ا به ما؟!!! (ضمن اينكه چرا حضرت علي نمي گويند منظور از الائمه: من و فرزندان من هستند؟) 
56-	محققين تاريخ مي دانند چيزي به نام خطبه فدكيه وجود نداشته است (زيرا در كتاب بلاغاه النساء شخصي كه دارد روايت را براي مولف مي گويد 120 سال قبل مرده بوده است!!!) حمله اي نيز به خانة فاطمه صورت نگرفته است و حسن و حسين را نيز ام البنين و... بزرگ كردند. علت فضيلت تراشي شما براي برخي شخصيتهاي تاريخي چيست؟ براستي آيا حضرت خديجه و سميه بانوهاي اول اسلام نبوده‌اند؟ يا دختري كه عليرغم محبت فراوان پيامبر نسبت به او و فرزندانش در سن 18 سالگي (يا 28 سالگي) وفات مي كند؟ و تاثيري در وقايع صدر اسلام نداشته است. براستي بهترين كتاب در اين مورد كتاب فاطمه فاطمه است اثر دكتر شريعتي مي باشد من هر چه اين كتاب را خواندم عليرغم نثر قوي و مطالب آموزنده آن، چيزي در خصوص فضيلت و برتري افرادي خاص، دستگيرم نشد.
57-	چرا شيعه برخي از احاديث عكرمه و سويد ابن غفله را قبول دارد و برخي را نه؟ (به عنوان نمونه خطبه شقشقيه از عكرمه را قبول دارد ولي روايتي كه مي‌گويد اهل بيت مشمول همسران پيامبر نيز مي شده اند را چون راوي عكرمه است قبول ندارد. يا حديثي كه حضرت علي فرموده هر كس مرا بر ابوبكر و عمر برتري داد بر او حد مفتري مي زنم چون راوي، سويد ابن غفله است را قبول ندارد در صورتي كه بسياري از احاديثي كه مورد علاقه شيعه است متعلق به همين سويد ابن غفله است) 
58-	شما مي گوييد: اصول دين، تحقيقي است و نه تقليدي. پس چرا همة مردم بايد در تحقيقات خودشان، پيرامون اصول دين (يعني توحيد و نبوت و معاد و اصول مذهب: عدل و امامت) دقيقاً به همان  نتايجي برسند كه شما بر اساس تقليد و تلقين و تعصب و كينه و پيروي از گذشته گان گمراه خود، رسيده ايد؟  و آيا نام چنين روشي، تقليد است يا تحقيق؟!!! 
59-	شما و همه مسلمانان، خداوند را ستارالعيوب  مي دانند. چرا عقيده داريد نامه اعمال شما هر هفته به ملاحظه امامان مي رسد؟ اينگونه آيا دارالسلام براي آنها دارالحزن نمي شود؟ و اينگونه ستارالعيوبي خداوند چه مي شود؟
60-	آشكارترين نوع شرك آن است كه صفات خالق را براي مخلوق قائل شويم چرا وقتي در متون و سخنراني هاي شما دقيق شويم به چنين عقايدي برمي خوريم: (عدم امكان خطا و اشتباه براي ائمه – داشتن علم غيب و علم لدني كامل – حي و حاضر بودن در همه جا و همه ساعتها – شنوايي و بينايي در ممات و حيات)
61-	شما طي حديثي معتقديد كه هر كجا از قرآن آيه اي با يا ايها الذين آمنوا شروع شده مصداق اتم و اكمل آن حضرت علي هستند آيا نعوذ بالله حضرت علي مصداق اين آيات هستند: اي كساني كه ايمان آورده ايد ربا نخوريد – اي كساني كه ايمان آورده ايد صدايتان را جلوي پيامبر بلند نكنيد – اي كساني كه ايمان آورده ايد در حالت مستي نماز نخوانيد – اي كساني كه ايمان آورده ايد چرا مي گوييد آنچه را عمل نمي كنيد و... البته بر منكر اينكه حضرت علي يكي از بهترين مومنان و اصحاب نبي اكرم بوده اند لعنت. ولي چرا دروغ و چرا جعل حديث؟ 
62-	خداوند در قرآن كريم فرموده: كيست ظالمتر و ستمگرتر از كسي كه بر خدا دروغ مي بندد. در اين تحقيق، ثابت شد بسياري از تفسيرها و شان نزولهايي كه شما به آن عقيده داريد و به خداوند نسبت مي دهيد دروغ است.چرا دست از سر اين مردم بر نمي داريد؟
63-	حضرت علي فرموده اند آيات قرآن بعض آن مفسر و مبين بعض ديگر است. و قرآن را امام خود معرفي كرده‌اند. در قرآن كريم نيز كلمات متعددي دال بر اين حقيقت وجود دارد. خطاب اكثر آيات: يا ايهاالناس و يا ايهاالمومنون است و دعوت به تعقل و تفكر و تدبر و آن هم دقيقا با همين واژه ها. بسياري جاها گفته اين كتاب نور است فرقان و وسيله جدايي حق از باطل است ذكر است تفصيل آن در خود آن است (با واژ ه هاي تفصيل، يفصل، بيان و...)روي چه حساب شيعه تنها مرجع توضيح قرآن را ائمه مي داند؟ در حاليكه حتي همين ائمه به تواتر گفته اند اگر حديثي از ما به شما رسيد و مخالف قرآن بود آنرا به سينة ديوار بزنيد! با همة اينها علامه بزرگوار سيد مصطفي حسيني طباطبايي تفسيري دارد از حضرت علي در توضيح آيات قرآن كريم چرا شما به اين كتاب اجازه چاپ نداده ايد؟ و حتي سايت آنرا فيلتر كرده ايد؟ 
*  *  *
در انتها براي اينکه بدانيد کارمندان مذهب در همه زمانها و مکانها حضور مستمر و جدي و خطرناک، داشته و دارند، توجه شما را به سخنراني زير از ويکتور هوگو زماني كه در مجلس فرانسه نماينده بوده جلب مي‌کنم که خطاب است به نمايندگان کاتوليکها در مجلس. (به عبارتي همان خوارج حزب اللهي خودمان) كاتوليكها مي‌خواسته اند امر تعليم و تربيت در فرانسه را به دست بگيرند (آيا فاجعه اي بزرگتر از اين سراغ‌داريد!) نگاه کنيد ويکتور هوگو با چه جوش و حرارتي با اين خوارج احمق، به مخالفت بر مي‌خيزد: 
 اي سروران، اين قانون، قانون سياسي نيست قانون خدعة جنگي است. و من به فرقه‌اي كه اين قانون را انشاء يا القاء كرده است به آن فرقه كه عيان نيست اما فعال است و نمي دانم در حكومت است يا در مجلس است اما مي دانم همه جا هست و گوشش تيز است و آواز مرا مي شنود مي گويم: آنچه من مي‌خواهم تعليم حقيقت دين است نه اصول فلان فرقه و حزب! تزوير و ريا نمي خواهم. آسمان مي‌خواهم. دست اندازي يك منبر را بر منبر ديگر روا نمي دارم. به جاي معلم، كشيش نمي‌خواهم. تعليم كردن، ساختمان كردن است و من از آنچه شما مي سازيد بيم دارم. ما جوانان فرانسه را به شما نمي‌دهيم! زيرا ما به امانت مي سپاريم اما شما به ملكيت مي‌گيريد. و من مي‌خواهم اخلاف ما يادگار خود ما باشند و نمي خواهم دست شما بر سرشان و دم شما همدمشان باشد! من نمي خواهم آنچه پدران ما ساخته اند شما خراب كنيد! پس از آن شرافت اين ننگ را نمي‌خواهم! اين رسم ديرين شماست كه زنجير به گردن مي‌گذاريد  و مي گوييد آزادي است! عذاب مي كنيد و مي‌گوييد عفو عمومي است! من اشتباه نمي كنم. من شما را به جاي دين قبول نمي كنم. شما انگل دين و آفت دينيد! شما ديندار نيستيد. عَلَم داريد و معني آنچه مي گوييد نمي فهميد. شما قدس را بازي نمايش مي‌كنيد! و به كارهاي خود و نيرنگها و خدعه ها و پشت‌هم‌اندازيها و هوس رانيهاي خود آميخته مي سازيد. مادر مي گوييد اما كنيز مي‌خواهيد! شما را به خدا، دين را به پيچ و تاب سياست ميندازيد. خودتان را دين جلوه مي‌دهيد كه آنرا تباه مي كنيد و هم اكنون به واسطة وجود شما او (يعني دين) به تحليل مي‌رود. نفرتي كه شما نسبت به خود جلب مي كنيد به او هم تاثير مي بخشد! حقيقت اين است كه او (دين) از شما بيزار است شما از او دوري بجوييد تا مردم به او نزديك شوند. بگذاريد اين مادر محترم، بي كس شود آنوقت ببينيد آن بي كسي، چگونه مردم را به سوي آن خواهد شتابانيد!!! و مسكيني او چه اندازه ماية توانايي و شكوه و جلال او خواهد شد... ما فرقة شما را مي‌شناسيم قبالة كهنة حزب شما پيش ما هست. مي دانيم كه شما چقدر خوب، پاسباني دين مي كنيد! دو محافظ بزرگ كه بر آن 