ست. و اين محمد (ص) است که مسلمانان و کفار را از يکديگر جدا ساخته است. 

باب (2): كراهيت كثرت سؤال و به زحمت انداختن خود در كارهاي بيهوده
2190ـ عن أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «لَنْ يَبْرَحَ النَّاسُ يَتَسَاءَلُونَ، حَتَّى يَقُولُوا: هَذَا اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ، فَمَنْ خَلَقَ اللَّهَ». (بخارى:7296)
ترجمه: انس بن مالک (رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «مردم به اندازه اي به سؤالات خود ادامه مي دهند تا جايي که مي گويند: اين خدا است که همه چيز را آفريده است. پس چه کسي خدا را آفريده است»؟ (در اين صورت، بايد بگويد: به خدا و رسو لش ايمان دارم و به خدا پناه ببرد و جلوتر نرود).

باب (3): مذمّت حكم كردن به رأي و تكلف در قياس
2191ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِيَ الله عَنْهُمَا قال: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ لا يَنْزِعُ الْعِلْمَ بَعْدَ أَنْ أَعْطَاكُمُوهُ انْتِزَاعًا، وَلَكِنْ يَنْتَزِعُهُ مِنْهُمْ مَعَ قَبْضِ الْعُلَمَاءِ بِعِلْمِهِمْ، فَيَبْقَى نَاسٌ جُهَّالٌ، يُسْتَفْتَوْنَ فَيُفْتُونَ بِرَأْيِهِمْ، فَيُضِلُّونَ وَيَضِلُّونَ». (بخارى:7307)
ترجمه: عبدالله بن عمرو رضي الله عنهما مي گويد: شنيدم که نبي اکرم (ص)مي فرمود: «علمي را که خداوند به شما عنايت کرده است، از شما پس نخواهد گرفت. البته علم با قبض روح علماء از بين خواهد رفت. و در اين صورت، مردمي نادان باقي خواهند ماند که ديگران از آنان استقتاء مي کنند. و آنان هم بر اساس رأي خود، فتوا مي دهند و مردم را گمراه مي کنند و خودشان هم گمراه مي شوند».

باب (4): تقليد از عادات امتهاي گذشته
2192ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَأْخُذَ أُمَّتِي بِأَخْذِ الْقُرُونِ قَبْلَهَا شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ». فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، كَفَارِسَ وَالرُّومِ؟ فَقَالَ: «وَمَنِ النَّاسُ إِلاَّ أُولَئكَ». (بخارى:7319)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است که نبي اکرم (ص)فرمود: «تا زماني که امت من وجب به وجب و گام به گام از امت هاي گذشته، تقليد نکند، قيامت برپا نخواهد شد». صحابه عرض کردند: اي رسول خدا! منظور از امتهاي گذشته، همان ايراني ها و رومي ها هستند؟ فرمود: «مگر غير از آنان، کسي ديگر هم هست».
 
باب (5): رجم زاني متأهل 
2193ـ عَنْ عُمَرَ (رض) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّدًا (ص) بِالْحَقِّ، وَأَنْزَلَ عَلَيْهِ الْكِتَابَ، فَكَانَ فِيمَا أُنْزِلَ آيَةُ الرَّجْمِ. (بخارى:7323)
ترجمه: عمر(رض) مي گويد: خداوند، محمد (ص) را با (دين) حق، مبعوث کرد و قرآن را  بر او نازل فرمود. و يکي از آياتي که بر او نازل شد، آية رجم بود. (كه تلاوت اش، منسو خ گرديد).
باب (6): پاداش حاكمي كه اجتهاد نمايد و دچار اشتباه شود و يا درست، قضاوت نمايد
2194ـ عَنْ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ (رض): أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «إِذَا حَكَمَ الْحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَصَابَ فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا حَكَمَ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَخْطَأَ فَلَهُ أَجْرٌ». (بخارى:7352)
ترجمه: روايت است که عمرو بن عاص (رض) از نبي اکرم (ص) شنيد که مي فرمود: «اگر حاکم، اجتهاد کند و حکمي را صادر نمايد كه درست باشد، دو پاداش به او مي رسد. و اگر اجتهاد کند و حکمي را صادر نمايد ولي در آن، دچار اشتباه شود، يک پاداش به او مي رسد».
باب(48): شستن خون 
168ـ عَنْ أَسْمَاءَ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: جَاءَتِ امْرَأَةٌ النَّبِيَّ (ص) فَقَالَتْ: أَرَأَيْتَ إِحْدَانَا تَحِيضُ فِي الثَّوْبِ، كَيْفَ تَصْنَعُ؟ قَالَ: «تَحُتُّهُ، ثُمَّ تَقْرُصُهُ بِالْمَاءِ، وَتَنْضَحُهُ، وَتُصَلِّي فِيهِ». (بخارى:227)
ترجمه: از اسماء رضي الله عنها روايت است كه زني، نزد نبي اكرم (ص) آمد و عرض كرد: اگر لباس، با خون حيض آلوده شود، چه بايد كرد؟ رسول الله (ص) فرمود: «نخست، آن را با دست، بدون آب، و سپس با آب بمال و بشوي. سپس در آن، نماز بخوان».
169ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: جَاءَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ أَبِي حُبَيْشٍ إِلَى النَّبِيِّ (ص) فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنِّي امْرَأَةٌ أُسْتَحَاضُ فَلا أَطْهُرُ، أَفَأَدَعُ الصَّلاةَ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «لا، إِنَّمَا ذَلِكِ عِرْقٌ، وَلَيْسَ بِحَيْضٍ، فَإِذَا أَقْبَلَتْ حَيْضَتُكِ فَدَعِي الصَّلاةَ، وَإِذَا أَدْبَرَتْ فَاغْسِلِي عَنْكِ الدَّمَ ثُمَّ صَلِّي». وَقَالَ: «ثُمَّ تَوَضَّئِي لِكُلِّ صَلاةٍ حَتَّى يَجِيءَ ذَلِكَ الْوَقْتُ». (بخارى:228)
ترجمه: ام المومنين؛ عايشه رضي ‏الله‏ عنها؛ مي ‏گويد: فاطمه بنت ابي حُبَيش نزد نبي اكرم (ص) آمد و عرض كرد: اي پيامبر گرامي(ص) ! به دليل خون حيض، مدت زيادي ناپاك مي‏شوم. آيا در اين مدت، نماز را ترك كنم؟ رسول الله (ص) فرمود: «خير، زيرا اين، خون حيض نيست بلكه خون رگي است كه پاره شده است. هنگامي كه روزهاي قاعدگي ات فرا رسيد، نماز نخوان. و هنگامي كه ايام قاعدگي ات به پايان رسيد، غسل كن و نماز بخوان. البته براي هر نمازي، وضو بگير تا اينكه دوران قاعدگي، فرا رسد».

باب (7): كسي كه فقط سكوت پيامبر اكرم (ص)  را حجت مي داند نه سكوت ديگران را
2195ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ (رض): أَنَّهُ كَانَ يَحْلِفُ بِاللَّهِ: أَنَّ ابْنَ الصَّائدِ الدَّجَّالُ. قُلْتُ: تَحْلِفُ بِاللَّهِ؟ قَالَ: إِنِّي سَمِعْتُ عُمَرَ يَحْلِفُ عَلَى ذَلِكَ عِنْدَ النَّبِيِّ (ص)، فَلَمْ يُنْكِرْهُ النَّبِيُّ (ص). (بخارى:7355)
ترجمه: روايت است که جابر بن عبدالله (رض) به نام خدا سوگند ياد مي کرد که ابن صياد، همان دجال است. راوي مي گويد: گفتم: بخدا سوگند مي خوري؟ گفت: شنيدم که عمر (رض) در اين مورد نزد نبي اکرم (ص) سو گند ياد مي کرد و آنحضرت (ص) هم او را منع نفرمود.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1732.txt">باب (1): دربارة دعوت پيامبر اكرم (ص) از امت، به سوي يكتاپرستي</a><a class="text" href="w:text:1733.txt">باب (2): دربارة اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد:(بدرستيكه خداوند، رزاق و نيرومند و استوار است)</a><a class="text" href="w:text:1734.txt">باب (3): در بارة اين سخنان خداوند متعال كه مي فرمايد: (و او  عزيز و حكيم است) (و عزت از آنِ خدا و رسول خدا است)</a><a class="text" href="w:text:1735.txt">باب (4): در بارة اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد:(خداوند شما را از خويشتن برحذر مي دارد) </a><a class="text" href="w:text:1736.txt">باب (5): در بارة اين سخنان خداوند متعال كه مي فرمايد: (مي خواهند كلام خدا را تغيير دهند)</a><a class="text" href="w:text:1737.txt">باب (6): سخن گفتن خداوند متعال در روز قيامت با پيامبران و ديگران </a><a class="text" href="w:text:1738.txt">باب (7): ترازوي اعمال و اقوال در روز قيامت</a></body></html>باب (1): دربارة دعوت پيامبر اكرم (ص) از امت، به سوي يكتاپرستي
2196ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) بَعَثَ 