لهى برزمين است أخذ نمايد چون هدايت الهى منحصر به قرآن است ، ولهذا خداوند قرآن را هادى وراهنماى مسلمين قرار داده است، وميفرمايد: ) قل إن هدى الله هو الهدى) [1] :يعنى هدايت فقط هدايت خداوند است  وخود حضرت پيامبر نيز از آن پيروى ميكرده است،) [2قل انما اتبع ما يوحى إلي من ربي [3](واز آنجا كه بعد از انبياء كسى بر مردم حجت نيست.
در قرآن هيچ خبرى از امام زمان نيست مگر بزور تحريف آيات وتأويل آن بروش باطنيه كه در واقع جنگ با قرآن است ، واما آنچه در اخبار آحاد راجع به مهدى موعود آمده است هيچ ارتباطى با امام زمان مزعوم روحانيت شيعه كه آنرا آلت دست خود جهت تضليل مقلدانش قرار داده است ندارد، بلكه راجع به مصلحى[4] است كه از ذريهء حضرت رسول خواهد بود، كه به دين رسول اكرم عمل خواهد كرد نه اينكه دين تازه بياورد آنچنانكه كتب اماميه مدعى آنست كه مفصلا خواهد آمد.ترديد در فرضيهء امام زمان وتفاوت بزرگ آن با مهدى موعود
 
آقاى منتظرى ميگويد كه : اصل وجود امام زمان مورد ترديد نبوده تا بخواهيم از راه نواب چهارگانه آن را اثبات نمائيم، علاوه براينكه بوسيله براهينى كه دلالت ميكند برلزوم امامت عامه[5] در همه اعصار وزمانها به اثبات ميرسد بوسيلهء اخبار متواتره كه از پيامبر اكرم وائمهء معصومين[6] عليهم السلام نقل شده واز طريق فريقين روايت شده است وبه اثبات ميرسد، وبيش از سه هزار حديث[7] از طرق شيعه وسنى در باره آنحضرت در دسترس است به گونه اى كه اجمالا در حد تواتر است وموجب قطع ويقين مى باشد، شما ميتوانيد در اين زمينه به صحيح مسلم وسند احمد بن حنبل وجامع الوصول وكنزالعمان[8] وسنن ابن ماجه از كتب اهل سنت وغيبت نعمانى، غيبى شيخ طوسى، كمال الدين صدوق وبحار مجلسى از كتب شيعه مراجعه فرماييد.
من نميدانم كه اين سخن ها را آقاى منتظرى از سر تقيه و تلبيس وتدليس گفته است؟  ويا واقعا از آراء وانديشهء ديگران بى خبر است؟ اما در مورد ترديد بر امام زمان همين كافى است كه در هيچ مذهبى اصولا پذيرفته نيست وآنرا خرافه اى مضحك بيش نميدانند كه  مخصوص اماميه است و همگى متفقند كه دست مكر تقيه پيشگان آنرا ساخته وپرداخته است، ليكن از آنجائيكه  الآن اين نظام بقول بانيش نظام وكشور امام زمان است بايد اين آراء را جدى گرفت، وقياس چنين شخصيت موهومى با احاديث مهدى مكرى بيش نيست، وحتى احاديث مهدى را نيز كم نيستند كسانى كه نپذيرفته وآنهارا رد نموده اند، از آنجمله مفتى سابق ورئيس محاكم شرعى قطر شيخ عبدالله بن زيد آل محمود تأليفى دارد به نام (لا مهدي ينتظر بعد النبي خير البشر) بعد از پيامبر خيرالبشر نبايد به انتظار مهدى نشست، كه در آن ميگويد سبب نشأت خرافهء مهدى موهوم شيعيان هستند كه درهرزمان ومكانى بلبله هايى ايجاد ميكنند وعوام را ميفريبند، واين بر خلاف ادعاء منتظرى است  كه ميگويد احاديث امام زمان در صحيح مسلم و بين فريقين  متفق عليه است، يعنى حتى در ميان اهل سنت نيز متفق عليه نيست تا چه برسد بين فريقين، بگذريم از اينكه مهدى موعود اصولا غير از امام زمان مورد بحث وسؤال وجواب است،  وشيخ عبدالله در كتاب مذكور ميگويد بعضى از اخبار ميگويد كه مهدى همان منصور دوانيقى است كه گويا بنى عباس در جعل ووضع اينگونه احاديث دست داشته اند، وبرنامه هاى سياسى آنها تقاضاى چنين دروغهايى را روشن ميكند.[9] 
اما داشمندانى كه احاديث مهدى بگذريم از روايات امام زمان كه يكى از  بزرگترين وخطرناكترين دروغها درتاريخ اسلام است- رابطور كلى كذب وجعل دانسته اند كم نيستند، مثل دانشمند شهيرومعاصر پاكستانى مولانا ابوالأعلى مودودى ومورخ شهير اسلام وبنيان گذار علم فلسفهء تاريخ عبدالرحمن ابن خلدون وعلامه ابن القيم شاگرد بزرگ شيخ الاسلام ابن تيمية وامام شاطبى از ائمهء بزرگ مالكيه وصاحب كتاب  الموافقات در اصول فقه كه يكى از وصاياى امام محمد عبده خواندن اين كتاب است، وفريد وجدى در دائرة المعارف الاسلامية ص 8 وامام دار قطنى وامام ذهبى وعلامه محمد رشيد رضا وبسيارى ديگر... [10]
آيا با اين همه هر دو ادعاء آقاى منتظرى بيدليل وواهى نيست؟ يكى اتقاق بين فريقين در اينمورد وديگرى يكى دانستن دو موضوع متفاوت يعنى مهدى وفرضيهء ساختگى امام زمان ؟
 آيا اين را واقعا از بى خبرى او دانست يا اينكه بحساب دنيا وخمس وسهم امامى كه مقلدان غافل را بدان فريفته ودين ودنيايشان را ويران كرده اند، كه اگر اين فرضيهء ساخته وپرداختهء روحانيت مكار بهم ريخته شود ديگر برايشان نه  بهانه اى براى حكومت امام زمانى وولايت فقيهى خواهد ماند،  ونه بهانه اى براى استحمار واستغفال دين باوران سادهء مقلد خود كه باور كرده اند واقعا على آباد هم شهرى است وامام زمان هم شخصيتى حقيقى!!
كتاب صحيح مسلم را كه آقاى منتظرى بدان حواله داده است براى بررسى دليل ايشان مراجعه نمودم نه اينكه مدعاى ايشان در آنجا نيست بلكه حتى يك حديث هم در مورد مهدى- كه بازهم بگويم غير از امام زمان- هم در آنجا نيامده است وحقيقتا انسان در تعجب ميماند كه واقعا اين از بى خبرى بزرگترين مرجع شيعيان است يا از تدليس وتلبيس ايشان ، آرى صحيح مسلم مخصوصا در( ج 9 بشرح امام نووى)كه علامت هاى قبل از قيامت را ذكر نموده واز فتنه هاى داخلى اين امت وفتنهء ياجوج وماجوج وفتح قسطنطينيه وخروج دجال ونزول عيسى بن مريم رواياتى آورده است ليكن چنين امامى اشاره هم نكرده است آيا واقعا اين نقل روايت و احاله دادن  به دروغ روشن چرا؟ اگرچه همچنانكه از كتب اماميه هويداست صفات  اين امام زمان با دجال يهود شباهت هاى فراوان دارد كه در اين مقاله مفصل[11] مقارنهء اعمال آندو خواهد آمد.
واما فرق بزرگ بين مهدى كه در بعضى از مصادر درجهء دوم اهل سنت آمده با امام زمان اماميه كه ريشه در تلمود يهود دارد چنان واضح است كه علماء ومحققان مسلمان از قديم اينرا روشن نموده اند.
 ليكن اين موضوع چون از اصول باورهاى اماميه گشته شايد براى بعضى از هموطنان حق جوى ما اين امر پوشيده باشد لذا سعى اينجانب در اينست كه كه انگشت روى اين موضوع گذاشته وتاحد توانايى خودم آنرا روشن نمايم تا كسانى كه بخواهند خودرا از سرداب جهل وفريب نجات ندهند حجت تمام شده وروشن شوند، بد نيست بدانيم همانطور كه توطئهء امامت ووصايت اولين بار درتاريخ اسلام از طرف عبدالله بن سبأ يهودى به ظاهر مسلمان مطرح شد انديشهء امام زمان نيز آرام آرام ساخته وپرداخته  شده كه بازهم دنبالهء همان توطئه جهت تخريب انديشهء اسلامى واز بين بردن قدرت وسلطهء اسلام  بوده است ، پس اجازه بدهيد كه اجمالا نگاهى به عقيدهء مسيح منتظر-موعود-يهوديان نموده وسپس بعد از روشن شدن آن مقارنه اى علمى وتاريخى بين آن ومنتظر اماميه نماييم تا ببيننيم كه آيا واقعا سه هزار روايت مورد اشارهء آقاى منتظرى مثل سه هزار كلاغ است كه با يك كلوخ ميرمد يا نه؟ واز آنجائيكه تشابه شديدى بين دو طر تفكر وباور موجود بين اماميه ويهود در مورد امام زمان ومسيح م