 ساخته‌اند بيندازيد(مگر نمي‌گوييد عوام، پيرو خواصند؟) فارس براي ترک جوک مي سازد و لر با کرد دشمن است و در شهرها جنگ چپ و راست و در ادارات دشمني رييس و مرئوس و حسادت و باند بازي و... آخوندها هم که صبح تا شب پايشان را کرده اند توي کفش سني ها! تمام اقشار ايراني با هم دشمن و در حال اختلاف! پس چوب خدا را بخوريد که نه صدا دارد و نه دوا! فاعتبروا يا اولي الابصار.
128.	پيامبر اکرم مي گويند اگر مي دانستم بيشتر از هفتاد بار استغفار من موجب بخشش منافقان مي‌شود بيش از هفتاد بار طلب آمرش مي کردم.(در قرآن آمده اگر هفتاد بار هم براي آنها طلب بخشش کني بخشيده نمي شوند) اين نيت و طرز تفکر و روحيه و محور انديشة كسي بوده كه ما ادعاي پيروي و حب او را داريم ولي آقايان از آنجايي که خودشان روحيات نازک نارنجي زنانه و زودخشم و کينه توزانه دارند فکر مي‌کنند نبي اكرم، روز قيامت، اصحابي که آنهمه براي او و اسلام جان نثاري کردند را براي يکي دو خطاي بدون سوء نيت نمي بخشد.عزيز دل برادر:
کار پاکان را قياس از خود مگير
گـرچـه بـاشد در نـوشتن شير شير
129.	اگر روحية طنز و باز و پرگذشت شيعه را با روحيه تند و تيز و منظم سني قاطي کنيد يک آدم کامل درست مي شود!
130.	يوسف، برادرانش را بخشيد با اينکه او را در کودکي و با سوء نيت به داخل چاه انداختند چرا پيامبرصلی الله علیه و سلم نبايد در روز قيامت اصحابش را ببخشد؟(اگر گناه يا خطايي آن هم از روي سهو و آن هم به زعم و خيالات شما انجام داده باشند؟)
131.	حضرت علي (ع) در جايي مي فرمايند خلافت نزد من از آب دماغ بز کم ارزش‌تر است و در جايي ديگر مي فرمايند از لنگه کفش پاره کمتر است! با اين وصف اگر خلافت و امامت يک موضوع واحد بوده و بر مبناي نص الهي باشد، آيا آن حضرت، مجاز بوده اند چنين توهيني به اين مقام و منصب الهي بکند؟! شايد مانند هميشه پاسخ مي دهيد که منظور ايشان تقيه و توريه و مماشات و مصلحت و... بوده يا اينکه ايشان قصد شکسته نفسي داشته اند به هر حال: عاقلان دانند. به قول شهيد دکتر علي شريعتي براي علي هيچ چيز دردآورتر از اين نيست که به ظاهر شيعيان او فکر  کنند او براي خلافت غصه مي خورده و درد خود را با چاه مي گفته است!!!
132.	 پيامبر اکرمصلی الله علیه و سلم مدت 23 سال دست کم در هر شبانه روز 5 مرتبه وضو مي‌گرفتند با اينهمه پس از ايشان در نحوه وضو گرفتن بين مردم اختلاف شد. اکنون ما با چه اطميناني حوادثي که در يک ساعت از يک روز (غدير يا سقيفه و افسانه در) اتفاق افتاده را با اطمينان کامل تجزيه و تحليل کرده و مثلا با اطمينان صددرصد مي گوييم منظور پيامبرصلی الله علیه و سلم از کلمه مولي که داراي 27 معني مختلف است معني خليفه بلافصل بوده است؟!!! و بر مبناي آن به نزديکترين ياران پيامبر، تهمت غصب خلافت و افتراء وارد مي کنيم؟ و به خيال خود فکر مي کنيم مقام حضرت علي رااينگونه بالا برده ايم. يا اينکه دقيقا مي دانيم در آن چند دقيقه حمله به خانه علي چه کساني شرکت داشته و دقيقا افراد در چه نقاطي ايستاده بوده و دقيقا چه افکاري در سرشان جريان داشته و دقيقا چه جملاتي بين آنها رد و بدل شده است و...!! 
133.	شيعه حضرت فاطمه را شهيد مي داند در صورتيکه ربط دادن علت رحلت ايشان به جريانات روز سقيفه بسيار ضعيف است ولي حضرت عمر که بدون علت و به صورت عمد به دست يک نفر مجوسي کشته شد را شهيد نمي دانند. براستي چرا؟ 
134.	اشتباه شيعه اين است که فکر مي کند روز قيامت، حضرت علي و حضرت فاطمه يک طرف ايستاده اند و حضرت عمر و ابوبکر هم يک طرف ديگر. بعد سني ها مي‌روند پشت سر حضرت عمر و ابوبکر و شيعه ها  مي روند پشت سر علي.آنگاه حضرت عمر و ابوبکر را به همراه سني ها به جهنم مي برند و شيعه ها را به همراه علي وارد بهشت مي کنند! ولي عزيزان من اينگونه نيست. حضرت علي و فاطمه که يقينا به بهشت مي روند. حضرت عمر و ابوبکر هم که انشاء الله به کوري چشم بعضي ها بهشتي اند. ولي مي آييم به سراغ شيعه ها و سني ها. از سني سئوال مي‌شود چکار کردي. پاسخ مي دهد: نمازم را به موقع خواندم دروغ و حقه بازي هم نداشتم. به کسي فحش ندادم و کاري هم نکردم که در امت اسلامي تفرقه و اختلاف ايجاد شود. پس آنها به بهشت مي روند. آنگاه از شيعه سئوال مي شود وقتي آمريکا کشور شما را 360 درجه محاصره کرده بود چه کردي؟ چون در آنجا ديگر نمي شود دروغ گفت مي گويد: عمر کشان راه انداختم، فحش و لعنت فرستادم و ايجاد تفرقه و اختلاف کردم. پس خطاب مي آيد که وارد جهنم شو.
135.	محقق شيعه با هزار و يک دليل و توجيه و تفسير، جريان ازدواج ام کلثوم با حضرت عمر – خواستگاري حضرت علي از دختر ابوجهل – وجود شخصي به نام ابن سباء – امامت نماز جماعت توسط ابوبکر در ايام بيماري پيامبرصلی الله علیه و سلم – اجازه باز بودن فقط در خانه ابوبکر به سمت مسجد پيامبرصلی الله علیه و سلم – فوت محسن در سنين کودکي- عشره مبشره و... را زير سئوال مي برد و نفي مي کند. من نيز اصراري ندارم که ثابت کنم تمام اين وقايع کاملا درست و صحيح است ولي سئوال من اينجاست: وقتي مواردي که در اکثر کتب تاريخي حتي شيعه(مانند بحارالانوار يا تاريخ يعقوبي) آمده است را شما مي توانيد نفي کنيد چرا نمي توان فقط نحوه برداشت از يک واقعه تاريخي را مورد شک قرار داد (مانند قصد پيامبر اكرم از اعلام دوستي با علي در غدير) وقتي که شما اصل يک واقعه را زير سئوال مي بريد چگونه نمي شود فرع يک اتفاق را زير سئوال برد؟! همانطور که در بخش غدير و سقيفه نيز مشاهده کرديد که به خوبي و با صدها سئوال و مثال، ثابت کرديم که منظور پيامبرصلی الله علیه و سلم  در غدير خم، تعيين جانشين براي پس از خودشان نبوده است. 
136.	تناقض بلاي جان محقق شيعه است او در جايي حديث کساء را مي آورد و مي‌گويد پيامبرصلی الله علیه و سلم به ام‌سلمه گفت تو نمي تواني جزء اهل بيت باشي و اهل بيت فقط اين چهار نفرند (علي – فاطمه – حسن و حسين) ولي در جايي ديگر اين موضوع را فراموش مي کند و براي خرد کردن هر چه بيشتر حضرت عمر و ابوبکر مي‌گويد: پيامبرصلی الله علیه و سلم در باره سلمان فرمود: سلمان منا اهل البيت. حالا اگر اين تناقض نيست پس چيست؟ يا در جايي مي گويند پيامبر اکرم نام 11 امام پس از علي را دقيقا گفت ولي در جاي ديگر مي نويسد: امام صادق، اسماعيل ـ پسر بزرگشان ـ را به عنوان جانشين معرفي کردند ولي پس از فوت او فرمودند در مورد اسماعيل بداء حاصل شده و فرزند سومشان را به عنوان امام بعدي معرفي کردند. اکنون آيا مي‌توان باور کرد که امام صادق از اين حديث بسيار مهم بي‌اطلاع  بوده اند؟ تا اسماعيل را به عنوان جانشين پس از خود معرفي نکرده تا فرقة ضاله اسماعيليه به همين بهانه ساخته نشود و هزار و يک مساله ديگر؟ يا در اينجا باز هم تقيه و توريه و مصلحت را پيش مي کشيد! يا مي گوييد: امام در آن لحظه به علم غيب خود رجوع نکردند!!! هر چند در عصر فعلي چنين پاسخهايي را حتي کودکان خردسال نيز قبول نمي‌کنند!
137.	روزي به يکي از ابوجهل‌هاي 