يد به آن داستاني كه حضرت فاطمه پارچه رنگين آويزان كرده بودند و پيامبر از مشاهدة آن ناراحت شدند و داستاني كه رييس آن قبيله بدون اجازه وارد اتاق پيامبر و عايشه مي شود و آياتي كه مي گويد پيامبر را از پشت حجرات - اتاقكها - بلند صدا نزنيد و با اجازه وارد شويد و...) استاد ابوالقاسم پاينده (شيعه) در مقدمه كتاب نهج الفصاحه آورده كه جلوي اتاقكهاي زنان پيامبر از شدت فقر، پارچه آويزان مي‌كرده اند. پس اصولاً دري وجود نداشته كه بخواهد آتش بگيرد!!!
شيعه مي گويد حضرت فاطمه پس از اين واقعه هر شب به همراه حضرت علي براي جلب نظر انصار به در خانه آنها مي رفت و روزها از صبح تا شب به بقيع مي رفت و... اگر اين ضربات به شدتي بوده كه باعث مرگ، شده چگونه ايشان چنين كارهايي را انجام مي دادند؟
چگونه ام كلثوم (كوچكترين فرزند فاطمه) حاضر مي شود با قاتل مادرش ازدواج كند؟ 
چگونه يك نفر از مردم مدينه يا مهاجرين، قصد ترور قاتل تنها يادگار پيامبرصلی الله علیه و سلم را نمي‌كنند و حتي در هيچ تاريخ معتبر قديمي به جز كتاب جعلي سليم ابن قيس، مردم آن زمان به اين موضوع اشاره‌اي نكرده اند؟ (البته اشاراتي هست كه حضرت عمر به افرادي كه داخل خانه حضرت علي به عنوان اعتراض و حتي به نيت حمله، تجمع كرده بودند مي گويد اگر اين تجمع را بر هم نزنيد خانه را آتش مي‌زنم ولي فقط در همين حد تهديد و لا غير) 
آتش زدن در خانه دختر پيامبر و شهادت ايشان و سقط جنين داخل رحم و... موضوعي بسيار مهم است كه بايد همه متوجه آن شده و داستانها و شعرها پيرامون آن بسازند (در همان زمان نه در زمانهاي بعدي) چگونه در هيچ سند تاريخي حتي اشاره مردم مدينه به اين موضوع وجود ندارد. 
كتاب سليم ابن قيس كه براي اولين بار به اين افسانه اشاره مي كند در اوايل قرن چهارم سرو كله‌اش پيدا مي شود و علماي بسياري مانند ابن غضايري،  لويي ماسينيون و شيخ مفيد معتقدند در اين كتاب خلط و تدليس صورت گرفته و اين كتاب جعلي است. 

6- چرا حضرت عمر اجازه نداد نبي اكرم در بستر بيماري آخرين وصيت خود را بنويسد؟
در اين روايت كذايي شما مي گوييد پيامبرصلی الله علیه و سلم كه افصح عرب بوده فرموده: اكتب در حالي كه بنا به اعتراف حتي محققين شيعه (مانند مطهري در كتاب پيامبر امي) نبي اكرم، سواد نوشتن نداشته اند و چون افصح عرب بوده اند بايد مي گفتند: املي لكم و نه اكتب لكم! (يعني املاء كنم تا شما بنوسيد نه اينكه خودم بنويسم)
اين روايت، خبر واحد است و راوي آن ابن عباس 10 يا 13 ساله (يعني فقط او چنين چيز مهمي را شنيده است!)
ما مي دانيم ابن عباس مقام والاي نزد همة فرق اسلامي داشته و جاعلين حديث، هميشه براي تثبيت بهتر مجعولات خود، نام ايشان را در صدر روات قرار مي داده اند. براي همين بايد در پذيرش احاديثي كه به نام ابن عباس، ختم مي شود  دقت زيادي داشت.
پيامبر، نهايتاً سفارش خود را به زبان مي آورند ولي سخني از خلافت علي نمي گويند؟
پس واقعة غدير چه بوده است؟
چرا پيامبر اكرم در زمان سلامتي چنين امر مهمي را در مسجد و در حضور همه انجام ندادند؟
آيا پيامبر با عدم ابلاغ چنين موضوع مهمي (حد اقل زباني كه مي شده بگويند) در همان لحظه يا در روزهاي بعد در بستر يا در مسجد و... نعوذ بالله مرتكب گناه كبيره تخلف از اين آيه نشده اند: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك: اي پيامبر هر چه از جانب خدا به تو نازل شده است را به مردم، برسان! و اگر نگويي ابلاغ رسالت نكرده اي. پس چرا ايشان در آنهمه شكنجه و قلت يار در مكه ابلاغ كردند و در اوج قدرت در مدينه سكوت كردند و... تازه اگر دستوري از جانب خداوند بوده پيامبر موظف به بيان آن بوده نه اينكه به خاطر سخن يك نفر آنرا بازگو نكند.  

7- چرا حضرت فاطمه خواستند بدن ايشان مخفيانه دفن شود؟
بدن حضرت علي نيز مخفيانه دفن مي شود آيا ايشان نيز با حضرت عمر و ابوبكر دشمن بوده‌اند؟
علت اينكه بدن حضرت علي را مخفيانه دفن مي كنند به خاطر اين بوده كه امكان داشته عده اي چون شيعيان قبر آن حضرت را پرستش كنند همانطور كه در زمان زنده بودن حضرت به او مقام خدايي دادند.و بعضي نيز معتقدند به خاطر خطر دشمني خوارج با حضرت علي قبر مخفي شده. 
علت اينكه حضرت فاطمه مي خواهند بدنشان مخفيانه دفن شود اين بوده كه پس از رحلت نبي‌اكرم، شورش گستردة رده واقع مي شود و هر لحظه امكان حملة قبايل راهزن به مدينه وجود داشته است و براي اينكه اساعة ادبي به قبر ايشان نشود اطرافيان ايشان چنين كردند (يا خودشان چنين خواستند) براي اينكه اگر هدف ايشان اين بوده كه حضرت عمر و ابوبكر بر جسد ايشان نماز نخوانند چرا پس از دفن و مثلا پس از مدتي حضرت علي قبر را نشان نمي‌دهند‌؟(يا امام صادق و ساير امامان قبر را نشان ندادند) آيا همة اينها نشان نمي دهد كه مسائلي مانند قبر در آن زمان زياد مهم نبوده و چنين چيزهايي فقط براي شيعه بسيار حايز اهميت است! (شايد هم از ترس غلاه بوده كه آنجا را قبله كنند؟!!!)
آيا حضرت فاطمه كه از شخص كور رو مي گرفته راضي بوده بدن ايشان در روز روشن با تابوتهاي آن زمان (كه رو باز بوده) در جلوي انظار عمومي حمل و دفن شود؟ البته با تمامي اين توصيفات اهل سنت معتقدند كه قبري كه در كنار قبور ائمه بقيع است همان قبر حضرت فاطمه است و شيعه براي تفرقه افكني وجود قبر را منكر است... 
هم اين قبر حضرت زينب نيز معلوم نيست در دمشق است يا مصر يا مدينه پس آيا ايشان نيز با عمر و ابوبكر دشمن بوده اند. 
8- چرا در زمان خلافت حضرت عمر، دستور به سوزاندن احاديث و عدم كتابت آنها داده شد؟ 
شما به حضرت عمر، مرتب آنکه بدعت مي زنيد ما مي دانيم در زمان حيات نبي اكرم سنت حديث نويسي وجود نداشته است. اگر حضرت عمر دستور ثبت احاديث را مي‌داد و به هر دليل، اصالت قرآن، زير سئوال مي رفت آيا هم اينك همين نكته موضوعي نمي شد براي گرفتن ايراد توسط شيعه؟! 
شما مي گوييد پس از نبي اكرم، همة اصحاب، مرتد شدند به جز 3 نفر. يعني اگر هم در زمان حضرت عمر، احاديث، ثبت مي شد و مخالف ذائقة شما بود، مي گفتيد راويان اين احاديث، مرتد هستند و مورد تاييد ما نمي باشند پس چرا از اينكه يك عده مرتد احاديث پيامبرصلی الله علیه و سلم را ثبت نكرده اند ناراحت هستيد؟ 
حديث معتبري از قول رسول خدا وجود دارد كه به ابوسعيد خدري مي‌فرمايند: آن چه از من مي شنويد را حفظ كنيد و مكتوب نكنيد (احتمال قريب به يقين براي مخلوط نشدن احاديث با آيات قرآن و از اصالت افتادن قرآن كريم) 
اگر با كتابت احاديث، قرآن مانند ساير كتب آسماني قبلي از اصالت مي‌افتاد آيا شيعه گناه آنرا به گردن حضرت عمر نمي انداخت؟
چرا حضرت علي در 25 سال (به قول شما خانه نشيني) و 5 سال و نيم خلافت خود دستور كتابت احاديث را ندادند؟ (بهانة مشغله را پيش نكشيد كه حضرت ابوبكر در 2 سال خلافت خود، با شورش گستردة رده و حضرت عمر نيز با فتح سه امپراطوري دست به گريبان بوده اند)
چرا از امامان شيعه كتاب حديثي به جا نمانده؟ البته كتابي كه همه شيعيان د