 5 مرتبه وضو می گرفتند ولی اكنون در شیوه انجام آن اختلاف است و دیگر تعداد دفعات تكبیری كه در نماز میت گفته می‌شود. پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  در طول 23 سال برای افراد بسیار زیادی (حتی منافقین مدینه كه آیات در منع از آن نازل شد) نماز میت خواندند ولی دقیقا پس از رحلت ایشان در تعداد دفعات تكبیر بین تمام اصحاب، اختلاف بوجود آمد. لازم به ذكر است كه این نمونه ها نه داستان است كه به آن شاخ و برگ داده شود و نه دربردارنده  منافع سیاسی یا قومی و قبیله ای، با اینهمه درباره آن اینهمه اختلاف وجود دارد وای به حال داستانهایی كه در پس آنها منافع و تضادهای سیاسی نیز وجود دارد. مورد دیگر داستان قطام و تحریك ابن ملجم، برای كشتن حضرت علی (ع) است.(5)  ماجرای عریش (سایه بان) در جنگ بدر كه عنوان می کند پیامبرصلی الله عليه وسلم ، از آنجا جریان نبرد را پی گیری می‌كرد. افسانة غرانیق و صدها داستان دیگر كه اكنون برای محققین، هیچ جای شكی بر دروغ بودن آن باقی نمانده است. البته این موارد از آنجا كه سیاسی نیست و عواطف كور عوام را تحریك نمی‌كند توسط محققین شیعه نیز، رد شده است ولی كسی جرات رد كردن داستانهایی كه منبع ارتزاق عده ای شده است را ندارد!!! 
19-	چه كسی مطمئن است و می‌تواند قسم بخورد كه چه كسی سنی است و چه كسی شیعه؟ سنی ها ابن ابی الحدید را كه عاشق علی بوده شیعه می دانند و شیعه ها در شیعه بودن ابن اسحاق، شك دارند زیرا حقیقت را نوشته و در کتابش به حضرت عمر و حضرت ابوبكر فحش نداده است  آری در طول تاریخ، هر كس حقیقت را فهمیده چماق تعصبات مذهبی بر سر او فرود آمده است. (البته از آنجا كه انسانهای فهیم و عالیقدر از شائبه هر گونه فرقه ای دور بوده اند اكنون نیز در اینكه مثلا فردوسی یا امام محمد غزالی چه دینی داشته اند بسیار جای بحث و گفتگوست و بهترین پاسخ همان است كه غزالی می‌دهد: من در شرعیات، مذهب قرآن و در عقلیات مذهب برهان دارم. روحش شاد)
20-	ما می دانیم در مقام استدلال یا ارائه یك روش و شیوه در هر نوع تحقیقی همان روش استدلالی می‌تواند علیه خود ما نیز بكار گرفته شود اگر این استدلال شیعه درست باشد یعنی هر چه در كتب اهل سنت وجود دارد و به نفع ما و به ضرر آنهاست را باید قبول كرد آنها نیز خواهند گفت در كتب بحارالانوار  و حتی اصول كافی و كتب شریعتی (كه بنا به اعتراف خودش در ستایش و عشق به علی و حتی اطرافیان او مانند سلمان و ابوذر، بسیار تندرو بوده) یا من لا یحضر الفقیه شیخ صدوق(6)  و كتب: علامه برقعی و آیت الله مصطفی طباطبایی و آیت‌الله غروی (اصفهانی) و آیت الله زنگنه و آیت الله سنگلجی و... كه همگی جزو علمای متخصص و طراز اول شیعه هستند نیز مطالب بسیار زیادی حتی در نقض مهمترین اصل مذهب شیعه یعنی امامت وجود دارد پس طبق استدلال شما  این موارد می‌تواند علیه شما مدرك و دلیل واقع شود! 
21-	این اصل كه هر فرهنگ و عقیده ای در سایر فرهنگها و عقاید تاثیر گذاشته و متقابلاً از آنها تاثیر می‌گیرد اصلی است كه به تجربه و تحقیق ثابت شده است. ما می دانیم كه حد اقل تا 4 قرن پیش (یعنی قبل از حكومت صفویه) بسیاری از جوامع سنی و شیعه در شهرهای مختلف ایران  براحتی و آزادی كامل در كنار یكدیگر زندگی می كرده اند (حتی هم اینك نیز در عراق یا نواحی مرزی مانند مهاباد و نقده و... شیعه و سنی در كنار هم زندگی می كنند) و مسلم است كه كتب اهل سنت نمی توانسته خود را از تاثیر عقاید شیعه مصون نگاه دارد برای همین بسیار محتمل است كه برخی از آراء و عقاید شیعه به صورت مستقیم یا تغییر شكل یافته وارد كتب اهل سنت شده باشد. قرینه محكم برای تایید این فرضیه آن است كه علمای شیعه و سنی متفق القولند كه دروغهایی از جانب یهودیان به نام اسرایلیات وارد كتب روایی و تاریخی مسلمانان شده است دروغهایی حتی در حد تواتر (مانند شاخ و برگهایی كه به واقعه معراج داده شده یا افسانه غرانیق و حتی تحریف و حذف و زیاد شدن قرآن و...) پس وقتی آراء غیر مسلمانها به این راحتی وارد كتب مسلمین می‌شود بسیار محتمل تر است كه آراء دو گروه عمده از مسلمانان (یعنی شیعه و سنی) وارد كتب یكدیگر شده باشد. این فرضیه هنگامی محكمتر می‌شود كه ما بدانیم اختلاف عقیدتی و سیاسی ما بین شیعه و سنی به مرور و طی سده های بعد و به خصوص از دوران صفویه به این سو شدت گرفته و نویسندگان اولیه اهل سنت (به خاطر كمرنگ بودن شدت اختلافات بین شیعه و سنی و همچنین بدون در موضع اقتدار) دقتی در ثبت این احادیث نداشته‌اند.
22-	ما می دانیم كه در لابه لای كتب قدیمی اهل سنت به خصوص كتب تاریخی و حدیثی و حتی دو صحیح مسلم و بخاری مطالب اشتباه و خطایی علیه پیامبر گرامی اسلام وجود دارد اكنون آیا درست است كه طبق این استدلال برادران محقق شیعه یك نفر مسیحی غربی بیاید و بگوید: آقای مسلمان در كتب خود شما این مطالب زشت، علیه پیامبر شما وجود دارد؟ (مانند افسانه غرانیق) كما اینكه مستشرقین و اسلام شناسان مغرض غربی در نوشته‌های خودشان، كم از این حیلة كثیف و غیر علمی استفاده نكرده اند كه ما بعضاً در كتب شیعه مشاهده می‌كنیم كه نویسندگان شیعه به آنها تاخته اند پس چرا نوبت به مجادله بین شیعه و سنی كه می‌شود می توان از این حربة كثیف غیر علمی سود جست؟ 
23-	پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  در حدیث معتبر و معروفی فرموده اند: آنچه از من به شما می رسد را با قرآن مطابق دهید اگر موافق قرآن بود قبول كنید و اگر مخالف قرآن بود آنرا به دیوار بكوبید! ولی ایشان در هیچ حدیثی نفرموده اند: اگر احادیث من در كتب اهل سنت بود و به نفع شیعه هم بود آنرا قبول كنید! هنگام تطبیق احادیث پیامبرصلی الله عليه وسلم  با آیات قرآن نیز باید سیاق آیات قبلی و بعدی را نیز در نظر بگیریم. ولی عجیب است كه حتی یكی از آیات مورد نظر شیعه را نمی توان با توجه به آیات قبل و بعد آن تفسیر كرد! و حتما برای فهم آن باید به روایات و افسانه های تاریخی رجوع كنیم. تازه كار به اینجا ختم نمی‌شود بلكه باید از بین انبوه داستانها و روایات متضاد و مختلف آن روایتی را  گزینش كنیم كه بیشتر با عقاید شیعه جور در می‌آید. باز هم كار به اینجا ختم نمی‌شود و اكثر این آیات اگر با سلیقه شیعه تفسیر شود با اصول و قواعد كلی زبان عرب جور در نمی آید پس باید به استثنائات این زبان رجوع كرد و فقط پس از اینهمه دوز و كلك می‌توان عقیده ای فرقه ای را ثابت كرد. 
24-	این دلیلی است كه شاید فقط بتوان در مقابل برادران اهل سنت به آن تمسك كرد ولی پاسخ من شیعه را چه می دهید كه هم كتب اهل سنت را پر از اشتباه می دانم و هم كتب شما را پر از دروغ و غلو و افسانه؟ مانند اینكه به یك مسیحی بی اعتقاد بگوییم بیا به مسیح ایمان بیاور زیرا در كتاب قرآن نیز حقانیت او تایید شده! آن مسیحی با پوزخند به تو می‌گوید: خوب من نه اسلام را قبول دارم نه مسیحیت را! 
25-	این دلیل در صورتی درست است كه خود برادران اهل سنت تمام مطالب كتب خودشان را قبول داشته باشند ولی در