 از او مي‌دانستند، حتماً همان‌ را انتخاب‌ مي‌كردند»( تاريخ‌ كبير ابن‌ عساكر: 132/41.).
خلاصه‌، شراط‌ افضليت‌ در خلافت‌ خاصه‌ (خلافت‌ راشده‌) و افضليت‌ خلفاي‌ راشد به‌ ترتيب‌ خلافتشان‌، در آن‌ زمان‌ از بديهيات‌ بود كه‌ همه‌ به‌ آن‌ اعتراف‌ داشتند و نيازي‌ به‌ بحث‌ هم‌ نداشت‌.
صحابه‌ (رض) خلفاي‌ راشد را پيش‌بيني‌ كرده‌ بودند
يك‌ بار ديگر احاديثي‌ را كه‌ تحت‌ عنوان‌ «حديث‌ موالات‌ در كنار ساير احاديث‌...» قيد شده‌اند، مرور كنيد. آنچه‌ شما در پرتو آن‌ فرموده‌ها درباره‌ي‌ ترتيب‌ خلفاي‌ راشد، برداشت‌ مي‌كنيد، صحابه‌ ـ رضي‌ الله عنهم‌ ـ در دوران‌ رسالت‌ نيز برداشت‌ كرده‌ بودند و اين‌ مطلب‌ به‌ صورت‌ يك‌ قضاوت‌ عمومي‌ در اذهان‌ همه‌ وجودداشت‌ و از كسي‌ اختلافي‌ هم‌ در اين‌ مورد ثابت‌ نيست‌.
براي‌ روشني‌ بيشتر، يك‌ حديث‌ ديگر كه‌ گوياي‌ صريح‌ اين‌ قضاوت‌ و تصور عمومي‌ صحابه‌ ـ رضي‌الله عنهم‌ ـ در آن‌ زمان‌ مي‌باشد، نقل‌ مي‌شود:
حضرت‌ جابر (رض) گويد:
«يك‌ روز رسول‌ الله (ص) فرمودند: ديشب‌ يك‌ مرد صالح‌ خواب‌ ديده‌ است‌. او ديده‌ ابوبكر به‌ رسول‌الله (ص) چنگ‌ زده‌ و آويزان‌ است‌ و عمر به‌ ابوبكر و عثمان‌ به‌ عمر. ما وقتي‌ از محضر رسول‌الله (ص) برخاستيم‌، با يكديگر اين‌ تعبير را رد و بدل‌ مي‌كرديم‌: مرد صالح‌ خود رسول‌الله (ص) هستند (خواب‌ را خودشان‌ ديده‌اند) و آويزان‌ شدن‌ هر يكي‌ به‌ ديگري‌، بدين‌ معناست‌ كه‌ آنان‌ پس‌ از او واليان‌ امري‌ هستند كه‌ خداوند متعال‌ پيامبرش‌ را براي‌ آن‌ مبعوث‌ فرموده»(سنن‌ ابو داود: السنّة/ ح‌ 447 + مستدرك‌ حاكم‌ با تصحيح‌ ذهبي‌: 72/3 + مسند احمد: 132/5، ح‌ 14827 + صحيح‌ ابن‌حبان‌ (با ترتيب‌ بن‌ بلبان‌ فارسي‌): 260/6، ح‌ 6922 + تاريخ‌ ابن‌ عساكر: 113/41. ). 
پس‌ از سپري‌ شدن‌ دوران‌ رسالت‌ و نبوت‌ اين‌ تصور و قضاوت‌ در اذهان‌ عموم‌ باقي‌ بود.
در ايّام‌ خلافت‌ ابوبكر صديق‌ (رض) يك‌ روز مردم‌ به‌ ايشان‌ گفتند: والله ما كه‌ ندانستيم‌ خليفه‌ شماييد يا عمر؟ (اشاره‌ به‌ مرتبه‌ي‌ مؤثر عمر بن‌ خطاب‌ (رض) در اسلام‌)، فرمود: «ان‌ شاءالله كه‌ اوست‌ (او خواهد شد)( عصر الصحابة : 60). 
حضرت‌ عمر (رض) در دوران‌ خلافت‌ خويش‌ از حضرت‌ حذيفه‌ (رض) كه‌ محرم‌ اسرار رسول‌ خدا (ص) بود، پرسيد: 
«به‌ نظر تو مردم‌ پس‌ از من‌ چه‌ كسي‌ را به‌ ولايت‌ اين‌ امر بر مي‌گزينند؟ گفت‌: مردم‌ به‌ عثمان‌ نظر دارند. (و مطمئناً او ولي‌َّ امر مي‌شود)»(سير أعلام‌ النبلاء (سيرة الخلفاء الراشدين‌): 55 + تاريخ‌ ابن‌ عساكر: 121/41. ). 
حارث‌ بن‌ مضرّب‌ گويد:
«با عمر حج‌ گزاردم‌. شنيدم‌ شاعر مي‌خواند: «إن‌ الأمير بعده‌ عثمان‌». پس‌ از آن‌ در زمان‌ عثمان‌ با عثمان‌ حج‌ گزاردم‌. شنيدم‌ شاعر مي‌خواند: «إن‌ الأمير بعده‌ علي‌»!(همان‌ منابع‌ + تاريخ‌ الإسلام‌ (ذهبي‌): 474/3. ). 
و اما برتري‌ ابوبكر و بعد از او، عمر و بعد از او، عثمان‌ و بعد از او، علي‌ كه‌ يكي‌ ديگر از ريشه‌هاي‌ ترتيب‌ خلفاي‌ راشد در اذهان‌ عمومي‌ بود، نيز از مطالبي‌ بود كه‌ در زمان‌ رسول‌ خدا (ص) ميان‌ اصحاب‌ ـ رضي‌الله عنهم‌ ـ مذاكره‌ مي‌شد و آن‌ حضرت‌ (ص) نيز آن‌ را مي‌شنيدند و انكاري‌ نداشتند. (و مطلبي‌ را كه‌ رسول‌ الله(ص) انكار نكند، به‌ معني‌ صحت‌ آن‌ است‌).
حضرت‌ عبدالله بن‌ عمر (رض)  گويد:
«ما در زمان‌ رسول‌ خدا (ص) مي‌گفتيم‌: هيچ‌ كس‌ را با ابوبكر برابر نمي‌دانيم‌ و بعد از او عمر و بعد از او عثمان‌. بقيه‌ي‌ اصحاب‌ را به‌ حال‌ خود مي‌گذاشتيم‌ و در ميان‌شان‌ تفاضل‌ نمي‌كرديم‌»( صحيح‌ بخاري‌: فضائل‌ أصحاب‌ النبي ‌ / باب‌ فضل‌ ابي بكر   و باب‌ فضل‌ عمر  و باب‌ فضل‌ عثمان‌  + جامع‌ ترمذي‌: مناقب‌/ ح‌ 3707 + سنن‌ ابوداود: السنّة/ ح‌ 4462 + مسند احمد: 14/2 و 24 + صحيح‌ ابن‌حبان‌ (با ترتيب‌ ابن‌ بلبان‌ فارسي‌): 383/6، ح‌ 7260 + تاريخ‌ كبير ابن‌عساكر (با اضافه‌ي‌ اسم‌ علي‌ بعد از عثمان‌ و عدم‌ انكار رسول‌ خدا : 227/32 و 228 و 108/41 و 110.). 
و گويد: 
«در حالي‌ كه‌ رسول‌ خدا (ص) زنده‌ بود، مي‌گفتيم‌: بهترين‌ فرد از امت‌ رسول‌ الله (ص)، ابوبكر است‌ و بعد از او عمر و بعد از او عثمان‌ (رض)»(سنن‌ ابو داود: السنّة/ ح‌ 4463. ). 
و در روايتي‌ ديگر تصريح‌ كرده‌ كه‌ اين‌ خبر به‌ رسول‌ الله (ص) هم‌ رسيده‌ بود و ايشان‌ انكار نكرده‌ بود (معجم‌ كبير طبراني‌: /12 ح‌ 13132. ).
بالطبع‌ اين‌ موضوع‌ نيز پس‌ از زمان‌ رسول‌ خدا (ص) در اذهان‌ و قلوب‌ مردم‌ باقي‌ ماند و ثابت‌ است‌ كه‌ تا صحابه‌ ـ رضي‌الله عنهم‌ ـ بودند، به‌ كسي‌ اجازه‌ نمي‌دادند، خلاف‌ آن‌ چيزي‌ بگويد.
 
در اديان‌ الهي‌ پيشين‌، پيش‌ گويي‌ شده‌ بود
در قرآن‌ كريم‌ درباره‌ي‌ اصحاب‌ رسول‌ خدا (ص) به‌ صورت‌ كلي‌ چنين‌ مي‌خوانيم‌: (ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيل)[فتح /‌ 29]. «اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است‏». حضرت‌ عبدالله بن‌ عباس‌ (رض) در تفسير آن‌ فرموده‌ است‌: 
«يعني‌ اوصاف‌ اصحاب‌ رسول‌ الله (ص) قبل‌ از آفرينش‌ آسمان‌ها و زمين‌ در تورات‌ و انجيل‌ مكتوب‌ بوده‌ است»(تفسير طبري‌: 372/11، ح‌ 31634. ). 
ترتيب‌ روي‌ كار آمدن‌ حضرت‌ ابوبكر صديق‌ (رض) بلافاصله‌ پس‌ از رسول‌ خدا(ص) و بعد از او به‌ ترتيب‌ حضرت‌ عمر فاروق‌ (رض) و حضرت‌ عثمان‌ ذي‌النورين‌ (رض) و حضرت‌ علي‌ مرتضي‌ (رض)، نيز واقعيّتي‌ آسماني‌ بود كه‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از ويژگي‌هاي‌ ياران‌ برگزيده‌ي‌ آخرين‌ رسول‌ خدا (ص) در ازل‌ مقدّر و در كتب‌ آسماني‌ پيشين‌ منعكس‌ شده‌ بود. 
سعيد بن‌ عبدالعزيز گويد:
«وقتي‌ رسول‌ الله (ص) رحلت‌ نمود، از يك‌ دانشمند بزرگ‌ يهودي‌ كه‌ به‌ «ذي‌قربات‌» شهرت‌ داشت‌ و از قبيله‌ي‌ «حمير» بود پرسيدند: چه‌ كسي‌ خليفه‌ي‌ رسول‌الله (ص) مي‌شود؟ گفت‌: الأمين‌ (مرد امين‌ و حق‌گذار يعني‌ ابوبكر صديق‌ (رض)). پرسيدند: بعد از او چه‌ كسي‌ خليفه‌ مي‌شود؟ گفت‌: قرن‌ من‌ حديدٍ (دژي‌ فولادين‌ يعني‌ عمر فاروق‌ (رض)). پرسيدند: پس‌ از او؟ گفت‌: الأزهر (مرد روشن‌ يعني‌ عثمان‌ ذي‌ النورين»(به‌ تخريج‌ ابوالقاسم‌ بغوي‌ (ازالة الخَفاء دهلوي‌: 339/1) + خصائص‌ كبري‌ (سيوطي‌): 55/1. ). 
نقل‌ شده‌ كه‌ حضرت‌ عمر فاروق‌ (رض) از يك‌ عالم‌ اهل‌ كتاب‌ پرسيد: كتاب‌هايي‌ كه‌ قبلاً مي‌خوانديد در آنها چه‌ ديده‌ بوديد؟ او گفت‌: من‌ در كتاب‌هاي‌ گذشته‌ خوانده‌ام‌ كه‌ خليفه‌ي‌ نبي‌ (ص)، صديق‌ خواهد شد (خصائص‌ كبري‌ (سيوطي‌): 52/1 + تاريخ‌ ابن‌ عساكر (ازالة الخَفاء (دهلوي‌): 32/1 + عهد زرّين‌: 58. ).
قصه‌ي‌ حضرت‌ جُبير بن‌ مطعم‌ (رض) مشهور است‌ كه‌ او در اوان‌