. 3/506) و شايد حضرت فاطمه و حضرت علي به اين علت و به خاطر رعايت اين دستور نبي اكرم مي‌خواسته اند قبرشان مخفي باشد (زيرا شاهد برخي جريانات غلو و انحرافي در زمان حياتشان بوده‌اند) 
-	براي من بسيار جاي تعجب است كه تاريخ براي عقايد ضالة شيعه چه خوب وقايع خودش را مرتب كرده است. از سويي سپاه يمن با حضرت علي قهر مي كنند و دامنه شايعات بدانجا مي كشد كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم  مجبور مي شوند در غدير حضرت علي را مبري كرده و همه را سفارش به دوستي با علي كنند. از ديگر سو 70 روز بعد علي بايد به خاطر حضور در مراسم سوگ پيامبر در سقيفه حاضر نشود و همه ابوبكر را انتخاب كنند و حضرت علي به خاطر قرابت نزديكتر با پيامبر صلی الله علیه و سلم ، اندكي مخالفت كنند و ناراحت شوند و بعد از 150 سال كه از اين وقايع مي‌گذرد شيعه اين دو واقعه را به هم پيوند بزند و بگويد علت مخالفت حضرت علي اين بوده كه او در غدير خليفه شده بود! بعد شورش اهل رده و بيم حمله راهزنان به مدينه رخ دهد و حضرت فاطمه شبانه و مخفيانه به خاك سپرده شوند و باز هم شيعه اين اتفاق را ربط دهد به دشمني ميان فاطمه با ابوبكر! 
(البته اهل سنت معتقدند قبر حضرت فاطمه مشخص است و همان قبري است كه كنار قبر ائمه بقيع قرار دارد و شيعه مي‌گويد قبر فاطمه مادر حضرت علي است!) 
-	لطفاً بيان بفرماييد قاتلين: ابراهيم (فرزند پيامبر) و همچنين بقيه دختران و پسران پيامبر صلی الله علیه و سلم  چه كساني بوده اند؟ زيرا تمام فرزندان آن حضرت در سنين پايين و پيش از آن حضرت، رحلت كرده اند؟  (حضرت امام صادق فرموده اند بالاي قبر ابراهيم شاخه نخلي بود كه با خشكيدن آن محل قبر نيز گم شد و اين نشان ميدهد قبر در زمانه فعلي و ان فقط براي شيعيان داراي اهميت شده است)
-	چرا حضرت علي در زمان خلافت خودشان كه ديگر خلفاء هم زنده نبودند قبر حضرت فاطمه را نشان ندادند (همه قرائن و شواهد بيانگر آن است كه قبر براي شيعه موضوع خيلي مهم و اساسي و حياتي مي باشد و در ديدگاه پيامبر و علي و... اين امور بسيار بي اهميت بوده است(3) ) 
-	شيعه، ابن سباء را که يک جريان ممتد تاريخي در قسمت اعظم ممالک اسلامي آن روزگاران بوده و حتي فرقه اي به اين نام وجود داشته (سباييه) و توسط بيشتر مورخين (حتي شيعه) ثبت شده است را دروغ و جعلي و افسانه سرايي مورخين مي داند چگونه جريان حمله به خانه فاطمه که 15 دقيقه بيشتر طول نکشيده را وحي منزل دانسته و حتي مي دانند در آن لحظات، در مغز حضرت عمر چه افکاري در جريان بوده؟!!! و حضرت عمر دقيقا کجا ايستاده بوده و حضرت فاطمه دقيقا در چه محلي قرار داشته اند؟!!! و حتي از هر يک از افراد حاضر چه حرکاتي سر زده و چه سخناني رد و بدل شده. و جزئيات را آنقدر دقيق مي نويسند و بالاي منبر مي گويند که هيچ فيلمنامه نويس زبردستي توان اين را ندارد که به اين دقت ما وقع را تشريح کند! 
-	ما مي دانيم كه ام كلثوم همسر حضرت عمر بوده و دختر حضرت فاطمه و حضرت علي! آيا امكان دارد يك دختر با قاتل مادرش و برادرش حاضر به زندگي باشد؟ آيا امكان دارد حضرت علي (ع) اجازه چنين ازدواجي را بدهند. 
-	پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم ، افراد امت خود را بهترين تمام دوران و قرآن كريم نيز آنها را امت نمونه: [وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا] {البقرة:143} معرفي مي نمايد آيا اين امت در همان روز وفات پيامبر صلی الله علیه و سلم ، اينقدر بي حميت شده اند كه حاضر مي شوند يك نفر سيلي به گوش دختر پيامبر بزند و جنين او سقط شود و در خانه را آتش بزند(4)  و...
-	آيا علت وفات حضرت فاطمه آزار و اذيتهاي وارده بر ايشان به خاطر فوت مادر (خديجه) و ستم كفار در مكه نسبت به پيامبر و سه سال زندگي سخت در شعب ابيطالب و رنج سفر هجرت به مدينه و در نهايت رحلت پدر بزرگوارشان نبوده است مسلماً هر كسي چنان پدر نازنيني داشته باشد (كه كس ديگري در تاريخ نداشته و نخواهد داشت) مرگ آن پدر، كمرشكن خواهد بود.
-	اگر خواننده فهيم بر من ببخشد من در اينجا تحليلي مي كنم كه بر خلاف قاعده اين كتاب، هيچ سند و مدرك تاريخي براي اثبات آن جز تحلیلات عقلانی ندارم: ما مي‌دانيم پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم  در حجره عايشه از دنيا رفت و در همانجا به خاك سپرده شد. و مي دانيم حجره عايشه اتاق بسيار كوچكي بوده است و افراد مختلفي مانند زنان پيامبر صلی الله علیه و سلم  و برخي از بني هاشم در آن حاضر بوده اند. مردم مدينه علاقه وافري به پيامبر داشته اند مجسم كنيد تنها پيامبر و آخرين پيامبر به آن نازنيني از دنيا رفته و خبر وفات او در شهر پيچيده است آيا مردم (آن هم اعراب با آن روحيه تند و تيز و احساسي) با شنيدن اين خبر هولناك، همينطور ساكت نشسته يا به طور خيلي منظم پشت حجره عايشه صف كشيده اند؟ بسيار بعيد است و احتمال زيادي وجود دارد عده اي به سمت حجره  هجوم آورده و در اين گير و دار، دختر پيامبر يعني حضرت فاطمه كه مسلماً در آن لحظات، حال و روز خوشي هم نداشته در آن اتاق كوچك و فشار جمعيت و... دچار آزار و اذيتي جزئي شده باشند و پس از آن، بازمانده هاي قوم يهود كه در پي ايجاد نفاق و اختلاف در جامعه اسلامي بودند اين واقعه را به صورت فعلي تحريف كرده باشند. البته تمام اينها كه من گفتم طبق خيالات خودم بود ولي چه بسا همين خيالات، از هر راستي راست تر باشد. والله اعلم.(5) 
-	حتي به فرض اينکه بنا به هر دليلي کدورتي بين حضرت فاطمه و حضرت عمر و حضرت ابوبکر بوجود آمده باشد ما مي دانيم که خداوند در قرآن کريم  مي‌فرمايد: اي پيامبر بگو من بشري مانند شما هستم فقط با اين تفاوت که به من وحي نازل  مي‌شود. اکنون سئوال من اينجاست وقتي پيامبر صلی الله علیه و سلم  با آنهمه علو مقام و مرد بودن وکبر سن و کرامات و اخلاق والا از سوي خداوند به عنوان يک بشر (6) ، معرفي مي‌شود که مانند ساير انسانها داراي روحيات و عواطف بشري است (البته از نوع تکامل يافته تر و برتر) چرا دختر ايشان (يعني زني با احساسات طبيعي زنانه) نبايد داراي طبيعت بشري بوده و مثلا عصباني نشود يا اشتباه نكند؟
-	در آيه اي از قرآن خطاب به اعراب آمده كه پشت اتاقهاي  صدايتان را بلند نكنيد. علت مشخص است چون دري وجود نداشته كه آنها به در بزنند صدايشان را بلند كرده و به خاطر كوچك بودن اتاقها موجب آزار و اذيت ديگران را فراهم مي‌آوردند. 
-	در آيه 52 سوره احزاب آمده كه اي كساني كه ايمان آورده ايد داخل خانه هاي  نشويد مگر اينكه به شما اجازه داده شود. (و اين آيه به خوبي نشان مي دهد كه اتاقهاي (سوره حجرات: حجره = اتاق) نبي اكرم در نداشته و به جاي در پارچه آويزان مي كرده اند. 
-	درب خانه: طبق تحقيق اينجانب اصلاً در آن زمان اتاقهاي همسران پيامبر صلی الله علیه و سلم  دربي نداشته و اتاقکهاي زنان و حضرت فاطمه كه داخل مسجد بوده اند درب نداشته است و به جاي درب از پرده استفاده مي كرده اند. به اين علت كه وجود خود مسجد، حايل و حفاظ بوده است. ولي در جاهاي ديگر مثل  منازل يهوديان در خيبر يا 