ة (150).
[4]) صحيح : [ص. ت 164]، ت (197/126/1)، ترمذي گفته است؛ اين حديث حسن و صحيح است، اهل علم به آن عمل مي‌کنند و مستحب مي‌دانند  که مؤذن هنگام أذان دو انگشتن را در دو گوشش قرار دهد. – أه‍-.
[5]) صحيح : [ص. نس 625]، خ (609/87/2)، نس (12/2).فاصله بين أذان و اقامه چقدر است

لازم است بين أذان و اقامه به اندازه‌اي که شخص بتواند خود را براي نماز و حضور در آن آماده کند فاصله وجود داشته باشد؛ چراکه در غير اينصورت غرض از گفتن اذان که همان آماده شدن براي نماز است از بين مي‌رود.

ابن بطال گويد[1] : هيچ حد و اندازه‌ي معيني براي اين فاصله تعيين نشده لذا فاصله‌ي بين اذان و اقامه به اندازه‌اي باشد که نمازگزاران بتوانند به جماعت برسند.
.........................
[1]) حافظ ابن حجر در «فتح الباري» (106/2) آن را آورده است.از ابوشعثاء روايت است : (کنا قعودا في المسجد مع أبي هريرة، فأذن المؤذن، فقام رجل من المسجد يمشي فأتبعه أبوهريرة بصره حتي خرج من المسجد فقال أبوهريرة، أما هذا فقد عصي أبا القاسم صلى الله عليه وسلم)[1]. «با ابوهريره در مسجد نشسته بوديم که مؤذن أذان گفت، مردي برخاست و از مسجد بيرون رفت. ابوهريره که نگاهش تا بيرون شدن او از مسد به سوي او بود گفت : اين شخص با سنت پيامبر ص نافرماني کرد».
.......................
[1]) صحيح : [مختصر م 249]، م (655/453/1)، نس (29/2)، د (532/240/2)، ت (204/131/1) و در روايت ابوداود و ترمذي آمده که آن وقت، وقت نماز عصر بود.اگر کسي به علت خواب يا فراموشي، نمازش را (در وقت خود) نخواند، شرعاً مي‌تواند هنگام قضاي آن اذان و اقامه بگويد؛ بدليل آنچه که ابوداود در ماجراي به خواب ماندن پيامبر ص و اصحابش در سفر و نخواندن نماز صبح (در وقت) روايت کرده که پيامبر ص به بلال دستور داد تا براي (قضاي) آن اذان و اقامه بگويد»[1]. و اگر چند نماز را از دست داده بود کافي است که يک اذان بگويد ولي براي هر نماز اقامه کند؛ به دليل حديث ابن مسعود که گفت : «إن المشرکين شغلوا رسول الله ص عن أربع صلوات يوم الخندق، حتي ذهب من الليل ما شاء الله، فأمر بلالا فأذن، ثم أقام فصلي الظهر، ثم أقام فصلي العصر، ثم أقام فصلي المغرب ثم أقام فصلي العشاء)[2] «روز جنگ خندق، مشرکين، پيامبر ص را از چهار نماز مشغول داشتند تا آنچه خداخواست از شب سپري شد. آنگاه پيامبر ص به بلال دستور داد که أذان بگويد، بلال اذان گفت و سپس اقامه کرد، پيامبر ص نماز ظهر را خواند، سپس بلال براي خواندن نمازهاي عصر، مغرب و عشاء هم اقامه را تکرار کرد».
..........................
[1]) صحيح : [ص. د 420]، د (432/106/2).
[2]) صحيح : [ص. نس 638]، ت (179/115/1)، نس (279/1).1- آگاهي از فرا رسيدن وقت نماز : 

به دليل فرموده خداوند متعال :

) إنَّ الصَّلاَةَ کَانَت عَلَي المُؤمِنِينَ کِتَاباً مَوْقُوتاً ((نساء : 103)

«بيگمان نماز بر مؤمنان فرض و داراي اوقات معلوم و معين است».

پس خواندن نماز قبل از فرا رسيدن و بعد از تمام شدن وقت آن صحيح نيست مگر به عذر.

2- طهارت از حدث (اصغر و اکبر) :

به دليل فرموده خداوند متعال : 

) يَأْ أَيُّهَاْ الَّذِيْنَ آمَنُوْاْ إِذَاْ قُمْتُمْ إلَيْ الصَّلاْةِ فَاْغْسِلُوْاْ وُجُوْهَکُمْ وَ أَيْدِيَکُمْ إِلَيْ المَرَاْفِقِ وَ اْمْسَحُوْاْ بِرُؤسِکِمُ وَ أرْجُلَکُمْ إِلَي الکَعْبَيْنِ وَ إنْ کُنْتُم جُنُباً فَاطَّهَّرُوا (        (مائده : 6)

«اي مؤمنان، هنگامي که خواستيد نماز بخوانيد (و وضو نداشتيد) صورتها و دستهاي خود را همراه با آرنجها بشوييد و سرهاي خود را مسح کنيد و پاهاي خود را همراه با قوزکهاي آنها بشوييد و اگر جنب بوديد غسل کنيد».

و به دليل حديث ابن عمر از پيامبرr (لايقبل الله صلاة بغير طهور)[1] «خداوند هيچ نمازي را بدون پاکي (وضو) قبول نمي‌کند».

3- پاکي لباس و بدن و مکاني که در آن نماز خوانده مي‌شود : 

دليل پاکي لباس فرموده خداوند متعال است که مي‌فرمايد : 

) وَثِيَابَکَ فَطَهِّر ( (مدثر : 4)

«و لباس خويش را پاکيزه دار».

و فرموده پيامبرr : (إذا جاء أحدکم المسجد فليقلب نعليه و لينظر فيهما فإن رأي خبثا فليمسحه بالأرض ثم ليصل فيهما)[2] «هرگاه يکي از شما به مسجد آمد، کفشهايش را برگرداند و به زير آنها نگاه کند، اگر نجاستي بر آن ديد آن را به زمين بمالد و سپس در آن نماز بخواند».

دليل شرطي پاکي بدن، فرموده پيامبرr به علي است آنگاه که علي درباره مذي سؤال کرد، فرمود : (توضا و اغسل ذکرک)[3] «آلت تناسلي خود را بشوي و وضو بگير».

و به زن مستحاضه فرمود : (اغسلي عنک الدم وصلي)[4] «خونت را بشوي و نماز بخوان».

دليل شرط پاک بودن مکان، فرموده پيامبرr به اصحابش هنگام ادرار کردن باديه‌نشين در مسجد است که فرمود : (أريقوا علي بوله سجلا من ماء)[5] «بر ادرارش سطلي آب بريزيد». 

فايده:
اگر کسي نماز را در حالي خواند که نجاستي بر او بود ليکن متوجه آن نشده بود، نمازش صحيح و اعاده آن لازم نيست و اگر در اثناي نماز متوجه آن شد، اگر امکان برطرف کردن آن باشد مانند اينکه نجاست روي کفشها يا لباسي اضافي غير از آنچه که عورت را پوشانده باشد، بايد آن را برداشته و نمازش را کامل کند، ولي اگر برداشتن نجاست (در اثناي نماز) امکان‌پذير نباشد بايد به نمازش ادامه دهد و نيازي به اعاده آن نيست؛ به دليل حديث ابوسعيد که گفت : پيامبرr نماز مي‌خواند (در اثناي نماز) کفشهايش را درآورد، مردم هم (به دنبال او) کفشهايشان را در آوردند، وقتي که از نماز فارغ شد فرمود : چرا کفشهايتان را درآورديد؟ گفتند تو را ديديم کفشهايت را درآوردي ما هم آنها را درآورديم، پيامبرr فرمود : (إن جبريل أتاني فأخبرني أن بهما خبثا فإذا جاء أحدکم المسجد فليقلب نعليه و لينظر فيهما، فإن رأي خبثا فليمسه بالأرض ثم ليصل فيهما)[6] «جبرئيل پيش من آمد و به من خبر داد که بر کفشهايم نجاست است، پس هرگاه کسي از شما به مسجد آمد، کفشهايش را وارونه کرده و به زير آنها نگاه کند اگر نجاستي ديد آن را به زمين بمالد و سپس با آن نماز بخواند».

4- پوشاندن عورت : به دليل فرموده خداوند متعال : 

) يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِيْنَتَکُم عِنْدَ کُلِّ مَسْجِد (            (أعراف : 31)

«اي فرزندان آدم در هنگام هر نمازي عورتهاي خود را بپوشانيد».

اين در حالي بود که مردم قبل از اسلام به حالت عريان خانه خدا را طواف مي‌کردند.

و به دليل فرموده پيامبرr : (لايقبل الله صلاة حائض إلا بخمار)[7] «خداوند نماز هيچ زن بالغي را بدون روسري قبول نمي‌کند».

عورت مرد از ناف تا زانوهايش است همچنانکه در اين باره حديثي مرفوع از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش آمده که : (مابين السرة والرکبة عورة)[8] «عورت (مرد) بين ناف و زانوهايش است».

از جرهد أسلمي روايت است : پيامبرr از کنار من عبور کرد در حالي که جامه‌اي بر تن داشتم که رانم ظاهر شده بود. پيامبرr فرمود : (غط فخذک فإن الفخذ عورة)[9] «رانت را بپوشان چون ران عورت است».

تمام اعضاي زن غير از صورت و دستهايش هنگام نماز، عورت است : 

به دليل فرموده پيامبرr : (المرأة عورة)[10] «همه‌ي زن عورت است».

در ‌حديثي ديگر مي‌فرمايد : (لايقبل ال