ن نمي دانم دربارة كتاب من چه مي گويد ولي مطمئن باش دربارة كتاب نويسنده شيعه خواهد گفت: سراسر تعصب، كينه، كاملاً خالي از منطق و دليل علمي، پر از اوهام و خيالات، خرافات و دروغ، توجيهات مكرر و درهم و برهم، بافتن آسمان و ريسمان براي تاييد نظرات خود، آرمانگرايي شديد، فرار از واقعيت و...!
•	انسان، اگر تقليد كند، مرتباً دچار اشتباه و خطا مي شود ولي اگر به قرآن و عقل خودش رجوع كند درصد اشتباهات او كمتر مي شود. خداوند در قرآن كريم آيه اي دارد كه كاملاً مخالف تقليد و پيروي از ظن و گمان است:  و لا تقف ما ليس لك به علم: اين يعني اينكه خودت بايد در باره موضوعات شبه برانگيز با تحقيق و تلاش به علم و يقين برسي و با تحقيق و علم، فكر كني، حرف بزني و عمل كني نه بر مبناي تقليد كه سرشار از ظن و شك و ترديد است كه  ان الظن لايغني من الله شيئا  
•	اين تحقيق براي خود من نيز جالب و نو و تازه بود من در جريان اين تحقيق با كمال تعجب، مي ديدم كه چگونه بيشتر عقايد شيعه بر خلاف قرآن و غير عقلي و غير منطقي است و به خرافه نزديك. عقائدي مانند: رجعت، بداء، خلافت منصوص، غيبت، عصمت، علم غيب، ولايت تكويني، شفاعت، مناسك تدفين و عزاداريها و ساختن قبور و...  براستي ايراني ها هر گاه از طريق تلويزيون و يا مطالعه كتب، عقايد عجيب و غريب ساير ملل را مي فهمند لبخندي تمسخر آميز بر لبان آنها نقش مي بندد ولي چرا نوبت به خود ما كه مي رسد تمامي خرافات، حقيقت محض مي شود؟! 
•	آنچه از دين و روح اسلام به جهان تشيع فعلي رسيده و درك و فهمي كه شيعه از اسلام دارد از طريق منقولات راوياني معدود بوده كه بيشتر آنها به خاطر منافع سياسي يا اقتصادي يا علمي اطراف امامان شيعه را گرفته بوده اند افرادي كه بعضاً يا رانده امامان بوده يا فاسد المذهب و غالي بوده اند. ضمن اينكه نبايد نقش آنها را در دستكاري و يا جعل حديث و نسبت دادن آن به امامان شيعه ناديده گرفت. درك و استنباط اهل سنت از اسلام بر مبناي منقولات سي هزار نفر از صحابه اي بوده كه مدت 10 يا 23 سال مستقيماً با نبي اكرم در تماس بوده اند. در اينجا عنصر اجماع و تواتر و نزديكي بيشتر به عصر پيامبرصلی الله علیه و سلم به نفع سني ها و عنصر خاندان اهل بيت پيامبرصلی الله علیه و سلم به نفع شيعه ها مي چرخد و شايد تنها راز بقاي انديشه ها خرافي شيعه تا كنون، وجود اين عقايد در پشت  نقاب زيباي حب اهل بيت بوده باشد. 
•	من نه در جامعة سني زندگي كرده ام  نه سني هستم(البته تبعيت از سنت پيامبر را قبول دارم) و نه حتي از كتب و منابع اهل سنت استفاده كرده ام. به هر چه رسيده ام در همينجا و ميان همين مردم و از لابه‌لاي همين كتابها بوده است. اين موضوع را به دو جهت گفتم: 1- اگر كسي به دنبال حقيقت باشد آنرا پيدا مي‌كند، هر كجا كه باشد. 2- كسي نمي‌تواند مارك سني گري به من بزند زيرا من در جاي جاي كتابم نسبت به حضرت علي، اظهار ارادت و علاقه كرده و مجدداً متذكر مي‌شوم حتي اگر قطعه قطعه شوم دست از علي بر نمي دارم و همين سفارش را براي تمام دوستان و خوانندگان عزيز دارم. ولي آنگونه تشيعي كه خالي از خريت و حماقت و تعصب و تقليد كوركورانه  و كينه و نفرت و تفرقه و اوهام و خيالات ماليخوليايي و غلو و شرك و دروغ است. در يك كلام: تشيعي كه از مداحان دروغگو و وعاظ متعصب و روحانيون نادان و نويسندگان يك بعدي، تاثير نگرفته باشد، بلكه بر مبناي حقيقت ناب و عقل محض، استوار باشد. و محبتي هم كه نسبت به علي دارم محبتي است بر پاية شناخت و معرفت، نه علاقه‌اي كوركورانه و از روي احساس. و ترجيح  مي دهم اگر لياقت محشور شدن با علي را نداشتم با حضرت عمر و حضرت ابوبكر محشور شوم ولي با روحانيون و نويسندگان و مداحان احمق و دروغگوي هموطنم، محشور نشوم زيرا شك ندارم اينها با ابوجهل و ابن‌ملجم محشور خواهند شد. اين را به شرافتم قسم مي خورم. 
•	براي كساني كه درگير دعواهاي شيعه و سني و برتري علي يا عمر و ابوبكر هستند شعر زير از پروين اعتصامي را مي آورم: 
غرض، گشودن قفل سعادتست به جهد 		چه فرق، گر زر سرخ و گر آهن است كليد
•	اگر روز قيامت در پيشگاه خداوند حاضر شدي و او از تو پرسيد چرا عمر و ابوبكر را لعن مي كردي و من كجاي قرآن، چنين چيزي گفتم و تو از كجا به اين مطالب، مطمئن شدي چه جوابي داري؟ آيا مي‌گويي در داستانهاي تاريخي مطالبي را خواندم؟ آنوقت از تو مي‌پرسند چرا فقط مطالبي كه دوست داشتي را انتخاب كردي و خواندي! يا مي گويي پيرو آقا بالاسرها بودم! آنگاه به تو مي‌گويند: پس همراه همان آقا بالاسرها وارد دوزخ شو.
•	من در اين تحقيق نه در پي اثبات دوزخي بودن كسي بودم و نه در پي اثبات بهشتي بودن كسي! من مي خواهم ثابت کنم هر آنچه آقايان مي گويند بر مبناي شک و ترديد است و بنابر تاييد هر عقل آزاد خالي از تعصب و بنا بر آيات قرآن، نمي توان با شک و ظن و ترديد به ديگران تهمت و افتراء وارد کرد.
•	انسان به حکم عقل، هيچگاه در اموري که شک دارد نبايد داخل شود صريح آيه قرآن نيز  مي گويد:آنچه به آن علم نداري را پيروي نکن زيرا گوش و چشم و دلها همه در برابر خداوند مسئولند. اکثريت مسلمين و حتي دانشمندان غير مسلمان، نظر مساعدي نسبت به خلفاء دارند پس نتيجه مي گيريم: به حکم عقل و آيات قرآن و اجماع اکثريت مسلمين، نبايد خلفاء را سب و لعن کرد. دقت کنيد که عذابي که در احاديث براي زبان نقل شده شديدترين عذاب است. و در احاديث فراواني نيز آمده که نجات در سکوت است. خواننده منصف و منطقي با خواندن مطالب اين تحقيق، متوجه شد که بسياري از اصولي که براي او يقيني جلوه داده اند بر مبناي داستانهاي تاريخي و ظن و شک و ترديد است و هيچ پايه علمي و يقيني ندارد و نمي توان بر مبناي آنها قضاوت کرد به ناچار طبق آيه: يا ايها الذين امنوا اجتنبوا کثيرا من الظن ان بعض الظن اثم (اي کساني که ايمان آورده ايد دوري کنيد از بسياري از گمانها همانا پاره اي از گمانها گناه است) ما حق نداريم با سني ها دشمني کنيم و با عمر و ابوبکر حتي در دل دشمن باشيم. و اگر کسي سزاوار لعنت باشد آن کساني هستند که با عنوان کردن افسانه هاي 14 قرن قبل در امت اسلامي ايجاد تفرقه کرده و بدگويي کساني را مي کنند که بيشترين و موثرترين نقشها را در حفظ و گسترش اسلام داشته اند. پس اگر کسي دوزخي باشد همين آقايان هستند و اگر کسي حسود و منافق و رياست طلب باشد نيز همينها هستند چنانچه براي بيشتر مردم ما نيز ثابت شده و انشاء الله در آينده نيز بيشتر ثابت خواهد شد. 
•	چنانچه شيعه علي هستي، در اين تحقيق، متوجه شدي که رابطه علي با خلفاء هر چه بوده مبتني بر دشمني نبوده بلکه با بدترين نگاه مي‌توان گفت مبتني بر انتقاد بوده است. ولي اگر پيرو مستر همفر (جاسوس انگليسي در ممالک اسلامي) هستي مي تواني طبق يکي از مواد دستورالعمل اداره جاسوسي انگلستان،پشت بلندگو بروي و داستانهاي دروغين حمله عمر به خانه علي و قلم و دوات خواستن پيامبرصلی الله علیه و سلم را نقل کني که حتي ا