<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">مهدي موعود يا مهدي موهوم؟</a></body></html>رد بر مسيح دجال يهود

ادعاء يهود مبنى بر اينكه مسيح موعود مبعوث خواهد شد دروغى بيش نيست، چون مسيحى كه بشارت به او در كتبشان آمده همان حضرت عيسى بن مريم عليه السلام ميباشد كه يهوديان به او ايمان نياورده و كافر گشته واورا متهم به جنون وسحر وارتداد مينمايند[55] 
صوموئيل رحمه الله كه از آگاهان به منابع ومصادر دينى يهود ميباشد ميگويد كه:انبياء عليهم السلام راجع به جلالت دين مسيح  برايشان مثالها زده اند واينكه جباران مطيع اهل ملتش ميگردند، از آنجمله اشعيا در نبوت خود ميگويد كه(گرگ وبره باهم ميچرند وبا هم ميخوابند وگرگ وگاو باهم چريده وشير مثل گاو كاه خواهد خورد) آنها از اين مثالها جز ظاهر آنرا نفهميده واز معانى عقلى آن غفلت نموده اند ولهذا در وقت بعثت عيسى از ايمان به او سر باززده ومنتظر اين بودند كه شير كاه بخورد تا علامت ظهور مسيح درست باشد! [56]
شيخ الاسلام ابن تيمية ميگويد: سه امت -مسلمان ونصارى ويهود- راجع به اخبار مسيح هدايت از نسل داود ومسيح ضلالت متفق ميباشند واينكه مسيح ضلالت هنوز نيامده وخواهد آمد، وبعد از آن مسلمانان ونصارى بر اين اتفاق دارند كه مسيح هدايت همان عيسى بن مريم عليه السلام ميباشد ويهود با اعتراف به اينكه حضرت مسيح از نسل داود است منكر اين هستند كه مسيح هدايت عيسى بن مريم باشد ، وميگويند كه مسيحى كه بشارت بر او آمده است همهء امت ها به او ايمان خواهند آورد،وميپندارند كه مسيح بدين نصرانيت مبعوث گشته كه باطل بودن اين دين روشن است، ولهذا وقتى كه مسيح دجال ظهور ميكند به او ايمان آورده وهفتاد نفر كلاه پوش ازيهود اصفهان همراه او خواهد بود [57] وقرآن كريم از حضرت عيسى بن مريم در مقابل افتراءهاى دفاع واو ومادرش را تبرئه نموده است [58] .
وهرچقدر يهود لجاجت نموده و منكر نبوت حضرت عيسى باشند ليكن بعضى از احبار وروحانيون يهود به اين حقيقت اعتراف نموده اند كه موعد معين مسيح تمام شده است وخاخام راو ميگويد كه: موعد مقرر آمدن مسيح از مد تهاى طولانى به پايان رسيده است.[59]
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12.txt">أولا: عدم ثبوت ولادت ايين امام زمان</a><a class="text" href="w:text:13.txt">دوم: بيهودگى غيبت اين مهدى مزعوم</a><a class="text" href="w:text:14.txt">سوم: هيچ منفعتى از وراء اين موهوم صورت نگرفته است</a><a class="text" href="w:text:15.txt">چهارم: چرا روحانيت اماميه اين دروغ خطرناك را ساخته وولادت اين معدوم را جعل كردند؟</a></body></html>اين باور اماميه در مورد امام زمان از چند جهت باطل وبى اساس ميباشد.
أولا: عدم ثبوت ولادت ايين امام زمان
حكمت الهى بر اين رفته است كه امام حسن عسكرى وفات كند واز او فرزندى نماند، واين رسوايى بزرگى براى جاعلان امامت وبافندگان آن بود، چرا كه امام مرده وكسى نيست كه امام بعد از او گردد، چون بنا به باور آنها چنانكه صدوق مدعى است  بعد از حسن وحسين نبايد امامت به برادران منتقل شود!![60] .
وعدم ولادت اين مهدى مزعوم حتى در كتب خود اماميه نيز ثابت است ،ولهذا در كتب خود روايت ميكنند كه حسن عسكرى بدون اينكه فرزندى بگذارد فوت نمود وخليفهء عباسى بشدت به اين موضوع اهميت داده قاضيان بزرگ وهمراهان ثقات آنهارا مسئول اين پيگيرى نمود،كه بعد از وفات حسن وتفتيش منازل ثابت شد كه هيچ فرزندى نداشته ولهذا ارثش را بين مادر وبرادر او تقسيم نمودند. 
كافى اين موضوع را در روايتى طولانى از احمد بن عبيدالله بن خاقان آورده كه ميگويد: (...وقتيكه حسن عسكرى مريض شد براى پدرم قاصدى فرستاده شد كه ابن الرضا مريض شده است فورا سوار شده وبسوى دارالخلافه رفت، سپس با عجله همراه با پنج نفر از كارمندان اميرالمؤمنين باز گشت كه همه از ثقات وخواص او بودند كه نحرير-خادم- هم درميان ىنها بود، به أنها دستور داد كه كه در منزل حسن مانده ومراقب صحت واخبار او باشند، وبه چند نفر طبيب نيز دستور داده شد كه صبح وشب به خانهء او بيايند، بعد از دو سه روز از آن خبر آمد كه -حسن-ضعيف شده، به پزشكان دستور داده شد كه در خانهء او بمانند و قاضي القضات نيز به مجلس آورده شد ،وبه او دستور داده شد كه ده نفررا كه از تدين وامانت دارى وپرهيزكارى آنها اطمينان دارد نيز به همراهى خود انتخاب كند، آنهارا حاضر نموده وبه خانهء حسن فرستاده ودستور داد كه شبانه روز آنجا باشند، همچنان آنجا بودند تا اينكه -حسن-عليه السلام فوت نمود ووسرمن رأى-سامرا-يكسره ضجه شد، وسلطان افرادى را به خانه اش فرستاد واتاق اتاق آنجارا بررسى وتفتيش كردند[61] وهر آنچه آنجا بود مهر وموم كرده وبدنبال آثارفرزندو حاملگى شدند، ودايه هايى آوردند كه آثار حاملگى را شناخته وبسوى جاريه ها رفته وبررسى ميكردند، بعضى ها گفتند كه جاريه اى وجود دارد كه كه حامله است اورا در اتاقى قرار داده ونحرير-خادم-وهمراهان او وزنانى راكه همراه او بودند بر آن زن گماشتند ،تا اينكه-جسد حسن-را آماده كنند... وبعد از دفن او، سلطان ومردم در صدد بچه شده ودر منازل واتاقها بفراوانى تفتيش نموده واز تقسيم ميراث توقف نمودند، وآنهايى كه مواظب ومراقب جاريه اى بوند كه گمان حاملگى او ميرفت همچنان ملازم او بودند تا اينكه عدم حاملگى آن زن ثابت گشت، وهنگامى كه حاملگى او باطل شد ميراثش را بين مادر وبرادرش جعفر تقسيم نمودند).[62] اين روايت از كتابى كه مدعى هستند كه به امام زمان نشان داده شده وگفته است كه براى شيعيان ما كافى است[63]ثابت ميكند تولد اين مهدى مزعوم از ريشه واساس باطل است ، ومذهب تراشان فرقه باز نميتوانند اين روايت را انكار كنند ويا از آن خرده بگيرند، چون درچندين منابع موثق ومورد اعتماد آنها وارد شده  وبسيارى از بزرگان آنها در حديث وتفسير وتاريخ آنرا روايت كرده اند كه بعضى از آنها نه بعنوان حصر عبارتند از:
1-كافى كلينى همين روايتى كه نقل شد  كتاب الحجة ج1ص126
2-مفيد در كتاب الارشادص338-339 
3-طبرسى در اعلام الورىص 358-359
4-أربلى در كشف الغمة ج2ص408-409
5-مجلسى در جلاء العيون  زير عنوان :ذكر المهدى وعباس قمى در منتهى الآمال نيز زير همين عنوان آنرا آورده اند،
وأما نوبختى ازعلماء بزرگ اماميه در قرن سوم؟؟؟ كه خود در ميان اين اقول مضطرب ومتعارض ومتناقض گيج است ميگويدكه بعضى ها گفتند : پدرش-حسن- فوت كرد وهيچ اثرى از او نمانده وفرزند ظاهرى از او شناخته نشده،[64] وديگرانى مدعى شدند كه اين موهوم دو سال قبل ازوفات حسن يعنى در  بيست سوم رمضان سال 250 هـ  متولد شده![65] ، وبعضى ها مدعى شدند كه  هشت ماه بعد از وفات حسن اين مزعوم متولد شده[66]، وديگرانى مدعى شده اند كه اين موهوم در سال 258هـ متولد شده است وبعضى ها سال  را مدعى گشته اند256 ،[67]ومدعيان ديگرى ادعاء نموده اند كه در نصف شعبان سال 255 يعنى پنج سال قبل از وفات حسن متولد شده است،[68] كه اين ادعاء امروزه به كام رهبران نظام امام زمانى  ايران جور آمده وهرساله بدين مناسبت جشن گرفته وشهرها چرا