<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">رازهای پس پرده کلیسا</a></body></html>سوال: شخص شما، مناصب و عهده‌های بلندی را در اتحادیه کلیساها به دوش داشته اید، گفته می‌توانید که زندگی شما تحت پوشش کلیسا چگونه سپری می‌شد؟

جواب: سازمان‌های غربی اموال و دارایی‌های بی‌حسابی را بالای ما مصرف می‌نمودند، و هرآنچه که ما ضرورت داشتیم برای ما آماده می‌ساختند، از موترهای مدرن و گران‌قیمت گرفته، تا منازل پرتعیش، و زمینه سفرها به همه اکناف جهان و ما با آزادی کامل این اموال را به مصرف می‌رساندیم، و با عیش و عشرت زندگی داشتیم، اما با وجود این همه احساس استقرار روحی برایم میسر نبود، همیشه احساس می‌کردیم آنچه انجام می‌دهم، با فطرتم سازگار نیست، و این موضوعی بود که همیشه مرا به تشویش مبتلا می‌ساخت.سوال: این همه عیش و عشرت را چگونه ترک نموده، و به سوی اسلام رو آوردید؟ و چگونه توانستید به اسلام قناعت نمائید؟

جواب: الحمد لله همه چیز را به کلیسا رها نمودم، و احساس کردم که دوباره تولد گردیده ام، استقرار روحی خویش را بعد از ایمان آوردنم به دین اسلام در سال 2002 م باز یافتم، با وجودی که اکنون با مشکلات زندگی دچار می‌باشم، رو آوردنم به سوی اسلام از تحقیقم پیرامون مقایسه بین ادیان، هنگام نوشتن پایان‌نامه (thesis) ماستری سرچشمه می‌گیرد، وقتی نتایج ذیل را به دست آوردم:
* قرآن عظیم‌الشان اسم هیچ مولفی را بر خود ندارد، آنچنانکه هریکی از انجیل‌ها نام یک مولف را با خود دارد.
* قرآن عظیم الشان کتاب خداوند (جل جلاله) است، چنانکه این کتاب سیرت همه انبیاء و رسولان خداوند و از جمله آخرین پیامبر حضرت محمد (ص) را در خود دارد.
* سیرت رسول الله (ص) تاکید دارد که اسلام اولین و آخرین دین خداوندی برای بشریت است.
* همه فرستاده‌های خداوند (جل جلاله) مردم را به سوی توحید خداوند دعوت می‌نمایند، همانگونه که اسلام مردم را به سوی توحید دعوت می‌نماید.
* همه فرستاده‌گان خداوند (جل جلاله) با پروگرام محدودی فرستاده شده بودند، و تنها برای هدایت و رهنمایی قوم خویش موظف بودند، در حالی که رسالت محمد (ص) برای همه بشریت بود.
* در کتاب‌های موجود از ادیان سابقه، نمی‌توان بین کلام خداوند، کلام فرستاده اش و کلام مؤلف کتاب فرقی قایل شد، همه آنچه ما از کتاب‌های ادیان سابقه در دست داریم در آن آمده است یوحنا چنین گفت... یا بطرس چنین ارشاد کرد... در حالی که کلام خداوندی (قرآنکریم) در دین اسلام واضح است، اقوال و افعال محمد (ص) آشکار اند، سیرت رسول و فرستاده خداوند (جل جلاله) محدود و تعین شده است، و این همه دلالت بر حفظ دین توسط خداوند (جل جلاله) می‌نماید.
عدالت و مساوات بین همه مسلمانان و روش با همی در اسلام واضح است، ولی در آیین مسیحیت بسا چیزها بودند که من به سبب گرایش خود به آن دین از آن خجل بودم، چنانکه من به سبب سیاه‌پوست بودن خود احساس خجالت و حقارت می‌کردم.
همچنان انسان‌ها در سایه مسیحیت، دارای درجات مختلف اند، مردمان سیاه‌پوست جدا نماز می‌گذراند، و مردم سفیدپوست جدا، در امریکا سیاه‌پوستان نمی‌تواند در کلیساهای سفیدپوستان به عبادت بپدازند.
چنانچه کولن پاول وزیر خارجه پیشین امریکا به خاطر سیاه‌پوست‌بودنش نمی‌تواند به کلیساهای سفیدپوستان داخل شده و آنها را مخاطب قرار دهد، اما در اسلام چنین تبعیضی وجود ندارد، کسی که قبل از دیگران داخل مسجد شد، در صف نماز می‌گذارد و همه مردم در برابر خداوند (جل جلاله) یکسان اند، امام مسجد می‌تواند سیاه‌پوست باشد یا سفیدپوست هیچ فرقی ندارد.سوال: کلیسا بعد از اطلاع‌یافتن از اسلام‌آوردن شما چه عکس العملی از خود نشان داد؟

جواب: کلیسا و مقامات مسئوول به شدت ناراحت شدند، از راه‌های مختلف تلاش بسیار زیادی به خرچ دادند تا مرتد ساخته و از دینم مرا برگردانند.
از همین سبب بود که هیئت‌ها و کمیته‌های مختلفی چه از سودان و چه از خارج آن نزدم آمدند، فشارهایی زیادی بر من وارد نمودند، و من در این راستا مشکلات زیادی را متحمل شدم، ولی نتوانستند مرا از اسلامم باز دارند، اسلامی را که من در نتیجه تحقیق و قناعت خویش به آن گرویده بودم، در نتیجه تلاش‌های کلیسا برای باز گرداندنم، قناعت من به دین اسلام افزایش یافت، و تلاش برای بازگرداندنم به آئین مسیحی بی‌نتیجه بود.
وقتی که کلیسا از این راستا امیدی برآورده شدن آروزی خود را از دست داد، به مرگ تهدیدم نمودند، بعضی از افراد خود را برای قتل و ترور من گماشتند، ولی این افراد در تلاش خویش ناکام شدند، و من اکنون به دول غربی سفر نمی‌کنم، تا با ترور مواجه نشوم.
همچنان موقعیت‌ قبلی من (در قبیله) از من حمایت می‌کند، در یکی از نوبت‌های که با حمله تروریستی (قاتلانه) روبرو شدم، ولی خداوند (جل جلاله) نجاتم داد، قبیله‌ام از من دفاع کرد، بعد از اسلام‌آوردن احساس می‌کنم که من در پناه و حمایت پروردگار عالمیان قرار دارم. همچنان من به حیث یک فرد مسلمان به این امر قناعت دارم که مرگ حق است و از آن هرایسی ندارم و وقتی کسی در دفاع از اسلام بمیرد شهید می‌شود. و اجر آن نزد خداوند متعال می‌باشد، در حالی که مسیحیان و یهودیان با زندگی عشق می‌ورزند.سوال: آینده خویش را بعد از ایمان‌آوردن چگونه ترسیم نموده اید؟

جواب: به تالیف بعضی کتاب‌ها پرداختم، از آن جمله کتاب تحت عنوان (برای چه اسلام آوردم؟) به همینگونه کتاب دیگری از سماحه و عفو در اسلام و کتابی هم در مورد بدعات یا خرافات موجود، در آئین حاضر مسیحیت نوشتم، همچنان خود را برای دعوت افراد غیر مسلم به سوی اسلام فارغ البال ساختم، و از طریق سازمان وحدت اسلامی برای رشد و آبادانی سودان که خودم مسوولیت آن را به دوش دارم در ساختار و بازسازی سودان سهم فعال و با نتیجه گرفتم.سوال: کتاب «برای چه اسلام آوردم» دارای کدامین بحث‌های مهم و محوری است؟

جواب: طی این کتاب مقایسه‌ای بین اسلام و ادیان دیگری انجام داده‌ام، از مسایل ثابت و پابرجا در اسلام صحبت کرده‌ام، همچنان مسایل ضد و نقیض و اختلافی موجود در سایر ادیان را برملا ساخته‌ام، در حقیقت نظام توزیع میراث در اسلام، مرا خیلی متعجب ساخته است، در آئین یهودیزم میراث وجود دارد، ولی ناقص و غیر عادلانه بوده، اما در مسیحیت هیچ وجود ندارد، در حالی که اسلام قضیه میراث را با دقت و عدالت، بی‌سابقه‌ای معالجه نموده است، حتی  قبیله دنیکا که من بدان منسوب می‌باشم، و یک قبیله مسیحی است، نظام میراث در اسلام را تطبیق نمودند، و در خلال آن حل کامل و جامع برای همه نزاع‌های قبیلوی خویش که از مدت طولانی جریان داشت، یافتند.
همچنان من در کتاب خویش از فراگیربودن دین اسلام به همه نواحی زندگی صحبت نموده‌ام، و در آن خاطر نشان نموده‌ام که چگونه اسلام کسی را که به این دین بگراید و بر آن ایمان آورد، از لحاظ قول و فعل به یک تبدیلی بزرگ می‌کشاند، اما در سایر ادیان نز