يعه (17) ، مي گويند: حضرت عمر و ابوبكر تا قبل از رحلت پيامبرصلی الله علیه و سلم، خوب بودند ولي پس از رحلت پيامبرصلی الله علیه و سلم، بد شدند. ولي مگر مي‌شود يك شبه بد شد؟ كدام يك از شما كسي را ديده ايد كه يك شبه بد شده باشد؟ آن هم كساني كه هميشه در كنار پيامبرصلی الله علیه و سلم بوده و نمي توانسته اند دست از پا خطا كنند (به ياد بياوريد داستاني كه در حضور پيامبر غيبت شد و ايشان بر خاستند و از محل خارج شدند)و کساني که تمان همنشينان آنها صحابه و اهل بيت و آدمهاي قرآن خوان شب زنده دار بوده اند چگونه يک شبه بد شدند؟ 
55.	مي گويند حضرت عمر و ابوبكر ترسو بودند و در جنگها فرار مي كردند و... و آنها را با حضرت علي (ع) مقايسه مي كنند. غافل از اينكه در هنگام مقايسه (اگر قياس را عمل شيطان ندانيم) بايد وجه تشابه وجود داشته باشد. ولي: حضرت علي مرد رزم بوده ـ از نظر سني 18 سال از حضرت عمر و 28 سال از ابوبكر جوانتر بوده ـ پسر عموي پيامبرصلی الله علیه و سلم بوده و از نظر فرهنگ آن زمان، وظيفه بيشتري در همراهي و دفاع از پيامبرصلی الله علیه و سلم به عهده داشته ـ يا مي گويند در جنگ خيبر ابتدا ابوبكر رفت و كاري از پيش نبرد سپس عمر رفت و او هم موفق نشد و روز سوم حضرت علي(ع) موفق به فتح خيبر شد ولي سه سئوال: 1 -  وقتي شما سه روز متوالي دشمني را زير فشار بگذاري مسلم است كه روز سوم، نيروي او تحليل رفته و ضعيفتر از روز اول است 2- اگر يك نفر به تنهايي مي تواند سرنوشت جنگ را تعيين كند چرا پيامبر اكرم حضرت علي‌(ع) را به تنهايي براي فتح خيبر نمي‌فرستند!که مسلمين کشته ندهند  3-  اگر هم يک نفر به تنهايي چاره ساز نيست و حضرت علي (ع) با همان سپاه و افراد تحت امر حضرت عمر و ابوبكر رفته پس گناه حضرت عمر و ابوبكر چيست؟ 4- آيا نعوذبالله پيامبرصلی الله علیه و سلم قصد خراب كردن حضرت ابوبكر و حضرت عمر را داشته يا طبق رسم آن زمان، رعايت سن آنها را نموده اند؟ (همان ترتيبي كه در خلافت آنها نيز اتفاق مي افتد: حضرت ابوبكر ـ عمر ـ عثمان ـ و علي)
56.	چرا محققين شيعه هرگاه در برابر حقايق تاريخي قرار گرفته و دچار تناقض مي‌شوند مي گويند: اشتباه شده؟!!! ‌شهيد مطهري در كتاب سيري در نهج البلاغه در رابطه با خطبه اي كه حضرت علي(ع) پس از رحلت حضرت عمر در ستايش او فرموده اند مي نويسد: سيد رضي اين خطبه را اشتباهي در نهج البلاغه آورده است!!! يا دكتر شهيدي در كتاب زندگاني فاطمه زهرا (س) هنگامي كه به بررسي سند خطبه حضرت فاطمه در مسجد مدينه مي پردازد در پاسخ به اين تناقض كه نويسنده كتاب بلاغاه النساء گفته (من به ابوالحسن زيد ابن علي ابن حسين ابن ابي طالب گفتم) در حاليكه زيد در سال 122 شهيد شده و نويسنده كتاب (احمد ابن ابي طاهر) در سال 204 به دنيا آمده!!!‌ آنگاه دكتر شهيدي مي نويسند: "نويسندگان در ضبط سند دچار سهو شده‌اند‌!" براستي چرا هرجا به نفع ماست نويسندگان سهو نمي كنند و هر كجا به ضرر ماست اشتباهي مي شود و يا نويسندگان سهو مي كنند؟ و آيا ملاك تحقيق و بررسي علمي اينگونه است؟ 
57.	حضرت عمر و حضرت ابوبكر، علاوه بر جمع آوري قرآن، اسلام را تثبيت و موجب گسترش آن در ساير كشورها شدند با اينهمه شيعه چه هياهويي پيرامون آنها براه انداخته است. مجسم كنيد اگر در زمان آنها جنگهاي داخلي و يا تضعيف اسلام       (مانند زمان حضرت علي) صورت مي گرفت، چه مي كردند!!! پس صد رحمت به سني ها.
58.	عجيب است كه برخي از افراطيون شيعه، مقام قنبر غلام حضرت علي (ع) را اينهمه بالا مي‌برند ولي حضرت عمر كه پدر زن پيامبرصلی الله علیه و سلم و داماد حضرت علي (ع) و موجب مسلمان شدن آنها و جمع کننده قرآن، بوده است را سب و لعن مي‌كند‌!!! 
59.	حضرت عمر گفت: در خانه را آتش مي زنم ولي شيعه مي گويد آتش زد!‌ سئوال من اينجاست: حضرت عمر، قبل از آن هم در زمان پيامبرصلی الله علیه و سلم، گردن خيلي ها را زد ولي آيا واقعاً زد؟ يا فقط حرفش را مي‌زد؟ (يك نوع سياسي كاري و مديريت)
60.	پيامبر اکرم مدت 23 سال هر روز دست کم 5 مرتبه وضو مي گرفتند (يعني 41975 بار!) ولي با اينهمه پس از ايشان در شيوه وضو گرفتن اختلاف شد چطور شيعه حادثه اي که 15 دقيقه بيشتر طول نکشيده (حمله به سوي خانه علي) را با تمام جزئيات مو به مو مي داند. مي داند که حضرت فاطمه دقيقا کجا ايستاده بود و حضرت عمر کجا بود و ابوبکر کجا و حتي افراد حاضر در سرشان چه نيات و افکاري در جريان بوده... آيا اين موارد شک برانگيز نيست؟ 61.	يكي از اصول مذهب تشيع، عدل است. ولي وقتي وارد بطن انديشه هاي محققين و نويسندگان شيعه مي شوي و محور فكري وعاظ و مداحان را بررسي مي‌كني مي بيني مثلا در روز قيامت دو تا دستگاه حساب و كتاب وجود دارد. يك دستگاه، مخصوص شيعيان و دستگاه ديگري مخصوص سني ها و كفار و اهل كتاب. يك دستگاه مخصوص كساني كه پارتي دارند و يك دستگاه براي ديگران. آنگاه انسان تعجب مي كند كه چگونه عدل جزو اصول اختصاصي مذهب شيعه است. پس  هنگاميكه اصول را خدشه دار كرده اند، واي به حال فروع‌!!!
62.	هر گاه سياستي تحت عَلَم دين به قدرت برسد پس از مدتي دين زير نفوذ آن سياست قرار مي گيرد. (و با عناوين من درآوردي مانند مصلحت و مقتضيات زمان كه لازمه تنازعات سياسي است) روح اصلي دين، مسخ مي شود. و شايد به همين دليل، خداوند براي آخرين پيامبرش جانشين تعيين نفرمود. 
63.	براي من جاي تعجب است كه چگونه انصار پس از آنهمه فداكاري و بذل جان و مال و... و همچنين مهاجرين، چگونه همگي با هم حاضر شدند براي خليفه شدن يك نفر ديگر،آيات قرآن و دستورات پيامبرصلی الله علیه و سلم را زير پا بگذارند؟ آن هم به خاطر گفتن يك حديث از جانب ابوبکر (الائمه من قريش) مگر اينكه فكر كنيم آنها پيامبرصلی الله علیه و سلم را ـ نعوذبالله ـ بيشتر از خدا قبول داشتند و آيه تبليغ و سفارش پيامبرصلی الله علیه و سلم را كنار گذاشتند و به يك سخن ديگر پيامبرصلی الله علیه و سلم، عمل كردند‌!!! البته فقط يك ذهن ماليخوليايي چنين افكار آشفته اي را قبول مي کند و به آن عشق و تعصب مي‌ورزد!!! 
64.	برخي محققين فاضل و دانشمند هموطن من مي گويند: بايد حقيقت را گفت و نمي شود به خاطر برخي مصالح مانند اتحاد و... از گفتن حقيقت ابا كرد. بنا به فرض محال كه: ذهنهاي بيمار و افكار متعصب و انديشه هاي جاهلي شما از لابه‌لاي متون درهم تاريخي، موفق به كشف حقيقتي هم شده باشد، آيا همه چيز را بايد گفت؟ اگر زن همسايه خراب بود بايد در كوچه و بازار راه بيفتي و اين حقيقت را افشاء كني؟ من با ديدن همين نكات پيش پا افتاده و احمقانه در شما متوجه غلط بودن 80 %‌ استدلالات و افكار شما شده و در پي اين تحقيق بر آمدم. و خدا را صدهزار مرتبه شكر كه: هدايت شدم.
65.	اگر در افسانه هاي تاريخي شيعه دقيق شوي (از لابه لاي سخنان فاضلانه مداحان و وعاظ) مي‌بيني كه اين عملكرد و طرز سخنان و رفتار پيامبر اكرم بوده كه باعث شده حضرت عمر و ابوبكر به مرور با حضرت علي (ع) دشمن شوند!!! و پس از رحلت پيامبرصلی الله علیه و سلم