لی نزد آنها افطار نکرد.
باب (39): روزه گرفتن در آخر ماه
باب (40): روزه روز جمعه
باب (41): آیا رسول الله روزهای بخصوصی را روزه می گرفت؟
باب (42): روزه در ایام تشریق
باب (43): روزه روز عاشورا
32- کتاب صلاة التراویح
باب (1): فضیلت قیام در (شبهای) ماه رمضان 
باب (2): جستجوی شب قدر، در هفت شب آخر رمضان
باب (3): جستجوی شب قدر در شبهای فرد دهه آخر
باب (4): عبادت و انجام کار نیک در دهه آخر ماه رمضان
33- کتاب اعتکاف
باب (1): اعتکاف در دهه آخر رمضان و اعتکاف در همه مساجد.
باب (2): معتکف بدون ضرورت، نمی تواند به خانه برود
باب (3): اعتکاف در شب.
باب (4): خیمه زدن در مسجد
باب (5): آیا معتکف در صورت نیاز تا دروازه مسجد می تواند بیاید.
باب (6): اعتکاف در دهه دوم رمضان
34- کتاب بیوع
باب (1): آنچه درباره این گفته خداوند آمده است که می فرماید: «آنگاه که نماز خوانده شد، در زمین پراکنده شوید....»
باب (2): حلال و حرام آشکارند و در میان آنها، امور مشتبهی وجود دارد
باب (3): توضیح مشتبهات (امور مشکوک) 
باب (4): کسی که وسوسه را از امور مشتبه نمی داند
باب (5): کسی که اهمیت نمی دهد که مال را از چه راهی به دست می آورد549
باب (6): تجارت منسوجات
باب (7): بیرون رفتن برای تجارت.
باب (8): کسی که خواهان گشایش روزی باشد
باب (9): خرید کالای نسیه توسط رسول خدا
باب (10): خوردن از دست رنج خویش
باب (11): سهل گیری در خرید و فروش و در طلب حق خویش
باب (12): مهلت دادن به ثروتمند
باب (13): بیان عیب کالا در تجارت، موجب برکت است
باب (14): فروختن خرمای مخلوط
باب (15): رباخوار
باب (16): خداوند، ربا را از بین می برد و صدقات را برکت می دهد
 باب (17): درباره آهنگر و صنعتگر.
باب (18): درباره خیاط.
باب (19): خرید چارپایان و الاغ.
باب (20): خریدن شتران بیمار.
باب (21): درباره حجام
باب (22): داد و ستد چیزی که پوشیدن آن برای مردان و زنان مکروه است
باب (23): کسی که چیزی بخرد و بلافاصله آن را هبه کند
باب (24): فریب کاری د رمعاملات، ناپسند است.
باب (25): آنچه درباره بازارها آمده است.
باب (26): کراهیت براه انداختن جار و جنجال در بازار
باب (27): وزن و یا پیمانه کردن کالا بر عهده فروشنده است
باب (28): آنچه که وزن و پیمانه اش مستحب است.
باب (29): برکت صاع و مد (واحد وزن) پیامبر
باب (30): آنچه درباره فروش و احتکار مواد خوراکی آمده است.
باب (31): مسلمان نباید معامله برادر مسلمانش را بهم بزند تا خود، معامله کند مگر اینکه او اجازه دهد یا صرف نظر کند
باب (32): فروش مزایده
باب (33): معامله فریبکارانه و فروش حیوان در شکم مادرش
باب (34): منع کردن فروشنده از اینکه شیر شتر تا گاو یا گوسفند را در پستانهایش ذخیره کند
باب (35): فروختن غلام زناکار
باب (36): آیا شهرنشین کالای بادیه نشین را بدون اجر بفروشد؟ و به وی (در این مورد) کمک کند و یا نصیحت نماید؟
باب (37): نهی از رفتن به پیشباز کاروان تجاری
باب (38): فروش کشمش در مقابل کشمش و مواد خوراکی در مقابل مواد خوراکی
باب (39): فروش جو در مقابل جو.
باب (40): فروختن طلا به طلا.
باب (41): فروش نقره در مقابل نقره.
باب (42): فروش دینار به دینار به طور نسیه.
باب (43): فروش نسیه نقره در مقابل طلا به نسیه
باب (44): بیع مزابنه.
باب (45): فروش میوه روی درخت در مقابل طلا و نقره
باب (46): فروختن میوه قبل از اینکه قابل استفاده شوند
باب (47): اگر میوه را قبل از رسیدن، بفروشد و سپس، اجاره، دچار آفت شود
باب (48): بیع خرمای خوب در برابر خرمای خراب.
باب (49): فروختن میوه کال (نرسیده) 
باب (50): معتبر قرار دادن عرف و عادات هر شهر در خرید، فروش، اجاره، وزن و پیمانه
باب (51): فروختن کالا توسط شریک از طرف شریک دیگر
باب (52): خریدن برده از کافر حربی سپس، بخشیدن و آزاد کردن او.
باب (53): کشتن خوک
باب (54): فروختن تصویر موجودات بی جان
باب (55): گناه فروختن انسانهای آزاد
باب (56): فروختن حیوان مرده و بت.
باب (57): حکم پولی که از فروش سگ بدست آید
35- کتاب سلم.
باب (1): سلم در پیمانه مشخص
باب (2): سلم در چیزی که اصل آن، وجود ندارد
36- کتاب شفعه
باب (1): پیشنهاد شفعه برای کسی که مستحق آن است
باب (2): کدام همسایه، نزدیکتر است؟
37- کتاب اجاره
باب (1): درباره اجاره
باب (2): چرانیدن گوسفند در برابر چند قیراط
باب (3): کارگری، از عصر تا شب
باب (4): کارگری که مزد خود را دریافت نکرده باشد و صاحب کار، مزدش را بکار اندازد و بر آن، بیفزاید
باب (5): مزد کسی که برای علاج شخصی، سوره حمد را بخواند
باب (6): دریافت مزد در برابر جفت کردن حیوان نر و ماده
38- کتاب احکام حواله
باب (1): اگر شخصی نزد ثروتمندی حواله داده شود، به او مراجعه کند
باب (2): محول ساختن وام میت به دیگری، جائز است.
باب (3): خداوند می فرماید: با کسانی که پیمان بسته اید، سهمیه شان را بدهید
باب (4): کسیکه ضامن ادای وام میتی شود، نمی تواند از تعهد خود باز گردد.
39- کتاب وکالت
باب (1): درباره وکالت شریک.
باب (2): اگر چوپان یا وکیل، گوسفندی را در حال مردن یا چیزی را در حال فاسد شدن دید، گوسفند را ذبح نماید و مانع فاسد شدن آن چیز شود.
باب (3): وکالت در پرداخت بدهی ها
باب (4): هبه کردن به وکیل یا به کسی که برایش سفارش شده است
باب (5): اگر موکل راضی باشد، وکیل می تواند به کسی چیزی بدهد
باب (6): اگر وکیل، کالای معیوبی را بفروشد، معامله اش صحیح نیست
باب (7): وکالت در اجرای حدودباب (14): فضيلت علم
73 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «بَيْنَا أَنَا نَائِمٌ أُتِيتُ بِقَدَحِ لَبَنٍ فَشَرِبْتُ حَتَّى إِنِّي لأَرَى الرِّيَّ يَخْرُجُ فِي أَظْفَارِي، ثُمَّ أَعْطَيْتُ فَضْلِي عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ». قَالُوا: فَمَا أَوَّلْتَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «الْعِلْمَ». (بخارى:82) 
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي‏گويد: از رسول‏ الله (ص) شنيدم كه مي‏فرمود: «در عالم رويا و خواب، يك ليوان شير به من داده شد. شير را نوشيدم تا آنكه خوب سير شدم تا جائي كه سيري از ناخن‏هايم بيرون مي‏آمد. سپس باقيماندة آن را به عمر بن خطاب دادم». صحابه عرض كردند: يا رسول الله! اين خواب را چگونه تعبير فرموديد؟ رسول الله (ص)فرمود: «آن را به علم تعبير نمودم». 
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:901.txt">باب (21): درباره حجامت</a><a class="text" href="w:text:902.txt">باب (22): داد و ستد چيزي كه پوشيدن آن براي مردان و زنان است</a><a class="text" href="w:text:903.txt">باب (23): كسي كه چيزي بخرد و بلافاصله آن را هبه كند</a><a class="text" href="w:text:904.txt">باب (24): فريب كاري در معاملات، ناپسند است</a><a class="text" href="w:text:905.txt">باب (25): آنچه دربارة بازارها آمده است</a><a class="text" href="w:text:906.txt">باب (26): كراهيت براه انداختن جار وجنجال در بازار</a><a class="text" href="w:text:907.txt">باب (27): وزن و يا پيمانه كردن كالا بر عهدة فروشنده است</a><a class="text" href="w:text:908.txt">باب (28): آنچه كه وزن وپيمانه اش مستحب است</a><a class="text" href="w:text:909.txt">باب (29): بركت صاع و مد (واحد وزن) پيامبر (ص)</a><a class="text" href="w:text:910.txt">باب (30): آنچه دربارة فروش و احتكار مواد خوراكي آمده است</a></body></html>باب (21): درباره حجامت
996