ارى:893)
ترجمه: عبدالهع بن عمر (رض)  مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «هر كدام از شما مسئول است، و از هريك از شما، درمورد زير دستانش سؤال خواهد شد. رهبر جامعه، مسئول رعيت مي باشد. مرد، مسئول خانواده و زير دستانش مي باشد. زن در خانه شوهر، مسئول زير دستان خود است. خدمتگذار، مسئول است و از او در مورد اموال صاحبش و مسئوليت هاي ديگرش، سئوال خواهد شد». راوي مي گويد: به گمانم آنحضرت (ص) اين جمله را نيز افزود كه «مرد هم مسئول مال پدر خود مي باشد. و همه شما مسئول هستيد و از شما در مورد مسئوليت تان، سئوال خواهد شد».
باب (9): آيا بر كسي كه نماز جمعه واجب نيست غسل جمعه واجب است؟
495 ـ حديث أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): «نَحْنُ الآخِرُونَ السَّابِقُونَ» تقدم قريباً وزاد هنا في آخره: ثُمَّ قَالَ: «حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَغْتَسِلَ فِي كُلِّ سَبْعَةِ أَيَّامٍ يَوْمًا يَغْسِلُ فِيهِ رَأْسَهُ وَجَسَدَهُ». (بخارى:897)
ترجمه: حديث ابوهريره (رض) درباره اينكه رسول الله (ص) فرمود: «ما در دنيا، آخرين امت هستيم. اما روز قيامت، پيشگام همه خواهيم بود»، بيان گرديد. در اين روايت علاوه بر آن، چنين آمده است كه آنحضرت(ص) فرمود: «در هر هفت روز، يك بار، غسل كردن بر هر مسلمان، واجب و ضروري است. يعني هفته‏اي يك بار، بايد سر و بدن خود را بشويد».

تا چه فاصله اي فرض است؟
496 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا زَوْجِ النَّبِيِّ (ص) قَالَتْ: كَانَ النَّاسُ يَنْتَابُونَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ مِنْ مَنَازِلِهِمْ وَالْعَوَالِيِّ، فَيَأْتُونَ فِي الْغُبَارِ، يُصِيبُهُمُ الْغُبَارُ وَالْعَرَقُ، فَيَخْرُجُ مِنْهُمُ الْعَرَقُ، فَأَتَى رَسُولَ اللَّهِ (ص) إِنْسَانٌ مِنْهُمْ وَهُوَ عِنْدِي، فَقَالَ النَّبِيُّ(ص): «لَوْ أَنَّكُمْ تَطَهَّرْتُمْ لِيَوْمِكُمْ هَذَا». (بخارى: 902)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها ؛همسر گرامي رسول خدا (ص) ؛ مي گويد: مردم، روز جمعه از خانه‏هاي خود و از عوالي (مكاني در چهار ميلي مدينه) به طور نوبتي براي شركت در نماز جمعه مي آمدند. و لباسهاي شان در اثر عرق و گرد وخاك، بد بو مي شد. روزي رسول الله (ص) در خانه من بود كه يك نفر از آنان، نزد آنحضرت (ص) آمد. رسول الله (ص) فرمود: «چقدر خوب بود اگر شما براي اين روز، طهارت يعني غسل مي‏كرديد».
497 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ النَّاسُ مَهَنَةَ أَنْفُسِهِمْ، وَكَانُوا إِذَا رَاحُوا إِلَى الْجُمُعَةِ رَاحُوا فِي هَيْئَتِهِمْ، فَقِيلَ لَهُمْ: «لَوِ اغْتَسَلْتُمْ».       (بخارى:903)
ترجمه:  عايشه رضي‏ الله‏ عنها مي‏فرمايد: مردم، خودشان كارهايشان را انجام مي‏دادند و با همان لباسهاي كار، براي اداي نماز جمعه مي‏آمدند. به آنان گفته شد: «چقدر خوب بود اگر امروز غسل مي‏كرديد».
498 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) كَانَ يُصَلِّي الْجُمُعَةَ حِينَ تَمِيلُ الشَّمْسُ. (بخارى: 905)
ترجمه: انس (رض) مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) نماز جمعه را پس  از زوال آفتاب مي خواند.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:458.txt">باب (11): اگر روز جمعه هوا گرم بود  </a><a class="text" href="w:text:459.txt">باب (12): رفتن به نماز جمعه</a><a class="text" href="w:text:460.txt">باب (13): نبايد كسي برادر مسلمانش را از جايش بلند نمايد  و خودش بجايش بنشيند </a><a class="text" href="w:text:461.txt">باب (14): اذان روز جمعه</a><a class="text" href="w:text:462.txt">باب (15): يك مؤذن در روز جمعه</a><a class="text" href="w:text:463.txt">باب(16): امام، روز جمعه بالاي منبر به صداي اذان پاسخ دهد</a><a class="text" href="w:text:464.txt">باب(17): خطبه خواندن بالاي منبر</a><a class="text" href="w:text:465.txt">باب (18): خطبه خواندن در حالت ايستاده</a><a class="text" href="w:text:466.txt">باب (19): گفتن "اما بعد" پس از حمد و ثناي خداوند در خطبه</a><a class="text" href="w:text:467.txt">باب (20) : امام در اثناي خطبه، به شخصي كه وارد مسجد مي شود  امر نمايد تا دو ركعت نماز بخواند</a><a class="text" href="w:text:468.txt">باب (21): طلب باران در خطبه روز جمعه</a><a class="text" href="w:text:469.txt">باب (22): خاموش نشستن وگوش فرا دادن به خطبه امام در روز جمعه</a><a class="text" href="w:text:470.txt">باب (23): لحظه اجابت دعا در روز جمعه</a><a class="text" href="w:text:471.txt">باب (24): اگر مردم، روز جمعه، امام را تنها بگذارند و بروند.</a><a class="text" href="w:text:472.txt">باب (25): نمازهاي سنت قبل و بعد از نماز جمعه</a></body></html>باب (11): اگر روز جمعه هوا گرم بود  
499 ـ عن أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قال: كَانَ النَّبِيُّ (ص) إِذَا اشْتَدَّ الْبَرْدُ بَكَّرَ بِالصَّلاةِ، وَإِذَا اشْتَدَّ الْحَرُّ أَبْرَدَ بِالصَّلاةِ، يَعْنِي الْجُمُعَةَ.
ترجمه: انس(رض) مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) در زمستان كه هوا سخت سرد مي شد، نماز جمعه را زود مي خواند و در تابستان كه هوا سخت گرم مي شد، آن را به تاخير مي انداخت.

باب (12): رفتن به نماز جمعه
500 ـ عن أبي عَبْسٍ (رض) أنَّهُ قَالَ، وَهُوَ ذَاهِبٌ إِلَى الْجُمُعَةِ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «مَنِ اغْبَرَّتْ قَدَمَاهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَى النَّارِ». (بخارى:907)
ترجمه: ابو عبس (رض) در حالي كه براي نماز جمعه مي رفت،گفت: از رسول‏الله (ص) شنيدم كه مي‏فرمود: «هر كس كه قدم‏هايش در راه خدا گردآلود شوند، آتش دوزخ بر او حرام خواهد شد».

باب (13): حياء بخشي از ايمان است
23 ـ عَنِ ابنِ عُمَرَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) مَرَّ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ، وَهُوَ يَعِظُ أَخَاهُ فِي الْحَيَاءِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «دَعْهُ فَإِنَّ الْحَيَاءَ مِنَ الإِيمَانِ». (بخارى:24)
ترجمه: ابن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: روزي، رسول الله (ص) از كنار يك مرد انصاري مي گذشت كه برادرش را در مورد شرم و حياء نصيحت مي كرد (و مي گفت كه شرم و حياات را كمتر كن).آنحضرت (ص) فرمود: «دربارة كم كردن شرم و حيا او را پند مده، زيرا حياء بخشي از ايمان است».
(منظور از واژة حياء كه در حديث مذكور، بخشي از ايمان قرار داده شده است، همان عامل كم رويي دربارة انجام و ارتكاب گناه مي‏باشد). مترجم.



باب (13): نبايد كسي برادر مسلمانش را از جايش بلند نمايد
 و خودش بجايش بنشيند 
501 ـ عن ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: نَهَى النَّبِيُّ (ص) أَنْ يُقِيمَ الرَّجُلُ أَخَاهُ مِنْ مَقْعَدِهِ وَيَجْلِسَ فِيهِ. قيل الْجُمُعَةَ؟: قَالَ: الْجُمُعَةَ وَغَيْرَهَا.(بخارى:911)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) نهي كرد از اينكه كسي برادر مسلمانش را از جايش بلند كرده و خود بجايش بنشيند. سؤال شد: آيا اين حكم، براي روز جمعه است؟ فرمود: براي روز جمعه و غيره جمعه است.

باب (14): اذان روز جمعه
502 ـ عَنِ السَّائِبِ بْنِ يَزِيدَ (رض) قَالَ: كَانَ النِّدَاءُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَوَّلُهُ إِذَا جَلَسَ الإِمَامُ عَلَى الْمِنْبَرِ عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ (ص) وَأَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا، فَلَمَّ