راه دسیسهها و جاسوسی است.

• تخلف از جهاد، مفسده و فتنهای بزرگ و قطعی، و نافرمانی الله و رسولش است.

• در این آیات آموزشی است به مسلمانها که به مصیبتهایی که به آنها می‏رسد اندوهگین نشوند؛ تا سست نشوند و نیروی‏شان از بین نرود، و به آنچه الله برای‏شان مُقَدّر کرده است راضی شوند، و به رضایت پروردگارشان امیدوار گردند؛ زیرا اطمینان دارند به اینکه الله یاری دینش را میخواهد.

• از نشانههای ضعف ایمان و کمی تقوا، کسالت در ادای نماز و انفاق بدون رضایت و امید به ثواب است.

﴿فَلَا تُعۡجِبۡكَ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُمۡۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَتَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ٥٥ وَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنَّهُمۡ لَمِنكُمۡ وَمَا هُم مِّنكُمۡ وَلَٰكِنَّهُمۡ قَوۡمٞ يَفۡرَقُونَ٥٦ لَوۡ يَجِدُونَ مَلۡجَ‍ًٔا أَوۡ مَغَٰرَٰتٍ أَوۡ مُدَّخَلٗا لَّوَلَّوۡاْ إِلَيۡهِ وَهُمۡ يَجۡمَحُونَ٥٧ وَمِنۡهُم مَّن يَلۡمِزُكَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ فَإِنۡ أُعۡطُواْ مِنۡهَا رَضُواْ وَإِن لَّمۡ يُعۡطَوۡاْ مِنۡهَآ إِذَا هُمۡ يَسۡخَطُونَ٥٨ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ رَضُواْ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ سَيُؤۡتِينَا ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَرَسُولُهُۥٓ إِنَّآ إِلَى ٱللَّهِ رَٰغِبُونَ٥٩ ۞إِنَّمَا ٱلصَّدَقَٰتُ لِلۡفُقَرَآءِ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱلۡعَٰمِلِينَ عَلَيۡهَا وَٱلۡمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمۡ وَفِي ٱلرِّقَابِ وَٱلۡغَٰرِمِينَ وَفِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِۖ فَرِيضَةٗ مِّنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٦٠ وَمِنۡهُمُ ٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱلنَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٞۚ قُلۡ أُذُنُ خَيۡرٖ لَّكُمۡ يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَيُؤۡمِنُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ وَرَحۡمَةٞ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡۚ وَٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ رَسُولَ ٱللَّهِ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٦١ [التوبة: ۵۵-۶۱].

(۵۵) - ای رسول- نه اموال منافقان تو را به شگفت آورد و نه فرزندانشان، و آنها را نیکو مشمار، زیرا سرانجام اموال و فرزندان‏شان بد است، چون الله این دو را با تلاش و زحمتی که برای حصول آنها متحمل میشوند، و مصیبتهایی که در آنها نازل می‏کند عذابی بر آنها قرار میدهد تا اینکه الله ارواح‏شان را در حال کفرشان بیرون میکند، آنگاه با جاودانگی در پایینترین طبقۀ جهنم عذاب میشوند.

(۵۶) و –ای مؤمنان- منافقان به دروغ به شما سوگند یاد میکنند که: آنها در زمرۀ شما هستند، درحالیکه در باطن‏شان از شما نیستند، هر چند تظاهر کنند که از شما هستند، اما آنها مردمی هستند که میترسند همانند مشرکان گرفتار قتل و اسارت شوند، به این سبب از روی تقیه، اظهار اسلام میکنند.

(۵۷) اگر این منافقان پناهگاهی از دژها بیابند خود را در آن محافظت میکنند، یا غارهایی در کوهها بیابند در آنها پنهان میشوند، یا سوراخی بیابند که در آن داخل شوند به‏طور قطع به آن پناه میبرند، و به شتاب در آن وارد میشوند.

(۵۸) و –ای رسول- از منافقان کسانی هستند که وقتی در تقسیم صدقات، آنچه از آن میخواهند به آنها نمیرسد به تو عیب میگیرند، پس اگر از صدقات آنچه را که میخواهند به آنها بدهی از تو راضی میشوند، اما اگر آنچه را از آن میخواهند به آن‏ها ندهی خشم‏شان را آشکار میکنند.

(۵۹) و اگر این منافقانی که در تقسیم صدقات به تو ایراد میگیرند به آنچه الله برای‏شان فرض گردانده بود، و آنچه رسولش از صدقات به آنها داده بود راضی می‏شدند، و میگفتند: الله برای ما کافی است، الله به زودی آنچه را بخواهد از فضل خویش به ما عطا میکند، و رسولش بهزودی از آنچه که الله برایش عطا کرده است به ما میدهد، همانا ما فقط به الله مشتاقیم که از فضل خویش به ما عطا کند، اگر آنها این کار را کرده بودند به‏طور قطع برای‏شان بهتر بود از اینکه به تو ایراد بگیرند.

و چون در تقسیم صدقات به رسول الله ج ایراد گرفتند الله برای تبرئۀ رسولش، مصارف و مستحقان زکات را برای‏شان بیان کرد و فرمود:

(۶۰) همانا زکات واجب باید هزینه شود برای فقرا، یعنی نیازمندانی که مالی از پیشه یا شغل‏شان دارند، اما برای‏شان کافی نیست و کِفاف امورشان را نمیکند، و برای مساکین، کسانیکه تقریباً مالک چیزی نیستند و به‏سبب اوضاع و احوال یا سخن‏شان بر مردم پنهان نیستند، و برای مأموارنی که امام، آنها را برای جمعآوری زکات می‏فرستد، و برای کافران که دل‏شان به دست آید تا اسلام بیاورند، یا برای کسانیکه ایمان ضعیف دارند تا ایمان‏شان تقویت شود، یا برای کسانیکه شرشان با آن دفع شود، و هزینه برای بردگان تا با آن آزاد شوند، و برای کسانیکه بدون اسراف و گناه بدهکار شدند اگر نمیتوانند بدهی‏شان را پرداخت کنند، و هزینه برای تجهیز مجاهدان در راه الله، و برای مسافری که توشهاش تمام شده است. منحصرکردن مصرف زکاتها بر این اصناف، فریضهای از جانب الله است، و الله از مصالح بندگانش آگاه است و در تدبیر و تشریعش بسیار داناست.

(۶۱) و از منافقان کسانی هستند که با گفتارشان به رسولالله ج آزار میرسانند، پس آنگاه که بردباری ایشان را ببینند میگویند: همانا او سخن هر کسی را میشنود و باور میکند، و میان حق و باطل تشخیص نمیدهد. - ای رسول- به آنها بگو: همانا رسول چیزی جز خیر نمیشنود، و سخن الله را باور میکند، و آنچه را که مؤمنان راستین به او خبر دهند باور میکند و با آنها مهربان است، زیرا بعثت او رحمتی است برای هرکس که به او ایمان بیاورد، و کسانیکه به هر نوع آزاری به او ج میرسانند عذابی رنجآور دارند.

برخی فواید آیات:

• اموال و فرزندان گاهی سبب عذاب در دنیا، و گاهی سبب عذاب در آخرت هستند، پس بنده باید به گونهای با این دو رفتار کند که مولایش را راضی سازد، آنگاه با این دو، نجات مُحَقَّق میشود.

• توزیع زکات، به اجتهاد والیان امور موکول است که آن را براساس نیاز اصناف و گستردگی اموال قرار میدهند.

• آزاررساندن به رسول ج در آنچه به رسالت او بستگی دارد کفر است و کیفری سخت بر آن مترتب میشود.

• سزاوار است که بنده شنوای خیر باشد نه شنوای شر؛ آنچه را که در آن صلاح و خیر است بشنود، و با امتناع و مخالفت، از شنیدن شر و فساد روی بگرداند.

﴿يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ لِيُرۡضُوكُمۡ وَٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَحَقُّ أَن يُرۡضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤۡمِنِينَ٦٢ أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّهُۥ مَن يُحَادِدِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَأَنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدٗا فِيهَاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡخِزۡيُ ٱلۡعَظِيمُ٦٣ يَحۡذَرُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيۡهِمۡ سُورَةٞ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِي قُلُوبِهِمۡۚ قُلِ ٱسۡتَهۡزِءُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ مُخۡرِجٞ مَّا تَحۡذَرُونَ٦٤ وَلَئِن سَأَلۡتَهُمۡ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلۡعَبُۚ قُلۡ أَبِٱللَّهِ وَءَايَٰتِهِۦ وَرَسُولِهِۦ كُنتُمۡ تَسۡتَهۡزِءُونَ٦٥ لَا تَعۡتَذِرُواْ قَدۡ كَفَرۡتُم بَعۡدَ إِيمَٰنِكُمۡۚ إِن نَّعۡفُ عَن طَآئِفَةٖ مِّنكُمۡ نُعَذِّبۡ طَآئِفَةَۢ بِأَنَّهُمۡ كَانُواْ مُجۡرِمِينَ٦٦ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ بَعۡضُهُم مِّنۢ بَعۡضٖۚ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمُنكَرِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَقۡبِضُونَ أَيۡدِيَهُمۡۚ نَسُواْ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡۚ إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ٦٧ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلۡكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ هِيَ حَسۡبُهُمۡۚ وَلَعَنَهُمُ ٱللَّهُۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّقِيمٞ٦٨ [التوبة: ۶۲-۶۸].

(۶۲) - ای مؤمنان- برای اینکه منافقان شما را از خودشان راضی کنند به الله برای‏تان سوگند میخورند که آنها چیزی نگفتهاند که پیامبر ج را اذیت کند، درحالیکه اگر واقعاً مؤمن هستند، الله و رسولش سزاوارتر هستند که با ایمان و عمل صالح راضی شوند.

(۶۳) آیا این منافقان ندانستهاند که آنها با این کارشان با الله و رسولش دشمنی میکنند، و هرکس با آن دو دشمنی کند در روز قیامت وارد آتش جهنم میشود و برای همیشه در آن میماند؟! این امر خواری و ذلت بزرگی است.

(۶۴) منافقان میترسند از اینکه الله سورهای بر رسولش فرو فرستد که مؤمنان را از کفری که آنها پنهان میکنند آگاه سازد، - ای رسول- بگو: - ای منافقان- بر تمسخر و ریشخند خودتان به دین ادامه دهید، زیرا الله آنچه را پنهان میدارید با نزول سورهای یا خبردادن به رسولش از آن، برملا خواهد ساخت.

(۶۵) و –ای رسول- اگر پس از آنکه الله تو را از آن آگاه ساخت از منافقان در مورد طعن و دشنامی که به مؤمنان گفتند بپرسی به‏طور قطع خواهند گفت: ما به مزاح سخن میگفتیم و جدی نبودیم، - ای رسول- بگو: آیا الله و آیات او و رسولش را مسخره میکردید؟!

(۶۶) این عذرهای دروغین را نیاورید، زیرا کفر را که پنهان میکردید با تسمخرکردن آشکار کردهاید، اگر از گروهی از شما به خاطر ترک نفاق و توبه از جانب او و اخلاصش برای الله بگذریم، گروهی از شما را به‏سبب اصرارشان بر نفاق و توبهنکردن‏شان از نفاق عذاب میکنیم.

(۶۷) منافقان، چه مردان و چه زنان، در احوال نفاق یکسان هستند، و آنها برخلاف مؤمنان هستند، زیرا به منکَر امر میکنند و از معروف نهی میکنند، و در اموال‏شان بخل میورزند پس آن را در راه الله انفاق نمیکنند، و الله را در اطاعت از او رها می‏کنند، پس الله نیز آنها را از توفیق خویش رها کرد، بهراستیکه منافقان از طاعت الله و راه حق به‏سوی معصیت و گمراهی خارج هستند.

(۶۸) الله به منافقان و کافرانی که توبه نکردهاند وعده داده است که آنها را وارد جهنمی میکند که برای همیشه در آن میمانند، این امر برای عذاب‏شان کافی است، و الله آنها را از رحمت خویش رانده است، و عذابی همیشگی دارند.

برخی فواید آیات:

• منافقان کارهای بد و زشت زیادی دارند، از جمله ایراد سوگندهای دروغین، دشمنی با الله و رسولش، ریخشندکردن قرآن و پیامبر ج و مؤمنان، ترسیدن از نزول سورهای در قرآن که حال‏شان را برملا کند، و عذرآوردن‏شان به اینکه شوخی و بازی میکنند، که این امر اقرار به گناه و بلکه عذری بدتر و قبیحتر از گناه است.

• شوخی در دین و احکامش پذیرفتنی نیست، و مشغولشدن به سخن باطل در مورد کتاب و رسول و صفات الله، کفر به شمار میرود.

• نفاق: بیماریای نابودکننده و ریشهدار در انسانهاست، و افراد مبتلا به این بیماری در هر عصر و زمانی در امر به منکر و نهی از معروف، و خسیسبودن و خودداری آنها از انفاق در راه الله برای جهاد، و در حقی که بر آنها واجب است، شبیه یکدیگر هستند.

• جزا از جنس عمل است، پس کسیکه اوامر الله را ترک کند و نواهی او تعالی را به جا آورد از رحمت او تعالی رها میشود.

﴿كَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ كَانُوٓاْ أَشَدَّ مِنكُمۡ قُوَّةٗ وَأَكۡثَرَ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا فَٱسۡتَمۡتَعُواْ بِخَلَٰقِهِمۡ فَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِخَلَٰقِكُمۡ كَمَا ٱسۡتَمۡتَعَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُم بِخَلَٰقِهِمۡ وَخُضۡتُمۡ كَٱلَّذِي خَاضُوٓاْۚ أُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ٦٩ أَلَمۡ يَأۡتِهِمۡ نَبَأُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَقَوۡمِ إِبۡرَٰهِيمَ وَأَصۡحَٰبِ مَدۡيَنَ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَٰتِۚ أَتَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِۖ فَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ٧٠ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۚ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَيُطِيعُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ سَيَرۡحَمُهُمُ ٱللَّهُۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٧١ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَمَسَٰكِنَ طَيِّبَةٗ فِي جَنَّٰتِ عَدۡنٖۚ وَرِضۡوَٰنٞ مِّنَ ٱللَّهِ أَكۡبَرُۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٧٢ [التوبة: ۶۹-۷۲].

(۶۹) - ای گروه منافقان- شما در کفر و مسخرهکردن همانند امتهای تکذیبکنندۀ پیش از خودتان هستید، آنها از شما نیرومندتر و دارای اموال و فرزندان بیشتری بودند، پس از سهم خویش از خوشیها و شهوات دنیا که برای‏شان نوشته شده بود بهرهمند شدند، پس –ای منافقان- شما نیز از نصیب‏تان از آن که برای‏تان مقدر شده بود بهرهمند شدید، چنانکه امتهای تکذیبکنندۀ گذشته از نصیب‏شان بهره بردند، و در تکذیب حق و طعنهزدن به رسول ج فرورفتید همانگونه که آنها در تکذیب حق و طعنهزدن به رسولان‏شان فرو رفتند، اینها که صفات ناپسند مذکور را دارند، همان کسانی هستند که اعمال‏شان به‏سبب کفر، نزد الله تباه شد، و آنها زیانکاران هستند که با قراردادن خویش در معرض نابودی، بر خویشتن ستم کردند.

(۷۰) آیا خبر آنچه که امتهای تکذیبکننده انجام دادند، و کیفری که در مورد آنها اجرا شد به این منافقان نرسیده است: قوم نوح ÷، قوم هود ÷، قوم صالح ÷، قوم ابراهیم ÷، و اصحاب مدین ÷، و قریههای قوم لوط ÷؛ که رسولان‏شان دلایل آشکار و حجتهای واضح برای‏شان آوردند، پس الله ذاتی نیست که بر آنها ستم کند؛ زیرا رسولان‏شان به آنها انذار دادند، اما آنها خودشان بودند که به‏سبب کفر به الله و تکذیب رسولانش که انجام میدادند بر خویشتن ستم میکردند.

(۷۱) مردان و زنان مؤمن یاران و مددکاران یکدیگر هستند؛ و ایمان، آنها را متحد کرده است، امر به معروف میکنند. معروف هر طاعتی است که نزد الله تعالی محبوب است، مانند توحید و نماز؛ و از منکر نهی میکنند. منکر هر گناهی است که الله تعالی آن را نمیپسندد مانند کفر و ربا؛ و نماز را به صورت کامل به بهترین وجه ادا میکنند، و از الله، و از رسولش فرمان‏برداری میکنند، اینها که این صفات نیکو را دارند الله بهزودی آنها را در رحمت خویش وارد میسازد، همانا الله ذات شکستناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و او تعالی در آفرینش و تدبیر و شرعش بسیار داناست.

(۷۲) الله به مردان و زنان مؤمن به خویش وعده داده است که آنها را در روز قیامت وارد بهشتهایی میکند که رودها از زیر کاخهای‏شان جاری است و برای همیشه در آنجا میمانند، در آنجا نمیمیرند و نعمتهای‏شان تمام نمیشود، و به آن‏ها وعده داده است که آنها را برای اقامت وارد مسکنهایی نیکو در بهشتها می‏کند، و رضایتی که الله بر آنها نازل میکند از تمام این موارد بزرگتر است، این پاداش همان رستگاری بزرگی است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمیکند.

برخی فواید آیات:

• سبب عذاب کافران و منافقان در تمام دورانها یک سبب است، و آن ترجیح دنیا بر آخرت و بهرهجستن از آن، و تکذیب پیامبران و مکر و نیرنگ و خیانت به آنها است.

• هلاکت امتها و اقوام نابودشده به‏سبب کفرشان و تکذیب پیامبران توسط آنها، پند و اندرزی برای خردمندان عبرتگیرنده است.

• مؤمنان، چه مرد و چه زن، امتی واحد و یکپارچه هستند که به یکدیگر همکاری و یاری میرسانند، و دلهای‏شان در محبت و دوستی و مهرورزی به یکدیگر متحد است.

• رضایت پروردگار زمین و آسمانها از نعمتهای بهشتی فراتر است؛ زیرا سعادت روحانی از سعادت جسمانی برتر است.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ جَٰهِدِ ٱلۡكُفَّارَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱغۡلُظۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٧٣ يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدۡ قَالُواْ كَلِمَةَ ٱلۡكُفۡرِ وَكَفَرُواْ بَعۡدَ إِسۡلَٰمِهِمۡ وَهَمُّواْ بِمَا لَمۡ يَنَالُواْۚ وَمَا نَقَمُوٓاْ إِلَّآ أَنۡ أَغۡنَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ مِن فَضۡلِهِۦۚ فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيۡرٗا لَّهُمۡۖ وَإِن يَتَوَلَّوۡاْ يُعَذِّبۡهُمُ ٱللَّهُ عَذَابًا أَلِيمٗا فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۚ وَمَا لَهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ٧٤ ۞وَمِنۡهُم مَّنۡ عَٰهَدَ ٱللَّهَ لَئِنۡ ءَاتَىٰنَا مِن فَضۡلِهِۦ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٧٥ فَلَمَّآ ءَاتَىٰهُم مِّن فَضۡلِهِۦ بَخِلُواْ بِهِۦ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعۡرِضُونَ٧٦ فَأَعۡقَبَهُمۡ نِفَاقٗا فِي قُلُوبِهِمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ يَلۡقَوۡنَهُۥ بِمَآ أَخۡلَفُواْ ٱللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكۡذِبُونَ٧٧ أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ سِرَّهُمۡ وَنَجۡوَىٰهُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ٧٨ ٱلَّذِينَ يَلۡمِزُونَ ٱلۡمُطَّوِّعِينَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ وَٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهۡدَهُمۡ فَيَسۡخَرُونَ مِنۡهُمۡ سَخِرَ ٱللَّهُ مِنۡهُمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ٧٩ [التوبة: ۷۳-۷۹].

(۷۳) ای رسول، در برابر کافران با شمشیر، و در برابر منافقان با زبان و استدلال جهاد کن، و بر هر دو گروه سخت بگیر؛ زیرا آنها سزاوار سختگیری هستند، و جایگاهشان در روز قیامت جهنم است، و سرانجام بسیار بدی دارند.

(۷۴) منافقان سوگند دروغ به الله یاد میکنند که: سخنی که از جانب آنها، به تو رسیده است مبنی بر ناسزاگویی به تو و عیبجویی در دینت نگفتهاند؛ در حقیقت سخنی که از آنها به تو رسیده است و آنها را کافر میکند گفتهاند، و پس از اظهار ایمان، آشکارا کفر نمودهاند، و به‏طور قطع به ترور پیامبر ج که در آن موفق نشدند تصمیم گرفتهاند، و تا توانستند بر هرچیزی اعتراض کردهاند، درحالیکه الله با بی‏نیازساختن آنها از غنیمتهایی که بر پیامبرش ارزانی بخشید بر آنها لطف کرد، پس اگر از نفاق‏شان به‏سوی الله توبه کنند توبۀ آنها از ماندن بر نفاق برای‏شان بهتر است، و اگر از توبه به‏سوی الله روی بگردانند، او تعالی آنها را به عذابی دردآور در دنیا با قتل و اسارت، و عذابی رنجآور در آخرت با آتش عذاب میکند، و یاوری ندارند که آن‏ها را یاری نموده و از عذاب نجات بخشد، و نه هیچ پشتیبانی دارند که عذاب را از آنها دورکند.

(۷۵) و از میان منافقان کسانی هستند که با الله پیمان بسته و میگویند: اگر الله از فضل خویش به ما ببخشد به‏طور قطع به نیازمندان صدقه میدهیم، و از صالحان که اعمال‏شان اصلاح شده است خواهیم بود.

(۷۶) اما وقتی الله سبحانه از فضل خویش به آنها بخشید به آنچه که در مورد آن با الله عهد بسته بودند وفا نکردند، بلکه اموال‏شان را بازداشتند و چیزی صدقه ندادند، و با رویگردانی از ایمان پشت کردند.

(۷۷) پس او تعالی به کیفر خلافکردن آنها با وعدۀ الله، و دروغشان، سرانجامِ آن‏ها را تا روز قیامت، نفاقی ثابت در دلهای‏شان قرار داد.

(۷۸) آیا منافقان ندانستهاند که الله از کید و مکری که در مجالس‏شان پنهان می‏کنند آگاه است، و او سبحانه دانای امور نهان است؟ پس ذرهای از اعمال‏شان بر او تعالی پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال اعمال‏شان جزا خواهد داد.

(۷۹) کسانیکه به مؤمنانی که داوطلبانه صدقات اندک میبخشند ایراد میگیرند، همان مؤمنانی که جز چیزی اندک که حاصل تلاششان است نمییابند. و اینگونه آن‏ها را مسخره میکنند که: چه چیزی از صدقۀ آنها حاصل میشود؟! الله به سزای اینکه مؤمنان را به استهزا میگیرند آنها را به استهزا میگیرد، و عذابی رنجآور برای‏شان است.

برخی فواید آیات:

• وجوب جهاد با کافران و منافقان؛ جهاد با کافران با دست و سایر انواع سلاح‏های جنگی، و جهاد با منافقان با حجت و زبان است.

• منافقان بدترین مردم هستند؛ زیرا خیانتکارانی هستند که نیکی را با بدی پاسخ میدهند.

• در این آیات دلالتی است بر اینکه شکستن پیمان و خُلفِ وعده، موجب نفاق میشود، پس بر مسلمان واجب است در خودداری از این کار، نهایت تلاشش را بهکار گیرد.

• در آیات فوق، ستایشی است بر توان بدنی و کار، و اینکه جایگزین مال است، و این امر اصلی بزرگ در سنجیدن اصول ثروت عمومی و بالا بردن مقام کارگر است.

﴿ٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ أَوۡ لَا تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ إِن تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ سَبۡعِينَ مَرَّةٗ فَلَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ٨٠ فَرِحَ ٱلۡمُخَلَّفُونَ بِمَقۡعَدِهِمۡ خِلَٰفَ رَسُولِ ٱللَّهِ وَكَرِهُوٓاْ أَن يُجَٰهِدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَقَالُواْ لَا تَنفِرُواْ فِي ٱلۡحَرِّۗ قُلۡ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّٗاۚ لَّوۡ كَانُواْ يَفۡقَهُونَ٨١ فَلۡيَضۡحَكُواْ قَلِيلٗا وَلۡيَبۡكُواْ كَثِيرٗا جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٨٢ فَإِن رَّجَعَكَ ٱللَّهُ إِلَىٰ طَآئِفَةٖ مِّنۡهُمۡ فَٱسۡتَ‍ٔۡذَنُوكَ لِلۡخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخۡرُجُواْ مَعِيَ أَبَدٗا وَلَن تُقَٰتِلُواْ مَعِيَ عَدُوًّاۖ إِنَّكُمۡ رَضِيتُم بِٱلۡقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٖ فَٱقۡعُدُواْ مَعَ ٱلۡخَٰلِفِينَ٨٣ وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰٓ أَحَدٖ مِّنۡهُم مَّاتَ أَبَدٗا وَلَا تَقُمۡ عَلَىٰ قَبۡرِهِۦٓۖ إِنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَمَاتُواْ وَهُمۡ فَٰسِقُونَ٨٤ وَلَا تُعۡجِبۡكَ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَأَوۡلَٰدُهُمۡۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلدُّنۡيَا وَتَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ٨٥ وَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٌ أَنۡ ءَامِنُواْ بِٱللَّهِ وَجَٰهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ ٱسۡتَ‍ٔۡذَنَكَ أُوْلُواْ ٱلطَّوۡلِ مِنۡهُمۡ وَقَالُواْ ذَرۡنَا نَكُن مَّعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ٨٦ [التوبة: ۸۰-۸۶].

(۸۰) - ای رسول- برای‏شان آمرزش طلب کنی یا طلب آمرزش نکنی، اگر هفتاد بار هم برای‏شان آمرزش بخواهی، با وجود فراوانی طلب آمرزش، الله هرگز آنها را نخواهد بخشید؛ زیرا آنها به الله و رسولش کافر هستند، و الله کسانی را که به عمد و قصد از شریعت خارج شدند به حق توفیق نمیدهد.

(۸۱) منافقان متخلف از غزوۀ تبوک، از برنخاستن خویش برای جهاد در راه الله که با رسولالله ج مخالفت کردند خوشحال شدند، و از اینکه همانند مؤمنان با اموال و جانهای‏شان در راه الله جهاد کنند ناخشنود بودند، و چون غزوۀ تبوک در زمان گرما بود برای بازداشتن برادران منافق خویش گفتند: در گرما سفر نکنید، - ای رسول- به آنها بگو: اگر بدانند آتش جهنم که منتظر منافقان است از این گرما که از آن فرار کردند سوزانتر است.

(۸۲) پس این منافقان متخلف از جهاد، به‏سبب کفر و معاصی و گناهانی که در دنیا کسب میکردند باید در زندگی فانی دنیای‏شان کم بخندند، و در زندگی باقی آخرت‏شان زیاد بگریند.

(۸۳) پس –ای پیامبر- اگر الله تو را به گروهی از این منافقان که بر نفاق‏شان ثابت ماندند بازگرداند، آنگاه از تو اجازه خروج به همراه تو در غزوهای دیگر را خواستند، به آنها بگو: - ای منافقان- بهخاطر مجازات‏تان و پرهیز از مفاسدِ ناشی از همراهیِ شما، هرگز به همراه من، برای جهاد در راه الله خارج نخواهید شد، زیرا به نشستن و تخلف از غزوۀ تبوک راضی شدهاید، پس بنشینید و همراه بازماندگان، از جمله بیماران و زنان و کودکان، بمانید.

(۸۴) و –ای رسول- هرگز بر هیچیک از مردگان منافقان نماز نگزار، و برای دعای طلب آمرزش برای او بر سر قبرش نایست، زیرا آنها به الله و رسولش کفر ورزیدند، و در حالی مُردند که از طاعت الله خارج بودند، و هرکس که چنین باشد نه بر او نماز گزارده میشود و نه برایش دعا میشود.

(۸۵) و –ای رسول- نه اموال این منافقان تو را به شگفت آوَرَد و نه فرزندان‏شان، همانا الله میخواهد که آنها را به وسیلۀ اموال و فرزندان‏شان در زندگی دنیا عذاب کند، و این عذاب با رنج و مصیبتهایی است که در راه اموال و فرزندان متحمل می‏شوند، و میخواهد که در حالی ارواح‏شان را از بدنهای‏شان درآوَرَد که بر کفرشان قرار دارند.

(۸۶) و هرگاه الله سورهای بر پیامبرش محمد ج نازل کند که امر به ایمان به الله و جهاد در راه او تعالی را دربرداشته باشد، ثروتمندان و توانگران‏شان از تو برای نرفتن به جهاد اجازه میخواهند، و میگویند: ما را رها کن تا همراه معذوران همانند ضعیفان و زمینگیران بنشینیم.

برخی فواید آیات:

• کافر تا زمانیکه کافر است نه استغفار به او نفع میرساند و نه عمل.

• این آیات بر کوتاهنظریِ انسان دلالت دارند، زیرا انسان اغلب به حال و واقعیتی که در آن قرار دارد مینگرد، و به آینده و حوادثی که از واقعیت موجود به دست میآید نمینگرد.

• سستی در طاعت آنگاه که وقتش برسد، سبب کیفر الله و بازداشتن بنده از انجام طاعت و محرومیت از فضل آن توسط او تعالی است.

• در این آیات، دلیلی است بر مشروعیت نماز بر مؤمنان، و زیارت قبرهای‏شان و دعا برای آنها پس از مرگ‏شان، بههمان روشیکه پیامبر ج این کار را در مورد مؤمنان انجام داد.

﴿رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَفۡقَهُونَ٨٧ لَٰكِنِ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ جَٰهَدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡخَيۡرَٰتُۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٨٨ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٨٩ وَجَآءَ ٱلۡمُعَذِّرُونَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ لِيُؤۡذَنَ لَهُمۡ وَقَعَدَ ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۚ سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٩٠ لَّيۡسَ عَلَى ٱلضُّعَفَآءِ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرۡضَىٰ وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦۚ مَا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ مِن سَبِيلٖۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٩١ وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ إِذَا مَآ أَتَوۡكَ لِتَحۡمِلَهُمۡ قُلۡتَ لَآ أَجِدُ مَآ أَحۡمِلُكُمۡ عَلَيۡهِ تَوَلَّواْ وَّأَعۡيُنُهُمۡ تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ حَزَنًا أَلَّا يَجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ٩٢ ۞إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَسۡتَ‍ٔۡذِنُونَكَ وَهُمۡ أَغۡنِيَآءُۚ رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ وَطَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٩٣ [التوبة: ۸۷-۹۳].

(۸۷) وقتی این منافقان راضی شدند همراه معذورها تخلف کنند، (در واقع) به ذلت و خواری خویش راضی شدند و به‏سبب کفر و نفاق‏شان الله بر دلهای‏شان مُهر زد، پس آنها نمیدانند که مصلحت‏شان در چه چیزی است.

(۸۸) اما رسول ج و مؤمنان همراهش مانند اینها از جهاد در راه الله تخلف نورزیدند، بلکه با اموال و جانهای‏شان در راه الله جهاد کردند، و جزای‏شان نزد الله کسب منافع دنیوی برای‏شان مانند پیروزی و غنیمتها، و کسب منافع اخروی از جمله ورود به بهشت، و دستیابی به مطلوب و نجات از ترس و هلاکت است.

(۸۹) الله برای آنها بهشتهایی را آماده ساخته است که از زیر کاخهایش نهرها جاری است و همیشه در آن میمانند، و مرگ به آنها نمیرسد، این پاداش، همان رستگاری بزرگی است که هیچ رستگاریای با آن برابری نمیکند.

(۹۰) و گروهی از بادیهنشینان مدینه و پیرامون آن برای عذرخواهی نزد رسول الله ج آمدند؛ تا به آنها اجازۀ ترک خروج و جهاد در راه الله دهد، و گروهی دیگر که به‏سبب عدم تصدیق پیامبر ج و عدم ایمان به وعدههای الله، هرگز برای تخلف ورزیدن از خروج عذرخواهی ننمودند؛ بهزودی به اینها به‏سبب این کفرشان عذابی رنجآور و دردآور خواهد رسید.

(۹۱) زنان و کودکان و بیماران و ناتوانان و کوران و فقیرانی که مالی برای هزینه کردن نمییابند که با آن خودشان را تجهیز کنند، بر تمامی این گروهها گناهی در تخلف از خروج نیست؛ زیرا عذرهای‏شان مُوَجَّه است، اگر برای الله و رسولش اخلاص ورزند، و به شریعت او تعالی عمل کنند، راهی برای مجازات نمودن نیکوکارانِ این معذورین نیست، و الله گناهان نیکوکاران را میآمرزد، و نسبت به آنها مهربان است.

(۹۲) و – ای رسول- همینطور گناهی نیست بر آن بازماندگانی که وقتی برای طلب سواریها نزد تو آمدند که آنها را بر آن سوار کنی، به آنها گفتی: سواریای نمییابم که شما را بر آن سوار کنم؛ به تو پشت کردند درحالیکه از افسوس بر اینکه نزد خودشان یا نزد تو چیزی نیافتهاند که هزینه کنند از چشمان‏شان سیل اشک روان بود.

(۹۳) وقتی که بیان فرمود راهی برای مجازات معذورین نیست، کسانی را که سزاوار مجازات و مؤاخذه هستند بیان نمود و فرمود: - ای رسول- همانا راه کیفر و مؤاخذه بر کسانی باز است که از تو در حالی برای ترک جهاد اجازه میخواهند که به علت دارابودن آنچه با آن تجهیز شوند قادر به جهادکردن هستند، و خواری و ذلت را برای خودشان راضی شدند به این ترتیب که همراه بازماندگان در خانهها بمانند، و الله بر دلهای‏شان مُهر زد. پس هیچ اندرزی بر دلهای‏شان اثر نمیگذارد، و آنها به‏سبب این مُهر، نمیدانند که مصلحت‏شان در چه چیزی است تا آن را انتخاب کنند، و تباهی‏شان در چه چیزی است تا از آن بپرهیزند.

برخی فواید آیات:

• مجاهدان در دنیا خیرها را کسب خواهند کرد، و اگر این امر را به دست نیاورند برای‏شان رستگاری با بهشت و نجات از عذاب در آخرت است.

• اساساً اگر کسی از روی لطف به مردم نیکی کند در صورتیکه کوتاهی از جانب او سر بزند مؤاخذه نمیشود.

• هرکس خیر را نیت کند، و تلاشی را که در توان دارد با نیت جازم خویش همراه کند، سپس قادر (به انجام آن) نگردد، در جایگاه انجامدهندۀ آن کاری که قصد کرده است قرار میگیرد.

• اسلام، دین عدالت و منطق است؛ از این رو مجازات و گناه را بر منافقانِ اجازهگیرنده که ثروتمند بودند و توان جهاد با مال و جان را داشتند واجب گرداند.

﴿يَعۡتَذِرُونَ إِلَيۡكُمۡ إِذَا رَجَعۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡۚ قُل لَّا تَعۡتَذِرُواْ لَن نُّؤۡمِنَ لَكُمۡ قَدۡ نَبَّأَنَا ٱللَّهُ مِنۡ أَخۡبَارِكُمۡۚ وَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٩٤ سَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ إِذَا ٱنقَلَبۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡ لِتُعۡرِضُواْ عَنۡهُمۡۖ فَأَعۡرِضُواْ عَنۡهُمۡۖ إِنَّهُمۡ رِجۡسٞۖ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٩٥ يَحۡلِفُونَ لَكُمۡ لِتَرۡضَوۡاْ عَنۡهُمۡۖ فَإِن تَرۡضَوۡاْ عَنۡهُمۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يَرۡضَىٰ عَنِ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ٩٦ ٱلۡأَعۡرَابُ أَشَدُّ كُفۡرٗا وَنِفَاقٗا وَأَجۡدَرُ أَلَّا يَعۡلَمُواْ حُدُودَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٩٧ وَمِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغۡرَمٗا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ ٱلدَّوَآئِرَۚ عَلَيۡهِمۡ دَآئِرَةُ ٱلسَّوۡءِۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ٩٨ وَمِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مَن يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَٰتٍ عِندَ ٱللَّهِ وَصَلَوَٰتِ ٱلرَّسُولِۚ أَلَآ إِنَّهَا قُرۡبَةٞ لَّهُمۡۚ سَيُدۡخِلُهُمُ ٱللَّهُ فِي رَحۡمَتِهِۦٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٩٩ [التوبة: ۹۴-۹۹].

(۹۴) هنگام بازگشت مسلمانان از جهاد، منافقان متخلف از جهاد عذرهایی واهی برای‏شان عَرضه میکنند، و الله به پیامبرش و مؤمنان سفارش میکند که اینگونه به آنها پاسخ دهند: عذرهای دروغین نیاورید، هرگز در آنچه از آن به ما خبر میدهید شما را تصدیق نخواهیم کرد، زیرا الله ما را از آنچه در نفسهای‏تان است آگاه ساخته است، و الله و رسولش به زودی خواهند دید که: آیا توبه میکنید، تا الله توبۀ شما را بپذیرد، یا بر نفاق‏تان ادامه میدهید؟ سپس به‏سوی الله که از هر چیزی آگاه است بازگردانده میشوید، آنگاه شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میسازد، و شما را در قبال آن مجازات میکند، پس به توبه و عمل صالح اقدام کنید.

(۹۵) - ای مؤمنان- این متخلفان آنگاه که نزدشان بازگردید برای تقویت عذرهای باطل‏شان به الله سوگند خواهند خورد، تا از سرزنش و توبیخ آنها خودداری کنید، پس مانند شخص خشمگین آنها را رها کنید و از آنها دوری گزینید، زیرا آنها نجس‏هایی هستند که باطن پلیدی دارند، و به سزای نفاق و گناهانی که کسب می‏کنند جایگاه‏شان که به آن پناه میبرند جهنم است.

(۹۶) - ای مؤمنان- این متخلفان از جهاد برای‏تان سوگند یاد میکنند تا از آنها راضی شوید، و عذرهای‏شان را بپذیرید، اما از آنها راضی خشنود نشوید، زیرا اگر از آن‏ها راضی شوید با پروردگارتان مخالفت کردهاید، چون او تعالی از گروهی که با کفر و نفاق از طاعت او تعالی خارج شدهاند راضی نمیشود؛ پس –ای مسلمانان- برحذر باشید از اینکه از کسی که الله از او راضی نمیشود راضی شوید.

(۹۷) بادیهنشینان اگر کفر یا نفاق ورزند، کفر و نفاق‏شان سختتر از کفر و نفاق شهرنشینان است، و آنها سزاوارترند که به دین جهل داشته باشند، و مستحقتر هستند از اینکه فرایض و سنن و ضوابط احکام را که الله بر رسولش نازل فرموده است ندانند؛ زیرا سخت و خشن هستند و معاشرت کمی دارند، و الله از احوال‏شان آگاه است، به گونهای که ذرهای از احوال‏شان بر او تعالی پوشیده نمیماند، و او تعالی در تدبیر و شرعش بسیار داناست.

(۹۸) و از منافقان بادیهنشین کسانی هستند که اعتقاد دارند مالی را که در راه الله انفاق میکنند زیان و غرامت است؛ زیرا میپندارند که اگر انفاق کنند پاداش داده نمی‏شوند، و اگر از انفاق خودداری کنند الله آنها را کیفر نمیکند، اما با این وجود گاهی از روی ریا و تقیه انفاق میکنند، و –ای مؤمنان- منتظر هستند که پیشامد ناگواری بر شما نازل شود تا از شما رهایی یابند. اما الله پیشامدهای ناگوار و چرخش روزگار به آنچه که سرانجام نیکویی ندارد را که آنها آرزو میکنند بر مؤمنان واقع شود، بر خود آنها واقع ساخته است نه بر مؤمنان؛ و الله سخنان آنها را میشنود، و از آنچه که پنهان میکنند آگاه است.

(۹۹) و از بادیهنشینان کسی است که به الله و روز قیامت ایمان دارد، و مالی را که در راه الله انفاق میکند به عنوان عباداتی انجام میدهد که بهوسیلۀ آنها به الله نزدیکی صورت میگیرد، و آن را وسیلهای برای دستیابی به دعا و طلب آمرزش رسول ج برای خودش قرار میدهد، همانا انفاق او در راه الله و دعای رسول ج برایش، عباداتی برای او نزد الله است، که بهزودی ثوابش را نزد او تعالی خواهد یافت به این ترتیب که الله او را در رحمت گستردۀ خویش که شامل مغفرت و بهشت او تعالی است وارد میسازد. همانا الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

برخی فواید آیات:

• میدان عمل و تکالیف، بهترین گواه بر تشخیص راستگویی و دروغگویی منافقان است.

• به‏سبب تأثیر محیط، اگر بادیهنشینان کفر ورزند کفر و نفاق‏شان سختتر از شهرنشینان است.

• تشویق بر انفاق در راه الله همراه با اخلاص نیت، و بزرگی مزد کسیکه این کار را انجام دهد.

• فضیلت علم، و اینکه کسیکه علم ندارد به خطا نزدیکتر است.

﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ١٠٠ وَمِمَّنۡ حَوۡلَكُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مُنَٰفِقُونَۖ وَمِنۡ أَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى ٱلنِّفَاقِ لَا تَعۡلَمُهُمۡۖ نَحۡنُ نَعۡلَمُهُمۡۚ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيۡنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيمٖ١٠١ وَءَاخَرُونَ ٱعۡتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمۡ خَلَطُواْ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَءَاخَرَ سَيِّئًا عَسَى ٱللَّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ١٠٢ خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَةٗ تُطَهِّرُهُمۡ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيۡهِمۡۖ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٞ لَّهُمۡۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ١٠٣ أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ هُوَ يَقۡبَلُ ٱلتَّوۡبَةَ عَنۡ عِبَادِهِۦ وَيَأۡخُذُ ٱلصَّدَقَٰتِ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ١٠٤ وَقُلِ ٱعۡمَلُواْ فَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۖ وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ١٠٥ وَءَاخَرُونَ مُرۡجَوۡنَ لِأَمۡرِ ٱللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمۡ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيۡهِمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ١٠٦ [التوبة: ۱۰۰-۱۰۶].

(۱۰۰) کسانیکه نخستین بار به ایمان پیشی گرفتند، چه مهاجران که از خانه و سرزمین‏شان به‏سوی الله مهاجرت کردند، و چه انصار که پیامبرش را یاری رساندند، و کسانیکه در اعتقاد و اقوال و افعال از مهاجران و انصارِ پیشگام به ایمان، به نیکی پیروی کردند- الله از آنها راضی شد پس طاعت‏شان را قبول کرد، و آنها از او تعالی راضی شدند چون پاداش بزرگش را به آنها اعطا کرده است، و بهشتهایی را که در زیر کاخهایش نهرها جاری است، و جاودانه در آن میمانند، برای‏شان آماده کرده است، این پاداش همان رستگاری بزرگ است.

(۱۰۱) و برخی از بادیهنشینانِ نزدیکِ مدینه منافق هستند و از ساکنان مدینه منافقانی هستند که بر نفاق خویش ادامه داده و بر آن پایدار ماندهاند، - ای رسول- تو آنها را نمیشناسی الله همان ذاتی است که آنها را میشناسد، و بهزودی دو بار آنها را مجازات خواهد کرد: یکبار در دنیا با برملا ساختن نفاق و قتل و اسارت‏شان، و بار دیگر در آخرت با عذاب قبر، سپس در روز قیامت به عذابی بزرگ در پایینترین طبقۀ جهنم بازگردانده میشوند.

(۱۰۲) و از ساکنان مدینه گروهی هستند که بدون عذر از جهاد تخلف ورزیدند، پس علیه خویش اقرار کردند که عذری نداشتهاند، و عذرهایی دروغین نیاوردند، و اعمال صالح گذشتۀ خودشان از انجام طاعت الله، و تمسک به احکام او تعالی، و جهاد در راه الله را با عمل بد درآمیختهاند، آنها به الله امید دارند که توبۀشان را بپذیرد و از آنها درگذرد، همانا الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۱۰۳)- ای رسول- از اموال آنها زکاتی بگیر تا آنها را با آن از پلیدیهای معاصی و گناهان پاکیزه سازی، و نیکیهای‏شان را رشد دهی، و پس از گرفتن زکات از آنها برای‏شان دعا کن، زیرا دعای تو رحمت و آرامشی برای‏شان است، و الله دعای تو را می‏شنود، و از اعمال و نیتهای آنها آگاه است.

(۱۰۴) تا این متخلفان از جهاد و توبهکنندگان به‏سوی الله بدانند که الله توبۀ آن بندگانش را که به‏سوی او توبه کنند میپذیرد، و اینکه صدقات را میپذیرد هر چند از آنها بینیاز است، و پاداش صدقه را به صدقهدهنده میدهد، و اینکه او سبحانه توبۀ بندگان توبهکارش را میپذیرد، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

(۱۰۵) و –ای رسول- به این متخلفان از جهاد و توبهکنندگان از گناهان‏شان بگو: زیان آنچه را که از دست دادید جبران کنید، و اعمال‏تان را برای الله خالص گردانید، و اعمالی را که سبب رضایت او تعالی است انجام دهید، زیرا الله و رسولش و مؤمنان، اعمال شما را خواهند دید، و در روز قیامت به‏سوی پروردگارتان که از هر چیزی آگاه است، و آنچه را پنهان یا آشکار میکنید میداند، و شما را از آنچه که در دنیا انجام میدادید باخبر خواهد کرد، و جزای آن را به شما خواهد داد بازگردانده میشوید.

(۱۰۶) و از متخلفان از غزوۀ تبوک، گروهی دیگر هستند که عذری نداشتهاند، که قضا و حکم الله در مورد آنها به تأخیر افتاده است، و هر حکمی که بخواهد در مورد آنها صادر میکند: یا آنها را عذاب میکند در صورتی که به‏سوی او تعالی توبه نکنند، و یا توبهشان را میپذیرد اگر توبه کنند، و الله میداند که چه کسی سزاوار کیفرش و چه کسی سزاوار بخشش اوست، و در شرع و تدبیرش بسیار داناست، این افراد: مُرارَۀ بن رَبیع، کَعب بن مالک و هِلال بن اُمَیّه هستند.

برخی فواید آیات:

• فضیلت شتافتن به‏سوی ایمان، و هجرت در راه الله، و یاری کردن دین، و پیروی از راه سلف صالح.

• اختصاص علم غیب فقط برای الله؛ زیرا فقط الله است که از آنچه در دلهاست آگاهی دارد.

• امیدواری مؤمنان گناهکار به اینکه اگر توبه کنند و عمل‏شان را اصلاح کنند الله توبهشان را میپذیرد و گناهان‏شان را میآمرزد.

• وجوب زکات و بیان فضیلت آن و تأثیرش در رشد مال و پاک کردن نفوس از بخل و سایر آفات.

﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مَسۡجِدٗا ضِرَارٗا وَكُفۡرٗا وَتَفۡرِيقَۢا بَيۡنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَإِرۡصَادٗا لِّمَنۡ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبۡلُۚ وَلَيَحۡلِفُنَّ إِنۡ أَرَدۡنَآ إِلَّا ٱلۡحُسۡنَىٰۖ وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ١٠٧ لَا تَقُمۡ فِيهِ أَبَدٗاۚ لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ مِنۡ أَوَّلِ يَوۡمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِۚ فِيهِ رِجَالٞ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْۚ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُطَّهِّرِينَ١٠٨ أَفَمَنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ تَقۡوَىٰ مِنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٍ خَيۡرٌ أَم مَّنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٖ فَٱنۡهَارَ بِهِۦ فِي نَارِ جَهَنَّمَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٠٩ لَا يَزَالُ بُنۡيَٰنُهُمُ ٱلَّذِي بَنَوۡاْ رِيبَةٗ فِي قُلُوبِهِمۡ إِلَّآ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ١١٠ ۞إِنَّ ٱللَّهَ ٱشۡتَرَىٰ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَنفُسَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلۡجَنَّةَۚ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيَقۡتُلُونَ وَيُقۡتَلُونَۖ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَٱلۡإِنجِيلِ وَٱلۡقُرۡءَانِۚ وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِعَهۡدِهِۦ مِنَ ٱللَّهِۚ فَٱسۡتَبۡشِرُواْ بِبَيۡعِكُمُ ٱلَّذِي بَايَعۡتُم بِهِۦۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ١١١ [التوبة: ۱۰۷-۱۱۱].

(۱۰۷) و از منافقان کسانی دیگر هستند که مسجدی را برای غیر طاعت الله، بلکه برای ضرر رساندن به مسلمانان، و یاری رساندن کفر با تقویت اهل نفاق، و پراکندگی میان مؤمنان، و آماده کردن و چشم به راه بودن کسیکه قبل از ساختن مسجد با الله و رسولش به جنگ برخاسته بود بنا کردند، و این منافقان به شما سوگند یاد میکنند که: قصدی جز سود رساندن به مسلمانان نداشتیم، و الله گواهی میدهد که آنها در این ادعای‏شان دروغگو هستند.

(۱۰۸) - ای پیامبر- مسجدی که چنین صفتی دارد، دعوت منافقان را برای اینکه در آن نماز بگزاری اجابت نکن، زیرا مسجد قبا که از ابتدا بر تقوا بنا شده است از این مسجد که بر کفر بنا شده است سزاوارتر است که در آن نماز بگزاری، در مسجد قبا مردانی هستند که دوست دارند از اَحداث (بیوضویی و بیغسلی) و اَخباث (ناپاکیها) با آب، و از گناهان با توبه و استغفار پاک شوند، و الله پاکیزه شدگان از احداث و اخباث و گناهان را دوست دارد.

(۱۰۹) آیا کسیکه بنیانش را بر تقوای الهی با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهی او، و رضایت الله با گسترش در اعمال نیکو بنا نهاده است یکسان است با کسیکه مسجدی برای ضرر رساندن به مسلمانان و تقویت کفر، و پراکندگی میان مؤمنان بنا نهاده است؟! این دو هرگز یکسان نیستند، زیرا بنیان اولی قوی و منسجم است که از سقوط آن نمیترسد، و مثال دومی مانند مثال کسی است که بنیانش را بر لبۀ پرتگاهی بنا نهاده که منهدم شده و سقوط میکند، آنگاه بنیانش او را در قعر جهنم فرو میبرد، و الله قوم ستمکار به‏سبب کفر و نفاق و غیر آن را توفیق نمیدهد.

(۱۱۰) مسجدشان که آن را برای ضرر رساندن بنا کردند همیشه در دلهای‏شان مایۀ شک و نفاق است تا اینکه دلهای‏شان با مرگ یا قتل با شمشیر پاره پاره شود، و الله از اعمال بندگانش آگاه است، و در آنچه که حکم میکند، چه جزا به خیر یا شر، بسیار داناست.

الله پس از آشکار کردن بدیهای منافقان متخلف از جهاد، پاداش مجاهدان در راه خویش را ذکر فرموده است:

(۱۱۱) همانا الله از مؤمنان جانهای‏شان را - از روی لطف خویش؛ با وجود اینکه آنها ملکِ خودِ او تعالی هستند - به بهایی گران یعنی بهشت خریده است، چون با کفار میجنگند تا سخن الله برتر باشد، سپس کفار را میکشند، و کفار آنها را می‏کشند، الله این پاداش را به وعدۀ حقی در تورات، کتاب موسی ÷؛ و انجیل، کتاب عیسی ÷؛ و کتاب محمد ج وعده داده است، و هیچکس از الله سبحانه وفادارتر به عهد خویش نیست؛ پس –ای مؤمنان- به معاملهای که با الله کردهاید شاد و خوشحال باشید، زیرا سود زیادی در آن بردهاید، و این معامله همان رستگاری بزرگ است.

برخی فواید آیات:

• محبت الله برای پاک شدگان از نجاستهای بدنی و روحی ثابت است.

• کسیکه عملی را به هدف رضایت الله انجام دهد، با کسیکه عملش را به هدف یاریِ کفر و جنگ با مسلمانان انجام دهد یکسان نیست؛ زیرا عمل اولی است که میماند و صاحبش را به سعادت میرساند، اما عمل دومی نابود می‏شود و صاحبش را بدبخت میکند.

• مشروعیت جهاد و تشویق بر آن در ادیان پیش از اسلام نیز وجود داشته است.

• هر حالتیکه به پراکندگی مؤمنان منجر شود، از گناهانی است که ترک و از بین بردن آن واجب است، چنانکه هر حالتیکه منجر به اجتماع و ائتلاف مؤمنان شود، پیروی از آن و امر به آن و تشویق بر آن واجب است.

﴿ٱلتَّٰٓئِبُونَ ٱلۡعَٰبِدُونَ ٱلۡحَٰمِدُونَ ٱلسَّٰٓئِحُونَ ٱلرَّٰكِعُونَ ٱلسَّٰجِدُونَ ٱلۡأٓمِرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱلنَّاهُونَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَٱلۡحَٰفِظُونَ لِحُدُودِ ٱللَّهِۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١١٢ مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَن يَسۡتَغۡفِرُواْ لِلۡمُشۡرِكِينَ وَلَوۡ كَانُوٓاْ أُوْلِي قُرۡبَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ١١٣ وَمَا كَانَ ٱسۡتِغۡفَارُ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَن مَّوۡعِدَةٖ وَعَدَهَآ إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُۥٓ أَنَّهُۥ عَدُوّٞ لِّلَّهِ تَبَرَّأَ مِنۡهُۚ إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ لَأَوَّٰهٌ حَلِيمٞ١١٤ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُضِلَّ قَوۡمَۢا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰهُمۡ حَتَّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ١١٥ إِنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۚ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ١١٦ لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِيِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٖ مِّنۡهُمۡ ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ١١٧ [التوبة: ۱۱۲-۱۱۷].

(۱۱۲) اینها که این پاداش را به دست آوردهاند همان کسانی هستند که از آنچه الله نمیپسندد و از آن به خشم میآید به آنچه او تعالی دوست دارد و از آن راضی می‏شود برمیگردند، همان کسانیکه از خشیت الله و از روی تواضع فروتنی کردند پس در طاعت او تعالی کوشیدند. ستایشگران پروردگارشان در همه حال، روزهداران، نمازگزاران، امرکنندگان به آنچه الله یا رسولش به آن فرمان دادهاند، نهیکنندگان از آنچه الله و رسولش از آن نهی کردهاند، پاسداران اوامر الله با انجام آنها، و پاسداران نواهی او تعالی با ترک آنها، - ای رسول- مؤمنان متصف به این صفات را به آنچه آن‏ها را راضی میسازد در دنیا و آخرت خبر بده.

(۱۱۳) نه برای پیامبر ج سزاوار است و نه برای مؤمنان که از الله برای مشرکان آمرزش بخواهند، هر چند نزدیکان‏شان باشند، پس از آنکه برای‏شان مشخص شد آن‏ها به‏سبب مرگ‏شان در حال شرک جهنمی هستند.

(۱۱۴) و طلب آمرزش از سوی ابراهیم ÷ برای پدرش نبود جز به‏سبب وعدهای که به او داده بود تا آمرزش را برایش بخواهد؛ به این امید که اسلام بیاورد، اما وقتی به دلیل فایده نداشتن نصیحت برای پدرش، یا به دلیل آگاهی ابراهیم ÷ از طریق وحی به اینکه پدرش در حال کفر میمیرد برای ابراهیم ÷ مشخص شد که پدرش دشمن الله است، از او بیزاری جست، و آمرزش خواستن ابراهیم ÷ برای پدرش اجتهادی از جانب او بود، نه مخالفتی با حکمی که الله به‏سوی او وحی کرده بود، بهراستی که ابراهیم ÷ بسیار نیایش کننده به‏سوی الله، و بسیار بخشنده و گذشت کننده از قوم ستمکارش بود.

(۱۱۵) و الله نمیخواهد برای قومی به گمراهی حکم کند پس از اینکه آنها را به هدایت توفیق داد مگر اینکه محرماتی را که باید از آن اجتناب کنند برای‏شان بیان کرده باشد. پس اگر پس از بیان تحریم آنچه که برای‏شان حرام کرده است آنها را مرتکب شدند بر آنها به گمراهی حکم کرده است. همانا الله از هر چیزی آگاه است، و ذرهای بر او پوشیده نمیماند، و شما را از آنچه که نمیدانستید آگاه کرده است.

(۱۱۶) همانا فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ الله است، و در آن دو هیچ شریکی ندارد، در آن دو هیچ امر پنهانی بر او پوشیده نمیماند، هرکس را که زنده کردنش را بخواهد زنده میگرداند، و هرکس را که مردنش را بخواهد میمیراند، و –ای مردم- غیر از الله هیچ دوست و کارسازی ندارید که کارهای‏تان را به عهده بگیرد، و هیچ یاوری جز او تعالی ندارید که آسیب را از شما دفع کند، و شما را بر دشمن‏تان پیروز گردانَد.

(۱۱۷) همانا الله پیامبرش محمد ج را بخشیده است آنگاه که به منافقان در تخلف از غزوۀ تبوک اجازه داد. و مهاجران و انصار را نیز بخشیده است؛ زیرا از او تخلف نورزیدند، بلکه با وجود گرمای زیاد، و کمیِ مال، و با وجود نیروی دشمنان، او را در غزوۀ تبوک پیروی کردند. پس از آنکه نزدیک بود به‏سبب سختی بزرگی که در آن بودند دلهای گروهی از آنها منحرف شود و به ترک پیکار تصمیم گرفتند، سپس الله آنها را به پایداری و خروج برای پیکار توفیق داد، و آنها را بخشید، همانا او سبحانه نسبت به آنها بسیار بخشنده و مهربان است، و از جلمه رحمت او تعالی این است که به آنها توفیق توبه داد و توبهشان را پذیرفت.

برخی فواید آیات:

• بطلان استدلال به جواز طلب آمرزش برای مشرکان با کار ابراهیم ÷.

• گناهان و معاصی، سبب مصیبتها و خواری و عدم توفیق است.

• الله مالک الملک است، و او دوست و کارساز ماست، و هیچ دوست و یاوری جز او تعالی نداریم.

• بیان برتری اصحاب پیامبر ج بر سایر مردم.

﴿وَعَلَى ٱلثَّلَٰثَةِ ٱلَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّىٰٓ إِذَا ضَاقَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ وَضَاقَتۡ عَلَيۡهِمۡ أَنفُسُهُمۡ وَظَنُّوٓاْ أَن لَّا مَلۡجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيۡهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡ لِيَتُوبُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ١١٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ ٱلصَّٰدِقِينَ١١٩ مَا كَانَ لِأَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ وَمَنۡ حَوۡلَهُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ وَلَا يَرۡغَبُواْ بِأَنفُسِهِمۡ عَن نَّفۡسِهِۦۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ لَا يُصِيبُهُمۡ ظَمَأٞ وَلَا نَصَبٞ وَلَا مَخۡمَصَةٞ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَطَ‍ُٔونَ مَوۡطِئٗا يَغِيظُ ٱلۡكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنۡ عَدُوّٖ نَّيۡلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٞ صَٰلِحٌۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٢٠ وَلَا يُنفِقُونَ نَفَقَةٗ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةٗ وَلَا يَقۡطَعُونَ وَادِيًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمۡ لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٢١ ۞وَمَا كَانَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةٗۚ فَلَوۡلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرۡقَةٖ مِّنۡهُمۡ طَآئِفَةٞ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي ٱلدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوۡمَهُمۡ إِذَا رَجَعُوٓاْ إِلَيۡهِمۡ لَعَلَّهُمۡ يَحۡذَرُونَ١٢٢ [التوبة: ۱۱۸-۱۲۲].

(۱۱۸) و بهراستی که الله آن سه نفر یعنی کَعب بن مالک، مُرارَة بن رَبیع و هِلال بن اُمَیّه را بخشیده است؛ همان سه نفری که پس از تخلف آنها از خروج همراه رسول الله ج به‏سوی تبوک، از پذیرش توبه جا مانده بودند و قبول توبهشان به تأخیر افتاد، آنگاه پیامبر ج به مردم دستور داد تا با آنها قطع رابطه کنند، و به‏سبب این امر غم و اندوهی به آنها رسید تا جاییکه زمین با وجود گستردگیاش برای‏شان تنگ شد، و به‏سبب وحشتی که برای‏شان حاصل شد سینههای‏شان تنگ گردید، و دانستند که جز بهسوی اللهِ یگانه، پناهگاهی برای پناه بردن به آن ندارند، پس الله بر آنها رحم کرد که توفیق توبه به آنها داد. سپس توبهشان را پذیرفت. همانا او نسبت به بندگان توبهکارش بسیار توبهپذیر و مهربان است.

(۱۱۹) ای کسانیکه ایمان آوردهاید و از رسولش پیروی کردهاید و به شریعتش عمل کردهاید، با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، و با راستان در ایمان و اقوال و اعمال‏شان باشید، زیرا هیچ وسیلۀ نجات و رهاییای جز راستی برای‏تان نیست.

(۱۲۰) ساکنان مدینه و بادیه نشینان پیرامون آن را نسزد که از رسولالله ج هنگامیکه خودش برای جهاد خارج شود تخلف ورزند، و آنها را نسزد که نسبت به جان خویش بخل ورزند، و جان خودشان را در برابر جان رسول الله ج محافظت کنند، بلکه بر آنها واجب است که جان‏شان را به جای جان او ببخشند؛ زیرا هیچ عطش، و سختی و رنجی در راه الله بر آنها نمیرسد، و در هیچ مکانیکه وجودشان در آنجا خشم کفار را به جوش میآورد فرود نمیآیند، و از جانب دشمن هیچ قتل یا اسارت یا غنیمت یا شکستی به آنها نمیرسد- مگر اینکه الله به‏سبب آن، برای‏شان پاداش عملی صالح و پذیرفته شده مینویسد، همانا الله مزد نیکوکاران را تباه نمیسازد، بلکه آن را به صورت کامل به آنها میدهد، و برای‏شان بر آن میافزاید.

(۱۲۱) و هیچ مالی، چه کم چه زیاد، نمیبخشند، و از هیچ درهای نمیگذرند مگر اینکه هر بخشش و سفری که انجام میدهند برای‏شان نوشته میشود تا الله پاداش آن را برای‏شان بدهد، پس در آخرت پاداش نیکوترین آن چیزی را که انجام میدادند برای‏شان عطا میکند.[۱۵]

(۱۲۲) و برای مؤمنان شایسته نیست که همگی برای قتال خارج شوند تا اگر دشمن‏شان بر آنها پیروز شد از ریشه کنده نشوند، پس چرا گروهی از آنها برای جهاد خارج نمیشوند، و گروهی باقی نمیمانند تا با رسول الله ج همراهی کنند، و به‏سبب آنچه از قرآن و احکام شرع که از او میشنوند در دین آگاهی پیدا کنند، و قوم‏شان را هنگامیکه به‏سوی‏شان بازگشتند با آنچه که آموختهاند انذار کنند، امید است که از عذاب و کیفر الله بترسند، آنگاه اوامرش را اجرا، و از نواهیاش اجتناب کنند. این امر در مورد سریههایی بود که رسول الله ج به‏سوی نواحی میفرستاد، و گروهی از اصحابش را برای این کار انتخاب میکرد.

برخی فواید آیات:

• وجوب تقوای الله و راستگویی؛ و اینکه این دو، سبب نجات از نابودی هستند.

• بزرگی فضیلت انفاق در راه الله.

• مَثل وجوب تفقه در دین مانند جهاد است، و اینکه جز با این دو همراه هم، دین برپا نمیشود.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَٰتِلُواْ ٱلَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ ٱلۡكُفَّارِ وَلۡيَجِدُواْ فِيكُمۡ غِلۡظَةٗۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ١٢٣ وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ فَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمۡ زَادَتۡهُ هَٰذِهِۦٓ إِيمَٰنٗاۚ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فَزَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا وَهُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ١٢٤ وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ فَزَادَتۡهُمۡ رِجۡسًا إِلَىٰ رِجۡسِهِمۡ وَمَاتُواْ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ١٢٥ أَوَلَا يَرَوۡنَ أَنَّهُمۡ يُفۡتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٖ مَّرَّةً أَوۡ مَرَّتَيۡنِ ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَلَا هُمۡ يَذَّكَّرُونَ١٢٦ وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ نَّظَرَ بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ هَلۡ يَرَىٰكُم مِّنۡ أَحَدٖ ثُمَّ ٱنصَرَفُواْۚ صَرَفَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ١٢٧ لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ حَرِيصٌ عَلَيۡكُم بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ١٢٨ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُلۡ حَسۡبِيَ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُۖ وَهُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ١٢٩ [التوبة: ۱۲۳-۱۲۹].

(۱۲۳) الله تعالی به مؤمنان فرمان داده است تا با کافران مجاور خویش قتال کنند؛ زیرا به‏سبب نزدیکی‏شان موجب خطر برای مؤمنان میشوند، و همچنین به مؤمنان فرمان داده است تا برای ترساندن و دفع شر آنها از خودشان قدرت و خشونت نشان دهند، و الله تعالی با یاری و تأیید خویش همراه مؤمنان پرهیزکار است.

(۱۲۴) و هرگاه الله سورهای بر رسولش نازل کند از میان منافقان کسی است که از روی تمسخر و ریشخند میپرسد: این سورۀ نازل شده، بر ایمانِ کدامیک از شما به آنچه محمد ج آورده است افزود؟ اما کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و رسولش را تصدیق کردهاند نزول سوره، ایمانی بر ایمان سابق‏شان افزوده است، و آنها از آنچه از وحی نازل شده است شادمانند، زیرا منافع دنیوی و اخروی‏شان در آن وجود دارد.

(۱۲۵) و اما منافقان به‏سبب تکذیب‏شان بر آنچه نازل میشود، نزول قرآن با احکام و قصصی که در آن است، بر بیماری و پلیدی‏شان میافزاید. پس بیماری دلهای‏شان با افزایش نزول قرآن افزوده میشود؛ زیرا هرگاه چیزی نازل شود به آنچه در آن است تردید میکنند و در حال کفر میمیرند.

(۱۲۶) آیا منافقان برای عبرتگیری نمیبینند که الله سالی یک یا دو بار آنها را با کشف حال‏شان و رسوا ساختن نفاق‏شان میآزماید؟! سپس با وجود اینکه میدانند الله تعالی این کار را در مورد آنها انجام میدهد از کفرشان به‏سوی او توبه نمیکنند، و از نفاق‏شان دست نمیکشند، و از آنچه که به آنها میرسد و اینکه از جانب الله است پند نمیگیرند!

(۱۲۷) و هرگاه الله سورهای بر رسولش نازل کند که در آن احوال منافقان بیان شده باشد منافقان به یکدیگر مینگرند و میگویند: آیا کسی شما را میبیند؟ پس اگر کسی آنها را نبیند از مجلس بازمیگردند، بدانید الله دلهای‏شان را از هدایت و خیر بازگرداند، و آنها را یاری نکرد، چون گروهی هستند که نمیفهمند.

(۱۲۸) - ای گروه عرب- رسولی از جنس خودتان نزد شما آمده است، یعنی مانند شما عربی است، و آنچه برای شما مشقتآور باشد بر او دشوار است، و برای هدایت و توجه به شما تمایل زیادی دارد، و او بهخصوص نسبت به مؤمنان بسیار مهربان و دلسوز است.

(۱۲۹) پس اگر از تو روی گرداندند، و به آنچه آوردهای ایمان نیاورند، - ای رسول- به آنها بگو: الله برایم کافی است همان ذاتی که معبود برحقی جز او نیست، فقط بر او اعتماد کردهام، و او سبحانه پروردگار عرش بزرگ است.

برخی فواید آیات:

• وجوب آغاز قتال با کافران نزدیکتر آنگاه که ریشۀ اسلام جا بگیرد، و نیاز به این کار احساس شود.

• بیان حالت انتظار و اضطراب منافقان هنگام نزول قرآن بر آنها.

• بیان مهربانی پیامبر ج به مؤمنان و تقلّای شدید برای (رستگاری) آنها.

• آیات فوق دلالت دارند بر اینکه ایمان زیاد و کم میشود، و اینکه مؤمن باید بر ایمان خودش سرکشی و مواظبت نماید تا آن را تجدید کند و رشد دهد، تا همیشه در حال صعود باشد.

[۱۵] یعنی پاداششان برحسب نیکوترین اعمال‏شان سنجیده می‌شود. (مصحح)

سورة یونس (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓرۚ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡحَكِيمِ١ أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ رَجُلٖ مِّنۡهُمۡ أَنۡ أَنذِرِ ٱلنَّاسَ وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنَّ لَهُمۡ قَدَمَ صِدۡقٍ عِندَ رَبِّهِمۡۗ قَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٞ مُّبِينٌ٢ إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَۖ مَا مِن شَفِيعٍ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ إِذۡنِهِۦۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ٣ إِلَيۡهِ مَرۡجِعُكُمۡ جَمِيعٗاۖ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقًّاۚ إِنَّهُۥ يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ لِيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ بِٱلۡقِسۡطِۚ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمۡ شَرَابٞ مِّنۡ حَمِيمٖ وَعَذَابٌ أَلِيمُۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡفُرُونَ٤ هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ ٱلشَّمۡسَ ضِيَآءٗ وَٱلۡقَمَرَ نُورٗا وَقَدَّرَهُۥ مَنَازِلَ لِتَعۡلَمُواْ عَدَدَ ٱلسِّنِينَ وَٱلۡحِسَابَۚ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِٱلۡحَقِّۚ يُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ٥ إِنَّ فِي ٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَّقُونَ٦ [يونس: ۱-۶].

برخی مقاصد سوره:

مبارزه با تکذیب کنندگان وحی با دلایل و برهانها، و دعوت دادن آنها به ایمان با ترغیب و ترهیب.

تفسیر:

(۱) ﴿الٓر سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد. این آیات تلاوت شده در سورۀ حاضر، آیات محکم و مُتقَن قرآن است که مشتمل بر حکمت و احکام هستند.

(۲) آیا باعث شگفتی مردم است که برای امر کردن آنها به اینکه از عذاب الله بترسند، وحی را بر مردی از جنس خودشان نازل کردیم؛ و –ای رسول- کسانی را که به الله ایمان آوردهاند به آنچه آنها را شادمان میکند مژده بده، که به‏سبب پاداش عمل صالحی که از پیش فرستادند، جایگاهی والا نزد پروردگارشان سبحانه دارند. کافران گفتند: به‏طور قطع این مرد که این آیات را آورده است ساحری آشکار است.

(۳)- ای شگفت زدگان- همانا پروردگارتان همان الله است که آسمانها را با وجود بزرگیاش، و زمین را با وجود گستردگیاش در شش روز آفرید، سپس بر عرش بالا رفت و ارتفاع گرفت، پس چگونه تعجب میکنید که مردی از جنس خودتان بفرستد؟! و او ذاتی یگانه است که در فرمانروایی گستردۀ خویش حکم و سرنوشت را معین می‏کند، و هیچکس نمیتواند نزد او در چیزی شفاعت کند مگر پس از اجازه و رضایت او تعالی از شفاعتگر، آن ذاتِ مُتَّصِف به این صفات، همان الله پروردگارتان است، پس عبادت را خالص و فقط برای او انجام دهید، آیا از تمام این دلایل و برهانها مبنی بر وحدانیت او تعالی پند نمیگیرید؟ زیرا هرکس کوچکترین قابلیت پندگیری داشته باشد این موضوع را درمییابد، و به آن ایمان میآورد.

(۴) بازگشت شما در روز قیامت فقط به‏سوی اوست؛ تا شما را در قبال اعمال‏تان جزا دهد، الله در مورد این موضوع وعدهای راستین به مردم داده است و خلاف آن عمل نمیکند، همانا او بر این کار تواناست. ایجاد مخلوق بدون مثال قبلی را آغاز می‏کند، سپس آن را پس از مرگش بازمیگرداند؛ تا او سبحانه به کسانیکه به الله ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند به عدالت پاداش دهد. بهگونهای که از نیکی‏های‏شان نمیکاهد، و بر بدیهای‏شان نمیافزاید. و برای کسانیکه به الله و رسولانش کفر ورزیدهاند به‏سبب کفرشان به الله و رسولانش، شرابی از آبی در نهایت حرارت است، که رودههای‏شان را میبرد، و عذابی رنجآور دارند.

(۵) او ذاتی است که خورشید را قرار داد که روشنایی را پراکنده و منتشر میکند، و ماه را به عنوان نوری قرار داد که از آن روشنایی گرفته میشود، و حرکت آن را به تعداد منازل بیست و هشتگانهاش اندازه کرد، منزل همان مسافتی است که ماه در هر شبانه روز میپیماید؛ تا –ای مردم- شما بهوسیلۀ خورشید تعداد روزها، و بهوسیلۀ ماه تعداد ماهها و سالها را بدانید. الله آسمانها و زمین و آنچه در این دو است را جز به حق نیافریده است؛ تا قدرت و بزرگیاش را بر مردم آشکار کند، الله این دلایل آشکار و برهانهای واضح بر وحدانیت خویش را برای مردمی که استدلال به آنها را برای وحدانیت او تعالی میدانند بیان میکند.

(۶) همانا در پشت سر هم آمدن شب و روز بر بندگان، و تاریکی و روشناییای که به همراه دارد، و کوتاه و بلند شدن هر یک از آنها، و مخلوقاتی که در آسمانها و زمین هستند، نشانهای دلالت کننده بر قدرت الله است برای قومی که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی میترسند.

برخی فواید آیات:

• اثبات نبوت پیامبر ج و اینکه ارسال او امری معقول بدون هیچگونه شگفتی است.

• آفرینش آسمانها و زمین، و هرکه در این دو است، و تدبیر امر، و اندازه کردن زمانها و اختلاف شب و روز، تمام آنها، آیات بزرگی دلالت کننده بر الوهیت الله سبحانه هستند.

• شفاعت در روز قیامت فقط برای کسی است که الله به او اجازه دهد، و از قول و فعلش راضی باشد.

• الله حرکت خورشید و منازل ماه را مُقَدَّر نموده، و این به ثبت تاریخ و روزها و سالها کمک میکند.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا وَرَضُواْ بِٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَٱطۡمَأَنُّواْ بِهَا وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِنَا غَٰفِلُونَ٧ أُوْلَٰٓئِكَ مَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٨ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ يَهۡدِيهِمۡ رَبُّهُم بِإِيمَٰنِهِمۡۖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ٩ دَعۡوَىٰهُمۡ فِيهَا سُبۡحَٰنَكَ ٱللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمۡ فِيهَا سَلَٰمٞۚ وَءَاخِرُ دَعۡوَىٰهُمۡ أَنِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٠ ۞وَلَوۡ يُعَجِّلُ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ ٱلشَّرَّ ٱسۡتِعۡجَالَهُم بِٱلۡخَيۡرِ لَقُضِيَ إِلَيۡهِمۡ أَجَلُهُمۡۖ فَنَذَرُ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ١١ وَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَٰنَ ٱلضُّرُّ دَعَانَا لِجَنۢبِهِۦٓ أَوۡ قَاعِدًا أَوۡ قَآئِمٗا فَلَمَّا كَشَفۡنَا عَنۡهُ ضُرَّهُۥ مَرَّ كَأَن لَّمۡ يَدۡعُنَآ إِلَىٰ ضُرّٖ مَّسَّهُۥۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلۡمُسۡرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٢ وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَا ٱلۡقُرُونَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤۡمِنُواْۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ١٣ ثُمَّ جَعَلۡنَٰكُمۡ خَلَٰٓئِفَ فِي ٱلۡأَرۡضِ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لِنَنظُرَ كَيۡفَ تَعۡمَلُونَ١٤ [يونس: ۷-۱۴].

(۷) همانا کافران کسانی هستند که به دیدار الله امید ندارند تا از او بترسند یا به او امیدوار باشند، و به جای زندگی جاویدان اخروی به زندگی گذرای دنیا راضی شدهاند، و جانهای‏شان با خوشحالی، به آن انس گرفته است، و از آیات الله و دلایل آن رویگردان و غافل هستند.

(۸) اینها که دارای صفات مذکور هستند، به‏سبب کفر و تکذیب روز قیامت که کسب کردهاند، جایگاه‏شان که به آن پناه میبرند آتش جهنم است.

(۹) همانا کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند الله به‏سبب ایمان‏شان، هدایت به عملِ صالحِ منجر به رضایتِ خویش را به آنها روزی میدهد، سپس در روز قیامت آنها را در بهشتهای پرنعمت همیشگی، که نهرها از زیرشان جاری است داخل مینماید.

(۱۰) دعای آنها در بهشت، منزه و مقدس دانستن الله است. و درود الله و فرشتگان بر آنها ، و درود آنها به یکدیگر چنین است: سلام؛ و پایان دعای‏شان چنین است که ستایش بر الله پروردگار تمام مخلوقات.

(۱۱) و اگر الله سبحانه، استجابت دعای مردم هنگام خشم علیه خودشان و فرزندان‏شان و اموال‏شان به بدی را به تعجیل بیندازد، مثل دعای‏شان به خیر را که برای‏شان اجابت میکند- به‏طور قطع هلاک میشدند، اما الله به آنها مهلت دهد، پس کسانی را که انتظار دیدار با او تعالی را نمیکشند- چون از هیچ کیفری نمی‏ترسند و به هیچ پاداشی امید ندارند- رها میکند تا در مورد روز حساب متردد و سرگشته و دو دل بمانند.

(۱۲) و هرگاه به انسان اسرافکار بر نفس خویش، بیماری یا بدحالیای برسد، بر پهلو آرمیده یا نشسته یا ایستاده با فروتنی و تضرع ما را در دعا میخواند؛ به این امید که آسیبی که به او رسیده است برطرف شود، اما وقتی دعایش را اجابت کنیم، و آسیبی را که به او رسیده است برطرف سازیم بر آن چیزی که بوده است چنان ادامه میدهد، گویی برای برطرف شدن آسیبی که به او رسیده بود هرگز ما را در دعا نخوانده است. همانگونه که برای این رویگردان، استمرار در گمراهیاش آراسته شده است، برای کسانیکه با کفرشان از حدود گذشتهاند، کفر و گناهانی که انجام میدادند آراسته شده است، پس آن را رها نمیکنند.

(۱۳) - ای مشرکان- همانا امتهای قبل از شما را به‏سبب اینکه رسولان الله را تکذیب کردند و گناهان را مرتکب شدند نابود کردهایم، و رسولان‏شان که آنها را به‏سوی‏شان فرستادیم دلایل آشکار و دلالت کننده بر راستگویی‏شان در آنچه که از جانب پروردگارشان آورده بودند، برای‏شان آوردند، اما چون به ایمان تمایل نداشتند برای‏شان استوار و مناسب نشد که ایمان بیاورند، پس الله دست از یاری‏شان برداشت، و آنها را برای ایمان توفیق نداد. همانگونه که آن امتهای ستمگر را مجازات کردیم، امثال آنها را در هر زمان و مکانی مجازات میکنیم.

(۱۴) - ای مردم- سپس شما را جانشین آن امتهای تکذیب کننده که آنها را نابود کردیم قرار دادیم؛ تا بنگریم که چگونه عمل میکنید، آیا کار نیک انجام میدهید تا در قبال آن پاداش داده شوید، یا کار بد انجام میدهید تا در قبال آن مجازات شوید؟

برخی فواید آیات:

• لطف الله به بندگانش در عدم اجابت دعای بدِ آنها علیه خودشان و فرزندان‏شان.

• بیان حال انسان که در سختی دعا میکند و هنگام آسایش رویگردانی میکند؛ و ترساندن از کسب این صفت.

• سبب نابودی امتهای پیشین، ارتکاب گناهان و ستم توسط آنها بوده است.

﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَاتُنَا بَيِّنَٰتٖ قَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا ٱئۡتِ بِقُرۡءَانٍ غَيۡرِ هَٰذَآ أَوۡ بَدِّلۡهُۚ قُلۡ مَا يَكُونُ لِيٓ أَنۡ أُبَدِّلَهُۥ مِن تِلۡقَآيِٕ نَفۡسِيٓۖ إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّۖ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ١٥ قُل لَّوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا تَلَوۡتُهُۥ عَلَيۡكُمۡ وَلَآ أَدۡرَىٰكُم بِهِۦۖ فَقَدۡ لَبِثۡتُ فِيكُمۡ عُمُرٗا مِّن قَبۡلِهِۦٓۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ١٦ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِ‍َٔايَٰتِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ١٧ وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡ وَيَقُولُونَ هَٰٓؤُلَآءِ شُفَعَٰٓؤُنَا عِندَ ٱللَّهِۚ قُلۡ أَتُنَبِّ‍ُٔونَ ٱللَّهَ بِمَا لَا يَعۡلَمُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ١٨ وَمَا كَانَ ٱلنَّاسُ إِلَّآ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ فَٱخۡتَلَفُواْۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ فِيمَا فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ١٩ وَيَقُولُونَ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦۖ فَقُلۡ إِنَّمَا ٱلۡغَيۡبُ لِلَّهِ فَٱنتَظِرُوٓاْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُنتَظِرِينَ٢٠ [يونس: ۱۵-۲۰].

(۱۵) و هرگاه آیات واضح قرآن که بر توحید الله دلالت دارند بر آنها خوانده شود، منکران رستاخیز که امید به ثوابی ندارند و از عذاب نمیترسند میگویند: - ای محمد- قرآنی غیر از این قرآن که مشتمل بر دشنام عبادت نمادها یا غیر آنها باشد بههمراه نَسخ و تبدیلِ بعضی از آن یا تمام آن به آنچه که موافق هوسهای‏مان است بیاور، - ای رسول- به آنها بگو: صحیح نیست که خودم آن را تغییر دهم، و – به طریق اولی- نمیتوانم غیر آن را بیاورم، بلکه الله، تنها ذاتی است که آنچه از آن را که بخواهد تبدیل میکند. پس بر آن نیستم که جز آنچه را که الله به‏سوی من وحی می‏کند پیروی کنم، همانا من از عذاب روزی بزرگ که همان روز قیامت است میترسم که با اجابت آنچه شما میخواهید از الله نافرمانی کنم.

(۱۶) - ای رسول- بگو: اگر الله میخواست که قرآن را بر شما نخوانم آن را برای‏تان نمیخواندم، و آن را برای‏تان ابلاغ نمیکردم، و اگر الله میخواست بر زبان من شما را از قرآن آگاه نمیکرد. زمانی طولانی – چهل سال- بدون اینکه بخوانم و بنویسم، و بدون اینکه در طلب و جستجوی این کار باشم در میان شما سپری کرده‏ام. آیا با عقلهای‏تان درک نمیکنید که آنچه برای‏تان آوردهام از جانب الله است، و من در این امر دخالتی ندارم؟!

(۱۷) پس هیچکس ستمکارتر نیست از آنکس که دروغ بر الله بسازد، پس من چگونه میتوانم که با افترا بستن به او تعالی قرآن را تبدیل کنم، به‏طور قطع کسانیکه با افترا بستن بر الله از حدود او تعالی میگذرند به مطلوب‏شان دست نمییابند.

(۱۸) و مشرکان به جای الله معبودانی خیالی عبادت میکنند که نفع و ضرر نمی‏رسانند، و معبود برحق هرگاه بخواهد نفع میرساند و ضرر میرساند، و در مورد معبودهای‏شان میگویند: اینها واسطههایی هستند که نزد الله برایمان شفاعت می‏کنند پس ما را به‏سبب گناهان‏مان عذاب نمیکند، - ای رسول- به آنها بگو: آیا اللهِ دانا را باخبر میسازید از اینکه شریکی دارد، و او نمیداند که شریکی در آسمانها و زمین دارد. او تعالی از باطل و دروغی که مشرکان در مورد او میگویند پاک و منزّه است.

(۱۹) و مردم جز امتی واحد و مؤمن و یکتاپرست نبودند پس اختلاف کردند، چنانکه برخی از آنها مؤمن باقی ماندند، و برخی از آنها کفر ورزیدند. و اگر حکمی از جانب الله نگذشته بود که او تعالی میان آنها در آنچه که اختلاف دارند در دنیا داوری نمیکند، و فقط در قیامت در موارد اختلافی میان آنها داوری میکند، اگر این حکم نگذشته بود، به‏طور قطع در آنچه که اختلاف میکنند میان آنها در دنیا داوری میکرد، آنگاه هدایت شده از گمراه مشخص میشد.

(۲۰) مشرکان میگویند: چرا برای محمد ج نشانهای از جانب پروردگارش که بر راستگویی او دلالت کند نازل نمیشود؟ - ای رسول- به آنها بگو: نزول نشانهها امری غیبی است که آگاهی از آن به الله اختصاص دارد، پس منتظر نشانههای حسّی که پیشنهاد دادهاید باشید، من نیز همراه شما از منتظران این امر هستم.

برخی فواید آیات:

• بزرگی افترا بر الله و دروغ بر او و تحریف کلامش آنگونه که یهودیان با تورات انجام دادند.

• نفع و ضرر فقط به دست الله است؛ و نه غیر از او.

• بطلان قول مشرکان به اینکه معبودهای‏شان نزد الله برای‏شان شفاعت می‏کنند.

• پیروی از هوس و اختلاف در دین، سبب پراکندگی است.

﴿وَإِذَآ أَذَقۡنَا ٱلنَّاسَ رَحۡمَةٗ مِّنۢ بَعۡدِ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُمۡ إِذَا لَهُم مَّكۡرٞ فِيٓ ءَايَاتِنَاۚ قُلِ ٱللَّهُ أَسۡرَعُ مَكۡرًاۚ إِنَّ رُسُلَنَا يَكۡتُبُونَ مَا تَمۡكُرُونَ٢١ هُوَ ٱلَّذِي يُسَيِّرُكُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا كُنتُمۡ فِي ٱلۡفُلۡكِ وَجَرَيۡنَ بِهِم بِرِيحٖ طَيِّبَةٖ وَفَرِحُواْ بِهَا جَآءَتۡهَا رِيحٌ عَاصِفٞ وَجَآءَهُمُ ٱلۡمَوۡجُ مِن كُلِّ مَكَانٖ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُمۡ أُحِيطَ بِهِمۡ دَعَوُاْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ لَئِنۡ أَنجَيۡتَنَا مِنۡ هَٰذِهِۦ لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ٢٢ فَلَمَّآ أَنجَىٰهُمۡ إِذَا هُمۡ يَبۡغُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّۗ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّمَا بَغۡيُكُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۖ مَّتَٰعَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ ثُمَّ إِلَيۡنَا مَرۡجِعُكُمۡ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٢٣ إِنَّمَا مَثَلُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا كَمَآءٍ أَنزَلۡنَٰهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَٱخۡتَلَطَ بِهِۦ نَبَاتُ ٱلۡأَرۡضِ مِمَّا يَأۡكُلُ ٱلنَّاسُ وَٱلۡأَنۡعَٰمُ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذَتِ ٱلۡأَرۡضُ زُخۡرُفَهَا وَٱزَّيَّنَتۡ وَظَنَّ أَهۡلُهَآ أَنَّهُمۡ قَٰدِرُونَ عَلَيۡهَآ أَتَىٰهَآ أَمۡرُنَا لَيۡلًا أَوۡ نَهَارٗا فَجَعَلۡنَٰهَا حَصِيدٗا كَأَن لَّمۡ تَغۡنَ بِٱلۡأَمۡسِۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٢٤ وَٱللَّهُ يَدۡعُوٓاْ إِلَىٰ دَارِ ٱلسَّلَٰمِ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٢٥ [يونس: ۲۱-۲۵].

(۲۱) و هرگاه پس از خشکسالی و سختیای که به مشرکان برسد، نعمتی از باران و گیاه و خیر و برکت به آنها بچشانیم، بهناگاه آیات ما را ریشخند و تکذیب کنند، - ای رسول- به این مشرکان بگو: الله سریعترین مکر زننده، و سریعترین نزدیک کننده به عذاب برای شما و سریعترین کیفر دهنده است. همانا فرشتگانِ نگهبان، مکرهایی را که میاندیشید مینویسند، و ذرهای از آن از دست‏شان نمیرود، پس چگونه از دست پروردگارشان میرود؟! الله بهزودی آنها را در قبال مکرشان جزا میدهد.

(۲۲) - ای مردم- الله همان ذاتی است که شما را در خشکی بر روی پاهای‏تان و حیوانات سواری‏تان حرکت میدهد، و او ذاتی است که شما را در دریا داخل کشتیها حرکت میدهد، تا آنگاه که در کشتیها در دریا باشید، و بادی خوش کشتیها را ببرد، سواران از آن باد خوش شادمان شوند، پس درحالیکه آنها در شادی خویش هستند بادی بسیار تند بر آنها بوزد، و موج دریا آنها را به هر جهتی ببرد، و بر ظن‏شان غالب شود که نابود شده هستند؛ آنگاه فقط الله را در دعا بخوانند، و غیر او را همراهش شریک قرار ندهند و بگویند: اگر از این مصیبت نابود کننده رهایی یابیم به‏طور قطع از شکرگزاران تو بر آنچه که بر ما نعمت دادهای خواهیم بود.

(۲۳) پس وقتی دعای‏شان را اجابت کند، و آنها را از آن مصیبت برهاند، آنگاه با ارتکاب کفر و معاصی و گناهان در زمین فساد برپا میکنند. –ای مردم- به خود آیید که سرانجام سرکشی بد شما به ضرر خودتان است، و سرکشی شما زیانی به الله نمی‏رساند، در زندگی فانی دنیا از آن بهرهمند میشوید، سپس بازگشت شما در روز قیامت به‏سوی ماست، آنگاه شما را از گناهانی که انجام میدادید باخبر میسازیم، و شما را در قبال آن مجازات میکنیم.

(۲۴) همانا مَثل زندگی دنیا که در آن بهرهمند میشود، از نظر سرعت پایان یافتن، مانند بارانی است که با گیاهان زمین درآمیخت؛ از جمله حبوبات و میوههایی که مردم میخورند، و گیاه خشک و غیر آن که چهارپایان میخورند. تا آنگاه که زمین رنگ درخشانش را گرفت، و با انواع گیاهانی که رویاند زیبا شد، و ساکنانش گمان بردند که دیگر قادر بر جمعآوری گیاهان و چیدن میوههایش هستند، حکم ما به نابودی آن آمد، آنگاه آن را چنان درو شده قرار دادیم گویی هرگز در زمانی نزدیک با درختان و گیاهان آباد نبوده است، همانگونه که حالت دنیا و سرعت سپری شدن آن را برای‏تان بیان کردیم دلایل و برهانها را برای کسانیکه میاندیشند و عبرت میگیرند بیان می‏کنیم.

(۲۵) و الله تمام مردم را به‏سوی بهشت خویش که همان سرای سلامتی است فرا میخواند، مردم در آن از مصیبتها و اندوهها و مرگ در سلامت هستند، و الله هر یک از بندگانش را که بخواهد به دین اسلام که به این سرای سلامت میرساند هدایت می‏فرماید.

برخی فواید آیات:

• الله در برابر هرکس که به بندگان مؤمنش مکر بزند سریعترین تدبیر کننده است.

• ستم کردن انسان به خودش باز میگردد و فقط به خودش زیان میرساند.

• بیان حقیقت دنیا در انقضا و زوال سریع آن؛ و نعمتهایی که در آن است فانی است.

• بهشت، به‏سبب نعمتهایش و سلامتی از مصیبتها و اندوهها، قرارگاه مؤمن است.

﴿۞لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ ٱلۡحُسۡنَىٰ وَزِيَادَةٞۖ وَلَا يَرۡهَقُ وُجُوهَهُمۡ قَتَرٞوَلَا ذِلَّةٌۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢٦ وَٱلَّذِينَ كَسَبُواْ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ جَزَآءُ سَيِّئَةِۢ بِمِثۡلِهَا وَتَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞۖ مَّا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِنۡ عَاصِمٖۖ كَأَنَّمَآ أُغۡشِيَتۡ وُجُوهُهُمۡ قِطَعٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ مُظۡلِمًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢٧ وَيَوۡمَ نَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشۡرَكُواْ مَكَانَكُمۡ أَنتُمۡ وَشُرَكَآؤُكُمۡۚ فَزَيَّلۡنَا بَيۡنَهُمۡۖ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمۡ إِيَّانَا تَعۡبُدُونَ٢٨ فَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمۡ إِن كُنَّا عَنۡ عِبَادَتِكُمۡ لَغَٰفِلِينَ٢٩ هُنَالِكَ تَبۡلُواْ كُلُّ نَفۡسٖ مَّآ أَسۡلَفَتۡۚ وَرُدُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ مَوۡلَىٰهُمُ ٱلۡحَقِّۖ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ٣٠ قُلۡ مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أَمَّن يَمۡلِكُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَمَن يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَۚ فَسَيَقُولُونَ ٱللَّهُۚ فَقُلۡ أَفَلَا تَتَّقُونَ٣١ فَذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمُ ٱلۡحَقُّۖ فَمَاذَا بَعۡدَ ٱلۡحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَٰلُۖ فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ٣٢ كَذَٰلِكَ حَقَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى ٱلَّذِينَ فَسَقُوٓاْ أَنَّهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٣٣ [يونس: ۲۶-۳۳].

(۲۶) برای کسانیکه با برپایی طاعاتی که الله آنها را برای‏شان واجب گردانیده، و ترک گناهانی که الله برای‏شان حرام کرده است، کار نیکو انجام دادهاند، پاداشی نیکو، یعنی بهشت است، و افزون بر آن، یعنی نظر به چهرۀ الله کریم، برای‏شان است، و صورتهای‏شان را غبار و خواری و ذلتی نمیپوشاند، اینها که به احسان مُتَّصِف هستند، ساکنان بهشت میباشند که برای همیشه در آن میمانند.

(۲۷) و برای کسانیکه بدیها از کفر و گناهان را انجام دادهاند، مانند بدیای را که انجام دادهاند جزای آن از کیفر الله در آخرت است، و چهرهشان را ذلت و خواری می‏پوشاند، هیچ مانعی برای‏شان نیست که آنها را از عذاب الله آنگاه که بر آنها فرو فرستد باز دارد، و از زیادی دود و تاریکی آتش جهنم که صورتهای‏شان را پوشانده است گویی تاریکی شب سیاه و تیره صورتهای‏شان را پوشانده است، اینها که به این صفات متصف هستند ساکنان جهنم میباشند که برای همیشه در آن میمانند.

(۲۸) و –ای رسول- روز قیامت را به یاد آور. آنگاه که تمام مخلوقات را گرد می‏آوریم، سپس به کسانیکه در دنیا به الله شرک ورزیدهاند میگوییم: - ای مشرکان- شما و معبودهای‏تان که آنها را به جای الله عبادت میکردید سر جای‏تان بمانید. آنگاه میان معبودها و عبادتگزاران جدایی اندازیم، و معبودها با این سخن از عبادتگزاران بیزاری جویند: شما ما را در دنیا عبادت نمیکردید.

(۲۹) در اینجا معبودهای‏شان که آنها را به جای الله عبادت کردهاند از آنها بیزاری جسته و میگویند: پس الله گواه است- و برای این کار کافی است- که ما راضی نبودهایم شما ما را عبادت کنید، و شما را به آن امر نکردهایم، و اصلا ما متوجه نشدهایم که شما ما را عبادت میکنید.

(۳۰) در آن جایگاه بزرگ، هرکس از عملی که در زندگی دنیایی خویش انجام داده است باخبر میشود، و مشرکان به‏سوی پروردگار برحقشان، همان ذاتی که الله است و حسابرسی‏شان را بر عهده دارد بازگردانیده میشوند، و شفاعت نمادهای‏شان که آن را افترا میبستند از دست‏شان میرود.

(۳۱) - ای رسول- به این مشرکان به الله بگو: کیست که شما را از سَمت آسمان با فرود آوردن باران بر شما روزی میدهد؟ و چه کسی شما را از زمین با گیاهانی که در آن میرویاند، و با معادنی که در زمین قرار میدهد روزی میدهد؟ و کیست که زنده را از مرده مانند انسان از نطفه، و پرنده از تخم درمیآوَرَد، و کیست که مرده را از زنده مانند نطفه از حیوان، و تخم از پرنده درمیآورد؟ و کیست که کار آسمانها و زمین و مخلوقاتی که در آنهاست را اداره میکند؟ آنگاه پاسخ خواهند داد که انجام دهندۀ این کارها همان الله است. به آنها بگو: پس آیا این امر را میدانید، و تقوای الله را با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش پیشه نمیکنید؟!

(۳۲) پس –ای مردم- آن ذاتیکه تمام این کارها را انجام میدهد همان الله است. ذاتیکه به حق آفریدگار و تدبیر کنندۀ امر شماست، پس بعد از شناخت حق، (اصرار بر گمراهی) جز دوری از حق و نابودی چه چیزی است؟! پس عقلهای‏تان از این حق آشکار به کجا میرود؟!

(۳۳) - ای رسول- همانگونه که ربوبیت حقیقی برای الله ثابت شد، سخنی که در تقدیر پروردگارت بر کسانیکه از روی دشمنی از حق خارج شدند واجب شده است که آنها ایمان نمیآورند.

برخی فواید آیات:

• بزرگترین نعمتی که مؤمن، آرزومند آن است دیدن چهرۀ الله تعالی است.

• بیان قدرت الله، و اینکه او تعالی بر هر چیزی تواناست.

• توحید در ربوبیت به همراه شرک ورزیدن در الوهیت باطل است، زیرا باید این دو نوع توحید با هم باشند.

• هرگاه الله به‏سبب گناهانِ قومی به عدم ایمان گروهی حکم کند، آنها ایمان نمیآورند.

﴿قُلۡ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥۚ قُلِ ٱللَّهُ يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥۖ فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ٣٤ قُلۡ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّۚ قُلِ ٱللَّهُ يَهۡدِي لِلۡحَقِّۗ أَفَمَن يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّيٓ إِلَّآ أَن يُهۡدَىٰۖ فَمَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ٣٥ وَمَا يَتَّبِعُ أَكۡثَرُهُمۡ إِلَّا ظَنًّاۚ إِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيۡ‍ًٔاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ٣٦ وَمَا كَانَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ أَن يُفۡتَرَىٰ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَٰكِن تَصۡدِيقَ ٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ وَتَفۡصِيلَ ٱلۡكِتَٰبِ لَا رَيۡبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٣٧ أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۖ قُلۡ فَأۡتُواْ بِسُورَةٖ مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواْ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٣٨ بَلۡ كَذَّبُواْ بِمَا لَمۡ يُحِيطُواْ بِعِلۡمِهِۦ وَلَمَّا يَأۡتِهِمۡ تَأۡوِيلُهُۥۚ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلظَّٰلِمِينَ٣٩ وَمِنۡهُم مَّن يُؤۡمِنُ بِهِۦ وَمِنۡهُم مَّن لَّا يُؤۡمِنُ بِهِۦۚ وَرَبُّكَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُفۡسِدِينَ٤٠ وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمۡ عَمَلُكُمۡۖ أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ٤١ وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَۚ أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ وَلَوۡ كَانُواْ لَا يَعۡقِلُونَ٤٢ [يونس: ۳۴-۴۲].

(۳۴) - ای رسول- به این مشرکان بگو: آیا از میان شریکان شما که آنها را به جای الله عبادت میکنید کسی هست که آفرینش را بدون مثال قبلی آغاز کند، سپس آن را بعد از مرگش برانگیزاند؟ به آنها بگو: الله آفرینش را بدون مثال قبلی آغاز میکند، سپس آن را بعد از مرگش برمیانگیزاند، پس –ای مشرکان- چگونه از حق به‏سوی باطل رویگردان میشوید؟!

(۳۵) - ای رسول- به آنها بگو: آیا از میان شریکان شما که آنها را به جای الله عبادت میکنید کسی هست که به‏سوی حق راهنمایی کند؟ به آنها بگو: فقط الله به‏سوی حق راهنمایی میکند، پس آیا کسیکه مردم را به‏سوی حق راهنمایی میکند، و آنها را به آن فرا میخواند سزاوارتر است که پیروی شود یا معبودهای‏تان که خودشان هدایت نمیشوند مگر اینکه غیرشان آنها را هدایت کند؟! پس شما را چه شده است چگونه به باطل حکم میکنید که ادعا دارید آنها شریکان الله هستند؟! الله از این سخن شما بسیار برتر است.

(۳۶) و بیشتر مشرکان جز از چیزی که به آن علمی ندارند پیروی نمیکنند، یعنی فقط از وهم و شک پیروی میکنند، همانا شک جانشین علم نمیشود، و از آن بینیاز نمیسازد. بهراستی که الله از آنچه انجام میدهند آگاه است، و ذرهای از کارهای‏شان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال کارهای‏شان جزا خواهد داد.

(۳۷) و این سخن در مورد این قرآن صحیح نیست که خلق شود، و به غیر الله نسبت داده شود زیرا به‏طور قطع، مردم از آوردن مانند آن ناتوان هستند، اما تصدیق کنندۀ کتابهایی است که قبل از آن نازل شده است، و تبیین کنندۀ احکام مجمل آن‏هاست، پس هیچ تردیدی در آن نیست که از جانب پروردگار مخلوقات نازل شده است.

(۳۸) بلکه آیا این مشرکان میگویند: محمد ج این قرآن را از خودش ساخته، و آن را به الله نسبت داده است، - ای رسول- در رد آنها بگو: اگر آن را از نزد خودم آوردهام درحالیکه من انسانی مانند خودتان هستم پس شما هم سورهای مانند آن بیاورید، و هرکس را که میتوانید برای کمک به خویش فراخوانید اگر در این ادعا که قرآن ساخته شده و دروغ است راستگو هستید، و هرگز نخواهید توانست این کار را انجام دهید، و عدم قدرت شما – درحالیکه سُخَنوَر هستید و به عربی فصیح سخن می‏گویید- بر این امر دلالت دارد که قرآن از جانب الله نازل شده است.

(۳۹) پس پاسخ ندادند، بلکه قبل از آنکه قرآن را بفهمند و در آن بیندیشند، و قبل از نزول عذابی که از آن انذار داده شدند، درحالیکه آمدن آن نزدیک شده است به تکذیب قرآن شتافتند. امتهای پیشین نیز اینگونه تکذیب کردند، آنگاه عذاب بر آن‏ها نازل گشت. پس –ای رسول- بیندیش که سرانجام امتهای تکذیب کننده چگونه است، بهراستی که الله آنها را نابود کرده است.

(۴۰) و از مشرکان کسی هست که قبل از مرگش به قرآن ایمان خواهد آورد، و از آن‏ها کسی هست که از روی ستیز و تکبر ایمان نمیآورد تا اینکه بمیرد، و –ای رسول- پروردگارت از کسانیکه بر کفرشان پافشاری میکنند آگاهتر است، و بهزودی آنها را به خاطر کفرشان مجازات خواهد کرد.

(۴۱) - ای رسول- اگر قومت تو را تکذیب کردند به آنها بگو: پاداش عمل من برای خودم است و پیامد عملم را خودم تحمل میکنم، و پاداش و کیفر عمل شما نیز برای خودتان است، شما از کیفر آنچه من انجام میدهم بری هستید، و من از کیفر آنچه شما انجام میدهید بری هستم.

(۴۲) - ای رسول- از مشرکان کسی است که وقتی قرآن را بخوانی به تو گوش فرا میدهد بدون اینکه آن را بپذیرد و به آن اذعان کند. آیا تو میتوانی سخن را به گوش کسیکه شنیدن از او گرفته شده است برسانی؟! همچنین هرگز بر هدایت اینها که از شنیدن حق کر شدهاند و در آن نمیاندیشند قادر نخواهی بود.

برخی فواید آیات:

• هدایتگر به‏سوی حق آنگونه که توفیق هدایت حاصل شود فقط الله است؛ و نه دیگران.

• تشویق به خواستن دلایل و برهانها و هدایتها برای رسیدن به علم و حق و رهاکردنِ وَهم و گمان.

• تا روز قیامت هیچکس نمیتواند حتی یک آیه مانند قرآن کریم بیاورد.

• نادانی مشرکان و اینکه آنچه را نفهمند و درنیابند تکذیب میکنند.

﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَۚ أَفَأَنتَ تَهۡدِي ٱلۡعُمۡيَ وَلَوۡ كَانُواْ لَا يُبۡصِرُونَ٤٣ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ ٱلنَّاسَ شَيۡ‍ٔٗا وَلَٰكِنَّ ٱلنَّاسَ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ٤٤ وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ كَأَن لَّمۡ يَلۡبَثُوٓاْ إِلَّا سَاعَةٗ مِّنَ ٱلنَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيۡنَهُمۡۚ قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَآءِ ٱللَّهِ وَمَا كَانُواْ مُهۡتَدِينَ٤٥ وَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعۡضَ ٱلَّذِي نَعِدُهُمۡ أَوۡ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيۡنَا مَرۡجِعُهُمۡ ثُمَّ ٱللَّهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ٤٦ وَلِكُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولٞۖ فَإِذَا جَآءَ رَسُولُهُمۡ قُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡقِسۡطِ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ٤٧ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٤٨ قُل لَّآ أَمۡلِكُ لِنَفۡسِي ضَرّٗا وَلَا نَفۡعًا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُۗ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌۚ إِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ فَلَا يَسۡتَ‍ٔۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ٤٩ قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَتَىٰكُمۡ عَذَابُهُۥ بَيَٰتًا أَوۡ نَهَارٗا مَّاذَا يَسۡتَعۡجِلُ مِنۡهُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ٥٠ أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ ءَامَنتُم بِهِۦٓۚ ءَآلۡـَٰٔنَ وَقَدۡ كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ٥١ ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡخُلۡدِ هَلۡ تُجۡزَوۡنَ إِلَّا بِمَا كُنتُمۡ تَكۡسِبُونَ٥٢ ۞وَيَسۡتَنۢبِ‍ُٔونَكَ أَحَقٌّ هُوَۖ قُلۡ إِي وَرَبِّيٓ إِنَّهُۥ لَحَقّٞۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ٥٣ [يونس: ۴۳-۵۳].

(۴۳) و –ای رسول- از مشرکان کسی است که با چشم ظاهر و نه با چشم بصیرت به تو مینگرد، پس آیا میتوانی کسانی را که چشمان‏شان گرفته شده است بینا سازی؟! همانا تو نمیتوانی این کار را انجام دهی، و همچنین نمیتوانی کسی را که بصیرت ندارد هدایت کنی.

(۴۴) بهراستیکه الله از ستم بر بندگانش پاک است، زیرا او تعالی به اندازۀ ذرهای بر آنها ستم نمیکند، بلکه آنها خودشان هستند که به‏سبب تعصب به باطل و خود برتر بینی و دشمنی، با قراردادن خودشان در معرض نابودی، بر خویشتن ستم روا می‏دارند.

(۴۵) و روز قیامت که الله مردم را برای حسابرسی آنها گرد میآورد گویی در زندگی دنیا و برزخ‏شان جز ساعتی از روز نه بیشتر درنگ نکردهاند. در آن روز یکدیگر را میشناسند، سپس به‏سبب دیدن مصیبتهای وحشتناک قیامت، آشنایی آنها از بین میرود. در حقیقت کسانیکه دیدار پروردگارشان در روز قیامت را تکذیب می‏کنند زیان کردهاند، و در دنیا به روز رستاخیز ایمان نداشتند تا اینکه به خسران راضی شدند.

(۴۶) و –ای رسول- اگر بخشی از عذابی که به آنها وعده دادهایم قبل از مرگت به تو بنمایانیم، یا تو را قبل از نزول آن بمیرانیم، در هر دو حالت بازگشت آنها در روز قیامت به‏سوی ماست. بهعلاوه الله از آنچه انجام میدادند آگاه است، و ذرهای از اعمال‏شان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال اعمال‏شان جزا خواهد داد.

(۴۷) و برای هر یک از امتهای پیشین، رسولی است که به‏سوی‏شان فرستاده می‏شد، و وقتی آنچه که به تبلیغ آن فرمان یافته به آنها ابلاغ میکرد، و او را تکذیب میکردند میان آنها و رسول‏شان به عدالت حکم میشد، آنگاه الله رسول را به فضل خویش نجات میداد، و آنها را به عدالت خویش نابود میساخت، و آنها در جزای اعمال‏شان ذرهای مورد ستم قرار نمیگیرند.

(۴۸) و این کافران مخالفت کننده و ستیزهجو میگویند: اگر در ادعای‏تان راستگو هستید عذابی که به ما وعده دادهاید چه زمانی نازل میشود؟!

(۴۹) - ای رسول- به آنها بگو: من برای خودم مالک هیچ زیانی نیستم که با آن به خودم زیان برسانم یا آن را از خودم دفع کنم، و برای خودم مالک هیچ نفعی هم نیستم تا به خودم نفع برسانم، پس چگونه میتوانم به دیگران نفع یا زیان برسانم؟ مگر آنچه که الله از آن بخواهد، پس چگونه میتوانم غیب او را بدانم؟ برای نابودی هر یک از امتهایی که الله آنها را به نابودی تهدید کرده است زمانی مشخص است، که فقط الله آن را میداند، و هرگاه زمان نابودیاش فرا رسد لحظهای از آن نه به تاخیر میافتد و نه پیشی میگیرد.

(۵۰) - ای رسول- به اینها که خواستار تعجیل در عذاب هستند بگو: به من خبر دهید اگر عذاب الله در هر زمان از شب یا روز شما را فراگیرد، چه چیزی را از این عذاب به تعجیل میخواهید؟!

(۵۱) آیا پس از اینکه عذابی که بر شما وعده داده شده است شما را فراگرفت ایمان میآورید؟ آنگاه که ایمان هیچکس که قبل از آن ایمان نیاورده باشد به او فایده نمی‏رساند! (و به آنها گفته خواهد شد:) آیا اکنون ایمان میآورید، درحالیکه قبلا از روی تکذیب عذاب، خواستار تعجیل در نزول آن بودید؟!

(۵۲) سپس بعد از آنکه در عذاب داخل شدند و خروج از آن را خواستند به آنها گفته میشود: عذاب همیشگی در آخرت را بچشید، پس آیا جز به کفر و گناهانی که انجام میدادید جزا داده میشوید؟!

(۵۳) و –ای رسول- مشرکان از تو خبر میگیرند: آیا این عذابی که به آن تهدید شدهایم حقیقت است؟ به آنها بگو: بله، - به الله سوگند- حق است، و شما نمیتوانید از آن رهایی یابید.

برخی فواید آیات:

• انسان خودش است که خویشتن را در معرض نابودی قرار میدهد، زیرا الله از ستم پاک است.

• وظیفۀ رسول همان تبلیغ است، و الله است که حسابرسی و کیفر مردم را که از روی حکمتش آن را در زندگی رسول به تعجیل میاندازد یا آن را پس از وفات رسول به تأخیر میاندازد به عهده دارد.

• نفع و ضرر به دست الله است، پس هیچیک از مخلوقات، مالک هیچ ضرر یا نفعی برای خودش یا برای دیگران نیست.

• هنگام مشاهدۀ مرگ، ایمان به شخص فایده نمیرساند.

﴿وَلَوۡ أَنَّ لِكُلِّ نَفۡسٖ ظَلَمَتۡ مَا فِي ٱلۡأَرۡضِ لَٱفۡتَدَتۡ بِهِۦۗ وَأَسَرُّواْ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَۖ وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡقِسۡطِ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ٥٤ أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۗ أَلَآ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٥٥ هُوَ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٥٦ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدۡ جَآءَتۡكُم مَّوۡعِظَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَشِفَآءٞ لِّمَا فِي ٱلصُّدُورِ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ٥٧ قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواْ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ٥٨ قُلۡ أَرَءَيۡتُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ لَكُم مِّن رِّزۡقٖ فَجَعَلۡتُم مِّنۡهُ حَرَامٗا وَحَلَٰلٗا قُلۡ ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمۡۖ أَمۡ عَلَى ٱللَّهِ تَفۡتَرُونَ٥٩ وَمَا ظَنُّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَشۡكُرُونَ٦٠ وَمَا تَكُونُ فِي شَأۡنٖ وَمَا تَتۡلُواْ مِنۡهُ مِن قُرۡءَانٖ وَلَا تَعۡمَلُونَ مِنۡ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيۡكُمۡ شُهُودًا إِذۡ تُفِيضُونَ فِيهِۚ وَمَا يَعۡزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثۡقَالِ ذَرَّةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ وَلَآ أَصۡغَرَ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡبَرَ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٍ٦١ [يونس: ۵۴-۶۱].

(۵۴) و اگر برای هر مشرک به الله، تمام اموال گرانبهایی که در زمین است میبود به‏طور قطع آن را در مقابل آزادی خود از عذاب الله میداد اگر به او اجازه داده میشد که با آن خود را آزاد کند، و مشرکان وقتیکه عذاب روز قیامت را مشاهده کنند پشیمانی بر کفرشان را پنهان میدارند، و الله میان آنها به عدالت داوری میکند، درحالیکه مورد ستم قرار نمیگیرند، و فقط در قبال اعمال‏شان مجازات میشوند.

(۵۵) بدانید که فرمانروایی آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است فقط از آنِ الله است، بدانید که وعدۀ الله مبنی بر کیفر کافران بدون تردید واقع شدنی است، و اما بیشتر آنها این امر را نمیدانند و در آن شک میکنند.

(۵۶) او سبحانه مردگان را برمیانگیزاند، و زندگان را میمیراند، و در روز قیامت فقط به‏سوی او بازگردانیده میشوید، آنگاه شما را در قبال اعمال‏تان مجازات میکند.

(۵۷) ای مردم، قرآن نزدتان آمده است که در آن یادآوری و ترغیب و ترهیب است، و درمانی است برای بیماری شک و دو دلی که در دلهای‏تان وجود دارد، و راهنمایی است به‏سوی راه حق، و در آن رحمتی است برای مؤمنان، زیرا از آن بهرهمند می‏شوند.

(۵۸) - ای رسول- به مردم بگو: قرآن را که محمد ج برای‏تان آورده است، بخشش و رحمتی از جانب الله بر شماست، پس به فضل الله بر شما و رحمت او تعالی به شما با فرو فرستادن این قرآن شادمان باشید نه به غیر از آن دو؛ پس آنچه محمد ج از جانب پروردگارش برای‏تان آورده است بهتر است از بهره نابود شدنی دنیا که جمع می‏کنید.

(۵۹) - ای رسول- به این مشرکان بگو: به من از فرو فرستادن روزیای که الله بر شما ارزانی داشته است خبر دهید که بر اساس هوسهای‏تان در آن عمل کردید، آنگاه بخشی از آن را حرام قرار دادید، و بخشی از آن را حلال کردید، به آنها بگو: آیا الله در تحلیل آنچه حلال کردهاید، و تحریم آنچه حرام کردهاید به شما اجازه داده است، یا اینکه بر او تعالی دروغ میبندید؟!

(۶۰) و کسانیکه بر الله دروغ بستند گمان میبرند که در روز قیامت چه چیزی بر آنها واقع شود؟! آیا گمان میبرند که آمرزیده میشوند؟! دریغا، همانا الله درای بخشش زیادی بر مردم است که به آنها مهلت میدهد و کیفرشان را به تعجیل نمی‏اندازد، و اما بیشتر آنها نعمتهای الله بر خودشان را انکار میکنند و شکر آن را به جای نمیآورند.

(۶۱) و –ای رسول- در هیچیک از امور مشغول نمیباشی، و چیزی از قرآن نمی‏خوانی، و –ای مؤمنان- هیچ عملی انجام نمیدهید مگر اینکه شما را میبینیم و از شما آگاه هستیم، و سخن‏تان را میشنویم آنگاه که بیپروا عملی را آغاز میکنید، و به وزن ذرهای و نه کوچکتر و نه بزرگتر از وزن آن، در آسمان یا در زمین، از علم پروردگارت پنهان نمیماند، مگر اینکه در کتابی روشن که هیچ کوچک و بزرگی را به جای نمیگذارد بلکه آن را برمیشمارد، ثبت شده است.

برخی فواید آیات:

• بزرگی عذابی که در انتظار مشرکان به الله است؛ تا جاییکه دفع آن را با تمام آنچه در زمین است آرزو میکنند، و هرگز از آنها پذیرفته نمیشود.

• قرآن، به‏سبب هدایتها و دلایل عقلی و نقلیای که دارد، شفای مؤمنان از بیماریهای شهوات و شبهات است.

• سزاوار است که مؤمن، از بهره دنیا تنها به دو نعمت اسلام و ایمان دلخوش باشد.

• مراقبت دقیق الله از بندگانش و اعمال و اندیشهها و نیتهای‏شان.

﴿أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَّهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٦٢ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ٦٣ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۚ لَا تَبۡدِيلَ لِكَلِمَٰتِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٦٤ وَلَا يَحۡزُنكَ قَوۡلُهُمۡۘ إِنَّ ٱلۡعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًاۚ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٦٥ أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِۗ وَمَا يَتَّبِعُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُرَكَآءَۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ٦٦ هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ لِتَسۡكُنُواْ فِيهِ وَٱلنَّهَارَ مُبۡصِرًاۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَسۡمَعُونَ٦٧ قَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗاۗ سُبۡحَٰنَهُۥۖ هُوَ ٱلۡغَنِيُّۖ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ إِنۡ عِندَكُم مِّن سُلۡطَٰنِۢ بِهَٰذَآۚ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ٦٨ قُلۡ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ٦٩ مَتَٰعٞ فِي ٱلدُّنۡيَا ثُمَّ إِلَيۡنَا مَرۡجِعُهُمۡ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ ٱلۡعَذَابَ ٱلشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكۡفُرُونَ٧٠ [يونس: ۶۲-۷۰].

(۶۲) بدانید که بر دوستان الله هیچ ترسی در آنچه از صحنههای هولناک قیامت که در پیش رو دارند نیست، و به خاطر آنچه از بهره دنیا از دست دادهاند اندوهگین نیستند.

(۶۳) این دوستان همان کسانی هستند که به ایمان به الله و رسولش متصف بودند، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی میترسیدند.

(۶۴) از جانب پروردگارشان در دنیا برای آنها مژده است به وسیله رؤیای صالحه یا ستایش آنها توسط مردم، و از جانب فرشتگان هنگام قبض ارواح‏شان، و پس از مرگ و در حشر، برای‏شان مژده است. و در آنچه که الله به آنها وعده داده است تغییری نیست. این پاداش همان رستگاری بزرگ است؛ زیرا در بردارندۀ دستیابی به مطلوب، و نجات از ترس و هلاکت است.

(۶۵) و –ای رسول- به‏سبب طعن و عیبجویی در دینت که اینها میگویند اندوه مدار، زیرا تمام پیروزی و چیرگی برای الله است، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد، او تعالی سخنان‏شان را میشنود، از اعمال‏شان آگاه است، و بهزودی آنها را در قبال سخنان و اعمال‏شان مجازات خواهد کرد.

(۶۶) بدانید که هرکس در آسمانها و هرکس در زمین است از آنِ الله است. و مشرکان که شریکان را به جای الله عبادت میکنند از چه چیزی پیروی میکنند؟! آن‏ها در حقیقت جز از شک پیروی نمیکنند، و در اینکه شریکان را به الله نسبت می‏دهند جز دروغ نمیگویند، الله از سخن آنها بسیار برتر است.

(۶۷) - ای مردم- او تعالی، تنها ذاتی است که شب را برای‏تان قرار داد تا در آن از حرکت و خستگی آرام بگیرید، و روز را به عنوان روشنایی دهندهای قرار داد تا در آن به آنچه به نفع در معاش‏تان مربوط میشود بکوشید. همانا در این امر دلایل واضحی است برای مردمی که به قصد عبرتگیری و پذیرش میشنوند.

(۶۸) گروهی از مشرکان گفتند: الله فرشتگان را دخترانی برای خود برگزیده است، الله از این سخن‏شان پاک است، زیرا او سبحانه از تمام مخلوقاتش بینیاز است، فرمانروایی آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست. - ای مشرکان- شما دلیلی بر این سخن‏تان ندارید. آیا بدون دلیل سخن بزرگی را بر الله به دروغ می‏بندید- آنگاه که به او فرزند نسبت میدهید- که حقیقتش را نمیدانید؟!

(۶۹) - ای رسول- به آنها بگو: همانا کسانیکه با نسبت دادن فرزند به الله بر او تعالی دروغ میبندند به آنچه میخواهند دست نمییابند، و از آنچه میترسند رهایی نمییابند.

(۷۰) پس نباید به آنچه از خوشیها و نعمتهای دنیا که از آن بهرهمند میشوند فریب بخورند، زیرا متاعی اندک و نابود شدنی است، سپس بازگشت آنها در روز قیامت به‏سوی ماست، آنگاه به‏سبب کفرشان به الله و تکذیب رسولش توسط آنها ، عذابی سخت را بر آنها میچشانیم.

برخی فواید آیات:

• دوستی الله برای کسی است که به او ایمان آوَرَد، اوامرش را اجرا کند، از نواهیاش اجتناب کند، و از رسولش پیروی کند، و دوستان الله همان ایمان آورندگان به روز قیامت هستند، و بشارت در دنیا یا با رؤیای صالحه یا هنگام مرگ برای‏شان است.

• تمام عزت فقط از آنِ الله است، زیرا او مالک الملک است، و آنچه به جای الله عبادت شود حقیقتی ندارد.

• تشویق بر تفکر در آفرینش الله؛ زیرا این کار به ایمان به او تعالی و توحیدش منجر میشود.

• حرمت دروغ بر الله، و اینکه صاحبش هرگز رستگار نمیشود، و بزرگترین دروغ، نسبت دادن فرزند به او سبحانه است.

﴿۞وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ نُوحٍ إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦ يَٰقَوۡمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكُم مَّقَامِي وَتَذۡكِيرِي بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡتُ فَأَجۡمِعُوٓاْ أَمۡرَكُمۡ وَشُرَكَآءَكُمۡ ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ ثُمَّ ٱقۡضُوٓاْ إِلَيَّ وَلَا تُنظِرُونِ٧١ فَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ فَمَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۖ وَأُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ٧٢ فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيۡنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ وَجَعَلۡنَٰهُمۡ خَلَٰٓئِفَ وَأَغۡرَقۡنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَاۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِينَ٧٣ ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِۦ رُسُلًا إِلَىٰ قَوۡمِهِمۡ فَجَآءُوهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤۡمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ بِهِۦ مِن قَبۡلُۚ كَذَٰلِكَ نَطۡبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلۡمُعۡتَدِينَ٧٤ ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِم مُّوسَىٰ وَهَٰرُونَ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ بِ‍َٔايَٰتِنَا فَٱسۡتَكۡبَرُواْ وَكَانُواْ قَوۡمٗا مُّجۡرِمِينَ٧٥ فَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ مِنۡ عِندِنَا قَالُوٓاْ إِنَّ هَٰذَا لَسِحۡرٞ مُّبِينٞ٧٦ قَالَ مُوسَىٰٓ أَتَقُولُونَ لِلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَكُمۡۖ أَسِحۡرٌ هَٰذَا وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّٰحِرُونَ٧٧ قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا لِتَلۡفِتَنَا عَمَّا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَا وَتَكُونَ لَكُمَا ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا نَحۡنُ لَكُمَا بِمُؤۡمِنِينَ٧٨ [يونس: ۷۱-۷۸].

(۷۱) و –ای رسول- بر این مشرکان تکذیب کننده، قصۀ نوح ÷ را حکایت کن آنگاه که به قومش گفت: ای قوم من، اگر ماندن من در میان شما برای‏تان دشوار شده است، و یادآوری آیات الله توسط من و اندرزم بر شما مشقتآور گشته است، و بر قتل من تصمیم گرفتهاید، در از بین بردن نیرنگ‏تان، فقط بر الله توکل کردهام، پس کارتان را استوار گردانید، و بر نابودی من تصمیمِ قاطع بگیرید، و معبودهای‏تان را در دعا بخوانید تا در این کار به شما کمک کنند، تا نیرنگ‏تان پنهان و مبهم نباشد، سپس بعد از اینکه بر کشتن من برنامهریزی کردید آنچه را که پنهان میدارید اجرا کنید، و یک لحظه کارم را به تأخیر نیندازید.

(۷۲) پس اگر از دعوت من روی گرداندید بدانید که من در قبال تبلیغ رسالت پروردگارم به شما پاداشی از شما درخواست نکردهام، پاداش من جز بر الله نیست، چه به من ایمان آورید، یا کفر ورزید، و الله به من فرمان داده است تا با طاعت و عمل صالح از گردن نهندگان به او باشم.

(۷۳) پس قومش او را تکذیب کردند، و او را تصدیق نکردند، آنگاه او و همراهان مؤمنش را در کشتی نجات دادیم، و آنها را جانشین کسانیکه قبل از آنها بودند گرداندیم، و کسانی را که آیات و دلایلی را که آورده بود تکذیب کردند با طوفان نابود کردیم، پس –ای رسول- بنگر که سرانجام قومی که نوح ÷ آنها را انذار داد، و ایمان نیاوردند چگونه بود.

(۷۴) سپس بعد از مدت زمانی، پس از نوح ÷ رسولانی به‏سوی اقوام‏شان فرستادیم، آنگاه رسولان آیات و دلایل را برای امتهای‏شان آوردند، اما آنها به‏سبب اصرار قبلی‏شان بر تکذیب رسولان ، ارادهای برای ایمان آوردن نداشتند، پس الله بر دلهای‏شان مُهر نهاد. مانند این مُهر که بر دلهای پیروان رسولان گذشته نهادیم، در هر زمان و مکانی بر دلهای کافرانی که با کفر از حدود الله میگذرند مُهر مینهیم.

(۷۵) سپس بعد از گذشت مدت زمانی پس از این رسولان، موسی ÷ و برادرش هارون ÷ را به‏سوی فرعون پادشاه مصر و بزرگان قومش فرستادیم، آن دو را با آیات دلالت کننده بر راستگویی‏شان فرستادیم، اما از ایمان به آنچه که این دو آورده بودند سر باز زدند، و مردمی جنایتکار بودند؛ چون به الله کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند.

(۷۶) آنگاه چون دینی که موسی ÷ و هارون ÷ آوردند نزد فرعون و بزرگان قومش آمد، در مورد نشانههای آن که بر راستگویی آنچه موسی ÷ آورده بود دلالت میکرد گفتند: همانا سحری آشکار است، و حقیقت ندارد.

(۷۷) موسی ÷ برای اعتراض سخت بر آنها گفت: آیا در مورد حق، آنگاه که نزدتان آمد میگویید: سحر است؟! هرگز، سحر نیست، و همانا من میدانم که ساحر هرگز رستگار نمیشود، پس چگونه میتوانم آن را انجام دهم؟!

(۷۸) قوم فرعون اینگونه به موسی ÷ پاسخ دادند: آیا این سحر را برایمان آوردهای تا ما را از دینی که پدرانمان را بر آن یافتیم بازداری، و فرمانروایی برای تو و برادرت باشد؟ و –ای موسی و هارون- ما به نفع شما اقرار نمیکنیم که شما دو تن، رسولانی هستید که به‏سوی ما فرستاده شدهاید.

برخی فواید آیات:

• سلاح مؤمن در رویارویی با دشمنانش، توکل بر الله است.

• اصرار بر کفر و تکذیب رسولان موجب زدن مُهر بر دلها میشود آنگاه هرگز ایمان نمیآورند.

• دشمنان رسولان حالت یکسانی دارند، زیرا آنها همیشه هدایت را به سحر یا دروغ توصیف میکنند.

• ساحر هرگز رستگار نمیشود.

﴿وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ ٱئۡتُونِي بِكُلِّ سَٰحِرٍ عَلِيمٖ٧٩ فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلۡقُواْ مَآ أَنتُم مُّلۡقُونَ٨٠ فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاْ قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئۡتُم بِهِ ٱلسِّحۡرُۖ إِنَّ ٱللَّهَ سَيُبۡطِلُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُصۡلِحُ عَمَلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ٨١ وَيُحِقُّ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ٨٢ فَمَآ ءَامَنَ لِمُوسَىٰٓ إِلَّا ذُرِّيَّةٞ مِّن قَوۡمِهِۦ عَلَىٰ خَوۡفٖ مِّن فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِمۡ أَن يَفۡتِنَهُمۡۚ وَإِنَّ فِرۡعَوۡنَ لَعَالٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡمُسۡرِفِينَ٨٣ وَقَالَ مُوسَىٰ يَٰقَوۡمِ إِن كُنتُمۡ ءَامَنتُم بِٱللَّهِ فَعَلَيۡهِ تَوَكَّلُوٓاْ إِن كُنتُم مُّسۡلِمِينَ٨٤ فَقَالُواْ عَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡنَا رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا فِتۡنَةٗ لِّلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٨٥ وَنَجِّنَا بِرَحۡمَتِكَ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ٨٦ وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰ وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوۡمِكُمَا بِمِصۡرَ بُيُوتٗا وَٱجۡعَلُواْ بُيُوتَكُمۡ قِبۡلَةٗ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٨٧ وَقَالَ مُوسَىٰ رَبَّنَآ إِنَّكَ ءَاتَيۡتَ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَأَهُۥ زِينَةٗ وَأَمۡوَٰلٗا فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَۖ رَبَّنَا ٱطۡمِسۡ عَلَىٰٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ وَٱشۡدُدۡ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَلَا يُؤۡمِنُواْ حَتَّىٰ يَرَوُاْ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ٨٨ [يونس: ۷۹-۸۸].

(۷۹) و فرعون به قومش گفت: هر ساحر دانا و استاد به سحر را نزدم بیاورید.

(۸۰) پس چون ساحران را نزد فرعون آوردند موسی ÷ با اطمینان به پیروزی خویش بر آنها برای‏شان گفت: - ای ساحران- سِحرِتان را بیندازید.

(۸۱) پس وقتی سحرشان را انداختند موسی ÷ به آنها گفت: آنچه را که شما آشکار ساختید همان سحر است، در حقیقت الله بهزودی آنچه را که انجام دادید باطل و بدون اثر میگرداند، همانا شما با سحرتان در زمین فساد برپا میکنید، و الله عمل کسی را که فسادکار باشد اصلاح نمیگرداند.

(۸۲) و الله حق را ثابت میگرداند، و آن را با کلمات قَدَری خویش، و با دلایلی و براهینی که در کلمات شرعی او تعالی است قدرت میدهد، هر چند کافران مجرمِ خاندان فرعون این کار را نپسندند.

(۸۳) آن قوم بر رویگردانی تصمیم گرفتند، و – با وجود آیات آشکار و دلایل روشنی که موسی ÷ آورده بود- به او ایمان نیاوردند، مگر جوانانی از قومش بنیاسرائیل، با وجود اینکه از فرعون و بزرگان قومش میترسیدند که در صورت آشکار شدن کارشان، آنها را با عذابی که به آنها میچشانند از ایمان‏شان برگردانند، و همانا فرعون بر مصر و ساکنانش گردنکش و مستبد بود، و در کفر و کشتن و شکنجه کردن بنیاسرائیل از متجاوزان از حد بود.

(۸۴) و موسی ÷ به قومش گفت: ای قوم من، اگر واقعا به الله ایمان آوردهاید، پس فقط بر الله توکل کنید اگر مسلمان هستید، زیرا توکل بر الله آسیب را از شما دفع می‏کند، و خیر را برای‏تان فراهم میآورد.

(۸۵) پس سخن موسی ÷ را پذیرفتند، آنگاه گفتند: فقط بر الله توکل کردیم، ای پروردگار ما ستمکاران را بر ما مسلط نگردان، تا با شکنجه و قتل و فریب ما را در دینمان به فتنه بیندازند.

(۸۶) - ای پروردگار ما- ما را به رحمت خویش از دستان قوم کافر فرعون نجات بده، که ما را به بردگی کشاندهاند و با شکنجه و قتل به ما آزار رساندهاند.

(۸۷) و به موسی ÷ و برادرش هارون ÷ وحی کردیم که برای قوم‏تان خانههایی برای عبادت الله به یگانگی، انتخاب کنید و برگیرید، و خانههای‏تان را رو به جهت قبله (بیتالمقدس) بگردانید، و نماز را به صورت کامل برپا دارید، و –ای موسی- مؤمنان را به یاری و تأیید آنها توسط الله، و نابودی دشمنانشان، و جانشین گرداندن‏شان در زمین خبر بده.

(۸۸) و موسی ÷ گفت: ای پروردگار ما، تو به فرعون و سران قومش از زینتها و زرق و برقهای دنیا به عنوان زینت دادهای، و اموالی در این زندگی دنیا به آنها دادهای، آنگاه در قبال آنچه که به آنها دادهای از تو سپاسگزاری نکردند، بلکه از آن برای گمراه کردن از راه تو کمک گرفتند، ای پروردگار ما اموال‏شان را محو و نابود کن، و دلهای‏شان را سخت گردان، تا ایمان نیاورند مگر وقتی عذاب رنجآور را مشاهده میکنند که آنگاه ایمان‏شان نفعی به آنها نمیرساند.

برخی فواید آیات:

• سزاوار است که مؤمن قوی، بر الله و یاریاش اعتماد و بر او تعالی توکل کند.

• بیان اهمیت دعا، و اینکه از صفات توکل کنندگان است.

• تأکید بر اهمیت نماز و وجوب برپایی آن در تمام ادیان آسمانی و در تمام احوال.

• مشروعیت دعا علیه ستمگر.

﴿قَالَ قَدۡ أُجِيبَت دَّعۡوَتُكُمَا فَٱسۡتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَآنِّ سَبِيلَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ٨٩ ۞وَجَٰوَزۡنَا بِبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡبَحۡرَ فَأَتۡبَعَهُمۡ فِرۡعَوۡنُ وَجُنُودُهُۥ بَغۡيٗا وَعَدۡوًاۖ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَدۡرَكَهُ ٱلۡغَرَقُ قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱلَّذِيٓ ءَامَنَتۡ بِهِۦ بَنُوٓاْ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ٩٠ ءَآلۡـَٰٔنَ وَقَدۡ عَصَيۡتَ قَبۡلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ٩١ فَٱلۡيَوۡمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنۡ خَلۡفَكَ ءَايَةٗۚ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ عَنۡ ءَايَٰتِنَا لَغَٰفِلُونَ٩٢ وَلَقَدۡ بَوَّأۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ مُبَوَّأَ صِدۡقٖ وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ فَمَا ٱخۡتَلَفُواْ حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُۚ إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ٩٣ فَإِن كُنتَ فِي شَكّٖ مِّمَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ فَسۡ‍َٔلِ ٱلَّذِينَ يَقۡرَءُونَ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكَۚ لَقَدۡ جَآءَكَ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ٩٤ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَتَكُونَ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٩٥ إِنَّ ٱلَّذِينَ حَقَّتۡ عَلَيۡهِمۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ لَا يُؤۡمِنُونَ٩٦ وَلَوۡ جَآءَتۡهُمۡ كُلُّ ءَايَةٍ حَتَّىٰ يَرَوُاْ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ٩٧ [يونس: ۸۹-۹۷].

(۸۹) الله فرمود: - ای موسی و هارون- دعای شما علیه فرعون و سران قومش را اجابت کردم، پس بر دین‏تان استوار باشید، و از آن به‏سوی پیروی راه گمراهانی که راه حق را نمیدانند منحرف نشوید.

(۹۰) و عبور از دریا را پس از شکافتن آن بر بنیاسرائیل فراهم ساختیم تا اینکه سالم از آن گذشتند، پس فرعون و لشکریانش از روی ستم و تجاوز به آنها ملحق شدند، تا اینکه دریا بر او بههم بسته شد، و غرق او را فرا گرفت، و از نجات ناامید شد. در آن هنگام گفت: ایمان آوردم به اینکه معبود برحقی جز ذاتیکه بنیاسرائیل به او ایمان آوردند نیست، و من با طاعت از گردن نَهَندگان به الله هستم.

و چون مشاهدۀ مرگ، مانع پذیرش توبه بود، الله تعالی فرمود:

(۹۱) آیا اکنون و پس از ناامیدی از زندگی ایمان میآوری؟! درحالیکه –ای فرعون- قبل از نزول عذاب با کفر به الله، و بازداشتن از راهش، از او تعالی نافرمانی کردی، و به‏سبب اینکه خودت و دیگران را گمراه ساختی از فسادکاران بودی.

(۹۲) پس –ای فرعون- امروز تو را از دریا بیرون میآوریم، و تو را در زمین مرتفعی قرار میدهیم؛ تا کسانیکه پس از تو میآیند از تو عبرت بگیرند، و همانا بسیاری از مردم از حجتها و دلایل قدرت ما غافل هستند، و در آن تفکر نمیکنند.

(۹۳) و بهراستیکه بنیاسرائیل را در منزلی پسندیده و مکانی راضی کننده در سرزمین مبارک شام فرود آوردیم، و از رزق حلال و پاک به آنها روزی دادیم، پس در امر دین‏شان اختلاف نکردند تا اینکه قرآن که تصدیق کنندۀ آنچه از صفات نیکوی محمد ج است که در تورات خواندهاند نزدشان آمد، پس وقتیکه آن را انکار کردند وطنهای‏شان به زور از آنها گرفته شد. - ای رسول- همانا پروردگار تو در آنچه که اختلاف میکردند در روز قیامت میان آنها داوری میکند، آنگاه به هر یک از حقدار و دروغ پرداز آنها جزایی را که مستحق آن است میدهد.

(۹۴) پس –ای رسول- اگر از حقیقت آنچه از قرآن به‏سوی تو نازل کردهایم در شک و تردید هستی، از یهودیانی که ایمان آوردهاند و تورات را میخواندند، و از مسیحیانی که انجیل را میخواندند بپرس، آنگاه به تو خبر خواهند داد که آنچه بر تو نازل شده است حق است؛ چون توصیف آن را در کتابهای‏شان مییابند، بهراستی حقی که هیچ تردیدی در آن نیست از جانب پروردگار تو برایت آمده است، پس از تردید کنندگان نباش.

(۹۵) و از کسانی نباش که دلایل و برهانهای الله را تکذیب کردند که در این صورت از زیانکارانی خواهی بود که به‏سبب کفرشان با قراردادن خودشان در معرض نابودی به خودشان ضرر رساندند، و تمام این ترساندن برای بیان خطر زیاد شک و تکذیب است، وگرنه پیامبر ج معصوم است از اینکه ذرهای از این امر از او سر بزند.

(۹۶) همانا کسانیکه حکم الله در مورد آنها ثابت شده است که به‏سبب اصرارشان بر کفر در حال کفر میمیرند هرگز ایمان نمیآورند.

(۹۷) هر چند هر آیۀ شرعیه یا کونیه برای‏شان بیاید تا اینکه عذاب رنجآور را مشاهده کنند، پس هنگامیکه ایمان نفعی به آنها نمیرساند ایمان میآورند.

برخی فواید آیات:

• وجوب پایداری در دین، و پیروی نکردن از راه مجرمان.

• توبۀ کسیکه روحش در حال گرفته شدن باشد، یا عذاب را مشاهده کند پذیرفته نمیشود.

• یهودیان و نصاری از صفات پیامبر ج آگاه بودند، اما تکبر و دشمنی، آنها را از ایمان بازداشت.

﴿فَلَوۡلَا كَانَتۡ قَرۡيَةٌ ءَامَنَتۡ فَنَفَعَهَآ إِيمَٰنُهَآ إِلَّا قَوۡمَ يُونُسَ لَمَّآ ءَامَنُواْ كَشَفۡنَا عَنۡهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡيِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَمَتَّعۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ حِينٖ٩٨ وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ لَأٓمَنَ مَن فِي ٱلۡأَرۡضِ كُلُّهُمۡ جَمِيعًاۚ أَفَأَنتَ تُكۡرِهُ ٱلنَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُواْ مُؤۡمِنِينَ٩٩ وَمَا كَانَ لِنَفۡسٍ أَن تُؤۡمِنَ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَيَجۡعَلُ ٱلرِّجۡسَ عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَعۡقِلُونَ١٠٠ قُلِ ٱنظُرُواْ مَاذَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَمَا تُغۡنِي ٱلۡأٓيَٰتُ وَٱلنُّذُرُ عَن قَوۡمٖ لَّا يُؤۡمِنُونَ١٠١ فَهَلۡ يَنتَظِرُونَ إِلَّا مِثۡلَ أَيَّامِ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِهِمۡۚ قُلۡ فَٱنتَظِرُوٓاْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُنتَظِرِينَ١٠٢ ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۚ كَذَٰلِكَ حَقًّا عَلَيۡنَا نُنجِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٠٣ قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمۡ فِي شَكّٖ مِّن دِينِي فَلَآ أَعۡبُدُ ٱلَّذِينَ تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَٰكِنۡ أَعۡبُدُ ٱللَّهَ ٱلَّذِي يَتَوَفَّىٰكُمۡۖ وَأُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٠٤ وَأَنۡ أَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفٗا وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١٠٥ وَلَا تَدۡعُ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَۖ فَإِن فَعَلۡتَ فَإِنَّكَ إِذٗا مِّنَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٠٦ [يونس: ۹۸-۱۰۶].

(۹۸) واقع نشده است که یکی از قریههایی که به‏سوی آنها رسولان‏مان را فرستادهایم قبل از مشاهدۀ عذاب، ایمانی معتبر بیاورد، آنگاه ایمان‏شان به آنها فایده برساند بهخاطر اینکه قبل از مشاهدۀ عذاب ایمان آورده باشند، مگر قوم یونس ÷ آنگاه که ایمانی راستین آوردند که عذاب ذلت و خواری در زندگی دنیا را از آنها برداشتیم، و آنها را تا زمان سپری شدن طول عمرهای‏شان بهرهمند ساختیم.

(۹۹) و –ای رسول- اگر پروردگارت ایمان تمام کسانی را که در روی زمین هستند میخواست به‏طور قطع ایمان میآورند، اما او تعالی از روی حکمتی این امر را نخواسته است، پس به عدالت خویش هرکس را که بخواهد گمراه میسازد، و به فضل خویش هرکس را که بخواهد هدایت میکند، در نتیجه از توان تو خارج است که مردم را مجبور سازی ایمان بیاورند، زیرا توفیق آنها به ایمان فقط به دست الله است.

(۱۰۰) پس برای هیچکس سزاوار نیست که از نزد خودش بدون اینکه الله به او اجازه دهد ایمان بیاورد، زیرا ایمان جز به ارادۀ او تعالی واقع نمیشود، پس از روی افسوس بر آنها خودت را نابود نکن، و الله عذاب و خواری را بر کسانیکه حجتها و اوامر و نواهی او تعالی را درک نمیکنند قرار میدهد.

(۱۰۱) - ای رسول- به مشرکانی که از تو نشانههایی میخواهند بگو: بنگرید که در آسمانها و زمین چه چیزی است از نشانههای دلالت کننده بر وحدانیت و قدرت او، و فرو فرستادن آیات و حجتها و رسولان در قومیکه به دلیل اصرارشان بر کفر، تمایل و آمادگی ایمان آوردن را ندارند نفعی نمیرساند.

(۱۰۲) پس آیا این تکذیب کنندگان جز مانند وقایعی که الله بر امتهای تکذیب کنندۀ پیشین واقع کرده است انتظار میبرند؟! –ای رسول- به آنها بگو: عذاب الله را انتظار بکشید، همانا من همراه شما از منتظران وعدۀ پروردگارم هستم.

(۱۰۳) سپس عذاب را بر آنها نازل میکنیم، و رسولان را نجات میدهیم، و کسانی را که ایمان آوردهاند همراه آنها نجات میدهیم، پس مصیبتی که به قوم‏شان رسید به آنها نمیرسانیم، چنانکه این رسولان و مؤمنان همراه آنها را نجات دادیم، رسولالله ج و مؤمنان همراهش را نجات میدهیم چون نجات آنها حقی ثابت برعهدۀ ما است.

(۱۰۴) - ای رسول- بگو: ای مردم، اگر از دین من که شما را به‏سوی آن دعوت می‏کنم و همان دین توحید است در تردید هستید، بدانید که من بر فساد دین شما یقین دارم پس از آن پیروی نمیکنم، و کسانی را که شما غیر از الله عبادت میکنید عبادت نمیکنم، و اما من، الله را عبادت میکنم، یعنی همان ذاتیکه شما را میمیراند و به من فرمان داده که از مؤمنانی که دین را برای او خالص میگردانند باشم.

(۱۰۵) و همچنین به من دستور داده که بر دین حق مراقبت کنم، و با رویگردانی از تمام ادیان به‏سوی دین اسلام، بر آن ایستادگی و مقاومت کنم، و مرا نهی کرده از اینکه از مشرکان به او باشم.

(۱۰۶) و –ای رسول- به جای الله، تندیسها و نمادها و غیر آنها را که مالک هیچ نفع و زیانی نیستند در دعا نخوان تا به تو نفع یا زیان برسانند، پس اگر آنها را عبادت کنی به‏طور قطع از ستمکارانی خواهی بود که از حق الله و حق خودشان میگذرند.

برخی فواید آیات:

• ایمان، سبب بالا بردن صاحبش به درجات بالا و بهرهمندی در زندگی دنیا است.

• هیچکس نمیتواند کسی را به ایمان آوردن وادار کند؛ زیرا این کار فقط به ارادۀ الله بازمیگردد.

• کسیکه بر کفر اصرار کند و بر آن مدوامت کند، آیات و انذارها به او نفع نمی‏رسانند.

• وجوب استقامت بر دین حق، و دوری هرچه تمامتر از شرک و ادیان باطل.

﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يُرِدۡكَ بِخَيۡرٖ فَلَا رَآدَّ لِفَضۡلِهِۦۚ يُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ١٠٧ قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدۡ جَآءَكُمُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَنِ ٱهۡتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهۡتَدِي لِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيۡهَاۖ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيۡكُم بِوَكِيلٖ١٠٨ وَٱتَّبِعۡ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيۡكَ وَٱصۡبِرۡ حَتَّىٰ يَحۡكُمَ ٱللَّهُۚ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡحَٰكِمِينَ١٠٩ [يونس: ۱۰۷-۱۰۹].

(۱۰۷) و –ای رسول- اگر الله مصیبتی به تو برساند، و بازگرداندن آن از خودت را بخواهی، برای این امر هیچ بازدارندهای جز او سبحانه نیست، و اگر گشایشی برای تو بخواهد هیچکس نیست که بخشش او را بازگردانَد، بخشش خویش را به هر یک از بندگانش که بخواهد میرساند، و هیچ اجبار کنندهای برای او نیست، و او تعالی نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۱۰۸) - ای رسول- بگو: ای مردم، قرآن که از جانب پروردگار شما نازل شده برای‏تان آمده است، پس هرکس هدایت یابد و به آن ایمان آورد نفع آن به خودش بازمیگردد؛ زیرا الله از طاعت بندگانش بینیاز است، و هرکس گمراه گردد به‏طور قطع اثر گمراهیاش فقط به خودش میرسد، زیرا نافرمانی بندگان الله، به او تعالی زیانی نمیرساند، و من محافظت کننده شما نیستم که اعمال‏تان را حفظ کنم، و شما را در قبال آن محاسبه گردانم.

(۱۰۹) و –ای رسول- آنچه را که پروردگارت به تو وحی میکند پیروی و به آن عمل کن، و در برابر آزار رساندن کسانی از قومت که با تو مخالفت کنند، و بر تبلیغ آنچه به تبلیغ آن فرمان یافتهای شکیبایی کن، و بر آن ادامه بده تا الله در مورد آنها به حکم خویش مبنی بر پیروزی تو بر آنها در دنیا، و به عذاب آنها در آخرت اگر بر کفرشان بمیرند داوری کند.

برخی فواید آیات:

• خیر و شر و نفع و ضرر فقط به دست الله است؛ نه غیر او.

• وجوب پیروی از کتاب و سنت و شکیبایی در برابر آزارها و انتظار گشایش از جانب الله.

• آیات قرآن محکم هستند و هیچ خلل و باطلی در آنها یافت نمیشود، و احکام در آنها به صورت کاملاً مفصل بیان شده است.

• وجوب شتافتن به توبه و پشیمانی بر گناهان برای رسیدن به مطلوب و نجات از ترس و هلاکت.

سورة هود (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓرۚ كِتَٰبٌ أُحۡكِمَتۡ ءَايَٰتُهُۥ ثُمَّ فُصِّلَتۡ مِن لَّدُنۡ حَكِيمٍ خَبِيرٍ١ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَۚ إِنَّنِي لَكُم مِّنۡهُ نَذِيرٞ وَبَشِيرٞ٢ وَأَنِ ٱسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّكُمۡ ثُمَّ تُوبُوٓاْ إِلَيۡهِ يُمَتِّعۡكُم مَّتَٰعًا حَسَنًا إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى وَيُؤۡتِ كُلَّ ذِي فَضۡلٖ فَضۡلَهُۥۖ وَإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٖ كَبِيرٍ٣ إِلَى ٱللَّهِ مَرۡجِعُكُمۡۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ٤ أَلَآ إِنَّهُمۡ يَثۡنُونَ صُدُورَهُمۡ لِيَسۡتَخۡفُواْ مِنۡهُۚ أَلَا حِينَ يَسۡتَغۡشُونَ ثِيَابَهُمۡ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٥ [هود: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

بیان راه روشن رسولان در رویارویی با اقوام تکذیب کنندهشان.

تفسیر:

(۱) ﴿الٓر سخن در مورد حروف مشابه این حرف در آغاز سورۀ بقره بیان شد. قرآن کتابی است که آیاتش از نظر نظم و معنا استحکام یافته است، چنانکه هیچ خلل و نقصانی در آن مشاهده نمیکنی، سپس از جانب ذاتیکه در تدبیر و تشریعش بسیار داناست، و از احوال بندگانش و آنچه که به صلاح‏شان است بسیار آگاه است با ذکر حلال و حرام و امر و نهی و وعد و وعید و قصص و مانند آن بیان شده است.

(۲) آیات نازل شده بر محمد ج این مضامین را دربردارد: نهی بندگان از اینکه غیر الله را همراه او تعالی عبادت کنند، - ای مردم- همانا من ترسانندۀ شما از عذاب الله هستم اگر به او کفر ورزید و از او نافرمانی کنید، و مژده دهندۀ شما به پاداش او تعالی هستم اگر به او ایمان آورید و به شریعتش عمل کنید.

(۳) و –ای مردم- آمرزش گناهان‏تان را از پروردگارتان بخواهید، و با پشیمانی از آنچه در راه او کوتاهی کردهاید به‏سوی او بازگردید، که شما را در زندگی دنیایی‏تان تا زمان پایان عمرتان که سررسیدی مشخص دارد از کالایی نیکو بهرهمند سازد، و به هرکس که دارای افزودهای در طاعت و عمل باشد جزای افزودهاش را به صورت کامل و بدون کاستی بدهد، و اگر از ایمان به آنچه از جانب پرودگارم آوردهام روی بگردانید همانا من از عذاب روزیکه صحنههای هولناک سختی دارد یعنی روز قیامت بر شما میترسم.

(۴) - ای مردم- بازگشت شما در روز قیامت فقط به‏سوی الله است، و او سبحانه بر هر چیزی تواناست، هیچچیز او را ناتوان نمیسازد، پس زنده گردانیدن و حسابرسی شما پس از مرگ و برانگیختن‏تان او را ناتوان نمیسازد.

(۵) بدانید که این مشرکان به‏سبب جهلی که به الله دارند سینههای‏شان را می‏گردانند تا تردیدی را که در آن است از او تعالی پنهان دارند، بدانید آنگاه که سرهای‏شان را با لباسهای‏شان میپوشانند، الله از آنچه که پنهان و آنچه که آشکار میکنند آگاه است، بهراستی که او به آنچه سینهها نهان میدارند بسیار داناست.

برخی فواید آیات:

• خیر و شر و نفع و ضرر فقط به دست الله است؛ نه غیر او.

• وجوب پیروی از کتاب و سنت و شکیبایی در برابر آزارها و انتظار گشایش از جانب الله.

• آیات قرآن محکم هستند و هیچ خلل و باطلی در آنها یافت نمیشود، و احکام در آنها به صورت کاملاً مفصل بیان شده است.

• وجوب شتافتن به توبه و پشیمانی بر گناهان برای رسیدن به مطلوب و نجات از ترس و هلاکت.

﴿۞وَمَا مِن دَآبَّةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ رِزۡقُهَا وَيَعۡلَمُ مُسۡتَقَرَّهَا وَمُسۡتَوۡدَعَهَاۚ كُلّٞ فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ٦ وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ وَكَانَ عَرۡشُهُۥ عَلَى ٱلۡمَآءِ لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗاۗ وَلَئِن قُلۡتَ إِنَّكُم مَّبۡعُوثُونَ مِنۢ بَعۡدِ ٱلۡمَوۡتِ لَيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ٧ وَلَئِنۡ أَخَّرۡنَا عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابَ إِلَىٰٓ أُمَّةٖ مَّعۡدُودَةٖ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحۡبِسُهُۥٓۗ أَلَا يَوۡمَ يَأۡتِيهِمۡ لَيۡسَ مَصۡرُوفًا عَنۡهُمۡ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٨ وَلَئِنۡ أَذَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِنَّا رَحۡمَةٗ ثُمَّ نَزَعۡنَٰهَا مِنۡهُ إِنَّهُۥ لَيَ‍ُٔوسٞ كَفُورٞ٩ وَلَئِنۡ أَذَقۡنَٰهُ نَعۡمَآءَ بَعۡدَ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتُ عَنِّيٓۚ إِنَّهُۥ لَفَرِحٞ فَخُورٌ١٠ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ كَبِيرٞ١١ فَلَعَلَّكَ تَارِكُۢ بَعۡضَ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيۡكَ وَضَآئِقُۢ بِهِۦ صَدۡرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ كَنزٌ أَوۡ جَآءَ مَعَهُۥ مَلَكٌۚ إِنَّمَآ أَنتَ نَذِيرٞۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٌ١٢ [هود: ۶-۱۲].

(۶) و هیچ مخلوقی نیست که بر روی زمین بجنبد هر اندازه که باشد مگر اینکه الله از روی لطف به او روزیاش را تضمین کرده است، و او سبحانه محل استقرار او در زمین را میداند، و از محل مرگش که در آنجا میمیرد آگاه است، پس تمام جنبندگان و روزی‏شان و مواضع استقرار و مواضع مرگشان، در کتابی آشکار یعنی لوح محفوظ است.

(۷) و او سبحانه ذاتی است که آسمانها و زمین را با وجود گستردگیاش، و تمام آنچه در این دو است را در شش روز آفرید، و قبل از آفرینش آسمانها و زمین، عرش او تعالی بر آب بود؛ تا –ای مردم- شما را بیازماید که کدامیک از شما با انجام آنچه که الله را راضی میسازد نیکوکارترید، و کدامیک از شما با انجام آنچه که او تعالی را خشمگین میسازد بدکارترید، آنگاه هر یک را به آنچه که استحقاق دارد جزا دهد. و –ای رسول- اگر بگویی: - ای مردم- همانا شما پس از مرگ برانگیخته میشوید تا مورد محاسبه قرار گیرید به‏طور قطع کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند و رستاخیز را انکار کردهاند خواهند گفت: این قرآن که آن را تلاوت میکنی جز سحری آشکار نیست، و باطلی است که بطلانش آشکار است.

(۸) و اگر عذاب در زندگی دنیا را از مشرکان که سزاوارش هستند تا روزهای معدودی به تأخیر اندازیم به‏طور قطع از روی مسخره اینگونه خواستار تعجیل در آن خواهند شد: چه چیزی عذاب را از ما بازمیدارد؟ بدانید عذابی که سزاوارش هستند سررسید مشخصی نزد الله دارد، و روزیکه آنها را فراگیرد هیچ بازدارندهای نخواهند یافت تا عذاب را از آنها بازدارد، بلکه بر آنها واقع میشود، و عذابی را که از روی مسخره و ریشخند خواهان تعجیل در آن بودند آنها را احاطه خواهد کرد.

(۹) و اگر از جانب خود نعمتی مانند نعمت سلامتی و ثروت به انسان عطا کنیم، سپس آن نعمت را از او بگیریم بهراستیکه او از رحمت الله بسیار نومید، و در برابر نعمت او تعالی بسیار ناسپاس است، و هرگاه الله نعمت را از او بگیرد آن را فراموش می‏کند.

(۱۰) و اگر گشایش در روزی و سلامتی پس از فقر و بیماریای که به او رسیده است به او بچشانیم به‏طور قطع خواهد گفت: آسیب از من برطرف شد، و زیان از بین رفت، و در قبال این کار شکر الله را به جای نمیآورد، همانا او از روی ناسپاسی بسیار سَرخوش است، و به آنچه الله بر او ارزانی داشته است در برابر مردم فخر فروشی و مباهات میکند.

(۱۱) مگر کسانیکه در برابر سختیها و طاعات و گناهان شکیبایی ورزیده، و اعمال صالح انجام دادهاند، که حال دیگری دارند، چون نه ناامیدی آنها را فرامیگیرد، و نه ناسپاسی در برابر نعمتهای الله، و نه فخر فروشی بر مردم؛ برای اینها که دارای صفات مذکور هستند آمرزشی از جانب پروردگارشان برای گناهان‏شان، و پاداشی بزرگ در آخرت است.

(۱۲) - ای رسول- به‏سبب رویارویی با کفر و سرسختی آنها و پیشنهاد آیات از سوی آنها - مبادا تبلیغ برخی از آنچه که الله تو را به تبلیغ آن فرمان داده است و عمل به آن برای‏شان دشوار است را رها کنی، و مبادا سینهات به‏سبب تبلیغ آن تنگ گردد بهخاطر اینکه نگویند: چرا گنجی بر او فرو فرستاده نمیشود تا او را بینیاز سازد، یا چرا فرشتهای همراهش نمیآید تا او را تصدیق کند، پس به خاطر این کار بخشی از آنچه که به تو وحی میشود را رها نکنی، زیرا تو فقط انذار دهنده هستی، آنچه الله تو را به تبلیغ آن فرمان داده است ابلاغ کن، و آوردن آیاتی که به تو پیشنهاد میدهند برعهدۀ تو نیست، و الله بر هر چیزی نگهبان است.

برخی فواید آیات:

• گستردگی علم الله تعالی و عهدهدار شدن روزیهای مخلوقات توسط او تعالی؛ چه انسان، چه حیوان و چه سایر مخلوقات.

• بیان علت آفرینش؛ که همان آزمایش بندگان با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تعالی است.

• سزاوار نیست که گناهکاران از اینکه الله تعالی به آنها مهلت میدهد فریب بخورند، زیرا او تعالی شاید آنها را درحالیکه نمیدانند بگیرد.

• بیان حالت انسان در دو حالت گشایش و سختی، و ستودن موضع مؤمن فرمان‏بردار در شکیبایی و شکر.

﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۖ قُلۡ فَأۡتُواْ بِعَشۡرِ سُوَرٖ مِّثۡلِهِۦ مُفۡتَرَيَٰتٖ وَٱدۡعُواْ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٣ فَإِلَّمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَكُمۡ فَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَآ أُنزِلَ بِعِلۡمِ ٱللَّهِ وَأَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَهَلۡ أَنتُم مُّسۡلِمُونَ١٤ مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيۡهِمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ فِيهَا وَهُمۡ فِيهَا لَا يُبۡخَسُونَ١٥ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَيۡسَ لَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ إِلَّا ٱلنَّارُۖ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَٰطِلٞ مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٦ أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّهِۦ وَيَتۡلُوهُ شَاهِدٞ مِّنۡهُ وَمِن قَبۡلِهِۦ كِتَٰبُ مُوسَىٰٓ إِمَامٗا وَرَحۡمَةًۚ أُوْلَٰٓئِكَ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۚ وَمَن يَكۡفُرۡ بِهِۦ مِنَ ٱلۡأَحۡزَابِ فَٱلنَّارُ مَوۡعِدُهُۥۚ فَلَا تَكُ فِي مِرۡيَةٖ مِّنۡهُۚ إِنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يُؤۡمِنُونَ١٧ وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ يُعۡرَضُونَ عَلَىٰ رَبِّهِمۡ وَيَقُولُ ٱلۡأَشۡهَٰدُ هَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَىٰ رَبِّهِمۡۚ أَلَا لَعۡنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ١٨ ٱلَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبۡغُونَهَا عِوَجٗا وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ كَٰفِرُونَ١٩ [هود: ۱۳-۱۹].

(۱۳) بلکه آیا مشرکان میگویند: محمد ج قرآن را ساخته، و از جانب الله وحی نشده است، - ای رسول- برای طلبیدن آنها به مبارزه بگو: پس ده سورۀ ساختگی مانند این قرآن، که ادعا کردید ساختگی است بیاورید و در این کار ملزم به راستگویی نیستید، و هرکس را که میتوانید فراخوانید، تا در این کار به شما یاری رسانند، اگر در این ادعا که قرآن ساختگی است راستگو هستید.

(۱۴) پس اگر به‏سبب ناتوانی نتوانستند آنچه را که از آنها طلب میکنید بیاورند، - ای مؤمنان- به یقین بدانید که قرآن را فقط الله با علم خویش بر رسولش ج فرو فرستاده است، و ساختگی نیست، و بدانید که معبود برحقی جز الله نیست، پس آیا شما بعد از این دلایل قاطع در برابر او گردن مینهید؟

(۱۵) و هرکس به عمل خویش زندگی دنیا و کالاهای فانی آن را بخواهد، و آخرت را نجوید، پاداش اعمال‏شان را در دنیا برای‏شان میدهیم: سلامتی، و امنیت، و گشایش در روزی، و ذرهای از پاداش عمل‏شان کاسته نمیشود.

(۱۶) اینها که به این هدف نکوهیده متصف هستند در روز قیامت پاداشی جز جهنم که در آن داخل میشوند ندارند، و ثواب اعمال‏شان از دست‏شان رفته است، و اعمال‏شان باطل است؛ زیرا پیش از انجام آن، ایمان و هدفی صحیح نداشتهاند، و با آن رضایت الله و سرای آخرت را نخواسته بودند.

(۱۷) پیامبر محمد ج که برهانی از جانب پرودگار متعالش همراه اوست، و گواهی از جانب پروردگارش، یعنی جبریل ÷ نیز همراه اوست، و پیش از این، تورات که برای رهبری مردم و رحمت بر آنها بر موسی ÷ نازل شده است به نبوت او گواهی می‏دهد. او و کسانیکه همراهش ایمان آوردهاند با این کافرانِ غرقِ در گمراهی، یکسان نیستند. آنها به قرآن و به محمد ج که قرآن بر او نازل شده است ایمان می‏آورند، و هر یک از پیروان آیینها که به او کفر میورزد وعدهگاهش در روز قیامت جهنم است، پس –ای رسول- در مورد قرآن و وعدهگاه آنها تردید نکن، زیرا حقیقتی است که تردیدی در آن راه ندارد، و اما بیشتر مردم با وجود انبوهِ دلایل آشکار و براهین روشن ایمان نمیآورند.

(۱۸) و هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که با نسبت دادن شریک یا فرزند به الله دروغی بر او تعالی بسازد، اینها که بر الله دروغ میبندند در روز قیامت در برابر پروردگارشان عرضه میشوند تا در مورد اعمال‏شان از آنها بپرسد، و فرشتگان و فرستادگان که علیه آنها گواهی میدهند میگویند: اینها همان کسانی هستند که با نسبت دادن شریک و فرزند به الله بر او تعالی دروغ بستند. بدانید که الله کسانی را که با بستن دروغ بر او تعالی بر خودشان ستم کردند از خود رانده است.

(۱۹) کسانیکه مردم را از راه راست الله بازمیدارند، و خواهان انحراف از راستی در راه او تعالی هستند تا هیچکس آن را نپیماید، همانها به رستاخیز پس از مرگ کفر می‏ورزند و آن را انکار میکنند.

برخی فواید آیات:

• دعوت مشرکان از سوی الله برای مبارزه؛ در آوردن ده سوره مانند قرآن، و بیان ناتوانی آنها در این کار.

• اگر خواستۀ کافر در دنیا به او داده شود، در آخرت، نصیبی جز جهنم ندارد.

• بزرگی ستم کسیکه بر الله دروغ ببندد و بزرگی کیفر او در روز قیامت.

﴿أُوْلَٰٓئِكَ لَمۡ يَكُونُواْ مُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِنۡ أَوۡلِيَآءَۘ يُضَٰعَفُ لَهُمُ ٱلۡعَذَابُۚ مَا كَانُواْ يَسۡتَطِيعُونَ ٱلسَّمۡعَ وَمَا كَانُواْ يُبۡصِرُونَ٢٠ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ٢١ لَا جَرَمَ أَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ هُمُ ٱلۡأَخۡسَرُونَ٢٢ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَأَخۡبَتُوٓاْ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢٣ ۞مَثَلُ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ كَٱلۡأَعۡمَىٰ وَٱلۡأَصَمِّ وَٱلۡبَصِيرِ وَٱلسَّمِيعِۚ هَلۡ يَسۡتَوِيَانِ مَثَلًاۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ٢٤ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦٓ إِنِّي لَكُمۡ نَذِيرٞ مُّبِينٌ٢٥ أَن لَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَۖ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ أَلِيمٖ٢٦ فَقَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ مَا نَرَىٰكَ إِلَّا بَشَرٗا مِّثۡلَنَا وَمَا نَرَىٰكَ ٱتَّبَعَكَ إِلَّا ٱلَّذِينَ هُمۡ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ ٱلرَّأۡيِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمۡ عَلَيۡنَا مِن فَضۡلِۢ بَلۡ نَظُنُّكُمۡ كَٰذِبِينَ٢٧ قَالَ يَٰقَوۡمِ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي وَءَاتَىٰنِي رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِهِۦ فَعُمِّيَتۡ عَلَيۡكُمۡ أَنُلۡزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمۡ لَهَا كَٰرِهُونَ٢٨ [هود: ۲۰-۲۸].

(۲۰) اینها که این صفات را دارند نمیتوانند از عذاب الله آنگاه که بر آنها نازل شود در زمین فرار کنند، و همپیمانان و یاورانی غیر از الله ندارند که کیفر الله را از آن‏ها دفع کنند؛ به‏سبب اینکه خودشان و دیگران را از راه الله بازداشتند عذاب روز قیامت بر آنها افزوده میشود. آنها در دنیا توان شنیدن حق و هدایت به قصد پذیرش را نداشتند، و آیات الله در هستی را آنگونه که برای‏شان فایده برساند نمیدیدند؛ زیرا رویگردانی زیادی از حق داشتند.

(۲۱) اینها که این صفات را دارند همان کسانی هستند که با قرار دادن خودشان در معرض نابودی با انتخاب شریکانی همراه الله به خودشان زیان رساندند، و شریکان و شفیعانی را که ساخته بودند از دست‏شان رفته است.

(۲۲) بهدرستی آنها در روز قیامت زیانکارترین معامله کنندگان هستند، چون کفر را جایگزین ایمان، دنیا را جایگزین آخرت، و عذاب را جایگزین رحمت کردهاند.

(۲۳) همانا کسانیکه به الله و رسولش ایمان آوردهاند، و اعمال صالح انجام دادهاند، و برای الله خضوع و فروتنی کردهاند، همانها ساکنان بهشت هستند، که برای همیشه در آن میمانند.

(۲۴) مَثل دو گروه کافران و مؤمنان مانند کوری است که نمیبیند، و کری که نمی‏شنود، و این مثال گروه کافران است که حق را به قصد قبول کردن نمیشنوند، و آن را بهگونهای که به آنها فایده برساند نمیبینند، و مَثل شنوا و بیناست، که مَثل گروه مؤمنان است که هم میشنوند و هم میبینند، آیا این دو گروه حال و صفت یکسانی دارند؟! یکسان نیستند، آیا از یکسان نبودن این دو پند نمیگیرند؟! و چون رویگردانی مشرکان از ایمان آشکار شد، الله با بیان قصص پیامبران به پیامبرش آرامش داد که او نخستین کسی نیست که تکذیب شده است، پس او سبحانه فرمود:

(۲۵) و نوح ÷ را به عنوان رسولی به‏سوی قومش فرستادیم، آنگاه به آنها گفت: ای قوم من، همانا من انذار دهندهای برای شما از عذاب الله، و بیانگر چیزی هستم که با آن به‏سوی شما فرستاده شدهام.

(۲۶) و شما را فرامیخوانم که تنها الله را عبادت کنید، پس جز او را عبادت نکنید، همانا من از عذاب روزی درد آور بر شما میترسم.

(۲۷) آنگاه بزرگان و سران قومش که کافر بودند گفتند: هرگز فراخوان تو را نمی‏پذیریم؛ زیرا تو امتیازی بر ما نداری، چون انسانی مانند ما هستی. آنگونه که برایمان آشکار است، نمیبینیم کسی جز افراد پست ما از تو پیروی کرده باشد. و شرف و مال و جایگاه بیشتری هم ندارید که شما را شایسته گرداند تا از شما پیروی کنیم، بلکه گمان میکنیم که شما در ادعای خویش دروغگو هستید.

(۲۸) نوح ÷ به آنها گفت: ای قوم من، به من خبر دهید اگر بر برهانی از جانب پروردگارم باشم که به راستگویی من گواهی میدهد، و ایمان آوردن به من را بر شما واجب میگرداند، و رحمتی از جانب او تعالی که همان نبوت و رسالت است به من عطا شده باشد، و به‏سبب جهل شما به آن بر شما پوشیده مانده باشد؛ آیا به زور شما را بر ایمان به آن مجبور میسازیم و آن را در دلهای‏تان وارد میکنیم؟! توان این کار را نداریم، زیرا ذاتیکه به ایمان هدایت میکند همان الله است.

برخی فواید آیات:

• کافر از شنیدن و دیدنش بهرهای که منجر به ایمان شود نمیبرد، زیرا برخلاف مؤمن، مانند کسی است که شنیدن و دیدن از او گرفته شده باشد.

• سنت الله در پیروان رسولان آن است که آنها به خاطر خالی بودن از کبر، و خصومت اشراف و سران با آنها، فقیران و ضعیفان هستند.

• تکبر اشراف و بزرگان و تحقیر کردن دیگران در اغلب اوقات توسط آنها.

﴿وَيَٰقَوۡمِ لَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مَالًاۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۚ وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْۚ إِنَّهُم مُّلَٰقُواْ رَبِّهِمۡ وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ٢٩ وَيَٰقَوۡمِ مَن يَنصُرُنِي مِنَ ٱللَّهِ إِن طَرَدتُّهُمۡۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ٣٠ وَلَآ أَقُولُ لَكُمۡ عِندِي خَزَآئِنُ ٱللَّهِ وَلَآ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ وَلَآ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٞ وَلَآ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزۡدَرِيٓ أَعۡيُنُكُمۡ لَن يُؤۡتِيَهُمُ ٱللَّهُ خَيۡرًاۖ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا فِيٓ أَنفُسِهِمۡ إِنِّيٓ إِذٗا لَّمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ٣١ قَالُواْ يَٰنُوحُ قَدۡ جَٰدَلۡتَنَا فَأَكۡثَرۡتَ جِدَٰلَنَا فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٣٢ قَالَ إِنَّمَا يَأۡتِيكُم بِهِ ٱللَّهُ إِن شَآءَ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ٣٣ وَلَا يَنفَعُكُمۡ نُصۡحِيٓ إِنۡ أَرَدتُّ أَنۡ أَنصَحَ لَكُمۡ إِن كَانَ ٱللَّهُ يُرِيدُ أَن يُغۡوِيَكُمۡۚ هُوَ رَبُّكُمۡ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٣٤ أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۖ قُلۡ إِنِ ٱفۡتَرَيۡتُهُۥ فَعَلَيَّ إِجۡرَامِي وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُجۡرِمُونَ٣٥ وَأُوحِيَ إِلَىٰ نُوحٍ أَنَّهُۥ لَن يُؤۡمِنَ مِن قَوۡمِكَ إِلَّا مَن قَدۡ ءَامَنَ فَلَا تَبۡتَئِسۡ بِمَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ٣٦ وَٱصۡنَعِ ٱلۡفُلۡكَ بِأَعۡيُنِنَا وَوَحۡيِنَا وَلَا تُخَٰطِبۡنِي فِي ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ إِنَّهُم مُّغۡرَقُونَ٣٧ [هود: ۲۹-۳۷].

(۲۹) و ای قوم من، در قبال تبلیغ رسالت مالی از شما درخواست نمیکنم، زیرا پاداش من جز بر الله نیست، و مؤمنان فقیری را که خواستار راندن آنها هستید از مجلس خویش دور نمیکنم، آنها در روز قیامت پروردگارشان را ملاقات میکنند، و او تعالی پاداش ایمان‏شان را به آنها میدهد، و اما من شما را قومی میبینم که حقیقت این دعوت را نمیفهمند چون راندن مؤمنان ضعیف را طلب میکنید.

(۳۰) و ای قوم من، اگر این مؤمنان را از روی ستم و بدون گناه برانم چه کسی عذاب الله را از من دفع میکند؟ آیا پند نمیگیرید، و برای آنچه که برای‏تان مناسبتر و سودمندتر است نمیکوشید؟!

(۳۱) و- ای قوم من- به شما نمیگویم: گنجینههای رزق الله نزد من است، که اگر ایمان بیاورید از آن بر شما انفاق کنم، و به شما نمیگویم: من غیب میدانم، و به شما نمیگویم: من از فرشتگان هستم، بلکه من انسانی مانند خودتان هستم، و در مورد فقیرانی که در نظر شما خوار و کوچک به نظر میرسند نمیگویم: الله توفیق و هدایت به آنها عطا نمیکند، الله به نیات و احوال‏شان آگاهتر است، بهراستی که اگر من این موارد را ادعا کنم از ستمکارانی خواهم بود که سزاوار عذاب الله هستند.

(۳۲) آنها از روی آزار رساندن و تکبر گفتند: ای نوح، همانا با ما مجادله و مناظره کردهای، تا جاییکه مجادله و مناظرۀ ما زیاد شده است، پس عذابی را که به ما وعده میدهی برایمان بیاور اگر در ادعای خویش از راستگویان هستی.

(۳۳) نوح ÷ به آنها گفت: من عذاب را بر شما نمیآورم، بلکه فقط الله است که اگر بخواهد آن را بر شما میآورد، و اگر الله عذاب خویش را بر شما بخواهد نمیتوانید از عذابش فرار کنید.

(۳۴) و اگر الله به‏سبب سرسختی شما بخواهد شما را از راه راست گمراه سازد، و در هدایت یاری نرساند، اندرز دادن و یادآوری من به شما سودی برای‏تان نمیرساند. او پروردگار شماست، و اوست که مالک کارتان است، پس اگر بخواهد شما را گمراه می‏سازد، و در روز قیامت فقط به‏سوی او بازگردانیده میشود، آنگاه شما را در قبال اعمال‏تان مجازات میکند.

(۳۵) سبب کفر قوم نوح ÷ این بود که آنها ادعا میکردند نوح ÷ این دین را که آورده است بر الله دروغ بسته است، - ای رسول- به آنها بگو: اگر آن را ساخته باشم، کیفر گناهم فقط به دوش خودم است، و ذرهای از گناه تکذیب شما نیز به دوش نمیکشم، چون از آن بیزارم.

(۳۶) و الله اینگونه به نوح ÷ وحی کرد: - ای نوح- جز کسانیکه پیش از این ایمان آوردهاند کسی از قوم تو ایمان نخواهد آورد، پس –ای نوح- به‏سبب تکذیب و ریشخندی که در خلال این مدت طولانی مرتکب میشدند اندوه مدار.

(۳۷) و کشتی را زیر نظر ما و تحت حفاظت ما، و به وحی ما که به تو آموزش می‏دهیم آن را چگونه بسازی، بساز، و از من نخواه به کسانیکه به‏سبب کفر بر خودشان ستم کردهاند مهلت بدهم، زیرا آنها – بدون تردید- به کیفر اصرارشان بر کفر با طوفان غرق میشوند.

برخی فواید آیات:

• پرهیزکاری دعوتگر به‏سوی الله و اینکه فقط از او تعالی امید پاداش دارد.

• حرمت راندن مؤمنان فقیر، و وجوب گرامی داشتن و احترام آنها.

• الله تعالی علم غیب را فقط برای خودش برگزیده است.

• مشروعیت جدال و مناظره با کافران.

﴿وَيَصۡنَعُ ٱلۡفُلۡكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيۡهِ مَلَأٞ مِّن قَوۡمِهِۦ سَخِرُواْ مِنۡهُۚ قَالَ إِن تَسۡخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسۡخَرُ مِنكُمۡ كَمَا تَسۡخَرُونَ٣٨ فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن يَأۡتِيهِ عَذَابٞ يُخۡزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيۡهِ عَذَابٞ مُّقِيمٌ٣٩ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَمۡرُنَا وَفَارَ ٱلتَّنُّورُ قُلۡنَا ٱحۡمِلۡ فِيهَا مِن كُلّٖ زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَأَهۡلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيۡهِ ٱلۡقَوۡلُ وَمَنۡ ءَامَنَۚ وَمَآ ءَامَنَ مَعَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٞ٤٠ ۞وَقَالَ ٱرۡكَبُواْ فِيهَا بِسۡمِ ٱللَّهِ مَجۡرٜىٰهَا وَمُرۡسَىٰهَآۚ إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ٤١ وَهِيَ تَجۡرِي بِهِمۡ فِي مَوۡجٖ كَٱلۡجِبَالِ وَنَادَىٰ نُوحٌ ٱبۡنَهُۥ وَكَانَ فِي مَعۡزِلٖ يَٰبُنَيَّ ٱرۡكَب مَّعَنَا وَلَا تَكُن مَّعَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٤٢ قَالَ سَ‍َٔاوِيٓ إِلَىٰ جَبَلٖ يَعۡصِمُنِي مِنَ ٱلۡمَآءِۚ قَالَ لَا عَاصِمَ ٱلۡيَوۡمَ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَۚ وَحَالَ بَيۡنَهُمَا ٱلۡمَوۡجُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُغۡرَقِينَ٤٣ وَقِيلَ يَٰٓأَرۡضُ ٱبۡلَعِي مَآءَكِ وَيَٰسَمَآءُ أَقۡلِعِي وَغِيضَ ٱلۡمَآءُ وَقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ وَٱسۡتَوَتۡ عَلَى ٱلۡجُودِيِّۖ وَقِيلَ بُعۡدٗا لِّلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٤٤ وَنَادَىٰ نُوحٞ رَّبَّهُۥ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ٱبۡنِي مِنۡ أَهۡلِي وَإِنَّ وَعۡدَكَ ٱلۡحَقُّ وَأَنتَ أَحۡكَمُ ٱلۡحَٰكِمِينَ٤٥ [هود: ۳۸-۴۵].

(۳۸) آنگاه نوح ÷ از فرمان پروردگارش اطاعت، و شروع به ساختن کشتی کرد، و هرگاه بزرگان و سران قومش بر او میگذشتند او را مسخره میکردند؛ چون در حالی کشتی را میساخت که در سرزمینش نه آبی بود و نه رودهایی، پس چون بارها او را مسخره کردند؛ به آنها گفت: - ای سران- اگر امروزه که کشتی را میسازیم ما را مسخره میکنید، همانا ما شما را به خاطر جهل‏تان به سرانجام کارتان که غرق شدن است مسخره خواهیم کرد.

(۳۹) پس بهزودی خواهید دانست که چه کسی را عذابی خوار کننده و تحقیر کننده در دنیا فرا خواهد گرفت، و در روز قیامت عذابی همیشگی و جاویدان بر او فرو فرستاده میشود.

(۴۰) و نوح ÷ ساختن کشتیای را که الله او را به ساختن آن فرمان داده بود به پایان رساند، تا اینکه فرمان ما بر نابودی‏شان آمد، و آب از تنوری که در آن نان می‏پختند فوران کرد؛ تا اعلامی باشد بر آغاز طوفان؛ به نوح ÷ گفتیم: در این کشتی از هر صنف حیوان روی زمین یک جفت سوار کن: نر و ماده، و خانوادهات را سوار کن جز کسیکه بر غرق شدن او حکم رفته است؛ به این سبب که ایمان نیاورد، و کسانی از قومت را که همراه تو ایمان آوردهاند سوار کن، و با وجود طولانی بودن مدتیکه در میان آنها ماند و آنها را به‏سوی ایمان به الله دعوت میکرد به جز شمار اندکی کسی از قومش ایمان نیاورده بود.

(۴۱) و نوح ÷ به کسانی از خانواده و قومش که ایمان آورده بودند گفت: در کشتی سوار شوید، حرکت کردن کشتی با نام الله است، و لنگر انداختنش نیز با نام الله است، همانا پروردگارم نسبت به گناهان بندگان توبهکارش آمرزنده، و برای‏شان بسیار مهربان است، و از جمله رحمت او تعالی بر مؤمنان این است که آنها را از نابودی نجات داده است.

(۴۲) و کشتی با مردم و سایر مسافرانش در موجی بزرگ مانند کوه حرکت میکرد، و نوح ÷ از روی مهر پدری به پسر کافرش، که در مکانی جدا از پدر و قومش قرار داشت، اینگونه ندا زد: ای پسرم همراه ما در کشتی سوار شو؛ تا از غرق شدن نجات یابی، و همراه کافران مباش، که در این صورت نابودی با غرق که به آنها رسد تو را نیز فرا میگیرد.

(۴۳) پسر نوح ÷ به او گفت: بهزودی به کوهی مرتفع پناه میبرم؛ تا از رسیدن آب به من مرا محافظت کند، نوح ÷ به پسرش گفت: امروز هیچ بازدارندهای از عذاب الله با غرق شدن بهوسیلۀ طوفان نیست مگر الله مهربان و منزّه، به رحمت خویش هرکس را بخواهد، از غرق شدن نجات میدهد، موج میان نوح ÷ و پسر کافرش جدایی انداخت، آنگاه پسرش به‏سبب کفر خویش از غرق شدگان بهوسیلۀ طوفان بود.

(۴۴) و الله پس از پایان طوفان به زمین فرمود: ای زمین، آنچه از آب طوفان که بر روی توست فرو بر، و به آسمان فرمود: ای آسمان، خودداری کن و باران نفرست، و آب کاهش یافت تا اینکه زمین خشک شد، و الله کافران را نابود کرد، و کشتی بر کوه جودی ایستاد، و گفته شد: به‏سبب کفر، بر قوم متجاوز از حدود الله، دوری و نابودی باد.

(۴۵) و نوح ÷ برای طلب یاری از پروردگارش به او تعالی ندا داد، و گفت: پروردگارا، همانا پسرم از خانوادهام است که نجات دادن آنها را به من وعده دادهای، و بهراستی که وعدۀ تو سخن راستی است که خلافی در آن راه ندارد، و تو عادلترین و داناترین حاکمان هستی.

برخی فواید آیات:

• بیان عادت مشرکان در مسخره کردن و ریشخند زدن به پیامبران و پیروان‏شان.

• بیان سنت الله در مورد مردم و اینکه بیشتر آنها ایمان نمیآورند.

• پناهگاهی از جانب الله جز به‏سوی او تعالی نیست، و هیچ نگهدارندهای از امرش جز او سبحانه وجود ندارد.

﴿قَالَ يَٰنُوحُ إِنَّهُۥ لَيۡسَ مِنۡ أَهۡلِكَۖ إِنَّهُۥ عَمَلٌ غَيۡرُ صَٰلِحٖۖ فَلَا تَسۡ‍َٔلۡنِ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌۖ إِنِّيٓ أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ ٱلۡجَٰهِلِينَ٤٦ قَالَ رَبِّ إِنِّيٓ أَعُوذُ بِكَ أَنۡ أَسۡ‍َٔلَكَ مَا لَيۡسَ لِي بِهِۦ عِلۡمٞۖ وَإِلَّا تَغۡفِرۡ لِي وَتَرۡحَمۡنِيٓ أَكُن مِّنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٤٧ قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَۚ وَأُمَمٞ سَنُمَتِّعُهُمۡ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٞ٤٨ تِلۡكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلۡغَيۡبِ نُوحِيهَآ إِلَيۡكَۖ مَا كُنتَ تَعۡلَمُهَآ أَنتَ وَلَا قَوۡمُكَ مِن قَبۡلِ هَٰذَاۖ فَٱصۡبِرۡۖ إِنَّ ٱلۡعَٰقِبَةَ لِلۡمُتَّقِينَ٤٩ وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمۡ هُودٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓۖ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا مُفۡتَرُونَ٥٠ يَٰقَوۡمِ لَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًاۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱلَّذِي فَطَرَنِيٓۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ٥١ وَيَٰقَوۡمِ ٱسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّكُمۡ ثُمَّ تُوبُوٓاْ إِلَيۡهِ يُرۡسِلِ ٱلسَّمَآءَ عَلَيۡكُم مِّدۡرَارٗا وَيَزِدۡكُمۡ قُوَّةً إِلَىٰ قُوَّتِكُمۡ وَلَا تَتَوَلَّوۡاْ مُجۡرِمِينَ٥٢ قَالُواْ يَٰهُودُ مَا جِئۡتَنَا بِبَيِّنَةٖ وَمَا نَحۡنُ بِتَارِكِيٓ ءَالِهَتِنَا عَن قَوۡلِكَ وَمَا نَحۡنُ لَكَ بِمُؤۡمِنِينَ٥٣ [هود: ۴۶-۵۳].

(۴۶) الله به نوح ÷ گفت: ای نوح، همانا پسرت که نجاتش را از من خواستی از خانوادهات که نجات‏شان را به تو وعده دادهام نیست؛ زیرا او کافر است، ای نوح همانا سزاوار تو نیست که چنین درخواستی کنی، و سزاوار کسیکه در جایگاه تو قرار دارد نیز نیست، پس آنچه که به آن علم نداری از من مخواه، همانا من تو را برحذر میدارم از اینکه از جاهلان باشی، و چیزی از من بخواهی که مخالف علم و حکمت من است.

(۴۷) نوح ÷ گفت: پروردگارا، همانا به تو پناه میبرم و متوسل میشوم از اینکه چیزی را که علمی به آن ندارم از تو بخواهم، و اگر گناهم را نه‏بخشایی، و به رحمت خویش بر من رحم نکنی، از زیانکارانی خواهم بود که به بهرهشان در آخرت زیان وارد کردهاند.

(۴۸) الله به نوح ÷ فرمود: ای نوح، به سلامتی و امنیت، و با نعمتهای زیادی از جانب الله بر تو، و بر فرزندان مؤمنانی که همراه تو در کشتی بودند که پس از تو می‏آیند بر روی زمین فرود آی، و امتهای دیگری از فرزندان‏شان خواهند بود که بهزودی آنها را در این زندگی دنیا بهرهمند خواهیم کرد، و آنچه که با آن زندگی می‏کنند به آنها خواهیم داد، سپس در آخرت عذابی رنجآور از جانب ما به آنها می‏رسد.

(۴۹) - ای رسول- این قصۀ نوح ÷ از اخبار غیبی است، که پیش از این وحی که بر تو فرو فرستادیم نه تو آن را میدانستی، و نه قومت آن را میدانستند، پس در برابر آزار و تکذیب قومت شکیبایی پیشه کن، همانگونه که نوح ÷ شکیبایی کرد، زیرا پیروزی و غلبه برای کسانی است که از اوامر الله فرمان‏برداری میکنند، و نواهیاش را ترک میکنند.

(۵۰) و به‏سوی عاد برادرشان هود ÷ را فرستادیم، به آنها گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، و هیچکس را همراه او شریک نگردانید، معبود برحقی جز او سبحانه ندارید، و در این ادعای‏تان که شریکی دارد به جز افرادی دروغگو نیستید.

(۵۱) ای قوم من، در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ میکنم و شما را به آن فرامیخوانم، پاداشی از شما نمیخواهم، پاداش من جز بر الله، ذاتیکه مرا آفریده نیست. آیا در این امر نمیاندیشید، و آنچه را که شما را به آن فرامیخوانم نمی‏پذیرید؟!

(۵۲) و ای قوم من، از الله آمرزش بخواهید، سپس از گناهان‏تان – که بزرگترین آن شرک است- به‏سوی او تعالی توبه کنید تا به پاس پاداش این کار باران زیادی بر شما فرو فرستد، و با زیاد کردن فرزندان و اموال نیرویی بر نیروی‏تان بیفزاید، و از آنچه شما را به آن فرا میخوانم روی نگردانید، که به‏سبب رویگردانی از دعوت من، و کفرتان به الله و تکذیب آنچه آوردهام از جنایتکاران خواهید بود.

(۵۳) قومش گفتند: ای هود حجتی روشن برایمان نیاوردی که ما را وا دارد به تو ایمان بیاوریم، و به خاطر سخن تو که خالی از حجت است از پرستش معبودهای‏مان دست برنمیداریم، و در اینکه ادعا میکنی رسولی هستی، از مؤمنان به تو نیستیم.

برخی فواید آیات:

• پیامبران مالک شفاعت برای کسانیکه کفر ورزند حتی اگر فرزندان‏شان باشند نیستند.

• خویشتنداری و احساس بینیازی دعوتگر از ثروت مردم، برای قبول دعوتش مؤثرتر است.

• فضیلت استغفار و توبه، و اینکه این دو، سبب نزول باران و افزایش اولاد و اموال هستند.

﴿إِن نَّقُولُ إِلَّا ٱعۡتَرَىٰكَ بَعۡضُ ءَالِهَتِنَا بِسُوٓءٖۗ قَالَ إِنِّيٓ أُشۡهِدُ ٱللَّهَ وَٱشۡهَدُوٓاْ أَنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ٥٤ مِن دُونِهِۦۖ فَكِيدُونِي جَمِيعٗا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ٥٥ إِنِّي تَوَكَّلۡتُ عَلَى ٱللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمۚ مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذُۢ بِنَاصِيَتِهَآۚ إِنَّ رَبِّي عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٥٦ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقَدۡ أَبۡلَغۡتُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦٓ إِلَيۡكُمۡۚ وَيَسۡتَخۡلِفُ رَبِّي قَوۡمًا غَيۡرَكُمۡ وَلَا تَضُرُّونَهُۥ شَيۡ‍ًٔاۚ إِنَّ رَبِّي عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ٥٧ وَلَمَّا جَآءَ أَمۡرُنَا نَجَّيۡنَا هُودٗا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ بِرَحۡمَةٖ مِّنَّا وَنَجَّيۡنَٰهُم مِّنۡ عَذَابٍ غَلِيظٖ٥٨ وَتِلۡكَ عَادٞۖ جَحَدُواْ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ وَعَصَوۡاْ رُسُلَهُۥ وَٱتَّبَعُوٓاْ أَمۡرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٖ٥٩ وَأُتۡبِعُواْ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا لَعۡنَةٗ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ أَلَآ إِنَّ عَادٗا كَفَرُواْ رَبَّهُمۡۗ أَلَا بُعۡدٗا لِّعَادٖ قَوۡمِ هُودٖ٦٠ ۞وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمۡ صَٰلِحٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥۖ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱسۡتَعۡمَرَكُمۡ فِيهَا فَٱسۡتَغۡفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوٓاْ إِلَيۡهِۚ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٞ مُّجِيبٞ٦١ قَالُواْ يَٰصَٰلِحُ قَدۡ كُنتَ فِينَا مَرۡجُوّٗا قَبۡلَ هَٰذَآۖ أَتَنۡهَىٰنَآ أَن نَّعۡبُدَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٖ٦٢ [هود: ۵۴-۶۲].

(۵۴) (۵۵) چیزی نمیگوییم جز اینکه بعضی معبودهای ما به‏سبب اینکه ما را از عبادت آنها نهی میکردی به تو جنون رساندهاند، هود ÷ گفت: همانا من الله را گواه میگیرم، و شما هم گواه باشید که من از عبادت معبودهای‏تان که آنها را به جای الله عبادت میکنید بیزارم، پس شما و معبودهای‏تان که ادعا میکنید به من جنون رساندهاند به من مکر بزنید، آنگاه به من مهلت ندهید.

(۵۶) همانا من فقط بر الله توکل کردم، و در کارم بر او اعتماد کردم؛ زیرا او پروردگار من و پروردگار شماست. هیچچیزی بر روی زمین نمیجنبد مگر اینکه تحت فرمانروایی و قدرت الله، در برابر او تعالی فروتن است، هرگونه که بخواهد آن را می‏گرداند، همانا پروردگار من بر حق و عدالت است، پس شما را بر من مسلط نمی‏کند؛ زیرا من برحق و شما بر باطل قرار دارید.

(۵۷) پس اگر از آنچه که من آوردهام روی بگردانید و به آن پشت کنید جز ابلاغ به شما برعهدۀ من نیست، و من تمام آنچه را که الله مرا با آن فرستاده است، و به ابلاغ آن فرمان داده است به شما ابلاغ کردهام، و حجت بر شما اقامه شده است، و بهزودی پروردگارم شما را نابود میکند، و قومی غیر از شما میآورد که آنها را جانشین شما قرار میدهد، و با تکذیب و رویگردانی‏تان ضرری نه بزرگ و نه کوچک به الله نمی‏رسانید؛ زیرا او تعالی از بندگانش بینیاز است. همانا پروردگارم بر هر چیزی نگهبان است، پس او ذاتی است که مرا از آسیبی که با آن به من نیرنگ میزنید محافظت میکند.

(۵۸) و آنگاه که فرمان ما به نابودی‏شان فرا رسید هود و کسانی را که همراهش ایمان آورده بودند به رحمتی از جانب خویش که به آنها رسید نجات دادیم، و آنها را از عذاب سختی که قوم کافرش را با آن عذاب کردیم رهانیدیم.

(۵۹) و این قوم عاد بود که به آیات الله، پروردگارشان کفر ورزیدند، و از رسول‏شان هود ÷ نافرمانی کردند، و فرمان هر گردنکش علیه حق، و طاغوتی که حق را نمی‏پذیرد و به آن اذعان نمیکند اطاعت کردند.

(۶۰) و در این دنیا به خواری و رانده شدن از رحمت الله گرفتار شدند، و در روز قیامت نیز از رحمت الله به دور هستند، و این امر به‏سبب کفرشان به الله تعالی است. بدانید که الله آنها را از هر خیری دور ساخته است، و به هر شری نزدیک گردانیده است.

(۶۱) و به‏سوی قوم ثمود برادرشان صالح ÷ را فرستادیم، گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، معبودی جز او ندارید که سزاوار عبادت باشد، او شما را از خاک زمین با آفرینش پدرتان آدم ÷ از آن آفریده است، و شما را آبادگران زمین قرار داده است، پس از او آمرزش بخواهید سپس با انجام طاعات و ترک گناهان به‏سوی او بازگردید. همانا پروردگار من به کسیکه عبادت را برای او خالص گرداند نزدیک است، و دعایش را اجابت میکند.

(۶۲) قومش به او گفتند: ای صالح، قبل از این دعوت خویش، در میان ما صاحب جایگاهی بلند بودی، پس امیدوار بودیم که خردمندی صاحب خیرخواهی و مشورت باشی. - ای صالح- آیا ما را از عبادت آنچه که پدرانمان آن را عبادت میکردند نهی میکنی؟ و همانا ما در عبادت الله به یگانگی که ما را به آن فرامیخوانی در تردیدی هستیم، که ما را وا میدارد تو را بر بستن دروغ بر الله متهم کنیم.

برخی فواید آیات:

• یکی از روشهای مشرکان در متنفر کردن از رسولان، اتهام سبک عقلی و جنون است.

• ضعف مشرکان در نیرنگ و دشمنی؛ زیرا آنها تحت فرمان و قدرت الله فروتن و مغلوب هستند.

• دلایل ربوبیت در آفرینش و پدید آوردن، مقتضی توحید الوهیت و ترک غیر الله است.

﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي وَءَاتَىٰنِي مِنۡهُ رَحۡمَةٗ فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ ٱللَّهِ إِنۡ عَصَيۡتُهُۥۖ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيۡرَ تَخۡسِيرٖ٦٣ وَيَٰقَوۡمِ هَٰذِهِۦ نَاقَةُ ٱللَّهِ لَكُمۡ ءَايَةٗۖ فَذَرُوهَا تَأۡكُلۡ فِيٓ أَرۡضِ ٱللَّهِۖ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٖ فَيَأۡخُذَكُمۡ عَذَابٞ قَرِيبٞ٦٤ فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُواْ فِي دَارِكُمۡ ثَلَٰثَةَ أَيَّامٖۖ ذَٰلِكَ وَعۡدٌ غَيۡرُ مَكۡذُوبٖ٦٥ فَلَمَّا جَآءَ أَمۡرُنَا نَجَّيۡنَا صَٰلِحٗا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ بِرَحۡمَةٖ مِّنَّا وَمِنۡ خِزۡيِ يَوۡمِئِذٍۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡعَزِيزُ٦٦ وَأَخَذَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ ٱلصَّيۡحَةُ فَأَصۡبَحُواْ فِي دِيَٰرِهِمۡ جَٰثِمِينَ٦٧ كَأَن لَّمۡ يَغۡنَوۡاْ فِيهَآۗ أَلَآ إِنَّ ثَمُودَاْ كَفَرُواْ رَبَّهُمۡۗ أَلَا بُعۡدٗا لِّثَمُودَ٦٨ وَلَقَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِيمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ قَالُواْ سَلَٰمٗاۖ قَالَ سَلَٰمٞۖ فَمَا لَبِثَ أَن جَآءَ بِعِجۡلٍ حَنِيذٖ٦٩ فَلَمَّا رَءَآ أَيۡدِيَهُمۡ لَا تَصِلُ إِلَيۡهِ نَكِرَهُمۡ وَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗۚ قَالُواْ لَا تَخَفۡ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمِ لُوطٖ٧٠ وَٱمۡرَأَتُهُۥ قَآئِمَةٞ فَضَحِكَتۡ فَبَشَّرۡنَٰهَا بِإِسۡحَٰقَ وَمِن وَرَآءِ إِسۡحَٰقَ يَعۡقُوبَ٧١ [هود: ۶۳-۷۱].

(۶۳) صالح ÷ در پاسخ قومش گفت: ای قوم من، به من خبر دهید که اگر بر حجتی روشن از جانب پرودگارم باشم، و رحمتی از جانب خویش که همان نبوت است به من عطا کرده باشد، پس اگر من با ترک تبلیغ آنچه که مرا به تبلیغ آن فرمان داده است از او نافرمانی کنم چه کسی مرا در برابر عذاب او محافظت میکند؟ آنگاه غیر از گمراهی و دوری از رضایت او تعالی چیزی بر من نمیافزایید.

(۶۴) و ای قوم من، این ماده شترِ الله برای شما نشانهای بر راستگویی من است، پس او را رها کنید تا در زمین الله بِچَرَد، و هیچ آزاری به او نرسانید که عذابی نزدیک از لحظهای که آن را پی کنید شما را فرامیگیرد.

(۶۵) پس با زیادهروی در تکذیب، ماده شتر را پی کردند، آنگاه صالح ÷ به آنها گفت: به زندگی در این سرزمین‏تان به مدت سه روز از زمانیکه او را پی کردید بهرهمند شوید، سپس عذاب الله شما را فرا میگیرد، همانا عذاب او تعالی پس از این مدت، وعدهای محقق، بدون تردید و غیر دروغ، بلکه وعدهای راست است.

(۶۶) پس وقتی فرمان ما مبنی بر نابودی‏شان آمد صالح ÷ و کسانی را که همراهش ایمان آورده بودند به رحمتی از جانب خویش نجات دادیم، و آنها را از خواری و ذلت آن روز رهانیدیم، - ای رسول- همانا پروردگار تو ذات نیرومند و شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و از این رو امتهای تکذیب کننده را نابود کرده است.

(۶۷) و بانگی شدید و مرگبار ثمود را فرا گرفت که از شدت آن مردند، و بر صورت‏های‏شان سرنگون شدند، و صورتهای‏شان به خاک چسبید.

(۶۸) گویی هرگز در سرزمین‏شان در نعمت و زندگی مُرَفَّه اقامت نداشتهاند، بدانید که ثمود به الله پروردگارشان کفر ورزیدند، و همیشه از رحمت الله به دور هستند.

(۶۹) و فرشتگان در شکل مردانی به ابراهیم ÷ و همسرش، مژده اسحاق ÷ و از پی آن یعقوب ÷ را دادند، آنگاه فرشتگان گفتند: سلام، ابراهیم ÷ اینگونه به آنها پاسخ داد: سلام، و سریع رفت، سپس گوسالهای بریان برای‏شان آورد؛ تا از آن بخورند چون گمان میکرد که آنها مردانی هستند.

(۷۰) اما وقتی دید دستهای‏شان به‏سوی گوساله دراز نمیشود، و از آن نمیخورند این کار را از آنها نپسندید، و ترس از آنها را در خودش پنهان کرد، پس وقتی فرشتگان ترس او از خودشان را دیدند گفتند: از ما نترس، الله ما را به‏سوی قوم لوط ÷ فرستاده است تا آنها را عذاب کنیم.

(۷۱) و زن ابراهیم ÷ «ساره» ایستاده بود، پس او را به آنچه که او را راضی می‏ساخت باخبر ساختیم، و آن اینکه اسحاق ÷ را وضع حمل میکند، و برای اسحاق ÷ فرزندی یعنی یعقوب ÷ است، پس خندید و از آنچه که شنید خوشحال شد.

برخی فواید آیات:

• سرسختی و گردنکشی مشرکان؛ آنگاه که به نشانۀ صالح ÷ که از بزرگترین نشانههاست ایمان نیاوردند.

• استحباب مژده دادن مؤمن به آنچه که برایش خیر است.

• مشروعیت سلام برای کسیکه نزد دیگری وارد شود، و وجوب پاسخدادن سلام.

• وجوب اکرام مهمان.

﴿قَالَتۡ يَٰوَيۡلَتَىٰٓ ءَأَلِدُ وَأَنَا۠ عَجُوزٞ وَهَٰذَا بَعۡلِي شَيۡخًاۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٌ عَجِيبٞ٧٢ قَالُوٓاْ أَتَعۡجَبِينَ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِۖ رَحۡمَتُ ٱللَّهِ وَبَرَكَٰتُهُۥ عَلَيۡكُمۡ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِۚ إِنَّهُۥ حَمِيدٞ مَّجِيدٞ٧٣ فَلَمَّا ذَهَبَ عَنۡ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلرَّوۡعُ وَجَآءَتۡهُ ٱلۡبُشۡرَىٰ يُجَٰدِلُنَا فِي قَوۡمِ لُوطٍ٧٤ إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّٰهٞ مُّنِيبٞ٧٥ يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُ أَعۡرِضۡ عَنۡ هَٰذَآۖ إِنَّهُۥ قَدۡ جَآءَ أَمۡرُ رَبِّكَۖ وَإِنَّهُمۡ ءَاتِيهِمۡ عَذَابٌ غَيۡرُ مَرۡدُودٖ٧٦ وَلَمَّا جَآءَتۡ رُسُلُنَا لُوطٗا سِيٓءَ بِهِمۡ وَضَاقَ بِهِمۡ ذَرۡعٗا وَقَالَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَصِيبٞ٧٧ وَجَآءَهُۥ قَوۡمُهُۥ يُهۡرَعُونَ إِلَيۡهِ وَمِن قَبۡلُ كَانُواْيَعۡمَلُونَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطۡهَرُ لَكُمۡۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُخۡزُونِ فِي ضَيۡفِيٓۖ أَلَيۡسَ مِنكُمۡ رَجُلٞ رَّشِيدٞ٧٨ قَالُواْ لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنۡ حَقّٖ وَإِنَّكَ لَتَعۡلَمُ مَا نُرِيدُ٧٩ قَالَ لَوۡ أَنَّ لِي بِكُمۡ قُوَّةً أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنٖ شَدِيدٖ٨٠ قَالُواْ يَٰلُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُوٓاْ إِلَيۡكَۖ فَأَسۡرِ بِأَهۡلِكَ بِقِطۡعٖ مِّنَ ٱلَّيۡلِ وَلَا يَلۡتَفِتۡ مِنكُمۡ أَحَدٌ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَۖ إِنَّهُۥ مُصِيبُهَا مَآ أَصَابَهُمۡۚ إِنَّ مَوۡعِدَهُمُ ٱلصُّبۡحُۚ أَلَيۡسَ ٱلصُّبۡحُ بِقَرِيبٖ٨١ [هود: ۷۲-۸۱].

(۷۲) ساره پس از اینکه فرشتگان آن بشارت شگفتآور را برایش دادند گفت: چگونه فرزند میآورم درحالیکه بزرگ‏سال و ناامید از فرزند هستم، و این شوهرم به سن کهولت رسیده است؟! همانا تولید فرزند در این حالت امر شگفتی است، و چیزی عادی نیست.

(۷۳) فرشتگان به ساره که از این بشارت تعجب کرده بود گفتند: آیا از قضا و قدر الله تعجب میکنی؟ زیرا بر مانند تو پوشیده نیست که الله برای انجام چنین کاری تواناست، - ای اهل بیت ابراهیم- رحمت و برکات الله بر شما باد، همانا الله در صفات و افعالش پسندیده، و بزرگوار و بلند مرتبه است.

(۷۴) پس وقتی ترسی که به ابراهیم ÷ از مهمانانش که طعامش را نخوردند، پس از اینکه دانست آنها فرشتگانی هستند برطرف شد، و خبر خوشحال کننده به او رسید که اسحاق ÷، و از پی آن یعقوب ÷ برایش متولد میشود، در مورد قوم لوط ÷ با فرستادگان ما شروع به مجادله کرد، به این امید که عذاب را از آنها به تأخیر اندازند، و به این امید که لوط ÷ و اهلش را نجات دهند.

(۷۵) همانا ابراهیم ÷ بسیار بردبار بود، که تاخیر کیفر را میخواست، بسیار زاری کننده به‏سوی پروردگارش، بسیار دعاگو، و بازگشت کننده به‏سوی او تعالی بود.

(۷۶) فرشتگان گفتند: ای ابراهیم، از این جدال در مورد قوم لوط ÷ خودداری کن، زیرا فرمان پروردگارت بر وقوع عذابی که برای‏شان مقدر کرده آمده است، و به‏طور قطع عذابی بزرگ قوم لوط ÷ را فرا میگیرد، و نه جدالی آن را باز می‏گرداند؛ و نه دعایی.

(۷۷) و هنگامیکه فرشتگان در شکل مردانی نزد لوط ÷ آمدند از آمدن آنها اندوهگین شد، و به‏سبب ترس بر آنها از قومش که از روی شهوت به جای زنان با مردان نزدیکی میکردند سینهاش تنگ گردید، و لوط ÷ گفت: این روزی سخت است؛ زیرا گمان میکرد قومش در مورد مهمانانش بر او چیره خواهند شد.

(۷۸) و قوم لوط ÷ به سرعت و به قصد انجام فاحشه با مهمانان لوط نزدش آمدند، درحالیکه قبل از آن عادت‏شان نزدیکی با مردان از روی شهوت به جای زنان بود. لوط ÷ برای بازداشتن قومش و معذور داشتن خود در برابر مهمانانش گفت: اینها دختران من از جمله زنان‏تان هستند پس با آنها ازدواج کنید؛ زیرا آنها از انجام فاحشه برای‏تان پاکیزهتر هستند، پس از الله بترسید، و در مورد مهمانانم به من ننگ وارد نسازید، - ای قوم من- آیا مردی عاقل و فهمیده در میان‏تان نیست که شما را از انجام این کار زشت نهی کند؟!

(۷۹) قومش به او گفتند: - ای لوط- خوب میدانی که ما نه به دخترانت و نه به زنان قومت، نیاز و شهوتی نداریم، و بهراستی که به خوبی میدانی ما چه میخواهیم، پس جز مردان نمیخواهیم.

(۸۰) لوط ÷ گفت: کاش نیرویی داشتم که با آن شما را دفع میکردم، یا قبیلهای که مرا محافظت میکردند، آنگاه میان شما و میان مهمانانم مانع میشدم.

(۸۱) فرشتگان به لوط ÷ گفتند: ای لوط، همانا ما فرستادگانی از جانب الله هستیم، قوم تو هرگز آسیبی به تو نمیرسانند، پس شبانه در ساعتی تاریک خانوادهات را از این شهر بیرون ببر، و هیچیک از شما نباید به پشت سرش بنگرد، جز زنت که از روی مخالفت به پشت سرش خواهد نگریست؛ زیرا عذابی که به قومت میرسد او را نیز فرا میگیرد، همانا وعدهگاه نابودی آنها صبح است، که وعدهگاهی نزدیک است.

برخی فواید آیات:

• بیان فضیلت و جایگاه خلیل الله ابراهیم ÷، و اهل بیت او.

• مشروعیت مجادله به نفع کسانیکه امید ایمان آوردن‏شان وجود دارد؛ قبل از ارجاع کارشان به حاکم.

• بیان زشتی و پلیدی زیاد عمل قوم لوط ÷.

﴿فَلَمَّا جَآءَ أَمۡرُنَا جَعَلۡنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهَا حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٖ مَّنضُودٖ٨٢ مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَۖ وَمَا هِيَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ بِبَعِيدٖ٨٣ ۞وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥۖ وَلَا تَنقُصُواْ ٱلۡمِكۡيَالَ وَٱلۡمِيزَانَۖ إِنِّيٓ أَرَىٰكُم بِخَيۡرٖ وَإِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٖ مُّحِيطٖ٨٤ وَيَٰقَوۡمِ أَوۡفُواْ ٱلۡمِكۡيَالَ وَٱلۡمِيزَانَ بِٱلۡقِسۡطِۖ وَلَا تَبۡخَسُواْ ٱلنَّاسَ أَشۡيَآءَهُمۡ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ٨٥ بَقِيَّتُ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ٨٦ قَالُواْ يَٰشُعَيۡبُ أَصَلَوٰتُكَ تَأۡمُرُكَ أَن نَّتۡرُكَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَآ أَوۡ أَن نَّفۡعَلَ فِيٓ أَمۡوَٰلِنَا مَا نَشَٰٓؤُاْۖ إِنَّكَ لَأَنتَ ٱلۡحَلِيمُ ٱلرَّشِيدُ٨٧ قَالَ يَٰقَوۡمِ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنۡهُ رِزۡقًا حَسَنٗاۚ وَمَآ أُرِيدُ أَنۡ أُخَالِفَكُمۡ إِلَىٰ مَآ أَنۡهَىٰكُمۡ عَنۡهُۚ إِنۡ أُرِيدُ إِلَّا ٱلۡإِصۡلَٰحَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُۚ وَمَا تَوۡفِيقِيٓ إِلَّا بِٱللَّهِۚ عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ وَإِلَيۡهِ أُنِيبُ٨٨ [هود: ۸۲-۸۸].

(۸۲) پس چون فرمان ما بر نابودی قوم لوط ÷ فرا رسید با بالا بردن شهرشان و زیر و رو کردنش بر آنها بالای آن را پایینش قرار دادیم، و سنگهایی از گل سخت و به صورت لایه لایه و پیاپی بر روی یکدیگر بر آنها فرو ریختیم.

(۸۳) این سنگها با علامت مخصوصی نزد الله مشخص شده هستند، و این سنگ‏ها از ستمکاران قریش و غیر آنها دور نیست، بلکه نزدیک است و هرگاه الله فرو فرستادن آنها را مقدّر کند بر آنها فرو فرستاده میشود.

(۸۴) و به‏سوی مدین برادرشان شعیب ÷ را فرستادیم، گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، معبودی جز او ندارید که سزاوار عبادت باشد، و پیمانه و ترازو را آنگاه که برای مردم پیمانه یا وزن میکنید کم نکنید. همانا من شما را در روزی و نعمت گسترده میبینم، پس نعمت الله بر خودتان را با گناهان تغییر ندهید، و همانا من از عذاب روزی فراگیر که هر یک از شما را احاطه میکند، و هیچ گریزگاه و پناهگاهی از آن نمییابید بر شما میترسم.

(۸۵) و ای قوم من، اگر برای دیگران پیمانه یا وزن کردید پیمانه و ترازو را با عدالت کامل کنید، و ذرهای از حقوق مردم را با کم فروشی و خیانت و فریب نکاهید، و با قتل و سایر گناهان در زمین فساد برپا مکنید.

(۸۶) باقیماندۀ حلال الله که آن را بعد از ایفای حقوق مردم به عدالت، برای‏تان باقی میگذارد، برای‏تان سودمندتر و با برکتتر است از افزودهای که از راه کم فروشی و برپا کردن فساد بر روی زمین به دست میآید، اگر واقعاً مؤمن هستید به این باقیمانده راضی باشید. و من نگهبان بر شما نیستم که اعمال‏تان را برشمارم، و شما را در قبال آن محاسبه کنم. نگهبان بر این کار فقط همان ذاتی است که از راز و سخنهای درگوشی آگاه است.

(۸۷) قوم شعیب به او گفتند: ای شعیب، آیا نمازت که آن را برای الله میگزاری به تو امر میکند که پرستش بتهایی را که پدران‏مان میپرستیدند رها کنیم، و به تو امر میکند که تصرف در اموال‏مان را به آنچه که میخواهیم، و به آنچه که میخواهیم آن را رشد دهیم رها کنیم؟! همانا تو بردبار و عاقل هستی، زیرا تو چنانکه پیش از این دعوت تو را میشناختیم عاقل و دانا هستی، پس چه چیزی به تو رسیده است؟!

(۸۸) شعیب ÷ به قومش گفت: ای قوم من، از حال‏تان به من خبر دهید اگر من بر برهانی آشکار و بصیرتی از جانب پروردگارم باشم، و از جانب خویش رزقی حلال، از جمله نبوت به من روزی داده باشد، و نمیخواهم که شما را از چیزی نهی کنم که خودم با انجام آن با شما مخالفت کنم. با دعوت شما به‏سوی توحید و طاعت پروردگارتان به اندازۀ توانم، فقط اصلاح شما را میخواهم، و توفیق من برای رسیدن به این امر جز بر الله سبحانه نیست، در تمام امورم فقط بر او توکل کردم، و به‏سوی او بازمیگردم.

برخی فواید آیات:

• یکی از سنتهای الله، نابود کردن ستمکاران با شدیدترین و رسواکنندهترین کیفرهاست.

• حرمت کم کردن پیمانه و وزن و کاستن از حقوق مردم.

• وجوب رضایت به حلال هر چند اندک باشد.

• فضیلت امر به معروف و نهی از منکر، و وجوب عمل به آنچه الله به آن فرمان میدهد، و پایان دادن به آنچه از آن نهی میکند.

﴿وَيَٰقَوۡمِ لَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شِقَاقِيٓ أَن يُصِيبَكُم مِّثۡلُ مَآ أَصَابَ قَوۡمَ نُوحٍ أَوۡ قَوۡمَ هُودٍ أَوۡ قَوۡمَ صَٰلِحٖۚ وَمَا قَوۡمُ لُوطٖ مِّنكُم بِبَعِيدٖ٨٩ وَٱسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّكُمۡ ثُمَّ تُوبُوٓاْ إِلَيۡهِۚ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٞ وَدُودٞ٩٠ قَالُواْ يَٰشُعَيۡبُ مَا نَفۡقَهُ كَثِيرٗا مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَىٰكَ فِينَا ضَعِيفٗاۖ وَلَوۡلَا رَهۡطُكَ لَرَجَمۡنَٰكَۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡنَا بِعَزِيزٖ٩١ قَالَ يَٰقَوۡمِ أَرَهۡطِيٓ أَعَزُّ عَلَيۡكُم مِّنَ ٱللَّهِ وَٱتَّخَذۡتُمُوهُ وَرَآءَكُمۡ ظِهۡرِيًّاۖ إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعۡمَلُونَ مُحِيطٞ٩٢ وَيَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواْ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ إِنِّي عَٰمِلٞۖ سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن يَأۡتِيهِ عَذَابٞ يُخۡزِيهِ وَمَنۡ هُوَ كَٰذِبٞۖ وَٱرۡتَقِبُوٓاْ إِنِّي مَعَكُمۡ رَقِيبٞ٩٣ وَلَمَّا جَآءَ أَمۡرُنَا نَجَّيۡنَا شُعَيۡبٗا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ بِرَحۡمَةٖ مِّنَّا وَأَخَذَتِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ ٱلصَّيۡحَةُ فَأَصۡبَحُواْ فِي دِيَٰرِهِمۡ جَٰثِمِينَ٩٤ كَأَن لَّمۡ يَغۡنَوۡاْ فِيهَآۗ أَلَا بُعۡدٗا لِّمَدۡيَنَ كَمَا بَعِدَتۡ ثَمُودُ٩٥ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٍ٩٦ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ فَٱتَّبَعُوٓاْ أَمۡرَ فِرۡعَوۡنَۖ وَمَآ أَمۡرُ فِرۡعَوۡنَ بِرَشِيدٖ٩٧ [هود: ۸۹-۹۷].

(۸۹) و ای قوم من، دشمنی با من شما را بر تکذیب آنچه آوردهام نکشاند؛ از ترس اینکه مثل عذابی که به قوم نوح ÷ یا قوم هود ÷ یا قوم صالح ÷ رسید شما را نیز فرا گیرد، و قوم لوط ÷ از شما دور نیستند، نه از نظر زمانی و نه از نظر مکانی؛ و از عذابی که به آنها رسید آگاه شدهاید، پس عبرت بگیرید.

(۹۰) و از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس از گناهان‏تان به‏سوی او توبه کنید، همانا پروردگارم نسبت به توبهکاران بسیار مهربان است، و کسانی از آنها را که توبه کنند بسیار دوست دارد.

(۹۱) قوم شعیب ÷ به او گفتند: ای شعیب، بسیاری از آنچه را که آوردهای نمی‏فهمیم، و همانا ما تو را در میان خود به‏سبب ضعف یا نابینایی که به چشمانت رسیده است ضعیف میبینیم، و اگر طایفۀ تو بر آیین ما نبودند به‏طور قطع تو را با پرتاب سنگها میکشتیم، و تو بر ما نیرومند نیستی تا از قتل تو بترسیم، و تو را فقط برای احترام به طایفهات نکشتیم.

(۹۲) شعیب ÷ به قومش گفت: ای قوم من، آیا طایفۀ من نزد شما از الله پروردگارتان گرامیتر و عزیزتر است؟! و الله را برکنار شده پشت سرتان رها کردید که به پیامبرش که او را به‏سوی شما فرستاد ایمان نیاوردید. همانا پروردگارم به آنچه انجام میدهید احاطه دارد. ذرهای از اعمال شما بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی در قبال آن شما را در دنیا با نابودی، و در آخرت با عذاب مجازات خواهد کرد.

(۹۳) و ای قوم من، هرچه میتوانید بر راه‏تان که آن را برگزیدهاید عمل کنید، بهراستی که من بر راهم که آن را برگزیدهام در حدّ توانم عمل میکنم. به زودی خواهید دانست کدامیک از ما را برای کیفرش عذابی خوار کننده فرا میگیرد، و کدامیک از ما در آنچه که ادعا میکند دروغگوست. پس منتظر آنچه که الله حکم میکند باشید، من هم همراه شما انتظار میکشم.

(۹۴) و وقتی فرمان ما بر نابودی قوم شعیب ÷ فرا رسید شعیب ÷ و کسانی را که همراهش ایمان آورده بودند به رحمتی از جانب خویش نجات دادیم، و کسانی از قومش را که ستم کرده بودند بانگی شدید و مرگبار فرا گرفت که بر اثر آن مردند، و بر روی صورتهای‏شان سرنگون شدند، و صورتهای‏شان به خاک چسبید.

(۹۵) گویی از قبل در آنجا اقامت نداشته بودند، بدانید مدین با رسیدن خشم الله بر آنها از رحمت او تعالی رانده شد، همانگونه که ثمود با فرو فرستادن خشم الله بر آنها از رحمت او تعالی رانده شد.

(۹۶) و به تحقیق که موسی ÷ را با آیات دلالت کنندۀ خویش بر توحید الله، و با حجتهای آشکار و دلالتکنندۀمان، بر راستیِ آنچه که آورده بود فرستادیم.

(۹۷) او را به‏سوی فرعون و سران قومش فرستادیم، اما این سران، فرمان فرعون بر آنها مبنی بر کفر به الله را پیروی کردند، و فرمان فرعون فرمانی در راستای حق نیست که پیروی شود.

برخی فواید آیات:

• سرزنش جاهلانی که آیاتی را که پیامبران آوردهاند درک نمیکنند.

• سرزنش و نسبت دادن نادانی به کسیکه به اوامر مردم مشغول شود، و از اوامر الله روی گرداند.

• بیان نقش طایفه در پیروزی دعوت و دعوتگران.

• رانده شدن مشرکان از رحمت الله تعالی.

﴿يَقۡدُمُ قَوۡمَهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فَأَوۡرَدَهُمُ ٱلنَّارَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡوِرۡدُ ٱلۡمَوۡرُودُ٩٨ وَأُتۡبِعُواْ فِي هَٰذِهِۦ لَعۡنَةٗ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ بِئۡسَ ٱلرِّفۡدُ ٱلۡمَرۡفُودُ٩٩ ذَٰلِكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلۡقُرَىٰ نَقُصُّهُۥ عَلَيۡكَۖ مِنۡهَا قَآئِمٞ وَحَصِيدٞ١٠٠ وَمَا ظَلَمۡنَٰهُمۡ وَلَٰكِن ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡۖ فَمَآ أَغۡنَتۡ عَنۡهُمۡ ءَالِهَتُهُمُ ٱلَّتِي يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ لَّمَّا جَآءَ أَمۡرُ رَبِّكَۖ وَمَا زَادُوهُمۡ غَيۡرَ تَتۡبِيبٖ١٠١ وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ١٠٢ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّمَنۡ خَافَ عَذَابَ ٱلۡأٓخِرَةِۚ ذَٰلِكَ يَوۡمٞ مَّجۡمُوعٞ لَّهُ ٱلنَّاسُ وَذَٰلِكَ يَوۡمٞ مَّشۡهُودٞ١٠٣ وَمَا نُؤَخِّرُهُۥٓ إِلَّا لِأَجَلٖ مَّعۡدُودٖ١٠٤ يَوۡمَ يَأۡتِ لَا تَكَلَّمُ نَفۡسٌ إِلَّا بِإِذۡنِهِۦۚ فَمِنۡهُمۡ شَقِيّٞ وَسَعِيدٞ١٠٥ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ شَقُواْ فَفِي ٱلنَّارِ لَهُمۡ فِيهَا زَفِيرٞ وَشَهِيقٌ١٠٦ خَٰلِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ إِلَّا مَا شَآءَ رَبُّكَۚ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ١٠٧ ۞وَأَمَّا ٱلَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي ٱلۡجَنَّةِ خَٰلِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ إِلَّا مَا شَآءَ رَبُّكَۖ عَطَآءً غَيۡرَ مَجۡذُوذٖ١٠٨ [هود: ۹۸-۱۰۸].

(۹۸) فوعون در روز قیامت پیشاپیش قومش میرود تا آنها و خودش را وارد جهنم میکند، و چه ورودیِ بدی است که آنها را را به آن وارد میکند.

(۹۹) و الله در زندگی دنیا لعنت و راندن و دور کردن از رحمت خویش را همراه با نابودی بهوسیلۀ غرق شدن که آنها را فرا گرفت به آنها میرساند، و در روز قیامت راندن و دور شدن از رحمتش را به آنها میرساند. چه بد است از پی یکدیگر در آمدن دو لعنت و عذاب در دنیا و آخرت که برای‏شان حاصل شده است.

(۱۰۰) - ای رسول- اخبار مذکور در این سوره از سرگذشت آن شهرهاست که برایت حکایت میکنیم. آثار و بقایای بعضی از این شهرها پابرجاست، و بقایای بعضی از آنها از بین رفته است، و هیچ اثری از آن به جای نمانده است.

(۱۰۱) و با نابودیای که به آنها رساندیم، ما به آنها ستم نکردیم، بلکه آنها به‏سبب کفر به الله با قرار دادن خویش در معرض نابودی به خودشان ستم کردند، پس –ای رسول- آنگاه که امر پروردگارت بر نابودی‏شان آمد معبودهای‏شان که آنها را به جای الله عبادت میکردند، عذابی را که بر آنها نازل شد از آنها دفع نکردند، و جز زیان و نابودی بر آنها نیفزودند.

(۱۰۲) و چنین بود گرفتن و ریشه کنیای که الله شهرهای تکذیب کننده در هر زمان و مکانی را گرفت. همانا گرفتن شهرهای ستمگر توسط او تعالی، گرفتنی دردآور و قوی است.

(۱۰۳) همانا در گرفتن شدید آن شهرهای ستمگر از جانب الله، عبرت و پندی است برای کسیکه از عذاب روز قیامت بترسد، آن روزیکه الله مردم را برای حسابرسی برای آن گرد میآورد، و اهل محشر در آن روز حاضر میشوند.

(۱۰۴) و روز قیامت را جز تا زمان مشخصی به تأخیر نمیاندازیم.

(۱۰۵) وقتیکه آن روز فرا رسد هیچکس جز به اذن او تعالی به حجت یا شفاعتی سخن نگوید، و مردم در آن روز دو نوع هستند: بدبخت که وارد جهنم میشود، و خوشبخت که وارد بهشت میشود.

(۱۰۶) اما بدبختان که به‏سبب کفر و اعمال فاسدشان وارد جهنم میشوند، صداها و نفسهای‏شان از شدت سوزش آتش جهنم که رنج میبردند در جهنم بالا میرود.

(۱۰۷) برای همیشه در آن میمانند، و تا زمانیکه آسمانها و زمین پابرجاست از آن خارج نمیشوند، مگر کسی از گناهکاران یکتاپرست که الله خروجش را بخواهد، - ای رسول- همانا پروردگارت آنچه را که بخواهد انجام میدهد، زیرا هیچ اجبار کنندهای برای او سبحانه نیست.

(۱۰۸) و اما خوشبختان که به‏سبب ایمان و اعمال صالح‏شان خوشبختی از جانب الله بر آنها داده شده است، برای همیشه تا زمانیکه آسمانها و زمین باقی است در بهشت میمانند، مگر کسی از مؤمنان گناهکار که الله وارد کردن او به آتش را قبل از بهشت بخواهد، همانا نعمتهای الله بر ساکنان بهشت همیشگی است.

برخی فواید آیات:

• ترساندن از پیروی سران شر و فساد، و بیان بدشومی پیروی از آنها در هر دو سرا.

• الله تعالی از روا داشتن ستم در نابودی مشرکان و گناهکاران منزه است.

• در روز قیامت معبودهای مشرکان به عبادتگزاران‏شان نفع نمیرسانند، و عذاب را از آنها دفع نمیکنند.

• تقسیم کردن مردم در روز قیامت به: خوشبخت جاویدان در بهشتها، و بدبخت جاویدان در جهنم.

﴿فَلَا تَكُ فِي مِرۡيَةٖ مِّمَّا يَعۡبُدُ هَٰٓؤُلَآءِۚ مَا يَعۡبُدُونَ إِلَّا كَمَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُهُم مِّن قَبۡلُۚ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمۡ نَصِيبَهُمۡ غَيۡرَ مَنقُوصٖ١٠٩ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ فَٱخۡتُلِفَ فِيهِۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ١١٠ وَإِنَّ كُلّٗا لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمۡ رَبُّكَ أَعۡمَٰلَهُمۡۚ إِنَّهُۥ بِمَا يَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ١١١ فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطۡغَوۡاْۚ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ١١٢ وَلَا تَرۡكَنُوٓاْ إِلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ ٱلنَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ١١٣ وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ طَرَفَيِ ٱلنَّهَارِ وَزُلَفٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِۚ إِنَّ ٱلۡحَسَنَٰتِ يُذۡهِبۡنَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِۚ ذَٰلِكَ ذِكۡرَىٰ لِلذَّٰكِرِينَ١١٤ وَٱصۡبِرۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١١٥ فَلَوۡلَا كَانَ مِنَ ٱلۡقُرُونِ مِن قَبۡلِكُمۡ أُوْلُواْ بَقِيَّةٖ يَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡفَسَادِ فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا قَلِيلٗا مِّمَّنۡ أَنجَيۡنَا مِنۡهُمۡۗ وَٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مَآ أُتۡرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجۡرِمِينَ١١٦ وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ بِظُلۡمٖ وَأَهۡلُهَا مُصۡلِحُونَ١١٧ [هود: ۱۰۹-۱۱۷].

(۱۰۹) پس –ای رسول- از فساد آنچه این مشرکان عبادت میکنند در تردید و شک نباش، زیرا نه برهانی عقلی بر صحت آن دارند و نه برهانی شرعی؛ و تنها مُشَوّق آنها برای عبادت غیر الله، تقلید آنها از پدران‏شان است، و همانا ما سهم آنها از عذاب را بدون کاستی، کامل میکنیم.

(۱۱۰) و تورات را به موسی ÷ دادیم، آنگاه مردم در آن اختلاف کردند. برخی از آنها به آن ایمان آوردند، و برخی دیگر کفر ورزیدند، و اگر حکمی از جانب الله نگذشته بود که عذاب را به تعجیل نیندازد، بلکه به حکمتی آن را تا روز قیامت به تأخیر اندازد، به‏طور قطع عذابی را که سزاوارش هستند در دنیا بر آنها نازل میشد، و همانا کافران، چه یهودیان و چه مشرکان، در شکی از قرآن هستند که به بدگمانی می‏اندازد.

(۱۱۱) و –ای رسول- همانا پروردگارت جزای اعمال تمام اختلافکنندگانی که ذکر شد، را به‏طور کامل میدهد، پس هر عملی که خیر باشد جزایش خیر است، و هر عملی که شر باشد جزایش شر است، بهراستی که الله از جزئیات آنچه که انجام می‏دهند آگاه است، و ذرهای از اعمال‏شان بر او تعالی پوشیده نمیماند.

(۱۱۲) - ای رسول- بر پایبندی به راه راست آنگونه که الله به تو فرمان داده است مداومت کن، پس اوامرش را اجرا، و نواهیاش را ترک کن، و مؤمنانی که با تو توبه کردهاند باید ایستادگی کنند، و با ارتکاب گناهان از حد تجاوز نکنید، همانا او تعالی آنچه را که انجام میدهید میبیند، و ذرهای از اعمال شما بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال اعمال‏تان جزا خواهد داد.

(۱۱۳) و با چاپلوسی یا مودت به‏سوی کفار ستمگر متمایل نشوید، که به‏سبب این تمایل، جهنمی میشوید، و دوستانی غیر از الله ندارید که شما را از آن نجات دهند، سپس کسی را نمییابید که شما را یاری رساند.

(۱۱۴) و –ای رسول- نماز را به بهترین وجه در دو طرف روز یعنی اول و آخر روز برپادار، و در ساعاتی از شب آن را برپادار، همانا اعمال صالح گناهان صغیره را محو می‏کنند. این مورد مذکور پندی برای پندگیران، و عبرتی برای عبرتگیران است.

(۱۱۵) و بر انجام آنچه به آن فرمان یافتهای از استقامت و غیر آن و بر ترک آنچه از آن نهی شدهای از طغیان و تمایل به ستمگران شکیبایی کن، بهراستی که الله پاداش نیکوکاران را تباه نمیسازد، بلکه بهترین کاری را که انجام دادهاند از آنها میپذیرد، و پاداش آنها را برحسب نیکوترین کاری که انجام میدادند به آنها جزا میدهد.

(۱۱۶) پس چرا از میان امتهای عذاب شدۀ قبل از شما بازماندگانی از اهل فضل و صلاح نبودند که آن امتها را از کفر و از فساد در روی زمین توسط ارتکاب گناهان نهی کنند، این بازماندگان در میان آنها نبودند، جز اندکی از آنها که از فساد نهی می‏کردند، پس هنگامیکه قوم ستمکارشان را نابود کردیم آنها را نجات دادیم، و ستمکاران اقوام‏شان به دنبال نعمتهایی که در آن بودند رفتند، و با رفتن به دنبال این نعمتها ستمکار بودند.

(۱۱۷) و –ای رسول- همانا پروردگارت نمیخواهد یکی از این شهرها را نابود کند آنگاه که ساکنانش در زمین اصلاحگر باشند، بلکه فقط در صورتی آن را نابود میکند که ساکنانش با کفر و ستم و گناهان فسادکار باشند.

برخی فواید آیات:

• وجوب پایداری بر دین الله تعالی.

• ترساندن از تمایل به‏سوی کفار ستمکار با چاپلوسی یا مودت.

• بیان سنت الله تعالی در اینکه نیکی بدی را محو میکند.

• تشویق بر ایجاد گروهی از صاحبان فضل که به معروف امر میکنند، و از فساد و شر نهی میکنند، و اینکه آنها از عذاب الله محافظت میشوند.

﴿وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ ٱلنَّاسَ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخۡتَلِفِينَ١١٨ إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَۚ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمۡۗ وَتَمَّتۡ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ١١٩ وَكُلّٗا نَّقُصُّ عَلَيۡكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِۦ فُؤَادَكَۚ وَجَآءَكَ فِي هَٰذِهِ ٱلۡحَقُّ وَمَوۡعِظَةٞ وَذِكۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ١٢٠ وَقُل لِّلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ ٱعۡمَلُواْ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ إِنَّا عَٰمِلُونَ١٢١ وَٱنتَظِرُوٓاْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ١٢٢ وَلِلَّهِ غَيۡبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَإِلَيۡهِ يُرۡجَعُ ٱلۡأَمۡرُ كُلُّهُۥ فَٱعۡبُدۡهُ وَتَوَكَّلۡ عَلَيۡهِۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ١٢٣ [هود: ۱۱۸-۱۲۳].

(۱۱۸) و –ای رسول- اگر پروردگارت میخواست که مردم را امتی واحد برحق قرار دهد به‏طور قطع این کار را انجام میداد، اما او تعالی این امر را نخواست، پس به‏سبب پیروی از هوس و سرکشی، همیشه با حق اختلاف دارند.

(۱۱۹) مگر کسانیکه الله با توفیق به هدایت بر آنها رحم کرده، که آنها در توحید او سبحانه اختلاف نمیکنند، و برای همین آزمایش کردن بهوسیلۀ اختلاف، او سبحانه آنها را آفریده است، پس برخی از آنها بدبخت و برخی از آنها خوشبخت هستند، و –ای رسول- سخن پروردگارت که آن را در ازل بر پُر کردن جهنم از پیروان شیطان، چه جنها و چه انسانها، حکم کرده تحقق یافته است.

(۱۲۰) و –ای رسول- تمام خبرهایی از سرگذشت رسولان پیش از تو را که برایت حکایت میکنیم برای این است که با آن قلبت را برحق استوار سازیم و تقویت کنیم، و در این سوره حقیقتی آمده است که شکی در آن راه ندارد، و در آن اندرزی برای کافران، و تذکری برای مؤمنان که از تذکر بهره میبرند برایت آمده است.

(۱۲۱) و –ای رسول- به کسانیکه به الله ایمان نمیآورند، و او را یکتا قرار نمیدهند بگو: بر راه‏تان در رویگردانی و بازداشتن از حق عمل کنید، ما نیز بر راه‏مان در استواری برحق، و دعوت به آن، و شکیبایی بر آن عمل میکنیم.

(۱۲۲) و انتظار بکشید که چه چیزی بر ما نازل میشود، ما نیز انتظار میکشیم که چه چیزی بر شما نازل میشود.

(۱۲۳) علم آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین نهان است فقط از آنِ الله است، و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند، و تمام امور در روز قیامت فقط به‏سوی او بازگردانیده میشود، پس –ای رسول- تنها او را عبادت کن، و در تمام کارهایت بر او توکل کن، و پروردگارت از آنچه که انجام میدهید غافل نیست، بلکه از آن آگاه است، و به زودی هرکس را بر اساس آنچه عمل کرده است جزا میدهد.

سورة یوسف (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓرۚ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُبِينِ١ إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ قُرۡءَٰنًا عَرَبِيّٗا لَّعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ٢ نَحۡنُ نَقُصُّ عَلَيۡكَ أَحۡسَنَ ٱلۡقَصَصِ بِمَآ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ وَإِن كُنتَ مِن قَبۡلِهِۦ لَمِنَ ٱلۡغَٰفِلِينَ٣ إِذۡ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَٰٓأَبَتِ إِنِّي رَأَيۡتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوۡكَبٗا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ رَأَيۡتُهُمۡ لِي سَٰجِدِينَ٤ [يوسف: ۱-۴].

برخی مقاصد سوره:

وعده به قدرت بخشیدن پس از آزمایش آشکار، به هدف استوار سازی و وعدهای برای پیامبر ج و مؤمنان.

تفسیر:

(۱) ﴿الٓر سخن در مورد این حرف و حروف شبیه آن در آغاز سورۀ بقره بیان شد. آیات نازل شده در این سوره، در مضامین خویش از آیات روشن قرآن هستند.

(۲) ما قرآن را به زبان عربی نازل کردیم باشد که شما –ای عرب- معانی آن را بفهمید.

(۳) - ای رسول- با نزول این قرآن بر تو، نیکوترین قصص را به دلیل راستی و سلامت الفاظ و بلاغتش بر تو حکایت میکنیم، و بهراستی که تو پیش از نزول قرآن از این قصهها از بیخبران بودی، و از آن آگاهی نداشتی.

(۴) - ای رسول- تو را باخبر میکنیم از آن هنگام که یوسف ÷ به پدرش یعقوب ÷ گفت: ای پدرم، در خواب یازده ستاره، و خورشید و ماه را دیدم. دیدم که تمام اینها در برابر من سجده میکنند، این خواب، مژدهای عاجل برای یوسف ÷ بود.

برخی فواید آیات:

• بیان حکمت قصص قرآنی، که همان استوار سازی قلب پیامبر ج و اندرز دادن مؤمنان است.

• یگانگی الله تعالی در دانستن غیب؛ بهگونهای که هیچکس در این امر با او مشارکت ندارد.

• حکمت نزول قرآن به زبان عربی این است که عرب آن را بفهمند، تا آن را به دیگران ابلاغ کنند.

• مشتمل بودن قرآن بر نیکوترین قصص.

﴿قَالَ يَٰبُنَيَّ لَا تَقۡصُصۡ رُءۡيَاكَ عَلَىٰٓ إِخۡوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيۡدًاۖ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ لِلۡإِنسَٰنِ عَدُوّٞ مُّبِينٞ٥ وَكَذَٰلِكَ يَجۡتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأۡوِيلِ ٱلۡأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ ءَالِ يَعۡقُوبَ كَمَآ أَتَمَّهَا عَلَىٰٓ أَبَوَيۡكَ مِن قَبۡلُ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَٰقَۚ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٦ ۞لَّقَدۡ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخۡوَتِهِۦٓ ءَايَٰتٞ لِّلسَّآئِلِينَ٧ إِذۡ قَالُواْ لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَىٰٓ أَبِينَا مِنَّا وَنَحۡنُ عُصۡبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ٨ ٱقۡتُلُواْ يُوسُفَ أَوِ ٱطۡرَحُوهُ أَرۡضٗا يَخۡلُ لَكُمۡ وَجۡهُ أَبِيكُمۡ وَتَكُونُواْ مِنۢ بَعۡدِهِۦ قَوۡمٗا صَٰلِحِينَ٩ قَالَ قَآئِلٞ مِّنۡهُمۡ لَا تَقۡتُلُواْ يُوسُفَ وَأَلۡقُوهُ فِي غَيَٰبَتِ ٱلۡجُبِّ يَلۡتَقِطۡهُ بَعۡضُ ٱلسَّيَّارَةِ إِن كُنتُمۡ فَٰعِلِينَ١٠ قَالُواْ يَٰٓأَبَانَا مَالَكَ لَا تَأۡمَ۬نَّا عَلَىٰ يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُۥ لَنَٰصِحُونَ١١ أَرۡسِلۡهُ مَعَنَا غَدٗا يَرۡتَعۡ وَيَلۡعَبۡ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ١٢ قَالَ إِنِّي لَيَحۡزُنُنِيٓ أَن تَذۡهَبُواْ بِهِۦ وَأَخَافُ أَن يَأۡكُلَهُ ٱلذِّئۡبُ وَأَنتُمۡ عَنۡهُ غَٰفِلُونَ١٣ قَالُواْ لَئِنۡ أَكَلَهُ ٱلذِّئۡبُ وَنَحۡنُ عُصۡبَةٌ إِنَّآ إِذٗا لَّخَٰسِرُونَ١٤ [يوسف: ۵-۱۴].

(۵) یعقوب ÷ به پسرش یوسف ÷ گفت: ای پسرم، خوابت را برای برادرانت بازگو نکن، که آن را میفهمند، و به تو حسادت میورزند، آنگاه از روی حسد نیرنگی برایت میاندیشند. همانا شیطان دشمنی آشکار برای انسان است.

(۶) و –ای یوسف- همانگونه که این خواب را دیدی پروردگارت تو را برمیگزیند، و تعبیر خواب را به تو میآموزاند، و نعمتش را بر تو با نبوت کامل میکند همانگونه که پیش از تو نعمتش را بر اَجدادت: ابراهیم ÷ و اسحاق ÷ کامل کرد، بهراستیکه پروردگارت از آفرینش خویش آگاه، و در تدبیر خویش بسیار داناست.

(۷) همانا در خبر یوسف ÷ و برادرانش پند و اندرزهایی است برای کسانیکه از اخبار آنها میپرسند.

(۸) آنگاه که برادران یوسف ÷ در میان خودشان گفتند: همانا یوسف و برادر تنی او نزد پدرمان از ما دوست داشتنیتر هستند درحالیکه ما گروهی نیرومند هستیم، پس چگونه آن دو را بر ما برتری داده است؟ همانا ما او را در خطایی آشکار میبینیم که بدون سببی که برای ما آشکار باشد آن دو را بر ما برتری داده است.

(۹) یوسف را بکشید، یا او را در زمین دور نهان کنید، تا توجه پدرتان فقط برای شما باشد آنگاه به صورت کامل شما را دوست داشته باشد، و پس از اینکه یوسف را کشتید یا نهان کردید قومی صالح باشید، و از گناه‏تان توبه میکنید.

(۱۰) یکی از برادرانش گفت: یوسف را نکشید، بلکه او را در ته چاه بیندازید تا یکی از مسافرانی که از آنجا عبور میکند او را برگیرد، زیرا این کار ضرر کمتری از کشتنش دارد، اگر بر انجام آنچه که در مورد او گفتید قصد دارید.

(۱۱) و چون بر دور کردن یوسف ÷ اتفاق کردند به پدرشان یعقوب ÷ گفتند: ای پدر ما، چرا ما را در مورد یوسف امین نمیدانی؟ درحالیکه ما دلسوز او هستیم و از آنچه که به او آسیب برساند از او محافظت میکنیم، و ما با محافظت و توجه به او خیر خواهش هستیم تا سالم به‏سوی تو بازگردد، پس چه چیزی تو را از فرستادن او همراه ما بازمیدارد؟

(۱۲) به ما اجازه بده که فردا او را با خودمان ببریم که از خوراکیها لذت ببرد و بازی کند، و بهراستیکه ما او را از هر زیانی که به او برسد محافظت میکنیم.

(۱۳) یعقوب ÷ به پسرانش گفت: همانا بردن او توسط شما مرا اندوهگین می‏سازد؛ زیرا بر فراق او شکیبایی نمیکنم، و بر او میترسم درحالیکه شما به چرا و بازی سرگرم هستید گرگ او را بخورد.

(۱۴) آنها به پدرشان گفتند: اگر گرگ یوسف را بخورد درحالیکه ما گروهی نیرومند هستیم به یقین در این حالت خیری در ما نیست، زیرا اگر او را در برابر گرگ محافظت نکنیم زیانکار هستیم.

برخی فواید آیات:

• ثبوت خواب از نظر شرعی، و جواز تعبیر آن.

• مشروعیت کتمان بعضی حقایق اگر اظهار آن آسیبی را به دنبال داشته باشد.

• بیان فضیلت نسل خاندان ابراهیم ÷ و ترجیح دادن آنها بر مردم با نبوت.

• تمایل به یکی از پسران در دوستی، دشمنی و حسادت میان برادران را به جای میگذارد.

﴿فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِۦ وَأَجۡمَعُوٓاْ أَن يَجۡعَلُوهُ فِي غَيَٰبَتِ ٱلۡجُبِّۚ وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمۡرِهِمۡ هَٰذَا وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ١٥ وَجَآءُوٓ أَبَاهُمۡ عِشَآءٗ يَبۡكُونَ١٦ قَالُواْ يَٰٓأَبَانَآ إِنَّا ذَهَبۡنَا نَسۡتَبِقُ وَتَرَكۡنَا يُوسُفَ عِندَ مَتَٰعِنَا فَأَكَلَهُ ٱلذِّئۡبُۖ وَمَآ أَنتَ بِمُؤۡمِنٖ لَّنَا وَلَوۡ كُنَّا صَٰدِقِينَ١٧ وَجَآءُو عَلَىٰ قَمِيصِهِۦ بِدَمٖ كَذِبٖۚ قَالَ بَلۡ سَوَّلَتۡ لَكُمۡ أَنفُسُكُمۡ أَمۡرٗاۖ فَصَبۡرٞ جَمِيلٞۖ وَٱللَّهُ ٱلۡمُسۡتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ١٨ وَجَآءَتۡ سَيَّارَةٞ فَأَرۡسَلُواْ وَارِدَهُمۡ فَأَدۡلَىٰ دَلۡوَهُۥۖ قَالَ يَٰبُشۡرَىٰ هَٰذَا غُلَٰمٞۚ وَأَسَرُّوهُ بِضَٰعَةٗۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِمَا يَعۡمَلُونَ١٩ وَشَرَوۡهُ بِثَمَنِۢ بَخۡسٖ دَرَٰهِمَ مَعۡدُودَةٖ وَكَانُواْ فِيهِ مِنَ ٱلزَّٰهِدِينَ٢٠ وَقَالَ ٱلَّذِي ٱشۡتَرَىٰهُ مِن مِّصۡرَ لِٱمۡرَأَتِهِۦٓ أَكۡرِمِي مَثۡوَىٰهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوۡ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدٗاۚ وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلِنُعَلِّمَهُۥ مِن تَأۡوِيلِ ٱلۡأَحَادِيثِۚ وَٱللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰٓ أَمۡرِهِۦ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٢١ وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥٓ ءَاتَيۡنَٰهُ حُكۡمٗا وَعِلۡمٗاۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ٢٢ [يوسف: ۱۵-۲۲].

(۱۵) آنگاه یعقوب ÷ او را همراه آنها فرستاد، پس وقتی او را دور بردند، و بر افکندن او در ته چاه تصمیم گرفتند، در این حال به یوسف ÷ وحی کردیم که: به‏طور قطع آنها را درحالیکه نمیدانند از این کارشان باخبر خواهی کرد.

(۱۶) و برادران یوسف ÷ شامگاه در حالی نزد پدرشان آمدند که برای با آب و تاب گفتن مکرشان گریه میکردند.

(۱۷) گفتند: ای پدر ما، ما برای مسابقۀ دو و تیراندازی رفتیم، و یوسف را کنار لباس‏ها و توشههایمان گذاشتیم تا از آنها محافظت کند، آنگاه گرگ او را خورد، و تو سخن ما را باور نمیکنی، هر چند واقعا در آنچه که به تو خبر دادیم راستگو باشیم.

(۱۸) و خبرشان را با حیله تقویت کردند، چنانکه پیراهن یوسف ÷ را آغشته به خونی غیر از خون او آوردند، تا این گمان را ایجاد کنند که اثر خوردن یوسف ÷ توسط گرگ است، اما یعقوب ÷ – با قرینۀ اینکه پیراهن پاره نشده بود- به دروغ آن‏ها پی برد، آنگاه به آنها گفت: امر آنگونه که شما خبر دادید نیست، بلکه نفس‏های‏تان کار بدی را که انجام دادهاید برای‏تان آراسته است، پس کار من صبری نیکو و بدون ناشکیبایی است، و بر آنچه از امر یوسف بیان میکنید یاری از الله خواسته میشود.

(۱۹) و کاروانی رهگذر آمد، آنگاه کسی را فرستادند که برای‏شان آب بکشد، پس دَلوش را در چاه انداخت، که یوسف ÷ خود را به ریسمان آویخت، پس وقتی آبآور یوسف ÷ را دید با شادمانی گفت: مژده این پسرکی است، و آبآور آنها و برخی از یارانش او را از دنبالۀ کاروان با این ادعا که کالایی است که آن را برای خود گرفتهاند پنهان کردند، و الله از بیرغبتی و فروشی که در مورد یوسف انجام میدادند آگاه است، و ذرهای از عمل آنها بر او پوشیده نمیماند.

(۲۰) و آبآور و یارانش او را در مصر با بهای ناچیزی، یعنی درهمهایی که به دلیل اندک بودن، شمارش آنها آسان بود، فروختند، و برای اشتیاق بر اینکه به سرعت از او رهایی یابند در او بیرغبت بودند، زیرا از وضعیت او دانسته بودند که مملوک نیست، و در مورد خودشان از خانوادۀ او ترسیدند، و این از رحمت کامل الله به یوسف ÷ است تا زمانی طولانی با آنها نماند.

(۲۱) و مردی از مصر که او را خرید به همسرش گفت: به او نیکی کن و جایگاهش را نزد ما گرامی دار، شاید در انجام بخشی از آنچه که به آن نیاز داریم به ما فایده برساند، یا با فرزند خواندگی او را به فرزندی بگیریم، و همانگونه که یوسف ÷ را از قتل نجات دادیم، و او را از چاه در آوردیم، و دل عزیز را بر او مهربان کردیم؛ در مصر به او قدرت بخشیدیم، و تأویل خواب را برایش آموختیم. و الله بر امر خویش چیره است، یعنی امرش نافذ است، زیرا او سبحانه هیچ اجبار کنندهای ندارد، اما بیشتر مردم – یعنی کافران- این را نمیدانند.

(۲۲) و چون یوسف ÷ به سنی رسید که بدن در آن سخت و استوار میشود فهم و علم به او عطا کردیم، و مانند این پاداش که به او بخشیدیم به کسانیکه عبادت را به نیکی برای الله بهپا دارند پاداش میدهیم.

برخی فواید آیات:

• بیان خطر بزرگ حسادتی که برادران یوسف ÷ را به نیرنگ زدن بر او و مشورت کردن بر قتلش واداشت.

• مشروعیت عمل به قرینه در احکام.

• از تدبیر و لطف الله بر یوسف این است که پس از اینکه شیطان جایگاه برادری را بر برادران یوسف ÷ پوشانید، جایگاه پدری را در قلب عزیز مصر افکند.

﴿وَرَٰوَدَتۡهُ ٱلَّتِي هُوَ فِي بَيۡتِهَا عَن نَّفۡسِهِۦ وَغَلَّقَتِ ٱلۡأَبۡوَٰبَ وَقَالَتۡ هَيۡتَ لَكَۚ قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ رَبِّيٓ أَحۡسَنَ مَثۡوَايَۖ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ٢٣ وَلَقَدۡ هَمَّتۡ بِهِۦۖ وَهَمَّ بِهَا لَوۡلَآ أَن رَّءَا بُرۡهَٰنَ رَبِّهِۦۚ كَذَٰلِكَ لِنَصۡرِفَ عَنۡهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلۡفَحۡشَآءَۚ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُخۡلَصِينَ٢٤ وَٱسۡتَبَقَا ٱلۡبَابَ وَقَدَّتۡ قَمِيصَهُۥ مِن دُبُرٖ وَأَلۡفَيَا سَيِّدَهَا لَدَا ٱلۡبَابِۚ قَالَتۡ مَا جَزَآءُ مَنۡ أَرَادَ بِأَهۡلِكَ سُوٓءًا إِلَّآ أَن يُسۡجَنَ أَوۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٢٥ قَالَ هِيَ رَٰوَدَتۡنِي عَن نَّفۡسِيۚ وَشَهِدَ شَاهِدٞ مِّنۡ أَهۡلِهَآ إِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن قُبُلٖ فَصَدَقَتۡ وَهُوَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ٢٦ وَإِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن دُبُرٖ فَكَذَبَتۡ وَهُوَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٢٧ فَلَمَّا رَءَا قَمِيصَهُۥ قُدَّ مِن دُبُرٖ قَالَ إِنَّهُۥ مِن كَيۡدِكُنَّۖ إِنَّ كَيۡدَكُنَّ عَظِيمٞ٢٨ يُوسُفُ أَعۡرِضۡ عَنۡ هَٰذَاۚ وَٱسۡتَغۡفِرِي لِذَنۢبِكِۖ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ ٱلۡخَاطِ‍ِٔينَ٢٩ ۞وَقَالَ نِسۡوَةٞ فِي ٱلۡمَدِينَةِ ٱمۡرَأَتُ ٱلۡعَزِيزِ تُرَٰوِدُ فَتَىٰهَا عَن نَّفۡسِهِۦۖ قَدۡ شَغَفَهَا حُبًّاۖ إِنَّا لَنَرَىٰهَا فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٣٠ [يوسف: ۲۳-۳۰].

(۲۳) و زن عزیز با مهربانی و بهکاربردن حیله انجام فاحشه را از یوسف ÷ درخواست کرد، و برای خلوت بهتر درها را بست، و به یوسف ÷ گفت: زود باش به‏سوی من بیا. آنگاه یوسف ÷ گفت: از آنچه مرا به آن فرا میخوانی به الله پناه میبرم. همانا سرورم در جایگاه من نزد خویش به من نیکی کرده است پس هرگز بر او خیانت نخواهم کرد، زیرا اگر بر او خیانت کنم ستمکار خواهم بود. همانا ستمکاران رستگار نمیشوند.

(۲۴) و نفس همسر عزیز مشتاق انجام فاحشه شد، و این کار بر نفس یوسف ÷ نیز خطور کرد، اگر از نشانههای الله آنچه را که او را از این کار بازمیدارد و دور می‏سازد ندیده بود، و آن را برایش نمایاندیم تا آسیب را از او بزداییم، و او را از زنا و خیانت دور کنیم، زیرا یوسف ÷ از بندگان برگزیدۀ ما با رسالت و نبوت بود.

(۲۵) و به‏سوی در با یکدیگر به سبقت پرداختند: یوسف ÷ برای اینکه نفسش را نجات دهد، و زن عزیز برای اینکه مانع یوسف ÷ از خروج شود، پس پیراهن یوسف ÷ را گرفت تا نگذارد خارج شود، آنگاه آن را از پشت پاره کرد، و شوهر آن زن را کنار در دیدند، زن عزیز با حیلهگری به عزیز گفت: - ای عزیز- مجازات کسیکه قصد انجام فاحشه با همسرت را بکند بهجز زندان نیست، یا اینکه با عذابی رنجآور مجازات میشود.

(۲۶) یوسف ÷ گفت: اوست که انجام فاحشه را از من خواست، و من چنین درخواستی از او نکردم، و الله کودکی از خانوادۀ آن زن را بر آن داشت که در گهواره سخن بگوید، آنگاه چنین گواهی داد: اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده باشد قرینهای است بر راستگویی زن؛ زیرا او یوسف را از خودش باز میداشته است، پس یوسف دروغگو است.

(۲۷) و اگر پیراهن یوسف از پشت پاره شده باشد، قرینهای است بر راستگویی یوسف؛ زیرا زن او را به‏سوی خود میخوانده و یوسف از او فرار میکرده است، پس زن دروغگوست.

(۲۸) وقتی عزیز دید که پیراهن یوسف ÷ از پشت پاره شده است راستگویی یوسف ÷ ثابت شد، و گفت: همانا این تهمتی که به یوسف زدهاید –ای گروه زنان- از جمله نیرنگهای شماست. همانا نیرنگ شما نیرنگی قوی است.

(۲۹) و به یوسف ÷ گفت: ای یوسف، از این کار درگذر، و آن را برای هیچکس بیان نکن، و تو (ای زن) برای گناهت آمرزش بخواه، زیرا به‏سبب اینکه خواستی از یوسف کام بگیری از گناهکاران بودهای.

(۳۰) و خبر زن در شهر منتشر شد، و گروهی از زنان از روی ایراد گفتند: همسر عزیز بردهاش را به‏سوی خود فراخوانده، و محبت او به غلاف قلبش رسیده است، همانا ما به‏سبب اینکه از یوسف کام خواسته است و دوستیاش به یوسف- درحالیکه بردهاش است- او را در گمراهی آشکاری میبینیم.

برخی فواید آیات:

• زشتی خیانت در خانواده و مال نیکوکار؛ کاری که یوسف ÷ آن را از جمله اسباب ترک فاحشه بیان کرد.

• بیان عصمت و حفاظت پیامبران توسط الله از وقوع در سوء و فحشاء.

• وجوب دفع فاحشه و فرار و رهایی از آن.

• مشروعیت عمل به قراین در احکام.

﴿فَلَمَّا سَمِعَتۡ بِمَكۡرِهِنَّ أَرۡسَلَتۡ إِلَيۡهِنَّ وَأَعۡتَدَتۡ لَهُنَّ مُتَّكَ‍ٔٗا وَءَاتَتۡ كُلَّ وَٰحِدَةٖ مِّنۡهُنَّ سِكِّينٗا وَقَالَتِ ٱخۡرُجۡ عَلَيۡهِنَّۖ فَلَمَّا رَأَيۡنَهُۥٓ أَكۡبَرۡنَهُۥ وَقَطَّعۡنَ أَيۡدِيَهُنَّ وَقُلۡنَ حَٰشَ لِلَّهِ مَا هَٰذَا بَشَرًا إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا مَلَكٞ كَرِيمٞ٣١ قَالَتۡ فَذَٰلِكُنَّ ٱلَّذِي لُمۡتُنَّنِي فِيهِۖ وَلَقَدۡ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفۡسِهِۦ فَٱسۡتَعۡصَمَۖ وَلَئِن لَّمۡ يَفۡعَلۡ مَآ ءَامُرُهُۥ لَيُسۡجَنَنَّ وَلَيَكُونٗا مِّنَ ٱلصَّٰغِرِينَ٣٢ قَالَ رَبِّ ٱلسِّجۡنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدۡعُونَنِيٓ إِلَيۡهِۖ وَإِلَّا تَصۡرِفۡ عَنِّي كَيۡدَهُنَّ أَصۡبُ إِلَيۡهِنَّ وَأَكُن مِّنَ ٱلۡجَٰهِلِينَ٣٣ فَٱسۡتَجَابَ لَهُۥ رَبُّهُۥ فَصَرَفَ عَنۡهُ كَيۡدَهُنَّۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٣٤ ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّنۢ بَعۡدِ مَا رَأَوُاْ ٱلۡأٓيَٰتِ لَيَسۡجُنُنَّهُۥ حَتَّىٰ حِينٖ٣٥ وَدَخَلَ مَعَهُ ٱلسِّجۡنَ فَتَيَانِۖ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّيٓ أَرَىٰنِيٓ أَعۡصِرُ خَمۡرٗاۖ وَقَالَ ٱلۡأٓخَرُ إِنِّيٓ أَرَىٰنِيٓ أَحۡمِلُ فَوۡقَ رَأۡسِي خُبۡزٗا تَأۡكُلُ ٱلطَّيۡرُ مِنۡهُۖ نَبِّئۡنَا بِتَأۡوِيلِهِۦٓۖ إِنَّا نَرَىٰكَ مِنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٣٦ قَالَ لَا يَأۡتِيكُمَا طَعَامٞ تُرۡزَقَانِهِۦٓ إِلَّا نَبَّأۡتُكُمَا بِتَأۡوِيلِهِۦ قَبۡلَ أَن يَأۡتِيَكُمَاۚ ذَٰلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّيٓۚ إِنِّي تَرَكۡتُ مِلَّةَ قَوۡمٖ لَّا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ كَٰفِرُونَ٣٧ [يوسف: ۳۱-۳۷].

(۳۱) پس وقتی زن عزیز ایراد آن زنان بر خودش و غیبت آنها از خویش را شنید به‏سوی آنها فرستاد تا آنها را دعوت کند که یوسف ÷ را به آنها نشان دهد تا او را معذور بدارند، برای آنها محلی با فرشها و بالشها فراهم آورد، و به هر یک از زنان دعوت شده چاقویی داد تا غذا را با آن ببرد، و به یوسف ÷ گفت: بر آنها درآی، پس وقتی یوسف ÷ را دیدند او را بزرگ شماردند، و از نیکویی او انگشت به دهان ماندند، و از زیباییاش شگفت زده شدند، و از شدت شگفتی از او دستهای‏شان را با چاقوهایی که برای بریدن غذا آماده شده بود بریدند، و گفتند: الله منزه است، این پسرک انسانی نیست، زیرا زیبایی او در انسان سابقه ندارد، او یکی از فرشتگان گرامی است.

(۳۲) زن عزیز وقتی آنچه را به آنها رسید دید، به آن زنان گفت: این همان غلامی است که مرا به‏سبب دوست داشتن او سرزنش میکردید، و من از او کام خواستهام، و برای اغوای او چاره اندیشیدم، اما خودداری کرد، و اگر آنچه را که از او میخواهم در آینده انجام ندهد به‏طور قطع زندانی خواهد شد، و از خوارشدگان خواهد بود.

(۳۳) یوسف ÷ در دعا اینگونه پروردگارش را خواند: پروردگارا، زندان که مرا با آن تهدید کردند برایم دوست داشتنیتر است از انجام فاحشه که مرا به آن فرا می‏خوانند، و اگر نیرنگ آنها را از من برنگردانی به‏سوی آنها خواهم گرایید، و اگر به‏سوی آنها بگرایم و در آنچه که از من میخواهند از آنها فرمان‏برداری کنم از جاهلان خواهم بود.

(۳۴) پس الله درخواستش را اجابت کرد، و مکر زن عزیز و مکر زنان شهر را از او برداشت، همانا او تعالی دعای یوسف ÷، و دعای هر دعا کنندهای را میشنود، و از حال او و دیگران باخبر است.

(۳۵) سپس نظر عزیز و قومش وقتی دلایل برائت یوسف ÷ را دیدند این بود که او را برای مدت نامشخصی زندانی کنند- تا این رسوایی آشکار نگردد-.

(۳۶) پس او را زندانی کردند، و همراه او دو جوان در زندان وارد شدند، یکی از آن دو جوان به یوسف ÷ گفت: در خواب دیدم که انگور را برای تولید خمر میفشرم، و دومی گفت: در خواب دیدم که روی سرم نانی حمل میکنم که پرندگان از آن می‏خورند، - ای یوسف- ما را از تأویل آنچه دیدیم آگاه کن، زیرا ما تو را از نیکوکاران میبینیم.

(۳۷) یوسف ÷ گفت: قبل از آوردن غذایی که از جانب پادشاه یا غیر او برای‏تان میآید حقیقت و چگونگی آنچه دیدید را برای‏تان آشکار میسازم. این تأویل که آن را میدانم از مواردی است که پروردگارم به من آموخته است، نه از کهانت و نه از ستاره شناسی؛ همانا من دین قومی را که به الله ایمان نمیآورند و به آخرت کافر هستند رها کردهام.

برخی فواید آیات:

• بیان زیبایی یوسف ÷ که سبب دلباختن زنان به او شد.

• ترجیح دادن زندان بر نافرمانی الله توسط یوسف ÷.

• از تدبیر و لطف الله به یوسف ÷ این است که به او علم تعبیر خواب آموخت و آن را سبب خروج یوسف از مصیبت زندان قرار داد.

﴿وَٱتَّبَعۡتُ مِلَّةَ ءَابَآءِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَۚ مَا كَانَ لَنَآ أَن نُّشۡرِكَ بِٱللَّهِ مِن شَيۡءٖۚ ذَٰلِكَ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ عَلَيۡنَا وَعَلَى ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشۡكُرُونَ٣٨ يَٰصَٰحِبَيِ ٱلسِّجۡنِ ءَأَرۡبَابٞ مُّتَفَرِّقُونَ خَيۡرٌ أَمِ ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ٣٩ مَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ أَسۡمَآءٗ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٤٠ يَٰصَٰحِبَيِ ٱلسِّجۡنِ أَمَّآ أَحَدُكُمَا فَيَسۡقِي رَبَّهُۥ خَمۡرٗاۖ وَأَمَّا ٱلۡأٓخَرُ فَيُصۡلَبُ فَتَأۡكُلُ ٱلطَّيۡرُ مِن رَّأۡسِهِۦۚ قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ ٱلَّذِي فِيهِ تَسۡتَفۡتِيَانِ٤١ وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُۥ نَاجٖ مِّنۡهُمَا ٱذۡكُرۡنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَىٰهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ ذِكۡرَ رَبِّهِۦ فَلَبِثَ فِي ٱلسِّجۡنِ بِضۡعَ سِنِينَ٤٢ وَقَالَ ٱلۡمَلِكُ إِنِّيٓ أَرَىٰ سَبۡعَ بَقَرَٰتٖ سِمَانٖ يَأۡكُلُهُنَّ سَبۡعٌ عِجَافٞ وَسَبۡعَ سُنۢبُلَٰتٍ خُضۡرٖ وَأُخَرَ يَابِسَٰتٖۖ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمَلَأُ أَفۡتُونِي فِي رُءۡيَٰيَ إِن كُنتُمۡ لِلرُّءۡيَا تَعۡبُرُونَ٤٣ [يوسف: ۳۸-۴۳].

(۳۸) و دین پدرانم: ابراهیم ÷ و اسحاق ÷ و یعقوب ÷ را که دین توحید الله است پیروی کردهام، سزاوار ما نیست که دیگران را با الله شریک بگردانیم، درحالیکه او تعالی در وحدانیت یگانه است، این توحید و ایمان که من و پدرانم بر آن هستیم، بخشش الله بر ماست که ما را به آن هدایت کرده است، و بخشش او تعالی بر تمام مردم است چون پیامبرانش را با آن به‏سوی آنها فرستاد، اما بیشتر مردم شکر الله را به خاطر نعمتهایش نمیگزارند، بلکه به او کفر میورزند.

(۳۹) سپس یوسف آن دو جوان زندانی را اینگونه مورد خطاب قرار داد: آیا عبادت معبودهای گوناگون بهتر است، یا عبادت الله یگانه که شریکی ندارد، و بر دیگران چیره است، همان ذاتیکه مغلوب نمیشود؟

(۴۰) به جای الله نامهایی بدون مسمی، که شما و پدران‏تان آنها را اِله نامیدهاید عبادت میکنید، درحالیکه سهمی در الوهیت ندارند، و الله دلیلی که بر صحت نامگذاری شما بر آنها دلالت کند فرو نفرستاده است. حکم در تمام مخلوقات، تنها برای الله است، نه برای این نامها که شما و پدران‏تان آنها را نامیدهاید، فرمان الله سبحانه این است که او را به یگانگی عبادت کنید، و نهی کرده از اینکه دیگران را همراه او شریک قرار دهید. این توحید همان دین استواری است که هیچ کجی و انحرافی در آن نیست، اما بیشتر مردم این را نمیدانند، و به همین سبب به الله شرک میورزند، و بعضی مخلوقات او را عبادت میکنند.

(۴۱) ای دو دوست زندانی من، اما کسیکه برای تبدیل خمر انگور میفشرد از زندان خارج میشود، و به کارش باز میگردد، آنگاه ساقی پادشاه میشود، و اما کسیکه دیده روی سرش نانی است که پرندگان از آن میخورند، کشته و به دار آویخته می‏شود، آنگاه پرندگان از گوشت سرش میخورند، کاری که شما پاسخ آن را خواستید پایان یافت و تمام شد، و بدون تردید واقع میشود.

(۴۲) و یوسف ÷ به کسی از آن دو که گمان کرد نجات مییابد- یعنی ساقی پادشاه- گفت: قصه و امر مرا نزد پادشاه بیان کن، شاید مرا از زندان خارج کند، اما شیطان یاد یوسف ÷ نزد پادشاه را از یاد ساقی برد، پس یوسف چندین سال پس از آن در زندان باقی ماند.

(۴۳) و پادشاه گفت: همانا در خواب هفت گاو فربه را دیدم که هفت گاو نحیف را میخورند، و هفت خوشۀ سبر و هفت خوشۀ خشکیده را دیدم، ای سران و بزرگان، اگر به تأویل خواب آگاه هستید مرا از تأویل این خوابم باخبر سازید.

برخی فواید آیات:

• وجوب پیروی از آیین ابراهیم ÷، و بیزاری جستن از شرک و پیروانش.

• در این فرموده: ﴿ءَأَرۡبَابٞ مُّتَفَرِّقُونَ ... دلیلی است بر اینکه آن مصریها اصحاب دیانت آسمانی بودند اما شرک میورزیدند.

• تمام معبودهایی که به جای الله عبادت میشوند چیزی جز اسمهایی بدون مسمی نیستند، و هیچ سهمی در الوهیت ندارند.

• بهرهبرداری از پیشامدها برای دعوت به‏سوی الله، همانگونه که یوسف ÷ در زندان از این امر بهرهبرداری کرد.

﴿قَالُوٓاْ أَضۡغَٰثُ أَحۡلَٰمٖۖ وَمَا نَحۡنُ بِتَأۡوِيلِ ٱلۡأَحۡلَٰمِ بِعَٰلِمِينَ٤٤ وَقَالَ ٱلَّذِي نَجَا مِنۡهُمَا وَٱدَّكَرَ بَعۡدَ أُمَّةٍ أَنَا۠ أُنَبِّئُكُم بِتَأۡوِيلِهِۦ فَأَرۡسِلُونِ٤٥ يُوسُفُ أَيُّهَا ٱلصِّدِّيقُ أَفۡتِنَا فِي سَبۡعِ بَقَرَٰتٖ سِمَانٖ يَأۡكُلُهُنَّ سَبۡعٌ عِجَافٞ وَسَبۡعِ سُنۢبُلَٰتٍ خُضۡرٖ وَأُخَرَ يَابِسَٰتٖ لَّعَلِّيٓ أَرۡجِعُ إِلَى ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَعۡلَمُونَ٤٦ قَالَ تَزۡرَعُونَ سَبۡعَ سِنِينَ دَأَبٗا فَمَا حَصَدتُّمۡ فَذَرُوهُ فِي سُنۢبُلِهِۦٓ إِلَّا قَلِيلٗا مِّمَّا تَأۡكُلُونَ٤٧ ثُمَّ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ سَبۡعٞ شِدَادٞ يَأۡكُلۡنَ مَا قَدَّمۡتُمۡ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلٗا مِّمَّا تُحۡصِنُونَ٤٨ ثُمَّ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ عَامٞ فِيهِ يُغَاثُ ٱلنَّاسُ وَفِيهِ يَعۡصِرُونَ٤٩ وَقَالَ ٱلۡمَلِكُ ٱئۡتُونِي بِهِۦۖ فَلَمَّا جَآءَهُ ٱلرَّسُولُ قَالَ ٱرۡجِعۡ إِلَىٰ رَبِّكَ فَسۡ‍َٔلۡهُ مَا بَالُ ٱلنِّسۡوَةِ ٱلَّٰتِي قَطَّعۡنَ أَيۡدِيَهُنَّۚ إِنَّ رَبِّي بِكَيۡدِهِنَّ عَلِيمٞ٥٠ قَالَ مَا خَطۡبُكُنَّ إِذۡ رَٰوَدتُّنَّ يُوسُفَ عَن نَّفۡسِهِۦۚ قُلۡنَ حَٰشَ لِلَّهِ مَا عَلِمۡنَا عَلَيۡهِ مِن سُوٓءٖۚ قَالَتِ ٱمۡرَأَتُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡـَٰٔنَ حَصۡحَصَ ٱلۡحَقُّ أَنَا۠ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفۡسِهِۦ وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٥١ ذَٰلِكَ لِيَعۡلَمَ أَنِّي لَمۡ أَخُنۡهُ بِٱلۡغَيۡبِ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي كَيۡدَ ٱلۡخَآئِنِينَ٥٢ [يوسف: ۴۴-۵۲].

(۴۴) گفتند: خواب تو از خیالهای آشفته و دَرهَم و بَرهَم است، و چنین خوابهایی تأویل ندارد، و ما تأویل خوابهای آشفته را نمیدانیم.

(۴۵) و ساقیای که از آن دو جوان زندانی نجات یافته بود، و یوسف ÷ و علم تأویل خواب او را پس از مدتی به یاد آورده بود گفت: من شما را از تأویل آنچه پادشاه دیده پس از سوال از کسیکه علم تأویل آن را دارد آگاه میسازم، پس –ای پادشاه- مرا به‏سوی یوسف بفرست تا خوابت را تأویل کند.

(۴۶) پس وقتی این نجات یافته نزد یوسف ÷ رسید به او گفت: ای یوسف، ای راستگو، ما را از تأویل خواب کسیکه هفت گاو فربه دیده که هفت گاو نحیف را می‏خورند، و هفت خوشۀ سبز، و هفت خوشۀ خشکیده دیده، خبر بده؛ تا به‏سوی پادشاه و کسانیکه نزد او هستند بازگردم شاید آنها از تعبیر خواب پادشاه، و فضل و جایگاه تو آگاه شوند.

(۴۷) یوسف ÷ برای تعبیر این خواب گفت: هفت سال، پیاپی و با جدّیت بکارید، پس آنچه را در تمام این هفت سال درو کردید برای جلوگیری از کرم زدگی در خوشه‏هایش نگه دارید، مگر مقدار دانههای اندکی که برای خوردن به آن نیاز دارید.

(۴۸) سپس بعد از این هفت سال حاصلخیز که در آن کشت کردهاید، هفت سال خشک میآید که مردم در آن سالها تمام آنچه را که در سالهای حاصلخیز درو کردهاند میخورند مگر مقدار اندکی از آنچه که برای بذر نگه میدارند.

(۴۹) سپس بعد از این سالهای خشک، سالی میآید که در آن بارانها نازل می‏گردد، و کشتزارها میروید، و مردم در آن سال آنچه از آب میوه مانند انگور و زیتون و نی را که نیاز دارند میفشرند.

(۵۰) و وقتی تعبیر خواب پادشاه توسط یوسف ÷ به پادشاه رسید به دستیارانش گفت: او را از زندان خارج کنید، و نزد من آورید، پس وقتی فرستادۀ پادشاه نزد یوسف ÷ آمد یوسف برای اینکه برائتش قبل از خروج از زندان آشکار شود به او گفت: به‏سوی سرورت پادشاه بازگرد و در مورد قصۀ زنانی که دستهای‏شان را بریدند از او بپرس، بهراستی که پروردگارم به کام خواهیای که آنها از من خواستند آگاه است، و ذرهای از این کار بر او پوشیده نمیماند.

(۵۱) پادشاه خطاب به زنان گفت: چه منظوری داشتید آنگاه که با حیله از یوسف خواستید، فاحشه را با شما انجام دهد؟ همسر عزیز با اقرار بر آنچه انجام داده بود گفت: اکنون حق آشکار شد، من بودم که برای اغوای او کوشیدم، و او بر اغوای من نکوشید، و بهراستی که او در این ادعایش برای برائت خویش از آنچه من به او نسبت دادم از راستگویان است.

(۵۲) همسر عزیز گفت: وقتی اقرار کردم که من بودم که از او کام خواستم و او راستگوست، برای این است که یوسف بداند من در غیابش بر او افترا نبستهام، زیرا از آنچه که حاصل شد برایم آشکار شده است که الله کسی را که دروغ میگوید و نیرنگ میزند موفق نمیگرداند.

برخی فواید آیات:

• از کمال ادب یوسف ÷ این بود که به گناه زنان اشاره کرد؛ نه به گناه همسر عزیز.

• کمال علم یوسف ÷ در حسن تعبیر خواب.

• مشروعیت تبرئۀ نفس از آنچه به ستم بر آن نسبت داده شده است، و طلب شناسایی حقایق برای اثبات حق.

• فضیلت سخن راست و حق هر چند به ضرر گویندهاش باشد.

﴿۞وَمَآ أُبَرِّئُ نَفۡسِيٓۚ إِنَّ ٱلنَّفۡسَ لَأَمَّارَةُۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّيٓۚ إِنَّ رَبِّي غَفُورٞ رَّحِيمٞ٥٣ وَقَالَ ٱلۡمَلِكُ ٱئۡتُونِي بِهِۦٓ أَسۡتَخۡلِصۡهُ لِنَفۡسِيۖ فَلَمَّا كَلَّمَهُۥ قَالَ إِنَّكَ ٱلۡيَوۡمَ لَدَيۡنَا مَكِينٌ أَمِينٞ٥٤ قَالَ ٱجۡعَلۡنِي عَلَىٰ خَزَآئِنِ ٱلۡأَرۡضِۖ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٞ٥٥ وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَتَبَوَّأُ مِنۡهَا حَيۡثُ يَشَآءُۚ نُصِيبُ بِرَحۡمَتِنَا مَن نَّشَآءُۖ وَلَا نُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٥٦ وَلَأَجۡرُ ٱلۡأٓخِرَةِ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ٥٧ وَجَآءَ إِخۡوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَعَرَفَهُمۡ وَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ٥٨ وَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمۡ قَالَ ٱئۡتُونِي بِأَخٖ لَّكُم مِّنۡ أَبِيكُمۡۚ أَلَا تَرَوۡنَ أَنِّيٓ أُوفِي ٱلۡكَيۡلَ وَأَنَا۠ خَيۡرُ ٱلۡمُنزِلِينَ٥٩ فَإِن لَّمۡ تَأۡتُونِي بِهِۦ فَلَا كَيۡلَ لَكُمۡ عِندِي وَلَا تَقۡرَبُونِ٦٠ قَالُواْ سَنُرَٰوِدُ عَنۡهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَٰعِلُونَ٦١ وَقَالَ لِفِتۡيَٰنِهِ ٱجۡعَلُواْ بِضَٰعَتَهُمۡ فِي رِحَالِهِمۡ لَعَلَّهُمۡ يَعۡرِفُونَهَآ إِذَا ٱنقَلَبُوٓاْ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمۡ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٦٢ فَلَمَّا رَجَعُوٓاْ إِلَىٰٓ أَبِيهِمۡ قَالُواْ يَٰٓأَبَانَا مُنِعَ مِنَّا ٱلۡكَيۡلُ فَأَرۡسِلۡ مَعَنَآ أَخَانَا نَكۡتَلۡ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ٦٣ [يوسف: ۵۳-۶۳].

(۵۳) و همسر عزیز سخنش را اینگونه ادامه داد: و خودم را از قصد بد تبرئه نمی‏کنم، و با این امر تزکیۀ نفسم را اراده نکردم؛ زیرا شأن نفس بشری این است که به‏سبب تمایل به آنچه که آن را میخواهد و دشواری بازداشتنش از آن، زیاد به بدی امر میکند، مگر نفسهایی که الله به آنها رحم کند، و آنها را از امر به بدی محافظت گرداند، همانا پروردگار من نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۵۴) و هنگامیکه برائت و علم یوسف ÷ برای پادشاه آشکار گشت به دستیارانش گفت: او را نزدم بیاورید تا او را خالص برای خودم قرار دهم، پس او را نزد پادشاه آوردند، و وقتی با او سخن گفت، و علم و عقل او برایش آشکار گشت به او گفت: - ای یوسف- همانا امروز نزد ما امین و صاحب منزلت و مقام شدی.

(۵۵) یوسف ÷ به پادشاه گفت: مرا بر نگهداری گنجینههای مال و قوتهای سرزمین مصر بگمار، زیرا من خزانه داری امانتدار، و صاحب علم و بصیرت به آنچه به آن گمارده میشوم هستم.

(۵۶) و همانگونه که با برائت و رهایی از زندان بر یوسف ÷ نعمت بخشیدیم با قدرت بخشیدن او در مصر نیز برایش نعمت بخشیدیم، چنانکه در هر مکانیکه می‏خواست فرود میآمد و اقامت میکرد. از رحمت خویش در دنیا به هر یک از بندگانمان که بخواهیم عطا میکنیم، و پاداش نیکوکاران را تباه نمیسازیم، بلکه آن را به صورت کامل و بدون کاستی به آنها میدهیم.

(۵۷) و به‏طور قطع پاداش الله که در آخرت آماده کرده است از پاداش دنیا بهتر است برای کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و با اجرای اوامر و نواهی الله از او تعالی می‏ترسیدند.

(۵۸) و برادران یوسف ÷ با کالای خویش به سرزمین مصر رسیدند، و بر او وارد شدند، آنگاه آنها را شناخت که برادرانش هستند، و آنها او را نشناختند که برادرشان است؛ چون مدت زیادی گذشته بود و شکل یوسف ÷ تغییر کرده بود؛ و وقتی که او را در چاه افکندند کودکی بود.

(۵۹) و وقتی آذوقه و توشهای را که خواستند به آنها داد، پس از اینکه به او خبر دادند که برادری از پدرشان دارند که آن را نزد پدرش رها کردهاند به آنها گفت: برادر پدری‏تان را نزدم بیاورید تا بار یک شتر برای‏تان بیفزایم، آیا نمیبینید که من پیمانه را کامل میکنم و از آن نمیکاهم، و من بهترین میزبان هستم.

(۶۰) اما اگر او را نزدم نیاورید دروغ شما در این ادعای‏تان که برادری از پدرتان دارید آشکار میگردد، آنگاه طعامی را برای‏تان پیمانه نخواهم کرد، و به سرزمین من نزدیک نشوید.

(۶۱) آنگاه برادرانش به او پاسخ دادند: او را از پدرش طلب میکنیم، و در این کار تلاش خواهیم کرد، و بهراستی آنچه را که به ما فرمان دادی بدون کوتاهی انجام می‏دهیم.

(۶۲) یوسف ÷ به کارگرانش گفت: کالای اینها را بازگردانید تا هنگام بازگشت بدانند که ما آن را از آنها نخریدهایم، و این امر آنها را مجبور میسازد که برای بار دوم درحالیکه برادرشان همراه آنها است بازگردند؛ تا راستگویی‏شان را به یوسف ÷ ثابت کنند، و کالای‏شان را از آنها بپذیرد.

(۶۳) پس وقتی نزد پدرشان بازگشتند و اکرام یوسف ÷ به خودشان را برای پدر حکایت کردند گفتند: ای پدر ما پیمانه از ما بازداشته شد اگر برادرمان را با خود نبریم، پس او را با ما بفرست، زیرا اگر او را همراه ما بفرستی طعام را پیمانه میکنیم، و حفظ او را به تو تعهد میکنیم تا سالم به‏سوی تو بازگردد.

برخی فواید آیات:

• یکی از دشمنان مؤمن: نفس اوست که در باطنش قرار دارد؛ پس مؤمن باید از نفسش مراقبت کند و کجیاش را راست گرداند.

• اشتراط علم و امانت در کسیکه عهدهدار منصبی میشود که امر عموم به آن اصلاح میگردد.

• بیان اینکه بخشش الله در آخرت، به‏طور قطع برای مؤمنان بهتر و ماندگارتر و برتر است.

• جواز درخواست منصب توسط شخص و ستودن آن برای خودش اگر نیاز اقتضا کند، و خواهان خیر و صلاح باشد.

﴿قَالَ هَلۡ ءَامَنُكُمۡ عَلَيۡهِ إِلَّا كَمَآ أَمِنتُكُمۡ عَلَىٰٓ أَخِيهِ مِن قَبۡلُ فَٱللَّهُ خَيۡرٌ حَٰفِظٗاۖ وَهُوَ أَرۡحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ٦٤ وَلَمَّا فَتَحُواْ مَتَٰعَهُمۡ وَجَدُواْ بِضَٰعَتَهُمۡ رُدَّتۡ إِلَيۡهِمۡۖ قَالُواْ يَٰٓأَبَانَا مَا نَبۡغِيۖ هَٰذِهِۦ بِضَٰعَتُنَا رُدَّتۡ إِلَيۡنَاۖ وَنَمِيرُ أَهۡلَنَا وَنَحۡفَظُ أَخَانَا وَنَزۡدَادُ كَيۡلَ بَعِيرٖۖ ذَٰلِكَ كَيۡلٞ يَسِيرٞ٦٥ قَالَ لَنۡ أُرۡسِلَهُۥ مَعَكُمۡ حَتَّىٰ تُؤۡتُونِ مَوۡثِقٗا مِّنَ ٱللَّهِ لَتَأۡتُنَّنِي بِهِۦٓ إِلَّآ أَن يُحَاطَ بِكُمۡۖ فَلَمَّآ ءَاتَوۡهُ مَوۡثِقَهُمۡ قَالَ ٱللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٞ٦٦ وَقَالَ يَٰبَنِيَّ لَا تَدۡخُلُواْ مِنۢ بَابٖ وَٰحِدٖ وَٱدۡخُلُواْ مِنۡ أَبۡوَٰبٖ مُّتَفَرِّقَةٖۖ وَمَآ أُغۡنِي عَنكُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٍۖ إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِۖ عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُۖ وَعَلَيۡهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ٦٧ وَلَمَّا دَخَلُواْ مِنۡ حَيۡثُ أَمَرَهُمۡ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغۡنِي عَنۡهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٍ إِلَّا حَاجَةٗ فِي نَفۡسِ يَعۡقُوبَ قَضَىٰهَاۚ وَإِنَّهُۥ لَذُو عِلۡمٖ لِّمَا عَلَّمۡنَٰهُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٦٨ وَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيۡهِ أَخَاهُۖ قَالَ إِنِّيٓ أَنَا۠ أَخُوكَ فَلَا تَبۡتَئِسۡ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٦٩ [يوسف: ۶۴-۶۹].

(۶۴) آیا شما را بر او امین گردانم همانگونه که شما را قبل از آن بر برادر تنیاش یوسف امین گردانیدم؟! همانا شما را بر او امین گردانیدم، و شما به حفظ او تعهد دادید، اما به آنچه که در مورد او تعهد کردید وفا نکردید، پس اعتمادی به تعهد شما مبنی بر حفظ او ندارم، و فقط بر الله اعتماد دارم، زیرا او بهترین نگهبان است برای کسانیکه نگهبانی از آنها را بخواهد، و مهربانترین مهربانان است برای کسیکه برایش رحمت بخواهد.

(۶۵) و وقتی بارهای طعام‏شان را که گرفته بودند گشودند بهایش را دیدند که به آن‏ها بازگردانیده شده است، آنگاه به پدرشان گفتند: پس از این اکرام چه چیزی از این عزیز طلب میکنیم؟ و این بهای غذای ماست که عزیز مصر از روی لطف به ما آن را بازگردانیده است. غذا را برای خانوادهمان جلب میکنیم، و برادرمان را از آنچه که بر او میترسی محافظت میکنیم، و به‏سبب همراهی او بار یک شتر میافزاییم، زیرا بار یک شتر نزد عزیز کاری آسان است.

(۶۶) پدرشان به آنها گفت: او را با شما نخواهم فرستاد تا اینکه پیمان استواری به الله ببندید که او را نزد من باز میگردانید مگر نابودیای تمام شما را فرا گیرد، و هیچیک از شما باقی نماند، و نه بر دفع آن توانا باشید و نه به بازگشت، پس وقتی پیمان استوار الله را بر این کار به او دادند، گفت: الله بر آنچه میگوییم گواه است، پس گواهی او برایمان کافی است.

(۶۷) و پدرشان برای سفارش به آنها برای‏شان گفت: به صورت دسته جمعی از یک در وارد مصر نشوید، بلکه از درهای پراکندهای وارد شوید، زیرا این کار نگهدارندهتر است از اینکه کسی به تمام شما آسیبی برساند اگر این کار را بر شما خواسته باشد، و نمیگویم این کار به‏طور قطع آسیبی را که الله برای‏تان اراده کرده است از شما دفع میکند، و نه اینکه به‏طور قطع نفعی را که الله نخواسته باشد برای‏تان جلب میکند، زیرا حکم جز حکم الله نیست، و فرمان جز فرمان او تعالی نیست. در تمام کارهایم فقط بر او توکل کردم، و توکل کنندگان در کارهای‏شان فقط باید بر او توکل کنند.

(۶۸) پس درحالیکه برادر تنی یوسف ÷ با آنها بود به راه افتادند، و وقتی همانگونه که پدرشان به آنها فرمان داده بود از درهای مختلف وارد شدند ورودشان از درهای مختلف ذرهای از آنچه که الله بر آنها مقدر کرده بود از آنها دفع نمیکرد، بلکه این کار فقط مهر یعقوب ÷ بر فرزندانش بود، که آن را آشکار کرد، و آنها را بر این کار سفارش نمود، درحالیکه میدانست حکمی جز حکم الله نیست، زیرا از ایمان به تقدیر و بهکار گیری اسباب که به او آموختیم آگاه بود، اما بیشتر مردم از این امر آگاه نیستند.

(۶۹) و چون برادران یوسف ÷ نزدش وارد شدند، درحالیکه برادر تنی او همراه‏شان بود، برادر تنیاش را به‏سوی خود کشاند، و پنهانی به او گفت: بهراستی که من برادر تنی تو یوسف هستم، پس از کارهای نسنجیدهای که برادرانت انجام می‏دادند، چه آزار رساندن و کینه بر ما، و چه افکندن من توسط آنها در چاه، اندوه مدار.

برخی فواید آیات:

• امر به احتیاط و پرهیز از کسیکه خیانتی از او سر زده است (لَا یُلدَغُ مُؤمِنٌ مِن جُحرٍ وَاحِدٍ مَرَّتَینِ؛ مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود).

• یکی از وجوه احتیاط، حصول اطمینان با گرفتن پیمانهای تقویت شده با سوگند است؛ و جواز سوگند دادن کسیکه بر حفظ ودیعهها و امانتها از او بیم میرود.

• برای خواهان سوگند جایز است که بعضی اموری را که میداند در توان کسیکه سوگند یاد میکند نیست استثنا کند.

• احتیاط از آسیبها و خسارتها، نوعی بهکارگیری اسباب است.

﴿فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمۡ جَعَلَ ٱلسِّقَايَةَ فِي رَحۡلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا ٱلۡعِيرُ إِنَّكُمۡ لَسَٰرِقُونَ٧٠ قَالُواْ وَأَقۡبَلُواْ عَلَيۡهِم مَّاذَا تَفۡقِدُونَ٧١ قَالُواْ نَفۡقِدُ صُوَاعَ ٱلۡمَلِكِ وَلِمَن جَآءَ بِهِۦ حِمۡلُ بَعِيرٖ وَأَنَا۠ بِهِۦ زَعِيمٞ٧٢ قَالُواْ تَٱللَّهِ لَقَدۡ عَلِمۡتُم مَّا جِئۡنَا لِنُفۡسِدَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا كُنَّا سَٰرِقِينَ٧٣ قَالُواْ فَمَا جَزَٰٓؤُهُۥٓ إِن كُنتُمۡ كَٰذِبِينَ٧٤ قَالُواْ جَزَٰٓؤُهُۥ مَن وُجِدَ فِي رَحۡلِهِۦ فَهُوَ جَزَٰٓؤُهُۥۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلظَّٰلِمِينَ٧٥ فَبَدَأَ بِأَوۡعِيَتِهِمۡ قَبۡلَ وِعَآءِ أَخِيهِ ثُمَّ ٱسۡتَخۡرَجَهَا مِن وِعَآءِ أَخِيهِۚ كَذَٰلِكَ كِدۡنَا لِيُوسُفَۖ مَا كَانَ لِيَأۡخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ ٱلۡمَلِكِ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُۚ نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُۗ وَفَوۡقَ كُلِّ ذِي عِلۡمٍ عَلِيمٞ٧٦ ۞قَالُوٓاْ إِن يَسۡرِقۡ فَقَدۡ سَرَقَ أَخٞ لَّهُۥ مِن قَبۡلُۚ فَأَسَرَّهَا يُوسُفُ فِي نَفۡسِهِۦ وَلَمۡ يُبۡدِهَا لَهُمۡۚ قَالَ أَنتُمۡ شَرّٞ مَّكَانٗاۖ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا تَصِفُونَ٧٧ قَالُواْ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡعَزِيزُ إِنَّ لَهُۥٓ أَبٗا شَيۡخٗا كَبِيرٗا فَخُذۡ أَحَدَنَا مَكَانَهُۥٓۖ إِنَّا نَرَىٰكَ مِنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٧٨ [يوسف: ۷۰-۷۸].

(۷۰) پس وقتی یوسف ÷ به خدمتکارانش دستور داد که شتر برادرش را با طعام بارگیری کنند پیمانۀ پادشاه را که با آن آذوقه برای کسانیکه برای گرفتن آذوقه می‏آمدند پیمانه میکرد بدون علم برادرانش در بار برادر تنی خویش قرار داد تا از این طریق او را کنار خویش نگه دارد. پس وقتیکه برای بازگشت به‏سوی خانوادهشان به راه افتادند منادیای از پشت سرشان ندا زد: ای صاحبان شترهای بارگیری شده با آذوقه، همانا شما دزد هستید.

(۷۱) برادران یوسف ÷ درحالیکه به ندا دهندۀ پست سرشان و یاران همراهش روی آوردند گفتند: چه چیزی از شما گم شده است که ما را به دزدی متهم میکنید؟

(۷۲) منادی و یاران همراهش به برادران یوسف ÷ گفتند: پیمانۀ پادشاه که با آن پیمانه میکند از ما گم شده است، و هرکس پیمانۀ پادشاه را قبل از بازرسی بیاورد یک «جُعل» یعنی بار یک شتر جایزه دارد، و من این جایزه را برایش ضمانت میکنم.

(۷۳) برادران یوسف ÷ به آنها گفتند: به الله سوگند شما با مشاهدۀ احوال‏مان از پاکی و برائت ما آگاه شدهاید، و همانا ما به سرزمین مصر نیامدهایم تا در آن فساد به پا کنیم، و در زندگی خویش نیز دزد نبودهایم.

(۷۴) منادی و یارانش گفتند: اگر در ادعای‏تان مبنی بر برائت از دزدی دروغگو بودید، مجازات کسیکه آن را دزدی کرده است نزد شما چیست؟

(۷۵) برادران یوسف ÷ به آنها گفتند: مجازات سارق نزد ما این است که هرکس مال مسروقه در بارش پیدا شود گردنش به مسروقعنه تسلیم میشود تا او را به بردگی بگیرد، مانند این مجازاتِ به بردگی گرفتن، دزدان را مجازات میکنیم.

(۷۶) پس آنها را برای بازرسی بارهای‏شان نزد یوسف ÷ بازگرداندند، آنگاه برای پنهان حیله، قبل از بازرسی بار برادر تنیاش بازرسی بارهای برادران غیر تنیاش را شروع کرد، سپس بار برادر تنی خویش را بازرسی کرد، و پیمانۀ پادشاه را از آن در آورد. همانگونه که تدبیر قرار دادن پیمان در بار برادر یوسف ÷ را برایش آموختیم، امر دیگری برای او آموختیم و آن اینکه برادرش را به کیفر سرزمین خودشان مبنی بر برده کردن دزد بگیرد، و اگر به کیفر پادشاه برای سارق که همان زدن و جبران خسارت بود عمل میکرد این امر محقق نمیشد، بلکه الله تدبیری دیگر را میخواست زیرا بر این کار تواناست. مراتب هر یک از بندگانمان را که بخواهیم به مرتبۀ یوسف ÷ بالا میبریم، و بالای هر صاحب علمی کسی است که از او عالمتر است، و بالای علم همگی، علم الله قرار دارد که از هر چیزی آگاه است.

(۷۷) برادران یوسف ÷ گفتند: اگر دزدی کرده جای شگفتی نیست، زیرا پیش از اینکه او دزدی کند برادر تنیاش دزدی کرده است، منظورشان یوسف ÷ بود، آنگاه یوسف ÷ آزار دیدن از این سخن آنها را پنهان کرد، و آن را برای‏شان آشکار نکرد، و در نفس خویش به آنها گفت: حسادت شما و کار بدی که قبلا انجام دادهاید، در این موقعیت، دقیقاً خودِ شرارت است و الله تعالی به این افترا که از شما صادر میشود داناتر است.

(۷۸) برادران یوسف ÷ به او گفتند: ای عزیز همانا او پدری پیر و سالخورده دارد که او را بسیار دوست دارد، پس به جای او یکی از ما را بگیر، بهراستیکه تو را در معامله با ما و دیگران از نیکوکاران میبینیم، پس با این کار به ما نیکی کن.

برخی فواید آیات:

• جواز حیلهای که با آن احقاق حق حاصل میشود؛ به شرط زیان نرساندن به غیر.

• برای صاحب حیوان یا اثاث گم شده جایز است که جُعل «پاداشی» همراه با تعیین اندازه و صفت برای کسیکه بر رد گمشدهاش به او یاری رساند قرار دهد.

• به فراموشی سپردن و پنهان کردن آزارها در نفس، از اخلاق نیکوست.

﴿قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ أَن نَّأۡخُذَ إِلَّا مَن وَجَدۡنَا مَتَٰعَنَا عِندَهُۥٓ إِنَّآ إِذٗا لَّظَٰلِمُونَ٧٩ فَلَمَّا ٱسۡتَيۡ‍َٔسُواْ مِنۡهُ خَلَصُواْ نَجِيّٗاۖ قَالَ كَبِيرُهُمۡ أَلَمۡ تَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ أَبَاكُمۡ قَدۡ أَخَذَ عَلَيۡكُم مَّوۡثِقٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَمِن قَبۡلُ مَا فَرَّطتُمۡ فِي يُوسُفَۖ فَلَنۡ أَبۡرَحَ ٱلۡأَرۡضَ حَتَّىٰ يَأۡذَنَ لِيٓ أَبِيٓ أَوۡ يَحۡكُمَ ٱللَّهُ لِيۖ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡحَٰكِمِينَ٨٠ ٱرۡجِعُوٓاْ إِلَىٰٓ أَبِيكُمۡ فَقُولُواْ يَٰٓأَبَانَآ إِنَّ ٱبۡنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدۡنَآ إِلَّا بِمَا عَلِمۡنَا وَمَا كُنَّا لِلۡغَيۡبِ حَٰفِظِينَ٨١ وَسۡ‍َٔلِ ٱلۡقَرۡيَةَ ٱلَّتِي كُنَّا فِيهَا وَٱلۡعِيرَ ٱلَّتِيٓ أَقۡبَلۡنَا فِيهَاۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ٨٢ قَالَ بَلۡ سَوَّلَتۡ لَكُمۡ أَنفُسُكُمۡ أَمۡرٗاۖ فَصَبۡرٞ جَمِيلٌۖ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَأۡتِيَنِي بِهِمۡ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ٨٣ وَتَوَلَّىٰ عَنۡهُمۡ وَقَالَ يَٰٓأَسَفَىٰ عَلَىٰ يُوسُفَ وَٱبۡيَضَّتۡ عَيۡنَاهُ مِنَ ٱلۡحُزۡنِ فَهُوَ كَظِيمٞ٨٤ قَالُواْ تَٱللَّهِ تَفۡتَؤُاْ تَذۡكُرُ يُوسُفَ حَتَّىٰ تَكُونَ حَرَضًا أَوۡ تَكُونَ مِنَ ٱلۡهَٰلِكِينَ٨٥ قَالَ إِنَّمَآ أَشۡكُواْ بَثِّي وَحُزۡنِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَأَعۡلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ٨٦ [يوسف: ۷۹-۸۶].

(۷۹) یوسف ÷ گفت: پناه بر الله که به جرم ستمکاری بر بیگناهی ستم کنیم، یعنی غیر از کسیکه پیمانۀ پادشاه را در بارش یافتیم نگه داریم، همانا اگر این کار را انجام دهیم ستمکار خواهیم بود، چون بیگناهی را مجازات کردهایم، و جنایتکاری را رهانیدهایم.

(۸۰) پس وقتی از پذیرفتن درخواست‏شان توسط یوسف ÷ ناامید شدند برای مشورت با یکدیگر از مردم کناره گرفتند، برادر بزرگشان گفت: آیا به یاد دارید که پدرتان عهد مؤکّد الله از شما گرفته است که پسرش را به او بازگردانید مگر اینکه چیزیکه توان دفعش را ندارید شما را احاطه کند، و پیش از این در مورد یوسف کوتاهی کردهاید، و به عهد خویش با پدرتان در مورد او وفا نکردید، پس سرزمین مصر را ترک نمیکنم مگر اینکه پدرم اجازۀ بازگشت به‏سوی خویش را به من بدهد، یا الله به گرفتن برادرم در مورد من داوری کند، و الله بهترین داوران است، زیرا به حق و عدالت داوری میکند.

(۸۱) و برادر بزرگ گفت: نزد پدرتان بازگردید، و به او بگویید: همانا پسرت دزدی کرد، پس عزیز مصر او را به کیفر دزدیاش به بردگی گرفت، و ما خبر نمیدهیم جز به آنچه علم داریم از آنجا که پیمانه را دیدیم که از بارش خارج کرد، و ما آگاهی نداشتیم که او دزدی میکند، و اگر از این موضوع آگاه بودیم برای بازگرداندن او با تو پیمان نمیبستیم.

(۸۲) و –ای پدر ما- برای اینکه راستگوییمان برایت ثابت شود از اهل مصر که در آن بودیم بپرس، و از افراد کاروانی که با آن آمدیم بپرس که آنچه را ما به تو خبر دادیم به تو خبر میدهند، و بهراستیکه ما در دزدی او که به تو خبر دادیم واقعاً راستگو هستیم.

(۸۳) پدرشان به آنها گفت: امر آنگونه که شما بیان میکنید که او دزدی کرده نیست، بلکه نفسهای‏تان برای‏تان آراسته است که به او مکر بزنید همانگونه که پیش از این به برادرش یوسف مکر زدید، پس صبر من صبری نیکوست، و در آن شکایتی جز به‏سوی الله نیست، امید است که الله همگی آنها را به‏سوی من بازگرداند: یوسف و برادر تنیاش، و برادر بزرگ آن دو، بهراستیکه او سبحانه از حال من آگاه است، و در تدبیر خویش برای کارم بسیار داناست.

(۸۴) و برای رویگردانی از آنها دور شد، و گفت: ای اندوه زیاد من بر یوسف!؛ و سیاهی دو چشمش از بس که بر او گریه کرد سفید شد، زیرا سرشار از غم و اندوه بود، و اندوهش را از مردم پنهان میکرد.

(۸۵) برادران یوسف ÷ به پدرشان گفتند: - ای پدر ما- به الله سوگند پیوسته یوسف را یاد میکنی، و بر او اندوه میداری تا اینکه بیماری تو سخت شود، یا عملاً نابود شوی.

(۸۶) پدرشان به آنها گفت: از غم و اندوهی که به من رسیده است تنها به‏سوی الله شکایت میکنم، و از لطف و احسان الله و اجابت دعای درمانده توسط او تعالی و جزای او به مصیبت زده چیزی میدانم که شما نمیدانید.

برخی فواید آیات:

• مؤاخذۀ شخص پاک به گناه دیگری جایز نیست، یعنی به جای مجرم شخص دیگری مؤاخذه نمیشود.

• صبر جمیل همان صبری است که در آن شکایت فقط نزد الله تعالی برده شود.

• مؤمن باید یقین کامل داشته باشد بر اینکه الله اندوهش را برطرف میسازد.

﴿يَٰبَنِيَّ ٱذۡهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَاْيۡ‍َٔسُواْ مِن رَّوۡحِ ٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ لَا يَاْيۡ‍َٔسُ مِن رَّوۡحِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ٨٧ فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَيۡهِ قَالُواْ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهۡلَنَا ٱلضُّرُّ وَجِئۡنَا بِبِضَٰعَةٖ مُّزۡجَىٰةٖ فَأَوۡفِ لَنَا ٱلۡكَيۡلَ وَتَصَدَّقۡ عَلَيۡنَآۖ إِنَّ ٱللَّهَ يَجۡزِي ٱلۡمُتَصَدِّقِينَ٨٨ قَالَ هَلۡ عَلِمۡتُم مَّا فَعَلۡتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذۡ أَنتُمۡ جَٰهِلُونَ٨٩ قَالُوٓاْ أَءِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُۖ قَالَ أَنَا۠ يُوسُفُ وَهَٰذَآ أَخِيۖ قَدۡ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡنَآۖ إِنَّهُۥ مَن يَتَّقِ وَيَصۡبِرۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٩٠ قَالُواْ تَٱللَّهِ لَقَدۡ ءَاثَرَكَ ٱللَّهُ عَلَيۡنَا وَإِن كُنَّا لَخَٰطِ‍ِٔينَ٩١ قَالَ لَا تَثۡرِيبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡيَوۡمَۖ يَغۡفِرُ ٱللَّهُ لَكُمۡۖ وَهُوَ أَرۡحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ٩٢ ٱذۡهَبُواْ بِقَمِيصِي هَٰذَا فَأَلۡقُوهُ عَلَىٰ وَجۡهِ أَبِي يَأۡتِ بَصِيرٗا وَأۡتُونِي بِأَهۡلِكُمۡ أَجۡمَعِينَ٩٣ وَلَمَّا فَصَلَتِ ٱلۡعِيرُ قَالَ أَبُوهُمۡ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَۖ لَوۡلَآ أَن تُفَنِّدُونِ٩٤ قَالُواْ تَٱللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلَٰلِكَ ٱلۡقَدِيمِ٩٥ [يوسف: ۸۷-۹۵].

(۸۷) پدرشان به آنها گفت: ای پسرانم، بروید و از اخبار یوسف و برادرش جستجو کنید، و از گشایش و اندوه زدایی الله از بندگانش نومید نشوید، زیرا جز گروه کافران از گشایش و اندوه زدایی او نومید نمیشوند؛ زیرا آنها از بزرگی قدرت الله و سرازیرکردن نعمتهای او تعالی بر بندگانش آگاه نیستند.

(۸۸) آنگاه فرمان پدرشان را اجرا کردند، و برای جستجو از یوسف ÷ و برادرش رفتند، پس وقتی بر یوسف ÷ وارد شدند به او گفتند: سختی و فقر به ما رسیده است، و کالایی کم ارزش و ناچیز آوردهایم، پس چنانکه پیش از این بر ما پیمانه می‏کردی پیمانهای کافی برای ما پیمانه کن، و با افزودن بر آن یا با چشم پوشی از کالای کم ارزش ما بر ما صدقه بده، زیرا الله صدقه دهندگان را به نیکوتران پاداش جزا میدهد.

(۸۹) پس وقتی سخن‏شان را شنید از روی مهربانی بر آنها دلسوزی کرد، و خودش را به آنها معرفی کرد و به آنها گفت: آیا دانستید که با یوسف و برادر تَنیاش چه کردید آنگاه که از سرانجام کاری که با آنها انجام دادید بیخبر بودید؟!

(۹۰) آنگاه شوکه شدند، و گفتند: آیا تو خود یوسف هستی؟! یوسف ÷ به آنها گفت: بله من یوسف هستم، و این را که همراه من میبینید: برادر تنی من است، الله با رهایی از آنچه که در آن بودیم، و با بالا بردن منزلت بر ما منت بخشیده است، زیرا هرکس که با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او تعالی بترسد، و در برابر مصیبت شکیبایی کند؛ این کارش نوعی نیکوکاری است، و الله مزد نیکوکاران را تباه نمیسازد، بلکه آن را برای‏شان حفظ میکند.

(۹۱) برادرانش با پوزش خواهی از کاری که با او انجام داده بودند به او گفتند: به الله سوگند که الله با صفات کمال که به تو عطا کرده تو را بر ما برتری بخشیده است، و بهراستیکه در کاری که با تو انجام دادیم خطاکار و ستمکار بودهایم.

(۹۲) پس یوسف ÷ عذرخواهی‏شان را پذیرفت، و گفت: امروز هیچ سرزنشی بر شما نیست که کیفر یا توبیخ شما را ایجاب کند، از الله میخواهم که شما را ببخشد، و او سبحانه مهربانترین مهربانان است.

(۹۳) آنگاه چون او را از آنچه که چشمان پدرش به آن دچار شده بود آگاه کردند پیراهنش را به آنها داد، و گفت: این پیراهنم را ببرید، و آن را بر صورت پدرم بیندازید تا بیناییاش بازگردد، و تمام خانوادهتان را نزد من بیاورید.

(۹۴) و چون کاروان برای حرکت از مصر خارج شد، و از آبادی آن جدا گشت یعقوب ÷ به پسرانش و کسانیکه در سرزمین او نزدش بودند گفت: بهراستیکه من بوی یوسف را استشمام میکنم، اگر شما مرا نادان ندانید و اینگونه به خرفتی و کودنی نسبت ندهید که: این پیری است که عقلش تباه شده است، و چیزی میگوید که نمیداند.

(۹۵) کسانی از فرزندان او که کنارش بودند گفتند: به الله سوگند که تو پیوسته در گمان سابق خویش در مورد جایگاه یوسف نزد خود و امکان دیدن دوبارۀ او هستی.

برخی فواید آیات:

• بزرگی شناخت یعقوب ÷ از الله، چون با وجود مصیبتهای پیاپی و گذشت سالها، گمان نیکش تغییر نکرد.

• از اخلاق پوزش خواه راستین این است که از الله بخشش میطلبد، و علیه خودش اعتراف میکند و از کسیکه از او زیان دیده است درخواست گذشت دارد.

• با تقوا و شکیبایی، بالاترین درجات در دنیا و آخرت به دست میآید.

• قبول پوزش خواهی خطاکار و ترک انتقام، بهخصوص در صورت توان بر انتقام، و سرزنش نکردن او بر آنچه که از او سر زده است.

﴿فَلَمَّآ أَن جَآءَ ٱلۡبَشِيرُ أَلۡقَىٰهُ عَلَىٰ وَجۡهِهِۦ فَٱرۡتَدَّ بَصِيرٗاۖ قَالَ أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ٩٦ قَالُواْ يَٰٓأَبَانَا ٱسۡتَغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَآ إِنَّا كُنَّا خَٰطِ‍ِٔينَ٩٧ قَالَ سَوۡفَ أَسۡتَغۡفِرُ لَكُمۡ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٩٨ فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيۡهِ أَبَوَيۡهِ وَقَالَ ٱدۡخُلُواْ مِصۡرَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ٩٩ وَرَفَعَ أَبَوَيۡهِ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ وَخَرُّواْ لَهُۥ سُجَّدٗاۖ وَقَالَ يَٰٓأَبَتِ هَٰذَا تَأۡوِيلُ رُءۡيَٰيَ مِن قَبۡلُ قَدۡ جَعَلَهَا رَبِّي حَقّٗاۖ وَقَدۡ أَحۡسَنَ بِيٓ إِذۡ أَخۡرَجَنِي مِنَ ٱلسِّجۡنِ وَجَآءَ بِكُم مِّنَ ٱلۡبَدۡوِ مِنۢ بَعۡدِ أَن نَّزَغَ ٱلشَّيۡطَٰنُ بَيۡنِي وَبَيۡنَ إِخۡوَتِيٓۚ إِنَّ رَبِّي لَطِيفٞ لِّمَا يَشَآءُۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ١٠٠ ۞رَبِّ قَدۡ ءَاتَيۡتَنِي مِنَ ٱلۡمُلۡكِ وَعَلَّمۡتَنِي مِن تَأۡوِيلِ ٱلۡأَحَادِيثِۚ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَنتَ وَلِيِّۦ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۖ تَوَفَّنِي مُسۡلِمٗا وَأَلۡحِقۡنِي بِٱلصَّٰلِحِينَ١٠١ ذَٰلِكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلۡغَيۡبِ نُوحِيهِ إِلَيۡكَۖ وَمَا كُنتَ لَدَيۡهِمۡ إِذۡ أَجۡمَعُوٓاْ أَمۡرَهُمۡ وَهُمۡ يَمۡكُرُونَ١٠٢ وَمَآ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ وَلَوۡ حَرَصۡتَ بِمُؤۡمِنِينَ١٠٣ [يوسف: ۹۶-۱۰۳].

(۹۶) پس وقتی خبر رسان به آنچه که یعقوب ÷ را شاد میکرد آمد، پیراهن یوسف ÷ را بر صورتش افکند آنگاه بینا شد، در این هنگام به پسرانش گفت: آیا به شما نگفتم که من از لطف و احسان الله چیزی میدانم که شما نمیدانید؟

(۹۷) پسرانش با پوزش خواهی از پدرشان یعقوب ÷ در مورد کاری که با یوسف ÷ و برادرش انجام داده بودند گفتند: ای پدر ما، از الله برای گناهان گذشتۀ ما طلب آمرزش کن، بهراستیکه ما در کاری که با یوسف و برادر تنیاش انجام دادیم گناهکار و بدکار بودهایم.

(۹۸) پدرشان به آنها گفت: بهزودی از پروردگارم برای‏تان آمرزش میطلبم، زیرا او گناهان بندگان توبهکارش را میآمرزد، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

(۹۹) و یعقوب ÷ و خانوادهاش به قصد یوسف ÷ در مصر از سرزمین‏شان خارج شدند، پس وقتی نزد او وارد شدند پدر و مادرش را به کنار خودش کشید، و به برادران و خانوادهاش گفت: به ارادۀ الله با امنیت در مصر وارد شوید که در آن آزاری به شما نمیرسد.

(۱۰۰) و پدر و مادرش را بر تختی که خودش مینشست نشاند، و پدر و مادرش و یازده برادرش با سجده بر او احترام کردند، و این سجده سجدۀ احترام بود نه عبادت، تا فرمان الله همانگونه که در خواب آمده بود محقق شود، از این رو یوسف ÷ به پدرش گفت: این احترام با سجده برای من توسط شما همان تأویل خوابم است که پیش از این دیدم و آن را برایت حکایت کردم، که پروردگارم آن را با وقوع آن محقق گردانید، و پروردگارم به من نیکی کرده است آنگاه که مرا از زندان خارج کرد، و آنگاه که شما را از بیابان آورد بعد از اینکه شیطان میان من و برادرانم را فاسد کرد، همانا پروردگار من در تدبیر خویش به آنچه که بخواهد بسیار دقیق است، و بهراستی که او از احوال بندگانش آگاه، و در تدبیرش بسیار داناست.

(۱۰۱) سپس یوسف ÷ در دعا پروردگارش را خواند، و گفت: پروردگارا، پادشاهی مصر را به من عطا کردی، و تعبیر خواب را به من آموختی، ای آفریننده و پدید آورندۀ آسمانها و زمین بدون نمونۀ قبلی، تو عهدهدار تمام کارهایم در زندگی دنیا، و عهدهدار تمام کارهایم در آخرت هستی، هنگام پایان اجلم مرا مسلمان قبض کن، و مرا با پیامبران صالح از پدرانم و غیر آنها در فردوس اعلی از بهشت ملحق کن.

(۱۰۲) - ای رسول- از این قصۀ یوسف ÷ و برادرانش که به تو وحی میکنیم آگاهی نداشتی، زیرا نزد برادران یوسف ÷ حاضر نبودی آنگاه که بر افکندن او در ته چاه تصمیم گرفتند، و آن حیله را اندیشیدند، بلکه ما آن را بر تو وحی کردیم.

(۱۰۳) و –ای رسول- بیشتر مردم ایمان نمیآورند هر چند که تمام کوشش خویش را به خرج دهی تا ایمان بیاورند، پس خودت را به خاطر افسوس بر آنها نابود نکن.

برخی فواید آیات:

• نیکی به پدر و مادر و بزرگداشت و تکریم آن دو واجب است، و از جملۀ آن، شتاب در رساندن مژده به آن دو در آنچه که آنها را شادمان میگرداند است.

• ترساندن از وسوسۀ شیطان، و از کسیکه برای ایجاد شکاف میان دوستان می‏کوشد؛ تا میان آنها جدایی اندازد.

• هرچه بنده در دین یا دنیایش بالا رود، تمام آن به لطف و نعمت بخشیدن الله تعالی بر او بازمیگردد.

• درخواست سرانجامِ نیک و سلامتی و رستگاری در روز قیامت و پیوستن به دوستان صالح در بهشت از الله.

﴿وَمَا تَسۡ‍َٔلُهُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ١٠٤ وَكَأَيِّن مِّنۡ ءَايَةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ يَمُرُّونَ عَلَيۡهَا وَهُمۡ عَنۡهَا مُعۡرِضُونَ١٠٥ وَمَا يُؤۡمِنُ أَكۡثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشۡرِكُونَ١٠٦ أَفَأَمِنُوٓاْ أَن تَأۡتِيَهُمۡ غَٰشِيَةٞ مِّنۡ عَذَابِ ٱللَّهِ أَوۡ تَأۡتِيَهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ١٠٧ قُلۡ هَٰذِهِۦ سَبِيلِيٓ أَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا۠ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِيۖ وَسُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١٠٨ وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ إِلَّا رِجَالٗا نُّوحِيٓ إِلَيۡهِم مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡقُرَىٰٓۗ أَفَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۗ وَلَدَارُ ٱلۡأٓخِرَةِ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ١٠٩ حَتَّىٰٓ إِذَا ٱسۡتَيۡ‍َٔسَ ٱلرُّسُلُ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُمۡ قَدۡ كُذِبُواْ جَآءَهُمۡ نَصۡرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَآءُۖ وَلَا يُرَدُّ بَأۡسُنَا عَنِ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ١١٠ لَقَدۡ كَانَ فِي قَصَصِهِمۡ عِبۡرَةٞ لِّأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِۗ مَا كَانَ حَدِيثٗا يُفۡتَرَىٰ وَلَٰكِن تَصۡدِيقَ ٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ وَتَفۡصِيلَ كُلِّ شَيۡءٖ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٗ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ١١١ [يوسف: ۱۰۴-۱۱۱].

(۱۰۴) و اگر بیندیشند به‏طور قطع به تو ایمان میآورند؛ زیرا –ای رسول- تو بر قرآن و بر آنچه که آنها را به آن فرا میخوانی پاداشی از آنها طلب نکردهای، پس قرآن چیزی جز یاد آوری برای تمام مردم نیست.

(۱۰۵) و چه بسیار است نشانههای دلالت کننده بر توحید او سبحانه که در آسمانها و زمین پراکنده است، که از کنار آنها میگذرند اما از تأمل در آنها و پندگیری به آنها رویگردان هستند، و به آنها توجهی نمیکنند.

(۱۰۶) و بیشتر مردم به الله به اینکه او تعالی آفریدگار و روزی دهنده و زنده کننده و میراننده است ایمان نمیآورند جز اینکه تندیسها و نمادهایی را با او عبادت می‏کنند، و ادعا میکنند که فرزندی دارد، سبحانه.

(۱۰۷) آیا این مشرکان در امان هستند از اینکه کیفری در دنیا آنها را فراگیرد که آنها را بپوشاند و بر آنها سایه افکند، و نتوانند آن را دفع کنند، یا قیامت به صورت ناگهانی آنها را فراگیرد، درحالیکه آمدن آن را احساس نمیکنند تا برایش آماده شوند، پس به این خاطر ایمان نیاوردهاند؟!

(۱۰۸) - ای رسول- به هرکس که چنین ادعا میکند بگو: این است راه من که مردم را به آن فرا میخوانم، من و کسانیکه از من پیروی کردهاند و به هدایت من هدایت یافتهاند، و به سنت من عمل کردهاند، بر حجتی آشکار به‏سوی آن فرا میخوانیم، و من از مشرکان به الله نیستم، بلکه از مُوَحّدان و یکتاپرستان او سبحانه هستم.

(۱۰۹) و –ای رسول- ما پیش از تو نفرستادهایم مگر مردانی از انسانها نه فرشتگان، که به آنها وحی میکردیم همانگونه که به تو وحی کردیم، از شهرنشنان نه از بادیهنشینان، آنگاه امتهای‏شان آنها را تکذیب کردند پس آنها را نابود کردهایم. آیا این کسانیکه تو را تکذیب میکنند در زمین نگشتهاند تا بیندیشند که سرانجام تکذیب کنندگان قبل از آنها چگونه بوده است تا از آنها عبرت بگیرند؟! و برای کسانیکه در دنیا از الله ترسیدهاند نعمتهای سرای آخرت بهتر است. پس آیا نمیاندیشید که آن بهتر است تا با اجرای اوامر الله – که بزرگترین آن ایمان است- و ترک نواهی او – که بزرگترین آنها شرک به الله است- از او تعالی بترسید.

(۱۱۰) این رسولان که آنها را میفرستیم به دشمنان‏شان مهلت میدهیم، و برای نزدیک کردن تدریجی آنها به عذاب در کیفر آنها عجله نمیکنیم، تا اینکه نابودی آنها به تاخیر افتاد و رسولان از نابودی آنها ناامید شدند و کفار گمان کردند که رسولان‏شان در کیفر تکذیب کنندگان و رهایی مؤمنان که به آنها وعده داده بودند به آنها دروغ گفته بودند؛ یاری ما به رسولان‏مان فرا رسید، و رسولان و مؤمنان را از نابودی واقع شده بر تکذیب کنندگان نجات دادیم، و عذاب ما از قوم جنایتکار آنگاه که عذاب را بر آنها فرو فرستیم بازگردانیده نمیشود.

(۱۱۱) به‏طور قطع در قصص رسولان و قصص امتهایشان، و در قصۀ یوسف ÷ و برادرانش پندی است که صاحبان عقل سلیم از آن عبرت میگیرند، قرآن که مشتمل بر این قصص است کلامی ساختگی و به دروغ نسبت داده شده بر الله نیست، بلکه تصدیقی است بر کتابهای آسمانی نازل شده از جانب الله، و تفصیلی است برای تمام احکام و شرایعی که به تفصیل نیاز دارند، و راهنمایی است به‏سوی هر خیری، و رحمتی است برای مردمی که به آن ایمان میآورند؛ زیرا آنها هستند که از آنچه در آن است فایده میبرند.

برخی فواید آیات:

• الله تعالی از روی لطف و بخشش خویش، به‏سبب اهداف و حکمتهایی، پیامبرانش را بر بعضی امور غیبی آگاه میسازد.

• دعوتگر مالک بازگرداندن دلهای بندگان و وادار کردن آن بر طاعات نیست، و بیشتر مردم اهل هدایت نیستند.

• سرزنش افرادِ رویگردان از نشانههای دلالت کننده بر وجودِ الله و دلایل توحید او تعالی که در صفحات هستی پراکنده است.

• آیۀ ﴿قُلۡ هَٰذِهِۦ سَبِيلِيٓ ... بیان برخی ارکان دعوت را دربردارد، از جمله: أ- وجود منهج: ﴿أَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ ب- منهج بر علم استوار میگردد ﴿عَلَىٰ بَصِيرَةٍ ج- وجود دعوتگر: ﴿قُلۡ هَٰذِهِۦ سَبِيلِيٓ أَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا۠ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِي ﴿أَنَا۠ د- وجود مدعوین: ﴿وَمَنِ ٱتَّبَعَنِيۖ .

سورة الرّعد (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓمٓرۚ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِۗ وَٱلَّذِيٓ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ ٱلۡحَقُّ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يُؤۡمِنُونَ١ ٱللَّهُ ٱلَّذِي رَفَعَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَاۖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمّٗىۚ يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ يُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُم بِلِقَآءِ رَبِّكُمۡ تُوقِنُونَ٢ وَهُوَ ٱلَّذِي مَدَّ ٱلۡأَرۡضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِيَ وَأَنۡهَٰرٗاۖ وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ جَعَلَ فِيهَا زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِۖ يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٣ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ قِطَعٞ مُّتَجَٰوِرَٰتٞ وَجَنَّٰتٞ مِّنۡ أَعۡنَٰبٖ وَزَرۡعٞ وَنَخِيلٞ صِنۡوَانٞ وَغَيۡرُ صِنۡوَانٖ يُسۡقَىٰ بِمَآءٖ وَٰحِدٖ وَنُفَضِّلُ بَعۡضَهَا عَلَىٰ بَعۡضٖ فِي ٱلۡأُكُلِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٤ ۞وَإِن تَعۡجَبۡ فَعَجَبٞ قَوۡلُهُمۡ أَءِذَا كُنَّا تُرَٰبًا أَءِنَّا لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدٍۗ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ ٱلۡأَغۡلَٰلُ فِيٓ أَعۡنَاقِهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٥ [الرعد: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

بیان حقیقت نیرو و قدرت الهی و مظاهر آن، و إثبات وعد و وعید و سنت الله در تغییر و تبدیل.

تفسیر:

(۱) ﴿الٓمٓرۚ سخن در مورد شبیه این حرف در آغاز سورۀ بقره گذشت. –ای رسول- این آیات والا در این سوره، و قرآن که الله آن را بر تو نازل کرده است، حقیقتی است که هیچ شکی در آن راه ندارد، و بدون تردید از جانب الله آمده است، اما بیشتر مردم از روی سرسختی و تکبر ایمان نمیآورند.

(۲) الله همان ذاتی است که آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید برافراشته آفرید، سپس بالا رفت و بر عرش ارتفاع گرفت آنگونه که سزاوار او سبحانه است بدون تکییف (بیان چگونگی) و تمثیل (بیان توصیف)، و خورشید و ماه را برای منافع مخلوقاتش رام کرد. هر یک از خورشید و ماه برای مدت مشخصی در علم الله در جریان است، و او سبحانه هرگونه که بخواهد در آسمانها و زمین عمل میکند، و آیات دلالت کننده بر قدرتش را بیان میدارد امید است که به دیدار پروردگارتان در روز قیامت یقین پیدا کنید، آنگاه با انجام عمل صالح برای آن آماده شوید.

(۳) و او سبحانه ذاتی است که زمین را گسترانید، و کوههایی ثابت در آن ایجاد کرد تا مردم را نلرزاند، و در آن از تمام انواع میوهها دو صنف مانند نر و ماده در حیوان قرار داد. روز را با شب میپوشاند، چنانکه پس از روشنایی تاریک میشود. همانا در موارد مذکور، دلایل و برهانهایی است برای مردمی که در آفرینش الله میاندیشند، و در آن تأمل میکنند، زیرا آنها هستند که از این دلایل و برهانها بهره میبرند.

(۴) و در زمین قطعاتی نزدیک به هم، و باغهایی از انگور، و کشتزارها، و درختان خرمایی از یک ریشه، و درختان خرمایی با ریشههایی جدا از یکدیگر وجود دارد، این باغها و کشتزارها با یک آب سیراب میشوند، و با وجود اینکه در کنار یکدیگر قرار دارند و از یک آب سیراب میگردند بعضی از آنها را بر بعضی دیگر در طعم و سایر فواید برتری میدهیم، بهراستیکه در این موارد دلایل و برهانهایی است برای مردمی که میاندیشند؛ چون آنها هستند که از آن پند میگیرند.

(۵) و –ای رسول- اگر از چیزی تعجب میکنی، سزاوارترین چیز برای اینکه از آن تعجب کنی تکذیب رستاخیز از سوی آنها، و این سخن‏شان برای استدلال بر انکار رستاخیز است که میگویند: آیا وقتیکه مردیم و خاک و استخوانهایی مرده و پوسیده شدیم، دوباره برانگیخته میشویم و زنده بازمیگردیم؟! اینها که منکر رستاخیزِ پس از مرگ هستند، کسانی هستند که به پروردگارش کفر ورزیدهاند پس قدرت او تعالی بر برانگیختن مردگان را انکار کردهاند، و اینها هستند که در روز قیامت زنجیرهایی از آتش در گردنهای‏شان قرار میگیرد، و اینها ساکنان جهنم هستند، که برای همیشه در آن میمانند، بهگونهای که فنایی به آنها نمیرسد، و عذاب‏شان قطع نمیگردد.

برخی فواید آیات:

• اثبات قدرت الله و شگفتی از آفرینش او تعالی که آسمانها را با وجود بزرگی و وسعتش بدون ستونهایی که آنها را به دوش بگیرند آفرید.

• اثبات قدرت و کمال ربوبیت الله با برهان آفرینش، آنگاه که گیاه بزرگ و تنومند را میرویاند، و دانهای کوچک از آن بیرون میآورد، سپس آن را از یک آب سیراب میکند، و با این وجود، حجم و رنگ و طعم میوههایش مختلف است.

• بیرون آوردن درختان تنومند از دانههای کوچک، پس از اینکه معدوم بودند توسط الله تعالی، ردی است بر انکار رستاخیز از سوی مشرکان؛ زیرا بازگرداندن تمام اجزای پوسیدۀ پراکنده و محلول در زمین، و برانگیختن دوبارۀ آن، پس از اینکه موجود بود، آسانتر است از درآوردن معدوم از دانه.

﴿وَيَسۡتَعۡجِلُونَكَ بِٱلسَّيِّئَةِ قَبۡلَ ٱلۡحَسَنَةِ وَقَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِمُ ٱلۡمَثُلَٰتُۗ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغۡفِرَةٖ لِّلنَّاسِ عَلَىٰ ظُلۡمِهِمۡۖ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٦ وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦٓۗ إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرٞۖ وَلِكُلِّ قَوۡمٍ هَادٍ٧ ٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تَحۡمِلُ كُلُّ أُنثَىٰ وَمَا تَغِيضُ ٱلۡأَرۡحَامُ وَمَا تَزۡدَادُۚ وَكُلُّ شَيۡءٍ عِندَهُۥ بِمِقۡدَارٍ٨ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡكَبِيرُ ٱلۡمُتَعَالِ٩ سَوَآءٞ مِّنكُم مَّنۡ أَسَرَّ ٱلۡقَوۡلَ وَمَن جَهَرَ بِهِۦ وَمَنۡ هُوَ مُسۡتَخۡفِۢ بِٱلَّيۡلِ وَسَارِبُۢ بِٱلنَّهَارِ١٠ لَهُۥ مُعَقِّبَٰتٞ مِّنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ يَحۡفَظُونَهُۥ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوۡمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡۗ وَإِذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ سُوٓءٗا فَلَا مَرَدَّ لَهُۥۚ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَالٍ١١ هُوَ ٱلَّذِي يُرِيكُمُ ٱلۡبَرۡقَ خَوۡفٗا وَطَمَعٗا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ١٢ وَيُسَبِّحُ ٱلرَّعۡدُ بِحَمۡدِهِۦ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ مِنۡ خِيفَتِهِۦ وَيُرۡسِلُ ٱلصَّوَٰعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَآءُ وَهُمۡ يُجَٰدِلُونَ فِي ٱللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ ٱلۡمِحَالِ١٣ [الرعد: ۶-۱۳].

(۶) و –ای رسول- مشرکان پیش از آنکه نعمتهایی را که الله برای‏شان مقدر کرده است برای‏شان کامل شود خواستار تعجیل کیفر هستند، و نزول عذاب بر خودشان را کُند میدانند، درحالیکه قبل از آنها کیفرهای امتهای تکذیب کننده شبیه آنها سپری شده است، پس چرا از آنها عبرت نمیگیرند؟ و –ای رسول- همانا پروردگارت با وجود ستم مردم از آنها میگذرد، و کیفر آنها را به تعجیل نمیاندازد تا به‏سوی الله توبه کنند، و بهراستیکه او نسبت به کسانیکه از کفرشان توبه نکنند سخت کیفر است.

(۷) و کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند – با اصرار در بازداشتن و لجاجت- میگویند: چرا آیهای مانند آنچه بر موسی ÷ و عیسی ÷ نازل شده بر محمد ج از جانب پروردگارش نازل نشده است. –ای رسول- تو فقط انذار دهندهای هستی که مردم را از عذاب الله میترسانی، و آیاتی نداری جز آنچه که الله به تو بخشیده است، و برای هر قومی پیامبری است که آنها را به راه حق راهنمایی، و بر آن رهبری میکند.

(۸) الله از آنچه که هر مادهای در شکم خویش به آن آبستن میشود، و از هر چیزی در مورد آن آگاه است، و از کم و زیاد شدن و سلامتی و معلولیتی که در رحمها حاصل میشود آگاه است، و هر چیزی نزد او سبحانه به مقداری که نه بر آن افزوده میشود و نه از آن کاسته میشود اندازهگیری شده است.

(۹) زیرا او سبحانه از تمام آنچه که از حواس مخلوقاتش پنهان است آگاه است، و به تمام آنچه که حواس‏شان درک میکند نیز آگاه است، و در صفات و اسمها و افعالش بسیار بزرگ است، و به ذات و صفات خویش بر هر یک از مخلوقاتش چیره است.

(۱۰) راز و نهان را میداند، و –ای مردم- در علم او یکسان است کسی از شما که سخن را پنهان دارد، و کسیکه آن را آشکار کند، و نیز در علم او یکسان است کسیکه خود را در تاریکی شب از چشم مردم پنهان کند، و کسیکه اعمالش را در روشنایی روز آشکار گرداند.

(۱۱) او تعالی فرشتگانی دارد که از پی یکدیگر بر انسان فرود میآیند، یعنی برخی از آنها شب، و برخی از آنها روز میآیند، و به فرمان الله، انسانها را با بازداشتن از تمام تقدیراتی که الله برای‏شان مصونیت از آن را نوشته است محافظت میکنند، همانا الله حال خوش مردمی را به حالی دیگر که آنها را شاد نمیگرداند تغییر نمیدهد مگر اینکه خودشان حال شکر را که بر آن هستند تغییر دهند، و هرگاه الله نابودی قومی را اراده کند هیچ بازگردانندهای برای آنچه که او تعالی اراده کرده نیست، و –ای مردم- غیر از الله کارسازی ندارید که کارهای‏تان را به عهده بگیرد، پس برای دفع مصیبتهایی که به شما رسیده است به او پناه ببرید.

(۱۲) - ای مردم- او ذاتی است که برق را به شما نمایاند، و در آن، ترس از صاعقهها، و طمع در باران را یکجا برای‏تان قرار داده است، و او ذاتی است که ابر گرانبار به آب بارانِ زیاد را برای‏تان پدید میآورد.

(۱۳) و رعد همراه با حمد پروردگارش تسبیح او سبحانه را میگوید، و فرشتگان بهخاطر ترس از پروردگارشان و برای بزرگداشت و تعظیم او تعالی تسبیحش را میگویند، و صاعقههای آتشزا را برای هر یک از مخلوقاتش که بخواهد میفرستد و آنها را نابود میسازد، و کافران در وحدانیت الله با یکدیگر مجادله میکنند، و الله برای کسانیکه از او نافرمانی کنند دارای نیرو و قدرتی سخت است.

برخی فواید آیات:

• بزرگی آمرزش و بردباری الله در برابر گناهان فرزندان آدم، زیرا با وجود اینکه در برابر رسولان و پیامبرانش گردنکشی و مبارزه میکنند، آنها را روزی می‏دهد، و گناهان‏شان را میبخشد، و در برابر آنها بسیار بردبار است.

• بزرگی علم الله تعالی نسبت به آنچه در تاریکی رحم است، زیرا او تعالی از امر نطفۀ قرار گرفته در رحم، و تبدیل آن به مخلوق نر یا ماده، و سلامتی و معلول بودنش، و روزی و اجلش، و بدبخت یا سعادتمند بودنش، آگاه است؛ زیرا علم او تعالی بر این موارد عام و فراگیر است.

• توجه زیاد الله بر فرزندان آدم ÷، و اثبات وجود فرشتگانی که انسان را محافظت و نگهداری میکنند و سایر فرشتگان مانند فرشتگانی که مأمور نوشتن خوبیها و بدیهای مردم هستند.

• اینکه الله تعالی هرگاه از بنده پیروی از اسباب هدایت را ببیند حال او را به بهترین حال تغییر میدهد، زیرا توفیق به هدایت، به پیروی از راهنمایی گفتاری (کلام الله) بستگی دارد.

﴿لَهُۥ دَعۡوَةُ ٱلۡحَقِّۚ وَٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا يَسۡتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيۡءٍ إِلَّا كَبَٰسِطِ كَفَّيۡهِ إِلَى ٱلۡمَآءِ لِيَبۡلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَٰلِغِهِۦۚ وَمَا دُعَآءُ ٱلۡكَٰفِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ١٤ وَلِلَّهِۤ يَسۡجُدُۤ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ طَوۡعٗا وَكَرۡهٗا وَظِلَٰلُهُم بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ۩١٥ قُلۡ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ قُلِ ٱللَّهُۚ قُلۡ أَفَٱتَّخَذۡتُم مِّن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ لَا يَمۡلِكُونَ لِأَنفُسِهِمۡ نَفۡعٗا وَلَا ضَرّٗاۚ قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلۡأَعۡمَىٰ وَٱلۡبَصِيرُ أَمۡ هَلۡ تَسۡتَوِي ٱلظُّلُمَٰتُ وَٱلنُّورُۗ أَمۡ جَعَلُواْ لِلَّهِ شُرَكَآءَ خَلَقُواْ كَخَلۡقِهِۦ فَتَشَٰبَهَ ٱلۡخَلۡقُ عَلَيۡهِمۡۚ قُلِ ٱللَّهُ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ وَهُوَ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّٰرُ١٦ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَسَالَتۡ أَوۡدِيَةُۢ بِقَدَرِهَا فَٱحۡتَمَلَ ٱلسَّيۡلُ زَبَدٗا رَّابِيٗاۖ وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيۡهِ فِي ٱلنَّارِ ٱبۡتِغَآءَ حِلۡيَةٍ أَوۡ مَتَٰعٖ زَبَدٞ مِّثۡلُهُۥۚ كَذَٰلِكَ يَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ وَٱلۡبَٰطِلَۚ فَأَمَّا ٱلزَّبَدُ فَيَذۡهَبُ جُفَآءٗۖ وَأَمَّا مَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ فَيَمۡكُثُ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ كَذَٰلِكَ يَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَالَ١٧ لِلَّذِينَ ٱسۡتَجَابُواْ لِرَبِّهِمُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ وَٱلَّذِينَ لَمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَهُۥ لَوۡ أَنَّ لَهُم مَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا وَمِثۡلَهُۥ مَعَهُۥ لَٱفۡتَدَوۡاْ بِهِۦٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ سُوٓءُ ٱلۡحِسَابِ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ١٨ [الرعد: ۱۴-۱۸].

(۱۴) دعای توحیدی فقط از آنِ الله است و هیچکس در آن با او مشارکت نمیکند، و نمادهایی که مشرکان آنها را به جای الله در دعا میخوانند در هیچ مسألهای دعای کسیکه آنها را میخوانند اجابت نمیکنند، و خواندن این نمادها در دعا توسط مشرکان چیزی نیست جز مانند تشنهای که دستش را به‏سوی آب میگشاید تا آب به دهانش برسد و از آن بنوشد، درحالیکه آب به دهانش نمیرسد، و دعای کافران برای نمادهای‏شان چیزی جز تباهی و دوری از حق نیست؛ زیرا نه مالک جلب منفعت برای‏شان هستند، و نه مالک دفع ضرر.

(۱۵) و بامدادان و شامگاهان، تمام کسانیکه در آسمانها و در زمین هستند، فرقی نمیکند که مؤمن باشند یا کافر، فقط در برابر الله با سجده فروتنی میکنند، جز اینکه مؤمن به رغبت در برابر او تعالی فروتنی و سجده میکند، اما کافر به اجبار در برابر او تعالی فروتنی میکند، درحالیکه فطرتش بر او املا میکند که به رغبت در برابر الله فروتنی کند، و سایۀ هر مخلوقی که سایه دارد برای او گردن مینهند.

(۱۶) - ای رسول- به کفار که همراه الله غیر او را عبادت میکنند بگو: چه کسی آفریدگار آسمانها و زمین و اداره کنندۀ کار آن دو است؟ - ای رسول- بگو: الله است که آفریدگار و تدبیر کنندۀ کار آسمانها و زمین است، و شما بر این امر اعتراف می‏کنید، - ای رسول- به آنها بگو: پس آیا به جای او دوستانی ناتوان برای خودتان گرفتهاید، که نمیتوانند به خودشان فایده برسانند، و زیان را از خودشان برطرف کنند، پس چگونه میتوانند این کار را برای دیگران انجام دهند؟ - ای رسول- به آنها بگو: آیا کافر که بصیرتش کور است، و مؤمن که بصیرتش بیناست یکسان هستند؟ آیا کفر که تاریکیهاست، و ایمان که خودِ نور است یکسان هستند؟ آیا برای الله سبحانه شریکانی در آفرینش همراه او قرار دادهاند که مانند آفرینش الله آفریدهاند، آنگاه آفرینش الله با آفرینش شریکان‏شان درآمیخته شده است؟ - ای رسول- به آنها بگو: الله به تنهایی ذاتی است که آفریدگار هر چیزی است، و در آفرینش هیچ شریکی ندارد، و او در الوهیت یگانه است، ذاتیکه سزاوار است به وحدانیت عبادت شود، و چیره است.

(۱۷) الله برای متلاشی کردن باطل و ماندن حق مثالی زده است به آب باران نازل شده از آسمان تا رودهایی با آن، هر کدام حسب حجمش، کوچک و بزرگ، روان شدند، آنگاه سیل، کفی برآمده بر روی آب حمل نمود، و مثالی دیگر برای این دو زد به بعضی از مواد فلزی نفیسی که مردم برای ذوب کردن آن و ساختن زینتیهای‏شان، بر آن آتش میدمند، به مانند این دو مثال الله مثال حق و باطل را میزند، پس باطل مانند کفی بر روی آب، و مانند زنگ و چرکی است که از ذوب شدن مواد معدنی به جای میماند، اما حق مانند آب صافی است که از آن مینوشند، و میوهها و گیاهان و سبزه از آن میروید، و مانند زینتی است که بعد از ذوب شدن مواد معدنی از آن باقی میماند و مردم از آن بهره میبرند، الله همانگونه که این دو مثال را زده است مثالها را برای مردم بیان میکند؛ تا حق از باطل مشخص شود.

(۱۸) برای مؤمنان که پروردگارشان را وقتی آنها را به توحید و طاعت خویش فراخواند اجابت کردند پاداشی بسیار نیکو یعنی بهشت است، و کافران که دعوت او تعالی به توحید و طاعتش را نپذیرفتند اگر تمام انواع مالی که در روی زمین است برای‏شان یکجا شود، و افزون بر آن مانند آن داشته باشند؛ تا تمام آنها را برای نجات خودشان از عذاب ببخشند، اینها که دعوت او تعالی را نپذیرفتهاند در برابر تمام بدی‏های‏شان مورد محاسبه قرار میگیرند، و مسکن‏شان که به آن پناه میبرند جهنم است، و جهنم بستر و جایگاه بسیار بردی برای‏شان است.

برخی فواید آیات:

• بیان گمراهی مشرکان در دعا و طلب یاری از غیر الله تعالی، و تشبیه حال‏شان به حال کسیکه به قصد نوشیدن، دستش را به‏سوی آب میگشاید بدون اینکه از آن تناول کند، و با این حالت نمیتواند بنوشد؛ چون راه صحیحی برای این کار انتخاب نکرده است.

• از وسایل توضیح در قرآن: بیان مَثلها، یعنی نزدیک کردن امر معقول به امر حسی و قابل درک، و ارایۀ تصویری ذهنی است که بر فهم مراد کمک میکند.

• اثبات سجدۀ تمام کائنات در برابر الله تعالی به میل، یا به اجبار برای فروتنی در برابر او سبحانه که فطرت به آن تمایل دارد.

﴿۞أَفَمَن يَعۡلَمُ أَنَّمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ ٱلۡحَقُّ كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓۚ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ١٩ ٱلَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ وَلَا يَنقُضُونَ ٱلۡمِيثَٰقَ٢٠ وَٱلَّذِينَ يَصِلُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ وَيَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ وَيَخَافُونَ سُوٓءَ ٱلۡحِسَابِ٢١ وَٱلَّذِينَ صَبَرُواْ ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِمۡ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ وَيَدۡرَءُونَ بِٱلۡحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عُقۡبَى ٱلدَّارِ٢٢ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَدۡخُلُونَ عَلَيۡهِم مِّن كُلِّ بَابٖ٢٣ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم بِمَا صَبَرۡتُمۡۚ فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ٢٤ وَٱلَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهۡدَ ٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ مِيثَٰقِهِۦ وَيَقۡطَعُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ وَيُفۡسِدُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱللَّعۡنَةُ وَلَهُمۡ سُوٓءُ ٱلدَّارِ٢٥ ٱللَّهُ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ وَفَرِحُواْ بِٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا فِي ٱلۡأٓخِرَةِ إِلَّا مَتَٰعٞ٢٦ وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦۚ قُلۡ إِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَنۡ أَنَابَ٢٧ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَتَطۡمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكۡرِ ٱللَّهِۗ أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ٢٨ [الرعد: ۱۹-۲۸].

(۱۹) - ای رسول- یکسان نیست کسیکه میداند آنچه الله بر تو نازل کرده است، از جانب پروردگارت بر تو نازل شده و حقیقتی است که تردیدی در آن راه ندارد، یعنی مؤمن که دعوت الله را اجابت کرده است، با کسیکه کور است، یعنی کافر که دعوت الله را اجابت نکرده است. فقط صاحبان عقل سلیم از این امر عبرت و پند میگیرند.

(۲۰) کسانیکه دعوت الله را اجابت کردهاند همان کسانی هستند که به آنچه با الله پیمان بستند یا با بندگانش پیمان بستند وفا میکنند، و پیمانهای استوار با الله، یا با غیر او را نمیشکنند.

(۲۱) و آنها هستند که تمام پیوندهای خویشاوندی را که الله به پیوستن آن فرمان داده است برقرار میکنند، و چنان از پروردگارشان میترسند که آنها را به اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی وامیدارد، و میترسند که الله آنها را بر تمام گناهانی که کسب کردهاند مورد محاسبه قرار دهد، زیرا هرکس به دقت مورد حسابرسی قرار گیرد هلاک خواهد شد.

(۲۲) و آنها هستند که بر طاعت الله، و بر تقدیر الله بر آنچه که باعث شادی یا ناراحتی است شکیبایی کردند، و در نافرمانی نکردن از او تعالی برای طلب رضایت الله شکیبایی کردند، و نماز را به کاملترین وجه برپا داشتند، و از اموالی که به آنها بخشیدهایم حقوق واجب را بخشیدند، و از آن اموال بهصورت اختیاری و پنهانی برای دوری از ریا و نیز آشکارا برای اینکه دیگران به آنها اقتدا کنند بخشیدند، و بدی کسی را که به آنها بدی روا دارد با نیکی پاسخ میدهند، اینها که صفات مذکور را دارند سرانجامِ خوشی روز قیامت برای‏شان است.

(۲۳) این سرانجامِ خوش همان بهشتهایی است که برای همیشه در آن در رفاه و آسایش اقامت میکنند، و از به کمال رسیدن نعمتهای‏شان در این بهشتها آن است که هر یک از پدران‏شان و مادران‏شان و همسران‏شان و فرزندان‏شان که پایداری ورزیدهاند همراه آنها وارد این بهشتها میشوند تا با دیدار آنها به صورت کامل آرام بگیرند، و فرشتگان تبریک گویان از تمام درهای منازل‏شان در بهشت بر آنها وارد میشوند.

(۲۴) و تهنیت فرشتگان برای آنها هرگاه که بر آنها وارد شوند این سخن است: سلام علیکم؛ یعنی به‏سبب صبرتان بر طاعت الله، و بر گذشت تقدیراتش، و صبرتان بر نافرمانی نکردن از او، از آفات نجات یافتید، پس چه نیکوست عاقبتِ سرایی که سرانجامِ شماست.

(۲۵) و کسانیکه پیمان الله را پس از انعقاد آن میشکنند، و پیوندهای خویشاوندی که الله به برقراری آن فرمان داده است قطع میکنند، اینها جدا شدگان و بدبختان هستند که از رحمت الله رانده شدهاند، و سرانجامِ بدی که جهنم است دارند.

(۲۶) الله رزق و روزی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد میگشاید، و برای هر یک از آنها که بخواهد تنگ میگرداند، و گشایش روزی نه نشانۀ سعادت است و نه نشانۀ محبت الله، و تنگی روزی نیز نشانۀ شقاوت نیست، و کافران به زندگی دنیا راضی شدهاند که به آن روی آورده و آرام گرفتهاند، اما زندگی دنیا در برابر آخرت چیزی جز کالایی اندک و نابود شدنی نیست.

(۲۷) و کسانیکه به الله و آیاتش کفر ورزیدهاند میگویند: چرا آیهای حسی بر محمد از جانب پروردگارش نازل نشده است که بر راستگویی او دلالت کند، تا به آن ایمان آوریم، - ای رسول- به این پیشنهاد دهندگان بگو: بهراستیکه الله هرکس را که بخواهد به عدالت خویش گمراه میسازد، و هرکس را که با توبه به‏سوی او تعالی بازگردد به فضل خود او را به‏سوی خویش هدایت میکند، و هدایت در دست آنها نیست که آن را به فرو فرستادن آیات مرتبط میکنند.

(۲۸) اینها که الله آنها را هدایت میکند همان کسانی هستند که ایمان آوردهاند، و دلهای‏شان با ذکر الله به تسبیح و تحمید او، و به تلاوت و شنیدن کتابش آرام می‏گیرد، بدانید که دلها فقط با ذکر الله آرام میگیرند، و سزاوار است که چنین باشند.

برخی فواید آیات:

• ترغیب به برخی اخلاق والا که موجب ورود به بهشت میشوند، مانند: پیوند نیکو، خشیت الله تعالی، وفا به پیمانها، و صبر و إنفاق، مقابلۀ بدی با نیکی و پرهیز از ضد آن.

• کلیدهای روزی به دست الله است، و سزاوار نیست که گشایش یا تنگی روزی بنده توسط الله تعالی موجب شادی یا اندوه شود، زیرا این امر دلیلی بر رضایت یا خشم الله بر بنده نیست.

• هدایت لزوماً با فرو فرستادن نشانهها و معجزاتی که مشرکان اظهار آن را پیشنهاد میدادند به دست نمیآید.

• از آثار قرآن بر بندۀ مؤمن این است که آرامش را در دلش به جای میگذارد.

﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ طُوبَىٰ لَهُمۡ وَحُسۡنُ مَ‍َٔابٖ٢٩ كَذَٰلِكَ أَرۡسَلۡنَٰكَ فِيٓ أُمَّةٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهَآ أُمَمٞ لِّتَتۡلُوَاْ عَلَيۡهِمُ ٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ وَهُمۡ يَكۡفُرُونَ بِٱلرَّحۡمَٰنِۚ قُلۡ هُوَ رَبِّي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ وَإِلَيۡهِ مَتَابِ٣٠ وَلَوۡ أَنَّ قُرۡءَانٗا سُيِّرَتۡ بِهِ ٱلۡجِبَالُ أَوۡ قُطِّعَتۡ بِهِ ٱلۡأَرۡضُ أَوۡ كُلِّمَ بِهِ ٱلۡمَوۡتَىٰۗ بَل لِّلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ جَمِيعًاۗ أَفَلَمۡ يَاْيۡ‍َٔسِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَن لَّوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَهَدَى ٱلنَّاسَ جَمِيعٗاۗ وَلَا يَزَالُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوۡ تَحُلُّ قَرِيبٗا مِّن دَارِهِمۡ حَتَّىٰ يَأۡتِيَ وَعۡدُ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُخۡلِفُ ٱلۡمِيعَادَ٣١ وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلٖ مِّن قَبۡلِكَ فَأَمۡلَيۡتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ثُمَّ أَخَذۡتُهُمۡۖ فَكَيۡفَ كَانَ عِقَابِ٣٢ أَفَمَنۡ هُوَ قَآئِمٌ عَلَىٰ كُلِّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡۗ وَجَعَلُواْ لِلَّهِ شُرَكَآءَ قُلۡ سَمُّوهُمۡۚ أَمۡ تُنَبِّ‍ُٔونَهُۥ بِمَا لَا يَعۡلَمُ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَم بِظَٰهِرٖ مِّنَ ٱلۡقَوۡلِۗ بَلۡ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ مَكۡرُهُمۡ وَصُدُّواْ عَنِ ٱلسَّبِيلِۗ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ٣٣ لَّهُمۡ عَذَابٞ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَشَقُّۖ وَمَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٖ٣٤ [الرعد: ۲۹-۳۴].

(۲۹) و اینها کسانی هستند که به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالحی که آنها را به الله نزدیک میسازد انجام دادهاند، زندگی پاکی در آخرت برای‏شان است، و سرانجام نیکویی که همان بهشت است دارند.

(۳۰) مانند این فرستادن که رسولان پیشین را به‏سوی امتهای‏شان فرستادهایم؛ - ای محمد- تو را نیز به‏سوی امتت فرستادهایم؛ تا قرآن را که به تو وحی کردیم بر آنها تلاوت کنی، زیرا قرآن در دلالت بر راستگویی تو کافی است، اما حال قومت این است که این نشانه را انکار میکنند؛ چون به رحمان کفر میورزند آنگاه که دیگران را همراه او شریک قرار میدهند، - ای رسول- به آنها بگو: رحمان که دیگران را با او شریک میگردانید همان پروردگار من است که معبود برحقی جز او نیست، در تمام کارهایم بر او توکل کردم، و توبۀ من به‏سوی اوست.

(۳۱) و اگر از صفات یکی از کتابهای الهی این بود که به آن کوهها از جای خویش روان شوند، یا زمین به آن بشکافد و به رودها و چشمههایی تبدیل شود، یا بر مردگان خوانده شود آنگاه زنده گردند- ای رسول- به‏طور قطع همین قرآن نازل شده بر تو میبود- زیرا برهان واضحی است، و تأثیر بزرگی دارد اگر دلهای‏شان باتقوا بود، اما آن‏ها انکار میکنند. بلکه تمام امور در فرستادن معجزات و غیر آن از آنِ الله است، آیا مؤمنان به الله ندانستهاند که اگر الله هدایت تمام مردم را بدون فرو فرستادن آیات بخواهد به‏طور قطع همگی آنها را بدون فرستادن معجزات هدایت میکند؟ اما او تعالی این کار را نمیخواهد، و کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند به‏سبب کفر و گناهانی که انجام دادهاند پیوسته مصیبتی سخت آنها را میزند، یا این مصیبت نزدیک خانههای‏شان فرود میآید، تا اینکه وعدۀ الله بر نزول عذابی بیوقفه فرا رسد، بهراستیکه الله اجرای آنچه را که به آن وعده داده است آنگاه که زمان تعیین شدهاش فرا رسد رها نمیکند.

(۳۲) و تو نخستین رسولی نیستی که قومش او را تکذیب و مسخره کردند، بهراستیکه –ای رسول- امتهای پیش از تو رسولان‏شان را مسخره و تکذیب کردهاند، آنگاه به کسانیکه به رسولان‏شان کفر ورزیدند مهلت دادم تا اینکه گمان کردند آنها را نابود نمیکنم، سپس آنها را پس از مهلت دادن به انواع عذاب گرفتم، به نظر تو عذاب من بر آنها چگونه بود؟ به‏طور قطع عذابی سخت بوده است.

(۳۳) پس آیا ذاتیکه بر روزی تمام مخلوقات نگهبان و بر هرکسی به عملی که کسب کرده است مراقب است، آنگاه او را در قبال اعمالش جزا میدهد، سزاوارتر است که عبادت شود، یا این نمادها که هیچ حقی برای عبادت شدن ندارند؟ و کافران به ستم و ناحق شریکانی برای الله قرار دادهاند، - ای رسول- به آنها بگو: نام شریکانی که آنها را همراه الله عبادت کردهاید برایمان بیاورید اگر در ادعای‏تان صادق هستید، یا الله را از شریکانی که در زمین است و او تعالی نمیداند باخبر میسازید، یا او را به سخنی سطحی که هیچ حقیقتی ندارد خبر میدهید؟ بلکه شیطان برای کسانیکه کافر شدهاند تدبیر بدشان را آراسته است، پس به الله کفر ورزیدهاند، و آنها را از راه راست و هدایت منحرف کرده است، و هرکس را که الله از راه راست گمراه سازد هیچ هدایتگری ندارد که او را به راه راست هدایت کند.

(۳۴) در زندگی دنیا عذابی از قتل و اسارت بر دستان مؤمنان برای‏شان است، و به‏طور قطع عذاب آخرت که در انتظارشان است بر آنها دشوارتر و سنگینتر از عذاب دنیاست؛ زیرا سختی و دوامی همیشگی دارد، و هیچ حمایتگری ندارند که در برابر عذاب الله در روز قیامت از آنها حمایت کند.

برخی فواید آیات:

• اصل در هر کتاب فرستاده شدهای این است که برای هدایت آمده است، نه برای فرو فرستادن آیات، زیرا امر الله تعالی است که هر وقت و به هرگونه که بخواهد آن را مقدر میسازد.

• آرامش بخشیدن الله تعالی به پیامبرش، و احاطۀ علمی او به اینکه راههای تکذیبی که مشرکان در برابر او طی میکنند، پیامبران پیشین نیز با آنها روبهرو شدهاند.

• شیطان برخی بندگان را تا جایی گمراه میسازد که گناهان و فسادهایی را که مرتکب میشوند برای‏شان میآراید.

﴿۞مَّثَلُ ٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي وُعِدَ ٱلۡمُتَّقُونَۖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ أُكُلُهَا دَآئِمٞ وَظِلُّهَاۚ تِلۡكَ عُقۡبَى ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْۚ وَّعُقۡبَى ٱلۡكَٰفِرِينَ ٱلنَّارُ٣٥ وَٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَفۡرَحُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَۖ وَمِنَ ٱلۡأَحۡزَابِ مَن يُنكِرُ بَعۡضَهُۥۚ قُلۡ إِنَّمَآ أُمِرۡتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱللَّهَ وَلَآ أُشۡرِكَ بِهِۦٓۚ إِلَيۡهِ أَدۡعُواْ وَإِلَيۡهِ مَ‍َٔابِ٣٦ وَكَذَٰلِكَ أَنزَلۡنَٰهُ حُكۡمًا عَرَبِيّٗاۚ وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم بَعۡدَ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا وَاقٖ٣٧ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلٗا مِّن قَبۡلِكَ وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَذُرِّيَّةٗۚ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأۡتِيَ بِ‍َٔايَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۗ لِكُلِّ أَجَلٖ كِتَابٞ٣٨ يَمۡحُواْ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ وَيُثۡبِتُۖ وَعِندَهُۥٓ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ٣٩ وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعۡضَ ٱلَّذِي نَعِدُهُمۡ أَوۡ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيۡكَ ٱلۡبَلَٰغُ وَعَلَيۡنَا ٱلۡحِسَابُ٤٠ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا نَأۡتِي ٱلۡأَرۡضَ نَنقُصُهَا مِنۡ أَطۡرَافِهَاۚ وَٱللَّهُ يَحۡكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكۡمِهِۦۚ وَهُوَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ٤١ وَقَدۡ مَكَرَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَلِلَّهِ ٱلۡمَكۡرُ جَمِيعٗاۖ يَعۡلَمُ مَا تَكۡسِبُ كُلُّ نَفۡسٖۗ وَسَيَعۡلَمُ ٱلۡكُفَّٰرُ لِمَنۡ عُقۡبَى ٱلدَّارِ٤٢ وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَسۡتَ مُرۡسَلٗاۚ قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ وَمَنۡ عِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡكِتَٰبِ٤٣ [الرعد: ۳۵-۴۳].

(۳۵) توصیف بهشت که الله آن را به کسانی وعده داده که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او را پیشه کردهاند چنین است که از زیر کاخها و درختهایش رودها جاری است، و میوههایش برخلاف میوههای دنیا جاویدان و همیشگی است، و سایهای پایدار دارد که پایان نمییابد، و کوتاه نمیشود، این همان سرانجامِ کسانی است که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه کردهاند، و سرانجامِ کافران جهنم است که در آن داخل میشوند و برای همیشه در آن میمانند.

(۳۶) و - ای رسول- یهودیانی که تورات را به آنها دادهایم، و مسیحیانی که انجیل را به آنها دادهایم، به آنچه که بر تو نازل شده است به‏سبب موافقت آن با بخشی از آنچه که بر آنها نازل شده است شادمانند، و از گروههای یهود و نصاری کسانی هستند که بخشی از آنچه را که بر تو نازل شده است و با هوسهای‏شان یا با آنچه که با تبدیل و تحریف آن را توصیف میکنند سازگاری ندارد انکار میکنند. - ای رسول- به آنها بگو: همانا الله به من فرمان داده که فقط او را عبادت کنم، و دیگران را با او شریک نگردانم، فقط او را در دعا میخوانم و غیر او را نمیخوانم، و بازگشت من فقط به‏سوی اوست، و تورات و انجیل نیز برای همین آمده است.

(۳۷) و همانگونه که کتابهای پیشین را به زبان اقوام‏شان فرستادیم، - ای رسول- قرآن را با گفتاری درست و آشکار کنندۀ حق به زبان عربی بر تو نازل کردیم، و –ای رسول- اگر پس از اینکه علمی که الله آن را به تو آموخت نزدت آمد، برای سازش با اهل کتاب با حذف آنچه که با هوسهای‏شان سازگار نیست از هوس‏های‏شان پیروی کنی، در برابر الله هیچ کارسازی نداری که کارت را به عهده بگیرد، و تو را در برابر دشمنانت یاری رساند، و هیچ بازدارندهای نداری که تو را از عذاب او تعالی محافظت کند.

(۳۸) و –ای رسول- به تحقیق که پیش از تو رسولانی از جنس بشر فرستادهایم، پس تو نوبرِ پیغمبران و نخستین فرد ایشان نیستی، و مانند سایر انسانها همسران و فرزندانی برای‏شان قرار دادیم، و آنها را فرشتگانی که ازدواج نمیکنند و فرزند نمی‏آورند قرار ندادیم، و تو از این رسولان هستی که انسانهایی هستند که ازدواج می‏کنند و فرزند میآورند، پس چرا مشرکان از اینکه چنین هستی تعجب میکنند؟ و هیچ رسولی را نسزد آیهای از جانب خویش بیاورد مگر اینکه الله به آوردن آن آیه به او اجازه دهد. برای هر کاری که الله حکم کرده است کتابی است که در آن ذکر شده است، و مهلتی است که از آن نه پیش میافتد و نه به تأخیر.

(۳۹) الله هرچه را بخواهد، خیر یا شر، سعادت یا شقاوت و غیر آن، از بین میبرد، و هرچه از این موارد را که بخواهد تثبیت میگرداند، و لوح محفوظ نزد اوست، که مرجع تمام این موارد است، و هر براندازی یا تثبیتی که آشکار میگردد مطابق چیزی است که در لوح محفوظ وجود دارد.

(۴۰) و –ای پیامبر- اگر بخشی از عذابی که به آنها وعده میدهیم را قبل از مرگت به تو بنمایانیم یا اگر تو را قبل از اینکه آن را برایت نشان دهیم بمیرانیم این کار به ما بازمیگردد؛ زیرا چیزی بر عهدۀ تو نیست مگر تبلیغ آنچه که تو را به تبلیغ آن فرمان دادهایم، و مجازات و محاسبۀ آنها بر تو نیست، زیرا این کار بر عهدۀ ماست.

(۴۱) آیا این کافران ندیدهاند که ما بر زمین کفر میآییم و با انتشار اسلام، و فتح آن توسط مسلمانان، آن را از اطراف میکاهیم، و الله میان بندگانش به آنچه که بخواهد حکم و داوری میکند، و هیچکس نمیتواند حکم او تعالی را با نقضی یا تغییری یا تبدیلی تعقیب کند، و او سبحانه زود شمار است، و اولیها و آخریها را در یک روز محاسبه میکند.

(۴۲) و امتهای پیشین بر پیامبران‏شان مکر و نیرنگ زدند، و آنچه را که آورده بودند تکذیب کردند، پس با نیرنگ زدن بر پیامبران‏شان چه کاری انجام دادند؟ هیچچیز؛ زیرا تدبیر عملی فقط تدبیر الله است نه دیگران. چنانکه او سبحانه ذاتی است که از آنچه که نفسها کسب میکنند آگاه است و آنها را در قبال آن جزا میدهد، و در این هنگام خواهند دانست که چقدر در عدم ایمان به الله خطاکار بودهاند، و مؤمنان چقدر بر حق بودهاند، که با آن به بهشت و سرانجامِ خوش دست یافتهاند.

برخی فواید آیات:

• ترغیب به بهشت با بیان صفت آن؛ از جمله جریان رودها و پایندگی روزی و سایه گسترده.

• خطر زیاد پیروی از هوس بعد از ورود علم و اینکه این امر از اسباب عذاب الله است.

بیان اینکه رسولان انسان هستند، و همسران و فرزندانی دارند، و پیامبر ما نوبرِ پیغمبران و نخستین فرد ایشان نیست، زیرا در این امر مانند آنها بوده است.

(۴۳) و کسانیکه کفر ورزیدهاند میگویند: - ای محمد- از جانب الله فرستاده نشدهای، - ای رسول- به آنها بگو: کافی است که الله همان ذاتیکه علم کتابهای آسمانی که توصیف من در آنها آمده است نزد اوست، میان من و شما گواه باشد بر اینکه من فرستاده شدهای از جانب پروردگارم به‏سوی شما هستم، و هرکس که الله گواه راستگوییاش باشد، تکذیب هیچ تکذیب کنندهای به او زیان نمیرساند.

سورة ابراهیم (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓرۚ كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ إِلَيۡكَ لِتُخۡرِجَ ٱلنَّاسَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذۡنِ رَبِّهِمۡ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ١ ٱللَّهِ ٱلَّذِي لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ وَوَيۡلٞ لِّلۡكَٰفِرِينَ مِنۡ عَذَابٖ شَدِيدٍ٢ ٱلَّذِينَ يَسۡتَحِبُّونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبۡغُونَهَا عِوَجًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٖ٣ وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوۡمِهِۦ لِيُبَيِّنَ لَهُمۡۖ فَيُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٤ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ بِ‍َٔايَٰتِنَآ أَنۡ أَخۡرِجۡ قَوۡمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ وَذَكِّرۡهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَّهِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ٥ [إبراهيم: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

بیان وظیفه و اشتیاق رسولان بر بیرون راندن مردم از تاریکیهای شرک به‏سوی نور توحید، در مقابل رویگردانی اقوام‏شان، به هدف استوار سازی پیامبر، و تهدید ستمگران.

تفسیر:

(۱) ﴿الٓرۚ سخن در مورد شبیه این حرف در آغاز سورۀ بقره بیان شد. –ای رسول- این قرآن کتابی است که بر تو نازل کردیم تا مردم را از کفر و جهل و گمراهی به‏سوی ایمان و آگاهی و هدایت به‏سوی دین اسلام یعنی راه الله، همان ذات شکست ناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در هر چیزی ستوده شده است، بیرون آوری.

(۲) الله که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است فقط از آنِ اوست، پس سزاوار است که به یگانگی و وحدانیت عبادت شود، و هیچچیز از مخلوقاتش با او شریک گردانیده نشود، و بهزودی کسانی را که کفر ورزیدهاند عذابی سخت فراخواهد گرفت.

(۳)کسانیکه کفر ورزیدهاند زندگی دنیا و نعمتهای نابود شدنی آن را بر آخرت و نعمتهای جاویدان آن ترجیح میدهند و مردم را از راه الله بازمیدارند، و برای راه الله تخریب و انحراف از حق و بازگشت از راستی میخواهند تا هیچکس آن را نپیماید، و اینها که صفات مذکور را دارند در گمراهی دوری از حق و راستی قرار دارند.

(۴) و رسولی را جز سخنگو به زبان قومش نفرستادیم؛ تا فهم آنچه را که از جانب الله آورده است برای‏شان آسان باشد، و هرگز او را برای اجبار آنها بر ایمان به الله نفرستادهایم، زیرا الله هرکس را که بخواهد به عدالت خویش گمراه میسازد، و هرکس را بخواهد به فضل خویش به هدایت توفیق میدهد، و او تعالی ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تدبیرش بسیار داناست.

(۵) و به تحقیق موسی ÷ را فرستادیم و او را با آیات دلالت کننده بر راستگوییاش تقویت کردیم، و بهراستیکه او فرستاده شدهای از جانب پروردگارش است، و به او فرمان دادیم که قومش را از کفر و جهل به‏سوی ایمان و آگاهی بیرون آورد، و به او فرمان دادیم که ایام الله را که در آن ایام به آنها نعمت بخشیده است به یادشان آورد، زیرا در این روزها دلالتهای آشکاری بر توحید و بزرگی قدرت الله، و نعمت بخشی او به مؤمنان وجود دارد، و این چیزی است که شکیبایان بر طاعت الله که بر شکر نعمتها و برکات او تعالی مداومت میکنند از آن بهره میبرند.

برخی فواید آیات:

• هدف از نزول قرآن هدایت با بیرون بردن مردم از تاریکیهای باطل به‏سوی نور حق است.

• فرستادن رسولان به زبان و لغت اقوام‏شان است؛ زیرا این امر در فهمیدن آنها مؤثرتر، و در نتیجه برای قبول و فرمان‏برداری آشکارتر است.

• وظیفۀ رسولان ، در راهنمایی مردم و رهبری آنها برای خروج از تاریکیها به‏سوی نور خلاصه میشود.

﴿وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ أَنجَىٰكُم مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَسُومُونَكُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبۡنَآءَكُمۡ وَيَسۡتَحۡيُونَ نِسَآءَكُمۡۚ وَفِي ذَٰلِكُم بَلَآءٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَظِيمٞ٦ وَإِذۡ تَأَذَّنَ رَبُّكُمۡ لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡۖ وَلَئِن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ٧ وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِن تَكۡفُرُوٓاْ أَنتُمۡ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا فَإِنَّ ٱللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ٨ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَبَؤُاْ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا ٱللَّهُۚ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَرَدُّوٓاْ أَيۡدِيَهُمۡ فِيٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ وَقَالُوٓاْ إِنَّا كَفَرۡنَا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ وَإِنَّا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَنَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٖ٩ ۞قَالَتۡ رُسُلُهُمۡ أَفِي ٱللَّهِ شَكّٞ فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يَدۡعُوكُمۡ لِيَغۡفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُؤَخِّرَكُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗىۚ قَالُوٓاْ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ١٠ [إبراهيم: ۶-۱۰].

(۶) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که موسی ÷ فرمان پروردگارش را اطاعت کرد و با یادآوری نعمتهای الله برای قومش بنیاسرائیل، به آنها گفت: ای قوم من، نعمت الله بر خودتان را به یاد آورید آنگاه که شما را از خاندان فرعون نجات داد، و شما را از عذاب او رهانید، که بدترین عذاب را به شما میچشانیدند، چون پسران‏تان را می‏کشتند تا در میان آنها کسی متولد نشود که بر پادشاهی فرعون مسلط شود، و زنان‏تان را برای خوار کردن و تحقیر آنها در قید حیات نگه میداشتند، و در این کارهای‏شان، برای‏تان آزمایشی بزرگ بر صبر بود، پس الله شما را به پاداش صبرتان در برابر این آزمایش از عذاب خاندان فرعون رهانید.

(۷) و موسی ÷ به آنها گفت: به یاد آورید آنگاه که پروردگارتان به‏طور رسا به شما اعلام کرد: اگر الله را در قبال این نعمتها که بر شما بخشیده است سپاسگزاری کنید به‏طور قطع از نعمت بخشی و فضل خویش بر این نعمت‏ها برای شما خواهد افزود، و اگر از نعمتهای او تعالی بر خودتان ناسپاسی کنید و شکر آن را به جای نیاورید، بهراستیکه عذاب او برای کسیکه نعمتهایش را انکار کند و شکر آنها را به جای نیاورد بسیار سخت است.

(۸) و موسی ÷ به قومش گفت: ای قوم من، اگر شما کفر ورزید و همراه شما تمام کسانیکه بر روی زمین هستند کفر ورزند، زیان کفر شما به خودتان بازمیگردد؛ زیرا الله بنفسه بینیاز، و به ذات خویش مستوجب ستایش است، و ایمان مؤمنان به او نفعی نمیرساند، و کفر کافران به او زیانی نمیرساند.

(۹) - ای کافران- آیا خبر نابودی امتهای تکذیب کننده که پیش از شما بودند برای‏تان نیامده است: قوم نوح ÷، و عاد قوم هود ÷، و ثمود قوم صالح ÷، و امتهایی که پس از آنها آمدند، و چنان زیاد هستند که تعدادشان را کسی جز الله نمی‏تواند برشمارد؟ رسولان‏شان دلایل آشکاری برای‏شان آوردند، ولی آنها به‏سبب خشم بر رسولان دستهای‏شان را در دهانهای‏شان قرار دادند و انگشتان‏شان را گزیدند، و به رسولان‏شان گفتند: همانا ما به آنچه شما آوردهاید کفر ورزیدهایم، و بهراستیکه ما در شکی هستیم که از آنچه ما را به‏سوی آن فرا میخوانید به تردید می‏اندازد.

(۱۰) رسولان‏شان در رد آنها برای‏شان گفتند: آیا در توحید و یگانگی الله در عبادت شکی وجود دارد، درحالیکه او تعالی آفریدگار و پدید آورندۀ آسمانها و زمین بدون نمونۀ قبلی است؟! شما را به ایمان به خویش فرامیخواند تا گناهان گذشتهتان را از شما محو کند، و به شما مهلت میدهد تا آنگاه که پایانِ مشخص زندگی دنیایی شما فرا رسد. اقوام‏شان به آنها گفتند: شما جز انسانی مانند ما نیستید، و هیچ امتیازی بر ما ندارید، و میخواهید که ما را از عبادت آنچه پدرانمان عبادت میکردند برگردانید، پس حجتی آشکار برایمان بیاورید که بر راستگویی شما در اینکه ادعا میکنید رسولانی از جانب الله به‏سوی ما هستید دلالت کند.

برخی فواید آیات:

• یکی از روشهای دعوت، یادآوری نعمتهای الله تعالی بر مدعوین است، بهخصوص اگر با نعمتی بزرگ مانند پیروزی بر دشمن یا نجات از او در ارتباط باشد.

• الله تعالی به فضل خویش در برابر شکر بندگانش نعمت بیشتر را به آنها وعده داده است، و در مقابل، تهدید الله برای کسیکه به او تعالی کفر میورزد شدید است.

• کفر بندگان به‏طور قطع زیانی به الله نمیرساند، چنانکه ایمان‏شان ذرهای بر او نمیافزاید، زیرا او تعالی به ذات خویش بینیاز و ستوده است.

﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۖ وَمَا كَانَ لَنَآ أَن نَّأۡتِيَكُم بِسُلۡطَٰنٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١١ وَمَا لَنَآ أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنَا سُبُلَنَاۚ وَلَنَصۡبِرَنَّ عَلَىٰ مَآ ءَاذَيۡتُمُونَاۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ١٢ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمۡ لَنُخۡرِجَنَّكُم مِّنۡ أَرۡضِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَاۖ فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ رَبُّهُمۡ لَنُهۡلِكَنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ١٣ وَلَنُسۡكِنَنَّكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۚ ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ١٤ وَٱسۡتَفۡتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٖ١٥ مِّن وَرَآئِهِۦ جَهَنَّمُ وَيُسۡقَىٰ مِن مَّآءٖ صَدِيدٖ١٦ يَتَجَرَّعُهُۥ وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُۥ وَيَأۡتِيهِ ٱلۡمَوۡتُ مِن كُلِّ مَكَانٖ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٖۖ وَمِن وَرَآئِهِۦ عَذَابٌ غَلِيظٞ١٧ مَّثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمۡۖ أَعۡمَٰلُهُمۡ كَرَمَادٍ ٱشۡتَدَّتۡ بِهِ ٱلرِّيحُ فِي يَوۡمٍ عَاصِفٖۖ لَّا يَقۡدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَىٰ شَيۡءٖۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلضَّلَٰلُ ٱلۡبَعِيدُ١٨ [إبراهيم: ۱۱-۱۸].

(۱۱) رسولان‏شان در رد آنها گفتند: ما جز انسانی مانند شما نیستیم، پس همانندی خویش با شما را در این مورد انکار نمیکنیم، اما از این همانندی، همانندی در هر چیزی لازم نمیآید، زیرا الله با نعمت بخشی خاص بر هر یک از بندگانش که بخواهد لطف میکند، و آنها را رسولانی به‏سوی مردم برمیگزیند، و سزاوار ما نیست حجتی را که میطلبید جز به ارادۀ الله برای‏تان بیاوریم، زیرا آوردن آن در توان ما نیست، بلکه فقط الله بر این کار تواناست، و مؤمنان در تمام امورشان فقط بر الله توکل میکنند.

(۱۲) و چه مانع و چه عذری میان ما و توکل بر او حایل میشود؟ درحالیکه ما را به راستترین و آشکارترین راهها راهنمایی کرده است، و باید در برابر تکذیب و مسخرهای که شما با آن به ما آزار میرسانید شکیبایی کنیم، و توکل کنندگان در تمام کارهای‏شان فقط بر الله توکل میکنند.

(۱۳) و کسانی از اقوام رسولان که کفر ورزیدند وقتی از استدلال با رسولان‏شان ناتوان ماندند گفتند: شما را از شهرمان خارج میکنیم، یا اینکه از دین‏تان به‏سوی دین ما باز میگردید، آنگاه الله برای استوار سازی رسولان به آنها وحی کرد: به تحقیق ستمکارانی را که به الله و رسولش کفر ورزیدهاند نابود می‏کنیم.

(۱۴) و –ای رسولان و کسانیکه از شما پیروی میکنند- به‏طور قطع پس از نابودی آنها شما را در زمین ساکن خواهیم گرداند، این نابودی کافران تکذیب کننده، و اسکان رسولان‏شان و مؤمنان در زمین پس از نابودی آنها ، برای کسی است که عظمت و مراقبت من بر خودش را به یاد داشته باشد، و از انذار من برای او از عذاب بترسد.

(۱۵) و رسولان از پروردگارشان خواستند که آنها را بر دشمنان‏شان پیروز گرداند، و هر متکبر ستیزهجو در برابر حق که با وجود آشکار شدن حق برایش از آن پیروی نمیکرد زیان دید.

(۱۶) روز قیامت در برابر این متکبر جهنم قرار دارد، پس جهنم در کمین اوست، و در آنجا از چرک جهنمیان که از آنها روانه میشود نوشانیده میشود، که تشنگیاش را برطرف نمیسازد، آنگاه پیوسته با تشنگی و سایر مجازاتها عذاب میشود.

(۱۷) به‏سبب تلخی زیاد و حرارت و بدبوییاش پیاپی آن را به رنج مینوشد، و نمی‏تواند آن را ببلعد، و از سختیِ عذابی که به مشقت آن را تحمل میکند مرگ از هر جهتی او را فرامیگیرد، اما نمیمیرد تا راحت شود، بلکه زنده میماند تا عذاب را تحمل کند، و در روبروی او عذاب سخت دیگری در انتظارش است.

(۱۸) و مثال اعمال نیک مانند صدقه و احسان و رحم بر ضعیف که کافران، پیش میفرستند، مانند خاکستری است که بادها در روزی طوفانی بر آن بوزد، و آن را با قدرت بردارد، و در هر مکانی پراکنده سازد تا اینکه هیچ اثری از آن باقی نماند، و همچنین است اعمال کافران که کفر بر آنها بوزد، و در روز قیامت به صاحبانش نفع نمی‏رسانند، این عملی که بر ایمان بنا نشود همان گمراهی دور از راه حق است.

برخی فواید آیات:

• پیامبران و رسولان انسانهای از بنیآدم هستند؛ جز اینکه الله آنها را با حمل رسالت برتری داده و از میان فرزندان آدم ÷ آنها را با رسالت برگزیده است.

• دعوتگری که خواهان تغییر است باید در انتظار دشواریهای بسیاری باشد که در برابر او قرار خواهند گرفت، مانند رانده شدن، تبعید و آزار قولی و عملی.

• دعوتگران و صالحان به پیروزی و جانشین شدن در زمین وعده داده شدهاند.

• بیان ابطال و عدم اعتبار اعمال صالح کافران، به‏سبب کفرشان.

﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّۚ إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ وَيَأۡتِ بِخَلۡقٖ جَدِيدٖ١٩ وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٖ٢٠ وَبَرَزُواْ لِلَّهِ جَمِيعٗا فَقَالَ ٱلضُّعَفَٰٓؤُاْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ إِنَّا كُنَّا لَكُمۡ تَبَعٗا فَهَلۡ أَنتُم مُّغۡنُونَ عَنَّا مِنۡ عَذَابِ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖۚ قَالُواْ لَوۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ لَهَدَيۡنَٰكُمۡۖ سَوَآءٌ عَلَيۡنَآ أَجَزِعۡنَآ أَمۡ صَبَرۡنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٖ٢١ وَقَالَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لَمَّا قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ وَوَعَدتُّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُكُمۡۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنٍ إِلَّآ أَن دَعَوۡتُكُمۡ فَٱسۡتَجَبۡتُمۡ لِيۖ فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوٓاْ أَنفُسَكُمۖ مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِكُمۡ وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِيَّ إِنِّي كَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَكۡتُمُونِ مِن قَبۡلُۗ إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٢٢ وَأُدۡخِلَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِمۡۖ تَحِيَّتُهُمۡ فِيهَا سَلَٰمٌ٢٣ أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ طَيِّبَةٗ كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِتٞ وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ٢٤ [إبراهيم: ۱۹-۲۴].

(۱۹) - ای انسان- آیا درک نکردهای که الله آسمانها و زمین را به حق آفریده، و بیهوده نیافریده است. - ای مردم- اگر بردن شما و آوردن خلقی دیگر را به جای شما بخواهد که او را عبادت میکنند و از او فرمان‏برداری میکنند به‏طور قطع شما را خواهد برد، و خلقی دیگر که او را عبادت میکنند و از او اطاعت میکنند خواهد آورد؛ زیرا این کار بر او آسان و سبک است.

(۲۰) نابودی شما و آوردن خلقی غیر از شما او سبحانه را ناتوان نمیسازد، زیرا او تعالی بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۲۱) و مخلوقات در روز میعاد از قبرهای‏شان به‏سوی الله خارج میشوند، آنگاه پیروان ضعیف برای سران رئیس میگویند: - ای سران- همانا ما پیرو شما بودیم، که به فرمان شما عمل میکردیم، و با نهی شما، دست میکشیدیم، پس آیا شما چیزی از عذاب الله را از ما دفع میکنید؟ سران رئیس میگویند: اگر الله ما را به هدایت توفیق داده بود به‏طور قطع شما را به‏سوی آن راهنمایی میکردیم، تا همگیمان را از عذابش نجات دهیم، اما ما را گمراه ساخت پس شما را گمراه کردیم، بر ما و شما یکسان است که در تحمل عذاب ناتوان باشیم یا شکیبایی به خرج دهیم، هیچ راه فراری از عذاب نداریم.

(۲۲) و ابلیس آنگاه که بهشتیان وارد بهشت، و جهنمیان وارد جهنم شوند می‏گوید: به تحقیق که الله به شما وعدۀ حق داد، و آنچه را به شما وعده داده بود محقق گرداند، و من به شما وعدۀ باطل دادم و به آنچه به شما وعده دادهام وفا نکردم، و من نیرویی نداشتم که با آن شما را در دنیا بر کفر و گمراهی مجبور کرده باشم، بلکه شما را به کفر فراخواندم، و گناهان را برای‏تان آراستم، آنگاه شما به شتاب از من پیروی کردید، پس به‏سبب اینکه گمراه شدید مرا سرزنش نکنید، و خودتان را سرزنش کنید که برای این کار سزاوارترید. من یاور شما برای دفع عذاب از شما نیستم، و شما یاور من برای دفع عذاب از من نیستید. من به‏سبب اینکه مرا شریکی برای الله در عبادت قرار دادید کفر ورزیدهام، بهراستیکه ستمکاران- به‏سبب شرک و کفر به الله در دنیا- عذابی رنجآور در روز قیامت در انتظارشان است.

الله پس از بیان سرانجامِ کافران در روز قیامت برای ترساندن از آن، سرانجامِ مؤمنان را برای ترغیب در آن بیان کرده و میفرماید:

(۲۳) برخلاف سرانجامِ کافران، کسانیکه ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند به بهشتهایی وارد میشوند که نهرها از زیر کاخها و درختان‏شان جاری است، و به اذن و ارادۀ پروردگارشان همیشه در آن میمانند، و پروردگارشان سبحانه و نیز فرشتگان با سلام به آنها درود میفرستند؛ و همچنین خودشان به یکدیگر.

(۲۴) - ای رسول- آیا ندانستهای که الله مثالی برای کلمۀ توحید یعنی لا إله إلا الله زده است، آنگاه که آن را به درختی پاک یعنی نخل تشبیه کرد، که ریشهاش در زمین استوار دوانیده شده با رگهای پاکش آب مینوشد، و شاخهاش به‏سوی آسمان بالا رفته از شبنم سیراب میشود، و از هوای پاکیزه استنشاق میکند.

برخی فواید آیات:

• بیان سرانجامِ بد تابع و متبوع آنگاه که بر باطل اجتماع کنند.

• بیان اینکه شیطان بزرگترین دشمن بنیآدم، و دروغگویی خوار شده و ضعیف است، و در روز قیامت ذرهای نه برای خودش مالک است؛ و نه برای پیروانش.

• اعتراف ابلیس به اینکه وعدۀ الله تعالی حق است، و اینکه وعدۀ شیطان فقط دروغی محض است.

• تشبیه کلمۀ توحید به درختی با میوههایی پاکیزه، شاخههایی بلند، و ریشههایی استوار.

﴿تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَاۗ وَيَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ٢٥ وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٖ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ ٱجۡتُثَّتۡ مِن فَوۡقِ ٱلۡأَرۡضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٖ٢٦ يُثَبِّتُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱلۡقَوۡلِ ٱلثَّابِتِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَيُضِلُّ ٱللَّهُ ٱلظَّٰلِمِينَۚ وَيَفۡعَلُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ٢٧ ۞أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ كُفۡرٗا وَأَحَلُّواْ قَوۡمَهُمۡ دَارَ ٱلۡبَوَارِ٢٨ جَهَنَّمَ يَصۡلَوۡنَهَاۖ وَبِئۡسَ ٱلۡقَرَارُ٢٩ وَجَعَلُواْ لِلَّهِ أَندَادٗا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِۦۗ قُلۡ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمۡ إِلَى ٱلنَّارِ٣٠ قُل لِّعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا بَيۡعٞ فِيهِ وَلَا خِلَٰلٌ٣١ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزۡقٗا لَّكُمۡۖ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡفُلۡكَ لِتَجۡرِيَ فِي ٱلۡبَحۡرِ بِأَمۡرِهِۦۖ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡأَنۡهَٰرَ٣٢ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ دَآئِبَيۡنِۖ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ٣٣ [إبراهيم: ۲۵-۳۳].

(۲۵) این درخت پاکیزه به فرمان پروردگار خویش میوۀ پاکش را در هر زمان می‏دهد، و الله مثالها را برای مردم میزند امید است که پند بگیرند.

(۲۶) و مَثَل کلمۀ ناپاک شرک مانند درختی ناپاک، یعنی درخت حنظل است، که از ریشهاش بریده شده است، و نه قراری بر روی زمین دارد، و نه ارتفاعی به‏سوی آسمان؛ پس میمیرد و بادها آن را به هر سو پراکنده میکنند، در نتیجه، سرانجامِ کلمۀ کفر نابودی است، و عمل پاکی را برای صاحبش به‏سوی الله بالا نمیبرد.

(۲۷) الله مؤمنان را با کلمۀ ثابت توحید بر ایمانی کامل در زندگی دنیا استوار می‏سازد تا اینکه در حال ایمان بمیرند، و در برزخ در قبرهای‏شان هنگام سوال، و روز قیامت آنها را استوار میسازد، و الله ستمکاران به‏سبب شرک و کفر به الله را از صواب و راه راست گمراه میسازد، و هرچه بخواهد انجام میدهد، چه گمراه کردن کسیکه گمراه کردن او را به عدالت خویش بخواهد، و چه هدایت کسیکه به فضل خویش هدایتش را بخواهد، زیرا هیچ اجبار کنندهای برای او سبحانه نیست.

(۲۸) آیا ندیدهای حال کسانی از قریش را که به الله و رسولش کفر ورزیدند؛ چون نعمتبخشی الله بر خودشان یعنی امنیت در حرم، و بعثت محمد ج در میان آنها را با کفر به نعمت او تعالی تعویض کردند، آنگاه که آنچه را از جانب پروردگارش آورده بود تکذیب کردند، و کسانی از اقوام‏شان را که در کفر از آنها پیروی کردند در سرای نابودی فرود آورند.

(۲۹) و سرای نابودی همان جهنم است که در آن وارد میشوند، و گرمایش را به سختی تحمل میکنند، و چه قرارگاه بدی دارند.

(۳۰) و مشرکان امثال و مانندهایی برای الله قرار دادند تا کسانی را که از آنها پیروی کردهاند از راه الله پس از اینکه خودشان از آن گمراه شدند گمراه سازند. - ای رسول- به آنها بگو: از شهواتی که در آن قرار دارید، و انتشار شبهات در این زندگی دنیا بهرهمند شوید، زیرا بازگشت شما در روز قیامت به‏سوی جهنم است، و بازگشتگاه دیگری جز آن ندارید.

(۳۱) - ای رسول- به مؤمنان بگو: ای مؤمنان، نماز را به کاملترین صورت برپا دارید، و از آنچه که الله به شما روزی داده است نفقات واجب و مستحبی را، پنهانی از ترس ریا، و آشکارا برای اینکه دیگران به شما اقتدا کنند، بپردازید پیش از اینکه روزی بیاید که نه معاملهای در آن است و نه فدیهای تا از عذاب الله رهایی حاصل کنید، و نه دوستیای، تا دوستی برای دوستش شفاعت کند.

(۳۲) الله ذاتی است که آسمانها و زمین را بدون نمونۀ قبلی آفرید، و آب باران را از آسمان فرو فرستاد، سپس با آن آب فرو فرستاده شده از انواع میوهها برای شما –ای مردم- روزی بیرون آورد و کشتیها که بر روی آب حرکت میکنند را بر اساس تقدیرش رام شما کرد، و رودها را برای شما رام کرد تا از آن بنوشید، و چارپایان و کشتزارهای‏تان را آبیاری کنید.

(۳۳) و خورشید و ماه را که به استمرار در جریان هستند برای شما رام کرد، و شب و روز را که از پی یکدیگر میآیند رام شما ساخت، شب برای خواب و راحتیتان، و روز برای فعالیت و تلاشتان.

برخی فواید آیات:

• تشبیه کلمۀ کفر به درخت پست حنظل، که ارتفاع نمیگیرد، و میوۀ پاکیزهای نمیدهد، و دوام نمییابد.

• پیوند زدن میان فرمان به نماز و زکات با ذکر آخرت؛ آگاهی میدهد به اینکه این دو از مواردی است که در روز آخرت موجب نجات هستند.

• برشمردن برخی نعمتهای بزرگ بر بزرگی کفر برخی فرزندان آدم ÷ و انکار نعمتهای او سبحانه از سوی آنها اشاره دارد.

﴿وَءَاتَىٰكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلۡتُمُوهُۚ وَإِن تَعُدُّواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ لَا تُحۡصُوهَآۗ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَظَلُومٞ كَفَّارٞ٣٤ وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا ٱلۡبَلَدَ ءَامِنٗا وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ٣٥ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِۖ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُۥ مِنِّيۖ وَمَنۡ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٣٦ رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ فَٱجۡعَلۡ أَفۡ‍ِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ٣٧ رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُۗ وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ٣٨ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى ٱلۡكِبَرِ إِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَۚ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ٣٩ رَبِّ ٱجۡعَلۡنِي مُقِيمَ ٱلصَّلَوٰةِ وَمِن ذُرِّيَّتِيۚ رَبَّنَا وَتَقَبَّلۡ دُعَآءِ٤٠ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيَّ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلۡحِسَابُ٤١ وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ غَٰفِلًا عَمَّا يَعۡمَلُ ٱلظَّٰلِمُونَۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمۡ لِيَوۡمٖ تَشۡخَصُ فِيهِ ٱلۡأَبۡصَٰرُ٤٢ [إبراهيم: ۳۴-۴۲].

(۳۴) و از تمام آنچه که طلب کردید، و یا طلب نکردید به شما عطا کرد، و اگر نعمتهای الله را برشمارید به دلیل زیادی و گوناگونی‏شان قادر بر شمارش آنها نیستید، پس آنچه که برای‏تان بیان کرد مثالهایی از نعمتهایش است، بهراستیکه انسان بر خودش بسیار ستمکار است، و نعمتهای الله را بسیار ناسپاسی میکند.

(۳۵) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که ابراهیم ÷ پس از اینکه پسرش اسماعیل ÷ و مادر او هاجر را در تنگۀ مکه ساکن کرد گفت: پروردگارا، این سرزمین که خانوادهام را در آن ساکن کردم – یعنی مکه- را سرزمینی ایمن قرار بده، که خونی در آن ریخته نشود، و هیچکس در آن ستم نکند، و مرا و فرزندانم را از عبادت تندیسها دور گردان.

(۳۶) پروردگارا، تندیسها بسیاری از مردم را گمراه ساختهاند، چون گمان کردند که برای‏شان شفاعت میکنند، پس با آنها به فتنه افتادند، و آنها را به جای الله عبادت کردند، پس هر یک از مردم که در توحید و طاعت الله از من پیروی کند او پیرو و تابع من است، و هرکس از من نافرمانی کند و در توحید و طاعت او تعالی از من پیروی نکند. –پروردگارا- بهراستیکه تو برای هرکس بخواهی گناهانش را ببخشی آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان هستی.

(۳۷) ای پروردگار ما، من یکی از پسرانم، یعنی اسماعیل ÷ و پسرانش را در تنگهای (یعنی مکه) بدون گیاه و بدون آب در کنار خانۀ محترم تو ساکن کردم، ای پروردگار ما، آنها را در کنار خانۀ محترم تو ساکن کردم تا نماز را در آن برپا دارند، پس –پروردگارا- دلهای مردم را به‏سوی آنها ، و این سرزمین بگردان، و آنها را از میوه‏ها روزی ده. امید است که از تو در قبال نعمتهایی که برای‏شان میبخشی سپاسگزاری کنند.

(۳۸) ای پروردگار ما، بهراستیکه تو از تمام آنچه که پنهان میکنیم، و از تمام آنچه که آشکار میسازیم آگاه هستی، و ذرهای نه در زمین و نه در آسمان بر الله پوشیده نمیماند، بلکه آن را میداند، پس احتیاجها و نیاز ما به الله بر او تعالی پوشیده نمیماند.

(۳۹) تمام شکر و ستایش از آنِ الله سبحانه است که دعایم را اجابت کرد که از صالحان به من هدیه داد، چون با وجود کهنسالیِ من، اسماعیل را از هاجر، و اسحاق را از ساره به من عطا فرمود، بهراستیکه پرودگارم سبحانه دعای هرکس که او را بخواند میشنود.

(۴۰) پرودگارا، مرا برپا دارندۀ نماز به کاملترین صورت قرار بده، و فرزندانم را نیز از کسانی قرار بده که نماز را برپا میدارند، ای پرودگار ما، و دعایم را اجابت کن و آن را نزد خودت مقبول گردان.

(۴۱) ای پرودگار ما، گناهانم را ببخشای، و گناهان پدرم را ببخشای (ابراهیم ÷ این دعا را قبل از اینکه بداند پدرش دشمن الله است گفت، اما وقتی که برایش مشخص شد پدرش دشمن الله است از او بیزاری جست)، و گناهان مؤمنان را برای‏شان بیامرز در روزیکه مردم برای حسابرسی‏شان در برابر پروردگار خویش می‏ایستند.

(۴۲) و – ای رسول- مپندار که چون الله عذاب ستمکاران را به تأخیر میاندازد از تکذیب و بازداشتن از راه الله و سایر کارهایی که ستمکاران انجام میدهند غافل است، بلکه از این کارها آگاه است، و ذرهای از آنها بر او پوشیده نمیماند. جز این نیست که عذاب‏شان را تا روز قیامت به تاخیر میاندازد، همان روزیکه در آن چشمها از ترس مَناظری که مشاهده میکنند خیره میشوند.

برخی فواید آیات:

• بیان فضیلت مکه که پیامبر الله ابراهیم ÷ برایش دعا کرد.

• انسان هر چند جایگاه بالایی در مراتب طاعت و عبودیت داشته باشد سزاوار است که از خطر زیاد و پیچیدگی شرک بر خودش و فرزندانش بترسد.

• دعای ابراهیم ÷ بر این امر دلالت دارد که بنده هر چند جایگاه بالایی داشته باشد همیشه به الله تعالی محتاج و نیازمند است.

• از روشهای تربیت: دعا برای پسران به صلاح و عقیدۀ نیک و توفیق در برپایی شعائر دین است.

﴿مُهۡطِعِينَ مُقۡنِعِي رُءُوسِهِمۡ لَا يَرۡتَدُّ إِلَيۡهِمۡ طَرۡفُهُمۡۖ وَأَفۡ‍ِٔدَتُهُمۡ هَوَآءٞ٤٣ وَأَنذِرِ ٱلنَّاسَ يَوۡمَ يَأۡتِيهِمُ ٱلۡعَذَابُ فَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَآ أَخِّرۡنَآ إِلَىٰٓ أَجَلٖ قَرِيبٖ نُّجِبۡ دَعۡوَتَكَ وَنَتَّبِعِ ٱلرُّسُلَۗ أَوَ لَمۡ تَكُونُوٓاْ أَقۡسَمۡتُم مِّن قَبۡلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٖ٤٤ وَسَكَنتُمۡ فِي مَسَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَتَبَيَّنَ لَكُمۡ كَيۡفَ فَعَلۡنَا بِهِمۡ وَضَرَبۡنَا لَكُمُ ٱلۡأَمۡثَالَ٤٥ وَقَدۡ مَكَرُواْ مَكۡرَهُمۡ وَعِندَ ٱللَّهِ مَكۡرُهُمۡ وَإِن كَانَ مَكۡرُهُمۡ لِتَزُولَ مِنۡهُ ٱلۡجِبَالُ٤٦ فَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ مُخۡلِفَ وَعۡدِهِۦ رُسُلَهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٖ٤٧ يَوۡمَ تُبَدَّلُ ٱلۡأَرۡضُ غَيۡرَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُۖ وَبَرَزُواْ لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ٤٨ وَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ يَوۡمَئِذٖ مُّقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ٤٩ سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٖ وَتَغۡشَىٰ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ٥٠ لِيَجۡزِيَ ٱللَّهُ كُلَّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ٥١ هَٰذَا بَلَٰغٞ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِۦ وَلِيَعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ٥٢ [إبراهيم: ۴۳-۵۲].

(۴۳) آنگاه که مردم شتابان از قبرهای‏شان به‏سوی داعی برمیخیزند، و درحالیکه سرهای‏شان را بالا گرفتهاند از روی بیقراری به آسمان مینگرند، و چشمهای‏شان به حالت اصلیش بازنمیگردد، بلکه از وحشت آنچه که مشاهده میکنند خیره می‏ماند، و دلهای‏شان از وحشتِ منظره، خالی و بدون عقل و فهم میشود.

(۴۴) و –ای رسول- امت خویش را از عذاب الله در روز قیامت بترسان، که در آن هنگام کسانیکه به‏سبب کفر و شرک به الله بر خودشان ستم روا داشتهاند میگویند: ای پرودگار ما، به ما مهلت بده، و عذاب ما را به تأخیر بینداز، و ما را برای زمان اندکی به دنیا بازگردان تا به تو ایمان آوریم، و از رسولانی که آنها را به‏سوی ما فرستادی پیروی کنیم. آنگاه از روی توبیخ اینگونه پاسخ میشنوند: آیا در زندگی دنیا با انکار رستاخیزِ پس از مرگ سوگند یاد نمیکردید که از زندگی دنیا به‏سوی آخرت منتقل نمیشوید؟!

(۴۵) و در محل سکونت امتهای ستمگر پیشین که پیش از شما به‏سبب کفر به الله بر خودشان ستم روا داشتند، مانند قوم هود ÷ و قوم صالح ÷ سکونت می‏کردید، و عذابی را که بر آنها واقع ساخته بودیم برای‏تان روشن گردید، و در کتاب الله برای‏تان مثلها زدیم تا پند بگیرید، اما شما از آنها پند نگرفتید.

(۴۶) و به تحقیق که این فرود آمدگان در مساکن امتهای ستمگر برای قتل پیامبر محمد ج و ریشه کن کردن دعوتش نیرنگها اندیشیدهاند، و الله از نیرنگ اندیشی آنها آگاه است و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند، و نیرنگ اینها ضعیف است، زیرا به‏سبب ضعفش نه کوهها را و نه غیر آن را از بین نمیبرد؛ برخلاف تدبیر الله در مورد آنها.

(۴۷) پس –ای رسول- مپندار الله که پیروزی و غلبۀ دین را به رسولانش وعده داده است در وعدهای که به رسولانش داده است خلاف میکند، بهراستیکه الله ذات شکست ناپذیری است که هیچ چیزی او را مغلوب نمیکند، و بهزودی دوستانش را نیرومند میسازد، و برای دشمنانش و دشمنان رسولانش انتقام سختی دارد.

(۴۸) این انتقام از کفار در روزی حاصل میشود که قیامت برپا میگردد، روزیکه این زمین به زمینی دیگر و سفید و پاک تبدیل شود، و آسمانها به آسمانهایی دیگر تبدیل شوند، و مردم از قبرهای‏شان با بدنها و اعمال‏شان ظاهر شوند تا در برابر الله که در ملک و عظمتش یگانه است، و قهاری است که چیره میشود و کسی بر او چیره نمیگردد، و غالب میشود و کسی بر او غالب نمیگردد بایستند.

(۴۹) (۵۰) و –ای رسول- در روزیکه زمین به غیر زمین مبدل شود، و آسمانها تغییر یابند، کافران و مشرکان را میبینید که در زنجیرها به یکدیگر بسته شدهاند، و دستها و پاهای‏شان با زنجیرها به گردنهای‏شان بسته شده است، و لباس‏شان که آن را به تن میکنند از قَطِران (مادهای به شدت اشتعالزا) است، و آتش بر چهرههای رنگ و رو رفتهشان بالا میآید و چیره میگردد.

(۵۱) تا الله هرکس را به خیر یا شری که انجام داده است جزا دهد، بهراستیکه الله، اعمال را سریع حسابرسی میکند.

(۵۲) این قرآن نازل شده بر محمد ج، اعلامی است از جانب الله به‏سوی مردم، و برای اینکه از ترساندن و تهدید سختی که در آن است بترسند، و تا بدانند که معبود برحق، فقط الله است تا او را عبادت کنند و هیچکس را با او شریک نگردانند، و برای اینکه صاحبان عقل سلیم با آن پند و عبرت بگیرند؛ زیرا آنها هستند که از پندها و عبرتها بهره میبرند.

برخی فواید آیات:

• تصویر مناظر روز قیامت و بیقراری و ترس و ناتوانی و وحشت مخلوقات، و تبدیل زمین و آسمانها.

• توصیف سختی عذاب و ذلتی که به گناهکاران و کافران در روز قیامت می‏رسد.

• کار بنده در زندگی دنیایی دارای ظرفیت زیادی است، پس باید در طاعت بکوشد، زیرا وقتیکه الله تعالی او را در روز قیامت برانگیزاند فرصتی دوباره به او نمیدهد.

سورة الحِجر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓرۚ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ وَقُرۡءَانٖ مُّبِينٖ١ رُّبَمَا يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡ كَانُواْ مُسۡلِمِينَ٢ ذَرۡهُمۡ يَأۡكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلۡهِهِمُ ٱلۡأَمَلُۖ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٣ وَمَآ أَهۡلَكۡنَا مِن قَرۡيَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابٞ مَّعۡلُومٞ٤ مَّا تَسۡبِقُ مِنۡ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسۡتَ‍ٔۡخِرُونَ٥ وَقَالُواْ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِي نُزِّلَ عَلَيۡهِ ٱلذِّكۡرُ إِنَّكَ لَمَجۡنُونٞ٦ لَّوۡ مَا تَأۡتِينَا بِٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٧ مَا نُنَزِّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَمَا كَانُوٓاْ إِذٗا مُّنظَرِينَ٨ إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ٩ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي شِيَعِ ٱلۡأَوَّلِينَ١٠ وَمَا يَأۡتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ١١ كَذَٰلِكَ نَسۡلُكُهُۥ فِي قُلُوبِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ١٢ لَا يُؤۡمِنُونَ بِهِۦ وَقَدۡ خَلَتۡ سُنَّةُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٣ وَلَوۡ فَتَحۡنَا عَلَيۡهِم بَابٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَظَلُّواْ فِيهِ يَعۡرُجُونَ١٤ لَقَالُوٓاْ إِنَّمَا سُكِّرَتۡ أَبۡصَٰرُنَا بَلۡ نَحۡنُ قَوۡمٞ مَّسۡحُورُونَ١٥ [الحجر: ۱-۱۵].

برخی مقاصد سوره:

انذار تکذیب کنندگان به عذاب از خلال ارایۀ مناظر هولناک، برای ترساندن مخاطبان و استوار سازی مؤمنان.

تفسیر:

(۱) ﴿الٓرۚ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در آغاز سورۀ بقره بیان شد. این آیات بلند مرتبه و دلالت کننده بر اینکه از جانب الله نازل شده، آیات قرآنی است که توحید و شرائع را آشکار میسازد.

(۲) کفار در روز قیامت آنگاه که امر برای‏شان آشکار میگردد، و بطلان کفری که در دنیا بر آن بودند برای‏شان مشخص میشود آرزو خواهند کرد که کاش مسلمان بودند.

(۳)- ای رسول- این تکذیب کنندگان را واگذار که همانند چارپایان بخورند، و از خوشیهای موقت دنیا بهرهمند شوند، و آرزوهای طولانی آنها را از ایمان و عمل صالح بازدارد، پس بهزودی از زیانی که در آن هستند آگاه خواهند شد آنگاه که در روز قیامت نزد الله وارد شوند.

(۴) و نابودی را بر هیچیک از شهرهای ستمگر فرو نفرستادیم مگر اینکه سررسید مشخصی در علم الله برایش بود، که نه بر آن پیشی میگیرد و نه از آن به تأخیر می‏افتد.

(۵) نابودی هیچیک از امتها قبل از اینکه اجلش بیاید فرا نمیرسد، و آنگاه که اجل آن فرا رسد نابودیاش به تاخیر نمیافتد، پس ستمکاران نباید از اینکه الله به آنها مهلت میدهد فریب بخورند.

(۶) و کافران ساکن مکه به رسول ج گفتند: ای کسیکه قرآن بر او نازل شده است – آنگونه که ادعا میکند- بهراستیکه تو با این دعوت خویش دیوانهای هستی که همانند دیوانگان رفتار میکند.

(۷) چرا فرشتگان را نزد ما نمیآوری تا برایت گواهی دهند، یا نابودی ما را به‏سبب کفرمان نمیخواهی!

(۸) الله در رد پیشنهاد آنها مبنی بر آمدن فرشتگان فرمود: فرشتگان را جز بر اساس آنچه که حکمت اقتضا میکند آنگاه که زمان نابودی‏شان با عذاب فرا می‏رسد نازل نمیکنیم، و – اگر فرشتگان در حالی بیایند که هنوز ایمان نیاوردهاند- به آنها مهلت داده نمیشود، بلکه بهزودی عذاب خواهند شد.

(۹) بهراستیکه ما کسانی هستیم که قرآن را بر قلب محمد ج برای یادآوری مردم فرو فرستادیم، و همانا ما نگهبان قرآن از افزودن و کاستن و تبدیل و تحریف هستیم.

(۱۰) و –ای رسول- پیش از تو رسولانی در گروههای پیشین کافر فرستادهایم و آنها را تکذیب کردند، پس تو نوبرِ پیغمبران و نخستین فرد ایشان نیستی که امتت تو را تکذیب میکنند.

(۱۱) و برای گروههای پیشین کافر رسولی نیامد مگر اینکه او را تکذیب کردند و به ریشخند گرفتند.

(۱۲) همانگونه که تکذیب را در دل آن امتها وارد کردهایم آن را در دل مشرکان مکه به‏سبب رویگردانی و سرسختیشان وارد میافکنیم.

(۱۳) بر این قرآن نازل شده بر محمد ج ایمان نمیآورند، و سنت الله در نابودی تکذیب کنندگان آنچه رسولان‏شان آوردهاند سپری شده است، پس کسانیکه تو را تکذیب میکنند باید عبرت بگیرند.

(۱۴) و این تکذیب کنندگان سرسختی میکنند حتی اگر حق با دلایل روشن بر آنها آشکار گردد، پس اگر دری از آسمان به رویشان میگشودیم که پیوسته بالا می‏رفتند.

(۱۵) باز هم تصدیق نمیکردند، و به‏طور قطع میگفتند: جز این نیست که چشم بندی شدهایم، بلکه آنچه میبینیم تحت تأثیر سحر است، زیرا ما سحر شدهایم.

برخی فواید آیات:

• قرآن کریم صفت کمال در هر چیزی، و وضوح و بیان را با هم دارد.

• کافران از روی عادت به امور مادی اهتمام میورزند، چنانکه مشاهده میشود در شهوات و هوسها فرو میروند، به آرزوهای پوچ فریب میخورند، و به جای آخرت به دنیا مشغول هستند.

• نابودی امتها تاریخی معین، و سررسیدی مشخص دارد، که تأخیر و تقدیمی در آن نیست، و الله به خاطر عجلۀ هیچکس تعجیل نمیکند.

• الله تعالی محافظت قرآن کریم از تغییر و تبدیل، و افزودن و کاستن، را تا روز قیامت بر عهده گرفته است.

﴿وَلَقَدۡ جَعَلۡنَا فِي ٱلسَّمَآءِ بُرُوجٗا وَزَيَّنَّٰهَا لِلنَّٰظِرِينَ١٦ وَحَفِظۡنَٰهَا مِن كُلِّ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٍ١٧ إِلَّا مَنِ ٱسۡتَرَقَ ٱلسَّمۡعَ فَأَتۡبَعَهُۥ شِهَابٞ مُّبِينٞ١٨ وَٱلۡأَرۡضَ مَدَدۡنَٰهَا وَأَلۡقَيۡنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ وَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيۡءٖ مَّوۡزُونٖ١٩ وَجَعَلۡنَا لَكُمۡ فِيهَا مَعَٰيِشَ وَمَن لَّسۡتُمۡ لَهُۥ بِرَٰزِقِينَ٢٠ وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَآئِنُهُۥ وَمَا نُنَزِّلُهُۥٓ إِلَّا بِقَدَرٖ مَّعۡلُومٖ٢١ وَأَرۡسَلۡنَا ٱلرِّيَٰحَ لَوَٰقِحَ فَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَسۡقَيۡنَٰكُمُوهُ وَمَآ أَنتُمۡ لَهُۥ بِخَٰزِنِينَ٢٢ وَإِنَّا لَنَحۡنُ نُحۡيِۦ وَنُمِيتُ وَنَحۡنُ ٱلۡوَٰرِثُونَ٢٣ وَلَقَدۡ عَلِمۡنَا ٱلۡمُسۡتَقۡدِمِينَ مِنكُمۡ وَلَقَدۡ عَلِمۡنَا ٱلۡمُسۡتَ‍ٔۡخِرِينَ٢٤ وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحۡشُرُهُمۡۚ إِنَّهُۥ حَكِيمٌ عَلِيمٞ٢٥ وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن صَلۡصَٰلٖ مِّنۡ حَمَإٖ مَّسۡنُونٖ٢٦ وَٱلۡجَآنَّ خَلَقۡنَٰهُ مِن قَبۡلُ مِن نَّارِ ٱلسَّمُومِ٢٧ وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي خَٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن صَلۡصَٰلٖ مِّنۡ حَمَإٖ مَّسۡنُونٖ٢٨ فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ٢٩ فَسَجَدَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمۡ أَجۡمَعُونَ٣٠ إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰٓ أَن يَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ٣١ [الحجر: ۱۶-۳۱].

(۱۶) و در آسمان ستارگانی بزرگ قرار دادیم که مردم در سفرهای‏شان در تاریکیهای خشکی و دریا با آنها راه مییابند، و آنها را برای کسیکه در آنها بنگرد و بیندیشد آراستیم، تا با آن بر قدرت الله سبحانه استدلال کنند.

(۱۷) و آسمان را از هر شیطانی که از رحمت الله رانده شده است محافظت کردیم.

(۱۸) مگر کسیکه پنهانی به ملأ أعلی گوش دهد که جسمی درخشنده به او می‏رسد، و او را میسوزاند.

(۱۹) و زمین را گستراندیم تا مردم بر روی آن استقرار یابند، و کوههای استوار در آن قرار دادیم تا مردم را نجنباند، و در آن از انواع گیاهان به اقتضای حکمت، اندازهگیری شده و مشخص رویاندیم.

(۲۰) و –ای مردم- در زمین برای شما خوردنیها و نوشیدنیهایی که وسایل زندگی شماست تا زمانیکه در زندگی دنیا هستید قرار دادیم، و برای سایر مردم و حیوانات که شما روزی آنها را نمیدهید وسایل زندگیشان را قرار دادیم.

(۲۱) و هیچچیز نیست که مردم و حیوانات از آن بهره میبرند مگر اینکه ما بر ایجادش و فایده رساندن به مردم با آن توانا هستیم، و هیچچیز را جز به اندازهای مشخص که حکمت و ارادۀ ما ایجاب میکند پدید نمیآوریم.

(۲۲) و بادها را فرستادیم که ابرها را بارور میسازند، سپس از ابرهای باردار شده با بادها بارانی فرو فرستادیم، سپس شما را از آب باران سیراب کردیم، و –ای مردم- شما خزانه داران این آب در زمین نیستید تا به چشمهها و چاهها تبدیل شوند، و فقط الله، ذاتی است که آن را در زمین ذخیره میسازد.

(۲۳) و به تحقیق که ما مردگان را با آفریدن‏شان از عدم و نیز برانگیختن‏شان پس از مرگ زنده میگردانیم، و زندگان را آنگاه که اجلهای‏شان فرا رسد میمیرانیم، و جاودانگان ما هستیم که زمین و هرکس بر روی آن است را به میراث میبریم.

(۲۴) و بهراستیکه ولادت و مرگ پیشینیان و آیندگان شما را دانستهایم، و ذرهای از این امر بر ما پوشیده نمیماند.

(۲۵) و –ای رسول- بهراستیکه پروردگار تو همگی آنها را در روز قیامت گرد میآورد، تا نیکوکار را به نیکوکاریاش، و بدکار را به بدکاریاش جزا دهد، به تحقیق که او در تدبیرش بسیار داناست، و آگاهی است که هیچچیز بر او پوشیده نمیماند.

(۲۶) و به تحقیق که آدم را از گلی خشک که اگر در آن دمیده شود صدا میدهد آفریدیم، و این گلی که از آن آفریده شد به‏سبب ماندن زیادش سیاه و بدبو بود.

(۲۷) و پیش از آفرینش آدم ÷، پدر جن را از آتشی بسیار سوزان آفریدیم.

(۲۸) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که پروردگارت به فرشتگان و ابلیس – که با آنها بود- فرمود: همانا من انسانی از گلی سیاه و بدبو و خشک که اگر دمیده شود صدا میدهد خواهم آفرید.

(۲۹) پس وقتی صورتش را درست کردم، و او را کامل آفریدم برای اطاعت از فرمان من و احترام به او بر او سجده کنید.

(۳۰) پس فرشتگان اطاعت کردند، و همگی همانگونه که پروردگارشان به آنها فرمان داده بود به سجده افتادند.

(۳۱) اما ابلیس- که با فرشتگان بود، اما از آنها نبود- خودداری کرد از اینکه همراه فرشتگان بر آدم ÷ سجده کند.

برخی فواید آیات:

• سزاوار است که بنده در آسمان و زیبایی آن تأمل و نظر کند و با آن بر آفریدگارش استدلال کند.

• هیچکس مالک تمام ارزاق و اصناف مقدر شده نیست مگر الله، زیرا خزینههای آن به دست اوست که به‏سبب حکم و رحمت خویش به هرکس بخواهد می‏بخشد، و از هرکس بخواهد باز میدارد.

• زمین، نرم و هموار و گسترده آفریده شده است که با امکان زندگی بشری بر روی آن متناسب است، و با کوههای استوار ثابت است؛ تا ساکنانش را نلرزاند، و در آن گیاهان مختلف به مقدار مشخصی بر اساس حکمت و مصلحت وجود دارد.

• در فرمان به فرشتگان برای سجده بر آدم ÷، تکریمی بر جنس بشر است.

﴿قَالَ يَٰٓإِبۡلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ٣٢ قَالَ لَمۡ أَكُن لِّأَسۡجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقۡتَهُۥ مِن صَلۡصَٰلٖ مِّنۡ حَمَإٖ مَّسۡنُونٖ٣٣ قَالَ فَٱخۡرُجۡ مِنۡهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٞ٣٤ وَإِنَّ عَلَيۡكَ ٱللَّعۡنَةَ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلدِّينِ٣٥ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرۡنِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ٣٦ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِينَ٣٧ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡوَقۡتِ ٱلۡمَعۡلُومِ٣٨ قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغۡوَيۡتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ٣٩ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ٤٠ قَالَ هَٰذَا صِرَٰطٌ عَلَيَّ مُسۡتَقِيمٌ٤١ إِنَّ عِبَادِي لَيۡسَ لَكَ عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٌ إِلَّا مَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلۡغَاوِينَ٤٢ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوۡعِدُهُمۡ أَجۡمَعِينَ٤٣ لَهَا سَبۡعَةُ أَبۡوَٰبٖ لِّكُلِّ بَابٖ مِّنۡهُمۡ جُزۡءٞ مَّقۡسُومٌ٤٤ إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ٤٥ ٱدۡخُلُوهَا بِسَلَٰمٍ ءَامِنِينَ٤٦ وَنَزَعۡنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنۡ غِلٍّ إِخۡوَٰنًا عَلَىٰ سُرُرٖ مُّتَقَٰبِلِينَ٤٧ لَا يَمَسُّهُمۡ فِيهَا نَصَبٞ وَمَا هُم مِّنۡهَا بِمُخۡرَجِينَ٤٨ ۞نَبِّئۡ عِبَادِيٓ أَنِّيٓ أَنَا ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٤٩ وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ ٱلۡعَذَابُ ٱلۡأَلِيمُ٥٠ وَنَبِّئۡهُمۡ عَن ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ٥١ [الحجر: ۳۲-۵۱]

(۳۲) الله پس از اینکه ابلیس از سجده بر آدم ÷ خودداری کرد به او فرمود: چه چیزی تو را واداشت و منع کرد از اینکه برای اطاعت از فرمان من همراه فرشتگان که سجده کردند سجده کنی؟

(۳۳) ابلیس متکبرانه گفت: سزاوار من نیست که بر انسانی که او را از گلی خشک که گلی سیاه و تغییر یافته بود سجده کنم.

(۳۴) الله به ابلیس فرمود: از بهشت بیرون شو که تو رانده شده هستی.

(۳۵) و به تحقیق لعنت و دوری از رحمت من تا روز قیامت بر توست.

(۳۶) ابلیس گفت: پروردگارا، به من مهلت بده و مرا تا روزیکه مردم را برمی‏انگیزی نمیران.

(۳۷) الله به او فرمود: بهراستیکه تو از مهلت داده شدگانی هستی که اجل‏شان به تاخیر افتاده است.

(۳۸) تا زمانیکه تمام مخلوقات هنگام دمیدنِ اول میمیرند.

(۳۹) ابلیس گفت: پروردگارا، به‏سبب اینکه مرا گمراه ساختی به‏طور قطع گناهان را در زمین برای‏شان خواهم آراست، و تمام آنها را از راه راست گمراه خواهم کرد.

(۴۰) مگر آن بندگانت را که برای عبادت خویش برگزیدهای.

(۴۱) الله فرمود: این راه راستِ رساننده به من است.

(۴۲) همانا بر بندگان مخلص من قدرتی نداری و بر اغوای آنها مسلط نیستی مگر کسانی از گمراهان که از تو پیروی کنند.

(۴۳) و به تحقیق که جهنم وعدهگاه ابلیس و گمراهانی است که از او پیروی کنند.

(۴۴) جهنم هفت در دارد که از آنها وارد میشوند، و برای هر یک از درها تعداد مشخصی از پیروان ابلیس است که از آن وارد میشوند.

(۴۵) همانا کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او را پیشه کردهاند در بهشتها و چشمهها هستند.

(۴۶) هنگام ورود در آنها به آنها گفته میشود: با سلامتی از آفات، و ایمنی از ترسانندهها در آن وارد شوید.

(۴۷) و کینه و دشمنیای که در سینههای‏شان است را از بین میبریم، برادرانه و دوستدار یکدیگر بر تختهایی مینشینند و به یکدیگر مینگرند.

(۴۸) نه رنجی در آنجا به آنها میرسد، و نه از آنجا خارج میگردند، بلکه جاودانه در آنجا میمانند.

(۴۹) - ای رسول- بندگانم را آگاه کن که من توبهکاران آنها را میآمرزم، و نسبت به آنها بسیار مهربان هستم.

(۵۰) و آنها را آگاه کن از اینکه عذاب من همان عذاب رنجآور است، پس باید توبه کنند تا به آمرزش من دست یابند، و از عذابم ایمن بمانند.

(۵۱) و آنها را از مهمانان ابراهیم ÷ آگاه کن همان فرشتگانی که با مژده دادن به فرزند، و نابودی قوم لوط ÷ نزدش آمدند.

برخی فواید آیات:

• در آیات فوق، دلیلی است بر دیدار و اجتماع و حسن ادب پرهیزگاران در میان خودشان، درحالیکه هر یک از آنها در برابر دیگری است نه پشت به او.

• سزاوار است که قلب بنده همیشه میان ترس و امید، و آرزو و نگرانی باشد.

• همگی فرشتگان برای احترام و تکریم در برابر آدم ÷ به سجده افتادند مگر ابلیس که سجده نکرد و سر باز زد.

• ابلیس بر کسانیکه الله آنها را هدایت کرده و آنها را برگزیده و برتری داده هیچ تسلطی ندارد بر اینکه آنها را در گناهی بیفکند که آنها را از بخشش الله محروم میسازد.

﴿إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗا قَالَ إِنَّا مِنكُمۡ وَجِلُونَ٥٢ قَالُواْ لَا تَوۡجَلۡ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ٥٣ قَالَ أَبَشَّرۡتُمُونِي عَلَىٰٓ أَن مَّسَّنِيَ ٱلۡكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ٥٤ قَالُواْ بَشَّرۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡقَٰنِطِينَ٥٥ قَالَ وَمَن يَقۡنَطُ مِن رَّحۡمَةِ رَبِّهِۦٓ إِلَّا ٱلضَّآلُّونَ٥٦ قَالَ فَمَا خَطۡبُكُمۡ أَيُّهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ٥٧ قَالُوٓاْ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمٖ مُّجۡرِمِينَ٥٨ إِلَّآ ءَالَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمۡ أَجۡمَعِينَ٥٩ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ قَدَّرۡنَآ إِنَّهَا لَمِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ٦٠ فَلَمَّا جَآءَ ءَالَ لُوطٍ ٱلۡمُرۡسَلُونَ٦١ قَالَ إِنَّكُمۡ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ٦٢ قَالُواْ بَلۡ جِئۡنَٰكَ بِمَا كَانُواْ فِيهِ يَمۡتَرُونَ٦٣ وَأَتَيۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ٦٤ فَأَسۡرِ بِأَهۡلِكَ بِقِطۡعٖ مِّنَ ٱلَّيۡلِ وَٱتَّبِعۡ أَدۡبَٰرَهُمۡ وَلَا يَلۡتَفِتۡ مِنكُمۡ أَحَدٞ وَٱمۡضُواْ حَيۡثُ تُؤۡمَرُونَ٦٥ وَقَضَيۡنَآ إِلَيۡهِ ذَٰلِكَ ٱلۡأَمۡرَ أَنَّ دَابِرَ هَٰٓؤُلَآءِ مَقۡطُوعٞ مُّصۡبِحِينَ٦٦ وَجَآءَ أَهۡلُ ٱلۡمَدِينَةِ يَسۡتَبۡشِرُونَ٦٧ قَالَ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ ضَيۡفِي فَلَا تَفۡضَحُونِ٦٨ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُخۡزُونِ٦٩ قَالُوٓاْ أَوَ لَمۡ نَنۡهَكَ عَنِ ٱلۡعَٰلَمِينَ٧٠ [الحجر: ۵۲-۷۰].

(۵۲) آنگاه که بر او وارد شدند، و به او گفتند: سلام، و او به نیکوتر از درودشان به آنها پاسخ داد، و گوسالهای بریان برای‏شان پیش آورد تا از آن بخورند، زیرا گمان کرده بود که انسان هستند، اما وقتی از آن نخوردند، گفت: همانا ما از شما میترسیم.

(۵۳) فرشتگان فرستاده شده گفتند: نترس، بهراستیکه ما تو را به چیزیکه تو را شاد میگرداند خبر میدهیم، اینکه پسری بسیار دانا برایت خواهد بود.

(۵۴) ابراهیم ÷ – با تعجب از اینکه فرزندی به او مژده دادند- به آنها گفت: آیا با وجود پیری و سالخوردگیام، فرزندی به من مژده میدهید، به چه دلیلی این مژده را به من میدهید؟

(۵۵) فرشتگان فرستاده شده به ابراهیم ÷ گفتند: تو را به حقیقتی که تردیدی در آن نیست مژده میدهیم، پس از آنچه که به تو بشارت میدهیم نومید نباش.

(۵۶) ابراهیم ÷ گفت: و آیا کسی از رحمت پروردگارش ناامید است مگر کسانیکه از راه راست الله گمراه هستند؟!

(۵۷) ابراهیم ÷ گفت: ای فرستادگان از جانب الله چه مأموریتی دارید؟

(۵۸) فرشتگان فرستاده شده گفتند: بهراستیکه الله ما را برای نابودی قومی که فساد و شر بزرگی دارند، یعنی قوم لوط ÷ فرستاده است.

(۵۹) مگر خانوادۀ لوط ÷ و مؤمنان پیرو او که نابودی، آنها را در برنمیگیرد، زیرا ما همگیشان را از نابودی نجات میدهیم.

(۶۰) مگر همسرش، زیرا حکم کردهایم که او از بازماندگانی است که نابودی آنها را فرا میگیرد.

(۶۱) پس وقتی فرشتگان فرستاده شده در صورت مردانی نزد خاندان لوط ÷ وارد شدند.

(۶۲) لوط ÷ به آنها گفت: مردمی ناشناس هستید.

(۶۳) فرشتگان فرستاده شده به لوط ÷ گفتند: –ای لوط- نترس، عذاب نابود کنندۀ قومت را که در آن شک دارند برایت آوردهایم.

(۶۴) و حقیقتی را که هیچ شوخیای در آن نیست برایت آوردهایم، و بهراستیکه ما در آنچه به تو خبر دادیم راستگو هستیم.

(۶۵) پس بعد از گذشت پارهای از شب خانوادهات را حرکت بده، و خودت به دنبال آنها برو، و هیچیک از شما نباید به عقب خویش بنگرد تا ببینید چه چیزی به آنها رسیده است، و به هرجا که الله شما را برای رفتن به آنجا فرمان داده است بروید.

(۶۶) و لوط ÷ را از طریق وحی از امری که مقدر کردیم آگاه ساختیم، و آن اینکه این قوم صبحگاهان با نابودیِ همۀ آنها، ریشهکن خواهند شد.

(۶۷) و اهل سَدوم به قصد انجام فاحشه با مهمانان لوط ÷ خوشحال و شادمان آمدند.

(۶۸) لوط ÷ به آنها گفت: همانا این افراد، مهمانانم هستند، پس مرا با آنچه در مورد آنها میخواهید رسوا نسازید.

(۶۹) و با ترک این فاحشه از الله بترسید، و با کار زشت خویش مرا خوار نسازید.

(۷۰) قوم لوط ÷ به او گفتند: آیا تو را از مهمان کردن هر یک از مردم نهی نکردیم؟

برخی فواید آیات:

• آموزش ادب مهمان با تهنیت و سلام هنگام ورود بر دیگران.

• هرکس که الله هدایت و علم زیاد بر او بخشیده باشد ممکن نیست از رحمت الله نومید شود.

• الله تعالی لوط ÷ و پیروانش را از اینکه هنگام نزول عذاب بر قوم لوط ÷، به عقب بنگرند نهی کرد تا مبادا به آنها دل بسوزانند.

• تصمیم قوم لوط ÷ بر ارتکاب فاحشه با مهمانان دلیلی است بر سرنگونی فطرت و بدکرداری زیاد آنها.

﴿قَالَ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِيٓ إِن كُنتُمۡ فَٰعِلِينَ٧١ لَعَمۡرُكَ إِنَّهُمۡ لَفِي سَكۡرَتِهِمۡ يَعۡمَهُونَ٧٢ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّيۡحَةُ مُشۡرِقِينَ٧٣ فَجَعَلۡنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٍ٧٤ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّلۡمُتَوَسِّمِينَ٧٥ وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٖ مُّقِيمٍ٧٦ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ٧٧ وَإِن كَانَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأَيۡكَةِ لَظَٰلِمِينَ٧٨ فَٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٖ مُّبِينٖ٧٩ وَلَقَدۡ كَذَّبَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡحِجۡرِ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٨٠ وَءَاتَيۡنَٰهُمۡ ءَايَٰتِنَا فَكَانُواْ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ٨١ وَكَانُواْ يَنۡحِتُونَ مِنَ ٱلۡجِبَالِ بُيُوتًا ءَامِنِينَ٨٢ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّيۡحَةُ مُصۡبِحِينَ٨٣ فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٨٤ وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّۗ وَإِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَأٓتِيَةٞۖ فَٱصۡفَحِ ٱلصَّفۡحَ ٱلۡجَمِيلَ٨٥ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ٨٦ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ٨٧ لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ٨٨ وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ٨٩ كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ٩٠ [الحجر: ۷۱-۹۰].

(۷۱) لوط ÷ برای معذور دانستن خودش در برابر مهمانان خویش به آنها گفت: اینها دختران من از جمله زنان‏تان هستند، پس با آنها ازدواج کنید اگر قصد برآورده ساختن نیازتان را دارید.

(۷۲) و –ای رسول- به جان تو سوگند که قوم لوط ÷ در طغیان شهوت‏شان سرگردان بودند.

(۷۳) پس بانگی شدید و مرگبار هنگام طلوع خورشید آنها را فراگرفت.

(۷۴) آنگاه شهرهای‏شان را زیر و رو کردیم، و سنگهایی از گل سخت بر آنها باراندیم.

(۷۵) به تحقیق که در این نابودی که به قوم لوط ÷ رسید، نشانههایی برای تأمل کنندگان است.

(۷۶) و بهراستیکه شهرهای قوم لوط ÷ بر سر راه ثابتی قرار دارد، که هر یک از مسافران که از آن راه بگذرد شهرهای‏شان را میبیند.

(۷۷) و بهراستیکه در این رخداد دلالتی است برای مؤمنان که از آن پند بگیرند.

(۷۸) و همانا قوم شعیب ÷ ساکنان شهر درختان انبوه، به‏سبب کفر به الله و تکذیب رسولش شعیب ÷ ستمکار بودند.

(۷۹) پس از آنها انتقام گرفتیم آنگاه که عذاب، آنها را دربرگرفت، و به تحقیق که شهرهای قوم لوط ÷ و وطنهای اصحاب شعیب ÷ بر سر راه آشکاری است برای کسیکه از آن بگذرد.

(۸۰) و به تحقیق که ثمود، ساکنان حِجر (مکانی میان حجاز و شام) تمام رسولان را تکذیب کردند آنگاه که پیامبرشان صالح ÷ را تکذیب کردند.

(۸۱) و حجتها و دلایل بر راستگویی صالح ÷ را در آنچه که از جانب پروردگارش آورده بود به آنها دادیم، از جمله ماده شتر، اما از این دلایل پند نگرفتند، و به آنها اهمیتی ندادند.

(۸۲) و برای ساختن خانههایی برای خود کوهها را میتراشیدند تا با امنیت از آنچه میترسیدند در آنها سکونت کنند.

(۸۳) پس صبحگاهان صاعقۀ عذاب، آنها را فرا گرفت.

(۸۴) آنگاه اموال و مسکنهایی را که کسب میکردند عذاب الله را از آنها دفع نکرد.

(۸۵) و آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است را به باطل و بدون حکمت نیافریدهایم، تمام اینها را جز به حق نیافریدهایم، و بهراستیکه قیامت بدون تردید آمدنی است، پس – ای رسول- از کسانیکه تو را تکذیب میکنند روی بگردان، و به نیکویی از آنها درگذر.

(۸۶) - ای رسول- بهراستیکه پروردگار تو آفرینندۀ هر چیزی است، و به هر چیزی داناست.

(۸۷) و بهراستیکه سورۀ الفاتحه که هفت آیه، و همان قرآن عظیم است را به تو عطا کردیم.

(۸۸) و به انواع کالاهای نابود شدنی که کفار را از آنها بهرهمند کردیم چشم مدوز، و به خاطر تکذیب آنها اندوه مدار، و با مؤمنان فروتنی کن.

(۸۹) و –ای رسول- به آنها بگو: همانا من انذار دهندهای آشکار از عذاب هستم.

(۹۰) شما را انذار میدهم از اینکه مانند عذابی که الله بر کسانی فرستاد که کتابهای او تعالی را بخشبخش کردند آنگاه به بخشی ایمان آوردند و به بخشی دیگر کفر ورزیدند شما را فراگیرد.

برخی فواید آیات:

• الله تعالی هرگاه بخواهد آبادیای را نابود کند شر و طغیان‏شان را زیاد میکند، پس وقتی به انتها رسیدند کیفرهایی را که سزاوارش هستند بر آنها واقع می‏سازد.

• کراهت ورود به مواضع عذاب، مانند ورود به قبرستانهای کافران، پس اگر انسان بر این مواضع و قبرستانها وارد شد باید بشتابد.

• مؤمن به‏سبب آگاهی از معارف الهی، به زرق و برق دنیا چشم نمیدوزد.

• مؤمن باید از مشرکان دور باشد، و اگر ایمان نیاوردند اندوهگین نشود، و به مؤمنان نزدیک و در برابر آنها فروتن و دوستدارشان باشد حتی اگر فقیر باشند.

﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواْ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ٩١ فَوَرَبِّكَ لَنَسۡ‍َٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ٩٢ عَمَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٩٣ فَٱصۡدَعۡ بِمَا تُؤۡمَرُ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ٩٤ إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ٩٥ ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَۚ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٩٦ وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ٩٧ فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ٩٨ وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ٩٩ [الحجر: ۹۱-۹۹].

(۹۱) همان کسانیکه قرآن را بخشبخش کردند، و گفتند: سحر، یا کهانت، یا شعر است.

(۹۲) - ای رسول- به پرودگارت سوگند که روز قیامت از تمام کسانیکه قرآن را بخشبخش کردند خواهیم پرسید.

(۹۳) در مورد کفر و گناهانی که در دنیا انجام میدادند از آنها خواهیم پرسید.

(۹۴) پس –ای رسول- دعوت به‏سوی الله را که او تعالی به تو فرمان داده است اعلام کن، و به گفتار و کردار مشرکان توجه نکن.

(۹۵) و از آنها نترس، زیرا نیرنگ مسخره کنندگان از پیشوایان کفر قریش را از تو برطرف خواهیم کرد.

(۹۶) کسانیکه همراه الله معبودی غیر او میگیرند، پس بهزودی از سرانجامِ بد شرکشان آگاه خواهند شد.

(۹۷) و –ای رسول- بهراستیکه ما میدانیم از اینکه تو را تکذیب میکنند و به ریشخند میگیرند سینهات تنگ میگردد.

(۹۸) پس با منزه دانستن الله از آنچه که سزاوارش نیست، و ستایش او با صفات کمالش، به او تعالی پناه ببر، و از عبادتگزاران و نمازگزاران الله باش، زیرا تنگی سینه‏ات را درمان میکند.

(۹۹) و بر عبادت پروردگارت پایداری کن، و تا زمانیکه زنده هستی بر آن ادامه بده تا در حالی مرگ تو را فراگیرد که بر این کار هستی.

سورة النّحل (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿أَتَىٰٓ أَمۡرُ ٱللَّهِ فَلَا تَسۡتَعۡجِلُوهُۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ١ يُنَزِّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ بِٱلرُّوحِ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ أَنۡ أَنذِرُوٓاْ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱتَّقُونِ٢ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّۚ تَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٣ خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٖ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ٤ وَٱلۡأَنۡعَٰمَ خَلَقَهَاۖ لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ وَمَنَٰفِعُ وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ٥ وَلَكُمۡ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسۡرَحُونَ٦ [النحل: ۱-۶].

برخی مقاصد سوره:

یادآوری نعمتهای راهنمایی کننده به ذات نعمت دهنده، تا الزامی باشد بر عبادت و بندگی او تعالی و هشداری باشد بر ناسپاسی نعمتهای او سبحانه.

تفسیر:

(۱) - ای کافران- عذابتان که الله به آن حکم داده است نزدیک شده، پس قبل از اینکه فرا رسد خواستار تعجیل در آن نباشید، الله از شریکانی که مشرکان برایش قرار میدهند منزه و برتر است.

(۲) الله فرشتگان را با وحی حکم خویش بر هر یک از رسولانش که بخواهد نازل میکند، که –ای رسولان- مردم را از شرک به الله بترسانید، زیرا معبود برحقی جز من نیست، پس –ای مردم- با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیام از من بترسید.

(۳) الله آسمانها و زمین را بدون نمونۀ قبلی به حق پدید آورد، و این دو را به باطل نیافریده است، بلکه آسمانها و زمین را پدید آورده تا با آن دو بر عظمت او تعالی راهنمایی گرفته شود، الله از اینکه دیگران را با او شریک میگردانند منزه است.

(۴) انسان را از نطفهای پست آفرید، سپس آن را آفرینشی پس از آفرینش دیگر رشد داد، آنگاه او به شدت به وسیله باطل جدال میکند تا حق را با آن سرنگون سازد، و آشکارا با آن جدال میکند.

(۵) و –ای مردم- چارپایان از شتر و گاو و گوسفند را برای مصالح شما از جمله گرم شدن با پشمها و کرکهایشان، و مصالحی دیگر در شیرها و پوستها و پشت‏شان آفرید، و از آنها میخورید.

(۶) و در آنها برای‏تان زینتی است آنگاه که شامگاهان آنها را از چرا برمی‏گردانید، و آنگاه که صبحگاهان آنها را برای چرا میبرید.

برخی فواید آیات:

• حمایت و پشتیبانی از پیامبر ج توسط الله با محافظت از آزارهای مشرکان.

• تسبیح و تحمید و نماز، درمانِ غم و اندوههاست، و راهی است برای خروج از بحرانها و تنگناها و مصیبتها.

• از مسلمان خواسته شده است که بر نماز به صورت یک عبادتِ فَرض مراقبت کند تا اینکه مرگش فرا رسد، مگر آنگاه که بیهوشی بر او غلبه کند یا عقلش را از دست بدهد.

• الله وحی را روح نامید؛ زیرا نفسها با آن زنده میگردند.

• الله به رحمتی از جانب خویش بر ما، چارپایان و حیوانات را در اختیارمان قرار داده و آنها را برایمان رام کرده، و به ما اجازه داده است که آنها را به تسخیر خویش درآوریم و از آنها بهره ببریم.

﴿وَتَحۡمِلُ أَثۡقَالَكُمۡ إِلَىٰ بَلَدٖ لَّمۡ تَكُونُواْ بَٰلِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ ٱلۡأَنفُسِۚ إِنَّ رَبَّكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ٧ وَٱلۡخَيۡلَ وَٱلۡبِغَالَ وَٱلۡحَمِيرَ لِتَرۡكَبُوهَا وَزِينَةٗۚ وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ٨ وَعَلَى ٱللَّهِ قَصۡدُ ٱلسَّبِيلِ وَمِنۡهَا جَآئِرٞۚ وَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ٩ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗۖ لَّكُم مِّنۡهُ شَرَابٞ وَمِنۡهُ شَجَرٞ فِيهِ تُسِيمُونَ١٠ يُنۢبِتُ لَكُم بِهِ ٱلزَّرۡعَ وَٱلزَّيۡتُونَ وَٱلنَّخِيلَ وَٱلۡأَعۡنَٰبَ وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ١١ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ وَٱلنُّجُومُ مُسَخَّرَٰتُۢ بِأَمۡرِهِۦٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ١٢ وَمَا ذَرَأَ لَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُخۡتَلِفًا أَلۡوَٰنُهُۥٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَذَّكَّرُونَ١٣ وَهُوَ ٱلَّذِي سَخَّرَ ٱلۡبَحۡرَ لِتَأۡكُلُواْ مِنۡهُ لَحۡمٗا طَرِيّٗا وَتَسۡتَخۡرِجُواْ مِنۡهُ حِلۡيَةٗ تَلۡبَسُونَهَاۖ وَتَرَى ٱلۡفُلۡكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ١٤ [النحل: ۷-۱۴].

(۷) و بر پشت این چارپایان که آنها را برای شما آفریدیم کالاهای سنگین‏تان را در سفر به‏سوی سرزمینی که جز با مشقتی سنگین به آن نمیرسیدید بارگیری میکنید، - ای مردم- بهراستیکه پروردگارتان نسبت به شما بسیار مهربان و بخشنده است که این چارپایان را در تسخیر شما قرار داده است.

(۸) و الله شتران و استران و خران را برای‏تان آفرید تا بر آنها سوار شوید، و کالاهای‏تان را بر پشت آنها بارگیری کنید، و برای اینکه زینتی برای شما باشد که خودتان را با آنها در میان مردم زینت میدهید، و آنچه را که نمیدانید و آفرینش آن را اراده کرده است میآفریند.

(۹) و بیان راه راست رساننده به رضایت الله یعنی اسلام بر عهدۀ الله است، و یکی از راهها راه شیطان است که از حق منحرف است، و هر راهی غیر از راه اسلام منحرف است، و اگر الله میخواست که همگی شما را به ایمان توفیق دهد، به‏طور قطع این کار را انجام میداد.

(۱۰) او سبحانه ذاتی است که از ابر برای‏تان آبی فرو فرستاد، که شما و چارپایان‏تان از آن مینوشید، و درختی که چارپایان‏تان را در آن میچرانید از آن میروید.

(۱۱) الله با آن آب کشتزارهایی که از آن میخورید، و زیتون و نخل و درختان انگور، و تمام میوهها را برای‏تان میرویاند، بهراستیکه در آن آب و آنچه از آن به وجود میآید راهنمایی است بر قدرت الله برای مردمی که در آفرینش او تعالی میاندیشند، سپس بر عظمت او سبحانه راهنمایی میشوند.

(۱۲) و الله شب را برای‏تان رام کرد که در آن آرام میگیرید و استراحت میکنید، و روز را رام شما کرد که وسایل زندگی‏تان را در آن کسب میکنید، خورشید را در تسخیرتان درآورد، و آن را روشناییای قرار داد، و ماه را در تسخیر شما درآورد و آن را نوری قرار داد، و ستارگان به فرمان قَدَری او رام شما هستند، که در تاریکیهای خشکی و دریا راه را بهوسیلۀ آنها مییابید، و اوقات و غیر آن را میدانید، بهراستیکه در تسخیر تمام این موارد دلالتهای آشکاری بر قدرت الله است برای مردمی که عقلهای‏شان را به کار میاندازند، زیرا آنها هستند که حکمت این کار را درک میکنند.

(۱۳) و نیز او سبحانه معادن و حیوانات و گیاهان و کشتزارها را که به رنگهای مختلف در زمین آفرید در تسخیر شما قرار داد، بهراستیکه در این آفرینش و تسخیر، دلالت روشنی است بر قدرت الله سبحانه برای مردمی که از آن پند میگیرند، و درک میکنند که الله توانا و نعمت بخشنده است.

(۱۴) و او سبحانه ذاتی است که دریا را رام شما کرد، پس شما را بر سوار شدن بر آن و استخراج آنچه در آن است قدرت بخشید؛ تا از ماهی آن که شکار میکنید گوشتی نرم و تازه بخورید، و از آن زینتی مانند مروارید که آن را میپوشید و زنان‏تان آن را میپوشند استخراج کنید، و کشتیها را میبینی که موج دریا را میشکند، و در جستجوی بخشش الله که از سود تجارت به دست میآید بر این کشتیها سوار می‏شوید، و به این امید که شکر الله را در قبال نعمتهایی که بر شما بخشیده است به جای آورید، و تنها او را عبادت کنید.

برخی فواید آیات:

• یکی از مظاهر بزرگی الله این است که آنچه را تمام انسانها نمیدانند هر وقت که اراده کند میآفریند.

• الله ستارگان را زینتی برای آسمان، راهیابی در تاریکیهای خشکی و دریا، و شناخت اوقات و محاسبۀ زمانها آفرید.

• ستایش و شکر بر الله به خاطر نعمتهایی که به ما بخشیده که زندگیمان را بهبود میبخشد و برای دستیابی به بهترین زندگی ما را یاری میکند.

• الله سبحانه با تسخیر دریا برای خوردن گوشتها (ماهیها)، و استخراج مروارید و مرجان، و برای سوار شدن، و تجارت، و دفاع از سرزمین در برابر آزار اشغالگر و تجاوز استعمارگر بر ما نعمت بخشیده است.

﴿وَأَلۡقَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمۡ وَأَنۡهَٰرٗا وَسُبُلٗا لَّعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ١٥ وَعَلَٰمَٰتٖۚ وَبِٱلنَّجۡمِ هُمۡ يَهۡتَدُونَ١٦ أَفَمَن يَخۡلُقُ كَمَن لَّا يَخۡلُقُۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ١٧ وَإِن تَعُدُّواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ لَا تُحۡصُوهَآۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ١٨ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَ١٩ وَٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَخۡلُقُونَ شَيۡ‍ٔٗا وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ٢٠ أَمۡوَٰتٌ غَيۡرُ أَحۡيَآءٖۖ وَمَا يَشۡعُرُونَ أَيَّانَ يُبۡعَثُونَ٢١ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۚ فَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٞ وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ٢٢ لَا جَرَمَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡتَكۡبِرِينَ٢٣ وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَآ أَنزَلَ رَبُّكُمۡ قَالُوٓاْ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ٢٤ لِيَحۡمِلُوٓاْ أَوۡزَارَهُمۡ كَامِلَةٗ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَمِنۡ أَوۡزَارِ ٱلَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٍۗ أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ٢٥ قَدۡ مَكَرَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَأَتَى ٱللَّهُ بُنۡيَٰنَهُم مِّنَ ٱلۡقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّقۡفُ مِن فَوۡقِهِمۡ وَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ٢٦ [النحل: ۱۵-۲۶].

(۱۵) و برای استوار سازی زمین کوههایی در آن قرار داد تا شما را تکان ندهد و نجنباند، و رودهایی در آن جاری ساخت تا از آنها بنوشید، و چارپایان و کشتزارهای‏تان را آبیاری کنید، و راههایی در آن باز کرد تا برای رسیدن به مقاصدتان بدون اینکه گم شوید آنها را بپیمایید.

(۱۶) و در زمین نشانههای آشکاری برای‏تان قرار داد که برای حرکت در روز از آن‏ها راه مییابید، و ستارگان را در آسمان برای‏تان قرار داد تا شب هنگام راه را با آنها بیابید.

(۱۷) آیا کسیکه این موارد و سایر اشیا را میآفریند مانند کسی است که هیچچیز نمیآفریند؟! آیا از عظمت الله که هر چیزی را میآفریند پند نمیگیرید، تا تنها او را عبادت کنید، و چیزی را که هیچچیز نمیآفریند با او شریک نگردانید؟

(۱۸) و –ای مردم- اگر تلاش کنید که نعمتهای زیاد الله را که بر شما ارزانی داشته است برشمارید به دلیل کثرت و تنوع آنها قادر بر انجام این کار نخواهید بود. در حقیقت الله بسیار بخشنده است که در قبال غفلت از سپاسگزاری نعمتهایش شما را مؤاخذه نکرده است، و بسیار مهربان است که به‏سبب گناهان و کوتاهی در سپاسگزاریاش نعمتهای خویش را از شما نبریده است.

(۱۹) و –ای بندگان- الله آنچه از اعمال‏تان را که پنهان میکنید، و آنچه از اعمال‏تان را که آشکار میگردانید میداند، و ذرهای از اعمال‏تان بر او تعالی پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۲۰) و کسانیکه مشرکان به جای الله آنها را عبادت میکنند، هیچچیز هر چند اندک باشد را نمیآفرینند، و خودِ کسانیکه آنها را به جای الله عبادت کردهاند آنها را میسازند، پس چگونه به جای الله نمادهایی که به دست خویش ساختهاند عبادت میکنند؟!

(۲۱) و افزون بر اینکه خود عبادتگزاران‏شان به دست خویش آنها را ساختهاند، جماداتی بدون روح و بدون علم هستند، چنانکه نمیدانند چه زمانی همراه عبادتگزاران‏شان در روز قیامت برانگیخته میشوند؛ تا همراه آنها در آتش جهنم افکنده شوند.

(۲۲) معبود حقیقی شما همان معبود یگانهای است که هیچ شریکی ندارد و همان الله است، و کسانیکه به رستاخیز برای جزا ایمان ندارند یگانگی الله را به خاطر ترس از آن انکار میکنند، پس دلهای‏شان نه به حساب ایمان دارند و نه به کیفر، و خودشان سرکشانی هستند که حق را نمیپذیرند، و در برابر آن فروتنی نمیکنند.

(۲۳) به تحقیق الله از اعمالی که اینها پنهان میکنند، و اعمالی که آشکار میکنند آگاه است، و ذرهای بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی در قبال اعمال‏شان به آنها جزا خواهد داد، بهراستیکه او سبحانه تکبر کنندگان از عبادت و فروتنی برای الله را دوست ندارد، بلکه شدیدترین خشم را بر آنها میگیرد.

(۲۴) و هرگاه به اینها که وحدانیت آفریدگار را انکار، و رستاخیز را تکذیب میکنند گفته شود: الله چه چیزی بر محمد ج نازل کرده است؟ میگویند: هیچچیز بر او نازل نکرده است، و او فقط از جانب خودش قصهها و دروغهای نخستینیان را آورده است.

(۲۵) برای اینکه سرانجام‏شان این باشد که گناهان‏شان را بدون کاستی به دوش بکشند، و نیز گناهان کسانی را که از روی نادانی و تقلید از اسلام گمراه کردهاند به دوش کشند، پس چه زشت است گناهان خودشان و گناهان پیروان‏شان که به دوش میکشند.

(۲۶) پیش از اینها نیز کافران بر رسولان‏شان نیرنگها زدهاند، اما الله ساختمانهای‏شان را از اساس ویران کرد، آنگاه سقفهای آنها از فرازشان بر سر آنها فرو ریخت، و عذاب از جاییکه انتظار نداشتند آنها را فراگرفت؛ زیرا انتظار میبردند که ساختمانهای‏شان از آنها محافظت میکند، اما با همانها نابود شدند.

برخی فواید آیات:

• در آیات فوق چیزهای بزرگی از انواع نعمتهای الله بر بندگان به صورت مجمل و مفصل آمده است، که الله با آنها بندگانش را بر انجام شکر و ذکر و خواندن او تعالی دعوت میکند.

• طبیعت انسان، ستم و جرأت کردن بر انجام گناهان و کوتاهی در حقوق پرودگارش، و ناسپاسی نعمتهای الله است که نه شکر آنها را به جای می‏آورد، و نه به آن اعتراف میکند مگر کسیکه الله او را هدایت کرده باشد.

• یکسان بودن گمراه کننده و گمراه شده در جرم گمراهی؛ زیرا اگر اولی دومی را گمراه نکرده بود به‏طور قطع با تفکر خویش و سوال از خیرخواهان هدایت مییافت.

• الله مجرمان را ناگهانی به سختترین کیفر میگیرد؛ زیرا وحشت زیادی به همراه دارد، برخلاف چیزیکه به صورت تدریجی وارد میشود.

﴿ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يُخۡزِيهِمۡ وَيَقُولُ أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تُشَٰٓقُّونَ فِيهِمۡۚ قَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ إِنَّ ٱلۡخِزۡيَ ٱلۡيَوۡمَ وَٱلسُّوٓءَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٢٧ ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡۖ فَأَلۡقَوُاْ ٱلسَّلَمَ مَا كُنَّا نَعۡمَلُ مِن سُوٓءِۢۚ بَلَىٰٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٢٨ فَٱدۡخُلُوٓاْ أَبۡوَٰبَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۖ فَلَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ٢٩ ۞وَقِيلَ لِلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ مَاذَآ أَنزَلَ رَبُّكُمۡۚ قَالُواْ خَيۡرٗاۗ لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞۚ وَلَدَارُ ٱلۡأٓخِرَةِ خَيۡرٞۚ وَلَنِعۡمَ دَارُ ٱلۡمُتَّقِينَ٣٠ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ لَهُمۡ فِيهَا مَا يَشَآءُونَۚ كَذَٰلِكَ يَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلۡمُتَّقِينَ٣١ ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمُ ٱدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٣٢ هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّآ أَن تَأۡتِيَهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَوۡ يَأۡتِيَ أَمۡرُ رَبِّكَۚ كَذَٰلِكَ فَعَلَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ وَمَا ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ٣٣ فَأَصَابَهُمۡ سَيِّ‍َٔاتُ مَا عَمِلُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٣٤ [النحل: ۲۷-۳۴].

(۲۷) سپس در روز قیامت الله آنها را با عذاب تحقیر و خوار میگرداند، و به آنها میگوید: شریکان من که آنها را شریک من در عبادت قرار میدادید، و به‏سبب آنها با پیامبرانم و مؤمنان دشمنی میکردید کجایند؟ علمای ربانی میگویند: بهراستیکه خواری و عذاب روز قیامت بر کافران واقع میشود.

(۲۸) همان کسانیکه فرشتۀ مرگ ÷ و فرشتگان دستیارش در حالی ارواح‏شان را قبض میکنند که با کفر به الله به خودشان ستم میکنند، پس وقتیکه مرگ بر آنها نازل میشود از درِ تسلیم گردن مینهند، و کفر و گناهانی را که بر آن بودند انکار میکنند؛ به این گمان که انکار به آنها نفع میرساند. آنگاه به آنها گفته میشود: دروغ گفتید، بهراستی کافرانی بودید که گناهان را مرتکب میشدید، همانا الله از آنچه در دنیا انجام میدادید آگاه است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۲۹) و به آنها گفته میشود: براساس اعمال‏تان از درهای جهنم وارد شوید و برای همیشه در آن بمانید، پس متکبران از ایمان به الله و عبادت او به یگانگی و وحدانیت، چه جایگاه بدی دارند.

(۳۰) و به کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای پروردگارشان را پیشه کردهاند گفته میشود: پروردگارتان چه چیزی بر پیامبرتان محمد ج نازل کرده است؟ پاسخ میدهند: الله خیر بزرگی بر او نازل کرده است، برای کسانیکه در این زندگی دنیا به نیکی الله را عبادت کردهاند و با مخلوقاتش به نیکی رفتار کردهاند ثوابی نیکوست، از جمله پیروزی و گشایش روزی، و پاداشی که الله در آخرت برای‏شان آماده کرده است بهتر است از آنچه که در دنیا برای‏شان به تعجیل انداخته است، و سرای آخرت چه سرای نیکویی است برای کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کردهاند.

(۳۱) بهشتهای جاویدان و آرامی که از زیر کاخها و درختان‏شان رودها جاری است که در آنها وارد میشوند، و خوردنیها و نوشیدنیها و سایر چیزهایی که می‏خواهند در این بهشتها برای‏شان مُهَیّا است، مانند این پاداش که پرهیزگاران امت محمد ج به آن پاداش داده میشوند، پرهیزگاران امتهای پیشین نیز جزا داده می‏شوند.

(۳۲) همان کسانیکه فرشتۀ مرگ ÷ و فرشتگان دستیارش در حالی ارواح‏شان را قبض میکنند که دلهایشان از کفر پاک است، و فرشتگان با این سخن آنها را مورد خطاب قرار میدهند: سلام علیکم، از هر آفتی نجات یافتید، به‏سبب اعتقاد صحیح و عمل صالح که در دنیا انجام میدادید وارد بهشت شوید.

(۳۳) آیا این مشرکان تکذیب کننده منتظر چیزی جز این هستند که فرشتۀ مرگ ÷ و فرشتگان دستیار او برای قبض ارواح‏شان و زدن بر صورت و پشت‏شان نزدشان بیایند، یا امر الله به ریشهکن کردن آنها با عذاب در دنیا بیاید؟ مانند این کاری که مشرکان مکه انجام میدهند مشرکان پیش از آنها هم مرتکب میشدند که الله آنها را نابود کرد، و با این کار بر آنها ستم نکرد، بلکه آنها خودشان به‏سبب کفر به الله با قرار دادن خویش در معرض نابودی بر خودشان ستم روا داشتند.

(۳۴) آنگاه کیفرهای اعمال‏شان که انجام میدادند بر آنها نازل شد، و عذابیکه وقتی به آن پند داده میشدند آن را مسخره میکردند آنها را احاطه کرد.

برخی فواید آیات:

• فضیلت علما، و اینکه آنها در دنیا و نیز در روزیکه گواهان بهپا میخیزند حق را میگویند، و سخن‏شان نزد الله و نزد مخلوقاتش معتبر است.

• از ادب فرشتگان در برابر الله این است که علم را به الله نسبت دادند به جای اینکه بگویند: آنچه را که شما میدانید ما نیز میدانیم، و اعلام نمودند که علم را جز به آموزش از جانب الله تعالی نیاموختهاند.

• یکی از مظاهر کرم و بخشش الله این است که آنچه را بهشتیان آرزو کنند به آنها میدهد، حتی او تعالی نعمتهایی را به یادشان میآورد که هرگز به ذهن‏شان خطور نکرده است.

• سبب و اساس ورود به بهشت و نجات از جهنم عمل است، و این امر به رحمت و نعمت بخشی الله بر مؤمنان به دست میآید نه به نیرو و قدرت خودشان.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ٣٥ وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ٣٦ إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ٣٧ وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ٣٨ لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كَانُوا كَاذِبِينَ٣٩ إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ٤٠ وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ٤١ الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ٤٢ [النحل: ۳۵-۴۲]

(۳۵) و کسانیکه دیگران را همراه الله در عبادت‏شان شریک قرار دادند گفتند: اگر الله میخواست که تنها او را عبادت کنیم، و به او شرک نورزیم به‏طور قطع نه ما و نه پیش از این پدران‏مان هیچکس را غیر او عبادت نمیکردیم، و اگر میخواست که چیزی را حرام نگردانیم آن را حرام نمیکردیم. کافران پیشین نیز چنین استدلال باطلی آوردند، پس رسولان وظیفهای جز تبلیغ آشکار آنچه که به ابلاغ آن فرمان یافتهاند، و ابلاغ کردهاند، ندارند، و کافران هیچ دلیلی بر استدلال به تقدیر پس از اینکه الله برای‏شان اراده و اختیار قرار داد، و رسولان را به‏سوی‏شان فرستاد ندارند.

(۳۶) و به تحقیق که در هر یک از امتهای پیشین رسولی فرستادیم که به امتش فرمان دهد که فقط الله را عبادت کنند، و عبادت غیر او از نمادها و شیاطین و غیر آن‏ها را رها کنند. آنگاه از آنها کسی بود که الله او را هدایت کرد پس به او تعالی ایمان آورد، و از آنچه رسولش آورده بود پیروی کرد، و از آنها کسی بود که به الله کفر ورزید و از رسولش نافرمانی کرد پس الله او را هدایت نکرد، و گمراهی بر او واجب شد، پس در زمین بگردید تا با چشمان‏تان ببینید سرانجامِ تکذیب کنندگان پس از عذاب و نابودیای که به آنها رسید چگونه بوده است.

(۳۷) - ای رسول- اگر تمام توانت را برای دعوت اینها به خرج دهی، و بر هدایت‏شان حرص ورزی، و اسباب هدایت را بهکار گیری؛ الله کسی را که گمراه ساخته است به هدایت توفیق نمیدهد، و غیر از الله هیچکس را ندارند که با دفع عذاب به آنها یاری رساند.

(۳۸) و این تکذیب کنندگان رستاخیز با اغراق در سوگندهای‏شان و انکار رستاخیز سوگند استوار به الله یاد کردند که: الله کسی را که میمیرد دوباره زنده نمیکند؛ بدون اینکه دلیلی بر این سوگند داشته باشند، آری، الله هرکس را که میمیرد دوباره زنده میکند، این وعده بر او حق است، اما بیشتر مردم نمیدانند که الله مردگان را دوباره زنده میکند، پس رستاخیز را انکار میکنند.

(۳۹) الله در روز قیامت همگی آنها را دوباره زنده میکند تا حقیقت توحید و رستاخیز و نبوت را که در آن اختلاف میکردند برای‏شان آشکار گرداند، و برای اینکه کفار بدانند در ادعای‏شان که شریکانی همراه الله قرار دادند و رستاخیز را انکار کردند دروغگو بودند.

(۴۰) بهراستی هرگاه زنده گردانیدن و برانگیختن مردگان را اراده کنیم هیچ بازدارندهای نیست که ما را از این کار بازگرداند. به چیزی که آن را اراده کنیم فقط به او میگوییم: ﴿كُن باش، آنگاه بدون تردید موجود میشود.

(۴۱) و کسانیکه پس از آنکه کفار آنها را شکنجه کردند و بر آنها تنگ گرفتند خانهها و خانوادهها و اموال‏شان را برای هجرت از سرزمین کفر به سرزمین اسلام به قصد رضایت الله رها کردند به‏طور قطع آنها را در دنیا به خانهای فرود میآوریم که در آن گرامی هستند، و به تحقیق که پاداش آخرت بزرگتر است زیرا بهشت یکی از پاداشهای آخرت است، اگر بازماندگان از هجرت از پاداش مهاجران آگاه بودند هرگز از هجرت باز نمیماندند.

(۴۲) این مهاجران در راه الله همان کسانی هستند که در برابر آزار و اذیتهای اقوام‏شان و جدایی از خانواده و سرزمین‏شان شکیبایی کردند، و بر طاعت الله شکیبایی ورزیدند، و آنها در تمام امورشان فقط بر الله توکل میکنند، و الله این پاداش بزرگ را به آنها بخشیده است.

برخی فواید آیات:

• عاقل کسی است که از آنچه به گمراهان تکذیب کننده رسیده است پند و عبرت میگیرد که چگونه کارشان به ویرانی و نابودی و عذاب و هلاکت منجر شد.

• حکمت رستاخیز و معاد، اظهار حق از جانب الله است در مورد رستاخیز و هر چیزیکه مردم در آن اختلاف دارند.

• فضیلت صبر و توکل: صبر به این دلیل که سبب مغلوب شدن نفس میشود، و توکل به این دلیل که سبب بیرغبتی به مخلوقات و روی آوردن به حق است.

• پاداش مهاجران که خانهها و اموال‏شان را رها کردند و در برابر آزارها شکیبایی به خرج دادند و بر پروردگارشان توکل کردند، همان سرزمین برتر و منزل نیکو، و زندگی گوارا، و روزی پاکیزه و فراوان، و پیروزی بر دشمنان، و سروری بر سرزمینها و بندگان است.

﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ إِلَّا رِجَالٗا نُّوحِيٓ إِلَيۡهِمۡۖ فَسۡ‍َٔلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ إِن كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ٤٣ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلزُّبُرِۗ وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلذِّكۡرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيۡهِمۡ وَلَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ٤٤ أَفَأَمِنَ ٱلَّذِينَ مَكَرُواْ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ أَن يَخۡسِفَ ٱللَّهُ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضَ أَوۡ يَأۡتِيَهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ٤٥ أَوۡ يَأۡخُذَهُمۡ فِي تَقَلُّبِهِمۡ فَمَا هُم بِمُعۡجِزِينَ٤٦ أَوۡ يَأۡخُذَهُمۡ عَلَىٰ تَخَوُّفٖ فَإِنَّ رَبَّكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٌ٤٧ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ إِلَىٰ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٖ يَتَفَيَّؤُاْ ظِلَٰلُهُۥ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَٱلشَّمَآئِلِ سُجَّدٗا لِّلَّهِ وَهُمۡ دَٰخِرُونَ٤٨ وَلِلَّهِۤ يَسۡجُدُۤ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن دَآبَّةٖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ٤٩ يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ۩٥٠ ۞وَقَالَ ٱللَّهُ لَا تَتَّخِذُوٓاْ إِلَٰهَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِۖ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ فَإِيَّٰيَ فَٱرۡهَبُونِ٥١ وَلَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَهُ ٱلدِّينُ وَاصِبًاۚ أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَتَّقُونَ٥٢ وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ فَمِنَ ٱللَّهِۖ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فَإِلَيۡهِ تَجۡ‍َٔرُونَ٥٣ ثُمَّ إِذَا كَشَفَ ٱلضُّرَّ عَنكُمۡ إِذَا فَرِيقٞ مِّنكُم بِرَبِّهِمۡ يُشۡرِكُونَ٥٤ [النحل: ۴۳-۵۴].

(۴۳) و –ای رسول- پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی از جنس بشر که به آنها وحی میکردیم، پس رسولانی از فرشتگان نفرستادهایم، و این سنت همیشگی ماست، و اگر این امر را انکار میکنید از پیروان کتابهای پیشین بپرسید به شما خبر میدهند که رسولان انسان بودند، و فرشته نبودهاند، اگر نمیدانید که آنها بشر بودهاند.

(۴۴) این رسولان از جنس بشر را با دلایل آشکار، و با کتابهای نازل شده فرستادیم، و –ای رسولان- قرآن را بر تو نازل کردیم تا هر آنچه را که نیاز به توضیح دارد به مردم توضیح دهی، و امید است که آنها افکارشان را به کار اندازند، آنگاه از آنچه که قرآن دربردارد پند بگیرند.

(۴۵) آیا کسانیکه برای بازداشتن از راه الله نیرنگها اندیشیدهاند ایمن شدهاند از اینکه الله آنها را در زمین فرو بَرَد همانگونه که قارون را در زمین فرو برد، یا عذاب از جاییکه انتظار آمدنش را ندارند آنها را فرا گیرد.

(۴۶) یا عذاب در حالی به آنها برسد که در سفرهای‏شان در گردش هستند و برای کسب درآمدهای‏شان تلاش میکنند، پس نه عذاب‏شان از دست میرود و نه میتوانند جلوی عذاب را بگیرند.

(۴۷) آیا ایمن شدهاند از اینکه عذاب الله درحالیکه از آن میترسند آنها را فراگیرد، زیرا الله در هر حالی بر عذاب کردن آنها تواناست، همانا پروردگارتان بسیار رؤوف و مهربان است و کیفر را به تعجیل نمیاندازد تا شاید بندگانش به‏سوی او توبه کنند.

(۴۸) آیا این تکذیب کنندگان از روی تأمل به مخلوقاتش ننگریستهاند، که سایههای‏شان به پیروی از حرکت و سیر خورشید در روز و ماه در شب به راست و چپ متمایل میشوند، و با تواضع در برابر پروردگارشان فروتن هستند و در برابر او به صورت واقعی سجده میکنند.

(۴۹) و تمام جنبندگانی که در آسمانها و زمین هستند، و نیز فرشتگان فقط بر الله سجده میکنند، و آنها از عبادت و طاعت الله تکبر نمیورزند.

(۵۰) و - آنها – با وجود اینکه در عبادت و طاعت همیشگی هستند- از پروردگارشان که به ذات و غلبه و قدرت خویش بالای آنها است میترسند، و طاعتی را که پروردگارشان به آنها فرمان میدهد انجام میدهند.

(۵۱) و الله سبحانه به تمام بندگانش فرمود: دو معبود نگیرید، همانا او مبعود برحق یگانهای است که دومی و شریکی ندارد، پس از من بترسید و از غیر من نترسید.

(۵۲) و مخلوقات و فرمانروایی و تدبیری که در آسمانها و زمین است فقط از آنِ اوست، و طاعت و خضوع و اخلاص ثابت فقط برای اوست، پس آیا از غیر الله می‏ترسید؟! خیر، بلکه فقط از او بترسید.

(۵۳) و –ای مردم- هر نعمت دینی یا دنیایی که دارید از جانب الله سبحانه است نه از جانب دیگران، سپس چون آسیب یا بیماری یا فقری به شما رسد فقط به‏سوی او با دعا تضرع میکنید؛ تا آنچه به شما رسیده است را از شما بزداید، پس کسیکه نعمتها را بر شما میبخشد، و مصیبتها را از شما برطرف میسازد، همان ذاتی است که باید به یگانگی و وحدانیت عبادت شود.

(۵۴) سپس وقتی دعای‏تان را اجابت کند و آسیبی که به شما رسیده است را از شما برطرف سازد گروهی از شما به پروردگارشان شرک میورزند، چون غیر او تعالی را همراهش عبادت میکنند، پس این چه ذلتی است؟!

برخی فواید آیات:

• مجرم باید از پروردگارش حیا کند که نعمتهای الله در هر لحظه بر او نازل میشود اما گناهانش در هر وقت به‏سوی پروردگارش بالا میرود.

• برای کافران و تکذیب کنندگان و سایر گناهکاران سزاوار است که از الله تعالی بترسند از اینکه آنها را ناگهانی و درحالیکه نمیدانند بگیرد.

• تمام نعمتها از جانب الله تعالی است، چه مادی مانند سلامتی و بهبودی، چه معنوی مانند امنیت و مقام و منصب و غیر آن.

• انسان هیچ پناهگاهی برای برطرف کردن آسیب از خویش در زمان سختیها جز الله تعالی نمییابد، آنگاه با دعای به‏سوی او تعالی ناله و زاری میکند؛ زیرا میداند که کسی جز او تعالی نمیتواند اندوه را برطرف سازد.

﴿لِيَكۡفُرُواْ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡۚ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٥٥ وَيَجۡعَلُونَ لِمَا لَا يَعۡلَمُونَ نَصِيبٗا مِّمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡۗ تَٱللَّهِ لَتُسۡ‍َٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمۡ تَفۡتَرُونَ٥٦ وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ ٱلۡبَنَٰتِ سُبۡحَٰنَهُۥ وَلَهُم مَّا يَشۡتَهُونَ٥٧ وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلۡأُنثَىٰ ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٞ٥٨ يَتَوَٰرَىٰ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ مِن سُوٓءِ مَا بُشِّرَ بِهِۦٓۚ أَيُمۡسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ أَمۡ يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِۗ أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ٥٩ لِلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ مَثَلُ ٱلسَّوۡءِۖ وَلِلَّهِ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٦٠ وَلَوۡ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِظُلۡمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيۡهَا مِن دَآبَّةٖ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗىۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا يَسۡتَ‍ٔۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ٦١ وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ مَا يَكۡرَهُونَۚ وَتَصِفُ أَلۡسِنَتُهُمُ ٱلۡكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ لَا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ ٱلنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفۡرَطُونَ٦٢ تَٱللَّهِ لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٖ مِّن قَبۡلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ ٱلۡيَوۡمَ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٦٣ وَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِي ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٗ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٦٤ [النحل: ۵۵-۶۴].

(۵۵) شرکشان به الله آنها را واداشت تا نعمتهای الله بر خویش، از جمله برطرف کردن آسیب را ناسپاسی کنند، و به همین منظور به آنها گفته شد: از نعمتهایی که در آن قرار دارید بهرهمند شوید تا عذاب دنیا و آخرتِ الله شما را فراگیرد.

(۵۶) و مشرکان بخشی از اموال‏شان را که به آنها روزی دادیم برای نمادهای‏شان که هیچچیز نمیدانند- چون جماداتی هستند که نه نفع میرسانند نه آسیب- قرار میدهند، و با این کار به آنها نزدیکی میجویند، و به الله سوگند که –ای مشرکان- در روز قیامت در مورد آنچه ادعا میکردید از اینکه این نمادها معبودانی هستند، و سهمی از اموال‏تان برای‏شان است از شما سوال خواهد شد.

(۵۷) و مشرکان دختران را به الله نسبت میدهند، و اعتقاد دارند که آنها فرشتگان هستند، پس فرزند خواندگی را به او تعالی نسبت میدهند، و آنچه را که برای خودشان نمیپسندند برای او تعالی میپسندند، او سبحانه از آنچه که برایش قرار می‏دهند منزه و پاک است، و پسران را که میخواهند برای خودشان قرار میدهند، پس این چه جرم بزرگی است؟!

(۵۸) و هرگاه تولد دختر به یکی از این مشرکان خبر داده شود از شدت ناخوشایندی از آنچه که خبردار شده صورتش سیاه میگردد، و قلبش از غم و اندوه پُر میشود، سپس آنچه را که برای خودش راضی نمیشود به الله نسبت میدهد.

(۵۹) از بدی تولد دختر که به او خبر داده شده است از قومش مخفی و پنهان می‏شود، و اینگونه با خودش سخن میگوید که: آیا این دختر را با خواری و ذلت نگه دارد یا او را را زنده به گور کند، و در زیر خاک پنهان گرداند؟ چه زشت است آنچه که این مشرکان به آن حکم میکنند، چون آنچه را برای خود نمیپسندند برای پروردگارشان حکم کردند.

(۶۰) صفت بد نیاز به فرزند و جهل و کفر برای کافران است که به آخرت ایمان نمی‏آورند، و صفات نیکوی والای جلال و کمال و ثروت و علم از آنِ الله است، و او سبحانه در فرمانروایی خویش ذات شکستناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمی‏گردد، و در آفرینش و تدبیر و تشریعش بسیار داناست.

(۶۱) و اگر الله مردم را به‏سبب ستم و کفرشان به او تعالی مجازات کند هیچ انسان و حیوانی که بر روی زمین میجنبد بر روی زمین نخواهد ماند، اما او سبحانه عذاب‏شان را تا مدت مشخصی در علمش به تأخیر میاندازد، پس وقتی آن مدت مشخص در علم او تعالی فرا رسد کیفرشان حتی زمانی اندک از آن لحظه پیش و پس نمیافتد.

(۶۲) و دختران را که انتساب آنها به خودشان را نمیپسندند برای الله سبحانه قرار میدهند. مشرکان بر زبان‏شان این سخن دروغ را میگویند که مقام نیکویی نزد الله دارند. اگر راست باشد که باید بهزودی چنانکه میگویند برانگیخته شوند، اما در حقیقت جهنم برای‏شان است، و در آن رها میشوند، و هرگز از آن خارج نمیگردند.

(۶۳) - ای رسول- به الله سوگند که به‏سوی امتهای پیش از تو رسولانی را فرستادیم پس شیطان اعمال زشت‏شان از شرک و کفر و گناهان را برای‏شان آراست، پس همو در روز قیامت یاور واهی‏شان است پس باید از او یاری بجویند، و در روز قیامت عذابی رنجآور دارند.

(۶۴) و –ای رسول- قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر اینکه برای تمام مردم آنچه از توحید و رستاخیز و احکام شرع که در آن اختلاف دارند را توضیح دهی، و قرآن برای مؤمنان به الله و رسولش و به آنچه قرآن آورده است هدایت و رحمتی است، زیرا آنها هستند که از حق منتفع میشوند.

برخی فواید آیات:

• برخی نادانیهای مشرکان از این قرار است: نسبت دادن دختران به الله تعالی، نسبت دادن پسران به خودشان، و عار داشتن از دختران، و تغییر رنگ صورتهای‏شان از روی غم و اندوه به خاطر دختر، و پنهان شدن و غایب شدن هر یک از آنها از رویارویی با قوم از شدت اندوه و بدیِ خواری و ننگ و حیایی که به‏سبب دختر به او رسیده است.

• یکی از سنتهای الله این است که به کافران مهلت میدهد و کیفر آنها را به تعجیل نمیاندازد تا فرصت ایمان و توبه را از آنها بگیرد.

• بزرگترین وظیفۀ پیامبر ج، توضیح چیزی است که در قرآن آمده است، و بیان دین و احکامی که دینداران و شهوترانان در آن اختلاف دارند، تا با توضیح این موارد حجت بر آنها تمام شود.

﴿وَٱللَّهُ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَحۡيَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَسۡمَعُونَ٦٥ وَإِنَّ لَكُمۡ فِي ٱلۡأَنۡعَٰمِ لَعِبۡرَةٗۖ نُّسۡقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِۦ مِنۢ بَيۡنِ فَرۡثٖ وَدَمٖ لَّبَنًا خَالِصٗا سَآئِغٗا لِّلشَّٰرِبِينَ٦٦ وَمِن ثَمَرَٰتِ ٱلنَّخِيلِ وَٱلۡأَعۡنَٰبِ تَتَّخِذُونَ مِنۡهُ سَكَرٗا وَرِزۡقًا حَسَنًاۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٦٧ وَأَوۡحَىٰ رَبُّكَ إِلَى ٱلنَّحۡلِ أَنِ ٱتَّخِذِي مِنَ ٱلۡجِبَالِ بُيُوتٗا وَمِنَ ٱلشَّجَرِ وَمِمَّا يَعۡرِشُونَ٦٨ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ فَٱسۡلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلٗاۚ يَخۡرُجُ مِنۢ بُطُونِهَا شَرَابٞ مُّخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهُۥ فِيهِ شِفَآءٞ لِّلنَّاسِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٦٩ وَٱللَّهُ خَلَقَكُمۡ ثُمَّ يَتَوَفَّىٰكُمۡۚ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ أَرۡذَلِ ٱلۡعُمُرِ لِكَيۡ لَا يَعۡلَمَ بَعۡدَ عِلۡمٖ شَيۡ‍ًٔاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٞ قَدِيرٞ٧٠ وَٱللَّهُ فَضَّلَ بَعۡضَكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ فِي ٱلرِّزۡقِۚ فَمَا ٱلَّذِينَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّي رِزۡقِهِمۡ عَلَىٰ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ فَهُمۡ فِيهِ سَوَآءٌۚ أَفَبِنِعۡمَةِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ٧١ وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَجَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَزۡوَٰجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةٗ وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِۚ أَفَبِٱلۡبَٰطِلِ يُؤۡمِنُونَ وَبِنِعۡمَتِ ٱللَّهِ هُمۡ يَكۡفُرُونَ٧٢ [النحل: ۶۵-۷۲].

(۶۵) و الله بارانی از سوی آسمان فرود آورد، پس با آن زمین را با رویانیدن گیاهان از آن پس از اینکه خشک و لمیَزرَع بود زنده گردانید، بهراستیکه در فرو فرستادن باران از سوی آسمان، و رویانیدن گیاهان با آن راهنمایی آشکار است بر قدرت الله برای مردمی که کلام الله را میشنوند و در آن میاندیشند.

(۶۶) و –ای مردم- بهراستی که در شتر و گاو و گوسفند برای‏تان اندرزی است که از آن پند بگیرید، چون با شیری که از پستان‏شان خارج میشود شما را مینوشانیم، و با وجود اینکه از میان فضولات شکم و خون بدن آنها خارج میشود شیری خالص و ناب و لذید است که برای نوشندگان گواراست.

(۶۷) و در میوههای نخل و انگور که به شما روزی میدهیم پندی است، پس از آن مست کنندهای میگیرید که عقل را از بین میبرد، و این کاری غیر نیکوست، و از آن روزیای نیکو مانند خرما و کشمش و سرکه و شیره که از آنها نفع میبرید میگیرید، همانا در این مورد راهنمایی است بر قدرت و نعمت بخشی الله بر بندگانش برای مردمی که میاندیشند، زیرا آنها هستند که پند میگیرند.

(۶۸) و –ای رسول- پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد، و او را راهنمایی کرد به اینکه: از کوهها، و در درخت، و در آنچه که مردم میسازند و مسقف میکنند خانههایی برای خودت برگزین.

(۶۹) سپس از تمام میوههایی که میخواهی بخور، و راههایی را که پروردگارت بر تو الهام کرده است فروتنانه بپیما، از شکم این زنبور، عسلی با رنگهای گوناگون، که سفید و زرد و سایر رنگهاست، خارج میشود، و در آن برای مردم درمانی است، که بیماریها را با آن درمان میکنند، بهراستیکه در این الهام به زنبور عسل و در عسلی که از شکمش خارج میشود دلالتی است بر قدرت و تدبیر الله در امور خلقش برای مردمی که میاندیشند، چون آنها هستند که پند میگیرند.

(۷۰) و الله شما را بدون نمونۀ قبلی آفرید، سپس هنگام سپری شدن اجلهای‏تان شما را میمیراند، و از شما کسی است که عمرش تا بدترین مراحل عمر یعنی فرتوتی ادامه مییابد، چنانکه هیچچیز از آنچه که قبلا میدانست نمیداند، بهراستیکه الله ذات بسیار دانایی است که ذرهای از اعمال بندگانش بر او پوشیده نمیماند، و ذات توانایی است که هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۷۱) و الله در روزیای که به شما بخشیده برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است، چنانکه برخی از شما را ثروتمند و برخی دیگر از شما را فقیر، و برخی را سرور و برخی را رعیت قرار داده است، اما کسانیکه الله آنها را در روزی برتری داده است آنچه را که الله بر آنها عطا کرده است به بردگان‏شان نمیپردازند تا شریکانی مساوی با آنها در ملکیت باشند، پس چگونه برای الله قرار دادن شریکانی از بندگانش میپسندند، اما برای خودشان نمیپسندند که شریکانی از بردگان‏شان که با آنها یکسان باشند داشته باشند؟ پس این چه ستمی است، و چه ناسپاسیای برای نعمتهای الله از این بزرگتر است؟!

(۷۲) و –ای مردم- الله از جنس خودتان همسرانی برای‏تان قرار داده است که با آنها آرام میگیرید، و از همسران‏تان فرزندان و نوههایی برای‏تان قرار داده است، و از خوردنیهای پاکیزه – مانند گوشت و حبوبات و میوهها- به شما روزی داده است، پس آیا به نمادها و تندیسهای باطل ایمان میآورید، و نعمتهای زیاد الله را که نمیتوانید آنها را برشمارید کفران میکنید و شکر الله را به جای نمیآورید به این صورت که فقط به الله ایمان آورید؟!

برخی فواید آیات:

• الله تعالی از میوههای درختان خرما و انگور منافعی برای بندگانش، و مصالحی از انواع روزی نیکو که بندگان آنها را به صورت تازه و رسیده و حاضر و ذخیره شده و خوراکی و نوشیدنی میخورند قرار داده است.

• در آفرینش زنبور عسل کوچک و عسل لذیذی که از شکمش با رنگهای مختلف به‏سبب اختلاف زمین و چراگاهش بیرون میآورد، دلیلی است بر توجه و لطف کامل الله تعالی به بندگانش، و اینکه سزاوار نیست غیر الله مورد دوست داشتن قرار گیرد و خوانده شود.

• از نعمتهای بزرگ الله بر بندگانش این است که برای‏شان همسرانی قرار داده است تا با آنها آرام گیرند، و از همسران‏شان فرزندانی برای آنها قرار داده است که مایۀ خنکی چشم‏شان است، و به آنها خدمت میکنند و نیازهای‏شان را برآورده میسازند، و از وجوه زیادی از آنها بهرهمند میشوند.

﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَمۡلِكُ لَهُمۡ رِزۡقٗا مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَسۡتَطِيعُونَ٧٣ فَلَا تَضۡرِبُواْ لِلَّهِ ٱلۡأَمۡثَالَۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ٧٤ ۞ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًا عَبۡدٗا مَّمۡلُوكٗا لَّا يَقۡدِرُ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَمَن رَّزَقۡنَٰهُ مِنَّا رِزۡقًا حَسَنٗا فَهُوَ يُنفِقُ مِنۡهُ سِرّٗا وَجَهۡرًاۖ هَلۡ يَسۡتَوُۥنَۚ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٧٥ وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا رَّجُلَيۡنِ أَحَدُهُمَآ أَبۡكَمُ لَا يَقۡدِرُ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَهُوَ كَلٌّ عَلَىٰ مَوۡلَىٰهُ أَيۡنَمَا يُوَجِّههُّ لَا يَأۡتِ بِخَيۡرٍ هَلۡ يَسۡتَوِي هُوَ وَمَن يَأۡمُرُ بِٱلۡعَدۡلِ وَهُوَ عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٧٦ وَلِلَّهِ غَيۡبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَمَآ أَمۡرُ ٱلسَّاعَةِ إِلَّا كَلَمۡحِ ٱلۡبَصَرِ أَوۡ هُوَ أَقۡرَبُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٧٧ وَٱللَّهُ أَخۡرَجَكُم مِّنۢ بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ شَيۡ‍ٔٗا وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٧٨ أَلَمۡ يَرَوۡاْ إِلَى ٱلطَّيۡرِ مُسَخَّرَٰتٖ فِي جَوِّ ٱلسَّمَآءِ مَا يُمۡسِكُهُنَّ إِلَّا ٱللَّهُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٧٩ [النحل: ۷۳-۷۹].

(۷۳) و این مشرکان به جای الله نمادهایی را عبادت میکنند، که هیچ روزیای نه در آسمانها و نه در زمین مالک نیستند که به آنها روزی دهند، و نسزد که مالک آن باشند؛ زیرا جماداتی بدون روح و بدون علم هستند.

(۷۴) پس –ای مردم- برای الله همانندهایی از این نمادها که نه نفع میرسانند و نه ضرر قرار ندهید؛ زیرا الله هیچ مانندی ندارد تا او را همراه الله در عبادت شریک گردانید. بهراستیکه الله از صفات جلال و کمالی که دارد آگاه است، و شما این را نمیدانید، پس در شرک به او، و ادعای همانند کردن او با نمادهای‏شان قرار میگیرید.

(۷۵) الله سبحانه برای پاسخ مشرکان مثالی زده است: بردهای مملوک و ناتوان از تصرف، که چیزی ندارد تا انفاق کند، و نیز شخص آزادی که از جانب خویش مالی حلال به او عطا کردهایم، که هرگونه بخواهد در آن تصرف میکند، چنانکه در نهان و آشکارا آنچه که میخواهد از آن مال بذل میکند. پس چگونه الله را که هر طوری که بخواهد مالکِ متصرف در ملکش است را با نمادهای ناتوان‏تان یکسان قرار میدهید؟! ستایش از آنِ الله است که سزاوار ستایش است، بلکه اکثر مشرکان از یگانگی الله در الوهیت و استحقاق اینکه به وحدانیت عبادت شود آگاه نیستند.

(۸۶) و الله سبحانه برای رد آنها مثال دیگری آورده است که مثال دو مرد است: یکی از آن دو لالی است که نه میشنود و نه سخن میگوید و نه میفهمد؛ چون کر و لال است، و برای نفع رساندن به خودش و دیگران ناتوان است، و بر کسیکه او را سرپرستی کند، و کارش را به عهده بگیرد بار سنگینی است، او را به هر جهتی می‏فرستد خیری به همراه نمیآورد، و به مطلوب دست نمییابد. آیا یکسان است کسیکه چنین حالی دارد با کسی که شنوا و گویاست، و نفعش به دیگران میرسد، زیرا مردم را به عدالت امر میکند، و انسان درستکاری است، و بر راه آشکاری که هیچ ابهام و انحرافی ندارد قرار دارد؟! پس –ای مشرکان- چگونه الله را که دارای صفات جلال و کمال است با نمادهای‏تان که نه میشنوند و نه سخن میگویند، و نه نفعی جلب میکنند و نه آسیبی برطرف میسازند یکسان میدانید؟!

(۷۷) و علم آنچه در آسمانها و آنچه در زمین نهان است فقط از آنِ الله است، زیرا فقط او، بدون هیچیک شریکی از مخلوقاتش شایستۀ علم به آن است. برپایی قیامت که از امور غیبی مختص به او تعالی است در سرعت آمدنش هنگامیکه آن را اراده کند چیزی جز همانند باز و بسته کردن پلک چشمی نیست، بلکه سریعتر از آن است. بهراستی که الله بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد، و هرگاه امری را اراده کند به آن میگوید: ﴿كُن ، بهناگاه موجود میشود.

(۷۸) و –ای مردم- الله شما را از شکمهای مادران‏تان پس از گذشت زمان حمل، به صورت کودکانی که چیزی را درک نمیکنید درآورد، و برای‏تان گوش قرار داد تا با آن بشنوید، و برای‏تان چشم قرار داد تا با آن ببینید، و دل قرار داد تا با آن بیندیشید؛ امید است که شکر او تعالی را به خاطر این نعمتها که به شما بخشیده است به جای آورید.

(۷۹) آیا مشرکان به پرندگان رام و آماده برای پرواز در فضا ننگریستهاند که الله بالهایی که فضا را میشکافد به آنها بخشیده است، و باز و بسته کردن بالهای‏شان را به آنها الهام کرده است، و هیچکس جز الله توانا آنها را از سقوط در فضا نگه نمیدارد، بهراستیکه در رام ساختن و نگهداری از سقوط نشانههایی است برای مردمی که به الله ایمان دارند؛ زیرا آنها همان کسانی هستند که از دلالت و پندها نفع میبرند.

برخی فواید آیات:

• حکمت برتر در تقسیم روزیها میان بندگان از آنِ الله است، چون ثروتمند و فقیر و متوسط را در میان آنها قرار داده است؛ تا هستی تکامل یابد، و مردم با یکدیگر معاشرت کنند، و برخی از آنها به برخی دیگر خدمت کنند.

• دو مثال مذکور در آیات فوق، بر گمراهی مشرکان و بطلان عبادت نمادها دلالت دارد؛ زیرا اله معبود باید بر تصرف در اشیا، و بر رساندن نفع به کسانیکه او را عبادت میکنند، و بر امر به خیر و عدالت مالک و توانا باشد.

• یکی از نعمتها و مظاهر قدرت الله تعالی، آفرینش مردم از شکمهای مادران‏شان است که هیچ دانشی به هیچچیز ندارند، سپس وسایل شناخت و علم، یعنی گوش و چشم و دل را بر آنها میافزاید، که با آنها یاد میگیرند و درک میکنند.

﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنۢ بُيُوتِكُمۡ سَكَنٗا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ بُيُوتٗا تَسۡتَخِفُّونَهَا يَوۡمَ ظَعۡنِكُمۡ وَيَوۡمَ إِقَامَتِكُمۡ وَمِنۡ أَصۡوَافِهَا وَأَوۡبَارِهَا وَأَشۡعَارِهَآ أَثَٰثٗا وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ٨٠ وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَٰلٗا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡجِبَالِ أَكۡنَٰنٗا وَجَعَلَ لَكُمۡ سَرَٰبِيلَ تَقِيكُمُ ٱلۡحَرَّ وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأۡسَكُمۡۚ كَذَٰلِكَ يُتِمُّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تُسۡلِمُونَ٨١ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّمَا عَلَيۡكَ ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ٨٢ يَعۡرِفُونَ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ٨٣ وَيَوۡمَ نَبۡعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدٗا ثُمَّ لَا يُؤۡذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ٨٤ وَإِذَا رَءَا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ ٱلۡعَذَابَ فَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمۡ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ٨٥ وَإِذَا رَءَا ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواْ شُرَكَآءَهُمۡ قَالُواْ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ شُرَكَآؤُنَا ٱلَّذِينَ كُنَّا نَدۡعُواْ مِن دُونِكَۖ فَأَلۡقَوۡاْ إِلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلَ إِنَّكُمۡ لَكَٰذِبُونَ٨٦ وَأَلۡقَوۡاْ إِلَى ٱللَّهِ يَوۡمَئِذٍ ٱلسَّلَمَۖ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ٨٧ [النحل: ۸۰-۸۷].

(۸۰) و الله سبحانه خانههایی که از سنگ و غیر آن میسازید برای آرامش و راحتی برای‏تان پدید آورده است، و از پوست شتر و گاو و گوسفند خیمهها و چادرهایی در بیابان مانند خانههای شهر برای‏تان قرار داده است، که حمل آن در کوچ به مکانی دیگر برای‏تان سبک است، و نصب آن هنگام اُتراق نمودن برای‏تان آسان است، و از پشمهای گوسفندان و کرکهای شتران، و موهای بزها اثاثیۀ خانههای‏تان و لباسها و پوششهایی قرار داده است که تا زمانی مشخص از آن بهرهمند میشوید.

(۸۱) و الله از درختان و بناها سایهای برای‏تان قرار داده است که از گرما با آن سایه میگیرید، و برای شما از کوهها راهها و غارها و پناهگاههایی قرار داده است که از سرما و گرما و دشمن در آن پناه میگیرید، و از پشم و غیر آن لباسها و پیراهنهایی قرار داده است که گرما و سرما را از شما دفع میکند، و زرههایی برای‏تان قرار داده است که شما را از آسیب در جنگ محافظت میکند، و سلاح به بدنهای‏تان نفوذ نمیکند، همانگونه که الله نعمتهای مذکور را برای‏تان ارزانی داشته است نعمتهایش را بر شما کامل میکند امید است که فقط تسلیم الله باشید، و هیچچیز را با او شریک قرار ندهید.

(۸۲) پس –ای رسول- اگر از ایمان آوردن و تصدیقِ آنچه که آوردهای روی گرداندند هیچ وظیفهای نداری جز تبلیغِ آنچه به تبلیغِ واضحِ آن فرمان یافتهای، و وادار کردن آنها بر هدایت، وظیفۀ تو نیست.

(۸۳) مشرکان نعمتهای الله مانند فرستادن پیامبر ج به‏سوی آنها را که برای‏شان ارزانی داشته است میدانند، با این وجود نعمتهای او تعالی را با به جا نیاوردن شکر آنها و تکذیب رسولانش ناسپاسی میکنند، و بیشتر آنها شکر نعمتهای او سبحانه را به جای نمیآورند.

(۸۴) و –ای رسول- به یاد آور روزیکه الله از هر امتی رسولش را که به‏سوی آنها فرستاده است برمیانگیزد تا بر ایمان مؤمنان و کفر کافران‏شان گواهی دهد، و بعد از آن به کفار اجازه نمیدهد از کفری که بر آن بودهاند پوزش بخواهند، و به دنیا نیز بازگردانیده نمیشوند تا اعمالی را که پروردگارشان را راضی میسازد انجام دهند؛ زیرا آخرت سرای حساب است نه سرای عمل.

(۸۵) و آنگاه که ستمکاران مشرک عذاب را مشاهده کنند عذاب‏شان تخفیف داده نمیشود، و برای دادن مهلت به آنها عذاب‏شان به تأخیر نمیافتد، بلکه جاویدان در آن وارد میشوند و برای همیشه در آن میمانند.

(۸۶) و آنگاه که مشرکان در آخرت معبودهای‏شان را که آنها را به جای الله عبادت میکردند ببینند میگویند: ای پروردگار ما، اینها همان شریکان ما هستند که آنها را به جای تو عبادت میکردیم، این سخن را میگویند تا گناهان خویش را بر دوش آنها قرار دهند، آنگاه الله معبودهای‏شان را به سخن میآورد، و در پاسخ مشرکان میگویند: - ای مشرکان- همانا شما در اینکه شریکی همراه الله عبادت کردید دروغگویید، زیرا او تعالی شریکی ندارد که عبادت شود.

(۸۷) و مشرکان تسلیم میشوند، و فقط در برابر الله گردن مینهند، و این ادعای آنها که به دروغ میگفتند نمادهای‏شان نزد الله برای‏شان شفاعت میکند بر باد می‏رود.

برخی فواید آیات:

• این آیات بر جواز استفاده از پشمها و کرکها و موها در هر حالتی، از جمله بهکارگیری آنها در خانهها و اثاثیه دلالت دارند.

• نعمتهای زیاد از اسبابی است که باعث میشوند بندگان بیشتر شکر به جای آورند و الله تعالی را ستایش کنند.

• گواهی که بر هر یک از امتها گواهی میدهد بهترین و عادلترین گواهان است، و آنها همان رسولان هستند که وقتی گواهی دهند حکم بر امتها نهایی میشود.

• این فرمودۀ الله تعالی ﴿وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأۡسَكُمۡ بر بهکارگیری تجهیزات جهاد توسط بندگان دلالت دارد؛ تا در پیکار با دشمنان از آنها کمک بگیرند.

﴿ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ زِدۡنَٰهُمۡ عَذَابٗا فَوۡقَ ٱلۡعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يُفۡسِدُونَ٨٨ وَيَوۡمَ نَبۡعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدًا عَلَيۡهِم مِّنۡ أَنفُسِهِمۡۖ وَجِئۡنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِۚ وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ تِبۡيَٰنٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٗ وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِينَ٨٩ ۞إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُ بِٱلۡعَدۡلِ وَٱلۡإِحۡسَٰنِ وَإِيتَآيِٕ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَيَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ وَٱلۡبَغۡيِۚ يَعِظُكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ٩٠ وَأَوۡفُواْ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ إِذَا عَٰهَدتُّمۡ وَلَا تَنقُضُواْ ٱلۡأَيۡمَٰنَ بَعۡدَ تَوۡكِيدِهَا وَقَدۡ جَعَلۡتُمُ ٱللَّهَ عَلَيۡكُمۡ كَفِيلًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ٩١ وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّتِي نَقَضَتۡ غَزۡلَهَا مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٍ أَنكَٰثٗا تَتَّخِذُونَ أَيۡمَٰنَكُمۡ دَخَلَۢا بَيۡنَكُمۡ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرۡبَىٰ مِنۡ أُمَّةٍۚ إِنَّمَا يَبۡلُوكُمُ ٱللَّهُ بِهِۦۚ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ٩٢ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَلَٰكِن يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَلَتُسۡ‍َٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٩٣ [النحل: ۸۸-۹۳].

(۸۸) کسانیکه به الله کفر ورزیدند، و دیگران را از راه الله بازداشتند – به‏سبب فساد خودشان و اینکه با گمراه کردن دیگران فساد برپا کردند، بر عذابی که به خاطر کفرشان سزاوار شدند عذابی را بر آنها میافزاییم.

(۸۹) و –ای رسول- به یاد آور روزی را که در هر امتی رسولی برمیانگیزیم که به کفر یا ایمانی که امت‏شان بر آن بودند بر آنها گواهی میدهد، این رسول از جنس خودشان است، و به زبان خودشان سخن میگوید. و –ای رسول- تو را گواهی بر تمام امتها آوردیم، و قرآن را بر تو نازل کردیم تا حلال و حرام و پاداش و کیفر و تمام آنچه که به توضیح نیاز دارد را توضیح دهی، و آن را مایۀ هدایت مردم به‏سوی حق، و مایۀ رحمت برای کسانیکه به آن ایمان آورند و به آنچه در آن آمده است عمل کنند فرو فرستادیم تا مژدهای برای مؤمنان به الله به نعمتهای جاویدانی که در انتظارش هستند باشد.

(۹۰) بهراستیکه الله بندگانش را به عدالت فرمان میدهد به اینکه بنده حقوق الله و حقوق بندگان را ادا کند، و در داوری، هیچکس را بر هیچکس برتری ندهد مگر به حقی که موجب برتری است، و به احسان فرمان میدهد به اینکه آنچه بر بنده واجب نیست مانند انفاقِ خودخواسته و عفو ظالم را از روی نیکی بهپا دارد، و به بخشش برای خویشاوندان در چیزهایی که به آن نیاز دارند فرمان میدهد، و از هر زشتیای نهی میکند، چه گفتاری مانند فحاشی، یا کرداری مانند زنا، و از هر آنچه که شرع نمیپسندد یعنی از تمام گناهان نهی میکند، و از ظلم و تکبر بر مردم باز میدارد. الله با اوامر و نواهی موجود در این آیه به شما پند میدهد امید است از آنچه که شما را به آن پند میدهد عبرت گیرید.

(۹۱) و به تمام پیمانهایی که با الله یا با مردم بستهاید وفا کنید، و سوگندها را پس از اینکه با سوگند به الله محکم کردید نشکنید، درحالیکه الله را به وفا به آنچه که بر آن سوگند خوردهاید بر خود گواه گرفتهاید. بهراستی که الله از آنچه که انجام می‏دهید آگاه است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال اعمال‏تان جزا میدهد.

(۹۲) و با شکستن پیمانها نادان و سبک عقل نباشید، مانند زن نادانی که در بافتن پشم یا پنبهاش زحمت زیادی کشیده است، و رشتهاش را محکم کرده است، سپس آن را همانند قبل از بافتن میگسلد و باز میکند، پس در بافتن و گسستن خسته میشود، اما به مطلوب دست نمییابد. شما نیز سوگندهای‏تان را وسیلۀ فریب قرار میدهید و به یکدیگر فریب میزنید؛ تا امت شما از امت دشمنان‏تان بیشتر و قویتر باشد، بهراستیکه الله با وفا به پیمانها شما را میآزماید، که آیا به پیمانها وفا میکنید یا آنها را می‏شکنید؟ و به تحقیق که الله در روز قیامت آنچه را در دنیا در آن اختلاف می‏کردید برای‏تان آشکار میگرداند، آنگاه حقگو را از یاوهگو، و راستگو را از دروغگو جدا میسازد.

(۹۳) و اگر الله میخواست به‏طور قطع شما را امتی واحد و متحد بر حق قرار می‏داد، اما او سبحانه به عدل خویش هرکس را که بخواهد با یاری نکردنِ او در راه حق و وفا به پیمانها گمراه میسازد، و به فضل خویش هرکس را که بخواهد بر این کار توفیق میدهد، و به‏طور قطع روز قیامت در مورد اعمالیکه در دنیا انجام میدادید سوال خواهید شد.

برخی فواید آیات:

• کفار که از راه الله بازمیدارند به‏سبب برپا کردن فساد توسط آنها در دنیا با کفر و معصیت، عذابی دو چندان برای‏شان است.

• زمین از صالحان و علما خالی نمیشود، و آنها پیشوایان هدایت و جانشینان پیامبران هستند، و علما نگهبانان شریعتهای پیامبران هستند.

• آیات فوق، ارکان جامعۀ اسلامی در زندگی فردی و عمومی را برای فرد و گروه و حکومت مشخص کرده است.

• نهی از رشوه و گرفتن اموال برای شکستن پیمان.

﴿وَلَا تَتَّخِذُوٓاْ أَيۡمَٰنَكُمۡ دَخَلَۢا بَيۡنَكُمۡ فَتَزِلَّ قَدَمُۢ بَعۡدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُواْ ٱلسُّوٓءَ بِمَا صَدَدتُّمۡ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَكُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ٩٤ وَلَا تَشۡتَرُواْ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ ثَمَنٗا قَلِيلًاۚ إِنَّمَا عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٩٥ مَا عِندَكُمۡ يَنفَدُ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ بَاقٖۗ وَلَنَجۡزِيَنَّ ٱلَّذِينَ صَبَرُوٓاْ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٩٦ مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗۖ وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٩٧ فَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ٩٨ إِنَّهُۥ لَيۡسَ لَهُۥ سُلۡطَٰنٌ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ٩٩ إِنَّمَا سُلۡطَٰنُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَوَلَّوۡنَهُۥ وَٱلَّذِينَ هُم بِهِۦ مُشۡرِكُونَ١٠٠ وَإِذَا بَدَّلۡنَآ ءَايَةٗ مَّكَانَ ءَايَةٖ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوٓاْ إِنَّمَآ أَنتَ مُفۡتَرِۢۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ١٠١ قُلۡ نَزَّلَهُۥ رُوحُ ٱلۡقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِٱلۡحَقِّ لِيُثَبِّتَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَهُدٗى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِينَ١٠٢ [النحل: ۹۴-۱۰۲].

(۹۴) و سوگندهای‏تان را وسیلۀ نیرنگ قرار ندهید که یکدیگر را با آن بفریبید، که در آن هوسهای‏تان را پیروی کنید، و هرگاه خواستید آنها را بشکنید، و هرگاه خواستید به آنها وفا کنید، زیرا اگر این کار را انجام دهید گامهای‏تان را از راه راست پس از اینکه بر آن ثابت بوده است لغزاندهاید، و به‏سبب گمراهی خودتان، و نیز گمراه ساختن دیگران از راه الله عذاب را بچشید و عذابی دو چندان برای‏تان باشد.

(۹۵) و پیمان الله را به بهای ناچیزی با شکستن پیمان و وفا نکردن به آن عوض نکنید، بهراستیکه پیروزی و غنیمتها در دنیا، و نعمتهای جاویدان در آخرت که نزد الله است برای‏تان بهتر است از عوض ناچیزی بر شکستن پیمان اگر این امر را درمی‏یابید.

(۹۶) - ای مردم- مال و خوشیها و نعمتیهایی که نزدتان است هر چند زیاد باشد پایان مییابد، و پاداشی که نزد الله وجود دارد باقی است، پس چگونه فانی را بر باقی ترجیح میدهید؟ و به یقین پاداش کسانی را که بر پیمانهای‏شان شکیبایی کردند و آنها را نشکستند به بهتر از طاعاتی که انجام میدادند جزا خواهیم داد، چنانکه نیکی را به ده تا هفتصد برابر آن، تا چندین برابر جزا خواهیم داد.

(۹۷) هر مرد و زنی که عمل صالحی موافق با شریعت انجام دهد، و به الله ایمان داشته باشد؛ به‏طور قطع در زندگی دنیا او را حیاتی خوش با رضایت به حکم الله و قناعت و توفیق به طاعات میبخشیم، و در آخرت پاداش آنها را به بهتر از اعمال صالحی که در دنیا انجام میدادند جزا میدهیم.

(۹۸) پس –ای مؤمن- هرگاه خواستی قرآن بخوانی از الله بخواه که تو را از وسوسههای شیطانِ رانده شده از رحمت الله، پناه دهد.

(۹۹) بهراستیکه شیطان بر کسانیکه به الله ایمان آوردهاند، و در تمام کارهای‏شان فقط بر پروردگارشان توکل کردهاند تسلطی ندارد.

(۱۰۰) شیطان با وسوسههایش فقط بر کسانی تسلط دارد که او را به دوستی می‏گیرند، و در فریبش از او فرمان‏برداری میکنند، همان کسانیکه به‏سبب فریب شیطان به الله مشرک هستند و دیگران را همراه او عبادت میکنند.

(۱۰۱) و چون حکم آیهای از قرآن را با آیهای دیگر نسخ کنیم- و الله داناتر است به آنچه که از قرآن به‏سبب حکمتی نسخ میشود، و به آنچه که از قرآن نسخ نمیشود بسیار داناست- میگویند: - ای محمد- تو فقط دروغگویی هستی که بر الله دروغ می‏بندی، بلکه بیشتر آنها نمیدانند که نسخ فقط به‏سبب حکمتی الهی و فراگیر است.

(۱۰۲) - ای رسول- به آنها بگو: این قرآن را جبریل ÷ از جانب الله سبحانه با حقیقتی که هیچ خطا و تبدیل و تحریفی در آن نیست آورده است، تا کسانی را که به الله ایمان آوردهاند هرگاه حکم جدیدی از آن نازل شود، و بخشی از آن نسخ شود بر ایمان‏شان استوار گرداند، و برای اینکه هدایتی برای آنها به‏سوی حق، و بشارتی برای مسلمانان باشد به پاداشی گرامی که به دست میآورند.

برخی فواید آیات:

• عمل صالحِ اِقرار کنندگان ایمان، زندگی را خوش میگرداند.

• راه نجات از شر شیطان، روی آوردن به الله و پناه جستن به او تعالی از شر شیطان است.

• مؤمنان باید قرآن را پیشوای خویش قرار دهند، یعنی به علومش پرورش یابند، به اخلاقش آراسته گردند، و از نورش روشنایی برگیرند، که با این کار امور دینی و دنیایی‏شان اصلاح میگردد.

• نسخ احکام واقع شده در قرآن در زمان وحی به‏سبب حکمتی است، که همان مراعات مصالح و رویدادها، و تغییر احوال بشری است.

﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّهُمۡ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُۥ بَشَرٞۗ لِّسَانُ ٱلَّذِي يُلۡحِدُونَ إِلَيۡهِ أَعۡجَمِيّٞ وَهَٰذَا لِسَانٌ عَرَبِيّٞ مُّبِينٌ١٠٣ إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ لَا يَهۡدِيهِمُ ٱللَّهُ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ١٠٤ إِنَّمَا يَفۡتَرِي ٱلۡكَذِبَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰذِبُونَ١٠٥ مَن كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ إِيمَٰنِهِۦٓ إِلَّا مَنۡ أُكۡرِهَ وَقَلۡبُهُۥ مُطۡمَئِنُّۢ بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَٰكِن مَّن شَرَحَ بِٱلۡكُفۡرِ صَدۡرٗا فَعَلَيۡهِمۡ غَضَبٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ١٠٦ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱسۡتَحَبُّواْ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡكَٰفِرِينَ١٠٧ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَسَمۡعِهِمۡ وَأَبۡصَٰرِهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡغَٰفِلُونَ١٠٨ لَا جَرَمَ أَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ١٠٩ ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِنۢ بَعۡدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَٰهَدُواْ وَصَبَرُوٓاْ إِنَّ رَبَّكَ مِنۢ بَعۡدِهَا لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ١١٠ [النحل: ۱۰۳-۱۱۰].

(۱۰۳) و ما میدانیم که مشرکان میگویند: همانا انسانی این قرآن را به محمد می‏آموزد، و آنها در این ادعای‏شان دروغگویند، چون زبان کسیکه ادعا میکنند به رسول میآموزد عَجَم است، و این قرآن بر زبان عربی روشن و با بلاغت عالی نازل شده است، پس چگونه ادعا میکنند که از یک عَجَم فرامیگیرد؟!

(۱۰۴) همانا کسانیکه ایمان ندارند آیات الله از جانب او سبحانه است تا زمانیکه بر این امر اصرار ورزند الله آنها را به هدایت توفیق نمیدهد، و به‏سبب اینکه به الله کفر میورزند، و آیاتش را تکذیب میکنند عذابی رنج آور دارند.

(۱۰۵) محمد ج در آنچه از جانب پروردگارش آورده دروغگو نیست، بلکه کسانی دروغ میسازند که آیات الله را تصدیق نمیکنند؛ زیرا آنها از عذاب نمیترسند، و به پاداش امید ندارند، و این مُتَّصِفان به کفر همان دروغگویانند؛ زیرا دروغ عادت‏شان است که به آن خو گرفتهاند.

(۱۰۶) به جز کسیکه به کفر مجبور شده است و سخن کفر را با زبانش بگوید اما قلبش به ایمان اطمینان داشته باشد و به حقیقت آن یقین داشته باشد، هرکس پس از ایمانش به الله کفر ورزد و سینهاش را بر کفر گشوده باشد و کفر را بر ایمان برگزیند، و کفر را با رغبت به زبان آورد از اسلام بازگشته و مُرتَد است پس خشمی از جانب الله بر آنها است، و عذاب بزرگی دارند.

(۱۰۷) این ارتداد و بازگشت از اسلام به‏سبب این است که آنها با مراقبت بر کفرشان بهره دنیایی را که به آن رسیدند بر آخرت برتری دادند، و الله قوم کافران را به ایمان توفیق نمیدهد، بلکه دست از یاری‏شان میکشد.

(۱۰۸) این توصیف شدگان به ارتداد پس از ایمان، کسانی هستند که الله بر دلهای‏شان مُهر نهاده است پس پندها را نمیفهمند، و بر گوشهای‏شان مُهر نهاده است پس آنگونه که نفع ببرند پندها را گوش نمیکنند، و بر چشمهای‏شان مُهر نهاده است چنانکه آیات دلالت کننده بر ایمان را نمیبینند، و همانها هستند که از اسباب سعادت و شقاوت، و از عذابی که الله برای‏شان فراهم آورده است بیخبر هستند.

(۱۰۹) بدون تردید آنها در روز قیامت همان زیانکارانی هستند که به‏سبب کفر پس از ایمان که اگر بر آن مراقبت میکردند به‏طور قطع وارد بهشت میشدند به خودشان زیان رساندهاند.

(۱۱۰) - ای رسول- با این وجود نیز پروردگارت نسبت به مؤمنان مستضعف بسیار آمرزنده و مهربان است پس از آنکه مشرکان آنها را عذاب کردند و در دین‏شان به فتنه انداختند تا اینکه سخن کفر را به زبان آوردند، درحالیکه دلهای‏شان به ایمان اطمینان داشت از مکه به مدینه مهاجرت کردند، سپس در راه الله جهاد کردند تا سخن الله برتر باشد، و سخن کافران پایینتر باشد، و بر دشواریهای این راه شکیبایی ورزیدند. بهراستیکه پروردگارت پس از این فتنه که با آن در معرض آزمایش قرار گرفتند، و شکنجهای که با آن عذاب شدند تا اینکه سخن کفر را به زبان آوردند؛ نسبت به آنها بسیار آمرزنده و مهربان است؛ زیرا آنها فقط در حال اجبار، سخن کفر را به زبان آوردند.

برخی فواید آیات:

• اجازه بیان کفر به صورت آشکارا برای کسیکه بر این کار مجبور شده است به شرط اینکه قلبش به ایمان اطمینان داشته باشد.

• مرتدان سزاوار خشم و عذاب الله شدهاند؛ چون زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح دادهاند، و از هدایت الله محروم ماندهاند، و الله بر دلها و گوشها و چشمهای‏شان مُهر نهاده است، و آنها را از بیخبرانی قرار داده است که عذاب سخت روز قیامت را برای‏شان میخواهد.

• الله آمرزش و رحمت را برای کسانیکه ایمان آوردهاند، و پس از اینکه به فتنه افتادند مهاجرت کردند، و بر جهاد شکیبایی کردند نوشته است.

﴿۞يَوۡمَ تَأۡتِي كُلُّ نَفۡسٖ تُجَٰدِلُ عَن نَّفۡسِهَا وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ١١١ وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا قَرۡيَةٗ كَانَتۡ ءَامِنَةٗ مُّطۡمَئِنَّةٗ يَأۡتِيهَا رِزۡقُهَا رَغَدٗا مِّن كُلِّ مَكَانٖ فَكَفَرَتۡ بِأَنۡعُمِ ٱللَّهِ فَأَذَٰقَهَا ٱللَّهُ لِبَاسَ ٱلۡجُوعِ وَٱلۡخَوۡفِ بِمَا كَانُواْ يَصۡنَعُونَ١١٢ وَلَقَدۡ جَآءَهُمۡ رَسُولٞ مِّنۡهُمۡ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ ٱلۡعَذَابُ وَهُمۡ ظَٰلِمُونَ١١٣ فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلٗا طَيِّبٗا وَٱشۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ١١٤ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦۖ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١١٥ وَلَا تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلۡسِنَتُكُمُ ٱلۡكَذِبَ هَٰذَا حَلَٰلٞ وَهَٰذَا حَرَامٞ لِّتَفۡتَرُواْ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ١١٦ مَتَٰعٞ قَلِيلٞ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ١١٧ وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمۡنَا مَا قَصَصۡنَا عَلَيۡكَ مِن قَبۡلُۖ وَمَا ظَلَمۡنَٰهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ١١٨ [النحل: ۱۱۱-۱۱۸].

(۱۱۱) و –ای رسول- به یاد آور روزی را که هر انسانی در حالی میآید که به‏سبب موقعیت دشوار، فقط از خودش دفاع میکند، و از دیگران دفاع نمیکند، و هر شخصی پاداش خیر و شری را که انجام داده است دریافت میکند، و نه با کاستن از نیکیهای‏شان به آنها ستم میشود، و نه با افزودن بر بدیهای‏شان.

(۱۱۲) و الله مثال شهری – یعنی مکه- را زده است که ایمن بود و ساکنانش نمی‏ترسیدند، و آرام بود درحالیکه مردم پیرامونش ربوده میشدند، و رزق آن گوارا و آسان از هر مکانی به‏سویش سرازیر میشد، اما ساکنانش به نعمتهایی که الله بر آنها ارزانی داشته بود کفر ورزیدند و شکرش را به جای نیاوردند، پس الله آنها را به‏سبب کفر و تکذیبی که مرتکب میشدند با گرسنگی و ترس شدیدی که بدنهای‏شان را بی‏قرار و ضعیف ساخت مجازات کرد، به حدی که گرسنگی و ترس برای‏شان مانند لباس شد (همیشه با آنها بود).

(۱۱۳) و به‏سوی اهالی مکه رسولی از خودشان که او را به امانتداری و راستگویی می‏شناسند، یعنی محمد ج آمد، اما او را در آنچه که پروردگارش بر او نازل کرده بود تکذیب کردند، آنگاه عذاب الله با گرسنگی و ترس بر آنها نازل شد، درحالیکه چون به الله شرک ورزیده بودند، و رسولش را تکذیب کرده بودند با قرار دادن خودشان در معرض نابودی بر خویشتن ستم روا داشتند.

(۱۱۴) پس –ای بندگان- از آنچه الله سبحانه به شما روزی داده است آنچه را که حلال است و خوردنش برای‏تان لذتبخش است بخورید، و شکر نعمتهای الله را که بر شما ارزانی داشته است با اقرار به این نعمتها برای الله و صرف کردن آن در راه رضایت او تعالی به جای آورید، اگر فقط او را عبادت میکنید و به او شرک نمیورزید.

(۱۱۵) الله از میان خوردنیها، این موارد را بر شما حرام گردانیده است: از میان ذبح شدنیها آنچه بدون ذبح مرده است؛ و خون ریخته شده؛ و خوک را با تمام اجزایش؛ و آنچه را که ذبح کنندهاش آن را برای غیر الله قربانی کرده است. این تحریم فقط در حال اختیار است، اما کسیکه ضرورت او را به خوردن این موارد بکشاند، و بدون رغبت در آنچه حرام است از آن بخورد، و از حد نیاز نگذرد، گناهی بر او نیست. بهراستی که الله آمرزنده است، و آنچه را که بخورد برایش میآمرزد، و نسبت به او مهربان است چون خوردن از آن را در هنگام ضرورت برایش اجازه داده است.

(۱۱۶) و –ای مشرکان- آنچه را که زبانهای‏تان به دروغ بر الله نسبت میدهد نگویید که: این چیز حلال، و این چیز حرام است؛ به این هدف که با تحریم آنچه که الله حرام نکرده است، یا حلال کردن آنچه که الله حلال نکرده است بر او تعالی دروغ ببندید. بهراستی کسانیکه بر الله دروغ میبندند به مطلوب دست نمییابند، و از ترس و هلاکت رهایی پیدا نمیکنند.

(۱۱۷) به‏سبب اینکه از هوسهای‏شان پیروی کردند در دنیا کالای اندک و ناچیزی برای‏شان است، و روز قیامت عذابی رنجآور دارند.

الله پس از بیان خوردنیهایی که بر امت اسلام حرام گردانیده است خوردنیهایی را که بر یهودیان حرام گردانیده بود بیان کرده است:

(۱۱۸) و فقط بر یهودیان آنچه را که برایت حکایت کردیم حرام گردانیدیم (چنانکه در آیۀ ۱۴۶ سورۀ الأنعام آمده است)، و ما با تحریم این موارد به آنها ستم نکردیم، بلکه آنها خودشان بر خویشتن ستم کردند هنگامیکه اسباب عذاب را مرتکب شدند. آنگاه آنها را به خاطر سرکشی‏شان جزا دادیم. پس این موارد را برای مجازات‏شان بر آنها حرام گردانیدیم.

برخی فواید آیات:

• جزا از جنس عمل است؛ زیرا اهالی مکه وقتی نعمت را ناسپاسی کردند، نقیض نعمت، یعنی نابودی و گرفتن نعمت، آنها را فرا گرفت، و پس از سیری در گرسنگی شدید افتادند، و پس از امنیت و اطمینان در ترس و بیقراری، و پس از بینیازی در وسایل زندگی به اندکی گرفتار آمدند.

• وجوب ایمان به الله و رسولان ، و عبادت الله به یگانگی، و شکر او به خاطر نعمتها و برکات زیادش، و اینکه هرکس که به الله کفر ورزد و از او نافرمانی کند، و نعمت الله بر خویش را انکار کند عذاب الهی او را فرا میگیرد.

• الله تعالی از روی لطف و احسان و به خاطر محافظت از فساد، بهجز پلیدیها چیزی را بر ما حرام نکرده است.

﴿ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ ٱلسُّوٓءَ بِجَهَٰلَةٖ ثُمَّ تَابُواْ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ وَأَصۡلَحُوٓاْ إِنَّ رَبَّكَ مِنۢ بَعۡدِهَا لَغَفُورٞ رَّحِيمٌ١١٩ إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ كَانَ أُمَّةٗ قَانِتٗا لِّلَّهِ حَنِيفٗا وَلَمۡ يَكُ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١٢٠ شَاكِرٗا لِّأَنۡعُمِهِۚ ٱجۡتَبَىٰهُ وَهَدَىٰهُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ١٢١ وَءَاتَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗۖ وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١٢٢ ثُمَّ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ أَنِ ٱتَّبِعۡ مِلَّةَ إِبۡرَٰهِيمَ حَنِيفٗاۖ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١٢٣ إِنَّمَا جُعِلَ ٱلسَّبۡتُ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِۚ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ١٢٤ ٱدۡعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِۖ وَجَٰدِلۡهُم بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ١٢٥ وَإِنۡ عَاقَبۡتُمۡ فَعَاقِبُواْ بِمِثۡلِ مَا عُوقِبۡتُم بِهِۦۖ وَلَئِن صَبَرۡتُمۡ لَهُوَ خَيۡرٞ لِّلصَّٰبِرِينَ١٢٦ وَٱصۡبِرۡ وَمَا صَبۡرُكَ إِلَّا بِٱللَّهِۚ وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ وَلَا تَكُ فِي ضَيۡقٖ مِّمَّا يَمۡكُرُونَ١٢٧ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّٱلَّذِينَ هُم مُّحۡسِنُونَ١٢٨ [النحل: ۱۱۹-۱۲۸].

(۱۱۹) - ای رسول- با این وجود پروردگارت برای کسانیکه گناهان را از روی نادانی به سرانجام‏شان هر چند از روی عمد مرتکب شدند، سپس بعد از انجام گناهان به‏سوی الله توبه کردند، و اعمال فاسدشان را اصلاح کردند، همانا پروردگارت پس از توبه گناهان‏شان را میآمرزد، و نسبت به آنها مهربان است.

چون مشرکان ادعا میکردند که بر آیین ابراهیم ÷ هستند، الله پاسخ این ادعای‏شان را داد و فرمود:

(۱۲۰) همانا ابراهیم ÷ گرد آورندۀ خصلتهای نیکو، پایدار بر طاعت پروردگارش، مایل از تمام ادیان به‏سوی دین اسلام بود، و هرگز از مشرکان نبوده است.

(۱۲۱) و شکرگزار نعمتهای الله که بر او ارزانی داشت بود، و الله او را برای نبوت برگزید، و به‏سوی دین استوار اسلام هدایت کرد.

(۱۲۲) و در دنیا نبوت و یاد نیک و فرزند صالح برایش عطا کردیم، و به تحقیق که در آخرت از صالحانی است که الله درجات والایی از بهشت برای‏شان فراهم آورده است.

(۱۲۳) - ای رسول- سپس به تو وحی کردیم که با تمایل از تمام ادیان به دین اسلام، از آیین ابراهیم ÷ در توحید و بیزاری از مشرکان و دعوت به‏سوی الله و عمل به شریعت او تعالی، پیروی کن، و چنانکه مشرکان ادعا میکنند ابراهیم ÷ هرگز از مشرکان نبود، بلکه برای الله را یک مُوَحّد و یکتاپرست بود.

(۱۲۴) بهراستیکه بزرگداشت روز شنبه بر یهودیانی که در آن اختلاف کردند فرض قرار داده شد؛ تا در این روز از کارهای‏شان برای عبادت دست بکشند پس از اینکه در مورد روز جمعه که به دست کشیدن از کار در آن فرمان یافته بودند گمراه شدند. و –ای رسول- بهراستیکه پروردگارت در روز قیامت میان این اختلاف کنندگان در آنچه اختلاف میورزیدند داوری خواهد کرد، و هرکس را به آنچه سزاوارش است جزا خواهد داد.

(۱۲۵) - ای رسول- تو و مؤمنانی که از تو پیروی کردند به مقتضای حال و فهم و گردن نهادن شخصی که دعوت میدهد، و با اندرز مشتمل بر ترغیب و ترهیب به‏سوی دین اسلام فراخوانید، و به روشی که از نظر گفتار و فکر و اخلاق نیکوتر است با آنها مجادله کن، زیرا هدایت مردم بر عهدۀ تو نیست، و فقط ابلاغ به آنها وظیفۀ توست، بهراستیکه پروردگارت به کسانیکه از دین اسلام گمراه شوند، و به کسانیکه به آن هدایت یابند آگاهتر است، پس خودت را به خاطر اندوه بر آنها نابود نکن.

(۱۲۶) و اگر خواستید دشمن‏تان را مجازات کنید او را به مانند آنچه بر شما روا داشته است بدون زیادهروی مجازات کنید، و اگر با وجود قدرت بر این کار از مجازات او شکیبایی کنید این کار برای شکیبایان شما بهتر است از اینکه به تساوی قصاص کنند.

(۱۲۷) و –ای رسول- در برابر آزارهایی که از آنها به تو میرسد شکیبایی کن، و توفیق تو به شکیبایی جز با توفیق دادن الله نیست، و به‏سبب اینکه کافران از تو روی میگردانند اندوه مدار، و به‏سبب مکر و نیرنگی که انجام میدهند سینهات تنگ نگردد.

(۱۲۸) بهراستی الله با کسانی است که با ترک گناهان تقوای او تعالی را پیشه کردند، و با کسانی است که با برپایی طاعات و اجرای آنچه به آن فرمان یافتهاند نیکوکارند، زیرا نصر و تأیید الهی همراهشان است.

برخی فواید آیات:

• مقتضای رحمت الله چنین است که توبه آن دسته از بندگانش که کفر و سایر گناهان را انجام میدهند، سپس توبه میکنند و اعمال‏شان را اصلاح می‏گردانند میپذیرد، و آنها را میآمرزد.

• سزاوار است که مسلمان ابراهیم ÷ را الگوی خویش قرار دهد.

• دعوتگران به‏سوی دین الله باید از این سه راه پیروی کنند: حکمت، اندرز نیکو، و مجادله با روشی که نیکوتر است.

• کیفر به مثل و بدون زیادهروی است، یعنی مظلوم از افزودن بر کیفر ظالم نهی شده است.

سورة الإسراء (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِيٓ أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ لَيۡلٗا مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا ٱلَّذِي بَٰرَكۡنَا حَوۡلَهُۥ لِنُرِيَهُۥ مِنۡ ءَايَٰتِنَآۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ١ وَءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ وَجَعَلۡنَٰهُ هُدٗى لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ أَلَّا تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلٗا٢ ذُرِّيَّةَ مَنۡ حَمَلۡنَا مَعَ نُوحٍۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَبۡدٗا شَكُورٗا٣ وَقَضَيۡنَآ إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ فِي ٱلۡكِتَٰبِ لَتُفۡسِدُنَّ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَّتَيۡنِ وَلَتَعۡلُنَّ عُلُوّٗا كَبِيرٗا٤ فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا بَعَثۡنَا عَلَيۡكُمۡ عِبَادٗا لَّنَآ أُوْلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ فَجَاسُواْ خِلَٰلَ ٱلدِّيَارِۚ وَكَانَ وَعۡدٗا مَّفۡعُولٗا٥ ثُمَّ رَدَدۡنَا لَكُمُ ٱلۡكَرَّةَ عَلَيۡهِمۡ وَأَمۡدَدۡنَٰكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ أَكۡثَرَ نَفِيرًا٦ إِنۡ أَحۡسَنتُمۡ أَحۡسَنتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡۖ وَإِنۡ أَسَأۡتُمۡ فَلَهَاۚ فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ لِيَسُ‍ُٔواْ وُجُوهَكُمۡ وَلِيَدۡخُلُواْ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوۡاْ تَتۡبِيرًا٧ [الإسراء: ۱-۷].

برخی مقاصد سوره:

بیان کاملشدن رسالت محمدی، و نیز ذکر اشارهها و مژدههایی در خصوص ماهیت و آیندۀ رسالت.

تفسیر:

(۱) منزه و بزرگ است الله سبحانه، به خاطر قدرتش بر انجام آنچه هیچکس جز او قادر بر انجامش نیست، زیرا او تعالی ذاتی است که پارهای از شب روح و بدن بندهاش محمد ج را در بیداری از مسجد الحرام به مسجد بیت المقدس که پیرامون آن را با میوهها و کشت‏زارها و منازل پیامبران برکت دادهایم سیر داد؛ تا برخی آیات ما را که بر قدرت الله سبحانه دلالت دارند ببیند، بهراستیکه او تعالی ذات شنوایی است که هیچ شنیدهشدهای از او پوشیده نمیماند، و ذات بینایی است که هیچ دیدهشدهای بر او پنهان نمیماند.

(۲)و تورات را به موسی ÷ دادیم و آن را هدایتگر و راهنمای بنیاسرائیل گردانیدیم، و به بنیاسرائیل گفتیم: کارسازی جز من نگیرید که امورتان را به او واگذار کنید، بلکه فقط بر من توکل کنید.

(۳) شما از نسل کسانی هستید که با نجات آنها همراه نوح ÷ از غرقشدن در طوفان بر آنها نعمت بخشیدیم، پس این نعمت را به یاد آورید، و از الله تعالی با عبادت و طاعت او به یگانگی سپاسگزاری کنید، و در این کار به نوح ÷ اقتدا کنید، زیرا او بسیار شکر الله تعالی را به جای میآورد.

(۴) و در تورات به بنیاسرائیل خبر دادیم و آنها را آگاه کردیم که به‏طور قطع با انجام گناهان و ناسپاسی دوباره در زمین فساد برپا خواهند کرد، و به‏طور قطع با ستم و سرکشی بر مردم برتری خواهند طلبید درحالیکه در این کار از حد میگذرند.

(۵) پس هنگامیکه برای بار اول فساد برپا کردند عدهای از بندگان خویش را که نیرومند و دارای سختگیری زیادی بودند بر آنها مسلط کردیم که آنها را میکشتند و آواره میکردند، و در میان خانههای‏شان گشتند و بر هرچه میگذشتند آن را تباه میکردند، و وعدۀ الله بر این کار بدون تردید تحققیافتنی است.

(۶) - ای بنیاسرائیل- سپس وقتی به‏سوی الله توبه کردید، شما را بر کسانیکه بر شما مسلط شده بودند حاکم کردیم و شما را با اموال، پس از چپاول آن؛ و فرزندان، پس از اسارت‏شان یاری رساندیم، و گروه شما را از دشمنان‏تان بیشتر گردانیدیم.

(۷) - ای بنیاسرائیل- اگر اعمال‏تان را اصلاح کنید، و به نحو مطلوب انجام دهید، پاداش آن به خودتان بازمیگردد، زیرا الله از اعمال شما بینیاز است، و اگر اعمال بدی مرتکب شوید عاقبت آن نیز به ضرر خود شماست، زیرا نه نیکی افعال شما به الله فایده میرساند، و نه بدی اعمال‏تان به او تعالی ضرری میرساند، پس اگر دوباره مرتکب فساد شدید دشمنان‏تان را بر شما مسلط میکنیم تا شما را با شکنجههای گوناگون خوار گردانند، و اندوه را در چهرههای‏تان آشکار سازند، و به‏طور قطع وارد بیتالمقدس خواهند شد و همانند بار اول آن را تخریب خواهند کرد، و بر هر سرزمینی که چیره شوند آن را به‏طور کامل نابود خواهند کرد.

برخی فواید آیات:

• در این فرموده ﴿ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا : به دخول مسجد الاقصی در حکم اسلام اشاره شده؛ زیرا مسجد محل عبادت مسلمانان است.

• بیان فضیلت شکر، و اقتدا به پیامبران و رسولان شکرگزار.

• یکی از حکمتها و سنتهای الله این است که کسانی را بر فسادکاران می‏فرستد که آنها را از فساد بازمیدارند؛ تا حکمت الله در اصلاح محقق گردد.

• ترساندن امت اسلامی از انجام گناهان؛ تا مبادا مصیبتی که به بنیاسرائیل رسید آنها را نیز فراگیرد، زیرا سنت الله یکی است و هرگز تبدیل و تغییر نمی‏پذیرد.

﴿عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يَرۡحَمَكُمۡۚ وَإِنۡ عُدتُّمۡ عُدۡنَاۚ وَجَعَلۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡكَٰفِرِينَ حَصِيرًا٨ إِنَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ يَهۡدِي لِلَّتِي هِيَ أَقۡوَمُ وَيُبَشِّرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَبِيرٗا٩ وَأَنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ أَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا١٠ وَيَدۡعُ ٱلۡإِنسَٰنُ بِٱلشَّرِّ دُعَآءَهُۥ بِٱلۡخَيۡرِۖ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ عَجُولٗا١١ وَجَعَلۡنَا ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ ءَايَتَيۡنِۖ فَمَحَوۡنَآ ءَايَةَ ٱلَّيۡلِ وَجَعَلۡنَآ ءَايَةَ ٱلنَّهَارِ مُبۡصِرَةٗ لِّتَبۡتَغُواْ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّكُمۡ وَلِتَعۡلَمُواْ عَدَدَ ٱلسِّنِينَ وَٱلۡحِسَابَۚ وَكُلَّ شَيۡءٖ فَصَّلۡنَٰهُ تَفۡصِيلٗا١٢ وَكُلَّ إِنسَٰنٍ أَلۡزَمۡنَٰهُ طَٰٓئِرَهُۥ فِي عُنُقِهِۦۖ وَنُخۡرِجُ لَهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ كِتَٰبٗا يَلۡقَىٰهُ مَنشُورًا١٣ ٱقۡرَأۡ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكَ حَسِيبٗا١٤ مَّنِ ٱهۡتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهۡتَدِي لِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيۡهَاۚ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰۗ وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبۡعَثَ رَسُولٗا١٥ وَإِذَآ أَرَدۡنَآ أَن نُّهۡلِكَ قَرۡيَةً أَمَرۡنَا مُتۡرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيۡهَا ٱلۡقَوۡلُ فَدَمَّرۡنَٰهَا تَدۡمِيرٗا١٦ وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِنَ ٱلۡقُرُونِ مِنۢ بَعۡدِ نُوحٖۗ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا١٧ [الإسراء: ۸-۱۷].

(۸) - ای بنیاسرائیل- امید است که اگر به‏سوی پروردگارتان توبه کنید، و اعمال‏تان را نیک گردانید، پس از این انتقام شدید بر شما رحم کند، و اگر برای بار سوم یا بیشتر به فسادکاری بازگردید ما هم برای انتقام از شما بازمیگردیم، و جهنم را برای کافران به الله بستر و گهوارهای قرار دادهایم که از آن رهایی نمییابند.

(۹) بهراستیکه این قرآن نازلشده بر محمد ج بر نیکوترین راهها که همان راه اسلام است راهنمایی میکند، و مؤمنان به الله را که اعمال صالح انجام میدهند به آنچه خشنودشان میسازد، یعنی به اینکه پاداش بزرگی از جانب الله دارند خبر می‏دهد.

(۱۰) و کسانی را که به روز قیامت ایمان ندارند به آنچه آنها را اندوهگین میسازد خبر میدهد، یعنی به اینکه عذابی رنجآور در روز قیامت برای‏شان آماده ساختهایم.

(۱۱) و انسان همانگونه که خیر را برای خودش فرامیخواند، از روی جهلی که دارد هنگام خشم، بدیها را برای خود و فرزند و مالش فرامیخواند، پس اگر دعایش به بدی را اجابت کنیم به‏طور قطع خودش، و مالش و فرزندش نابود خواهند شد، و انسان بر عجله آفریده شده است؛ از این رو، گاهی در آنچه به ضررش است شتاب می‏کند.

(۱۲) و شب و روز را دو نشانۀ دلالتکننده بر یگانگی و قدرت الله آفریدیم؛ چون در طولانیبودن و کوتاهی و گرما و سرما با هم اختلاف دارند، یعنی شب را تاریک برای استراحت و خواب، و روز را روشن قرار دادیم که مردم در آن میبینند و برای معاش خویش تلاش میکنند، به این امید که با از پی یکدیگر آمدن شب و روز، شمار سالها، و حساب ماهها و روزها و ساعتها را که به آن نیاز دارید را یاد بگیرید، و برای تشخیص اشیا، هر چیزی را واضح بیان کردیم، تا حقگو از یاوهگو آشکار گردد.

(۱۳) و عمل صادرشده از هر انسانی را مانند گردنبند، پیوست او قرار دادهایم، که از او جدا نمیشود تا بر آن مورد محاسبه قرار گیرد، و در روز قیامت نامهای برایش درمیآوریم که تمام اعمال خیر و شری را که انجام داده است، گشوده و مبسوط در برابر خویش میبیند.

(۱۴) و در آن روز به او میگوییم: - ای انسان- نامهات را بخوان، و حساب خود بر اعمال خویش را به عهده بگیر، که در روز قیامت خودت حسابرس خویش باشی.

(۱۵) هرکس به ایمان راه یافته، پاداش هدایتش برای خودش است، و هرکس گمراه شده کیفر گمراهیاش بر خودش است، و هیچکس گناه دیگری را به دوش نمیکشد، و ما هیچ قومی را تا اینکه با فرستادن رسولان به‏سویشان، حجت را بر آنها اقامه نکنیم عذاب نمیکنیم.

(۱۶) و چون نابودی قریهای را به خاطر ظلمش اراده کنیم کسانی از آنها را که از نعمت سرمست شدهاند به طاعت فرمان دهیم اما آنها اطاعت نمیکنند، بلکه نافرمانی میکنند و از طاعت خارج میشوند، آنگاه وعدۀ عذاب ریشهکن کننده بر آنها واقع شده، و آنها را از بیخ برمیکنیم.

(۱۷) و چه بسیار امتهای تکذیبکنندهای مانند عاد و ثمود که پس از نوح ÷ آنها را نابود کردیم! و – ای رسول- پروردگارت به گناهان بندگانش دانا و بیناست، و ذرهای از گناهان‏شان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال گناهان‏شان مجازات خواهد کرد.

برخی فواید آیات:

• هرکس به هدایت قرآن راه یابد، در تمام امورش کاملترین و استوارترین و هدایتیافتهترین مردم است.

• ترساندن از دعای بد بر خویشتن و فرزندان.

• اختلاف شب و روز با افزایش و کاهش و از پی یکدیگر آمدن این دو، و روشنایی روز و تاریکی شب، تمام این موارد بر یگانگی و وجود و کمال علم و قدرت الله دلالت دارند.

• آیات فوق، مبدأ مسؤولیت شخصی را، از روی عدالت و رحمت الله به بندگانش بیان میکند.

﴿مَّن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعَاجِلَةَ عَجَّلۡنَا لَهُۥ فِيهَا مَا نَشَآءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلۡنَا لَهُۥ جَهَنَّمَ يَصۡلَىٰهَا مَذۡمُومٗا مَّدۡحُورٗا١٨ وَمَنۡ أَرَادَ ٱلۡأٓخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعۡيَهَا وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ كَانَ سَعۡيُهُم مَّشۡكُورٗا١٩ كُلّٗا نُّمِدُّ هَٰٓؤُلَآءِ وَهَٰٓؤُلَآءِ مِنۡ عَطَآءِ رَبِّكَۚ وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحۡظُورًا٢٠ ٱنظُرۡ كَيۡفَ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۚ وَلَلۡأٓخِرَةُ أَكۡبَرُ دَرَجَٰتٖ وَأَكۡبَرُ تَفۡضِيلٗا٢١ لَّا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَقۡعُدَ مَذۡمُومٗا مَّخۡذُولٗا٢٢ ۞وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنًاۚ إِمَّا يَبۡلُغَنَّ عِندَكَ ٱلۡكِبَرَ أَحَدُهُمَآ أَوۡ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَآ أُفّٖ وَلَا تَنۡهَرۡهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوۡلٗا كَرِيمٗا٢٣ وَٱخۡفِضۡ لَهُمَا جَنَاحَ ٱلذُّلِّ مِنَ ٱلرَّحۡمَةِ وَقُل رَّبِّ ٱرۡحَمۡهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرٗا٢٤ رَّبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمۡۚ إِن تَكُونُواْ صَٰلِحِينَ فَإِنَّهُۥ كَانَ لِلۡأَوَّٰبِينَ غَفُورٗا٢٥ وَءَاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ وَٱلۡمِسۡكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرۡ تَبۡذِيرًا٢٦ إِنَّ ٱلۡمُبَذِّرِينَ كَانُوٓاْ إِخۡوَٰنَ ٱلشَّيَٰطِينِۖ وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِرَبِّهِۦ كَفُورٗا٢٧ [الإسراء: ۱۸-۲۷].

(۱۸) هرکس اعمال صالح را، به قصد کسب زندگی دنیا انجام دهد، و به آخرت ایمان نیاورد و اهمیت ندهد، به زودی نعمتی را که ما بخواهیم نه نعمتی را که خودش بخواهد در دنیا به او میدهیم، سپس جهنم را برایش قرار میدهیم و در روز قیامت در آن درمیآید که از گرمایش رنج میبرد، و به خاطر انتخاب دنیا و کفر به آخرت مورد مؤاخذه قرار میگیرد، و از رحمت الله رانده میشود.

(۱۹) و هرکس با انجام اعمال نیک، پاداش آخرت را بخواهد، و بدون ریا و طلب شهرت برای پاداش آخرت بکوشد، درحالیکه به آنچه الله ایمان به آن را واجب گردانیده است ایمان دارد، تلاش اینها که صفات مذکور را دارند نزد الله پذیرفتهشده است، و بهزودی جزای تلاششان را به آنها خواهد داد.

(۲۰) - ای رسول- از عطای پروردگارت بدون وقفه برای هر دوی این گروه بدکار و نیکوکار میافزاییم، و عطای او تعالی در دنیا از هیچکس بازداشته شده نیست، چه نیکوکار باشد و چه بدکار.

(۲۱) - ای رسول- بیندیش که چگونه در دنیا بعضی از آنها را بر بعضی دیگر در روزی و مراتب، برتری دادیم، و به‏طور قطع درجات نعمتها در آخرت از زندگی دنیا بزرگتر و بهتر است، پس مؤمن باید بر آن اشتیاق ورزد.

(۲۲) - ای بنده- همراه الله معبودی دیگر قرار نده تا او را عبادت کنی، که در این صورت نزد الله مورد مؤاخذه قرار میگیری، و نزد بندگان صالح او تعالی هیچ ستایشگری نخواهی داشت، و از یاری الله محروم میمانی و هیچ یاوری نخواهی داشت.

(۲۳) و – ای بنده- پروردگارت فرمان داده و واجب گردانیده که غیر او عبادت نشود، و به نیکی به پدر و مادر بهخصوص هنگام رسیدن به سالخوردگی فرمان داده، که اگر یکی از پدر و مادر یا هر دو نزدت به سالخوردگی رسیدند، با گفتن آنچه که بر خستگی دلالت دارد از آن دو خسته و زده نشو، و بر آن دو پرخاش نکن، و سخن درشت بر آنها نگو، و سخنی نیکو همراه با نرمی و مهربانی به آنها بگو.

(۲۴) و از روی فروتنی و مهربانی به آن دو در برابرشان فروتنی کن، و بگو: پروردگارا، چون مرا در کودکی تربیت کردند بر آنها رحمت بفرست.

(۲۵) - ای مردم- پروردگارتان به اخلاص برای او در عبادت و اعمال نیک، و نیکی به پدر و مادر که در نهان شماست آگاهتر است، پس اگر نیات شما در عبادت و رفتار با پدر و مادر و دیگران صالح باشد همانا او سبحانه برای کسانیکه با توبه به‏سوی او بازمیگردند آمرزنده است، پس هرکس از کوتاهی گذشتۀ خویش در فرمان‏برداری از پروردگارش یا پدر و مادرش توبه کند الله او را میبخشد.

(۲۶) و – ای مؤمن- حق خویشاوند در برقراری رابطۀ خویشاوندی را به او بده، و به فقیر نیازمند عطا کن، و به مسافری که توشهاش تمام شده عطا کن، و مالت را در گناهی، یا اسرافکارانه انفاق نکن.

(۲۷) بهراستی کسانیکه اموال‏شان را در گناهان خرج میکنند، و در خرج کردن، اسراف میکنند برادران شیاطین هستند، که در ولخرجی و اسراف که شیاطین به آنها فرمان میدهند از آنها اطاعت میکنند، و شیطان ناسپاس پروردگارش است، پس جز به آنچه که گناهی در آن باشد عمل نمیکند، و جز به آنچه که پروردگارش را خشمگین میسازد امر نمیکند.

برخی فواید آیات:

• سزاوار است که انسان هر خیری را که میتواند انجام دهد و انجام هر خیری را که توانایی انجام آن را ندارد نیت کند؛ تا پاداش آن را ببرد.

• سزاوار نیست که نعمتهای دنیایی ملاک رضایت الله تعالی قرار گیرند؛ زیرا گاهی نعمتهای دنیا حاصل میشود اما سرانجامِ آن، بازگشت به عذاب الله است.

• نیکی کردن به پدر و مادر فرض و لازم و واجب است، و الله بهدلیل لطف و محبت زیاد پدر و مادر، سپاسگزاری از آن دو را در کنار سپاسگزاری از خویش آورده است.

• اسلام اسراف را که عبارت است از انفاق مال در غیر حقش، حرام کرده است.

﴿وَإِمَّا تُعۡرِضَنَّ عَنۡهُمُ ٱبۡتِغَآءَ رَحۡمَةٖ مِّن رَّبِّكَ تَرۡجُوهَا فَقُل لَّهُمۡ قَوۡلٗا مَّيۡسُورٗا٢٨ وَلَا تَجۡعَلۡ يَدَكَ مَغۡلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبۡسُطۡهَا كُلَّ ٱلۡبَسۡطِ فَتَقۡعُدَ مَلُومٗا مَّحۡسُورًا٢٩ إِنَّ رَبَّكَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا٣٠ وَلَا تَقۡتُلُوٓاْ أَوۡلَٰدَكُمۡ خَشۡيَةَ إِمۡلَٰقٖۖ نَّحۡنُ نَرۡزُقُهُمۡ وَإِيَّاكُمۡۚ إِنَّ قَتۡلَهُمۡ كَانَ خِطۡ‍ٔٗا كَبِيرٗا٣١ وَلَا تَقۡرَبُواْ ٱلزِّنَىٰٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ فَٰحِشَةٗ وَسَآءَ سَبِيلٗا٣٢ وَلَا تَقۡتُلُواْ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّۗ وَمَن قُتِلَ مَظۡلُومٗا فَقَدۡ جَعَلۡنَا لِوَلِيِّهِۦ سُلۡطَٰنٗا فَلَا يُسۡرِف فِّي ٱلۡقَتۡلِۖ إِنَّهُۥ كَانَ مَنصُورٗا٣٣ وَلَا تَقۡرَبُواْ مَالَ ٱلۡيَتِيمِ إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ حَتَّىٰ يَبۡلُغَ أَشُدَّهُۥۚ وَأَوۡفُواْ بِٱلۡعَهۡدِۖ إِنَّ ٱلۡعَهۡدَ كَانَ مَسۡ‍ُٔولٗا٣٤ وَأَوۡفُواْ ٱلۡكَيۡلَ إِذَا كِلۡتُمۡ وَزِنُواْ بِٱلۡقِسۡطَاسِ ٱلۡمُسۡتَقِيمِۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِيلٗا٣٥ وَلَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌۚ إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسۡ‍ُٔولٗا٣٦ وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًاۖ إِنَّكَ لَن تَخۡرِقَ ٱلۡأَرۡضَ وَلَن تَبۡلُغَ ٱلۡجِبَالَ طُولٗا٣٧ كُلُّ ذَٰلِكَ كَانَ سَيِّئُهُۥ عِندَ رَبِّكَ مَكۡرُوهٗا٣٨ [الإسراء: ۲۸-۳۸].

(۲۸) و اگر به دلیل نداشتن چیزی که به آنها عطا کنی از عطا کردن به اینها خودداری میکنی و در انتظار رزق و روزی هستی که الله بر تو بگشاید، سخنی نرم و ملایم به آنها بگو، مثلا روزیِ گسترده را برای‏شان دعا کن، یا به آنها وعده بده که اگر الله مالی به تو روزی داد به آنها عطا کنی.

(۲۹) و دستت را از انفاق بازندار، و در انفاق زیادهروی نکن، که اگر دستت را از انفاق بازداری مورد سرزنش قرار میگیری و مردم تو را به خاطر بخلی که داری سرزنش میکنند، و اگر زیادهروی کنی از انفاق بازمیمانی، آنگاه چیزی نمییابی تا انفاق کنی.

(۳۰) به تحقیق پروردگارت از روی حکمتی برتر، روزی را بر هرکس بخواهد می‏گشاید، و آن را برای هرکس بخواهد تنگ میگرداند، زیرا او تعالی نسبت به بندگانش دانا و بیناست، و چیزی از آنها بر او پوشیده نمیماند، پس امرش را در میان آنها به گونهای که بخواهد به انجام میرساند.

(۳۱) و فرزندان‏تان را از ترس فقر در آینده وقتیکه بر آنها انفاق کنید نکشید، ما هستیم که روزیِ آنها، و روزیِ خود شما را برعهده میگیریم، بهراستیکه قتل آنها گناهی بزرگ است؛ چون نه گناهی دارند و نه سببی وجود داد که موجب قتل‏شان شود.

(۳۲) و از زنا بپرهیزید، و از آنچه سبب زنا میشود دوری کنید؛ زیرا بینهایت زشت است، و به دلیل اینکه به در هم آمیخته شدن نَسَبها و عذاب الله منجر می‏شود راه بسیار بدی است.

(۳۳) و نفسی را که الله خونش را با ایمان یا امان محفوظ داشته است نکشید مگر اینکه به‏سبب ارتداد، یا زنا به شرط تأهُّل، یا قصاص سزاوار کشته شدن باشد. و هرکس مظلومی را بدون سببی که قتلش را اجازه دهد بکشد کسی از وارثانش را که کارش را سرپرستی میکند بر قاتلش مسلط گردانیدهایم، یعنی میتواند از طریق قصاص کشتن قاتل را بخواهد، و میتواند بدون عوض عفو کند، و میتواند در برابر دریافت دیه عفو کند، پس نباید با مُثله کردن قاتل، یا کشتن او به غیر آنچه که با آن مرتکب قتل شده است، یا قتل غیر قاتل، از حدی که الله برایش اجازه داده است بگذرد؛ زیرا تقویت و یاری شده است.

(۳۴) و در مال طفلی که پدرش مرده است تصرف نکنید مگر آنگونه که برای رشد و نگهداری مالش بهتر باشد تا اینکه به عقل و رشد کامل خویش برسد، و به پیمانهایی که میان شما و پروردگارتان، و پیمانهایی که میان شما و بندگانش است بدون شکستن یا کاستن وفا کنید، زیرا الله در روز قیامت از پیمان دهنده میپرسد: آیا به عهدش وفا کرده است تا به او پاداش دهد یا وفا نکرده است تا او را مجازات کند.

(۳۵) و وقتی برای دیگران پیمانه میکنید پیمانه را کامل کنید و زیان نرسانید، و با ترازوی درستی که ذرهای نمیکاهد وزن کنید، اینگونه پیمانه و وزن کردن برای‏تان در دنیا و آخرت بهتر است، و سرانجام بهتری از کمفروشی با کاستن پیمانهها و ترازوها دارد.

(۳۶) و – ای فرزند آدم- از آنچه به آن علم نداری پیروی نکن، تا گمانها و حدس را پیروی کنی، زیرا انسان در هر خیر یا شری که گوش و چشم و دلش را بهکار می‏گیرد مورد سوال قرار میگیرد، پس در برابر خیر پاداش میگیرد، و در برابر شر کیفر میشود.

(۳۷) و در روی زمین با غرور و تکبر راه نرو، زیرا اگر با تکبر بر روی آن راه روی هرگز نخواهی توانست با راهرفتن زمین را بپیمایی، و هرگز قامتت به طول و ارتفاعی که کوهها رسیدهاند نخواهد رسید، پس در این صورت چرا تکبر؟!

(۳۸) - ای انسان- تمام موارد بدی که بیان شد نزد پروردگارت ممنوع است، و الله از مرتکب آنها راضی نمیشود، بلکه بر او خشم میگیرد.

برخی فواید آیات:

• ادب والا همان عطاکردن به خویشاوندان با مهربانی، و وعده نیکو به بخشش و انفاق هنگام گشایش، و پوزشخواهی از آنها آنگونه که مورد پذیرش واقع شود است.

• الله از پدر و مادر فرزندان هم به آنها مهربانتر است؛ زیرا پدر و مادر را نهی کرده است از اینکه فرزندان‏شان را از ترس فقر و تهیدستی بکشند، و روزیِ همگی را برعهده گرفته است.

• در آیات فوق، دلیلی است بر اینکه حق در قتل برای ولی است، یعنی قصاص صورت نمیگیرد مگر به اذن او، و با عفو او نیز قصاص ساقط میشود.

• الله از روی لطف و مهربانی به یتیم به اولیایش فرمان داده از او و مالش نگهداری کنند و آن را رشد و گسترش دهند تا به سن بلوغ برسد.

﴿ذَٰلِكَ مِمَّآ أَوۡحَىٰٓ إِلَيۡكَ رَبُّكَ مِنَ ٱلۡحِكۡمَةِۗ وَلَا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتُلۡقَىٰ فِي جَهَنَّمَ مَلُومٗا مَّدۡحُورًا٣٩ أَفَأَصۡفَىٰكُمۡ رَبُّكُم بِٱلۡبَنِينَ وَٱتَّخَذَ مِنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنَٰثًاۚ إِنَّكُمۡ لَتَقُولُونَ قَوۡلًا عَظِيمٗا٤٠ وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمۡ إِلَّا نُفُورٗا٤١ قُل لَّوۡ كَانَ مَعَهُۥٓ ءَالِهَةٞ كَمَا يَقُولُونَ إِذٗا لَّٱبۡتَغَوۡاْ إِلَىٰ ذِي ٱلۡعَرۡشِ سَبِيلٗا٤٢ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوّٗا كَبِيرٗا٤٣ تُسَبِّحُ لَهُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ ٱلسَّبۡعُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا٤٤ وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا٤٥ وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗاۚ وَإِذَا ذَكَرۡتَ رَبَّكَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِ وَحۡدَهُۥ وَلَّوۡاْ عَلَىٰٓ أَدۡبَٰرِهِمۡ نُفُورٗا٤٦ نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَسۡتَمِعُونَ بِهِۦٓ إِذۡ يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَ وَإِذۡ هُمۡ نَجۡوَىٰٓ إِذۡ يَقُولُ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا٤٧ ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواْ لَكَ ٱلۡأَمۡثَالَ فَضَلُّواْ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا٤٨ وَقَالُوٓاْ أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا وَرُفَٰتًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ خَلۡقٗا جَدِيدٗا٤٩ [الإسراء: ۳۹-۴۹].

(۳۹) این اوامر و نواهی و احکام که توضیح دادیم از مواردی است که پروردگارت به تو وحی کرده است، و – ای انسان- همراه الله معبودی دیگر نگیر، تا روز قیامت ملامتشده درحالیکه نفست تو را سرزنش میکند و مردم تو را سرزنش میکنند، و از هر خیری راندهشده هستی در جهنم افکنده شوی.

(۴۰) ای کسانیکه ادعا میکنید فرشتگان دختران الله هستند، - ای مشرکان- آیا پروردگارتان فرزندان پسر را برای شما اختصاص داده، و فرشتگان را دخترانی برای خودش انتخاب کرده است؟ الله از آنچه که میگویید برتر است، به تحقیق که شما سخنی بسیار زشت در مورد الله سبحانه میگویید چون به او تعالی فرزند نسبت میدهید، و برای زیادهروی در کفر به او ادعا میکنید که دختران از آنِ او هستند.

(۴۱) و به تحقیق که در این قرآن احکام و اندرزها و مَثَلها را توضیح دادهایم تا مردم از آنها پند بگیرند، آنگاه راهی که به آنها نفع میرساند بپیمایند، و آنچه را به آنها زیان میرساند ترک کنند، حال آنکه این موارد برای بعضی از آنها که فطرت‏شان سرنگون شده است جز بر دوری و کراهیت از حق نمیافزاید.

(۴۲) - ای رسول- به این مشرکان بگو: اگر چنانکه به دروغ و افترا میگویید همراه الله تعالی معبودهایی میبود، آنگاه این معبودهایِ ادعایی، راهی به‏سوی اللهِ صاحب عرش میجستند تا او را بر فرمانرواییاش مغلوب کنند و در مورد آن با او تنازع کنند.

(۴۳) الله سبحانه از آنچه مشرکان با آن او را توصیف میکنند منزه و پاک است، و از آنچه در مورد او میگویند بسیار برتر است.

(۴۴) آسمانها و زمین و هر مخلوقی که در آسمانها و زمین است تسبیح الله را میگویند، و هیچچیز نیست مگر در کنار اینکه الله را میستاید او را منزه میشمرد، اما شما چگونگی تسبیح آنها را نمیفهمید، زیرا شما فقط تسبیح کسی را که به زبان خودتان تسبیح بگوید میفهمید، بهراستیکه او تعالی بردباری است که کیفر را به تعجیل نمیاندازد، و هرکس را که به‏سوی او توبه کند میآمرزد.

(۴۵) و – ای رسول- هر وقت قرآن بخوانی و بازدارندهها و اندرزهایی که در آن است را بشنوند برای مجازات کسانیکه به روز قیامت ایمان نمیآورند میان تو و میان آنها به خاطر رویگردانی‏شان حجابی پوشاننده قرار میدهیم که آنها را از فهم قرآن محروم میسازد.

(۴۶) و بر دلهای‏شان پوششهایی قرار میدهیم تا قرآن را نفهمند، و در گوشهای‏شان سنگینی قرار میدهیم تا آنگونه که نفع برساند آن را نشنوند، و هرگاه پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی، و معبودهای ادعاییِ آنها را یاد نکنی درحالیکه از اخلاص توحید برای الله دور میشوند پشت میکنند.

(۴۷) ما به روش گوشدادن رؤسای‏شان به قرآن داناتر هستیم، آنها راهیابی با آن را نمیخواهند، بلکه خوارشمردن و حرفهای بیهوده را هنگام خواندن تو میخواهند، و ما به نجوایی که برای تکذیب و بازداشتن از آن میکنند داناتر هستیم، آنگاه که این ستمکاران به خودشان به‏سبب کفر میگویند: - ای مردم- شما جز مردی سحرشده که عقلش تباه شده است را پیروی نمیکنید.

(۴۸) - ای رسول- بیندیش تا تعجب کنی از صفات ناپسند مختلفی که تو را با آن توصیف کردند، و از حق منحرف شدند، و سرگردان ماندند پس به راه حق هدایت نشدند.

(۴۹) و مشرکان برای انکار رستاخیز گفتند: آیا وقتی مُردیم و استخوان شدیم، و بدنهایمان پوسید، آیا از نو برانگیخته میشویم؟ بهراستیکه این امر محال است.

برخی فواید آیات:

• این ادعا که فرشتگان دختران الله هستند بهتانی بسیار بزرگ و سخنی است که نزد الله گناه بزرگی دارد.

• آیات الله بر بیشتر مردم جز رمیدن نمیافزاید؛ چون از حق کینه دارند و بر باطلی که هستند محبت میورزند.

• هیچ مخلوقی در آسمانها و زمین نیست مگر اینکه به ستایش الله تسبیح می‏گوید پس برای بنده سزاوار است که مخلوقات در تسبیح از او پیشی نگیرند.

• الله به‏سبب بردباری در برابر بندگان خویش کیفرشان را به خاطر غفلت و اعمال بدشان به تعجیل نمیاندازد، زیرا رحمت الله بر خشم او تعالی پیشی گرفته است.

﴿۞قُلۡ كُونُواْ حِجَارَةً أَوۡ حَدِيدًا٥٠ أَوۡ خَلۡقٗا مِّمَّا يَكۡبُرُ فِي صُدُورِكُمۡۚ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَاۖ قُلِ ٱلَّذِي فَطَرَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖۚ فَسَيُنۡغِضُونَ إِلَيۡكَ رُءُوسَهُمۡ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَۖ قُلۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَرِيبٗا٥١ يَوۡمَ يَدۡعُوكُمۡ فَتَسۡتَجِيبُونَ بِحَمۡدِهِۦ وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا٥٢ وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ يَنزَغُ بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ كَانَ لِلۡإِنسَٰنِ عَدُوّٗا مُّبِينٗا٥٣ رَّبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِكُمۡۖ إِن يَشَأۡ يَرۡحَمۡكُمۡ أَوۡ إِن يَشَأۡ يُعَذِّبۡكُمۡۚ وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ عَلَيۡهِمۡ وَكِيلٗا٥٤ وَرَبُّكَ أَعۡلَمُ بِمَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۗ وَلَقَدۡ فَضَّلۡنَا بَعۡضَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ عَلَىٰ بَعۡضٖۖ وَءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ زَبُورٗا٥٥ قُلِ ٱدۡعُواْ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُم مِّن دُونِهِۦ فَلَا يَمۡلِكُونَ كَشۡفَ ٱلضُّرِّ عَنكُمۡ وَلَا تَحۡوِيلًا٥٦ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ وَيَرۡجُونَ رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُورٗا٥٧ وَإِن مِّن قَرۡيَةٍ إِلَّا نَحۡنُ مُهۡلِكُوهَا قَبۡلَ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ أَوۡ مُعَذِّبُوهَا عَذَابٗا شَدِيدٗاۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مَسۡطُورٗا٥٨ [الإسراء: ۵۰-۵۸].

(۵۰) - ای رسول- به آنها بگو: - ای مشرکان- اگر میتوانید به سختیِ سنگ باشید، یا به قدرت آهن باشید، و هرگز چنین نخواهید توانست.

(۵۱) یا آفریدهای بزرگتر از این دو باشید از آنچه که در نظرتان بزرگ است، الله شما را بازمیگرداند همانگونه که ابتدا پدید آورد، و شما را زنده میگرداند همانگونه که بار نخست شما را آفرید. پس این ستیزهجویان خواهند گفت: چه کسی ما را پس از مرگمان زنده بازمیگرداند؟ به آنها بگو: همان ذاتی شما را بازمیگرداند که بار نخست بدون نمونۀ قبلی شما را آفرید، آنگاه سرهای‏شان را در حال تمسخر پاسخ تو بر آنها تکان خواهند داد، و شگفتزده خواهند گفت: این بازگرداندن چه زمانی است؟! به آنها بگو: شاید نزدیک باشد، زیرا هرچه او تعالی آوردندۀ آن است نزدیک است.

(۵۲) الله در روزی شما را بازمیگرداند که شما را به‏سوی صحرای محشر فرامی‏خواند، آنگاه با تسلیم به فرمانش، و درحالیکه او را ستایش میکنید دعوتش را اجابت میکنید، و گمان میکنید که جز زمان اندکی در زمین نماندهاید.

(۵۳) و – ای رسول- به بندگان مؤمن من بگو: هنگام گفتگو سخن پاکیزه بگویند، و از سخن بد و ناپسند بپرهیزند؛ زیرا شیطان از آن بهرهبردای میکند آنگاه میان آن‏ها با آنچه که زندگی دنیوی و اخروی‏شان را تباه میسازد میکوشد، زیرا شیطان دشمنی آشکار بر انسان است، پس انسان باید از او بپرهیزد.

(۵۴) - ای مردم- پرودگارتان به شما داناتر است، پس هیچچیز از شما بر او پوشیده نمیماند، اگر بخواهد بر شما رحم کند بر شما رحم میکند به این ترتیب که شما را به ایمان و عمل صالح توفیق میدهد، و اگر بخواهد شما را عذاب کند شما را عذاب می‏کند به این ترتیب که شما را از ایمان محروم میسازد و بر کفر میمیراند، و – ای رسول- تو را نگهبان آنها مبعوث نکردهایم تا آنها را بر ایمان مجبور سازی، و از کفر بازداری، و اعمال‏شان را بر آنها برشماری. تو فقط ابلاغکنندهای از جانب الله هستی که آنچه تو را به تبلیغ آن فرمان داده ابلاغ میکنی.

(۵۵) و – ای رسول- پروردگار تو به تمام کسانیکه در آسمان و زمین است داناتر است، و به احوال آنها و به آنچه سزاوارش هستند داناتر است، و برخی از پیامبران را بر برخی دیگر با پیروان زیاد و نزول کتابها برتری دادهایم، و کتابی یعنی زبور به داود ÷ عطا کردیم.

(۵۶) - ای رسول- به این مشرکان بگو: - ای مشرکان- اگر آسیبی به شما نازل شده است کسانی را که ادعا میکنید معبودانی غیر از الله هستند، به‏سبب ناتوانی‏شان مالک دفع آسیب از شما نیستند، و مالک انتقال آن به غیر شما نیز نیستند، و هرکس که ناتوان باشد معبود نیست.

(۵۷) خود فرشتگان و مانند آنها که اینها آنها را میخوانند اعمال صالحی را که آنها را به الله نزدیک میسازند میجویند، و مسابقه میدهند تا هر یک از آنها با طاعت به او نزدیکتر باشند، و امیدوارند که بر آنها رحم کند، و میترسند از اینکه آنها را عذاب کند، - ای رسول- همانا عذاب پروردگارت از مواردی است که سزاوار است از آن ترسیده شود.

(۵۸) و هیچ قریه یا شهری نیست جز اینکه به‏سبب کفرش عذاب و نابودی را در زندگی دنیا بر آن نازل میکنیم، یا آن را به‏سبب کفرش به کیفری سخت با قتل یا غیر آن مبتلا میگردانیم، این نابودکردن و عذاب حکمی الهی است که در لوح محفوظ نوشته شده است.

برخی فواید آیات:

• سخن نیکو سببی برای تمام اخلاق نیکو و اعمال صالح است؛ زیرا هرکس مالک زبانش باشد مالک تمام امورش است.

• الله به علم و حکمت خویش برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری می‏بخشد.

• الله جز خیر برای بندگانش نمیخواهد، و آنها را جز در آنچه صلاح‏شان در آن است امر نمیکند.

• نشانۀ محبت الله این است که بنده در هر کاری که او را به الله نزدیک می‏سازد بکوشد، و با اخلاص و خیرخواهی در تمام اعمال برای الله در نزدیکشدن به او تعالی مسابقه دهد.

﴿وَمَا مَنَعَنَآ أَن نُّرۡسِلَ بِٱلۡأٓيَٰتِ إِلَّآ أَن كَذَّبَ بِهَا ٱلۡأَوَّلُونَۚ وَءَاتَيۡنَا ثَمُودَ ٱلنَّاقَةَ مُبۡصِرَةٗ فَظَلَمُواْ بِهَاۚ وَمَا نُرۡسِلُ بِٱلۡأٓيَٰتِ إِلَّا تَخۡوِيفٗا٥٩ وَإِذۡ قُلۡنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِٱلنَّاسِۚ وَمَا جَعَلۡنَا ٱلرُّءۡيَا ٱلَّتِيٓ أَرَيۡنَٰكَ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلنَّاسِ وَٱلشَّجَرَةَ ٱلۡمَلۡعُونَةَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِۚ وَنُخَوِّفُهُمۡ فَمَا يَزِيدُهُمۡ إِلَّا طُغۡيَٰنٗا كَبِيرٗا٦٠ وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ قَالَ ءَأَسۡجُدُ لِمَنۡ خَلَقۡتَ طِينٗا٦١ قَالَ أَرَءَيۡتَكَ هَٰذَا ٱلَّذِي كَرَّمۡتَ عَلَيَّ لَئِنۡ أَخَّرۡتَنِ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَأَحۡتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٗا٦٢ قَالَ ٱذۡهَبۡ فَمَن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمۡ جَزَآءٗ مَّوۡفُورٗا٦٣ وَٱسۡتَفۡزِزۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتَ مِنۡهُم بِصَوۡتِكَ وَأَجۡلِبۡ عَلَيۡهِم بِخَيۡلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ وَعِدۡهُمۡۚ وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا٦٤ إِنَّ عِبَادِي لَيۡسَ لَكَ عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٞۚ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ وَكِيلٗا٦٥ رَّبُّكُمُ ٱلَّذِي يُزۡجِي لَكُمُ ٱلۡفُلۡكَ فِي ٱلۡبَحۡرِ لِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِكُمۡ رَحِيمٗا٦٦ [الإسراء: ۵۹-۶۶].

(۵۹) و فروفرستادن نشانههای حسیِ دلالتکننده بر راستیِ رسول مانند زندهگردانیدن مردگان و مانند آن، که مشرکان طلب میکنند را رها نکردیم، مگر برای اینکه آنها را بر امتهای نخستین نازل کردیم اما آنها این نشانهها را تکذیب کردند. چنانکه نشانهای بزرگ و آشکار، یعنی مادهشتر، را به ثمود دادیم، اما آن را تکذیب کردند آنگاه عذاب‏شان را به تعجیل انداختیم، و آیات را بر دستان رسولان نمی‏فرستیم مگر برای بیمدادن امتهایشان، تا شاید اسلام بیاورند.

(۶۰) و – ای رسول- به یاد آور آنگاه که به تو گفتیم: بهراستیکه قدرت پروردگارت بر مردم احاطه دارد، و آنها در قبضۀ او تعالی هستند، و الله تو را در برابر آنها محافظت میکند، پس آنچه را به تبلیغش فرمان یافتهای ابلاغ کن، و آنچه را در شب اسراء آشکارا به تو نمایاندیم جز امتحانی برای مردم قرار ندادیم، که آیا آن را تصدیق میکنند، یا به تکذیب آن میپردازند؟ و آن درخت زقّوم مذکور در قرآن را که از ته جهنم میروید را جز آزمایشی برای‏شان قرار ندادیم، پس وقتی به این دو نشانه ایمان نیاوردند به غیر آن دو نیز ایمان نخواهند آورد، و ما با فروفرستادن آیات آنها را بیم میدهیم اما ترساندن با فروفرستادن آیات جز بر افزودن در کفر و ماندن در گمراهی برای‏شان نمیافزاید.

(۶۱) و – ای رسول- به یاد آور آنگاه که به فرشتگان گفتیم: برای احترام و نه برای عبادت در برابر آدم ÷ به سجده اُفتید، آنگاه اطاعت امر کردند و همگی در برابر آدم ÷ به سجده افتادند، اما ابلیس از اینکه در برابر او سجده کند از روی تکبر سرباز زد و گفت: آیا برای کسی سجده کنم که او را از گِل آفریدی، درحالیکه مرا از آتش آفریدهای؟! پس من از او شریفتر هستم.

(۶۲) ابلیس به پروردگارش گفت: به من بگو این مخلوقی را که با فرمانت برای من که در برابر او سجده کنم او را بر من برتری دادی؟ اگر مرا تا آخر زندگی دنیا زنده نگه داری به‏طور قطع فرزندانش را جذب خواهم کرد و آنها را از راه راست تو گمراه خواهم ساخت جز اندکی از آنها را که تو محفوظ داشتهای، یعنی بندگان مخلصت را.

(۶۳) پروردگارش به او گفت: تو و هرکس که از تو اطاعت کند بروید، که جهنم جزای تو و جزای آنها است، جزایی کامل و کافی در برابر اعمالتان.

(۶۴) و از آنها هرکس را که توانستی با صدای دعوتگر خویش به‏سوی گناه از راه حق منحرف کنی منحرف کن، و با سواران و پیادگان دعوتگرت برای طاعت تو بر آنها بانگ بزن، و با آراستن هر کاری که مخالف شریعت است در اموال‏شان با آنها شریک شو، و در فرزندان‏شان با مدعیبودن دورغین آنها، و جمعکردن آنها به زنا، و بندهساختن‏شان برای غیر الله هنگام نامنهادن با آنها شریک شو، و وعدههای دروغین و آرزوهای پوچ را برای‏شان بیارای، و شیطان جز وعدههای دروغین و فریبکارانه به آنها وعده نمیدهد.

(۶۵) - ای ابلیس- بهراستیکه بر بندگان مؤمن من که در طاعت من کار میکنند تسلطی نداری؛ زیرا الله شر تو را از آنها دفع میکند، و الله به عنوان نگهبان برای کسیکه در امورش بر او توکل کند کافی است.

(۶۶) - ای مردم- پروردگار شما همان ذاتی است که شما را در دریا سوار بر کشتیها به حرکت درمیآورد به این نیّت که با سودهای تجارت و غیر آن رزق او را بجویید، بهراستی او نسبت به شما بسیار مهربان است که این وسایل را برای‏تان فراهم میآورد.

برخی فواید آیات:

• الله از روی رحمت بر مردم، آنگاه که آیات را تکذیب میکنند، نشانههایی را که تکذیبکنندگان میطلبند فرو نمیفرستد تا کیفرشان را به تعجیل نیندازد.

• الله بندگان را با شیطان که با اقوال و افعالش آنها را به نافرمانی الله فرامی‏خواند آزموده است.

• یکی از صور مشارکت شیطان با انسان در اموال و فرزندان: نگفتن بسم الله الرحمن الرحیم هنگام خوردن غذا و نوشیدن و جماع، و ادبنکردن فرزندان است.

﴿وَإِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فِي ٱلۡبَحۡرِ ضَلَّ مَن تَدۡعُونَ إِلَّآ إِيَّاهُۖ فَلَمَّا نَجَّىٰكُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ أَعۡرَضۡتُمۡۚ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ كَفُورًا٦٧ أَفَأَمِنتُمۡ أَن يَخۡسِفَ بِكُمۡ جَانِبَ ٱلۡبَرِّ أَوۡ يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗا ثُمَّ لَا تَجِدُواْ لَكُمۡ وَكِيلًا٦٨ أَمۡ أَمِنتُمۡ أَن يُعِيدَكُمۡ فِيهِ تَارَةً أُخۡرَىٰ فَيُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ قَاصِفٗا مِّنَ ٱلرِّيحِ فَيُغۡرِقَكُم بِمَا كَفَرۡتُمۡ ثُمَّ لَا تَجِدُواْ لَكُمۡ عَلَيۡنَا بِهِۦ تَبِيعٗا٦٩ ۞وَلَقَدۡ كَرَّمۡنَا بَنِيٓ ءَادَمَ وَحَمَلۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ كَثِيرٖ مِّمَّنۡ خَلَقۡنَا تَفۡضِيلٗا٧٠ يَوۡمَ نَدۡعُواْ كُلَّ أُنَاسِۢ بِإِمَٰمِهِمۡۖ فَمَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ يَقۡرَءُونَ كِتَٰبَهُمۡ وَلَا يُظۡلَمُونَ فَتِيلٗا٧١ وَمَن كَانَ فِي هَٰذِهِۦٓ أَعۡمَىٰ فَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ أَعۡمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلٗا٧٢ وَإِن كَادُواْ لَيَفۡتِنُونَكَ عَنِ ٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ لِتَفۡتَرِيَ عَلَيۡنَا غَيۡرَهُۥۖ وَإِذٗا لَّٱتَّخَذُوكَ خَلِيلٗا٧٣ وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡ‍ٔٗا قَلِيلًا٧٤ إِذٗا لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا٧٥ [الإسراء: ۶۷-۷۵].

(۶۷) و – ای مشرکان- هرگاه مصیبت و امر ناگواری در دریا به شما برسد به گونهای که از نابودی بترسید آنچه را که به جای الله عبادت میکردید از خاطرتان پاک میشود، و فقط الله را به یاد میآورید و از او یاری میجویید، اما وقتی شما را در برابر آنچه از آن میترسید یاری رسانَد و نجات دهد، و شما را به خشکی برساند از توحید و خواندن او در دعا به یگانگی، روی میگردانید، و به بتهای‏تان رجوع میکنید، و انسان همیشه ناسپاس نعمتهای الله است.

(۶۸) - ای مشرکان- آیا آنگاه که شما را به‏سوی خشکی رهانید ایمن شدید از اینکه الله شما را در زمین فرو بَرَد؟ یا ایمن شدید از اینکه سنگهایی از آسمان بر شما فرو فرستد که مانند کاری که با قوم لوط انجام داد بر سرتان ببارد، آنگاه هیچ حفاظت کنندهای نیابید که از شما حفاظت کند، و هیچ یاوری نیابید که مانع هلاکت‏تان شود.

(۶۹) آیا ایمن شدید از اینکه الله دوباره شما را به دریا بازگردانَد، سپس بادی شدید بر شما بفرستد، و شما را به‏سبب کفرتان به نعمت الله که شما را برای بار نخست نجات داد غرق گردانَد، آنگاه هیچکس را نمییابید تا برای یاری‏تان در قبال کاری که با شما انجام دادهایم ما را مواخذه کند.

(۷۰) و به تحقیق که ما فرزندان آدم را با عقل و سجدهکردن فرشتگان در برابر پدرشان و سایر موارد گرامی داشتیم، و چارپایان و مرکبهایی که در خشکی آنها را حمل میکنند، و کشتیهایی که در دریا آنها را حمل میکنند در تسخیر آنها قرار دادیم، و از خوردنیها و نوشیدنیها و ازدواجهای پاکیزه و سایر پاکیزهها به آنها روزی دادیم، و آنها را بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری بزرگی دادیم، پس آنها باید شکر نعمتهای الله بر خویش را به جای آورند.

(۷۱) و - ای رسول- به یاد آور روزی را که هر گروهی را با پیشوای‏شان که در دنیا به او اقتدا میکردند ندا میدهیم، پس هرکس نامۀ عمل او به دست راستش قرار داده شود همانها هستند که با خوشحالی نامههای‏شان را میخوانند، و ذرهای از مزدهای‏شان کاسته نمیشود، هر چند از نظر کوچکی به اندازۀ رشتهای که در شکاف هسته (خرما) است باشد.

(۷۲) و هرکس در این زندگی دنیا قلبش از پذیرش حق و اذعان به آن کور باشد، در روز قیامت کورترین است، پس به راه بهشت هدایت نمیشود، و گمراهترین راهیافته از هدایت است، و مجازات از جنس عمل است.

(۷۳) و – ای رسول- نزدیک بود که مشرکان تو را از آنچه که از قرآن برایت وحی کردیم منحرف کنند؛ تا غیر آن را از آنچه که موافق هوسهای‏شان است بر ما ببندی، و اگر آنچه را که از آن میخواستند انجام میدادی به‏طور قطع تو را به عنوان دوست برمیگزیدند.

(۷۴) و اگر با استوارسازیات بر حق بر تو منت نبخشیده بودیم به‏طور قطع نزدیک بود کمی به‏سوی آنها متمایل شوی، آنگاه در آنچه که بر تو پیشنهاد دادهاند با آنها موافقت کنی؛ چون نیرنگبازانی قوی و فریبکارانی نیرومند هستند و تو نیز بر ایمانآوردن آنها زیاد مشتاق بودی، اما تو را از تمایل به‏سوی آنها نگه داشتیم.

(۷۵) و اگر در آنچه که به تو پیشنهاد میدادند به‏سوی آنها روی میآوردی به‏طور قطع عذابی دوچندان در زندگی دنیا و در آخرت برایت میچشاندیم، آنگاه هیچ یاوری نمییافتی که تو را در برابر ما یاری رساند، و عذاب را از تو دفع کند.

برخی فواید آیات:

• انسانها ناسپاس نعمتها هستند مگر کسانیکه الله آنها را هدایت کند.

• هر امتی به دین و کتابش فراخوانده میشود، که آیا به آن عمل کرده است یا نه؟ و الله هیچکس را عذاب نمیکند مگر پس از اقامۀ حجت برایش و مخالفت او با حجت.

• دشمنی آشکار جنایتکاران و تکذیبکنندگان رسولان و وارثان آنها به‏سبب حقیقتی است که آن را حمل میکنند؛ نه به خاطر خودشان.

• الله تعالی پیامبر ج را از اسباب شر و از انسانها محافظت، و به راه راست استوار و هدایت کرده است، و این امر برای وارثان پیامبر ج بر اساس پیروی آنها از او نیز وجود دارد.

﴿وَإِن كَادُواْ لَيَسۡتَفِزُّونَكَ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ لِيُخۡرِجُوكَ مِنۡهَاۖ وَإِذٗا لَّا يَلۡبَثُونَ خِلَٰفَكَ إِلَّا قَلِيلٗا٧٦ سُنَّةَ مَن قَدۡ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِن رُّسُلِنَاۖ وَلَا تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحۡوِيلًا٧٧ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ وَقُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِۖ إِنَّ قُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِ كَانَ مَشۡهُودٗا٧٨ وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَتَهَجَّدۡ بِهِۦ نَافِلَةٗ لَّكَ عَسَىٰٓ أَن يَبۡعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامٗا مَّحۡمُودٗا٧٩ وَقُل رَّبِّ أَدۡخِلۡنِي مُدۡخَلَ صِدۡقٖ وَأَخۡرِجۡنِي مُخۡرَجَ صِدۡقٖ وَٱجۡعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلۡطَٰنٗا نَّصِيرٗا٨٠ وَقُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَزَهَقَ ٱلۡبَٰطِلُۚ إِنَّ ٱلۡبَٰطِلَ كَانَ زَهُوقٗا٨١ وَنُنَزِّلُ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِ مَا هُوَ شِفَآءٞ وَرَحۡمَةٞ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا خَسَارٗا٨٢ وَإِذَآ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ أَعۡرَضَ وَنَ‍َٔا بِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ كَانَ يَ‍ُٔوسٗا٨٣ قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِۦ فَرَبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِمَنۡ هُوَ أَهۡدَىٰ سَبِيلٗا٨٤ وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلرُّوحِۖ قُلِ ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّي وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِيلٗا٨٥ وَلَئِن شِئۡنَا لَنَذۡهَبَنَّ بِٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِۦ عَلَيۡنَا وَكِيلًا٨٦ [الإسراء: ۷۶-۸۶].

(۷۶) و نزدیک بود کافران از روی دشمنی، تو را از میان خویش برانند تا تو را از مکه اخراج کنند، اما الله آنها را از اخراج تو بازداشت تا آنگاه که به فرمان پروردگارت هجرت کردی، و اگر تو را اخراج میکردند پس از اخراج تو جز زمان اندکی باقی نمی‏ماندند.

(۷۷) این حکم که پس از تو جز زمان اندکی باقی نمیماندند، سنت جاریشدۀ الله در رسولان پیش از توست، یعنی هر رسولی که قومش او را از میان خویش اخراج کردند الله عذاب را بر آنها فرو فرستاد، و – ای رسول- هیچ تغییری برای سنت ما نخواهی یافت، بلکه آن را ثابت و جاری خواهی یافت.

(۷۸) نماز را با برپایی آن به کاملترین وجه در اوقاتش از زوال خورشید در میان آسمان، که نماز ظهر و عصر را شامل میشود، تا تاریکی شب، که نماز مغرب و عشاء را دربردارد، برپادار، و نماز فجر را برپادار و قرائت را در آن طولانی کن، زیرا فرشتگان شب و فرشتگان روز در نماز صبح حاضر میشوند.

(۷۹) و – ای رسول- شب برخیز و پاسی از آن نماز بگزار تا نماز تو باعث افزودن در بالابردن درجاتت باشد، در طلب اینکه پروردگارت در روز قیامت تو را شفاعتگری برای مردم از مناظر هولناک روز قیامت که در آن هستند برانگیزد، و شفاعت عظمی را که نخستینیان و پسینیان آن را میستایند داشته باشی.

(۸۰) و – ای رسول- بگو: پروردگارا، تمام ورود و خروجهای مرا در طاعت و بر رضایت خودت قرار بده، و از جانب خویش حجتی آشکار برایم قرار بده که با آن مرا در برابر دشمنم یاری رسانی.

(۸۱) و – ای رسول- به این مشرکان بگو: اسلام آمد، و پیروزی الله که آن را وعده داده بود تحقق یافت، و شرک و کفر از بین رفت، بهراستیکه باطل از بینرفتنی و نابودشدنی است و در برابر حق دوام نمیآورد.

(۸۲) و از قرآن آنچه را که مایۀ درمان جهل و کفر و تردید دلهاست، و آنچه را که مایۀ درمان بدنهاست آنگاه که با آن دعا شود، و آنچه را که مایۀ رحمت برای مؤمنان عامل به آن است فرو میفرستیم، اما این قرآن برای کافران جز نابودی نمی‏افزاید؛ زیرا شنیدن قرآن آنها را خشمگین میسازد، و بر تکذیب و رویگردانی آن‏ها از قرآن میافزاید.

(۸۳) و چون به انسان نعمتی مانند سلامتی و ثروت ارزانی داریم از شکر و طاعت الله روی میگرداند، و بسیار دور میگردد، و چون بیماری یا فقر و مانند این دو را به او برسانیم از رحمت الله بسیار نومید و مأیوس میگردد.

(۸۴) - ای رسول- بگو: هر انسانی بر روش خویش که به حال او در هدایت و گمراهی شباهت دارد عمل میکند، و پروردگارتان بهتر میداند که چه کسی به‏سوی حق هدایتیافتهتر است.

(۸۵) و – ای رسول- کفار اهل کتاب در مورد حقیقت روح از تو میپرسند، به آنها بگو: حقیقت روح را کسی جز الله نمیداند، و به شما و تمام مخلوقات از علم جز اندکی در مقایسه با علم الله سبحانه داده نشده است.

(۸۶) و – ای رسول- اگر بردن آنچه که از وحی بر تو نازل کردهایم را با محو آن از سینهها و کتابها بخواهیم به‏طور قطع آن را میبریم، آنگاه هیچکس را نمییابی که تو را یاری رساند و بازگرداندن آن را برعهده بگیرد.

برخی فواید آیات:

• در آیات فوق دلیلی است بر نیاز شدید بنده به اینکه الله او را استوار سازد، و اینکه سزاوار است همیشه در برابر پروردگارش اظهار فروتنی کند تا او را بر ایمان استوار گرداند.

• با ظهور حق باطل از بین میرود، و باطل فقط در زمانها و مکانهایی برتری مییابد که پیروان حق تنبلی میکنند.

• شفایی که قرآن دربردارد اعم است از شفای دلها از شبهات، جهالت، نظرات فاسد، زشتیِ انحراف، و اهداف پلید.

• در آیات فوق، دلیلی است بر اینکه اگر از کسی در مورد امری که مصلحت پرسشگر در آن نیست سوال شود بهتر است که از دادن پاسخ به او خودداری کند، و وی را بر آنچه که به آن نیاز دارد راهنمایی، و به آنچه که نفعش در آن است هدایت کند.

﴿إِلَّا رَحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَۚ إِنَّ فَضۡلَهُۥ كَانَ عَلَيۡكَ كَبِيرٗا٨٧ قُل لَّئِنِ ٱجۡتَمَعَتِ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَىٰٓ أَن يَأۡتُواْ بِمِثۡلِ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لَا يَأۡتُونَ بِمِثۡلِهِۦ وَلَوۡ كَانَ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٖ ظَهِيرٗا٨٨ وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ فَأَبَىٰٓ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ إِلَّا كُفُورٗا٨٩ وَقَالُواْ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا٩٠ أَوۡ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٞ مِّن نَّخِيلٖ وَعِنَبٖ فَتُفَجِّرَ ٱلۡأَنۡهَٰرَ خِلَٰلَهَا تَفۡجِيرًا٩١ أَوۡ تُسۡقِطَ ٱلسَّمَآءَ كَمَا زَعَمۡتَ عَلَيۡنَا كِسَفًا أَوۡ تَأۡتِيَ بِٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ قَبِيلًا٩٢ أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥۗ قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا٩٣ وَمَا مَنَعَ ٱلنَّاسَ أَن يُؤۡمِنُوٓاْ إِذۡ جَآءَهُمُ ٱلۡهُدَىٰٓ إِلَّآ أَن قَالُوٓاْ أَبَعَثَ ٱللَّهُ بَشَرٗا رَّسُولٗا٩٤ قُل لَّوۡ كَانَ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَلَٰٓئِكَةٞ يَمۡشُونَ مُطۡمَئِنِّينَ لَنَزَّلۡنَا عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَلَكٗا رَّسُولٗا٩٥ قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا٩٦ [الإسراء: ۸۷-۹۶].

(۸۷) اما به‏سبب رحمتی از جانب پروردگارت آن را نبردیم، و آن را محفوظ نگه داشتیم، همانا لطف پروردگارت بر تو بسیار بزرگ بود که تو را رسولی قرار داد، و پیامبران را با تو ختم کرد، و قرآن را بر تو فرو فرستاد.

چون مشرکان ادعا میکردند که این قرآن از جنس سخن بشر است، و تبدیل آن را پیشنهاد میدادند الله آنها را با آوردن مانند قرآن به مبارزه طلبید، و فرمود:

(۸۸) - ای رسول- بگو: اگر تمام انسانها و جنها جمع شوند تا مانند این قرآن نازلشده بر تو را در بلاغت، و حسن نظم، و فصاحت سخنش بیاورند، هرگز نخواهند توانست آن را بیاورند، هر چند یاور و پشتیبان یکدیگر باشند.

(۸۹) و در این قرآن هرگونه اندرز و عبرت و امر و نهی و قصهای که از آن پند گرفته میشود را برای مردم بیان کردیم به این نیّت که ایمان بیاورند، اما بیشتر مردم جز انکار و اعتراض بر این قرآن ندارند.

مشرکان چون در این مبارزه ناتوان ماندند پیشنهاداتی به قرار ذیل برای ناتوانکردن ارائه دادند:

(۹۰) مشرکان گفتند: هرگز به تو ایمان نمیآوریم تا اینکه چشمهای جاری که نخشکد از سرزمین مکه برایمان بیرون آوری.

(۹۱) یا باغی با درختان زیاد داشته باشی، رودها به فراوانی در آن جاری باشند.

(۹۲) یا – چنانکه بیان کردی- از آسمان پارهای از عذاب بر ما فرود آید، یا الله و فرشتگان را آشکارا بیاوری تا به صحت آنچه که ادعا میکنی گواهی دهند.

(۹۳) یا خانهای آراسته به طلا و غیر آن داشته باشی، یا در آسمان بالا روی، و حتی اگر به آسمان بالا روی هرگز به تو ایمان نمیآوریم که فرستادهای هستی مگر اینکه کتابی نوشتهشده از جانب الله فرود آوری که در آن بخوانیم تو فرستادۀ الله هستی. – ای رسول- به آنها بگو: پروردگارم منزه است! آیا من جز انسانی فرستادهشده مانند سایر رسولان هستم، که مالک هیچچیز نیستم، پس چگونه میتوانم موارد پیشنهادی شما را بیاورم؟!

(۹۴) و هیچچیز کافران را از ایمان به الله و رسولش، و عمل به آنچه رسول آورده است بازنداشت مگر اعتراض آنها به اینکه رسول از جنس بشر است، آنگاه که برای اعتراض گفتند: آیا الله رسولی از جنس بشر به‏سوی ما برانگیخته است؟!

(۹۵) - ای رسول- در پاسخ به آنها بگو: اگر فرشتگانی بر روی زمین بودند که همانند شما در آن سکونت میکردند و آرام و مطمئن راه میرفتند به‏طور قطع رسولی فرشته از جنس خودشان به‏سوی آنها میفرستادیم؛ زیرا او میتوانست آنچه را با آن فرستاده شده است برای‏شان بفهماند، چون خردمندانه نیست که رسول از جنس بشر به‏سوی‏شان فرستاده شود، و حالِ شما نیز چنین است.

(۹۶) - ای رسول- بگو: الله برای گواهی میان من و شما در اینکه من فرستادهای به‏سوی شما هستم، و اینکه آنچه را با آن به‏سوی شما فرستاده شدهام برای‏تان رساندم، کافی است؛ زیرا او تعالی به احوال بندگانش احاطه دارد، و ذرهای از احوال‏شان بر او پوشیده نمیماند، و تمام امور نهانِ نفسهای‏تان را میبیند.

برخی فواید آیات:

• الله به نیّت اینکه مردم ایمان بیاورند از هر پند و عبرت و امر و نهی و قصهای که از آن پند گرفته میشود در قرآن بیان فرموده است.

• قرآن کریم کلام الله و معجزۀ جاویدان پیامبر ج است، و هیچکس نمیتواند مانند آن را بیاورد.

• از مظاهر رحمت الله بر بندگانش این است که انسانی از میان خودشان به‏سوی آنها میفرستد، زیرا توان فراگیری از فرشتگان را ندارند.

• یکی از موارد گواهی الله بر رسولش، آیاتی است که با آنها او را تقویت کرده است، و یاریرساندن او بر کسیکه با او دشمنی و خصومت کند.

﴿وَمَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِۖ وَمَن يُضۡلِلۡ فَلَن تَجِدَ لَهُمۡ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِهِۦۖ وَنَحۡشُرُهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ عُمۡيٗا وَبُكۡمٗا وَصُمّٗاۖ مَّأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ كُلَّمَا خَبَتۡ زِدۡنَٰهُمۡ سَعِيرٗا٩٧ ذَٰلِكَ جَزَآؤُهُم بِأَنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَقَالُوٓاْ أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا وَرُفَٰتًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ خَلۡقٗا جَدِيدًا٩٨ ۞أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ قَادِرٌ عَلَىٰٓ أَن يَخۡلُقَ مِثۡلَهُمۡ وَجَعَلَ لَهُمۡ أَجَلٗا لَّا رَيۡبَ فِيهِ فَأَبَى ٱلظَّٰلِمُونَ إِلَّا كُفُورٗا٩٩ قُل لَّوۡ أَنتُمۡ تَمۡلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحۡمَةِ رَبِّيٓ إِذٗا لَّأَمۡسَكۡتُمۡ خَشۡيَةَ ٱلۡإِنفَاقِۚ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ قَتُورٗا١٠٠ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَىٰ تِسۡعَ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖۖ فَسۡ‍َٔلۡ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ إِذۡ جَآءَهُمۡ فَقَالَ لَهُۥ فِرۡعَوۡنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَٰمُوسَىٰ مَسۡحُورٗا١٠١ قَالَ لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَآ أَنزَلَ هَٰٓؤُلَآءِ إِلَّا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ بَصَآئِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَٰفِرۡعَوۡنُ مَثۡبُورٗا١٠٢ فَأَرَادَ أَن يَسۡتَفِزَّهُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ فَأَغۡرَقۡنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ جَمِيعٗا١٠٣ وَقُلۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِۦ لِبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱسۡكُنُواْ ٱلۡأَرۡضَ فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ جِئۡنَا بِكُمۡ لَفِيفٗا١٠٤ [الإسراء: ۹۷-۱۰۴].

(۹۷) و هرکس که الله به او توفیق هدایت دهد او هدایتیافتۀ واقعی است، و کسانی را که از هدایت محروم گرداند و گمراه سازد – ای رسول- هرگز برای‏شان کارسازانی نخواهی یافت که آنها را به حق هدایت کنند، و آسیب را از آنها برطرف سازند، و برای‏شان منفعتی جلب کنند، و در روز قیامت آنها را افتاده بر روی چهرههای‏شان درحالیکه نمیبینند و سخن نمیگویند و نمیشنوند گرد میآوریم. جایگاهشان که به آن پناه میبرند جهنم است، و هرگاه شعلهاش آرام گیرد آن را شعلهورتر میسازیم.

(۹۸) این عذاب که با آن مواجه میشوند مجازات آنها به‏سبب کفرشان به آیات نازلشدۀ ما بر رسولمان، و به‏سبب این سخن آنها برای بعیدپنداشتن رستاخیز است که گفتند: آیا وقتی مُردیم و استخوانهایی پوسیده، و اجزایی ریز ریز شدیم آیا پس از این دوباره آفریده میشویم؟

چون آنچه را برای انکار رستاخیز به آن استناد میکردند بیان کردند الله اینگونه به آنها پاسخ داد:

(۹۹) آیا این منکران رستاخیز ندانستهاند الله که آسمانها و زمین را با وجود بزرگی‏شان آفرید میتواند مانند آنها را بیافریند، زیرا کسیکه میتواند آنچه را که بزرگ است بیافریند بر آفریدن پایینتر از آن نیز تواناست، و الله در دنیا زمانی مشخص برای‏شان قرار داده است که زندگی‏شان در آن پایان مییابد، و سررسیدی برای برانگیختن‏شان تعیین کرده که هیچ تردیدی در آن نیست، اما با وجود ظهور دلایل رستاخیز، مشرکان جز سر انکار رستاخیز با وجود ظهور دلایلش را ندارند.

(۱۰۰) - ای رسول- به این مشرکان بگو: اگر شما مالک گنجینههای رحمت پروردگارم که تمام نمیشود و پایان نمییابد میبودید، به‏طور قطع از ترس اینکه مبادا تمام شود و شما فقیر شوید از انفاق آن خودداری میکردید، و انسان به صورت طبیعی بخیل است مگر اینکه مؤمن باشد، که به امید پاداش الله انفاق میکند.

چون پیامبر با تکذیب مشرکان مواجه شد برای دادن آرامش به او، قصۀ موسی ÷ با فرعون و قومش برایش آمد، و فرمود:

(۱۰۱) و به تحقیق برای موسی ÷ نُه دلیل آشکار که برایش گواهی میداد عطا کردیم، یعنی عصا و دست و خشکسالی، و کمبود در میوهها و طوفان و ملخ و کنه و قورباغهها و خون؛ پس – ای رسول- از یهود بپرس آنگاه که موسی ÷ این آیات را برای پیشنیان آنها آورد، و فرعون به او گفت: - ای موسی- به تحقیق که تو را مردی سحرشده میپندارم، زیرا امور شگفتی آوردهای.

(۱۰۲) موسی ÷ در پاسخ او گفت: - ای فرعون- به یقین میدانی که این آیات را جز الله پروردگار آسمانها و زمین فرو نفرستاده است، که آنها را راهنماهایی بر قدرت خویش و بر راستگویی رسولش فرو فرستاده است، اما تو انکار کردی، و – ای فرعون- به یقین میدانم که تو نابودشده و زیانکار هستی.

(۱۰۳) آنگاه فرعون خواست که موسی ÷ و قومش را با اخراج‏شان از مصر مجازات کند، پس او و لشکریان همراهش، همگی را با غرقکردن نابود کردیم.

(۱۰۴) و پس از نابودی فرعون و لشکریانش، به بنیاسرائیل گفتیم: در سرزمین شام ساکن شوید، و چون روز قیامت فرا رسد همگی شما را برای حسابرسی به‏سوی محشر گرد میآوریم.

برخی فواید آیات:

• فقط الله هدایت و گمراه میسازد، پس هرکس را که هدایت گردانَد واقعا هدایت یافته است، و هرکس که الله او را گمراه سازد و دست از یاریاش بکشد هیچ هدایتگری ندارد.

• پناهگاه و جایگاه و مقام کافران جهنم است، و هرگاه آتش جهنم آرام گیرد الله بر آتش آن میافزاید آنگاه شعلهور میشود.

• وجوب متوسلشدن به الله هنگام تهدید ستمکاران و زورگویان.

• ستمکاران و زورگویان هنگام رویارویی با پیروان حق به استفاده از زور و قدرت پناه میبرند؛ زیرا نمیتوانند با دلیل و بیان با آنها روبرو شوند.

﴿وَبِٱلۡحَقِّ أَنزَلۡنَٰهُ وَبِٱلۡحَقِّ نَزَلَۗ وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا مُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا١٠٥ وَقُرۡءَانٗا فَرَقۡنَٰهُ لِتَقۡرَأَهُۥ عَلَى ٱلنَّاسِ عَلَىٰ مُكۡثٖ وَنَزَّلۡنَٰهُ تَنزِيلٗا١٠٦ قُلۡ ءَامِنُواْ بِهِۦٓ أَوۡ لَا تُؤۡمِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ مِن قَبۡلِهِۦٓ إِذَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ يَخِرُّونَۤ لِلۡأَذۡقَانِۤ سُجَّدٗاۤ١٠٧ وَيَقُولُونَ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِن كَانَ وَعۡدُ رَبِّنَا لَمَفۡعُولٗا١٠٨ وَيَخِرُّونَ لِلۡأَذۡقَانِ يَبۡكُونَ وَيَزِيدُهُمۡ خُشُوعٗا۩١٠٩ قُلِ ٱدۡعُواْ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواْ ٱلرَّحۡمَٰنَۖ أَيّٗا مَّا تَدۡعُواْ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ وَلَا تَجۡهَرۡ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتۡ بِهَا وَٱبۡتَغِ بَيۡنَ ذَٰلِكَ سَبِيلٗا١١٠ وَقُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي لَمۡ يَتَّخِذۡ وَلَدٗا وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٞ فِي ٱلۡمُلۡكِ وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ وَلِيّٞ مِّنَ ٱلذُّلِّۖ وَكَبِّرۡهُ تَكۡبِيرَۢا١١١ [الإسراء: ۱۰۵-۱۱۱].

(۱۰۵) و این قرآن را به حق بر محمد ج نازل کردیم، و به حق بدون تبدیل و بدون تحریف بر او نازل شد، و – ای رسول- تو را جز بشارتدهندهای به بهشت برای پرهیزکاران، و بیمدهندهای از جهنم برای کافران و گناهکاران نفرستادیم.

(۱۰۶) و آن را قرآنی که تفصیل و توضیح دادهایم فرو فرستادیم تا آن را به‏طور واضح و با تأنی در تلاوت بر مردم بخوانی؛ زیرا این کار برای فهمیدن و اندیشیدن بهتر است، و آن را بر اساس حوادث و احوال به تدریج و بخشبخش نازل کردیم.

(۱۰۷) - ای رسول- بگو: اگر به آن ایمان بیاورید، ایمان شما ذرهای بر آن نمی‏افزاید، یا اگر به آن ایمان نیاورید، کفر شما ذرهای از آن نمیکاهد، همانا کسانیکه کتابهای آسمانی پیشین را خواندهاند، و وحی و نبوت را شناختهاند وقتی قرآن بر آن‏ها خوانده شود از روی شکر در برابر الله بر روی چهره به سجده میافتند.

(۱۰۸) و در سجدههای‏شان میگویند: پروردگار ما، از خُلفِ وعده منزه است، پس بعثت محمد ج را که وعده داده است واقع شد، بهراستیکه وعدۀ پروردگار ما بر این امر و سایر موارد بدون تردید واقعشدنی است.

(۱۰۹) و بر صورتهای‏شان در برابر الله به سجده میافتند درحالیکه از ترس او می‏گریند، و شنیدن قرآن و تدبر معانی آن بر فروتنی آنها در برابر الله و ترسیدن آنها از او میافزاید.

(۱۱۰) - ای رسول- به هرکس که بر این دعای تو که میگویی: (یا الله، یا رحمن) اعتراض میکند بگو: الله و رحمن دو نام برای او سبحانه هستند پس به هر یک از این دو یا سایر اسمهای او سبحانه، او را بخوانید، زیرا او – سبحانه- اسمهای نیکی دارد، و این دو از آنهاست، پس با این دو نام یا سایر اسمهای نیکویش او را بخوانید، و قرائت در نمازت را با صدای بلند نخوان تا مشرکان آن را بشنوند، و آن را پنهانی نیز نخوان تا مؤمنان آن را نشنوند، و راهی میانه، بین این دو بجوی.

(۱۱۱) و – ای رسول- بگو: ستایش مخصوص الله است که سزاوار انواع ستایشهاست که از فرزند، و از شریک منزه است، پس هیچ شریکی در فرمانروایی خویش ندارد، و هیچ خواری و ذلتی به او نمیرسد، پس به کسیکه او را یاری رساند و تقویت کند نیازی ندارد، و او را بسیار بزرگ شمار، یعنی نه فرزندی و نه شریکی در فرمانروایی و نه یاوری مددرسان به او نسبت نده.

سورة الکهف (مکّی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبۡدِهِ ٱلۡكِتَٰبَ وَلَمۡ يَجۡعَل لَّهُۥ عِوَجَاۜ١ قَيِّمٗا لِّيُنذِرَ بَأۡسٗا شَدِيدٗا مِّن لَّدُنۡهُ وَيُبَشِّرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرًا حَسَنٗا٢ مَّٰكِثِينَ فِيهِ أَبَدٗا٣ وَيُنذِرَ ٱلَّذِينَ قَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗا٤ [الكهف: ۱-۴]

برخی مقاصد سوره:

بیان روش تعامل در مواجهه با فتنهها، و ذکر نمونههایی از آن.

تفسیر:

(۱) ستایش به صفات کمال و جلال، و با نعمتهای آشکار و نهان، فقط از آنِ الله است که قرآن را بر بنده و رسولش محمد ج فرو فرستاد، و هیچ کجی و انحرافی از حق برای این قرآن قرار نداد.

(۲) بلکه آن را مستقیم و بدون تنافض و اختلاف قرار داد؛ تا کافران را از عذابی سخت از جانب الله که در انتظارشان است بترساند، و به مؤمنان که اعمال صالح انجام میدهند آنچه آنها را شاد میگرداند خبر دهد به اینکه پاداشی نیکو و بیهمتا برای‏شان است.

(۳) که همیشه در این پاداش میمانند، و هرگز از آنها جدا نمیشود.

(۴) و به این هدف که یهود و نصاری و برخی مشرکان را که گفتند: الله فرزندی گرفته است، بترساند.

برخی فواید آیات:

• الله قرآن را دربردارندۀ حق و عدالت و شریعت و حکم برتر فرو فرستاده است.

• جواز گریه از ترس الله تعالی در نماز.

• دعا یا قرائت در نماز به روش متوسطی میان جهر و پنهان کردن است.

• قرآن کریم هر عمل صالحی که منجر به شاد شدن نفسها و شادابی ارواح می‏شود را دربردارد.

﴿مَّا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٖ وَلَا لِأٓبَآئِهِمۡۚ كَبُرَتۡ كَلِمَةٗ تَخۡرُجُ مِنۡ أَفۡوَٰهِهِمۡۚ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبٗا٥ فَلَعَلَّكَ بَٰخِعٞ نَّفۡسَكَ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمۡ إِن لَّمۡ يُؤۡمِنُواْ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَسَفًا٦ إِنَّا جَعَلۡنَا مَا عَلَى ٱلۡأَرۡضِ زِينَةٗ لَّهَا لِنَبۡلُوَهُمۡ أَيُّهُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا٧ وَإِنَّا لَجَٰعِلُونَ مَا عَلَيۡهَا صَعِيدٗا جُرُزًا٨ أَمۡ حَسِبۡتَ أَنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡكَهۡفِ وَٱلرَّقِيمِ كَانُواْ مِنۡ ءَايَٰتِنَا عَجَبًا٩ إِذۡ أَوَى ٱلۡفِتۡيَةُ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ فَقَالُواْ رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةٗ وَهَيِّئۡ لَنَا مِنۡ أَمۡرِنَا رَشَدٗا١٠ فَضَرَبۡنَا عَلَىٰٓ ءَاذَانِهِمۡ فِي ٱلۡكَهۡفِ سِنِينَ عَدَدٗا١١ ثُمَّ بَعَثۡنَٰهُمۡ لِنَعۡلَمَ أَيُّ ٱلۡحِزۡبَيۡنِ أَحۡصَىٰ لِمَا لَبِثُوٓاْ أَمَدٗا١٢ نَّحۡنُ نَقُصُّ عَلَيۡكَ نَبَأَهُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّهُمۡ فِتۡيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمۡ وَزِدۡنَٰهُمۡ هُدٗى١٣ وَرَبَطۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ إِذۡ قَامُواْ فَقَالُواْ رَبُّنَا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ لَن نَّدۡعُوَاْ مِن دُونِهِۦٓ إِلَٰهٗاۖ لَّقَدۡ قُلۡنَآ إِذٗا شَطَطًا١٤ هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمُنَا ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةٗۖ لَّوۡلَا يَأۡتُونَ عَلَيۡهِم بِسُلۡطَٰنِۢ بَيِّنٖۖ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا١٥ [الكهف: ۵-۱۵].

(۵) نه خودِ این افترا زنندگان هیچ دانش یا دلیلی برای نسبت دادن فرزند به الله که ادعا میکنند دارند، و نه پدران‏شان که از آنها تقلید کردند در این مورد هیچ دانشی داشتند، این کلمه که بدون تفکر از دهانهای‏شان خارج میشود بسیار زشت است، و جز سخن دروغی که هیچ اساس و مستندی ندارد نمیگویند.

(۶) و – ای رسول- شاید از اندوه و افسوس اینکه به این قرآن ایمان نیاورند خودت را نابود کنی، پس چنین نکن، زیرا هدایت آنها بر عهدۀ تو نیست، و وظیفۀ تو فقط ابلاغ است.

(۷) بهراستیکه ما مخلوقات روی زمین را مایۀ زیبایی آن قرار دادیم تا آنها را بیازماییم که کدامیک از آنها نیکوترین عملی که الله را راضی میسازد، و کدامیک از آنها بدترین عمل را انجام میدهد، تا هر یک را به آنچه که سزاوارش است جزا دهیم.

(۸) و در حقیقت ما مخلوقاتی را که بر روی زمین است به خاکی بدون گیاه تبدیل خواهیم نمود، و این امر پس از پایان زندگی مخلوقات روی زمین است، پس باید از آن عبرت بگیرند.

(۹) - ای رسول- گمان مکن که قصۀ اصحاب کهف، و لوح آنها که نامهای‏شان در آن نوشته شده است از آیات شگفت ما هستند، بلکه سایر آیاتِ ما مانند آفرینش آسمانها و زمین شگفتتر هستند.

(۱۰) - ای رسول- به یاد آور آنگاه که جوانان مؤمن در حال فرار به خاطر دین‏شان پناه جستند، و در دعای‏شان به پروردگار خویش گفتند: پروردگارا، از جانب خود رحمتی به ما عطا کن به اینکه گناهانمان را بیامرز، و ما را از دشمنانمان نجات بده، و از امر هجرت از کفار و ایمان، هدایتی به راه حق و راستی برایمان قرار بده.

(۱۱) سپس بعد از حرکت و پناهآوردن آنها به غار بر گوشهای‏شان پردهای از شنیدن صداها زدیم، و سالهای زیادی خواب را بر آنها افکندیم.

(۱۲) سپس بعد از خواب طولانی‏شان آنها را بیدار ساختیم تا – آشکارا- بدانند کدامیک از دو گروه متنازع درباره مدت ماندن‏شان در غار، به مقدار آن مدت آگاهتر است.

(۱۳) - ای رسول- ما تو را بر خبر آنها با سخن راستی که هیچ تردیدی به همراه ندارد آگاه میسازیم، آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و به طاعت او تعالی عمل کردند، و بر هدایت و استواری آنها بر حق افزودیم.

(۱۴) و دلهای‏شان را با ایمان و ثبات بر آن، و شکیبایی بر هجرت وطن، تقویت کردیم آنگاه که در مقابل پادشاه کافر ایستادند و ایمان‏شان را به یگانگیِ الله اعلام کردند، و به او گفتند: پروردگار ما که به او ایمان آوردیم و او را عبادت میکنیم همان پروردگار آسمانها و زمین است، و هرگز غیر او معبودهای ادعایی دروغین را عبادت نخواهیم کرد، که – اگر غیر او را عبادت کنیم- به تحقیق که سخنی ستمکارانه و دور از حق گفتهایم.

(۱۵) سپس به یکدیگر روی آوردند و گفتند: این قوم ما به جای الله معبودهایی گرفتهاند که آنها را عبادت میکنند، درحالیکه بر عبادت‏شان برهان آشکاری ندارند، پس هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که با نسبت دادن شریک به الله بر او تعالی دروغ بندد.

برخی فواید آیات:

• وظیفۀ دعوتگر به‏سوی الله، تبلیغ و تلاش با نهایت آنچه در توانش است، همراه با توکل بر الله در این امر است، پس اگر هدایت یافتند که بسیار خوب، و گرنه دعوتگر نباید اندوهگین شود و افسوس بخورد.

• آگاهی از مدت ماندن اصحاب کهف، سبب دقت در حساب، و شناخت قدرت و حکمت و رحمت کامل الله تعالی است.

• آیات فوق، بر فرار به خاطر دین و هجرت از خانواده و فرزندان و خویشاوندان و دوستان و سرزمین و اموال: به خاطر ترس از فتنه دلالت صریحی دارند.

• ضرورت اهتمام به تربیت جوانان؛ زیرا آنها دلپاکتر و شجاعتر هستند، و قیام مردم بر آنها استوار است.

﴿وَإِذِ ٱعۡتَزَلۡتُمُوهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ فَأۡوُۥٓاْ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ يَنشُرۡ لَكُمۡ رَبُّكُم مِّن رَّحۡمَتِهِۦ وَيُهَيِّئۡ لَكُم مِّنۡ أَمۡرِكُم مِّرۡفَقٗا١٦ ۞وَتَرَى ٱلشَّمۡسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَٰوَرُ عَن كَهۡفِهِمۡ ذَاتَ ٱلۡيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقۡرِضُهُمۡ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمۡ فِي فَجۡوَةٖ مِّنۡهُۚ ذَٰلِكَ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِۗ مَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِۖ وَمَن يُضۡلِلۡ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيّٗا مُّرۡشِدٗا١٧ وَتَحۡسَبُهُمۡ أَيۡقَاظٗا وَهُمۡ رُقُودٞۚ وَنُقَلِّبُهُمۡ ذَاتَ ٱلۡيَمِينِ وَذَاتَ ٱلشِّمَالِۖ وَكَلۡبُهُم بَٰسِطٞ ذِرَاعَيۡهِ بِٱلۡوَصِيدِۚ لَوِ ٱطَّلَعۡتَ عَلَيۡهِمۡ لَوَلَّيۡتَ مِنۡهُمۡ فِرَارٗا وَلَمُلِئۡتَ مِنۡهُمۡ رُعۡبٗا١٨ وَكَذَٰلِكَ بَعَثۡنَٰهُمۡ لِيَتَسَآءَلُواْ بَيۡنَهُمۡۚ قَالَ قَآئِلٞ مِّنۡهُمۡ كَمۡ لَبِثۡتُمۡۖ قَالُواْ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖۚ قَالُواْ رَبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِمَا لَبِثۡتُمۡ فَٱبۡعَثُوٓاْ أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمۡ هَٰذِهِۦٓ إِلَى ٱلۡمَدِينَةِ فَلۡيَنظُرۡ أَيُّهَآ أَزۡكَىٰ طَعَامٗا فَلۡيَأۡتِكُم بِرِزۡقٖ مِّنۡهُ وَلۡيَتَلَطَّفۡ وَلَا يُشۡعِرَنَّ بِكُمۡ أَحَدًا١٩ إِنَّهُمۡ إِن يَظۡهَرُواْ عَلَيۡكُمۡ يَرۡجُمُوكُمۡ أَوۡ يُعِيدُوكُمۡ فِي مِلَّتِهِمۡ وَلَن تُفۡلِحُوٓاْ إِذًا أَبَدٗا٢٠ [الكهف: ۱۶-۲۰].

(۱۶) و چون از قوم‏تان کناره گرفتید، و آنچه را که به جای الله عبادت میکنند رها کردید، جز اللهِ یگانه را عبادت نکنید، پس برای فرار به خاطر دین‏تان به غار پناه برید تا پروردگارتان سبحانه از رحمت خویش چیزی بر شما بگستراند که شما را از دشمنان‏تان محافظت و حمایت میکند، و در برابر زندگی در میان قومتان، در کارتان چیزی فراهم آورد تا از آن نفع ببرید.

(۱۷) پس آنچه را به آن فرمان یافته بودند اجرا کردند، و الله آنها را به خواب بُرد، و آنها را از دشمن‏شان محافظت کرد، و – ای بینندۀ آنها- خورشید را میبینی که وقتی از محل طلوع خویش برمیآید از سمت راست داخل غارشان مایل است، و چون هنگام غروبش فرود آید از سمت چپ آن عقب مینشیند یعنی به آن اصابت نمیکند، در نتیجه آنها در سایهای همیشگی هستند که گرمای خورشید آنها را اذیت نمی‏کند، و در محل فراخی از غار قرار دارند که هوای مورد نیاز به آنها میرسد، این پناهبردن‏شان به غار، و افکندن خواب بر آنها، و انحراف خورشید از آنها، و فراخی مکان‏شان و نجاتیافتن آنها از قوم‏شان که برای‏شان حاصل شد: از شگفتیهای کار الله است که بر قدرت او تعالی دلالت دارد، هرکس را که الله به راه هدایت توفیق دهد هدایتیافتۀ واقعی است، و هرکس را که الله از راه هدایت محروم گرداند و او را گمراه سازد هرگز برای او یاوری نخواهی یافت تا او را به هدایت توفیق دهد، و به آن راهنمایی کند؛ زیرا هدایت به دست الله است، و به دست شخص نیست.

(۱۸) - ای بینندۀ آنها- به خاطر بازبودن چشمان‏شان گمان میکنی که بیدار هستند، اما در واقع در خواب هستند، و آنها را در خواب‏شان گاهی به راست و گاهی به چپ میگردانیم تا زمین بدنهای‏شان را نخورد، و سگشان که همراهشان است دو دستش را در آستانۀ غار گشوده است، اگر بر آنها اطلاع مییافتی و آنها را مشاهده میکردی به‏طور قطع از ترس در حال فرار از آنها پشت میکردی، و نفست از وحشت از آنها لبریز میشد.

(۱۹) و به مانند آنچه از عجایب قدرتمان که بر آنها انجام دادیم و بیان کردیم پس از مدتی طولانی آنها را بیدار کردیم تا در مورد مدتیکه در غار در حال خواب ماندند از یکدیگر بپرسند، آنگاه یکی از آنها پاسخ داد: یک روز یا بخشی از یک روز را در حال خواب ماندهایم، و یکی از آنها از کسانیکه مدت ماندن‏شان در حال خواب برایش آشکار نشده بود پاسخ داد: پروردگارتان به مدت ماندن‏تان در حال خواب آگاهتر است، پس علم آن را به او واگذارید، و به سَر و سامان‏تان مشغول شوید، یعنی یکی از میان خودتان را با پولهای نقرهای‏تان به شهر شناختهشدهتان بفرستید، تا بنگرد کدامیک از ساکنانش غذا و محل کسب پاکیزهتری دارد، و در ورود و خروج و هنگام معامله دقت به خرج دهد، و هوشیار باشد، و مراقب باشد که هیچکس از مکان شما آگاه نشود؛ زیرا این کار زیان بزرگی در پی دارد.

(۲۰) زیرا اگر قوم‏تان بر شما اطلاع یابند و مکان‏تان را بدانند با سنگسار شما را می‏کشند، یا شما را به آیین منحرفشان که قبل از اینکه الله با هدایت به دین حق بر شما منت نهد بر آن بودید بازمیگردانند، و اگر به آن بازگردید هرگز رستگار نخواهید شد، نه در زندگی دنیا و نه در آخرت؛ بلکه به‏سبب اینکه دین حق را که الله شما را به آن هدایت کرد ترک کنید، و به آن آیین منحرف بازگردید، در دنیا و آخرت زیان بزرگی خواهید کرد.

برخی فواید آیات:

• الله تعالی به حکمت و قدرت خویش، اصحاب کهف را به آن اندازه که زمین بدنهای‏شان را فاسد نکند بر پهلوهای‏شان به راست و چپ میگرداند، و این امر آموزشی از جانب الله برای بندگانش است.

• جواز بکارگیری سگان برای نیاز و شکار و پاسبانی.

• بهرهبرداری انسان از همنشینی با نیکان و درآمیختن با صالحان حتی اگر جایگاه پایینتری از آنها داشته باشد، چنانکه یاد سگ به این دلیل که همنشین اهل فضل بود ماندگار شد.

• آیات فوق بر مشروعیت وکالت، و رفتار خوب و نرم با مردم دلالت دارند.

﴿وَكَذَٰلِكَ أَعۡثَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ لِيَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَأَنَّ ٱلسَّاعَةَ لَا رَيۡبَ فِيهَآ إِذۡ يَتَنَٰزَعُونَ بَيۡنَهُمۡ أَمۡرَهُمۡۖ فَقَالُواْ ٱبۡنُواْ عَلَيۡهِم بُنۡيَٰنٗاۖ رَّبُّهُمۡ أَعۡلَمُ بِهِمۡۚ قَالَ ٱلَّذِينَ غَلَبُواْ عَلَىٰٓ أَمۡرِهِمۡ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيۡهِم مَّسۡجِدٗا٢١ سَيَقُولُونَ ثَلَٰثَةٞ رَّابِعُهُمۡ كَلۡبُهُمۡ وَيَقُولُونَ خَمۡسَةٞ سَادِسُهُمۡ كَلۡبُهُمۡ رَجۡمَۢا بِٱلۡغَيۡبِۖ وَيَقُولُونَ سَبۡعَةٞ وَثَامِنُهُمۡ كَلۡبُهُمۡۚ قُل رَّبِّيٓ أَعۡلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا قَلِيلٞۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمۡ إِلَّا مِرَآءٗ ظَٰهِرٗا وَلَا تَسۡتَفۡتِ فِيهِم مِّنۡهُمۡ أَحَدٗا٢٢ وَلَا تَقُولَنَّ لِشَاْيۡءٍ إِنِّي فَاعِلٞ ذَٰلِكَ غَدًا٢٣ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُۚ وَٱذۡكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلۡ عَسَىٰٓ أَن يَهۡدِيَنِ رَبِّي لِأَقۡرَبَ مِنۡ هَٰذَا رَشَدٗا٢٤ وَلَبِثُواْ فِي كَهۡفِهِمۡ ثَلَٰثَ مِاْئَةٖ سِنِينَ وَٱزۡدَادُواْ تِسۡعٗا٢٥ قُلِ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا لَبِثُواْۖ لَهُۥ غَيۡبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ أَبۡصِرۡ بِهِۦ وَأَسۡمِعۡۚ مَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِيّٖ وَلَا يُشۡرِكُ فِي حُكۡمِهِۦٓ أَحَدٗا٢٦ وَٱتۡلُ مَآ أُوحِيَ إِلَيۡكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَۖ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدٗا٢٧ [الكهف: ۲۱-۲۷].

(۲۱) و همانگونه که این کارهای شگفت دلالتکننده بر قدرتمان از به خواب فروبردن آنها در سالهایی طولانی، و بیدارکردن‏شان پس از آن را با آنها انجام دادیم، ساکنان شهرشان را از حال‏شان آگاه کردیم تا بدانند وعدۀ الله به پیروزی مؤمنان و رستاخیز حقیقت است، و قیامت بدون تردید آمدنی است، پس آنگاه که کار اصحاب کهف بر آنها آشکار شد و اصحاب کهف مُردند کسانیکه از حال‏شان آگاهی یافته بودند گفتند: در مورد آنها چه کاری انجام دهند؟ گروهی از آنها گفتند: بر آستانۀ غارشان دیواری بنا کنید تا آنها را بپوشاند و محافظت کند، پروردگارشان به حال آنها آگاهتر است؛ زیرا حال آنها اقتضا میکند که خصوصیتی نزد او تعالی داشته باشند. و افراد بانفوذی که هیچ دانش و دعوت صحیحی نداشتند گفتند: به‏طور قطع برای گرامی داشتن آنها و یادآوری جایگاه‏شان بر این مکان مسجدی برای عبادت خواهیم ساخت.

(۲۲) به زودی برخی از کسانیکه درباره قصۀ اصحاب کهف به گفتگو میپردازند در مورد تعداد آنها خواهند گفت: سه تن بودند و چهارمیشان سگشان بود، و برخی می‏گویند: پنج تن بودند که ششمیشان سگ‏شان بود، و هرچه هر دو گروه گفتهاند فقط به پیروی از گمان‏شان بدون دلیل است، و برخی از آنها میگویند: هفت تن بودند که هشتمیشان سگ‏شان بود، - ای رسول- بگو: پروردگارم به تعداد آنها آگاهتر است، شمارشان را جز اندکی از کسانیکه الله آنها را از آن آگاه کرده است نمی‏داند، پس نه در مورد تعدادشان و نه در مورد سایر احوال‏شان با اهل کتاب و غیر آنها جز به جدالی ظاهری و بدون عمق نپرداز. یعنی به آنچه در مورد آنها بر تو وحی شده است اکتفا کن، و در مورد جزئیات کارشان از هیچیک از آنها نپرس، زیرا به این امر آگاه نیستند.

(۲۳) و – ای پیامبر- هرگز برای چیزیکه میخواهی فردا انجام دهی نگو: من این کار را فردا انجام میدهم؛ زیرا نمیدانی که آن را انجام میدهی، یا بین تو و بین آن کار حایل ایجاد میشود؟ این راهنمایی برای همه مسلمانان است.

(۲۴) مگر انجام آن را بر ارادۀ الله معلق کنی به این نحو که بگویی: - انشاءالله- فردا آن را انجام خواهم داد، و اینگونه پروردگارت را یاد کن: انشاءالله- اگر فراموش کردی که آن را بگویی- بگو: امیدوارم که پروردگارم مرا به کاری که از این کار به هدایت و توفیق نزدیکتر است راهنمایی کند.

(۲۵) و اصحاب کهف سیصد و نه سال در غارشان ماندند.

(۲۶) - ای رسول- بگو: الله به آنچه در غارشان ماندند آگاهتر است، و ما را از مدت ماندن‏شان در آن باخبر ساخته است، پس برای هیچکس پس از قول او سبحانه قولی نمیماند، آفرینش و علم آنچه در آسمانها و آنچه در زمین نهان است فقط از آنِ او سبحانه است، چه بیناست او سبحانه! که هر چیزی را میبیند، و چه شنواست! که هر چیزی را میشنود، غیر از او هیچ دوستی ندارند که کارشان را برعهده بگیرد، و هیچکس را در حکم خویش شریک نمیگرداند، زیرا فقط او در حکمکردن یگانه است.

وقتی الله سبحانه بیان کرد که حکم فقط برای اوست به رسولش فرمان داد تا آنچه از حکم پروردگارش بر او وحی شده است را تلاوت و پیروی کند، آنگاه فرمود:

(۲۷) و – ای رسول- آنچه را الله از قرآن برایت وحی کرده است بخوان و به آن عمل کن، که کلماتش را تغییردهندهای نیست؛ زیرا تمام آن راست، و تمام آن عدل است، و غیر از او سبحانه هیچ پناهگاهی نمییابی که به آن پناه ببری، و غیر از او هیچ موضع مستحکمی نیست که به آن روی آوری.

برخی فواید آیات:

• ساختن مساجد بر روی قبور، نماز خواندن در آنها، و ساختن بنا بر روی قبرها؛ در شریعت اسلام جایز نیست.

• در این قصه اقامه حجت بر قدرت الله بر حشر و برانگیختن بدنها از قبرها و حسابرسی صورت گرفته است.

• آیات فوق بر این امر دلالت دارند که جدال پسندیده همان جدال با نیکوترین روش است.

• سنت و ادب شرعی میطلبد که امور آینده به ارادۀ الله تعالی معلق شود.

﴿وَٱصۡبِرۡ نَفۡسَكَ مَعَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥۖ وَلَا تَعۡدُ عَيۡنَاكَ عَنۡهُمۡ تُرِيدُ زِينَةَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَا تُطِعۡ مَنۡ أَغۡفَلۡنَا قَلۡبَهُۥ عَن ذِكۡرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَكَانَ أَمۡرُهُۥ فُرُطٗا٢٨ وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡۚ إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلظَّٰلِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمۡ سُرَادِقُهَاۚ وَإِن يَسۡتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا٢٩ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجۡرَ مَنۡ أَحۡسَنَ عَمَلًا٣٠ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ وَيَلۡبَسُونَ ثِيَابًا خُضۡرٗا مِّن سُندُسٖ وَإِسۡتَبۡرَقٖ مُّتَّكِ‍ِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِۚ نِعۡمَ ٱلثَّوَابُ وَحَسُنَتۡ مُرۡتَفَقٗا٣١ ۞وَٱضۡرِبۡ لَهُم مَّثَلٗا رَّجُلَيۡنِ جَعَلۡنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيۡنِ مِنۡ أَعۡنَٰبٖ وَحَفَفۡنَٰهُمَا بِنَخۡلٖ وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمَا زَرۡعٗا٣٢ كِلۡتَا ٱلۡجَنَّتَيۡنِ ءَاتَتۡ أُكُلَهَا وَلَمۡ تَظۡلِم مِّنۡهُ شَيۡ‍ٔٗاۚ وَفَجَّرۡنَا خِلَٰلَهُمَا نَهَرٗا٣٣ وَكَانَ لَهُۥ ثَمَرٞ فَقَالَ لِصَٰحِبِهِۦ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَنَا۠ أَكۡثَرُ مِنكَ مَالٗا وَأَعَزُّ نَفَرٗا٣٤ [الكهف: ۲۸-۳۴].

(۲۸) همنشینی با کسانیکه پروردگارشان را در آغاز و پایان روز مخلصانه به عبادت و مسألت میخوانند بر خودت لازم گردان، و دیدگانت را از آنها نگردان، که همنشینی با ثروتمندان و اشراف را بخواهی، و از کسیکه قلبش را با مُهر زدن، از یادمان غافل گردانیدهایم، که تو را به راندن فقرا از مجلست امر میکند، و پیروی از آنچه نفسش میخواهد را بر طاعت پروردگارش مُقَدَّم میکند، و اعمالش تباه شده است اطاعت نکن.

(۲۹) و – ای رسول- به این غافلان از یاد الله به خاطر غفلت دلهای‏شان بگو: آنچه برای‏تان آوردهام حق، و از جانب الله است نه از جانب خودم، و من اجابتکنندۀ دعوت‏تان نیستم که مؤمنان را برانم، پس هر یک از شما که ایمان به این حق را بخواهد به آن ایمان آوَرَد، و بهزودی به پاداش آن شاد خواهد شد، و هر یک از شما که کفر به آن را بخواهد کفر ورزد، و بهزودی به کیفری که در انتظارش است رنجیده خواهد شد، بهراستی برای کسانیکه با انتخاب کفر بر خودشان ستم کردهاند آتشی بزرگ آماده کردهایم که شعلههایش مانند دیواری آنها را احاطه میکند، پس نمیتوانند از آن فرار کنند، و اگر از شدت عطشی که با آن روبرو میشوند آب بخواهند با آبی مانند روغن چرکی و سوزان یاری میشوند، که از شدت گرما صورتهای‏شان را بریان میکند، چه نوشیدنی بدی است این نوشیدنی که به آن یاری میجویند، چون نه تنها از عطش بی‏نیاز نمیسازد بلکه بر آن میافزاید، و شعلهای را که پوستهای‏شان را میسوزاند خاموش نمیسازد، و جهنم منزلگاه بدی است که در آن، منزل میگزینند، و جایگاه بدی است که در آن اقامت میکنند.

الله پس از بیان عذابی که برای ستمکاران آماده کرده است پاداشی گرامی که برای مؤمنان آماده ساخته است را بیان فرمود:

(۳۰) همانا کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند و عمل‏شان را نیکو کردهاند پاداش بزرگی دارند، به تحقیق که ما پاداش کسی را که کار نیکویی انجام داده است تباه نمیکنیم، بلکه مزدهای‏شان را به صورت کامل و بدون کاستی به آنها میدهیم.

(۳۱) اینها که به ایمان و انجام اعمال صالح توصیف شدهاند، برای اقامت بهشتهایی دارند که برای همیشه در آن میمانند، و رودهای گوارای بهشت از زیر منازل‏شان جاری است، و با دستبندهایی از طلا در آنجا آراسته میشوند، و لباسی سبز از ابریشم نازک و کلفت میپوشند. بر تختهایی آراسته با پردههایی زیبا تکیه می‏زنند. پاداش آنها چه پاداش نیکویی است، و بهشت چه منزل و مقام نیکویی است که در آن اقامت میکنند.

الله سبحانه پس از بیان جزای ستمکاران و جزای مؤمنان مثالی برای آن دو آورد، و فرمود:

(۳۲) و – ای رسول- دو مرد را مثال بزن: یکی کافر و دیگری مؤمن، که برای کافر دو باغ قرار دادیم، و این دو باغ را با درخت خرما احاطه کردیم، و در فضای خالی این دو باغ کشتزارهایی رویانیدیم.

(۳۳) هر یک از این دو باغ میوهاش از خرما و انگور و کشت را میداد، و چیزی از آن نمیکاست، بلکه آن را کافی و کامل میداد، و میان این دو باغ رودی جاری ساختیم تا به آسانی آبیاری شوند.

(۳۴) و صاحب دو باغ اموال و میوههای دیگری نیز داشت، پس به همنشین مؤمن خویش درحالیکه با غرور او را مورد خطاب قرار میداد تا در او تاثیر گذارد گفت: من از تو اموال بیشتر، و حامیان نیرومندتر، و قبیلۀ قویتری دارم.

برخی فواید آیات:

• فضیلت همنشینی با نیکان، و مجاهدۀ نفس بر همنشینی و معاشرت با آنها هر چند فقیر باشند؛ زیرا همنشینی با نیکان فواید غیر قابل شمارشی دارد.

• ذکر زیاد همراه با حضور قلب سبب برکت در عمرها و زمانهاست.

• دو قاعدۀ پاداش و اساس نجات: ایمان به همراه عمل صالح است؛ زیرا الله پاداش دنیا و آخرت را بر آن دو مترتب کرده است.

﴿وَدَخَلَ جَنَّتَهُۥ وَهُوَ ظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَٰذِهِۦٓ أَبَدٗا٣٥ وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَىٰ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهَا مُنقَلَبٗا٣٦ قَالَ لَهُۥ صَاحِبُهُۥ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَكَفَرۡتَ بِٱلَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ سَوَّىٰكَ رَجُلٗا٣٧ لَّٰكِنَّا۠ هُوَ ٱللَّهُ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِرَبِّيٓ أَحَدٗا٣٨ وَلَوۡلَآ إِذۡ دَخَلۡتَ جَنَّتَكَ قُلۡتَ مَا شَآءَ ٱللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِۚ إِن تَرَنِ أَنَا۠ أَقَلَّ مِنكَ مَالٗا وَوَلَدٗا٣٩ فَعَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يُؤۡتِيَنِ خَيۡرٗا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرۡسِلَ عَلَيۡهَا حُسۡبَانٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَتُصۡبِحَ صَعِيدٗا زَلَقًا٤٠ أَوۡ يُصۡبِحَ مَآؤُهَا غَوۡرٗا فَلَن تَسۡتَطِيعَ لَهُۥ طَلَبٗا٤١ وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِۦ فَأَصۡبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيۡهِ عَلَىٰ مَآ أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي لَمۡ أُشۡرِكۡ بِرَبِّيٓ أَحَدٗا٤٢ وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ فِئَةٞ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا٤٣ هُنَالِكَ ٱلۡوَلَٰيَةُ لِلَّهِ ٱلۡحَقِّۚ هُوَ خَيۡرٞ ثَوَابٗا وَخَيۡرٌ عُقۡبٗا٤٤ وَٱضۡرِبۡ لَهُم مَّثَلَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا كَمَآءٍ أَنزَلۡنَٰهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَٱخۡتَلَطَ بِهِۦ نَبَاتُ ٱلۡأَرۡضِ فَأَصۡبَحَ هَشِيمٗا تَذۡرُوهُ ٱلرِّيَٰحُۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ مُّقۡتَدِرًا٤٥ [الكهف: ۳۵-۴۵].

(۳۵) و کافر همراه مؤمن وارد باغش شد تا آن را به او نشان دهد درحالیکه با کفر و خودپسندی به خودش ستم میکرد. کافر گفت: گمان نمیکنم که این باغی که مشاهده میکنی نابود شود؛ چون اسباب بقا را برایش بهکار گرفتهام.

(۳۶) و گمان نمیکنم که قیامت برپا شود، بلکه فقط زندگیای مستمر است، و به فرضِ وقوعِ قیامت، وقتی برانگیخته شوم و به‏سوی پروردگارم بازگردم به‏طور قطع آنچه پس از رستاخیز به آن بازمیگردم بهتر از این باغم است، چون ثروتمندی من در دنیا میطلبد که پس از رستاخیز نیز ثروتمند باشم.

(۳۷) دوست مؤمنش در جواب سخن او گفت: آیا به ذاتیکه پدرت آدم ÷ را از خاک آفرید، سپس تو را از منی آفرید، سپس تو را مردی گرداند، و اعضایت را برابر ساخت و تو را کامل کرد کفر ورزیدی، پس ذاتیکه بر تمام این امور تواناست بر دوباره زنده ساختن تو نیز توانا خواهد بود.

(۳۸) اما من مانند این سخن تو نمیگویم، بلکه فقط میگویم: او الله سبحانه پروردگار من است که با نعمتهایش بر ما لطف کرده است، و هیچکس را در عبادت شریک او نمیگردانم.

(۳۹) چرا وقتی وارد باغت شدی نگفتی: ماشاءالله، هیچ قدرتی برای هیچکس جز از ناحیه الله نیست؛ زیرا او ذاتی است که آنچه بخواهد انجام میدهد و او تواناست، پس اگر میبینی من از تو فقیرتر و دارای فرزندان کمتری هستم.

(۴۰) انتظار دارم الله بهتر از باغت به من عطا کند، و عذابی از آسمان بر باغت فرو فرستد، آنگاه باغت را به زمینی بدون گیاه که به‏سبب نرمی آن گامها میلغزد تبدیل کند.

(۴۱) یا آبش را در زمین فرو بَرَد آنگاه نتوانی با هیچ وسیلهای به آن دست یابی، و اگر آبش از بین برود دیگر بقایی ندارد.

(۴۲) و آنچه را مؤمن انتظار میکشید واقع شد. چنانکه نابودی، میوههای باغ کافر را فراگرفت. آنگاه کافر از شدت حسرت و پشیمانی بر اموالی که در آبادانی و اصلاح آن هزینه کرده بود دستانش را بر هم میزد، درحالیکه باغ بر ستونهایش که شاخههای درختان انگور بر آن گسترده شده بود فرو ریخته بود، و میگفت: کاش به یگانگی پروردگارم ایمان آورده بودم، و هیچکس را در عبادت با او شریک قرار نداده بودم.

(۴۳) و این کافر گروهی نداشت تا کیفری که به او رسیده بود را از او بازدارد، درحالیکه به گروهش افتخار میکرد، و خودش نیز نمیتوانست نابودی باغش توسط الله را از خود بازدارد.

(۴۴) و در این موقعیت، یاری فقط از آنِ الله است، او سبحانه بهترین پاداش برای دوستان مؤمنش است، زیرا پاداش را برای‏شان دوچندان میکند، و بهترین سرانجام برای‏شان است.

(۴۵) و – ای رسول- برای فریبخوردگان به دنیا مثالی بزن، پس مثال آن در زوال و سپریشدن سریع، مانند آب بارانی است که از آسمان فرو فرستیم، آنگاه با این آب گیاه زمین بروید و برسد، آنگاه این گیاه خشک و شکسته شود، و باد اجزایش را به نواحی دیگر ببَرَد، و زمین به همان صورت قبلی بازگردد، و الله بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد، پس آنچه بخواهد زنده میگردانَد، و آنچه بخواهد از بین میبَرَد.

برخی فواید آیات:

• مؤمن نباید در برابر شُکوهِ ثروت کافر سست شود، و باید او را به ایمان به الله، و اقرار به یگانگی او تعالی، و شکر نعمتها و بخششهای الله بر او نصیحت و راهنمایی کند.

• برای هر کسیکه از مال یا فرزند خویش به شگفت آید سزاوار است که نعمت را به بخشنده و افزونکنندۀ آن نسبت دهد اینگونه که بگوید: ماشاءَالله، لا قوة إلا بالله (هرچه الله بخواهد، هیچ قدرتی برای هیچکس جز از ناحیه الله نیست).

• هرگاه الله خیری برای بنده بخواهد کیفر او در دنیا را به تعجیل میاندازد.

• جواز دعا به تلف شدن مال کسیکه مال او سبب طغیان و کفر و زیانش شده است.

﴿ٱلۡمَالُ وَٱلۡبَنُونَ زِينَةُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَٱلۡبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيۡرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابٗا وَخَيۡرٌ أَمَلٗا٤٦ وَيَوۡمَ نُسَيِّرُ ٱلۡجِبَالَ وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ بَارِزَةٗ وَحَشَرۡنَٰهُمۡ فَلَمۡ نُغَادِرۡ مِنۡهُمۡ أَحَدٗا٤٧ وَعُرِضُواْ عَلَىٰ رَبِّكَ صَفّٗا لَّقَدۡ جِئۡتُمُونَا كَمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةِۢۚ بَلۡ زَعَمۡتُمۡ أَلَّن نَّجۡعَلَ لَكُم مَّوۡعِدٗا٤٨ وَوُضِعَ ٱلۡكِتَٰبُ فَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ مُشۡفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَٰوَيۡلَتَنَا مَالِ هَٰذَا ٱلۡكِتَٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةً إِلَّآ أَحۡصَىٰهَاۚ وَوَجَدُواْ مَا عَمِلُواْ حَاضِرٗاۗ وَلَا يَظۡلِمُ رَبُّكَ أَحَدٗا٤٩ وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ كَانَ مِنَ ٱلۡجِنِّ فَفَسَقَ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِۦٓۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُۥ وَذُرِّيَّتَهُۥٓ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِي وَهُمۡ لَكُمۡ عَدُوُّۢۚ بِئۡسَ لِلظَّٰلِمِينَ بَدَلٗا٥٠ ۞مَّآ أَشۡهَدتُّهُمۡ خَلۡقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَا خَلۡقَ أَنفُسِهِمۡ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ ٱلۡمُضِلِّينَ عَضُدٗا٥١ وَيَوۡمَ يَقُولُ نَادُواْ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُمۡ فَدَعَوۡهُمۡ فَلَمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَهُمۡ وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُم مَّوۡبِقٗا٥٢ وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواْ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا٥٣ [الكهف: ۴۶-۵۳].

(۴۶) مال و فرزندان از جمله زینتهای زندگی دنیا هستند، مال در آخرت هیچ نفعی ندارد مگر در راهی که الله را راضی میسازد انفاق شود، و اعمال و سخنان پسندیده نزد الله از تمام زیورهای دنیایی پاداش بهتری دارند، و بهترین چیزی است که انسان آرزو میکند؛ زیرا زینت دنیا فانی و پاداش اعمال و سخنان پسندیده، نزد الله جاویدان است.

(۴۷) و به یاد آور روزیکه کوهها را از جای خودشان محو و نابود میکنیم، و زمین را به خاطر از بینرفتن کوهها و درختان و بناهای روی آن آشکار میبینی، و تمام مخلوقات را گرد میآوریم، به گونهای که هیچیک از آنها را جا نمیگذاریم مگر اینکه او را دوباره زنده میکنیم.

(۴۸) و مردم در صفهایی بر پروردگارت عرضه میشوند آنگاه آنها را مورد محاسبه قرار میدهد، و به آنها گفته میشود: به راستی همانگونه که برای بار نخست شما را آفریدیم یکی پس از دیگری و پابرهنه و لخت و ختنهنشده نزد ما آمدید، بلکه پنداشتید که هرگز دوباره زنده نخواهید شد و ما زمان و مکانی برای‏تان قرار نخواهیم داد تا شما را در قبال اعمال‏تان در آن زمان و مکان جزا دهیم.

(۴۹) و نامۀ اعمال فراهم آورده میشود، آنگاه برخی نامهشان را به دست راست، و برخی آن را به دست چپشان میگیرند، و – ای انسان- کافران را میبینی که از آنچه در آن است بیمناک هستند؛ زیرا از کفر و گناهانی که در آن پیش فرستادهاند آگاهند، و میگویند: وای که نابود و بدبخت شدیم! این چه کتابی است که هیچ کوچک و بزرگی از اعمال ما را جا نگذاشته مگر اینکه آن را حفظ کرده و برشمرده است، و گناهانی را که در زندگی دنیایی مرتکب شدهاند نوشتهشده و ثبتشده مییابند، و – ای رسول- پروردگارت بر هیچکس ستم روا نمیدارد، یعنی هیچکس را بیگناه مجازات نمیکند، و ذرهای از مزد طاعت فرمان‏بردار نمیکاهد.

(۵۰) و - ای رسول- به یاد آور آنگاه که به فرشتگان گفتیم: برای احترام در برابر آدم ÷ سجده کنید. آنگاه همگی برای اجرای فرمان پروردگارشان به سجده افتادند مگر ابلیس که از جن بود و از فرشتگان نبود، پس خودداری کرد و از سجده سر باز زد، و از طاعت پروردگارش خارج شد، - ای مردم- آیا او و فرزندانش را دوستانی انتخاب میکنید که آنها را به جای من دوست میدارید درحالیکه آنها دشمنان شما هستند، پس چگونه دشمنان‏تان را دوستان خود میگیرید؟! چه بد و زشت است کار ستمکارانی که به جای دوستی با الله تعالی شیطان را دوستی برای خویش قرار دادهاند.

(۵۱) اینها که شما آنها را دوستانی به جای من گرفتهاید بندگانی مثل خودتان هستند، که من آنها را نه در آفرینش آسمانها و نه در آفرینش زمین آنگاه که این دو را آفریدم حاضر نکردهام، بلکه اساساً موجود نبودند، و برخی از آنها را در آفرینش برخی دیگر نیز حاضر نکردهام، زیرا من در آفرینش و تدبیر یگانه هستم، و بر آن نیستم که شیاطین گمراه انس و جن را یاورانی برای خودم قرار دهم، زیرا من از یاوران بینیازم.

(۵۲) و – ای رسول- روز قیامت را برای‏شان یاد کن آنگاه که الله برای کسانیکه در دنیا به او شرک ورزیدهاند میگوید: شریکانم را که ادعا میکردید شریکان من هستند با دعا فراخوانید تا به شما یاری رسانند، پس آنها را با دعا بخوانند اما به دعای‏شان پاسخ ندهند و به آنها یاری نرسانند، و میان عبادتگزاران و معبودها نابودکنندهای قرار دهیم که در آن مشترک هستند، و آن آتش جهنم است.

(۵۳) و مشرکان جهنم را ببینند، آنگاه کاملا یقین پیدا کنند که در آن میافتند، و برای فرار از آن، مکانی نیابند که به‏سوی آن بگریزند.

برخی فواید آیات:

• بنده باید نیکیهایی که آثار ماندگار دارد زیاد انجام دهد، و آن هر گفتار یا رفتار نیکی است که تا قیامت باقی است.

• بنده باید مناظر هولناک قیامت را به یاد آورد، و برای این روز عمل کند تا از مناظر هولناک آن نجات یابد، و از بهشت و رضایت الله بهرهمند گردد.

• الله تعالی پدرمان آدم ÷ و همۀ جنس بشری را اینگونه گرامی داشت که به فرشتگان فرمان داد در آغاز آفرینش در برابر او سجدۀ احترام و تکریم بگذارند.

• در آیات فوق، تشویق شده بر اینکه شیطان به دشمنی گرفته شود.

﴿وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٖۚ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ أَكۡثَرَ شَيۡءٖ جَدَلٗا٥٤ وَمَا مَنَعَ ٱلنَّاسَ أَن يُؤۡمِنُوٓاْ إِذۡ جَآءَهُمُ ٱلۡهُدَىٰ وَيَسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّهُمۡ إِلَّآ أَن تَأۡتِيَهُمۡ سُنَّةُ ٱلۡأَوَّلِينَ أَوۡ يَأۡتِيَهُمُ ٱلۡعَذَابُ قُبُلٗا٥٥ وَمَا نُرۡسِلُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَۚ وَيُجَٰدِلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ لِيُدۡحِضُواْ بِهِ ٱلۡحَقَّۖ وَٱتَّخَذُوٓاْ ءَايَٰتِي وَمَآ أُنذِرُواْ هُزُوٗا٥٦ وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِۦ فَأَعۡرَضَ عَنۡهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتۡ يَدَاهُۚ إِنَّا جَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗاۖ وَإِن تَدۡعُهُمۡ إِلَى ٱلۡهُدَىٰ فَلَن يَهۡتَدُوٓاْ إِذًا أَبَدٗا٥٧ وَرَبُّكَ ٱلۡغَفُورُ ذُو ٱلرَّحۡمَةِۖ لَوۡ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُواْ لَعَجَّلَ لَهُمُ ٱلۡعَذَابَۚ بَل لَّهُم مَّوۡعِدٞ لَّن يَجِدُواْ مِن دُونِهِۦ مَوۡئِلٗا٥٨ وَتِلۡكَ ٱلۡقُرَىٰٓ أَهۡلَكۡنَٰهُمۡ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَعَلۡنَا لِمَهۡلِكِهِم مَّوۡعِدٗا٥٩ وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَىٰهُ لَآ أَبۡرَحُ حَتَّىٰٓ أَبۡلُغَ مَجۡمَعَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ أَوۡ أَمۡضِيَ حُقُبٗا٦٠ فَلَمَّا بَلَغَا مَجۡمَعَ بَيۡنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِي ٱلۡبَحۡرِ سَرَبٗا٦١ [الكهف: ۵۴-۶۱].

(۵۴) و بسیاری از انواع مثالهای گوناگون را در این قرآن نازلشده بر محمد ج توضیح دادهایم تا عبرت و پند بگیرند، اما از انسان – بهخصوص کافر- بیش از هر چیزی، مجادلۀ به ناحَق آشکار میگردد.

(۵۵) و میان کافران ستیزهجو و ایمان به آنچه محمد ج از جانب پروردگارش آورد، و میان آنها و میان طلب آمرزش از الله به خاطر گناهانشان، نقصِ بیان مانع نشد، زیرا مثالها در قرآن برای‏شان بیان شده است، و دلایل آشکار نزدشان آمده است، بلکه فقط این امر مانع آنها از این امر شد که – با طعنهزدن- خواستند عذاب امتهای پیشین بر آنها واقع شود، و عذابی را که به آنها وعده داده شده بود ببینند.

(۵۶) و رسولانمان را که میفرستیم جز مژدهدهنده به اهل ایمان و طاعت، و هشداردهنده به اهل کفر و گناه نمیفرستیم، و آنها تسلطی بر دلها ندارند که آنها را بر هدایت وادارند، و کسانیکه به الله کفر ورزیدند با وجود آشکاربودن دلیل بر آنها با رسولان مجادله میکنند؛ تا با باطل خویش حقیقتِ نازلشده بر محمد ج را از بین ببرند، و قرآن و آنچه را که با آن ترسانده شدهاند را اسباب خنده و استهزا قرار دهند.

(۵۷) و هیچکس ستمکارتر از آن کسی نیست که به آیات پروردگارش پند داده شود، اما به تهدید با عذابی که در آن است اهمیتی ندهد، و از پندگیری به آن روی گردانَد، و کفر و گناهانی را که در زندگی دنیایی خویش مرتکب شده فراموش کند و از آنها توبه نکند، بهراستی ما بر دلهای کسانیکه دارای این صفت هستند پوششهایی نهادهایم که آنها را از فهم قرآن بازمیدارد، و در گوشهای‏شان کریای از فهم قرآن قرار دادهایم، که آنگونه که قبول افتد آن را نمیشنوند، و تا زمانیکه پوششها بر دل‏هایشان، و کری در گوشهای‏شان است اگر آنها را به ایمان فراخوانی هرگز آنچه را که آنها را به‏سوی آن فرامیخوانی نخواهند پذیرفت.

(۵۸) و به این هدف که پیامبر ج به تعجیل در عذاب کسانیکه او را تکذیب می‏کردند چشم نداشته باشد، الله به او فرمود: و – ای رسول- پروردگارت گناهان بندگان توبهکارش را میآمرزد، و دارای رحمتی است که همهچیز را فراگرفته است، و از جمله مظاهر رحمت او این است که به گناهکاران مهلت میدهد تا بهسوی او توبه کنند، پس اگر الله تعالی این رویگردانان را مجازات کند به‏طور قطع عذاب‏شان در زندگی دنیا به تعجیل خواهد افتاد، اما او تعالی بردبار و مهربان است، و عذاب‏شان را به تأخیر میاندازد تا توبه کنند، بلکه مکان و زمانی مشخص برای‏شان است که اگر توبه نکنند در آن زمان و مکان در قبال کفر و رویگردانی مجازات میشوند، و جز او هیچ پناهگاهی نخواهند یافت که به آن پناه برند.

(۵۹) و این شهرهای کافر نزدیک به شما مانند شهرهای قوم هود ÷ و صالح ÷ و شعیب ÷ را آنگاه که با کفر و گناهان بر خودشان ستم روا داشتند نابود کردیم، و زمان مشخصی برای نابودی‏شان قرار دادیم.

(۶۰) و – ای رسول- به یاد آور آنگاه که موسی ÷ به خادم خویش یوشع بن نون گفت: پیوسته حرکت میکنم تا به محل تلاقی دو دریا برسم، یا زمانی طولانی حرکت میکنم تا با بندۀ صالح دیدار کنم، و از او علم بیاموزم.

(۶۱) پس آن دو به راه افتادند، و وقتی به محل تلاقی دو دریا رسیدند ماهی‏شان را که آن را برای توشۀ خویش برداشته بودند فراموش کردند، آنگاه الله ماهی را زنده گرداند، و ماهی راهی در دریا مانند تونل زیرزمینی، که آب در آن جمع نمیشد را در پیش گرفت.

برخی فواید آیات:

• عظمت و شکوه و جامع بودن قرآن؛ زیرا تمام راههای رساننده به علوم نافع، و سعادت ابدی، و هر راهی که از شر محافظت میکند در آن وجود دارد.

• از حکمت و رحمت الله این است که آوردن باطلکاران مجادله کنندۀ حق با باطل توسط او تعالی، از بزرگترین اسباب برای آشکار کردن حق، و روشن ساختن باطل و فسادش است.

• در آیات فوق، هشداری است برای کسانیکه حق را رها میکنند با وجود اینکه میدانند اگر میان آنها و حقیقت مانعی ایجاد شود، دیگر بر دستیابی به حق موفق نخواهند شد، و هشدار و بازدارندهای شدیدتر از این نیست.

• فضیلت علم و سفر در طلب علم، و غنیمت شمردن دیدار با فضلا و علما هر چند سرزمین آنها دور باشد.

• حوت بر سَمَک (ماهی) کوچک و بزرگ اطلاق میشود. در قرآن لفظ سَمَک نیامده، بلکه فقط «حوت» و «نون» و «لَحم طَری» آمده است.

﴿فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَىٰهُ ءَاتِنَا غَدَآءَنَا لَقَدۡ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَٰذَا نَصَبٗا٦٢ قَالَ أَرَءَيۡتَ إِذۡ أَوَيۡنَآ إِلَى ٱلصَّخۡرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ ٱلۡحُوتَ وَمَآ أَنسَىٰنِيهُ إِلَّا ٱلشَّيۡطَٰنُ أَنۡ أَذۡكُرَهُۥۚ وَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِي ٱلۡبَحۡرِ عَجَبٗا٦٣ قَالَ ذَٰلِكَ مَا كُنَّا نَبۡغِۚ فَٱرۡتَدَّا عَلَىٰٓ ءَاثَارِهِمَا قَصَصٗا٦٤ فَوَجَدَا عَبۡدٗا مِّنۡ عِبَادِنَآ ءَاتَيۡنَٰهُ رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِنَا وَعَلَّمۡنَٰهُ مِن لَّدُنَّا عِلۡمٗا٦٥ قَالَ لَهُۥ مُوسَىٰ هَلۡ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰٓ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمۡتَ رُشۡدٗا٦٦ قَالَ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرٗا٦٧ وَكَيۡفَ تَصۡبِرُ عَلَىٰ مَا لَمۡ تُحِطۡ بِهِۦ خُبۡرٗا٦٨ قَالَ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ صَابِرٗا وَلَآ أَعۡصِي لَكَ أَمۡرٗا٦٩ قَالَ فَإِنِ ٱتَّبَعۡتَنِي فَلَا تَسۡ‍َٔلۡنِي عَن شَيۡءٍ حَتَّىٰٓ أُحۡدِثَ لَكَ مِنۡهُ ذِكۡرٗا٧٠ فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا رَكِبَا فِي ٱلسَّفِينَةِ خَرَقَهَاۖ قَالَ أَخَرَقۡتَهَا لِتُغۡرِقَ أَهۡلَهَا لَقَدۡ جِئۡتَ شَيۡ‍ًٔا إِمۡرٗا٧١ قَالَ أَلَمۡ أَقُلۡ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرٗا٧٢ قَالَ لَا تُؤَاخِذۡنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرۡهِقۡنِي مِنۡ أَمۡرِي عُسۡرٗا٧٣ فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا لَقِيَا غُلَٰمٗا فَقَتَلَهُۥ قَالَ أَقَتَلۡتَ نَفۡسٗا زَكِيَّةَۢ بِغَيۡرِ نَفۡسٖ لَّقَدۡ جِئۡتَ شَيۡ‍ٔٗا نُّكۡرٗا٧٤ [الكهف: ۶۲-۷۴].

(۶۲) پس وقتی از آن مکان گذشتند، موسی ÷ به خادمش گفت: صبحانهمان را بیاور، بهراستیکه از این سفر بسیار رنج دیدهایم.

(۶۳) آن جوان گفت: دیدی وقتی به آن صخره پناه بردیم چه اتفاقی افتاد؟! همانا من فراموش کردم که موضوع ماهی را به تو بگویم، و جز شیطان کسی از یادم نبرد آن را برایت بیان کنم، که ماهی زنده شد، و راهی شگفت در دریا در پیش گرفت.

(۶۴) موسی ÷ به خادمش گفت: این همان چیزی است که در پیِ آنیم، چون نشانۀ مکانِ بندۀ صالح است، پس با پیگیری آثار گامهای‏شان بازگشتند؛ تا از راه منحرف نشوند تا اینکه به صخره، و از آنجا به ورودی ماهی برسند.

(۶۵) پس وقتی به مکان ناپدید شدن ماهی رسیدند در آنجا بندهای از بندگان صالح ما (یعنی خَضِر ÷) را دیدند، که رحمتی از جانب خویش به او عطا کرده بودیم، و از جانب خویش علمی را که مردم از آن آگاهی ندارند به او آموخته بودیم، یعنی علمی که این قصه آن را دربردارد.

(۶۶) موسی ÷ با تواضع و فروتنی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم به شرط اینکه از دانشی که الله به تو آموخته است و راهیابی به‏سوی حق است به من بیاموزی؟

(۶۷) خَضِر ÷ گفت: تو در برابر آنچه از علم من ببینی نمیتوانی صبر کنی؛ زیرا با علمی که نزد توست تفاوت دارد.

(۶۸) و چگونه میتوانی در برابر دیدن اعمالیکه دلیل درستی آن را نمیدانی صبر کنی؛ زیرا تو در مورد این اعمال تا جاییکه میدانی حکم میکنی؟!

(۶۹) موسی ÷ گفت: انشاءالله مرا در برابر افعالی که از تو میبینم شکیبا، و پایبند به فرمان‏برداری از خویش خواهی یافت، و در هیچ کاری که مرا به آن امر کنی از تو نافرمانی نخواهم کرد.

(۷۰) خَضِر ÷ به موسی ÷ گفت: اگر از من پیروی کردی، پس از چیزیکه می‏بینی انجام میدهم سوال نکن تا من خودم دلیل آن را برایت بازگو کنم.

(۷۱) وقتی بر این امر توافق کردند به‏سوی ساحل دریا به راه افتادند تا با یک کشتی روبهرو شدند، آنگاه به احترام خَضِر ÷ بدون اجرت در آن سوار شدند، پس خَضِر ÷ آن کشتی را با در آوردن یکی از الواحش سوراخ کرد، آنگاه موسی ÷ به او گفت: آیا کشتی را که ساکنانش ما را بدون اجرت در آن سوار کردند سوراخ کردی تا ساکنانش را غرق کنی؟! به تحقیق که کار بسیار بدی انجام دادی.

(۷۲) خَضِر ÷ به موسی ÷ گفت: آیا به تو نگفتم: هرگز نمیتوانی همراه من در برابر آنچه که از من میبینی صبر کنی؟!

(۷۳) موسی ÷ به خَضِر ÷ گفت: مرا به‏سبب اینکه از روی فراموشی پیمان خویش با تو را شکستم مؤاخذه نکن، و در همراهی با خودت بر من تنگ و سخت نگیر.

(۷۴) آنگاه پس از پایین آمدن از کشتی درحالیکه بر ساحل راه میرفتند به راه افتادند، تا اینکه پسرکی را که به سن بلوغ نرسیده بود دیدند که با پسرکان بازی می‏کرد، پس خَضِر ÷ او را کشت، آنگاه موسی ÷ به او گفت: آیا کسی را که هنوز به سن بلوغ نرسیده است بدون هیچ گناهی کشتی؟! به تحقیق که کار بسیار ناپسندی انجام دادی!

برخی فواید آیات:

• مستحب است که خادم انسان، شخصی زرنگ و باهوش باشد تا کاری را که انسان میخواهد به صورت کامل انجام دهد.

• یاری بر اساس انجام آنچه بر بنده امر شد، بر بنده نازل میشود، و کسیکه موافق فرمان الله عمل کند بهگونهای کمک میشود که دیگران کمک نمی‏شوند.

• مؤدب بودن در کنار معلم، و خطاب معلم توسط شاگرد با نیکوترین روش.

• فراموشی موجب مؤاخذه نیست، و تحت تکلیف داخل نمیشود، و حکمی نیز به آن تعلق نمیگیرد.

• عالم فاضل علمی را که در آن مهارت ندارد از کسیکه در آن علم مهارت دارد بیاموزد، هر چند (تعلیم دهنده) درجات زیادی در علم از عالمِ فاضل پایینتر باشد.

• نسبت دادن علم و سایر فضیلتها به الله تعالی، و اقرار بر این کار، و شکرگزاری الله به خاطر آن.

﴿۞قَالَ أَلَمۡ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرٗا٧٥ قَالَ إِن سَأَلۡتُكَ عَن شَيۡءِۢ بَعۡدَهَا فَلَا تُصَٰحِبۡنِيۖ قَدۡ بَلَغۡتَ مِن لَّدُنِّي عُذۡرٗا٧٦ فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَآ أَتَيَآ أَهۡلَ قَرۡيَةٍ ٱسۡتَطۡعَمَآ أَهۡلَهَا فَأَبَوۡاْ أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارٗا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُۥۖ قَالَ لَوۡ شِئۡتَ لَتَّخَذۡتَ عَلَيۡهِ أَجۡرٗا٧٧ قَالَ هَٰذَا فِرَاقُ بَيۡنِي وَبَيۡنِكَۚ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأۡوِيلِ مَا لَمۡ تَسۡتَطِع عَّلَيۡهِ صَبۡرًا٧٨ أَمَّا ٱلسَّفِينَةُ فَكَانَتۡ لِمَسَٰكِينَ يَعۡمَلُونَ فِي ٱلۡبَحۡرِ فَأَرَدتُّ أَنۡ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَآءَهُم مَّلِكٞ يَأۡخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصۡبٗا٧٩ وَأَمَّا ٱلۡغُلَٰمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤۡمِنَيۡنِ فَخَشِينَآ أَن يُرۡهِقَهُمَا طُغۡيَٰنٗا وَكُفۡرٗا٨٠ فَأَرَدۡنَآ أَن يُبۡدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيۡرٗا مِّنۡهُ زَكَوٰةٗ وَأَقۡرَبَ رُحۡمٗا٨١ وَأَمَّا ٱلۡجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَٰمَيۡنِ يَتِيمَيۡنِ فِي ٱلۡمَدِينَةِ وَكَانَ تَحۡتَهُۥ كَنزٞ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَٰلِحٗا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبۡلُغَآ أَشُدَّهُمَا وَيَسۡتَخۡرِجَا كَنزَهُمَا رَحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَۚ وَمَا فَعَلۡتُهُۥ عَنۡ أَمۡرِيۚ ذَٰلِكَ تَأۡوِيلُ مَا لَمۡ تَسۡطِع عَّلَيۡهِ صَبۡرٗا٨٢ وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَن ذِي ٱلۡقَرۡنَيۡنِۖ قُلۡ سَأَتۡلُواْ عَلَيۡكُم مِّنۡهُ ذِكۡرًا٨٣ [الكهف: ۷۵-۸۳].

(۷۵) خَضِر ÷ به موسی ÷ گفت: من به تو گفته بودم که: - ای موسی- تو هرگز نمیتوانی در قبال کاری که من انجام میدهم صبر کنی.

(۷۶) موسی ÷ گفت: اگر پس از این بار در مورد چیزی از تو سوال کردم از من جدا شو، به تحقیق که به نهایتی که در آن بر ترک همراهی با من معذور هستی رسیدهای؛ زیرا من سه مرتبه با تو مخالفت کردهام.

(۷۷) پس به راه افتادند تا اینکه نزد ساکنان شهری رسیدند و از ساکنانش غذا طلب کردند، اما ساکنان شهر از دادن غذا به آنها خودداری کردند، سپس در آن شهر دیواری کج دیدند که نزدیک بود فرو ریزد و ویران شود، خَضِر ÷ آن دیوار را تعمیر کرد تا اینکه راست گردید، آنگاه موسی ÷ به خَضِر ÷ گفت: اگر میخواستی میتوانستی در برابر تعمیر دیوار از آنها مزدی بگیری؛ چون پس از اینکه از مهمان کردن ما خودداری کردند، به آن نیازمندیم.

(۷۸) خَضِر ÷ به موسی ÷ گفت: این اعتراض بر نگرفتن مزدی توسط من در برابر تعمیر دیوار، محل جدایی من و توست، بهزودی تو را از تأویل کارهایی که از من مشاهده کردی و نتوانستی در برابر آنها صبر کنی باخبر خواهم ساخت.

(۷۹) اما کشتی که به خاطر سوراخ کردن آن بر من اعتراض کردی؛ از ضعیفانی بود که در دریا بر آن کار میکردند و توان دفاع از آن را نداشتند، پس با کاری که با آن انجام دادم خواستم آن را معیوب کنم؛ تا پادشاهی که در برابر آنها قرار داشت و هر کشتی درستی را به زور از صاحبانش میگرفت و هر کشتی معیوبی را رها میکرد بر آن مسلط نشود.

(۸۰) اما پسرکی که به خاطر قتلش بر من اعتراض کردی پدر و مادرش مؤمن بودند، و او در علم الله کافر بود، پس ترسیدیم که اگر بالغ شود آن دو را به‏سبب محبت زیاد آنها به او یا به‏سبب نیاز شدید آنها به او بر کفر به الله و طغیان بکشاند.

(۸۱) پس خواستیم که الله به جای او، فرزندی دیندارتر و صالحتر و پاکتر از گناهان، و مهربانتر به پدر و مادرش بدهد.

(۸۲) اما دیواری که آن را تعمیر کردم و تو به خاطر تعمیر آن بر من اعتراض کردی برای دو بچه در شهری که ما به آنجا رفتیم بود که پدرشان فوت کرده بود، و زیر آن دیوار مالی برای‏شان دفن شده بود، و پدر این دو صغیر صالح بود، پس – ای موسی- پروردگارت خواست تا آن دو به سن رشد برسند و بزرگ شوند، و مال دفن شدۀ خویش را از زیر آن دیوار درآورند؛ زیرا اگر اکنون دیوار فرو میریخت مال‏شان آشکار میشد و در معرض نابودی قرار میگرفت، و این تدبیر، رحمتی از جانب پروردگارت به آن دو بود، و آن را به اجتهاد خودم انجام ندادم؛ این بود توضیح آنچه که نتوانستی بر آن صبر کنی.

الله پس از بیان قصۀ خَضِر ÷ قصۀ ذوالقرنین را به‏سبب ارتباطی که بین این دو قصه است ذکر کرد؛ زیرا هر یک از این دو برای حمایت ضعیفان کوشیدند، پس فرمود:

(۸۳) و – ای رسول- مشرکان و یهود به هدف امتحان در مورد قصۀ ذوالقرنین از تو میپرسند، بگو: بهزودی بخشی از قصۀ او را که به آن عبرت و پند میگیرید برای‏تان میخوانم.

برخی فواید آیات:

• وجوب تَأنّی و محکم کاری و شتاب نکردن بر حکم به چیزی.

• احکام امور بر ظاهرشان جاری میشود، و احکام دنیایی در اموال و خونها و سایر موارد به آن بستگی دارد.

• شر بزرگ با ارتکاب شر کوچک دفع میشود، و مصلحت بزرگتر با رها کردن مصلحت کوچکتر حفظ میشود.

• سزاوار است که دوست از دوستش جدا نشود و او را رها نکند تا مورد سرزنش قرار بگیرد و از او پوزش بخواهد.

• بهکارگیری ادب در برابر الله تعالی در الفاظ، با انتساب خیر به او تعالی و عدم انتساب شر به او تعالی.

• الله از بندۀ صالح و فرزندانش محافظت میکند.

﴿إِنَّا مَكَّنَّا لَهُۥ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَءَاتَيۡنَٰهُ مِن كُلِّ شَيۡءٖ سَبَبٗا٨٤ فَأَتۡبَعَ سَبَبًا٨٥ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ مَغۡرِبَ ٱلشَّمۡسِ وَجَدَهَا تَغۡرُبُ فِي عَيۡنٍ حَمِئَةٖ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوۡمٗاۖ قُلۡنَا يَٰذَا ٱلۡقَرۡنَيۡنِ إِمَّآ أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّآ أَن تَتَّخِذَ فِيهِمۡ حُسۡنٗا٨٦ قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوۡفَ نُعَذِّبُهُۥ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَىٰ رَبِّهِۦ فَيُعَذِّبُهُۥ عَذَابٗا نُّكۡرٗا٨٧ وَأَمَّا مَنۡ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَلَهُۥ جَزَآءً ٱلۡحُسۡنَىٰۖ وَسَنَقُولُ لَهُۥ مِنۡ أَمۡرِنَا يُسۡرٗا٨٨ ثُمَّ أَتۡبَعَ سَبَبًا٨٩ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ مَطۡلِعَ ٱلشَّمۡسِ وَجَدَهَا تَطۡلُعُ عَلَىٰ قَوۡمٖ لَّمۡ نَجۡعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتۡرٗا٩٠ كَذَٰلِكَۖ وَقَدۡ أَحَطۡنَا بِمَا لَدَيۡهِ خُبۡرٗا٩١ ثُمَّ أَتۡبَعَ سَبَبًا٩٢ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ بَيۡنَ ٱلسَّدَّيۡنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوۡمٗا لَّا يَكَادُونَ يَفۡقَهُونَ قَوۡلٗا٩٣ قَالُواْ يَٰذَا ٱلۡقَرۡنَيۡنِ إِنَّ يَأۡجُوجَ وَمَأۡجُوجَ مُفۡسِدُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَهَلۡ نَجۡعَلُ لَكَ خَرۡجًا عَلَىٰٓ أَن تَجۡعَلَ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَهُمۡ سَدّٗا٩٤ قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيۡرٞ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجۡعَلۡ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُمۡ رَدۡمًا٩٥ ءَاتُونِي زُبَرَ ٱلۡحَدِيدِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا سَاوَىٰ بَيۡنَ ٱلصَّدَفَيۡنِ قَالَ ٱنفُخُواْۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَعَلَهُۥ نَارٗا قَالَ ءَاتُونِيٓ أُفۡرِغۡ عَلَيۡهِ قِطۡرٗا٩٦ فَمَا ٱسۡطَٰعُوٓاْ أَن يَظۡهَرُوهُ وَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ لَهُۥ نَقۡبٗا٩٧ [الكهف: ۸۴-۹۷].

(۸۴) به تحقیق که ما در زمین بر او قدرت بخشیدیم، و از هر چیزیکه خواستهاش به آن بستگی داشت راهی که با آن به مرادش میرسید برایش عطا کردیم.

(۸۵) پس وسایل و راههایی را که برای رسیدن به مطلوبش به او عطا کردیم به کار گرفت، آنگاه به جانب غرب رفت.

(۸۶) و در زمین حرکت کرد تا اینکه به پایان زمین از سمت غروبگاه خورشید رسید که آن را دید گویی در چشمهای داغ و دارای گل سیاه غروب میکند، و نزدیک غروبگاه خورشید مردمی کافر را دید، آنگاه به او اختیار دادیم و گفتیم: ای ذوالقرنین، یا اینها را با قتل یا غیر آن عذاب میکنی، یا به آنها نیکی میکنی.

(۸۷) ذوالقرنین گفت: اما کسیکه پس از اینکه او را به‏سوی عبادت الله دعوت کردیم به الله شرک ورزد و بر این کار پافشاری کند بهزودی او را با قتل در دنیا مجازات خواهیم کرد، سپس در روز قیامت به‏سوی پروردگارش بازمیگردد که در آنجا به عذابی سهمگین او را عذاب میکند.

(۸۸) اما هرکس از آنها که به الله ایمان آوَرَد و عمل صالح انجام دهد به پاس ایمان و عمل صالح او بهشت از جانب پروردگارش برای اوست؛ و بهزودی فرمانی نرم و آسان در حق او صادر خواهیم کرد.

(۸۹) سپس راهی غیر از راه اول به‏سوی محل برآمدن خورشید در پیش گرفت.

(۹۰) و رفت تا اینکه به محلی که خورشید از آنجا برمیآید رسید، و در آنجا خورشید را دید که بر اقوامی طلوع میکند که برای‏شان خانهها و سایههای درختان را قرار نداده بودیم که آنها را در برابر خورشید بپوشاند.

(۹) کار ذوالقرنین چنین بود، و به‏طور قطع علم ما به جزئیات توان و قدرت او احاطه داشت.

(۹۲) سپس راهی غیر از دو راه اول و مخالف مشرق و مغرب پیمود.

(۹۳) و رفت تا اینکه به درهای میان دو کوه رسید و در برابر آن دو مردمی را دید که هیچ زبانی غیر از زبان خودشان را نمیفهمیدند.

(۹۴) گفتند: ای ذوالقرنین، بهراستیکه یأجوج و مأجوج (منظورشان دو امت بزرگ از بنیآدم بود) با قتل و سایر کارهایی که انجام میدهند در زمین فساد برپا میکنند، پس آیا مالی برایت بدهیم تا میان ما و آنها مانعی ایجاد کنی؟

(۹۵) ذوالقرنین گفت: فرمانروایی و قدرتی که پروردگارم بر من ارزانی داشته است از مالی که شما به من میدهید برایم بهتر است، پس با مردان و ابزار به من یاری رسانید تا میان شما و آنها مانعی قرار دهم.

(۹۶) قطعات آهن را بیاورید، پس آنها را آوردند آنگاه شروع به ساختن مانع میان آن دو کوه کرد، تا اینکه بنایش را برابر با دو کوه کرد. به کارگران گفت: آتش بر این قطعات بدمید، تا اینکه قطعات آهن سرخ شد گفت: مس بیاورید تا روی آن بریزم.

(۹۷) پس یأجوج و مأجوج نتوانستند به خاطر ارتفاع مانع از آن بالا روند، و به خاطر سختی آن نتوانستند آن را از پایین سوراخ کنند.

برخی فواید آیات:

• ذوالقرنین یکی از پادشاهان مؤمنی است که در دنیا پادشاهی کردند و بر ساکنانش تسلط داشتند، زیرا الله پادشاهی گستردهای به او عطا کرده بود، و حکمت و هیبت و علمی نافع به او بخشیده بود.

• یکی از وظایف پادشاه یا حاکم این است که حمایت مردم از اموال‏شان را در حفظ سرزمین‏شان و اصلاح مرزهای آنها برپا دارد.

• صالحان و مخلصان بر اجرای اعمال، در طلب رضایت الله مشتاق هستند.

﴿قَالَ هَٰذَا رَحۡمَةٞ مِّن رَّبِّيۖ فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ رَبِّي جَعَلَهُۥ دَكَّآءَۖ وَكَانَ وَعۡدُ رَبِّي حَقّٗا٩٨ ۞وَتَرَكۡنَا بَعۡضَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ يَمُوجُ فِي بَعۡضٖۖ وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَجَمَعۡنَٰهُمۡ جَمۡعٗا٩٩ وَعَرَضۡنَا جَهَنَّمَ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡكَٰفِرِينَ عَرۡضًا١٠٠ ٱلَّذِينَ كَانَتۡ أَعۡيُنُهُمۡ فِي غِطَآءٍ عَن ذِكۡرِي وَكَانُواْ لَا يَسۡتَطِيعُونَ سَمۡعًا١٠١ أَفَحَسِبَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَن يَتَّخِذُواْ عِبَادِي مِن دُونِيٓ أَوۡلِيَآءَۚ إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡكَٰفِرِينَ نُزُلٗا١٠٢ قُلۡ هَلۡ نُنَبِّئُكُم بِٱلۡأَخۡسَرِينَ أَعۡمَٰلًا١٠٣ ٱلَّذِينَ ضَلَّ سَعۡيُهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُمۡ يَحۡسَبُونَ أَنَّهُمۡ يُحۡسِنُونَ صُنۡعًا١٠٤ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ وَلِقَآئِهِۦ فَحَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فَلَا نُقِيمُ لَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَزۡنٗا١٠٥ ذَٰلِكَ جَزَآؤُهُمۡ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُواْ وَٱتَّخَذُوٓاْ ءَايَٰتِي وَرُسُلِي هُزُوًا١٠٦ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَانَتۡ لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلۡفِرۡدَوۡسِ نُزُلًا١٠٧ خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يَبۡغُونَ عَنۡهَا حِوَلٗا١٠٨ قُل لَّوۡ كَانَ ٱلۡبَحۡرُ مِدَادٗا لِّكَلِمَٰتِ رَبِّي لَنَفِدَ ٱلۡبَحۡرُ قَبۡلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَٰتُ رَبِّي وَلَوۡ جِئۡنَا بِمِثۡلِهِۦ مَدَدٗا١٠٩ قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُوحَىٰٓ إِلَيَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَلَا يُشۡرِكۡ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا١١٠ [الكهف: ۹۸-۱۱۰].

(۹۸) ذوالقرنین گفت: این سد رحمتی از جانب پروردگارم است که میان یأجوج و مأجوج و فساد نمودن در روی زمین مانع میشود و آنها را از این کار بازمیدارد، پس هرگاه زمانیکه الله برای خروج آنها قبل از برپایی قیامت مشخص کرده است فرا رسد آن را با زمین یکسان میگرداند، و وعدۀ الله به یکسان کردن آن با زمین و خروج یأجوج و مأجوج ثابت است و هیچ خلافی در آن نیست.

(۹۹) و در آخر الزمان مخلوقات را رها میکنیم تا با یکدیگر زد و خورد کنند و درآمیزند، و در صور دمیده شود آنگاه تمام مخلوقات را برای حسابرسی و جزا گرد خواهیم آوریم.

(۱۰۰) و جهنم را برای کافران بدون هیچ ابهامی نشان خواهیم داد تا آشکارا آن را مشاهده کنند.

(۱۰۱) آن را برای کافران که در دنیا از یاد الله کور بودند آشکار کنیم؛ چون پوششی بر چشمان‏شان بود که مانع از این کار میشد، و آیات الله را آنگونه که قبول کنند نمیتوانستند بشنوند.

(۱۰۲) آیا کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند پنداشتهاند که بندگانم از فرشتگان و رسولان و شیاطین را معبودانی به جای من بگیرند؟! بهراستیکه ما جهنم را منزلی برای اقامت کافران آماده کردهایم.

(۱۰۳) - ای رسول- بگو: - ای مردم- آیا شما را از زیانکارترین مردم باخبر سازم؟

(۱۰۴) همان کسانیکه روز قیامت میبینند تلاش آنها که در دنیا آن را به خرج میدادند تباه شده است، درحالیکه گمان میکردند تلاش نیکی انجام میدهند و بهزودی از اعمال‏شان نفع خواهند برد؛ اما واقعیت، برخلاف آن بود.

(۱۰۵) اینها همان کسانی هستند که به آیات پروردگارشان که بر توحیدش دلالت میکنند کفر ورزیدهاند، و به دیدار او کافر شدهاند، پس به خاطر این کفرشان، اعمال‏شان تباه شده است، و در روز قیامت ارزشی نزد الله ندارند.

(۱۰۶) این مجازات آماده شده برای آنها همان جهنم است؛ به‏سبب اینکه به الله کفر ورزیدند، و آیات نازل شده و رسولانم را به ریشخند گرفتند.

الله پس از بیان جزای کافران، جزای مؤمنان را بیان کرده و میفرماید:

(۱۰۷) همانا برای گرامی داشتن کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند، بالاترین مراتب بهشت جایگاهشان است.

(۱۰۸) که برای همیشه در آنها میمانند، و هرگز درخواست انتقال از آنجا را نمی‏کنند؛ چون هیچ پاداشی با آن برابری نمیکند.

(۱۰۹) - ای رسول- بگو: همانا کلمات پروردگارم بسیار است، چنانکه اگر دریا برای نوشتن آن جوهر شود به‏طور قطع قبل از اینکه کلمات او سبحانه پایان یابد آب دریا پایان خواهد یافت، و حتی اگر دریاهای دیگری نیز بیاوریم به‏طور قطع پایان خواهند یافت.

(۱۱۰) - ای رسول- بگو: من فقط انسانی مثل خودتان هستم، که به من وحی می‏شود. معبود برحق شما معبودی یگانه است که هیچ شریکی ندارد، و همان الله است، پس هرکس از دیدار پروردگارش میترسد باید عملی موافق با شریعت او تعالی را خالصانه برای پروردگارش انجام دهد، و هیچکس را در عبادت پروردگارش شریک نگرداند.

برخی فواید آیات:

• اثبات رستاخیز و حشر و جمع آوری جنها و انسانها در میادین قیامت با دمیدن دوم در صور.

• زیانکارترین مردم در روز قیامت همان کسانی هستند که تلاش آنها در دنیا تباه شده است، درحالیکه گمان میکردند در عبادت غیر الله کار خوبی انجام میدهند.

• شمارش کلمات و علم و حکمت و اسرار الله تعالی امکان ندارد، هر چند دریاها و اقیانوسها و مانند آنها بدون حد و مرز برای نوشتن جوهر شوند.

سورة مریم (مکّی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿كٓهيعٓصٓ١ ذِكۡرُ رَحۡمَتِ رَبِّكَ عَبۡدَهُۥ زَكَرِيَّآ٢ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥ نِدَآءً خَفِيّٗا٣ قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ ٱلۡعَظۡمُ مِنِّي وَٱشۡتَعَلَ ٱلرَّأۡسُ شَيۡبٗا وَلَمۡ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيّٗا٤ وَإِنِّي خِفۡتُ ٱلۡمَوَٰلِيَ مِن وَرَآءِي وَكَانَتِ ٱمۡرَأَتِي عَاقِرٗا فَهَبۡ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّٗا٥ يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنۡ ءَالِ يَعۡقُوبَۖ وَٱجۡعَلۡهُ رَبِّ رَضِيّٗا٦ يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسۡمُهُۥ يَحۡيَىٰ لَمۡ نَجۡعَل لَّهُۥ مِن قَبۡلُ سَمِيّٗا٧ قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَٰمٞ وَكَانَتِ ٱمۡرَأَتِي عَاقِرٗا وَقَدۡ بَلَغۡتُ مِنَ ٱلۡكِبَرِ عِتِيّٗا٨ قَالَ كَذَٰلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٞ وَقَدۡ خَلَقۡتُكَ مِن قَبۡلُ وَلَمۡ تَكُ شَيۡ‍ٔٗا٩ قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ ثَلَٰثَ لَيَالٖ سَوِيّٗا١٠ فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ مِنَ ٱلۡمِحۡرَابِ فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ أَن سَبِّحُواْ بُكۡرَةٗ وَعَشِيّٗا١١ [مريم: ۱-۱۱].

برخی مقاصد سوره:

بیان مظاهر رحمت الله به دوستانش؛ مانند بخشیدن فرزند صالح، و منزه دانستن او تعالی از فرزند و یاور، برای رد بر افترا زنندگان.

تفسیر:

(۱) ﴿كٓهيعٓصٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در آغاز سورۀ بقره بیان شد.

(۲) این یادِ رحمتِ پروردگارت به بندهاش زکریا است، که آن را به هدف پند گرفتن از آن برایت حکایت میکنیم.

(۳) آنگاه که پروردگاش سبحانه را آهسته خواند تا برای اجابت نزدیکتر باشد.

(۴) گفت: پروردگارا، استخوانم سست گردیده، و سفیدی موی سرم زیاد شده، و در دعای خویش به تو هرگز ناامید نبودهام، زیرا هرگاه تو را خواندم دعایم را اجابت کردی.

(۵) و من میترسم که پس از مرگم خویشاوندان من به‏سبب مشغول شدن به دنیا حق دین را ادا نکنند، و زنم نازا است و بچه نمیآورد، پس از جانب خویش فرزندی یاور برایم عطا کن.

(۶) که نبوت را از من، و از خاندان یعقوب ÷ به ارث ببرد، و – پروردگارا- او را در دین و اخلاق و علم پسندیده گردان.

(۷) پس الله دعایش را اجابت کرد، و بر او ندا داد: ای زکریا، به تحقیق تو را از چیزی باخبر میسازیم که تو را راضی میسازد، به اینکه دعایت را اجابت کردیم، و پسری که نامش یحیی است، و قبل از او این نام را برای هیچکس قرار ندادهایم برایت عطا کردیم.

(۸) زکریا ÷ با تعجب از قدرت الله گفت: چگونه فرزندی برایم متولد میشود درحالیکه همسرم نازا است و بچه نمیآورد، و خودم نیز با سالخوردگی و سستیِ استخوانها، به پایان عمر رسیدهام؟!

(۹) فرشته گفت: این امر چنانکه گفتم در صورتی است که زنت بچه نمیآورد، و خودت با سالخوردگی و سستی استخوانها به پایان عمر رسیدهای، اما پروردگارت فرمود: آفرینش یحیی از مادری نازا و از پدری که به پایان عمر رسیده توسط پروردگارت آسان است، و – ای زکریا- قبل از آن تو را درحالیکه چیزی قابل بیان نبودی آفریده است؛ زیرا هیچ بودی.

(۱۰) زکریا ÷ گفت: پروردگارا، برایم نشانهای قرار بده تا با آن اطمینان یابم که بر حصول آنچه فرشتگان به من بشارت دادند دلالت کند، فرمود: نشانۀ تو بر حصول آنچه به آن بشارت داده شدهای این است که سه روز بدون عیب و درحالیکه صحیح و سالم هستی نمیتوانی با مردم سخن بگویی.

(۱۱) آنگاه زکریا ÷ از مصلایش بر قوم خویش درآمد، و بدون کلام به آنها اشاره کرد که: الله سبحانه را در آغاز و پایان روز بستایید.

برخی فواید آیات:

• ضعف و ناتوانی از دوست داشتنیترین وسایل توسل به‏سوی الله است؛ زیرا بر عدم قدرت و تواناییِ شخص، و وابستگی قلب به قدرت و توانایی الله دلالت دارد.

• مستحب است که شخص در دعای خویش نعمتهای الله بر خودش، و آنچه را که مناسب فروتنی است به یاد آورد.

• اشتیاق بر مصلحت دین و مُقَدَّم کردن آن بر سایر مصالح.

• برگزیدن نامهایی دارای معانی نیکو مستحب است.

﴿يَٰيَحۡيَىٰ خُذِ ٱلۡكِتَٰبَ بِقُوَّةٖۖ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحُكۡمَ صَبِيّٗا١٢ وَحَنَانٗا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَوٰةٗۖ وَكَانَ تَقِيّٗا١٣ وَبَرَّۢا بِوَٰلِدَيۡهِ وَلَمۡ يَكُن جَبَّارًا عَصِيّٗا١٤ وَسَلَٰمٌ عَلَيۡهِ يَوۡمَ وُلِدَ وَيَوۡمَ يَمُوتُ وَيَوۡمَ يُبۡعَثُ حَيّٗا١٥ وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مَرۡيَمَ إِذِ ٱنتَبَذَتۡ مِنۡ أَهۡلِهَا مَكَانٗا شَرۡقِيّٗا١٦ فَٱتَّخَذَتۡ مِن دُونِهِمۡ حِجَابٗا فَأَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرٗا سَوِيّٗا١٧ قَالَتۡ إِنِّيٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحۡمَٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيّٗا١٨ قَالَ إِنَّمَآ أَنَا۠ رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَٰمٗا زَكِيّٗا١٩ قَالَتۡ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَٰمٞ وَلَمۡ يَمۡسَسۡنِي بَشَرٞ وَلَمۡ أَكُ بَغِيّٗا٢٠ قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٞۖ وَلِنَجۡعَلَهُۥٓ ءَايَةٗ لِّلنَّاسِ وَرَحۡمَةٗ مِّنَّاۚ وَكَانَ أَمۡرٗا مَّقۡضِيّٗا٢١ ۞فَحَمَلَتۡهُ فَٱنتَبَذَتۡ بِهِۦ مَكَانٗا قَصِيّٗا٢٢ فَأَجَآءَهَا ٱلۡمَخَاضُ إِلَىٰ جِذۡعِ ٱلنَّخۡلَةِ قَالَتۡ يَٰلَيۡتَنِي مِتُّ قَبۡلَ هَٰذَا وَكُنتُ نَسۡيٗا مَّنسِيّٗا٢٣ فَنَادَىٰهَا مِن تَحۡتِهَآ أَلَّا تَحۡزَنِي قَدۡ جَعَلَ رَبُّكِ تَحۡتَكِ سَرِيّٗا٢٤ وَهُزِّيٓ إِلَيۡكِ بِجِذۡعِ ٱلنَّخۡلَةِ تُسَٰقِطۡ عَلَيۡكِ رُطَبٗا جَنِيّٗا٢٥ [مريم: ۱۲-۲۵].

(۱۲) پس یحیی ÷ برایش متولد شد، و چون به سنی که در آن سن مورد خطاب قرار میگیرد رسید به او گفتیم: ای یحیی، تورات را به جد و جهد بگیر. و در کودکی به او فهم و علم و جد و عزم عطا کردیم.

(۱۳) و به رحمتی از جانب خویش به او مهربانی کردیم، و او را از گناهان پاک نمودیم، و پرهیزکاری بود که اوامر الله را به جای میآورد، و نواهی او تعالی را ترک می‏کرد.

(۱۴) و نسبت به پدر و مادرش مهربان، خوشبرخورد و نیکوکار بود، و در طاعت پروردگارش و طاعت آن دو متکبر نبود، و نافرمان پروردگارش یا پدر و مادرش نیز نبود.

(۱۵) و سلام و امنیت از جانب الله بر اوست روزیکه متولد شد، و روزیکه میمیرد و از این دنیا خارج میشود، و آنگاه که روز قیامت زنده برانگیخته میشود، و این موارد سهگانه وحشتناکترین مواضعی است که انسان از آنها میگذرد، پس اگر در این مواضع ایمن باشد در سایر مواضع ترسی بر او نیست.

(۱۶) و – ای رسول- در قرآن نازلشده بر خودت قصۀ مریم را یاد کن آنگاه که از اهل خویش کناره گرفت، و در مکانی به سمت شرق از آنها خلوت گزید.

(۱۷) آنگاه در برابر آنها پردهای برای خود گرفت که او را میپوشاند تا او را در حالت عبادت پروردگارش نبینند، پس جبریل ÷ را به‏سوی او فرستادیم، که در صورت انسانی خوشاندام بر او نمایان شد، و مریم ترسید که قصد بدی به او داشته باشد.

(۱۸) وقتی مریم جبریل ÷ را دید که در شکل انسانی خوشاندام به‏سویش میرود گفت: - ای مرد- بهراستیکه من از تو به رحمان پناه میبرم از اینکه آسیبی به من برسانی اگر پرهیزکاری هستی که از الله میترسی.

(۱۹) جبریل ÷ گفت: من انسانی نیستم، بلکه فرستادهای از جانب پروردگارت هستم که مرا به‏سویت فرستاده تا برایت فرزندی گرامی و پاکیزه ببخشم.

(۲۰) مریم با تعجب گفت: چگونه میتوانم فرزندی داشته باشم حال آنکه نه شوهری و نه هیچکس دیگری با من نزدیکی نکرده است، و زناکار نیز نبودهام تا فرزندی داشته باشم؟!

(۲۱) جبریل ÷ به او گفت: امر چنان است که گفتم که هر چند شوهری و غیر آن با تو نزدیکی نکرده است و زناکار نیز نبودهای، اما پروردگارت سبحانه فرموده: آفرینش فرزند بدون پدر بر من آسان است، و به این هدف که فرزند بخشیدهشده به تو، نشانهای برای مردم بر قدرت الله، و رحمتی از جانب ما برای تو و برای کسانیکه به او ایمان آوَرَند باشد، و آفرینش این فرزند تو حکمی از جانب الله است که مقدر شده، و در لوح محفوظ نوشته شده است.

(۲۲) مریم پس از دمیدن فرشته به فرزند باردار شد، آنگاه با او به مکانی دور از مردم کناره گرفت.

(۲۳) پس درد زایمان او را فراگرفت، و به‏سوی ساقۀ درخت خرمایی کشاند، مریم گفت: کاش قبل از این روز مرده بودم، و چیزی بیارزش بودم تا گمان بد به من نمی‏شد.

(۲۴) پس عیسی ÷ از زیر پاهایش بر او ندا داد: اندوه مدار، که پروردگارت زیر پای تو جوی آبی قرار داده است تا از آن بنوشی.

(۲۵) و تنۀ درخت خرما را بگیر و بتکان، خرمایی تازه که در همان لحظه ثمر داده برایت میریزد.

برخی فواید آیات:

• صبر بر انجام تکالیف شرعی مطلوب است.

• منزلت و جایگاه بالای نیکی به پدر و مادر نزد الله، زیرا الله آن را در کنار شکر خویش قرار داده است.

• با وجود قدرت کامل الله در آیات آشکارش که برای مریم ظاهر کرد، مریم را واداشت که برای رسیدن به میوۀ درخت خرما اسباب را بهکار گیرد.

﴿فَكُلِي وَٱشۡرَبِي وَقَرِّي عَيۡنٗاۖ فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ ٱلۡبَشَرِ أَحَدٗا فَقُولِيٓ إِنِّي نَذَرۡتُ لِلرَّحۡمَٰنِ صَوۡمٗا فَلَنۡ أُكَلِّمَ ٱلۡيَوۡمَ إِنسِيّٗا٢٦ فَأَتَتۡ بِهِۦ قَوۡمَهَا تَحۡمِلُهُۥۖ قَالُواْ يَٰمَرۡيَمُ لَقَدۡ جِئۡتِ شَيۡ‍ٔٗا فَرِيّٗا٢٧ يَٰٓأُخۡتَ هَٰرُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ ٱمۡرَأَ سَوۡءٖ وَمَا كَانَتۡ أُمُّكِ بَغِيّٗا٢٨ فَأَشَارَتۡ إِلَيۡهِۖ قَالُواْ كَيۡفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي ٱلۡمَهۡدِ صَبِيّٗا٢٩ قَالَ إِنِّي عَبۡدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِيَ ٱلۡكِتَٰبَ وَجَعَلَنِي نَبِيّٗا٣٠ وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيۡنَ مَا كُنتُ وَأَوۡصَٰنِي بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ مَا دُمۡتُ حَيّٗا٣١ وَبَرَّۢا بِوَٰلِدَتِي وَلَمۡ يَجۡعَلۡنِي جَبَّارٗا شَقِيّٗا٣٢ وَٱلسَّلَٰمُ عَلَيَّ يَوۡمَ وُلِدتُّ وَيَوۡمَ أَمُوتُ وَيَوۡمَ أُبۡعَثُ حَيّٗا٣٣ ذَٰلِكَ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَۖ قَوۡلَ ٱلۡحَقِّ ٱلَّذِي فِيهِ يَمۡتَرُونَ٣٤ مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٖۖ سُبۡحَٰنَهُۥٓۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ٣٥ وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ٣٦ فَٱخۡتَلَفَ ٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَيۡنِهِمۡۖ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن مَّشۡهَدِ يَوۡمٍ عَظِيمٍ٣٧ أَسۡمِعۡ بِهِمۡ وَأَبۡصِرۡ يَوۡمَ يَأۡتُونَنَاۖ لَٰكِنِ ٱلظَّٰلِمُونَ ٱلۡيَوۡمَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٣٨ [مريم: ۲۶-۳۸]

(۲۶) و از خرما بخور، و از آب بنوش، و به نوزدات شاد باشد و اندوه مدار، و اگر از مردم کسی را دیدی که در مورد خبر نوزاد از تو سوال کرد به او بگو: من سکوت از سخن را برای پروردگارم بر خودم واجب کردهام، پس امروز با هیچیک از مردم سخن نخواهم گفت.

(۲۷) پس مریم پسرش را که در بغل داشت نزد قومش آورد، قومش با اعتراضی سخت به او گفتند: ای مریم، به تحقیق که کار بسیار ناپسندی را مرتکب شدهای، چون فرزندی بدون پدر آوردهای.

(۲۸) ای شبیه هارون در عبادت (هارون مرد صالحی بود) پدرت زناکار نبود، و مادرت نیز زنی زناکار نبود، یعنی تو از خانوادهای پاک و معروف به صلاح هستی، پس چگونه فرزندی بدون پدر آوردی؟!

(۲۹) آنگاه به‏سوی پسرش عیسی ÷ که در گهواره بود اشاره کرد، پس قومش با تعجب به او گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم؟!

(۳۰) عیسی ÷ گفت: همانا من بندۀ الله هستم، که انجیل را به من عطا کرده، و مرا یکی از پیامبرانش قرار داده است.

(۳۱) و مرا هرجا که باشم بسیار فایدهرسان به بندگان قرار داده، و مرا به ادای نماز و پرداخت زکات در طول زندگیام فرمان داده است.

(۳۲) و مرا نسبت به مادرم نیکوکار کرده، و مرا متکبر از طاعت پروردگارم، و نیز نافرمان او قرار نداده است.

(۳۳) و امنیت از شیطان و دستیارانش برای من است روز تولدم و روز مرگم و روز برانگیختنم به صورت زنده در روز قیامت، یعنی شیطان در این مواضع وحشتناک سهگانه مرا آزرده نمیسازد.

(۳۴) این موصوف به صفات مذکور همان عیسی ÷ پسر مریم است، و این کلام همان سخن حق در مورد اوست، نه سخن گمراهانی که در مورد او تردید دارند و جدال میکنند.

(۳۵) سزاوار الله نیست که فرزندی بگیرد، از این کار پاک و منزه است، هرگاه کاری را اراده کند، فقط کافی است که او سبحانه به آن کار بگوید: (کُن، موجود باش)، بهناگاه و بدون تردید واقع میشود، پس ذاتیکه چنین باشد از فرزند منزه است.

(۳۶) و همانا الله سبحانه پروردگار من و پروردگار همگی شماست، پس عبادت را فقط برای او خالص بگردانید، این را که برای‏تان بیان کردم همان راه مستقیمی است که منجر به رضایت الله میشود.

(۳۷) پس اختلافکنندگان در مورد عیسی ÷ اختلاف کردند و به گروههایی پراکنده از میان قومش تبدیل شدند، آنگاه برخی از آنها به او ایمان آوردند و گفتند: او رسولی است، و دیگران مانند یهودیان به او کافر شدند، چنانکه گروههایی در مورد او غلو کردند و برخی از آنها گفتند: او الله است، و دیگران گفتند: او پسر الله است، الله از این امر بسیار برتر است، پس وای بر اختلافکنندگان در مورد عیسی ÷ از مشاهدۀ روز بزرگ قیامت به مناظر و حسابرسی و کیفری که در آن است.

(۳۸) در آن روز چه خوب میشنود و چه خوب میبینند. زمانی میشنوند که شنیدن هرگز به آنها نفع نمیرساند، و زمانی میبینند که دیدن هرگز نفعی برای‏شان نمیرساند، اما ستمکاران در زندگی دنیا در گمراهی آشکاری از راه راست هستند، از این رو برای آخرت آماده نمیشوند تا اینکه ناگهان و درحالیکه بر ستم‏شان هستند آنها را فراگیرد.

برخی فواید آیات:

• در امر کردن مریم به سکومت از سخنگفتن، دلیلی بر فضیلت خاموشی در برخی مواضع است.

• نذر سکوت در شریعت اسلام جایز نیست.

• آنچه قرآن در چگونگی آفرینش عیسی ÷ خبر داده است، حقیقت قاطعی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، و غیر از آن، سایر سخنان باطل سزاوار رسولان نیست.

• کافر در دنیا از شنیدن و دیدن حق کر و کور است، اما در آخرت، آنگاه که عذاب را ببیند حق را خواهد دید و خواهد شنید، و این امر هرگز سودی برایش نخواهد داشت.

﴿وَأَنذِرۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡحَسۡرَةِ إِذۡ قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ وَهُمۡ فِي غَفۡلَةٖ وَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٣٩ إِنَّا نَحۡنُ نَرِثُ ٱلۡأَرۡضَ وَمَنۡ عَلَيۡهَا وَإِلَيۡنَا يُرۡجَعُونَ٤٠ وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ إِبۡرَٰهِيمَۚ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقٗا نَّبِيًّا٤١ إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ يَٰٓأَبَتِ لِمَ تَعۡبُدُ مَا لَا يَسۡمَعُ وَلَا يُبۡصِرُ وَلَا يُغۡنِي عَنكَ شَيۡ‍ٔٗا٤٢ يَٰٓأَبَتِ إِنِّي قَدۡ جَآءَنِي مِنَ ٱلۡعِلۡمِ مَا لَمۡ يَأۡتِكَ فَٱتَّبِعۡنِيٓ أَهۡدِكَ صِرَٰطٗا سَوِيّٗا٤٣ يَٰٓأَبَتِ لَا تَعۡبُدِ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ كَانَ لِلرَّحۡمَٰنِ عَصِيّٗا٤٤ يَٰٓأَبَتِ إِنِّيٓ أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٞ مِّنَ ٱلرَّحۡمَٰنِ فَتَكُونَ لِلشَّيۡطَٰنِ وَلِيّٗا٤٥ قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنۡ ءَالِهَتِي يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُۖ لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ لَأَرۡجُمَنَّكَۖ وَٱهۡجُرۡنِي مَلِيّٗا٤٦ قَالَ سَلَٰمٌ عَلَيۡكَۖ سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِي حَفِيّٗا٤٧ وَأَعۡتَزِلُكُمۡ وَمَا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَأَدۡعُواْ رَبِّي عَسَىٰٓ أَلَّآ أَكُونَ بِدُعَآءِ رَبِّي شَقِيّٗا٤٨ فَلَمَّا ٱعۡتَزَلَهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَۖ وَكُلّٗا جَعَلۡنَا نَبِيّٗا٤٩ وَوَهَبۡنَا لَهُم مِّن رَّحۡمَتِنَا وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ لِسَانَ صِدۡقٍ عَلِيّٗا٥٠ وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مُوسَىٰٓۚ إِنَّهُۥ كَانَ مُخۡلَصٗا وَكَانَ رَسُولٗا نَّبِيّٗا٥١ [مريم: ۳۹-۵۱].

(۳۹) و – ای رسول- مردم را از روز پشیمانی بترسان، آنگاه که گناهکار از گناهکاریاش، و نیکوکار از اینکه طاعت بیشتری انجام نداده است پشیمان میشود، آنگاه که طومار بندگان در هم پیچیده میشود، و حسابرسی‏شان پایان مییابد، و هرکس به آنچه که از پیش فرستاده است میرسد، آنها در زندگی دنیای‏شان به آن فریب خوردهاند، و از آخرت غافلند، و به روز قیامت ایمان نمیآورند.

(۴۰) به تحقیق که ما پس از نابودی مخلوقات باقی هستیم، و زمین و هرکس را که بر روی زمین است به‏سبب نابودی آنها و بقای ما پس از آنها به ارث میبریم، و بر آنها فرمانروایی میکنیم، و به آنچه که بخواهیم در مورد آنها تصرف میکنیم، و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی ما بازگردانیده میشوند.

(۴۱) و – ای رسول- در قرآن نازلشده بر خودت قصۀ ابراهیم ÷ را به یاد آور، بهراستیکه او بسیار راستگو و تصدیقکنندۀ آیات الله، و پیامبری از جانب الله بود.

(۴۲) آنگاه که به پدرش آذر گفت: ای پدرم، چرا به جای الله تندیسی را عبادت می‏کنی که اگر او را بخوانی دعایت را نمیشنود، و آنگاه که او را عبادت کنی عبادتت را نمیبیند، و نه آسیبی از تو برطرف میسازد، و نه نفعی برایت جلب میکند؟!

(۴۳) ای پدرم، همانا علمی از طریق وحی برایم آمده است که برای تو نیامده است، پس از من پیروی کن تا تو را به راه راست راهنمایی کنم.

(۴۴) ای پدرم، شیطان را با فرمان‏برداری از او عبادت نکن، زیرا شیطان نافرمان رحمان است، آنجا که او را به سجده در برابر آدم ÷ فرمان داد اما او سجده نکرد.

(۴۵) ای پدرم، من میترسم از اینکه اگر در حال کفر بمیری عذابی از جانب رحمان به تو برسد، آنگاه به‏سبب دوستداشتن شیطان توسط تو همنشین او در عذاب باشی.

(۴۶) آزر به پسرش ابراهیم ÷ گفت: ای ابراهیم آیا تو از معبودهایم که آنها را عبادت میکنم روی میگردانی؟! اگر از دشنام معبودهای من دست نکشی به‏طور قطع تو را سنگسار خواهم کرد، و زمانی طولانی از من دور شو و با من سخن مگوی، و با من یکجا نشو.

(۴۷) ابراهیم ÷ به پدرش گفت: از جانب من سلامتی بر توست، و آنچه که نمی‏پسندی از جانب من به تو نمیرسد، بهزودی از جانب پروردگارم مغفرت و هدایت برایت میخواهم، او سبحانه به من لطف زیادی دارد.

(۴۸) شما و معبودهای‏تان را که غیر از الله عبادت میکنید ترک میکنم و فقط پروردگارم را در دعایم میخوانم و با او کسی را شریک نمیگردانم. امید است مرا هنگامیکه او را در دعا بخوانم محروم نسازد، که با عدم پذیرش دعایم توسط او از سیَه روزان و بیچارهها میشوم.

(۴۹) پس چون آنها و معبودهای‏شان را که آنها را به جای الله عبادت میکردند رها کرد، در عوض نبودِ اهلش، پسرش اسحاق ÷ را به او بخشیدیم، و نوهاش یعقوب ÷ را برایش بخشیدیم، و هر یک از این دو را پیامبر قرار دادیم.

(۵۰) و از رحمت خویش افزون بر نبوت، خیر زیادی به آنها عطا کردیم، و یادی نیک و همیشگی بر زبانهای بندگان برای‏شان قرار دادیم.

(۵۱) و – ای رسول- در قرآن نازلشده بر تو قصۀ موسی ÷ را به یاد آور، بهراستیکه او انتخابشده و برگزیده، و رسولی پیامبر بود.

برخی فواید آیات:

• چون ساره در کنارهگیری ابراهیم ÷ از قومش با او همراه بود، مناسب بود که هدیۀ مشترک و نوۀ آن دو ذکر شود، سپس یاد اسماعیل ÷ به صورت مستقل بیاید درحالیکه الله اسماعیل ÷ را قبل از اسحاق ÷ به او بخشید.

• باادب بودن و نرمی و مهربانی در گفتگو با پدر و مادر و انتخاب بهترین نامها در صدا زدن آن دو.

• گناهان، بنده را از رحمت الله محروم میسازند، و ابواب رحمت را به رویش میبندند، چنانکه طاعت، بزرگترین سبب برای رسیدن به رحمت او تعالی است.

• الله به هر نیکوکاری وعده داده است که بر اساس نیکوکاری او، ستایشی راستین برایش منتشر میکند، و ابراهیم ÷ و فرزندانش از پیشوایان نیکوکاران هستند.

﴿وَنَٰدَيۡنَٰهُ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ ٱلۡأَيۡمَنِ وَقَرَّبۡنَٰهُ نَجِيّٗا٥٢ وَوَهَبۡنَا لَهُۥ مِن رَّحۡمَتِنَآ أَخَاهُ هَٰرُونَ نَبِيّٗا٥٣ وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ إِسۡمَٰعِيلَۚ إِنَّهُۥ كَانَصَادِقَ ٱلۡوَعۡدِ وَكَانَ رَسُولٗا نَّبِيّٗا٥٤ وَكَانَ يَأۡمُرُ أَهۡلَهُۥ بِٱلصَّلَوٰةِوَٱلزَّكَوٰةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِۦ مَرۡضِيّٗا٥٥ وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ إِدۡرِيسَۚ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقٗا نَّبِيّٗا٥٦ وَرَفَعۡنَٰهُ مَكَانًا عَلِيًّا٥٧ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ مِن ذُرِّيَّةِ ءَادَمَ وَمِمَّنۡ حَمَلۡنَا مَعَ نُوحٖ وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡرَٰٓءِيلَ وَمِمَّنۡ هَدَيۡنَا وَٱجۡتَبَيۡنَآۚ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُ ٱلرَّحۡمَٰنِ خَرُّواْۤ سُجَّدٗاۤ وَبُكِيّٗا۩٥٨ ۞فَخَلَفَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ خَلۡفٌ أَضَاعُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّبَعُواْ ٱلشَّهَوَٰتِۖ فَسَوۡفَ يَلۡقَوۡنَ غَيًّا٥٩ إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَأُوْلَٰٓئِكَ يَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّةَ وَلَا يُظۡلَمُونَ شَيۡ‍ٔٗا٦٠ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدَ ٱلرَّحۡمَٰنُ عِبَادَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِۚ إِنَّهُۥ كَانَ وَعۡدُهُۥ مَأۡتِيّٗا٦١ لَّا يَسۡمَعُونَ فِيهَا لَغۡوًا إِلَّا سَلَٰمٗاۖ وَلَهُمۡ رِزۡقُهُمۡ فِيهَا بُكۡرَةٗ وَعَشِيّٗا٦٢ تِلۡكَ ٱلۡجَنَّةُ ٱلَّتِي نُورِثُ مِنۡ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيّٗا٦٣ وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمۡرِ رَبِّكَۖ لَهُۥ مَا بَيۡنَ أَيۡدِينَا وَمَا خَلۡفَنَا وَمَا بَيۡنَ ذَٰلِكَۚ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيّٗا٦٤ [مريم: ۵۲-۶۴].

(۵۲) و او را از جانب راست کوه نسبت به موقعیت موسی ÷ ندا دادیم، و درحالیکه با او راز گفتیم او را به خود نزدیک ساختیم، چون الله کلامش را به او شنواند.

(۵۳) و – از رحمت و نعمتبخشی خویش بر او- با استجابت دعای او برادرش هارون ÷ را مقام پیامبری عطا کردیم؛ آنگاه که این امر را از پروردگارش خواست.

(۵۴) و – ای رسول- در قرآن نازلشده بر خودت قصۀ اسماعیل ÷ را یاد کن، بهراستیکه او درستوعده بود، و هیچ وعدهای نمیداد مگر به آن وفا میکرد، و رسولی پیامبر بود.

(۵۵) و خانوادهاش را به برپایی نماز، و پرداخت زکات امر میکرد، و نزد پروردگارش پسندیده بود.

(۵۶) و – ای رسول- در قرآن نازلشده بر خود قصۀ ادریس ÷ را به یادآور، بهراستیکه او بسیار راستگو و تصدیقکنندۀ آیات پروردگارش بود، و یکی از پیامبران الله بود.

(۵۷) و با نبوتی که به او بخشیدیم یادش را بالا بردیم، پس والامقام بود.

(۵۸) افراد مذکور در این سوره که با زکریا ÷ آغاز و با ادریس ÷ پایان یافت، همان کسانی از پسران آدم ÷، و از پسران کسانیکه همراه نوح ÷ در کشتی سوار کردیم، و از پسران ابراهیم ÷ و پسران یعقوب ÷ هستند که الله نبوت را به آنها ارزانی داشت، و از کسانی بودند که آنها را به هدایت به اسلام توفیق دادیم، و آنها را برگزیدیم و پیامبرانی قرار دادیم، و هرگاه آیات الله را که خوانده میشد میشنیدند در برابر الله گریهکنان از ترس او به سجده میافتادند.

(۵۹) آنگاه پس از این پیامبران برگزیده، گناهکاران و گمراهانی آمدند، که نماز را تباه ساختند، یعنی آن را به وجه مطلوب ادا نکردند، و گناهانی مانند زنا را که نفسهای‏شان میخواست مرتکب شدند، پس به زودی با زیان و نومیدی در جهنم روبرو خواهند شد.

(۶۰) مگر کسانیکه از تقصیر و کوتاهی خویش توبه کرده، و به الله ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند که افراد موصوف به این صفات، وارد بهشت میشوند، و ذرهای هر چند اندک از مزد اعمال‏شان کاسته نمیشود.

(۶۱) بهشتهایی آرام و جاویدان که رحمان به بندگان نیکوکارش به غیب وعده داده که آنها را در آن بهشتها درمیآورد، و آنها درحالیکه این بهشتها را ندیدهاند به آن ایمان آوردند، زیرا وعدۀ الله به بهشت – هر چند غیب است- بدون تردید آمدنی است.

(۶۲) در آنجا نه سخن بیجایی میشنوند، و نه سخن زشتی، بلکه سلام خودشان بر یکدیگر، و سلام فرشتگان بر آنها را میشنوند، و در آنجا صبح و شام هر غذایی که خواسته باشند برای‏شان آورده میشود.

(۶۳) این بهشت موصوف به صفات مذکور همان بهشتی است که آن را کسانی از بندگان ما به ارث میبرند که اجرا کنندۀ اوامر، و اجتناب کننده از نواهی باشند.

الله سبحانه پس از بیان پاداش تقواپیشگان بیان کرد که تقوا به معنای ایستادگی و پایداری بر امر او تعالی است، پس فرمود:

(۶۴) و – ای جبریل- به محمد ج بگو: فرشتگان از جانب خودشان فرود نمیآیند، بلکه فقط به فرمان الله فرود میآیند، امر آخرت که پیش رو داریم، و امر دنیا که پشت سر گذاشتهایم، و آنچه میان دنیا و آخرت است از آنِ الله است، و – ای رسول- پروردگارت هیچچیزی را فراموش نمیکند.

برخی فواید آیات:

• نیاز همیشگی دعوتگر به یارانی که او را در دعوتش یاری میرسانند.

• اثبات صفت کلام الله تعالی.

• وفادار بودن به وعده، پسندیده و از اخلاق پیامبران و رسولان است، و ضد آن یعنی خلف وعده، نکوهیده و مذموم است.

• فرشتگان فرستادگانِ الله با وحی هستند که جز به فرمان الله بر هیچیک از پیامبران و رسولان نازل نمیشوند.

﴿رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا فَٱعۡبُدۡهُ وَٱصۡطَبِرۡ لِعِبَٰدَتِهِۦۚ هَلۡ تَعۡلَمُ لَهُۥ سَمِيّٗا٦٥ وَيَقُولُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَءِذَا مَا مِتُّ لَسَوۡفَ أُخۡرَجُ حَيًّا٦٦ أَوَ لَا يَذۡكُرُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَنَّا خَلَقۡنَٰهُ مِن قَبۡلُ وَلَمۡ يَكُ شَيۡ‍ٔٗا٦٧ فَوَرَبِّكَ لَنَحۡشُرَنَّهُمۡ وَٱلشَّيَٰطِينَ ثُمَّ لَنُحۡضِرَنَّهُمۡ حَوۡلَ جَهَنَّمَ جِثِيّٗا٦٨ ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمۡ أَشَدُّ عَلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ عِتِيّٗا٦٩ ثُمَّ لَنَحۡنُ أَعۡلَمُ بِٱلَّذِينَ هُمۡ أَوۡلَىٰ بِهَا صِلِيّٗا٧٠ وَإِن مِّنكُمۡ إِلَّا وَارِدُهَاۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتۡمٗا مَّقۡضِيّٗا٧١ ثُمَّ نُنَجِّي ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّنَذَرُ ٱلظَّٰلِمِينَ فِيهَا جِثِيّٗا٧٢ وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ خَيۡرٞ مَّقَامٗا وَأَحۡسَنُ نَدِيّٗا٧٣ وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هُمۡ أَحۡسَنُ أَثَٰثٗا وَرِءۡيٗا٧٤ قُلۡ مَن كَانَ فِي ٱلضَّلَٰلَةِ فَلۡيَمۡدُدۡ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ مَدًّاۚ حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاْ مَا يُوعَدُونَ إِمَّا ٱلۡعَذَابَ وَإِمَّا ٱلسَّاعَةَ فَسَيَعۡلَمُونَ مَنۡ هُوَ شَرّٞ مَّكَانٗا وَأَضۡعَفُ جُندٗا٧٥ وَيَزِيدُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱهۡتَدَوۡاْ هُدٗىۗ وَٱلۡبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيۡرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابٗا وَخَيۡرٞ مَّرَدًّا٧٦ [مريم: ۶۵-۷۶].

(۶۵) آفریدگار و مالک آسمانها و زمین و تدبیرکنندۀ کار آن دو، و نیز آفریدگار و مالک و تدبیرکنندۀ آنچه بین این دو وجود دارد است، پس تنها او را عبادت کن، زیرا او سزاوار عبادت است، و بر عبادتش استوار باش، زیرا او تعالی هیچ مانند و نظیری ندارد تا در عبادت با او شریک شود.

(۶۶) و کافر منکر رستاخیز، از روی استهزا میگوید: آیا وقتی بمیرم دوباره از قبرم زنده بیرون آورده میشوم؟! بهراستیکه این امر بعید است.

(۶۷) آیا این منکر رستاخیز به یاد نمیآورد که ما او را قبل از اینکه هیچچیز نبود آفریدیم؟! تا بر آفرینش اول برای آفرینش دوم راهنمایی بگیرد، با وجود اینکه آفرینش دوم آسانتر و سادهتر است.

(۶۸) پس – ای رسول- به پروردگارت سوگند آنها را همراه با شیاطین‏شان که آنها را گمراه ساختند از قبرهای‏شان به‏سوی محشر در خواهیم آورد، سپس درحالیکه بر زانوهای‏شان درآمدهاند آنها را خوار و ذلیل به‏سوی درهای جهنم خواهیم کشاند.

(۶۹) سپس به شدت و زور از هر یک از طایفههای گمراه کسانی را که سرکشتر بودهاند، یعنی سردمداران آنها را بیرون خواهیم کشید.

(۷۰) آنگاه خود ما به کسانیکه به ورود به جهنم و تحمل و رنج بردن از گرمایش سزاوارترند داناتریم.

(۷۱) و – ای مردم- هیچکس از شما نیست مگر اینکه از بالای صراط که روی جهنم نصب شده عبور خواهد کرد، این عبور حکمی قطعی است که الله آن را حکم کرده است، و حکم او تعالی هیچ بازگردانندهای ندارد.

(۷۲) سپس بعد از عبور روی صراط کسانی را که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کردند نجات میدهیم، و ستمکاران را درحالیکه بر زانوهای‏شان درآمدهاند رها میکنیم، و نمیتوانند از آن فرار کنند.

(۷۳) و چون آیات آشکار نازل شدۀ ما بر رسول‏مان بر مردم خوانده شود کافران به مؤمنان میگویند: کدامیک از ما دو گروه، جایگاه و مسکن بهتر، و مجلس و اجتماع نیکوتری دارد: گروه ما یا گروه شما؟!.

(۷۴) و چه بسیار امتهایی قبل از این کافران که به برتری مادی خویش افتخار می‏کنند را گمراه ساختیم، درحالیکه اموالی نیکوتر، و به خاطر گرانی لباسهای‏شان و در رفاه بودنِ بدنهای‏شان، ظاهری زیباتر از اینها داشتند.

(۷۵) - ای رسول- بگو: هرکس در گمراهی خویش بماند رحمان به او مهلت خواهد داد تا بر گمراهی بیفزاید، تا آنگاه که عذابِ به تعجیل افتاده در دنیا یا عذاب مدتدار در قیامت را که به آن وعده داده میشدند ببینند. آنگاه خواهند دانست که چه کسی جایگاه بدتر و یاوران کمتری دارد، گروه آنها یا گروه مؤمنان؟

(۷۶) و در برابرِ مهلت دادن به اینها که بر گمراهی بیفزایند، الله بر ایمان و طاعت کسانیکه هدایت یافتهاند میافزاید، و – ای رسول- اعمال صالحِ رساننده به سعادت ابدی نزد پروردگارت پاداشی سودمندتر، و سرانجامِ بهتری دارد.

برخی فواید آیات:

• مؤمنان باید به آنچه به آن فرمان یافتهاند مشغول شوند و در حد توان بر آن ایستادگی کنند.

• ورود تمام مخلوقات بر جهنم- یعنی: عبور بر صراط، نه ورود در جهنم- امری واقع شدنی و بدون تردید است.

• معیارها و مفاهیم صحیح دین با تصورات جاهلان و عوام متفاوت است.

• هرکس که غرق در گمراهی و ریشهدار در کفر باشد الله او را در طغیان جهل و کفرش رها میکند، تا بیشتر فریب بخورد، و به این ترتیب کیفرش سختتر شود.

• الله به پاداش مؤمنان آنها را بر هدایت استوار میسازد، و بر توفیق و یاری آنها میافزاید، و آیاتی را فرو میفرستد که بر یقین‏شان میافزاید.

﴿أَفَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي كَفَرَ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالٗا وَوَلَدًا٧٧ أَطَّلَعَ ٱلۡغَيۡبَ أَمِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحۡمَٰنِ عَهۡدٗا٧٨ كَلَّاۚ سَنَكۡتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُۥ مِنَ ٱلۡعَذَابِ مَدّٗا٧٩ وَنَرِثُهُۥ مَا يَقُولُ وَيَأۡتِينَا فَرۡدٗا٨٠ وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَةٗ لِّيَكُونُواْ لَهُمۡ عِزّٗا٨١ كَلَّاۚ سَيَكۡفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمۡ وَيَكُونُونَ عَلَيۡهِمۡ ضِدًّا٨٢ أَلَمۡ تَرَ أَنَّآ أَرۡسَلۡنَا ٱلشَّيَٰطِينَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ تَؤُزُّهُمۡ أَزّٗا٨٣ فَلَا تَعۡجَلۡ عَلَيۡهِمۡۖ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمۡ عَدّٗا٨٤ يَوۡمَ نَحۡشُرُ ٱلۡمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ وَفۡدٗا٨٥ وَنَسُوقُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرۡدٗا٨٦ لَّا يَمۡلِكُونَ ٱلشَّفَٰعَةَ إِلَّا مَنِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحۡمَٰنِ عَهۡدٗا٨٧ وَقَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَلَدٗا٨٨ لَّقَدۡ جِئۡتُمۡ شَيۡ‍ًٔا إِدّٗا٨٩ تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرۡنَ مِنۡهُ وَتَنشَقُّ ٱلۡأَرۡضُ وَتَخِرُّ ٱلۡجِبَالُ هَدًّا٩٠ أَن دَعَوۡاْ لِلرَّحۡمَٰنِ وَلَدٗا٩١ وَمَا يَنۢبَغِي لِلرَّحۡمَٰنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا٩٢ إِن كُلُّ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ إِلَّآ ءَاتِي ٱلرَّحۡمَٰنِ عَبۡدٗا٩٣ لَّقَدۡ أَحۡصَىٰهُمۡ وَعَدَّهُمۡ عَدّٗا٩٤ وَكُلُّهُمۡ ءَاتِيهِ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فَرۡدًا٩٥ [مريم: ۷۷-۹۵].

(۷۷) - ای رسول- آیا دیدی کسی را که به حجتهای ما کفر ورزید، و تهدید ما را انکار کرد، و گفت: اگر بمیرم، و برانگیخته شوم به‏طور قطع مال و اولاد زیادی به من داده خواهد شد.

(۷۸) آیا از غیب آگاه شده و این سخن را از روی دلیل زد؟! یا نزد پروردگارش عهدی بسته که او را وارد بهشت خواهد کرد، و مال و اولادی به او خواهد داد؟!

(۷۹) امر چنانکه ادعا میکند نیست، بهزودی آنچه را که میگوید و آنچه را که عمل میکند مینویسیم، و به‏سبب دروغی که ادعا میکند عذابی بر عذابش خواهیم افزود.

(۸۰) و پس از اینکه او را نابود ساختیم مال و فرزندی را که به جا میگذارد به ارث خواهیم برد، و در روز قیامت تنها و در حالی نزد ما میآید که مال و جایگاهی که از آن بهرهمند بود از او گرفته شده است.

(۸۱) و مشرکان به جای الله معبودهایی برای خودشان گرفتند؛ تا پشتیبان و یاورشان باشند و از آنها یاری بگیرند.

(۸۲) امر چنانکه ادعا کردند نیست، زیرا این معبودهایی که آنها را به جای الله عبادت میکنند، عبادت مشرکان برای خودشان را در روز قیامت انکار خواهند کرد، و از آنها بیزاری خواهند جست، و دشمنان آنها خواهند شد.

(۸۳) - ای رسول- آیا ندیدهای که ما شیاطین را برانگیختیم، و آنها را بر کفار مسلط گرداندیم تا آنها را بر انجام گناهان و بازداشتن از دین الله به شدت تحریک کنند؟

(۸۴) پس – ای رسول- به شتاب از الله نخواه که نابودی‏شان را به تعجیل اندازد، همانا ما عمرهای‏شان را به دقت برمیشماریم، تا وقتیکه زمان مهلت دادن‏شان پایان یافت آنها را به آنچه سزاوارش هستند مجازات کنیم.

(۸۵) و – ای رسول- روز قیامت را به یاد آور. روزیکه افرادی را که تقوای پروردگارشان را – با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی- رعایت میکردند را به‏سوی پروردگارشان، به صورت محترمانه و گرامی، گروه گروه گرد میآوریم.

(۸۶) و کافران را تشنه به‏سوی جهنم میرانیم.

(۸۷) این کافران، مالک شفاعتی برای یکدیگر نیستند مگر کسیکه با ایمان به الله و رسولانش در دنیا پیمانی نزد الله گرفته باشد.

(۸۸) و یهود و نصاری و برخی مشرکان گفتند: رحمان فرزندی گرفته است.

(۸۹) - ای گویندگان این سخن- به تحقیق که چیز بسیار زشتی آوردهاید.

(۹۰) نزدیک است که از این سخن زشت آسمانها بشکافد، و زمین دو قسمت شود، و کوهها ویران شده فرو ریزند.

(۹۱) تمام این امور به خاطر این است که فرزندی برای رحمان نسبت دادند، الله از این امر بسیار برتر است.

(۹۲) و سزاوار نیست که رحمان فرزندی برگزیند زیرا از این کار منزه است.

(۹۳) جز این نیست که تمام فرشتگان و انسانها و جنهای آسمان در روز قیامت با فروتنی نزد پروردگارشان میآیند.

(۹۴) و به تحقیق که علم او تعالی بر آنها احاطه یافته، و آنها را به دقت برشمرده است، پس هیچچیز از آنها بر او پوشیده نمیماند.

(۹۵) و هر یک از آنها در روز قیامت تنها و درحالیکه هیچ یاور و مالی ندارد نزد او تعالی میآید.

برخی فواید آیات:

• آیات فوق، بر کمخردی کافر و تفکُّر بچهگانهاش، و آرزوهای پوچ او، درحالیکه نقیض آنها را به صورت کامل در روز آخرت خواهد دید دلالت دارند.

• الله شیاطین را بر کافران با فریفتن و وسوسه انگیزی با شر، و اخراج از طاعت به‏سوی معصیت مسلط کرده است.

• اشخاص فاضل و علما و صالحان در روز قیامت به اذن الله شفاعت میکنند.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَيَجۡعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وُدّٗا٩٦ فَإِنَّمَا يَسَّرۡنَٰهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ ٱلۡمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِۦ قَوۡمٗا لُّدّٗا٩٧ وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هَلۡ تُحِسُّ مِنۡهُم مِّنۡ أَحَدٍ أَوۡ تَسۡمَعُ لَهُمۡ رِكۡزَۢا٩٨ [مريم: ۹۶-۹۸].

(۹۶) همانا کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح و پسندیده نزد الله انجام دادهاند، بهزودی الله محبتی برای‏شان قرار میدهد به اینکه خودش آنها را دوست میدارد، و آنها را نزد بندگانش نیز محبوب میگرداند.

(۹۷) ای رسول- به تحقیق که ما این قرآن را با فرو فرستادن آن بر زبانت به این خاطر آسان ساختیم تا با آن، پرهیزکاران را که اوامر من را اجرا میکنند و از نواهی من پرهیز میکنند مژده دهی، و با آن مردمی را که در خصومت و لجبازی در اذعان حق سرسخت هستند بترسانی.

(۹۸) و چه بسیار امتهایی را که قبل از قوم تو نابود کردیم، آیا امروزه یکی از آن امتها را احساس میکنی؟! و آیا صدایی آهسته از آنها میشنوی؟! پس مصیبتی که به آنها رسید شاید آنگاه که الله اذن میدهد به دیگران نیز برسد.

سورة طه (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿طه١ مَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡقُرۡءَانَ لِتَشۡقَىٰٓ٢ إِلَّا تَذۡكِرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰ٣ تَنزِيلٗا مِّمَّنۡ خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ وَٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلۡعُلَى٤ ٱلرَّحۡمَٰنُ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ ٱسۡتَوَىٰ٥ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَمَا تَحۡتَ ٱلثَّرَىٰ٦ وَإِن تَجۡهَرۡ بِٱلۡقَوۡلِ فَإِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ وَأَخۡفَى٧ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ٨ وَهَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ٩ إِذۡ رَءَا نَارٗا فَقَالَ لِأَهۡلِهِ ٱمۡكُثُوٓاْ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا لَّعَلِّيٓ ءَاتِيكُم مِّنۡهَا بِقَبَسٍ أَوۡ أَجِدُ عَلَى ٱلنَّارِ هُدٗى١٠ فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِيَ يَٰمُوسَىٰٓ١١ إِنِّيٓ أَنَا۠ رَبُّكَ فَٱخۡلَعۡ نَعۡلَيۡكَ إِنَّكَ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوٗى١٢ [طه: ۱-۱۲].

برخی مقاصد سوره:

تقویت پیامبر برای حمل رسالت و صبر بر آن.

تفسیر:

(۱) ﴿طه سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) - ای رسول- این قرآن را بر تو نازل نکردیم که به خاطر افسوس بر اینکه قومت از ایمان به تو روی میگردانند نفست را از پای آورد.

(۳) آن را نازل نکردیم جز به این هدف که یادآوری باشد برای کسیکه الله او را بر ترس خویش توفیق داده است.

(۴)الله که زمین، و آسمانهای مرتفع را آفریده آن را نازل کرده است، پس قرآنی بزرگ است؛ چون از جانب بزرگی نازل شده است.

(۵) رحمان بالا رفت و بر عرش ارتفاع یافت آنگونه که سزاوار جلال او است.

(۶) آفرینش و فرمانروایی و تدبیر تمام مخلوقاتی که در آسمانها و در زمین و زیر زمین هستند فقط از آنِ او سبحانه است.

(۷) و – ای رسول- اگر سخن را آشکار کنی، یا آن را مخفی داری او سبحانه تمام آن را میداند، زیرا راز و آنچه از راز مخفیتر است مانند آنچه به دل میافتد را میداند، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.

(۸) الله که هیچ معبود برحقی جز او نیست، و اسمهای رسیده به نیکویی کامل فقط از آنِ اوست.

چون پیامبر ج از رویگردانی قوم رنج میبرد، با قصۀ موسی ÷ تسکین داده شد، و او سبحانه فرمود:

(۹) و – ای رسول- به تحقیق که قصۀ موسی ÷ پسر عمران به تو رسیده است.

(۱۰) آنگاه که در سفرش آتشی دید، و به خانوادهاش گفت: در جاییکه هستید بمانید، بهراستی من آتشی دیدم، امید است که از این آتش شعلهای برای‏تان بیاورم، یا کسی را بیابم که مرا به راه راهنمایی کند.

(۱۱) پس آنگاه که کنار آتش آمد الله سبحانه اینگونه به او ندا داد: ای موسی.

(۱۲) همانا این منم پروردگارت. پس برای آماده شدن برای مناجات من کفشت را درآر؛ چون تو در وادی پاک (طُوَی) هستی.

برخی فواید آیات:

• نزول قرآن برای به زحمت انداختن نفس در عبادت، و چشاندن مشقت سخت به نفس نیست، بلکه فقط کتابی یادآور است که کسانیکه از پروردگارشان میترسند از آن بهره میبرند.

• الله آفرینش و امر را یکجا قرار داد، زیرا چنانکه آفرینش از حکمت خارج نمیشود، الله متعال امر و نهی نیز نمیکند مگر به آنچه که عینِ عدل و حکمت است.

• انفاق غذا و پوشاک و مسکن و وسایل گرمایشی هنگام سرما برای همسر برعهدۀ شوهر واجب است.

﴿وَأَنَا ٱخۡتَرۡتُكَ فَٱسۡتَمِعۡ لِمَا يُوحَىٰٓ١٣ إِنَّنِيٓ أَنَا ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعۡبُدۡنِي وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِذِكۡرِيٓ١٤ إِنَّ ٱلسَّاعَةَ ءَاتِيَةٌ أَكَادُ أُخۡفِيهَا لِتُجۡزَىٰ كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا تَسۡعَىٰ١٥ فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنۡهَا مَن لَّا يُؤۡمِنُ بِهَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ فَتَرۡدَىٰ١٦ وَمَا تِلۡكَ بِيَمِينِكَ يَٰمُوسَىٰ١٧ قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيۡهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَ‍َٔارِبُ أُخۡرَىٰ١٨ قَالَ أَلۡقِهَا يَٰمُوسَىٰ١٩ فَأَلۡقَىٰهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ٢٠ قَالَ خُذۡهَا وَلَا تَخَفۡۖ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا ٱلۡأُولَىٰ٢١ وَٱضۡمُمۡ يَدَكَ إِلَىٰ جَنَاحِكَ تَخۡرُجۡ بَيۡضَآءَ مِنۡ غَيۡرِ سُوٓءٍ ءَايَةً أُخۡرَىٰ٢٢ لِنُرِيَكَ مِنۡ ءَايَٰتِنَا ٱلۡكُبۡرَى٢٣ ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ٢٤ قَالَ رَبِّ ٱشۡرَحۡ لِي صَدۡرِي٢٥ وَيَسِّرۡ لِيٓ أَمۡرِي٢٦ وَٱحۡلُلۡ عُقۡدَةٗ مِّن لِّسَانِي٢٧ يَفۡقَهُواْ قَوۡلِي٢٨ وَٱجۡعَل لِّي وَزِيرٗا مِّنۡ أَهۡلِي٢٩ هَٰرُونَ أَخِي٣٠ ٱشۡدُدۡ بِهِۦٓ أَزۡرِي٣١ وَأَشۡرِكۡهُ فِيٓ أَمۡرِي٣٢ كَيۡ نُسَبِّحَكَ كَثِيرٗا٣٣ وَنَذۡكُرَكَ كَثِيرًا٣٤ إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيرٗا٣٥ قَالَ قَدۡ أُوتِيتَ سُؤۡلَكَ يَٰمُوسَىٰ٣٦ وَلَقَدۡ مَنَنَّا عَلَيۡكَ مَرَّةً أُخۡرَىٰٓ٣٧ [طه: ۱۳-۳۷].

(۱۳) و – ای موسی- من تو را برای تبلیغ رسالتم برگزیدهام، پس به آنچه به تو وحی میکنم گوش فرا ده.

(۱۴) همانا من الله هستم که معبود برحقی جز من نیست، پس تنها مرا عبادت کن، و نماز را به کاملترین وجه برپادار تا در آن مرا یاد کنی.

(۱۵) به تحقیق و بدون تردید که قیامت آمدنی و تحقق یافتنی است، میخواهم آن را مخفی دارم تا هیچ مخلوقی وقتش را نداند، اما نشانههای قیامت را با خبر دادن پیامبر به آنها میشناسند؛ تا هر نفسی به آنچه که عمل میکند، خیر باشد یا شر، جزا داده شود.

(۱۶) پس هرگز نباید کسی از کافران که به آن ایمان نمیآورد، و محرماتی را که نفسش میخواهد پیروی کرده است تو را از تصدیق به آن و آماده شدن برای آن با انجام عمل صالح بازدارد، که به‏سبب این کار نابود میشوی.

(۱۷) و ای موسی در دست راست تو چیست؟

(۱۸) موسی ÷ گفت: این عصای من است؛ که هنگام راه رفتن بر آن تکیه میکنم، و با آن درخت را میتکانم تا برگهایش برای گوسفندانم بریزد، و منافع دیگری غیر از آنچه بیان کردم برایم دارد.

(۱۹) الله فرمود: ای موسی آن را بیفکن.

(۲۰) پس موسی ÷ آن را افکند، ناگهان ماری شد که تیز و سریع راه میرفت.

(۲۱) الله به موسی ÷ فرمود: عصا را بگیر، و از تبدیل آن به مار نترس، وقتی آن را بگیری آن را به حالت اولش باز خواهیم گرداند.

(۲۲) و دست خویش را بر پهلویت قرار بده تا سفید بدون پیسی درآید، این نشانۀ دوم توست.

(۲۳) - ای موسی- این دو نشانه را برایت نشان دادیم تا از آیات بزرگ و دلالت کنندۀ ما بر قدرت خویش و بر اینکه تو رسولی از جانب الله هستی برایت بنمایانیم.

(۲۴) - ای موسی- به‏سوی فرعون برو، که در کفر و سرکشی در برابر الله از حد گذشته است.

(۲۵) موسی ÷ گفت: پروردگارا، سینهام را برایم بگشای تا آزار را تحمل کنم.

(۲۶) و کارم را بر من آسان گردان.

(۲۷) و مرا بر گفتن کلام فصیح توانا گردان.

(۲۸) تا آنگاه که رسالت تو را برای‏شان میرسانم سخنم را بفهمند.

(۲۹) و از خانوادهام یاوری برایم قرار بده تا در امورم به من یاری رساند.

(۳۰) برادرم هاورن پسر عمران را.

(۳۱) پشتم را به او قوی گردان.

(۳۲) و او را شریک من در رسالت قرار بده.

(۳۳) تا بسیار تسبیح تو را بگوییم.

(۳۴) و تو را فراوان یاد کنیم.

(۳۵) بهراستیکه تو نسبت به ما بینا هستی، و ذرهای از کار ما بر تو پوشیده نمی‏ماند.

(۳۶) الله فرمود: ای موسی آنچه خواستی به تو دادیم.

(۳۷) و به تحقیق که بار دیگر بر تو نعمت بخشیدیم.

برخی فواید آیات:

• وجوب درست شنیدن در امور مهم، که مهمترین آنها وحی نازل شده از جانب الله است.

• آغاز وحی به موسی ÷ مشتمل بر دو اصل در عقیده، یعنی: اقرار به توحید الله، و ایمان به قیامت بود، و دربردارنده مهمترین فریضه پس از ایمان یعنی نماز بود.

• همکاری میان دعوتگران برای دستیابی به هدف ضروری است؛ چنانکه الله برای موسی ÷ برادرش هارون ÷ را پیامبری قرار داد تا او را در ادای رسالت یاری رساند.

• اهمیت مهارت دعوتگر برای فهماندن به مدعوین.

﴿إِذۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰٓ أُمِّكَ مَا يُوحَىٰٓ٣٨ أَنِ ٱقۡذِفِيهِ فِي ٱلتَّابُوتِ فَٱقۡذِفِيهِ فِي ٱلۡيَمِّ فَلۡيُلۡقِهِ ٱلۡيَمُّ بِٱلسَّاحِلِ يَأۡخُذۡهُ عَدُوّٞ لِّي وَعَدُوّٞ لَّهُۥۚ وَأَلۡقَيۡتُ عَلَيۡكَ مَحَبَّةٗ مِّنِّي وَلِتُصۡنَعَ عَلَىٰ عَيۡنِيٓ٣٩ إِذۡ تَمۡشِيٓ أُخۡتُكَ فَتَقُولُ هَلۡ أَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ مَن يَكۡفُلُهُۥۖ فَرَجَعۡنَٰكَ إِلَىٰٓ أُمِّكَ كَيۡ تَقَرَّ عَيۡنُهَا وَلَا تَحۡزَنَۚ وَقَتَلۡتَ نَفۡسٗا فَنَجَّيۡنَٰكَ مِنَ ٱلۡغَمِّ وَفَتَنَّٰكَ فُتُونٗاۚ فَلَبِثۡتَ سِنِينَ فِيٓ أَهۡلِ مَدۡيَنَ ثُمَّ جِئۡتَ عَلَىٰ قَدَرٖ يَٰمُوسَىٰ٤٠ وَٱصۡطَنَعۡتُكَ لِنَفۡسِي٤١ ٱذۡهَبۡ أَنتَ وَأَخُوكَ بِ‍َٔايَٰتِي وَلَا تَنِيَا فِي ذِكۡرِي٤٢ ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ٤٣ فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ٤٤ قَالَا رَبَّنَآ إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفۡرُطَ عَلَيۡنَآ أَوۡ أَن يَطۡغَىٰ٤٥ قَالَ لَا تَخَافَآۖ إِنَّنِي مَعَكُمَآ أَسۡمَعُ وَأَرَىٰ٤٦ فَأۡتِيَاهُ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرۡسِلۡ مَعَنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَلَا تُعَذِّبۡهُمۡۖ قَدۡ جِئۡنَٰكَ بِ‍َٔايَةٖ مِّن رَّبِّكَۖ وَٱلسَّلَٰمُ عَلَىٰ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلۡهُدَىٰٓ٤٧ إِنَّا قَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡنَآ أَنَّ ٱلۡعَذَابَ عَلَىٰ مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ٤٨ قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا يَٰمُوسَىٰ٤٩ قَالَ رَبُّنَا ٱلَّذِيٓ أَعۡطَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ خَلۡقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ٥٠ قَالَ فَمَا بَالُ ٱلۡقُرُونِ ٱلۡأُولَىٰ٥١ [طه: ۳۸-۵۱].

(۳۸) آنگاه که آنچه را باید به مادرت الهام میشد الهام کردیم از آنچه که الله تو را با آن از مکر فرعون حفظ کرد.

(۳۹) به تحقیق هنگام الهام به او، بر او امر کردیم که: او را پس از ولادتش در صندوق بگذار، و صندوق را در دریا بینداز، که دریا به فرمان ما او را به ساحل خواهد انداخت، آنگاه دشمن من و دشمن او، یعنی فرعون او را میگیرد، و محبتی از جانب خودم بر تو قرار دادم، تا مردم تو را دوست بدارند، و برای اینکه در برابر دیده و در حفظ و توجه من پرورش یابی.

(۴۰) آنگاه که خواهرت خارج شد و حرکت میکرد و هرجا که تابوت میرفت آن را دنبال میکرد، پس به کسانیکه آن را گرفتند گفت: آیا شما را به کسیکه از او محافظت کند و او را شیر و پرورش دهد راهنمایی کنم؟ آنگاه با بازگردان تو به‏سوی مادرت بر تو نعمت ارزانی داشتیم تا با بازگشت تو به‏سوی خویش شاد گردد، و به خاطر تو اندوه نخورَد؛ و قبطیای که بر او مشت زدی را کُشتی، آنگاه با نجات دادن تو از کیفر بر تو نعمت ارزانی داشتیم، و بارها تو را از هر امتحانی که با آن روبهرو شدی رهایی دادیم، پس خارج شدی و چند سال در میان اهل مدین ماندی، سپس ای موسی در زمانیکه برایت مقدر شده بود که در آن وقت برای سخن گفتنت با من میآیی آمدی.

(۴۱) و تو را برگزیدم که رسولی از جانب من باشی تا آنچه را به تو وحی میکنم به مردم ابلاغ کنی.

(۴۲) - ای موسی- تو و برادرت هارون آیات دلالت کنندۀ ما بر قدرت و یگانگی الله را ببرید، و از یاد من و از دعوت به‏سوی من سستی نکنید.

(۴۳) به‏سوی فرعون بروید، که او در کفر و نافرمانیِ الله از حد گذشته است.

(۴۴) پس سخنی نرم و بدون تندی به او بگویید؛ امید است که پند پذیرد، و از الله بترسد آنگاه توبه کند.

(۴۵) موسی ÷ و هارون ÷ گفتند: بهراستی ما میترسیم از اینکه قبل از تمام شدن دعوتش در کیفر عجله کند، یا با قتل یا غیر آن در ستم به ما از حد بگذرد.

(۴۶) الله به آن دو فرمود: نترسید؛ بهراستیکه من با یاری و تأیید همراه شما هستم، و آنچه را که میان شما و او رخ میدهد میشنوم و میبینم.

(۴۷) پس به‏سویش بروید، و به او بگویید: - ای فرعون- در حقیقت ما دو رسول پروردگارت هستیم پس بنیاسرائیل را همراه ما بفرست، و آنها را با کشتن پسران‏شان، و زنده نگهداشتن زنان‏شان شکنجه نکن، بهراستیکه ما برهانی از جانب پروردگارت بر راستگویی خویش آوردهایم، و نجات از عذاب الله برای کسی است که ایمان آورد، و از هدایت الله پیروی کند.

(۴۸) بهراستیکه الله بر ما وحی کرده که عذاب در دنیا و آخرت برای کسی است که آیات الله را تکذیب کند، و از آنچه رسولان آوردهاند روی بگرداند.

(۴۹) فرعون با انکار آنچه آن دو آورده بودند گفت: ای موسی پروردگار شما دو نفر که ادعا میکنید او شما را به‏سوی من فرستاده است کیست؟

(۵۰) موسی ÷ گفت: پروردگار ما همان ذاتی است که به هر چیزی صورت و شکل مناسب خودش را داد، سپس مخلوقات را به آنچه برایش آفریده شده بودند هدایت کرد.

(۵۱) فرعون گفت: پس امتهای پیشین که بر کفر بودند چه وضعیتی دارند؟

برخی فواید آیات:

• توجه کامل الله به کلیمِ خویش موسی ÷ و پیامبران و رسولان ، و وارثان آنها نیز بر اساس احوال‏شان در برابر الله سهمی از این توجه دارند.

• از هدایت عمومی مخلوقات این است که هر مخلوقی برای منافع و دفع زیانها از خودش که برایش آفریده شده است میکوشد.

• بیان فضیلت امر به معروف و نهی از منکر، و اینکه این کار با سخن نرم در برابر کسیکه صاحب قدرت است، و محافظت را در برابر او تأمین میکند صورت گیرد.

• الله همان ذاتی است که علم غیب گذشته و حال و آینده، فقط به او اختصاص دارد.

﴿قَالَ عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَٰبٖۖ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسَى٥٢ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مَهۡدٗا وَسَلَكَ لَكُمۡ فِيهَا سُبُلٗا وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّن نَّبَاتٖ شَتَّىٰ٥٣ كُلُواْ وَٱرۡعَوۡاْ أَنۡعَٰمَكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلنُّهَىٰ٥٤ ۞مِنۡهَا خَلَقۡنَٰكُمۡ وَفِيهَا نُعِيدُكُمۡ وَمِنۡهَا نُخۡرِجُكُمۡ تَارَةً أُخۡرَىٰ٥٥ وَلَقَدۡ أَرَيۡنَٰهُ ءَايَٰتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَىٰ٥٦ قَالَ أَجِئۡتَنَا لِتُخۡرِجَنَا مِنۡ أَرۡضِنَا بِسِحۡرِكَ يَٰمُوسَىٰ٥٧ فَلَنَأۡتِيَنَّكَ بِسِحۡرٖ مِّثۡلِهِۦ فَٱجۡعَلۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكَ مَوۡعِدٗا لَّا نُخۡلِفُهُۥ نَحۡنُ وَلَآ أَنتَ مَكَانٗا سُوٗى٥٨ قَالَ مَوۡعِدُكُمۡ يَوۡمُ ٱلزِّينَةِ وَأَن يُحۡشَرَ ٱلنَّاسُ ضُحٗى٥٩ فَتَوَلَّىٰ فِرۡعَوۡنُ فَجَمَعَ كَيۡدَهُۥ ثُمَّ أَتَىٰ٦٠ قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ وَيۡلَكُمۡ لَا تَفۡتَرُواْ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا فَيُسۡحِتَكُم بِعَذَابٖۖ وَقَدۡ خَابَ مَنِ ٱفۡتَرَىٰ٦١ فَتَنَٰزَعُوٓاْ أَمۡرَهُم بَيۡنَهُمۡ وَأَسَرُّواْ ٱلنَّجۡوَىٰ٦٢ قَالُوٓاْ إِنۡ هَٰذَٰنِ لَسَٰحِرَٰنِ يُرِيدَانِ أَن يُخۡرِجَاكُم مِّنۡ أَرۡضِكُم بِسِحۡرِهِمَا وَيَذۡهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ ٱلۡمُثۡلَىٰ٦٣ فَأَجۡمِعُواْ كَيۡدَكُمۡ ثُمَّ ٱئۡتُواْ صَفّٗاۚ وَقَدۡ أَفۡلَحَ ٱلۡيَوۡمَ مَنِ ٱسۡتَعۡلَىٰ٦٤ [طه: ۵۲-۶۴].

(۵۲) موسی ÷ به فرعون گفت: علم آنچه که آن امتها بر آن بودهاند نزد پروردگارم، در لوح محفوظ ثبت شده است. پروردگارم در آگاهی از آنها مرتکب اشتباه نمیشود و آنچه را از آنها میداند فراموش نمیکند.

(۵۳) نزد همان پروردگارم که زمین را برای‏تان آماده برای زندگی روی آن ساخت، و در آن برای‏تان راههای مناسب برای حرکت در آنها قرار داد، و آب باران را از آسمان فرو فرستاد، سپس با آن آب انواع گیاهان مختلف را خارج کردیم.

(۵۴) - ای مردم- از پاکیزههایی که برای‏تان خارج کردیم بخورید، و دامهای‏تان را بچرانید، بهراستیکه در این نعمتهای مذکور دلایلی بر قدرت و یگانگی الله برای خردمندان وجود دارد.

(۵۵) از خاک زمین، پدرتان آدم ÷ را آفریدیم، و وقتیکه بمیرید شما را با دفن به آن بازمیگردانیم، و بار دیگر برای برانگیختن در روز قیامت شما را از آن درمیآوریم.

(۵۶) و به تحقیق که ما تمام آیات نهگانۀ خویش را بر فرعون آشکار کردیم، و آنها را مشاهده کرد اما آنها را تکذیب کرد، و از اینکه ایمان به الله را بپذیرد خودداری کرد.

(۵۷) فرعون گفت: - ای موسی- آیا نزدمان آمدهای تا با سحری که آوردهای ما را از مصر خارج کنی تا فرمانروایی آن برای خودت بماند؟

(۵۸) پس – ای موسی- سحری مانند سحر خودت برایت خواهیم آورد، پس میان ما و میان خودت موعدی در زمان معین و مکان مشخصی قرار بده، که نه ما از آن تخلف کنیم و نه تو از آن تخلف ورزی، و باید مکانی هموار و مساوی میان هر دو گروه باشد.

(۵۹) موسی ÷ به فرعون گفت: موعد میان ما و شما روز عید است که مردم هنگام برآمدن آفتاب برای جشن گرفتن عیدِ خویش اجتماع میکنند.

(۶۰) آنگاه فرعون پشت کرد و رفت، و مکر و حیلههایش را گرد آورد، سپس در زمان و مکان مشخص برای زورآزمایی آمد.

(۶۱) موسی ÷ درحالیکه ساحرانِ فرعون را اندرز میداد گفت: بترسید، و با سحری که مردم را با آن فریب میدهید بر الله دروغ نبندید که شما را به عذابی از جانب خویش ریشهکن میکند، و به تحقیق هرکس که بر الله دروغ بندد زیان دیده است.

(۶۲) آنگاه ساحران چون کلام موسی ÷ را شنیدند با یکدیگر به جَرّ و بحث پرداختند، و پنهانی میان یکدیگر نجوا کردند.

(۶۳) ساحران پنهانی به یکدیگر گفتند: بهراستیکه موسی و هارون دو ساحر هستند، و با سحری که آوردهاند میخواهند شما را از مصر برانند، و سنت برتر شما در زندگی، و عقیدۀ والاتر شما را از بین ببرند.

(۶۴) پس کارتان را محکم کنید، و در آن اختلاف نورزید، سپس به صف پیش آیید، و آنچه را که دارید یکباره بیفکنید، و به تحقیق هرکس امروز بر دشمن خویش چیره شود به مطلوب دست یافته است.

برخی فواید آیات:

• درآوردن اصناف گیاهان با انواع و رنگهای مختلف از زمین دلیلی آشکار بر قدرت الله تعالی و وجود آفریدگار است.

• آیات فوق دو دلیل آشکار عقلی بر بازگشت را بیان کردهاند: یکی درآوردن گیاه از زمین پس از مرگش، دومی درآوردن و ایجاد افراد مکلف از زمین.

• کفر فرعون از روی عناد بود؛ زیرا او نشانهها را آشکارا و نه بر اساس خبردادن، مشاهده نمود، و در اعماق نفسش به آنها قانع شد.

• موسی ÷ روز عید را برگزید؛ تا در برابر تمام مردم در اجتماع سالانه، کلمۀ الله برتری یابد، و دینش آشکار شود، و کفر سرنگون گردد تا خبر شایع شود.

﴿قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلۡقِيَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَلۡقَىٰ٦٥ قَالَ بَلۡ أَلۡقُواْۖ فَإِذَا حِبَالُهُمۡ وَعِصِيُّهُمۡ يُخَيَّلُ إِلَيۡهِ مِن سِحۡرِهِمۡ أَنَّهَا تَسۡعَىٰ٦٦ فَأَوۡجَسَ فِي نَفۡسِهِۦ خِيفَةٗ مُّوسَىٰ٦٧ قُلۡنَا لَا تَخَفۡ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡأَعۡلَىٰ٦٨ وَأَلۡقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلۡقَفۡ مَا صَنَعُوٓاْۖ إِنَّمَا صَنَعُواْ كَيۡدُ سَٰحِرٖۖ وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّاحِرُ حَيۡثُ أَتَىٰ٦٩ فَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سُجَّدٗا قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِرَبِّ هَٰرُونَ وَمُوسَىٰ٧٠ قَالَ ءَامَنتُمۡ لَهُۥ قَبۡلَ أَنۡ ءَاذَنَ لَكُمۡۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِي عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحۡرَۖ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَرۡجُلَكُم مِّنۡ خِلَٰفٖ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمۡ فِي جُذُوعِ ٱلنَّخۡلِ وَلَتَعۡلَمُنَّ أَيُّنَآ أَشَدُّ عَذَابٗا وَأَبۡقَىٰ٧١ قَالُواْ لَن نُّؤۡثِرَكَ عَلَىٰ مَا جَآءَنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلَّذِي فَطَرَنَاۖ فَٱقۡضِ مَآ أَنتَ قَاضٍۖ إِنَّمَا تَقۡضِي هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَآ٧٢ إِنَّآ ءَامَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغۡفِرَ لَنَا خَطَٰيَٰنَا وَمَآ أَكۡرَهۡتَنَا عَلَيۡهِ مِنَ ٱلسِّحۡرِۗ وَٱللَّهُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ٧٣ إِنَّهُۥ مَن يَأۡتِ رَبَّهُۥ مُجۡرِمٗا فَإِنَّ لَهُۥ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ٧٤ وَمَن يَأۡتِهِۦ مُؤۡمِنٗا قَدۡ عَمِلَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلدَّرَجَٰتُ ٱلۡعُلَىٰ٧٥ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ مَن تَزَكَّىٰ٧٦ [طه: ۶۵-۷۶].

(۶۵) ساحران به موسی ÷ گفتند: ای موسی، یکی از این دو امر را انتخاب کن: اینکه تو با افکندن سحری که داری آغازگر باشی، یا ما با آن آغاز کنیم.

(۶۶) موسی ÷ گفت: بلکه ابتدا شما آنچه را که دارید بیفکنید، پس آنچه داشتند افکندند، بهناگاه ریسمانها و عصاهای‏شان که افکندند بر اثر سحرشان در خیال موسی ÷ مارهایی تصور میشدند که به سرعت حرکت میکردند.

(۶۷) آنگاه موسی ÷ به‏سبب کاری که کردند ترسی در نفس خویش پنهان کرد.

(۶۸) الله برای آرام کردن موسی ÷ به او گفت: از آنچه که به خیالت آمده نترس، - ای موسی- بهراستیکه تو با غلبه و پیروزی بر آنها برتری.

(۶۹) و عصایی را که در دست راستت است بیفکن تبدیل به ماری میشود و سحری را که آنها ساختند میبلعد، زیرا آنچه آنها ساختند چیزی جز نیرنگی سحری نیست، و ساحر هرجا که باشد به مطلوب دست نمییابد.

(۷۰) پس موسی ÷ عصایش را افکند. بهناگاه تبدیل به ماری شد، و آنچه را که ساحران ساخته بودند بلعید، پس ساحران چون دانستند که آنچه موسی ÷ دارد سحر نیست و فقط از جانب الله است برای الله به سجده افتادند، و گفتند: به پروردگار موسی و هارون، و پروردگار تمام مخلوقات ایمان آوردیم.

(۷۱) فرعون برای اعتراض و تهدید ساحران به خاطر ایمان‏شان به آنها گفت: آیا به موسی ایمان آوردید پیش از اینکه اجازۀ این کار را به شما بدهم؟! – ای ساحران- همانا موسی رئیس شماست که سحر را به شما آموخته است، بدون تردید از هر یک از شما یک پا و یک دست را به صورت مخالف قطع میکنم، و بدنهای‏تان را بر تنههای درختان خرما به دار میآویزم تا بمیرید، و عبرتی برای دیگران باشید، و آنگاه بدانید کدامیک از ما عذابی سختتر و بادوامتر دارد: من یا پروردگار موسی؟!

(۷۲) ساحران به فرعون گفتند: - ای فرعون- هرگز پیروی از تو را بر پیروی از نشانههای آشکاری که نزدمان آمده است ترجیح نخواهیم داد، و هرگز تو را بر الله که ما را آفریده برتری نخواهیم داد، پس هر کاری که میتوانی در مورد ما انجام بدهی انجام ده، تو قدرتی جز در این دنیای فانی بر ما نداری، و بهزودی قدرتت از بین خواهد رفت.

(۷۳) همانا ما به پروردگارمان ایمان آوردیم امید است که گناهان پیشین ما از کفر و غیر آن را از ما محو گردانَد، و گناه سحری را که ما را بر آموختن و تمرین آن و شکست موسی ÷ با آن مجبور ساختی از ما پاک کند، و الله از آنچه که تو به ما وعده دادی پاداش بهتری میدهد، و از عذابی که تو ما را به آن تهدید میکنی عذابی بادوامتر میدهد.

(۷۴) بهراستیکه مسأله و نتیجه این است که هرکس در روز قیامت در حالی نزد پروردگارش برود که به او کافر است آتش جهنم برایش است که در آن وارد میشود و برای همیشه در آن میماند، و نه در آن میمیرد تا از عذابش راحت شود، و نه زنده گشته و به زندگیِ پاکی برمیگردد.

(۷۵) و هرکس در روز قیامت در حالی نزد پروردگارش رود که به او مؤمن است و اعمال صالح انجام داده است اینها که صفات بزرگ مذکور را دارند منازلی رفیع و درجاتی والا برای‏شان است.

(۷۶) این درجات همان بهشتهای جاویدانی است که نهرها از زیر کاخهای‏شان جاری است و برای همیشه در آن میمانند، و این پاداش مذکور، پاداش هرکسی است که از کفر و گناهان پاک شود.

برخی فواید آیات:

• ساحر هر جایی از زمین برود و هر چارهجوییای که به خرج دهد رستگار نمی‏شود و نجات نمییابد، و هدفش چه خیر باشد و چه شر با سحر به دست نمیآید.

• ایمان معجزات را میسازد؛ چنانکه ایمان ساحران استوارتر از کوهها بود، که عذاب دنیا بر آنها آسان شد، و به تهدید فرعون اهمیت ندادند.

• عادت ستمکاران، تهدید به عذاب سخت برای پیروان حق و زیادهروی در این کار برای تحقیر و خوار ساختن است.

﴿وَلَقَدۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَسۡرِ بِعِبَادِي فَٱضۡرِبۡ لَهُمۡ طَرِيقٗا فِي ٱلۡبَحۡرِ يَبَسٗا لَّا تَخَٰفُ دَرَكٗا وَلَا تَخۡشَىٰ٧٧ فَأَتۡبَعَهُمۡ فِرۡعَوۡنُ بِجُنُودِهِۦ فَغَشِيَهُم مِّنَ ٱلۡيَمِّ مَا غَشِيَهُمۡ٧٨ وَأَضَلَّ فِرۡعَوۡنُ قَوۡمَهُۥ وَمَا هَدَىٰ٧٩ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ قَدۡ أَنجَيۡنَٰكُم مِّنۡ عَدُوِّكُمۡ وَوَٰعَدۡنَٰكُمۡ جَانِبَ ٱلطُّورِ ٱلۡأَيۡمَنَ وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَنَّ وَٱلسَّلۡوَىٰ٨٠ كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ وَلَا تَطۡغَوۡاْ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيۡكُمۡ غَضَبِيۖ وَمَن يَحۡلِلۡ عَلَيۡهِ غَضَبِي فَقَدۡ هَوَىٰ٨١ وَإِنِّي لَغَفَّارٞ لِّمَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا ثُمَّ ٱهۡتَدَىٰ٨٢ ۞وَمَآ أَعۡجَلَكَ عَن قَوۡمِكَ يَٰمُوسَىٰ٨٣ قَالَ هُمۡ أُوْلَآءِ عَلَىٰٓ أَثَرِي وَعَجِلۡتُ إِلَيۡكَ رَبِّ لِتَرۡضَىٰ٨٤ قَالَ فَإِنَّا قَدۡ فَتَنَّا قَوۡمَكَ مِنۢ بَعۡدِكَ وَأَضَلَّهُمُ ٱلسَّامِرِيُّ٨٥ فَرَجَعَ مُوسَىٰٓ إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ غَضۡبَٰنَ أَسِفٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ أَلَمۡ يَعِدۡكُمۡ رَبُّكُمۡ وَعۡدًا حَسَنًاۚ أَفَطَالَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡعَهۡدُ أَمۡ أَرَدتُّمۡ أَن يَحِلَّ عَلَيۡكُمۡ غَضَبٞ مِّن رَّبِّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُم مَّوۡعِدِي٨٦ قَالُواْ مَآ أَخۡلَفۡنَا مَوۡعِدَكَ بِمَلۡكِنَا وَلَٰكِنَّا حُمِّلۡنَآ أَوۡزَارٗا مِّن زِينَةِ ٱلۡقَوۡمِ فَقَذَفۡنَٰهَا فَكَذَٰلِكَ أَلۡقَى ٱلسَّامِرِيُّ٨٧ [طه: ۷۷-۸۷].

(۷۷) و در حقیقت به موسی ÷ وحی کردیم: بندگانم را شبانه از مصر حرکت بده تا هیچکس متوجه آنها نشود، و پس از زدن عصا به دریا راهی خشک و ایمن در دریا برای‏شان قرار بده، که نه از رسیدن فرعون و اشراف او به خودت بترسی، و نه از غرق شدن در دریا بیم داشته باشی.

(۷۸) پس فرعون همراه لشکریانش آنها را دنبال کرد، و دریا او و لشکریانش را آنگونه که باید فرا میگرفت و حقیقت آن را جز الله نمیداند پوشانید، آنگاه همگی غرق و نابود شدند، و موسی ÷ و همراهیانش نجات یافتند.

(۷۹) و فرعون قومش را با کفری که برای‏شان آراست، و با باطلی که آنها را با آن فریفت گمراه کرد، و هرگز آنها را به راه هدایت راهنمایی نکرد.

(۸۰) و پس از اینکه بنیاسرائیل را از فرعون و لشکریانش رهانیدیم به آنها گفتیم: ای بنیاسرائیل، به تحقیق که شما را از دشمن‏تان نجات دادیم، و به شما وعده دادیم که در سمت راست درۀ واقع در کنار کوه طور با موسی ÷ سخن بگوییم، و در بیابان تیه که سرگردان بودید از نعمت خویش شرابی شیرین مانند عسل و پرندهای کوچک با گوشت لذیذ شبیه بلدرچین برای‏تان فرو فرستادیم.

(۸۱) از غذاهای حلال و لذیذی که به شما روزی دادیم بخورید، و از آنچه که برای‏تان مباح کردهایم به آنچه که برای‏تان حرام گردانیدیم تجاوز نکنید، که در این صورت خشم من بر شما نازل میشود، و هرکس که خشم من بر او نازل شود به تحقیق که نابود شده است و در دنیا و آخرت بدبخت گشته است.

(۸۲) و بهراستیکه من برای کسیکه به‏سوی من توبه کند و ایمان آوَرَد، و عمل صالح انجام دهد، سپس بر حق استقامت ورزد بسیار آمرزنده و بخشنده هستم.

(۸۳) و – ای موسی- چه چیزی تو را به شتاب واداشت که از قومت پیشی گرفتی و آنها را پشت سرت رها کردی؟

(۸۴) موسی ÷ گفت: البته آنها در پی من هستند و بهزودی به من میپیوندند، و از قومم به‏سوی تو پیشی گرفتم تا به خاطر شتافتنم به‏سوی تو از من راضی گردی.

(۸۵) الله فرمود: بهراستی ما قومت را که آنها را پشت سرت گذاشتی با عبادت گوساله آزمودیم، و سامری آنها را به عبادت گوساله فراخواند، و با آن گمراه ساخت.

(۸۶) آنگاه موسی ÷ خشمگین به خاطر عبادت گوساله توسط قومش و اندوهگین به خاطر آنها نزدشان بازگشت، موسی ÷ گفت: ای قوم من، آیا الله وعدهای نیکو به شما نداد که تورات را بر شما فرو میفرستد، و شما را به بهشت درمیآورد، پس آیا زمانی طولانی بر شما گذشت که فراموش کردید؟ یا با این کارتان خواستید خشمی از جانب پروردگارتان بر شما نازل شود، و عذابش بر شما واقع گردد، و به این منظور با وعدۀ من بر ثبات بر طاعت تا اینکه نزدتان بازگردم مخالفت کردید؟!

(۸۷) قوم موسی ÷ گفتند: - ای موسی- به اختیار خویش با وعدۀ تو مخالفت نکردیم، بلکه به اضطرار این کار را کردیم، بارهای سنگینی از زیورآلات قوم فرعون به دوش کشیده بودیم، پس آنها را در گودالی افکندیم تا از آنها رهایی یابیم، و همانگونه که ما آنها را در گودال افکندیم سامری نیز خاک سم اسب جبریل ÷ را که همراهش بود افکند.

برخی فواید آیات:

• یکی از سنتهای الله انتقام او تعالی از مجرمان است به آنچه که سینههای مؤمنان را شفا میبخشد، و چشمان‏شان را خنک میگرداند، وخشم دلهای‏شان را از بین میبرد.

• ستمگر هم بر خودش و هم بر قومش شوم است؛ زیرا آنها را از راه راست گمراه میسازد، و آنها را نه به خیر هدایت میکند و نه به رستگاری.

• نعمتها نگهداری و شکر زیاد را ایجاب میکنند و انکار آنها موجب رسیدن و نزول خشم الله میگردد.

• الله همیشه برای کسیکه از شکر و کفر و گناه توبه کند، و به او تعالی ایمان آورد و اعمال صالح انجام دهد، سپس بر این کار استقامت ورزد تا بر آن بمیرد آمرزنده است.

• شتاب هر چند به‏طور کلی مذموم است اما در امر دین ستوده شده است.

﴿فَأَخۡرَجَ لَهُمۡ عِجۡلٗا جَسَدٗا لَّهُۥ خُوَارٞ فَقَالُواْ هَٰذَآ إِلَٰهُكُمۡ وَإِلَٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِيَ٨٨ أَفَلَا يَرَوۡنَ أَلَّا يَرۡجِعُ إِلَيۡهِمۡ قَوۡلٗا وَلَا يَمۡلِكُ لَهُمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗا٨٩ وَلَقَدۡ قَالَ لَهُمۡ هَٰرُونُ مِن قَبۡلُ يَٰقَوۡمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِۦۖ وَإِنَّ رَبَّكُمُ ٱلرَّحۡمَٰنُ فَٱتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوٓاْ أَمۡرِي٩٠ قَالُواْ لَن نَّبۡرَحَ عَلَيۡهِ عَٰكِفِينَ حَتَّىٰ يَرۡجِعَ إِلَيۡنَا مُوسَىٰ٩١ قَالَ يَٰهَٰرُونُ مَا مَنَعَكَ إِذۡ رَأَيۡتَهُمۡ ضَلُّوٓاْ٩٢ أَلَّا تَتَّبِعَنِۖ أَفَعَصَيۡتَ أَمۡرِي٩٣ قَالَ يَبۡنَؤُمَّ لَا تَأۡخُذۡ بِلِحۡيَتِي وَلَا بِرَأۡسِيٓۖ إِنِّي خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقۡتَ بَيۡنَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَلَمۡ تَرۡقُبۡ قَوۡلِي٩٤ قَالَ فَمَا خَطۡبُكَ يَٰسَٰمِرِيُّ٩٥ قَالَ بَصُرۡتُ بِمَا لَمۡ يَبۡصُرُواْ بِهِۦ فَقَبَضۡتُ قَبۡضَةٗ مِّنۡ أَثَرِ ٱلرَّسُولِ فَنَبَذۡتُهَا وَكَذَٰلِكَ سَوَّلَتۡ لِي نَفۡسِي٩٦ قَالَ فَٱذۡهَبۡ فَإِنَّ لَكَ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَۖ وَإِنَّ لَكَ مَوۡعِدٗا لَّن تُخۡلَفَهُۥۖ وَٱنظُرۡ إِلَىٰٓ إِلَٰهِكَ ٱلَّذِي ظَلۡتَ عَلَيۡهِ عَاكِفٗاۖ لَّنُحَرِّقَنَّهُۥ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُۥ فِي ٱلۡيَمِّ نَسۡفًا٩٧ إِنَّمَآ إِلَٰهُكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ وَسِعَ كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمٗا٩٨ [طه: ۸۸-۹۸].

(۸۸) پس سامری از آن زیورها پیکر گوسالهای بدون روح، که صدایی مانند صدای گاو داشت برای بنیاسرائیل درآورد، آنگاه کسانی از آنها که به کار سامری فریب خوردند گفتند: این همان معبود شما و معبود موسی ÷ است که آن را فراموش کرد و آن را در اینجا، جا گذاشت.

(۸۹) آیا اینها که به گوساله فریب خوردند و آن را عبادت کردند نمیبینند که گوساله با آنها سخن نمیگوید و پاسخشان را نمیدهد، و نه بر دفع ضرر از آنها و نه از غیرشان، و نه بر جلب منفعت برای خودش و نه برای دیگران توانا نیست.

(۹۰) و به تحقیق که هارون ÷ قبل از بازگشت موسی ÷ به آنها گفته بود: در ساختن گوساله از طلا و صدای آن جز آزمایشی برای‏تان نیست تا مؤمن از کافر آشکار گردد، و – ای قوم من- همانا پروردگارتان همان ذاتی است که مالک رحمت است؛ نه کسیکه مالک هیچ زیان و نفعی برای‏تان نیست چه رسد به اینکه بر شما رحم کند. پس در عبادتِ او تعالی به یگانگی از من پیروی کنید، و از فرمانم مبنی بر ترک عبادت غیر او اطاعت کنید.

(۹۱) فریب خوردگان به عبادت گوساله گفتند: پیوسته در عبادت آن برقرار می‏مانیم تا اینکه موسی ÷ به‏سوی ما بازگردد.

(۹۲) موسی ÷ به برادرش هارون ÷ گفت: چه چیزی تو را بازداشت وقتی آنها را دیدی با عبادت گوساله به جای الله گمراه شدند.

(۹۳) که آنها را رها کنی و به من بپیوندی؟! آیا از امر من نافرمانی کردی آنگاه که تو را بر آنها جانشین قرار دادم؟!

(۹۴) و چون موسی ÷ با اعتراض بر کار برادرش ریش و موی سر او را گرفت و به‏سوی خود کشید هارون ÷ با دلجویی از برادرش به او گفت: نه ریشم را بگیر و نه موی سرم را، زیرا من برای ماندن همراه آنها معذور هستم، چون ترسیدم که اگر آنها را تنها رها کنم پراکنده شوند، آنگاه بگویی: همانا من بین آنها تفرقه انداختم، و سفارش تو در مورد آنها را نگاه نداشتم.

(۹۵) موسی ÷ به سامری گفت: ای سامری قضیه چیست؟ و چه چیزی تو را واداشت که این کار را انجام دهی؟

(۹۶) سامری به موسی ÷ گفت: چیزی را که آنها ندیدند دیدم، جبریل ÷ را سوار بر اسبی دیدم، آنگاه مشتی خاک از رد پای اسبش گرفتم، و آن را بر زیورهای قالب شده بر شکل گوساله انداختم، آنگاه پیکر گوسالهای صدا دار درست شد، و نیز نفس من آنچه را که انجام دادم برایم آراست.

(۹۷) موسی ÷ به سامری گفت: پس برو که برایت این باشد که تا وقتی زنده هستی بگویی: به کسی دست نمیزنم و کسی به من دست نزند، و کنار گذاشته شده زندگی کنی، و اینکه روز قیامت موعدی برایت باشد که در آن مورد محاسبه قرار می‏گیری و مجازات میشوی، الله هرگز این موعد را برایت تخلف نخواهد کرد، و به گوسالهات که آن را معبود خویش قرار داده بودی، و به جای الله او را عبادت میکردی بنگر، که آتشی بر آن خواهیم افروخت تا آن را ذوب کند، آنگاه او را در دریا خواهیم افکند بهگونهای که اثری از او باقی نماند.

(۹۸) - ای مردم- تنها معبود برحق شما الله است که معبود برحقی جز او نیست، و علمش بر هر چیزی احاطه دارد، پس علم هیچچیز از یاد او سبحانه نمیرود.

برخی فواید آیات:

• فریفتن مردم با جعل واقعیتها، روش گمراهان است.

• خشم پسندیده، هنگام دست اندازی به محارم الله ایجاد میشود.

• در آیات فوق، دلیلی بر نفی بدعتگزاران و گناهکاران و دوری از آنها، و اینکه با آنها مخالطه صورت نگیرد، وجود دارد.

• در آیات فوق، وجوب تفکر در شناخت الله از خلال تأثیرات او تعالی در هستی به دست میآید.

﴿كَذَٰلِكَ نَقُصُّ عَلَيۡكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ مَا قَدۡ سَبَقَۚ وَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ مِن لَّدُنَّا ذِكۡرٗا٩٩ مَّنۡ أَعۡرَضَ عَنۡهُ فَإِنَّهُۥ يَحۡمِلُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وِزۡرًا١٠٠ خَٰلِدِينَ فِيهِۖ وَسَآءَ لَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ حِمۡلٗا١٠١ يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِۚ وَنَحۡشُرُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ يَوۡمَئِذٖ زُرۡقٗا١٠٢ يَتَخَٰفَتُونَ بَيۡنَهُمۡ إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا عَشۡرٗا١٠٣ نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذۡ يَقُولُ أَمۡثَلُهُمۡ طَرِيقَةً إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا يَوۡمٗا١٠٤ وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡجِبَالِ فَقُلۡ يَنسِفُهَا رَبِّي نَسۡفٗا١٠٥ فَيَذَرُهَا قَاعٗا صَفۡصَفٗا١٠٦ لَّا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجٗا وَلَآ أَمۡتٗا١٠٧ يَوۡمَئِذٖ يَتَّبِعُونَ ٱلدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُۥۖ وَخَشَعَتِ ٱلۡأَصۡوَاتُ لِلرَّحۡمَٰنِ فَلَا تَسۡمَعُ إِلَّا هَمۡسٗا١٠٨ يَوۡمَئِذٖ لَّا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ إِلَّا مَنۡ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَرَضِيَ لَهُۥ قَوۡلٗا١٠٩ يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِۦ عِلۡمٗا١١٠ ۞وَعَنَتِ ٱلۡوُجُوهُ لِلۡحَيِّ ٱلۡقَيُّومِۖ وَقَدۡ خَابَ مَنۡ حَمَلَ ظُلۡمٗا١١١ وَمَن يَعۡمَلۡ مِنَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَا يَخَافُ ظُلۡمٗا وَلَا هَضۡمٗا١١٢ وَكَذَٰلِكَ أَنزَلۡنَٰهُ قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا وَصَرَّفۡنَا فِيهِ مِنَ ٱلۡوَعِيدِ لَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ أَوۡ يُحۡدِثُ لَهُمۡ ذِكۡرٗا١١٣ [طه: ۹۹-۱۱۳].

(۹۹) - ای رسول- همانگونه که قصۀ موسی ÷ و فرعون، و قصۀ قوم آن دو را برایت حکایت کردیم، قصص پیامبران و امتهای پیش از تو را برایت حکایت می‏کنیم تا آرامشی برایت باشد، و از جانب خویش قرآن برایت بخشیدهایم که هرکس پندپذیر باشد از آن پند میپذیرد.

(۱۰۰) هرکس از این قرآن که بر تو نازل شده، روی گردانَد چنانکه به آن ایمان نیاوَرَد، و به آنچه در آن آمده عمل نکند؛ به تحقیق که روز قیامت در حالی میآید که گناه بزرگی به دوش میکشد، و سزاوار عذابی دردآور است.

(۱۰۱) که برای همیشه در آن عذاب میماند، و چه بد است باری که آن را در روز قیامت به دوش میکشند.

(۱۰۲) روزیکه فرشته، بار دوم برای برانگیختن در صور میدمد، و در آن روز کافران را بر اثر تغییر رنگ (پوست) و چشمان‏شان از سختی مناظر هولناک قیامت که با آن روبهرو شدهاند کبود شده گرد میآوریم.

(۱۰۳) محرمانه با هم اینگونه راز میگویند: پس از مرگ جز ده شب در برزخ نماندیم.

(۱۰۴) ما به آنچه که آنها پنهانی به هم میگویند آگاهتر هستیم، و ذرهای از آن از دست ما نمیرود، آنگاه که خردمندترین آنها میگوید: در برزخ جز یک روز و نه بیشتر نماندید.

(۱۰۵) و – ای رسول- از تو در مورد وضعیت کوهها در روز قیامت میپرسند، به آنها بگو: پروردگارم کوهها را از ریشه برمیکند و و ریز ریز میسازد، آنگاه به گرد و خاک تبدیل میشوند.

(۱۰۶) آنگاه زمین را که کوهها را حمل میکرد مسطح و بدون بنا و بدون گیاه می‏گذارد.

(۱۰۷) - ای بینندۀ آن- به‏سبب مسطح بودن کامل زمین، هیچ انحراف و ارتفاع و پستیای در آن نمیبینی.

(۱۰۸) در آن روز مردم صدای دعوتگر به‏سوی محشر را پیروی میکنند، و هیچ بازگردانندهای از پیروی او برای‏شان نیست، و صداها از ترس برای رحمان خاموش می‏شوند، پس در آن روز جز صدایی آهسته نمیشنوی.

(۱۰۹) در آن روز بزرگ شفاعت هیچ شفاعت‏گری نفع نمیرساند مگر شفاعت‏گری که الله به او اجازه شفاعت دهد، و سخن او در شفاعت را بپسندد.

(۱۱۰) الله سبحانه آنچه از کار قیامت که مردم آن را پیش رو دارند، و آنچه که در دنیای‏شان پشت سر گذاشتهاند میداند، درحالیکه علم تمام بندگان به ذات و صفات الله احاطه ندارد.

(۱۱۱) و چهرههای بندگان خوار گردد، و برای ذات زندهای که نمیمیرد و امور بندگانش را مدیریت و اداره میکند فروتنی کنند، و هرکس که با قرار دادن خویش در معرض نابودی، گناه به دوش کشد زیان دیده است.

(۱۱۲) و هرکس اعمال صالح انجام دهد درحالیکه به الله و رسولانش ایمان دارد پاداشی کامل دارد، و از هیچ ستمی نمیترسد که به گناهی که نکرده است عذاب شود، و از هیچ کاستنی برای پاداش عمل صالحش نمیترسد.

(۱۱۳) و همانگونه که قصص پیشینیان را برایت فرو فرستادیم این قرآن را به زبان عربی روشن نازل کردیم، و در آن انواع تهدید و ترساندن را بیان کردیم؛ امید است که از الله بترسند، یا قرآن مایۀ پند و اندرز آنها شود.

برخی فواید آیات:

• تمام قرآن کریم یادآوری و اندرز برای امتها و ملتها و افراد، و شرف و افتخار برای انسانیت است.

• شفاعت هیچکس سودی نمیرساند مگر شفاعت کسیکه رحمان به او اجازه دهد، و سخنش در شفاعت را بپسندد.

• قرآن دربردارندۀ نیکوترین احکامی است که خردها و فطرتها به نیکی و کمال آنها گواهی میدهند.

• یک از آداب تعامل با قرآن روبهرو شدن با آن با قبول و تسلیم و تعظیم، و هدایت یافتن توسط نورش به‏سوی راه مستقیم، و روی آوردن بر آن با آموختن و آموزش دادن است.

• مجرمان در روز قیامت از اینکه با رویگردانی از آنچه به آنها نفع میرساند، و روی آوردن به آنچه به آنها ضرر میرساند اوقات زیادی تباه کردهاند، و به غفلت و فراموشی گذراندهاند پشیمان میشوند.

﴿فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡحَقُّۗ وَلَا تَعۡجَلۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مِن قَبۡلِ أَن يُقۡضَىٰٓ إِلَيۡكَ وَحۡيُهُۥۖ وَقُل رَّبِّ زِدۡنِي عِلۡمٗا١١٤ وَلَقَدۡ عَهِدۡنَآ إِلَىٰٓ ءَادَمَ مِن قَبۡلُ فَنَسِيَ وَلَمۡ نَجِدۡ لَهُۥ عَزۡمٗا١١٥ وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰ١١٦ فَقُلۡنَا يَٰٓـَٔادَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوّٞ لَّكَ وَلِزَوۡجِكَ فَلَا يُخۡرِجَنَّكُمَا مِنَ ٱلۡجَنَّةِ فَتَشۡقَىٰٓ١١٧ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعۡرَىٰ١١٨ وَأَنَّكَ لَا تَظۡمَؤُاْ فِيهَا وَلَا تَضۡحَىٰ١١٩ فَوَسۡوَسَ إِلَيۡهِ ٱلشَّيۡطَٰنُ قَالَ يَٰٓـَٔادَمُ هَلۡ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلۡخُلۡدِ وَمُلۡكٖ لَّا يَبۡلَىٰ١٢٠ فَأَكَلَا مِنۡهَا فَبَدَتۡ لَهُمَا سَوۡءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخۡصِفَانِ عَلَيۡهِمَا مِن وَرَقِ ٱلۡجَنَّةِۚ وَعَصَىٰٓ ءَادَمُ رَبَّهُۥ فَغَوَىٰ١٢١ ثُمَّ ٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَتَابَ عَلَيۡهِ وَهَدَىٰ١٢٢ قَالَ ٱهۡبِطَا مِنۡهَا جَمِيعَۢاۖ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوّٞۖ فَإِمَّا يَأۡتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدٗى فَمَنِ ٱتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشۡقَىٰ١٢٣ وَمَنۡ أَعۡرَضَ عَن ذِكۡرِي فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَةٗ ضَنكٗا وَنَحۡشُرُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ أَعۡمَىٰ١٢٤ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرۡتَنِيٓ أَعۡمَىٰ وَقَدۡ كُنتُ بَصِيرٗا١٢٥ [طه: ۱۱۴-۱۲۵].

(۱۱۴) پس الله، بلند مرتبه و پاک و باشکوه است، فرمانروایی که پادشاهی هر چیزی از آنِ اوست، ذاتیکه خودش حق و سخنش حق است، برتر از آن چیزی است که مشرکان او را توصیف میکنند. و – ای رسول- با قرائت قرآن همراه جبریل ÷ قبل از اینکه ابلاغش به تو تمام شود شتاب نکن، و بگو: پروردگارا در پرتو آنچه به من آموختی بر دانشم بیفزا.

الله پس از بیان قصۀ موسی ÷ و رویگردانی فرعون و غفلت بنیاسرائیل که این قصه دربردارد، قصۀ آدم ÷ را برای تشویق کسیکه گرفتار فراموشی شده، به بازگشت به طاعت الله بیان کرد و فرمود:

(۱۱۵) و بهراستیکه پیش از این آدم ÷ را به نخوردن از درخت ممنوع سفارش کردیم، و او را از این کار نهی کردیم، و سرانجامِ این کار را برایش توضیح دادیم، اما سفارش را فراموش کرد و از درخت خورد، و در برابر آن صبر نکرد، و برای حفظ آنچه او را به آن سفارش کردیم عزمی راسخ برایش نیافتیم.

(۱۱۶) و – ای رسول- به یاد آور آنگاه که به فرشتگان گفتیم: برای احترام در برابر آدم ÷ سجده کنید، آنگاه همگی به سجده افتادند جز ابلیس- که همراه‏شان بود اما از آنها نبود- از روی تکبر از سجده سر باز زد.

(۱۱۷) پس گفتیم: ای آدم، همانا ابلیس دشمن تو و دشمن همسرت است، پس تو و همسرت را با فرمان‏برداری از او در آنچه که به آن وسوسه میکند از بهشت بیرون نکند، تا به سختی و دشواری افتی.

(۱۱۸) همانا برای تو برعهدۀ الله است که در بهشت به تو طعام دهد تا گرسنه نمانی، و تو را بپوشاند تا عریان نمانی.

(۱۱۹) و اینکه تو را سیراب گرداند تا تشنه نشوی، و تو را سایه اندازد تا گرمای خورشید به تو نرسد.

(۱۲۰) پس شیطان آدم ÷ را وسوسه کرد، و به او گفت: آیا تو را به درختی راهنمایی کنم که هرکس از آن بخورد هرگز نمیمیرد، بلکه همیشه زنده باقی میماند، و ملکی همیشگی که قطع نمیگردد و پایان نمییابد به دست میآورد؟!

(۱۲۱) آنگاه آدم ÷ و حوا از آن درخت که از خوردن از آن نهی شده بودند خوردند، آنگاه عورتهای‏شان پس از اینکه پوشیده بود برای‏شان آشکار گشت، و به کندن برگهای درختان بهشت، و پوشاندن عورتهای‏شان با آنها آغاز کردند، و آدم ÷ با فرمان پروردگارش مخالفت کرد چون از فرمان او تعالی مبنی بر پرهیز از خوردن از آن درخت اطاعت نکرد، و به آنچه که برایش جایز نبود تجاوز کرد.

(۱۲۲) سپس الله او را برگزید و توبهاش را پذیرفت، و او را به راه راست هدایت کرد.

(۱۲۳) الله به آدم ÷ و حوا فرمود: شما دو تن و ابلیس از بهشت فرود آیید، که او دشمن شما و شما دشمن او هستید، پس اگر رهنمودی برای راه من از جانب من نزدتان آمد: که هرکس از شما از رهنمودهای من پیروی کند و به آن عمل کند و از آن منحرف نشود، نه از حق گمراه میگردد، و نه در آخرت با عذاب به سختی میافتد، بلکه الله او را به بهشت درمیآورد.

(۱۲۴) و هرکس از یاد من روی بگرداند و آن را نپذیرد، و آن را اجابت نکند، بهراستیکه زندگی تنگی در دنیا و در برزخ خواهد داشت، و در روز قیامت او را بدون چشم و حجت به‏سوی محشر میرانیم.

(۱۵) این رویگردان از یاد الله میگوید: پروردگارا، چرا مرا کور محشور کردی، درحالیکه در دنیا بینا بودم.

برخی فواید آیات:

• ادب در رویارویی با علم، و اینکه برای مستمع علم سزاوار است آرامش به خرج دهد و صبر کند تا اینکه املاکننده و معلم از کلامش که بخشهای آن به یکدیگر متصل است فارغ شود.

• آدم ÷ فراموش کرد پس فرزندانش نیز فراموش میکنند، و بر عزم استوار باقی نماند، و آنها نیز چنین هستند، و سریع توبه کرد پس الله او را آمرزید، و هرکس شبیه پدرش باشد ستم نمیبیند.

• فضیلت توبه؛ زیرا آدم ÷ پس از توبه بهتر از قبل توبه بود.

• زندگی تنگ در سرای دنیا، و در سرای برزخ، و در سرای آخرت برای کافران و گمراهان است.

﴿قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتۡكَ ءَايَٰتُنَا فَنَسِيتَهَاۖ وَكَذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمَ تُنسَىٰ١٢٦ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي مَنۡ أَسۡرَفَ وَلَمۡ يُؤۡمِنۢ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِۦۚ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبۡقَىٰٓ١٢٧ أَفَلَمۡ يَهۡدِ لَهُمۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّنَ ٱلۡقُرُونِ يَمۡشُونَ فِي مَسَٰكِنِهِمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلنُّهَىٰ١٢٨ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ لَكَانَ لِزَامٗا وَأَجَلٞ مُّسَمّٗى١٢٩ فَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ قَبۡلَ طُلُوعِ ٱلشَّمۡسِ وَقَبۡلَ غُرُوبِهَاۖ وَمِنۡ ءَانَآيِٕ ٱلَّيۡلِ فَسَبِّحۡ وَأَطۡرَافَ ٱلنَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرۡضَىٰ١٣٠ وَلَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ زَهۡرَةَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا لِنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِۚ وَرِزۡقُ رَبِّكَ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰ١٣١ وَأۡمُرۡ أَهۡلَكَ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱصۡطَبِرۡ عَلَيۡهَاۖ لَا نَسۡ‍َٔلُكَ رِزۡقٗاۖ نَّحۡنُ نَرۡزُقُكَۗ وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلتَّقۡوَىٰ١٣٢ وَقَالُواْ لَوۡلَا يَأۡتِينَا بِ‍َٔايَةٖ مِّن رَّبِّهِۦٓۚ أَوَ لَمۡ تَأۡتِهِم بَيِّنَةُ مَا فِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ١٣٣ وَلَوۡ أَنَّآ أَهۡلَكۡنَٰهُم بِعَذَابٖ مِّن قَبۡلِهِۦ لَقَالُواْ رَبَّنَا لَوۡلَآ أَرۡسَلۡتَ إِلَيۡنَا رَسُولٗا فَنَتَّبِعَ ءَايَٰتِكَ مِن قَبۡلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخۡزَىٰ١٣٤ قُلۡ كُلّٞ مُّتَرَبِّصٞ فَتَرَبَّصُواْۖ فَسَتَعۡلَمُونَ مَنۡ أَصۡحَٰبُ ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِيِّ وَمَنِ ٱهۡتَدَىٰ١٣٥ [طه: ۱۲۶-۱۳۵].

(۱۲۶) الله در پاسخ به او میگوید: مانند کاری است که در دنیا انجام دادی، که آیات ما در دنیا برایت آمد اما از آنها روی گرداندی و رها کردی، و همینطور امروز در عذاب رها میشوی.

(۱۲۷) و مانند این مجازات هرکس را که در شهوات حرام بکوشد، و از ایمان به دلایل آشکار پروردگار روی گردانَد مجازات میکنیم، و به‏طور قطع عذاب الله در آخرت رسوا کنندهتر و سختتر و بادوامتر از زندگی تنگ در دنیا و برزخ است.

(۱۲۸) آیا برای مشرکان امتهای زیادی که آنها را پیش از آنها نابود کردیم، و در مسکنهای این امتهای نابود شده راه میروند، و آثار نابودیای که آنها را فرا گرفت میبینند آشکار نشدهاند؟ بهراستیکه در نابودی و ویرانیای که به این امتهای زیاد رسید عبرتی برای خردمندان است.

(۱۲۹) و – ای رسول- اگر فرمانی پیش از این از جانب پروردگارت صادر نشده بود که او تعالی هیچکس را قبل از اقامۀ حجت بر او عذاب نکند، و اگر اجلی مُقَدَّر نزد او برای‏شان نبود به‏طور قطع عذاب‏شان را به تعجیل میانداخت؛ چون استحاق آن را دارند.

(۱۳۰) پس – ای رسول- بر اوصاف باطلی که این تکذیب کنندگان تو میگویند شکیبایی کن، و به ستایش پروردگارت در نماز صبح قبل از طلوع خورشید، و در نماز عصر قبل از غروب خورشید، و در نماز مغرب و عشا از ساعات شب، و در نماز ظهر هنگام زوال پس از پایان طرف اول روز و در نماز مغرب پس از پایان طرف دوم روز تسبیح گوی؛ امید است که نزد الله به پاداشی که به آن راضی میگردی برسی.

(۱۳۱) و به کالاهای گوناگونی از زیور زندگی دنیا که برای این تکذیب کنندگان قرار دادیم تا آنها را بیازماییم منگر، زیرا آنچه از این موارد برای‏شان قرار دادیم نابود شدنی است، و پاداش پروردگارت که آن را به تو وعده داده است تا راضی شوی از کالاهایی که آنها را در این دنیا بهرهمند ساختیم بهتر و بادوامتر است؛ چون هرگز پایان نمییابد.

(۱۳۲) و – ای رسول- خانوادهات را به ادای نماز امر کن، و خودت بر ادای آن شکیبایی کن، ما نه روزی خودت و نه روزی دیگران را از تو نمیجوییم، بلکه ما روزی تو را برعهده داریم، و سرانجام نیکو در دنیا و آخرت برای تقواپیشگان است که از الله میترسند، و اوامرش را اجرا، و نواهیاش را ترک میکنند.

(۱۳۳) و این کافران تکذیب کنندۀ پیامبر ج گفتند: چرا محمد نشانهای از جانب پروردگارش نمیآورد تا بر راستگویی او و اینکه فرستادهای است دلالت کند، آیا قرآن که تصدیق کنندۀ کتابهای آسمانی پیش از خود است برای این تکذیب کنندگان نیامده است؟!

(۱۳۴) و اگر ما این تکذیب کنندگان پیامبر ج را به‏سبب کفر و دشمنی آنها قبل از اینکه رسولی به‏سوی‏شان بفرستیم، و کتابی بر آنها نازل کنیم با نزول عذاب بر آنها نابود میساختیم به‏طور قطع در روز قیامت با دفاع از کفرشان میگفتند: - ای پروردگار ما- چرا پیش از اینکه خواری و ذلت به‏سبب عذابت به ما برسد در دنیا رسولی به‏سوی ما نفرستادی، تا به او ایمان آوریم و از آیاتی که آورده است پیروی کنیم؟!

(۱۳۵) - ای رسول- به این تکذیب کنندگان بگو: هر یک از ما و شما منتظر چیزی است که الله در مورد او اجرا میکند، پس – به یقین- بهزودی خواهید دانست که چه کسانی پیرو راه راست، و چه کسانی هدایتیافتگانند: ما یا شما؟

برخی فواید آیات:

• یکی از اسباب یاری رسان بر تحمل آزارهای رویگردانان، بهره بردن از اوقات بافضیلت در تسبیح با ستایش الله است.

• سزاوار است که بنده هرگاه خواهشی به‏سوی زینت دنیا و تمایل به آن در نفسش دید میان زیور نابود شدنی دنیا و نعمتهای همیشگی آخرت به‏طور دقیق بسنجد تا ببیند کدامیک با ارزشتر است.

• بنده باید نماز را آنگونه که حق برپاییاش است برپا دارد، و هرگاه کاری او را اندوهگین ساخت به پیروی از رسول ج نماز بگذارد و خانوادهاش را به نماز فرمان دهد، و خودش نیز در این کار شکیبایی پیشه کند.

• سرانجامِ زیبا و پسندیده همان بهشت پرهیزکاران است.

سورة الأنبیاء (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿ٱقۡتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمۡ وَهُمۡ فِي غَفۡلَةٖ مُّعۡرِضُونَ١ مَا يَأۡتِيهِم مِّن ذِكۡرٖ مِّن رَّبِّهِم مُّحۡدَثٍ إِلَّا ٱسۡتَمَعُوهُ وَهُمۡ يَلۡعَبُونَ٢ لَاهِيَةٗ قُلُوبُهُمۡۗ وَأَسَرُّواْ ٱلنَّجۡوَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلۡ هَٰذَآ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡۖ أَفَتَأۡتُونَ ٱلسِّحۡرَ وَأَنتُمۡ تُبۡصِرُونَ٣ قَالَ رَبِّي يَعۡلَمُ ٱلۡقَوۡلَ فِي ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٤ بَلۡ قَالُوٓاْ أَضۡغَٰثُ أَحۡلَٰمِۢ بَلِ ٱفۡتَرَىٰهُ بَلۡ هُوَ شَاعِرٞ فَلۡيَأۡتِنَا بِ‍َٔايَةٖ كَمَآ أُرۡسِلَ ٱلۡأَوَّلُونَ٥ مَآ ءَامَنَتۡ قَبۡلَهُم مِّن قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَآۖ أَفَهُمۡ يُؤۡمِنُونَ٦ وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ إِلَّا رِجَالٗا نُّوحِيٓ إِلَيۡهِمۡۖ فَسۡ‍َٔلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ إِن كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ٧ وَمَا جَعَلۡنَٰهُمۡ جَسَدٗا لَّا يَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَمَا كَانُواْ خَٰلِدِينَ٨ ثُمَّ صَدَقۡنَٰهُمُ ٱلۡوَعۡدَ فَأَنجَيۡنَٰهُمۡ وَمَن نَّشَآءُ وَأَهۡلَكۡنَا ٱلۡمُسۡرِفِينَ٩ لَقَدۡ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكُمۡ كِتَٰبٗا فِيهِ ذِكۡرُكُمۡۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ١٠ [الأنبياء: ۱-۱۰].

برخی مقاصد سوره:

بیان وحدت رسالتها از خلال یاد آوری وضعیت رسولان و دعوت واحد آنها برای عبادت الله به یگانگی.

تفسیر:

(۱) حسابرسی بر اعمال مردم در روز قیامت برای‏شان نزدیک شده است، درحالیکه آنها با مشغول شدن به دنیا در بیخبری از آخرت رویگردانند.

(۲) و هیچ نزول تازهای از قرآن از جانب پروردگارشان بر آنها نیامد مگر اینکه بیفایده و بلکه بازیکنان و بدون اینکه به آن اهمیتی قائل شوند آن را شنیدند.

(۳) آن را شنیدند درحالیکه دلهای‏شان از آن بیخبر بود، و ستمکاران کفر جدیدی را که در مورد آن اینگونه نجوا میکردند مخفی داشتند: آیا این کسیکه ادعا میکند رسولی است جز بشری مانند خودتان است، که هیچ امتیازی بر شما ندارد؟! و آنچه آورده سحر است، آیا از او پیروی میکنید درحالیکه میدانید او انسانی مثل خودتان است، و آنچه آورده سحر است؟!

(۴) رسول ج گفت: پروردگارم سخنی را که پنهان کردید میداند، زیرا او تعالی هر سخنی را که در آسمانها و زمین از هرکسی سر بزند میشنود، و او نسبت به سخنان بندگانش شنوا، و نسبت به اعمال‏شان آگاه است، و بهزودی آنها را در قبال سخنان و اعمال‏شان جزا خواهد داد.

(۵) بلکه در مورد آنچه محمد ج آورد تردید کردند، چنانکه گاهی گفتند: خوابهایی در هم آمیخته است که هیچ تعبیری ندارد، و گاهی گفتند: نه، بلکه آن را بدون دلیل ساخته است، و گاهی گفتند: او شاعر است، و اگر در ادعایش صادق است باید معجزهای مانند رسولان پیشین که معجزات آوردند بیاورد، مانند عصای موسی ÷، و ماده شتر صالح ÷.

(۶) پیش از این پیشنهاد دهندگان هیچ شهری که نزول نشانهها را پیشنهاد دادند و طبق پیشنهادشان به آنها داده شد ایمان نیاوردند، بلکه معجزات را تکذیب کردند آنگاه آنها را نابود کردیم، آیا اینها ایمان میآورند؟!

(۷) و – ای رسول- پیش از تو جز مردانی از جنس بشر که به آنها وحی میکردیم نفرستادیم، و آنها را به صورت فرشتگان نفرستادیم، پس اگر این امر را نمیدانید از اهل کتاب پیش از خودتان بپرسید.

(۸) و رسولانی را که میفرستیم بدنهایی ندادیم که غذا نخورند، بلکه همانند دیگران میخورند، و در دنیا جاویدان نیز نبودند که نمیرند.

(۹) سپس آنچه را که به رسولانمان وعده دادیم برای‏شان تحقق پیدا کرد چون آنها و کسانی از مؤمنان را که میخواستیم از نابودی نجات دادیم، و کسانی را که با کفر به الله و ارتکاب گناهان از حد گذشتند نابود ساختیم.

(۱۰) به تحقیق قرآن را به‏سوی شما فرو فرستادیم که شرف و افتخارتان در آن است اگر آن را تصدیق کنید، و به آنچه در آن است عمل کنید، پس آیا در این امر نمی‏اندیشید، تا شتابان به آن ایمان آورید و به آنچه دربردارد عمل کنید؟!

برخی فواید آیات:

• نزدیکی قیامت از جمله مواردی است که آماده شدن برای آن را ایجاب می‏کند.

• مشغول شدن به سرگرمی دلها را از حق بازمیدارد.

• احاطۀ علم الله به گفتار یا رفتاری که از بندگان سر میزند.

• اختلاف موضع مشرکان در برابر پیامبر ج بر خطا و اضطراب آنها دلالت دارد.

• الله با تأیید و یاری بر دشمنان، همراه رسولانش و مؤمنان است.

• قرآن شرف و افتخاری است برای کسیکه به آن ایمان آورد و بر اساس آن عمل کند.

﴿وَكَمۡ قَصَمۡنَا مِن قَرۡيَةٖ كَانَتۡ ظَالِمَةٗ وَأَنشَأۡنَا بَعۡدَهَا قَوۡمًا ءَاخَرِينَ١١ فَلَمَّآ أَحَسُّواْ بَأۡسَنَآ إِذَا هُم مِّنۡهَا يَرۡكُضُونَ١٢ لَا تَرۡكُضُواْ وَٱرۡجِعُوٓاْ إِلَىٰ مَآ أُتۡرِفۡتُمۡ فِيهِ وَمَسَٰكِنِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تُسۡ‍َٔلُونَ١٣ قَالُواْ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ١٤ فَمَا زَالَت تِّلۡكَ دَعۡوَىٰهُمۡ حَتَّىٰ جَعَلۡنَٰهُمۡ حَصِيدًا خَٰمِدِينَ١٥ وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا لَٰعِبِينَ١٦ لَوۡ أَرَدۡنَآ أَن نَّتَّخِذَ لَهۡوٗا لَّٱتَّخَذۡنَٰهُ مِن لَّدُنَّآ إِن كُنَّا فَٰعِلِينَ١٧ بَلۡ نَقۡذِفُ بِٱلۡحَقِّ عَلَى ٱلۡبَٰطِلِ فَيَدۡمَغُهُۥ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٞۚ وَلَكُمُ ٱلۡوَيۡلُ مِمَّا تَصِفُونَ١٨ وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَمَنۡ عِندَهُۥ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِهِۦ وَلَا يَسۡتَحۡسِرُونَ١٩ يُسَبِّحُونَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لَا يَفۡتُرُونَ٢٠ أَمِ ٱتَّخَذُوٓاْ ءَالِهَةٗ مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ هُمۡ يُنشِرُونَ٢١ لَوۡ كَانَ فِيهِمَآ ءَالِهَةٌ إِلَّا ٱللَّهُ لَفَسَدَتَاۚ فَسُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ رَبِّ ٱلۡعَرۡشِ عَمَّا يَصِفُونَ٢٢ لَا يُسۡ‍َٔلُ عَمَّا يَفۡعَلُ وَهُمۡ يُسۡ‍َٔلُونَ٢٣ أَمِ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةٗۖ قُلۡ هَاتُواْ بُرۡهَٰنَكُمۡۖ هَٰذَا ذِكۡرُ مَن مَّعِيَ وَذِكۡرُ مَن قَبۡلِيۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ ٱلۡحَقَّۖ فَهُم مُّعۡرِضُونَ٢٤ [الأنبياء: ۱۱-۲۴].

(۱۱) و چه بسیار شهرهایی که آنها را به‏سبب ستم‏شان با کفر نابود ساختیم، و پس از آنها مردمی دیگر را آفریدیم!

(۱۲) پس وقتی نابود شدگان عذاب ریشهکن کننده ما را دیدند، بیدرنگ برای فرار از نابودی از شهرشان میگریختند.

(۱۳) آنگاه از روی مسخره ندا زده میشدند که: نگریزید، و به رفاهی که در خواستههای‏تان قرار داشتید، و به مساکن‏تان بازگردید؛ شاید در مورد دنیای‏تان کمکی از شما خواسته شود.

(۱۴) این ستمکاران با اعتراف به گناهان‏شان گفتند: وای که نابود شدیم و زیان کردیم، بهراستیکه به‏سبب کفر به الله ستمکار بودیم.

(۱۵) پیوسته به گناهان‏شان اعتراف میکنند و به تکرار خواستار نابودی خویش بودند تا اینکه آنها را مانند کِشتِ درو شده، و مردگانی که هیچ حرکتی ندارند قرار دادیم.

(۱۶) و آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است را بازیچه و بیهوده نیافریدیم، بلکه آن دو را برای دلالت بر قدرتمان آفریدیم.

(۱۷) اگر گرفتن همسر یا فرزندی میخواستیم به‏طور قطع او را از آنچه نزد خودمان است انتخاب میکردیم، و به‏سبب پاکی ما از این امر آن را انجام ندادیم.

(۱۸) بلکه حقی که آن را به رسول‏مان ج وحی میکنیم بر باطل کافران میافکنیم، پس آن را بیاعتبار میکند، و بهناگاه باطل‏شان از بین میرود و فنا میشود، و – ای کسانیکه بر گرفتن همسر و فرزند برای الله قائل هستید- به‏سبب اینکه او تعالی را به آنچه سزاوارش نیست توصیف کردید نابودی برای‏تان است.

و چون انتخاب زن و فرزند از نیازمندی نشأت میگیرد، او سبحانه بیان فرمود که مالک تمام هستی است، پس فرمود:

(۱۹) و فرمانروایی آسمانها و زمین، تنها از آنِ او سبحانه است، و فرشتگانی که نزدش هستند نه از عبادت او تکبر میورزند، و نه از این کار خسته میشوند.

(۲۰) همیشه بر تسبیح الله مواظبت میکنند، و از این کار خسته نمیشوند.

(۲۱) بلکه مشرکان معبودهایی به جای الله گرفتند، که مردگان را زنده نمیکنند، پس چگونه کسی را که از این کار ناتوان است عبادت میکنند؟!

(۲۲) اگر در آسمانها و زمین معبودهای متعددی بود به‏طور قطع به‏سبب کشمکش و درگیری معبودها در فرمانروایی، آسمانها و زمین تباه میشد، اما واقعیت خلاف این امر است، پس اللهِ صاحب عرش از آنچه که مشرکان به دروغ او را توصیف میکنند که شریکانی دارد منزه است.

(۲۳) و الله در فرمانروایی و حکم خویش یگانه است، و هیچکس از آنچه که آن را مقدر و به آن حکم میکند از او نمیپرسد، بلکه او از بندگانش در مورد اعمال‏شان می‏پرسد، و آنها را در قبال اعمال‏شان جزا میدهد.

(۲۴) بلکه به جای الله معبودهایی گرفتند، - ای رسول- به این مشرکان بگو: دلیل‏تان را برای استحقاق این معبودها برای عبادت بیاورید، زیرا در این کتاب نازل شده بر من، و کتابهای نازل شده بر رسولان هیچ دلیلی برای‏تان نیست، بلکه بیشتر مشرکان فقط به جهل و تقلید استناد میکنند، و از قبول حق رویگردانند.

برخی فواید آیات:

• ظلم، سبب نابودیِ سازش و نظامِ افراد و جماعات است.

• الله هیچچیز را بیهوده نیافریده است؛ زیرا او سبحانه از بیهودگی منزه است.

• چیرگی حق و سرکوب باطل سنتی الهی است.

• ابطال عقیدۀ شرک به دلیل ناممکن بودن (و محال بودن وجود شریک برای الله متعال).

﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِيٓ إِلَيۡهِ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعۡبُدُونِ٢٥ وَقَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَلَدٗاۗ سُبۡحَٰنَهُۥۚ بَلۡ عِبَادٞ مُّكۡرَمُونَ٢٦ لَا يَسۡبِقُونَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ وَهُم بِأَمۡرِهِۦ يَعۡمَلُونَ٢٧ يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَلَا يَشۡفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ٱرۡتَضَىٰ وَهُم مِّنۡ خَشۡيَتِهِۦ مُشۡفِقُونَ٢٨ ۞وَمَن يَقُلۡ مِنۡهُمۡ إِنِّيٓ إِلَٰهٞ مِّن دُونِهِۦ فَذَٰلِكَ نَجۡزِيهِ جَهَنَّمَۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلظَّٰلِمِينَ٢٩ أَوَ لَمۡ يَرَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ كَانَتَا رَتۡقٗا فَفَتَقۡنَٰهُمَاۖ وَجَعَلۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ كُلَّ شَيۡءٍ حَيٍّۚ أَفَلَا يُؤۡمِنُونَ٣٠ وَجَعَلۡنَا فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمۡ وَجَعَلۡنَا فِيهَا فِجَاجٗا سُبُلٗا لَّعَلَّهُمۡ يَهۡتَدُونَ٣١ وَجَعَلۡنَا ٱلسَّمَآءَ سَقۡفٗا مَّحۡفُوظٗاۖ وَهُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهَا مُعۡرِضُونَ٣٢ وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ فِي فَلَكٖ يَسۡبَحُونَ٣٣ وَمَا جَعَلۡنَا لِبَشَرٖ مِّن قَبۡلِكَ ٱلۡخُلۡدَۖ أَفَإِيْن مِّتَّ فَهُمُ ٱلۡخَٰلِدُونَ٣٤ كُلُّ نَفۡسٖ ذَآئِقَةُ ٱلۡمَوۡتِۗ وَنَبۡلُوكُم بِٱلشَّرِّ وَٱلۡخَيۡرِ فِتۡنَةٗۖ وَإِلَيۡنَا تُرۡجَعُونَ٣٥ [الأنبياء: ۲۵-۳۵].

(۲۵) و – ای رسول- پیش از تو رسولی را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که معبود برحقی جز من نیست پس تنها مرا عبادت کنید، و هیچچیز را با من شریک نگردانید.

(۲۶) و مشرکان گفتند: الله فرشتگان را دخترانی گرفته است، او سبحانه از دروغی که میگویند منزه و پاک است، بلکه فرشتگان بندگانی برای الله هستند، که از جانب او گرامی میباشند، و مقرب او هستند.

(۲۷) در سخن بر پروردگارشان پیشی نمیگیرند، یعنی سخنی نمیگویند تا اینکه به آنها فرمان دهد، و آنها به فرمان او کار میکنند، پس با فرمان او مخالفت نمی‏کنند.

(۲۸) اعمال گذشته و آیندۀ آنها را میداند، و شفاعت را جز به اذن او برای کسیکه شفاعت را برایش برگزیند نمیخواهند، و آنها از ترس او سبحانه در هراسند، پس در هیچ امر و نهیی از او مخالفت نمیکنند.

(۲۹) و به فرض اینکه هر یک از فرشتگان بگوید: من معبودی به جای الله هستم، به تحقیق که او را در قبال سخنش به عذاب جهنم در روز قیامت که همیشه در آن میماند مجازات میکنیم، و به مانند همین مجازات، کسانیکه با کفر و شرک به الله ظلم میکنند را مجازات میکنیم.

(۳۰) آیا کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند ندانستهاند که آسمانها و زمین به هم چسبیده بودند، و هیچ فاصلهای میان آن دو نبود، تا باران از آن نازل شود، سپس آن دو را از هم جدا ساختیم، و از آب نازل شده از آسمان به‏سوی زمین هر حیوان یا گیاهی را قرار دادیم، پس آیا از این امر پند نمیگیرند، و به یگانگیِ الله ایمان نمیآورند؟!

(۳۱) و کوههایی استوار در زمین پدید آوردیم تا کسانیکه بر روی آن هستند را نجنبانَد، و مسیرها و راههای وسیع در آن قرار دادیم تا در سفرهای‏شان به‏سوی مقاصدشان راه یابند.

(۳۲) و آسمان را سقفی بدون ستون قرار دادیم که از سقوط و استراق سمع محفوظ است، و مشرکان از آیاتی که در آسمان است – مانند خورشید و ماه- رویگردان هستند و پند نمیگیرند.

(۳۳) و اللهِ یگانه همان ذاتی است که شب را برای استراحت، و روز را برای کسب معاش آفرید، و خورشید را نشانهای بر روز، و ماه را نشانهای بر شب آفرید، هر یک از خورشید و ماه در مدار مخصوص به خودش در جریان است، و از آن منحرف و مایل نمیشوند.

(۳۴) و – ای رسول- پیش از تو هیچ بشری را در این دنیا، جاویدان قرار ندادیم. پس آیا اگر اجل تو در این دنیا سپری شود و بمیری اینها پس از تو باقی میمانند؟! خیر.

(۳۵) هر نفسی مؤمن باشد یا کافر؛ مرگ را در دنیا میچشد، و – ای مردم- در این دنیا شما را با تکالیف و نعمتها و مصیبتها میآزماییم، سپس پس از مرگ‏تان فقط به‏سوی ما، نه به‏سوی غیر ما بازگردانیده میشوید، تا شما را در قبال اعمال‏تان جزا دهیم.

برخی فواید آیات:

• منزه دانستن الله از فرزند.

• جایگاه فرشتگان نزد الله این است که آنها بندگانی هستند که آنها را برای طاعت خویش آفریده است، و به مرد بودن یا زن بودن توصیف نمیشوند، بلکه بندگانی گرامی هستند.

• آسمانها و زمین براساس سنت تدریجی بودن آفریده شدهاند، چنانکه چسبیده به هم آفریده شدند، سپس از هم جدا شدند.

• همانگونه که آزمایش به شر صورت میگیرد به خیر نیز صورت میگیرد.

﴿وَإِذَا رَءَاكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَٰذَا ٱلَّذِي يَذۡكُرُ ءَالِهَتَكُمۡ وَهُم بِذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ هُمۡ كَٰفِرُونَ٣٦ خُلِقَ ٱلۡإِنسَٰنُ مِنۡ عَجَلٖۚ سَأُوْرِيكُمۡ ءَايَٰتِي فَلَا تَسۡتَعۡجِلُونِ٣٧ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٣٨ لَوۡ يَعۡلَمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ ٱلنَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمۡ وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ٣٩ بَلۡ تَأۡتِيهِم بَغۡتَةٗ فَتَبۡهَتُهُمۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ٤٠ وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلٖ مِّن قَبۡلِكَ فَحَاقَ بِٱلَّذِينَ سَخِرُواْ مِنۡهُم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٤١ قُلۡ مَن يَكۡلَؤُكُم بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ مِنَ ٱلرَّحۡمَٰنِۚ بَلۡ هُمۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِم مُّعۡرِضُونَ٤٢ أَمۡ لَهُمۡ ءَالِهَةٞ تَمۡنَعُهُم مِّن دُونِنَاۚ لَا يَسۡتَطِيعُونَ نَصۡرَ أَنفُسِهِمۡ وَلَا هُم مِّنَّا يُصۡحَبُونَ٤٣ بَلۡ مَتَّعۡنَا هَٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ طَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡعُمُرُۗ أَفَلَا يَرَوۡنَ أَنَّا نَأۡتِي ٱلۡأَرۡضَ نَنقُصُهَا مِنۡ أَطۡرَافِهَآۚ أَفَهُمُ ٱلۡغَٰلِبُونَ٤٤ [الأنبياء: ۳۶-۴۴].

(۳۶) و – ای رسول- چون این مشرکان تو را ببینند برای دور ساختن پیروان‏شان جز تو را با این سخن به مسخره نمیگیرند: آیا این همان کسی است که معبودهای‏تان که آنها را عبادت میکنید دشنام میدهد؟! درحالیکه خودشان با وجود اینکه تو را مسخره میکنند به قرآن که الله بر آنها نازل کرده و به نعمتهایی که به آنها بخشیده است کافرند؛ پس آنها خود به‏سبب اینکه تمام بدیها را یکجا دارند به عیب سزاوارترند.

(۳۷) انسان بر عجله آفریده شده است، یعنی قبل از وقوع اشیا، آنها را به شتاب میخواهد؛ از جمله به شتاب خواستن عذاب توسط مشرکان. - ای کسانیکه خواستار تعجیل در عذاب من هستید- بهزودی آنچه را که در آن عجله میکنید به شما نشان میدهم، پس خواستار تعجیل آن نباشید.

(۳۸) و کافران منکر رستاخیز با درخواست تعجیل در کار میگویند: - ای مسلمانان- رستاخیز که آن را به ما وعده میدهید چه زمانی است اگر در وقوع آن که ادعا میکنید راستگو هستید؟!

(۳۹) اگر این کافران منکر رستاخیز بدانند آنگاه که نه چهرههای‏شان و نه پشت‏شان از آتش بازگردانده نمیشود، و نه یاوری دارند که با دفع عذاب‏شان به آنها یاری رساند، اگر بر این امر یقین داشتند عذاب را به شتاب نمیخواستند.

(۴۰) این آتش که با آن عذاب میشوند درحالیکه از آن آگاه هستند بر آنها وارد نمیشود، بلکه ناگهانی آنها را فرا میگیرد، پس نمیتوانند آن را از خودشان بازگردانند، و به آنها مهلت نیز داده نمیشود تا توبه کنند و رحمت به آنها برسد.

چون رسولالله ج از استهزای قومش به او و تکذیب او توسط آنها رنج دید، الله اینگونه او را تسلی داد:

(۴۱) و اگر قومت تو را مسخره کنند، تو اولین مسخره شونده نیستی؛ زیرا – ای رسول- رسولان پیش از تو مورد تمسخر قرار گرفتند. پس کافران را که پیامبران را مسخره میکردند عذابی فراگرفت که آن را در دنیا وقتیکه رسولانشان آنها را به آن میترساندند مسخره میکردند.

(۴۲) - ای رسول- به اینها که خواستار تعجیل در عذاب هستند بگو: چه کسی شما را شب و روز در برابر نزول عذاب و نابودی‏تان که رحمان برای‏تان میخواهد محافظت میکند؟ بلکه آنها به‏سبب جهل و نادانی، از ذکر پندها و دلایل پروردگارشان رویگردان هستند، و ذرهای در آنها نمیاندیشند.

(۴۳) آیا معبودهایی دارند که آنها را در برابر عذاب ما محافظت کنند؟ آنها نمی‏توانند نه با دفع ضرر از خویش و نا به جلب منفعت برای خویش به خودشان یاری رسانند، و کسیکه به خودش نتواند یاری رساند پس چگونه به دیگران یاری می‏رساند؟! و خود آنها از عذاب ما نجات نمییابند.

(۴۴) بلکه این کافران و پدران‏شان را برای نزدیک کردن تدریجی به عذاب، با نعمتهایمان که بر آنها گستراندیم بهرهمند ساختیم، تا اینکه زمانی طولانی بر آنها گذشت پس به آن فریب خوردند، و بر کفرشان ماندند، آیا این فریب خوردگان به نعمتهای ما که خواستار تعجیل در عذاب ما هستند نمیبینند که به زمین میآییم و آن را با قهر و غلبۀ خویش بر ساکنانش از کنارههایش میکاهیم، که از آن پند گیرند تا آنچه بر دیگران واقع شد بر آنها واقع نشود؟! پس آنها پیروز نیستند، بلکه خود، مغلوب هستند.

برخی فواید آیات:

• بیان کفر کسیکه رسول ج را مسخره میکند؛ با سخن یا عمل یا اشاره فرقی نمیکند.

• عجله کردن از طبیعت انسان است، و شکیبایی اخلاقی برگزیده است.

• جز الله از عذاب او تعالی محافظت نمیکند.

• سرانجام باطل، زوال و سرانجام حق، بقا است.

﴿قُلۡ إِنَّمَآ أُنذِرُكُم بِٱلۡوَحۡيِۚ وَلَا يَسۡمَعُ ٱلصُّمُّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا مَا يُنذَرُونَ٤٥ وَلَئِن مَّسَّتۡهُمۡ نَفۡحَةٞ مِّنۡ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ٤٦ وَنَضَعُ ٱلۡمَوَٰزِينَ ٱلۡقِسۡطَ لِيَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ فَلَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَإِن كَانَ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٍ أَتَيۡنَا بِهَاۗ وَكَفَىٰ بِنَا حَٰسِبِينَ٤٧ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ٱلۡفُرۡقَانَ وَضِيَآءٗ وَذِكۡرٗا لِّلۡمُتَّقِينَ٤٨ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ وَهُم مِّنَ ٱلسَّاعَةِ مُشۡفِقُونَ٤٩ وَهَٰذَا ذِكۡرٞ مُّبَارَكٌ أَنزَلۡنَٰهُۚ أَفَأَنتُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ٥٠ ۞وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَآ إِبۡرَٰهِيمَ رُشۡدَهُۥ مِن قَبۡلُ وَكُنَّا بِهِۦ عَٰلِمِينَ٥١ إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَا هَٰذِهِ ٱلتَّمَاثِيلُ ٱلَّتِيٓ أَنتُمۡ لَهَا عَٰكِفُونَ٥٢ قَالُواْ وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا لَهَا عَٰبِدِينَ٥٣ قَالَ لَقَدۡ كُنتُمۡ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُمۡ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٥٤ قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا بِٱلۡحَقِّ أَمۡ أَنتَ مِنَ ٱللَّٰعِبِينَ٥٥ قَالَ بَل رَّبُّكُمۡ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ ٱلَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا۠ عَلَىٰ ذَٰلِكُم مِّنَ ٱلشَّٰهِدِينَ٥٦ وَتَٱللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصۡنَٰمَكُم بَعۡدَ أَن تُوَلُّواْ مُدۡبِرِينَ٥٧ [الأنبياء: ۴۵-۵۷]

(۴۵) - ای رسول- بگو: - ای مردم- همانا من بهوسیلۀ وحیی که پروردگارم بر من وحی میکند شما را از عذاب الله میترسانم، و کران از حق، آنگاه که از عذاب الله بیم داده شوند آنچه که به آن فراخوانده میشوند را به نیت قبول کردن نمیشنوند.

(۴۶) و – ای رسول- اگر قسمتی از عذاب پروردگارت به اینها که خواستار تعجیل در عذاب هستند برسد آنگاه به‏طور قطع خواهند گفت: وای که نابود شدیم و زیان کردیم، بهراستیکه ما با شرک به الله و تکذیب آنچه محمد ج آورده بود ستمکار بودیم.

(۴۷) و ترازوهای درست را برای اهل قیامت نصب میکنیم تا اعمال‏شان با آنها سنجیده شود، پس در آن روز هیچکس با کاستن از نیکیهایش یا افزودن بر بدیهایش مورد ستم قرار نمیگیرد، حتی اگر چیز قابل سنجش بسیار کوچکی به وزن دانۀ خردلی باشد آن را میآوریم، و ما برای حساب کافی هستیم تا اعمال بندگانمان را مورد حسابرسی قرار دهیم.

(۴۸) و به تحقیق که تورات را جدا کنندۀ حق و باطل و حلال و حرام به موسی ÷ و هارون ÷ دادیم، و هدایتی برای کسانیکه به آن ایمان آوردند، و یاد آوری برای کسانیکه به خاطر پروردگارشان پرهیزکاری میکنند.

(۴۹) همان کسانیکه از کیفر پروردگارشان که به آن ایمان دارند میترسند هر چند آن را ندیده باشند، و همانها که از قیامت بیمناک هستند.

(۵۰) و این قرآن نازل شده بر محمد ج، تذکری است برای کسیکه بخواهد از آن پند و اندرز گیرد، و منفعت و خیر زیادی دارد، پس آیا باز هم آن را انکار میکنید؟! و به آنچه در آن آمده اقرار ندارید، و به آن عمل نمیکنید؟!

(۵۱) و بهراستیکه در کودکیِ ابراهیم ÷، حجتی در برابر قومش به او دادیم و ما به او دانا بودیم، و حجتی بر قومش که در علم ما شایستگی آن را داشت به او دادیم.

(۵۲) آنگاه که به پدرش آزر و قومش گفت: این تندیسها که با دستان‏تان ساختهاید، و آنها را عبادت میکنید چه هستند؟

(۵۳) قومش به او گفتند: پدرانمان را دیدیم که آنها را عبادت میکنند، پس به پیروی از پدرانمان آنها را عبادت میکنیم.

(۵۴) ابراهیم ÷ به آنها گفت: - ای پیروان- به تحقیق که شما و پدران پیشوای‏تان در گمراهی از راه آشکار حق هستید.

(۵۵) قومش به او گفتند: آیا آنچه را که گفتی جدی برایمان آوردی، یا شوخی می‏کنی؟

(۵۶) ابراهیم ÷ گفت: بلکه جدی و نه به شوخی برای‏تان آوردم، زیرا پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمین است که آنها را بدون نمونۀ قبلی آفرید، و من بر اینکه او پروردگار شما و پروردگار آسمانها و زمین است از گواهانم، و تندیسهای شما هیچ سهمی در آن ندارند.

(۵۷) و ابراهیم ÷ بهگونهای که قومش نشنوند گفت: به الله سوگند پس از اینکه برای برگزاری عیدتان از نزد تندیسهای‏تان رفتید کاری را که نمیپسندید برای تندیسهای‏تان خواهم اندیشید.

برخی فواید آیات:

• سود اقرار به گناه مشروط است به وجود توبه قبل از گذشت فرصت آن.

• اثبات عدالت برای الله، و نفی ظلم از او تعالی.

• اهمیت نیروی استدلال در دعوت به‏سوی الله.

• ضرر تقلید کورکورانه.

• تدریجی بودن تغییر منکر، و شروع به ترتیب آسانی، چنانکه ابراهیم ÷ تغییر منکر قومش را با قول و آشکار ساختن با دلیل آغاز کرد، سپس به تغییر با فعل روی آورد.

﴿فَجَعَلَهُمۡ جُذَٰذًا إِلَّا كَبِيرٗا لَّهُمۡ لَعَلَّهُمۡ إِلَيۡهِ يَرۡجِعُونَ٥٨ قَالُواْ مَن فَعَلَ هَٰذَا بِ‍َٔالِهَتِنَآ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ٥٩ قَالُواْ سَمِعۡنَا فَتٗى يَذۡكُرُهُمۡ يُقَالُ لَهُۥٓ إِبۡرَٰهِيمُ٦٠ قَالُواْ فَأۡتُواْ بِهِۦ عَلَىٰٓ أَعۡيُنِ ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡهَدُونَ٦١ قَالُوٓاْ ءَأَنتَ فَعَلۡتَ هَٰذَا بِ‍َٔالِهَتِنَا يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُ٦٢ قَالَ بَلۡ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمۡ هَٰذَا فَسۡ‍َٔلُوهُمۡ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ٦٣ فَرَجَعُوٓاْ إِلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ فَقَالُوٓاْ إِنَّكُمۡ أَنتُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٦٤ ثُمَّ نُكِسُواْ عَلَىٰ رُءُوسِهِمۡ لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَا هَٰٓؤُلَآءِ يَنطِقُونَ٦٥ قَالَ أَفَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمۡ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَضُرُّكُمۡ٦٦ أُفّٖ لَّكُمۡ وَلِمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ٦٧ قَالُواْ حَرِّقُوهُ وَٱنصُرُوٓاْ ءَالِهَتَكُمۡ إِن كُنتُمۡ فَٰعِلِينَ٦٨ قُلۡنَا يَٰنَارُ كُونِي بَرۡدٗا وَسَلَٰمًا عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ٦٩ وَأَرَادُواْ بِهِۦ كَيۡدٗا فَجَعَلۡنَٰهُمُ ٱلۡأَخۡسَرِينَ٧٠ وَنَجَّيۡنَٰهُ وَلُوطًا إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا لِلۡعَٰلَمِينَ٧١ وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ نَافِلَةٗۖ وَكُلّٗا جَعَلۡنَا صَٰلِحِينَ٧٢ [الأنبياء: ۵۸-۷۲].

(۵۸) پس ابراهیم ÷ تندیسهای‏شان را در هم شکست تا ریز ریز شدند، و بزرگترشان را باقی گذاشت به این نیت که به‏سویش بازگردند و در مورد کسیکه آنها را خرد کرده است بپرسند.

(۵۹) پس چون برگشتند و تندیسهای‏شان را دیدند که در هم شکسته شده است از یکدیگر پرسیدند: چه کسی معبودهایمان را درهم شکسته است؟ در حقیقت هرکس آنها را در هم شکسته از ستمکاران است، چون چیزی را که سزاوار تعظیم و تقدیس است خوار و زبون کرده است.

(۶۰) برخی از آنها گفتند: شنیدیم جوانی از آنها به بدی یاد میکرد و بر آنها عیب وارد میساخت که ابراهیم نامیده میشود، شاید او همان کسی باشد که آنها را درهم شکسته است.

(۶۱) سران‏شان گفتند: ابراهیم ÷ را در برابر دیدگان و منظر مردم بیاورید؛ باشد که آنها بر اقرار او به کاری که انجام داده گواهی دهند، و اقرارش حجتی برای آنها علیه او باشد.

(۶۲) پس ابراهیم ÷ را آوردند و از او پرسیدند: ای ابراهیم آیا تو این کار زشت را با تندیسهای ما انجام دادی؟!

(۶۳) ابراهیم ÷ - برای عیبجویی بر آنها، و آشکار ساختن ناتوانی تندیسهای‏شان در برابر دیدگان مردم- گفت: من این کار را انجام ندادم، بلکه تندیس بزرگ این کار را انجام داد، پس از تندیسهای‏تان بپرسید اگر سخن میگویند.

(۶۴) آنگاه با تفکر و تأمل به خودشان بازگشتند، و برای‏شان مشخص شد که تندیسهای‏شان نه نفع میرسانند و نه زیان میرسانند، پس آنها ستمکار هستند که تندیسها را به جای الله عبادت کردند.

(۶۵) سپس به ستیز و انکار بازگشتند، و گفتند: - ای ابراهیم- به تحقیق که تو یقین داری این تندیسها سخن نمیگویند، پس چگونه به ما امر میکنی از آنها بپرسیم؟ خواستند که این امر دلیلی به نفع‏شان باشد، اما دلیلی به ضررشان شد.

(۶۶) ابراهیم ÷ – با اعتراض بر آنها - گفت: پس آیا به جای الله تندیسهایی را عبادت میکنید که نه هیچ نفعی به شما میرسانند و نه زیانی به شما میرسانند، زیرا آنها از دفع ضرر از خودشان، یا جلب منفعت برای خودشان ناتوانند.

(۶۷) زشتی بر شما، و زشتی بر این تندیسهایی که آنها را به جای الله عبادت می‏کنید درحالیکه نه نفع میرسانند و نه زیان، آیا در این امر نمیاندیشید، و از عبادت آنها دست نمیکشید؟!

(۶۸) پس چون از رویارویی با دلیل در برابر ابراهیم ÷ ناتوان شدند به زور پناه بردند، و گفتند: برای یاری رساندن به تندیسهای‏تان که ابراهیم آنها را ویران کرد و در هم شکست او را در آتش بسوزانید اگر میخواهید کیفری بازدارنده در مورد او اجرا کنید.

(۶۹) آنگاه آتشی برافروختند و ابراهیم ÷ را در آن افکندند، پس گفتیم: ای آتش، برای ابراهیم ÷ خنک و ایمن باش. پس چنین شد، و آسیبی به او نرساند.

(۷۰) و قوم ابراهیم ÷ خواستند نیرنگی به او بزنند که او را بسوزانند، اما نیرنگشان را باطل کردیم، و آنها را از نابود شدگان شکست خورده قرار دادیم.

(۷۱) و او و لوط ÷ را نجات دادیم، و آن دو را به‏سوی سرزمین شام بیرون آوردیم؛ همان سرزمینی که با پیامبرانی که در آنجا مبعوث گردانیدیم و با نیکیهایی که در آنجا برای مخلوقات پراکندیم در آن برکت نهادیم.

(۷۲) و وقتی پروردگارش را خواند تا فرزندی به او ارزانی دارد اسحاق ÷ را به او بخشیدیم، و افزون بر آن یعقوب ÷ را به او بخشیدیم، و هر یک از ابراهیم ÷ و دو پسرش اسحاق ÷ و یعقوب ÷ را از صالحان و فرمان‏برداران الله قرار دادیم.

برخی فواید آیات:

• جواز بهکارگیری حیله برای آشکار ساختن حق و ابطال باطل.

• وابستگی پیروان باطل به دلایلی که گمان میکنند به نفع‏شان است، حال آنکه به ضررشان است.

• خشونت در سخن، یکی از وسایل تغییر منکر است به شرط اینکه ضرری بزرگتر بر آن مترتب نگردد.

• پناه بردن به استفاده از قدرت دلیلی بر ناتوانی در مواجهه با حجت است.

• یاری الله برای بندگان مؤمنش، و نجات دادن آنها توسط او تعالی از مصیبتها از جاییکه گمان نمیکنند.

﴿وَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَئِمَّةٗ يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِمۡ فِعۡلَ ٱلۡخَيۡرَٰتِ وَإِقَامَ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءَ ٱلزَّكَوٰةِۖ وَكَانُواْ لَنَا عَٰبِدِينَ٧٣ وَلُوطًا ءَاتَيۡنَٰهُ حُكۡمٗا وَعِلۡمٗا وَنَجَّيۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡقَرۡيَةِ ٱلَّتِي كَانَت تَّعۡمَلُ ٱلۡخَبَٰٓئِثَۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمَ سَوۡءٖ فَٰسِقِينَ٧٤ وَأَدۡخَلۡنَٰهُ فِي رَحۡمَتِنَآۖ إِنَّهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٧٥ وَنُوحًا إِذۡ نَادَىٰ مِن قَبۡلُ فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ فَنَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥ مِنَ ٱلۡكَرۡبِ ٱلۡعَظِيمِ٧٦ وَنَصَرۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَآۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمَ سَوۡءٖ فَأَغۡرَقۡنَٰهُمۡ أَجۡمَعِينَ٧٧ وَدَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰنَ إِذۡ يَحۡكُمَانِ فِي ٱلۡحَرۡثِ إِذۡ نَفَشَتۡ فِيهِ غَنَمُ ٱلۡقَوۡمِ وَكُنَّا لِحُكۡمِهِمۡ شَٰهِدِينَ٧٨ فَفَهَّمۡنَٰهَا سُلَيۡمَٰنَۚ وَكُلًّا ءَاتَيۡنَا حُكۡمٗا وَعِلۡمٗاۚ وَسَخَّرۡنَا مَعَ دَاوُۥدَ ٱلۡجِبَالَ يُسَبِّحۡنَ وَٱلطَّيۡرَۚ وَكُنَّا فَٰعِلِينَ٧٩ وَعَلَّمۡنَٰهُ صَنۡعَةَ لَبُوسٖ لَّكُمۡ لِتُحۡصِنَكُم مِّنۢ بَأۡسِكُمۡۖ فَهَلۡ أَنتُمۡ شَٰكِرُونَ٨٠ وَلِسُلَيۡمَٰنَ ٱلرِّيحَ عَاصِفَةٗ تَجۡرِي بِأَمۡرِهِۦٓ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَاۚ وَكُنَّا بِكُلِّ شَيۡءٍ عَٰلِمِينَ٨١ [الأنبياء: ۷۳-۸۱].

(۷۳) و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که مردم توسط آنها به خیر هدایت میشدند، و مردم را به توحید در عبادت الله، با فرمانی از جانب او تعالی دعوت میکردند و به آنها وحی کردیم که کارهای نیک انجام دهید، و نماز را به کاملترین وجه برپا دارید، و زکات را بپردازید، و در برابر ما تسلیم بودند.

(۷۴) و به لوط ÷ دانش قضاوت میان نزاع کنندگان دادیم، و دانشی در مورد امر دینش به او دادیم، و او را از عذابی که بر شهرش (سَدوم) فرو فرستادیم نجات دادیم، همان شهری که ساکنانش کار فاحشه را انجام میدادند. بهراستیکه آنها قومی منحرف و خارج از طاعت پروردگارشان بودند.

(۷۵) و او را به رحمت خویش درآوردیم آنگاه که او را از عذابی که به قومش رسید نجات دادیم، بهراستی او از صالحانی بود که امر ما را اجرا میکنند، و از نهی ما دست میکشند.

(۷۶) و – ای رسول- قصۀ نوح ÷ را به یاد آور، آنگاه که پیش از ابراهیم ÷ و لوط ÷ الله را خواند، و با دادن آنچه طلب کرد دعایش را استجابت کردیم، پس او و افراد مؤمن او را از اندوه بزرگ رهانیدیم.

(۷۷) و او را از مکر آن قوم نجات دادیم که آیات دلالت کننده بر راستگوییاش که با آنها او را تقویت کردیم را تکذیب کردند. بهراستیکه آنها مردمی منحرف و شر بودند، پس همگی آنها را با غرق نابود ساختیم.

(۷۸) و – ای رسول- قصۀ داود ÷ و پسرش سلیمان ÷ را به یاد آور آنگاه که در قضیهای که در مورد دو نزاع کننده به آنها ارجاع داده شد حکم میکردند؛ که گوسفندان یکی از این دو نزاع کننده شبانه در کشت دیگری پراکنده شده و آن را تباه ساخته بود، و ما شاهد حکم داود ÷ و سلیمان ÷ بودیم، و ذرهای از حکم آن دو بر ما پوشیده نماند.

(۷۹) آنگاه قضیه را به سلیمان ÷ بدون پدرش داود ÷ فهماندیم، و به هر یک از داود ÷ و سلیمان ÷ نبوت و علم به احکام شرع دادیم، و آن را فقط مخصوص سلیمان ÷ قرار ندادیم، کوهها و پرندگان را به تسخیر داود ÷ در آوردیم که با تسبیح او تسبیح میگفتند، و ما انجام دهندۀ این تفهیم و اعطای حکم و علم و تسخیر بودیم.

(۸۰) و به داود ÷ بدون سلیمان ÷ ساختن زرهها را برای حفاظت شما از حملۀ سلاح به بدنهای‏تان آموختیم، پس – ای مردم- آیا شکرگزار این نعمتی که الله با آن بر شما نعمت بخشید هستید؟!

(۸۱) و تند باد را رام سلیمان ÷ کردیم که به فرمان او به جریان میافتاد آنگاه که آن را به‏سوی سرزمین شام فرمان داد.همان سرزمینی که با برانگیختن پیامبران در آنجا، و با پراکنده ساختن نیکیها در آنجا در آن برکت نهادیم ، و ما بر هر چیزی دانا هستیم، و هیچچیز بر ما پوشیده نمیماند.

برخی فواید آیات:

• کار خیر و نماز و زکات، از جمله مواردی است که شرایع آسمانی در آن اتفاق دارند.

• ارتکاب فواحش یکی از اسباب وقوع عذاب نابودگر است.

• اعمال نیک سبب ورود در رحمت الله است.

• دعا سبب نجات از اندوه است.

﴿وَمِنَ ٱلشَّيَٰطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُۥ وَيَعۡمَلُونَ عَمَلٗا دُونَ ذَٰلِكَۖ وَكُنَّا لَهُمۡ حَٰفِظِينَ٨٢ ۞وَأَيُّوبَ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَسَّنِيَ ٱلضُّرُّ وَأَنتَ أَرۡحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ٨٣ فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ فَكَشَفۡنَا مَا بِهِۦ مِن ضُرّٖۖ وَءَاتَيۡنَٰهُ أَهۡلَهُۥ وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِنَا وَذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰبِدِينَ٨٤ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِدۡرِيسَ وَذَا ٱلۡكِفۡلِۖ كُلّٞ مِّنَ ٱلصَّٰبِرِينَ٨٥ وَأَدۡخَلۡنَٰهُمۡ فِي رَحۡمَتِنَآۖ إِنَّهُم مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٨٦ وَذَا ٱلنُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَٰضِبٗا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقۡدِرَ عَلَيۡهِ فَنَادَىٰ فِي ٱلظُّلُمَٰتِ أَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ٨٧ فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ وَنَجَّيۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡغَمِّۚ وَكَذَٰلِكَ نُ‍ۨجِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٨٨ وَزَكَرِيَّآ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥ رَبِّ لَا تَذَرۡنِي فَرۡدٗا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡوَٰرِثِينَ٨٩ فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ وَوَهَبۡنَا لَهُۥ يَحۡيَىٰ وَأَصۡلَحۡنَا لَهُۥ زَوۡجَهُۥٓۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡخَيۡرَٰتِ وَيَدۡعُونَنَا رَغَبٗا وَرَهَبٗاۖ وَكَانُواْ لَنَا خَٰشِعِينَ٩٠ [الأنبياء: ۸۲-۹۰].

(۸۲) و شیاطینی به تسخیر او درآوردیم که در دریاها برای او غواصی میکردند و مروارید و غیر آن را استخراج میکردند، و کارهایی دیگر مانند بنایی انجام میدادند، و ما مراقب تعداد و اعمال‏شان بودیم، و ذرهای از این امر از ما پنهان نبود.

(۸۳) و – ای رسول- قصۀ ایوب ÷ را به یاد آور، آنگاه که چون آسیبی به او رسید پروردگارش سبحانه را چنین خواند: پروردگارا، من به بیماری گرفتار شدهام و خانوادهام را از دست دادهام، تو مهربانترین تمام مهربانان هستی، پس آسیبی را که به من رسیده است از من دور گردان.

(۸۴) پس دعوتش را اجابت کردیم، و آسیبی را که به او رسیده بود برطرف ساختیم، و اهل و فرزندانش را که از دست داده بود، و همراه آنها مثل آن را به او دادیم، تمام این کارها را به رحمتی از جانب خویش انجام دادیم، و برای یادآوری هرکسیکه با عبادت، تسلیم الله است؛ تا همانند ایوب ÷ شکیبایی پیشه کند.

(۸۵) و – ای رسول- اسماعیل ÷ و ادریس ÷ و ذوالکفل ÷ را به یاد آور، که هر یک از آنها در برابر مصیبت، و بر انجام آنچه الله آنها را به آن مکلف کرده بود از شکیبایان بودند.

(۸۶) و آنها را به رحمت خویش درآوردیم، پس آنها را پیامبرانی قرار دادیم، و به بهشت درآوردیم، چون از بندگان صالح الله بودند که از پروردگارشان فرمان‏برداری کردند، و امور نهان و آشکارشان را اصلاح کردند.

(۸۷) و – ای رسول- قصۀ صاحب ماهی، یونس ÷ را به یاد آور، آنگاه که خشمگین از قومش به خاطر ثابت ماندن آنها در نافرمانی، بدون اِذن پروردگارش رفت، و گمان کرد که ما به کیفرِ رفتنش، بر او تنگ نخواهیم گرفت، اما با تنگی و حبس شدید آنگاه که ماهی او را بلعید آزمایش شد، آنگاه در تاریکیهای شکم ماهی و دریا و شب، با اقرار به گناهش و توبه به‏سوی الله دعا کرد، و گفت: معبود برحقی جز تو نیست، منزه و مقدس هستی، بهراستیکه من از ستمکاران بودم.

(۸۸) پس دعایش را اجابت کردیم، و او را از اندوه سختی با درآوردن از تاریکیها، و از شکم ماهی نجات دادیم، و همانند نجات دادن یونس ÷ از این اندوه، مؤمنان را آنگاه که در اندوه گرفتار آیند و الله را بخوانند نجات میدهیم.

(۸۹) و – ای رسول- قصۀ زکریا ÷ را به یاد آور آنگاه که پروردگارش سبحانه را چنین خواند: پروردگارا، مرا تنها و بدون فرزند مگذار، درحالیکه تو از میان آنچه باقی میمانَد بهترین هستی، پس فرزندی به من روزی دِه تا پس از من باقی بماند.

(۹۰) پس دعایش را اجابت کردیم، و یحیی ÷ را فرزندی به او دادیم، و همسرش را شفا دادیم، آنگاه پس از اینکه فرزند نمیآورد زاینده شد. بهراستیکه زکریا ÷ و همسر و پسرش بر انجام نیکیها میشتافتند، و با رغبت در پاداشی که نزد ماست، و ترسان از کیفری که نزد ماست ما را میخواندند، و در برابر ما فروتن بودند.

برخی فواید آیات:

• اعمال نیک یکی از اسباب رحمت است.

• پناه بردن به الله وسیلهای برای برطرف ساختن غم و اندوههاست.

• فضیلتِ طلب فرزند؛ تا پس از مرگ برای انسان بماند.

• اقرار به گناه، و احساس نیاز شدید به الله و دادخواهی نزد او، و طاعت او تعالی در آسانی یکی از اسباب اجابت دعا و برطرف شدن آسیب است.

﴿وَٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا فَنَفَخۡنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلۡنَٰهَا وَٱبۡنَهَآ ءَايَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ٩١ إِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَأَنَا۠ رَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُونِ٩٢ وَتَقَطَّعُوٓاْ أَمۡرَهُم بَيۡنَهُمۡۖ كُلٌّ إِلَيۡنَا رَٰجِعُونَ٩٣ فَمَن يَعۡمَلۡ مِنَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَا كُفۡرَانَ لِسَعۡيِهِۦ وَإِنَّا لَهُۥ كَٰتِبُونَ٩٤ وَحَرَٰمٌ عَلَىٰ قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَآ أَنَّهُمۡ لَا يَرۡجِعُونَ٩٥ حَتَّىٰٓ إِذَا فُتِحَتۡ يَأۡجُوجُ وَمَأۡجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٖ يَنسِلُونَ٩٦ وَٱقۡتَرَبَ ٱلۡوَعۡدُ ٱلۡحَقُّ فَإِذَا هِيَ شَٰخِصَةٌ أَبۡصَٰرُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَٰوَيۡلَنَا قَدۡ كُنَّا فِي غَفۡلَةٖ مِّنۡ هَٰذَا بَلۡ كُنَّا ظَٰلِمِينَ٩٧ إِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمۡ لَهَا وَٰرِدُونَ٩٨ لَوۡ كَانَ هَٰٓؤُلَآءِ ءَالِهَةٗ مَّا وَرَدُوهَاۖ وَكُلّٞ فِيهَا خَٰلِدُونَ٩٩ لَهُمۡ فِيهَا زَفِيرٞ وَهُمۡ فِيهَا لَا يَسۡمَعُونَ١٠٠ إِنَّ ٱلَّذِينَ سَبَقَتۡ لَهُم مِّنَّا ٱلۡحُسۡنَىٰٓ أُوْلَٰٓئِكَ عَنۡهَا مُبۡعَدُونَ١٠١ [الأنبياء: ۹۱-۱۰۱].

(۹۱) و – ای رسول- قصۀ مریم را به یاد آور که خودش را از زنا پاک نگه داشت، پس الله جبریل ÷ را به‏سوی او فرستاد، آنگاه در او دمید و به عیسی ÷ باردار شد، و او و پسرش عیسی ÷ نشانهای برای مردم بر قدرت الله باشند، و اینکه هیچچیز او تعالی را ناتوان نمیسازد چون عیسی ÷ را بدون پدر آفرید.

(۹۲) - ای مردم- بهراستیکه این آیین شما، آیینی یگانه است، و همان توحیدی است که دین اسلام است، و من پروردگار شما هستم، پس عبادت را خالص فقط برای من انجام دهید.

(۹۳) و مردم پراکنده شدند، آنگاه به مُوَحّد و مشرک و کافر و مؤمن تقسیم گشتند، و تمام این پراکنده شدگان در روز قیامت فقط به‏سوی ما بازگردانده میشوند، آنگاه آنها را در قبال اعمال‏شان جزا میدهیم.

(۹۴) پس هر یک از آنها که اعمال صالح انجام داده باشد درحالیکه به الله و رسولانش و روز آخرت ایمان دارد عمل صالحش ناسپاسی نمیشود، بلکه الله پاداش او را برایش قدر میداند و آن را برایش میافزاید، و آن را در نامۀ اعمالش در روزیکه برانگیخته میشود مییابد، و به آن شاد میشود.

(۹۵) و برای ساکنان شهری که آنها را به‏سبب کفرشان نابود ساختیم محال است که به دنیا بازگردانده شوند؛ تا توبه کنند و توبهشان پذیرفته شود.

(۹۶) هرگز بازگردانده نمیشوند تا اینکه سد یأجوج و مأجوج گشوده شود، و آنها در آن روز از هر زمین مرتفعی به سرعت خارج شوند.

(۹۷) و با خروج آنها قیامت نزدیک شود، و مناظر هولناک و سختیهایش آشکار گردد، بهناگاه چشمهای کافران از ترس زیادِ آن گشوده شود و بگویند: وای که نابود شدیم، به تحقیق که در دنیا در سرگرمی و سرگردانی از آمادگی برای این روز بزرگ بودیم، بلکه با کفر و ارتکاب گناهان ستمکار بودیم.

(۹۸) - ای مشرکان- بهراستیکه شما و نمادهایی که به جای الله عبادت می‏کردید، و تمام انسانها و جنهایی که به عبادت شدن خویش توسط شما راضی می‏شوند- هیزم جهنمی هستید؛ که شما و معبودهای‏تان در آن وارد خواهید شد.

(۹۹) اگر این معبودها اِلههایی بودند که به حق عبادت میشدند همراه کسانیکه آنها را عبادت کردند وارد آتش نمیشدند، و تمام این عبادتگزاران و معبودها در جهنم هستند، که برای همیشه در آن میمانند و از آن خارج نمیگردند.

(۱۰۰) در آنجا – از شدت دردهایی که با آن روبهرو میشوند- تنفس شدیدی دارند، و در جهنم از شدت ترسِ مهیبی که به آنها میرسد صداها را نمیشنوند.

(۱۰۱) و چون مشرکان گفتند: (عیسی و فرشتگانی که عبادت شدند وارد جهنم خواهند شد) الله فرمود: در حقیقت کسانی مانند عیسی ÷ که در علم ازلی الله رستگار هستند از جهنم دور نگه داشته میشوند.

برخی فواید آیات:

• ستایش و بیان فضیلت پاکدامنی.

• مطابقت و همانندی رسالتهای آسمانی در توحید و پایههای عبادات.

• شکافتن سد یأجوج و مأجوج یکی از نشانههای قیامت کبری است.

• غفلت از آمادگی برای روز قیامت سبب رنج کشیدن از مناظر هولناک آن است.

﴿لَا يَسۡمَعُونَ حَسِيسَهَاۖ وَهُمۡ فِي مَا ٱشۡتَهَتۡ أَنفُسُهُمۡ خَٰلِدُونَ١٠٢ لَا يَحۡزُنُهُمُ ٱلۡفَزَعُ ٱلۡأَكۡبَرُ وَتَتَلَقَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ هَٰذَا يَوۡمُكُمُ ٱلَّذِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ١٠٣ يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِۚ كَمَا بَدَأۡنَآ أَوَّلَ خَلۡقٖ نُّعِيدُهُۥۚ وَعۡدًا عَلَيۡنَآۚ إِنَّا كُنَّا فَٰعِلِينَ١٠٤ وَلَقَدۡ كَتَبۡنَا فِي ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعۡدِ ٱلذِّكۡرِ أَنَّ ٱلۡأَرۡضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ ٱلصَّٰلِحُونَ١٠٥ إِنَّ فِي هَٰذَا لَبَلَٰغٗا لِّقَوۡمٍ عَٰبِدِينَ١٠٦ وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا رَحۡمَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ١٠٧ قُلۡ إِنَّمَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ فَهَلۡ أَنتُم مُّسۡلِمُونَ١٠٨ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُلۡ ءَاذَنتُكُمۡ عَلَىٰ سَوَآءٖۖ وَإِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٌ أَم بَعِيدٞ مَّا تُوعَدُونَ١٠٩ إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ وَيَعۡلَمُ مَا تَكۡتُمُونَ١١٠ وَإِنۡ أَدۡرِي لَعَلَّهُۥ فِتۡنَةٞ لَّكُمۡ وَمَتَٰعٌ إِلَىٰ حِينٖ١١١ قَٰلَ رَبِّ ٱحۡكُم بِٱلۡحَقِّۗ وَرَبُّنَا ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلۡمُسۡتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ١١٢ [الأنبياء: ۱۰۲-۱۱۲].

(۱۰۲) صدای جهنم به گوش آنها نمیرسد، و در نعمتها و خوشیهایی که می‏خواهند ماندگار هستند، و نعمتهای‏شان هرگز قطع نمیشود.

(۱۰۳) ترس بزرگی آنگاه که جهنم بر روی ساکنانش بسته شود آنها را نمی‏ترساند، و فرشتگان با شاد باش اینگونه از آنها استقبال میکنند: این همان روزی است که در دنیا به آن وعده داده میشدید، و به نعمتهایی که در آنجا می‏بینند شاد میگردند.

(۱۰۴) و روزیکه آسمان را مانند در هم پیچیدن کاغذی، به همراه آنچه در آن است در هم میپیچیم، و مخلوقات را به همان شکلی که بار نخست با آن آفریده شدند گرد میآوریم، و آن را وعدهای که خلافی در آن نیست وعده دادیم، و بهراستیکه ما آنچه را وعده دهیم اجرا میکنیم.

(۱۰۵) و به تحقیق در کتابهایی که بر رسولان فرو فرستادیم پس از اینکه آن را در لوح محفوظ ثبت کردیم نوشتیم: زمین را بندگان صالح الله و عامل به طاعت او، یعنی امت محمد ج به ارث میبرند.

(۱۰۶) همانا در اندرزی که فرو فرستادیم ابلاغی است برای مردمی که پروردگارشان را به آنچه برای‏شان تشریع کرده است عبادت میکنند، زیرا آنها هستند که از آن بهره میبرند.

(۱۰۷) و – ای محمد- تو را به عنوان رسول، جز رحمتی برای تمام مخلوقات نفرستادیم؛ چون بر هدایت مردم و نجات آنها از عذاب الله مشتاق هستی.

(۱۰۸) - ای رسول- بگو: جز این نیست که از جانب پروردگارم به من وحی میشود که مبعود برحق شما معبودی یگانه است، که هیچ شریکی ندارد و او الله است، پس با ایمان به او و عمل به طاعتش گردن نهید.

(۱۰۹) پس اگر اینها از آنچه برای‏شان آوردی روی گرداندند، - ای رسول- به آنها بگو: به شما اعلام کردم که من و شما در فاصلۀ یکسانی از یکدیگر قرار داریم، و نمیدانم چه زمانی عذاب الله که آن را به شما وعده داده است بر شما نازل میشود.

(۱۱۰) در حقیقت الله از سخنهای‏تان که آشکار و پنهان میکنید آگاه است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۱۱۱) و نمیدانم شاید این مهلت و تأخیر در عذاب شما، آزمایش و سببی برای نزدیک کردن تدریجی شما به عذاب، و برای‏تان بهرهمند شدن تا مدتیکه در علم الله اندازهگیری شده است باشد؛ تا در کفر و گمراهی خویش ثابت بمانید.

(۱۱۲) رسول الله ج اینگونه پروردگارش را خواند: پروردگارا، میان ما و میان قوم ما که بر کفر اصرار ورزیدند به حکم حق داوری کن، و در برابر کفر و تکذیبی که می‏گویید از پروردگار بخشندۀ خویش یاری میجوییم.

برخی فواید آیات:

• اعمال نیک سبب قدرت یافتن در زمین است.

• بعثت و شریعت و سنت پیامبر ج رحمتی برای جهانیان است.

• رسول ج غیب نمیداند.

• الله به سخنانی که از بندگانش سر میزند آگاه است.

سورة الحج (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمۡۚ إِنَّ زَلۡزَلَةَ ٱلسَّاعَةِ شَيۡءٌ عَظِيمٞ١ يَوۡمَ تَرَوۡنَهَا تَذۡهَلُ كُلُّ مُرۡضِعَةٍ عَمَّآ أَرۡضَعَتۡ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمۡلٍ حَمۡلَهَا وَتَرَى ٱلنَّاسَ سُكَٰرَىٰ وَمَا هُم بِسُكَٰرَىٰ وَلَٰكِنَّ عَذَابَ ٱللَّهِ شَدِيدٞ٢ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُجَٰدِلُ فِي ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيۡطَٰنٖ مَّرِيدٖ٣ كُتِبَ عَلَيۡهِ أَنَّهُۥ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُۥ يُضِلُّهُۥ وَيَهۡدِيهِ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ٤ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمۡ فِي رَيۡبٖ مِّنَ ٱلۡبَعۡثِ فَإِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ مِنۡ عَلَقَةٖ ثُمَّ مِن مُّضۡغَةٖ مُّخَلَّقَةٖ وَغَيۡرِ مُخَلَّقَةٖ لِّنُبَيِّنَ لَكُمۡۚ وَنُقِرُّ فِي ٱلۡأَرۡحَامِ مَا نَشَآءُ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى ثُمَّ نُخۡرِجُكُمۡ طِفۡلٗا ثُمَّ لِتَبۡلُغُوٓاْ أَشُدَّكُمۡۖ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ أَرۡذَلِ ٱلۡعُمُرِ لِكَيۡلَا يَعۡلَمَ مِنۢ بَعۡدِ عِلۡمٖ شَيۡ‍ٔٗاۚ وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ هَامِدَةٗ فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡ وَأَنۢبَتَتۡ مِن كُلِّ زَوۡجِۢ بَهِيجٖ٥ [الحج: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

بیان بزرگداشت و تسلیم شدن برای الله از خلال ارایۀ مناظر عظمت و قدرت الهی.

تفسیر:

(۱) ای مردم، از پروردگارتان با اجرای آنچه به شما فرمان داده، و خودداری از آنچه شما را از آن نهی کرده بترسید، بهراستیکه زلزلۀ زمین و سایر مناظر هولناکی که قیامت به همراه دارد امری عظیم است، که آمادگی برای آن با عمل به آنچه الله را راضی میسازد میطلبد.

(۲)روزیکه میبینید از ترس زیاد، هر شیردهندهای از شیرخوارش فراموش میکند، و هر زن بارداری بچهاش را سقط میکند، و مردم را به خاطر پریدن هوش از سرشان از هراس زیادِ جایگاه، مانند افراد مست میبینی، درحالیکه از شرب خمر مست نیستند، بلکه عذاب الله شدید است، که عقلهای‏شان را ربوده است.

الله پس از بیان مناظر هولناکی که برپایی قیامت به همراه دارد به منکران قیامت و رستاخیز اینگونه پاسخ داد:

(۳) و برخی مردم بدون هیچ دانشی که به آن استناد کنند در مورد قدرت الله بر برانگیختن مردگان مجادله میکنند، و در اعتقاد و سخن خویش از هر شیطان و پیشوای گمراهی که در برابر پروردگارش سرکش است پیروی میکنند.

(۴) بر این شیاطین سرکشِ انسانی و یا جنی، مقرر شده است که هرکس از او پیروی کند و او را تصدیق کند او را از راه حق گمراه میسازد، و بهوسیله کفر و گناهانی که او را به آن راهنمایی میکند به‏سوی عذاب جهنم میکشاند.

(۵) ای مردم، اگر در قدرت ما بر برانگیختن شما پس از مرگ تردید دارید، در آفرینش خودتان بیندیشید؛ که پدرتان آدم ÷ را از خاک آفریدهایم، سپس فرزندانش را از منیای که مرد در رحم زن میریزد آفریدیم، سپس منی به خونی بسته تبدیل می‏شود، سپس خون بسته به یک تکه گوشت شبیه تکه گوشت جویده شده تبدیل می‏شود، سپس آن تکه گوشت یا به آفرینش سالم و تندرست که در رحم میماند تا نوزادی زنده خارج شود، یا به آفرینشی ناتمام که رحم آن را سقط میکند تبدیل می‏شود؛ تا قدرت خویش بر آفرینش مرحلهای شما را برای‏تان آشکار سازیم، و جنینهایی را که بخواهیم در رحمها قرار میدهیم تا در مدت مشخصی که نُه ماه است متولد شوند، سپس شما را به صورت طفل از شکمهای مادران‏تان بیرون میآوریم، سپس تا اینکه به قدرت و عقل کامل برسید، و برخی از شما قبل از این مرحله می‏میرند، و برخی از شما تا سن پیری که قدرت و عقل ضعیف میشود زندگی میکند، تا اینکه به حالتی بدتر از حالت کودک میرسد، که هیچچیز از آنچه میدانست نمی‏داند. و زمین را میبینی که بدون گیاه خشکیده است، و چون آب باران را بر آن فرو فرستیم گیاه برمیآورد، و به‏سبب رشد گیاهانش ارتفاع مییابد، و از هر گونهای از گیاهان منظری زیبا میسازد.

برخی فواید آیات:

• وجوب آمادگی برای روز قیامت با توشۀ تقوی.

• ترس و وحشتهای قیامت چنانکه زن شیرده طفلش را فراموش و باردار حملش را سقط میکند و عقلهای مردم تباه میشود.

• آفرینش تدریجی، سنتی الهی است.

• دلالت آفرینش اول بر امکان رستاخیز.

• پدیدۀ باران و در پی آن روییدن گیاهانِ زمین دلیلی ملموس بر برانگیختن مردگان است.

﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّهُۥ يُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَأَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٦ وَأَنَّ ٱلسَّاعَةَ ءَاتِيَةٞ لَّا رَيۡبَ فِيهَا وَأَنَّ ٱللَّهَ يَبۡعَثُ مَن فِي ٱلۡقُبُورِ٧ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُجَٰدِلُ فِي ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَلَا هُدٗى وَلَا كِتَٰبٖ مُّنِيرٖ٨ ثَانِيَ عِطۡفِهِۦ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۖ لَهُۥ فِي ٱلدُّنۡيَا خِزۡيٞۖ وَنُذِيقُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ٩ ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ يَدَاكَ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيۡسَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ١٠ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَعۡبُدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ حَرۡفٖۖ فَإِنۡ أَصَابَهُۥ خَيۡرٌ ٱطۡمَأَنَّ بِهِۦۖ وَإِنۡ أَصَابَتۡهُ فِتۡنَةٌ ٱنقَلَبَ عَلَىٰ وَجۡهِهِۦ خَسِرَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةَۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡخُسۡرَانُ ٱلۡمُبِينُ١١ يَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُۥ وَمَا لَا يَنفَعُهُۥۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلضَّلَٰلُ ٱلۡبَعِيدُ١٢ يَدۡعُواْ لَمَن ضَرُّهُۥٓ أَقۡرَبُ مِن نَّفۡعِهِۦۚ لَبِئۡسَ ٱلۡمَوۡلَىٰ وَلَبِئۡسَ ٱلۡعَشِيرُ١٣ إِنَّ ٱللَّهَ يُدۡخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَفۡعَلُ مَا يُرِيدُ١٤ مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ ٱللَّهُ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ فَلۡيَمۡدُدۡ بِسَبَبٍ إِلَى ٱلسَّمَآءِ ثُمَّ لۡيَقۡطَعۡ فَلۡيَنظُرۡ هَلۡ يُذۡهِبَنَّ كَيۡدُهُۥ مَا يَغِيظُ١٥ [الحج: ۶-۱۵].

(۶) این امر- یعنی آغاز آفرینشتان و مراحل آفرینش و احوال کسی از شما که متولد میشود را به این خاطر برای‏تان بیان کردیم تا ایمان آورید به اینکه الله که شما را آفرید همان حقی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، برخلاف نمادهای‏تان که آنها را عبادت میکنید، و به این هدف که ایمان آورید به اینکه او تعالی مردگان را زنده میگرداند، و او تعالی بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۷) و به این هدف که ایمان آورید قیامت بدون هیچ تردیدی آمدنی است، و اینکه الله مردگان را از قبرهای‏شان برمیانگیزد تا آنها را در قبال اعمال‏شان جزا دهد.

الله سبحانه پس از بیان حال گمراهی به‏سبب تقلید در آیۀ سوم، حال گمراهی سران کفر را در آیۀ ذیل اینگونه بیان میفرماید:

(۸) و برخی از کفار بدون هیچ دانشی که با آن به حق برسند، و بدون پیروی از هدایتگری که آنها را به حق راهنمایی کند، و بدون هیچ کتاب روشنگر و نازل شدهای از جانب الله که آنها را به حق هدایت گرداند در توحید الله مجادله میکنند.

(۹) متکبرانه گردنهای‏شان را کج میکنند تا مردم را از ایمان و ورود در دین الله بازدارند، کسیکه این صفت را دارد با کیفری که به او میرسد در دنیا خوار میشود، و در آخرت عذاب آتش سوزان را به او میچشانیم.

(۱۰) و به او گفته میشود: این عذابی که چشیدی به‏سبب کفر و گناهانی است که کسب کردهای، و الله هیچیک از مخلوقاتش را بیگناه عذاب نمیکند.

(۱۱) و از مردم کسی است که مضطرب است و الله را با تردید عبادت میکند، یعنی اگر خیری از سلامتی و ثروت به او برسد بر ایمان و عبادتش برای الله باقی میماند، و اگر به بیماری و فقری مبتلا شود فال بد به دینش میزند و از آن بازمیگردد، دنیای او تباه شده است، زیرا کفر او سهمی از دنیا که برایش نوشته نشده است را برایش نخواهد افزود، و آخرتش با عذاب الله که با آن روبهرو میشود تباه شده است، این همان تباهی آشکار است.

(۱۲) به جای الله نمادهایی را عبادت میکند که اگر از آنها نافرمانی کند به او زیانی نمیرسانند، و اگر از آنها اطاعت کند نفعی به او نمیرسانند، این خواندن نمادهایی که نه زیان میرسانند و نه نفع، همان گمراهی دور از حق است.

(۱۳) این کافر که نمادها را عبادت میکند کسی را میخوانَد که ضررِ قطعی او از نفعِ نداشتهاش نزدیکتر است، چه بد معبودی است آن که زیانش نزدیکتر از نفعش است، و چه بد یاوری است برای کسیکه از او یاری بجوید، و چه بد دوستی است برای کسیکه او را به دوستی بگیرد.

(۱۴) در حقیقت الله کسانی را که به او ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند به بهشتهایی درمیآورد که نهرها از زیر کاخهایش جاری است، همانا الله آنچه را بخواهد انجام میدهد؛ چه رحمتی باشد برای کسیکه بر او رحم کند، و چه کیفری باشد برای کسیکه او را کیفر کند، و او سبحانه هیچ اجبارکنندهای ندارد.

(۱۵) هرکس گمان میکند الله پیامبرش ج را در دنیا و آخرت یاری نمیرساند، طنابی به سقف خانهاش بیاوزید، آنگاه با جدا کردن خویش از زمین خودش را با آن طناب خفه کند، آنگاه بنگرد آیا این کار خشمی را که در خویش مییابد از بین می‏برد؛ زیرا مخالف، بخواهد یا نخواهد الله یاور پیامبرش ج است.

برخی فواید آیات:

• اسباب هدایت یا علمی است که با آن به حق رسیده میشود، یا هدایتگری است که آنها را به حق راهنمایی میکند، یا کتابی مورد اعتماد است که آنها را به حق هدایت میکند.

• غرور، اخلاقی است که از راهیابی به حق محروم میسازد.

• از عدالت الله این است که جز در قبال گناه کیفر نمیدهد.

• الله یاور پیامبر ج و دینش است هر چند کافران نپسندند.

﴿وَكَذَٰلِكَ أَنزَلۡنَٰهُ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ وَأَنَّ ٱللَّهَ يَهۡدِي مَن يُرِيدُ١٦ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَادُواْ وَٱلصَّٰبِ‍ِٔينَ وَٱلنَّصَٰرَىٰ وَٱلۡمَجُوسَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ يَفۡصِلُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ١٧ أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يَسۡجُدُۤ لَهُۥۤ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ وَٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ وَٱلنُّجُومُ وَٱلۡجِبَالُ وَٱلشَّجَرُ وَٱلدَّوَآبُّ وَكَثِيرٞ مِّنَ ٱلنَّاسِۖ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيۡهِ ٱلۡعَذَابُۗ وَمَن يُهِنِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن مُّكۡرِمٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَفۡعَلُ مَا يَشَآءُ۩١٨ ۞هَٰذَانِ خَصۡمَانِ ٱخۡتَصَمُواْ فِي رَبِّهِمۡۖ فَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ قُطِّعَتۡ لَهُمۡ ثِيَابٞ مِّن نَّارٖ يُصَبُّ مِن فَوۡقِ رُءُوسِهِمُ ٱلۡحَمِيمُ١٩ يُصۡهَرُ بِهِۦ مَا فِي بُطُونِهِمۡ وَٱلۡجُلُودُ٢٠ وَلَهُم مَّقَٰمِعُ مِنۡ حَدِيدٖ٢١ كُلَّمَآ أَرَادُوٓاْ أَن يَخۡرُجُواْ مِنۡهَا مِنۡ غَمٍّ أُعِيدُواْ فِيهَا وَذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ٢٢ إِنَّ ٱللَّهَ يُدۡخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ وَلُؤۡلُؤٗاۖ وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٞ٢٣ [الحج: ۱۶-۲۳].

(۱۶) و همانگونه که دلایل آشکار بر رستاخیز را برای‏تان توضیح دادیم، قرآن را به صورت آیاتی آشکار بر محمد ج نازل کردیم، و الله به فضل خویش هرکس را بخواهد به راه هدایت و راستی توفیق میدهد.

(۱۷) همانا کسانی از این امت که به الله ایمان آوردهاند، و یهودیان، و صابئیها (گروهی از پیروان برخی پیامبران )، و مسیحیان، و عبادت کنندگان آتش، و عبادت کنندگان نمادها - الله در روز قیامت میان آنها داوری میکند آنگاه مؤمنان را به بهشت، و دیگران را به جهنم درمیآورد، همانا الله بر تمام سخنان و اعمال بندگانش گواه است، و ذرهای از سخنان و اعمال‏شان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۱۸) - ای رسول- آیا ندانستهای تمام فرشتگانی که در آسمان هستند، و تمام انسانها و جنهای مؤمنی که در زمین هستند برای طاعت در برابر الله سجده می‏کنند، و خورشید و ماه و ستارگان در آسمان، و کوهها و درختان و جنبندگان زمین از روی تسلیم برای او تعالی سجده میکنند؛ و بسیاری از مردم از روی طاعت در برابر او سجده میکنند، و بسیاری از روی طاعت از سجده برای او خودداری میکنند، پس عذاب الله به خاطر کفرشان بر آنها لازم شده است، و هرکس که الله به‏سبب کفر او به خواری و پستی برایش حکم کند هیچکس را نخواهد داشت که او را گرامی دارد، بهراستیکه الله آنچه را بخواهد انجام میدهد، زیرا او سبحانه هیچ اجبارکنندهای ندارد.

الله در پی بیان کسانیکه از روی طاعت در برابر او تعالی سجده میکنند و کسانیکه از این کار خودداری میورزند، سرانجامِ هر یک از این دو گروه را ذکر نمود و فرمود:

(۱۹) این دو، دو گروه هستند که در مورد پروردگارشان مجادله میکنند که کدامیک برحق است: گروه ایمان، و گروه کفر؛ پس جهنم کافران را مانند لباسی که شخص میپوشد احاطه میکند، و از بالای سرشان آبی که در نهایت درجه حرارت است پاشیده میشود.

(۲۰) از شدت حرارت این آب رودههای شکم‏شان ذوب میشود، و به پوستهای‏شان میرسد و آنها را ذوب میکند.

(۲۱) و در جهنم چکشهای آهنین برای آنها است که فرشتگان با آنها بر سرهای‏شان میکوبند.

(۲۲) هربار که از سختی اندوهی که با آن روبهرو شدهاند بکوشند از جهنم خارج شوند به آن بازگردانده شوند، و به آنها گفته شود: عذاب جهنم سوزان را بچشید.

(۲۳) اما گروه ایمان و همان کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند، الله آنها را در بهشتهایی درمیآورد که رودها از زیر کاخها و درختهای‏شان جاری است، و الله آنها را با آراستن با دستبندهای طلایی و با مروارید زینت میدهد، و لباس‏شان در آنجا ابریشم است.

برخی فواید آیات:

• هدایت به دست الله است که آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد می‏بخشد.

• مراقبت الله بر تمام اعمال و احوال بندگانش.

• خضوع تمام مخلوقات از روی تقدیر برای الله، و خضوع مؤمنان از روی طاعت برای او تعالی.

• عذاب بر کافران و گناهکاران نازل میشود، و رحمت برای مؤمنان و طاعت‏گران ثابت است.

﴿وَهُدُوٓاْ إِلَى ٱلطَّيِّبِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ وَهُدُوٓاْ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡحَمِيدِ٢٤ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ ٱلَّذِي جَعَلۡنَٰهُ لِلنَّاسِ سَوَآءً ٱلۡعَٰكِفُ فِيهِ وَٱلۡبَادِۚ وَمَن يُرِدۡ فِيهِ بِإِلۡحَادِۢ بِظُلۡمٖ نُّذِقۡهُ مِنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ٢٥ وَإِذۡ بَوَّأۡنَا لِإِبۡرَٰهِيمَ مَكَانَ ٱلۡبَيۡتِ أَن لَّا تُشۡرِكۡ بِي شَيۡ‍ٔٗا وَطَهِّرۡ بَيۡتِيَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلۡقَآئِمِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ٢٦ وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَجِّ يَأۡتُوكَ رِجَالٗا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ يَأۡتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٖ٢٧ لِّيَشۡهَدُواْ مَنَٰفِعَ لَهُمۡ وَيَذۡكُرُواْ ٱسۡمَ ٱللَّهِ فِيٓ أَيَّامٖ مَّعۡلُومَٰتٍ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُم مِّنۢ بَهِيمَةِ ٱلۡأَنۡعَٰمِۖ فَكُلُواْ مِنۡهَا وَأَطۡعِمُواْ ٱلۡبَآئِسَ ٱلۡفَقِيرَ٢٨ ثُمَّ لۡيَقۡضُواْ تَفَثَهُمۡ وَلۡيُوفُواْ نُذُورَهُمۡ وَلۡيَطَّوَّفُواْ بِٱلۡبَيۡتِ ٱلۡعَتِيقِ٢٩ ذَٰلِكَۖ وَمَن يُعَظِّمۡ حُرُمَٰتِ ٱللَّهِ فَهُوَ خَيۡرٞ لَّهُۥ عِندَ رَبِّهِۦۗ وَأُحِلَّتۡ لَكُمُ ٱلۡأَنۡعَٰمُ إِلَّا مَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡۖ فَٱجۡتَنِبُواْ ٱلرِّجۡسَ مِنَ ٱلۡأَوۡثَٰنِ وَٱجۡتَنِبُواْ قَوۡلَ ٱلزُّورِ٣٠ [الحج: ۲۴-۳۰].

(۲۴) و الله آنها را در زندگی دنیا به سخنان پاکیزه مانند گواهی بر اینکه هیچ مبعود برحقی جز الله نیست، و تکبیر، و تحمید، و به راه اسلام پسندیده راهنمایی کرده است.

(۲۵) همانا کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند، و دیگران را از ورود در اسلام برمی‏گردانند، و مردم را از مسجدالحرام بازمیدارند، چنانکه مشرکان در سال حدیبیه انجام دادند به زودی عذاب دردناکی را به آنها میچشانیم. در این مسجد که آن را قبلۀ مردم در نماز و یکی از مناسک حج و عمره قرار دادیم، و در آنجا مکی مقیم آن و مسافران غیر ساکن مکه یکسان هستند، و هرکس در آنجا بخواهد با وقوع گناهی از روی عمد از حق منحرف شود عذابی دردآور به او میچشانیم.

(۲۶) و – ای رسول- به یاد آور آنگاه که مکان و حدود این خانه را پس از اینکه ناشناخته بود برای ابراهیم ÷ مشخص کردیم، و به او وحی کردیم که هیچچیز را در عبادت من شریک مگردان، بلکه تنها مرا عبادت کن، و خانهام را از نجاستهای حسی و معنوی برای طوافگزاران آن، و نمازگزاران در آن پاکیزه گردان.

(۲۷) و به عنوان دعوتگرِ مردم به‏سوی حج این خانه که تو را به ساخت آن فرمان دادیم در میان آنها ندا بده؛ تا پیاده یا سوار بر هر شتر لاغری که مسیری جانکاه را پیموده به‏سوی تو بیایند، و شتران، آنها را سوار بر خویش از هر راه دوری بیاورند.

(۲۸) تا منفعتی را که از آمرزش گناهان، و رسیدن به پاداش، و توحید کلمه و سایر منافع به آنها بازمیگردد به چشم خویش ببینند، و برای اینکه به سپاس از الله در قبال شتر و گاو و گوسفندانی که به آنها ارزانی داشته است نام او تعالی را بر قربانیهایی که در روزهای مشخص یعنی دهم ذوالحجه و سه روز پس از آن ذبح میکنند یاد کنند؛ آنگاه از این قربانیها بخورید و از آنها به کسانیکه فقر شدیدی دارند اطعام کنید.

(۲۹) سپس باید سایر مناسک حج خویش را برپا دارند، و با تراشیدن سرهای‏شان و کوتاهکردن ناخنهای‏شان و برطرفکردن چرک متراکم بر آنها به‏سبب احرام از احرام درآیند، و باید به حج یا عمره یا قربانیای که بر خود واجب گردانیدهاند وفا کنند، و باید طواف افاضه به خانهای که الله آن را از تسلط طغیانگران بر آن آزاد ساخت انجام دهند.

(۳۰) این موارد که به آن فرمان یافتید- از مُحلل شدن با تراشیدن سر و کوتاه کردن ناخنها و برطرف ساختن چرکها، و وفا به نذر و طواف خانه- الله آنها را بر شما واجب کرده است، پس آنچه را الله بر شما واجب کرده است بزرگ شمارید، و هرکس برای بزرگداشت حدود الله از اینکه در آنها واقع شود و بزرگداشت حرماتش که آنها را حلال شمارد از آنچه که الله به ترک آن در حال احرامش فرمان داده است بپرهیزد، در دنیا و آخرت نزد پروردگار سبحانه برایش بهتر است. و – ای مردم- حیوانات شتر و گاو و گوسفند برای‏تان مباح شده است، پس از میان آنها نه حامی و نه بحیره و نه وصیله برای‏تان حرام نشده است، و چیزی از آنها حرام نشده است مگر حرمت مردار و خون و سایر موارد که در قرآن مییابید، پس از پلیدی که همان معبودهای باطل هستند دوری کنید، و از هر سخن باطل و دروغی بر الله یا بر مخلوقاتش دوری گزینید.

برخی فواید آیات:

• حرمت بیت الحرام، احتیاط از گناهان را در آن بیشتر از سایر اماکن میطلبد.

• بیت الله الحرام پناهگاه دلهای مؤمنان در هر زمان و مکانی است.

• هم منافع دنیوی و هم منافع اخروی حج به مردم بازمیگردد.

• شکر نعمتها ترحم بر ضعیفان را ایجاب میکند.

﴿حُنَفَآءَ لِلَّهِ غَيۡرَ مُشۡرِكِينَ بِهِۦۚ وَمَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَتَخۡطَفُهُ ٱلطَّيۡرُ أَوۡ تَهۡوِي بِهِ ٱلرِّيحُ فِي مَكَانٖ سَحِيقٖ٣١ ذَٰلِكَۖ وَمَن يُعَظِّمۡ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقۡوَى ٱلۡقُلُوبِ٣٢ لَكُمۡ فِيهَا مَنَٰفِعُ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى ثُمَّ مَحِلُّهَآ إِلَى ٱلۡبَيۡتِ ٱلۡعَتِيقِ٣٣ وَلِكُلِّ أُمَّةٖ جَعَلۡنَا مَنسَكٗا لِّيَذۡكُرُواْ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُم مِّنۢ بَهِيمَةِ ٱلۡأَنۡعَٰمِۗ فَإِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ فَلَهُۥٓ أَسۡلِمُواْۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُخۡبِتِينَ٣٤ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَٱلصَّٰبِرِينَ عَلَىٰ مَآ أَصَابَهُمۡ وَٱلۡمُقِيمِي ٱلصَّلَوٰةِ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ٣٥ وَٱلۡبُدۡنَ جَعَلۡنَٰهَا لَكُم مِّن شَعَٰٓئِرِ ٱللَّهِ لَكُمۡ فِيهَا خَيۡرٞۖ فَٱذۡكُرُواْ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَيۡهَا صَوَآفَّۖ فَإِذَا وَجَبَتۡ جُنُوبُهَا فَكُلُواْ مِنۡهَا وَأَطۡعِمُواْ ٱلۡقَانِعَ وَٱلۡمُعۡتَرَّۚ كَذَٰلِكَ سَخَّرۡنَٰهَا لَكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٣٦ لَن يَنَالَ ٱللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَآؤُهَا وَلَٰكِن يَنَالُهُ ٱلتَّقۡوَىٰ مِنكُمۡۚ كَذَٰلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمۡ لِتُكَبِّرُواْ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَىٰكُمۡۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٣٧ ۞إِنَّ ٱللَّهَ يُدَٰفِعُ عَنِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٖ كَفُورٍ٣٨ [الحج: ۳۱-۳۸].

(۳۱) از این موارد بپرهیزید درحالیکه از هر دینی غیر از دین الله که نزد او پسندیده است رویگردان باشید، و هیچکس را در عبادت شریک او تعالی نگردانید، و هرکس به الله شرک ورزد گویی از آسمان سقوط کرده، و پرندگان گوشت و استخوانهایش را قاپیدهاند، یا باد او را به مکانی دور افکنده است.

(۳۲) این است توحید الله و اخلاص برای او، و پرهیز از معبودهای باطل و پرهیز از سخن دروغ که الله شما را به آن فرمان داد. و هرکس مَعالِم دین – از جمله هدی (قربانی) و مناسک حج را بزرگ شمارد، همانا بزرگداشت آن نشان از تقوای دلها برای پروردگارشان است.

(۳۳) در قربانیهایی که در کنار این خانه، آنها را ذبح میکنید برای‏تان منافعی مانند سوارشدن و پشم و تولید مثل و شیر است، تا مدت مشخصی برای ذبح آن هنگام نزدیکشدن به بیت الله که آن را از تسلط طغیانگران آزاد ساخته است.

(۳۴) و برای هر یک از امتهای پیشین منسکی برای ریختن خون قربانی برای الله قرار دادیم؛ تا به پاس شکر الله بر شتر و گاو و گوسفندانی که به آنها روزی داده است، نام الله را هنگام ذبح بر این قربانیها یاد کنند؛ پس – ای مردم- معبود برحق شما معبود یگانهای است که هیچ شریکی ندارد، پس با اذعان و طاعت فقط در برابر او گردن نهید، و – ای رسول- خشوع کنندگان مخلص را به آنچه آنها را شاد می‏گرداند خبر دِه.

(۳۵) همان کسانیکه هرگاه الله یاد شود از کیفرش بترسند، آنگاه از مخالفت با امرش دوری کنند، و نماز را کامل برپا دارند، و اگر آسیبی به آنها رسید شیکیبایی می‏کنند، و از آنچه الله به آنها روزی داده است در نیکیها انفاق میکنند.

(۳۶) شتران و گاوهایی که به‏سوی این خانه آورده میشوند را از شعائر و نشانههای دین برای‏تان قرار دادیم، و منافع دینی و دنیوی در آنها برای‏تان است، پس هنگام قربانی کردن آنها، بعد از اینکه برپا ایستادهاند و یکی از دستان‏شان بسته شده تا فرار نکنند بگویید: (بِاسمِ الله)، و پس از ذبح چون به پهلو افتادند – ای آورندگان قربانی- از آنها بخورید و به فقیری که از سوال خویشتنداری میکند، و به فقیری که درخواست میکند از آن بدهید. همانگونه که قربانیها را در باربری و سوارشدن رام شما قرار دادیم در رفتن به‏سوی قربانگاه نیز به اطاعت شما درآوردیم؛ تا به الله نزدیکی جویید. باشد که در برابر نعمت رامکردن آنها در برابر خویش شکر الله را به جای آورید.

(۳۷) هرگز گوشت و خون قربانیهایی که پیش میفرستید به الله نمیرسد، و به‏سوی او تعالی بالا نمیرود، بلکه تقوای الهی شما در آنها به اینکه در طاعت خویش مخلصانه با آنها به‏سوی الله نزدیکی بجویید، به‏سوی او تعالی بالا میرود؛ الله اینگونه آنها را برای‏تان رام کرد تا الله را به شکرانۀ حقی که شما را بر آن توفیق داد به بزرگی یاد کنید. و – ای رسول- به نیکوکاران در عبادت برای پروردگارشان و در تعامل با مخلوقاتش به آنچه که آنها را شاد میگرداند خبر دِه.

(۳۸) بهراستی الله از کسانیکه به او تعالی ایمان آوردهاند شر دشمنان‏شان را دفع میکند، همانا الله هیچ خیانتکار در امانت، و ناسپاس نعمتهای الله را که شکر او تعالی را بر نعمتها به جای نمیآورد دوست ندارد، بلکه بر او خشم میگیرد.

برخی فواید آیات:

• بیان مثل برای نزدیککردن تصاویر معنوی با قراردادن آن در لباس حسی، هدف تربیتی بزرگی است.

• فضیلت تواضع و فروتنی.

• احسان یکی از اسباب سعادت است.

• ایمان سبب دفاع الله از بنده و توجه او تعالی بر اوست.

﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَٰتَلُونَ بِأَنَّهُمۡ ظُلِمُواْۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ نَصۡرِهِمۡ لَقَدِيرٌ٣٩ ٱلَّذِينَ أُخۡرِجُواْ مِن دِيَٰرِهِم بِغَيۡرِ حَقٍّ إِلَّآ أَن يَقُولُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُۗ وَلَوۡلَا دَفۡعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لَّهُدِّمَتۡ صَوَٰمِعُ وَبِيَعٞ وَصَلَوَٰتٞ وَمَسَٰجِدُ يُذۡكَرُ فِيهَا ٱسۡمُ ٱللَّهِ كَثِيرٗاۗ وَلَيَنصُرَنَّ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ٤٠ ٱلَّذِينَ إِن مَّكَّنَّٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَمَرُواْ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَنَهَوۡاْ عَنِ ٱلۡمُنكَرِۗ وَلِلَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ٤١ وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدۡ كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَعَادٞ وَثَمُودُ٤٢ وَقَوۡمُ إِبۡرَٰهِيمَ وَقَوۡمُ لُوطٖ٤٣ وَأَصۡحَٰبُ مَدۡيَنَۖ وَكُذِّبَ مُوسَىٰۖ فَأَمۡلَيۡتُ لِلۡكَٰفِرِينَ ثُمَّ أَخَذۡتُهُمۡۖ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ٤٤ فَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَا وَهِيَ ظَالِمَةٞ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَبِئۡرٖ مُّعَطَّلَةٖ وَقَصۡرٖ مَّشِيدٍ٤٥ أَفَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَتَكُونَ لَهُمۡ قُلُوبٞ يَعۡقِلُونَ بِهَآ أَوۡ ءَاذَانٞ يَسۡمَعُونَ بِهَاۖ فَإِنَّهَا لَا تَعۡمَى ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَلَٰكِن تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِي فِي ٱلصُّدُورِ٤٦ [الحج: ۳۹-۴۶].

پس از اینکه الله فرمود از مؤمنان دفاع میکند، و دلهای‏شان آرام گرفت، اجازۀ قتال با کافران را به آنها داد و فرمود:

(۳۹) الله به مؤمنانی که مشرکان با آنها میجنگند، به‏سبب ستم دشمنان‏شان که بر آنها واقع شده است اجازه قتال داده است، و بهراستیکه الله بر پیروزی مؤمنان بر دشمنان آنها بدون قتال هم تواناست، اما حکمت او تعالی اقتضا کرده که مؤمنان را با قتال کافران بیازماید.

(۴۰) همان کسانیکه کافران آنها را ستمکارانه از خانههای‏شان راندند، بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشند مگر اینکه گفتند: پروردگار ما الله است، پروردگاری جز او نداریم. و اگر الله قتالی را که برای پیامبران و مؤمنان تشریع کرده تشریع نکرده بود به‏طور قطع بر اماکن عبادت تجاوز میکردند، آنگاه صومعههای راهبهها، و کنیسههای نصاری، و معابد یهودیان، و مساجد مسلمانان که برای نماز آماده شده است، و در آنها مسلمانان الله را بسیار یاد میکنند ویران میکردند، و به‏طور قطع الله بر کسیکه دین و پیامبرش را یاری رساند یاری میکند، زیرا الله بر یاری کسیکه دینش را یاری رساند تواناست، و ذات شکستپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیگردد.

(۴۱) اینها که وعدۀ یاری به آنها داده شده است همان کسانی هستند که اگر آنها را با پیروزی بر دشمنان‏شان در زمین قدرت دهیم نماز را به کاملترین وجه برپا می‏دارند، و زکات اموال‏شان را میدهند، و به آنچه که شریعت به آن امر کرده امر می‏کنند، و از آنچه که شریعت از آن نهی کرده نهی میکنند، و مرجع کارها در پاداش و کیفر بر آنها فقط از آنِ الله است.

(۴۲) و – ای رسول- اگر قومت تو را تکذیب کنند، شکیبایی کن زیرا تو نخستین رسولی نیستی که قومش او را تکذیب کردند، و قبل از قوم تو قوم نوح، نوح ÷ را، و قوم عاد هود ÷ را، و قوم ثمود صالح ÷ را تکذیب کردهاند.

(۴۳) و قوم ابراهیم، ابراهیم ÷ را و قوم لوط، لوط ÷ را تکذیب کردند.

(۴۴) و اصحاب مدین شعیب ÷ را، و فرعون و قومش موسی ÷ را تکذیب کردند، آنگاه کیفر اقوام‏شان را برای نزدیک ساختنِ تدریجی آنها به عذاب به تأخیر انداختم، سپس آنها را به عذاب گرفتم، پس بیندیش چگونه کارشان را نپسندیدم، که آنها را به‏سبب کفرشان نابود کردهام.

(۴۵) پس چه بسیار شهرهایی را – درحالیکه به‏سبب کفرشان ستمکار بودند- با عذابی ریشهکن نابود کردیم، و خانههای‏شان ویران و خالی از سکنه است، و چه بسیار پیرامونِ چاههایی که از آبآورانش که نابود شدهاند خالی است، و چه بسیار کاخهای مرتفع و مجللی که ساکنانش از عذاب محفوظ نماندند.

(۴۶) آیا اینها که آنچه را رسول ج آورده است تکذیب میکنند در زمین نگشتهاند؛ تا آثار این شهرهای نابودشده را ببینند، آنگاه با عقلهای‏شان بیندیشند و پند بگیرند، و قصههای‏شان را آنگونه که قبول افتد بشنوند، زیرا کوری واقعی کوری چشم نیست، بلکه کوری کشنده و نابودگر، همان کوری بصیرت است، بهگونهای که صاحبش عبرتگیری و پندآموزی نداشته باشد.

برخی فواید آیات:

• اثبات دو صفت قدرت و عزت برای الله.

• اثبات مشروعیت جهاد؛ برای حفظ اماکن عبادت.

• برپایی دین سبب یاریرساندن الله به بندگان مؤمنش است.

• کوری دلها مانع عبرتگیری از آیات الله است.

﴿وَيَسۡتَعۡجِلُونَكَ بِٱلۡعَذَابِ وَلَن يُخۡلِفَ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥۚ وَإِنَّ يَوۡمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلۡفِ سَنَةٖ مِّمَّا تَعُدُّونَ٤٧ وَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ أَمۡلَيۡتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٞ ثُمَّ أَخَذۡتُهَا وَإِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ٤٨ قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّمَآ أَنَا۠ لَكُمۡ نَذِيرٞ مُّبِينٞ٤٩ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ٥٠ وَٱلَّذِينَ سَعَوۡاْ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ٥١ وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٖ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّآ إِذَا تَمَنَّىٰٓ أَلۡقَى ٱلشَّيۡطَٰنُ فِيٓ أُمۡنِيَّتِهِۦ فَيَنسَخُ ٱللَّهُ مَا يُلۡقِي ٱلشَّيۡطَٰنُ ثُمَّ يُحۡكِمُ ٱللَّهُ ءَايَٰتِهِۦۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٥٢ لِّيَجۡعَلَ مَا يُلۡقِي ٱلشَّيۡطَٰنُ فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمۡۗ وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَفِي شِقَاقِۢ بَعِيدٖ٥٣ وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤۡمِنُواْ بِهِۦ فَتُخۡبِتَ لَهُۥ قُلُوبُهُمۡۗ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٥٤ وَلَا يَزَالُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي مِرۡيَةٖ مِّنۡهُ حَتَّىٰ تَأۡتِيَهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغۡتَةً أَوۡ يَأۡتِيَهُمۡ عَذَابُ يَوۡمٍ عَقِيمٍ٥٥ [الحج: ۴۷-۵۵].

(۴۷) و – ای رسول- کافران قومت به شتاب از تو خواستار عذاب به تعجیلافتاده در دنیا و عذاب مدتدار در آخرت بهخاطر آنچه که به این دو انذار شدهاند هستند، اما الله در آنچه از این دو عذاب به آنها وعده داده است خلاف نمیکند، و یک نمونه از عذاب به تعجیلافتاده آن است که در روز بدر به آنها رسید، و همانا یک روز عذاب در آخرت به‏سبب عذابی که در آن هستند مانند هزار سال از سالهای دنیاست که برمی‏شمارند.

(۴۸) و چه بسیار شهرهایی که عذاب ساکنانش را به تأخیر انداختم درحالیکه به‏سبب کفرشان ستمگر بودند، و برای نزدیک ساختن تدریجی آنها به عذاب، عذاب‏شان را به تعجیل نینداختم. سپس آنها را با عذابی ریشهکن برگرفتم، و بازگشت آنها در روز قیامت فقط به‏سوی من است، آنگاه آنها را به‏سبب کفرشان به عذابی همیشگی جزا میدهم.

(۴۹) ای مردم، من فقط انذاردهندهای برای‏تان هستم که آنچه را برای آن فرستاده شدهام آشکارا ابلاغ میکنم.

(۵۰) پس برای کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند از جانب پروردگارشان آمرزشی برای گناهانشان، و روزیای گرامی در بهشت که هرگز قطع نمیشود دارند.

(۵۱) و کسانیکه در تکذیب آیات ما میکوشند به این پندار که خواهند توانست الله را ناتوان سازند و از دست او بگریزند و آنها را عذاب نمیکند، آنها ساکنان آتش جهنم هستند که همانند دوستی، همنشین آن هستند.

(۵۲) و – ای رسول- هیچ رسول و هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادهایم مگر وقتیکه کتاب الله را میخواند شیطان در قرائت او چیزی را که آن را بر مردم مشتبه میکرد از وحی است القا میکرد، اما الله آنچه را شیطان از القای خویش القا میکند تباه میسازد، و آیاتش را استوار میگرداند، و الله بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز بر او پوشیده نمیماند و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار داناست.

(۵۳) شیطان در قرائت پیامبر القا میکند تا الله آنچه را او القا میکند امتحانی برای منافقان و مشرکانی که دلهای‏شان سخت شده است قرار دهد، و همانا ستمکارانِ منافق و مشرک در دشمنی با الله و رسولش و دوری از حق و راه راست قرار دارند.

(۵۴) و برای اینکه آنها که الله علم به آنها عطا کرده است به یقین بدانند قرآن نازل شده بر محمد ج همان حقیقتی است که – ای رسول- الله آن را بر تو وحی کرد تا با آن بر ایمان خویش بیفزایند، و دلهای‏شان در برابر آن خاضع و فروتن گردد، و بهراستی الله کسانی را که به او ایمان آوردهاند به پاداش فروتنی آنها در برابر او تعالی، به‏سوی راه حق و راستی که هیچ انحرافی ندارد هدایت میکند.

(۵۵) و کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند و رسولش را تکذیب کردهاند پیوسته در قرآن که الله بر تو نازل کرده است در تردید هستند، و بر این کار ادامه میدهند تا اینکه قیامت به صورت ناگهانی و درحالیکه بر این وضعیت هستند آنها را فرا گیرد، یا عذاب روزیکه هیچ رحمت و خیری در آن روز برای‏شان نیست، یعنی روز قیامت آنها را فراگیرد.

برخی فواید آیات:

• نزدیک ساختن تدریجی ستمگر به عذاب تا اینکه به ستمش ادامه دهد سنتی الهی است.

• الله کتاب خویش را از تبدیل و تحریف حفظ کرده و نیرنگهای دستیاران شیطان را از آن بازداشته است.

• نفاق و سختی دلها دو بیماری کشنده هستند.

• ایمان ثمرۀ علم، و خشوع و خضوع در برابر اوامر الله، ثمرۀ ایمان است.

﴿ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡۚ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ٥٦ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا فَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ٥٧ وَٱلَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوٓاْ أَوۡ مَاتُواْ لَيَرۡزُقَنَّهُمُ ٱللَّهُ رِزۡقًا حَسَنٗاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ٥٨ لَيُدۡخِلَنَّهُم مُّدۡخَلٗا يَرۡضَوۡنَهُۥۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٞ٥٩ ۞ذَٰلِكَۖ وَمَنۡ عَاقَبَ بِمِثۡلِ مَا عُوقِبَ بِهِۦ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيۡهِ لَيَنصُرَنَّهُ ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٞ٦٠ ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ وَأَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٞ٦١ ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ٦٢ أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَتُصۡبِحُ ٱلۡأَرۡضُ مُخۡضَرَّةًۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ٦٣ لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ٦٤ [الحج: ۵۶-۶۴].

(۵۶) فرمانروایی روز قیامت- روزیکه عذابی که به اینها وعده داده میشد آنها را فراگیرد- فقط برای الله است، و هیچ نزاع کنندهای در آن روز ندارد، او سبحانه میان مؤمنان و کافران داوری میکند، آنگاه به هر یک از آنها به آنچه که استحقاقش را دارند حکم میکند، یعنی برای کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند پاداشی بزرگ است که همان بهشتهای پرنعمت و جاویدانی است که پایان نمیپذیرد.

(۵۷) و برای کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند و آیات نازل شدۀ ما بر رسول‏مان را تکذیب کردهاند، عذابی خوار کننده است که الله در جهنم با آن آنها را خوار میکند.

(۵۸) و کسانیکه خانهها و وطنهای‏شان را برای طلب رضای الله و تقویت دینش رها کردهاند، سپس در جهاد در راه الله کشته شده، یا مردهاند، به‏طور قطع الله آنها را در بهشت به رزقی نیکو و همیشگی که پایان نمیپذیرد روزی خواهد داد، و بهراستیکه الله سبحانه بهترین روزی دهندگان است.

(۵۹) به‏طور قطع الله آنها را به مکانی که آن را میپسندند یعنی بهشت درخواهد آورد، و بهراستیکه الله از افعال و نیات آنها آگاه است، و بسیار بردبار است که کیفر آنها را به خاطر آنچه در آن کوتاهی کردند به تعجیل نینداخته است.

(۶۰) افزون بر این مورد یعنی وارد ساختن مهاجران در راه الله به بهشت، اِذن مقابله با متجاوز به مانند تجاوزی که کرده است نیز میباشد چنانکه در این مورد گناهی بر ستمدیده نیست. اما اگر متجاوز دوباره ستم کند الله به‏طور قطع ستمدیده را یاری میرساند. همانا الله گناهان مؤمنان را میبخشد، و برای‏شان آمرزنده است.

(۶۱) این یاری به ستمدیده به این سبب است که الله بر آنچه بخواهد تواناست. یکی از مظاهر قدرت او تعالی، درآوردن شب در روز، و روز در شب با افزودن یکی از آنها و کاستن از دیگری است. و اینکه الله سخنان بندگانش را میشنود، و از کارهای‏شان آگاه است و ذرهای از سخنان و کارهای‏شان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۶۲) این درآوردن شب در روز، و روز در شب توسط الله؛ به این سبب است که الله عین حق است، پس دین او حق است، و وعدۀ او حق است، و یاری رساندن او به مؤمنان حق است، و به این سبب معبودهایی را که مشرکان به جای الله عبادت می‏کنند همان باطلی است که هیچ اساسی ندارد، و به این سبب الله بر مخلوقاتش از نظر ذات و اندازه و قدرت برتر است، و ذات بزرگی است که کبریا و عظمت و جلال از آنِ اوست.

(۶۳) - ای رسول- آیا ندیدهای که الله از آسمان بارانی فرو فرستاد، آنگاه زمین پس از نزول باران بر آن با گیاهانی که رویاند سبز شد، همانا الله نسبت به بندگانش بسیار مهربان است که باران را برای‏شان فرو فرستاد، و گیاهان زمین را برای‏شان رویاند، و نسبت به مصالح آنها بسیار داناست، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.

(۶۴) فرمانروایی آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، تنها از آنِ او است، و بهراستیکه الله همان ذات بینیازی است که به هیچیک از مخلوقاتش نیازی ندارد، و در هر حال ستوده شده است.

برخی فواید آیات:

• جایگاه و بیان فضیلت هجرت در اسلام.

• جواز مقابله به مثل در کیفر.

• الله در دنیا و آخرت به ستمدیده یاری میرساند.

• اثبات صفات برتر برای الله به آنچه سزاوار جلال او تعالی است؛ مانند علم و شنیدن و دیدن و برتری.

﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَٱلۡفُلۡكَ تَجۡرِي فِي ٱلۡبَحۡرِ بِأَمۡرِهِۦ وَيُمۡسِكُ ٱلسَّمَآءَ أَن تَقَعَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا بِإِذۡنِهِۦٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِٱلنَّاسِ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ٦٥ وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَحۡيَاكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يُحۡيِيكُمۡۗ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَكَفُورٞ٦٦ لِّكُلِّ أُمَّةٖ جَعَلۡنَا مَنسَكًا هُمۡ نَاسِكُوهُۖ فَلَا يُنَٰزِعُنَّكَ فِي ٱلۡأَمۡرِۚ وَٱدۡعُ إِلَىٰ رَبِّكَۖ إِنَّكَ لَعَلَىٰ هُدٗى مُّسۡتَقِيمٖ٦٧ وَإِن جَٰدَلُوكَ فَقُلِ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا تَعۡمَلُونَ٦٨ ٱللَّهُ يَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ٦٩ أَلَمۡ تَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِۚ إِنَّ ذَٰلِكَ فِي كِتَٰبٍۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ٧٠ وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗا وَمَا لَيۡسَ لَهُم بِهِۦ عِلۡمٞۗ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٖ٧١ وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ تَعۡرِفُ فِي وُجُوهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلۡمُنكَرَۖ يَكَادُونَ يَسۡطُونَ بِٱلَّذِينَ يَتۡلُونَ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِنَاۗ قُلۡ أَفَأُنَبِّئُكُم بِشَرّٖ مِّن ذَٰلِكُمُۚ ٱلنَّارُ وَعَدَهَا ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٧٢ [الحج: ۶۵-۷۲].

(۶۵) - ای رسول- آیا ندیدهای که الله جنبندگان و جماداتی را که در زمین است برای منافع و رفع نیازهای شما رامِ تو و مردم کرد، و کشتیهایی را که در دریا به امر و تسخیر او از یک سرزمین به سرزمینی دیگر در حرکت هستند برای شما رام گرداند، و آسمان را نگه میدارد تا بر روی زمین جز به اِذن او سقوط نکند، زیرا اگر به آسمان اجازه دهد که بر زمین سقوط کند به‏طور قطع این اتفاق خواهد افتاد، همانا الله نسبت به مردم بسیار مهربان و بخشنده است، که با وجود ستمی که دارند این اشیا را در تسخیر آنها قرار داده است.

(۶۶) و الله همان ذاتی است که شما را زنده گرداند آنگاه که شما را از نیستی پدید آورد، سپس وقتی عمرهای‏تان پایان یابد شما را میمیراند، سپس شما را پس از مرگ‏تان زنده میگرداند تا شما را در قبال اعمال‏تان مورد محاسبه قرار دهد، و در قبال آن جزا دهد، بهراستیکه انسان با عبادت دیگران همراه الله، نسبت به نعمتهای الله – با وجود اینکه آشکار هستند- بسیار ناسپاس است.

(۶۷) برای پیروان هر ملتی شریعتی قرار دادیم، که به شریعت خودشان عمل می‏کنند، پس – ای رسول- مشرکان و پیروان ادیان دیگر نباید در شریعت تو با تو منازعه کنند، زیرا به حق که تو از آنها برتر هستی؛ و آنها اصحاب باطل هستند، و مردم را به اخلاص توحید برای الله فراخوان، زیرا تو بر راه راستی که هیچ انحرافی ندارد قرار داری.

(۶۸) و اگر خودداری کردند مگر اینکه پس از ظهور حجت با تو مجادله کنند پس کارشان را به الله واگذار و برای تهدید بگو: الله به تمام اعمالیکه انجام میدهید آگاهتر است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی در قبال آن شما را جزا خواهد داد.

(۶۹) الله میان بندگان مؤمن و کافر خویش در روز قیامت در آنچه از امر دین که در دنیا در آن اختلاف داشتند داوری میکند.

(۷۰) - ای رسول- آیا ندانستهای که الله آنچه در آسمان، و آنچه در زمین است را میداند، و ذرهای از آنچه در این دو است بر او پوشیده نمیماند، زیرا علم آن در لوح محفوظ ثبت شده است، بهراستیکه تمام آن بر الله آسان است.

(۷۱) و مشرکان به جای الله معبودهایی را عبادت میکنند که الله هیچ حجتی بر عبادت آنها در کتابهایش نازل نکرده است، و هیچ دلیل علمی هم بر آن ندارند، بلکه تنها مستند آنها تقلید کورکورانه از پدران‏شان است، و ستمکاران هیچ یاوری ندارند که آنچه از عذاب الله به آنها میرسد از آنها بازدارد.

(۷۲) و هرگاه آیات آشکار ما در قرآن بر آنها خوانده میشود در چهرۀ کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند نپسندیدن این آیات را از گرفتگی چهرههای‏شان هنگام شنیدن آیات میشناسی، و نزدیک است که از شدت خشم به کسانیکه آیات ما را بر آنها می‏خوانی حملهور شوند، - ای رسول- به آنها بگو: آیا شما را به آنچه که از خشم و گرفتگی چهرههای‏تان بدتر است باخبر سازم؟ یعنی همان جهنمی که الله به کافران وعده داده آنها را در آن درمیآورد، و چه بد مقصدی است که به آن میرسند.

برخی فواید آیات:

• یکی از نعمتهای الله بر مردم این است که آنچه در آسمانها و زمین است را در تسخیر آنها قرار داده است.

• اثبات دو صفت ترحم و مهربانی برای الله تعالی.

• احاطۀ علم الله به آنچه در آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو وجود دارد.

• تقلید کورکورانه سبب تمسک مشرکان در شرک به الله تعالی است.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٞ فَٱسۡتَمِعُواْ لَهُۥٓۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَن يَخۡلُقُواْ ذُبَابٗا وَلَوِ ٱجۡتَمَعُواْ لَهُۥۖ وَإِن يَسۡلُبۡهُمُ ٱلذُّبَابُ شَيۡ‍ٔٗا لَّا يَسۡتَنقِذُوهُ مِنۡهُۚ ضَعُفَ ٱلطَّالِبُ وَٱلۡمَطۡلُوبُ٧٣ مَا قَدَرُواْ ٱللَّهَ حَقَّ قَدۡرِهِۦٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ٧٤ ٱللَّهُ يَصۡطَفِي مِنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلٗا وَمِنَ ٱلنَّاسِۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٞ٧٥ يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ٧٦ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱرۡكَعُواْ وَٱسۡجُدُواْۤ وَٱعۡبُدُواْ رَبَّكُمۡ وَٱفۡعَلُواْ ٱلۡخَيۡرَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ۩٧٧ وَجَٰهِدُواْ فِي ٱللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِۦۚ هُوَ ٱجۡتَبَىٰكُمۡ وَمَا جَعَلَ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلدِّينِ مِنۡ حَرَجٖۚ مِّلَّةَ أَبِيكُمۡ إِبۡرَٰهِيمَۚ هُوَ سَمَّىٰكُمُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ مِن قَبۡلُ وَفِي هَٰذَا لِيَكُونَ ٱلرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيۡكُمۡ وَتَكُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِۚ فَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱعۡتَصِمُواْ بِٱللَّهِ هُوَ مَوۡلَىٰكُمۡۖ فَنِعۡمَ ٱلۡمَوۡلَىٰ وَنِعۡمَ ٱلنَّصِيرُ٧٨ [الحج: ۷۳-۷۸].

(۷۳) ای مردم، مَثلی زده شده است پس به آن گوش دهید و از آن پند بگیرید، همانا معبودها و سایر چیزهایی را که به جای الله عبادت میکنید به‏سبب ناتوانی‏شان هرگز نمیتوانند مگسی را با وجود کوچکی آن بیافرینند. حتی اگر همگی آنها بر این کار جمع شوند باز هم نخواهند توانست آن را بیافرینند. و اگر مگس چیزی از آنچه که برای‏شان گوارا و لذیذ است و شبیه آن را برباید نمیتوانند آن را از مگس بازپس بگیرند، و از ناتوانی آنها در آفرینش مگس، و بازپسگرفتن اشیائشان از آن؛ ناتوانی آنها از کاری بزرگتر از این کار آشکار میگردد. حال - با وجود ناتوانی آنها- چگونه آنها را به جای الله عبادت میکنید؟! هم این طالب یعنی همان نمادِ معبود که نمیتواند آنچه را که مگس از او به زور گرفته است بازپس گیرد ناتوان است، و هم این مطلوب که همان مگس است ناتوان است.

(۷۴) الله را آنگونه که حق بزرگداشت اوست بزرگ نداشتند آنگاه که برخی مخلوقاتش را به همراه او عبادت کردند، همانا الله تواناست، و یکی از مظاهر قدرت و توانایی او تعالی آفرینش آسمانها و زمین و هر که در این دو وجود دارد است، و ذات شکستناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیگردد برخلاف معبودهای مشرکان که ضعیف و خوار هستند و هیچچیز را نمیآفرینند.

(۷۵) الله از میان فرشتگان رسولانی برمیگزیند، و از میان مردم نیز رسولانی برمیگزیند، یعنی برخی فرشتگان را به‏سوی پیامبران میفرستد چنانکه جبریل ÷ را به‏سوی رسولانی از بشر فرستاد، و رسولان بشر را به‏سوی مردم میفرستد، همانا الله شنوایی است که آنچه را مشرکان در مورد رسولانش میگویند میشنود، و نسبت به کسیکه او را برای رسالتش برمیگزیند بیناست.

(۷۶) او سبحانه تمام آنچه را که رسولانش از جنس فرشتگان و انسانها، قبل از آفرینش و پس از مرگشان بر آن هستند میداند، و تمام امور در روز قیامت فقط به‏سوی الله بازمیگردد، آنگاه که بندگانش را برمیانگیزد و آنها را در قبال اعمالیکه از پیش فرستادهاند جزا میدهد.

(۷۷) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید، و به آنچه برای‏تان تشریع کرده است عمل کردهاید، در نمازتان فقط برای الله رکوع و سجده کنید، و کارهای نیکِ صدقه و ارتباط خویشاوندی را به جای آورید؛ امید است که به مطلوب برسید، و از ترس و هلاکت نجات یابید.

(۷۸) و در راه الله خالص برای وجه او جهاد کنید، اوست که شما را برگزید و دین‏تان را آسان و بدون تنگی و سختگیری قرار داد، این آیین آسان همان آیین پدرتان ابراهیم ÷ است. و الله شما را در کتابهای پیشین و در قرآن مسلمان نامیده است، تا رسول ج بر شما گواه باشد که آنچه را به تبلیغ آن فرمان یافته بود به شما رساند، و برای اینکه شما گواهانی بر امتهای پیشین باشید که رسولان‏شان به آنها ابلاغ کردند. پس در قبال این امر با ادای نماز به کاملترین وجه شکر الله را به جای آورید، و زکات اموال‏تان را بپردازید، و به‏سوی الله پناه آورید، و در کارهای‏تان بر او توکل کنید، زیرا او سبحانه برای مؤمنانی که او را به دوستی بگیرند بهترین دوست و کارساز است، و برای مؤمنانی که از او یاری بجویند بهترین یاور است، پس او را به دوستی بگیرید تا به شما دوستی کند، و از او یاری بجویید تا به شما یاری رساند.

برخی فواید آیات:

• اهمیت بیان مَثَلها برای توضیح معانی، و اینکه یک راه تربیتی ارزشمند است.

• ناتوانی معبودها از آفرینش کوچکترین چیز، دلیلی بر ناتوانی آنها در آفرینش سایر مخلوقات است.

• سبب شرکورزی به الله، عدم بزرگداشت الله است.

• اثبات دو صفت قدرت و عزت برای الله، و اهمیت اینکه مؤمن معانی این صفات را به یاد آوَرَد.

سورة المؤمنون (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿قَدۡ أَفۡلَحَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١ ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي صَلَاتِهِمۡ خَٰشِعُونَ٢ وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَنِ ٱللَّغۡوِ مُعۡرِضُونَ٣ وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِلزَّكَوٰةِ فَٰعِلُونَ٤ وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِفُرُوجِهِمۡ حَٰفِظُونَ٥ إِلَّا عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ فَإِنَّهُمۡ غَيۡرُ مَلُومِينَ٦ فَمَنِ ٱبۡتَغَىٰ وَرَآءَ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡعَادُونَ٧ وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِأَمَٰنَٰتِهِمۡ وَعَهۡدِهِمۡ رَٰعُونَ٨ وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَوَٰتِهِمۡ يُحَافِظُونَ٩ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡوَٰرِثُونَ١٠ ٱلَّذِينَ يَرِثُونَ ٱلۡفِرۡدَوۡسَ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ١١ وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن سُلَٰلَةٖ مِّن طِينٖ١٢ ثُمَّ جَعَلۡنَٰهُ نُطۡفَةٗ فِي قَرَارٖ مَّكِينٖ١٣ ثُمَّ خَلَقۡنَا ٱلنُّطۡفَةَ عَلَقَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡعَلَقَةَ مُضۡغَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡمُضۡغَةَ عِظَٰمٗا فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظَٰمَ لَحۡمٗا ثُمَّ أَنشَأۡنَٰهُ خَلۡقًا ءَاخَرَۚ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ أَحۡسَنُ ٱلۡخَٰلِقِينَ١٤ ثُمَّ إِنَّكُم بَعۡدَ ذَٰلِكَ لَمَيِّتُونَ١٥ ثُمَّ إِنَّكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ تُبۡعَثُونَ١٦ وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا فَوۡقَكُمۡ سَبۡعَ طَرَآئِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ ٱلۡخَلۡقِ غَٰفِلِينَ١٧ [المؤمنون: ۱-۱۷].

برخی مقاصد سوره:

ذکر ایمان و حقیقت و ثمراتش و آثار مخالفت با آن و سرزنش کافران؛ به همین منظور، سوره با رستگاری مؤمنان و عدم رستگاری کافران شروع شده است.

تفسیر:

(۱) به تحقیق که مؤمنان به الله، و عاملان به شریعت او تعالی با دستیابی به آنچه که میطلبند، و نجات از آنچه از آن میترسند رستگار شدهاند.

(۲) همان کسانیکه در نماز خویش فروتن هستند، و اعضای آنها در نماز آرام گرفته، و دلهای‏شان از سرگرمیها خالی شده است.

(۳) و همانها که از باطل و بیهوده و سخنان و کارهایی که گناه در آن است رویگردانند.

(۴) و آنها که نفسهای‏شان را از رذیلتها، و اموال‏شان را با خارج کردن زکاتش پاک میگردانند.

(۵) و آنها که عورتهای‏شان را با دور نگه داشتن از زنا و لواط و گناهان زشت حفظ میکنند، که آنها پاکدامنان و پاکان هستند.

(۶) مگر بر همسران‏شان یا کنیزکانی که مالک آنها هستند، که در بهرهگیری از آنها با آمیزش و غیر آن سرزنش نمیشوند.

(۷) پس هرکسی بهرهگرفتن به غیر از همسران یا کنیزکانی که مالک است را بجوید با تجاوز از بهرهای که الله برایش حلال کرده است و استفاده از بهرهای که برایش حرام کرده است متجاوز از حدود الله است.

(۸) و همانها که بر آنچه الله آنها را بر آن امین قرار داده، یا بندگانش آنها را امین قرار دادهاند، و از پیمانهای‏شان مراقبت میکنند و آنها را تباه نمیسازند، بلکه به آنها وفا میکنند.

(۹) و همان کسانیکه بر نمازهای‏شان با مداومت بر آن، و ادای آن در اوقاتش با ارکان و واجبات و مستحباتش مراقبت میکنند.

(۱۰) اینها که صفات مذکور را دارند وارث هستند.

(۱۱) وارثهایی هستند که بالاترین جای بهشت را به ارث میبرند که برای همیشه در آن میمانند، و نعمتهای‏شان در آنجا پایان نمیپذیرد.

(۱۲) و به تحقیق که ما پدر بشر، آدم ÷ را از گِلی، که خاکش از عصارهای که از آب مختلط با خاک زمین آماده شد آفریدیم.

(۱۳) سپس فرزندانش را نسل در نسل از نطفهای که تا زمان ولادت در رحم جای میگیرد آفریدیم.

(۱۴) بعد از آن نطفۀ مستقر در رحم، تودۀ خونی قرمزی آفریدیم، سپس آن توده خون قرمز را مانند تکه گوشتی جویده شده قرار دادیم، آنگاه آن تکه گوشت را استخوانی سخت آفریدیم، سپس بر آن استخوان گوشت پوشانیدیم، سپس با دمیدن روح در آن، و درآوردنش به زندگی، به آفرینشی دیگر آن را پدید آوردیم، پس برتر و مقدس است الله که بهترین آفریدگاران است.

(۱۵) - ای مردم- سپس پس از اینکه مراحل مذکور را پشت سر گذاشتید با سپریشدن مدت مشخص عمرتان خواهید مُرد.

(۱۶) سپس بعد از مرگ‏تان در روز قیامت از قبرهای‏تان برانگیخته میشوید؛ تا در قبال اعمالیکه از پیش فرستادهاید مورد محاسبه قرار گیرید.

(۱۷) و – ای مردم- به تحقیق که بر فراز شما هفت آسمان روی هم آفریدهایم، و ما از کار آفرینش خویش غافل نبودهایم و آن را فراموش نکردهایم.

برخی فواید آیات:

• رستگاری اسباب گوناگونی دارد که شناخت و اشتیاق بر آنها شایسته است.

• تدریج در آفرینش و شریعت، سنتی الهی است.

• احاطۀ علم الله به مخلوقاتش.

﴿وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءَۢ بِقَدَرٖ فَأَسۡكَنَّٰهُ فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَإِنَّا عَلَىٰ ذَهَابِۢ بِهِۦ لَقَٰدِرُونَ١٨ فَأَنشَأۡنَا لَكُم بِهِۦ جَنَّٰتٖ مِّن نَّخِيلٖ وَأَعۡنَٰبٖ لَّكُمۡ فِيهَا فَوَٰكِهُ كَثِيرَةٞ وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ١٩ وَشَجَرَةٗ تَخۡرُجُ مِن طُورِ سَيۡنَآءَ تَنۢبُتُ بِٱلدُّهۡنِ وَصِبۡغٖ لِّلۡأٓكِلِينَ٢٠ وَإِنَّ لَكُمۡ فِي ٱلۡأَنۡعَٰمِ لَعِبۡرَةٗۖ نُّسۡقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهَا وَلَكُمۡ فِيهَا مَنَٰفِعُ كَثِيرَةٞ وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ٢١ وَعَلَيۡهَا وَعَلَى ٱلۡفُلۡكِ تُحۡمَلُونَ٢٢ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ فَقَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓۚ أَفَلَا تَتَّقُونَ٢٣ فَقَالَ ٱلۡمَلَؤُاْ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ مَا هَٰذَآ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيۡكُمۡ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَٰٓئِكَةٗ مَّا سَمِعۡنَا بِهَٰذَا فِيٓ ءَابَآئِنَا ٱلۡأَوَّلِينَ٢٤ إِنۡ هُوَ إِلَّا رَجُلُۢ بِهِۦ جِنَّةٞ فَتَرَبَّصُواْ بِهِۦ حَتَّىٰ حِينٖ٢٥ قَالَ رَبِّ ٱنصُرۡنِي بِمَا كَذَّبُونِ٢٦ فَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِ أَنِ ٱصۡنَعِ ٱلۡفُلۡكَ بِأَعۡيُنِنَا وَوَحۡيِنَا فَإِذَا جَآءَ أَمۡرُنَا وَفَارَ ٱلتَّنُّورُ فَٱسۡلُكۡ فِيهَا مِن كُلّٖ زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَأَهۡلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيۡهِ ٱلۡقَوۡلُ مِنۡهُمۡۖ وَلَا تُخَٰطِبۡنِي فِي ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ إِنَّهُم مُّغۡرَقُونَ٢٧ [المؤمنون: ۱۸-۲۷].

(۱۸) و آب باران را به اندازۀ نیاز، نه زیاد که خرابی به بار آورد و نه کم که کفایت نکند، از آسمان فرو فرستادیم، سپس آن را در زمین جای دادیم تا مردم و حیوانات از آن برخوردار شوند، و بهراستیکه ما توانا هستیم آن را ببریم تا از آن برخوردار نشوند.

(۱۹) سپس با آن آب باغهایی از درختان خرما و انگور برای‏تان پدید آوردیم، که میوههایی با اشکال و رنگهای متعدد، مانند انجیر و انگور و سیب، برای‏تان دارد و شما از آنها میخورید.

(۲۰) و از آن، درخت زیتون را که از منطقۀ کوه سینا برمیآید و روغنی که از میوهاش خارج میگردد که از آن روغن و خورِش گرفته میشود برای‏تان پدید آوردیم.

(۲۱) و – ای مردم- به‏طور قطع در دامها (شتر، گاو و گوسفند) برای‏تان عبرت و راهنمایی است که با آنها بر قدرت الله و لطف او تعالی به خودتان راهنمایی شوید. از آنچه در بدن این دامهاست شیری خالص و گوارا برای نوشندگان مینوشانیم، و منافع زیادی برای‏تان دارند که از آنها بهره میبرید؛ مانند سوارشدن، و پشم و کرک و مو، و از گوشت‏شان میخورید.

(۲۲) و از میان دامها بر روی شتر در خشکی، و بر کشتیها در دریا جابجا می‏شوید.

(۲۳) و به تحقیق که نوح ÷ را به‏سوی قومش فرستادیم که آنها را به‏سوی الله فرا میخواند، آنگاه برای‏شان گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، که معبود برحقی جز او سبحانه ندارید، پس آیا با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه نمیکنید؟!

(۲۴) آنگاه بزرگان و سران قومش که به الله کفر ورزیدند به پیروان و عامیان خویش گفتند: این کسیکه ادعا میکند فرستادهای است جز انسانی مانند خودتان نیست که ریاست و سروری بر شما را میخواهد؛ زیرا اگر الله میخواست رسولی به‏سوی ما بفرستد به‏طور قطع او را از میان فرشتگان انتخاب میکرد؛ نه از میان انسانها. مانند ادعای او نزد پشینیان خویش که قبل از ما بودهاند نشنیدهایم.

(۲۵) و او کسی نیست جز مردی که دچار جنون شده، و اهمیت نمیدهد چه میگوید، پس به او مهلت دهید تا کارش بر مردم آشکار گردد.

(۲۶) نوح ÷ گفت: پروردگارا مرا در برابر آنها یاری رسان، اینگونه که چون مرا تکذیب کردند انتقام مرا از آنها بگیر.

(۲۷) پس به او وحی کردیم که کشتی را زیر نظر و آموزش ما به تو که چگونه بسازی بساز، آنگاه که فرمان ما به نابودساختن آنها فرا رسید، و آب به شدت از مکانی که در آن نان پخت میشد جوشید، از تمام زندگان یک نر و ماده در آن وارد کن تا نسل ادامه یابد، و خانوادهات را جز کسیکه سخن الله بر نابودی آنها پیشی گرفته است مانند همسر و پسرت سوار کن، و برای طلب نجات و نابود نکردن کسانیکه با کفر ستم ورزیدهاند مرا مورد خطاب قرار نده؛ زیرا آنها – بدون تردید، با غرقشدن در آب طوفان از نابودشدگان هستند.

برخی فواید آیات:

• لطف الله به بندگانش با فروفرستادن باران و آسانسازی بهرهبرداری از آن آشکار است.

• اشاره به جایگاه درخت زیتون.

• اعتقاد مشرکان به الوهیت سنگ، و تکذیب نبوت انسان از سوی آنها، بر کمعقلی‏شان دلالت دارد.

• یاری الله به رسولانش آنگاه که امتهای‏شان آنها را تکذیب کنند ثابت است.

﴿فَإِذَا ٱسۡتَوَيۡتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى ٱلۡفُلۡكِ فَقُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي نَجَّىٰنَا مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٢٨ وَقُل رَّبِّ أَنزِلۡنِي مُنزَلٗا مُّبَارَكٗا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡمُنزِلِينَ٢٩ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ وَإِن كُنَّا لَمُبۡتَلِينَ٣٠ ثُمَّ أَنشَأۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِمۡ قَرۡنًا ءَاخَرِينَ٣١ فَأَرۡسَلۡنَا فِيهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓۚ أَفَلَا تَتَّقُونَ٣٢ وَقَالَ ٱلۡمَلَأُ مِن قَوۡمِهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِلِقَآءِ ٱلۡأٓخِرَةِ وَأَتۡرَفۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا مَا هَٰذَآ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يَأۡكُلُ مِمَّا تَأۡكُلُونَ مِنۡهُ وَيَشۡرَبُ مِمَّا تَشۡرَبُونَ٣٣ وَلَئِنۡ أَطَعۡتُم بَشَرٗا مِّثۡلَكُمۡ إِنَّكُمۡ إِذٗا لَّخَٰسِرُونَ٣٤ أَيَعِدُكُمۡ أَنَّكُمۡ إِذَا مِتُّمۡ وَكُنتُمۡ تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَنَّكُم مُّخۡرَجُونَ٣٥ ۞هَيۡهَاتَ هَيۡهَاتَ لِمَا تُوعَدُونَ٣٦ إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا نَمُوتُ وَنَحۡيَا وَمَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ٣٧ إِنۡ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا وَمَا نَحۡنُ لَهُۥ بِمُؤۡمِنِينَ٣٨ قَالَ رَبِّ ٱنصُرۡنِي بِمَا كَذَّبُونِ٣٩ قَالَ عَمَّا قَلِيلٖ لَّيُصۡبِحُنَّ نَٰدِمِينَ٤٠ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّيۡحَةُ بِٱلۡحَقِّ فَجَعَلۡنَٰهُمۡ غُثَآءٗۚ فَبُعۡدٗا لِّلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٤١ ثُمَّ أَنشَأۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِمۡ قُرُونًا ءَاخَرِينَ٤٢ [المؤمنون: ۲۸-۴۲].

(۲۸) پس چون تو و کسانی از مؤمنان نجاتیافته که همراه تو هستند بر کشتی بالا رفتید، بگو: تمام ستایشها مخصوص الله است همان ذاتیکه ما را از قوم کافر نجات داد و آنها را نابود کرد.

(۲۹) و بگو: پروردگارا مرا در زمین پرخیر و برکتی فرود آور، و تو بهترین فرود آورندگان هستی.

(۳۰) بهراستیکه در این امر یعنی نجاتیافتن نوح ÷ و مؤمنان همراهش، و نابود شدن کافران؛ دلالتهای آشکاری است بر قدرت ما بر یاری رسولانمان و نابودکردن تکذیب کنندگان آنها، و به تحقیق که ما با ارسال نوح ÷ به‏سوی قومش آنها را آزمودیم تا مؤمن از کافر و فرمان‏بردار از نافرمان مشخص گردد.

(۳۱) سپس بعد از نابودی قوم نوح امتی دیگر پدید آوردیم.

(۳۲) آنگاه در میان آنها رسولی از خودشان ارسال کردیم که آنها را به‏سوی الله فرا میخواند، و به آنها گفت: فقط الله را عبادت کنید که معبود برحقی جز او سبحانه ندارید، پس آیا با اجتناب از نواهی، و اجرای اوامر الله تقوای او تعالی را پیشه نمی‏کنید؟!

(۳۳) و بزرگان و سران قومش که به الله کفر ورزیده، و آخرت و پاداش و عذاب آن را تکذیب کرده بودند، و از نعمتهایی که در زندگی دنیا برای‏شان گسترانده بودیم طغیان کرده بودند، به پیروان و عامیان خویش گفتند: این نیست جز انسانی مانند خودتان که از آنچه شما میخورید میخورَد، و از آنچه شما مینوشید مینوشد، پس او امتیازی بر شما ندارد تا به عنوان رسول به‏سوی شما فرستاده شود.

(۳۴) و اگر از انسانی مانند خودتان اطاعت کنید در این صورت به‏طور قطع به‏سبب بهره نبردن از طاعتش به خاطر اینکه معبودهای‏تان را رها کردهاید، و از کسیکه فضیلتی بر شما ندارد پیروی کردهاید زیانکار خواهید بود.

(۳۵) آیا این کسیکه ادعا میکند رسولی است به شما وعده میدهد که وقتی مُردید و خاک و استخوانهایی پوسیده شدید زنده از قبرهای‏تان در آورده میشوید؟! آیا این کار عاقلانه است؟!

(۳۶) درآوردن شما از قبرهای‏تان به صورت زنده پس از مرگ، درحالیکه سرانجام به خاک و استخوانهای پوسیده تبدیل شدهاید بسیار بعید است.

(۳۷) زندگیای جز زندگی دنیا نیست، زندگی آخرتی وجود ندارد، زندگان ما می‏میرند و زنده نمیشوند، و دیگران متولد و زنده میشوند، و پس از مرگمان در روز قیامت برای حسابرسی بیرون آورده نمیشویم.

(۳۸) این شخص که ادعا میکند رسولی به‏سوی شماست، کسی نیست جز مردی که با این ادعا بر الله دروغ بسته است، و ما به او ایمان نمیآوریم.

(۳۹) رسول ÷ گفت: پروردگارا مرا در برابر آنها یاری رسان. اینگونه که چون من را تکذیب کردند انتقام مرا از آنها بگیر.

(۴۰) آنگاه الله اینگونه به او پاسخ داد: پس از زمانی اندک بهزودی اینها که آنچه را آوردهای تکذیب میکنند از تکذیبی که از آنها سرزده است پشیمان خواهند شد.

(۴۱) پس به‏سبب استحقاق آنها به عذاب در اثر سرسختی‏شان صدایی شدید و مرگبار آنها را فراگرفت، آنگاه مانند کف روی سیل نابود گشتند، پس نابود باد قوم ستمکار.

(۴۲) سپس بعد از نابودکردن آنها، اقوام و امتهایی دیگر مانند قوم لوط، قوم شعیب، و قوم یونس را پدید آوردیم.

برخی فواید آیات:

• وجوب سپاسگزاری از الله به خاطر نعمتها.

• رفاه در دنیا، یکی از اسباب غفلت یا گردنکشی در برابر حق است.

• سرانجامِ کافر پشیمانی و تباهی است.

• ستم سبب دوری از رحمت الله است.

﴿مَا تَسۡبِقُ مِنۡ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسۡتَ‍ٔۡخِرُونَ٤٣ ثُمَّ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا تَتۡرَاۖ كُلَّ مَا جَآءَ أُمَّةٗ رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُۖ فَأَتۡبَعۡنَا بَعۡضَهُم بَعۡضٗا وَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَحَادِيثَۚ فَبُعۡدٗا لِّقَوۡمٖ لَّا يُؤۡمِنُونَ٤٤ ثُمَّ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ وَأَخَاهُ هَٰرُونَ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٍ٤٥ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ وَكَانُواْ قَوۡمًا عَالِينَ٤٦ فَقَالُوٓاْ أَنُؤۡمِنُ لِبَشَرَيۡنِ مِثۡلِنَا وَقَوۡمُهُمَا لَنَا عَٰبِدُونَ٤٧ فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُواْ مِنَ ٱلۡمُهۡلَكِينَ٤٨ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ لَعَلَّهُمۡ يَهۡتَدُونَ٤٩ وَجَعَلۡنَا ٱبۡنَ مَرۡيَمَ وَأُمَّهُۥٓ ءَايَةٗ وَءَاوَيۡنَٰهُمَآ إِلَىٰ رَبۡوَةٖ ذَاتِ قَرَارٖ وَمَعِينٖ٥٠ يَٰٓأَيُّهَا ٱلرُّسُلُ كُلُواْ مِنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَٱعۡمَلُواْ صَٰلِحًاۖ إِنِّي بِمَا تَعۡمَلُونَ عَلِيمٞ٥١ وَإِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَأَنَا۠ رَبُّكُمۡ فَٱتَّقُونِ٥٢ فَتَقَطَّعُوٓاْ أَمۡرَهُم بَيۡنَهُمۡ زُبُرٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ٥٣ فَذَرۡهُمۡ فِي غَمۡرَتِهِمۡ حَتَّىٰ حِينٍ٥٤ أَيَحۡسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِۦ مِن مَّالٖ وَبَنِينَ٥٥ نُسَارِعُ لَهُمۡ فِي ٱلۡخَيۡرَٰتِۚ بَل لَّا يَشۡعُرُونَ٥٦ إِنَّ ٱلَّذِينَ هُم مِّنۡ خَشۡيَةِ رَبِّهِم مُّشۡفِقُونَ٥٧ وَٱلَّذِينَ هُم بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ يُؤۡمِنُونَ٥٨ وَٱلَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمۡ لَا يُشۡرِكُونَ٥٩ [المؤمنون: ۴۳-۵۹].

(۴۳) هیچیک از این امتهای تکذیبکننده با وجود هر وسایلی که داشتند از وقت تعیینشده برای آمدن نابودیاش نه پیشی گرفته است، و نه از آن عقب افتاده است.

(۴۴) سپس رسولانمان را پیاپی و یکی پس از دیگری مبعوث کردیم، هرگاه نزد یکی از این امتها رسولش که به‏سوی آنها مبعوث شده بود آمد او را تکذیب کردند، آنگاه آنها را یکی پس از دیگری نابود کردیم، و اثری از آنها جز سخنان مردم در مورد آنها باقی نماند، پس نابود باد قومی که به آنچه رسولان آنها از جانب پروردگارشان آوردند ایمان نمیآورند.

(۴۵) سپس موسی ÷ و برادرش هارون ÷ را با آیات هفتگانۀ خویش: (عصا، دست، ملخ، شپش، قورباغهها، خون، طوفان، خشکسالی، کمشدن میوهها)، و با حجتی آشکار فرستادیم.

(۴۶) آن دو را به‏سوی فرعون و سران قومش فرستادیم اما آنها تکبر ورزیدند، و برای ایمان به آن دو گردن ننهادند، و قومی بودند که با زور و ستم بر مردم برتری می‏جستند.

(۴۷) پس گفتند: آیا به دو انسان مانند خودمان که هیچ امتیازی بر ما ندارند، و قوم آن دو (بنیاسرائیل) مطیع و فرمان‏بردار ما هستند ایمان بیاوریم؟!

(۴۸) آنگاه آن دو را در آنچه از جانب الله آورده بودند تکذیب کردند، پس به‏سبب تکذیب‏شان از نابودشدگان با غرقشدن بودند.

(۴۹) و به تحقیق تورات را به موسی ÷ دادیم تا قومش با آن به حق راه یابند، و به آن عمل کنند.

(۵۰) و عیسی ÷ پسر مریم و مادرش مریم را نشانهای دلالتکننده بر قدرت خویش قرار دادیم، چون مریم به عیسی ÷ بدون پدر باردار شد، و آن دو را در مکان مرتفعی از زمین که مسطح و مناسب اقامت بود، و آبی جاری و تازه داشت پناه دادیم.

(۵۱) ای رسولان، از آنچه که برای‏تان حلال شده است و خوردن آن برای‏تان گواراست بخورید، و عمل صالح موافق با شریعت انجام دهید، زیرا من به تمام اعمال شما آگاه هستم، و ذرهای از اعمال‏تان بر من پوشیده نمیماند.

(۵۲) و – ای رسولان- همانا آیین شما آیینی یگانه یعنی اسلام است، و من پروردگارتان هستم که هیچ پروردگاری جز من ندارید، پس با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهیام از من بترسید.

(۵۳) اما پس از آنها پیروان‏شان در دین پراکنده گشتند، و به گروهها و احزاب تقسیم شدند، که هر حزب به آنچه که ایمان داشت شاد بود با این تفکر که همان دین پسندیده نزد الله است، و به آنچه که نزد دیگران بود توجهی نداشت.

(۵۴) پس – ای رسول- آنها را در جهل و سرگردانی‏شان تا هنگام نزول عذاب بر آنها واگذار.

(۵۵) (۵۶) آیا این احزاب به آنچه دارند شادمانند که اموال و فرزندانی که در زندگی دنیا به آنها میدهیم به تعجیلانداختن خیری است که استحقاقش را دارند؟! امر چنانکه گمان کردند نیست، جز این نیست که این موارد را برای مهلتدادن و نزدیکساختن تدریجی آنها به‏سوی عذاب برای‏شان میدهیم، اما این امر را احساس نمیکنند.

(۵۷) بهراستی کسانیکه با وجود ایمان و نیکوکاری از پروردگارشان میترسند.

(۵۸) و همانها که به آیات کتابش ایمان دارند.

(۵۹) و همانها که پروردگارشان را یگانه میدانند و هیچچیز را با او شریک نمی‏گردانند.

برخی فواید آیات:

• برتری خواهی مانع راهیافتن به حق است.

• لقمۀ حلال در اصلاح قلب و عمل تأثیر دارد.

• توحید، آیین و دعوت تمام پیامبران است.

• نعمتدادن بر فاجر، اکرام برای او به شمار نمیرود، بلکه نزدیک کردن تدریجی او به‏سوی عذاب است.

﴿وَٱلَّذِينَ يُؤۡتُونَ مَآ ءَاتَواْ وَّقُلُوبُهُمۡ وَجِلَةٌ أَنَّهُمۡ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ رَٰجِعُونَ٦٠ أُوْلَٰٓئِكَ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡخَيۡرَٰتِ وَهُمۡ لَهَا سَٰبِقُونَ٦١ وَلَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَاۚ وَلَدَيۡنَا كِتَٰبٞ يَنطِقُ بِٱلۡحَقِّ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ٦٢ بَلۡ قُلُوبُهُمۡ فِي غَمۡرَةٖ مِّنۡ هَٰذَا وَلَهُمۡ أَعۡمَٰلٞ مِّن دُونِ ذَٰلِكَ هُمۡ لَهَا عَٰمِلُونَ٦٣ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذۡنَا مُتۡرَفِيهِم بِٱلۡعَذَابِ إِذَا هُمۡ يَجۡ‍َٔرُونَ٦٤ لَا تَجۡ‍َٔرُواْ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ٦٥ قَدۡ كَانَتۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ فَكُنتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ تَنكِصُونَ٦٦ مُسۡتَكۡبِرِينَ بِهِۦ سَٰمِرٗا تَهۡجُرُونَ٦٧ أَفَلَمۡ يَدَّبَّرُواْ ٱلۡقَوۡلَ أَمۡ جَآءَهُم مَّا لَمۡ يَأۡتِ ءَابَآءَهُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ٦٨ أَمۡ لَمۡ يَعۡرِفُواْ رَسُولَهُمۡ فَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ٦٩ أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢۚ بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ٧٠ وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ بَلۡ أَتَيۡنَٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ٧١ أَمۡ تَسۡ‍َٔلُهُمۡ خَرۡجٗا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيۡرٞۖ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ٧٢ وَإِنَّكَ لَتَدۡعُوهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٧٣ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ عَنِ ٱلصِّرَٰطِ لَنَٰكِبُونَ٧٤ [المؤمنون: ۶۰-۷۴].

(۶۰) و همانها که در کارهای نیک میکوشند، و با اعمال صالح به‏سوی الله نزدیکی میجویند و با این وجود میترسند که در روز قیامت که به‏سوی الله بازگردند الله انفاق و اعمال صالح‏شان را از آنها نپذیرد.

(۶۱) اینها که صفات بزرگ مذکور را دارند بر انجام اعمال صالح شتاب میورزند، و پیشی میگیرند، و از دیگران سبقت میگیرند.

(۶۲) و هیچکس را جز به اندازۀ عملی که در توانش است مکلف نمیکنیم، و نزد ما کتابی است که عمل هر عاملی را در آن ثبت کردهایم، و به حقی که هیچ تردیدی در آن نیست سخن میگوید، و آنها نه با کاستن نیکیهایشان، و نه با افزودن بر بدیهای‏شان مورد ستم قرار نمیگیرند.

(۶۳) بلکه دلهای کافران از این کتاب که به حق سخن میگوید، و کتابی که بر آنها نازل کردیم در بیخبری است، و آنها غیر از کفری که بر آن هستند اعمال دیگری دارند که انجام میدهند.

(۶۴) تا زمانیکه افراد مُرَفَّهشان در دنیا را با عذاب روز قیامت کیفر دهیم آنگاه صداهای‏شان را برای طلب یاری بالا میبرند.

(۶۵) آنگاه برای نومیدساختن آنها از رحمت الله به آنها گفته میشود: امروز فریاد نکشید و یاری نجویید، زیرا هیچ یاوری ندارید که شما را در برابر الله محافظت کند.

(۶۶) در دنیا آیات الله بر شما خوانده میشد، اما شما وقتی آنها را میشنیدید چون مورد پسند شما نبود به آنها پشت میکردید.

(۶۷) این کار را با برتریجویی بر مردم به آنچه که گمان میکردید شما اهل حرم هستید انجام میدادید درحالیکه اهل حرم نیستید؛ چون اهل حرم همان پرهیزگاران هستند، و شما در گفتگوهای شبانهتان سخن ناسزا در مورد قرآن میگویید، و آن را مقدس نمیدانید.

(۶۸) آیا این مشرکان در آنچه از قرآن که الله نازل کرده نینیدیشیدهاند تا به آن ایمان بیاورند، و به آنچه در آن است عمل کنند، یا چیزی برای‏شان آمده است که پیش از آنها برای پیشینیان‏شان نیامده بود، که از آن روی گرداندند و آن را تکذیب کردند.

(۶۹) یا اینکه محمد ج را که الله او را به‏سوی آنها فرستاد نشناخته بودند، که او را انکار کردند؟! به تحقیق که او و راستگویی و امانتداریاش را شناخته بودند.

(۷۰) بلکه میگویند: او دیوانه است، بهراستیکه دروغ گفتند، بلکه حقی که هیچ شکی در آن نیست که از جانب الله است نزدشان آمد، و بیشتر آنها از روی حسادت و تعصبی که به باطل خویش دارند حق را نمیپسندند، و از آن به خشم میآیند.

(۷۱) و اگر الله امور را بر وفق آنچه نفسهای‏شان میخواهد به جریان میانداخت و اداره میکرد، به‏طور قطع آسمانها و زمین و کسانیکه در آسمانها و زمین هستند تباه میشد چون به سرانجام امور، و تدبیر صحیح و فاسد جاهل هستند.

(۷۲) - ای رسول- آیا مزدی از اینها در قبال آنچه که برای‏شان آوردهای طلب کردی، و این کار، آنها را به ترک دعوت واداشت؟! این کار از سوی تو رخ نداده است، زیرا پاداش و مزد پروردگارت از پاداش اینها و دیگران بهتر است، و او – سبحانه- بهترین روزی دهندگان است.

(۷۳) و – ای رسول- همانا تو اینها و دیگران را به راه راستی که هیچ انحرافی ندارد، یعنی همان راه اسلام فرا میخوانی.

(۷۴) و همانا کسانیکه به آخرت و حسابرسی و کیفر و پاداشی که در آن است ایمان نمیآورند از راه اسلام به‏سوی راههای دیگر که کج و رساننده به جهنم میباشند گمراه هستند.

برخی فواید آیات:

• ترس مؤمن از پذیرفته نشدن عمل صالحش.

• سقوط تکلیف خارج از توان، رحمتی به بندگان است.

• رفاه یکی از موانع استقامت و سبب نابودی است.

• ناتوانی عقل بشر از ادراک بسیاری مصالح.

﴿۞وَلَوۡ رَحِمۡنَٰهُمۡ وَكَشَفۡنَا مَا بِهِم مِّن ضُرّٖ لَّلَجُّواْ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ٧٥ وَلَقَدۡ أَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡعَذَابِ فَمَا ٱسۡتَكَانُواْ لِرَبِّهِمۡ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ٧٦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَتَحۡنَا عَلَيۡهِم بَابٗا ذَا عَذَابٖ شَدِيدٍ إِذَا هُمۡ فِيهِ مُبۡلِسُونَ٧٧ وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةَۚ قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ٧٨ وَهُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَإِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٧٩ وَهُوَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ وَلَهُ ٱخۡتِلَٰفُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ٨٠ بَلۡ قَالُواْ مِثۡلَ مَا قَالَ ٱلۡأَوَّلُونَ٨١ قَالُوٓاْ أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ٨٢ لَقَدۡ وُعِدۡنَا نَحۡنُ وَءَابَآؤُنَا هَٰذَا مِن قَبۡلُ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ٨٣ قُل لِّمَنِ ٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهَآ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٨٤ سَيَقُولُونَ لِلَّهِۚ قُلۡ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ٨٥ قُلۡ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلسَّبۡعِ وَرَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ٨٦ سَيَقُولُونَ لِلَّهِۚ قُلۡ أَفَلَا تَتَّقُونَ٨٧ قُلۡ مَنۢ بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيۡهِ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٨٨ [المؤمنون: ۷۵-۸۸].

(۷۵) و اگر بر آنها رحم کنیم و قحطی و گرسنگیای که به آنها رسیده است را برطرف سازیم به‏طور قطع حیران و آشفته در گمراهی خویش از حق ادامه خواهند داد.

(۷۶) و به تحقیق که آنها را با انواع مصیبتها آزمودهایم، اما در برابر پروردگارشان فروتنی و تواضع نکردند، و فروتنانه او را نخواندند تا مصیبتها را هنگامیکه نازل می‏شوند از آنها برطرف سازد.

(۷۷) تا اینکه دری از عذاب سخت را بر روی‏شان گشودیم ناگهان از هر گشایش و خیری ناامید شدند.

چون انکار رستاخیز از سوی کسیکه از گوش و چشم و عقلش نفع میبرد سر نمی‏زند، الله آنچه را از این موارد به آنها ارزانی داشته بود برای‏شان یادآوری کرد، و فرمود:

(۷۸) و – ای تکذیبکنندگان رستاخیز- الله سبحانه همان ذاتی است که گوش برای‏تان آفرید تا با آن بشنوید، و چشمانی تا با آنها ببینید، و دلهایی تا با آنها بفهمید، و با این وجود جز اندکی شکر او تعالی را در برابر این نعمتها به جای نمی‏آورید.

(۷۹) و – ای مردم- او تعالی همان ذاتی است که شما را در زمین آفرید، و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی او گردآورده میشوید.

(۸۰) و او سبحانه تنها ذاتی است که زنده میگرداند یعنی زنده گردانندهای جز او نیست، و او تنها ذاتی است که میمیراند یعنی میرانندهای جز او نیست، و اندازهگیری اختلاف شب و روز از نظر تاریکی و روشنایی و بلندی و کوتاهی، فقط به او بازمیگردد، پس آیا در قدرت، و یگانگی او در آفرینش و تدبیر نمیاندیشید؟!

(۸۱) بلکه سخنانی همانند سخنان کفرآمیز پدران و پیشینیان خویش گفتند.

(۸۲) با بعید پنداشتن و از روی انکار گفتند: آیا چون مُردیم و خاک و استخوانهای پوسیده گشتیم آیا برای حسابرسی، زنده برانگیخته میشویم؟!

(۸۳) به تحقیق که قبلاً این وعده – یعنی رستاخیز پس از مرگ- به ما و پیشینیان ما وعده داده شده است، و این وعده را تحقق یافته ندیدهایم، و جز سخنان باطل و دروغهای پیشینیان نیست.

(۸۴) - ای رسول- به این کافران منکر رستاخیز بگو: اگر دانشی دارید این زمین، و هرکس که بر روی آن است از آنِ کیست؟

(۸۵) خواهند گفت: زمین و هرکس که بر روی آن است برای الله است، پس به آنها بگو: آیا متذکر نمیشوید کسیکه زمین و هرکس بر روی آن است برایش باشد بر زنده کردن شما پس از مرگ‏تان تواناست؟

(۸۶) به آنها بگو: پروردگار آسمانهای هفتگانه کیست؟ و پروردگار عرش بزرگ که مخلوقی بزرگتر از آن یافت نمیشود کیست؟

(۸۷) خواهند گفت: آسمانهای هفتگانه و عرش بزرگ ملک الله است، آنگاه به آنها بگو: پس آیا با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او تعالی نمیترسید تا از عذابش رهایی یابید؟

(۸۸) به آنها بگو: کیست آنکه فرمانروایی هر چیزی به دست اوست، و هیچچیز از فرمانروایی او جدا نمیشود، و او به هر یک از بندگانش که بخواهد یاری میرساند، و هیچکس نمیتواند از کسیکه او بدی برایش بخواهد دفاع کند، و عذاب را از او برطرف سازد، اگر دانشی دارید؟

(۸۹) خواهند گفت: فرمانروایی هر چیزی به دست او سبحانه است، آنگاه به آنها بگو: پس چگونه عقلهای‏تان تباه شده است، و با وجود این اقرارتان غیر او تعالی را عبادت میکنید؟!

برخی فواید آیات:

• پند نگرفتن کافران از نعمتها یا مصیبتهایی که بر آنها واقع میشود بر فساد فطرت‏شان دلالت دارد.

• ناسپاسی نعمتها یکی از صفات کافران است.

• تمسک به تقلید کورکورانه مانع رسیدن به حق است.

• اقرار به ربوبیت تا زمانیکه با اقرار به الوهیت همراه نباشد صاحبش را نجات نمیدهد.

﴿بَلۡ أَتَيۡنَٰهُم بِٱلۡحَقِّ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ٩٠ مَا ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ مِن وَلَدٖ وَمَا كَانَ مَعَهُۥ مِنۡ إِلَٰهٍۚ إِذٗا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَٰهِۢ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ٩١ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٩٢ قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ٩٣ رَبِّ فَلَا تَجۡعَلۡنِي فِي ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٩٤ وَإِنَّا عَلَىٰٓ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمۡ لَقَٰدِرُونَ٩٥ ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ ٱلسَّيِّئَةَۚ نَحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَصِفُونَ٩٦ وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنۡ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ٩٧ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحۡضُرُونِ٩٨ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَهُمُ ٱلۡمَوۡتُ قَالَ رَبِّ ٱرۡجِعُونِ٩٩ لَعَلِّيٓ أَعۡمَلُ صَٰلِحٗا فِيمَا تَرَكۡتُۚ كَلَّآۚ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَآئِلُهَاۖ وَمِن وَرَآئِهِم بَرۡزَخٌ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ١٠٠ فَإِذَا نُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَلَآ أَنسَابَ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ وَلَا يَتَسَآءَلُونَ١٠١ فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ١٠٢ وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ١٠٣ تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ١٠٤ [المؤمنون: ۹۰-۱۰۴].

(۹۰) امر چنانکه ادعا میکنید نیست، بلکه حقیکه هیچ تردیدی در آن نیست نزدتان آمده است، و بهراستیکه شما در قراردادن شریک و فرزندی که برای الله ادعا میکنید دروغگو هستید، الله از این سخن شما بسیار برتر است.

(۹۱) الله هیچ فرزندی نگرفته است آنگونه که کافران ادعا میکنند، و هیچ معبود برحقی همراه او نیست، و اگر به فرض معبود برحقی همراه او باشد به‏طور قطع هر معبودی سهمش از آفرینش آنچه که آفریده بود میبرد، و به یقین بعضی از آنها بر بعضی دیگر چیره میشدند، آنگاه نظام هستی فاسد میشد، اما واقعیت آن است که ذرهای از این موارد روی نداده است، پس دلالت دارد بر اینکه معبود برحق، یگانهای است که همان الله یکتا است، و از فرزند و شریک که مشرکان با آن او تعالی را توصیف میکنند پاک و مقدس است و سزاوارش نیست.

(۹۲) دانای تمام آنچه از مخلوقاتش نهان است، و دانای تمام آنچه که با حواس، دیده و درک میشود میباشد، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، پس او سبحانه برتر است از اینکه شریکی داشته باشد.

(۹۳) - ای رسول- بگو: پروردگارا اگر در مورد این مشرکان عذابی را که به آنها وعده داده شده است به من بنمایانی.

(۹۴) پروردگارا اگر آنها را کیفر دهی و من آن را ببینم پس در مورد آنها شتاب نکن تا عذابی که به آنها میرسد مرا نیز دربرگیرد.

(۹۵) به تحقیق که ما میتوانیم عذابی را که به آنها وعده میدهیم به تو بنمایانیم و تو آن را ببینی، و نه از این کار و نه از کارهایی دیگر ناتوان نیستیم.

(۹۶) - ای رسول- هرکسیکه به تو بدی میکند را با خصلتی که نیکوتر است دفع کن؛ یعنی از او درگذر، و در برابر آزارش شکیبایی کن، ما به شرک و تکذیبی که توصیف میکنند، و به آنچه که سزاوار تو نیست مانند سحر و جنون که تو را توصیف میکنند آگاهتریم.

(۹۷) و بگو: پروردگارا از فتنهانگیزیها و وسوسههای شیاطین به تو پناه میبرم.

(۹۸) و پروردگارا به تو پناه میبرم از اینکه در چیزی از کارهایم نزد من حاضر شوند.

(۹۹) تا آنگاه که مرگ یکی از این مشرکان فرا رسد، و آنچه را بر او نازل میشود ببیند. با پشیمانی از آنچه از عمرش تباه شده، و از آنچه در حق الله کوتاهی کرده است میگوید: پروردگارا مرا به زندگی دنیا بازگردان.

(۱۰۰) تا وقتی به آن بازگردم عمل صالح انجام دهم. هرگز، امر چنانکه طلب کردی نیست، بلکه آن فقط سخنی است که او بر زبان میراند، زیرا اگر به زندگی دنیا بازگردانده شود به‏طور قطع به آنچه وعده داده است وفا نخواهد کرد، و این وفات یافتگان تا روز رستاخیز و نشور (زندهشدن مردگان در روز قیامت) در مانعی میان دنیا و آخرت خواهند ماند، و از آنجا به دنیا بازگردانده نمیشوند تا آنچه را از دست دادهاند جبران کنند، و آنچه را تباه ساختهاند اصلاح گردانند.

(۱۰۱) پس چون فرشتۀ مسئول اعلام قیامت، بار دوم در صور بدمد، آنگاه به‏سبب مناظر هولناک آخرت نسبتهای خویشاوندی میان‏شان نیست که به آن تفاخر ورزند، و به خاطر مشغولشدن به آنچه که آنها را آشفته ساخته است از حال یکدیگر نمی‏پرسند.

(۱۰۲) پس هرکس کفۀ ترازوی او با برتری نیکیهایش بر بدهیهایش سنگین باشد، آنها با دستیابی به مطلوب خویش، و نجات از وحشت و هلاکت همان رستگاران هستند.

(۱۰۳) و هرکس که کفۀ ترازوی او با برتری بدیهایش بر نیکیهایش سبک باشد پس آنها همان کسانی هستند که با انجام آنچه به آنها زیان میرساند، و ترک ایمان و عمل صالح که به آنها نفع میرساند خودشان را تباه میسازند، پس آنها در آتش جهنم ماندگار هستند، و هرگز از آن درآورده نمیشوند.

(۱۰۴) آتش چهرههای‏شان را میسوزاند، و لبهای بالا و پایین آنها به‏سبب شدت کشیدگی از دندانهای‏شان جدا میشود.

برخی فواید آیات:

• استدلال به ثبات و آرامش نظام هستی بر یگانگی الله.

• احاطۀ علم الله بر هر چیزی.

• نیکیکردن در برابر بدکار، یک ادب والای اسلامی است که تاثیر بزرگی بر دشمن دارد.

• ضرورت پناهبردن به الله از وسوسهها و فریبهای شیطان.

﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ١٠٥ قَالُواْ رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ١٠٦ رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ١٠٧ قَالَ ٱخۡسَ‍ُٔواْ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ١٠٨ إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ١٠٩ فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ١١٠ إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاْ أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ١١١ قَٰلَ كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ١١٢ قَالُواْ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ١١٣ قَٰلَ إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗاۖ لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ١١٤ أَفَحَسِبۡتُمۡ أَنَّمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ عَبَثٗا وَأَنَّكُمۡ إِلَيۡنَا لَا تُرۡجَعُونَ١١٥ فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡحَقُّۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡكَرِيمِ١١٦ وَمَن يَدۡعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ لَا بُرۡهَٰنَ لَهُۥ بِهِۦ فَإِنَّمَا حِسَابُهُۥ عِندَ رَبِّهِۦٓۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلۡكَٰفِرُونَ١١٧ وَقُل رَّبِّ ٱغۡفِرۡ وَٱرۡحَمۡ وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ١١٨ [المؤمنون: ۱۰۵-۱۱۸].

(۱۰۵) و از روی سرزنش به آنها گفته میشود: آیا آیات قرآن بر شما خوانده نمی‏شد و شما آن را تکذیب نمیکردید؟!

(۱۰۶) میگویند: پروردگارا بدبختی ما در علم ازلی تو، بر ما چیره شد، و ما مردمی گمراه از حق بودیم.

(۱۰۷) پروردگارا ما را از جهنم درآور، که اگر دوباره به کفر و گمراهی که بر آن بودیم بازگشتیم در آن صورت بر خویشتن ستمکار خواهیم بود، و دیگر عذری برایمان باقی نمانده است.

(۱۰۸) الله میفرماید: خوار و ذلیل در جهنم سکنا گزینید، و با من سخن نگویید.

(۱۰۹) همانا گروهی از بندگان من بودند که به من ایمان آوردند و میگفتند: پروردگارا به تو ایمان آوردیم پس گناهانمان را بر ما بیامرز، و به رحمت خویش بر ما رحم کن، و تو بهترین مهربانان هستی.

(۱۱۰) و شما این مؤمنان دعوتگر به‏سوی پروردگارشان را به ریشخند گرفتید و آنها را مسخره کردید، تا اینکه سرگرم شدن به تسمخر آنها، یاد الله را از یاد شما برد، و از روی مسخره و استهزا به آنها میخندیدید.

(۱۱۱) بهراستیکه من به خاطر صبر این مؤمنان بر طاعت الله و آزارهایی که شما به آنها میرساندید دستیابی به بهشت در روز قیامت را به آنها پاداش دادم.

و چون بازگشت به دنیا را بخواهند تا آنچه را فاسد کردهاند اصلاح گردانند، زمانی طولانی را که الله در دنیا به آنها عمر داد که اگر میخواستند امکان توبه را در آن مدت داشتند به یادشان میآورد.

(۱۱۲) میفرماید: چند سال در دنیا ماندید؟ و چه وقتهایی را تباه ساختید؟

(۱۱۳) آنگاه اینگونه پاسخ میدهند: یک روز یا قسمتی از یک روز ماندیم، پس از کسانیکه حساب روزها و ماهها را مهم میشمارند بپرس.

(۱۱۴) میفرماید: جز زمان اندکی که صبر در آن بر طاعت آسان است در دنیا نماندید اگر مقدار ماندن‏تان را میدانستید.

(۱۱۵) - ای مردم- آیا پنداشتید که شما را مانند حیوانات به بازی و بدون حکمت آفریدیم، و هیچ پاداش و کیفری نیست، و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا به‏سوی ما بازگردانده نمیشوید؟!

(۱۱۶) پس منزه است الله، فرمانروایی که هر گونه تصرفی را که بخواهد در مخلوقاتش انجام میدهد، ذاتی است که عینِ حق است، و وعدۀ او حق، و سخن او حق است، و معبود برحقی جز او نیست، پروردگار عرش بزرگ که بزرگترین مخلوق میباشد است، و هرکس که پروردگار بزرگترین مخلوقات باشد پروردگار تمام مخلوقات نیز است.

(۱۱۷) و هرکس همراه الله معبودی دیگر بخواند هیچ حجتی برایش بر استحقاق معبودش برای عبادت نیست (و این شأن هر معبودی غیر از الله است) و جزای بد عملش فقط نزد پرودگارش سبحانه است، یعنی او ذاتی است که او را در قبال این کار مجازات میکند، بهراستیکه او کافران را نه با رسیدن به آنچه میخواهند، و نه با نجات از آنچه میترسند رستگار نمیگرداند.

(۱۱۸) و – ای رسول- بگو: پروردگارا گناهانم را برایم بیامرز، و به رحمت خویش بر من رحم کن، و تو بهترین بخشاینده برای گناهکار هستی، که توبهاش را میپذیرد.

برخی فواید آیات:

• کافر نزد الله خوار و پست است.

• مسخرهکردن صالحان گناه بزرگی است که صاحبش سزاوار عذاب است.

• ضایع کردن عمر، یکی از لوازم کفر است.

• ستایش الله یکی از مظاهر ادب در دعاست.

• چون الله این سوره را با بیان صفات رستگاری مؤمنان آغاز کرد مناسب بود که آن را با ذکر زیان و عدم رستگاری کافران به پایان ببرد.

سورة النور (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿سُورَةٌ أَنزَلۡنَٰهَا وَفَرَضۡنَٰهَا وَأَنزَلۡنَا فِيهَآ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ لَّعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ١ ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِي فَٱجۡلِدُواْ كُلَّ وَٰحِدٖ مِّنۡهُمَا مِاْئَةَ جَلۡدَةٖۖ وَلَا تَأۡخُذۡكُم بِهِمَا رَأۡفَةٞ فِي دِينِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۖ وَلۡيَشۡهَدۡ عَذَابَهُمَا طَآئِفَةٞ مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٢ ٱلزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوۡ مُشۡرِكَةٗ وَٱلزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَآ إِلَّا زَانٍ أَوۡ مُشۡرِكٞۚ وَحُرِّمَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٣ وَٱلَّذِينَ يَرۡمُونَ ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَأۡتُواْ بِأَرۡبَعَةِ شُهَدَآءَ فَٱجۡلِدُوهُمۡ ثَمَٰنِينَ جَلۡدَةٗ وَلَا تَقۡبَلُواْ لَهُمۡ شَهَٰدَةً أَبَدٗاۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ٤ إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ وَأَصۡلَحُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٥ وَٱلَّذِينَ يَرۡمُونَ أَزۡوَٰجَهُمۡ وَلَمۡ يَكُن لَّهُمۡ شُهَدَآءُ إِلَّآ أَنفُسُهُمۡ فَشَهَٰدَةُ أَحَدِهِمۡ أَرۡبَعُ شَهَٰدَٰتِۢ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٦ وَٱلۡخَٰمِسَةُ أَنَّ لَعۡنَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡهِ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ٧ وَيَدۡرَؤُاْ عَنۡهَا ٱلۡعَذَابَ أَن تَشۡهَدَ أَرۡبَعَ شَهَٰدَٰتِۢ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ٨ وَٱلۡخَٰمِسَةَ أَنَّ غَضَبَ ٱللَّهِ عَلَيۡهَآ إِن كَانَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٩ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ وَأَنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ١٠ [النور: ۱-۱۰].

برخی مقاصد سوره:

تمرکز بر مسألۀ عفاف و پوشش و پاکی جامعۀ اسلامی و حفظ آن از اسباب زِنا و نیرنگ منافقان در انتشار آن.

تفسیر:

(۱) این سورهای است که آن را نازل کردیم، و عمل به احکامش را واجب گرداندیم، و آیاتی روشن در آن فرو فرستادیم؛ تا از احکامی که در آن است پند بگیرید و به آنها عمل کنید.

(۲) به هر یک از زن و مرد زناکار بکر صد ضربه تازیانه بزنید، و نسبت به آن دو دلسوزی و مهربانی نکنید تا حد را بر آن دو اجرا نکنید یا حدشان را تخفیف دهید، اگر به الله و روز آخرت ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان برای رسواسازی بیشتر آن دو، و بازداشتن آن دو و دیگران، در اقامۀ حد بر آنها حاضر شوند.

(۳) الله برای بیان زشتی و پلیدی زیاد زنا فرمود مردی که به آن عادت داشته باشد به ازدواج تمایل ندارد جز با زن زناکار مثل خودش یا با زنی مشرک که از زنا پرهیز نمیکند درحالیکه نکاح با او جایز نیست، و زنی که به زنا عادت کرده باشد تمایلی به ازدواج ندارد جز با زناکاری مثل خودش یا با مشرکی که از زنا دوری نمیکند درحالیکه ازدواج وی با او حرام است، و نکاح با زن زناکار و به نکاحدادن مرد زناکار بر مؤمنان حرام شده است.

(۴) و – ای حاکمان- به کسانیکه به زنان پاکدامن (و نیز مردان پاکدامن) نسبتِ زنا میدهند، سپس بر زنایی که به آنها نسبت دادهاند چهار شاهد نمیآورند هشتاد تازیانه بزنید، و شهادت آنها را هرگز نپذیرید، و اینها که به پاکدامنان افترا میبندند خود از طاعت الله خارج هستند.

(۵) مگر کسانیکه پس از افترایی که به آن دست زدند به‏سوی الله توبه کرده، و اعمال‏شان را صالح گردانند که الله توبه و گواهی آنها را میپذیرد؛ زیرا الله نسبت به آن دسته از بندگانش که توبه کنند بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۶) و مردانی که بر همسران‏شان افترا میبندند و جز خودشان شاهدانی ندارند که بر صحت آنچه به همسران‏شان افترا بستهاند گواهی دهند؛ هر یک از آنها چهار بار به الله سوگند یاد کند که: به یقین در زنایی که به همسرش نسبت داده است راستگو است.

(۷) سپس در گواهی پنجم خویش بر خودش نفرین فرستد که اگر در آنچه به همسرش نسبت داده است دروغگو باشد.

(۸) پس از این امر سزاوار است که حد بر زن جاری شود، اما این حد از او ساقط میشود به اینکه چهار بار به الله گواهی دهد که: به‏طور قطع مرد در آنچه به او نسبت داده است دروغگو است.

(۹) سپس در گواهی پنجمش به خشم الله بر خودش نفرین کند که اگر مرد در آنچه به او نسبت داده است راستگو باشد.

(۱۰) و – ای مردم- اگر لطف و رحمت الله بر شما نبود، و نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده نبود، و در تدبیر و شریعتش حکیم نبود به‏طور قطع کیفر گناهان‏تان را به تعجیل میانداخت، و شما را با آنها رسوا میساخت.

برخی فواید آیات:

• مقدمهچینی برای سخن گفتن از امور پُراهمیت با مطالبی که اهمیت آن را گوشزد میکند.

• زناکار احترام و مهربانی در جامعۀ اسلامی را از دست میدهد.

• حصر اجتماعی زناکاران وسیلهای برای محافظت جامعه از آنها، و بازداشتن خودشان از زنا است.

• متنوع ساختن کیفر قاذف به کیفر مادی (حد)، و معنوی (نپذیرفتن شهادت او، و حکم بر فسق او) بر خطرناک بودن این کار دلالت دارد.

• زنا جز با بینه ثابت نمیشود، و ادعای زنا بدون بینه قَذف (تهمت) است.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ جَآءُو بِٱلۡإِفۡكِ عُصۡبَةٞ مِّنكُمۡۚ لَا تَحۡسَبُوهُ شَرّٗا لَّكُمۖ بَلۡ هُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۚ لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُم مَّا ٱكۡتَسَبَ مِنَ ٱلۡإِثۡمِۚ وَٱلَّذِي تَوَلَّىٰ كِبۡرَهُۥ مِنۡهُمۡ لَهُۥ عَذَابٌ عَظِيمٞ١١ لَّوۡلَآ إِذۡ سَمِعۡتُمُوهُ ظَنَّ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بِأَنفُسِهِمۡ خَيۡرٗا وَقَالُواْ هَٰذَآ إِفۡكٞ مُّبِينٞ١٢ لَّوۡلَا جَآءُو عَلَيۡهِ بِأَرۡبَعَةِ شُهَدَآءَۚ فَإِذۡ لَمۡ يَأۡتُواْ بِٱلشُّهَدَآءِ فَأُوْلَٰٓئِكَ عِندَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلۡكَٰذِبُونَ١٣ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ لَمَسَّكُمۡ فِي مَآ أَفَضۡتُمۡ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ١٤ إِذۡ تَلَقَّوۡنَهُۥ بِأَلۡسِنَتِكُمۡ وَتَقُولُونَ بِأَفۡوَاهِكُم مَّا لَيۡسَ لَكُم بِهِۦ عِلۡمٞ وَتَحۡسَبُونَهُۥ هَيِّنٗا وَهُوَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمٞ١٥ وَلَوۡلَآ إِذۡ سَمِعۡتُمُوهُ قُلۡتُم مَّا يَكُونُ لَنَآ أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبۡحَٰنَكَ هَٰذَا بُهۡتَٰنٌ عَظِيمٞ١٦ يَعِظُكُمُ ٱللَّهُ أَن تَعُودُواْ لِمِثۡلِهِۦٓ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ١٧ وَيُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ١٨ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ ٱلۡفَٰحِشَةُ فِي ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ١٩ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ وَأَنَّ ٱللَّهَ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ٢٠ [النور: ۱۱-۲۰].

(۱۱) - ای مؤمنان- در حقیقت کسانیکه این بهتان (یعنی متهم کردن مادر مؤمنان عایشه ل به زنا) را آوردند گروهی هستند که به شما انتساب دارند آنچه را افترا بستند شری برای خودتان مپندارید، بلکه به دلیل پاداش و خالصسازی مؤمنان، و تبرئۀ مادر مؤمنان که در آن وجود دارد خیری است، برای هر یک از آنها که در متهمکردن او به زنا شرکت داشته به خاطر سخنگفتن به اِفک (دروغ) مجازات گناهی است که مرتکب شده است، و برای کسیکه بخش بزرگ آن را با آغاز اتهام به دوش کشید عذابی بزرگ است، منظور از این شخص رئیس منافقان عبدالله بن اُبَیّ ابن سَلول است.

(۱۲) چرا وقتیکه مردان و زنان مؤمن این بهتان بزرگ را شنیدند بیگناهی کسی از برادران مؤمن‏شان که این بهتان بر او زده شده است را گمان نبردند، و نگفتند: این دروغی آشکار است.

(۱۳) چرا افترا زنندگان به مادر مؤمنان عایشه ل برای دروغپردازی بزرگشان چهار گواه نیاوردند تا بر صحت آنچه به مادر مؤمنان نسبت دادند گواهی دهند، پس چون چهار گواه بر این کار نیاوردند- و هرگز نخواهند توانست بیاورند- در حکم الله دروغگویان هستند.

(۱۴) و – ای مؤمنان- اگر لطف و رحمت الله بر شما نبود که در کیفر شما تعجیل نکرد، و توبۀ هرکس از شما را که توبه کرد پذیرفت؛ به‏طور قطع به‏سبب دروغ و بهتان بر مادر مؤمنان که در آن فرو رفتید عذابی بزرگ به شما میرسید.

(۱۵) آنگاه که آن را به یکدیگر روایت میکردید، و با وجود دروغ بودنش آن را دهان به دهان نقل میکردید؛ حال آنکه هیچ دانشی به آن نداشتید، و گمان می‏کردید سهل و آسان است، درحالیکه نزد الله بزرگ است؛ چون دروغ و اتهامزدن به انسان پاک را دربردارد.

(۱۶) و چرا وقتی این بهتان بزرگ را شنیدید نگفتید: ای پروردگار ما برای منزه دانستن تو، سزاوار ما نیست که در مورد این امر شنیع سخن بگوییم، این امر که مادر مؤمنان را به آن متهم کردند دروغی بزرگ است.

(۱۷) الله به شما اندرز میدهد و شما را نصیحت میکند که اگر به الله ایمان دارید به مانند این بهتان بزرگ بازنگردید که انسان پاکدامنی را به زنا متهم کنید.

(۱۸) و الله آیاتی مشتمل بر احکام و اندرزهایش برای‏تان آشکار میگرداند، و او تعالی از اعمال‏تان آگاه است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد، و در تدبیر و شریعتش بسیار داناست.

(۱۹) همانا کسانیکه دوست دارند منکرات – از جمله اتهام به زنا- در میان مؤمنان منتشر شود، عذابی رنجآور در دنیا با اقامۀ حد دارند، و در آخرت عذاب جهنم برای‏شان است، و الله دروغشان، و آنچه را که کار بندگانش به آن منتهی میشود، و مصالح آنها را میداند، و شما این موارد را نمیدانید.

(۲۰) و – ای افتادگان در اِفک- اگر لطف و رحمت الله بر شما نبود، و اگر الله نسبت به شما مهربان و بخشنده نبود، به‏طور قطع در کیفر شما شتاب میکرد.

برخی فواید آیات:

• تمرکز منافقان بر تخریب مراکز مورد اعتماد در جامعۀ اسلامی با پراکندن اتهامات دروغین.

• منافقان گاهی برخی مؤمنان را به مشارکت در اعمال خویش نزدیک میسازند.

• گرامیداشتن مادر مؤمنان عایشه ل با تبرئۀ او از بالای هفت آسمان.

• ضرورت ایستادگی در برابر شایعهها.

﴿۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ وَمَن يَتَّبِعۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَإِنَّهُۥ يَأۡمُرُ بِٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِۚ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنۡ أَحَدٍ أَبَدٗا وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ٢١ وَلَا يَأۡتَلِ أُوْلُواْ ٱلۡفَضۡلِ مِنكُمۡ وَٱلسَّعَةِ أَن يُؤۡتُوٓاْ أُوْلِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينَ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ وَلۡيَعۡفُواْ وَلۡيَصۡفَحُوٓاْۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٌ٢٢ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَرۡمُونَ ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ ٱلۡغَٰفِلَٰتِ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ لُعِنُواْ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ٢٣ يَوۡمَ تَشۡهَدُ عَلَيۡهِمۡ أَلۡسِنَتُهُمۡ وَأَيۡدِيهِمۡ وَأَرۡجُلُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢٤ يَوۡمَئِذٖ يُوَفِّيهِمُ ٱللَّهُ دِينَهُمُ ٱلۡحَقَّ وَيَعۡلَمُونَ أَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ ٱلۡمُبِينُ٢٥ ٱلۡخَبِيثَٰتُ لِلۡخَبِيثِينَ وَٱلۡخَبِيثُونَ لِلۡخَبِيثَٰتِۖ وَٱلطَّيِّبَٰتُ لِلطَّيِّبِينَ وَٱلطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَٰتِۚ أُوْلَٰٓئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَۖ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ٢٦ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتًا غَيۡرَ بُيُوتِكُمۡ حَتَّىٰ تَسۡتَأۡنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَهۡلِهَاۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ٢٧ [النور: ۲۱-۲۷].

(۲۱) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به شریعت او تعالی عمل کردهاید، از راههای شیطان در آراستن باطل توسط او پیروی نکنید، و هرکس از راههای او پیروی کند همانا او به کارها و سخنان زشت، و به آنچه که شریعت نمیپسندد امر میکند، و – ای مؤمنان- اگر بخشش الله بر شما نبود هیچیک از شما هرگز با توبه پاک نمیشد اگر توبه میکرد. اما الله هرکس را بخواهد با پذیرش توبهاش پاک میگرداند، و الله سخنان شما را میشنود، و از اعمال‏تان آگاه است، چنانکه ذرهای از سخنان و اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۲۲) و بزرگواران در دین و صاحبان گشایش در مال نباید بر ترک بخشش به خویشاوندان نیازمندشان – از مهاجران در راه الله که فقیر هستند- به‏سبب گناهی که مرتکب شدهاند سوگند بخورند، و باید آنها را ببخشند، و از آنها درگذرند، آیا دوست ندارید که الله گناهان‏تان را بر شما بیامرزد اگر آنها را ببخشید و از آنها درگذرید؟! و نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است، پس بندگانش باید از او تعالی تأسی بگیرند. این آیه در مورد ابوبکر صدیق نازل شد چون بر ترک انفاق بر مِسطَح به خاطر مشارکت او در قضیۀ اِفک سوگند یاد کرد.

(۲۳) همانا کسانیکه به زنان پاکدامن و بیخبر از زنایی که زنان مؤمن به آن پی نمیبرند نسبت میدهند، در دنیا و آخرت از رحمت الله رانده شدهاند، و در آخرت عذابی بزرگ برای‏شان است.

(۲۴) این عذاب در روز قیامت به آنها میرسد همان روزیکه زبانهای‏شان به دروغی که سخن گفتند علیه آنها گواهی میدهند، و دستها و پاهای‏شان به آنچه که انجام میدادند علیه آنها گواهی میدهند.

(۲۵) در آن روز، الله جزای‏شان را به عدالت میدهد، و میدانند که الله سبحانه همان حق است، پس هر خبر یا وعده یا وعیدی که از او صادر میشود حق آشکاری است که تردیدی در آن راه ندارد.

(۲۶) هر مرد و زن و سخن و عمل ناپاکی مناسب و سازگار با ناپاکِ همان مورد است، و هر پاکیزهای از این موارد، مناسب و موافق پاکیزۀ آن است، این مردان و زنان پاک از آنچه مردان و زنان ناپاک در مورد آنها میگویند بری هستند، و آمرزشی از جانب الله برای‏شان است که با آن گناهان‏شان را میآمرزد، و روزیای گرامی یعنی بهشت را دارند.

چون اطلاع بر عورتها سبب تحریک شهوتِ منجر به ارتکاب زنای مذکور در آغاز سوره است، الله برای حفظ نگاه از اطلاع بر عورتها، به کسب اجازه هنگام ورود به خانهها فرمان داد؛ و فرمود:

(۲۷) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به شریعتش عمل کردهاید، به خانههایی که خانههای خودتان نیست وارد نشوید تا اینکه از ساکنان آن خانهها در ورود بر آنها اجازه بگیرید، و بر آنها سلام کنید به این نحو که در سلام و کسب اجازه چنین بگویید: السلام علیکم آیا وارد شوم؟ این کسب اجازه که به آن امر شدید از ورود ناگهانی برای‏تان بهتر است، تا به آنچه که امر شدید متذکر شوید و آن را اجرا کنید.

برخی فواید آیات:

• اغواگری و وسوسهانگیزی شیطان موجب ارتکاب گناهان است، پس مؤمن باید از آن برحذر باشد.

• توفیق به توبه و عمل صالح از جانب الله است؛ نه از جانب بنده.

• عفو و گذشت از خطاکار یکی از اسباب بخشش گناهان است.

• قَذف (تهمت) به افراد پاکدامن، از گناهان کبیره است.

• مشروعیت اجازهگرفتن برای حفظ نگاه، و محافظت از حریم خانهها.

﴿فَإِن لَّمۡ تَجِدُواْ فِيهَآ أَحَدٗا فَلَا تَدۡخُلُوهَا حَتَّىٰ يُؤۡذَنَ لَكُمۡۖ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ٱرۡجِعُواْ فَٱرۡجِعُواْۖ هُوَ أَزۡكَىٰ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ عَلِيمٞ٢٨ لَّيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَدۡخُلُواْ بُيُوتًا غَيۡرَ مَسۡكُونَةٖ فِيهَا مَتَٰعٞ لَّكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا تَكۡتُمُونَ٢٩ قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَيَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡۚ ذَٰلِكَ أَزۡكَىٰ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا يَصۡنَعُونَ٣٠ وَقُل لِّلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَغۡضُضۡنَ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِنَّ وَيَحۡفَظۡنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنۡهَاۖ وَلۡيَضۡرِبۡنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّۖ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوۡ ءَابَآئِهِنَّ أَوۡ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآئِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوۡ نِسَآئِهِنَّ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّٰبِعِينَ غَيۡرِ أُوْلِي ٱلۡإِرۡبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفۡلِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يَظۡهَرُواْ عَلَىٰ عَوۡرَٰتِ ٱلنِّسَآءِۖ وَلَا يَضۡرِبۡنَ بِأَرۡجُلِهِنَّ لِيُعۡلَمَ مَا يُخۡفِينَ مِن زِينَتِهِنَّۚ وَتُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٣١ [النور: ۲۸-۳۱].

(۲۸) پس اگر کسی را در آن خانهها نیافتید وارد نشوید تا از کسانیکه صاحب اجازه هستند به شما اجازۀ ورود بدهند، و اگر صاحبان خانه به شما گفتند: (بازگردید) بازگردید و وارد نشوید، زیرا این کار نزد الله برای‏تان پاکیزهتر است، و الله به آنچه انجام میدهید آگاه است و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۲۹) بر شما گناهی نیست که به خانههای عمومی که به کسی اختصاص ندارد و برای استفادۀ عموم آماده شده مانند کتابخانهها و مغازههای بازارها بدون کسب اجازه وارد شوید، و الله آنچه از اعمال و احوال‏تان را که آشکار میکنید و آنچه پنهان می‏دارید میداند، و ذرهای از اعمال و احوال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی در قبال آن به شما جزا خواهد داد.

چون نگاه، پیامی به‏سوی زنا است، الله به پوشیدن چشم برای پیشگیری از زنا فرمان داد و فرمود:

(۳۰) - ای رسول- به مردان مؤمن بگو چشمان‏شان را از نگاه به زنان و عورتهایی که برای‏شان حلال نیست بازدارند، و عورتهای‏شان را از وقوع در حرام، و کشف آن حفظ کنند، این خودداری از نگاه به آنچه الله حرام کرده، نزد او تعالی برای‏شان پاکیزهتر است، بهراستی الله از آنچه انجام میدهند آگاه است، و ذرهای از کارهای‏شان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۳۱) و به زنان مؤمن بگو چشمان‏شان را از نگاه به عورتهایی که نگاه به آن برای‏شان حلال نیست بازدارند، و عورتهای‏شان را با دوری از زنا و با پوشش حفظ کنند، و زیورهای‏شان را به بیگانگان آشکار نکنند مگر آنچه که از آن آشکار است و مخفیکردن آن ممکن نیست مانند لباسها، و باید رواندازهای‏شان را بر شکافهای بالای لباسهای‏شان بیندازند تا موها و صورتها و گردن‏های‏شان را بپوشانند، و زیورهای مخفی خود را آشکار نکنند جز به شوهران‏شان، یا پدران‏شان، یا پدران شوهران‏شان، یا پسران‏شان، یا پسران شوهران‏شان، یا برادران‏شان، یا پسران برادران‏شان، یا پسران خواهران‏شان، یا زنان امانتدارشان، چه مسلمان و چه کافر، یا بردگان مرد و زنی که مالکِ آن هستند، یا پیروانی که خواسته و نیازی به زنان ندارند، یا کودکانی که به‏سبب خردسالی بر عورتهای زنان اطلاع نیافتهاند، و – ای مؤمنان- همگی از نگاه حرام و سایر گناهانی که کسب میکنید به‏سوی الله توبه کنید؛ تا به مطلوب برسید، و از هلاکت و وحشت نجات یابید.

برخی فواید آیات:

• جواز ورود به اماکن عمومی بدون کسب اجازه.

• وجوب چشمپوشی مردان و زنان از آنچه برای‏شان حلال نیست.

• وجوب حجاب برای زن.

• منع بهکارگیری وسایل فتنهگری.

﴿وَأَنكِحُواْ ٱلۡأَيَٰمَىٰ مِنكُمۡ وَٱلصَّٰلِحِينَ مِنۡ عِبَادِكُمۡ وَإِمَآئِكُمۡۚ إِن يَكُونُواْ فُقَرَآءَ يُغۡنِهِمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ٣٢ وَلۡيَسۡتَعۡفِفِ ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغۡنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦۗ وَٱلَّذِينَ يَبۡتَغُونَ ٱلۡكِتَٰبَ مِمَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ فَكَاتِبُوهُمۡ إِنۡ عَلِمۡتُمۡ فِيهِمۡ خَيۡرٗاۖ وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِيٓ ءَاتَىٰكُمۡۚ وَلَا تُكۡرِهُواْ فَتَيَٰتِكُمۡ عَلَى ٱلۡبِغَآءِ إِنۡ أَرَدۡنَ تَحَصُّنٗا لِّتَبۡتَغُواْ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَمَن يُكۡرِههُّنَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ مِنۢ بَعۡدِ إِكۡرَٰهِهِنَّ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٣٣ وَلَقَدۡ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكُمۡ ءَايَٰتٖ مُّبَيِّنَٰتٖ وَمَثَلٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُمۡ وَمَوۡعِظَةٗ لِّلۡمُتَّقِينَ٣٤ ۞ٱللَّهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ مَثَلُ نُورِهِۦ كَمِشۡكَوٰةٖ فِيهَا مِصۡبَاحٌۖ ٱلۡمِصۡبَاحُ فِي زُجَاجَةٍۖ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوۡكَبٞ دُرِّيّٞ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٖ مُّبَٰرَكَةٖ زَيۡتُونَةٖ لَّا شَرۡقِيَّةٖ وَلَا غَرۡبِيَّةٖ يَكَادُ زَيۡتُهَا يُضِيٓءُ وَلَوۡ لَمۡ تَمۡسَسۡهُ نَارٞۚ نُّورٌ عَلَىٰ نُورٖۚ يَهۡدِي ٱللَّهُ لِنُورِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَيَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَٰلَ لِلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ٣٥ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرۡفَعَ وَيُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ يُسَبِّحُ لَهُۥ فِيهَا بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ٣٦ [النور: ۳۲-۳۶].

چون مجردماندن به مدت طولانی پس از بلوغ، یکی از اسباب انتشار زنا است، الله به یاری مردان و زنان مجرد بر نکاح فرمان داد و فرمود:

(۳۲) و – ای مؤمنان- مردانی را که همسر ندارند، و زنان آزادی را که شوهر ندارند همسر دهید، و غلامان و کنیزان مؤمن خویش را همسر دهید، اگر فقیر باشند الله آنها را از فضل گستردۀ خویش بینیاز میسازد، و الله گشایندۀ رزق و روزی است و بی‏نیاز ساختن کسی از رزقش نمیکاهد، و از احوال بندگانش آگاه است.

چون الله مؤمنان را به تزویج بیهمسران فرمان داد، به انسان بیهمسر نیز فرمان داد که اگر وسایل مورد نیاز ازدواج را نیافت پاکدامنی پیشه کند و فرمود:

(۳۳) و کسانیکه به خاطر فقر توان ازدواج را ندارند باید پاکدامنی بجویند تا الله آنها را از فضل گستردۀ خویش بینیاز گرداند، و غلامانی که خواستار بازخرید از اربابان خویش در قبال پرداخت مالی هستند تا آزاد شوند، اربابان‏شان اگر در آنها قدرت پرداخت و اصلاح در دین دانستند باید این پیشنهاد را از آنها بپذیرند، و باید از مال الله که به آنها عطا کرده است بدهند به این نحو که بخشی از آنچه را که برای پرداخت آن با آنها مکاتبه کردهاند برای‏شان در نظر بگیرند، و برای جستجوی مال، کنیزان‏تان را بر زنا مجبور نکنید- مانند کاری که عبدالله بن اُبَی با دو کنیزش که خواستار پاکدامنی و دوری از زنا بودند مرتکب شد- تا آنچه را که از طریق عورت خویش کسب میکنند بطلبید، و هرکس از شما که آنها را بر این کار مجبور کند بهراستیکه الله پس از اجبار آنها نسبت به گناهان‏شان آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است؛ زیرا مجبور بودهاند، و گناه بر کسانی است که آنها را مجبور کردهاند.

(۳۴) و – ای مردم- به تحقیق آیات روشنی که هیچ ابهامی ندارد به‏سوی‏تان فرو فرستادهایم، و مثالی از مؤمنان و کافرانی که پیش از شما گذشتند برای‏تان نازل کردهایم، و اندرزی برای‏تان نازل کردهایم که کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان از او تعالی میترسند از آن پند میگیرند.

(۳۵) الله نور آسمانها و زمین، و هدایتگر کسانیکه در این دو قرار دارند است، مثال نور او سبحانه در قلب مؤمن مانند منفذ و پنجرهای در دیواری نفوذناپذیر است که در آن چراغی است، و آن چراغ در شیشهای درخشان قرار دارد که آن شیشه گویی ستارهای روشنگر مانند دُرّ است. آن چراغ از روغن درختی مبارک، یعنی درخت زیتون افروخته میشود، درختی که نه صبحگاه و نه شامگاه هیچچیز او را از خورشید نمی‏پوشاند، و نزدیک است روغن آن از پاکی زیاد روشنایی بخشد، هر چند آتشی به او نرسیده باشد، پس وقتیکه آتشی به او رسد چگونه خواهد بود؟! نور چراغ بر فراز نور شیشه است، قلب مؤمن نیز چنین است آنگاه که نور هدایت در آن بتابد، و الله هر یک از بندگانش را بخواهد بر پیروی از قرآن توفیق میدهد، و الله با بیان مثالها، اشیا را با موارد مشابه توضیح میدهد، و الله بر هر چیزی داناست و هیچچیز بر او تعالی پوشیده نمیماند.

(۳۶) این چراغ در مساجدی برمیافروزد که الله فرمان داده منزلت و بنایش بالا رود، و اسم او تعالی با اذان و ذکر و نماز در آنها یاد شود، و در آغاز و پایان روز در جستجوی رضایت الله در آن نماز برپا میدارند.

برخی فواید آیات:

• الله اسباب بردهگیری را (به جنگ) محدود کرده و اسباب آزادسازی برده را گسترش داده و بر آن تشویق کرده است.

• رهایی از بردگی به روش مکاتبه و یاریکردن برده با مال به این هدف که آزاد شود تا بردگان به عنوان طبقهای فرومایه در زنا به کار گمارده نشوند.

• قلب مؤمن به نور فطرت، و نور هدایت ربانی منور است.

• مساجد خانههای الله در روی زمین هستند که آنها را برای عبادت در آنها پدید آورده است، پس واجب است که از نجاستهای حسی و معنوی دور نگه داشته شوند.

• یکی از اسمهای نیکوی الله (النور) است که دربردارندۀ صفت نور برای او سبحانه است.

﴿رِجَالٞ لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ يَخَافُونَ يَوۡمٗا تَتَقَلَّبُ فِيهِ ٱلۡقُلُوبُ وَٱلۡأَبۡصَٰرُ٣٧ لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا عَمِلُواْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضۡلِهِۦۗ وَٱللَّهُ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ٣٨ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡ‍َٔانُ مَآءً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡ‍ٔٗا وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥۗ وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ٣٩ أَوۡ كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَاۗ وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ٤٠ أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱلطَّيۡرُ صَٰٓفَّٰتٖۖ كُلّٞ قَدۡ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسۡبِيحَهُۥۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ٤١ وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ٤٢ أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُزۡجِي سَحَابٗا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيۡنَهُۥ ثُمَّ يَجۡعَلُهُۥ رُكَامٗا فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِۦ وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن جِبَالٖ فِيهَا مِنۢ بَرَدٖ فَيُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَصۡرِفُهُۥ عَن مَّن يَشَآءُۖ يَكَادُ سَنَا بَرۡقِهِۦ يَذۡهَبُ بِٱلۡأَبۡصَٰرِ٤٣ [النور: ۳۷-۴۳].

(۳۷) مردانی که هیچ خرید و هیچ فروشی آنها را از یاد الله سبحانه، و برپایی نماز به کاملترین صورت، و پرداخت زکات برای مصارفش به خود سرگرم نمیسازد، و از روز قیامت میترسند، همان روزیکه در آن دلها میان امید در نجات از عذاب و ترس از عذاب زیر و رو میشود، و در آن چشمها به هر سویی که برود منقلب میگردد.

(۳۸) این کار را کردند تا الله در قبال اعمال‏شان، بر حسب بهترین اعمال‏شان به آنها پاداش دهد، و بر آن پاداشی از فضل خویش برای‏شان بیفزاید، و الله هرکس را بخواهد بدون شمارش بر اندازۀ اعمال‏شان روزی میدهد، بلکه چند برابر آنچه انجام دادهاند به آنها میبخشد.

(۳۹) و کسانیکه به الله کفر ورزیدند اعمالی را که انجام دادهاند هیچ پاداشی ندارد و مانند سراب در زمینی پَست است که شخص تشنه آن را آب میپندارد، پس به‏سویش حرکت میکند تا اینکه به آن برسد و بر آن بایستد و آبی نیابد، و همچنین کافر گمان میکند اعمالش به او نفع میرساند تا اینکه بمیرد و برانگیخته شود. آنگاه پاداش اعمالش را نیابد، و پروردگارش را در برابر خویش بیابد و او تعالی حساب عملش را به صورت کامل به او بدهد، و الله زودشمار است.

(۴۰) یا اعمال‏شان مانند تاریکیهایی در دریایی عمیق است، که موجی آنها را می‏پوشاند، و از بالای این موج موجی دیگر است، و از بالای آن ابری است که آنچه را ستارگان به آن هدایت میکنند میپوشاند، تاریکیهای متراکم که بر روی یکدیگر قرار دارند، کسیکه در این تاریکیها افتاده است هرگاه دستش را درآورد از تاریکی زیاد به سختی آن را ببیند، و کافر اینچنین است، که تاریکیهای جهل و شک و حیرت و مُهر روی قلبش، بر او متراکم شده است، و هرکس که الله هدایت از گمراهی، و علم به کتابش را به او روزی نداده باشد، هیچ هدایتی نخواهد داشت که با آن راه یابد، و هیچ کتابی نخواهد داشت که از آن روشنایی برگیرد.

(۴۱) - ای رسول- آیا ندانستهای که تمام مخلوقات الله که در آسمانها و زمین هستند تسبیح او تعالی را میگویند، و پرندگان که بالهای‏شان را در هوا گشودهاند تسبیح او را میگویند، الله نماز هر یک از این مخلوقات را که نماز میگزارند مانند انسان، و تسبیح هر یک از آنها را که تسبیح میگویند مانند پرندگان میداند، و الله از آنچه که انجام میدهند آگاه است، و ذرهای از کارهای‏شان بر او تعالی پوشیده نمی‏ماند.

(۴۲) و فرمانروایی آسمانها و زمین تنها از آنِ الله است، و در روز قیامت بازگشت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی اوست.

(۴۳) - ای رسول- آیا ندانستهای که الله ابر را میرانَد، سپس اجزای آن را به یکدیگر پیوند میزند، سپس آن را متراکم و بر روی هم قرار میدهد، آنگاه باران را می‏بینی که از درون ابر درمیآید، و از سوی آسمان از ابری متراکم که از نظر بزرگی به کوهها میماند تکههای منجمد آب مانند سنگریزه فرو میفرستد، آنگاه آن تگرگ را به هر یک از بندگانش که بخواهد میرساند، و آن را از هر یک از بندگانش که بخواهد بازمیدارد، نزدیک است که روشنایی برق ابر از شدت درخشندگی، چشمها را ببرد.

برخی فواید آیات:

• سنجش میان سرگرمیهای دنیوی و اعمال اخروی توسط مؤمن امری لازم و ضروری است.

• بطلان عمل کافر به‏سبب نبود شرط ایمان.

• کافر از مخلوقات تسبیحگو و فرمان‏بردار الله خارج است.

• تمام مراحل باران، بخشی از آفرینش و تقدیر الله است.

﴿يُقَلِّبُ ٱللَّهُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّأُوْلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ٤٤ وَٱللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَآبَّةٖ مِّن مَّآءٖۖ فَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰ بَطۡنِهِۦ وَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰ رِجۡلَيۡنِ وَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰٓ أَرۡبَعٖۚ يَخۡلُقُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٤٥ لَّقَدۡ أَنزَلۡنَآ ءَايَٰتٖ مُّبَيِّنَٰتٖۚ وَٱللَّهُ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٤٦ وَيَقُولُونَ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلرَّسُولِ وَأَطَعۡنَا ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٞ مِّنۡهُم مِّنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَۚ وَمَآ أُوْلَٰٓئِكَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ٤٧ وَإِذَا دُعُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم مُّعۡرِضُونَ٤٨ وَإِن يَكُن لَّهُمُ ٱلۡحَقُّ يَأۡتُوٓاْ إِلَيۡهِ مُذۡعِنِينَ٤٩ أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ٱرۡتَابُوٓاْ أَمۡ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَرَسُولُهُۥۚ بَلۡ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٥٠ إِنَّمَا كَانَ قَوۡلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذَا دُعُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ أَن يَقُولُواْ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٥١ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَخۡشَ ٱللَّهَ وَيَتَّقۡهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ٥٢ ۞وَأَقۡسَمُواْ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَئِنۡ أَمَرۡتَهُمۡ لَيَخۡرُجُنَّۖ قُل لَّا تُقۡسِمُواْۖ طَاعَةٞ مَّعۡرُوفَةٌۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ٥٣ [النور: ۴۴-۵۳].

(۴۴) الله میان شب و روز را از نظر بلندی و کوتاهی، و آمدن و رفتن به نوبت میآورد، بهراستیکه در این نشانه از دلایل ربوبیت، اندرزی است برای کسانیکه بر قدرت و وحدانیت الله مینگرند.

(۴۵) و الله تمام حیواناتی را که روی زمین میجنبند از نطفهای آفرید، که برخی از آنها مانند مارها بر روی شمکشان راه میروند، و برخی از آنها مانند انسان و پرندگان بر روی دو پا راه میروند، و برخی از آنها مانند چارپایان بر روی چهار پا راه میروند، الله آنچه از موارد مذکور و غیرمذکور را که بخواهد میآفریند، زیرا الله تعالی بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۴۶) به تحقیق که بر محمد ج آیاتی روشن که هیچ ابهامی در آنها نیست نازل کردهایم، و الله هرکس را بخواهد به راه راستی که هیچ کجی و انحرافی ندارد توفیق میدهد، و این راه او را به بهشت میرساند.

(۴۷) و منافقان میگویند: به الله ایمان آوردیم، و به رسول ج ایمان آوردیم، و از الله اطاعت کردیم، و از رسولش اطاعت کردیم، سپس گروهی از آنها روی می‏گردانند، و پس از اینکه ایمان به الله و رسولش و اطاعت از آن دو را ادعا کردند از الله و رسولش در امر به جهاد در راه الله و سایر فرامین اطاعت نمیکنند، و این رویگردانان از طاعت الله و رسولش مؤمن نیستند هر چند چنین ادعای ایمان داشته باشند.

(۴۸) و چون این منافقان به‏سوی الله و به‏سوی رسولش فراخوانده شوند تا در آنچه با هم اختلاف دارند رسول ج میان‏شان داوری کند، به‏سبب نفاقی که دارند بهناگاه از حکم رسول ج روی میگردانند.

(۴۹) و اگر بدانند که حق با آنها است، و رسول به مصلحت آنها حکم خواهد کرد تسلیمشده و فروتن نزدش میآیند.

(۵۰) آیا در دلهای اینها بیماریای جدانشدنی است، یا در اینکه او رسول الله است تردید دارند، یا میترسند الله و رسولش در داوری بر آنها ستم کنند؟ دلیل این امر موارد مذکور نیست، بلکه به خاطر علتی در نفسهای‏شان به‏سبب رویگردانی از داوری رسول ج و دشمنی‏شان با اوست.

الله پس از بیان موضع منافقانِ ترککنندۀ حکم الله و رسولش، موضع مؤمنان راضی به حکم الله و رسولش را بیان کرد و فرمود:

(۵۱) سخن مؤمنان جز این نیست که وقتی به‏سوی الله، و به‏سوی رسولش فراخوانده شوند تا میان آنها داوری کند میگویند: سخنش را شنیدیم، و از امرش اطاعت کردیم، و همان کسانیکه این صفات را دارند رستگاران در دنیا و آخرت هستند.

(۵۲) و هرکس از الله و رسولش فرمان‏برداری کند، و تسلیم حکم‏شان شود، و از آنچه که او را به گناهان میکشاند بترسد، و از عذاب الله با اجرای اوامر، و ترک نواهی او تعالی بترسد، فقط اینها همان رستگاران به خیر دنیا و آخرت هستند.

(۵۳) و با استوارترین سوگندهایی که میتوانستند با آن سوگند یاد کنند به الله سوگند یاد کردند که: اگر آنها را به خروج به جهاد فرمان دهی به‏طور قطع خارج خواهند شد. - ای رسول- به آنها بگو: سوگند یاد نکنید، زیرا دروغ شما شناخته شده است، و اطاعت ادعایی‏تان نیز شناخته شده است، و الله به آنچه انجام میدهید آگاه است، و ذرهای از اعمال‏تان هر چند آنها را نهان کنید بر او تعالی پوشیده نمیماند.

برخی فواید آیات:

• تنوع مخلوقات بر قدرت الله دلالت دارد.

• یکی از صفات منافقان رویگردانی از حکم الله است مگر اینکه حکم به نفع آنها باشد، و یکی از صفات آنها بیماری قلب و شک، و بدگمانی به الله است.

• طاعت الله و رسولش و ترس از الله از اسباب رستگاری در هر دو سَرا است.

• سوگند دروغین یکی از روشهای شناختهشدۀ منافقان است.

﴿قُلۡ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَۖ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّمَا عَلَيۡهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيۡكُم مَّا حُمِّلۡتُمۡۖ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهۡتَدُواْۚ وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ٥٤ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ كَمَا ٱسۡتَخۡلَفَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمۡ دِينَهُمُ ٱلَّذِي ٱرۡتَضَىٰ لَهُمۡ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّنۢ بَعۡدِ خَوۡفِهِمۡ أَمۡنٗاۚ يَعۡبُدُونَنِي لَا يُشۡرِكُونَ بِي شَيۡ‍ٔٗاۚ وَمَن كَفَرَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ٥٥ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ٥٦ لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٥٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِيَسۡتَ‍ٔۡذِنكُمُ ٱلَّذِينَ مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ وَٱلَّذِينَ لَمۡ يَبۡلُغُواْ ٱلۡحُلُمَ مِنكُمۡ ثَلَٰثَ مَرَّٰتٖۚ مِّن قَبۡلِ صَلَوٰةِ ٱلۡفَجۡرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ ٱلظَّهِيرَةِ وَمِنۢ بَعۡدِ صَلَوٰةِ ٱلۡعِشَآءِۚ ثَلَٰثُ عَوۡرَٰتٖ لَّكُمۡۚ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّۚ طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم بَعۡضُكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٥٨ [النور: ۵۴-۵۸].

(۵۴) - ای رسول- به این منافقان بگو: در آشکار و نهان از الله و رسول اطاعت کنید، پس اگر از اطاعت آن دو که به آن فرمان یافتید روی بگردانید فقط تبلیغی که به آن مکلف شده است برعهدۀ اوست، و طاعتی که به آن مکلف شدهاید و عمل به آنچه که آورده است برعهدۀ خودتان است، و اگر با انجام آنچه که شما را بر انجام آن فرمان داده و با خودداری از آنچه شما را از آن نهی کرده از او اطاعت کنید به‏سوی حق راه مییابید. جز ابلاغ آشکار، چیزی برعهدۀ رسول ج نیست، و واداشتن و اجبار شما بر هدایت، برعهدۀ او نیست.

(۵۵) الله به کسانی از شما که به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند وعده داده که آنها را در برابر دشمنان‏شان یاری رساند، و آنها را جانشینانی در روی زمین قرار خواهد داد همانگونه که مؤمنانی که پیش از آنها بودند را جانشینانی بر روی زمین قرار داد، و به آنها وعده داده که آن دین‏شان که برای‏شان پسندیده است- یعنی همان دین اسلام- را بزرگ و نیرومند قرار خواهد داد، و به آنها وعده داده که ترس آنها را به آرامش تبدیل خواهد کرد، تنها مرا عبادت کنید، و هیچچیز را با من شریک قرار ندهید، و هرکس بعد از این نعمتها کفر ورزد، همانها خارجشدگان از طاعت الله هستند.

(۵۶) و نماز را به کاملترین وجه برپا دارید، و زکات اموال‏تان را بدهید، و رسول را با انجام آنچه به شما فرمان داده، و ترک آنچه شما را از آن نهی کرده است اطاعت کنید؛ امید است که به رحمت الله دست یابید.

(۵۷) - ای رسول- مپندار کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند آنگاه که بخواهم عذاب را بر آنها فرو فرستم از چنگ من فرار میکنند، پناهگاه آنها در روز قیامت جهنم است، و چه بد است مقصد کسانیکه به جهنم میروند.

الله پیش از این احکام کسب اجازۀ افراد آزاد بالغ را بیان کرد، در ادامه، احکام کسب اجازه غلامان و اشخاص آزاد غیر بالغ و کودکانی که بالغ نشدهاند را بیان میکند و میفرماید:

(۵۸) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به آنچه برای‏تان تشریع کرده است عمل کردهاید، غلامان و کنیزکان شما و کودکان آزادی که به سن احتلام نرسیدهاند باید در سه وقت از شما کسب اجازه کنند: قبل از نماز صبح هنگام تعویض لباس خواب با لباس بیداری، در نیمروز آنگاه که لباسهای‏تان را برای قیلوله درمیآورید، و پس از نماز عشا؛ زیرا وقت خواب شما و درآوردن لباسهای بیداری و پوشیدن لباس خواب است، این سه وقت اوقات برهنگی شما هستند، که نباید در این وقتها جز پس از کسب اجازه از شما بر شما وارد شوند، و غیر از این اوقات گناهی نه بر شماست و نه بر آنها که بدون کسب اجازه وارد شوند. آنها زیاد رفت و آمد میکنند، و بر گرد یکدیگر میچرخید، پس منع آنها از ورود در تمام اوقات جز با کسب اجازه دشوار است. الله همانگونه که احکام کسب اجازه را برای‏تان بیان کرد آیات دلالتکننده بر احکامی را که برای شما تشریع کرده است برای‏تان بیان میکند، و الله به مصالح بندگانش آگاه است، و در احکامی که برای‏شان تشریع میکند بسیار داناست.

برخی فواید آیات:

• پیروی از رسول ج یکی از نشانههای هدایتیافتن است.

• دعوتگر باید تمام تلاش خویش را در دعوت بهکار گیرد، و نتایج به دست الله است.

• ایمان و عمل صالح سبب قدرتیافتن و امنیت در زمین است.

• تأدیب بردگان و کودکان بر کسب اجازه در اوقاتی که عورات مردم آشکار است.

﴿وَإِذَا بَلَغَ ٱلۡأَطۡفَٰلُ مِنكُمُ ٱلۡحُلُمَ فَلۡيَسۡتَ‍ٔۡذِنُواْ كَمَا ٱسۡتَ‍ٔۡذَنَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٥٩ وَٱلۡقَوَٰعِدُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ ٱلَّٰتِي لَا يَرۡجُونَ نِكَاحٗا فَلَيۡسَ عَلَيۡهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعۡنَ ثِيَابَهُنَّ غَيۡرَ مُتَبَرِّجَٰتِۢ بِزِينَةٖۖ وَأَن يَسۡتَعۡفِفۡنَ خَيۡرٞ لَّهُنَّۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ٦٠ لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞ وَلَا عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ أَن تَأۡكُلُواْ مِنۢ بُيُوتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ ءَابَآئِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أُمَّهَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ إِخۡوَٰنِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخَوَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَعۡمَٰمِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ عَمَّٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخۡوَٰلِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ خَٰلَٰتِكُمۡ أَوۡ مَا مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ أَوۡ صَدِيقِكُمۡۚ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَأۡكُلُواْ جَمِيعًا أَوۡ أَشۡتَاتٗاۚ فَإِذَا دَخَلۡتُم بُيُوتٗا فَسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ تَحِيَّةٗ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُبَٰرَكَةٗ طَيِّبَةٗۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ٦١ [النور: ۵۹-۶۱].

(۵۹) و کودکان شما هرگاه به سن احتلام رسیدند باید هنگام ورود به خانهها در تمام اوقات اجازه بگیرند همانگونه که قبلا در مورد بزرگان گفته شد، همانگونه که الله احکام کسب اجازه را برای‏تان بیان کرد آیاتش را برای شما بیان میکند، و الله از مصالح بندگانش آگاه است و در آنچه برای‏شان تشریع میکند بسیار داناست.

(۶۰) و زنان سالخوردهای که به دلیل سن زیاد حیض نمیبینند و باردار نمیشوند، کسانیکه امیدی به نکاح ندارند گناهی بر آنها نیست که بعضی پوششهای خویش مانند روسری را کنار گذارند، بدون اینکه زیور پنهانی را که به پوشاندن آن فرمان یافتهاند آشکار کنند، و برای پوشش و عفت بیشتر اگر این لباس را کنار نگذارند برای‏شان بهتر است از اینکه آن را کنار بگذارند، و الله سخنان‏تان را میشنود، و از کارهای‏تان آگاه است، و ذرهای از سخنان و کارهای‏تان بر او پوشیده نمیماند، و شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۶۱) بر نابینایی که بیناییاش را از دست داده است گناهی نیست، و بر لنگ نیز گناهی نیست، و بر بیمار نیز گناهی نیست، اگر تکالیفی مانند جهاد در راه الله را که قادر بر انجام آن نیستند ترک کنند، و – ای مؤمنان- نه در خوردن از خانههای خودتان که خانههای پسران‏تان نیز از جملۀ آن است بر شما گناهی است، و نه در خوردن از خانههای پدران‏تان یا مادران‏تان یا برادران‏تان یا خواهران‏تان یا عموهای‏تان یا عمههایتان، یا داییهای‏تان یا خالههایتان، یا خانههایی که محافظت از آنها به شما سپرده شده است مانند نگهبان باغ، و در خوردن از خانههای دوستان‏تان نیز به خاطر رضایت او از این امر طبق عادت گناهی بر شما نیست. گناهی بر شما نیست که با هم یا به تنهایی بخورید، پس چون به خانههایی مثل خانههای مذکور و سایر خانهها وارد شدید به کسانیکه در آن هستند اینگونه سلام کنید: السلام علیکم، اما اگر کسی در آن نبود بر خودتان اینگونه سلام کنید: السلام علینا و علی عباد الله الصالحین، این درودی مبارک از جانب الله است که برای‏تان تشریع شده است؛ چون مودت و الفت میان شما را گسترش میدهد، و سخن پاکی است که با آن نفس شنوندهاش شاد می‏گردد، مانند بیان مذکور در این سوره، الله آیات را برای‏تان بیان میکند تا در آنها بیندیشید، و به آنچه در آنها وجود دارد عمل کنید.

برخی فواید آیات:

• جواز برای پیرزنان که بخشی از لباسهای‏شان را بردارند زیرا شک و تهمتی در این کار وجود ندارد.

• احتیاط در دین شأن پرهیزکاران است.

• عذرها یکی از اسباب تخفیف تکلیف هستند.

• جامعۀ اسلامی جامعۀ تعاون و همکاری و دوستی با یکدیگر است.

﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَإِذَا كَانُواْ مَعَهُۥ عَلَىٰٓ أَمۡرٖ جَامِعٖ لَّمۡ يَذۡهَبُواْ حَتَّىٰ يَسۡتَ‍ٔۡذِنُوهُۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَ‍ٔۡذِنُونَكَ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۚ فَإِذَا ٱسۡتَ‍ٔۡذَنُوكَ لِبَعۡضِ شَأۡنِهِمۡ فَأۡذَن لِّمَن شِئۡتَ مِنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمُ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٦٢ لَّا تَجۡعَلُواْ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيۡنَكُمۡ كَدُعَآءِ بَعۡضِكُم بَعۡضٗاۚ قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗاۚ فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ أَوۡ يُصِيبَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ٦٣ أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ قَدۡ يَعۡلَمُ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ وَيَوۡمَ يُرۡجَعُونَ إِلَيۡهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُۢ٦٤ [النور: ۶۲-۶۴].

الله پس از بیان کسب اجازه هنگام ورود، کسب اجازه هنگام رفتن را نیز بیان کرد و فرمود:

(۶۲) در حقیقت مؤمنان راستین در ایمان‏شان همان کسانی هستند که به الله و رسولش ایمان آوردهاند، و هنگامیکه همراه پیامبر ج در کاری که آنها را برای مصلحت مسلمانان گرد میآورد باشند، تا برای رفتن از او کسب اجازه نکنند نمیروند، - ای رسول- کسانیکه هنگام رفتن از تو کسب اجازه میکنند همانها هستند که واقعاً به الله و رسولش ایمان دارند، پس چون برای برخی کارها که برای‏شان مهم است از تو اجازه خواستند به هر یک از آنها که خواستی اجازه دهی اجازه بده، و برای آنها آمرزش گناهان‏شان را طلب کن، زیرا الله نسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

(۶۳) - ای مؤمنان- به رسولالله ج احترام بگذارید، و هرگاه او را صدا زدید با اسمش مانند: ای محمد، یا با اسم پدرش مثل: ای پسر عبدالله او را صدا نزنید، آنگونه که یکدیگر را صدا میزنید، بلکه بگویید: ای رسولالله، ای نبیالله، و هرگاه شما را برای کاری عمومی فراخواند دعوتش را مانند دعوت میان یکدیگر در امور بیاهمیت عادی قرار ندهید، بلکه برای استجابت آن بشتابید، به تحقیق الله از کسانی از شما که پنهانی و بدون اجازه میروند آگاه است، پس کسانیکه با امر رسولالله ج مخالفت میکنند باید بترسند از اینکه الله مصیبت و بلایی بر آنها فرو فرستد، یا عذابی رنجآور که بر آن صبر ندارند را به آنها برساند.

(۶۴) بدانید که آفرینش و فرمانروایی و تدبیر آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است فقط از آنِ الله است،- ای مردم- او تعالی از احوال شما آگاه است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، و روز قیامت – آنگاه که با رستاخیز پس از مرگ به‏سوی او بازگردانیده میشوید- شما را از اعمالیکه در دنیا انجام دادهاید باخبر میسازد، و الله از هر چیزی آگاه است، و ذرهای نه در آسمانها و نه در زمین بر او پوشیده نمیماند.

سورة الفرقان (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡفُرۡقَانَ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦ لِيَكُونَ لِلۡعَٰلَمِينَ نَذِيرًا١ ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَمۡ يَتَّخِذۡ وَلَدٗا وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٞ فِي ٱلۡمُلۡكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيۡءٖ فَقَدَّرَهُۥ تَقۡدِيرٗا٢ [الفرقان: ۱-۲].

برخی مقاصد سوره:

پیروزی درخشان پیامبر ج پس از دستدرازی مشرکان به او.

تفسیر:

(۱) بزرگ و زیاد است خیر ذاتیکه قرآن را جداسازندهای میان حق و باطل برای بنده و رسولش محمد ج نازل کرد؛ تا رسولی به‏سوی دو گروه انس و جن، و ترسانندهای برای آنها از عذاب الله باشد.

(۲) همان ذاتیکه فرمانروایی آسمانها و زمین، تنها از آنِ او است، و هرگز فرزندی نگرفته است، و هیچ شریکی در فرمانروایی خویش ندارد، و تمام چیزها را آفریده، و هر یک از آنها را بر اساس اندازهای که علم و حکمتش ایجاب میکند و مناسب آن چیز است آفریده است.

برخی فواید آیات:

• دین اسلام دین نظام و آداب است، و پایبندی به آداب، مایۀ خیر و برکت است.

• جایگاه رسول الله ج، بزرگداشت و احترام ایشان را بیش از دیگران ایجاب می‏کند.

• بدفالی و شومی مخالفت با سنت پیامبر ج.

• احاطۀ فرمانروایی و علم الله بر هر چیزی.

﴿وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةٗ لَّا يَخۡلُقُونَ شَيۡ‍ٔٗا وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ وَلَا يَمۡلِكُونَ لِأَنفُسِهِمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗا وَلَا يَمۡلِكُونَ مَوۡتٗا وَلَا حَيَوٰةٗ وَلَا نُشُورٗا٣ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ إِفۡكٌ ٱفۡتَرَىٰهُ وَأَعَانَهُۥ عَلَيۡهِ قَوۡمٌ ءَاخَرُونَۖ فَقَدۡ جَآءُو ظُلۡمٗا وَزُورٗا٤ وَقَالُوٓاْ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ ٱكۡتَتَبَهَا فَهِيَ تُمۡلَىٰ عَلَيۡهِ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلٗا٥ قُلۡ أَنزَلَهُ ٱلَّذِي يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ إِنَّهُۥ كَانَ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٦ وَقَالُواْ مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا٧ أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَاۚ وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا٨ ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواْ لَكَ ٱلۡأَمۡثَٰلَ فَضَلُّواْ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا٩ تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا١٠ بَلۡ كَذَّبُواْ بِٱلسَّاعَةِۖ وَأَعۡتَدۡنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا١١ [الفرقان: ۳-۱۱].

(۳) و مشرکان به جای الله معبودهایی گرفتند که هیچ مخلوق کوچک یا بزرگی را نمیآفرینند و خود آفریده شدهاند، و الله آنها را از نیستی آفریده است، و نه بر دفع زیان از خودشان توانا هستند و نه بر جلب منفعت برای خودشان، و نه بر میراندن زنده، و نه بر زنده کردن مرده، و نه بر برانگیختن مردگان از قبرهای‏شان توانا هستند.

الله پس از بیان شرک مشرکان به الله موضع آنها در برابر کتاب و رسولش را نیز بیان کرد و فرمود:

(۴) و کسانیکه به الله و رسولش کفر ورزیدند گفتند: این قرآن چیزی نیست جز دروغی که محمد ج آن را ساخته و از روی بهتان به الله نسبت داده است، و مردمانی دیگر او را بر ساختن آن کمک کردهاند، به تحقیق که این کافران سخن دروغی را افترا بستند، زیرا قرآن کلام الله است، و امکان ندارد که نه انسان و نه جن مانند آن بیاورد.

(۵) و این تکذیبکنندگان قرآن گفتند: قرآن سخنان نخستینیان و دروغهایی است که آنها مینوشتند، و محمد ج از روی آن نسخه برداشته است، و در آغاز و پایان روز بر او خوانده میشود.

(۶) - ای رسول- به این تکذیبکنندگان بگو: قرآن را الله فرستاده است همان ذاتیکه از هر چیزی در آسمانها و زمین آگاه است، و چنانکه ادعا میکنید ساختگی نیست، سپس برای ترغیب آنها به توبه فرمود: همانا الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۷) و مشرکان تکذیبکنندۀ پیامبر ج گفتند: چرا این کسیکه ادعا میکند رسولی از جانب الله است همانند سایر مردم غذا میخورد، و برای جستجوی معاش در بازارها راه میرود، چرا الله فرشتهای با او نفرستاده تا همراهش باشد و او را تصدیق و یاری کند.

(۸) یا گنجی از آسمان به‏سوی او نازل نشده، یا باغی ندارد که از میوۀ آن بخورد، تا از راهرفتن در بازارها و جستجوی روزی بینیاز گردد، و ستمکاران گفتند: - ای مؤمنان- شما از رسولی پیروی نمیکنید، جز این نیست که مردی را که به‏سبب سحر عقلش را از دست داده است پیروی میکنید.

(۹) - ای رسول- بنگر تا از آنها تعجب کنی که چگونه تو را با اوصاف دروغین توصیف میکنند، زیرا گفتند: ساحر، و گفتند: سحرشده، و گفتند: مجنون، پس به‏سبب این کار از حق گمراه شدند، و نه میتوانند راهی برای هدایت بپیمایند، و نه میتوانند راهی را به عیبجویی در راستی و امانتداری تو بیابند.

(۱۰) برتر و مقدس است الله همان ذاتیکه اگر بخواهد بهتر از آنچه که به تو پیشنهاد دادهاند برایت قرار میدهد، چنانکه در دنیا باغهایی برایت قرار دهد که از زیر کاخها و درختانش نهرها جاری است و از میوههایش میخوری، و کاخهایی برایت قرار دهد که با روزی و نعمت فراوان در آنها سکونت کنی.

(۱۱) و سخنانی که از آنها صادر شد به هدف طلب حق و جستجوی دلیل نبود، بلکه برای این بود که روز قیامت را تکذیب کردند، و برای کسیکه روز قیامت را تکذیب کند آتشی بزرگ و بسیار شعلهور آماده کردهایم.

برخی فواید آیات:

• توصیف معبودی حقیقی به آفرینش و سود رسانی و میراندن و زنده کردن، و ناتوانی معبودهای باطل از تمام این موارد.

• اثبات دو صفت مغفرت و رحمت برای الله.

• رسالت، مسلتزم انسان نبودنِ رسول نیست.

• تواضع پیامبر ج که همانند مردم زندگی میکند.

﴿إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ سَمِعُواْ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا١٢ وَإِذَآ أُلۡقُواْ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ دَعَوۡاْ هُنَالِكَ ثُبُورٗا١٣ لَّا تَدۡعُواْ ٱلۡيَوۡمَ ثُبُورٗا وَٰحِدٗا وَٱدۡعُواْ ثُبُورٗا كَثِيرٗا١٤ قُلۡ أَذَٰلِكَ خَيۡرٌ أَمۡ جَنَّةُ ٱلۡخُلۡدِ ٱلَّتِي وُعِدَ ٱلۡمُتَّقُونَۚ كَانَتۡ لَهُمۡ جَزَآءٗ وَمَصِيرٗا١٥ لَّهُمۡ فِيهَا مَا يَشَآءُونَ خَٰلِدِينَۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ وَعۡدٗا مَّسۡ‍ُٔولٗا١٦ وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواْ ٱلسَّبِيلَ١٧ قَالُواْ سُبۡحَٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ وَلَٰكِن مَّتَّعۡتَهُمۡ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ نَسُواْ ٱلذِّكۡرَ وَكَانُواْ قَوۡمَۢا بُورٗا١٨ فَقَدۡ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسۡتَطِيعُونَ صَرۡفٗا وَلَا نَصۡرٗاۚ وَمَن يَظۡلِم مِّنكُمۡ نُذِقۡهُ عَذَابٗا كَبِيرٗا١٩ وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِۗ وَجَعَلۡنَا بَعۡضَكُمۡ لِبَعۡضٖ فِتۡنَةً أَتَصۡبِرُونَۗ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرٗا٢٠ [الفرقان: ۱۲-۲۰].

(۱۲) آنگاه که جهنم کافران را درحالیکه به‏سوی آن رانده میشوند از مکانی دور ببیند التهابی شدید، و صدایی رنجآور به‏سبب خشم زیاد جهنم از آنها، از آن می‏شنوند.

(۱۳) و چون این کافران در مکانی تنگ از جهنم افکنده شوند درحالیکه دستهای آنها با زنجیر به گردنهای‏شان بسته شده است نابودی برای خودشان بخواهند؛ تا از آن رهایی یابند.

(۱۴) - ای کافران- امروز یک نابودی را نخواهید و بسیار نابودی بخواهید، اما هرگز خواستهتان اجابت نخواهد گشت، بلکه در عذاب دردآور برای همیشه میمانید.

(۱۵) - ای رسول- به آنها بگو: آیا این عذابی که برای‏تان توصیف شد بهتر است یا بهشت جاویدانی که نعمتهایش ماندگار است و هرگز قطع نمیشود؟ و همان است که الله برای بندگان مؤمن پرهیزگار خویش وعده داده است که برای‏شان پاداش، و بازگشتگاهی باشد که در روز قیامت به‏سوی آن بازگردانیده میشوند.

(۱۶) در بهشت برای آنها هر نعمتی را که بخواهند است، این امر وعدهای برعهدۀ الله است، که بندگان پرهیزکارش آن را از او میخواهند، و وعدۀ الله تحققیافتنی است؛ زیرا او در وعده خلاف نمیکند.

(۱۷) و روزیکه الله مشرکان تکذیبکننده، و آنچه را که به جای الله عبادت می‏کردند گرد میآورد، آنگاه به معبودها برای توبیخ عبادتگزاران‏شان میفرماید: آیا شما بندگانم را با این فرمان که شما را عبادت کنند گمراه ساختید، یا آنها از جانب خودشان گمراه شدند؟!

(۱۸) معبودها میگویند: ای پروردگار ما تو از اینکه شریکی داشته باشی منزهی، سزاوار ما نیست به جای تو دوستانی بگیریم که با آنها دوستی کنیم، پس چگونه از بندگانت میخواهیم که ما را به جای تو عبادت کنند؟! اما برای نزدیک ساختن تدریجی به عذاب، این مشرکان، و پیش از آنها پدران‏شان را از خوشیهای دنیا بهرهمند ساختی تا اینکه یاد تو را فراموش کردند، پس دیگران را عبادت کردند همراه تو، و به‏سبب دلسختی‏شان مردمی نابودشده بودند.

(۱۹) - ای مشرکان- به‏طور قطع کسانیکه شما آنها را به جای الله عبادت می‏کردید در آنچه که در مورد آنها ادعا میکنید شما را تکذیب کردهاند، پس به‏سبب ناتوانی‏تان نه میتوانید عذاب را از خودتان دفع کنید و نه میتوانید به خودتان یاری رسانید، و – ای مؤمنان- هر یک از شما که با شرک به الله ستم کند عذابی بزرگ به او میچشانیم همانند عذابی که افراد مذکور را چشاندیم.

چون مشرکان اعتراض کردند که رسول ج غذا میخورد و در بازارها راه میرود، الله اینگونه به آنها پاسخ داد:

(۲۰) و – ای رسول- ما پیش از تو پیامبران را نفرستادیم جز انسانهایی که غذا میخوردند، و در بازارها راه میرفتند، پس تو نخستین فرد از رسولان در این مورد نیستی، و – ای مردم- بعضی از شما را برای بعضی دیگر به‏سبب اختلاف در ثروت و فقر و سلامتی و بیماری وسیلۀ آزمایش قرار دادیم، آیا بر آنچه با آن آزمایش شدهاید شکیبایی میکنید تا الله در قبال صبرتان به شما پاداش دهد؟ و پروردگارت نسبت به هرکسیکه صبر میکند و هرکس صبر نمیکند، و به هرکس که از او اطاعت میکند، و هرکس از او نافرمانی میکند بیناست.

برخی فواید آیات:

• جمع بین ترساندن از عذاب الله و تشویق به ثواب او تعالی.

• کالاهای دنیایی باعث فراموشی از یاد الله میشوند.

• انسان بودن رسولان به دلیل تعامل آسان با آنها نعمتی از جانب الله برای مردم است.

• تفاوت مردم در نعمتها و مصیبتها آزمایشی الهی برای بندگانش است.

﴿۞وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَوۡ نَرَىٰ رَبَّنَاۗ لَقَدِ ٱسۡتَكۡبَرُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ وَعَتَوۡ عُتُوّٗا كَبِيرٗا٢١ يَوۡمَ يَرَوۡنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ لَا بُشۡرَىٰ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُجۡرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا٢٢ وَقَدِمۡنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُواْ مِنۡ عَمَلٖ فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا٢٣ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ يَوۡمَئِذٍ خَيۡرٞ مُّسۡتَقَرّٗا وَأَحۡسَنُ مَقِيلٗا٢٤ وَيَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ وَنُزِّلَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ تَنزِيلًا٢٥ ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ لِلرَّحۡمَٰنِۚ وَكَانَ يَوۡمًا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ عَسِيرٗا٢٦ وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا٢٧ يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا٢٨ لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَنِيۗ وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِلۡإِنسَٰنِ خَذُولٗا٢٩ وَقَالَ ٱلرَّسُولُ يَٰرَبِّ إِنَّ قَوۡمِي ٱتَّخَذُواْ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ مَهۡجُورٗا٣٠ وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّٗا مِّنَ ٱلۡمُجۡرِمِينَۗ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيٗا وَنَصِيرٗا٣١ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡلَا نُزِّلَ عَلَيۡهِ ٱلۡقُرۡءَانُ جُمۡلَةٗ وَٰحِدَةٗۚ كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِۦ فُؤَادَكَۖ وَرَتَّلۡنَٰهُ تَرۡتِيلٗا٣٢ [الفرقان: ۲۱-۳۲].

(۲۱) و کافران که به دیدار ما امید ندارند، و از عذاب ما نمیترسند گفتند: چرا الله فرشتگانی بر ما فرو نفرستاد، تا از راستگویی محمد به ما خبر دهند، یا پروردگارمان را آشکارا نمیبینیم، تا از این امر به ما خبر دهد؟ به تحقیق که غرور در جان اینها بزرگ شد تا جاییکه آنها را از ایمان محروم کرد، و با این سخن خویش در کفر و طغیان از حد گذشتند.

(۲۲) روزیکه کافران فرشتگان را هنگام مرگ آنها، و در برزخ، و هنگام برانگیختنشان، و هنگامیکه برای حسابرسی رانده میشوند، و آنگاه که در جهنم درآورده میشوند ببینند، در این مواضع برخلاف مؤمنان بشارتی برای‏شان نیست، و فرشتگان به آنها میگویند: بشارت از جانب الله بر شما حرام و مُحَرَّم است.

(۲۳) و به تمام کارهای نیک و خیری که کافران در دنیا انجام دادهاند میپردازیم آنگاه کارهای آنها را در بطلان و سودنرساندن به‏سبب کفرشان مانند غباری پراکنده که بیننده در شعاع واردشدۀ خورشید از پنجره آن را میبیند قرار میدهیم.

(۲۴) در آن روز مؤمنان ساکنان بهشت جایگاهی بهتر، و استراحتگاهی خوشتر از استراحتگاه دنیا از این کافران دارند؛ این امر به‏سبب ایمان به الله و عمل صالح آنها است.

(۲۵) و – ای رسول- روزی را به یاد آور که آسمان از ابری سفید و نازک میشکافد، و فرشتگان به‏سبب کثرت‏شان بسیار به سرزمین محشر فرود میآیند.

(۲۶) روز قیامت فرمانروایی حق و ثابت از آنِ رحمان سبحانه است، و آن روز برای کافران بسیار سخت و دشوار است برخلاف مؤمنان که بر آنها آسان است.

(۲۷) و – ای رسول- به یاد آور روزی را که ستمگر به‏سبب پیروی نکردن از رسول ج دستش را از پشیمانی زیاد میگزد و میگوید: کاش رسول را در آنچه از جانب پروردگارش آورد پیروی میکردم، و همراه او راهی به‏سوی نجات برمیگزیدم.

(۲۸) و از شدت افسوس درحالیکه نابودی را برای خودش میخواهد میگوید: وای بر من کاش فلان کافر را دوست نگرفته بودم.

(۲۹) به تحقیق که این دوست کافر مرا از قرآن پس از اینکه از طریق رسول به من رسید گمراه کرد، و شیطان بسیار از یاری انسان دست میکشد، و آنگاه که اندوهی بر او نازل شود از او بیزاری میجوید.

(۳۰) و رسول ج در آن روز برای شکایت از حال قومش میگوید: پروردگارا، همانا قوم من که مرا به‏سوی آنها فرستادی این قرآن را رها کردند و از آن روی گرداندند.

(۳۱) و – ای رسول- همانگونه که تو با آزار و بازداشته شدن از راه خویش توسط قوم خود روبرو شدی پیش از تو نیز برای هر یک از پیامبران، دشمنی از مجرمان قومش قرار دادیم، و همین کافی است که پروردگارت هدایتگری است که به‏سوی حق هدایت میکند، و همین کافی است که او یاوری است که تو را در برابر دشمنانت یاری میرساند.

(۳۲) و کسانیکه به الله کفر ورزیدند گفتند: چرا این قرآن یکباره بر او نازل نشده، و به تدریج بر او نازل شده است، - ای رسول- این قرآن را با نزول تدریجی به صورت بخشبخش برای استوارسازی قلبت بر تو نازل کردیم، و آن را قسمتقسمت برای آسانسازی فهم و حفظ آن فرو فرستادیم.

برخی فواید آیات:

• کفر مانع پذیرش اعمال صالح است.

• خطر همنشین بد.

• ضرر دوری از قرآن.

• از جمله حکمتهای نزول قرآن به صورت تدریجی، آرامش پیامبر ج و آسانسازی فهم و حفظ قرآن و عمل به آن است.

﴿وَلَا يَأۡتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ وَأَحۡسَنَ تَفۡسِيرًا٣٣ ٱلَّذِينَ يُحۡشَرُونَ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ أُوْلَٰٓئِكَ شَرّٞ مَّكَانٗا وَأَضَلُّ سَبِيلٗا٣٤ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ وَجَعَلۡنَا مَعَهُۥٓ أَخَاهُ هَٰرُونَ وَزِيرٗا٣٥ فَقُلۡنَا ٱذۡهَبَآ إِلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا فَدَمَّرۡنَٰهُمۡ تَدۡمِيرٗا٣٦ وَقَوۡمَ نُوحٖ لَّمَّا كَذَّبُواْ ٱلرُّسُلَ أَغۡرَقۡنَٰهُمۡ وَجَعَلۡنَٰهُمۡ لِلنَّاسِ ءَايَةٗۖ وَأَعۡتَدۡنَا لِلظَّٰلِمِينَ عَذَابًا أَلِيمٗا٣٧ وَعَادٗا وَثَمُودَاْ وَأَصۡحَٰبَ ٱلرَّسِّ وَقُرُونَۢا بَيۡنَ ذَٰلِكَ كَثِيرٗا٣٨ وَكُلّٗا ضَرَبۡنَا لَهُ ٱلۡأَمۡثَٰلَۖ وَكُلّٗا تَبَّرۡنَا تَتۡبِيرٗا٣٩ وَلَقَدۡ أَتَوۡاْ عَلَى ٱلۡقَرۡيَةِ ٱلَّتِيٓ أُمۡطِرَتۡ مَطَرَ ٱلسَّوۡءِۚ أَفَلَمۡ يَكُونُواْ يَرَوۡنَهَاۚ بَلۡ كَانُواْ لَا يَرۡجُونَ نُشُورٗا٤٠ وَإِذَا رَأَوۡكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَٰذَا ٱلَّذِي بَعَثَ ٱللَّهُ رَسُولًا٤١ إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَاۚ وَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ حِينَ يَرَوۡنَ ٱلۡعَذَابَ مَنۡ أَضَلُّ سَبِيلًا٤٢ أَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيۡهِ وَكِيلًا٤٣ [الفرقان: ۳۳-۴۳].

(۳۳) - و ای رسول- مشرکان مثالی از آنچه پیشنهاد میدهند برایت نیاوردند مگر اینکه ما پاسخ حقیقی و صحیح آن را برایت آوردیم، و آنچه را که نیکو بیانتر است برایت آوردیم.

(۳۴) کسانیکه در روز قیامت درحالیکه بر روی چهرههای‏شان کشیده میشوند به‏سوی جهنم کشانده میشوند آنها بدترین مکان را دارند؛ زیرا مکان‏شان جهنم است، و دورترین راه را از حق دارند؛ زیرا راهشان راه کفر و گمراهی است.

(۳۵) و به تحقیق که تورات را به موسی ÷ دادیم، و همراه او برادرش هارون ÷ را رسولی قرار دادیم تا یاوری برایش باشد.

(۳۶) پس به آن دو گفتیم: به‏سوی فرعون و قومش که آیات ما را تکذیب کردهاند بروید. آنگاه از فرمان ما اطاعت کردند، و به‏سوی آنها رفتند و آنها را به توحید الله فراخواندند، اما آن دو را تکذیب کردند و آنها را به شدت نابود کردیم.

(۳۷) و قوم نوح ÷ را آنگاه که رسولان را تکذیب کردند آنها را به‏سبب اینکه نوح ÷ را تکذیب کردند با غرقشدن در دریا نابود کردیم، و نابودی‏شان را راهنمایی بر قدرت خویش بر ریشهکن کردن ستمکاران قرار دادیم، و عذابی رنجآور در روز قیامت برای ستمکاران آماده ساختیم.

(۳۸) و عاد قوم هود ÷، و ثمود قوم صالح ÷، و اصحاب رَسّ (چاه) را نابود کردیم، و امتهای زیادی را میان این سه امت نابود کردیم.

(۳۹) و برای هر یک از این نابودشدگان، نابودی امتهای پیشین و اسباب آن را توصیف کردیم تا پند بگیرند، هر یک از آنها را به‏سبب کفر و ستیزهجویی‏شان به شدت نابود کردیم.

(۴۰) و به تحقیق که این تکذیب کنندگان از میان قومت- در مسیر رفتن به شام- به شهر قوم لوط ÷ که به کیفر فاحشهای که انجام میدادند سنگها بر آن باریده شد گذشتهاند تا از آن پند بگیرند؛ آیا از دیدن این شهر کور گشتهاند و آن را ندیدهاند؟ نه، بلکه در انتظار رستاخیز نیستند تا بعدش را محاسبه کنند.

(۴۱) و – ای رسول- هرگاه این تکذیبکنندگان با تو روبرو شوند تو را به ریشخند میگیرند و از روی تسمخر و اعتراض میگویند: آیا این همان کسی است که الله او را رسولی به‏سوی ما فرستاده است؟!

(۴۲) نزدیک بود ما را از عبادت معبودهایمان بازگرداند، اگر بر عبادت آنها شکیبایی نکرده بودیم به‏طور قطع ما را با دلایل و براهینش بازمیگرداند، و بهزودی آنگاه که در قبرهای‏شان و روز قیامت عذاب را میبینند خواهند دانست که چه کسی منحرفتر است آنها یا او؟ و بهزودی خواهند دانست که کدامیک از آنها گمراهتر است.

(۴۳) - ای رسول- آیا دیدی کسی را که از هوس خویش معبودی قرار داده و از او اطاعت کرده، آیا تو بر او نگهبان هستی که او را به ایمان بازگردانی، و از کفر بازداری؟!

برخی فواید آیات:

• کفر به الله و تکذیب آیاتش یکی از اسباب نابودی امتها است.

• ایمان نداشتن به رستاخیز، سبب پند نگرفتن است.

• تمسخر پیروان حق، کار کافران است.

• خطر پیروی از هوس.

﴿أَمۡ تَحۡسَبُ أَنَّ أَكۡثَرَهُمۡ يَسۡمَعُونَ أَوۡ يَعۡقِلُونَۚ إِنۡ هُمۡ إِلَّا كَٱلۡأَنۡعَٰمِ بَلۡ هُمۡ أَضَلُّ سَبِيلًا٤٤ أَلَمۡ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيۡفَ مَدَّ ٱلظِّلَّ وَلَوۡ شَآءَ لَجَعَلَهُۥ سَاكِنٗا ثُمَّ جَعَلۡنَا ٱلشَّمۡسَ عَلَيۡهِ دَلِيلٗا٤٥ ثُمَّ قَبَضۡنَٰهُ إِلَيۡنَا قَبۡضٗا يَسِيرٗا٤٦ وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ لِبَاسٗا وَٱلنَّوۡمَ سُبَاتٗا وَجَعَلَ ٱلنَّهَارَ نُشُورٗا٤٧ وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ ٱلرِّيَٰحَ بُشۡرَۢا بَيۡنَ يَدَيۡ رَحۡمَتِهِۦۚ وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ طَهُورٗا٤٨ لِّنُحۡـِۧيَ بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗا وَنُسۡقِيَهُۥ مِمَّا خَلَقۡنَآ أَنۡعَٰمٗا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرٗا٤٩ وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَٰهُ بَيۡنَهُمۡ لِيَذَّكَّرُواْ فَأَبَىٰٓ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ إِلَّا كُفُورٗا٥٠ وَلَوۡ شِئۡنَا لَبَعَثۡنَا فِي كُلِّ قَرۡيَةٖ نَّذِيرٗا٥١ فَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَجَٰهِدۡهُم بِهِۦ جِهَادٗا كَبِيرٗا٥٢ ۞وَهُوَ ٱلَّذِي مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ هَٰذَا عَذۡبٞ فُرَاتٞ وَهَٰذَا مِلۡحٌ أُجَاجٞ وَجَعَلَ بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٗا وَحِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا٥٣ وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ مِنَ ٱلۡمَآءِ بَشَرٗا فَجَعَلَهُۥ نَسَبٗا وَصِهۡرٗاۗ وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرٗا٥٤ وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمۡ وَلَا يَضُرُّهُمۡۗ وَكَانَ ٱلۡكَافِرُ عَلَىٰ رَبِّهِۦ ظَهِيرٗا٥٥ [الفرقان: ۴۴-۵۵].

(۴۴) بلکه – ای رسول- گمان میکنی که بیشتر کسانیکه آنها را به توحید و طاعت الله فرامیخوانی به نیت قبول کردن گوش میکنند یا در دلایل و برهانها میاندیشند؟! در شنیدن و اندیشیدن و فهم جز مانند حیوانات نیستند، بلکه آنها از حیوانات هم گمراهترند.

(۴۵) - ای رسول- آیا آثار آفرینش الله را ندیدهای آنگاه که سایه را بر روی زمین گستراند، و اگر میخواست آن را ساکن و بدون حرکت قرار دهد به‏طور قطع چنین می‏کرد، سپس خورشید را دلالتی بر آن قرار دادیم، که آن را بلند و کوتاه میکند.

(۴۶) سپس آن سایه را با کاستن به صورت تدریجی و اندکاندک بر اساس ارتفاع خورشید بازمیگیریم.

(۴۷) و الله همان ذاتی است که شب را به منزلۀ لباس برای‏تان قرار داد که شما، و اشیا را میپوشاند، و همان ذاتی است که خواب را مایۀ استراحت قرار داد که با آن در برابر خستگی کارهای‏تان استراحت میکنید، و همان ذاتی است که روز را زمانی برای شما قرار داد که در آن به‏سوی کارهای‏تان روانه میشوید.

(۴۸) و همان ذاتی است که بادها را مژدهدهندۀ نزول باران که از رحمت او تعالی به بندگانش است فرستاد، و آب پاک باران را که با آن پاکیزگی حاصل میکنید از آسمان فرو فرستادیم.

(۴۹) تا با آن آب نازلشده، زمینی خشک و لمیزرع و بدون گیاه را با برآوردن انواع گیاهان توسط آن و گستراندن سبزه در آن زنده گردانیم، و با آن آب حیوانات و انسانهای زیادی را که آفریدهایم سیراب کنیم.

(۵۰) و به تحقیق که در قرآن دلایل و براهین گوناگونی بیان کردیم تا از آن پند بگیرند، اما بیشتر مردم جز ناسپاسی از حق و پرهیز از آن نخواستند.

(۵۱) و اگر میخواستیم به‏طور قطع در هر شهری رسولی میفرستادیم تا به آنها انذار دهد و آنها را از کیفر الله بترساند، اما این امر را نخواستیم، و فقط محمد ج را رسولی به‏سوی تمام مردم فرستادیم.

(۵۲) پس از کافران در آنچه از روی فریب از تو میخواهند، و در پیشنهاداتی که به تو میدهند اطاعت نکن، و با این قرآن نازلشده بر تو با صبر در برابر آزارهای‏شان و تحمل دشواریها در دعوت آنها به‏سوی الله به جهادی بزرگ با آنها بپرداز.

(۵۳) و الله سبحانه همان ذاتی است که آب دو دریا را که یکی شیرین و گوارا و دیگری شور است در کنار یکدیگر قرار داد، و میان آن دو، مانع و پردهای نهاد که مانع بهم آمیختهشدن آن دو میشود.

(۵۴) و او تعالی همان ذاتی است که از منی مرد و زن انسانی را آفرید، و همان ذاتیکه انسان را آفرید رابطۀ خویشاوندی نسبی و سببی (از طریق ازدواج) را پدید آورد، و – ای رسول- پروردگار تو توانایی است که هیچچیز او را ناتوان نمیسازد، و یکی از مظاهر قدرت او تعالی آفرینش انسان از منی مرد و زن است.

(۵۵) و کافران نمادهایی را به جای الله عبادت میکنند که اگر از آنها اطاعت کنند به آنها نفعی نمیرسانند، و اگر از آنها نافرمانی کنند زیانی به آنها نمیرسانند، و کافر در آنچه که الله سبحانه را خشمگین میسازد همیشه پیرو شیطان است.

برخی فواید آیات:

• سقوط کافر به سطحی پایینتر از سطح حیوان به‏سبب کفر او به الله.

• پدیدۀ سایه یکی از نشانههای دلالتکنندۀ الله بر قدرت او تعالی است.

• گوناگون ساختن دلایل و برهانها اسلوب تربیتی موفقی است.

• دعوت به قرآن یکی از صور جهاد در راه الله است.

﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا مُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا٥٦ قُلۡ مَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا٥٧ وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِهِۦۚ وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا٥٨ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ ٱلرَّحۡمَٰنُ فَسۡ‍َٔلۡ بِهِۦ خَبِيرٗا٥٩ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسۡجُدُواْۤ لِلرَّحۡمَٰنِ قَالُواْ وَمَا ٱلرَّحۡمَٰنُ أَنَسۡجُدُ لِمَا تَأۡمُرُنَا وَزَادَهُمۡ نُفُورٗا۩٦٠ تَبَارَكَ ٱلَّذِي جَعَلَ فِي ٱلسَّمَآءِ بُرُوجٗا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَٰجٗا وَقَمَرٗا مُّنِيرٗا٦١ وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ خِلۡفَةٗ لِّمَنۡ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوۡ أَرَادَ شُكُورٗا٦٢ وَعِبَادُ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلَّذِينَ يَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنٗا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَٰمٗا٦٣ وَٱلَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمۡ سُجَّدٗا وَقِيَٰمٗا٦٤ وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱصۡرِفۡ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا٦٥ إِنَّهَا سَآءَتۡ مُسۡتَقَرّٗا وَمُقَامٗا٦٦ وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمۡ يُسۡرِفُواْ وَلَمۡ يَقۡتُرُواْ وَكَانَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ قَوَامٗا٦٧ [الفرقان: ۵۶-۶۷].

(۵۶) و – ای رسول- تو را نفرستادیم جز بشارتدهندهای برای کسیکه با ایمان و عمل صالح از الله اطاعت کند، و انذاردهندهای برای کسیکه با کفر و نافرمانی از او تعالی نافرمانی کند.

(۵۷) - ای رسول- بگو: در قبال تبلیغ رسالت هیچ مزدی از شما نمیخواهم جز اینکه هرکس از شما که بخواهد با انفاق، راهی به‏سوی رضایت الله برگزیند پس این کار را انجام دهد.

(۵۸) و – ای رسول- در تمام کارهایت بر اللهِ زنده و جاویدانی که هرگز نمیمیرد توکل کن، و با ستایش بر الله او تعالی را مُنَزّه بدان، و همین کافی است که او تعالی از گناهان بندگانش آگاه است و ذرهای از گناهان‏شان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی در قبال گناهان‏شان به آنها جزا خواهد داد.

(۵۹) همان ذاتیکه آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است را در شش روز آفرید، سپس آنگونه که سزاوار جلال اوست بالا رفت و بر عرش ارتفاع گرفت، و او رحمان است، پس – ای رسول- در مورد او از دانای خبیر بپرس، و او الله است که از هر چیزی آگاه است، و هیچچیز بر او پوشیده نمیماند.

(۶۰) و هرگاه به کافران گفته شود: برای رحمان سجده کنید، میگویند: برای رحمان سجده نمیکنیم، و رحمان چیست؟ آن را نمیشناسیم و به آن اقرار نمیکنیم، آیا به چیزیکه به ما امر میکنی به او سجده کنیم درحالیکه او را نمیشناسیم، سجده کنیم؟! فرمان او به آنها برای سجود در برابر او تعالی به دوری‏شان از ایمان به الله میافزاید.

(۶۱) برتر و مقدس است ذاتیکه در آسمان منزلگاههایی برای ستارگان و سیارهها قرار داد، و خورشیدی در آسمان قرار داد که نور میپراکند، و در آن ماهی قرار داد که با نوری که از خورشید منعکس میکند زمین را روشن میگرداند.

(۶۲) و الله همان ذاتی است که برای هرکس که بخواهد از آیات الله پند بگیرد و هدایت شود، یا بخواهد شکر الله را در قبال نعمتهایش به جای آورد شب و روز را پی در پی قرار داد که هر یک از آن دو در پی دیگری میآید و جانشین آن میشود.

الله پس از بیان کافرانِ رویگردان از ایمان به الله و فرمان‏برداری از او تعالی، صفات بندگان صالح و رویآورِ خویش به طاعتش را بیان کرد و فرمود:

(۶۳) و بندگان مؤمن رحمان کسانی هستند که با وقار و فروتنانه بر روی زمین راه میروند، و هرگاه جاهلان آنها را مورد خطاب قرار دهند مقابله به مثل نمیکنند، بلکه آگاهانه سخن نیکی به آنها میگویند.

(۶۴) و همان کسانیکه با سجده بر پیشانیهایشان، و ایستادن بر روی پاهای‏شان که برای الله نماز میگزارند شب را به صبح میرسانند.

(۶۵) و همانها که در دعای خویش به پروردگارشان میگویند: ای پروردگار ما، ما را از عذاب جهنم دور گردان، بهراستیکه عذاب جهنم برای کسیکه در حال کفر بمیرد همیشگی و جدانشدنی است.

(۶۶) در حقیقت جهنم قرارگاه بدی است برای کسیکه در آن مستقر شود، و جایگاه بدی است برای کسی که در آن اقامت کند.

(۶۷) و همان کسانیکه وقتی اموال‏شان را بخشش کنند در بخشش اموال زیادهروی نمیکنند، و در بخشش آن بر کسیکه نفقۀ او از خودشان یا دیگران واجب است تنگ نمیگیرند، و انفاق آنها حدی میانه بین زیادهروی و تنگگرفتن است.

برخی فواید آیات:

• دعوتگر به‏سوی الله از مردم پاداش نمیطلبد.

• ثبوت صفت اِستواء برای الله آنگونه که شایستۀ او تعالی است.

• رحمان یکی از اسمهای الله است که هرگز هیچکس در آن با او شریک نیست، و بر یکی از صفات او تعالی یعنی رحمت دلالت دارد.

• کمک به بنده با درآمدن شب و روز از پی یکدیگر بر جبران طاعتی که در شب یا روز از دست داده است.

• یکی از صفات بندگان رحمان تواضع و بردباری، و طاعت الله هنگام غفلت مردم، و ترس از الله، و پایبندی میانه در انفاق و سایر امور است.

﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَا يَزۡنُونَۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ يَلۡقَ أَثَامٗا٦٨ يُضَٰعَفۡ لَهُ ٱلۡعَذَابُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَيَخۡلُدۡ فِيهِۦ مُهَانًا٦٩ إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلٗا صَٰلِحٗا فَأُوْلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَيِّ‍َٔاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٧٠ وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَإِنَّهُۥ يَتُوبُ إِلَى ٱللَّهِ مَتَابٗا٧١ وَٱلَّذِينَ لَا يَشۡهَدُونَ ٱلزُّورَ وَإِذَا مَرُّواْ بِٱللَّغۡوِ مَرُّواْ كِرَامٗا٧٢ وَٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواْ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ لَمۡ يَخِرُّواْ عَلَيۡهَا صُمّٗا وَعُمۡيَانٗا٧٣ وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبۡ لَنَا مِنۡ أَزۡوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعۡيُنٖ وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا٧٤ أُوْلَٰٓئِكَ يُجۡزَوۡنَ ٱلۡغُرۡفَةَ بِمَا صَبَرُواْ وَيُلَقَّوۡنَ فِيهَا تَحِيَّةٗ وَسَلَٰمًا٧٥ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ حَسُنَتۡ مُسۡتَقَرّٗا وَمُقَامٗا٧٦ قُلۡ مَا يَعۡبَؤُاْ بِكُمۡ رَبِّي لَوۡلَا دُعَآؤُكُمۡۖ فَقَدۡ كَذَّبۡتُمۡ فَسَوۡفَ يَكُونُ لِزَامَۢا٧٧ [الفرقان: ۶۸-۷۷].

(۶۸) و همانها که همراه الله سبحانه معبودی دیگر را نمیخوانند، و نفسی را که الله قتل آن را حرام کرده است نمیکشند مگر به آنچه از قتل قاتل یا مرتد یا زناکار محصن که الله اجازه داده است، و زنا نمیکنند، و هرکس که این گناهان کبیره را مرتکب شود کیفر گناهی را که مرتکب شده است در روز قیامت درخواهد یافت.

(۶۹) در روز قیامت عذاب برایش دوچندان میشود، و ذلیل و خوار برای همیشه در عذاب میماند.

(۷۰) اما کسیکه به‏سوی الله توبه کند و ایمان آورد، و عمل صالحی که بر راستی توبهاش دلالت دارد انجام دهد، الله بدیهایی را که اینها انجام دادهاند به نیکیها تبدیل میکند، و الله نسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۷۱) و کسیکه به‏سوی الله توبه کند، و راستی توبهاش را با انجام طاعات و ترک گناهان ثابت گردانَد بهراستیکه توبهاش پذیرفتنی است.

(۷۲) و همان کسانیکه در باطل، مانند اماکن گناهان و بازیهای حرام حضور نمی‏یابند، و چون به سخنان و کارهای لغو و پست بگذرند زود از کنارش عبور کنند، درحالیکه خویشتن را با دورگردانیدن از آمیختن با آن گرامی میدارند.

(۷۳) و کسانیکه چون آیات شنیداری و دیداری الله بر آنها یادآوری شود گوشهای‏شان از آیات شنیداری کر نمیگردد، و از دیدن آیات دیداری کور نمیشوند.

(۷۴) و همان کسانیکه در خواندن میگوید: ای پروردگار ما، همسران و فرزندانی به ما ببخش که به خاطر تقوا و استقامت آنها بر حق روشنایی چشم ما باشند، و ما را برای پرهیزگاران پیشوایانی در حق قرار بده که به ما اقتدا شود.

(۷۵) اینها که این صفات را دارند به پاس صبر بر طاعت الله اتاقهایی مرتفع در فردوس اعلی بهشت را پاداش میبرند، و در آنجا با درود و سلام فرشتگان روبرو میشوند، و از آسیبها نجات مییابند.

(۷۶) برای همیشه در آن میمانند، قرارگاه نیکویی است که در آن قرار میگیرند، و جایگاه نیکویی است که در آن اقامت میکنند.

(۷۷) - ای رسول- به کافران اصرارکننده بر کفر بگو: اگر پروردگارم بندگانی نداشته باشد که او را با عبادت و خواهش میخوانند، به نفعی که از طاعت شما به او بازمیگردد اهمیتی به شما نمیدهد؛ زیرا شما رسول ج را در آنچه از جانب پروردگارش برای‏تان آورد تکذیب کردهاید، پس بهزودی مجازات تکذیب، همنشین شما خواهد شد.

برخی فواید آیات:

• برخی صفات بندگان رحمان بدین قرار است: دوری از شرک، پرهیز از کشتن افراد بهناحق، دوری از زنا، دوری از باطل، پند گرفتن از آیات الله، و دعا.

• توبۀ نصوح، ترک گناه و انجام طاعت را ایجاب میکند.

• صبر سبب دخول به فردوس اعلی بهشت است.

• بینیازی الله از ایمان کافر.

سورة الشعراء (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿طسٓمٓ١ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُبِينِ٢ لَعَلَّكَ بَٰخِعٞ نَّفۡسَكَ أَلَّا يَكُونُواْ مُؤۡمِنِينَ٣ إِن نَّشَأۡ نُنَزِّلۡ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ءَايَةٗ فَظَلَّتۡ أَعۡنَٰقُهُمۡ لَهَا خَٰضِعِينَ٤ وَمَا يَأۡتِيهِم مِّن ذِكۡرٖ مِّنَ ٱلرَّحۡمَٰنِ مُحۡدَثٍ إِلَّا كَانُواْ عَنۡهُ مُعۡرِضِينَ٥ فَقَدۡ كَذَّبُواْ فَسَيَأۡتِيهِمۡ أَنۢبَٰٓؤُاْ مَا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٦ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَمۡ أَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجٖ كَرِيمٍ٧ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ٨ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ٩ وَإِذۡ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱئۡتِ ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٠ قَوۡمَ فِرۡعَوۡنَۚ أَلَا يَتَّقُونَ١١ قَالَ رَبِّ إِنِّيٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ١٢ وَيَضِيقُ صَدۡرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرۡسِلۡ إِلَىٰ هَٰرُونَ١٣ وَلَهُمۡ عَلَيَّ ذَنۢبٞ فَأَخَافُ أَن يَقۡتُلُونِ١٤ قَالَ كَلَّاۖ فَٱذۡهَبَا بِ‍َٔايَٰتِنَآۖ إِنَّا مَعَكُم مُّسۡتَمِعُونَ١٥ فَأۡتِيَا فِرۡعَوۡنَ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦ أَنۡ أَرۡسِلۡ مَعَنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ١٧ قَالَ أَلَمۡ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدٗا وَلَبِثۡتَ فِينَا مِنۡ عُمُرِكَ سِنِينَ١٨ وَفَعَلۡتَ فَعۡلَتَكَ ٱلَّتِي فَعَلۡتَ وَأَنتَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ١٩ [الشعراء: ۱-۱۹].

برخی مقاصد سوره:

مقابله با اصرارکنندگان بر تکذیب رسول ج، و بدگویان از رسالت او، و پایینآوردن شأن آنها.

تفسیر:

(۱) ﴿طسٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) این آیاتِ قرآنِ روشنکنندۀ حق از باطل است.

(۳) - ای رسول- شاید به خاطر اشتیاق بر هدایت اینها خودت را از اندوه و اشتیاق بر هدایت آنها بکشی.

(۴) اگر فروفرستادن آیهای از آسمان را بر آنها بخواهیم بر آنها فرو میفرستیم، آنگاه گردنهای‏شان در برابر آن خوار و فروتن میگردد، اما این کار را برای آزمایش آنها نمیخواهیم تا معلوم شود که: آیا به غیب ایمان میآورند؟

(۵) و هیچ یادآورِ جدیدی از سوی رحمان با حجتهای دلالتکنندهاش بر توحید او تعالی و راستی پیامبرش بر این مشرکان نازل نشد مگر اینکه از شنیدن و تصدیق آن روی گرداندند.

(۶) در حقیقت آنچه را که رسولان‏شان آوردند تکذیب کردهاند، پس به زودی محققشدن خبرهایی را که به ریشخند میگرفتند برای‏شان خواهد آمد، و عذاب، آنها را فراخواهد گرفت.

(۷) آیا اینها بر کفرشان اصرار کردند و به زمین ننگریستهاند که چه بسیار از هر نوع گیاه خوشمنظر و دارای منافع زیاد را در آن رویاندهایم؟!

(۸) بهراستی در روییدن انواع گیاهان مختلف از زمین دلالت آشکاری بر قدرت ذاتیکه آنها را رویانیده بر زنده کردن مردگان است، اما بیشتر آنها ایمان نمیآورند.

(۹) و – ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات چیرهای است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و نسبت به بندگانش بسیار مهربان است.

(۱۰) و – ای رسول- به یاد آور آنگاه که پروردگارت با فرمان به موسی ÷ به او ندا داد که به‏سوی قوم ستمگر به‏سبب کفرشان به الله و به بردگیکشاندن قوم موسی ÷ برود.

(۱۱) آنها قوم فرعون بودند، تا با نرمی و مهربانی آنها را به تقوای الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش امر کند.

(۱۲) موسی ÷ گفت: همانا میترسم که در آنچه از جانب تو بر آنها ابلاغ میکنم مرا تکذیب کنند.

(۱۳) و به‏سبب تکذیب من توسط آنها سینهام تنگ میگردد، و زبانم از سخن گفتن بسته میشود، پس جبریل ÷ را به‏سوی برادرم هارون ÷ بفرست تا یاوری برایم باشد.

(۱۴) و به‏سبب اینکه قبطی را کشتم برای آنها بر گردن من خطایی است پس می‏ترسم مرا بکشند.

(۱۵) الله به موسی ÷ فرمود: هرگز، تو را نخواهند کشت، پس همراه برادرت هارون با آیات دلالتکنندۀ ما بر راستگویی شما بروید، زیرا ما با یاری و تأیید همراه شما هستیم و آنچه را میگویید و آنچه را به شما گفته میشود میشنویم، و ذرهای از آن از ما پنهان نیست.

(۱۶) پس نزد فرعون بروید، و به او بگویید: همانا ما دو رسول (فرستاده) به‏سوی تو از جانب پروردگار تمام مخلوقات هستیم.

(۱۷) بنیاسرائیل را با ما بفرست.

(۱۸) فرعون به موسی ÷ گفت: آیا تو را در کودکی نزد خویش نپروراندیم، و سالهایی از عمرت را در میان ما نماندی، پس چه چیزی تو را به ادعای پیامبری فراخواند؟

(۱۹) و کار بزرگی مرتکب شدی آنگاه که برای یاری مردی از قومت قبطی را کشتی، و تو از ناسپاسان نعمتهای من بر خویش هستی.

برخی فواید آیات:

• حِرص رسول ج بر هدایت مردم.

• اثبات صفت عزت و رحمت برای الله.

• اهمیت سعۀ صدر و فصاحت برای دعوتگر.

• دعوتهای پیامبران ، آزادسازی از بندگی برای غیر الله است.

• فرعون بر رسالت موسی ÷ به وقوع قتل توسط او اعتراض کرد و موسی ÷ بر انجام آن اقرار کرد، این امر خبر از این میدهد که این کار موسی ÷ دلیلی برای فرعون جهت تکذیب نیست.

﴿قَالَ فَعَلۡتُهَآ إِذٗا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ٢٠ فَفَرَرۡتُ مِنكُمۡ لَمَّا خِفۡتُكُمۡ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكۡمٗا وَجَعَلَنِي مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٢١ وَتِلۡكَ نِعۡمَةٞ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنۡ عَبَّدتَّ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ٢٢ قَالَ فِرۡعَوۡنُ وَمَا رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٣ قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَآۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ٢٤ قَالَ لِمَنۡ حَوۡلَهُۥٓ أَلَا تَسۡتَمِعُونَ٢٥ قَالَ رَبُّكُمۡ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ٢٦ قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِيٓ أُرۡسِلَ إِلَيۡكُمۡ لَمَجۡنُونٞ٢٧ قَالَ رَبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ وَمَا بَيۡنَهُمَآۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡقِلُونَ٢٨ قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذۡتَ إِلَٰهًا غَيۡرِي لَأَجۡعَلَنَّكَ مِنَ ٱلۡمَسۡجُونِينَ٢٩ قَالَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكَ بِشَيۡءٖ مُّبِينٖ٣٠ قَالَ فَأۡتِ بِهِۦٓ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٣١ فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ٣٢ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ٣٣ قَالَ لِلۡمَلَإِ حَوۡلَهُۥٓ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٞ٣٤ يُرِيدُ أَن يُخۡرِجَكُم مِّنۡ أَرۡضِكُم بِسِحۡرِهِۦ فَمَاذَا تَأۡمُرُونَ٣٥ قَالُوٓاْ أَرۡجِهۡ وَأَخَاهُ وَٱبۡعَثۡ فِي ٱلۡمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ٣٦ يَأۡتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٖ٣٧ فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوۡمٖ مَّعۡلُومٖ٣٨ وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلۡ أَنتُم مُّجۡتَمِعُونَ٣٩ [الشعراء: ۲۰-۳۹].

(۲۰) موسی ÷ با اعتراف به فرعون گفت: آن مرد را در حالی کشتم که قبل از اینکه وحی نزدم بیاید از جاهلان بودم.

(۲۱) آنگاه پس از قتل او به خاطر ترس از اینکه مرا در برابر او بکشید از دست شما به‏سوی شهر مدین گریختم، پس پروردگارم به من علم عطا کرد، و مرا از رسولانش که آنها را به‏سوی مردم میفرستاد قرار داد.

(۲۲) و اینکه مرا بدون اینکه به بردگی بکشانی پروراندی درحالیکه بنیاسرائیل را به بردگی گرفتهای نعمتی است که به حق به خاطر آن بر من منت مینهی، اما این امر مرا از دعوت تو باز نمیدارد.

(۲۳) فرعون به موسی ÷ گفت: و پروردگار مخلوقات که ادعا میکنی تو رسولش هستی چیست؟!

(۲۴) موسی ÷ در پاسخ فرعون گفت: پروردگار مخلوقات همان پروردگار آسمانها و زمین، و پروردگار آنچه بین آن دو وجود دارد است. اگر یقین دارید که او پروردگارتان است پس تنها او را عبادت کنید.

(۲۵) فرعون به کسانی از سران قومش که پیرامونش بودند گفت: آیا پاسخ موسی، و ادعای دروغینی که در آن است را نمیشنوید!

(۲۶) موسی ÷ به آنها گفت: الله پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست.

(۲۷) فرعون گفت: به یقین این کسیکه ادعا میکند رسولی از جانب شماست دیوانهای است که اهمیت نمیدهد چگونه پاسخ میدهد، و بدون تفکر سخن میگوید.

(۲۸) موسی ÷ گفت: الله که شما را به‏سوی او فرامیخوانم همان پروردگار مشرق و مغرب، و پروردگار آنچه میان آن دو وجود دارد است، اگر عقلهایی دارید که با آن تفکر کنید.

(۲۹) فرعون پس از ناتوانی از استدلال با موسی ÷ به او گفت: اگر معبودی غیر از من عبادت کنی به‏طور قطع تو را از زندانیان قرار خواهم داد.

(۳۰) موسی ÷ به فرعون گفت: آیا مرا از زندانیان قرار میدهی حتی اگر چیزی را که راستگویی مرا در اینکه از جانب الله نزدت آمدهام برایت بیاورم؟

(۳۱) فرعون گفت: پس اگر در آنچه که ادعا میکنی از راستگویان هستی چیزی را که گفتی بر راستگوییات دلالت دارد بیاور.

(۳۲) آنگاه موسی ÷ عصایش را بر زمین افکند بهناگاه مار بزرگی در برابر دیدگان آشکار شد.

(۳۳) و دستش را غیر سفید در گریبانش داخل کرد، و آن را سفید و درخشان و نورانی بدون سفیدی ناشی از پیسی درآورد، که تماشاگران اینچنین آن را میدیدند.

(۳۴) فرعون به کسانی از سران قوم خود که پیرامونش بودند گفت: همانا این مرد، ساحری ماهر است.

(۳۵) که با سحر خویش میخواهد شما را از سرزمین‏تان بیرون کند، پس نظر شما در مورد آنچه دربارۀ او بهکار گیریم چیست؟

(۳۶) به او گفتند: کار او و برادرش را به تأخیر بینداز، و در کیفر آن دو شتاب نکن، و در شهرهای مصر افرادی را بفرست تا ساحران را گرد آورند.

(۳۷) تمام ساحران دانا به سحر را نزدت آورند.

(۳۸) پس فرعون ساحرانش را برای مبارزه با موسی ÷ در مکان و زمانی مشخص گرد آورد.

(۳۹) و به مردم گفته شد: آیا شما جمع میشوید تا ببینید موسی چیره میشود یا ساحران؟

برخی فواید آیات:

• خطاهای گذشته دعوتگر و نیکیهایی که بر او شده است به معنای عدم دعوت او برای کسیکه دعوتگر در حقش خطا کرده یا کسیکه به دعوتگر نیکی کرده است نیست.

• بهکارگیری اسباب برای حفاظتِ (خویش) از دشمن، با ایمان و توکل بر الله منافات ندارد.

• دلالت مخلوقات الله بر ربوبیت و وحدانیت او تعالی.

• ضعف حجت، یکی از اسباب اِعمال زور است.

• برانگیختن عوام بر ضد پیروان دین، اسلوب طغیانگران است.

﴿لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُواْ هُمُ ٱلۡغَٰلِبِينَ٤٠ فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُواْ لِفِرۡعَوۡنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجۡرًا إِن كُنَّا نَحۡنُ ٱلۡغَٰلِبِينَ٤١ قَالَ نَعَمۡ وَإِنَّكُمۡ إِذٗا لَّمِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ٤٢ قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلۡقُواْ مَآ أَنتُم مُّلۡقُونَ٤٣ فَأَلۡقَوۡاْ حِبَالَهُمۡ وَعِصِيَّهُمۡ وَقَالُواْ بِعِزَّةِ فِرۡعَوۡنَ إِنَّا لَنَحۡنُ ٱلۡغَٰلِبُونَ٤٤ فَأَلۡقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ٤٥ فَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ٤٦ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٧ رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ٤٨ قَالَ ءَامَنتُمۡ لَهُۥ قَبۡلَ أَنۡ ءَاذَنَ لَكُمۡۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِي عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحۡرَ فَلَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَرۡجُلَكُم مِّنۡ خِلَٰفٖ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمۡ أَجۡمَعِينَ٤٩ قَالُواْ لَا ضَيۡرَۖ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ٥٠ إِنَّا نَطۡمَعُ أَن يَغۡفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَٰيَٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٥١ ۞وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَسۡرِ بِعِبَادِيٓ إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ٥٢ فَأَرۡسَلَ فِرۡعَوۡنُ فِي ٱلۡمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ٥٣ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرۡذِمَةٞ قَلِيلُونَ٥٤ وَإِنَّهُمۡ لَنَا لَغَآئِظُونَ٥٥ وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ٥٦ فَأَخۡرَجۡنَٰهُم مِّن جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ٥٧ وَكُنُوزٖ وَمَقَامٖ كَرِيمٖ٥٨ كَذَٰلِكَۖ وَأَوۡرَثۡنَٰهَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ٥٩ فَأَتۡبَعُوهُم مُّشۡرِقِينَ٦٠ [الشعراء: ۴۰-۶۰].

(۴۰) به این امید که اگر ساحران بر موسی ÷ چیره شدند آنها را در دین‏شان پیروی کنیم.

(۴۱) پس وقتی که ساحران نزد فرعون آمدند تا بر موسی ÷ غلبه کنند به او گفتند: اگر بر موسی پیروز شدیم آیا پاداشی مادی یا معنوی داریم؟

(۴۲) فرعون به آنها گفت: بله برای شما پاداشی است، و بهراستیکه در صورت پیروزی شما بر او از مقربان نزد من با اعطای مناصب رفیع خواهید بود.

(۴۳) موسی ÷ با اعتماد بر یاری الله و بیان اینکه آنچه نزدش است سحر نیست به آنها گفت: آنچه از ریسمانها و عصاهای‏تان که میاندازید بیندازید.

(۴۴) پس ریسمانها و عصاهای‏شان را انداختند، و هنگام انداختن آنها گفتند: به بزرگی فرعون که ما پیروزشدگانیم، و فردِ مغلوب، موسی است.

(۴۵) آنگاه موسی ÷ عصایش را انداخت که تبدیل به ماری شد، و بهناگاه تمام سحری را که بر مردم درآمیخته بودند بلعید.

(۴۶) پس وقتی ساحران دیدند که عصای موسی ÷ آنچه از سحرشان را که انداختند میبلعد به سجده افتادند.

(۴۷) گفتند: به پروردگار تمام مخلوقات ایمان آوردیم.

(۴۸) پروردگار موسی و هارون.

(۴۹) فرعون با اعتراض بر ایمان ساحران به آنها گفت: آیا به موسی ایمان آوردید پیش از آنکه من اجازۀ این کار را به شما بدهم؟! بهراستیکه موسی همان بزرگ شماست که سحر به شما آموخته است، و همگی شما بر اخراج ساکنان مصر از آن دسیسه چیدهاید، پس به زودی خواهید دانست چه کیفری بر شما واقع میسازم، چنانکه پا و دست هر یک از شما را به صورت مخالف با قطع پای راست و دست چپ یا بالعکس خواهم برید، و همگی شما را بر تنههای درختان خرما به دار خواهم آویخت، و هیچیک از شما را باقی نخواهم گذاشت.

(۵۰) ساحران به فرعون گفتند: هیچ زیانی در قطع کردن و به دارآویختن در دنیا که ما را به آن تهدید میکنی نیست، زیرا عذاب تو از بین میرود، و ما به‏سوی پروردگارمان بازمیگردیم، و به زودی ما را در رحمت همیشگی خویش درخواهد آورد.

(۵۱) بهراستیکه ما امید داریم چون نخستین کسانی بودیم که به موسی ایمان آوردند و او را تصدیق کردند الله گناهان گذشتهمان را از ما پاک کند.

(۵۲) و با فرمان به موسی ÷ به او وحی کردیم که شبانه بنیاسرائیل را حرکت بده، بهراستیکه فرعون و همراهیانش آنها را تعقیب میکنند تا آنها را بازگردانند.

(۵۳) پس فرعون برخی لشکریانش را به شهرها فرستاد که لشکرها را آماده کنند تا بنیاسرائیل را بازگردانند زیرا از رفتن شبانۀ آنها از مصر آگاه شد.

(۵۴) فرعون برای تحقیر بنیاسرائیل گفت: همانا اینها گروهی اندک هستند.

(۵۵) و همانا کاری کردهاند که سبب خشم ما بر آنها است.

(۵۶) و بهراستیکه ما در برابر آنها هوشیار و آماده هستیم.

(۵۷) پس فرعون و قومش را از سرزمین مصر دارای باغهای پر از درخت و گیاه، و چشمههای جاری با آب.

(۵۸) و دارای گنجینههای مال، و مسکنهای نیکو درآوردیم.

(۵۹) و همانگونه که فرعون و قومش را از این نعمتها درآوردیم، پس از آنها جنس همین نعمتها را برای بنیاسرائیل در سرزمینهای شام قرار دادیم.

(۶۰) فرعون و قومش در پی بنیاسرائیل هنگام برآمدن خورشید به راه افتادند.

برخی فواید آیات:

• معیار رابطه میان پیروان باطل، مصالح مادی است.

• اعتماد موسی ÷ به پیروزی بر ساحران، ایمان بر وعدۀ پروردگارش است.

• ایمان ساحران دلیلی است بر اینکه الله همان گردانندۀ قلبهاست که هرگونه بخواهد آن را میگرداند.

• طغیان و ستم از اسباب زوال ملک است.

﴿فَلَمَّا تَرَٰٓءَا ٱلۡجَمۡعَانِ قَالَ أَصۡحَٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدۡرَكُونَ٦١ قَالَ كَلَّآۖ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهۡدِينِ٦٢ فَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱضۡرِب بِّعَصَاكَ ٱلۡبَحۡرَۖ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرۡقٖ كَٱلطَّوۡدِ ٱلۡعَظِيمِ٦٣ وَأَزۡلَفۡنَا ثَمَّ ٱلۡأٓخَرِينَ٦٤ وَأَنجَيۡنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَجۡمَعِينَ٦٥ ثُمَّ أَغۡرَقۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ٦٦ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ٦٧ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ٦٨ وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ إِبۡرَٰهِيمَ٦٩ إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَا تَعۡبُدُونَ٧٠ قَالُواْ نَعۡبُدُ أَصۡنَامٗا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ٧١ قَالَ هَلۡ يَسۡمَعُونَكُمۡ إِذۡ تَدۡعُونَ٧٢ أَوۡ يَنفَعُونَكُمۡ أَوۡ يَضُرُّونَ٧٣ قَالُواْ بَلۡ وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفۡعَلُونَ٧٤ قَالَ أَفَرَءَيۡتُم مَّا كُنتُمۡ تَعۡبُدُونَ٧٥ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلۡأَقۡدَمُونَ٧٦ فَإِنَّهُمۡ عَدُوّٞ لِّيٓ إِلَّا رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٧٧ ٱلَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهۡدِينِ٧٨ وَٱلَّذِي هُوَ يُطۡعِمُنِي وَيَسۡقِينِ٧٩ وَإِذَا مَرِضۡتُ فَهُوَ يَشۡفِينِ٨٠ وَٱلَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحۡيِينِ٨١ وَٱلَّذِيٓ أَطۡمَعُ أَن يَغۡفِرَ لِي خَطِيٓ‍َٔتِي يَوۡمَ ٱلدِّينِ٨٢ رَبِّ هَبۡ لِي حُكۡمٗا وَأَلۡحِقۡنِي بِٱلصَّٰلِحِينَ٨٣ [الشعراء: ۶۱-۸۳].

(۶۱) پس چون فرعون و قومش با موسی ÷ و قومش به گونهای روبرو شدند که هر گروه، گروهِ دیگر را میدید، یاران موسی ÷ گفتند: همانا فرعون و قومش به ما ملحق خواهند شد، و ما هیچ قدرتی بر آنها نداریم.

(۶۲) موسی ÷ به قومش گفت: امر چنانکه شما میپندارید نیست، زیرا پروردگارم با تایید و یاری با من است، و بهزودی مرا به راه نجات راهنمایی و هدایت خواهد کرد.

(۶۳) پس با فرمان به موسی ÷ به او وحی کردیم که عصایش را به دریا بزند، پس آن را به دریا زد، آنگاه دریا از هم شکافت و به تعدادِ قبایل بنیاسرائیل به دوازده راه تبدیل شد، که هر قطعۀ شکافتهشده از دریا مانند کوهی بزرگ از نظر بزرگی و ثبات بود بهگونهای که آب از آنها جاری نمیشد.

(۶۴) و فرعون و قومش را نزدیک ساختیم تا وارد دریا شدند به این گمان که راه قابل عبوری است.

(۶۵) و موسی ÷ و همراهیان او از بنیاسرائیل را نجات دادیم، و هیچیک از آنها را نابود نکردیم.

(۶۶) سپس فرعون و قومش را با غرق شدن در دریا نابود کردیم.

(۶۷) در شکافتن دریا برای موسی ÷ و نجات او و نابودی فرعون و قومش به‏طور قطع نشانهای دلالت کننده بر راستگویی موسی ÷ است، و بیشتر همراهیان فرعون مؤمن نبودند.

(۶۸) و – ای رسول- همانا پروردگارت ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به کسانی از آنها که توبه کنند بسیار مهربان است.

(۶۹) و – ای رسول- قصۀ ابراهیم ÷ را بر آنها بخوان.

(۷۰) آنگاه که به پدرش آزر و قومش گفت: به جای الله چه عبادت میکنید؟

(۷۱) قومش به او گفتند: نمادهایی را عبادت میکنیم که پیوسته بر عبادت آنها استوار و همنشین آنها هستیم.

(۷۲) ابراهیم ÷ به آنها گفت: آیا نمادها دعای شما را آنگاه که آنها را می‏خوانید میشنوند؟

(۷۳) یا اگر از آنها اطاعت کنید به شما نفع میرسانند، یا اگر از آنها نافرمانی کنید به شما زیان میرسانند؟

(۷۴) گفتند: وقتیکه آنها را بخوانیم سخنمان را نمیشنوند، و اگر از آنها اطاعت کنیم به ما نفع نمیرسانند، و اگر از آنها نافرمانی کنیم به ما زیان نمیرسانند، اما پدرانمان را دیدیم که این کار را انجام میدادند، و از آنها تقلید میکنیم.

(۷۵) ابراهیم ÷ گفت: آیا فکر کردهاید که ببینید چه نمادهایی را به جای الله عبادت میکردید.

(۷۶) و نمادهایی که پدران نخستین شما عبادت میکردند.

(۷۷) بهراستیکه تمام آنها دشمنان من هستند؛ زیرا باطل هستند جز الله پروردگار تمام مخلوقات.

(۷۸) همان ذاتیکه مرا آفریده، و اوست که مرا به خیر دنیا و آخرت راهنمایی می‏کند.

(۷۹) و همان ذاتیکه وقتی گرسنه شوم، تنها او به من غذا میدهد، و وقتی تشنه شوم مرا سیراب میکند.

(۸۰) و وقتیکه بیمار شوم فقط اوست که مرا از بیماری شفا میدهد و هیچ شفا دهندهای جز او ندارم.

(۸۱) و همان ذاتیکه وقتی اَجَلم سپری شود، تنها او مرا میمیراند، و پس از مرگم مرا زنده میکند.

(۸۲) و همان ذاتیکه فقط از او امید دارم در روز جزا گناهانم را بر من بیامرزد.

(۸۳) ابراهیم ÷ درحالیکه پروردگارش را میخواند گفت: پروردگارا به من درک عمیق در دین عطا کن، و مرا با پیامبران صالح پیش از خودم ملحق کن به اینکه مرا همراه آنها به بهشت درآور.

برخی فواید آیات:

• الله با نصر و تأیید و نجاتدادن از سختیها همراه بندگان مؤمنش است.

• ثبوت دو صفت عزت و رحمت برای الله تعالی.

• خطر تقلید کورکورانه.

• مؤمن امید بزرگی به پروردگارش دارد.

﴿وَٱجۡعَل لِّي لِسَانَ صِدۡقٖ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ٨٤ وَٱجۡعَلۡنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ٨٥ وَٱغۡفِرۡ لِأَبِيٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ٨٦ وَلَا تُخۡزِنِي يَوۡمَ يُبۡعَثُونَ٨٧ يَوۡمَ لَا يَنفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ٨٨ إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلۡبٖ سَلِيمٖ٨٩ وَأُزۡلِفَتِ ٱلۡجَنَّةُ لِلۡمُتَّقِينَ٩٠ وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِلۡغَاوِينَ٩١ وَقِيلَ لَهُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡبُدُونَ٩٢ مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلۡ يَنصُرُونَكُمۡ أَوۡ يَنتَصِرُونَ٩٣ فَكُبۡكِبُواْ فِيهَا هُمۡ وَٱلۡغَاوُۥنَ٩٤ وَجُنُودُ إِبۡلِيسَ أَجۡمَعُونَ٩٥ قَالُواْ وَهُمۡ فِيهَا يَخۡتَصِمُونَ٩٦ تَٱللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ٩٧ إِذۡ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٩٨ وَمَآ أَضَلَّنَآ إِلَّا ٱلۡمُجۡرِمُونَ٩٩ فَمَا لَنَا مِن شَٰفِعِينَ١٠٠ وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٖ١٠١ فَلَوۡ أَنَّ لَنَا كَرَّةٗ فَنَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٠٢ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ١٠٣ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ١٠٤ كَذَّبَتۡ قَوۡمُ نُوحٍ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٠٥ إِذۡ قَالَ لَهُمۡ أَخُوهُمۡ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ١٠٦ إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ١٠٧ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ١٠٨ وَمَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٠٩ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ١١٠ ۞قَالُوٓاْ أَنُؤۡمِنُ لَكَ وَٱتَّبَعَكَ ٱلۡأَرۡذَلُونَ١١١ [الشعراء: ۸۴-۱۱۱].

(۸۴) و یادی نیکو و ستایشی ستوده در میان کسانیکه در قرنهای پس از من می‏آیند برایم قرار دِه.

(۸۵) و مرا از کسانی قرار دِه که منازل بهشت را که بندگان مؤمن تو در آنجا در رفاه و نعمت هستند به ارث میبرند، و مرا در آنجا ساکن گردان.

(۸۶) و پدرم را بیامرز، بهراستیکه او به‏سبب شرک، از گمراهان از حق است، ابراهیم ÷ قبل از اینکه برایش مشخص شود پدرش از ساکنان جهنم است برای او دعا کرد، اما وقتی این امر برایش مشخص شد از او بیزاری جست، و دیگر برایش دعا نکرد.

(۸۷) و مرا در روزیکه مردم برای حسابرسی برانگیخته میشوند با عذاب رسوا مساز.

(۸۸) روزیکه نه مالی که انسان در دنیا جمع کرده است سود میرساند، و نه فرزندانی که از آنها یاری میگرفت.

(۸۹) مگر کسیکه دلی پاک نزد الله بیاورد؛ که نه شرکی در آن باشد و نه نفاق و نه ریا و نه تکبری، زیرا او به مالی که در راه الله انفاق کرده است، و به فرزندانی که برایش دعا میکردند سود میبرد.

(۹۰) و بهشت برای پرهیزگاران پروردگارشان با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی نزدیک میشود.

(۹۱) و در محشر، جهنم برای گمراهانی که از دین حق گمراه شدند آشکار می‏گردد.

(۹۲) و برای توبیخ آنها برای‏شان گفته میشود: کجایند معبودهایی که عبادت می‏کردید؟

(۹۳) آنها را به جای الله عبادت میکردید؟ آیا با محافظت شما از عذاب الله به شما یاری میرسانند، یا خودشان را یاری میکنند؟

(۹۴) پس آنها و کسانیکه آنها را گمراه ساختند بر روی یکدیگر در جهنم افکنده میشوند.

(۹۵) و تمام یاوران ابلیس از شیاطین، و هیچیک از آنها استثنا نمیشود.

(۹۶) مشرکان که غیر الله را عبادت میکردند، و شریکانی به جای او میگرفتند، درحالیکه با کسانیکه آنها را به جای الله عبادت میکردند مجادله میکنند می‏گویند:

(۹۷) به الله سوگند که در گمراهی آشکاری از حق بودهایم.

(۹۸) آنگاه که شما را با پروردگار تمام مخلوقات یکسان قرار میدادیم، و شما را همانند او عبادت میکردیم.

(۹۹) و ما را از راه حق گمراه نکردند جز جنایتکارانی که ما را به جای عبادت الله به عبادت خودشان فراخواندند.

(۱۰۰) پس شفاعتگرانی نداریم که ما را نزد الله شفاعت کنند تا از عذاب او تعالی نجات یابیم.

(۱۰۱) و دوستی صمیمی نیز نداریم که از ما دفاع و برایمان شفاعت کند.

(۱۰۲) پس کاش بازگشتی به زندگی دنیا داشتیم تا از مؤمنان به الله میشدیم.

(۱۰۳) بهراستیکه در این قصۀ ابراهیم ÷ و سرانجام تکذیبکنندگان، برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.

(۱۰۴) و – ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به توبهکاران آنها بخشنده است.

(۱۰۵) قوم نوح ÷ رسولان را تکذیب کردند آنگاه که نوح ÷ را تکذیب کردند.

(۱۰۶) آنگاه که نوح ÷ به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک عبادت دیگران، تقوای او تعالی را پیشه نمیکنید؟!

(۱۰۷) بهراستیکه من رسولی برای‏تان هستم که الله مرا به‏سوی شما فرستاده است، و امانتداری هستم که بر آنچه الله بر من وحی کرده است نه میافزایم و نه از آن میکاهم.

(۱۰۸) پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و مرا در آنچه به شما امر میکنم و در آنچه شما را از آن نهی میکنم اطاعت کنید.

(۱۰۹) و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ میکنم پاداشی از شما نمی‏خواهم، و پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه بر غیر او.

(۱۱۰) پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، و مرا در آنچه که شما را به آن امر و از آنچه که شما را از آن نهی میکنم اطاعت کنید.

(۱۱۱) قومش به او گفتند: - ای نوح- آیا به تو ایمان بیاوریم، و از آنچه که آوردی پیروی کنیم و به آن عمل کنیم درحالیکه پیروان تو جز مردم پست و فرومایه نیستند، و سران و بزرگانی در میان آنها یافت نمیشوند؟!

برخی فواید آیات:

• اهمیت سلامت قلب از بیماریهایی مانند حسادت و ریا و خودپسندی.

• ربط دادنِ مسؤولیت گمراهیِ (گمراهان) به گمراهکنندگان، سودی به گمراهان نمیرساند.

• تکذیب رسول الله تکذیب تمام رسولان است.

• پایان زیبای قصۀ ابراهیم ÷؛ از انتقال به ذکر قیامت سپس بازگشتن به خاتمۀ قصه.

﴿قَالَ وَمَا عِلۡمِي بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١١٢ إِنۡ حِسَابُهُمۡ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّيۖ لَوۡ تَشۡعُرُونَ١١٣ وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١١٤ إِنۡ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٞ١١٥ قَالُواْ لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ يَٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمَرۡجُومِينَ١١٦ قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوۡمِي كَذَّبُونِ١١٧ فَٱفۡتَحۡ بَيۡنِي وَبَيۡنَهُمۡ فَتۡحٗا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِيَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١١٨ فَأَنجَيۡنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ١١٩ ثُمَّ أَغۡرَقۡنَا بَعۡدُ ٱلۡبَاقِينَ١٢٠ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ١٢١ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ١٢٢ كَذَّبَتۡ عَادٌ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٢٣ إِذۡ قَالَ لَهُمۡ أَخُوهُمۡ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ١٢٤ إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ١٢٥ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ١٢٦ وَمَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٢٧ أَتَبۡنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةٗ تَعۡبَثُونَ١٢٨ وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمۡ تَخۡلُدُونَ١٢٩ وَإِذَا بَطَشۡتُم بَطَشۡتُمۡ جَبَّارِينَ١٣٠ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ١٣١ وَٱتَّقُواْ ٱلَّذِيٓ أَمَدَّكُم بِمَا تَعۡلَمُونَ١٣٢ أَمَدَّكُم بِأَنۡعَٰمٖ وَبَنِينَ١٣٣ وَجَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ١٣٤ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ١٣٥ قَالُواْ سَوَآءٌ عَلَيۡنَآ أَوَعَظۡتَ أَمۡ لَمۡ تَكُن مِّنَ ٱلۡوَٰعِظِينَ١٣٦ [الشعراء: ۱۱۲-۱۳۶].

(۱۱۲) نوح ÷ به آنها گفت: من به آنچه که این مؤمنان انجام میدادهاند چه دانشی دارم؟ زیرا من وکیل آنها نبودم که اعمال‏شان را برشمارم.

(۱۱۳) حساب آنها فقط بر الله است که امور نهان و آشکارشان را میداند، و متوجه من نیست، اگر آنچه را که گفتید میفهمیدید به زبان نمیآوردید.

(۱۱۴) و من طرد کنندۀ مؤمنان از مجلس خویش برای اجابت خواستۀ شما تا ایمان بیاورید نیستم.

(۱۱۵) من جز انذاردهندهای آشکار که شما را از عذاب الله میترسانم نیستم.

(۱۱۶) قومش به او گفتند: اگر از آنچه که ما را به آن فرامیخوانی دست برنداری به‏طور قطع از سرزنشیافتگان و کشتهشدگان با سنگسار خواهی بود.

(۱۱۷) نوح ÷ با خواندن پروردگارش گفت: پروردگارا بهراستی قوم من مرا تکذیب کردند، و در آنچه که از جانب تو آوردم مرا تصدیق نکردند.

(۱۱۸) پس میان من و آنها حکمی صادر کن که آنها را به خاطر اصرارشان بر باطل نابود سازد، و من و مؤمنان همراهم را از آنچه که کافران قومم را نابود می‏گرداند نجات دِه.

(۱۱۹) پس دعایش را برای او اجابت کردیم، و او و مؤمنان همراهش را در کشتیِ پُر از مردم و حیوانات نجات دادیم.

(۱۲۰) و پس از آنها باقیماندگان یعنی قوم نوح ÷ را غرق کردیم.

(۱۲۱) همانا در این قصۀ نوح ÷ و قومش، و نجات نوح ÷ و مؤمنان همراهش، و نابودی کافران قوم او برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.

(۱۲۲) و – ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به توبهکاران آنها مهربان است.

(۱۲۳) عاد رسولان را تکذیب کردند آنگاه که رسول‏شان هود ÷ برای پندگیران را تکذیب کردند.

(۱۲۴) به یاد آور آنگاه که پیامبرشان هود ÷ به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک عبادت دیگران، تقوای او تعالی را پیشه نمیکنید؟!

(۱۲۵) همانا من رسولی برای‏تان هستم که الله مرا به‏سوی شما فرستاده است، و امانتداری هستم که بر آنچه که الله مرا به تبلیغ آن امر کرده نه میافزایم و نه از آن میکاهم.

(۱۲۶) پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و مرا در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمان‏برداری کنید.

(۱۲۷) و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ میکنم پاداشی از شما نمی‏خواهم، و پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.

(۱۲۸) آیا بر هر مکان مشرف و مرتفعی بنیانی برای نشانه و بیهوده و بدون فایدهای که در دنیا یا آخرتتان به شما بازگردد میسازید؟!

(۱۲۹) و دژها و کاخهایی میگیرید گویی در این دنیا جاویدان میمانید، و از آن منتقل نمیشوید؟!

(۱۳۰) و هنگامیکه برای قتل یا زدن حملهور میشوید ستمکارانه و بدون ترحم و مهربانی حملهور میشوید.

(۱۳۱) پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمان‏برداری کنید.

(۱۳۲) و از الله بترسید که از نعمتهایش آنچه را خواستید به شما داد.

(۱۳۳) دامها و فرزندان به شما داد.

(۱۳۴) باغها و چشمههایی جاری به شما داد.

(۱۳۵) - ای قوم من- همانا من از عذاب روزی بزرگ یعنی روز قیامت بر شما می‏ترسم.

(۱۳۶) قومش به او گفتند: به ما اندرز دهی یا اندرز ندهی نزد ما یکسان است، پس هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد، و از آنچه که بر آن هستیم بازنخواهیم گشت.

برخی فواید آیات:

• برتر بودن پیشیگیرندگان به ایمان حتی اگر فقیر یا ضعیف باشند.

• نابود کردن ستمکاران، و نجات دادن مؤمنان، سنتی الهی است.

• خطر رویآوردن به دنیا.

• آزار پیروان باطل، و اصرار آنها بر این کار.

﴿إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا خُلُقُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٣٧ وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ١٣٨ فَكَذَّبُوهُ فَأَهۡلَكۡنَٰهُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ١٣٩ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ١٤٠ كَذَّبَتۡ ثَمُودُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٤١ إِذۡ قَالَ لَهُمۡ أَخُوهُمۡ صَٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ١٤٢ إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ١٤٣ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ١٤٤ وَمَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٤٥ أَتُتۡرَكُونَ فِي مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ١٤٦ فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ١٤٧ وَزُرُوعٖ وَنَخۡلٖ طَلۡعُهَا هَضِيمٞ١٤٨ وَتَنۡحِتُونَ مِنَ ٱلۡجِبَالِ بُيُوتٗا فَٰرِهِينَ١٤٩ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ١٥٠ وَلَا تُطِيعُوٓاْ أَمۡرَ ٱلۡمُسۡرِفِينَ١٥١ ٱلَّذِينَ يُفۡسِدُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا يُصۡلِحُونَ١٥٢ قَالُوٓاْ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلۡمُسَحَّرِينَ١٥٣ مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا فَأۡتِ بِ‍َٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ١٥٤ قَالَ هَٰذِهِۦ نَاقَةٞ لَّهَا شِرۡبٞ وَلَكُمۡ شِرۡبُ يَوۡمٖ مَّعۡلُومٖ١٥٥ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٖ فَيَأۡخُذَكُمۡ عَذَابُ يَوۡمٍ عَظِيمٖ١٥٦ فَعَقَرُوهَا فَأَصۡبَحُواْ نَٰدِمِينَ١٥٧ فَأَخَذَهُمُ ٱلۡعَذَابُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ١٥٨ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ١٥٩ [الشعراء: ۱۳۷-۱۵۹].

(۱۳۷) این چیزی نیست جز دین و عادات و اخلاق نخستینیان.

(۱۳۸) و ما عذاب نمیشویم.

(۱۳۹) پس به تکذیب پیامبرشان هود ÷ ادامه دادند، آنگاه آنها را به‏سبب تکذیب‏شان با بادی عَقیم نابود کردیم، به‏طور قطع در نابودکردن آنها برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.

(۱۴۰) و – ای رسول- همانا پروردگار تو همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به توبهکاران آنها بخشنده است.

(۱۴۱) ثمود با تکذیب پیامبرشان صالح ÷ رسولان را تکذیب کردند.

(۱۴۲) آنگاه که برادر نَسَبی‏شان صالح ÷ به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک عبادت غیر او تقوایش را پیشه نمیکنید؟!

(۱۴۳) همانا من رسولی برای‏تان هستم که الله مرا به‏سوی شما فرستاده است، و در آنچه که از جانب او به شما ابلاغ میکنم امانتداری هستم که نه چیزی بر آن می‏افزایم و نه چیزی از آن میکاهم.

(۱۴۴) پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمان‏برداری کنید.

(۱۴۵) و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ میکنم پاداشی از شما نمی‏خواهم، و پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.

(۱۴۶) آیا امید دارید که در نیکیها و نعمتهایی که قرار دارید ایمن و بدون ترس رها میشوید؟!

(۱۴۷) در باغها و چشمههای جاری.

(۱۴۸) و کشتزارها و نخلستانهایی که میوۀ تازه و خوشمزه دارند.

(۱۴۹) و کوهها را میبرید تا خانههایی که در آنها سکونت میکنید بسازید درحالیکه در تراشیدن آنها مهارت دارید.

(۱۵۰) پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمان‏برداری کنید.

(۱۵۱) و به فرمان کسانیکه با ارتکاب گناهان بر خودشان زیادهروی میکنند گردن ننهید.

(۱۵۲) همان کسانیکه با گناهانی که منتشر میکنند در زمین فساد برپا میکنند، و خودشان را با پایبندی به طاعت الله اصلاح نمیگردانند.

(۱۵۳) قومش به او گفتند: تو نیستی جز از کسانیکه چند مرتبه سحر شدهاند تا جاییکه سحر بر عقل‏شان چیره گشته و آن را ربوده است.

(۱۵۴) جز بشری مانند ما نیستی پس هیچ امتیازی بر ما نداری تا اینکه رسولی باشی، پس نشانهای که دلالت کند رسولی هستی بیاور اگر در اینکه ادعا میکنی رسولی هستی راستگویی.

(۱۵۵) صالح - درحالیکه الله نشانهای به او داده بود، یعنی مادهشتری که الله از صخره درآورد- به آنها گفت: این مادهشتری است که مشاهده و لمس میشود، که برای او سهمی از آب، و برای شما سهمی مشخص است، در روزیکه سهم شماست نمینوشد، و شما هم در روزیکه سهم اوست نمینوشید.

(۱۵۶) و پیکردن یا زدنی که به او آسیب میرساند به او نرسانید، که به‏سبب این کار عذابی از جانب الله به شما میرسد و در روزی بزرگ به خاطر مصیبتی که در آن روز بر شما نازل میشود شما را با آن نابود میسازد.

(۱۵۷) پس بر پیکردن مادهشتر متحد شدند، آنگاه سرکشترین‏شان آن را پی کرد، پس چون دانستند که عذاب به‏طور قطع بر آنها نازل میشود از کاری که کرده بودند پشیمان شدند، اما پشیمانی هنگام مشاهدۀ عذاب سود نمیرساند.

(۱۵۸) پس عذابی که به آن وعده داده شده بودند یعنی زلزله و فریادی بزرگ آنها را فرا گرفت، بهراستیکه در این قصۀ صالح ÷ و قومش برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.

(۱۵۹) و – ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به بندگان توبهکارش بخشنده است.

برخی فواید آیات:

• پیاپی رسیدن نعمتها در صورت کفر، نزدیک ساختن تدریجی به نابودی است.

• از یادآوری نعمتها، امید ایمان و بازگشت بنده به‏سوی الله میرود.

• گناهان همان سبب فساد در زمین هستند.

﴿كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطٍ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٦٠ إِذۡ قَالَ لَهُمۡ أَخُوهُمۡ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ١٦١ إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ١٦٢ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ١٦٣ وَمَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦٤ أَتَأۡتُونَ ٱلذُّكۡرَانَ مِنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦٥ وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمۡ رَبُّكُم مِّنۡ أَزۡوَٰجِكُمۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٌ عَادُونَ١٦٦ قَالُواْ لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُخۡرَجِينَ١٦٧ قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلۡقَالِينَ١٦٨ رَبِّ نَجِّنِي وَأَهۡلِي مِمَّا يَعۡمَلُونَ١٦٩ فَنَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ أَجۡمَعِينَ١٧٠ إِلَّا عَجُوزٗا فِي ٱلۡغَٰبِرِينَ١٧١ ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ١٧٢ وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِم مَّطَرٗاۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلۡمُنذَرِينَ١٧٣ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ١٧٤ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ١٧٥ كَذَّبَ أَصۡحَٰبُ لۡ‍َٔيۡكَةِ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٧٦ إِذۡ قَالَ لَهُمۡ شُعَيۡبٌ أَلَا تَتَّقُونَ١٧٧ إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ١٧٨ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ١٧٩ وَمَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٨٠ ۞أَوۡفُواْ ٱلۡكَيۡلَ وَلَا تَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُخۡسِرِينَ١٨١ وَزِنُواْ بِٱلۡقِسۡطَاسِ ٱلۡمُسۡتَقِيمِ١٨٢ وَلَا تَبۡخَسُواْ ٱلنَّاسَ أَشۡيَآءَهُمۡ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ١٨٣ [الشعراء: ۱۶۰-۱۸۳].

(۱۶۰) قوم لوط با تکذیب پیامبرشان لوط ÷، رسولان را تکذیب کردند.

(۱۶۱) آنگاه که برادر نسبی‏شان لوط ÷ به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک شرک به او، تقوای او تعالی را پیشه نمیکنید؟!

(۱۶۲) همانا من رسولی برای‏تان هستم که الله مرا به‏سوی شما فرستاده است، و در آنچه که از جانب او به شما ابلاغ میکنم امانتداری هستم که نه چیزی بر آن می‏افزایم و نه چیزی از آن میکاهم.

(۱۶۳) پس با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمان‏برداری کنید.

(۱۶۴) و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ میکنم پاداشی از شما نمیخواهم، پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.

(۱۶۵) آیا از میان مردم با مردان از پشت آنها درمیآمیزید؟!

(۱۶۶) و از آمیزش با عورت همسران‏تان که الله آنها را برای اینکه شهوتهای‏تان را از آنها برآورده کنید آفریده است رها میکنید؟! بلکه شما با این انحراف زشت از حدود الله میگذرید.

(۱۶۷) قومش به او گفتند: ای لوط اگر از نهی ما از انجام این کار و اعتراض به خاطر آن بر ما دست نکشی به‏طور قطع تو و همراهیانت از شهر ما رانده خواهید شد.

(۱۶۸) لوط ÷ به آنها گفت: بهراستیکه من این کاری که آن را انجام میدهید نمیپسندم و بر آن خشم میگیرم.

(۱۶۹) با خواندن پروردگارش گفت: پروردگارا مرا و خانوادهام را از عذابی که به اینها به‏سبب کار زشتی که انجام میدهند خواهد رسید نجات دِه.

(۱۷۰) پس دعایش را اجابت کردیم و او و تمام خانوادهاش را نجات دادیم.

(۱۷۱) مگر همسرش را که کافر، و از بینرفتگان و نابودشدگان بود.

(۱۷۲) سپس پس از اینکه لوط ÷ و خانوادهاش از شهر (سَدُوم) خارج شدند باقیماندگان بعد از او را به سختترین وجه نابود کردیم.

(۱۷۳) و سنگهایی از آسمان مانند نزول باران بر آنها فرو فرستادیم، پس چه زشت بود باران اینها که لوط ÷ آنها را از عذاب الله در صورتیکه بر ارتکاب منکری که بودند ادامه دهند انذار داد و ترساند.

(۱۷۴) همانا در این عذاب نازلشده بر قوم لوط به‏سبب انجام فاحشه، برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.

(۱۷۵) و – ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به بندگان توبهکارش بخشنده است.

(۱۷۶) و اصحاب شهرِ دارای درختان انبوه نزدیک مدین رسولان را تکذیب کردند آنگاه که پیامبرشان شعیب ÷ را تکذیب کردند.

(۱۷۷) آنگاه که پیامبرشان شعیب ÷ به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک شرک به او، تقوای او تعالی را پیشه نمیکنید؟!

(۱۷۸) همانا من رسولی برای‏تان هستم که الله مرا به‏سوی شما فرستاده است، و در آنچه از جانب او به شما ابلاغ میکنم امانتداری هستم که بر آنچه مرا به تبلیغ آن فرمان داده است نه چیزی میافزایم و نه چیزی از آن میکاهم.

(۱۷۹) پس با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمان‏برداری کنید.

(۱۸۰) و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ میکنم پاداشی از شما نمی‏خواهم، پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.

(۱۸۱) آنگاه که برای مردم میفروشید پیمانه را کامل کنید، و از کسانی نباشید که وقتی به مردم میفروشند از پیمانه میکاهند.

(۱۸۲) و هنگامیکه برای دیگران وزن میکنید با ترازوی درست وزن کنید.

(۱۸۳) و از حقوق مردم نکاهید، و با ارتکاب گناهان در زمین بسیار فساد برپا نکنید.

برخی فواید آیات:

• لواط انحراف از فطرت و گناهی بزرگ است.

• یکی از آزمایشهای دعوتگر این است که خانوادهاش کافر یا گناهکار باشند.

• روابط زمینی تا زمانیکه ایمان همراهش نباشد، هنگامیکه عذاب نازل شود سودی به صاحبش نمیرساند.

• وجوب کامل کردن پیمانه و حرمت کمفروشی.

﴿وَٱتَّقُواْ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ وَٱلۡجِبِلَّةَ ٱلۡأَوَّلِينَ١٨٤ قَالُوٓاْ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلۡمُسَحَّرِينَ١٨٥ وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ١٨٦ فَأَسۡقِطۡ عَلَيۡنَا كِسَفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ١٨٧ قَالَ رَبِّيٓ أَعۡلَمُ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٨٨ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمۡ عَذَابُ يَوۡمِ ٱلظُّلَّةِۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٍ١٨٩ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗۖ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ١٩٠ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ١٩١ وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٩٢ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ١٩٣ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ١٩٤ بِلِسَانٍ عَرَبِيّٖ مُّبِينٖ١٩٥ وَإِنَّهُۥ لَفِي زُبُرِ ٱلۡأَوَّلِينَ١٩٦ أَوَ لَمۡ يَكُن لَّهُمۡ ءَايَةً أَن يَعۡلَمَهُۥ عُلَمَٰٓؤُاْ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ١٩٧ وَلَوۡ نَزَّلۡنَٰهُ عَلَىٰ بَعۡضِ ٱلۡأَعۡجَمِينَ١٩٨ فَقَرَأَهُۥ عَلَيۡهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ مُؤۡمِنِينَ١٩٩ كَذَٰلِكَ سَلَكۡنَٰهُ فِي قُلُوبِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ٢٠٠ لَا يُؤۡمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُاْ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ٢٠١ فَيَأۡتِيَهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ٢٠٢ فَيَقُولُواْ هَلۡ نَحۡنُ مُنظَرُونَ٢٠٣ أَفَبِعَذَابِنَا يَسۡتَعۡجِلُونَ٢٠٤ أَفَرَءَيۡتَ إِن مَّتَّعۡنَٰهُمۡ سِنِينَ٢٠٥ ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُواْ يُوعَدُونَ٢٠٦ [الشعراء: ۱۸۴-۲۰۶].

(۱۸۴) و با ترس از ذاتیکه شما و امتهای پیشین را آفرید از او بترسید از اینکه عذابش را بر شما نازل کند.

(۱۸۵) قوم شعیب ÷ به او گفتند: تو نیستی جز از کسانیکه چند بار سحر شدهاند تا اینکه سحر بر عقلت چیره شده و آن را از بین برده است.

(۱۸۶) و جز بشری مانند ما نیستی پس هیچ امتیازی بر ما نداری، پس چگونه رسولی هستی؟ و تو را جز دروغگویی در آنچه که ادعا میکنی رسولی هستی نمیپنداریم.

(۱۸۷) پس پارهای از آسمان بر ما فرو ریز اگر در آنچه ادعا میکنی راستگو هستی.

(۱۸۸) شعیب ÷ به آنها گفت: پروردگارم به شرک و گناهانی که انجام میدهید آگاهتر است و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند.

(۱۸۹) اما بر تکذیب او ادامه دادند، پس عذابی بزرگ آنها را فرا گرفت آنگاه که ابری پس از روزی بسیار گرم بر آنها سایه افکند، و آتشی بر آنها بارید و آنها را سوزاند، همانا روز نابودی آنها روزی بسیار هولناک بود.

(۱۹۰) همانا در این نابودی قوم شعیب ÷ برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.

(۱۹۱) و – ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به بندگان توبهکارش بخشنده است.

(۱۹۲) و همانا این قرآن نازلشده بر محمد ج از جانب پروردگار مخلوقات نازل شده است.

(۱۹۳) جبریل امین آن را نازل کرد.

(۱۹۴) - ای رسول- آن را بر قلبت نازل کرد تا از رسولانی باشی که مردم را انذار میدهند، و از عذاب الله میترسانند.

(۱۹۵) آن را به زبان عربی واضح نازل کرد.

(۱۹۶) و همانا این قرآن در کتب نخستینیان مذکور است، که کتابهای آسمانی پیشین به آن بشارت دادهاند.

(۱۹۷) آیا اینها که تو را تکذیب میکنند نشانهای بر راستگویی تو نداشتهاند که علمای بنیاسرائیل مانند عبدالله بن سلام از حقیقت آنچه بر تو نازل شده است آگاه هستند.

(۱۹۸) و اگر این قرآن را بر برخی عجمها که به زبانی عربی سخن نمیگویند نازل میکردیم.

(۱۹۹) و آن را برای‏شان میخواند به آن ایمان نمیآوردند؛ زیرا میگفتند: آن را نمیفهمیم، پس باید الله را ستایش کنند که به زبان آنها نازل کرد.

(۲۰۰) اینگونه تکذیب و کفر را در دلهای مجرمان درمیآوریم.

(۲۰۱) تا از کفری که بر آن هستند تغییر نکنند و ایمان نیاورند تا زمانیکه عذاب رنجآور را ببینند.

(۲۰۲) پس عذاب ناگهانی آنها را فرا میگیرد، درحالیکه از آمدنش اطلاعی ندارند تا آنها را غافلگیر کند.

(۲۰۳) پس هنگامیکه عذاب به صورت ناگهانی بر آنها نازل میشود از افسوس زیاد میگویند: آیا به ما مهلت داده میشود تا به‏سوی الله توبه کنیم؟!

(۲۰۴) پس آیا این کافران خواستار تعجیل در عذاب ما هستند و میگویند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا اینکه همانگونه که ادعا کردی پارهای از آسمان بر ما فرو ریزد؟!

(۲۰۵) پس – ای رسول- به من خبر بده اگر این کافران را که از ایمان به آنچه آوردهای روی میگردانند زمانی طولانی از نعمتها بهرهمند کنیم.

(۲۰۶) و پس از این مدتی که این نعمتها به آنها رسیده است عذابی را که به آنها وعده داده میشود آنها را فراگیرد.

برخی فواید آیات:

• هرچه مسلمان در زبان عربی بیشتر بیندیشد، بر فهم قرآن تواناتر میشود.

• استدلال بر مشرکان به اقرار پیروان منصف اهل کتاب به اینکه قرآن از جانب الله است.

• نعمتهای دنیا که کفار به آن میرسند نزدیک کردن تدریجی به سمت عذاب است نه گرامی داشتن.

﴿مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يُمَتَّعُونَ٢٠٧ وَمَآ أَهۡلَكۡنَا مِن قَرۡيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ٢٠٨ ذِكۡرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَٰلِمِينَ٢٠٩ وَمَا تَنَزَّلَتۡ بِهِ ٱلشَّيَٰطِينُ٢١٠ وَمَا يَنۢبَغِي لَهُمۡ وَمَا يَسۡتَطِيعُونَ٢١١ إِنَّهُمۡ عَنِ ٱلسَّمۡعِ لَمَعۡزُولُونَ٢١٢ فَلَا تَدۡعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُعَذَّبِينَ٢١٣ وَأَنذِرۡ عَشِيرَتَكَ ٱلۡأَقۡرَبِينَ٢١٤ وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٢١٥ فَإِنۡ عَصَوۡكَ فَقُلۡ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ٢١٦ وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ٢١٧ ٱلَّذِي يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ٢١٨ وَتَقَلُّبَكَ فِي ٱلسَّٰجِدِينَ٢١٩ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٢٢٠ هَلۡ أُنَبِّئُكُمۡ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ٢٢١ تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ٢٢٢ يُلۡقُونَ ٱلسَّمۡعَ وَأَكۡثَرُهُمۡ كَٰذِبُونَ٢٢٣ وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلۡغَاوُۥنَ٢٢٤ أَلَمۡ تَرَ أَنَّهُمۡ فِي كُلِّ وَادٖ يَهِيمُونَ٢٢٥ وَأَنَّهُمۡ يَقُولُونَ مَا لَا يَفۡعَلُونَ٢٢٦ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَذَكَرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱنتَصَرُواْ مِنۢ بَعۡدِ مَا ظُلِمُواْۗ وَسَيَعۡلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَيَّ مُنقَلَبٖ يَنقَلِبُونَ٢٢٧ [الشعراء: ۲۰۷-۲۲۷].

(۲۰۷) نعمتهایی که در دنیا بر آن بودند چه نفعی به آنها میرساند؟! آن نعمتها از بین رفته است، و هیچچیز یافت نمیشود.

(۲۰۸) و هیچیک از امتها را نابود نکردیم مگر اینکه پس از ارسال رسولان و فرو فرستادن کتابها عذری برای‏شان نگذاشتیم.

(۲۰۹) تا اندرز و تذکری برای‏شان باشد، و ما با عذابکردن آنها پس از اینکه با ارسال رسولان و نزول کتابها عذری برای‏شان نگذاشتیم بر آنها ستم نکردیم.

(۲۱۰) و شیطانها این قرآن را بر قلب رسول ج نازل نکردهاند.

(۲۱۱) و سزاوار نیست که آنها قرآن را بر قلبش نازل کنند، و قادر بر انجام این کار نیز نیستند.

(۲۱۲) قادر بر انجام این کار نیستند چون از مکان آن در آسمان دور نگه داشته شدهاند، پس چگونه به آن میرسند و آن را نازل میکنند؟!

(۲۱۳) پس معبودی دیگر همراه الله عبادت نکن که او را با الله شریک گردانی، که به‏سبب این کار از عذاب شدگان خواهی بود.

(۲۱۴) و – ای رسول- قومت را به ترتیب نزدیکی (خویشاوندی) انذار بده تا عذاب الله بر آنها نرسد در صورتیکه بر شرک باقی بمانند.

(۲۱۵) و از روی رحمت و مهربانی برای مؤمنانی که از تو پیروی کردهاند رفتار و سخن نرم برگزین.

(۲۱۶) و اگر از تو نافرمانی کردند، و توحید و طاعت الله که آنها را به آن فرمان دادی اجابت نکردند، به آنها بگو: همانا من از شرک و گناهانی که انجام میدهید بیزار هستم.

(۲۱۷) و در تمام امورت بر ذات شکستناپذیری که از دشمنانش انتقام میگیرد و نسبت به کسانی از آنها که به‏سویش بازمیگردند بخشنده است توکل کن.

(۲۱۸) همان ذات منزّهی که وقتی برای نماز برمیخیزی تو را میبیند.

(۲۱۹) و او سبحانه حرکت تو را از حالی به حالی دیگر در میان نمازگزاران میبیند، ذرهای از آنچه انجام میدهی، و از آنچه دیگران انجام میدهند بر او پوشیده نمیماند.

(۲۲۰) همانا او قرآن و ذکری را که در نمازت تلاوت میکنی میشنود، و از نیت تو آگاه است.

چون ادعا کردند که شیاطین قرآن را نازل میکنند، و اینکه محمد ج شاعری است، الله ادعای‏شان را رد کرد و فرمود:

(۲۲۱) آیا بر شما خبر دهم شیاطینی که ادعا میکنند این قرآن را نازل میکنند بر چه کسی فرود میآیند؟

(۲۲۲) شیاطین بر هر کاهن دروغگوی بسیار گناهکار و نافرمان فرود میآیند.

(۲۲۳) شیاطین دزدانه به ملأ أعلی گوش فرامیدهند، آنگاه آن را به دوستان کاهن خویش میافکنند، و بیشتر کاهنان دروغگو هستند، که اگر یک کلمۀ راستی بگویند همراه آن صد دروغ میگویند.

(۲۲۴) شاعران که ادعا کردید محمد ج از آنها است، گمراهان از راه هدایت و راستی از آنها پیروی میکنند، و اشعاری را که میگویند روایت میکنند.

(۲۲۵) - ای رسول- آیا ندیدهای که از مظاهر گمراهی آنها این است که در هر وادیای سرگردانند که گاهی در مدح حرکت میکنند، و گاهی در ذم؛ و اوقات دیگر در غیر این دو.

(۲۲۶) و اینکه دروغ میگویند، یعنی میگویند: چنین کردیم، درحالیکه آن کار را انجام ندادهاند.

(۲۲۷) مگر کسانی از شاعران که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، و الله را بسیار یاد کردند، و پس از اینکه دشمنان الله بر آنها ستم کردند از آنها انتقام گرفتند؛ مانند حسان بن ثابت . و بهزودی کسانیکه با شرک به الله و تجاوز بر بندگانش ستم کردهاند خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی بازگردانده میشوند، یعنی به موضعی بزرگ، و حسابی دقیق بازخواهند گشت.

برخی فواید آیات:

• اثبات عدالت برای الله، و نفی ظلم از او تعالی.

• منزّه دانستن قرآن از نزدیکی شیاطین به آن.

• اهمیت نرمی و مهربانی برای دعوتگران به‏سوی الله.

• شعر نیکو، نیکو است؛ و شعر زشت، زشت است.

سورة النمل (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿طسٓۚ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡقُرۡءَانِ وَكِتَابٖ مُّبِينٍ١ هُدٗى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ٢ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ يُوقِنُونَ٣ إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ فَهُمۡ يَعۡمَهُونَ٤ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَهُمۡ سُوٓءُ ٱلۡعَذَابِ وَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ هُمُ ٱلۡأَخۡسَرُونَ٥ وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى ٱلۡقُرۡءَانَ مِن لَّدُنۡ حَكِيمٍ عَلِيمٍ٦ إِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِأَهۡلِهِۦٓ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا سَ‍َٔاتِيكُم مِّنۡهَا بِخَبَرٍ أَوۡ ءَاتِيكُم بِشِهَابٖ قَبَسٖ لَّعَلَّكُمۡ تَصۡطَلُونَ٧ فَلَمَّا جَآءَهَا نُودِيَ أَنۢ بُورِكَ مَن فِي ٱلنَّارِ وَمَنۡ حَوۡلَهَا وَسُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٨ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّهُۥٓ أَنَا ٱللَّهُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٩ وَأَلۡقِ عَصَاكَۚ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهۡتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنّٞ وَلَّىٰ مُدۡبِرٗا وَلَمۡ يُعَقِّبۡۚ يَٰمُوسَىٰ لَا تَخَفۡ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ ٱلۡمُرۡسَلُونَ١٠ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسۡنَۢا بَعۡدَ سُوٓءٖ فَإِنِّي غَفُورٞ رَّحِيمٞ١١ وَأَدۡخِلۡ يَدَكَ فِي جَيۡبِكَ تَخۡرُجۡ بَيۡضَآءَ مِنۡ غَيۡرِ سُوٓءٖۖ فِي تِسۡعِ ءَايَٰتٍ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَقَوۡمِهِۦٓۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ١٢ فَلَمَّا جَآءَتۡهُمۡ ءَايَٰتُنَا مُبۡصِرَةٗ قَالُواْ هَٰذَا سِحۡرٞ مُّبِينٞ١٣ [النمل: ۱-۱۳].

برخی مقاصد سوره:

بخشیدن نشانه بزرگ – یعنی قرآن- بر پیامبر ج و تشویق بر شکرش و صبر بر تبلیغ آن.

تفسیر:

(۱) ﴿طسٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در آغاز سورۀ بقره بیان شد. این آیات نازلشده بر تو همان آیات قرآن، و کتاب واضحی است که هیچ ابهامی در آن نیست، و هرکس در آن تدبر کند خواهد دانست که از جانب الله است.

(۲) این آیات مایۀ هدایت و راهنمایی به‏سوی حق، و مایۀ بشارت مؤمنان به الله و رسولش است.

(۳) همان کسانیکه نماز را به کاملترین وجه ادا میکنند، و زکات اموال‏شان را با صرف آن در موارد مصرفش میپردازند، و همانها به پاداش و کیفر آخرت یقین دارند.

(۴) در حقیقت کافران که به آخرت و پاداش و کیفر آن ایمان ندارند، اعمال بدشان را برای‏شان آراستیم، پس انجام آنها را ادامه دادند، و آنها سرگردان هستند و به راه راست و حق هدایت نمیشوند.

(۵) اینها که دارای صفات مذکور هستند همان کسانی هستند که عذاب سخت در دنیا با قتل و اسارت برای‏شان است، و همانها در آخرت زیانکارترین مردم هستند، چون در روز قیامت به خودشان و خانوادههای‏شان با جاویدان کردن آنها در جهنم زیان میرسانند.

(۶) و – ای رسول- بهراستیکه تو این قرآن نازلشده بر خویش را از جانب ذاتیکه در آفرینش و تدبیر و شرعش حکیم است دریافت میکنی یعنی همان ذات دانایی که هیچچیز از مصالح بندگانش بر او پوشیده نمیماند.

(۷) - ای رسول- به یاد آور آنگاه که موسی ÷ به خانوادهاش گفت: بهراستیکه من آتشی دیدم، به زودی از محلی که آتش، فروزان است خبری برای‏تان خواهم آورد تا ما را به راه راهنمایی کند، یا شعلهای آتش از آن برای‏تان میآورم تا با آن خودتان را در برابر سرما گرم کنید.

(۸) پس چون به مکان آتشی که دیده بود رسید الله به او ندا داد که: برای بزرگداشت پروردگار جهانیان و منزه دانستن او تعالی از صفاتی که سزاوارش نیست و گمراهان با آنها، او را توصیف میکنند، فرشتگانی را که در این آتش، و پیرامون آن هستند گرامی بدار.

(۹) الله به او گفت: ای موسی، همانا من الله ذات شکستناپذیری هستم که هیچکس بر من چیره نمیشود، و در خلق و تقدیر و شریعت خویش بسیار دانا هستم.

(۱۰) و عصایت را بیفکن، آنگاه موسی ÷ اطاعت کرد، پس چون موسی ÷ عصا را دید که همانند ماری میجنبد و حرکت میکند به آن پشت کرد و بازنگشت، آنگاه الله به او گفت: از آن نترس، زیرا نزد من رسولان نه از مار و نه از چیزی دیگر نمی‏ترسند.

(۱۱) اما کسیکه با ارتکاب گناه به خودش ستم کند، سپس توبه کند همانا من نسبت به او بسیار آمرزنده و مهربان هستم.

(۱۲) و دستت را از شکاف پیراهنت از نزدیک گردن داخل کن که از آن مانند برف و بدون پیسی، سفید درمیآید. این نشانه، از جمله آیات نهگانهای که به راستگویی تو نزد فرعون و قومش گواهی میدهند – یعنی افزون بر دست: عصا، خشکسالی، کمبود میوهها، طوفان، ملخ، شپش، قورباغهها، و خون- است، بهراستیکه آنها مردمی هستند که به‏سبب کفر به الله نافرمان او تعالی هستند.

(۱۳) پس چون این آیات واضح و آشکار ما که موسی ÷ را با آنها تقویت کردیم نزدشان آمد گفتند: این آیاتی که موسی آورده سحری آشکار است.

برخی فواید آیات:

• قرآن هدایت و بشارتی برای مؤمنان است.

• کفر به الله یکی از اسباب پیروی از کارها و سخنان باطل، و سرگردانی و اضطراب است.

• تأمین و حفاظت الله سبحانه برای رسولان، از هر آسیبی.

﴿وَجَحَدُواْ بِهَا وَٱسۡتَيۡقَنَتۡهَآ أَنفُسُهُمۡ ظُلۡمٗا وَعُلُوّٗاۚ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُفۡسِدِينَ١٤ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰنَ عِلۡمٗاۖ وَقَالَا ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي فَضَّلَنَا عَلَىٰ كَثِيرٖ مِّنۡ عِبَادِهِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٥ وَوَرِثَ سُلَيۡمَٰنُ دَاوُۥدَۖ وَقَالَ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ عُلِّمۡنَا مَنطِقَ ٱلطَّيۡرِ وَأُوتِينَا مِن كُلِّ شَيۡءٍۖ إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡمُبِينُ١٦ وَحُشِرَ لِسُلَيۡمَٰنَ جُنُودُهُۥ مِنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ وَٱلطَّيۡرِ فَهُمۡ يُوزَعُونَ١٧ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَتَوۡاْ عَلَىٰ وَادِ ٱلنَّمۡلِ قَالَتۡ نَمۡلَةٞ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّمۡلُ ٱدۡخُلُواْ مَسَٰكِنَكُمۡ لَا يَحۡطِمَنَّكُمۡ سُلَيۡمَٰنُ وَجُنُودُهُۥ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ١٨ فَتَبَسَّمَ ضَاحِكٗا مِّن قَوۡلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوۡزِعۡنِيٓ أَنۡ أَشۡكُرَ نِعۡمَتَكَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَيَّ وَأَنۡ أَعۡمَلَ صَٰلِحٗا تَرۡضَىٰهُ وَأَدۡخِلۡنِي بِرَحۡمَتِكَ فِي عِبَادِكَ ٱلصَّٰلِحِينَ١٩ وَتَفَقَّدَ ٱلطَّيۡرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَآ أَرَى ٱلۡهُدۡهُدَ أَمۡ كَانَ مِنَ ٱلۡغَآئِبِينَ٢٠ لَأُعَذِّبَنَّهُۥ عَذَابٗا شَدِيدًا أَوۡ لَأَاْذۡبَحَنَّهُۥٓ أَوۡ لَيَأۡتِيَنِّي بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ٢١ فَمَكَثَ غَيۡرَ بَعِيدٖ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمۡ تُحِطۡ بِهِۦ وَجِئۡتُكَ مِن سَبَإِۢ بِنَبَإٖ يَقِينٍ٢٢ [النمل: ۱۴-۲۲].

(۱۴) و به‏سبب ستم و گردنکشی آنها در برابر حق به این آیات روشن با آنکه دلهای‏شان یقین داشت که از جانب الله هستند کفر ورزیدند و به آنها اقرار نکردند، پس – ای رسول- بنگر که سرانجامِ فسادکاران در زمین به‏سبب کفر و گناهان‏شان چگونه بود، به تحقیق که همگی آنها را هلاک و نابود کردهایم.

(۱۵) و به تحقیق که به داود ÷ و پسرش سلیمان ÷ علمی عطا کردیم که علم کلام پرندگان بخشی از آن بود، و داود ÷ و سلیمان ÷ درحالیکه الله را شکر می‏کردند گفتند: تمام ستایشها از آنِ الله است که ما را با نبوت و تسخیر جن و شیاطین، بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری داد.

(۱۶) و سلیمان ÷ از پدرش داود ÷ در نبوت و علم و پادشاهی میراث برد، و برای بازگویی نعمت الله بر خودش و پدرش گفت: ای مردم، الله فهم صداهای پرندگان را به ما آموخته است، و از هر چیزیکه به پیامبران و پادشاهان عطا کرده به ما عطا کرده است، بهراستی این چیزیکه الله سبحانه به ما عطا کرده است همان فضل آشکار و روشن است.

(۱۷) و برای سلیمان ÷ لشکریان او از انسانها و جنها و پرندگان گرد آمدند، و با نظم و ترتیب رانده میشدند.

(۱۸) پس پیوسته رانده میشدند تا اینکه به درۀ مورچگان (مکانی در شام) رسیدند آنگاه یکی از مورچگان گفت: ای مورچگان وارد خانههای‏تان شوید تا سلیمان و لشکریانش درحالیکه از وجودِ شما آگاه نیستند شما را نابود نکنند، زیرا اگر از شما آگاه باشند شما را لگدمال نخواهند کرد.

(۱۹) سلیمان ÷ با شنیدن سخن آن مورچه تبسمی کرد و پروردگارش سبحانه را اینگونه فراخواند: پروردگارا مرا توفیق دِه و به من الهام کن تا شکر نعمت تو را که آن را بر من و بر پدرم ارزانی داشتی به جای آورم، و مرا توفیق دِه تا علم نیکویی که تو آن را میپسندی انجام دهم، و به رحمت خویش مرا در زمرۀ بندگان صالح خویش قرار دِه.

(۲۰) و سلیمان ÷ از پرندگان سرکشی کرد اما هدهد را ندید، پس گفت: چرا هدهد را نمیبینم؟ آیا مانعی مرا از دیدن او منع میکند، یا از غایبان است.

(۲۱) وقتی غیبت هدهد برایش آشکار شد گفت: به‏طور قطع او را به کیفر غیبتش به عذابی سخت عذاب خواهم کرد یا سرش را خواهم برید، مگر اینکه دلیلی واضح برایم بیاورد که عذر غیبتش آشکار گردد.

(۲۲) پس هدهد زمانی کوتاه غایب ماند، و وقتی آمد به سلیمان ÷ گفت: بر چیزیکه تو از آن اطلاع نیافتی اطلاع یافتم، و از اهل سبأ خبری راست و بدون تردید برایت آوردهام.

برخی فواید آیات:

• تبسم، خندۀ بزرگواران است.

• شکر نعمتها، ادب پیامبران و صالحان در برابر پروردگارشان است.

• عذرخواهی صادقانه از صالحان.

• حکومتکردن بر رعیت با اجرای کیفر بر کسیکه استحقاق کیفر را دارد، و پذیرفتن عذر معذور.

• گاهی علمی که نزد بزرگان یافت نمیشود نزد کوچکترها یافت میشود.

﴿إِنِّي وَجَدتُّ ٱمۡرَأَةٗ تَمۡلِكُهُمۡ وَأُوتِيَتۡ مِن كُلِّ شَيۡءٖ وَلَهَا عَرۡشٌ عَظِيمٞ٢٣ وَجَدتُّهَا وَقَوۡمَهَا يَسۡجُدُونَ لِلشَّمۡسِ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ فَصَدَّهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ فَهُمۡ لَا يَهۡتَدُونَ٢٤ أَلَّاۤ يَسۡجُدُواْۤ لِلَّهِ ٱلَّذِي يُخۡرِجُ ٱلۡخَبۡءَ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَيَعۡلَمُ مَا تُخۡفُونَ وَمَا تُعۡلِنُونَ٢٥ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ۩٢٦ ۞قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقۡتَ أَمۡ كُنتَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ٢٧ ٱذۡهَب بِّكِتَٰبِي هَٰذَا فَأَلۡقِهۡ إِلَيۡهِمۡ ثُمَّ تَوَلَّ عَنۡهُمۡ فَٱنظُرۡ مَاذَا يَرۡجِعُونَ٢٨ قَالَتۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمَلَؤُاْ إِنِّيٓ أُلۡقِيَ إِلَيَّ كِتَٰبٞ كَرِيمٌ٢٩ إِنَّهُۥ مِن سُلَيۡمَٰنَ وَإِنَّهُۥ بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ٣٠ أَلَّا تَعۡلُواْ عَلَيَّ وَأۡتُونِي مُسۡلِمِينَ٣١ قَالَتۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمَلَؤُاْ أَفۡتُونِي فِيٓ أَمۡرِي مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمۡرًا حَتَّىٰ تَشۡهَدُونِ٣٢ قَالُواْ نَحۡنُ أُوْلُواْ قُوَّةٖ وَأُوْلُواْ بَأۡسٖ شَدِيدٖ وَٱلۡأَمۡرُ إِلَيۡكِ فَٱنظُرِي مَاذَا تَأۡمُرِينَ٣٣ قَالَتۡ إِنَّ ٱلۡمُلُوكَ إِذَا دَخَلُواْ قَرۡيَةً أَفۡسَدُوهَا وَجَعَلُوٓاْ أَعِزَّةَ أَهۡلِهَآ أَذِلَّةٗۚ وَكَذَٰلِكَ يَفۡعَلُونَ٣٤ وَإِنِّي مُرۡسِلَةٌ إِلَيۡهِم بِهَدِيَّةٖ فَنَاظِرَةُۢ بِمَ يَرۡجِعُ ٱلۡمُرۡسَلُونَ٣٥ [النمل: ۲۳-۳۵].

(۲۳) بهراستی دیدم که زنی بر آنها حکومت میکند، و از تمام اسباب قدرت و پادشاهی به این زن داده شده است، و تخت بزرگی دارد که امور قومش را از بالای آن اداره میکند.

(۲۴) این زن و قومش را دیدم که به جای الله در برابر خورشید سجده میکنند، و شیطان اعمال شرک و گناهانی را که بر آن هستند برای‏شان آراسته است، و آنها را از راه حق منحرف کرده است، پس به حق هدایت نمیشوند.

(۲۵) شیطان اعمال شرک و گناهان را برای‏شان آراسته؛ تا به اللهِ یگانهای که بارانهایی را که در آسمان، و گیاهانی را که در زمین نهان کرده درمیآورد، و اعمال نهان و آشکار شما را میداند، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند سجده نکنند.

(۲۶) الله که هیچ معبود برحقی جز او نیست، و پروردگار عرش بزرگ است.

(۲۷) سلیمان ÷ به هدهد گفت: خواهیم دید که آیا در آنچه ادعا میکنی راست گفتی، یا از دروغگویان بودی.

(۲۸) پس سلیمان ÷ نامهای نوشت و آن را به هدهد داد، و به او گفت: این نامهام را ببر و آن را به‏سوی اهل سبأ بیفکن و به آنها تسلیم کن، و از آنها کناره بگیر به گونهای که آنچه را در مورد نامه تکرار میکنند بشنوی.

(۲۹) و ملکه نامه را دریافت کرد و گفت: ای سران همانا نامهای گرامی و ارزشمند برایم آمده است.

(۳۰) مضمون این نامۀ فرستادهشده از جانب سلیمان ÷ که با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز میشود چنین است:

(۳۱) تکبر نورزید، و گردننهاده و تسلیم در برابر توحید الله و ترک شرک به او که بر آن هستید و خورشید را همراه او عبادت میکنید، نزد من بیایید.

(۳۲) ملکه گفت: ای سران و بزرگان، وجه درست کارم را بر من آشکار کنید، که من کاری را بدون اینکه شما را حاضر کنم و نظرتان را در مورد آن آشکار کنید انجام ندادهام.

(۳۳) سران قومش به او گفتند: ما دارای قدرتی بزرگ، و نیروی جنگی قدرتمندی هستیم، اما رأی آن است که به نظر تو میرسد پس بنگر ما را به چه چیزی امر میکنی که ما بر اجرای آن توانا هستیم.

(۳۴) ملکه گفت: همانا پادشاهان وقتی وارد یکی از شهرها شوند با قتل و غارت و چپاولی که انجام میدهند آن شهر را تباه میسازند، و سران و بزرگانش را پس از اینکه در عزت و رفاه بودند خوار میگردانند، و همیشه پادشاهان اگر بر اهل شهری غلبه یابند چنین میکنند؛ تا هیبت و ترس را در دلها بنشانند.

(۳۵) و همانا من هدیهای به صاحب نامه و قومش میفرستم، و مینگرم که فرستادگان پس از ارسال این نامه چه چیزی برایم میآورند.

برخی فواید آیات:

• اعتراض هدهد بر شرک و کفر قوم سبأ بر این امر دلالت دارد که ایمان نزد مخلوقات فطری است.

• تحقیق از متهم و تفحص و بررسی دلایل او.

• مشروعیت کشف اخبار دشمنان.

• یکی از آداب نامهها آغاز با بسم الله الرحمن الرحیم است.

• اظهار عزت مؤمن در برابر پیروان باطل، امری مطلوب است.

﴿فَلَمَّا جَآءَ سُلَيۡمَٰنَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٖ فَمَآ ءَاتَىٰنِۦَ ٱللَّهُ خَيۡرٞ مِّمَّآ ءَاتَىٰكُمۚ بَلۡ أَنتُم بِهَدِيَّتِكُمۡ تَفۡرَحُونَ٣٦ ٱرۡجِعۡ إِلَيۡهِمۡ فَلَنَأۡتِيَنَّهُم بِجُنُودٖ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخۡرِجَنَّهُم مِّنۡهَآ أَذِلَّةٗ وَهُمۡ صَٰغِرُونَ٣٧ قَالَ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمَلَؤُاْ أَيُّكُمۡ يَأۡتِينِي بِعَرۡشِهَا قَبۡلَ أَن يَأۡتُونِي مُسۡلِمِينَ٣٨ قَالَ عِفۡرِيتٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ أَنَا۠ ءَاتِيكَ بِهِۦ قَبۡلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَۖ وَإِنِّي عَلَيۡهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٞ٣٩ قَالَ ٱلَّذِي عِندَهُۥ عِلۡمٞ مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ أَنَا۠ ءَاتِيكَ بِهِۦ قَبۡلَ أَن يَرۡتَدَّ إِلَيۡكَ طَرۡفُكَۚ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسۡتَقِرًّا عِندَهُۥ قَالَ هَٰذَا مِن فَضۡلِ رَبِّي لِيَبۡلُوَنِيٓ ءَأَشۡكُرُ أَمۡ أَكۡفُرُۖ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشۡكُرُ لِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيّٞ كَرِيمٞ٤٠ قَالَ نَكِّرُواْ لَهَا عَرۡشَهَا نَنظُرۡ أَتَهۡتَدِيٓ أَمۡ تَكُونُ مِنَ ٱلَّذِينَ لَا يَهۡتَدُونَ٤١ فَلَمَّا جَآءَتۡ قِيلَ أَهَٰكَذَا عَرۡشُكِۖ قَالَتۡ كَأَنَّهُۥ هُوَۚ وَأُوتِينَا ٱلۡعِلۡمَ مِن قَبۡلِهَا وَكُنَّا مُسۡلِمِينَ٤٢ وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعۡبُدُ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ إِنَّهَا كَانَتۡ مِن قَوۡمٖ كَٰفِرِينَ٤٣ قِيلَ لَهَا ٱدۡخُلِي ٱلصَّرۡحَۖ فَلَمَّا رَأَتۡهُ حَسِبَتۡهُ لُجَّةٗ وَكَشَفَتۡ عَن سَاقَيۡهَاۚ قَالَ إِنَّهُۥ صَرۡحٞ مُّمَرَّدٞ مِّن قَوَارِيرَۗ قَالَتۡ رَبِّ إِنِّي ظَلَمۡتُ نَفۡسِي وَأَسۡلَمۡتُ مَعَ سُلَيۡمَٰنَ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٤ [النمل: ۳۶-۴۴].

(۳۶) پس وقتی فرستادۀ ملکه و کسانی از یارانش که هدیه را حمل میکردند نزد سلیمان ÷ آمدند سلیمان ÷ با این سخن به خاطر ارسال هدیه بر آنها اعتراض کرد: آیا مرا به اموالی یاری میدهید تا مرا از خود بازدارید، اما نبوت و پادشاهی و مالی که الله به من عطا کرده بهتر از چیزی است که به شما عطا کرده است، بلکه شما هستید که به آنچه از بهرۀ دنیا که به شما هدیه داده میشود شادمانی میکنید.

(۳۷) سلیمان ÷ به فرستادۀ ملکه گفت: با هدیهای که آوردهای به‏سوی آنها بازگرد، به‏طور قطع لشکریانی بر سر او و قومش میآوریم که توان رویارویی با آنها را ندارند، و اگر از در تسلیم نزد من نیایند آنها را پس از اینکه گرامی بودند خوار و زبون از سبأ بیرون میکنیم.

(۳۸) سلیمان ÷ خطاب به بزرگان پادشاهی خویش گفت: ای سران، کدامیک از شما تخت پادشاهی او را قبل از اینکه از در تسلیم نزد من آیند برایم میآورد؟

(۳۹) جنی گردنکش، اینگونه به او پاسخ داد: قبل از اینکه از همین جاییکه نشستهای برخیزی تخت او را برایت میآورم، و بهراستیکه من بر حمل آن توانا، و بر آنچه در آن است امانتدار هستم، و ذرهای از آن نمیکاهم.

(۴۰) مردی صالح و عالم نزد سلیمان، که دانشی از کتاب، از جمله اسم اعظم الله که اگر به آن خوانده شود اجابت میکند، داشت گفت: قبل از اینکه پلک چشمت را تکان دهی من تخت او را برایت میآورم؛ به این ترتیب که الله را میخوانم بهناگاه آن را میآورد، پس دعا کرد و الله دعایش را برای او اجابت کرد، وقتی سلیمان ÷ تخت او را نزد خویش مستقر دید گفت: این از فضل پروردگارم سبحانه است؛ تا مرا بیازماید که آیا نعمتهایش را سپاسگزاری میکنم یا آنها را ناسپاسی میکنم؟ و هرکس شکر الله را به جای آوَرَد نفع شکرگزاری او فقط به خودش بازمیگردد، زیرا الله بینیازی است که شکر بندگان بر او نمیافزاید، و هرکس نعمتهای الله را انکار کند و شکرشان را برای الله به جای نیاوَرَد، همانا پروردگار من از شکر او بینیاز و کریم است، و یکی از مظاهر بخشندگی او تعالی این است که بر کسانیکه نعمتهایش را ناسپاسی کنند نیز میبخشد.

(۴۱) سلیمان ÷ گفت: تخت پادشاهی او را از ظاهری که داشت تغییر دهید تا بنگریم: آیا به شناخت اینکه تختش است راه مییابد، یا از کسانی است که به شناخت وسایل‏شان راه نمییابند؟

(۴۲) پس وقتی ملکۀ سبأ نزد سلیمان ÷ آمد برای آزمایش به او گفته شد: آیا این همان تخت توست؟ آنگاه طبق سوال پاسخ داد: گویی همان است، آنگاه سلیمان ÷ گفت: و پیش از این الله ما را از قدرت خویش بر مانند این کارها آگاه کرده است، و ما تسلیم امر الله و فرمان‏بردار او بودیم.

(۴۳) و آنچه را که به پیروی و تقلید از قومش به جای الله عبادت میکرد او را از توحید الله بازداشته بود، بهراستیکه او از قوم کافران به الله بود، پس همانند آنها کافر بود.

(۴۴) به او گفته شد: وارد کاخ شو، درحالیکه آن کاخ مانند سطح صاف و همواری بود، چون آن را دید گمان کرد آبی است پس ساقهایش را نمایان کرد تا در آن وارد شود، سلیمان ÷ گفت: این کاخی مسطح از شیشه است، او را به‏سوی اسلام فراخواند، او نیز دعوت سلیمان ÷ را اجابت کرد و گفت: پروردگارا من با عبادت دیگران همراه تو بر خودم ستم کردم، و اکنون همراه سلیمان در برابر الله، پروردگار تمام مخلوقات تسلیم شدم.

برخی فواید آیات:

• عزت ایمان پناهگاه مؤمن در برابر تأثیرپذیری از اموال فانی دنیاست.

• شادی به مادیات و تمایل به آنها یکی از صفات کافران است.

• آزمایش تیزهوشی دشمن به قصد تعامل مناسب با او.

• ابراز برتری بر دشمن برای تأثیرگذاری در او.

﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمۡ صَٰلِحًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ فَإِذَا هُمۡ فَرِيقَانِ يَخۡتَصِمُونَ٤٥ قَالَ يَٰقَوۡمِ لِمَ تَسۡتَعۡجِلُونَ بِٱلسَّيِّئَةِ قَبۡلَ ٱلۡحَسَنَةِۖ لَوۡلَا تَسۡتَغۡفِرُونَ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ٤٦ قَالُواْ ٱطَّيَّرۡنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَۚ قَالَ طَٰٓئِرُكُمۡ عِندَ ٱللَّهِۖ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ تُفۡتَنُونَ٤٧ وَكَانَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ تِسۡعَةُ رَهۡطٖ يُفۡسِدُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا يُصۡلِحُونَ٤٨ قَالُواْ تَقَاسَمُواْ بِٱللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُۥ وَأَهۡلَهُۥ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِۦ مَا شَهِدۡنَا مَهۡلِكَ أَهۡلِهِۦ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ٤٩ وَمَكَرُواْ مَكۡرٗا وَمَكَرۡنَا مَكۡرٗا وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ٥٠ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ مَكۡرِهِمۡ أَنَّا دَمَّرۡنَٰهُمۡ وَقَوۡمَهُمۡ أَجۡمَعِينَ٥١ فَتِلۡكَ بُيُوتُهُمۡ خَاوِيَةَۢ بِمَا ظَلَمُوٓاْۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ٥٢ وَأَنجَيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ٥٣ وَلُوطًا إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ أَتَأۡتُونَ ٱلۡفَٰحِشَةَ وَأَنتُمۡ تُبۡصِرُونَ٥٤ أَئِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلرِّجَالَ شَهۡوَةٗ مِّن دُونِ ٱلنِّسَآءِۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ تَجۡهَلُونَ٥٥ [النمل: ۴۵-۵۵].

(۴۵) و به تحقیق که به‏سوی ثمود برادر نسبی‏شان صالح ÷ را فرستادیم که تنها الله را عبادت کنید، بهناگاه پس از دعوت او به آنها دو گروه شدند: گروه مؤمن، و دیگری کافر که با هم تنازع میکردند که کدامیک برحق است.

(۴۶) صالح ÷ به آنها گفت: چرا پیش از رحمت، تعجیل عذاب را میخواهید؟ آیا از الله آمرزش برای گناهان‏تان نمیخواهید تا بر شما رحم کند.

(۴۷) قومش از روی سرسختی در برابر حق به او گفتند: ما به تو و مؤمنان همراهت فال بد زدیم، صالح ÷ به آنها گفت: فقط الله از سبب ورود مصیبت بر شما آگاه است و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند، بلکه شما قومی هستید که با خیری که برای‏تان گسترده میشود و با شری که به شما میرسد آزمایش میشوید.

(۴۸) و در شهر حِجر نُه مَرد بودند که با کفر و گناهان در زمین فساد برپا می‏کردند، و با ایمان و عمل صالح در آن اصلاح نمیکردند.

(۴۹) به یکدیگر گفتند: هر یک از ما باید به الله سوگند یاد کند که شبانه در خانهاش بر او وارد میشویم، و او را میکشیم، سپس به ولی دم او میگوییم: ما شاهد قتل صالح و اهلش نبودیم، و بهراستیکه ما در آنچه میگوییم راستگو هستیم.

(۵۰) و نیرنگی پنهانی برای نابودی صالح ÷ و پیروان مؤمن او اندیشیدند، و ما نیز تدبیری برای یاری و نجات او از مکر آنها و نابودی کافران قومش اندیشیدیم، درحالیکه از آن آگاه نبودند.

(۵۱) پس – ای رسول- بنگر که سرانجام تدبیر و مکرشان چگونه بود؟ اینکه آنها را با عذابی از جانب خویش از ریشه برکندیم و همگی آنها را نابود ساختیم.

(۵۲) پس این خانههای‏شان است که دیوارهای‏شان بر روی سقفهای‏شان ویران شده است، و از ساکنان خویش به‏سبب ستم‏شان خالی مانده است، همانا در عذابی که به‏سبب ستم‏شان بر آنها رسید عبرتی است برای مردمی که ایمان دارند، زیرا آنها هستند که از نشانهها عبرت میگیرند.

(۵۳) و کسانی از قوم صالح را که ایمان آوردند، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی میترسیدند نجات دادیم.

(۵۴) و – ای رسول- لوط ÷ را به یاد آور آنگاه که برای توبیخ و اعتراض بر قومش به آنها گفت: آیا خصلت زشت – یعنی لواط- را در محافل خویش آشکارا و درحالیکه یکدیگر را میبینید مرتکب میشوید؟!

(۵۵) آیا شما از روی شهوت به جای زنان با مردان درمیآمیزید، درحالیکه نه پاکدامنی میخواهید و نه فرزند، و فقط قضای شهوت حیوانی را میخواهید، بلکه شما مردمی هستید که بر ایمان و پاکی و دوری از گناهانی که بر شما واجب است نادان هستید.

برخی فواید آیات:

• طلب آمرزش از گناهان یکی از اسباب رحمت الله است.

• فال بد زدن به اشخاص و اشیا از صفات مؤمنان نیست.

• همکاری در شر و نیرنگ بر پیروان حق سرانجامِ بدی دارد.

• آشکار کردن منکر از پوشاندن آن زشتتر است.

• اعتراض بر فاسقان و فاجران واجب است.

﴿۞فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُوٓاْ أَخۡرِجُوٓاْ ءَالَ لُوطٖ مِّن قَرۡيَتِكُمۡۖ إِنَّهُمۡ أُنَاسٞ يَتَطَهَّرُونَ٥٦ فَأَنجَيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ قَدَّرۡنَٰهَا مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ٥٧ وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِم مَّطَرٗاۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلۡمُنذَرِينَ٥٨ قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ وَسَلَٰمٌ عَلَىٰ عِبَادِهِ ٱلَّذِينَ ٱصۡطَفَىٰٓۗ ءَآللَّهُ خَيۡرٌ أَمَّا يُشۡرِكُونَ٥٩ أَمَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَنۢبَتۡنَا بِهِۦ حَدَآئِقَ ذَاتَ بَهۡجَةٖ مَّا كَانَ لَكُمۡ أَن تُنۢبِتُواْ شَجَرَهَآۗ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَّهِۚ بَلۡ هُمۡ قَوۡمٞ يَعۡدِلُونَ٦٠ أَمَّن جَعَلَ ٱلۡأَرۡضَ قَرَارٗا وَجَعَلَ خِلَٰلَهَآ أَنۡهَٰرٗا وَجَعَلَ لَهَا رَوَٰسِيَ وَجَعَلَ بَيۡنَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ حَاجِزًاۗ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَّهِۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٦١ أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكۡشِفُ ٱلسُّوٓءَ وَيَجۡعَلُكُمۡ خُلَفَآءَ ٱلۡأَرۡضِۗ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَّهِۚ قَلِيلٗا مَّا تَذَكَّرُونَ٦٢ أَمَّن يَهۡدِيكُمۡ فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ وَمَن يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ بُشۡرَۢا بَيۡنَ يَدَيۡ رَحۡمَتِهِۦٓۗ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَّهِۚ تَعَٰلَى ٱللَّهُ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٦٣ [النمل: ۵۶-۶۳].

(۵۶) اما قوم او پاسخی نداشتند جز اینکه گفتند: خانوادۀ لوط را از شهرتان برانید، زیرا آنها مردمی هستند که از پلیدیها و نجاستها پاکی میجویند. این سخن را برای تمسخر خانوادۀ لوط ÷ که در فواحشی که انجام میدادند با آنها مشارکت نمی‏کردند، و حتی به خاطر ارتکاب این فواحش بر آنها اعتراض میکردند گفتند.

(۵۷) پس او و خانوادهاش را نجات دادیم، جز زنش را که بر او حکم کردیم از باقیماندگان در عذاب باشد تا از نابودشدگان گردد.

(۵۸) و سنگهایی از آسمان بر آنها باراندیم، پس بارانی سخت و نابودکننده بود برای کسانیکه از عذاب ترسانده شدند اما اجابت نکردند.

(۵۹) - ای رسول- بگو: تمام ستایشها از آنِ الله است به خاطر نعمتهایش و حفاظتی از جانب او برای اصحاب پیامبر ج از آن عذابش که با آن قوم لوط و صالح را عذاب کرد، آیا الله، معبود برحقی که فرمانروایی هر چیزی به دست اوست بهتر است یا معبودهایی که مشرکان عبادت میکنند و مالک هیچ نفع و زیانی نیستند؟!

(۶۰) یا کیست که آسمانها و زمین را بدون نمونۀ قبلی آفرید، و – ای مردم- از آسمان آب باران برای‏تان فرو فرستاد، سپس با آن آب باغهایی نیکو و زیبا برای‏تان رویانیدیم، کار شما نبود که درختان این باغها را برویانید زیرا از انجام این کار ناتوانید، پس الله همان ذاتی است که آنها را رویانیده است، آیا معبودی این کارها را همراه الله انجام داده است؟! نه، بلکه آنها قومی هستند که از حق گمراه هستند و از روی ستم خالق را با مخلوقات یکسان قرار میدهند.

(۶۱) یا کیست که زمین را مستقر و ثابت قرار داد که کسانی را که بر روی آن هستند نمیلرزاند، و داخل آن رودهایی جاری قرار داد، و برای آن کوههایی استوار قرار داد، و میان دو دریا: شور و شیرین فاصلهای که مانع آمیختن آب شور با آب شیرین میشود تا آن را فاسد نگرداند، و قابل نوشیدن نباشد قرار داد، آیا معبودی همراه الله این کارها را انجام داده است؟! نه، بلکه بیشتر آنها نمیدانند، و اگر می‏دانستند هیچیک از مخلوقات الله را شریک او تعالی قرار نمیدادند.

(۶۲) یا کیست کسیکه دعای انسانی را که کارش بر او تنگ آمده و سخت شده است آنگاه که او را بخواند اجابت میکند، و بیماری و فقر و سایر مصیبتهایی که به انسان میرسد را برطرف میسازد، و شما را جانشینانی در روی زمین قرار میدهد که نسل به نسل جانشین یکدیگر میشوید، آیا معبودی با الله این کارها را انجام میدهد؟ نه، چه کم پند میپذیرید و عبرت میگیرید.

(۶۳) یا کیست که شما را در تاریکیهای خشکی و دریا با نشانهها و ستارههایی که برای‏تان نصب میکند راهنمایی میکند، و کیست که بادها را مژدهرسان به نزدیکی نزول باران که با آن به بندگانش مهربانی میکند میفرستد، آیا معبودی با الله این کارها را انجام میدهد؟! الله از آنچه از مخلوقاتش که با او شریک میگردانند پاک و منزه است.

برخی فواید آیات:

• پناه بردن پیروان باطل به زور هنگام محاصرهشدن با دلایل حق.

• رابطۀ زناشویی بدون ایمان نفعی در آخرت نمیرساند.

• تحکیم عقیدۀ توحید از خلال یادآوری نعمتهای الله.

• الله به هر مضطری، چه مؤمن چه کافر، وعدۀ اجابت داده است آنگاه که او تعالی را بخواند.

﴿أَمَّن يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَمَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِۗ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَّهِۚ قُلۡ هَاتُواْ بُرۡهَٰنَكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٦٤ قُل لَّا يَعۡلَمُ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ ٱلۡغَيۡبَ إِلَّا ٱللَّهُۚ وَمَا يَشۡعُرُونَ أَيَّانَ يُبۡعَثُونَ٦٥ بَلِ ٱدَّٰرَكَ عِلۡمُهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِۚ بَلۡ هُمۡ فِي شَكّٖ مِّنۡهَاۖ بَلۡ هُم مِّنۡهَا عَمُونَ٦٦ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَءِذَا كُنَّا تُرَٰبٗا وَءَابَآؤُنَآ أَئِنَّا لَمُخۡرَجُونَ٦٧ لَقَدۡ وُعِدۡنَا هَٰذَا نَحۡنُ وَءَابَآؤُنَا مِن قَبۡلُ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ٦٨ قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ٦٩ وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ وَلَا تَكُن فِي ضَيۡقٖ مِّمَّا يَمۡكُرُونَ٧٠ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٧١ قُلۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعۡضُ ٱلَّذِي تَسۡتَعۡجِلُونَ٧٢ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَشۡكُرُونَ٧٣ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعۡلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمۡ وَمَا يُعۡلِنُونَ٧٤ وَمَا مِنۡ غَآئِبَةٖ فِي ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٍ٧٥ إِنَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ أَكۡثَرَ ٱلَّذِي هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ٧٦ [النمل: ۶۴-۷۶].

(۶۴) یا کیست که آفرینش را مرحله به مرحله در رحمها آغاز میکند، سپس آن را پس از اینکه آن را میمیراند زنده میگرداند، و کیست که شما را از آسمان با باران نازلشده از سوی آن روزی میدهد، و شما را از زمین با گیاهانی که در آن برای‏تان میرویاند روزی میدهد! آیا معبودی با الله این کارها را انجام میدهد؟! – ای رسول- به این مشرکان بگو: دلیل شرکی که بر آن هستید بیاورید، اگر در این امر که ادعا می‏کنید برحق هستید راستگو میباشید.

(۶۵) - ای رسول- بگو: نه فرشتگانی که در آسمانها هستند غیب را میدانند، و نه مردمی که در روی زمین هستند، اما فقط الله همان ذاتی است که غیب را میداند، و جز الله هیچیک از کسانیکه در آسمانها و زمین هستند نمیدانند که چه زمانی برای جزا برانگیخته میشوند.

(۶۶) یا آیا علم آنها به آخرت رسیده و به آن یقین پیدا کردهاند؟ نه، بلکه آنها در شک و سرگردانی از آخرت هستند، بلکه خردهای‏شان از آن کور شده است.

(۶۷) و کسانیکه کفر ورزیدند از روی اعتراض گفتند: آیا وقتیکه مردیم و خاک شدید ممکن است که زنده برانگیخته شویم؟

(۶۸) به تحقیق که به ما، و پیش از ما به پدرانمان وعده داده شده است که همگی برانگیخته میشویم، اما تحققی بر این وعده ندیدهایم، این وعده که همگی به آن وعده داده شدهایم جز دروغهای نخستینیان که آنها را در کتابهای‏شان تدوین کردهاند نیست.

(۶۹) - ای رسول- به این انکارکنندگان رستاخیز بگو: در هر سمتی از زمین بگردید و بیندیشید که سرانجام تکذیبکنندگان رستاخیز چگونه بوده است، به تحقیق که آنها را به خاطر تکذیب رستاخیز نابود کردهایم.

(۷۰) و به‏سبب رویگردانی مشرکان از دعوت خویش اندوه مدار، و از نیرنگشان دلتنگ نشو زیرا الله یاور تو در برابر آنها است.

(۷۱) و کافران منکر رستاخیز از میان قوم تو میگویند: عذابی که تو و مؤمنان به ما وعده میدهید چه زمانی محقق میشود، اگر در آنچه از آن که ادعا میکنید راستگو هستید؟

(۷۲) - ای رسول- به آنها بگو: شاید بخشی از عذابی که در آن شتاب میکنید به شما نزدیک شده باشد.

(۷۳) و – ای رسول- بهراستیکه پروردگار تو نسبت به مردم بخشنده است که با وجود اینکه بر کفر و گناهان هستند کیفر آنها را به تعجیل نمیاندازد، اما بیشتر مردم شکر الله را به خاطر نعمتهایی که بر آنها ارزانی میدارد به جای نمیآورند.

(۷۴) و در حقیقت پروردگار تو از آنچه که دلهای بندگانش پنهان و آشکار می‏کنند آگاه است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۷۵) و هیچچیز نه در آسمان و نه در زمین از مردم پنهان نیست مگر اینکه در کتابی روشن یعنی لوح محفوظ وجود دارد.

(۷۶) بهراستیکه این قرآن نازلشده بر محمد ج بیشتر آنچه را که بنیاسرائیل در مورد آن اختلاف دارند برای‏شان حکایت میکند، و انحرافات‏شان را آشکار می‏گرداند.

برخی فواید آیات:

• علم غیب از جمله مواردی است که به الله اختصاص دارد، پس ادعای آن کفر است.

• عبرتگیری از سرانجام و احوال امتهای پیشین راه نجات است.

• احاطۀ علم الله به اعمال بندگانش.

• تصحیح قرآن بر انحرافات بنیاسرائیل و تحریف کتابهای‏شان توسط آنها.

﴿وَإِنَّهُۥ لَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ٧٧ إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُم بِحُكۡمِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡعَلِيمُ٧٨ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۖ إِنَّكَ عَلَى ٱلۡحَقِّ ٱلۡمُبِينِ٧٩ إِنَّكَ لَا تُسۡمِعُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَلَا تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوۡاْ مُدۡبِرِينَ٨٠ وَمَآ أَنتَ بِهَٰدِي ٱلۡعُمۡيِ عَن ضَلَٰلَتِهِمۡۖ إِن تُسۡمِعُ إِلَّا مَن يُؤۡمِنُ بِ‍َٔايَٰتِنَا فَهُم مُّسۡلِمُونَ٨١ ۞وَإِذَا وَقَعَ ٱلۡقَوۡلُ عَلَيۡهِمۡ أَخۡرَجۡنَا لَهُمۡ دَآبَّةٗ مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ تُكَلِّمُهُمۡ أَنَّ ٱلنَّاسَ كَانُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا لَا يُوقِنُونَ٨٢ وَيَوۡمَ نَحۡشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٖ فَوۡجٗا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِ‍َٔايَٰتِنَا فَهُمۡ يُوزَعُونَ٨٣ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُو قَالَ أَكَذَّبۡتُم بِ‍َٔايَٰتِي وَلَمۡ تُحِيطُواْ بِهَا عِلۡمًا أَمَّاذَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٨٤ وَوَقَعَ ٱلۡقَوۡلُ عَلَيۡهِم بِمَا ظَلَمُواْ فَهُمۡ لَا يَنطِقُونَ٨٥ أَلَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا جَعَلۡنَا ٱلَّيۡلَ لِيَسۡكُنُواْ فِيهِ وَٱلنَّهَارَ مُبۡصِرًاۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٨٦ وَيَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُۚ وَكُلٌّ أَتَوۡهُ دَٰخِرِينَ٨٧ وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِۚ صُنۡعَ ٱللَّهِ ٱلَّذِيٓ أَتۡقَنَ كُلَّ شَيۡءٍۚ إِنَّهُۥ خَبِيرُۢ بِمَا تَفۡعَلُونَ٨٨ [النمل: ۷۷-۸۸].

(۷۷) و بهراستیکه هدایت و رحمتی است برای مؤمنانی که به آنچه در آن آمده است عمل میکنند.

(۷۸) - ای رسول- به تحقیق که پروردگارت در روز قیامت با حکم درست خویش میان مردم مؤمن و کافر داوری میکند، آنگاه به مؤمن مهربانی، و کافر را عذاب می‏کند، و او ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد. هیچکس بر او چیره نمیشود، و ذات دانایی است که تشخیص حقدار از فریبکار بر او پوشیده نمی‏ماند.

(۷۹) پس بر الله توکل کن، و در تمام کارهایت بر او اعتماد کن، زیرا تو بر حق آشکاری هستی.

(۸۰) - ای رسول- همانا تو نمیتوانی دعوت خویش را به گوش مردگانی که دلهای‏شان به‏سبب کفر به الله مرده است، و به گوش کسانیکه شنوایی ندارند و با رویگردانی به تو پشت میکنند برسانی.

(۸۱) و هدایتگر کسانیکه چشمهای‏شان از دیدن حق کور شده است نیستی، پس بر آنها اندوه مدار و خودت را به رنج نینداز، دعوت تو را نمیشنود مگر کسیکه به آیات ما ایمان آورد زیرا آنها هستند که تسلیم اوامر الله هستند.

(۸۲) و آنگاه که به‏سبب اصرار آنها بر کفر و گناهان، عذاب بر آنها واجب گردد و ثابت شود، و فساد مردم ادامه یابد، هنگام نزدیک شدن قیامت، یکی از نشانههای کبرای آن را برای‏شان درمیآوریم، یعنی همان جنبندهای از زمین آنگونه که برای‏شان قابل فهم است در خصوص اینکه مردم آیات نازلشده بر پیامبرمان را تصدیق نمیکردند با آنها سخن میگوید.

(۸۳) و – ای رسول- به یاد آور روزی را که از هر یک از امتها گروهی از بزرگان‏شان را از کسانیکه آیات ما را تکذیب میکردند گرد میآوریم، و همه به هم می‏رسند سپس به‏سوی حساب رانده میشوند.

(۸۴) و پیوسته رانده میشوند، تا اینکه به مکان حسابرسی خویش برسند الله از روی توبیخ به آنها میگوید: آیا آیات دلالتکنندۀ من، بر توحیدِ من و مشتمل بر شریعتم را تکذیب کردید، درحالیکه از نظر علمی احاطه نداشتید که آنها باطل است تا تکذیب آن را برای شما جایز گرداند، آیا چه چیزی از تصدیق یا تکذیب در مورد آنها انجام میدادید؟!

(۸۵) و به‏سبب ستم‏شان با کفر به الله و تکذیب آیاتش عذاب بر آنها واقع شود، درحالیکه به‏سبب ناتوانی و بطلان دلایل خویش برای دفاع از خودشان سخن نمی‏گویند.

چون رستاخیز را انکار میکردند الله آنها را به آنچه که در زندگی‏شان به رستاخیز دلالت میکند متوجه ساخت، یعنی خواب‏شان که به منزلۀ مرگ است، و بیداری‏شان که به منزلۀ رستاخیز است، و فرمود:

(۸۶) آیا این تکذیبکنندگان رستاخیز ننگریستهاند که شب را قرار دادیم تا با خواب در آن آرام گیرند، و روز را روشناییبخشی قرار دادیم تا در آن ببینند، و بر انجام اعمال‏شان بکوشند، همانا در این مرگ مکرر و رستاخیز پس از آن، برای مردمی که ایمان میآورند نشانههای آشکاری است.

(۸۷) و – ای رسول- به یاد آور روزی را که فرشتۀ گماشتهشده برای بار دوم در صور میدمد، آنگاه تمام کسانیکه در آسمانها و زمین هستند میترسند مگر کسانیکه الله به فضل خویش آنها را از ترسیدن استثنا کند، و در آن روز تمام مخلوقات الله فرمان‏بردارانه و خوار به‏سوی او میآیند.

(۸۸) و در آن روز کوهها را ثابت و بدون حرکت میبینی، اما در واقعیتِ امر، به سرعتِ ابر سریع در حرکت هستند؛ کار الله است، زیرا اوست که کوهها را به حرکت درمیآورد، بهراستیکه او از آنچه انجام میدهید آگاه است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• اهمیت توکل بر الله.

• تزکیۀ پیامبر ج به اینکه بر حق آشکار قرار دارد.

• هدایتِ توفیق به دست الله است، و به دست رسول ج نیست.

• دلالت خواب بر مرگ؛ و بیدار شدن بر رستاخیز.

﴿مَن جَآءَ بِٱلۡحَسَنَةِ فَلَهُۥ خَيۡرٞ مِّنۡهَا وَهُم مِّن فَزَعٖ يَوۡمَئِذٍ ءَامِنُونَ٨٩ وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَكُبَّتۡ وُجُوهُهُمۡ فِي ٱلنَّارِ هَلۡ تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٩٠ إِنَّمَآ أُمِرۡتُ أَنۡ أَعۡبُدَ رَبَّ هَٰذِهِ ٱلۡبَلۡدَةِ ٱلَّذِي حَرَّمَهَا وَلَهُۥ كُلُّ شَيۡءٖۖ وَأُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ٩١ وَأَنۡ أَتۡلُوَاْ ٱلۡقُرۡءَانَۖ فَمَنِ ٱهۡتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهۡتَدِي لِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ٩٢ وَقُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ فَتَعۡرِفُونَهَاۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ٩٣ [النمل: ۸۹-۹۳].

(۸۹) هرکس در روز قیامت ایمان و علم صالح بیاورد بهشت برای اوست، و آنها هستند که با محافظت الله از آنها از ترس روز قیامت ایمن هستند.

(۹۰) و هرکس کفر و گناهان را بیاورد جهنم برای‏شان است که بر صورتهای‏شان در آن افکنده میشوند، و از روی توبیخ و تحقیر به آنها گفته میشود: آیا جز کفر و گناهانی که در دنیا انجام میدادید جزا داده میشوید؟

(۹۱) - ای رسول- به آنها بگو: من فقط فرمان یافتم که پروردگار مکه که آن را محترم شمرده است را عبادت کنم، همان شهری که خونی در آن ریخته نمیشود، و هیچ کسی در آن، موردِ ستم واقع نمیشود، و صید آن کشته نمیشود، و درختش قطع نمیگردد. و فرمانروایی هر چیزی از آنِ او سبحانه است، و فرمان یافتم که از گردننهندگان الله و تسلیمشدگان او با طاعت باشم.

(۹۲) و فرمان یافتم که قرآن را بر مردم بخوانم، پس هرکس به راهنمایی آن هدایت شود، و به آنچه در آن است عمل کند، سود هدایتش به خودش بازمیگردد، و هرکس گمراه شود و از آنچه در آن است منحرف گردد و آن را انکار کند، و به آنچه در آن است عمل نکند، پس بگو: من فقط از انذاردهندگان هستم که شما را از عذاب الله انذار میدهم، و هدایت شما به دست من نیست.

(۹۳) و – ای رسول- بگو: تمام ستایشها از آنِ الله است به خاطر نعمتهایش که قابل شمارش نیست، بهزودی الله نشانههایش را در خودتان و در آسمان و زمین و رزق و روزی به شما نشان خواهد داد، آنگاه آنها را به گونهای که شما را به اذعان به حق راهنمایی کند خواهید شناخت، و پروردگارت از آنچه انجام میدهید غافل نیست، بلکه او تعالی بر اعمال‏تان آگاه است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

سورة القصص (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿طسٓمٓ١ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُبِينِ٢ نَتۡلُواْ عَلَيۡكَ مِن نَّبَإِ مُوسَىٰ وَفِرۡعَوۡنَ بِٱلۡحَقِّ لِقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٣ إِنَّ فِرۡعَوۡنَ عَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَجَعَلَ أَهۡلَهَا شِيَعٗا يَسۡتَضۡعِفُ طَآئِفَةٗ مِّنۡهُمۡ يُذَبِّحُ أَبۡنَآءَهُمۡ وَيَسۡتَحۡيِۦ نِسَآءَهُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ٤ وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّةٗ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِينَ٥ [القصص: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

بیان موازین حقیقی قدرتها، از خلال اظهار قدرت و سنت الله بر پیروزی مستضعفان و نابودی مستکبران.

تفسیر:

(۱) ﴿طسٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در آغاز سورۀ بقره بیان شد.

(۲) این است آیات قرآن واضح.

(۳) از قصۀ موسی ÷ و فرعون، حقیقتی را برایت میخوانیم که در آن هیچ تردیدی برای مردمی که ایمان میآورند نیست؛ زیرا آنها هستند که از آنچه در آن است نفع میبرند.

(۴) همانا فرعون در سرزمین مصر سرکشی کرد، و در آنجا مسلط شد و توان یافت، و ساکنانش را گروههای پراکندهای گرداند، گروهی از آنها، یعنی بنیاسرائیل، را با قتل پسرهای‏شان و نگهداشتن زنان‏شان برای خدمت، به هدف زیادهروی در خوارکردن آنها ناتوان کرد، بهراستیکه او با ستم و طغیان و تکبر از فسادکاران در روی زمین بود.

(۵) و خواستیم بر بنیاسرائیل که فرعون آنها را در سرزمین مصر ناتوان کرد؛ با نابودی دشمنشان، و برطرف ساختن ناتوانی از آنها، لطف کنیم، و آنها را پیشوایانی قرار دهیم که در حق به آنها اقتدا میشود، و آنها را پس از نابودی فرعون وارثان سرزمین مبارک شام قرار دهیم، چنانکه الله تعالی میفرماید: ﴿وَأَوۡرَثۡنَا ٱلۡقَوۡمَ ٱلَّذِينَ كَانُواْ يُسۡتَضۡعَفُونَ مَشَٰرِقَ ٱلۡأَرۡضِ وَمَغَٰرِبَهَا ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَاۖ ... [الأعراف: ۱۳۷] «و شرق و غرب زمین را که در آن برکت داده بودیم؛ به گروهیکه ناتوان (و مستضعف) شمرده میشدند، به میراث دادیم...».

برخی فواید آیات:

• ایمان و عمل صالح دو سبب رهایی از وحشت روز قیامت هستند.

• کفر و نافرمانی سبب ورود در جهنم هستند.

• تحریم قتل و ستم و صید در حرم.

• سرانجامِ مؤمنان پیروزی و قدرتیابی است.

﴿وَنُمَكِّنَ لَهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَنُرِيَ فِرۡعَوۡنَ وَهَٰمَٰنَ وَجُنُودَهُمَا مِنۡهُم مَّا كَانُواْ يَحۡذَرُونَ٦ وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰٓ أُمِّ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَرۡضِعِيهِۖ فَإِذَا خِفۡتِ عَلَيۡهِ فَأَلۡقِيهِ فِي ٱلۡيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحۡزَنِيٓۖ إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيۡكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٧ فَٱلۡتَقَطَهُۥٓ ءَالُ فِرۡعَوۡنَ لِيَكُونَ لَهُمۡ عَدُوّٗا وَحَزَنًاۗ إِنَّ فِرۡعَوۡنَ وَهَٰمَٰنَ وَجُنُودَهُمَا كَانُواْ خَٰطِ‍ِٔينَ٨ وَقَالَتِ ٱمۡرَأَتُ فِرۡعَوۡنَ قُرَّتُ عَيۡنٖ لِّي وَلَكَۖ لَا تَقۡتُلُوهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوۡ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدٗا وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ٩ وَأَصۡبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَٰرِغًاۖ إِن كَادَتۡ لَتُبۡدِي بِهِۦ لَوۡلَآ أَن رَّبَطۡنَا عَلَىٰ قَلۡبِهَا لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٠ وَقَالَتۡ لِأُخۡتِهِۦ قُصِّيهِۖ فَبَصُرَتۡ بِهِۦ عَن جُنُبٖ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ١١ ۞وَحَرَّمۡنَا عَلَيۡهِ ٱلۡمَرَاضِعَ مِن قَبۡلُ فَقَالَتۡ هَلۡ أَدُلُّكُمۡ عَلَىٰٓ أَهۡلِ بَيۡتٖ يَكۡفُلُونَهُۥ لَكُمۡ وَهُمۡ لَهُۥ نَٰصِحُونَ١٢ فَرَدَدۡنَٰهُ إِلَىٰٓ أُمِّهِۦ كَيۡ تَقَرَّ عَيۡنُهَا وَلَا تَحۡزَنَ وَلِتَعۡلَمَ أَنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ١٣ [القصص: ۶-۱۳].

(۶) و خواستیم که آنها را با حاکم کردن در سرزمین مصر قدرت دهیم، و به فرعون و پایههای اصلی حکومتش یعنی هامان و لشکریان آن دو که در حکومتداری به آنها یاری میرساندند، نابودی حکومت آنها را که از آن میترسیدند، و پایان یافتن آن بر دست نوزاد پسری از بنیاسرائیل نشان دهیم.

الله پس از بیان سرانجامِ پادشاهی فرعون، و آنچه که به موسی ÷ و قومش بخشیده خواهد شد، آغاز زندگی موسی ÷ تا وقتیکه الله او را به رسالت میفرستد را بیان کرد و فرمود:

(۷) و به مادر موسی ÷ الهام کردیم که او را شیر بده و هرگاه از فرعون و قومش در مورد او ترسیدی که او را بکشند او را در صندوقی قرار بده، و در رود نیل بینداز، و در مورد او نه از غرق شدن بترس و نه از فرعون، و به‏سبب جدایی او اندوه مدار، زیرا ما او را زنده به‏سوی تو بازمیگردانیم، و او را از رسولان الله که آنها را به‏سوی مخلوقاتش میفرستد قرار میدهیم.

(۸) پس آنچه را که بر او الهام شد از قرار دادن موسی در صندوق، و انداختن او در رود اطاعت کرد، و خاندان فرعون بر او دست یافتند و او را گرفتند، تا آنچه را الله اراده کرده بود از اینکه موسی ÷ دشمنی برای فرعون خواهد شد که الله پادشاهیاش را به دست او از بین میبرد، و باعث اندوه آنها خواهد شد، محقق گردد همانا فرعون و وزیرش هامان و یاوران آن دو به‏سبب کفر و طغیان، و فسادکاری در روی زمین گناهکار بودند.

(۹) و هنگامیکه فرعون خواست او را بکشد همسرش به او گفت: این مایۀ شادی من و توست، او را نکشید شاید با خدمت به ما نفع برساند، یا با فرزند خواندگی، او را به فرزندی بگیریم، و آنها از آنچه که نابودی‏شان به دست او منجر خواهد شد آگاه نبودند.

(۱۰) و قلب مادر موسی ÷ از تمام امور دنیا جز امر موسی ÷ خالی گشت و صبر نکرد، تا اینکه نزدیک بود از شدتِ وابستگی زیاد به او، آشکار کند که او فرزندش است، اگر قلبش را آنگونه که لازم بود استوار نگردانیده بودیم، و او را به صبر امر نکرده بودیم تا از مؤمنان توکلکننده بر پروردگارشان و شکیبایان در برابر حکم او تعالی باشد.

(۱۱) و مادر موسی ÷ پس از اینکه موسی ÷ را در رود افکند به خواهرش گفت: او را دنبال کن تا بدانی با او چه میشود، پس از دور به او نگریست تا امرش آشکار نگردد، و فرعون و قوم او احساس نکنند که او خواهرش است و میخواهد از حالش جویا شود.

(۱۲) و موسی ÷ به تدبیر الله از زنان شیر نخورد، و چون خواهرش اشتیاق آنها بر شیر دادن او را دید به آنها گفت: آیا شما را به اهل خانهای که به او شیر میدهند و از او نگهداری میکنند، و خیرخواه او نیز هستند راهنمایی کنم؟

(۱۳) پس موسی ÷ را به مادرش بازگردانیدیم تا چشمانش با دیدن موسی ÷ از نزدیک روشن شود، و به‏سبب فراق او اندوه ندارد، و بداند که وعدۀ الله به بازگردانیدن موسی ÷ به او حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، اما بیشتر آنها از این وعده آگاه نبودند، و هیچکس نمیدانست که او مادرش است.

برخی فواید آیات:

• تدبیر الله برای بندگان صالح خویش به آنچه که آنها را از مکر دشمنان‏شان محافظت میکند.

• تدبیر ستمکار به نابودیاش منجر میشود.

• قوۀ عاطفۀ مادران در برابر فرزندانشان.

• جواز بهکارگیری حیلۀ مشروع برای رهایی از ستم ستمکار.

• وعدۀ الله بدون تردید واقع میشود.

﴿وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَٱسۡتَوَىٰٓ ءَاتَيۡنَٰهُ حُكۡمٗا وَعِلۡمٗاۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٤ وَدَخَلَ ٱلۡمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفۡلَةٖ مِّنۡ أَهۡلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيۡنِ يَقۡتَتِلَانِ هَٰذَا مِن شِيعَتِهِۦ وَهَٰذَا مِنۡ عَدُوِّهِۦۖ فَٱسۡتَغَٰثَهُ ٱلَّذِي مِن شِيعَتِهِۦ عَلَى ٱلَّذِي مِنۡ عَدُوِّهِۦ فَوَكَزَهُۥ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيۡهِۖ قَالَ هَٰذَا مِنۡ عَمَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِۖ إِنَّهُۥ عَدُوّٞ مُّضِلّٞ مُّبِينٞ١٥ قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمۡتُ نَفۡسِي فَٱغۡفِرۡ لِي فَغَفَرَ لَهُۥٓۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ١٦ قَالَ رَبِّ بِمَآ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ فَلَنۡ أَكُونَ ظَهِيرٗا لِّلۡمُجۡرِمِينَ١٧ فَأَصۡبَحَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ خَآئِفٗا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا ٱلَّذِي ٱسۡتَنصَرَهُۥ بِٱلۡأَمۡسِ يَسۡتَصۡرِخُهُۥۚ قَالَ لَهُۥ مُوسَىٰٓ إِنَّكَ لَغَوِيّٞ مُّبِينٞ١٨ فَلَمَّآ أَنۡ أَرَادَ أَن يَبۡطِشَ بِٱلَّذِي هُوَ عَدُوّٞ لَّهُمَا قَالَ يَٰمُوسَىٰٓ أَتُرِيدُ أَن تَقۡتُلَنِي كَمَا قَتَلۡتَ نَفۡسَۢا بِٱلۡأَمۡسِۖ إِن تُرِيدُ إِلَّآ أَن تَكُونَ جَبَّارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ ٱلۡمُصۡلِحِينَ١٩ وَجَآءَ رَجُلٞ مِّنۡ أَقۡصَا ٱلۡمَدِينَةِ يَسۡعَىٰ قَالَ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّ ٱلۡمَلَأَ يَأۡتَمِرُونَ بِكَ لِيَقۡتُلُوكَ فَٱخۡرُجۡ إِنِّي لَكَ مِنَ ٱلنَّٰصِحِينَ٢٠ فَخَرَجَ مِنۡهَا خَآئِفٗا يَتَرَقَّبُۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٢١ [القصص: ۱۴-۲۱].

الله پس از بیان مبدأ موسی ÷ مرحلۀ جوانی او را ذکر کرد و فرمود:

(۱۴) و چون به سن سخت شدن بدن رسید، و در نیرویش استحکام یافت - فهم و علم در دینِ بنیاسرائیل پیش از نبوتش به او دادیم، و همانگونه که موسی ÷ را در قبال طاعت او جزا دادیم در هر زمان و مکانی نیکوکاران را جزا میدهیم.

(۱۵) و موسی ÷ هنگام استراحت مردم در خانههای‏شان وارد شهر شد، آنگاه دو مرد را دید که با یکدیگر منازعه و زد و خورد میکنند، یکی از آنها از بنیاسرائیل قوم موسی ÷، و دیگری از قِبط قوم فرعون دشمن موسی ÷ بود، پس کسیکه از قومش بود از موسی ÷ خواست که او را در برابر کسیکه از قبط و دشمنش بود یاری رساند، پس موسی ÷ مشتی به قبطی زد، و به‏سبب قدرت آن ضربه او را کشت، موسی ÷ گفت: این از آراستن و فریبکاری شیطان است، بهراستیکه شیطان برای کسیکه از او پیروی کند دشمنی گمراهکننده و آشکار است، پس آنچه که از جانب من حاصل شد به‏سبب دشمنی او، و به‏سبب این است که گمراهکننده است و میخواهد مرا گمراه کند.

(۱۶) موسی ÷ با خواندن پروردگارش و با اعتراف به آنچه از او حاصل شده بود گفت: پروردگارا بهراستیکه من با قتل این قبطی بر خودم ستم کردم، پس گناهم را برایم بیامرز، سپس الله آمرزش موسی ÷ توسط خویش را برایمان بیان میفرماید، بهراستیکه او تعالی نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۱۷) پس با خبر موسی ÷ ادامه داد که در آن گفت: پروردگارا به‏سبب قدرت و حکمت و علمی که به من ارزانی داشتی هرگز یاور مجرمان در جرم آنها نخواهم بود.

(۱۸) پس چون قتل قبطی از او سر زد صبحگاه ترسان در شهر منتظر بود که چه چیزی رخ میدهد، ناگهان همان کسیکه دیروز از او درخواست یاری و کمک در برابر دشمن قبطیاش کرده بود در برابر قبطیای دیگر از او کمک میطلبید، موسی ÷ به او گفت: بهراستیکه تو فریبکار و گمراه آشکاری هستی.

(۱۹) پس وقتی موسی ÷ خواست به قبطی که دشمن او و دشمن اسرائیلی بود حمله کند، اسرائیلی گمان کرد که موسی ÷ میخواهد به او حمله کند چون از او شنید که میگفت: ﴿إِنَّكَ لَغَوِيّٞ مُّبِينٞ ، از این رو به موسی ÷ گفت: آیا میخواهی مرا بکشی همانگونه که دیروز کسی را کشتی، تو نمیخواهی جز اینکه ستمکاری بر روی زمین باشی که مردم را بکشی و به آنها ستم کنی و نمیخواهی از کسانی باشی که میان نزاع کنندگان اصلاح برقرار میکند.

(۲۰) و هنگامیکه این خبر منتشر شد و مردی از دورترین نقطۀ شهر برای دلسوزی بر موسی ÷ از تعقیب به سرعت آمد، و گفت: ای موسی، سران قوم فرعون در مورد قتل تو با یکدیگر رایزنی میکنند پس از شهر برو، زیرا من از خیرخواهان تو هستم و نگرانم از اینکه به تو دست یابند و تو را بکشند.

(۲۱) آنگاه موسی ÷ فرمان آن مرد خیرخواه را اجرا کرد، و ترسان و درحالیکه انتظار میکشید چه اتفاقی برایش رخ میدهد از شهر خارج شد، و اینگونه پروردگارش را خواند: پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده، تا آسیبی به من نرسانند.

برخی فواید آیات:

• یکی از آداب دعا، اعتراف به گناه است.

• سپاسگزاری نیکو آن است که بنده را به طاعت پروردگارش میکشاند، و از نافرمانی او تعالی دور میسازد.

• اهمیت مبادرت بر نصیحت؛ بهخصوص آنگاه که نجات مؤمن از نابودی، وابسته به آن باشد.

• وجوب بهکارگیری اسباب نجات، و پناه بردن به الله با دعا.

﴿وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلۡقَآءَ مَدۡيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يَهۡدِيَنِي سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ٢٢ وَلَمَّا وَرَدَ مَآءَ مَدۡيَنَ وَجَدَ عَلَيۡهِ أُمَّةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ يَسۡقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ ٱمۡرَأَتَيۡنِ تَذُودَانِۖ قَالَ مَا خَطۡبُكُمَاۖ قَالَتَا لَا نَسۡقِي حَتَّىٰ يُصۡدِرَ ٱلرِّعَآءُۖ وَأَبُونَا شَيۡخٞ كَبِيرٞ٢٣ فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰٓ إِلَى ٱلظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَآ أَنزَلۡتَ إِلَيَّ مِنۡ خَيۡرٖ فَقِيرٞ٢٤ فَجَآءَتۡهُ إِحۡدَىٰهُمَا تَمۡشِي عَلَى ٱسۡتِحۡيَآءٖ قَالَتۡ إِنَّ أَبِي يَدۡعُوكَ لِيَجۡزِيَكَ أَجۡرَ مَا سَقَيۡتَ لَنَاۚ فَلَمَّا جَآءَهُۥ وَقَصَّ عَلَيۡهِ ٱلۡقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفۡۖ نَجَوۡتَ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٢٥ قَالَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا يَٰٓأَبَتِ ٱسۡتَ‍ٔۡجِرۡهُۖ إِنَّ خَيۡرَ مَنِ ٱسۡتَ‍ٔۡجَرۡتَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡأَمِينُ٢٦ قَالَ إِنِّيٓ أُرِيدُ أَنۡ أُنكِحَكَ إِحۡدَى ٱبۡنَتَيَّ هَٰتَيۡنِ عَلَىٰٓ أَن تَأۡجُرَنِي ثَمَٰنِيَ حِجَجٖۖ فَإِنۡ أَتۡمَمۡتَ عَشۡرٗا فَمِنۡ عِندِكَۖ وَمَآ أُرِيدُ أَنۡ أَشُقَّ عَلَيۡكَۚ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٢٧ قَالَ ذَٰلِكَ بَيۡنِي وَبَيۡنَكَۖ أَيَّمَا ٱلۡأَجَلَيۡنِ قَضَيۡتُ فَلَا عُدۡوَٰنَ عَلَيَّۖ وَٱللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٞ٢٨ [القصص: ۲۲-۲۸].

(۲۲) و چون رو به‏سوی مدین پیش رفت گفت: امیدوارم که پروردگارم مرا به بهترین راه راهنمایی کند، و از آن منحرف نشوم.

(۲۳) و وقتی به آب مدین که از آن آب برمیداشتند رسید گروهی از مردم را دید که به دامهای‏شان آب میدادند، و پایینتر از آنها، دو زن را دید که گوسفندهای‏شان را از آب بازمیدارند تا مردم آب بردارند، موسی ÷ به آن دو گفت: چرا همراه مردم آب برنمیدارید؟ آن دو به او گفتند: عادت ما این است که درنگ میکنیم و آب برنمی‏داریم تا اینکه چوپانان بازگردند؛ تا مبادا با آنها آمیخته شویم، و پدرمان پیری سالخورده است، و نمیتواند آب بردارد، پس ما به آب دادن گوسفندانمان ناچاریم.

(۲۴) پس به آن دو دلسوزی کرد و گوسفندان‏شان را آب داد، سپس به‏سوی سایه بازگشت و در آنجا استراحت کرد، و با اشاره به نیاز خویش پروردگارش را خواند، و گفت: پروردگارا بهراستیکه من به هر خیری که برایم بفرستی نیازمندم.

(۲۵) چون آن دو رفتند پدرشان را در مورد موسی ÷ باخبر کردند، پس یکی از آن دو را به‏سوی موسی ÷ فرستاد تا او را دعوت کند، آن دختر درحالیکه با حیا راه می‏رفت، گفت: پدرم تو را دعوت میکند نزدش بیایی تا مزد اینکه به ما آب دادی را برایت بدهد، پس وقتی موسی ÷ نزد پدر آن دو آمد، و او را از سرگذشت خویش باخبر ساخت، برای آرام کردن موسی ÷ به او گفت: نترس که از قوم ستمکار، فرعون و سرانش نجات یافتی، زیرا آنها تسلطی بر مدین ندارند، و نمیتوانند آزاری به تو برسانند.

(۲۶) یکی از دو دخترش گفت: ای پدرم، او را به مزدوری بگیر تا گوسفندانمان را بچراند، زیرا شایستگی این را دارد که او را به مزدوری بگیری؛ چون هم قوی است و هم امانتدار، زیرا آنچه که به آن مکلف شده است را با قدرت انجام میدهد، و آنچه را که بر آن امین گماشته شده است با امانتداری حفظ میکند.

(۲۷) پدر آن دو دختر خطاب به موسی ÷ گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم، به شرط اینکه مهریۀ او این باشد که هشت سال گوسفندانمان را بچرانی، و اگر این مدت را ده سال کامل کنی لطفی از جانب تو است و به آن مجبور نیستی، زیرا پیمان بر هشت سال بسته شده است، و بیشتر از آن اختیاری است، و من نمیخواهم که تو را به آنچه برایت دشوار است ملزم کنم. - انشاءالله- مرا از نیکوکارانی که به پیمانها وفا میکنند، و عهدها را نمیشکنند خواهی یافت.

(۲۸) موسی ÷ گفت: این پیمانی میان من و تو است که بر آن پیمان بستیم، پس هر یک از دو مدت: هشت یا ده سال را که انجام دادم، به آنچه بر من است وفا کردهام، پس بیشتر از من نخواه، و الله بر آنچه که پیمان بستیم وکیل و نگهبان است.

برخی فواید آیات:

• پناه بردن به الله راه نجات در دنیا و آخرت است.

• حیای زن مسلمان سبب کرامت و بالارفتن شأن اوست.

• مشارکت زن در نظر دادن، و اعتماد به نظر او اگر درست باشد امری پسندیده است.

• قدرت و امانتداری، دو صفتِ یک مسئول موفق است.

• جواز انتخاب منفعت برای مهریه.

﴿۞فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى ٱلۡأَجَلَ وَسَارَ بِأَهۡلِهِۦٓ ءَانَسَ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ نَارٗاۖ قَالَ لِأَهۡلِهِ ٱمۡكُثُوٓاْ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا لَّعَلِّيٓ ءَاتِيكُم مِّنۡهَا بِخَبَرٍ أَوۡ جَذۡوَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ لَعَلَّكُمۡ تَصۡطَلُونَ٢٩ فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِيَ مِن شَٰطِيِٕ ٱلۡوَادِ ٱلۡأَيۡمَنِ فِي ٱلۡبُقۡعَةِ ٱلۡمُبَٰرَكَةِ مِنَ ٱلشَّجَرَةِ أَن يَٰمُوسَىٰٓ إِنِّيٓ أَنَا ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٣٠ وَأَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَۚ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهۡتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنّٞ وَلَّىٰ مُدۡبِرٗا وَلَمۡ يُعَقِّبۡۚ يَٰمُوسَىٰٓ أَقۡبِلۡ وَلَا تَخَفۡۖ إِنَّكَ مِنَ ٱلۡأٓمِنِينَ٣١ ٱسۡلُكۡ يَدَكَ فِي جَيۡبِكَ تَخۡرُجۡ بَيۡضَآءَ مِنۡ غَيۡرِ سُوٓءٖ وَٱضۡمُمۡ إِلَيۡكَ جَنَاحَكَ مِنَ ٱلرَّهۡبِۖ فَذَٰنِكَ بُرۡهَٰنَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦٓۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ٣٢ قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلۡتُ مِنۡهُمۡ نَفۡسٗا فَأَخَافُ أَن يَقۡتُلُونِ٣٣ وَأَخِي هَٰرُونُ هُوَ أَفۡصَحُ مِنِّي لِسَانٗا فَأَرۡسِلۡهُ مَعِيَ رِدۡءٗا يُصَدِّقُنِيٓۖ إِنِّيٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ٣٤ قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجۡعَلُ لَكُمَا سُلۡطَٰنٗا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيۡكُمَا بِ‍َٔايَٰتِنَآۚ أَنتُمَا وَمَنِ ٱتَّبَعَكُمَا ٱلۡغَٰلِبُونَ٣٥ [القصص: ۲۹-۳۵].

(۲۹) پس چون موسی ÷ کاملترین آن دو مدت یعنی ده سال را تمام کرد، و خانوادهاش را از مدین به‏سوی مصر برد در کنار طور آتشی دید، به خانوادهاش گفت: بایستید، که من آتشی دیدم، شاید از آن خبری برای‏تان بیاورم، یا شعلهای از آتش برای‏تان بیاورم تا با آن آتشی برافروزید، و خودتان را در برابر سرما گرم کنید.

(۳۰) پس وقتیکه موسی ÷ به آتشی که دیده بود رسید پروردگارش از سمت راست وادی در جایگاهی که الله با سخنگفتن با موسی ÷ از درخت، آن را برکت داد به او ندا داد: ای موسی همانا من الله پروردگار تمام مخلوقات هستم.

(۳۱) و عصایت را بینداز، آنگاه موسی ÷ برای اطاعت از امر پروردگارش آن را انداخت، و وقتی آن را دید که از نظر سرعت همانند ماری حرکت میکند و میجنبد با فرار و ترس از آن پشت کرد، و از گریزش بازنگشت، آنگاه پروردگارش به او ندا داد: ای موسی پیش آی، و از آن نترس؛ زیرا تو از این و سایر مواردی که میترسی در امان هستی.

(۳۲) دست راستت را در شکاف پیراهنت از نزدیک گردن داخل کن، سفید و بدون پیسی خارج میشود. پس موسی ÷ دستش را داخل کرد آنگاه سفید مانند برف خارج شد. و دستت را به خود بچسبان تا ترس تو آرام گیرد. آنگاه موسی ÷ دستش را به خویش چسباند و ترس از او برطرف شد، پس این دو مورد – عصا و دست- دو حجت فرستادهشده از جانب پروردگارت به‏سوی فرعون و سران قومش است، زیرا آنها با کفر و ارتکاب گناهان نافرمان الله هستند.

(۳۳) موسی ÷ با توسل به پروردگارش گفت: همانا من یکی از آنها را کشتم و میترسم که اگر برای ابلاغ آنچه به آن رسالت یافتهام نزدشان بروم مرا بکشند.

(۳۴) و برادرم هارون از من سخنورتر است پس او را به عنوان یاوری همراه من بفرست تا در سخنم با من موافقت کند، اگر فرعون و قومش مرا تکذیب کردند، همانا من میترسم از اینکه مرا تکذیب کنند چنانکه این کار عادت امتهایی است که رسولان پیش از من به‏سوی آنها فرستاده شدند و آنها را تکذیب کردند.

(۳۵) الله در پاسخ به دعوت موسی ÷ گفت: - ای موسی- به زودی تو را با فرستادن برادرت همراه تو به عنوان رسول و یاور تقویت خواهیم کرد، و حجت و تأییدی برای شما دو نفر قرار میدهیم، تا آسیبی که آن را نمیپسندید به شما نرسانند، به‏سبب آیات ما که شما را با آنها فرستادیم شما و مؤمنانی که از شما پیروی کنند پیروز هستید.

برخی فواید آیات:

• وفا به پیمانها کار مؤمنان است.

• سخن گفتن الله با موسی ÷ به صورت حقیقی ثابت است.

• نیاز دعوتگر به‏سوی الله، به کسیکه از او پشتیبانی کند.

• اهمیت سخنوریِ نِسبی برای دعوتگران (نسبتا شیوا و فصیح صحبت کنند).

﴿فَلَمَّا جَآءَهُم مُّوسَىٰ بِ‍َٔايَٰتِنَا بَيِّنَٰتٖ قَالُواْ مَا هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّفۡتَرٗى وَمَا سَمِعۡنَا بِهَٰذَا فِيٓ ءَابَآئِنَا ٱلۡأَوَّلِينَ٣٦ وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّيٓ أَعۡلَمُ بِمَن جَآءَ بِٱلۡهُدَىٰ مِنۡ عِندِهِۦ وَمَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ٣٧ وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمَلَأُ مَا عَلِمۡتُ لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرِي فَأَوۡقِدۡ لِي يَٰهَٰمَٰنُ عَلَى ٱلطِّينِ فَٱجۡعَل لِّي صَرۡحٗا لَّعَلِّيٓ أَطَّلِعُ إِلَىٰٓ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُۥ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ٣٨ وَٱسۡتَكۡبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُۥ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُمۡ إِلَيۡنَا لَا يُرۡجَعُونَ٣٩ فَأَخَذۡنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡيَمِّۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلظَّٰلِمِينَ٤٠ وَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَئِمَّةٗ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلنَّارِۖ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا يُنصَرُونَ٤١ وَأَتۡبَعۡنَٰهُمۡ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا لَعۡنَةٗۖ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ هُم مِّنَ ٱلۡمَقۡبُوحِينَ٤٢ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ مِنۢ بَعۡدِ مَآ أَهۡلَكۡنَا ٱلۡقُرُونَ ٱلۡأُولَىٰ بَصَآئِرَ لِلنَّاسِ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٗ لَّعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ٤٣ [القصص: ۳۶-۴۳].

(۳۶) پس وقتی موسی ÷ با آیات آشکار ما نزدشان رفت گفتند: این نیست جز دروغی ساختگی که موسی آن را ساخته است، و این را از پدران نخستین خویش نشنیدهایم.

(۳۷) و موسی ÷ خطاب به فرعون گفت: پروردگارم از فرد راستگویی که راهنماییای را از جانب او سبحانه آورد آگاه است، و میداند که چه کسی سرانجام خوشی در آخرت دارد، بهراستیکه ستمکاران به هدفشان دست نمییابند و از آنچه میترسند نجات پیدا نمیکنند.

(۳۸) و فرعون خطاب به اشراف قومش گفت: ای سران، معبودی جز خودم برای شما نمیشناسم، پس ای هامان برایم بر گِل آتش بیفروز تا سخت شود آنگاه با آن، بنایی مرتفع برایم بساز تا به معبود موسی بنگرم و بر او اطلاع یابم، و بهراستیکه من گمان میکنم موسی در این امر که ادعا میکند فرستادهای از جانب الله به‏سوی من و قومم است دروغگو است.

(۳۹) و تکبر فرعون و لشکریانش زیاد شد و بدون هیچ حقی در سرزمین مصر ادعای برتربودن نمودند، و رستاخیز را انکار کردند، و پنداشتند که در روز قیامت برای حسابرسی و کیفر به‏سوی ما بازگردانده نمیشوند.

(۴۰) پس او و لشکریانش را گرفتیم و آنها را غرقشده در دریا انداختیم تا اینکه همگی نابود شدند، پس – ای رسول- بیندیش که سرانجام و نهایت ستمکاران چگونه بود، به تحقیق که سرانجام و نهایت آنها نابودی بوده است.

(۴۱) و آنها را پیشوای طغیانگران و گمراهان قرار دادیم که با انتشار کفر و گمراهی به‏سوی جهنم فرامیخواندند، و روز قیامت برای رهایی از عذاب یاری نمیشوند، بلکه به خاطر سنتهای بدی که به جای گذاشتند، و گمراهیهایی که به آن فراخواندند عذاب بر آنها دوچندان میشود، و هم گناه عمل خودشان به این امور و هم گناه کسانیکه در عمل به آن از آنها پیروی کردند برای‏شان نوشته میشود.

(۴۲) و افزون بر کیفرشان در این دنیا آنها را خوار و مطرود قرار دادیم، و روز قیامت از سرزنش شدگان و رانده شدگان از رحمت الله هستند.

(۴۳) و به تحقیق پس از اینکه رسولانمان را به‏سوی امتهای پیشین فرستادیم و آنها را تکذیب کردند، آنگاه آنها را به‏سبب تکذیب رسولان نابود کردیم، تورات را به موسی ÷ دادیم، که در آن آنچه را که به مردم نفع میرساند میشناساند تا به آن عمل کنند، و آنچه را که به آنها ضرر میرساند به آنها میشناساند تا آن را ترک کنند، و در آن، راهنماییِ آنها به‏سوی خیر است، و به‏سبب خیر دنیا و آخرت که در آن است رحمتی است تا نعمتهای الله بر خودشان را به یاد آورند آنگاه شکر الله را بگزارند و به او تعالی ایمان آورند.

برخی فواید آیات:

• رد حق با شبهات واهی کار طغیانگران است.

• تکبر مانع پیروی از حق است.

• سرانجامِ بد متکبران یکی از سنتهای پروردگار جهانیان است.

• باطل، پیشوایان و دعوتگران و صور و مظاهری دارد.

﴿وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ ٱلۡغَرۡبِيِّ إِذۡ قَضَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَى ٱلۡأَمۡرَ وَمَا كُنتَ مِنَ ٱلشَّٰهِدِينَ٤٤ وَلَٰكِنَّآ أَنشَأۡنَا قُرُونٗا فَتَطَاوَلَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡعُمُرُۚ وَمَا كُنتَ ثَاوِيٗا فِيٓ أَهۡلِ مَدۡيَنَ تَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِنَا وَلَٰكِنَّا كُنَّا مُرۡسِلِينَ٤٥ وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ ٱلطُّورِ إِذۡ نَادَيۡنَا وَلَٰكِن رَّحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوۡمٗا مَّآ أَتَىٰهُم مِّن نَّذِيرٖ مِّن قَبۡلِكَ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ٤٦ وَلَوۡلَآ أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ فَيَقُولُواْ رَبَّنَا لَوۡلَآ أَرۡسَلۡتَ إِلَيۡنَا رَسُولٗا فَنَتَّبِعَ ءَايَٰتِكَ وَنَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٤٧ فَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ مِنۡ عِندِنَا قَالُواْ لَوۡلَآ أُوتِيَ مِثۡلَ مَآ أُوتِيَ مُوسَىٰٓۚ أَوَ لَمۡ يَكۡفُرُواْ بِمَآ أُوتِيَ مُوسَىٰ مِن قَبۡلُۖ قَالُواْ سِحۡرَانِ تَظَٰهَرَا وَقَالُوٓاْ إِنَّا بِكُلّٖ كَٰفِرُونَ٤٨ قُلۡ فَأۡتُواْ بِكِتَٰبٖ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ هُوَ أَهۡدَىٰ مِنۡهُمَآ أَتَّبِعۡهُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٤٩ فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡۚ وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّنِ ٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ بِغَيۡرِ هُدٗى مِّنَ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ٥٠ [القصص: ۴۴-۵۰].

(۴۴) و – ای رسول- تو در سمت غربی کوه نسبت به موسی ÷ حاضر نبودی آنگاه که ارسال موسی ÷ به‏سوی فرعون و سرانش را به او اطلاع دادیم، و از حاضران نبودی تا از آن باخبر باشی و بر مردم حکایت کنی، پس آنچه از آن به مردم خبر می‏دهی از وحی الله به‏سوی توست.

(۴۵) اما ما امتها و مردمانی را پس از موسی ÷ پدید آوردیم، که زمان بر آنها دور و دراز شد تا اینکه پیمانهای الله را فراموش کردند، و تو در میان ساکنان مَدیَن مقیم نبودی تا آیات ما را بر آنها بخوانی، اما تو را از جانب خویش فرستادیم، و قصۀ موسی ÷ و اقامت او در مَدیَن را به تو وحی کردیم، و به آنچه الله از آن به‏سوی تو وحی کرد به مردم حکایت کردی.

(۴۶) و در کنار طور نبودی آنگاه که به موسی ÷ ندا دادیم و آنچه را که لازم بود به او وحی کردیم تا آن را حکایت کنی، اما تو را رحمتی از سوی پروردگارت برای مردم فرستادیم، و این قصه را به تو وحی کردیم تا مردمی را که پیش از تو رسولی نزدشان نیامده است انذار دهی تا پند بگیرند، آنگاه به آنچه از جانب الله سبحانه برای‏شان آوردهای ایمان بیاورند.

(۴۷) و اگر نبود که چون به‏سبب کفر و گناهانی که بر آن هستند کیفری الهی به آنها برسد، و با استدلال به عدم ارسال رسول به‏سوی آنها بگویند: چرا رسولی به‏سوی ما نفرستادی تا آیات تو را پیروی و به آنها عمل کنیم، و از مؤمنان عامل به فرمان پروردگارشان باشیم، اگر این امر نبود به‏طور قطع در عذاب آنها شتاب می‏کردیم، اما عذاب‏شان را به تأخیر انداختیم تا با فرستادن رسولان به‏سوی‏شان نزد آنها معذور باشیم.

(۴۸) پس چون محمد ج با رسالت از جانب پروردگارش نزد قریش آمد آنها در مورد پیامبر ج از یهود پرسیدند و یهود این شبهه را بر آنها القا کردند و گفتند: چرا مانند آیات دلالتکننده بر رسالت از جانب پروردگار مانند دست و عصا که به موسی داده شد، به محمد داده نشده است، - ای رسول- در پاسخ آنها بگو: آیا یهودیان به آنچه که پیش از این به موسی داده شده است کفر نورزیدهاند، و در مورد تورات و قرآن گفتند: بهراستیکه اینها، دو سحر هستند که یکدیگر را تقویت میکنند، و گفتند: بهراستیکه ما به هر یک از تورات و قرآن کافر هستیم؟!

(۴۹) - ای رسول- به اینها بگو: کتابی نازلشده از جانب الله بیاورید که از تورات و قرآن هدایتکنندهتر باشد، که اگر آن را آوردید از آن پیروی میکنم اگر در این امر که ادعا میکنید تورات و قرآن دو سحر هستند راستگو میباشید.

(۵۰) پس اگر قریش دعوت تو به آنها برای آوردن کتابی هدایتکنندهتر از تورات و قرآن را اجابت نکردند پس به یقین بدان که تکذیب تورات و قرآن توسط آنها از روی دلیل نیست، و فقط برخاسته از پیروی هوس است، و هیچکس گمراهتر از کسی نیست که بدون هدایتی از جانب الله سبحانه از هوس خویش پیروی میکند، بهراستیکه الله مردمی را که به‏سبب کفرشان به الله بر خویشتن ستم روا میدارند به هدایت و راه راست توفیق نمیدهد.

برخی فواید آیات:

• نفی علم غیب از رسول الله ج مگر آنچه که الله او را بر آن آگاه کرده است.

• از یاد رفتن علم با گذشت زمان طولانی.

• به مبارزهطلبی کافران برای آوردن آنچه که از وحی الله به رسولانش، هدایتکنندهتر است.

• گمراهی کافران به‏سبب پیروی از هوس است، نه به‏سبب پیروی از دلیل.

﴿۞وَلَقَدۡ وَصَّلۡنَا لَهُمُ ٱلۡقَوۡلَ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ٥١ ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِهِۦ هُم بِهِۦ يُؤۡمِنُونَ٥٢ وَإِذَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِهِۦٓ إِنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّنَآ إِنَّا كُنَّا مِن قَبۡلِهِۦ مُسۡلِمِينَ٥٣ أُوْلَٰٓئِكَ يُؤۡتَوۡنَ أَجۡرَهُم مَّرَّتَيۡنِ بِمَا صَبَرُواْ وَيَدۡرَءُونَ بِٱلۡحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ٥٤ وَإِذَا سَمِعُواْ ٱللَّغۡوَ أَعۡرَضُواْ عَنۡهُ وَقَالُواْ لَنَآ أَعۡمَٰلُنَا وَلَكُمۡ أَعۡمَٰلُكُمۡ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ لَا نَبۡتَغِي ٱلۡجَٰهِلِينَ٥٥ إِنَّكَ لَا تَهۡدِي مَنۡ أَحۡبَبۡتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ٥٦ وَقَالُوٓاْ إِن نَّتَّبِعِ ٱلۡهُدَىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفۡ مِنۡ أَرۡضِنَآۚ أَوَ لَمۡ نُمَكِّن لَّهُمۡ حَرَمًا ءَامِنٗا يُجۡبَىٰٓ إِلَيۡهِ ثَمَرَٰتُ كُلِّ شَيۡءٖ رِّزۡقٗا مِّن لَّدُنَّا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٥٧ وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَرۡيَةِۢ بَطِرَتۡ مَعِيشَتَهَاۖ فَتِلۡكَ مَسَٰكِنُهُمۡ لَمۡ تُسۡكَن مِّنۢ بَعۡدِهِمۡ إِلَّا قَلِيلٗاۖ وَكُنَّا نَحۡنُ ٱلۡوَٰرِثِينَ٥٨ وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبۡعَثَ فِيٓ أُمِّهَا رَسُولٗا يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِنَاۚ وَمَا كُنَّا مُهۡلِكِي ٱلۡقُرَىٰٓ إِلَّا وَأَهۡلُهَا ظَٰلِمُونَ٥٩ [القصص: ۵۱-۵۹].

(۵۱) و به تحقیق که سخن قصههای پیشین را به مشرکان و یهودیان بنیاسرائیل رساندیم، و وقتیکه رسولانمان را تکذیب کردند عذاب را بر آنها فرو نفرستادیم، تا از آن پند بگیرند و ایمان بیاورند که آنچه به امتهای پیشین رسید به آنها نرِسَد.

(۵۲) کسانیکه قبل از نزول قرآن بر ایمان به تورات استوار ماندند به دلیل خبردادن به قرآن و توصیف آن که در کتابهای‏شان مییابند به قرآن ایمان میآورند.

(۵۳) و هنگامیکه قرآن بر آنها خوانده میشود میگویند: به آن ایمان آوردیم بهراستی آن حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، و از جانب پروردگارمان نازل شده است، بهراستیکه ما پیش از این قرآن مسلمان بودیم زیرا به آنچه رسولان آورده بودند ایمان داشتیم.

(۵۴) اینها که صفات مذکور را دارند به‏سبب صبر آنها بر ایمان به کتابهایشان، و ایمان آنها به محمد ج آنگاه که مبعوث شد، و گناهانی را که کسب کردهاند با نیکیهای اعمال صالح خویش دفع میکنند، و از آنچه که به آنها روزی دادهایم در راههای خیر انفاق میکنند الله پاداش عمل‏شان را دو بار به آنها میدهد.

(۵۵) و این مؤمنان اهل کتاب هرگاه سخن باطلی بشنوند بدون اهمیت از آن روی میگردانند و خطاب به اصحاب سخن باطل میگویند: برای ما پاداش اعمال خودمان است، و برای شما پاداش اعمال خودتان است، از ناسزاگویی و آسیب ما در امان هستید، و همنشینی با جاهلان به‏سبب زیان و آسیبی که بر دین و دنیا دارد سزاوار ما نیست.

(۵۶) - ای رسول- در حقیقت تو نمیتوانی هرکس مانند ابوطالب و غیر او را که دوست داری با راهنمایی به ایمان هدایت کنی، اما الله، تنها ذاتی است که هرکس را بخواهد به هدایت توفیق میدهد، و او تعالی بر اساس علم ازلی خویش آگاهتر است که چه کسانی به راه راست هدایت میشوند.

(۵۷) و مشرکان ساکن مکه با آوردن بهانه در پیروی از اسلام و ایمانِ به آن، گفتند: اگر از این اسلام که تو آوردهای پیروی کنیم دشمنانمان به سرعت ما را از سرزمین خودمان میرانند، آیا این مشرکان را در حرمی قرار ندادهایم که ریختن خون و ستم در آن حرام است، و در آن از تجاوز دیگران در امان هستند، و میوههای هر چیزی به عنوان روزی از جانب ما که به‏سوی آنها میفرستیم به آنجا کشانده میشود؟! اما بیشتر آنها از نعمتهایی که الله بر آنها ارزانی داشته است آگاه نیستند تا در قبال آن شکر او تعالی را به جای آورند.

(۵۸) و چه بسیار شهرهایی که بر نعمت الله بر خویش ناسپاسی کردند و در گناهان و معاصی زیادهروی کردند، آنگاه عذابی را بر آنها فرستادیم و آنها را با آن عذاب نابود کردیم، این مساکن ویرانشدۀ آنها است که مردم بر آنها میگذرند و پس از ساکنان آنها کسی جز شمار اندکی از برخی رهگذران در آنها سکونت نکرده است، و ما وارثانی هستیم که آسمانها و زمین و تمام کسانیکه در آنهاست را به ارث میبریم.

(۵۹) و – ای رسول- پروردگارت هرگز شهرها را ویران نکرده است مگر پس از فرستادن رسولی در شهر بزرگ آنها تا عذری برای‏شان باقی نماند چنانکه تو را در امالقری، یعنی مکه، فرستاد و ما هرگز ساکنان شهرها را درحالیکه بر راه حق قرار داشتهاند نابود نکردهایم، بلکه فقط در صورتی آنها را نابود میکنیم که با کفر و ارتکاب گناهان ستمکار باشند.

برخی فواید آیات:

• فضیلت کسانی از اهل کتاب که به پیامبر محمد ج ایمان آورده، و اینکه دو اجر دارند.

• هدایتِ توفیق به دست الله است نه به دست غیر او، چه رسولان و چه دیگران.

• پیروی از حق وسیلهای برای امنیت است نه سبب ترس؛ آنگونه که مشرکان ادعا میکنند.

• خطر رفاه بر فرد و جامعه.

• یکی از مظاهر رحمت الله این است که مردم را جز پس از اتمام حجت با فرستادن رسولان، نابود نمیکند.

﴿وَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَيۡءٖ فَمَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتُهَاۚ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ٦٠ أَفَمَن وَعَدۡنَٰهُ وَعۡدًا حَسَنٗا فَهُوَ لَٰقِيهِ كَمَن مَّتَّعۡنَٰهُ مَتَٰعَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا ثُمَّ هُوَ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ مِنَ ٱلۡمُحۡضَرِينَ٦١ وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ فَيَقُولُ أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ٦٢ قَالَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَغۡوَيۡنَآ أَغۡوَيۡنَٰهُمۡ كَمَا غَوَيۡنَاۖ تَبَرَّأۡنَآ إِلَيۡكَۖ مَا كَانُوٓاْ إِيَّانَا يَعۡبُدُونَ٦٣ وَقِيلَ ٱدۡعُواْ شُرَكَآءَكُمۡ فَدَعَوۡهُمۡ فَلَمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَهُمۡ وَرَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَۚ لَوۡ أَنَّهُمۡ كَانُواْ يَهۡتَدُونَ٦٤ وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ فَيَقُولُ مَاذَآ أَجَبۡتُمُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٦٥ فَعَمِيَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَنۢبَآءُ يَوۡمَئِذٖ فَهُمۡ لَا يَتَسَآءَلُونَ٦٦ فَأَمَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَعَسَىٰٓ أَن يَكُونَ مِنَ ٱلۡمُفۡلِحِينَ٦٧ وَرَبُّكَ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُ وَيَخۡتَارُۗ مَا كَانَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٦٨ وَرَبُّكَ يَعۡلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمۡ وَمَا يُعۡلِنُونَ٦٩ وَهُوَ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ لَهُ ٱلۡحَمۡدُ فِي ٱلۡأُولَىٰ وَٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَهُ ٱلۡحُكۡمُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٧٠ [القصص: ۶۰-۷۰].

وقتی مشرکان دشواریهای جنگ و کساد تجارت را برای پیروی نکردن از حق بهانه آوردند، الله اینگونه به آنها پاسخ داد:

(۶۰) و آنچه که پروردگارتان به شما داده از مواردی است که در زندگی دنیا از آنها بهرهمند میشوید و خودتان را میآرایید سپس از بین میرود، و پاداش بزرگی که در آخرت نزد الله است از کالا و زیور دنیا بهتر و ماندگارتر است، پس آیا در این امر نمی‏اندیشید، تا آنچه را که باقی است بر آنچه که فانی است ترجیح دهید؟!

(۶۱) آیا کسیکه بهشت و نعمتهای ماندگار آن را در آخرت برایش وعده دادهایم مانند کسی است که مال و زیور در زندگی دنیا به او دادهایم و از آن بهرهمند میشود، سپس در روز قیامت از احضارشدگان به‏سوی آتش جهنم است؟!

(۶۲) و روزیکه پروردگارشان اینگونه به آنها ندا میزند: کجایند شریکانم که آن‏ها را به جای من عبادت میکردید و ادعا میکردید که شریکان من هستند؟

(۶۳) کسانی از دعوتگران به‏سوی کفر که عذاب بر آنها واجب شده است می‏گویند: پروردگارا اینها کسانی هستند که آنها را گمراه ساختیم چنانکه خودمان گمراه شدیم، از آنها به‏سوی تو بیزاری میجوییم، آنها ما را عبادت نمیکردند، و فقط شیاطین را عبادت میکردند.

(۶۴) و به آنها گفته میشود: شریکان‏تان را فراخوانید تا شما را از ذلتی که در آن هستید برهانند، آنگاه شریکان‏شان را میخوانند اما ندای‏شان را پاسخ نمیدهند، و عذاب آماده برای خودشان را میبینند، آنگاه آرزو میکنند که ای کاش در دنیا از هدایتیافتگان به راه حق بودند.

(۶۵) و روزیکه پروردگارشان اینگونه بر آنها ندا میزند: به رسولانم که آنها را به‏سوی شما فرستادم چه پاسخی دادید؟

(۶۶) آنگاه چون یقین پیدا میکنند که به‏سوی عذاب رانده میشوند از هراس آسیبی که در آن هستند آنچه را که به آن استدلال میکردند بر آنها پوشیده میماند و نه میتوانند چیزی بگویند، و نه میتوانند از یکدیگر بپرسند.

(۶۷) اما هر یک از این مشرکان که از کفرش توبه کند و به الله و رسولش ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد؛ امید است که از دستیافتگان به آنچه میطلبند، و نجاتیافتگان از آنچه از آن میترسند باشد.

(۶۸) و – ای رسول- پروردگار تو آنچه را که بخواهد بیافریند میآفریند، و هرکس را که بخواهد برای طاعت و نبوت خویش برمیگزیند، و مشرکان اختیاری ندارند تا بر الله اعتراض کنند، و او سبحانه از شریکانی که همراه او عبادت میکنند پاک و منزه است.

(۶۹) و پروردگار از آنچه که سینههای‏شان پنهان و آشکار میکند آگاه است، و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۷۰) و او الله سبحانه است که هیچ معبود برحقی جز او نیست، تمام ستایشها در دنیا، و در آخرت فقط از آنِ اوست، و حکم قابل اجرا که هیچ بازگردانندهای ندارد برای اوست، و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی او بازگردانده میشوید.

برخی فواید آیات:

• عاقل کسی است که باقی را بر فانی ترجیح میدهد.

• توبه، آنچه قبل از آن بوده است را محو میکند.

• اختیار برای الله است نه برای بندگانش، پس بندگانش حق ندارند بر او اعتراض کنند.

• احاطۀ علم الله به اعمال آشکار و نهان بندگانش.

﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمُ ٱلَّيۡلَ سَرۡمَدًا إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَنۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَأۡتِيكُم بِضِيَآءٍۚ أَفَلَا تَسۡمَعُونَ٧١ قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمُ ٱلنَّهَارَ سَرۡمَدًا إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَنۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَأۡتِيكُم بِلَيۡلٖ تَسۡكُنُونَ فِيهِۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ٧٢ وَمِن رَّحۡمَتِهِۦ جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لِتَسۡكُنُواْ فِيهِ وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٧٣ وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ فَيَقُولُ أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ٧٤ وَنَزَعۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدٗا فَقُلۡنَا هَاتُواْ بُرۡهَٰنَكُمۡ فَعَلِمُوٓاْ أَنَّ ٱلۡحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ٧٥ ۞إِنَّ قَٰرُونَ كَانَ مِن قَوۡمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيۡهِمۡۖ وَءَاتَيۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلۡعُصۡبَةِ أُوْلِي ٱلۡقُوَّةِ إِذۡ قَالَ لَهُۥ قَوۡمُهُۥ لَا تَفۡرَحۡۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَرِحِينَ٧٦ وَٱبۡتَغِ فِيمَآ ءَاتَىٰكَ ٱللَّهُ ٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَۖ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ ٱلدُّنۡيَاۖ وَأَحۡسِن كَمَآ أَحۡسَنَ ٱللَّهُ إِلَيۡكَۖ وَلَا تَبۡغِ ٱلۡفَسَادَ فِي ٱلۡأَرۡضِۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُفۡسِدِينَ٧٧ [القصص: ۷۱-۷۷].

(۷۱) - ای رسول- به این مشرکان بگو: به من خبر دهید اگر الله شب را بر شما جاویدان و مستمر قرار دهد، و تا روز قیامت ادامه یابد، کدام معبود غیر از الله روشناییای مانند روشنایی روز برای‏تان میآورد؟! پس آیا این حجتها را نمیشنوید، و نمی‏‏دانید که هیچ معبودی جز الله نیست که آن را برای‏تان بیاورد؟!

(۷۲) - ای رسول- به آنها بگو: به من خبر دهید اگر الله تا روز قیامت روز را بر شما همیشگی و مستمر گرداند، کدام معبود غیر از الله شبی که در آن آرام گیرید برای‏تان میآورد تا از خستگی کار در روز، استراحت کنید؟! پس آیا این آیات را نمیبینید، و نمیدانید که هیچ معبودی جز الله نیست که تمام این نشانهها را برای‏تان بیاورد؟!

(۷۳) و – ای مردم- از رحمت او سبحانه این است که شب را برای‏تان تاریک قرار داد؛ تا پس از اینکه از کار در روز خسته شدید در آن آرام گیرید، و روز را برای‏تان روشناییبخش قرار داد؛ تا در آن به جستجوی روزی بکوشید، و تا شکر نعمتهای الله بر خویش را بگذارید و ناسپاسی آنها را نکنید.

(۷۴) و روزیکه پروردگارشان اینگونه بر آنها ندا میزند: کجایند شریکانم که آنها را به جای من عبادت میکردید، و گمان میکردید که شریکان من هستند؟

(۷۵) و از هر امتی پیامبرش را حاضر میکنیم که به کفر و تکذیبی که بر آن بودند گواهی میدهد، آنگاه به تکذیب کنندگان این امتها میگوییم: حجتها و دلایل خویش را بر کفر و تکذیبی که بر آن بودید بیاورید، آنگاه حجتهای‏شان بریده میشود و به یقین میدانند که حقیقتی که هیچ تردیدی در آن نیست برای الله است، و شریکانی را که برای او سبحانه میساختند از آنها پنهان میشود.

الله پس از بیان اینکه فرعون به‏سبب قدرتیافتن در زمین تکبر ورزید طغیان قارون به‏سبب مال را بیان کرد و فرمود:

(۷۶) بهراستیکه قارون از قوم موسی ÷ بود که بر آنها تکبر ورزید، و از گنجهای اموال آنقدر به او دادیم که حمل کلیدهای گنجینههایش بر گروهی نیرومند سنگینی میکرد، آنگاه که قومش به او گفتند: بیش از حد شادی نکن؛ زیرا الله کسانی را که بیش از حد شادی و سرمستی میکنند دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم میگیرد و آنها را بر این کار عذاب میکند.

(۷۷) و در اموالی که الله به تو داده است پاداش سرای آخرت را بجوی؛ به اینگونه که آن را در راههای خیر انفاق کن، و سهم خویش از خوردن و نوشیدن و پوشیدن سایر نعمتها، بدون اسراف و زیادهروی، فراموش نکن، و همچنانکه الله سبحانه به تو نیکی کرده است با پروردگارت و بندگان او به نیکی رفتار کن، و با ارتکاب گناهان و ترک طاعات در زمین فساد مجوی، زیرا الله فسادکاران در زمین با ارتکاب گناهان و ترک طاعات را دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم میگیرد.

برخی فواید آیات:

• از پی یکدیگر درآمدن شب و روز یکی از نعمتهای الله است که شکر او تعالی را واجب میکند.

• سرکشی همانگونه که به‏سبب ریاست و ملک صورت میگیرد به‏سبب مال نیز انجام میشود.

• شادی بیش از حد، گناهی است که الله بر آن خشم میگیرد.

• ضرورت نصیحت برای کسیکه بر او ترس از فتنه میرود.

• خشم الله برای فسادکاران بر روی زمین.

﴿قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمٍ عِندِيٓۚ أَوَ لَمۡ يَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ قَدۡ أَهۡلَكَ مِن قَبۡلِهِۦ مِنَ ٱلۡقُرُونِ مَنۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُ قُوَّةٗ وَأَكۡثَرُ جَمۡعٗاۚ وَلَا يُسۡ‍َٔلُ عَن ذُنُوبِهِمُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ٧٨ فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ فِي زِينَتِهِۦۖ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا يَٰلَيۡتَ لَنَا مِثۡلَ مَآ أُوتِيَ قَٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٖ٧٩ وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ وَيۡلَكُمۡ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّمَنۡ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗاۚ وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّٰبِرُونَ٨٠ فَخَسَفۡنَا بِهِۦ وَبِدَارِهِ ٱلۡأَرۡضَ فَمَا كَانَ لَهُۥ مِن فِئَةٖ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُنتَصِرِينَ٨١ وَأَصۡبَحَ ٱلَّذِينَ تَمَنَّوۡاْ مَكَانَهُۥ بِٱلۡأَمۡسِ يَقُولُونَ وَيۡكَأَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُۖ لَوۡلَآ أَن مَّنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡنَا لَخَسَفَ بِنَاۖ وَيۡكَأَنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلۡكَٰفِرُونَ٨٢ تِلۡكَ ٱلدَّارُ ٱلۡأٓخِرَةُ نَجۡعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فَسَادٗاۚ وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ٨٣ مَن جَآءَ بِٱلۡحَسَنَةِ فَلَهُۥ خَيۡرٞ مِّنۡهَاۖ وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجۡزَى ٱلَّذِينَ عَمِلُواْ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ إِلَّا مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٨٤ [القصص: ۷۸-۸۴].

(۷۸) قارون گفت: جز این نیست که این اموال به خاطر علم و قدرتی که دارم به من داده شده است، پس من استحقاق آن را دارم. آیا قارون ندانسته بود که الله پیش از او امتهایی را نابود کرده است که از او قدرت بیشتری داشتند و مال بیشتری جمع کرده بودند؟! اما نه قدرت‏شان بر آنها سودی رساند و نه اموال‏شان، و در روز قیامت مجرمان در مورد گناهان‏شان مورد سوال قرار نمیگیرند زیرا الله از گناهان آنها آگاه است، و سوالکردن از آنها برای سرزنش و توبیخ است.

(۷۹) پس قارون برای نمایاندن ابهتش، در زیور خویش خارج شد، کسانی از اصحاب قارون که در زیور زندگی دنیا طمع میورزیدند گفتند: کاش از زیور دنیا مثل آنچه که به قارون داده شده است به ما داده میشد، بهراستیکه قارون دارای سهمی کافی و بزرگ است.

(۸۰) و کسانیکه علم به آنها داده شده بود وقتی قارون را در زیورش دیدند و آنچه را که اصحابش آرزو کردند شنیدند گفتند: وای بر شما! پاداش الله در آخرت، و نعمتهایی که برای کسیکه به او ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد آماده کرده است، بهتر است از زیور دنیا که به قارون داده شده است، و برای گفتن این سخن و عمل به اقتضای آن توفیق داده نمیشوند مگر شکیبایانی که بر ترجیح دادن پاداشی که نزد الله است بر کالای نابودشدنی دنیا شکیبایی میکنند.

(۸۱) آنگاه برای انتقام از قارون به‏سبب سرکشیاش، او و خانهاش و کسانیکه در آن بودند را در زمین فرو بردیم، پس گروهی نداشت که او را در برابر الله یاری رساند، و خودش نیز نتوانست از خویش دفاع کند.

(۸۲) و کسانیکه قبل از فروبردن او در زمین مال و زینت او را آرزو میکردند، صبح حسرتخورده و پندگیرنده میگفتند: آیا ندانسته بودیم که الله روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد میگستراند، و آن را برای هرکس از آنها که بخواهد تنگ میگرداند؟! اگر الله بر ما منت ننهاده بود که ما را به‏سبب آنچه گفتیم مجازات نکرد؛ به‏طور قطع همانگونه که قارون را در زمین فرو برد ما را نیز در زمین فرو میبرد، بهراستیکه کافران، نه در دنیا و نه در آخرت، رستگار نمیشوند، بلکه مقصد و سرانجام آنها تباهی در دنیا و آخرت است.

(۸۳) آن سرای آخرت را سرای نعمتها و تکریم قرار دادهایم برای کسانیکه خواستار گردنکشی در برابر ایمان به حق و پیروی از آن، و فساد در روی زمین نیستند، و سرانجام نیکو یعنی نعمتهای بهشتی، و رضایت الله در آنجا برای کسانی است که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه میکنند.

(۸۴) هرکس در روز قیامت یک نیکی – از نماز و زکات و روزه و سایر نیکیها- بیاورد جزایی بهتر از آن نیکی برایش است چون آن نیکی برایش تا ده نیکی همانند آن افزوده میشود، و هرکس در روز قیامت یک بدی – از کفر و رباخواری و زنا و سایر بدیها بیاورد- به کسانیکه بدیها را مرتکب شدهاند جز مثل آن چیزیکه انجام دادهاند جزا داده نمیشوند؛ بدون افزایش.

برخی فواید آیات:

• آفرینش و اندازهگیری هر خیر و نعمتی که در انسان وجود دارد، از جانب الله است.

• علما (در واقع) همان اهل حکمت و نجات از فتنهها هستند (نه هر شخصی که مدعی علم است)؛ زیرا علم صاحبش را به صواب متوجه میسازد.

• سرانجامِ برتریجویی و غرور در زمین و انتشار فساد، نابودی و تباهی است.

• گسترش رحمت و عدالت الله با افزودن بر نیکیهای مؤمن و نیفزودن بر بدیهای کافر.

﴿إِنَّ ٱلَّذِي فَرَضَ عَلَيۡكَ ٱلۡقُرۡءَانَ لَرَآدُّكَ إِلَىٰ مَعَادٖۚ قُل رَّبِّيٓ أَعۡلَمُ مَن جَآءَ بِٱلۡهُدَىٰ وَمَنۡ هُوَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٨٥ وَمَا كُنتَ تَرۡجُوٓاْ أَن يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبُ إِلَّا رَحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَۖ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرٗا لِّلۡكَٰفِرِينَ٨٦ وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ بَعۡدَ إِذۡ أُنزِلَتۡ إِلَيۡكَۖ وَٱدۡعُ إِلَىٰ رَبِّكَۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ٨٧ وَلَا تَدۡعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَۘ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ كُلُّ شَيۡءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجۡهَهُۥۚ لَهُ ٱلۡحُكۡمُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٨٨ [القصص: ۸۵-۸۸].

(۸۵) در حقیقت همان ذاتیکه قرآن را بر تو نازل کرد و تبلیغش و عمل به آن را بر تو فرض گرداند به‏طور قطع تو را پیروزمندانه به مکه بازمیگرداند، - ای رسول- به مشرکان بگو: پروردگارم بهتر میداند که چه کسی هدایت را آورده، و چه کسی در گمراهی آشکاری از هدایت و حقیقت قرار دارد.

(۸۶) و – ای رسول- بیندیش که – قبل از بعثت- امیدوار نبودی قرآن به عنوان وحی از جانب الله بر تو فرستاده شود، اما رحمتی از جانب او سبحانه فروفرستاده شدن قرآن بر تو را اقتضا کرد، پس یاور کافران بر گمراهیای که در آن هستند نباش.

(۸۷) و نباید این مشرکان تو را از آیات الله پس از اینکه بر تو نازل شد بازدارند تا تلاوت و تبلیغ آنها را رها کنی، و مردم را به‏سوی ایمان به الله و توحید او و عمل به شریعتش دعوت کن، و از مشرکانی که همراه الله غیر او را عبادت میکنند مباش، بلکه از موحّدین و یکتاپرستانی باش که فقط الله یگانه را عبادت میکنند.

(۸۸) و جز الله معبودی همراه او تعالی عبادت نکن، هیچ معبود برحقی جز او نیست، همهچیز جز وجه او سبحانه نابود شونده است، و حکم فقط از آنِ اوست که به هرچه بخواهد حکم میکند، و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی او بازگردانیده میشوید.

سورة العنکبوت (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓمٓ١ أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُتۡرَكُوٓاْ أَن يَقُولُوٓاْ ءَامَنَّا وَهُمۡ لَا يُفۡتَنُونَ٢ وَلَقَدۡ فَتَنَّا ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ فَلَيَعۡلَمَنَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْ وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱلۡكَٰذِبِينَ٣ أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ أَن يَسۡبِقُونَاۚ سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ٤ مَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ ٱللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ ٱللَّهِ لَأٓتٖۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٥ وَمَن جَٰهَدَ فَإِنَّمَا يُجَٰهِدُ لِنَفۡسِهِۦٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦ [العنكبوت: ۱-۶].

برخی مقاصد سوره:

تمرکز بر موضوع ثبات و شکیبایی در برابر آزمایشها و فتنهها و سرانجامِ این کار.

تفسیر:

(۱) ﴿الٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در آغاز سورۀ بقره بیان شد.

(۲) آیا مردم پنداشتند که با این سخن که بگویند: به الله ایمان آوردیم، رها میشوند بدون اینکه آزمایش شوند تا حقیقت آنچه گفتهاند مشخص گردد که آیا: واقعا مؤمن هستند؟! امر چنانکه آنها پنداشتهاند نیست.

(۳) و به تحقیق کسانی را که پیش از آنها بودند آزمودهایم، تا الله راستی راستگویان در ایمان‏شان و دروغ دروغگویان در ایمان‏شان را برای‏تان آشکارا معلوم دارد و کشف کند.

(۴) بلکه آیا کسانیکه مرتکب شرک و سایر گناهان میشوند میپندارند که می‏توانند ما را ناتوان سازند، و از کیفر ما نجات یابند؟ بسیار زشت است حکمی که می‏کنند، زیرا آنها نه میتوانند الله را ناتوان سازند، و نه میتوانند از کیفر او نجات یابند اگر بر کفرشان بمیرند.

(۵) و هرکس به دیدار الله در روز قیامت ایمان دارد تا به او پاداش دهد باید بداند اجلی که الله برای این امر برایش مشخص کرده است به زودی آمدنی است، و او تعالی سخنان بندگانش را میشنود، و از اعمال‏شان آگاه است، ذرهای از سخنان و اعمال‏شان از دست او تعالی نمیرود، و بهزودی آنها را در قبال آنها جزا خواهد داد.

(۶) و هرکس با واداشتن نفس خویش بر طاعت و دوری از معصیت با آن بجنگد، و در راه الله جهاد کند فقط به نفع خویش میجنگد؛ زیرا نفع این کار به خودش بازمیگردد، و الله از تمام مخلوقاتش بینیاز است، زیرا طاعت آنها بر او نمیافزاید، و معصیت آنها از او نمیکاهد.

برخی فواید آیات:

• نهی از یاری رساندن به گمراهان.

• امر به چنگ زدن به توحید الله و دوری از شرک به او تعالی.

• ابتلا و آزمایش مؤمنان سنتی الهی است.

• بینیازی الله از طاعت بندگانش.

﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنۡهُمۡ سَيِّ‍َٔاتِهِمۡ وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَحۡسَنَ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٧ وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ حُسۡنٗاۖ وَإِن جَٰهَدَاكَ لِتُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَآۚ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٨ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَنُدۡخِلَنَّهُمۡ فِي ٱلصَّٰلِحِينَ٩ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ فَإِذَآ أُوذِيَ فِي ٱللَّهِ جَعَلَ فِتۡنَةَ ٱلنَّاسِ كَعَذَابِ ٱللَّهِۖ وَلَئِن جَآءَ نَصۡرٞ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمۡۚ أَوَ لَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَعۡلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٠ وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ١١ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّبِعُواْ سَبِيلَنَا وَلۡنَحۡمِلۡ خَطَٰيَٰكُمۡ وَمَا هُم بِحَٰمِلِينَ مِنۡ خَطَٰيَٰهُم مِّن شَيۡءٍۖ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ١٢ وَلَيَحۡمِلُنَّ أَثۡقَالَهُمۡ وَأَثۡقَالٗا مَّعَ أَثۡقَالِهِمۡۖ وَلَيُسۡ‍َٔلُنَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عَمَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ١٣ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ فَلَبِثَ فِيهِمۡ أَلۡفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمۡسِينَ عَامٗا فَأَخَذَهُمُ ٱلطُّوفَانُ وَهُمۡ ظَٰلِمُونَ١٤ [العنكبوت: ۷-۱۴].

(۷) و کسانیکه ایمان آورده و بر امتحان ما برای آنها شکیبایی کردهاند، و اعمال صالح انجام دادهاند به‏طور قطع گناهان‏شان را به‏سبب اعمال صالحی که انجام دادهاند پاک میکنیم، و در آخرت بر حسب بهترین اعمالی که در دنیا انجام میدادند به آنها پاداش میدهیم.

(۸) و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خویش نیکی و احسان کند، و – ای انسان- اگر پدر و مادرت در برابر تو کوشیدند تا چیزی را که به شریک قراردادن آن علم نداری با من شریک قرار دهی- چنانکه برای سعد بن اَبیوَقّاص در برابر مادرش رخ داد- در این کار از آنها فرمان‏برداری نکن؛ زیرا هرگز اطاعت از مخلوق در نافرمانی از خالق جایز نیست، بازگشت شما در روز قیامت فقط به‏سوی من است، آنگاه شما را به آنچه در دنیا انجام میدادید باخبر میسازم، و در قبال آن به شما جزا میدهم.

(۹) و کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند به‏طور قطع در روز قیامت آنها را در زمرۀ صالحان درمیآوریم، و آنها را با صالحان حشر میکنیم، و پاداش صالحان را به آنها میدهیم.

(۱۰) و از مردم کسانی هستند که میگویند: به الله ایمان آوردیم، اما وقتی کافران آنها را به خاطر ایمان‏شان اذیت کنند آزار کافران برای خویش را مانند عذاب الله قرار میدهند آنگاه برای موافقت با کفار از ایمان بازمیگردند، و – ای رسول- اگر از جانب پروردگارت پیروزی به تو رسد به‏طور قطع خواهند گفت: - ای مؤمنان- همانا ما بر ایمان با شما بودیم. آیا الله به آنچه در سینههای مردم است آگاهتر نیست؟! و کفر و ایمانی که در سینههای‏شان است بر او پوشیده نمیماند، پس چگونه الله را از آنچه در دلهای‏شان است خبر میدهند درحالیکه او تعالی از خود آنها به آنچه در سینههای‏شان وجود دارد آگاهتر است؟!

(۱۱) و به‏طور قطع الله کسانی را که واقعاً ایمان آوردهاند میشناسد، و به‏طور قطع منافقان را که ایمان را آشکار، و کفر را پنهان میکنند میشناسد.

(۱۲) و کسانیکه کفر ورزیدهاند به کسانیکه به یگانگی و وحدانیت الله ایمان آوردهاند میگویند: از دین ما و آنچه که ما بر آن هستیم پیروی کنید، ما گناهان‏تان را به جای شما به دوش میکشیم، و به جای شما در قبال گناهان‏تان جزا میشویم، اما ذرهای از گناهان‏شان را به دوش نمیکشند، و به‏طور قطع آنها در این سخن‏شان دروغگو هستند.

چون (امکان دارد) از این بیان که کافران، گناهان دیگران را به دوش نمیکشند اینگونه فهمیده شود که کافرانی که به‏سوی گمراهی خویش دعوت میکنند به‏سبب این کار گناه اضافهای ندارند، به همین سبب این گمان را اینگونه برطرف فرمود:

(۱۳) و به‏طور قطع این مشرکان که به‏سوی باطل خویش دعوت میدهند گناهانی را که مرتکب شدهاند، و گناهان کسانی را که دعوت آنها را پیروی کردهاند به دوش خواهند کشید بدون اینکه ذرهای از گناهان پیروان آنها کاسته شود، و به‏طور قطع در روز قیامت در مورد سخنان باطلی که در دنیا میساختند مورد سوال قرار خواهند گرفت.

(۱۴) و به تحقیق که نوح ÷ را رسولی به‏سوی قومش فرستادیم، که نهصد و پنجاه سال در میان قومش ماند و آنها را به‏سوی توحید الله فرا میخواند، اما او را تکذیب کردند و به کفرشان ادامه دادند، پس طوفان آنها را درحالیکه به‏سبب کفر به الله و تکذیب رسولانش ستمکار بودند فراگرفت، و با غرق شدن نابود شدند.

برخی فواید آیات:

• الله با اعمال صالح گناهان را میپوشاند.

• وجوب نیکی بر پدر و مادر مورد تأکید قرار گرفته است.

• ایمان به الله، شکیبایی در برابر آزار دیدن در راه او تعالی را ایجاب میکند.

• هرکس سنت بدی را به جای گذارد گناه سنت بد و گناه تمام کسانیکه به آن عمل کنند بر اوست بدون اینکه ذرهای از گناهان کسانیکه به آن سنت بد عمل کردهاند کاسته شود.

﴿فَأَنجَيۡنَٰهُ وَأَصۡحَٰبَ ٱلسَّفِينَةِ وَجَعَلۡنَٰهَآ ءَايَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ١٥ وَإِبۡرَٰهِيمَ إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱتَّقُوهُۖ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ١٦ إِنَّمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا وَتَخۡلُقُونَ إِفۡكًاۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَمۡلِكُونَ لَكُمۡ رِزۡقٗا فَٱبۡتَغُواْ عِندَ ٱللَّهِ ٱلرِّزۡقَ وَٱعۡبُدُوهُ وَٱشۡكُرُواْ لَهُۥٓۖ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ١٧ وَإِن تُكَذِّبُواْ فَقَدۡ كَذَّبَ أُمَمٞ مِّن قَبۡلِكُمۡۖ وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ١٨ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ كَيۡفَ يُبۡدِئُ ٱللَّهُ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥٓۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ١٩ قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ كَيۡفَ بَدَأَ ٱلۡخَلۡقَۚ ثُمَّ ٱللَّهُ يُنشِئُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأٓخِرَةَۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٢٠ يُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَيَرۡحَمُ مَن يَشَآءُۖ وَإِلَيۡهِ تُقۡلَبُونَ٢١ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِۖ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ٢٢ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَلِقَآئِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ يَئِسُواْ مِن رَّحۡمَتِي وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٢٣ [العنكبوت: ۱۵-۲۳].

(۱۵) آنگاه نوح و مؤمنان همراهِ او در کشتی، را از نابودی با غرقشدن نجات دادیم، و کشتی را پندی برای مردم قرار دادیم تا از آن پند بگیرند.

(۱۶) و – ای رسول- قصۀ ابراهیم ÷ را به یاد آور آنگاه که به قومش گفت: فقط الله را عبادت کنید، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی از کیفرش بترسید، این کاری که به آن امر شدهاید برای‏تان بهتر است اگر بدانید.

(۱۷) - ای مشرکان- شما فقط بتهایی را عبادت میکنید که نه سود میرسانند و نه زیان؛ و آنگاه که استحقاق آنها برای عبادت را ادعا میکنید دروغ میبندید. بهراستی کسانی را که به جای الله عبادت میکنید برای‏تان مالک رزق و روزی نیستند تا به شما روزی دهند، پس روزی را نزد الله بجویید زیرا او روزیدهنده است، و تنها او را عبادت کنید، و در قبال روزیهایی که به شما ارزانی داشته است از او سپاسگزاری کنید، در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی او بازمیگردید؛ نه به‏سوی بتهایتان.

(۱۸) و – ای مشرکان- اگر آنچه را که محمد ج آورده است تکذیب کنید، به‏طور قطع امتهای پیش از شما مانند قوم نوح و عاد و ثمود تکذیب کردهاند، و برعهدۀ رسول جز ابلاغ آشکار نیست، و آنچه را پروردگارش برای تبلیغ آن به‏سوی شما بر او امر کرده است به شما رسانده است.

(۱۹) آیا این تکذیب کنندگان ندیدهاند که الله چگونه ابتدا آفرینش را آغاز میکند، سپس آن را پس از نابودیاش بازمیگرداند؟! بهراستیکه این کار بر الله آسان است، زیرا او ذات توانایی است که هیچ چیزی او را ناتوان نمیسازد.

(۲۰) - ای رسول- به این تکذیب کنندگان رستاخیز بگو: در زمین بگردید و بنیدیشید که الله چگونه آفرینش را آغاز کرد، سپس الله مردم را پس از مرگشان دوباره برای رستاخیز و حساب زنده میگرداند، بهراستیکه الله بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد، بنابراین از برانگیختن مردم ناتوان نیست همانگونه که از آفرینش اول آنها ناتوان نبوده است.

(۲۱) الله به عدل خویش هرکس از مخلوقاتش را بخواهد عذاب میکند، و به فضل خویش بر هر یک از مخلوقاتش بخواهد رحم میکند، و در روز قیامت برای حسابرسی فقط به‏سوی او بازگردانیده میشوید آنگاه که شما را زنده از قبرهای‏تان برمیانگیزد.

(۲۲) و شما نمیتوانید از چنگ پروردگارتان در روید، و از کیفر او در زمین و آسمانها بگریزید، و غیر از الله هیچ دوستی ندارید که کارتان را برعهده بگیرد، و غیر از الله هیچ یاوری ندارید که عذاب را از شما دفع کند.

(۲۳) و کسانیکه به آیات الله سبحانه و به دیدار او تعالی در روز قیامت کفر ورزیدهاند، همانها از رحمت من ناامید هستند، و به‏سبب کفرشان هرگز وارد بهشت نخواهند شد، و همانها هستند که عذابی رنجآور در آخرت در انتظارشان است.

برخی فواید آیات:

• بتها مالک رزق و روزی نیستند، پس استحقاق عبادت را ندارند.

• روزی فقط از الله طلب میشود که مالک روزی است.

• آغاز آفرینش دلیلی بر رستاخیز است.

• ورود به بهشت بر هرکسیکه بر کفرش بمیرد حرام است.

﴿فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱقۡتُلُوهُ أَوۡ حَرِّقُوهُ فَأَنجَىٰهُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلنَّارِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٢٤ وَقَالَ إِنَّمَا ٱتَّخَذۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا مَّوَدَّةَ بَيۡنِكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكۡفُرُ بَعۡضُكُم بِبَعۡضٖ وَيَلۡعَنُ بَعۡضُكُم بَعۡضٗا وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ٢٥ ۞فَ‍َٔامَنَ لَهُۥ لُوطٞۘ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢٦ وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ وَءَاتَيۡنَٰهُ أَجۡرَهُۥ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٢٧ وَلُوطًا إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ إِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلۡفَٰحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنۡ أَحَدٖ مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٨ أَئِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلرِّجَالَ وَتَقۡطَعُونَ ٱلسَّبِيلَ وَتَأۡتُونَ فِي نَادِيكُمُ ٱلۡمُنكَرَۖ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱئۡتِنَا بِعَذَابِ ٱللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٢٩ قَالَ رَبِّ ٱنصُرۡنِي عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُفۡسِدِينَ٣٠ [العنكبوت: ۲۴-۳۰].

(۲۴) اما پاسخ قوم ابراهیم به او – پس از اینکه آنها را به عبادت الله به یگانگی و ترک عبادت غیر او از نمادها امر کرد- چیزی نبود جز اینکه گفتند: برای یاری رساندن به نمادهای‏تان او را بکشید یا او را در آتش اندازید، ولی الله او را از آتش نجات داد، بهراستیکه در نجات ابراهیم ÷ از آتش پس از اینکه در آن افکنده شد پندهایی است برای مردمی که ایمان میآورند؛ چون آنها همان کسانی هستند که از عبرتها سود میبرند.

(۲۵) و ابراهیم ÷ به قومش گفت: شما نمادهایی را به عنوان معبود انتخاب کردهاید که آنها را برای آشنایی و دوستی میان یکدیگر در عبادت آنها در زندگی دنیا عبادت میکنید، سپس در روز قیامت این دوستیِ میان شما بریده میشود، و هنگام مشاهدۀ عذاب از یکدیگر بیزاری میجویید، و یکدیگر را نفرین میکنید، و قرارگاه شما که به‏سوی آن پناه میبرید جهنم است، و یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب الله محافظت کنند، نه از نمادهای‏تان که آنها را به جای الله عبادت میکردید، و نه از غیر آنها.

(۲۶) پس لوط ÷ به او ایمان آورد، و ابراهیم ÷ گفت: من به‏سوی پروردگارم به سرزمین مبارک شام هجرت میکنم، بهراستیکه او ذات شکست ناپذیری است که مغلوب نمیشود، و هرکس به‏سوی او هجرت کند خوار نمیگردد، و او تعالی در تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

(۲۷) و اسحاق ÷ و پسرش یعقوب ÷ را به ابراهیم ÷ دادیم، و نبوت و کتابهای نازل شده از جانب الله را در میان فرزندانش قرار دادیم، و پاداش شکیبایی او بر حق را با فرزندان صالح و یاد نیک در دنیا بر او بخشیدیم، و بهراستیکه او در آخرت پاداش صالحان را پاداش میگیرد، و آنچه در دنیا به او داده شده است از پاداش گرامی او در آخرت که برایش آماده شده است نمیکاهد.

(۲۸) و – ای رسول- لوط ÷ را به یاد آور آنگاه که به قومش گفت: بهراستیکه شما گناه زشتی را مرتکب میشوید که هیچیک از جهانیان پیش از شما در انجام آن بر شما پیشی نگرفته است، زیرا شما نخستین کسانی هستید که این گناه را که فطرت سالم از آن اِبا دارد به وجود آوردهاید.

(۲۹) آیا شما برای برآورده کردن شهوتتان با مردان از پشت درمیآمیزید، و راه را بر مسافران میبندید که از ترس فاحشهای که مرتکب میشوید از کنار شما نمیگذرند، و در مجالس خویش کارهای زشتی مانند برهنگی و رساندن آزار گفتاری و عملی به کسانیکه از کنار شما میگذرند انجام میدهید؟ اما پاسخ قومش به او پس از اینکه آنها را از انجام کارهای زشت نهی کرد، جز این نبود که به او گفتند: عذاب الله که ما را به آن تهدید میکنی بیاور اگر در ادعای خویش راستگو هستی.

(۳۰) لوط ÷ پس از آزار قومش و طلب نزول عذاب علیه خودشان برای تحقیر لوط ÷، با در دعا خواندن پروردگارش گفت: پروردگارا مرا بر قوم فسادکار در روی زمین به‏سبب کفر و گناهان زشتی که منتشر میکنند پیروز گردان.

برخی فواید آیات:

• عنایت الله به بندگان صالحش که آنها را از مکر دشمنان‏شان نجات میدهد.

• فضیلت هجرت به‏سوی الله.

• بزرگی جایگاه ابراهیم ÷ و خاندانش نزد الله تعالی.

• اعطای بخشی از اجر در دنیا به معنای کاستن پاداش در آخرت نیست.

• زشتی انجام امور منکر در مجالس عمومی.

﴿وَلَمَّا جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِيمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ قَالُوٓاْ إِنَّا مُهۡلِكُوٓاْ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِۖ إِنَّ أَهۡلَهَا كَانُواْ ظَٰلِمِينَ٣١ قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطٗاۚ قَالُواْ نَحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَن فِيهَاۖ لَنُنَجِّيَنَّهُۥ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ٣٢ وَلَمَّآ أَن جَآءَتۡ رُسُلُنَا لُوطٗا سِيٓءَ بِهِمۡ وَضَاقَ بِهِمۡ ذَرۡعٗاۖ وَقَالُواْ لَا تَخَفۡ وَلَا تَحۡزَنۡ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهۡلَكَ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ٣٣ إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَىٰٓ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِ رِجۡزٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ٣٤ وَلَقَد تَّرَكۡنَا مِنۡهَآ ءَايَةَۢ بَيِّنَةٗ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٣٥ وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗا فَقَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱرۡجُواْ ٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ٣٦ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلرَّجۡفَةُ فَأَصۡبَحُواْ فِي دَارِهِمۡ جَٰثِمِينَ٣٧ وَعَادٗا وَثَمُودَاْ وَقَد تَّبَيَّنَ لَكُم مِّن مَّسَٰكِنِهِمۡۖ وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ فَصَدَّهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَكَانُواْ مُسۡتَبۡصِرِينَ٣٨ [العنكبوت: ۳۱-۳۸].

(۳۱) و وقتی فرشتگانی که آنها را برای مژده دادنِ ابراهیم ÷ به اسحاق ÷ و پس از او به پسرش یعقوب ÷ فرستادیم آمدند گفتند: بهراستیکه ما ساکنان شهر سَدوم، شهر قوم لوط را نابود خواهیم کرد؛ زیرا ساکنانش به‏سبب کار فاحشهای که انجام میدهند ستمکار هستند.

(۳۲) ابراهیم ÷ به فرشتگان گفت: در این شهری که نابودی ساکنانش را می‏خواهید لوط ÷ قرار دارد که از ستمکاران نیست، فرشتگان گفتند: ما به کسانیکه در آن شهر هستند آگاهتر هستیم، به‏طور قطع او و خانوادهاش را از نابودی نازلشده بر ساکنان شهر نجات خواهیم داد مگر همسرش که از باقیماندگان نابودشده است، و او را همراه آنها نابود خواهیم کرد.

(۳۳) و چون فرشتگانی که آنها را برای نابودی قوم لوط فرستادیم نزد لوط ÷ رسیدند لوط ÷ از ترس بر آنها به خاطر پلیدی قوم خویش از آمدن‏شان ناراحت و غمگین شد، چون فرشتگان در شکل مردانی نزدش آمده بودند، و قوم او شهوت را به جای زنان با مردان برآورده میکردند. فرشتگان به او گفتند: نترس، زیرا قومت هرگز آسیبی به تو نخواهند رساند، و بر نابودی آنها که به تو خبر دادیم اندوه مدار، زیرا ما تو و خانوادهات را نجات میدهیم، جز همسرت که از باقیماندگان نابودشده است، و او را همراه آنها نابود خواهیم کرد.

(۳۴) بهراستیکه ما بر ساکنان این شهر که پلیدیها را انجام میدادند به کیفر خروج آنها از طاعت الله با فاحشۀ زشتی که انجام میدادند، یعنی درآمیختن با مردان از روی شهوت به جای زنان، عذابی از آسمان، یعنی سنگهایی از گِل خشک فرو خواهیم فرستاد.

(۳۵) و به تحقیق در این شهر که آن را نابود کردیم نشانهای آشکار برای مردمی که میاندیشند باقی گذاشتیم؛ زیرا آنها همان کسانی هستند که از نشانهها پند می‏گیرند.

(۳۶) و به‏سوی مَدیَن برادر نَسَبی‏شان شعیب ÷ را فرستادیم، و گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، و به عبادت او توسط خویش به پاداش روز آخرت امیدوار باشید، و با انجام و نشر گناهان در زمین فساد برپا نکنید.

(۳۷) اما قومش او را تکذیب کردند، پس زلزله آنها را فراگرفت، و درحالیکه چهرههای‏شان به خاک چسبیده بود، و هیچ حرکتی نداشتند در خانههای‏شان بر صورت افتادند.

(۳۸) و همچنین عاد قوم هود ÷، و ثمود قوم صالح ÷ را نابود کردیم، و – ای مردم مکه- از مسکنهای‏شان در حِجر و شِحر از حضرموت آنچه را که بر نابودی آنها دلالت دارد بر شما آشکار شده است، زیرا مسکنهای خالی آنها بر این امر گواه است، و شیطان اعمال‏شان از کفر و سایر گناهان را که مرتکب شدند برای‏شان آراست، و آنها را از راه راست بازگرداند، درحالیکه به‏سبب آنچه رسولان‏شان به آنها آموخته بودند نسبت به حق و گمراهی و هدایت و انحراف بینا بودند، اما پیروی از هوس را بر پیروی از هدایت برگزیدند.

برخی فواید آیات:

• این فرمودۀ الله تعالی ﴿وَقَد تَّبَيَّنَ ... بر شناخت عرب از مساکن و قصههای اقوام نابود شده دلالت دارد.

• پیوندهای انسانی (خویشاوندی) جز با وجود ایمان سودی نمیرسانند.

• اشتیاق بر امنیت و سلامت مهمانان از تجاوز بر آنها.

• مثال نابود شدگان با عذاب پندی برای پندگیران است.

• علم به حق با وجود پیروی از هوس و ترجیح هوس بر هدایت نفعی نمیرساند.

﴿وَقَٰرُونَ وَفِرۡعَوۡنَ وَهَٰمَٰنَۖ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مُّوسَىٰ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا كَانُواْ سَٰبِقِينَ٣٩ فَكُلًّا أَخَذۡنَا بِذَنۢبِهِۦۖ فَمِنۡهُم مَّنۡ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِ حَاصِبٗا وَمِنۡهُم مَّنۡ أَخَذَتۡهُ ٱلصَّيۡحَةُ وَمِنۡهُم مَّنۡ خَسَفۡنَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ وَمِنۡهُم مَّنۡ أَغۡرَقۡنَاۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ٤٠ مَثَلُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ كَمَثَلِ ٱلۡعَنكَبُوتِ ٱتَّخَذَتۡ بَيۡتٗاۖ وَإِنَّ أَوۡهَنَ ٱلۡبُيُوتِ لَبَيۡتُ ٱلۡعَنكَبُوتِۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ٤١ إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ مِن شَيۡءٖۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٤٢ وَتِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِۖ وَمَا يَعۡقِلُهَآ إِلَّا ٱلۡعَٰلِمُونَ٤٣ خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ٤٤ ٱتۡلُ مَآ أُوحِيَ إِلَيۡكَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِۗ وَلَذِكۡرُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُۗ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تَصۡنَعُونَ٤٥ [العنكبوت: ۳۹-۴۵].

(۳۹) و قارون را – آنگاه که بر قوم موسی ÷ سرکشی کرد- با فروبردن خودش و خانهاش در زمین از بین بردیم، و فرعون و وزیرش هامان را با غرق کردن در دریا نابود کردیم، درحالیکه موسی ÷ آیات روشن و دلالت کننده بر راستگوییاش را برای‏شان آورده بود، اما آنها در سرزمین مصر از ایمان به او سر باز زدند، و نمیتوانستند از عذاب ما فرار کنند.

(۴۰) پس تمام کسانی را که قبلا بیان شدند به عذاب نابود کنندۀ خویش گرفتیم، از جمله آنها قوم لوط بودند که سنگهایی از گِل خشک و متراکم بر آنها فروفرستادیم، و از آنها قوم صالح و قوم شعیب بودند که فریادی آنها را فراگرفت، و از آنها قارون بود که او و خانهاش را به زمین فرو بردیم، و از آنها قوم نوح و فرعون و هامان بودند که آنها را با غرق کردن نابود کردیم، و الله با نابود کردن آنها بدون گناه بر آنها ستم نکرد، بلکه آنها خودشان با ارتکاب گناهان به خودشان ستم میکردند، و سزاوار عذاب شدند.

(۴۱) مَثَل مشرکان که نمادهایی را به جای الله گرفتند و آنها را به امید نفع یا شفاعت عبادت میکنند مانند عنکبوت است که خانهای ساخته است که در برابر تجاوز از او محافظت کند، و بهراستیکه سستترین خانهها خانۀ عنکبوت است، زیرا دشمنی را از او دفع نمیکند، و همچنین است نمادهایشان، که نه نفع میرسانند و نه زیانی میرسانند و نه شفاعت میکنند، اگر مشرکان از این امر آگاه بودند به‏طور قطع نمادهایی نمیگرفتند که آنها را به جای الله عبادت کنند.

(۴۲) در حقیقت الله آنچه را که به جای او عبادت میکنند میداند، و هیچچیز از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند، و او ذات شکست ناپذیری است که مغلوب نمیشود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیر خویش بسیار دانا است.

(۴۳) و هدف از بیان این مثالها برای مردم آن است که آنها را نسبت به حق هوشیار و بینا کند، و آنها را به‏سوی حق هدایت گرداند، اما جز عالمان به شریعت و حکمتهای الله، کسی آنها را به وجه مطلوب درک نمیکند.

(۴۴) الله آسمانها و زمین را به حق آفریده، و هرگز آنها را به باطل و بیهوده نیافریده است، بهراستیکه در این آفرینش دلالت آشکاری است بر قدرت الله برای مؤمنان؛ زیرا آنها هستند که از آفرینش الله به آفریدگار سبحانه راهنمایی میشوند، اما کافران از کنار آیات موجود در کرانههای هستی و مخلوقات میگذرند بدون اینکه به عظمت و قدرت آفریدگار سبحانه توجه و اعتنایی بکنند.

(۴۵) - ای رسول- آنچه را الله از قرآن بر تو وحی کرده است بر مردم بخوان، و نماز را به کاملترین وجه برپادار، زیرا نمازِ ادا شده به صورت کامل به‏سبب نورِ بازدارنده از ارتکاب گناهان و راهنما به‏سوی اعمال صالح که در دلها ایجاد میکند نمازگزار را از وقوع در گناهان و منکرات نهی میکند. و به‏طور قطع که یاد الله از هر چیزی بزرگتر و برتر است، و الله آنچه را که انجام میدهید میداند، و ذرهای از اعمال شما بر او تعالی پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال اعمالتان، اگر خیر باشد به جزای خیر، و اگر شر باشد به جزای شر، جزا میدهد.

برخی فواید آیات:

• اهمیت ضرب المثل: «مثل عنکبوت».

• تعدد انواع عذاب در دنیا.

• الله از ظلم پاک است.

• توسل به غیر الله توسل به سستترین اسباب است.

• اهمیت نماز در اصلاح رفتار مؤمن.

﴿۞وَلَا تُجَٰدِلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ إِلَّا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡهُمۡۖ وَقُولُوٓاْ ءَامَنَّا بِٱلَّذِيٓ أُنزِلَ إِلَيۡنَا وَأُنزِلَ إِلَيۡكُمۡ وَإِلَٰهُنَا وَإِلَٰهُكُمۡ وَٰحِدٞ وَنَحۡنُ لَهُۥ مُسۡلِمُونَ٤٦ وَكَذَٰلِكَ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَۚ فَٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۖ وَمِنۡ هَٰٓؤُلَآءِ مَن يُؤۡمِنُ بِهِۦۚ وَمَا يَجۡحَدُ بِ‍َٔايَٰتِنَآ إِلَّا ٱلۡكَٰفِرُونَ٤٧ وَمَا كُنتَ تَتۡلُواْ مِن قَبۡلِهِۦ مِن كِتَٰبٖ وَلَا تَخُطُّهُۥ بِيَمِينِكَۖ إِذٗا لَّٱرۡتَابَ ٱلۡمُبۡطِلُونَ٤٨ بَلۡ هُوَ ءَايَٰتُۢ بَيِّنَٰتٞ فِي صُدُورِ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَۚ وَمَا يَجۡحَدُ بِ‍َٔايَٰتِنَآ إِلَّا ٱلظَّٰلِمُونَ٤٩ وَقَالُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَٰتٞ مِّن رَّبِّهِۦۚ قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡأٓيَٰتُ عِندَ ٱللَّهِ وَإِنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٌ٥٠ أَوَ لَمۡ يَكۡفِهِمۡ أَنَّآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَرَحۡمَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٥١ قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ شَهِيدٗاۖ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۗ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ وَكَفَرُواْ بِٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ٥٢ [العنكبوت: ۴۶-۵۲].

(۴۶) و – ای مؤمنان- با یهود و نصاری گفتگو و مجادله نکنید جز به روش نیکوتر و طریق نمونه که همان دعوت با اندرز و دلایل آشکار است، مگر کسانی از آنها که با ستیز و لجبازی ستم کردند، و جنگ علیه شما را اعلام کردند، که با آنها بجنگید تا اسلام آورند یا جزیه را خوار و ذلیل به دست خویش بدهند، و به یهود و نصاری بگویید: به آنچه الله از قرآن به‏سوی ما نازل کرده است ایمان آوردیم، و به آنچه از تورات و انجیل که به‏سوی شما نازل کرده است ایمان آوردیم، و معبود ما و معبود شما یکی است که در الوهیت و ربوبیت و کمال خویش هیچ شریکی ندارد، و ما فقط در برابر او تسلیم و فروتن هستیم.

(۴۷) و همانگونه که کتابها را بر کسانیکه پیش از تو بودند فرو فرستادیم قرآن را بر تو نازل کردیم، پس برخی از اینها – مانند عبدالله بن سلام- که تورات را می‏خوانند به آن ایمان میآورند؛ چون توصیف آن را در کتابهای‏شان مییابند، و از این مشرکان کسی است که به قرآن ایمان میآورد، و کسی آیات ما را انکار نمیکند مگر کافر که عادت آنها کفر و انکار حق با وجود ظهورش است.

(۴۸) و – ای رسول- تو هیچ کتابی را پیش از قرآن نمیخواندی، و هیچ چیزی با دستت نمینوشتی؛ زیرا درسنخواندهای بودی که نه میخواند و نه مینوشت، و اگر میخواندی و مینوشتی به‏طور قطع مردم نادان در نبوت تو شک میکردند و مدعی میشدند که از روی کتابهای پیشین مینوشتی.

(۴۹) بلکه قرآن نازلشده بر تو آیات روشنی است در سینههای مؤمنانی که علم به آنها عطا شده است، و آیات ما را جز کسانیکه با کفر و شرک به الله بر خودشان ستم کردهاند انکار نمیکنند.

(۵۰) و مشرکان گفتند: چرا بر محمد نشانههایی مثل آنچه که بر رسولان پیش از او نازل شد نازل نمیشود، - ای رسول- به این پیشنهاد دهندگان بگو: آیات فقط به دست الله سبحانه است، که هر وقت بخواهد آنها را فرو میفرستد، و فروفرستادن آنها در اختیار من نیست، و من فقط انذار دهندهای آشکار از کیفر الله برای‏تان هستم.

(۵۱) - ای رسول- آیا برای این پیشنهاد دهندگانِ نشانهها کافی نبوده است که قرآن را که بر آنها میخوانی بر تو نازل کردیم. بهراستیکه در قرآنِ نازلشده بر آنها رحمت و اندرزی است برای مردمیکه ایمان میآورند، چون آنها هستند که از آنچه در قرآن وجود دارد سود میبرند، پس آنچه بر آنها نازل شده بهتر است از آنچه که پیشنهاد دادهاند؛ از قبیل آنچه که بر رسولان پیشین نازل شده است.

(۵۲) - ای رسول- بگو گواهی الله سبحانه بر راستگوییام در آنچه آوردهام، و بر تکذیب آن از سوی شما، کافی است، او تعالی از آنچه در آسمانها و آنچه در زمین وجود دارد آگاه است، و هیچچیز در آسمانها و زمین بر او پوشیده نمیماند، و کسانیکه به باطل، به تمام آنچه که به جای الله عبادت میشوند ایمان آوردهاند، و به الله که سزاوارِ عبادت شدن به یگانگی است کفر ورزیدهاند، همانها به‏سبب تبدیل ایمان به کفر زیانکار هستند.

برخی فواید آیات:

• مجادله با اهل کتاب به نیکوترین روش.

• ایمان به تمام رسولان و کتابها بدون گذاشتن تفاوت، شرط صحت ایمان است.

• قرآن کریم، نشانۀ جاویدان و حجت همیشگی بر راستگویی پیامبر ج است.

﴿وَيَسۡتَعۡجِلُونَكَ بِٱلۡعَذَابِ وَلَوۡلَآ أَجَلٞ مُّسَمّٗى لَّجَآءَهُمُ ٱلۡعَذَابُۚ وَلَيَأۡتِيَنَّهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ٥٣ يَسۡتَعۡجِلُونَكَ بِٱلۡعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُۢ بِٱلۡكَٰفِرِينَ٥٤ يَوۡمَ يَغۡشَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِن فَوۡقِهِمۡ وَمِن تَحۡتِ أَرۡجُلِهِمۡ وَيَقُولُ ذُوقُواْ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٥٥ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ أَرۡضِي وَٰسِعَةٞ فَإِيَّٰيَ فَٱعۡبُدُونِ٥٦ كُلُّ نَفۡسٖ ذَآئِقَةُ ٱلۡمَوۡتِۖ ثُمَّ إِلَيۡنَا تُرۡجَعُونَ٥٧ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ ٱلۡجَنَّةِ غُرَفٗا تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ نِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ٥٨ ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ٥٩ وَكَأَيِّن مِّن دَآبَّةٖ لَّا تَحۡمِلُ رِزۡقَهَا ٱللَّهُ يَرۡزُقُهَا وَإِيَّاكُمۡۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٦٠ وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۖ فَأَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ٦١ ٱللَّهُ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ٦٢ وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَحۡيَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِ مَوۡتِهَا لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۚ قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ٦٣ [العنكبوت: ۵۳-۶۳].

(۵۳) - ای رسول- مشرکان به تأکید از تو خواستار تعجیل در عذابی هستند که آنها را از آن انذار دادهای، و اگر الله زمانی را برای عذاب‏شان مقدر نکرده بود که هیچ تقدم و تأخری ندارد به‏طور قطع عذابی را که طلب کردند برای‏شان میآمد، و ناگهان و بدون اینکه انتظارش را داشته باشند آنها را فرا میگرفت.

(۵۴) به تاکید از تو خواستار تعجیل در عذابی هستند که آن را به آنها وعده دادهای، درحالیکه جهنم که الله آن را به کافران وعده داده است آنها را احاطه میکند، و نمیتوانند از عذاب آن فرار کنند.

(۵۵) روزیکه عذاب از فرازشان آنها را میپوشاند، و از زیر پاهای‏شان فرشی برای‏شان است، و الله از روی توبیخ به آنها میفرماید: جزای شرک و گناهانی را که انجام میدادید بچشید.

(۵۶) ای بندگان من که به من ایمان آوردهاید، از سرزمینی که در آن قادر بر عبادت من نیستید هجرت کنید، زیرا سرزمین من فراخ است پس تنها مرا عبادت کنید، و هیچکس را با من شریک نگردانید.

(۵۷) و ترس از مرگ نباید شما را از هجرت بازدارد، هر نفسی مرگ را میچشد، سپس در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی ما بازگردانده میشوید.

(۵۸) و کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح نزدیککننده به او تعالی را انجام دادهاند به‏طور قطع آنها را در اتاقهایی از بهشت جای میدهیم که از زیر آنها رودها جاری است و برای همیشه در آنها میمانند، و هرگز از بین نمیروند. این پاداش عملکنندگان به طاعت الله، چه پاداش نیکویی است.

(۵۹) چه نیکوست پاداش عملکنندگان به طاعت الله که بر طاعت و در برابر معصیت او تعالی شکیبایی کردند، و در تمام کارهای‏شان فقط بر پروردگارشان اعتماد میکنند.

(۶۰) تمام جنبندگان- با وجود فراوانی- که نه میتوانند روزی خود را جمع کنند و نه میتوانند آن را حمل کنند؛ الله است که آنها و شما را روزی میدهد. پس عذری برای ترک هجرت از ترس گرسنگی ندارید، و او تعالی سخنان‏تان را میشنود، و از نیات و افعال‏تان آگاه است، و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۶۱) و – ای رسول- اگر از این مشرکان بپرسی: چه کسی آسمانها را آفریده است؟ و چه کسی زمین را آفریده است؟ و چه کسی خورشید و ماه را که از پی یکدیگر میآیند رام کرده است؟ به‏طور قطع خواهند گفت: الله آنها را آفریده است، پس چگونه از ایمان به یگانگی و وحدانیت الله بازگردانده میشوند، و به جای او معبودهایی را عبادت میکنند که نه نفع میرسانند و نه زیان؟!

(۶۲) الله به‏سبب حکمتی که خودش آن را میداند روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد میگستراند، و آن را برای هرکس بخواهد تنگ میگرداند، زیرا الله بر هر چیزی آگاه است، و هیچچیز بر او تعالی پوشیده نمیماند، پس تدبیری که مناسب بندگانش است بر او پوشیده نمیماند.

(۶۳) و – ای رسول- اگر از مشرکان بپرسی: چه کسی آب را از آسمان فرو فرستاده سپس زمین را پس از اینکه خشک و لمیرزع بود بهوسیلۀ آن آب رویانید؟ به‏طور قطع خواهند گفت: الله آب را از آسمان فرو فرستاد و زمین را با آن رویانید، - ای رسول- بگو: تمام ستایشها از آنِ الله است که حجت را بر شما آشکار کرد، بلکه آنچه به دست میآید این است که بیشتر آنها نمیاندیشند؛ زیرا اگر میاندیشیدند نمادهایی را که نه نفع میرسانند و نه زیان، شریک الله قرار نمیدادند.

برخی فواید آیات:

• به شتابخواستن عذاب توسط کافر دلیلی بر نادانی اوست.

• باب هجرت به هدف حفظ دین باز است.

• فضیلت صبر و توکل بر الله.

• اقرار به ربوبیت بدون اقرار به الوهیت، نجات و ایمان را برای صاحبش محقق نمیگرداند.

﴿وَمَا هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا لَهۡوٞ وَلَعِبٞۚ وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ لَهِيَ ٱلۡحَيَوَانُۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ٦٤ فَإِذَا رَكِبُواْ فِي ٱلۡفُلۡكِ دَعَوُاْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ إِذَا هُمۡ يُشۡرِكُونَ٦٥ لِيَكۡفُرُواْ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ وَلِيَتَمَتَّعُواْۚ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٦٦ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا جَعَلۡنَا حَرَمًا ءَامِنٗا وَيُتَخَطَّفُ ٱلنَّاسُ مِنۡ حَوۡلِهِمۡۚ أَفَبِٱلۡبَٰطِلِ يُؤۡمِنُونَ وَبِنِعۡمَةِ ٱللَّهِ يَكۡفُرُونَ٦٧ وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُۥٓۚ أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡكَٰفِرِينَ٦٨ وَٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ فِينَا لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٦٩ [العنكبوت: ۶۴-۶۹].

(۶۴) و این زندگی دنیا- با تمایلات و کالاهایی که در آن است- جز سرگرمی و بازیچهای برای دلهای کسانیکه شیفتۀ آن هستند چیز دیگری نیست، و دیری نمیگذرد که به سرعت پایان مییابد، و بهراستیکه سرای آخرت به‏سبب ماندگاریاش زندگی حقیقی است. اگر میدانستند به‏طور قطع آنچه را که از بینرفتنی است بر آنچه که ماندگار است ترجیح نمیدادند.

الله پس از ثبت تناقض مشرکان بر آنها؛ در ایمان آنها به ربوبیت الله وقتی در مورد کسیکه آسمانها و زمین را آفریده از آنها سوال میشود، و کفرشان به الوهیت آنگاه که غیر او تعالی را عبادت میکنند، تناقضی دیگر را بر آنها ثبت کرد یعنی اخلاص توحید از سوی آنها هنگام ترس از غرق شدن و بازگشت آنها به شرک هنگام نجات از غرق شدن؛ و فرمود:

(۶۵) و مشرکان هنگامیکه بر کشتیها روی دریا سوار میشوند الله را به تنهایی و خالصانه در دعا میخوانند که آنها را از غرقشدن نجات دهد، اما وقتیکه آنها را از غرقشدن نجات دهد مشرکانه بازمیگردند و معبودهای‏شان را همراه الله میخوانند.

(۶۶) مشرکانه بازمیگردند تا نعمتهایی را که به آنها عطا کردهایم ناسپاسی کنند، و از آنچه از زیور زندگی دنیا که به آنها داده شده است بهرهمند گردند، پس بهزودی هنگام مرگشان از سرانجامِ بدِ خویش آگاه خواهند شد.

(۶۷) آیا اینها که نعمت الله بر خودشان را آنگاه که الله آنها را از غرقشدن رهانید ناسپاسی میکنند نعمتی دیگر را ندیدهاند، و آن اینکه حرمی را برای‏شان قرار دادهایم که در آن بر خونها و اموال‏شان ایمن هستند، درحالیکه دیگران مورد غارت قرار میگیرند، چنانکه کشته و اسیر میشوند و زنان و فرزندان‏شان به اسارت گرفته میشوند و اموال‏شان چپاول میشود، پس آیا به معبودهای ادعایی و باطل خویش ایمان میآورند، و نعمت الله بر خودشان را ناسپاسی میکنند، و شکر آن را برای الله به جای نمیآورند؟!

(۶۸) هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که این دروغ را به الله ببندد که شریکی به او نسبت دهد، یا حقی را که رسولش آورده است تکذیب کند، بدون تردید در جهنم مَسکنی برای کافران و امثال آنها است.

(۶۹) و به‏طور قطع کسانیکه در جستجوی رضایت ما با نفس خویش جنگیدهاند را برای رسیدن به راه راست توفیق میدهیم، و بهراستیکه الله با یاری و نصر و هدایت، همراه نیکوکاران است.

سورة الروم (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓمٓ١ غُلِبَتِ ٱلرُّومُ٢ فِيٓ أَدۡنَى ٱلۡأَرۡضِ وَهُم مِّنۢ بَعۡدِ غَلَبِهِمۡ سَيَغۡلِبُونَ٣ فِي بِضۡعِ سِنِينَۗ لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُۚ وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ٤ بِنَصۡرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ٥ [الروم: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

بیان این حقیقت جهان هستی که مدیریت تمام امور و احوال و رویدادها فقط برای الله است؛ چنانکه او تعالی میفرماید: ﴿لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُ

تفسیر:

(۱) ﴿الٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) فارس روم را شکست داد.

(۳) در نزدیکترین سرزمین شام به سرزمینهای فارس، و پس از پیروزی فارس بر آنها، به زودی روم بر آنها چیره خواهند شد.

(۴) در زمانیکه کمتر از سه سال، و بیشتر از ده سال نیست. تمام امور قبل و بعد پیروزی روم از آنِ الله است، و روزیکه روم بر فارس پیروز میشود مؤمنان شاد می‏شوند.

(۵) به‏سبب یاری روم توسط الله شاد میشوند زیرا آنها اهل کتاب هستند، الله هرکس را بخواهد بر هرکس که بخواهد پیروز میگرداند، و او تعالی ذات شکست ناپذیری است که هرگز مغلوب نمیشود و نسبت به بندگان مؤمن خویش بسیار مهربان است.

برخی فواید آیات:

• پناه آوردن به الله و فراموشی بتها هنگام سختی توسط مشرکان، و شرک ورزیدن آنها در آسانی، بر اشتباه و سردرگمی آنها دلالت دارد.

• جهاد در راه الله سبب راهیابی به‏سوی حق است.

• خبر دادن قرآن از امور غیبی دلالت دارد بر اینکه از جانب الله است.

﴿وَعۡدَ ٱللَّهِۖ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٦ يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ٧ أَوَ لَمۡ يَتَفَكَّرُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۗ مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَأَجَلٖ مُّسَمّٗىۗ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ بِلِقَآيِٕ رَبِّهِمۡ لَكَٰفِرُونَ٨ أَوَ لَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَانُوٓاْ أَشَدَّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗ وَأَثَارُواْ ٱلۡأَرۡضَ وَعَمَرُوهَآ أَكۡثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِۖ فَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ٩ ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواْ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُواْ بِهَا يَسۡتَهۡزِءُونَ١٠ ٱللَّهُ يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ ثُمَّ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ١١ وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُبۡلِسُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ١٢ وَلَمۡ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمۡ شُفَعَٰٓؤُاْ وَكَانُواْ بِشُرَكَآئِهِمۡ كَٰفِرِينَ١٣ وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يَوۡمَئِذٖ يَتَفَرَّقُونَ١٤ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَهُمۡ فِي رَوۡضَةٖ يُحۡبَرُونَ١٥ [الروم: ۶-۱۵].

(۶) این پیروزی وعدهای از جانب الله تعالی است، و با تحقق آن مؤمنان به وعدۀ الله بر پیروزی یقین بیشتری پیدا میکنند، اما بیشتر مردم به‏سبب کفرشان این امر را درک نمیکنند.

(۷) ایمان و احکام شریعت را نمیشناسند، و فقط ظاهری از زندگی دنیا را که به کسب معاش و ساختن تمدن مادی مربوط است میشناسند، اما از آخرت که سرای زندگی حقیقی است رویگردان هستند، و به آن اهمیت نمیدهند.

(۸) آیا این مشرکان تکذیبکننده در خویشتن نیندیشیدهاند که الله چگونه آنها را آفرید و بیاراست.

آسمانها و زمین را فقط به حق آفریده، و بیهوده نیافریده است، و برای بقای آن دو در دنیا سررسیدی مشخص قرار داده است، اما بسیاری از مردم به دیدار پروردگارشان در روز قیامت کافر هستند، از این رو با انجام عمل صالح و پسندیده نزد پروردگارشان، برای رستاخیز آماده نمیشوند.

(۹) آیا اینها در زمین نگشتهاند تا بیندیشند سرانجامِ امتهای تکذیبکننده پیش از آنها چگونه بوده است، درحالیکه آن امتها از اینها نیرومندتر بودند، و زمین را برای کشاورزی و آبادانی زیر و رو کردند، و آن را بیشتر از اینها آباد کردند، و رسولان‏شان با دلایل و حجتهای آشکار بر توحید الله آمدند اما تکذیب کردند، پس الله بر آنها ستم نکرد وقتی آنها را نابود ساخت، بلکه خود آنها به‏سبب کفرشان با قرار دادن خویش در معرض نابودی، بر خویشتن ستم میکردند.

(۱۰) سپس کسانیکه با شرک به الله و انجام گناهان، مرتکب اعمال بدی شدند، سرانجامِ بسیار بدی داشتند؛ زیرا آیات الله را تکذیب کردند، و به تمسخر و ریشخند میگرفتند.

(۱۱) الله آفرینش را بدون نمونۀ قبلی آغاز میکند، سپس آن را از بین میبرد، سپس آن را بازمیگرداند، آنگاه در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی او بازگردانده میشوید.

(۱۲) و روزیکه قیامت برپا میشود مجرمان از رحمت الله نومید میشوند، و آرزوی‏شان از بین میرود؛ چون دلیل آنها بر کفر بر الله بریده میشود.

(۱۳) و از شریکان آنها – که آنها را در دنیا عبادت میکردند- کسانی ندارند که برای نجات آنها از عذاب شفاعت کنند، و خودشان به شریکان خویش کافر میشوند، زیرا وقتیکه به آنها نیاز دارند دست از یاری‏شان میکشند و همگی آنها در نابودی یکسان هستند.

(۱۴) و روزیکه قیامت در آن روز برپا میگردد مردم براساس اعمالیکه در دنیا داشتند جزای متفاوتی دارند، برخی از آنها به عِلّیین بالا برده میشوند، و برخی دیگر به اَسفل السافلین افکنده میشوند.

(۱۵) اما کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح و پسندیده نزد او تعالی انجام دادهاند، از نعمتهایی جاویدانی که در بهشت به آنها میرسد و هرگز پایان نمییابد شادمان هستند.

برخی فواید آیات:

• آگاهی از آنچه که دنیا را اصلاح میکند با وجود غفلت از آنچه که سبب اصلاح آخرت است سودی نمیرساند.

• نشانههای الله در جانها و در کرانههای هستی، برای دلالت بر توحید او تعالی کافی هستند.

• ظلم سبب نابودی امتهای پیشین است.

• روز قیامت الله مؤمنان را بالا میبرد، و کافران را پایین میکشد.

﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَلِقَآيِٕ ٱلۡأٓخِرَةِ فَأُوْلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ١٦ فَسُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ حِينَ تُمۡسُونَ وَحِينَ تُصۡبِحُونَ١٧ وَلَهُ ٱلۡحَمۡدُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَعَشِيّٗا وَحِينَ تُظۡهِرُونَ١٨ يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ وَيُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۚ وَكَذَٰلِكَ تُخۡرَجُونَ١٩ وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ إِذَآ أَنتُم بَشَرٞ تَنتَشِرُونَ٢٠ وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا لِّتَسۡكُنُوٓاْ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةًۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٢١ وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ خَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفُ أَلۡسِنَتِكُمۡ وَأَلۡوَٰنِكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّلۡعَٰلِمِينَ٢٢ وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ مَنَامُكُم بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱبۡتِغَآؤُكُم مِّن فَضۡلِهِۦٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَسۡمَعُونَ٢٣ وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلۡبَرۡقَ خَوۡفٗا وَطَمَعٗا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَيُحۡيِۦ بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٢٤ [الروم: ۱۶-۲۴].

(۱۶) و اما کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند، و آیات نازلشدۀ ما بر رسولمان، و رستاخیز و حسابرسی را تکذیب کردهاند، در عذاب حاضر، و همنشین آن میشوند.

(۱۷) پس تسبیح الله را بگویید آنگاه که در وقت شب داخل میشوید؛ یعنی وقت دو نماز: مغرب و عشاء، و تسبیح او تعالی را بگویید آنگاه که در وقت صبح داخل میشوید؛ یعنی وقت نماز فجر.

(۱۸) و تمام ستایشها، تنها از آنِ او سبحانه است؛ در آسمانها فرشتگان او را میستایند، و در زمین مخلوقاتش او را میستایند، و او را آنگاه که به شامگاه داخل میشوید یعنی وقت نماز عصر تسبیح بگویید، و تسبیح او را بگویید آنگاه که در وقت ظهر داخل میشوید.

(۱۹) زنده را از مرده درمیآورد، مانند اینکه انسان را از نطفه، و جوجه را از تخم بیرون میآورد؛ و مرده را از زنده درمیآورد، مثل اینکه نطفه را از انسان، و تخم را از ماکیان خارج میسازد. و زمین را پس از خشکی آن با فروفرستادان باران و رویانیدن زمین زنده میگرداند، و همچنانکه زمین را با رویانیدن آن زنده میگرداند شما نیز برای حسابرسی و جزا از قبرهای‏تان درآورده میشوید.

(۲۰) و از آیات بزرگ و دلالتکنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی این است که: - ای مردم- شما را از خاک آفرید آنگاه که پدرتان را از گِل خلق کرد. سپس شما انسانهایی شدید که با زاد و ولد زیاد میشوید و در گیتی منتشر میگردید.

(۲۱) و نیز از آیات بزرگ و دلالتکنندۀ او تعالی بر قدرت و یگانگی او این است که – ای مردان- از جنس خود شما همسرانی برای‏تان آفرید تا به‏سبب همجنسی نفسهای‏تان به آنها آرام گیرد، و میان شما و آنها محبت و مهربانی قرار داد، بهراستیکه در این مورد برهانها و دلالتهای آشکاری است برای مردمی که میاندیشند؛ زیرا آنها هستند که از بهکارانداختن عقلهای‏شان فایده میبرند.

(۲۲) و از جمله نشانههای بزرگ و دلالتکنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی: آفرینش آسمانها و زمین، و اختلاف زبانهای شما، و اختلاف رنگهای‏تان است، بهراستیکه در این موارد برهانها و دلالتهایی برای اهل علم و بصیرت است.

(۲۳) و از جمله آیات بزرگ و دلالتکنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی: خوابتان در شب و روز است تا از خستگی کارها استراحت کنید، و از آیات او تعالی این است که روز را برای‏تان قرار داد تا در آن برای جستجوی روزی از پروردگارتان، پراکنده شوید، بهراستیکه در این مورد برهانها و دلالتهایی است برای مردمی که با تدبر و پذیرش، گوش فرا میدهند.

(۲۴) و از جمله آیات بزرگ و دلالتکنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی این است که: برق را در آسمان برای‏تان نشان میدهد، و ترس از صاعقهها و امید به باران را یکجا در آن برای‏تان فراهم میآورد، و آب باران را از آسمان برای‏تان فرو میفرستد، آنگاه زمین را پس از اینکه خشک بود با گیاهانی که در آن میرویاند زنده میگرداند. بهراستیکه در این مورد برهانها و دلالتهای آشکاری است برای مردمی که می‏اندیشند، آنگاه با آنها بر رستاخیز پس از مرگ برای حسابرسی و جزا راهنمایی میشوند.

برخی فواید آیات:

• این امر که بنده اوقاتش را با نماز و تسبیح آباد کند نشانهای بر سرانجامِ نیک اوست.

• استدلال به رستاخیز با تازه شدن زندگی، وقتی الله زنده را از مرده و مرده را از زنده میآفریند.

• از آیات الله در جانها و کرانههای هستی فایده نمیبرد مگر کسیکه وسایل ادراک حسی و معنوی خویش را که الله بر او ارزانی داشته است به کار گیرد.

﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن تَقُومَ ٱلسَّمَآءُ وَٱلۡأَرۡضُ بِأَمۡرِهِۦۚ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمۡ دَعۡوَةٗ مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ إِذَآ أَنتُمۡ تَخۡرُجُونَ٢٥ وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ كُلّٞ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ٢٦ وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِۚ وَلَهُ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢٧ ضَرَبَ لَكُم مَّثَلٗا مِّنۡ أَنفُسِكُمۡۖ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِي مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ فَأَنتُمۡ فِيهِ سَوَآءٞ تَخَافُونَهُمۡ كَخِيفَتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٢٨ بَلِ ٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَهۡوَآءَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٖۖ فَمَن يَهۡدِي مَنۡ أَضَلَّ ٱللَّهُۖ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ٢٩ فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفٗاۚ فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَاۚ لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٣٠ ۞مُنِيبِينَ إِلَيۡهِ وَٱتَّقُوهُ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَلَا تَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ٣١ مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ٣٢ [الروم: ۲۵-۳۲].

(۲۵) و از جمله آیات بزرگ و دلالتکنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی: برپایی آسمان بدون سقوط، و زمین بدون انهدام، به فرمان او سبحانه است، سپس وقتی او سبحانه شما را با دمیدن فرشته در صور از زمین فراخواند بهناگاه از قبرهای‏تان برای حسابرسی و جزا درمیآیید.

(۲۶) و فرمانروایی و آفرینش و تقدیر هر مخلوقی که در آسمانها و در زمین است فقط برای او تعالی است. تمام مخلوقات الله که در آسمانها و زمین هستند از او تعالی اطاعت میکنند و تسلیم فرمانش هستند.

(۲۷) و او سبحانه ذاتی است که آفرینش را بدون نمونۀ قبلی آغاز میکند، سپس آن را پس از نابود کردنش بازمیگرداند، و بازگرداندن از آغاز کردن آسانتر است، و هر یک از این دو بر او تعالی آسان است زیرا او تعالی هر وقت چیزی را اراده کند به او می‏فرماید: (کن: باش) بهناگاه موجود میشود، و در هر چیزی از صفات جلال و کمال که به آن توصیف میشود صفت برتر از آنِ اوست، و او تعالی ذات شکست ناپذیری است که مغلوب نمیشود، و در آفرینش و تدبیرش بسیار دانا است.

(۲۸) - ای مشرکان- الله مثالی برگرفته از خودتان برای شما زده است: آیا از میان بردگان و غلامهای‏تان شریکی دارید که در اموال‏تان به صورت یکسان با شما مشارکت کنند، و بترسید که اموال‏تان را با شما تقسیم کنند چنانکه یکی از شما از شریک آزادش میترسد که مالش را با او قسمت کند؟ آیا برای خودتان این کار را از بردگان‏تان راضی میشوید؟ بدون تردید بر این کار راضی نمیشوید، پس الله سزاوارتر است به اینکه از میان مخلوقات و بندگانش شریکی در فرمانروایی خویش نداشته باشد. همانند این مورد از بیان مثالها و غیر آن حجتها و دلایل گوناگون را برای مردمی که می‏اندیشند بیان میکنیم، زیرا آنها هستند که از این موارد بهره میبرند.

(۲۹) سبب گمراهی آنها کمبودن و عدم بیان دلایل نیست، بلکه فقط پیروی از هوس و تقلید از پدران‏شان است، پس کسی را که الله او را گمراه کرده چه کسی او را به هدایت توفیق میدهد؟! هیچکس او را نمیتواند توفیق دهد، و یاورانی نیز ندارند که عذاب الله را از آنها دفع کنند.

(۳۰) پس – ای رسول- تو و کسانیکه همراه تو هستند به دینی که الله روی تو را به‏سوی آن گرداند روی آورید، و از تمام ادیان به‏سوی آن متمایل شوید، همان دین اسلام که مردم به صورت طبیعی به آن تمایل دارند. هیچ تغییری برای آفرینش الله وجود ندارد. این است دین راستیکه هیچ انحرافی در آن نیست، اما بیشتر مردم نمی‏دانند که دین حقیقی همین دین است.

(۳۱) و با توبه از گناهان‏تان به‏سوی او سبحانه بازگردید، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی از او بترسید، و نماز را به کاملترین وجه برپا دارید، و از مشرکان که با فطرت مخالفت میکنند و همراه الله دیگران را در عبادت خویش شریک میگردانند نباشید.

(۳۲) و از مشرکان که دین‏شان را تغییر دادند، و به بخشی از آن ایمان آوردند، و به بخشی دیگر کفر ورزیدند، و به گروهها و احزاب تقسیم شدند، و هر حزب از آنها با باطلی که بر آن هستند شادمان هستند نباشید که تنها خودشان را بر حق، و دیگران را بر باطل میپندارند.

برخی فواید آیات:

• خضوع تمام مخلوقات در برابر الله سبحانه به زور و یا از روی اختیار.

• دلالت آفرینشِ نخستین، بر رستاخیز که نشانههای آشکاری دارد.

• پیروی از هوس گمراه میسازد و از راه به در میبرد.

• دین اسلام، دین فطرت سالم است.

﴿وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرّٞ دَعَوۡاْ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيۡهِ ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنۡهُ رَحۡمَةً إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم بِرَبِّهِمۡ يُشۡرِكُونَ٣٣ لِيَكۡفُرُواْ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡۚ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٣٤ أَمۡ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٗا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُواْ بِهِۦ يُشۡرِكُونَ٣٥ وَإِذَآ أَذَقۡنَا ٱلنَّاسَ رَحۡمَةٗ فَرِحُواْ بِهَاۖ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ إِذَا هُمۡ يَقۡنَطُونَ٣٦ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٣٧ فَ‍َٔاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ وَٱلۡمِسۡكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٣٨ وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن رِّبٗا لِّيَرۡبُوَاْ فِيٓ أَمۡوَٰلِ ٱلنَّاسِ فَلَا يَرۡبُواْ عِندَ ٱللَّهِۖ وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن زَكَوٰةٖ تُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُضۡعِفُونَ٣٩ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ ثُمَّ رَزَقَكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يُحۡيِيكُمۡۖ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَفۡعَلُ مِن ذَٰلِكُم مِّن شَيۡءٖۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٤٠ ظَهَرَ ٱلۡفَسَادُ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ بِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِي ٱلنَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواْ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٤١ [الروم: ۳۳-۴۱].

(۳۳) و وقتی آسیبی از بیماری یا فقر یا قحطی به مشرکان برسد با تضرع و پناه بردن و بازگشت به پروردگارشان سبحانه، تنها او را میخوانند تا مصیبتی را که به آنها رسیده است از آنها برطرف سازد، سپس وقتی با کشف مصیبت بر آنها مهربانی می‏کند، بهناگاه گروهی از آنها به شریک قرار دادن دیگران همراه الله در دعا بازمی‏گردند.

(۳۴) چون به نعمتهای الله – از جمله نعمت زدودن آسیب- کفر ورزیدند و به آنچه در این زندگی در برابرشان بود برخوردار شدند به زودی در روز قیامت به چشمان خویش خواهند دید که در گمراهی آشکاری بودهاند.

(۳۵) چه چیزی آنها را به شرک به الله فراخواند درحالیکه هیچ دلیلی نداشتند؟! زیرا دلیلی از کتابی بر آنها فرو نفرستادیم تا بر شرک خویش به الله بر آن استدلال کنند، و خودشان نیز کتابی ندارند که از شرک آنها سخن بگوید، و درستی کفری را که بر آن بودند برای‏شان تأیید کند.

(۳۶) و هرگاه یکی از نعمتهای خویش مانند سلامتی و ثروت را به مردم بچشانیم بیش از حد شاد میگردند و تکبر میورزند، و اگر به‏سبب گناهانی که مرتکب شدهاند بیماری و فقری که آنها را غمگین میسازد به آنها برسد، بهناگاه از رحمت الله مأیوس میگردند، و از برطرف شدن آسیبی که آنها را اندوهگین ساخته است نومید میشوند.

(۳۷) آیا ندیدهاند که الله رزق و روزی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد برای امتحان او میگشاید که آیا شکر میگزارد یا ناسپاسی میکند؟ و آن را برای هر یک از آنها که بخواهد برای آزمایش تنگ میگرداند که آیا صبر میکند یا خشم میگیرد؟! بهراستیکه در گستراندن روزی برای برخی، و تنگگردانیدن آن برای برخی، برای مؤمنان بر لطف و رحمت الله دلالتهایی است.

(۳۸) پس- ای مسلمان- حق خویشاوند را از نیکی و پیوند خویشاوندی بده، و به نیازمند آنچه را که نیازش را برطرف میسازد بده، و به غریبی که از مسافرت به دیارش بازمانده است عطا کن، این عطاکردن در راههای مذکور بهتر است برای کسانیکه وجه الله را میخواهند، کسانیکه این یاری و حقوق را پیش میفرستند همانها با رسیدن بهشت که آن را میجویند، و رهایی یافتن از عذابی که از آن میترسند رستگار هستند.

پس از بیان عملی که با آن به‏سوی الله نزدیکی جسته میشود عملی را که با آن غیر وجه او تعالی اراده میشود، و فقط هدف پست دنیوی با آن خواسته میشود بیان میفرماید:

(۳۹) و پاداش اموالی که به یکی از مردم میپردازید به این هدف که همراهِ مالِ اضافهای آن را بازگرداند نزد الله افزایش نمییابد، و آنچه از اموال‏تان را که به کسی بدهید تا نیازی را با آن برطرف سازد و با آن وجه الله را اراده کنید، نه جایگاه و پاداشی از جانب مردم؛ اینها هستند که مزدشان نزد الله افزوده میشود.

(۴۰) فقط الله همان ذاتی است که شما را به تنهایی آفرید، سپس به شما روزی داد، سپس شما را میمیراند سپس شما را برای رستاخیز زنده میگرداند، آیا از میان نمادهای‏تان که آنها را به جای او تعالی عبادت میکنید کسی هست که ذرهای از این موارد را انجام دهد؟! او سبحانه از آنچه که مشرکان میگویند و باور دارند برتر و منزه است.

(۴۱) به‏سبب گناهانی که مردم انجام دادند فساد در خشکی و دریا با کاستهشدن رزق و روزی و وسایل زندگی و ایجاد امراض و بیماریهای همهگیر آشکار شده است، تا الله به جزای برخی اعمال بدشان این آسیبها را در این زندگی دنیا بر آنها بچشاند به این نیّت که با توبه به‏سوی او بازگردند.

برخی فواید آیات:

• شادی بیش از حد هنگام نزول نعمت، و نومیدی از رحمت هنگام نزول مصیبت، دو صفت از صفات کافران است.

• اعطای حقوق به اهلش سبب رستگاری است.

• نابودی ربا، و افزایش اجر انفاق در راه الله.

• اثر گناهان در انتشار بیماریهای همگانی و تخریب محیط زیست مشهود است.

﴿قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلُۚ كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّشۡرِكِينَ٤٢ فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ ٱلۡقَيِّمِ مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِۖ يَوۡمَئِذٖ يَصَّدَّعُونَ٤٣ مَن كَفَرَ فَعَلَيۡهِ كُفۡرُهُۥۖ وَمَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِأَنفُسِهِمۡ يَمۡهَدُونَ٤٤ لِيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِن فَضۡلِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡكَٰفِرِينَ٤٥ وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن يُرۡسِلَ ٱلرِّيَاحَ مُبَشِّرَٰتٖ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحۡمَتِهِۦ وَلِتَجۡرِيَ ٱلۡفُلۡكُ بِأَمۡرِهِۦ وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٤٦ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ رُسُلًا إِلَىٰ قَوۡمِهِمۡ فَجَآءُوهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَٱنتَقَمۡنَا مِنَ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواْۖ وَكَانَ حَقًّا عَلَيۡنَا نَصۡرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٤٧ ٱللَّهُ ٱلَّذِي يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابٗا فَيَبۡسُطُهُۥ فِي ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ يَشَآءُ وَيَجۡعَلُهُۥ كِسَفٗا فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِۦۖ فَإِذَآ أَصَابَ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ٤٨ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيۡهِم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمُبۡلِسِينَ٤٩ فَٱنظُرۡ إِلَىٰٓ ءَاثَٰرِ رَحۡمَتِ ٱللَّهِ كَيۡفَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآۚ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٥٠ [الروم: ۴۲-۵۰].

(۴۲) - ای رسول- به این مشرکان بگو: در زمین بگردید، و بیندیشید که سرانجام امتهای تکذیبکننده پیش از شما چگونه بوده است؟ به تحقیق که سرانجام بدی داشتهاند، بیشتر آنها به الله مشرک بودند، و دیگران را همراه او عبادت میکردند، پس به‏سبب شریک قرار دادن برای الله نابود شدند.

(۴۳) پس – ای رسول- به‏سوی دین راست اسلام که هیچ انحرافی در آن نیست روی آور پیش از آنکه روز قیامت بیاید که وقتی فرا رسد هیچ بازگردانندهای ندارد، در آن روز مردم تقسیم میشوند: گروهی از آنها در بهشت نعمت داده میشوند، و گروهی در جهنم عذاب میشوند.

(۴۴) هرکس بر الله کفر ورزد، زیان کفرش – یعنی جاودانگی در جهنم- به خودش بازمیگردد، و هرکس اعمال صالح انجام دهد و با آن وجه الله را بجوید ورود به بهشت و بهرهمندشدن به نعمتهای آن را برای خودشان فراهم آوردهاند و برای همیشه در آن میمانند.

(۴۵) تا کسانی را که به الله ایمان آوردهاند، و اعمال صالحی که پروردگارشان را راضی میسازد انجام دادهاند پاداش دهد، بهراستیکه او سبحانه کافران به خودش و به رسولانش را دوست ندارد، بلکه به شدیدترین وجه بر آنها خشم میگیرد، و بهزودی آنها را در روز قیامت عذاب میکند.

(۴۶) و از آیات بزرگ و دلالتکنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او: این است که بادها را میفرستد که نزدیکی نزول باران را به بندگان مژده میدهند، و – ای مردم- تا از رحمت خویش با گیاهان و خیر و برکت و گشایشی که پس از باران حاصل میشود به شما بچشاند، و تا اینکه به ارادۀ او کشتیها در دریا به حرکت درآیند، و برای اینکه با تجارت در دریا از فضل او بجویید، و امید است که شکر نعمتهای الله را به جای آورید تا از آن برای‏تان بیفزاید.

(۴۷) و – ای رسول- پیش از تو رسولانی را به‏سوی امتهای‏شان فرستادهایم، که با دلایل و برهانهای دلالتکننده بر راستگویی ما نزدشان آمدند، اما آنچه را که رسولان‏شان آوردند تکذیب کردند، آنگاه از کسانیکه بدیها را مرتکب شدند انتقام گرفتیم، و آنها را با عذاب خویش نابود کردیم، و رسولان و مؤمنان به آنها را از نابودی نجات دادیم، و نجات دادن و یاری مؤمنان حقی است که آن را بر خویشتن واجب کردهایم.

(۴۸) الله سبحانه همان ذاتی است که بادها را میراند و میفرستد، سپس این بادها، ابرها را برمیانگیزند و به حرکت درمیآورند، سپس آن را به صورت اندک یا زیاد، هرطور که بخواهد در آسمان میگستراند، و آن را به قطعاتی تبدیل میکند، که – ای بیننده- باران را میبینی از وسط این ابرها درمیآید. پس وقتی باران را به هر یک از بندگانش که بخواهد برساند بهناگاه از رحمت الله برای آنها با فروفرستادن باران شاد میگردند که روییده شدن گیاهان زمین به آنچه برای خودشان و حیوانات‏شان نیاز دارند را در پی دارد.

(۴۹) و به تحقیق پیش از آنکه الله باران را بر آنها فرو فرستد از نزول آن بر خودشان نومید بودند.

(۵۰) پس – ای رسول- به آثار باران که الله آن را رحمتی برای بندگانش میفرستد بنگر، که چگونه الله زمین را پس از اینکه خشک و سخت بود با رویانیدن انواع گیاهان بر روی آن زنده میگرداند، همانا کسیکه این زمین خشکیده را زنده گردانید همان کسی است که مردگان را زنده برمیانگیزاند، و او بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

برخی فواید آیات:

• ارسال بادها، و فرو فرستادن باران، و حرکت کشتیها در دریا: نعمتهایی است که میطلبد شکر الله را در قبال آنها به جای آوریم.

• نابودی مجرمان و پیروزی مؤمنان سنتی الهی است.

• رویش گیاهان زمین پس از خشکیده بودنش دلیلی بر رستاخیز است.

﴿وَلَئِنۡ أَرۡسَلۡنَا رِيحٗا فَرَأَوۡهُ مُصۡفَرّٗا لَّظَلُّواْ مِنۢ بَعۡدِهِۦ يَكۡفُرُونَ٥١ فَإِنَّكَ لَا تُسۡمِعُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَلَا تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوۡاْ مُدۡبِرِينَ٥٢ وَمَآ أَنتَ بِهَٰدِ ٱلۡعُمۡيِ عَن ضَلَٰلَتِهِمۡۖ إِن تُسۡمِعُ إِلَّا مَن يُؤۡمِنُ بِ‍َٔايَٰتِنَا فَهُم مُّسۡلِمُونَ٥٣ ۞ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن ضَعۡفٖ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ ضَعۡفٖ قُوَّةٗ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٖ ضَعۡفٗا وَشَيۡبَةٗۚ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡقَدِيرُ٥٤ وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُقۡسِمُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ مَا لَبِثُواْ غَيۡرَ سَاعَةٖۚ كَذَٰلِكَ كَانُواْ يُؤۡفَكُونَ٥٥ وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ وَٱلۡإِيمَٰنَ لَقَدۡ لَبِثۡتُمۡ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡبَعۡثِۖ فَهَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡبَعۡثِ وَلَٰكِنَّكُمۡ كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ٥٦ فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مَعۡذِرَتُهُمۡ وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ٥٧ وَلَقَدۡ ضَرَبۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖۚ وَلَئِن جِئۡتَهُم بِ‍َٔايَةٖ لَّيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا مُبۡطِلُونَ٥٨ كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ٥٩ فَٱصۡبِرۡ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞۖ وَلَا يَسۡتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ٦٠ [الروم: ۵۱-۶۰].

(۵۱) و اگر بر کشتزارها و گیاهان‏شان بادی بفرستیم که آن را تباه سازد، آنگاه کشتزارهای‏شان را پس از اینکه سبز بود زردرنگ ببینند به‏طور قطع پس از مشاهدۀ آنها نعمتهای سابق الله را با وجود فراوانی آنها ناسپاسی میکنند.

(۵۲) پس همانگونه که تو نه میتوانی صدایت را به گوش مردگان برسانی و نه به گوش کران، درحالیکه از تو دور شدهاند تا بیشتر از شنیدن صدای تو جلوگیری کنند، همچنین نمیتوانی هرکسی را که شبیه اینها در رویگردانی و بهره نبردن باشد هدایت کنی.

(۵۳) و تو نمیتوانی کسی را که از راه راست گمراه شده است با رساندن صدای خویش به گوش او آنگونه که سودمند واقع شود به پیمودن راه درست راهنمایی کنی، تو تنها میتوانی کسی را که به آیات ما ایمان میآورد بشنوانی، زیرا اوست که از آنچه میگویی بهره میبرد، و آنها در برابر فرمان ما تسلیم و فروتن هستند.

(۵۴) - ای مردم- الله همان ذاتی است که شما را از آبی ناچیز آفرید، سپس بعد از ناتوانی کودکی‏تان قدرت مردانگی را قرار داد، سپس بعد از قدرت مردانگی، ناتوانی سالخوردگی و فرتوتی را قرار داد، الله آنچه از ناتوانی و قدرت را که بخواهد میآفریند، و او تعالی از هر چیزی آگاه است، و هیچچیز بر او پوشیده نمیماند، و ذات توانایی است که هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۵۵) و روزیکه قیامت برپا میشود مجرمان سوگند یاد میکنند که جز لحظهای در قبرهای‏شان نماندهاند. همانگونه که از دانستن مدت ماندن خویش در قبرهای‏شان گمراه شدند در دنیا نیز از حقیقت گمراه بودند.

(۵۶) و کسانی از پیامبران و فرشتگان که الله به آنها علم عطا کرده است میگویند: به تحقیق که شما در آنچه که الله در علم سابق خویش از روز آفرینشِ شما تا روز برانگیختن شما که آن را انکار کردهاید نوشته است ماندهاید، اما شما نمیدانستید که رستاخیز واقع میشود، و آن را انکار کردید.

(۵۷) پس روزیکه الله مخلوقات را برای حسابرسی و جزا برمیانگیزد عذرهایی که ستمکاران به دروغ میسازند سودی به آنها نمیرساند، و راضی کردن الله با توبه و بازگشت به‏سوی او تعالی از آنها خواسته نمیشود؛ چون فرصت این کار گذشته است.

(۵۸) و به تحقیق که در این قرآن- برای عنایت به مردم- هرگونه مثالی آوردهایم؛ تا حق از باطل برای‏شان مشخص شود، و – ای رسول- اگر دلیلی بر راستگویی خویش بیاوری به‏طور قطع کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند خواهند گفت: شما در آنچه که آوردهاید جز بر باطل نیستید.

(۵۹) مانند زدن این مُهر بر دلهای اینها که هرگاه آیهای برای‏شان بیاید به آن ایمان نمیآورند، الله بر دلهای تمام کسانیکه نمیدانند آنچه برای‏شان آوردهای حقیقت است، مُهر مینهد.

(۶۰) پس – ای رسول- در برابر قومت که تو را تکذیب میکنند شکیبایی پیشه کن، زیرا وعدۀ الله برای تو بر پیروزی و قدرت یافتن، حقیقت ثابتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، و نباید کسانیکه به برانگیخته شدن خویش یقین ندارند، تو را به عجله کردن و عدم صبر وادار کنند.

برخی فواید آیات:

• نومیدی کافران از رحمت الله هنگام نزول مصیبت.

• هدایتِ توفیق به دست الله است، و به دست رسول ج نیست.

• مراحل عُمر پندی است برای کسیکه پند میپذیرد.

• سبب نهاده شدن مُهر بر دلها گناهان هستند.

سورة لقمان (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓمٓ١ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡحَكِيمِ٢ هُدٗى وَرَحۡمَةٗ لِّلۡمُحۡسِنِينَ٣ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ يُوقِنُونَ٤ أُوْلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٥ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡتَرِي لَهۡوَ ٱلۡحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ٦ وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا وَلَّىٰ مُسۡتَكۡبِرٗا كَأَن لَّمۡ يَسۡمَعۡهَا كَأَنَّ فِيٓ أُذُنَيۡهِ وَقۡرٗاۖ فَبَشِّرۡهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ٧ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلنَّعِيمِ٨ خَٰلِدِينَ فِيهَاۖ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٗاۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٩ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَاۖ وَأَلۡقَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمۡ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٖۚ وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجٖ كَرِيمٍ١٠ هَٰذَا خَلۡقُ ٱللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦۚ بَلِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ١١ [لقمان: ۱-۱۱].

برخی مقاصد سوره:

ارائۀ پند و حکمتهای موافق شریعت، و آوردن لقمان به عنوان مثالی در این موضوع.

تفسیر:

(۱) ﴿الٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) - ای رسول- این آیات نازلشده بر تو، آیات کتابی است که حکیمانه سخن می‏گوید.

(۳) و هدایت و رحمتی است برای کسانیکه با برپایی حقوق پروردگارشان و حقوق بندگانش اعمال نیک انجام میدهند.

(۴) کسانیکه نماز را به کاملترین صورت برپا میدارند، و زکات اموال‏شان را می‏پردازند، و به رستاخیز و حساب و پاداش و کیفر آخرت یقین دارند.

(۵) اینها که صفات مذکور را دارند بر هدایتی از جانب پروردگارشان هستند، و همانها هستند که با رسیدن به آنچه میجویند، و دوری از آنچه از آن میترسند رستگارانند.

الله پس از بیان صفات نیکوکاران صفات بدکاران را ذکر کرده و میفرماید:

(۶) و برخی از مردم – مانند نضر بن حارث- سخنان لهو را انتخاب میکنند تا بدون هیچ دانشی مردم را از دین الله به‏سوی آن سخنان بازگردانند، و آیات الله را به مسخره و ریشخند گیرند، کسانیکه این صفات را دارند عذابی خوارکننده در آخرت برای‏شان است.

(۷) و هرگاه آیات ما بر او خوانده شود مغرورانه از شنیدن آن روی میگرداند گویی آن را نشنیده است، مثل اینکه گوشهایش صداها را نمیشنوند، پس –ای رسول- او را به عذاب دردناکی که در انتظارش است بشارت دِه.

(۸) همانا کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند، بهشتهای پرنعمت برای‏شان است، که از آنچه الله در این بهشتها برای‏شان آماده کرده است برخوردار میگردند.

(۹) برای همیشه در آنها میمانند، الله این را وعدهای حقیقی که هیچ تردیدی در آن نیست به آنها وعده داده است، و او سبحانه ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تقدیر و شریعت خویش بسیار دانا است.

(۱۰) الله آسمانها را بدون ستون، برافراشته آفرید، و کوههایی استوار در زمین نصب کرد تا شما را نلرزاند، و حیوانات گوناگونی بر روی زمین گستراند، و آب باران را از آسمان فرو فرستادیم، آنگاه از هر نوع گیاه خوشمنظر که مردم و چارپایان از آن بهره میبرند در روی زمین رویانیدیم.

(۱۱) موارد مذکور، آفرینش الله هستند، و–ای مشرکان- کسانیکه شما آنها را به جای الله عبادت میکنید چه چیزی آفریدهاند؟! بلکه ستمکاران در گمراهی آشکاری از حق هستند، چون کسانی را همراه پروردگارشان شریک قرار میدهند که هیچچیز نمیآفرینند و خودشان آفریده میشوند.

برخی فواید آیات:

• طاعت الله به رستگاری در دنیا و آخرت منجر میشود.

• تحریم هر قول یا فعلی که از راه راست بازمیدارد.

• تکبر مانع پیروی از حق است.

• یگانگی الله در آفرینش، و به مبارزهطلبی کافران که معبودهای‏شان چیزی بیافرینند.

﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا لُقۡمَٰنَ ٱلۡحِكۡمَةَ أَنِ ٱشۡكُرۡ لِلَّهِۚ وَمَن يَشۡكُرۡ فَإِنَّمَا يَشۡكُرُ لِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٞ١٢ وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ يَٰبُنَيَّ لَا تُشۡرِكۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ١٣ وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ أَنِ ٱشۡكُرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيۡكَ إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ١٤ وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَاۖ وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗاۖ وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّۚ ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ١٥ يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ١٦ يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَۖ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ١٧ وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًاۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ١٨ وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ١٩ [لقمان: ۱۲-۱۹].

(۱۲) و به تحقیق که به لقمان دانش عمیق در دین و درستی در کارها عطا کردیم، و به او گفتیم: - ای لقمان- شکر توفیق طاعت پروردگارت را که آن را بر تو بخشید به جای آور، و هرکس از پروردگارش سپاسگزاری کند سود سپاسگزاری او فقط به خودش بازمیگردد، زیرا الله از سپاسگزاری او بینیاز است، و هرکس از نعمت الله بر خویش ناسپاسی کند و به او سبحانه کفر ورزد، زیان کفرش فقط بر خود او است و ذرهای به الله زیان نمیرساند زیرا او تعالی از تمام مخلوقاتش بینیاز، و در هر صورت ستودهشده است.

(۱۳) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که لقمان درحالیکه پسرش را به خیر تشویق و از شر بازمیداشت به او گفت: ای پسرم، دیگران را همراه الله عبادت نکن، زیرا عبادت معبودی دیگر همراه الله ستم بزرگی بر خویشتن با ارتکاب بزرگترین گناهی است که به جاودانگی نفس در جهنم منجر میشود.

(۱۴) و انسان را به اطاعت از پدر و مادرش و نیکی به آن دو در آنچه که نافرمانی الله در آن نباشد سفارش کردیم، مادرش او را در شکم خویش با دشواریهای پی در پی حمل کرد، و بازگرفتن او از شیرخوارگی در دو سال است، و به او گفتیم: از الله در قبال نعمتهایی که به تو ارزانی داشته سپاسگزاری کن، سپس از پدر و مادرت که به پرورش و حمایت تو پرداختند سپاسگزاری کن، بازگشت شما فقط به‏سوی من است آنگاه هرکس را به آنچه که استحقاقش را دارد جزا میدهم.

(۱۵) و اگر پدر و مادر کوشیدند که به زور تو را مجبور کنند غیر الله را با او شریک قرار دهی، در این مورد از آن دو اطاعت نکن؛ زیرا هرگز مخلوق در نافرمانی خالق اطاعت نمیشود، و در دنیا با نیکی و بردباری و بخشش با آنها همنشینی کن، و راه کسیکه با توحید و طاعت به‏سوی من بازگشته است را پیروی کن، سرانجام بازگشت همگی شما در روز قیامت فقط به‏سوی من است، آنگاه شما را از اعمالیکه در دنیا انجام میدادید باخبر میسازم، و در قبال آن جزا میدهم.

(۱۶) ای پسرم، همانا بدی و نیکی هر چند کوچک و هموزن دانۀ خردلی باشد و هر چند در دل سنگی که هیچکس بر آن اطلاع پیدا نمیکند باشد، یا در هر مکانی از آسمانها یا در زمین باشد-؛ الله آن را در روز قیامت میآورد، و بنده را در قبال آن جزا میدهد، زیرا الله ذات لطیفی (دقیقی) است که ریزهکاری اشیاء بر او پوشیده نمیماند، و از حقایق و مکان آنها کاملاً آگاه است.

(۱۷) ای پسرم، نماز را به کاملترین صورت برپا دار، و به معروف امر کن، و از منکر نهی کن، و در برابر هر امر ناپسندی که در این راه به تو میرسد شکیبایی کن، بهراستی آنچه از این موارد که به آن فرمان یافتهای از آن چیزی است که الله تو را استوار ساخته تا آن را انجام دهی، و خودت هیچ اختیاری در این کار نداری.

(۱۸) و از روی تکبر صورت خویش را از مردم نگردان، و در روی زمین با سرمستی و خودپسندی راه نرو، زیرا الله هیچ پُزدهندۀ در راهرفتن، و مغرور به نعمتهایی که به او داده شده که با آنها بر مردم تکبر میورزد و در قبال آن از الله سپاسگزاری نمی‏کند را دوست ندارد.

(۱۹) و در راهرفتن روشی میانه بین دویدن و نرمرفتن که وقار و سنگینی را آشکار میسازد برگزین، و صدایت را پایین بیاور، و به گونهای آزاردهنده آن را بالا نبر، بهراستیکه زشتترین صداها، بهعلّت بلندی صدای‏شان، صدای خران است.

برخی فواید آیات:

• چون الله سبحانه سختی بارداری و وضع حمل را که به مادر میرسد بیان فرمود بر نیکی بیشتر به مادر ارشاد میکند.

• سود طاعت و زیان معصیت به خود بنده بازمیگردد.

• وجوب متعهد بودن ملتها بر تربیت و تعلیم.

• شمول آداب اسلامی بر رفتار فردی و اجتماعی.

﴿أَلَمۡ تَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَأَسۡبَغَ عَلَيۡكُمۡ نِعَمَهُۥ ظَٰهِرَةٗ وَبَاطِنَةٗۗ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُجَٰدِلُ فِي ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَلَا هُدٗى وَلَا كِتَٰبٖ مُّنِيرٖ٢٠ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُواْ بَلۡ نَتَّبِعُ مَا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآۚ أَوَلَوۡ كَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ يَدۡعُوهُمۡ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ٢١ ۞وَمَن يُسۡلِمۡ وَجۡهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٞ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰۗ وَإِلَى ٱللَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ٢٢ وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحۡزُنكَ كُفۡرُهُۥٓۚ إِلَيۡنَا مَرۡجِعُهُمۡ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٢٣ نُمَتِّعُهُمۡ قَلِيلٗا ثُمَّ نَضۡطَرُّهُمۡ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٖ٢٤ وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۚ قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٢٥ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ٢٦ وَلَوۡ أَنَّمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَةٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ سَبۡعَةُ أَبۡحُرٖ مَّا نَفِدَتۡ كَلِمَٰتُ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٢٧ مَّا خَلۡقُكُمۡ وَلَا بَعۡثُكُمۡ إِلَّا كَنَفۡسٖ وَٰحِدَةٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ٢٨ [لقمان: ۲۰-۲۸].

(۲۰) - ای مردم- آیا ندیدهاید و مشاهده نکردهاید که الله بهرهبردن از خورشید و ماه و ستارگان آسمان، و نیز جانوران و درختان و گیاهان زمین را برای‏تان آسان کرده است، و نعمتهای آشکار خویش بر دیدگان مانند تصویر زیبا و سیمای نیکو، و نعمتهای باطنی و پنهان خویش مانند عقل و علم را بر شما کامل کرده است، اما با وجود این نعمتها برخی از مردم بدون هیچ دانش مستندی به وحی از جانب الله، یا عقلی روشنگر، و یا کتابی آشکار و نازلشده از جانب الله، در توحید و یگانگی الله مجادله می‏کنند.

(۲۱) و هرگاه به این مجادله کنندگان در توحید الله گفته شود: از وحیی که الله بر رسولش فرو فرستاده است پیروی کنید، میگویند: از آن پیروی نمیکنیم بلکه عبادت معبودهایمان را که پیشینیان خویش را بر آن یافتیم پیروی میکنیم، آیا از پیشینیان خویش پیروی میکنند حتی اگر شیطان آنها را – با آنچه از عبادت نمادها که آنها را گمراه میسازد- به عذاب سوزان روز قیامت فراخوانَد؟!

(۲۲) و هرکس با خالصگردانیدن عبادت برای الله و نیکوکاری در عمل، به الله روی آورد، به‏طور قطع بر مستحکمترین دستآویزی که کسی برای نجات خویش به آن چنگ میزند و از بریدهشدن آن نمیترسد چنگ زده است، و سرانجام و بازگشت کارها فقط به‏سوی الله است، آنگاه هرکس را به آنچه استحقاقش را دارد جزا میدهد.

(۲۳) و - ای رسول- هرکس به الله کفر ورزد نباید کفرش تو را اندوهگین سازد، زیرا بازگشت آنها در روز قیامت فقط به‏سوی ماست، آنگاه آنها را از بدیهایی که در دنیا انجام دادهاند باخبر میسازیم، و آنها را در قبال این بدیها مجازات میکنیم، بهراستیکه الله از آنچه در سینههاست آگاه است، و ذرهای از آنچه در سینههاست بر او پوشیده نمیماند.

(۲۴) آنها را از خوشیهای دنیا که برای‏شان دادهایم تا زمانی اندک بهرهمند میکنیم، سپس در روز قیامت آنها را به عذابی سخت یعنی عذاب جهنم میکشانیم.

(۲۵) و –ای رسول- اگر از این مشرکان بپرسی: چه کسی آسمانها و چه کسی زمین را آفریده است؟ به‏طور قطع خواهند گفت: الله آنها را آفریده است. به آنها بگو: تمام ستایشها از آنِ الله است که حجت را بر شما آشکار گردانید، اما بیشتر آنها به‏سبب جهل نمیدانند که چه کسی سزاوار ستایش است.

(۲۶) آفرینش و فرمانروایی و تدبیر تمام آنچه در آسمانها و زمین است فقط از آنِ الله است، زیرا الله همان ذاتی است که از تمام مخلوقاتش بینیاز است، و در دنیا و آخرت ستودهشده است.

(۲۷) و اگر تمام درختان روی زمین بریده و تبدیل به قلم شوند، و دریا تبدیل به جوهر شود و هفت دریای دیگر به یاریاش بیایند، کلمات الله به‏سبب نامتناهیبودن پایان نمییابد، بهراستیکه الله ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تدبیر خویش بسیار دانا است.

(۲۸) - ای مردم- نه آفرینش و نه دوباره زندهکردن همه شما در روز قیامت برای حسابرسی و جزا، از نظر آسانی، چیزی جز همانند آفرینش و دوباره زندهکردن یک فرد نیست، بهراستی الله ذات شنوایی است که شنیدن صدایی او را از شنیدن صدایی دیگر بازنمیدارد، و ذات بینایی است که دیدن چیزی او را از دیدن چیزی دیگر بازنمیدارد، و به همین ترتیب آفرینش یا دوباره زندهکردن کسی او تعالی را از آفرینش و دوباره زندهکردن دیگری باز نمیدارد.

برخی فواید آیات:

• نعمتهای الله وسیلهای برای سپاسگزاری از او تعالی و ایمان به او است؛ نه وسیلهای برای کفر به او تعالی.

• خطر تقلید کورکورانه؛ بهخصوص در امور اعتقادی.

• اهمیت تسلیمشدن در برابر الله و فرمان‏برداری از او و نیکوکاری به خاطر رضایت او تعالی.

• نامتناهیبودن کلمات الله.

﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِيٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى وَأَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ٢٩ ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلۡبَٰطِلُ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ٣٠ أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱلۡفُلۡكَ تَجۡرِي فِي ٱلۡبَحۡرِ بِنِعۡمَتِ ٱللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنۡ ءَايَٰتِهِۦٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ٣١ وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوۡجٞ كَٱلظُّلَلِ دَعَوُاْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ فَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞۚ وَمَا يَجۡحَدُ بِ‍َٔايَٰتِنَآ إِلَّا كُلُّ خَتَّارٖ كَفُورٖ٣٢ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمۡ وَٱخۡشَوۡاْ يَوۡمٗا لَّا يَجۡزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِۦ وَلَا مَوۡلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِۦ شَيۡ‍ًٔاۚ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞۖ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ٣٣ إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ وَيَعۡلَمُ مَا فِي ٱلۡأَرۡحَامِۖ وَمَا تَدۡرِي نَفۡسٞ مَّاذَا تَكۡسِبُ غَدٗاۖ وَمَا تَدۡرِي نَفۡسُۢ بِأَيِّ أَرۡضٖ تَمُوتُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرُۢ٣٤ [لقمان: ۲۹-۳۴].

(۲۹) آیا ندیدهای که الله از شب میکاهد تا بر روز بیفزاید، و از روز میکاهد تا بر شب بیفزاید، و مسیر خورشید و ماه را مقدر کرده است؛ که هر یک در مدار خویش تا زمانی مشخص حرکت میکنند، و الله از آنچه انجام میدهید آگاه است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۳۰) این مدیریت و اندازهگیری بر این گواهی میدهد که تنها الله، حق است، یعنی او تعالی در ذات و صفات و افعالش حق است، و آنچه مشرکان به جای او عبادت می‏کنند همان باطلی است که هیچ اساسی ندارد. و اینکه الله به ذات و قدرت و تقدیر خویش بر تمام مخلوقاتش برتر است، ذاتیکه هیچ بالاتری از او وجود ندارد، و از هر چیزی بزرگتر است.

(۳۱) آیا ندیدهای که کشتیها به لطف و تسخیر او در دریاها حرکت میکنند؛ تا –ای مردم- از آیات دلالتکنندۀ خویش بر قدرت و لطف او سبحانه به شما بنمایاند، زیرا در این امر دلالتهایی بر قدرت او تعالی است برای هرکسیکه در برابر آسیبهایی که به او میرسد بسیار شکیبا است، و در برابر نعمتهایی که به او میرسد بسیار سپاسگزار است.

(۳۲) و هرگاه از هر طرفی موجها مانند کوهها و ابرها آنها را احاطه کند، با خالص گردانیدن دعا و عبادت برای الله، تنها الله را بخوانند، اما چون الله دعای‏شان را اجابت کند، و آنها را به‏سوی خشکی برهاند، و از غرق شدن نجات دهد، برخی از آنها میانهروانی هستند که شکری را که بر آنها واجب است به صورت کامل به جای نمیآورند، و برخی از آنها نعمت الله را انکار میکنند. و آیات ما را کسی جز افراد پیمانشکن و ناسپاس نعمتهای الله انکار نمیکند و از پروردگارش در قبال نعمتهایی که به او بخشیده سپاسگزاری نمیکند- مانند همین کسیکه با الله پیمان بسته که اگر او را نجات دهد به‏طور قطع از سپاسگزاران او تعالی خواهد بود-.

(۳۳) ای مردم، با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارتان تقوای او تعالی را پیشه کنید؛ و از روزی بترسید که در آن هیچ پدری ذرهای فرزندش را بینیاز نمی‏سازد، و هیچ فرزندی ذرهای پدرش را بینیاز نمیسازد. وعدۀ الله به جزای روز قیامت بدون تردید ثابت و محقق است، پس نباید زندگی دنیا با تمایلات و سرگرمیهایش شما را بفریبد، و نباید شیطان شما را به بردباری الله و تاخیر عذاب از شما، بفریبد.

(۳۴) بهراستیکه علم قیامت فقط نزد الله است؛ یعنی میداند چه زمانی واقع می‏شود، و باران را هرگاه بخواهد فرو میفرستد، و از آنچه در رحمها وجود دارد آگاه است که آیا نر است یا ماده؟! بدبخت است یا نیکبخت؟! و هیچکس نمیداند فردا چه چیزی از خیر یا شر کسب میکند، و هیچکس نمیداند در کدام سرزمین میمیرد، بلکه فقط الله از تمام این امور آگاه است، بهراستیکه الله بر تمام این امور بسیار دانا است، و هیچچیز از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند.

برخی فواید آیات:

• کاهش و افزایش شب و روز، و رامبودن خورشید و ماه: آیات دلالتکننده بر قدرت الله سبحانه، و نعمتهایی هستند که سپاسگزاری را ایجاب میکنند.

• شکیبایی و سپاسگزاری دو وسیله برای پندگیری از آیات الله هستند.

• ترس از قیامت، از فریب خوردن به دنیا و فروتنی در برابر وسوسههای شیاطین بازمیدارد.

• احاطۀ علم الله بر تمام امور پنهان.

سورة السجدة (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿الٓمٓ١ تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ لَا رَيۡبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢ أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۚ بَلۡ هُوَ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوۡمٗا مَّآ أَتَىٰهُم مِّن نَّذِيرٖ مِّن قَبۡلِكَ لَعَلَّهُمۡ يَهۡتَدُونَ٣ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِيّٖ وَلَا شَفِيعٍۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ٤ يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ يَعۡرُجُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡمٖ كَانَ مِقۡدَارُهُۥٓ أَلۡفَ سَنَةٖ مِّمَّا تَعُدُّونَ٥ ذَٰلِكَ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ٦ ٱلَّذِيٓ أَحۡسَنَ كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقَهُۥۖ وَبَدَأَ خَلۡقَ ٱلۡإِنسَٰنِ مِن طِينٖ٧ ثُمَّ جَعَلَ نَسۡلَهُۥ مِن سُلَٰلَةٖ مِّن مَّآءٖ مَّهِينٖ٨ ثُمَّ سَوَّىٰهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِۦۖ وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةَۚ قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ٩ وَقَالُوٓاْ أَءِذَا ضَلَلۡنَا فِي ٱلۡأَرۡضِ أَءِنَّا لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدِۢۚ بَلۡ هُم بِلِقَآءِ رَبِّهِمۡ كَٰفِرُونَ١٠ ۞قُلۡ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلۡمَوۡتِ ٱلَّذِي وُكِّلَ بِكُمۡ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ تُرۡجَعُونَ١١ [السجدة: ۱-۱۱].

برخی مقاصد سوره:

بیان دلایل و مناظر حق که قرآن آنها را نازل کرده است؛ از جمله حقیقت آفرینش و احوال انسان.

تفسیر:

(۱) ﴿الٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) این قرآن که محمد ج آن را آورده بدون هیچ تردیدی از جانب پروردگار جهانیان نازل شده است.

(۳) همانا این کافران میگویند: بهراستیکه محمد آن را به دروغ بر پروردگارش نسبت داده است، امر آنگونه که آنها گفتند نیست، بلکه همان حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن نیست، - ای رسول- از جانب پروردگارت بر تو نازل شده تا مردمی را بترسانی که پیش از تو رسولی برای‏شان نیامد تا آنها را از عذاب الله بترساند، به این امید که به‏سوی حق راه یابند آنگاه از آن پیروی و به آن عمل کنند.

(۴) الله همان ذاتی است که آسمانها، و زمین، و آنچه میان آن دو است را در شش روز آفرید، درحالیکه او تعالی بر آفرینش آنها در کمتر از چشم بهم زدنی توانا است، سپس آنگونه که سزاوار جلال او است بالا رفت و بر عرش ارتفاع گرفت، - ای مردم- جز او هیچ دوست و کارسازی ندارید که کارتان را بر عهده گیرد، یا هیچ شفاعتگری ندارید که نزد پروردگارتان از شما شفاعت کند، پس آیا نمیاندیشید. و الله را که شما را آفرید عبادت میکنید و دیگران را همراه او عبادت نمیکنید؟

(۵) الله کار تمام مخلوقات در آسمانها و زمین را مدیریت میکند، سرانجام این امر در روزیکه به اندازۀ هزار سال از سالهایی که –ای مردم- شما در دنیا برمیشمارید است به‏سوی او تعالی بالا میرود.

(۶) این ذاتیکه تمام این موارد را اداره میکند ذاتی است که از هر چیز نهان و آشکار آگاه است، و ذرهای از این دو بر او پوشیده نمیماند، و ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، ذاتیکه از دشمنانش انتقام میگیرد و نسبت به بندگان مؤمن خویش مهربان است.

(۷) ذاتیکه آفرینش هر چیزی را کامل کرد، و آفرینش آدم را بدون نمونۀ قبلی از گِل آغاز کرد.

(۸) سپس نسلش را از آبی که از او جدا و خارج شد (المنی) آفرید.

(۹) سپس آفرینش انسان را درستاندام کامل کرد، و با فرمان دادن به فرشتۀ مامور به دمیدن روح، از روح خویش در او دمید، و – ای مردم- گوشهایی برای‏تان قرار داد تا با آنها بشنوید، و چشمهایی برای‏تان قرار داد تا با آنها ببینید، و دلهایی برای‏تان قرار داد تا با آنها بیندیشید، اما شما سپاس این نعمتهای الله را که برای‏تان ارزانی داشته است کم به جای میآورید.

(۱۰) و مشرکان تکذیبکنندۀ رستاخیز گفتند: آیا وقتی مُردیم و در زمین ناپدید شدیم، و بدنهایمان خاک شد، از نو زنده برانگیخته میشویم؟! این امر منطقی نیست. بلکه آنها در واقعیت امرشان به رستاخیز کافر هستند و به آن ایمان نمیآورند.

(۱۱) - ای رسول- به این مشرکان تکذیبکنندۀ رستاخیز بگو: فرشتۀ مرگ که الله قبض ارواح شما را به او واگذار کرده شما را میمیراند، سپس در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی ما بازگردانیده میشوید.

برخی فواید آیات:

• حکمت بعثت رسولان این است که اقوام‏شان را به راه راست هدایت کنند.

• ثبوت صفت اِستواء برای الله بدون تشبیه و تمثیل.

• بعید دانستن رستاخیز توسط مشرکان با وجود وضوح ادلۀ آن.

﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلۡمُجۡرِمُونَ نَاكِسُواْ رُءُوسِهِمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ رَبَّنَآ أَبۡصَرۡنَا وَسَمِعۡنَا فَٱرۡجِعۡنَا نَعۡمَلۡ صَٰلِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ١٢ وَلَوۡ شِئۡنَا لَأٓتَيۡنَا كُلَّ نَفۡسٍ هُدَىٰهَا وَلَٰكِنۡ حَقَّ ٱلۡقَوۡلُ مِنِّي لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ١٣ فَذُوقُواْ بِمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَآ إِنَّا نَسِينَٰكُمۡۖ وَذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡخُلۡدِ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ١٤ إِنَّمَا يُؤۡمِنُ بِ‍َٔايَٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواْ بِهَا خَرُّواْۤ سُجَّدٗاۤ وَسَبَّحُواْ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ۩١٥ تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمۡ عَنِ ٱلۡمَضَاجِعِ يَدۡعُونَ رَبَّهُمۡ خَوۡفٗا وَطَمَعٗا وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ١٦ فَلَا تَعۡلَمُ نَفۡسٞ مَّآ أُخۡفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعۡيُنٖ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٧ أَفَمَن كَانَ مُؤۡمِنٗا كَمَن كَانَ فَاسِقٗاۚ لَّا يَسۡتَوُۥنَ١٨ أَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلۡمَأۡوَىٰ نُزُلَۢا بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٩ وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فَسَقُواْ فَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ كُلَّمَآ أَرَادُوٓاْ أَن يَخۡرُجُواْ مِنۡهَآ أُعِيدُواْ فِيهَا وَقِيلَ لَهُمۡ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ٢٠ [السجدة: ۱۲-۲۰].

(۱۲) بهزودی آشکار میگردد که مجرمان در روز قیامت درحالیکه به‏سبب کفرشان به رستاخیز خوار هستند و سرهای‏شان را به زیر افکندهاند، احساس ذلت و خواری میکنند و میگویند: ای پروردگار ما آنچه را از رستاخیز انکار میکردیم دیدیم، و مصداق آنچه را رسولان از جانب تو آوردند شنیدیم، پس ما را به زندگی دنیا بازگردان تا عمل صالحی که تو را خشنود میسازد انجام دهیم، بهراستیکه هم اکنون به رستاخیز و راستی آنچه رسولان آوردند یقین داریم. اگر مجرمان را در این حال ببینی امر بزرگی را دیدهای.

(۱۳) و اگر اعطای هدایت و توفیق به هرکسی را میخواستیم به‏طور قطع او را بر این کار وامیداشتیم، اما این سخن از جانب من از روی حکمت و عدالت واجب شده است که: روز قیامت جهنم را از کافران دو گروه جن و انس پُر خواهم کرد؛ چون راه کفر و گمراهی را بر راه ایمان و استقامت برگزیدند.

(۱۴) و روز قیامت از روی نکوهش و سرزنش به آنها گفته میشود: پس به‏سبب غفلت شما در دنیا از دیدار الله برای حسابرسی‏تان در روز قیامت، عذاب را بچشید، بهراستیکه ما شما را در عذاب بدون اهمیت به رنجی که از آن میکشید رها کردیم، و به‏سبب گناهانی که در دنیا انجام میدادید عذاب همیشگی و جاویدان جهنم را بچشید.

الله پس از بیان حال مجرمان، حال مؤمنان را ذکر کرده و میفرماید:

(۱۵) تنها کسانی به آیات نازلشدۀ ما بر رسولانمان ایمان میآورند که وقتی با آن آیات اندرز داده شوند درحالیکه به ستایش الله تسبیح میگویند برای او تعالی به سجده میافتند، و در هیچ حالتی از عبادت و سجده در برابر الله تکبر نمیورزند.

(۱۶) پهلوهای آنها از بسترهای‏شان که در آن خوابیده بودند فاصله میگیرد، بسترهای‏شان را رها میکنند و به‏سوی الله روی میآورند، او تعالی را از ترس عذابش و امید به رحمتش در نمازشان و غیر آن میخوانند، و اموالی را که برای‏شان عطا کردهایم در راه الله هزینه میکنند.

(۱۷) پس هیچکس نمیداند الله به پاداشی از جانب خویش در قبال اعمال صالحی که در دنیا انجام میدادند چه چیزی از آنچه که دیدگان به آنها روشنایی مییابد برای‏شان آماده کرده است، زیرا پاداشی است که به‏سبب بزرگیاش فقط الله به آن احاطه دارد.

(۱۸) کسیکه به الله ایمان دارد و به اوامرش عمل و از نواهیاش پرهیز میکند، مانند کسیکه از طاعتش خارج میباشد نیست؛ این دو گروه از نظر پاداش در نزد الله یکسان نیستند.

(۱۹) اما کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند، به پاداش اعمال صالحی که در دنیا انجام میدادند از بخشش الله بهشتهایی برای‏شان آماده شده که در آن جای میگیرند.

(۲۰) و اما کسانیکه با کفر و ارتکاب گناهان از طاعت الله خارج شدهاند، قرارگاه آنها که در روز قیامت برای‏شان آماده شده است جهنم است، که برای همیشه در آن می‏مانند، و هرگاه بخواهند از آن خارج شوند دوباره در آن بازگردانیده میشوند، و از روی نکوهش به آنها گفته میشود: عذاب جهنمی را که در دنیا وقتی رسولان‏تان شما را از آن میترساندند تکذیب میکردید بچشید.

برخی فواید آیات:

• ایمان کافران در روز قیامت به آنها سودی نمیرساند. زیرا آخرت سرای جزا است؛ نه سرای عمل.

• خطر غفلت از دیدار الله در روز قیامت.

• نماز شب، سیرۀ مؤمنان است.

﴿وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنَ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَدۡنَىٰ دُونَ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَكۡبَرِ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٢١ وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِۦ ثُمَّ أَعۡرَضَ عَنۡهَآۚ إِنَّا مِنَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ مُنتَقِمُونَ٢٢ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ فَلَا تَكُن فِي مِرۡيَةٖ مِّن لِّقَآئِهِۦۖ وَجَعَلۡنَٰهُ هُدٗى لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ٢٣ وَجَعَلۡنَا مِنۡهُمۡ أَئِمَّةٗ يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا لَمَّا صَبَرُواْۖ وَكَانُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا يُوقِنُونَ٢٤ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفۡصِلُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ٢٥ أَوَ لَمۡ يَهۡدِ لَهُمۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡقُرُونِ يَمۡشُونَ فِي مَسَٰكِنِهِمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٍۚ أَفَلَا يَسۡمَعُونَ٢٦ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا نَسُوقُ ٱلۡمَآءَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ٱلۡجُرُزِ فَنُخۡرِجُ بِهِۦ زَرۡعٗا تَأۡكُلُ مِنۡهُ أَنۡعَٰمُهُمۡ وَأَنفُسُهُمۡۚ أَفَلَا يُبۡصِرُونَ٢٧ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡفَتۡحُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٢٨ قُلۡ يَوۡمَ ٱلۡفَتۡحِ لَا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِيمَٰنُهُمۡ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ٢٩ فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ وَٱنتَظِرۡ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ٣٠ [السجدة: ۲۱-۳۰].

(۲۱) و به‏طور قطع به این تکذیبکنندگان خارج از طاعت پروردگارشان، قبل از عذاب بزرگتر که در آخرت برای‏شان آماده شده است اگر توبه نکنند، مصیبتها و بلاهایی در دنیا میچشانیم؛ باشد که به طاعت پرودگارشان بازگردند.

(۲۲) و هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که به آیات الله اندرز داده شود اما از آنها پند نگیرد، و بدون توجه به این آیات از آنها روی گرداند. بدون تردید ما از مجرمان- که از آیات الله روی میگردانند به‏سبب ارتکاب کفر و گناهان- انتقام میگیریم.

(۲۳) و به تحقیق که تورات را به موسی ÷ عطا کردیم، پس –ای رسول- در مورد دیدار خودت با موسی ÷ در شب إسراء و معراج در تردید نباش، و کتاب نازلشده بر موسی ÷ را هدایتگری از گمراهی برای بنیاسرائیل قرار دادیم.

(۲۴) و از میان بنیاسرائیل پیشوایانی قرار دادیم که مردم در حق به آنها اقتدا میکردند، و به‏سوی حق راهنمایی میکردند، چون بر اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، و بر آزارهای موجود در راه دعوت شکیبایی کردند، و قاطعانه آیات نازلشدۀ الله بر رسولان‏شان را تصدیق میکردند.

(۲۵) و –ای رسول- به تحقیق که پروردگار تو همان ذاتی است که در روز قیامت میان آنچه که در دنیا در آن اختلاف میورزیدند داوری میکند، آنگاه حقگو را از یاوهگو آشکار میگرداند، و هر یک را به آنچه که سزاوارش است جزا میدهد.

(۲۶) آیا اینها کور شدهاند و برای‏شان آشکار نشده است که چه بسیار امتهایی را قبل از آنها نابود کردیم؟! درحالیکه در مسکنهای آنها که قبل از نابودی‏شان در آنها سکونت میکردند راه میروند، اما از حال‏شان پند نمیگیرند. بهراستیکه در نابودی آن امتها به‏سبب کفر و گناهانشان، پندهایی است که بر راستگویی رسولان‏شان که از جانب الله نزد آنها آمدند به آنها استدلال میشود. پس آیا این تکذیب کنندگان آیاتِ الله به نیت قبول و پند گرفتن نمیشنوند؟!

(۲۷) آیا این تکذیبکنندگان رستاخیز ندیدهاند که ما آب باران را به زمین خشک و بیگیاهی میفرستیم، آنگاه با آن آب، کِشتی که شتران و گاوها و گوسفندانشان، و خودشان از آن میخورند درمیآوریم؟! آیا این امر را نمیبینند، و درک نمیکنند که کسیکه زمین خشک را رویانیده است بر زندهکردن مردگان نیز توانا است؟!

(۲۸) و تکذیبکنندگان رستاخیز با درخواست تعجیل در عذاب میگویند: این حکمی که ادعا میکنید میان ما و شما در روز قیامت داوری خواهد کرد، و مقصد ما جهنم و مقصد شما بهشت است چه زمانی است؟!

(۲۹) - ای رسول- به آنها بگو: این موعد روز قیامت است، که روز داوری میان بندگان است آنگاه که ایمان کسانیکه در دنیا به الله کفر ورزیدهاند پس از مشاهدۀ روز قیامت سودی نمیرساند، و به آنها مهلت نیز داده نمیشود تا به‏سوی پروردگارشان توبه کنند و به‏سوی او بازگردند.

(۳۰) پس –ای رسول- از اینها پس از اینکه در گمراهی خویش ثابت ماندند روی گردان، و منتظر چیزی باش که به آنها میرسد، چون آنها نیز عذابی را که به آنها وعده میدهی انتظار میکشند.

برخی فواید آیات:

• عذاب کافر در دنیا وسیلهای برای توبۀ او است.

• ثبوت دیدار میان پیامبرمانع و موسی ÷ در شب إسراء و معراج.

• صبر و یقین دو صفت پیشوایان دینی هستند.

سورة الأحزاب (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ ٱتَّقِ ٱللَّهَ وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا١ وَٱتَّبِعۡ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٗا٢ وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا٣ مَّا جَعَلَ ٱللَّهُ لِرَجُلٖ مِّن قَلۡبَيۡنِ فِي جَوۡفِهِۦۚ وَمَا جَعَلَ أَزۡوَٰجَكُمُ ٱلَّٰٓـِٔي تُظَٰهِرُونَ مِنۡهُنَّ أُمَّهَٰتِكُمۡۚ وَمَا جَعَلَ أَدۡعِيَآءَكُمۡ أَبۡنَآءَكُمۡۚ ذَٰلِكُمۡ قَوۡلُكُم بِأَفۡوَٰهِكُمۡۖ وَٱللَّهُ يَقُولُ ٱلۡحَقَّ وَهُوَ يَهۡدِي ٱلسَّبِيلَ٤ ٱدۡعُوهُمۡ لِأٓبَآئِهِمۡ هُوَ أَقۡسَطُ عِندَ ٱللَّهِۚ فَإِن لَّمۡ تَعۡلَمُوٓاْ ءَابَآءَهُمۡ فَإِخۡوَٰنُكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَمَوَٰلِيكُمۡۚ وَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٞ فِيمَآ أَخۡطَأۡتُم بِهِۦ وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتۡ قُلُوبُكُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمًا٥ ٱلنَّبِيُّ أَوۡلَىٰ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡ أَنفُسِهِمۡۖ وَأَزۡوَٰجُهُۥٓ أُمَّهَٰتُهُمۡۗ وَأُوْلُواْ ٱلۡأَرۡحَامِ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلَىٰ بِبَعۡضٖ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ إِلَّآ أَن تَفۡعَلُوٓاْ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِكُم مَّعۡرُوفٗاۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مَسۡطُورٗا٦ [الأحزاب: ۱-۶].

برخی مقاصد سوره:

تمرکز بر عنایت الله به پیامبرش ج و حمایت از ایشان و اهل بیتش.

تفسیر:

(۱) ای پیامبر، تو و همراهیانت با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، بر تقوای او تعالی مواظبت کن، و فقط از او بترس، و از کافران و منافقان در پیروی از نفسهای‏شان فرمان‏برداری نکن، زیرا الله از نیرنگ کافران و منافقان آگاه است، و در آفرینش و تدبیر خویش بسیار دانا است.

(۲) و از وحیی که از جانب پروردگارت بر تو نازل میشود پیروی کن، بهراستیکه الله به آنچه انجام میدهید بسیار دانا است، و ذرهای از آن از دستش نمیرود، و بهزودی شما را در برابر اعمال‏تان جزا خواهد داد.

(۳) و در تمام امور خویش فقط بر الله توکل کن و همین بس که او سبحانه نگهبان کسانی از بندگانش است که بر او توکل میکنند.

(۴) همانگونه که الله دو قلب در سینۀ یک مرد قرار نداده است، همسران را نیز در تحریم به منزلۀ مادران قرار نداده، و همچنین پسران از طریق فرزندخواندگی را به منزلۀ پسرانی صلبی قرار نداده است، زیرا ظِهار – یعنی اینکه مرد همسرش را بر خود حرام کند- و نیز فرزندخواندگی: از عادتهای جاهلیت است که اسلام آنها را باطل کرده است، این ظهار و فرزندخواندگی، سخنی است که با دهانهای‏تان آن را تکرار میکنید، و هیچ حقیقتی ندارد، زیرا همسر، مادر نیست، و فرزندخوانده نیز پسر کسیکه او را ادعا میکند نیست، و الله سبحانه سخن حق را میگوید تا بندگانش به آن عمل کنند، و او تعالی به راه حق راهنمایی میکند.

(۵) کسانی را که ادعا میکنید پسران‏تان هستند به پدران حقیقی‏شان نسبت دهید، زیرا این کار نزد الله همان عدالت است، پس اگر پدران‏شان را نمیشناسید که اینها را به آنها نسبت دهید برادران دینی شما و بردگان آزادشدۀ شما هستند، پس هر یک از آنها را با «ای برادرم» یا «ای پسرعمویم» صدا بزنید، و هیچ گناهی بر شما نیست اگر کسی از شما فرزندخواندهای را از روی اشتباه به مدعیاش نسبت دهد، اما با گفتن عمدی این سخن گناهکار میشوید، و الله برای هر یک از بندگانش که توبه کند بسیار آمرزنده و مهربان است چون آنها را در برابر خطا (سهو) هرگز مواخذه نمی‏کند.

(۶) پیامبر محمد ج نسبت به مؤمنان در تمام مواردی که آنها را به‏سوی آن فرامیخواند حتی از جانهای مؤمنان مهمتر است، هر چند دلهای‏شان به چیز دیگری تمایل داشته باشد. و همسرانش به منزلۀ مادران تمام مؤمنان هستند، یعنی بر هر مؤمنی حرام است که پس از مرگ پیامبر ج با یکی از همسرانش ازدواج کند. و در حکم الله خویشاوندان در میراث از مؤمنان و مهاجران در راه الله سزاوارتر هستند. در صدر اسلام مؤمنان و مهاجران در راه الله به‏سبب این روابط از یکدیگر ارث میبردند، سپس ارثبردن آنها از یکدیگر منسوخ شد، مگر اینکه – ای مؤمنان- میتوانید به نفع دوستان غیر وارث خویش وصیت یا احسانی بکنید، این حکم در لوح محفوظ نوشته شده و عمل به آن واجب است.

برخی فواید آیات:

• هیچکس آن قدر بزرگ نیست که به معروف امر نشود و از منکر نهی نگردد.

• رفع مواخذۀ (اموری که) به خطا (سهو) از امت اسلامی سر زند.

• وجوب تقدیم خواستۀ پیامبر ج بر خواستۀ مردم.

• بیان جایگاه بالای همسران پیامبر ج، و حرمت نکاح با آنها پس از پیامبر ج؛ زیرا مادران مؤمنان هستند.

﴿وَإِذۡ أَخَذۡنَا مِنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ مِيثَٰقَهُمۡ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٖ وَإِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَۖ وَأَخَذۡنَا مِنۡهُم مِّيثَٰقًا غَلِيظٗا٧ لِّيَسۡ‍َٔلَ ٱلصَّٰدِقِينَ عَن صِدۡقِهِمۡۚ وَأَعَدَّ لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابًا أَلِيمٗا٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ جَآءَتۡكُمۡ جُنُودٞ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا وَجُنُودٗا لَّمۡ تَرَوۡهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرًا٩ إِذۡ جَآءُوكُم مِّن فَوۡقِكُمۡ وَمِنۡ أَسۡفَلَ مِنكُمۡ وَإِذۡ زَاغَتِ ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَبَلَغَتِ ٱلۡقُلُوبُ ٱلۡحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِٱللَّهِ ٱلظُّنُونَا۠١٠ هُنَالِكَ ٱبۡتُلِيَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَزُلۡزِلُواْ زِلۡزَالٗا شَدِيدٗا١١ وَإِذۡ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ مَّا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ إِلَّا غُرُورٗا١٢ وَإِذۡ قَالَت طَّآئِفَةٞ مِّنۡهُمۡ يَٰٓأَهۡلَ يَثۡرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمۡ فَٱرۡجِعُواْۚ وَيَسۡتَ‍ٔۡذِنُ فَرِيقٞ مِّنۡهُمُ ٱلنَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوۡرَةٞ وَمَا هِيَ بِعَوۡرَةٍۖ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارٗا١٣ وَلَوۡ دُخِلَتۡ عَلَيۡهِم مِّنۡ أَقۡطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُواْ ٱلۡفِتۡنَةَ لَأٓتَوۡهَا وَمَا تَلَبَّثُواْ بِهَآ إِلَّا يَسِيرٗا١٤ وَلَقَدۡ كَانُواْ عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ مِن قَبۡلُ لَا يُوَلُّونَ ٱلۡأَدۡبَٰرَۚ وَكَانَ عَهۡدُ ٱللَّهِ مَسۡ‍ُٔولٗا١٥ [الأحزاب: ۷-۱۵].

(۷) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که از پیامبران پیمانی استوار گرفتیم بر اینکه الله را به تنهایی عبادت کنند، و هیچچیز را با او شریک نگردانند، و وحی را که به‏سوی‏شان نازل شده است ابلاغ کنند، و به صورت خاص این پیمان را از تو گرفتیم، و از نوح ÷ و ابراهیم ÷ و موسی ÷ و عیسی ÷ پسر مریم، عهدی استوار بر وفا به آنچه از تبلیغ رسالتهای الله که بر آن امین شده بودند گرفتیم.

(۸) الله این پیمان موکد را از پیامبران گرفت تا برای نکوهش کافران، از رسولان راستگو در مورد راستگویی‏شان بپرسد، و الله برای کافران به او تعالی و رسولانش در روز قیامت عذابی دردناک یعنی آتش جهنم را آماده کرده است.

(۹) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید، و به آنچه حکم کرده عمل کردهاید، نعمت الله بر خویش را به یاد آورید، آنگاه که لشکریان کفار دسته دسته برای پیکار با شما به مدینه آمدند، و منافقان و یهودیان آنها را یاری کردند، و باد صَبا را که پیامبر ج با آن یاری شد بر آنها فرستادیم، و لشکریانی از فرشتگان که شما آنها را ندیدید فرستادیم، آنگاه کافران برای فرار و درحالیکه قادر بر هیچ کاری نبودند پشت کردند، و الله آنچه را انجام میدهید میبیند و ذرهای از اعمال‏تان بر او تعالی پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۱۰) و نیز به یاد آورید آنگاه که کافران از بالا و پایین دره از دو جهت مشرق و مغرب به‏سوی شما آمدند، و زمانیکه از وحشت زیاد، چشمها از هر چیزی جز نظر به دشمن خویش برگردانیده شدند، و قلبها به حلقومها رسید، و گمانهای مختلفی به الله میبردید؛ گاهی پیروزی، و گاهی نومیدی از او را گمان میبردید.

(۱۱) در آن موضع در غزوۀ خندق مؤمنان با تجاوز دشمنان‏شان که با آن مواجه شدند مورد آزمایش قرار گرفتند، و از ترس زیاد به شدت آشفته شدند، و با این آزمایش مؤمن و منافق مشخص شد.

(۱۲) در آن روز منافقان و افرادی با ایمان ضعیف که تردیدی در دلهای‏شان بود گفتند: پیروزی بر دشمنمان و قدرتیابی ما در روی زمین که الله و رسولش به ما وعده دادند جز باطلی که هیچ اساسی ندارد نیست.

(۱۳) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که گروهی از منافقان به اهالی مدینه گفتند: ای ساکنان یثرب (نام مدینه قبل از اسلام یثرب بود)، کنار خندق جای ماندن برای شما نیست پس به منازل خویش بازگردید، و گروهی از آنها با این بهانه که خانههای‏شان در برابر دشمن آشکار و بدون حفاظ است، از پیامبر ج اجازه میخواستند که به خانههای‏شان بازگردند، درحالیکه چنانکه ادعا کردند نبود، و با این عذر دروغین فقط قصد فرار از دشمن را داشتند.

(۱۴) و اگر دشمن از تمام نواحی مدینه بر آنها وارد میشد، و بازگشت به کفر و شرک به الله را از آنها میخواست به‏طور قطع این درخواست دشمن‏شان را می‏پذیرفتند، و جز اندکی از ارتداد و بازگشت به کفر خودداری نمیکردند.

(۱۵) درحالیکه این منافقان پس از فرار از پیکار در روز احد با الله پیمان بستند که اگر الله آنها را در کارزاری دیگر حاضر کند به‏طور قطع در برابر دشمن‏شان خواهند جنگید، و به‏سبب ترس از آنها فرار نخواهند کرد، اما پیمان‏شان را شکستند، و بهراستیکه بنده در قبال آنچه در مورد آن با الله پیمان بسته مسئول است، و بهزودی در مورد آن از او پرسیده میشود.

برخی فواید آیات:

• جایگاه رسولان اولوالعزم.

• تقویت بندگان مؤمن الله هنگام نزول سختیها توسط او تعالی.

• یارینشدن مؤمنان توسط منافقان در مصیبتها.

﴿قُل لَّن يَنفَعَكُمُ ٱلۡفِرَارُ إِن فَرَرۡتُم مِّنَ ٱلۡمَوۡتِ أَوِ ٱلۡقَتۡلِ وَإِذٗا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلٗا١٦ قُلۡ مَن ذَا ٱلَّذِي يَعۡصِمُكُم مِّنَ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَ بِكُمۡ سُوٓءًا أَوۡ أَرَادَ بِكُمۡ رَحۡمَةٗۚ وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا١٧ ۞قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلۡمُعَوِّقِينَ مِنكُمۡ وَٱلۡقَآئِلِينَ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ هَلُمَّ إِلَيۡنَاۖ وَلَا يَأۡتُونَ ٱلۡبَأۡسَ إِلَّا قَلِيلًا١٨ أَشِحَّةً عَلَيۡكُمۡۖ فَإِذَا جَآءَ ٱلۡخَوۡفُ رَأَيۡتَهُمۡ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ تَدُورُ أَعۡيُنُهُمۡ كَٱلَّذِي يُغۡشَىٰ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِۖ فَإِذَا ذَهَبَ ٱلۡخَوۡفُ سَلَقُوكُم بِأَلۡسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى ٱلۡخَيۡرِۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَمۡ يُؤۡمِنُواْ فَأَحۡبَطَ ٱللَّهُ أَعۡمَٰلَهُمۡۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٗا١٩ يَحۡسَبُونَ ٱلۡأَحۡزَابَ لَمۡ يَذۡهَبُواْۖ وَإِن يَأۡتِ ٱلۡأَحۡزَابُ يَوَدُّواْ لَوۡ أَنَّهُم بَادُونَ فِي ٱلۡأَعۡرَابِ يَسۡ‍َٔلُونَ عَنۡ أَنۢبَآئِكُمۡۖ وَلَوۡ كَانُواْ فِيكُم مَّا قَٰتَلُوٓاْ إِلَّا قَلِيلٗا٢٠ لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا٢١ وَلَمَّا رَءَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلۡأَحۡزَابَ قَالُواْ هَٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥۚ وَمَا زَادَهُمۡ إِلَّآ إِيمَٰنٗا وَتَسۡلِيمٗا٢٢ [الأحزاب: ۱۶-۲۲].

(۱۶) - ای رسول- به اینها بگو: اگر از ترس مرگ یا کشتهشدن از کارزار بگریزید فرار هرگز به شما سودی نمیرساند؛ زیرا اجلها اندازهگیری شدهاند، و اگر فرار کردید و هنوز اجل‏تان نرسیده بود فقط زمانی اندک در زندگی بهرهمند خواهید شد.

(۱۷) - ای رسول- به آنها بگو: چه کسی در برابر الله از شما محافظت میکند اگر مرگ یا قتل را که نمیپسندید برای‏تان بخواهد، یا سلامت و خیر را که امید دارید برای‏تان بخواهد، هیچکس نیست که از شما در برابر این کار محافظت کند، و این منافقان به جای الله هیچ دوستی برای خودشان نمییابند که کارشان را برعهده بگیرد، و هیچ یاوری را نیز نمییابند که در برابر عذاب الله از آنها محافظت کند.

(۱۸) الله از کسانی از شما آگاه است که دیگران را از جنگیدن همراه رسولالله ج بازمیدارند و به برادران‏شان میگویند: نزد ما بیایید و همراه او در پیکار شرکت نکنید تا کشته نشوید، زیرا ما میترسیم که شما کشته شوید، و این خیانتکاران به جنگ نمی‏آیند و در آن حضور نمییابند مگر بسیار اندک؛ تا ننگ را از خودشان دفع کنند، نه به این هدف که الله و رسولش را یاری رسانند.

(۱۹) - ای گروه مؤمنان- آنها با اموال‏شان بر شما بخل میورزند یعنی با بخشیدن آن به شما کمک نمیکنند، و با جانهای‏شان بر شما بخل میورزند یعنی همراه شما پیکار نمیکنند، و با دوستی خویش بر شما بخل میورزند یعنی شما را به دوستی نمی‏گیرند، اما چون ترس هنگام رویارویی با دشمن فرار رسد –ای رسول- آنها را میبینی که به‏سوی تو مینگرند درحالیکه از بزدلی چشمان‏شان میچرخد مانند چرخیدن چشمان کسیکه سختیهای جانکندن را مشاهده میکند، اما چون ترس‏شان از بین برود و آرام گیرند به‏سبب حرص بر غنیمت که در جستجوی آن هستند با زباندرازی شما را با سخن آزار میرسانند، اینها که صفات مذکور را دارند ایمان واقعی نیاوردهاند، پس الله پاداش اعمال‏شان را تباه ساخت، و این تباهکردن بر الله آسان است.

(۲۰) این بزدلان گمان میکنند که احزاب توطئهگر بر پیکار با رسولالله ج و مؤمنان، تا وقتی مؤمنان را از ریشه بَرنکنند نخواهند رفت، و به فرض اگر احزاب بار دیگر بیایند این منافقان دوست دارند که خارج از مدینه همراه بادیهنشینان باشند، تا از اخبار شما بپرسند که: پس از پیکار دشمن‏تان با شما چه اتفاقی برای‏تان افتاده است؟ و –ای مؤمنان- اگر در میان شما بودند جز اندکی همراه شما پیکار نمیکردند، پس اهمیتی به آنها ندهید، و بر آنها افسوس نخورید.

(۲۱) به‏طور قطع در آنچه که رسولالله ج گفته و اقدام کرده و انجام داده، الگویی نیکو برای شما است، او جان گرامی خویش را تقدیم کرده، و به‏طور مستقیم در جنگ شرکت کرده است، پس چگونه بعد از این امر به جانهای‏تان در برابر جان او بخل می‏ورزید؟ و از رسولالله ج پیروی نمیکند مگر کسیکه به روز آخرت امید دارد، و برای آن روز تلاش، و الله را بسیار یاد میکند، اما کسیکه به روز آخرت امید ندارد و الله را بسیار یاد نمیکند به رسولش اقتدا نمیکند.

(۲۲) و مؤمنان چون احزاب جمعشده برای پیکار با خویش را دیدند گفتند: این همان آزمایش و بلا و پیروزیای است که الله و رسولش به ما وعده دادند، و الله و رسولش در این مورد راست گفتهاند، به تحقیق که محقق شد، و مشاهدۀ احزاب توسط آنها جز بر ایمان به الله و فرمان‏برداری آنها از او تعالی نیفزود.

برخی فواید آیات:

• اَجَلها تعیینشده هستند؛ نه جنگیدن آنها را نزدیک میکند، و نه فرار از پیکار آنها را دور میسازد.

• بازداشتن از جهاد در راه الله کار همیشگی منافقان است.

• رسول ج در سخنان و کارهای خویش الگوی مؤمنان است.

• اعتماد به الله و تسلیمبودن در برابر او تعالی از صفات مؤمنان است.

﴿مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٞ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِۖ فَمِنۡهُم مَّن قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ وَمِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُۖ وَمَا بَدَّلُواْ تَبۡدِيلٗا٢٣ لِّيَجۡزِيَ ٱللَّهُ ٱلصَّٰدِقِينَ بِصِدۡقِهِمۡ وَيُعَذِّبَ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ إِن شَآءَ أَوۡ يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٢٤ وَرَدَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِغَيۡظِهِمۡ لَمۡ يَنَالُواْ خَيۡرٗاۚ وَكَفَى ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلۡقِتَالَۚ وَكَانَ ٱللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزٗا٢٥ وَأَنزَلَ ٱلَّذِينَ ظَٰهَرُوهُم مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ مِن صَيَاصِيهِمۡ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعۡبَ فَرِيقٗا تَقۡتُلُونَ وَتَأۡسِرُونَ فَرِيقٗا٢٦ وَأَوۡرَثَكُمۡ أَرۡضَهُمۡ وَدِيَٰرَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُمۡ وَأَرۡضٗا لَّمۡ تَطَ‍ُٔوهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٗا٢٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا٢٨ وَإِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ فَإِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا٢٩ يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ مَن يَأۡتِ مِنكُنَّ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖ يُضَٰعَفۡ لَهَا ٱلۡعَذَابُ ضِعۡفَيۡنِۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٗا٣٠ [الأحزاب: ۲۳-۳۰].

(۲۳) در میان مؤمنان مردانی هستند که با الله راست بودهاند، و به ثبات و صبر در راه الله که با او تعالی بر آن پیمان بستند وفا کردهاند، برخی از آنها در راه الله مُرده یا شهید شدهاند، و برخی از آنها منتظر شهادت در راه او تعالی هستند، و این مؤمنان پیمانی را که با الله بستند تغییر ندادند مثل کاری که منافقان با پیمانهای‏شان کردند.

(۲۴) به این هدف که الله راستان را که به پیمانی که با او بستند وفا کردند در قبال راستی و وفای به پیمانهای‏شان پاداش دهد، و منافقان را که پیمانهای‏شان را نقض کردند اگر بخواهد عذاب کند، به این نحو که آنها را قبل از اینکه از کفرشان توبه کنند بمیراند، یا آنها را ببخشاید و به توبه توفیق دهد، و الله نسبت به کسیکه از گناهانش توبه کند بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۲۵) و الله قریش و غطفان و کسانی را که همراهشان بودند در غم و اندوهشان به‏سبب از دستدادن آنچه آرزو کردند بازگرداند، بدون اینکه به ریشهکنکردن مؤمنان که هدفشان بود دست یابند، و الله با بادی که فرستاد و فرشتگانی که نازل کرد مؤمنان را از پیکار با آنها بینیاز ساخت؛ و او تعالی ذات توانا و شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود مگر اینکه الله او را مغلوب و خوار میسازد.

(۲۶) و الله یهودیانی را که به آنها یاری رساندند از دژهای‏شان که در آنجا از ترس دشمن پناه گرفته بودند پایین کشید، و در جانهای‏شان ترس افکند، - ای مؤمنان- گروهی از آنها را میکشتید، و گروهی دیگر را اسیر میکردید.

(۲۷) و الله پس از نابودی آنها شما را مالک زمین‏شان با مزارع و نخلستانهایش، و منازل و اموال دیگرشان کرد، و شما را مالک سرزمین خیبر که هرگز به آن پا ننهاده بودید، بلکه به زودی در آن پا خواهید نهاد قرار داد، این وعده و مژدهای است برای مؤمنان، و الله بر هر چیزی تواناست، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۲۸) ای پیامبر، به همسرانت وقتی خواستار افزودن بر نفقه از تو شدند و تو چیزی نداشتی که بر نفقۀ آنها بیفزایی بگو: اگر زندگی دنیا و زیور آن را میخواهید، نزدم بیایید تا شما را از آنچه که زنان طلاق دادهشده بهرهمند میگردند برخوردار سازم، و شما را بهگونهای که هیچ زیان و آزاری نبینید طلاق دهم.

(۲۹) و اگر رضایت الله و رسولش، و بهشت سرای آخرت را میخواهید، بر حال خویش صبر کنید، که الله برای هرکس از شما که با صبر و حسن معاشرت نیکی کند پاداشی بزرگ آماده ساخته است.

(۳۰) ای زنان پیامبر، هرکس از شما گناه آشکاری مرتکب شود به‏سبب جایگاه و منزلت او و برای صیانت جناب پیامبر ج عذابی دوچندان در روز قیامت دارد. و این دوچندان کردن عذاب بر الله آسان است.

برخی فواید آیات:

• تزکیۀ اصحاب رسولالله ج از سوی او تعالی، که این امر افتخاری بس بزرگ برای‏شان است.

• یاری و کمک الله برای بندگانش از جاییکه گمانش را نمیکنند وقتی تقوای او تعالی را پیشه کنند.

• سرانجامِ بدِ نیرنگ برای یهودیانی که به احزاب یاری رساندند.

• انتخاب رضایت الله و رسولش توسط همسران پیامبر ج، بر ایمان قوی آنها دلالت دارد.

﴿۞وَمَن يَقۡنُتۡ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا نُّؤۡتِهَآ أَجۡرَهَا مَرَّتَيۡنِ وَأَعۡتَدۡنَا لَهَا رِزۡقٗا كَرِيمٗا٣١ يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّۚ فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا٣٢ وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا٣٣ وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا٣٤ إِنَّ ٱلۡمُسۡلِمِينَ وَٱلۡمُسۡلِمَٰتِ وَٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ وَٱلۡقَٰنِتِينَ وَٱلۡقَٰنِتَٰتِ وَٱلصَّٰدِقِينَ وَٱلصَّٰدِقَٰتِ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَٱلصَّٰبِرَٰتِ وَٱلۡخَٰشِعِينَ وَٱلۡخَٰشِعَٰتِ وَٱلۡمُتَصَدِّقِينَ وَٱلۡمُتَصَدِّقَٰتِ وَٱلصَّٰٓئِمِينَ وَٱلصَّٰٓئِمَٰتِ وَٱلۡحَٰفِظِينَ فُرُوجَهُمۡ وَٱلۡحَٰفِظَٰتِ وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمٗا٣٥ [الأحزاب: ۳۱-۳۵].

(۳۱) و هرکس از شما بر طاعت الله و رسولش مداومت کند، و عملی صالح و راضیکننده نزد الله انجام دهد، پاداشی دو برابر از سایر زنان به او میدهیم، و پاداشی گرامی یعنی بهشت در آخرت برایش آماده کردهایم.

(۳۲) ای زنان پیامبر محمد ج، شما در فضیلت و شرف مانند سایر زنان نیستید، بلکه از نظر فضیلت و شرف در جایگاهی هستید که سایر زنان به آن نمیرسند به شرط اینکه اوامر الله را اجرا و از نواهی او تعالی را اجتناب کنید، و آنگاه که با مردان بیگانه سخن میگویید سخن را نرم نکنید و صدا را نازک نسازید، تا به این سبب کسیکه در قلبش بیماری نفاق و شهوت حرام است طمع ورزد، و سخنی دور از گمان و تهمت، یعنی به مقدار نیاز جدی باشد نه شوخی بزنید.

(۳۳) و در خانههای‏تان بمانید، و بدون نیاز از آنها خارج نشوید، و مانند زنانی که قبل از اسلام زیباییهای‏شان را برای جذب مردان آشکار میکردند زیباییهای خود را آشکار نکنید و نماز را به کاملترین وجه برپا دارید، و زکات اموال‏تان را بدهید، و از الله و رسولش اطاعت کنید. ای زنان رسولالله و ای اهل بیت رسولالله، جز این نیست که الله سبحانه میخواهد آزار و آسیب را از شما بزداید، و دلهای‏تان را با آراستن با اخلاق برتر، و خالیکردن از اخلاق پست به صورت کامل پاک گرداند، و پس از آن هیچ آلودگیای باقی نماند.

(۳۴) و آنچه را از آیات نازلشدۀ الله بر رسولش، و از سنت پاک رسول او در خانههای‏تان برای شما خوانده میشود یاد کنید، بهراستیکه الله نسبت به شما بسیار مهربان است که با قراردادن شما در خانههای پیامبرش بر شما منت بخشید، و نسبت به شما بسیار دانا است که شما را به عنوان همسران رسولش برگزید، و به عنوان مادران تمام مؤمنان امتش انتخاب کرد.

(۳۵) همانا مردان و زنان فروتن در برابر الله با طاعت، و نیز مردان و زنان مؤمن به الله، و مردان و زنان فرمان‏بردار الله، و مردان و زنان راستین در ایمان و سخنشان، و مردان و زنان شکیبا بر طاعات و از گناهان و بر مصیبتها، و مردان و زنان صدقهدهنده با اموال‏شان در صدقۀ فرضی و نفلی، و مردان و زنان روزهدار برای الله در روزۀ فرضی و نفلی، و مردان و زنان نگهدارندۀ عورتهای‏شان با پوشاندن آن از آشکارشدن در برابر کسیکه نظر به عورتهای‏شان برایش حلال نیست، و با دوری از فاحشۀ زنا و مقدمات آن، و مردان و زنان بسیار یادکنندۀ الله با دلها و زبانهای‏شان در نهان و آشکارا- الله برای آنها آمرزشی از جانب خویش برای گناهانشان، و پاداشی بزرگ در روز قیامت یعنی بهشت آماده ساخته است.

برخی فواید آیات:

• از جمله راهنماییهای قرآن برای زن مسلمان این موارد است: نهی از نازک کردن صدا، و امر به ماندن در منزل مگر از سر نیاز، و نهی از آرایش.

• فضیلت اهل بیت رسولالله ج، و همسران او جزء اهل بیتش هستند.

• مبنای تساوی میان مردان و زنان در عمل و جزا استوار است مگر آنچه را که شریعت برای هر یک از این دو استثنا کرده است.

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤۡمِنٖ وَلَا مُؤۡمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمۡرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُ مِنۡ أَمۡرِهِمۡۗ وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلٗا مُّبِينٗا٣٦ وَإِذۡ تَقُولُ لِلَّذِيٓ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ وَأَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِ أَمۡسِكۡ عَلَيۡكَ زَوۡجَكَ وَٱتَّقِ ٱللَّهَ وَتُخۡفِي فِي نَفۡسِكَ مَا ٱللَّهُ مُبۡدِيهِ وَتَخۡشَى ٱلنَّاسَ وَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخۡشَىٰهُۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيۡدٞ مِّنۡهَا وَطَرٗا زَوَّجۡنَٰكَهَا لِكَيۡ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ حَرَجٞ فِيٓ أَزۡوَٰجِ أَدۡعِيَآئِهِمۡ إِذَا قَضَوۡاْ مِنۡهُنَّ وَطَرٗاۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولٗا٣٧ مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُۥۖ سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ قَدَرٗا مَّقۡدُورًا٣٨ ٱلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَٰلَٰتِ ٱللَّهِ وَيَخۡشَوۡنَهُۥ وَلَا يَخۡشَوۡنَ أَحَدًا إِلَّا ٱللَّهَۗ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِيبٗا٣٩ مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٖ مِّن رِّجَالِكُمۡ وَلَٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا٤٠ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ ذِكۡرٗا كَثِيرٗا٤١ وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا٤٢ هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَكَانَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا٤٣ [الأحزاب: ۳۶-۴۳].

(۳۶) و سزاوار هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که هرگاه الله و رسولش در مورد آنها به امری حکم کردند، در قبول یا ترک آن اختیاری داشته باشد، و هرکس از الله و رسولش نافرمانی کند به تحقیق که آشکارا از راه راست گمراه شده است.

(۳۷) و –ای رسول- وقتی به کسیکه الله با نعمت اسلام بر او نعمت بخشیده بود، و تو با آزادسازی، بر او نعمت بخشیده بودی- منظور زید بن حارثه است آنگاه که برای گرفتن مشورت در مورد طلاق همسرش زنیب بنت جحش ل نزدت آمد- می‏گفتی: همسرت را نزد خویش نگه دار و او را طلاق نده، و از الله با فرمان‏برداری از اوامرش و اجتناب از نواهیاش بترس. و –ای رسول- ازدواج تو با زینب را که الله بر تو وحی کرد از ترس مردم در نفس خویش پنهان میکردی و الله به زودی طلاق او توسط زید سپس ازدواج تو با او را آشکار خواهد کرد و الله سزاوارتر است که در این امر از او بترسی. پس هرگاه زید او را رها کرد و از وی روی گرداند و طلاقش داد او را به نکاح تو درآوردیم؛ تا بر مؤمنان گناهی در ازدواج کردن با همسران پسرخواندههای‏شان نباشد به شرط اینکه آنها را طلاق دهند و عدهشان سپری شود، و فرمان الله بدون هیچ مانع و حایلی انجامشدنی است.

(۳۸) بر پیامبر محمد ج هیچ گناه یا تنگنایی در نکاح همسر پسرخواندهاش که الله بر او حلال کرده است نیست، و او در این کار سنت پیامبران پیش از خود را پیروی می‏کند، پس در این امر، نخستین فرد از پیامبران نیست، و آنچه الله به آن حکم می‏کند – از کاملشدن این ازدواج و ابطال فرزندخواندگی که پیامبر ج هیچ رأی یا اختیاری در این کار ندارد- حکمی نافذ است که هیچ بازگردانندهای ندارد.

(۳۹) این پیامبران همان کسانی هستند که رسالتهای نازلشدۀ الله بر آنها را به امتهای‏شان ابلاغ میکنند، و از هیچکس جز الله نمیترسند، پس هنگامیکه آنچه را الله برای‏شان حلال گردانیده است انجام میدهند به آنچه دیگران میگویند اهمیتی نمیدهند، و الله به عنوان نگهبان بر اعمال بندگانش کافی است تا آنها را در قبال اعمال‏شان مورد حسابرسی قرار دهد، و بر این اساس به آنها جزا دهد؛ اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر دهد.

(۴۰) محمد ج پدر هیچیک از مردان شما نیست، پس او پدر زید نیست تا نکاح همسرش پس از اینکه او را طلاق داد بر او حرام باشد، بلکه فرستادۀ الله به‏سوی مردم، و خاتم پیامبران که هیچ پیامبری پس از او نخواهد آمد است، و الله از هر چیزی آگاه است، و ذرهای از کار بندگانش بر او پوشیده نمیماند.

(۴۱) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به آنچه تشریع کرده عمل کردهاید، الله را با دلها و زبانها و اعضای‏تان بسیار یاد کنید.

(۴۲) و در آغاز و پایان روز؛ به خاطر فضیلتی که این دو وقت دارند او سبحانه را با تسبیح و تهلیل منزه بدانید.

(۴۳) او ذاتی است که به شما رحم میکند و شما را میستاید، و فرشتگانش برای شما دعا میکنند تا شما را از تاریکیهای کفر به‏سوی نور ایمان در آوَرَد، و نسبت به مؤمنان بسیار مهربان است؛ یعنی اگر از او تعالی اطاعت کنند و فرمانش را اجرا و از نهیش را اجتناب کنند آنها را عذاب نمیکند.

برخی فواید آیات:

• وجوب تسلیم شدن و گردن نهادن مؤمن در برابر حکم الله.

• آگاهی الله از آنچه در وجود انسانها است.

• یکی از مناقب مادر مؤمنان زینب بنت جحش ل این است که: الله عقد او را از بالای هفت آسمان بست.

• فضیلت ذکر الله، بهخصوص صبحگاه و شامگاه.

﴿تَحِيَّتُهُمۡ يَوۡمَ يَلۡقَوۡنَهُۥ سَلَٰمٞۚ وَأَعَدَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَرِيمٗا٤٤ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا٤٥ وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَّهِ بِإِذۡنِهِۦ وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا٤٦ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضۡلٗا كَبِيرٗا٤٧ وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَدَعۡ أَذَىٰهُمۡ وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا٤٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا نَكَحۡتُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ طَلَّقۡتُمُوهُنَّ مِن قَبۡلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمۡ عَلَيۡهِنَّ مِنۡ عِدَّةٖ تَعۡتَدُّونَهَاۖ فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا٤٩ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَحۡلَلۡنَا لَكَ أَزۡوَٰجَكَ ٱلَّٰتِيٓ ءَاتَيۡتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتۡ يَمِينُكَ مِمَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّٰتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَٰلَٰتِكَ ٱلَّٰتِي هَاجَرۡنَ مَعَكَ وَٱمۡرَأَةٗ مُّؤۡمِنَةً إِن وَهَبَتۡ نَفۡسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنۡ أَرَادَ ٱلنَّبِيُّ أَن يَسۡتَنكِحَهَا خَالِصَةٗ لَّكَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۗ قَدۡ عَلِمۡنَا مَا فَرَضۡنَا عَلَيۡهِمۡ فِيٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ وَمَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ لِكَيۡلَا يَكُونَ عَلَيۡكَ حَرَجٞۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٥٠ [الأحزاب: ۴۴-۵۰].

(۴۴) درود مؤمنان در روزیکه پروردگارشان را ملاقات میکنند سلامتی و ایمنشدن از تمام آسیبها است، و الله به پاداش طاعت آنها برای او تعالی، و دوری‏شان از نافرمانی او تعالی، پاداشی گرامی- یعنی بهشت خویش- را برای‏شان آماده ساخته است.

(۴۵) ای پیامبر، بهراستیکه تو را به‏سوی مردم به عنوان گواهی بر آنها فرستادیم به اینکه آنچه را با آن به‏سوی‏شان رسالت یافتی به آنها رساندی، و مژدهدهندهای برای مؤمنان‏شان به بهشت او تعالی که الله برای‏شان (۴۶) و تو را دعوتگر به‏سوی توحید و طاعت الله به فرمان او فرستادیم، و تو را چراغی روشنگر که هرکس خواهان هدایت است از آن روشنایی میگیرد فرستادیم.

(۴۷) و به مؤمنان به الله که به آنچه برای‏شان تشریع کرده عمل میکنند، آنچه را که آنها را خشنود میسازد خبر بده یعنی بخششی بزرگ از جانب الله سبحانه برای‏شان است که پیروزی‏شان در دنیا و رستگاری‏شان در آخرت با ورود به بهشت را شامل میشود.

(۴۸) و از کافران و منافقان در بازداشتن از دین الله که به آن فرا میخوانند اطاعت نکن، و از آنها روی گردان، شاید این کار موثرتر باشد به اینکه به آنچه برای‏شان آوردهای ایمان آورند، و در تمام کارهایت؛ از جمله پیروزی بر دشمنانت بر الله توکل کن، و الله به عنوان نگهبان کافی است که بندگان در تمام کارهای‏شان در دنیا و آخرت بر او توکل کنند.

(۴۹) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، اگر زنان مؤمن را به عقد نکاح خویش درآوردید، سپس آنها را پیش از اینکه با آنها نزدیکی کردید طلاق دادید عدهای برای شما بر آنها نیست، چه به قرء چه به ماه؛ چون به‏سبب نزدیکینکردن با آنها، علم به پاکی رحمهای‏شان وجود دارد، و براساس توانایی خویش آنها را از اموال‏تان بهرهمند سازید؛ تا دلهای‏شان که بر اثر طلاق شکسته است آرام شود، و آنها را بدون آزار رها کنید تا نزد خانوادههای‏شان بروند.

(۵۰) ای پیامبر، ما همسرانت را که مهریههای‏شان را به آنها دادهای، و کنیزانی را که الله از میان اسرا برایت بخشید و مالک آنها هستی برایت حلال کردیم، و نکاح با دختران عمویت، و دختران عمههایت، و دختران داییات، و دختران خالههایت که همراه تو از مکه به مدینه مهاجرات کردند را برایت حلال کردیم، و برایت حلال کردیم که با زنی مؤمن که خودش را بدون مهریه به تو ببخشد اگر بخواهی با او ازدواج کنی، نکاح هبه مخصوص پیامبر ج است که برای هیچیک از افراد امتش جایز نیست. به تحقیق که آگاه هستیم از آنچه در حق همسران مؤمنان بر آنها واجب کردیم که نمیتوانند بیش از چهار زن برگزینند، و حکمی که در مورد کنیزان‏شان برای آنها تشریع کردیم که میتوانند بدون مقیدبودن به عددی مشخص، از کنیزکانی که می‏خواهند بهره ببرند، و آنچه از موارد مذکور که به تو اجازه دادیم ولی به دیگران اجازه ندادیم؛ برای این است که تنگی و مشقتی بر تو نباشد، و الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

برخی فواید آیات:

• شکیبایی در برابر آزارها، از صفات دعوتگر موفق است.

• مستحب است که شوهر برای تسکین خاطر زنی که او را قبل از دخول طلاق داده است مقداری مال به او بدهد.

• ویژگی خاص پیامبر ج در جواز نکاح هبه، هر چند چنین ازدواجی نکرده است.

﴿۞تُرۡجِي مَن تَشَآءُ مِنۡهُنَّ وَتُ‍ٔۡوِيٓ إِلَيۡكَ مَن تَشَآءُۖ وَمَنِ ٱبۡتَغَيۡتَ مِمَّنۡ عَزَلۡتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكَۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن تَقَرَّ أَعۡيُنُهُنَّ وَلَا يَحۡزَنَّ وَيَرۡضَيۡنَ بِمَآ ءَاتَيۡتَهُنَّ كُلُّهُنَّۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمٗا٥١ لَّا يَحِلُّ لَكَ ٱلنِّسَآءُ مِنۢ بَعۡدُ وَلَآ أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنۡ أَزۡوَٰجٖ وَلَوۡ أَعۡجَبَكَ حُسۡنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتۡ يَمِينُكَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ رَّقِيبٗا٥٢ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتَ ٱلنَّبِيِّ إِلَّآ أَن يُؤۡذَنَ لَكُمۡ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيۡرَ نَٰظِرِينَ إِنَىٰهُ وَلَٰكِنۡ إِذَا دُعِيتُمۡ فَٱدۡخُلُواْ فَإِذَا طَعِمۡتُمۡ فَٱنتَشِرُواْ وَلَا مُسۡتَ‍ٔۡنِسِينَ لِحَدِيثٍۚ إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ يُؤۡذِي ٱلنَّبِيَّ فَيَسۡتَحۡيِۦ مِنكُمۡۖ وَٱللَّهُ لَا يَسۡتَحۡيِۦ مِنَ ٱلۡحَقِّۚ وَإِذَا سَأَلۡتُمُوهُنَّ مَتَٰعٗا فَسۡ‍َٔلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٖۚ ذَٰلِكُمۡ أَطۡهَرُ لِقُلُوبِكُمۡ وَقُلُوبِهِنَّۚ وَمَا كَانَ لَكُمۡ أَن تُؤۡذُواْ رَسُولَ ٱللَّهِ وَلَآ أَن تَنكِحُوٓاْ أَزۡوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦٓ أَبَدًاۚ إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمًا٥٣ إِن تُبۡدُواْ شَيۡ‍ًٔا أَوۡ تُخۡفُوهُ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا٥٤ [الأحزاب: ۵۱-۵۴].

(۵۱) - ای رسول- نوبت همبستری با هر یک از زنانت را که میخواهی به تأخیر بینداز و شب را با او سپری نکن، و با هر یک از آنها که میخواهی همراه شو و شب را با او بگذران، و هر کدام را که طلب کردی با او همراه شوی از کسانیکه نوبت‏شان را به تأخیر انداختهای در این مورد گناهی بر تو نیست، این حق انتخاب و گشایش برای تو نزدیکتر است به اینکه چشمان همسرانت به آن روشن گردد، و همگی‏شان به آنچه به آنها دادهای راضی شوند؛ چون میدانند که تو هیچ واجبی را ترک نکردهای، و در هیچ حقی بخل نورزیدهای، و – ای مردان- الله از تمایل به برخی زنان بدون برخی دیگر که در دلهای‏تان وجود دارد آگاه است، و او تعالی نسبت به اعمال بندگانش بسیار داناست، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، و ذات بردباری است که کیفرشان را به تعجیل نمیاندازد تا به‏سوی او توبه کنند.

(۵۲) - ای رسول- برایت جایز نیست با زنانی غیر از همسرانت که در عقد تو هستند ازدواج کنی، و برایت حلال نیست آنها را طلاق دهی، یا برخی از آنها را طلاق دهی تا زنانی دیگر بگیری، هر چند زیبایی زنی دیگر که میخواهی با او ازدواج کنی مورد پسندت واقع شود، اما میتوانی کنیزکانی را که در ملکیت داری به هر تعداد برگزینی، و الله مراقب هر چیزی است. این حکم بر فضیلت مادران مؤمنان دلالت دارد، زیرا طلاق دادن آنها و جایگزین کردن همسری جدید به جای آنها ممنوع شده است.

(۵۳) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، به خانههای پیامبر ج وارد نشوید مگر پس از اینکه برای صرف غذا به شما اجازه داده شود، آن هم به این شرط که زمانی طولانی در انتظار پختن غذا ننشینید، اما هرگاه به غذا دعوت شدید وارد شوید، پس چون خوردید بازگردید، و بعد از آن نمانید تا سرگرم سخنگفتن با یکدیگر شوید، زیرا این ماندن پیامبر ج را میآزارد و حیا میکند از اینکه از شما بخواهد بازگردید، و الله حیا نمیکند از اینکه به حق فرمان دهد، پس شما را به بازگشتن فرمان داد تا با ماندن سبب آزار پیامبر ج نشوید، و هرگاه از همسران پیامبر ج نیازی مثل ظرفی و مانند آن طلب کردید آن نیازتان را از پشت پرده بخواهید، و رو در رو از آنها نخواهید تا برای صیانت آنها، به خاطر جایگاه رسولالله ج، چشمان‏تان به آنها نیفتد؛ این خواستن از پشت پرده هم برای دلهای شما و هم برای دلهای آنها پاکیزهتر است؛ تا شیطان با وسوسه و آراستن منکر به دلهای شما و دلهای آنها راه نیابد، و –ای مؤمنان- سزاوار شما نیست که با ماندن برای سخنگفتن به رسولالله ج آزار رسانید، و نیز سزاوارتان نیست که پس از مرگ او با همسرانش ازدواج کنید، زیرا آنها مادران مؤمنان هستند، و هیچکس حق ندارد با مادرش ازدواج کند، بهراستیکه این آزاررساندن- که یکی از صور آن، نکاح شما با همسران پیامبر ج پس از مرگش است- حرام است و نزد الله گناهی بزرگ به شمار میرود.

(۵۴) اگر چیزی از اعمال‏تان را آشکار کنید یا آن را در نفس‏تان بپوشانید، ذرهای از آن بر الله پوشیده نخواهد ماند، زیرا الله بر هر چیزی بسیار دانا است، و ذرهای نه از اعمال‏تان و نه سایر موارد بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال اعمال‏تان اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• مقام والای پیامبر ج نزد پروردگارش؛ آنگاه که صحابه را به خاطر ماندن در خانۀ پیامبر ج که او را آزار میداد سرزنش فرمود.

• ثبوت دو صفت علم و حلم برای الله تعالی.

• حیا از اخلاق پیامبر ج است.

• صیانت مقام مادران مؤمنان که همسران پیامبر ج هستند.

﴿لَّا جُنَاحَ عَلَيۡهِنَّ فِيٓ ءَابَآئِهِنَّ وَلَآ أَبۡنَآئِهِنَّ وَلَآ إِخۡوَٰنِهِنَّ وَلَآ أَبۡنَآءِ إِخۡوَٰنِهِنَّ وَلَآ أَبۡنَآءِ أَخَوَٰتِهِنَّ وَلَا نِسَآئِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّۗ وَٱتَّقِينَ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدًا٥٥ إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِيِّۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيۡهِ وَسَلِّمُواْ تَسۡلِيمًا٥٦ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمۡ عَذَابٗا مُّهِينٗا٥٧ وَٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ بِغَيۡرِ مَا ٱكۡتَسَبُواْ فَقَدِ ٱحۡتَمَلُواْ بُهۡتَٰنٗا وَإِثۡمٗا مُّبِينٗا٥٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَآءِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٥٩ ۞لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا٦٠ مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاْ أُخِذُواْ وَقُتِّلُواْ تَقۡتِيلٗا٦١ سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا٦٢ [الأحزاب: ۵۵-۶۲].

(۵۵) بر آنها گناهی نیست که افراد زیر بدون حجاب به آنها نگاه کنند و با آنها سخن بگویند: پدرانشان، فرزندانشان، برادرانشان، و پسران برادرانشان، و پسران خواهرانشان، چه نسبی چه رضاعی، و نیز گناهی بر آنها نیست که افراد زیر بدون حجاب با آنها سخن بگویند: زنان مؤمن، و بردگانشان. و –ای زنان مؤمن- باید از الله در آنچه که شما را به آن امر کرده و از آنچه از آن نهی کرده است بترسید، زیرا او سبحانه به هرچه از شما آشکار و هرچه از شما صادر میگردد گواه است.

(۵۶) بهراستیکه الله نزد فرشتگانش رسول محمد ج را میستاید، و فرشتگانش برای او دعا میکنند، ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به آنچه برای بندگانش تشریع کرده عمل کردهاید، بر رسول ج درود فرستید و سلام نیکویی به او بگویید.

الله پس از اینکه به بزرگداشت رسول ج و درود بر او فرمان داد از آزار رساندن به او نهی کرد و فرمود:

(۵۷) در حقیقت کسانیکه با گفتار یا کردار به الله و رسولش آزار میرسانند الله به جزای آزاری که به رسولش مرتکب شدند آنها را از رحمت گستردۀ خویش در دنیا و آخرت دور کرده و رانده است، و در آخرت عذاب خفتآور برای‏شان آماده ساخته است.

(۵۸) و کسانیکه آزار گفتاری یا رفتاری به مردان و زنان مؤمن میرسانند بدون اینکه مؤمنان جرمی که موجب این آزاررساندن باشد مرتکب شده باشند، به تحقیق که دروغ و گناهی آشکار به دوش گرفتهاند.

(۵۹) ای پیامبر، به همسران و به دختران خود و زنان مؤمنان بگو: چادرهای‏شان را به خوبی بر خود فرو افکنند تا عورتی از آنها در برابر مردان بیگانه آشکار نگردد؛ با این کار بهتر شناخته میشوند که زنان آزاد هستند تا هیچکس با آزاررساندن متعرض آنها نشود چنانکه به کنیزان آزار میرسانند، و الله نسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

(۶۰) اگر منافقان؛ با پنهانکردن کفر و آشکارکردن اسلام، و کسانیکه چون تابع شهوات‏شان هستند دلهای‏شان فاسد شده، و کسانیکه اخبار دروغ را در مدینه می‏آورند تا میان مؤمنان تفرقه بیندازند از کار خویش باز نایستند: - ای رسول- به‏طور قطع تو را بر کیفر آنها فرمان خواهیم داد، و تو را بر آنها مسلط خواهیم کرد، آنگاه جز زمانی اندک در مدینه سکونت نخواهند کرد؛ زیرا به‏سبب فسادکاری‏شان در زمین نابود یا از مدینه طرد خواهند شد.

(۶۱) به‏سبب نفاق و گستردن فساد در زمین، از رحمت الله رانده هستند، در هر مکانی که دیده شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید.

(۶۲) این سنت جاری الله در مورد منافقان است هرگاه که نفاق را آشکار کردند، و سنت الله ثابت است و هرگز تغییری برایش نخواهی یافت.

برخی فواید آیات:

• جایگاه بالای پیامبر ج نزد الله و فرشتگانش.

• حرمت آزار رساندن به مؤمنان بدون سبب.

• نفاق سبب نزول عذاب برای صاحبش است.

﴿يَسۡ‍َٔلُكَ ٱلنَّاسُ عَنِ ٱلسَّاعَةِۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِۚ وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا٦٣ إِنَّ ٱللَّهَ لَعَنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمۡ سَعِيرًا٦٤ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ لَّا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا٦٥ يَوۡمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمۡ فِي ٱلنَّارِ يَقُولُونَ يَٰلَيۡتَنَآ أَطَعۡنَا ٱللَّهَ وَأَطَعۡنَا ٱلرَّسُولَا۠٦٦ وَقَالُواْ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعۡنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠٦٧ رَبَّنَآ ءَاتِهِمۡ ضِعۡفَيۡنِ مِنَ ٱلۡعَذَابِ وَٱلۡعَنۡهُمۡ لَعۡنٗا كَبِيرٗا٦٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ ءَاذَوۡاْ مُوسَىٰ فَبَرَّأَهُ ٱللَّهُ مِمَّا قَالُواْۚ وَكَانَ عِندَ ٱللَّهِ وَجِيهٗا٦٩ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَقُولُواْ قَوۡلٗا سَدِيدٗا٧٠ يُصۡلِحۡ لَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۗ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ فَازَ فَوۡزًا عَظِيمًا٧١ إِنَّا عَرَضۡنَا ٱلۡأَمَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱلۡجِبَالِ فَأَبَيۡنَ أَن يَحۡمِلۡنَهَا وَأَشۡفَقۡنَ مِنۡهَا وَحَمَلَهَا ٱلۡإِنسَٰنُۖ إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومٗا جَهُولٗا٧٢ لِّيُعَذِّبَ ٱللَّهُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ وَٱلۡمُشۡرِكَٰتِ وَيَتُوبَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمَۢا٧٣ [الأحزاب: ۶۳-۷۳].

(۶۳) - ای رسول- مشرکان از روی انکار و تکذیب، و نیز یهود در مورد قیامت از تو سوال میکنند که: موعدش چه زمانی است؟ به اینها بگو: علم قیامت نزد الله است و ذرهای از آن نزد من نیست، - ای رسول- تو چه میدانی شاید قیامت نزدیک باشد؟

(۶۴) بهراستیکه الله سبحانه کافران را از رحمت خویش رانده، و در روز قیامت آتشی شعلهور که در انتظار آنها است برای‏شان آماده ساخته است.

(۶۵) و برای همیشه در آن آتش که برای‏شان آماده شده است میمانند، در آن هیچ دوستی نمییابند که به آنها نفع برساند، و هیچ یاوری نیز نمییابند تا عذابش را از آنها دفع کند.

(۶۶) در روز قیامت چهرههای‏شان در آتش جهنم زیر و رو و دگرگون میشود، و از حسرت و پشیمانی زیاد میگویند: کاش در زندگی دنیاییمان از الله با اجرای آنچه ما را به آن فرمان داد، و ترک آنچه ما را از آن نهی کرد اطاعت میکردیم، و از رسول در آنچه از جانب پروردگارش آورد اطاعت میکردیم.

(۶۷) اینها دلیلی واهی و باطل میآورند و میگویند: ای پروردگار ما بهراستیکه ما از سران و بزرگان اقوام خویش اطاعت کردیم، و آنها ما را از راه راست گمراه کردند.

(۶۸) ای پروردگار ما، برای این سران و بزرگان که ما را از راه راست گمراه ساختند دو برابر عذابی که برای ما قرار دادی قرار بده چون آنها ما را گمراه ساختند، و آنها را از رحمت خویش بسیار دور گردان.

(۶۹) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، به رسول خویش آزار نرسانید تا مبادا مانند کسانی شوید که به موسی ÷ آزار رساندند و بر جسمش ایراد گرفتند، پس الله او را از عیبی که گرفتند شفا داد، و بهبودیاش آشکار شد، موسی ÷ نزد الله چنان جایگاه مقبولی داشت که خواستهاش رد نمیشد، و تلاشش تباه نمیگشت.

(۷۰) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، از الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش بترسید، و سخنی حق و راست بگویید.

(۷۱) زیرا اگر از الله بترسید و سخن حق بگویید، اعمال شما را برای‏تان اصلاح میگرداند، و آن را از شما میپذیرد، و گناهان‏تان را از شما پاک میگرداند و شما را در برابر آن مواخذه نمیکند، و هرکس از الله و رسولش اطاعت کند به تحقیق به رستگاری بزرگ و بیهمتایی دست یافته است، یعنی دستیابی به رضایت الله و ورود به بهشت.

(۷۲) بهراستیکه ما تکالیف شرعی، و اموال و اسراری را که حفظ میشود، بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، اما از برداشتن آن خودداری کردند، و از سرانجامش ترسیدند، و انسان آن را برداشت، به تحقیق که انسان نسبت به خویش سخت ستمکار، و به سرانجام برداشتن این امانت بسیار نادان است.

(۷۳) انسان به تقدیر الله آن را برداشت؛ تا الله مردان و زنان منافق، و مردان و زنان مشرک، را در قبال نفاق و شرکشان عذاب کند، و مردان و زنان مؤمن را که امانت تکالیف را به خوبی برداشتند ببخشاید و به آنها مهربانی کند. الله نسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و نسبت به خودشان بسیار مهربان است.

برخی فواید آیات:

• اختصاص علم قیامت به الله.

• این امر که پیروان، مسؤولیت گمراه شدن خویش را برعهدۀ بزرگان‏شان میگذارند، آنها را از مسئولیت معاف نمیکند.

• حرام بودن شدید آزار رساندن به پیامبران با سخن یا عمل.

• بزرگی امانتی که انسان آن را به دوش میکشد.

سورة سبأ (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَهُ ٱلۡحَمۡدُ فِي ٱلۡأٓخِرَةِۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡخَبِيرُ١ يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَاۚ وَهُوَ ٱلرَّحِيمُ ٱلۡغَفُورُ٢ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَأۡتِينَا ٱلسَّاعَةُۖ قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتَأۡتِيَنَّكُمۡ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِۖ لَا يَعۡزُبُ عَنۡهُ مِثۡقَالُ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَآ أَصۡغَرُ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡبَرُ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ٣ لِّيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ٤ وَٱلَّذِينَ سَعَوۡ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٞ٥ وَيَرَى ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ ٱلۡحَقَّ وَيَهۡدِيٓ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ٦ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ هَلۡ نَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ يُنَبِّئُكُمۡ إِذَا مُزِّقۡتُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمۡ لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدٍ٧ [سبأ: ۱-۷].

برخی مقاصد سوره:

بیان مظاهر قدرت الهی بر تغییر احوال، و اوضاع مردم در قبال نعمتها میان شکر و کفر.

تفسیر:

(۱) تمام ستایشها مخصوص الله است که آفرینش و فرمانروایی و تدبیر هرچه در آسمانها و زمین وجود دارد از آنِ او است و در آخرت نیز تمام مدح و سپاسها برای او است، و او در آفرینش و تدبیر خویش ذاتی بسیار دانا، و از احوال بندگانش بسیار آگاه است، و ذرهای از احوال‏شان بر او پوشیده نمیماند.

(۲) از آب و گیاهی که در زمین فرو میرود، و از گیاه و هرچه از زمین درمیآید، و از باران و فرشتگان و روزیای که از آسمان فرود میآید، و از فرشتگان و اعمال و ارواح بندگانش که در آسمان بالا میرود آگاه است، و او نسبت به بندگان مؤمن خویش بسیار مهربان، و نسبت به گناهان کسانیکه به‏سوی او توبه کنند بسیار آمرزنده است.

(۳) و کسانیکه به الله کفر ورزیدند گفتند: قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد. - ای رسول- به آنها بگو: چرا به الله سوگند، به‏طور قطع قیامتی که آن را تکذیب می‏کنید شما را فرا خواهد گرفت، اما وقت آن را جز الله نمیداند، زیرا او سبحانه از قیامت و سایر امور نهان آگاه است، و هموزن کوچکترین مورچه نه در آسمانها و نه در زمین از علم او سبحانه پنهان نمیماند، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن از او تعالی پنهان نمیماند، مگر اینکه در کتابی روشن مکتوب است، یعنی همان لوح محفوظ که هر چیزیکه تا روز قیامت موجود میشود در آن نوشته شده است.

(۴) الله آنچه را لازم بود در لوح محفوظ ثبت کرد تا کسانی را که به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند پاداش دهد. اینها که صفات مذکور را دارند مغفرتی برای گناهان‏شان از جانب الله برای‏شان است، و آنها را به خاطر گناهان‏شان مواخذه نمیکند، و روزیای گرامی، یعنی بهشت او تعالی در روز قیامت برای‏شان است.

(۵) و کسانیکه برای ابطال آیاتی که الله نازل کرده کوشیدند، و در مورد آن گفتند: سحر است، و در مورد رسول ما گفتند: کاهن، ساحر، شاعر است، برای اینها که این صفات را دارند در روز قیامت بدترین و سختترین عذاب است.

(۶) و علمای صحابه و کسانی از علمای اهل کتاب که ایمان آوردهاند گواهی می‏دهند وحیی که الله به‏سوی تو نازل کرده همان حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن نیست، و به‏سوی راه ذاتِ شکست ناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در دنیا و آخرت ستودهشده است راهنمایی میکند.

(۷) و کسانیکه به الله کفر ورزیدند، از روی تعجب و تمسخرِ آنچه رسول ج آورد به یکدیگر گفتند: آیا مردی را به شما نشان دهیم که به شما خبر میدهد پس از اینکه مُردید و تکّهتکّه شدید زنده برانگیخته خواهید شد؟!

برخی فواید آیات:

• گستردگی علم فراگیر الله سبحانه بر هر چیزی.

• فضیلت علما.

• انکار رستاخیز بدنها از سوی مشرکان، انکار قدرت الله که آنها را آفرید است.

﴿أَفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِۦ جِنَّةُۢۗ بَلِ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ فِي ٱلۡعَذَابِ وَٱلضَّلَٰلِ ٱلۡبَعِيدِ٨ أَفَلَمۡ يَرَوۡاْ إِلَىٰ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِۚ إِن نَّشَأۡ نَخۡسِفۡ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضَ أَوۡ نُسۡقِطۡ عَلَيۡهِمۡ كِسَفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ٩ ۞وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ مِنَّا فَضۡلٗاۖ يَٰجِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُۥ وَٱلطَّيۡرَۖ وَأَلَنَّا لَهُ ٱلۡحَدِيدَ١٠ أَنِ ٱعۡمَلۡ سَٰبِغَٰتٖ وَقَدِّرۡ فِي ٱلسَّرۡدِۖ وَٱعۡمَلُواْ صَٰلِحًاۖ إِنِّي بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ١١ وَلِسُلَيۡمَٰنَ ٱلرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهۡرٞ وَرَوَاحُهَا شَهۡرٞۖ وَأَسَلۡنَا لَهُۥ عَيۡنَ ٱلۡقِطۡرِۖ وَمِنَ ٱلۡجِنِّ مَن يَعۡمَلُ بَيۡنَ يَدَيۡهِ بِإِذۡنِ رَبِّهِۦۖ وَمَن يَزِغۡ مِنۡهُمۡ عَنۡ أَمۡرِنَا نُذِقۡهُ مِنۡ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ١٢ يَعۡمَلُونَ لَهُۥ مَا يَشَآءُ مِن مَّحَٰرِيبَ وَتَمَٰثِيلَ وَجِفَانٖ كَٱلۡجَوَابِ وَقُدُورٖ رَّاسِيَٰتٍۚ ٱعۡمَلُوٓاْ ءَالَ دَاوُۥدَ شُكۡرٗاۚ وَقَلِيلٞ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ١٣ فَلَمَّا قَضَيۡنَا عَلَيۡهِ ٱلۡمَوۡتَ مَا دَلَّهُمۡ عَلَىٰ مَوۡتِهِۦٓ إِلَّا دَآبَّةُ ٱلۡأَرۡضِ تَأۡكُلُ مِنسَأَتَهُۥۖ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ ٱلۡجِنُّ أَن لَّوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ ٱلۡغَيۡبَ مَا لَبِثُواْ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ١٤ [سبأ: ۸-۱۴].

(۸) و گفتند: آیا این مرد بر الله دروغ بسته است که برانگیختن ما پس از مرگمان را ادعا کرده است، یا خود دیوانهای است که به آنچه حقیقتی ندارد هذیان میگوید؟ امر آنگونه که اینها گمان کردهاند نیست، بلکه نکته این است که کسانیکه به روز آخرت ایمان نمیآورند در عذاب سخت روز قیامت، و در گمراهی آشکار از حق در دنیا قرار دارند.

(۹) آیا این تکذیب کنندگان رستاخیز به آنچه از زمین در دسترس‏شان است، و به آنچه از آسمان پشت سرشان است ننگریستهاند؟ اگر فروبردن زمین از زیر پاهای‏شان را بخواهیم آن را از زیر پاهای‏شان فرو میبریم، و اگر بخواهیم قطعههایی از آسمان بر آنها فرو فرستیم به‏طور قطع آنها را بر سرشان فرو خواهیم فرستاد، همانا در این امر نشانهای قاطع است برای هر بندهای که بسیار به‏سوی طاعت پروردگارش بازمیگردد و با آن بر قدرت الله راهنمایی میشود، زیرا کسیکه بر این کار توانا باشد بر برانگیختن شما پس از مرگ‏تان و متلاشیشدن بدنهای‏تان توانا است.

(۱۰) و به تحقیق که از جانب خویش نبوت و پادشاهی به داود ÷ عطا کردیم، و به کوهها گفتیم: ای کوهها، در تسبیح همراه داود ÷ همصدا شوید، و به پرندگان نیز همینگونه گفتیم، و آهن را برایش نرم گردانیدیم تا ابزاری را که میخواست از آن می‏ساخت.

(۱۱) که - ای داود- زرههایی فراخ که جنگجویانت را در برابر نیروی دشمن‏شان محافظت میکند بساز، و میخها را مناسب حلقهها قرار بده یعنی نه آنها را نازک بساز که در حلقهها قرار نگیرد، و نه کلفت که در حلقهها وارد نشود، و عمل صالح انجام دهید، زیرا من آنچه را انجام میدهید میبینم، و ذرهای از اعمال شما بر من پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهم داد.

(۱۲) و باد را برای سلیمان ÷ پسر داود ÷ رام کردیم، که صبحگاه مسیر یک ماه، و شامگاه مسیر یک ماه را میپیمود، و چشمۀ مس را برایش روان کردیم تا آنچه می‏خواهد از مس بسازد، و از میان جنها کسانی را رام او کردیم که به امر پروردگارش در برابر او کار میکردند، و به هر یک از جنها که از کاری که او را به آن امر کرده بودیم سر باز میزد از عذاب آتش شعلهور میچشاندیم.

(۱۳) این جنها آنچه را سلیمان ÷ میخواست برایش میساختند: مساجد برای نماز، و کاخها و مجسمههایی که میخواست، و ظرفهایی که میخواست؛ مانند حوضهای بزرگ آب، و دیگهای آشپزی ثابت که به‏سبب بزرگی‏شان تکان نمیخوردند. و به آنها گفتیم: - ای خاندان داود- از الله در قبال نعمتهایی که به شما ارزانی داشته سپاسگزاری کنید، و از میان بندگان من شمار اندکی در قبال نعمتهایی که به آنها بخشیدهام از من سپاسگزاری میکنند.

(۱۴) و هنگامیکه مرگ را برای سلیمان ÷ مقدر کردیم، کسی جنها را از اینکه سلیمان ÷ مرده است آگاه نکرد مگر موریانههایی که عصایش را که بر آن تکیه زده بود میخوردند، و وقتی فرو افتاد برای جنها مشخص شد که آنها غیب نمیدانند؛ زیرا اگر غیب میدانستند در عذابی که برای‏شان خوارکننده بود نمیماندند، یعنی چون گمان میکردند سلیمان ÷ زنده است و آنها را نظارت میکند کارهای سخت و طاقتفرسا را برای او انجام میدادند.

برخی فواید آیات:

• گرامی داشته شدن پیامبر الله داود ÷ توسط او تعالی با نبوت و پادشاهی، و تسخیر کوهها و پرندگان که با تسبیح او تسبیح میگفتند؛ و نرمکردن آهن برای او.

• گرامی داشتن الله پیامبرش سلیمان ÷ را با نبوت و پادشاهی.

• اقتضای نعمتها برای سپاسگزاری از الله در قبال آنها.

• اختصاص علم غیب به الله؛ یعنی این ادعا که جنها یا غیر آنها بر غیب اطلاع دارند هیچ اساسی ندارد.

﴿لَقَدۡ كَانَ لِسَبَإٖ فِي مَسۡكَنِهِمۡ ءَايَةٞۖ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٖ وَشِمَالٖۖ كُلُواْ مِن رِّزۡقِ رَبِّكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لَهُۥۚ بَلۡدَةٞ طَيِّبَةٞ وَرَبٌّ غَفُورٞ١٥ فَأَعۡرَضُواْ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ سَيۡلَ ٱلۡعَرِمِ وَبَدَّلۡنَٰهُم بِجَنَّتَيۡهِمۡ جَنَّتَيۡنِ ذَوَاتَيۡ أُكُلٍ خَمۡطٖ وَأَثۡلٖ وَشَيۡءٖ مِّن سِدۡرٖ قَلِيلٖ١٦ ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِمَا كَفَرُواْۖ وَهَلۡ نُجَٰزِيٓ إِلَّا ٱلۡكَفُورَ١٧ وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَۖ سِيرُواْ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ١٨ فَقَالُواْ رَبَّنَا بَٰعِدۡ بَيۡنَ أَسۡفَارِنَا وَظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَحَادِيثَ وَمَزَّقۡنَٰهُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ١٩ وَلَقَدۡ صَدَّقَ عَلَيۡهِمۡ إِبۡلِيسُ ظَنَّهُۥ فَٱتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٢٠ وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَٰنٍ إِلَّا لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡأٓخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكّٖۗ وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ٢١ قُلِ ٱدۡعُواْ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَمۡلِكُونَ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا لَهُمۡ فِيهِمَا مِن شِرۡكٖ وَمَا لَهُۥ مِنۡهُم مِّن ظَهِيرٖ٢٢ [سبأ: ۱۵-۲۲].

الله پس از بیان نعمتهایی که به داود ÷ و پسرش سلیمان ÷ ارزانی داشته بود، نعمتهایی را که به اهالی سبأ بخشیده بود نیز بیان فرمود، با این تفاوت که داود ÷ و سلیمان ÷ از الله سپاسگزاری کردند اما اهالی سبأ از او ناسپاسی کردند:

(۱۵) به‏طور قطع برای قبیلۀ سبأ در محل سکونت‏شان که در آن اقامت داشتند نشانهای آشکار بر قدرت الله و نعمتبخشی او تعالی بر آنها بود؛ یعنی دو باغ: یکی در سمت راست، و دیگری در سمت چپ، و به آنها گفتیم: از روزی پروردگارتان بخورید، و در برابر نعمتهایش از او سپاسگزاری کنید؛ این است شهری خوش و پاکیزه، و الله پروردگاری است که گناهان کسی را که به‏سوی او توبه کند میآمرزد.

(۱۶) اما از سپاسگزاری الله و ایمان به رسولانش روی گرداندند، پس آنها را با تبدیل نعمتهای‏شان به عقوبت مجازات کردیم، و سیلی نابودگر بر آنها فرستادیم که سدشان را خراب کرد و مزرعههای‏شان را غرق ساخت، و دو باغ مُثمر آنها را به دو باغ با میوۀ تلخ، و درخت شورِگز غیر مثمر، و اندکی درخت سدر تبدیل کردیم.

(۱۷) این تبدیل- که وقتی صاحب نعمتها بودند حاصل شد- به‏سبب کفر و رویگردانی آنها از شکر نعمتها بود، و با این عذاب سخت، جز کسانی را که نعمتهای الله را انکار کنند و از او سبحانه ناسپاسی کنند مجازات نمیکنیم.

(۱۸) و در میان اهالی سبأ در یمن و شهرهای شام که در آنها برکت نهادیم شهرهایی نزدیک به هم قرار دادیم، و گردش در میان آنها را به گونهای مقدر کردیم که بدون مشقت از شهری به شهر دیگر مسافرت میکردند تا به شام میرسیدند، و به آنها گفتیم: آنچه خواستید شب یا روز در امنیت از دشمن و گرسنگی و تشنگی در آنها بگردید.

(۱۹) اما از این نعمت الله بر آنها که مسافتها را برای‏شان نزدیک کرده بود ناسپاسی کردند، و گفتند: پروردگارا با برداشتن این شهرها، میان سفرهایمان فاصله بینداز تا رنج سفر را بچشیم، و امتیاز شترهای سواری دهندهمان آشکار گردد، و با ناسپاسی نعمت الله و رویگردانی از شکر او تعالی و حسادت ورزیدن به فقرای‏شان بر خودشان ستم کردند. پس آنها را موضوع سخنان قصهها گردانیدیم که آیندگان در مورد آنها با یکدیگر سخن میگفتند، و آنها را سخت در شهرها تار و مار کردیم، بهگونهای که نمیتوانستند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، بهراستیکه در این امر- یعنی نعمتبخشی بر اهالی سبأ و سپس گرفتن انتقام از آنها به‏سبب کفر و ناسپاسیشان- پندی است برای هرکس که بر طاعت الله و از نافرمانی او و در برابر مصیبت شکیبایی میکند، و شکر نعمتهایی را که الله بر او ارزانی داشته است به جای میآورد.

(۲۰) و به‏طور قطع ابلیس این گمان خود را که میتواند آنها را بفریبد و از حق گمراه سازد در مورد آنها عملی کرد، و در کفر و گمراهی از او پیروی کردند، جز گروهی از مؤمنان که با پیروی نکردن از ابلیس او را نومید کردند.

(۲۱) و ابلیس هیچ تسلطی بر آنها نداشت که بهوسیلۀ آن، آنها را به زور گمراه سازد، بلکه فقط برای‏شان میآراست و آنها را فریب میداد، جز اینکه ما در فریفتن آنها به او اجازه دادیم تا کسی را که به آخرت و جزای آن ایمان میآورد، از کسیکه دربارۀ آخرت در شک و تردید است معلوم کنیم، و – ای رسول- پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است، اعمال بندگانش را حفظ میکند، و آنها را در قبال اعمال‏شان جزا میدهد.

(۲۲) - ای رسول- به این مشرکان بگو: کسانی را که گمان میکنید آنها به جای الله معبودهای‏تان هستند صدا بزنید تا به شما سود برسانند یا آسیب را از شما بزدایند، اما آنها هموزن ذرهای نه در آسمانها و نه در زمین مالک نیستند، و در آن هیچ شراکتی با الله ندارند، الله هیچ دستیاری ندارد که به او یاری رساند، زیرا او تعالی از شریکان و دستیاران بینیاز است.

برخی فواید آیات:

• سپاسگزاری، نعمتها را حفظ میکند و ناسپاسی، سبب نابودی آنها میشود.

• امنیت از بزرگترین نعمتهایی است که الله با آن بر بندگانش منت میبخشد.

• ایمان صحیح، به اذن الله از پیرویِ فریبکاریِ شیطان محافظت میکند.

• ظهور اِبطال اسباب و ورودیهای شرک مانند ادعا به اینکه نمادها فرمانروایی یا مشارکتی همراه الله، یا کمکرسانی یا شفاعتی نزد الله دارند.

﴿وَلَا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ عِندَهُۥٓ إِلَّا لِمَنۡ أَذِنَ لَهُۥۚ حَتَّىٰٓ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمۡ قَالُواْ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمۡۖ قَالُواْ ٱلۡحَقَّۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ٢٣ ۞قُلۡ مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ قُلِ ٱللَّهُۖ وَإِنَّآ أَوۡ إِيَّاكُمۡ لَعَلَىٰ هُدًى أَوۡ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٢٤ قُل لَّا تُسۡ‍َٔلُونَ عَمَّآ أَجۡرَمۡنَا وَلَا نُسۡ‍َٔلُ عَمَّا تَعۡمَلُونَ٢٥ قُلۡ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفۡتَحُ بَيۡنَنَا بِٱلۡحَقِّ وَهُوَ ٱلۡفَتَّاحُ ٱلۡعَلِيمُ٢٦ قُلۡ أَرُونِيَ ٱلَّذِينَ أَلۡحَقۡتُم بِهِۦ شُرَكَآءَۖ كَلَّاۚ بَلۡ هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢٧ وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا كَآفَّةٗ لِّلنَّاسِ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٢٨ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٢٩ قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوۡمٖ لَّا تَسۡتَ‍ٔۡخِرُونَ عَنۡهُ سَاعَةٗ وَلَا تَسۡتَقۡدِمُونَ٣٠ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَن نُّؤۡمِنَ بِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَلَا بِٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِۗ وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ مَوۡقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمۡ يَرۡجِعُ بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ ٱلۡقَوۡلَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ لَوۡلَآ أَنتُمۡ لَكُنَّا مُؤۡمِنِينَ٣١ [سبأ: ۲۳-۳۱].

(۲۳) شفاعت نزد او سبحانه سود نمیرساند مگر برای کسیکه به او اجازه دهد. الله در شفاعت اجازه نمیدهد مگر برای کسیکه از او راضی باشد؛ به‏سبب عظمت الله وقتی در آسمان سخن میگوید فرشتگان برای فرمان‏برداری از سخن او تعالی بالهای‏شان را بر هم میزنند تا وقتی وحشت از دلهای‏شان برطرف میشود به جبرئیل ÷ میگویند: پروردگارتان چه فرمود؟ جبرئیل ÷ میگوید: حقیقت را فرمود، و او به ذات و قدرت خویش بلندمرتبه است، و ذات بسیار بزرگی است که همهچیز از او پایینتر قرار دارند.

(۲۴) - ای رسول- به این مشرکان بگو: چه کسی شما را از آسمانها با فروفرستادن باران، و از زمین با رویانیدن محصولات و کشتزارها و میوهها روزی میدهد؟ بگو: الله همان ذاتی است که شما را از آسمانها و زمین روزی میدهد، و به‏طور قطع ما یا شما –ای مشرکان- بر راه هدایت یا گمراهی آشکار قرار داریم، زیرا یکی از ما به ناچار چنین هستیم، و بدون تردید هدایت یافتگان همان مؤمنان هستند، و گمراهان همان مشرکان هستند.

(۲۵) - ای رسول- به آنها بگو: در روز قیامت شما در مورد گناهانی که ما مرتکب شدهایم بازخواست نخواهید شد، و ما نیز در مورد آنچه شما انجام میدادید بازخواست نخواهیم شد.

(۲۶) به آنها بگو: الله ما و شما را در روز قیامت جمع میکند، سپس به عدالت میان ما و شما داوری میکند، آنگاه حقگو را از یاوهگو مشخص میسازد و او داوری است که به عدالت قضاوت میکند، و از موضوعی که به آن داوری میکند آگاه است.

(۲۷) - ای رسول- به آنها بگو: کسانی را که شریکانی برای الله قرار دادهاید و آنها را در عبادت با او تعالی شریک میگردانید به من ن‏شان دهید. هرگز، امر چنین نیست که شما تصور کردید که او شریکانی دارد، بلکه او، الله یعنی همان ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

(۲۸) و –ای رسول- ما تو را نفرستادیم جز برای تمام مردم، مژده دهندۀ پرهیزگاران به اینکه بهشت برای‏شان است، و ترسانندۀ کافران و بدکاران از جهنم؛ اما بیشتر مردم این موضوع را نمیدانند، زیرا اگر از این امر آگاه بودند تو را تکذیب نمی‏کردند.

(۲۹) و مشرکان با درخواست تعجیل در عذابی که با آن تهدید میشوند میگویند: این وعدۀ عذاب چه زمانی است اگر در این ادعا که حقیقت است راستگو هستید؟

(۳۰) - ای رسول- به این درخواست کنندگان تعجیل در عذاب بگو: برای شما میعادِ روزی مشخص است، که نه میتوانید لحظهای از آن پس روید، و نه میتوانید لحظهای از آن پیش افتید، و آن روز همان روز قیامت است.

(۳۱) و کسانیکه به الله کفر ورزیدند گفتند: به این قرآن که محمد ادعا میکند بر او نازل شده است هرگز ایمان نخواهیم آورد، و هرگز به کتابهای آسمانی پیشین ایمان نخواهیم آورد، و –ای رسول- کاش ستمکاران محبوس نزد پروردگارشان در روز قیامت برای حسابرسی را میدیدی، که با یکدیگر سخن میگویند، و هر یک از آنها مسئولیت و سرزنش را بر دیگری میافکند. پیروانِ زیردست به سران‏شان که آنها را در دنیا ضعیف و ناتوان یافتند میگویند: اگر شما ما را گمراه نکرده بودید، به‏طور قطع ما به الله و رسولانش ایمان میآوردیم.

برخی فواید آیات:

• مهربانی با مَدعُو (شخصی که به دین دعوت داده میشود)؛ تا اینکه به سرسختی و لجبازی پناه نبرد.

• هدایت یافته، به‏سبب هدایت، برتری و بلندی مییابد، و گمراه شده، خوار و ذلیل در گمراهی فرو میرود.

• شمولیت رسالت پیامبر ج برای تمام انسانها، و نیز تمام جنها.

﴿قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ لِلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُوٓاْ أَنَحۡنُ صَدَدۡنَٰكُمۡ عَنِ ٱلۡهُدَىٰ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَكُمۖ بَلۡ كُنتُم مُّجۡرِمِينَ٣٢ وَقَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ بَلۡ مَكۡرُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ إِذۡ تَأۡمُرُونَنَآ أَن نَّكۡفُرَ بِٱللَّهِ وَنَجۡعَلَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ وَأَسَرُّواْ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَۚ وَجَعَلۡنَا ٱلۡأَغۡلَٰلَ فِيٓ أَعۡنَاقِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۖ هَلۡ يُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٣٣ وَمَآ أَرۡسَلۡنَا فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ٣٤ وَقَالُواْ نَحۡنُ أَكۡثَرُ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ٣٥ قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٣٦ وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ إِلَّا مَنۡ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ جَزَآءُ ٱلضِّعۡفِ بِمَا عَمِلُواْ وَهُمۡ فِي ٱلۡغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ٣٧ وَٱلَّذِينَ يَسۡعَوۡنَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ٣٨ قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥۚ وَمَآ أَنفَقۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَهُوَ يُخۡلِفُهُۥۖ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ٣٩ [سبأ: ۳۲-۳۹].

(۳۲) و پیشوایان که از حق تکبر ورزیدند به پیروان که آنها را زیردست خویش قرار داده بودند میگویند: آیا ما شما را از هدایتی که محمد برای‏تان آورد بازداشتیم؟! خیر، بلکه شما خودتان گمراه و فاسد و فسادکار بودید.

(۳۳) و پیروان که سران‏شان آنها را زیردستِ پیشوایانِ رویگردان از حق، قرار داده بودند میگویند: بلکه نیرنگ شب و روز شما بود که ما را از هدایت بازداشت آنگاه که ما را به کفر به الله، و عبادت مخلوقات به جای او فرمان میدادید. و پشیمانی خود از کفری را که در دنیا انجام میدادند پنهان میدارند، آنگاه که عذاب را مشاهده میکنند، و میدانند که عذاب خواهند شد، و ما بند و ریسمانها را در گردنهای کافران قرار میدهیم. با این جزا مجازات نمیشوند جز در قبال عبادت غیر الله و ارتکاب گناهانی که در دنیا انجام میدادند.

برای تسلی دادن رسول ج آنگاه که قومش او را تکذیب کردند الله به او فرمود که تکذیب، عادت امتهای پیش از او است:

(۳۴) و در هیچ شهری رسولی که آنها را از عذاب الله میترساند نفرستادیم مگر اینکه افراد مُرَفَّه صاحب قدرت و مقام و مال آنجا گفتند: - ای رسولان- به آنچه که شما با آن فرستاده شدهاید کافر هستیم.

(۳۵) و این صاحبان مقام، شادمان و مفتخر میگفتند: ما اموال و فرزندان زیادی داریم، و این ادعای شما که ما عذاب میشویم دروغ است، زیرا ما نه در دنیا و نه در آخرت عذاب نخواهیم شد.

(۳۶) - ای رسول- به اینها که به نعمتهایی که به آنها داده شده است مغرور هستند بگو: پروردگارم به منظور آزمایش، برای هرکس بخواهد رزق و روزی را می‏گشاید که آیا سپاسگزاری میکند یا کفر میورزد، و آن را برای آزمایشِ هرکس بخواهد تنگ میگرداند که آیا شکیبایی میکند یا خشم میگیرد؟ اما بیشتر مردم نمیدانند که الله حکیم است؛ و هیچ کاری را جز از روی حکمتی کامل و فراگیر مُقَدّر نمیکند؛ فرقی ندارد که کسی از این حکمت آگاه باشد یا نباشد.

(۳۷) و نه اموال‏تان و نه فرزندان‏تان که به آنها افتخار میکنید آن چیزی نیستند که شما را به رضایت الله برسانند، اما هرکس به الله ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد به پاداشی مضاعف دست مییابد؛ یعنی اموال، او را با انفاق در راه الله، و فرزندان با دعای خویش برایش او را به الله نزدیک میسازند، اینها که مؤمن هستند و اعمال صالح انجام میدهند پاداشی دو برابر نیکیهایی که انجام دادهاند دارند، و در منازلی بلند از بهشت از هرگونه عذاب و مرگ و قطع نعمتها که آنها را میترسانند ایمن و آسوده خاطر هستند.

(۳۸) و کافران که نهایت تلاش خویش را در بازداشتن مردم از آیات ما به خرج می‏دهند و در تحقق اهدافشان میکوشند همان زیانکاران در دنیا و عذاب شدگان در آخرت هستند.

(۳۹) - ای رسول- بگو: همانا پروردگارم رزق و روزی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد میگشاید، و آن را برای هر یک از آنها که بخواهد تنگ میگرداند، و آنچه در راه الله انفاق کنید، الله عوض آن را در دنیا با دادن چیزی بهتر از آن، و در آخرت با دادن پاداشی بزرگ برای‏تان میدهد، و الله سبحانه بهترین روزی دهندگان است، پس هرکس خواهان رزق و روزی است باید به او سبحانه روی آورد.

برخی فواید آیات:

• بیزاری جستن پیروان و پیشوایان از یکدیگر، هیچیک را از مسئولیت معاف نمیکند.

• قرار گرفتن در ناز و نعمت، از اطاعت حق و تسلیم شدن در برابر آن دور می‏سازد.

• مال و فرزند مؤمن به او نفع میرساند، اما کافر از این دو سود نمیبرد.

• انفاق در راه الله به بازگردانده شدن مال در دنیا، و پاداش نیکو در آخرت منجر میشود.

﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواْ يَعۡبُدُونَ٤٠ قَالُواْ سُبۡحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِمۖ بَلۡ كَانُواْ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّۖ أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ٤١ فَٱلۡيَوۡمَ لَا يَمۡلِكُ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٖ نَّفۡعٗا وَلَا ضَرّٗا وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ٤٢ وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ قَالُواْ مَا هَٰذَآ إِلَّا رَجُلٞ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمۡ عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُكُمۡ وَقَالُواْ مَا هَٰذَآ إِلَّآ إِفۡكٞ مُّفۡتَرٗىۚ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ٤٣ وَمَآ ءَاتَيۡنَٰهُم مِّن كُتُبٖ يَدۡرُسُونَهَاۖ وَمَآ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمۡ قَبۡلَكَ مِن نَّذِيرٖ٤٤ وَكَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَمَا بَلَغُواْ مِعۡشَارَ مَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ فَكَذَّبُواْ رُسُلِيۖ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ٤٥ ۞قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍۖ أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثۡنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُواْۚ مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا نَذِيرٞ لَّكُم بَيۡنَ يَدَيۡ عَذَابٖ شَدِيدٖ٤٦ قُلۡ مَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٖ فَهُوَ لَكُمۡۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٞ٤٧ قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَقۡذِفُ بِٱلۡحَقِّ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ٤٨ [سبأ: ۴۰-۴۸].

(۴۰) و –ای رسول- روزی را به یاد آور که الله همگی آنها را گرد میآورد، سپس او سبحانه برای توبیخ و سرزنش مشرکان به فرشتگان میگوید: آیا اینها بودند که در زندگی دنیا شما را به جای الله عبادت میکردند؟

(۴۱) فرشتگان میگویند: پاک و منزّه هستی! به جای آنها، تو دوست و کارساز ما هستی، و هیچ دوستیای میان ما و آنها نیست، بلکه این مشرکان شیاطین را عبادت میکردند؛ شیاطین اینگونه برای‏شان مجسم میکردند که فرشتگانی هستند پس آنها را به جای الله عبادت میکردند، و بیشترشان به آنها ایمان داشتند.

(۴۲) در روز حشر و حسابرسی، معبودها مالک هیچ سود و زیانی برای کسانیکه در دنیا آنها را به جای الله عبادت میکردند نیستند، و به کسانیکه با کفر و گناهان، به خودشان ستم کردهاند میگوییم: عذاب جهنم که آن را در دنیا تکذیب میکردید بچشید.

(۴۳) و هرگاه آیات روشن و بدون ابهام ما که بر رسول‏مان نازل شده است، به این مشرکان تکذیب کننده خوانده میشود میگویند: این مردی که آنها را آورده، کسی نیست جز مردی که میخواهد شما را از آنچه پدران‏تان بر آن بودند بازدارد، و می‏گویند: این قرآن، چیزی نیست جز دروغی که آن را بر الله بسته است، و کسانیکه به الله کفر ورزیدند به قرآن وقتی از جانب الله نزدشان آمد گفتند: این جز سحری آشکار نیست؛ چون میان مرد و همسر، و پسر و پدر جدایی میاندازد.

(۴۴) و ما کتابهایی که بخوانند به آنها نداده بودیم تا آنها را راهنمایی کند به اینکه این قرآن دروغی است که محمد ج آن را ساخته است، و –ای رسول- پیش از فرستادن تو، رسولی که آنها را از عذاب الله بترساند نزدشان نفرستادهایم.

(۴۵) و امتهای پیشین مانند عاد و ثمود و قوم لوط تکذیب کردند، درحالیکه یک دهم قدرت و نیرو و مال و افرادی که امتهای پیشین به آن دست یافتند به مشرکان قوم تو نرسیده است، اما هر یک از آن امتها رسول خویش را تکذیب کردند، و مال و قدرت و افرادی که برای‏شان داده شده بود سودی به آنها نرساند، و عذاب من بر آنها واقع شد، پس –ای رسول- بنگر که کیفر و عذاب من بر آنها چگونه بود.

(۴۶) - ای رسول- به این مشرکان بگو: من شما را فقط به یک خصلت راهنمایی و نصیحت میکنم؛ و آن اینکه خالی از هوس، فقط برای الله سبحانه بپاخیزید، دو نفر دو نفر یا به تنهایی؛ سپس در سیرت همنشینِ خویش، و عقل و راستگویی و امانتداریاش که بر آن واقف هستید، بیندیشید؛ تا برای‏تان مشخص شود او ج دیوانه نیست. او کسی نیست جز ترسانندۀ شما از عذابی سخت؛ اگر از شرک برای الله به‏سوی او تعالی توبه نکنید.

(۴۷) - ای رسول- به این مشرکان تکذیب کننده بگو: من در قبال هدایت و خیری که برای‏تان آوردم هیچ پاداش یا مزدی – به فرض وجود آن- از شما نمیخواهم، و برای خودتان باشد، پاداش من جز بر الله به تنهایی نیست، و او سبحانه بر هر چیزی گواه است، و گواهی میدهد که من به شما ابلاغ کردم، و بر اعمال‏تان گواهی میدهد، و جزای آن را به شما میرساند.

الله سبحانه پس از بیان دلایل علیه پیروان باطل و شرک، بیان فرمود که این کار سنت او تعالی است:

(۴۸) - ای رسول- بگو: به یقین پروردگارم حق را بر باطل مسلط میکند و باطل را از بین میبرد، و او دانای امور نهان است، و ذرهای نه در آسمانها و نه در زمین، و نه اعمال بندگانش بر او پوشیده نمیماند.

برخی فواید آیات:

• تقلید کورکورانه از پدران از هدایت بازمیدارد.

• تفکر با بریدن از هوس، وسیلهای برای رسیدن به نظر و فکر صحیح است.

• دعوتگر به‏سوی الله منتظر مزد مردم نمیماند، بلکه فقط در انتظار دریافت مزد از جانب پروردگار مردم است.

﴿قُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَمَا يُبۡدِئُ ٱلۡبَٰطِلُ وَمَا يُعِيدُ٤٩ قُلۡ إِن ضَلَلۡتُ فَإِنَّمَآ أَضِلُّ عَلَىٰ نَفۡسِيۖ وَإِنِ ٱهۡتَدَيۡتُ فَبِمَا يُوحِيٓ إِلَيَّ رَبِّيٓۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٞ قَرِيبٞ٥٠ وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ فَزِعُواْ فَلَا فَوۡتَ وَأُخِذُواْ مِن مَّكَانٖ قَرِيبٖ٥١ وَقَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِهِۦ وَأَنَّىٰ لَهُمُ ٱلتَّنَاوُشُ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ٥٢ وَقَدۡ كَفَرُواْ بِهِۦ مِن قَبۡلُۖ وَيَقۡذِفُونَ بِٱلۡغَيۡبِ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ٥٣ وَحِيلَ بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ مَا يَشۡتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشۡيَاعِهِم مِّن قَبۡلُۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ فِي شَكّٖ مُّرِيبِۢ٥٤ [سبأ: ۴۹-۵۴].

(۴۹) - ای رسول- به این مشرکان تکذیب کننده بگو: حق یعنی اسلام آمد، و باطل که هیچ اثر یا نیرویی از او پدیدار نیست و به تاثیرگذاریاش بازنمیگردد از بین رفت.

(۵۰) - ای رسول- به این مشرکان تکذیب کننده بگو: اگر در آنچه به شما ابلاغ میکنم از حق گمراه شوم زیان گمراهی من فقط به خودم بازمیگردد، و ذرهای از آن به شما نمیرسد، و اگر به‏سبب آنچه پروردگارم سبحانه به من وحی میکند به‏سوی حق هدایت شوم، بهراستیکه او تعالی سخنان بندگانش را میشنود، و ذات نزدیکی است که شنیدن سخنانم بر او دشوار نیست.

(۵۱) و –ای رسول- کاش ببینی آنگاه که این تکذیب کنندگان وقتی عذاب روز قیامت را ببینند به وحشت میافتند، و نه هیچ راه فراری از آنجا دارند، و نه هیچ پناهگاهی که به آن روی آورند، در ابتدای امر از مکانی نزدیک و سهلالوصول گرفتار میشوند، اگر این صحنه را ببینی به تحقیق که امری شگفت دیدهای.

(۵۲) و آنگاه که مقصدشان را ببینند میگویند: به روز قیامت ایمان آوردیم، و چگونه میتوانند ایمان بیاورند و به آن چنگ بزنند درحالیکه به‏سبب خروج از سرای دنیا که سرای عمل است نه سرای جزا، به سرای آخرت که سرای جزا است نه سرای عمل، از مکان پذیرش ایمان دور شدهاند؟!

(۵۳) و چگونه ایمان میآورند و از آنها پذیرفته میشود، درحالیکه در زندگی دنیا به آن کفر ورزیدهاند، و از جهتی دور از اصابت حق، گمان میافکندند، و در مورد رسول ج میگفتند: ساحر، کاهن، و شاعری است؟!

(۵۴) این تکذیب کنندگان از رسیدن به آنچه از خوشیهای دنیا که میخواهند، و توبه از کفر و نجات از جهنم، و بازگشت به زندگی دنیا محروم میشوند، چنانکه امثال‏شان از میان امتهای تکذیب کنندۀ پیش از آنها، از این امور محروم شدند به‏سبب اینکه در توحید و یگانگی الله و ایمان به رستاخیز که رسولان‏شان آوردند، شکی که سبب کفر میشود داشتند.

سورة فاطِر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ جَاعِلِ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلًا أُوْلِيٓ أَجۡنِحَةٖ مَّثۡنَىٰ وَثُلَٰثَ وَرُبَٰعَۚ يَزِيدُ فِي ٱلۡخَلۡقِ مَا يَشَآءُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١ مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡۚ هَلۡ مِنۡ خَٰلِقٍ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ٣ [فاطر: ۱-۳]

برخی مقاصد سوره:

ارایۀ مناظر قدرت الله و نوآوری در آفرینش، و اسباب بزرگداشت و ترسیدن از الله و ایمان آوردن به او تعالی و یادآوری نعمتهایش.

تفسیر:

(۱) تمام ستایشها از آنِ الله است؛ آفریدگارِ آسمانها و زمین بدون نمونۀ قبلی. همان ذاتیکه از میان فرشتگان فرستادگانی قرار داد که اوامر مقدر شدۀ او را اجرا میکنند، و برخی از آنها وحی را به پیامبران میرسانند. و فرشتگان را بر ادای آنچه بر آن امین شدهاند توانا ساخت، چنانکه برخی از آنها دو بال و سه بال و چهار بال دارند، که برای اجرای آنچه به آن فرمان داده است با آنها پرواز میکنند، الله هر عضو یا زیبایی یا صدایی که بخواهد در آفرینش میافزاید، زیرا الله بر هر چیزی توانا است، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۲) بهراستیکه کلیدهای هر چیزی به دست الله است؛ پس هر چیزی از روزی و هدایت و رستگاری که برای مردم بگشاید هیچکس نمیتواند او را بازدارد، و آنچه از این موارد بازدارد هیچکس نمیتواند آن را پس از اینکه الله آن را بازداشت بفرستد، و او ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

(۳) ای مردم، نعمت الله بر خودتان را با دلها و زبانهایتان، و با اعضای‏تان در عمل به یاد آورید، آیا آفریدگاری غیر از الله دارید که با فرو فرستادن باران از آسمان به شما روزی میدهد، و از زمین با میوهها و محصولاتی که میرویاند به شما روزی می‏دهد؟ هیچ معبود برحقی جز او نیست، پس چگونه با این وجود، از حق گمراه میشوید و بر الله افترا میبندید و ادعا میکنید او تعالی شریکانی دارد، درحالیکه او است ذاتیکه شما را آفرید و روزی داد؟!

برخی فواید آیات:

• صحنۀ هراس کفار، در روز قیامت صحنهای بزرگ است.

• محل سود رسانی ایمان دنیا است؛ زیرا دنیا سرای عمل است.

• بزرگی آفرینش فرشتگان بر عظمت آفریدگارشان سبحانه دلالت دارد.

﴿وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ٤ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞۖ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ٥ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ لَكُمۡ عَدُوّٞ فَٱتَّخِذُوهُ عَدُوًّاۚ إِنَّمَا يَدۡعُواْ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواْ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ٦ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ كَبِيرٌ٧ أَفَمَن زُيِّنَ لَهُۥ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ فَرَءَاهُ حَسَنٗاۖ فَإِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُۖ فَلَا تَذۡهَبۡ نَفۡسُكَ عَلَيۡهِمۡ حَسَرَٰتٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا يَصۡنَعُونَ٨ وَٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابٗا فَسُقۡنَٰهُ إِلَىٰ بَلَدٖ مَّيِّتٖ فَأَحۡيَيۡنَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۚ كَذَٰلِكَ ٱلنُّشُورُ٩ مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعِزَّةَ فَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ جَمِيعًاۚ إِلَيۡهِ يَصۡعَدُ ٱلۡكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلۡعَمَلُ ٱلصَّٰلِحُ يَرۡفَعُهُۥۚ وَٱلَّذِينَ يَمۡكُرُونَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞۖ وَمَكۡرُ أُوْلَٰٓئِكَ هُوَ يَبُورُ١٠ وَٱللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ جَعَلَكُمۡ أَزۡوَٰجٗاۚ وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِۦۚ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٖ وَلَا يُنقَصُ مِنۡ عُمُرِهِۦٓ إِلَّا فِي كِتَٰبٍۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ١١ [فاطر: ۴-۱۱]

(۴) و –ای رسول- اگر قومت تو را تکذیب کنند شکیبایی کن، زیرا تو اولین رسولی نیستی که قومش او را تکذیب میکنند، و امتهای پیش از تو مانند عاد و ثمود و قوم لوط رسولان‏شان را تکذیب کردند، و تمام کارها فقط به‏سوی الله بازمیگردد، آنگاه تکذیب کنندگان را نابود میکند، و رسولانش و مؤمنان را پیروز میگرداند.

(۵) ای مردم، همانا – رستاخیز و جزای روز قیامت- که الله به آن وعده داده، حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، پس نباید لذات و شهوات زندگی دنیا شما را از انجام عمل صالح به منظور آماده شدن برای این روز بفریبد، و نباید شیطان با آراستن باطل، و تمایل به‏سوی زندگی دنیا شما را بفریبد.

(۶) - ای مردم- به تحقیق که شیطان دشمنی همیشگی برای‏تان است، پس با التزام جنگ با او، او را دشمن بگیرید، شیطان پیروانش را فقط به کفر به الله فرامیخواند تا سرانجامِ آنها ورود به آتش شعلهور در روز قیامت باشد.

(۷) کسانیکه به پیروی از شیطان به الله کفر ورزیدهاند، عذابی سخت برای‏شان است، و کسانیکه به الله ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند آمرزشی از جانب الله برای گناهان‏شان است، و پاداشی بزرگ از جانب او تعالی یعنی بهشت دارند.

(۸) همانا کسیکه شیطان عمل بدش را برایش آراسته و او آن را نیکو میداند، مانند کسی نیست که الله حق را برایش آراسته و آن را حق میداند، زیرا الله هرکس را بخواهد گمراه میسازد، و هرکس را بخواهد هدایت میکند، و هیچ اجبار کنندهای ندارد، پس – ای رسول- خودت را از اندوه گمراه شدن گمراهان هلاک نکن، زیرا الله سبحانه به آنچه انجام میدهند دانا است، و ذرهای از اعمال‏شان بر او پوشیده نمیماند.

(۹) و الله همان ذاتی است که بادها را فرستاد و این بادها ابرها را حرکت میدهند، سپس ابرها را به سرزمینی بدون گیاه میرانیم، و با آب آن، زمین را پس از اینکه خشک بود با گیاهانی که در آن میرویانیم زنده میکنیم، پس رستاخیز مردگان در روز قیامت همانگونه است که این زمین را پس از مرگ، با گیاهانی که در آن به ودیعه گذاشتیم زنده کردیم.

(۱۰) هرکس عزت در دنیا یا آخرت را میخواهد نباید آن را جز از الله بخواهد، زیرا عزت دنیا و آخرت فقط برای الله است، یاد پاکش به‏سوی او صعود میکند، و عمل صالح بندگان به‏سوی او بالا میرود، و برای کسانیکه نیرنگهای بد- مانند سوء قصد به جان رسول ج- میزنند عذابی سخت است، و مکر این کافران تباه و فاسد میشود، و هدفشان محقق نمیگردد.

(۱۱) و الله همان ذاتی است که پدرتان آدم را از خاک آفرید، سپس شما را از نطفه آفرید، سپس شما را مردان و زنانی که با یکدیگر ازدواج میکنید قرار داد، و هیچ مادهای جنینی برنمیدارد، و فرزندش را به دنیا نمیآورد مگر به علم او سبحانه، ذرهای از این امر بر او پنهان نمیماند. و در عمر هیچیک از مخلوقاتش افزوده نمیشود و از آن کاسته نمیشود جز اینکه در لوح محفوظ نوشته شده است. بهراستیکه این امر- یعنی آفرینش شما از خاک و آفرینش مرحله به مرحلۀ شما و نوشتن عمرهای‏تان در لوح محفوظ- بر الله آسان است.

برخی فواید آیات:

• تسلی دادن رسول ج با ذکر قصههای رسولان همراه اقوامشان.

• فریب خوردن به دنیا سبب رویگردانی از حق است.

• گرفتن شیطان به عنوان دشمن با بهکارگیری اسباب یاریرسان بر دوری از او: ذکر الله، تلاوت قرآن، انجام طاعت، و ترک مَعاصی صورت میگیرد.

• ثبوت صفت علوّ برای الله تعالی.

﴿وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡبَحۡرَانِ هَٰذَا عَذۡبٞ فُرَاتٞ سَآئِغٞ شَرَابُهُۥ وَهَٰذَا مِلۡحٌ أُجَاجٞۖ وَمِن كُلّٖ تَأۡكُلُونَ لَحۡمٗا طَرِيّٗا وَتَسۡتَخۡرِجُونَ حِلۡيَةٗ تَلۡبَسُونَهَاۖ وَتَرَى ٱلۡفُلۡكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ١٢ يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمّٗىۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ لَهُ ٱلۡمُلۡكُۚ وَٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ مَا يَمۡلِكُونَ مِن قِطۡمِيرٍ١٣ إِن تَدۡعُوهُمۡ لَا يَسۡمَعُواْ دُعَآءَكُمۡ وَلَوۡ سَمِعُواْ مَا ٱسۡتَجَابُواْ لَكُمۡۖ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكۡفُرُونَ بِشِرۡكِكُمۡۚ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثۡلُ خَبِيرٖ١٤ ۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلۡفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِۖ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ١٥ إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ وَيَأۡتِ بِخَلۡقٖ جَدِيدٖ١٦ وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٖ١٧ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰۚ وَإِن تَدۡعُ مُثۡقَلَةٌ إِلَىٰ حِمۡلِهَا لَا يُحۡمَلۡ مِنۡهُ شَيۡءٞ وَلَوۡ كَانَ ذَا قُرۡبَىٰٓۗ إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَۚ وَمَن تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفۡسِهِۦۚ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ١٨ [فاطر: ۱۲-۱۸]

(۱۲) و دو دریا یکسان نیستند: یکی از آن دو بسیار شیرین و گوارا است، و به‏سبب شیرین بودنش نوشیدن آب آن آسان است، و دومی شورمزه و تلخ که از شوری زیاد امکان نوشیدن آب آن وجود ندارد، و از هر یک از این دو دریا گوشتی تازه یعنی ماهی میخورید، و از آن دو مرواریدهای ریز و درشت که برای زیور میپوشید استخراج می‏کنید، و – ای بیننده- کشتیهای را رویآورنده و پشتکننده میبینی که با حرکت خویش دریا را میشکافند تا با تجارت از فضل الله جستجو کنید، و باشد که از الله در قبال نعمتهای زیادی که به شما ارزانی داشته سپاسگزاری کنید.

(۱۳) الله شب را در روز درمیآورد و بر طولش میافزاید، و روز را در شب درمیآورد و بر طولش میافزاید، و او سبحانه خورشید و ماه را رام کرده است، هر یک از این دو برای موعدی اندازهگیری شده که الله آن را میداند، یعنی روز قیامت، در حرکت هستند، آن ذاتیکه تمام این موارد را مقدر و روان میکند همان الله پروردگارتان است؛ فرمانروایی فقط از آنِ او است، و نمادهایی را که به جای او عبادت میکنید به اندازۀ پوشش هستۀ خرمایی مالک نیستند، پس چگونه آنها را به جای من عبادت می‏کنید؟!

(۱۴) اگر معبودهای‏تان را در دعای‏تان بخوانید دعای‏تان را نمیشنوند، زیرا آنها جماداتی[۱۶] بدون زندگی و گوش هستند، و – به فرض- اگر دعای‏تان را هم بشنوند به شما پاسخ نمیدهند، و روز قیامت از شرک و عبادتی که برای‏شان انجام دادید بیزاری میجویند، و –ای رسول- هیچکس راستگوتر از الله سبحانه، تو را باخبر نمیکند.

(۱۵) ای مردم، شما در تمام کارها، و تمام احوال‏تان به الله نیازمندید، و الله همان ذات بینیازی است که در هیچچیز به شما نیاز ندارد، و بر آنچه که برای بندگانش مقدر میکند در دنیا و آخرت ستودهشده است.

(۱۶) اگر او سبحانه بخواهد شما را نابود کند و از بین ببرد به‏طور قطع این کار را خواهد کرد، و به جای شما مردمی را میآفریند که او را عبادت میکنند، و هیچچیز را با او شریک نمیگردانند.

(۱۷) و بُردن شما با نابودی، و آوردن مردمی جدید به جای شما، بر الله ناممکن نیست.

(۱۸) و هیچ شخص گناهکاری گناه گناهکار دیگری را برنمیدارد، بلکه هر گناهکاری گناه خودش را برمیدارد، و اگر کسیکه از گناهانش سنگینبار است، از کسی بخواهد اندکی از گناهانش را به جای او بردارد ذرهای از گناهانش را به جای او برنخواهد داشت، هر چند آن شخصِ فراخوانده شده، خویشاوندش باشد. - ای رسول- تو فقط کسانی را از عذاب الله میترسانی که در نهان از پروردگارشان میترسند، و نماز را به کاملترین وجه برپا میدارند، زیرا آنها هستند که از ترساندن تو سود میبرند، و هرکس از گناهان- که بزرگترین آنها شرک است- پاک شود تنها به سود خودش پاک میشود؛ زیرا سود این کار به خودش بازمیگردد، و الله از طاعت او بینیاز است، و بازگشت برای حسابرسی و جزا در روز قیامت به‏سوی الله است.

برخی فواید آیات:

• تسخیر دریا، و از پی یکدیگر آمدن شب و روز، و تسخیر خورشید و ماه: از نعمتهای الله بر مردم هستند، اما مردم بر این نعمتها عادت میکنند و از آنها غافل میمانند.

• نادانی مشرکان به این دلیل که نمادهایی را که نه میشنوند و نه میاندیشند در دعا میخوانند.

• احساس نیاز به الله صفتی لازم برای بشر است، و بینیازی صفت کمال برای الله است.

• تزکیۀ نفس به بنده بازمیگردد؛ زیرا بنده است که اگر بخواهد آن را حفظ می‏کند یا تباه میسازد.

﴿وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَعۡمَىٰ وَٱلۡبَصِيرُ١٩ وَلَا ٱلظُّلُمَٰتُ وَلَا ٱلنُّورُ٢٠ وَلَا ٱلظِّلُّ وَلَا ٱلۡحَرُورُ٢١ وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَحۡيَآءُ وَلَا ٱلۡأَمۡوَٰتُۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُسۡمِعُ مَن يَشَآءُۖ وَمَآ أَنتَ بِمُسۡمِعٖ مَّن فِي ٱلۡقُبُورِ٢٢ إِنۡ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌ٢٣ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗاۚ وَإِن مِّنۡ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٞ٢٤ وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدۡ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَبِٱلزُّبُرِ وَبِٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُنِيرِ٢٥ ثُمَّ أَخَذۡتُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۖ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ٢٦ أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ ثَمَرَٰتٖ مُّخۡتَلِفًا أَلۡوَٰنُهَاۚ وَمِنَ ٱلۡجِبَالِ جُدَدُۢ بِيضٞ وَحُمۡرٞ مُّخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٞ٢٧ وَمِنَ ٱلنَّاسِ وَٱلدَّوَآبِّ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ مُخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهُۥ كَذَٰلِكَۗ إِنَّمَا يَخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاْۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ٢٨ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَتۡلُونَ كِتَٰبَ ٱللَّهِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ يَرۡجُونَ تِجَٰرَةٗ لَّن تَبُورَ٢٩ لِيُوَفِّيَهُمۡ أُجُورَهُمۡ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضۡلِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ غَفُورٞ شَكُورٞ٣٠ [فاطر: ۱۹-۳۰]

(۱۹) و کافر و مؤمن جایگاه یکسانی ندارند، چنانکه کور و بینا یکسان نیستند.

(۲۰) و کفر و ایمان یکسان نیستند، چنانکه تاریکیها و نور یکسان نیستند.

(۲۱) و بهشت و جهنم در آثارشان یکسان نیستند، چنانکه سایه و باد سوزان یکسان نیستند.

(۲۲) و مؤمنان و کافران یکسان نیستند، چنانکه زندگان و مردگان یکسان نیستند، الله هرکس را که بخواهد هدایت کند شنوا میگرداند، و –ای رسول- تو نمی‏توانی کافران را که مانند مردگان قبرها هستند شنوا کنی.

(۲۳) و تو جز انذار دهندهای برای آنها از عذاب الله نیستی.

(۲۴) - ای رسول- بهراستیکه ما تو را با حقیقتی که هیچ تردیدی در آن نیست، مژده دهندۀ مؤمنان به پاداشی گرامی که الله برای‏شان آماده ساخته است، و انذار دهندۀ کافران از عذابی دردناک که برای‏شان آماده کرده است، فرستادیم و در میان هر یک از امتهای پیشین رسولی از جانب الله که آنها را از عذابش میترساند گذشته است.

(۲۵) و –ای رسول- اگر قومت تو را تکذیب کنند شکیبایی کن، زیرا تو اولین رسولی نیست که قومش او را تکذیب کردند، و امتهای پیش از اینها مانند عاد و ثمود و قوم لوط رسولان‏شان را تکذیب کردهاند، درحالیکه رسولان‏شان از جانب الله حجتهایی آشکار و دلالتکننده بر راستگوییشان، و صحیفهها و کتاب روشنگر برای کسیکه در آن تدبر کند و بیندیشد آوردند.

(۲۶) با این وجود به الله و رسولانش کفر ورزیدند و آنها را در آنچه که از جانب او تعالی آورده بودند تصدیق نکردند، و کسانی را که کفر ورزیدند نابود کردم، پس – ای رسول- بیندیش که کیفر من برای‏شان وقتی آنها را نابود ساختم چگونه بود.

(۲۷) - ای رسول- آیا ندیدهای که الله سبحانه آب باران را از آسمان فرود میآوَرَد، سپس با آن آب، میوههایی با رنگهای مختلف به رنگ قرمز و سبز و زرد و سایر رنگها پس از اینکه درختان‏شان را از آن آب سیراب کردیم درمیآوریم، و از کوهها راههایی سفید و قرمز، و راههایی بسیار سیاه است.

(۲۸) و از مردم، و از جانوران، و از دامها (شتر و گاو و گوسفند) که مانند موارد مذکور رنگهای مختلفی دارند، و فقط بندگان دانا به او سبحانه هستند که مقام الله تعالی را بزرگ میشمردند و از او میترسند؛ زیرا آنها هستند که صفات و احکام و دلایل قدرتش را میدانند، بهراستیکه الله ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و نسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده است.

(۲۹) همانا کسانیکه کتاب الله را که آن را بر رسول‏مان فرو فرستادیم میخوانند و به آنچه در آن است عمل میکنند، و نماز را به بهترین وجه برپا میدارند، و از آنچه برای‏شان روزی دادهایم از باب زکات و غیر آن نهان و آشکارا انفاق میکنند، با این اعمال به تجارتی از جانب الله که هرگز کساد نمیشود امید دارند.

(۳۰) تا الله پاداش اعمال‏شان را کامل بدهد، و از فضل خویش بر آنها بیفزاید، زیرا سزاوار این کار است، بهراستیکه او سبحانه نسبت به گناهان مُتَّصِفان به این صفات، بسیار آمرزنده است، و حقشناس اعمال نیکشان است.

برخی فواید آیات:

• نفی تساوی میان حق و پیروانش از یک جهت، و باطل و پیروانش از جهتی دیگر.

• فراوانی شمار رسولان پیش از رسول ما ج، بر مهربانی الله و سرسختی مردم دلالت دارد.

• نابودی تکذیب کنندگان، سنّتی الهی است.

• صفات ایمان تجارتی سودآور، و صفات کفر تجارتی زیانده است.

﴿وَٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ هُوَ ٱلۡحَقُّ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِعِبَادِهِۦ لَخَبِيرُۢ بَصِيرٞ٣١ ثُمَّ أَوۡرَثۡنَا ٱلۡكِتَٰبَ ٱلَّذِينَ ٱصۡطَفَيۡنَا مِنۡ عِبَادِنَاۖ فَمِنۡهُمۡ ظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ وَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞ وَمِنۡهُمۡ سَابِقُۢ بِٱلۡخَيۡرَٰتِ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ٣٢ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ وَلُؤۡلُؤٗاۖ وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٞ٣٣ وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَۖ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٞ شَكُورٌ٣٤ ٱلَّذِيٓ أَحَلَّنَا دَارَ ٱلۡمُقَامَةِ مِن فَضۡلِهِۦ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٞ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٞ٣٥ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمۡ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواْ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَاۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي كُلَّ كَفُورٖ٣٦ وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا نَعۡمَلۡ صَٰلِحًا غَيۡرَ ٱلَّذِي كُنَّا نَعۡمَلُۚ أَوَ لَمۡ نُعَمِّرۡكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَآءَكُمُ ٱلنَّذِيرُۖ فَذُوقُواْ فَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٍ٣٧ إِنَّ ٱللَّهَ عَٰلِمُ غَيۡبِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٣٨ [فاطر: ۳۱-۳۸]

(۳۱) و –ای رسول- کتابی که به‏سوی تو وحی کردیم همان حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، و تصدیقکنندۀ کتابهای پیشین است، بهراستیکه الله نسبت به بندگانش بسیار آگاه و بیناست، و او تعالی به رسول هر امتی آنچه را که در زمان خویش به آن نیاز دارند وحی میکند.

(۳۲) سپس به امت محمد ج که آنها را بر سایر امتها برگزیدیم قرآن را عطا کردیم، اما برخی از آنها با انجام محرمات و ترک واجبات بر خود ستم میکنند، و برخی از آنها با انجام واجبات و ترک محرمات، با ترک برخی مستحبات و انجام برخی مکروهات میانهرو هستند، و برخی از آنها به اذن الله در نیکیها پیشتاز هستند، که این امر با انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات حاصل میشود. امر مذکور- یعنی برگزیدن امت اسلام و اعطای قرآن به آنها- همان فضیلت بزرگی است که هیچ فضیلت دیگری با آن برابری نمیکند.

(۳۳) بهشتهای جاویدانی که برگزیدگان در آن درمیآیند، و مروارید و دستبندهایی طلایی در آن میپوشند، و لباس‏شان در آنجا ابریشم است.

(۳۴) و پس از ورودشان به بهشت میگویند: تمام ستایشها از آن الله است که اندوهِ ورود به جهنم که از آن میترسیدیم را از ما برطرف کرد، بهراستیکه پروردگار ما نسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده، و قدرشناس طاعت‏شان است.

(۳۵) ذاتیکه به فضل خویش، نه به قدرت و نیرویی از جانب ما، ما را در سرای ابدی- که هیچ انتقالی پس از آن نیست- جای داد، و هیچ رنج و زحمتی در آن به ما نمیرسد.

الله پس از بیان جزای بندگان برگزیدهاش، جزای پستترین بندگانش یعنی کافران را بیان کرد و فرمود:

(۳۶) و کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند آتش جهنم برای‏شان است که برای همیشه در آن میمانند، و مرگ برای‏شان مقدر نمیشود تا بمیرند و از عذاب راحت شوند، و ذرهای از عذاب جهنم نیز بر آنها تخفیف داده نمیشود، مانند این جزا، روز قیامت هر ناسپاس از نعمتهای پروردگارش را جزا میدهیم.

(۳۷) و آنها در جهنم با بلندترین حد فریاد برمیآورند و اینگونه درخواست کمک میکنند: ای پروردگار ما، ما را از جهنم درآوَر تا عملی صالح و مخالف آنچه در دنیا مرتکب میشدیم انجام دهیم تا به رضایت تو دست یابیم، و از عذاب نجات پیدا کنیم، اما الله اینگونه به آنها پاسخ میدهد: آیا عمری را که در آن هرکس بخواهد پند بگیرد پند میگرفت، و به‏سوی الله توبه میکرد و عمل صالح انجام میداد برای زندگی شما قرار ندادیم، و رسولی انذار دهنده برای‏تان از عذاب الله به‏سوی شما نیامد؟! بعد از تمام این موارد، هیچ دلیل و عذری ندارید، پس عذاب جهنم را بچشید، و کسانیکه با کفر و گناهان به خودشان ستم کردهاند هیچ یاوری ندارند که آنها را از عذاب الله نجات دهد یا آن را برای‏شان تخفیف دهد.

(۳۸) بهراستیکه الله دانای نهان آسمانها و زمین است، و ذرهای از آن از دستش نمیرود، همانا او از خیر و شری که بندگانش در سینههای‏شان پنهان میدارند آگاه است.

برخی فواید آیات:

• فضیلت امت محمد ج بر سایر امتها.

• تفاوت ایمان مؤمنان یعنی تفاوت منزلت آنها در دنیا و آخرت.

• وقت، امانتی است که حفظ آن واجب است، پس هرکس آن را تباه سازد زمانی پشیمان میشود که دیگر پشیمانی سودی ندارد.

• احاطۀ علم الله بر هر چیزی.

﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَكُمۡ خَلَٰٓئِفَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ فَمَن كَفَرَ فَعَلَيۡهِ كُفۡرُهُۥۖ وَلَا يَزِيدُ ٱلۡكَٰفِرِينَ كُفۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ إِلَّا مَقۡتٗاۖ وَلَا يَزِيدُ ٱلۡكَٰفِرِينَ كُفۡرُهُمۡ إِلَّا خَسَارٗا٣٩ قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ شُرَكَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُواْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ لَهُمۡ شِرۡكٞ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَمۡ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ كِتَٰبٗا فَهُمۡ عَلَىٰ بَيِّنَتٖ مِّنۡهُۚ بَلۡ إِن يَعِدُ ٱلظَّٰلِمُونَ بَعۡضُهُم بَعۡضًا إِلَّا غُرُورًا٤٠ ۞إِنَّ ٱللَّهَ يُمۡسِكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ أَن تَزُولَاۚ وَلَئِن زَالَتَآ إِنۡ أَمۡسَكَهُمَا مِنۡ أَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا٤١ وَأَقۡسَمُواْ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَئِن جَآءَهُمۡ نَذِيرٞ لَّيَكُونُنَّ أَهۡدَىٰ مِنۡ إِحۡدَى ٱلۡأُمَمِۖ فَلَمَّا جَآءَهُمۡ نَذِيرٞ مَّا زَادَهُمۡ إِلَّا نُفُورًا٤٢ ٱسۡتِكۡبَارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَكۡرَ ٱلسَّيِّيِٕۚ وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦۚ فَهَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ ٱلۡأَوَّلِينَۚ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗاۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَحۡوِيلًا٤٣ أَوَ لَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَكَانُوٓاْ أَشَدَّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعۡجِزَهُۥ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَلِيمٗا قَدِيرٗا٤٤ [فاطر: ۳۹-۴۴]

(۳۹) - ای مردم- او همان ذاتی است که در زمین، برخی از شما را جانشین برخی دیگر قرار داد تا شما را بیازماید چگونه عمل میکنید، پس هرکس به الله و آنچه رسولانش آوردهاند کفر ورزد گناه و کیفر کفرش به خودش بازمیگردد، و کفرش به الله زیان نمیرساند، و کفر کافران نزد پروردگارشان سبحانه جز بر خشم شدید از آنها نمیافزاید، و چیزی جز زیان نصیب آنها نمیکند، چون آنچه را الله در بهشت به شرط ایمان آنها برای‏شان آماده ساخته است تباه میسازند.

(۴۰) - ای رسول- به این مشرکان بگو: از شریکان‏تان که آنها را به جای الله عبادت میکنید به من خبر دهید، چه چیزی از زمین آفریدهاند؟ آیا کوههای زمین را؟ یا رودهایش؟ یا جنبندگانش را آفریدهاند؟ یا آنها در آفرینش آسمانها شریکان الله هستند؟ یا کتابی به آنها دادهایم که حجتی بر صحت عبادت شریکان‏شان توسط آنها در آن است؟ هیچیک از این موارد حاصل نیست، بلکه کسانیکه با کفر و گناهان به خودشان ستم کردهاند جز فریب به یکدیگر وعده نمیدهند.

(۴۱) همانا الله سبحانه آسمانها و زمین را به گونهای که از بین نروند نگاه می‏دارد، و – بنا بر فرض- اگر از بین بروند هیچکس نمیتواند آنها را پس از او سبحانه از نابودی نگاه دارد. بهراستیکه او تعالی ذات بسیار بردباری است که در کیفر شتاب نمیکند، و نسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده است.

(۴۲) و این کافران تکذیبکننده به صورت مؤکد و سخت سوگند یاد کردند که: اگر رسولی از جانب الله بیاید که آنها را از عذاب بترساند به‏طور قطع از یهودیان و نصاری و دیگران استوارتر و بیشتر پیرو حق خواهند بود، اما وقتی محمد ج به عنوان فرستادهای از جانب پروردگارش آمد که آنها را از عذاب الله میترساند آمدن او فقط دوری از حق و تعلق به باطل را نصیب آنها کرد، و به سوگندهای موکّدی که میگفتند هدایتیافتهتر از پیشینیان خود خواهند بود وفا نکردند.

(۴۳) و سوگندشان به الله بر آنچه که بر آن سوگند یاد کردند از روی حسن نیت و قصد سالم نبود، بلکه برای گردنکشی در زمین و فریبدادن مردم بود، و مکر بد فقط صاحبان مکرزنندۀ خودش را فرامیگیرد، پس آیا این مستکبران مکرزننده جز سنت ثابت الله را انتظار میبرند؛ یعنی نابودشدن‏شان همانگونه که امثال آنها از میان پیشینیان را نابود کرد؟! و هرگز در سنت الله در نابود کردن مستکبران نه هیچ تبدیلی خواهی یافت به اینکه بر آنها واقع نشود، و نه هیچ دگرگونیای به اینکه بر غیر آنها واقع شود؛ زیرا این سنت ثابت الهی است.

(۴۴) آیا تکذیبکنندگان تو از میان قریش در زمین نگشتهاند تا بیندیشند سرانجام کسانی از امتهای پیش از آنها که تکذیب کردند چگونه بوده است؟ آیا سرانجام بدی نداشتهاند وقتی الله آنها را نابود ساخت، درحالیکه نیرومندتر از قریش بودند؟! و هیچ چیزی نه در آسمانها و نه در زمین الله را درمانده نخواهد کرد، زیرا او از اعمال این تکذیب کنندگان بسیار آگاه است، و ذرهای از اعمال‏شان نه بر او پوشیده میماند و نه از دستش میرود، و بر نابودی آنها هرگاه بخواهد بسیار توانا است.

برخی فواید آیات:

• کفر سببی برای خشم الله، و راهی برای زیان و بدبختی است.

• مشرکان هیچ دلیل عقلی و نقلی بر شرک خویش ندارند.

• نیرنگ ستمکار زود یا دیر باعث نابودی خودش میشود.

﴿وَلَوۡ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِمَا كَسَبُواْ مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهۡرِهَا مِن دَآبَّةٖ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗىۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِۦ بَصِيرَۢا٤٥ [فاطر: ۴۵]

(۴۵) و اگر الله کیفر مردم را به‏سبب معاصی و گناهانی که مرتکب میشوند به تعجیل اندازد، به‏طور قطع فوراً تمام اهالی زمین و چارپایان و اموالی را که در اختیار دارند نابود خواهد کرد، اما او سبحانه تا زمانی مشخص در علم خویش یعنی روز قیامت به آنها مهلت میدهد، و چون روز قیامت فرا رسد بهراستیکه الله نسبت به بندگانش بسیار بینا است و هیچچیز از آنها بر او پوشیده نمیماند، آنگاه آنها را در قبال اعمال‏شان جزا میدهد؛ اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر میدهد.

[۱۶] ضعف بزرگی که در این تفسیر به چشم می‌خورَد این است که حتی جاهایی که در آیات قرآن عبادت معبودان به جای الله را به صورت عام متذکر شده است در این تفسیر از آن به عنوان عبادت جمادات، بت‌ها، اصنام و اوثان یاد کرده است که گویی عبادت شدن بندگان که حتی عده کثیری از گویندگان کلمه لا اله الا الله به آن گرفتار هستند را نادیده انگاشته است و این مسئله، مفهوم معبود را از ذهن خواننده دور می‌سازد و آن را در جمادات محصور می‌سازد حال آن‌که کلمه معبود مفهومی گسترده را دربردارد و همان‌گونه که در سوره کهف آیه ۱۰۲ نیز به صراحت آمده است از جمله این معبودان باطل می‌توان به بندگان الله متعال اشاره نمود: ﴿أَفَحَسِبَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَن يَتَّخِذُواْ عِبَادِي مِن دُونِيٓ أَوۡلِيَآءَۚ إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡكَٰفِرِينَ نُزُلٗا١٠٢ ﴾ [الكهف: ۱۰۲] «آیا کسانی‌که کافر شدند؛ گمان می‌برند که بندگان مرا به‌جای من اولیای خود بگیرند؟! بی‌گمان ما جهنم را برای پذیرایی کافران آماده کرده‌ایم.» که البته ازمیان کلیه معبودان که مورد عبادت قرار می‌گیرند، معبود برحق، تنها الله متعال است و بس. (مصحح)

سورة یس (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يسٓ١ وَٱلۡقُرۡءَانِ ٱلۡحَكِيمِ٢ إِنَّكَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٣ عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٤ تَنزِيلَ ٱلۡعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ٥ لِتُنذِرَ قَوۡمٗا مَّآ أُنذِرَ ءَابَآؤُهُمۡ فَهُمۡ غَٰفِلُونَ٦ لَقَدۡ حَقَّ ٱلۡقَوۡلُ عَلَىٰٓ أَكۡثَرِهِمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٧ إِنَّا جَعَلۡنَا فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ أَغۡلَٰلٗا فَهِيَ إِلَى ٱلۡأَذۡقَانِ فَهُم مُّقۡمَحُونَ٨ وَجَعَلۡنَا مِنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ سَدّٗا وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ سَدّٗا فَأَغۡشَيۡنَٰهُمۡ فَهُمۡ لَا يُبۡصِرُونَ٩ وَسَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ ءَأَنذَرۡتَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تُنذِرۡهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ١٠ إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلذِّكۡرَ وَخَشِيَ ٱلرَّحۡمَٰنَ بِٱلۡغَيۡبِۖ فَبَشِّرۡهُ بِمَغۡفِرَةٖ وَأَجۡرٖ كَرِيمٍ١١ [يس: ۱-۱۱]

برخی مقاصد سوره:

اثبات رسالت و رستاخیز و دلایل این دو.

تفسیر:

(۱) ﴿يسٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) الله به قرآن که آیاتش استوار و محکم شده است، و باطل نه از پیش رو و نه از پشت سرش به‏سوی آن نمیآید سوگند یاد میفرماید.

(۳) که –ای رسول- به‏طور قطع، تو از رسولانی هستی که الله به‏سوی بندگانش فرستاد؛ تا آنها را به توحید و عبادت او به یگانگی فرمان دهند.

(۴) (۵) بر راهی راست و شریعتی استوار. این راه راست و شریعت استوار از جانب پروردگار شکست ناپذیر تو که هیچکس بر او چیره نمیشود، و نسبت به بندگان مؤمن خویش بسیار مهربان است نازل شده است.

(۶) آن را بر تو نازل کرد تا قومی را بترسانی و انذار دهی، یعنی عرب را که برای انذار آنها رسولی نزدشان نیامده است، به همین منظور از ایمان و توحید غافل هستند، و این حالت هر امتی است که انذار از آنها قطع شده باشد، و به رسولی نیاز دارند که آنها را یادآوری کند.

(۷) در حقیقت پس از اینکه حق از جانب الله بر زبان رسولش به آنها رسید اما به آن ایمان نیاوردند، و بر کفرشان ماندند، عذاب از جانب الله بر بیشتر اینها واجب شده است، در نتیجه به الله و رسولش ایمان نخواهند آورد، و به حقیقتی که نزدشان آمده است عمل نخواهند کرد.

(۸) مَثَل آنها در این امر مانند کسانی است که بند و ریسمانها در گردنهای‏شان قرار داده شده، و دستهای‏شان با گردنهای‏شان زیر چانههای‏شان بسته شده است، به‏طوریکه ناچار هستند سرشان را به‏سوی آسمان بالا آورند، و نمیتوانند آن را به پایین اندازند، پس اینها از ایمان به الله در غل و زنجیر هستند که نه میتوانند از آن فرمان‏برداری کنند و نه میتوانند سرشان را به خاطر آن پایین نگه دارند.

(۹) و پیش روی آنها مانعی، و پشت سرشان نیز مانعی در برابر حق قرار دادیم، و چشمان‏شان را از حق پوشانیدیم، از این رو نمیتوانند آنگونه که بهرهمند شوند بنگرند. این حالت‏شان پس از آشکار شدن ستیزهجویی و اصرارشان بر کفر حاصل شد.

(۱۰) - ای محمد- نزد این کافران ستیزهگر با حق، یکسان است که آنها را بترسانی یا نترسانی، زیرا به آنچه از جانب الله آوردهای ایمان نخواهند آورد.

(۱۱) در حقیقت، کسی از انذار تو سود میبرد که این قرآن را تصدیق کند و از آنچه در آن آمده است پیروی کند، و در خلوت، آنجا که دیگران او را نمیبینند، از پروردگارش بترسد، و کسی را که دارای این صفات است به آنچه او را خشنود میسازد یعنی محو گناهانش و آمرزش او توسط الله، و پاداشی بزرگ که در آخرت منتظرش است یعنی ورود به بهشت، خبر دِه.

(۱۲) بهراستی ما هستیم که مردگان را با برانگیختن برای حسابرسی در روز قیامت زنده میگردانیم، و اعمال نیک و بدی را که در زندگی دنیا از پیش فرستادند مینویسیم، و کارهای ماندگار آنها بعد از مرگشان، چه نیک باشد مانند صدقۀ جاریه یا بد باشد مانند کفر را مینویسیم، و هر چیزی را در کتاب روشن، یعنی لوح محفوظ برشمردهایم.

برخی فواید آیات:

• سرسختی، مانع از هدایت به‏سوی حق است.

• عمل به قرآن و ترس از الله از اسباب ورود به بهشت هستند.

• فضیلت فرزند صالح و صدقۀ جاریه و موارد مشابه این دو بر بندۀ مؤمن.

﴿إِنَّا نَحۡنُ نُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَنَكۡتُبُ مَا قَدَّمُواْ وَءَاثَٰرَهُمۡۚ وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ١٢ وَٱضۡرِبۡ لَهُم مَّثَلًا أَصۡحَٰبَ ٱلۡقَرۡيَةِ إِذۡ جَآءَهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ١٣ إِذۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱثۡنَيۡنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزۡنَا بِثَالِثٖ فَقَالُوٓاْ إِنَّآ إِلَيۡكُم مُّرۡسَلُونَ١٤ قَالُواْ مَآ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا وَمَآ أَنزَلَ ٱلرَّحۡمَٰنُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا تَكۡذِبُونَ١٥ قَالُواْ رَبُّنَا يَعۡلَمُ إِنَّآ إِلَيۡكُمۡ لَمُرۡسَلُونَ١٦ وَمَا عَلَيۡنَآ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ١٧ قَالُوٓاْ إِنَّا تَطَيَّرۡنَا بِكُمۡۖ لَئِن لَّمۡ تَنتَهُواْ لَنَرۡجُمَنَّكُمۡ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٞ١٨ قَالُواْ طَٰٓئِرُكُم مَّعَكُمۡ أَئِن ذُكِّرۡتُمۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ مُّسۡرِفُونَ١٩ وَجَآءَ مِنۡ أَقۡصَا ٱلۡمَدِينَةِ رَجُلٞ يَسۡعَىٰ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُواْ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٢٠ ٱتَّبِعُواْ مَن لَّا يَسۡ‍َٔلُكُمۡ أَجۡرٗا وَهُم مُّهۡتَدُونَ٢١ وَمَا لِيَ لَآ أَعۡبُدُ ٱلَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٢٢ ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً إِن يُرِدۡنِ ٱلرَّحۡمَٰنُ بِضُرّٖ لَّا تُغۡنِ عَنِّي شَفَٰعَتُهُمۡ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يُنقِذُونِ٢٣ إِنِّيٓ إِذٗا لَّفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ٢٤ إِنِّيٓ ءَامَنتُ بِرَبِّكُمۡ فَٱسۡمَعُونِ٢٥ قِيلَ ٱدۡخُلِ ٱلۡجَنَّةَۖ قَالَ يَٰلَيۡتَ قَوۡمِي يَعۡلَمُونَ٢٦ بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ٢٧ [يس: ۱۲-۲۷]

(۱۳) و –ای رسول- به این تکذیب کنندگان ستیزهجو برای پند دادن به آنها مثالی بزن، یعنی قصۀ اهالی قریه وقتی رسولان نزدشان رفتند.

(۱۴) آنگاه که ابتدا دو رسول به‏سوی‏شان فرستادیم تا آنها را به‏سوی توحید و عبادت الله فرا خوانند، اما این دو رسول را تکذیب کردند، تا اینکه آن دو را با فرستادن سومین رسول همراه آنها تقویت کردیم، و آن سه رسول به اهالی شهر گفتند: بهراستیکه ما – سه نفر- به‏سوی شما فرستاده شدهایم؛ تا شما را به توحید الله و پیروی از شریعت او دعوت کنیم.

(۱۵) اهالی شهر به رسولان گفتند: شما جز انسانهایی مانند خود ما نیستید، پس هیچ امتیازی بر ما ندارید، و الله رحمان وحیی بر شما فرو نفرستاده است، و شما در این ادعای‏تان فقط دروغ میگویید.

(۱۶) این سه رسول در پاسخ بر تکذیب اهالی شهر گفتند: - ای اهالی شهر- پروردگارمان میداند که ما واقعاً فرستادگانی از جانب او هستیم، و همین دلیل برای ما کافی است.

(۱۷) و چیزی جز تبلیغ آنچه بر رساندن آشکار آن به‏سوی شما فرمان یافتهایم برعهدۀ ما نیست، و مالک هدایت شما نیستیم.

(۱۸) اهالی شهر به رسولان گفتند: بهراستیکه ما شما را به فال بد گرفتهایم، و اگر از دعوت ما به‏سوی توحید دست نکشید به‏طور قطع شما را با سنگسار تا دمِ مرگ مجازات خواهیم کرد، و عذابی دردناک از سوی ما به شما خواهد رسید.

(۱۹) رسولان در پاسخ آنها گفتند: به‏سبب کفر به الله و پیروی نکردن از رسولانش توسط شما، شومی شما مرتبط با خودتان است. آیا اگر الله را به شما یادآوری کنیم فال بد میزنید؟ بلکه شما مردمی هستید که در ارتکاب کفر و گناهان زیادهروی میکنید.

(۲۰) و مردی از نقطۀ دوری از شهر که به‏سبب تکذیب رسولان و تهدید آنها به قتل و آزار از سوی قومش نگران قوم خویش بود، شتابان آمد و گفت: ای قوم من، از آنچه این فرستادگان آوردهاند پیروی کنید.

(۲۱) - ای قوم من- از کسانیکه در قبال ابلاغ آنچه آوردهاند پاداشی از شما نمیخواهند، و خودشان نیز در وحیی که از جانب الله ابلاغ میکنند هدایت یافتهاند پیروی کنید، زیرا سزاوار است که از چنین کسانی پیروی شود.

(۲۲) و این مرد ناصح گفت: و چه چیزی من را از عبادت الله که مرا آفریده است بازمیدارد؟! و چه چیزی شما را از عبادت پروردگارتان که شما را آفریده است، و با رستاخیز برای جزا فقط به‏سوی او بازگردانیده میشوید بازمیدارد؟!

(۲۳) آیا به جای الله که مرا آفریده معبودهای ناحقی بگیرم؟! که اگر الله رحمان آسیب برایم بخواهد شفاعت این معبودها ذرهای مرا بینیاز نمیسازد؛ زیرا نه مالک هیچ نفع و زیانی برایم هستند، و نه میتوانند مرا از آسیبی که الله برایم بخواهد اگر بر کفر بمیرم نجات دهند.

(۲۴) اگر من معبودهایی به جای الله بگیرم به‏طور قطع در خطایی آشکار خواهم بود زیرا کسی را که سزاوار عبادت نیست عبادت کردهام، و عبادت کسی را که سزاوار آن است رها کردهام.

(۲۵) - ای قوم من- بهراستیکه من به پروردگار خودم و پروردگار شما ایمان آوردم پس به من گوش فرا دهید، زیرا من به قتلی که با آن مرا تهدید میکنید اهمیت نمیدهم. اما قومش کاری نکردند جز اینکه او را کشتند، و الله او را به بهشت درآورد.

(۲۶) (۲۷) پس از اینکه شهید شد برای گرامیداشتن او گفته شد: به بهشت در آی. و وقتی وارد بهشت شد و نعمتهای آن را مشاهده کرد آرزوکنان گفت: کاش قوم من که مرا تکذیب کردند و به قتل رساندند از آمرزش گناهانم، و آنچه که پروردگارم مرا با آن گرامی داشت آگاه میشدند؛ تا آنگونه که من ایمان آوردم ایمان میآوردند، و به پاداشی مانند پاداش من دست مییافتند.

برخی فواید آیات:

• اهمیت قصص در دعوت به‏سوی الله.

• فال بد زدن و ناراضی بودن، از جمله اعمال کفری است.

• پند دادن، بر پیروان حق واجب است.

• خیرخواهی برای مردم یکی از صفات پیروان ایمان است.

﴿۞وَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ مِنۢ بَعۡدِهِۦ مِن جُندٖ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ٢٨ إِن كَانَتۡ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ فَإِذَا هُمۡ خَٰمِدُونَ٢٩ يَٰحَسۡرَةً عَلَى ٱلۡعِبَادِۚ مَا يَأۡتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٣٠ أَلَمۡ يَرَوۡاْ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّنَ ٱلۡقُرُونِ أَنَّهُمۡ إِلَيۡهِمۡ لَا يَرۡجِعُونَ٣١ وَإِن كُلّٞ لَّمَّا جَمِيعٞ لَّدَيۡنَا مُحۡضَرُونَ٣٢ وَءَايَةٞ لَّهُمُ ٱلۡأَرۡضُ ٱلۡمَيۡتَةُ أَحۡيَيۡنَٰهَا وَأَخۡرَجۡنَا مِنۡهَا حَبّٗا فَمِنۡهُ يَأۡكُلُونَ٣٣ وَجَعَلۡنَا فِيهَا جَنَّٰتٖ مِّن نَّخِيلٖ وَأَعۡنَٰبٖ وَفَجَّرۡنَا فِيهَا مِنَ ٱلۡعُيُونِ٣٤ لِيَأۡكُلُواْ مِن ثَمَرِهِۦ وَمَا عَمِلَتۡهُ أَيۡدِيهِمۡۚ أَفَلَا يَشۡكُرُونَ٣٥ سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَزۡوَٰجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلۡأَرۡضُ وَمِنۡ أَنفُسِهِمۡ وَمِمَّا لَا يَعۡلَمُونَ٣٦ وَءَايَةٞ لَّهُمُ ٱلَّيۡلُ نَسۡلَخُ مِنۡهُ ٱلنَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظۡلِمُونَ٣٧ وَٱلشَّمۡسُ تَجۡرِي لِمُسۡتَقَرّٖ لَّهَاۚ ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ٣٨ وَٱلۡقَمَرَ قَدَّرۡنَٰهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَٱلۡعُرۡجُونِ ٱلۡقَدِيمِ٣٩ لَا ٱلشَّمۡسُ يَنۢبَغِي لَهَآ أَن تُدۡرِكَ ٱلۡقَمَرَ وَلَا ٱلَّيۡلُ سَابِقُ ٱلنَّهَارِۚ وَكُلّٞ فِي فَلَكٖ يَسۡبَحُونَ٤٠ [يس: ۲۸-۴۰]

(۲۸) و برای نابود کردن قومش که او را تکذیب کردند و به قتل رساندند به لشکری از فرشتگان که از آسمان فرو فرستیم نیاز نداشتیم، زیرا کارشان نزد ما آسانتر از این بود، و مقدر کرده بودیم که نابودی آنها با یک فریاد از آسمان باشد؛ نه با فرو فرستادن فرشتگان عذاب.

(۲۹) پس قصۀ نابودی قومش فقط یک فریاد بود که بر آنها فرستادیم و بهناگاه بر زمین افتادند و هیچیک از آنها باقی نماند، مانند آتشی که برمیافروزد و خاموش میشود، و هیچ اثری از آن به جای نمیماند.

(۳۰) پشیمانی و افسوس بر بندگان تکذیب کننده در روز قیامت آنگاه که عذاب را مشاهده میکنند؛ این امر به آن سبب است که در دنیا هر رسولی را که از جانب الله نزدشان آمد به تمسخر و ریشخند گرفتند، پس سرانجام آنها در روز قیامت به‏سبب کوتاهی در حق الله، پشیمانی است.

(۳۱) آیا اینها که رسولان را تکذیب و مسخره میکنند در امتهایی که پیش از آنها سپری شدهاند پندی ندیدهاند؟ که مردهاند، و بار دیگر به دنیا بازنگشتهاند، بلکه به اعمالیکه از پیش فرستادند رسیدند، و الله به زودی آنها را در قبال اعمال‏شان جزا خواهد داد.

(۳۲) و تمام امتها بدون استثنا در روز قیامت پس از اینکه برانگیخته میشوند تا آنها را در قبال اعمال‏شان جزا دهیم نزد ما احضار خواهند شد.

(۳۳) و نشانۀ حق بودن رستاخیز برای منکران این است که: بر این زمین خشک و بیگیاه از آسمان باران فرستادیم، سپس انواع گیاهان در آن رویانیدیم، و دانههای مختلف را در آن درآوردیم تا مردم از آن بخورند، پس ذاتیکه این زمین را با فرستادن باران و رویانیدن گیاهان زنده گرداند بر زندهگرداندن و برانگیختن مردگان نیز توانا است.

(۳۴) و در این زمین که باران بر آن فرستادیم باغهای خرما و انگور قرار دادیم، و چشمههای آبی که آنها را آبیاری میکنند در آن جاری ساختیم.

(۳۵) تا مردم از میوههای این باغها که الله بدون تلاشی از جانب آنها به آنها ارزانی داشت بخورند، پس آیا در قبال نعمتهای الله با عبادت او به وحدانیت و یگانگی، و ایمان به رسولانش از او تعالی سپاسگزاری نمیکنند.

(۳۶) پاک و منزه است الله که انواع گیاهان و درختان را آفریده، و خود مردم را؛ به‏طوریکه مردان و زنان را پدید آورد. و سایر مخلوقات او تعالی در خشکی و دریا و غیر این دو که مردم از آن آگاه نیستند را آفریده است.

(۳۷) و یک نشانه بر دلالت توحید و یگانگی الله برای مردم این است که ما روشنایی را با بردن روز و آوردن شب آنگاه که روز را از آن برمیکنیم میبریم، و تاریکی را پس از بردن روز میآوریم، آنگاه مردم در تاریکی وارد میشوند.

(۳۸) و نشانهای دیگر برای آنها بر وحدانیت و یگانگی الله این خورشید است که روانه قرارگاهی است که الله اندازۀ آن را میداند و از آن تجاوز نمیکند. این امر، تقدیر ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود؛ همان ذات بسیار دانایی که ذرهای از امر مخلوقاتش بر او پوشیده نمیماند.

(۳۹) و نیز نشانهای دلالتکننده برای آنها بر یگانگی او سبحانه این ماه است که هر شب قرارگاههایی برایش مقدر کردهایم؛ که کوچک شروع میشود سپس بزرگ میشود سپس کوچک میشود تا اینکه از نظر باریکی و انحنا و زردفامی و کهنگیاش مانند خوشۀ کهنه و خمیدۀ خرما میشود.

(۴۰) و آیات خورشید و ماه و شب و روز به تقدیر الله اندازهگیریشده هستند، که از آنچه برای‏شان مقدر شده تجاوز نمیکنند، یعنی نه خورشید میتواند به خاطر تغییر مسیر یا از بینبردن نور ماه به آن برسد، و نه شب میتواند بر روز پیشی گیرد و قبل از گذشتن وقتش بر آن وارد شود، و تمام این مخلوقاتِ مُسخّر و سایر ستارگان و مسیرها به تقدیر و محافظت الله راه مخصوص خودشان را دارند.

برخی فواید آیات:

• مردم اگر از الله نافرمانی کنند نزد او تعالی بسیار خوار و ذلیل، و اگر از او اطاعت کنند نزدش بسیار محترم و گرامی هستند.

• یکی از دلایل رستاخیز، زنده شدن زمین خشک با گیاهان سبز، و درآمدن دانه از آن است.

• یکی از دلایل توحید: آفرینش مخلوقات در آسمان و زمین و به جریان انداختن آنها با تقدیر است.

﴿وَءَايَةٞ لَّهُمۡ أَنَّا حَمَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُمۡ فِي ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ٤١ وَخَلَقۡنَا لَهُم مِّن مِّثۡلِهِۦ مَا يَرۡكَبُونَ٤٢ وَإِن نَّشَأۡ نُغۡرِقۡهُمۡ فَلَا صَرِيخَ لَهُمۡ وَلَا هُمۡ يُنقَذُونَ٤٣ إِلَّا رَحۡمَةٗ مِّنَّا وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ٤٤ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّقُواْ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيكُمۡ وَمَا خَلۡفَكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ٤٥ وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ إِلَّا كَانُواْ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ٤٦ وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنُطۡعِمُ مَن لَّوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ أَطۡعَمَهُۥٓ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٤٧ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٤٨ مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ تَأۡخُذُهُمۡ وَهُمۡ يَخِصِّمُونَ٤٩ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ تَوۡصِيَةٗ وَلَآ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمۡ يَرۡجِعُونَ٥٠ وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ يَنسِلُونَ٥١ قَالُواْ يَٰوَيۡلَنَا مَنۢ بَعَثَنَا مِن مَّرۡقَدِنَاۜۗ هَٰذَا مَا وَعَدَ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَصَدَقَ ٱلۡمُرۡسَلُونَ٥٢ إِن كَانَتۡ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ فَإِذَا هُمۡ جَمِيعٞ لَّدَيۡنَا مُحۡضَرُونَ٥٣ فَٱلۡيَوۡمَ لَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٥٤ [يس: ۴۱-۵۴]

(۴۱) و نشانهای دیگر برای آنها بر یگانگی الله و نعمتبخشی او تعالی بر بندگانش این است که ما کسانی از فرزندان آدم ÷ را که در زمان نوح ÷ از طوفان نجات یافتند، در کشتیِ پُر از مخلوقات الله سوار کردیم و الله یک جفت از هر جنس را در آن سوار کرد.

(۴۲) و نشانهای دیگر برای آنها بر توحید و نعمتبخشی الله بر بندگانش این است که ما همانند کشتی نوح ÷ مرکبهایی برای‏شان آفریدهایم.

(۴۳) و اگر غرق شدن‏شان را بخواهیم آنها را غرق میکنیم، آنگاه هیچ فریادرسی نیست که اگر قصد این کار را بکنیم به فریادشان برسد، و هیچ نجات دهندهای نیست که وقتی به فرمان و حکم ما غرق شوند آنها را نجات دهد.

(۴۴) جز اینکه با نجات دادن‏شان از غرق و بازگرداندن‏شان به آنها مهربانی می‏کنیم که تا زمانی مشخص که از آن نمیگذرند بهرهمند گردند، باشد که پند گیرند و ایمان بیاورند.

(۴۵) و هرگاه به این مشرکان رویگردان از ایمان گفته شود: از حالت و سختیهای آخرت که در پیش رو دارید بترسید، و از دنیا که پشت میکند بترسید تا الله به رحمت خویش بر شما منت نهد؛ از این سخن فرمان نمیبرند، بلکه بدون توجه از آن روی می‏گردانند.

(۴۶) و هرگاه آیات الله که بر توحید و استحقاق او تعالی به یگانگی در عبادت دلالت دارند آمد، بدون اینکه از آنها پند بگیرند از آنها روی گرداندند.

(۴۷) و هرگاه به این ستیزهجویان گفته شود: از اموالی که الله به شما ارزانی داشته، به فقرا و مساکین کمک کنید، منکران به مؤمنان اینگونه پاسخ میدهند: آیا به کسی طعام دهیم که اگر الله اِطعام او را میخواست به‏طور قطع به او طعام میداد؟! پس ما با مشیئت او مخالفت نمیکنیم، - ای مؤمنان- شما جز در خطایی آشکار و دوری از حق نیستید.

(۴۸) و کافران منکر و تکذیب کنندۀ رستاخیز برای بعید شمردن آن میگویند: - ای مؤمنان- این رستاخیز چه زمانی است اگر در این ادعا که واقع میشود راست می‏گویید؟!

(۴۹) اینها که رستاخیز را تکذیب میکنند و آن را بعید میدانند جز دمیدن اول، آنگاه که در صور دمیده میشود را انتظار نخواهند کشید، و این فریاد در حالی آنها را غافلگیر میکند که در خرید و فروش و آبیاری و چوپانی و سایر کارهای دنیویِ خویش سرگرم هستند.

(۵۰) و آنگاه که این فریاد آنها را غافلگیر کند نه میتوانند به یکدیگر توصیه کنند، و نه میتوانند به منازل و نزد کسان خویش بازگردند، بلکه درحالیکه سرگرم امورشان هستند خواهند مُرد.

(۵۱) و بار دوم برای رستاخیز در صور دمیده میشود، بهناگاه همگی از قبرهای‏شان به‏سوی پروردگار خویش درحالیکه برای حسابرسی و جزا میشتابند خارج میشوند.

(۵۲) این کافران منکر رستاخیز از سر پشیمانی میگویند: وای که زیان کردیم، چه کسی ما را از قبرهایمان برانگیخت؟! و اینگونه به سوال خویش پاسخ میدهند: این همان چیزی است که الله آن را وعده داد که به‏طور قطع واقع شد، و رسولان در آنچه از آن از جانب پروردگارشان ابلاغ کردند راست گفته بودند.

(۵۳) برانگیختهشدن از قبرها جز در پی دمیدهشدن دوم در صور نیست، که بهناگاه تمام مخلوقات در روز قیامت برای حسابرسی نزد ما حاضر میشوند.

(۵۴) در آن روز به عدالت حکم میشود، پس –ای بندگان- ذرهای نه با افزودن بر بدیهای‏تان و نه با کاستن از نیکیهای‏تان به شما ستم نمیشود، و فقط جزای کارهایی را که در زندگی دنیا انجام میدادید به‏طور کامل دریافت میکنید.

برخی فواید آیات:

• یکی از روشهای تربیت الله برای بندگانش این است که آیاتی را در برابر آنها قرار داده که با آنها به آنچه در دین و دنیا به آنها فایده میرساند راهنمایی میشوند.

• الله تعالی بندگان را قدرت بخشید، و آن مقدار توان به آنها عطا کرد تا بر انجام اوامر و اجتناب از نواهی توانا هستند، پس اگر آنچه را به آن فرمان یافتهاند رها کنند، این کار به اختیار خودشان است.

• در روز قیامت برای مؤمنان چیزی از رحمت الله متجلی میشود که بر ذهن‏شان خطور نمیکند.

﴿إِنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ ٱلۡيَوۡمَ فِي شُغُلٖ فَٰكِهُونَ٥٥ هُمۡ وَأَزۡوَٰجُهُمۡ فِي ظِلَٰلٍ عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ مُتَّكِ‍ُٔونَ٥٦ لَهُمۡ فِيهَا فَٰكِهَةٞ وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ٥٧ سَلَٰمٞ قَوۡلٗا مِّن رَّبّٖ رَّحِيمٖ٥٨ وَٱمۡتَٰزُواْ ٱلۡيَوۡمَ أَيُّهَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ٥٩ ۞أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواْ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ٦٠ وَأَنِ ٱعۡبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ٦١ وَلَقَدۡ أَضَلَّ مِنكُمۡ جِبِلّٗا كَثِيرًاۖ أَفَلَمۡ تَكُونُواْ تَعۡقِلُونَ٦٢ هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ٦٣ ٱصۡلَوۡهَا ٱلۡيَوۡمَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ٦٤ ٱلۡيَوۡمَ نَخۡتِمُ عَلَىٰٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ وَتُكَلِّمُنَآ أَيۡدِيهِمۡ وَتَشۡهَدُ أَرۡجُلُهُم بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٦٥ وَلَوۡ نَشَآءُ لَطَمَسۡنَا عَلَىٰٓ أَعۡيُنِهِمۡ فَٱسۡتَبَقُواْ ٱلصِّرَٰطَ فَأَنَّىٰ يُبۡصِرُونَ٦٦ وَلَوۡ نَشَآءُ لَمَسَخۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمۡ فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ مُضِيّٗا وَلَا يَرۡجِعُونَ٦٧ وَمَن نُّعَمِّرۡهُ نُنَكِّسۡهُ فِي ٱلۡخَلۡقِۚ أَفَلَا يَعۡقِلُونَ٦٨ وَمَا عَلَّمۡنَٰهُ ٱلشِّعۡرَ وَمَا يَنۢبَغِي لَهُۥٓۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ وَقُرۡءَانٞ مُّبِينٞ٦٩ لِّيُنذِرَ مَن كَانَ حَيّٗا وَيَحِقَّ ٱلۡقَوۡلُ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٧٠ [يس: ۵۵-۷۰]

(۵۵) بهراستیکه بهشتیان در روز قیامت، در مورد دیگران نمیاندیشند؛ چون نعمتهای جاویدان، و رستگاری بزرگی مشاهده میکنند، و شاد و خوشحال در آنها بهره میبرند.

(۵۶) آنها و همسران‏شان بر تختهایی زیر سایههای خرم و تازۀ بهشت بهرهمند میشوند.

(۵۷) در این بهشت انواع میوههای لذیذ از انگور و انجیر و انار، و تمام خوشیها و نعمتهای مختلفی که میخواهند فراهم است، و هرچه از این موارد بخواهند برای‏شان مهیا است.

(۵۸) و فراتر از این نعمتها، از جانب پروردگار مهربان به آنها سلام گفته میشود، و وقتی بر آنها سلام گفته شود از هر جهت سلامتی، و احترامی که هیچ احترامی بالاتر از آن نیست برای‏شان حاصل میشود.

(۵۹) و در روز قیامت به مشرکان گفته میشود: از مؤمنان جدا شوید، زیرا به‏سبب تفاوت جزا و صفات شما با جزا و صفات آنها، شایستۀ آنها نیست که با شما باشند.

(۶۰) مگر بر زبان رسولانم به شما سفارش و امر نکردم و به شما نگفتم: ای فرزندان آدم، با ارتکاب انواع کفر و گناهان از شیطان اطاعت نکنید، زیرا شیطان دشمنی آشکار برای‏تان است، پس چگونه عاقلی از دشمنش که دشمنی خویش با او را آشکار کرده فرمان‏برداری میکند؟!

(۶۱) و –ای فرزندان آدم- به شما امر کردم که تنها مرا عبادت کنید، و هیچچیز را با من شریک نگردانید؛ زیرا عبادت و طاعت من به یگانگی، راه راستی است که به رضایت من و ورود به بهشت منجر میشود، اما شما از آنچه که شما را به آن سفارش و امر کردم فرمان‏برداری نکردید.

(۶۲) و بهراستیکه شیطان گروه زیادی از شما را گمراه کرد، پس آیا عقلهایی نداشتید که شما را به طاعت پروردگارتان و عبادت او سبحانه به یگانگی امر کند، و از طاعت شیطان که دشمنی آشکار برای‏تان است برحذر دارد؟!

(۶۳) این است همان جهنمی که در دنیا به خاطر کفرتان به آن وعده داده می‏شدید، و از شما پنهان بود، اما امروز به چشم سر آن را میبینید.

(۶۴) به‏سبب کفرتان به الله در زندگی دنیا، امروز در آن درآیید و از حرارتش رنج ببرید.

(۶۵) امروز بر دهانهای‏شان مُهر مینهیم و گنگانی میشوند که نمیتوانند کفر و گناهانی را که در دنیا انجام میدادند انکار کنند، و دستهای‏شان آنچه را که در دنیا انجام میدادند به ما میگویند، و پاهای‏شان گناهانی را که در دنیا مرتکب میشدند و به‏سوی آنها میرفتند را به ما میگویند.

(۶۶) و اگر بخواهیم بینایی‏شان را از بین ببریم به‏طور قطع این کار را میکنیم، آنگاه به‏سوی صراط مسابقه دهند تا برای رسیدن به بهشت از آن عبور کنند، اما بعید است درحالیکه بینایی‏شان از بین رفته است از آن عبور کنند.

(۶۷) و اگر تغییر آفرینش و زمینگیری آنها را بخواهیم به‏طور قطع آفرینش آنها را تغییر میدهیم و آنها را فلج و زمینگیر میکنیم، که نه بتوانند مکان‏شان را ترک کنند، و نه بتوانند رو به جلو بروند، و نه بتوانند به عقب بازگردند.

(۶۸) و به هر یک از مردم که طول عمر دهیم او را به مرحلۀ ضعف بازمیگردانیم، پس آیا با عقلهای‏شان نمیاندیشند، و درک نمیکنند که این سرا، سرای ماندن و جاودانگی نیست، و سرای جاویدان همان سرای آخرت است.

(۶۹) و ما به محمد ج شعر نیاموختیم، و نیز این امر شایسته او نیست؛ زیرا شعر از طبع او نیست، و سرشت او نیز آن را اقتضا نمیکند، تا برای‏تان سزاوار باشد که ادعا کنید او شاعری است، آنچه را که به او آموختیم جز اندرز و قرآنی آشکار برای کسیکه در آن بیندیشد نیست.

(۷۰) تا هرکس را که دلی زنده و بصیرتی روشن دارد بترساند، زیرا چنین کسی است که از آن سود میبرد، و با برپایی حجت بر کافران با فرو فرستادن و رساندن دعوت او به آنها، به گونهای که عذری برای عذرخواهی آنها باقی نماند، عذاب بر کافران محقق گردد.

برخی فواید آیات:

• بهشتیان با تمام آنچه که جانها میپسندد و چشمها از آن لذت میبرند و آرزوکنندگان آن را آرزو میکنند شادمان هستند.

• صاحب قلب کسی است که با قرآن تزکیه میشود، و از قرآن بر علم و عملش افزوده میگردد.

• اعضای انسان در روز قیامت علیه او گواهی میدهند.

﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا خَلَقۡنَا لَهُم مِّمَّا عَمِلَتۡ أَيۡدِينَآ أَنۡعَٰمٗا فَهُمۡ لَهَا مَٰلِكُونَ٧١ وَذَلَّلۡنَٰهَا لَهُمۡ فَمِنۡهَا رَكُوبُهُمۡ وَمِنۡهَا يَأۡكُلُونَ٧٢ وَلَهُمۡ فِيهَا مَنَٰفِعُ وَمَشَارِبُۚ أَفَلَا يَشۡكُرُونَ٧٣ وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَةٗ لَّعَلَّهُمۡ يُنصَرُونَ٧٤ لَا يَسۡتَطِيعُونَ نَصۡرَهُمۡ وَهُمۡ لَهُمۡ جُندٞ مُّحۡضَرُونَ٧٥ فَلَا يَحۡزُنكَ قَوۡلُهُمۡۘ إِنَّا نَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ٧٦ أَوَ لَمۡ يَرَ ٱلۡإِنسَٰنُ أَنَّا خَلَقۡنَٰهُ مِن نُّطۡفَةٖ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ٧٧ وَضَرَبَ لَنَا مَثَلٗا وَنَسِيَ خَلۡقَهُۥۖ قَالَ مَن يُحۡيِ ٱلۡعِظَٰمَ وَهِيَ رَمِيمٞ٧٨ قُلۡ يُحۡيِيهَا ٱلَّذِيٓ أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّةٖۖ وَهُوَ بِكُلِّ خَلۡقٍ عَلِيمٌ٧٩ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلشَّجَرِ ٱلۡأَخۡضَرِ نَارٗا فَإِذَآ أَنتُم مِّنۡهُ تُوقِدُونَ٨٠ أَوَ لَيۡسَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يَخۡلُقَ مِثۡلَهُمۚ بَلَىٰ وَهُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ٨١ إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيۡ‍ًٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ٨٢ فَسُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٨٣ [يس: ۷۱-۸۳]

(۷۱) آیا ندیدهاند که ما چارپایانی برای‏شان آفریدیم، و آنها صاحباختیار این چارپایان هستند؛ و آنگونه که مصالح آنها ایجاب کند از آنها استفاده میکنند.

(۷۲) و این چارپایان را رام و فرمانبر آنها قرار دادیم، که بر پشت برخی از آنها سوار میشوند و بارهای‏شان را جابجا میکنند، و از گوشت برخی از آنها میخورند.

(۷۳) و افزون بر سوار شدن بر پشت و خوردن از گوشت آنها، منافعی دیگر در آنها برای‏شان است؛ مانند پشمها و کرکها و موها و قیمتهایشان؛ که از آنها فرش و لباس میسازند، و نوشیدنیهایی در آنها برای‏شان است بهطوریکه از شیرهای‏شان مینوشند. پس آیا از الله که این نعمتها و سایر نعمتها را برای‏شان ارزانی داشته است سپاسگزاری نمیکنند؟!

(۷۴) و به جای الله معبودهایی برگزیدهاند و آنها را به این امید عبادت میکنند که آنها را یاری رسانند و از عذاب الله نجات دهند.

(۷۵) این معبودها که برگزیدهاند نه میتوانند به خودشان یاری رسانند و نه میتوانند به کسانیکه آنها را به جای الله عبادت میکنند یاری رسانند، و آنها و نمادهای‏شان همگی در عذاب حاضر میشوند درحالیکه هر یک از آنها از دیگری بیزاری میجوید.

(۷۶) پس –ای رسول- نباید این سخن‏شان تو را غمگین کند که میگویند: تو فرستادهای نیستی، یا شاعری هستی، و سایر بهتانهایی که روا میدارند. بهراستیکه ما آنچه را از این موضوع پنهان میدارند و آنچه را آشکار میگردانند میدانیم، و ذرهای بر ما پوشیده نمیماند، و به زودی آنها را در قبال آن جزا خواهیم داد.

(۷۷) آیا انسانیکه رستاخیز پس از مرگ را انکار میکند نیندیشیده که ما او را از منی آفریدیم، سپس مراحلی را پشت سر گذاشت تا اینکه متولد شد و رشد کرد، با این وجود بسیار ستیزهجو و جدالگر شده است؛ آیا این آفرینش را ندیده تا با آن بر امکان وقوع رستاخیز راهنمایی شود؟!

(۷۸) این کافر غفلت و نادانی کرد و آفرینش خودش از نیستی بر او پوشیده ماند، آنگاه که برای محالدانستن رستاخیز به استخوانهای پوسیده استدلال کرد، و گفت: چه کسی اینها را بازمیگرداند؟

(۷۹) - ای محمد- در پاسخ او بگو: این استخوانهای پوسیده را همان ذاتی زنده میکند که نخستین بار آن را آفرید، یعنی کسیکه بار اول آن را آفرید از بازگرداندن زندگی به آن ناتوان نیست، و او سبحانه به هر آفرینشی دانا است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.

(۸۰) - ای مردم- همان ذاتیکه از درخت سبز و مرطوب، آتشی را که از آن استخراج میکنید و از آن آتش میافروزید برای‏تان قرار داد، زیرا کسیکه دو چیز متضاد- یعنی رطوبت آب درخت سبز، و آتش شعلهور در آن- را با یکدیگر جمع کند، بر زنده کردن مردگان توانا است.

(۸۱) آیا ذاتیکه آسمانها و زمین را با وجود بزرگی این دو آفرید بر زنده گرداندن مردگان پس از میراندن‏شان توانا نیست؟ آری، به‏طور قطع او بر این کار توانا است، و او ذات آفرینندهای است که تمام مخلوقات را آفرید، و از آنها آگاه است، و ذرهای از آنها بر او پوشیده نمیماند.

(۸۲) در حقیقت کار و شأن او سبحانه این است که هرگاه بر ایجاد چیزی اراده کند به آن میگوید: باش، بهناگاه همان چیزی را که میخواهد به وجود میآید، و زنده گرداندن و میراندن و برانگیختن و سایر اموری که میخواهد همینگونه است.

(۸۳) پس الله از ناتوانیای که مشرکان به او نسبت میدهند منزه و پاک است، و او ذاتی است که فرمانروایی تمام اشیاء از آنِ او است که هرگونه بخواهد در آنها تصرف میکند، و کلیدهای هر چیزی به دست او است، و در آخرت فقط به‏سوی او بازگردانده میشوید، آنگاه شما را در قبال اعمال‏تان جزا میدهد.

برخی فواید آیات:

• یکی از بخششها و نعمت الله بر مردم این است که دامها را مطیع آنها قرار داده، و آنها را برای منافع مختلف آنها رام کرده است.

• فراوانی دلایل عقلی بر وقوع روز قیامت و رویگردانی مشرکان از آن.

• یکی از صفات الله تعالی این است که علم او تعالی بر تمام مخلوقاتش در تمام احوال‏شان، و در تمام اوقات احاطه دارد، و از آنچه از بدنهای مردگان که زمین کم میکند و آنچه از آن که باقی میگذارد آگاه است، و نهان و آشکار را میداند.

سورة الصّافّات (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفّٗا١ فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجۡرٗا٢ فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكۡرًا٣ إِنَّ إِلَٰهَكُمۡ لَوَٰحِدٞ٤ رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَرَبُّ ٱلۡمَشَٰرِقِ٥ إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِزِينَةٍ ٱلۡكَوَاكِبِ٦ وَحِفۡظٗا مِّن كُلِّ شَيۡطَٰنٖ مَّارِدٖ٧ لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَيُقۡذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٖ٨ دُحُورٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ وَاصِبٌ٩ إِلَّا مَنۡ خَطِفَ ٱلۡخَطۡفَةَ فَأَتۡبَعَهُۥ شِهَابٞ ثَاقِبٞ١٠ فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ أَهُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَم مَّنۡ خَلَقۡنَآۚ إِنَّا خَلَقۡنَٰهُم مِّن طِينٖ لَّازِبِۢ١١ بَلۡ عَجِبۡتَ وَيَسۡخَرُونَ١٢ وَإِذَا ذُكِّرُواْ لَا يَذۡكُرُونَ١٣ وَإِذَا رَأَوۡاْ ءَايَةٗ يَسۡتَسۡخِرُونَ١٤ وَقَالُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٌ١٥ أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ١٦ أَوَ ءَابَآؤُنَا ٱلۡأَوَّلُونَ١٧ قُلۡ نَعَمۡ وَأَنتُمۡ دَٰخِرُونَ١٨ فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ فَإِذَا هُمۡ يَنظُرُونَ١٩ وَقَالُواْ يَٰوَيۡلَنَا هَٰذَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ٢٠ هَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِ ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ٢١ ۞ٱحۡشُرُواْ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ وَمَا كَانُواْ يَعۡبُدُونَ٢٢ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهۡدُوهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡجَحِيمِ٢٣ وَقِفُوهُمۡۖ إِنَّهُم مَّسۡ‍ُٔولُونَ٢٤ [الصافات: ۱-۲۴]

برخی مقاصد سوره:

منزه دانستن الله از آنچه مشرکان به او تعالی نسبت دادند، و ابطال ادعاهای بی‏اساس آنها در مورد فرشتگان و جنها.

تفسیر:

(۱) الله به فرشتگانی که در عبادت خویش بههمفشرده در صف ایستادهاند سوگند یاد فرمود.

(۲) و به فرشتگانی که ابرها را تکان میدهند، و آنها را به هرجا که الله میخواهد ببارد میرانند سوگند یاد فرمود.

(۳) و به فرشتگانی که کلام الله را تلاوت میکنند سوگند یاد فرمود.

(۴) که – ای مردم- قطعاً معبود برحق شما ذات یگانهای است که هیچ شریکی ندارد، و او الله است.

(۵) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو وجود دارد، و پروردگار محلهای برآمدن و فرورفتن خورشید در طول سال است.

(۶) بهراستیکه ما نزدیکترین آسمان به زمین را با زیوری زیبا یعنی ستارگانی که مانند جواهر درخشان به نظر میرسند آراستیم.

(۷) و آسمان دنیا را از هر شیطان سرکش و خارج از طاعت با ستارگان که به آنها مورد اصابت قرار میگیرد حفظ کردیم.

(۸) این شیاطین نمیتوانند به سخنان فرشتگان در آسمان گوش دهند آنگاه که دربارۀ آنچه الله از شریعت و تقدیر خویش به آنها وحی میکند با یکدیگر سخن میگویند، و از هر طرف با شهابها مورد اصابت قرار میگیرند..

(۹) تا از گوش دادن به فرشتگان به شدت رانده و دور شوند، و در آخرت عذابی دردآور و همیشگی که هیچگاه قطع نمیشود دارند.

(۱۰) مگر یکی از شیاطین چیزی به سرعت برباید، یعنی کلمهای از آنچه ساکنان زمین از آن آگاه نشدهاند و فرشتگان در مورد آن با یکدیگر گفتگو میکنند و میان آنها میچرخد، که شهابی درخشان او را تعقیب میکند و میسوزاند، و چه بسا قبل از اینکه شهاب او را بسوزاند آن کلمه را نزد برادرانش بیفکند و به کاهنان برسد، آنگاه با آن یک کلمه صد دروغ میسازند.

(۱۱) پس –ای محمد- از کافران منکر رستاخیز بپرس: آیا آنها آفرینش سختتر و بدنهای قویتر و اعضای بزرگتری از آسمانها و زمین و فرشتگان که آفریدیم دارند؟ در حقیقت، ما آنها را از گِلی لیز و چسبنده آفریدهایم، پس چگونه رستاخیز را انکار میکنند، درحالیکه از آفرینشی ضعیف یعنی گِل لیز و چسبنده آفریده شدهاند؟

(۱۲) بلکه –ای محمد- از قدرت و تدبیر الله در امور مخلوقاتش، و از تکذیب مشرکان به رستاخیز تعجب میکنی، و این مشرکان به‏سبب تکذیب زیاد رستاخیز، آنچه را که در مورد رستاخیز میگویی به تمسخر میگیرند.

(۱۳) و این مشرکان هرگاه به یکی از اندرزها پند داده شوند از آن پند نمیگیرند، و بهره نمیبرند؛ چون دلهای‏شان سخت شده است.

(۱۴) و هرگاه یکی از آیات پیامبر ج را که بر راستگویی او دلالت دارد مشاهده کنند بیش از حد، تمسخر و تعجب میکنند.

(۱۵) و میگویند: این چیزی که محمد آورده جز سحری آشکار نیست.

(۱۶) آیا پس از اینکه مُردیم و خاک و استخوانهایی پوسیده و خشک شدیم زنده برانگیخته میشویم؟! بهراستیکه این امر دور از انتظار است.

(۱۷) آیا پدران نخستین ما که قبل از ما مردهاند برانگیخته میشوند؟!

(۱۸) - ای محمد- در پاسخ آنها بگو: بله پس از اینکه خاک و استخوانهایی پوسیده شدید برانگیخته میشوید، و پدران نخستین شما نیز برانگیخته میشوند، و همگی برانگیخته میشوید درحالیکه خوار و ذلیل هستید.

(۱۹) و آن فقط یک دمیدن در صور (دمیدن دوم) است آنگاه همگی به هول و هراس روز قیامت مینگرند و منتظر هستند که الله چه کاری در مورد آنها انجام میدهد.

(۲۰) و مشرکان تکذیب کنندۀ رستاخیز میگویند: وای نابود شدیم این روز جزا است که در آن الله بندگانش را براساس اعمالیکه در زندگی خویش در دنیا از پیش فرستادهاند جزا میدهد.

(۲۱) آنگاه به آنها گفته میشود: این است همان روز داوری میان بندگان که آن را در دنیا انکار و تکذیب میکردید.

(۲۲) (۲۳) و در آن روز به فرشتگان گفته میشود: مشرکانی را که با شرک خویش ستم کردند و مشرکان مشابه و تکذیب کنندگان همراه آنها، و نمادهایی را که به جای الله عبادت میکردند گرد آورید، و جهنم را به آنها بشناسانید و آنها را به‏سوی آن راهنمایی کنید و برانید، زیرا جهنم مقصدشان است.

(۲۴) و قبل از وارد کردن به جهنم آنها را برای حسابرسی نگه دارید، زیرا آنها مورد سوال قرار میگیرند، و پس از حسابرسی آنها را به‏سوی جهنم برانید.

برخی فواید آیات:

• تزیین آسمان دنیا با ستارگان منافعی دارد؛ از جمله: زینت دادن، و محافظت از شیطان سرکش.

• اثبات صراط، یعنی همان پلی که بر روی جهنم کشیده شده است که بهشتیان از آن میگذرند، و گامهای جهنمیان روی آن سُر میخورد.

﴿مَا لَكُمۡ لَا تَنَاصَرُونَ٢٥ بَلۡ هُمُ ٱلۡيَوۡمَ مُسۡتَسۡلِمُونَ٢٦ وَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَسَآءَلُونَ٢٧ قَالُوٓاْ إِنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَأۡتُونَنَا عَنِ ٱلۡيَمِينِ٢٨ قَالُواْ بَل لَّمۡ تَكُونُواْ مُؤۡمِنِينَ٢٩ وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنِۢۖ بَلۡ كُنتُمۡ قَوۡمٗا طَٰغِينَ٣٠ فَحَقَّ عَلَيۡنَا قَوۡلُ رَبِّنَآۖ إِنَّا لَذَآئِقُونَ٣١ فَأَغۡوَيۡنَٰكُمۡ إِنَّا كُنَّا غَٰوِينَ٣٢ فَإِنَّهُمۡ يَوۡمَئِذٖ فِي ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ٣٣ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفۡعَلُ بِٱلۡمُجۡرِمِينَ٣٤ إِنَّهُمۡ كَانُوٓاْ إِذَا قِيلَ لَهُمۡ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسۡتَكۡبِرُونَ٣٥ وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوٓاْ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٖ مَّجۡنُونِۢ٣٦ بَلۡ جَآءَ بِٱلۡحَقِّ وَصَدَّقَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٣٧ إِنَّكُمۡ لَذَآئِقُواْ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَلِيمِ٣٨ وَمَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٣٩ إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ٤٠ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ رِزۡقٞ مَّعۡلُومٞ٤١ فَوَٰكِهُ وَهُم مُّكۡرَمُونَ٤٢ فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ٤٣ عَلَىٰ سُرُرٖ مُّتَقَٰبِلِينَ٤٤ يُطَافُ عَلَيۡهِم بِكَأۡسٖ مِّن مَّعِينِۢ٤٥ بَيۡضَآءَ لَذَّةٖ لِّلشَّٰرِبِينَ٤٦ لَا فِيهَا غَوۡلٞ وَلَا هُمۡ عَنۡهَا يُنزَفُونَ٤٧ وَعِندَهُمۡ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ عِينٞ٤٨ كَأَنَّهُنَّ بَيۡضٞ مَّكۡنُونٞ٤٩ فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَسَآءَلُونَ٥٠ قَالَ قَآئِلٞ مِّنۡهُمۡ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٞ٥١ [الصافات: ۲۵-۵۱]

(۲۵) و از روی توبیخ به آنها گفته میشود: شما را چه شده است چرا به یکدیگر یاری نمیرسانید همانگونه که در دنیا به یکدیگر یاری میرساندید، و گمان میکردید نمادهای‏تان به شما یاری میرسانند؟!

(۲۶) بلکه آنها در این روز تسلیم فرمان الله و خوار هستند، و به‏سبب ناتوانی و نداشتنِ چاره، به یکدیگر یاری نمیرسانند.

(۲۷) به یکدیگر روی میآورند و به سرزنش و نزاع با یکدیگر میپردازند و این زمانی است که سرزنش و تنازع سودی نمیرساند.

(۲۸) پیروان به پیشوایان میگویند: - ای بزرگان ما- بهراستیکه شما (برای گمراه کردن ما) با شعار دین و حق به نزد ما میآمدید و کفر و شرک به الله و ارتکاب گناهان را برایمان میآراستید، و ما را از حقیقتی که رسولان از جانب الله آوردند متنفر می‏ساختید.

(۲۹) پیشوایان به پیروان میگویند: امر – آنگونه که ادعا میکنید- نیست خودتان بر کفر قرار داشتید و مؤمن نبودید، بلکه منکر بودید.

(۳۰) و ای پیروان ما هیچ تسلطی به زور یا غلبه بر شما نداشتیم تا شما را در کفر و شرک و ارتکاب گناهان قرار دهیم، بلکه خودتان مردمی متجاوز از حد در کفر و گمراهی بودید.

(۳۱) پس وعید الله در این فرمودهاش: ﴿لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ أَجۡمَعِينَ٨٥ [ص: ۸۵]«یقیناً جهنم را از تو و از آنها که از تو پیروی کنند، پر خواهم کرد» بر ما و شما واجب شد، و از اینرو – بدون تردید- آنچه را که پروردگارمان با آن تهدید کرد میچشیم.

(۳۲) و ما شما را به گمراهی و کفر فراخواندیم، زیرا خودمان از راه هدایت گمراه بودیم.

(۳۳) پس بهراستیکه پیروان و پیشوایان در عذاب روز قیامت با هم شریک هستند.

(۳۴) همانگونه که عذاب را به اینها میچشانیم، قطعاً با سایر مجرمان نیز چنین رفتار میکنیم.

(۳۵) در حقیقت این مشرکان وقتی در دنیا کلمۀ لا إله إلا الله به آنها گفته میشد تا به متقضای آن عمل و مخالف آن را ترک کنند، از روی تکبر و برتریجویی در برابر حق آن را نمیپذیرفتند و از آن فرمان‏برداری نمیکردند.

(۳۶) و با استدلال به کفرشان میگفتند: آیا عبادت معبودهایمان را به خاطر سخن شاعری دیوانه رها کنیم؟! منظورشان از این گفته رسولاللهع بود.

(۳۷) و به تحقیق که دروغ بزرگی ساختند، زیرا رسولالله ج مجنون و شاعر نیست، بلکه قرآنِ دعوتگر به توحید الله و پیروی رسولش را آورده، و رسولان را در آنچه از توحید و اثبات معاد از جانب الله آوردهاند تصدیق کرده، و در هیچ موردی با آنها مخالفت نکرده است.

(۳۸) - ای مشرکان- بهراستیکه شما به‏سبب کفر و تکذیب رسولان عذاب دردآور روز قیامت را میچشید.

(۳۹) و –ای مشرکان- جز به کفر به الله و ارتکاب گناهان که در دنیا انجام می‏دادید جزا داده نمیشوید.

(۴۰) اما بندگان مؤمن الله که الله آنها را برای عبادت خویش خالص گرداند، و آنها عبادت را برای او تعالی خالص کردند، از این عذاب در نجات هستند.

(۴۱) الله به این بندگان مخلص روزیای میدهد که در خوشمزگی و زیبایی و دوام، مشخص و ممتاز است.

(۴۲) و بخشی از این روزی آن است که از لذیذترین میوههایی که میخوردند و می‏خواهند روزی داده میشوند، و افزون بر آن با بالابردن درجات و نظر به وجه بخشندۀ الله گرامی داشته میشوند.

(۴۳) به تمام این موارد در بهشتهای پرنعمت و جاویدان و ثابتی که هرگز قطع نمیشود و از بین نمیرود میرسند.

(۴۴) بر تختهایی روبروی هم که به یکدیگر مینگرند تکیه میزنند.

(۴۵) جامهای خمری که از نظر درخشندگی مانند آب جاری است گرداگرد آنها چرخانده میشود.

(۴۶) به رنگ سفید که هرکس آن را بنوشد لذت کامل را میبرد.

(۴۷) مانند خمر دنیا نیست، زیرا مستیای که عقلها را میرباید در آن وجود ندارد، و مصرف کنندۀ آن سردرد نمیگیرد، و جسم و عقلش سالم میماند.

(۴۸) و نزدشان در بهشت زنانی پاکدامن هستند، که به غیر شوهران‏شان نمی‏نگرند، و چشمان بسیار زیبایی دارند.

(۴۹) در سفیدی رنگهای‏شان که با زردی آمیخته شده است گویی تخم پرندهای حفاظتشده هستند که دستی آن را لمس نکرده است.

(۵۰) و بهشتیان به یکدیگر روی میآورند و در مورد گذشتۀ خویش و آنچه در دنیا برای‏شان اتفاق افتاده از یکدیگر میپرسند.

(۵۱) یکی از این مؤمنان میگوید: بهراستیکه من در دنیا همنشینی داشتم که رستاخیز را انکار میکرد.

برخی فواید آیات:

• سبب عذاب کافران: اعمال ناپسند؛ یعنی شرک و گناهان است.

• یکی از نعمتهای بهشتیان این است که از اجتماع و دیدار با یکدیگر برخوردار میشوند، و این نتیجه کمال سرور و شادمانی است.

﴿يَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ ٱلۡمُصَدِّقِينَ٥٢ أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ٥٣ قَالَ هَلۡ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ٥٤ فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِي سَوَآءِ ٱلۡجَحِيمِ٥٥ قَالَ تَٱللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرۡدِينِ٥٦ وَلَوۡلَا نِعۡمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُحۡضَرِينَ٥٧ أَفَمَا نَحۡنُ بِمَيِّتِينَ٥٨ إِلَّا مَوۡتَتَنَا ٱلۡأُولَىٰ وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ٥٩ إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٦٠ لِمِثۡلِ هَٰذَا فَلۡيَعۡمَلِ ٱلۡعَٰمِلُونَ٦١ أَذَٰلِكَ خَيۡرٞ نُّزُلًا أَمۡ شَجَرَةُ ٱلزَّقُّومِ٦٢ إِنَّا جَعَلۡنَٰهَا فِتۡنَةٗ لِّلظَّٰلِمِينَ٦٣ إِنَّهَا شَجَرَةٞ تَخۡرُجُ فِيٓ أَصۡلِ ٱلۡجَحِيمِ٦٤ طَلۡعُهَا كَأَنَّهُۥ رُءُوسُ ٱلشَّيَٰطِينِ٦٥ فَإِنَّهُمۡ لَأٓكِلُونَ مِنۡهَا فَمَالِ‍ُٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ٦٦ ثُمَّ إِنَّ لَهُمۡ عَلَيۡهَا لَشَوۡبٗا مِّنۡ حَمِيمٖ٦٧ ثُمَّ إِنَّ مَرۡجِعَهُمۡ لَإِلَى ٱلۡجَحِيمِ٦٨ إِنَّهُمۡ أَلۡفَوۡاْ ءَابَآءَهُمۡ ضَآلِّينَ٦٩ فَهُمۡ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمۡ يُهۡرَعُونَ٧٠ وَلَقَدۡ ضَلَّ قَبۡلَهُمۡ أَكۡثَرُ ٱلۡأَوَّلِينَ٧١ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ٧٢ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِينَ٧٣ إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ٧٤ [الصافات: ۵۲-۷۴]

(۵۲) که با انکار و تمسخر به من میگفت: - ای دوست- آیا تو از تصدیق کنندگان رستاخیز مردگان هستی؟

(۵۳) آیا وقتی ما مردیم و خاک و استخوانهایی پوسیده شدیم برانگیخته میشویم و در برابر اعمالیکه در دنیا انجام دادیم جزا داده میشویم؟

(۵۴) همنشین مؤمن او به یاران بهشتیاش میگوید: با هم نگاهی بیندازیم تا سرانجام آن همنشین را که منکر رستاخیز بود ببینیم؟

(۵۵) پس او مینگرد آنگاه همنشینش را در وسط جهنم میبیند.

(۵۶) میگوید: - ای همنشین- به الله سوگند نزدیک بود که با دعوت به‏سوی کفر و انکار رستاخیز مرا با ورود به جهنم نابود کنی.

(۵۷) و اگر الله با هدایت به ایمان و توفیق به آن بر من نعمت نبخشیده بود، به‏طور قطع مانند تو از حاضر شدگان در عذاب بودم.

پس از پایان سخن خویش با همنشینش که ساکن جهنم است همنشینان بهشتیاش را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید:

(۵۸) پس –ای بهشتیان- ما نمیمیریم.

(۵۹) جز بار اول که در زندگی دنیا مُردیم، بلکه در بهشت جاویدان میمانیم، و آنگونه که کافران عذاب میشوند عذاب نمیشویم.

(۶۰) بهراستی این جزا- یعنی ورود به بهشت و جاودانگی در آن و نجات از جهنم- که پروردگارمان به ما پاداش داد همان پیروزی بزرگی است که هیچ پیروزیای با آن برابری نمیکند.

(۶۱) عملکنندگان باید برای چنین پاداش کار کنند، زیرا این همان تجارت سودآور است.

(۶۲) آیا نعمتهای مذکور که الله برای آن دسته از بندگانش که آنها را برای طاعت خویش خالص گردانیده، بهتر و دارای منزلت و مرتبۀ نیکوتری است، یا درخت زقوم نفرینشده در قرآن که غذای کافران است که نه فربه میکند و نه گرسنگی را برطرف میسازد؟!

(۶۳) بهراستیکه این درخت را مایۀ رنج قرار دادیم و کسانیکه با کفر و گناهان به خودشان ستم کردهاند با آن عذاب میشوند، چون گفتند: قطعاً آتش درخت را می‏خورد، پس امکان ندارد که درخت در آتش بروید.

(۶۴) در حقیقت درخت زقوم درختی است که رستنگاه پلیدی دارد، زیرا از ته جهنم میروید.

(۶۵) میوهاش سیمای زشتی دارد گویی سرهای شیاطین است، و زشتی سیما از زشتی درون خبر میدهد، یعنی مزۀ بدی دارد.

(۶۶) پس کافران به‏طور قطع از میوۀ تلخ و زشت آن میخورند، و شکمهای خالی‏شان را از آن پُر میکنند.

(۶۷) و بهراستیکه پس از خوردن از آن نوشیدنی غلیظ و زشت و سوزانی دارند.

(۶۸) سپس بازگشت آنها به‏طور قطع به‏سوی عذاب جهنم است، یعنی از عذابی به عذابی دیگر منتقل میشوند.

(۶۹) بهراستیکه این کافران پدران‏شان را از راه هدایت گمراه یافتند، و از روی تقلید و نه از روی دلیل به آنها اقتدا کردند.

(۷۰) و رد پای پدران‏شان در گمراهی را به سرعت دنبال میکنند.

(۷۱) و به تحقیق که قبل از آنها بیشتر نخستینیان گمراه شدهاند، پس – ای رسول- قوم تو اولین امتی نیستند که گمراه شدند.

(۷۲) و به تحقیقکه در آن امتهای نخستین رسولانی فرستادیم که آنها را از عذاب الله میترساندند، اما کفر ورزیدند.

(۷۳) پس –ای رسول- بنگر که سرانجام اقوامی که رسولان‏شان آنها را انذار دادند اما به رسولان پاسخ مثبت ندادند چگونه بود، بهراستیکه به‏سبب کفر و تکذیب رسولان، سرانجام آنها ورود به جهنم بود که برای همیشه در آن میمانند.

(۷۴) مگر کسانی از آنها که الله آنها را به ایمان خالص گرداند، که از عذابی که سرانجام این تکذیب کنندگان کافر بود نجات مییابند.

(۷۵) و به تحقیقکه دعای پیامبرمان نوح ÷ را اجابت کردیم آنگاه که علیه قومش چون او را تکذیب کردند دعا کرد، زیرا ما اجابت کنندگان نیکویی هستیم، که دعای نوح ÷ علیه آنها را سریع اجابت کردیم.

(۷۶) و به تحقیق که او و اهل بیتش و مؤمنان همراه او را از آزارهای قومش و از غرق شدن با طوفان بزرگ که بر کافران قومش فرستاده شد نجات دادیم.

برخی فواید آیات:

• دستیابی به نعمتهای بهشتی رستگاری برتر است، و سزاوار است که عمل کنندگان برای این عطا و بخشش کار کنند.

• خوارک جهنمیان زقّوم است که میوۀ تلخ و بدمزه و بدبویی دارد که بلعیدنش دشوار، و خوردنش دردناک است.

• الله تعالی دعای نوح ÷ مبنی بر نابودی قومش را اجابت کرد، و الله بهترین مقصود و اجابت کننده است.

﴿وَلَقَدۡ نَادَىٰنَا نُوحٞ فَلَنِعۡمَ ٱلۡمُجِيبُونَ٧٥ وَنَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥ مِنَ ٱلۡكَرۡبِ ٱلۡعَظِيمِ٧٦ وَجَعَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُۥ هُمُ ٱلۡبَاقِينَ٧٧ وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ٧٨ سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٖ فِي ٱلۡعَٰلَمِينَ٧٩ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ٨٠ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٨١ ثُمَّ أَغۡرَقۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ٨٢ ۞وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِۦ لَإِبۡرَٰهِيمَ٨٣ إِذۡ جَآءَ رَبَّهُۥ بِقَلۡبٖ سَلِيمٍ٨٤ إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَاذَا تَعۡبُدُونَ٨٥ أَئِفۡكًا ءَالِهَةٗ دُونَ ٱللَّهِ تُرِيدُونَ٨٦ فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٨٧ فَنَظَرَ نَظۡرَةٗ فِي ٱلنُّجُومِ٨٨ فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٞ٨٩ فَتَوَلَّوۡاْ عَنۡهُ مُدۡبِرِينَ٩٠ فَرَاغَ إِلَىٰٓ ءَالِهَتِهِمۡ فَقَالَ أَلَا تَأۡكُلُونَ٩١ مَا لَكُمۡ لَا تَنطِقُونَ٩٢ فَرَاغَ عَلَيۡهِمۡ ضَرۡبَۢا بِٱلۡيَمِينِ٩٣ فَأَقۡبَلُوٓاْ إِلَيۡهِ يَزِفُّونَ٩٤ قَالَ أَتَعۡبُدُونَ مَا تَنۡحِتُونَ٩٥ وَٱللَّهُ خَلَقَكُمۡ وَمَا تَعۡمَلُونَ٩٦ قَالُواْ ٱبۡنُواْ لَهُۥ بُنۡيَٰنٗا فَأَلۡقُوهُ فِي ٱلۡجَحِيمِ٩٧ فَأَرَادُواْ بِهِۦ كَيۡدٗا فَجَعَلۡنَٰهُمُ ٱلۡأَسۡفَلِينَ٩٨ وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّي سَيَهۡدِينِ٩٩ رَبِّ هَبۡ لِي مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١٠٠ فَبَشَّرۡنَٰهُ بِغُلَٰمٍ حَلِيمٖ١٠١ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعۡيَ قَالَ يَٰبُنَيَّ إِنِّيٓ أَرَىٰ فِي ٱلۡمَنَامِ أَنِّيٓ أَذۡبَحُكَ فَٱنظُرۡ مَاذَا تَرَىٰۚ قَالَ يَٰٓأَبَتِ ٱفۡعَلۡ مَا تُؤۡمَرُۖ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰبِرِينَ١٠٢ [الصافات: ۷۵-۱۰۲]

(۷۷) و فقط خانواده و پیروان مؤمن او را نجات دادیم، و سایر افراد قومش را که کافر بودند غرق کردیم.

(۷۸) و در میان امتهای آینده یادی نیکو برایش باقی گذاشتیم که با آن او را می‏ستایند.

(۷۹) امنیت و سلامتی است برای نوح ÷ از اینکه سخن بدی در میان امتهای آینده در مورد او گفته شود، بلکه ستایش و یاد نیکو برایش باقی خواهد ماند.

(۸۰) قطعاً مانند این پاداش که به نوح ÷ دادیم کسانی را که به نیکویی فقط الله را عبادت و فرمان‏برداری کردند پاداش خواهیم داد.

(۸۱) بهراستیکه نوح ÷ از بندگان مؤمن ما که از الله اطاعت میکنند بود.

(۸۲) سپس باقیماندگان را با فرستادن طوفانی غرق ساختیم، و هیچیک از آنها را باقی نگذاشتیم.

(۸۳) و همانا ابراهیم ÷ از پیروان دین او بود که در دعوت به‏سوی توحید الله با او متفق هستند.

(۸۴) پس یاد کن آنگاه که با قلبی سالم از شرک درحالیکه بهخاطر الله در مورد مخلوقاتش خیرخواهی میکرد نزد پروردگارش آمد.

(۸۵) آنگاه که از روی توبیخ به پدر و قوم مشرک خویش گفت: چه چیزی به جای الله عبادت میکنید؟!

(۸۶) آیا معبودهایی دروغین به جای الله عبادت میکنید؟

(۸۷) پس –ای قوم من- گمان‏تان به پروردگار جهانیان چیست وقتی در حالی با او روبرو میشوید که غیر او را عبادت میکنید؟ به نظر شما چه کاری با شما انجام خواهد داد؟!

(۸۸) و ابراهیم ÷ که چاره میاندیشید از خروج همراه قومش رهایی یابد نگاهی به ستارگان انداخت.

(۸۹) و برای آوردن بهانه در خروج همراه قومش به‏سوی عیدگاه آنها گفت: من بیمار هستم.

(۹۰) پس او را پشت سرشان رها کردند و رفتند.

(۹۱) آنگاه پنهانی به‏سوی معبودهای‏شان که آنها را به جای الله عبادت میکردند رفت، و برای تمسخر معبودهای‏شان گفت: آیا از غذایی که مشرکان برای‏تان میسازند نمیخورید؟!

(۹۲) چرا سخن نمیگویید، و به کسیکه از شما سوال میپرسد پاسخ نمیدهید؟! آیا چنین چیزی به جای الله عبادت میشود؟!

(۹۳) پس ابراهیم ÷ به‏سوی آنها رفت و برای در هم شکستن‏شان با دست راستش بر آنها ضربه میزد.

(۹۴) و عبادت کنندگان این نمادها شتابان به‏سوی او روی آوردند.

(۹۵) ابراهیم ÷ آرام و استوار با آنها روبرو شد، و از سر توبیخ به آنها گفت: آیا به جای الله معبودهایی را عبادت میکنید که آنها را با دستان خودتان میتراشید؟!

(۹۶) درحالیکه الله سبحانه هم خود شما، و هم اعمال‏تان را آفریده، و این نمادها یکی از اعمال شما هستند، پس او تعالی سزاوار است که به تنهایی عبادت شود، و دیگران با او شریک قرار داده نشوند.

(۹۷) پس چون از مبارزۀ او با دلیل ناتوان ماندند به زور پناه بردند، و در مورد کاری که با ابراهیم ÷ انجام دهند با یکدیگر به رایزنی پرداختند، گفتند: برایش بنایی بسازید، و آن را از هیزم پر کنید و به آتش بکشید، سپس او را در آن افکنید.

(۹۸) پس قوم ابراهیم قصد بدی برای نابودیاش کردند تا از او راحت شوند، اما آنها را از زیانکاران قرار دادیم و آتش را بر ابراهیم ÷ خنک و سالم گرداندیم.

(۹۹) و ابراهیم ÷ گفت: قطعاً من با ترک سرزمین قوم خویش به‏سوی پروردگارم مهاجرت میکنم تا بتوانم او را عبادت کنم، پروردگارم به زودی مرا بر آنچه که خیر دنیا و آخرتم در آن است راهنمایی خواهد کرد.

(۱۰۰) پروردگارا، فرزندی صالح به من روزی بده تا یاورم و عوض قوم من در غربت برایم باشد.

(۱۰۱) پس دعایش را برای او اجابت کردیم و خبری شادکننده به او دادیم، اینگونهکه فرزندی به او مژده دادیم که بزرگ میشود، و بردبار میگردد، این فرزند همان اسماعیل ÷ است.

(۱۰۲) پس وقتی اسماعیل ÷ جوان شد، و میتوانست با پدرش به تلاش ایستد، پدرش ابراهیم ÷ رؤیایی دید، و رؤیای پیامبران وحی است. ابراهیم ÷ برای آگاه کردن پسرش از مضمون این رؤیا گفت: ای پسرم، من در خواب دیدم که تو را ذبح میکنم، پس بنگر که نظرت در این مورد چیست؟، اسماعیل اینگونه به پدرش پاسخ داد: ای پدرم، قربانیکردن من را که الله به تو فرمان داده است انجام بده، که مرا از شکیبایان و راضی شدگان به حکم الله خواهی یافت.

برخی فواید آیات:

• یکی از مظاهر نعمتبخشی بر نوح ÷: نجات او و مؤمنان همراهش، و قرار دادن فرزندانش به عنوان اصول و ریشهها و گونههای انسانها، و بهجاگذاشتن یاد نیک و ستایش خوب از او است.

• افعال انسان را الله میآفریند و بنده با اختیار خویش آنها را انجام میدهد.

• براساس دلالت و ترتیب آیات فوق، قربانی اسماعیل ÷ است؛ زیرا ابتدا او به ابراهیم ÷ مژده داده شد، و اسحاق ÷ پس از اسماعیل ÷ به ابراهیم ÷ مژده داده شد.

• این سخن اسماعیل ÷ که گفت: ﴿سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰبِرِينَ [الصافات: ۱۰۲] سبب توفیق شکیبایی او از جانب الله است؛ زیرا کار را به الله واگذار کرد.

﴿فَلَمَّآ أَسۡلَمَا وَتَلَّهُۥ لِلۡجَبِينِ١٠٣ وَنَٰدَيۡنَٰهُ أَن يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُ١٠٤ قَدۡ صَدَّقۡتَ ٱلرُّءۡيَآۚ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٠٥ إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡبَلَٰٓؤُاْ ٱلۡمُبِينُ١٠٦ وَفَدَيۡنَٰهُ بِذِبۡحٍ عَظِيمٖ١٠٧ وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ١٠٨ سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ١٠٩ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١١٠ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١١١ وَبَشَّرۡنَٰهُ بِإِسۡحَٰقَ نَبِيّٗا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١١٢ وَبَٰرَكۡنَا عَلَيۡهِ وَعَلَىٰٓ إِسۡحَٰقَۚ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحۡسِنٞ وَظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ مُبِينٞ١١٣ وَلَقَدۡ مَنَنَّا عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ١١٤ وَنَجَّيۡنَٰهُمَا وَقَوۡمَهُمَا مِنَ ٱلۡكَرۡبِ ٱلۡعَظِيمِ١١٥ وَنَصَرۡنَٰهُمۡ فَكَانُواْ هُمُ ٱلۡغَٰلِبِينَ١١٦ وَءَاتَيۡنَٰهُمَا ٱلۡكِتَٰبَ ٱلۡمُسۡتَبِينَ١١٧ وَهَدَيۡنَٰهُمَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ١١٨ وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِمَا فِي ٱلۡأٓخِرِينَ١١٩ سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ١٢٠ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٢١ إِنَّهُمَا مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٢٢ وَإِنَّ إِلۡيَاسَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٢٣ إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ أَلَا تَتَّقُونَ١٢٤ أَتَدۡعُونَ بَعۡلٗا وَتَذَرُونَ أَحۡسَنَ ٱلۡخَٰلِقِينَ١٢٥ ٱللَّهَ رَبَّكُمۡ وَرَبَّ ءَابَآئِكُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٢٦ [الصافات: ۱۰۳-۱۲۶]

(۱۰۳) پس آنگاه که هر دو در برابر الله فروتن و فرمان‏بردار شدند، ابراهیم ÷ پیشانی پسرش را بر زمین افکند تا برای اجرای فرمان، او را قربانی کند.

(۱۰۴) و به ابراهیم ÷ درحالیکه تلاش میکرد فرمان الله بر ذبح پسرش را اجرا کند ندا دادیم که: ای ابراهیم.

(۱۰۵) قطعاً رؤیایی را که در خواب دیدی با عزم خویش بر ذبح پسرت محقق گرداندی، همانا ما – چنانکه با رهانیدن تو از این مصیبت بزرگ به تو پاداش دادیم- به نیکوکاران پاداش میدهیم و آنها را از مصیبتها و سختیها میرهانیم.

(۱۰۶) بهراستیکه این همان آزمایش آشکار است، و ابراهیم ÷ در آن موفق شده است.

(۱۰۷) و اسماعیل ÷ را با قوچی بزرگ که به جای او قربانی شود رهانیدیم.

(۱۰۸) و یادی نیکو در امتهای آینده از ابراهیم ÷ باقی گذاشتیم.

(۱۰۹) درودی از جانب الله برای او، و دعایی برای ایمنی از هر آسیب و آفتی.

(۱۱۰) همانگونه که این پاداش را به ابراهیم ÷ در قبال طاعتش دادیم نیکوکاران را پاداش میدهیم.

(۱۱۱) بهراستیکه ابراهیم ÷ از بندگان مؤمن ما بود که آنچه را بندگی برای الله اقتضا میکند به جای میآورند.

(۱۱۲) و او را به پاداش فرمان‏برداری از الله در قربانی کردن تنها فرزندش، اسماعیل ÷، به فرزندی دیگر که پیامبر و بندهای صالح میشود یعنی اسحاق ÷ مژده دادیم.

(۱۱۳) و بر او و پسرش اسحاق ÷ برکتی از جانب خویش فرو فرستادیم، و نعمتها از جمله افزایش فرزندان‏شان را بر آنها زیاد کردیم، و از نسل آن دو برخی با طاعت خویش برای پروردگارش نیکوکار بودند، و برخی با کفر و ارتکاب گناهان، آشکارا بر خویش ستم میکردند.

(۱۱۴) و به تحقیق که بر موسی ÷ و بردارش هارون ÷ با نبوت منت نهادیم.

(۱۱۵) و آن دو و قوم‏شان بنیاسرائیل را از به بردگی کشاندن آنها توسط فرعون و غرق شدن رهانیدیم.

(۱۱۶) و آنها را بر فرعون و لشکریانش پیروز کردیم، تا بر دشمن‏شان چیره شدند.

(۱۱۷) و به موسی ÷ و برادرش هارون ÷ تورات را کتابی آشکار و بدون هیچ ابهامی از جانب الله عطا کردیم.

(۱۱۸) و آن دو را به راه راستی که هیچ انحرافی در آن نیست هدایت کردیم، یعنی راه دین اسلام که به رضایت آفریدگار سبحانه منجر میشود.

(۱۱۹) و یادی نیک و ستایشی پاکیزه در امتهای آینده برای آن دو باقی گذاشتیم.

(۱۲۰) درودی از جانب الله برای شادی و تمجید از آن دو و دعای ایمنی‏شان از هر امر ناگواری.

(۱۲۱) در حقیقت همانگونه که این پاداش نیکو را به موسی ÷ و هارون ÷ دادیم به کسانیکه به نیکویی از پروردگارشان اطاعت کردند پاداش میدهیم.

(۱۲۲) بهراستیکه موسی ÷ و هارون ÷ از بندگان مؤمن به الله و عاملان به آنچه برای‏شان تشریع کرد بودند.

(۱۲۳) و به یقین که الیاس ÷ از فرستاده شدگان پروردگارش بود، که الله با نبوت و رسالت بر آنها نعمت بخشید.

(۱۲۴) آنگاه که به قوم خویش از بنیاسرائیل که به‏سوی آنها فرستاده شد گفت: ای قوم من، آیا با اجرای اوامر الله از جمله توحید، و اجتناب از نواهی او مانند شرک، تقوای او تعالی را پیشه نمیکنید؟!

(۱۲۵) آیا به جای الله تندیستان بَعل را عبادت میکنید، و عبادت الله را که بهترین آفرینندگان است رها میکنید؟!

(۱۲۶) و الله همان پروردگارتان است که شما را آفرید، و پیش از آفرینش شما پدران‏تان را آفرید، پس او سزاوار عبادت است، نه نمادهایی که هیچ سود و زیانی نمی‏رسانند.

برخی فواید آیات:

﴿فَلَمَّآ أَسۡلَمَا [الصافات: ۱۰۳] دلالت دارد بر اینکه ابراهیم ÷ و اسماعیل ÷ به‏طور کامل در برابر امر الله تعالی تسلیم بودند.

• یکی از مقاصد شریعت آزاد سازی بندگان از بندگی انسانها است.

• یاد نیک و تمجید به شایسته بودن از جمله نعمتهای به تعجیل افتاده در دنیا هستند.

﴿فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمۡ لَمُحۡضَرُونَ١٢٧ إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ١٢٨ وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ١٢٩ سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلۡ يَاسِينَ١٣٠ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٣١ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٣٢ وَإِنَّ لُوطٗا لَّمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٣٣ إِذۡ نَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ أَجۡمَعِينَ١٣٤ إِلَّا عَجُوزٗا فِي ٱلۡغَٰبِرِينَ١٣٥ ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ١٣٦ وَإِنَّكُمۡ لَتَمُرُّونَ عَلَيۡهِم مُّصۡبِحِينَ١٣٧ وَبِٱلَّيۡلِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ١٣٨ وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٣٩ إِذۡ أَبَقَ إِلَى ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ١٤٠ فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُدۡحَضِينَ١٤١ فَٱلۡتَقَمَهُ ٱلۡحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٞ١٤٢ فَلَوۡلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلۡمُسَبِّحِينَ١٤٣ لَلَبِثَ فِي بَطۡنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ١٤٤ ۞فَنَبَذۡنَٰهُ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ سَقِيمٞ١٤٥ وَأَنۢبَتۡنَا عَلَيۡهِ شَجَرَةٗ مِّن يَقۡطِينٖ١٤٦ وَأَرۡسَلۡنَٰهُ إِلَىٰ مِاْئَةِ أَلۡفٍ أَوۡ يَزِيدُونَ١٤٧ فَ‍َٔامَنُواْ فَمَتَّعۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ حِينٖ١٤٨ فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ أَلِرَبِّكَ ٱلۡبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلۡبَنُونَ١٤٩ أَمۡ خَلَقۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ إِنَٰثٗا وَهُمۡ شَٰهِدُونَ١٥٠ أَلَآ إِنَّهُم مِّنۡ إِفۡكِهِمۡ لَيَقُولُونَ١٥١ وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ١٥٢ أَصۡطَفَى ٱلۡبَنَاتِ عَلَى ٱلۡبَنِينَ١٥٣ [الصافات: ۱۲۷-۱۵۳]

(۱۲۷) پس قومش کاری نکردند جز اینکه او را تکذیب کردند، و به‏سبب تکذیب در عذاب حاضر میشوند.

(۱۲۸) مگر کسی از قومش که با اخلاص برای الله در عبادت خویش مؤمن بود؛ که از حاضر شدن در عذاب نجات مییابد.

(۱۲۹) و ستایشی نیکو و یادی پاکیزه در امتهای آینده برایش باقی گذاشتیم.

(۱۳۰) درود و ستایشی از جانب الله برای الیاس ÷.

(۱۳۱) بهراستی همانگونه که این پاداش نیکو را به الیاس ÷ دادیم به بندگان مؤمن و نیکوکار خویش پاداش میدهیم.

(۱۳۲) بهراستیکه الیاس ÷ از بندگان مؤمن واقعی و راستین در ایمان به پروردگارشان بود.

(۱۳۳) و به یقین لوط ÷ از رسولان الله که آنها را بشارت دهنده و انذار دهنده به‏سوی اقوام‏شان فرستاد بود.

(۱۳۴) پس به یاد آور آنگاه که او و تمام خانوادهاش را از عذاب فرستاده شده بر قومش نجات دادیم.

(۱۳۵) مگر همسر او را، که عذاب قومش این زن را فراگرفت؛ چون مانند آنها کافر بود.

(۱۳۶) سپس باقیماندگان قومش را که او را تکذیب کردند، و آنچه را آورده بود تصدیق نکردند نابود کردیم.

(۱۳۷) و –ای ساکنان مدینه- بهراستیکه شما در سفرهای‏تان به‏سوی شام هنگام صبح از منازل آنها میگذرید.

(۱۳۸) و شبانه نیز بر آنها میگذرید، پس آیا نمیاندیشید، و به آنچه که کارشان پس از تکذیب و کفر و ارتکاب فاحشهای که قبل از آنها کسی مرتکب نشده بود منجر شد پند نمیگیرید؟!

(۱۳۹) و به تحقیق که بندۀ ما یونس ÷ از رسولان الله که آنها را بشارت دهنده و انذار دهنده به‏سوی اقوام‏شان فرستاد بود.

(۱۴۰) آنگاه که بدون اذن پروردگارش از قوم خویش گریخت، و سوار کشتیای پُر از مسافر و کالا شد.

(۱۴۱) و نزدیک بود کشتی به‏سبب پُری غرق شود، و مسافران از ترس غرقشدن کشتی به‏سبب مسافران زیاد قرعه انداختند تا برخی از آنها را به دریا افکنند، پس یونس ÷ از این مغلوبشدگان بود، و او را در دریا افکندند.

(۱۴۲) وقتی او را در دریا افکندند ماهی او را گرفت، و بلعید، درحالیکه سزاوار سرزنش بود؛ چون بدون اذن پروردگارش به دریا رفته بود.

(۱۴۳) و اگر یونس قبل از این مصیبت از بسیار ذکرکنندگان الله نبود، و اگر در شکم ماهی تسبیح نمیگفت.

(۱۴۴) به‏طور قطع تا روز قیامت در شکم ماهی میماند و همانجا قبرش میشد.

(۱۴۵) پس او را از شکم ماهی به زمینی خالی از درخت و بنا افکندیم، درحالیکه به خاطر ماندن مدتزمانی در شکم ماهی بدنش ضعیف شده بود.

(۱۴۶) و در آن زمین تهی و خلوت، درخت کدویی برایش رویانیدیم تا از آن سایه بگیرد و بخورد.

(۱۴۷) و او را به‏سوی قومش درحالیکه صد هزار نفر، بلکه بیشتر بودند فرستادیم.

(۱۴۸) پس به آنچه که آورد ایمان آوردند و تصدیق کردند، و الله آنها را در زندگی دنیای‏شان بهرهمند کرد تا اینکه اجلهای مشخص آنها به پایان رسید.

(۱۴۹) پس –ای محمد- برای اعتراض از مشرکان بپرس: آیا دختران را که نمی‏پسندید برای الله قرار میدهید، و پسران را که دوست دارید برای خودتان قرار می‏دهید؟! این چه تقسیمی است؟!

(۱۵۰) چگونه ادعا کردند که فرشتگان دختر هستند، درحالیکه نه در آفرینش فرشتگان حاضر بودهاند، و نه آنها را دیدهاند؟!

(۱۵۱) بدانید که مشرکان با بستن دروغ و افترا بر الله.

(۱۵۲) به او تعالی فرزند نسبت میدهند، و بهراستیکه آنها در این ادعا دروغگو هستند.

(۱۵۳) آیا الله برای خودش دختران را که شما آنها را نمیپسندید بر پسران که آنها را دوست دارید ترجیح داده است؟! هرگز.

برخی فواید آیات:

• سنت الله که هیچ تبدیل و تغییری نمیپذیرد: نجات دادن مؤمنان و نابود کردن کافران است.

• ضرورت اندرز و پند گرفتن از سرانجام کسانیکه رسولان را تکذیب کردند تا مصیبتی که به آنها رسید دیگران را فرانگیرد.

• جواز شرعی قرعه به‏سبب این فرمودۀ الله تعالی: ﴿فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُدۡحَضِينَ١٤١ [الصافات: ۱۴۱].

﴿مَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ١٥٤ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ١٥٥ أَمۡ لَكُمۡ سُلۡطَٰنٞ مُّبِينٞ١٥٦ فَأۡتُواْ بِكِتَٰبِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٥٧ وَجَعَلُواْ بَيۡنَهُۥ وَبَيۡنَ ٱلۡجِنَّةِ نَسَبٗاۚ وَلَقَدۡ عَلِمَتِ ٱلۡجِنَّةُ إِنَّهُمۡ لَمُحۡضَرُونَ١٥٨ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ١٥٩ إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ١٦٠ فَإِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ١٦١ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ بِفَٰتِنِينَ١٦٢ إِلَّا مَنۡ هُوَ صَالِ ٱلۡجَحِيمِ١٦٣ وَمَا مِنَّآ إِلَّا لَهُۥ مَقَامٞ مَّعۡلُومٞ١٦٤ وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلصَّآفُّونَ١٦٥ وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلۡمُسَبِّحُونَ١٦٦ وَإِن كَانُواْ لَيَقُولُونَ١٦٧ لَوۡ أَنَّ عِندَنَا ذِكۡرٗا مِّنَ ٱلۡأَوَّلِينَ١٦٨ لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ١٦٩ فَكَفَرُواْ بِهِۦۖ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ١٧٠ وَلَقَدۡ سَبَقَتۡ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٧١ إِنَّهُمۡ لَهُمُ ٱلۡمَنصُورُونَ١٧٢ وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلۡغَٰلِبُونَ١٧٣ فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ حِينٖ١٧٤ وَأَبۡصِرۡهُمۡ فَسَوۡفَ يُبۡصِرُونَ١٧٥ أَفَبِعَذَابِنَا يَسۡتَعۡجِلُونَ١٧٦ فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمۡ فَسَآءَ صَبَاحُ ٱلۡمُنذَرِينَ١٧٧ وَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ حِينٖ١٧٨ وَأَبۡصِرۡ فَسَوۡفَ يُبۡصِرُونَ١٧٩ سُبۡحَٰنَ رَبِّكَ رَبِّ ٱلۡعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ١٨٠ وَسَلَٰمٌ عَلَى ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٨١ وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٨٢ [الصافات: ۱۵۴-۱۸۲]

(۱۵۴) - ای مشرکان- شما را چه شده است که این حکم ستمکارانه را صادر می‏کنید که دختران را برای الله، و پسران را برای خودتان قرار میدهید؟!

(۱۵۵) آیا بطلان این اعتقاد فاسد خویش را یادآور نمیشوید؟! زیرا اگر یادآور می‏شدید هرگز این سخن را نمیگفتید.

(۱۵۶) یا بر این سخن دلیلی آشکار و برهانی واضح از کتابی یا رسولی دارید؟!

(۱۵۷) پس کتابتان را که دلیل این امر را برای‏تان دارد بیاورید اگر در آنچه ادعا میکنید راستگو هستید.

(۱۵۸) و مشرکان میان الله و میان فرشتگان که از آنها پوشیده هستند رابطۀ نَسَبی قرار دادند چون ادعا کردند فرشتگان دختران الله هستند، و به تحقیق که فرشتگان دانستهاند الله مشرکان را برای حسابرسی حاضر خواهد ساخت.

(۱۵۹) الله از فرزند و شریک و سایر مواردی که سزاوار او سبحانه نیست و مشرکان با آنها او تعالی را توصیف میکنند پاک و منزه است.

(۱۶۰) مگر بندگان مخلص الله؛ که آنها الله را فقط به صفات جلال و کمال که سزاوار او سبحانه است توصیف میکنند.

(۱۶۱) پس –ای مشرکان- شما و آنچه که به جای الله عبادت میکنید.

(۱۶۲) هیچکس را از دین حق گمراه نمیسازید.

(۱۶۳) مگر کسیکه الله بر او حکم کرده که ساکن جهنم است، زیرا الله حکم خویش را در مورد او اجرا میکند و او کفر میورزد، و وارد جهنم میشود، اما شما و معبودهای‏تان هیچ قدرتی بر این کار ندارید.

(۱۶۴) و فرشتگان به منظور بیان بندگی خویش برای الله، و اعلام بیزاری خویش از آنچه که مشرکان ادعا کردند گفتند: و هیچیک از ما نیست مگر اینکه جایگاهی مشخص در عبادت و طاعت الله دارد.

(۱۶۵) (۱۶۶) و بهراستیکه ما – فرشتگان- در صفهایی در عبادت و طاعت الله ایستادهایم، و به تحقیق که ما الله را از صفات و توصیفهایی که سزاوار او تعالی نیست پاک میدانیم.

(۱۶۷) - (۱۷۰) و بهراستیکه مشرکان ساکن مکه پیش از بعثت محمد ج می‏گفتند: اگر نزد ما کتابی از کتابهای نخستین، مانند تورات باشد، به‏طور قطع عبادت را برای الله خالص میگردانیم، درحالیکه در این سخن دروغ میگفتند، چون محمد ج قرآن را برای‏شان آورد اما به آن کفر ورزیدند، پس به زودی از عذاب سختی که در قیامت در انتظارشان است آگاه خواهند شد.

(۱۷۱) -(۱۷۳) و بهراستی وعدۀ ما از پیش صادر شده است که هیچ تغییر دهنده و بازدارندهای ندارد که رسولان ما بر دشمنان‏شان بهوسیله حجت و نیرویی که الله به آنها عنایت فرموده است یاریشده و پیروز هستند. و بیگمان پیروزی از آنِ لشکر ما است که در راه الله میجنگند تا کلمه الله برتر باشد.

(۱۷۴) پس - ای رسول- از این مشرکان ستیزهجو تا مدتیکه الله از سررسید آن آگاه است روی گردان تا زمان عذاب‏شان فرا رسد.

(۱۷۵) و به آنها بنگر وقتی عذاب بر آنها نازل میشود، آنگاه که دیدن سودی به آنها نمیرساند بینا خواهند شد.

(۱۷۶) آیا این مشرکان خواستار تعجیل در عذاب الله هستند؟!

(۱۷۷) وقتی عذاب الله بر آنها فرود آید چه صبح بدی خواهند داشت.

(۱۷۸) و - ای رسول- از آنها روی گردان تا الله به عذاب‏شان حکم کند.

(۱۷۹) و بنگر که اینها عذاب و کیفر الله را که به آنها میرسد خواهند دید.

(۱۸۰) - ای محمد- منزه است پروردگار تو، پروردگار قدرت و از صفات نقصی که مشرکان او را توصیف میکنند پاک است.

(۱۸۱) و درود و ستایش الله بر رسولان گرامی او.

(۱۸۲) و تمام ستایشها از آنِ الله است، زیرا تمام ستایشها سزاوار او است، و او پروردگار تمام جهانیان است، و جز او هیچ پروردگاری ندارند.

برخی فواید آیات:

• یکی از سنتهای الله این است که رسولان و وارثان آنها با استدلال و غلبه پیروز میشوند، و در آیات فوق برای کسیکه شایستگی قرار گرفتن در لشکر الله را دارد، مژدهای بزرگ بر چیره شدن و پیروزی وجود دارد.

• آیات فوق ناتوانی مشرکان و معبودهای‏شان از گمراه کردن حتی یک نفر را بیان میکند، و به بندگان مخلص الله مژده میدهد که الله به قدرت خویش آنها را از گمراهسازی گمراهانِ گمراه کننده نجات میدهد.

سورة ص (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿صٓۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ذِي ٱلذِّكۡرِ١ بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي عِزَّةٖ وَشِقَاقٖ٢ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ فَنَادَواْ وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٖ٣ وَعَجِبُوٓاْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡۖ وَقَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا سَٰحِرٞ كَذَّابٌ٤ أَجَعَلَ ٱلۡأٓلِهَةَ إِلَٰهٗا وَٰحِدًاۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٌ عُجَابٞ٥ وَٱنطَلَقَ ٱلۡمَلَأُ مِنۡهُمۡ أَنِ ٱمۡشُواْ وَٱصۡبِرُواْ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمۡۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٞ يُرَادُ٦ مَا سَمِعۡنَا بِهَٰذَا فِي ٱلۡمِلَّةِ ٱلۡأٓخِرَةِ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا ٱخۡتِلَٰقٌ٧ أَءُنزِلَ عَلَيۡهِ ٱلذِّكۡرُ مِنۢ بَيۡنِنَاۚ بَلۡ هُمۡ فِي شَكّٖ مِّن ذِكۡرِيۚ بَل لَّمَّا يَذُوقُواْ عَذَابِ٨ أَمۡ عِندَهُمۡ خَزَآئِنُ رَحۡمَةِ رَبِّكَ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡوَهَّابِ٩ أَمۡ لَهُم مُّلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَاۖ فَلۡيَرۡتَقُواْ فِي ٱلۡأَسۡبَٰبِ١٠ جُندٞ مَّا هُنَالِكَ مَهۡزُومٞ مِّنَ ٱلۡأَحۡزَابِ١١ كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَعَادٞ وَفِرۡعَوۡنُ ذُو ٱلۡأَوۡتَادِ١٢ وَثَمُودُ وَقَوۡمُ لُوطٖ وَأَصۡحَٰبُ لۡ‍َٔيۡكَةِۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلۡأَحۡزَابُ١٣ إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ١٤ [ص: ۱-۱۴]

برخی مقاصد سوره:

بیان مجادله و منازعه به باطل و سرانجامِ آن.

تفسیر:

(۱) ﴿صٓۚ [ص: ۱]سخن در مورد حروف شبیه این حرف از حروف مقطعه در ابتدای سورۀ بقره بیان شد. به قرآن که مشتمل است بر پند دادن مردم به آنچه در دنیا و آخرت‏شان به آنها نفع میرساند سوگند یاد فرمود، که امر آنگونه که این مشرکان گمان میکنند نیست که الله شریکانی دارد.

(۲) اما کافران در تعصّب و رویگردانی از یگانگی الله، و دشمنی و ستیزهجویی با محمد ج هستند.

(۳) پیش از اینها چه بسیار نسلهایی را که چون رسولان‏شان را تکذیب کردند نابود کردیم و هنگام نزول عذاب برای طلب یاری به فریاد خواندند، اما زمان رهایی آنها از عذاب نبود که یاری خواستن از آن سودی برای‏شان برساند.

(۴) و چون رسولی از خودشان نزدشان آمده که آنها را از عذاب الله در صورتیکه بر کفرشان ادامه دهند میترساند تعجب میکنند، و کافران هنگامیکه دلایل راستگویی آنچه محمد ج آورده بود را دیدند گفتند: این مردی ساحر است که مردم را سحر میکند، و در این ادعا که فرستادهای از جانب الله است که به او وحی میشود بسیار دروغگو است.

(۵) آیا این مرد معبودان متعدد را یک معبود که معبودی جز او نیست قرار داده است؟! بهراستیکه این کارش در نهایت شگفتی است.

(۶) سران و بزرگان‏شان راه افتادند و به پیروان خویش گفتند: بر آنچه که بودید ادامه دهید، و در دین محمد وارد نشوید، و بر عبادت معبودهای‏تان استواری کنید، زیرا عبادت یک معبود که محمد شما را به‏سوی آن فرامیخواند کاری از پیش طراحی شده است که او میخواهد با آن بر ما برتری یابد و ما پیروانش باشیم.

(۷) یگانگی الله که محمد ما را به آن فرامیخواند را نه در آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم شنیدهایم، و نه در آیین عیسی؛ و این را که از او شنیدیم جز دروغ و افترا نیست.

(۸) آیا سزاوار است که از میان ما قرآن بر او نازل، و به او اختصاص داده شود، و بر ما که سران و بزرگان هستیم نازل نشود. بلکه این مشرکان از وحیی که بر تو نازل میشود در شک و تردید هستند، و هنوز عذاب الله را نچشیدهاند، و از مهلتدادهشدن به آنها فریب خوردهاند، و اگر عذاب الله را میچشیدند هرگز بر کفر و شرک به الله و تردید در آنچه بر تو وحی میشود گستاخی نمیکردند.

(۹) مگر نزد این مشرکان تکذیب کننده، گنجینههای بخشش پروردگارت است، همان ذات شکست ناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، ذاتیکه آنچه بخواهد برای هرکس بخواهد میبخشد، و از گنجینههای بخشش او نبوت است، که آن را به هرکس بخواهد میبخشد، و هرگز در اختیار اینها نیست که آن را به هرکس بخواهند بدهند و از هرکس بخواهند بازدارند.

(۱۰) یا فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو وجود دارد برای آنها است؟ که این حق را به آنها بدهد که ببخشند و محروم کنند؟ اگر این ادعا را دارند پس اسباب رساننده به آسمان را برگیرند تا بر حکم به محروم کردن یا بخشیدنی که اراده میکنند قدرت یابند، و هرگز نمیتوانند این کار را انجام دهند.

(۱۱) این تکذیب کنندگانِ محمد ج لشکری شکست خورده هستند همانند لشکریان پیشین که رسولان‏شان را تکذیب کردند.

(۱۲) اینها نخستین تکذیب کننده نیستند؛ زیرا پیش از آنها قوم نوح، و عاد و فرعون که میخهایی داشت و با آنها مردم را عذاب میکرد نیز تکذیب کردند.

(۱۳) و ثمود و قوم لوط و قوم شعیب تکذیب کردند، اینها همان احزابی هستند که بر تکذیب رسولان‏شان و کفر به آنچه رسولان آوردند گروه گروه شدند.

(۱۴) تمام این گروهها رسولان را تکذیب کردند، آنگاه عذاب الله بر آنها سزاوار شد و کیفرش به آنها رسید هر چند تا مدتی به تأخیر افتاد.

(۱۵) و این تکذیب کنندگان محمد ج انتظار نمیبرند مگر آنگاه که برای بار دوم در صور دمیده شود که هیچ بازگشتی در آن نیست، و اگر بر تکذیب محمد ج بمیرند عذاب بر آنها واقع میشود.

(۱۶) و از روی تمسخر گفتند: ای پروردگار ما، سهم ما از عذاب را قبل از روز قیامت در زندگی دنیا به شتاب به ما بده.

برخی فواید آیات:

• الله به قرآن عظیم سوگند یاد فرمود، پس واجب است که با ایمان و تصدیق، و روی آوردن بر استخراج معانیاش با آن روبرو شد.

• مقیاسهای مادی در اذهان مشرکان غلبه یافت که نزول وحی را بر سران و بزرگان خواستند.

• سبب رویگردانی کفار از ایمان: تکبر و گردنکشی و برتریجویی از پیروی حق است.

﴿ٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلۡأَيۡدِۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ١٧ إِنَّا سَخَّرۡنَا ٱلۡجِبَالَ مَعَهُۥ يُسَبِّحۡنَ بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِشۡرَاقِ١٨ وَٱلطَّيۡرَ مَحۡشُورَةٗۖ كُلّٞ لَّهُۥٓ أَوَّابٞ١٩ وَشَدَدۡنَا مُلۡكَهُۥ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحِكۡمَةَ وَفَصۡلَ ٱلۡخِطَابِ٢٠ ۞وَهَلۡ أَتَىٰكَ نَبَؤُاْ ٱلۡخَصۡمِ إِذۡ تَسَوَّرُواْ ٱلۡمِحۡرَابَ٢١ إِذۡ دَخَلُواْ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنۡهُمۡۖ قَالُواْ لَا تَخَفۡۖ خَصۡمَانِ بَغَىٰ بَعۡضُنَا عَلَىٰ بَعۡضٖ فَٱحۡكُم بَيۡنَنَا بِٱلۡحَقِّ وَلَا تُشۡطِطۡ وَٱهۡدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ٢٢ إِنَّ هَٰذَآ أَخِي لَهُۥ تِسۡعٞ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةٗ وَلِيَ نَعۡجَةٞ وَٰحِدَةٞ فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ٢٣ قَالَ لَقَدۡ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعۡجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦۖ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡخُلَطَآءِ لَيَبۡغِي بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَقَلِيلٞ مَّا هُمۡۗ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّٰهُ فَٱسۡتَغۡفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّۤ رَاكِعٗاۤ وَأَنَابَ۩٢٤ فَغَفَرۡنَا لَهُۥ ذَٰلِكَۖ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مَ‍َٔابٖ٢٥ يَٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلۡنَٰكَ خَلِيفَةٗ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱحۡكُم بَيۡنَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلۡهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدُۢ بِمَا نَسُواْ يَوۡمَ ٱلۡحِسَابِ٢٦ [ص: ۱۷-۲۶]

(۱۷) - ای رسول- در برابر سخنان این تکذیب کنندگان که مورد پسند تو نیست شکیبایی کن، و بندۀ ما داود ÷ صاحب قدرت در پیکار با دشمنانش و شکیبا بر طاعت الله را به یاد آور، بهراستیکه او بسیار بازگشت کننده به‏سوی الله با توبه، و عمل به آنچه او تعالی را راضی میسازد بود.

(۱۸) ما کوهها را برای داود ÷ مسخر ساختیم که همراه او در پایان روز و اول روز هنگام اشراق تسبیح میگفتند.

(۱۹) و پرندگان را مهارشده در هوا مسخر کردیم، که همگی آنها فرمان‏بردارانه و به پیروی از او تسبیح میگفتند.

(۲۰) و پادشاهیاش را با هیبت و نیرو و پیروزی بر دشمنان که به او بخشیدیم تقویت کردیم، و نبوت و درستی در امور را به او بخشیدیم، و در هر مبحثی بیانی درست، و کلام و حکمِ فیصله کننده به او عطا کردیم.

(۲۱) - ای رسول- آیا خبر دو نزاع کننده آنگاه که بر (دیوار) عبادتگاه داود ÷ بالا رفتند به تو رسیده است.

(۲۲) که ناگهانی نزد داود ÷ وارد شدند، و از ورود آن دو بر خودش به صورت ناگهانی به این طریق غیر طبیعی ترسید، و وقتی به ترس او پی بردند گفتند: نترس، زیرا ما دو طرف دعوا هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده است، پس به عدالت میان ما داوری کن، و وقتی میان ما داوری میکنی بر ما ستم روا مدار، و ما را به راه راستی که همان راه صواب است راهنمایی کن.

(۲۳) یکی از آن دو خصم به داود ÷ گفت: این مرد برادرم است، که نود و نُه میش دارد، و من فقط یک میش دارم، و از من خواسته که تنها میشم را به او بدهم، و در سخنوری و استدلال بر من چیره شده است.

(۲۴) داود ÷ میان آن دو حکم کرد و خطاب به شاکی گفت: قطعاً برادرت که از تو خواسته میش خود را بر میشهایش بیفزایی بر تو ستم کرده است، و بهراستیکه بسیاری از شریکان با گرفتن حق شریک و رعایت نکردن انصاف بر یکدیگر ستم می‏کنند، مگر مؤمنانی که اعمال صالح انجام میدهند که آنها در برابر شریکان خود انصاف را رعایت میکنند و بر آنها ستم روا نمیدارند، و چنین شریکانی اندک هستند، و داود ÷ یقین پیدا کرد که ما با این خصومت او را آزمودهایم، پس از پروردگارش طلب آمرزش کرد و برای نزدیکی جستن به الله تعالی به سجده افتاد، و به‏سوی او توبه کرد. الله این مَثَل را زمانی زد که داود ÷ در فتنۀ زنی گرفتار شد.[۱۷]

(۲۵) آنگاه دعایش را پذیرفتیم و او را بخشیدیم، و بهراستیکه او نزد ما از مقربان بود، و در آخرت سرنوشت نیکویی دارد.

(۲۶) ای داود، بهراستیکه ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم که احکام و قضایای دینی و دنیوی را اجرا میکنی، پس به عدالت میان مردم داوری کن، و در این راه از هوس پیروی نکن؛ اینگونه که به‏سبب خویشاوندی، یا دوستی به‏سوی یکی از دو طرف دعوی تمایل پیدا کنی، یا به‏سبب دشمنی از او روی گردانی، و هوس، تو را از راه راست الله بازدارد، ، زیرا کسانیکه از راه راست الله گمراه میشوند به‏سبب اینکه روز قیامت را فراموش میکنند عذابی سخت دارند؛ زیرا اگر این روز را به یاد میآوردند و از آن میترسیدند به‏طور قطع به هوسهای‏شان بازنمیگشتند.

برخی فواید آیات:

• بیان فضائل پیامبر الله داود ÷ و نشانههایی که الله به او اختصاص داده است.

• پیامبران – صلوات الله و سلامه علیهم- در آنچه که از جانب الله تعالی ابلاغ میکنند معصوم هستند؛ زیرا هدف رسالت فقط از این طریق حاصل میشود، اما گاهی برخی ضرورتهای طبیعی بر اثر فراموشی یا غفلت از حکم از آنها سر میزند، اما الله به لطف خویش آنها را درمییابد و کارشان را اصلاح میکند.

• برخی علما به این فرموده: ﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡخُلَطَآءِ لَيَبۡغِي بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٍ [ص: ۲۴]بر مشروعیت شرکت میان دو نفر یا بیشتر استدلال کردهاند.

• پایبندی به ادب هنگام ورود نزد فضلا و بزرگان سزاوار است.

﴿وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا بَٰطِلٗاۚ ذَٰلِكَ ظَنُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنَ ٱلنَّارِ٢٧ أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَٱلۡمُفۡسِدِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلۡمُتَّقِينَ كَٱلۡفُجَّارِ٢٨ كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ إِلَيۡكَ مُبَٰرَكٞ لِّيَدَّبَّرُوٓاْ ءَايَٰتِهِۦ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ٢٩ وَوَهَبۡنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيۡمَٰنَۚ نِعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ٣٠ إِذۡ عُرِضَ عَلَيۡهِ بِٱلۡعَشِيِّ ٱلصَّٰفِنَٰتُ ٱلۡجِيَادُ٣١ فَقَالَ إِنِّيٓ أَحۡبَبۡتُ حُبَّ ٱلۡخَيۡرِ عَن ذِكۡرِ رَبِّي حَتَّىٰ تَوَارَتۡ بِٱلۡحِجَابِ٣٢ رُدُّوهَا عَلَيَّۖ فَطَفِقَ مَسۡحَۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلۡأَعۡنَاقِ٣٣ وَلَقَدۡ فَتَنَّا سُلَيۡمَٰنَ وَأَلۡقَيۡنَا عَلَىٰ كُرۡسِيِّهِۦ جَسَدٗا ثُمَّ أَنَابَ٣٤ قَالَ رَبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَهَبۡ لِي مُلۡكٗا لَّا يَنۢبَغِي لِأَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِيٓۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ٣٥ فَسَخَّرۡنَا لَهُ ٱلرِّيحَ تَجۡرِي بِأَمۡرِهِۦ رُخَآءً حَيۡثُ أَصَابَ٣٦ وَٱلشَّيَٰطِينَ كُلَّ بَنَّآءٖ وَغَوَّاصٖ٣٧ وَءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ٣٨ هَٰذَا عَطَآؤُنَا فَٱمۡنُنۡ أَوۡ أَمۡسِكۡ بِغَيۡرِ حِسَابٖ٣٩ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مَ‍َٔابٖ٤٠ وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَآ أَيُّوبَ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَسَّنِيَ ٱلشَّيۡطَٰنُ بِنُصۡبٖ وَعَذَابٍ٤١ ٱرۡكُضۡ بِرِجۡلِكَۖ هَٰذَا مُغۡتَسَلُۢ بَارِدٞ وَشَرَابٞ٤٢ [ص: ۲۷-۴۲]

(۲۷) و آسمان و زمین را بیهوده نیافریدیم، این گمان کسانی است که کفر ورزیدند. پس وای بر این کافران که این گمان را میبرند از عذاب جهنم در روز قیامت اگر بر حال کفر و گمان بدی که بر الله دارند بمیرند.

(۲۸) کسانی را که به الله ایمان آوردهاند و از رسولش پیروی کردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند هرگز مانند کسانیکه با کفر و گناهان در زمین فساد برپا کردهاند قرار نخواهیم داد، و پرهیزگاران که اوامر پروردگارشان را اجرا و از نواهیاش اجتناب می‏کنند را مانند کافران و منافقان غوطهور در گناهان قرار نمیدهیم؛ زیرا یکسان قراردادن این دو، ستمی است که سزاوار الله نیست، بلکه الله مؤمنان پرهیزگار را به ورود به بهشت پاداش میدهد، و کافران بدبخت را با ورود به آتش کیفر میکند؛ زیرا آنها نزد الله یکسان نیستند، در نتیجه جزای یکسانی نزد او تعالی ندارند.

(۲۹) بهراستیکه این قرآن کتابی پر خیر و منفعت است که آن را به‏سوی تو نازل کردیم، تا مردم در آیاتش بیندیشند و در معانیاش تفکر کنند، و به این هدف که اشخاص تیزهوش و روشنفکر از آن پند گیرند.

(۳۰) و به احسان و لطفی از جانب خویش بر داود ÷ پسرش سلیمان ÷ را به او بخشیدیم تا چشم داود ÷ به او روشن شود. سلیمان ÷ بندۀ نیکویی بود؛ زیرا بسیار توبه کننده و بازگشت کننده به‏سوی الله بود.

(۳۱) به یاد آور آنگاه که عصرهنگام اسبهای اصیل و چابک، که بر سه پا می‏ایستادند، و چهارمی را بالا میآوردند بر او عرضه شد، و این اسبهای اصیل پیوسته تا غروب خورشید بر او عرضه میشد.

(۳۲) پس سلیمان ÷ گفت: بهراستیکه من دوستی مال- از جمله این اسبها- را بر یاد پروردگارم ترجیح دادم تا اینکه خورشید غروب کرد و نماز عصر را به تأخیر انداختم.

(۳۳) این اسبها را نزد من بیاورید، پس آنها را نزد او آوردند، آنگاه شروع به زدن بر ساقها و گردنهای‏شان با شمشیر کرد.

(۳۴) و به تحقیق که سلیمان ÷ را آزمودیم و بر تخت پادشاهی او شیطانی، به شکل انسان افکندیم که مدتی کوتاه در پادشاهی او تصرف کرد سپس پادشاهی سلیمان ÷ به او بازگشت و او را بر شیاطین مسلط کرد.

(۳۵) سلیمان ÷ گفت: پروردگارا، گناهانم را بیامرز، و حکومتی ویژۀ خودم برای من عطا کن، که برای هیچیک از مردمِ پس از من نباشد، زیرا – پروردگارا- تو بسیار عطا کننده و بسیار بخشنده هستی.

(۳۶) پس دعایش را اجابت کردیم و باد را رام او ساختیم که از فرمانش اطاعت می‏کرد، و با وجود شدت و سرعت زیادی که داشت، نرم و بدون هیچ لرزشی، او را به هرجا میخواست میبرد.

(۳۷) و شیاطین را برایش رام کردیم که به فرمان او عمل میکردند، برخی از آنها بنّا، و برخی از آنها غواصانی بودند که در دریاها غواصی میکردند، و از آنها مروارید استخراج میکردند.

(۳۸) و برخی شیاطین سرکش را که در زنجیرها بسته بودند و نمیتوانستند حرکتی داشته باشند، برایش رام کردیم.

(۳۹) ای سلیمان، این عطای ماست که برای اجابت دعای تو که آن را از ما خواستی برایت بخشیدیم، پس به هرکس میخواهی عطا کن، و از هرکس میخواهی بازدار، زیرا در هیچ اِعطا یا منعی مورد محاسبه قرار نخواهی گرفت.

(۴۰) و بهراستیکه سلیمان ÷ نزد ما از مقربان است، و بازگشتگاه نیکویی یعنی بهشت دارد که به‏سوی آن بازمیگردد.

(۴۱) و –ای رسول- بندۀ ما ایوب ÷ را به یاد آور آنگاه که پروردگارش الله را خواند که: شیطان مرا به کاری رنجآور و دردناک مبتلا کرد.

(۴۲) پس به او گفتیم: پایت را بر زمین بکوب، او نیز پایش را بر زمین کوبید، آنگاه آبی که از آن مینوشید و بدنش را با آن میشست از زمین جوشید، و زیان و آسیب از او دور شد.

برخی فواید آیات:

• تشویق بر تدبّر در قرآن.

• در آیات فوق، دلیلی است بر اینکه براساس سلامت و تیزهوشی قلب، انسان از قرآن کریم پند میگیرد و بهرهمند میشود.

• در آیات فوق، دلیلی بر صحت این قاعدۀ مشهور وجود دارد که: «هرکس چیزی را برای الله رها کند الله در عوض، بهتر از آن را به او میدهد».

﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ أَهۡلَهُۥ وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ رَحۡمَةٗ مِّنَّا وَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ٤٣ وَخُذۡ بِيَدِكَ ضِغۡثٗا فَٱضۡرِب بِّهِۦ وَلَا تَحۡنَثۡۗ إِنَّا وَجَدۡنَٰهُ صَابِرٗاۚ نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٞ٤٤ وَٱذۡكُرۡ عِبَٰدَنَآ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ أُوْلِي ٱلۡأَيۡدِي وَٱلۡأَبۡصَٰرِ٤٥ إِنَّآ أَخۡلَصۡنَٰهُم بِخَالِصَةٖ ذِكۡرَى ٱلدَّارِ٤٦ وَإِنَّهُمۡ عِندَنَا لَمِنَ ٱلۡمُصۡطَفَيۡنَ ٱلۡأَخۡيَارِ٤٧ وَٱذۡكُرۡ إِسۡمَٰعِيلَ وَٱلۡيَسَعَ وَذَا ٱلۡكِفۡلِۖ وَكُلّٞ مِّنَ ٱلۡأَخۡيَارِ٤٨ هَٰذَا ذِكۡرٞۚ وَإِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ لَحُسۡنَ مَ‍َٔابٖ٤٩ جَنَّٰتِ عَدۡنٖ مُّفَتَّحَةٗ لَّهُمُ ٱلۡأَبۡوَٰبُ٥٠ مُتَّكِ‍ِٔينَ فِيهَا يَدۡعُونَ فِيهَا بِفَٰكِهَةٖ كَثِيرَةٖ وَشَرَابٖ٥١ ۞وَعِندَهُمۡ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ أَتۡرَابٌ٥٢ هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ٥٣ إِنَّ هَٰذَا لَرِزۡقُنَا مَا لَهُۥ مِن نَّفَادٍ٥٤ هَٰذَاۚ وَإِنَّ لِلطَّٰغِينَ لَشَرَّ مَ‍َٔابٖ٥٥ جَهَنَّمَ يَصۡلَوۡنَهَا فَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ٥٦ هَٰذَا فَلۡيَذُوقُوهُ حَمِيمٞ وَغَسَّاقٞ٥٧ وَءَاخَرُ مِن شَكۡلِهِۦٓ أَزۡوَٰجٌ٥٨ هَٰذَا فَوۡجٞ مُّقۡتَحِمٞ مَّعَكُمۡ لَا مَرۡحَبَۢا بِهِمۡۚ إِنَّهُمۡ صَالُواْ ٱلنَّارِ٥٩ قَالُواْ بَلۡ أَنتُمۡ لَا مَرۡحَبَۢا بِكُمۡۖ أَنتُمۡ قَدَّمۡتُمُوهُ لَنَاۖ فَبِئۡسَ ٱلۡقَرَارُ٦٠ قَالُواْ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَٰذَا فَزِدۡهُ عَذَابٗا ضِعۡفٗا فِي ٱلنَّارِ٦١ [ص: ۴۳-۶۱]

(۴۳) پس دعایش را اجابت کردیم، و به رحمتی از جانب خویش، و به پاداش شکیبایی او، آسیب را از او برطرف ساختیم، و خانوادهاش، و افزون بر آنها مانند آنها از پسران و نوادگان به او بخشیدیم، و تا اشخاص تیزهوش به یاد آورند که سرانجام صبر، گشایش و پاداش است.

(۴۴) آنگاه که ایوب ÷ بر همسرش خشم گرفت، و سوگند یاد کرد که او را با صد ضربه شلاق بزند، به او گفتیم: - ای ایوب- یک بسته سرشاخۀ خرمابن بگیر و با آن او را بزن، بهراستیکه ما او را در برابر مصیبتی که به او رساندیم شکیبا یافتیم. او چه بندۀ نیکویی بود؛ زیرا بسیار به‏سوی الله بازمیگشت.

(۴۵) و –ای رسول- بندگان برگزیده و رسولان فرستادهشدۀمان: ابراهیم ÷ و اسحاق ÷ و یعقوب ÷، را به یاد آور که در طاعت الله و طلب خشنودی او تعالی نیرومند، و در راه حق دارای بینش راستین بودند.

(۴۶) بهراستیکه ما با بخششی ویژه و مختص آنها، یعنی آباد کردن دلهای‏شان با یاد سرای آخرت و آمادهشدن خودشان برای آن سرا با عمل صالح و دعوت مردم بر این کار بر آنها نعمت بخشیدیم.

(۴۷) و قطعاً نزد ما از کسانی هستند که آنها را برای طاعت و عبادت خویش برگزیدیم، و آنها را برای حمل رسالت خویش و رساندن آن به مردم انتخاب کردیم.

(۴۸) و –ای پیامبر- اسماعیل ÷ پسر ابراهیم ÷، و یَسَع ÷، و ذوالکِفل ÷ را به یاد آور، و به بهترین روش آنها را ستایش کن، که سزاوار این امر هستند، و تمام اینها نزد الله از منتخبان و برگزیدگان هستند.

(۴۹) این یادی از آنها با ستایش نیکو در قرآن است، و بهراستی کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، پرهیزگاری میکنند سرانجامِ خوشی در سرای آخرت دارند.

(۵۰) این سرانجام خوش همان بهشتهای جاویدانی است که روز قیامت در آن وارد میشوند، درحالیکه درهای این بهشتها برای استقبال گرم به روی آنها گشوده شده است.

(۵۱) بر تختهایی که برای‏شان آراسته شده تکیه میزنند، و از خدمتکاران‏شان میخواهند از میوههای فراوان و متنوعی که به آن اشتها دارند، و از خمر و سایر شرابهایی که مورد پسندشان است به آنها تقدیم کنند.

(۵۲) آنجا زنانی دارند که فقط بر شوهران‏شان چشم میدوزند، و به دیگران نمی‏نگرند، و هم سن و سال هستند.

(۵۳) - ای پرهیزگاران- این است پاداش خوش روز قیامت در قبال اعمال صالحی که در دنیا انجام میدادید و به آن وعده داده میشدید.

(۵۴) پاداش مذکور به‏طور قطع رزق ما است که در روز قیامت آن را به پرهیزگاران روزی میدهیم، و روزیای همیشگی است، که نه قطع میشود و نه پایان مییابد.

(۵۵) این پاداش که بیان کردیم پاداش پرهیزگاران است، و متجاوزان از حدود الله با کفر و گناهان قطعاً جزایی مخالف با جزای پرهیزگاران دارند، زیرا بدترین سرانجام را دارند که در روز قیامت به‏سوی آن بازمیگردند.

(۵۶) این جزا همان جهنم است که آنها را احاطه میکند، و از گرمی و سوزش آن رنج میبرند، و فرشی از آن برای‏شان است، پس چه فرش بدی دارند.

(۵۷) این عذاب، آبی بینهایت سوزان و خونابهای جاری از بدنهای جهنمیان که در آن عذاب میشوند است، که باید آن را بیاشامند، این است نوشیدنی آنها که تشنگی را برطرف نمیسازد.

(۵۸) و از شکل همین عذاب عذابی دیگر دارند؛ زیرا در آخرت با عذابهای گوناگونی مجازات میشوند.

(۵۹) و چون بر ساکنان جهنم درآیند همانند دشمنان میان آنها فحش و بدگویی رخ میدهد، و از یکدیگر اعلام بیزاری میکنند، و برخی از آنها میگویند: اینها گروهی از جهنمیان هستند که همراه شما در جهنم درمیآیند، آنگاه به آنها پاسخ میدهند: بدا به حال آنها زیرا همانگونه که ما از عذاب جهنم رنج میبریم آنها نیز رنج میبرند.

(۶۰) گروه پیروان به سران پیشوای خویش میگویند: - ای سران پیشوا- بلکه بدا به حال خودتان، زیرا شما بودید که با گمراه کردن و فریب دادن ما، باعث رسیدن این عذاب دردناک به ما شدید، و چه جایگاه بدی است اینجا، جایگاه همگی که همان آتش جهنم است.

(۶۱) پیروان میگویند: ای پروردگار ما، هرکس پس از اینکه هدایت نزدمان آمد ما را از آن گمراه کرد عذابش را در جهنم دوبرابر کن.

برخی فواید آیات:

• هرکس در برابر آسیب شکیبایی کند الله تعالی پاداش دنیوی و اخروی به او میدهد، و هرگاه او تعالی را در دعایش بخواند دعایش را اجابت میکند.

• در آیات فوق دلیلی است بر اینکه شوهر میتواند همسرش را به گونهای ملایم و خفیف بزند؛ زیرا ایوب ÷ بر زدن همسرش سوگند یاد کرد و این کار را انجام داد.

﴿وَقَالُواْ مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالٗا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ ٱلۡأَشۡرَارِ٦٢ أَتَّخَذۡنَٰهُمۡ سِخۡرِيًّا أَمۡ زَاغَتۡ عَنۡهُمُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ٦٣ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقّٞ تَخَاصُمُ أَهۡلِ ٱلنَّارِ٦٤ قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٞۖ وَمَا مِنۡ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ٦٥ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفَّٰرُ٦٦ قُلۡ هُوَ نَبَؤٌاْ عَظِيمٌ٦٧ أَنتُمۡ عَنۡهُ مُعۡرِضُونَ٦٨ مَا كَانَ لِيَ مِنۡ عِلۡمِۢ بِٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰٓ إِذۡ يَخۡتَصِمُونَ٦٩ إِن يُوحَىٰٓ إِلَيَّ إِلَّآ أَنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٌ٧٠ إِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي خَٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن طِينٖ٧١ فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ٧٢ فَسَجَدَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمۡ أَجۡمَعُونَ٧٣ إِلَّآ إِبۡلِيسَ ٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٧٤ قَالَ يَٰٓإِبۡلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسۡجُدَ لِمَا خَلَقۡتُ بِيَدَيَّۖ أَسۡتَكۡبَرۡتَ أَمۡ كُنتَ مِنَ ٱلۡعَالِينَ٧٥ قَالَ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ خَلَقۡتَنِي مِن نَّارٖ وَخَلَقۡتَهُۥ مِن طِينٖ٧٦ قَالَ فَٱخۡرُجۡ مِنۡهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٞ٧٧ وَإِنَّ عَلَيۡكَ لَعۡنَتِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلدِّينِ٧٨ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرۡنِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ٧٩ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِينَ٨٠ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡوَقۡتِ ٱلۡمَعۡلُومِ٨١ قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ٨٢ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ٨٣ [ص: ۶۲-۸۳]

(۶۲) و متکبران ستمکار میگویند: چرا مردانی را که در دنیا گمان میکردیم از بدبختانی هستند که سزاوار عذاب هستند همراه خویش در جهنم نمیبینیم.

(۶۳) آیا ما به اشتباه آنها را به تمسخر و ریشخند گرفتیم و سزاوار عذاب نبودهاند، یا اینکه تمسخر آنها توسط ما به حق بوده، و آنها وارد جهنم شدهاند، اما چشم ما به آنها نیفتاده است؟!

(۶۴) مجادلۀ مذکور کافران با یکدیگر در روز قیامت به‏طور قطع حقیقتی است که هیچ شک و تردیدی در آن راه ندارد.

(۶۵) - ای محمد- به کافران قومت بگو: جز این نیست که من انذار دهندۀ شما از عذاب الله هستم از اینکه عذابش را به‏سبب کفر به او و تکذیب رسولانش بر شما واقع کند، و جز الله سبحانه، هیچ معبودی سزاوار عبادت، یافت نمیشود؛ زیرا او در عظمت و صفات و اسمهای خویش یگانه است، و او ذات توانایی است که بر هر چیز غلبه دارد، و همهچیز در برابر او تعالی فروتن است.

(۶۶) و او پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان این دو وجود دارد است، و در فرمانروایی خویش ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و نسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده است.

(۶۷) - ای رسول- به این تکذیب کنندگان بگو: بهراستیکه قرآن خبری بسیار مهم و بزرگ است.

(۶۸) شما از این خبر بسیار مهم و بزرگ روی میگردانید، و به آن توجه نمیکنید.

(۶۹) من از سخنی که میان فرشتگان در مورد آفرینش آدم رد و بدل میشد هیچ دانشی نداشتم، اگر الله آن را بر من وحی نکرده بود و مرا آگاه نساخته بود.

(۷۰) الله آنچه را بر من وحی میکند فقط به این منظور است که من انذار دهندهای آشکار برای شما از عذاب او هستم.

(۷۱) به یاد آور آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: من انسانی یعنی آدم ÷ را از گِل خواهم آفرید.

(۷۲) و هرگاه آفرینش او را کامل کردم، و سیمایش را بیاراستم، و از روح خویش در او دمیدم، در برابر او به سجده بیفتید.

(۷۳) پس تمام فرشتگان فرمان پروردگارشان را اجرا کردند، و همگی سجدۀ بزرگداشت به جای آوردند، و همگی آنها بر آدم ÷ سجده کردند.

(۷۴) مگر ابلیس که از سجده تکبر ورزید، و به‏سبب تکبر در برابر فرمان پروردگارش از کافران شد.

(۷۵) الله فرمود: ای ابلیس، چه چیزی تو را از سجده بر آدم که او را به دست خویش آفریدم بازداشت؟! آیا تکبر تو را از سجده بازداشت، یا از قبل دارای تکبر و برتریجویی بر پروردگارت بودی؟!

(۷۶) ابلیس گفت: من از آدم بهترم، زیرا مرا از آتش و او را از گِل آفریدهای، به گمان او آتش عنصری بهتر و پاکتر از گِل بود.

(۷۷) الله به ابلیس فرمود: از بهشت خارج شو که تو دورشده از رحمت و ملامتشده هستی.

(۷۸) و رانده شدن از بهشت تا روز جزا، یعنی روز قیامت بر تو باد.

(۷۹) ابلیس گفت: پس به من مهلت بده و تا روزیکه بندگانت را برمیانگیزی مرا نمیران.

(۸۰) الله فرمود: به تحقیق که تو از مهلتیافتگانی.

(۸۱) تا روزیکه برای نابودیات معین و مشخص شده است.

(۸۲) ابلیس گفت: پس به قدرت و نیروی تو سوگند میخورم، که تمام فرزندان آدم را گمراه خواهم کرد.

(۸۳) مگر کسیکه تو او را از گمراهشدن توسط من حفظ کنی و برای عبادت خویش به تنهایی خالص گردانی.

برخی فواید آیات:

• قیاس و اجتهاد با وجود نص آشکار، روش باطلی است.

• کفر ابلیس از روی لجاجت و تکبر است.

• شیطان بر کسانیکه الله آنها را برای عبادت خویش خالص گرداند هیچ تسلطی ندارد.

﴿قَالَ فَٱلۡحَقُّ وَٱلۡحَقَّ أَقُولُ٨٤ لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ أَجۡمَعِينَ٨٥ قُلۡ مَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٖ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُتَكَلِّفِينَ٨٦ إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ٨٧ وَلَتَعۡلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعۡدَ حِينِۢ٨٨ [ص: ۸۴-۸۸]

(۸۴) الله تعالی فرمود: حق از من است، و من حق میگویم، و غیر حق نمیگویم.

(۸۵) که روز قیامت جهنم را از تو و هرکس از تمام فرزندان آدم که در کفر از تو پیروی کند پُر خواهم کرد.

(۸۶) - ای رسول- به این مشرکان بگو: در قبال پندی که به شما میرسانم پاداشی از شما نمیخواهم، و من با آوردن بیش از آنچه بر آن فرمان یافتهام خود را به رنج و زحمت نمیاندازم.

(۸۷) قرآن جز یادآوری برای انسانهای مکلف و جنهای مکلف نیست.

(۸۸) و به‏طور قطع خبر و راستی این قرآن را پس از زمانی نزدیک که در آن زمان میمیرید خواهید دانست.

[۱۷] آن‌چه که بسیاری از مفسرین در تفسیر این آیه کریمه ذکر نموده‌اند شایسته مقام داود ÷ نیست و همه‌اش به اسرائیلیات برمی‌گردد و معتبر و مورد اعتماد و مستند نیست و نیز هیچ‌یک از احادیثی که در این رابطه به پیامبر ج نسبت داده می‌شود صحیح نمی‌باشد. (مصحح)

سورة الزُّمَر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ١ إِنَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ فَٱعۡبُدِ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ٢ أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ٣ لَّوۡ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدٗا لَّٱصۡطَفَىٰ مِمَّا يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ سُبۡحَٰنَهُۥۖ هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ٤ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّۖ يُكَوِّرُ ٱلَّيۡلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَيُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّيۡلِۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمًّىۗ أَلَا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفَّٰرُ٥ [الزمر: ۱-۵]

برخی مقاصد سوره:

دعوت به توحید و اخلاص، و ترک شرک، و سرانجامِ هرکس در آخرت.

تفسیر:

(۱) قرآن از جانب الله ذات شکست ناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تدبیر و تشریعش بسیار دانا است فرو فرستاده شده، و از جانب غیر او سبحانه نازل نشده است.

(۲) - ای رسول- ما این قرآن را که مشتمل بر حق، و تمام اخبارش راست و تمام احکامش عادلانه است بر تو نازل کردیم، پس الله را درحالیکه او را یگانه میدانی، و توحید را از شرک برای او خالص میگردانی عبادت کن.

(۳) آگاه باشید که دین خالی از شرک از آنِ الله است، و کسانیکه به جای الله دوستانی از نمادها و طاغوتها گرفتهاند و آنها را به جای الله عبادت میکنند، برای عبادت آنها اینگونه بهانه میآورند که: ما اینها را فقط به این هدف عبادت میکنیم که جایگاه ما را به الله نزدیک سازند، و نیازهای ما را به‏سوی او ارجاع دهند، و نزد او برای ما شفاعت کنند؛ بهراستیکه الله در روز قیامت میان مؤمنان موحّد و یکتاپرست و کافران مشرک، در توحید که مورد اختلافشان بود داوری میکند. قطعاً الله کسی را که با بستن دروغ به الله به او تعالی شریک نسبت میدهد، و از نعمتهایی که الله به او بخشیده ناسپاسی میکند به راه یافتن به‏سوی حق توفیق نمیدهد.

(۴) اگر الله بخواهد فرزندی بگیرد به‏طور قطع از میان مخلوقاتش آنچه که بخواهد برمیگزیند، و آن را به منزلۀ فرزند قرار میدهد، او تعالی از آنچه این مشرکان می‏گویند پاک و منزه است، و در ذات و صفات و افعال خویش یگانه است، و هیچ شریکی در این موارد ندارد، و بر تمام مخلوقاتش قهّار (مسلّط) است.

(۵) آسمانها و زمین را به حکمتی فراگیر آفرید، نه بیهوده چنانکه ستمکاران می‏گویند، شب را در روز در میآورد، و روز را در شب در میآورد، و هرگاه یکی از این دو بیاید دیگری پنهان میشود، و خورشید و ماه را رام ساخت، و هر دو تا زمانی مشخص که پایان این زندگی است در حرکت هستند، آگاه باشید که او سبحانه ذات شکست ناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و هیچکس بر او چیره نمی‏شود، و نسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده است.

برخی فواید آیات:

• دعوتگر به‏سوی الله فقط به پاداش او تعالی امید دارد، و در برابر حقیقتی که مردم را به‏سوی آن فرا میخواند مزدی از آنها نمیطلبد.

• تکلّف و خود را به رنج انداختن، دینداری محسوب نمیشود.

• توسل به الله فقط با اسمها و صفات الله و با ایمان و عمل صالح است.

﴿خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ ثُمَّ جَعَلَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۚ يَخۡلُقُكُمۡ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ خَلۡقٗا مِّنۢ بَعۡدِ خَلۡقٖ فِي ظُلُمَٰتٖ ثَلَٰثٖۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ لَهُ ٱلۡمُلۡكُۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ٦ إِن تَكۡفُرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمۡۖ وَلَا يَرۡضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلۡكُفۡرَۖ وَإِن تَشۡكُرُواْ يَرۡضَهُ لَكُمۡۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرۡجِعُكُمۡ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٧ ۞وَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَٰنَ ضُرّٞ دَعَا رَبَّهُۥ مُنِيبًا إِلَيۡهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُۥ نِعۡمَةٗ مِّنۡهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدۡعُوٓاْ إِلَيۡهِ مِن قَبۡلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادٗا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِۦۚ قُلۡ تَمَتَّعۡ بِكُفۡرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلنَّارِ٨ أَمَّنۡ هُوَ قَٰنِتٌ ءَانَآءَ ٱلَّيۡلِ سَاجِدٗا وَقَآئِمٗا يَحۡذَرُ ٱلۡأٓخِرَةَ وَيَرۡجُواْ رَحۡمَةَ رَبِّهِۦۗ قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَۗ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ٩ قُلۡ يَٰعِبَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمۡۚ لِلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞۗ وَأَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٌۗ إِنَّمَا يُوَفَّى ٱلصَّٰبِرُونَ أَجۡرَهُم بِغَيۡرِ حِسَابٖ١٠ [الزمر: ۶-۱۰]

(۶) - ای مردم- پروردگارتان شما را از یک تن یعنی آدم ÷ آفرید، سپس از آدم ÷ جفتش حوا را آفرید، و از شتر و گاو و میش و بز هشت نوع برای‏تان آفرید، از هر صنفی نر و ماده آفرید، او سبحانه شما را در شکمهای مادران‏تان مرحله به مرحله در تاریکیهای شکم و رحم و تخمدان پدید میآورد، این ذاتیکه تمام این موارد را می‏آفریند همان الله پروردگارتان است، فرمانروایی فقط برای او است، و هیچ معبود برحقی جز او نیست، پس چگونه از عبادت او به عبادت کسانیکه هیچچیز نمیآفرینند و خودشان آفریده میشوند برگردانده میشوید؟!

(۷) - ای مردم- اگر به پروردگارتان کفر ورزید بهراستیکه الله از ایمان شما بینیاز است و کفرتان به او زیان نمیرساند، بلکه زیان کفرتان فقط به خود شما بازمیگردد، و برای بندگانش راضی نیست که به او کفر ورزند، و آنها را به کفر فرمان نمیدهد؛ زیرا الله به فحشاء و منکر امر نمیکند، و اگر از الله در قبال نعمتهایش سپاسگزاری کنید و به او ایمان آورید بر سپاسگزاری‏تان راضی میشود، و در قبال آن به شما پاداش می‏دهد، و هیچکس گناه دیگری را بر نمیدارد، بلکه هرکس در گرو چیزی است که کسب کرده است، سپس بازگشت شما در روز قیامت فقط به‏سوی پروردگارتان است، آنگاه شما را از آنچه در دنیا انجام میدادید باخبر میسازد، و در قبال اعمال‏تان به شما جزا میدهد. بهراستیکه او سبحانه از آنچه در دلهای بندگانش وجود دارد بسیار دانا است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.

(۸) و چون به کافر آسیبی از بیماری و نبود مال و ترس از غرق شدن برسد پروردگارش سبحانه را درحالیکه فقط به‏سوی او بازگشته است در دعا میخواند تا آسیبی را که به او رسیده است از او برطرف سازد، اما وقتی نعمتی به او ببخشد و آسیبی را که به او رسیده است برطرف سازد ذاتی را که پیش از این به‏سوی او ناله و زاری میکرد یعنی الله را رها میکند، و شریکانی برای الله قرار میدهد و آنها را به جای او عبادت میکند تا دیگران را از راه الله که به او تعالی میرسد گمراه کند. - ای رسول- به کسیکه چنین حالتی دارد بگو: باقیماندۀ عمرت را که زمانی اندک است از کفر خویش بهرهمند شو، که در روز قیامت ساکن و همنشین جهنم هستی، چنانکه دوست با دوستش همنشین است.

(۹) آیا کسی که فرمان‏بردار الله است و اوقات شب را برای پروردگارش در سجده و ایستاده به عبادت است، و از عذاب آخرت میترسد، و به رحمت پروردگارش امید می‏بندد بهتر است، یا آن کافر که در سختی الله را عبادت میکند و در آسانی به او کفر میورزد، و شریکانی همراه الله قرار میدهد؟! –ای رسول- بگو: آیا آنها که به‏سبب شناخت‏شان از الله آنچه الله برای‏شان واجب کرده را میدانند و کسانیکه ذرهای از این امر نمیدانند یکسان هستند؟! فقط صاحبان عقل سلیم تفاوت میان این دو گروه را در مییابند.

(۱۰) - ای رسول- به آن بندگانم که به من و رسولانم ایمان آوردهاند بگو: از پروردگارتان با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهی او بترسید، برای کسانی از شما که در دنیا نیکوکاری کنند پاداش پیروزی و سلامتی و مال در دنیا، و بهشت در آخرت است، و زمین الله گسترده و فراخ است، پس مهاجرت کنید تا مکانی بیابید که در آن عبادت کنید، و مانعی شما را از این کار باز ندارد، بهراستیکه در روز قیامت به شکیبایان پاداشی بیاندازه و بدون شمارش، از نظر فراوانی و گوناگونی داده میشود.

برخی فواید آیات:

• توجه الله به انسان در شکم مادرش.

• ثبوت صفت غنی (بینیازی) و رضا (رضایت) برای الله.

• به یاد آوردن الله در سختی، و فراموش کردن او تعالی در آسانی، بر سرگردانی و آشفتگی کافر دلالت دارد.

• بیم و امید دو مورد از صفات مؤمنان است.

﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ١١ وَأُمِرۡتُ لِأَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ١٢ قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ١٣ قُلِ ٱللَّهَ أَعۡبُدُ مُخۡلِصٗا لَّهُۥ دِينِي١٤ فَٱعۡبُدُواْ مَا شِئۡتُم مِّن دُونِهِۦۗ قُلۡ إِنَّ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَأَهۡلِيهِمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ أَلَا ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡخُسۡرَانُ ٱلۡمُبِينُ١٥ لَهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ ظُلَلٞ مِّنَ ٱلنَّارِ وَمِن تَحۡتِهِمۡ ظُلَلٞۚ ذَٰلِكَ يُخَوِّفُ ٱللَّهُ بِهِۦ عِبَادَهُۥۚ يَٰعِبَادِ فَٱتَّقُونِ١٦ وَٱلَّذِينَ ٱجۡتَنَبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ أَن يَعۡبُدُوهَا وَأَنَابُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰۚ فَبَشِّرۡ عِبَادِ١٧ ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ١٨ أَفَمَنۡ حَقَّ عَلَيۡهِ كَلِمَةُ ٱلۡعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي ٱلنَّارِ١٩ لَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ رَبَّهُمۡ لَهُمۡ غُرَفٞ مِّن فَوۡقِهَا غُرَفٞ مَّبۡنِيَّةٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ وَعۡدَ ٱللَّهِ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ ٱلۡمِيعَادَ٢٠ أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَسَلَكَهُۥ يَنَٰبِيعَ فِي ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ يُخۡرِجُ بِهِۦ زَرۡعٗا مُّخۡتَلِفًا أَلۡوَٰنُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرّٗا ثُمَّ يَجۡعَلُهُۥ حُطَٰمًاۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ٢١ [الزمر: ۱۱-۲۱]

(۱۱) - ای رسول- بگو: همانا الله به من فرمان داده که فقط او را خالصانه عبادت کنم.

(۱۲) و به من فرمان داده که از میان این امت اولین کسی باشم که در برابر او تسلیم میشود و از او فرمان‏برداری میکند.

(۱۳) - ای رسول- بگو: قطعاً اگر از الله نافرمانی کنم و از او اطاعت نکنم از عذاب روزی بزرگ، یعنی روز قیامت میترسم.

(۱۴) - ای رسول- بگو همانا من الله را به یگانگی و درحالیکه عبادت را برای او خالص کردهام عبادت میکنم، و دیگران را همراه او عبادت نمیکنم.

(۱۵) پس –ای مشرکان- شما نیز به جای او هرچه از نمادهای‏تان را که میخواهید عبادت کنید (این امر برای تهدید است)، - ای رسول- بگو: زیانکاران واقعی همان کسانی هستند که به خودشان، و خانوادههای‏شان زیان رساندهاند، و به‏سبب جدایی از آنها با وارد شدن آنها به تنهایی در بهشت، یا با ورودشان همراه آنها در جهنم با هم دیدار نمیکنند، و هرگز به هم نمیپیوندند. آگاه باشید که این امر همان زیان آشکاری است که هیچ ابهامی در آن راه ندارد.

(۱۶) برای آنها از بالای سرشان و نیز از زیر پاهای‏شان دود و زبانه و گرمای آتش است. الله با این عذاب بندگانش را میترساند. ای بندگانم، با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیام از من بترسید.

الله پس از بیان احوال مجرمان، احوال بندگان صالح خویش را نیز ذکر کرد و فرمود:

(۱۷) و کسانیکه از عبادت نمادها، و هرچه به جای الله عبادت میشود دوری می‏کنند، و با توبه به‏سوی الله بازمیگردند؛ هنگام مرگ، و در قبر، و روز قیامت به بهشت مژده داده میشوند، پس- ای رسول- به بندگانم مژده بده.

(۱۸) همان کسانیکه به سخنها گوش فرا میدهند و سخنان نیک و زشت را از یکدیگر تشخیص میدهند، آنگاه از نیکوترین سخن به‏سبب منفعتی که در آن است پیروی میکنند. اینها که صفات مذکور را دارند همان کسانی هستند که الله آنها را به هدایت توفیق داده است، و همانها صاحبان عقلهای سلیم هستند.

(۱۹) - ای رسول- کسیکه به‏سبب استمرار در کفر و گمراهی، فرمان عذاب بر او واجب شده است، هیچ چارهای برای هدایت و توفیق او نداری. پس –ای رسول- آیا تو میتوانی چنین کسی را از آتش نجات دهی؟!

(۲۰) اما کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان از او تعالی بترسند، منازل مرتفعی دارند که بر روی یکدیگر ساخته شدهاند، و نهرها از زیر آنها جاری است. این وعده را الله به آنها داده است، و الله در وعده خلاف نمیکند.

(۲۱) بهراستیکه شما با مشاهده میدانید الله آب باران را از آسمان فرود آورد، سپس آن را در چشمهها و آبراهها وارد کرد، سپس با این آب کشتزارهایی با رنگهای مختلف درمیآورد، سپس کشتزار را میخشکاند، و –ای بیننده- تو آن را پس از اینکه سبز بود زرد میبینی، سپس آن را پس از خشکیده شدن در هم شکسته و از هم پاشیده قرار میدهد، بهراستیکه در این امر برای صاحبان دلهای زنده پندی است.

برخی فواید آیات:

• یکی از شروط پذیرش عبادت، خالص گردانیدن آن برای الله است.

• گناهان موجب عذاب و خشم الله میشوند.

• هدایت توفیق و دستیابی به ایمان، به دست الله است، و به دست رسول ج نیست.

﴿أَفَمَن شَرَحَ ٱللَّهُ صَدۡرَهُۥ لِلۡإِسۡلَٰمِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٖ مِّن رَّبِّهِۦۚ فَوَيۡلٞ لِّلۡقَٰسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ٢٢ ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ كِتَٰبٗا مُّتَشَٰبِهٗا مَّثَانِيَ تَقۡشَعِرُّ مِنۡهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمۡ وَقُلُوبُهُمۡ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٍ٢٣ أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجۡهِهِۦ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَقِيلَ لِلظَّٰلِمِينَ ذُوقُواْ مَا كُنتُمۡ تَكۡسِبُونَ٢٤ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ٢٥ فَأَذَاقَهُمُ ٱللَّهُ ٱلۡخِزۡيَ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ٢٦ وَلَقَدۡ ضَرَبۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ لَّعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ٢٧ قُرۡءَانًا عَرَبِيًّا غَيۡرَ ذِي عِوَجٖ لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ٢٨ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا رَّجُلٗا فِيهِ شُرَكَآءُ مُتَشَٰكِسُونَ وَرَجُلٗا سَلَمٗا لِّرَجُلٍ هَلۡ يَسۡتَوِيَانِ مَثَلًاۚ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٢٩ إِنَّكَ مَيِّتٞ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ٣٠ ثُمَّ إِنَّكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عِندَ رَبِّكُمۡ تَخۡتَصِمُونَ٣١ [الزمر: ۲۲-۳۱].

(۲۲) آیا کسیکه الله سینهاش را برای اسلام گشاده، و به‏سوی آن هدایت کرده است، و او بر بینشی از جانب پروردگارش است، مانند کسی است که دلش در برابر یاد الله سخت شده است؟! هرگز یکسان نیستند؛ زیرا نجات برای هدایت یافتگان است، و زیان برای کسانیکه دلهای‏شان در برابر یاد الله سخت شده است، که اینها در گمراهی آشکاری از حق هستند.

(۲۳) الله قرآن را که نیکوترین سخن است بر رسولش محمد ج فرو فرستاد، آن را کتابی نازل کرده است که بخشهای آن در راستی و زیبایی و انسجام و عدم اختلاف متشابه است، و قصص و اَحکام، و وعده و وعید، و صفات پیروان حق، و صفات پیروان باطل و سایر موارد در آن گوناگون آمده است. کسانیکه از پروردگارشان میترسند وقتی وعید و تهدیدهای آن را میشنوند پوست بدن‏شان به لرزه میافتد، و چون امید و مژدههایش را میشنوند پوست و دلهای‏شان به یاد الله نرم میگردد. این قرآن و تأثیر آن، هدایت الله است که هرکس را بخواهد با آن هدایت میکند، و هرکسکه الله او را گمراه کند، و بر هدایت توفیق ندهد، هیچ هدایتگری ندارد که او را هدایت کند.

(۲۴) آیا این کس که الله او را هدایت کرده، و در دنیا او را توفیق داده و در آخرت او را به بهشت درآورده یکسان است، با کسیکه کفر ورزیده و بر کفرش مرده است، آنگاه او را درحالیکه هر دو دست و هر دو پایش به زنجیر بسته شده است به جهنم درمیآورد، و نمیتواند آتش را از خود دور سازد جز با صورتش که بر آتش افکنده شده است؟! و به کسانیکه با کفر و گناهان به خودشان ستم کردهاند از روی توبیخ گفته میشود: کفر و گناهانی را که مرتکب میشدید بچشید؛ که این است جزای شما.

(۲۵) امتهایی که پیش از این مشرکان بودند تکذیب کردند، و عذاب به صورت ناگهانی و از جاییکه احساس نمیکردند تا بتوانند با توبه برای آن آماده شوند آنها را فراگرفت.

(۲۶) پس الله با این عذاب، خواری و ننگ و رسوایی در زندگی دنیا برای‏شان چشانید، و بهراستی عذاب آخرت که در انتظارشان است بزرگتر و سختتر است اگر میدانستند.

(۲۷) و بهتحقیق که در این قرآن نازل شده بر محمد ج مثالهای گوناگونی از خیر و شر، و حق و باطل، و ایمان و کفر و سایر موارد برای مردم بیان کردهایم؛ تا از مثالهایی که برای‏شان زدهایم پند بگیرند، آنگاه به حق، عمل کنند و باطل را رها کنند.

(۲۸) آن را قرآنی به زبان عربی، که هیچ کجی و انحراف و ابهامی در آن نیست، قرار دادیم، تا با پیروی اوامر و اجتناب از نواهی الله، از او تعالی بترسند.

(۲۹) الله برای مشرک و موحد مثالی زده است. مردی را که بردۀ شریکانی است که با یکدیگر در نزاع و کشمکش هستند؛ که اگر برخی از آنها را راضی سازد برخی دیگر را خشمگین میکند، و در حیرت و سرگردانی است، و مردی که فقط بردۀ یک نفر است، و فقط همان یک نفر مالک او است، که منظورش را میفهمد و در آرامش و خاطری آسوده است. این دو مرد هرگز یکسان نیستند. تمام ستایشها از آنِ الله است، اما بیشتر آنها نمیدانند، و به همین سبب دیگران را شریک الله قرار میدهند.

(۳۰) - ای رسول- به‏طور قطع تو میمیری، و آنها نیز میمیرند.

(۳۱) سپس – ای مردم- به‏طور قطع شما در روز قیامت نزد پروردگارتان در آنچه که در آن با هم اختلاف دارید نزاع و کشمکش میکنید، آنگاه حقدار را از ناحق مشخص میگرداند.

برخی فواید آیات:

• مؤمنان و پرهیزگاران همان کسانی هستند که برای شنیدن قرآن فروتنی میکنند، و گناهکاران و گمراهان همان کسانی هستند که از شنیدن قرآن سود نمیبرند.

• تکذیب آنچه رسولان آوردهاند سبب نزول عذاب یا در دنیا یا در آخرت یا در هر دو میشود.

• قرآن هیچ امری از کار دنیا و آخرت را رها نکرده مگر آن را به صورت اجمال یا تفصیل بیان داشته است، و مثالهایی برایش آورده است.

﴿۞فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى ٱللَّهِ وَكَذَّبَ بِٱلصِّدۡقِ إِذۡ جَآءَهُۥٓۚ أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡكَٰفِرِينَ٣٢ وَٱلَّذِي جَآءَ بِٱلصِّدۡقِ وَصَدَّقَ بِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ٣٣ لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمۡۚ ذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٣٤ لِيُكَفِّرَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي عَمِلُواْ وَيَجۡزِيَهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٣٥ أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُۥۖ وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ٣٦ وَمَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن مُّضِلٍّۗ أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِعَزِيزٖ ذِي ٱنتِقَامٖ٣٧ وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۚ قُلۡ أَفَرَءَيۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَنِيَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلۡ هُنَّ كَٰشِفَٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوۡ أَرَادَنِي بِرَحۡمَةٍ هَلۡ هُنَّ مُمۡسِكَٰتُ رَحۡمَتِهِۦۚ قُلۡ حَسۡبِيَ ٱللَّهُۖ عَلَيۡهِ يَتَوَكَّلُ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ٣٨ قُلۡ يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواْ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ إِنِّي عَٰمِلٞۖ فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٣٩ مَن يَأۡتِيهِ عَذَابٞ يُخۡزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيۡهِ عَذَابٞ مُّقِيمٌ٤٠ [الزمر: ۳۲-۴۰]

(۳۲) و هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که شریک و همسر و فرزند را که سزاوار الله نیست به او تعالی نسبت میدهد، و هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که وحیی را که رسولالله ج آورده تکذیب میکند. آیا پناهگاه و مسکنِ کافران به الله، و به آنچه رسولش آورده است در جهنم نیست؟! آری، بهراستیکه پناهگاه و مسکن آنها در جهنم است.

الله پس از بیان دروغگوی تکذیب کننده، راستگوی تصدیق کننده را بیان کرد و فرمود:

(۳۳) و کسی از پیامبران و غیر آنها که در اقوال و افعالش راستی آوَرَد، و به مقتضای آن عمل کند، اینها همان پرهیزگاران واقعی هستند. همان کسانیکه از امر پروردگارشان فرمان‏برداری میکنند، و نهی او تعالی را ترک میکنند.

(۳۴) آنچه از خوشیهای همیشگی که میخواهند نزد پروردگارشان دارند. این پاداش کسانی است که با آفریدگارشان و بندگانش نیکوکاری کردند.

(۳۵) تا الله بدترین گناهی را که در دنیا انجام میدادند، به‏سبب توبهشان از آن، و بازگشت‏شان به‏سوی پروردگارشان، از آنها بزداید، و پاداش آنها را بر حسب نیکوترین عمل صالحی که انجام میدادند به آنها بدهد.

(۳۶) آیا الله برای بندهاش محمد ج در امر دین و دنیای او، و بازداشتن دشمنش از او، کافی نیست؟! آری، بهراستیکه او تعالی برایش کافی است، و – ای رسول- به‏سبب جهل و نادانی خویش، تو را از نمادهایی که آنها را به جای الله عبادت میکنند میترسانند از اینکه آسیبی به تو برسانند، و هرکسکه الله دست از یاریاش بکشد و او را به هدایت توفیق ندهد، هیچ هدایتگری ندارد که او را هدایت کند و توفیق دهد.

(۳۷) و هرکسکه الله او را به هدایت توفیق دهد هیچ گمراه کنندهای نیست که بتواند او را گمراه سازد. آیا الله ذات شکست ناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، و ذات انتقامگیرنده از کسیکه به او کفر ورزد و از او نافرمانی کند نیست؟! آری بهراستیکه او ذاتی شکست ناپذیر و انتقامگیر است.

(۳۸) و - ای رسول- اگر از این مشرکان بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ به‏طور قطع خواهند گفت: الله آنها را آفریده است. برای اظهار ناتوانی معبودهای‏شان به آنها بگو: از این نمادهایی که آنها را به جای الله عبادت میکنید، به من خبر دهید، اگر الله بخواهد آسیبی به من برساند آیا مالک برطرف کردن آسیب او از من هستند؟! یا اگر پروردگارم بخواهد رحمتی از جانب خویش به من ببخشاید آیا میتوانند رحمت او را از من بازدارند؟! به آنها بگو: الله به تنهایی، برایم کافی است، در تمام کارهایم بر او توکل کردم، و توکلکنندگان باید فقط بر او توکل میکنند.

(۳۹) - ای رسول- بگو: ای قوم من، بر شرک به الله که برای خودتان پسندیدید عمل کنید، من نیز بر دعوت به توحید الله، و اخلاص عبادت برای او تعالی که پروردگارم مرا به آن فرمان داده است عمل میکنم، بهزودی از سرانجام هر (یک از این دو) روش آگاه خواهید شد.

(۴۰) بهزودی خواهید دانست که عذاب در دنیا به چه کسی میرسد و او را خوار و پست میگرداند، و عذاب همیشگی در آخرت که نه قطع میشود، و نه پایان مییابد بر او نازل میشود.

برخی فواید آیات:

• خطرناک بودن زیاد افترا بر الله و نسبت دادن آنچه که سزاوار او تعالی یا شریعتش نیست به او سبحانه.

• ثبوت محافظت رسول ج توسط الله از اینکه دشمنانش آسیبی به او برسانند.

• اقرار به توحید ربوبیت به تنهایی بدون توحید الوهیت، انسان را از عذاب جهنم نجات نمیدهد.

﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ لِلنَّاسِ بِٱلۡحَقِّۖ فَمَنِ ٱهۡتَدَىٰ فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيۡهَاۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٍ٤١ ٱللَّهُ يَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ حِينَ مَوۡتِهَا وَٱلَّتِي لَمۡ تَمُتۡ فِي مَنَامِهَاۖ فَيُمۡسِكُ ٱلَّتِي قَضَىٰ عَلَيۡهَا ٱلۡمَوۡتَ وَيُرۡسِلُ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمًّىۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٤٢ أَمِ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُفَعَآءَۚ قُلۡ أَوَلَوۡ كَانُواْ لَا يَمۡلِكُونَ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَعۡقِلُونَ٤٣ قُل لِّلَّهِ ٱلشَّفَٰعَةُ جَمِيعٗاۖ لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ ثُمَّ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٤٤ وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ ٱشۡمَأَزَّتۡ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِۖ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ٤٥ قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ عَٰلِمَ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ أَنتَ تَحۡكُمُ بَيۡنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ٤٦ وَلَوۡ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا وَمِثۡلَهُۥ مَعَهُۥ لَٱفۡتَدَوۡاْ بِهِۦ مِن سُوٓءِ ٱلۡعَذَابِ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَبَدَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مَا لَمۡ يَكُونُواْ يَحۡتَسِبُونَ٤٧ [الزمر: ۴۱-۴۷]

(۴۱) - ای رسول- به تحقیق که ما قرآن را برای مردم به حق بر تو نازل کردیم تا آنها را انذار دهی، و هرکس هدایت یابد سود هدایت او فقط به خودش بازمیگردد، زیرا هدایت او سودی به الله نمیرساند؛ و او تعالی از آن بینیاز است، و هرکس گمراه شود، زیان گمراهیاش فقط بر خود او است، و گمراهی او زیانی به الله سبحانه نمیرساند، تو بر آنها گماشته نشدهای تا آنها را به هدایت مجبور سازی، و جز تبلیغ آنچه به ابلاغش فرمان یافتهای برعهدۀ تو نیست.

(۴۲) الله ذاتی است که ارواح را در پایان اجلهای‏شان قبض میکند، و هنگام خواب، ارواحی را که اجل آنها فرا نرسیده قبض میکند، آنگاه آنهایی را که به مرگشان حکم کرده است نگاه میدارد، و ارواحی را که هنوز بر مرگشان حکم نکرده است تا زمانیکه در علم او سبحانه مشخص است بازمیگرداند، بهراستی برای مردمیکه میاندیشند در این قبض و بازگردانیدن و میراندن و زنده کردن دلایلی است بر اینکه ذاتیکه این کارها را انجام میدهد بر برانگیختن مردم پس از مرگشان برای حسابرسی و جزا توانا است.

(۴۳) به تحقیق که مشرکان از میان نمادهای‏شان شفاعتگرانی گرفتهاند که به جای الله از آنها منفعت را امید دارند، - ای رسول- به آنها بگو: آیا آنها را به عنوان شفاعتگر میگیرید حتی اگر نه برای شما و نه برای خودشان اختیار هیچچیزی را نداشته باشند، و نیندیشند؛ چون آنها جمادات کری هستند که نه سخن میگویند، نه میشنوند، نه میبینند، نه سود میرسانند، و نه زیان میرسانند؟!

(۴۴) - ای رسول- به این مشرکان بگو: تمام شفاعتها فقط از آنِ الله است، و نزد او هیچکس شفاعت نمیکند مگر به اذن او، و شفاعت نمیشود مگر برای کسیکه الله از او راضی باشد. فرمانروایی آسمانها و زمین فقط برای او است، سپس در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی او بازگردانیده میشوید، آنگاه شما را در قبال اعمال‏تان جزا میدهد.

(۴۵) و هرگاه الله به تنهایی یاد شود دلهای مشرکانی که به آخرت و رستاخیز و حساب و جزای آن ایمان ندارند رویگردان میشود، و هرگاه نمادهایی که آنها را به جای الله عبادت میکنند یاد شوند بهناگاه شاد و مسرور میگردند.

(۴۶) - ای رسول- بگو: بارالها ای آفریدگار آسمانها و زمین بدون نمونۀ قبلی، ای دانای آنچه نهان و آنچه آشکار است، و ذرهای از آن بر تو پوشیده نمیماند، تو به تنهایی در روز قیامت میان بندگانت در آنچه که در دنیا اختلاف میورزیدند داوری میکنی، و راستگو را از یاوهگو، و خوشبخت را از بدبخت مشخص میسازی.

(۴۷) و اگر تمام افراد و اموال روی زمین برای کسانیکه با شرک و گناهان به خودشان ستم کردهاند باشد، به‏طور قطع آنها را برای رهایی خویش از عذاب سختی که پس از رستاخیز مشاهده کردهاند میدهند، اما چنین امکانی برای‏شان فراهم نیست، و به فرض که چنین امکانی برای‏شان وجود داشته باشد از آنها پذیرفته نمیشود، و عذابهایی گوناگونی که انتظارش را نداشتند از جانب الله برای‏شان آشکار میگردد.

برخی فواید آیات:

• خواب و بیداری دو درس روزانه برای شناساندن مرگ و رستاخیز هستند.

• هرگاه الله به تنهایی نزد کافران یاد شود دلتنگ و اندوهگین میشوند؛ زیرا از آنچه که الله به آن فرمان داده و از آنچه از آن نهی کرده است یادآوری میشوند درحالیکه از تمام این موارد رویگردان هستند.

• کافر در روز قیامت خودش را در برابر تمام دارایی خویش که در دنیا با آنها بخل میورزید بازخرید میکند، اما هرگز از او پذیرفته نخواهد شد.

﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَيِّ‍َٔاتُ مَا كَسَبُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٤٨ فَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَٰنَ ضُرّٞ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَٰهُ نِعۡمَةٗ مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢۚ بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٞ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٤٩ قَدۡ قَالَهَا ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٥٠ فَأَصَابَهُمۡ سَيِّ‍َٔاتُ مَا كَسَبُواْۚ وَٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡ هَٰٓؤُلَآءِ سَيُصِيبُهُمۡ سَيِّ‍َٔاتُ مَا كَسَبُواْ وَمَا هُم بِمُعۡجِزِينَ٥١ أَوَ لَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٥٢ ۞قُلۡ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٥٣ وَأَنِيبُوٓاْ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواْ لَهُۥ مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ٥٤ وَٱتَّبِعُوٓاْ أَحۡسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ بَغۡتَةٗ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ٥٥ أَن تَقُولَ نَفۡسٞ يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَ٥٦ [الزمر: ۴۸-۵۶]

(۴۸) و شرک و گناهانی که مرتکب شدهاند برای‏شان آشکار میگردد، و همان عذابی آنها را فرا میگیرد که وقتی در دنیا از آن ترسانده میشدند به تمسخر و ریشخند میگرفتند.

(۴۹) و هرگاه بیماری یا فقر و آسیبی دیگر مانند آن به انسان کافر برسد ما را در دعا میخواند تا آسیبی را که به او رسیده از او بزداییم، اما وقتی نعمت سلامتی یا مال به او عطا کنیم این کافر میگوید: جز این نیست که الله این نعمت را به این سبب که میدانست من استحقاقش را دارم به من عطا کرد، اما در واقع این امر، سبب آزمایش و نزدیک کردن تدریجی او به‏سوی عذاب است، اما بیشتر کافران این موضوع را نمیدانند؛ از این رو به آنچه الله بر آنها بخشیده است فریب میخورند.

(۵۰) این سخن را کافرانِ پیش از اینها نیز گفتهاند، اما اموال و جایگاههایی را که به دست میآوردند ذرهای آنها را بینیاز نساخت.

(۵۱) و مجازات شرک و گناهانی که انجام دادند به آنها رسید، و کسانی از این حاضران نیز که با شرک و گناهان بر خودشان ستم روا میدارند بهزودی همانند گذشتگان، مجازات بدیهایی را که کسب کردهاند به آنها خواهد رسید، و هرگز نخواهند توانست از الله بگریزند و بر او چیره نخواهند شد.

(۵۲) آیا این مشرکان آن سخنان را گفتهاند، و ندانستهاند که الله رزق و روزی را برای هرکس بخواهد به منظور آزمایش او میگشاید که: آیا سپاسگزاری میکند یا ناسپاسی؟! و آن را برای هرکس بخواهد به هدف آزمایش او تنگ میگرداند که: آیا شکیبایی میکند یا بر تقدیر الله خشم میگیرد؟! بهراستیکه در این ایجاد گشایش و تنگ گردانیدن روزی دلالتهایی است بر تدبیر الله برای مردمی که ایمان میآورند؛ زیرا آنها هستند که از راهنماییها سود میبرند، اما کافران بر آنها میگذرند و از آنها روی میگردانند.

(۵۳) - ای رسول- به آن بندگانم که در شرک به الله و ارتکاب گناهان از حد گذشتهاند بگو: از رحمت الله، و آمرزش گناهان توسط او، نومید نباشید، که الله تمام گناهان را برای کسیکه به‏سوی او توبه کند میآمرزد؛ زیرا او تعالی نسبت به گناهان توبهکاران بسیار آمرزنده، و با آنها بسیار مهربان است.

(۵۴) با توبه و اعمال صالح به‏سوی پروردگارتان بازگردید، و از او فرمان‏برداری کنید، قبل از اینکه عذاب روز قیامت شما را فراگیرد و آنگاه هیچیک از نمادها یا افراد خانوادهتان را نیابید که شما را با نجات دادن از جهنم یاری رساند.

(۵۵) و از قرآن که نیکوترین چیزی است که پروردگارتان بر رسولش فرستاده است پیروی کنید، پس به اوامرش عمل کنید، و از نواهیاش اجتناب کنید، پیش از اینکه عذاب ناگهانی و درحالیکه آن را احساس نمیکنید تا با توبه برای آن آماده شوید شما را فرا گیرد.

(۵۶) این کار را انجام دهید تا مبادا کسی از شدت پیشمانی در روز قیامت بگوید: بر کوتاهی در حق الله به‏سبب کفر و گناهانی که مرتکب شدم، و به‏سبب اینکه مؤمنان و اطاعت کنندگان را مسخره میکردم پشیمان هستم.

برخی فواید آیات:

• بخشیدن نعمت بر کافر، سبب نزدیک کردن تدریجی او به‏سوی عذاب است.

• گستردگی رحمت الله به مخلوقاتش.

• پشیمانی سودمند آن است که در دنیا انجام شود، و توبۀ نصوح را به دنبال داشته باشد.

﴿أَوۡ تَقُولَ لَوۡ أَنَّ ٱللَّهَ هَدَىٰنِي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ٥٧ أَوۡ تَقُولَ حِينَ تَرَى ٱلۡعَذَابَ لَوۡ أَنَّ لِي كَرَّةٗ فَأَكُونَ مِنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٥٨ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَتۡكَ ءَايَٰتِي فَكَذَّبۡتَ بِهَا وَٱسۡتَكۡبَرۡتَ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٥٩ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ تَرَى ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى ٱللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسۡوَدَّةٌۚ أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡمُتَكَبِّرِينَ٦٠ وَيُنَجِّي ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ بِمَفَازَتِهِمۡ لَا يَمَسُّهُمُ ٱلسُّوٓءُ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٦١ ٱللَّهُ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ٦٢ لَّهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۗ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ٦٣ قُلۡ أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَأۡمُرُوٓنِّيٓ أَعۡبُدُ أَيُّهَا ٱلۡجَٰهِلُونَ٦٤ وَلَقَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ لَئِنۡ أَشۡرَكۡتَ لَيَحۡبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٦٥ بَلِ ٱللَّهَ فَٱعۡبُدۡ وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ٦٦ وَمَا قَدَرُواْ ٱللَّهَ حَقَّ قَدۡرِهِۦ وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٦٧ [الزمر: ۵۷-۶۷]

(۵۷) یا به تقدیر استدلال کند، و بگوید: اگر الله مرا توفیق داده بود به‏طور قطع از پرهیزگاران او بودم؛ و اوامرش را اجرا، و از نواهیاش اجتناب میکردم.

(۵۸) یا آنگاه که عذاب را مشاهده میکند آرزوکنان بگوید: کاش امکان بازگشت به دنیا برایم فراهم بود تا به‏سوی الله توبه میکردم، و از نیکوکاران میشدم.

(۵۹) امر اینگونه نیست که آرزوی هدایت را گمان کردی، زیرا آیات من نزدت آمدند اما آنها را تکذیب کردی و تکبر ورزیدی، و از کافران به الله و آیات و رسولانش بودی.

(۶۰) و روز قیامت چهرههای کسانی را که به دروغ شریک و فرزند به الله نسبت دادهاند به عنوان نشانۀ بدبختی‏شان سیاه میبینی، آیا جایگاه متکبران بر ایمان به الله و رسولانش در جهنم نیست؟! آری، بهراستیکه جایگاه آنها در جهنم است.

(۶۱) و الله کسانی را که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کردهاند با وارد نمودن به مکان رستگاری‏شان یعنی بهشت از عذاب میرهاند؛ نه عذاب به آنها میرسد، و نه بر بهره دنیوی که از دست دادهاند اندوهگین میشوند.

(۶۲) الله آفریدگار هر چیزی است، و هیچ آفریدگاری جز او نیست، و او بر هر چیزی نگهبان است، و ادارۀ هر چیزی به دست او است، و آن را هرگونه که بخواهد به کار میاندازد.

(۶۳) کلیدهای گنجینههای نعمتهای آسمانها و زمین فقط برای او است، که آن را به هرکس بخواهد میبخشد، و آن را از هرکس بخواهد بازمیدارد، و کسانیکه به آیات الله کفر ورزیدهاند به‏سبب محروم ماندن از ایمان در زندگی دنیایی، و به‏سبب ورود به جهنم در آخرت که برای همیشه در آن میمانند، همان زیانکاران هستند.

(۶۴) - ای رسول- به این مشرکان که از تو میخواهند نمادهای‏شان را عبادت کنی بگو: - ای جاهلان به پروردگارتان- آیا به من دستور میدهید که غیر الله را عبادت کنم؟! جز اللهِ یگانه، هیچکس سزاوار عبادت نیست، پس هرگز غیر او را عبادت نمی‏کنم.

(۶۵) و –ای رسول- به تحقیق که الله به تو و به رسولان پیش از تو وحی کرده است که: اگر دیگران را همراه الله عبادت کنی به‏طور قطع پاداش اعمال صالح تو نابود میشود، و به‏طور قطع در دنیا با تباهی دین، و در آخرت با عذاب، از زیانکاران خواهی بود.

(۶۶) بلکه تنها الله را عبادت کن، و هیچکس را با او شریک مگردان، و از سپاسگزاران او تعالی در قبال نعمتهایی که بر تو بخشیده است باش.

(۶۷) و مشرکان، الله را آنگونه که سزاوار بزرگیاش است بزرگ نشمردهاند چون مخلوقات ضعیف و ناتوانش را با او شریک قرار دادند، و از قدرت الله که یکی از مظاهرش این است که زمین با کوهها و درختان و رودها و دریاهایی که در آن است در روز قیامت در قبضۀ او است، و تمام آسمانهای هفتگانه با دست راست او تعالی در هم پیچیده میشود، غافل ماندهاند. الله از آنچه مشرکان میگویند و به آن باور دارند منزه و پاک و برتر است.

برخی فواید آیات:

• غرور، اخلاقی نکوهیده و نامبارک است که از رسیدن به حق محروم میسازد.

• سیاهی چهرهها در روز قیامت نشانۀ بدبختی صاحبان‏شان است.

• شرک تمام اعمال صالح را تباه میسازد.

﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخۡرَىٰ فَإِذَا هُمۡ قِيَامٞ يَنظُرُونَ٦٨ وَأَشۡرَقَتِ ٱلۡأَرۡضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ ٱلۡكِتَٰبُ وَجِاْيٓءَ بِٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡحَقِّ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ٦٩ وَوُفِّيَتۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِمَا يَفۡعَلُونَ٧٠ وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًاۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا فُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَتۡلُونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِ رَبِّكُمۡ وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَاۚ قَالُواْ بَلَىٰ وَلَٰكِنۡ حَقَّتۡ كَلِمَةُ ٱلۡعَذَابِ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٧١ قِيلَ ٱدۡخُلُوٓاْ أَبۡوَٰبَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۖ فَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ٧٢ وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ زُمَرًاۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا وَفُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمۡ خَزَنَتُهَا سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ طِبۡتُمۡ فَٱدۡخُلُوهَا خَٰلِدِينَ٧٣ وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي صَدَقَنَا وَعۡدَهُۥ وَأَوۡرَثَنَا ٱلۡأَرۡضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ ٱلۡجَنَّةِ حَيۡثُ نَشَآءُۖ فَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ٧٤ [الزمر: ۶۸-۷۴]

(۶۸) روزیکه فرشتۀ موظف به دمیدن در صور میدمد، تمام کسانیکه در آسمانها و زمین هستند میمیرند، سپس این فرشته بار دوم برای رستاخیز در صور میدمد، بهناگاه تمام زندگان برپا میایستند و مینگرند که الله چه کاری با آنها انجام خواهد داد.

(۶۹) و زمین با نور تجلی پروردگار نیرومند برای داوری بین بندگان روشن میگردد، و نامههای اعمال مردم گشوده میشود، و پیامبران آورده میشوند، و امت محمد ج آورده میشوند تا به نفع پیامبران علیه اقوام‏شان گواهی دهند، و الله عادلانه میان همگی آنها داوری میکند، و در آن روز به آنها ستم روا نمیرود، یعنی بر بدی هیچ انسانی افزوده نمیشود، و از نیکیاش کاسته نمیگردد.

(۷۰) و الله جزای هرکسی را، بر اساس عملش که خیر باشد یا شر، به‏طور کامل میدهد، و الله از آنچه انجام میدهند آگاهتر است، و ذرهای از کارهای خیر و شرشان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی در این روز آنها را در قبال اعمال‏شان جزا خواهد داد.

(۷۱) و فرشتگان، کافران به الله را گروه گروه خوارکنان به‏سوی جهنم میرانند، تا اینکه به جهنم برسند فرشتگان نگهبان جهنم که بر آن گماشته شدهاند درهای جهنم را برای‏شان میگشایند، و با توبیخ اینگونه از آنها استقبال میکنند: آیا رسولانی از جنس خودتان نزدتان نیامدند تا آیات نازل شدۀ پروردگارتان به شما را برای‏تان بخوانند، و شما را از دیدار روز قیامت، به‏سبب عذاب سختی که دارد بترسانند؟! کافران با اقرار علیه خودشان میگویند: آری، تمام این موارد حاصل شده است، اما فرمان عذاب بر کافران واجب گردید، و ما از کافران بودیم.

(۷۲) برای خوار کردن و نومید کردن آنها از رحمت الله و خروج از جهنم به آنها گفته میشود: از درهای جهنم وارد شوید و برای همیشه در آن بمانید، و جایگاه متکبران و برتریجویان بر حق، چه بد و زشت است.

(۷۳) و فرشتگان با نرمی، مؤمنان را که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کردهاند گروه گروه گرامی داشته به‏سوی بهشت میبرند، تا اینکه به بهشت برسند. درهای بهشت به روی‏شان گشوده میشود، و فرشتگان گماشتهشدۀ به بهشت به آنها میگویند: بر شما از هر آسیب و هرچیزیکه نمیپسندید سلامتی باد، دلها و اعمال‏تان پاک شدهاند، پس به بهشت درآیید و برای همیشه در آن بمانید.

(۷۴) و مؤمنان وقتی به بهشت درآیند میگویند: تمام ستایشها از آنِ الله است که وعدهای را که بر زبان رسولانش به ما داده بود محقق گردانید، چون به ما وعده داده بود که ما را به بهشت درمیآورد، و زمین بهشت را برایمان به میراث داد، که در هر مکانی از آن که بخواهی جای میگیریم، پس چه نیکوست پاداش عاملانی که اعمال صالح را در جستجوی وجه پروردگارشان انجام میدهند.

برخی فواید آیات:

• ثبوت دو بار دمیده شدن در صور.

• بیان خواری و ذلتی که کافران با آن روبهرو میشوند، و بزرگداشتی که مؤمنان با آن استقبال میشوند.

• ثبوت جاودانگی کافران در جهنم، و جاودانگی مؤمنان در نعمتهای بهشتی.

• عمل پاکیزه جزای پاکیزه را به جای میگذارد.

﴿وَتَرَى ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ حَآفِّينَ مِنۡ حَوۡلِ ٱلۡعَرۡشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡۚ وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡحَقِّۚ وَقِيلَ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٧٥ [الزمر: ۷۵]

(۷۵) و فرشتگان در این روز مشهود گرداگرد عرش حلقه میزنند، و الله را از آنچه سزاوارش نیست و کافران آن را به زبان میآورند منزه و پاک برمیشمارند، و الله میان تمام مخلوقات به عدالت داوری میکند، آنگاه هرکس را بخواهد گرامی میدارد و هرکس را بخواهد عذاب میکند، و گفته میشود: تمام ستایشها از آنِ الله پروردگار مخلوقات است به‏سبب قضاوتی که در آن برای بندگان مؤمن خویش رحمت، و برای بندگان کافر خویش عذاب را حکم کرد.

سورة غافر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿حمٓ١ تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ٢ غَافِرِ ٱلذَّنۢبِ وَقَابِلِ ٱلتَّوۡبِ شَدِيدِ ٱلۡعِقَابِ ذِي ٱلطَّوۡلِۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ إِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ٣ مَا يُجَٰدِلُ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَا يَغۡرُرۡكَ تَقَلُّبُهُمۡ فِي ٱلۡبِلَٰدِ٤ كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۖ وَهَمَّتۡ كُلُّ أُمَّةِۢ بِرَسُولِهِمۡ لِيَأۡخُذُوهُۖ وَجَٰدَلُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ لِيُدۡحِضُواْ بِهِ ٱلۡحَقَّ فَأَخَذۡتُهُمۡۖ فَكَيۡفَ كَانَ عِقَابِ٥ وَكَذَٰلِكَ حَقَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ٦ ٱلَّذِينَ يَحۡمِلُونَ ٱلۡعَرۡشَ وَمَنۡ حَوۡلَهُۥ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَيُؤۡمِنُونَ بِهِۦ وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْۖ رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواْ وَٱتَّبَعُواْ سَبِيلَكَ وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ٧ [غافر: ۱-۷]

برخی مقاصد سوره:

درمان مجادله کنندگانِ در آیات الله از طریق گفتگو و دعوت آنها به بازگشت به‏سوی حق.

تفسیر:

(۱) ﴿حمٓ١ [غافر: ۱] سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) قرآن از جانب الله، ذات شکست ناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، و نسبت به مصالح بندگانش بسیار دانا است بر رسولش محمد ج نازل شده است.

(۳) ذاتیکه آمرزندۀ گناهان، پذیرندۀ توبۀ کسانی از بندگانش که به‏سوی او توبه کنند، سخت کیفر برای کسانیکه از گناهان‏شان توبه نکردهاند و بخشنده و مهربان است. هیچ معبود برحقی جز او نیست، بازگشت بندگان در روز قیامت فقط به‏سوی او است، و آنها را به آنچه که سزاوارش هستند جزا میدهد.

(۴) هیچکس در آیات الله که بر یگانگی او تعالی و راستی رسولانش دلالت دارند ستیزهجویی نمیکند مگر کسانیکه به‏سبب تباهی عقلهای‏شان به الله کفر ورزیدهاند، پس بر آنها اندوه مدار، روزی و نعمتهای گستردهای که دارند نباید تو را بفریبد، زیرا مهلتی که به آنها داده میشود برای نزدیک کردن تدریجی به‏سوی عذاب و فریب دادن آنها است.

(۵) پیش از اینها قوم نوح به تکذیب پرداختهاند، و گروههایی که قبل از اینها و پس از قوم نوح آمدهاند، یعنی عاد و ثمود و قوم لوط و اصحاب مَدیَن، و فرعون تکذیب کردهاند، و هر یک از امتها قصد رسول‏شان را کردند تا او را بگیرند و به قتل برسانند، و به باطل خویش جدال کردند تا حق را با آن از بین ببرند، و تمام این امتها را فرو گرفتم. پس بیندیش که کیفر من برای‏شان چگونه بوده است، به تحقیق که کیفری سخت بوده است.

(۶) و همانگونه که الله به نابود کردن تمام امتهای تکذیب کننده فرمان داد، - ای رسول- این فرمان پروردگارت بر کسانیکه کفر ورزیدهاند واجب شده که ساکنان جهنم باشند.

(۷) - ای رسول- فرشتگانی که عرش پروردگارت را برمیدارند، و فرشتگانی که گرداگرد آن هستند، پروردگارشان را از آنچه که سزاوارش نیست منزه میشمارند، و به او ایمان میآورند، و در طلب آمرزش برای کسانیکه به الله ایمان آوردهاند، اینگونه دعا میکنند: ای پروردگار ما، علم و مهربانی تو همهچیز را فرا گرفته است، پس کسانی را که از گناهان‏شان توبه کرده، و از دین تو پیروی کردهاند، ببخشای و از رسیدن آتش به آنها محافظت کن.

برخی فواید آیات:

• جمع میان تشویق در رحمت الله، و ترساندن از سختی عذاب او تعالی: روشی نیکوست.

• ستایش الله با توحید او تعالی و تسبیح به حمد او تعالی یکی از آداب دعا است.

• بزرگداشت مؤمن نزد الله؛ چون فرشتگان را بر آن داشته تا برای او طلب آمرزش کنند.

﴿رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٨ وَقِهِمُ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٩ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُنَادَوۡنَ لَمَقۡتُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ مِن مَّقۡتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡ إِذۡ تُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلۡإِيمَٰنِ فَتَكۡفُرُونَ١٠ قَالُواْ رَبَّنَآ أَمَتَّنَا ٱثۡنَتَيۡنِ وَأَحۡيَيۡتَنَا ٱثۡنَتَيۡنِ فَٱعۡتَرَفۡنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلۡ إِلَىٰ خُرُوجٖ مِّن سَبِيلٖ١١ ذَٰلِكُم بِأَنَّهُۥٓ إِذَا دُعِيَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُۥ كَفَرۡتُمۡ وَإِن يُشۡرَكۡ بِهِۦ تُؤۡمِنُواْۚ فَٱلۡحُكۡمُ لِلَّهِ ٱلۡعَلِيِّ ٱلۡكَبِيرِ١٢ هُوَ ٱلَّذِي يُرِيكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ رِزۡقٗاۚ وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ١٣ فَٱدۡعُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَٰفِرُونَ١٤ رَفِيعُ ٱلدَّرَجَٰتِ ذُو ٱلۡعَرۡشِ يُلۡقِي ٱلرُّوحَ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ لِيُنذِرَ يَوۡمَ ٱلتَّلَاقِ١٥ يَوۡمَ هُم بَٰرِزُونَۖ لَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِنۡهُمۡ شَيۡءٞۚ لِّمَنِ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَۖ لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ١٦ [غافر: ۸-۱۶]

(۸) و فرشتگان میگویند: ای پروردگار ما، مؤمنان را به بهشتهای جاویدانی که به آنها وعده دادهای که آنها را در آن وارد میکنی داخل کن، و همراه آنها از میان پدران و همسران و فرزندانشان، کسانی را که عمل صالح انجام دادهاند داخل کن. در حقیقت تو ذات شکست ناپذیری هستی که هیچکس بر تو چیره نمیشود، و در تقدیر و تدبیر خویش بسیار دانا هستی.

(۹) و آنها را از اعمال بدشان نگاه دار و در قبال این اعمال آنها را عذاب نکن، و هرکس که تو او را از کیفر بر اعمال بدش محافظت کنی به تحقیق که به او رحم کردهای. این محافظت از عذاب، و رحمت با درآوردن به بهشت، همان رستگاری بزرگی است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمیکند.

(۱۰) همانا کسانیکه به الله و رسولانش کفر ورزیدهاند در روز قیامت آنگاه که به جهنم درآورده میشوند و بر خودشان انتقاد و نفرین میکنند اینگونه ندا زده میشوند: به تحقیق که شدت خشم الله برای‏تان بزرگتر از شدت خشم شما بر خودتان است چون در دنیا به ایمان به‏سوی الله فرا خوانده میشدید اما به او کفر میورزیدید، و معبودهایی همراه او تعالی میگرفتید.

(۱۱) و کافران آنگاه که اقرار و توبهشان سودی نمیرساند با اقرار به گناهان‏شان میگویند: ای پروردگار ما، ما را دو بار میراندی آنگاه که عدم بودیم و ما را پدید آوردی، سپس ما را میراندی، و با پدید آوردن ما از عدم، و زنده گردانیدن ما برای رستاخیز، دو بار ما را زنده گردانیدی، و به گناهانمان که مرتکب شدهایم اعتراف کردیم، آیا برای خروج از جهنم راهی هست که آن را بپیماییم و به زندگی بازگردیم تا اعمال صالح انجام دهیم، و از ما راضی شوی؟!

(۱۲) این عذاب که در آن قرار دارید به آن سبب است که وقتی الله به تنهایی در دعا فرا خوانده میشد و هیچکس با او شریک قرار داده نمیشد به او کفر میورزیدید و شریکانی برایش قرار میدادید، و هرگاه شریکی همراه الله عبادت میشد ایمان میآوردید، پس حکم فقط از آنِ الله است، که به ذات و تقدیر و قدرت خویش برتر است، و ذات بسیار بزرگی است که همهچیز از او پایینتر هستند.

(۱۳) الله همان ذاتی است که نشانههایش را در جهان و در خودتان به شما مینمایاند؛ تا شما را بر قدرت و یگانگی او تعالی راهنمایی کنند، و آب باران را از آسمان بر شما فرو میفرستد تا سبب ایجاد گیاهان و محصولات و سایر مواردی که از آنها روزی داده میشوید باشد، و فقط کسی از آیات الله پند میپذیرد که توبهکنان و خالصانه به‏سوی او بازگردد.

(۱۴) پس –ای مؤمنان- درحالیکه طاعت و دعا را برای الله خالص گردانیدهاید و به او شرک نورزیدهاید او را در دعا بخوانید، هر چند کافران این کار را نپسندند و از این کار به خشم آیند.

(۱۵) و فقط او سزاوار است که دعا و طاعت برایش خالص گردانیده شود؛ زیرا برخلاف تمام مخلوقاتش درجاتی والا دارد، و صاحب عرش بزرگ است. وحی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد میفرستد تا هم خودشان بیدار شوند و هم دیگران را بیدار کنند و به این هدف که مردم را از روز قیامت که در آن اولین و آخرین، همگی به هم میپیوندند بترسانند.

(۱۶) روزیکه در میدانی واحد گرد آورده شوند و ظاهر و آشکار گردند، هیچچیز از آنها ، نه خودشان و نه اعمال‏شان و نه جزایشان، بر الله پوشیده نمیماند، و سوال میشود: امروز فرمانروایی از آنِ کیست؟! اکنون یک پاسخ بیشتر وجود ندارد؛ فرمانروایی از آنِ الله است که در ذات و صفات و افعالش یگانه است، ذات نیرومندی که بر هر چیزی غلبه دارد، و همهچیز در برابر او فروتن است.

برخی فواید آیات:

• محل پذیرش توبه، زندگی دنیا است.

• نفع اندرز مخصوص بازگشت کنندگان به‏سوی پروردگارشان است.

• استقامت مؤمن تحت تأثیر مواضع کافران که دینش را رد میکنند قرار نمیگیرد.

• فروتنی پادشاهان ستمگر و ظالم در برابر الله در روز قیامت.

﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَىٰ كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡۚ لَا ظُلۡمَ ٱلۡيَوۡمَۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ١٧ وَأَنذِرۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡأٓزِفَةِ إِذِ ٱلۡقُلُوبُ لَدَى ٱلۡحَنَاجِرِ كَٰظِمِينَۚ مَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ حَمِيمٖ وَلَا شَفِيعٖ يُطَاعُ١٨ يَعۡلَمُ خَآئِنَةَ ٱلۡأَعۡيُنِ وَمَا تُخۡفِي ٱلصُّدُورُ١٩ وَٱللَّهُ يَقۡضِي بِٱلۡحَقِّۖ وَٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا يَقۡضُونَ بِشَيۡءٍۗ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ٢٠ ۞أَوَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ كَانُواْ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَانُواْ هُمۡ أَشَدَّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗ وَءَاثَارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمۡ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٖ٢١ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَانَت تَّأۡتِيهِمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَكَفَرُواْ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُۚ إِنَّهُۥ قَوِيّٞ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٢٢ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٍ٢٣ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَهَٰمَٰنَ وَقَٰرُونَ فَقَالُواْ سَٰحِرٞ كَذَّابٞ٢٤ فَلَمَّا جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ مِنۡ عِندِنَا قَالُواْ ٱقۡتُلُوٓاْ أَبۡنَآءَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ وَٱسۡتَحۡيُواْ نِسَآءَهُمۡۚ وَمَا كَيۡدُ ٱلۡكَٰفِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ٢٥ [غافر: ۱۷-۲۵]

(۱۷) امروز هرکسی در قبال عملی که انجام داده است جزا داده میشود، اگر عملش خیر باشد جزای خیر، و اگر عملش شر باشد جزای شر به او داده میشود، و هیچ ستمی در این روز روا نمیرود؛ زیرا حاکم، همان اللهِ عادل است. بهراستیکه الله برای بندگانش محاسبه کنندهای سریع است؛ چون علم او تعالی بر آنها احاطه دارد.

(۱۸) و - ای رسول- آنها را از روز قیامت بترسان، همین قیامت که نزدیک شده، و آمدنی است، و هر آنچه که آمدنی باشد نزدیک است. در آن روز دلها از ترس زیاد آن بالا میآیند تا اینکه به حلقومهای صاحبان‏شان میرسند، همان کسانیکه خاموش میشوند و هیچیک از آنها سخن نمیگوید مگر کسیکه الله رحمان به او اجازه دهد، و کسانیکه با شرک و گناهان به خودشان ستم کردهاند نه هیچ دوست و خویشاوندی دارند، و نه هیچ شفاعتگرِ اطاعت شدهای دارند که اگر به فرض به او اجازۀ شفاعت داده شود اطاعت شود.

(۱۹) الله از آنچه که چشمان بینندگان، پنهانی میربایند، و از آنچه که سینهها پنهان میدارند آگاه است، و ذرهای از این موارد بر او پوشیده نمیماند.

(۲۰) و الله به عدالت حکم میکند، و بر هیچکس نه با کاستن از نیکیهایش، و نه با افزودن بر بدیهایش ستم نمیکند، و کسانیکه مشرکان آنها را به جای الله عبادت میکنند به هیچچیز حکم نمیکنند؛ زیرا مالک چیزی نیستند. بهراستیکه الله سخنان بندگانش را میشنود، و نیات و اعمال‏شان را میبیند، و بهزودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۲۱) آیا این مشرکان در زمین نگشتهاند، تا بیندیشند سرانجام امتهای تکذیب کنندۀ پیش از آنها چگونه بوده است. به تحقیق که سرانجام بدی داشتهاند، آن امتها از اینها نیرومندتر بودند، و از طریق ساخت و ساز، آثاری در زمین بر جای گذاشتند که اینها چنین آثاری از خویش بر روی زمین به جا نگذاشتهاند. با این وجود، الله آنها را به‏سبب گناهان‏شان نابود کرد، و هیچ محافظی نداشتند که در برابر عذاب الله از آنها محافظت کند.

(۲۲) تنها سبب رسیدن این عذاب به آنها این بود که رسولان‏شان از جانب الله دلایل روشن و حجتهای آشکار برای‏شان میآوردند، اما به الله کفر میورزیدند و رسولانش را تکذیب میکردند، و با وجود نیرویی که داشتند الله آنها را فرو گرفت و نابود کرد. بهراستیکه او سبحانه ذاتی توانا و سختکیفر است برای کسیکه به او کفر ورزد، و رسولانش را تکذیب کند.

وقتی پیامبر ج با تکذیب قومش روبرو شد الله قصۀ موسی ÷ با فرعون را، برای دادن این مژده به او که سرانجام کارش پیروزی است، بیان کرد و فرمود:

(۲۳) و به تحقیق که موسی ÷ را با آیات آشکار، و برهانی قاطع فرستادیم.

(۲۴) به‏سوی فرعون و وزیرش هامان و به‏سوی قارون، اما گفتند: موسی در این ادعا که فرستادهای است ساحر و دروغگو است.

(۲۵) پس وقتی موسی ÷ برهان دلالت کننده بر راستگویی خویش را آورد فرعون گفت: پسران کسانی را که همراه او ایمان آوردهاند بکشید، و برای تحقیر آنها زنان‏شان را زنده نگه دارید، و نیرنگ کافران با کم کردن شمار مؤمنان چیزی جز نیرنگی نابود شدنی و از بین رفتنی نیست، که هیچ اثری ندارد.

برخی فواید آیات:

• یادآوری روز قیامت یکی از بزرگترین بازدارندگان از گناهان است.

• احاطۀ علم الله به اعمال نهان و آشکار بندگانش.

• امر به مسافرت در روی زمین برای پندگیری از حال مشرکانی که نابود شدهاند.

﴿وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ ذَرُونِيٓ أَقۡتُلۡ مُوسَىٰ وَلۡيَدۡعُ رَبَّهُۥٓۖ إِنِّيٓ أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمۡ أَوۡ أَن يُظۡهِرَ فِي ٱلۡأَرۡضِ ٱلۡفَسَادَ٢٦ وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِنِّي عُذۡتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٖ لَّا يُؤۡمِنُ بِيَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ٢٧ وَقَالَ رَجُلٞ مُّؤۡمِنٞ مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَكۡتُمُ إِيمَٰنَهُۥٓ أَتَقۡتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ ٱللَّهُ وَقَدۡ جَآءَكُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ مِن رَّبِّكُمۡۖ وَإِن يَكُ كَٰذِبٗا فَعَلَيۡهِ كَذِبُهُۥۖ وَإِن يَكُ صَادِقٗا يُصِبۡكُم بَعۡضُ ٱلَّذِي يَعِدُكُمۡۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ مُسۡرِفٞ كَذَّابٞ٢٨ يَٰقَوۡمِ لَكُمُ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَ ظَٰهِرِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِنۢ بَأۡسِ ٱللَّهِ إِن جَآءَنَاۚ قَالَ فِرۡعَوۡنُ مَآ أُرِيكُمۡ إِلَّا مَآ أَرَىٰ وَمَآ أَهۡدِيكُمۡ إِلَّا سَبِيلَ ٱلرَّشَادِ٢٩ وَقَالَ ٱلَّذِيٓ ءَامَنَ يَٰقَوۡمِ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُم مِّثۡلَ يَوۡمِ ٱلۡأَحۡزَابِ٣٠ مِثۡلَ دَأۡبِ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۚ وَمَا ٱللَّهُ يُرِيدُ ظُلۡمٗا لِّلۡعِبَادِ٣١ وَيَٰقَوۡمِ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ يَوۡمَ ٱلتَّنَادِ٣٢ يَوۡمَ تُوَلُّونَ مُدۡبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ ٱللَّهِ مِنۡ عَاصِمٖۗ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ٣٣ [غافر: ۲۶-۳۳]

(۲۶) و فرعون گفت: مرا رها کنید تا موسی را به سزای کیفرش بکشم، و پروردگارش را در دعا بخواند تا او را در برابر من محافظت کند؛ زیرا برایم مهم نیست که پروردگارش را در دعا بخواند، بلکه از این امر میترسم که دین‏تان را که بر آن هستید تغییر دهد، یا با کشتار و ویرانی، موجب فساد در زمین گردد.

(۲۷) و موسی ÷ وقتی از تهدید فرعون برایش آگاه شد گفت: همانا من از هر متکبر در برابر حق و ایمان به آن، که به روز قیامت، و حساب و کیفر آن ایمان نمیآورد، به پروردگار خودم و پروردگار شما پناه بردهام.

(۲۸) و مردی مؤمن به الله از خاندان فرعون که ایمان خویش را از قومش پنهان میداشت برای اعتراض به آنها بر تصمیم به قتل موسی ÷ گفت: آیا مردی بیگناه را میکشید فقط برای اینکه میگوید: پروردگار من الله است، و حجتها و براهین دلالت کننده بر راستگویی خویش در این ادعا که فرستادهای از جانب پروردگارش است را برای‏تان آورده است؟! و اگر به فرض دروغگو باشد زیان دروغش به خودش بازمیگردد، و اگر راستگو باشد بخشی از عذاب که به شما وعده میدهد بهزودی به شما خواهد رسید. بهراستیکه الله کسی را که از حدود او تعالی میگذرد، و بر او و رسولش افترا میبندد، به‏سوی حق توفیق نمیدهد.

(۲۹) ای قوم من، امروز فرمانروایی مصر برای شماست و در این سرزمین چیره هستید، اما اگر به‏سبب قتل موسی، عذاب الله به ما برسد چه کسی به ما یاری می‏رساند؟! فرعون گفت: نظر، نظر من و حکم، حکم من است، و نظر من این است که برای دفع شر و فساد، موسی را بکشم، و شما را جز به حق و راستی راهنمایی نمیکنم.

(۳۰) و کسیکه ایمان آورده بود برای نصحیت قومش گفت: همانا - اگر موسی را از روی ستم و ناحق بکشید- از عذابی مانند عذاب گروههای پیشین که علیه رسولان‏شان به دور هم جمع شدند و الله آنها را نابود کرد، بر شما میترسم.

(۳۱) مثل عادت کسیکه کفر ورزید و رسولان را تکذیب کرد مانند قوم نوح و عاد و ثمود و کسانیکه پس از آنها آمدند، که الله آنها را به‏سبب کفر و تکذیب رسولانش نابود کرده است، و الله ستم برای بندگانش نمیخواهد، و آنها را فقط به‏سبب گناهانشان، به کیفر مناسب، عذاب میکند.

(۳۲) و ای قوم من، همانا من از روز قیامت بر شما میترسم، همان روزیکه مردم به‏سبب خویشاوندی یا مقام شخص، یکدیگر را صدا میزنند به این گمان که این روش در این جایگاه هولناک به آنها سود میرساند.

(۳۳) روزیکه از ترس جهنم برای فرار پشت میکنید، هیچ پشتیبانی ندارید که در برابر عذاب الله از شما محافظت کند، و هرکسکه الله دست از یاریاش بردارد و به ایمان توفیقش ندهد هیچ هدایتگری ندارد که او را هدایت کند؛ زیرا هدایتِ توفیق فقط به دست الله است.

برخی فواید آیات:

• پناه بردن مؤمن به پروردگارش تا او را از نیرنگ دشمنانش محافظت کند.

• جواز کتمان ایمان به‏سبب وجود مصلحت برتر یا دفع مفسده.

• تقدیم خیرخواهی برای مردم یکی از صفات مؤمنان است.

﴿وَلَقَدۡ جَآءَكُمۡ يُوسُفُ مِن قَبۡلُ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَمَا زِلۡتُمۡ فِي شَكّٖ مِّمَّا جَآءَكُم بِهِۦۖ حَتَّىٰٓ إِذَا هَلَكَ قُلۡتُمۡ لَن يَبۡعَثَ ٱللَّهُ مِنۢ بَعۡدِهِۦ رَسُولٗاۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَنۡ هُوَ مُسۡرِفٞ مُّرۡتَابٌ٣٤ ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ سُلۡطَٰنٍ أَتَىٰهُمۡۖ كَبُرَ مَقۡتًا عِندَ ٱللَّهِ وَعِندَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۚ كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلۡبِ مُتَكَبِّرٖ جَبَّارٖ٣٥ وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ يَٰهَٰمَٰنُ ٱبۡنِ لِي صَرۡحٗا لَّعَلِّيٓ أَبۡلُغُ ٱلۡأَسۡبَٰبَ٣٦ أَسۡبَٰبَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ فَأَطَّلِعَ إِلَىٰٓ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُۥ كَٰذِبٗاۚ وَكَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِفِرۡعَوۡنَ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ وَصُدَّ عَنِ ٱلسَّبِيلِۚ وَمَا كَيۡدُ فِرۡعَوۡنَ إِلَّا فِي تَبَابٖ٣٧ وَقَالَ ٱلَّذِيٓ ءَامَنَ يَٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُونِ أَهۡدِكُمۡ سَبِيلَ ٱلرَّشَادِ٣٨ يَٰقَوۡمِ إِنَّمَا هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا مَتَٰعٞ وَإِنَّ ٱلۡأٓخِرَةَ هِيَ دَارُ ٱلۡقَرَارِ٣٩ مَنۡ عَمِلَ سَيِّئَةٗ فَلَا يُجۡزَىٰٓ إِلَّا مِثۡلَهَاۖ وَمَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ يَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّةَ يُرۡزَقُونَ فِيهَا بِغَيۡرِ حِسَابٖ٤٠ [غافر: ۳۴-۴۰]

(۳۴) و به تحقیق که پیش از موسی ÷، یوسف ÷ دلایل آشکار بر یگانگی الله را برای‏تان آورد، اما شما پیوسته در شک و تکذیب دلایلی که برای‏تان آورد بودید، تا وقتی از دنیا رفت بر شک و دو دلی شما افزوده شد، و گفتید: الله هرگز رسولی پس از او نخواهد فرستاد. مانند این گمراهی شما از حق، الله هر متجاوز از حدودش، و تردید کننده در یگانگیاش را گمراه میسازد.

(۳۵) کسانیکه بدون اینکه هیچ حجت و دلیلی برای‏شان آمده باشد در آیات الله ستیزهجویی میکنند تا آنها را باطل سازند، جدال‏شان مایۀ خشم بزرگی نزد الله و نزد کسانیکه به او تعالی و رسولانش ایمان آوردهاند شده است. همانگونه که الله بر دلهای این ستیزهجویان در آیات ما به هدف ابطال آنها مُهر زده است بر دل هر متکبر رویگردان از حق مهر میزند، و او را به حق هدایت نمیکند، و به خیر راهنمایی نمیگرداند.

(۳۶) و فرعون به وزیرش هامان گفت: ای هامان، بنایی مرتفع برایم بساز تا به راهها (و درها) دست یابم.

(۳۷) تا به راههایی که به آسمان منتهی میشود دست یابم، آنگاه به معبود موسی که ادعا میکند همان معبود برحق است بنگرم، و قطعاً من گمان میکنم موسی در ادعای خویش دروغگو است. و به این ترتیب زشتی عمل فرعون برایش زینت داده شد آنگاه که این امر را از هامان خواست، و از راه حق به راه گمراهی منحرف شد، و نیرنگ فرعون- برای پیروز کردن باطلی که بر آن بود، و ابطال حقی که موسی ÷ آورده بود جز به تباهی نینجامید؛ زیرا سرانجامش نومیدی و شکست در تلاش، و بدبختیای که هرگز قطع نمیشود بود.

(۳۸) و آن مرد از خاندان فرعون که ایمان آورده بود برای نصیحت و راهنمایی قومش به راه حق گفت: ای قوم من، از من پیروی کنید تا شما را به راه درست، و هدایت به‏سوی حق رهنمود و راهنمایی کنم.

(۳۹) ای قوم من، این زندگی دنیا فقط بهره بردن از خوشیهای موقتی است، پس نباید کالاهای نابود شدنی آن شما را بفریبد، و بهراستیکه سرای آخرت به‏سبب نعمتهای همیشگی و ماندگاری که در آن است سرای آرامش و اقامت است، پس با طاعت الله برای آن سرا عمل کنید، و برحذر باشید از اینکه به‏سبب زندگی دنیایی‏تان از کار برای آخرت بازمانید.

(۴۰) هرکس کار بدی انجام دهد جز به مانند آنچه عمل کرده است کیفر نمیشود، و عذابی بر آن افزوده نمیشود. و هرکس کار نیکی انجام دهد و با آن در پی وجه الله باشد، مرد باشد یا زن، و به الله و رسولانش ایمان آورده باشد، افراد موصوف به این صفات پسندیده، روز قیامت در بهشت وارد میشوند، و الله از ثمرات و نعمتهای ماندگاری که در بهشت قرار داده و هرگز قطع نمیشوند بدون شمارش به آنها روزی میدهد.

برخی فواید آیات:

• جدال برای ابطال حق و احقاق باطل خصلتی نکوهیده، و یکی از صفات گمراهان است.

• تکبر مانع هدایت به‏سوی حق است.

• شکست حیلهها و نیرنگهای کافران برای ابطال حق.

• وجوب آمادگی برای آخرت، و غافل نشدن از آن با دنیا.

﴿۞وَيَٰقَوۡمِ مَا لِيٓ أَدۡعُوكُمۡ إِلَى ٱلنَّجَوٰةِ وَتَدۡعُونَنِيٓ إِلَى ٱلنَّارِ٤١ تَدۡعُونَنِي لِأَكۡفُرَ بِٱللَّهِ وَأُشۡرِكَ بِهِۦ مَا لَيۡسَ لِي بِهِۦ عِلۡمٞ وَأَنَا۠ أَدۡعُوكُمۡ إِلَى ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡغَفَّٰرِ٤٢ لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدۡعُونَنِيٓ إِلَيۡهِ لَيۡسَ لَهُۥ دَعۡوَةٞ فِي ٱلدُّنۡيَا وَلَا فِي ٱلۡأٓخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَآ إِلَى ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱلۡمُسۡرِفِينَ هُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ٤٣ فَسَتَذۡكُرُونَ مَآ أَقُولُ لَكُمۡۚ وَأُفَوِّضُ أَمۡرِيٓ إِلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَصِيرُۢ بِٱلۡعِبَادِ٤٤ فَوَقَىٰهُ ٱللَّهُ سَيِّ‍َٔاتِ مَا مَكَرُواْۖ وَحَاقَ بِ‍َٔالِ فِرۡعَوۡنَ سُوٓءُ ٱلۡعَذَابِ٤٥ ٱلنَّارُ يُعۡرَضُونَ عَلَيۡهَا غُدُوّٗا وَعَشِيّٗاۚ وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ أَدۡخِلُوٓاْ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ أَشَدَّ ٱلۡعَذَابِ٤٦ وَإِذۡ يَتَحَآجُّونَ فِي ٱلنَّارِ فَيَقُولُ ٱلضُّعَفَٰٓؤُاْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ إِنَّا كُنَّا لَكُمۡ تَبَعٗا فَهَلۡ أَنتُم مُّغۡنُونَ عَنَّا نَصِيبٗا مِّنَ ٱلنَّارِ٤٧ قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ إِنَّا كُلّٞ فِيهَآ إِنَّ ٱللَّهَ قَدۡ حَكَمَ بَيۡنَ ٱلۡعِبَادِ٤٨ وَقَالَ ٱلَّذِينَ فِي ٱلنَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ٱدۡعُواْ رَبَّكُمۡ يُخَفِّفۡ عَنَّا يَوۡمٗا مِّنَ ٱلۡعَذَابِ٤٩ [غافر: ۴۱-۴۹]

(۴۱) و ای قوم من، چه شده است که من شما را با دعوت به ایمان به الله و عمل صالح به رهایی از زیان در زندگی دنیا و آخرت فرامیخوانم، و شما مرا با دعوت به کفر و نافرمانی الله به ورود در جهنم فرامیخوانید؟!

(۴۲) مرا به‏سوی باطل خویش فرامیخوانید تا به الله کفر ورزم، و همراه او تعالی دیگری را عبادت کنم که هیچ دانشی بر صحت عبادت او همراه الله ندارم، و من شما را به‏سوی ایمان به الله ذات شکست ناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، و ذات بسیار آمرزندهای که بندگانش را میبخشد فرامیخوانم.

(۴۳) در حقیقت آنچه مرا برای ایمان به آن و فرمان‏برداری از آن فرا میخوانید، هیچ دعوتی نه در دنیا و نه در آخرت ندارد که با آن به‏سوی حق فراخوانده شود، و به کسیکه آن را در دعا بخواند پاسخ نمیدهد، و بازگشت همگی ما فقط به‏سوی الله است، و آنها که در کفر و گناهان زیاده روی میکنند ساکنان جهنم هستند که ورود به آن در روز قیامت برای‏شان لازم گشته است.

(۴۴) اما نصحیتش را نپذیرفتند، و او گفت: بهزودی نصیحتی را که برای‏تان عرضه داشتم به یاد خواهید آورد، و به خاطر نپذیرفتن آن افسوس خواهید خورد، و تمام کارهایم را فقط به الله وامیگذارم، زیرا ذرهای از اعمال بندگانش بر او پوشیده نمیماند.

(۴۵) پس وقتی خواستند او را بکشند الله او را از نیرنگ بدشان محافظت کرد، و عذاب غرق شدگی خاندان فرعون را فراگرفت، الله او و تمام لشکریانش را در دنیا غرق ساخته است.

(۴۶) و پس از مرگشان، در ابتدا و پایان روز در قبرهای‏شان بر آتش عرضه میشوند، و روز قیامت گفته میشود: پیروان فرعون، به‏سبب کفر و تکذیب و بازداشتن از راه الله که مرتکب میشدید، به سختترین و بزرگترین عذاب درآیید.

(۴۷) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که پیروان و پیشوایان ساکنان جهنم با یکدیگر نزاع و کشمکش میکنند، و پیروان مستضعف بر پیشوایان متکبر میگویند: بهراستیکه ما در دنیا پیروان شما در گمراهی بودیم، پس آیا شما بخشی از عذاب الله را از ما برمیدارید و جانشین ما در این کار میشوید؟!

(۴۸) پیشوایان مستکبر میگویند: همانا ما- چه پیرو باشیم چه پیشوا- در جهنم هستیم، و هیچیک از ما بخشی از عذاب دیگری را تحمل نمیکند، زیرا الله میان بندگان حکم کرده است، و به هرکس عذابی را که مستحق آن بوده داده است.

(۴۹) و پیروان و پیشوایان عذاب شده در جهنم، وقتی نومید میشوند که از جهنم خارج و به زندگی دنیا بازگردند تا توبه کنند به فرشتگان گماشته شده به جهنم میگویند: از پروردگارتان درخواست کنید که یک روز از این عذاب همیشگی را از ما بردارد.

برخی فواید آیات:

• اهمیت توکل بر الله.

• نجات دعوتگر به‏سوی حق از مکر دشمنانش.

• ثبوت عذاب برزخ.

• چنگ زدن کافران به هر سببی که آنها را هر چند به مدت محدودی از جهنم راحت کند، اما این امر هرگز محقق نخواهد شد.

﴿قَالُوٓاْ أَوَ لَمۡ تَكُ تَأۡتِيكُمۡ رُسُلُكُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِۖ قَالُواْ بَلَىٰۚ قَالُواْ فَٱدۡعُواْۗ وَمَا دُعَٰٓؤُاْ ٱلۡكَٰفِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَٰلٍ٥٠ إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيَوۡمَ يَقُومُ ٱلۡأَشۡهَٰدُ٥١ يَوۡمَ لَا يَنفَعُ ٱلظَّٰلِمِينَ مَعۡذِرَتُهُمۡۖ وَلَهُمُ ٱللَّعۡنَةُ وَلَهُمۡ سُوٓءُ ٱلدَّارِ٥٢ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡهُدَىٰ وَأَوۡرَثۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡكِتَٰبَ٥٣ هُدٗى وَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ٥٤ فَٱصۡبِرۡ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لِذَنۢبِكَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِبۡكَٰرِ٥٥ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ سُلۡطَٰنٍ أَتَىٰهُمۡ إِن فِي صُدُورِهِمۡ إِلَّا كِبۡرٞ مَّا هُم بِبَٰلِغِيهِۚ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ٥٦ لَخَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَكۡبَرُ مِنۡ خَلۡقِ ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٥٧ وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَعۡمَىٰ وَٱلۡبَصِيرُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَلَا ٱلۡمُسِيٓءُۚ قَلِيلٗا مَّا تَتَذَكَّرُونَ٥٨ [غافر: ۵۰-۵۸]

(۵۰) نگهبانان جهنم در پاسخ به کافران میگویند: آیا رسولان‏تان براهین و دلایل آشکار را نمیآوردند؟! کافران میگویند: آری، براهین و دلایل آشکار را برایمان میآوردند. نگهبانان برای تمسخر آنها میگویند: پس خودتان درخواست کنید؛ زیرا ما برای کافران شفاعت نمیکنیم، اما درخواست کافران جز در تباهی و نابودی نیست، چون به‏سبب کفرشان از آنها پذیرفته نمیشود.

الله پس از بیان قصۀ فرعون و سرانجام کار او و پیروانش در دنیا و آخرت، کار رسولان و مؤمنان، و پیروزی در دنیا و آخرت را که به آن دست مییابند بیان کرد و فرمود:

(۵۱) بهراستیکه ما رسولانمان و کسانی را که به الله و رسولانش ایمان آوردهاند در دنیا با پیروزی حجت‏شان و تقویت آنها در برابر دشمنانشان، و در روز قیامت با وارد نمودن آنها در بهشت، و کیفر دشمنان دنیایی‏شان با وارد نمودن‏شان در جهنم پس از اینکه پیامبران و فرشتگان و مؤمنان بر انجام تبلیغ و تکذیب امتها گواهی میدهند یاری میرسانیم.

(۵۲) روزیکه کسانیکه با کفر و گناهان به خودشان ستم کردهاند، عذرخواهی‏شان از ستمی که کردهاند سودی به آنها نمیرساند. و در آن روز از رحمت الله رانده میشوند، و در آخرت به‏سبب عذاب دردناکی که با آن روبهرو میشوند سرای بدی دارند.

(۵۳) و بهتحقیقکه به موسی ÷ علمی که با آن بنیاسرائیل را به‏سوی حق راهنمایی میکرد عطا کردیم، و تورات را کتابی موروثی میان بنیاسرائیل قرار دادیم که نسل به نسل آن را به ارث میبردند.

(۵۴) برای هدایت به راه حق، و یادآوری صاحبان عقلهای سلیم.

(۵۵) پس - ای رسول- در برابر تکذیب و آزارهای قومت که به تو میرسد شکیبایی کن؛ زیرا وعدۀ الله به تو مبنی بر پیروزی و تقویت، حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، و برای گناهت آمرزش بخواه، و به ستایش پروردگارت در ابتدا و پایان روز تسبیح بگو.

(۵۶) بهراستی کسانیکه بدون هیچ دلیل و برهانی در آیات الله نزاع میکنند تا آنها را باطل سازند، چیزی جز ارادۀ برتریجویی و تکبر بر حق، آنها را بر این کار نمیکشاند، و هرگز به این برتریجویی بر حق که میخواهند نخواهند رسید. پس - ای رسول- به الله پناه ببر؛ زیرا او سخنان بندگانش را میشنود، و اعمال‏شان را میبیند، و هیچچیز از دستش نمیرود، و بهزودی آنها را در قبال سخنان و اعمال‏شان جزا خواهد داد.

(۵۷) به‏طور قطع آفرینش آسمانها و زمین با توجه به ستبری و گستردگی‏شان از آفرینش مردم بزرگتر است، پس کسیکه این دو را با وجود بزرگی‏شان آفریده است بر برانگیختن مردگان از قبرهای‏شان به صورت زنده تا آنها را مورد محاسبه و جزا قرار دهد توانا است. اما بیشتر مردم نمیدانند، و از آن پند نمیگیرند، و آن را با وجود آشکار بودنش دلیلی بر رستاخیز نمیگیرند.

(۵۸) و کسیکه نمیبیند و کسیکه میبیند با هم یکسان نیستند، و کسانیکه به الله ایمان آورده، و رسولانش را تصدیق کرده و اعمال نیکو انجام دادهاند، با کسیکه با اعتقاد فاسد و گناهان، مرتکب اعمال بد شده است یکسان نیستند. بهجز اندکی پند نمیگیرید؛ چون اگر پند میگرفتید قطعاً به تفاوت میان این دو گروه پی میبردید و میکوشیدید از کسانی باشید که در جستجوی رضایت الله ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند.

برخی فواید آیات:

• یاری الله برای رسولانش و مؤمنان سنتی الهی و ثابت است.

• عذرخواهی ستمکار در روز قیامت سودی به او نمیرساند.

• اهمیت صبر در رویارویی با باطل.

• دلالت آفرینش آسمانها و زمین بر رستاخیز؛ زیرا ذاتیکه مخلوق بزرگ را آفریده بر بازگرداندن زندگی به کوچکتر از آن توانا است.

﴿إِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَأٓتِيَةٞ لَّا رَيۡبَ فِيهَا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يُؤۡمِنُونَ٥٩ وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ٦٠ ٱللَّهُ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ لِتَسۡكُنُواْ فِيهِ وَٱلنَّهَارَ مُبۡصِرًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشۡكُرُونَ٦١ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ٦٢ كَذَٰلِكَ يُؤۡفَكُ ٱلَّذِينَ كَانُواْ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ٦٣ ٱللَّهُ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ قَرَارٗا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءٗ وَصَوَّرَكُمۡ فَأَحۡسَنَ صُوَرَكُمۡ وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡۖ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦٤ هُوَ ٱلۡحَيُّ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱدۡعُوهُ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَۗ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦٥ ۞قُلۡ إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَمَّا جَآءَنِيَ ٱلۡبَيِّنَٰتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرۡتُ أَنۡ أُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦٦ [غافر: ۵۹-۶۶]

(۵۹) به‏طور قطع و بدون تردید قیامت که الله در آن مردگان را برای حسابرسی و جزا برمیانگیزد آمدنی است، اما بیشتر مردم به آمدن این روز ایمان نمیآورند، و به همین دلیل برای آن آماده نمیشوند.

(۶۰) و –ای مردم- پروردگارتان میفرماید: فقط مرا عبادت کنید و فقط از من بخواهید، تا دعای‏تان را اجابت کنم و از شما درگذرم و به شما رحم کنم. همانا کسانیکه از یگانه دانستن من در عبادت تکبر میورزند در روز قیامت خوار و ذلیل به جهنم وارد میشوند.

(۶۱) الله همان ذاتی است که شب را برای‏تان تاریک قرار داد تا در آن آرام گیرید و استراحت کنید، و روز را درخشان و روشنی بخش قرار داد تا در آن کار کنید. بهراستیکه الله صاحب بخششی بزرگ بر مردم است که نعمتهای آشکار و نهانش را بر آنها کامل کرده است، اما بیشتر مردم از او سبحانه در قبال این نعمتها که به آنها ارزانی داشته است سپاسگزاری نمیکنند.

(۶۲) این الله که نعمتهایش را به شما بخشیده است آفریدگار همهچیز است، و هیچ آفریدگاری جز او وجود ندارد. هیچ معبود برحقی جز او نیست، پس چگونه از عبادت او به عبادت کسانیکه مالک هیچ سود و زیانی نیستند بازگردانیده میشوید.

(۶۳) همانگونه که اینها از ایمان به الله و عبادت او به یگانگی و وحدانیت رویگردان شدهاند، در هر زمان و مکانی کسیکه آیات دلالت کنندۀ الله بر یگانگی او تعالی را انکار میکند از ایمان و عبادت او به یگانگی و وحدانیت بازگردانیده میشود، و به هیچ حقیقتی هدایت نمیشود، و به هیچ راه راستی توفیق نمییابد.

(۶۴) - ای مردم- الله همان ذاتی است که زمین را قرارگاهی آماده برای آرام گرفتن شما بر روی آن، و آسمان را بنایی مستحکم و بازداشته شده از سقوط بر روی سرتان قرار داد، شما را در رحمهای مادران‏تان شکل و صورت بخشید و شکل شما را نیکو کرد، و از طعامهای حلال و لذیذ به شما روزی داد، ذاتیکه نعمتهای مذکور را به شما ارزانی داشته است همان الله پروردگارتان است. الله پروردگار تمام مخلوقات برتر و مقدس است، و هیچ پروردگاری غیر او سبحانه ندارند.

(۶۵) او ذات زندهای است که هرگز نمیمیرد، و معبود برحقی جز او نیست. پس فقط او را با عبادت و درخواست در دعا بخوانید؛ درحالیکه فقط وجه او را قصد می‏کنید، و هیچیک از مخلوقاتش را با او شریک نگردانید، تمام ستایشها از آنِ الله پروردگار مخلوقات است.

(۶۶) - ای رسول- بگو: همانا الله مرا نهی کرده از اینکه این نمادهایی که شما آن‏ها را به جای الله عبادت میکنید و هیچ سود و زیانی نمیرسانند عبادت کنم درحالیکه براهین و دلایل آشکار بر بطلان عبادت آنها برایم آمده است، و الله به من فرمان داده که با عبادت فقط از او فرمان‏برداری کنم؛ زیرا او پروردگار تمام مخلوقات است، و هیچ پروردگاری جز او ندارند.

برخی فواید آیات:

• قرار گرفتن دعا در مفهوم عبادت که جز به‏سوی الله بهکار گرفته نمیشود؛ زیرا دعا خودِ عبادت است.

• نعمتهای الله سپاسگزاری از سوی بندگان را ایجاب میکند.

• ثبوت صفت حیات برای الله.

• اهمیت اخلاص در عمل.

﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ مِنۡ عَلَقَةٖ ثُمَّ يُخۡرِجُكُمۡ طِفۡلٗا ثُمَّ لِتَبۡلُغُوٓاْ أَشُدَّكُمۡ ثُمَّ لِتَكُونُواْ شُيُوخٗاۚ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ مِن قَبۡلُۖ وَلِتَبۡلُغُوٓاْ أَجَلٗا مُّسَمّٗى وَلَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ٦٧ هُوَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۖ فَإِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ٦٨ أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ أَنَّىٰ يُصۡرَفُونَ٦٩ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِٱلۡكِتَٰبِ وَبِمَآ أَرۡسَلۡنَا بِهِۦ رُسُلَنَاۖ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٧٠ إِذِ ٱلۡأَغۡلَٰلُ فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ وَٱلسَّلَٰسِلُ يُسۡحَبُونَ٧١ فِي ٱلۡحَمِيمِ ثُمَّ فِي ٱلنَّارِ يُسۡجَرُونَ٧٢ ثُمَّ قِيلَ لَهُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ تُشۡرِكُونَ٧٣ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ قَالُواْ ضَلُّواْ عَنَّا بَل لَّمۡ نَكُن نَّدۡعُواْ مِن قَبۡلُ شَيۡ‍ٔٗاۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ ٱلۡكَٰفِرِينَ٧٤ ذَٰلِكُم بِمَا كُنتُمۡ تَفۡرَحُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَبِمَا كُنتُمۡ تَمۡرَحُونَ٧٥ ٱدۡخُلُوٓاْ أَبۡوَٰبَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۖ فَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ٧٦ فَٱصۡبِرۡ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞۚ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعۡضَ ٱلَّذِي نَعِدُهُمۡ أَوۡ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيۡنَا يُرۡجَعُونَ٧٧ [غافر: ۶۷-۷۷]

(۶۷) او همان ذاتی است که پدرتان آدم را از خاک آفرید، سپس آفرینش شما را از نطفه قرار داد، و پس از نطفه از خونی بسته، و پس از آن شما را به صورت طفلانی کوچک از شکمهای مادران‏تان درمیآوَرَد، تا به سن سخت و استوار شدن بدن برسید، سپس تا بزرگ شوید و به مرحلۀ پیری برسید، و برخی از شما قبل از این سن میمیرند، و تا به زمان مشخصی در علم الله برسید، که نه از آن میکاهید، و نه بر آن میافزایید، و باشد که با این حجتها و دلایلِ قدرت و یگانگی او تعالی سود ببرید.

(۶۸) فقط او سبحانه همان ذاتی است که زنده کردن به دست او است، و فقط او همان ذاتی است که میراندن به دست او است، و هرگاه به چیزی حکم کند فقط به آن میگوید: (کن، باش)، بهناگاه موجود میشود.

(۶۹) - ای رسول- آیا ندیدهای کسانی را که با وجود وضوح آیات الله، برای تکذیب این آیات در آنها مجادله میکنند؛ تا از حال‏شان و اینکه چگونه با وجود وضوح حق از آن رویگردان میشوند تعجب کنی.

(۷۰) کسانیکه قرآن، و حقیقتی که رسولانمان را با آن مبعوث کردیم تکذیب کردهاند، بهزودی از سرانجام تکذیب خویش آگاه خواهند شد، و سرانجام بدشان را خواهند دید.

(۷۱) زمانی از این سرانجام آگاه میشوند که بند و ریسمانها بر گردنهایشان، و زنجیرها در پاهای‏شان است، و مأموران جهنم آنها را میکشانند.

(۷۲) آنها را در آب سوزان که سخت جوشان است میکشانند، سپس در جهنم برافروخته میشوند.

(۷۳) سپس از روی سرزنش و نکوهش به آنها گفته میشود: معبودهای دروغینی که با عبادت آنها شرک میورزیدید کجایند؟!

(۷۴) به جای الله از میان نمادهای‏تان که هیچ سود و زیانی نمیرسانند؟! کافران میگویند: از نظر ما پنهان شدهاند و آنها را نمیبینیم، بلکه در دنیا چیزی را که سزاوار عبادت باشد عبادت نمیکردیم. مانند گمراه شدن اینها، الله کافران هر زمان و مکانی را از حق گمراه میسازد.

(۷۵) و به آنها گفته میشود: این عذاب که از آن رنج میبرید به‏سبب شادمانی شما از شرکی که بر آن بودید، و شادمانی گستردۀ شماست.

(۷۶) از درهای جهنم درآیید و برای همیشه در آن بمانید، و چه زشت است قرارگاه متکبران از حق.

چون رسولالله ج از قومش رنجهایی را که بر او گذشت دید، الله او را به شکیبایی فرمان داد، و با پیروزیای که به او وعده داد بر او آرامش بخشید، و فرمود:

(۷۷) پس - ای رسول- در برابر آزار و تکذیب قومت شکیبایی کن، زیرا وعدۀ الله بر پیروزی تو، حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد. پس چه بخشی از عذابی را که به آنها وعده میدهیم در زندگیات به تو نشان دهیم مانند آنچه در روز بدر حاصل شد، یا پیش از آن تو را بمیرانیم، در روز قیامت فقط به‏سوی ما بازگردانده می‏شوند آنگاه آنها را در قبال اعمال‏شان جزا میدهیم، و آنها را به جهنم وارد می‏کنیم که برای همیشه در آن میمانند.

برخی فواید آیات:

• تدریجی بودن آفرینش سنتی الهی است که مردم از آن، تدریجی بودن در زندگی خویش را میآموزند.

• زشتی شادی به باطل.

• اهمیت صبر در زندگی مردم، بهخصوص مردم دعوتگر.

﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلٗا مِّن قَبۡلِكَ مِنۡهُم مَّن قَصَصۡنَا عَلَيۡكَ وَمِنۡهُم مَّن لَّمۡ نَقۡصُصۡ عَلَيۡكَۗ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأۡتِيَ بِ‍َٔايَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ فَإِذَا جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ قُضِيَ بِٱلۡحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ ٱلۡمُبۡطِلُونَ٧٨ ٱللَّهُ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَنۡعَٰمَ لِتَرۡكَبُواْ مِنۡهَا وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ٧٩ وَلَكُمۡ فِيهَا مَنَٰفِعُ وَلِتَبۡلُغُواْ عَلَيۡهَا حَاجَةٗ فِي صُدُورِكُمۡ وَعَلَيۡهَا وَعَلَى ٱلۡفُلۡكِ تُحۡمَلُونَ٨٠ وَيُرِيكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ فَأَيَّ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ تُنكِرُونَ٨١ أَفَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَانُوٓاْ أَكۡثَرَ مِنۡهُمۡ وَأَشَدَّ قُوَّةٗ وَءَاثَارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٨٢ فَلَمَّا جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَرِحُواْ بِمَا عِندَهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٨٣ فَلَمَّا رَأَوۡاْ بَأۡسَنَا قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَحۡدَهُۥ وَكَفَرۡنَا بِمَا كُنَّا بِهِۦ مُشۡرِكِينَ٨٤ فَلَمۡ يَكُ يَنفَعُهُمۡ إِيمَٰنُهُمۡ لَمَّا رَأَوۡاْ بَأۡسَنَاۖ سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ فِي عِبَادِهِۦۖ وَخَسِرَ هُنَالِكَ ٱلۡكَٰفِرُونَ٨٥ [غافر: ۷۸-۸۵]

(۷۸) - ای رسول- به تحقیق که پیش از تو رسولان زیادی را به‏سوی امتهای‏شان فرستادهایم، که آنها را تکذیب کردند و به آنها آزار رساندند، اما در برابر تکذیب و آزار رسانی اقوام‏شان شکیبایی کردند. قصۀ برخی از این رسولان را به تو حکایت کردهایم، و قصۀ برخی از آنها را بر تو حکایت نکردهایم، و هیچ رسولی را نسزد که نشانهای از جانب پروردگار خویش برای قومش بیاورد مگر به ارادۀ او سبحانه، و پیشنهاد کافران به آوردن آیات بر امتهای‏شان ستم است، و هرگاه فرمان الله به فتح یا داوری میان رسولان و اقوام‏شان فرا رسد به عدالت میان آنها داوری میکند، آنگاه کافران نابود میشوند و رسولان نجات مییابند، و - در این جایگاهِ داوری میان بندگان- پیروان باطل به‏سبب کفر، با قرار دادن خویش در معرض نابودی به خودشان زیان رساندهاند.

(۷۹) الله همان ذاتی است که شتر و گاو و گوسفند برای‏تان قرار داد؛ تا از برخی از آنها سواری بگیرید، و از گوشت برخی از آنها بخورید.

(۸۰) در این مخلوقات منافعی گوناگونی برای‏تان است که در هر عصری به تازگی میگراید، واز طریق آنها نیازهایی را که شما به آنها تمایل دارید، که از بارزترین آنها جابهجایی در خشکی و دریاست برای‏تان حاصل میشود.

(۸۱) و او سبحانه برخی آیات خویش را که بر قدرت و یگانگیاش دلالت دارند به شما نشان میدهد، پس به کدامیک از آیات الله پس از اینکه برای‏تان ثابت شد نشانۀ او تعالی است اعتراف نمیکنید؟!

(۸۲) آیا این تکذیب کنندگان در زمین نگشتهاند تا بیندیشند که سرانجام امتهای تکذیب کنندۀ پیش از آنها چگونه بوده است که از آن پند بگیرند؟! درحالیکه آن امتها اموال بیشتر و نیرویی بزرگتر، و آثار مستحکمتری نسبت به اینها در زمین داشتهاند، اما وقتی عذاب نابودگرِ الله آنها را فرا گرفت نیرویی که آن را به دست میآوردند آنها را بینیاز نساخت.

(۸۳) و چون رسولان‏شان دلایل آشکار را برای آنها آوردند این دلایل را تکذیب کردند، و به چنگ زدن به دانش خویش که با آنچه رسولان‏شان آورده بودند منافات داشت راضی شدند، عذابی را که رسولان‏شان آنها را از آن میترساندند و آنها آن را به تسمخر میگرفتند بر آنها فرود آمد.

(۸۴) اما هنگام مشاهدۀ عذابمان، وقتی اقرار به آنها سودی نمیرساند اینگونه اقرار کردند: فقط به الله ایمان آوردیم، و به شریکان و نمادهایی که به جای او عبادت میکردیم کافر شدیم.

(۸۵) و ایمان آنها وقتی دیدند عذاب ما بر آنها نازل میشود برای‏شان سودمند نبوده است، سنت الله که در بندگانش گذشته این است که ایمان‏شان هنگام مشاهدۀ عذاب، سودی به آنها نمیرساند، و کافران به‏سبب کفر به الله و توبه نکردن از آن پیش از مشاهدۀ عذاب، هنگام نزول عذاب با قرار دادن خویش در معرض نابودی بر خویشتن زیان رساندهاند.

برخی فواید آیات:

• الله علاوه بر رسولانی که آنها را در قرآن کریم بیان فرمود رسولان دیگری دارد که به صورت اجمالی به آنها ایمان میآوریم.

• یکی از نعمتهای الله این است که آیات دلالت کننده بر توحید و یگانگی خویش را آشکار میگرداند.

• خطر شادی به باطل و سرانجامِ بد آن برای شخص.

• بطلان ایمان هنگام مشاهدۀ عذاب نابودگر.

سورة فُصّلت (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿حمٓ١ تَنزِيلٞ مِّنَ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ٢ كِتَٰبٞ فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُۥ قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا لِّقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ٣ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا فَأَعۡرَضَ أَكۡثَرُهُمۡ فَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ٤ وَقَالُواْ قُلُوبُنَا فِيٓ أَكِنَّةٖ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ وَفِيٓ ءَاذَانِنَا وَقۡرٞ وَمِنۢ بَيۡنِنَا وَبَيۡنِكَ حِجَابٞ فَٱعۡمَلۡ إِنَّنَا عَٰمِلُونَ٥ قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُوحَىٰٓ إِلَيَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ فَٱسۡتَقِيمُوٓاْ إِلَيۡهِ وَٱسۡتَغۡفِرُوهُۗ وَوَيۡلٞ لِّلۡمُشۡرِكِينَ٦ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ كَٰفِرُونَ٧ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ٨ ۞قُلۡ أَئِنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِي يَوۡمَيۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٩ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِيَ مِن فَوۡقِهَا وَبَٰرَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَآ أَقۡوَٰتَهَا فِيٓ أَرۡبَعَةِ أَيَّامٖ سَوَآءٗ لِّلسَّآئِلِينَ١٠ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ وَهِيَ دُخَانٞ فَقَالَ لَهَا وَلِلۡأَرۡضِ ٱئۡتِيَا طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهٗا قَالَتَآ أَتَيۡنَا طَآئِعِينَ١١ [فصلت: ۱-۱۱]

برخی مقاصد سوره:

بیان چگونگی درمان رویگردانانِ از قرآن با نرمی، با این بیان که قرآن خود حقیقت است، و ذکر سرانجام رویگردانی.

تفسیر:

(۱) ﴿حمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) این قرآن از جانب اللهِ بخشنده و مهربان نازل شده است.

(۳) کتابی است که آیات آن به بهترین و کاملترین وجه بیان شده است، و قرآنی به زبانی عربی قرار داده شده برای مردمی که میدانند؛ زیرا اینها همان کسانی هستند که از معانی قرآن، و هدایت به‏سوی حق که در آن وجود دارد سود میبرند.

(۴) مژده دهندۀ مؤمنان به پاداش بزرگی که الله برای‏شان آماده ساخته است، و ترسانندۀ کافران از عذاب دردناک الله است، اما بیشتر آنها از قرآن رویگردان شدند، و هدایت موجود در آن را به نیت قبول کردن گوش نمیکنند.

(۵) و گفتند: دلهایمان با حجابهایی پوشیده شده و در آنچه ما را به‏سوی آن فرا میخوانی نمیاندیشند، و در گوشهایمان سنگینیای است که آن را نمیشنوند، و میان ما و تو پردهای است و ذرهای از آنچه میگویی به ما نمیرسد. پس تو به روش خودت عمل کن، ما نیز به روش خودمان عمل میکنیم، و هرگز از تو پیروی نخواهیم کرد.

(۶) - ای رسول- به این ستیزهجویان بگو: من فقط انسانی مانند خودتان هستم که الله به من وحی میکند که معبود برحق شما معبودی یگانه یعنی فقط الله است. پس راه منتهی به او را بپیمایید، و بخشایش گناهان‏تان را از او بخواهید، و نابودی و عذاب بر مشرکان است که کسی را غیر الله عبادت میکنند یا با او تعالی شریک میگردانند.

(۷) همان کسانیکه زکات اموال‏شان را نمیپردازند، و همانها به آخرت- و نعمتهای جاویدان و عذاب دردناک آن- کافر هستند.

(۸) همانا کسانیکه به الله و رسولانش ایمان آورده، و اعمال صالح انجام دادهاند پاداشی جاویدان و قطع نشدنی یعنی بهشت برای‏شان است.

(۹) - ای رسول- برای توبیخ مشرکان بگو: چرا به الله که زمین را در دو روز: یکشنبه و دوشنبه، آفرید کفر میورزید، و همتایانی برایش قرار میدهید و آنها را به جای او عبادت میکنید؟! این است پروردگار تمام مخلوقات.

(۱۰) و در زمین بر فراز آن، کوههایی استوار که آن را از لرزیدن نگه میدارند قرار داد، و روزیهای مردم و چارپایان را با دو روز قبلی در چهار روز یعنی: سهشنبه و چهارشنبه، به اندازهای که نیاز نیازمندان را برطرف سازد آفرید.

(۱۱) سپس او سبحانه قصد آفرینش آسمان کرد، و آسمان در آن روز دودی بود که به آن و زمین فرمود: به اختیار، یا به اجبار از فرمان من اطاعت کنید، که هیچ راه گریزی از آن ندارید. آسمان و زمین گفتند: ای پروردگار ما فرمان‏بردارانه آمدیم، و هیچ ارادهای جز ارادۀ تو نداریم.

برخی فواید آیات:

• بهکار نگرفتن وسایل هدایت موجود توسط کافران، به معنای باقیماندن آنها در کفر است.

• بیان جایگاه زکات، و اینکه یکی از ارکان اسلام است.

• تسلیم بودنِ هستی در برابر الله و فرمان‏برداری از امر او سبحانه با تمام آنچه در آن است.

﴿فَقَضَىٰهُنَّ سَبۡعَ سَمَٰوَاتٖ فِي يَوۡمَيۡنِ وَأَوۡحَىٰ فِي كُلِّ سَمَآءٍ أَمۡرَهَاۚ وَزَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِمَصَٰبِيحَ وَحِفۡظٗاۚ ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ١٢ فَإِنۡ أَعۡرَضُواْ فَقُلۡ أَنذَرۡتُكُمۡ صَٰعِقَةٗ مِّثۡلَ صَٰعِقَةِ عَادٖ وَثَمُودَ١٣ إِذۡ جَآءَتۡهُمُ ٱلرُّسُلُ مِنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَۖ قَالُواْ لَوۡ شَآءَ رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَٰٓئِكَةٗ فَإِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ١٤ فَأَمَّا عَادٞ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَقَالُواْ مَنۡ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةًۖ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَهُمۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗۖ وَكَانُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ١٥ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا فِيٓ أَيَّامٖ نَّحِسَاتٖ لِّنُذِيقَهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡيِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَخۡزَىٰۖ وَهُمۡ لَا يُنصَرُونَ١٦ وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيۡنَٰهُمۡ فَٱسۡتَحَبُّواْ ٱلۡعَمَىٰ عَلَى ٱلۡهُدَىٰ فَأَخَذَتۡهُمۡ صَٰعِقَةُ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡهُونِ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ١٧ وَنَجَّيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ١٨ وَيَوۡمَ يُحۡشَرُ أَعۡدَآءُ ٱللَّهِ إِلَى ٱلنَّارِ فَهُمۡ يُوزَعُونَ١٩ حَتَّىٰٓ إِذَا مَا جَآءُوهَا شَهِدَ عَلَيۡهِمۡ سَمۡعُهُمۡ وَأَبۡصَٰرُهُمۡ وَجُلُودُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢٠ [فصلت: ۱۲-۲۰]

(۱۲) پس الله آفرینش آسمانها را در دو روز: پنجشنبه و جمعه کامل کرد، و با این دو روز آفرینش آسمانها و زمین را در شش روز به پایان برد، و الله در هر آسمانی آنچه را که در آن مقدر میکند، و طاعت و عبادتی را که به آن امر میکند، وحی کرد. و آسمان دنیا را با ستارگان آراستیم، و با آنها آسمان را از استراق سمع شیاطین حفظ کردیم. تمام این موارد تقدیر ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود و از آفرینش خویش بسیار دانا است.

(۱۳) پس –ای رسول- اگر اینها از ایمان به آنچه آوردهای روی گرداندند به آنها بگو: شما را از عذابی ترساندم که بر شما واقع میشود مانند عذابی که بر عاد قوم هود ÷، و ثمود قوم صالح ÷ وارد شد آنگاه که آن دو (پیامبر) را تکذیب کردند.

(۱۴) وقتی رسولانمان پیاپی نزدشان آمدند و هر یک از این پیامبران با دعوتی واحد به آنها امر میکرد که فقط الله را عبادت کنید، کافران‏شان گفتند: اگر پروردگارمان فروفرستادن فرشتگان به عنوان رسول را به‏سوی ما میخواست به‏طور قطع آنها را فرو میفرستاد. پس ما به آنچه شما با آن فرستاده شدهاید کافر هستیم؛ چون انسانهایی مانند خودمان هستید.

(۱۵) اما عاد قوم هود ÷ افزون بر کفر به الله، در زمین بهناحق تکبر ورزیدند، و به کسانیکه پیرامون‏شان بودند ستم کردند، و درحالیکه به نیروی خویش مغرور بودند گفتند: چه کسی از ما نیرومندتر است؟! به گمان‏شان هیچکس از آنها نیرومندتر نبود، پس الله اینگونه به آنها پاسخ داد: آیا اینها نمیدانند و نمیبینند الله که آنها را آفریده و نیرویی را که آنها را از راه به در برده است در آنها به ودیعه گذاشته، از آنها نیرومندتر است؟! و به آیات الله که هود ÷ آنها را آورد کفر میورزیدند.

(۱۶) پس بادی با صدایی آزار دهنده که به‏سبب عذابی که در آن وجود داشت برای‏شان شوم و نامبارک بود در شش روز بر آنها فرستادیم؛ تا عذاب ذلت و خواری را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم، و به‏طور قطع عذاب آخرت که در انتظارشان است خوارکنندهتر است، و هیچکس را نمییابند که با نجات دادن‏شان از عذاب به آنها یاری رساند.

(۱۷) و اما ثمود قوم صالح ÷ را با آشکار کردن راه حق راهنمایی کردیم، اما گمراهی را بر هدایت شدن به حقیقت ترجیح دادند، آنگاه به‏سبب کفر و گناهانی که انجام میدادند عذابی خوارکننده آنها را فرا گرفت.

(۱۸) و کسانی را که به الله و رسولانش ایمان آورده بودند، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی میترسیدند نجات دادیم، و آنها را از عذابی که به قوم‏شان رسید رهاندیم.

(۱۹) و روزیکه الله دشمنانش را به‏سوی آتش گرد میآورد، مأموران جهنم همگی آنها را به یکجا میرانَند، و نمیتوانند از جهنم بگریزند.

(۲۰) تا به جهنم که به‏سوی آن رانده میشدند برسند، و از آنچه که در دنیا انجام میدادند شانه خالی میکنند. گوشها و چشمها و پوستهای‏شان به کفر و گناهانی که در دنیا انجام میدادند بر ضد آنها گواهی میدهند.

برخی فواید آیات:

• رویگردانی از حق سبب وقوع عذابهای نابودگر در دنیا و آخرت است.

• تکبر و فریب خوردن به قدرت، دو مورد از موانع فرمان‏برداری از حق هستند.

• کافران هم در دنیا و هم در آخرت عذاب میشوند.

• گواهی دادن اعضای بدن در روز قیامت علیه صاحبان خویش.

﴿وَقَالُواْ لِجُلُودِهِمۡ لِمَ شَهِدتُّمۡ عَلَيۡنَاۖ قَالُوٓاْ أَنطَقَنَا ٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَنطَقَ كُلَّ شَيۡءٖۚ وَهُوَ خَلَقَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٢١ وَمَا كُنتُمۡ تَسۡتَتِرُونَ أَن يَشۡهَدَ عَلَيۡكُمۡ سَمۡعُكُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُكُمۡ وَلَا جُلُودُكُمۡ وَلَٰكِن ظَنَنتُمۡ أَنَّ ٱللَّهَ لَا يَعۡلَمُ كَثِيرٗا مِّمَّا تَعۡمَلُونَ٢٢ وَذَٰلِكُمۡ ظَنُّكُمُ ٱلَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمۡ أَرۡدَىٰكُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم مِّنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٢٣ فَإِن يَصۡبِرُواْ فَٱلنَّارُ مَثۡوٗى لَّهُمۡۖ وَإِن يَسۡتَعۡتِبُواْ فَمَا هُم مِّنَ ٱلۡمُعۡتَبِينَ٢٤ ۞وَقَيَّضۡنَا لَهُمۡ قُرَنَآءَ فَزَيَّنُواْ لَهُم مَّا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَحَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ خَٰسِرِينَ٢٥ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَسۡمَعُواْ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاْ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ٢٦ فَلَنُذِيقَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَذَابٗا شَدِيدٗا وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢٧ ذَٰلِكَ جَزَآءُ أَعۡدَآءِ ٱللَّهِ ٱلنَّارُۖ لَهُمۡ فِيهَا دَارُ ٱلۡخُلۡدِ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ٢٨ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ رَبَّنَآ أَرِنَا ٱلَّذَيۡنِ أَضَلَّانَا مِنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ نَجۡعَلۡهُمَا تَحۡتَ أَقۡدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ ٱلۡأَسۡفَلِينَ٢٩ [فصلت: ۲۱-۲۹]

(۲۱) و کافران به پوستهای‏شان میگویند: چرا به آنچه که در دنیا انجام میدادیم بر ضد ما گواهی دادید؟! پوستها در پاسخ صاحبان‏شان میگویند: الله که هر چیزی را به سخن آورده ما را به سخن آورد، و او شما را اولین بار آنگاه که در دنیا بودید آفرید، و در آخرت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی او بازگردانیده میشوید.

(۲۲) و هنگام ارتکاب گناهان، آنها را پنهان نمیکردید تا گوشها و چشمها و پوستهای‏تان بر ضد شما گواهی ندهند؛ زیرا شما به حساب و کیفر و پاداش پس از مرگ ایمان نداشتید، اما گمان کردید که الله سبحانه بسیاری از کارهای‏تان را نمیداند، و بر او پوشیده میماند، پس فریب خوردید.

(۲۳) و همین گمان بدی که به پروردگارتان بردید شما را نابود کرد، و اینگونه در دنیا و آخرت از زیاندیدگان شدید.

(۲۴) پس اگر اینها که گوشها و چشمها و پوستهای‏شان بر ضد آنها گواهی دادهاند شکیبایی کنند، جهنم جایگاه و پناهگاهشان است که به آن پناه میبرند، و اگر برداشته شدن عذاب و رضایت الله از خودشان را درخواست کنند، هرگز نه به رضایت او تعالی دست خواهند یافت و نه وارد بهشت خواهند شد.

(۲۵) و برای این کافران، همنشینانی از شیاطین آماده کردیم که همراه آنها بودند، و اعمال بدشان را در دنیا برای‏شان آراستند، و امر آخرت را که در پی آنها بود برای‏شان آراستند تا اینکه یادآوری آخرت و عمل به آن را از یادشان بردند، و عذاب در میان امتهای جن و انسی که قبل از آنها گذشته بودند بر آنها واجب شد، بهراستیکه آنها زیانکار بودند چون در روز قیامت به خودشان و خانوادههای‏شان با وارد شدن آنها در جهنم زیان رساندهاند.

(۲۶) و کافران وقتی از رویارویی دلیل با دلیل ناتوان ماندند اینگونه به یکدیگر توصیه کردند: به این قرآن که محمد آن را بر شما میخوانَد گوش ندهید، و از آنچه در آن است فرمان‏برداری نکنید، و هنگام قرائت آن توسط محمد فریاد بکشید و صداهای‏تان را بالا ببرید؛ تا با این کار بر او پیروز شوید، و او از تلاوت قرآن و دعوت به آن دست بکشد، آنگاه از او راحت شویم.

(۲۷) و به‏طور قطع به کسانیکه به الله کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند عذابی سخت در روز قیامت خواهیم چشاند، و قطعاً آنها را به کیفر اعمال‏شان بر حسب بدترین شرک و گناهی که انجام میدادند مجازات خواهیم کرد.

(۲۸) این جزا، جزای دشمنان الله که به او تعالی کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند: جهنم است، که جاویدان و برای همیشه در آن میمانند، جزایی بر انکار و عدم ایمان آنها به آیات الله، با وجود وضوح و حجت قویای که این آیات داشتند.

(۲۹) و کسانیکه به الله کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند گفتند: ای پروردگار ما، جنها و انسانهایی که ما را گمراه کردند به ما نشان بده: ابلیس که کفر و دعوت به آن را پایهگذاری کرد، و پسر آدم که ریختن خون را بنا نهاد، که این دو را در جهنم زیر پاهایمان قرار دهیم؛ تا از پایینترین کسانیکه سختترین عذاب جهنم برای‏شان است باشند.

برخی فواید آیات:

• بدگمانی به الله یکی از صفات کفر است.

• کفر و گناهان سبب مسلط شدن شیاطین بر انسان است.

• آرزوی پیروان به اینکه در روز قیامت سختترین عذاب به پیشوایان‏شان برسد.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ٣٠ نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ٣١ نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ٣٢ وَمَنۡ أَحۡسَنُ قَوۡلٗا مِّمَّن دَعَآ إِلَى ٱللَّهِ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ٣٣ وَلَا تَسۡتَوِي ٱلۡحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُۚ ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ٣٤ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ٣٥ وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ نَزۡغٞ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٣٦ وَمِنۡ ءَايَٰتِهِ ٱلَّيۡلُ وَٱلنَّهَارُ وَٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُۚ لَا تَسۡجُدُواْ لِلشَّمۡسِ وَلَا لِلۡقَمَرِ وَٱسۡجُدُواْۤ لِلَّهِۤ ٱلَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ٣٧ فَإِنِ ٱسۡتَكۡبَرُواْ فَٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُۥ بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَهُمۡ لَا يَسۡ‍َٔمُونَ۩٣٨ [فصلت: ۳۰-۳۸]

الله پس از بیان مجازات دشمنانش، پاداش دوستان خویش را بیان کرد و فرمود:

(۳۰) همانا کسانیکه گفتند: پروردگار ما الله است، و هیچ پروردگاری جز او نداریم، و بر اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی پایداری کردند، فرشتگان هنگام فرا رسیدن مرگشان بر آنها فرود میآیند و به آنها میگویند: نه از مرگ بترسید و نه از آنچه پس از آن است، و بر آنچه در دنیا به جای میگذارید اندوهگین نشوید، و شما را بشارت باد به بهشتی که در دنیا در قبال ایمان‏تان به الله و اعمال صالحتان به آن وعده داده میشدید.

(۳۱) ما دوستان شما در زندگی دنیا هستیم، که شما را به راه راست ارشاد و محافظت میکردیم، و در آخرت نیز دوستان شما هستیم، پس دوستی ما با شما پایدار است، و در بهشت تمام خوشیها و آرزوها و خواستههایی را که میطلبید برای‏تان فراهم است.

(۳۲) رزق و روزیِ آمادهشدهای است برای پذیرایی شما از سوی پروردگاری که نسبت به گناهان کسانی از بندگانش که به‏سوی او توبه کنند، بسیار آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

(۳۳) و هیچکس خوشگفتارتر از کسی نیست که به‏سوی توحید الله و عمل به شریعت او تعالی فرامیخواند، و عملی صالح که پروردگارش را راضی میسازد انجام میدهد، و میگوید: همانا من از تسلیمشدگان و فرمان‏برداران الله هستم، و هرکس تمام این موارد را انجام دهد خوشگفتارترین مردم است.

(۳۴) و انجام نیکیها و طاعات که الله را راضی میسازند، و انجام بدیها و گناهان که او تعالی را به خشم میآورند یکسان نیستند. بدی کسی از مردم را که به تو بدی کرده با نیکوترین خصلت دفع کن، آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی دیرینهای وجود دارد- آنگاه که بدیاش را با نیکوکاری به او دفع کردی- گویی رفیقی شفیق است.

(۳۵) و جز کسانیکه در برابر آزار و بدیهایی که از جانب مردم با آن روبرو میشوند شکیبایی کردهاند به این خصلت پسندیده دست نمییابند، و جز کسیکه صاحب سهمی بزرگ است به آن نمیرسد؛ زیرا خیر زیاد، و سود فراوانی در آن است.

(۳۶) و اگر در هر زمان شیطان شری را به تو وسوسه کرد به الله پناه ببر؛ زیرا او تعالی سخنانت را میشنود، و از حال تو بسیار آگاه است.

(۳۷) و از آیات الله که بر عظمت و یگانگی او تعالی دلالت دارند در پی هم آمدن شب و روز، و خورشید و ماه است. - ای مردم- نه برای خورشید سجده کنید، و نه برای ماه؛ و فقط الله را سجده کنید که آنها را آفریده است اگر واقعا الله را عبادت میکنید.

(۳۸) پس اگر تکبر ورزیدند و روی گردانیدند، و برای الله آفریدگار سجده نکردند، فرشتگانی که نزد الله هستند شب و روز او سبحانه را تسبیح و ستایش میکنند، و از عبادت او تعالی خسته نمیشوند.

برخی فواید آیات:

• استقامت جایگاه بزرگی نزد الله دارد.

• الله بندگان مؤمن خویش را گرامی میدارد و امور آنها و بازماندگان‏شان را برعهده میگیرد.

• جایگاه دعوت به‏سوی الله، و اینکه برترین عمل است.

• صبر در برابر آزارها و دفع با آنچه که نیکوتر است دو خصلت اخلاقی هستند که دعوتگر به‏سوی الله از آنها بینیاز نیست.

﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنَّكَ تَرَى ٱلۡأَرۡضَ خَٰشِعَةٗ فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡۚ إِنَّ ٱلَّذِيٓ أَحۡيَاهَا لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰٓۚ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ٣٩ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا لَا يَخۡفَوۡنَ عَلَيۡنَآۗ أَفَمَن يُلۡقَىٰ فِي ٱلنَّارِ خَيۡرٌ أَم مَّن يَأۡتِيٓ ءَامِنٗا يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ ٱعۡمَلُواْ مَا شِئۡتُمۡ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ٤٠ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِٱلذِّكۡرِ لَمَّا جَآءَهُمۡۖ وَإِنَّهُۥ لَكِتَٰبٌ عَزِيزٞ٤١ لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ٤٢ مَّا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدۡ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبۡلِكَۚ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغۡفِرَةٖ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٖ٤٣ وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ قُرۡءَانًا أَعۡجَمِيّٗا لَّقَالُواْ لَوۡلَا فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُۥٓۖ ءَا۬عۡجَمِيّٞ وَعَرَبِيّٞۗ قُلۡ هُوَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ هُدٗى وَشِفَآءٞۚ وَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٞ وَهُوَ عَلَيۡهِمۡ عَمًىۚ أُوْلَٰٓئِكَ يُنَادَوۡنَ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ٤٤ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ فَٱخۡتُلِفَ فِيهِۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ٤٥ مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۗ وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ٤٦ [فصلت: ۳۹-۴۶]

(۳۹) و از دیگر آیات الله که بر عظمت و یگانگی و قدرت او تعالی بر رستاخیز دلالت دارد این است که تو زمین را بدون گیاه میبینی، و چون آب باران را بر آن فرو فرستیم به‏سبب نمو بذرهای نهان در آن به جنبش درمیآید، و برمیدمد. همان ذاتیکه این زمین مرده را با گیاهان زنده گردانید، به‏طور قطع زنده کنندۀ مردگان و برانگیزانندۀ آنها برای حسابرسی و جزا است؛ زیرا او بر هر کاری توانا است، و نه زندهگرداندن زمین پس از اینکه مرده بود او را ناتوان میسازد، و نه زندهگرداندن و برانگیختن مردگان از قبرهایشان.

(۴۰) حالِ کسانیکه در آیات ما با انکار و تکذیب و تحریف آنها از حق به انحراف میروند، بر ما پوشیده نیست، و ما از آنها آگاه هستیم. پس آیا کسیکه در جهنم افکنده میشود بهتر است یا کسیکه روز قیامت در حالی میآید که از عذاب ایمن است؟ - ای مردم- هر خیر و شری که میخواهید انجام دهید، که ما خیر و شر را برای‏تان مشخص کردهایم. همانا الله آنچه را انجام میدهید میبیند، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند.

(۴۱) به‏طور قطع کسانیکه به قرآن وقتی از جانب الله نزدشان آمد کفر ورزیدند در روز قیامت عذاب میشوند، و قطعاً قرآن کتاب محکم و استواری است، که نه هیچ تحریف کنندهای میتواند آن را تحریف کند، و نه هیچ تبدیل کنندهای میتواند آن را تغییر دهد.

(۴۲) باطل نه از پیش روی آن و نه از پشت سرش با کاسته شدن یا افزوده شدن یا تبدیل و تحریف به‏سوی قرآن نمیآید، از جانب ذاتیکه در آفرینش و تقدیر و تشریعش بسیار دانا، و در هر حالتی ستودهشده است، نازل گردیده است.

الله پس از بیان حال تکذیب کنندگان قرآن، رسولش را با بیان تکذیب و تمسخر و افترایی که برادرانش یعنی رسولان پیش از او با آن روبرو بودند شکیبا کرد و تسلّی داد، و فرمود:

(۴۳) - ای رسول- جز تکذیبی که به رسولان پیش از تو گفته شده است به تو گفته نمیشود پس شکیبا باش؛ زیرا پروردگارت برای هرکس از بندگانش که به‏سوی او توبه کند صاحب آمرزش، وبرای کسیکه بر گناهانش اصرار ورزد و هرگز توبه نکند صاحب کیفری دردناک است.

(۴۴) و اگر این قرآن را به زبانی غیر از زبان عربی نازل کرده بودیم به‏طور قطع کافران از میان آنها میگفتند: چرا آیاتش به روشنی بیان نشده تا آنها را بفهمیم، آیا قرآن، غیر عربی و کسیکه آن را آورده عربی است؟ - ای رسول- به اینها بگو: قرآن- برای کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و رسولانش را تصدیق کردهاند- هدایتی از گمراهی و شفای جهل و آثار جهل که در سینهها وجود دارد است، و کسانیکه به الله ایمان نمیآورند در گوشهای‏شان سنگینی است، و قرآن برای آنها مبهمی است که آن را نمیفهمند. اینها که صفات مذکور را دارند مانند کسانی هستند که از مکان دور صدا زده میشوند، پس چگونه میتوانند صدای منادی را بشنوند!

(۴۵) و به تحقیق که به موسی ÷ تورات را دادیم و در آن اختلاف واقع شد؛ برخی از آنها به آن ایمان آوردند، و برخی از آنها به آن کفر ورزیدند، و اگر وعدهای از جانب الله نبود مبنی بر اینکه در روز قیامت میان بندگانش در آنچه در آن با هم اختلاف دارند داوری میکند به‏طور قطع میان اختلاف کنندگان در تورات حکم میکرد، و راستگو و یاوهگو را مشخص میساخت، آنگاه راستگو را گرامی میداشت و یاوهگو را خوار میساخت، و بهراستیکه کافران دربارۀ قرآن به شکی سخت گرفتار هستند.

(۴۶) هرکس عمل صالحی انجام دهد سود عمل او به خودش بازمیگردد، زیرا عمل صالحِ هیچکسی به الله سود نمیرساند، و هرکس عمل بدی مرتکب شود زیان آن به خودش بازمیگردد، زیرا نافرمانی هیچیک از مخلوقات الله به او تعالی زیانی نمیرساند، و بهزودی هرکس را به آنچه که استحقاقش را دارد جزا خواهد داد، و –ای رسول- پروردگارت نسبت به بندگان خویش ستمکار نیست، و هرگز از نیکیهای‏شان نخواهد کاست، و بر بدیهای‏شان نخواهد افزود.

برخی فواید آیات:

• الله قرآن را برخلاف کتابهای پیش از آن، از تبدیل و تحریف حفظ، و این حفاظت را تضمین کرده و برعهده گرفته است،.

• اتمام حجت بر مشرکان عرب با نزول قرآن به زبان خودشان.

• نفی ستم از الله، و اثبات عدالت برای او تعالی.

﴿۞إِلَيۡهِ يُرَدُّ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِۚ وَمَا تَخۡرُجُ مِن ثَمَرَٰتٖ مِّنۡ أَكۡمَامِهَا وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِۦۚ وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ أَيۡنَ شُرَكَآءِي قَالُوٓاْ ءَاذَنَّٰكَ مَامِنَّا مِن شَهِيدٖ٤٧ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَدۡعُونَ مِن قَبۡلُۖ وَظَنُّواْ مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٖ٤٨ لَّا يَسۡ‍َٔمُ ٱلۡإِنسَٰنُ مِن دُعَآءِ ٱلۡخَيۡرِ وَإِن مَّسَّهُ ٱلشَّرُّ فَيَ‍ُٔوسٞ قَنُوطٞ٤٩ وَلَئِنۡ أَذَقۡنَٰهُ رَحۡمَةٗ مِّنَّا مِنۢ بَعۡدِ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُ لَيَقُولَنَّ هَٰذَا لِي وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ وَلَئِن رُّجِعۡتُ إِلَىٰ رَبِّيٓ إِنَّ لِي عِندَهُۥ لَلۡحُسۡنَىٰۚ فَلَنُنَبِّئَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِمَا عَمِلُواْ وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنۡ عَذَابٍ غَلِيظٖ٥٠ وَإِذَآ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ أَعۡرَضَ وَنَ‍َٔابِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٖ٥١ قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ثُمَّ كَفَرۡتُم بِهِۦ مَنۡ أَضَلُّ مِمَّنۡ هُوَ فِي شِقَاقِۢ بَعِيدٖ٥٢ سَنُرِيهِمۡ ءَايَٰتِنَا فِي ٱلۡأٓفَاقِ وَفِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّۗ أَوَ لَمۡ يَكۡفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ٥٣ أَلَآ إِنَّهُمۡ فِي مِرۡيَةٖ مِّن لِّقَآءِ رَبِّهِمۡۗ أَلَآ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٖ مُّحِيطُۢ٥٤ [فصلت: ۴۷-۵۴]

(۴۷) دانش قیامت فقط به الله بازگردانده میشود؛ زیرا فقط او میداند که چه زمانی رخ میدهد، و غیر او از این امر آگاه نیست. و جز به علم او تعالی هیچ میوهای از غلافش که از آن محافظت میکند بیرون نمیآید، و هیچ مادهای بار برنمیدارد و بار نمیگذارد. و ذرهای از این امر از دستش نمیرود، و روزیکه الله مشرکان را که همراه او نمادها را عبادت میکردند، از روی توبیخ به خاطر عبادت نمادها توسط آنها، اینگونه ندا میدهد: شریکان من که ادعا میکردید شریکانم هستند کجا هستند؟ مشرکان میگویند: در برابر تو اعتراف کردیم، که اکنون هیچیک از ما نیست که گواهی دهد تو شریکی داری.

(۴۸) و نمادهای ادعایی آنها از نظرشان پنهان میشوند، و یقین میکنند که هیچ راه فرار و گریزی از عذاب الله ندارند.

(۴۹) انسان از درخواست سلامتی و مال و فرزند و سایر نعمتها خسته نمیشود، و اگر فقر یا بیماری و مانند آن به او برسد از رحمت الله بسیار مأیوس و نومید میگردد.

(۵۰) و اگر سلامتی و ثروت و بهبودی از مصیبت و بیماریای که به او رسیده است به او بچشانیم به‏طور قطع خواهد گفت: این از آنِ من است؛ چون شایسته و سزاوارش هستم، و گمان نمیکنم که قیامت برپا شود، و به فرض اگر قیامت برپا شود نزد الله صاحب ثروت و مال خواهم بود، و همانگونه که به‏سبب استحقاقم در دنیا بر من نعمت ارزانی داشت در آخرت بر من نعمت میبخشد، و به‏طور قطع کسانی را که به الله کفر ورزیدهاند از کفر و گناهانی که انجام دادهاند باخبر خواهیم ساخت، و به‏طور قطع عذابی را که به نهایت سختی رسیده است به آنها خواهیم چشاند.

(۵۱) و هرگاه نعمت سلامتی و بهبودی و مانند آن به انسان بخشیم از یاد و طاعت الله غافل میشود، و متکبرانه روی میگرداند، و هرگاه بیماری و فقر و مانند آن به او رسد بسیار به‏سوی الله دعا میکند، و از آسیبی که به او رسیده است به‏سوی الله شکوه و گلایه میکند تا آن را از او برطرف سازد؛ یعنی نه وقتی پروردگارش بر او نعمت بخشد از او سپاسگزاری میکند، و نه در برابر مصیبت او آنگاه که او را گرفتار سازد شکیبایی میکند.

(۵۲) - ای رسول- به این مشرکان تکذیبکننده بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از جانب الله باشد، و شما به آن کفر ورزید و آن را تکذیب کنید، پس چه حالی خواهید داشت؟! و چه کسی گمراهتر است از آن کس که با حق ستیزهجویی میکند با آنکه حق آشکار شده و دلیل و قوت دلیلش روشن شده است؟!

(۵۳) به زودی آیات خویش در کرانههای زمین از آنچه که الله برای مسلمانان فتح میکند، و آیات خویش را در خودشان با فتح مکه به آنها نشان خواهیم داد؛ تا آنچه که این شک را برطرف میسازد که این قرآن همان حقیقتی است که هیچ شکی در آن راه ندارد برای‏شان روشن شود. آیا برای این مشرکان بر اینکه قرآن حقیقت است، این گواهی الله که قرآن از جانب او آمده، کافی نیست؟! گواهی چه کسی از گواهی الله بزرگتر است؟! پس اگر حق را میخواستند به‏طور قطع به گواهی پروردگارشان بسنده میکردند.

(۵۴) آگاه باشید که مشرکان در مورد دیدار پروردگارشان در روز قیامت مردد هستند چون رستاخیز را انکار میکنند، و آنها به آخرت ایمان نمیآورند؛ از این رو با انجام عمل صالح برای آن آماده نمیشوند. بدانید که علم و قدرت الله بر هر چیزی احاطه دارد.

برخی فواید آیات:

• علم قیامت فقط نزد الله است.

• در برخورد کافر با نعمتها و مصیبتهایی که از جانب الله به او میرسد اضطراب و آشفتگی وجود دارد.

• احاطۀ علم و قدرت الله بر هر چیزی.

سورة الشُّوری (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿حمٓ١ عٓسٓقٓ٢ كَذَٰلِكَ يُوحِيٓ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ ٱللَّهُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٣ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ٤ تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرۡنَ مِن فَوۡقِهِنَّۚ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِمَن فِي ٱلۡأَرۡضِۗ أَلَآ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٥ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ ٱللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيۡهِمۡ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٖ٦ وَكَذَٰلِكَ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا لِّتُنذِرَ أُمَّ ٱلۡقُرَىٰ وَمَنۡ حَوۡلَهَا وَتُنذِرَ يَوۡمَ ٱلۡجَمۡعِ لَا رَيۡبَ فِيهِۚ فَرِيقٞ فِي ٱلۡجَنَّةِ وَفَرِيقٞ فِي ٱلسَّعِيرِ٧ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَهُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَلَٰكِن يُدۡخِلُ مَن يَشَآءُ فِي رَحۡمَتِهِۦۚ وَٱلظَّٰلِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ٨ أَمِ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَۖ فَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡوَلِيُّ وَهُوَ يُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٩ وَمَا ٱخۡتَلَفۡتُمۡ فِيهِ مِن شَيۡءٖ فَحُكۡمُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبِّي عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ وَإِلَيۡهِ أُنِيبُ١٠ [الشورى: ۱-۱۰]

برخی مقاصد سوره:

بیان حقیقت وحی و رسالت محمدی، و اینکه امتدادِ وحی نازلشده بر پیامبران است.

تفسیر:

(۱) (۲) ﴿حمٓ١ عٓسٓقٓ٢ [الشورى: ۱-۲]سخن در مورد حروف شبیه این موارد در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۳) ای محمد مانند این وحی، الله که در گرفتن انتقام از دشمنانش شکست ناپذیر، و در تدبیر و آفرینش خویش بسیار دانا است، به تو و پیامبرانش که پیش از تو بودند وحی میکند.

(۴) آفرینش و فرمانروایی و تدبیر تمام آنچه در آسمانها و در زمین است فقط از آنِ الله است، و او تعالی به ذات و قدرت و توان خویش برتر، و در ذات خویش بسیار بزرگ است.

(۵) و به‏سبب بزرگی او سبحانه نزدیک است که آسمانها با وجود بزرگی و ارتفاعی که دارند از فراز زمینها بشکافند. و فرشتگان از سر فروتنی و بزرگداشت، پروردگارشان را درحالیکه او را میستایند منزه و بزرگ میدارند، و از الله برای ساکنان زمین آمرزش درخواست میکنند. بدانید که الله نسبت به گناهان آن بندگانش که توبه کنند بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۶) و کسانیکه نمادهایی به جای الله گرفتهاند و آنها را به جای الله دوست دارند و عبادت میکنند، الله در کمین آنها است و اعمال‏شان را ثبت میکند و آنها را در قبال اعمال‏شان جزا میدهد، و –ای رسول- تو مسئول حفظ اعمال آنها نیست، و دربارۀ اعمال‏شان از تو سوال نخواهد شد، تو فقط ابلاغ کنندهای هستی.

(۷) و - ای رسول- همانگونه که به پیامبران پیش از تو وحی کردیم قرآنی به زبان عربی به‏سوی تو فرستادیم تا مکه و آبادیهای عربی پیرامون آن، سپس تمام مردم را انذار دهی، و مردم را از روز قیامت بترسانی روزیکه الله از اولین تا آخرین، همگی را در میدانی واحد برای حسابرسی و جزا گرد میآورد، و هیچ تردیدی در وقوع آن روز وجود ندارد، و در آن روز مردم به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت هستند و اینها مؤمنان هستند، و گروهی دیگر یعنی کافران در جهنم هستند.

(۸) و اگر الله میخواست آنها را امتی یگانه بر دین اسلام قرار دهد به‏طور قطع این کار را انجام میداد، و همگی آنها را به بهشت وارد میکرد، اما حکمت او تعالی اقتضا کرد که هرکس را که میخواهد در اسلام درآورد، و وارد بهشت کند، و کسانیکه با کفر و گناهان به خودشان ستم کردهاند نه هیچ دوست و کارسازی دارند تا کارشان را برعهده گیرد و نه هیچ یاوری تا آنها را از عذاب الله نجات دهد.

(۹) بلکه این مشرکان به جای الله دوستانی گرفتهاند که با آنها دوستی میکنند، حال آنکه دوست و کارساز حقیقی الله است، و دیگران هیچ سود و زیانی نمیرسانند، و او تعالی است که مردگان را با برانگیختن‏شان برای حسابرسی و جزا زنده میگرداند، و هیچ چیزی او سبحانه را ناتوان نمیسازد.

(۱۰) و - ای مردم- در هر مورد از اصول یا فروع دین‏تان که اختلاف کردید حکم آن به‏سوی الله بازمیگردد، و در مورد آن به کتاب او تعالی یا سنت رسولش ج ارجاع داده میشود. ذاتیکه این صفات را دارد همان پروردگارم است، در تمام کارهایم بر او توکل کردم، و با توبه به‏سوی او بازمیگردم.

برخی فواید آیات:

• عظمت الله در هر چیزی آشکار است.

• دعای خیر فرشتگان برای پیروان ایمان.

• قرآن و سنت دو مرجع مؤمنان در تمام کارهای‏شان، بهخصوص هنگام اختلاف است.

• اکتفا به اِنذار ساکنان مکه و پیرامون آن؛ زیرا آنها رسالت پیامبر ج را انکار کردند و به آنها پاسخ داده شد، درحالیکه ایشان رسول تمام مردم است؛ چنانکه الله تعالی میفرماید: ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا كَآفَّةٗ لِّلنَّاسِ .... [سبأ: ۲۸].

﴿فَاطِرُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ جَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ أَزۡوَٰجٗا يَذۡرَؤُكُمۡ فِيهِۚ لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ١١ لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ١٢ ۞شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحٗا وَٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ وَمَا وَصَّيۡنَا بِهِۦٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓۖ أَنۡ أَقِيمُواْ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُواْ فِيهِۚ كَبُرَ عَلَى ٱلۡمُشۡرِكِينَ مَا تَدۡعُوهُمۡ إِلَيۡهِۚ ٱللَّهُ يَجۡتَبِيٓ إِلَيۡهِ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَن يُنِيبُ١٣ وَمَا تَفَرَّقُوٓاْ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى لَّقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُورِثُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ١٤ فَلِذَٰلِكَ فَٱدۡعُۖ وَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَۖ وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡۖ وَقُلۡ ءَامَنتُ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِن كِتَٰبٖۖ وَأُمِرۡتُ لِأَعۡدِلَ بَيۡنَكُمُۖ ٱللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمۡۖ لَنَآ أَعۡمَٰلُنَا وَلَكُمۡ أَعۡمَٰلُكُمۡۖ لَا حُجَّةَ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُۖ ٱللَّهُ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَاۖ وَإِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ١٥ [الشورى: ۱۱-۱۵]

(۱۱) الله آفریدگار آسمانها و زمین بدون نمونۀ قبلی است، از خود شما جفتهایی برای‏تان قرار داد، و شتر و گاو و گوسفند را به صورت نر و ماده برای‏تان قرار داد، تا به خاطر شما تکثیر و زیاد شوند. در جفتهایی که برای‏تان قرار داده است از طریق ازدواج شما را میآفریند، و از گوشت و شیر چارپایان که برای‏تان قرار داده است به شما طعام میدهد. هیچیک از مخلوقاتش مثل او نیست، او تعالی سخنان بندگانش را میشنود، و کارهای‏شان را میبیند، و ذرهای از این موارد از او پنهان نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال اعمال‏شان جزا خواهد داد؛ اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر.

(۱۲) کلیدهای گنجینههای آسمانها و زمین فقط از آنِ او است، رزق و روزی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد، برای آزمایش او میگشاید که آیا سپاسگزاری می‏کند یا ناسپاسی؟ و آن را بر هرکس بخواهد برای آزمایش او تنگ میگرداند که آیا شکیبایی میکند یا بر تقدیر الله خشم میگیرد؟ بهراستیکه او از هر چیزی آگاه است، و ذرهای از آنچه مصالح بندگانش در آن است بر او پوشیده نمیماند.

(۱۳) دینی مانند آنچه نوح ÷ را بر تبلیغ و عمل به آن فرمان دادیم برای‏تان تشریع فرمود. و –ای رسول- آنچه را به‏سوی تو وحی و برای‏تان تشریع کردیم مانند آن چیزی است که ابراهیم ÷ و موسی ÷ و عیسی ÷ را به تبلیغ و عمل به آن فرمان دادیم، و خلاصهاش چنین است: دین را برپا دارد، و از تفرقه و پراکندگی در آن دست بکشید، توحید الله، و ترک عبادت غیر او که مشرکان را به آن فرا میخوانی بر آنها بسیار گران میآید. الله هر یک از بندگانش را که بخواهد برمیگزیند، و او را به عبادت و طاعت خویش توفیق میدهد، و هرکس با توبه از گناهان خویش به‏سوی الله بازگردد به‏سوی خویش هدایت میفرماید.

(۱۴) و کافران و مشرکان پراکنده نشدند مگر پس از اینکه با بعثت محمد ج به‏سوی‏شان حجت بر آنها اقامه شد، و سبب تفرقهشان فقط سرکشی و ستم بود، و اگر در علم الله نگذشته بود که عذاب را تا زمانیکه در علم او تعالی مشخص است یعنی روز قیامت از آنها به تأخیر اندازد به‏طور قطع الله میان آنها داوری میکرد، و به‏سبب کفرشان به الله و تکذیب رسولانش عذاب را بر آنها به تعجیل میانداخت. و کسانیکه پس از پیشینیان خویش و پس از این مشرکان، تورات را از یهود، و انجیل را از نصاری، به میراث بردند، به‏طور قطع دربارۀ این قرآن که محمد ج آورده در تردید هستند و آن را تکذیب میکنند.

(۱۵) به این دین مستقیم دعوت کن، و بر اساس آنچه الله به تو فرمان داده بر آن پایدار باش، و از هوسهای باطل آنها پیروی نکن، و هنگام مجادله با آنها بگو: به الله و به کتابهایی که الله بر رسولانش فرو فرستاده ایمان آوردم، و الله به من فرمان داده تا میان شما به عدالت داوری کنم. الله که آن را عبادت میکنم پروردگار همگی ما و شماست. اعمال ما خیر باشد یا شر، برای خودمان است، و اعمال شما نیز خیر باشد یا شر برای خودتان است. پس از اینکه حجت روشن و آشکار شد هیچ جدالی میان ما و شما نیست، در روز قیامت الله همگی ما را جمع میکند، و بازگشت به‏سوی او است. آنگاه هر یک از ما را به آنچه که سزاوارش است جزا میدهد، و در آن هنگام راستگو از دروغگو، و حقدار از ناحق مشخص میگردد.

برخی فواید آیات:

• دین پیامبران در اصول، یگانه است.

• اهمیت وحدت کلمه، و خطر اختلاف در آن.

• یکی از عناصر اساسی موفقیت دعوت به‏سوی الله: اعتقاد صحیح و پایداری بر آن، دوری از پیروی هوسها، عدالت، تمرکز بر هدف مشترک، و ترک جدال بیفایده، و یادآوری هدف مشترک است.

﴿وَٱلَّذِينَ يُحَآجُّونَ فِي ٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ مَا ٱسۡتُجِيبَ لَهُۥ حُجَّتُهُمۡ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمۡ وَعَلَيۡهِمۡ غَضَبٞ وَلَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٌ١٦ ٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ وَٱلۡمِيزَانَۗ وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ قَرِيبٞ١٧ يَسۡتَعۡجِلُ بِهَا ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِهَاۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مُشۡفِقُونَ مِنۡهَا وَيَعۡلَمُونَ أَنَّهَا ٱلۡحَقُّۗ أَلَآ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُمَارُونَ فِي ٱلسَّاعَةِ لَفِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٍ١٨ ٱللَّهُ لَطِيفُۢ بِعِبَادِهِۦ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُۖ وَهُوَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡعَزِيزُ١٩ مَن كَانَ يُرِيدُ حَرۡثَ ٱلۡأٓخِرَةِ نَزِدۡ لَهُۥ فِي حَرۡثِهِۦۖ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرۡثَ ٱلدُّنۡيَا نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا وَمَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ٢٠ أَمۡ لَهُمۡ شُرَكَٰٓؤُاْ شَرَعُواْ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمۡ يَأۡذَنۢ بِهِ ٱللَّهُۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةُ ٱلۡفَصۡلِ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۗ وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٢١ تَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ مُشۡفِقِينَ مِمَّا كَسَبُواْ وَهُوَ وَاقِعُۢ بِهِمۡۗ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فِي رَوۡضَاتِ ٱلۡجَنَّاتِۖ لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمۡۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ٢٢ [الشورى: ۱۶-۲۲]

(۱۶) و کسانیکه در این دین نازلشده بر محمد ج پس از اینکه مردم آن را پذیرفتند با حجتهای باطل مجادله میکنند، حجت آنها نزد پروردگارشان و نزد مؤمنان نابودشدنی و ساقط است، و هیچ اثری ندارد، و به این سبب که کفر ورزیدند و حق را رها کردند خشمی از جانب الله بر آنها است، و عذابی سخت در روز قیامت منتظرشان است.

الله پس از بیان بطلان حجتهای کافران، اساس حجتهایی صحیح که مسلمان به آن استدلال میکند، یعنی قرآن، را بیان کرد و فرمود:

(۱۷) الله همان ذاتی است که قرآن را به حقیقتی که هیچ تردیدی در آن نیست نازل کرد، و عدالت را فرستاد تا میان مردم به انصاف حکم کند، و شاید قیامت که اینها آن را تکذیب میکنند نزدیک باشد، و مشخص است که هر امری که آمدنی باشد نزدیک است.

(۱۸) کسانیکه به قیامت ایمان ندارند خواستار تعجیل در آمدن آن هستند؛ زیرا به حساب و پاداش و کیفر ایمان ندارند، و کسانیکه به الله ایمان آوردهاند به‏سبب ترس از مقصدشان در قیامت از آن میترسند، و به یقین میدانند که قیامت همان حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد. بدانید کسانیکه در مورد قیامت مجادله و ستیزهجویی میکنند، و در وقوع آن تردید میورزند، به‏طور قطع در گمراهی دوری از حقیقت هستند.

(۱۹) الله نسبت به بندگانش بسیار مهربان است، هرکس را بخواهد روزی میدهد، و روزی را برایش میگشاید، و برای هرکس بخواهد از سر مهربانی به او روزی را برایش تنگ میگرداند، هر چند غیر این امر به نظر رسد. و او ذات توانایی است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و ذات شکست ناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد.

(۲۰) هرکس پاداش آخرت را بخواهد و برای آن کار کند، بر پاداش او میافزاییم، یعنی یک نیکی به ده تا هفتصد و حتی تا چند برابر بیشتر؛ و هرکس فقط دنیا را بخواهد سهم مقدر شدۀ او از دنیا را برایش میدهیم، و چون دنیا را بر آخرت ترجیح داده است هیچ سهمی در آخرت ندارد.

(۲۱) آیا این مشرکان معبودهایی غیر از الله دارند، که آنچه الله با شریعت خویش به آنها اجازه نداده است یعنی شرک به الله و تحریم آنچه الله حلال کرده، و تحلیل آنچه حرام کرده، برای‏شان تشریع کردهاند؟ و اگر الله سررسید مشخصی را برای داوری میان اختلاف کنندگان، و اینکه تا آن زمان به آنها مهلت میدهد مشخص نکرده بود، به‏طور قطع میان آنها داوری میکرد. و همانا کسانیکه با شرک به الله و گناهان به خودشان ستم کردهاند عذابی دردناک دارند که در روز قیامت در انتظارشان است.

(۲۲) - ای رسول- کسانی را که با شرک و گناهان به خودشان ستم کردهاند از کیفر گناهانی که انجام دادهاند ترسان میبینی، و به‏طور قطع عذاب بر آنها واقع میشود، و ترس بدون توبه سودی به حال‏شان نمیرساند، و کسانیکه به الله و رسولانش ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند برخلاف آنها هستند؛ زیرا در باغهای بهشت بهرهمند میشوند، و هرچه از نعمتهای گوناگونی که هرگز تمام نمیشود میخواهند نزد پروردگار خویش دارند. این همان فضیلت بزرگی است که هیچ فضیلتی با آن برابری نمیکند.

برخی فواید آیات:

• ترس مؤمن از هول و هراس روز قیامت، بر آماده شدن برای آن روز کمک میکند.

• لطف الله به بندگانش که روزی را برای هرکس گشایش روزی برایش خیر باشد میگشاید، و آن را برای هرکس تنگ گرداندنش خیر باشد تنگ میگرداند.

• خطر ترجیح دنیا بر آخرت.

﴿ذَٰلِكَ ٱلَّذِي يُبَشِّرُ ٱللَّهُ عِبَادَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِۗ قُل لَّآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا إِلَّا ٱلۡمَوَدَّةَ فِي ٱلۡقُرۡبَىٰۗ وَمَن يَقۡتَرِفۡ حَسَنَةٗ نَّزِدۡ لَهُۥ فِيهَا حُسۡنًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ شَكُورٌ٢٣ أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗاۖ فَإِن يَشَإِ ٱللَّهُ يَخۡتِمۡ عَلَىٰ قَلۡبِكَۗ وَيَمۡحُ ٱللَّهُ ٱلۡبَٰطِلَ وَيُحِقُّ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٢٤ وَهُوَ ٱلَّذِي يَقۡبَلُ ٱلتَّوۡبَةَ عَنۡ عِبَادِهِۦ وَيَعۡفُواْ عَنِ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ وَيَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ٢٥ وَيَسۡتَجِيبُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضۡلِهِۦۚ وَٱلۡكَٰفِرُونَ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞ٢٦ ۞وَلَوۡ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزۡقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٖ مَّا يَشَآءُۚ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرُۢ بَصِيرٞ٢٧ وَهُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ مِنۢ بَعۡدِ مَا قَنَطُواْ وَيَنشُرُ رَحۡمَتَهُۥۚ وَهُوَ ٱلۡوَلِيُّ ٱلۡحَمِيدُ٢٨ وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ خَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَآبَّةٖۚ وَهُوَ عَلَىٰ جَمۡعِهِمۡ إِذَا يَشَآءُ قَدِيرٞ٢٩ وَمَآ أَصَٰبَكُم مِّن مُّصِيبَةٖ فَبِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِيكُمۡ وَيَعۡفُواْ عَن كَثِيرٖ٣٠ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ٣١ [الشورى: ۲۳-۳۱]

(۲۳) این همان مژدۀ بزرگی است که الله آن را بر دست رسولش به کسانیکه به الله و رسولش ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند مژده میدهد. - ای رسول- بگو: در قبال تبلیغ حق فقط یک پاداش از شما میخواهم که سود آن هم به خودتان بازمیگردد، و آن هم اینکه مرا به‏سبب رابطۀ خویشاوندیای که با شما دارم دوست داشته باشید. و هرکس کار نیکی انجام دهد در مزدش برای او میافزاییم؛ هر نیکی به ده مانند آن. بهراستیکه الله نسبت به گناهان کسانی از بندگانش که به‏سوی او توبه کنند بسیار آمرزنده، و قدرشناس اعمال صالح‏شان است که آنها را در جستجوی وجه او تعالی انجام میدهند.

(۲۴) مشرکان ادعا میکردند که محمد ج این قرآن را ساخته و به پروردگارش نسبت داده است، و الله در پاسخ آنها فرمود: اگر به خاطرت خطور کند که دروغی ببندی به‏طور قطع بر قلبت مُهر مینهم، و دروغ افترا بسته را محو میکنم، و حق را باقی میگذارم، و چون این امر اتفاق نیفتاده است بر راستگویی پیامبر ج در اینکه از جانب پروردگارش بر او وحی میشود دلالت دارد. بهراستیکه او تعالی از آنچه در دلهای بندگانش وجود دارد بسیار آگاه است و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.

(۲۵) و او سبحانه ذاتی است که توبۀ بندگانش از کفر و گناهان را آنگاه که به‏سوی او توبه کنند میپذیرد، و از بدیهایی که مرتکب شدهاند درمیگذرد. از هر چیزیکه انجام دهید آگاه است، ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۲۶) و دعای کسانی را که به الله و رسولانش ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند اجابت میکند، و از فضل خویش بر آنچه از او نخواستهاند برای‏شان میافزاید، و کافران به الله و رسولانش عذاب سختی دارند که در قیامت منتظرشان است.

(۲۷) و اگر الله رزق و روزی را برای تمام بندگانش بگشاید به‏طور قطع با ستم در زمین سرکشی میکنند، اما او سبحانه از رزق و روزی به اندازهای از گشایش و تنگی که میخواهد فرو میفرستد. همانا او تعالی نسبت به احوال بندگانش بسیار دانا و بینا است. پس براساس حکمت میبخشد، و براساس حکمت نیز محروم میکند.

(۲۸) و او ذاتی است که باران را بر بندگانش پس از اینکه از نزول آن نومید شدند فرو میفرستد، و این باران را میگستراند تا گیاهان زمین بروید، و او عهدهدار کارهای بندگان است، و در هر حالتی ستودهشده است.

(۲۹) و یکی از نشانههای الله که بر قدرت و یگانگی او تعالی دلالت دارد آفرینش آسمانها و زمین، و مخلوقات عجیبی است که در این دو گسترانده است، و خود او تعالی هرگاه بخواهد بر گردآوری آنها برای حشر و جزا توانا است، و این کار او را ناتوان نمیسازد همانگونه که از آفرینش آنها برای بار اول ناتوان نبوده است.

(۳۰) و –ای مردم- هر مصیبتی که در خودتان یا اموال‏تان به شما برسد به‏سبب گناهانی است که خودتان مرتکب شدهاید، و الله از بسیاری از این گناهان برای‏تان درمیگذرد، و شما را در قبال آنها مؤاخذه نمیکند.

(۳۱) و هرگاه پروردگارتان بخواهد شما را کیفر کند نمیتوانید برای نجات از او تعالی بگریزید، و به جای او نه هیچ کارسازی دارید تا کارهای‏تان را برعهده گیرد، و نه هیچ یاوری تا عذاب را اگر الله آن را برای‏تان بخواهد از شما بردارد.

برخی فواید آیات:

• دعوتگر به‏سوی الله در پی کسب مزد از جانب مردم نیست.

• گشایش و تنگ گردیدن روزی تابع حکمتی الهی است که شاید بر بسیاری از مردم پوشیده باشد.

• گناهان و معاصی از اسباب نازل شدن مصیبتها هستند.

﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِ ٱلۡجَوَارِ فِي ٱلۡبَحۡرِ كَٱلۡأَعۡلَٰمِ٣٢ إِن يَشَأۡ يُسۡكِنِ ٱلرِّيحَ فَيَظۡلَلۡنَ رَوَاكِدَ عَلَىٰ ظَهۡرِهِۦٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٍ٣٣ أَوۡ يُوبِقۡهُنَّ بِمَا كَسَبُواْ وَيَعۡفُ عَن كَثِيرٖ٣٤ وَيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٖ٣٥ فَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَيۡءٖ فَمَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ٣٦ وَٱلَّذِينَ يَجۡتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡفَوَٰحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُواْ هُمۡ يَغۡفِرُونَ٣٧ وَٱلَّذِينَ ٱسۡتَجَابُواْ لِرَبِّهِمۡ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَمۡرُهُمۡ شُورَىٰ بَيۡنَهُمۡ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ٣٨ وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَابَهُمُ ٱلۡبَغۡيُ هُمۡ يَنتَصِرُونَ٣٩ وَجَزَٰٓؤُاْ سَيِّئَةٖ سَيِّئَةٞ مِّثۡلُهَاۖ فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ٤٠ وَلَمَنِ ٱنتَصَرَ بَعۡدَ ظُلۡمِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَا عَلَيۡهِم مِّن سَبِيلٍ٤١ إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَظۡلِمُونَ ٱلنَّاسَ وَيَبۡغُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٤٢ وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ٤٣ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن وَلِيّٖ مِّنۢ بَعۡدِهِۦۗ وَتَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ لَمَّا رَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَ يَقُولُونَ هَلۡ إِلَىٰ مَرَدّٖ مِّن سَبِيلٖ٤٤ [الشورى: ۳۲-۴۴]

(۳۲) و یکی دیگر از آیات دلالت کنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی کشتیهایی است که از نظر ارتفاع و بلندی مانند کوهها در دریا در حرکت هستند.

(۳۳) اگر الله ساکن شدن باد که آنها را حرکت میدهد بخواهد به‏طور قطع باد را ساکن میگرداند، آنگاه بدون حرکت در دریا ثابت میمانند. بهراستیکه در این آفرینش کشتیها و تسخیر بادها دلالتهای آشکاری است بر قدرت الله برای هرکس که در برابر بلا و مصیبتها بسیار شکیبا، و شکرگزار نعمتهایی است که الله بر او بخشیده است.

(۳۴) یا اگر او سبحانه به‏سبب گناهانی که مردم انجام دادهاند نابودی این کشتیها را با فرستادن تندباد بخواهد به‏طور قطع آنها را از بین میبرد، و از بسیاری گناهان بندگانش درمیگذرد و آنها را در قبال آن مجازات نمیکند.

(۳۵) تا کسانیکه در آیات الله برای ابطال آنها مجادله میکنند هنگام نابودی این کشتیها با تندباد بدانند که هیچ راه فراری از نابودی ندارند، و جز الله را در دعا نخوانند، و غیر او را رها کنند.

(۳۶) و –ای مردم- مال یا مقام یا فرزندی که به شما داده شده، کالای زندگی دنیا است که نابود شدنی و موقتی است، و نعمتهای جاویدان همان نعمتهای بهشت هستند که الله برای کسانیکه به الله و رسولانش ایمان آوردهاند، و در تمام کارهای‏شان فقط بر پروردگارشان توکل میکنند آماده ساخته است.

(۳۷) و همان کسانیکه از گناهان کبیره و زشت دوری میکنند، و هرگاه از کسیکه با سخن یا فعل بر آنها بدی کرده است خشمگین میشوند خطایش را میبخشند، و او را در قبال آن مجازات نمیکنند، و این عفو اگر خیر و مصلحتی در آن باشد نیکیای از جانب آنها است.

(۳۸) و همان کسانیکه به پروردگارشان، با انجام آنچه به آن فرمان داده، و ترک آنچه از آن نهی فرموده، پاسخ مثبت دادهاند، و نماز را به کاملترین وجه برپا داشتهاند، و همان کسانیکه در اموری که قصد انجام دادنش را دارند با یکدیگر مشورت میکنند، و از آنچه به آنها روزی دادهایم در جستجوی وجه الله انفاق میکنند.

(۳۹) و همان کسانیکه وقتی ستمی بر آنها وارد شود، اگر ستمکار سزاوار بخشش نباشد، برای گرامیداشت و احترام خودشان انتقام میگیرند، و این انتقام، حقی است، بهخصوص زمانیکه مصلحتی در عفو وجود نداشته باشد.

(۴۰) و هرکس بخواهد حقش را بگیرد این اجازه را دارد، اما به مثل ستمی که بر او رفته و بدون افزودن یا تجاوز؛ و هرکس از کسیکه به او بدی کرده بگذرد و او را در قبال بدکاریاش مواخذه نکند، و میان خود و برادرش را اصلاح گرداند پاداش او نزد الله است، همانا او تعالی ستمکارانی را که در جان یا مال یا آبروی مردم ستم میکنند دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم میگیرد.

(۴۱) و هرکس انتقام خویش را بگیرد اینها چون حقشان را گرفتهاند مواخذهای بر آنها نیست.

(۴۲) مواخذه و کیفر فقط برای کسانی است که بر مردم ستم میکنند، و در زمین مرتکب گناهان میشوند، برای اینها عذابی دردناک در آخرت است.

(۴۳) و اما کسیکه در برابر آزاری که دیگری به او رسانده شکیبایی کند، و از او درگذرد، بهراستیکه این صبر از مواردی است که خیر را به او و جامعه بازمیگرداند؛ و این کار امری پسندیده است، و جز صاحب خوشبختی بزرگ به آن توفیق نمییابد.

(۴۴) و هرکس الله او را به هدایت یاری نکند و از حق گمراه سازد پس از او تعالی هیچ کارسازی نیست که کارش را برعهده گیرد، و کسانی را که با کفر و گناهان به خودشان ستم کردهاند وقتی عذاب روز قیامت را ببینند میبینی که آرزوکنان میگویند: آیا راهی برای بازگشت به دنیا هست تا به‏سوی الله توبه کنیم؟

برخی فواید آیات:

• شکیبایی و سپاسگزاری دو مورد از اسباب توفیق پند گرفتن از آیات الله است.

• مشورت در اسلام جایگاه بزرگی دارد.

• جواز مؤاخذه ظالم به مانند ستمی که روا داشته است، هر چند بخشش بهتر است.

﴿وَتَرَىٰهُمۡ يُعۡرَضُونَ عَلَيۡهَا خَٰشِعِينَ مِنَ ٱلذُّلِّ يَنظُرُونَ مِن طَرۡفٍ خَفِيّٖۗ وَقَالَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَأَهۡلِيهِمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ أَلَآ إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ فِي عَذَابٖ مُّقِيمٖ٤٥ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنۡ أَوۡلِيَآءَ يَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِۗ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن سَبِيلٍ٤٦ ٱسۡتَجِيبُواْ لِرَبِّكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِۚ مَا لَكُم مِّن مَّلۡجَإٖ يَوۡمَئِذٖ وَمَا لَكُم مِّن نَّكِيرٖ٤٧ فَإِنۡ أَعۡرَضُواْ فَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ عَلَيۡهِمۡ حَفِيظًاۖ إِنۡ عَلَيۡكَ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُۗ وَإِنَّآ إِذَآ أَذَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِنَّا رَحۡمَةٗ فَرِحَ بِهَاۖ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ فَإِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ كَفُورٞ٤٨ لِّلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ يَهَبُ لِمَن يَشَآءُ إِنَٰثٗا وَيَهَبُ لِمَن يَشَآءُ ٱلذُّكُورَ٤٩ أَوۡ يُزَوِّجُهُمۡ ذُكۡرَانٗا وَإِنَٰثٗاۖ وَيَجۡعَلُ مَن يَشَآءُ عَقِيمًاۚ إِنَّهُۥ عَلِيمٞ قَدِيرٞ٥٠ ۞وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلَّا وَحۡيًا أَوۡ مِن وَرَآيِٕ حِجَابٍ أَوۡ يُرۡسِلَ رَسُولٗا فَيُوحِيَ بِإِذۡنِهِۦ مَا يَشَآءُۚ إِنَّهُۥ عَلِيٌّ حَكِيمٞ٥١ [الشورى: ۴۵-۵۱]

(۴۵) و –ای رسول- این ستمکاران را هنگامیکه بر جهنم عرضه میشوند میبینی درحالیکه خوار و ذلیل هستند به‏سبب ترس زیاد از مردم دزدکی به آنها مینگرند، و کسانیکه به الله و رسولانش ایمان آوردهاند میگویند: زیانکاران واقعی همان کسانی هستند که در روز قیامت به‏سبب عذاب الله که با آن روبهرو میشوند به خودشان و خانوادههای‏شان زیان رساندهاند، بدانید کسانیکه به‏سبب کفر و گناهان به خودشان ستم کردهاند در عذابی همیشگی که هرگز قطع نمیشود قرار دارند.

(۴۶) و دوستانی ندارند که با نجات دادن آنها از عذاب الله در روز قیامت به آنها یاری رسانند، و هرکس الله او را در راه حق یاری نکند و از آن گمراه سازد هرگز راهی برایش نیست که او را به هدایت به‏سوی حق برساند.

(۴۷) - ای مردم- با شتافتن به اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارتان، و امروز و فردا نکردن، به پروردگارتان پاسخ مثبت دهید، قبل از اینکه روز قیامت بیاید که هرگاه بیاید هیچ بازدارندهای برایش نیست، و نه هیچ پناهگاهی است که به آن پناه ببرید، و نه حق انکاری برای‏تان است که گناهانی را که در دنیا مرتکب شدهاید با آن انکار کنید.

(۴۸) پس –ای رسول- اگر از فرامین تو روی گرداندند ما تو را نگهبان بر آنها نفرستادهایم که از اعمال‏شان نگهبانی کنی، و فقط تبلیغ آنچه به آن فرمان یافتهای برعهدۀ توست، و حسابرسی آنها برعهدۀ الله است، و در حقیقت اگر ما از جانب خویش ثروت و سلامتی و رحمتی دیگر مانند این دو به انسان بچشانیم به آن شاد میگردد، و اگر به‏سبب گناهان انسانها مصیبتی ناپسند به آنها برسد؛ خوی و عادت آنها کفران نعمتهای الله، سپاسگزاری نکردن، و خشم گرفتن بر آنچه الله به حکمت خویش مقدر کرده است میباشد.

(۴۹) (۵۰) فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ الله است، هرچه از پسر یا دختر یا غیر آن که بخواهد میآفریند، به هرکس بخواهد فرزند دختر میدهد و او را از فرزند پسر محروم میسازد، و برای هرکس بخواهد فرزند پسر میدهد و او را از فرزند دختر محروم میسازد، یا برای هرکس بخواهد هم پسر میدهد و هم دختر، و هرکس را بخواهد عقیم و نازا قرار میدهد. بهراستیکه او از آنچه موجود است و آنچه در آینده موجود خواهد شد آگاه است، و این امر به‏سبب علم و حکمت کامل او است. هیچچیز بر او پوشیده نمیماند، و هیچچیز او را ناتوان نمیکند.

(۵۱) هیچ انسانی را نسزد که الله با او سخن گوید جز از طریق وحی با الهام یا غیر آن، یا بهگونهای با او سخن میگوید که کلامش را میشنود اما خودش را نمیبیند، یا فرشتهای فرستاده شده مانند جبرئیل ÷ به‏سویش میفرستد، و آنچه را الله میخواهد به رسول وحی کند به اذن الله به رسول بشری وحی میکند. بهراستیکه او سبحانه در ذات و صفات خویش برتر، و در آفرینش و تقدیر و شریعتش بسیار دانا است.

برخی فواید آیات:

• وجوب شتافتن به اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله.

• رسول وظیفۀ ابلاغ را دارد، و نتایج به دست الله است.

• بخشش پسران یا دختران یا هر دو بر اساس علم الله به آنچه که به صلاح بندگانش باشد است، و در این مورد پسران هیچ امتیازی ندارند که در دختران نباشد.

• الله تعالی به‏سبب حکمتهایی که او سبحانه میداند، با روشهای مختلف به‏سوی پیامبرانش وحی میکند.

﴿وَكَذَٰلِكَ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ رُوحٗا مِّنۡ أَمۡرِنَاۚ مَا كُنتَ تَدۡرِي مَا ٱلۡكِتَٰبُ وَلَا ٱلۡإِيمَٰنُ وَلَٰكِن جَعَلۡنَٰهُ نُورٗا نَّهۡدِي بِهِۦ مَن نَّشَآءُ مِنۡ عِبَادِنَاۚ وَإِنَّكَ لَتَهۡدِيٓ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٥٢ صِرَٰطِ ٱللَّهِ ٱلَّذِي لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ أَلَآ إِلَى ٱللَّهِ تَصِيرُ ٱلۡأُمُورُ٥٣ [الشورى: ۵۲-۵۳]

(۵۲) و - ای رسول- همانگونه که به پیامبران پیش از تو وحی کردیم قرآن را از جانب خویش به تو فرستادیم، و پیش از این تو نه میدانستی که کتابهای آسمانی نازل شده بر رسولان چیست و نه میدانستی ایمان چیست؟ اما ما این قرآن را نوری قرار دادیم که با آن هر یک از بندگانمان را که بخواهیم هدایت میکنیم، و بهراستیکه تو مردم را به راه راست یعنی دین اسلام راهنمایی میکنی.

(۵۳) همان راه الله که آفرینش و فرمانروایی و تدبیر آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ او است، و به‏طور قطع تقدیر و تدبیر کارها فقط به‏سوی الله بازمیگردد.

سورة الزُّخرُف (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿حمٓ١ وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُبِينِ٢ إِنَّا جَعَلۡنَٰهُ قُرۡءَٰنًا عَرَبِيّٗا لَّعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ٣ وَإِنَّهُۥ فِيٓ أُمِّ ٱلۡكِتَٰبِ لَدَيۡنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ٤ أَفَنَضۡرِبُ عَنكُمُ ٱلذِّكۡرَ صَفۡحًا أَن كُنتُمۡ قَوۡمٗا مُّسۡرِفِينَ٥ وَكَمۡ أَرۡسَلۡنَا مِن نَّبِيّٖ فِي ٱلۡأَوَّلِينَ٦ وَمَا يَأۡتِيهِم مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٧ فَأَهۡلَكۡنَآ أَشَدَّ مِنۡهُم بَطۡشٗا وَمَضَىٰ مَثَلُ ٱلۡأَوَّلِينَ٨ وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡعَلِيمُ٩ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مَهۡدٗا وَجَعَلَ لَكُمۡ فِيهَا سُبُلٗا لَّعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ١٠ [الزخرف: ۱-۱۰]

برخی مقاصد سوره:

بیان مبادی صحیح قرآنی، و نقض تصورات پوشالی جاهلیت.

تفسیر:

(۱) ﴿حمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) الله به قرآن روشنگر راه هدایت به‏سوی حق سوگند یاد فرمود.

(۳) که ما آن را قرآنی به زبان عربی قرار دادیم؛ تا –ای گروهی که قرآن به زبان شما نازل شده است- در معانیاش بیندیشید، و آنها را بفهمید و به امتهای دیگر انتقال دهید.

(۴) و بهراستیکه این قرآن در لوح محفوظ والا و بلند مرتبه و دارای حکمت است، و آیاتش در اوامر و نواهی آن، محکم و استوار گردیده است.

(۵) آیا به‏سبب اینکه شما بسیار مرتکب شرک و گناهان میشوید ما از فرستادن این قرآن بر شما دست میکشیم؟ این کار را نمیکنیم، بلکه مهربانی به شما، عکس این امر را میطلبد.

(۶) و چه بسیار پیامبرانی که در امتهای پیشین مبعوث کردیم.

(۷) و هر پیامبری که از جانب الله نزد آن امتهای پیشین آمد او را مسخره می‏کردند.

(۸) و از میان آن امتها کسانی را نابود کردیم که از اینها نیرومندتر بودند. بنابراین از نابودی ضعیفتر از آنها ناتوان نیستیم، و چگونگی نابودی امتهای پیشین، مانند عاد و ثمود و قوم لوط و اصحاب مدین در قرآن بیان شده است.

(۹) و –ای رسول- اگر از این مشرکان تکذیب کننده بپرسی: چه کسی آسمانها، و زمین را آفریده است؟ به‏طور قطع در پاسخ به سوال تو خواهند گفت: آنها را ذات شکست ناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، و از هر چیزی آگاه است آفریده است.

(۱۰) الله همان ذاتی است که زمین را برای شما گستراند و آن را برای‏تان فرشی که بر بالایش پا میگذارید قرار داد، و راههایی در کوهها و درههایش برای‏تان قرار داد؛ تا در مسافرتها از آنها راهنمایی بگیرید.

برخی فواید آیات:

• وحی به‏سبب اهمیتی که در هدایت مردم دارد روح نامیده شده است، یعنی به منزلۀ روح برای بدن است.

• هدایت اسناد داده شده به رسول ج، همان هدایت ارشاد (راهنمایی) است نه هدایت توفیق.

• توحید ربوبیتِ مشرکان در روز قیامت به آنها سود نمیرساند.

﴿وَٱلَّذِي نَزَّلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءَۢ بِقَدَرٖ فَأَنشَرۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗاۚ كَذَٰلِكَ تُخۡرَجُونَ١١ وَٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَزۡوَٰجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡفُلۡكِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ مَا تَرۡكَبُونَ١٢ لِتَسۡتَوُۥاْ عَلَىٰ ظُهُورِهِۦ ثُمَّ تَذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ رَبِّكُمۡ إِذَا ٱسۡتَوَيۡتُمۡ عَلَيۡهِ وَتَقُولُواْ سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ١٣ وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ١٤ وَجَعَلُواْ لَهُۥ مِنۡ عِبَادِهِۦ جُزۡءًاۚ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَكَفُورٞ مُّبِينٌ١٥ أَمِ ٱتَّخَذَ مِمَّا يَخۡلُقُ بَنَاتٖ وَأَصۡفَىٰكُم بِٱلۡبَنِينَ١٦ وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحۡمَٰنِ مَثَلٗا ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٌ١٧ أَوَ مَن يُنَشَّؤُاْ فِي ٱلۡحِلۡيَةِ وَهُوَ فِي ٱلۡخِصَامِ غَيۡرُ مُبِينٖ١٨ وَجَعَلُواْ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمۡ عِبَٰدُ ٱلرَّحۡمَٰنِ إِنَٰثًاۚ أَشَهِدُواْ خَلۡقَهُمۡۚ سَتُكۡتَبُ شَهَٰدَتُهُمۡ وَيُسۡ‍َٔلُونَ١٩ وَقَالُواْ لَوۡ شَآءَ ٱلرَّحۡمَٰنُ مَا عَبَدۡنَٰهُمۗ مَّا لَهُم بِذَٰلِكَ مِنۡ عِلۡمٍۖ إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ٢٠ أَمۡ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ كِتَٰبٗا مِّن قَبۡلِهِۦ فَهُم بِهِۦ مُسۡتَمۡسِكُونَ٢١ بَلۡ قَالُوٓاْ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّهۡتَدُونَ٢٢ [الزخرف: ۱۱-۲۲]

(۱۱) و همان ذاتی است که از آسمان به آن اندازه آب فرو فرستاد که برای شما، و برای دامها و کشتزارهای‏تان کافی است، و زمینی خشکیده و بدون گیاه را با آن زنده گرداند، همانگونه که الله این زمین خشک را با گیاهان زنده گردانید شما را نیز برای رستاخیز زنده میگرداند.

(۱۲) و همان ذاتی است که تمام جفتها مانند شب و روز، نر و ماده و غیر آن را آفرید، و از کشتیها و دامها مرکبهایی که در مسافرتهای‏تان بر آنها سوار میشوید برای‏تان قرار داد، بر کشتیها در دریا، و بر دامهای‏تان در خشکی سوار میشوید.

(۱۳) تمام این موارد را برای‏تان قرار داد؛ تا بر پشت مرکبهایی که در سفرهای‏تان سوار میشوید قرار گیرید، و وقتی بر پشت آنها قرار میگیرید نعمت پروردگارتان که آنها را رام شما کرد به یاد آورید، و به زبان بگویید: پاک و منزه است ذاتیکه این مرکب را برای ما مهیا و رام کرد و تحت فرمان ما قرار دارد، و اگر الله آن را رام نکرده بود ما بر این کار توانایی نداشتیم.

(۱۴) و قطعاً ما پس از مرگ برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی پروردگارمان بازمی‏گردیم.

(۱۵) و مشرکان ادعا کردند که برخی مخلوقات از آفریدگار سبحانه متولد شدهاند آنگاه که گفتند: فرشتگان دختران الله هستند، در حقیقت انسانی که چنین سخنی می‏گوید انسان بسیار ناسپاسی است که کفر و گمراهی را آشکار کرده است.

(۱۶) - ای مشرکان- آیا میگویید: الله از میان مخلوقاتش دخترانی برای خود برگرفته، و فرزندان پسر را به شما اختصاص داده است؟! چه قسمتی است این قسمتی که شما ادعا کردید؟!

(۱۷) و چون یکی از آنها را به دختر مژده دهند، که آن را به پروردگارش نسبت می‏دهد چهرهاش از غم و اندوه زیاد سیاه میشود، و سرشار از خشم میگردد. پس چگونه چیزی را که وقتی خودش به آن مژده داده میشود غمگین میگردد به پروردگارش نسبت میدهد؟

(۱۸) آیا کسی را به پروردگارشان نسبت میدهد که در زیور پرورش مییابد، و سخن او هنگام مجادله به‏سبب زنانگیاش غیر روشن است؟!

(۱۹) و فرشتگان را که بندگان الله رحمان سبحانه هستند: دختر نامیدند. آیا آنگاه که الله آنها را آفرید حاضر بودهاند، و برای‏شان مشخص شده است که آنها دختر هستند؟! بهزودی فرشتگان این گواهی آنها را خواهند نوشت، و در روز قیامت در این باره از آنها سوال میشود، و به خاطر دروغی که گفتند عذاب میشوند.

(۲۰) و با استدلال به تقدیر گفتند: اگر الله میخواست که ما فرشتگان را عبادت نکنیم آنها را عبادت نمیکردیم، پس چون این کار را از ما خواسته است بر رضایت او دلالت دارد. برای این سخن‏شان هیچ دانشی نیست، و آنها فقط دروغ میگویند.

(۲۱) آیا قبل از قرآن به این مشرکان کتابی دادهایم که عبادت غیر الله را به آنها اجازه داده باشد؟! و آنها به آن کتاب تمسک، و استدلال میکنند.

(۲۲) خیر، این اتفاق نیفتاده، بلکه با استدلال به تقلید گفتند: بهراستیکه ما پیش از خود پدرانمان را بر دین و آیینی یافتیم، و آنها معبودها را عبادت میکردند، و ما در عبادتِ معبودها، راه آنها را میپیماییم.

برخی فواید آیات:

• هر نعمتی، سپاسگزاری را ایجاب میکند.

• ستم مشرکان در تصورات آنها در برابر پروردگارشان؛ آنگاه که دختران را به الله نسبت دادند، و آنها را برای خودشان نپسندیدند.

• بطلان استدلال به تقدیر برای ارتکاب گناهان.

• مشاهده، یکی از پایههای اثباتِ حقایق است.

﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ٢٣ ۞قَٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡۖ قَالُوٓاْ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ٢٤ فَٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ٢٥ وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦٓ إِنَّنِي بَرَآءٞ مِّمَّا تَعۡبُدُونَ٢٦ إِلَّا ٱلَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُۥ سَيَهۡدِينِ٢٧ وَجَعَلَهَا كَلِمَةَۢ بَاقِيَةٗ فِي عَقِبِهِۦ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٢٨ بَلۡ مَتَّعۡتُ هَٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ وَرَسُولٞ مُّبِينٞ٢٩ وَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ قَالُواْ هَٰذَا سِحۡرٞ وَإِنَّا بِهِۦ كَٰفِرُونَ٣٠ وَقَالُواْ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ٣١ أَهُمۡ يَقۡسِمُونَ رَحۡمَتَ رَبِّكَۚ نَحۡنُ قَسَمۡنَا بَيۡنَهُم مَّعِيشَتَهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَرَفَعۡنَا بَعۡضَهُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ لِّيَتَّخِذَ بَعۡضُهُم بَعۡضٗا سُخۡرِيّٗاۗ وَرَحۡمَتُ رَبِّكَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ٣٢ وَلَوۡلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ لَّجَعَلۡنَا لِمَن يَكۡفُرُ بِٱلرَّحۡمَٰنِ لِبُيُوتِهِمۡ سُقُفٗا مِّن فِضَّةٖ وَمَعَارِجَ عَلَيۡهَا يَظۡهَرُونَ٣٣ [الزخرف: ۲۳-۳۳]

(۲۳) و همانگونه که اینها تکذیب کردند، و به تقلید خویش از پدران‏شان استناد کردند، - ای رسول- پیش از تو در هیچ شهری فرستادهای برای انذار قومش نفرستادیم مگر بزرگان و سران ثروتمندشان گفتند: ما پدرانمان را بر دین و آیینی یافتهایم، و اثر آنها را دنبال میکنیم. پس قوم تو اولین کسانی نیستند که این کار را انجام میدهند.

(۲۴) رسول‏شان به آنها گفت: آیا از پدران‏تان پیروی میکنید حتی اگر آنچه من برای‏تان آوردهام از آیینی که پدران‏تان بر آن بودند بهتر باشد؟ گفتند: به آنچه تو و رسولان پیش از تو به آن فرستاده شدهاید کافر هستیم.

(۲۵) از امتهایی که پیش از تو رسولان را تکذیب کردند انتقام گرفتیم و آنها را نابود کردیم، پس بیندیش کسانیکه رسولان‏شان را تکذیب کردند چه سرانجامی داشتهاند، به تحقیق که سرانجام دردناکی داشتهاند.

(۲۶) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که ابراهیم ÷ به پدر و قومش گفت: قطعاً من از نمادهایی که به جای الله عبادت میکنید بیزار هستم.

(۲۷) جز الله که مرا آفرید که به تحقیق او مرا به پیروی دین استوار خویش که نفع من در آن است راهنمایی خواهد کرد.

(۲۸) و ابراهیم ÷ کلمۀ توحید (لا إله إلا الله) را پس از خود در میان نسلش جاویدان کرد، و پیوسته در میان آنها کسی هست که الله را یگانه بداند و هیچچیز را با او شریک نگرداند؛ تا با توبه از شرک و گناهان به‏سوی الله بازگردند.

(۲۹) در نابودی این مشرکان تکذیب کننده شتاب نکردهام، بلکه با باقی گذاشتن در دنیا آنها را بهرهمند ساختم، و پیش از آنها پدران‏شان را برخوردار ساختم تا اینکه قرآن، و فرستادهای روشنگر یعنی محمد ج نزدشان آمد.

(۳۰) و چون این قرآن که حقیقتی بدون تردید است نزدشان آمد گفتند: این سحری است که محمد ما را با آن سحر میکند، و قطعاً ما به او کافریم و هرگز به او ایمان نخواهیم آورد.

(۳۱) و این مشرکان تکذیب کننده گفتند: چرا الله این قرآن را به جای محمدِ فقیر و یتیم بر یکی از دو مرد بزرگ در مکه یا طائف، یعنی ولید بن عقبه و عروۀ بن مسعود ثقفی نازل نکرده است.

(۳۲) - ای رسول- آیا آنها رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند و آن را به هرکس بخواهند میدهند و از هرکس بخواهند باز میدارند یا الله؟ ما هستیم که روزیهای‏شان را در دنیا میان آنها تقسیم کردهایم، و برخی از آنها را ثروتمند و برخی دیگر را فقیر قرار دادهایم؛ تا برخی از آنها در خدمت برخی دیگر باشند، و رحمت پروردگارت برای بندگانش در آخرت بهتر است از بهره فانی دنیا که اینها جمع می‏کنند.

(۳۳) و اگر چنین نبود که مردم در کفر، امتی واحد گردند به‏طور قطع برای خانههای کسانیکه به الله کفر میورزند سقفهایی نقرهای، و نردبانهایی که بر آن بالا روند قرار میدادیم.

برخی فواید آیات:

• تقلید یکی از اسباب گمراهی امتهای پیشین بوده است.

• بیزاری جستن از کفر و کافران لازم است.

• تقسیم روزیها تابع حکمت الله است.

• پستی دنیا نزد الله؛ زیرا اگر دنیا به اندازۀ بال یک پشه نزد او تعالی میارزید به هیچ کافری جُرعه آبی از آن نمینوشانید.

﴿وَلِبُيُوتِهِمۡ أَبۡوَٰبٗا وَسُرُرًا عَلَيۡهَا يَتَّكِ‍ُٔونَ٣٤ وَزُخۡرُفٗاۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَٱلۡأٓخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلۡمُتَّقِينَ٣٥ وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ٣٦ وَإِنَّهُمۡ لَيَصُدُّونَهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ٣٧ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَنَا قَالَ يَٰلَيۡتَ بَيۡنِي وَبَيۡنَكَ بُعۡدَ ٱلۡمَشۡرِقَيۡنِ فَبِئۡسَ ٱلۡقَرِينُ٣٨ وَلَن يَنفَعَكُمُ ٱلۡيَوۡمَ إِذ ظَّلَمۡتُمۡ أَنَّكُمۡ فِي ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ٣٩ أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ أَوۡ تَهۡدِي ٱلۡعُمۡيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٤٠ فَإِمَّا نَذۡهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنۡهُم مُّنتَقِمُونَ٤١ أَوۡ نُرِيَنَّكَ ٱلَّذِي وَعَدۡنَٰهُمۡ فَإِنَّا عَلَيۡهِم مُّقۡتَدِرُونَ٤٢ فَٱسۡتَمۡسِكۡ بِٱلَّذِيٓ أُوحِيَ إِلَيۡكَۖ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٤٣ وَإِنَّهُۥ لَذِكۡرٞ لَّكَ وَلِقَوۡمِكَۖ وَسَوۡفَ تُسۡ‍َٔلُونَ٤٤ وَسۡ‍َٔلۡ مَنۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رُّسُلِنَآ أَجَعَلۡنَا مِن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ءَالِهَةٗ يُعۡبَدُونَ٤٥ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ بِ‍َٔايَٰتِنَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٦ فَلَمَّا جَآءَهُم بِ‍َٔايَٰتِنَآ إِذَا هُم مِّنۡهَا يَضۡحَكُونَ٤٧ [الزخرف: ۳۴-۴۷]

(۳۴) و برای خانههای‏شان درهایی، و برای خودشان تختهایی که بر آنها تکیه بزنند قرار میدادیم، تا به تدریج آنها را به عذاب نزدیک کنیم، و به فتنه اندازیم.

(۳۵) و به‏طور قطع برای آنها طلا قرار میدادیم، و - ای رسول- تمام این موارد فقط کالای زندگی دنیایی است، و چون دوام ندارد سودش اندک است، و نعمتهای آخرت نزد پروردگارت برای کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه میکنند بهتر است.

(۳۶) و هرکس سرسری در قرآن بنگرد که او را به رویگردانی میرساند مجازاتش این است که شیطانی بر او مسلط میشود که همنشینش خواهد بود و بر گمراهی او خواهد افزود.

(۳۷) و به‏طور قطع این همنشینان که بر انسانهای رویگردان از قرآن مسلط قرار داده میشوند آنها را از دین الله بازمیدارند؛ پس اوامر الله را اجرا نمیکنند و از نواهی او تعالی اجتناب نمیکنند، درحالیکه گمان میکنند به‏سوی حق راه یافتهاند، و به همین سبب از گمراهی خویش توبه نمیکنند.

(۳۸) تا اینکه این رویگردان از یاد الله روز قیامت نزد ما آید و آرزوکنان بگوید: - ای همنشین- کاش میان من و تو به اندازۀ میان مشرق و مغرب فاصله بود، که چه همنشین بدی هستی.

(۳۹) الله در روز قیامت به کافران میفرماید: - به این سبب که با شرک و گناهان بر خودتان ستم کردهاید- امروز مشارکت شما در عذاب هرگز سودی به شما نخواهد رساند و شریکان شما ذرهای از عذابتان را به جای شما برنخواهند داشت.

(۴۰) بهراستیکه اینها از شنیدن حق کر، و از دیدن آن کور هستند، پس - ای رسول- آیا تو بر شنواندنِ کر، یا راهنماییِ کور، یا هدایتِ کسیکه در گمراهی آشکاری از راه راست قرار دارد توانایی؟!

(۴۱) پس اگر ما تو را ببریم- یعنی قبل از اینکه آنها را عذاب کنیم تو را بمیرانیم- به‏طور قطع در دنیا و آخرت از آنها انتقام میگیریم و آنها را عذاب می‏کنیم.

(۴۲) یا اگر بخشی از عذابی را که به آنها وعده میدهیم به تو نشان دهیم، بهراستیکه ما بر آنها توانا هستیم، و در هیچ کاری نمیتوانند بر ما چیره شوند.

(۴۳) پس - ای رسول- به آنچه که پروردگارت به تو وحی کرده چنگ بزن، و به آن عمل کن؛ زیرا تو بر راه حقیقتی که هیچ ابهامی در آن نیست قرار داری.

(۴۴) و قطعاً این قرآن مایۀ ارجمندی تو و قومت است، و بهزودی در روز قیامت در مورد ایمان به آن و پیروی هدایتش، و دعوت به‏سوی آن از شما سوال خواهد شد.

(۴۵) و - ای رسول- از رسولانی که پیش از تو مبعوث کردهایم بپرس: آیا جز الله رحمان معبودهای دیگری برای عبادت قرار دادهایم؟!

(۴۶) و به تحقیق که موسی ÷ را با آیات خویش به‏سوی فرعون و سران قومش فرستادیم و به آنها گفت: به تحقیق که من فرستادهای از جانب پروردگار تمام مخلوقات هستم.

(۴۷) و چون آیات ما را برای‏شان آورد، از روی تمسخر و استهزا بر آنها خندیدند.

برخی فواید آیات:

• خطر رویگردانی از قرآن.

• قرآن مایۀ ارجمندی رسولالله ج و امتش است.

• اتفاق تمام رسالتها بر ترک شرک.

• تمسخرِ حق، یکی از صفات کفر است.

﴿وَمَا نُرِيهِم مِّنۡ ءَايَةٍ إِلَّا هِيَ أَكۡبَرُ مِنۡ أُخۡتِهَاۖ وَأَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡعَذَابِ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٤٨ وَقَالُواْ يَٰٓأَيُّهَ ٱلسَّاحِرُ ٱدۡعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهۡتَدُونَ٤٩ فَلَمَّا كَشَفۡنَا عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابَ إِذَا هُمۡ يَنكُثُونَ٥٠ وَنَادَىٰ فِرۡعَوۡنُ فِي قَوۡمِهِۦ قَالَ يَٰقَوۡمِ أَلَيۡسَ لِي مُلۡكُ مِصۡرَ وَهَٰذِهِ ٱلۡأَنۡهَٰرُ تَجۡرِي مِن تَحۡتِيٓۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ٥١ أَمۡ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي هُوَ مَهِينٞ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ٥٢ فَلَوۡلَآ أُلۡقِيَ عَلَيۡهِ أَسۡوِرَةٞ مِّن ذَهَبٍ أَوۡ جَآءَ مَعَهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ مُقۡتَرِنِينَ٥٣ فَٱسۡتَخَفَّ قَوۡمَهُۥ فَأَطَاعُوهُۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ٥٤ فَلَمَّآ ءَاسَفُونَا ٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡ فَأَغۡرَقۡنَٰهُمۡ أَجۡمَعِينَ٥٥ فَجَعَلۡنَٰهُمۡ سَلَفٗا وَمَثَلٗا لِّلۡأٓخِرِينَ٥٦ ۞وَلَمَّا ضُرِبَ ٱبۡنُ مَرۡيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوۡمُكَ مِنۡهُ يَصِدُّونَ٥٧ وَقَالُوٓاْ ءَأَٰلِهَتُنَا خَيۡرٌ أَمۡ هُوَۚ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلَۢاۚ بَلۡ هُمۡ قَوۡمٌ خَصِمُونَ٥٨ إِنۡ هُوَ إِلَّا عَبۡدٌ أَنۡعَمۡنَا عَلَيۡهِ وَجَعَلۡنَٰهُ مَثَلٗا لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ٥٩ وَلَوۡ نَشَآءُ لَجَعَلۡنَا مِنكُم مَّلَٰٓئِكَةٗ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَخۡلُفُونَ٦٠ [الزخرف: ۴۸-۶۰]

(۴۸) و ما هیچ دلیلی بر صحت آنچه موسی ÷ آورده بود به فرعون و سران قومش نشان نمیدادیم مگر اینکه از دلیل قبلی بزرگتر بود، و آنها را به عذاب در دنیا فرو گرفتیم، تا از کفر خویش بازگردند، اما هیچ فایدهای نداشت.

(۴۹) و وقتی بخشی از این عذاب به آنها رسید به موسی ÷ گفتند: ای ساحر، پروردگارت را که به تو گفته اگر ما ایمان بیاوریم عذاب را از ما برمیدارد، برایمان در دعا بخوان؛ زیرا اگر عذاب را از ما بردارد قطعاً به‏سوی او هدایت مییابیم.

(۵۰) اما وقتی عذاب را از آنها بازگرداندیم بلافاصله پیمان‏شان را شکستند، و به آن وفا نکردند.

(۵۱) و فرعون مفتخر و سرمست از پادشاهی خویش در میان قومش اینگونه ندا داد: ای قوم من، مگر پادشاهی مصر، و این رودهای نیل که از زیر کاخهای من جاری هستند از آنِ من نیست؟ پس آیا پادشاهی مرا نمیبینید و از عظمت من آگاه نیستید؟!

(۵۲) در نتیجه من از موسی که شخصی رانده شده و ناتوان است و نمیتواند به خوبی سخن بگوید بهتر هستم.

(۵۳) چرا الله که او را فرستاده دستبندهایی طلایی برایش نیفکنده؛ تا مشخص شود او رسولش است، یا چرا فرشتگانی پیاپی همراه او نیامدهاند.

(۵۴) فرعون قومش را فریفت، و آنها در گمراهیاش از او اطاعت کردند؛ زیرا مردمی خارج از طاعت الله بودند.

(۵۵) و هنگامیکه با استمرار بر کفر ما را به خشم آوردند از آنها انتقام گرفتیم، و همگی‏شان را غرق ساختیم.

(۵۶) و فرعون و سران قومش را پیشگامانی گردانیدیم که در کفر، بر مردم و کفار قومت پیش افتادهاند، و آنها را پندی برای پندگیران قرار دادیم، تا مرتکب کار آنها نشوند و گرفتار عذاب‏شان نگردند.

(۵۷) و - ای رسول- چون مشرکان گمان کردند عیسی ÷ که نصاری او را عبادت کردند در عموم این آیه داخل است: ﴿إِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمۡ لَهَا وَٰرِدُونَ [الأنبياء: ۹۸] «یقیناً شما و آنچه به جای الله عبادت میکنید، هیزم جهنم هستید، شما در آن وارد خواهید شد.» درحالیکه الله همانند عبادت نمادها از عبادت عیسی ÷ نهی کرده است، بهناگاه قوم تو در جدال بانگ و فریاد برآوردند و گفتند: راضی شدیم که معبودان ما به منزلۀ عیسی باشد، و الله در رد آنها این آیه را نازل فرمود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ سَبَقَتۡ لَهُم مِّنَّا ٱلۡحُسۡنَىٰٓ أُوْلَٰٓئِكَ عَنۡهَا مُبۡعَدُونَ١٠١ [الأنبياء: ۱۰۱]«به راستی کسانیکه پیشتر از سوی ما (وعدۀ) نیکویی برای آنها مقرر شده است، از آن (جهنم) دور نگه داشته میشوند.»

(۵۸) و گفتند: آیا مبعودهای ما بهتر هستند یا عیسی؟! ابن زِبَعرَی و امثالش این مثال را به این سبب که دوست داشتند به حق برسند به تو نزدند، بلکه چون جدال را دوست دارند این مثال را زدند، و آنها مردمی هستند که بر جدل و خصومت سرشته شدهاند.

(۵۹) عیسی ÷ پسر مریم فقط یکی از بندگان الله است که نعمت نبوت و رسالت را به او دادیم، و او را مثالی برای بنیاسرائیل قرار دادیم که با آن بر قدرت الله راهنمایی میشوند چون او را بدون پدر آفرید چنانکه آدم ÷ را بدون پدر و مادر آفرید.

(۶۰) و - ای فرزندان آدم- اگر نابودی شما را بخواهیم به‏طور قطع شما را نابود خواهیم کرد، و به جای شما فرشتگانی قرار خواهیم داد که جانشین شما در زمین باشند، و الله را عبادت کنند و هیچکس را با او شریک نگردانند.

برخی فواید آیات:

• پیمان شکنی، از صفات کافران است.

• هرکس بخواهد میتواند فاسق سبک مغز را خوار گرداند.

• خشم الله موجب خسران و تباهی است.

• گمراهان میکوشند دلالتهای قرآن را براساس هوسهای‏شان تحریف کنند.

﴿وَإِنَّهُۥ لَعِلۡمٞ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمۡتَرُنَّ بِهَا وَٱتَّبِعُونِۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ٦١ وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ٦٢ وَلَمَّا جَآءَ عِيسَىٰ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ قَالَ قَدۡ جِئۡتُكُم بِٱلۡحِكۡمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعۡضَ ٱلَّذِي تَخۡتَلِفُونَ فِيهِۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ٦٣ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ٦٤ فَٱخۡتَلَفَ ٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَيۡنِهِمۡۖ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡ عَذَابِ يَوۡمٍ أَلِيمٍ٦٥ هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا ٱلسَّاعَةَ أَن تَأۡتِيَهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ٦٦ ٱلۡأَخِلَّآءُ يَوۡمَئِذِۢ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ إِلَّا ٱلۡمُتَّقِينَ٦٧ يَٰعِبَادِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡكُمُ ٱلۡيَوۡمَ وَلَآ أَنتُمۡ تَحۡزَنُونَ٦٨ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَكَانُواْ مُسۡلِمِينَ٦٩ ٱدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ أَنتُمۡ وَأَزۡوَٰجُكُمۡ تُحۡبَرُونَ٧٠ يُطَافُ عَلَيۡهِم بِصِحَافٖ مِّن ذَهَبٖ وَأَكۡوَابٖۖ وَفِيهَا مَا تَشۡتَهِيهِ ٱلۡأَنفُسُ وَتَلَذُّ ٱلۡأَعۡيُنُۖ وَأَنتُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٧١ وَتِلۡكَ ٱلۡجَنَّةُ ٱلَّتِيٓ أُورِثۡتُمُوهَا بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٧٢ لَكُمۡ فِيهَا فَٰكِهَةٞ كَثِيرَةٞ مِّنۡهَا تَأۡكُلُونَ٧٣ [الزخرف: ۶۱-۷۳]

(۶۱) در حقیقت عیسی ÷ یکی از نشانههای بزرگ قیامت است که در آخر الزمان نازل میشود، پس شک نکنید که قیامت واقع میشود، و در آنچه از جانب الله برای‏تان آوردهام از من پیروی کنید؛ زیرا آنچه برای‏تان آوردهام همان راه راستی است که هیچ انحرافی در آن نیست.

(۶۲) و شیطان نباید با فریبکاری و نیرنگ، شما را از راه راست بازدارد، زیرا او دشمن آشکار شما است.

(۶۳) و هنگامیکه عیسی ÷ دلایل آشکار بر رسول بودن خویش را برای قومش آورد، به آنها گفت: بهراستیکه از جانب الله حکمت برای‏تان آوردهام، و آمدهام تا بخشی از امور دین شما را که در آن اختلاف دارید برای‏تان توضیح دهم، پس با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، و در آنچه شما را به آن امر و در آنچه شما را از آن نهی میکنم از من فرمان‏برداری کنید.

(۶۴) قطعاً الله پروردگار من و پروردگار شما است، هیچ پروردگاری جز او نداریم، پس عبادت را فقط برای او خالص گردانید، و این توحید همان راه راستی است که هیچ انحرافی در آن نیست.

(۶۵) اما گروههای نصاری در مورد عیسی ÷ اختلاف ورزیدند، برخی از آنها می‏گویند: عیسی همان معبود است، و برخی از آنها میگویند: او پسر الله است، و برخی از آنها میگویند: او و مادرش دو معبود هستند، پس وای بر کسانیکه – با توصیف عیسی ÷ به الوهیت، یا پسر بودن، یا اینکه یکی از سه معبود است- بر خودشان ستم کردهاند از عذابی دردناک که روز قیامت در انتظارشان است.

(۶۶) آیا این گروههای اختلاف کننده در مورد عیسی ÷ جز این امر را انتظار دارند که قیامت به صورت ناگهانی و درحالیکه آمدنش را احساس نمیکنند آنها را فراگیرد؟! که اگر قیامت در حالی آنها را فراگیرد که بر کفر خویش قرار دارند به‏طور قطع مقصدشان عذاب دردناک خواهد بود.

(۶۷) کسانیکه بر کفر و گمراهی با یکدیگر دوستی میکنند در روز قیامت دشمن یکدیگر هستند مگر کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه کردهاند، که دوستی آنها همیشگی و ناگسستنی است.

(۶۸) و الله به آنها میفرماید: ای بندگان من، امروز در آنچه پیش رو دارید ترسی بر شما نیست، و به‏سبب بهره دنیایی که از دست دادهاید غمگین نمیشوید.

(۶۹) همان کسانیکه بر قرآنِ نازل شده بر رسول‏شان ایمان آوردهاند، و تسلیم قرآن بودهاند، یعنی به اوامر آن عمل میکردند، و از نواهی آن دست میکشیدند.

(۷۰) شما و مؤمنان مانند شما به بهشت وارد شوید، درحالیکه از نعمتهای جاویدانی که پایان نمییابند و از بین نمیروند شادمان هستید.

(۷۱) خادمان آنها ظرفهایی طلایی و جامهایی بیدسته بر گردشان میچرخانند، و هرچه دلها بخواهند، و چشمان از دیدنش لذت ببرند در بهشت قرار دارد، و شما برای همیشه در آن میمانید، و هرگز از آن خارج نمیشوید.

(۷۲) این بهشت را که برای‏تان توصیف کردم الله به فضل خویش در قبال اعمال‏تان به شما به میراث داد.

(۷۳) میوههای فراوان و جاویدانی برای شما در آن وجود دارد، که از آنها می‏خورید.

برخی فواید آیات:

• نزول عیسی ÷ یکی از نشانههای بزرگ قیامت است.

• گسسته شدن دوستی فاسقان در روز قیامت، و پایداری دوستی پرهیزگاران.

• بشارت الله برای مؤمنان و اطمینان خاطر دادن او تعالی به آنها در مورد آنچه که پشت سر خویش از دنیا به جای گذاشتند، و آنچه در آخرت پیش رو دارند.

﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ٧٤ لَا يُفَتَّرُ عَنۡهُمۡ وَهُمۡ فِيهِ مُبۡلِسُونَ٧٥ وَمَا ظَلَمۡنَٰهُمۡ وَلَٰكِن كَانُواْ هُمُ ٱلظَّٰلِمِينَ٧٦ وَنَادَوۡاْ يَٰمَٰلِكُ لِيَقۡضِ عَلَيۡنَا رَبُّكَۖ قَالَ إِنَّكُم مَّٰكِثُونَ٧٧ لَقَدۡ جِئۡنَٰكُم بِٱلۡحَقِّ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَكُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ٧٨ أَمۡ أَبۡرَمُوٓاْ أَمۡرٗا فَإِنَّا مُبۡرِمُونَ٧٩ أَمۡ يَحۡسَبُونَ أَنَّا لَا نَسۡمَعُ سِرَّهُمۡ وَنَجۡوَىٰهُمۚ بَلَىٰ وَرُسُلُنَا لَدَيۡهِمۡ يَكۡتُبُونَ٨٠ قُلۡ إِن كَانَ لِلرَّحۡمَٰنِ وَلَدٞ فَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡعَٰبِدِينَ٨١ سُبۡحَٰنَ رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَرۡشِ عَمَّا يَصِفُونَ٨٢ فَذَرۡهُمۡ يَخُوضُواْ وَيَلۡعَبُواْ حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ يَوۡمَهُمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ٨٣ وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡعَلِيمُ٨٤ وَتَبَارَكَ ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٨٥ وَلَا يَمۡلِكُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلشَّفَٰعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِٱلۡحَقِّ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ٨٦ وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَهُمۡ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۖ فَأَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ٨٧ وَقِيلِهِۦ يَٰرَبِّ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمٞ لَّا يُؤۡمِنُونَ٨٨ فَٱصۡفَحۡ عَنۡهُمۡ وَقُلۡ سَلَٰمٞۚ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٨٩ [الزخرف: ۷۴-۸۹]

الله پس از بیان جزای پرهیزگاران، جزای کسانیکه ضد آنها هستند یعنی مجرمان را بیان کرد و فرمود:

(۷۴) به تحقیق که مجرمان به‏سبب کفر و گناهان روز قیامت در عذاب جهنم هستند و برای همیشه در آن میمانند.

(۷۵) عذاب بر آنها تخفیف داده نمیشود، و در آنجا از رحمت الله نومید هستند.

(۷۶) و وقتی آنها را به جهنم وارد کنیم ما به آنها ستم نکردهایم، بلکه خودشان با کفر بر خویشتن ستم کردهاند.

(۷۷) و به مامور جهنم مالک ندا میزنند: ای مالک، پروردگارت باید ما را بمیرانَد تا از عذاب راحت شویم، و مالک به آنها پاسخ میدهد: قطعاً شما بدون اینکه بمیرید برای همیشه در عذاب میمانید، و عذاب از شما قطع نخواهد شد.

(۷۸) بهتحقیقکه ما در دنیا حقیقتی را که هیچ شکی در آن نیست نزدتان آوردیم، اما بیشتر شما حق را نمیپسندید.

(۷۹) پس اگر بر پیامبر ج مکر زده و نیرنگی برایش آماده کردهاند ما تدبیری غالب بر نیرنگ آنها برای‏شان حکم میکنیم.

(۸۰) آیا گمان میکنند ما رازی را که در دلهای‏شان پنهان میدارند، یا رازی را که مخفیانه با یکدیگر نجوا میکنند نمیشنویم، آری ما تمام این موارد را میشنویم، و فرشتگان نزدشان حاضر هستند و تمام اعمال‏شان را ثبت میکنند.

(۸۱) - ای رسول- به کسانیکه دختران را به الله نسبت میدهند، و الله از سخنان آنها بسیار برتر و منزه است، بگو: - به فرض- اگر الله فرزندی داشته باشد من نخستین کسی بودم که آن فرزند را عبادت میکرد.

(۸۲) پروردگار آسمانها و زمین و عرش از نسبت داده شدن شریک و دوست و فرزند به او که این مشرکان میگویند پاک و منزه است.

(۸۳) پس - ای رسول- آنها را واگذار تا در باطل خویش فرو روند، و بازی کنند، تا روزی را که به آن وعده داده میشوند، یعنی روز قیامت را دیدار کنند.

(۸۴) و او سبحانه ذاتی است که معبود برحق در آسمان، و زمین است، و در آفرینش و تقدیر و تدبیر خویش بسیار دانا، و از احوال بندگانش بسیار آگاه است، و ذرهای از احوال‏شان بر او پوشیده نمیماند.

(۸۵) و خیر و برکت الله بسیار است، ذاتیکه فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان این دو وجود دارد فقط از آنِ او است، و فقط او میداند که قیامت چه زمانی برپا میگردد، و هیچکس جز او از این زمان آگاه نیست، و در آخرت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی او بازگردانده میشوید.

(۸۶) و کسانیکه مشرکان آنها را به جای الله عبادت میکنند اختیار شفاعت نزد الله ندارند، مگر کسیکه گواهی داده باشد معبود برحقی جز الله نیست، و او تعالی از کسانی مانند عیسی ÷ و عزیر ÷ و فرشتگان که این گواهی را دادهاند آگاه است.

(۸۷) و اگر از آنها بپرسی: چه کسی آنها را آفریده است؟ به‏طور قطع خواهند گفت: الله ما را آفریده است، پس با وجود این اعتراف چگونه از عبادت او تعالی بازگردانده میشوند؟!

(۸۸) و الله از شکایت رسول خویش از تکذیب قومش آگاه است، که گفت: پروردگارا، اینها مردمی هستند که به آنچه مرا با آن به‏سوی‏شان فرستادهای ایمان نمیآورند.

(۸۹) پس از آنها روی گردان، و سخنی که باعث دفع شرشان میشود به آنها بگو- این حالت در مکه بود- بهزودی از کیفری که با آن روبهرو میشوند آگاه خواهند شد.

برخی فواید آیات:

• نپسندیدن حق، خطر بزرگی است.

• مکر کافران به خودشان باز میگردد هر چند پس از مدتی این امر اتفاق افتد.

• هر اندازه که علم بنده به پروردگارش بیشتر شود، بیشتر به پروردگارش اعتماد میکند و به احکامش گردن مینهد.

• اختصاص علم زمان وقوع قیامت به الله.

سورة الدُّخان (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿حمٓ١ وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُبِينِ٢ إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةٖ مُّبَٰرَكَةٍۚ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ٣ فِيهَا يُفۡرَقُ كُلُّ أَمۡرٍ حَكِيمٍ٤ أَمۡرٗا مِّنۡ عِندِنَآۚ إِنَّا كُنَّا مُرۡسِلِينَ٥ رَحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٦ رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَآۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ٧ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۖ رَبُّكُمۡ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ٨ بَلۡ هُمۡ فِي شَكّٖ يَلۡعَبُونَ٩ فَٱرۡتَقِبۡ يَوۡمَ تَأۡتِي ٱلسَّمَآءُ بِدُخَانٖ مُّبِينٖ١٠ يَغۡشَى ٱلنَّاسَۖ هَٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٞ١١ رَّبَّنَا ٱكۡشِفۡ عَنَّا ٱلۡعَذَابَ إِنَّا مُؤۡمِنُونَ١٢ أَنَّىٰ لَهُمُ ٱلذِّكۡرَىٰ وَقَدۡ جَآءَهُمۡ رَسُولٞ مُّبِينٞ١٣ ثُمَّ تَوَلَّوۡاْ عَنۡهُ وَقَالُواْ مُعَلَّمٞ مَّجۡنُونٌ١٤ إِنَّا كَاشِفُواْ ٱلۡعَذَابِ قَلِيلًاۚ إِنَّكُمۡ عَآئِدُونَ١٥ يَوۡمَ نَبۡطِشُ ٱلۡبَطۡشَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰٓ إِنَّا مُنتَقِمُونَ١٦ ۞وَلَقَدۡ فَتَنَّا قَبۡلَهُمۡ قَوۡمَ فِرۡعَوۡنَ وَجَآءَهُمۡ رَسُولٞ كَرِيمٌ١٧ أَنۡ أَدُّوٓاْ إِلَيَّ عِبَادَ ٱللَّهِۖ إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ١٨ [الدخان: ۱-۱۸]

برخی مقاصد سوره:

انذار از عذاب قریب الوقوع، با ترساندن تکذیب کنندگان از عذاب دنیا و آخرت.

تفسیر:

(۱) ﴿حمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) الله به قرآن روشنگر راه هدایت به‏سوی حق سوگند یاد فرمود.

(۳) که ما این قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم، یعنی شبی که خیر و برکت زیادی دارد، زیرا ما با این قرآن بیمدهنده بودهایم.

(۴) در این شب هر امر محکمی که مربوط به روزیها و اجلها و سایر مواردی که الله در آن سال ایجاد میکند مقرر میشود.

(۵) هر امر محکمی از جانب خویش را مقرر میکنیم، بهراستیکه ما فرستندۀ رسولان بودهایم.

(۶) - ای رسول- رسولان را به رحمتی از جانب پروردگارت برای کسانیکه به‏سوی آنها ارسال میشوند میفرستیم، بهراستیکه او سبحانه سخنان بندگانش را میشنود، و از افعال و نیات‏شان آگاه است، و ذرهای از این امور بر او پوشیده نمیماند.

(۷) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو وجود دارد است. اگر به این امر یقین دارید پس به رسولم ایمان آورید.

(۸) هیچ معبود برحقی جز او نیست، زنده میکند و میمیراند، هیچ زنده کننده و میرانندهای جز او نیست، پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست.

(۹) این مشرکان بر این امر یقین ندارند، بلکه در مورد آن مردد هستند و به‏سبب باطلی که در آن قرار دارند این امر را فراموش میکنند.

(۱۰) پس - ای رسول- منتظر عذاب نزدیک قوم خویش باش در روزیکه آسمان دود آشکاری را نمایان میکند که آن را به چشم خویش با درد زیاد میبینند.

(۱۱) قومت را فرا میگیرد، و به آنها گفته میشود: این عذابی که به شما رسید عذابی دردناک است.

(۱۲) آنگاه متضرّعانه از پروردگارشان چنین میخواهند: ای پروردگار ما عذابی را که برایمان فرستادی از ما بازگردان، زیرا اگر آن را از ما بازگردانی به تو و رسولت ایمان داریم.

(۱۳) چگونه آنها میتوانند پند بگیرند و به‏سوی پروردگارشان بازگردند درحالیکه رسولی با رسالت روشن نزدشان آمده، و راستگویی و امانتداریاش را شناختهاند؟!

(۱۴) سپس از تصدیق او خودداری کردند، و در مورد او گفتند: او تعلیم یافتهای است که دیگران به او میآموزند و فرستادهای نیست، و در مورد او گفتند: دیوانه است.

(۱۵) بهراستی آنگاه که این عذاب را اندکی از شما بازگردانیم، به کفر و تکذیب خویش بازمیگردید.

(۱۶) و –ای رسول- برای آنها منتظر روزی باش که ضربهای بزرگ در روز بدر به کافران قومت میزنیم، بهراستیکه ما از آنها به‏سبب کفر به الله و تکذیب رسولش انتقام میگیریم.

(۱۷) و بهتحقیقکه پیش از آنها قوم فرعون را آزمودیم، و رسولی گرامی از جانب الله نزدشان آمد که آنها را به توحید و عبادت الله فرا میخواند، و آن رسول موسی ÷ بود.

(۱۸) موسی ÷ به فرعون و قومش گفت: بنیاسرائیل را به من بسپارید، زیرا آنها بندگان الله هستند، و شما حق ندارید آنها را به بردگی بگیرید، بهراستیکه من فرستادهای از جانب الله به‏سوی شما هستم، و بر آنچه که مرا فرمان داده به شما ابلاغ کنم امانتدار هستم، بهگونهای که ذرهای نه از آن میکاهم و نه بر آن میافزایم.

برخی فواید آیات:

• نزول قرآن در شب قدر که خیر و برکت زیادی دارد بر بزرگی منزلت آن دلالت دارد.

• بعثت رسولان و نزول قرآن از مظاهر رحمت الله به بندگانش است.

• رسالتهای پیامبران ، سبب آزاد سازی مستضعفان از چنگ متکبران است.

﴿وَأَن لَّا تَعۡلُواْ عَلَى ٱللَّهِۖ إِنِّيٓ ءَاتِيكُم بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ١٩ وَإِنِّي عُذۡتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمۡ أَن تَرۡجُمُونِ٢٠ وَإِن لَّمۡ تُؤۡمِنُواْ لِي فَٱعۡتَزِلُونِ٢١ فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنَّ هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمٞ مُّجۡرِمُونَ٢٢ فَأَسۡرِ بِعِبَادِي لَيۡلًا إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ٢٣ وَٱتۡرُكِ ٱلۡبَحۡرَ رَهۡوًاۖ إِنَّهُمۡ جُندٞ مُّغۡرَقُونَ٢٤ كَمۡ تَرَكُواْ مِن جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ٢٥ وَزُرُوعٖ وَمَقَامٖ كَرِيمٖ٢٦ وَنَعۡمَةٖ كَانُواْ فِيهَا فَٰكِهِينَ٢٧ كَذَٰلِكَۖ وَأَوۡرَثۡنَٰهَا قَوۡمًا ءَاخَرِينَ٢٨ فَمَا بَكَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّمَآءُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَا كَانُواْ مُنظَرِينَ٢٩ وَلَقَدۡ نَجَّيۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ مِنَ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ٣٠ مِن فِرۡعَوۡنَۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَالِيٗا مِّنَ ٱلۡمُسۡرِفِينَ٣١ وَلَقَدِ ٱخۡتَرۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ عِلۡمٍ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ٣٢ وَءَاتَيۡنَٰهُم مِّنَ ٱلۡأٓيَٰتِ مَا فِيهِ بَلَٰٓؤٞاْ مُّبِينٌ٣٣ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَيَقُولُونَ٣٤ إِنۡ هِيَ إِلَّا مَوۡتَتُنَا ٱلۡأُولَىٰ وَمَا نَحۡنُ بِمُنشَرِينَ٣٥ فَأۡتُواْ بِ‍َٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٣٦ أَهُمۡ خَيۡرٌ أَمۡ قَوۡمُ تُبَّعٖ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ أَهۡلَكۡنَٰهُمۡۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ مُجۡرِمِينَ٣٧ وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا لَٰعِبِينَ٣٨ مَا خَلَقۡنَٰهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٣٩ [الدخان: ۱۹-۳۹]

(۱۹) و اینکه با ترک عبادت الله و برتریجویی بر بندگانش، بر او تعالی برتری نجویید، بهراستیکه من حجتی روشن برای‏تان آوردهام.

(۲۰) و همانا من از اینکه مرا با سنگسار بکشید به پروردگار خودم و پروردگار شما پناه میبرم.

(۲۱) و اگر آنچه را آوردهام تصدیق نمیکنید پس از من فاصله بگیرید، و آسیبی به من نزدیک نسازید.

(۲۲) پس موسی ÷ اینگونه پروردگارش را خواند: که این قوم - فرعون و سرانش- قومی ستمکار هستند که سزاوار تعجیل در فرود عذاب هستند.

(۲۳) آنگاه الله به موسی ÷ فرمان داد که قومش را شبانه حرکت دهد، و به او خبر داد که فرعون و قومش آنها را تعقیب خواهند کرد.

(۲۴) و به موسی ÷ فرمان داد که وقتی او و بنیاسرائیل از دریا گذشتند آن را آرام و بیحرکت چنانکه بود رها کند، که قطعاً فرعون و لشکریانش با غرق شدن در دریا نابود خواهند شد.

(۲۵) فرعون و قومش چه بسیار باغها و چشمههای روانی که پشت سرشان به جا گذاشتند!

(۲۶) و چه بسیار کشتزارها و مجالس نیکویی که پشت سرشان رها کردند!

(۲۷) و چه بسیار زندگی با ناز و نعمت خویش را باقی گذاشتند!

(۲۸) به همین ترتیب آنچه که برای‏شان توصیف شده بود بر آنها رخ داد، و باغها و چشمهها و کشتزارها و مقامهای‏شان را به مردمی دیگر یعنی بنیاسرائیل به ارث دادیم.

(۲۹) پس نه آسمان و زمین بر فرعون و قومش آنگاه که غرق شدند گریستند، و نه مهلت توبه کردن به آنها داده شد.

(۳۰) و به تحقیق که بنیاسرائیل را از عذاب خوار کننده نجات دادیم، آنگاه که فرعون و قومش پسران‏شان را میکشتند، و زنان‏شان را زنده نگه میداشتند.

(۳۱) آنها را از عذاب فرعون نجات دادیم، بهراستیکه او از گردنکشانی بود که از امر و دین الله میگذرند.

(۳۲) و بهتحقیقکه بنیاسرائیل را براساس دانشی از جانب خویش بر جهانیان آن زمان با فراوانی پیامبران ترجیح دادیم.

(۳۳) و دلایل و برهانهایی به آنها دادیم که موسی ÷ را با آنها تقویت کردیم و برای‏شان نعمتی آشکار مانند ترنجبین و بلدرچین و سایر نعمتها در آن بود.

(۳۴) قطعاً این مشرکان تکذیب کننده برای انکار رستاخیز میگویند:

(۳۵) جز مرگ اول ما نیست پس حیاتی پس از آن نیست، و ما پس از این مرگ برانگیخته نمیشویم.

(۳۶) پس - ای محمد- اگر تو و پیروان همراهت در این ادعا که الله مردگان را برای حسابرسی و جزا زنده برمیانگیزد راستگو هستید پدرانمان را که مردهاند زنده بیاورید.

(۳۷) - ای رسول- آیا این مشرکانی که تو را تکذیب میکنند در قدرت و نیرومندی برترند، یا قوم تُبَّع و کسانیکه قبل از آنها بودند مانند عاد و ثمود، که همگی آنها را چون جنایتکار بودند نابود کردیم.

(۳۸) و آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است را برای بازی با آفرینش آنها نیافریدهایم.

(۳۹) و آسمانها و زمین را جز به حکمتی فراگیر نیافریدهایم، اما بیشتر مشرکان این موضوع را نمیدانند.

برخی فواید آیات:

• وجوب پناه بردن مؤمن به پروردگار خویش که او را از نیرنگ دشمنش حفظ کند.

• مشروعیت دعا علیه کفار آنگاه که دعوت را نمیپذیرند، و با پیروان دعوت می‏جنگند.

• هستی به مرگ کافر اندوهگین نمیشود، چون نزد الله خوار و ذلیل است.

• آفرینش آسمانها و زمین به‏سبب حکمتی فراگیر است که ملحدان نسبت به آن نادان هستند.

﴿إِنَّ يَوۡمَ ٱلۡفَصۡلِ مِيقَٰتُهُمۡ أَجۡمَعِينَ٤٠ يَوۡمَ لَا يُغۡنِي مَوۡلًى عَن مَّوۡلٗى شَيۡ‍ٔٗا وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ٤١ إِلَّا مَن رَّحِمَ ٱللَّهُۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ٤٢ إِنَّ شَجَرَتَ ٱلزَّقُّومِ٤٣ طَعَامُ ٱلۡأَثِيمِ٤٤ كَٱلۡمُهۡلِ يَغۡلِي فِي ٱلۡبُطُونِ٤٥ كَغَلۡيِ ٱلۡحَمِيمِ٤٦ خُذُوهُ فَٱعۡتِلُوهُ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلۡجَحِيمِ٤٧ ثُمَّ صُبُّواْ فَوۡقَ رَأۡسِهِۦ مِنۡ عَذَابِ ٱلۡحَمِيمِ٤٨ ذُقۡ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡكَرِيمُ٤٩ إِنَّ هَٰذَا مَا كُنتُم بِهِۦ تَمۡتَرُونَ٥٠ إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٖ٥١ فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ٥٢ يَلۡبَسُونَ مِن سُندُسٖ وَإِسۡتَبۡرَقٖ مُّتَقَٰبِلِينَ٥٣ كَذَٰلِكَ وَزَوَّجۡنَٰهُم بِحُورٍ عِينٖ٥٤ يَدۡعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَٰكِهَةٍ ءَامِنِينَ٥٥ لَا يَذُوقُونَ فِيهَا ٱلۡمَوۡتَ إِلَّا ٱلۡمَوۡتَةَ ٱلۡأُولَىٰۖ وَوَقَىٰهُمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ٥٦ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّكَۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٥٧ فَإِنَّمَا يَسَّرۡنَٰهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ٥٨ فَٱرۡتَقِبۡ إِنَّهُم مُّرۡتَقِبُونَ٥٩ [الدخان: ۴۰-۵۹]

(۴۰) همانا روز قیامت که الله در آن میان بندگان داوری میکند میعادی برای تمام مخلوقات است که الله آنها را در آن روز گرد میآورد.

(۴۱) روزیکه نه هیچ خویشاوندی به خویشاوندش نفعی میرساند، و نه هیچ دوستی به دوستش، و نه آنها از عذاب الله محافظت میکنند؛ زیرا در آن روز فرمانروایی فقط برای الله است، و هیچکسی نمیتواند آن را ادعا کند.

(۴۲) مگر کسی از مردم که الله بر او رحم کند، که او از اعمال صالحی که از پیش فرستاده بهرهمند میگردد، بهراستیکه الله ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

الله پس از بیان قیامت به بیان اختلاف جزای مردم در آن روز پرداخت و فرمود:

(۴۳) همانا درخت زقّوم که الله آن را از ته جهنم رویاند.

(۴۴) طعام صاحب گناه بزرگ یعنی کافر است که از میوۀ پلیدش میخورد.

(۴۵) این میوه مانند روغن سیاه است، که از شدت حرارتی که دارد در شکمهای‏شان میجوشد.

(۴۶) مانند جوشیدن آب در آخرین درجۀ حرارت.

(۴۷) و به مأموران آتش گفته میشود: او را بگیرید و با زور و خشونت در وسط جهنم بیفکنید.

(۴۸) سپس بر روی سر این عذابشده آب سوزان بریزید پس عذاب از او جدا نمی‏شود.

(۴۹) و از روی سرزنش به او گفته میشود: این عذاب دردناک را بچش؛ که تو همان عزیزی هستی که همیشه میان قوم خویش محترم بودی.

(۵۰) همانا این عذاب همان است که در وقوع آن در روز قیامت تردید میکردید، که با مشاهدۀ آن شک شما برطرف شده است.

(۵۱) قطعاً کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کردهاند در اقامتگاهی ایمن از هر امر ناپسندی که به آنها برسد هستند.

(۵۲) در باغها و چشمههای جاری.

(۵۳) در بهشت ابریشم نازک و کلفت میپوشند، و در روبروی هم قرار دارند، و هیچکس به پشت دیگری نگاه نمیکند.

(۵۴) چنانکه با نعمت مذکور آنها را گرامی داشتیم آنها را در بهشت به ازدواج زنانی بسیار زیبا و درشتچشم با شدت سفیدی در سفیدی چشم و شدت سیاهی در سیاهی آن درمیآوریم.

(۵۵) در آنجا از خدمتکاران‏شان میخواهند که هر میوهای که قصد کنند بدون پایان یافتن و مضرات برای‏شان بیاورند.

(۵۶) برای همیشه در آنجا میمانند، و جز مرگ اول در زندگی دنیا مرگی در آنجا نمیچشند، و پروردگارشان آنها را از عذاب آتش محافظت میکند.

(۵۷) این بخشش و نیکیای از جانب پروردگار تو به آنها است، موارد مذکور – یعنی ورود پرهیزکاران به بهشت، و محافظت آنها از آتش- همان رستگاری بزرگ است که هیچ رستگاریای با آن برابری نمیکند.

(۵۸) - ای رسول- به تحقیق این قرآن را با نزول آن به زبان تو یعنی زبان عربی، ساده و آسان کردیم تا از آن پند بگیرند.

(۵۹) پس منتظر پیروزی خویش و نابودی آنها باش، زیرا آنها نیز منتظر نابودی تو هستند.

برخی فواید آیات:

• جمع میان عذاب جسمی و روحی کافر.

• رستگاری بزرگ همان نجات از آتش و ورود به بهشت است.

• آسانسازی لفظ و معانی قرآن توسط الله برای بندگانش.

سورة الجاثیة (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿حمٓ١ تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ٢ إِنَّ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ لَأٓيَٰتٖ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ٣ وَفِي خَلۡقِكُمۡ وَمَا يَبُثُّ مِن دَآبَّةٍ ءَايَٰتٞ لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ٤ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن رِّزۡقٖ فَأَحۡيَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا وَتَصۡرِيفِ ٱلرِّيَٰحِ ءَايَٰتٞ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٥ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ نَتۡلُوهَا عَلَيۡكَ بِٱلۡحَقِّۖ فَبِأَيِّ حَدِيثِۢ بَعۡدَ ٱللَّهِ وَءَايَٰتِهِۦ يُؤۡمِنُونَ٦ وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ٧ يَسۡمَعُ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسۡتَكۡبِرٗا كَأَن لَّمۡ يَسۡمَعۡهَاۖ فَبَشِّرۡهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٖ٨ وَإِذَا عَلِمَ مِنۡ ءَايَٰتِنَا شَيۡ‍ًٔا ٱتَّخَذَهَا هُزُوًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ٩ مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواْ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا مَا ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٌ١٠ هَٰذَا هُدٗىۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ١١ ۞ٱللَّهُ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡبَحۡرَ لِتَجۡرِيَ ٱلۡفُلۡكُ فِيهِ بِأَمۡرِهِۦ وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ١٢ وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا مِّنۡهُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ١٣ [الجاثية: ۱-۱۳]برخی مقاصد سوره:

درمان هواپرستان رویگردان از حق، از طریق ارائۀ آیات و یادآوری آخرت.

تفسیر:

(۱) ﴿حمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) قرآن از جانب الله ذات شکست ناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است فرو فرستاده شده است.

(۳) بهراستیکه در آسمانها و زمین به‏طور قطع دلایلی بر قدرت و یگانگی الله برای مؤمنان است؛ زیرا آنها همان کسانی هستند که از آیات پند میگیرند.

(۴) و –ای مردم- در آفرینش شما از نطفه، سپس از یک تکه خون، سپس از یک قطعه گوشت، و در آفرینش جنبندگانی که الله پراکنده است و در روی زمین می‏جنبند دلایلی بر یگانگی او تعالی است برای مردمی که یقین دارند که الله همان آفریدگار است.

(۵) و در پشت سر هم آمدن شب و روز، و در بارانی که الله از آسمان فرو فرستاد و با آن زمین را با رویانیدن آن پس از اینکه مرده و بدون گیاه بود زنده گرداند، و در گردش بادها با آوردن آنها از یک سمت، و باری دیگر از سویی دیگر برای منافع شما؛ دلایلی است برای مردمی که میاندیشند، و با آنها بر یگانگی الله و قدرت او بر رستاخیز، و توانایی او بر هر چیزی راهنمایی میشوند.

(۶) - ای رسول- این است آیات و براهینی که آنها را به حق برایت میخوانیم، پس اگر به سخن نازلشدۀ الله بر بندهاش و حجتهای او ایمان نیاوردند، بعد از آن به کدام سخن ایمان میآورند، و پس از آن کدام حجتها را تصدیق میکنند؟!

(۷) عذاب و نابودی از جانب الله بر هر دروغگوی بسیار گناهکار.

(۸) این کافر آیات الله در قرآن را که بر او خوانده میشود میشنود، سپس با برتریجویی در نفس خویش از پیروی حق، به کفر و گناهانی که بر آن بوده ادامه میدهد؛ گویی این آیات را که بر او خوانده شده، هرگز نشنیده است، پس - ای رسول- او را به آنچه مایۀ ناراحتیاش در آخرت است خبر بده، یعنی عذابی دردناک که در آخرت منتظرش است.

(۹) و هرگاه چیزی از قرآن به او برسد آن را مایۀ ریشخند میگیرد و مسخره می‏کند، برای اینها که قرآن را به تمسخر و ریشخند میگیرند عذابی خوارکننده در روز قیامت است.

(۱۰) در مقابل آنها آتش جهنم است که در آخرت در انتظارشان است. و نه اموالی که کسب کردهاند آنها را ذرهای از الله بینیاز میسازد، و نه نمادهایی که آنها را به جای او تعالی گرفتند و به جای او عبادت میکردند ذرهای از آنها دفاع میکنند، و در روز قیامت عذابی سخت دارند.

(۱۱) این کتابی که بر رسول‏مان محمد ج نازل کردیم به‏سوی راه حق هدایت می‏کند، و کسانیکه به آیات پروردگارشان که بر رسولش نازل شده است کفر ورزیدند عذابی سخت و دردناک دارند.

(۱۲) - ای مردم- فقط الله همان ذاتی است که دریا را برای شما رام کرد تا کشتیها به فرمان او در آن به حرکت درآیند، و انواع مکاسب مباح را از بخشش او بخواهید. باشد که از نعمت الله بر خودتان سپاسگزاری کنید.

(۱۳) و او سبحانه خورشید و ماه و ستارگان آسمانها، و رودها و درختان و کوهها و سایر آنچه در زمین است را رام شما کرد، بهراستیکه در رامکردن این موارد برای شما دلایلی بر قدرت و یگانگی الله است، برای مردمی که در آیات او تعالی میاندیشند، و از آنها پند میگیرند.

برخی فواید آیات:

• دروغ و پافشاری بر گناه و تکبر و تمسخر آیات الله: صفات گمراهان است، و الله شخصِ مُتَّصِف به این صفات را تهدید کرده است.

• نعمتهای الله بر بندگانش زیاد است، از جمله رام کردن موجودات هستی برای آنها.

• نعمتها سپاسگزاری بندگان از معبود که آنها را برای‏شان ارزانی داشته ایجاب میکند.

﴿قُل لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ يَغۡفِرُواْ لِلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ أَيَّامَ ٱللَّهِ لِيَجۡزِيَ قَوۡمَۢا بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ١٤ مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۖ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ تُرۡجَعُونَ١٥ وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحُكۡمَ وَٱلنُّبُوَّةَ وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦ وَءَاتَيۡنَٰهُم بَيِّنَٰتٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡرِۖ فَمَا ٱخۡتَلَفُوٓاْ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ١٧ ثُمَّ جَعَلۡنَٰكَ عَلَىٰ شَرِيعَةٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡرِ فَٱتَّبِعۡهَا وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ١٨ إِنَّهُمۡ لَن يُغۡنُواْ عَنكَ مِنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ٔٗاۚ وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۖ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُتَّقِينَ١٩ هَٰذَا بَصَٰٓئِرُ لِلنَّاسِ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ٢٠ أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ ٱجۡتَرَحُواْ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ أَن نَّجۡعَلَهُمۡ كَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَوَآءٗ مَّحۡيَاهُمۡ وَمَمَاتُهُمۡۚ سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ٢١ وَخَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ وَلِتُجۡزَىٰ كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ٢٢ [الجاثية: ۱۴-۲۲]

(۱۴) - ای رسول- به کسانیکه به الله ایمان آوردهاند، و رسولش را تصدیق کردهاند بگو: از کافرانی که به نعمتها یا کیفرهای الله اهمیت نمیدهند و به شما بدی کردهاند درگذرید؛ زیرا الله به زودی هر یک از مؤمنان شکیبا، و کافران متجاوز، را در قبال اعمالیکه در دنیا کسب میکردند جزا خواهد داد.

(۱۵) هرکس عملی صالح انجام دهد نتیجۀ عمل صالح او به نفع خودش است، و الله از عمل او بینیاز است، و هرکس عمل بدی مرتکب شود نتیجۀ عمل بدش این است که در قبال آن کیفر میشود، و بدکاری او به الله زیان نمیرساند، سپس در آخرت فقط به‏سوی ما بازگردانیده میشوید تا هرکس را به آنچه استحقاق دارد جزا دهیم.

(۱۶) و به تحقیق که به بنیاسرائیل تورات و داوری میان مردم به حکم تورات را دادیم، و بیشتر پیامبران را از میان آنها از نسل ابراهیم ÷ قرار دادیم، و انواع روزیهای پاکیزه و حلال به آنها دادیم، و آنها را بر جهانیان روزگارشان برتری دادیم.

(۱۷) و دلایل آشکارسازی حق از باطل را به آنها دادیم، پس اختلاف نکردند مگر بعد از اینکه با بعثت پیامبرمان محمد ج حجتها بر آنها اقامه شد، و تنها سبب این اختلاف، تجاوز برخی از آنها بر برخی دیگر از روی حرص بر ریاست و مقام بود. - ای رسول- بهراستیکه پروردگارت در روز قیامت در مورد آنچه در دنیا با هم اختلاف می‏کردند میان آنها داوری میکند، آنگاه مشخص میگرداند که چه کسی بر حق، و چه کسی بر باطل است.

(۱۸) سپس تو را بر راه و سنت و روشی از امر خویش قرار دادیم که آن را بر رسولانمان که پیش از تو بودند فرمان دادیم که به ایمان و عمل صالح فرامیخوانَد. پس، از این شریعت پیروی کن، و از هوسهای کسانیکه حق را نمیشناسند پیروی نکن؛ زیرا هوسهای‏شان از حق گمراه میسازد.

(۱۹) قطعاً اگر از هوسهای کسانیکه حق را نمیشناسند پیروی کنی ذرهای از عذاب الله را از تو باز نخواهند داشت، و بهراستیکه ستمکاران هر دین و مذهبی یاور و تقویت کنندۀ یکدیگر در برابر مؤمنان هستند، و الله یاور کسانی است که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تقوایش را پیشه میکنند.

(۲۰) این قرآن نازلشده بر رسول‏مان بینشهایی است که مردم با آنها حق را از باطل میشناسند، و هدایتی به‏سوی حق، و رحمتی است برای مردمی که یقین دارند؛ زیرا آنها همان کسانی هستند که با قرآن به راه راست هدایت میشوند تا پروردگارشان از آنها راضی شود، و آنها را به بهشت درآورد، و از جهنم دور نگه دارد.

(۲۱) آیا کسانیکه با اعضای خویش کفر و گناهان را مرتکب شدهاند میپندارند که آنها را در جزا همانند کسانی قرار میدهیم که به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند، بهگونهای که در دنیا و آخرت یکسان هستند؟! چه زشت است این حکم آنها.

(۲۲) و الله آسمانها و زمین را براساس حکمتی فراگیر آفریده، و این دو را بیهوده نیافریده است، تا هرکسی در قبال خیر یا شری که کسب کرده است جزا داده شود، و الله نه با کاستن از نیکیهایشان، و نه با افزودن بر بدیهای‏شان بر آنها ستم نمی‏کند.

برخی فواید آیات:

• عفو و گذشتن از ستمگر آنگاه که فساد را در روی زمین آشکار نکرده باشد، و از حدود الله نگذشته باشد، اخلاق برگزیدهای است که الله مؤمنان را به آن فرمان داده به شرط اینکه سرانجامِ نیکو بر گمان‏شان غلبه کند.

• وجوب پیروی از شریعت و دوری از پیروی هوسهای مردم.

• همانگونه که مؤمنان و کافران صفات یکسانی ندارند، جزای آنها نیز یکسان نیست.

• آفرینش آسمانها توسط الله براساس حکمتی فراگیر است که مادیگرایان ملحد از آن بیخبر هستند.

﴿أَفَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمۡعِهِۦ وَقَلۡبِهِۦ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَٰوَةٗ فَمَن يَهۡدِيهِ مِنۢ بَعۡدِ ٱللَّهِۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ٢٣ وَقَالُواْ مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا نَمُوتُ وَنَحۡيَا وَمَا يُهۡلِكُنَآ إِلَّا ٱلدَّهۡرُۚ وَمَا لَهُم بِذَٰلِكَ مِنۡ عِلۡمٍۖ إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ٢٤ وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱئۡتُواْ بِ‍َٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٢٥ قُلِ ٱللَّهُ يُحۡيِيكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يَجۡمَعُكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٢٦ وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يَوۡمَئِذٖ يَخۡسَرُ ٱلۡمُبۡطِلُونَ٢٧ وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗۚ كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٢٨ هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٢٩ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ٣٠ وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ وَكُنتُمۡ قَوۡمٗا مُّجۡرِمِينَ٣١ وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ٣٢ [الجاثية: ۲۳-۳۲]

(۲۳) - ای رسول- به کسی بنگر که از هوسش پیروی کرده و آن را به منزلۀ معبودی برای خویش که با آن مخالفت نمیکند قرار داده است. به تحقیق که الله به‏سبب علمی از جانب خویش او را گمراه ساخته است؛ زیرا استحقاق گمراه شدن را دارد، و بر قلبش مُهر نهاده است، پس آنگونه که نفعی ببرد گوش نمیکند، و الله بر چشمش پوششی قرار داده است که مانع او از دیدن حق میشود، پس بعد از اینکه الله او را گمراه ساخت چه کسی است که او را به‏سوی حق توفیق میدهد؟! آیا زیان پیروی از هوس، و نفع پیروی از شریعت الله را متذکر نمیشوید؟!

(۲۴) و کافران منکر رستاخیز گفتند: غیر از همین زندگی دنیای ما زندگی دیگری نیست، یعنی پس از آن زندگی نیست، نسلهایی میمیرند و بازنمیگردند، و نسلهایی زنده میشوند، و فقط از پی یکدیگر آمدن شب و روز ما را میمیراند. و آنها برای انکار رستاخیز هیچ دانشی ندارند، و فقط گمان میکنند، درحالیکه گمان، ذرهای از حق بینیاز نمیسازد.

(۲۵) و هرگاه آیات روشن ما بر مشرکان منکر رستاخیز خوانده شود دلیلی ندارند که به آن استدلال کنند مگر اینکه به رسول ج و اصحابش ش میگویند: اگر در این ادعا که پس از مرگ برانگیخته میشویم راستگو هستید پدرانمان را که مردهاند برای ما زنده گردانید.

(۲۶) - ای رسول- به آنها بگو: الله با آفریدن‏تان شما را زنده میکند، سپس شما را میمیراند، سپس شما را پس از مرگ‏تان در روز قیامت برای حسابرسی و جزا گرد میآورد، همان روزیکه بدون هیچ تردیدی آمدنی است، اما بیشتر مردم نمیدانند؛ و به همین دلیل با انجام عمل صالح برای آن روز آماده نمیشوند.

(۲۷) و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط از آنِ الله است، یعنی در این دو غیر او به حق عبادت نمیشود. و روزیکه قیامت برپا میشود و الله در آن روز مردگان را برای حسابرسی و جزا برمیانگیزد پیروان باطل که غیر الله را عبادت میکردند زیان می‏کنند، و برای باطلکردن حق، و احقاق باطل میکوشند.

(۲۸) و - ای رسول- در آن روز هر امتی را افتاده بر زانو میبینی که منتظر است چه کاری با آن انجام میشود. هر امتی به‏سوی نامۀ اعمالش که فرشتگان نگهبان نوشتهاند فراخوانده میشود. - ای مردم- در این روز در قبال خیر و شری که در دنیا انجام میدادید جزا داده میشوید.

(۲۹) این کتاب ماست- که فرشتگانمان اعمال‏تان را در آن مینوشتند- به حق بر شما گواهی میدهد پس آن را بخوانید، زیرا ما به نگهبانان فرمان میدادیم که آنچه را شما در دنیا انجام میدهید بنویسند.

(۳۰) اما کسانیکه ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند پروردگارشان سبحانه به رحمت خویش آنها را در بهشت خویش وارد میکند؛ این پاداشی که الله آن را به آنها بخشیده است همان رستگاری آشکاری است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمیکند.

(۳۱) و اما کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند از روی سرزنش به آنها گفته میشود: آیا آیات من بر شما خوانده نمیشد و شما از ایمان به آن تکبر میورزیدید، و مردمی جنایتکار بودید، و مرتکب کفر و گناهان میشدید؟!

(۳۲) و هرگاه به شما گفته میشد، قطعاً وعدۀ الله- که با آن به بندگانش وعده داده آنها را به زودی برمیانگیزد و جزا میدهد- حقیقتی بدون تردید است، و قیامت حقیقتی است که هیچ شکی در آن راه ندارد پس برای آن بکوشید، میگفتید: نمی‏دانیم که این قیامت چیست، جز گمان اندکی، گمان نمیکنیم که میآید، و یقین نداریم که خواهد آمد.

برخی فواید آیات:

• پیروی از هوس شخص را نابود میسازد، و اسباب توفیق را از او پنهان می‏دارد.

• هول و هراس روز قیامت.

• ظن و گمان ذرهای از حق بینیاز نمیسازد؛ بهخصوص در زمینۀ اعتقاد.

﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَيِّ‍َٔاتُ مَا عَمِلُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٣٣ وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ٣٤ ذَٰلِكُم بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَاۚ فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ٣٥ فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٣٦ وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٣٧ [الجاثية: ۳۳-۳۷]

(۳۳) و کفر و سایر گناهان بدی که در دنیا مرتکب شدهاند بر آنها آشکار میشود، و عذابی که وقتی از آن ترسانده میشدند آن را به مسخره میگرفتند بر آنها فرو فرستاده میشود.

(۳۴) و الله به آنها میفرماید: همانگونه که دیدار امروزتان را فراموش کردید، و با ایمان و عمل صالح برایش آماده نشدید ما نیز امروز شما را در جهنم رها میکنیم، و جایگاه شما که به آن پناه میبرید همان جهنم است، و هیچ یاوری ندارید که عذاب الله را از شما دفع کند.

(۳۵) این عذابتان که با آن عذاب میشوید به این سبب است که آیات الله را به ریشخند و تمسخر گرفتهاید، و زندگی با خوشیها و تمایلاتش شما را فریب داد، پس امروز این کافران مسخره کنندۀ آیات الله از جهنم بیرون آورده نمیشوند، بلکه برای همیشه در آن میمانند، و به زندگی دنیا بازگردانده نمیشوند که عملی صالح انجام دهند، و پروردگارشان از آنها راضی نمیگردد.

(۳۶) پس تمام ستایشها فقط از آنِ الله، پروردگار آسمانها و زمین، و پروردگار تمام مخلوقات است.

(۳۷) و شکوه و عظمت در آسمانها و زمین برای او است، و او ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیر و شریعتش بسیار دانا است.

سورة الأحقاف (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿حمٓ١ تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ٢ مَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَأَجَلٖ مُّسَمّٗىۚ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَمَّآ أُنذِرُواْ مُعۡرِضُونَ٣ قُلۡ أَرَءَيۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُواْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ لَهُمۡ شِرۡكٞ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِۖ ٱئۡتُونِي بِكِتَٰبٖ مِّن قَبۡلِ هَٰذَآ أَوۡ أَثَٰرَةٖ مِّنۡ عِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٤ وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّن يَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسۡتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَهُمۡ عَن دُعَآئِهِمۡ غَٰفِلُونَ٥ [الأحقاف: ۱-۵]

برخی مقاصد سوره:

اقامۀ حجت بر تکذیب کنندگان و ترساندن آنها از عذاب؛ به همین منظور لفظ اِنذار در سوره تکرار شده است.

تفسیر:

(۱) ﴿حمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

(۲) قرآن از جانب الله، ذات شکست ناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تقدیر و شریعتش بسیار دانا است فرو فرستاده شده است.

(۳) آسمانها و زمین و آنچه میان این دو است را بیهوده نیافریدهایم، بلکه تمام آنها را به حق و حکمتهایی فراگیر آفریدهایم، از جمله اینکه بندگان از طریق آنها الله را بشناسند تا فقط او را عبادت کنند، و هیچچیز را با او شریک قرار ندهند، و تا مقتضیات جانشین شدنِ خودشان در زمین را تا زمانی مشخص که فقط الله از آن آگاه است برپا دارند، و کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند از آنچه در کتاب الله با آن انذار داده میشوند روی میگردانند، و به آن اهمیت نمیدهند.

(۴) - ای رسول- به این مشرکان رویگردان از حق بگو: از نمادهای‏تان که آنها را به جای الله عبادت میکنید به من خبر دهید که کدامیک از اجزای زمین را آفریدهاند؟ آیا کوهی را آفریدهاند، یا رودی را آفریدهاند؟ یا مشارکت و سهمی همراه الله در آفرینش آسمانها دارند؟ اگر در این ادعا که نمادهای‏تان استحقاق عبادت شدن را دارند کتابی نازلشده از جانب الله قبل از قرآن، یا باقیماندۀ علمی از آنچه پیشینیان به جای گذاشتهاند برایم بیاورید.

(۵) و هیچکس گمراهتر نیست از کسیکه به جای الله معبودی را عبادت میکند که تا روز قیامت به درخواستش پاسخ نمیدهد، و این معبودهایی که آنها را به جای الله عبادت میکنند از خوانده شدنِ خویش توسط عبادتگزاران‏شان بیخبرند؛ چه رسد به اینکه به آنها سود یا زیان برسانند.

برخی فواید آیات:

• تمسخر آیات الله کفر است.

• خطر فریب خوردن به خوشیها و تمایلات دنیا.

• ثبوت صفت کبریاء برای الله تعالی.

• اجابت دعا از آشکارترین دلایل وجود الله و استحقاق او تعالی به عبادت است.

﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواْ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواْ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ٦ وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ هَٰذَا سِحۡرٞ مُّبِينٌ٧ أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۖ قُلۡ إِنِ ٱفۡتَرَيۡتُهُۥ فَلَا تَمۡلِكُونَ لِي مِنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ًٔاۖ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِۚ كَفَىٰ بِهِۦ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۖ وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٨ قُلۡ مَا كُنتُ بِدۡعٗا مِّنَ ٱلرُّسُلِ وَمَآ أَدۡرِي مَا يُفۡعَلُ بِي وَلَا بِكُمۡۖ إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ وَمَآ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٞ٩ قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَكَفَرۡتُم بِهِۦ وَشَهِدَ شَاهِدٞ مِّنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ مِثۡلِهِۦ فَ‍َٔامَنَ وَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٠ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَوۡ كَانَ خَيۡرٗا مَّا سَبَقُونَآ إِلَيۡهِۚ وَإِذۡ لَمۡ يَهۡتَدُواْ بِهِۦ فَسَيَقُولُونَ هَٰذَآ إِفۡكٞ قَدِيمٞ١١ وَمِن قَبۡلِهِۦ كِتَٰبُ مُوسَىٰٓ إِمَامٗا وَرَحۡمَةٗۚ وَهَٰذَا كِتَٰبٞ مُّصَدِّقٞ لِّسَانًا عَرَبِيّٗا لِّيُنذِرَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُحۡسِنِينَ١٢ إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ١٣ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ خَٰلِدِينَ فِيهَا جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٤ [الأحقاف: ۶-۱۴]

(۶) و افزون بر اینکه در دنیا به آنها نفع نمیرسانند وقتی روز قیامت محشور شوند دشمنان کسانی میشوند که آنها را عبادت میکردند، و از آنها بیزاری میجویند، و انکار میکنند که آگاهانه آنها را عبادت میکردند.

(۷) و هرگاه آیات نازلشدۀ ما بر رسول‏مان بر آنها خوانده شود کسانیکه به قرآن وقتی به دست رسول‏شان نزد آنها آمد کفر ورزیدند میگویند: این سحری آشکار است، و از جانب الله وحی نشده است.

(۸) آیا این مشرکان میگویند: محمد این قرآن را ساخته، و به الله نسبت داده است؟! - ای رسول- به آنها بگو: اگر آن را از جانب خودم ساخته بودم اگر الله بخواهد مرا عذاب کند چارهای برایم ندارید، پس چگونه با نسبت دادن دروغ به او خودم را در معرض عذاب قرار میدهم؟! الله از عیبهایی که بر قرآن او میجویید و ایرادهایی که بر من میگیرید آگاهتر است. گواه بودن او میان من و شما کافی است، و او نسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۹) - ای رسول- به این مشرکان که نبوت تو را تکذیب میکنند بگو: من اولین رسولی نیستم که الله مرا فرستاده باشد تا دعوت من برای خودتان را بعید و شگفت بدانید، زیرا قبل از من رسولان زیادی گذشتهاند، و من نه میدانم که الله در دنیا با من چه خواهد کرد، و نه میدانم که با شما چه خواهد کرد، فقط از آنچه الله بر من وحی میکند پیروی میکنم، یعنی فقط براساس آنچه وحی میکند سخن میگویم و عمل میکنم، و فقط انذاردهندهای آشکار هستم که شما را از عذاب الله میترسانم.

(۱۰) - ای رسول- به این تکذیب کنندگان بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از جانب الله باشد، و شما به آن کفر ورزید، و شاهدی از بنی اسرائیل با تکیه بر آنچه در تورات در مورد آن آمده گواهی دهد که از جانب الله است، و به آن ایمان آورده باشد، و شما از ایمان به آن روی بگردانید، آیا در این حالت شما ستمکار نیستید؟! بهراستیکه الله مردم ستمکار را به‏سوی حق توفیق نمیدهد.

(۱۱) و کسانیکه به قرآن و آنچه رسول آنها برای‏شان آورده کفر ورزیدند به کسانیکه ایمان آوردند گفتند: اگر آنچه محمد آورده است حقی بود که به‏سوی خیر هدایت میکند این فقیران و بردگان و ضعیفان از ما به‏سوی آن پیشی نمیگرفتند، و چون به آنچه رسول‏شان برای آنها آورده هدایت نیافتهاند به زودی خواهند گفت: این چیزیکه نزدمان آمده دروغی کهنه است، و ما از دروغ پیروی نمیکنیم.

(۱۲) و پیش از این قرآن تورات بود، کتابی که الله آن را بر موسی ÷ به عنوان راهنمایی که در حق به آن اقتدا میشد، و رحمتی برای کسانی از بنیاسرائیل که به آن ایمان آوردند و از آن پیروی کردند فرو فرستاد، و این قرآن نازلشده بر محمد ج کتابی است به زبان عربی که کتابهای پیش از خود را تصدیق میکند؛ تا کسانی را که با شرک به الله و انجام گناهان بر خودشان ستم کردهاند با آن انذار دهد، و مژدهای است برای نیکوکارانی که رابطۀ خوبی با پروردگارشان و با مخلوقاتش برقرار کردهاند.

(۱۳) در حقیقت کسانیکه گفتند: پروردگار ما الله است و هیچ پروردگاری جز او نداریم، سپس بر ایمان و عمل صالح پایداری کردند، در آنچه در آخرت پیش رو دارند هیچ ترسی بر آنها نیست، و بر آنچه از بهره دنیا که از دست دادهاند، و آنچه پشت سرشان به جای گذاشتند اندوهگین نیستند.

(۱۴) اینها که صفات مذکور را دارند به جزای اعمال صالحی که در دنیا از پیش فرستادهاند، ساکنان بهشت هستند که برای همیشه در آن میمانند.

برخی فواید آیات:

• هرکس به جای الله عبادت شود بر کافرانی که او را عبادت میکردند اعتراض میکند.

• آگاه نبودن پیامبر ج از غیب مگر مواردی از غیب که الله او را از آن مطلع کرده است.

• وجود دلایل حقّانیّت نبوت پیامبر اسلام ج در کتابهای پیشین.

• بیان فضیلت پایداری و پاداش استقامت کنندگان.

﴿وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ إِحۡسَٰنًاۖ حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ كُرۡهٗا وَوَضَعَتۡهُ كُرۡهٗاۖ وَحَمۡلُهُۥ وَفِصَٰلُهُۥ ثَلَٰثُونَ شَهۡرًاۚ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَبَلَغَ أَرۡبَعِينَ سَنَةٗ قَالَ رَبِّ أَوۡزِعۡنِيٓ أَنۡ أَشۡكُرَ نِعۡمَتَكَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَيَّ وَأَنۡ أَعۡمَلَ صَٰلِحٗا تَرۡضَىٰهُ وَأَصۡلِحۡ لِي فِي ذُرِّيَّتِيٓۖ إِنِّي تُبۡتُ إِلَيۡكَ وَإِنِّي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ١٥ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنۡهُمۡ أَحۡسَنَ مَا عَمِلُواْ وَنَتَجَاوَزُ عَن سَيِّ‍َٔاتِهِمۡ فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلۡجَنَّةِۖ وَعۡدَ ٱلصِّدۡقِ ٱلَّذِي كَانُواْ يُوعَدُونَ١٦ وَٱلَّذِي قَالَ لِوَٰلِدَيۡهِ أُفّٖ لَّكُمَآ أَتَعِدَانِنِيٓ أَنۡ أُخۡرَجَ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلۡقُرُونُ مِن قَبۡلِي وَهُمَا يَسۡتَغِيثَانِ ٱللَّهَ وَيۡلَكَ ءَامِنۡ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ فَيَقُولُ مَا هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٧ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ خَٰسِرِينَ١٨ وَلِكُلّٖ دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواْۖ وَلِيُوَفِّيَهُمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ١٩ وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَلَى ٱلنَّارِ أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَسۡتَكۡبِرُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَبِمَا كُنتُمۡ تَفۡسُقُونَ٢٠ [الأحقاف: ۱۵-۲۰]

(۱۵) و به انسان فرمان مؤکّد دادیم که به پدر و مادرش نیکی کند، یعنی هم در زندگی آن دو، و هم پس از مرگشان تا جاییکه منجر به مخالفت با شریعت نشود به آن دو نیکی کند، و به‏طور خاص به مادرش که با مشقت به او باردار شد و با مشقت او را به دنیا آورد، و مدت باردارشدنش به او و آغاز از شیرگرفتنش: سی ماه است، تا آنگاه که به کامل شدن نیروی عقلی و جسمی و چهل سالگی برسد میگوید: پروردگارا، بر دلم بیفکن تا شکر نعمتی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتهای به جای آورم، و بر دلم بیفکن که عمل صالحی که تو را راضی میسازد، و آن را از من میپذیری انجام دهم، و فرزندانم را برایم صالح گردان. بهراستیکه من از گناهانم به‏سوی تو توبه کردم، و بهراستیکه من از فرمان‏برداران طاعت تو، و تسلیم شدگان اوامرت هستم.

(۱۶) اینها هستند که نیکوترین عمل صالحی را که انجام دادهاند از آنها می‏پذیریم، و از گناهان‏شان درمیگذریم، و آنها را در قبال گناهان‏شان مواخذه نمیکنیم، و همانها در زمرۀ بهشتیان هستند، این وعدهای که به آنها داده شد وعدهای راست است، که به‏طور قطع واقع خواهد شد.

پس از بیان مثالی از نیکوکار به پدر و مادرش برای تشویق در نیکی، برای متنفر نمودن از نافرمانی مثالی از نافرمان از پدر و مادر بیان کرد و فرمود:

(۱۷) و کسیکه به پدر و مادرش گفت: الله شما دو تن را نابود کند، آیا به من وعده میدهید که پس از مرگم از قبر خویش زنده درمیآیم، درحالیکه قرنهای زیادی سپری شده، و مردم در آنها مردهاند اما هیچیک از آنها زنده مبعوث نشده است؟! و پدر و مادرش از الله یاری میخواهند تا پسرشان را به‏سوی ایمان هدایت کند، و به پسرشان میگویند: نابود شوی اگر به رستاخیز ایمان نیاوری، پس به آن ایمان بیاور؛ زیرا وعدۀ الله به رستاخیز حقیقتی بدون تردید است، اما او دوباره برای انکار رستاخیز میگوید: این سخنی که در مورد رستاخیز گفته میشود فقط از کتابها و نوشتههای پیشینیان نقل شده است، و از الله ثابت نیست.

(۱۸) اینها که عذاب بر آنها واجب شده است در زمرۀ امتهای جنی و انسی پیش از خودشان هستند، بهراستیکه آنها زیانکار بودند؛ چون هم به خودشان و هم به خانوادههای‏شان با درآوردن آنها در جهنم زیان رساندند.

(۱۹) و هر یک از دو گروه - یعنی گروه بهشتی، و گروه جهنمی- براساس اعمال‏شان مراتبی دارند، یعنی مراتب اهل بهشت درجاتی والا، و مراتب اهل جهنم دَرَکاتی پست است، و تا الله جزای اعمال‏شان را به آنها بدهد، و در روز قیامت نه با کاستن نیکیهایشان، و نه با افزودن بر بدیهای‏شان به آنها ستم نمیشود.

(۲۰) و روزیکه کسانیکه به الله کفر ورزیده و رسولانش را تکذیب کردهاند بر آتش عرضه میشوند تا در آن عذاب شوند، و از روی توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: نعمتهای خوبتان را در زندگی دنیایی خویش صرف کردید، و از خوشیهایی که در آن بود بهره بردید، اما در این روز به‏سبب تکبر بهناحق شما در زمین، و به‏سبب اینکه با کفر و گناهان از طاعت الله خارج شدید با عذابی که شما را خوار و پست میگرداند مجازات میشوید.

برخی فواید آیات:

• بیان جایگاه نیکی به پدر و مادر در اسلام، بهخصوص در حق مادر، و برحذر داشتن از نافرمانی.

• بیان خطر زیادهروی در خوشیهای دنیا؛ چون از آخرت غافل میسازند.

• بیان تهدید شدید برای متکبران و بدکاران.

﴿۞وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ٢١ قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٢٢ قَالَ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ٢٣ فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ قَالُواْ هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَاۚ بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِۦۖ رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ٢٤ تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ بِأَمۡرِ رَبِّهَا فَأَصۡبَحُواْ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ٢٥ وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفۡ‍ِٔدَةٗ فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفۡ‍ِٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ إِذۡ كَانُواْ يَجۡحَدُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٢٦ وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَا مَا حَوۡلَكُم مِّنَ ٱلۡقُرَىٰ وَصَرَّفۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٢٧ فَلَوۡلَا نَصَرَهُمُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ قُرۡبَانًا ءَالِهَةَۢۖ بَلۡ ضَلُّواْ عَنۡهُمۡۚ وَذَٰلِكَ إِفۡكُهُمۡ وَمَا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ٢٨ [الأحقاف: ۲۱-۲۸]

(۲۱) و - ای رسول- هود ÷ برادر نَسَبی عاد را به یاد آور آنگاه که قومش را که در خانههای‏شان در اَحقاف در جنوب جزیرةالعرب بودند، از وقوع عذاب الله بر آنها انذار داد، درحالیکه قبل و بعد از هود ÷ رسولانی که اقوام‏شان را انذار میدادند گذشتهاند، که به اقوام‏شان میگفتند: جز الله یگانه را عبادت نکنید، یعنی دیگری را همراه او عبادت نکنید؛ زیرا - ای قوم من- من از عذاب روزی بزرگ یعنی روز قیامت بر شما میترسم.

(۲۲) قومش به او گفتند: آیا نزد ما آمدهای تا ما را از عبادت معبودهایمان بازداری؟! هرگز بر این امر دست نخواهی یافت، پس اگر در ادعای خویش راستگو هستی عذابی را که به ما وعده میدهی بیاور.

(۲۳) گفت: علم زمانِ عذاب فقط نزد الله است، و من دانشی از آن ندارم، و من فقط رسولی هستم که آنچه را با آن به‏سوی شما فرستاده شدهام به شما ابلاغ می‏کنم، اما شما را مردمی میبینم که به آنچه نفع شما در آن است جاهل هستید و آن را رها میکنید، و به آنچه که زیان شما در آن است جاهل هستید و آن را به جای میآورید.

(۲۴) پس وقتی عذابی را که خواستار تعجیل در آن بودند نزدشان آمد، و آن را به صورت ابری که از سوی آسمان به سمت سرزمینهای‏شان روی میآورد دیدند گفتند: این رویآورنده، ابری است که به ما باران میرساند. هود به آنها گفت: امر چنانکه گمان کردید نیست که ابری بارانزا بر شما باشد، بلکه همان عذابی است که خواستار تعجیل در آن بودید، یعنی بادی که عذابی دردناک دارد.

(۲۵) از چیزهایی که الله آن باد را به نابودی آنها فرمان دهد بر هر کدام بگذرد نابود میکند، پس چنان نابود شدند، که جز خانههای‏شان که در آنها سکونت می‏کردند به عنوان گواهی بر وجود قبلی آنها در آنها، مشاهده نمیشد، مانند این جزای دردناک مجرمان مُصِرّ بر کفر و گناهان را مجازات میکنیم.

(۲۶) و به تحقیق از اسباب قدرت به قوم هود مواردی دادیم که به شما ندادهایم، و گوشهایی که با آنها میشنیدند، و چشمهایی که با آنها میدیدند، و دلهایی که با آنها میاندیشیدند برای‏شان قرار دادیم. اما نه گوشها و نه چشمها و نه عقلهای‏شان ذرهای آنها را بینیاز نساخت؛ یعنی عذاب الله را، وقتی آنها را فرا گرفت از آنها دفع نکرد، چون به آیات الله کفر میورزیدند، و عذابی را که پیامبرشان هود ÷ آنها را از آن ترساند و آن را به تسمخر میگرفتند بر آنها فرود آمد.

(۲۷) و - ای اهالی مکه- به تحقیق که ما آبادیهای پیرامون شما را از بین بردهایم، و عاد و ثمود و قوم لوط و اصحاب مَدین را نابود کردهایم، و حجتها و براهین گوناگونی برای‏شان آوردیم؛ تا از کفرشان بازگردند.

(۲۸) پس چرا نمادهایی که آنها را معبودانی به جای الله گرفتند و با عبادت و قربانی به‏سوی آنها تقرب میجستند به آنها یاری نرساندند؟! قطعاً به آنها یاری نرساندند، بلکه وقتی بیشترین نیاز را به معبودهای‏شان داشتند از دید آنها پنهان شدند، و این دروغ و افترای‏شان بود که با آن اینگونه به خود امید میدادند که این نمادها به آنها سود میرسانند، و نزد الله از آنها شفاعت میکنند.

برخی فواید آیات:

• رسولان هیچ علمی به غیب ندارند مگر آنچه که الله آنها را از آن مطلع کرده باشد.

• فریب خوردن قوم هود وقتی گمان کردند عذاب نازلشده بر آنها بارانی است، از این رو قبل از اینکه آنها را غافلگیر کند توبه نکردند.

• قوم عاد از قریش نیرومندتر بودند، با این وجود الله آنها را نابود کرد.

• عاقل کسی است که از دیگران پند بگیرد، و جاهل کسی است که از خودش پند بگیرد.

﴿وَإِذۡ صَرَفۡنَآ إِلَيۡكَ نَفَرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاْ أَنصِتُواْۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاْ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ٢٩ قَالُواْ يَٰقَوۡمَنَآ إِنَّا سَمِعۡنَا كِتَٰبًا أُنزِلَ مِنۢ بَعۡدِ مُوسَىٰ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ وَإِلَىٰ طَرِيقٖ مُّسۡتَقِيمٖ٣٠ يَٰقَوۡمَنَآ أَجِيبُواْ دَاعِيَ ٱللَّهِ وَءَامِنُواْ بِهِۦ يَغۡفِرۡ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُجِرۡكُم مِّنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ٣١ وَمَن لَّا يُجِبۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ فَلَيۡسَ بِمُعۡجِزٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَيۡسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءُۚ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ٣٢ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَلَمۡ يَعۡيَ بِخَلۡقِهِنَّ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحۡـِۧيَ ٱلۡمَوۡتَىٰۚ بَلَىٰٓۚ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٣٣ وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَلَى ٱلنَّارِ أَلَيۡسَ هَٰذَا بِٱلۡحَقِّۖ قَالُواْ بَلَىٰ وَرَبِّنَاۚ قَالَ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ٣٤ فَٱصۡبِرۡ كَمَا صَبَرَ أُوْلُواْ ٱلۡعَزۡمِ مِنَ ٱلرُّسُلِ وَلَا تَسۡتَعۡجِل لَّهُمۡۚ كَأَنَّهُمۡ يَوۡمَ يَرَوۡنَ مَا يُوعَدُونَ لَمۡ يَلۡبَثُوٓاْ إِلَّا سَاعَةٗ مِّن نَّهَارِۢۚ بَلَٰغٞۚ فَهَلۡ يُهۡلَكُ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ٣٥ [الأحقاف: ۲۹-۳۵]

(۲۹) و - ای رسول- به یاد آور آنگاه که گروهی از جنها را به‏سوی تو فرستادیم تا قرآن نازلشده بر تو را بشنوند. پس وقتی برای شنیدن آن حاضر شدند به یکدیگر گفتند: ساکت باشید تا بتوانیم به آن گوش فرادهیم. و چون رسول ج قرائتش را به پایان رساند به‏سوی قوم خویش بازگشتند و آنها را از عذاب الله در صورتیکه به این قرآن ایمان نیاورند انذار میدادند.

(۳۰) به آنها گفتند: ای قوم ما، بهراستیکه ما کتابی شنیدیم که الله آن را پس از موسی فرستاد و کتابهایی را که پیش از آن از جانب الله نازل شده است تصدیق می‏کند، این کتابی که ما شنیدیم به‏سوی حق راهنمایی، و به راه راست، یعنی راه اسلام هدایت میکند.

(۳۱) ای قوم ما، به محمد در حقی که شما را به آن فراخواند پاسخ مثبت دهید، و ایمان بیاورید بر اینکه او رسولی از جانب پروردگارش است، تا الله گناهان‏تان را برای شما بیامرزد، و شما را از عذابی دردناک نجات دهد که در انتظار شماست اگر به او در حقیقتی که شما را به‏سوی آن فراخواند پاسخ مثبت ندهید، و ایمان نیاورید که رسولی از جانب پروردگارش است.

(۳۲) و هرکس به محمد ج در حقیقتی که او را به‏سوی آن فرا میخواند پاسخ مثبت ندهد هرگز نمیتواند با فرار در زمین از الله بگریزد، و به جای الله دوستانی ندارد که او را از عذاب نجات دهند، اینها در گمراهی آشکاری از حق قرار دارند.

(۳۳) مگر این مشرکان تکذیب کنندۀ رستاخیز ندانستهاند الله که آسمانها و زمین را آفریده و با وجود ضخامت و گستردگی آنها از آفرینش آنها ناتوان نشده است می‏تواند مردگان را برای حسابرسی و جزا زنده کند؟! آری، بهراستیکه او بر زنده کردن آنها توانا است؛ زیرا او سبحانه بر هر چیزی توانا است، در نتیجه از زنده کردن مردگان ناتوان نیست.

(۳۴) و روزیکه کافرانِ به الله و رسولانش، بر جهنم عرضه میشوند تا در آن عذاب شوند، و از روی توبیخ به آنها گفته میشود: آیا این عذابی که مشاهده میکنید حقیقت نیست؟! یا چنانکه در دنیا میگفتید دروغ است؟! میگویند: آری سوگند به پروردگارمان که حقیقت است، آنگاه به آنها گفته میشود: به‏سبب اینکه به الله کفر ورزیدید عذاب را بچشید.

(۳۵) پس - ای رسول- در برابر تکذیب خویش توسط قومت شکیبایی کن همانگونه که رسولان اولوالعزم: نوح ÷ و ابراهیم ÷ و موسی ÷ و عیسی ÷ شکیبایی کردند، و خواستار تعجیل در نزول عذاب آنها نباش، تکذیب کنندگان قوم تو روزیکه عذابی را که به آن وعده داده میشوند در آخرت ببینند به‏سبب عذاب طولانی‏شان گویی جز لحظهای از یک روز در دنیا نماندهاند. این قرآن نازلشده بر محمد ج، برای انسانها و جنها ابلاغ و کافی است، زیرا جز کسانیکه با کفر و گناهان از طاعت الله خارج هستند با عذاب هلاک نمیشوند.

برخی فواید آیات:

• از ادب نیکو، گوش دادن به گوینده و ساکت شدن در برابر سخن او است.

• استجابت سریع حق توسط جنهای هدایتیافته، تشویقی برای انسانها است.

• پذیرش حق، شتاب در دعوت به‏سوی آن را ایجاب میکند.

• صبر یکی از خصلتهای اخلاقی پیامبران است.

سورة محمد (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ أَضَلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ١ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَءَامَنُواْ بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٖ وَهُوَ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّهِمۡ كَفَّرَ عَنۡهُمۡ سَيِّ‍َٔاتِهِمۡ وَأَصۡلَحَ بَالَهُمۡ٢ ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱتَّبَعُواْ ٱلۡبَٰطِلَ وَأَنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّبَعُواْ ٱلۡحَقَّ مِن رَّبِّهِمۡۚ كَذَٰلِكَ يَضۡرِبُ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ أَمۡثَٰلَهُمۡ٣ فَإِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَضَرۡبَ ٱلرِّقَابِ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَثۡخَنتُمُوهُمۡ فَشُدُّواْ ٱلۡوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّۢا بَعۡدُ وَإِمَّا فِدَآءً حَتَّىٰ تَضَعَ ٱلۡحَرۡبُ أَوۡزَارَهَاۚ ذَٰلِكَۖ وَلَوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنۡهُمۡ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَاْ بَعۡضَكُم بِبَعۡضٖۗ وَٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ٤ سَيَهۡدِيهِمۡ وَيُصۡلِحُ بَالَهُمۡ٥ وَيُدۡخِلُهُمُ ٱلۡجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمۡ٦ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ يَنصُرۡكُمۡ وَيُثَبِّتۡ أَقۡدَامَكُمۡ٧ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَتَعۡسٗا لَّهُمۡ وَأَضَلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ٨ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَرِهُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأَحۡبَطَ أَعۡمَٰلَهُمۡ٩ ۞أَفَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ دَمَّرَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡۖ وَلِلۡكَٰفِرِينَ أَمۡثَٰلُهَا١٠ ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ مَوۡلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَأَنَّ ٱلۡكَٰفِرِينَ لَا مَوۡلَىٰ لَهُمۡ١١ [محمد: ۱-۱۱]

برخی مقاصد سوره:

تشویق مؤمنان به جنگ، به منظور تقویت آنها و سست کردن کافران.

تفسیر:

(۱) کسانیکه به الله کفر ورزیدند و مردم را از دین الله بازداشتند، الله اعمال‏شان را تباه کرده است.

(۲) و کسانیکه به الله ایمان آورده، و اعمال صالح انجام دادهاند، و به آنچه الله بر رسولش محمد ج نازل کرده- که خود حقی از جانب پروردگارشان است- ایمان آوردهاند، بدیهای‏شان را از آنها زدود و آنها را در قبال آن مواخذه نمیکند، و کارهای دنیوی و اخروی‏شان را برای‏شان بهبود بخشید.

(۳) جزای مذکور هر دو گروه به این سبب است که کسانیکه به الله کفر ورزیدند از باطل پیروی کردهاند، و کسانیکه به الله و رسولش ایمان آوردند از حقیقتی از جانب پروردگارشان پیروی کردهاند. پس به‏سبب عمل مختلف این دو گروه، جزای‏شان نیز مختلف شد. همانگونه که الله حکم خویش را در مورد این دو گروه: گروه مؤمنان، و گروه کافران بیان کرد، مثالهایی برای مردم میزند، تا امور مشابه را به هم ربط دهند.

(۴) پس - ای مؤمنان- هرگاه با کافران محارب روبرو شدید گردنهای‏شان را با شمشیرهای‏تان بزنید، و به پیکار با آنها ادامه دهید تا کُشته زیاد بر جای گذارند، و ابهت‏شان از بین برود، و وقتی از آنها زیاد به قتل رساندید بندهای اسیران را محکم کنید، و هرگاه آنها را به اسارت گرفتید براساس مصلحتی که اقتضا میکند، حق انتخاب دارید؛ که با آزاد کردن آنها بدون عوض بر آنها منت نهید، یا در برابر مال یا فدیهای دیگر آنها را آزاد کنید، به پیکار با آنها و اسیرکردن‏شان ادامه دهید تا جنگ با اسلام آوردن کافران یا بستن پیمان با آنها پایان یابد. این آزمایش مؤمنان با کافران و دست به دست شدن ایام و انتقامگیری برخی از برخی دیگر، همان حکم الله است، و اگر الله انتقام گرفتن از کافران را بدون پیکار بخواهد به‏طور قطع از آنها انتقام میگیرد، اما جهاد را تشریع کرد تا برخی از شما را با برخی دیگر بیازماید، یعنی مؤمنانی را که پیکار میکنند و مؤمنانی را که پیکار نمیکنند، و کافر را با مؤمن بیازماید، که اگر مؤمن کشته شود وارد بهشت میشود، و اگر مؤمن کافر را بکشد کافر وارد جهنم میشود، و الله هرگز اعمال کسانی را که در راه او تعالی کشته شدهاند تباه نخواهد ساخت.

(۵) به زودی آنها را در زندگی دنیایی‏شان به پیروی از حق توفیق میدهد، و کارشان را بهبود میبخشد.

(۶) و آنها را به بهشتی وارد میکند که ویژگیهای آن را در دنیا برای‏شان بیان کرد و آن را شناختند، و در آخرت منازل خویش را در آن میشناسند.

(۷) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، اگر به الله با کمک کردن پیامبر و دینش، و پیکار با کافران، یاری رسانید، با بخشش پیروزی بر آنها برای‏تان به شما یاری میرساند، و گامهای‏تان را در جنگ مقابل آنها استوار میسازد.

(۸) و برای کسانیکه به الله و رسولش کفر ورزیدهاند تباهی و نابودی است، و الله پاداش اعمال‏شان را تباه ساخته است.

(۹) این کیفر واقعشده بر آنها به این سبب است که آنچه از قرآن را که الله بر رسولش فرو فرستاد چون یگانگی الله در آن بود نپسندیدند، پس الله اعمال‏شان را تباه کرد، و در دنیا و آخرت زیان کردند.

(۱۰) آیا این تکذیب کنندگان در زمین نگشتهاند، تا بیندیشند سرانجام کسانیکه قبل از آنها تکذیب کردند چگونه بود، به‏طور قطع سرانجام دردناکی داشتهاند، و الله مسکنهای‏شان را بر روی آنها ویران کرد، و خودشان و فرزندان و اموال‏شان را نابود کرد، و کافرانِ هر زمان و مکانی مانند این کیفرها را دارند.

(۱۱) جزای مذکور دو گروه، به این دلیل است که الله یاور کسانی است که به او ایمان آوردهاند، و کافران هیچ یاوری ندارند.

برخی فواید آیات:

• آسیب رساندن به وسیله کُشتن دشمن بهترین روش برای مهار او است.

• منت نهادن، فدیه گرفتن، کشتن و به بردگی گرفتن، اختیاراتی در اسلام برای تعامل با اسیر کافر است، که از میان آنها موردی که مصلحت در آن وجود دارد انتخاب میشود.

• بزرگی فضیلت شهادت در راه الله.

• یاری الله برای مؤمنان مشروط بر این است که آنها به دین او تعالی یاری رسانند.

﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُدۡخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَتَمَتَّعُونَ وَيَأۡكُلُونَ كَمَا تَأۡكُلُ ٱلۡأَنۡعَٰمُ وَٱلنَّارُ مَثۡوٗى لَّهُمۡ١٢ وَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةٗ مِّن قَرۡيَتِكَ ٱلَّتِيٓ أَخۡرَجَتۡكَ أَهۡلَكۡنَٰهُمۡ فَلَا نَاصِرَ لَهُمۡ١٣ أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّهِۦ كَمَن زُيِّنَ لَهُۥ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ وَٱتَّبَعُوٓاْ أَهۡوَآءَهُم١٤ مَّثَلُ ٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي وُعِدَ ٱلۡمُتَّقُونَۖ فِيهَآ أَنۡهَٰرٞ مِّن مَّآءٍ غَيۡرِ ءَاسِنٖ وَأَنۡهَٰرٞ مِّن لَّبَنٖ لَّمۡ يَتَغَيَّرۡ طَعۡمُهُۥ وَأَنۡهَٰرٞ مِّنۡ خَمۡرٖ لَّذَّةٖ لِّلشَّٰرِبِينَ وَأَنۡهَٰرٞ مِّنۡ عَسَلٖ مُّصَفّٗىۖ وَلَهُمۡ فِيهَا مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ وَمَغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡۖ كَمَنۡ هُوَ خَٰلِدٞ فِي ٱلنَّارِ وَسُقُواْ مَآءً حَمِيمٗا فَقَطَّعَ أَمۡعَآءَهُمۡ١٥ وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُ إِلَيۡكَ حَتَّىٰٓ إِذَا خَرَجُواْ مِنۡ عِندِكَ قَالُواْ لِلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ مَاذَا قَالَ ءَانِفًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَٱتَّبَعُوٓاْ أَهۡوَآءَهُمۡ١٦ وَٱلَّذِينَ ٱهۡتَدَوۡاْ زَادَهُمۡ هُدٗى وَءَاتَىٰهُمۡ تَقۡوَىٰهُمۡ١٧ فَهَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا ٱلسَّاعَةَ أَن تَأۡتِيَهُم بَغۡتَةٗۖ فَقَدۡ جَآءَ أَشۡرَاطُهَاۚ فَأَنَّىٰ لَهُمۡ إِذَا جَآءَتۡهُمۡ ذِكۡرَىٰهُمۡ١٨ فَٱعۡلَمۡ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لِذَنۢبِكَ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِۗ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مُتَقَلَّبَكُمۡ وَمَثۡوَىٰكُمۡ١٩ [محمد: ۱۲-۱۹]

(۱۲) بهراستی الله کسانی را که به الله و رسولش ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند، به بهشتهایی که نهرها از زیر کاخها و درختانش جاری است وارد میکند، و کسانیکه به الله و رسولش کفر ورزیدهاند در دنیا از پیروی شهوات‏شان بهرهمند میشوند، و همانند چارپایان میخورند، و هیچ غم و اندوهی جز شکمها و عورتهای‏شان ندارند، و در روز قیامت قرارگاهشان که به آن روی میآورند جهنم است.

(۱۳) و چه بسیار از قریههای امتهای پیشین که از مکه که اهالی آن تو را از آن بیرون کردند نیرومندتر و دارای اموال و فرزندان بیشتری بودند، وقتی رسولان‏شان را تکذیب کردند آنها را نابود کردیم، و هیچ یاوری نداشتند که آنها را از عذاب الله وقتی آنها را فرا گرفت نجات دهد، بنابراین از نابودی اهالی مکه هرگاه آن را اراده کنیم ناتوان نیستیم.

(۱۴) آیا کسیکه دلیلی روشن و حجتی آشکار از پروردگارش دارد، و او تعالی را براساس بینشی عبادت میکند، همانند کسی است که شیطان عمل بدش را برای او آراسته است، و عبادت نمادها و ارتکاب گناهان، و تکذیب رسولان را که هوسهایش بر آنها روی میآورد پیروی کرده است؟

(۱۵) توصیف بهشتی که الله به پرهیزگاران خویش- با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی- وعده داده است که آنها را در آن وارد میکند چنین است: رودهایی از آب بدون اینکه بر اثر ماندن زیاد بو و مزهاش تغییر کرده باشد، و رودهایی از شیری که مزهاش تغییر نکرده، و رودهایی از خمری لذیذ برای نوشندگان، و رودهایی از عسلی که از ناخالصیها پاک شده در آنجا جاری است، و انواع میوههایی که میخواهند در آنجا برای‏شان فراهم است، و افزون بر تمام این موارد، گناهان‏شان توسط الله پاک میشود، و در قبال آن مواخذه نمیشوند. آیا کسیکه چنین جزایی دارد یکسان است با کسیکه در جهنم میماند و هرگز از آن خارج نمیشود، و آبی بسیار جوشان به آنها داده میشود، و رودههای شکمهای‏شان از گرمای زیاد آن متلاشی می‏شود؟!

(۱۶) - ای رسول- برخی منافقان بدون اینکه نیت پذیرفتن داشته باشند بلکه با رویگردانی به سخن تو گوش میدهند، اما وقتی از نزد تو خارج میشوند برای وانمودکردن به بیاطلاعی و به هدف رویگردانی، به کسانیکه الله علم به آنها عطا کرده است میگویند: همین الآن در صحبتهایش چه گفت؟ اینها همان کسانی هستند که الله بر دلهای آنها مُهر نهاده است پس خیری به دلهای‏شان نمیرسد، و از هوسهای‏شان پیروی کردهاند تا اینکه آنها را از حق کور گردانیدهاند.

(۱۷) و کسانیکه به راه حق، و پیروی از آنچه رسول ج آورده است هدایت یافتهاند، پروردگارشان بر هدایت و توفیق آنها به خیر میافزاید، و انجام آنچه که آنها را از جهنم نجات میدهد بر دل‏شان میافکند.

(۱۸) پس آیا کافران جز این انتظار میکشند که قیامت به صورت ناگهانی و بدون اینکه دانشی قبلی از آن داشته باشند آنها را فراگیرد؟! حال آنکه نشانههای قیامت، مانند بعثت پیامبر ج، و شکافته شدن ماه، نزدشان آمده است، پس وقتیکه قیامت آنها را فرا گیرد پندگرفتن چه سودی به حال‏شان میرساند؟

(۱۹) پس - ای رسول- یقین کن که معبود برحقی جز الله نیست، و آمرزش گناهانت را از الله بخواه، و آمرزش گناهان مردان و زنان مؤمن را از او بخواه، و الله از فعالیت شما در روز، و آرامش شما در شب آگاه است، و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند.

برخی فواید آیات:

• محدود بودن همت کافر بر بهره بردن از کالاهای نابودشدنی در دنیا.

• مقابله میان جزای مؤمنان و جزای کافران تفاوت زیاد میان این دو را آشکار میسازد؛ تا عاقل انتخاب کند که مؤمن باشد، و احمق انتخاب کند که کافر باشد.

• بیان بیادبی منافقان در برابر رسولالله ج.

• علم قبل از قول و عمل است.

﴿وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَوۡلَا نُزِّلَتۡ سُورَةٞۖ فَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ مُّحۡكَمَةٞ وَذُكِرَ فِيهَا ٱلۡقِتَالُ رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ نَظَرَ ٱلۡمَغۡشِيِّ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِۖ فَأَوۡلَىٰ لَهُمۡ٢٠ طَاعَةٞ وَقَوۡلٞ مَّعۡرُوفٞۚ فَإِذَا عَزَمَ ٱلۡأَمۡرُ فَلَوۡ صَدَقُواْ ٱللَّهَ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ٢١ فَهَلۡ عَسَيۡتُمۡ إِن تَوَلَّيۡتُمۡ أَن تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَتُقَطِّعُوٓاْ أَرۡحَامَكُمۡ٢٢ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فَأَصَمَّهُمۡ وَأَعۡمَىٰٓ أَبۡصَٰرَهُمۡ٢٣ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ أَمۡ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقۡفَالُهَآ٢٤ إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱرۡتَدُّواْ عَلَىٰٓ أَدۡبَٰرِهِم مِّنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلۡهُدَى ٱلشَّيۡطَٰنُ سَوَّلَ لَهُمۡ وَأَمۡلَىٰ لَهُمۡ٢٥ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَالُواْ لِلَّذِينَ كَرِهُواْ مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ سَنُطِيعُكُمۡ فِي بَعۡضِ ٱلۡأَمۡرِۖ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِسۡرَارَهُمۡ٢٦ فَكَيۡفَ إِذَا تَوَفَّتۡهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَٰرَهُمۡ٢٧ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱتَّبَعُواْ مَآ أَسۡخَطَ ٱللَّهَ وَكَرِهُواْ رِضۡوَٰنَهُۥ فَأَحۡبَطَ أَعۡمَٰلَهُمۡ٢٨ أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخۡرِجَ ٱللَّهُ أَضۡغَٰنَهُمۡ٢٩ [محمد: ۲۰-۲۹]

(۲۰) و کسانیکه به الله ایمان آوردهاند- با امید به اینکه الله سورهای که حکم قتال در آن است بر رسولش فرو فرستد- میگویند: چرا الله سورهای که ذکر قتال در آن باشد فرو نفرستاده است، اما وقتی الله سورهای مشتمل بر ذکر قتال که بیان و احکام محکمی دارد نازل میکند، - ای رسول- منافقانی را که دلهای‏شان گرفتار شک و تردید است میبینی مانند کسیکه از ترس و وحشت زیاد بیهوش شده باشد به‏سوی تو مینگرند، پس الله به آنها وعده داد که به‏سبب رویگردانی و ترس آنها از قتال، عذاب‏شان به دنبال‏شان است و به آنها نزدیک شده است.

(۲۱) اینکه از فرمان الله اطاعت کنند و سخنی نیکو و بدون هیچ ناپسندی بزنند برای‏شان بهتر است، و چون قتال فرض و جدی شود، اگر در ایمان و طاعت خویش برای الله با او تعالی راست باشند از نفاق و نافرمانی اوامر الله برای‏شان بهتر است.

(۲۲) و اگر از ایمان به الله و طاعت او بازگردید با کفر و گناهان در روی زمین فساد برپا خواهید کرد، و پیوندهای خویشاوندی را خواهید گسست؛ چنانکه در جاهلیت این حالت را داشتید.

(۲۳) اینها که به برپایی فساد در زمین و گسستن پیوندهای خویشاوندی متصف هستند همان کسانی هستند که الله آنها را از رحمت خویش دور ساخته، و گوشهای‏شان را از شنیدن حق، آنگونه که منجر به پذیرش و فرمان‏برداری شود کر کرده، و چشمان‏شان را از دیدن حق آنگونه که پند گرفته شود کور ساخته است.

(۲۴) پس آیا این رویگردانان در قرآن تدبر نمیکنند و در آنچه در آن آمده است نمیاندیشند؟! زیرا اگر در آن میاندیشیدند به‏طور قطع آنها را به هر خیری راهنمایی میکرد، و از هر شری دور میساخت. یا بر دلهای اینها قفلهایی قرار دارد که محکم بسته شده است، و هیچ اندرزی به آنها نمیرسد، و هیچ تذکری به آنها نفع نمیرساند؟!

(۲۵) قطعاً کسانیکه پس از اینکه حجت بر آنها اقامه شد، و راستگویی پیامبر ج برای‏شان آشکار گردید، از ایمان خویش به کفر و نفاق بازگشتهاند، خود شیطان کفر و نفاق را برای‏شان آراسته و آسان کرده است، و به آرزوهای دور و دراز امید داده است.

(۲۶) این گمراهی آنها به این سبب است که به مشرکانی که وحی را که الله بر رسولش فرو فرستاده، نمیپسندیدند پنهانی گفتند: در برخی کارها مانند بازداشتن از قتال از شما اطاعت خواهیم کرد. و الله از آنچه که پنهان و آنچه که آشکار میکنند آگاه است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، و هرچه از آن را بخواهد برای رسولش ج آشکار میسازد.

(۲۷) پس عذاب و حالت بد و هولناک آنها را وقتی فرشتگان مامور قبض روح، ارواح‏شان را میستادند، و با میلههای آهنی بر صورتها و پشتهای‏شان میزنند، چگونه میبینی.

(۲۸) این عذاب به آن سبب است که تمام کفر و نفاق و دشمنی با الله و رسولش را که مورد خشم او تعالی است پیروی کردند، و نسبت به ایمان به الله و پیروی رسولش، که آنها را به الله نزدیک میسازد، و رضایت او تعالی را برای‏شان به دنبال دارد بیمیل بودند. پس اعمال‏شان را تباه کرد.

(۲۹) آیا منافقان مردد و دودل میپندارند که الله هرگز کینههای‏شان را خارج و آشکار نخواهد کرد؟! به‏طور قطع کینههای‏شان را با آزمایشهای دشوار درمیآورد، تا راستگو در ایمان از دروغگو آشکار شود، و مؤمن مشخص، و منافق رسوا گردد.

برخی فواید آیات:

• تکلیف به جهاد در راه الله منافقان را از صف مؤمنان جدا میسازد.

• اهمیت تدبر در کتاب الله، و خطر رویگردانی از آن.

• فسادکاری در روی زمین و قطع رابطههای خویشاوندی از اسباب کمبود توفیق و دوری از رحمت الله است.

﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَأَرَيۡنَٰكَهُمۡ فَلَعَرَفۡتَهُم بِسِيمَٰهُمۡۚ وَلَتَعۡرِفَنَّهُمۡ فِي لَحۡنِ ٱلۡقَوۡلِۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ أَعۡمَٰلَكُمۡ٣٠ وَلَنَبۡلُوَنَّكُمۡ حَتَّىٰ نَعۡلَمَ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ مِنكُمۡ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَنَبۡلُوَاْ أَخۡبَارَكُمۡ٣١ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَشَآقُّواْ ٱلرَّسُولَ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلۡهُدَىٰ لَن يَضُرُّواْ ٱللَّهَ شَيۡ‍ٔٗا وَسَيُحۡبِطُ أَعۡمَٰلَهُمۡ٣٢ ۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَلَا تُبۡطِلُوٓاْ أَعۡمَٰلَكُمۡ٣٣ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ثُمَّ مَاتُواْ وَهُمۡ كُفَّارٞ فَلَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡ٣٤ فَلَا تَهِنُواْ وَتَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱلسَّلۡمِ وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ وَٱللَّهُ مَعَكُمۡ وَلَن يَتِرَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ٣٥ إِنَّمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا لَعِبٞ وَلَهۡوٞۚ وَإِن تُؤۡمِنُواْ وَتَتَّقُواْ يُؤۡتِكُمۡ أُجُورَكُمۡ وَلَا يَسۡ‍َٔلۡكُمۡ أَمۡوَٰلَكُمۡ٣٦ إِن يَسۡ‍َٔلۡكُمُوهَا فَيُحۡفِكُمۡ تَبۡخَلُواْ وَيُخۡرِجۡ أَضۡغَٰنَكُمۡ٣٧ هَٰٓأَنتُمۡ هَٰٓؤُلَآءِ تُدۡعَوۡنَ لِتُنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبۡخَلُۖ وَمَن يَبۡخَلۡ فَإِنَّمَا يَبۡخَلُ عَن نَّفۡسِهِۦۚ وَٱللَّهُ ٱلۡغَنِيُّ وَأَنتُمُ ٱلۡفُقَرَآءُۚ وَإِن تَتَوَلَّوۡاْ يَسۡتَبۡدِلۡ قَوۡمًا غَيۡرَكُمۡ ثُمَّ لَا يَكُونُوٓاْ أَمۡثَٰلَكُم٣٨ [محمد: ۳۰-۳۸]

(۳۰) و - ای رسول- اگر بخواهیم منافقان را به تو بشناسانیم به‏طور قطع این کار را خواهیم کرد، آنگاه آنها را با نشانههای‏شان میشناسی، و بهزودی آنها را از روش سخنگفتن‏شان خواهی شناخت، و الله از اعمال شما آگاه است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۳۱) و –ای مؤمنان- به‏طور قطع شما را با جهاد و پیکار با دشمنان و قتل می‏آزماییم تا از میان شما مجاهدان در راه الله، و شکیبایان در پیکار با دشمنانش را معلوم کنیم، و شما را میآزماییم تا از میان شما راستگو و دروغگو را مشخص کنیم.

(۳۲) بهراستی کسانیکه به الله و رسولش کفر ورزیدند، و هم خودشان و هم دیگران را از دین الله بازداشتند، و با رسولش پس از اینکه مشخص شد پیامبر است مخالفت و دشمنی کردند- هرگز به الله زیان نخواهند رساند، بلکه فقط به خودشان زیان میرسانند، و بهزودی الله اعمال‏شان را تباه خواهد ساخت.

(۳۳) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید، و به آنچه تشریع کرده عمل کردهاید، از الله و رسولش اطاعت کنید یعنی امرشان را اجرا، و از نهیشان اجتناب کنید، و اعمال‏تان را با کفر و ریا تباه نسازید.

(۳۴) همانا کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند، و خودشان و مردم را از دین الله گمراه کردهاند، سپس قبل از توبه بر کفرشان مردند- الله هرگز گناهان‏شان را نمیپوشاند و از آنها نمیگذرد، بلکه بهزودی آنها را در قبال گناهان‏شان مواخذه میکند، و آنها را وارد جهنم میکند و برای همیشه در آن میمانند.

(۳۵) پس - ای مؤمنان- در رویارویی با دشمن‏تان سست نشوید، و قبل از اینکه آنها شما را به صلح دعوت کنند آنها را به صلح دعوت نکنید، درحالیکه شما بر آنها غالب و چیره هستید، و یاری و پیروزی الله همراه شماست، و هرگز ذرهای از پاداش اعمال‏تان نمیکاهد، بلکه به لطف و بخشش خویش برای‏تان میافزاید.

(۳۶) زندگی دنیا بازی و سرگرمیای بیش نیست، پس هیچ عاقلی نباید با آن از عمل برای آخرت بازمانَد، و اگر به الله و رسولش ایمان آورید، و از الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش بترسید، الله پاداش اعمال‏تان را کامل و بدون هیچ کاستنی به شما میدهد، و تمام اموال‏تان را از شما نمیخواهد، بلکه فقط زکات واجب را از شما میخواهد.

(۳۷) اگر تمام اموال‏تان را از شما بخواهد و در طلب آن از شما اصرار ورزد، در آنها بخل میورزید، و باعث بروز نپسندیدن انفاق در راه او که در دل دارید میشود، اما چون با شما مهربان است این امر را از شما نخواسته است.

(۳۸) بدانید شما به انفاق بخشی از اموال‏تان در راه الله دعوت میشوید، و انفاق تمام اموال‏تان را از شما نمیخواهد. اما برخی از شما از انفاق خواستهشده بخل می‏ورزند، و هرکس از انفاق بخشی از مالش در راه الله بخل ورزد، در واقع فقط به زیان خودش بخل میورزد؛ چون خودش را از پاداش انفاق محروم میکند، و الله ذات بینیازی است که به انفاق شما نیازی ندارد، و شما هستید که به او نیازمندید، و اگر از اسلام به کفر بازگردید شما را نابود میکند، و مردم دیگری را جایگزین شما میکند، که مانند شما نخواهند بود، بلکه فرمان‏بردار او هستند.

برخی فواید آیات:

• نیات و پلیدیهای منافقان در خطوط چهره (سیما) و اسلوب کلام‏شان آشکار میگردد.

• آزمایش، سنتی الهی برای جداسازی مؤمنان از منافقان است.

• الله بندگان مؤمن خویش را با یاری و ارشاد تقویت میکند.

• یکی از مظاهر مهربانی الله به بندگانش این است که انفاق تمام اموال‏شان در راه او تعالی را از آنها نمیخواهد.

سورة الفتح (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿إِنَّا فَتَحۡنَا لَكَ فَتۡحٗا مُّبِينٗا١ لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكَ وَيَهۡدِيَكَ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا٢ وَيَنصُرَكَ ٱللَّهُ نَصۡرًا عَزِيزًا٣ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ لِيَزۡدَادُوٓاْ إِيمَٰنٗا مَّعَ إِيمَٰنِهِمۡۗ وَلِلَّهِ جُنُودُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمٗا٤ لِّيُدۡخِلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَيُكَفِّرَ عَنۡهُمۡ سَيِّ‍َٔاتِهِمۡۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عِندَ ٱللَّهِ فَوۡزًا عَظِيمٗا٥ وَيُعَذِّبَ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ وَٱلۡمُشۡرِكَٰتِ ٱلظَّآنِّينَ بِٱللَّهِ ظَنَّ ٱلسَّوۡءِۚ عَلَيۡهِمۡ دَآئِرَةُ ٱلسَّوۡءِۖ وَغَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَلَعَنَهُمۡ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَهَنَّمَۖ وَسَآءَتۡ مَصِيرٗا٦ وَلِلَّهِ جُنُودُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا٧ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا٨ لِّتُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُۚ وَتُسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا٩ [الفتح: ۱-۹]

برخی مقاصد سوره:

ذکر وعدۀ الهی به فتح و قدرتیابی پیامبرش و مؤمنان راستین در یاری دین.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- بهراستیکه ما با صلح حدیبیه پیروزی درخشانی برایت بخشیدیم.

(۲) تا الله گناهانی را که پیش از این پیروزی، و گناهانی را که پس از آن از تو سر زده است برایت ببخشاید، و نعمت خویش را با یاری دینت بر تو کامل کند، و تو را به راه راستیکه هیچ انحرافی در آن نیست، یعنی راه راست اسلام هدایت کند.

(۳) و الله تو را به پیروزیای قاطع که هیچکس نتواند آن را دفع کند، یاری رساند.

(۴) الله همان ذاتی است که ثبات و آرامش را در دلهای مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمان‏شان بیفزایند، و لشکریان آسمانها و زمین فقط از آنِ الله است، که هرکس از بندگانش را که بخواهد با آنها تقویت میکند، و الله نسبت به مصالح بندگانش بسیار آگاه است، و در پیروزی و تقویتی که جاری میکند بسیار سنجیدهکار است.

(۵) تا مردان و زنان مؤمن به الله و رسولش را در بهشتهایی که نهرها از زیر کاخها و درختانش جاری است وارد کند، و گناهان‏شان را از آنها پاک کند، و آنها را در قبال آنها مورد مواخذه قرار ندهد، و این امر - رسیدن به مطلوب یعنی بهشت، و دورشدن از ترس و هلاکت یعنی مواخذه به گناهان- نزد الله رستگاری بزرگی است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمیکند.

(۶) و برای اینکه مردان و زنان منافق، و مردان و زنان مشرک به الله، که گمان بردهاند الله دینش را یاری نمیرساند، و کلمهاش را برتر نمیگرداند عذاب کند. عذاب فقط آنها را احاطه میکند، و الله به‏سبب کفر و گمان بدشان بر آنها خشم گرفته، و آنها را از رحمت خویش رانده است، و در آخرت جهنم را برای‏شان آماده ساخته است که وارد آن میشوند و برای همیشه در آن میمانند، و جهنم مقصد بسیار بدی است که به آن بازگردانده میشوند.

(۷) و لشکریان آسمانها و زمین از آنِ الله است که هرکس از بندگانش را که بخواهد با آنها تقویت میکند، و الله ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

(۸) - ای رسول- بهراستیکه ما تو را گواهی فرستادیم که در روز قیامت بر امت خویش گواهی میدهی، و مژدهدهندۀ مؤمنان به یاری و قدرتی که در دنیا برای‏شان آماده شده، و به نعمتهایی که در آخرت برای‏شان فراهم گشته است، و ترسانندۀ کافران به ذلت و شکست به دست مؤمنان که در دنیا برای‏شان آماده شده است، و به عذاب دردناکِ فراهمشده در آخرت که منتظر آنها است.

(۹) تا به الله و رسولش ایمان آورند، و رسولش را بزرگ و محترم شمارند، و در آغاز و پایان روز الله را بستایند.

برخی فواید آیات:

• صلح حدیبیه آغاز فتحی بزرگ برای اسلام و مسلمانان بود.

• سکینه یکی از آثار ایمان است که باعث آرامش و ثبات میشود.

• خطر بدگمانی به الله؛ زیرا الله براساس گمانی که مردم به او سبحانه دارند با آنها رفتار میکند.

• وجوب بزرگداشت و احترام رسولالله ج.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ ٱللَّهَ يَدُ ٱللَّهِ فَوۡقَ أَيۡدِيهِمۡۚ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِمَا عَٰهَدَ عَلَيۡهُ ٱللَّهَ فَسَيُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا١٠ سَيَقُولُ لَكَ ٱلۡمُخَلَّفُونَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ شَغَلَتۡنَآ أَمۡوَٰلُنَا وَأَهۡلُونَا فَٱسۡتَغۡفِرۡ لَنَاۚ يَقُولُونَ بِأَلۡسِنَتِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡۚ قُلۡ فَمَن يَمۡلِكُ لَكُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ًٔا إِنۡ أَرَادَ بِكُمۡ ضَرًّا أَوۡ أَرَادَ بِكُمۡ نَفۡعَۢاۚ بَلۡ كَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرَۢا١١ بَلۡ ظَنَنتُمۡ أَن لَّن يَنقَلِبَ ٱلرَّسُولُ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِلَىٰٓ أَهۡلِيهِمۡ أَبَدٗا وَزُيِّنَ ذَٰلِكَ فِي قُلُوبِكُمۡ وَظَنَنتُمۡ ظَنَّ ٱلسَّوۡءِ وَكُنتُمۡ قَوۡمَۢا بُورٗا١٢ وَمَن لَّمۡ يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ فَإِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ سَعِيرٗا١٣ وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ يَغۡفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُۚ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا١٤ سَيَقُولُ ٱلۡمُخَلَّفُونَ إِذَا ٱنطَلَقۡتُمۡ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأۡخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعۡكُمۡۖ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُواْ كَلَٰمَ ٱللَّهِۚ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمۡ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبۡلُۖ فَسَيَقُولُونَ بَلۡ تَحۡسُدُونَنَاۚ بَلۡ كَانُواْ لَا يَفۡقَهُونَ إِلَّا قَلِيلٗا١٥ [الفتح: ۱۰-۱۵]

(۱۰) - ای رسول- در حقیقت کسانیکه در بیعت رضوان با تو بر پیکار با اهالی مشرک مکه بیعت میکنند، جز این نیست که با الله بیعت میبندند؛ چون او است که آنها را به پیکار با مشرکان فرمان داد، و هموست که به آنها جزا میدهد، در این بیعت دست الله بالای دستهای آنها است، و او تعالی بر آنها مطلع است به گونهای که هیچچیز از آنها بر او پوشیده نمیماند، پس هرکس بیعتش را بشکند، و به یاری دین الله که دربارۀ آن با او تعالی پیمان بسته است وفا نکند، زیان شکستن بیعت و عهدش توسط او، فقط به خودش بازمیگردد، و این امر زیانی به الله نمیرساند، و هرکس بر یاری دین الله که در این مورد با او تعالی پیمان بسته است وفا کند، بهزودی پاداشی بزرگ یعنی بهشت به او میدهد.

(۱۱) - ای رسول- بادیهنشینانی که الله آنها را از همراهی تو در سفر به‏سوی مکه بر جای گذاشت آنگاه که آنها را سرزنش کنی به تو خواهند گفت: حفاظت اموال و فرزندانمان ما را از حرکت با تو بازداشت، پس از الله درخواست کن تا گناهانمان را ببخشد. با زبان از پیامبر ج میخواهند که برای‏شان طلب آمرزش کند اما چنین چیزی در دلهای‏شان وجود ندارد؛ زیرا آنها از گناهان‏شان توبه نکردهاند. به آنها بگو: اگر الله برای شما خیر، یا شر بخواهد هیچکس مالک ذرهای برای شما در برابر الله نیست، بلکه الله از آنچه انجام میدهید بسیار آگاه است و ذرهای از اعمال‏تان هر چند آن را پنهان دارید بر او تعالی پوشیده نمیماند.

(۱۲) سرگرم شدن به نگهداری اموال و اولاد که آن را بهانه میآورید سبب بازماندن شما از حرکت با او نیست، بلکه گمان کردید رسول ج و اصحابش همگی نابود خواهند شد، و به‏سوی خانوادههای‏شان در مدینه بازنخواهند گشت، شیطان این امر را در دلهای‏تان آراست، و به پروردگارتان گمان بدی بردید که او به پیامبرش یاری نخواهد رساند، و به‏سبب اینکه به الله گمان بد بردید و از رسولالله تخلف ورزیدید مردمی نابودشده بودید.

(۱۳) و هرکس به الله و رسولش ایمان نیاورده کافر است، و در روز قیامت برای کافران به الله آتشی شعلهور آماده کردهایم که در آن عذاب میشوند.

(۱۴) و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط از آنِ الله است، گناهان هر یک از بندگانش را بخواهد میبخشد، آنگاه به فضل خویش او را وارد بهشت میکند، و به عدالت خویش هرکس از بندگانش را که بخواهد عذاب میکند، و الله نسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

(۱۵) - ای مؤمنان- وقتی به‏سوی غنایم خیبر که الله آن را بعد از صلح حدیبیه به شما وعده داد حرکت کنید تا آنها را بگیرید، کسانیکه الله آنها را بر جای گذاشت خواهند گفت: به ما اجازه دهید همراه شما بیاییم تا از آن سهمی برداریم. این برجایماندگان با این درخواست میخواهند وعدۀ الله را که پس از صلح حدیبیه با آن به مؤمنان وعده داد که غنایم خیبر را فقط برای آنها میدهد تغییر دهند. - ای رسول- به آنها بگو: هرگز ما را به‏سوی آن غنیمتها دنبال نخواهید کرد، زیرا الله به ما وعده داده است که غنایم خیبر فقط برای کسانی است که در حدیبیه حضور داشتهاند. پس خواهند گفت: اینکه نمیگذارید با شما به‏سوی خیبر بیاییم به فرمانی از جانب الله نیست، بلکه به این سبب است که بر ما حسادت میورزید. درحالیکه امر آنگونه که این برجایماندگان ادعا کردند نیست، بلکه آنها اوامر و نواهی الله را جز اندکی نمی‏فهمند، به همین منظور در نافرمانی او تعالی قرار گرفتهاند.

برخی فواید آیات:

• بیعت رضوان جایگاه بزرگی نزد الله دارد، و حاضران در آن از بهترین مردم روی زمین هستند.

• بدگمانی به الله یکی از اسباب وقوع در معصیت است و گاهی به کفر می‏رساند.

• افراد دارای ایمان ضعیف هنگام ترس، اندک هستند، و هنگام توزیع جیره بسیار هستند.

﴿قُل لِّلۡمُخَلَّفِينَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ سَتُدۡعَوۡنَ إِلَىٰ قَوۡمٍ أُوْلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ تُقَٰتِلُونَهُمۡ أَوۡ يُسۡلِمُونَۖ فَإِن تُطِيعُواْ يُؤۡتِكُمُ ٱللَّهُ أَجۡرًا حَسَنٗاۖ وَإِن تَتَوَلَّوۡاْ كَمَا تَوَلَّيۡتُم مِّن قَبۡلُ يُعَذِّبۡكُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا١٦ لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞۗ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ يُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ وَمَن يَتَوَلَّ يُعَذِّبۡهُ عَذَابًا أَلِيمٗا١٧ ۞لَّقَدۡ رَضِيَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ يُبَايِعُونَكَ تَحۡتَ ٱلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيۡهِمۡ وَأَثَٰبَهُمۡ فَتۡحٗا قَرِيبٗا١٨ وَمَغَانِمَ كَثِيرَةٗ يَأۡخُذُونَهَاۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمٗا١٩ وَعَدَكُمُ ٱللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةٗ تَأۡخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمۡ هَٰذِهِۦ وَكَفَّ أَيۡدِيَ ٱلنَّاسِ عَنكُمۡ وَلِتَكُونَ ءَايَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ وَيَهۡدِيَكُمۡ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا٢٠ وَأُخۡرَىٰ لَمۡ تَقۡدِرُواْ عَلَيۡهَا قَدۡ أَحَاطَ ٱللَّهُ بِهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٗا٢١ وَلَوۡ قَٰتَلَكُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوَلَّوُاْ ٱلۡأَدۡبَٰرَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا٢٢ سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا٢٣ [الفتح: ۱۶-۲۳]

(۱۶) - ای رسول- برای آزمودن بادیهنشینانی که از حرکت با تو به‏سوی مکه تخلف ورزیدند به آنها بگو: به زودی برای پیکار با مردمی بسیار نیرومند دعوت خواهید شد، که در راه الله با آنها بجنگید، یا بدون پیکار وارد اسلام شوند. پس اگر الله را در قتال با آنها که شما را به آن فراخوانده است فرمان بردید پاداشی نیکو یعنی بهشت را به شما میدهد، و اگر از فرمان‏برداری از او روی گرداندید- همانگونه که وقتی از حرکت با او به‏سوی مکه تخلف ورزیدید از فرمانش روی گرداندید- شما را به عذابی دردناک عذاب میکند.

(۱۷) بر معذور به‏سبب نابینایی یا لنگی یا بیماری گناهی نیست اگر در پیکار در راه الله حضور نیابد، و هرکس از الله و رسولش فرمان‏برداری کند او را وارد بهشتهایی میکند که نهرها از زیر کاخها و درختانش جاری است، و هرکس از طاعت الله و رسولش روی بگرداند الله او را به عذابی دردناک عذاب میکند.

(۱۸) به تحقیق که الله از مؤمنان راضی شد وقتی در حدیبیه زیر آن درخت به بیعت رضوان با تو بیعت میکردند، و از ایمان و اخلاص و راستیای که در دلهای‏شان بود آگاه شد، و آرامش را بر دلهای‏شان فرو فرستاد، و پاداش این کارشان، به جای ورود به مکه که برای‏شان میسر نشد، پیروزیای نزدیک یعنی فتح خیبر است.

(۱۹) و غنیمتهای زیادی که از اهالی خیبر خواهند گرفت به آنها عطا کرد، و الله ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

(۲۰) - ای مؤمنان- الله غنیمتهای زیادی که در فتوحات آیندۀ اسلامی میگیرید به شما وعده داده است، ولی غنیمتهای خیبر را زودتر برای‏تان فراهم آورد، و دست یهودیان را کوتاه کرد آنگاه که تصمیم گرفتند پس از خروج شما به خانوادههای‏تان آسیب برسانند، و تا این غنیمتهای به تعجیلافتاده، نشانهای برای شما بر یاری الله و تقویت شما توسط او تعالی باشد، و الله شما را به راه راستیکه هیچ انحرافی ندارد هدایت کند.

(۲۱) و الله غنیمتهای دیگری به شما وعده داده است که اکنون بر آنها دست نیافتهاید، فقط الله است که بر آنها قدرت و دسترسی دارد، و در علم و تدبیر او است، و الله بر هر چیزی توانا است، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۲۲) و –ای مؤمنان- اگر کسانیکه به الله و رسولش کفر ورزیدهاند با شما بجنگند به‏طور قطع فراری و شکستخورده از شما پشت خواهند کرد، آنگاه هیچ دوست و کارسازی نخواهند یافت که کارشان را برعهده بگیرد، و هیچ یاوری نیز نخواهند یافت که آنها را بر پیکار با شما یاری برساند.

(۲۳) و چیرهشدن مؤمنان و شکست کافران، در هر زمان و مکانی ثابت است، زیرا این امر سنت الله در امتهایی است که پیش از این تکذیب کنندگان گذشتهاند، و –ای رسول- برای سنت الله هرگز تغییری نخواهی یافت.

برخی فواید آیات:

• خبردادن قرآن از امور غیبی که بعدها محقق شد- مانند فتوحات اسلامی- دلیلی قاطع است بر اینکه قرآن کریم از جانب الله است.

• برپایی احکام شریعت بر نرمی و آسانی.

• بخشی از پاداش اهل بیعت رضوان در دنیا به تعجیل افتاده، و بخشی از آن در آخرت برای‏شان ذخیره شده است.

• غلبۀ حق و پیروانش بر باطل و پیروانش، سنتی الهی است.

﴿وَهُوَ ٱلَّذِي كَفَّ أَيۡدِيَهُمۡ عَنكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ عَنۡهُم بِبَطۡنِ مَكَّةَ مِنۢ بَعۡدِ أَنۡ أَظۡفَرَكُمۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرًا٢٤ هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّوكُمۡ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَٱلۡهَدۡيَ مَعۡكُوفًا أَن يَبۡلُغَ مَحِلَّهُۥۚ وَلَوۡلَا رِجَالٞ مُّؤۡمِنُونَ وَنِسَآءٞ مُّؤۡمِنَٰتٞ لَّمۡ تَعۡلَمُوهُمۡ أَن تَطَ‍ُٔوهُمۡ فَتُصِيبَكُم مِّنۡهُم مَّعَرَّةُۢ بِغَيۡرِ عِلۡمٖۖ لِّيُدۡخِلَ ٱللَّهُ فِي رَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُۚ لَوۡ تَزَيَّلُواْ لَعَذَّبۡنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابًا أَلِيمًا٢٥ إِذۡ جَعَلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلۡحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَأَلۡزَمَهُمۡ كَلِمَةَ ٱلتَّقۡوَىٰ وَكَانُوٓاْ أَحَقَّ بِهَا وَأَهۡلَهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا٢٦ لَّقَدۡ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءۡيَا بِٱلۡحَقِّۖ لَتَدۡخُلُنَّ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمۡ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَۖ فَعَلِمَ مَا لَمۡ تَعۡلَمُواْ فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِكَ فَتۡحٗا قَرِيبًا٢٧ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ وَدِينِ ٱلۡحَقِّ لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدٗا٢٨ [الفتح: ۲۴-۲۸]

(۲۴) و او همان ذاتی است که دستان مشرکان را از شما کوتاه کرد آنگاه که در حدیبیه حدود هشتاد مرد از از آنها آمدند و میخواستند آسیبی به شما برسانند، و دست شما را از آنها کوتاه کرد آنگاه که شما را بر اسیرکردن‏شان قدرت داد (بر همگی آنها پیروز کرد) آنها را نکشتید و به آنها آزار نرساندید، بلکه آنها را آزاد کردید، و الله نسبت به آنچه انجام میدهید بینا است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند.

(۲۵) آنها همان کسانی هستند که به الله و رسولش کفر ورزیدند، و شما را از مسجد الحرام بازداشتند، و قربانی را نگذاشتهاند به قربانگاه خویش برسد، و اگر وجود مردان و زنانی مؤمن به الله که شما آنها را نمیشناسید نبود که ناخواسته آنها را همراه کافران میکشتید، و بر اثر قتل آنها گناه و دیههای‏شان گریبانگیرتان میشد؛ به‏طور قطع به شما اجازه فتح مکه را میداد، تا الله هرکس را بخواهد مانند مؤمنان در مکه به رحمت خویش درآورد. اگر در مکه کافران از مؤمنان جدا بودند به‏طور قطع کسانی را که به الله و رسولش کفر ورزیدهاند به عذابی دردناک عذاب میکردیم.

(۲۶) آنگاه که کافران به الله و رسولش تعصب جاهلیت را که به احقاق حق هیچ ربطی ندارد و فقط به هوس مربوط میشود در دلهای‏شان جای دادند، و از ترس اینکه مبادا سرزنش شوند که پیامبر ج بر آنها پیروز شده و به زور وارد مکه شده است ورود رسولالله ج بر خویش را در سال حدیبیه ننگ دانستند؛ الله آرامشی از جانب خویش بر رسولش و مؤمنان فرو فرستاد، و خشم، باعث نشد که آنها در برابر مشرکان مقابله به مثل کنند، و الله مؤمنان را با کلمۀ حق یعنی لا إله إلا الله «هیچ معبود برحقی جز الله نیست»، و اینکه حقش را برپا دارند استوار گرداند، و مؤمنان به‏سبب خیری که الله در دلهای مؤمنان از آن آگاه بود از دیگران به این کلمه سزاوارتر و شایستهتر بودند، و الله از هر چیزی کاملاً آگاه هست، و ذرهای بر او پوشیده نمیماند.

(۲۷) به تحقیق که الله رویای رسولش را محقق کرد آنگاه که این رویا را در خواب دید و اصحابش را از آن باخبر ساخت، مبنی بر اینکه او و اصحابش بدون ترس از دشمن‏شان وارد بیت الله الحرام میشوند، و برای اعلام پایان مناسک برخی از آنها موی سرهای‏شان را میتراشند، و برخی دیگر آن را کوتاه میکنند. پس - ای مؤمنان- الله از مصلحت شما چیزی میدانست که شما از آن آگاه نبودید، از این رو آن سال را بدون تحقق رویای ورود به مکه، فتحی نزدیک قرار داد و این فتح نزدیک، صلح حدیبیه و در پی آن، فتح خیبر بر دستان مؤمنانی که در حدیبیه حضور داشتند است که الله آن را محقق گرداند.

(۲۸) الله همان ذاتی است که رسولش محمد ج را با بیانی واضح و دین حقی که همان دین اسلام است فرستاد؛ تا آن را بر تمام ادیان مخالفش برتری دهد، و الله بر این امر گواه بوده است، و گواه بودن الله کافی است.

برخی فواید آیات:

• بازداشتن از راه الله گناهی است که مسببان آن سزاوار عذاب دردناک هستند.

• تدبیر الله برای مصالح بندگانش از سطح علم محدود آنها فراتر است.

• بیمدادن از تبدیل رابطۀ دین با تعصب نَسَبی یا جاهلیت.

• پیروزی دین اسلام سنت و وعدهای الهی است که محقق میگردد.

﴿مُّحَمَّدٞ رَّسُولُ ٱللَّهِۚ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلۡكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيۡنَهُمۡۖ تَرَىٰهُمۡ رُكَّعٗا سُجَّدٗا يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗاۖ سِيمَاهُمۡ فِي وُجُوهِهِم مِّنۡ أَثَرِ ٱلسُّجُودِۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمۡ فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِۚ وَمَثَلُهُمۡ فِي ٱلۡإِنجِيلِ كَزَرۡعٍ أَخۡرَجَ شَطۡ‍َٔهُۥ فَ‍َٔازَرَهُۥ فَٱسۡتَغۡلَظَ فَٱسۡتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِۦ يُعۡجِبُ ٱلزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ ٱلۡكُفَّارَۗ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنۡهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمَۢا٢٩ [الفتح: ۲۹]

(۲۹) محمد فرستادۀ الله است و اصحابش که با او هستند، بر کافران محارب سختگیر، و میان خودشان مهربان و دلسوز و غمخوار یکدیگر هستند. - ای بیننده- آنها را در رکوع و سجده برای الله سبحانه میبینی. از الله درخواست میکنند که با آمرزش و پاداشی گرامی بر آنها مهربانی و بخشش کند، و از آنها راضی شود. بر اثر سجده، نشانۀ آنها رستگاری و روشنایی و نور نماز است که در چهرهشان آشکار میشود. تورات کتاب نازلشده بر موسی ÷ آنها را با این صفت توصیف کرده است. و اما مَثَل آنها در انجیل کتاب نازلشده بر عیسی ÷ چنین است که در همکاری و کمال مانند زراعتی هستند که جوانههایش را درآوَرَد، سپس قوی و ستبر شود تا اینکه بر ساقههایش بایستد، و کشاورزان را از قدرت و کمال خویش به شگفت آوَرَد؛ تا الله با آنها کافران را به‏سبب قوت و اتحاد و کمالی که در آنها میبینند به خشم آوَرَد. الله به صحابهای که به الله ایمان آوردهاند، و اعمال صالح انجام دادهاند آمرزش گناهان‏شان را که در قبال آن مواخذه نخواهند شد، و پاداشی بزرگ از جانب خویش یعنی بهشت وعده داده است.

سورة الحُجُرات (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُقَدِّمُواْ بَيۡنَ يَدَيِ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ١ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ كَجَهۡرِ بَعۡضِكُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ٢ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصۡوَٰتَهُمۡ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱمۡتَحَنَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡ لِلتَّقۡوَىٰۚ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٌ عَظِيمٌ٣ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَآءِ ٱلۡحُجُرَٰتِ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ٤ [الحجرات: ۱-۴]

برخی مقاصد سوره:

شرح اخلاق جامعه اسلامی و برحذر داشتن از اخلاق بد.

تفسیر:

(۱) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید، و از آنچه تشریع کرده پیروی کردهاید، نه در سخن و نه در رفتار، در برابر الله و رسولش پیشی نجویید، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید؛ زیرا الله سخنان‏تان را میشنود، و از افعال‏تان آگاه است، ذرهای از سخنان و افعال‏تان از دستش نمیرود، و بهزودی شما را در قبال آنها جزا خواهد داد.

(۲) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید، و از آنچه تشریع کرده پیروی کردهاید، همراه رسولش ادب را رعایت کنید، و هنگام گفتگو با پیامبر ج صداهای‏تان را بالاتر از صدای او قرار ندهید، آنگونه که یکدیگر را صدا میزنید او را با نامش به فریاد صدا نزنید، بلکه او را با نبوت و رسالت با خطابی نرم صدا بزنید؛ تا مبادا پاداش اعمال‏تان به‏سبب این کار تباه شود درحالیکه خودتان بطلان پاداش اعمال خویش را احساس نمیکنید.

(۳) قطعاً آنها که نزد رسولالله ج صداهای‏شان را پایین میآورند، همان کسانی هستند که الله دلهای‏شان را به تقوای خویش آزموده، و آنها را بر تقوای خویش خالص گردانده است، گناهان‏شان آمرزیده میشود و آنها را در قبال آن مورد مؤاخذه قرار نمیدهد، و روز قیامت پاداش بزرگی دارند، یعنی الله آنها را وارد بهشت میکند.

(۴) - ای رسول- قطعا! بیشتر بادیهنشینانی که تو را از پشت حجرههای همسرانت صدا میزنند نمیفهمند.

برخی فواید آیات:

• مشروع بودن مهربانی با مؤمن، و خشونت با کافر محارب.

• اتحاد و همکاری از خصوصیات اخلاقی اصحاب پیامبر ج بود.

• هرکس نفرتی از صحابۀ کرام در دل داشته باشد باید از کفرش ترسید و پرهیز کرد.

• وجوب مؤدب بودن در برابر رسولالله ج، و سنت ایشان، و وارثانش (علما).

﴿وَلَوۡ أَنَّهُمۡ صَبَرُواْ حَتَّىٰ تَخۡرُجَ إِلَيۡهِمۡ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٥ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ أَن تُصِيبُواْ قَوۡمَۢا بِجَهَٰلَةٖ فَتُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلۡتُمۡ نَٰدِمِينَ٦ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ فِيكُمۡ رَسُولَ ٱللَّهِۚ لَوۡ يُطِيعُكُمۡ فِي كَثِيرٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡرِ لَعَنِتُّمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ حَبَّبَ إِلَيۡكُمُ ٱلۡإِيمَٰنَ وَزَيَّنَهُۥ فِي قُلُوبِكُمۡ وَكَرَّهَ إِلَيۡكُمُ ٱلۡكُفۡرَ وَٱلۡفُسُوقَ وَٱلۡعِصۡيَانَۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلرَّٰشِدُونَ٧ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَنِعۡمَةٗۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٨ وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱقۡتَتَلُواْ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَاۖ فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَٰتِلُواْ ٱلَّتِي تَبۡغِي حَتَّىٰ تَفِيٓءَ إِلَىٰٓ أَمۡرِ ٱللَّهِۚ فَإِن فَآءَتۡ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوٓاْۖ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ٩ إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٞ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَ أَخَوَيۡكُمۡۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ١٠ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُواْ خَيۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا نِسَآءٞ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهُنَّۖ وَلَا تَلۡمِزُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَلَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِۖ بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ ٱلۡفُسُوقُ بَعۡدَ ٱلۡإِيمَٰنِۚ وَمَن لَّمۡ يَتُبۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ١١ [الحجرات: ۵-۱۱]

(۵) و - ای رسول- اگر اینها که تو را از پشت حجرههای همسرانت صدا میزنند، صبر میکردند و تو را صدا نمیزدند تا نزدشان خارج میشدی، آنگاه تو را با صدای آهسته مورد خطاب قرار میدادند؛ به‏طور قطع این کار از صدا زدن تو از پشت حجرهها برای‏شان بهتر بود؛ زیرا این کار دربردارندۀ احترام و بزرگداشت است، و الله نسبت به گناهان کسانی از آنها و دیگران که توبه کنند بسیار آمرزنده، و به خاطر جهل‏شان نسبت به آنها بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۶) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید، و از آنچه تشریع کرده پیروی کردهاید، اگر فاسقی از قومی خبری نزدتان آورد، دربارۀ صحت خبر او تحقیق کنید، و به سرعت او را تصدیق نکنید؛ که مبادا - اگر خبرش را بدون تحقیق تصدیق کردید- بر قومی جنایتی برسانید درحالیکه از حقیقت کارشان جاهل هستید، آنگاه پس از اینکه مصیبتی بر آنها وارد کردید و دروغ بودن خبر برای‏تان آشکار شد پشیمان شوید.

(۷) و - ای مؤمنان- بدانید که در میان شما رسولالله ج قرار دارد که وحی بر او نازل میشود، پس، از دروغگویی بپرهیزید؛ زیرا وحی بر او نازل میشود و او را از دروغتان باخبر میسازد، و او به آنچه مصلحت شما در آن است آگاهتر است. اگر در بسیاری از آنچه به او پیشنهاد میدهید از شما اطاعت کند به‏طور قطع در مشقتی که آن را برای‏تان نمیپسندد واقع میشوید. اما الله از فضل خویش ایمان را نزد شما دوستداشتنی قرار داد، و آن در دلهای‏تان آراست که به آن ایمان آوردید، و کفر و خروج از طاعتش و نافرمانی خویش را نزد شما ناپسند قرار داد. اینها که صفات مذکور را دارند همان روندگان راه راست و حق هستند.

(۸) و این امر – یعنی آراستن خیر و ناپسندکردن شر در دلهای شما- که برای‏تان حاصل شد فقط بخششی از جانب الله است، که با آن بر شما لطف کرد، و نعمتی است که آن را بر شما ارزانی داشت، و الله کسی از بندگانش را که شکر او را به جای میآورد میشناسد پس او را توفیق میدهد، و حکیم است چون هر چیزی را در محل مناسب خودش قرار میدهد.

(۹) و –ای مؤمنان- اگر دو گروه مؤمن با یکدیگر جنگیدند با دعوت آن دو به داوربودنِ شریعت الله در اختلافشان میان آنها سازش برقرار کنید، و اگر یکی از آن دو گروه از صلح خودداری و تجاوز کرد با گروه متجاوز بجنگید تا به حکم الله بازگردد. پس اگر به حکم الله بازگشت میان آن دو با عدالت و انصاف سازش برقرار کنید، و در حکم میان آن دو عدالت را رعایت کنید؛ زیرا الله کسانی را که عادلانه داوری میکنند دوست دارد.

(۱۰) بهراستیکه مؤمنان برادر اسلامی یکدیگر هستند، و برادری اسلامی ایجاب می‏کند که - ای مؤمنان- میان برادران متنازع خویش سازش برقرار کنید، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، تا مورد رحمت قرار گیرید.

(۱۱) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید، و از آنچه تشریع کرده پیروی کردهاید، نباید قومی از شما قومی دیگر را مسخره کند، شاید قومی که مسخره میشوند نزد الله بهتر باشند، و معیارهای الهی معتبر است. و نباید زنانی زنان دیگری را مسخره کنند شاید زنانی که مسخره میشوند نزد الله بهتر باشند، و از برادران‏تان عیب مگیرید زیرا آنها به منزلۀ خودتان هستند، و نباید لقبی ناپسند را به یکدیگر نسبت دهید، چنانکه حال برخی از انصار پیش از آمدن رسولالله ج چنین بود، و هرکس از شما که این کار را انجام دهد فاسق است. فسق پس از ایمان آوردن صفت بسیار بدی است، و هرکس از این گناهان توبه نکند، آنها همان کسانی هستند که به‏سبب گناهانی که انجام دادند با قرار دادن خویش در معرض نابودی بر خویشتن ستم کردهاند.

برخی فواید آیات:

• وجوب تحقیق از صحت اخبار، بهخصوص اخباری که گویندهاش به فسق متهم است.

• وجوب برقراری سازش میان مسلمانانی که با یکدیگر در پیکار هستند، و مشروعیت پیکار با گروهی که بر تجاوز اصرار ورزد و صلح نکند.

• از جمله حقوق برادری ایمانی: ایجاد سازش میان نزاع کنندگان، دوری از تمسخر و خواندن یکدیگر با لقبهای بدی که احساسات را جریحهدار میکند، است.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱجۡتَنِبُواْ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ وَ لَا تَجَسَّسُواْ وَلَا يَغۡتَب بَّعۡضُكُم بَعۡضًاۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمۡ أَن يَأۡكُلَ لَحۡمَ أَخِيهِ مَيۡتٗا فَكَرِهۡتُمُوهُۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٞ رَّحِيمٞ١٢ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٞ١٣ ۞قَالَتِ ٱلۡأَعۡرَابُ ءَامَنَّاۖ قُل لَّمۡ تُؤۡمِنُواْ وَلَٰكِن قُولُوٓاْ أَسۡلَمۡنَا وَلَمَّا يَدۡخُلِ ٱلۡإِيمَٰنُ فِي قُلُوبِكُمۡۖ وَإِن تُطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ لَا يَلِتۡكُم مِّنۡ أَعۡمَٰلِكُمۡ شَيۡ‍ًٔاۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ١٤ إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ لَمۡ يَرۡتَابُواْ وَجَٰهَدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ١٥ قُلۡ أَتُعَلِّمُونَ ٱللَّهَ بِدِينِكُمۡ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ١٦ يَمُنُّونَ عَلَيۡكَ أَنۡ أَسۡلَمُواْۖ قُل لَّا تَمُنُّواْ عَلَيَّ إِسۡلَٰمَكُمۖ بَلِ ٱللَّهُ يَمُنُّ عَلَيۡكُمۡ أَنۡ هَدَىٰكُمۡ لِلۡإِيمَٰنِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٧ [الحجرات: ۱۲-۱۷]

(۱۲) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید، و از آنچه تشریع کرده پیروی کردهاید، از بسیاری از تهمتهایی که اسباب و قرائن کافی ندارند دوری کنید. همانا برخی گمانها گناه هستند، مانند بدگمانی به کسیکه ظاهر صالحی دارد، و در جستجوی عیوب مؤمنان در غیاب‏شان نباشید، و نباید یکی از شما برادرش را به سخنی که نمیپسندد یاد کند؛ زیرا این کار مانند آن است که گوشت برادر مردۀ خویش را بخورد. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مردۀ خویش را بخورد؟! پس از غیبت برادر خویش اکراه داشته باشید زیرا غیبت کردن از برادر مانند خوردن گوشت برادر مرده است، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید. بهراستیکه الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار بخشنده و مهربان است.

(۱۳) ای مردم، بهراستیکه شما را از یک مرد یعنی پدرتان آدم ÷، و یک زن یعنی مادرتان حواء آفریدیم، پس نباید برخی از شما بر برخی دیگر در نَسَب فخرفروشی کند، و پس از آن شما را ملتهای زیاد و قبایل پراکندهای قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، نه به این هدف که بر یکدیگر فخر بفروشید؛ زیرا تمایز جز به تقوا نیست، از این رو فرمود: همانا گرامیترین شما نزد الله باتقواترین شما است. بهراستیکه الله از احوال شما آگاه است و از کمال و نقصانی که بر آن هستید بسیار دانا است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.

(۱۴) برخی بادیهنشینان وقتی نزد پیامبر ج آمدند گفتند: به الله و رسولش ایمان آوردیم. - ای رسول- به آنها بگو: ایمان نیاوردهاید، بلکه بگویید: تسلیم شدیم و اطاعت کردیم، و ایمان هنوز در دلهای‏تان وارد نشده است، و انتظار میرود که در دلهای‏تان وارد شود، و –ای بادیهنشینان- اگر در ایمان و عمل صالح، و ترک محرمات از الله و رسولش فرمان‏برداری کنید، الله ذرهای از پاداش اعمال‏تان نمیکاهد؛ زیرا الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۱۵) مؤمنان واقعی کسانی هستند که به الله و رسولش ایمان آوردهاند، و شکی با ایمان‏شان درنیامیخته است، و با اموال و جانهای‏شان در راه الله جهاد کردهاند، و ذرهای از آن بخل نورزیدهاند. اینها که صفات مذکور را دارند همان راستان در ایمان خویش هستند.

(۱۶) - ای رسول- به این بادیهنشینان بگو: آیا شما الله را از دین خویش آگاه و باخبر میسازید؟! درحالیکه الله از آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین است آگاه است، و بر هر چیزی دانا است، و ذرهای بر او پوشیده نمیماند، پس نیازی ندارد که شما دین‏تان را به او اعلام کنید.

(۱۷) - ای رسول- این بادیهنشینان بر تو منت میگذارند که اسلام آوردهاند، به آنها بگو: با ورود خویش در دین الله بر من منت ننهید؛ زیرا نفع آن – اگر حاصل شود- به خودتان بازمیگردد، بلکه الله بر شما منت مینهد که شما را به ایمان آوردن به اسلام توفیق داد اگر در این ادعا که در اسلام وارد شدهاید راستگو هستید.

(۱۸) همانا الله امور نهان آسمانها و امور نهان زمین را میداند، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، و الله به آنچه انجام میدهید بینا است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال خوب و بد آن جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• بدگمانی به اهل خیر گناه است، و پرهیز از اهل شر با گمان بد به آنها جایز است.

• یکی بودن اصل و نَسَبِ انسانها میطلبد که به نسبهای‏شان فخرفروشی نکنند.

• ایمان، یک لفظ خالی بدون موافقت اعتقاد با آن نیست، بلکه اعتقاد به قلب، و سخن به زبان، و عمل به اعضا و جوارح است.

• هدایتِ توفیق فقط به دست الله است، و این امر بخششی از جانب او سبحانه است و حقی برای هیچکس نیست.

سورة ق (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿قٓۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ٱلۡمَجِيدِ١ بَلۡ عَجِبُوٓاْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡ فَقَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا شَيۡءٌ عَجِيبٌ٢ أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗاۖ ذَٰلِكَ رَجۡعُۢ بَعِيدٞ٣ قَدۡ عَلِمۡنَا مَا تَنقُصُ ٱلۡأَرۡضُ مِنۡهُمۡۖ وَعِندَنَا كِتَٰبٌ حَفِيظُۢ٤ بَلۡ كَذَّبُواْ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ فَهُمۡ فِيٓ أَمۡرٖ مَّرِيجٍ٥ أَفَلَمۡ يَنظُرُوٓاْ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوۡقَهُمۡ كَيۡفَ بَنَيۡنَٰهَا وَزَيَّنَّٰهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٖ٦ وَٱلۡأَرۡضَ مَدَدۡنَٰهَا وَأَلۡقَيۡنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ وَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجِۢ بَهِيجٖ٧ تَبۡصِرَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ٨ وَنَزَّلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ مُّبَٰرَكٗا فَأَنۢبَتۡنَا بِهِۦ جَنَّٰتٖ وَحَبَّ ٱلۡحَصِيدِ٩ وَٱلنَّخۡلَ بَاسِقَٰتٖ لَّهَا طَلۡعٞ نَّضِيدٞ١٠ رِّزۡقٗا لِّلۡعِبَادِۖ وَأَحۡيَيۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗاۚ كَذَٰلِكَ ٱلۡخُرُوجُ١١ كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَأَصۡحَٰبُ ٱلرَّسِّ وَثَمُودُ١٢ وَعَادٞ وَفِرۡعَوۡنُ وَإِخۡوَٰنُ لُوطٖ١٣ وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡأَيۡكَةِ وَقَوۡمُ تُبَّعٖۚ كُلّٞ كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ١٤ أَفَعَيِينَا بِٱلۡخَلۡقِ ٱلۡأَوَّلِۚ بَلۡ هُمۡ فِي لَبۡسٖ مِّنۡ خَلۡقٖ جَدِيدٖ١٥ [ق: ۱-۱۵]

برخی مقاصد سوره:

بیدار کردن دلهای غافل، برای درک حقایق و دلایل و مناظر رستاخیز و جزا.

تفسیر:

(۱) ﴿قٓۚ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد. الله به قرآن کریم به‏سبب معانی و خیر و برکت زیادی که در آن وجود دارد سوگند یاد فرمود؛ که به‏طور قطع در روز قیامت برای حسابرسی و جزا برانگیخته خواهید شد.

(۲) سبب خودداری آنها این نیست که دروغگویی تو را گمان میبرند؛ زیرا از راستگویی تو آگاه هستند، بلکه از این امر در شگفت هستند که رسولی انذاردهنده از جنس خودشان و نه از جنس فرشتگان نزدشان بیاید، و از روی تعجب گفتند: آمدن رسولی از جنس بشر به‏سوی ما امر شگفتی است!

(۳) آیا وقتی مردیم و خاک شدیم برانگیخته میشویم؟! این رستاخیز و بازگشت زندگی به بدنهایمان پس از اینکه پوسید امری دور از انتظار است، و امکان وقوع آن وجود ندارد.

(۴) به تحقیق آنچه را زمین از بدنهای‏شان پس از مرگشان میخورد و از بین میبرد دانستهایم، و ذرهای از آن بر ما پوشیده نمیماند، و کتابی نگهدارندۀ هر چیزیکه الله آن را در زندگی و پس از مرگشان برای آنها مقدر کرده است نزد ماست.

(۵) بلکه این مشرکان قرآن را وقتی رسول آن را برای‏شان آورد تکذیب کردند، بلکه آنها حال پریشانی دارند و ذرهای ثابت و استوار نیستند.

الله پس از بیان انکار رستاخیز توسط مشرکان، دلایل وقوع آن را برای‏شان یادآوری کرد و فرمود:

(۶) آیا این تکذیب کنندگان رستاخیز به آسمان بالای سرشان نیندیشیدهاند؛ که چگونه آن را آفریدیم و بنا کردیم و آن را با ستارگانی که در آن قرار دادیم آراستیم، و هیچ شکافی در آن وجود ندارد تا آن را معیوب قرار دهد؟! پس کسیکه این آسمان را آفریده از برانگیختن مردگان به صورت زنده ناتوان نیست.

(۷) و زمین که آن را مناسب سکونت گستراندیم، و کوههایی ثابت در آن قرار دادیم تا نلرزد، و از هر صنف از گیاهان و درختان خوشمنظر در آن رویاندیم.

(۸) تمام موارد مذکور را آفریدیم تا مایۀ بینش و یادآوری باشد برای هر بندهای که با طاعت به‏سوی پروردگارش بازمیگردد.

(۹) و از آسمان آبی با منفعت و خیر زیاد فرو فرستادیم، آنگاه با آن آب باغها رویاندیم، و از دانۀ جو و سایر مواردی که درو میکنید رویاندیم.

(۱۰) و با آن درختان بلندقامت و مرتفع خرما آفریدیم، که شکوفههایی متراکم بر روی هم دارد.

(۱۱) این موارد را برای روزی بندگان رویاندیم تا از آن بخورند، و با آن زمینی بدون گیاه را زنده کردیم. همانگونه که با این باران زمینی بدون گیاه را زنده کردیم مردگان را زنده میکنیم، و آنها را زنده درمیآوریم.

(۱۲) - ای رسول- پیش از اینها که تو را تکذیب میکنند اقوامی پیامبران‏شان را تکذیب کردند، و قوم نوح و اصحاب رسّ (چاه)، و ثمود تکذیب کردند.

(۱۳) و عاد و فرعون، و قوم لوط تکذیب کردند.

(۱۴) و قوم شعیب (اصحاب أیکه) و قوم تُبَّع (پادشاهان یمن) تکذیب کردند، پس عذابی را که الله بر آنها وعده داده بود واقع شد.

(۱۵) آیا ما از آفرینش نخستین شما ناتوان ماندهایم تا از برانگیختن شما ناتوان شویم؟! بلکه آنها در حیرتی از آفرینش جدید پس از آفرینش نخستین خویش هستند.

برخی فواید آیات:

• مشرکان نبوت انسان را انکار میکنند، درحالیکه صفت الوهیت را به سنگ میبخشند!

• آفرینش آسمانها و زمین و نزول باران و روییدن گیاهانِ زمین خشک، و آفرینش نخستین: تمام این موارد دلایل رستاخیز هستند.

• تکذیب رسولان ، عادت امتهای پیشین و عذاب تکذیب کنندگان، سنتی الهی است.

﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ وَنَعۡلَمُ مَا تُوَسۡوِسُ بِهِۦ نَفۡسُهُۥۖ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ١٦ إِذۡ يَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ١٧ مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ١٨ وَجَآءَتۡ سَكۡرَةُ ٱلۡمَوۡتِ بِٱلۡحَقِّۖ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنۡهُ تَحِيدُ١٩ وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِۚ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلۡوَعِيدِ٢٠ وَجَآءَتۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّعَهَا سَآئِقٞ وَشَهِيدٞ٢١ لَّقَدۡ كُنتَ فِي غَفۡلَةٖ مِّنۡ هَٰذَا فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيدٞ٢٢ وَقَالَ قَرِينُهُۥ هَٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ٢٣ أَلۡقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٖ٢٤ مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ مُعۡتَدٖ مُّرِيبٍ٢٥ ٱلَّذِي جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَأَلۡقِيَاهُ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلشَّدِيدِ٢٦ ۞قَالَ قَرِينُهُۥ رَبَّنَا مَآ أَطۡغَيۡتُهُۥ وَلَٰكِن كَانَ فِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٖ٢٧ قَالَ لَا تَخۡتَصِمُواْ لَدَيَّ وَقَدۡ قَدَّمۡتُ إِلَيۡكُم بِٱلۡوَعِيدِ٢٨ مَا يُبَدَّلُ ٱلۡقَوۡلُ لَدَيَّ وَمَآ أَنَا۠ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ٢٩ يَوۡمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ ٱمۡتَلَأۡتِ وَتَقُولُ هَلۡ مِن مَّزِيدٖ٣٠ وَأُزۡلِفَتِ ٱلۡجَنَّةُ لِلۡمُتَّقِينَ غَيۡرَ بَعِيدٍ٣١ هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٖ٣٢ مَّنۡ خَشِيَ ٱلرَّحۡمَٰنَ بِٱلۡغَيۡبِ وَجَآءَ بِقَلۡبٖ مُّنِيبٍ٣٣ ٱدۡخُلُوهَا بِسَلَٰمٖۖ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلۡخُلُودِ٣٤ لَهُم مَّا يَشَآءُونَ فِيهَا وَلَدَيۡنَا مَزِيدٞ٣٥ [ق: ۱۶-۳۵]

(۱۶) و به تحقیق که ما انسان را آفریدهایم، و از افکاری که به خاطرش خطور می‏کند آگاه هستیم، و ما از رگ گردنش که به قلب متصل است به او نزدیکتریم.

(۱۷) آنگاه که دو فرشتۀ دریافتکننده که یکی در سمت راست، و دیگری در سمت چپ نشسته است اعمالش را دریافت میکنند.

(۱۸) هیچ سخنی را به زبان نمیآورد مگر اینکه فرشتهای مراقب آن سخن نزدش حاضر است.

(۱۹) و سختی مرگ حقیقتی را که هیچ گریزی از آن نیست میآورد. - ای انسان غافل- این همان چیزی است که از آن کناره میگرفتی و میگریختی.

(۲۰) و فرشتۀ موظّف به دمیدن، برای بار دوم در صور میدمد. این روز قیامت است؛ روز وعید برای کافران و گناهکاران با عذاب.

(۲۱) و هرکسی در حالی میآید که دو فرشته همراه او هستند که یکی او را راهنمایی میکند، و دیگری دربارۀ اعمالش بر او گواهی میدهد.

(۲۲) و به این انسان راهنماییشده گفته میشود: به تحقیق که در دنیا به‏سبب فریب خوردن به شهوات و خوشیهایت از این روز غافل بودی، ولی ما غفلت تو را با عذاب و اندوهی که مشاهده میکنی از تو برداشتیم، و امروز چشمانت چنان تیز است که آنچه را از آن غافل بودی درک میکنی.

(۲۳) و فرشتۀ همنشینش به او میگوید: این است اعمالش که بدون کمی و زیادی نزد من حاضر است.

(۲۴) و الله به این دو فرشتۀ راهنما و گواه میگوید: هر ناسپاس و مخالف حقی را در جهنم بیفکنید.

(۲۵) کسیکه از حقی که الله بر او واجب کرد بسیار بازداشته، از حدود الله گذشته، و در وعد و وعیدهایی که به او خبر داده میشد بسیار شک داشته است.

(۲۶) کسیکه همراه الله معبودی دیگر قرار داد و او را در عبادت، شریک الله قرار میداد، پس او را در عذاب سخت بیفکنید.

(۲۷) شیطان همنشین او برای اعلام بیزاری از او میگوید: ای پروردگار ما من او را گمراه نکردم، بلکه در گمراهی دوری از حق بود.

(۲۸) الله میفرماید: نزد من با یکدیگر نزاع نکنید، که این کار هیچ فایدهای ندارد، چون من در دنیا وعید سخت برای کسیکه به من کفر ورزد و از من نافرمانی کند را به دست رسولانم برای‏تان فرستاده بودم.

(۲۹) سخن من تغییر نمیپذیرد، و وعدهام خلاف نمیرود، و نه با کاستن از نیکیهای بندگان، و نه با افزودن بر بدیهای‏شان بر آنها ستم نمیکنم، بلکه جزای آنچه را انجام دادهاند به آنها میدهم.

(۳۰) روزیکه به جهنم میگوییم: آیا از کافران و گناهکارانی که در تو افکنده شدند پُر شدی؟ و جهنم برای طلب بیشتر، و خشم به خاطر پروردگارش اینگونه به پروردگارش پاسخ میدهد: آیا باز هم هست؟

الله پس از بیان وعید سخت برای کافران پاداشی را که برای بندگان مؤمن خویش آماده کرده ذکر کرد و فرمود:

(۳۱) و بهشت به کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کردند نزدیک میشود، آنگاه نعمتهای آن را بدون اینکه از آنها دور باشد مشاهده میکنند.

(۳۲) و به آنها گفته میشود: این همان چیزی است که الله برای هر بسیار بازگشت کنندۀ به‏سوی پروردگارش با توبه، و حفاظت کنندۀ آنچه که پروردگارش او را به آن ملزم کرده بود، به شما وعده داد.

(۳۳) کسیکه در نهان که هیچکس جز الله او را در آنجا نمیبیند از الله بترسد، و با قلبی سالم و رویآورنده با او تعالی دیدار کند، و بسیار به‏سوی او تعالی بازگردد.

(۳۴) به آنها گفته میشود: بدون ترس از آنچه که نمیپسندید وارد بهشت شوید، این است روز جاویدانی که هیچ فنایی پس از آن نیست.

(۳۵) در آنجا هرچه از نعمتهای جاویدانی که میخواهند برای‏شان فراهم است، و نزد ما افزون بر این موارد، نعمتهایی است که هیچ چشمی ندیده، و هیچ گوشی نشنیده، و بر دل هیچ انسانی خطور نکرده، و رؤیت الله سبحانه از جملۀ آنها است.

برخی فواید آیات:

• آگاهی الله از تمام خیر و شری که در وجود انسانها خطور میکند.

• خطر زیاد غفلت از سرای آخرت.

• ثبوت صفت عدل برای الله تعالی.

﴿وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هُمۡ أَشَدُّ مِنۡهُم بَطۡشٗا فَنَقَّبُواْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ هَلۡ مِن مَّحِيصٍ٣٦ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكۡرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُۥ قَلۡبٌ أَوۡ أَلۡقَى ٱلسَّمۡعَ وَهُوَ شَهِيدٞ٣٧ وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٖ٣٨ فَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ قَبۡلَ طُلُوعِ ٱلشَّمۡسِ وَقَبۡلَ ٱلۡغُرُوبِ٣٩ وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَسَبِّحۡهُ وَأَدۡبَٰرَ ٱلسُّجُودِ٤٠ وَٱسۡتَمِعۡ يَوۡمَ يُنَادِ ٱلۡمُنَادِ مِن مَّكَانٖ قَرِيبٖ٤١ يَوۡمَ يَسۡمَعُونَ ٱلصَّيۡحَةَ بِٱلۡحَقِّۚ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلۡخُرُوجِ٤٢ إِنَّا نَحۡنُ نُحۡيِۦ وَنُمِيتُ وَإِلَيۡنَا ٱلۡمَصِيرُ٤٣ يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلۡأَرۡضُ عَنۡهُمۡ سِرَاعٗاۚ ذَٰلِكَ حَشۡرٌ عَلَيۡنَا يَسِيرٞ٤٤ نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَقُولُونَۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ٤٥ [ق: ۳۶-۴۵]

(۳۶) و چه بسیار امتهایی که آنها را قبل از این مشرکانِ تکذیب کنندۀ ساکن مکه نابوده کردیم، و در زمین به جستجو پرداختند تا شاید گریزگاهی از عذاب بیابند اما هیچ راه فراری نیافتند.

(۳۷) قطعاً این نابودی امتهای پیشین مایۀ پند و اندرز صاحب قلبی است که با آن میاندیشد، یا با حضور قلب و هوشیار گوش فرا میدهد.

(۳۸) و به تحقیق ما آسمانها، و زمین، و آنچه میان آسمانها و زمین است را در شش روز آفریدهایم با اینکه میتوانستیم آنها را در یک لحظه بیافرینیم، و هیچ رنجی به ما نرسید آنگونه که یهودیان میگویند.

(۳۹) پس - ای رسول- در برابر سخنان یهودیان و دیگران شکیبایی کن، و برای پروردگارت درحالیکه او را ستایش میکنی نماز فجر را قبل از طلوع خورشید برپادار، و نماز عصر را قبل از غروب خورشید بگزار.

(۴۰) و پارهای از شب برای او تعالی نماز بگزار، و پس از نمازها تسبیح او را بگو.

(۴۱) و - ای رسول- به روزیکه فرشتۀ مأمور دمیدن در صور از مکانی نزدیک برای بار دوم ندا میدهد، گوش فرا بده.

(۴۲) روزی که مخلوقات صدای رستاخیز را به حقیقتی که هیچ تردیدی در آن نیست میشنوند. روزیکه در آن این صدا را میشوند روز خروج مردگان از قبرهای‏شان برای حسابرسی و جزا است.

(۴۳) بهراستیکه ما زنده میکنیم و میمیرانیم. هیچ زندهکننده و هیچ میرانندهای جز ما نیست، و بازگشت بندگان در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی ما است.

(۴۴) روزیکه زمین از روی آنها میشکافد و شتابان درمیآیند، این گردآوردن بر ما آسان است.

(۴۵) ما به آنچه که این تکذیب کنندگان میگویند آگاهتر هستیم، و - ای رسول- تو بر آنها مسلط نیستی تا آنها را بر ایمان مجبور سازی، و فقط مأمورِ ابلاغِ آنچه که الله تو را به تبلیغ آن فرمان داده هستی، پس با قرآن هرکس را که از تهدید من برای کافران و گناهکاران میترسد پند بده؛ زیرا کسی میترسد که وقتی پند و اندرز داده شود بپذیرد.

سورة الذّاریات (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلذَّٰرِيَٰتِ ذَرۡوٗا١ فَٱلۡحَٰمِلَٰتِ وِقۡرٗا٢ فَٱلۡجَٰرِيَٰتِ يُسۡرٗا٣ فَٱلۡمُقَسِّمَٰتِ أَمۡرًا٤ إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٞ٥ وَإِنَّ ٱلدِّينَ لَوَٰقِعٞ٦ [الذاريات: ۱-۶]

برخی مقاصد سوره:

شناساندن منبع روزی بندگان به آنها یعنی الله تعالی؛ تا به‏سوی او بگریزند و بندگی را برای او عملی کنند.

تفسیر:

(۱) الله به بادهایی که خاک را برافراشته و پراکنده میکنند سوگند یاد میفرماید.

(۲) و به ابرهایی که آب فراوانی حمل میکنند.

(۳) وبه کشتیهای که به سهولت و آسانی در دریاها در حرکت هستند.

(۴) و به فرشتگانی که امور بندگان را که الله آنها را به تقسیم آن فرمان داده است تقسیم میکنند.

(۵) که حساب و جزایی که پروردگارتان آن را به شما وعده میدهد به‏طور قطع حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد.

(۶) و حساب بندگان در روز قیامت بدون تردید رخ خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• عبرتگیری از رخدادهای تاریخ خوی و سرشت صاحبان دلهای درککننده است.

• آفرینش هستی در شش روز توسط الله به‏سبب حکمتهایی است که الله می‏داند، شاید یکی از آنها سنت تدریجی بودن باشد.

• بیادبی یهودیان در توصیف الله تعالی به خستهشدن پس از اینکه آسمانها و زمین را آفرید، که این امر کفر به الله است.

﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡحُبُكِ٧ إِنَّكُمۡ لَفِي قَوۡلٖ مُّخۡتَلِفٖ٨ يُؤۡفَكُ عَنۡهُ مَنۡ أُفِكَ٩ قُتِلَ ٱلۡخَرَّٰصُونَ١٠ ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي غَمۡرَةٖ سَاهُونَ١١ يَسۡ‍َٔلُونَ أَيَّانَ يَوۡمُ ٱلدِّينِ١٢ يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ١٣ ذُوقُواْ فِتۡنَتَكُمۡ هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ١٤ إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ١٥ ءَاخِذِينَ مَآ ءَاتَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَبۡلَ ذَٰلِكَ مُحۡسِنِينَ١٦ كَانُواْ قَلِيلٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ مَا يَهۡجَعُونَ١٧ وَبِٱلۡأَسۡحَارِ هُمۡ يَسۡتَغۡفِرُونَ١٨ وَفِيٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ حَقّٞ لِّلسَّآئِلِ وَٱلۡمَحۡرُومِ١٩ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ ءَايَٰتٞ لِّلۡمُوقِنِينَ٢٠ وَفِيٓ أَنفُسِكُمۡۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ٢١ وَفِي ٱلسَّمَآءِ رِزۡقُكُمۡ وَمَا تُوعَدُونَ٢٢ فَوَرَبِّ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ إِنَّهُۥ لَحَقّٞ مِّثۡلَ مَآ أَنَّكُمۡ تَنطِقُونَ٢٣ هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ٢٤ إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗاۖ قَالَ سَلَٰمٞ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ٢٥ فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجۡلٖ سَمِينٖ٢٦ فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَيۡهِمۡ قَالَ أَلَا تَأۡكُلُونَ٢٧ فَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗۖ قَالُواْ لَا تَخَفۡۖ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ٢٨ فَأَقۡبَلَتِ ٱمۡرَأَتُهُۥ فِي صَرَّةٖ فَصَكَّتۡ وَجۡهَهَا وَقَالَتۡ عَجُوزٌ عَقِيمٞ٢٩ قَالُواْ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡعَلِيمُ٣٠ [الذاريات: ۷-۳۰]

(۷) و الله به آسمان که آفرینش زیبا و راههایی دارد سوگند یاد میفرماید.

(۸) که شما - ای ساکنان مکه- به‏طور قطع در سخنی متضاد و ضد و نقیض هستید، گاهی میگویید: قرآن سحر است، گاهی میگویید: شعر است، و گاهی می‏گویید: محمد ساحری است، و گاهی میگویید شاعری است.

(۹) از ایمان به قرآن و پیامبر ج بازداشته میشود کسیکه در علم الله از ایمان به آن بازداشته شده باشد؛ زیرا او تعالی میداند که او ایمان نمیآورد، پس او را به هدایت توفیق نمیدهد.

(۱۰) لعنت بر این دروغگویان که در مورد قرآن و پیامبرشان آن سخنان را گفتند.

(۱۱) همان کسانیکه در جهالت، از سرای آخرت غافل هستند، و به آن اهمیت نمی‏دهند.

(۱۲) میپرسند: روز جزا چه زمانی است؟ درحالیکه برای آن عمل نمیکنند.

(۱۳) الله اینگونه به سوال آنها پاسخ میدهد: روزیکه آنها روی آتش عذاب می‏شوند.

(۱۴) به آنها گفته میشود: عذابتان را بچشید، این همان روزی است که وقتی به آن انذار داده میشدید، از روی تمسخر خواستار تعجیل آن بودید.

(۱۵) همانا آنها که بهخاطر پروردگارشان با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش پرهیزکاری نمودهاند در روز قیامت در باغها و چشمههایی جاری هستند.

(۱۶) پاداش گرامیای را که پروردگارشان به آنها عطا فرموده میگیرند، زیرا قبل ازاین پاداش گرامی در دنیا نیکوکار بودند.

(۱۷) شب نماز میگزاردند، و جز زمانی اندک نمیخوابیدند.

(۱۸) و در سحرگاهان برای گناهان‏شان از الله آمرزش میطلبیدند.

(۱۹) و در اموال‏شان برای گدایان، و برای کسانیکه به هر سببی از رزق و روزی محروم شده بودند اما از آنها گدایی نمیکردند، حقی – که داوطلبانه آن را می‏بخشیدند- بود.

(۲۰) و در زمین و کوهها و دریاها و رودها و درختان و گیاهان و حیواناتی که الله در آن قرار داده است، دلالتهایی بر قدرت الله برای یقین کنندگان است که الله همان آفریننده و شکلدهنده است.

(۲۱) و –ای مردم- در خودتان دلالتهایی بر قدرت الله است، پس مگر نمیبینید که پند بگیرید؟!

(۲۲) و در آسمان روزی دنیوی و دینی شماست، و در آن خیر و یا شری را که به آن وعده داده میشوید است.

(۲۳) پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین که رستاخیز به‏طور قطع حقیقتی بدون تردید است، همانگونه که در سخن شما هیچ تردیدی نیست آنگاه که سخن میگویید.

(۲۴) - ای رسول- آیا خبر فرشتگان مهمان ابراهیم ÷ که آنها را گرامی داشت به تو رسید؟

(۲۵) آنگاه که بر او وارد شدند و به او گفتند: سلام. ابراهیم ÷ در پاسخ آنها گفت: سلام. و با خودش گفت: اینها مردمی هستند که آنها را نمیشناسیم.

(۲۶) پس پنهانی به‏سوی خانوادهاش رفت، و گوسالهای سالم و فربه که داشتند آورد؛ به این گمان که آنها انسان هستند.

(۲۷) پس گوساله را نزدیک آنها گذاشت، و با مهربانی آنها را مورد خطاب قرار داد: آیا غذایی را که برای‏تان تقدیم شده است نمیخورید؟

(۲۸) پس وقتی که دید نمیخورند ترسی از آنها را در وجود خویش پنهان کرد و آنها به ترسش پی بردند. آنگاه برای آرامکردن او گفتند: نترس، زیرا ما فرستادگانی از جانب الله هستیم، و او را از آنچه خوشحالش میکرد باخبر کردند به اینکه پسری صاحب علم فراوان برایش متولد میشود. شخص مورد مژده در اینجا اسحاق ÷ است.

(۲۹) وقتی همسر ابراهیم ÷ این مژده را شنید درحالیکه از شادی فریاد و به صورتش سیلی میزد جلو آمد، و با تعجب گفت: آیا پیرزنی میزاید، بهعلاوه اینکه اساساً نازا بوده است!

(۳۰) فرشتگان به او گفتند: آنچه را به تو خبر دادیم پروردگارت آن را گفته است، و آنچه را که او تعالی بگوید هیچ بازدارندهای برایش نیست؛ زیرا او تعالی در آفرینش و تقدیر خویش بسیار دانا است، و از مخلوقاتش و آنچه که به صلاح‏شان است بسیار آگاه است.

برخی فواید آیات:

• نیکو گردانیدن و خالص کردن عمل برای الله سبب ورود به بهشت است.

• فضیلت نماز شب و اینکه از برترین عباداتی است که با آن به الله نزدیکی حاصل میشود.

• از آداب پذیرایی: پاسخ دادن به سلام به نیکوتر از آن، آماده کردن سفره به صورت پنهانی، آمادگی برای مهمانان قبل از رسیدن آنها، جدانکردن چیزی از سفره، برخاستن و شتاب ورزیدن برای آماده کردن سفره، و نزدیک کردن آن به مهمانان، و سخن گفتن با آنها به نرمی.

﴿۞قَالَ فَمَا خَطۡبُكُمۡ أَيُّهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ٣١ قَالُوٓاْ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمٖ مُّجۡرِمِينَ٣٢ لِنُرۡسِلَ عَلَيۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن طِينٖ٣٣ مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلۡمُسۡرِفِينَ٣٤ فَأَخۡرَجۡنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٣٥ فَمَا وَجَدۡنَا فِيهَا غَيۡرَ بَيۡتٖ مِّنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ٣٦ وَتَرَكۡنَا فِيهَآ ءَايَةٗ لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ٣٧ وَفِي مُوسَىٰٓ إِذۡ أَرۡسَلۡنَٰهُ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ٣٨ فَتَوَلَّىٰ بِرُكۡنِهِۦ وَقَالَ سَٰحِرٌ أَوۡ مَجۡنُونٞ٣٩ فَأَخَذۡنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٞ٤٠ وَفِي عَادٍ إِذۡ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمُ ٱلرِّيحَ ٱلۡعَقِيمَ٤١ مَا تَذَرُ مِن شَيۡءٍ أَتَتۡ عَلَيۡهِ إِلَّا جَعَلَتۡهُ كَٱلرَّمِيمِ٤٢ وَفِي ثَمُودَ إِذۡ قِيلَ لَهُمۡ تَمَتَّعُواْ حَتَّىٰ حِينٖ٤٣ فَعَتَوۡاْ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَهُمۡ يَنظُرُونَ٤٤ فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ مِن قِيَامٖ وَمَا كَانُواْ مُنتَصِرِينَ٤٥ وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ٤٦ وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ٤٧ وَٱلۡأَرۡضَ فَرَشۡنَٰهَا فَنِعۡمَ ٱلۡمَٰهِدُونَ٤٨ وَمِن كُلِّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَا زَوۡجَيۡنِ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ٤٩ فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۖ إِنِّي لَكُم مِّنۡهُ نَذِيرٞ مُّبِينٞ٥٠ وَلَا تَجۡعَلُواْ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَۖ إِنِّي لَكُم مِّنۡهُ نَذِيرٞ مُّبِينٞ٥١ [الذاريات: ۳۱-۵۱]

(۳۱) ابراهیم ÷ به فرشتگان گفت: ماموریت شما چیست؟ و چه هدفی دارید؟

(۳۲) فرشتگان در پاسخ او گفتند: الله ما را به‏سوی مردمی ستمکار که گناهان زشتی مرتکب میشوند فرستاده است.

(۳۳) تا سنگهایی از گِل سختشده بر آنها فرو فرستیم.

(۳۴) که - ای ابراهیم- نزد پروردگارت نشانهگذاری شده هستند و بر متجاوزان از حدود الله و سرسختان در کفر و گناهان فرستاده میشوند.

(۳۵) پس مؤمنانی را که در شهر قوم لوط بودند بیرون کردیم تا عذابی را که به مجرمان میرسد به آنها نرسد.

(۳۶) ولی در این شهر آنها جز یک خانواده مسلمان، یعنی اعضای خانوادۀ لوط ÷، نیافتیم.

(۳۷) و در شهر قوم لوط از آثار عذاب آنچه را که بر وقوع عذاب بر آنها دلالت می‏کند باقی گذاشتیم تا هرکس از عذاب رنجآوری که به آنها رسید میترسد پند بگیرد، و عمل آنها را مرتکب نشود و از این عذاب نجات یابد.

(۳۸) و در موسی ÷ آنگاه که او را با حجتهای روشن به‏سوی فرعون فرستادیم، نشانهای است برای کسی که از عذاب دردناک میترسد.

(۳۹) اما فرعون با اعتماد به نیرو و لشکریانش از حق روی گرداند، و در مورد موسی ÷ گفت: او ساحری است که مردم را سحر میکند، یا دیوانهای است که در آنچه میگوید نمیاندیشد.

(۴۰) پس او و تمام لشکریانش را گرفتیم و در دریا افکندیم، آنگاه غرق و نابود شدند، و فرعون به‏سبب تکذیب و ادعای معبود بودن، سزاوار سرزنش بود.

(۴۱) و در عاد، قوم هود ÷ نشانهای است برای کسیکه از عذاب دردناک میترسد آنگاه که بادی را که هیچ بارانی نداشت، و هیچ درختی را بارور نمیساخت، و هیچ برکتی در آن نبود بر آنها فرو فرستادیم.

(۴۲) هیچکس یا مال یا غیر آن دو را که بر آن میگذشت باقی نمیگذاشت مگر آن را ویران میکرد، و آن را چون استخوانهای پوسیده و ریز ریز شده بر جای می‏گذاشت.

(۴۳) و در ثمود، قوم صالح ÷ نشانهای است برای کسیکه از عذاب دردناک می‏ترسد آنگاه که به آنها گفته شد: قبل ازاینکه اجلهای‏تان به سر رسد از زندگی خویش بهره ببرید.

(۴۴) آنگاه از فرمان پروردگارشان سر باز زدند، و در برابر ایمان و طاعت بسیار تکبر ورزیدند، تا اینکه صاعقۀ عذاب آنها را فراگرفت درحالیکه منتظر نزول آن بودند؛ زیرا سه روز قبل از نزول عذاب به آن وعده داده شده بودند.

(۴۵) پس نتوانستند عذابی را که پروردگارشان بر آنها نازل کرد از خودشان دفع کنند، و هیچ نیرویی نداشتند که به آن پناه برند.

(۴۶) و به تحقیق که قبل از اینها، قوم نوح را با غرق کردن نابود کردهایم، زیرا آنها مردمی خارج از طاعت الله بودند، پس سزاوار کیفر او تعالی گشتند.

(۴۷) و آسمان را بسیار محکم بنا کردیم، و قطعاً ما اطرافش را وسعت بخشیدیم.

(۴۸) و زمین را برای ساکنانش مانند بستری گستردیم، و با این کار چه گسترانندگان خوبی هستیم.

(۴۹) و از هر چیزی دو گونه آفریدیم: مانند نر و ماده، آسمان و زمین، خشکی و دریا؛ تا یگانگی و قدرت الله را که هر چیزی را دو گونه آفرید، به یاد آورید.

(۵۰) و با فرمان‏برداری از الله و عدم نافرمانی از او، از کیفر الله به‏سوی پاداش او تعالی بگریزید، زیرا - ای مردم- من برای شما انذاردهندهای آشکار از کیفر او هستم.

(۵۱) و به جای الله معبودی دیگر قرار ندهید که او را به جای الله عبادت کنید، زیرا من برای شما انذاردهندهای آشکار از این کار هستم.

برخی فواید آیات:

• ایمان بالاترین درجۀ اسلام است.

• نابودی امتهای تکذیب کننده توسط الله درسی برای تمام مردم است.

• ترس از الله، فرار به‏سوی او سبحانه با انجام عمل صالح را ایجاب میکند؛ نه فرار از او را.

﴿كَذَٰلِكَ مَآ أَتَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُواْ سَاحِرٌ أَوۡ مَجۡنُونٌ٥٢ أَتَوَاصَوۡاْ بِهِۦۚ بَلۡ هُمۡ قَوۡمٞ طَاغُونَ٥٣ فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٖ٥٤ وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٥٥ وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ٥٦ مَآ أُرِيدُ مِنۡهُم مِّن رِّزۡقٖ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطۡعِمُونِ٥٧ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلۡقُوَّةِ ٱلۡمَتِينُ٥٨ فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذَنُوبٗا مِّثۡلَ ذَنُوبِ أَصۡحَٰبِهِمۡ فَلَا يَسۡتَعۡجِلُونِ٥٩ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن يَوۡمِهِمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ٦٠ [الذاريات: ۵۲-۶۰]

(۵۲) مانند همین تکذیبی که ساکنان مکه مرتکب شدند امتهای پیشین تکذیب کردند، چنانکه هیچ رسولی از جانب الله نزدشان نیامد مگر اینکه در مورد او گفتند: ساحر، یا دیوانهای است.

(۵۳) آیا کافران پیشین و متاخر، یکدیگر را بر تکذیب رسولان سفارش میکنند؟! نه، بلکه طغیان‏شان آنها را بر این کار جمع میکند (و وحدت عمل میدهد).

(۵۴) پس - ای رسول- از این تکذیب کنندگان روی بگردان، که تو سزاوار نکوهش نیستی، چون آنچه را به‏سوی آنها رسالت یافتی به آنها رساندهای.

(۵۵) ولی نباید رویگردانی تو از آنها تو را از پند و اندرز دادن آنها بازدارد، پس آنها را پند و اندرز بده، زیرا اندرز دادن به کسانیکه به الله ایمان دارند سود میرساند.

(۵۶) و جن و انس را نیافریدم جز برای عبادت من به یگانگی، و آنها را نیافریدم تا شریکی برایم قرار دهند.

(۵۷) و از آنها رزق و روزی نمیخواهم، و از آنها نمیخواهم که به من غذا بدهند.

(۵۸) زیرا الله خود روزیدهندۀ بندگانش است، پس همگی به روزی او نیازمندند. ذات نیرومند استواری است که هیچچیز بر او چیره نمیشود، و تمام جنها و انسانها در برابر نیروی او سبحانه فروتن هستند.

(۵۹) پس - ای رسول- برای کسانیکه با تکذیب تو بر خودشان ستم کردهاند سهمی از عذاب مانند سهم یاران قبلی آنها است، که این عذاب سررسید مشخصی دارد، پس نباید قبل از فرارسیدن سررسید عذاب از من بخواهند که آن را به تعجیل اندازم.

(۶۰) پس نابودی و تباهی باد بر کسانیکه به الله کفر ورزیدند، و رسول‏شان را تکذیب کردند از روز قیامت که به فروفرستاده شدن عذاب بر آنها در آن روز وعده داده میشوند.

سورة الطُّور (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلطُّورِ١ وَكِتَٰبٖ مَّسۡطُورٖ٢ فِي رَقّٖ مَّنشُورٖ٣ وَٱلۡبَيۡتِ ٱلۡمَعۡمُورِ٤ وَٱلسَّقۡفِ ٱلۡمَرۡفُوعِ٥ وَٱلۡبَحۡرِ ٱلۡمَسۡجُورِ٦ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَٰقِعٞ٧ مَّا لَهُۥ مِن دَافِعٖ٨ يَوۡمَ تَمُورُ ٱلسَّمَآءُ مَوۡرٗا٩ وَتَسِيرُ ٱلۡجِبَالُ سَيۡرٗا١٠ فَوَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١١ ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي خَوۡضٖ يَلۡعَبُونَ١٢ يَوۡمَ يُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا١٣ هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ١٤ [الطور: ۱-۱۴]

برخی مقاصد سوره:

ابطال شبهات تکذیب کنندگان از طریق ارایۀ حجتها و دلایل؛ برای واداشتن بر تسلیم و فرمان‏برداری.

تفسیر:

(۱) الله به کوهی که بر روی آن با موسی ÷ سخن گفت سوگند یاد فرمود.

(۲) و به کتابی که نوشته شده است سوگند یاد فرمود.

(۳) در برگی مفصل و سرگشاده مانند کتابهای نازلشده.

(۴) و به خانهای که آن را فرشتگان در آسمان با عبادت الله آباد میکنند سوگند یاد فرمود.

(۵) و به آسمان برافراشته شده که سقف زمین است سوگند یاد فرمود.

(۶) و به دریای لبریز از آب سوگند یاد فرمود.

(۷) که - ای رسول- عذاب پروردگارت به‏طور قطع و بدون تردید بر کافران واقع خواهد شد.

(۸) (این عذاب) هیچ بازدارندهای ندارد که آن را از آنها بازدارد، و آنها را در برابر وقوع آن محافظت کند.

(۹) روزیکه آسمان برای اعلام قیامت به شدت تکان میخورد و میلرزد.

(۱۰) و کوهها به شدت از جای خویش به حرکت درمیآیند.

(۱۱) پس در آن روز برای تکذیب کنندگانِ عذابی که الله آن را به کافران وعده داده است نابودی و تباهی است.

(۱۲) همان کسانیکه باغوطهورشدن در باطل سرگرم هستند، و به رستاخیز و زندهشدن مردگان در روز قیامت هیچ اهمیتی نمیدهند.

(۱۳) روزیکه به شدت و زور به‏سوی آتش جهنم رانده میشوند.

(۱۴) و از روی توبیخ به آنها گفته میشود: این همان آتشی است که وقتی رسولان‏تان شما را از آن میترساندند آن را تکذیب میکردید.

برخی فواید آیات:

• کفر، یک آیین واحد است هر چند وسایل مختلف و پیروان و مکان و زمان گوناگونی داشته باشد.

• گواهی الله برای رسولش ج بر تبلیغ رسالت.

• حکمت آفرینش جن و انس تحقق عبادت الله با تمام مظاهرش است.

• در روز قیامت احوال هستی دگرگون خواهد شد.

﴿أَفَسِحۡرٌ هَٰذَآ أَمۡ أَنتُمۡ لَا تُبۡصِرُونَ١٥ ٱصۡلَوۡهَا فَٱصۡبِرُوٓاْ أَوۡ لَا تَصۡبِرُواْ سَوَآءٌ عَلَيۡكُمۡۖ إِنَّمَا تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ١٦ إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَنَعِيمٖ١٧ فَٰكِهِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ وَوَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ١٨ كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ هَنِيٓ‍َٔۢا بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ١٩ مُتَّكِ‍ِٔينَ عَلَىٰ سُرُرٖ مَّصۡفُوفَةٖۖ وَزَوَّجۡنَٰهُم بِحُورٍ عِينٖ٢٠ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱتَّبَعَتۡهُمۡ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَٰنٍ أَلۡحَقۡنَا بِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَمَآ أَلَتۡنَٰهُم مِّنۡ عَمَلِهِم مِّن شَيۡءٖۚ كُلُّ ٱمۡرِيِٕۢ بِمَا كَسَبَ رَهِينٞ٢١ وَأَمۡدَدۡنَٰهُم بِفَٰكِهَةٖ وَلَحۡمٖ مِّمَّا يَشۡتَهُونَ٢٢ يَتَنَٰزَعُونَ فِيهَا كَأۡسٗا لَّا لَغۡوٞ فِيهَا وَلَا تَأۡثِيمٞ٢٣ ۞وَيَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ غِلۡمَانٞ لَّهُمۡ كَأَنَّهُمۡ لُؤۡلُؤٞ مَّكۡنُونٞ٢٤ وَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَسَآءَلُونَ٢٥ قَالُوٓاْ إِنَّا كُنَّا قَبۡلُ فِيٓ أَهۡلِنَا مُشۡفِقِينَ٢٦ فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡنَا وَوَقَىٰنَا عَذَابَ ٱلسَّمُومِ٢٧ إِنَّا كُنَّا مِن قَبۡلُ نَدۡعُوهُۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡبَرُّ ٱلرَّحِيمُ٢٨ فَذَكِّرۡ فَمَآ أَنتَ بِنِعۡمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٖ وَلَا مَجۡنُونٍ٢٩ أَمۡ يَقُولُونَ شَاعِرٞ نَّتَرَبَّصُ بِهِۦ رَيۡبَ ٱلۡمَنُونِ٣٠ قُلۡ تَرَبَّصُواْ فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُتَرَبِّصِينَ٣١ [الطور: ۱۵-۳۱]

(۱۵) آیا این عذابی که دیدید سحر است؟! یا شما آن را نمیبینید؟!

(۱۶) گرمای این آتش را بچشید و از آن رنج ببرید، پس اگر در برابر رنجکشیدن از گرمای آن شکیبایی کنید، یا بر آن شکیبایی نکنید، شکیبایی و ناشکیبایی‏تان یکسان است، امروز مجازات نمیشوید مگر در قبال کفر و گناهانی که در دنیا انجام میدادید.

الله پس از بیان جزای تکذیب کنندگان، جزای تصدیق کنندگان پرهیزگار را نیز ذکر کرد و فرمود:

(۱۷) بهراستی آنها که بهخاطر پروردگارشان - با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش پرهیزکاری نمودهاند - در بهشتها و نعمتهای زیادی هستند که پایان نمییابد.

(۱۸) از خوردنیها و نوشیدنیها و نکاحهای خوشایند که الله به آنها عطا کرده بهرهمند میشوند، و پروردگارشان سبحانه آنها را از عذاب جهنم محافظت کرده است؛ پس به‏سبب دستیابی به مطلوب خویش از خوشیها و محافظت شدن از چیزیکه از آن میترسیدند رستگار شدهاند.

(۱۹) و به آنها گفته میشود: به پاداش اعمال خوبتان در دنیا، از آنچه که نفس‏تان میخواهد گوارا بخورید، و از هیچ آسیب و آزاری بر اثر آنچه میخورید یا می‏نوشید نترسید.

(۲۰) بر تختهایی آراسته که در کنار هم به ردیف قرار گرفتهاند تکیه زدهاند، و زنانی سفید و درشتچشم را به ازدواج آنها درآوردهایم.

(۲۱) و کسانیکه ایمان آوردهاند و فرزندان‏شان در ایمان از آنها پیروی کردهاند، فرزندان‏شان را به آنها ملحق میکنیم تا چشمان‏شان به آنها روشن گردد، هر چند اعمال‏شان را کسب نکرده باشند، و ذرهای از پاداش اعمال‏شان نمیکاهیم، هر انسانی در گرو عمل بدی است که مرتکب شده و ذرهای از اعمالش را دیگری به جای او به دوش نمیکشد.

(۲۲) و این بهشتیان را با میوههای گوناگون، و به هر نوع گوشتی که بخواهند کمک میکنیم.

(۲۳) در بهشت جامی را از یکدیگر میگیرند که نوشیدن آن مانند آنچه در دنیا منجر به سخن باطل و گناه به‏سبب مستی میشد را در پی ندارد.

(۲۴) و پسرانی که برای خدمت آنها مطیع شدهاند بر گِردشان میگردند که در درخشندگی و سفیدی پوست‏شان گویی مروارید حفاظتشده در صدفهای‏شان هستند.

(۲۵) و برخی از بهشتیان به برخی دیگر روی میآورند، و از حال یکدیگر در دنیا میپرسند.

(۲۶) آنگاه به آنها پاسخ میدهند: بهراستیکه ما در دنیا میان خانوادۀ خویش از عذاب الله میترسیدیم.

(۲۷) پس الله با هدایت به اسلام بر ما منت بخشید، و ما را از عذاب بینهایت سوزان نجات داد.

(۲۸) بهراستیکه ما در زندگی دنیای خویش او را عبادت میکردیم، و از او میخواستیم که ما را در برابر آتش جهنم محافظت کند، و به تحقیق که او در وعدۀ خویش بر بندگانش نیکوکار و راستگو، و نسبت به آنها بسیار مهربان است، و از نیکی و رحمت او تعالی این است که ما را به ایمان هدایت کرد، و وارد بهشت کرد، و از جهنم دور کرد.

(۲۹) پس –ای رسول- با قرآن اندرز بده؛ زیرا تو به‏سبب ایمان و عقلی که الله به تو ارزانی داشته است نه کاهنی پریخوان که با جنها در ارتباط باشی هستی، و نه دیوانهای هستی.

(۳۰) یا این تکذیب کنندگان میگویند: محمد رسولی نیست، بلکه شاعری است که انتظار میبریم مرگ او را برباید، تا از او راحت شویم.

(۳۱) - ای رسول- به آنها بگو: مرگم را انتظار برید، من نیز عذابی را انتظار می‏کشم که به‏سبب اینکه مرا تکذیب کردید به شما میرسد.

برخی فواید آیات:

• بههمرساندن پدران و پسران در بهشت در یک منزل هر چند عمل برخی از آنها کمتر باشد برای گرامی داشتن همگی آنها است تا شادی کامل گردد.

• نوشیدن خمر آخرت هیچ امر ناگواری در پی ندارد.

• هرکس در دنیا از پروردگارش بترسد الله او را در آخرت ایمن میگرداند.

﴿أَمۡ تَأۡمُرُهُمۡ أَحۡلَٰمُهُم بِهَٰذَآۚ أَمۡ هُمۡ قَوۡمٞ طَاغُونَ٣٢ أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥۚ بَل لَّا يُؤۡمِنُونَ٣٣ فَلۡيَأۡتُواْ بِحَدِيثٖ مِّثۡلِهِۦٓ إِن كَانُواْ صَٰدِقِينَ٣٤ أَمۡ خُلِقُواْ مِنۡ غَيۡرِ شَيۡءٍ أَمۡ هُمُ ٱلۡخَٰلِقُونَ٣٥ أَمۡ خَلَقُواْ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ٣٦ أَمۡ عِندَهُمۡ خَزَآئِنُ رَبِّكَ أَمۡ هُمُ ٱلۡمُصَۜيۡطِرُونَ٣٧ أَمۡ لَهُمۡ سُلَّمٞ يَسۡتَمِعُونَ فِيهِۖ فَلۡيَأۡتِ مُسۡتَمِعُهُم بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٍ٣٨ أَمۡ لَهُ ٱلۡبَنَٰتُ وَلَكُمُ ٱلۡبَنُونَ٣٩ أَمۡ تَسۡ‍َٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ٤٠ أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ٤١ أَمۡ يُرِيدُونَ كَيۡدٗاۖ فَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ هُمُ ٱلۡمَكِيدُونَ٤٢ أَمۡ لَهُمۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٤٣ وَإِن يَرَوۡاْ كِسۡفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ سَاقِطٗا يَقُولُواْ سَحَابٞ مَّرۡكُومٞ٤٤ فَذَرۡهُمۡ حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ يَوۡمَهُمُ ٱلَّذِي فِيهِ يُصۡعَقُونَ٤٥ يَوۡمَ لَا يُغۡنِي عَنۡهُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ٤٦ وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ عَذَابٗا دُونَ ذَٰلِكَ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٤٧ وَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعۡيُنِنَاۖ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ٤٨ وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَسَبِّحۡهُ وَإِدۡبَٰرَ ٱلنُّجُومِ٤٩ [الطور: ۳۲-۴۹]

(۳۲) بلکه آیا عقلهای‏شان آنها را به این سخن‏شان امر میکند: او کاهن و دیوانهای است؟! که آنچه را با یکدیگر جمع نمیشوند در یک شخص جمع میکنند، بلکه آنها مردمی متجاوز از حدود هستند، که نه به شرع رجوع میکنند و نه به عقل.

(۳۳) یا میگویند: محمد این قرآن را ساخته است، و به او وحی نشده است؟! آن را نساخته است، بلکه آنها از ایمان به آن سر باز میزنند، و میگویند: آن را ساخته است.

(۳۴) پس اگر در این ادعای‏تان که او قرآن را ساخته است راستگو هستید سخنی هر چند ساختگی مانند آن بیاورید.

(۳۵) آیا بدون آفریدگار که آنها را بیافریند آفریده شدهاند؟! یا آنها خود آفریدگار خویش هستند؟! نه وجود مخلوق بدون خالق ممکن است، و نه وجود مخلوقی که خلق میکند. پس چرا آفریدگارشان را عبادت نمیکنند؟!

(۳۶) آیا آسمانها و زمین را آنها آفریدهاند؟! بلکه یقین ندارند که الله همان آفریدگارشان است؛ زیرا اگر بر این امر یقین داشتند به‏طور قطع او را یگانه برمیشمردند، و به رسولانش ایمان میآوردند.

(۳۷) آیا گنجینههای پروردگارت نزد آنها است. چه رزق و روزی که آن را به هرکس بخواهند میبخشند، و چه نبوت که آن را به هرکس بخواهند عطا میکنند و از هرکس بخواهند بازمیدارند؟! آیا آنها بر حسب ارادهشان مسلط و متصرف هستند؟!

(۳۸) آیا آنها نردبانی دارند که با آن به‏سوی آسمان بالا میروند و در آن به وحی الله که وحی میکند آنها برحق هستند گوش فرامیدهند؟! پس هر یک از آنها به آن وحی گوش داده است باید حجتی روشن بیاورد که شما را در این امر که ادعا میکنید برحق هستید تصدیق کند.

(۳۹) آیا دختران که آنها را نمیپسندید برای او سبحانه، و پسران که آنها را می‏پسندید برای شما است؟!

(۴۰) - ای رسول- آیا در قبال آنچه از جانب پروردگارت بر آنها ابلاغ میکنی مزدی از آنها میخواهی؟ که به‏سبب این امر به حمل باری خارج از توان‏شان مکلف هستند.

(۴۱) یا علم غیب دارند و برای مردم آنچه را از غیبیات باخبر میشوند مینویسند و آنها را از هرچه از آن بخواهند باخبر میسازند.

(۴۲) یا این تکذیب کنندگان میخواهند به تو و دینت نیرنگ بزنند؟! پس به الله اعتماد کن؛ زیرا کسانیکه به الله و رسولش کفر ورزیدهاند خودشان به نیرنگ گرفتار میشوند، نه تو.

(۴۳) آیا آنها معبود برحقی جز الله دارند؟! الله از شریکی که به او نسبت میدهند منزه و پاک است. تمام مواردی که بیان شد هرگز نبوده، و در هیچ حالتی قابل تصور نیست.

(۴۴) و اگر پارهای از آسمان ببینند در مورد آن میگویند: طبق معمول این ابری متراکم است، در نتیجه از آن اندرز نمیگیرند، و ایمان نمیآورند.

(۴۵) پس –ای رسول- آنها را در دشمنی و تکذیب‏شان واگذار تا روزیکه در آن عذاب میشوند، یعنی روز قیامت را ملاقات کنند.

(۴۶) روزیکه نیرنگشان هیچچیز نه کم نه زیاد آنها را بینیاز نمیسازد، و برای نجاتیافتن از عذاب یاری نمیشوند.

(۴۷) و بهراستی برای کسانیکه با شرک و گناهان بر خودشان ستم کردهاند عذابی پیش از عذاب آخرت؛ با قتل و اسارت در دنیا، و عذاب قبر در برزخ است. اما بیشتر آنها این امر را نمیدانند، به همین سبب بر کفرشان باقی میمانند.

الله پس از بیان بطلان آنچه مشرکان بر آن هستند به رسولش فرمان داد که به آنها اهمیت ندهد، و در برابر تکذیب‏شان صبر کند:

(۴۸) و - ای رسول- در برابر حکم پروردگارت و حکمتهای شرعی آن شکیبایی کن، که تو در دیدگاه و حمایت ما هستی، و به ستایش پروردگارت آنگاه که از خواب برمیخیزی تسبیح بگو.

(۴۹) و بخشی از شب، پروردگارت را تسبیح بگو، و برایش نماز بگزار، و نماز فجر را هنگامی برپادار که ستارگان با غروب خویش به‏سبب روشنایی روز، پشت میکنند.

برخی فواید آیات:

• طغیان یکی از اسباب گمراهی است.

• اهمیت جدال عقلی در اثبات حقایق دین.

• ثبوت عذاب برزخ.

سورة النَّجم (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلنَّجۡمِ إِذَا هَوَىٰ١ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمۡ وَمَا غَوَىٰ٢ وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ٣ إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ٤ عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلۡقُوَىٰ٥ ذُو مِرَّةٖ فَٱسۡتَوَىٰ٦ وَهُوَ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡأَعۡلَىٰ٧ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ٨ فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ٩ فَأَوۡحَىٰٓ إِلَىٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَىٰ١٠ مَا كَذَبَ ٱلۡفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ١١ أَفَتُمَٰرُونَهُۥ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ١٢ وَلَقَدۡ رَءَاهُ نَزۡلَةً أُخۡرَىٰ١٣ عِندَ سِدۡرَةِ ٱلۡمُنتَهَىٰ١٤ عِندَهَا جَنَّةُ ٱلۡمَأۡوَىٰٓ١٥ إِذۡ يَغۡشَى ٱلسِّدۡرَةَ مَا يَغۡشَىٰ١٦ مَا زَاغَ ٱلۡبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ١٧ لَقَدۡ رَأَىٰ مِنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِ ٱلۡكُبۡرَىٰٓ١٨ أَفَرَءَيۡتُمُ ٱللَّٰتَ وَٱلۡعُزَّىٰ١٩ وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ٢٠ أَلَكُمُ ٱلذَّكَرُ وَلَهُ ٱلۡأُنثَىٰ٢١ تِلۡكَ إِذٗا قِسۡمَةٞ ضِيزَىٰٓ٢٢ إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآءٞ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهۡوَى ٱلۡأَنفُسُۖ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ٢٣ أَمۡ لِلۡإِنسَٰنِ مَا تَمَنَّىٰ٢٤ فَلِلَّهِ ٱلۡأٓخِرَةُ وَٱلۡأُولَىٰ٢٥ ۞وَكَم مِّن مَّلَكٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ لَا تُغۡنِي شَفَٰعَتُهُمۡ شَيۡ‍ًٔا إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ أَن يَأۡذَنَ ٱللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَيَرۡضَىٰٓ٢٦ [النجم: ۱-۲۶]

برخی مقاصد سوره:

بیان راستی وحی و بزرگی منبع آن، برای اثبات عقیدۀ توحید، و ابطال عقیدۀ شرک.

تفسیر:

(۱) الله سبحانه به ستاره، آنگاه که فرود آید سوگند یاد فرمود.

(۲) که محمد رسولالله ج از راه هدایت منحرف نشده، و نادان نگشته است، بلکه عاقل و دانا است.

(۳) و از سر هوس به این قرآن سخن نمیگوید.

(۴) این قرآن جز وحیی که الله آن را از طریق جبرئیل ÷ به او وحی میکند نیست.

(۵) فرشتهای بسیار نیرومند یعنی جبرئیل ÷ آن را به او آموخت.

(۶) و جبرئیل ÷ ظاهری زیبا دارد، و بر ظاهری که الله او را بر آن آفریده است آشکارا در برابر پیامبر ج ایستاد.

(۷) درحالیکه جبرئیل ÷ در افق برتر آسمان بود.

(۸) آنگاه جبرئیل ÷ به پیامبر ج نزدیک، و نزدیکتر شد.

(۹) تا جاییکه نزدیکی او به پیامبر ج به اندازۀ دو کمان یا کمتر رسید.

(۱۰) آنگاه جبرئیل ÷ آنچه را باید وحی میکرد به بندۀ الله محمد ج وحی کرد.

(۱۱) قلب محمد ج آنچه را که چشمش دید تکذیب نکرد.

(۱۲) پس –ای مشرکان- آیا در آنچه الله در شبی که او را حرکت داد با او مجادله میکنید؟!

(۱۳) و بهتحقیقکه محمد ج جبرئیل ÷ را بر صورتش باری دیگر در شبی که حرکت داده شد (شب اسراء) دیده است.

(۱۴) کنار سدره المنتهی که درختی بسیار بزرگ در آسمان هفتم است.

(۱۵) جنةالمأوی در کنار این درخت است.

(۱۶) آنگاه که چیزهای زیادی سدره را پوشانده بود، که فقط الله از کُنه آن آگاه است.

(۱۷) چشم پیامبر ج به راست و چپ منحرف نشد، و از حدی که برایش مشخص شده بود نگذشت.

(۱۸) بهتحقیقکه محمد ج در شبی که به معراج برده شد برخی آیات بزرگ پروردگارش که بر قدرت او تعالی دلالت دارند را دید، یعنی بهشت، جهنم، و غیر این دو را دید.

(۱۹) پس - ای مشرکان- به من خبر دهید این نمادهایی را که به جای الله عبادت میکنید: لات و عزی.

(۲۰) و منات، سومین نماد دیگرتان؛ به من خبر دهید که آیا مالک نفع یا زیانی برای‏تان هستند؟!

(۲۱) - ای مشرکان- آیا پسر که آن را میپسندید برای شماست، و دختر که آن را نمیپسندید برای او سبحانه است؟!

(۲۲) این تقسیم که از سر هوس آن را انجام دادید تقسیمی ستمکارانه است.

(۲۳) این نمادها جز نامهایی بدون معنا نیستند، که هیچ سهمی در صفات الوهیت ندارند، و شما و پدران‏تان از جانب خویش آنها را نامگذاری کردهاید، و الله هیچ برهانی بر آنها نفرستاده است، مشرکان در اعتقاد خویش پیروی نمیکنند مگر از ظن و آنچه نفس‏شان میخواهد و شیطان در دلهای‏شان آراسته است. و به تحقیق که هدایت از جانب پروردگارشان بر زبان پیامبر او برای‏شان آمده است، اما به آن راه نیافتند.

(۲۴) آیا انسان آنچه را از شفاعت نمادها نزد الله آرزو کند دارد؟!

(۲۵) خیر، آنچه آرزو کند برایش نیست، زیرا آخرت و دنیا فقط برای الله است، که از این دو آنچه را بخواهد عطا میکند و آنچه بخواهد را بازمیدارد.

(۲۶) و چه بسیار فرشتگانی که در آسمانها هستند و شفاعت‏شان ذرهای بینیاز نمیسازد اگر بخواهند برای کسی شفاعت کنند مگر پس از اینکه الله به هر یک از آنها که بخواهد اجازۀ شفاعت دهد، و از کسیکه برایش شفاعت میشود راضی باشد. پس الله برای کسیکه شریکی برای او تعالی قرار داده اجازه نمیدهد که شفاعت کند، و هرگز از شفاعتشدهای که او را به جای الله عبادت میکند راضی نخواهد شد.

برخی فواید آیات:

• کمال ادب پیامبر ج چون با وجود اینکه در آسمان هفتم بود چشمش را منحرف نکرد.

• نادانی مشرکان چون چیزی را که زیان و منفعت نمیرساند عبادت کردند، و آنچه را نمیپسندیدند به الله نسبت دادند، و آنچه را میپسندیدند برای خودشان برگزیدند.

• شفاعت واقع نمیشود مگر به دو شرط: اذن به شفاعت کننده، و رضایت از کسیکه برایش شفاعت میشود.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ لَيُسَمُّونَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ تَسۡمِيَةَ ٱلۡأُنثَىٰ٢٧ وَمَا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٍۖ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّۖ وَإِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيۡ‍ٔٗا٢٨ فَأَعۡرِضۡ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكۡرِنَا وَلَمۡ يُرِدۡ إِلَّا ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا٢٩ ذَٰلِكَ مَبۡلَغُهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱهۡتَدَىٰ٣٠ وَلِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواْ بِمَا عَمِلُواْ وَيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ بِٱلۡحُسۡنَى٣١ ٱلَّذِينَ يَجۡتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡفَوَٰحِشَ إِلَّا ٱللَّمَمَۚ إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلۡمَغۡفِرَةِۚ هُوَ أَعۡلَمُ بِكُمۡ إِذۡ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَإِذۡ أَنتُمۡ أَجِنَّةٞ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡۖ فَلَا تُزَكُّوٓاْ أَنفُسَكُمۡۖ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱتَّقَىٰٓ٣٢ أَفَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي تَوَلَّىٰ٣٣ وَأَعۡطَىٰ قَلِيلٗا وَأَكۡدَىٰٓ٣٤ أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ٣٥ أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ٣٦ وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ٣٧ أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ٣٨ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ٣٩ وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ٤٠ ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ٤١ وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ٤٢ وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ٤٣ وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا٤٤ [النجم: ۲۷-۴۴]

(۲۷) کسانیکه به رستاخیز در سرای آخرت ایمان ندارند به‏طور قطع فرشتگان را به اعتقاد اینکه آنها دختران الله هستند به نامهای زنان نامگذاری میکنند، الله از این سخن‏شان بسیار برتر است.

(۲۸) و در نامگذاری فرشتگان به نامهای زنان، هیچ دانشی ندارند که به آن استناد کنند، و در این امر جز از افترا بستن و گمان پیروی نمیکنند، و بهراستیکه گمان ذرهای از حق بینیاز نمیسازد تا به جای آن بنشیند.

(۲۹) پس - ای رسول- از کسیکه به یاد الله پشت کرده و اهمیتی به آن نمیدهد، و جز زندگی دنیا نمیخواهد روی بگردان؛ زیرا او برای آخرت خویش عمل نمیکند؛ چون به آن ایمان ندارد.

(۳۰) این سخن - یعنی نامیدن فرشتگان به نام زنان- که مشرکان آن را میگویند همان حد علمی آنها است که به آن میرسند؛ چون آنها نادان هستند، و به یقین نرسیدهاند، - ای رسول- همانا پروردگار تو به کسیکه از راه حق منحرف شده، و به کسیکه به راه حق هدایت یافته است آگاهتر است، و ذرهای از این امر بر او پوشیده نمیماند.

(۳۱) و فرمانروایی و آفرینش و تدبیر تمام آنچه در آسمانها و در زمین است فقط از آنِ الله است، تا کسانی را که اعمال بد در دنیا مرتکب شدهاند به عذابی که سزاوارش هستند مجازات کند، و مؤمنان را که اعمال نیک انجام دادهاند به بهشت پاداش دهد.

(۳۲) همان کسانیکه از گناهان کبیره، و معصیتهای زشت جز گناهان صغیره دوری میکنند، که گناهان صغیره با ترک گناهان کبیره، و افزودن بر طاعات بخشیده میشوند. - ای رسول- بهراستیکه پروردگار تو دارای آمرزش گسترده است، که گناهانِ بندگانش را آنگاه که از آنها توبه کنند میبخشد. او سبحانه به احوال و امور شما آگاهتر است آنگاه که پدرتان آدم ÷ را از خاک آفرید، و آنگاه که باری در شکمهای مادران‏تان بودید و مرحله به مرحله آفریده میشدید، ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند. پس خودتان را با توصیف به پرهیزگاری نستایید؛ زیرا او سبحانه نسبت به کسیکه با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهیاش تقوای او را پیشه کرده است داناتر است.

(۳۳) پس آیا زشتی حال کسیکه بعد از اینکه اسلام به او نزدیک شد از آن روی گرداند دیدی.

(۳۴) و اندکی از مال بخشید سپس خودداری کرد؛ زیرا بُخل، خلق و خوی او است، و با این وجود خودش را پاک میشمارد.

(۳۵) آیا علم غیب نزد او است که غیب را میبیند و به آن سخن میگوید؟!

(۳۶) یا اینکه بر الله دروغ میبندد؟! یا این افترا زننده بر الله به آنچه در صحیفههای نخستین که الله آنها را بر موسی ÷ نازل کرده خبر نیافته است؟

(۳۷) و صحیفههای ابراهیم ÷ که تمام آنچه را که پروردگارش او را به آن مکلف کرد برپا داشت و کامل کرد.

(۳۸) که هیچ انسانی گناه دیگری را برنمیدارد.

(۳۹) و اینکه برای انسان جز پاداشی عمل خودش که آن را انجام داده نیست.

(۴۰) و اینکه عملش در روز قیامت آشکارا دیده خواهد شد.

(۴۱) آنگاه جزای عملش به صورت کامل و بدون کاستی به او داده میشود.

(۴۲) و اینکه - ای رسول- محل بازگشت و مقصد بندگان پس از مرگشان به‏سوی پروردگارت است.

(۴۳) و او ذاتی است که هرکس را بخواهد شاد میگرداند و میخنداند، و هرکس را بخواهد غمگین میسازد و میگریاند.

(۴۴) و او ذاتی است که زندگان را در دنیا میمیراند، و مردگان را با رستاخیز زنده میگرداند.

برخی فواید آیات:

• تقسیمبندی گناهان به گناهان کبیره و صغیره.

• خطر زیاد دروغ گفتن از جانب الله بدون هیچ دانشی.

• نهی از تزکیۀ نفس.

﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ٤٥ مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ٤٦ وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ٤٧ وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ وَأَقۡنَىٰ٤٨ وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ٤٩ وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ٥٠ وَثَمُودَاْ فَمَآ أَبۡقَىٰ٥١ وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ٥٢ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ أَهۡوَىٰ٥٣ فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ٥٤ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ٥٥ هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ٥٦ أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ٥٧ لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ٥٨ أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ٥٩ وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ٦٠ وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ٦١ فَٱسۡجُدُواْۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواْ۩٦٢ [النجم: ۴۵-۶۲]

(۴۵) و اینکه او تعالی دو گونه: نر و ماده را آفرید.

(۴۶) از نطفهای آنگاه که در رحم قرار میگیرد.

(۴۷) و اینکه بازگرداندنِ آفرینشِ این دو پس از مرگشان برای رستاخیز برعهدۀ او است.

(۴۸) و او ذاتی است که هر یک از بندگانش را که خواست با تملیک مال بینیاز ساخت، و از مال، آنچه را که مردم آن را پسانداز میکنند بخشید.

(۴۹) اینکه او همان پروردگار ستارۀ شِعری است که برخی مشرکان آن را همراه الله عبادت میکنند.

(۵۰) و او ذاتی است که عادیان نخستین را نابود کرد؛ یعنی قوم هود آنگاه که بر کفرشان پافشاری کردند.

(۵۱) و ثمودیان قوم صالح را نابود کرد؛ بهگونهای که حتی یکی از آنها را باقی نگذاشت.

(۵۲) و پیش از عاد و ثمود قوم نوح را نابود کرد. بهراستیکه قوم نوح از عاد و ثمود ستمکارتر و سرکشتر بودند؛ چون نوح ÷ نهصد و پنجاه سال درحالیکه آنها را به توحید الله فرامیخواند در میان‏شان ماند، اما دعوتش را نپذیرفتند.

(۵۳) و شهرهای قوم لوط را به آسمان بالا برد، و زیر و رو کرد، سپس آنها را بر زمین فرو افکند.

(۵۴) و پس از بالا بردن آنها به آسمان و فرو افکندن‏شان بر زمین، آنچه را می‏بایست آنها را از سنگها پوشاند و بر آن کوبید.

(۵۵) پس ای انسان، به کدامیک از آیات پروردگارت که بر قدرت او دلالت دارند جدال میکنی و از آن پند نمیگیری؟!

(۵۶) این رسول فرستاده شده به‏سوی شما از جنس رسولان نخستین است.

(۵۷) قیامت بسیار نزدیک شده است.

(۵۸) جز الله هیچ بازدارندهای ندارد که آن را بازگرداند، و جز الله هیچکس نیست که بر آن اطلاع یابد.

(۵۹) پس آیا از این قرآن که بر شما خوانده میشود تعجب میکنید که از جانب الله باشد؟!

(۶۰) و از روی تمسخر بر آن میخندید، و هنگام شنیدن اندرزهایش نمیگِریید؟!

(۶۱) درحالیکه از آن غافل هستید، و به آن اهمیت نمیدهید؟!

(۶۲) پس فقط برای الله سجده کنید، و عبادت را برای او خالص گردانید.

سورة القمر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿ٱقۡتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلۡقَمَرُ١ وَإِن يَرَوۡاْ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواْ وَيَقُولُواْ سِحۡرٞ مُّسۡتَمِرّٞ٢ وَكَذَّبُواْ وَٱتَّبَعُوٓاْ أَهۡوَآءَهُمۡۚ وَكُلُّ أَمۡرٖ مُّسۡتَقِرّٞ٣ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّنَ ٱلۡأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزۡدَجَرٌ٤ حِكۡمَةُۢ بَٰلِغَةٞۖ فَمَا تُغۡنِ ٱلنُّذُرُ٥ فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡۘ يَوۡمَ يَدۡعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَيۡءٖ نُّكُرٍ٦ [القمر: ۱-۶]

برخی مقاصد سوره:

یادآوری آیات و انذارها، وبیان مقصد تکذیب کنندگان آنها؛ به همین منظور آیۀ ﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ «و یقیناً ما قرآن را برای تذکر آسان نمودیم، پس آیا کسی هست که متذکر شود؟!»در سوره تکرار شده است.

تفسیر:

(۱) آمدن قیامت نزدیک شد، و ماه در عهد پیامبر ج شکافت. شکافته شدن ماه از آیات حسی پیامبر ج بود.

(۲)و اگر مشرکان دلیل و برهانی بر راستگویی پیامبر ج ببینند از پذیرش آن روی میگردانند، و میگویند: دلایل و براهینی که مشاهده کردیم سحری باطل است.

(۳) و آنچه از حقیقت نزدشان آمد را تکذیب کردند، و در تکذیب از هوسهای‏شان پیروی کردند، و هر امری - خیر باشد یا شر- در روز قیامت بر مستحق خویش واقع میشود.

(۴) و بهتحقیق از اخبار امتهایی که الله آنها را به‏سبب کفر و ستم‏شان نابود کرد آنچه برای بازداشتن آنها از کفر و ستم‏شان کافی است به آنها رسیده است.

(۵) و آنچه برای‏شان آمد حکمتی کامل است تا حجت بر آنها اقامه شود، اما انذارها به مردمیکه نه به الله و نه به روز قیامت ایمان دارند، سود نمیرساند.

(۶) پس - ای رسول- حال که هدایت نشدند آنها را رها کن و از آنها روی گردان؛ در انتظار روزیکه فرشتۀ موظف به دمیدن در صور به‏سوی امری هولناک که مخلوقات از پیش مانند آن را نشناختهاند فرا میخواند.

برخی فواید آیات:

• عدم تأثیرپذیری از قرآن، یک هشدار فاجعهآمیز است.

• خطر پیروی از هوس بر نفس در دنیا و آخرت.

• عدم پندپذیری از نابودی امتها، یکی از صفات کافران است.

﴿خُشَّعًا أَبۡصَٰرُهُمۡ يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ كَأَنَّهُمۡ جَرَادٞ مُّنتَشِرٞ٧ مُّهۡطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِۖ يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ٨ ۞كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ فَكَذَّبُواْ عَبۡدَنَا وَقَالُواْ مَجۡنُونٞ وَٱزۡدُجِرَ٩ فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَغۡلُوبٞ فَٱنتَصِرۡ١٠ فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ١١ وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ١٢ وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ١٣ تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ١٤ وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ١٥ فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ١٦ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ١٧ كَذَّبَتۡ عَادٞ فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ١٨ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ١٩ تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ٢٠ فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ٢١ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ٢٢ كَذَّبَتۡ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ٢٣ فَقَالُوٓاْ أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذٗا لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ٢٤ أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ٢٥ سَيَعۡلَمُونَ غَدٗا مَّنِ ٱلۡكَذَّابُ ٱلۡأَشِرُ٢٦ إِنَّا مُرۡسِلُواْ ٱلنَّاقَةِ فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ٢٧ [القمر: ۷-۲۷]

(۷) درحالیکه چشمان‏شان خوار و ذلیل است، از قبرهای‏شان خارج میشوند گویی در دویدن به‏سوی جایگاه حسابرسی ملخهایی پراکنده هستند.

(۸) نزد داعی به‏سوی آن جایگاه میشتابند، کافران میگویند: امروز به‏سبب سختی و ترسهایی که دارد روزی دشوار است.

الله پس از بیان رویگردانی کافران از دعوت رسولمانع، بهخاطر تسکین او برایش خبر داد که امتهای پیشین نیز رسولان‏شان را تکذیب کردند، و فرمود:

(۹) - ای رسول- پیش از این تکذیب کنندگانِ دعوت تو، قوم نوح تکذیب کردند، یعنی بندۀ ما نوح ÷ را آنگاه که او را به‏سوی آنها فرستادیم تکذیب کردند، و در مورد او گفتند: دیوانهای است، و چون از دعوت آنها دست نکشید با انواع ناسزاگویی و دشنام و تهدید او را از خود راندند.

(۱۰) پس نوح ÷ اینگونه پروردگارش را خواند: بهراستیکه قومم بر من چیره شدند، و دعوتم را نپذیرفتند، پس با عذابی که بر آنها فرو میفرستی مرا یاری کن.

(۱۱) آنگاه درهای آسمان را به آبی فراوان و پیاپی گشودیم.

(۱۲) و زمین را جوشانیدیم تا به چشمههایی تبدیل شد که آب از آنها میجوشید، آنگاه بر امری از جانب الله که آن را در ازل مقدر کرده بود آب نازل شده از آسمان به آب جوشیده از زمین پیوست، و همگی را غرق کرد جز کسیکه الله او را نجات داد.

(۱۳) و نوح ÷ را بر کشتیای دارای تختهها و میخها سوار کردیم، و او و همراهیانش را از غرق شدن نجات دادیم.

(۱۴) برای یاری نوح ÷ که قومش او را تکذیب کردند، و به آنچه از جانب الله برای‏شان آورد کفر ورزیدند، این کشتی در امواج متلاطم آب زیر نظر و حفاظت ما حرکت میکرد.

(۱۵) و در حقیقت این کیفر را که آنها را با آن عذاب کردیم، به عنوان پند و اندرزی باقی گذاشتیم. پس آیا پند گیرندهای هست که از آن پند گیرد؟!

(۱۶) پس عذاب من برای تکذیب کنندگان چگونه بود؟! و اِنذارم برای نابود کردن آنها توسط من چگونه بود؟!

(۱۷) و به تحقیق که قرآن را برای یادآور شدن و پند گرفتن آسان کردهایم. پس آیا کسی هست که از پندها و اندرزهای موجود در آن پند بگیرد؟!

(۱۸) عاد پیامبرش هود ÷ را تکذیب کرد. پس - ای اهالی مکه- بیندیشید که عذاب من برای آنها چگونه بود؟! و اِنذار من از عذاب آنها برای دیگران چگونه بود؟!

(۱۹) بهراستیکه ما بادی بسیار سرد در روزی سخت و منحوس که تا ورود آنها به جهنم همراهشان بود بر آنها فرستادیم.

(۲۰) که مردم را از زمین برمیکند، و آنها را بر سرهای‏شان میافکند گویی تنههای درختان خرمایی هستند که از محل نشاندن‏شان کنده شده بودند.

(۲۱) پس- ای اهالی مکه- بیندیشید که عذاب من برای آنها چگونه بود؟! و انذار من از عذاب آنها برای دیگران چگونه بود؟!

(۲۲) و به تحقیق که قرآن را برای یادآور شدن و پند گرفتن آسان کردهایم. پس آیا کسی هست که از پندها و اندرزهای موجود در آن پند بگیرد؟!

(۲۳) ثمود آنچه را رسول‏شان صالح ÷ آنها را با آن اِنذار داد تکذیب کردند.

(۲۴) و از روی انکار گفتند: آیا تنها یک انسان از جنس خودمان را پیروی کنیم؟! اگر در این حالت از او پیروی کنیم به‏طور قطع در دوری و انحراف از حق، و در رنج خواهیم بود.

(۲۵) آیا وحی فقط بر او که یک نفر است نازل شده است، و بدون همگی ما فقط به او اختصاص داده شده است؟! نه، بلکه او دروغگویی مغرور است.

(۲۶) در روز قیامت خواهند دانست که دروغگوی مغرور کیست. آیا صالح ÷ است یا آنها ؟

(۲۷) بهراستیکه ما ماده شتر را برای آزمایش آنها از صخره درآوردیم و فرستادیم، پس - ای صالح- منتظر و مراقب باش که چه کاری با آن انجام میدهند، و چه کاری با آنها انجام میشود، و در برابر آزارهای‏شان شکیبایی کن.

برخی فواید آیات:

• مشروعیت دعاکردن علیه کافرِ اصرارکننده بر کفر.

• نابود کردن تکذیب کنندگان و نجات دادن مؤمنان، سنتی الهی است.

• آسانسازی قرآن برای حفظ و یادآوری و پندگیری.

﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡۖ كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ٢٨ فَنَادَوۡاْ صَاحِبَهُمۡ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ٢٩ فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ٣٠ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ فَكَانُواْ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ٣١ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ٣٢ كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۢ بِٱلنُّذُرِ٣٣ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ حَاصِبًا إِلَّآ ءَالَ لُوطٖۖ نَّجَّيۡنَٰهُم بِسَحَرٖ٣٤ نِّعۡمَةٗ مِّنۡ عِندِنَاۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي مَن شَكَرَ٣٥ وَلَقَدۡ أَنذَرَهُم بَطۡشَتَنَا فَتَمَارَوۡاْ بِٱلنُّذُرِ٣٦ وَلَقَدۡ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيۡفِهِۦ فَطَمَسۡنَآ أَعۡيُنَهُمۡ فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ٣٧ وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ٣٨ فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ٣٩ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ٤٠ وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ٤١ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذۡنَٰهُمۡ أَخۡذَ عَزِيزٖ مُّقۡتَدِرٍ٤٢ أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوْلَٰٓئِكُمۡ أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ٤٣ أَمۡ يَقُولُونَ نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ٤٤ سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ٤٥ بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ٤٦ إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ٤٧ يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ ذُوقُواْ مَسَّ سَقَرَ٤٨ إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ٤٩ [القمر: ۲۸-۴۹]

(۲۸) و به آنها خبر بده که آب چاهشان میان آنها و این مادهشتر تقسیم شده است؛ روزی برای آن، و روزی برای آنها، در هر سهمی فقط صاحب آن در روزیکه برایش اختصاص داده شده است حضور مییابد.

(۲۹) پس رفیقشان را صدا زدند تا مادهشتر را بکشد، و او برای اجرای فرمان قومش شمشیر را کشید و آن را کُشت.

(۳۰) پس - ای اهالی مکه- بیندیشید که عذاب من برای آنها چگونه بود؟! و انذار من از عذاب آنها برای دیگران چگونه بود؟!

(۳۱) در حقیقت ما یک فریاد بر آنها فرستادیم که آنها را نابود کرد، بهناگاه مانند درخت خشکی شدند که چوپان برای گوسفندان خویش حصاری از آن میسازد.

(۳۲) و به تحقیق که قرآن را برای یادآور شدن و پند گرفتن آسان کردهایم. پس آیا کسی هست که از پندها و اندرزهای موجود در آن پند بگیرد؟!

(۳۳) قوم لوط آنچه را رسول‏شان لوط ÷ آنها را با آن اِنذار داد تکذیب کردند.

(۳۴) بهراستی ما بادی بر آنها فرستادیم که سنگها را بر آنها میافکند، جز خانوادۀ لوط ÷، که عذاب به آنها نرسید، و آنها را از آن نجات دادیم؛ چون قبل از وقوع عذاب آخر شب آنها را حرکت دادیم.

(۳۵) به احسانی از جانب خویش آنها را از عذاب نجات دادیم، مانند این پاداش که به لوط ÷ دادیم هرکس از الله در قبال نعمتهایش سپاسگزاری کند پاداش می‏دهیم.

(۳۶) و به تحقیق که لوط ÷ آنها را از عذاب ما ترساند اما در اِنذار او به جدال پرداختند، و او را تکذیب کردند.

(۳۷) و به تحقیق که قوم لوط به قصد انجام فاحشه از او خواستند که آنها را با مهمانانش تنها بگزارد، پس چشمان‏شان را پوشاندیم که آنها را ندیدند، و به آنها گفتیم: عذاب من، و نتیجۀ انذارم برای شما را بچشید.

(۳۸) و به تحقیق که صبحگاه، عذابی بیوقفه، قوط لوط را فرا گرفت تا اینکه وارد آخرت شدند و عذاب آخرت آنها را فرا گرفت.

(۳۹) و به آنها گفته شد: عذاب من را که آن را بر شما فرو فرستادم، و نتیجۀ انذار لوط ÷ برای شما را بچشید.

(۴۰) و به تحقیق که قرآن را برای یادآور شدن و پند گرفتن آسان کردهایم. پس آیا کسی هست که از پندها و اندرزهای موجود در آن پند بگیرد؟!

(۴۱) و به تحقیق که انذار ما بر زبان موسی ÷ و هارون ÷ به خاندان فرعون رسید.

(۴۲) حجتها و دلایلی را که از جانب ما برای‏شان آمد تکذیب کردند، پس آنها را به کیفر ذات شکست ناپذیر که هیچکس بر او چیره نمیشود، و ذات بسیار توانایی که از هیچ چیزی ناتوان نیست، آنها را در قبال اینکه این حجتها و دلایل را تکذیب کردند کیفر دادیم.

(۴۳) - ای اهالی مکه- آیا کافران شما از آن کافران مذکور برتر هستند: قوم نوح و عاد و ثمود و قوم لوط و فرعون و قومش؟! یا اَماننامهای از عذاب الله دارید که کتابهای آسمانی آن را آوردهاند؟!

(۴۴) بلکه آیا این کافران اهل مکه میگویند: ما جمعیتی هستیم که در برابر هرکس بخواهد آسیبی به ما برساند، و اتحاد ما را بر هم زَنَد به یکدیگر یاری میرسانیم؟!

(۴۵) به زودی جمع این کافران در هم خواهد شکست و در برابر مؤمنان پشت خواهند کرد، این امر در روز بدر رخ داد.

(۴۶) بلکه قیامت که آن را تکذیب میکنند همان موعدشان است که در آن عذاب میشوند، و قیامت بزرگتر و سختتر است از عذابی که روز بدر در دنیا با آن روبرو شدند.

(۴۷) بهراستیکه مجرمان به‏سبب کفر و گناهان در گمراهی از حق، و عذاب و رنج هستند.

(۴۸) روزیکه بر صورتهای‏شان در آتش کشیده میشوند، و از روی توبیخ به آنها گفته میشود: عذاب جهنم را بچشید.

(۴۹) بهراستیکه ما هر چیزی را در هستی به تقدیر ازلی، و براساس علم و ارادۀ خویش، و آنچه که آن را در لوح محفوظ نوشتهایم آفریدهایم.

برخی فواید آیات:

• عذاب، هم شخص انجام دهنده جرم را دربرمیگیرد و هم کسانی را که در آن به شخص انجام دهنده جرم یاری میرسانند.

• شکر الله بر نعمتهایش سبب نجات از عذاب است.

• خبردادن قرآن از شکست مشرکان در روز بدر قبل از وقوع آن از جمله اخبار غیبی است که بر راستگویی قرآن دلالت دارند.

• وجوب ایمان به قدر.

﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ٥٠ وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ٥١ وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ٥٢ وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ٥٣ إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ٥٤ فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ٥٥ [القمر: ۵۰-۵۵]

(۵۰) و فرمان ما وقتی چیزی را اراده کنیم نیست جز اینکه یک کلمه میگوییم و آن: کُن (باش) است، بهناگاه آنچه که میخواستیم در چشم بههم زدنی، به سرعت موجود میشود.

(۵۱) و به تحقیق که از امتهای گذشته امثال شما در کفر را نابود کردهایم. پس آیا پندگیرندهای هست که از این امر پند بگیرد و از کفرش دست بکشد؟!

(۵۲) و هر چیزیکه بندگان، آن را انجام دادهاند در کتابهایی حفاظتشده که هیچچیز از آنها را از قلم نمیاندازد نوشته شده است.

(۵۳) و تمام اعمال و اقوال کوچک و بزرگ؛ در نامههای اعمال، و در لوح محفوظ مکتوب است، و در قبال آن جزا داده خواهند شد.

(۵۴) بهراستی آنها که بهخاطر پروردگارشان با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش پرهیزکاری نمودهاند، در بهشتهایی که در آن از نعمتها و رفاه برخوردار میشوند، و در رودهایی جاری قرار دارند.

(۵۵) در مجلس راستینی که هیچ لغو و گناهی در آن نیست، نزد پادشاهی که مالک همهچیز است، و ذات توانایی که هیچ کاری او را ناتوان نمیسازد. پس، از نعمتهای جاویدانی که از جانب او به آنها میرسد مپرس.

سورة الرحمن (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ١ عَلَّمَ ٱلۡقُرۡءَانَ٢ خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ٣ عَلَّمَهُ ٱلۡبَيَانَ٤ ٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ بِحُسۡبَانٖ٥ وَٱلنَّجۡمُ وَٱلشَّجَرُ يَسۡجُدَانِ٦ وَٱلسَّمَآءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ ٱلۡمِيزَانَ٧ أَلَّا تَطۡغَوۡاْ فِي ٱلۡمِيزَانِ٨ وَأَقِيمُواْ ٱلۡوَزۡنَ بِٱلۡقِسۡطِ وَلَا تُخۡسِرُواْ ٱلۡمِيزَانَ٩ وَٱلۡأَرۡضَ وَضَعَهَا لِلۡأَنَامِ١٠ فِيهَا فَٰكِهَةٞ وَٱلنَّخۡلُ ذَاتُ ٱلۡأَكۡمَامِ١١ وَٱلۡحَبُّ ذُو ٱلۡعَصۡفِ وَٱلرَّيۡحَانُ١٢ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ١٣ خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن صَلۡصَٰلٖ كَٱلۡفَخَّارِ١٤ وَخَلَقَ ٱلۡجَآنَّ مِن مَّارِجٖ مِّن نَّارٖ١٥ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ١٦ رَبُّ ٱلۡمَشۡرِقَيۡنِ وَرَبُّ ٱلۡمَغۡرِبَيۡنِ١٧ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ١٨ [الرحمن: ۱-۱۸]

برخی مقاصد سوره:

اظهار نعمتهای آشکار و آثار رحمت نمایان او تعالی در دنیا و آخرت، برای تشویق به ایمان و برحذر داشتن از ناسپاسی.

تفسیر:

(۱) اللهِ رحمان (دارای رحمت گسترده).

(۲) قرآن را با ساده کردن حفظ آن، وآسانسازی فهم معانیاش به انسان آموخت.

(۳) و انسان را درستاندام، و با تصویری نیکو آفرید.

(۴) به او آموخت که چگونه آنچه را در ضمیر خویش دارد با گفتن و نوشتن بیان کند.

(۵) خورشید و ماه را اندازه کرد؛ که به حساب پایداری حرکت میکنند؛ تا مردم شمار سالها و حساب را بدانند.

(۶) و گیاهان بدون ساقه و درخت، برای الله سبحانه درحالیکه فرمانبر و تسلیم او هستند سجده میکنند.

(۷) و آسمان را سقفی برای زمین بر فراز آن بالا برد، و عدالت را در زمین استوار کرد، و بندگانش را به آن فرمان داد.

(۸) عدالت را استوار کرد تا - ای مردم- ستم روا ندارید و در وزن و پیمانه خیانت نکنید.

(۹) و وزن را میان یکدیگر به انصاف برپا دارید، و هرگاه برای دیگران پیمانه یا وزن میکنید از وزن و پیمانه نکاهید.

(۱۰) و زمین را برای آرام گرفتنِ مخلوقات بر روی آن آماده ساخت.

(۱۱) در آن درختانی است که میوهها ثمر میدهند، و نخلهای دارای غلافهای شکوفه که خرما در آن است.

(۱۲) و در آن دانههایی دارای کاه مانند گندم و جو، و گیاهانی که از بوی آن خود را خوشبو میکنید است.

(۱۳) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۱۴) آدم ÷ را از گِلی خشک که صدایی طنیندار مانند گِل پختهشده از آن شنیده میشود آفرید.

(۱۵) و پدر جنیان را از زبانۀ خالصی از دود آفرید.

(۱۶) پس- ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۱۷) پروردگار دو مشرق و دو مغرب خورشید در زمستان و تابستان.

(۱۸) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

برخی فواید آیات:

• نوشته شدن اعمال کوچک و بزرگ در نامههای اعمال.

• آغازکردن ذات رحمان به بیان نعمتهایش با (یادکردن از) قرآن، بر شرف قرآن و بزرگی منت بخشیدن او بر مردم با آن دلالت دارد.

• جایگاه عدالت در اسلام.

• نعمتهای الله شناخت و سپاسگزاری آنها را از ما میطلبد؛ نه تکذیب و ناسپاسی آنها را.

﴿مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ يَلۡتَقِيَانِ١٩ بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٞ لَّا يَبۡغِيَانِ٢٠ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٢١ يَخۡرُجُ مِنۡهُمَا ٱللُّؤۡلُؤُ وَٱلۡمَرۡجَانُ٢٢ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٢٣ وَلَهُ ٱلۡجَوَارِ ٱلۡمُنشَ‍َٔاتُ فِي ٱلۡبَحۡرِ كَٱلۡأَعۡلَٰمِ٢٤ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٢٥ كُلُّ مَنۡ عَلَيۡهَا فَانٖ٢٦ وَيَبۡقَىٰ وَجۡهُ رَبِّكَ ذُو ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ٢٧ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٢٨ يَسۡ‍َٔلُهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ٢٩ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٠ سَنَفۡرُغُ لَكُمۡ أَيُّهَ ٱلثَّقَلَانِ٣١ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٢ يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواْ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواْۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ٣٣ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٤ يُرۡسَلُ عَلَيۡكُمَا شُوَاظٞ مِّن نَّارٖ وَنُحَاسٞ فَلَا تَنتَصِرَانِ٣٥ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٦ فَإِذَا ٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتۡ وَرۡدَةٗ كَٱلدِّهَانِ٣٧ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٨ فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يُسۡ‍َٔلُ عَن ذَنۢبِهِۦٓ إِنسٞ وَلَا جَآنّٞ٣٩ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٤٠ يُعۡرَفُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ بِسِيمَٰهُمۡ فَيُؤۡخَذُ بِٱلنَّوَٰصِي وَٱلۡأَقۡدَامِ٤١ [الرحمن: ۱۹-۴۱]

(۱۹) الله دو دریای شور و شیرین را در هم آمیخت به گونهای که چشم آن را میبیند که به هم برخورد میکنند.

(۲۰) میان آن دو دریا مانعی است که هر یک از آن دو را بازمیدارد از اینکه بر دیگری طغیان کند تا دریای شیرین، شیرین بماند و دریای شور، شور بماند.

(۲۱) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۲۲) از هر دو دریا مرواریدهای بزرگ و کوچک استخراج میشود.

(۲۳) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۲۴) و تصرف در کشتیهایی متحرک همچون کوهها در دریاها فقط برای او سبحانه است.

(۲۵) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۲۶) تمام مخلوقاتی که بر روی زمین هستند بدون تردید نابود میشوند.

(۲۷) و - ای رسول- وجه پروردگار صاحب عظمتِ تو، و نیکوکار و بخشنده بر بندگانش، باقی میماند و هرگز فنایی به او نمیرسد.

(۲۸) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۲۹) تمام فرشتگانی که در آسمانها هستند، و تمام جنها و انسانهایی که در زمین هستند؛ نیازهای‏شان را از او میخواهند، او تعالی هر روز به یکی از کارهای بندگانش؛ از زندهکردن و میراندن و روزی و غیر آن میپردازد.

(۳۰) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۳۱) - ای گروه انس و جن- به زودی به حساب شما خواهیم پرداخت آنگاه هرکس را به پاداش یا کیفری که استحقاقش را دارد جزا میدهیم.

(۳۲) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۳۳) و در روز قیامت آنگاه که جنیان و انسانها گرد آورده شوند الله میفرماید: ای گروه جن و انس، اگر میتوانید گریزگاهی در یکی از نواحی آسمانها و زمین برای خودتان بیابید پس این کار را بکنید، در صورتیکه این کار را جز به زور و بَیّنهای، هرگز نخواهید توانست انجام دهید، و کجا این امکان برای‏تان وجود دارد؟

(۳۴) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۳۵) - ای گروه انس و جن- زبانهای از آتش بدون دود، و دودی بدون زبانه بر شما فرستاده میشود، و نمیتوانید از آن جلوگیری کنید.

(۳۶) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۳۷) پس آنگاه که آسمان برای نزول فرشتگان از آن بشکافد و رنگش در درخشندگی مانند روغن قرمز شود.

(۳۸) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۳۹) در آن روز بزرگ هیچ انسان و جنی از گناهان‏شان مورد سوال قرار نمیگیرد؛ چون الله به اعمال‏شان آگاهی دارد.

(۴۰) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۴۱) مجرمان در روز قیامت با نشانههای‏شان یعنی سیاهی چهرهها و کبودی چشمان‏شان شناخته میشوند، و موی جلوی سرشان به پاهای‏شان بسته میشود و به جهنم افکنده میشوند.

برخی فواید آیات:

• یکجاگردانیدن دریای شور و شیرین بدون اینکه با هم مخلوط شوند از مظاهر قدرت الله تعالی است.

• ثبوت فنا برای تمام مخلوقات، و بیان اینکه جاودانگی فقط برای الله است تشویقی برای بندگان بر دلبستگی به باقی - سبحانه- بدون غیر او است.

• اثبات صفت وجه برای الله به گونهای که سزاوار او سبحانه بدون تشبیه یا تمثیل است.

• گوناگون ساختن عذاب کافر.

﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٤٢ هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ٤٣ يَطُوفُونَ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَ حَمِيمٍ ءَانٖ٤٤ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٤٥ وَلِمَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِ٤٦ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٤٧ ذَوَاتَآ أَفۡنَانٖ٤٨ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٤٩ فِيهِمَا عَيۡنَانِ تَجۡرِيَانِ٥٠ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٥١ فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ٥٢ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٥٣ مُتَّكِ‍ِٔينَ عَلَىٰ فُرُشِۢ بَطَآئِنُهَا مِنۡ إِسۡتَبۡرَقٖۚ وَجَنَى ٱلۡجَنَّتَيۡنِ دَانٖ٥٤ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٥٥ فِيهِنَّ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ لَمۡ يَطۡمِثۡهُنَّ إِنسٞ قَبۡلَهُمۡ وَلَا جَآنّٞ٥٦ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٥٧ كَأَنَّهُنَّ ٱلۡيَاقُوتُ وَٱلۡمَرۡجَانُ٥٨ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٥٩ هَلۡ جَزَآءُ ٱلۡإِحۡسَٰنِ إِلَّا ٱلۡإِحۡسَٰنُ٦٠ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٦١ وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ٦٢ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٦٣ مُدۡهَآمَّتَانِ٦٤ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٦٥ فِيهِمَا عَيۡنَانِ نَضَّاخَتَانِ٦٦ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٦٧ فِيهِمَا فَٰكِهَةٞ وَنَخۡلٞ وَرُمَّانٞ٦٨ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٦٩ [الرحمن: ۴۲-۶۹]

(۴۲) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۴۳) و از روی توبیخ به آنها گفته میشود: این همان جهنمی است که مجرمان در دنیا آن را تکذیب میکردند که در برابر چشمان‏شان است و نمیتوانند آن را انکار کنند.

(۴۴) میان آن و میان آب بسیار داغ سرگردان هستند.

(۴۵) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۴۶) و برای کسیکه از ایستادن در برابر پروردگارش در آخرت بترسد و ایمان آوَرَد و عمل صالح انجام دهد، دو باغ است.

(۴۷) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۴۸) و این دو باغ، شاخههایی بزرگ و تر و تازه و ثَمَردهنده دارند.

(۴۹) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۵۰) در این دو باغ دو چشمه است که آب آنها در این دو باغ جاری است.

(۵۱) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۵۲) در این دو باغ از هر میوۀ لذیذی دو گونه است.

(۵۳) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۵۴) بر فرشهایی که آستری آنها از ابریشم کلفت است تکیه زدهاند، و ثمرها و میوههایی که از آن دو باغ به دست میآید چنان نزدیک است که ایستاده و نشسته و تکیهزده به آن دسترسی دارند.

(۵۵) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۵۶) در آن باغها زنانی هستند که فقط به شوهران‏شان چشم دوختهاند، و قبل از شوهران‏شان هیچ انسان و جنی دوشیزگی آنها را از بین نبرده است.

(۵۷) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۵۸) گویی در زیبایی و درخشندگی یاقوت و مرجان هستند.

(۵۹) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۶۰) جزای کسیکه به نیکی از پروردگارش فرمان‏برداری کند چیست جز اینکه الله پاداش نیکی به او دهد؟!

(۶۱) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۶۲) و غیر از دو باغ مذکور دو باغ دیگر است.

(۶۳) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۶۴) که رنگ سبزشان تشدید یافته است.

(۶۵) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۶۶) در این دو باغ دو چشمه هستند که آب زیادی فوران میکنند، و فوران آب‏شان قطع نمیشود.

(۶۷) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۶۸) در این دو باغ میوۀ فراوان و نخل بزرگ و انار است.

(۶۹) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

برخی فواید آیات:

• اهمیت ترس از الله و به یادآوردن بیم ایستادن در برابر او تعالی.

• مدح زنان بهشتی به پاکدامنی، بر فضیلت این صفت در زن دلالت دارد.

• جزا از جنس عمل است.

﴿فِيهِنَّ خَيۡرَٰتٌ حِسَانٞ٧٠ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٧١ حُورٞ مَّقۡصُورَٰتٞ فِي ٱلۡخِيَامِ٧٢ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٧٣ لَمۡ يَطۡمِثۡهُنَّ إِنسٞ قَبۡلَهُمۡ وَلَا جَآنّٞ٧٤ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٧٥ مُتَّكِ‍ِٔينَ عَلَىٰ رَفۡرَفٍ خُضۡرٖ وَعَبۡقَرِيٍّ حِسَانٖ٧٦ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٧٧ تَبَٰرَكَ ٱسۡمُ رَبِّكَ ذِي ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ٧٨ [الرحمن: ۷۰-۷۸]

(۷۰) در این دو باغ زنانی خوشاخلاق و زیبارو هستند.

(۷۱) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۷۲) حورانی پردهنشین در خیمهها برای حفاظت از آنها.

(۷۳) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۷۴) قبل از شوهران‏شان هیچ انسان و جنی به آنها نزدیک نشده است.

(۷۵) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۷۶) بر بالشهایی پوشیدهشده با روپوش سبز، و فرشهایی زیبا تکیه زدهاند.

(۷۷) پس - ای گروه جن و انس- کدامیک از نعمتهای فراوان الله بر خودتان را تکذیب میکنید؟!

(۷۸) بزرگ و زیاد است خیر نام پروردگارت که دارای شُکوه و احسان و بخشش بر بندگانش است.

سورة الواقعة (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿إِذَا وَقَعَتِ ٱلۡوَاقِعَةُ١ لَيۡسَ لِوَقۡعَتِهَا كَاذِبَةٌ٢ خَافِضَةٞ رَّافِعَةٌ٣ إِذَا رُجَّتِ ٱلۡأَرۡضُ رَجّٗا٤ وَبُسَّتِ ٱلۡجِبَالُ بَسّٗا٥ فَكَانَتۡ هَبَآءٗ مُّنۢبَثّٗا٦ وَكُنتُمۡ أَزۡوَٰجٗا ثَلَٰثَةٗ٧ فَأَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ٨ وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشۡ‍َٔمَةِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشۡ‍َٔمَةِ٩ وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلسَّٰبِقُونَ١٠ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلۡمُقَرَّبُونَ١١ فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ١٢ ثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأَوَّلِينَ١٣ وَقَلِيلٞ مِّنَ ٱلۡأٓخِرِينَ١٤ عَلَىٰ سُرُرٖ مَّوۡضُونَةٖ١٥ مُّتَّكِ‍ِٔينَ عَلَيۡهَا مُتَقَٰبِلِينَ١٦ [الواقعة: ۱-۱۶]

برخی مقاصد سوره:

ترساندن از روز قیامت، و تحقق وقوع آن، و گوناگونی مردم در آن روز و بیان جزای هر یک از آنها.

تفسیر:

(۱) آنگاه که قیامت بدون تردید برپا شود.

(۲) هیچکس یافت نشود که آن را تکذیب کند چنانکه در دنیا تکذیب میشد.

(۳) پایینآورندۀ کافران بدکار با وارد کردن آنها در جهنم، و بالابرندۀ مؤمنان پرهیزگار با وارد کردن آنها در بهشت است.

(۴) آنگاه که زمین با حرکت سختی لرزانده شود.

(۵) و کوهها به شدت متلاشی شوند.

(۶) و بر اثر متلاشی شدن به گرد و خاکی پراکنده که هیچ قراری ندارد تبدیل شوند.

(۷) و شما در آن روز سه گروه میشوید:

(۸) یاران دستراست، همان کسانیکه نامههای‏شان را با دست راست خویش می‏گیرند، چه جایگاه بالا و بزرگی دارند!

(۹) و یاران دستچپ، همان کسانیکه نامههای‏شان را با دست چپ خویش می‏گیرند، چه جایگاه پست و بدی دارند!

(۱۰) و پیشیگیرندگان با انجام کارهای نیک در دنیا همانها در آخرت پیشیگیرندگان برای ورود به بهشت هستند.

(۱۱) اینها همان مقربان نزد الله هستند.

(۱۲) در بهشتهایی پر نعمت، که از انواع نعمتها بهرهمند میشوند.

(۱۳) گروهی از این امت و از امتهای پیشین.

(۱۴) و اندکی از مردم آخرالزمان همانها پیشیگیرندگان مقرب هستند.

(۱۵) بر تختهایی بافتهشده از طلا.

(۱۶) درحالیکه رو در روی یکدیگر هستند، و هیچیک از آنها به پشت دیگری نگاه نمیکند، بر این تختها تکیه زده هستند.

برخی فواید آیات:

• یادآوری مستمر نعمتها و آیات الله موجب بزرگداشت الله و فرمان‏برداری نیکو از او تعالی است.

• پایان تکذیب کافران با مشاهدۀ مناظر قیامت.

• تفاوت درجات اهل بهشت براساس تفاوت اعمال‏شان.

﴿يَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ وِلۡدَٰنٞ مُّخَلَّدُونَ١٧ بِأَكۡوَابٖ وَأَبَارِيقَ وَكَأۡسٖ مِّن مَّعِينٖ١٨ لَّا يُصَدَّعُونَ عَنۡهَا وَلَا يُنزِفُونَ١٩ وَفَٰكِهَةٖ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ٢٠ وَلَحۡمِ طَيۡرٖ مِّمَّا يَشۡتَهُونَ٢١ وَحُورٌ عِينٞ٢٢ كَأَمۡثَٰلِ ٱللُّؤۡلُوِٕ ٱلۡمَكۡنُونِ٢٣ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢٤ لَا يَسۡمَعُونَ فِيهَا لَغۡوٗا وَلَا تَأۡثِيمًا٢٥ إِلَّا قِيلٗا سَلَٰمٗا سَلَٰمٗا٢٦ وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡيَمِينِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلۡيَمِينِ٢٧ فِي سِدۡرٖ مَّخۡضُودٖ٢٨ وَطَلۡحٖ مَّنضُودٖ٢٩ وَظِلّٖ مَّمۡدُودٖ٣٠ وَمَآءٖ مَّسۡكُوبٖ٣١ وَفَٰكِهَةٖ كَثِيرَةٖ٣٢ لَّا مَقۡطُوعَةٖ وَلَا مَمۡنُوعَةٖ٣٣ وَفُرُشٖ مَّرۡفُوعَةٍ٣٤ إِنَّآ أَنشَأۡنَٰهُنَّ إِنشَآءٗ٣٥ فَجَعَلۡنَٰهُنَّ أَبۡكَارًا٣٦ عُرُبًا أَتۡرَابٗا٣٧ لِّأَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ٣٨ ثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأَوَّلِينَ٣٩ وَثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأٓخِرِينَ٤٠ وَأَصۡحَٰبُ ٱلشِّمَالِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلشِّمَالِ٤١ فِي سَمُومٖ وَحَمِيمٖ٤٢ وَظِلّٖ مِّن يَحۡمُومٖ٤٣ لَّا بَارِدٖ وَلَا كَرِيمٍ٤٤ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَبۡلَ ذَٰلِكَ مُتۡرَفِينَ٤٥ وَكَانُواْ يُصِرُّونَ عَلَى ٱلۡحِنثِ ٱلۡعَظِيمِ٤٦ وَكَانُواْ يَقُولُونَ أَئِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ٤٧ أَوَ ءَابَآؤُنَا ٱلۡأَوَّلُونَ٤٨ قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَوَّلِينَ وَٱلۡأٓخِرِينَ٤٩ لَمَجۡمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَٰتِ يَوۡمٖ مَّعۡلُومٖ٥٠ [الواقعة: ۱۷-۵۰]

(۱۷) برای خدمت به آنها پسرانی که نه سالخورده میشوند و نه فنا میگردند گردشان میگردند.

(۱۸) پیالههایی بدون دسته، و کوزههایی دستهدار، و جامهایی از خمر جاری در بهشت که هرگز قطع نمیشود بر گردشان میچرخانند.

(۱۹) مانند خمر دنیا نیست، یعنی نوشندۀ آن نه دچار سردرد میشود، و نه عقلش تباه میگردد.

(۲۰) و میوههایی که اختیار کنند، این پسران بر گرد آنها میگردانند.

(۲۱) و گوشت پرنده از آنچه بخواهند پیرامون آنها میچرخانند.

(۲۲) و در بهشت زنانی گشادهچشم در زیبایی دارند.

(۲۳) گویی مانند مروارید محافظتشده در صدف هستند.

(۲۴) پاداشی برای آنها در قبال اعمال صالحی که در دنیا انجام میدادند است.

(۲۵) در بهشت نه سخن زشتی میشنوند، و نه سخنی که گناهی به صاحبش می‏رساند.

(۲۶) جز سلام فرشتگان بر آنها، و سلام بر یکدیگر را نمیشنوند.

(۲۷) و یاران دستراست، چه یاران دستراستی؟ چه جایگاه و شأن بالایی نزد الله دارند.

(۲۸) در درخت سدری که خارهایش بریده شده است، و هیچ آزاری در آن نیست.

(۲۹) و در درختان موز انبوهی که در کنار یکدیگر به ردیف چیده شدهاند.

(۳۰) و سایۀ کشیدهشده و پایداری که پایان نمییابد.

(۳۱) و آب روانی که نمیایستد.

(۳۲) و میوههای فراوانی که قابل شمارش نیست.

(۳۳) هرگز از آنها قطع نمیشود، یعنی موسم (فصل خاصی) ندارند، و در هر وقت که آنها را بخواهند هیچ مانعی جلوی آن را نمیگیرد.

(۳۴) و فرشهایی برافراشته و بزرگ که بر روی تختها قرار میگیرند.

(۳۵) بهراستیکه ما حوران مذکور را به روشی غیر عادی پدید آوردیم.

(۳۶) و آنها را دوشیزگانی که از قبل لمس نشدهاند گردانیدیم.

(۳۷) شوهردوست، و هم سن و سال.

(۳۸) آنها را برای یاران دستراست پدید آوردیم کسانیکه دستراست بودن، نشانۀ خوشبختی‏شان به شمار میرود.

(۳۹) آنها گروهی از امتهای پیامبران پیشین.

(۴۰) و گروهی از امت محمد ج یعنی آخرین امت هستند.

(۴۱) و یاران دستچپ، چه یاران دستچپی؟ چه حال و مقصد بدی دارند.

(۴۲) در میان بادهایی بسیار سوزان، و آبی بسیار داغ.

(۴۳) و در سایۀ دود سیاهی.

(۴۴) که نه نسیم خوشی دارد، و نه منظر نیکویی.

(۴۵) بهراستیکه آنها قبل از اینکه به عذاب برسند در دنیا از نعمت و رفاه برخوردار بودند، و هیچ غم و اندوهی جز شهوات‏شان نداشتند.

(۴۶) و بر کفر به الله و عبادت نمادها به جای او تعالی مصمم بودند.

(۴۷) و رستاخیز را انکار میکردند و از روی استهزا و بعید دانستن آن میگفتند: آیا پس از اینکه مُردیم و خاک و استخوانهایی پوسیده شدیم برانگیخته میشویم؟!

(۴۸) آیا پدران نخستین ما که قبل از ما مردهاند برانگیخته میشوند؟!

(۴۹) - ای رسول- به این منکران رستاخیز بگو: بهراستیکه مردم نخستین و متأخّر.

(۵۰) به‏طور قطع برای حسابرسی و جزا در روز قیامت گرد آورده خواهند شد.

برخی فواید آیات:

• عمل صالح یکی از اسباب دستیابی به نعمتها در آخرت است.

• رفاه و متنعمشدن، از اسباب وقوع در گناهان است.

• خطر اصرار بر گناه.

﴿ثُمَّ إِنَّكُمۡ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ ٱلۡمُكَذِّبُونَ٥١ لَأٓكِلُونَ مِن شَجَرٖ مِّن زَقُّومٖ٥٢ فَمَالِ‍ُٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ٥٣ فَشَٰرِبُونَ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡحَمِيمِ٥٤ فَشَٰرِبُونَ شُرۡبَ ٱلۡهِيمِ٥٥ هَٰذَا نُزُلُهُمۡ يَوۡمَ ٱلدِّينِ٥٦ نَحۡنُ خَلَقۡنَٰكُمۡ فَلَوۡلَا تُصَدِّقُونَ٥٧ أَفَرَءَيۡتُم مَّا تُمۡنُونَ٥٨ ءَأَنتُمۡ تَخۡلُقُونَهُۥٓ أَمۡ نَحۡنُ ٱلۡخَٰلِقُونَ٥٩ نَحۡنُ قَدَّرۡنَا بَيۡنَكُمُ ٱلۡمَوۡتَ وَمَا نَحۡنُ بِمَسۡبُوقِينَ٦٠ عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ أَمۡثَٰلَكُمۡ وَنُنشِئَكُمۡ فِي مَا لَا تَعۡلَمُونَ٦١ وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُولَىٰ فَلَوۡلَا تَذَكَّرُونَ٦٢ أَفَرَءَيۡتُم مَّا تَحۡرُثُونَ٦٣ ءَأَنتُمۡ تَزۡرَعُونَهُۥٓ أَمۡ نَحۡنُ ٱلزَّٰرِعُونَ٦٤ لَوۡ نَشَآءُ لَجَعَلۡنَٰهُ حُطَٰمٗا فَظَلۡتُمۡ تَفَكَّهُونَ٦٥ إِنَّا لَمُغۡرَمُونَ٦٦ بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ٦٧ أَفَرَءَيۡتُمُ ٱلۡمَآءَ ٱلَّذِي تَشۡرَبُونَ٦٨ ءَأَنتُمۡ أَنزَلۡتُمُوهُ مِنَ ٱلۡمُزۡنِ أَمۡ نَحۡنُ ٱلۡمُنزِلُونَ٦٩ لَوۡ نَشَآءُ جَعَلۡنَٰهُ أُجَاجٗا فَلَوۡلَا تَشۡكُرُونَ٧٠ أَفَرَءَيۡتُمُ ٱلنَّارَ ٱلَّتِي تُورُونَ٧١ ءَأَنتُمۡ أَنشَأۡتُمۡ شَجَرَتَهَآ أَمۡ نَحۡنُ ٱلۡمُنشِ‍ُٔونَ٧٢ نَحۡنُ جَعَلۡنَٰهَا تَذۡكِرَةٗ وَمَتَٰعٗا لِّلۡمُقۡوِينَ٧٣ فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ٧٤ ۞فَلَآ أُقۡسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ٧٥ وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٞ لَّوۡ تَعۡلَمُونَ عَظِيمٌ٧٦ [الواقعة: ۵۱-۷۶]

(۵۱) آنگاه بهراستیکه شما - ای تکذیب کنندگان رستاخیز، و گمراهان از راه راست-.

(۵۲) به‏طور قطع در روز قیامت از میوۀ درخت زقوم، که بدترین و پلیدترین میوه است خواهید خورد.

(۵۳) و شکمهای خالی‏تان را از آن درخت تلخ پر خواهید کرد.

(۵۴) و بر روی آن از آب بسیار سوزان خواهید نوشید.

(۵۵) و همانند نوشیدن آب زیاد شتر به‏سبب بیماری هُیام زیاد از آن مینوشید.

(۵۶) این طعام تلخ و آب سوزان همان پذیرایی آنها است که در روز جزا با آن مورد استقبال قرار میگیرند.

(۵۷) - ای تکذیب کنندگان- ما شما را از نیستی آفریدیم. پس آیا تصدیق نمیکنید که ما شما را پس از مرگ‏تان زنده مبعوث خواهیم کرد؟!

(۵۸) پس آیا - ای مردم- منیای را که در رحمهای زنان‏تان میافکنید دیدهاید؟!

(۵۹) آیا شما آن منی را میآفرینید، یا ما هستیم که آن را میآفرینیم؟!

(۶۰) ما هستیم که مرگ را میان شما مقدر کردهایم، یعنی برای هر یک از شما اجلی است که نه بر آن جلو و نه از آن به تاخیر میافتند، و ما ناتوان نیستیم.

(۶۱) بر اینکه آفرینش و تصویری که بر آن هستید و آن را شناختهاید تغییر دهیم، و شما را در آفرینش و تصویری که نمیشناسید پدید آوریم.

(۶۲) و در حقیقت دانستهاید که بار اول چگونه شما را آفریدیم، پس آیا پند نمیگیرید، و نمیدانید که ذاتیکه شما را برای بار اول آفرید بر برانگیختن شما پس از مرگ‏تان توانا است؟!

(۶۳) پس آیا بذری را که در زمین میافشانید دیدهاید؟!

(۶۴) آیا شما هستید که آن بذر را میرویانید، یا ما هستیم که آن را میرویانیم؟!

(۶۵) اگر بخواهیم آن کِشت را خشکیده و متلاشیشده قرار دهیم به‏طور قطع آن را پس از اینکه به پختگی و رسیدن نزدیک شد خشک و متلاشی میکنیم، آنگاه از آنچه به آن رسیده است شگفتزده میشوید.

(۶۶) میگویید: بهراستیکه ما با زیان خسارت آنچه هزینه کردیم زیان دیدهایم.

(۶۷) بلکه ما از رزق و روزی محروم هستیم.

(۶۸) آیا آبی را که وقتی تشنه میشنوید از آن مینوشید ندیدهاید؟!

(۶۹) آیا شما آن را از ابر در آسمان فرو فرستادید، یا ما هستیم که آن را نازل کردیم؟!

(۷۰) اگر بخواهیم این آب را بسیار شور قرار دهیم که هرگز قابل آشامیدن و آبیاری نباشد به‏طور قطع آن را بسیار شور میگردانیم. پس چرا از الله به خاطر نزول آب شیرین از روی رحمتی به شما سپاسگزاری نمیکنید.

(۷۱) آیا آتشی که آن را برای منافع خویش برمیافروزید دیدهاید؟!

(۷۲) آیا شما هستید که درختی که از آن آتش افروخته میشود را پدید آوردهاید، یا ما هستیم که آن را از روی مهربانی به شما پدید آوردهایم؟!

(۷۳) ما این آتش را یادآوری برای‏تان قرار دادیم که آتش آخرت را به یاد شما میآورد، و آن را منفعتی برای مسافران شما قرار دادیم.

(۷۴) پس - ای رسول- پروردگار عظیم خویش را از آنچه که سزاوارش نیست منزه بدان.

(۷۵) الله به مکانها و محلهای فرودآمدن ستارگان سوگند یاد فرمود.

(۷۶) و بهراستیکه سوگند به این محلهای فرودآمدن - اگر بزرگیاش را بدانید- بزرگ است؛ چون نشانهها و پندهایی غیر قابل شمارش دارد.

برخی فواید آیات:

• دلالت آشکار آفرینش نخستین بر سهولت رستاخیز.

• نزول باران و رویاندن گیاهان زمین و آتش که مردم از آنها نفع میبرند سپاسگزاری از الله توسط مردم را ایجاب میکند؛ زیرا الله هر وقت بخواهد بر گرفتن آنها توانا است.

• اعتقاد به اینکه ستارگان اثری در نزول باران دارند، کفر و یکی از عادتهای جاهلیت است.

﴿إِنَّهُۥ لَقُرۡءَانٞ كَرِيمٞ٧٧ فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ٧٨ لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ٧٩ تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٨٠ أَفَبِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَنتُم مُّدۡهِنُونَ٨١ وَتَجۡعَلُونَ رِزۡقَكُمۡ أَنَّكُمۡ تُكَذِّبُونَ٨٢ فَلَوۡلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلۡحُلۡقُومَ٨٣ وَأَنتُمۡ حِينَئِذٖ تَنظُرُونَ٨٤ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنكُمۡ وَلَٰكِن لَّا تُبۡصِرُونَ٨٥ فَلَوۡلَآ إِن كُنتُمۡ غَيۡرَ مَدِينِينَ٨٦ تَرۡجِعُونَهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٨٧ فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ٨٨ فَرَوۡحٞ وَرَيۡحَانٞ وَجَنَّتُ نَعِيمٖ٨٩ وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ٩٠ فَسَلَٰمٞ لَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ٩١ وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ٩٢ فَنُزُلٞ مِّنۡ حَمِيمٖ٩٣ وَتَصۡلِيَةُ جَحِيمٍ٩٤ إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ حَقُّ ٱلۡيَقِينِ٩٥ فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ٩٦ [الواقعة: ۷۷-۹۶]

(۷۷) - ای مردم- بهراستیکه قرآن خواندهشده بر شما، به‏سبب منافع بزرگی که در آن وجود دارد قرآنی کریم است.

(۷۸) در کتابی حفاظتشده از چشمان مردم، یعنی لوح محفوظ قرار دارد.

(۷۹) که جز فرشتگان پاکیزه از گناهان و عیوب به آن دسترسی ندارند.

(۸۰) از جانب پروردگار مخلوقات بر پیامبرش محمد ج نازل شده است.

(۸۱) پس - ای مشرکان- آیا شما این سخن را تکذیب کرده و تصدیق نمیکنید؟!

(۸۲) و آیا به جای اینکه در قبال نعمتهایی که الله به شما ارزانی داشته از او تعالی سپاسگزاری کنید این سخن را تکذیب میکنید، و باران را به تقابل ستارگان نسبت میدهید، و میگویید: به‏سبب طلوع یا غروب فلان ستاره بر ما باران بارید؟!

پس از بیان برخی دلایل رستاخیز خواست که با اشاره به ناتوانی آنها از دفع مرگ بر قدرت خویش به بازگرداندن متوجه سازد، یعنی کسیکه میمیراند بر زندهکردن نیز توانا است.

(۸۳) پس چرا آنگاه که روح به گلوگاه میرسد،

(۸۴) و شما در آن وقت به شخصی که جانش در برابر شما کنده میشود مینگرید،

(۸۵) و ما با علم و قدرت و فرشتگان خویش از شما به مُردۀ شما نزدیکتر هستیم، اما شما این فرشتگان را مشاهده نمیکنید.

(۸۶) پس چرا - اگر چنانکه ادعا میکنید، برای مجازات در برابر اعمال‏تان مبعوث نمیشوید-

(۸۷) این روح را که از مُردۀ شما خارج میشود برنمیگردانید اگر راست میگویید؟! و قادر بر این کار نیستید.

(۸۸) اما اگر مُرده از پیشیگیرندگان به نیکیها باشد،

(۸۹) راحتیای که پس از آن رنجی نیست، و روزیای پاکیزه، و رحمت، و بهشتی که در آن به آنچه که نفسش میخواهد برخوردار میشود خواهد داشت.

(۹۰) (۹۱) و اما اگر مُرده از یاران دستراستی باشد، غم و اندوهی بر آنها نیست، زیرا سلامتی و امنیت برای‏شان است.

(۹۲) و اما اگر مُرده از تکذیب کنندگانِ آنچه رسول ج آورد و از گمراهان از راه راست باشد.

(۹۳) پذیرایی او که با آن مورد استقبال قرار میگیرد آبی بسیار سوزان است.

(۹۴) و با آتش جهنم میسوزد.

(۹۵) - ای رسول- بهراستی این موضوع که آن را برایت حکایت کردیم همان حقیقت یقینی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد.

(۹۶) پس نام پروردگار بزرگت را منزه بدان، و او را از کاستیها پاک شمار.

سورة الحدید (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ١ لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ٢ هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ٣ [الحديد: ۱-۳]

برخی مقاصد سوره:

بناکردن نیروی ایمانی و مادی برانگیزنده بر دعوت و جهاد، و خالصکردن نفوس از بازدارندههای آن؛ به همین منظور ذکر انفاق و ایمان در سوره تکرار شده است.

تفسیر:

(۱) تمام مخلوقات الله در آسمانها و زمین او تعالی را به پاکی و قداست میستایند، و او ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تقدیر خویش بسیار دانا است.

(۲) فرمانروایی آسمانها و زمین فقط از آنِ او است، هرکس را که بخواهد زنده کند زنده میگرداند، و هرکس را که بخواهد بمیراند میمیراند، و او تعالی بر هر چیزی توانا است، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۳) او اولی است که هیچچیز پیش از او نبوده است، و آخری است که هیچچیز پس از او نیست، و او ظاهری است که هیچچیز فوق او نیست، و باطنی است که هیچچیز پایینتر از او نیست، و او تعالی از هر چیزی آگاه است، و هیچچیز از دستش نمیرود.

برخی فواید آیات:

• شدت سختیهای مرگ و ناتوانی انسان از دفع آنها.

• اصل این است که انسانها فرشتگان را نمیبینند مگر اینکه الله به حکمتی این امر را اراده کند.

• اسمهای الله (اول، آخر، ظاهر، باطن) بزرگداشت الله و مراقبت او تعالی در اعمال ظاهری و باطنی را میطلبد.

﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَاۖ وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ٤ لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ٥ يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِۚ وَهُوَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٦ ءَامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَأَنفِقُواْ مِمَّا جَعَلَكُم مُّسۡتَخۡلَفِينَ فِيهِۖ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَأَنفَقُواْ لَهُمۡ أَجۡرٞ كَبِيرٞ٧ وَمَا لَكُمۡ لَا تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ لِتُؤۡمِنُواْ بِرَبِّكُمۡ وَقَدۡ أَخَذَ مِيثَٰقَكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٨ هُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦٓ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ لِّيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ بِكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ٩ وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تُنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَعۡظَمُ دَرَجَةٗ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُواْ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواْۚ وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ١٠ مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا فَيُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥ وَلَهُۥٓ أَجۡرٞ كَرِيمٞ١١ [الحديد: ۴-۱۱]

(۴) او ذاتی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید که در روز یکشنبه آغاز کرد، و در روز جمعه به پایان رساند، درحالیکه بر آفرینش آنها در کمتر از چشم بههم زدنی توانا است، سپس او سبحانه بالا رفت و آنگونه که سزاوارش است بر عرش ارتفاع گرفت. از باران و بذر و غیر آن دو که وارد زمین میشود، و از گیاهان و معادن و غیر آن دو که از زمین خارج میشود و از باران و وحی و غیر آن دو که از آسمان فرود میآید، و از فرشتگان و اعمال و ارواح بندگان که در آسمان بالا میرود آگاه است. و - ای مردم- هر کجا که باشید با علم خویش همراه شما است. هیچچیز از شما بر او پوشیده نمیماند، و الله به آنچه انجام میدهید آگاه است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۵) فرمانروایی آسمانها و زمین فقط از آنِ او است، و کارها فقط به‏سوی او تعالی بازگردانیده میشود، و مخلوقات در روز قیامت مورد حسابرسی قرار میگیرند، و در برابر اعمال‏شان جزا داده میشوند.

(۶) شب را در روز وارد میکند آنگاه تاریکی میآید، و مردم میخوابند، و روز را در شب وارد میکند آنگاه روشنایی میآید، و مردم به‏سوی کارهای‏شان روانه میشوند، و او تعالی از آنچه در سینههای بندگانش وجود دارد آگاه است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.

(۷) به الله، و به رسولش ایمان آورید، و از مالی که الله شما را در آن جانشین قرار داده است که براساس آنچه برای‏تان تشریع کرده است در آن تصرف کنید انفاق کنید؛ زیرا کسانی از میان شما که به الله ایمان آورده باشند، و اموال‏شان را در راه الله هزینه کرده باشند، نزد او تعالی پاداش بزرگی دارند که همان بهشت است.

(۸) و چه چیزی شما را از ایمان به الله بازمیدارد؟! درحالیکه رسول شما را به‏سوی الله فرامیخوانَد تا به پروردگارتان سبحانه ایمان آورید، و الله هنگامیکه شما را از پشت پدران‏تان درآورد از شما پیمان گرفته است که به او ایمان آورید، اگر مؤمن هستید.

(۹) او همان ذاتی است که آیاتی روشن بر بندهاش محمد ج فرو میفرستد؛ تا شما را از تاریکیهای کفر و جهل به‏سوی نور ایمان و علم درآورد، و بهراستیکه الله نسبت به شما بسیار مهربان و بخشنده است که پیامبری هدایتگر و مژدهدهنده به‏سوی شما فرستاد.

(۱۰) و چه چیزی شما را از انفاق در راه الله بازمیدارد؟! درحالیکه میراث آسمانها و زمین از آنِ الله است، - ای مؤمنان- از میان شما کسیکه مالش را در راه الله در پی رضایت او قبل از فتح مکه هزینه کرد، و برای یاری اسلام با کافران جنگید، یکسان نیست با کسیکه بعد از فتح هزینه کرد و با کافران جنگید؛ این انفاقکنندگانِ قبل از فتح و جهادکنندگانِ در راه الله، منزلتی بزرگتر و درجۀ بالاتری نزد الله دارند از کسانیکه بعد از فتح مکه اموال‏شان را در راه او تعالی انفاق کردند و با کافران جنگیدند؛ و الله به هر دو گروه بهشت را وعده داده است، و الله به آنچه انجام میدهید بسیار دانا است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۱۱) کیست که مالش را با رضایت قلبی برای وجه الله هزینه کند، تا الله پاداش مالش را که انفاق کرده است دوچندان به او بدهد، و در روز قیامت پاداشی گرامی، یعنی بهشت برایش باشد؟!

برخی فواید آیات:

• مال از آنِ الله است، و انسان در آن جانشین قرار داده شده است.

• تفاوت درجات مؤمنان براساس پیشیگرفتن به ایمان و اعمال نیک.

• انفاق در راه الله یکی از اسباب برکت و رشد مال است.

﴿يَوۡمَ تَرَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَسۡعَىٰ نُورُهُم بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِمۖ بُشۡرَىٰكُمُ ٱلۡيَوۡمَ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ١٢ يَوۡمَ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱنظُرُونَا نَقۡتَبِسۡ مِن نُّورِكُمۡ قِيلَ ٱرۡجِعُواْ وَرَآءَكُمۡ فَٱلۡتَمِسُواْ نُورٗاۖ فَضُرِبَ بَيۡنَهُم بِسُورٖ لَّهُۥ بَابُۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحۡمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلۡعَذَابُ١٣ يُنَادُونَهُمۡ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡۖ قَالُواْ بَلَىٰ وَلَٰكِنَّكُمۡ فَتَنتُمۡ أَنفُسَكُمۡ وَتَرَبَّصۡتُمۡ وَٱرۡتَبۡتُمۡ وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡأَمَانِيُّ حَتَّىٰ جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ١٤ فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُؤۡخَذُ مِنكُمۡ فِدۡيَةٞ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ مَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُۖ هِيَ مَوۡلَىٰكُمۡۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ١٥ ۞أَلَمۡ يَأۡنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَن تَخۡشَعَ قُلُوبُهُمۡ لِذِكۡرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلۡحَقِّ وَلَا يَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلُ فَطَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَمَدُ فَقَسَتۡ قُلُوبُهُمۡۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ١٦ ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۚ قَدۡ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ١٧ إِنَّ ٱلۡمُصَّدِّقِينَ وَٱلۡمُصَّدِّقَٰتِ وَأَقۡرَضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا يُضَٰعَفُ لَهُمۡ وَلَهُمۡ أَجۡرٞ كَرِيمٞ١٨ [الحديد: ۱۲-۱۸]

(۱۲) روزیکه مردان و زنان مؤمن را میبینی که نورشان از جلو و سمت راست‏شان پیش میرود، و در آن روز به آنها گفته میشود: امروز مژده باد به شما بهشتهایی که نهرها از زیر کاخها و درختان‏شان جاری است که برای همیشه در آن میمانید. این پاداش همان رستگاری بزرگ است که هیچ رستگاریای با آن برابری نمیکند.

الله پس از بیان حال مؤمنان در روز قیامت، به ذکر حال منافقان پرداخت و فرمود:

(۱۳) روزیکه مردان و زنان منافق به کسانیکه ایمان آوردهاند میگویند: به ما مهلت دهید تا مقداری از نور شما که ما را بر گذشتن از صراط یاری میرساند استفاده کنیم، و برای تمسخر منافقان به آنها گفته میشود: به پشت سرتان بازگردید، و نوری که با آن روشنایی میگیرید بخواهید، آنگاه میان آنها دیواری زده میشود، و آن دیوار دری دارد، که در آنکه به سمت مؤمنان، رحمت است، و در بیرون آنکه به سمت منافقان است عذاب قرار دارد.

(۱۴) منافقان اینگونه به مؤمنان ندا میزنند: آیا بر اسلام و طاعت همراه شما نبودیم؟! مسلمانان به آنها میگویند: آری، شما با ما بودید، اما خویشتن را با نفاق به فتنه انداختید و آن را نابود کردید، و منتظر مؤمنان بودید تا شکست خورند آنگاه کفرتان را آشکار کنید، و در یاری الله برای مؤمنان، و در رستاخیزِ پس از مرگ تردید کردید، و آرزوهای دروغین شما را فریفت تا در حالی مرگ به سراغتان آمد که بر آن بودید، و شیطان شما را دربارۀ الله فریب داد.

(۱۵) پس - ای منافقان- امروز فدیهای به عوض عذاب الله از شما گرفته نمیشود، و و از کسانیکه آشکارا به الله کفر ورزیدند نیز فدیهای گرفته نمیشود، و مقصد شما و مقصد کافران جهنم است، که آن برای‏تان سزاوارتر، و شما به آن سزاوارتر هستید، و مقصد بدی است.

(۱۶) آیا برای کسانیکه به الله و رسولش ایمان آوردهاند زمان آن نرسیده است که دلهای‏شان به یاد الله سبحانه، و وعد و وعیدهایی که از قرآن نازل شده است نرم و آرام گردد، و در سختی دلها مانند یهودیانی که تورات به آنها داده شد، و مسیحیانی که انجیل به آنها داده شد نباشند، که مدت زمان میان آنها ومیان بعثت پیامبران‏شان طولانی شد و به این سبب دلهای‏شان سخت گردید، و بسیاری از آنها از طاعت الله به‏سوی نافرمانی او تعالی خارج هستند؟!

(۱۷) بدانید که الله زمین را با رویاندن گیاهان آن پس از اینکه خشک بود زنده میگرداند، - ای مردم- به تحقیق که دلایل و براهین قدرت و وحدانیت الله را برای‏تان روشن کردهایم تا در آنها بیندیشید؛ و بدانید ذاتیکه زمین را پس از مرگش زنده گرداند بر برانگیختن شما پس از مرگ‏تان توانا است، و نیز بر نرم کردن دلهای‏تان پس از سخت بودنش توانا است.

(۱۸) بهراستیکه مردان و زنان صدقهدهندۀ بخشی از اموال‏شان، همان کسانیکه بخشی از اموال‏شان را با رضایت قلبی و بدون هیچ منت و آزاری انفاق میکنند، بر پاداش اعمال‏شان افزوده میشود: یک نیکی به ده برابر آن تا هفتصد برابر آن حتی تا چندین برابر آن؛ و افزون بر آن، پاداشی گرامی نزد الله دارند که همان بهشت است.

برخی فواید آیات:

• منت نهادن الله بر مؤمنان با عطا کردن نوری به آنها که در جلو و سمت راست‏شان پیش میرود.

• گناهان و نفاق سببی برای تاریکی و نابودی در روز قیامت است.

• منتظر ماندن برای فرصتی که بر مؤمنان آسیب وارد شود و تردید در رستاخیز، و فریفته شدن به آرزوها، و گول خوردن از شیطان: از صفات منافقان است.

• خطر غفلت؛ که منجر به سخت شدن دل میشود.

﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَۖ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمۡ لَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ وَنُورُهُمۡۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ١٩ ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا لَعِبٞ وَلَهۡوٞ وَزِينَةٞ وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِۖ كَمَثَلِ غَيۡثٍ أَعۡجَبَ ٱلۡكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرّٗا ثُمَّ يَكُونُ حُطَٰمٗاۖ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٞ شَدِيدٞ وَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٞۚ وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ٢٠ سَابِقُوٓاْ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ٢١ مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مِّن قَبۡلِ أَن نَّبۡرَأَهَآۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ٢٢ لِّكَيۡلَا تَأۡسَوۡاْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا تَفۡرَحُواْ بِمَآ ءَاتَىٰكُمۡۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ٢٣ ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِۗ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ٢٤ [الحديد: ۱۹-۲۴]

(۱۹) و کسانیکه به الله و رسولانش بدون گذاشتن تفاوت میان آنها ایمان آوردهاند، اینها همان راستان و گواهان نزد پروردگارشان هستند که پاداش گرامیِ آمادهشده، و نوری را که در مقابل و سمت راست‏شان در روز قیامت پیش میرود دارند، و کسانیکه به الله و رسولانش کفر ورزیدهاند، و آیات نازلشدۀ ما بر رسولانمان را تکذیب کردهاند، اینها ساکنان جهنم هستند، که در روز قیامت در آن وارد میشوند و برای همیشه در آن میمانند، و از آن درآورده نمیشوند.

(۲۰) بدانید که زندگی دنیا در واقع بازیای است که بدنها در آن بازی میکنند، وسرگرمیای است که دلها با آن سرگرم میشوند، و زیوری است که با آن آراستگی میگیرید، و میان شما فخرفروشیای است با اموال و کالاهایی که در آن است، و نازیدنی است به اموال و فرزندان زیاد؛ مانند بارانی که گیاهش کشاورزان را به شگفت آورد، سپس طولی نکشد که این گیاه سبز و خرم، خشک گردد، و - ای بیننده- آن را پس از سرسبز بودنش زرد میبینی، سپس الله آن را قطعات ریز و درهمشکستهای قرار میدهد، و در آخرت عذاب سختی برای کافران و منافقان است، و برای بندگان مؤمن الله آمرزش گناهان و رضایتی از جانب او تعالی است. و زندگی دنیا جز کالایی نابودشدنی که هیچ ثباتی ندارد نیست. پس هرکس متاع نابودشدنی دنیا را بر نعمتهای آخرت ترجیح دهد به تحقیق که زیاندیده و فریبخورده است.

(۲۱) - ای مردم- بر انجام اعمال صالح مانند توبه و سایر عبادتهایی که با آنها به آمرزش گناهان‏تان میرسید از یکدیگر پیشی بگیرید، تا از این طریق به بهشتی برسید که پهنایش مانند پهنای آسمان و زمین است. الله این بهشت را برای کسانیکه به او و رسولانش ایمان آوردهاند آماده ساخته است. این پاداش، بخشش الله است که آن را برای هر یک از بندگانش بخواهد عطا میکند، و الله سبحانه دارای بخششی بزرگ بر بندگان مؤمن خویش است.

(۲۲) هیچ مصیبتی در زمین چه خشکسالی و غیر آن به مردم نمیرسد، و هیچ مصیبتی در خودشان به آنها نمیرسد مگر قبل از اینکه مخلوقات را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت شده است. بهراستیکه این کار بر الله آسان است.

(۲۳) و - ای مردم- این امر به آن سبب است که بر آنچه از دست دادهاید اندوهگین نشوید، و به نعمتهایی که به شما عطا کرده است بیش از حد شاد نگردید. بهراستیکه الله هیچ متکبری را که با آنچه الله به او عطا کرده است بر مردم فخرفروشی میکند دوست ندارد.

(۲۴) کسانیکه در آنچه انفاق آن برای‏شان واجب است بخل میورزند، و دیگران را به بخل امر میکنند زیاندیده هستند، و هرکس از طاعت الله روی بگرداند هرگز به الله زیان نخواهد رساند و فقط به خودش زیان میرساند؛ زیرا الله همان ذات بینیازی است که به طاعت بندگانش نیازی ندارد، و در هر حالی ستودهشده است.

برخی فواید آیات:

• زهد در دنیا و تمایلاتی که در آن است، و ترغیب به آخرت و نعمتهای جاویدانی که در آن است بر پیمودن راه راست کمک میکنند.

• وجوب ایمان به تقدیر.

• یکی از فواید ایمان به تقدیر، غمنخوردن بر آن دسته از بهره دنیا است که از دست برود.

• بخل و امر به آن، دو خصلت ناپسند است که در مؤمنان وجود ندارد.

﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِۖ وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ٢٥ وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحٗا وَإِبۡرَٰهِيمَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَۖ فَمِنۡهُم مُّهۡتَدٖۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ٢٦ ثُمَّ قَفَّيۡنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيۡنَا بِعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَۖ وَجَعَلۡنَا فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأۡفَةٗ وَرَحۡمَةٗۚ وَرَهۡبَانِيَّةً ٱبۡتَدَعُوهَا مَا كَتَبۡنَٰهَا عَلَيۡهِمۡ إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ رِضۡوَٰنِ ٱللَّهِ فَمَا رَعَوۡهَا حَقَّ رِعَايَتِهَاۖ فَ‍َٔاتَيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنۡهُمۡ أَجۡرَهُمۡۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ٢٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَءَامِنُواْ بِرَسُولِهِۦ يُؤۡتِكُمۡ كِفۡلَيۡنِ مِن رَّحۡمَتِهِۦ وَيَجۡعَل لَّكُمۡ نُورٗا تَمۡشُونَ بِهِۦ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٢٨ لِّئَلَّا يَعۡلَمَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ أَلَّا يَقۡدِرُونَ عَلَىٰ شَيۡءٖ مِّن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱلۡفَضۡلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ٢٩ [الحديد: ۲۵-۲۹]

(۲۵) به تحقیق که رسولانمان را با حجتهای آشکار و براهین روشن فرستادیم، و همراه آنها کتابها نازل کردیم، و میزان را فرو فرستادیم، تا مردم انصاف را برپا دارند، و آهن را که نیرویی سخت دارد نازل کردیم، که از آن سلاح ساخته میشود، و منافعی برای مردم در پیشهها و حرفههای‏شان دارد، و الله برای بندگانش معلوم بدارد چه کسی از بندگانش در نهان او را یاری میرساند. بهراستیکه الله ذات نیرومند و شکست ناپذیری است که هیچچیز او را مغلوب نمیکند، و از هیچچیز ناتوان نیست.

(۲۶) و به تحقیق که نوح ÷ و ابراهیم ÷ را فرستادیم، و در میان فرزندان آن دو نبوت، و کتابهای نازلشده را قرار دادیم. برخی از فرزندان آن دو به راه راست هدایتیافته، و توفیقیافته هستند، و بسیاری از آنها از طاعت الله خارج گشتند.

(۲۷) سپس به دنبال آنها رسولانمان را پیاپی به‏سوی امتهای‏شان فرستادیم، و در پی آنها عیسی ÷ پسر مریم را فرستادیم و انجیل را به او عطا کردیم، و در دلهای کسانیکه به او ایمان آوردند، و از او پیروی کردند رأفت و مهربانی قرار دادیم، که یکدیگر را دوست داشتند و به یکدیگر مهربانی میکردند، و غلو در دین‏شان را ابداع کردند، و برخی نکاحها و خوشیهایی را که الله برای‏شان حلال کرده بود رها کردند، درحالیکه ما هرگز این کار را از آنها نخواستیم، و خودشان با نوآوری در دین خویش خود را به آن ملزم کردند، و ما فقط پیروی خشنودی الله را خواستیم اما انجام ندادند، آنگاه پاداش کسانی از آنها را که ایمان آوردند عطا کردیم، و بسیاری از آنها با تکذیب آنچه رسولالله محمد ج نزدشان آورد از طاعت الله خارج هستند.

(۲۸) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، از الله با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهیاش بترسید، و به رسولش ایمان آورید، تا دو سهم از پاداش و مزد بر ایمان‏تان به محمد ج، و ایمان‏تان به رسولان پیشین را به شما عطا کند، و نوری برای‏تان قرار دهد که در زندگی دنیا به آن راه یابید، و در روز قیامت بر روی صراط از آن روشنایی بگیرید، و گناهان‏تان را برای‏تان بیامرزد که آنها را بپوشاند و شما را در قبال آنها مواخذه نکند، و الله سبحانه نسبت به بندگانش بسیار آمرزنده و مهربان است.

(۲۹) و - ای مؤمنان- در حقیقت بخشش بزرگ خویش را به پاداش مضاعفی که برای شما آماده کردهایم به شما بیان کردیم؛ تا اهل کتاب پیشین چه یهودیان و چه مسیحیان بدانند که آنها بر ذرهای از بخشش الله توانا نیستند بهگونهای که آن را برای هرکس میخواهند اجازه دهند، و از هرکس میخواهند منع کنند، و تا بدانند که تمام بخششها فقط به دست الله سبحانه است که آن را برای هر یک از بندگانش بخواهد عطا میکند، و الله دارای بخشش بزرگی است که آن را برای هر یک از بندگانش بخواهد اختصاص میدهد.

برخی فواید آیات:

• حق ناگزیر به قدرتی نیاز دارد که آن را حمایت و منتشر کند.

• بیان جایگاه عدالت در شرایع آسمانی.

• پیوند نَسَبی با مؤمنان و صالحان ذرهای انسان را تا زمانیکه خودش مؤمن نباشد بینیاز نمیسازد.

• بیان تحریم نوآوری در دین.

سورة المجادلة (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ١ ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّٰٓـِٔي وَلَدۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَيَقُولُونَ مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٞ٢ وَٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواْ فَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ مِّن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّاۚ ذَٰلِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ٣ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ شَهۡرَيۡنِ مُتَتَابِعَيۡنِ مِن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّاۖ فَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗاۚ ذَٰلِكَ لِتُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۚ وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِۗ وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ٤ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ كُبِتُواْ كَمَا كُبِتَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ وَقَدۡ أَنزَلۡنَآ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖۚ وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٞ مُّهِينٞ٥ يَوۡمَ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ جَمِيعٗا فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاْۚ أَحۡصَىٰهُ ٱللَّهُ وَنَسُوهُۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ٦ [المجادلة: ۱-۶]

برخی مقاصد سوره:

اظهار علم فراگیرِ الله و احاطۀ کامل او، برای به یادآوردن الله تا از او ترسیده شود و از مخالفت با او تعالی پرهیز گردد.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- به تحقیق که الله سخن آن زن (یعنی خَوله بنت ثَعلَبه) را که در مورد شوهرش (یعنی اَوس بن صامت) که او را ظِهار کرد، و از آنچه شوهرش در مورد او انجام داده بود به الله شکایت میکرد شنید، و الله گفتگوی کلامی شما را میشنود، و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند. بهراستیکه الله نسبت به سخنان بندگانش شنوا، و نسبت به افعال‏شان بینا است، و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند.

(۲) کسانیکه زنان‏شان را ظِهار میکنند؛ اینگونه که یکی از آنها به همسرش میگوید: تو بر من چون پشت مادرم هست، در این سخن‏شان دروغ گفتهاند؛ زیرا همسران آنها مادران‏شان نیستند، بلکه مادران‏شان فقط کسانی هستند که آنها را زادهاند، و با گفتن این سخن، به‏طور قطع سخن بسیار زشت، و دروغی گفتهاند، و به یقین که الله بسیار بخشنده و آمرزنده است، که برای رهایی آنها از گناه، کفاره را برای‏شان تشریع کرده است.

(۳) و کسانیکه این سخن بسیار زشت را میگویند، سپس خواهان جماع با زنانی که آنها را ظِهار کردهاند هستند، باید قبل از اینکه با آنها جماع کنند برای کفاره، بردهای را آزاد کنند. این حکم مذکور که به آن فرمان داده میشوید برای بازداشتن شما از ظِهار است، و الله نسبت به آنچه انجام میدهید بسیار دانا است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند.

(۴) و اگر کسی از شما بردهای نیافت تا آن را آزاد کند باید پیش از اینکه با همسرش که او را ظِهار کرده است جماع کند دو ماه متوالی روزه بگیرد، و هرکس توانایی دو ماه روزه گرفتن پیاپی ندارد باید شصت مسکین را طعام دهد. این حکم که برای‏تان صادر کردیم برای این است تا ایمان آورید به اینکه الله به آن امر کرده است، و امرش را اجرا کنید، و این احکام که برای‏تان تشریع کردیم حدود الله است که برای بندگانش مشخص کرده است پس از آنها نگذرید، و برای کافران به احکام الله و حدودش که آنها را مشخص کرده است عذابی دردناک است.

(۵) در حقیقت کسانیکه با الله و رسولش دشمنی میکنند خوار و ذلیل خواهند شد چنانکه کسانی از امتهای پیشین که با او دشمنی کردند خوار و ذلیل شدند، و به تحقیق که آیات روشن را نازل کردهایم، و برای کافران به الله و رسولانش و آیات او عذابی خوارکننده است.

(۶) روزیکه الله همگی‏شان را برمیانگیزد و هیچیک از آنها را بر جای نمیگذارد، و آنها را از اعمال زشتی که در دنیا انجام دادهاند آگاه میکند، الله اعمال‏شان را بر آنها برخواهد شمرد، پس ذرهای از اعمال‏شان بر الله پوشیده نمیماند. درحالیکه خودشان آن را فراموش کردهاند ولی آن را نوشتهشده در نامههای اعمال‏شان که هیچ کوچک و بزرگی را رها نکرده مگر آن را برشمرده است مییابند، و الله از هر چیزی آگاهی دارد و ذرهای از اعمال‏شان بر او تعالی پوشیده نمیماند.

برخی فواید آیات:

• مهربانی الله به بندگان مستضعف خویش که دعای‏شان را اجابت میکند و به آنها یاری میرساند.

• یکی از مظاهر رحمت الله به بندگانش این است که کفارۀ ظِهار را براساس استطاعت، گوناگون ساخت تا بنده از تنگنا درآید.

• در پایان آیات ظهار، کافران را ذکر فرمود؛ تا اشارهای باشد به اینکه ظهار عمل کافران است، از این رو مناسب بود که برخی احوال کافران بیاید.

﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواْۖ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ٧ أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نُهُواْ عَنِ ٱلنَّجۡوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُواْ عَنۡهُ وَيَتَنَٰجَوۡنَ بِٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِ وَمَعۡصِيَتِ ٱلرَّسُولِۖ وَإِذَا جَآءُوكَ حَيَّوۡكَ بِمَا لَمۡ يُحَيِّكَ بِهِ ٱللَّهُ وَيَقُولُونَ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ لَوۡلَا يُعَذِّبُنَا ٱللَّهُ بِمَا نَقُولُۚ حَسۡبُهُمۡ جَهَنَّمُ يَصۡلَوۡنَهَاۖ فَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا تَنَٰجَيۡتُمۡ فَلَا تَتَنَٰجَوۡاْ بِٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِ وَمَعۡصِيَتِ ٱلرَّسُولِ وَتَنَٰجَوۡاْ بِٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِيٓ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٩ إِنَّمَا ٱلنَّجۡوَىٰ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ لِيَحۡزُنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَيۡسَ بِضَآرِّهِمۡ شَيۡ‍ًٔا إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١٠ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قِيلَ لَكُمۡ تَفَسَّحُواْ فِي ٱلۡمَجَٰلِسِ فَٱفۡسَحُواْ يَفۡسَحِ ٱللَّهُ لَكُمۡۖ وَإِذَا قِيلَ ٱنشُزُواْ فَٱنشُزُواْ يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ١١ [المجادلة: ۷-۱۱]

(۷) - ای رسول- آیا ندیدهای که الله از آنچه در آسمانها و زمین است آگاهی دارد، و ذرهای از آنچه در این دو وجود دارد بر او پوشیده نمیماند. هیچ سخن محرمانهای میان سه نفر نیست مگر اینکه الله سبحانه با علم خویش چهارمیِ آنها است، و هیچ سخن محرمانهای میان پنج نفر نیست مگر او سبحانه به علم خویش ششمینِ آنها است. نه کمتر از این عدد و نه بیشتر از آن نیست مگر اینکه با علم خویش با آنها است هرجا که باشند، و ذرهای از سخن‏شان بر او پوشیده میماند، و در روز قیامت آنها را از آنچه انجام دادهاند باخبر میسازد، بهراستیکه الله از هر چیزی دانا است، و هیچچیز بر او پوشیده نمیماند.

(۸) - ای رسول- آیا ندیدی یهودیانی را که وقتی مؤمنی را میدیدند با یکدیگر نجوا میکردند، که الله آنها را از نجوا نهی فرمود، اما به نجوایی که الله آنها را نهی کرد بازمیگردند، و به کاری که در آن گناه است مانند غیبتکردن از مؤمنان، و به کاری که در آن تجاوز بر مؤمنان است، و به کاری که در آن از رسول ج نافرمانی میشود، میان یکدیگر نجوا میکنند. و - ای رسول- هرگاه نزد تو میآیند به سلامی که الله با آن روش به تو سلام نگفته به تو سلام میدهند؛ یعنی میگویند: السَّام علیک که مرگ را قصد میکنند، و برای تکذیب پیامبر ج میگویند: چرا الله به آنچه میگوییم ما را عذاب نمیکند. اگر در این ادعایش که پیامبری است راستگو بود به‏طور قطع الله به آنچه در مورد او میگوییم ما را عذاب میکرد! برای کیفر آنچه در مورد او گفتند جهنم برای‏شان کافی است، که از گرمایش رنج میبرند، پس مقصد بسیار بدی دارند.

(۹) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، به سخنانی که متضمن گناه یا تجاوز یا نافرمانی از رسول ج است با یکدیگر نجوا نکنید تا مانند یهودیان نباشید. و در آنچه طاعت الله و بازداشتن از نافرمانی او تعالی در آن است با یکدیگر نجوا کنید، و از الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او بترسید، زیرا در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی او گرد آورده میشوید.

(۱۰) جز این نیست که نجوای- مشتمل بر گناه و عدوان و نافرمانی از رسول ج- یکی از روشهای تزیین و وسوسهانگیزی شیطان برای دوستانش است؛ تا بر مؤمنان این اندوه را وارد کند که علیه آنها توطئه میکنند، اما نه شیطان و نه تزیین او ذرهای به مؤمنان زیان نمیرساند مگر به مشیت و ارادۀ الله؛ و مؤمنان باید در تمام امورشان بر الله توکل کند.

الله پس از بیان ادب در گفتار، ادب در مجالس را ذکر کرد و فرمود:

(۱۱) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، هرگاه به شما گفته شود: در مجالس جا باز کنید این کار را انجام دهید، تا الله در زندگی دنیای شما و در آخرت برای‏تان گشایش دهد. و هرگاه به شما گفته شود: از برخی جاها برخیزید تا اهل فضل در آنجا بنشینند این کار را انجام دهید، که الله سبحانه کسانی از شما را که ایمان آوردهاند و کسانیکه علم به آنها عطا شده است را به درجات بزرگی بالا میبرد، و الله به آنچه انجام میدهید بسیار دانا است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

• با وجود اینکه الله به ذات خوش از مخلوقاتش بالاتر و برتر است؛ به علم خویش از آنها آگاه نیز هست و هیچ چیزی بر او پوشیده نمیماند.

• چون بسیاری از مردم با سخنانِ درگوشی مرتکب گناه میشوند الله به مؤمنان فرمان میدهد که نجوای‏شان به نیکی و تقوی باشد.

• یکی از آداب مجالس فراخ و گسترده کردن آن برای دیگران است.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا نَٰجَيۡتُمُ ٱلرَّسُولَ فَقَدِّمُواْ بَيۡنَ يَدَيۡ نَجۡوَىٰكُمۡ صَدَقَةٗۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ لَّكُمۡ وَأَطۡهَرُۚ فَإِن لَّمۡ تَجِدُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ١٢ ءَأَشۡفَقۡتُمۡ أَن تُقَدِّمُواْ بَيۡنَ يَدَيۡ نَجۡوَىٰكُمۡ صَدَقَٰتٖۚ فَإِذۡ لَمۡ تَفۡعَلُواْ وَتَابَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ فَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۚ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٣ ۞أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ تَوَلَّوۡاْ قَوۡمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مَّا هُم مِّنكُمۡ وَلَا مِنۡهُمۡ وَيَحۡلِفُونَ عَلَى ٱلۡكَذِبِ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ١٤ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدًاۖ إِنَّهُمۡ سَآءَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٥ ٱتَّخَذُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ فَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ١٦ لَّن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ًٔاۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ١٧ يَوۡمَ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ جَمِيعٗا فَيَحۡلِفُونَ لَهُۥ كَمَا يَحۡلِفُونَ لَكُمۡ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُمۡ عَلَىٰ شَيۡءٍۚ أَلَآ إِنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡكَٰذِبُونَ١٨ ٱسۡتَحۡوَذَ عَلَيۡهِمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَأَنسَىٰهُمۡ ذِكۡرَ ٱللَّهِۚ أُوْلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱلشَّيۡطَٰنِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ١٩ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡأَذَلِّينَ٢٠ كَتَبَ ٱللَّهُ لَأَغۡلِبَنَّ أَنَا۠ وَرُسُلِيٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ٢١ [المجادلة: ۱۲-۲۱]

(۱۲) چون صحابه بسیار با پیامبر نجوا و رازگویی کردند، الله فرمود: ای کسانیکه ایمان آوردهاید هرگاه خواستید در گوشی با رسول سخن بگویید قبل از سخن گفتنِ در گوشی خویش صدقهای پیش کنید، این تقدیم صدقه برای‏تان بهتر و پاکیزهتر است؛ چون شامل طاعت الله که دلهای‏تان را تزکیه میکند است، اما اگر چیزی نیافتید که آن را صدقه بدهید در سخن گفتن در گوشی با او گناهی بر شما نیست؛ زیرا الله نسبت به گناهان بندگانش بسیار آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است که آنها را به خارج از توان‏شان مکلف نمیکند.

(۱۳) آیا از فقر به‏سبب تقدیم صدقه آنگاه که با رسول ج در گوشی صحبت کنید ترسیدید؟! پس چون این کار را که الله به شما فرمان داد انجام ندادید، و بر شما بخشید که در ترک آن به شما اجازه داد پس نماز را به کاملترین وجه برپا دارید، و زکات اموال‏تان را بدهید، و از الله و رسولش فرمان‏برداری کنید، و الله به آنچه انجام میدهید بسیار دانا است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۱۴) - ای رسول- آیا ندیدی منافقانی را که یهودیان را که الله به‏سبب کفر و گناهان‏شان بر آنها خشم گرفت به دوستی گرفتهاند. این منافقان نه از مؤمنان و نه از یهودیان هستند؛ بلکه سرگشته و حیران هستند و نه با اینها هستند و نه با آنها؛ و سوگند یاد میکنند که مسلمان هستند و اخبار مسلمانان را به یهودیان انتقال نمیدهند، درحالیکه به دروغ سوگند یاد میکنند.

(۱۵) الله عذابی سخت در آخرت برای‏شان آماده ساخته است، چون آنها را در پایینترین طبقۀ جهنم وارد میکند، بهراستیکه آنها در دنیا اعمال کفر بسیار زشتی را انجام میدادند.

(۱۶) قسمهای‏شان را که با آنها سوگند یاد میکردند سپری در برابر قتل به‏سبب کفر قرار دادند، وقتی با آنها اسلام را آشکار کردند تا از خونها و اموال‏شان محافظت کنند، و با سست کردن و مایوس کردن مسلمانان، مردم را از حق بازداشتند. پس عذابی خوارکننده برای‏شان است که آنها را خوار و زبون میگرداند.

(۱۷) نه اموال‏شان و نه فرزندان‏شان آنها را ذرهای از الله بینیاز نخواهد ساخت. آنها ساکنان جهنم هستند که واردش میشوند و برای همیشه در آن میمانند و عذاب از آنها قطع نمیشود.

(۱۸) روزیکه الله همگی آنها را برمیانگیزد و هیچ یک از آنها را رها نمیکند مگر او را برای جزا برمیانگیزد. آنگاه به الله سوگند یاد میکنند که بر کفر و نفاق نبودهاند، و واقعا مؤمن بودهاند و آنچه الله را راضی میسازد انجام میدادند. - ای مؤمنان- همانگونه که در دنیا برای شما سوگند یاد میکردند که مسلمان هستند در آخرت برای او تعالی سوگند یاد میکنند، و گمان میکنند که با این سوگندهایی که برای الله یاد میکنند بر چیزی از آنچه که برای‏شان نفع جلب میکند یا آسیب از آنها برطرف میسازد هستند. بدانید که آنها همان دروغگویان واقعی در سوگندهای‏شان در دنیا، و سوگندهای‏شان در آخرت هستند.

(۱۹) شیطان بر آنها چیره شده و با وسوسۀ خویش ذکر الله را از یادشان برده است، پس آنچه الله را راضی میسازد انجام نمیدهند، و فقط آنچه او تعالی را خشمگین میسازد مرتکب میشوند. اینها که صفات مذکور را دارند همان لشکریان و پیروان ابلیس هستند. بدانید که لشکریان و پیروان ابلیس همان زیاندیدگان در دنیا و آخرت هستند؛ چون هدایت را به گمراهی و بهشت را به جهنم فروختهاند.

(۲۰) بهراستی کسانیکه با الله و رسولش دشمنی میکنند در زمرۀ کسانی از امتهای کافر هستند که الله آنها را در دنیا و آخرت ذلیل و خوار کرده است.

(۲۱) الله در علم ازلی خویش حکم کرده که به‏طور قطع من و رسولانم با حجت و نیرو بر دشمنانمان پیروز خواهیم شد. بهراستیکه الله بر یاری رسولانش توانا است، و ذات شکست ناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد.

برخی فواید آیات:

• لطف الله به پیامبرش ج؛ که به صحابهاش ادب آموخت تا او را با نجوای زیاد به مشقت نیندازند.

• دوستی با یهودیان خصلت منافقان است.

• خسران کافران و چیرگی مؤمنان سنتی الهی است که گاهی به تاخیر میافتد، اما خلاف نمیرود.

﴿لَّا تَجِدُ قَوۡمٗا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ يُوَآدُّونَ مَنۡ حَآدَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَوۡ كَانُوٓاْ ءَابَآءَهُمۡ أَوۡ أَبۡنَآءَهُمۡ أَوۡ إِخۡوَٰنَهُمۡ أَوۡ عَشِيرَتَهُمۡۚ أُوْلَٰٓئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلۡإِيمَٰنَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٖ مِّنۡهُۖ وَيُدۡخِلُهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ رَضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُۚ أُوْلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱللَّهِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٢٢ [المجادلة: ۲۲]

(۲۲) - ای رسول- هیچ گروهی را نمییابی که هم به الله و روز آخرت ایمان داشته باشند و هم کسانی را که با الله و رسولش دشمنی کردهاند دوست بدارند و به دوستی بگیرند. هر چند این دشمنانِ الله و رسولش، پدرانشان، یا پسرانشان، یا برادرانشان، یا افراد قبیلهای که به آن تعلق دارند باشند؛ زیرا ایمان از دوستی با دشمنان الله و رسولش بازمیدارد، و نیز رابطۀ ایمانی از تمام روابط بالاتر است، و هنگام تعارض بر سایر روابط مقدم میشود. اینها که با دشمنان الله و رسولش دوستی نمیکنند - هر چند نزدیکان‏شان باشند- همان کسانی هستند که الله ایمان را در دلهای‏شان ثابت گردانیده است؛ پس تغییر نمیکند، و آنها را به برهان و نوری از جانب خویش تقویت کرده است، و در روز قیامت آنها را وارد بهشتهایی میکند که رودها از زیر کاخها و درختانش جاری است و برای همیشه در آن میمانند، و نعمتهایش نه از آنها قطع میشود و نه خودشان در آنجا از بین میروند. الله به گونهای از آنها راضی شده است که دیگر هرگز بر آنها خشم نمیگیرد، و آنها نیز به‏سبب نعمتهای جاویدانی که الله برای‏شان عطا کرده است، از او تعالی راضی شدهاند؛ که از جمله این نعمتها، رؤیت الله سبحانه است. آنها که صفات مذکور را دارند، لشکریان الله هستند که آنچه را به آن فرمان داده اجرا میکنند، و از آنچه از آن نهی فرموده دست میکشند. بدانید که لشکریان الله به‏سبب اینکه در دنیا و آخرت به خواستۀ خویش میرسند و از آنچه میترسند نجات مییابند همان رستگاران هستند.

سورة الحَشر (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ١ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ مِن دِيَٰرِهِمۡ لِأَوَّلِ ٱلۡحَشۡرِۚ مَا ظَنَنتُمۡ أَن يَخۡرُجُواْۖ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمۡ حُصُونُهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَأَتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِنۡ حَيۡثُ لَمۡ يَحۡتَسِبُواْۖ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعۡبَۚ يُخۡرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيۡدِيهِمۡ وَأَيۡدِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فَٱعۡتَبِرُواْ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ٢ وَلَوۡلَآ أَن كَتَبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡجَلَآءَ لَعَذَّبَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابُ ٱلنَّارِ٣ [الحشر: ۱-۳]

برخی مقاصد سوره:

اظهار قدرت و نیرومندی الله در خوارکردن یهودیان و منافقان، و اظهار پراکندگی آنها؛ و در مقابل، اظهار دوستی و بههمپیوستگی مؤمنان.

تفسیر:

(۱) تمام مخلوقاتی که در آسمانها و زمین هستند الله را از آنچه سزاوار او نیست بزرگ و پاک برمیشمارند، و او ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمی‏گردد، و در آفرینش و تشریع و تقدیرش بسیار دانا است.

(۲) او همان ذاتی است که بنینضیر را که به الله کفر ورزیدند، و رسولش محمد ج را تکذیب کردند، پس از اینکه عهدشان را شکستند و همراه مشرکان علیه رسول ج شدند، در نخستین اخراج آنها از مدینه به‏سوی شام از خانههای‏شان در مدینه بیرون راند. بنینضیر از یهودیان صاحب تورات بودند؛ آنها را به‏سوی سرزمین شام بیرون راند. - ای مؤمنان- به‏سبب نیرومندی و قدرتی که داشتند شما گمان نمیکردید که از خانههای‏شان رانده شوند، و خودشان نیز گمان کردند که دژهای‏شان که آنها را بلند ساخته بودند آنها را در برابر عذاب و کیفر الله محافظت میکند، اما عذاب الله از جاییکه آمدنش را نمیسنجیدند آنها را فرا گرفت آنگاه که برای پیکار با آنها و بیرون راندن آنها از خانههای‏شان به رسولش فرمان داد، و الله ترس شدیدی در دلهای‏شان افکند، که به دست خویش خانههای‏شان را از داخل تخریب میکردند تا مسلمانان از آنها بهرهمند نشوند، و مسلمانان خانههای‏شان را از بیرون تخریب می‏کردند. پس ای خردمندان از آنچه به‏سبب کفرشان به آنها رسید پند بگیرید، تا مانند آنها نباشید، که در این صورت جزا و کیفری که با آن مجازات شدند شما را نیز فرا خواهد گرفت.

(۳) و اگر الله بیرون راندن از خانههای‏شان را برای آنها ننوشته بود، به‏طور قطع با قتل و اسارت آنها را در دنیا عذاب میکرد، چنانکه در مورد برادران‏شان، بنیقریظه این کار را کرد، و در آخرت عذاب جهنم در انتظارشان است و برای همیشه در آن می‏مانند.

برخی فواید آیات:

• محبتی که نمیگذارد مسلمان از دین کافر بیزاری بجوید و آن را ناپسند بداند، حرام است. اما محبت فطری، مانند محبت مسلمان به خویشاوند کافر خویش جایز است.

• رابطۀ ایمانی مستحکمترین روابط میان مؤمنان است.

• گاهی پیروان باطل برتری مییابند تا جاییکه گمان میشود هرگز شکست نخواهند خورد، آنگاه شکست‏شان از جایی که انتظار نمیبرند فرامیرسد.

• از جمله تقدیر الله در مردم، دفع مصیبتها با وقوع مصیبتهای کوچکتر است.

﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ شَآقُّواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۖ وَمَن يُشَآقِّ ٱللَّهَ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٤ مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِينَ٥ وَمَآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ مِنۡهُمۡ فَمَآ أَوۡجَفۡتُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ خَيۡلٖ وَلَا رِكَابٖ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُۥ عَلَىٰ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٦ مَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡقُرَىٰ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ كَيۡ لَا يَكُونَ دُولَةَۢ بَيۡنَ ٱلۡأَغۡنِيَآءِ مِنكُمۡۚ وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمۡ عَنۡهُ فَٱنتَهُواْۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٧ لِلۡفُقَرَآءِ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ ٱلَّذِينَ أُخۡرِجُواْ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَأَمۡوَٰلِهِمۡ يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗا وَيَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ٨ وَٱلَّذِينَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِيمَٰنَ مِن قَبۡلِهِمۡ يُحِبُّونَ مَنۡ هَاجَرَ إِلَيۡهِمۡ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمۡ حَاجَةٗ مِّمَّآ أُوتُواْ وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞۚ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٩ [الحشر: ۴-۹]

(۴) این عذاب که آنها را فراگرفت به این سبب بود که با کفر و شکستن پیمانها با الله و رسولش دشمنی کردند، و هرکس با الله دشمنی کند بهراستیکه الله سختکیفر است، و کیفر سخت خویش را به او خواهد رساند.

(۵) - ای گروه مؤمنان- آنچه از درختان خرما بریدید تا دشمنان الله در غزوۀ بنینضیر به خشم آیند یا آنها را ایستاده بر تنههای‏شان رها کردید تا از آنها بهرهمند شوید، به فرمان الله بود، و چنانکه ادعا کردند نوعی فساد در زمین نبود، و برای این بود تا الله یهودیان خارجشده از طاعت خویش را که پیمان شکستند، و فریبکاری را بر وفاداری ترجیح دادند خوار گرداند.

(۶) و شما در جستجوی اموال بنینضیر که الله آنها را به رسولش بازگرداند هیچ اسب و شتر سواریای نتاختید، و هیچ مشقتی در آن به شما نرسید، اما الله رسولانش را بر هرکس بخواهد مسلط میگرداند، و رسولش را بر بنینضیر بهگونهای مسلط کرد که بدون پیکار خانههای‏شان را فتح کرد، و الله بر هر چیزی توانا است، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۷) آنچه الله از اموال ساکنان این آبادیها بدون پیکار به رسولش ارزانی داشت از آنِ الله است، که آن را برای هرکس بخواهد قرار میدهد، و ملکیت آن برای رسول ج، و خویشاوندان او از بنیهاشم و بنیالمطلب است؛ این مورد جایگزینی است برای آنها به جای صدقهای که از آن محروم شدهاند، و از آنِ ایتام و فقرا، و مسافری که توشهاش را تمام کرده است؛ تا مال، فقط میان ثروتمندان دست به دست نشود و فقیران از آن محروم نگردند، و - ای مؤمنان- هر اندازه از اموال فیء که رسول ج به شما داد بگیرید، و از آنچه شما را از آن بازداشت دست بکشید، و از الله با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهی او بترسید، که الله سختکیفر است پس از کیفرش بترسید.

(۸) و بخشی از این مال برای فقیران مهاجر در راه الله هزینه میشود همان کسانیکه بر ترک اموال و فرزندان‏شان مجبور شدند، و به لطف الله بر خودشان به رزق و روزی در دنیا، و رضایت در آخرت امید دارند، و الله و رسولش را با یاری در راه الله یاری میرسانند. اینها که صفات مذکور را دارند همان ثابتقدمان واقعی در ایمان هستند.

الله پس از ذکر و ستایش مهاجران، انصار را نیز ذکر کرد و ستود:

(۹) و انصار که پیش از مهاجران در مدینه جای گرفتند، و ایمان به الله و رسولش را برگزیدند، و هرکس را که از مکه به‏سوی آنها مهاجرت کرده دوست دارند، و آنگاه که چیزی از فیء به مهاجران داده شود و به آنها داده نشود در سینههای‏شان هیچ خشم و حسادتی بر مهاجرانِ در راه الله نمییابند، و در بهره دنیوی مهاجران را بر خودشان مقدم میدارند، هر چند خودشان فقیر و نیازمند باشند، و هرکس الله او را از زیادهخواهی نفسش بر مال حفظ کرد و او مال را در راه او تعالی هزینه کرد، این افراد با رسیدن به آنچه که به آن امید دارند، و نجات از آنچه از آن میترسند همان رستگاران هستند.

برخی فواید آیات:

• انجام آنچه گمان میرود مفسده است برای تحقق مصلحت بزرگتر، فساد در روی زمین به شمار نمیرود.

• از محاسن اسلام مراعات نیازمند به مال است، که فیء را برای آنها هزینه می‏کند نه برای ثروتمندان که اموال خود آنها برای‏شان کفایت میکند.

• ایثار یکی از صفات نیک و والای اسلامی است که به بهترین وجه در انصار آشکار شد.

﴿وَٱلَّذِينَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّكَ رَءُوفٞ رَّحِيمٌ١٠ ۞أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نَافَقُواْ يَقُولُونَ لِإِخۡوَٰنِهِمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ لَئِنۡ أُخۡرِجۡتُمۡ لَنَخۡرُجَنَّ مَعَكُمۡ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمۡ أَحَدًا أَبَدٗا وَإِن قُوتِلۡتُمۡ لَنَنصُرَنَّكُمۡ وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ١١ لَئِنۡ أُخۡرِجُواْ لَا يَخۡرُجُونَ مَعَهُمۡ وَلَئِن قُوتِلُواْ لَا يَنصُرُونَهُمۡ وَلَئِن نَّصَرُوهُمۡ لَيُوَلُّنَّ ٱلۡأَدۡبَٰرَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ١٢ لَأَنتُمۡ أَشَدُّ رَهۡبَةٗ فِي صُدُورِهِم مِّنَ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ١٣ لَا يُقَٰتِلُونَكُمۡ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرٗى مُّحَصَّنَةٍ أَوۡ مِن وَرَآءِ جُدُرِۢۚ بَأۡسُهُم بَيۡنَهُمۡ شَدِيدٞۚ تَحۡسَبُهُمۡ جَمِيعٗا وَقُلُوبُهُمۡ شَتَّىٰۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡقِلُونَ١٤ كَمَثَلِ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ قَرِيبٗاۖ ذَاقُواْ وَبَالَ أَمۡرِهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ١٥ كَمَثَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ إِذۡ قَالَ لِلۡإِنسَٰنِ ٱكۡفُرۡ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكَ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦ [الحشر: ۱۰-۱۶]

(۱۰) و کسانیکه تا روز قیامت پس از اینها میآیند و به نیکی از آنها پیروی می‏کنند میگویند: ای پروردگار ما، ما و برادران دینی ما که در ایمان به الله و رسولش بر ما پیشی گرفتند ببخشای، و در دلهایمان هیچ کینه و نفرتی از هیچیک از مؤمنان قرار نده. ای پروردگار ما بهراستیکه تو نسبت به بندگانت بسیار بخشنده و مهربان هستی.

(۱۱) - ای رسول- آیا ندیدی کسانی را که کفر را پنهان و ایمان را آشکار کردهاند، و به برادران خویش در کفر از یهودیانِ پیرو توراتِ تحریفشده میگویند: در خانههای‏تان بمانید که هرگز دست از یاری شما نخواهیم کشید، و هرگز شما را تسلیم نخواهیم کرد، و اگر مسلمانان شما را از آن بیرون راندند به‏طور قطع همراه شما بیرون میشویم، و از هیچکس که بخواهد ما را از خروج همراه شما بازدارد فرمان نمیبریم، و هرکس با شما پیکار کند به‏طور قطع شما را در برابر آنها یاری خواهیم رساند، و الله گواهی میدهد که منافقان به‏طور قطع در ادعای خروج همراه یهود آنگاه که اخراج شوند، و پیکار با آنها آنگاه که با آنها پیکار شود دروغگو هستند.

(۱۲) اگر مسلمانان یهودیان را بیرون رانند همراه آنها خارج نمیشوند، و اگر با آنها بجنگند آنها را یاری و کمک نمیرسانند، و اگر آنها را در برابر مسلمانان یاری و کمک رسانند به‏طور قطع از آنها فرار خواهند کرد آنگاه منافقان دیگر یاری نخواهند شد، بلکه الله آنها را خوار و ذلیل میگرداند.

(۱۳) - ای مؤمنان- به‏طور قطع هراس از شما در دلهای منافقان و یهودیان بیش از هراس از الله است، این امر –یعنی ترس زیاد آنها از شما، و ترس کم آنها از الله- به این سبب است که آنها مردمی هستند که نمیاندیشند و نمیفهمند؛ زیرا اگر میاندیشیدند به‏طور قطع میدانستند که الله سزاوارتر است به اینکه از او ترسیده شود، زیرا او است که شما را بر آنها مسلط کرد.

(۱۴) - ای مؤمنان- یهودیان هرگز به صورت دستهجمعی با شما نمیجنگند مگر در دژهای محافظتشده با حصارها، یا از پشت دیوارها؛ زیرا آنها به‏سبب بزدلی نمیتوانند با شما رو در رو شوند. به‏سبب دشمنیای که با یکدیگر دارند نیروی آنها در میان خودشان قوی است. گمان میکنی که بر یک کلمه هستند، و صف واحدی دارند، اما واقعیت این است که دلهای‏شان پراکنده و مختلف است. این اختلاف و دشمنی آنها با یکدیگر به این سبب است که آنها نمیاندیشند؛ زیرا اگر میاندیشیدند به‏طور قطع حق را میشناختند و از آن پیروی میکردند، و در آن اختلاف نمیورزیدند.

(۱۵) مَثَل این یهودیان در کفرشان و کیفری که به آنها رسید، مانند مَثَل کسانی اندکی پیش از آنها از مشرکان مکه است، که سرانجامِ بد کفرشان را چشیدند، چنانکه در روز بدر برخی از آنها کشته شدند و برخی از آنها به اسارت درآمدند، و در آخرت عذابی دردناک دارند.

(۱۶) مَثَل آنها در شنیدن از منافقان مانند مثل شیطان است آنگاه که برای انسان آراست که کفر ورزد، اما وقتی به‏سبب اینکه شیطان کفر را برایش آراست کافر شد گفت: بهراستی من از تو که کفر ورزیدی بیزار هستم؛ زیرا از الله پروردگار مخلوقات میترسم.

برخی فواید آیات:

• رابطۀ ایمانی از گذشت زمان و تغییر مکان متأثر نمیشود.

• صداقت منافقان برای یهودیان و دیگران صداقتی خیالی است که هنگام سختیها از بین میرود.

• یهودیان بزدلانی هستند که رو در رو پیکار نمیکنند، و اگر بجنگند در قریهها و سلاحهای‏شان پناه میگیرند.

﴿فَكَانَ عَٰقِبَتَهُمَآ أَنَّهُمَا فِي ٱلنَّارِ خَٰلِدَيۡنِ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَٰٓؤُاْ ٱلظَّٰلِمِينَ١٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡتَنظُرۡ نَفۡسٞ مَّا قَدَّمَتۡ لِغَدٖۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٨ وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ نَسُواْ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ١٩ لَا يَسۡتَوِيٓ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۚ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ٢٠ لَوۡ أَنزَلۡنَا هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ عَلَىٰ جَبَلٖ لَّرَأَيۡتَهُۥ خَٰشِعٗا مُّتَصَدِّعٗا مِّنۡ خَشۡيَةِ ٱللَّهِۚ وَتِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ٢١ هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۖ هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلرَّحِيمُ٢٢ هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡقُدُّوسُ ٱلسَّلَٰمُ ٱلۡمُؤۡمِنُ ٱلۡمُهَيۡمِنُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡجَبَّارُ ٱلۡمُتَكَبِّرُۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٢٣ هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡخَٰلِقُ ٱلۡبَارِئُ ٱلۡمُصَوِّرُۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢٤ [الحشر: ۱۷-۲۴]

(۱۷) پس پایان کار شیطان و کسانیکه از او اطاعت کنند این است که آن دو (یعنی شیطان اطاعتشده، و انسان فرمان‏بردار) روز قیامت در جهنم هستند که برای همیشه در آن میمانند، و این مجازات که در انتظار این دو است همان مجازات کسانی است که با تجاوز از حدود الله بر خویشتن ستم میکنند.

(۱۸) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، از الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش بترسید، و هرکسی باید بیندیشد که چه عمل صالحی برای روز قیامت فرستاده است. و از الله بترسید، زیرا الله به آنچه انجام میدهید بسیار دانا است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۱۹) و مانند کسانی نباشید که با ترک فرمان‏برداری از امر و اجتناب از نهیِ الله، او تعالی را فراموش کردند، پس الله نیز آنها را به خودفراموشی دچار کرد، که به آنچه آنها را از خشم و کیفر الله نجات میدهد عمل نکردند، اینها که الله را فراموش کردند - یعنی امرش را اجرا نکردند و از نهیش دست نکشیدند- همان خارجشدگان از طاعت الله هستند.

(۲۰) جهنمیان با بهشتیان یکسان نیستند، بلکه همانند اختلاف اعمال‏شان در دنیا جزای متفاوتی دارند، بهشتیان همان رستگاران با رسیدن به آنچه طلب میکردند، و نجاتیافتگان از آنچه از آن میترسیدند هستند.

(۲۱) - ای رسول- اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم به‏طور قطع به‏سبب اندرزهای بازدارنده و وعیدهای سختی که در قرآن است آن کوه را با وجود صلابتش از شدت ترس الله متلاشیشده میدیدی؛ و این مَثَلها را برای مردم میزنیم تا خردهای‏شان را بهکار اندازند و از اندرزها و عبرتهایی که آیاتش در بردارند پند بگیرند.

(۲۲) (۲۳) او الله است که معبود برحقی جز او نیست. دانای آنچه نهان و آشکار است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند. ذات بخشنده و مهربانِ دنیا و آخرت، که رحمتش جهانیان را دربرگرفته است. فرمانروا، و منزه و پاک از هر نقصی است. سالم از تمام عیبها است. تصدیقکنندۀ رسولانش با آیات آشکار است. مراقب اعمال بندگانش است. ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، ذات جباری است که با جبروت خویش بر هر چیز چیره است، و سزاوار عظمت است. الله از نمادها و هرچه که مشرکان همراه او شریک قرار میدهند منزه و پاک است.

(۲۴) او الله است آفریدگاری که هر چیزی را آفرید. پدیدآورندۀ اشیا، و شکل دهنده مخلوقاتش آنگونه که میخواهد. او سبحانه اسمهای نیکوی مشتمل بر صفات برترش دارد. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است او را از هر نقصی منزه میدانند. ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و شریعت و تقدیرش بسیار دانا است.

برخی فواید آیات:

• یکی از نشانههای توفیق الله برای مؤمن این است که مؤمن قبل از اینکه در روز قیامت مورد حسابرسی قرار گیرد خودش خود را در دنیا مورد محاسبه قرار میدهد.

• در یادآوری شدت اثر قرآن بر کوه بزرگ به بندگان، هشداری است بر اینکه آنها به‏سبب ضعفی که در آنها است به این تأثیرپذیری سزاوارتر هستند.

• اسمهای (الخالق، البارئ، المصور) بر مراحل تکوین مخلوق اعم از اندازهگیری او، سپس پدیدآوردنش، سپس قرار دادن شکل و سیمایی ویژه برای او دلالت دارد، و ذکر یکی از آنها به تنهایی بر بقیه دلالت دارد.

سورة المُمتَحَنَة (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمۡ أَوۡلِيَآءَ تُلۡقُونَ إِلَيۡهِم بِٱلۡمَوَدَّةِ وَقَدۡ كَفَرُواْ بِمَا جَآءَكُم مِّنَ ٱلۡحَقِّ يُخۡرِجُونَ ٱلرَّسُولَ وَإِيَّاكُمۡ أَن تُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ رَبِّكُمۡ إِن كُنتُمۡ خَرَجۡتُمۡ جِهَٰدٗا فِي سَبِيلِي وَٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِيۚ تُسِرُّونَ إِلَيۡهِم بِٱلۡمَوَدَّةِ وَأَنَا۠ أَعۡلَمُ بِمَآ أَخۡفَيۡتُمۡ وَمَآ أَعۡلَنتُمۡۚ وَمَن يَفۡعَلۡهُ مِنكُمۡ فَقَدۡ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ١ إِن يَثۡقَفُوكُمۡ يَكُونُواْ لَكُمۡ أَعۡدَآءٗ وَيَبۡسُطُوٓاْ إِلَيۡكُمۡ أَيۡدِيَهُمۡ وَأَلۡسِنَتَهُم بِٱلسُّوٓءِ وَوَدُّواْ لَوۡ تَكۡفُرُونَ٢ لَن تَنفَعَكُمۡ أَرۡحَامُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُمۡۚ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَفۡصِلُ بَيۡنَكُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ٣ قَدۡ كَانَتۡ لَكُمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ فِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ إِذۡ قَالُواْ لِقَوۡمِهِمۡ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُاْ مِنكُمۡ وَمِمَّا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ كَفَرۡنَا بِكُمۡ وَبَدَا بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُ ٱلۡعَدَٰوَةُ وَٱلۡبَغۡضَآءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَحۡدَهُۥٓ إِلَّا قَوۡلَ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسۡتَغۡفِرَنَّ لَكَ وَمَآ أَمۡلِكُ لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖۖ رَّبَّنَا عَلَيۡكَ تَوَكَّلۡنَا وَإِلَيۡكَ أَنَبۡنَا وَإِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ٤ رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ وَٱغۡفِرۡ لَنَا رَبَّنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٥ [الممتحنة: ۱-۵]

برخی مقاصد سوره:

خالصسازی دلهای مؤمنان از ولاء برای غیر دین الله تعالی.

تفسیر:

(۱) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، دشمنان من و دشمنان خودتان را به دوستی نگیرید که با آنها دوستی و محبت کنید، درحالیکه به دینی که بر دست رسول‏تان است کفر ورزیدهاند، و رسول را از خانهاش بیرون میکنند، و شما را نیز از خانههای‏تان در مکه بیرون میکنند، و هیچ قرابت و رابطۀ خویشاوندیای را در مورد شما رعایت نمیکنند، آن هم بدون هیچ سببی جز اینکه شما به الله پروردگارتان ایمان آوردهاید. اگر برای جهاد در راه من خارج شدهاید این کار را نکنید، که اخبار مسلمانان را برای محبت به آنها پنهانی برای‏شان برسانید، درحالیکه من از این کار چه آنچه را پنهان کردید و چه آنچه را آشکار کردید آگاهتر هستم، و ذرهای نه از این کار و نه از سایر امور بر من پوشیده نمی‏ماند، و هرکس اینگونه با کافران موالات و دوستی کند به تحقیق که از راه میانه منحرف، از حق گمراه، و از راه درست دور شده است.

(۲) اگر بر شما دست یابند دشمنیای را که در دلهای‏شان پنهان میکردند آشکار میگردانند، و با آزار رساندن و کتک زدن بر شما دستدرازی میکنند، و زبانهای‏شان را به دشنام و ناسزاگویی میگشایند، و آرزو دارند که به الله و رسولش کفر ورزید تا مثل خودشان شوید.

(۳) نه خویشاوندان و نه فرزندان‏تان به شما هرگز سود نخواهند رساند اگر به خاطر آنها با کافران دوستی کنید، روز قیامت الله میان شما جدایی میاندازد، آنگاه از میان شما بهشتیان را واردِ بهشت و جهنمیان را وارد جهنم میکند، و به یکدیگر نفع نمیرسانید، و الله به آنچه انجام میدهید بینا است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او تعالی پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۴) - ای مؤمنان- به یقین که برای شما الگویی نیکو در ابراهیم ÷ و مؤمنانی که همراهش بودند است، آنگاه که به قوم کافر خویش گفتند: ما از شما و نمادهایی که به جای الله عبادت میکنید بیزار هستیم، به دینی که شما بر آن هستید کفر ورزیدیم، و دشمنی و نفرت میان ما و شما آشکار شد تا اینکه فقط به الله ایمان آورید، و هیچکس را با او شریک نگردانید. پس بر شما است که همانند آنها از قوم کافر خویش بیزاری بجویید. جز در این سخن ابراهیم ÷ به پدرش که گفت: به‏طور قطع از الله برای تو آمرزش خواهم خواست، در این سخن از او پیروی نکنید؛ زیرا این سخن قبل از این بود که ابراهیم ÷ از پدرش ناامید شود. پس هیچ مؤمنی حق ندارد برای مشرکی طلب آمرزش کند، درحالیکه نمیتوانم ذرهای از عذاب الله را از تو دفع کنم. ای پروردگار ما در تمام کارهایمان به تو توکل کردیم، و توبهکنان به‏سوی تو بازگشتیم، و در روز قیامت بازگشت به‏سوی تو است.

(۵) ای پروردگار ما، ما را وسیلۀ آزمایش برای کسانیکه کفر ورزیدهاند مگردان به این ترتیب که آنها را بر ما مسلط کنی آنگاه بگویند: اگر برحق بودند ما بر آنها مسلط نمیشدیم، و ای پروردگار ما گناهانمان را برای ما بیامرز. بهراستیکه تو ذات شکست ناپذیری هستی که هرگز مغلوب نمیشوی، و در آفرینش و شریعت و تقدیر خویش بسیار دانا هستی.

برخی فواید آیات:

• افشاکردن اخبار پیروان اسلام به کافران یکی از گناهان کبیره است.

• دشمنی کافران ریشهدار است و دوستی با آنها تأثیری در این دشمنی نمی‏گذارد.

• طلب آمرزش ابراهیم ÷ برای پدرش به خاطر وعدهای بود که در این مورد به او داده بود، اما وقتی الله به‏سبب مرگ پدرش بر حالتِ کفر، او را از این کار نهی فرمود دیگر برایش طلب آمرزش نکرد.

﴿لَقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِيهِمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَۚ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ٦ ۞عَسَى ٱللَّهُ أَن يَجۡعَلَ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ عَادَيۡتُم مِّنۡهُم مَّوَدَّةٗۚ وَٱللَّهُ قَدِيرٞۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٧ لَّا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُقَٰتِلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَلَمۡ يُخۡرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ أَن تَبَرُّوهُمۡ وَتُقۡسِطُوٓاْ إِلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ٨ إِنَّمَا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ قَٰتَلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَأَخۡرَجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ وَظَٰهَرُواْ عَلَىٰٓ إِخۡرَاجِكُمۡ أَن تَوَلَّوۡهُمۡۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٩ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا جَآءَكُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ مُهَٰجِرَٰتٖ فَٱمۡتَحِنُوهُنَّۖ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِإِيمَٰنِهِنَّۖ فَإِنۡ عَلِمۡتُمُوهُنَّ مُؤۡمِنَٰتٖ فَلَا تَرۡجِعُوهُنَّ إِلَى ٱلۡكُفَّارِۖ لَا هُنَّ حِلّٞ لَّهُمۡ وَلَا هُمۡ يَحِلُّونَ لَهُنَّۖ وَءَاتُوهُم مَّآ أَنفَقُواْۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّۚ وَلَا تُمۡسِكُواْ بِعِصَمِ ٱلۡكَوَافِرِ وَسۡ‍َٔلُواْ مَآ أَنفَقۡتُمۡ وَلۡيَسۡ‍َٔلُواْ مَآ أَنفَقُواْۚ ذَٰلِكُمۡ حُكۡمُ ٱللَّهِ يَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡۖ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ١٠ وَإِن فَاتَكُمۡ شَيۡءٞ مِّنۡ أَزۡوَٰجِكُمۡ إِلَى ٱلۡكُفَّارِ فَعَاقَبۡتُمۡ فَ‍َٔاتُواْ ٱلَّذِينَ ذَهَبَتۡ أَزۡوَٰجُهُم مِّثۡلَ مَآ أَنفَقُواْۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِيٓ أَنتُم بِهِۦ مُؤۡمِنُونَ١١ [الممتحنة: ۶-۱۱]

(۶) فقط کسی از این الگوی نیکو پیروی میکند که خیر در دنیا و آخرت را از الله امید میورزد، و هرکس از این الگوی نیکو روی بگرداند بهراستیکه الله از بندگانش بینیاز است، و نیازی به طاعت آنها ندارد، و او تعالی در هر حالی ستودهشده است.

(۷) - ای مؤمنان- امید است که الله میان شما و میان کافرانی که با شما دشمنی کردند محبتی قرار دهد بهگونهای که الله آنها را به اسلام هدایت گردانَد. آنگاه برادرانی دینی شما باشند، و الله ذات توانایی است که میتواند دلهای‏شان را به ایمان بگرداند، و او تعالی نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده، و مهربان است.

(۸) الله شما را از کسانیکه به‏سبب اسلام‏تان با شما نجنگیدهاند، و شما را از خانههای‏تان بیرون نراندهاند بازنمیدارد که با آنها نیکی کنید، و میان یکدیگر عدالت را برقرار سازید یعنی حقوقی را که برعهدۀ شما دارند به آنها بپردازید، مانند کاری که اسماء دختر ابوبکر صدیق در برابر مادر کافرش انجام داد آنگاه که نزدش آمد، پس از اینکه در این کار از پیامبر ج اجازه گرفت، و پیامبر ج به او فرمان داد که پیوند خویشاوندی را با مادرش برقرار کند. بهراستیکه الله عدالتپیشگان را دوست دارد همان کسانیکه در مورد خودشان و خانوادههای‏شان و آنچه تحت سرپرستی‏شان است عدالت را رعایت میکنند.

(۹) الله فقط شما را از کسانی بازمیدارد که به‏سبب ایمان‏تان با شما جنگیدند، و شما را از خانههای‏تان بیرون راندند، و بر بیرون راندن شما یاری کردند؛ شما را بازمیدارد که با آنها دوستی برقرار کنید، و هرکس آنها را به دوستی بگیرد آنها همان کسانی هستند که به‏سبب مخالفت با امر الله با قراردادن خویش در معرض نابودی بر خودشان ستم روا داشتهاند.

(۱۰) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به آنچه تشریع کرده است عمل کردهاید، اگر زنان مؤمن مهاجر از سرزمین کفر به سرزمین اسلام نزدتان آمدند آنها را در راستی ایمان‏شان بیازمایید، الله به ایمان‏شان آگاهتر است، و ذرهای از آنچه دلهای‏شان دربردارد بر او پوشیده نمیماند. اگر پس از آزمایش به آنچه راستگویی‏شان را برای‏تان آشکار میگرداند آنها را مؤمن دانستید آنها را به شوهران کافرشان بازنگردانید. برای زنان مؤمن حلال نیست که به نکاح مردان کافر درآیند، و برای کافران نیز حلال نیست که با زنان مؤمن ازدواج کنند، و به شوهران‏شان آنچه از مهریه خرج‏شان کردهاند بدهید. و - ای مؤمنان- بر شما گناهی نیست که پس از انقضای عدۀ آنها و به شرط اینکه مهریههای‏شان را پرداخت کردید با آنها ازدواج کنید، و هرکس همسرش زنی کافر باشد یا از اسلام بازگردد نباید آن را نگه دارد؛ چون با کفر او نکاح میان آن دو از بین میرود، و آنچه از مهریۀ همسران مرتد خویش که خرج کردهاید از کافران بخواهید، و آنها نیز باید آنچه از مهریههای آن همسران‏شان که اسلام آوردهاند خرج کردهاند بخواهند. این امر- یعنی بازگرداندن مهریهها از سوی شما و از سوی آنها- همان حکم الله است. او سبحانه به آنچه میخواهد میان شما حکم میکند، و الله از احوال و اعمال بندگانش آگاه است، و ذرهای از احوال و اعمال‏شان بر او پوشیده نمیماند، و در آنچه برای بندگانش تشریع میکند بسیار دانا است.

(۱۱) و اگر برخی زنان‏تان در حال ارتداد به‏سوی کافران رفتند، و مهریهشان را از کافران طلب کردید و آنها پرداخت نکردند، سپس از کافران غنیمت گرفتید، به مردانی که همسران‏شان در حال ارتداد خارج شدهاند مانند مهریههایی که خرج کردهاند بدهید، و از الله که شما به او ایمان دارید با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش بترسید.

برخی فواید آیات:

• در برگرداندن قلبها توسط الله از دشمنی به محبت، و از کفر به ایمان اشارهای است به اینکه قلبهای بندگان میان دو انگشت از انگشتان او سبحانه قرار دارد، پس بنده باید استواری بر ایمان را از او تعالی بخواهد.

• تفاوت گذاشتن در حکم میان کافران حربی و معاهد.

• حرمت ازدواج با زن کافر غیر کتابی چه از ابتدا با چنین زنی ازدواج منعقد شود یا اینکه ازدواج قبلی با چنین زنی ادامه یابد، و نیز حرمت ازدواج زن مسلمان با مرد کافر چه اینکه زن مسلمان از ابتدا با مردی کافر ازدواج کند یا اینکه ازدواج قبلی او با مرد کافر ادامه یابد.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِذَا جَآءَكَ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ يُبَايِعۡنَكَ عَلَىٰٓ أَن لَّا يُشۡرِكۡنَ بِٱللَّهِ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَسۡرِقۡنَ وَلَا يَزۡنِينَ وَلَا يَقۡتُلۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ وَلَا يَأۡتِينَ بِبُهۡتَٰنٖ يَفۡتَرِينَهُۥ بَيۡنَ أَيۡدِيهِنَّ وَأَرۡجُلِهِنَّ وَلَا يَعۡصِينَكَ فِي مَعۡرُوفٖ فَبَايِعۡهُنَّ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُنَّ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١٢ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَوَلَّوۡاْ قَوۡمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ قَدۡ يَئِسُواْ مِنَ ٱلۡأٓخِرَةِ كَمَا يَئِسَ ٱلۡكُفَّارُ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡقُبُورِ١٣ [الممتحنة: ۱۲-۱۳]

(۱۲) - ای پیامبر- اگر زنان مؤمن نزد تو آمدند که با تو بیعت کنند- مثل آنچه در فتح مکه رخ داد- بر اینکه چیزی را با الله شریک نگردانند، بلکه تنها او را عبادت کنند، و دزدی نکنند، و زنا نکنند، و به روش اهل جاهلیت فرزندان‏شان را نکشند، و فرزندان متولد از زنا را به شوهران‏شان نسبت ندهند، و در کاری نیک مانند نهی از نوحهخوانی و سرتراشی و دریدن لباس هنگام مصیبت از تو نافرمانی نکنند-: با آنها بیعت کن، و پس از اینکه با آنها بیعت بستی از الله برای‏شان آمرزش بخواه. بهراستیکه الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

چون سوره با نهی از دوستی با دشمنان الله آغاز شد برای تاکید بر آنچه گذشت با نهی از همین امر پایان یافت، و الله تعالی فرمود:

(۱۳) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، مردمی را که الله بر آنها خشم گرفته است به دوستی نگیرید، آنها به آخرت یقین ندارند، بلکه از آن ناامید هستند چنانکه به‏سبب کفر به رستاخیز به بازگشت مردگان‏شان به‏سوی آنها امید ندارند.

سورة الصَّف (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ١ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفۡعَلُونَ٢ كَبُرَ مَقۡتًا عِندَ ٱللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفۡعَلُونَ٣ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلَّذِينَ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِهِۦ صَفّٗا كَأَنَّهُم بُنۡيَٰنٞ مَّرۡصُوصٞ٤ وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦ يَٰقَوۡمِ لِمَ تُؤۡذُونَنِي وَقَد تَّعۡلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيۡكُمۡۖ فَلَمَّا زَاغُوٓاْ أَزَاغَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡۚ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ٥ [الصف: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

تشویق مؤمنان برای یاری دین الله، و جهاد در راه او تعالی.

تفسیر:

(۱) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است الله را از هرچه سزاوارش نیست منزه و پاک برمیشمارند، و او ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و تقدیر و شریعتش بسیار دانا است.

(۲) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید، چرا میگویید: کاری را انجام دادم، حال آنکه در واقع آن را انجام ندادهاید؟! مانند سخن یکی از شما که میگوید: با شمشیرم جنگیدم و ضربه زدم، درحالیکه با شمشیرش نه جنگیده و نه ضربه زده است.

(۳) این کار یعنی اینکه چیزی را که انجام نمیدهید بگویید بسیار مورد خشم الله است. پس برای مؤمن سزاوار نیست جز اینکه با الله صادق باشد، و عمل او سخنش را تصدیق کند.

(۴) بهراستیکه الله مؤمنانی را دوست دارد که در راه او و در پی رضایت او تعالی صف در صف کنار یکدیگر چنانکه گویی بنایی بههم پیوسته هستند میجنگند.

الله پس از ذکر پیکار و ستایش مؤمنان بههمپیوسته در پیکار، مخالفت قوم موسی ÷ و عیسی ÷ با رسولان‏شان را، برای برحذر داشتنِ مؤمنان از مخالفت با پیامبرشان ذکر کرد و فرمود:

(۵) و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که موسی ÷ به قومش گفت: ای قوم من، چرا با مخالفت با فرمانم به من آزار میرسانید درحالیکه شما میدانید من فرستادۀ الله به‏سوی شما هستم؟! پس چون از حقیقتی که نزدشان آمده بود بازگشتند و منحرف شدند الله دلهای‏شان را از حق و استقامت بازگرداند، و الله مردمی را که از طاعتش خارج شده باشند به‏سوی حق توفیق نمیدهد.

برخی فواید آیات:

• مشروعیت بیعت با ولی امر بر سمع و طاعت و تقوی.

• وجوب راستی در کردار و مطابقت کردار با گفتار.

• الله راه خیر و شر را برای بنده آشکار کرده است، پس اگر بنده انحراف و گمراهی را برگزیند و توبه نکند الله او را با افزودن بر انحراف و گمراهیاش مجازات میکند.

﴿وَإِذۡ قَالَ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ إِنِّي رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيۡكُم مُّصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيَّ مِنَ ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَمُبَشِّرَۢا بِرَسُولٖ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِي ٱسۡمُهُۥٓ أَحۡمَدُۖ فَلَمَّا جَآءَهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ قَالُواْ هَٰذَا سِحۡرٞ مُّبِينٞ٦ وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ وَهُوَ يُدۡعَىٰٓ إِلَى ٱلۡإِسۡلَٰمِۚ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ٧ يُرِيدُونَ لِيُطۡفِ‍ُٔواْ نُورَ ٱللَّهِ بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَٱللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَٰفِرُونَ٨ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ وَدِينِ ٱلۡحَقِّ لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُشۡرِكُونَ٩ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ هَلۡ أَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ تِجَٰرَةٖ تُنجِيكُم مِّنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ١٠ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ١١ يَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡ وَيُدۡخِلۡكُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَمَسَٰكِنَ طَيِّبَةٗ فِي جَنَّٰتِ عَدۡنٖۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ١٢ وَأُخۡرَىٰ تُحِبُّونَهَاۖ نَصۡرٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَتۡحٞ قَرِيبٞۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُونُوٓاْ أَنصَارَ ٱللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ لِلۡحَوَارِيِّ‍ۧنَ مَنۡ أَنصَارِيٓ إِلَى ٱللَّهِۖ قَالَ ٱلۡحَوَارِيُّونَ نَحۡنُ أَنصَارُ ٱللَّهِۖ فَ‍َٔامَنَت طَّآئِفَةٞ مِّنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَكَفَرَت طَّآئِفَةٞۖ فَأَيَّدۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ عَلَىٰ عَدُوِّهِمۡ فَأَصۡبَحُواْ ظَٰهِرِينَ١٤ [الصف: ۶-۱۴].

(۶) و - ای رسول- به یاد آور آنگاه که عیسی ÷ پسر مریم گفت: ای بنیاسرائیل، در حقیقت من فرستادۀ الله هستم که مرا به‏سوی شما مبعوث کرد درحالیکه تورات را که پیش از من نازل شد تصدیق میکنم، پس نخستین فرد از رسولان نیستم، و مژدهدهندۀ رسولی هستم که پس از من میآید و نامش احمد است، اما وقتی عیسی ÷ با حجتهای دلالتکننده بر راستگویی خویش نزد آنها آمد گفتند: این سحری آشکار است، و از او پیروی نخواهیم کرد.

(۷) و هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که بر الله دروغ میبندد آنجا که شریکانی برای او تعالی قرار میدهد و آنها را به جای او عبادت میکند درحالیکه به اسلام یعنی دین توحید خالص برای الله فراخوانده میشود، و الله مردمی را که با شرک و گناهان به خودشان ستم میکنند به آنچه هدایت و راستی‏شان در آن است توفیق نمیدهد.

(۸) این تکذیب کنندگان میخواهند با سخنان فاسد و تخریب حق نور الله را خاموش کنند، حال آنکه الله برخلاف میل آنها نورش را با اظهار دین خویش در تمام زمین و بالابردن کلمهاش کامل میگرداند.

(۹) الله همان ذاتی است که رسولش محمد ج را با دین اسلام، دین هدایت و راهنمایی به خیر، دین علم سودمند و عمل صالح، فرستاد؛ تا برخلاف میل مشرکان که نفرت دارند از اینکه دین اسلام در زمین قدرت یابد آن را بر تمام ادیان برتری دهد.

(۱۰) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید، و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، آیا شما را به تجارتی سودآور که شما را از عذابی دردناک نجات میدهد راهنمایی و هدایت کنم؟

(۱۱) این تجارت سودآور آن است که به الله و رسولش ایمان آورید، و با انفاق اموال‏تان و بخشیدن جانهای‏تان در جستجوی رضایت او تعالی در راه او سبحانه بجنگید؛ این کار برای‏تان بهتر است اگر بدانید. پس به‏سوی آن بشتابید.

(۱۲) و سود این تجارت آن است که الله گناهان‏تان را برای شما میآمرزد، و شما را به بهشتهایی که رودها از زیر کاخها و درختانش جاری است وارد میکند، و شما را در مسکنهای خوشاقامتی در بهشت که هرگز از آنها جابهجا نمیشوید وارد می‏سازد. این جزای مذکور همان رستگاری بزرگی است که هیچ رستگاریای با آن برابری نمیکند.

(۱۳) و خصلت دیگر سود این تجارت که شما آن را دوست میدارید در دنیا پیش افتاده است، و آن اینکه الله شما را در برابر دشمنان‏تان یاری میکند، و پیروزیای نزدیک است یعنی فتح مکه و غیر آن که آن را بر شما میگشاید. و - ای رسول- مؤمنان را به پیروزی در دنیا و دستیابی به بهشت در آخرت که آنها را راضی میسازد مژده بده.

(۱۴) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، با یاری دین الله که رسول‏تان آن را آورد یاران الله باشید همانند حواریون آنگاه که عیسی ÷ به آنها گفت: یاران من در راه الله چه کسانی هستند؟ و آنها سریع به او پاسخ دادند: ما یاران الله هستیم. سپس گروهی از بنیاسرائیل به عیسی ÷ ایمان آوردند، و گروهی دیگر به او کفر ورزیدند. ما کسانی را که به عیسی ÷ ایمان آوردند در برابر کسانیکه به او کفر ورزیدند یاری کردیم، تا بر آنها چیره شدند.

برخی فواید آیات:

• مژده دادن رسالتهای پیشین به پیامبرمان ج بر راستی نبوت او دلالت دارد.

• قدرت دادن دین سنتی الهی است.

• ایمان و جهاد در راه الله از اسباب ورود به بهشت است.

• الله گاهی پاداش مؤمن را در دنیا قرار میدهد، و گاهی آن را در آخرت برایش ذخیره میسازد اما او - سبحانه- پاداش وی را هرگز تباه نمیسازد.

سورة الجُمُعَة (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ ٱلۡمَلِكِ ٱلۡقُدُّوسِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ١ هُوَ ٱلَّذِي بَعَثَ فِي ٱلۡأُمِّيِّ‍ۧنَ رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلُ لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٢ وَءَاخَرِينَ مِنۡهُمۡ لَمَّا يَلۡحَقُواْ بِهِمۡۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٣ ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ٤ مَثَلُ ٱلَّذِينَ حُمِّلُواْ ٱلتَّوۡرَىٰةَ ثُمَّ لَمۡ يَحۡمِلُوهَا كَمَثَلِ ٱلۡحِمَارِ يَحۡمِلُ أَسۡفَارَۢاۚ بِئۡسَ مَثَلُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ٥ قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ هَادُوٓاْ إِن زَعَمۡتُمۡ أَنَّكُمۡ أَوۡلِيَآءُ لِلَّهِ مِن دُونِ ٱلنَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ ٱلۡمَوۡتَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٦ وَلَا يَتَمَنَّوۡنَهُۥٓ أَبَدَۢا بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ٧ قُلۡ إِنَّ ٱلۡمَوۡتَ ٱلَّذِي تَفِرُّونَ مِنۡهُ فَإِنَّهُۥ مُلَٰقِيكُمۡۖ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٨ [الجمعة: ۱-۸].

برخی مقاصد سوره:

بیان نعمتبخشی الله بر این امت در برتری دادن و هدایت آن با رسول ج پس از اینکه گمراه بود، و الزام به طاعتش، و برحذر داشتن از مشابهت با یهودیان.

تفسیر:

(۱) تمام مخلوقاتی که در آسمانها و در زمین هستند، الله را از تمام صفات نقصی که سزاوار او تعالی نیست منزه و پاک برمیشمارند، مالک و فرمانروایی یگانه، منزه از هر نقصی، و ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و شریعت و تقدیرش بسیار دانا است.

(۲) او تعالی همان ذاتی است که در میان عرب که نه خواندن و نه نوشتن بلد بودند، رسولی از جنس خودشان فرستاد تا آیاتش را که بر او نازل کرد بر آنها بخواند، و آنها را از کفر و اخلاق زشت، پاکیزه سازد، و به آنها قرآن و سنت بیاموزد، و بهراستیکه آنها قبل از فرستاده شدن رسول به‏سوی‏شان در گمراهی آشکاری از حق بودند، چون نمادها را عبادت میکردند، خونها میریختند، و پیوندهای خویشاوندی را میگسستند.

(۳) و این رسول را به‏سوی قومی دیگر از عرب و غیر آنها که هنوز نیامدهاند، و خواهند آمد، فرستاد، و او ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و شریعت و تقدیرش بسیار دانا است.

(۴) این امر - یعنی فرستاده شدن رسول به‏سوی عرب و غیر آنها- بخشش الله است که آن را به هرکس بخواهد میدهد، و الله دارای بخششی بزرگ است، و از جمله بخشش بزرگ او این است که رسولِ این امت را به‏سوی تمام مردم فرستاد.

الله پس از برشمردن بعثت رسول و فروفرستادن قرآن، رویگردانی برخی پیروان موسی ÷ از عمل به احکام تورات را برای تحذیر امت اسلام از پیروی آنها بیان کرد و فرمود:

(۵) مَثَل کسانیکه به احکام تورات مکلف شدند اما آن را رها کردند، مانند مَثَل الاغی است که کتابهای زیادی بر پشت خویش حمل میکند، اما نمیداند آنچه بر او بار شده است: کتاب هستند یا چیزی دیگر؟ زشت است مَثَل مردمی که آیات الله را تکذیب کردند، و الله مردم ستمکار را در رسیدن به حق توفیق نمیدهد.

(۶) - ای رسول- بگو: ای کسانیکه پس از تحریف یهودیت بر آن ماندهاید، اگر ادعا میکنید که شما آن دسته از دوستان الله هستید که از میان مردم فقط شما را برای دوستی برگزیده است مرگ را آرزو کنید؛ تا کرامتی که - به ادعای خودتان- به شما اختصاص داده شده است به تعجیل بیفتد اگر در این ادعا که از میان مردم فقط شما دوستان الله هستید راستگو میباشید.

(۷) ولی به‏سبب کفر و گناهان و ستم، و تحریف و تبدیل تورات که مرتکب شدهاند هرگز مرگ را آرزو نخواهند کرد، بلکه جاودانگی در دنیا را آرزو میکنند، و الله از ستمکاران آگاه است، و ذرهای از اعمال‏شان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی آنها را در قبال اعمال‏شان جزا خواهد داد.

(۸) - ای رسول- به این یهودیان بگو: همانا مرگی که از آن میگریزید بدون تردید زود یا دیر شما را فرامیگیرد، سپس روز قیامت به‏سوی الله که دانای آنچه غایب و آنچه حاضر است و ذرهای از این دو بر او پوشیده نمیماند، بازگردانیده میشوید. آنگاه شما را از آنچه در دنیا انجام میدادید آگاه میسازد، و در قبال آن مجازات میکند.

برخی فواید آیات:

• بزرگی نعمت پیامبر ج بر بشریت به صورت عام و بر عرب به صورت خاص، که در جاهلیت و تباهی قرار داشتند.

• هدایت، بخششی از جانب الله است، که فقط از او طلب میشود و با طاعت او به دست میآید.

• تکذیب این ادعای یهود که آنها دوستان الله هستند، با مبارزهطلبی آنها به اینکه مرگ را آرزو کنند اگر در این ادعا راستگو هستند؛ چون دوست، مشتاق رسیدن به دوستش است.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَوٰةِ مِن يَوۡمِ ٱلۡجُمُعَةِ فَٱسۡعَوۡاْ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَذَرُواْ ٱلۡبَيۡعَۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٩ فَإِذَا قُضِيَتِ ٱلصَّلَوٰةُ فَٱنتَشِرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَٱبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ١٠ وَإِذَا رَأَوۡاْ تِجَٰرَةً أَوۡ لَهۡوًا ٱنفَضُّوٓاْ إِلَيۡهَا وَتَرَكُوكَ قَآئِمٗاۚ قُلۡ مَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ مِّنَ ٱللَّهۡوِ وَمِنَ ٱلتِّجَٰرَةِۚ وَٱللَّهُ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ١١ [الجمعة: ۹-۱۱].

(۹) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، هرگاه موذن برای نماز روز جمعه بعد از بالارفتن خطیب بر منبر ندا داد، برای حضور در خطبه و نماز به‏سوی مساجد بشتابید، و داد و ستد را رها کنید تا شما را از طاعت بازندارد. - ای مؤمنان- این شتاب و رهاکردنِ داد و ستد پس از اذان نماز جمعه که به آن فرمان داده شدهاید برای‏تان بهتر است اگر بدانید. پس آنچه را الله شما را به آن فرمان داد اجرا کنید.

(۱۰) و هنگامیکه نماز جمعه را به پایان رساندید برای جستجوی کسب حلال، و برآوردهکردن نیازهای‏تان در زمین پراکنده شوید، و بخشش الله را از راه کسب و سود حلال بجویید، و الله را در هنگام جستجوی رزق و روزی بسیار یاد کنید، و جستجوی روزی یاد الله را از یاد شما نبرد؛ تا به آنچه دوست دارید دست یابید، و از آنچه از آن میترسید نجات پیدا کنید.

(۱۱) و - ای رسول- برخی مسلمانان هرگاه تجارت یا سرگرمیای ببینند برای رفتن به‏سوی آن پراکنده میشوند، و تو را ایستاده بر منبر رها میکنند، - ای رسول- بگو: پاداش عمل صالح که نزد الله است از تجارت و سرگرمیای که به‏سوی آن رفتید بهتر است، و الله بهترین روزیدهندگان است.

سورة المنافقون (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿إِذَا جَآءَكَ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ قَالُواْ نَشۡهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُۥ وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَكَٰذِبُونَ١ ٱتَّخَذُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِنَّهُمۡ سَآءَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَفۡقَهُونَ٣ ۞وَإِذَا رَأَيۡتَهُمۡ تُعۡجِبُكَ أَجۡسَامُهُمۡۖ وَإِن يَقُولُواْ تَسۡمَعۡ لِقَوۡلِهِمۡۖ كَأَنَّهُمۡ خُشُبٞ مُّسَنَّدَةٞۖ يَحۡسَبُونَ كُلَّ صَيۡحَةٍ عَلَيۡهِمۡۚ هُمُ ٱلۡعَدُوُّ فَٱحۡذَرۡهُمۡۚ قَٰتَلَهُمُ ٱللَّهُۖ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ٤ [المنافقون: ۱-۴].

برخی مقاصد سوره:

رسوا کردن منافقان و صفات‏شان و بیان موضع آنها در برابر اسلام و پیروانش، و برحذر داشتن از خودشان و شبیهشدن به آنها.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- منافقان که اسلام را آشکار، و کفر را پنهان میکنند، چون در مجلس تو حاضر شوند میگویند: گواهی میدهیم که تو واقعاً فرستادۀ الله هستی. الله میداند که تو واقعاً فرستادهاش هستی و گواهی میدهد که منافقان در این ادعا که از صمیم قلب گواهی میدهند تو فرستادۀ الله هستی دروغ میگویند.

(۲) سوگندهای‏شان را که بر ادعای ایمان خویش ایراد میکنند، پوشش و سپری در برابر قتل و اسارت برای خودشان قرار دادهاند، و با ایجاد تردید و دروغافکنیهایی که منتشر میکنند مردم را از ایمان بازداشتهاند. چه زشت است نفاق و سوگندهای دروغینی که مرتکب میشوند.

(۳) این امر به‏سبب آن است که آنها از روی نفاق ایمان آوردند، و ایمان به دلهای‏شان نرسیده است، سپس پنهانی به الله کفر ورزیدند. پس الله به‏سبب کفرشان بر دلهای‏شان مُهر نهاد که ایمان در آن داخل نمیشود، و به‏سبب این مُهر آنچه را صلاح و رشدشان در آن باشد درک نمیکنند.

(۴) و - ای بیننده- وقتی آنها را ببینی به‏سبب فراخی و ناز و نعمتی که در آن هستند سیما و حالت‏شان تو را به تعجب وامیدارد، و اگر سخن بگویند به‏سبب بلاغتی که در کلام‏شان است به آنها گوش فرا میدهی. - ای رسول- گویی آنها در مجلس تو چوبهایی تکیه داده بر دیوار هستند، که هیچ چیزی نمیفهمند و درک نمیکنند، و به‏سبب بزدلی گمان میکنند هر صدایی آنها را مورد هدف قرار میدهد. آنها دشمن واقعی هستند. پس - ای رسول- از آنها برحذر باش از اینکه سرّی برایت فاش کنند یا نیرنگی به تو بزنند، الله آنها را عذاب کند، چگونه با وجود دلایل آشکار، و براهین روشنِ ایمان از آن گمراه میشوند؟!

برخی فواید آیات:

• وجوب شتاب در رفتن به نماز جمعه پس از اذان و حرمت پرداختن به سایر امور دنیا مگر از روی عذر.

• در تخصیص سوره به منافقان هشداری است بر خطر زیاد و پنهانکاری آنها.

• نیکوییِ باطن معتبر است؛ نه زیبایی ظاهر و نه خوب سخن گفتن.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاْ يَسۡتَغۡفِرۡ لَكُمۡ رَسُولُ ٱللَّهِ لَوَّوۡاْ رُءُوسَهُمۡ وَرَأَيۡتَهُمۡ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ٥ سَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ أَسۡتَغۡفَرۡتَ لَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ لَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ٦ هُمُ ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُواْ عَلَىٰ مَنۡ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ حَتَّىٰ يَنفَضُّواْۗ وَلِلَّهِ خَزَآئِنُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَٰكِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَا يَفۡقَهُونَ٧ يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعۡنَآ إِلَى ٱلۡمَدِينَةِ لَيُخۡرِجَنَّ ٱلۡأَعَزُّ مِنۡهَا ٱلۡأَذَلَّۚ وَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِۦ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَلَٰكِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَا يَعۡلَمُونَ٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُلۡهِكُمۡ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُمۡ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ٩ وَأَنفِقُواْ مِن مَّا رَزَقۡنَٰكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوۡلَآ أَخَّرۡتَنِيٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ قَرِيبٖ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١٠ وَلَن يُؤَخِّرَ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِذَا جَآءَ أَجَلُهَاۚ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١١ [المنافقون: ۵-۱۱].

(۵) و هرگاه به این منافقان گفته شود: با پوزشخواهی از آنچه از شما سر زد نزد رسولالله بیایید، تا برای گناهان‏تان از الله آمرزش بخواهد، از روی تمسخر و استهزا سرهای‏شان را برمیگردانند، و آنها را میبینی که از آنچه به آن فرمان یافتهاند خودداری میکنند، درحالیکه از پذیرش و اطاعت حق رویگردان هستند.

(۶) - ای رسول- فرقی نمیکند برای گناهان‏شان آمرزش بخواهی یا آمرزش نخواهی. الله هرگز گناهان‏شان را نخواهد بخشید؛ زیرا الله خارجشدگان از طاعتش را که بر نافرمانی از او تعالی پافشاری میکنند توفیق نمیدهد.

(۷) آنها همان کسانی هستند که میگویند: اموال‏تان را بر کسانیکه نزد رسولالله هستند چه فقرا و چه بادیهنشینان پیرامون مدینه انفاق نکنید تا از نزدش پراکنده شوند، درحالیکه گنجینههای آسمانها و زمین فقط از آنِ الله است، که برای هر یک از بندگانش بخواهد رزق و روزی میدهد، اما منافقان نمیدانند که گنجینههای روزی به دست او سبحانه است.

(۸) سرکردۀ آنها عبدالله بن اُبَیّ میگوید: اگر به مدینه بازگردیم به‏طور قطع آنکه عزیزتر است – یعنی من و قومم- آن را که خوارتر است، یعنی محمد و اصحابش را از آنجا بیرون خواهد کرد، درحالیکه عزت فقط برای الله و رسولش و مؤمنان است؛ نه برای عبدالله بن اُبَیّ و یارانش. اما منافقان نمیدانند که عزت برای الله و رسولش و مؤمنان است.

الله پس از بیان اشتیاق منافقان بر بخل در انفاق برای بازداشتن از راه الله، مؤمنان را از این کار برحذر داشت، و به انفاق در راه خویش فرمان داد و فرمود:

(۹) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، اموال و فرزندان‏تان شما را از نماز یا سایر فرائض اسلام بازندارد، و هرکس اموال و فرزندانش او را از نماز و سایر مواردی که الله برایش واجب کرده است بازدارد، به تحقیق که اینها همان زیانکاران به خودشان و خانوادههای‏شان در روز قیامت هستند.

(۱۰) و از اموالی که الله به شما روزی داده است انفاق کنید پیش از اینکه مرگ یکی از شما فرا رسد، آنگاه به پروردگارش بگوید: پروردگارا چرا تا زمانی اندک به من مهلت ندادی، تا از مالم در راه تو صدقه بدهم، و از بندگان صالح الله که اعمال صالح انجام دادهاند باشم.

(۱۱) ولی الله سبحانه به هرکس که اجلش فرا رسد و عمرش پایان یابد مهلت نمی‏دهد، و الله از آنچه انجام میدهید بسیار آگاه است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا میدهد؛ اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر.

برخی فواید آیات:

• رویگردانی از نصیحتها و تکبر، از صفات منافقان است.

• یکی از وسایل دشمنان دین، محاصرۀ اقتصادی مسلمانان است.

• خطر اموال و فرزندان وقتی از یاد الله بازدارند.

سورة التغابن (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ لَهُ ٱلۡمُلۡكُ وَلَهُ ٱلۡحَمۡدُۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ١ هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ فَمِنكُمۡ كَافِرٞ وَمِنكُم مُّؤۡمِنٞۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ٢ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ وَصَوَّرَكُمۡ فَأَحۡسَنَ صُوَرَكُمۡۖ وَإِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ٣ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَيَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٤ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَبَؤُاْ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبۡلُ فَذَاقُواْ وَبَالَ أَمۡرِهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٥ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُۥ كَانَت تَّأۡتِيهِمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَقَالُوٓاْ أَبَشَرٞ يَهۡدُونَنَا فَكَفَرُواْ وَتَوَلَّواْۖ وَّٱسۡتَغۡنَى ٱللَّهُۚ وَٱللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيدٞ٦ زَعَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَن لَّن يُبۡعَثُواْۚ قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتُبۡعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلۡتُمۡۚ وَذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ٧ فَ‍َٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَٱلنُّورِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلۡنَاۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ٨ يَوۡمَ يَجۡمَعُكُمۡ لِيَوۡمِ ٱلۡجَمۡعِۖ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلتَّغَابُنِۗ وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَيَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا يُكَفِّرۡ عَنۡهُ سَيِّ‍َٔاتِهِۦ وَيُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٩ [التغابن: ۱-۹].

برخی مقاصد سوره:

ذکر زیان و تباهی کافران در روز قیامت، برای برحذر داشتن از کفر و پیروانش.

تفسیر:

(۱) تمام مخلوقاتی که در آسمانها و زمین هستند الله را از صفات نقصی که سزاوار او نیست منزه و پاک برمیشمارند. فرمانروایی و مالکیت فقط برای او است، و غیر او هیچ حق مالکیتی ندارد، و ستایش نیکو برای او است، و او بر هر چیزی توانا است، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۲) - ای مردم- او همان ذاتی است که شما را آفرید اما برخی از شما به او کافر هستند و مقصدشان جهنم است، و برخی از شما به او مؤمن هستند و مقصدشان بهشت است، و الله به آنچه انجام میدهید بینا است، و ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۳) آسمانها و زمین را به حق آفریده، و این دو را بیهوده نیافریده است، و - ای مردم- به لطف و احسان خویش سیمای شما را به زیبایی بیاراست، و اگر میخواست به‏طور قطع آن را زشت قرار میداد، و در روز قیامت بازگشت فقط به‏سوی او است. آنگاه شما را در برابر اعمال‏تان جزا میدهد؛ اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر.

(۴) از آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین است آگاهی دارد، و اعمال پنهان و آشکار شما را میداند، و از خیر و شری که در سینهها است آگاه است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.

(۵) - ای مشرکان- آیا خبر امتهای تکذیبکنندۀ پیش از شما، مانند قوم نوح و عاد و ثمود و دیگران، به شما نرسیده است، که کیفر کفری که در دنیا بر آن بودند چشیدند، و در آخرت عذابی دردناک برای‏شان است؟! آری، به‏طور قطع خبرشان به شما رسیده است، پس از سرانجام کارشان پند بگیرید، و قبل از اینکه عذابی که به آنها رسید شما را فراگیرد به‏سوی الله توبه کنید.

(۶) این عذاب که به آنها رسید فقط به این سبب بود که رسولان‏شان دلایل آشکار و براهین روشن از جانب الله برای‏شان میآوردند، اما آنها با این اعتراض که رسولان از جنس بشر هستند میگفتند: آیا انسانی ما را به‏سوی حق راهنمایی میکند؟! پس کفر میورزیدند و از ایمان به آنها روی میگرداندند. اما ذرهای به الله زیان نرساندند، و الله از ایمان و طاعت‏شان بینیاز است؛ زیرا طاعت‏شان چیزی بر او نمیافزاید، و الله بینیازی است که به بندگانش نیاز ندارد، و در اقوال و افعالش ستودهشده است.

(۷) کافران پنداشتند که الله هرگز آنها را پس از مرگشان زنده مبعوث نخواهد کرد. - ای رسول- به این منکران رستاخیز بگو: آری به پروردگارم سوگند که به‏طور قطع برانگیخته خواهید شد، سپس به یقین از آنچه در دنیا انجام میدادید به شما خبر داده خواهد شد، و این رستاخیز بر الله آسان است؛ زیرا شما را نخستین بار آفریده است، در نتیجه بر برانگیختن شما پس از مرگ‏تان به صورت زنده برای حسابرسی و جزا توانا است.

(۸) پس - ای مردم- به الله و به رسولانش، و به قرآن که آن را بر رسول‏مان فرو فرستادیم ایمان آورید، و الله به آنچه انجام میدهید بسیار دانا است. ذرهای از اعمال‏تان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

(۹) و - ای رسول- روزی را به یاد آور که الله شما را در روز قیامت گرد میآورد تا شما را در قبال اعمال‏تان جزا دهد. در آن روز زیان و نقص کافران آشکار میگردد؛ زیرا مؤمنان منازل جهنمیان را در بهشت، و جهنمیان منازل بهشتیان را در جهنم به ارث میبرند، و هرکس به الله ایمان آوَرَد و عمل صالح انجام دهد الله بدیهایش را میپوشاند، و او را در بهشتهایی که نهرها از زیر کاخها و درختانش جاری است وارد میکند که برای همیشه در آن میمانند، و از آن اخراج نمیشوند، و نعمتهایش از آنها قطع نمیگردد. این چیزیکه به آن دست مییابند همان رستگاری بزرگی است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمیکند.

برخی فواید آیات:

• یکی از احکام الله تقسیمبندی مردم به بدبختان و سعادتمندان است.

• یکی از روشهای یاریرسان بر انجام عمل صالح، یادآوری زیان مردم در روز قیامت است.

﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ خَٰلِدِينَ فِيهَاۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ١٠ مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۗ وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ يَهۡدِ قَلۡبَهُۥۚ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ١١ وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَۚ فَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ١٢ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١٣ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ مِنۡ أَزۡوَٰجِكُمۡ وَأَوۡلَٰدِكُمۡ عَدُوّٗا لَّكُمۡ فَٱحۡذَرُوهُمۡۚ وَإِن تَعۡفُواْ وَتَصۡفَحُواْ وَتَغۡفِرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ١٤ إِنَّمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَأَوۡلَٰدُكُمۡ فِتۡنَةٞۚ وَٱللَّهُ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِيمٞ١٥ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُمۡ وَٱسۡمَعُواْ وَأَطِيعُواْ وَأَنفِقُواْ خَيۡرٗا لِّأَنفُسِكُمۡۗ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ١٦ إِن تُقۡرِضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا يُضَٰعِفۡهُ لَكُمۡ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ١٧ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ١٨ [التغابن: ۱۰-۱۸].

(۱۰) و کسانیکه به الله کفر ورزیدند، و آیات ما را که بر رسولانمان نازل کردیم تکذیب کردند، اینها ساکنان جهنم هستند که برای همیشه در آن میمانند، و چه مقصد بسیار زشتی دارند.

(۱۱) مصیبتی بر جان یا مال یا فرزندان هیچکسی، جز به قضا و قدر الله وارد نمی‏شود، و هرکس به الله و قضا و قدرش ایمان آورد الله قلبش را برای تسلیم بر فرمانش و رضایت به قضا و قدرش توفیق میدهد، و الله از هر چیزی آگاه است، و هیچچیز بر او پوشیده نمیماند.

(۱۲) و از الله و رسول ج اطاعت کنید، و اگر از آنچه رسول ج برای‏تان آورده است روی گرداندید گناه این رویگردانی بر خودتان است، و برعهدۀ رسول ما جز تبلیغ آنچه او را به تبلیغ آن فرمان دادهایم نیست، و به تحقیق که آنچه را به تبلیغ آن فرمان یافته ابلاغ کرده است.

(۱۳) الله همان معبود برحق است، که هیچ معبود برحقی جز او نیست، و مؤمنان باید در تمام کارهای‏شان فقط بر الله توکل کنند.

(۱۴) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، بهراستیکه برخی از همسران و فرزندان‏تان دشمن شما هستند؛ چون شما را از یاد الله و جهاد در راه او تعالی بازمیدارند، و منصرف میکنند، پس برحذر باشید که در شما تاثیر بگذارند، و اگر از لغزشهای‏شان درگذرید و صرف نظر کنید و بر آنها بپوشانید، بهراستیکه الله گناهان‏تان را بر شما میآمرزد و بر شما رحم میکند، چون جزا از جنس عمل است.

(۱۵) جز این نیست که اموال و فرزندان‏تان وسیلۀ آزمایش و ارزیابی شما هستند، که شما را بر کسب حرام، و ترک طاعت الله وامیدارند، اما هرکس طاعت الله را بر طاعت فرزندان، و بر مشغول شدن به مال ترجیح دهد پاداش بزرگی نزد الله دارد، و این پاداش بزرگ همان بهشت است.

(۱۶) پس از الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش تا جاییکه توانایی این کار را دارید بترسید، و از الله و رسولش بشنوید و اطاعت کنید، و اموال‏تان را که الله آن را برای‏تان ارزانی داشته در راههای خیر ببخشید، و هرکس الله او را از زیادهخواهی نفسش حفظ کند اینها همان دستیافتگان به آنچه میطلبند، و نجاتیافتگان از آنچه از آن میترسند هستند.

(۱۷) اگر وامی نیکو به الله بدهید؛ یعنی بخشی از اموال‏تان را در راه او ببخشید، بر مزدتان با قراردادن یک نیکی به ده برابر تا هفتصد برابر و حتی بسیار بیشتر میافزاید، و از گناهان‏تان درمیگذرد، و الله ذات بسیار بخشندهای است که در برابر عمل اندک مزد بسیار میدهد، و ذات بسیار بردباری است که کیفر را به تعجیل نمیاندازد.

(۱۸) الله سبحانه دانای نهان و آشکار است، ذرهای از این دو بر او پوشیده نمیماند، ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در آفرینش و شریعت و تقدیرش بسیار دانا است.

برخی فواید آیات:

• وظیفۀ رسولان تبلیغ از جانب الله است، اما هدایت فقط به دست الله است.

• ایمان به تقدیر سبب آرامش و هدایت است.

• تکلیف در حدودی است که برای مکلف، مقدور است.

• چند برابر شدن پاداش انفاقکننده در راه الله.

سورة الطَّلاق (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحۡصُواْ ٱلۡعِدَّةَۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ رَبَّكُمۡۖ لَا تُخۡرِجُوهُنَّ مِنۢ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخۡرُجۡنَ إِلَّآ أَن يَأۡتِينَ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖۚ وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدۡ ظَلَمَ نَفۡسَهُۥۚ لَا تَدۡرِي لَعَلَّ ٱللَّهَ يُحۡدِثُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ أَمۡرٗا١ فَإِذَا بَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمۡسِكُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٍ أَوۡ فَارِقُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٖ وَأَشۡهِدُواْ ذَوَيۡ عَدۡلٖ مِّنكُمۡ وَأَقِيمُواْ ٱلشَّهَٰدَةَ لِلَّهِۚ ذَٰلِكُمۡ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مَخۡرَجٗا٢ وَيَرۡزُقۡهُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَحۡتَسِبُۚ وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَٰلِغُ أَمۡرِهِۦۚ قَدۡ جَعَلَ ٱللَّهُ لِكُلِّ شَيۡءٖ قَدۡرٗا٣ وَٱلَّٰٓـِٔي يَئِسۡنَ مِنَ ٱلۡمَحِيضِ مِن نِّسَآئِكُمۡ إِنِ ٱرۡتَبۡتُمۡ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَٰثَةُ أَشۡهُرٖ وَٱلَّٰٓـِٔي لَمۡ يَحِضۡنَۚ وَأُوْلَٰتُ ٱلۡأَحۡمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مِنۡ أَمۡرِهِۦ يُسۡرٗا٤ ذَٰلِكَ أَمۡرُ ٱللَّهِ أَنزَلَهُۥٓ إِلَيۡكُمۡۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يُكَفِّرۡ عَنۡهُ سَيِّ‍َٔاتِهِۦ وَيُعۡظِمۡ لَهُۥٓ أَجۡرًا٥ [الطلاق: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

نشان دادن اهمیت و بزرگی مسئله طلاق و حدود آن، و بیان سرانجام تقوا و تجاوز از حدود الله.

تفسیر:

(۱) ای پیامبر، هرگاه تو یا یکی از امت تو خواست همسرش را طلاق دهد باید او را در اول عدهاش طلاق دهد؛ یعنی طلاق در طُهری که با او نزدیکی نکرده است واقع شود، و عده را محاسبه کنید، تا اگر خواستید در عده به همسران‏تان مراجعه کنید بتوانید، و از الله پروردگارتان با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او بترسید. همسران مطلقۀ خویش را از خانههایی که در آن سکونت دارند بیرون نکنید، و خودشان نیز نباید خارج شوند، تا اینکه عدهشان سپری شود؛ مگر اینکه فاحشهای آشکار مانند زنا مرتکب شوند، و این احکام همان حدود الله هستند که برای بندگانش مشخص کرده است، و هرکس از حدود الله بگذرد به‏طور قطع به‏سبب نافرمانی از پروردگارش با وارد کردن خویش در معرض نابودی بر خویشتن ستم کرده است. - ای طلاقدهنده- نمیدانی شاید الله در ادامه رغبتی در دل زوج بیندازد تا به همسرش رجوع کند.

(۲) پس هرگاه پایان عدهشان نزدیک شد با رغبت و معاشرت نیکو به آنها رجوع کنید، یا به آنها رجوع نکنید تا عدهشان سپری شود، تا اختیار کار آنها به دست خودشان باشد، و حقوقشان را به آنها بپردازید، و اگر خواستید به آنها رجوع کنید یا از آنها جدا شوید برای جلوگیری از ایجاد نزاع دو شاهد عادل مرد از خودتان گواه بگیرید، و - ای گواهان- گواهی را به هدف وجه الله برپا دارید؛ کسیکه به الله و روز قیامت ایمان دارد از این احکام پند داده میشود؛ زیرا چنین کسی از یادآوری و اندرز سود میبرد، و هرکس از الله با امتثال اوامر و اجتناب از نواهیاش بترسد، الله راه برونرفتی از هر تنگنا و حَرَجی که در آن قرار گرفته برایش قرار میدهد.

(۳) و از جاییکه به ذهنش خطور نمیکند، و به گمانش نمیرسد به او روزی می‏دهد، و هرکس در کارهایش بر الله توکل کند او تعالی برایش کافی است. بهراستیکه الله فرمانش را اجرا میکند. از هیچچیز ناتوان نیست، و هیچچیز از دستش نمی‏رود. الله بر هر چیزی اندازهای قرار داده است که در آن پایان مییابد، پس برای سختی اندازهای است، و برای آسانی اندازهای است؛ یعنی هیچیک از این دو بر انسان همیشگی و ماندگار نیست.

(۴) و زنان مطلقهای که به‏سبب سن زیاد از اینکه عادت ماهیانه ببینند ناامید هستند، اگر در چگونگی عدهشان شک کردید عدۀ آنها سه ماه است، و نیز عدۀ زنانی که به‏سبب خردسالی هنوز به سن بلوغ نرسیدهاند سه ماه است. و پایان عدۀ طلاق یا وفات (شوهر) برای زنان باردار: زمانی است که وضع حمل کنند، و هرکس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسد، الله کارهایش را بر او تسهیل میکند، و هر سختیای را برایش آسان میگرداند.

(۵) - ای مؤمنان- این احکام طلاق و رجوع و عده، حکم الله است که برای‏تان فرستاد تا آنها را بدانید، و هرکس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسد، الله گناهانی را که مرتکب شده است پاک میکند، و اجری بزرگ، یعنی ورود به بهشت، و دستیابی بر نعمتهایی جاویدان به او میدهد.

برخی فواید آیات:

• خطاب به پیامبر ج، خطاب به امتش به شمار میرود تا زمانیکه برای او تخصیص ثابت نشود.

• وجوب مسکن و نفقه برای زن مطلّقه به طلاق رجعی.

• تشویق بر گرفتن گواه برای از بین بردن بذر اختلاف.

• فراوانی و بزرگی فواید تقوی.

﴿أَسۡكِنُوهُنَّ مِنۡ حَيۡثُ سَكَنتُم مِّن وُجۡدِكُمۡ وَلَا تُضَآرُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُواْ عَلَيۡهِنَّۚ وَإِن كُنَّ أُوْلَٰتِ حَمۡلٖ فَأَنفِقُواْ عَلَيۡهِنَّ حَتَّىٰ يَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّۚ فَإِنۡ أَرۡضَعۡنَ لَكُمۡ فَ‍َٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأۡتَمِرُواْ بَيۡنَكُم بِمَعۡرُوفٖۖ وَإِن تَعَاسَرۡتُمۡ فَسَتُرۡضِعُ لَهُۥٓ أُخۡرَىٰ٦ لِيُنفِقۡ ذُو سَعَةٖ مِّن سَعَتِهِۦۖ وَمَن قُدِرَ عَلَيۡهِ رِزۡقُهُۥ فَلۡيُنفِقۡ مِمَّآ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُۚ لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَاۚ سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا٧ وَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ عَتَتۡ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِۦ فَحَاسَبۡنَٰهَا حِسَابٗا شَدِيدٗا وَعَذَّبۡنَٰهَا عَذَابٗا نُّكۡرٗا٨ فَذَاقَتۡ وَبَالَ أَمۡرِهَا وَكَانَ عَٰقِبَةُ أَمۡرِهَا خُسۡرًا٩ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدٗاۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۚ قَدۡ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَيۡكُمۡ ذِكۡرٗا١٠ رَّسُولٗا يَتۡلُواْ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ مُبَيِّنَٰتٖ لِّيُخۡرِجَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَيَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا يُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ قَدۡ أَحۡسَنَ ٱللَّهُ لَهُۥ رِزۡقًا١١ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ وَمِنَ ٱلۡأَرۡضِ مِثۡلَهُنَّۖ يَتَنَزَّلُ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنَهُنَّ لِتَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ وَأَنَّ ٱللَّهَ قَدۡ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عِلۡمَۢا١٢ [الطلاق: ۶-۱۲].

الله پس از بیان حکم طلاق و رجوع، حکم نفقه و مسکن را بیان کرد و فرمود:

(۶) - ای شوهران- آنها را در همان جاییکه سکونت دارید به اندازۀ توانایی‏تان سکونت دهید، زیرا الله شما را بیش از آن مکلف نکرده است، و در نفقه و سکونت و سایر موارد به آنها زیان وارد نکنید که بخواهید بر آنها تنگ بگیرید، و اگر زنان مطلقه باردار بودند نفقۀ آنها را بدهید تا وضع حمل کنند. اگر فرزندان‏تان را شیر دادند اجرت شیردادن‏شان را به آنها بپردازید، و در امر اجرت به عرف مراجعه کنید، اما اگر شوهر اجرتی را که همسر میخواهد به او نداد، و زن نیز به اجرتی که مدّ نظر شوهر است راضی نشد، پدر باید زن شیرده دیگری به اجاره بگیرد تا فرزندش را برای او شیر دهد.

(۷) کسیکه توانایی مالی خوبی دارد باید از دارایی خویش بر زن مطلقه و فرزندش خرج کند، و هرکس از نظر روزی در تنگنا قرار دارد باید از روزیای که الله به او عطا کرده است خرج کند، الله هیچکس را جز به آنچه که به او عطا کرده مکلف نساخته است، یعنی او را نه به فراتر از آن، و نه به فراتر از توانش مکلف نمیکند، الله به زودی پس از تنگی و سختی حالش، گشایش و بینیازی برای او قرار میدهد.

الله پس از بیان تعدادی اوامر، از رویگردانی از این امور برحذر داشت، و سرانجام بد آن را بیان کرد و فرمود:

(۸) و چه بسیار قریههایی که وقتی از امر پروردگارشان سبحانه و امر رسولانش نافرمانی کردند، آنها را در قبال اعمال بدشان سخت مورد محاسبه قرار دادیم، و با عذابی رسواکننده در دنیا و آخرت عذاب کردیم.

(۹) پس کیفر اعمال بدشان را چشیدند، و سرانجام آنها در دنیا و آخرت تباهی بود.

(۱۰) الله عذابی سخت برای‏شان فراهم کرده است، پس - ای خردمندانی که به الله و به رسولش ایمان آوردهاید- با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، تا عذابی که به آنها رسید شما را در برنگیرد، به تحقیق که الله ذکری را برای‏تان نازل کرده است که سرانجامِ بدِ نافرمانی از او تعالی، و عاقبت خوش فرمان‏برداری از او را برای‏تان یادآوری میکند.

(۱۱) این ذکر همان فرستادۀ او است که آیات روشن الله را که هیچ ابهامی در آنها نیست برای‏تان میخواند؛ تا کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و رسولش را تصدیق کردهاند، و اعمال صالح انجام دادهاند از تاریکیهای گمراهی به‏سوی نور بیرون آورده شوند، و هرکس به الله ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، الله او را به بهشتهایی که نهرها از زیر کاخها و درختانش جاری است وارد میکند که برای همیشه در آن میمانند. الله رزق و روزی را برایش نیکو میگرداند به گونهای که او را به بهشتی که نعمتهای آن قطع نمیشود وارد میکند.

(۱۲) الله همان ذاتی است که هفت آسمان، و هفت زمین را مانند آنها آفرید، فرمان کَونیه و شرعی الله میان آنها فرود میآید؛ تا بدانند که الله بر هر چیزی توانا است، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد، و او سبحانه بر هر چیزی احاطۀ علمی دارد، و هیچچیز نه در آسمانها و نه در زمین بر او پوشیده نمیماند.

برخی فواید آیات:

• عدم وجوب شیردادن بر زن باردار مطلّقه.

• تکلیف فقط به اندازۀ توانایی است.

• ایمان به قدرت و احاطۀ علم الله تعالی بر هر چیزی، سبب رضایت و آرامش قلبی است.

سورة التَّحریم (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَۖ تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١ قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَيۡمَٰنِكُمۡۚ وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ٢ وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِيُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِيثٗا فَلَمَّا نَبَّأَتۡ بِهِۦ وَأَظۡهَرَهُ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ عَرَّفَ بَعۡضَهُۥ وَأَعۡرَضَ عَنۢ بَعۡضٖۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِۦ قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَكَ هَٰذَاۖ قَالَ نَبَّأَنِيَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡخَبِيرُ٣ إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَاۖ وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ٤ عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَيۡرٗا مِّنكُنَّ مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ قَٰنِتَٰتٖ تَٰٓئِبَٰتٍ عَٰبِدَٰتٖ سَٰٓئِحَٰتٖ ثَيِّبَٰتٖ وَأَبۡكَارٗا٥ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ٦ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَعۡتَذِرُواْ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّمَا تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٧ [التحريم: ۱-۷].

برخی مقاصد سوره:

تربیت بیت نبوی؛ تا الگویی نیکو برای خانواده و جامعه باشد.

تفسیر:

(۱) ای رسول، چرا کامجویی از کنیز خویش ماریه ل را که الله برایت حلال کرده، برای خشنودکردن همسرانت که احساسات‏شان علیه او برانگیخته شده، بر خودت حرام میکنی، و الله نسبت به تو بسیار آمرزنده و مهربان است؟!

(۲) الله گشودن سوگندهای‏تان را با کفاره اگر در آن خیری دیدید یا در آن حانث شدید برای‏تان تشریع کرده است، و الله یاور شماست، و او تعالی از احوال شما و آنچه که به مصلحت شما است آگاه است، و در شریعت و تقدیرش بسیار دانا است.

(۳) و به یاد آور آنگاه که پیامبر ج خبری را فقط به حفصه ل گفت، و بخشی از آن خبر این بود که با همسرش ماریه ل نزدیکی نخواهد کرد، پس وقتی حفصه ل، عایشه ل را از این خبر مطلع کرد و الله پیامبر خویش را از افشای رازش آگاه کرد حفصه ل را سرزنش کرد و برخی از آنچه را که ذکر کرده بود به او گفت و بخشی دیگر از آن را نگفت، پس حفصه ل از ایشان پرسید: چه کسی تو را از این امر آگاه کرده است؟ گفت: ذاتیکه از هر چیز آگاه و نسبت به هر امر نهانی دانا است مرا باخبر ساخت.

(۴) بر شما دو نفر لازم شد که توبه کنید؛ زیرا نفس شما چیزی را دوست دارد که رسولالله ج آن را نمیپسندد یعنی این امر که از کنیزکش دوری گزیند و او را بر خود حرام کند. و اگر همچنان بر همدستشدن علیه او اصرار ورزید، بدانید که الله خود، دوست و یاور او است، و نیز جبرئیل ÷ و مؤمنان شایسته، دوستان و یاوران او هستند. و فرشتگان پس از الله یاران و یاوران او در برابر کسی هستند که آزاری به او برساند.

(۵) امید است که پروردگارش سبحانه اگر پیامبر او شما را طلاق دهد به جای شما همسرانی بهتر از شما، که از امرش فرمان‏برداری میکنند، به او و رسولش مؤمن هستند، فرمان‏بردار الله هستند، از گناهان‏شان توبه میکنند، عبادتگزار پروردگارشان هستند، روزهگیر هستند، چه بیوهزنان، و چه دوشیزگانی که با آنها نزدیکی نشده است، به او بدهد. اما پیامبر ج آنها را طلاق نداده است.

(۶) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، برای خودتان و خانوادههای‏تان سپری در برابر آتشی بزرگ که با مردم و سنگها برافروخته میشود قرار دهید. بر این آتش فرشتگانی هستند که در برابر کسانیکه در آن وارد میشود خشن و سختگیر هستند، و از امر الله آنگاه که به آنها امر کند نافرمانی نمیکنند، و آنچه را آنها را به آن فرمان میدهد بدون سستی و تأخیر انجام میدهند.

(۷) و در روز قیامت به کافران گفته میشود: ای کسانیکه به الله کفر ورزیدهاید، در برابر کفر و گناهانی که انجام میدادید عذرخواهی نکنید، که عذرهای‏تان هرگز پذیرفته نخواهد شد؛ زیرا یقیناً در برابر کفر به الله و تکذیب رسولانش که در دنیا مرتکب میشدید در این روز جزا داده میشوید.

برخی فواید آیات:

• مشروعیت کفارۀ یمین.

• بیان جایگاه پیامبر ج نزد پروردگارش و دفاع الله تعالی از او.

• یکی از اخلاقیات کریمانه مصطفی ج در برابر همسرانش این بود که زیاد سرزنش نمیکرد و برای ابقای مهرورزی و عاطفه از برخی خطاهای‏شان چشمپوشی میکرد.

• مسئولیت مؤمن در برابر خودش و خانوادهاش.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ تُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ تَوۡبَةٗ نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمۡ سَيِّ‍َٔاتِكُمۡ وَيُدۡخِلَكُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ يَوۡمَ لَا يُخۡزِي ٱللَّهُ ٱلنَّبِيَّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥۖ نُورُهُمۡ يَسۡعَىٰ بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَآ أَتۡمِمۡ لَنَا نُورَنَا وَٱغۡفِرۡ لَنَآۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٨ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ جَٰهِدِ ٱلۡكُفَّارَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱغۡلُظۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٩ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱمۡرَأَتَ نُوحٖ وَٱمۡرَأَتَ لُوطٖۖ كَانَتَا تَحۡتَ عَبۡدَيۡنِ مِنۡ عِبَادِنَا صَٰلِحَيۡنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمۡ يُغۡنِيَا عَنۡهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ٔٗا وَقِيلَ ٱدۡخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِينَ١٠ وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱمۡرَأَتَ فِرۡعَوۡنَ إِذۡ قَالَتۡ رَبِّ ٱبۡنِ لِي عِندَكَ بَيۡتٗا فِي ٱلۡجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرۡعَوۡنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ١١ وَمَرۡيَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا فَنَفَخۡنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتۡ بِكَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِۦ وَكَانَتۡ مِنَ ٱلۡقَٰنِتِينَ١٢ [التحريم: ۸-۱۲].

(۸) ای کسانیکه به الله ایمان آوردهاید و به احکامی که برای‏تان تشریع فرموده عمل کردهاید، از گناهان‏تان صادقانه به‏سوی الله توبه کنید. امید است که پروردگارتان بدیهای‏تان را از شما پاک کند، و روز قیامت شما را به بهشتهایی که نهرها از زیر کاخهایش جاری است وارد کند. روزیکه الله پیامبر و کسانی را که همراه او ایمان آوردهاند با وارد کردن در جهنم خوار نمیسازد، و نور آنها در پیشاپیش و سمت راست‏شان بر روی صراط حرکت میکند، و میگویند: ای پروردگار ما نورمان را بر ما کامل گردان، که وارد بهشت شویم، تا مانند منافقان که نورشان بر روی صراط خاموش میشود نباشیم، و گناهانمان را بیامرز، زیرا تو بر هر کاری توانایی، و از کامل کردن نور ما و گذشتن از گناهانمان ناتوان نیستی.

(۹) ای رسول، در برابر کافران با شمشیر، و در برابر منافقان با زبان و اقامۀ حدود پیکار کن، و بر آنها سخت بگیر تا از تو بترسند، و پناهگاه آنها که در روز قیامت به آن پناه میآورند همان جهنم است، و مقصدشان که به آن بازگردانده میشوند بسیار بد است.

(۱۰) الله برای کسانیکه به الله و رسولش کفر ورزیدهاند- به اینکه رابطهشان با مؤمنان هرگز سودی به آنها نمیرساند- دو زن دو پیامبر از پیامبران الله: نوح ÷ و لوط ÷ را مثال زده است، که همسر دو بندۀ صالح بودند، اما با بازداشتن از راه الله، و یاری رساندن به کافران قوم خویش، به شوهران‏شان خیانت کردند؛ پس همسربودن برای این دو بندۀ صالح سودی به آنها نرساند، و به آن دو گفته شد: در زمرۀ کافران و فاسقانی که وارد جهنم میشوند در آن داخل شوید.

(۱۱) و الله برای کسانیکه به الله و رسولانش ایمان آوردهاند بر اینکه پیوند آنها با کافران زیانی به آنها نمیرساند، و تا زمانیکه بر راه حق استوار باشند تاثیری در آنها ندارد حالت زن فرعون را مثال زده است آنگاه که گفت: پروردگارا، نزد خودت در بهشت خانهای برایم بنا کن، و مرا از جبروت و قدرت و اعمال بد فرعون نجات دِه، و مرا از قومی که با پیروی از فرعون در طغیان و ستم او، بر خودشان ستم کردهاند نجات دِه.

(۱۲) و الله برای کسانیکه به الله و رسولانش ایمان آوردهاند، حالت مریم دختر عمران را مثال زده است که عورتش را از زنا حفظ کرد، و الله به جبرئیل ÷ فرمان داد که در او بدمد. پس به قدرت الله بدون پدر به عیسی ÷ پسر مریم حامله شد، و شریعتهای الله و کتابهای نازلشده بر رسولانش را تصدیق کرد، و از جمله فرمان‏برداران الله با اجرای اوامر و خودداری از نواهیاش بود.

برخی فواید آیات:

• توبۀ نصوح سبب تمام خیرها است.

• کنار هم آمدنِ جهادِ با علم و حجت، و جهادِ با شمشیر بر اهمیت این دو جهاد و اینکه هیچیک از این دو از دیگری بینیاز نمیسازد دلالت دارد.

• در صورت تفاوت دین، خویشاوندی سببی یا نَسَبی در روز قیامت به شخص سودی نمیرساند.

• پاکدامنی و دوری از شبهه، از صفات زنان مؤمن و صالح است.

سورة المُلک (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿تَبَٰرَكَ ٱلَّذِي بِيَدِهِ ٱلۡمُلۡكُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ١ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡمَوۡتَ وَٱلۡحَيَوٰةَ لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗاۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفُورُ٢ ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗاۖ مَّا تَرَىٰ فِي خَلۡقِ ٱلرَّحۡمَٰنِ مِن تَفَٰوُتٖۖ فَٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ هَلۡ تَرَىٰ مِن فُطُورٖ٣ ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ كَرَّتَيۡنِ يَنقَلِبۡ إِلَيۡكَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئٗا وَهُوَ حَسِيرٞ٤ وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِمَصَٰبِيحَ وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّيَٰطِينِۖ وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ٥ وَلِلَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٦ إِذَآ أُلۡقُواْ فِيهَا سَمِعُواْ لَهَا شَهِيقٗا وَهِيَ تَفُورُ٧ تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِۖ كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ٨ قَالُواْ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَنَا نَذِيرٞ فَكَذَّبۡنَا وَقُلۡنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ كَبِيرٖ٩ وَقَالُواْ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ١٠ فَٱعۡتَرَفُواْ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ١١ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ كَبِيرٞ١٢ [الملك: ۱-۱۲].

برخی مقاصد سوره:

اظهار کمال فرمانروایی و قدرت الله؛ برای واداشتن به ترس از او، و تحذیر از کیفرش.

تفسیر:

(۱) بزرگ و فراوان است خیر الله که فرمانروایی فقط به دست او است، و او تعالی بر هر چیزی توانا است، و هیچچیز او را ناتوان نمیسازد.

(۲) - ای مردم- همان ذاتیکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک از شما نیکوکارتر هستید، و او ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و نسبت به گناهان کسانی از بندگانش که توبه کنند بسیار آمرزنده است.

(۳) همان ذاتیکه هفت آسمان را لایه لایه آفرید، بدون اینکه میان دو آسمان تماسی وجود داشته باشد. - ای نظارهگر- در آنچه الله آفریده است هیچ تفاوت یا ناسازگاریای نمیبینی. دوباره بنگر آیا هیچگونه شکاف و رخنهای میبینی؟! هرگز آن را نخواهی دید، و آن را فقط آفرینشی محکم و استوار میبینی.

(۴) باز پیاپی بنگر نگاهت خوار و زبون بدون اینکه عیب یا خللی در آفرینش آسمان ببیند به‏سوی خودت بازمیگردد، درحالیکه خسته و ناتوان از نگاه کردن است.

(۵) و به تحقیق که نزدیکترین آسمان به زمین را با ستارگانی درخشان آراستهایم، و آن ستارگان را شهابهایی قرار دادیم که شیاطینی که دزدکی گوش میدهند با آنها رانده میشوند و آنها را میسوزانند، و در آخرت آتشی سوزان برای‏شان آماده کردهایم.

(۶) و برای کسانیکه به پروردگارشان کفر ورزیدهاند در روز قیامت عذاب آتشی شعلهور است، و چه بد بازگشتگاهی است که به‏سوی آن بازمیگردند.

(۷) هنگامیکه در جهنم افکنده شوند صدایی بسیار زشت میشنوند، درحالیکه همانند دیگ میجوشد.

(۸) نزدیک است که از شدت خشمش بر کسانیکه وارد آن میشوند از هم شکافته و پاره پاره شود. هرگاه برخی ساکنان کافرش یکباره در آن افکنده شوند فرشتگان گماشتهشدۀ به جهنم از روی توبیخ از آنها میپرسند: آیا در دنیا رسولی که شما را از عذاب الله میترساند نزدتان نیامد؟!

(۹) و کافران میگویند: چرا، در حقیقت رسولی که ما را از عذاب الله میترساند نزدمان آمد اما او را تکذیب کردیم، و به او گفتیم: الله وحیی نازل نکرده است، - ای رسولان- جز در گمراهی بزرگی از حق نیستید.

(۱۰) و کافران میگویند: اگر ما آنگونه که فایدهای حاصل شود گوش میکردیم یا مانند عقل کسیکه حق را از باطل میشناسد عقل‏مان را بهکار میبردیم از زمره دوزخیان نبودیم، بلکه به رسولان ایمان میداشتیم و آنچه را آوردند تصدیق میکردیم و از بهشتیان میبودیم.

(۱۱) پس به کفر و تکذیب علیه خودشان اقرار میکنند و سزاوار جهنم میگردند، و نابود باد ساکنان جهنم.

الله پس از بیان صفات و جزای کافران، صفات و جزای مؤمنان را ذکر کرد و فرمود:

(۱۲) کسانیکه در خلوتهای‏شان از الله میترسند، برای آنها آمرزشی برای گناهانشان، و پاداشی بزرگ یعنی بهشت است.

برخی فواید آیات:

• شناخت حکمت آفرینش مرگ و زندگی، مبادرت بر انجام عمل صالح قبل از مرگ را واجب میگرداند.

• جهنم از روی غیرت برای الله سبحانه بر کافران به خشم و غضب میآید.

• جنیان در گشتزنی و کاوش در فضا از انسانها پیشگام بودند و هر یک از آنها که از حد خویش تجاوز کند، با کیفر تعقیب میشود.

• طاعت الله و ترس از او تعالی در تنهاییها، از اسباب آمرزش و ورود به بهشت است.

﴿وَأَسِرُّواْ قَوۡلَكُمۡ أَوِ ٱجۡهَرُواْ بِهِۦٓۖ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ١٣ أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ١٤ هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ ذَلُولٗا فَٱمۡشُواْ فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُواْ مِن رِّزۡقِهِۦۖ وَإِلَيۡهِ ٱلنُّشُورُ١٥ ءَأَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ أَن يَخۡسِفَ بِكُمُ ٱلۡأَرۡضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ١٦ أَمۡ أَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ أَن يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗاۖ فَسَتَعۡلَمُونَ كَيۡفَ نَذِيرِ١٧ وَلَقَدۡ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ١٨ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ إِلَى ٱلطَّيۡرِ فَوۡقَهُمۡ صَٰٓفَّٰتٖ وَيَقۡبِضۡنَۚ مَا يُمۡسِكُهُنَّ إِلَّا ٱلرَّحۡمَٰنُۚ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءِۢ بَصِيرٌ١٩ أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي هُوَ جُندٞ لَّكُمۡ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِۚ إِنِ ٱلۡكَٰفِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ٢٠ أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي يَرۡزُقُكُمۡ إِنۡ أَمۡسَكَ رِزۡقَهُۥۚ بَل لَّجُّواْ فِي عُتُوّٖ وَنُفُورٍ٢١ أَفَمَن يَمۡشِي مُكِبًّا عَلَىٰ وَجۡهِهِۦٓ أَهۡدَىٰٓ أَمَّن يَمۡشِي سَوِيًّا عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٢٢ قُلۡ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُمۡ وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةَۚ قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ٢٣ قُلۡ هُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَإِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٢٤ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٢٥ قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ وَإِنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٞ٢٦ [الملك: ۱۳-۲۶].

(۱۳) و - ای مردم- اگر سخن‏تان را پنهان کنید یا آشکار گردانید، الله آن را می‏داند؛ زیرا او سبحانه از آنچه در دلهای بندگانش است آگاه است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.

(۱۴) آیا ذاتیکه تمام مخلوقات را آفریده است راز و آنچه که از راز نهانتر است را نمیداند؟! حال آنکه او تعالی نسبت به بندگانش مهربان، و نسبت به امورشان بسیار دانا است، و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند.

(۱۵) او همان ذاتی است که زمین را سهل و نرم برای سکونت بر روی آن برای‏تان قرار داد، پس در گوشه و کنارههایش بگردید، و از روزیای که در آن برای‏تان آماده کرده است بخورید، و رستاخیز شما برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی او است.

(۱۶) آیا از الله که در آسمان است ایمن شدهاید که زمین را از زیر پاهای‏تان بشکافد همانگونه که از زیر پای قارون پس از اینکه سهل و رام برای سکونت بر روی آن بود شکافت، و بهناگاه پس از آرامبودنش شما را بلرزاند؟!

(۱۷) آیا از الله که در آسمان است ایمن شدهاید که سنگهایی از آسمان بر شما فرو فرستد مانند سنگهایی که بر قوم لوط فرو فرستاد؟! پس وقتی عذابم را مشاهده میکنید اِنذارِ من برای خودتان را خواهید دانست، اما پس از مشاهدۀ عذاب از این امر هرگز سودی نخواهید برد.

(۱۸) و به تحقیق امتهایی که پیش از این مشرکان گذشتند تکذیب کردند، آنگاه چون بر کفر و تکذیب‏شان پافشاری کردند عذاب الله بر آنها نازل شد، پس خشم من بر آنها چگونه بود؟! به تحقیق که خشمی سخت بود.

(۱۹) آیا این تکذیب کنندگان پرندگان را بر فرازشان ندیدهاند که در کنار یکدیگر صف بستهاند، جز الله کسی آنها را نگاه نمیدارد تا بر زمین فرو نیفتند. بهراستیکه او تعالی بر هر چیزی بینا است، و هیچچیز بر او پوشیده نمیماند.

(۲۰) - ای کافران- اگر الله بخواهد شما را عذاب کند هیچ لشکری نخواهید داشت که شما را در برابر عذاب الله محافظت کند. کافران جز فریب خوردگان نیستند، که شیطان آنها را فریفت و آنها نیز فریبش را خوردند.

(۲۱) و اگر الله رزق و روزی خویش را از اینکه به شما برسد از شما بازدارد، هیچکس نیست که به شما روزی دهد، بلکه حاصل این است که کافران در سرسختی و تکبر، و امتناع از حق ادامه میدهند.

(۲۲) پس آیا کسیکه افتاده بر چهرهاش راه میرود، و غرق خودش است - یعنی مشرک- هدایتیافتهتر است، یا مؤمن که مستقیم بر راه راست گام برمیدارد.

(۲۳) - ای رسول- به این مشرکان تکذیبکننده بگو: الله همان ذاتی است که شما را آفرید، و گوشهایی که با آنها میشنوید، و چشمانی که با آنها میبینید، و قلبهایی که با آنها میاندیشید برای‏تان قرار داد، چه کم در قبال نعمتهایی که بر شما ارزانی داشته است از او سپاسگزاری میکنید.

(۲۴) - ای رسول- به این مشرکان تکذیبکننده بگو: الله همان ذاتی است که شما را در زمین پراکنده و منتشر ساخت، نه نمادهای‏تان که هیچچیز را نمیآفرینند. و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‏سوی الله گرد آورده میشوید، نه به‏سوی نمادهایتان، پس از او بترسید و او را به یگانگی عبادت کنید.

(۲۵) و تکذیب کنندگان رستاخیز برای بعید شمردن رستاخیز میگویند: - ای محمد- این وعدهای که تو و اصحابت به ما میدهید چه زمانی است اگر در این ادعا که وعدۀ مذکور آمدنی است راستگو هستید؟!

(۲۶) - ای رسول- بگو: علم قیامت فقط نزد الله است، جز او کسی نمیداند چه زمانی واقع میشود، و من فقط اِنذاردهندهای آشکار برای شما هستم.

برخی فواید آیات:

• اطلاع الله از آنچه که در سینههای بندگان پنهان است.

• کفر و گناهان از اسباب حصول عذاب الله در دنیا و آخرت هستند.

• کفر به الله تاریکی و سرگردانی، و ایمان به او تعالی نور و هدایت است.

﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَهۡلَكَنِيَ ٱللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوۡ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ ٱلۡكَٰفِرِينَ مِنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ٢٨ قُلۡ هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ءَامَنَّا بِهِۦ وَعَلَيۡهِ تَوَكَّلۡنَاۖ فَسَتَعۡلَمُونَ مَنۡ هُوَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٢٩ قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَصۡبَحَ مَآؤُكُمۡ غَوۡرٗا فَمَن يَأۡتِيكُم بِمَآءٖ مَّعِينِۢ٣٠ [الملك: ۲۸-۳۰].

(۲۷) پس آنگاه که این وعده آنها را فراگیرد و عذاب را نزدیک خویش ببینند، که این امر در روز قیامت رخ میدهد چهرۀ کسانیکه کفر ورزیدهاند تغییر میکند و سیاه میشود، و به آنها گفته میشود: این همان چیزی است که آن را در دنیا طلب می‏کردید و به شتاب میخواستید.

(۲۸) - ای رسول- از روی اعتراض بر این مشرکان تکذیب کننده بگو: به من خبر دهید اگر الله مرا بمیراند، و مؤمنانی که همراه من هستند نیز بمیرند، چه کسی کافران را از عذاب دردناک نجات میدهد؟! هیچکس آنها را از این عذاب نجات نخواهد داد.

(۲۹) - ای رسول- به این مشرکان بگو: او است ذات رحمان که شما را به عبادت خویش به تنهایی و وحدانیت فرامیخواند. به او ایمان آوردیم، و در کارهایمان فقط بر او توکل کردیم، و– بدون تردید- به زودی کسی را که در گمراهی آشکار است از کسیکه بر راه راست قرار دارد بازخواهید شناخت.

(۳۰) - ای رسول- به این مشرکان بگو: به من خبر دهید اگر آب آشامیدنی شما در زمین فرو رود که نتوانید به آن دست یابید، چه کسی آبی بسیار و روان برای‏تان می‏آورد؟! هیچکس جز الله.

سورة القلم (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿نٓۚ وَٱلۡقَلَمِ وَمَا يَسۡطُرُونَ١ مَآ أَنتَ بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ بِمَجۡنُونٖ٢ وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ٣ وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ٤ فَسَتُبۡصِرُ وَيُبۡصِرُونَ٥ بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ٦ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ٧ فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ٨ وَدُّواْ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ٩ وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ١٠ هَمَّازٖ مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ١١ مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ١٢ عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ١٣ أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ١٤ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٥ سَنَسِمُهُۥ عَلَى ٱلۡخُرۡطُومِ١٦ [القلم: ۱-۱۶].

برخی مقاصد سوره:

آشکار ساختن علم و اخلاق پیامبر ج، برای تصدیق ایشان، پس از اینکه مشرکان بر او گستاخی کردند.

تفسیر:

(۱) ﴿نٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد. الله به قلم، و به آنچه مردم با قلمهای‏شان مینویسند سوگند یاد فرمود.

(۲) که تو - ای رسول- به نبوتی که الله بر تو ارزانی داشته است دیوانه نیستی، بلکه از جنونی که مشرکان به تو نسبت دادند بری هستی.

(۳) به‏طور قطع در قبال رنجی که از حمل رسالت به‏سوی مردم میبری پاداشی جاویدان داری، و در این مورد هیچکس بر تو هیچ منتی ندارد.

(۴) و بهراستیکه تو اخلاقی والا که قرآن آن را آورد داری؛ زیرا به اخلاق قرآنی به کاملترین وجه آراسته هستی.

(۵) پس بهزودی تو خواهی دید، و این کافران خواهند دید.

(۶) وقتی حق آشکار میگردد که کدام‏تان به جنون مبتلا هستید؟!

(۷) - ای رسول- بهراستیکه پروردگارت میداند چه کسی از راه او تعالی منحرف شده، و به هدایتیافتهگان به‏سوی راه خویش آگاهتر است. پس میداند که کافران از راهش گمراه شدهاند، و اینکه تو به آن هدایت یافتهای.

(۸) پس - ای رسول- از کسانیکه آنچه را آوردهای تکذیب کردهاند فرمان نبر.

(۹) آرزو دارند که به حساب دین با آنها نرمی و مهربانی کنی، تا آنها نیز با تو نرمی و مهربانی کنند.

(۱۰) و از هیچ شخص بسیار سوگندخورنده به باطل، و پست فرمان مبر.

(۱۱) همان بسیار غیبت کننده از مردم، و بسیار خبرچین میان آنها؛ تا میان‏شان تفرقه بیندازد.

(۱۲) بسیار بازدارنده از خیر، متجاوز بر اموال و آبرو و جان مردم، بسیار گناهکار و نافرمان.

(۱۳) خشک و خشن، که در میان قومش به بدی شهرت دارد.

(۱۴) چون صاحب مال و فرزندان است از ایمان به الله و رسولش تکبر ورزید.

(۱۵) هرگاه آیات ما بر او خوانده شود میگوید: این از خرافات نوشتهشدۀ پیشینیان است.

(۱۶) بهزودی نشانهای بر بینیاش مینهیم که او را بدنام میکند و پیوسته همراهش است.

برخی فواید آیات:

• شهرت رسول ج به اخلاق قرآنی.

• صفات کافران صفاتی نکوهیده است که بر مؤمن واجب است از آنها و از طاعت پیروانش دوری کند.

• هرکس زیاد سوگند یاد کند نزد اللهِ رحمان خوار و زبون میگردد، و جایگاهش نزد مردم پایین میآید.

﴿إِنَّا بَلَوۡنَٰهُمۡ كَمَا بَلَوۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ إِذۡ أَقۡسَمُواْ لَيَصۡرِمُنَّهَا مُصۡبِحِينَ١٧ وَلَا يَسۡتَثۡنُونَ١٨ فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ١٩ فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ٢٠ فَتَنَادَوۡاْ مُصۡبِحِينَ٢١ أَنِ ٱغۡدُواْ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ٢٢ فَٱنطَلَقُواْ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ٢٣ أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ٢٤ وَغَدَوۡاْ عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ٢٥ فَلَمَّا رَأَوۡهَا قَالُوٓاْ إِنَّا لَضَآلُّونَ٢٦ بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ٢٧ قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ٢٨ قَالُواْ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ٢٩ فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ٣٠ قَالُواْ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ٣١ عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ٣٢ كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ٣٣ إِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ٣٤ أَفَنَجۡعَلُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ كَٱلۡمُجۡرِمِينَ٣٥ مَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ٣٦ أَمۡ لَكُمۡ كِتَٰبٞ فِيهِ تَدۡرُسُونَ٣٧ إِنَّ لَكُمۡ فِيهِ لَمَا تَخَيَّرُونَ٣٨ أَمۡ لَكُمۡ أَيۡمَٰنٌ عَلَيۡنَا بَٰلِغَةٌ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّ لَكُمۡ لَمَا تَحۡكُمُونَ٣٩ سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ٤٠ أَمۡ لَهُمۡ شُرَكَآءُ فَلۡيَأۡتُواْ بِشُرَكَآئِهِمۡ إِن كَانُواْ صَٰدِقِينَ٤١ يَوۡمَ يُكۡشَفُ عَن سَاقٖ وَيُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ٤٢ [القلم: ۱۷-۴۲].

(۱۷) بهراستیکه ما این مشرکان را با قحطی و گرسنگی آزمودیم، همانگونه که صاحبان باغ را آزمایش کردیم آنگاه که سوگند یاد کردند که به‏طور قطع میوههای باغ را صبحگاه با شتاب خواهند چید تا اینکه از آنها به هیچ مسکینی داده نشود.

(۱۸) ولی سوگندشان را با گفتن: (إنشاءالله= اگر الله بخواهد) استثنا نکردند.

(۱۹) پس الله آتشی به‏سوی آن باغ فرستاد، که آن را درحالیکه صاحبانش در خواب بودند و نمیتوانستند آتش را از آن دفع کنند خورد.

(۲۰) و مانند شب تاریک سیاه شد.

(۲۱) و صبحگاه به یکدیگر ندا زدند.

(۲۲) گفتند: بامدادان و قبل از آمدن فقرا به‏سوی کشت خویش بروید اگر میوههایش را میچینید.

(۲۳) پس شتابان به‏سوی کشت‏شان به راه افتادند، درحالیکه با صدایی آهسته با یکدیگر سخن میگفتند.

(۲۴) به یکدیگر میگفتند: امروز نباید مسکینی در باغ بر شما وارد شود.

(۲۵) و اول صبح به راه افتادند درحالیکه بر منع میوههای‏شان مصمم بودند.

(۲۶) اما وقتی آن را سوخته دیدند به یکدیگر گفتند: بهراستیکه راه باغ را گم کردهایم.

(۲۷) بلکه به‏سبب عزم بر محرومکردن مساکین از میوههای باغ، از چیدن میوههایش محروم هستیم.

(۲۸) دانشمندترین آنها گفت: آیا وقتی بر محروم کردن فقرا از آن تصمیم گرفتید به شما نگفتم: چرا الله را به پاکی نمیستایید، و به‏سوی او توبه نمیکنید؟!

(۲۹) گفتند: منزه است پروردگار ما، بهراستیکه ما وقتی بر تحریم فقرا از میوههای باغمان تصمیم گرفتیم بر خویش ستم کردیم.

(۳۰) آنگاه از روی سرزنش به یکدیگر روی آوردند و میان یکدیگر سخن رد و بدل کردند.

(۳۱) از روی پشیمانی گفتند: وای که زیان کردیم. بهراستیکه ما با محروم کردن حق فقرا از آنها از حد گذشتیم.

(۳۲) امید است که پروردگار ما بهتر از این باغ به ما بدهد، زیرا ما فقط به‏سوی الله مشتاق هستیم، عفو او را امید داریم، و از او خیر میخواهیم.

(۳۳) مانند این عذاب با محرومیت از رزق و روزی، کسی را که از ما نافرمانی کند عذاب میکنیم، و به تحقیق که عذاب آخرت بزرگتر است اگر از سختی و دوامش آگاه بودند.

(۳۴) بهراستی کسانیکه با امتثال اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه کردند، نزد پروردگارشان بهشتهای پرنعمتی دارند که در آن بهرهمند میشوند، و نعمتهای‏شان پایان نمیپذیرد.

(۳۵) پس آیا مسلمانان را در جزا همانند کافران قرار میدهیم آنگونه که مشرکانِ ساکنِ مکه ادعا میکنند؟!

(۳۶) - ای مشرکان- شما را چه شده است چگونه این حکم ستمکارانه و منحرف را صادر میکنید؟!

(۳۷) یا کتابی دارید که در آن مساوات میان فرمانبر و نافرمان را میخوانید؟!

(۳۸) که هرچه را در آخرت برای خودتان انتخاب میکنید در آن کتاب برای‏تان است.

(۳۹) یا اینکه شما پیمانهایی مؤکّد با سوگندها از ما گرفتهاید که مفادش این است که آنچه را برای خویش حکم میکنید برای شما باشد؟!

(۴۰) - ای رسول- از گویندگان این سخن بپرس: کدامیک از شما ضامن این پیمانها است؟!

(۴۱) یا به جای الله شریکانی دارند که آنها را با مؤمنان در جزا مساوی قرار میدهند؟! پس شریکان‏شان را بیاورند اگر در این ادعا که شریکان‏شان آنها را همراه مؤمنان در جزا یکسان قرار دادهاند راستگو هستند.

(۴۲) روز قیامت ترس زیاد آشکار میگردد و پروردگارمان هراس را به اوج می‏رساند، و مردم به سجده فراخوانده میشوند که مؤمنان سجده میکنند، و کافران و منافقان نمیتوانند سجده کنند.

برخی فواید آیات:

• بازداشتن حق فقیر سبب نابودی مال است.

• تعجیل کیفر در دنیا نوعی ارادۀ خیر برای بنده است تا توبه کند و بازگردد.

• مؤمن و کافر جزای یکسانی ندارند، چنانکه صفات‏شان یکسان نیست.

﴿خَٰشِعَةً أَبۡصَٰرُهُمۡ تَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞۖ وَقَدۡ كَانُواْ يُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ وَهُمۡ سَٰلِمُونَ٤٣ فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِۖ سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ٤٤ وَأُمۡلِي لَهُمۡۚ إِنَّ كَيۡدِي مَتِينٌ٤٥ أَمۡ تَسۡ‍َٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ٤٦ أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ٤٧ فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ٤٨ لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ٤٩ فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٥٠ وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَيُزۡلِقُونَكَ بِأَبۡصَٰرِهِمۡ لَمَّا سَمِعُواْ ٱلذِّكۡرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجۡنُونٞ٥١ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ٥٢ [القلم: ۴۳-۵۲].

(۴۳) درحالیکه چشمان‏شان به زیر میافتد، و خواری و پشیمانی آنها را می‏پوشاند، حال آنکه در دنیا که وضعیتی را که در این روز به آن گرفتار شدهاند نداشتند از آنها خواسته میشد در برابر الله سجده کنند.

(۴۴) پس - ای رسول- مرا با کسیکه این قرآن نازلشده بر تو را تکذیب میکند واگذار، به زودی آنها را درجه درجه به‏سوی عذاب خواهم کشاند چنانکه متوجه نشوند این کار مکری علیه آنها و نزدیک کردن تدریجی آنها به‏سوی عذاب است.

(۴۵) و مدت زمانی به آنها مهلت میدهم تا به گناهشان ادامه دهند. بهراستیکه تدبیر من برای کافران و تکذیب کنندگان قوی است، پس از چنگ من فرار نمیکنند، و از کیفر من نجات نمییابند.

(۴۶) - ای رسول- آیا در قبال آنچه آنها را به آن دعوت میکنی پاداشی از آنها میخواهی، که به‏سبب آن باری بزرگ را متحمل میشوند، و این امر سبب رویگردانی آنها از تو است؟! درحالیکه واقعیت خلاف این است؛ زیرا تو هیچ مزدی از آنها طلب نمیکنی، پس مانع آنها از پیروی تو چیست؟!

(۴۷) یا علم غیب دارند که حجتهایی را که با آن با تو مجادله میکنند آنگونه که دوست دارند مینویسند؟!

(۴۸) پس - ای رسول- در برابر مهلتی که برای نزدیک کردن‏شان به عذاب به آنها داده شده و پروردگارت به آن حکم کرده شکیبایی کن، و مانند همدم ماهی، یونس ÷ در خسته و زدهشدن از قوم خویش نباش؛ آنگاه که پروردگارش را ندا داد درحالیکه در تاریکی دریا، و تاریکی شکم ماهی اندوهگین بود.

(۴۹) اگر رحمت الله که او را دریافت نبود به‏طور قطع ماهی او را نکوهششده در بیابان برهوت میافکند.

(۵۰) آنگاه پروردگارش او را برگزید، و او را از بندگان صالح خویش قرار داد.

(۵۱) و نزدیک است کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند و رسولش را تکذیب کردهاند، آنگاه که قرآن نازلشده بر تو را میشنوند، از شدت خیرهشدن به تو با چشمان‏شان تو را بر زمین بزنند، و - با پیروی از هوسهایشان، و رویگردانی از حق- میگویند: رسولی که آن را آورده است به‏طور قطع دیوانهای است.

(۵۲) درحالیکه قرآن نازلشده بر تو جز مایۀ اندرز و یادآوری برای انسانها و جنیان نیست.

سورة الحاقَّة (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿ٱلۡحَآقَّةُ١ مَا ٱلۡحَآقَّةُ٢ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحَآقَّةُ٣ كَذَّبَتۡ ثَمُودُ وَعَادُۢ بِٱلۡقَارِعَةِ٤ فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهۡلِكُواْ بِٱلطَّاغِيَةِ٥ وَأَمَّا عَادٞ فَأُهۡلِكُواْ بِرِيحٖ صَرۡصَرٍ عَاتِيَةٖ٦ سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ٧ فَهَلۡ تَرَىٰ لَهُم مِّنۢ بَاقِيَةٖ٨ [الحاقة: ۱-۸].

برخی مقاصد سوره:

قطعیبودن وقوع قیامت برای تاکید بر راستی قرآن، وعدهدادن مؤمنان به شادی، و تهدید تکذیب کنندگان از پشیمانی.

تفسیر:

(۱) الله لحظۀ رستاخیز را که بر همگی واقع میشود ذکر میکند.

(۲) سپس اهمیت آن را با این سوال بالا میبرد: این رخداد واقعی و راستین چیست؟

(۳) و تو چه میدانی که این رخداد راستین چیست؟

(۴) ثمود قوم صالح ÷، و عاد قوم هود ÷ قیامت را که مردم را از شدت مناظر ترسناکش در هم میکوبد تکذیب کردند.

(۵) اما ثمود را الله با فریادی که در سختی و هراس به نهایت رسید نابود کرده است.

(۶) و عاد را الله با بادی بسیار سرد و سخت که بر آنها به نهایت سختی رسید نابود کرده است.

(۷) الله به مدت هفت شب و هشت روز این باد را بر آنها فرستاد که همگی‏شان را با هم نابود کرد، و آن قوم را در خانههای‏شان نابودشده و افتاده بر زمین میدیدی؛ گویی پس از نابودی تنههای پوسیدۀ درختان خرما هستند که بر زمین افتادهاند.

(۸) پس آیا پس از اینکه عذاب به آنها رسید حتی یک نفر از آنها را باقی می‏بینی؟!

برخی فواید آیات:

• صبر اخلاقی پسندیده و ضروری برای دعوتگران و دیگران است.

• توبه گناهان گذشته را پاک میکند و از اسبابی است که الله متعال به‏سبب آن بنده را برگزیده و در زمرۀ بندگان صالح خویش قرار میدهد.

• تنوع عذابهایی که الله بر کافران و گناهکاران میفرستد بر قدرت و عدالت کامل او تعالی دلالت دارد.

﴿وَجَآءَ فِرۡعَوۡنُ وَمَن قَبۡلَهُۥ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَٰتُ بِٱلۡخَاطِئَةِ٩ فَعَصَوۡاْ رَسُولَ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَهُمۡ أَخۡذَةٗ رَّابِيَةً١٠ إِنَّا لَمَّا طَغَا ٱلۡمَآءُ حَمَلۡنَٰكُمۡ فِي ٱلۡجَارِيَةِ١١ لِنَجۡعَلَهَا لَكُمۡ تَذۡكِرَةٗ وَتَعِيَهَآ أُذُنٞ وَٰعِيَةٞ١٢ فَإِذَا نُفِخَ فِي ٱلصُّورِ نَفۡخَةٞ وَٰحِدَةٞ١٣ وَحُمِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ وَٱلۡجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةٗ وَٰحِدَةٗ١٤ فَيَوۡمَئِذٖ وَقَعَتِ ٱلۡوَاقِعَةُ١٥ وَٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَهِيَ يَوۡمَئِذٖ وَاهِيَةٞ١٦ وَٱلۡمَلَكُ عَلَىٰٓ أَرۡجَآئِهَاۚ وَيَحۡمِلُ عَرۡشَ رَبِّكَ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ ثَمَٰنِيَةٞ١٧ يَوۡمَئِذٖ تُعۡرَضُونَ لَا تَخۡفَىٰ مِنكُمۡ خَافِيَةٞ١٨ فَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ فَيَقُولُ هَآؤُمُ ٱقۡرَءُواْ كِتَٰبِيَهۡ١٩ إِنِّي ظَنَنتُ أَنِّي مُلَٰقٍ حِسَابِيَهۡ٢٠ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ٢١ فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٖ٢٢ قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ٢٣ كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ هَنِيٓ‍َٔۢا بِمَآ أَسۡلَفۡتُمۡ فِي ٱلۡأَيَّامِ ٱلۡخَالِيَةِ٢٤ وَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِشِمَالِهِۦ فَيَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي لَمۡ أُوتَ كِتَٰبِيَهۡ٢٥ وَلَمۡ أَدۡرِ مَا حِسَابِيَهۡ٢٦ يَٰلَيۡتَهَا كَانَتِ ٱلۡقَاضِيَةَ٢٧ مَآ أَغۡنَىٰ عَنِّي مَالِيَهۡۜ٢٨ هَلَكَ عَنِّي سُلۡطَٰنِيَهۡ٢٩ خُذُوهُ فَغُلُّوهُ٣٠ ثُمَّ ٱلۡجَحِيمَ صَلُّوهُ٣١ ثُمَّ فِي سِلۡسِلَةٖ ذَرۡعُهَا سَبۡعُونَ ذِرَاعٗا فَٱسۡلُكُوهُ٣٢ إِنَّهُۥ كَانَ لَا يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ ٱلۡعَظِيمِ٣٣ وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ٣٤ فَلَيۡسَ لَهُ ٱلۡيَوۡمَ هَٰهُنَا حَمِيمٞ٣٥ [الحاقة: ۹-۳۵].

(۹) و فرعون و امتهای پیش از او، و شهرهایی که با زیر و رو شدن، عذاب شدند، یعنی قوم لوط، خطاهایی از شرک و گناهان مرتکب شدند.

(۱۰) و تمامی آنها از فرمان رسول‏شان که به‏سوی آنها فرستاده شد سرپیچی نمودند و او را تکذیب کردند، و الله آنها را به گرفتنی افزون بر آنچه نابودی‏شان با آن کامل میشود فرو گرفت.

(۱۱) بهراستیکه ما وقتی آب از حد خود در ارتفاع فراتر رفت کسانی را که شما از پشت آنها هستید در کشتی جاریای که نوح ÷ آن را به فرمان ما ساخت سوار کردیم، پس شما سوار آن بودید.

(۱۲) تا این کشتی و قصهاش را اندرزی قرار دهیم که بر نابودی کافران، و نجاتیافتن مؤمنان به آن استدلال میشود، و گوشهایی که آنچه را میشنوند حفظ میکنند آن را نگاه دارند.

(۱۳) پس آنگاه که فرشتۀ مأمور دمیدن در صور یک بار (یعنی برای بار دوم) بدمد.

(۱۴) و زمین و کوهها بالا برده شوند، آنگاه یکباره و به شدت کوبیده شوند و اجزای زمین و اجزای کوههایش از هم پاشیده شود.

(۱۵) روزیکه تمام این موارد رخ میدهد قیامت برپا میگردد.

(۱۶) و در آن روز آسمان برای نزول فرشتگان از آن میشکافد، و بعد از اینکه محکم و منسجم بود در آن روز سست و ضعیف میشود.

(۱۷) و فرشتگان در اطراف و کنارههای آسمان هستند، و در آن روز بزرگ هشت فرشتۀ مقرب، عرش پروردگارت را برمیدارند.

(۱۸) - ای مردم- در آن روز بر الله عرضه میشوید، از شما هیچ امر پنهانی، هرچه که باشد، بر الله پوشیده نمیماند، بلکه الله از آن آگاه و مطلع است.

(۱۹) اما هرکس نامۀ اعمالش به دست راست او داده شود از شادی و سرور میگوید: نامۀ اعمالم را بگیرید و بخوانید.

(۲۰) بهراستیکه من در دنیا دانستم و یقین کردم که برانگیخته میشوم، و به جزایم میرسم.

(۲۱) پس او به‏سبب نعمتهای جاویدانی که میبیند در زندگی خوشی قرار دارد.

(۲۲) در بهشتی که مکان و جایگاه والایی دارد.

(۲۳) میوههایش برای کسیکه آنها را میخورد نزدیک و قابل دسترس است.

(۲۴) برای گرامی داشتن آنها گفته میشود: به‏سبب اعمال صالحی که در روزهای گذشته در دنیا از پیش فرستادهاید بدون هیچ آزاری در خوردن و نوشیدن بخورید و بنوشید.

(۲۵) و اما کسیکه نامۀ اعمالش به دست چپ او داده شود، از پشیمانی زیاد میگوید: کاش نامۀ اعمالم را به‏سبب اعمال بدی که در آن است و مستوجب عذابم هستند دریافت نکرده بودم.

(۲۶) و ای کاش نمیدانستم که چه حسابی دارم.

(۲۷) ای کاش پس از مرگم هرگز برانگیخته نمیشدم.

(۲۸) مالم ذرهای از عذاب الله از من دفع نکرد.

(۲۹) حجت و توان و مقامی که بر آن تکیه میکردم از دستم رفت.

(۳۰) و گفته میشود: - ای فرشتگان- او را بگیرید و دستش را به گردنش ببندید.

(۳۱) سپس او را در جهنم افکنید تا از حرارتش رنج بَرَد.

(۳۲) سپس او را در زنجیری که طولش هفتاد ذراع است درآورید.

(۳۳) زیرا او به الله عظیم ایمان نمیآورد.

(۳۴) و دیگران را بر اِطعام مسکین تشویق نمیکرد.

(۳۵) پس در روز قیامت خویشاوندی ندارد که عذاب را از او دفع کند.

برخی فواید آیات:

• نعمتبخشی بر پدر، نعمتبخشی بر فرزند به شمار میرود و سپاسگزاری را واجب میگرداند.

• اِطعام فقیر و تشویق بر آن از اسباب محافظت کننده در برابر عذاب جهنم است.

• دشواری عذاب روز قیامت، پیشگیری از آن را با ایمان و عمل صالح ایجاب می‏کند.

﴿وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنۡ غِسۡلِينٖ٣٦ لَّا يَأۡكُلُهُۥٓ إِلَّا ٱلۡخَٰطِ‍ُٔونَ٣٧ فَلَآ أُقۡسِمُ بِمَا تُبۡصِرُونَ٣٨ وَمَا لَا تُبۡصِرُونَ٣٩ إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ٤٠ وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَاعِرٖۚ قَلِيلٗا مَّا تُؤۡمِنُونَ٤١ وَلَا بِقَوۡلِ كَاهِنٖۚ قَلِيلٗا مَّا تَذَكَّرُونَ٤٢ تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٣ وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ٤٤ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ٤٥ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ٤٦ فَمَا مِنكُم مِّنۡ أَحَدٍ عَنۡهُ حَٰجِزِينَ٤٧ وَإِنَّهُۥ لَتَذۡكِرَةٞ لِّلۡمُتَّقِينَ٤٨ وَإِنَّا لَنَعۡلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِينَ٤٩ وَإِنَّهُۥ لَحَسۡرَةٌ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٥٠ وَإِنَّهُۥ لَحَقُّ ٱلۡيَقِينِ٥١ فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ٥٢ [الحاقة: ۳۶-۵۲].

(۳۶) و خوارکی ندارد که از آن تغذیه کند جز عصارۀ بدنهای جهنمیان.

(۳۷) این خوراک را نمیخورند مگر گناهکاران و نافرمانان.

(۳۸) الله به آنچه که میبینید سوگند یاد فرمود.

(۳۹) و به آنچه که نمیبینید سوگند یاد فرمود.

(۴۰) که قرآن به‏طور قطع کلام الله است، و رسول گرامیاش آن را بر مردم می‏خواند.

(۴۱) و سخن شاعری نیست؛ زیرا به نظم شعر نیست، چه کم ایمان میآورید.

(۴۲) و سخن کاهنی نیست، زیرا سخن کاهنان در مغایرت با این قرآن است، چه کم پند میپذیرید.

(۴۳) بلکه نازلشدهای از جانب پروردگار تمام مخلوقات است.

(۴۴) و اگر محمد ج برخی گفتههایی که ما آنها را نقل نکردهایم به ما نسبت داده بود.

(۴۵) به‏طور قطع از او انتقام میگرفتیم و او را به قوت و قدرتی از جانب خویش فرو میگرفتیم.

(۴۶) سپس به‏طور قطع رگ متصل به قلبش را میبریدیم.

(۴۷) آنگاه هیچیک از شما او را در برابر ما محافظت نمیکرد، پس بعید است که به خاطر شما به دروغ بر ما سخن نسبت داده باشد.

(۴۸) و همانا قرآن به‏طور قطع، اندرزی است برای کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان از او تعالی میترسند.

(۴۹) و همانا ما به‏طور قطع میدانیم که برخی از میان شما این قرآن را تکذیب می‏کنند.

(۵۰) و تکذیب قرآن به‏طور قطع پشیمانی بزرگی در روز قیامت در پی دارد.

(۵۱) و قرآن به‏طور قطع همان حقیقتی یقینی است که هیچ شک و تردیدی در آن نیست در اینکه از جانب الله است.

(۵۲) پس - ای رسول- پروردگارت را از آنچه که سزاوارش نیست منزه بدان، و نام پروردگار بزرگت را یاد کن.

سورة المَعارج (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿سَأَلَ سَآئِلُۢ بِعَذَابٖ وَاقِعٖ١ لِّلۡكَٰفِرِينَ لَيۡسَ لَهُۥ دَافِعٞ٢ مِّنَ ٱللَّهِ ذِي ٱلۡمَعَارِجِ٣ تَعۡرُجُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡمٖ كَانَ مِقۡدَارُهُۥ خَمۡسِينَ أَلۡفَ سَنَةٖ٤ فَٱصۡبِرۡ صَبۡرٗا جَمِيلًا٥ إِنَّهُمۡ يَرَوۡنَهُۥ بَعِيدٗا٦ وَنَرَىٰهُ قَرِيبٗا٧ يَوۡمَ تَكُونُ ٱلسَّمَآءُ كَٱلۡمُهۡلِ٨ وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ٩ وَلَا يَسۡ‍َٔلُ حَمِيمٌ حَمِيمٗا١٠ [المعارج: ۱-۱۰].

برخی مقاصد سوره:

تاکید بر وقوع عذاب بر کافران، و (عَرضه) نعمتها برای تصدیق کنندگان روز قیامت.

تفسیر:

(۱) یکی از مشرکان از روی استهزاء خواست که عذاب بر او و قومش واقع شود اگر این عذاب حاصل میشود، درحالیکه این عذاب در روز قیامت واقع میشود.

(۲) برای کافران به الله؛ و کسی نیست که این عذاب را بازگرداند.

(۳) از جانب الله دارای علو و درجات و بخششها و نعمتهای بزرگ و نیکو.

(۴) در روز قیامت که روزی طولانی به اندازۀ پنجاه هزار سال است، فرشتگان و جبرئیل در آن درجات به‏سوی او بالا میروند.

(۵) پس - ای رسول- بدون بیقراری و گلهمندی صبر کن.

(۶) زیرا آنها این عذاب را دور و وقوع آن را محال میدانند.

(۷) و ما آن را بدون تردید نزدیک و واقعشدنی میدانیم.

(۸) روزیکه آسمان مانند مس و طلا و سایر فلزهای گداختهشده مذاب میشود.

(۹) و کوهها از نظر سبکی مانند پشمها میشوند.

(۱۰) و هیچ خویشاوندی از حال خویشاوندش نمیپرسد، زیرا هرکس به خویشتن مشغول است.

برخی فواید آیات:

• منزهدانستن قرآن از شعر و کهانت.

• خطر نسبتدادن سخنِ دروغ بر الله و بستن افترا بر او سبحانه.

• صبر جمیل همان صبری است که در آن به مزدخواهی از الله بسنده میشود و نزد غیر او تعالی دادخواهی نمیشود.

﴿يُبَصَّرُونَهُمۡۚ يَوَدُّ ٱلۡمُجۡرِمُ لَوۡ يَفۡتَدِي مِنۡ عَذَابِ يَوۡمِئِذِۢ بِبَنِيهِ١١ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَأَخِيهِ١٢ وَفَصِيلَتِهِ ٱلَّتِي تُ‍ٔۡوِيهِ١٣ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا ثُمَّ يُنجِيهِ١٤ كَلَّآۖ إِنَّهَا لَظَىٰ١٥ نَزَّاعَةٗ لِّلشَّوَىٰ١٦ تَدۡعُواْ مَنۡ أَدۡبَرَ وَتَوَلَّىٰ١٧ وَجَمَعَ فَأَوۡعَىٰٓ١٨ ۞إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ خُلِقَ هَلُوعًا١٩ إِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ جَزُوعٗا٢٠ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلۡخَيۡرُ مَنُوعًا٢١ إِلَّا ٱلۡمُصَلِّينَ٢٢ ٱلَّذِينَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ دَآئِمُونَ٢٣ وَٱلَّذِينَ فِيٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ حَقّٞ مَّعۡلُومٞ٢٤ لِّلسَّآئِلِ وَٱلۡمَحۡرُومِ٢٥ وَٱلَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ٢٦ وَٱلَّذِينَ هُم مِّنۡ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشۡفِقُونَ٢٧ إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمۡ غَيۡرُ مَأۡمُونٖ٢٨ وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِفُرُوجِهِمۡ حَٰفِظُونَ٢٩ إِلَّا عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ فَإِنَّهُمۡ غَيۡرُ مَلُومِينَ٣٠ فَمَنِ ٱبۡتَغَىٰ وَرَآءَ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡعَادُونَ٣١ وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِأَمَٰنَٰتِهِمۡ وَعَهۡدِهِمۡ رَٰعُونَ٣٢ وَٱلَّذِينَ هُم بِشَهَٰدَٰتِهِمۡ قَآئِمُونَ٣٣ وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ يُحَافِظُونَ٣٤ أُوْلَٰٓئِكَ فِي جَنَّٰتٖ مُّكۡرَمُونَ٣٥ فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ قِبَلَكَ مُهۡطِعِينَ٣٦ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَ٣٧ أَيَطۡمَعُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُدۡخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٖ٣٨ كَلَّآۖ إِنَّا خَلَقۡنَٰهُم مِّمَّا يَعۡلَمُونَ٣٩ فَلَآ أُقۡسِمُ بِرَبِّ ٱلۡمَشَٰرِقِ وَٱلۡمَغَٰرِبِ إِنَّا لَقَٰدِرُونَ٤٠ [المعارج: ۱۱-۴۰].

(۱۱) هر انسانی به خویشاوندش نشان داده میشود و بر او پوشیده نمیماند، با این وجود به‏سبب هراس زیاد جایگاه هیچکس از هیچکس دیگر نمیپرسد، و کسیکه مستحق جهنم است دوست دارد که به جای خویش فرزندانش را برای عذاب پیش کند.

(۱۲) و همسر و برادرش را فدیه دهد.

(۱۳) و فامیلهای نزدیکش را فدیه بدهد، همان کسانیکه در سختیها کنارش می‏ایستند.

(۱۴) و تمام انسانها و جنها و سایر آنچه در روی زمین است را فدیه بدهد، و اینگونه رها شود، و از عذاب جهنم نجات یابد.

(۱۵) امر اینگونه که این جنایتکار آرزو میکند نیست، زیرا آتش آخرت زبانه و شعله میکشد.

(۱۶) از حرارت و اشتعال زیاد پوست سر را به شدت برمیکند.

(۱۷) هرکس را که از حق روی گردانده، و از آن دور شده است و به آن ایمان نیاورده و عمل نکرده است.

(۱۸) و مال جمع کرده، و در انفاق از آن در راه الله بخل ورزیده است فرامیخواند.

(۱۹) بهراستیکه انسان بسیار حریص آفریده شده است.

(۲۰) هرگاه آسیبی چه بیماری یا فقر به او رسد کمصبر است.

(۲۱) و هرگاه آنچه از فراخحالی و ثروت او را شاد میگرداند، برای بخشش آن در راه الله بسیار منعکننده است.

(۲۲) جز نمازگزاران، که از این صفات نکوهیده پاک هستند.

(۲۳) همان کسانیکه بر نمازشان مواظبت میکنند، و از آن غافل نمیشوند، و آن را در وقتی که برایش مشخص شده است برپا میدارند.

(۲۴) و همان کسانیکه سهمی مشخص و مفروض در اموال‏شان است.

(۲۵) و آن را برای کسیکه از آنها تقاضا کند، و برای کسیکه از آنها تقاضا نکند و به هر سببی از روزی محروم شده است میپردازند.

(۲۶) و همان کسانیکه روز قیامت را تصدیق میکنند، روزیکه الله هرکس را به آنچه استحقاقش را دارد جزا میدهد.

(۲۷) و همان کسانیکه با وجود اعمال صالحی که پیش فرستادهاند از عذاب پروردگارشان میترسند.

(۲۸) بهراستیکه عذاب پروردگارشان امر ترسناکی است که هیچ عاقلی از آن ایمن نیست.

(۲۹) و همان کسانیکه عورتهای‏شان را با پوشاندن و دورکردن از فواحش حفظ میکنند.

(۳۰) مگر از همسران‏شان یا کنیزانی که در اختیار دارند، که آنها در بهره بردن از آنها با جماع یا کمتر از آن مورد سرزنش نیستند.

(۳۱) پس کسانیکه بهره بردن از غیر همسران و کنیزان مذکور را بجویند، اینها همان متجاوزان از حدود الله هستند.

(۳۲) و همانها که از اموال و اسرار و غیر این دو که بر آن امین قرار داده شدهاند، و از پیمانهای‏شان که بر آن با مردم پیمان بستهاند محافظت میکنند، و در امانتهای‏شان خیانت نمیکنند، و پیمانهای‏شان را نمیشکنند.

(۳۳) و همانها که گواهیهای‏شان را به وجه مطلوب ادا میکنند، و هیچ رابطۀ خویشاوندی و هیچ دشمنیای در آن اثر نمیگذارد.

(۳۴) و همانها که با ادای نمازهای‏شان در وقت مخصوص آن، و با طهارت و طمأنینه، بر نمازهای‏شان مداومت میکنند، و هیچچیز آنها را از نماز غافل نمیسازد.

(۳۵) کسانیکه صفات مذکور را دارند، به‏سبب نعمتهایی جاویدان، و نگاه کردن به وجه گرامی الله که به آن میرسند در بهشتها مورد اکرام و احترام هستند.

(۳۶) - ای رسول- به چه سبب این مشرکان شتابان به‏سوی تو میآیند و تو را تکذیب میکنند؟!

(۳۷) گروه گروه تو را از راست و چپ احاطه میکنند.

(۳۸) آیا هر یک از آنها آرزو دارد که الله او را وارد بهشت پرنعمت کند، و از نعمتهایی جاویدانی که در آن است برخوردار شود، درحالیکه بر کفرش باقی است؟!

(۳۹) امر آنگونه که تصور کردند نیست؛ زیرا ما آنها را از آنچه میشناسند آفریدیم. به تحقیق آنها را از آب پستی آفریدهایم، پس آنها ضعیفانی هستند که مالک هیچ سود و زیانی برای خودشان نیستند، پس چگونه تکبر میورزند؟!

(۴۰) الله به پروردگار محلهای طلوع خورشید و ماه سوگند یاد فرمود، که به تحقیق ما توانا هستیم.

برخی فواید آیات:

• دشواری زیاد عذاب جهنم؛ چون جهنمیان دوست دارند با هر وسیلهای از وسایل دنیا که میشناسند از آن رهایی یابند.

• نماز از بزرگترین مواردی است که با آن گناهان در دنیا پوشیده میشود، و از آتش آخرت پیشگیری میشود.

• ترس از عذاب الله انگیزهای بر انجام عمل صالح است.

﴿عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ خَيۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَمَا نَحۡنُ بِمَسۡبُوقِينَ٤١ فَذَرۡهُمۡ يَخُوضُواْ وَيَلۡعَبُواْ حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ يَوۡمَهُمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ٤٢ يَوۡمَ يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ سِرَاعٗا كَأَنَّهُمۡ إِلَىٰ نُصُبٖ يُوفِضُونَ٤٣ خَٰشِعَةً أَبۡصَٰرُهُمۡ تَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞۚ ذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمُ ٱلَّذِي كَانُواْ يُوعَدُونَ٤٤ [المعارج: ۴۱-۴۴].

(۴۱) از نابودی آنها و آوردن کسانی دیگر به جای آنها که از الله فرمان‏برداری کنند، ناتوان نیستیم، و هرگاه این کار را اراده کنیم مغلوب نمیشویم.

(۴۲) پس - ای رسول- آنها را واگذار تا در باطل و گمراهی خویش غوطهور شوند، و در زندگی دنیای خویش بازی کنند تا اینکه روز قیامت را که در قرآن به آن وعده داده شدهاند ملاقات کنند.

(۴۳) روزیکه شتابان از قبرهای‏شان خارج میشوند گویی به‏سوی پرچمی با هم مسابقه میدهند.

(۴۴) درحالیکه چشمان‏شان فرو افتاده، و ذلتی آنها را میپوشاند، این همان روزی است که در دنیا به آن وعده داده میشدند، اما اهمیتی به آن نمیدادند.

سورة نوح (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦٓ أَنۡ أَنذِرۡ قَوۡمَكَ مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ١ قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي لَكُمۡ نَذِيرٞ مُّبِينٌ٢ أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ٣ يَغۡفِرۡ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُؤَخِّرۡكُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمًّىۚ إِنَّ أَجَلَ ٱللَّهِ إِذَا جَآءَ لَا يُؤَخَّرُۚ لَوۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٤ قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوۡتُ قَوۡمِي لَيۡلٗا وَنَهَارٗا٥ فَلَمۡ يَزِدۡهُمۡ دُعَآءِيٓ إِلَّا فِرَارٗا٦ وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوۡتُهُمۡ لِتَغۡفِرَ لَهُمۡ جَعَلُوٓاْ أَصَٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَٱسۡتَغۡشَوۡاْ ثِيَابَهُمۡ وَأَصَرُّواْ وَٱسۡتَكۡبَرُواْ ٱسۡتِكۡبَارٗا٧ ثُمَّ إِنِّي دَعَوۡتُهُمۡ جِهَارٗا٨ ثُمَّ إِنِّيٓ أَعۡلَنتُ لَهُمۡ وَأَسۡرَرۡتُ لَهُمۡ إِسۡرَارٗا٩ فَقُلۡتُ ٱسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّكُمۡ إِنَّهُۥ كَانَ غَفَّارٗا١٠ [نوح: ۱-۱۰].

برخی مقاصد سوره:

شکیبایی و کوشش دعوتگران در دعوت، از خلال قصۀ نوح ÷، برای استوارسازی مؤمنان، و تهدید تکذیب کنندگان.

تفسیر:

(۱) بهراستیکه ما نوح ÷ را به‏سوی قومش فرستادیم که آنها را دعوت میداد تا قومش را بترساند پیش از آنکه عذابی دردناک به‏سبب شرک به الله که بر آن بودند به آنها برسد.

(۲) نوح ÷ به قوم خویش گفت: ای قوم من، بهراستیکه من برای‏تان انذاردهندهای آشکار هستم از عذابی که در انتظار شما است در صورتیکه به‏سوی الله توبه نکنید.

(۳) و مقتضای انذار من به شما این است که به شما میگویم: تنها الله را عبادت کنید، و هیچچیز را با او شریک نگردانید، و با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهیاش تقوای او تعالی را پیشه کنید، و در آنچه که شما را به آن فرمان میدهم از من اطاعت کنید.

(۴) که اگر شما این کار را انجام دهید الله آن دسته از گناهان‏تان را که متعلق به حقوق بندگان نیست میبخشد، و زندگی شما را تا زمانیکه در علم خودش مشخص است طولانی میکند، و تا هر زمان که بر این کار استوار باشید زمین را آباد میکنید. و چون مرگ فرا رسد هرگز به تأخیر نخواهد افتاد، اگر متوجه این امر باشید به‏طور قطع به الله ایمان خواهید آورد و از شرک و گمراهی خویش توبه خواهید کرد.

(۵) نوح ÷ گفت: پروردگارا، من قومم را شب و روز پیوسته به عبادت و توحید تو فراخواندم.

(۶) اما دعوت من برای‏شان، جز گریز و دوری آنها از آنچه به آن دعوت میدهم نیفزود.

(۷) و هرگاه آنها را به عبادت تو به یگانگی و فرمان‏برداری از تو و رسولت که سبب آمرزش گناهان‏شان است دعوت دادم، گوشهای‏شان را با انگشتان‏شان بستند؛ تا دعوتم را نشنوند، و صورتهای خویش را با لباسهای‏شان پوشاندند تا مرا نبینند، و بر شرکی که بر آن قرار دارند ادامه دادند، و از پذیرش آنچه آنها را به آن دعوت میدهم و فرمان‏برداری از آن تکبر ورزیدند.

(۸) باز–ای پروردگارا- آنها را آشکار دعوت دادم.

(۹) باز برای بهکارگیری روشهای گوناگون در دعوت، صدایم را برای آنها بالا بردم (دعوت علنی)، و آنها را به صورت پنهانی و با صدایی آهسته دعوت دادم.

(۱۰) و به آنها گفتم: ای قوم من، با توبه به‏سوی پروردگارتان از او آمرزش بخواهید؛ زیرا او سبحانه نسبت به گناهان آن دسته از بندگانش که به‏سوی او توبه کنند بسیار آمرزنده است.

برخی فواید آیات:

• خطر غفلت از آخرت.

• عبادت و تقوای الله سبب آمرزش گناهان هستند.

• استمرار در دعوت و بهکارگیری روشهای گوناگون آن، حقی واجب برعهدۀ دعوتگران است.

﴿يُرۡسِلِ ٱلسَّمَآءَ عَلَيۡكُم مِّدۡرَارٗا١١ وَيُمۡدِدۡكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ وَيَجۡعَل لَّكُمۡ جَنَّٰتٖ وَيَجۡعَل لَّكُمۡ أَنۡهَٰرٗا١٢ مَّا لَكُمۡ لَا تَرۡجُونَ لِلَّهِ وَقَارٗا١٣ وَقَدۡ خَلَقَكُمۡ أَطۡوَارًا١٤ أَلَمۡ تَرَوۡاْ كَيۡفَ خَلَقَ ٱللَّهُ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗا١٥ وَجَعَلَ ٱلۡقَمَرَ فِيهِنَّ نُورٗا وَجَعَلَ ٱلشَّمۡسَ سِرَاجٗا١٦ وَٱللَّهُ أَنۢبَتَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ نَبَاتٗا١٧ ثُمَّ يُعِيدُكُمۡ فِيهَا وَيُخۡرِجُكُمۡ إِخۡرَاجٗا١٨ وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ بِسَاطٗا١٩ لِّتَسۡلُكُواْ مِنۡهَا سُبُلٗا فِجَاجٗا٢٠ قَالَ نُوحٞ رَّبِّ إِنَّهُمۡ عَصَوۡنِي وَٱتَّبَعُواْ مَن لَّمۡ يَزِدۡهُ مَالُهُۥ وَوَلَدُهُۥٓ إِلَّا خَسَارٗا٢١ وَمَكَرُواْ مَكۡرٗا كُبَّارٗا٢٢ وَقَالُواْ لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا٢٣ وَقَدۡ أَضَلُّواْ كَثِيرٗاۖ وَلَا تَزِدِ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا ضَلَٰلٗا٢٤ مِّمَّا خَطِيٓـَٰٔتِهِمۡ أُغۡرِقُواْ فَأُدۡخِلُواْ نَارٗا فَلَمۡ يَجِدُواْ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَنصَارٗا٢٥ وَقَالَ نُوحٞ رَّبِّ لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا٢٦ إِنَّكَ إِن تَذَرۡهُمۡ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوٓاْ إِلَّا فَاجِرٗا كَفَّارٗا٢٧ رَّبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيۡتِيَ مُؤۡمِنٗا وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِۖ وَلَا تَزِدِ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا تَبَارَۢا٢٨ [نوح: ۱۱-۲۸].

(۱۱) که اگر شما این کار را انجام دهید الله باران را پیاپی هرگاه به آن نیاز داشته باشید برای‏تان فرو میفرستد، و قحطی به شما نمیرسد.

(۱۲) و اموال و فرزندان فراوان به شما عطا میکند، و باغهایی که از میوههایش می‏خورید، و رودهایی که از آنها مینوشید و کشتزارها و دامهای‏تان را سیراب میکنید برای‏تان قرار میدهد.

(۱۳) - ای قوم من- شما را چه شده است که از عظمت الله نمیترسید و بدون اهمیت از او نافرمانی میکنید؟!

(۱۴) درحالیکه شما را مرحله به مرحله از نطفه سپس عَلَقه سپس مُضغه آفرید.

(۱۵) آیا ندیدهاید که الله هفت آسمان را چگونه، بر روی یکدیگر آفرید؟!

(۱۶) و ماه را در آسمان دنیا نوری برای ساکنان زمین، و خورشید را درخشان قرار داد.

(۱۷) و الله شما را با آفرینش پدرتان آدم ÷ از خاک، از زمین آفرید و با این وجود، شما از آنچه که زمین برای‏تان میرویاند تغذیه میکنید.

(۱۸) سپس شما را پس از مرگ‏تان به آن بازمیگرداند، سپس شما را به صورت شگفتی برای رستاخیز، از آن درمیآورد.

(۱۹) و الله زمین را برای‏تان گسترده و قابل سکونت قرار داد.

(۲۰) تا برای تلاش در کسب حلال، راههای گستردۀ آن را بپیمایید.

(۲۱) نوح ÷ گفت: پروردگارا، قوم من در توحید و عبادت تو به یگانگی، که آنها را به آن فرمان دادم از من نافرمانی کردند، و از افراد پست و فرومایۀ خویش پیروی کردند یعنی از سران‏شان که مال و فرزند به آنها نعمت بخشیدی، و مال و فرزندی که به آنها بخشیدی جز بر گمراهی‏شان نیفزود.

(۲۲) و بزرگان‏شان با تحریک افراد پست و فرومایۀ خویش علیه نوح ÷ نیرنگی بزرگ زدند.

(۲۳) و به پیروان‏شان گفتند: عبادت معبودهای‏تان را رها نکنید، و از عبادت نمادهای‏تان وَدّ و سُواع و یَغوث و یَعوق و نَسر دست نکشید.

(۲۴) و با این نمادهای‏شان مردم بسیاری را گمراه کردهاند. و - پروردگارا- آنها که بر خودشان با اصرار بر کفر و گناهان ستم کردند جز گمراهی از حق نیفزا.

(۲۵) به‏سبب گناهانی که مرتکب شدند در دنیا با طوفان غرق شدند، و پس از مرگشان مستقیم وارد آتش شدند، آنگاه در برابر الله یاورانی برای خودشان نیافتند که آنها را از غرقشدن و آتش نجات دهد.

(۲۶) و نوح ÷ پس از اینکه الله به او خبر داد که از قومش جز کسانیکه ایمان آوردهاند کسی دیگر ایمان نخواهد آورد گفت: پروردگارا، هیچیک از کافران را بر روی زمین باقی نگذار که بگردد یا تکان بخورد.

(۲۷) زیرا - ای پروردگار ما- اگر آنها را بگذاری و به آنها مهلت دهی بندگان مؤمن تو را گمراه میکنند، و جز بدکاری که از تو فرمان نمیبرد، و ناسپاس سرسختی که از نعمتهایت سپاسگزاری نمیکند، نمیزایند.

(۲۸) پروردگارا گناهان من، و پدر و مادرم، و هرکس که مؤمن وارد خانهام شود، و مردان و زنان مؤمن را بیامرز، و جز بر نابودی و زیان کسانیکه با کفر و گناهان بر خویشتن ستم روا داشتند نیفزا.

برخی فواید آیات:

• استغفار سبب نزول باران و زیاد شدن اموال و فرزندان است.

• نقش بزرگترها در گمراه شدن کوچکترها آشکار و قابل مشاهده است.

• گناهان سبب نابودی در دنیا، و عذاب در آخرت هستند.

سورة الجِن (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿قُلۡ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ ٱسۡتَمَعَ نَفَرٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَقَالُوٓاْ إِنَّا سَمِعۡنَا قُرۡءَانًا عَجَبٗا١ يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلرُّشۡدِ فَ‍َٔامَنَّا بِهِۦۖ وَلَن نُّشۡرِكَ بِرَبِّنَآ أَحَدٗا٢ وَأَنَّهُۥ تَعَٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا ٱتَّخَذَ صَٰحِبَةٗ وَلَا وَلَدٗا٣ وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطٗا٤ وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن تَقُولَ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا٥ وَأَنَّهُۥ كَانَ رِجَالٞ مِّنَ ٱلۡإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٖ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَزَادُوهُمۡ رَهَقٗا٦ وَأَنَّهُمۡ ظَنُّواْ كَمَا ظَنَنتُمۡ أَن لَّن يَبۡعَثَ ٱللَّهُ أَحَدٗا٧ وَأَنَّا لَمَسۡنَا ٱلسَّمَآءَ فَوَجَدۡنَٰهَا مُلِئَتۡ حَرَسٗا شَدِيدٗا وَشُهُبٗا٨ وَأَنَّا كُنَّا نَقۡعُدُ مِنۡهَا مَقَٰعِدَ لِلسَّمۡعِۖ فَمَن يَسۡتَمِعِ ٱلۡأٓنَ يَجِدۡ لَهُۥ شِهَابٗا رَّصَدٗا٩ وَأَنَّا لَا نَدۡرِيٓ أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ أَرَادَ بِهِمۡ رَبُّهُمۡ رَشَدٗا١٠ وَأَنَّا مِنَّا ٱلصَّٰلِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِكَۖ كُنَّا طَرَآئِقَ قِدَدٗا١١ وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن نُّعۡجِزَ ٱللَّهَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَن نُّعۡجِزَهُۥ هَرَبٗا١٢ وَأَنَّا لَمَّا سَمِعۡنَا ٱلۡهُدَىٰٓ ءَامَنَّا بِهِۦۖ فَمَن يُؤۡمِنۢ بِرَبِّهِۦ فَلَا يَخَافُ بَخۡسٗا وَلَا رَهَقٗا١٣ [الجن: ۱-۱۳].

برخی مقاصد سوره:

تصدیق نزول قرآن و اینکه از جانب الله است، از خلال ایمان جنها به قرآن، و ابطال ادعاهای مشرکان در مورد جنها.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- به امت خویش بگو: الله به من وحی کرد که گروهی از جنها در بَطن نَخله به قرائت قرآن توسط من گوش دادند، و چون نزد قوم‏شان بازگشتند به آنها گفتند: به تحقیق که ما کلامی خواندهشده را که بیان و فصاحت شگفتآوری دارد شنیدیم.

(۲) این کلامی که شنیدیم بر اعتقاد و قول و عمل درست دلالت دارد، پس به آن ایمان آوردیم، و هرگز هیچکس را با پروردگارمان که آن را نازل کرد شریک قرار نخواهیم داد.

(۳) و ایمان آوردیم به اینکه - عظمت و جلال پروردگارمان پاک و منزه است - و نه همسری گرفته است و نه فرزندی؛ آنگونه که مشرکان میگویند.

(۴) و اینکه ابلیس در نسبت دادن همسر و فرزند به او سبحانه سخنی غلط در مورد الله میگوید.

(۵) و ما گمان میکردیم انسانها و جنهای مشرک دروغ نمیگویند وقتی ادعا می‏کردند او تعالی همسر و فرزندی دارد، پس سخن‏شان را به تقلید از آنها تصدیق کردیم.

(۶) و در جاهلیت مردانی از انسانها وقتی به مکانی ترسناک فرود میآمدند به مردانی از جنها پناه میبردند. آنگاه یکی از آنها میگفت: به ارباب این وادی از شر افراد نادان قومش پناه میبرم. آنگاه ترس و وحشت مردان انسانی از مردان جنی بیشتر میشد.

(۷) و –ای جنیان- انسانها همانند شما گمان کردند که الله هرگز هیچکس را پس از مرگش برای حسابرسی و جزا برنخواهد انگیخت.

(۸) و ما خبر آسمان را جُستیم، آنگاه آسمان را پر از نگهبانانی قوی از فرشتگان که آن را از استراق سمعی که انجام میدادیم محافظت میکنند، و پر از آتشی شعلهور یافتیم که هرکس به آسمان نزدیک میشود با آن مورد نشانه قرار میگیرد.

(۹) و ما در گذشته جاهایی در آسمان انتخاب میکردیم و از آنجا به آنچه که فرشتگان با هم رد و بدل میکردند گوش میدادیم، سپس آن را به کاهنان ساکن زمین خبر میدادیم، اما امر تغییر کرده است؛ یعنی اکنون هر یک از ما گوش فرار دهد آتشی شعلهور برای خویش مییابد، که هرگاه نزدیک شود بر او فرستاده میشود و او را میسوزاند.

(۱۰) و ما به‏سبب این حراست شدید نمیدانیم که آیا شر برای ساکنان زمین خواسته شده است، یا الله خیر برای‏شان خواسته است؛ زیرا خبر آسمان از ما قطع شده است.

(۱۱) و - ای گروه جنیان-: برخی از ما پرهیزگار و نیکوکار، و برخی کافر و فاسق هستند؛ ما فرقهها و گروههای مختلف و متفاوتی هستیم.

(۱۲) و ما یقین داریم که اگر الله سبحانه امری در مورد ما بخواهد هرگز نخواهیم توانست او را ناتوان سازیم، و هرگز نخواهیم توانست از او بگریزیم؛ زیرا به ما احاطه دارد.

(۱۳) و ما وقتی قرآنی را که به راستترین راه هدایت میکند شنیدیم به آن ایمان آوردیم، پس هرکس به پروردگارش ایمان آورد نه از نقص نیکیهایش بیم دارد، و نه از گناهی که به گناهان گذشتهاش افزوده شود.

برخی فواید آیات:

• تاثیر زیاد قرآن در کسیکه با قلبی سالم به آن گوش فرا میدهد.

• یاری گرفتن از جن، نوعی شرک به الله است، و انجام دهندۀ این کار با ضد آنچه که قصد کرده است در این دنیا مجازات میشود.

• بطلان کهانت با بعثت پیامبر ج.

• از ادب مؤمن این است که شر را به الله نسبت نمیدهد.

﴿وَأَنَّا مِنَّا ٱلۡمُسۡلِمُونَ وَمِنَّا ٱلۡقَٰسِطُونَۖ فَمَنۡ أَسۡلَمَ فَأُوْلَٰٓئِكَ تَحَرَّوۡاْ رَشَدٗا١٤ وَأَمَّا ٱلۡقَٰسِطُونَ فَكَانُواْ لِجَهَنَّمَ حَطَبٗا١٥ وَأَلَّوِ ٱسۡتَقَٰمُواْ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسۡقَيۡنَٰهُم مَّآءً غَدَقٗا١٦ لِّنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِۚ وَمَن يُعۡرِضۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِۦ يَسۡلُكۡهُ عَذَابٗا صَعَدٗا١٧ وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواْ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا١٨ وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ كَادُواْ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا١٩ قُلۡ إِنَّمَآ أَدۡعُواْ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا٢٠ قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا٢١ قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا٢٢ إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦۚ وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا٢٣ حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاْ مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعۡلَمُونَ مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا٢٤ قُلۡ إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا٢٥ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا٢٦ إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا٢٧ لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواْ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا٢٨ [الجن: ۱۴-۲۸].

(۱۴) و از میان ما برخی مسلمان و با طاعت الله فرمان‏بردار هستند، و برخی از راه راست و درست گمراه هستند. پس هرکس با طاعت و عمل صالح در برابر الله فروتنی کند اینها کسانی هستند که هدایت و حق را قصد کردهاند.

(۱۵) اما گمراهان از راه راست و درست هیزم جهنم هستند که به همراه انسانهای شبیه خودشان جهنم را برمیافروزند.

(۱۶) و همانگونه که به او وحی کرد که تعدادی از جنها گوش فرا دادند به او وحی کرد که اگر جنها و انسانها بر راه اسلام پایداری ورزند، و به احکامش عمل کنند، به‏طور قطع الله آب زیادی به آنها خواهد نوشاند، و با نعمتهای گوناگونی آنها را یاری خواهد رساند.

(۱۷) تا در این مورد آنها را بیازماییم که آیا شکر نعمت الله را به جای میآورند یا از آن ناسپاسی میکنند؟ و هرکس از قرآن، و اندرزهایش روی بگرداند، پروردگارش او را در عذاب مشقتآوری درمیآورد که توان تحمل آن را ندارد.

(۱۸) و مسجدها از آنِ او سبحانه است؛ نه برای غیر او. پس هیچکس را در مساجد همراه الله نخوانید، که در این صورت مانند یهود و نصاری در کنیسهها و بیعههای‏شان میشوید.

(۱۹) و آنگاه که بنده الله، محمدع، در سرزمین بَطن نَخله برای عبادت پروردگارش برخاست، نزدیک بود که جنها به‏سبب ازدحام زیاد بر گرد او هنگام گوش فرادادن به قرائت قرآن توسط او، بر سرش فرو ریزند.

(۲۰) - ای رسول- به این مشرکان بگو: من فقط به‏سوی پروردگار یگانه خویش فرامیخوانم، و غیر او را هرکس که باشد در عبادت با او شریک قرار نمیدهم.

(۲۱) به آنها بگو: بهراستیکه من نه مالک دفع آسیبی که الله برای‏تان مقدر کرده هستم، و نه مالک جلب منفعتی که الله شما را از آن محروم کرده است.

(۲۲) به آنها بگو: اگر از الله نافرمانی کنم هرگز هیچکس مرا در برابر او تعالی نجات نمیدهد، و جز او هیچ پناهگاهی نخواهم یافت که به آن پناه ببرم.

(۲۳) اما آن چیزی که مالکش هستم این است که آنچه را الله مرا به تبلیغ آن به شما فرمان داده است، و رسالتش را که مرا با آن به‏سوی شما فرستاده است به شما ابلاغ کنم، و هرکس از الله و رسولش نافرمانی کند بهراستیکه مقصدش ورود به آتش جهنم است که برای همیشه در آن میماند و هرگز از آن خارج نخواهد شد.

(۲۴) و کافران پیوسته بر کفرشان هستند تا آنگاه که در روز قیامت عذابی را که در دنیا به آن وعده داده میشدند ببینند، در آن هنگام خواهند دانست که یاوران چه کسی ضعیفتر است، و خواهند دانست که چه کسی یاران کمتری دارد.

(۲۵) - ای رسول- به این مشرکان انکارکنندۀ رستاخیز بگو: نمیدانم آیا عذابی را که به آن وعده داده میشوید نزدیک است، یا مهلتی دارد که کسی جز الله از آن آگاه نیست.

(۲۶) او سبحانه عالم تمام امور غیبی است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، پس هیچکس بر غیب او اطلاع پیدا نمیکند، بلکه مختص به علم او باقی میماند.

(۲۷) جز رسولی که او سبحانه از او راضی باشد، که او را بر آنچه که بخواهد مطلع میگرداند، و پیش روی آن رسول نگاهبانانی از فرشتگان میفرستد تا از او محافظت کنند و کسی غیر از رسول از آن اخبار آگاه نشود.

(۲۸) تا آن رسول که الله به‏طور کامل از او محافظت میکند بداند رسولان پیش از او رسالتهای پروردگارشان را که به تبلیغ آن فرمان یافته بودند رساندهاند، و الله از آنچه که نزد فرشتگان و رسولان است آگاهی کامل دارد، پس ذرهای از این امور بر او پوشیده نمیماند، و هر چیزی را به عدد و دقیق برمیشمارد، و هیچچیز بر او سبحانه مخفی نمیماند.

برخی فواید آیات:

• ستمکاری سبب ورود در جهنم است.

• اهمیت پایداری در کسب مقاصد نیکو.

• وحی از بیهودگی شیاطین محافظت شده است.

سورة المُزَّمِّل (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ١ قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا٢ نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا٣ أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا٤ إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا٥ إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا٦ إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا٧ وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا٨ رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا٩ وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱهۡجُرۡهُمۡ هَجۡرٗا جَمِيلٗا١٠ وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوْلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا١١ إِنَّ لَدَيۡنَآ أَنكَالٗا وَجَحِيمٗا١٢ وَطَعَامٗا ذَا غُصَّةٖ وَعَذَابًا أَلِيمٗا١٣ يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلۡأَرۡضُ وَٱلۡجِبَالُ وَكَانَتِ ٱلۡجِبَالُ كَثِيبٗا مَّهِيلًا١٤ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡكُمۡ رَسُولٗا شَٰهِدًا عَلَيۡكُمۡ كَمَآ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ رَسُولٗا١٥ فَعَصَىٰ فِرۡعَوۡنُ ٱلرَّسُولَ فَأَخَذۡنَٰهُ أَخۡذٗا وَبِيلٗا١٦ فَكَيۡفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرۡتُمۡ يَوۡمٗا يَجۡعَلُ ٱلۡوِلۡدَٰنَ شِيبًا١٧ ٱلسَّمَآءُ مُنفَطِرُۢ بِهِۦۚ كَانَ وَعۡدُهُۥ مَفۡعُولًا١٨ إِنَّ هَٰذِهِۦ تَذۡكِرَةٞۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًا١٩ [المزمل: ۱-۱۹].

برخی مقاصد سوره:

یادآوری توشۀ روحی برای دعوتگران در مواجهه با سختیها و دشواریهای زندگی، برای تثبیت پیامبر ج و تهدید تکذیب کنندگان او.

تفسیر:

(۱) ای کسیکه خود را در لباسش پیچیده (یعنی پیامبر ج).

(۲) جز اندکی از شب، بقیه آن را نماز بگزار.

(۳) اگر خواستی نصف آن را نماز بگزار، یا کمتر از نصف را تا به یک سوم برسد نماز بگزار.

(۴) یا بر آن بیفزا تا به دو سوم برسد، و هرگاه قرآن خواندی آن را روشن و به آرامی بخوان.

(۵) - ای رسول- در حقیقت ما بهزودی قرآن را بر تو القا خواهیم کرد، که به‏سبب فرائض و حدود و احکام و آداب و سایر مواردی که در آن است سخنی گرانبار است.

(۶) بهراستیکه لحظات شب برای قرائت قرآن، با قلب سازگارتر و سخنان در آن هنگام درستتر است.

(۷) قطعاً تو در روز به کارهایت میپردازی، یعنی به‏سبب انجام کارهای خویش از قرائت قرآن بازمیمانی، پس شبانه نماز بگزار.

(۸) و الله را با انواع ذکر یاد کن، و برایش با اخلاص عبادت از همهچیز به‏سوی او بِبُر.

(۹) پروردگار مشرق و مغرب، هیچ معبود برحقی جز او نیست، پس او را کارسازی بگیر که در تمام امورت بر او توکل میکنی.

(۱۰) و در برابر استهزا و دشنامی که تکذیب کنندگان میگویند شکیبایی کن، و بدون هیچ آزار رساندنی، از آنها دوری گزین.

(۱۱) و به کار تکذیب کنندگانی که از خوشیهای دنیا برخوردار هستند اهمیت نده. مرا با آنها رها کن، و اندکی به آنها مهلت بده تا اجل‏شان فرا رسد.

(۱۲) بهراستیکه در آخرت زنجیرهایی سنگین، و آتشی شعلهور داریم.

(۱۳) و غذایی که از تلخی زیاد در گلوها گیر میکند، و عذابی دردناک؛ افزون بر آنچه گذشت.

(۱۴) این عذاب در روزی تکذیب کنندگان را فرا میگیرد که زمین و کوهها می‏لرزند، و کوهها از هراس زیاد به سنگریزههایی روان و پراکنده تبدیل میشوند.

(۱۵) بهراستیکه ما رسولی گواه بر اعمال‏تان در روز قیامت فرستادیم همانگونه که موسی ÷ را به عنوان رسولی به‏سوی فرعون فرستادیم.

(۱۶) فرعون رسولی که از جانب پروردگارش به‏سویش فرستاده شده بود را نافرمانی کرد. پس او را با عذابی شدید در دنیا با غرق شدن، و در آخرت با عذاب آتش مجازات کردیم. پس شما رسول‏تان را نافرمانی نکنید که آنچه او دچار شد گریبانگیرتان می‏شود.

(۱۷) پس- اگر به الله کفر ورزید، و رسولش را تکذیب کنید- چگونه میتوانید در روزی سخت و طولانی، که از هراس زیاد و طولانیبودن آن موی سر فرزندان خردسال سفید میشود خودتان را محافظت کنید و نجات دهید.

(۱۸) آسمان از هراس زیاد آن میشکافد. وعدۀ الله بدون تردید تحققیافتنی است.

(۱۹) بهراستیکه این اندرز- مشتمل بر بیان هراس و سختی روز قیامت- یادآوریای است، که مؤمنان از آن سود میبرند. پس هرکس بخواهد راهی رساننده به‏سوی پروردگارش برگزیند این کار را انجام دهد.

برخی فواید آیات:

• اهمیت نماز شب و تلاوت قرآن و ذکر (یاد) الله و صبر برای دعوتگر به‏سوی الله.

• فراغ قلب در شب در حفظ و فهم موثر است.

• تحمل تکالیف، تربیتی سخت و قاطع را میطلبد.

• رفاه و ثروت زیاد، از راه الله بازمیدارد.

﴿۞إِنَّ رَبَّكَ يَعۡلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدۡنَىٰ مِن ثُلُثَيِ ٱلَّيۡلِ وَنِصۡفَهُۥ وَثُلُثَهُۥ وَطَآئِفَةٞ مِّنَ ٱلَّذِينَ مَعَكَۚ وَٱللَّهُ يُقَدِّرُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَۚ عَلِمَ أَن لَّن تُحۡصُوهُ فَتَابَ عَلَيۡكُمۡۖ فَٱقۡرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِۚ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرۡضَىٰ وَءَاخَرُونَ يَضۡرِبُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَبۡتَغُونَ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَءَاخَرُونَ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ فَٱقۡرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنۡهُۚ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَقۡرِضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗاۚ وَمَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُم مِّنۡ خَيۡرٖ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَيۡرٗا وَأَعۡظَمَ أَجۡرٗاۚ وَٱسۡتَغۡفِرُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمُۢ٢٠ [المزمل: ۲۰].

(۲۰) - ای رسول- به تحقیق که پروردگارت میداند تو گاهی کمتر از دو سوم شب نماز میگزاری، و گاهی نصف آن، و گاهی یک سوم آن را برای نماز برمیخیزی، و گروهی از مؤمنانی که همراه تو هستند برای نماز برمیخیزند. و الله است که شب و روز را اندازه میگیرد، و لحظات آن دو را محاسبه میکند. و الله میداند که شما نمی‏توانید لحظاتش را محاسبه و ثبت کنید. پس در جستجوی مطلوب، برخاستن اکثر آن برای‏تان دشوار است. از این رو بر شما بخشید، پس آنچه را از شب میسر شد نماز بگزارید. - ای مؤمنان- الله میداند که بهزودی از میان شما بیمارانی خواهند بود که بیماری بر آنها غلبه میکند، و کسانی در جستجوی روزی الله مسافرت میکنند، و کسانی در جستجوی رضایت الله و برای اینکه فقط کلمۀ الله برتر باشد با کافران می‏جنگند، که نماز شب بر اینها دشوار است. پس آنچه را از شب که برای‏تان میسر شد نماز بگزارید، و نمازهای فرض را به کاملترین وجه ادا کنید، و زکات اموال‏تان را بپردازید، و از اموال‏تان در راه الله انفاق کنید، و هر خیری که از پیش برای خودتان بفرستید، آن را نزد الله بهتر و با پاداشی بزرگتر خواهید یافت. و از الله آمرزش بخواهید، که الله نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

سورة المُدَّثِّر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ١ قُمۡ فَأَنذِرۡ٢ وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ٣ وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ٤ وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ٥ وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ٦ وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ٧ فَإِذَا نُقِرَ فِي ٱلنَّاقُورِ٨ فَذَٰلِكَ يَوۡمَئِذٖ يَوۡمٌ عَسِيرٌ٩ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ١٠ ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا١١ وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا١٢ وَبَنِينَ شُهُودٗا١٣ وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا١٤ ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ١٥ كَلَّآۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا١٦ سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا١٧ إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ١٨ [المدثر: ۱-۱۸].

برخی مقاصد سوره:

امر بر انجام دعوت، و تهدید تکذیب کنندگان دعوت.

تفسیر:

(۱) ای کسیکه خودش را با لباسش پوشانیده (یعنی پیامبر ج).

(۲) برخیز و از عذاب الله بترسان.

(۳) و پروردگارت را بزرگ شمار.

(۵) و نفس خویش را از گناهان و لباست را از نجاستها پاک کن.

(۵) و از عبادت نمادها دوری گزین.

(۶) و بر پروردگارت منت نگذار که عمل صالح تو را زیاد کند.

(۷) و در برابر آزارهایی که با آنها روبرو میشوی به خاطر الله شکیبایی کن.

(۸) پس آنگاه که برای بار دوم در صور دمیده شود.

(۹) آن روز، روزی سخت است.

(۱۰) بر کافران به الله و رسولش آسان نیست.

(۱۱) - ای رسول- مرا با کسیکه او را در شکم مادرش تک و تنها بدون مال یا فرزند آفریدم (یعنی ولید بن مُغِیره) واگذار.

(۱۲) و مال زیادی برایش قرار دادم.

(۱۳) و پسرانی برایش قرار دادم که همراهش حاضر هستند و با او در محافل حضور دارند و به خاطر مال زیادش در هیچ سفری از او جدا نمیشوند.

(۱۴) و در زندگی و و روزی و فرزند برایش از هر نظر گستراندم.

(۱۵) باز هم با وجود کفرش به من طمع دارد که پس از اینکه تمام این موارد را به او دادم برایش بیفزایم.

(۱۶) امر آنگونه که تصور کرد نیست، زیرا او ستیزهجو و تکذیب کنندۀ آیات نازلشدۀ ما بر رسول‏مان است.

(۱۷) بهزودی عذابی سخت بر دوش او میگذارم که توان تحملش را ندارد.

(۱۸) همانا این کافر که نعمتهای مذکور را به او ارزانی داشتم برای ابطال آنچه قرآن در مورد او میگوید اندیشید، و طرحی در ذهنش آماده کرد.

برخی فواید آیات:

• سختی و دشواری زمینۀ آسانگیری را فراهم میآورد.

• وجوب طهارتِ پلیدیهای ظاهری و باطنی.

• نعمتبخشیدن بر فاجر، نزدیک کردن تدریجی او به‏سوی عذاب است و اکرام به شمار نمیرود.

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ١ قُمۡ فَأَنذِرۡ٢ وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ٣ وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ٤ وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ٥ وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ٦ وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ٧ فَإِذَا نُقِرَ فِي ٱلنَّاقُورِ٨ فَذَٰلِكَ يَوۡمَئِذٖ يَوۡمٌ عَسِيرٌ٩ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ١٠ ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا١١ وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا١٢ وَبَنِينَ شُهُودٗا١٣ وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا١٤ ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ١٥ كَلَّآۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا١٦ سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا١٧ إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ١٨ فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ١٩ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ٢٠ ثُمَّ نَظَرَ٢١ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ٢٢ ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ٢٣ فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَرُ٢٤ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ٢٥ سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ٢٦ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ٢٧ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ٢٨ لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ٢٩ عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ٣٠ وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗۖ وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِيمَٰنٗا وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗاۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَۚ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ٣١ كَلَّا وَٱلۡقَمَرِ٣٢ وَٱلَّيۡلِ إِذۡ أَدۡبَرَ٣٣ وَٱلصُّبۡحِ إِذَآ أَسۡفَرَ٣٤ إِنَّهَا لَإِحۡدَى ٱلۡكُبَرِ٣٥ نَذِيرٗا لِّلۡبَشَرِ٣٦ لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَتَقَدَّمَ أَوۡ يَتَأَخَّرَ٣٧ كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ٣٨ إِلَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡيَمِينِ٣٩ فِي جَنَّٰتٖ يَتَسَآءَلُونَ٤٠ عَنِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ٤١ مَا سَلَكَكُمۡ فِي سَقَرَ٤٢ قَالُواْ لَمۡ نَكُ مِنَ ٱلۡمُصَلِّينَ٤٣ وَلَمۡ نَكُ نُطۡعِمُ ٱلۡمِسۡكِينَ٤٤ وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلۡخَآئِضِينَ٤٥ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ٤٦ حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلۡيَقِينُ٤٧ [المدثر: ۱-۴۷].

(۱۹) نفرین و عذاب بر او باد چگونه ارزیابی کرد.

(۲۰) باز هم نفرین و عذاب بر او بود چگونه ارزیابی کرد.

(۲۱) دوباره در آنچه که میگوید نگریست و اندیشید.

(۲۲) سپس چون چیزی نیافت که با آن بر قرآن عیب وارد کند چهره در هم کشید و خشم کرد.

(۲۳) سپس از ایمان روی گرداند و از پیروی پیامبر ج خودداری کرد.

(۲۴) پس گفت: این چیزی که محمد آورده است سخن الله نیست، بلکه سحری است که از دیگران روایت میکند.

(۲۵) کلام الله نیست، بلکه کلام انسان است.

(۲۶) بهزودی این کافر را در یکی از طبقات جهنم، یعنی سَقَر که گرمایی کشنده دارد وارد میکنم.

(۲۷) و - ای محمد- تو چه میدانی که سَقَر چیست؟!

(۲۸) از عذابشدۀ در خویش چیزی باقی نمیگذارد مگر او را فرا میگیرد، و رها نمیکند، سپس همانگونه که بود بازمیگردد، سپس بر او فرود میآید، و به همین ترتیب ادامه دارد.

(۲۹) پوستها را سخت میسوزاند و تغییر میدهد.

(۳۰) بر آن نوزده فرشته است، که خزانهدارانش هستند.

(۳۱) و ما خزانهداران جهنم را جز فرشتگان قرار ندادیم، که انسانها توانی در برابر آنها ندارند، و در حقیقت ابوجهل دروغ گفت آنگاه که ادعا کرد او و قومش می‏توانند بر آنها حمله بَرَند، و از جهنم خارج شوند، و این شمار آنها را قرار ندادیم جز آزمایشی برای کسانیکه به الله کفر ورزیدند؛ تا آنچه را که گفتند بگویند آنگاه عذاب بر آنها دوچندان شود. و برای اینکه یهود که تورات به آنها داده شد، و نصاری که انجیل به آنها داده شد یقین پیدا کنند آنگاه که قرآن که تصدیقکنندۀ آنچه در دو کتاب‏شان است نازل شد. و برای اینکه بر ایمان مؤمنان بیفزاید آنگاه که اهل کتاب با آنها موافقت میکنند، و یهود و نصاری و مؤمنان تردید نکنند. و برای اینکه مترددان در ایمان، و کافران بگویند: الله با این عدد شگفت چه چیزی را اراده کرده است؟! مانند گمراه ساختن منکِر این عدد و هدایت تصدیق کنندۀ آن، الله هرکس را که بخواهد گمراه سازد گمراه میسازد و هرکس را که بخواهد هدایت کند هدایت میکند. و از فراوانی لشکریان پروردگارت هیچکس جز او سبحانه آگاه نیست. پس ابوجهل که برای تحقیر و تکذیب گفت: (آیا محمد یاورانی جز نوزده تن ندارد؟!) باید از این امر آگاه شود، و جهنم جز مایۀ یادآوری انسانها نیست که با آن بر عظمت الله سبحانه پی ببرند.

(۳۲) سخن آنگونه نیست که یکی از مشرکان ادعا میکند یارانش برای چیرهشدن بر خزانهداران جهنم کافی هستند. الله به ماه سوگند یاد فرمود.

(۳۳) و به شب آنگاه که پشت کند سوگند یاد فرمود.

(۳۴) و به صبح آنگاه که روشنایی آورد سوگند یاد فرمود.

(۳۵) که آتش جهنم به‏طور قطع یکی از بلایای بزرگ است.

(۳۶) وسیلۀ تهدید و ترساندن مردم است.

(۳۷) - ای مردم- برای هرکس از شما که بخواهد با ایمان به الله و عمل صالح پیشی جوید، یا با کفر و گناهان عقب بکشد.

(۳۸) هرکس در قبال اعمالیکه کسب کرده گرفتار است. پس یا اعمالش او را نابود میکند، یا او را از نابودی میرهاند و نجات میدهد.

(۳۹) مگر مؤمنان که در قبال گناهان‏شان مواخذه نمیشوند، بلکه به‏سبب اعمال صالحی که دارند مورد عفو قرار میگیرند.

(۴۰) و آنها روز قیامت در بهشتهایی هستند و از یکدیگر میپرسند.

(۴۱) در مورد کافران که خودشان را با گناهانی که انجام دادند نابود کردند.

(۴۲) به آنها میگویند: چه چیزی شما را وارد جهنم کرد؟

(۴۳) کافران اینگونه به آنها پاسخ میدهند: از کسانیکه نماز واجب را در زندگی دنیا برپا میداشتند نبودیم.

(۴۴) و از آنچه که الله به ما عطا کرده بود به فقیر اطعام نمیکردیم.

(۴۵) و همراه پیروان باطل بودیم که هرجا میگشتند با آنها میگشتیم، و با گمراهان و فریب خوردگان سخن میگفتیم.

(۴۶) و روز جزا را تکذیب میکردیم.

(۴۷) و به تکذیب روز جزا ادامه دادیم تا مرگ ما را فرا گرفت، آنگاه میان ما و توبه مانع ایجاد کرد.

برخی فواید آیات:

• خطر زیاد کبر چنانکه ولید بن مُغِیره را پس از اینکه حق برایش آشکار شد از ایمان بازداشت.

• مسئولیت انسان در قبال اعمالش در دنیا و آخرت.

• طعام ندادن به نیازمند یکی از اسباب ورود به جهنم است.

﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ٤٨ فَمَا لَهُمۡ عَنِ ٱلتَّذۡكِرَةِ مُعۡرِضِينَ٤٩ كَأَنَّهُمۡ حُمُرٞ مُّسۡتَنفِرَةٞ٥٠ فَرَّتۡ مِن قَسۡوَرَةِۢ٥١ بَلۡ يُرِيدُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُؤۡتَىٰ صُحُفٗا مُّنَشَّرَةٗ٥٢ كَلَّاۖ بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ٥٣ كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذۡكِرَةٞ٥٤ فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ٥٥ وَمَا يَذۡكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُۚ هُوَ أَهۡلُ ٱلتَّقۡوَىٰ وَأَهۡلُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ٥٦ [المدثر: ۴۸-۵۶].

(۴۸) پس واسطهگری شفاعتگران، اعم از فرشتگان و پیامبران و صالحان در روز قیامت به آنها سودی نمیرساند؛ زیرا یکی از شروط پذیرش شفاعت، رضایت از شفاعتشده است.

(۴۹) چه چیزی باعث رویگردانی این مشرکان از قرآن شد؟!

(۵۰) گویی در رویگردانی و فرار از قرآن، گورخرانی بسیار رمنده هستند.

(۵۱) که از شیری به‏سبب ترس از آن میگریزند.

(۵۲) بلکه هر یک از این مشرکان میخواهد نامهای برایش ارسال شود که به او خبر میدهد محمد رسولی از جانب الله است، و سبب این امر کمبود و ضعف دلایل و حجتها نیست، بلکه فقط ستیزهجویی و تکبر است.

(۵۳) چنین نیست، بلکه سبب استمرار گمراهی آنها این است که به عذاب آخرت ایمان نمیآورند، و بر کفرشان باقی میمانند.

(۵۴) بدانید که این قرآن اندرز و یادآوری است.

(۵۵) پس هرکس که بخواهد میتواند قرآن را بخواند و از آن اندرز گیرد.

(۵۶) و پند نمیگیرند مگر اینکه الله بخواهد پند بگیرند. او سبحانه سزاوار است که با امتثال اوامر و اجتناب از نواهیاش از او ترسیده شود، و سزاوار است که گناهان بندگانش را آنگاه که به‏سوی او توبه کنند بیامرزد.

سورة القیامه (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿لَآ أُقۡسِمُ بِيَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ١ وَلَآ أُقۡسِمُ بِٱلنَّفۡسِ ٱللَّوَّامَةِ٢ أَيَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَلَّن نَّجۡمَعَ عِظَامَهُۥ٣ بَلَىٰ قَٰدِرِينَ عَلَىٰٓ أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُۥ٤ بَلۡ يُرِيدُ ٱلۡإِنسَٰنُ لِيَفۡجُرَ أَمَامَهُۥ٥ يَسۡ‍َٔلُ أَيَّانَ يَوۡمُ ٱلۡقِيَٰمَةِ٦ فَإِذَا بَرِقَ ٱلۡبَصَرُ٧ وَخَسَفَ ٱلۡقَمَرُ٨ وَجُمِعَ ٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ٩ يَقُولُ ٱلۡإِنسَٰنُ يَوۡمَئِذٍ أَيۡنَ ٱلۡمَفَرُّ١٠ كَلَّا لَا وَزَرَ١١ إِلَىٰ رَبِّكَ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡمُسۡتَقَرُّ١٢ يُنَبَّؤُاْ ٱلۡإِنسَٰنُ يَوۡمَئِذِۢ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ١٣ بَلِ ٱلۡإِنسَٰنُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ بَصِيرَةٞ١٤ وَلَوۡ أَلۡقَىٰ مَعَاذِيرَهُۥ١٥ لَا تُحَرِّكۡ بِهِۦ لِسَانَكَ لِتَعۡجَلَ بِهِۦٓ١٦ إِنَّ عَلَيۡنَا جَمۡعَهُۥ وَقُرۡءَانَهُۥ١٧ فَإِذَا قَرَأۡنَٰهُ فَٱتَّبِعۡ قُرۡءَانَهُۥ١٨ ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا بَيَانَهُۥ١٩ [القيامة: ۱-۱۹].

برخی مقاصد سوره:

اظهار قدرت الله هم بر آفرینش و هم بر زندهکردن انسان پس از مرگ.

تفسیر:

(۱) الله به روز قیامت یعنی روزیکه مردم در برابر پروردگار جهانیان میایستند سوگند یاد فرمود.

(۲) و به نفس پاک که صاحبش را بر کوتاهی در اعمال صالح، و بر انجام بدیها سرزنش میکند سوگند یاد فرمود. به این دو امر سوگند یاد فرمود که به‏طور قطع مردم برای حسابرسی و جزا برانگیخته میشوند.

(۳) آیا انسان گمان میکند که پس از مرگش استخوانهای او را برای رستاخیز جمع نخواهیم کرد؟!

(۴) آری، افزون بر جمع استخوانهایش ما میتوانیم سر انگشتان او را به آفرینشی کامل همانگونه که بود بازگردانیم.

(۵) بلکه با انکار رستاخیز میخواهد بدون هیچ بازدارندهای به بدکاری خویش در آینده ادامه دهد.

(۶) برای بعید شمردن، در مورد روز قیامت میپرسد: چه زمانی واقع میشود؟

(۷) آنگاه که چشمان سرگردان و وحشتزده شوند چون آنچه را تکذیب می‏کردند ببینند.

(۸) و نور ماه از بین برود.

(۹) و جرم خورشید و ماه جمع شود.

(۱۰) انسان بدکار در آن روز میگوید: راه فرار کجا است؟!

(۱۱) در آن روز نه راه فراری است، و نه هیچ جای پناهی که بدکار به آن روی آورد، و نه هیچ پناهگاهی که به آن پناه برده شود.

(۱۲) - ای رسول- در آن روز بازگشتگاه و هدف برای حسابرسی و جزا به‏سوی پروردگارت است.

(۱۳) در آن روز انسان از اعمالیکه قبل از وفات فرستاده، و اعمالیکه پس از خود بهجای گذاشته است باخبر میشود.

(۱۴) بلکه انسان بر خودش گواه است چون اعضای او به گناهانی که کسب کرده است گواهی میدهند.

(۱۵) و اگر عذرهایی بیاورد که با آنها از خودش دفاع کند که عمل بدی را انجام نداده است هرگز سودی به او نمیرساند.

(۱۶) - ای رسول- زبانت را به قرآن از روی عجله به اینکه از تو فرار کند حرکت نده.

(۱۷) زیرا برعهدۀ ما است که آن را برای تو در سینهات جمع کنیم، و قرائت آن را بر زبانت استوار سازیم.

(۱۸) پس هرگاه جبرئیل ÷ قرائت آن را بر تو کامل کرد به قرائت او گوش ده و بشنو.

(۱۹) تفسیر آن برای تو نیز برعهدۀ ما است.

برخی فواید آیات:

• ارادۀ بنده به ارادۀ الله مُقَیّد است.

• اشتیاق رسولالله ج بر حفظ آنچه از قرآن بر او وحی میشد، و تضمین الله برای او با جمع قرآن در سینهاش و حفظ آن به صورت کامل بهگونهای که ذرهای از آن فراموش نشود.

﴿كَلَّا بَلۡ تُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ٢٠ وَتَذَرُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ٢١ وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاضِرَةٌ٢٢ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٞ٢٣ وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذِۢ بَاسِرَةٞ٢٤ تَظُنُّ أَن يُفۡعَلَ بِهَا فَاقِرَةٞ٢٥ كَلَّآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلتَّرَاقِيَ٢٦ وَقِيلَ مَنۡۜ رَاقٖ٢٧ وَظَنَّ أَنَّهُ ٱلۡفِرَاقُ٢٨ وَٱلۡتَفَّتِ ٱلسَّاقُ بِٱلسَّاقِ٢٩ إِلَىٰ رَبِّكَ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡمَسَاقُ٣٠ فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّىٰ٣١ وَلَٰكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ٣٢ ثُمَّ ذَهَبَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ يَتَمَطَّىٰٓ٣٣ أَوۡلَىٰ لَكَ فَأَوۡلَىٰ٣٤ ثُمَّ أَوۡلَىٰ لَكَ فَأَوۡلَىٰٓ٣٥ أَيَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَن يُتۡرَكَ سُدًى٣٦ أَلَمۡ يَكُ نُطۡفَةٗ مِّن مَّنِيّٖ يُمۡنَىٰ٣٧ ثُمَّ كَانَ عَلَقَةٗ فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ٣٨ فَجَعَلَ مِنۡهُ ٱلزَّوۡجَيۡنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ٣٩ أَلَيۡسَ ذَٰلِكَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحۡـِۧيَ ٱلۡمَوۡتَىٰ٤٠ [القيامة: ۲۰-۴۰].

(۲۰) هرگز، امر چنین نیست که شما محال بودن رستاخیز را ادعا میکنید، زیرا شما میدانید کسیکه بر آفرینش نخستین شما توانا باشد از زندهکردن شما پس از مرگ‏تان ناتوان نیست، اما سبب تکذیب رستاخیز توسط شما فقط این است که شما زندگی دنیا را که به سرعت پایان مییابد دوست دارید.

(۲۱) و زندگی آخرت را رها میکنید که راه (دستیابی به) آن انجام طاعاتی است که الله شما را به آن فرمان داده، و ترک محرماتی که شما را از آن نهی کرده است.

(۲۲) چهرههای اهل ایمان و سعادت در آن روز شاداب و منور است.

(۲۳) و به‏سوی پروردگارشان مینگرند و از آن بهرهمند میشوند.

(۲۴) و چهرههای کافران و بدبختان در آن روز در هم کشیده است.

(۲۵)یقین دارند که کیفری بزرگ، و عذابی دردناک بر آنها فرود میآید.

(۲۶) امر چنان نیست که مشرکان تصور کردهاند که وقتی مُردند عذاب نمیشوند، پس هنگامیکه جان یکی از آنها به گلوگاهش برسد.

(۲۷) و مردم به یکدیگر بگویند: آیا کسی هست که بر او رُقیه بخوانَد شاید شفا یابد؟!

(۲۸) و کسیکه در حال جانکندن است یقین پیدا کند که جدایی دنیا با مرگ فرا رسیده است.

(۲۹) و در پایان دنیا و شروع آخرت، سختیها جمع شوند.

(۳۰) وقتی این امر حاصل شود مرده به‏سوی پروردگارش رانده میشود.

(۳۱) پس کافر به آنچه رسولش آورد ایمان نیاورد، و برای الله سبحانه نماز نگزارد.

(۳۲) بلکه آنچه را رسولش نزد او آورد تکذیب کرد، و از آن روی گرداند.

(۳۳) بهعلاوه، این کافر درحالیکه متکبرانه راه میرفت به‏سوی خانوادهاش رفت.

(۳۴) پس الله کافر را تهدید کرد که عذابش به تحقیق او را دنبال میکند و به او نزدیک شده است.

(۳۵) سپس همان جمله را برای تاکید تکرار کرد، و فرمود: ﴿ثُمَّ أَوۡلَىٰ لَكَ فَأَوۡلَىٰٓ ؛ «باز هم وای بر تو! پس وای بر تو!».

(۳۶) آیا انسان گمان میکند که الله او را بیهوده بدون اینکه او را به شریعتی مکلف سازد رها میکند؟

(۳۷) آیا این انسان روزی یک نطفه از منی که در رحم ریخته میشود نبود؟

(۳۸) سپس بعد از آن تکهای از خون جامد نبود؟ سپس الله او را نیافرید؟ و آفرینش او را کامل نکرد؟

(۳۹) سپس از جنس او دو نوع: مرد و زن قرار نداد؟!

(۴۰) آیا ذاتیکه انسان را از نطفهای سپس از خون بستهای آفرید بر زندهکردن دوبارۀ مردگان برای حسابرسی و جزا توانا نیست؟! آری، بهراستیکه بر این کار توانا است.

سورة الإنسان (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ حِينٞ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ لَمۡ يَكُن شَيۡ‍ٔٗا مَّذۡكُورًا١ إِنَّا خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٍ أَمۡشَاجٖ نَّبۡتَلِيهِ فَجَعَلۡنَٰهُ سَمِيعَۢا بَصِيرًا٢ إِنَّا هَدَيۡنَٰهُ ٱلسَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرٗا وَإِمَّا كَفُورًا٣ إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ سَلَٰسِلَاْ وَأَغۡلَٰلٗا وَسَعِيرًا٤ إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ يَشۡرَبُونَ مِن كَأۡسٖ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا٥ [الإنسان: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

یادآوری انسان به اصل و حکمت آفرینش او و مقصدش در هر دو سرا، و اظهار نعمتهای بهشت، برای استوارسازی مؤمنان و دعوت کافران.

تفسیر:

(۱) زمانی طولانی بر انسان گذشته که در آن زمان معدومی غیر قابل ذکر بوده است.

(۲) بهراستیکه ما انسان را از نطفهای آمیخته از آب مرد و آب زن آفریدیم، و او را با تکالیفی که بر او لازم گرداندیم میآزماییم، از این رو او را شنوا و بینا قرار دادیم تا احکامی را که او را به آنها مکلف کردهایم برپا دارد.

(۳) بهراستیکه ما برایش راه هدایت را بر زبان رسولانمان آشکار کردیم، و با این کار راه گمراهی نیز برایش آشکار شد. سپس او یا به راه راست هدایت مییابد، و بندهای مؤمن و سپاسگزار الله میشود، و یا از راه راست گمراه میگردد و بندهای کافر و منکر آیات الله میشود. الله پس از بیان دو نوعِ هدایتیافته و گمراه، جزای آن دو را بیان کرد و فرمود:

(۴) بهراستیکه ما برای کافرانِ به الله و رسولانش، غل و زنجیرهایی که با آنها در جهنم کشیده میشوند، و آتشی شعلهور آماده کردهایم.

(۵) بهراستیکه مؤمنان فرمان‏بردار از الله در روز قیامت از جام خمری لبریز که با کافور به‏سبب رایحه خوش آن آمیخته شده است مینوشند.

برخی فواید آیات:

• خطر دنیادوستی و رویگردانی از آخرت.

• ثبوت اختیار برای انسان، و این حق انتخاب از تکریم الله برای او است.

• نظر به وجه گرامی الله از بزرگترین نعمتها است.

﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا عِبَادُ ٱللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفۡجِيرٗا٦ يُوفُونَ بِٱلنَّذۡرِ وَيَخَافُونَ يَوۡمٗا كَانَ شَرُّهُۥ مُسۡتَطِيرٗا٧ وَيُطۡعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ مِسۡكِينٗا وَيَتِيمٗا وَأَسِيرًا٨ إِنَّمَا نُطۡعِمُكُمۡ لِوَجۡهِ ٱللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمۡ جَزَآءٗ وَلَا شُكُورًا٩ إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوۡمًا عَبُوسٗا قَمۡطَرِيرٗا١٠ فَوَقَىٰهُمُ ٱللَّهُ شَرَّ ذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمِ وَلَقَّىٰهُمۡ نَضۡرَةٗ وَسُرُورٗا١١ وَجَزَىٰهُم بِمَا صَبَرُواْ جَنَّةٗ وَحَرِيرٗا١٢ مُّتَّكِ‍ِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِۖ لَا يَرَوۡنَ فِيهَا شَمۡسٗا وَلَا زَمۡهَرِيرٗا١٣ وَدَانِيَةً عَلَيۡهِمۡ ظِلَٰلُهَا وَذُلِّلَتۡ قُطُوفُهَا تَذۡلِيلٗا١٤ وَيُطَافُ عَلَيۡهِم بِ‍َٔانِيَةٖ مِّن فِضَّةٖ وَأَكۡوَابٖ كَانَتۡ قَوَارِيرَا۠١٥ قَوَارِيرَاْ مِن فِضَّةٖ قَدَّرُوهَا تَقۡدِيرٗا١٦ وَيُسۡقَوۡنَ فِيهَا كَأۡسٗا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا١٧ عَيۡنٗا فِيهَا تُسَمَّىٰ سَلۡسَبِيلٗا١٨ ۞وَيَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ وِلۡدَٰنٞ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيۡتَهُمۡ حَسِبۡتَهُمۡ لُؤۡلُؤٗا مَّنثُورٗا١٩ وَإِذَا رَأَيۡتَ ثَمَّ رَأَيۡتَ نَعِيمٗا وَمُلۡكٗا كَبِيرًا٢٠ عَٰلِيَهُمۡ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضۡرٞ وَإِسۡتَبۡرَقٞۖ وَحُلُّوٓاْ أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٖ وَسَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ شَرَابٗا طَهُورًا٢١ إِنَّ هَٰذَا كَانَ لَكُمۡ جَزَآءٗ وَكَانَ سَعۡيُكُم مَّشۡكُورًا٢٢ إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡقُرۡءَانَ تَنزِيلٗا٢٣ فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعۡ مِنۡهُمۡ ءَاثِمًا أَوۡ كَفُورٗا٢٤ وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلٗا٢٥ [الإنسان: ۶-۲۵].

(۶) این شراب آمادهشده برای اهل طاعت از چشمهای سهلالوصول و پُر آب است که نمیخشکد، بندگان الله از آن سیراب میشوند، و آن را به هرجا بخواهند روان و جاری میکنند.

(۷) و صفات بندگانی که از آن مینوشند این است که به طاعاتی که خودشان را به آن ملزم کردهاند وفا میکنند، و از روزیکه شر آن گسترده و آشکار است یعنی روز قیامت میترسند.

(۸) و طعام را با وجود اینکه آن را به خاطر نیاز و اشتها به آن دوست دارند، به فقرا و یتیمان و اسیران میدهند.

(۹) و از درون شادمان هستند که جز برای وجه الله به آنها طعام نمیدهند، زیرا در قبال طعام دادن، هیچ پاداش و تشکری از آنها نمیخواهند.

(۱۰) بهراستیکه ما از پروردگارمان در روزیکه از سختی و ترسناکی آن چهرههای بدبختان در هم کشیده میشود میترسیم.

(۱۱) پس الله برای گرامی داشتن آنها و شاد کردن دلهایشان، آنها را به فضل خویش از شر آن روز بزرگ نجات داد، و زیبایی و نوری در چهرههای‏شان به آنها عطا کرد.

(۱۲) و الله - به‏سبب صبرشان بر طاعات، و صبرشان بر قضا و قدرهای الله، و صبرشان از گناهان- بهشتی را که در آن بهرهمند میشوند، و ابریشمی که آن را می‏پوشند به آنها پاداش داد.

(۱۳) در آنجا بر تختهایی آراسته تکیه میزنند، و در این بهشت نه خورشیدی که پَرتویَش آنها را اذیت کند، و نه سرمای شدیدی میبینند، بلکه در سایهبانی همیشگی و بدون هیچ گرما و سرمایی قرار دارند.

(۱۴) سایههایش به آنها نزدیک است، و میوههایش رام کسانی است که آنها را می‏خورند، یعنی به آسانی و سهولت آنها را میخورند، بهگونهای که به پهلو آرمیده و نشسته و ایستاده به آنها دسترسی دارند.

(۱۵) و خدمتکاران با ظرفهایی نقرهای، و جامهایی که رنگ درخشانی دارند هر وقت شراب بخواهند پیرامون آنها میگردانند.

(۱۶) که در درخشندگی رنگش مانند شیشه است اما از نقره هستند، و براساس مقداری که میخواهند اندازهگیریشده هستند، بهگونهای که نه از آن بیشتر است و نه کمتر.

(۱۷) و این گرامیداشتهشدگان از جام خمری آمیخته با زنجبیل نوشانده میشوند.

(۱۸) از چشمهای در بهشت به نام سَلسبیل مینوشند.

(۱۹) و در بهشت پسرانی که بر جوانی‏شان باقی میمانند، گردشان میچرخند که هرگاه آنها را ببینی به‏سبب صورتهای زیبا، و رنگهای نیکو، و زیاد بودن و پراکندگیشان، گویی مرواریدهایی پراکنده شده هستند.

(۲۰) و چون به آنچه آنجا در بهشت است بنگری نعمتهایی غیر قابل توصیف، و مُلک و پادشاهیای بزرگ و بیهمتا میبینی.

(۲۱) بر تنهای‏شان لباسهایی سبز و فاخر از ابریشم نازک، و ابریشم کلفت پوشیده شده است، و در آنجا دستبندهایی از نقره پوشانده شدهاند، و الله شرابی خالی از هرگونه ناگواری به آنها مینوشاند.

(۲۲) و از روی تکریم به آنها گفته میشود: بهراستی این نعمتهایی که به شما داده شده است پاداش شما در قبال اعمال صالحتان است، و عمل‏تان نزد الله پذیرفته شده است.

(۲۳) - ای رسول- به تحقیق که ما قرآن را بخشبخش بر تو نازل کردیم، و آن را یکباره بر تو فرو نفرستادیم.

(۲۴) پس در برابر تمام احکام تقدیری و تشریعی الله شکیبایی کن، و نه از گناهکاری در گناهی که به‏سوی آن فرامیخواند فرمان بر، و نه از کافری در کفری که به‏سوی آن فرامیخواند.

(۲۵) و پروردگارت را با نماز صبح در اول روز، و نماز ظهر و عصر در پایان روز یاد کن.

برخی فواید آیات:

• وفا به نذر و اِطعام نیازمند، و اخلاص در عمل، و ترس از الله: اسباب نجات از جهنم، و ورود به بهشت هستند.

• وقتی حال پسرکانی که با این زیبایی در بهشت به ساکنانش خدمت میکنند، پس خود بهشتیان چگونه خواهند بود؟!

﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَٱسۡجُدۡ لَهُۥ وَسَبِّحۡهُ لَيۡلٗا طَوِيلًا٢٦ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ يُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَآءَهُمۡ يَوۡمٗا ثَقِيلٗا٢٧ نَّحۡنُ خَلَقۡنَٰهُمۡ وَشَدَدۡنَآ أَسۡرَهُمۡۖ وَإِذَا شِئۡنَا بَدَّلۡنَآ أَمۡثَٰلَهُمۡ تَبۡدِيلًا٢٨ إِنَّ هَٰذِهِۦ تَذۡكِرَةٞۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا٢٩ وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا٣٠ يُدۡخِلُ مَن يَشَآءُ فِي رَحۡمَتِهِۦۚ وَٱلظَّٰلِمِينَ أَعَدَّ لَهُمۡ عَذَابًا أَلِيمَۢا٣١ [الإنسان: ۲۶-۳۱].

(۲۶) و او تعالی را در دو نماز شب: نماز مغرب و نماز عشا، یاد کن، و پس از این دو نماز، برای او نماز شب (تَهَجُّد) بگزار.

(۲۷) بهراستیکه این مشرکان زندگی دنیا را دوست دارند و بر آن حرص میورزند، و روز قیامت را که به‏سبب سختیها و مصیبتهایش روزی سنگین است، پشت سرشان رها کردهاند.

(۲۸) ما آنها را آفریدهایم و آفرینش آنها را با تقویت مفاصل و اعضا و غیر آن مستحکم کردهایم. و هرگاه نابودی و تبدیل آنها با امثال‏شان را بخواهیم به‏طور قطع این کار را انجام خواهیم داد.

(۲۹) بهراستیکه این سوره مایۀ اندرز و یادآوری است، پس هرکس انتخاب راهی که او را به رضایت پروردگارش میرساند بخواهد آن را برگزیند.

(۳۰) و انتخاب راهی به‏سوی رضایت الله را نمیخواهید مگر اینکه الله آن را از شما بخواهد، زیرا تمام کارها به‏سوی او است. بهراستیکه الله از آنچه که به صلاح بندگانش است و آنچه به صلاح آنها نیست بسیار آگاه است، و در آفرینش و تقدیر و شریعتش بسیار دانا است.

(۳۱) هر یک از بندگانش را که بخواهد وارد رحمت خویش میکند، آنگاه آنها را به ایمان و عمل صالح توفیق میدهد، و برای کسانیکه با کفر و گناهان به خودشان ستم کردهاند عذابی دردناک یعنی عذاب جهنم، در آخرت آماده کرده است.

سورة المُرسَلات (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلۡمُرۡسَلَٰتِ عُرۡفٗا١ فَٱلۡعَٰصِفَٰتِ عَصۡفٗا٢ وَٱلنَّٰشِرَٰتِ نَشۡرٗا٣ فَٱلۡفَٰرِقَٰتِ فَرۡقٗا٤ فَٱلۡمُلۡقِيَٰتِ ذِكۡرًا٥ عُذۡرًا أَوۡ نُذۡرًا٦ إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَٰقِعٞ٧ فَإِذَا ٱلنُّجُومُ طُمِسَتۡ٨ وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ فُرِجَتۡ٩ وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ نُسِفَتۡ١٠ وَإِذَا ٱلرُّسُلُ أُقِّتَتۡ١١ لِأَيِّ يَوۡمٍ أُجِّلَتۡ١٢ لِيَوۡمِ ٱلۡفَصۡلِ١٣ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِ١٤ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١٥ أَلَمۡ نُهۡلِكِ ٱلۡأَوَّلِينَ١٦ ثُمَّ نُتۡبِعُهُمُ ٱلۡأٓخِرِينَ١٧ كَذَٰلِكَ نَفۡعَلُ بِٱلۡمُجۡرِمِينَ١٨ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١٩ [المرسلات: ۱-۱۹].

برخی مقاصد سوره:

اثبات قیامت از طریق مغلوب کردن تکذیب کنندگان با دلایل، و در پی آن تهدید کردن و هشدار دادن.

تفسیر:

(۱) الله به بادهایی که مانند یال اسب پیاپی میوزند سوگند یاد فرمود:

(۲) و به بادهای سخت وزنده سوگند یاد فرمود:

(۳) و به بادهایی که باران را میگسترانند سوگند یاد فرمود.

(۴) و به فرشتگانی که آنچه را میان حق و باطل جدایی میاندازد نازل میکنند سوگند یاد فرمود.

(۵) و به فرشتگانی که وحی را فرود میآورند سوگند یاد فرمود.

(۶) وحی را هشداری از جانب الله برای مردم، و بیمدادن مردم از عذاب او تعالی فرو میفرستند.

(۷) که رستاخیز و حسابرسی و جزایی که به آن وعده داده میشوید به‏طور قطع و بدون تردید واقع خواهد شد.

(۸) پس وقتی نور ستارگان محو شود و نورشان از بین برود.

(۹) و آنگاه که آسمان شکافته شود تا فرشتگان از آن فرود آیند.

(۱۰) و آنگاه که کوهها از جای خویش کنده و متلاشی و به گرد و خاک تبدیل شوند.

(۱۱) و آنگاه که رسولان برای وقت مشخصی گرد آورده شوند.

(۱۲) برای روزی بزرگ که برای گواهی بر امتهای‏شان تعیین شده است.

(۱۳) برای روز داوری میان بندگان، که حقدار از ناحق، و خوشبخت از بدبخت مشخص میشود.

(۱۴) و - ای رسول- تو چه میدانی که روز داوری چیست؟!

(۱۵) نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب کنندگانی باد که آنچه را رسولان از جانب الله آوردند تکذیب میکنند.

(۱۶) مگر امتهای پیشین را وقتی به الله کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند نابود نکردیم؟!

(۱۷) و تکذیب کنندگان بعدی را نیز همانند آنها و در پی آنها نابود کردیم.

(۱۸) مانند نابودکردن آن امتها مجرمان تکذیب کننده به آنچه که محمد ج آورده است را نابود میکنیم.

(۱۹) نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب کنندگان وعید الله به مجازات مجرمان.

برخی فواید آیات:

• خطر دلبستگی به دنیا و فراموشی آخرت.

• ارادۀ بنده تابع ارادۀ الله است.

• نابودی امتهای تکذیب کننده، سنتی الهی است.

﴿أَلَمۡ نَخۡلُقكُّم مِّن مَّآءٖ مَّهِينٖ٢٠ فَجَعَلۡنَٰهُ فِي قَرَارٖ مَّكِينٍ٢١ إِلَىٰ قَدَرٖ مَّعۡلُومٖ٢٢ فَقَدَرۡنَا فَنِعۡمَ ٱلۡقَٰدِرُونَ٢٣ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٢٤ أَلَمۡ نَجۡعَلِ ٱلۡأَرۡضَ كِفَاتًا٢٥ أَحۡيَآءٗ وَأَمۡوَٰتٗا٢٦ وَجَعَلۡنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ شَٰمِخَٰتٖ وَأَسۡقَيۡنَٰكُم مَّآءٗ فُرَاتٗا٢٧ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٢٨ ٱنطَلِقُوٓاْ إِلَىٰ مَا كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ٢٩ ٱنطَلِقُوٓاْ إِلَىٰ ظِلّٖ ذِي ثَلَٰثِ شُعَبٖ٣٠ لَّا ظَلِيلٖ وَلَا يُغۡنِي مِنَ ٱللَّهَبِ٣١ إِنَّهَا تَرۡمِي بِشَرَرٖ كَٱلۡقَصۡرِ٣٢ كَأَنَّهُۥ جِمَٰلَتٞ صُفۡرٞ٣٣ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٣٤ هَٰذَا يَوۡمُ لَا يَنطِقُونَ٣٥ وَلَا يُؤۡذَنُ لَهُمۡ فَيَعۡتَذِرُونَ٣٦ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٣٧ هَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِۖ جَمَعۡنَٰكُمۡ وَٱلۡأَوَّلِينَ٣٨ فَإِن كَانَ لَكُمۡ كَيۡدٞ فَكِيدُونِ٣٩ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٠ إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي ظِلَٰلٖ وَعُيُونٖ٤١ وَفَوَٰكِهَ مِمَّا يَشۡتَهُونَ٤٢ كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ هَنِيٓ‍َٔۢا بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٤٣ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ٤٤ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٥ كُلُواْ وَتَمَتَّعُواْ قَلِيلًا إِنَّكُم مُّجۡرِمُونَ٤٦ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٧ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱرۡكَعُواْ لَا يَرۡكَعُونَ٤٨ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٩ فَبِأَيِّ حَدِيثِۢ بَعۡدَهُۥ يُؤۡمِنُونَ٥٠ [المرسلات: ۲۰-۵۰].

(۲۰) - ای مردم- مگر شما را از آبی پست و اندک یعنی نطفه نیافریدیم.

(۲۱) پس آن آب پست را در مکانی حفاظتشده یعنی رحم زن قرار دادیم.

(۲۲) تا زمانی مشخص یعنی مدت حمل.

(۲۳) سپس صفت و اندازه و رنگ و سایر خصوصیات نوزاد را فراهم آوردیم، پس ما برای تمام این موارد توانایان بسیار خوبی هستیم.

(۲۴) نابودی و عذاب و زیان در آن روز بر تکذیب کنندگانِ قدرت الله باد.

(۲۵) آیا زمین را گردآورندۀ تمام مردم قرار ندادیم.

(۲۶) که زندگان‏شان را با سکونت و آبادانی آن، و مردگان‏شان را با دفن در خود گرد میآورد.

(۲۷) و کوههایی استوار و بلند در آن قرار دادیم، که آن را از لرزیدن محافظت میکنند، و - ای مردم- آبی گوارا به شما نوشاندیم، پس ذاتیکه این موارد را آفریده باشد از برانگیختن شما ناتوان نیست.

(۲۸) نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر کسانیکه نعمتهای الله بر خودشان را انکار میکنند باد.

(۲۹) و به کسانیکه آنچه را رسولان‏شان آوردند تکذیب کردند گفته میشود: - ای تکذیب کنندگان- به‏سوی عذابی که آن را تکذیب میکردید بروید.

(۳۰) به‏سوی سایهبانی از دود آتش که به سه شاخه جدا شده است بروید.

(۳۱) نه خنکیِ سایه را دارد، و نه مانع رسیدن سوزش و حرارتِ آتش به شما می‏شود.

(۳۲) بهراستیکه آتش جهنم، آتشپارههایی میافکند، که هر یک از آنها از نظر بزرگی مانند کاخی است.

(۳۳) این پارههای آتش، گویی در سیاهی و ضخامت مانند شترانی سیاه هستند.

(۳۴) نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب کنندگان عذاب الله باد.

(۳۵) در این روز هیچ سخنی نمیگویند.

(۳۶) و به آنها اجازه داده نمیشود که از کفر و گناهان‏شان به‏سوی پروردگارشان پوزش بخواهند.

(۳۷) نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب کنندگانِ اخبارِ آن روز باد.

(۳۸) این روزِ داوری بین مخلوقات است، که شما و امتهای پیشین را در یک میدانِ هموار گرد میآوریم.

(۳۹) پس اگر حیلهای دارید که برای نجات از عذاب الله با آن چارهجویی کنید پس علیه من بهکار گیرید.

(۴۰) نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب کنندگانِ روز داوری باد.

(۴۱) بهراستی، آنها که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیِ پروردگارشان پرهیزگاری میکنند، در سایههای درختان سبز و خرم و تازۀ بهشت، و چشمههای آب گوارای جاری هستند.

(۴۲) و در میان هر میوهای که خواهان خوردن آن باشند.

(۴۳) و به آنها گفته میشود: به‏سبب اعمال صالحی که در دنیا انجام میدادید، از پاکیزهها بخورید، و نوشیدنی گوارایی که هیچ ناگواریای در آن نیست بنوشید.

(۴۴) همانا مانند این جزا که به شما جزا دادیم نیکوکاران را جزا میدهیم.

(۴۵) نابودی و عذاب و تباهی باد در آن روز بر تکذیب کنندگان آنچه الله برای پرهیزگاران آماده ساخته است.

(۴۶) و به تکذیب کنندگان گفته میشود: زمانی اندک در دنیا بخورید و از خوشیهای زندگی بهرهمند شوید. بهراستیکه شما به‏سبب کفر به الله و تکذیب رسولانش مجرم هستید.

(۴۷) نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب کنندگان جزای‏شان در روز قیامت باد.

(۴۸) و هرگاه به این تکذیب کنندگان گفته شود: برای الله نماز بگزارید برای او تعالی نماز نمیگزارند.

(۴۹) نابودی و عذاب و تباهی باد در آن روز بر منکِرانی که آنچه را رسولان از جانب الله آوردهاند تکذیب میکنند.

(۵۰) وقتی به این قرآنِ نازلشده از جانب پروردگارشان ایمان نیاوردند پس به کدام سخن دیگری ایمان خواهند آورد؟!

برخی فواید آیات:

• توجه الله به انسان در شکم مادرش.

• گنجایش زمین برای افراد زنده روی آن، و مردگانی که زیر آن هستند.

• خطر زیاد تکذیب آیات الله و تهدید سخت برای کسیکه مرتکب این امر می‏شود.

سورة النبأ (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿عَمَّ يَتَسَآءَلُونَ١ عَنِ ٱلنَّبَإِ ٱلۡعَظِيمِ٢ ٱلَّذِي هُمۡ فِيهِ مُخۡتَلِفُونَ٣ كَلَّا سَيَعۡلَمُونَ٤ ثُمَّ كَلَّا سَيَعۡلَمُونَ٥ أَلَمۡ نَجۡعَلِ ٱلۡأَرۡضَ مِهَٰدٗا٦ وَٱلۡجِبَالَ أَوۡتَادٗا٧ وَخَلَقۡنَٰكُمۡ أَزۡوَٰجٗا٨ وَجَعَلۡنَا نَوۡمَكُمۡ سُبَاتٗا٩ وَجَعَلۡنَا ٱلَّيۡلَ لِبَاسٗا١٠ وَجَعَلۡنَا ٱلنَّهَارَ مَعَاشٗا١١ وَبَنَيۡنَا فَوۡقَكُمۡ سَبۡعٗا شِدَادٗا١٢ وَجَعَلۡنَا سِرَاجٗا وَهَّاجٗا١٣ وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡمُعۡصِرَٰتِ مَآءٗ ثَجَّاجٗا١٤ لِّنُخۡرِجَ بِهِۦ حَبّٗا وَنَبَاتٗا١٥ وَجَنَّٰتٍ أَلۡفَافًا١٦ إِنَّ يَوۡمَ ٱلۡفَصۡلِ كَانَ مِيقَٰتٗا١٧ يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِ فَتَأۡتُونَ أَفۡوَاجٗا١٨ وَفُتِحَتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتۡ أَبۡوَٰبٗا١٩ وَسُيِّرَتِ ٱلۡجِبَالُ فَكَانَتۡ سَرَابًا٢٠ إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتۡ مِرۡصَادٗا٢١ لِّلطَّٰغِينَ مَ‍َٔابٗا٢٢ لَّٰبِثِينَ فِيهَآ أَحۡقَابٗا٢٣ لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرۡدٗا وَلَا شَرَابًا٢٤ إِلَّا حَمِيمٗا وَغَسَّاقٗا٢٥ جَزَآءٗ وِفَاقًا٢٦ إِنَّهُمۡ كَانُواْ لَا يَرۡجُونَ حِسَابٗا٢٧ وَكَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا كِذَّابٗا٢٨ وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ كِتَٰبٗا٢٩ فَذُوقُواْ فَلَن نَّزِيدَكُمۡ إِلَّا عَذَابًا٣٠ [النبأ: ۱-۳۰].

برخی مقاصد سوره:

اثبات رستاخیز و جزا از طریق دلایل و برهانها.

تفسیر:

(۱) این مشرکان پس از اینکه الله رسولش را به‏سوی آنها فرستاد در مورد چه چیزی از یکدیگر میپرسند؟!

(۲) در مورد خبری بزرگ؛ که همان قرآن نازلشده بر رسول‏شان که دربردارندۀ خبر رستاخیز است، از یکدیگر میپرسند.

(۳) همین قرآن که در توصیف آن با یکدیگر اختلاف کردند؛ در اینکه سحر یا شعر یا کهانت یا افسانههای پیشینیان است.

(۴) چنانکه ادعا کردند نیست. بهزودی این تکذیب کنندگانِ قرآن از سرانجام بد تکذیب خویش آگاه خواهند شد.

(۵) باز هم تأکید میشود که از این کار اطمینان حاصل خواهند کرد.

(۶) آیا زمین را برای‏شان هموار و قابل اقامت بر روی آن نگرداندیم؟!

(۷) و کوهها را بر روی زمین به منزلۀ میخهایی که آن را از لرزیدن نگه میدارد قرار دادیم.

(۸) و - ای مردم- شما را جنسهایی مخالف آفریدیم: برخی از شما مرد و برخی دیگر زن هستند.

(۹) و خوابتان را وسیلۀ دستکشیدن از فعالیت قرار دادیم تا استراحت کنید.

(۱۰) و تاریکی شب را پوششی برای‏تان قرار دادیم مانند لباس که عورتهای‏تان را با آن میپوشانید.

(۱۱) و روز را میدانی برای کسب و جستجوی روزی قرار دادیم.

(۱۲) و بر فرازتان هفت آسمان با بنایی مستحکم و استوار قرار دادیم.

(۱۳) و خورشید را چراغی بسیار درخشان و روشن گرداندیم.

(۱۴) و از ابری که زمان باریدنش فرا رسیده، آبی بسیار فرود آوردیم.

(۱۵) تا با آن انواع دانه، و انواع گیاهان را برویانیم.

(۱۶) و باغهایی انبوه که شاخههای درختانش درهم فرو رفته است برویانیم.

الله به دنبال بیان این نعمتهای دلالتکننده بر قدرت خویش، به بیان رستاخیز و قیامت پرداخت؛ چون کسیکه بر آفرینش این نعمتها توانا باشد بر برانگیختن و حسابرسی مردگان نیز توانا است، پس فرمود:

(۱۷) همانا روز داوری میان مخلوقات، موعدی با وقت مشخص است که تخلف نمیپذیرد.

(۱۸) روزیکه فرشته برای بار دوم در صور میدمد، آنگاه - ای مردم- گروه گروه میآیید.

(۱۹) و آسمان گشوده میشود و شکافهایی مانند درهای باز برایش ایجاد میشود.

(۲۰) و کوهها به حرکت میافتند تا اینکه به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و مانند سراب میگردند.

(۲۱) بهراستیکه جهنم در کمین و انتظار است.

(۲۲) بازگشتگاهی برای ستمکاران است که به‏سوی آن بازگردانده میشوند.

(۲۳) زمانها و روزگاران بینهایتی در آن میمانند.

(۲۴) هوایی خنک در آن نمیچشند که گرمای آتش را برای‏شان سرد کند، و شرابی در آن نمیچشند که از آن لذت برده شود.

(۲۵) چیزی جز آبی بسیار سوزان، و آنچه از چرک و خون جهنمیان جاری می‏شود نمیچشند.

(۲۶) این کیفری متناسب با کفر و گمراهیای است که بر آن بودند.

(۲۷) بهراستیکه آنها در دنیا از محاسبۀ خویش توسط الله در آخرت نمی‏ترسیدند؛ چون به رستاخیز ایمان نداشتند، و اگر از رستاخیز میترسیدند به‏طور قطع به الله ایمان میآوردند، و اعمال صالح انجام میدادند.

(۲۸) و آیات نازلشدۀ ما بر رسول‏مان را به شدت تکذیب کردند.

(۲۹) و تمام اعمال‏شان را ثبت کردیم و برشمردیم، و در نامههای اعمال‏شان مکتوب است.

(۳۰) پس - ای نافرمانان- این عذاب همیشگی را بچشید، که بر عذابتان جز عذاب نخواهیم افزود.

برخی فواید آیات:

• درستی و دقت آفرینش اولیه توسط الله بر قدرت او تعالی در بازگرداندن آفرینش دلالت دارد.

• نافرمانی سبب ورود به جهنم است.

• دوچندان شدن عذاب بر کافران.

﴿إِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ مَفَازًا٣١ حَدَآئِقَ وَأَعۡنَٰبٗا٣٢ وَكَوَاعِبَ أَتۡرَابٗا٣٣ وَكَأۡسٗا دِهَاقٗا٣٤ لَّا يَسۡمَعُونَ فِيهَا لَغۡوٗا وَلَا كِذَّٰبٗا٣٥ جَزَآءٗ مِّن رَّبِّكَ عَطَآءً حِسَابٗا٣٦ رَّبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا ٱلرَّحۡمَٰنِۖ لَا يَمۡلِكُونَ مِنۡهُ خِطَابٗا٣٧ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلرُّوحُ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ صَفّٗاۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنۡ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَقَالَ صَوَابٗا٣٨ ذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمُ ٱلۡحَقُّۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ مَ‍َٔابًا٣٩ إِنَّآ أَنذَرۡنَٰكُمۡ عَذَابٗا قَرِيبٗا يَوۡمَ يَنظُرُ ٱلۡمَرۡءُ مَا قَدَّمَتۡ يَدَاهُ وَيَقُولُ ٱلۡكَافِرُ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ تُرَٰبَۢا٤٠ [النبأ: ۳۱-۴۰].

(۳۱) بهراستی کسانیکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کردند، جایگاهی دلکش دارند که در آن به خواستهشان یعنی بهشت دست مییابند.

(۳۲) باغها و تاکستانها.

(۳۳) و دخترانی هم سن و سال با پستانهایی برآمده.

(۳۴) و جامی لبریز از خمر.

(۳۵) در بهشت نه سخنی باطل میشنوند، و نه دروغی، و نه به یکدیگر دروغ می‏گویند.

(۳۶) تمام این موارد بخشش و عطایی کافی از جانب الله است که به آنها بخشیده است.

(۳۷) پروردگار آسمانها و زمین و پروردگار آنچه میان این دو است، ذات بخشایشگر در دنیا و آخرت؛ تمام کسانیکه در زمین یا آسمان هستند این حق را ندارند که از او بخواهند مگر زمانیکه به آنها اجازه دهد.

(۳۸) روزیکه جبرئیل ÷ و فرشتگان به صف میایستند، و به شفاعت برای هیچکسی سخن نمیگویند مگر کسیکه الله رحمان به او اجازه دهد که شفاعت کند، و سخنی درست مانند کلمۀ توحید بگوید.

(۳۹) این روز که برای‏تان توصیف شد همان روزی است که بدون تردید واقع می‏شود، پس هرکس در آن روز نجات از عذاب الله را بخواهد باید از اعمال صالح که پروردگارش را راضی میسازد راهی به‏سوی آن برگزیند.

(۴۰) - ای مردم- در حقیقت ما شما را از عذابی نزدیک که به‏طور قطع رخ میدهد ترساندیم، روزیکه شخص به اعمالیکه در دنیا از پیش فرستاده مینگرد، و کافر برای آرزوی رهایی از عذاب میگوید: کاش تبدیل به خاک میشدم، مانند حیوانات آنگاه که در روز قیامت به آنها گفته میشوید: خاک شوید.

سورة النّازِعات (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا١ وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا٢ وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا٣ فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا٤ فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا٥ يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ٦ تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ٧ قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ٨ أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ٩ يَقُولُونَ أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ١٠ أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ١١ قَالُواْ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ١٢ فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ١٣ فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ١٤ هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ١٥ إِذۡ نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى١٦ [النازعات: ۱-۱۶].

برخی مقاصد سوره:

تکان دادن دلهای تکذیب کنندۀ رستاخیز و جزا، از طریق ارائۀ مناظر مرگ و رستاخیز و حشر و قیامت.

تفسیر:

(۱) الله به فرشتگانی که ارواح کافران را با شدت و زور میکِشند سوگند یاد فرمود.

(۲) و به فرشتگانی که ارواح مؤمنان را با سهولت و آسانی درمیآورند سوگند یاد فرمود.

(۳) و به فرشتگانی که به فرمان الله از آسمان به‏سوی زمین میآیند سوگند یاد فرمود.

(۴) و به فرشتگانی که در ادای فرمان الله از یکدیگر سبقت میگیرند سوگند یاد فرمود.

(۵) و به فرشتگانی که احکامی را که الله بر آنها فرمان میدهد اجرا میکنند، مانند فرشتگان گماشتهشده بر اعمال بندگان سوگند یاد فرمود؛ به تمام این فرشتگان سوگند یاد فرمود که به‏طور قطع آنها را برای حساب و جزا برخواهد انگیخت.

(۶) روزیکه زمین هنگام دمیدن اول تکان میخورَد.

(۷) در پی این دمیدن، دمیدنی دوم میآید.

(۸) دلهای برخی مردم در آن روز ترسان است.

(۹) اثر ذلت در چشمان‏شان آشکار میگردد.

(۱۰) و میگفتند: آیا پس از اینکه مُردیم به زندگی بازمیگردیم.

(۱۱) آیا پس از اینکه استخوانهای پوسیده و پوچ شدیم بازمیگردیم؟!

(۱۲) گفتند: اگر بازگردیم این بازگشتی زیانآور است، که صاحبش فریبخورده است.

(۱۳) کار رستاخیز آسان است، زیرا فقط یک صدا از فرشتۀ موظّف به دمیدن است.

(۱۴) بهناگاه همگی پس از اینکه در دل زمین مرده بودند بر روی زمین زنده می‏شوند.

(۱۵) - ای رسول- آیا قصۀ موسی ÷ با پروردگارش و با دشمن او فرعون به تو رسید؟!

(۱۶) آنگاه که پروردگارش سبحانه او را در وادی پاک طُوی ندا داد.

برخی فواید آیات:

• تقوا سبب ورود به بهشت است.

• یادآوری هول و هراس قیامت انگیزۀ انجام عمل صالح است.

• قبض روح کافر به شدت و زور، و قبض روح مؤمن با نرمی و مهربانی.

﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ٢٠ فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ٢١ ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ٢٢ فَحَشَرَ فَنَادَىٰ٢٣ فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ٢٤ فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ٢٥ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ٢٦ ءَأَنتُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُۚ بَنَىٰهَا٢٧ رَفَعَ سَمۡكَهَا فَسَوَّىٰهَا٢٨ وَأَغۡطَشَ لَيۡلَهَا وَأَخۡرَجَ ضُحَىٰهَا٢٩ وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ٣٠ أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا٣١ وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا٣٢ مَتَٰعٗا لَّكُمۡ وَ لِأَنۡعَٰمِكُمۡ٣٣ فَإِذَا جَآءَتِ ٱلطَّآمَّةُ ٱلۡكُبۡرَىٰ٣٤ يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ٣٥ وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ٣٦ فَأَمَّا مَن طَغَىٰ٣٧ وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا٣٨ فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ٣٩ وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ٤٠ فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ٤١ يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَا٤٢ فِيمَ أَنتَ مِن ذِكۡرَىٰهَآ٤٣ إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآ٤٤ إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخۡشَىٰهَا٤٥ كَأَنَّهُمۡ يَوۡمَ يَرَوۡنَهَا لَمۡ يَلۡبَثُوٓاْ إِلَّا عَشِيَّةً أَوۡ ضُحَىٰهَا٤٦ [النازعات: ۲۰-۴۶].

(۱۷) و به او فرمود: به‏سوی فرعون برو، که در ستم و گردنکشی از حد گذشته است.

(۱۸) پس به او بگو: - ای فرعون- آیا میخواهی که از کفر و گناهان پاک شوی؟

(۱۹) و تو را به‏سوی پروردگارت که تو را آفرید و و به تو توجه کرد راهنمایی کنم تا از او بترسی، آنگاه به آنچه او را راضی میسازد عمل کنی، و از آنچه او را خشمگین میسازد پرهیز کنی؟

(۲۰) پس موسی ÷ نشانۀ بزرگ و دلالتکننده بر اینکه رسولی از جانب پروردگارش است، یعنی دست و عصا را بر او آشکار کرد.

(۲۱) ولی فرعون کاری نکرد جز اینکه این نشانه را تکذیب کرد، و از فرمان موسی ÷ سرپیچی کرد.

(۲۲) سپس از ایمان به آنچه موسی ÷ آورد روی گرداند.

(۲۳) و شروع به گردآوری لشکریانش برای مبارزه با موسی ÷ کرد، و اینگونه بر قومش ندا زد:

(۲۴) من پروردگار برتر شما هستم، پس هیچ طاعتی برای غیر من بر شما نیست.

(۲۵) پس الله او را برگرفت و در دنیا با غرقشدن در دریا، و در آخرت با وارد کردنش در سختترین عذاب مجازات کرد.

(۲۶) بهراستیکه در آنچه فرعون را در دنیا و آخرت با آن کیفر دادیم اندرزی است برای کسیکه از الله میترسد؛ زیرا چنین کسی از اندرزها سود میبرد.

(۲۷) - ای تکذیب کنندگان رستاخیز- آیا پدید آوردن شما بر الله دشوارتر است، یا ایجاد آسمان که آن را بنا کرد؟!

(۲۸) و ارتفاع و بلندایش را بالا برد، و آن را مسطح، و خالی از هرگونه ترک و شکاف و عیبی قرار داد.

(۲۹) و شبش را آنگاه که خورشیدِ آن غروب میکند تاریک گردانید، و روشناییاش را آنگاه که خورشید طلوع میکند آشکار کرد.

(۳۰) و زمین را پس از اینکه آسمان را آفرید گستراند، و منافعش را در آن به ودیعه گذاشت.

(۳۱) آب زمین را به صورت چشمههایی جاری از آن درآورد، و گیاهانی که چارپایان در آن میچرند در آن رویانید.

(۳۲) و کوهها را ثابت بر روی زمین قرار داد.

(۳۳) - ای مردم- تمام این موارد منافعی برای شما و دامهای‏تان هستند، پس کسیکه تمام این موارد را آفریده از بازگرداندن آفرینشِ دوبارۀ آنها ناتوان نیست.

(۳۴) پس آنگاه که دمیدن دوم که هراسش هر چیزی را میپوشاند فرا رسد، و قیامت برپا شود.

(۳۵) همان روزیکه انسان هر عمل خیر یا شری، را که از پیش فرستاده است به یاد میآورد.

(۳۶) و جهنم آورده شود و برای هرکس که آن را ببیند آشکارا نمایان شود.

(۳۷) اما هرکس در گمراهی، از حد بگذرد.

(۳۸) و زندگی فانی دنیا را بر زندگی جاوید آخرت ترجیح دهد.

(۳۹) بهراستیکه جایگاه او جهنم است که به‏سوی آن پناه میآورد.

(۴۰) (۴۱) و اما کسیکه از ایستادن در برابر پروردگارش بترسد، و نفسش را از پیروی آنچه نفسش از مواردی که الله حرام کرده است میخواهد بازدارد، بهراستیکه بهشت جایگاه او است که به‏سوی آن پناه میبرد.

(۴۲) - ای رسول- این منکِران رستاخیز از تو میپرسند: قیامت کی برپا میشود؟

(۴۳) تو دانشی از آن نداری تا برای‏شان یادآوری کنی، و این امر کار تو نیست، کار تو فقط آماده شدن برای قیامت است.

(۴۴) دانش کاملِ قیامت فقط با پروردگارت است.

(۴۵) تو فقط انذاردهندهای هستی برای کسیکه از قیامت میترسد؛ زیرا چنین کسی از انذار تو سود میبرد.

(۴۶) روزیکه قیامت را آشکارا میبینند، گویی جز شامگاه یا صبحگاهی از یک روز در زندگی دنیا نماندهاند.

برخی فواید آیات:

• وجوب نرمی در خطاب کردن کسیکه مورد دعوت قرار میگیرد.

• ترس از الله و بازداشتن نفس از هوس از اسباب ورود به بهشت است.

• دانش قیامت از امور غیبی است که فقط الله از آن آگاه است.

• بیان الله از جزئیات آفرینش آسمان و زمین.

سورة عَبَسَ (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ١ أَن جَآءَهُ ٱلۡأَعۡمَىٰ٢ وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ٣ أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ٤ أَمَّا مَنِ ٱسۡتَغۡنَىٰ٥ فَأَنتَ لَهُۥ تَصَدَّىٰ٦ وَمَا عَلَيۡكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ٧ وَأَمَّا مَن جَآءَكَ يَسۡعَىٰ٨ وَهُوَ يَخۡشَىٰ٩ فَأَنتَ عَنۡهُ تَلَهَّىٰ١٠ كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ١١ فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ١٢ فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ١٣ مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ١٤ بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ١٥ كِرَامِۢ بَرَرَةٖ١٦ قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ١٧ مِنۡ أَيِّ شَيۡءٍ خَلَقَهُۥ١٨ مِن نُّطۡفَةٍ خَلَقَهُۥ فَقَدَّرَهُۥ١٩ ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ٢٠ ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ٢١ ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ٢٢ كَلَّا لَمَّا يَقۡضِ مَآ أَمَرَهُۥ٢٣ فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ٢٤ أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا٢٥ ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا٢٦ فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا حَبّٗا٢٧ وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا٢٨ وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا٢٩ وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا٣٠ وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا٣١ مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ٣٢ فَإِذَا جَآءَتِ ٱلصَّآخَّةُ٣٣ يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ٣٤ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ٣٥ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ٣٦ لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ٣٧ وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ٣٨ ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ٣٩ وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ٤٠ [عبس: ۱-۴۰].

برخی مقاصد سوره:

حقیقت دعوت قرآن، و بزرگواری کسیکه از آن نفع میبرد، و خواری کسیکه از آن روی میگرداند.

تفسیر:

(۱) رسولالله ج چهره در هم کشید و روی گرداند.

(۲) به خاطر آمدن عبدالله بن أمّ مکتومِ نابینا تا از او راهنمایی بگیرد، او در حالی آمد که رسول ج سرگرم گفتگو با بزرگان مشرکان بود و آرزو میکرد که آنها هدایت شوند.

(۳) و - ای رسول- تو چه میدانی شاید این نابینا از گناهانش پاک شود؟!

(۴) یا از اندرزهایی که از تو میشنود پند بگیرد، و از آنها نفع ببرد.

(۵) اما کسیکه با مالی که دارد خودش را از ایمان به آنچه آوردهای بینیاز می‏داند.

(۶) تو به او میپردازی، و به‏سوی او روی میآوری.

(۷) و اگر با توبه به‏سوی الله از گناهانش پاک نشود چه چیزی به تو میرسد.

(۸) و اما کسیکه در جستجوی خیر، شتابان نزد تو آمد.

(۹) درحالیکه از پروردگارش میترسید.

(۱۰) اما تو به جای او به بزرگان مشرکان میپردازی.

(۱۱) امر اینگونه نیست، بلکه فقط اندرز و یادآوری است برای کسیکه بپذیرد.

(۱۲) که هرکس بخواهد الله را یاد کند، او تعالی را یاد کند و از آنچه در قرآن است اندرز گیرد.

(۱۳) پس این قرآن در صحیفههایی گرامی نزد فرشتگان است.

(۱۴) بالابردهشده در مکانی مرتفع و پاک که هیچ آلودگی و پلیدیای به آن نمی‏رسد.

(۱۵) و این صحیفهها در دستان رسولانی از فرشتگان است.

(۱۶) که نزد پروردگارشان گرامی هستند، و خیر و طاعات زیادی انجام میدهند.

(۱۷) نابود باد انسان کافر؛ چه شدید است کفر او به الله!

(۱۸) الله او را از چه چیزی آفرید که در زمین تکبر میورزد و از الله ناسپاسی می‏کند؟!

(۱۹) از آبی اندک او را آفرید، سپس آفرینش او را مرحله به مرحله اندازهگیری کرد.

(۲۰) و بعد از این مراحل، خروج از شکم مادرش را برای او آسان کرد.

(۲۱) سپس بعد از اینکه عمری در زندگی برایش مقدر کرد او را میراند، و قبری برایش قرار داد که تا زمانیکه برانگیخته میشود در آن میماند.

(۲۲) سپس هرگاه بخواهد او را برای حسابرسی و جزا برمیانگیزد.

(۲۳) امر آنگونه که این کافر میپندارد نیست که حقوقی را که برای پروردگارش برعهدۀ او است ادا کرد، زیرا او فرائضی را که الله برایش واجب گرداند ادا نکرده است.

(۲۴) پس انسان کافرِ به الله، باید به طعامش که آن را میخورد بنگرد که چگونه به دست آمده است؟!

(۲۵) که اصلش از باران شدید و فراوانِ نازلشده از آسمان است.

(۲۶) سپس زمین را بارور ساختیم و از گیاهان شکافت.

(۲۷) پس در آن گندم و ذرت و سایر دانهها را رویاندیم.

(۲۸) و انگور و علوفۀ تر در آن رویاندیم، تا غذایی برای دامهای‏شان باشد.

(۲۹) و زیتون و درخت خرما در آن رویاندیم.

(۳۰) و باغهایی با درختان زیاد در آن رویاندیم.

(۳۱) و میوهها، و چراگاههایی برای دامهای‏شان در آن رویاندیم.

(۳۲) برای بهرهمندی شما، و بهرهمندی دامهایتان.

(۳۳) پس وقتی آن فریاد بزرگ که گوشها را میخراشد، یعنی دمیدن دوم فرا رسد.

(۳۴) روزیکه انسان از برادرش میگریزد.

(۳۵) و از مادر و پدرش فرار میکند.

(۳۶) و از همسر و فرزندانش فرار میکند.

(۳۷) برای هر یک از آنها اندوه سختی در آن روز است که او را از دیگری بازمی‏دارد.

(۳۸) در آن روز چهرههای خوشبختان درخشان است.

(۳۹) به آنچه الله از رحمت خویش برای‏شان فراهم آورده است خندان و شادمان هستند.

(۴۰) و در آن روز بر چهرههای بدبختان غباری نشسته است.

برخی فواید آیات:

• سرزنش پیامبر ج از جانب الله متعال در مورد عبدالله بن أمّ مکتوم بر این امر دلالت دارد که قرآن از جانب الله است.

• اهتمام به جویندۀ دانش و راهنماییخواه.

• شدت هول و هراس روز قیامت تا جاییکه شخص فقط گرفتار خودش است، و حتی پیامبران میگویند: خودم خودم.

﴿تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ٤١ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ٤٢ [عبس: ۴۱-۴۲].

(۴۱) تاریکیای آنها را میپوشاند.

(۴۲) اینها که حالت مذکور را دارند همان کسانی هستند که هم مرتکب کفر و هم مرتکب گناهان شدند.

سورة التَّکویر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ١ وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ٢ وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ٣ وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ٤ وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ٥ وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ٦ وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ٧ وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ٨ بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ٩ وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ١٠ وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ١١ وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ١٢ وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ١٣ عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ١٤ فَلَآ أُقۡسِمُ بِٱلۡخُنَّسِ١٥ ٱلۡجَوَارِ ٱلۡكُنَّسِ١٦ وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ١٧ وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ١٨ إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ١٩ ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ مَكِينٖ٢٠ مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ٢١ وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ٢٢ وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ٢٣ وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ٢٤ وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ٢٥ فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ٢٦ إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ٢٧ لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ٢٨ وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٩ [التكوير: ۱-۲۹].

برخی مقاصد سوره:

به تصویرکشیدن قیامت با گسیختهشدن هستی پس از اینکه استوار و محکم بود.

تفسیر:

(۱) آنگاه که جرم خورشید جمع شود، و نورش از بین برود.

(۲) و آنگاه که ستارگان سقوط کنند و نورشان از بین برود.

(۳) و آنگاه که کوهها از جای خویش به حرکت درآیند.

(۴) و آنگاه که مادهشتران آبستن که گرانبهاترین اموال مردم هستند از سوی صاحبان‏شان رها و به فراموشی سپرده شوند.

(۵) و آنگاه که وحوش در یک میدان همراه انسانها گردآورده شوند.

(۶) و آنگاه که دریاها برافروخته شوند و به آتش تبدیل شوند.

(۷) و آنگاه که جانها با یکدیگر در هم پیوندند، یعنی بدکار با بدکار، و پرهیزگار با پرهیزگار پیوند داده شود.

(۸) و آنگاه که الله از دخترک زنده به گور شده بپرسد.

(۹) کسیکه تو را کشت به چه جرمی این کار را کرد؟!

(۱۰) و آنگاه که نامههای اعمال بندگان گشوده شود؛ تا هر یک نامۀ اعمالش را بخواند.

(۱۱) و آنگاه که آسمان کنده شود چنانکه پوست از گوسفند کنده میشود.

(۱۲) و آنگاه که آتش برافروخته شود.

(۱۳) و آنگاه که بهشت به پرهیزگاران نزدیک شود.

(۱۴) آنگاه که این موارد رخ دهد هرکسی از اعمالیکه برای آن روز از پیش فرستاده است آگاه میشود.

(۱۵) الله به ستارگان پنهان قبل از پدیدار گشتن‏شان در شب سوگند یاد فرمود.

(۱۶) ستارگانی که در مدارهای‏شان در حرکت هستند و هنگام برآمدن صبح پنهان میگردند همانند آهوها که وارد لانههای‏شان میشوند.

(۱۷) و به شروع شب آنگاه که روی آورد، و به پایان شب آنگاه که پشت کند سوگند یاد کرد.

(۱۸) و به صبح آنگاه که نورش برآید سوگند یاد کرد.

(۱۹) که قرآن نازلشده بر محمد ج به‏طور قطع کلام الله است که فرشتهای امانتدار به او رساند، یعنی جبرئیل ÷، که الله او را بر آن امین قرار داد.

(۲۰) فرشتهای نیرومند که نزد پروردگار عرش سبحانه دارای منزلت بزرگی است.

(۲۱) ساکنان آسمان از او اطاعت میکنند، و بر آنچه از وحی به او ابلاغ میشود امین است.

(۲۲) و محمد ج همنشین شما که عقل و امانتداری و راستگویی او را میشناسید دیوانه نیست چنانکه از روی بهتان ادعا میکنید.

(۲۳) و به تحقیق که همنشین شما، جبرئیل ÷ را به صورتیکه بر آن آفریده شده در افق روشن آسمان دیده است.

(۲۴) و همنشین‏تان بر شما بخیل نیست که در آنچه به تبلیغ آن به شما فرمان یافته است که آن را به شما ابلاغ کند بخل ورزد، و همانند کاهنان نیز مزد نمیگیرد.

(۲۵) و این قرآن سخن شیطانی راندهشده از رحمت الله نیست.

(۲۶) پس بعد از این دلایل، با انکار اینکه قرآن از جانب الله است چه راهی را می‏پیمایید؟!

(۲۷) قرآن جز یادآور و اندرزی برای جنها و انسانها نیست.

(۲۸) برای هر یک از شما که بخواهد راه حق را بهدرستی در پیش گیرد.

(۲۹) و شما نه راستی را خواهید خواست و نه غیر آن را مگر زمانیکه الله، پروردگار تمام مخلوقات آن را بخواهد.

برخی فواید آیات:

• برانگیخته شدن انسان همراه کسانیکه در خیر یا شر همانند او هستند.

• وقتیکه از دخترک زنده به گور شده سوال میشود به نظرت کسیکه مرتکب این گناه بزرگ و جانسوز میشود چه حالتی خواهد داشت؟ این امر بیانگر جایگاه بسیار بزرگ و هولناک است.

• ارادۀ بنده تابع ارادۀ الله است.

سورة الإنفِطار (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنفَطَرَتۡ١ وَإِذَا ٱلۡكَوَاكِبُ ٱنتَثَرَتۡ٢ وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ فُجِّرَتۡ٣ وَإِذَا ٱلۡقُبُورُ بُعۡثِرَتۡ٤ عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّا قَدَّمَتۡ وَأَخَّرَتۡ٥ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ٦ ٱلَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّىٰكَ فَعَدَلَكَ٧ فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ٨ كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ٩ وَإِنَّ عَلَيۡكُمۡ لَحَٰفِظِينَ١٠ كِرَامٗا كَٰتِبِينَ١١ يَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ١٢ إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٖ١٣ وَإِنَّ ٱلۡفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٖ١٤ يَصۡلَوۡنَهَا يَوۡمَ ٱلدِّينِ١٥ وَمَا هُمۡ عَنۡهَا بِغَآئِبِينَ١٦ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ١٧ ثُمَّ مَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ١٨ يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ١٩ [الانفطار: ۱-۱۹].

برخی مقاصد سوره:

به تصویر کشیدن قیامت با از هم پاشیده شدن مخلوقات نظاممند، و تغییر حال و مسیرشان.

تفسیر:

(۱) آنگاه که آسمان برای نزول فرشتگان از آن شکافته شود.

(۲) و آنگاه که ستارگان پراکنده سقوط کنند.

(۳) و آنگاه که دریاها بر روی یکدیگر گشوده شوند و در هم آمیزند.

(۴) و آنگاه که خاک قبرها برای برانگیختن مردگان‏شان زیر و رو شود.

(۵) در این هنگام هرکس از اعمالیکه پیش از وفات فرستاده، و اعمالیکه به تأخیر انداخته و انجام نداده است آگاه میشود.

(۶) ای انسان کافر به پروردگارت، چه چیزی تو را واداشت که با فرمان پروردگارت مخالفت کنی آنگاه که به تو مهلت داد و به لطف خویش کیفرت را به تعجیل نینداخت؟!

(۷) همان ذاتیکه پس از اینکه نیست بودی تو را پدید آورد، و تو را درستاندام و متناسب قرار داد.

(۸) و به هر صورتیکه خواست تو را بیافریند تو را آفرید، و به تحقیق که بر تو نعمت بخشید چون تو را در سیمای خری یا بوزینهای یا سگی یا غیر آن نیافرید.

(۹) - ای فریب خوردگان- امر چنانکه تصور میکنید نیست بلکه شما روز جزا را تکذیب میکنید و برایش کار نمیکنید.

(۱۰) و بهراستیکه فرشتگانی بر شما گمارده شدهاند که اعمال‏تان را حفظ می‏کنند.

(۱۱) نزد الله گرامی هستند، نویسندگانی هستند که اعمال‏تان را مینویسند.

(۱۲) تمام کارهایی را که انجام میدهید میدانند و آنها را مینویسند.

(۱۳) بهراستی کسانیکه خیر و طاعت زیادی انجام میدهند در روز قیامت در نعمتهایی جاویدان هستند.

(۱۴) و بهراستیکه گناهکاران در آتشی که بر آنها برافروخته میگردد هستند.

(۱۵) در روز جزا وارد آن میشوند و از حرارتش رنج میبرند.

(۱۶) و هرگز از آن دور نمیشوند، بلکه در آن جاویدان هستند.

(۱۷) و - ای رسول- تو چه دانی که روز جزا چیست؟!

(۱۸) باز چه دانی که روز جزا چیست؟!

(۱۹) روزیکه هیچکس نمیتواند به هیچکس دیگری نفع رساند، و تمام کارها در آن روز فقط از آنِ الله است، که به هر کاری بخواهد اقدام میکند، و غیر از او هیچکس دیگری این حق را ندارد.

سورة المُطَفِّفین (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَيۡلٞ لِّلۡمُطَفِّفِينَ١ ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكۡتَالُواْ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسۡتَوۡفُونَ٢ وَإِذَا كَالُوهُمۡ أَو وَّزَنُوهُمۡ يُخۡسِرُونَ٣ أَلَا يَظُنُّ أُوْلَٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبۡعُوثُونَ٤ [المطففين: ۱-۴].

برخی مقاصد سوره:

تمرکز بر بیان حال مردم در موازین و جایگاههای اخروی، برای تهدید کمفروشان و تکذیب کنندگان، و دادن آرامش به مؤمنان مستضعف.

تفسیر:

(۱) نابودی و تباهی بر کمفروشان.

(۲) همان کسانیکه وقتی از دیگران پیمانه بگیرند حقشان را کامل و بدون کاستی میگیرند.

(۳) و هرگاه برای مردم پیمانه یا وزن کنند از پیمانه و ترازو میکاهند، اهالی مدینه هنگام هجرت پیامبر ج به‏سوی آنها چنین حالتی داشتند.

(۴) مگر اینها که این کار ناپسند را انجام میدهند یقین ندارند که به‏سوی الله برانگیخته میشوند؟!

برخی فواید آیات:

• برحذر داشتن از غرورِ بازدارنده از پیروی حق.

• حرص و طمع از اخلاق نکوهیده در تاجران است و کسی از آن نجات نمییابد مگر آن کس که از الله میترسد.

• یادآوری هول و هراس قیامت از بزرگترین بازدارندگان از گناه است.

﴿لِيَوۡمٍ عَظِيمٖ٥ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦ كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ٧ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ٨ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ٩ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١٠ ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ١١ وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ١٢ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٣ كَلَّاۖ بَلۡۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ١٤ كَلَّآ إِنَّهُمۡ عَن رَّبِّهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّمَحۡجُوبُونَ١٥ ثُمَّ إِنَّهُمۡ لَصَالُواْ ٱلۡجَحِيمِ١٦ ثُمَّ يُقَالُ هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ١٧ كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡأَبۡرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ١٨ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا عِلِّيُّونَ١٩ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ٢٠ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ٢١ إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٍ٢٢ عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ٢٣ تَعۡرِفُ فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ٢٤ يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ٢٥ خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞۚ وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ٢٦ وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ٢٧ عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ٢٨ إِنَّ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواْ كَانُواْ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يَضۡحَكُونَ٢٩ وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمۡ يَتَغَامَزُونَ٣٠ وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاْ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواْ فَكِهِينَ٣١ وَإِذَا رَأَوۡهُمۡ قَالُوٓاْ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَضَآلُّونَ٣٢ وَمَآ أُرۡسِلُواْ عَلَيۡهِمۡ حَٰفِظِينَ٣٣ [المطففين: ۵-۳۳].

(۵) برای حسابرسی و جزا در روزیکه به‏سبب مصیبتها و هراسهایی که در آن وجود دارد بزرگ است.

(۶) روزیکه مردم برای حسابرسی در برابر پروردگارِ تمام مخلوقات میایستند.

(۷) امر چنانکه تصور میکنید نیست که رستاخیزی پس از مرگ نیست، بهراستیکه نامۀ گناهکاران چه کافر و چه منافق، تباهشده در زمینی زیرین قرار دارد.

(۸) و - ای رسول- تو چه دانی که سِجّین چیست؟!

(۹) کتاب نوشتهشدۀ آنها است که نه از بین میرود، نه بر آن افزوده میشود و نه از آن کاسته میگردد.

(۱۰) نابودی و تباهی در آن روز برای تکذیب کنندگان باد.

(۱۱) کسانیکه روز جزا را که الله در آن روز بندگانش را براساس اعمال‏شان در دنیا جزا میدهد تکذیب میکنند.

(۱۲) و این روز را تکذیب نمیکند جز هرکس که از حدود الله تجاوز کند، و بسیار گناهکار باشد.

(۱۳) وقتی آیات نازلشدۀ ما بر رسول‏مان بر او خوانده شود میگوید: این افسانههای امتهای پیشین است، و از جانب الله نیست.

(۱۴) امر چنانکه این تکذیب کنندگان تصور کردند نیست، بلکه گناهانی را که انجام میدادند بر عقل‏شان غلبه یافته و آن را پوشانده است، پس حق را با دلهای‏شان نمیبینند.

(۱۵) آنها به‏طور قطع در روز قیامت از رویت پروردگارشان محروم هستند.

(۱۶) آنگاه به یقین وارد جهنم شوند، و از حرارتش رنج برند.

(۱۷) سپس برای سرزنش آنها در روز قیامت به آنها گفته میشود: این عذابی که با آن روبرو شدید همان چیزی است که آن را در دنیا تکذیب میکردید آنگاه که رسول‏تان شما را از آن خبر میداد.

(۱۸) امر چنانکه تصور میکنید که هیچ حساب و جزایی وجود ندارد نیست، بهراستیکه اهل طاعت در عِلّیُّون هستند.

(۱۹) و - ای رسول- تو چه میدانی که علّیّون چیست؟!

(۲۰) کتاب نوشتهشدۀ آنها است که نه از بین میرود، نه بر آن افزوده میشود و نه از آن کاسته میگردد.

(۲۱) فرشتگان مقرب هر آسمان این کتاب را میآورند.

(۲۲) به تحقیق کسانیکه طاعات زیادی انجام دادهاند در روز قیامت در نعمتهایی جاویدان هستند.

(۲۳) بر تختهایی آراسته به‏سوی پروردگارشان، و به هر چیزیکه وجودشان را به وجد آورد و آنها را شاد گرداند مینگرند.

(۲۴) هرگاه به آنها بنگری خرمی و شادابی و نشاط در اثرِ زندگی در ناز و نعمت را در چهرههای‏شان خواهی دید.

(۲۵) خدمتکاران‏شان آنها را از خمری که بر ظرفش مُهر نهاده شده است می‏نوشانند.

(۲۶) بوی مشک، بینهایت از آن پخش میشود، و برای این پاداش گرامی واجب است که مسابقه دهندگان، با عمل به آنچه الله را راضی میسازد، و ترک آنچه او تعالی را به خشم میآورد، با هم مسابقه دهند.

(۲۷) این شراب مُهر نهادهشده با چشمۀ تسنیم آمیخته میشود.

(۲۸) که چشمهای در بالاترین بهشت است که مقربان صاف و خالص از آن می‏نوشند، و سایر مؤمنان از آمیزهای از آن و غیر آن مینوشند.

(۲۹) بهراستی کسانیکه با کفر خویش گناه میکردند از روی تمسخر به مؤمنان میخندیدند.

(۳۰) و هرگاه بر مؤمنان میگذشتند از روی تمسخر و استهزا با چشم و ابرو به یکدیگر اشاره میکردند.

(۳۱) و هرگاه نزد خانوادههای‏شان بازمیگشتند، شادمان از کفر و تسمخرِ مؤمنان بازمیگشتند.

(۳۲) و هرگاه مسلمانان را مشاهده میکردند میگفتند: بهراستیکه اینها گمراهان از راه حق هستند، که دین پدران‏شان را رها کردند.

(۳۳) درحالیکه الله آنها را بر حفظ اعمال مؤمنان نگماشته بود تا این سخن را بگویند.

برخی فواید آیات:

• خطر گناهان بر دلها.

• محرومیت کافران از دیدن پروردگارشان در روز قیامت.

• تمسخرِ پیروانِ دین، یکی از صفات کافران است.

﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ٣٤ عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ٣٥ هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ٣٦ [المطففين: ۳۴-۳۶].

(۳۴) اما در روز قیامت کسانیکه به الله ایمان آوردند به کفار میخندند همانگونه که کافران در دنیا بر آنها میخندیدند.

(۳۵) بر تختهایی آراسته به نعمتهای جاویدانی که الله برای‏شان آماده ساخته است مینگرند.

(۳۶) به تحقیق که کافران در قبال اعمالیکه در دنیا انجام دادند با عذابی خوارکننده مجازات شدهاند.

سورة الإنشِقاق (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ١ وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا وَحُقَّتۡ٢ وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ٣ وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ٤ وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا وَحُقَّتۡ٥ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ٦ فَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ٧ فَسَوۡفَ يُحَاسَبُ حِسَابٗا يَسِيرٗا٨ وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا٩ وَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ وَرَآءَ ظَهۡرِهِۦ١٠ فَسَوۡفَ يَدۡعُواْ ثُبُورٗا١١ وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا١٢ إِنَّهُۥ كَانَ فِيٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورًا١٣ إِنَّهُۥ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ١٤ بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا١٥ فَلَآ أُقۡسِمُ بِٱلشَّفَقِ١٦ وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ١٧ وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ١٨ لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ١٩ فَمَا لَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٢٠ وَإِذَا قُرِئَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقُرۡءَانُ لَا يَسۡجُدُونَۤ۩٢١ بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ٢٢ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ٢٣ فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ٢٤ [الانشقاق: ۱-۲۴].

برخی مقاصد سوره:

به تصویرکشیدن قیامت با تسلیم شدن و فروتنی هستی در برابر امر پروردگارش، برای فرض و لازمگرداندن تسلیم شدن، و تقبیح نمودن ناسپاسی.

تفسیر:

(۱) آنگاه که آسمان برای نزول فرشتگان از آن، بشکافد.

(۲) و تسلیمشده به پروردگارش گوش دهد، و این کار سزاوارش است.

(۳) و آنگاه که الله زمین را بِکِشد، چنانکه پوست دباغیشده کشیده میشود.

(۴) و گنجها و مردگانی را که در آن است بیرون افکند، و از آنها تهی شود.

(۵) و تسلیمشده به پروردگارش گوش دهد، و این کار سزاوارش است.

(۶) ای انسان، به تحقیق که تو عامل خیر یا شر هستی، و روز قیامت با آن روبرو می‏شوی؛ تا الله تو را در قبال آن جزا دهد.

الله پس از بیان عمل انسان به صورت اجمالی، حال عاملان برای روز قیامت را به تفصیل بیان کرد و فرمود:

(۷) اما کسیکه نامۀ اعمالش به دست راست او داده شود.

(۸) الله به زودی او را به حسابی آسان مورد محاسبه قرار دهد که عملش بدون اینکه در قبال آن مؤاخذه شود بر او عرضه میگردد.

(۹) و شادمان به‏سوی خانوادهاش بازمیگردد.

(۱۰) و اما کسیکه نامۀ اعمالش از پشت سرش به دست چپ او داده شود.

(۱۱) به زودی نابودی خودش را به فریاد بخواهد.

(۱۲) و به آتش جهنم که حرارتِ بیرحمانهای دارد وارد شود.

(۱۳) بهراستیکه او در دنیا در میان خانوادهاش به کفر و گناهانی که مرتکب می‏شد شادمان بود.

(۱۴) در حقیقت میپنداشت پس از مرگش هرگز به زندگی باز نخواهد گشت.

(۱۵) آری، به‏طور قطع الله او را به زندگی بازمیگرداند همانگونه که برای بار نخست او را آفرید. بهراستیکه پروردگارش به حال او بینا است به گونهای که هیچچیز از او بر الله تعالی پوشیده نمیماند، و بهزودی او را در قبال عملش جزا خواهد داد.

(۱۶) الله به سرخیای که پس از غروب خورشید در افق به وجود میآید سوگند یاد فرمود.

(۱۷) و به شب و آنچه در آن جمع میشود سوگند یاد فرمود.

(۱۸) و به ماه آنگاه که گرد میآید و تمام و کامل (بَدر) میگردد.

(۱۹) که - ای مردم- به‏طور قطع از حالی به حالی دیگر یعنی از نطفه به یک تکه خون سپس یک قطعه گوشت، سپس زندگی سپس مرگ سپس رستاخیز خواهید رفت.

(۲۰) پس این کافران را چه شده است که به الله، و روز آخرت ایمان نمیآورند؟!

(۲۱) و هرگاه قرآن بر آنها خوانده شود برای پروردگارشان به سجده نمیافتند؟!

(۲۲) بلکه کسانیکه کفر ورزیدند آنچه را که رسول‏شان برای آنها آورد تکذیب میکنند.

(۲۳) و الله به آنچه سینههای‏شان دربردارد آگاهتر است، و ذرهای از اعمال‏شان بر او تعالی پوشیده نمیماند.

(۲۴) پس - ای رسول- آنها را از عذابی دردناک که در انتظارشان است باخبر کن.

برخی فواید آیات:

• فروتنی آسمان و زمین در برابر پروردگارشان.

• هر انسانی در تلاش است؛ یا برای خیر یا برای شر.

• نشانۀ سعادت در روز قیامت، گرفتن نامۀ اعمال به دست راست، و نشانۀ بدبختی، گرفتن آن به دست چپ است.

﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ٢٥ [الانشقاق: ۲۵].

(۲۵) مگر کسانیکه به الله ایمان آوردهاند، و اعمال صالح انجام دادهاند، که پاداشی همیشگی یعنی بهشت دارند.

سورة البُروج (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ١ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ٢ وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ٣ قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ٤ ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ٥ إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ٦ وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ٧ وَمَا نَقَمُواْ مِنۡهُمۡ إِلَّآ أَن يُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ٨ ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ٩ إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواْ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواْ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ١٠ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡكَبِيرُ١١ إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ١٢ إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ١٣ وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلۡوَدُودُ١٤ ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ١٥ فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ١٦ هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ١٧ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ١٨ بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي تَكۡذِيبٖ١٩ وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ٢٠ بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ٢١ فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ٢٢ [البروج: ۱-۲۲].

برخی مقاصد سوره:

اظهار قدرت و احاطۀ فراگیر الله، و تهدید او تعالی به عذابی سخت بر کسانیکه در انتظار ورود آسیب به مؤمنان هستند.

تفسیر:

(۱) الله به آسمان مشتمل بر منازل خورشید و ماه و غیر این دو سوگند یاد فرمود.

(۲) و به روز قیامت که وعده فرمود مخلوقات را در آن روز گرد میآوَرَد سوگند یاد فرمود.

(۳) و به هر شاهدی مانند پیامبر که بر امت خویش گواهی میدهد و هر مشهودی مانند امت که بر پیامبرش گواهی میدهد سوگند یاد فرمود.

(۴) مرگ بر کسانیکه شکافی بزرگ در زمین ایجاد کردند.

(۵) و در آن آتش برافروختند، و مؤمنان را زنده در آن افکندند.

(۶) درحالیکه خود بر آن شکاف پُر از آتش نشسته بودند.

(۷) و خودشان بر شکنجه و عذابی که بر مؤمنان انجام میدادند گواه هستند؛ چون در آنجا حضور داشتند.

(۸) و این کافران هیچ عیبی بر مؤمنان نگرفتند جز اینکه به الله شکستناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، و در همهچیز ستودهشده است ایمان آورده بودند.

(۹) همان ذاتیکه فرمانروایی آسمانها و زمین فقط از آنِ او است، و از هر چیزی آگاه است، و ذرهای از کار بندگانش بر او پوشیده نمیماند.

(۱۰) بهراستی کسانیکه مردان و زنان مؤمن را با آتش شکنجه کردند تا آنها را از ایمان به یگانگی الله بازدارند، سپس از گناهان‏شان به‏سوی الله توبه نکردند، به کیفر اینکه مؤمنان را با آتش سوزاندند در روز قیامت برای‏شان عذاب جهنم است، و عذاب آتشی که آنها را میسوزاند.

(۱۱) در حقیقت برای کسانیکه به الله ایمان آوردهاند، و اعمال صالح انجام دادهاند، بهشتهایی است که رودها از زیر کاخها و درختان‏شان جاری است، این پاداش که برای‏شان آماده شده است همان رستگاری بزرگ است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمیکند.

(۱۲) - ای رسول- بهراستیکه کیفر پروردگارت برای کافر- اگرچه مدتی به او مهلت دهد- سخت است.

(۱۳) او است ذاتیکه آفرینش و عذاب را پدید میآورد، و این دو را بازمیگرداند.

(۱۴) و او ذات بسیار آمرزندۀ گناهانِ بندگانِ توبهکارش است، و بهراستیکه او دوستان پرهیزگار خویش را دوست دارد.

(۱۵) صاحب عرش گرامی است.

(۱۶) هرچه بخواهد انجام میدهد؛ چه عفوِ گناهان کسی را که بخواهد، و چه مجازات کسی را که بخواهد. و او سبحانه هیچ اجبارکنندهای ندارد.

(۱۷) - ای رسول- آیا خبر لشکریانی که برای جنگ با حق، و بازداشتن از آن آماده شدند به تو رسید؟!

(۱۸) فرعون، و ثمود اصحاب صالح .

(۱۹) مانع ایمان اینها این نبود که اخبار امتهای تکذیب کننده و نابودی‏شان که واقع شد برای‏شان نیامد، بلکه به پیروی از هوس، آنچه را رسولان‏شان برای آنها آوردند تکذیب میکردند.

(۲۰) درحالیکه الله بر اعمال‏شان احاطه دارد و اعمال‏شان را میشمارد، و ذرهای از آن، از او تعالی پنهان نمیماند، و به زودی آنها را در قبال اعمال‏شان جزا خواهد داد.

(۲۱) و چنانکه تکذیب کنندگان میگویند قرآن نه شعر است و نه سجع، بلکه قرآنی گرامی است.

(۲۲) در لوحی محفوظ از تبدیل و تحریف، و کاسته شدن و افزوده شدن.

برخی فواید آیات:

• آزمایش مؤمن به اندازۀ ایمانش است.

• ترجیح سلامت ایمانی بر سلامت جسمی از نشانههای نجات در روز قیامت است.

• توبهای که با شرایطش انجام شود، گناهان گذشته را از بین میبرد.

سورة الطّارق (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ١ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلطَّارِقُ٢ ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ٣ إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ٤ فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ٥ خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ٦ يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ٧ إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ٨ يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ٩ فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ١٠ وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ١١ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ١٢ إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ١٣ وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ١٤ إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا١٥ وَأَكِيدُ كَيۡدٗا١٦ فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا١٧ [الطارق: ۱-۱۷].

برخی مقاصد سوره:

اظهار مراقبت و نظارت دقیق و قدرت کامل الله.

تفسیر:

(۱) الله به آسمان سوگند یاد فرمود، و به ستارهای که شبانه وارد میشود سوگند یاد فرمود.

(۲) و - ای رسول- در مورد این ستارۀ بزرگ چه میدانی؟!

(۳) همان ستارهای که با نور درخشانش آسمان را روشن میکند.

(۴) که هیچ نفسی نیست مگر اینکه الله فرشتهای بر او گماشته که اعمالش را برای حساب در روز قیامت بر او حفظ میکند.

(۵) پس انسان باید بیندیشد که الله او را از چه آفریده؛ تا قدرت الله و ناتوانی انسان برایش آشکار گردد.

(۶) الله او را از آبی جهنده که در رحم ریخته میشود آفریده است.

(۷) این آب از بین ستون فقرات پشت و استخوانهای سینه درمیآید.

(۸) بهراستیکه او سبحانه- چون انسان را از این آب پست آفرید- بر برانگیختن او پس از مرگش به صورت زنده برای حسابرسی و جزا توانا است.

(۹) روزیکه نهانها فاش میشود، آنگاه نیات و عقاید و سایر مواردی که پنهان میکردند آشکار میگردد، و صالح و فاسدشان از یکدیگر مشخص میشود.

(۱۰) پس در آن روز برای انسان هیچ قدرتی نیست که با آن از عذاب الله جلوگیری کند و هیچ یاوری ندارد که به او یاری رساند.

(۱۱) الله به آسمانِ دارای باران سوگند یاد فرمود؛ زیرا باران از سمت آسمان به صورت پیاپی فرود میآید.

(۱۲) و به زمین که به‏سبب گیاهان و میوهها و درختانی که در آن است میشکافد سوگند یاد فرمود.

(۱۳) که این قرآن نازلشده بر محمد ج به‏طور قطع سخنی است که میان حق و باطل، و راست و دروغ داوری میکند.

(۱۴) و بازی و باطل نیست، بلکه جدی و حقیقت است.

(۱۵) بهراستی کسانیکه آنچه را رسول‏شان آورد تکذیب میکنند بسیار نیرنگ می‏زنند تا دعوتش را بازگردانند، و باطل کنند.

(۱۶) و من نیز برای اظهار دین و ردّ باطل تدبیر میکنم.

(۱۷) پس - ای رسول- اندکی به این کافران مهلت بده، و در عذاب و نابودی آنها شتاب نکن.

سورة الأعلی (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى١ ٱلَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ٢ وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ٣ وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ٤ فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ٥ سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ٦ إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُۚ إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ٧ وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ٨ فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ٩ سَيَذَّكَّرُ مَن يَخۡشَىٰ١٠ [الأعلى: ۱-۱۰].

برخی مقاصد سوره:

یادآوری بخشش اللهِ بلندمرتبه به مردم، و پیوند دادن آنها به زندگی آخرت، و آزاد کردن‏شان از دلبستگیهای دنیوی.

تفسیر:

(۱) نام پروردگارت را که از مخلوقاتش برتر است هنگامیکه او را یاد میکنی و بزرگ میشماری منزّه بدان.

(۲) ذاتیکه انسان را درستاندام آفرید، و قامتش را متناسب کرد.

(۳) و ذاتیکه جنسها و نوعها و صفات مخلوقات را تقدیر و اندازهگیری کرد، و هر مخلوقی را به آنچه که با آن مناسب و سازگار است هدایت کرد.

(۴) و ذاتیکه چراگاههای دامهای‏تان را از زمین درآورد.

(۵) و آن را پس از اینکه سبز و تازه بود گیاهی خشک و خردشده مایل به سیاه قرار داد.

(۶) - ای رسول- ما بهزودی قرآن را بر تو خواهیم خواند، و آن را در سینهات جمع میکنیم، و هرگز آن را فراموش نخواهی کرد. پس در خواندن بر جبرئیل ÷ پیشی نگیر چنانکه این کار را از حرص اینکه آن را فراموش نکنی انجام میدادی.

(۷) مگر به‏سبب حکمتی، آنچه را که الله بخواهد از آن فراموش کنی. بهراستیکه او سبحانه از آنچه که آشکار و آنچه که نهان میگردد آگاه است، و ذرهای بر او تعالی پوشیده نمیماند.

(۸) و انجام کارهایی که الله را راضی میسازد و سبب ورود به بهشت است را برایت آسان میگردانیم.

(۹) پس با آنچه از قرآن بر تو وحی میکنیم مردم را اندرز بده، و به آنها تا زمانیکه گوش فرا میدهند یادآوری کن.

(۱۰) کسیکه از الله بترسد از اندرزهایت پند خواهد گرفت؛ زیرا چنین کسی از اندرز سود میبرد.

برخی فواید آیات:

• محافظت فرشتگان از انسان و اعمال خیر و شرش، برای اینکه در قبال آن مورد محاسبه قرار گیرد.

• ضعف نیرنگ کافران؛ آنگاه که با تدبیر الله سبحانه روبرو شود.

• ترس از الله باعث پندگیری میشود.

﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى١١ ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ١٢ ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ١٣ قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ١٤ وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ١٥ بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا١٦ وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ١٧ إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ١٨ صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ١٩ [الأعلى: ۱۱-۱۹].

(۱۱) و کافر از اندرز دور میشود و از آن فرار میکند؛ زیرا به‏سبب ورودش در جهنم، بدبختترین مردم در آخرت است.

(۱۲) همان کسیکه در آتش بزرگ وارد میشود که حرارت بیرحمانهای دارد و همیشه از آن رنج میبرد.

(۱۳) سپس در آتش، جاویدان میماند بهگونهای که در آن نه میمیرد تا از عذابی که از آن رنج میبرد راحت شود، و نه به روشی پاک و گرامی زنده میشود.

(۱۴) بهراستی به مطلوب دست یافته است آن کس که از شرک و گناهان پاک شد.

(۱۵) و پروردگارش را با انواع ذکری که تشریع کرده است یاد کرد، و نماز را به صفت مطلوب برپا داشت.

(۱۶) بلکه شما زندگی دنیا را برمیگزینید، و آن را بر آخرت ترجیح میدهید با وجود اینکه تفاوت بزرگی میان این دو است.

(۱۷) و به‏طور قطع آخرت از دنیا و کالاها و خوشیهایی که در آن وجود دارد بهتر و بادوامتر است؛ زیرا نعمتهایی که در آن است هرگز پایان نمیپذیرند.

(۱۸) در حقیقت این اوامر و اخباری که برای‏تان بیان کردیم در صحیفههای نازلشده پیش از تو است.

(۱۹) یعنی صحیفههای نازلشده بر ابراهیم ÷ و موسی ÷.

سورة الغاشیة (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡغَٰشِيَةِ١ وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ٢ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ٣ تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ٤ تُسۡقَىٰ مِنۡ عَيۡنٍ ءَانِيَةٖ٥ لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ٦ لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ٧ وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ٨ لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ٩ فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٖ١٠ لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ١١ فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ١٢ فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ١٣ وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ١٤ وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ١٥ وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ١٦ أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ١٧ وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ١٨ وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ١٩ وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ٢٠ فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ٢١ لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ٢٢ [الغاشية: ۱-۲۲].

برخی مقاصد سوره:

یادآوری مناظر قدرت الهی در عذاب و نعمتها به مردم؛ و دلایل این امر در آیات وجود دارد، تا مردم از امید و ترس لبریز شوند.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- آیا خبر قیامت که هول و هراسش مردم را کاملاً فرا میگیرد به تو رسیده است؟!

(۲) مردم در روز قیامت یا از بدبختان هستند و یا از خوشبختان؛ و چهرههای بدبختان خوار و افتاده است.

(۳) با غل و زنجیرهایی که بسته شده و کشیده میشوند خسته و رنجور هستند.

(۴) این چهرهها در آتشی سوزان که حرارت بیرحمانهای دارد وارد میشوند.

(۵) از چشمههایی با آبی بسیار داغ نوشانده میشوند.

(۶) طعامی ندارند که از آن تغذیه کنند جز پلیدترین و بدبوترین طعام از گیاهی به نام شِبرِق که وقتی خشک گردد مسموم میشود.

(۷) که خورندهاش نه فربه میشود، و نه گرسنگیاش برطرف میگردد.

(۸) و چهرههای خوشبخت در آن روز به خاطر نعمتهایی که با آن روبرو میشوند در نعمت و شادمانی و سرور هستند.

(۹) از اعمال صالحی که در دنیا انجام دادهاند راضی هستند؛ زیرا پاداش عمل‏شان را دوبرابر ذخیرهشده یافتهاند.

(۱۰) در بهشتی که دارای مکان و جایگاهی مرتفع است.

(۱۱) در بهشت سخن باطل و لغوی نمیشنوند؛ چه رسد به شنیدن سخنی حرام.

(۱۲) در این بهشت چشمههایی جاری است که هرگونه بخواهند آنها را جاری می‏کنند، و به مصرف میرسانند.

(۱۳) تختهایی بلند در آن است.

(۱۴) و قَدَحهایی قرارداده شده و آماده شده برای نوشیدن.

(۱۵) و بالشهایی که منظم در پهلوی یکدیگر چیده شدهاند در آن است.

(۱۶) و فرشی سراسر گستردهشده در آن است.

الله پس از بیان تفاوت احوال بدبختان و خوشبختان در آخرت، نگاههای کافران را به آنچه که آنها را بر قدرت و آفرینش نیکوی آفریدگار تعالی راهنمایی میکند متوجه ساخت تا با آن به ایمان راهنمایی شوند؛ به این هدف که وارد بهشت شوند و از خوشبختان گردند، و فرمود:

(۱۷) پس آیا از روی تأمل به شتر نمینگرند که الله چگونه آن را آفرید، و رام بنیآدم کرد؟!

(۱۸) و به آسمان نمینگرند که چگونه آن را بالا برد تا سقفی محفوظ بالای سرشان شد، و بر آنها سقوط نمیکند؟!

(۱۹) و به کوهها نمینگرند که چگونه آنها را نصب و زمین را با آن ثابت کرد تا مردم را نلرزاند؟!

(۲۰) و به زمین نمینگرند که چگونه آن را گستراند، و برای اقامت مردم مهیا کرد؟!

پس از اینکه آنها را به نظر کردن در آنچه بر قدرت او تعالی دلالت دارد متوجه ساخت، رسولش را متوجه ساخت و فرمود:

(۲۱) پس –ای رسول- اینها را اندرز بده، و از عذاب الله بترسان؛ زیرا تو فقط تذکردهنده هستی، و جز یادآوری آنها از تو خواسته نمیشود، اما توفیق آنها به ایمان فقط به دست الله است.

(۲۲) تو بر آنها مسلط نیستی تا آنها را بر ایمان مجبور کنی.

برخی فواید آیات:

• اهمیت پاکیزه ساختن نفس از پلیدیهای آشکار و نهان.

• استدلال به مخلوقات بر وجود و عظمت خالق.

• وظیفۀ دعوتگر دعوت است، نه واداشتن مردم به هدایت؛ زیرا هدایت به دست الله است.

﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ٢٣ فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ٢٤ إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ٢٥ ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم٢٦ [الغاشية: ۲۳-۲۶].

(۲۳) مگر کسی از آنها که از ایمان روی بگرداند، و به الله و رسولش کفر ورزد.

(۲۴) که الله در روز قیامت او را با عذاب بزرگتر عذاب میکند یعنی او را وارد جهنم میکند که برای همیشه در آن میماند.

(۲۵) بهراستیکه بازگشت آنها پس از مرگشان فقط به‏سوی ما است.

(۲۶) سپس بهراستیکه حسابرسی آنها بر اعمال‏شان فقط برعهدۀ ما است، نه تو و نه هیچکس دیگری چنین اختیاری ندارد.

سورة الفَجر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلۡفَجۡرِ١ وَلَيَالٍ عَشۡرٖ٢ وَٱلشَّفۡعِ وَٱلۡوَتۡرِ٣ وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَسۡرِ٤ هَلۡ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٞ لِّذِي حِجۡرٍ٥ أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ٦ إِرَمَ ذَاتِ ٱلۡعِمَادِ٧ ٱلَّتِي لَمۡ يُخۡلَقۡ مِثۡلُهَا فِي ٱلۡبِلَٰدِ٨ وَثَمُودَ ٱلَّذِينَ جَابُواْ ٱلصَّخۡرَ بِٱلۡوَادِ٩ وَفِرۡعَوۡنَ ذِي ٱلۡأَوۡتَادِ١٠ ٱلَّذِينَ طَغَوۡاْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ١١ فَأَكۡثَرُواْ فِيهَا ٱلۡفَسَادَ١٢ فَصَبَّ عَلَيۡهِمۡ رَبُّكَ سَوۡطَ عَذَابٍ١٣ إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ١٤ فَأَمَّا ٱلۡإِنسَٰنُ إِذَا مَا ٱبۡتَلَىٰهُ رَبُّهُۥ فَأَكۡرَمَهُۥ وَنَعَّمَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّيٓ أَكۡرَمَنِ١٥ وَأَمَّآ إِذَا مَا ٱبۡتَلَىٰهُ فَقَدَرَ عَلَيۡهِ رِزۡقَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّيٓ أَهَٰنَنِ١٦ كَلَّاۖ بَل لَّا تُكۡرِمُونَ ٱلۡيَتِيمَ١٧ وَلَا تَحَٰٓضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ١٨ وَتَأۡكُلُونَ ٱلتُّرَاثَ أَكۡلٗا لَّمّٗا١٩ وَتُحِبُّونَ ٱلۡمَالَ حُبّٗا جَمّٗا٢٠ كَلَّآۖ إِذَا دُكَّتِ ٱلۡأَرۡضُ دَكّٗا دَكّٗا٢١ وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ صَفّٗا صَفّٗا٢٢ [الفجر: ۱-۲۲].

برخی مقاصد سوره:

ارائۀ مناظر عظمت و قدرت الهی در هستی و احوال انسان، و بیان سرانجام فریب خوردگان.

تفسیر:

(۱) الله سبحانه به سپیدهدم سوگند یاد فرمود.

(۲) و به ده شب اول ذوالحجه سوگند یاد فرمود.

(۳) و به اشیاء زوج و فرد سوگند یاد فرمود.

(۴) و به شب آنگاه که بیاید، و ادامه یابد و پشت کند سوگند یاد فرمود، جواب این سوگندها این است که: به‏طور قطع در قبال اعمال‏تان مجازات خواهید شد.

(۵) آیا در موارد مذکور سوگندی هست که خردمند را قانع سازد؟!

(۶) - ای رسول- آیا ندانستهای که پروردگارت با عاد قوم هود ÷ آنگاه که رسولش را تکذیب کردند چه کرد؟!

(۷) قبیلۀ عاد به جدشان اِرَم صاحب ستونها و قامت بلند منسوب است.

(۸) که الله مانندش را در شهرها نساخته بود.

(۹) و آیا ندانستهای که پروردگارت با ثمود قوم صالح ÷ چه کار کرد؟ کسانیکه صخرههای کوهها را شکافتند، و از آنها خانههایی سنگی ساختند.

(۱۰) و آیا ندانستهای که پروردگارت با فرعون که میخهایی داشت که مردم را با آنها عذاب میکرد چه کرد؟

(۱۱) هر یک از اینها در سرزمین خویش بیش از حد گردنکشی و ستم کردند.

(۱۲) و در آنجا با کفر و گناهانی که منتشر کردند زیاد فساد برپا کردند.

(۱۳) پس الله عذاب سخت خویش را بر آنها چشاند، و آنها را از زمین برکند.

(۱۴) - ای رسول- بهراستیکه پروردگارت در کمین و مراقب اعمال مردم است؛ تا هرکس را که نیکوکاری کند به بهشت، و هرکس را که بدی کند با جهنم جزا دهد.

چون امتهایی که الله آنها را نابود کرد از قدرت و نیرومندی برخوردار بودند، بیان کرد که اعطای قدرت و نیرو، دلیلی بر رضایت الله از آنها نیست، از این رو فرمود:

(۱۵) اما انسان طبیعتاً هرگاه پروردگارش او را بیازماید و گرامی بدارد، و مال و فرزندان و مقام به او ببخشد، گمان میکند که این امر به خاطر کرامتی است که نزد الله دارد، پس میگوید: پروردگارم به خاطر استحقاقی که دارم مرا گرامی داشت.

(۱۶) و اما هرگاه او را بیازماید و روزیاش را بر او تنگ گرداند، گمان میکند که این امر به خاطر خواری او در برابر پروردگارش است پس میگوید: پروردگارم مرا خوار کرده است.

(۱۷) هرگز، امر اینگونه نیست که این انسان تصور میکند که نعمتها دلیل رضایت الله از بندهاش است، و مصیبتها دلیل خواری بنده نزد پروردگارش است، بلکه واقعیت این است که از روزیای که الله به شما عطا کرده است یتیم را گرامی نمی‏دارید.

(۱۸) و یکدیگر را بر اِطعام فقیری که چیزی برای خوردن نمییابد تشویق نمی‏کنید.

(۱۹) و حقوق زنان و یتیمان ضعیف را بسیار و بدون رعایت حلال بودنش می‏خورید.

(۲۰) و مال را بسیار دوست دارید، و از سر زیادهخواهی آن، به انفاق در راه الله بخل میورزید.

(۲۱) سزاوار نیست که چنین کنید، و به یاد آورید آنگاه که زمین به شدت به حرکت میافتد و لرزانده میشود.

(۲۲) و - ای رسول- پروردگارت برای داوری میان بندگانش میآید، و فرشتگان صف در صف میآیند.

برخی فواید آیات:

• فضیلت ده روز ذوالحجه بر دیگر روزهای سال.

• ثبوت آمدن الله تعالی در روز قیامت آنگونه که شایستۀ او تعالی است؛ بدون هیچ تشبیه و تمثیل و تعطیلی.

• هرگاه مؤمن مورد آزمایش قرار گیرد صبر میکند و اگر به او عطا شود سپاسگزاری میکند.

﴿وَجِاْيٓءَ يَوۡمَئِذِۢ بِجَهَنَّمَۚ يَوۡمَئِذٖ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ وَأَنَّىٰ لَهُ ٱلذِّكۡرَىٰ٢٣ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي قَدَّمۡتُ لِحَيَاتِي٢٤ فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُۥٓ أَحَدٞ٢٥ وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُۥٓ أَحَدٞ٢٦ يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ٢٧ ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ٢٨ فَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِي٢٩ وَٱدۡخُلِي جَنَّتِي٣٠ [الفجر: ۲۳-۳۰].

(۲۳) و در آن روز جهنم آورده میشود درحالیکه هفتاد هزار افسار دارد، و همراه هر افسار هفتاد هزار فرشته هستند که آن را میکِشَند، در آن روز انسان آنچه را در حق الله کوتاهی کرده است به یاد میآورد، ولی یادآوری در آن روز کی به او سودی میرساند؛ زیرا روز جزا است نه روز عمل؟!

(۲۴) از پشیمانی زیاد میگوید: کاش برای زندگی اخروی خویش که همان زندگی حقیقی است اعمال صالح از پیش فرستاده بودم.

(۲۵) در آن روز هیچکس مانند عذاب الله عذاب نمیکند؛ زیرا عذاب او تعالی سختتر و ماندگارتر است.

(۲۶) و مانند به بندکشیدن کافران توسط او تعالی در آن روز، هیچکس در زنجیرها به بند نمیکشد.

الله پس از ذکر جزای کافران، جزای مؤمنان را ذکر نمود و فرمود:

(۲۷) و اما هنگام مرگ و در روز قیامت به نفس مؤمن گفته میشود: ای نفس آسودهخاطر به ایمان و عمل صالح.

(۲۸) به‏سبب آنکه به ثواب بزرگی دست یافتی راضی از پروردگارت، و به‏سبب عمل صالحی که داشتی مورد رضایت نزد او تعالی، به‏سوی او تعالی بازگرد.

(۲۹) پس در زمرۀ بندگان صالح من درآی.

(۳۰) و همراه آنها در بهشت من که برای‏شان آماده ساختهام وارد شو.

سورة البَلَد (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿لَآ أُقۡسِمُ بِهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ١ وَأَنتَ حِلُّۢ بِهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ٢ وَوَالِدٖ وَمَا وَلَدَ٣ لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِي كَبَدٍ٤ أَيَحۡسَبُ أَن لَّن يَقۡدِرَ عَلَيۡهِ أَحَدٞ٥ يَقُولُ أَهۡلَكۡتُ مَالٗا لُّبَدًا٦ أَيَحۡسَبُ أَن لَّمۡ يَرَهُۥٓ أَحَدٌ٧ أَلَمۡ نَجۡعَل لَّهُۥ عَيۡنَيۡنِ٨ وَلِسَانٗا وَشَفَتَيۡنِ٩ وَهَدَيۡنَٰهُ ٱلنَّجۡدَيۡنِ١٠ فَلَا ٱقۡتَحَمَ ٱلۡعَقَبَةَ١١ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡعَقَبَةُ١٢ فَكُّ رَقَبَةٍ١٣ أَوۡ إِطۡعَٰمٞ فِي يَوۡمٖ ذِي مَسۡغَبَةٖ١٤ يَتِيمٗا ذَا مَقۡرَبَةٍ١٥ أَوۡ مِسۡكِينٗا ذَا مَتۡرَبَةٖ١٦ ثُمَّ كَانَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡمَرۡحَمَةِ١٧ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ١٨ [البلد: ۱-۱۸].

برخی مقاصد سوره:

ذکر حال انسان؛ میان مصیبت کفر و عذاب، و بالارفتن بر نردبان رحمت و ایمان در دنیا و آخرت.

تفسیر:

(۱) الله به شهر حرمتدار یعنی مکۀ مکرّمه سوگند یاد فرمود.

(۲) و تو - ای رسول- آنچه را تو در آن انجام دهی؛ چه قتل کسیکه مستحق قتل باشد، و چه اسیرکردن کسیکه مستحق اسارت باشد، برایت حلال است.

(۳) و الله به پدر انسانها، و به فرزندانی که از او به وجود آمدند سوگند یاد فرمود.

(۴) به تحقیق که انسان به‏سبب سختیهایی که در دنیا متحمل میشود، در رنج و مشقت است.

(۵) آیا انسان گمان میکند که هرگاه مرتکب گناهان شود کسی بر او دست نمی‏یابد، و از او انتقام نمیگیرد، حتی پروردگارش که او را آفریده است؟!

(۶) میگوید: تودهای انبوه از مال انفاق کردم.

(۷) آیا این کسیکه به آنچه انفاق کرده فخرفروشی میکند میپندارد که الله او را نمیبیند؟! و او را در مالش مورد محاسبه قرار نمیدهد؛ که آن را از کجا کسب کرده است؟ و در چه مواردی هزینه کرده است؟!

(۸) آیا دو چشم به او ندادهایم که با آنها میبیند؟!

(۹) و زبان و دو لب که با آنها سخن میگوید؟!

(۱۰) و راه خیر، و راه باطل را به او نشناساندهایم؟!

(۱۱) و او باید مانعی را که میان او و بهشت فاصله میاندازد بپیماید و از آن بگذرد.

(۱۲) و –ای رسول- تو چه میدانی مانعی که باید از آن بگذرد تا وارد بهشت شود چیست؟!

(۱۳) آزاد کردن برده مرد یا برده زن است.

(۱۴) یا اینکه در زمان قحطی که طعام در آن کمیاب میشود طعام دهد.

(۱۵) طفلی را که پدرش را از دست داده، و با او رابطۀ خویشاوندی دارد.

(۱۶) یا فقیری را که چیزی در ملکیت ندارد.

(۱۷) افزون بر این موارد، از کسانی باشد که به الله ایمان آوردهاند، و یکدیگر را به صبر بر طاعات و صبر در مقابل گناهان و صبر بر مصیبت، و مهربانی بر بندگان الله سفارش کردهاند.

(۱۸) اینها که صفات مذکور را دارند یاران دستراست هستند.

برخی فواید آیات:

• آزادسازی بردگان، اِطعام نیازمندان در هنگام سختی، ایمان به الله، سفارش کردن یکدیگر به صبر و رحمت: از اسباب ورود به بهشت است.

• یکی از دلایل نبوت، آگاه کردن پیامبر از این خبر است که مکه مدتی از یک روز برایش حلال خواهد شد.

• الله وقتی راههای بردگی را تنگ کرد راههای آزادسازی را گسترش داد، و آزادسازی بردگان را در زمرۀ قربات و کفارات قرار داد.

﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا هُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشۡ‍َٔمَةِ١٩ عَلَيۡهِمۡ نَارٞ مُّؤۡصَدَةُۢ٢٠ [البلد: ۱۹-۲۰].

(۱۹) و کسانیکه به آیات نازلشدۀ ما بر رسول‏مان کفر ورزیدهاند همانها یاران دستچپ هستند.

(۲۰) در روز قیامت در آتشی که آنها را از اطراف محاصره کرده عذاب میشوند.

سورة الشَّمس (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلشَّمۡسِ وَضُحَىٰهَا١ وَٱلۡقَمَرِ إِذَا تَلَىٰهَا٢ وَٱلنَّهَارِ إِذَا جَلَّىٰهَا٣ وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰهَا٤ وَٱلسَّمَآءِ وَمَا بَنَىٰهَا٥ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا طَحَىٰهَا٦ وَنَفۡسٖ وَمَا سَوَّىٰهَا٧ فَأَلۡهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقۡوَىٰهَا٨ قَدۡ أَفۡلَحَ مَن زَكَّىٰهَا٩ وَقَدۡ خَابَ مَن دَسَّىٰهَا١٠ كَذَّبَتۡ ثَمُودُ بِطَغۡوَىٰهَآ١١ إِذِ ٱنۢبَعَثَ أَشۡقَىٰهَا١٢ فَقَالَ لَهُمۡ رَسُولُ ٱللَّهِ نَاقَةَ ٱللَّهِ وَسُقۡيَٰهَا١٣ فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمۡدَمَ عَلَيۡهِمۡ رَبُّهُم بِذَنۢبِهِمۡ فَسَوَّىٰهَا١٤ وَلَا يَخَافُ عُقۡبَٰهَا١٥ [الشمس: ۱-۱۵].

برخی مقاصد سوره:

تمرکز بر اظهار نشانهها و نعمتهای الله در کرانههای آسمان و نفسها و احوال‏شان، برای تزکیه نفوس، و بازداشتن از نافرمانی.

تفسیر:

(۱) الله به خورشید، و به وقت بالا رفتنش پس از طلوع از مشرق آن سوگند یاد فرمود.

(۲) و به ماه آنگاه که پس از غروب خورشید اثرش را دنبال کند سوگند یاد فرمود.

(۳) و به روز آنگاه که با نور خویش آنچه را بر روی زمین است آشکار گرداند سوگند یاد فرمود.

(۴) و به شب آنگاه که چهرۀ زمین را بپوشاند و تاریک گردد سوگند یاد فرمود.

(۵) و به آسمان، و به بنای استوار و مستحکم آن سوگند یاد فرمود.

(۶) و به زمین، و به گستردگی آن، تا مردم بر روی آن سکونت کنند سوگند یاد فرمود.

(۷) و به تمام نفسها، و به آفرینش آراسته و درست آن توسط الله سوگند یاد فرمود.

(۸) سپس بدون آموزش، شر و خیر را برایش فهماند تا از شر پرهیز کند، و خیر را به جای آورد.

(۹) قطعاً هرکس که نفسش را با آراستن به فضایل، و خالی کردن از رذیلتها پاک کند به رستگاری مورد نظرش دست مییابد.

(۱۰) و هرکس که نفسش را در معصیتها و گناهان پنهان و آلوده کند زیان میکند.

الله پس از بیان زیان و تباهی کسیکه نفسش را آلوده میکند و با گناهان می‏پوشاند، ثمود را به عنوان مثال برای این موضوع بیان کرد و فرمود:

(۱۱) ثمود به‏سبب گذشتن از حد در ارتکاب معصیتها و گناهان، پیامبرشان صالح ÷ را تکذیب کردند.

(۱۲) آنگاه که بدبختترین آنها پس از دعوت قومش برخاست.

(۱۳) و رسول الله صالح ÷ به آنها گفت: مادهشتر الله را با نوبت آبخوردنش در روزیکه برایش مشخص شده رها کنید، و آسیبی به او نرسانید.

(۱۴) اما رسول‏شان را در مورد مادهشتر تکذیب کردند، پس بدبختترین قوم با رضایت آنها مادهشتر را کشت، پس آنها نیز در گناه شریک بودند. آنگاه الله به‏سبب گناهان‏شان عذابش را بر آنها فرود آورد، و آنها را با فریادی نابود گردانید، و با این کیفر آنها را با خاک یکسان کرد.

(۱۵) الله عذاب نابودکننده را بر آنها فرود آورد بدون اینکه او سبحانه از پیامدهای این عذاب بترسد.

سورة اللَّیل (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ١ وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ٢ وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ٣ إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ٤ فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ وَٱتَّقَىٰ٥ وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ٦ فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ٧ وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ وَٱسۡتَغۡنَىٰ٨ وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ٩ [الليل: ۱-۹].

برخی مقاصد سوره:

بیان اختلاف میان آیات و نفسها و اعمال‏شان، برای اظهار تفاوت میان مؤمنان و کافران.

تفسیر:

(۱) الله به شب آنگاه که میان آسمان وزمین را با تاریکیاش میپوشاند سوگند یاد فرمود.

(۲) و به روز آنگاه که آشکار و نمایان شود سوگند یاد فرمود.

(۳) و به دو نوع آفرینش خویش: نر و ماده سوگند یاد کرد.

(۴) که - ای مردم- به‏طور قطع اعمال مختلفی دارید، یعنی بخشی از آن نیکیها است که سبب ورود به بهشت هستند، و برخی دیگر بدیها است که سبب ورود به جهنم هستند.

(۵) اما کسیکه زکات و نفقه و کفارهای را که بخشش آن برایش لازم است پرداخت، و از آنچه الله از آن نهی فرموده پرهیزگاری کرد.

(۶) و عوضی را که الله به او وعده داده است تصدیق کرد.

(۷) بهزودی عمل صالح، و انفاق در راه الله را بر او آسان خواهیم کرد.

(۸) و اما کسیکه در مالش بخل ورزید و آن را در راهی که بخشش مال برایش واجب است نبخشید، و به‏سبب مال خویش از الله احساس بینیازی کرد و چیزی از فضل او تعالی از الله درخواست نکرد.

(۹) و عوض و پاداش انفاق مالش در راه الله را که الله به او وعده داده است تکذیب کرد.

برخی فواید آیات:

• اهمیت تزکیه و تطهیر نفس.

• کسانیکه در معصیت به یکدیگر یاری میرسانند در گناه شریک هستند.

• گناهان سبب کیفرهای دنیوی هستند.

• هرکس برای انجام کاری آمادگی دارد که برای آن آفریده شده است؛ پس برخی فرمان‏بردار، و برخی عصیانگر هستند.

﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ١٠ وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ١١ إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ١٢ وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ١٣ فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ١٤ لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى١٥ ٱلَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ١٦ وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى١٧ ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ١٨ وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ١٩ إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ٢٠ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ٢١ [الليل: ۱۰-۲۱].

(۱۰) بهزودی انجام کار شر را بر او آسان خواهیم کرد، و انجام کار خیر را بر او سخت خواهیم گرداند.

(۱۱) و آنگاه که نابود شود، و وارد جهنم شود، مالش که با آن بخل ورزید ذرهای او را بینیاز نمیسازد.

(۱۲) برعهدۀ ما است که راه حق را از باطل آشکار کنیم.

(۱۳) و به یقین که زندگی آخرت و زندگی دنیا از آنِ ما است، که هرگونه بخواهیم در این دو تصرف میکنیم، و هیچکس غیر از ما چنین اختیاری ندارد.

(۱۴) پس - ای مردم- شما را از آتشی ترساندم که اگر شما از الله نافرمانی کنید شعلهور میشود.

(۱۵) گرمای این آتش فقط بدبختترین یعنی کافر را رنج میدهد.

(۱۶) کسیکه آنچه را رسول ج آورد تکذیب کرد، و از اجرای امر الله روی گرداند.

(۱۷) و باتقواترین مردم ابوبکر از آن دور نگه داشته خواهد شد.

(۱۸) کسیکه مالش را در راههای نیک انفاق میکند تا از گناهان پاکیزه شود.

(۱۹) آن قسمت از مالش را که میبخشد به این منظور نمیبخشد تا نعمتی را که کسی به او بخشیده است جبران کند.

(۲۰) بلکه در آن قسمت از مالش که میبخشد فقط وجه پروردگارش را که بر مخلوقاتش برتر است میخواهد.

(۲۱) و به‏طور قطع بهزودی به پاداش گرامیای که الله به او عطا میکند راضی خواهد شد.

سورة الضُّحی (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلضُّحَىٰ١ وَٱلَّيۡلِ إِذَا سَجَىٰ٢ مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَىٰ٣ وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ٤ وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ٥ أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ٦ وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ٧ وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ٨ فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ٩ وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ١٠ وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ١١ [الضحى: ۱-۱۱].

برخی مقاصد سوره:

ذکر توجه الله به پیامبرش ج و نیکیکردن به او با نعمت وحی و تداوم آن، برای آرام ساختن او، و یادآوری مؤمنان به شکرگزاری.

تفسیر:

(۱) الله به آغاز روز، سوگند یاد فرمود.

(۲) و به شب آنگاه که تاریکی اندازد و مردم در آن از حرکت آرام گیرند سوگند یاد فرمود.

(۳) که - ای رسول- پروردگارت تو را رها نکرده، و بر تو خشم نیز نگرفته است؛ چنانکه مشرکان وقتی وحی قطع شد گفتند.

(۴) و به‏طور قطع آخرت برای تو از دنیا بهتر است؛ زیرا نعمتهای جاویدانی دارد که هرگز پایان نمیپذیرد.

(۵) و به‏طور قطع بهزودی به تو و امتت پاداش بسیار خواهد داد تا اینکه به آنچه به تو و امت تو عطا کرده است راضی گردی.

(۶) به‏طور قطع تو را کودکی بیپدر یافت، آنگاه پناهگاهی برایت قرار داد، وقتی پدربزرگت عبدالمطلب، سپس عمویت ابوطالب نسبت به تو دلسوزی و مهربانی کردند.

(۷) و تو را در حالی یافت که نه میدانستی کتاب چیست؛ و نه ایمان را. و آنچه از این موارد نمیدانستی به تو آموخت.

(۸) و تو را فقیر یافت و بینیاز کرد.

(۹) پس تو نیز با کسیکه در کودکی پدرش را از دست داده بدرفتاری نکن، و او را خوار نگردان.

(۱۰) و گدای نیازمند را از خود نران.

(۱۱) و شکر نعمتهایی را که الله به تو بخشیده است به جای آور و از آنها سخن بگوی.

سورة الشَّرح (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَكَ صَدۡرَكَ١ وَوَضَعۡنَا عَنكَ وِزۡرَكَ٢ [الشرح: ۱-۲].

برخی مقاصد سوره:

ذکر کاملکردنِ نعمتبخشیِ الله بر پیامبرش ج با برطرف ساختن غم و تنگنا و سختی از او، و آنچه که این امر ایجاب میکند.

تفسیر:

(۱) به تحقیق که الله سینهات را گشود و دریافت وحی را محبوب تو ساخت.

(۲) و گناه را از پشت تو فرود آوردیم.

برخی فواید آیات:

• هیچ جایگاهی با جایگاه پیامبر ج نزد پروردگارش برابری نمیکند.

• شکر نعمتها حقی برای الله بر بندهاش است.

• وجوب مهربانی و نرمی با مستضعفان.

﴿ٱلَّذِيٓ أَنقَضَ ظَهۡرَكَ٣ وَرَفَعۡنَا لَكَ ذِكۡرَكَ٤ فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا٥ إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا٦ فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ٧ وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب٨ [الشرح: ۳-۸].

(۳) همان گناهی که تو را رنج میداد تا جاییکه نزدیک بود کمرت را بشکند.

(۴) و یادت را برای تو بالا بردیم، که در اذان و اقامه و غیر این دو یاد میشوی.

(۵) وبه‏طور قطع همراه سختی و تنگنا، سهولت و گشایش است.

(۶) بهراستیکه همراه سختی و تنگنا، سهولت و گشایش است، حال که این امر را دانستی آزار قومت نباید تو را بترساند، و از دعوت به‏سوی الله بازدارد.

(۷) پس هرگاه از اعمالت فارغ شدی و از آنها دست کشیدی در عبادت پروردگارت بکوش.

(۸) و فقط به‏سوی الله تمایل و قصد کن.

سورة التِّین (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ١ وَطُورِ سِينِينَ٢ وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ٣ لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ٤ ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ٥ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ٦ فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ٧ أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ٨ [التين: ۱-۸].

برخی مقاصد سوره:

بیان اینکه ارزش و شرف انسان به دینش است، و پستی و خواری او به خالیشدن از دین؛ از این رو به اماکن نزول وحی سوگند یاد فرمود.

تفسیر:

(۱) الله به انجیر و مکان روییدنش، و به زیتون و مکان روییدنش در سرزمین فلسطین که در آنجا عیسی ÷ را مبعوث کرد سوگند یاد فرمود.

(۲) و به کوه سیناء که کنار آن با پیامبرش موسی ÷ نجوا کرد سوگند یاد فرمود.

(۳) و به مکه شهر حرمتداری که هرکس در آن داخل شود ایمن است و محمد ج را در آن مبعوث کرد سوگند یاد فرمود.

(۳) که به تحقیق انسان را در نیکوترین آفرینش و بهترین سیما آفریدیم.

(۴) سپس او را در دنیا به سالخوردگی و خرفتی بازگرداندیم که از جسمش سودی نمیبرد چنانکه اگر فطرتش فاسد شود و رهسپار جهنم شود از جسم خویش سودی نمیبرد.

(۶) مگر کسانیکه به الله ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند که آنها هر چند بسیار پیر و کهنسال شوند، پاداشی همیشگی و جاویدان، یعنی بهشت، دارند؛ چون فطرت‏شان را پاک کردهاند.

(۷) پس - ای انسان- با وجود اینکه نشانههای فراوان قدرت الله را مشاهده کردی چه چیزی تو را به تکذیب روز جزا وامیدارد؟!

(۸) آیا الله – با قراردادن روز قیامت به عنوان روز جزا- بهترین و عادلترین داوران نیست؟! آیا عاقلانه است که الله بندگانش را بیهوده به حال خودشان رها کند، بدون اینکه میان آنها داوری کند، و نیکوکار را به نیکوکاریاش، و بدکار را به بدکاریاش جزا دهد؟!

سورة العَلَق (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ١ خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ٢ ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ٣ ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ٤ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ٥ كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ٦ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ٧ إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلرُّجۡعَىٰٓ٨ أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يَنۡهَىٰ٩ عَبۡدًا إِذَا صَلَّىٰٓ١٠ أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ١١ أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ١٢ [العلق: ۱-۱۲].

برخی مقاصد سوره:

بیان وابستگی کمال انسان به علم و وحیی که منجر به دلبستگی بنده بر پروردگارش و فروتنی در برابر او تعالی میشود، و نقص انسان در صورت مخالفت با این امر.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- آنچه را الله به تو وحی میکند، با آغاز نام پروردگارت که تمام مخلوقات را آفرید، بخوان.

(۲) انسان را پس از اینکه نطفه بود از تکه خونی بسته آفرید.

(۳) - ای رسول- آنچه را الله به تو وحی میکند بخوان، پروردگار تو بخشندهترین است و هیچکس مانند او بخشنده نیست، زیرا او تعالی سخاوت و دَهِش زیادی دارد.

(۴) همان ذاتیکه به وسیلۀ قلم خط و نوشتن را آموخت.

(۵) چیزهایی را که انسان نمیدانست به او آموخت.

(۶) انسان بدکار مانند ابوجهل به‏طور قطع از حدود الله میگذرد.

(۷) زیرا به‏سبب مال و مقامی که دارد خودش را بینیاز میبیند.

(۸) - ای انسان- قطعاً بازگشت در روز قیامت فقط به‏سوی پروردگارت است آنگاه هرکس را به آنچه که استحقاقش را دارد جزا میدهد.

(۹) آیا عجیبتر از کار ابوجهل که بازمیداشت دیدهای.

(۱۰) بندۀ ما محمد ج را آنگاه که کنار کعبه نماز میگزارد.

(۱۱) به من خبر بده اگر این بازداشتهشده، بر هدایت و بصیرتی از جانب پروردگارش باشد؟!

(۱۲) یا مردم را به تقوای الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش فرمان دهد، آیا چنین کسی بازداشته میشود؟!

برخی فواید آیات:

• رضایت الله والاترین هدف است.

• اهمیت خواندن و نوشتن در اسلام.

• خطر ثروت آنگاه که به غرور و دوری از حق منجر شود.

• نهی از معروف یکی از صفات کافر است.

• گناهان بر پشت پیامبر ج سنگینی کرد پس به نظرت سایر مردم چه حالی دارند؟!

﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ١٣ أَلَمۡ يَعۡلَم بِأَنَّ ٱللَّهَ يَرَىٰ١٤ كَلَّا لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ١٥ نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ١٦ فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ١٧ سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ١٨ كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب۩١٩ [العلق: ۱۳-۱۹].

(۱۳) به من خبر بده اگر این بازدارنده، آنچه را رسول ج نزدش آورده است تکذیب کند و از آن روی گردانَد، آیا از الله نمیترسد؟!

(۱۴) آیا بازدارندۀ این بنده از نماز ندانسته است که هر کاری انجام دهد الله می‏بیند، و ذرهای از اعمالش بر او پوشیده نمیماند؟!

(۱۵) امر آنگونه که این جاهل تصور میکند نیست، اگر از آزار و تکذیب بندۀ ما دست نکشد، به‏طور قطع موی جلو سرش را به شدت میگیریم و به‏سوی جهنم می‏کشانیم.

(۱۶) صاحب آن موی جلوی سرِ دروغگو در سخن، و خطاکار در فعل.

(۱۷) پس باید وقتی موی جلوی سرش به‏سوی آتش کشیده میشود دوستان و همنشینانش را بخواند و از آنها یاری بجوید تا او را از عذاب نجات دهند.

(۱۸) ما هم بهزودی فرشتگان سختگیر و خشن که مامور جهنم هستند و در هیچیک از فرامین الله از او تعالی نافرمانی نمیکنند، و آنچه را فرمان یابند انجام میدهند میخوانیم، پس باید بنگرد کدامیک از این دو گروه قویتر و تواناتر است.

(۱۹) امر چنانکه این ستمکار پنداشته نیست که میتواند آسیبی به تو برساند، پس نه در امر و نه در نهی از او اطاعت نکن، و برای الله سجده بگزار، و با طاعات به‏سوی او نزدیکی بجوی، زیرا طاعات به‏سوی او نزدیک میسازند.

سورة القَدر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ١ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ٢ لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ٣ تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ٤ سَلَٰمٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ٥ [القدر: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

بیان بزرگی و فضیلت شب قدر و آنچه در این شب نازل شد.

تفسیر:

(۱) بهراستیکه ما قرآن را به یکباره به‏سوی آسمان دنیا نازل کردیم چنانکه نزول آن بر پیامبر ج را در شب قدر ماه رمضان آغاز کردیم.

(۲) و - ای پیامبر- آیا میدانی در این شب چه خیر و برکتی وجود دارد؟!

(۳) این شب خیر و برکت زیادی دارد، و اگر کسی این شب را از روی ایمان و امید به کسب پاداش، زنده نگه دارد از هزار ماه برایش بهتر است.

(۴) در این شب فرشتگان و جبرئیل ÷ به اذن پروردگارشان سبحانه برای هر کاری که الله در آن سال حکم کرده است، یعنی روزی، مرگ، ولادت یا سایر کارهایی که الله مقدر میکند فرود میآیند.

(۵) تمام این شب مبارک از آغاز تا پایان آن با طلوع سپیدهدم خیر و نیکی است.

سورة البَیَّنَه (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿لَمۡ يَكُنِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّىٰ تَأۡتِيَهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ١ رَسُولٞ مِّنَ ٱللَّهِ يَتۡلُواْ صُحُفٗا مُّطَهَّرَةٗ٢ فِيهَا كُتُبٞ قَيِّمَةٞ٣ وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ٤ وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواْ ٱلزَّكَوٰةَۚ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ٥ [البينة: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

ذکر جایگاه و وضوح و کمال رسالت رسول ج.

تفسیر:

(۱) کسانیکه کفر ورزیدند چه یهودیان و چه نصاری و چه مشرکان، از اجماع و اتفاقشان بر کفر جدا نمیشدند تا اینکه برهانی واضح، و حجتی روشن برای‏شان آمد.

(۲) این برهان واضح و حجت روشن همان رسولی از جانب الله است که او را برانگیخت تا صحیفههایی پاک را که جز پاکان به آن دست نمییابند بخواند.

(۳) در این صحیفهها اخبار راست و احکام استوار وجود دارد، که مردم را به آنچه صلاح و هدایت آنها در آن است راهنمایی میکند.

(۴) و یهودیان که تورات به آنها داده شد، و نصاری که انجیل به آنها داده شد، اختلاف نکردند مگر پس از اینکه الله پیامبرش را به‏سوی آنها فرستاد، که برخی از آنها اسلام آوردند، و برخی از آنها با وجود اطلاع از راستگویی پیامبرش به کفر خویش ادامه دادند.

(۵) و گناه و ستیزهجوییِ یهودیان و نصاری از اینجا آشکار میگردد که آنها در این قرآن فرمان نیافتند مگر به عبادت الله به یگانگی، و دوری از شرک، و برپایی نماز و پرداخت زکات که در دو کتاب‏شان نیز به آن فرمان یافته بودند. پس آنچه به آن فرمان یافتهاند همان دین راستی است که هیچ انحرافی در آن وجود ندارد.

برخی فواید آیات:

• فضیلت شب قدر بر سایر شبهای سال.

• اخلاص در عبادت از شروط پذیرش آن است.

• کافران بدترین و مؤمنان بهترین مخلوقات هستند.

• اتفاق شرایع در اصول، مقتضی پذیرش رسالت است.

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِيَّةِ٦ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ٧ جَزَآؤُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُۚ ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُۥ٨ [البينة: ۶-۸].

(۶) همانا کسانیکه کفر ورزیدند – چه یهود و نصاری و چه مشرکان- روز قیامت وارد جهنم میشوند و برای همیشه در آن میمانند، اینها به‏سبب کفر به الله، و تکذیب رسولش بدترین مخلوقات هستند.

(۷) همانا کسانیکه به الله ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند، اینها بهترین مخلوقات هستند.

(۸) پاداش آنها نزد پروردگارشان بهشتهایی است که از زیر کاخها و درختان‏شان رودها جاری است، و برای همیشه در آنها میمانند، به‏سبب اینکه به الله ایمان آوردند و از او اطاعت کردند الله از آنها راضی است، و به‏سبب آنچه الله از رحمت خویش به آنها رسانده است آنها نیز از الله راضی هستند، کسی به این رحمت دست مییابد که از پروردگارش بترسد، آنگاه امرش را اجرا کند، و از نهیش بپرهیزد.

سورة الزَّلزَلَه (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ زِلۡزَالَهَا١ وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا٢ وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا٣ يَوۡمَئِذٖ تُحَدِّثُ أَخۡبَارَهَا٤ بِأَنَّ رَبَّكَ أَوۡحَىٰ لَهَا٥ يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاْ أَعۡمَٰلَهُمۡ٦ فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ٧ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ٨ [الزلزلة: ۱-۸].

برخی مقاصد سوره:

تکان دادن دلهای غافل برای باور کردن حسابرسی و برشمردن دقیق.

تفسیر:

(۱) آنگاه که زمین در روز قیامت به شدت لرزانده شود.

(۲) و زمین مردگان و غیر آن را که در شکم خویش دارد بیرون افکنَد.

(۳) و انسان حیران و سرگردان بگوید: زمین را چه شده است که تکان میخورد و میلرزد؟!

(۴) در آن روز بزرگ زمین از هر خیر و شری که بر روی آن انجام شده است خبر میدهد.

(۵) زیرا الله او را از آن آگاه کرده و او را بر این کار فرمان داده است.

(۶) در آن روز بزرگ که زمین در آن میلرزد مردم به صورت گروهی از جایگاه حسابرسی بیرون میآیند تا اعمال‏شان را که در دنیا انجام دادهاند مشاهده کنند.

(۷) آنگاه هرکس هموزن مورچهای کوچک، از اعمال خیر و نیک انجام داده باشد آن را در مقابل خویش میبیند.

(۸) و هرکس به همان وزن، اعمال شر انجام داده باشد نیز آن را میبیند.

سورة العَادِیات (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا١ فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا٢ فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا٣ فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا٤ فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا٥ [العاديات: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

بیان صفات انسان در کوششهای دنیوی، برای یادآوری عاقبتش به او، و برانگیختن او بر اصلاح راهش.

تفسیر:

(۱) الله به گروه اسبانی سوگند یاد فرمود که به حرکت درمیآیند تا آنجا که به‏سبب حرکت سریع، صدای نفسهای‏شان به گوش میرسد.

(۲) و به گروه اسبانی سوگند یاد کرد که به‏سبب برخورد شدید سمهای‏شان به سنگها (جرقه) آتش برمیافروزد.

(۳) و به گروه اسبانی سوگند یاد فرمود که صبحگاه بر دشمنان هجوم میآورند.

(۴) و با حرکت‏شان غباری بهپا میکنند.

(۵) و با سواران‏شان به میان گروهی از دشمنان وارد میشوند.

برخی فواید آیات:

• ترس از الله سبب رضایت او تعالی از بندهاش است.

• گواهی زمین بر اعمال فرزندان آدم.

﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ٦ وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ٧ وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ٨ ۞أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ٩ وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ١٠ إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ١١ [العاديات: ۶-۱۱].

(۶) که انسان به‏طور قطع بسیار بازدارنده از خیری است که پروردگارش آن را از او میخواهد.

(۷) و در حقیقت خودش بر بازدارندگی خویش از خیر گواه است، و به خاطر وضوح این امر نمیتواند آن را انکار کند.

(۸) و بهراستیکه او به‏سبب دوست داشتن زیاد مال در آن بخل میورزد.

(۹) پس آیا این انسان فریب خورده به زندگی دنیا ندانسته است آنگاه که الله مردگان قبرها را برانگیزد و آنها را از زمین برای حسابرسی و جزا درآوَرَد امر آنگونه که تصور میکرد نبوده است؟!

(۱۰) و نیات و اعتقادات و سایر مواردی که در دلهاست آشکار و روشن گردد.

(۱۱) که پروردگارشان در آن روز نسبت به آنها بسیار دانا است، و ذرهای از کار بندگانش بر او پوشیده نمیماند، و آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

سورة القارعة (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿ٱلۡقَارِعَةُ١ مَا ٱلۡقَارِعَةُ٢ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ٣ يَوۡمَ يَكُونُ ٱلنَّاسُ كَٱلۡفَرَاشِ ٱلۡمَبۡثُوثِ٤ وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ٥ فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ٦ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ٧ وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ٨ فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ٩ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ١٠ نَارٌ حَامِيَةُۢ١١ [القارعة: ۱-۱۱].

برخی مقاصد سوره:

تکان دادن دلها برای به یاد آوردن هول و هراس قیامت.

تفسیر:

(۱) روزیکه به‏سبب هراس زیادش دلهای مردم را در هم میکوبد.

(۲) این روز که به‏سبب هول و هراسِ زیادِ خود دلهای مردم را در هم میکوبد چیست؟!

(۳) و - ای رسول- تو چه میدانی این روز که به‏سبب وحشت و هراسِ زیادش دلهای مردم را در هم میکوبد چیست؟! قطعاً این روز همان روز قیامت است.

(۴) روزیکه دلهای مردم کوبیده میشود و مانند پروانههای پراکنده و متفرق همهجا پخش میشوند.

(۵) و کوهها در تیزروی و سرعت مانند پشم حلاجیشده میشوند.

(۶) اما کسیکه اعمال صالح او از اعمال بدش سنگینتر باشد.

(۷) در زندگیِ رضایتبخشی است که در بهشت به آن میرسد.

(۸) و اما کسیکه اعمال بد او از اعمال صالحش سنگینتر شود.

(۹) مسکن و قرارگاهش در روز قیامت همان جهنم است.

(۱۰) و - ای رسول- تو چه میدانی آن چیست؟!

(۱۱) آتشی بسیار سوزان است.

سورة التَّکاثُر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ١ حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ٢ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٣ ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٤ كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ٥ لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ٦ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ٧ ثُمَّ لَتُسۡ‍َٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ٨ [التكاثر: ۱-۸].

برخی مقاصد سوره:

یادآوری مرگ و حسابرسی، به مشغول شدگان به دنیا.

تفسیر:

(۱) - ای مردم- بالیدن به اموال و فرزندان شما را از طاعت الله بازداشت.

(۲) تا اینکه مردید و وارد قبرهای‏تان شدید.

(۳) سزاوار نبود که فخرفروشی به اموال و فرزندان شما را از طاعت الله بازدارد، بهزودی سرانجام این سرگرمی را خواهید دانست.

(۴) باز هم سرانجام آن را خواهید دانست.

(۵) اگر واقعاً و به یقین میدانستید که به‏سوی الله برانگیخته میشوید، و شما را در قبال اعمال‏تان جزا خواهد داد؛ به‏طور قطع به بالیدن به اموال و فرزندان سرگرم نمی‏شدید.

(۶) به الله سوگند که به‏طور قطع در روز قیامت جهنم را میبینید.

(۷) باز هم در حقیقت آن را به صورت یقینی و بدون هیچ تردیدی میبینید.

(۸) آنگاه به‏طور قطع الله در آن روز در مورد سلامتی و ثروت و سایر نعمتهایی که به شما ارزانی داشته است از شما میپرسد.

برخی فواید آیات:

• خطر فخرفروشی و بالیدن به اموال و فرزندان.

• قبر مکانی است که مردم به سرعت از آن به سرای آخرت منتقل میشوند.

• روز قیامت مردم در مورد نعمتهایی که الله در دنیا بر آنها ارزانی داشته است مورد سوال قرار میگیرند.

• انسان بر حب مال آفریده شده است.

سورة العَصر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلۡعَصۡرِ١ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَفِي خُسۡرٍ٢ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ٣ [العصر: ۱-۳].

برخی مقاصد سوره:

بیان حقیقت سود و زیان در زندگی، و متوجه ساختن بر اهمیتِ وقت، که انسان در آن به سر میبرد.

تفسیر:

(۱) الله سبحانه به وقت زمانه سوگند یاد فرمود.

(۲) که انسان واقعا در نقصان و نابودی است.

(۳) مگر کسانیکه به الله و رسولش ایمان آوردهاند، و اعمال صالح انجام دادهاند، و یکدیگر را به حق، و به صبر بر اجرای حق سفارش کردهاند؛ که صاحبان این صفات، در زندگی دنیا و آخرت نجات یافته هستند.

سورة الهُمَزَة (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ١ ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ٢ يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ٣ كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ٤ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ٥ نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ٦ ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةِ٧ إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞ٨ فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ٩ [الهمزة: ۱-۹].

برخی مقاصد سوره:

تهدید برتریجویان و مسخره کنندگان دین و پیروانش.

تفسیر:

(۱) عذاب سخت و شدید برای کسیکه بسیار از مردم غیبت و بدگویی کند.

(۲) کسیکه غم و اندوهش جمعآوری و شمردن مال است، و غم و اندوه دیگری جز آن ندارد.

(۳) گمان میکند مالی که فراهم آورده است او را از عذاب مرگ نجات خواهد داد، و در زندگی دنیا جاویدان میماند.

(۴) امر آنگونه که این جاهل تصور کرده، نیست، به‏طور قطع در آتش جهنم که به‏سبب قدرت زیادش هر چیزی را که در آن افکنده شود خرد میکند و در هم میشکند افکنده خواهد شد.

(۵) و –ای رسول- تو چه میدانی که این آتشی که هر چیزی را در آن افکنده شود خرد میکند چیست؟!

(۶) بهراستیکه آتشِ افروختۀ الله است.

(۷) که از بدنهای مردم به دلهای‏شان نفوذ میکند.

(۸) بهراستیکه عذابشدگانِ در آن را از اطراف محاصره کرده است.

(۹) با ستونهایی کشیده و طولانی تا از آن خارج نشوند.

سورة الفیل (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصۡحَٰبِ ٱلۡفِيلِ١ أَلَمۡ يَجۡعَلۡ كَيۡدَهُمۡ فِي تَضۡلِيلٖ٢ وَأَرۡسَلَ عَلَيۡهِمۡ طَيۡرًا أَبَابِيلَ٣ تَرۡمِيهِم بِحِجَارَةٖ مِّن سِجِّيلٖ٤ فَجَعَلَهُمۡ كَعَصۡفٖ مَّأۡكُولِۢ٥ [الفيل: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

اظهار قدرت الله بر محافظت از خانۀ حرمتدارش، برای یادآوری و برشمردن نعمت.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- آیا ندانستهای که پروردگارت با اَبرَهه و یارانش که فیلهایی به همراه داشتند آنگاه که خواستند کعبه را ویران کنند چه کرد؟!

(۲) الله نیرنگ بدشان برای نابودی کعبه را به باد داد، و آنها به بازگرداندن مردم از کعبه که آرزو داشتند نرسیدند، و ذرهای به این هدف دست نیافتند.

(۳) و بر سرشان پرندگانی که گروه گروه بر آنها میآمدند فرستاد.

(۴) که با سنگهایی از گِل سخت بر آنها میافکندند.

(۵) آنگاه الله آنها را مانند برگهای گیاهانی که چارپایان آنها را خورده باشند و لگدمال کرده باشند قرار داد.

برخی فواید آیات:

• تباهی کسانیکه به ایمان و اعمال صالح، و وصیت کردن یکدیگر به حق و صبر، متصف نیستند.

• تحریم غیبت و بدگویی از مردم.

• دفاع الله از خانۀ حرمتدارش، که این امر بخشی از امنیتی است که الله برای خانهاش حکم کرده است.

سورة قُریش (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿لِإِيلَٰفِ قُرَيۡشٍ١ إِۦلَٰفِهِمۡ رِحۡلَةَ ٱلشِّتَآءِ وَٱلصَّيۡفِ٢ فَلۡيَعۡبُدُواْ رَبَّ هَٰذَا ٱلۡبَيۡتِ٣ ٱلَّذِيٓ أَطۡعَمَهُم مِّن جُوعٖ وَءَامَنَهُم مِّنۡ خَوۡفِۢ٤ [قريش: ۱-۴].

برخی مقاصد سوره:

برشمردن نعمت بر قریش و آنچه که در برابر این نعمت بر آنها لازم میشود.

تفسیر:

(۱) به خاطر عادت و خوگرفتن قریش.

(۲) به سفر ایمن زمستانی به‏سوی یمن، و سفر ایمن تابستانی به‏سوی شام.

(۳) پس باید الله پروردگار این خانۀ حرمتدار را که سفر مذکور را برای‏شان آسان کرد، به یگانگی عبادت کنند و هیچکس را با او شریک نگردانند.

(۴) همان ذاتیکه با حرمتدار کردن حرم و ساکنانش در دل عربها، ساکنانش را در گرسنگی غذا داد، و از ترس ایمن کرد.

سورة المَاعُون (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يُكَذِّبُ بِٱلدِّينِ١ فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ٢ وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ٣ فَوَيۡلٞ لِّلۡمُصَلِّينَ٤ ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ٥ ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ٦ وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ٧ [الماعون: ۱-۷].

برخی مقاصد سوره:

بیان اخلاق تکذیب کنندگان دین و آخرت، برای برحذر داشتن مؤمنان، و تقبیح کافران.

تفسیر:

(۱) آیا کسی را که جزای روز قیامت را تکذیب میکند شناختی؟!

(۲) او همان کسی است که یتیم نیازمند را به شدت میراند.

(۳) و نه خودش و نه دیگران را بر اِطعام فقیر تشویق نمیکند.

(۴) پس نابودی و عذاب بر نمازگزاران.

(۵) همان کسانیکه از نمازشان غافل هستند، و به آن اهمیت نمیدهند تا اینکه وقتش سپری شود.

(۶) کسانیکه با نماز و اعمال‏شان ریا میکنند، و عمل را برای الله خالص نمی‏گردانند.

(۷) و از یاری کردن دیگران با آنچه که در این یاری کردن زیانی متوجه یاریرسان نیست خودداری میکنند.

سورة الکَوثَر (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ١ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَٱنۡحَرۡ٢ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلۡأَبۡتَرُ٣ [الكوثر: ۱-۳].

برخی مقاصد سوره:

نعمتبخشی الله به پیامبر ج و بریدن راه کینهتوزان نسبت به او.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- ما به تو خیر زیادی، از جمله رود کوثر در بهشت دادیم.

(۲) پس در قبال این نعمت شکر الله را به جای آور، یعنی فقط برای او نماز بگزار و قربانی کن؛ برخلاف مشرکان که برای تقرب به نمادهای‏شان ذبح میکنند.

(۳) همانا کینهتوزِ تو خودش از هر خیری بریده شده است و فراموششدهای است که اگر یاد شود به بدی یاد میشود.

برخی فواید آیات:

• اهمیت امنیت در اسلام.

• ریا یکی از بیماریهای قلبی است، و عمل را باطل میکند.

• سپاسگزاری در قبال نعمتها بر آن میافزاید.

• گرامی بودن پیامبر ج نزد پروردگارش و محافظت و بزرگداشت او توسط الله در دنیا و آخرت.

سورة الکافرون (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ١ لَآ أَعۡبُدُ مَا تَعۡبُدُونَ٢ وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ٣ وَلَآ أَنَا۠ عَابِدٞ مَّا عَبَدتُّمۡ٤ وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ٥ لَكُمۡ دِينُكُمۡ وَلِيَ دِينِ٦ [الكافرون: ۱-۶].

برخی مقاصد سوره:

بیان یگانهگرداندن الله در عبادت و بیزاری از شرک، و تمایز کامل میان اسلام و شرک.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- بگو: ای کافرانِ به الله.

(۲) نه اکنون و نه در آینده نمادهایی را که عبادت میکنید عبادت نمیکنم.

(۳) و شما نیز آنچه را که من عبادت میکنم، یعنی الله را به یگانگی عبادت نمی‏کنید.

(۴) و نه من نمادهایی را که شما عبادت کردید عبادت میکنم.

(۵) و نه شما آنچه را من عبادت میکنم، یعنی الله را به یگانگی، عبادت میکنید.

(۶) برای شما دین خودتان است که آن را برای خویش ساختید، و برای من دین خودم که الله آن را بر من فرو فرستاده است.

سورة النَّصر (مدنی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ١ وَرَأَيۡتَ ٱلنَّاسَ يَدۡخُلُونَ فِي دِينِ ٱللَّهِ أَفۡوَاجٗا٢ فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا٣ [النصر: ۱-۳]

برخی مقاصد سوره:

بیان سرانجام اسلام به پیروزی و فتح، و آنچه که هنگام حصول این امر تشریع میشود، و به نزدیکی پایان عمر پیامبر ج نیز اشاره میکند.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- وقتی یاری الله برای دینت و گرامی داشتن آن توسط او تعالی فرا رسد، و فتح مکه رخ دهد.

(۲) و ببینی که مردم گروه گروه در اسلام وارد میشوند.

(۳) بدان که این امر، نشانۀ نزدیکی پایان وظیفهای است که به آن مبعوث شدهای، پس برای شکرگزاری در قبال نعمت فتح و پیروزی، پروردگارت را ستایش کن، و از او تعالی آمرزش بخواه؛ زیرا او توبهپذیری است که توبۀ بندگانش را میپذیرد، و آنها را میآمرزد.

سورة المَسَد (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ١ مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُ مَالُهُۥ وَمَا كَسَبَ٢ سَيَصۡلَىٰ نَارٗا ذَاتَ لَهَبٖ٣ وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ٤ فِي جِيدِهَا حَبۡلٞ مِّن مَّسَدِۢ٥ [المسد: ۱-۵].

برخی مقاصد سوره:

سود نرساندنِ نَسَب و جایگاه با وجود کفر به الله.

تفسیر:

(۱) دو دست عموی پیامبر ج، اَبولَهَب بن عبدالمطلب به‏سبب تباهی عملش نابود باد؛ چون پیامبر ج را آزار میداد، و تلاشش تباه شد.

(۲) مال و فرزندش او را از چه چیزی بینیاز ساخت؟ نه عذابی از او دفع کردند، و نه رحمتی برایش کسب کردند.

(۳) در روز قیامت در آتشی شعلهور که حرارت بیرحمانهای دارد وارد خواهد شد.

(۴) و همسرش اُمّ جمیل که با ریختن خار در راه پیامبر ج، به او آزار میرساند نیز وارد آن خواهد شد.

(۵) درحالیکه ریسمانی مستحکم و بافتهشده در گردنش است که او را به‏سوی آتش میکشاند.

برخی فواید آیات:

• قطع رابطه با کافران.

• سپاسگزاری در قبال نعمتها.

• سورۀ مسد یکی از دلایل نبوت است؛ زیرا حکم کرد که ابولهب در حال کفر میمیرد و او پس از ده سال بر این حالت مُرد.

• صحت ازدواجهای کافران.

سورة الإخلاص (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ١ ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ٢ لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ٣ وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ٤ [الإخلاص: ۱-۴].

برخی مقاسد سوره:

اثبات یگانگی الله در کمال و الوهیت و منزهشمردن او تعالی از نقص.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- بگو: او الله یگانه در الوهیت است، و هیچ معبود برحقی جز او نیست.

(۲) همان والامقامی که بزرگی در صفات کمال و جمال به او ختم میشود، ذاتیکه تمام مخلوقات به او نیازمندند.

(۳) ذاتیکه هیچکس را نزاده، و هیچکس او را نزاده است، یعنی او – سبحانه- نَه فرزندی دارد؛ و نَه پدری.

(۴) و هیچ همتایی در آفرینش ندارد.

سورة الفَلَق (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ١ مِن شَرِّ مَا خَلَقَ٢ وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ٣ وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ٤ وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ٥ [الفلق: ۱-۵]

برخی مقاصد سوره:

متوسل شدن و پناه بردن به الله از شرهای آشکار.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- بگو: به پروردگار صبح پناه میبرم، و از او تعالی یاری میخواهم.

(۲) از شر مخلوقاتی که آزار میرسانند.

(۳) و از شرهایی که شبهنگام از جنبندگان و دزدان آشکار میگردد به الله پناه میبرم.

(۴) و از شر زنان ساحری که در گرهها میدمند به او تعالی پناه میبرم.

(۵) و از شر حسود آنگاه که حسد ورزد، با آنچه که حسد را به خودش بازمی‏گرداند به او تعالی پناه میبرم.

سورة النَّاس (مکی)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ١ مَلِكِ ٱلنَّاسِ٢ إِلَٰهِ ٱلنَّاسِ٣ مِن شَرِّ ٱلۡوَسۡوَاسِ ٱلۡخَنَّاسِ٤ ٱلَّذِي يُوَسۡوِسُ فِي صُدُورِ ٱلنَّاسِ٥ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ٦ [الناس: ۱-۶].

برخی مقاصد سوره:

پناه بردن و متوسل شدن به الله از شر و وسوسۀ شیطان، و از شرهای پنهانی.

تفسیر:

(۱) - ای رسول- بگو: به پروردگار مردم پناه میبرم، و از او یاری میجویم.

(۲) پادشاه مردم، که هر کاری بخواهد در مورد آنها انجام میدهد، و هیچ صاحب اختیاری جز او ندارند.

(۳) معبود حقیقی آنها، که هیچ معبود برحقی جز او ندارند.

(۴) از شر شیطان که هرگاه انسان از یاد الله غافل شود وسوسهاش را به او میرساند و هنگامیکه انسان الله را به یاد آورد از او بازپس میرود.

(۵) وسوسهاش را به دلهای مردم میرساند.

(۶) و همانطور که شیطان جنی داریم این شیطان میتواند از میان انسانها نیز باشد.

برخی فواید آیات:

• اثبات صفات کمال برای الله، و نفی صفات نقص از او تعالی.

• ثبوت سحر، و وسیلۀ درمان آن.

• داروی وسوسه، یاد الله و پناه بردن از شیطان است.

اصطلاحات ضبط [قواعد درستخوانی]

قرار گرفتن دایرۀ توخالی به این شکل «ْ » بر روی یکی از سه حرفِ علّۀ ناخوانا، بر زایدبودن آن حرف دلالت میکند، یعنی آن حرف نه در حالت وصل و نه در حالت وقف خوانده نمیشود، مانند: ﴿ءَامَنُواْ ﴿يَتۡلُواْ صُحُفٗا ﴿لَأَاْذۡبَحَنَّهُۥٓ ﴿أُوْلَٰٓئِكَ ﴿مِن نَّبَإِيْ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ﴿بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ .

قرار گفتن دایرۀ ایستاده و کشیدۀ توخالی به این شکل «۠ » بر روی الفی که حرف بعدی آن متحرک است نشانۀ زایدبودنِ آن حرف، فقط در زمان وصل است نه در حالت وقف، مانند: ﴿أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ ﴿لَّٰكِنَّا۠ هُوَ ٱللَّهُ رَبِّي . علامت مذکور، بر روی الفی که حرف بعد از آن ساکن است نمیآید، مانند: ﴿أَنَا ٱلنَّذِيرُ ، هر چند حکم آن مانند الفی است که حرف بعدی آن متحرک است یعنی در حالت وصل خوانده نمیشود، و در وقف خوانده میشود، تا گمان نشود که هنگام وصل، خوانده میشود.

قرار گرفتن سر حرف خاء بدون نقطه به این شکل: «ۡ » بر روی هر حرفی، بر سکون آن حرف و بر اینکه با زبان تلفّظ شده و آشکار میگردد دلالت دارد، مانند: (مِنۡخَيۡرٖ ) ﴿أَوَعَظۡتَ ﴿قَدۡ سَمِعَ ﴿نَضِجَتۡ جُلُودُهُم ﴿وَإِذۡ صَرَفۡنَآ .

خالی بودن حرف از علامت سکون به همراه مشددبودن حرف بعدی، نشانۀ ادغام کامل حرف اول در حرف دوم است و در این حالت هم خود حرف ادغامشده و هم صفت آن آشکار نمیشود، یعنی تشدید بر ادغام، و خالی بودن از علامت بر کمال ادغام دلالت دارد، مانند: ﴿مِّن لِّينَةٍ ﴿مِن رَّبِّكَ ﴿مِن نُّورٍ ﴿مِن مَّآءٖ ﴿أُجِيبَت دَّعۡوَتُكُمَا ﴿عَصَواْ وَّكَانُواْ ﴿وَقَالَت طَّآئِفَةٞ ﴿بَل رَّفَعَهُ ٱللَّهُ إِلَيۡهِ و نیز این فرمودۀ الله تعالی: ﴿أَلَمۡ نَخۡلُقكُّم .

اما خالی بودن حرف از علامت سکون در صورت مشدّد نبودنِ حرفِ بعدی، نشانۀ ادغام ناقص حرف اولی در دومی است؛ یعنی در این حالت خود حرف ادغامشده خوانده نمیشود اما صفتش آشکار میشود، مانند: ﴿مَن يَقُولُ ﴿مِن وَالٍ ﴿فَرَّطتُمۡ ﴿بَسَطتَ ﴿أَحَطتُ یا بیانگر اخفاء حرف اول در دومی است، یعنی نه با زبان تلفّظ میگردد و نه ادغام میشود مگر اینکه به جنس حرف بعدی تبدیل شود، چه این اخفاء حقیقی باشد مانند: ﴿مِن تَحۡتِهَا یا لفظی مانند: ﴿جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ . دیدگاه بیشتر عالمان علم تجوید و قرائت دربارۀ اخفای حرف «میم» زمانیکه پس از آن حرف «باء» بیاید، همین است.

ترکیب دو حرکت «حرکت حرف و حرکت دلالتکننده بر تنوین» چه دو ضمه باشند، یا دو فتحه یا دو کسره، به این شکل (-ٌ -ً -ٍ) بر اظهار تنوین دلالت دارد، مانند: ﴿حَرِيصٌ عَلَيۡكُم ﴿حَلِيمًا غَفُورٗا ﴿وَلِكُلِّ قَوۡمٍ هَادٍ .

پشت سر هم آمدن دو حرکت به این شکل: (-ٞ -ٗ -ٍ ) در صورت مشدد بودنِ حرفِ بعدی، نشانۀ ادغام کامل است، مانند: ﴿لَرَءُوفٞ رَّحِيمٌ ﴿مُبۡصِرَةٗ لِّتَبۡتَغُواْ ﴿يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ .

اما پشت سر هم آمدن دو حرکت در حالت مشدّد نبودنِ حرفِ بعدی، بیانگر ادغام ناقص است، مانند: ﴿رَحِيمٞ وَدُودٞ ﴿وَأَنۡهَٰرٗا وَسُبُلٗا ﴿فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ یا نشانۀ اخفاء است، مانند: ﴿شِهَابٞ ثَاقِبٞ ﴿سِرَاعٗا ذَٰلِكَ ﴿عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ .

پس ترکیب دو حرکت، همچون قرار گرفتن علامت سکون بر روی حرف است، و پشت سر هم آمدن دو حرکت به منزلۀ خالی بودن آن حرف از سکون است.

قرار گرفتن میم کوچک به این شکل «ۢ » به جای حرکت دوم از حرف تنویندار یا بر روی نون ساکن به جای سکون، در صورت مشدّد نبودنِ باءِ بعدی، نشانۀ قلب تنوین یا نون ساکن، به میم است، مانند: ﴿عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ﴿جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ ﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ ﴿أَنۢبِئۡهُم ﴿وَمِنۢ بَعۡدُ .

حروف کوچک بر همان حروفی دلالت دارند که در مصحفهای عثمانی متروک ماندهاند، با اینکه خواندن آنها واجب است، مانند: ﴿ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ ﴿دَاوُۥدَ ﴿يَلۡوُۥنَ أَلۡسِنَتَهُم ﴿يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ ﴿إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا ﴿إِنَّ وَلِـِّۧيَ ٱللَّهُ ﴿إِۦلَٰفِهِمۡ ﴿وَكَذَٰلِكَ نُ‍ۨجِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ .

علمای ضبط این حروف را به رنگ قرمز به اندازۀ حروف اصلی پیوست میکردند اما چون این کار در آغاز پیدایش دستگاههای چاپ دشوار بود، به منظور رعایت تفاوت میان حرف پیوستشده و حرف اصلی، به کوچک کردن این حروف بسنده شد.

و اکنون آوردن این حروف به رنگ قرمز آسان است و اگر مصاحف براساس قواعد و جزئیّات علم قرائت، قرمز و زرد و سبز شوند، دارای پیشینه و صحیح و قابل پذیرش است، اما به همان رنگ سیاه نگاشته میشوند چون مسلمانان بر آن عادت کردهاند. و چون حرف متروک، در نوشتۀ اصلی جایگزین دارد، در تلفّظ بر حرف الحاقی اعتماد شده است نه بر حرف جایگزین، مانند: ﴿ٱلصَّلَوٰةَ ﴿كَمِشۡكَوٰةٖ ﴿ٱلرِّبَوٰاْ ﴿وَإِذِ ٱسۡتَسۡقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦ .

قرار گرفتن سین بر روی صاد در این فرمودۀ الله تعالی: ﴿وَٱللَّهُ يَقۡبِضُ وَيَبۡصُۜطُ ﴿فِي ٱلۡخَلۡقِ بَصۜۡطَةٗ نشان از خوانده شدن آن با سین نه با صاد بنا بر روایت حَفص از طریق شاطِبیّه است.

اما اگر سین زیر صاد قرار گیرد بیانگر این امر است که گفتن صاد مشهورتر است، این حالت در کلمۀ ﴿ٱلۡمُصَۜيۡطِرُونَ وجود دارد. اما کلمۀ ﴿بِمُصَيۡطِرٍ در سورۀ الغاشیه فقط با صاد نیز بنا بر روایت حَفص از طریق شاطِبیّه آمده است.

قرار گرفتن این علامت «ٓ » بر روی حرف، نشانۀ لزوم مَدّ آن حرف بیشتر از مَدّ طبیعیِ اصلی است، مانند: ﴿الٓمٓ ﴿ٱلطَّآمَّةُ ﴿قُرُوٓءٖ ﴿سِيٓءَ بِهِمۡ ﴿شُفَعَٰٓؤُاْ ﴿وَمَا يَعۡلَمُ تَأۡوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُ ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَايَسۡتَحۡيِۦٓ أَن يَضۡرِبَ مَثَلٗا مَّا ﴿بِمَآ أُنزِلَ البته بنا بر تفصیلی که در علم تجوید آمده است.

این علامت برای دلالت بر الفِ محذوف بعد از الفِ نوشتهشده بهکار گرفته نمیشود، مانند ﴿آمَنُواْ چنانکه در برخی مصاحف به اشتباه قرار گرفته است، بلکه با همزه و الفِ پس از آن به این ترتیب ﴿ءَامَنُواْ نوشته میشود.

قرار گرفتن نقطۀ بزرگِ توپُر به این شکل «ٜ »زیر حرف به جای فتحه بر اِماله که اِمالۀ کبری نامیده میشود دلالت دارد، این حالت در کلمۀ ﴿مَجۡرٜىٰهَا در سورۀ هود آمده است.

قرار گرفتن این نقطه بر روی آخر میم، قبلِ از نونِ مشدّد در این فرمودۀ الله تعالی ﴿مَالَكَ لَاتَأۡمَ۬نَّا نشانۀ اِشمام است، یعنی جمعکردن دو لب مانند حالت ادای ضَمّه، برای اشاره به اینکه حرکتِ محذوف، ضَمّه است، بدون اینکه در تلفظ اثری از ضَمّه آشکار شود.

پس این کلمه تشکیل شده است از: فعل مضارع مرفوع که آخر آن نونِ مضموم است، زیرا (لَا ) نافیه است؛ و مفعولبه که اول آن نون است یعنی اصل آن ﴿تَأۡمَنُنَا با دو نون بوده است، که کاتبان مصاحف براساس رسم الخطّ مصاحف با یک نون جمع کردهاند، و قاریان دهگانه جز ابوجعفر دو شیوه در این کار دارند:

شیوۀ اول: اِشمام- که بیان شد- اِشمام در اینجا با سکون حرف ادغامشده همراه است.

شیوۀ دوم: اِخفاء، که مراد از آن گفتن دوسومِ حرکتِ مضموم است، و بر این اساس هنگام خواندن نون اول یکسوم حرکتش از بین میرود، و این مورد فقط از طریق آموزش شفاهی و دهان به دهان شناخته میشود، و اِخفاء در ادا مقدم است.

این کلمه متناسب با هر دو شیوۀ مذکور نوشته شده است.

قرار گرفتن نقطۀ اخیرالذکر بدون حرکت به جای همزه نشانۀ تسهیل همزه با تلفظی میانه است، یعنی در اینجا همزه کمی شبیه به همزه و کمی شبیه به الف خوانده میشود. این حالت در کلمۀ ﴿ءَا۬عۡجَمِيّٞ در صورۀ فُصِّلَت آمده است.

قرار گرفتن سر حرف صاد کوچک به این شکل «ٱ » بر روی الف وصل (که همزۀ وصل نیز نامیده میشود) نشانۀ خوانده نشدن آن در صورت وصل است.

دایرۀ آراستهشدهای که شمارهای داخل آن قرار گرفته است، خود این دایره نشانۀ پایان آیه، و شمارۀ داخل آن بیانگر شمارۀ آن آیه در سوره است؛ مانند: ﴿إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ١فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَٱنۡحَرۡ٢ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلۡأَبۡتَرُ٣ و قرار گرفتن آن قبل از آیه مطلقاً جایز نیست. از این رو، این علامت در آغاز سورهها مشاهده نمیشود اما در پایان سورهها وجود دارد.

این علامت «۞ » بر آغاز جزء و حزب و نصف حزب و یکچهارم حزب دلالت دارد.

قرار گرفتن خط افقی بر روی یک کلمه بر لزوم سجده دلالت دارد.

و قرار گرفتن این علامت «۩ » پس از کلمه بیانگر موضع سجده است، مانند:

﴿وَلِلَّهِۤ يَسۡجُدُۤ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن دَآبَّةٖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ٤٩ يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ۩٥٠

قرار گرفتن حرف سین بر روی آخرین حرف برخی کلمات، بیانگر سَکت (سکوت) در حالت وصل آن به گونهای که پس از آن سکوتی اندک و بدون نفسگرفتن باشد است.

بنا بر روایت حَفص از عاصِم سَکت (سکوت) بدون اختلاف از طریق شاطِبیّه وارد شده است بر الف (عِوَجَاۜ ) در سورۀ الکهف؛ و الف (مَّرۡقَدِنَاۜ ) در سورۀ یس؛ و نون (مَنۡۜ رَاقٖ ) در سورۀ القیامه؛ و لام (بَلۡۜ رَانَ ) در سورۀ المطفِّفین.

برای این سین در هاء (مَالِيَهۡۜ ) در سورۀ الحاقّه دو شیوۀ ادا جایز است:

شیوۀ اول: اِظهار آن به همراه سَکت (سکوت). شیوۀ دوم: ادغام کامل آن در هائی که پس از آن در (هَلَكَ ) آمده است، و این حالت با خالی بودنِ هاء اول از سکون در صورت مشدّد بودنِ هاء دوم است.

این موضع بر وجه اِظهار، همراه سَکت (سکوت) ثبت شده است، زیرا اکثر اهل ادا بر آن هستند، و این امر به قرار گرفتن علامت سکون بر هاء اول با مشدّد نبودنِ هاء دوم، برای دلالت بر اِظهار است.

قرار گرفتن حرف سین بر هاء (مَالِيَهۡۜ) بیانگر سَکت (سکوت) اندک و بدون تنفس است زیرا اظهار در صورت وصل فقط با سَکت (سکوت) محقق میشود.

آوردن واو کوچک پس از هاء ضمیرِ مفردِ غائبِ مضموم نشانۀ اتصال این هاء به واو لفظی در حالت وصل است، و آوردن یاء کوچک مربوط به حرف ماقبل پس از هاء مذکور اگر مکسور باشد بیانگر اتصال آن با یاء لفظی در حال وصل نیز میباشد.

هر دو نوع این اتصال از نوع مَدّ طبیعی است اگر بعد از آن همزه نیامده باشد که به مقدار دو حرکت کشیده میشود، مانند این فرمودۀ الله تعالی: (إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا )

و از نوع مَدّ منفصل است اگر بعد از آن همزه آمده باشد، که علامت بر روی آن قرار میگیرد و به مقدار چهار یا پنج حرکت کشیده میشود، مانند این فرمودۀ الله تعالی: ﴿وَأَمۡرُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ و ﴿وَٱلَّذِينَ يَصِلُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ .

قاعده: قرائت حَفص از عاصِم هر هاء ضمیرِ مفردِ غائب را به واو لفظیِ مضموم، و یاء لفظیِ مکسور به شرط اینکه ماقبل و مابعد این هاء متحرک باشد وصل میکند، و هر دو نوع این اتصال فقط در حال وصل است. و بنا بر روایت حفص موارد زیر از این قاعده استثنا شده است:

(۱)- هاء در لفظ (يَرۡضَهُ ) در سورۀ الزُّمَر که حفص آن را بدون اتصال مضموم کرده است.

(۲)- هاء در لفظ (أَرۡجِهۡ ) در دو سورۀ الأعراف و الشُّعراء که آن را ساکن کرده است.

(۳)- هاء در لفظ (فَأَلۡقِهۡ ) در سورۀ النَّمل که آن را نیز ساکن کرده است.

و هرگاه ماقبل هاء ضمیرِ مذکورِ ساکن، و مابعد آن متحرک بوده، آن را وصل نمیکند مگر در لفظ (فِيهِۦ ) در ﴿وَيَخۡلُدۡ فِيهِۦ مُهَانًا در سورۀ الفُرقان.

اما هرگاه مابعد این هاء ساکن باشد چه ماقبل آن متحرک باشد یا ساکن، هاء مطلقا وصل نمیشود، زیرا دو ساکن با هم جمع نمیشوند، مانند:

﴿لَهُ ٱلۡمُلۡكُ ﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَ ﴿فَأَنزَلۡنَا بِهِ ٱلۡمَآءَ ﴿إِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ .

چند نکته:

(أ)- هرگاه همزۀ استفهام بر همزۀ وصل وارد بر «ال»ِ تعریف، داخل شود بنا بر روایت حفص در همزۀ وصل دو شیوۀ ادا جایز است:

شیوۀ اول: تبدیل آن به الف با مَدّ مُشبَع «یعنی به مقدار شش حرکت».

شیوۀ دوم: تسهیل همزۀ وصل با تلفظی میانه «یعنی تلفظ آن به صورت آوایی بین همزه و الف» به صورت قَصر و مراد از آن عدم مَدّ به صورت مطلق است.

شیوۀ اول در ادا مقدم است و ثبت بر آن جاری بوده است.

این حالت در سه کلمه در شش موضع از قرآن کریم وارد شده است:

(۱)- ﴿ءَآلذَّكَرَيۡنِ در دو موضع از سورۀ الأنعام.

(۲)- ﴿ءَآلۡـَٰٔنَ در دو موضع از سورۀ یونُس.

(۳)- ﴿ءَآللَّهُ در ﴿قُلۡ ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمۡۖ در سورۀ یونس. و در ﴿ءَآللَّهُ خَيۡرٌ أَمَّا يُشۡرِكُونَ در سورۀ النَّمل.

چنانکه ابدال و تسهیل از دیدگاه سایر قاریان در این مواضع جایز است، و ابوعَمرو و ابوجعفر این دو شیوه را در ﴿مَا جِئۡتُم بِهِ ٱلسِّحۡرُ در سورۀ یونس اختصاص دادهاند. بنابر تفصیلی که در کتابهای قراءات آمده است.

(ب)- کلمۀ (ضَعۡفٖ ) در سورۀ الرُّوم در دو موضع مجرور و در یک موضع منصوب آمده است:

﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن ضَعۡفٖ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ ضَعۡفٖ قُوَّةٗ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٖ ضَعۡفٗا وَشَيۡبَةٗ

و برای حفص در این سه موضع دو شیوه جایز است:

شیوۀ اول: مفتوح خواندن ضاد. شیوۀ دوم: مضموم خواندن ضاد.

هر دو شیوه خوانده میشوند، اما بهتر است که مفتوح خوانده شود.

(ج)- در کلمۀ (ءَاتَىٰنِۦَ ) در سورۀ النَّمل در حالت وقف دو شیوه است:

شیوۀ اول: اثبات یاء ساکن. و شیوۀ دوم: حذف آن با وقف بر نون ساکن.

اما در حالت وصل یاء مفتوح باقی میماند.

(د)- در کلمۀ (سَلَٰسِلَاْ ) در سورۀ الإنسان در حالت وقف دو شیوه است:

شیوۀ اول: اثبات الف پایانی. و شیوۀ دوم: حذف آن با وقف بر لام ساکن.

اما در حالت وصل الف حذف میشود.

وجوه مذکور که بنابر روایت حفص بیان شد امام شاطِبی آنها را در قصیدهای به نام: «حِرزَ الأمانِی وَوَجهَ التَّهَانِی» شاطِبیّه آورده است.

علاوه بر موارد مذکور، سایر مواردی که اختلافی بوده را امام حفص متناسب با طریقۀ شاطبیّه آورده است.

نشانههای وقف

ۘ علامت وقف لازم، مانند: ﴿إِنَّمَا يَسۡتَجِيبُ ٱلَّذِينَ يَسۡمَعُونَۘ وَٱلۡمَوۡتَىٰ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ .

ۚ علامت وقفِ جایز، که وقف کردن و وصل کردن یکسان است، مانند:

﴿نَّحۡنُ نَقُصُّ عَلَيۡكَ نَبَأَهُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّهُمۡ فِتۡيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمۡ .

ۖ علامت وقفِ جایز، ولی وصلکردن بهتر است، مانند:

﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ

ۗ علامت وقف جایز، اما وقف کردن بهتر است، مانند:

﴿قُل رَّبِّيٓ أَعۡلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا قَلِيلٞۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمۡ

ۛ ۛ علامت وقف معانقه، که اگر بر یکی از این دو موضع وقف شود وقف در موضع دیگر صحیح نیست. مانند:

﴿ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا رَيۡبَۛ فِيهِۛ هُدٗى لِّلۡمُتَّقِينَ.

مرکز پژوهشهای قرآنی تفسیر

مرکزی علمی، وقفی و تخصصی است که مقر آن در شهر ریاض پایتخت کشور عربستان سعودی قرار دارد و به دنبال رشد پژوهشهای قرآنی در زمینههای علمی، آموزشی، فناوری، رسانهای و سازمانی از طریق طرحهای ممتاز پژوهشی و تحقیقاتی و برنامههای رسانهای و دورههای آموزشی و همایشها و جلسات و برنامههای الکترونیکی است، با تلاش موّسسانی که هدفشان کارهای درست و استوار و باکیفیت و پایهگزاری پلهای همکاری و مشارکت با تمام موسسات جامعه و سایر افراد و موسسات عامل در خدمت قرآن و علوم قرآنی در جهان است. رئیس شورای اداری این مرکز جناب شیخ صالح بن عبدالله بن حمید امام و خطیب مسجد الحرام، عضو شورای علمای عالیرتبه (هیئت کبار العلماء) کشور عربستان سعودی، و رئیس مجمع جهانی فقه اسلامی است.

برخی اهداف مرکز:

۱- ارتقای سطح پژوهشهای قرآنی و تبیین چشمانداز آیندۀ آن.

۲- توسعۀ محیطهای آموزشی در زمینۀ پژوهشهای قرآنی.

۳- نوسازی و توسعۀ ساختار سازمانی مرکز و نشر این فرهنگ میان مؤسسات عامل در این زمینه.

۴- توسعۀ محیط فناوری پشتیبان، و بهکارگیری آن در زمینۀ پژوهشهای قرآنی.

۵- بهکارگیری ابزارهای رسانهای (سنتی و نوین)، و تحکیم مشارکتها و روابط در خدمت پژوهشهای قرآنی.

عنوان مرکز:

پادشاهی عربستان سعودی، ریاض، محلۀ الغدیر- مخرج (۵) خیابان ملک عبدالعزیز.

ص. ب: ۲۴۲۱۹۹ کد پستی: ۱۱۳۲۲

درگاه الکترونیکی: www.tafsir.net

راه ارتباطی با پروژۀ «المختصر فی تفسیر القرآن الکریم»

[email protected]

۰۰۹۶۶۵۳۶۳۶۵۵۵۵