ر بقيه دختران پيامبر صلی الله علیه و سلم  هم نامشخص است بلکه در قبرستان بقيع، قبر هيچ کسي معلوم و مشخص نيست! ضمن اينكه اهميت و ارزش حضرت فاطمه در قرون بعدي نزد افراد زيادي از عاشقان اهل بيت بوجود آمد. براي همين در همان زمان، تفاوتي بين حضرت فاطمه و ساير فرزندان پيامبر صلی الله علیه و سلم  وجود نداشته كه قياس ما را باطل بدانيد. قبر حضرت علي (ع) نيز تا ساليان دراز، مخفي بوده است آيا ايشان نيز با حضرت عمر و ابوبكر قهر بوده اند؟
شما معتقديد كه حضرت فاطمه خواست تابوتي براي او بسازند كه بدن ايشان پيدا نباشد. اگر بنا بوده ايشان در نيمه شب دفن شوند و كسي نداند و در مراسم هم شركت نكند اين درخواست چه معنايي مي دهد؟ پاسخ از دو حال خارج نيست يا به خاكسپاري پنهاني ايشان مانند دهها داستان دروغين ديگر دروغي بيش نيست و يا ايشان از شدت عفت و رعايت حجاب و عصمت و... درخواست چنين كاري را داشته اند و تشييع جنازه در روز بوده و موضوع هم، دخلي به عمر و ابوبكر ندارد. (حتي طبق برخي روايات حضرت عمر و ابوبکر نيز بر جنازه آن حضرت حاضر شده و نماز خواندند) براستي اگر هدف حضرت فاطمه رسوا كردن  عمر و ابوبكر در تاريخ و رسوا كردن سني ها و... بوده كه ما مي دانيم حكومت در اين 1400 سال از اول تا كنون در عربستان در دست آنها بوده آيا آنها نمي توانستند براي خنثي كردن اين هدف از همان اول قبري دروغين بسازند و بگويند اين قبر قاطمه است تا رسوا نشوند؟ پس چون چنين كاري نكردند آيا نمي توان فهميد چنين هدفي در كار نبوده است؟ 
-	اسماء به احتمال فراوان از محل دفن حضرت فاطمه با خبر بوده آيا ممكن است به همسرش: ابوبكر نگفته باشد؟ 
-	شما مي گوييد بقية امامان نيز با خلفاي جور همعصر بوده و حتي آن خلفاء موجب شهادت آن امامان شده اند. از قول امام زمان نيز حديثي را نقل مي كنيد كه براي من در فاطمه بهترين سرمشق و الگوست. چرا ساير امامان به حضرت فاطمه تاسي نكرده و براي رسوا كردن خلفاء وصيت نكردند مخفيانه و پنهاني دفن شده و محل قبرشان معلوم نباشد. 
-	اين يك اصل مسلم تاريخي و تجربي است كه هر گاه انسان رازش را به ديگري گفت آن راز بين مردم پخش مي‌شود. شيعه معتقد است كه در تشييع شبانه حضرت فاطمه حضرت علي و سلمان فارسي و  زبير و اسماء و ابن عباس  حاضر بوده اند چگونه ممكن است كه اين افراد محل دفن را به هيچكس نگفته باشند؟ با اينكه بعضاً روابط خوبي هم با خلفاء داشته اند! يا اينكه بعدها با علي دشمن شدند بايد محل قبر را فاش مي كردند! 
-	شيعه مي‌گويد حضرت فاطمه پس از هر نماز عمر و ابوبكر را نفرين مي كرده است ولي مگر خداوند در جريان واقعه بئر معونه (واقعه اي كه 40 نفر از ياران پيامبر اكرم را به شهادت رساندند) به پيامبر خطاب نمي‌كند كه نفرين نكن و ما تو را لعن كننده و نفرين كننده نفرستاديم. و مگر همه مسلمين از جمله حضرت فاطمه نبايد از پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم  الگو بگيرند. 
-	آيا امكان ندارد حضرت فاطمه پس از مشاهده تدفين پدرشان شاهد جرياناتي خرافي و... بوده اند و ايشان نخواسته اند چنين اتفاقي تكرار شود؟ 
-	مي گويند اين نشانه و حامل پيامي است كه آن حضرت خواسته اند قبرشان مخفي باشد. تا مايه رسوايي و ايجاد سئوال براي مردمان در طول تاريخ باشد و... با اين حساب آيا اينكه اسماء همسر ابوبكر هميشه و تا آخرين لحظات كنار حضرت فاطمه بوده اند نمي‌تواند نشانه چيزي باشد. (نشانه عدم عداوت بين ابوبكر با حضرت فاطمه) به خصوص با عنايت به اين نكته كه پس از رحلت ابوبكر حضرت علي با اسماء ازدواج مي‌كند. و آيا ازدواج حضرت عمر با ام کلثوم نمي‌تواند نشانه چيزي باشد و آيا نام سه فرزند علي که حضرت عمر و ابوبکر و عثمان است نمي‌تواند نشانه چيزي باشد و....-	در زمان ابوبكر زنها تابع شوهران خود بوده اند. به خصوص اگر آن شوهر، سالخورده و خليفه هم بوده باشد. اگر حضرت فاطمه (س‌) چنين سخنان تندي را در مسجد در حضور همه به ابوبكر گفته بود آيا امكان داشت ابوبكر اجازه دهد همسرش اسماء پس از ايراد چنين سخناني همه جا تا آخرين لحظات در كنار حضرت فاطمه باشد‌؟ با عنايت به اينکه شما اين افراد را ديکتاتور و حسود و منافق معرفي کرده ايد.
-	در اين خطبه تلويحاً به حوادث شوم آينده اشاره شده است و همين موضوع، ظن انسان را تقويت مي کند که اين خطبه ساخته ابوالعيناء است. مگر طبق صريح آيات قرآن فقط خدا علام الغيوب و داناي رازها و آنچه در آينده واقع مي‌شود نيست؟ (پاسخ علي به آن مرد که علم غيب منحصر در اين موارد است: آيات آخر سوره لقمان و مخصوص خداوند) 
-	حضرت ابوبکر به تصديق تاريخ، يکي از فداکارترين ياران پيامبر صلی الله علیه و سلم  بوده و حتي در موقع عروسي پيامبر با خديجه و يا عروسي حضرت فاطمه با حضرت علي تلاش زيادي مي کند. در موارد متعددي نيز گفته که فاطمه را بيش از دختر خودش، عايشه دوست دارد آيا امکان دارد حضرت فاطمه به جاي تشکر، چنين سخناني را عليه او ايراد کرده باشند؟ 
-	جز در كتاب بلاغاه النساء در كتب و منابع دست اول (سيره ابن هشام و...) اشاره‌اي به اين خطبه نشده است؟ و حتي اينکه حضرت فاطمه در مسجد سخنراني کرده اند زيرا واقعه واقعه مهمي بوده: سخنران دختر پيامبر و طرف مقابل: ابوبکر! 
-	چرا واقعه غدير توسط 110 نفر از اصحاب نقل شده ولي اين خطبه اصلاً راوي ندارد؟
-	اولين كسي كه اين خطبه را مطرح كرده و پس از او بقيه نويسندگان از قول او در كتابهاي خودشان نقل قول كرده اند  نويسنده كتاب بلاغاه النساء بوده است اين شخص در كتابش نوشته  (من به ابوالحسن زيد ابن علي ابن حسين ابن ابي طالب گفتم) در حاليكه زيد بن علي در سال 122 شهيد شده و نويسنده كتاب يعني: احمد ابن ابي طاهر، در سال 204 به دنيا آمده است‌!!!‌ نگاه كنيد كه اين خطبه اي كه اينهمه در همه جا به آن اشاره مي‌شود و به در و ديوار زده شده و... داراي چه سند محكمي است! البته ما اصراري نداريم که نويسنده دروغ گفته، آري شايد نويسنده يا کاتبان بنا به قول دکتر شهيدي اشتباه کرده باشند ولي بالاخره ما بايد  بدانيم راوي کيست؟ مگر نبايد بررسي کرد و فهميد که آيا راوي دروغگو بوده يا راستگو از چه کسي شنيده و چه کساني از او شنيده و براي ابي طاهر (نويسنده كتاب بلاغاه النساء) تعريف کرده اند؟ ضمن اينكه بعيد است اين سلسله طولاني كه او نقل كرده يعني: ابوالحسن زيد ابن علي ابن حسين ابن علي ابن ابي طالب، اشتباه كاتبان باشد.  (بر خلاف نظر دكتر شهيدي)
-	اين خطبه پر از صنايع لفظي و ادبي است ما تا آن زمان(1)  سراغ نداريم كسي  در مقام دادخواهي از آرايشهاي لفظي (به خصوص سجع) چنين استفاده فراواني كرده باشد. حتي اگر اين را هم قبول كنيم چرا حضرت فاطمه (س) پس از بازگشت از مسجد در داخل خانه باز هم با حضرت علي (ع) با نثر مسجع سخن مي گويند؟ آيا مي‌خواسته‌اند قدرت ادبي خود را به رخ شوهرشان بكشند؟ مگر علي خودش، خداي سخن نبوده و آيا امكان دارد فاطمه اي كه ما او را معصوم مي دانيم چنين سخنان تند و سبكي به هم