ست و به‌صلاح باشد، تمام بدن درست خواهد بود و اگر فاسد و خراب باشد، تمام بدن خراب مي‌گردد؛ هان! آن عضو، قلب است.»
2) حديث صحيحي كه ترمذي (2529) و احمد (1/200) روايت كرده‌اند: حسن بن علي رضي‌الله‌عنهما مي‌گويد: اين حديث را از رسول‌خدا(ص) حفظ كردم كه فرمودند: (دَعْ ما يريبك إلي ما يريبك)
3) بنگريد كه سلف، چه‌قدر از ترانه‌سرايي و هم‌چنين خودرأيي بيزار بوده‌اند. (مترجم)
4) جاي بحث و تأمل دارد كه آيا اتباع و پيروي هوشمندانه از پيشنيان و امامان فقهي بهتر است يا تقليد كورکورانه؟ و آيا پيروي از آنان بدين معنا است كه گفته‌هايشان را هم‌سان گفته‌هاي خدا و رسول، بي‌چون و چرا بپذيريم؟ اندكي توجه و انصاف در اصول و عملكرد ائمه، نشان مي‌دهد كه پيرو راستين، كسي است كه همانند آنان، فرموده‌ي خدا و رسول را بر گفته‌ي ديگران برتر بداند و به‌خاطر عنوان و قالب مكتبي خاص، دانسته و ندانسته به ستيز با حديث و سنت صحيح برنخيزد. (مترجم)
5) او، محمد بن اسماعيل بن ابراهيم بن مغيره بخاري جعفي (ابوعبدالله) است؛ محدث، فقيه، حافظ و مورخي كه در تمام علوم رايج دورانش، بهره‌ي وافري داشت؛ او، در سال 194هـ زاده شد. محمد بن اسماعيل بخاري رحمه‌الله در جستجوي دانش به شهرهاي زيادي سفر كرد تا از محدثان مناطق مختلف، حديث فرابگيرد. وي، تأليفات زيادي دارد كه از آن جمله مي‌توان اشاره كرد به: الجامع الصحيح، التاريخ الكبير، السنن في الفقه، الأدب المفرد، رفع اليدين في الصلاة.
نگا: تاريخ بغداد (2/4-34)، تهذيب الأسماء و اللغات از نووي (1/67-76)، وفيات الأعيان از ابن‌خلكان (1/576-577)، تذكرة الحفاظ از ذهبي (2/122-124) و معجم المؤلفين (3/130).
6) او، مسلم بن حجاج بن مسلم بن ورد قشيري نيشابوري با كنيه‌ي ابوالحسن است؛ وي، محدث و حافظي است كه به حجاز، عراق و شام سفر كرد و از يحيي بن يحيي نيشابوري و احمد بن حنبل و… حديث شنيد؛ هم‌چنين بارها به بغداد رفت و ترمذي واهل بغداد، از او حديث روايت كرده‌اند.. مسلم، در سال 206هـ يا 204هـ به دنيا آمد و در سال 261هـ درگذشت. برخي از تأليفاتش، عبارتند از: الجامع الصحيح، الكني و الأسماء، أوهام المحدثين، طبقات التابعين، كتاب التمييز في الحديث.
نگا: تاريخ بغداد خطيب بغدادي (13/100-104)، تذكرة الحفاظ (2/150-152)، تهذيب الأسماء و اللغات (2/89-92)، معجم المؤلفين (3/851-852).
7) او، سليمان بن اشعث بن اسحاق بن بشير بن شداد ازدي سجستاني (ابوداود) است؛ او، محدث، حافظ و فقيهي بود كه براي جمع‌آوري احاديث و تصنيف و تخريج آن‌ها، سفرهاي زيادي كرد و از مشايخ شام، مصر، حجاز، عراق و خراسان، حديث شنيد. ابوداود، در سال 202هـ متولد شد و در سال 275هـ يا 276هـ در بصره درگذشت. كتاب السنن و هم‌چنين أسئلة لأحمد عن الرواة الثقات و الضعفاء، از آثار اوست.
نگا: تاريخ بغداد (9/55-59)، الكامل في التاريخ از ابن‌اثير (7/142)، تهذيب التهذيب از ابن‌حجر (4/169-173)، معجم المؤلفين (1/784).
8) رك به: رسالة ابي‌داود إلي أهل مكة (نامه‌ي ابوداود به مردم مكه)، ص25، به تحقيق: دكتر محمد صباغ.
9) او، محمد بن عيسي بن سوره بن موسي بن ضحاك سلمي ترمذي (ابوعيسي) و محدث، حافظ، مورخ و فقيهي است كه در حدود سال 210هـ زاده شد و در نزد محمد بن اسماعيل بخاري، شاگردي كرد و با او در آن‌چه درباره‌ي برخي از مشايخش از قبيل قتيبة بن سعيد و علي بن حجر و ابن‌بشار و… روايت كرده، مشاركت نمود. ابوعيسي ترمذي، براي كسب حديث، به خراسان، عراق و مكه و مدينه سفر كرد؛ استادش بخاري نيز از او حديث شنيده است. ترمذي، در سال 279هـ در ترمذ درگذشت. الجامع الصحيح، الشمائل و هم‌چنين العلل في الحديث، از آثار اوست.
نگا: تذكرة الحفاظ (2/187-188)، تهذيب التهذيب از ابن‌حجر (9/37-389)، شذرات الذهب از ابن‌عماد (2/174-175)، معجم المؤلفين (3/573-574).
10) در متن كتاب، امصار، ثبت شده و در مراجعه‌اي كه به همين كتاب به تحقيق: شيخ عبدالفتاح ابوغده داشتم نيز امصار آمده بود؛ به گمان بنده بنا بر ادامه‌ي گفته‌ي عمر، انصار صحيح به نظر مي‌رسد. (مترجم)
11) منظور، عبدالله بن مسعود است. (مترجم)
12) آيه‌ي 53 سوره‌ي مؤمنون.
13) قياس اقتراني كه قياس حملي و قياس جزمي نيز ناميده مي‌شود، مركب از دو مقدمه‌ي صغري و كبري است كه از آن نتيجه‌گيري مي‌گردد؛ مثلاً: هر چيز مست‌كننده‌اي، خمر است (مقدمه‌ي صغري) و هر خمري، حرام است (مقدمه‌ي كبري) بنابراين (نتيجه اين مي‌شود كه) هر چيز مست‌كننده‌اي، حرام است.
قياس شرطي، مركب از دو مقدمه است كه مقدمه‌ي اول نيز داراي دو قضيه با صيغه‌ي شرط مي‌باشد و در مقدمه‌ي دوم، از صيغه‌ي استثنا استفاده مي‌شود و از اين‌رو به اين نوع قياس، قياس استثنائي نيز مي‌گويند. به‌طور مثال: اگر اين ازدواج را درست بدانيم، گويي ازدواج حلالي است (مقدمه‌ي مركب اول با حرف شرط «اگر») اما اين ازدواج، درست است (مقدمه‌ يا قضيه‌ي دوم) پس اين ازدواج، حلال و شرعي است. (نتيجه)..
محمد عزالي در كتاب (معيار العلم) پيرامون اين مسأله بحث مفصلي كرده است. قياسي كه در اين كتاب به آن اشاره شده و ما، در صدد توضيحش برآمديم، قياس كلامي (منطق) است و موضوع قياس شرعي، مطرح نمي‌باشد؛ از اين‌رو توضيح اين نكته ضروري به نظر مي‌رسد كه نبايد گمان كرد كه فقها، در نبود نص شرعي پيرامون مسأله‌اي، به قياس منطقي روي آورده‌اند. بلكه مبناي كارشان در چنين مواردي، قياس شرعي است كه داراي چهار ركن مي‌باشد: * اصل. *فرع. *علت. *حكم.. قياس شرعي عبارتست از: الحاق فرع (مسأله‌اي) كه نصي، درباره‌اش وجود ندارد به مسأله‌اي همانندش كه درباره‌اش نصي وجود دارد (اصل) تا به سبب علت مشخص و مشترك اصل و فرع، در مورد فرع، مطابق اصل حكم شود. (مترجم، به نقل از تحقيق عبدالفتاح ابوغده بر همين كتاب (الإنصاف).
14) او، علي بن احمد بن سعيد بن حزم بن غالب بن صالح بن خلف بن سفيلان بن يزيد فارسي اندلسي قرطبي (ابومحمد) است. فقيه، اديب، اصولي، محدث، حافظ و متكلمي كه در سال 384هـ به دنيا آمد و در سال 456هـ درگذشت. (المحلي بالآثار)، (مداواة النفوس) و (الفصل بين أهل الأهواء و النحل) از آثار اوست.
نگا: وفيات الأعيان (1/428-431)، تذكرة الحفاظ (3/321-329)، لسان الميزان (4/198-202)، معجم المؤلفين (2/393-394).
  از ابوعامر يا ابومالك اشعري(رض) روايت است كه رسول‌خدا(ص) فرموده‌اند: (لَيَكونَنَّ مِن أمّتي أقوامٌ يستَحِلُّونَ الحرَّ و الحريرَ و الخمرَ و المعازفَ…) يعني: «درميان امت من، افرادي پيدا خواهند شد كه زنا، ابريشم، شراب و آلات موسيقي را حلال مي‌دانند….» اين، حديث را امام بخاري روايت كرده است.. نگا: تعليق التعليق از ابن‌حجر (5/17-22) به تحقيق: سعيد القزقي، چاپ المكتب الاسلامي و دار عمار.
[اين حديث را استاد قرضاوي، در بحث دلايل طرف‌داران تحريم موسيقي در كتاب هنر از ديدگاه اسلام آورده و سعي كرده، در نقد حديث، راه ابن‌حزم را بپيمايد. نووي رحمه‌الله به نقل از ابوعمرو بن صلاح رحمه‌الله، پندار ابن‌حزم رحمه‌الله را درباره‌ي منقطع ب