شغول اصلاح مفاسد اخلاقي و اجتماعي جامعه اسلام باشند، مشغول نموده و وجودشانرا رسماً معطّل و بي‌فائده گذارده‌است!

بعقيدة نگارنده مهمترين عامل مؤثر در انحطاط عالم اسلامي و قويترين چيزيكه ما را از قافلة ترقي عقب انداخته‌است، همين است كه بسياري از دانشمندان در عوض اينكه در راه نشر حقايق اسلامي اندكي بذل مساعي نموده و متوجه اصلاح مفاسد اجتماعي و اخلاقي جامعه باشند، عمرشانرا در پيرامون اينگونه مسائل بيهوده صرف نموده و بالاخره خود و عالمي را بدبخت نموده اند!!

6ـ رجعت 
بطوريكه شهرستاني مي‌نويسد رجعت از عقايد ديرينة يهود است:
منشاء اين عقيده در آنان، حديث معروف غدير ومخصوصا قضية هارون بود؛ بعد از آنكه هارون در بيابان وفات كرد، يهود متفقاً گفتند كه موسي از روي حسد او را كشته‌است، وچون نسبت به هارون بيش از موسي متمايل وعلاقمند بودند، در نتيجة همين علاقمندي قائل برجعت وي شده، همواره منتظرش بودند!(175) ولي اين مسأله در اسلام اصلا اسمي از آن در بين نبود و بلكه چنانكه عنقريب معلوم خواهد شد تقريباً مخالف با نصوص قرآن است؛ تا اينكه عبد الله بن سباي يهودي اين قضيه را بطوريكه مكرر گفتيم در اسلام منتشر نموده، سپس پايه و اساس مذهب فرقة (سبائيه) وديگر فرق غلات كه قسمتي را در پيش گفتيم قرار گرفت، اخبار زيادي هم در اين قسمت جعل و منتشر شد كه انشاء الله در مبحث رجعت خواهيم بيان كرد.

اين مسأله گذشته از اينكه چرخ مذهب سازي را رسماً بكار انداخته، ومسبب تشكيل فرق بابي، بهائي و ازلي شده و آنهمه مسلمان بيچاره را در وادي گمراهي و بدبختي گرفتار نموده‌است، لطمة بزرگي هم به اركان تشيع وارد آورده‌است، و اين مذهب را با آن مباني متقنه و اساس محكم كه مخصوص آنست مورد حملات شديد ساير طوائف اسلام و غيره قرار داده، و در عين حال آن را به يك مذهب موهوم و بي اصلي معرفي نموده‌است، چنانكه جمعي از علماء ونويسندگان سنت وجماعت از متقدمين مانند، شيخ السلام ابن تيميه، و از معاصرين مانند سيد رشيد رضا صاحب (المنار) وشكيب ارسلان ونويسندة ضحي الاسلام وفجر الاسلام، حتي عده‌اي از دانشمندان غرب مانند رنان فرانسوي، و ستودارد آمريكائي، بمناسبت همين موضوع و ديگر مقالاتيكه فرقه‌هاي (غلات) از شيعه اصلا از يهود گرفته بودند، شيعه را بطور كلي يك حزب سياسي و منشعب از يهود مي‌دانند، و صريحاً در مؤلفاتشان نوشته‌اند كه يهودي‌ها براي تخريب اسلام بصورت شيعه بروز كرده، و از طرفي هم عجم‌ها از لحاظ دشمني با عرب او را تأييد نموده و بالاخره مذهب كنوني (شيعه) را تشكيل دادند!

7ـ مسألة تشبيه:
يعني تشبيه خالق بخلق كه باتفاق تمام علماي ملل و نحل از مميزات ملت يهود است، چنانكه تثليث و تشبيه خلق بخالق نيز از مشخصات پيروان مسيح مي‌باشد، منشاء اشتباه يهود در اين موضوع بطوريكه شهرستاني مي‌نويسد، همان توراتي است كه در دست دارند، زيرا الفاظ داله بر تشبيه از قبيل نزول خدا در كوه طور سيناء و گريه كردن بر طوفان نوح و اينگونه افسانه ها.......... در تورات زياد ذكر شده‌است(176) كه متاسفانه يهوديان همه آنها را وارد اسلام كرده و بالنتيجه از مباني مهمه عقايد فرق شده‌است، زيرا اگر عقايد اينان را در كتب ملل و نحل مطالعه نمائيد مي‌بينيد كه قسمت عمده مقالاتشان دائر مدار همين مسأله‌است، چنانكه در پيش از شهرستاني نقل كرديم كه تمام عقايد جميع فرقه هاي غُلاة بر چهار چيز دور مي‌زند كه از آن جمله تشبيه‌است.

گذشته ازين اين موضوع هم در تفرقة جمعيت مسلمين بنوبة خود همراهي زياد نموده و فرقه بنام (مشبهه) و (مجسمه) در اسلام، تشكيل نمود؛ مشبهه بفرقه‌هاي چندي كه از آن جمله (هشاميه) و (حشويه) مي‌باشند تقسيم مي‌شوند، شرح عقايد همة آنان از موضوع بحث ما خارجست، خلاصه اينان بطور عموم خداوند را بتمام معني تشبيه بانسان مي‌كنند حتي براي او حواس خمسه ودست و يا و چشم و بيني و................. قائل شده‌اند، علاوه بر اينكه آيات قرآن را طبق مقالاتشان تفسير مي‌كنند احاديث بسياري هم در اين قسمت به پيغمبر اكرم و ائمه نسبت مي‌دهند از قبيل:

«لقيني ربِّي؛ فصافحني، وكافحني، ووضع يده بين كتفي حتى وجدت برد أنامله»(177)  «عن النبيّ: ينادي الله تعالى يوم القيامة بصوت يسمعه الأولون والآخرون »(178)  «عن ابن عباس رأيت ربي في صورة شاب أمرد» (179) «إذا أراد الله أن ينزل إلى السماء الدنيا نزل عن عرشه بذاته»(180) «في الذيل: رأيت ربِّي بِمِنَى يوم النَّفْر على جمل أوْرِق عليه جُبَّة صوف أمام الناس»(181).  در كتب اخبار ما نيز مخصوصاً در مجلدات بحار احاديث متضمنه بر تشبيه زياد ديده مي‌شود.

معلوم مي‌شود اين آقايان مشبهه و مجسمه هم در قسمت رجعت وارد بوده اند، زيرا بعضي از احاديث آن كه مي‌گويد در تعقب جنگ شيطان با حضرت امير جبار [خداوند] در زمين نزول مي‌كند و...... كه انشاء الله عين آنها را خواهم ذكر كرد، صريحاً مشعر بر تشبيه‌است!

8 ـ تحريف كتاب الله
بطوريكه علماي ملل و نحل مي‌نويسند: از جمله مزاياي ملت يهود تحريف كتاب خدا ـ توارت ـ بود، اينان براي حفظ مصالح خود چيزهائي از توارت كم كرده و يا مطالبي به وي افزوده تا اينكه توارت كنوني را تشكيل دادند(182)، قرآن هم در چند جا همين عمل زشت يهود را اجمالاً بما خبر مي‌دهد ﴿.. وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ الله ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾ [البقرة:75]، ﴿مِنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ...﴾[النساء:46]، ﴿وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ...﴾ [المائدة:13]، ﴿يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ﴾ [المائدة:41].

اين عمل كه بتصريح قرآن و باتفاق علماي ملل و نحل از مزاياي ملت يهود بود، متأسفانه در مسلمين هم سرايت كرده يعني فرقه (غلات) آنرا تعقيب نموده و بنوبه خود جنايت بزرگي بعالم اسلام وارد آورده‌است!

نهايت آنكه يهود در اين باره موفقيت حاصل كرده، و آنچه را كه مي‌خواستند از توارت كم كنند و يا به وي بيفزايند، انجام داده و بالاخره (توارت) فعلي را تنظيم كردند! ولي (قرآن) چون خداوند حفظ و نگهباني آنرا رسما در عهده گرفته، و محفوظ از هر گونه تغييرات مي‌باشد، از اينرو آيات ساختگي (غلات) هنوز هم در ميان يك مشت كتاب غبار آلوده جاي گرفته و صفحات زيباي قرآن كريم را لكه‌دار نكرده‌است.

در هر حال فرقه هاي غلات كه تمام مقالاتشان از سرچشمه خرافات يهود آب مي‌خورد، و در حقيقت ننگ عالم اسلامي بوده و مي‌باشد، همين عمل يهود را تعقيب كرده و آن را از عوامل مهمه نشر مقالات بچه گانه‌شان قرار داده بودند! يعني: عقايدشانرا در قالب الفاظي ريخته و باسم آية قرآن و يا بعنوان اينكه سورة مخصوصي هست منتشر مي‌كردند واحاديثي نيز مشعر بر اينكه آن جمله و يا آن سوره از قرآن بوده‌است جعل نموده به پيغمبر (ص) و ائمه 