ند يا ديو كامل. حد وسط و تحليل واقعي از افراد وجود ندارد. 
-	در تفكر جمعي مردم ايران يك يا دو نفر مي توانند سرنوشت جامعه را تغيير دهند ولي در تفكر رئاليستي چنين چيزي فقط با تغيير اكثريت جامعه امكان پذير است.
-	آرمانگرايي راحت است ولي تن دادن به شرايط واقعي و سعي و تلاش، مشكل است براي همين ايراني بيشتر جنبه هايي از دين را مي گيرد كه آسان است و آرماني: دعا، نذر، گريه، شفاعت، لعن، تولي (شما بخوانيد: حب بدون عمل!) تبري (شما بخوانيد: دشمني بدون دليل!‌) ولي عمل، تغيير، جهاد و... مشكل است. به قول معروف نازكي آب را مي گيرند و كلفتي نان را!!!
-	علاقه مندي زياد به فالگيري و طالع بيني و خواندن كتابهاي مربوطه و رفتن پيش دعا نويس و..  
-	ايده آل مي گويد: تا ابد مراقب كودك باش و او را تر و خشك كن. ولي رئال مي گويد وقتي كودك به سن بلوغ رسيد كاري كن كه روي پاي خودش بايستد. 
-	به تبع تفكر راحت طلبانه ايده آليستي در گذشته مشاغلي مانند: بنگاه داري و واسطه گري، 
-	بر خلاف برادران اهل سنت اعتقاد به اينكه محال است پيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم و امامان حتي دچار خطا و اشتباه شوند. اعتقاد به علم غيب نزد پيامبرصلی الله علیه وسلم و امامان.اعتقاد به معجزات بي حد و حصر. 
•	 يكي از شرايط رآليست بودن، تحمل سختي ها و تلاش و كوشش است ولي آرمانگرا در خواب و خيال و اوهام شيرين غوطه ور است و اين اگر چه زيبا و خيال برانگيز است ولي انسان را وارد مرحله عمل نمي كند.
 
•	 ايده آل مي گويد تمام جاده هاي دنيا صاف است و يا بايد صاف باشد. بايد با سرعتي ثابت در مسيري ثابت حركت كرد. ولي رئال مي داند كه جاده ها پستي و بلندي و كج و راستي و پيچ و دره زياد دارد. و هيچ كجاي دنيا جاده راست نداريم. (مگر در فيلمها و روياها و كارتونها و خواب و خيالها و اوهام و يا روي كاغذ)  دقيقا به همين علت است كه آدمهايي با تفكر  ايده اليستي اصولا آدمهاي متعصب، خشك،‌غير منطقي و سختگير و غير قابل انعطاف و در يك كلام: نفهم، هستند.

•	نظر خداوند ـ‌ لااقل براي جهان مادي ـ‌ بر رئال است.
-	او جهان را مرحله به مرحله و طي هفت دوره آفريد (با اينكه مي تواند كن فيكون كند)
-	پيامبرانش را مرحله به مرحله تا تكميل آنها توسط رسول اكرم طي يك دوره چند هزارساله فرستاد. 
-	هيچ يك از پيامبران او به راحتي بر مخالفين پيروز نشد و حتي بهتر بگوييم هيچ يك از پيامبران او به جز پيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم و حضرت موسي بر مخالفين پيروز نشدند. 
-	امدادهاي غيبي در كمك به پيامبران بسيار معدود و كمرنگ است. هر چه هست تلاش است و كوشش و سختي و رنج در راه رسيدن به هدف. 
-	قوانين ثابتي را بر طبيعت ـ‌ ماده، تاريخ و جوامع بشري و... ـ‌ حاكم كرده كه تمام آنها جنبه رئاليستي دارد: 
-	[وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى] {النَّجم:39}  
-	[إِنَّ اللهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ] {الرعد:11} 
-	[وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ القُرَى آَمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ] {الأعراف:96}  

مجسم كنيد شما يك نيروگاه ذغالي داريد. شخصي مي آيد و به شما پيشنهاد مي دهد براي سوخت نيروگاه خودتان از اورانيوم غني شده اي كه او تهيه كرده استفاده كنيد. هم ارزانتر و به صرفه تر است. هم هوا را آلوده نمي كند. و هم 99 % آن تبديل به انرژي مي شود. شما مطمئناً به او پاسخ مي دهيد بله پيشنهاد شما يك ايده آل بسيار جالب و خوب است ولي به درد كار من نمي‌خورد. من نيروگاه ذغالي دارم و در اين نيروگاه، فقط مي توان از ذغال سنگ به عنوان سوخت استفاده كرد زيرا با تمام معايبي كه دارد فقط با اين نوع سوخت است كه نيروگاه من كار مي‌كند. در مورد جو فرهنگي و شرايط پيچيدة اجتماعي پس از رحلت پيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم نيز اوضاع بر همين منوال بوده. جامعة عرب به قول خود حضرت عمر رضي الله عنه، زباني داشت كه فقط حضرت عمر، آنرا بلد بود البته حضرت علي هم بلد بوده ولي او در زمان خلافتش به كوفيان مي گويد: من راه به صلاح آوردن شما را خوب بلدم ولي چون اينكار در فساد خود من است آنرا انجام نمي دهم! آري شرايط رئال در آن زمان و مكان به خصوص، با رياست حضرت عمر رضی الله عنه و حضرت ابوبكررضی الله عنه بهتر سپري مي شد همانگونه كه تمامي مدارك تاريخي اين نكته را قوياً اثبات مي كند. مثال روشن و بارز آن سركوب مقتدرانه شورش اهل رده و تثبيت مجدد اسلام در شبه جزيره در زمان حضرت ابوبكر و تصرف سه امپراطوري در زمان حضرت عمر شاهد محكمي بر اين ادعاست. از آن سو سه جنگ داخلي در زمان خلافت حضرت علي و گله هاي مداوم آن حضرت از كوفيان نيز ادعاي ما را ثابت مي كند. اگر هم بگوييد اين حادثه مرگ حضرت عثمانرضی الله عنه بود كه باعث بوجود آمدن آن شرايط آشفته براي حضرت علي شد ما در تاريخ مي بينيم كه پس از رحلت پيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم اوضاع آشفته تر و درهم تر از زمان به خلافت رسيدن حضرت علي بوده زيرا علاوه بر اينکه اسلام مردم (به خصوص قبايل تازه مسلمان) چندان عمقي نداشته همه مي دانستند پس از محمد، پيامبري فرستاده نشده و او آخرين فرستاده است و جانشين او هيچ رابطه اي با آسمانها ندارد و... پس راه براي طغيان و شورش بازتر بوده است. و به قول شما علاوه بر بني هاشم افراد ديگري نيز از اصحاب با خلافت حضرت ابوبکر موافق نبوده اند و... 
•	ايده آل با نگاه به وقايعي که در گذشته اتفاق افتاده و با يک نوع تقلب و با زرنگي مي‌گويد: اگر آنطور مي شد بهتر بود و نبايد آنطور مي شد! ولي رئال خودش دست به محک و تجربه زمان حال مي زند رئاليسم در پاسخ ايده آليست مي گويد: شايد حرف تو (آن هم طبق زمان فعلي تو!)درست باشد ولي اين که تو مي گويي توضيح واضحات است!اگر تو خيلي زرنگي و راست مي گويي به من بگو: اکنون اگر شرايط چگونه باشد يا چگونه نباشد در آينده اوضاع بهتر مي شود؟! البته 25 سال پيش به حرف ايده آليستها گوش داديم و در کمتر از ربع قرن رسيديم به نابودي کامل فرهنگ و دين در ايران!
------------------------------------------------------------------------------------
1) یا سب و لعن ؟ !!!
2) 	دقت كنید گفتم حس می كنند زیرا جایگاه احساس در قلب است و جایگاه فهم در عقل . پس گوهرشناسی مادی از این قرار است كه فقط می دانیم یك چیز قیمتی و با ارزش است ولی اینكه چرا قیمتی است و چرا باید قدر آنرا دانست و آن چیز چگونه قیمتی شده و به چه كار می آید و چگونه باید آنرا از گزند حوادث ( خرافات ) مصون نگاه داشت و . . . آری از این موارد شناسایی و معرفتی در كار نیست.
3) دلیل من برای این سخن آن است كه با وجود اینكه حضرت علی(ع) امام اول شیعیان است و مردم ایران به او ارادت و علاقه فراوانی نشان می‌دهند ولی 90 درصد مردم ایران حتی 2 تا حدیث هم از حضرت علی (ع) حفظ نیستند ( عمل كردن كه جای خود دارد )
4) البته ممكن است آقایان بگویند: ( نعوذ بالله ) در اینجا قصد: تقیه و تور