لبته محقق شيعه براي يافتن سرنخ انحراف، چشم به تاريخ دوخته و شرايط فعلي  كه اينهمه وسايل مختلف را در اختيار دولتها قرار مي دهد، فراموش كرده است!
•	طبق احاديث بيشمار وارده و آيات موجود در قرآن بهترين چراغ راهنما و بهترين وسيله معيار و محل حق از باطل و... قرآن كريم مي باشد. اين كتاب در طول قرون متمادي ميان مسلمين بدون ذره اي تحريف، وجود داشته. چرا نبايد علت تحريف و بدبختي و... جامعه اسلامي را عدم توجه به تعاليم انسان ساز قرآن بدانيم‌؟
•	حضرت عمر و حضرت ابوبكر دو نفر بودند و شما آنها را مسئوول تمام انحرافات و بدبختي‌هاي بعدي مي دانيد اكنون بيش از 28 سال است تمام شئونات كشوري در دست روحانيون شيعه است كه از حوزه هايي با پشتوانه صدها سال كار آكادميك بيرون آمده‌اند‌. انصافاً‌ : وضعيت حجاب، رباخواري، تبعيضات شديد طبقاتي، روگرداني مردم از دين و كاهش تعداد نماز خوانها و... اكنون به هم‌ريخته تر شده يا در زمان شاه‌؟‌(17)•	آيا تفاوت در نحوه وضو گرفتن و يا تغيير يك جمله در اذان و يا ممنوعيت صيغه زنان به اسلام ضربه وارد مي‌كند، يا مسخ و منحرف كردن كلمات مقدس ديني و عملكردهاي غلطي كه باعث تنفر مردم از دين مي‌شود؟
•	در مورد خطاهاي اين دو نفر بايد گفت: جاي تعجب است كه ما حضرت عمر و ابوبكر را معصوم نمي دانيم ولي انتظار داريم در بحراني ترين حوادث و شرايط، مانند يك معصوم رفتار كنند.(هرچند بر محققين بي‌طرف پوشيده نيست كه عملكردشان عالي بوده)
•	اگر اولين خشت كج را حضرت ابوبكر گذاشت و سست شدن اخلاق و گمراهي جامعه در نسلها و سالهاي بعدي به خاطر اين خشت كج بود پس چرا انصار و مهاجرين كه تربيت شده 23 سال كار مداوم و همنشيني با پيامبر صلی الله علیه و سلم  و قرآن و جهاد و فداكاري  بودند همان روز وفات رسول خدا (18) همه با هم مبادرت به بيعت شكني و زير پا گذاشتن آيه قرآن (آيه تبليغ) و فرمان رسول خدا كردند؟(19)  گناه اينهمه سستي و دروغ و تزوير در ميان جمع گسترده انصار و مهاجرين بر عهده كيست؟ (حتماً ابوجهل!!!) زيرا به تبع اولي و در حقيقت، خشت كج اولي توسط انصار گذاشته شد كه زودتر از حضرت عمر و حضرت ابوبكر در سقيفه جمع شده بودند پس گناه تمام امت تا روز قيامت و مقصر اصلي كشته شدن امام حسين و... به گردن انصار است(20)  با اين فرض حتمي كه اگر ابوبكر و حضرت عمر در صحنه حاضر نشده بودند مسلماً سعدابن عباده خليفه شده بود و بقيه ماجرا... 
•	پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم  مي فرمايند: اگر و مگر كردن از علائم منافقان است آيا نويسندگاني كه در كتب خود مرتب مي نويسند: اگر حضرت عمر چنان نكرده بود و اگر ابوبكر چنان نگفته بود، 50 سال بعد، چنين و چنان نمي شد آيا بر شعبه اي از نفاق نيستند؟
•	چرا محققان ما هميشه نيمه خالي ليوان را مي بينند. چگونه ما معتقديم كه حضرت عمر و ابوبكر باعث تحريف مسير دين و واقعه عاشورا و... شدند و گناه همه بدبختي هاي جامعه اسلام را به گردن آنها مي اندازيم ولي ثواب تثبيت اسلام و جلوگيري از نابودي آن (ابوبكر: سركوب شورش اهل رده و...) و اسلام آوردن ساير كشورها در زمان حضرت عمر را به گردن آنها نمي اندازيم.(21)  اگر گناه تحريف اسلام بر گردن آنهاست به ناچار پاداش تثبيت(22)  و ترويج (23)  اسلام نيز بر آنهاست. (24)  و به طور كلي طبق تحليل هايي از اين دست، اسلام ما ريشه در حمله حضرت عمر به ايران و بقاي اسلام ريشه در سركوب شورش اهل رده توسط ابوبكر دارد. مگر اينكه بگوييم نه و آنها فقط و فقط مسبب انحراف اسلام شدند و ثواب بقيه كارها براي سپاهيان اسلام است!!!
•	باز چرا نيمة خالي ليوان را مي بينيم و اعتراف نمي كنيم كه اگر ابوبكر در جمع سقيفه حاضر نشده بود صد در صد سعد ابن عباده خليفه شده بود و دقيقاً مشخص است كه چه اتفاقي بين دو قبيله اوس و خزرج و بعد از آن بين بني هاشم و بني اميه پيش مي آمد.
•	روزي در يك مسابقة فوتبال، مهاجم تيم خودي بر اثر گير افتادن ميان سه مدافع تيم حريف ،‌توپ را لو داد(البته او يك گل هم زده بود) تيم حريف، خط هافبك تيم مقابل را رد كرد، دفاع را دور زد و بر اثر غافلگير شدن و ضعف دروازه بان توپ را به دروازه دوخت. البته تشويق بي امان تماشاچيان تيم حريف و ضعف داور در نگرفتن آفسايد مشكوك را هم بايد به اين موارد اضافه كنيم. بعد از بازي همه افراد حاضر(‌خبرنگاران، هواداران تيم، مربي، بازيكنان و مسئولين باشگاه) به فوروارد بيچاره حمله كردند كه اگر  تو توپ را لو نداده بودي ما گل نخورده بوديم!!! فوروارد بيچاره مي گفت: اي بابا، تمام تيم و كادر داوري و...  تنبلي و اشتباه كرد چرا فقط من را مقصر مي‌دانيد؟ و همه تقصيرات را به گردن من مي اندازيد؟ ولي همه از اين شكست، عصباني بودند و دربه در دنبال پيدا كردن يك نفر مقصر! و اين تعصب پرده اي روي عقلشان كشيده بود تا (مانند ابوجهل) واقعيت را نفهمند! ماجراي تحريف اسلام و انداختن گناه آن به گردن حضرت عمر و حضرت ابوبكر نيز بر همين منوال است. 
5-	مي گويند حضرت عمر و حضرت ابوبكر،‌ مسير اسلام را منحرف و باعث ايجاد بدعت در دين شدند سئوال اينجاست: آيا در آن زمان كه مخابرات و تلويزيون و منبر و بلندگو (و حتي وقت آزاد و مفت براي اينكارها نبوده) و كتاب و اينترنت و تبليغات و مدرسه و سخنراني و مد و تجمل و... نبوده بهتر مي شده در دين بدعت ايجاد كرد يا اكنون؟
6-	آيا آن زمان كه همة مردم شيوه و روش پيامبر صلی الله علیه و سلم  را از نزديك ديده و در همان فرهنگ زندگي مي كردند امكان بدعت بيشتر بوده يا اكنون؟ و چطور انصار و مهاجريني كه در قرآن آنقدر از آنها ستايش شده و پيامبر صلی الله علیه و سلم  آنقدر از آنها تعريف كرده و در راه اسلام آنقدر از جان و مال خود گذشتند در همان هنگام  رحلت پيامبر صلی الله علیه و سلم  اينچنين سست و بي حال مي شوند آن هم نسبت به مسائل ديني؟ و باعث تحريف اسلام؟
7-	آيا آنها كه باعث شدند ايراني ها از دين زرتشت دست بكشند هنرمند تر بوده اند يا كساني كه اكنون باعث مي شوند مردم دست از دين بكشند؟  
8-	اين بدعتها كه موجب فاجعه و بروز خسارات جبران ناپذير به اركان دين اسلام بوده چيست‌؟ براي كساني كه نمي دانند مي نويسم: ممنوع شدن صيغه كردن زنها!!! و گفتن: الصلوه خير من النوم به جاي حي علي خير العمل!!! (25)  مي بينيد حضرت عمر، چقدر ماهيت و باطن دين را تحريف و نابود كرده است؟ درست بر عكس ما‌! و حضرت علي(ع) هم در برابر آن سكوت كردند! (ضمن اينكه در دوران صفويه هيچگونه تغيير و تبديل و تحريف و دروغي توسط علامه ها! وارد اسلام نشده است! البته به استثناي ملاصدرا كه به سزاي اعمال خود رسيد!!!) 
9-	چگونه است كه حضرت عمر 1400 سال پيش كه باني مسلمان شدن ما بوده و عرب هم بوده و ساكن سرزميني دوردست، باعث تحريف دين ما شده ولي شاه عباس و علامه هاي دور و برش كه در قلب ايران ساكن بوده و هموطن و همزبان و متعلق به 400 سال پيش، هيچگونه تحريف و تبديل و دروغي وارد تاريخ و دين ما نكردند؟ براستي چرا كساني  كه معاني واقعي كلمات وال