بوجود آمدن افراد عابد و خداپرست مي‌شود آن را اولين فصل بعد از فصول عبادات قرار دادم؛ سپس به دنبال آن معاملات را آوردم چون مردمي که از نکاح بوجود مي‌آيند همواره با خريد وفروش سروکار دارند و چون زياد سوگند خوردن در معاملات به يک عادت تبديل شده است به دنبال فصل معاملات فصل أيمان (سوگندها) را آوردم تا سوگندهاي صحيح و غيرصحيح از هم جدا شوند؛ سپس فصل خوردنيها، وصايا و فرائض و به دنبال آن فصل حدود و جنايات را قرار دادم و بعد از آن فصل قضا و داوري را ذکر کردم که براي جدا کردن حق از باطل در فرايض، حدود و جنايات کاربرد هميشگي دارد؛ چراکه اجازه اجراي حدود تنها به حاکم يا نائب او داده مي‌شود.

و از آنجا که مسلمانان مکلفند پس از برپايي دين خدا در وجود خودشان، براي برپايي ان در سرزمين خدا و دعوت مردم به عبادت خدا سعي و تلاش کنند و طبق معمول در هر زمان و مکان، افرادي هستند که در راه خدا ايجاد مانع مي‌کنند و داعيان را از تبليغ دين خدا منع مي‌کنند درباره جهاد و احکام آن صحبت کرده‌ام و چون جهاد گاهي بردگي اسراي جنگي کفار و مشرکين را بدنبال دارد، فصل عتق (آزاد کردن بردگان) را بعد از فصل جهاد ذکر کردم تا بيانگر ميل و رغبت اسلام به آزاد کردن بردگان و اعطاي آزادي به اسراي جنگي باشد.

فصل عتق را در آخر کتاب «الوجيز» قرار دادم به اميد اينکه خداوند آن را سبب رهاييم از آتش جهنم قرار دهد؛ چراکه خداوند سبحان بسيار توانا و آمرزنده است.

از خداوند بزرگ مي‌خواهم که مرا در نوشتن اين کتاب به صواب و حق رسانيده باشد و بر اين کار پاداش دهد و اگر خطايي در آن وجود دارد مرا بيامرزد و به واسطة آن به مسلمانان نفع برساند. والحمدلله رب العالمين.
عبدالعظيم بن بدوي الخلفي (لقبا)
 در خانه خودم واقع در روستاي شين – مرکز قطور – غريبه 
هنگام اذان ظهر روز پنجشنبه 21 / 7 / 1413هـ- 14 / 1 / 1993م.   

رمزهاي بکار گرفته شده در اين کتاب:
خ ...... صحيح امام بخاري (فتح الباري)
 بز ...... مسند بزار
م ...... صحيح امام مسلم
 مختصر خ ...... مختصر صحيح البخاري
ت ...... سنن الترمذي
 مختصر م ...... مختصر صحيح مسلم
نس...... سنن نسائي
 ص.ت ...... صحيح سنن الترمذي
جه...... سنن ابن ماجه
 ص.نس ...... صحيح سنن نسائي
د...... سنن ابوداود (عون المعبود)
 ص.جه ...... صحيح سنن ابن ماجه
ما...... موطأ امام مالک
 ص.د ...... صحيح سنن ابوداود
فع...... شافعي (الأم)
 ص.ج ...... صحيح جامع الصغير
أ...... أحمد (فتح الرباني)
 الإرواء ...... إرواء الغليل في تخريج احاديث منار السبيل
هق...... بيهقي
 الجنائز ...... احکام الجنائز
قط...... دارقطني
 الزفاف ...... آداب الزفاف
حب...... صحيح ابن حبان
 صفه الصلاه ...... صفه صلاه النبي صلى الله عليه وسلم
خز...... صحيح ابن خزيمه
 تمام المنه ...... تمام المنه في التعليق علي فقه السنه
کم...... مستدرک حاکم
مي...... سنن دارمي
طب...... طبراني در الکبير
ش......مصنف ابن ابي شيبه
.........................
[1]- اين خطبه، خطبه حاجت نام دارد که پيامبر-صلى الله عليه وسلم- خطبه‌ها و دروس و موعظه‌هايش را با آن شروع مي‌کرد. علامه الباني در اين باره رساله‌اي نافع دارد، به آن مراجعه شود.
[2]- متفق عليه : [بخاري (3316)، مسلم (1037)، ابن ماجه (220)]. 
[3]- مقدمه شيخ بکر ابوزيد در کتاب «التَّقرِيبُ لِفِقهِ ابنِ قَيِّمِ الجَوزِيَّه» (1 و 6 و 7). 
[4]- الموافقات للشاطبي (4/118 – 122) با اختصار. 
[5]- اين جمله را با همين معنا از مقدمه «تقريب» که قبلاً به آن اشاره شد، گرفته‌ام.عبدالله بن زيد بن عبد ربه گويد: پيامبر ص خواست که (هنگام نماز) ناقوس زده شود اما به خاطر مشابهت با نصاري اين کار را ناپسند مي‌دانست، شبي در خواب ديدم که مردي به دورم مي‌گشت، دو لباس سبز بر تن و ناقوسي در دست داشت به او گفتم اي بنده خدا آيا اين ناقوس را مي‌فروشي؟ گفت با آن چه کار داري؟ گفتم با آن مردم را به نماز فرا مي‌خوانيم. گفت : آيا تو را به چيزي بهتر از آن راهنمايي نکنم؟ گفتم بله. گفت : بگو : الله أکبر الله أکبر، الله أکبر الله أکبر، أشهد أن لا إله إلا الله، أشهد أن لا إله إلا الله، أشهد أن محمدا رسول الله، أشهد أن محمدا رسول الله، حي علي الصلاة، حي علي الصلاة، حي علي الفلاح، حي علي الفلاح، الله اکبر، الله اکبر، لا إله إلا الله».

(عبدالله) گفت : سپس آن شخص اندکي درنگ کرد و گفت : اگر براي نماز اقامه کردي بگو : الله أکبر الله أکبر، أشهد أن لا إله إلا الله، أشهد أن محمد رسول الله، حي علي الصلاة، حي علي الفلاح، قد قامت الصلاة، قد قامت الصلاة، الله أکبر، الله أکبر، لا إله إلا الله.

گويد : صبح وقتي بيدار شدم نزد رسول الله ص رفتم و آنچه را در خواب ديده بودم برايش بازگو کردم. پيامبر ص فرمود : (إن هذه الرويا حق إن شاء الله) «إن شاء الله اين رؤيا (خواب) حق است». سپس دستور داد که اذان گفته شود، و از آن پس بلال مولاي ابوبکر به همين صورت اذان مي‌گفت.[1]

مستحب است که مؤذن دو الله اکبر را با يک نفس بگويد: 
از عمر بن خطاب رض روايت است که پيامبر ص فرمود : 
(إذا قال المؤذن الله أکبر الله أکبر، فقال أحدکم : الله أکبر الله أکبر، ثم قال أشهد أن لا إله إلا الله، قال أشهد أن لا إله إلا الله ... الحديث)[2] «هرگاه مؤذن گفت الله أکبر الله أکبر و يکي از شما گفت الله أکبر الله أکبر (جواب او را داد) سپس (مؤذن) گفت أشهد أن لا إله إلا الله و (يکي از شما گفت : أشهد أن لا إله إلا الله...» اين حديث به طور آشکار دلالت ميکند بر اين که مؤذن دو تکبير را با يک نفس بخواند و شنوده‌ي أذان هم به همان صورت پاسخ بدهد.[3]
..........................
[1]) حسن صحيح : [ص. د 469]، أ (244/14/3)، د (4595/169/2)، ت (189/122/1)، ترمذي به صورت مختصر اين حديث را روايت کرده است، جه (706/232/1).
[2]) صحيح : [ص. د 5274]، م (385/289/1)، د (523/228/2).
[3]) شرح النووي لمسلم (79/3).ترجيع : عبارت است از دو بار تکرار شهادتين با صداي بلند پس از دوبار گفتن آن با صداي آهسته[1]. از ابومحذوره رض روايت است که پيامبر ص اين أذان را به او ياد داد : (الله أکبر، الله أکبر، أشهد أن لا إله إلا الله، أشهد أن لا إله إلا الله، أشهد أن محمدا رسول الله، أشهد أن محمدا رسول الله سپس دوباره بگويد : أشهد أن لا إله إلا الله، أشهد أن لا إله إلا الله، أشهد أن محمداً رسول الله، أشهد أن محمداً رسول الله، حي علي الصلاة دوبار، حي علي الفلاح دوبار، الله أکبر، الله أکبر، لا ذله إلا الله).[2]
.........................
[1]) منبع قبل (81/3).
[2]) صحيح : [مختصر م 191]، م (379/287/1).از ابومحذوره روايت است که پيامبر ص أذان رابه او آموزش داد و در آن آمده : 

حي علي الفلاح، حي علي الفلاح، الصلاة خير من النوم،الصلاة خير من النوم، (اين جمله) در اذان اول صبح (گفته شود)، الله أکبر، الله أکبر، لا إله إلا الله).[1]

امير صنعاني در «سبل السلام» (120/1) از ابن رسلان نقل کرده است : 
مشروعيت تثويب فقط در اذان اول صبح است چون براي بيدار کردن کساني است که خوابيده‌اند اما اذان براي اعلام دخول وقت و فراخواندن مردم به نماز است. – أه‍.

مستحب است که أذان در اول وقت گفته شود و قبل از وقت اذان گفتن مخصوص نماز صبح است : 