ليه وسلم  وقتی مشاهده می كنند كه شخصی مانند ابوجهل ابوالحكم نام دارد!!!‌ در صورتیكه گاو پیش او افلاطون است و عقل یك مرغ از او بیشتر است. اندك اندك تعجب می‌كند كه این دیگر چه محیطی است كه پدر حكمتش این ابله است پس وای به حال بقیه!!! ناچار می فهمد این محیط محیط زندگی نیست پس بر آن محیط شورش می‌كند اگر به آن محیط عادت كرده بود دیگر نمی توانست متوجه عیب و نقص كار شده و جامعه را از آن عادات خارج كند... 
نكته 2: 
 در اینجا لازم است توجه خواننده عزیز را به این نكته جلب كنم كه در تحقیقات علمی جایی برای سرزنشهای بچه گانه و ایرادهای خاله زنكی وجود ندارد. شما اگر سری به كتب قدیمی بیندازید می بینید كه بحثهای طولانی بی سر و تهی بین شیعه و سنی وجود داشته كه مثلاً طبق فلان روایت، حضرت عمر چنین گفت و طرف مقابل می‌گوید نه! علت چنان بود. و شما به جز سردرد از این مباحث پوچ، چیزی عایدتان نمی‌شود. برای همین ما سعی می كنیم بیشتر به كلیات امور و مواردی كه به تواتر قطعی رسیده بپردازیم و اگر جایی وارد جزئیات شدیم فقط به خاطر پاسخ دادن به ایرادات بچه‌گانه است. و گرنه این نكته ای مسلم است كه از بین انبوه كتب تاریخی هر كسی با هر عقیده و مرامی می‌تواند مواردی یك خطی و واحد و كم اعتبار به نفع خود خارج كند. در نتیجه: با صرف یك یا دو روایت كه اساتید دانشگاهی نیز آنها را قبول ندارند نمی توان حكم تكفیر كسی را صادر كرد و با ایراد‌گیری نیز نمی‌توان راه به جایی برد. به طور خلاصه بحثهای پامنبری و جدلی را باید دور افكند.  
نكته 3: 
در صفحات آینده مشاهده خواهید كرد كه من به ناچار به برخی از مداحان و وعاظ و روحانیون، ایراداتی گرفته ام. این به هیچ وجه به معنای دشمنی با روحانیت یا تشویق مردم به شورش نیست. زیرا من هم مانند مولایم حضرت علی (ع) از اختلاف، كراهت دارم.(25)   و عمیقاً معتقدم انجام هر گونه اصلاحات، فقط وابسته به تغییر فرهنگ مردم است. و شورش و انقلاب نه تنها دردی را دوا نمی‌كند بلكه خود دردی می شود روی سایر دردها و مشكلات. 
نكته 4:
از خوانندة عزیز تقاضایی دارم و آن این است كه ذهن خودش را از تعصبات و علائق فرقه ای خالی كند و سعی كند به عمق این نكته برسد كه چنانچه تشیع را پیروی از مرام و روش حضرت علی و سخنان ایشان تعریف كنیم به همان اسلام می رسیم و این چیزی خوبی است و حتی اهل سنت نیز در این خصوص با ما اختلافی نخواهند داشت و چنانچه تسنن را پیروی از رسوم و روشهای نبی اكرم تعریف كنیم باز هم شیعه در این خصوص با سنی اختلافی ندارد و باز هم به اسلام می رسیم و آنگاه است كه متوجه می‌شویم تمامی این دعواها بیهوده بوده است و باید همه مسلمان باشیم (ان الدین عندالله الاسلام)
1-	برای رعایت انصاف و عدالت در این تحقیق و رعایت ادب اسلامی نام تمامی شخصیتها و خلفاء و... را با احترام (و عنوان حضرت) آورده ام.
2-	من، دشمن باند بازی، فرقه گرایی، دسته بندی و حتی ایجاد تغییر در مباحث دینی هستم. به همین دلیل، هیچكس نمی‌تواند با استناد به مطالب این كتاب، قصد باز كردن دكانی تحت عنوان مسلك یا حتی ایده ای نو را داشته باشد. زیرا بزرگترین هدف من از نوشتن این مطالب، ایجاد اتحاد واقعی و عمیق و یكپارچه در امت اسلامی و در یك كلام: توحید مذاهب اسلامی است. نه براه انداختن یك فرقه و ایده جدید! 
3-	بنا به همین دلایل و با وجود اینكه برای تحقیق حاضر وقت و تلاش زیادی صرف نمودم نام خود را مخفی نگاه می دارم و اجر خود را از خداوند متعال خواستارم. تا خواننده عزیز بداند من در پی کسب نامی و نانی، یا باز کردن دکانی نیستم.
4-	چنانچه خواننده عزیز در صدد تطبیق و صحت منابعی كه در پاورقی هر صفحه به آن اشاره نموده ام برآمد، سعی كند به كتب قبل از انقلاب مراجعه كند زیرا متاسفانه در برخی از كتب بعد از انقلاب   (حتی مانند نهج البلاغه) تغییراتی (اگر مودب باشیم و نگوییم تحریفاتی) صورت گرفته است.(26)  
5-	تمامی اشعاری كه در این كتاب وجود داشته و به نام شاعر آن اشاره ای نشده است از نویسندة این سطور می باشد كه تقدیم می‌كند به روح بزرگوار علی پسر ابو طالب. البته آن علی كه من شناختم و می شناسم و نه آن علی كه به من شناسانده اند. 
6-	ممكن است تحقیق حاضر مورد مطالعه برادران اهل سنت قرار گیرد به همین دلیل لازم می دانم نكاتی را خدمت این برادران متذكر شوم: ممكن است این برادران با خواندن مطالب این كتاب، فكر كنند این چنین خرافاتی در بین تمامی شیعیان رواج دارد و نسبت به شیعه بدبین تر از قبل شوند ولی باید خدمت این برادران عزیز عرض كنم: عده ای  در ایران، قید دین و خدا را زده اند و عمر و ابوبكر و علی در پیشگاه آنها یكسان است و اصولاً در بند دین یا خدا نیستند. عده ای نیز مخالف خرافات بوده و مانند من فكر می‌كنند. ولی به شما قول می‌دهم اكثریت شیعیان با خواندن مطالب این كتاب، نظرشان عوض خواهد شد و در نهایت، شاید فقط اقلیت بسیار اندكی از روحانیون و مریدان آنها براه كج خود ادامه دهند البته هر چند اینجانب امیدی واهی به هدایت این گروه نیز دارم ولی می دانم حتی اگر پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  نیز زنده شوند و خداوند نیز از آسمان به آنها بگوید دست از حماقت بردارید متاسفانه بیفایده است و به قول شاعر: نرود میخ آهنین در سنگ. 
7-	سخنی در باره روحانیون و روحانیت: هر چند من و بسیاری از مردم کشور از عملکرد علمی و عملی و سیاسی روحانیون دل خوشی نداریم ولی من عمیقاً معتقدم که:
-	به هر حال آنها نیز انسانند و دارای خانه و خانواده و در هر صورت باید کرامت انسانی آنها حفظ شود و هر گونه توهین به این افراد بر خلاف ادب و روحیة انسانی و اسلامی و عقلی و قانونی است.
-	من معتقد به حذف روحانیت نیستم بلكه معتقد به اصلاح روحانیتم. اگر روحانیت اصلاح شود می‌تواند مردم را تغییر دهد و مردم نیز به راحتی متوجه حقیقت اسلام ناب می شوند. 
-	بیشتر روحانیون، نیتی پاک و درست داشته ولی راه را غلط رفته اند و افکار و روحیة آنها در محیطی خاص و تحت مطالعة کتبی خاص شکل گرفته است برای همین برای راهنمایی آنها باید حوصله و مدارا و دلیل و منطق و صبر و حوصله به خرج داد و به همین علت از خواننده عزیز عمیقاً خواهشمندم با این افراد وارد درگیرهای لفظی و... نشود. 
-	تمام انقلابها به خصوص در ایران از روی احساس و به صورت عجولانه بوده و نتایج اسفباری به دنبال دارد برای همین هر گونه اصلاحاتی باید آرام آرام و از درون فرهنگ مردم صورت گیرد برکناری قهری و ناگهانی روحانیون بدون داشتن برنامه‌ای جهت جایگزین، هیچ دردی را دوا نمی‌کند و فقط باری می‌شود بر دیگر مشکلات عدیده کشور. برای همین باید بسیار مراقب باشیم دست به حرکتی نزنیم تا اینکه روزی بنشینیم و بگوییم صد رحمت به روحانیون. 
نكته 4: 
-	در انتها باید بگویم عقیده داشتن به پاره ای از اصول، تنها به صرف اینكه گذشته گان ما آنها را قبول داشته اند، اندیشة بسیار باطل و خطرناكی است. اندیشه ای که ابوجهل و ابولهب را 