 يکي از آنها شدم. پس براي تو مي گويم پيرو واقعي علي کيست:
اگر پيرو علي هستي بايد صبور باشي. بايد به جاي نق زدن، با ديگران حتي مخالفين خودت، جهت آباداني کشور و پيروزي بر دشمن واحد، همکاري و همفکري داشته باشي. تا مي تواني با ديگر كشورها وارد جنگ نشوي و راههاي صلح و آشتي را بررسي کني ولي اگر بناچار آتش جنگ، شعله ور شد بدون ذره اي ترس، تا آخرين قطره خون ايستادگي کني ولي اگر دشمن، قصد صلح داشت، بي درنگ صلح کني (به خصوص اگر مسلمان باشد) اگر شيعه هستي محال است يک کلمه حرف زشت و حتي لعنت و نفرين، از دهانت خارج شود زيرا تاريخ، جز ادب و بزرگواري از علي چيز ديگري به خاطر ندارد. اگر پيرو علي هستي ذره اي علاقه به دنيا و آنچه در آن است نداشته باش، بلکه از دنيا متنفر هم باش ولي با تمام توان و نيرو کار کن و اطرافت را تا مي تواني آباد کن و وسايل رفاه و آسايش ملت و خانواده ات را فراهم نما. اگر مي خواهي شيعه باشي بايد بي نهايت صريح و رک باشي و ذره اي دروغ و نيرنگ و توريه و مصلحت و تقيه در تو راه نداشته باشد ولي باز هم مي گويم مراقب باش صراحت، تو را به بي ادبي نکشاند. اگر پيرو علي هستي و عهده دار مسئوليت و سمتي شده اي، بايد نزديکترين افراد به تو منتقد ترين و مخالف ترين آنها به تو باشند(1) . اگر پيرو علي هستي هرگاه باطلي يا سخن  نا حقي را ديدي نبايد در بيان حق و حقيقت‌، ذره اي ترديد به خود راه دهي. اگر پيرو علي هستي بايد دوستان تو در غياب يا مرگشان به تو اميدوارتر از لحظه حضورشان باشند!(2)  
و مي خواستم در انتها بگويم اگر پيرو علي نيستي چنين و چنان کن ولي  نمي گويم که: متاسفانه نيازي به گفتن ندارد زيرا اينگونه هستي. از من دلخور نباش. زيرا پيش از اين گفتم: اگر پيرو علي هستي رک و صريح باش و در بيان حق و حقيقت، ذره اي ترديد به خود راه مده. ومن پيرو علي ام. انشاء الله.
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) سفارش حضرت در نامه به مالک اشتر
2) عمر هر گاه قصد خروج طولانی مدت  از مدینه را داشت فقط به علی اعتماد داشت که او را جانشین خود کند. در سایر موارد زید را جانشیی می كرد.1-[وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا المَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُمْ بِالكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ] {آل عمران:80} 
و نه اينكه به شما دستور دهد كه فرشتگان و پيامبران را پروردگار خود انتخاب كنيد. آيا شما را پس از آنكه مسلمان شديد، به كفر دعوت مي كند؟    

2-[اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللهِ وَالمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ] {التوبة:31}  
2- (آنها) دانشمندان و راهبان را معبودهايي در برابر خدا قرار دادند و (همچنين) مسيح فرزند مريم را. در حاليكه جز به عبادت معبود واحدي كه هيچ معبودي جز او نيست دستور نداشتند. پاك و منزه است از آنچه شريك وي قرار مي دهند.(1)      	                               	                                                                                   	
در آيه اي خدا به حضرت عيسي مي گويد تو به مردم گفتي تو را معبود بگيرند و ايشان با تعجب منكر مي شوند. (احتمالا چنين اتفاقي در خصوص ائمه شيعه نيز اتفاق خواهد افتاد) 
4-	خدا تو را آزاد آفريده پس بندة ديگري مباش. (حضرت علي ع)
5-	انسانهاي ساده لوح وقتي شرک و توحيد قاطي مي شود قادر به درک آن نيستند.
دکتر رحيم پور ازغدي
                        
فلسفـي خود را ز انديشه بكشت      گو و را كورا سوي گنج است پشت
گو بدو چندان كه افزون مي‌دوي            از مـراد دل جداتـــر مي‌شــوي
جاهدوا فينا بگفت آن شهريار             جاهــدوا انا نگفت اي بي قــرار
مولوي

شيطان، دست از سر هيچ كس بر نمي دارد، هر انساني عامي، مسلمان باشد يا مسيحي، شيعه باشد يا سني... هر انسان و هر قوم و هر مذهبي را منحرف و گمراه مي كند و از آنجا كه ما مردمي خوش قلب و پر مهر و محبت و ايده آليسم و در عين حال، باهوش هستيم در زمينة دين، اينگونه وارد شده است كه:
در برخي ادعيه و روايات شيعه ما با كلماتي از قبيل  باب الله، خليفه الله، ولي الله، حجه الله، بقيه الله، ثارالله،  و... برخورد مي كنيم و مي دانيم كه در روايات معتبر و در آيات قرآن، اين اصطلاحات وجود ندارد و جاهايي هم كه ذكر شده اشاره به شخصيت انساني به خصوصي نبوده است و مثلا اگر گفته خليفه‌الله منظور نوع بشر بوده و كرامت دادن و ارزش دادن به شخصيت وجودي انسانها. و يا     كلمه الله كه فقط اختصاص به حضرت عيسي (ع) دارد. و معناي شرک آميزي از آن مستفاد نمي شود. به همين علت، اگر اصطلاح صوفي مآبانه (2) و عوام پسندي از اين كلمات داشته باشيم براحتي مفهوم مقدس كلمه  لا‌اله‌الا‌الله را ناديده گرفته‌ايم، زيرا:

روي از خدا به هر چه كني شرك خالص است    توحيد محض آنكه از همه رو در خدا كني(3)  

خداوند در قرآن مي فرمايد به جز شرك، هر گناه ديگري را اگر خواست مي‌بخشد.فکر مي‌کنيد شيطان از اين نكته غافل است؟ و آيا شيطان قصد ندارد از طريق مذهب در كنار دين، به صورتي بسيار ظريف و غير مستقيم، ايراني باهوش را به وادي شرك بكشاند؟ 
براي يك نفر مورخ و دين شناس بي تعصب اين نكته از واضحات است كه دين يا همان شريعت، مانند رودخانه اي است كه از قله سار توحيد و نبوت جاري شده و به درياي ابديت و وحدانيت فرو مي ريزد. مذاهب و فرقه ها نيز مانند كانالهايي انحرافي هستند كه در كنار اين روخانه كشيده شده و از شدت و سرعت و راحتي و زيبايي آن، مي كاهند. و براي اينك مردم را فريب دهند مسير اولية آنها چند قدمي در امتداد رودخانة اصلي است ولي كمي بعد راهشان كج مي شود و به بيغوله‌هاي شرك و دره هاي كينه و تعصب ختم مي گردد. در ابتداي اين كانالهاي انحرافي نيز پرچمها و علامتهاي ظاهرفريب فراواني نصب كرده اند مانند: صليب عيسي مسيح در فرقه هاي مسيحي و.... 
دقت كنيد ظاهر و باطن اين كلمة مقدس يعني لا اله الا الله، بقدري واضح و قاطع است كه جايي براي تفسير و توجيه و تحريف و باز کردن پرانتز بين معني آن باقي نمي‌گذارد. و حتي شرطي كه امام رضا (ع) بيان فرموده اند براي تفسير و تبيين مصداق تئوري و عملي اين مفهوم مقدس است و نه چيز ديگر‌(4) . و براي اينکه همان خدا مردم را به دوستي با نزديکان پيامبرصلی الله علیه وسلم سفارش کرده است. در قرآن آمده كه خاندان پيامبر را دوست داشته باشيد ولي هموطنان من، مانند ساير كارهايشان، در اين زمينه نيز كار را به افراط كشانده اند. نكته ديگر اينكه در زمان پيامبرصلی الله علیه وسلم اگر لقبي به كسي داده مي شده از حدود اين القاب خارج نمي‌شده: سيف‌الله، سيف الاسلام، عبدالله و... كه معاني آن نشان از قدرت و عزت نفس انساني و يا بندگي او در پيشگاه خداوند داشته و هيچ بويي از شرك نداشته است.
اكنون آيا تهديدات مكرر خداوند در قرآن، خطاب به مسيحياني كه عيسي را فرزند خدا دانسته و كفار كه فرشتگان را دختر خدا و 