ماشته ايد مي‌شناسيم: يكي جهل است و يكي عقايد سخيف!(2)  حزب شماست كه علم و معرفت را محجوب مي كند و نمي گذارد مومنان از كتاب دعا تجاوز كنند! و افكار را در حدود تعليمات خود مقيد مي سازيد. تاريخ حزب شما در گزارش ترقيات انسان، ثبت است اما به خط معكوس! يعني به صورت مزاحمت و مخالفت! آري، فرقة كاتوليك يا هر اسم ديگر كه به خود بدهيد شما را مي شناسيم و ديرگاهي است كه دلها از شما آزرده و با شما مخالف است و مي دانند كه شما عقل انسان را محبوس مي‌كنيد و همواره مي پرسند از جان ما چه مي خواهيد؟ اگر مغز انسان را مانند صفحة كتاب، پيش چشم شما باز كنند و به اختيار شما بگذارند همه را حك مي‌كنيد و خط مي‌كشيد. از اين بالاتر بگويم كتابي كه آسمان آمده است و براي مردم روي زمين مانند قرآن براي مسلمانان و ودا براي هنود، معزز و محترم است شما آن كتاب را هم حجر مي‌كنيد مگر نه بعضي از پاپها مردم را از خواندن تورات منع كردند!... من براي اين كشور، حق و عدالت مي خواهم و رشد دائمي و نه حقارت، قدرت مي‌خواهم نه بندگي، بزرگي مي خواهم نه كوچكي. هستي مي خواهم نه نيستي. شما مي‌خواهيد فرانسه را متوقف كنيد. فكر انسان را متحجر سازيد نور الهي را خاموش نماييد روح را ماده كنيد. شما مقتضيات زمان را نمي‌بينيد و در اين دوره بيگانه هستيد. 
***
در انتها اميدوارم، خوارج مقيم ايران از من عصباني نشوند زيرا شما قوياً معتقديد كه امام زمان، حافظ نظام و انقلاب شماست و انقلاب شما به قيام امام زمان منتهي مي شود. آقاي جنتي نيز در خطبه هاي نماز جمعة تهران، قوياً  فرمودند كه محال است اتفاقي براي انقلاب بيفتد. خداوند هم كه حافظ نظام شماست و تمام مردم ايران نيز با شما هستند، به همين دليل، از چند جمله اي كه من يا امثال من مي‌نويسند زياد ناراحت نشويد و نخواهيد افرادي مانند مرا نيز مانند علامه برقعي و حيدرعلي قلمداران و... ترور كنيد!!! البته چه افتخاري بالاتر از كشته شدن به دست شقي ترين خلق؟ هر چند من به خاطر همان انقلاب و همان شهداء و همان اسلام، مي سوزم و مي‌نويسم. متاسفانه من و شما هر دو، يك درد مشترك داريم: غم اسلام. ولي شما با ندانم‌كاريهاي خود به ريشه مي زنيد ولي تمام اندوه من و امثال من، وجود صنف شماست كه روز به روز هم وجهة اسلام را خراب مي كنيد و هم مردم را از دين گريزان. هم دنياي ما را خراب كرديد و هم آخرتمان را.
براستي چرا در آزادي از سر به بالاي شما: ارمني ها كليسا دارند و به راحتي به خريد و فروش مشروبات الكلي مشغولند و هر كس هر خلافي را مي تواند انجام دهد ولي وقتي علامه برقعي (مجتهد شيعه) به رفتارهاي شرك آميز شما ايراد مي گيرد اين پيرمرد 80 ساله را زنداني و تبعيد و ترور مي كنيد؟ يا علماي ديگر شيعه مانند حيدرعلي قلمداران، سنگلجي، غروي، مصطفي حسيني طباطبايي؟ اهل سنت كه جاي خود دارد چرا حتي همين علماي شيعه، حق ندارند از راديو و تلويزيون سخنراني كنند؟ آيا معناي آزادي از سر به بالا اين است كه در شهرهاي بزرگ، انجام هر گونه كثافتكاري آزاد باشد و همه نوع سي دي مبتذل در دسترس باشد ولي چاپ كتابهاي اين علماء ممنوع باشد؟ و حتي مطالب آنها را در اينترنت هم فيلتر كنيد؟ براستي علت اينهمه ترس و واهمة شما از حقيقت چيست؟  براستي اين است آزادي از سر به بالاي شما؟ پس چرا ما در عمل چيز ديگري مي‌بينيم. در زير لاية شهر، آزادي از سر به پايين به وفور وجود دارد ولي چه در پنهان و چه در ظاهر اگر كسي به سرش زد آزادي از سر به بالا داشته باشد بايد قيد سرش را بزند! 
من از صميم دل، توصيه اي به روحانيون در ايران دارم. من دستهاي شما را ديده ام. دستهايي بسيار لطيف و ظريف و سفيد كه تا كنون سنگين تر از قلم بر نداشته. به خدا قسم، اين دستها تاب آتش دوزخ را ندارند. پس تو را به خدا خودتان و اين مردم را بيشتر از اين بدبخت نكنيد. [وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ] {الشعراء:227}. 

در اين قسمت براي اينكه بدانيد بيشترين مخالفان اين كتاب در آينده چه كساني هستند و با آنها وارد هيچگونه بحث و جدلي نشويد خصوصيات آنها را براي شما نقل مي كنم. همين كارمندان مذهب، خوارج به ظاهر حزب اللهي نادان:
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البته همانطور که می دانید شواری نگهبان هم نماینده شرع اسلام نیست بلکه نظر عده ای هست که در آنجا کار می کنند که اتجاه سیاسی آنها هم معروف است که بی تأثیر بر مخالفت و موافقتشان با قوانین نیست و مولف خواسته اند یکی از نواقض مذهب شیعه که الآن واقعیت دارد بیان کنند. (مصحح)
2) به خدا قسم در این لحظات كه این جملات را می نویسم و می خوانم تمام بدنم می لرزد . زیرا با تمام وجود دارم می بینم و می چشم انچه ویكتور هوگو می دیده و می فهمیده است . فسیعلمو الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون•	چه احمقند كساني كه فقط از يك بعد فكر مي كنند، فقط حرف عده اي خاص را قبول دارند، و فقط كتابهايي خاص را مي خوانند در صورتيكه  حضرت علي (ع) فرموده اند: حكمت را فرا بگير حتي از منافق.
•	دو دسته از دو سوي پل صراط به اعماق جهنم سقوط مي كنند: كارمندان مذهب و روشنفكران احمق. اينان علمداران گمراهيند.
•	ابوالعلاء معري: اهل زمين دو جورند يا عقل دارند و دين ندارند (روشنفكر) يا دين دارند و عقل ندارند! (كارمند مذهب)
•	گمراه ترين و زيانبارترين مهره هاي تاريخ، كارمندان مذهبي هستند كه در عين حال، كارمندان دولت نيز هستند!
•	زياده روي، نقطه اشتراك روشنفكران احمق و كارمندان مذهب، و علت اصلي خروج از صراط تعادل و موجب سقوط به دوزخ است. 
•	كارمندان مذهب و روشنفكران احمق، سه نقطه مشترك دارند: هر دو احمقند، هر دو فكر مي كنند خيلي زرنگند  و هر دو فقط خودشان  (و خيلي هنر كنند: هم مسلكانشان) را قبول دارند. 
•	كارمندان مذهب و روشنفكران احمق، بيشتر به شخصيت طرفشان نظر دارند تا به حرفي كه زده مي‌شود.
•	كارمندان مذهب و روشنفكران احمق، داخل ورودي گوشهايشان يك ادارة امنيت (‌ساواك‌) تاسيس كرده اند. وظيفة اين اداره آن است كه از ورود هر نوع انديشة جديد و حرف نو و تازه جلوگيري كرده و يا اينکه بعد از سانسور به آن اجازة ورود بدهد  برخي مواقع نيز همان موضوع وارده را تبديل به چماق كرده و در مغز گوينده خرد مي كنند.
•	كارمندان مذهب در زندگي مخالفان خود كند و كاش كرده و يك يا دو عيب كوچك و يا بزرگ پيدا كرده(مسلماً همه انسانها بي گناه نيستند) و آنگاه با شادماني از اين موفقيت بزرگ، حاضر نمي شوند حتي يك كلمه از سخنان آن شخص را گوش كنند و يا بخوانند. در حاليكه حضرت علي (ع) مي فرمايد: به سخن نگاه كن و نه به گوينده. (نمونة كساني كه كارمندان مذهب از او دل خوشي ندارند: دكتر علي شريعتي البته صد هزار مرتبه شكر)
•	متاسفانه كارمندان مذهب فكر مي كنند اگر در اين دنيا به طور كامل پيرو فلان عالم و فلان شخص بودند و در اين پيروي دچار گمراهي شدند در آن دنيا مي‌توانند بگويند ما از فلاني پيروي 