: "بله و اين حضرت عمر و ابوبكر بودند كه باعث انحراف اسلام شدند تا اسلام، مسير ديگري را طي كند"  سومي: "پس نتيجه مي گيريم كه حضرت علي(ع) براي حفظ مصلحت اسلام، سكوت كردند تا در آينده، مسير اسلام، منحرف شود "!!!
16.	 گفت: ‌حضرت علي در سن 10 سالگي به پيامبر ايمان آوردند. گفتم: درست است كه اين افتخار بي‌نظيري براي آن حضرت است ولي حضرت عمر و ابوبكر نيز در نوع خود شاهكار كردند. گفت: چطور؟ گفتم‌: كجا سراغ داري يك نفر، 40 سال از عمرش گذشته باشد آن هم در آن محيط جاهليت و فرهنگهاي خاص قومي و قبيله اي و از خانداني غير از خاندان پيامبر و آنگاه پس از يك عمر بزرگ شدن با فرهنگ و تعصبات خاص خودش، بتواند در آن سن، سخن مردي را قبول كند (كه علاوه بر اينكه از اقوام و نزديكان آنها نبود و اقوامش هم از او بريده بودند) هر چه مي گفت نو و تازه و مخالف اساسي ترين تفكرات آن زمان، يعني بتها (‌دقت كنيد يعني: معبود) و نفي سرمايه‌داري بود (بقيه قوانين اسلام كه جاي خود دارد) در يك كلام يك بچه راحت تر مي‌تواند تغيير كند و يا يك پيرمرد؟ و شما فرزندي كه در خانه شما بزرگ شده است را بهتر مي توانيد تغيير دهيد يا غريبه ها را؟ اگر شما اكنون در قرن 20 و در قرن علم و فرهنگ و تمدن و شهر، يك نفر پيرمرد نه، يك نفر را بچه را آوردي كه فقط حاضر شود از يك عقيده خيلي پيش پا    افتاده اش بگذرد من اسمم را عوض مي كنم. ايكاش انسانها در تحليل وقايع با ديد عقل محض و به دور از تعصبات مذهبي قضاوت مي‌كردند.
17.	ايراني هاي زرتشت در زمان حضرت عمر، به نحوي مسلمان شدند كه اسلام آنها 1400 سال در تند باد تمام حوادث، دوام آورد ولي اكنون شاهديم كه ظرف فقط 28 سال...
18.	يك نفر بالاي منبر مي گفت: (حضرت عمر، بيسواد بوده و شخصي از او موضوعي را پرسيد و او گفت نمي دانم‌) من در دلم گفتم: خدا پدرش را بيامرزد كه گفت نمي دانم و پاسخ اشتباه نداد و خدا پدرش را بيامرزد كه به مشورتهاي حضرت علي (ع) گوش  مي داد و خدا پدرش را بيامرزد كه هميشه به اشتباهاتش اعتراف مي كرد. بر خلاف حضراتي كه خود را معصوم مي دانند و حتي براي يك لحظه در عمر خود مشورت پذير نبوده بلكه به هيچ وجه حاضر نيستند به اشتباهات خود اعتراف كنند. خيلي دوست داشتم به ايشان بگويم شما از گوشه  امن خانه خود كباب را مي‌خوريد و بعد سوار بنز شده و تشريف مي‌آوريد اينجا و به حضرت عمر گير مي‌دهيد كه در زمان او نه كتابي بوده و نه مدرسه اي و نه امكاناتي و نه اوقات فراغتي و هرچه بوده جنگ بوده و كار و تلاش.
19.	اولي: " در سيره ابن هشام آمده كه پس از شكست مسلمين در احد، پيامبر به بالاي يك بلندي رفته و حضرت علي (ع) و  حضرت عمر و ابوبكر و... اطراف او جمع مي شوند. پيامبر تقاضاي آب مي‌كنند حضرت علي(ع) مي‌روند و سپر خود را از آب پر مي كنند و مي آورند.پيامبر از آشاميدن آب اظهار كراهت كرده و مي فرمايند آن آب را به روي سر مباركشان بريزند."  دومي: مي‌داني اگر حضرت عمر آب را آورده بود نويسندگان شيعه چه مي گفتند؟ اولي: " نه " دومي:‌‌" مي‌گفتند: حضرت عمر در آن آب سم ريخت و جبرييل به پيامبر اطلاع داد و پيامبر از شدت بزرگواري و براي اينكه حضرت عمر در انظار، خراب نشود فرمودند آن آب را بروي سرشان بريزند‌!!! (باز هم به انصاف و شرف نويسندگان سني(7)  كه جز به خوبي و نيكي از حضرت علي(ع) و حتي ساير ائمه ما ياد نمي‌كنند)
20.	من نمي دانم اين چه اصرار و تعصب احمقانه ايست که در سر خوارج شيعه نما جا خوش کرده که هر چه گذشته گان گفته اند دربست درست است و اگر کسي در قرن انفجار اطلاعات به نکته جديدي رسيد چماق تکفير را در سر او خورد مي‌کنند! کي اين قرون وسطاي جوامع اسلامي به پايان مي رسد؟ والله اعلم
21.	امان از وقتي كه لجاجت در كار باشد بهانه جويي كار آساني است. مجسم كنيد حضرت علي ابتدا خليفه مي شد و پس از ايشان حضرت عمر به حكومت مي رسيد و مجبور مي شد با خوارج نبرد كند و مانند حضرت علي 4000 هزار نفر از اين انسانهاي زاهد قرآن خوان شب زنده دار را در نصف روز بكشد شيعه چها كه نمي‌كرد و اكنون خوارج چه تقدسي كه نداشتند. 
22.	حضرت علي (ع) جمله بسيار زيبايي دارند: هر كه در پي چيزي بود و براي آن تلاش كرد به همة آن يا مقداري از آن دست يافت. پس مسلم است كه وقتي محقق شيعه در پي عيبجويي و عيب تراشي باشد براحتي مي تواند از بين انبوه متون درهم تاريخي، چند داستان و حديث بر ضد حضرت عمر و ابوبكر پيدا كند همانطور كه خوارج و ناصبي ها نيز مي توانند براحتي مطالبي بر ضد حضرت علي (ع) را از لابه لاي متون تاريخي پيدا كنند. 
23.	اولي: چرا در زمان ما شهادت هم سياسي شده؟ دومي: يعني چه؟ يعني اينكه مثلاً دكتر شريعتي يا دكتر فاطمي مرحومند و بعضاً منفور ولي آقاي مصطفي خميني كه مانند آنها به طرزي مشكوك رحلت كرد، شهيد است؟ دومي: اين روش امروز و ديروز ما نيست. ما حضرت عمر را هم مقتول مي دانيم با اينكه مي دانيم واقعاً در مسجد و بي‌گناه، شهيد شده است. 
24.	مي گويند سني ها متعصب و خشمگين و غير منطقي هستند من با عوام آنها كاري ندارم ولي تعجب مي كنم كه چگونه شيخ شلتوت مفتي مصري با اينكه مي دانست، عوام و حتي خواص و علماي شيعه، حضرت عمر و ابوبكر را سب و لعن مي كنند(8)  (آنهم در آن زمان كه هفته وحدت نبوده و به جايش عمر كشان فراوان بوده) با اين وجود، مذهب تشيع را مذهبي از مذاهب اسلامی عنوان كرده و اكنون براي من جاي سئوال است كه متعصب و احمق واقعي كيست‌؟ (فقط همينقدر قياس كنيد كه علاقه اي كه ما نسبت به حضرت علي(ع) داريم آنها نسبت به حضرت عمر و ابوبكر دارند آنگاه عمق قضيه و شجاعت اين مفتي را كه روشنفكر تر و دل آگاه تر از تمام به ظاهر علامه هاي ماست را بهتر درك مي كنيد و آيا اكنون نوبت آن نيست كه گام بعدي را ما برداريم؟ يا اينكه خوارج و ابوجهل‌ها، ملل مسلمان را مانند انگليس و صهيونيست مي دانند و براي اين اتحاد، اعتراض خواهند كرد؟
براي من جاي تعجب است كه چرا ابوسفيان با آن جد و حرارت عجيب، سعي داشته با حضرت علي(ع) بيعت كند! آيا براستي نقشه اي در سر نداشته؟ و آيا  بني‌اميه هميشه براي آينده نقشه نمي كشيدند؟ آيا او نمي خواسته كه پس از انتخاب حضرت علي (ع) تمام قبايلي كه چند نفر از بزرگانشان توسط آن حضرت، كشته شده بودند را بر عليه ايشان برانگيزد؟ و آيا برانگيختن آنها بر عليه حضرت علي (ع) راحت تر نبوده‌؟ (زيرا اعراب به افراد سالخورده احترام بيشتري گذاشته و به سختي از فردي كه هم جوان است و هم چندين نفر از بزرگان آنها را كشته و هم موقعيت مالي ندارد، تبعيت مي‌كنند) و آيا شورش اهل رده (كه پس از خلافت ابوبكر اتفاق افتاد) اوضاع را پيچيده‌تر نمي‌كرد؟
25.	پيامبر به صورت واضح و صريح و به صورت عملي طي 23 سال، روش خواندن نماز و ساير آداب و رسوم اسلام را به مردم ياد داد با اينهمه ميان فرق و مذاهب اسلامي اينهمه تفاوت در برگزاري اين امور مشاهده مي شود. چگونه ممكن است در مورد امري كه صددرصد مي تواند اختلاف برانگيز باشد (خلافت و جانشيني) ايشان 