ز هم باز مي شود چرا نبايد کوه زير پاي پيامبر خدا فقط بلرزد؟ 
11-	الف: سني مي گويد در جريان صلح حديبيه حضرت علي (ع) اطاعت امر پيامبر را در پاک کردن نام ايشان نکرد و پيامبرصلی الله علیه وسلم با انگشت مبارک خودشان نام خود را پاک کردند. شيعه پاسخ مي دهد که عمل حضرت علي از شدت احترام و علاقه به نبي اکرم بوده است  ب: شيعه مي گويد چرا عمر و ابوبکر از جيش اسامه تخلف کردند؟ سني مي گويد: از شدت علاقه نگران حال پيامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بوده اند. ولي شيعه اين موضوع را قبول نمي کند. آيا اين تضاد در نقد و تجزيه و تحليل يک مساله نيست؟
12-	 الف: حضرت محمد صلی الله علیه وسلم آخرين نبي هستند. ب: حضرت علي امام اول تعيين شده از جانب خدا هستند.  ج: مقام امامت از مقام نبوت بالاتر است. د: حضرت محمد آخرين پيامبر، مقام حضرت علي بالاتر از مقام نبوت!!!!!
13-	خداوند و رسول اکرم سه مژده به مسلمانها دادند. خداوند وعده حفظ قرآن از نابودي و سركوب شورش رده و پيامبر اکرم وعده فتح سه امپراطوري توسط مسلمانها را به آنها داد. جالب است که هر سة اين مژده ها به دست حضرت عمر رضی الله عنه و حضرت ابوبكررضی الله عنه و تحت فرماندهي و پافشاري و سياستمداري آنها عملي شد! 
14-	الف: گرامي ترين شما نزد خدا پرهيزکارترين شماست (آيه قرآن) ب: خاندان پيامبر را دوست داشته باشيد(آيه قرآن) ج: شيعه معتقد است فقط خاندان پيامبرصلی الله علیه وسلم پس از پيامبر حق خلافت را داشته اند. آيا اين نکته با موارد الف و ب در تناقض نيست؟ زيرا در قرآن حتي يک آيه هم از برتري نژادي و قومي و اينکه فقط افرادي خاص مي توانند حاکم باشند وجود ندارد. 
15-	الف:  عمر احاديث پيامبر را سوزاند تا فضايل علي را کتمان کند. ب: حضرت عمر رضي الله عنه آيات قرآن را جمع آوري کرد تا جلوي نابودي آن گرفته شود. ج: شيعه معتقد است 300 آيه قرآن در ستايش علي و مقدار زيادي از آيات قرآن نيز در نکوهش  عمر و ابوبکر است. اکنون آيا مورد ج با مورد الف و ب در تناقضي مسخره نيست؟
16-	الف: چرا مردم، پيامبر اکرم را دفن نکرده به سرعت ابوبکر را به خلافت انتخاب کردند؟ ب: پيامبر به هر حال افراد متعددي را جهت تدفين داشتند. چرا مردم، عثمان را به خاک نسپرده و همانوقت براي بيعت به طرف خانه حضرت علي هجوم آوردند؟ 
17-	ازدواج حضرت عمر با ام کلثوم دختر علي و فاطمه يک رسم عادي و پيش پا افتاده بوده و چندان موضوع مهمي نيست / ولي ازدواج علي با فاطمه... (فکر مي کنم نيازي به توضيح نباشد)
18-	دولتي که تمام اصول خود را بر مبناي مذهب مي داند و مذهب خود را بهترين مذهب جهان، با بدترين و گمراه ترين مکاتب فکري يعني ملحدين و کساني که خداوند را قبول ندارند (يعني بدتر از مشرکين مکه) با چين و شوروي و کوبا گرم ترين روابط تجاري و سياسي را دارند آيا اين با مباني فکري و عقيدتي و حتي فقهي آنها مبني بر ممنوعيت رابطه با چنين دولي در تناقض نيست و اگر مساله مصلحت را پيش مي کشيد پس چرا 1400 سال به حضرت عمر و حضرت ابوبکر انگ بدعت مي زديد؟ به هر حال شما با قياس مخالفيد از کجاي احاديث و آيات قرآن چنين حکمي را استخراج کرديد؟
19-	در حديث کساء مي گوييد پيامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به ام سلمه گفت اهل بيت فقط و فقط اين چهار نفرند (علي – فاطمه - حسن و حسين) و ام سلمه  را حتي با تمام خوبي و نيکي و اصراري که دارد جز اهل بيت ندانستند ولي در جايي ديگر مي گوييد پيامبر اکرم صلی الله علیه وسلم فرمود: سلمان منا اهل البيت: سلمان از اهل بيت است! براستي هيچ زني در كل تاريخ 14 قرني كه تا كنون از اسلام گذشته به اندازه خديجه نقش موثر و مهمي در اسلام، نداشته است ولي شيعه او را جز اهل بيت نمي داند! براستي چرا؟ 
20-	افرادي مانند تيجاني مي گويند علت شورش رده اين بوده که مردم ساير قبايل خلافت ابوبکر را قبول نداشتند! ولي مسلمان که بودند پس چرا ابوبکر آنها را مي کشت؟ سئوال اينجاست: آيا آن 4 نفري که مردم قبائل دور آنها جمع شده بودند و ادعاي پيامبري داشتند به خاطر مخالفت با ابوبکر ادعاي پيغمبري کردند؟ سئوال جالبتر: حضرت علي مي توانستند همراه با قبيله بني هاشم و کمکهاي ابوسفيان به آنها پيوسته و خلافت را پس بگيرند.آري وقتي يک به اصطلاح دانشمند درباره مسائل تاريخي اينگونه قضاوت مي کند چه انتظاري از مداحان و مردم عادي مي رود؟ براستي خوارج هم که مسلمان آن هم از نوع خيلي دو آتشه بودند چرا حضرت علي در عرض يکساعت 4 هزار نفر از آنها را کشت؟
21-	برخي از نويسندگان شيعه مانند تيجاني يکسري از احاديث پيامبر اکرم صلی الله علیه وسلم را مطرح مي کنند مبني بر اينکه ايشان فرمودند پس از هيچ پيامبري امت اختلاف نکردند مگر اينکه بدترين افراد زمام کار را به عهده گرفتند و يا اينکه پس از من حاکمان بدي روي کار مي آيند و از اينگونه احاديث... سئوال اينجاست:
-	حضرت علي (ع) و امام حسن و سران جمهوري اسلامي نيز پس از نبي اکرم به قدرت رسيدند پس نعوذ بالله...
-	پس از پيامبرصلی الله علیه وسلم چه کسي مخالفت کرد؟ حتي حضرت علي (ع) در پاسخ ابن عباس که ايشان را تحريک به عدم بيعت با ابوبکر مي کند مي فرمايند: اني اکره عن اختلاف: من از اختلاف بيزارم. يعني حضرت علي نيز مخالفتي (در حد فرموده نبي اکرم و درجه مخالفت يعني كشت و كشتار) نکردند. 
22-	شيعه عدم بيعت حضرت علي را تا مدت زماني اندک نوعي مخالفت قلمداد مي کند / حضرت علي به ابن عباس در مورد بيعت مي فرمايند: اني اکره عن اختلاف: من از اختلاف بيزارم. آيا اين دو عقيده متناقض نيست؟
23-	متاسفانه شيعه و نويسندگان آن به جاي اينکه در يافتن علل وقايع تاريخي پاسخهاي حضرت علي را سرمشق خود قرار دهند که هم به زعم خودشان به آن حضرت عشق مي‌ورزند و هم آن حضرت در همان مکان و زمان زندگي کرده اند به جاي اينکار به تحليلهاي من درآوردي بسنده مي کنند. مثلا اين تحليل هميشگي آنها که علت مشکلاتي که براي علي در زمان خلافتش پيش آمد خرابکاريهاي خلفاي قبلي بود! ولي پاسخ را از زبان خود آن حضرت بشنويد: شخصي به آن حضرت مي گويد: چرا در زمان خلفاي قبلي چنين مسائلي پيش نمي آمد که در زمان خلافت شما پيش آمده؟ حضرت پاسخ مي دهد: آنها بر چون مني حکومت مي کردند و من بر چون تويي! اين سخن دقيقا منطبق با آيات قرآن است که مي فرمايد: ان الله لايغيروا ما بقوم حتي يغيروا ما با نفسهم خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر اينکه خودشان را تغيير دهند. اين يعني اينکه هيچگاه يک نفر نمي تواند عامل خوشبختي يا بدبختي ملتي شود و جو عمومي و فرهنگ کلي جامعه عامل اساسي و تعيين کننده است. ولي نويسنده شيعه تلاش مي کند همه گناهان را به گردن حضرت عمر و حضرت ابوبکر بيندازد.يا در جايي ديگر حضرت عثمان به حضرت علي مي گويد: اين معاويه در زمان  عمر  نيز حاکم شام بود. و حضرت علي پاسخ مي دهند: معاويه از يرفا غلام عمر بيشتر از خود  عمر مي ترسيد! ايکاش نويسنده شيعه در تجزيه و تحليل وقايع نيم نگاهي نيز به سخنان حضرت علي مي انداخت هر چند اينگونه راه