بوده است».

و هر قانونگذاري و حکمي که منشأ آن قرآن و سنت نباشد، باطل است – اه‍ -.
.......................
[1]) صحيح : [مختصر م 229]، م (684- 315/477/1).آزاد کردن چه برده‌اي بهتر است؟

از ابوذر رض روايت است : (سألت النبي ص أي العمل أفضل؟ قال إيمان بالله و جهاد في سبيله، قلت : فأي الرقاب أفضل؟ قال أعلاها ثمنا و أنفسها عند أهلها)[1] «از پيامبر ص سؤال کردم چه عملي برتر است؟ فرمود : ايمان به خدا و جهاد در راه او، گفتم : آزاد کردن چه برده‌اي بهتر است؟ فرمود : برده‌اي که قيمت بيشتري دارد و نزد صاحبش از همه برده‌هايش با ارزشتر باشد».
.......................
[1]) متفق عليه خ (2518/148/5)، م (84/89/1).چه وقت آزاد کردن برده مستحب است

از اسماء بنت ابوبکر(رض) روايت است : (أمر النبي ص بالعتاقة في الکسوف)[1] «پيامبر ص هنگام خورشيد گرفتگي و ماه گرفتگي به آزاد نمودن برده دستور داده است». 
.......................
[1]) صحيح : [مختصر خ 118]، خ (1045/543/2).اسباب آزادي[1]

آزادي برده به اين صورت است که مالک بمنظور کسب رضاي خدا بلاعوض او را آزاد نمايد. به دليل احاديثي که قبلاً در فضيلت عتق بيان شد.
همچنين برده با مالکيت آزاد مي‌شود؛ به اينصورت که اگر کسي خويشاوند محرمي را به ملکيت خود درآورد، (خودبخود) آزاد مي‌شود:
از سمره بن جندب روايت است که پيامبر ص فرمود : (من ملک ذا رحم محرم فهو حر)[2] «هر کس مالک خويشاوند محرمي شد (آن خويشاوند خود به خود) آزاد است».
هرگاه قسمتي از برده آزاد شد، تمام آن آزاد مي‌شود و اگر دو نفر در برده‌اي شريک باشند و يکي از آنها سهم خود را آزاد کند، اگر آزاد کننده غني باشد برده قيمت‌گذاري مي‌شود و سهم شريکش را مي‌دهد و به اين ترتيب برده بصورت کامل آزاد مي‌گردد : 

از عبدالله بن عمر(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : (من أعتق شرکا له في عبد فکان له مال يبلغ ثمن العبد، قوم العبد عليه قيمة عدل، فأعطي شرکاءه حصصهم و عتق عليه العبد، و إلا فقد عتق منهما عتق)[3] «هر کس سهم خود را از برده شراکتي آزاد کرد و به اندازه قيمت برده پول داشت، بايد برده عادلانه قيمت‌گذاري شود، سهم هر کدام از شرکايش را بدهد و به اين ترتيب برده به نام او آزاد مي‌شود و اگر مالي نداشت که به قيمت برده برسد، برده به اندازه سهم او آزاد شده است».

اگر آزاد کننده مالي نداشته باشد (که با آن سهم شرکايش را بخرد و برده را بصورت کامل آزاد کند)، برده به اندازه سهم او آزاد مي‌شود، و بر برده لازم است که تلاش کند تا خود را بصورت کامل آزاد نمايد، به اينصورت که کار کند تا براي سيدش مبلغي را که با آن آزاد مي‌شود بدست آورد:

از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (من أعتق نصبا – أوشقيصا – في مملوک، فخلاصه عليه في ماله إن کان له مال، و إلا قوم عليه فاستسعي به غير مشقوق عليه)[4] «هر کس سهم خود را از برده‌اي آزاد کند، اگر پول داشته باشد آزاد کردن بقيه برده بر عهده خود او است ولي اگر پول نداشته باشد، برده قيمت‌گذاري مي‌شود و از برده بدون اينکه سخت‌گيري کنند بخواهند تا کار کند و بقيه خود را آزاد نمايد».
........................
[1]) منار السبيل (110/2).
[2]) صحيح : [ص. جه 2046]، د (3930/480/10)، ت (1376/409/2)، جه (2524/843/2).
[3]) متفق عليه : خ (2522/151/5)، م (1501/1139/2)، د (3921/466/10)، ت (1361/400/2).
[4]) متفق عليه : خ (2527/156/5)، م (1503/1140/2)، د (3919/452/10)، ت (1358/401/2)، جه (2527/844/2).تدبير

تدبير عبارت است از تعليق آزادي برده به مرگ سيد، مثل اينکه سيد به برده‌اش بگويد : هرگاه مُردم بعد از مرگ من آزادي، بنابراين هرگاه سيد مُرد، اگر قيمت برده از يک سوم کل مالش بيشتر نبود، آزاد مي‌شود:[1]

از عمران بن حصين روايت است : (أن رجلا کان له ستة مملوکين، ليس له مال غيرهم فأعتقهم عند موته، فجزأهم رسول الله ص أثلاثا، ثم أقرع بينهم فأعتق اثنين، و أرق أربعة، و قال له قولا شديدا)[2] «مردي داراي شش برده بود و مالي بجز آن نداشت و آزادي آنان را منوط به مرگ خود کرد، پيامبر ص آنان را به سه گروه تقسيم کرد، سپس بين آنان قرعه انداخت، در نتيجه دو نفر از آنان را آزاد کرد و چهار نفر ديگر را بصورت برده باقي گذاشت، و در مورد آن مرد سخن تندي گفت».

فروش و يا هبة مدبَّر (تدبير شده) جايز است
از جابر بن عبدالله روايت است : (بلغ النبي ص أن رجلا من أصحابه أعتق غلاما لهعن دبر، لم يکن له مال غيره، فباعه بثمانمائة درهم، ثم أرسل بثمنه إليه)[3] «به پيامبر ص خبر رسيد که يکي از اصحابش برده‌اي داشته و او را مدبر (آزادي او را منوط به مرگ خود) کرده است و بجز آن مال ديگري نداشته، لذا پيامبرr آن برده را به هشتصد درهم فروخت و پولش را براي سيدش فرستاد».
.........................
[1]) منار السبيل (116/2).
[2]) صحيح : [مختصر م 895]، م (1668/1288/3)، د (3939/500/10)، ت (1375/409/2)، نس (64/4).
[3]) متفق عليه : خ (7186/179/13)، م (997/692/2)، د (3938/495/10).کتابت

تعريف کتابت:[1]
کتابت عبارت است از تعليق آزادي برده در برابر عوضي معين.

حکم کتابت:
هرگاه برده به سيدش بگويد : مرا مکاتب کن، چنانچه مي‌داند توانايي بدست آوردن پول را دارد واجب است تقاضاي او را قبول کند : 
به دليل فرموده خداوند متعال :
) وَالَّذِينَ يَبتَغُونَ الکِتَابَ مِمَّا مَلَکَت أيمَانُکُم فَکَاتِبُوهُم إن عَلِمتُم فِيهِم خَيراً ((نور : 33)
«کساني از برده‌هايتان که خواستار (آزادي خود با) عقد قرار داد شدند، با ايشان عقد قرارداد ببنديد اگر در ايشان خيري سراغ داريد».
از موسي بن انس روايت است : (أن سيرين سأل أنسا الکتابة – و کان کثير المال – فأبي، فانطلق إلي عمر رض فقال : کاتبه، فأبي فضربه بالدرة و يتلوا عمر ) فَکَاتِبُوهُم إن عَلِمتُم فِيهِم خَيراً ( فکاتبه)[2] «سيرين از انس خواست که او را مکاتب کند – سيرين ثروت زيادي داشت – اما انس کتاب او را قبول نکرد، سيرين نزد عمرt رفت، عمر گفت : او را مکاتب کن، انس بازهم سر باز زد. عمر در حاليکه آيه ) فَکَاتِبُوهُم إن عَلِمتُم فِيهِم خَيراً ( را تلاوت مي‌کرد شلاقي به او زد، در نتيجه انس او را مکاتب کرد».

چه وقت مکاتب آزاد مي‌شود؟
هرگاه مکاتب تمام مالي که پرداخت آن را به عهده گرفته بود به سيدش داد يا سيد از حقش صرفنظر کرد، آزاد مي‌شود و تا زمانيکه تمام مالي را که بايد به سيدش بدهد نپردازد به صورت برده باقي مي‌ماند : 
از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت است که پيامبر ص فرمود : (المکاتب عبد ما بقي عليه من کتابته درهم)[3] «مکاتب مادام که از قراردادش درهمي بر او باقي مانده باشد، برده است».

فروش مکاتب:
فروش مکاتب در صورت رضايت خودش صحيح است :
از عمره بنت عبدالرحمن روايت است ک بريره نزد عائشه ام‌المؤمنين(رض) آمد و از او تقاضاي کمک کرد (تا او را در کتابتي که با سيدش کرده بود ياري دهد) عايشه به او گفت : اگر کساني که با توکتابت کرده‌اند راضي باشند که تمام قيمتت را يک دفعه پرداخت کنم و تو را آزاد نمايم، اين کار را مي‌کنم، بريره جريان را براي اهلش(کساني که با او کتابت کرده بودند) بازگو کرد، گفتند : خير، مگر اينکه ولاي تو از ما باشد، (ارث تو به ما برسد) مالک گويد : يحيي گفت : عمره مي‌پنداشت (مي‌گفت