شك و تردید است كه [إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الحَقِّ شَيْئًا] {يونس:36} .
11.	خطرناكترین معجون تاریخ، اشتباه، خطا و خرافه ایست كه به صورت تكرار، وارد عرف شده و از آنجا خودش را وارد مذهب كرده است. این یكی از خطرناكترین و ماهرانه ترین، نقشه های شیطان برای نوع بشر است. 
12.	بر خود لازم می دانم قبل از ورود به مبحث اصلی به شما متذکر شوم که محقق در امر تحقیق مانند قاضی بوده و باید بی طرفی خود را تا انتهای تحقیق، حفظ کند(7)  و به همین دلیل اینجانب با وجود اینکه شیعه بوده و از قضا به خاندان پیامبر اکرم صلی الله عليه وسلم  به خصوص حضرت علی(ع) علاقة بی اندازه دارم با این حال، برای اینکه تحقیق من از مسیر حق و انصاف و عدالت خارج نشود از نگاه تقدس و نورانیت به افراد نگاه نکرده‌ام و دقیقاً به همین علت و برای درک صحیح از موضوع، خواننده نیز باید هنگام مطالعه و قضاوت، مواردی مانند اینکه برخی افراد به هیچ وجه اشتباه و خطا نمی کنند و تمام علوم را می دانند و از تمام وقایع حال و گذشته و آینده، مطلعند را از خود دور کند. زیرا بزودی در مباحث مربوطه و با استناد به آیات قرآن و روایات متواتر، ثابت می کنیم که حتی شخص پیامبر اكرم اینگونه نبوده اند.و این نه تنها توهینی به شخص پیامبر اکرم نیست بلکه ارزش و مقام ایشان را در نظر ما بالاتر می‌برد. برای همین وقتی ثابت می کنیم که پیامبر اکرم از نوع بشر بوده‌اند [قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ] {الكهف:110}  به تبع اولی حضرت علی و فاطمه نیز از نوع انسان و از نژاد بشر بوده اند.(8) 
13.	اگر محققی بینش خود را از رنگ عقاید و رسوم و پسندهای زمان و محیط خویش نزداید و از آفت "قضاوتهای قبلی " (پیشداوری ها) بری نگردد. از دیدن واقعیت آنچنان كه بوده است عاجز می‌ماند و هر چه بگوید بیهوده است.(9) 
14.	پیروی راستین از علی و راه و روش و طرز تفكر علی، نه علی پرستی كردن اما در زندگی و جامعه و طرز فكر و كار، از خیانتكاران اموی و مقدسین نهروانی هم جلو بودن.(10) 
15.	در یك جامعة شیعی بهترین تهمت این است كه شایع كنند: او شیعه نیست، سنی است‌، وهابی است. ‌(11)  (به احتمال قریب به یقین به اینجانب نیز چنین تهمتهایی وارد خواهد شد... باكی نیست، وقتی وجود نازنین پیامبرصلی الله عليه وسلم ، دستخوش تهمت جنون،‌ جادوگری، شاعری و خیالبافی و... می شد من كه هستم كه بخواهم غصه بخورم. به قول حسنك وزیر: بالاتر از حسین علی كه نیم...)
16.	پدر یك فرد، وابسته به گذشته است. شخصیتش در گذشته منعقد شده...نو پذیر نیست. عادت بیشتر از اراده بر او مسلط است. با سنن و عادات مذهبی و اجتماعی و قدمت و اساطیرالاولین خو گرفته و حتی نسبت بدان تعصب پیدا كرده است. محافظه كار است. عقل و مصلحت و متانت و شخصیت و استخوان را همه در تقلید از قدما، تكیه بر گذشته و فرار از آینده و بیزاری از نوی و تغییر می بیند. تغییر را با انحراف و تازگی را با جلفی مترادف می‌داند. قدما عمیق و درستند و نو‌اندیشان سطحی و غلط! (اسلام شناسی – دكتر شریعتی – ص 461)
17.	اگر قبل از خواندن یا شنیدن ساز مخالف، حس موضعگیری و مقابله و مخالفت در تو گل می‌كند، بهتر است ابتدا این حس شیطانی را بكشی بعد وارد گود شوی. به احتمال زیاد وجود همین حس در ابوجهل و ابولهب باعث بدبختی آنها و نبودن همین حس در افراد پاكی مانند ابوذر و سلمان باعث خوشبختی آنها شد.
18.	اولین شرط برای درك حقیقت، پاك كردن تمام تلقینات قبلی از ذهن است.
19.	هر جا در این كلمات، تلخی بیشتری دیدی بدانكه همانجا حقیقت تر است زیرا حقیقت همیشه تلخ است. حقیقت را همه جا و بر زبان همه كس نمی‌توان یافت. حقیقت گنجی است پنهان در بیغوله‌ها. 
20.	ریشه های خوب، باید ثابت باشد ولی بیا و با شجاعت، شاخ و برگهای پوسیده را قطع كن. 
21.	بیشتر سوء تفاهمات، در بارة تغییر، این است كه برخی می‌پندارند تغییر یعنی عدم ثبات، فساد، ایجاد آشوب و از میان رفتن امنیت. در حالیكه تغییر واقعی آن است كه موجب رشد و شكوفایی شود و آنچه كه موجب عدم ثبات و هرج و مرج می‌شود نامش تغییر نیست (بلكه نامش فساد است. حتی اگر زیر عنوان تغییر پنهان شده باشد) پس در هر سخن، اندیشه كن و اگر دیدی آن سخن: راهی است برای رهایی و شكستن غل و زنجیرها و اتحاد جامعه بشری بدانكه رشد، پیشرفت و شكوفایی است به آن ایمان بیاور. و اگر موجب مختل شدن امنیت جامعه و افسردگی روانی (از نقطه نظر روانپزشكی و نه احساسات عرفی) دیگران است بدان كه نامش فساد است.
22.	مسن بودن، نوع لباس، مدرك تحصیلی، سابقه علمی، جنسیت، ملیت، مقام و موقعیت اجتماعی، عقاید دینی و مذهبی، احترام دیگران، زیبایی، دوست بودن با عده ای و عضو دار و دسته ای بودن و...   مراقب باش هیچكدام اینها تو را گول نزند. كه پس من همة رفتارها و سخنان و نظراتم درست است. مراقب باش اینگونه خودت را فریب ندهی بلكه فقط چیزی درست است كه: با معیار عقل سلیم، محك خورده و منطقی و مستدل باشد. یا لااقل حاصل تجارب عده ای كارشناس، یا نتیجة یك مشورت درست با اهل فن باشد. 
23.	تا مردم ما بدون دلیل حرف می زنند و یا بدون دلیل حرفی را قبول می‌كنند محال است پیشرفت كنیم.
24.	یك دوست حزب الهی داشتم كه حرف جالبی می زد. او می‌گفت: روح ما مثل بركه ای است كه كتابها مانند رودها و جویهایی از اطراف به آن می‌ریزد ما باید همه گونه كتابی بخوانیم ولی اگر فقط كتب باطل به این بركه بریزد این بركه پس از مدتی فاسد می‌شود. من به او گفتم حرف شما كاملاً درست است ولی از كجا معلوم آنچه كه سالهاست در بركة روح شما ریخته اند باطل بوده و برای شما حق جلوه داده اند و از تاثیر  كتابهای باطل  و سخنرانی هایی كه تا كنون در مغز و ذهن پاك و سادة تو فرو كرده اند  تا كتاب مرا كه می خوانی فكر  كنی كه اندیشة من بر باطل است؟!!!
25.	من آدمی هستم ضد وسواس، ولی هنگام نوشتن این سطور، نهایت وسواس را به خرج داده‌ام مبادا نكته ای خطا  بنویسم و كسی گمراه شود. و چنانچه كسی با دلیل و منطق  اشتباه بودن این مطالب را به من بگوید با كمال میل می‌پذیرم.از بررسي مجموع متون تاريخي درست و صحيح (و بدون عنايت به برخي روايات واحد) چنين بر مي‌آيد كه در زمان صدر اسلام، اطرافيان ائمه و نبي اكرم، نگاه عصمت (به معناي امكان عدم خطا و اشتباه) به آنها نداشته اند. از صحبتها، برخوردها، گفتگوها و عملكردهاي آنان دقيقاً پيداست كه آنها معتقد به عصمت، براي هيچكس، نبوده اند. علت اينكه  چنين مواردي مانند عصمت يا علم غيب يا جانشين منصوص در قرآن وجود ندارد اين است كه براي عيسي چنين مواردي نبود و مردم در زمانهاي بعد به او مقام خدايي و پسر خدايي و... دادند اكنون اگر  خداوند، چنين مشخصاتي براي نبي اكرم يا امامان، قائل مي شد همان اتفاقي مي افتاد كه اكنون شيعيان دچار آن شده اند و با عقايد خود به نحو خطرناکي به پرتگاههاي شرک، نزديک مي شوند.براستي براي انساني كه ذره اي حقيقت بين است و خالي از تعصب، مشاهدة كساني كه اينهمه دم از حب اهل بيت مي زنند ج