جزو اولين نفرات به پيامبرصلی الله علیه و سلم ايمان آورده و در راه او تحمل سختي و شكنجه كرده از خانه و خانواده بريده و هجرت كرده، تمام دارايي خود را در راه خريد زمين مسجد و آزاد كردن برده ها و تدارك جنگها انفاق كرده،  و در نهايت در اين راه كشته شدند بي اهميت و حتي سزاوار لعن و نفرينند؟ من از روباهان حيله گري كه مردم را فريب مي دهند تعجب نمي كنم زيرا آنها سرگرم انجام وظيفه اي هستند كه انگليس به عهده آنها گذاشته. تعجب من در حماقت بي‌نهايت عده اي از هموطنانم است که ادعاي هوش و نبوغ آنها گوش فلک را کر کرده!
89.	مي گويند خلفاء غاصب خلافت بودند. از ديگر سو مي‌گويند در كارهاي مختلف با حضرت علي مشورت مي‌كردند. مجسم كنيد مانند اين است كه يك دزد بيايد و با شما درباره شيوة از كار انداختن دزدگير مشورت كند و شما هم او را راهنمايي كنيد! حضرت علي براي چه به آنها مشورت مي داد؟ براي مصلحت اسلام. و آنها چه مي‌كردند؟ تحريف و تخريب اسلام!!! و تحكيم پايه‌هاي قدرت خود! براستي آيا اينگونه تفكرات، زاييده ذهن‌هاي بيمار و مريض نيست؟ 
90.	ممكن است پاسخ دهند كه آنها كاري به مصلحت نداشتند و همينطوري مي‌آمدند سراغ حضرت علي! پس چرا همينطوري نمي رفتند سراغ ابوسفيان؟ باز ممكن است بگويند اگر پاسخ سئوال آنها نتيجه ظلم داشت حضرت جواب نمي داد و اگر براي مصلحت اسلام بود پاسخ  مي دادند! خوب اين يعني اينكه آنها برخي مواقع دنبال مصلحت اسلام بودند و برخي مواقع ديگر در پي تحريف اسلام! گرچه مسخره است ولي اگر هم قبول كنيم شما هم اينگونه ايد. آنها معصوم نبودند. شما هم نيستيد شما هم برخي مواقع (بهتر است بگوييم: اكثر مواقع) غلط عمل مي كنيد پس شما كه از آنها بدتريد حق ايراد گرفتن به آنها را نداريد. 
91.	پيامبر اكرم قطعاً مي دانسته اند كلمه مولي داراي 27 معني مختلف است. شايد دقيقاً به همين خاطر در غدير، از اين كلمه استفاده مي‌كنند تا معناي آن مفيد معناي خلافت و امارت نباشد زيرا در غناي ادبيات عرب، كلمات فراواني وجود دارد كه دقيقاً و بدون هيچ ابهامي مفيد معناي خلافت است. كلماتي مانند: امير، اولي الامر، خليفه، والي، حاکم و... البته برخي از مورخين شيعه متوجه اين نقص شده و در كتب متاخر نوشته اند پيامبر پس از اتمام سخنانشان به ديگران گفتند به حضرت علي سلام امارت بدهيد! براستي ـ نعوذ بالله ـ طبق استدلال برادران شيعه، آيا پيامبرصلی الله علیه و سلم با استفاده از اين كلمه گنگ و 22 پهلوي (مولي‌) اولين باعث و باني اختلاف در امت اسلامي نبوده؟! يا اينكه طبق آية قرآن مسائل براي ما مشتبه شده....  يا مشتبه کرده اند؟ 
92.	يکي از حماقتهاي عجيب برخي از عوام شيعه اين است که حضرت عمر را (نعوذ بالله) منافق مي دانند در حاليکه منافق هيچگاه به صورت علني مخالفت نکرده و خودش را در انظار به قول معروف، بده نمي کند بر خلاف حضرت عمر که هميشه پنهاني ترين افکار و نيات خود را در حضور همه رک و راست و بدون تعارف بر زبان مي آورده و مانند ايراني ها اهل نمايش و تظاهر و دودوزه بازي و مخفي کاري نبوده است. دقيقاً همان چيزي بوده که نشان مي داده و من با مطالعة همه جانبة متون تاريخي به اين نتيجه رسيده ام که متاسفانه هموطنان من به قصد فرافکني، اتهاماتي را به حضرت عمر وارد مي کنند يعني دقيقاً همان چيزهايي که در خودشان است را به ديگران، نسبت مي دهند!!! 
93.	يکي از نکات بسيار جالب ديگر اين است که شيعه در زمينة جانشين پيامبرصلی الله علیه و سلم، سئوال مي کند چگونه مي شود خداوند و يا پيامبر اکرم، تکليف رهبري را مشخص نکرده و امت نوپاي اسلامي را به حال خود رها کرده تا دچار اختلاف و پراکندگي شوند؟ انسان، متعجب و حيران مي شود. مگر مردم مدينه با انتخاب ابوبکر دچار اختلاف شدند؟ يا برعکس،ابوبکر با کمک همين مردم ـ که به قول حضرت عمر خود را کاملا وقف ابوبکر کردند ـ نتوانست شورش اهل رده را سرکوب و وحدت و انسجام کامل را در سراسر شبه جزيره حاکم کند؟ اين نيز از نوع همان فرافکني هاي هميشگي است. مگر کسي غير از: شيعيان غالي و کذاب و شيعيان شاه عباسي جامعه اسلامي را دچار اختلاف و پراکندگي کرده و جلوي نفوذ و گسترش اسلام را در سراسر جهان گرفته و در لحظات حساسي که امپراطوري عثماني مي رفت طومار کليساي مسيحي در اروپا را در هم بپيچد،به قول دکتر علي شريعتي، ناگهان ضربه اي از پشت  (توسط ايران ضد سني صفوي) به او وارد شد؟ شيعيان عزيز هموطن، که متاسفانه من افتخار آشنايي با شما را پيدا کرده ام (و به قول حضرت علي: ايکاش هيچگاه اين افتخار نصيب من نمي شد و نه من شما را مي شناختم و نه شما مرا) خدا،عقل را براي همين جاها به انسان داده  به قول حضرت علي: اي اشباح الرجال، چرا مانند روبات و عروسک کوکي هر حرف احمقانه اي را قبول مي‌کنيد؟ آن هم از ناحيه کساني که حماقت و دروغگو بودن آنها بر شما ثابت شده؟ چرااز عقل خود استفاده نمي کنيد؟ تو را به خدا بگوييد خدا عقل را براي چه به شما داده؟ تو را به خدا بگوييد آيا تا به حال جز براي کسب ثروت و بافتن دروغ و حقه بازي و توجيه و عذر تراشي، استفاده ديگري هم از عقل خود کرده‌ايد؟ در انتها باز هم مي نويسند: من اين سخنان را براي غير تو نوشتم. من نيز اين سخنان را براي غير ابوجهلهاي روحاني نما و براي غير محققين متعصب و براي غير مداحان کودن،   نوشته ام تا مگر جرقه اي در انديشه اي زده باشم. هر چند تا خدا نخواهد هيچکس توفيق هدايت پيدا نمي کند، پس: والسلام علي من التبع الهدي.
94.	وقتي پيامبر اکرم، زنده بودند از طريق برخي از منافقان، تهمتي به حضرت عايشه وارد شد و از طريق عوام الناس احمق، به صورت شايعه در آمد و دهان به دهان گشت. تا اينکه با نزول جبرييل و از طريق وحي الهي به تمامي اين شايعات پايان داده شد و بي گناهي و پاکدامني عايشه به تصديق الهي رسيد. به قول شيخ شرف الدين: (اکنون نگاه کن مردم همان مردمند و زمانه همان زمانه) ولي متاسفانه ديگر وحي نازل  نمي شود تا به عوام الناس احمق و منافقان کوردل حالي کند پدر عايشه نيز بي گناه و بي تقصير بوده و فقط به خاطر شرايط درهم و آشفته سقيفه خلافت را پذيرفت. براستي آيا فکر مي کنيد او براي يکسال و سه ماه خلافتي که ذره اي سوء استفاده هم در آن نداشت، خودش را جهنمي کرد و تمامي سوابق و زحمات خودش را در راه اسلام بر باد فنا داد؟ آيا اين کودني زاييده ذهن بيمار وعاظ و علامه هاي ما نيست؟
95.	سلطان الواعظين در كتاب شبهاي پيشاور مكرر به اين نكته اشاره مي كند كه تمامي كين توزيها از جانب سني هاست و شيعه هيچ تحريكي در طول تاريخ انجام نداده است. براستي براي انسان جاي تعجب است چه كساني از صبح تا شب (حتي در اماكن مقدس در عربستان) در حال خواندن زيارت جعلي عاشورا و لعن خلفاي آنها هستند؟ چه كساني همه ساله در عيدالزهرا عمر كشان راه مي اندازند. چه كساني ورد زبان صبح تا شبشان لعنت بر عمر است؟‌ براستي اگر جماعتي حضرت علي را لعن كنند رفتار شيعه با آنها چگونه 