ه جهنم کشاند!
-	ممكن است در پایان این تحقیق، برای خواننده، این سئوال مطرح شود كه نویسنده چه دین یا مذهبی داشته است. این سئوال را شخصی از امام محمد غزالی می پرسد و من در اینجا هر چند در خانواده ای شیعه متولد شده ام، همان پاسخ غزالی را به شما می دهم : 
من در شرعیات، مذهب قرآن و در عقلیات، مذهب برهان دارم.
و در این كتاب خواهید دید كه متاسفانه مذهب مردم و روحانیون و نویسندگان ما مذهب جعلیات، موهومات، اشتباهات، احساسات، سوء برداشتها و خرافات تاریخی است. و متاسفانه نه مفاهیم عالیة قرآنی در اعتقادات و علایق آنها نقش پررنگی دارد و نه عقل و منطق، جایگاهی. خدا نیز در قرآن فرموده: دین نزد او فقط اسلام است و سخنی از مذهب در قرآن نیست.
آری در این تحقیق شما متوجه این نكته بسیار ساده خواهید شد كه نبی اكرم و اصحاب ایشان و چهار خلیفه اول در هیچ كجای تاریخ، خودشان را سنی یا شیعه معرفی نكرده و یا نگفته اند ما مقلد فلان شخصیم بلكه همه خودشان را مسلمان و مومن دانسته و پیرو قرآن و سنت نبی اكرم. 
 این مقدمه را با این سخن خداوند به پایان می رسانم: 
و هنگامیكه به آنها گفته شود به سوی آنچه خدا نازل كرده و به سوی پیامبر، بیایید می‌گویند: آنچه را از پدران خود یافته ایم ما را بس است. آیا نه چنین است كه پدران آنها چیزی نمی دانستند و هدایت، نشده بودند. مائده آیه 104
•	این کتاب بر مبنای ادب است. بر پایه عقل محض است. بر اساس منطق است. از تعصب خالی است.هدفش ایجاد اتحاد است. اسناد و مدارکش، قرآن است و نهج البلاغه. سیره ابن اسحاق (شیعه) است و تاریخ یعقوبی (شیعه) و تاریخ طبری. برای کسب نانی و جلب نامی نوشته نشده چون نام نویسنده آن پنهان است. اگر حق باشد دست به دست می گردد و تا ابد باقی می ماند و اگر باطل باشد غم مخور، مطمئن باش نابود خواهد شد. 
•	با خواندن این كتاب خواهید فهیمد كه چرا در اسلام اینقدر به علم و دانش سفارش شده و چرا اولین كلام خداوند با اقراء یعنی بخوان، شروع شده است. 
•	مژده ای برای خوانندة عزیز دارم.  گزارشی مانند گزارش حاضر در طول 14 قرن گذشته نوشته نشده است و بسیاری از مباحث پیش روی شما نو و بكر و تازه است و من به شما قول می‌دهم اگر با صبر و حوصله این مطالب را تا انتها دنبال كنید سخن مرا تایید خواهید كرد. 
•	امیدوارم خوانندة عزیز طولانی شدن مطالب این تحقیق را بر من ببخشاید. علت آن نیز مشخص است: وجود توجیهات و سفسطه های بی‌پایان برادران روحانی من باعث شد كه من برای توضیح كامل هر مطلب، مجبور شوم تا حد امكان آنرا تحلیل كرده و به تمام ایرادات كلامی و بچه گانه روحانیون پاسخ دهم. تا دیگر جایی برای سفسطه و كلی گویی باقی نماند. هر چند برای گرد و غباری كه شیطان برانگیخته تا فضای حقیقت را مشوش و تاریك كند نیاز است ساعتها باران ببارد  
عامیان را چونکه مذهب خرخری است     ترک عـادت نزد ایشان کافـری است
ابلهان تکـرار عـادت مـی کـنند               در گمـان خـود عبـادت مـی کنند
زیـن عبـادتهـا کسـی آدم نشـد                راز حق را مسجـدی مـحرم نـشد
سعی کن کز پای تا سر حق شوی                آدمی گردی به حق ملحق شوی
صادق سرمد
----------------------------------------------------------------------------------
1) حتي يك نفر را در تاريخ نمي توانيد پيدا كنيد كه به تنهايي و بدون كمك يك عده فراوان در هيچ زمينه اي پيروز شده باشد ولي شيعه معتقد است تمامي اصحاب مرتد و منافق بودند . 
2) دين تو را رد پي آرايشند     در پي آرايش و پيرايشند
بس كه ببستند بر او برگ و ساز     گر تو ببيني نشناسيش باز
3) [سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنَا وَلَا تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلًا] {الإسراء:77}  
4) نمونه روشن آن عقيده به استحباب قمه زني حتي در ميان علماء و روحانيون است پس تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ! 
5) نكته جالب آنكه در خلال همين داستانهاست که  عمر و ابوبكر را متهم به خفقان مي كنند !!! 
6) [بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آَبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ] {الزُّخرف:22} معني : گويند پدرانمان را بر اين طريقت يافتيم 
7) [وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا] {الأحزاب:67} : و دوزخيان مي گويند ما سادات و بزرگانمان را پيروي كرديم پس ما را گمراه كردند.  اگر تقليد بودي شيوه اي خوب   پيمبر هم ره اجداد رفتي ( اقبال لاهوري ) 
8) و متاسفانه همين امر بهانه خوبي به دست روحانيون داده تا هر نغمه ناسازي را با چماق تكفير و التقاط در نطفه خفه كنند . 
9) شايد براي همين ، اصول دين را تحقيقي مي دانند و نه تقليدي 
10) خواننده عزيز به زودي متوجه مي‌شود که اگر کلمه هاي تقيه و مصلحت و علم غيب نبود روحاني صفوي  در پاسخ بسياري  از سئوالات جوابي جز سرافکندگي نداشت .
11) به قول يك نويسنده : هر چه را تكرار كني به صورت عادت درمي آيد و هر عادتي پس از مدتي جزء شخصيت تو مي‌شود و شخصيت است كه سرنوشت تو را مي سازد .
12) فرقي نمي‌كند كه نويسنده شيعه باشد يا سني .
13) مانند كتبي كه در عهد صفويه و در نزاع ميان ايران شيعي و عثماني سني نوشته شده است .
14) براي مثال محقق شيعه كه از كودكي با جمله لعنت بر عمر ، مشغول ذمه عمر و . . .  كه ورد زبان همه بوده بزرگ شده بسيار سخت است بخواهد منصفانه قضاوت كند .
15) حتي راويان يا كاتبان اخبار ائمه نيز با وجود صداقت و به فرض دوري از تاثيرات  فرهنگي و مذهبي و . . . ممكن است تحت تاثير شرايط رواني و شخصيتي ، برداشت اشتباه از نقل قولها داشته و يا برخي كلمات را با اندكي تغيير ثبت نمايند تا ماهيت قضيه بسيار متفاوت جلوه كند (‌ مثل كلمات‌: بفرماييد ،‌بنشينيد و . . . كه هر سه با اينكه داراي يك معني است ولي در سه حالت روحي متفاوت بر زبان مي آيد )
16) حضرت علي (ع) : انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال : به سخن بنگر و نه به شخص گوينده . يا جاي ديگر كه مي فرمايند : حكمت را فرابگير حتي از منافق ، يا : چون خبري را شنيديد – همانند ژرف انديشان و نه چون ظاهر بينان – ژرف در آن بينديشيد و تنها به شنيده خود بسنده نكنيد زيرا كه روايت گران دانش بسيارند و رعايت كنندگانش اندك .  نهج البلاغه  الكلمات : 98 و امان از ما كه حتي بر سر مسايل ديني و آن هم نسبت به كساني كه مرده اند (و مطالبي را فقط تحت عنوان گردآوري نوشته اند) رودربايستي مي كنيم ! پيروي كور كورانه از بزرگان نيز هيچ جايگاهي نزد خدا ندارد زيرا در قرآن از زبان دوزخيان مي شنويم كه: [وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا] {الأحزاب:67}  ما بزرگانمان را اطاعت كرديم پس گمراه شديم
17) البته در اينباره ابتدا بايد با رجوع به منابع معتبر از صحت آن مطمئن شد و سپس آن جملة خاص را با مطالعه كل متن درك كرد و از تفسير گزينشي جملات بر مبناي سليقه هاي شخصي و معيارهاي زمان و فرهنگ حاضر دوري كرد . و حتي تمام سخنان آن فرد در طول حياتش پيرامون آن موضوع خاص را بررسي كنيم و فقط به يك سخن در يك موقعيت خا