ي از شما در اين باره قضاوتي از رسول الله -صلی الله عليه وسلم- به ياد دارد؟ گاهي چندين نفر با هم قضاوتي مربوط به آن موضوع از رسول الله -صلی الله عليه وسلم- به او مي گفتند. آنگاه ((ابوبكر)) مي گفت: ((سپاس خدايي را كه در ميان ما كساني را گماشته است كه سنتها را از پيامبرمان حفظ مي كنند. . .))[1].
--------------------------------------------------------------------------------
[1] سيوطي، ((تاريخ الخلفاء))، ص: 42.خدمات ارزنده ي ((ابوبكر صديق)) -رضي الله عنه- برای حفظ ((سنت)) 

((ابوبكر)) -رضي الله عنه-، در دوران كوتاه اما پر ثمره ي خلافت خويش، موثرترين اقدامات را در راه حمايت و نگهباني از ((سنت)) به عمل آورد. در اينجا خوانندگان را با اين اقدامات، آشنا مي سازيم: 

1- تكميل اقدامات پيامبر -صلی الله عليه وسلم- 
((ابوبكر)) -رضي الله عنه-، به مجرد روي كار آمدنش در صدد اتمام و تكميل اهداف پيامبر -صلی الله عليه وسلم- برآمد و بدين منظور، كارهايي را كه آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- آغاز كرده و با رحلت او معلق و يا نيمه تمام مانده بود، به آخر رساند. 

از جمله ي اين موارد، ارسال لشكر ((اسامه)) -رضي الله عنه- به مقصد معين شده اش بود. رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- در روزهاي آخر زندگيش، اين لشكر را فراهم آورده و به سركردگي ((اسامه بن زيد)) -رضي الله عنه- براي كارزار با كفار ((شام)) آماده ساخته بود. و در حالي كه در هنگامه هاي حساس لحظات واپسين زندگي قرار داشت، اصرار عجيبي به روانه كردن آن داشت. اما صحابه -رضي الله عنهم- با بيماري مرگباري كه آن حضرت –صلی الله عليه وسلم- را در آغوش خويش مي فشرد، مردد مانده بودند و لشكر هم حيران و پريشان از عاقبت محبوبشان، تكان نمي خوردند. تا اينكه رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- به ديدار حق شتافت و يارانش را در عالمي پر حزن و اندوه تنها گذاشت. 

خليفه ي اول، بلافاصله افسار اوضاع را در دست گرفت و عليرغم حيرت صحابه و راي مخالف بعضي مبني بر به تاخير انداختن ارسال لشكر مزبور، به ((اسامه)) -رضي الله عنه- دستور داد حركت كند و به سوي مقصد بتازد. فرمان اجرا گرديد و خواسته ي رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم-، پس از وفات او در حالي كه در شرف تعطل قرار گرفته بود، جامه ي عمل پوشيد. 

از همين سري فعاليتهاي ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- است، ارسال نامه هاي پيامبر -صلی الله عليه وسلم- رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- دستور داده بودند احكامي مربوط به زكات جانوران بنويسد و به واليان وي در ولايات اطراف بفرستند. اما قبل از اينكه آنها را بفرستد، رحلت فرمود. ((ابوبكر)) -رضي الله عنه-، آن احكام را مرتب كرده و به مناطق مقرر فرستاد.[1]

2- تشكيل انجمن شوراي صحابه -رضي الله عنهم- 

براي يافتن راه حل اساسي جهت نجات ((سنت)) از بي نظمي هايي كه منجر به فروپاشي آن مي گشت، قبل از پياده مردن هر نوع تدبيري، لازم آمد تا يك انجمن از صحابه ي صاحبنظر و با تجربه در امر حديث، تشكيل گردد و با تبادل نظر پيرامون مسائل و پيشامدهاي مختلفي كه ((سنت)) به نوعي در معرض وقوع آنها قرار داشت، قوانيني وضع گردد كه ضامن سلامتي و صيانت آن باشد. 

((ابوبكر)) اولين كسي بود كه دست به اين اقدام اساسي زد. وي اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- را جمع كرد و با آنها در مورد امر مذكور مشورت نمود. در اين نشست تاريخي و سرنوشت ساز، لايحه ي ذيل با اتفاق آراء صحابه -رضي الله عنهم- به تصويب رسيد: 

((در خبر واحد، نگاهي كاوشگرانه داشته باشند و آن را با كتاب الله و خبر متواتر و احاديث مشهور پيامبر -صلی الله عليه وسلم- مقايسه نمايند. اگر چيزي از آن مخالف باشد، آن را جدا كرده و بيرون بيندازند و اگر مخالف نباشد، بار ديگر راوي آن را مورد بررسي قرار دهند، و از كسي حديثي قبول نكنند، مگر اينكه عدالت، ضبط، راستگويي و اصابت راي او نزد مردم معروف باشد. اگر چنين نباشد از او بخواهند شاهدي براي صحت روايتش بيابد، به طوري كه عين روايت او را روايت نمايد، و عليرغم مخالفت سايرين، روايت را تقليل دهند، زيرا در زياده گويي احتمال خطا و اشتباه وجود دارد.))[2]

كساني كه سر رشته و يا حداقل مطالعه اي در قواعد ((علم حديث)) و شرايط روايت ((حديث)) دارند، به خوبي مي دانند كه مصوبه ي فوق تا چند اندازه دقيق طراحي شده و حاوي چه نكات و اصول ايمني دقيقي مي باشد. از وراي كلمات آن مي توان به زمزمه ي سخنان و نظريات دلسوزانه ي صحابه -رضي الله عنهم- براي پاسداري و دفاع از ((سنت)) گوش فرا داد. و كاملاً پيدا است كه ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- با اتكاء به مطمئنترين و موثرترين اساليب مديريت، به بهترين وجه اين جلسه را به سوي مقصد كه همانا چاره جويي براي حمايت از ((سنت)) بود، هدايت كرده است. 

پس ((ابوبكر)) همچنين اولين كسي است كه روايت حديث را در چهارچوب ضوابطي قرار داد و با اين كار، وسيله ي موثري براي استحكام ديواره هاي ((سنت)) فراهم آورد. 

3- احتياط در قبول روايات 
او همچنين، نخستين كسي بود كه احتياط را لازمه ي قبول اخبار قرار داد.[3] از نمونه هاي اين احتياط عملكرد وي در واقعه ي ذيل است: 

((روزي مادر بزرگي نزد ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- آمد و از او خواست تا برايش سهمي از ميراث مقرر نمايد. ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- گفت: من براي تو در كتاب الله چيزي از ارث نمي بينم، و نمي دانم كه آيا رسول الله -صلی الله عليه وسلم- براي امثال تو سهميه اي مقرر كرده اند يا نه؟ سپس از مردم پرسيد و ((مغيره)) بلند شد و گفت: در محضر رسول الله -صلی الله عليه وسلم- بودم و او يك ششم ميراث را به جده داد. ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- از او پرسيد: شاهدي بر اين گفته ات داري؟ ((محمد بن مسلمه)) به مثل آنچه كه ((مغيره)) گفته بود، شهادت داد. بعد از آن ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- يك ششم ميراث را براي مادربزرگ تجويز نمود.))[4].

علامه، ((مناظر احسن گيلاني)) مي نويسد: ((اصول شهادت را براي تحقيق حديث، اولين بار، حضرت ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- بنياد نهاد.))[5].

4- ممانعت از روايت احاديث متضاد
پس از وفات پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، مردم را به دور خويش جمع نمود و گفت: ((شما احاديثي از رسول الله -صلی الله عليه وسلم- روايت مي كنيد كه با هم اختلاف دارند.[6] بدانيد كه پس از شما، اختلاف در ميان مردم شديدتر خواهد شد. لذا اين گونه احاديث را از رسول الله -صلی الله عليه وسلم-، روايت نكنيد و هر كه از شما سوال كند، بگوييد قرآن در ميان ما و شماست، حلال آن را حلال و حرامش را حرام بدانيد)). 

نبايد تصور كرد كه ((ابوبكر)) -رضي الله عنه- با اين سخن، با روايت حديث _ اعم از ناسخ و منسوخ _ مخالفت مي كرد و يا اين توصيه مي خواست دروازه ي روايت را مسدود گرداند. اين طرز فكر با توجه به خدمات شايسته ي او به رونق بخشيدن حديث و نظم دادن به روايت آن، چنان كه از مصوبه ي سابق الذكر او پيداست، كاملاُ بي اساس است. بلكه اين توصيه مبني بر بينش كاملاُ موجهي كه از آينده ي متزلزل داشت، و نظر شفقت آميز و دلسوزانه ي او نسبت به ((امت اسلامي)) بود. علاوه بر اين، قاعدتاً اگر دو حديث متعارض شنيده شود، يكي از آن د