ا شنيدن روايت عايشه و ام‌سلمه رضي‌الله عنهما [كه به چنين مسايلي آگاه‌تر بودند] از گفتار گذشته‌اش منصرف شد.
17) شوهر فاطمه بنت قيس كه اين بانو را طلاق داد، ابوعمرو بن حفص بوده است.(مترجم)
18) نگا: روايت بخاري به شماره‌ي (5323و5324)، مسلم (1480)
19) نگا: بخاري (306)، مسلم (333)؛ عايشه رضي‌الله عنها مي‌گويد: فاطمه بنت ابي‌حبيش به رسول‌خدا(ص) عرض كرد: «اي رسول‌خدا! من، پاك نمي‌شوم؛ پس آيا نمازم را ترك كنم؟» رسول‌خدا(ص) فرمودند: (إنّما ذلك عرق و ليس بالحيضة؛ فإذا أقبلت الحيضة فاتركي الصلاة فإذا ذهب قدرها فاغسلي عنكِ الدمَ و صلّي) يعني: «آن، فقط زردابه و خون رقيق است و خون حيض نيست؛ پس هرگاه آن خون رقيق آمد، نمازت را ترك كن و چون بند آمد، خون را از خودت بشوي و نماز بگزار.»
20) تحصيب: عبارت است از فروآمدن در وادي محصّب يا ابطح به هنگام بازگشت از مني به مكه در پايان مراسم حج. محصب، درميان دو كوه و در ورودي مكه قرار دارد.
21) نگا: بخاري (1651)، مسلم (1216)، اوداود (1785و1789)، بيهقي (5/7-8-9) و احمد (3/320) از حديث جابر به الفاظ مختلف: رسول‌‌خدا(ص) فرموده‌اند: (لو أنّي استقبلت مِن أمري ما استدبرتُ ما أهديتُ و لو لا أن معيَ الهدي لأحللتُ) يعني: «اگر آن‌چه را كه اينك مي‌دانم، اول مي‌دانستم، با خود هدي نمي‌آوردم و اگر هدي، با من نبود، از احرام بيرون مي‌آمدم.»
نگا: (مؤطا-1/253)، بخاري (1562)، مسلم (1211)، ابوداود (1779) و نسائي (5/145) به روايت عايشه‌ي صديقه رضي‌الله عنها كه مي‌گويد:‌ در سال حجة الوداع، همراه رسول‌خدا(ص)، به‌قصد حج از مدينه بيرون شديم. بعضي از ما، براي حج و عمره و برخي، فقط براي عمره و عده‌اي نيز تنها براي حج، احرام بسته بوديم. رسول‌خدا(ص) فقط نيت حج كرده بودند.
نگا: روايت مالك در (المؤطا-1/335) به نقل از عايشه‌ي صديقه رضي‌الله عنها كه: «رسول‌خدا(ص) حج مفرد گزاردند.» همين‌طور نگا: مسلم (1211)، ابوداود (1777)، ترمذي (820)، نسائي (5/145) و ابن‌ماجه (2964) و….
نگا: بخاري (7367)، مسلم (1216) به روايت عطاء كه به نقل از جابر بن عبدالله(رض) مي‌گويد: من، با رسول‌خدا(ص) در روزي كه با خود، قرباني برد، همراه بودم و (صحابه) نيت حج مفرد كرده بودند كه رسول‌خدا(ص) به آنان فرمودند: «از احرام بيرون بياييد.»
نگا: بخاري (1691)، مسلم (1227): ابن عمر(رض) مي‌گويد: رسول‌ اكرم(ص) در حجة الوداع، حج و عمره را با هم ادا كردند و با خود هدي داشتند كه آن را از ذو‌الحليفه با خود آورده بودند…»
نگا: بخاري (1534)، احمد (1/24)، ابوداود (18009، ابن‌ماجه (2976)، طحاوي (شرح معاني الآثار-2/146) و بيهقي (5/13): عمر بن خطاب(رض) كه مي‌گويد: از رسول‌خدا(ص) در وادي عقيق شنيدم كه فرمودند: (أتاني آت من ربي فقال: أهلَّ في هذا الوادي المبارك و قل بالعمرة في حجة) يعني: «قاصدي، از طرف پروردگارم آمد و گفت: در اين وادي مبارك نماز بخوان و نيت كن كه حج و عمره را با هم ادا كني.»
نگا: بخاري (1563)، طيالسي (1/120، شماره‌ي1004)، احمد (1/136)، نسائي (5/148)، طحاوي در شرح معاني الآثار (2/149) و بيهقي (5/22): روايت شده كه عثمان(رض) از حج تمتع و قران (حج و عمره با هم) منع مي‌كرد؛ زماني كه علي(رض) از اين امر آگاه شد، به نيت حج و عمره لبيك گفت و فرمود: «براي حج و عمره با هم، احرام بسته‌ام؛ من، سنت رسول‌خدا(ص) را به خاطر سخن كسي ترك نمي‌كنم.»
نگا: بخاري (4353و4354)، مسلم (1232)، احمد (3/99)، ابوداود (1795)، نسائي (5/150)، ابن‌ماجه (2968) و طحاوي در شرح معاني الآثار (2/152) و بيهقي (5/9) و…. انس(رض) مي‌گويد: از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه فرمودند: (لبيك عمرة و حجة)
نگا: بخاري (1725)، مسلم (1229)، ابوداود (1806)، نسائي (5/136)، ابن‌ماجه (3046) و بيهقي (5/134): از حفصه رضي الله عنها روايت شده كه رسول‌خدا(ص) فرمودند (إنّي قلدت هديي و لبّدت رأسي فلا أحل حتي أنحر هديي) يعني: «من، هدي خود را قلاده كرده و موي سرم را صمغ‌اندود نموده‌ام و تا هدي خود را نحر نكنم، از احرام درنمي‌آيم.»
22) نگا: سنن ابوداود (1770)، احمد (1/260)، حاكم (1/451) و بيهقي (5/37)؛ اين حديث، صحيح است.
23) بيداء، در كنار ذوالحليفه، قرار دارد. (مترجم)
24) نگا: بخاري (3/599، شماره‌ي1775،1776)، مسلم (2/916، شماره‌ي219 و1255): عروة بن زبير(رض) مي‌گويد: من و ابن‌عمر، بر ديوار خانه‌ي عايشه تكيه داده بوديم و صداي مسواك زدن ام‌المؤمنين را مي‌شنيديم. من، از عبدالله بن عمر(رض) پرسيدم: رسول‌خدا(ص) چند بار عمره گزاردند؟ ابن‌عمر فرمود: «چهار بار كه يكي از آن‌ها در ماه رجب بود.» نزد عايشه رضي الله عنها رفتم و گفتم: اي ام‌المؤمنين! شنيده‌اي كه ابوعبدالرحمن [كنيه‌ي عبدالله بن عمر است] چه مي‌گويد؟ عايشه رضي الله عنها پرسيد: «چه مي‌گويد؟» گفت: او مي‌گويد: «پيامبر اكرم(ص) چهار عمره انجام داده‌اند كه يكي از آن‌ها در ماه رجب بوده است.» عايشه رضي‌الله عنها فرمود: «خداوند، بر ابوعبدالرحمن رحم كند؛ رسول اكرم(ص) در ماه رجب، هيچ عمره‌اي انجام نداده‌اند. او (ابن‌عمر)، در تمام عمره‌هاي رسول‌خدا(ص) حضور داشته است.» ابن‌عمر(رض) كه صداي عايشه رضي الله عنها را مي‌شنيد، سكوت كرد و گفته‌ي ايشان را نه رد كرد و در تأييد آن، بله گفت.
ابن‌جوزي رحمه‌الله مي‌گويد: سكوت ابن‌عمر(رض) از دو حال، خالي نيست: يا از آن جهت سكوت كرده كه او را شك، برداشته است و يا با شنيدن گفته‌ي عايشه رضي‌الله عنها، آن‌چه را فراموش كرده، به ياد آورده است و با سكوتش، گفته‌ي ام‌المؤمنين را تأييد نموده است. (نگا: الإجابة لإيراد ما استدركته عائشة علي الصحابة، از بدرالدين زركشي، ص94و95)
25) نگا: بخاري (3/152، شماره‌ي1289)، مسلم (2/634-شماره‌ي27/932): … به عايشه رضي الله عنها گفته شد كه عبدالله بن عمر(رض) مي‌گويد: «مرده، به‌خاطر گريه‌ي زنده‌ها (و بازماندگانش) عذاب مي‌شود.» عايشه رضي‌الله عنها فرمود: خداوند، بر ابوعبدالرحمن رحم كند؛ او، دروغ نمي‌گويد؛ اما شايد اشتباه مي‌كند و يا فراموش كرده است. يك بار رسول‌خدا(ص) از كنار قبر زني يهودي، گذر كردند كه خويشانش بر او مي‌گريستند. آن حضرت(ص) فرمودند: (إنّهم ليبكون عليها و إنها لتعذب في قبرها) يعني: «خويشاوندان اين ميت، بر او مي‌گريند در حالي كه خودش در قبر عذاب مي‌شود.»
26) البته، بازنگاهي به مجوعه‌ي احاديثي كه در اين موضوع روايت شده، بيان‌گر اين است كه نوحه و گريه‌ي خويشان ميت، سبب عذابش مي‌گردد. نگاه كنيد به: صحيح بخاري، شماره‌ي1291: رسول اكرم(ص) فرموده‌اند: (من نيح عليه يُعَذَّبُ بما نيح عليه) يعني: «براي هر ميتي كه نوحه خوانده شود، به سبب آن نوحه، عذاب مي‌گردد.» برخي از علما، اين عذاب را مقيد به آن دانسته‌اند كه خود شخص، وصيت كند كه برايش نوحه بخوانند. رجوع كنيد به: احكام جنايز، نوشته‌ي محدث آلباني رحمه‌الله و ترجمه‌ي عبدالله ريگي، انتشارات حرمين.[مترجم]
27) نگا: سنن نسائي (4/47-48، شماره‌ي1929) با سند صحيح: انس(رض) مي‌گويد: جنازه‌اي يهودي را از كنار رسول‌خدا(ص) عبور دادند؛ رسول‌خدا(ص) برخاستند؛ به ايشان گفتند: اين. جنازه‌ي شخصي يهودي است. 