 نزد ((عبدالله بن عمر)) –رضی الله عنهما- نيز چندين كتاب از حديث رسول الله -صلی الله عليه وسلم- وجود داشت. ((عبدالحميد)) -رضي الله عنه- كه نوه ي ((عبدالله بن عمر))ي بود، از پدربزرگش كتابي داشت كه بعضي از واقعات زمان پيامبر -صلی الله عليه وسلم- را در آن نوشته بود.

اشتياق ((عبدالله بن عمر)) –رضی الله عنهما- به نوشتن احاديث و تشويق شاگردان به اينكار، معروف است. او حتي به نوشتن، احاديث را روايت مي كرد. مثلاً، به ((بشرين مروان)) اين حديث را نوشته و فرستاد[15]: 

((اني سمعت النبي -صلی الله عليه وسلم-، يقول: اليد العليا خير من اليد السفلي)). رسول الله -صلی الله عليه وسلم- شنيدم كه فرمود: مال دهنده بهتر از مال گيرنده است. (مفهوميست كه از حديث فوق بر مي آيد.) 

((سلمان بن موسى)) مي گويد كه ((نافع)) – غلام آزاد كرده ي ابن عمر–رضی الله عنهما- را ديد كه جلوي ((ابن عمر)) –رضی الله عنهما- نشسته و آنچه را كه او مي گفت، مي نوشت[16]. 

او پيوسته به شاگردانش مي گفت: علم را به نوشتن محفوظ نگهداريد. 

((ابن عمر)) –رضی الله عنهما- به كتب حديث خويش چنان دلبستگي داشت كه هر روز صبح تا در آنها نظري نمي انداخت، از خانه اش بيرون نمي رفت[17]. 

همان طوري كه گفته شد، اين فقط چكيده اي از فعاليت هاي وسيع مسلمانان براي نوشتن احاديث در عهد رسالت و عصر صحابه -رضي الله عنهم- مي باشد و كتب مذكور، نمونه هايي چند از مصاحف و كتب بسيار زياد اين دوره هستند. آيا باز هم مي توان پنداشت كه در قرن اول اسلام از كتابت احاديث خبري نبوده است؟ 
--------------------------------------------------------------------------------
** يعني: ممكن است گاهي در عين ناراحتي و افسردگي سخناني بر زبان بياورد كه نبايد نوشته شوند.
*** ((سنن ابي داود)).
[1] ((صحيح بخاري))
[2] ((جامع بيان العلوم))، ج: 1، ص: 72.
[3] ن، ك: ((آثار الحديث))، ج: 1، ص: 351.
[4] ((كتاب حديث))، ص: 135.
[5] همان كتاب.
[6] ((جامع بيان العلم)) ص: 74.
[7] ن، ك: ((فتح الباري))، ج: 1، ص: 184.
[8] ((صحيح بخاري))
[9] ((مسند احمد))، ج: 1، ص: 119 به نقل از ((تدوين حديث)) ص: 408.
[10] ((متفق عليه)).
[11] ((آثار الحديث))، ج: 1، ص: 357.
[12] ((حجيت حديث))، ص: 144.
[13] همان كتاب: ص: 145.
[14] ((آثار الحديث))، ج: 1، ص: 369.
[15] ن، ك: ((كتاب الحديث))، ص: 159.
[16] ((سنن دارمي))، ج: 1، ص: 106 به نقل محمد رفيع عثماني در ((كتابت حديث))، ص: 160.
[17] ((السنه قبل التدوين))، ص: 320 به نقل محمد رفيع عثماني در ((كتابت حديث))، ص:160.فصل اول: حفظ سنت

همچنان كه مي دانيم، به اتفاق تمام مسلمانان، ((سنت)) دومين اصل اساسي دين مبين اسلام محسوب مي گردد و در اين بحثي نيست. اما چنانكه تقاضاي عقل نيز هست، پذيرفتن يك شي به عنوان اصلي از اصول دين مستلزم اين مساله است كه آن چيز بايد صحيح، دست نخورده، مضبوط و داراي حريم محافظت شده اي باشد. زيرا كه، اصول دين، اساس و پايه هاي هميشگي دين به شمار مي روند و تغيير و تقلب در آنها، مساوي با تزلزل و بي ثباتي دين مي باشد. ما ((سنت)) را درست مانند ((قرآن)) محفوظ و مصون از تصرف دشمنان مي دانيم و قائليم همان گونه كه ((سنت)) در عهد پيامبر–صلی الله عليه وسلم- صحيح و سالم بوده، در دوران هاي پس از او نيز، از عهد صحابه –رضی الله عنهم- گرفته تا قيام قيامت، هويت حقيقي و مصون خويش را حفظ كرده و خواهد كرد. خواهيم ديد كه ((سنت)) به طريقه هاي گوناگوني صحنه پياده كردن تدابير حفاظتي شده است. در اين فصل، بحثي تحليلي در مورد حفظ ((سنت))، قبل از اينكه در كتابها تدوين يابد، ارائه داده و در ضمن آن به كنكاش قضايا براي كشف حقايق بديهي در اين زمينه مي پردازيم.چرا در زمان پيامبر -صلی الله عليه وسلم- احاديث را يكجا گرد نياوردند؟

در زمان رسول الله -صلی الله عليه وسلم- و صحابه -رضي الله عنهم-، نوشتن احاديث با وجود شيوع آن، از نظم و ترتيبي كه بعد ها برايش پيدا شد، برخوردار نبود. صحابه ي كرام -رضي الله عنهم- هر كدام مسموعات خويش را مي نوشتند و در صدد نوشتن همه ي احاديث و تدوين آنها در يك كتاب، بر نمي آمدند. كه البته اين وضعيت خود، مولود احوال و شرايط آن دوره بود. علما، اسباب كم توجهي به جمع عمومي احاديث را در اوايل، به قرار زير مي دانند: 

1- حديث رسول الله -صلی الله عليه وسلم- مجموعه ي حالات شبانه روزي آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- مي باشد و چنانكه مي دانيم، حديث حاوي اقوال، افعال، احوال، تقريرات، حركات و سكنات، همه و همه است و مسلماً براي ضبط همه اين موارد، نويسندگان ماهر و به مقياس زيادي كاغذ، در كار هست و با توجه به اين موضوع كه در آن زمان تنها وسيله اي كه براي ثبت آيات و احاديث بكار مي رفت، سطح صاف سنگها و چوبها و تكه پوستها، بود، فراهم آوردن آن اندازه از اين امكانات ابتدايي كه مي توانست ظرفيت ثبت تمام مجموعه ي حديث را داشته باشد، كاري بس مشكل و حتي غير ممكن به شمار مي رفت[1]. با وجود اين مشكل طبيعي، احاديث نوشتن صحابه – هر چند به طور متفرق – واقعاً در خور تحسين است. 

2- در آن برهه از تاريخ عرب، مروج ترين راه يادداشت و ضبط، حفظ ذهني و تنها وسيله ي انتقال علوم و مطالب، زبان بود. قوه ي حيرت انگيز حافظه در حفظ مسائل، اشعار، سلسله نسبها و . . .، مردم را از قلم و كتابت كاملاً بي نياز ساخته بود. اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- در حفظ احاديث از همين نيروي شگرف كمك مي گرفتند و هيچ كمبودي احساس نمي شد كه بخواهند با نوشتن، آن را جبران نمايند، لذا پس از اينكه اجازه ي نوشتن يافتند نيز، حافظه نقش خود را حفظ نمود و همچنان يكي از بهترين راههاي حفظ ((سنت)) به شمار مي رفت. و با وجود آن، لازم نيامد كه تمام احاديث را از حافظه ها به اوراق دفترها انتقال دهند. حافظ ((ابن حجر عسقلاني)) – محدث تواناي شافعي – در توجيه عدم تدوين عمومي احاديث در جوامع، مي گويد: 

((آثار نبي -صلی الله عليه وسلم- در عهد پيامبر و صحابه و تابعين، به دو دليل در جوامع مدون و مرتب نبود: 1- در ابتدا از نوشتن احاديث منع شده بودند، چنان كه در ((مسلم)) آمده؛ بنابر خوف اينكه بعضي از آن با قرآن مختلط گردد، 2- به دليل وسعت حافظه و قوت ذهنشان و نيز به اين سبب كه اكثرشان نوشتن بلد نبودند))[2].

 3- ((انورشاه كشميري)) – محدث معاصر و شهير هندي – در تبيين اين امر، علتي عالمانه ذكر مي كند. او مي گويد: 

((جمع احاديث در عصر پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، با يك نظر سطحي اگر چه خوب جلوه مي نمود، اما نكته ي مطلوب در آن زمان اين بود كه احاديث مانند قرآن مدون نشوند و بسان حفظ قرآن در حفظ آنها اقدام نشود و در قطعيت و يقيني بودن، همطراز قرآن نباشد و براي حفظ الفاظ آن به درجه ي قرآن، اهتمام به خرج داده نشود. بلكه، مقصد چنين بود كه در رتبه اي پايين تر از قرآن قرار گيرد. در آن مجال براي اجتهاد و كنجكاوي علما، تفحص فقها و بحث محدثين وجود داشته باشد. تا  امر دين بر آنان سهل و گشاده گردد و از هر جانب وسعت يابد))[3].
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ن، ك: ((حقائق السنن))، ج: 1، ص: 53.
[2] عبد الحي لكنوي، مقدمه ي ((تعليق ممجد))، ص: 11.
[3] انورشاه كشميري، ((فيض الباري))،