ظاهر شیعه من، اصلی ترین مانع بالقوه در این راهند من قصد دارم موانع فکری این اتحاد را از مغزهای آنها بیرون بکشم انشاءالله. (البته اگر خوارجی که چشمهایشان فقط تا نوک نیزه را می‌بیند اجازه دهند)
•	در كتابهای تاریخی قصه هایی وارد شده (حتی زیر عنوان مقدس كتب حدیث) كه یا از پایه دروغ است و یا شاخ و برگ زیادی به آن داده شده به نحوی كه اصل ماجرا را دگرگون كرده است. سپس در زمانهای مختلف، عده ای افراد سود جو كه انگیزه اصلی آنها: تحریك احساسات مردم جهت كسب شهرت،‌ حفظ موقعیت، بسط منافع مادی و اقتصادی و از همه مهمتر: رسیدن به اهداف سیاسی بوده، داستانهای مشخصی را به نفع مقاصد خود از بین این كتب انتخاب كرده و پس از كم و زیاد كردن و دستكاری كردن در حضور عوام، آن داستانها را با جهت‌دهی خاص خود بیان می كرده اند و اینك، اولین هدف من در اینجا باز كردن مشت دروغگوها و شیادان است. به این دلیل كه در عصر فعلی بسیار زشت است كه چنین دكانهایی هنوز در كشور ما باز باشد. زیرا چنین مواردی به عنوان نشانه بی‌حالی و یا نادانی مردم ما در تاریخ ثبت خواهد شد.
•	من در این تحقیق به طور قاطع و به طریق کاملاً علمی و مستند و مستدل و به دور از هرگونه کلی گویی و استفاده از کلمات مبهم و سردرهوا برای تو ثابت می کنم که حضرت عمر و حضرت ابوبکر نه تنها جهنمی نیستند بلکه وسط بهشتند و اگر کسی جهنمی باشد علامه ها و مداحان و نویسندگان دروغگوی تفرقه افکنند. و باز هم می گویم من شیعه هستم و تا آخر عمر، شیعه باقی می مانم ولی به هیچ وجه خر نمی شوم و اجازه هم نمی‌دهم مرا خر فرض کنند.
•	در زمانهای قدیم و در کتب نویسندگان گذشته مسائل و موضوعات به صورت کلی و پا در هوا و جدلی قضاوت می شد ولی اکنون دانشمندان عقیده دارند برای شناخت دقیق و کامل یک موضوع باید آنرا در حد توان به کوچکترین جزء تقسیم کرد و من در این تحقیق تا حد امکان هر مساله و موضوعی را خرد و کوچک کرده ام.
•	دکتر ازغدی: " نمی‌شود با یقینهای ارثی سپری کرد.این یقینهای ارثی صدبار از شک، شکننده ترند. ما با چشم بسته به دنیا می آییم و با چشم بسته هم می میریم لااقل در این میانه با چشم بسته زندگی نکنیم! نمی‌شود در تاریکی عقلی و معنوی حرکت کرد و وقتی می پرسند: چرا؟ ما قهر کنیم و پیاده شویم. همین به ظاهر ساده ترین سئوالهای ساده، مهمترین سئوالها هستند. بچه وقتی سئوال می کند او را مسخره می‌کنیم زیرا جوابش را نمی دانیم!... آدمهای ساده لوح وقتی شرک و توحید قاطی می‌شود قادر به درک آن نیستند. " (و واعجبا كه همین آْقای دكتر، تئوریسین خوارج به اصطلاح حزب اللهی است!!!)
•	بستن باب دروغ: اگر جلوی دروغ را نگیریم. این خشت كج و پایه بی بنیاد، موجب انهدام پایه و اساس مذهب شیعه یا مسخ شدن و انحراف آن خواهد شد. مثال روشن آن آقای مداحی بود كه در عاشورای 83 گفت: لا اله الا الزهرا!!! و یا شعر آقای عصار  درباره علی اكبر: گفت لشکر او رسول الله بود  گر خطا نبود خود الله بود!!! یا مداحی كه گفت من سگ حسینم و بعد صدای سگ از خود درآورد!!! ممكن است بگویید چرا اینهمه مته به خشخاش می‌گذاری. گر چه کار از خشخاش گذشته و کوهی شده ولی در زمینه شرك باید مته به خشخاش گذاشت. چون توحید، اولین اصل دین است و خداوند در قرآن گفته: از هر چه خواستم می گذرم به جز شرك. به همین دلیل، باید اولین نغمه هر شركی را در نطفه خفه كرد وگرنه به مرور این خشت کج تمام جامعه را در خود فرو می برد. 
•	بسیاری از احادیث دروغین آیاتی از قرآن را با شان نزولهایی جعلی به خدا می بندد و به قول خداوند: ومن اظلم ممن [وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَی عَلَی اللهِ كَذِبًا] {الأنعام:93}: كیست ظالم تر از آن كسی كه به خدا دروغ می بندد. و یكی از اهداف من در این كتاب، نشان دادن این دروغهایی است كه به خداوند بسته اند. 
•	بسیاری از شیعیان معتقد در خلوت تنهایی از خودشان بارها این سئوال را كرده اند كه مردم ما بهترین مذهب و روش و اعتقادات خالصانه را داشته اند پس چرا اوضاع روز به روز اوضاع فرهنگی و دینی و اعتقادی و سیاسی و اقتصادی و... كشور ما رو به سوی انحطاط می رود عزیزان من اگر این كتاب را با دقت و حوصله تا آخر بخوانید علت این موضوع را به خوبی خواهید فهمید. 
•	اعراب، سخنی دارند تحت این مضمون: ذم بما یشبح المدح. توضیح آن یعنی اینكه: برای نابود كردن یك چیز، خوب به آن حمله نكن بد از آن دفاع كن! رضا شاه با تمام توپ و ترشش (و با حمایت انگلستان) نتوانست چادر را از سر زنها بردارد. ولی افراد به ظاهر حزب اللهی خوارج با نهی از منكرهای غلط و احمقانه خود، به خوبی این وظیفه را انجام دادند و اكنون به جایی رسیده‌ایم كه می بینید! در مورد دفاع از حضرت علی‌(ع) و آرمانهای واقعی تشیع و راه آن بزرگوار نیز ـ دقیقاً با طرفداریها و دفاعهای بی جا و احمقانه ـ دارد چنین اتفاقی می‌افتد و من می‌خواهم تا دیر نشده به سهم خودم كاری انجام داده باشم.
•	1400 سال به صورت اعم و 400 سال (از زمان صفویه) به طور اخص،‌ جنگ بیهوده لفظی و تاریخی میان شیعه و سنی شكل گرفته و هر كس در این زمینه چیزی نوشته برای خنك شدن دل خودش و خالی كردن عقده و یا كسب وجهه در میان توده، مقاصد سیاسی و... بوده است (آن هم در پس زمینه های قومی و فرهنگی خاص هر دوره) یك نفر نبوده كه بنشیند و خالی از تعصبات فرقه ای این موضوع را تجزیه و تحلیل كرده و به این بحث مضر و حتی بیهوده و تفرقه افكن خاتمه دهد و به همین دلیل، این موضوع، همچنان تا به زمان حال، كش پیدا كرده است. امید آنكه با این تحقیق، شاهد ختم این مسائل باشیم.
•	بدبختی شیعه از زمانی شروع شد كه مسائل مبهم و جعلی تاریخی، بدون كارشناسی علمی، و همراه با تاویلها و غرض ورزی‌های شخصی و جاهلانه برخی افراد، وارد فرهنگ عوام شد و در رگ و ریشه آنها جا خوش كرد.
•	برای ریشه كن كردن هر مشكلی باید علل اصلی مشكل ریشه كن شود. اگر شخصی از دیگری طلبكار است و به این خاطر با هم قهرند و شما می خواهید آنها را با هم آشتی دهید باید پول طلبكار پرداخت شود (توسط شما یا بدهكار و یا شخص ثالث) حتی اگر شما در ظاهر بین آنها آشتی برقرار كنید كینه به قوت خود باقیست. كار دولت ما،  هفته وحدت و شعارهای و نمایشهای ما (كه كار همیشگی  ماست) نیز از همین قرار است. چقدر هزینه كه در طول این 25 سال خرج نشد و آنگاه هیات دیوانگان حسین  با یك مراسم عمركشان، همه رشته ها را پنبه كرد و سی دی این مراسم در كشورهای عربی پخش شده و... برای همین باید ریشه تفرقه را خشكاند. شیخ شلتوت با اینكه برادران سنی ما در اكثریت بوده و این ما هستیم كه خلفای آنها را سب و لعن می كنیم با اینهمه مذهب تشیع را رسمی اعلام كرد آیا ما نباید گام بعدی را برداریم. و اكنون هدف من یافتن پاسخی عقلی،‌ تاریخی و منطقی برای كینه ها و بغض های بی پایان و بیهوده است.
•	تعریف و تمجید كردن، خیلی راحت است و همه را طرفدار تو می‌كند و همه از تو خوششان می‌آید. ولی تحمل انتقاد،‌ سخت و ناممكن است. 