َلْ تَدْرُونَ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ»؟ قَالُوا: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ: «أَصْبَحَ مِنْ عِبَادِي مُؤْمِنٌ بِي وَكَافِرٌ، فَأَمَّا مَنْ قَالَ: مُطِرْنَا بِفَضْلِ اللَّهِ وَرَحْمَتِهِ، فَذَلِكَ مُؤْمِنٌ بِي، وَكَافِرٌ بِالْكَوْكَبِ، وَأَمَّا مَنْ قَالَ: بِنَوْءِ كَذَا وَكَذَا، فَذَلِكَ كَافِرٌ بِي، وَمُؤْمِنٌ بِالْكَوْكَبِ». (بخارى:846)
ترجمه: زيد بن خالد جهني (رض) مي‏گويد: رسول ‏الله (ص)  در صبحگاه يك شب باراني، پس از اقامه نماز صبح در حديبيه، رو به مردم كرد و فرمود: «آيا مي دانيد پروردگار شما چه فرمود»؟ صحابه گفتند: خدا و رسولش بهتر مي دانند. آنحضرت (ص) گفت: خداوند فرمود: «بندگان من، صبح كردند در حالي كه بعضي مومن و بعضي كافر شدند. آنها كه گفتند: فضل و رحمت خدا شامل حال شد و باران نازل فرمود، به من ايمان آوردند و به تاثير ستارگان كافر گرديدند. و اما كساني كه آن را به ستارگان نسبت دادند به من كافر شدند و به ستارگان ايمان آوردند».

باب (45): امام مي تواند در صورت نياز از بالاي شانه هاي مردم، عبور نمايد 
476 ـ عَنْ عُقْبَةَ (رض) قَالَ: صَلَّيْتُ وَرَاءَ النَّبِيِّ (ص) بِالْمَدِينَةِ الْعَصْرَ، فَسَلَّمَ ثُمَّ قَامَ مُسْرِعًا، فَتَخَطَّى رِقَابَ النَّاسِ إِلَى بَعْضِ حُجَرِ نِسَائِهِ، فَفَزِعَ النَّاسُ مِنْ سُرْعَتِهِ، فَخَرَجَ عَلَيْهِمْ، فَرَأَى أَنَّهُمْ عَجِبُوا مِنْ سُرْعَتِهِ، فَقَالَ: «ذَكَرْتُ شَيْئًا مِنْ تِبْرٍ عِنْدَنَا فَكَرِهْتُ أَنْ يَحْبِسَنِي، فَأَمَرْتُ بِقِسْمَتِهِ». (بخارى:851)
ترجمه: عقبه (رض) مي‏گويد: در مدينه، نماز عصر را پشت سر رسول ‏الله (ص) خواندم. آنحضرت (ص)  پس از اتمام نماز، برخاست و با شتاب از روي شانه هاي نمازگزاران، عبور كرد و به خانه يكي از همسران خود رفت. مردم از شتاب رسول خدا (ص) متحير شدند. آنحضرت (ص) پس از چند لحظه، دوباره (به مسجد) برگشت و ديد كه مردم از شتاب او، شگفت زده شده اند. فرمود: «به يادم آمد كه مقداري طلا در خانه ما وجود دارد. دوست نداشتم كه توجه مرا بخود مشغول سازد. لذا دستور دادم آنرا تقسيم كنند».
باب (11): عبادت در حد توان
20 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا أَمَرَهُمْ، أَمَرَهُمْ مِنَ الأَعْمَالِ بِمَا يُطِيقُونَ، قَالُوا: إِنَّا لَسْنَا كَهَيْئَتِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لَكَ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ، فَيَغْضَبُ حَتَّى يُعْرَفَ الْغَضَبُ فِي وَجْهِهِ، ثُمَّ يَقُولُ: «إِنَّ أَتْقَاكُمْ وَأَعْلَمَكُمْ بِاللَّهِ أَنَا». (بخارى:20)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها روايت مي كند كه: هرگاه، رسول الله
(ص) مردم را دستور مي داد، آنها را به انجام كاري دستور مي داد كه توان آن را داشته باشند. صحابه (رض) عرض كردند: اي پيامبر خدا! مطمئناً خداوند گناهان اول و آخر شما را  بخشيده ‏است، پس هرگز ما نمي‏توانيم با شما  برابر باشيم. عايشه رضي الله عنها ميگويد: رسول الله (ص) از شنيدن اين سخن، بسيار ناراحت مي شد و آثار خشم بر چهرة مباركش آشكار مي گشت. سپس مي فرمود: «من از همة شما خدا را بهتر مي شناسم و از او بيشتر مي ترسم». (يعني در دينداري از من سبقت نگيريد. زيرا دين، اطاعت از دستورات  من (رسول الله) است). 
 
 باب (46): روي گردانيدن يا برخاستن و 
رفتن از راست و چپ، پس از اتمام نماز 
477 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُوْدٍ (رض) قَالَ: لايَجْعَلْ أَحَدُكُمْ لِلشَّيْطَانِ شَيْئًا مِنْ صَلاتِهِ، يَرَى أَنَّ حَقًّا عَلَيْهِ أَنْ لا يَنْصَرِفَ إِلاَّ عَنْ يَمِينِهِ، لَقَدْ رَأَيْتُ النَّبِيَّ (ص) كَثِيرًا يَنْصَرِفُ عَنْ يَسَارِهِ. (بخارى:852)
ترجمه: عبدالها بن مسعود (رض) مي‏گويد: مواظب باشيد كه شيطان در نمازهاي شما سهمي نداشته باشد. بدين معنا كه نمازگزار فكر كند كه روي گردانيدن يا رفتن، پس از نماز، از سمت راست، ضروري است. در حالي كه من رسول خدا (ص) را بارها ديده ام كه از سمت چپ، روي به مردم مي نمود يا بيرون مي رفت .

باب (47): حكم خوردن سير، پياز و ترة خام 
478 ـ عن جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «مَنْ أَكَلَ مِنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ-يُرِيدُ الثُّومَ-فَلا يَغْشَانَا فِي مَسَاجِدِنَا». قُلْتُ: مَا يَعْنِي بِهِ قَالَ: مَا أُرَاهُ يَعْنِي إِلاَّ نِيئَهُ. وقِيْلَ: إِلاَّ نَتْنَهُ. (بخارى:854)
ترجمه: جابر بن عبد الله (رض) روايت ميكند كه رسول ‏الله (ص) با اشاره به بوتة سير، فرمود: «هر كس كه  از اين گياه خورد، به  مساجد ما نيايد». راوي مي گويد: از جابر پرسيدم: منظور آنحضرت (ص) كدام نوع سير است؟ جابر گفت :به نظرم سير خام است. و در روايتي ديگر گفت: به نظرم، سيري است كه بوي تند دارد.
479 ـ عَنْ جَابِرٍ (رض) أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «مَنْ أَكَلَ ثُومًا أَوْ بَصَلاً فَلْيَعْتَزِلْنَا». أَوْ قَالَ: «فَلْيَعْتَزِلْ مَسْجِدَنَا وَلْيَقْعُدْ فِي بَيْتِهِ». وَأَنَّ النَّبِيَّ (ص) أُتِيَ بِقِدْرٍ فِيهِ خَضِرَاتٌ مِنْ بُقُولٍ، فَوَجَدَ لَهَا رِيحًا، فَسَأَلَ فَأُخْبِرَ بِمَا فِيهَا مِنَ الْبُقُولِ، فَقَالَ: «قَرِّبُوهَا». إِلَى بَعْضِ أَصْحَابِهِ كَانَ مَعَهُ، فَلَمَّا رَآهُ كَرِهَ أَكْلَهَا، قَالَ: «كُلْ فَإِنِّي أُنَاجِي مَنْ لا تُنَاجِي». (بخارى:855)
ترجمه: جابر بن عبد الهد (رض) مي‏گويد: رسول الله (ص) فرمود: «هركس كه سير و يا پياز بخورد، از ما كناره گيري نمايد» يا فرمود: «به مساجد ما نيايد و در خانه خود بنشيند». 
همچنين، روزي، يك ديگ نزد آنحضرت (ص) آوردند كه در آن، چند نوع سبزي بود. بوي تندي از آنها، به مشام رسول اكرم (ص) رسيد. از محتويات آن (ديگ)پرسيد: آنها سبزيجاتي را كه در آن، وجود داشت، نام بردند. آنحضرت (ص) نخورد و با اشاره به سوي يكي از اصحاب كه همراهش بود، فرمود:«نزد او ببريد». او نيز از خوردن آن، سرباز زد. رسول خدا (ص) فرمود: بخور زيرا من با كسي از نزديك سخن مي گويم (جبرئيل )كه شما سخن نمي گوييد».
 480-وَ فِي رِوَايَهٍ: اُتِيَ بِبَدرٍ، يَعنِي: طَبَقاً فِيهِ خَضروات.
ترجمه: و در روايتي آمده است كه  يك سيني نزد آنحضرت (ص) آوردند كه در آن، انواع سبزي وجود داشت.
باب (48): وضوي كودكان
481 ـ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أنَّ النَّبِيِّ (ص) مرَّ عَلَى قَبْرٍ مَنْبُوذٍ فَأَمَّهُمْ وَصَفُّوا عَلَيْهِ. (بخارى:857)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي‏گويد: گذر رسول‏ الله (ص) بر قبري دور افتاده و تنها افتاد. بر آن قبر، نماز جنازه خواند و حاضران پشت سر ايشان صف بستند و نماز خواندند.(ابن عباس هم كه در آن زمان، كودكي نابالغ بود، جزو نمازگذاران بود).
482 ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «الْغُسْلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ مُحْتَلِمٍ». (بخارى: 858)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) 