سلمان. جالب است که نام خود این شخص در کنار نام این سه تن نیست پس خود این آقا هم مرتد بوده بنابراین ما با چه اعتباری می توانیم مطالبی را که یک نفر مرتد، نقل کرده است را قبول کنیم؟!!! و آیا بلال حبشی و عمار یاسر و ام سلمه و ابن عباس و نعوذبالله (فاطمه و حسنین و.‌.‌.) هم مرتد بودند؟
با این اوصاف، كتابی كه تعدادی از علمای طراز اول شیعه و تمامی علمای اهل سنت و تمامی محققین بی طرف غربی، صحت آنرا مخدوش می دانند چرا باید وسیله دوزخی شدن ما شود؟ والله‌اعلم.
ابتدای نسخ چاپی این كتاب، برای محكم كاری یك حدیث منتسب به امام صادق را  می نویسند به این مضمون كه آن حضرت، نوشته های سلیم را تایید فرموده اند. ولی: 
-	صحت و اعتبار این حدیث، مشخص نیست.
-	 معلوم نیست كه امام صادق (ع) كدام قسمت از نوشته ها را تایید كرده‌اند زیرا در این كتاب، مطالب درست زیادی با مطالب دروغ زیادی در هم آمیخته به نحوی‌كه تشخیص راست و دروغ را غیر ممكن نموده است. علاوه بر اینکه نسخ خطی موجود از این کتاب با یکدیگر دارای اختلافات فاحشی است. اکنون امام صادق کدام نسخه را تایید کرده اند؟ 
-	آیا امام صادق نشسته اند تا گوینده تمام مطالب طولانی این كتاب را برایشان قرائت كنند؟ و ایشان هم تمام این مطالب را تایید   فرموده اند؟ 
-	شیخ مفید می‌گوید:"این كتاب قابل اعتماد نیست و در آن تخلیط و تدلیس صورت گرفته است"(33) 
در انتهای این بخش، توجه خواننده عزیز را به این نكته جلب می كنم كه علمای شیعه چهار اصل: 1- كتاب (قرآن) 2- سنت 3- عقل 4- اجماع  را جزو منابع اصلی مورد استناد خود می دانند ولی با كمال تاسف باید بدانیم كه علمای اهل سنت به این اصول وفادارتر بوده و در تشیع (به خصوص در مسائل مورد اختلاف با سایر فرق و مذاهب) تمام این اصول ادعایی زیر پا گذاشته می‌شود: 
1-	كتاب (قرآن) از موارد عدم توجه به قرآن در موارد اختلافی می‌توان از: نادیده گرفتن معنای صریح آیات‌ـ تطبیق آیات با احادیث و روایات به جای تطبیق روایات با قرآن ـ خارج شدن از معنای ظاهری و واضح و عمومی كلمات ـ عدم توجه به آیات قبل و بعد برای فهمیدن منظور و معنای آیه ـ خارج شدن از قواعد كلی دستور زبان عرب و رجوع به استثنائات آن‌ـ عدم توجه به تفاسیر اولیه مسلمین در رابطه با آن آیه و رجوع به تفاسیر جدید ـ گسترش و یا تحدید معنای واژه های مورد اختلاف ـ تعیین مصداق برای منظور خداوند و... 
2-	سنت: بسیاری از موارد مورد اختلاف شیعه با سایر مذاهب، در سنت نبوی و حتی علوی وجود نداشته مانند: جمع كردن بین نمازها در شرایط عادی ـ گفتن اشهد ان علی ولی الله در اذان ـ ساختن گنبد و ضریح و هر گونه ساختمانی روی قبور ـ زیارت مكرر قبور ـ خودزنی و حتی نوحه خوانی در مرگ دیگران ـ خمس در منفعت مال ـ برگزاری مراسم سالگرد جشن یا عزا برای بزرگان دین ـ تقاضای وساطت و شفاعت از مردگان و... 
3-	اجماع: باید بدانیم كه فقط اجماع عقلاء صحیح است پس اگر كسی كه در كتابش تعداد امامان را 13 نوشته و تفاوت بین 12 و 13 را نمی دانسته یا در كتابش نوشته كه الاغ با پیامبر صحبت می كرده و... نمی توان به عقل چنین انسانی اعتماد كرد. كسانی كه در یك دوره اجماع به اباحه خمس و در دوره ای دیگر اجماع به وجوب آن، در دوره ای اجماع به وجوب نماز جمعه و در دوره ای دیگر اجماع به تحریم آن كرده اند و....  به هر حال اگر به اجماع معتقد باشیم مذهب شیعه (لا اقل موارد خرافی و مورد اختلاف آن با سایر مذاهب) به اجماع تمام مسلمین جهان، باطل است.
4-	عقل: فكر نمی‌كنم در این زمینه نیازی به توضیح و آوردن شاهد و مطلب باشد زیرا پر واضح است كه بیشترین موارد خرافی و دروغ در دنیا در نزد شیعیان است. دقت كنید كه احمق ترین انسانها در جهان نیز می داند كه نباید به بدن خود آسیبی وارد كنند ولی حتی برخی از مجتهدان شیعه هنوز هم در تحریم قمه زنی شك دارند چه برسد به تحریم زنجیر زنی و سینه زنی! براستی چگونه در عقل این افراد شك نكنیم وقتی علمای اولیة آنها معتقد بودند باید سهم امام زمان از خمس را در زمین چال كرد یا به دریا انداخت تا امام زمان موقع ظهور آنها را خارج كند! از این موارد كه بگذریم اگر نگاهی به كتب علمای! شیعه بیندازید به مقدار فراوان، به داستانهای خرافی و عجیب و غریب در مورد امامان بر می‌خورید كه هیچكدام از آنها ذره‌ای معیار عقلی و منطقی ندارد و جالب اینجاست كه طبق آیات قرآن‌،كفار قریش  نیز به طور مكرر از پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم ، تقاضای همین معجزاتی را می كردند ـ كه شیعیان غالی برای امامان خود تراشیده‌اند ـ و هربار نیز از سوی خداوند پاسخ منفی می‌آمده. یعنی معجزاتی كه برای پیامبرصلی الله عليه وسلم ـ در حضور جمعیت كفار ـ  واقع نشد برای امامان آن هم در حضور یك یا دو نفر شیعة غالی واقع می شده است! و... 
---------------------------------------------------------------------------------
1) نقل از ص 10روزنامه جام جم شنبه 31 شهريور 1383 سال پنجم شماره 1225 پونه شيرازي ، جملات داخل پرانتز از اينجانب است .
2) البته بندة خدا فراموش كرده بود كه در چنين مواردي ، براحتي مي توان از كلمات : مصلحت ، تقيه ، توريه ، مماشات و . . .  استفاده كرد . چماقهايي كه هميشه بر سر حقيقت برافراشته بوده است .
3) به زودي اين نكته را تحليل مي كنيم كه لازمه اصل خاتميت ، بلوغ فكري بشر در پذيرش و حفظ ميراث وحي بوده و اينكه بالاخره بشر پس از رسيدن به سن بلوغ ، خودش بايد مستقل روي پاي خود بايستد و تصميم بگيرد مانند يك نوجوان كه اگر پدر و مادر مرتب از او حمايت بي شائبه به عمل آورند او هيچگاه قادر به استقلال در زندگي خود نيست حتي در بين حيوانات اين اصل ( يعني راندن و بيرون كردن فرزند ) مشاهده مي‌شود . . . 
4) دقيقاً به همين علت قبول خلافت ابوبكر منافاتي با قبول امامت حضرت علي نداشته و ما ابوبكر را به عنوان خليفه اول و حضرت علي را به عنوان امام اول خود قبول داريم . زيرا لازمه اصلي خلافت : قبول اكثريت جامعه و تطابق فرهنگي ميان جامعه و شخص خليفه است . ( اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم دقت كنيد منكم يعني از ميان خودتان و . . . )
5) همانگونه كه اينك با حضور  حكومت در دست ديگران است . ( اگر چنين چيزي صحت داشته باشد كه متاسفانه من آن را قبول ندارم )
6) [وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا] {الأحزاب:67} 
7) جالب است كه بدانيد همانطور كه در تاريخ براي شيعه مصالحي مبني بر شرابخوار بودن عمر وجود دارد داستانهاي پوچي نيز مبني بر شرابخوار بودن حمزه نيز وجود دارد . 
8) تفسير نوين .محمدتقي شريعتي . ص 2
9) [إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ] {الحجر:9} : ما قرآن را فرو فرستاديم و خودما نگهدار آن هستيم .
10) مذهب عليه مذهب دكتر شريعتي ص 126
11) دكتر ناصر كرمي – روزنامه همشهري – شماره 4171 
12) حتي اگر در يك خانواده ، زن و مرد با ديدي احساسي به مسائل نگاه كنند كارشان به اختلاف و در نهايت ،‌طلاق كشيده مي‌شود ، 