ي‌ بر دوستي‌ خود با وي‌ بيفزا!» و همچنين‌ با مدنظر قرار دادن‌ دعايي‌ كه‌ پس‌ از ابلاغ‌ «من‌ كنت‌ُ مولاه‌...» كرد و فرمود: «اللهم‌ وال‌ من‌ والاه‌ وعاد من‌ عاداه‌» كه‌ صراحتاً مفهوم‌ دوستي‌ آن‌ ابلاغ‌ را مبيّن‌ مي‌سازد.
علي‌ (رض) مولاي‌ صحابه‌ بود
لازم‌ نيست‌ توضيح‌ داده‌ شود كه‌ حضرت‌ علي‌ (رض) از زمرّه‌ي‌ برترين‌ اصحاب‌ رسول‌ خدا (ص) بود. آيا نيازي‌ وجود دارد كه‌ سبقت‌ اسلام‌ او، و اين‌كه‌ پسر عمو و داماد رسول‌ خدا (ص) بود و ساير امتيازات‌ ديگر وي‌ به‌ تفصيل‌ ثابت‌ شود؟
با ايراد «حديث‌ موالات‌» بر ميزان‌ محبوبيّت‌ ايشان‌ در قلوب‌ صحابه‌ (رض) اضافه‌ گرديد و از آن‌ به‌ بعد هم‌ براي‌ هميشه‌ وي‌ را صاحب‌ وصف‌ «مولي‌» تصوّر و در حق‌ او احترامات‌ خاصّه‌ ابراز مي‌كردند.
با مرور زندگي‌ اصحاب‌ و طرز برخورد آنان‌ با يكديگر كه‌ هميشه‌ بر مبناي‌ دوستي‌ و اتحاد و برادري‌ استوار بود، درباره‌ي‌ حضرت‌ علي‌ (رض) به‌ اين‌ مطلب‌ برمي‌خوريم‌ كه‌ او در نزد صحابه‌ ـ رضي‌الله عنهم‌ ـ به‌ سبب‌ فرمان‌ نبوي‌ در «حديث‌ موالات‌»، مولي‌ و محبوب‌ بود.
قصه‌ي‌ حضرت‌ بُريده‌ (رض) را قبلاً نقل‌ كرديم‌. او به‌ محض‌ دريافت‌ حكم‌ محبّت‌ با علي‌ (رض) چنان‌ دوستدار او شد كه‌ مي‌گفت‌: «بعد از آن‌ هيچ‌ كس‌ به‌ نزدم‌ محبوب‌تر از علي‌ نبود».
وقتي‌ رسول‌ خدا (ص) در «غدير خم‌» موالات‌ علي‌ (رض) را اعلام‌ فرمود، حضرت‌ عمر (رض) نخستين‌ كسي‌ بود كه‌ به‌ جانب‌ او شتافت‌ و گفت‌: 
«به‌به‌! به‌ تو تبريك‌ مي‌گويم‌. از امروز مولاي‌ هر مؤمن‌ شدي‌»( مصنّف‌ عبد الرزاق‌ + سنن‌ ابن‌ماجه‌ (به‌ نقل‌ از صواعق‌ محرقة: 44).). 
نقل‌ شده‌ كه‌ روزي‌ يكي‌ نزد ايشان‌ كه‌ حضرت‌ علي‌ (رض) نيز حضور داشت‌، نسبت‌ به‌ علي‌ (رض) سخني‌ تحقيرآميز بر زبان‌ آورد. ايشان‌ برآشفت‌. و محكم‌ يقه‌ي‌ او را گرفت‌ و از زمين‌ بلندش‌ نمود و گفت‌: «هيچ‌ مي‌فهمي‌ چه‌ كسي‌ را كوچك‌ مي‌شمري‌؟ تو مولاي‌ من‌ و مولاي‌ هر مؤمن‌ را رنجاندي‌»(رياض‌ نضره‌: 170/2. ). 
حضرت‌ عمر (رض) در تمام‌ طول‌ زندگي‌، رفتاري‌ فوق‌العاده‌ نسبت‌ به‌ علي‌ (رض) داشت‌. از او پرسيدند: با علي‌ به‌ گونه‌اي‌ متفاوت‌ رفتار مي‌كني‌؟ گفت‌: «او مولاي‌ من‌ است‌»(سنن‌ دارقطني‌ (به‌ نقل‌ از صواعق‌ محرقه: ص‌44) ذخائر العقبي‌: 68 + الغدير اميني‌: 383/1 به‌ نقل‌ از صواعق‌ محرقة: 44). ). 
زماني‌ كه‌ حضرت‌ علي‌ (رض) خليفه‌ بود، گروهي‌ از انصار كه‌ حضرت‌ ابوايوب‌ انصاري‌ (رض) نيز با آنان‌ بود، نزد ايشان‌ آمدند. گفتند: «سلام‌ بر تو اي‌ مولاي‌ ما!» گفت‌: «چگونه‌ مولاي‌ شما باشم‌ در حالي‌ كه‌ همه‌ي‌ شما عرب‌ هستيد؟» گفتند: «ما خود شنيديم‌ كه‌ رسول‌ خدا (ص) در روز غدير خُم‌ فرمودند: «هر كه‌ من‌ مولاي‌ او هستم‌، اين‌ (علي‌) مولاي‌ اوست‌»( مسند احمد: 5 / 419.).
در اين‌ روايت‌ دقت‌ كنيد. اگر «مولي‌» به‌ معني‌ امير و امام‌ بود، مولاي‌ مؤمنان‌ با شنيدن‌ «مولاي‌ ما» از در تواضع‌ وارد نمي‌شدند! چون‌ ايشان‌ در آن‌ زمان‌ حقيقتاً خليفه‌ و اميرمؤمنان‌ ـ چه‌ عرب‌ و چه‌ عجم‌ و نه‌ فقط‌ عجم‌ ـ بودند.
چنان‌كه‌ گفتيم‌ خود ايشان‌ در «رحبه‌»ي‌ كوفه‌ براي‌ تشويق‌ مردم‌ به‌ التزام‌ محبّت‌ خويش‌ و ترغيب‌ به‌ اطاعت‌ و فرمانبري‌، همين‌ حديث‌ را متذكر شدند و صحابه‌ي‌ ديگر را به‌ گواهي‌ نمودن‌ آن‌ فرا خواندند.
عبدالرحمن‌ بن‌ سابط‌ گويد:
«در يكي‌ از حج‌هاي‌ معاويه‌، سعد بن‌ ابي‌ وقّاص‌ نزد او رفت‌. سخن‌ از علي‌ به‌ ميان‌ آمد، سعد گفت‌: علي‌ صاحب‌ سه‌ خصلت‌ است‌ كه‌ اگر من‌ فقط‌ يكي‌ را مي‌داشتم‌ برايم‌ از تمام‌ دنيا محبوب‌تر بود. شنيدم‌ رسول‌ خدا (ص) فرمود: «من‌ كنت‌ مولاه‌ فعلي‌ّ مولاه‌» و شنيدم‌ فرمود: «فردا پرچم‌ را به‌ دست‌ كسي‌ خواهم‌ داد كه‌ خدا و رسولش‌ را دوست‌ دارد و خدا و رسول‌، وي‌ را دوست‌ دارند»(اين‌ جمله‌ را يك‌ روز قبل‌ از فتح‌ خيبر فرمودند. روز فتح‌، خيبر به‌ دست‌ حضرت‌ علي‌ رض فتح‌ شد.  ). و شنيدم‌ فرمود: «تو براي‌ من‌ مانند هارون‌ براي‌ موسي‌ هستي (اين‌ جمله‌ را هنگام‌ حركت‌ به‌ سوي‌ تبوك‌ فرمودند كه‌ حضرت‌ علي‌ (رض) را به‌ جاي‌ خويش‌ در مدينه‌ نهادند و به‌ گفته‌ بود: «آيا مرا نزد زنان‌ و پيرمردان‌ و كودكان‌ مي‌گذاري‌ (و با خود به‌ جنگ‌ نمي‌بري‌)؟) با اين‌ فرق‌ كه‌ پس‌ از من‌ پيامبري‌ نخواهد آمد»(به‌ روايت‌ حسن‌ بن‌ عرفه‌ عبدي‌. ابن‌ كثير گفته‌: لم‌ يخرّجوه‌ واسناده‌ حَسَنّ. البداية والنهاية، 327/7.). اين‌ جمله‌ را هنگام‌ حركت‌ به‌ سوي‌ تبوك‌ فرمودند كه‌ حضرت‌ علي‌ (رض) را به‌ جاي‌ خويش‌ در مدينه‌ نهادند و او گفته‌ بود: «آيا مرا نزد زنان‌ و پيرمردان‌ و كودكان‌ مي‌گذاري‌ (و با خود به‌ جنگ‌ با كفار نمي‌بري‌؟)».
از اين‌ روايات‌ ثابت‌ مي‌شود كه‌ صحابه‌ (رض) به‌ امتثال‌ از فرمان‌ نبوي‌ در «حديث‌ موالات‌» حضرت‌ علي‌ (رض) را مولاي‌ خود مي‌دانستند و گاه‌ ايشان‌ را با همين‌ وصف‌ خطاب‌ مي‌كردند و از همه‌ي‌ اين‌ روايات‌ بر مي‌آيد كه‌ نزد آنان‌ و به‌ نظر خود علي‌ (رض) مولي‌ به‌ معني‌ محبوب‌ و عزيز و سرور بود.
«حديث‌ موالات‌» در كنار آيه‌هاي‌ قرآن‌
در قرآن‌ كريم‌ آيه‌هايي‌ هست‌ كه‌ با بياني‌ بسيار روشن‌ حقانيت خلافت‌ سه‌ خليفه‌ي‌ قبل‌ از حضرت‌ علي‌ (رض) را پيش‌گويي‌ و تأييد كرده‌ است‌. به‌ دو نمونه‌ از صريح‌ترين‌ اين‌ آيه‌ها توجه‌ شود:
1ـ (‏ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً ....)[نور: آيه‌ 55].
«وعده‌ داد خداوند به‌ كساني‌ از شما كه‌ ايمان‌ آورده‌ و اعمال‌ نيك‌ انجام‌ دادند كه‌ حتماً خليفه‌ مي‌سازد آنان‌ را در زمين‌؛ همان‌ طور كه‌ خليفه‌ ساخت‌ كساني‌ را كه‌ قبل‌ از آنان‌ بودند و تمكين‌ دهد براي‌شان‌ دين‌ شان‌ را؛ ديني‌ كه‌ خداوند براي‌شان‌ پسنديد و حالت‌شان‌ را بعد از خوفي‌ كه‌ داشتند به‌ أمن‌ بدل‌ خواهد كرد...».
مخاطبان‌ اين‌ آيه‌، صحابه‌ (رض) بودند. پس‌ از رسول‌ خدا (ص) اين‌ وعده‌ الهي‌ بلافاصله‌ با استخلاف‌ حضرت‌ ابوبكر صديق‌ (رض) و بعد از او به‌ ترتيب‌ با استخلاف‌ حضرات‌ عمر فاروق‌ و عثمان‌ غني‌ و علي‌ مرتضي‌ ـ رضي‌الله عنهم‌ ـ تحقّق‌ يافت‌. حالات‌ نيكي‌ كه‌ در طول‌ خلافت‌ اين‌ چهار خليفه‌ بالاخص‌ دو خليفه‌ي‌ اول‌ و قسمت‌ اعظم‌ دوران‌ خلافت‌ حضرت‌ عث