متها ثبت نكرده اند! ولي آيا اين مسخره نيست كه اصل واقعة غدير در وسط بيابانهاي عربستان توسط 110 نفر از صحابه نقل و توسط مورخين ثبت شود ولي اشارة به غدير در سقيفه حتي توسط يك نفر هم نقل يا ثبت نشود!!! و اگر بنا به كتمان و حقيقت پوشي بوده بسيار به جا بود كه اصل واقعه كتمان شود  نه اشارة به آن واقعه ! نكته عجيب تر اينكه به عنوان مثال: علامه اميني در كتاب الغدير موارد متعددي را ثبت كرده كه  عمر در زمان خلافتش به كساني كه با علي مخالف بوده اند پرخاش كرده و با تندي مي‌گفته: شما كه نمي دانيد و نبوديد كه در غدير خم، پيامبر اكرم اين فرد (علي) را مولاي من و هر مرد و زن و مومن، معرفي كرد! براستي آيا مسخره نيست؟يعني عمر به طرف مقابل كه هيچكاره بوده پرخاش مي كند كه پيامبرصلی الله عليه وسلم گفت اين علي خليفه بعد از من است!!! و من جايگاه او را غصب کرده ام در نتيجه تو نبايد به او توهين کني!!! و آنگاه ديگران نمي گويند تو چرا به ما پرخاش مي كني تو خودت خلافت را غصب كرده اي! براستي آيا تعجب آور نيست كه مورخان، واقعه غدير را به تواتر نقل كرده اند و پس از آن نيز هر كس هر كجا اشاره اي به غدير داشته (مانند حضرت عمر يا ساير شعرا ء و...) را ثبت كرده اند و فقط اشاره به غدير در روز سقيفه را سانسور كرده اند! البته در اين تحقيق، به مرور، شاهد طنزهاي جالبتر از اين  نيز خواهيد بود. 
9.	همچنين چرا در نهج ‌البلاغه در موارد متعددي كه از آن حضرت درباره خلافت سئوال شده و يا خود ايشان در اين باره صحبت مي كنند اشاره‌اي به واقعة غدير نمي كنند؟(5)  از سقيفه كه بگذريم چرا در هنگاميكه مردم پس از مرگ حضرت عثمان رضي الله عنه براي اخذ بيعت هجوم مي‌آورند و ايشان تا سه روز از بيعت خودداري مي كردند هيچكدام از مردمي كه در آنجا بودند به واقعة غدير اشاره  نمي كنند و نمي گويند: شما بايد با ما بيعت كنيد و اين وظيفه ايست كه از سوي خدا و پيامبرصلی الله عليه وسلم در غدير خم، به عهده شما گذاشته شد و..  و ديگر اينكه حضرت علي (ع) مي‌توانستند براحتي بگويند كه من قبل از اين با 120 هزار نفر از شما در غدير بيعت كردم و همه شما بيعت شكني كرديد و ديگر براي بار دوم فريب شما را نمي خورم!!! (با عنايت به حديث‌:‌ مومن از يك سوراخ دو بار گزيده نمي شود و با عنايت به اينکه همين مردم به خصوص به ظاهر شيعيان کوفه، خون به دل ايشان کردند و مجددا بيعت شكني كردند) 
10.	ممكن است پاسخ دهيد اشاره شده ولي در تاريخ ثبت نشده است! ولي چگونه ممكن است كه واقعه غدير توسط 110 نفر از اصحاب نقل شده باشد (وسط بيابان گرم بدون قلم وكاغذ و....) به همراه خطبه طولاني پيامبرصلی الله عليه وسلم و اشعار حسان ابن ثابت و سخنان حضرت عمر و قصه سال سائل(6)  و... ولي در مدينه و در جريان سقيفه حتي يك كلمه و يك اشاره به واقعه غدير از جانب حتي يك نفر در تاريخ ثبت نشده است؟ آيا اين بدان معنا نيست كه موضوع غدير، چيز ديگري غير از خلافت بوده است؟ و اگر كسي جرات ثبت حتي اشاره اي به غدير،  در سقيفه را نداشته، پس چگونه 110 نفر، جرات شرح غدير با تمام جزئيات مربوطه را داشته‌اند‌؟!!! ضمناً همين پاسخ را مي توان در مورد ادعاي سوزاندن احاديث مربوط به فضايل حضرت علي از طرف عمر را داد.(يعني اگر خفقاني بوده بايد احاديث و روايات مربوط به غدير نيز، مكتوم مي‌مانده پس چطور واقعه غدير اينهمه متواتر است ولي حتي  يك اشاره هم به آن در سقيفه نشده است؟!) 
11.	مي دانيم كه در اسلام، شهادت دو مرد عادل براي اثبات امري كافي است مگر بيشتر اهل مدينه با ابوبكر بيعت نكردند؟ حضرت علي (ع) و طرفداران ايشان نيز به شيوه انتخابات معترض بودند كه چرا حضور نداشتند و نه به اصل انتخابات. 
-	ممكن است پاسخ داده شود: (خلافت حضرت علي (ع) طبق نص بوده و در اين زمينه مردم اجازه شوري نداشته اند زيرا اگر امور الهي را تابع نظر مردم شود همه چيز منحرف و مسخ مي شود) جالب است كه پاسخ شما در همين ايراد نهفته است. اگر مردم مدينه و عموم اصحاب (انصار و مهاجرين) نصوص قرآني را به اين راحتي دستخوش راي و نظر اكثريت قرار مي دادند كه اكنون ديگر، چيزي به نام اسلام به دست ما نرسيده بود؟ پس چرا فقط همين يك مورد خاص، تابع نظر اكثريت شد؟ و از ديدگاهي ديگر آيا با اين وضعيت نبايد در تمام آنچه از سنت نبوي به دست ما رسيده است شك كنيم؟ زيرا تمام رواياتي كه مبين سنت نبوي است از جانب همين اصحاب، روايت شده و به ما رسيده است.(بيشتر احاديثي كه شيعه نقل مي كند به اصحاب پيامبر اكرم ختم مي شود و اگر آنها مرتد شدند و يا اين چنين با آيات قرآن و روايات نبي اكرم در خصوص ولايت علي بازي كرده اند هيچ اعتباري به سخنان و نقل قولهاي آنان نيست و طبق اصول علم رجال، تمام آنها تضعيف شده و سنديت بيشتر سخنان نبي اكرم زير سئوال مي رود!) 
12.	اگر 120 هزار نفر (از جمله انصار و مهاجرين) به اين راحتي بيعت خود را در روز سقيفه با حضرت علي (ع) شكستند پس چرا عمر و ابوبكر اينقدر اصرار شديد به گرفتن بيعت از ديگران، داشتند؟! زيرا اين نشان مي دهد بيعتهاي آن مردم‌، امري سرسري و بيهوده بوده و مي شده براحتي آنرا شكست(7)  آن هم وقتي كه مي شده (البته طبق خيالات شيعه) بيعتي كه طبق سفارش پيامبرصلی الله عليه وسلم و فرمان خدا (آيه تبليغ) بوده را شكست!!
13.	مي دانيم كه عموم انصار و مهاجر، علاقة شديدي به پيامبرصلی الله عليه وسلم داشته اند (براي نمونه در جريان صلح حديبيه با پيامبر  بيعت مي كنند كه در صورت لزوم: تا پاي جان بجنگند. به قول فرستاده كفار: آب وضوي پيامبر را براي تبرك از هم مي دزديدند و مانند يك عاشق، گوش به فرمان پيامبر بودند و...) چرا با اين علاقه شديدي كه نسبت به پيامبرصلی الله عليه وسلم وجود داشته دستور او مبني بر خلافت حضرت علي (ع) در همان روز وفات ايشان، توسط همه، بدون هماهنگي قبلي و بدون دليل و به صورت همزمان زير پا گذاشته مي شود؟ (كه پايه گذار آن: انصار بوده اند. گرچه ابوبكر خليفه شد ولي تجمع اوليه، توسط انصار بوده)
14.	برخي از جدليون شيعه در اينجا پاسخ مي دهند كه: (اصحاب در زمان حيات پيامبر نيز مخالفت مي كردند و مخالفت آنها در سقيفه امر تازه اي نبوده) پاسخ اين شبهه را در بند بعدي در پاسخ شيخ شرف الدين مي‌آوريم. 
-	يكي ديگر از پاسخهايي كه جنبه كلي گويي و سردرهوا بودن و غير علمي بودن آن كاملاً مشهود است و به عنوان نمونه اي از طرز استنباط علماي شيعه و نحوة پاسخ آنها به سئوالات آورده مي شود، پاسخي است كه شيخ شرف الدين به عالم سني مي دهد. عالم سني سئوال كرده: "براي من جاي تعجب است كه چرا حضرت علي در جريان سقيفه به واقعه غدير اشاره اي  نمي كنند، يعني شما بهتر از ايشان اطلاع داريد! 
" پرسش از سوي  شيخ سليم بشري مالكي مصري شبرخيتي (1248 ـ 1335ه.ق) مطرح مي‌شود او از عالمان بزرگ مصر در سده اخير است كه دو بار به رياست الازهر رسيد. پاسخ دهنده  علامه سيد عبدالحسين شرف الدين موسوي عاملي لبناني (1290 ـ 1377)(8)  از بزرگان علما و مراجع و مصلحين و فقهاي اجت