تي اگر تقيه (و مصلحت) جا داشت جايش دقيقا همانجا بود! چرا حضرت علي در عدم پرداخت مساوي بيت المال رعايت مصلحت را نکرد تا جنگ جمل براه افتاد؟ چرا فقط چند ماه با معاويه نساخت و رعايت مصلحت را نکردند تا طبق مشورت و راي ابن عباس، معاويه را بي‌سر و صدا عزل کنند؟ و چرا براي ساکت کردن خوارج، رعايت مصلحت را نکردند و به عنوان مصلحت و براي جلوگيري از جنگ و كشته شدن هزاران نفر آدمهاي قاري قرآن شب زنده دار و...  4 هزار نفر از آنها را در يکروز کشتند؟
-	شيعه، امامت را مهمترين اصل از اصول پنج گانه دين و مذهب خود مي داند. آيا مي شود به صرف مصلحت، سكوت كرد تا مهمترين اصل دين زير پا گذاشته شود و حتي كلامي هم در اين باره نگفت. (لا اقل براي روشن شدن ذهن تاريخ)
-	شيعه معتقد است كه آيه ابلاغ در روز عرفه نازل شده ولي پيامبر اكرم به علت ترس از مخالفت مردم ابلاغ دستور خدا را تا روز غدير يعني 8 روز بعد به تاخير انداختند. سئوال عجيب اول اينكه آيه اي كه شما معتقديد جبرييل در روز عرفه آورده كجاي قران است؟  (البته مسلماً آقايان مي گويند آيه اي در كار نبوده و جبرييل پيام شفاهي آورده! انگار پيامهاي قبلي كتبي بوده است!) سئوال عجيب تر ديگر اينكه شيخ شرف الدين در يكي از كتب خود دهها مورد از مخالفتهاي اصحاب را بر سر مسايلي بسيار جزئي تر و كم اهميت تر از خلافت، ثبت كرده است پس چرا بر خلاف پيش بيني پيامبر (البته به زعم شما كه مي‌گوييد ايشان از مخالفت مي ترسيده اند) حتي يك مورد مخالفت و اعتراض نيز در تاريخ ثبت نشده است (به جز افسانة خنده دار خوردن سنگ از آسمان به سر يك نفر كه به زودي پوچ بودن آنرا ثابت مي كنيم) و بر عكس عمر  (يعني سردستة مخالفين به زعم شما) جلو مي آيد و مي گويد به به بر تو اي علي كه از امروز مولاي من و هر زن و مرد مسلمان شدي؟ 
--------------------------------------------------------------------------------------
1) تفاسير مختلفي از اين ماجرا را در اين كتابها مي توان يافت : بلاذري ،1،صص585 / يعقوبي ،2ص126/ طبري ،1،ص1818/ عقد ،4،صص259 در تمامي اين ماجراها سخنان تندي بين طرفين درگير ماجرا رد و بدل شده ولي در هيچكدام اشاره اي به واقعه غدير كه 2ماه قبل اتفاق افتاده و يا آيه قرآن نشده است !!! 
2) البته به زودي اثبات مي كنيم كه چنين اتفاقي اصولا روي نداده است . 
3) البته به زودي ثابت مي كنيم داستان فدك و دهها داستان ديگر مانند آن در طول تاريخ شاخ و برگ داده شده و موضوع از اصل چيز ديگري بوده است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:46.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:47.txt">قسمت دوم</a></body></html>-	اين چه حكومتي بوده كه در اولين ثانيه هاي حكومت خود مي تواند تا اين حد، مقتدر و خفقان زا باشد؟ حتي اگر ديكتاتوري بوده (كه اين بازيها مال زمانهاي بعد است) شخصيتي مانند علي (ع) با آن شجاعت و نزديكي به پيامبرصلی الله عليه وسلم و قبيله شجاع بني هاشم از شمول آن خارج است. و حتي اگر علي (ع) نيز مشمول خفقان حكومت بوده مسلماً سخن گفتن براي او ممنوع نبوده است.
-	چگونه در چنين حكومت ديكتاتوري و خفقان آوري كه هيچ كس حتي جرات اشاره به آيه قرآن در خصوص خلافت علي را نداشته ابوبكر مي تواند با كمك مردم، بر آنهمه مشكل (شورش رده، جمع آوري قرآن و...) غلبه كرده و سپس به ايران و روم و مصر همزمان حمله كند؟ 
-	چگونه پيامبر اکرم به مدت 13 سال در مکه، بدون يار و ياور در ميان کفار و مردم جاهلي به تمام خدايان آنها و آداب و رسومشان تاخت و اهانت کرد ولي کشته نشد ولي حضرت علي با ياراني که داشت آن هم در مدينه و در اولين ثانيه هاي حکومت حضرت ابوبکر رضي الله عنه حتي نمي‌تواند به واقعه غدير اشاره اي هم داشته باشد؟ و آيا اگر تعصب را کنار بگذاريم پاسخ اينهمه اشکال و تناقض، اظهر من الشمس نيست؟ 
-	چگونه عربها براي حکومت ابوبكر و عمر ديکتاتور آنهمه جانفشاني مي کردند؟ مگر شما نمي گوييد علت شکست سپاه ايران، ديکتاتوري و استبداد پادشاهان ايران بود؟ عجيب است آيا علت رشادت و پيروزي سپاه اسلام نيز خفقان و استبداد ابوبكر و عمر بوده؟ آيا اين مسخره نيست؟
-	اين چه خفقاني بوده كه در زمان خلافت حضرت عمر، يك عرب بدوي در مسجد بلند مي‌شود و به حضرت عمر مي گويد اگر خواستي كج شوي با اين شمشير تو را راست مي‌كنيم؟!!! (آنهم حضرت عمر ، نه ابوبكري كه ملايمت و آرامي او زبانزد خاص و عام بوده. آنگاه مي گوييد علي با آنهمه سرشناسي و طرفدار نمي توانسته يک جمله بگويد!) 
-	اين چگونه خفقاني بوده كه امام حسن، يعني كودكي 10 ساله در مسجد در حضور همه بر مي‌خيزد و به ابوبكر پيرمرد 63 ساله مي گويد از منبر پدر من، بيا پايين؟! و هيچ اتفاقي هم نمي افتد؟
-	در زمان خلافت حضرت علي (ع) كه ديگر خفقان و مصلحت و تقيه و... وجود نداشته چرا ايشان در هيچ كجاي نهج البلاغه و نامه هايي كه به معاويه  مي‌نويسند يا افرادي كه از ايشان در مورد سقيفه سئوال مي كنند و همچنين در خطبه شقشقيه هيچ  اشاره اي به غدير و آيه تبليغ و خلافت بلافصل خود بر مبناي نص الهي نمي كنند؟
-	حضرت علي (ع) بيشتر مواقع در زمان خلافتشان بالاي منبر مي گفتند: من تنها كسي هستم كه وصي و برادر محمدم (منظور عقد اخوت در مدينه) و هر كه چنين ادعايي كند بي‌شك دروغگوست. پس چرا حتي يك بار هم به واقعه غدير و آيه قرآن ـ كه مهم تر است ـ‌ اشاره اي نمي‌كنند‌؟
-	حتي در همان يكي دو مورد جعلي كه شما معتقديد حضرت علي به واقعة غدير اشاره فرمودند چرا ايشان اشاره اي به موضوعيت واقعه يعني خلافت و وجود آيه و فرمان خداوند در اين باب نمي كنند (مسلما اگر چنين اشاره اي داشته اند از باب لزوم رعايت و محبت ايشان بوده و نه خالفت منصوص) 
-	آيا ابوبكر و عمر به تنهايي توانستند چنان محيط خفقان زايي را ايجاد كنند؟ يا حامياني داشتند؟ حاميان آنها كه بودند؟ مسلماً بني هاشم نبودند. بني اميه هم نمي توانست باشد (‌زيرا ابوسفيان اولين كسي بوده كه به حضرت علي پيشنهاد بيعت مي دهد!‌) مي آييم سراغ سران اصحاب: سعد ابن عباده: كه مخالف بود و از مدينه رفت. مهاجرين: عمار ياسر! سلمان فارسي! بلال! ابوذر! از مهاجرين مي گذريم و مي رويم سراغ انصار: براستي آيا انصار، همين افرادي كه با صدق دل و خلوص نيت پيامبرصلی الله عليه وسلم را به مدينه دعوت كردند ناگهان فقط چند ثانيه پس از رحلت پيامبر اكرم همگي ناگهان عملة ظلم و مجري ديكتاتوري و خفقان مي شوند؟!!! 
-	هدف يك ديكتاتور از ايجاد خفقان چيست؟ سودجويي و زراندوزي ـ موروثي كردن سلطنت ـ بيان يك تز و ايده جديد... ولي هيچيك از اين موارد در ابوبكر و عمر ديده نشده! شايد گفته شود نيت آنها كتمان فضايل حضرت علي و غصب خلافت بوده! ولي اين كتمان فضايل و غصب خلافت چه سودي براي آنها داشته است؟ مگر علي نگفته كه من در جريان سقيفه حتي 40 ياور هم نداشتم پس چرا بايد از او بترسند و فضايلش را كتمان كنند و اختناق براه بيندازند؟ علي كه لشكر و سپاهي نداشته است؟ اين چه خفقان و كتمان فضايلي بوده كه حضرت عمر 70 بار گفته: اگر علي نبود عمر هلاك مي ش