 محال است كه در هر دو مكان حضور داشته باشد.(6) 
-	در زمان حضرت عمر، وضع مسلمانها به خاطر فتوحات بي شمار خوب شده و مسلماً عرب بي‌ظرفيت با استفاده از جواز صيغه، بنيان خانواده را رو به ضعف و سقوط و تهديد برده است.
-	از آنجا كه برخي از زنان عرب هنوز در حال و هواي دوران جاهليت بوده اند مسلم است كه از اين طريق براي خودشان دكان باز كرده و موقع دستگير شدن، صيغه را بهانه مي‌كرده اند. و هزاران دليل ديگر كه ما به علت اينكه در آن زمان نبوده ايم آنرا نمي‌دانيم و فقط نشسته ايم و تهمت و افتراء مي زنيم.
•	در افسانه هاي شيعه و مداحي مداحان(7)  به نكاتي از اين قبيل بر مي خوريم كه حضرت عمر و حضرت ابوبكر: حسود، ترسو، بخيل، منافق، كافر و... بوده اند (8)  و صد البته اين سئوال براي من مطرح مي‌شود كه چگونه يك نفر حسود، 70 بار درباره رقيبش گفته اگر علي نبود حضرت عمر هلاك مي شد؟ و يا ابوبكر كه مرتب مي گفته مرا رها كنيد و با ديگري بيعت كنيد. چطور ابوبكر بخيل، مرتب برده هاي تازه مسلمان (‌مانند بلال) را در مكه با آن مبالغ گزاف مي خريده و آزاد مي كرده است؟ مي‌گويند ترسو بوده‌اند ولي ما مي بينيم پيامبر صلی الله علیه و سلم  با اينكه از قبيله مطرح قريش بوده آنهمه در مكه مورد آزار و اذيت قرار مي گيرد آنگاه آيا مي توان باور كرد كه حضرت عمر و ابوبكر كه از دو قبيله كم اهميت بوده اند براحتي در مكه زندگي مي‌كرده‌اند‌؟ و چگونه است كه عمربن عبدود وقتي از خندق به اين طرف مي پرد نام حضرت عمر را صدا مي زند، اگر حضرت عمر آدم ترسويي بوده آيا مسخره نيست كه قهرمان عرب، نام يك نفر ترسو را براي مبارزه صدا كند؟ مي گوييد آنها براي اينكه بعدها خليفه شوند مسلمان شدند. چگونه است اين آدمهايي كه شما آنها را نادان و كم اطلاع معرفي مي كنيد در اين مورد خاص، اينقدر زرنگ مي شوند كه پي‌مي‌برند مي‌شود 23 سال ديگر خليفه شد؟ علاوه بر اينكه اين دو نفر چه سوء استفاده اي از خلافت كردند كه نيتشان خلافت بوده تا آخرت و حتي دنياي خود را براي آن به باد داده باشند؟ آيا پس از خود، خلافت را به فرزند يا قبيله خود دادند‌؟ آيا كاخي ساخته يا كنيزكاني خريدند؟ يا تبليغ گر  دين و انديشه جديدي بودند‌‌؟
•	آيا منافق، حاضر است براي چيزي كه به آن ايمان ندارد مرتب پول خرج كند؟ از جانش بگذرد؟ ما ايراني ها حتي در مواردي كه به آن ايمان داريم مي ترسيم پول خرج كنيم و از بذل جان نيز بعضاً  ابا داريم. 
•	در طول تاريخ، تمام تلاشها، جنايتها، و اهداف شوم يك ريشه و مبناي اقتصادي داشته است زيرا با پول است كه مي توان به ساير اهداف رسيد. اكنون ما در تاريخ مي‌بينيم كه عمر و ابوبكر از مال و جان و وطن و خانواده و... گذشتند و حتي در طي خلافت خود يك نفر از اقوام خود را منصب نداده و يك دينار از بيت المال برداشت نكردند. پس خدا به داد شما در شب اول قبر برسد. 
•	توزيع ناعادلانه بيت المال يكي ديگر از ايرادات شيعه به حضرت عمر است زيرا او سهم زنان پيامبر صلی الله علیه و سلم  را بيشتر داده نام سلمان را در فهرست اهل بيت ثبت مي‌كند (بر اساس حديث پيامبر: سلمان منا اهل البيت) سابقين و مهاجرين در اسلام را سهم بيشتري مي دهد و... من كاري به اينكه كار حضرت عمر درست بوده يا اشتباه ندارم زيرا از شرايط و اوضاع و احوال آن زمان بي اطلاعم (بر خلاف برخي نويسندگان شيعه كه از تمامي شرايط اجتماعي و حتي روانشناسي  افراد در تمام دورانهاي تاريخ مطلعند‌!‌)  ولي شما هم كه مانند ايشان عمل مي كنيد شما هم براي خانواده هاي شهدا هزار و يك امتياز و وام و... قائل شده‌ايد براي رزمندگان براي جانبازان و... پس شما هم كه مانند او عمل مي كنيد حق ايراد گرفتن به او را نداريد... ((دقت كنيد كه مثلا طلحه در احد، دستش را جلوي شمشيري كه به طرف پيامبر صلی الله علیه و سلم  مي آمده مي گيرد تا پيامبر صلی الله علیه و سلم  كشته نشود و دستش از همانجا شل مي‌شود و... تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل))
----------------------------------------------------------------------------------------
1) البته مردم مدينه از اهالي عربستان جنوبی بوده كه معتقد به اصل شرافت خانوادگي و قداست الهي و . . . در تعيين رهبر بوده اند شايد يكي از علل تمايل آنها به انتخاب حضرت علي (ع) ريشه در همين عقيده داشته باشد . 
2) اولين بیعت شكني به 25 سال بعد و به دورة عثمان بر مي گردد كه علاوه بر اينكه علل فراواني داشته توسط عده معدودي بیعت شكسته شد و يكي دو نفر با چهره نقاب زده و به صورت مخفيانه وارد خانه عثمان شده و او را كشتند و گرنه حتي آن عده معدود بیرون خانه نيز قصد كشتن عثمان را نداشتند . در مورد بیعت شكني كوفيان با امام حسين (ع) نيز بايد گفت نيمي از جمعيت كوفه  را موالي ايراني تشكيل مي دادند و اصولا كوفه شهر جديدالتاسيسي بوده كه از حالت قبیله اي خارج شده و زمان نيز 50 سال پس از جريانات مورد بحث بوده ضمن اينكه كوفيان با امام حسين بیعت نكرده وفقط به ايشان نامه نوشته بودند و . . . 
3) كه صددرصد حضرت علي (ع) هم از آن بی خبر نبوده اند .
4) اكثر مورخين در اين رابطه متفق القولند و اين از نكاتي است كه جاي هيچ شكي ندارد پيامدهاي بعدي آنرا خودتان حدس بزنيد .
5) نكته جالب توجه ديگر اينكه حجره كوچك عايشه گنجايش بیش از چند نفر را نداشته است كه ما از همه انصار و مهاجر انتظار داريم در مراسم تدفين پيامبر اكردم شركت كرده باشند . حضرت علي و هيچ يك از بني هاشم نيز آنها را در آن زمان به خاطر اينكار مورد شماتت قرار ندادند .
6) نقد و بررسي دو كتاب تمدن اسلام و عرب – جرجي زيدان و گوستاو لوبون – هادي خاتمي – انتشارات كتابخانه صدر ص 341
7) و حتي در تحقيقات علمي محققين روانشناس تاريخ شناس جامعه شناس دين شناس قرآن شناس غير متعصب !!!
8) جالب است كه 25 سال همنشيني با پيامبر چه نتايج جالبی در بر داشته است و پيامبر نيز نه تنها نتوانسته آنها را تغيير دهد بلكه به آنها دختر داده و از آنها دختر گرفته و آنها را از كنار خود نرانده است .همچنين ابوجعفر طبري مي‌گويد: سعيد بن جبير روايت مي‌كند و مي‌گويد ابن عباس كه خدايش رحمت كناد! مي گفت: روز پنجشنبه و چه روز پنجشنبه يي! سپس چندان گريست كه اشك چشمش ريگها را خيس كرد، به او گفتيم: آن روز پنجشنبه چه بود؟ گفت: روزي بود كه بيماري رسول خدا صلی الله علیه وسلم  سخت شد و فرمود براي من لوحه و دوات يا فرمود استخوان كتف و دواتي بياوريد تا براي شما چيزي بنويسم كه پس از من گمراه مشويدآنان ستيز كردند. فرمود برخيزيد و بيرون رويد و در حضور هيچ پيامبري شايسته نيست نزاع شود آنان گفتند: او را چه مي‌شود، آيا هذيان مي‌گويد؟! بپرسيد چه مي‌گويد آنان خواستند سخن خود را تكرار كنند فرمود: رهايم كنيد كه آنچه من در آنم بهتر از چيزي است كه مرا به آن فرا مي خوانيد و سپس در سه مورد سفارش كرد و فرمود مشركان را از جزيرة العرب بيرون كنيد، و به نمايندگان همان گونه كه من جايزه مي دادم جايزه دهيد پيامبر صلی الله علیه وسلم  در مورد وصيت سوم عم